Issuu on Google+

‫سردبير‬

‫فرهاد عبداهلل‌زادگان‬

‫پژواك‬

‫روز سياه‬

‫محكو م‌باد‬

‫‪15‬‬

‫فوريه‬

‫توطئه‌ي ‪ 15‬فوريه‬ ‫از ديدگاه رهبر آپو ‪7‬و‪8‬‬

‫قريب به دو سده است كه قيام‌هاي خلق كرد در راستاي احقاق طبيعي‌ترين و انساني‌ترين‬ ‫حقوق خويش به شكست منتهي شده‌اند‪ .‬از قيام بابان در جنوب كردستان گرفته تا بدرخان‪ ‌،‬از‬ ‫شورش سمكو گرفته تا جمهوري مهاباد‪ ‌،‬از شيخ سعيد پيران گرفته تا آرارات و درسيم همگي‬ ‫بي‌نتيجه مانده‌اند و پس از شكست و اعدام سركردگانشان خلق كرد هرچه بيشتر تحت سركوب‪،‬‬ ‫كشتار‪ ،‬اعدام و در يك جمله با سياست‌هاي همه‌جانبه‌ي نسل‌كشي سياسي‪ ،‬فرهنگي‪ ،‬اقتصادي‪،‬‬ ‫اجتماعي و‪ ...‬مواجه گشته است‪ .‬اگرچه ‪ PKK‬را مي‌توان وارث تمامي اين قيام‌ها و به‌تعبيري‬ ‫نقطه‌ي تكامل همه‌ي اين سرهلدان‌ها برشمرد‪ ،‬اما تفاوت‌ها و تمايزات برجسته‌اي نيز دارد كه‬ ‫آن را در جايگاه ويژه‌اي قرار مي‌دهد‪ .‬برخورداري از ايدئولوژي مختص به‌ خويش‪ ‌،‬محدود‬ ‫نماندن به يك بخش از كردستان‪ ،‬اسير زهر مليت‌گرايي نگشتن و از همه مهمتر برخورداري از‬ ‫سازماندهي و رهبري استراتژيك سبب شده‌اند كه هيچ نيرويي‪ ،‬چه منطقه‌اي و چه فرامنطقه‌اي‬ ‫نتوانند آن را تصفيه‌ كنند و يا اينكه در مسير اهداف خويش آن را به‌‌كار گيرند‪ .‬از اين نقطه‌نظر‬ ‫مي‌توان ‪ PKK‬را روح كرد و ميالدش را ميالد دگربار خلق كرد عنوان نمود؛ به همين سبب‬ ‫مي‌بايست توطئه‌ي ‪ 15‬فوريه را حمله‌اي به موجوديت خلق كرد در همه‌ي بخش‌هاي كردستان‬ ‫قلمداد نمود‪ 13.‬ساال از اين توطئه گذشت اما از كين و نفرت خلق كرد نسبت به اين روز و‬ ‫عامالن توطئه نه‌تنها كاسته نشد بلكه خلق كرد‪ ،‬جنبش آزادي‌خواهي و رهبر آپو با در پيش‬ ‫گرفتن موضع شرافتمندانه‌ي مقاومت اين توطئه را نقش برآب ساختند و به‌ همگان اثبات نمودند‬ ‫ضربه‌اي كه مرگبار نباشد‪ ‌،‬توانمندتر مي‌سازد‪ .‬امروز مي‌بينيم كه اين توطئه‌گران و مزدورانشانند‬ ‫كه دچار بحراني ژرف شده‌اند و خلق‌ها اگر بخواهند قادرند هر استبدادي را در هم بشكنند‪.‬‬ ‫همه‌يمان شاهد بوديم آتشي كه از تونس شعله‌ور شد‪ ،‬با سرايت به مصر ساختار فرعوني آن‬ ‫را در هم‌شكست و منجر به فرار حسني مبارك ـ كه در توطئه‌ي ‪ 15‬فوريه دست داشت ـ شد‪ .‬‬ ‫نكته‌‌اي كه برايم جالب توجه بود فرار حسني مبارك از مصر و جشن انقالب‪ ،‬در روز ‪ 22‬بهمن‬ ‫همزمان با پيروزي انقالب اسالمي در ايران بود‪ 31 .‬سال پيش آنچه كه در ايران روي داد در‬ ‫مصر تكرار شد و نشان داد جنبش‌ها و انقالب‌هاي مردمي در يك كليت قرار داشته و داراي‬ ‫همبستگي فوق‌العاده‌اي مي‌باشند‪ .‬فقط اميدواريم كه سرنوشت اين انقالب مردمي نيز به سرنوشت‬ ‫انقالب خلق‌هاي ايران‪ ،‬يعني گسست از اهداف و ايده‌آل‌هايش دچار نگردد‪ .‬مورد ديگري كه‬ ‫مي‌بايست بدان اشاره نمود ترافيك ديپلماتيك مابين مسئوالن كشورهاي موقعيت‌گراي منطقه ‬ ‫پس از سقوط حكومت مصر بود‪ .‬سفر جالل طالباني به سوريه‪ ،‬ديدار عبداهلل گل از ايران و رفتن‬ ‫هياتي از مسوالن حكومت اقليمي كردستان به تركيه نشانه‌ي ترس و خوف آنان از وقوع هرگونه‬ ‫تحركات مردمي‪ ،‬تحت تاثير وقايع مصر و ديگر كشورهاي عربي مي‌باشد‪ .‬به‌هر حال خاورميانه‬ ‫جغرافيايي است عجيب‪ ،‬منحصربه‌فرد و گويي يك روح و يك پيكره؛ هر رويداد و واقعه‌اي در‬ ‫آن نه‌تنها ديگر بخش‌ها بلكه تمامي دنيا را تحت تاثير قرار مي‌دهد‪ .‬اربابان جهان بيش از هركس‬ ‫ديگري لرزه به جانشان افتاده است؛ چرا كه مي‌دانند پديد آمدن هرگونه ساختاري در خاورميانه‬ ‫كه مطابق ميلشان نباشد‪ ،‬به‌معناي در هم شكستن نظام‌هاي ليبرال آنها هم خواهد بود‪ .‬به تكاپو‬ ‫افتادنشان پس از آخرين تحوالت خاورميانه را نمي‌توان به‌گونه‌اي ديگري تاويل و تفسير نمود‪.‬‬ ‫ي آلترناتیو‬ ‫هفته‌نامه‌ ‌‬

‫مركز مطبوعات حزب حیات آزاد کردستان(پژاک)‬

‫نقش زنان در انقالب و فرجام آن‬ ‫انقالب خلق‌ها از آمد (دياربكر) تا قاهره‬

‫‪10‬‬ ‫‪4‬‬

‫خودمديريتي دموكراتيك‬

‫شكست توطئه‌ي ‪ 15‬فوريه‬ ‫آخرين نامه‌ي شهيد فرهاد وكيلي‬

‫هفته‌نامه‌ی سیاسی‌ـ اجتماعی‌ـ فرهنگی دوره‌ی دوم شماره‌ی ‪5‬‬

‫‪12‬‬

‫ارزيابي‌هاي شهيد حسين خضري‬ ‫در مورد ‪ 15‬فوريه‬

‫سازماندهي‪ ،‬يگانه راه پيروزي‬ ‫اقتصاد سياسي و دولتي‌شده = افول جامعه‬

‫‪6‬‬

‫‪11‬‬ ‫‪9‬‬

‫سه‌شنبه ‪ 26‬بهمن ‪ 15 / ١٣٨٩‬فوريه ‪2011‬‬

‫زمان بر قراري دموکراسي خلق‌ها و در هم شکستن توطئه‌ي‬ ‫بين المللي عليه خلق‌ها فرا رسيده است‬ ‫پس از گذشت ‪ 13‬سال از‬ ‫اجراي توطئه‌ي بين‌المللي‬ ‫‪ 15‬ف��وري��ه عليه «رهبر‬ ‫ب��ا نگاهي ب��ه م��ب��ارزه‌ي‬ ‫آپ�������و»‪،‬‬ ‫خلق کرد و مدنظر قرار دادن‬ ‫آزادي‌خواهي‬ ‫مبارزه‌اي گسترده‌تر عليه توطئه‌ي‬ ‫تحوالت منطقه‌اي‪،‬‬ ‫بين‌المللي و توطئه‌گران را براي همه الزامي مي‌دارد‪.‬‬ ‫‪ 30‬سال مبارزه‌ي خستگي‌ناپذير جنبش آزادي‌خواهي‬ ‫‌شکستن‬ ‫خلق کرد به پيشاهنگي «رهبر آپو» ـ‌ با درهم‬ ‫ِ‬ ‫سياست‌هاي انکار‪ ،‬نابودسازي و آسميالسيون‌ـ حياتي‬ ‫دوباره به خلقي بخشيد که در پيشگاه قدرت‌هاي بزرگ‬ ‫جهاني و زير وحشيانه‌ترين ستم‌هاي دولت‌هاي منطقه‌اي‬ ‫محکوم به مرگ شده‌بود‪ .‬توطئه‌ي ‪ 15‬فوريه تحقير خلقي‬ ‫است که براي احقاق مشروع‌ترين حقوق خود متحمل‬ ‫ده‌ها هزار شهيد‪ ،‬هزاران مفقوداالثر‪ ،‬هزاران روستاي به‬ ‫آتش کشيده‌شده‪ ،‬هزاران زنداني سياسي و غيرانساني‌ترين‬ ‫شکنجه‌ها شده‌است‪ .‬اعمال توطئه‌ي ‪ 15‬فوريه عليه خلقي‬ ‫که در عصر آزادي‌ها هنوز زبان و هويتش انکار مي‌گردد‪،‬‬ ‫داغ ننگي است بر چهره‌ي قدرت‌هاي مدعي دموکراسي‪.‬‬ ‫اگرچه مبارزه در راه رسيدن به آزادي مردم کردستان‬ ‫هميشه هزينه‌هاي گزافي براي مبارزان آن در پي داشته‬ ‫و جنايات اِعمال‌شده عليه اين خلق هميشه در چارچوب‬ ‫منافع مشترک قدرت‌ها و دولت‌هاي منطقه‌اي ايضاح‬ ‫گشته است‪ ،‬اما با توجه به گستردگي توطئه‌ي ‪ 15‬فوريه‬ ‫لزوم تحليل آن در چارچوبي فراتر از اين نگرش ضروري‬ ‫مي‌نمايد‪ .‬توطئه‌ي ‪ 15‬فوريه انعکاس هراس قدرت‌هاي‬ ‫جهاني نسبت به نحوه‌ي نگرش‪ ،‬ايده‌ها و چگونگي مبارزه‌ي‬ ‫«رهبر آپو» براي آزادي خلق کرد و پيامدها و تاثيرات‬ ‫آن در سرتاسر خاورميانه مي‌باشد‪ .‬مبارزه‌ي مداوم «رهبر‬

‫آپو» که منجر به گذار وي از نگرش‌هاي سنتي و کليشه‌اي‬ ‫در قبال مسئله‌ي کرد و خارج نمودن آن از دايره‌ي‬ ‫سرنوشت مکرر و بي‌فرجام «قيام و سرکوب» گرديد‪ ،‬فصل‬ ‫نويني در مبارزات آزادي‌خواهي خاورميانه گشود‪ .‬تالش‬ ‫«رهبر آپو» در حل دموکراتيک مسئله‌ي کرد و کشاندن‬ ‫آن از عرصه‌ي خشونت‌بار به گستره‌ي سياست دموکراتيک‬ ‫و تاکيد وي به اتحاد خلق‌ها و پايان دادن به جنگ‌ها و‬ ‫کشمکش‌هاي نشأت‌گرفته از نگرش‌هاي ناسيوناليستي‪ ،‬در‬ ‫واقع دليل اصلي اعمال توطئه‌ي ‪ 15‬فوريه عليه ايشان‬ ‫و مبارزه‌ي آزادي‌‌خواهانه‌ي خلق کرد است‪ .‬تداوم‬ ‫تالش‌هاي «رهبر آپو» به شيوه‌اي گسترده و همه‌جانبه‬ ‫در چهارچوب تحولي بنيادين در انديشه‌ها و ديدگاه‌هاي‬ ‫مبارزاتي وي پس از دستگيري‪ ،‬اصلي‌ترين عامل در‬ ‫تداوم مبارزه عليه توطئه و نقش بر آب ساختن آن است‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫بازتعريف آزادي در حيطه‌اي خارج از تالش صرف سياسي‬ ‫جهت قدرت‌يابي و تغيير حاکميت به‌عنوان هدف غايي و‬ ‫بيان اصل آزادي در احياي حقيقت جامعه و ارزش‌هاي‬ ‫بنيادين آن‪ ،‬منجر به تغيير پارادايم مبارزاتي خلق کرد از‬ ‫نگرشي مبتني بر دولت‌ـ ملت‌گرايي به پارادايم «جامعه‌ي‬ ‫دموکراتيک» گشت‪ .‬اين تحول بنيادين که نمايانگر هر‬ ‫بيشتر اراده و نيروي ذاتي جامعه‌ي کرد مي‌باشد‬ ‫چه‬ ‫ِ‬ ‫و برادري خلق‌ها را به دنبال خواهد داشت‪ ،‬محصول‬ ‫سير تحول و تکامل فکري و سازماني است که توطئه‌ي‬ ‫بين‌المللي در راستاي متوقف نمودن آن به‌وقوع پيوست‪.‬‬ ‫جامعه‌ي کرد در چنين سير تکاملي و تحت تاثير چنين‬ ‫انديشه و مبارزه‌اي خود را براي ايفاي نقش واقعي خود‬ ‫در خاورميانه آماده مي‌نمايد‪ .‬قيام ‪ 3‬اسفند ‪ 1377‬متعاقب‬ ‫دستگيري «رهبر آپو» در همه‌ي شهرهاي شرق کردستان‪،‬‬ ‫در واقع پيام مهيا بودن خلق کرد براي مشارکت و‬

‫پيشاهنگي در مبارزات دموکراتيک خلق‌هاي ايران بود‪.‬‬ ‫پيوند ناگسستني خلق کرد با رهبريتي که پيشاهنگ فکري‬ ‫و عملي اين خلق براي ايفاي نقش بازيگر اصلي در ميدان‬ ‫مبارزات دموکراسي است و همچنين خشم و کينه مردم‬ ‫کردستان در برابر بي عدالتي و تحقيري که در توطئه‌ي‬ ‫بين‌المللي عليه آنها روا داشته شده‪ ،‬منجر به چنين‬ ‫قيام فراگيري شد‪ .‬قيام ‪ 3‬اسفند با اهداي بيش از ده‌ها‬ ‫شهيد‪ ،‬مرحله‌ي نويني در مبارزات خلق کرد در ايران و‬ ‫دريدن پوسته‌ي مبارزه‌ي سياسي سنتي کرد و همچنين‬ ‫نخستين قيام سراسري پس از ‪ 20‬سال خفقان ديکتاتوري‬ ‫جمهوري اسالمي در ايران بود‪ .‬تاثيرگذاري قيام ‪ 3‬اسفند‬ ‫و پيشاهنگي آن در آغاز مبارزات دموکراسي‌خواهي‬ ‫ايران حقيقتي غيرقابل‌انکار است‪ .‬حزب‌مان‪ ،‬حزب حيات‬ ‫آزاد کردستان(‪ )PJAK‬محصول اين تحول ريشه‌اي در‬ ‫مبارزه‌ي خلق کرد در شرق کردستان و پيوند با مبارزات‬ ‫دموکراتيک سرتاسر ايران است‪ .‬تداوم مبارزاتي ‪PJAK‬‬ ‫و قيام مردم ماکو در سالروز توطئه‌ي بين‌المللي در سال‬ ‫‪ ،1384‬پافشاري خلق کرد را در به پيروزي رساندن اين‬ ‫مبارزه‌ي نوين نشان مي‌دهد‪.‬‬ ‫ارزش‌هايي که مبارزه‌ي آزادي‌خواهان عليه توطئه‌ي‬ ‫‌شکستن توطئه و‬ ‫بين‌المللي آفريد‪ ،‬نشان‌دهنده‌ي در‌هم‬ ‫ِ‬ ‫عدم دست‌يابي به اهداف آن و متحقق نمودن دموکراسي‬ ‫راستين خلق‌ها است‪ .‬خاطره‌ي قتل‌عام مردم به‌پاخاسته‌ي‬ ‫کرد در جريان تظاهرات سال‌هاي ‪ 1377‬و ‪ ،1384‬و‬ ‫همچنين قتل ناجوانمردانه‌ي دموکراسي‌خواهاني‬ ‫همچون داريوش و پروانه‌ي فروهر با همکاري تيم‌هاي‬ ‫ترور‬ ‫ادامه در صفحه‌ي ‪5‬‬


‫ديدگاه‬

‫رهبر آپو‪ :‬دفاع ذاتي‪ ،‬سازماندهي همه‌جانبه‌ي خلق‬

‫‪3‬‬

‫چكيده‌ي متن‌ديدار‌‌ با رهبر خلق كرد (عبداهلل اوجاالن)‬ ‫«رهبر آپو» طي ديدار اخير خود با وکاليش در سيزدهمين‬ ‫سالگرد توطئه ‌بين‌المللي‪ ،‬تاريخ نابودي کردها را تحليل‬ ‫کرد‪ .‬وي خاطرنشان ساخت تاريخ ‪ 85‬ساله‌ي امحاي ملت‬ ‫كرد اكنون توسط ‪(AKP‬حزب عدالت و توسعه) تداوم‬ ‫مي‌يابد‪ .‬ايشان با بيان اينکه ‌در ترکيه ‌آغاز توطئه‌ي امحاي‬ ‫کردها در ‪ 15‬فوريه‌ي ‌سال ‪ 1925‬با توطئه ���علي ‌ه شيخ سعيد‬ ‫انجام گرفت‪ ،‬گفت‪ :‬همه به مسئله‌ي توظئه‌ي صورت‌گرفته‬ ‫عليه شيخ سعيد واقفند كه درنهايت منجر به اعدام وي‬ ‫گشت‪ .‬در ‪ 15‬فوريه‌ي ‌سال ‪ 1925‬توطئه‌ علي ‌ه شيخ سعيد‬ ‫انجام گرفت و باز در ‪ 15‬فوريه‌[‪ ]1999‬طي توطئه‌اي مرا به‬ ‫‌ترکيه ‌تحويل دادند‪ .‬شيخ سعيد در ‪ 29‬ژوئن به‌دار آويخته‬ ‫‌شد؛ هم‌چنانک ‌ه صدور حكم اعدام من نيز همان ‪ 29‬ژوئن‬ ‫بود‪ ‌15 .‬فوريه‌ي ‌‪ 1925‬در جمهوري ترکيه ‌آغاز تاريخ‬ ‫امحاي کردهاست‪ 85 .‬سال از آن تاريخ سپري شده‌‪ ،‬اما‬ ‫هنوز هم اين سياست نابودي به ‌انحاي مختلف ادامه ‌دارد‪.‬‬ ‫نابودي کردها بسيار شديدتر از نابودي ارمني‌ها بوده‌ كه‬ ‫همينك نيز اِعمال مي‌شود‪ .‬با اين وجود کردها همواره از‬ ‫خود ايستادگي نشان داده‌اند‌ و نتوانسته‌اند آنها را از نابود‬ ‫كنند؛ هنوز به ‌حيات خود ادامه ‌مي‌دهند‪ .‬نابودي کردها‬ ‫نه‌تنها به‌شکل فيزيکي‪ ،‬بلکه‌در عرصه‌هاي فرهنگي‪ ،‬اقتصادي‪،‬‬ ‫سياسي و آييني و به‌شيوه‌هاي مختلف‪‌،‬اِعمال مي‌گردد‪ .‬وي‬ ‫با بيان اينکه ‌چنين اَعمالي امروز به‌وسيله‌ي ‪ AKP‬عملي‬ ‫مي‌شوند‪ ،‬افزود‪ :‬گالديو در نابودي کردها نقش موثري‬ ‫داشته‌ و از سال ‪ 1950‬تا به حال تغييرات فراواني به ‌خود‬ ‫ديده است و همينك‌ توسط‌‪ AKP‬تبديل به‌گالديويي ويژه‌‬ ‫شده‌است‪ .‬ايشان در اين بار ‌ه چنين گفت‪ :‬سال ‪ 1925‬در‬ ‫ترکيه ‌نيروي هژمونيک ‪(CHP‬حزب جمهوري‌خواه خلق)‬ ‫قدرت را در دست داشت و به‌وسيله ‌آنان نابودي کردها‬ ‫آغاز گرديد؛ اما ‌در سال ‪ AKP ،2000‬کردها را نابود‬ ‫مي‌کند‪ .‬به‌عبارتي ديگر امروز ‪ AKP‬نمايندگي ‪ CHP‬سال‬ ‫‪ 1925‬را مي‌کند‪ .‬سال ‪ 1950‬پس از آنکه‌ ترکيه ‌به ‌عضويت‬ ‫ناتو در آمد‪ ،‬انكار و امحا به ‌اشکال گوناگون و توسط‬ ‫نيروهاي متفاوتي ادامه ‌يافت‪ .‬با کودتاي ‪ 27‬مي(‪،)1971‬‬ ‫گالديوي ملي و نيروهاي چپ تصفيه ‌شدند‪ .‬در دوران‬ ‫چيللر پروژه‌ي گالديوي مستقل مطرح شد و در سال ‪2000‬‬ ‫نيز و در دوران زمامداري‪ ،AKP‬گالديوي ويژه‌طرح‌ريزي‬ ‫شده‌ است‪« .‬رهبر آپو» با بيان اينکه‌جناح‌هايي از گالديوي‬ ‫مستقل که ‌خواهان جنگ نبودند تحت عنوان ارگنکون‬ ‫تصفيه ‌شدند‪ ،‬گفت‪ :‬سال ‪ 1999‬با آوردن من‪ ،‬جناح‌هاي‬ ‫گالديوي مستقل که‌بيشترين جنگ‌ها را با ما انجام دادند‪ ،‬به‌‬ ‫اين نتيجه‌ رسيدند که ‌مسئل ‌ه از راه‌هاي خشونت‌آميز حل‬ ‫نخواهدگشت‪ .‬آنان كه خواهان خاتمه‌ي جنگ بودند‪،‬‬ ‫تصفيه شدند‪ .‬گروه‌هايي ‌که‌ خواهان ادامه‌ي ‌جنگ بودند‪،‬‬ ‫تحت عنوان گالديوي ويژه‌سازماندهي شدند‪ .‬اين موضوع‬ ‫ُپرواضح است و بنيان آن نيز در ديدار اردوغان و بوش در‬ ‫واشنگتن پي‌ريزي شد‪ .‬اپراسيون‌هاي گالديوي ويژه‌ ‪،AKP‬‬ ‫عليه‌ گالديوي مستقل گورش و چيللر امروز انجام مي‌گيرد‪.‬‬ ‫وي با اشاره ‌ب ‌ه اينکه‌ گروهي که ‌در امرالي با وي ديدار‬ ‫کرده‌بودند نيز تصفيه‌ گرديدند‪ ،‬افزود‪ :‬در اوايل انتقال من‬ ‫به امرالي‪ ،‬فرماندهاني که ‌به‌ اينجا مي‌آمدند‪ ،‬مي‌گفتند ما‬ ‫مي‌توانيم با مشارکت هم‪ ،‬مسئله‌را حل کنيم؛ اما من بر اين‬ ‫باورم که ‌نيرويي مانع از عملي‌نمودن اين‌کار شد‪ .‬پس از‬ ‫آنكه ‪ AKP‬قدرت را در اختيار گرفت‪ ،‬موج نابودي‬ ‫سال‌هاي ‪ 2002‬تا ‪ 2004‬شروع شد‪ .‬زماني‌که‌سياست نابودي‬ ‫موفق نشد‪ ،‬آنگاه سياست فرسوده‌سازي را آغاز کردند‪.‬‬ ‫آخرين بار در سال ‪ 2007‬در جلس ‌ه کاخ دُ لمه ‌باغچه(كاخ‬ ‫نحست‌وزيري تركيه واقع در آنكارا)‌‪ ،‬ارتش و دولت بر سر‬ ‫مسئله‌ي‌[شيوه‌ي انكار و امحاي] کردها به ‌توافق رسيدند‪.‬‬ ‫«رهبر آپو» با اشاره ‌به ‌خطر سياسي کردن حزب‌الکنترا‬ ‫اظهار نمود که‌ حزب‌اهلل بخش کوچکي از سازماندهي‬ ‫عميقي است كه جهت اجراي برنامه‌هاي پاك‌سازي آينده‌‬ ‫انجام خواهدگرفت‪ .‬اکنون صحبت ازعفو نمودن آنان و‬ ‫همچنين سياسي کردن و عدم ممانعت از[فعاليت سياسي]‬ ‫اين قاتالن که ‌اعمال وحشيانه‌اي ‌انجام داده‌اند‪ ،‬به ميان‬ ‫مي‌آيد‪ .‬اين به‌ چه‌معناست؟ مگر تشکيالتي سياسي است که‬ ‫‌صحبت از تغيير و تحول آنها مي‌کنند؟ به‌ اَعمال آنها بنگريد‪،‬‬

‫هميشه ‌کردهاي آزاد را آماج حمالت خود قرار داده‌ و به‬ ‫قتل رسانده‌اند‪ .‬آنها تشکيالت نيستند؛ قاتالن و آدم‌کشاني‬ ‫هستند که‌اكنون براي ازبين‌بردن سياست‌هاي کردها مورد‬ ‫استفاده‌قرار مي‌گيرند‪ .‬زماني‌که‌ از «حماس کردها» صحبت‬ ‫به‌ميان مي‌آوردم به خطرات ناشي از آن هشدار مي‌دادم‪.‬‬ ‫بدون درک صحيح اين سياست‌ها‪ ،‬چگونه‌ مي‌توان چنين‬ ‫بازي‌هايي را خنثي کرد؟ از ژيتم( تشكيالت مركزي‬ ‫استخباراتي و ژاندارمري) پيشين و ژيتم جديد سخن‬ ‫مي‌گويند‪ .‬برخي از نويسندگان به ‌اين تفاوت پي‌برد ‌ه و‬ ‫نبايد بگويند که‌ متوجه نشديم‪ ،‬به‌هرحال امکان دارد دانست ‌ه‬ ‫يا ندانسته‌ ‌در اين بازي‌ها مورد استفاد ‌ه قرار بگيرند‪ .‬اينكه‬ ‫مي‌گويند نبايد حزب‌اهلل را جدي گرفت و نيرويي ندارند و‬ ‫سه‌چهار نفر بيشتر نيستند‪ ،‬صحيح نيست‪ .‬حزب‌اهلل‌ تنها بخش‬ ‫کوچکي از اين ارگانيزاسيون وسيع است و مهم آن است که‬ ‫‌نيرو و برنامه‌هاي گسترده‌اي وراي آن نهفت ‌ه است‪ ‌.‬رهبر‬ ‫ملت کرد مجدداً يادآوري نمود که ‌هدف ‪ AKP‬نابودي‬ ‫است و گفت‪ :‬به‌خاطر اينکه در شيوه‌هاي سابق موفق نشدند‪،‬‬ ‫سياست‌هاي نابودي جديدي را در دست اجرا دارند و در‬ ‫اين رابط ‌ه چنين ادامه‌داد‪ :‬ببينيد‪ ،‬بخشي از ارتش‪ ،‬خواهان‬ ‫جنگ نيست و از آن بيزار است‪ AKP .‬نمي‌تواند از طريق‬ ‫‌آنها جنگ را به‌پيش ببرد‪ ،‬به‌همين‌‌خاطر نيرويي ويژ ‌ه متشكل‬ ‫از ‪ 50‬هزار نفر را سازماندهي نموده و آنها را به‌ خود وابسته‌‬ ‫کرده است ‌و به ‌هريک از آنان يک‌و‌نيم تا دو ميليارد[ليره]‬ ‫پول مي‌دهد‪ .‬همچنين ارتشي را که‌شامل ‪ 15‬هزار آخوند‬ ‫است به ‌مناطق مختلف كردستان فرستاده‌اند؛ ‌وظايف‬ ‫ويژه‌اي به‌ آنها محول نموده‌اند‪ AKP .‬با ايجاد‬ ‫ارتش ويژه‬ ‫ِ‬ ‫‌و آخوندهاي ويژه‌و همچنين با آزادي اعضاي حزب‌اهلل‌در‬ ‫تالش نابودي کردهاست‪ .‬در بسياري از مناطق ُمالها و افراد‬ ‫حزب‌اهلل ‌را مورد استفاده ‌قرارمي‌دهند‪ .‬اکنون در تالشند‬ ‫هويت کردي را در درسيم ازبين‌ ببرند‪ .‬ببينيد‪ ،‬در اپراسيون‬ ‫‪ 2 ،KCK‬هزار سياست‌مدار کرد را بازداشت کردند‪ .‬آيا اين‬ ‫نابودي فيزيکي‪ ،‬سياسي و معنوي نيست؟ رهبر ملت کرد با‬ ‫بيان اينکه ‌سياست‌هاي نابودي در هم ‌ه عرصه‌ها اِعمال‬ ‫مي‌گردند‪ ،‬در مورد برنامه‌هاي مخاطره‌آميز اين‌چنين گفت‪:‬‬ ‫‌براي نابودي کردها برنامه‌هاي بسياري دارند‪ .‬راه‌کارهايي‬ ‫ک ‌ه مورد استفاد ‌ه قرار مي‌گيرند نيز بسيار مخاطره‌آميزند‪.‬‬ ‫پيشتر تعدادي از سياست‌مداران کرد را به‌عنوان مخالفان‬ ‫جنگ مطرح کردند و خواستند بدين‌ترتيب آنها را نابود‬ ‫کنند‪ .‬چنين بازي‌هايي انجام دادند‪ .‬بدون‌شک اين برنامه‌اي‬ ‫فراتر از ‪ AKP‬اس��ت؛ آن��ان بخش کوچکي از اين‬ ‫ارگانيزاسيون مي‌باشند‪ .‬جناحي که‌ آن را طرح‌ريزي‬ ‫نموده‪ ‌،‬آمريکاست‪ .‬بايد نيروهايي را که ‌ارگانيزاسيون امحا‬ ‫را پايه‌ريزي کرده‌اند‪ ،‬به‌وضوح ببينيم‪« .‬رهبر آپو» اعالن‬ ‫کرد که ‌ديدارها با مسئولين حکومتي ادام��ه دارن��د و‬ ‫تالش‌هايش براي حل مسئله ادامه دارد‪ .‬اما دولت بايد‬ ‫وظايفش را انجام دهد‪ .‬همچنين با بيان اينکه اتفاقات ماه‬ ‫مارس تعيين کننده خواهند بود‪ ،‬افزود‪ :‬در ماه مارس‬ ‫مشخص خواهد شد که‪ ،‬آيا روند موجود به‌صورت مثبت به‬ ‫جلو خواهد رفت يا با بن‌بست مواجه خواهد‌شد‪ .‬به‌خاطر‬ ‫شرايطم قادر نيستم اينجا ديداري[در جهت چاره‌يابي مسئله]‬ ‫انجام دهم؛ امکانات بسيار محدودي دارم‪ .‬در شرايط سخت‬ ‫زندان به‌سر مي‌برم‪ .‬با آوردن مثالي مي‌توانم وضعيتم را‬ ‫نشان دهم‪ .‬استخري خالي از آب وجود دارد و به من‬ ‫مي‌گويند درون اين استخر شنا کن‪ .‬در استخر خالي ازآب‬ ‫چگونه مي‌توانم شنا کنم؟ در واقع نمي‌گويم استخر تهي از‬ ‫آب است؛ در استخر آب تا زانوهايم وجود دارد‪ ،‬حال به من‬ ‫مي‌گويند در چنين استخري شنا کن‪ .‬براي اينکه بتوانم شنا‬ ‫کنم آب بايد به چانه‌ي من برسد‪ .‬در غير اين‌صورت در‬ ‫شرايط موجود‪ ،‬قادر نخواهم بود جهت دست‌يابي به صلح‬ ‫نقشم را ايفا نمايم‪ .‬کسي چنين انتظاري از من نداشته باشد؛‬ ‫انتظاري منطقي نيست‪ .‬حکومت ترکيه نيز بايد وظايفش را‬ ‫به‌جاي آورد‪ .‬اگر تالش‌هاي ما به‌نتيجه نرسند‪ ،‬حل مسئله‬ ‫ميسر نخواهد بود‪ .‬در ماه مارس خويش را[از مسئله] کنار‬ ‫خواهم کشيد‪ .‬قبل از اين نيز گفته بودم سخنانم‌در رابطه با‬ ‫ماه مارس فراخوان براي جنگ نيست‪« .‬رهبر آپو» اعالم‬ ‫کرد ک ‌ه جالل طالباني رئيس‌جمهور عراق مي‌تواند در‬

‫چاره‌يابي مسئله‌ي کرد نقش ايفا کند‪ .‬ايشان با يادآوري‬ ‫پروسه‌ي آتش بس سال ‪ ،1993‬گفت‪ :‬طالباني چند سال قبل‬ ‫از اين گفته بود‪ ،‬حل مسئله‌ي کرد در جنوب کردستان‬ ‫بدون توجه به وضعيت شمال کردستان مي‌تواند صورت‬ ‫پذيرد‪ .‬اين شرايط به وضعيت امروز مصر مي‌ماند؛ هم‌چنان‌که‬ ‫تغيير در نظام‌هاي حاکم در منطقه‪ ،‬به تغيير در نظام مصر‬ ‫بستگي دارد حل مسئله‌ي کرد در جنوب کردستان نيز به‬ ‫حل مسئله‌ي کرد در شمال کردستان بستگي دارد‪،‬‬ ‫بدين‌خاطر نقش شمال کردستان براي کردها همچون نقش‬ ‫مصر براي عرب‌هاست‪ .‬وي با اشاره به اهميت جنبه‌هاي‬ ‫امنيتي و دموكراتيك براي حل مسئله‌ي کرد‪ ،‬مفهوم دفاع‬ ‫مشروع را اين‌گونه مورد تحليل قرار داد‪ :‬مفهوم دفاع‬ ‫مشروع به‌معناي سازماندهي خلق در تمامي عرصه‌هاست‪.‬‬ ‫بدين‌جهت بايد مفهوم دفاع مشروع گسترش يابد‪ .‬نبايد آنرا‬ ‫با نيروي مسلح اشتباه گرفت‪ .‬ايشان فعاليت‌هاي دموكراتيك‬ ‫ملت را يکي از شيوه‌هاي دفاع مشروع دانست و قيام مردم‬ ‫مصر را نمونه‌اي از اين دفاع مشروع ناميد و گفت‪ :‬اگر‬ ‫همچون مصر در شهر آ َمد(دياربكر) نيز خلق کرد روزهاي‬ ‫متوالي درخيابان‌ها حضور يابند و خواسته‌هاي‌شان را بيان‬ ‫کنند‪ ،‬آن‌گاه‌ صلح شکل خواهدگرفت‪ .‬در آن صورت‬ ‫اردوغان نيز ناچار خواهد شد خواهان حل مسئله و رفع‬ ‫مشکالت موجود شود‪ .‬موقعيتي که در شهر آ َمد ميليون‌ها نفر‬ ‫را گردِ هم‌آورند‪ ،‬فراهم است‪ .‬اين شيوه‌اي از دفاع مشروع‬ ‫است‪ .‬من قصد تحريک مردم را ندارم؛ من خواهان حل‬ ‫مسئله از ُطرق مسالمت‌آميز مي‌باشم‪ .‬ايشان با بيان اينکه‬ ���تحوالت مصر و تونس بر تحليالت مطرحه‌ در دفاعياتش در‬ ‫مورد خاورميانه صحه مي‌نهد‪ ،‬ب ‌ه اهميت کنفدراليسم‬ ‫دموكراتيك اشاره نمود و گفت‪ :‬قبل از اين نيز گفته بودم‬ ‫رژيم‌هاي ديکتاتور خاورميانه با برقراري سيستم کنفدراليسم‬ ‫دموكراتيك‪ ،‬از بين خواهند رفت‪ .‬اين سيستم تنها راه‌حل‬ ‫است‪ .‬شروع ماه مارس به‌معناي روز قيام نيست؛ بالعکس‬ ‫هدف ما حل مسئله‌ي کرد به طرق دموكراتيك و صلح‌طلبانه‬ ‫است‪ .‬اگر تالش‌هاي صلح‌جويانه‌ي ما با بن‌بست مواجه‬ ‫شوند‪ ،‬خشونت‌ها فزوني خواهنديافت‪ ،‬که مي‌تواند منجر به‬ ‫انفصال و جدايي نيز بشود‪ .‬جهت خلع‌سالح بايستي مسير‬ ‫تالش‌هاي دموكراتيك را هموار سازند‪ .‬همچنين به عدم‬ ‫مجازات متجاوزين(‪200‬نفر) به دختر ماردين اشاره نمود و‬ ‫افزود‪ :‬در شخصيت اين دختر همه‌ي زنان کرد‪ ،‬مورد تحقير‬ ‫قرار گرفتند و اين سياستي است که در بسياري از مناطق‬ ‫اجرا مي‌شود‪« .‬رهبر آپو» در رابطه‌با انتخابات ماه ژوئن در‬ ‫ترکيه‌ چنين گفت‪ :‬کردها از طريق کانديداهاي مستقل در‬ ‫انتخابات شرکت خواهندنمود‪ .‬چرا که ‌اگر در چارچوب‬ ‫حزبي در انتخابات شرکت کنند و حتي حدنصاب ‪10‬‬ ‫درصدي را نيز کسب کنند‪ ،‬دولت به‌‌هرترتيبي ک ‌ه شده‌ از‬ ‫ورود آنها ممانعت به‌عمل خواهدآورد‪ .‬مهم آنست کساني‬ ‫که ‌کانديد مي‌شوند داراي شخصيتي آگاه و کارآمد باشند‬ ‫و مي‌توانند جبهه‌اي دموكراتيك و ملي تشکيل داده‌ و‬ ‫بدين‌گونه در انتخابات شرکت نمايند‪ .‬وي با اشاره‌به‌اهميت‬ ‫سياست دموكراتيك گفت‪ :‬بايستي در آکادمي‌هاي سياسي‪،‬‬ ‫فعاليت‌هاي تاريخي‪ ،‬اجتماعي‪ ،‬هنر و ادبيات را پيش‌بُرد‬ ‫دهند‪ .‬ايشان از ملت کرد خواست ک ‌ه تاريخ خود را به‌خوبي‬ ‫ادراك كنند و در اين رابطه‌بر‌اين نکات تأکيد نمود‪ :‬فقط‬ ‫کرد بودن صرف‪ ،‬کافي نيست؛ ملت کرد بايد بر تاريخ‬ ‫واقعي خود اِشراف كامل داشته‌باشد‪ .‬در سال‌هاي ‪67‬ـ‪،1966‬‬ ‫زماني‌ک ‌ه در دبيرستان ‌تحصيل مي‌کردم براي اولين بار‬ ‫آوازهاي آرام تيگران را شنيدم و از آن زمان از کرد بودن‬ ‫خود صيانت به‌عمل آوردم‪ .‬رهبر ملت کرد با اشاره‌ به‬ ‫‌مبارزات آزادي‌خواهانه‌ي زنان گفت‪ :‬زنان قادرند‬ ‫ِ‬ ‫‌روزکردن خاورميانه ‌را بر عهده‬ ‫پيشاهنگي و نمايندگي به‬ ‫‌بگيرند؛ ايفاي اين نمايندگي مسئله‌اي حائز اهميت است‪.‬‬ ‫[پيشاهنگي و] نمايندگي الهه‌ها پس از هزاران سال‪ ،‬اهميت‬ ‫بسياري دارد‪ .‬درصورتي‌که ‌زنان‪ ،‬خود را به ‌اين سطح‬ ‫رهبري[مديريت جامعه] برسانند آنگاه نيرومندتر شده ‌و‬ ‫حيات نيز بامعناتر خواهد شد‪ .‬در اين رابط ‌ه زنان کرد‬ ‫مي‌توانند پيشاهنگي زنان خاورميان ‌ه را بر ‌عهده‌ بگيرند‪.‬‬


‫تفسير خبري‬

‫ ‬

‫كارايالن‪ :‬در حال ارزيابي روند تحوالت هستيم‬ ‫مراد کارايالن رياست شوراي رهبري ‪ KCK‬ضمن تحليل‬

‫آمد(دياربكر) ميزبان سومين‬ ‫كنفرانس بين‌المللي زنان‬

‫مرحله‌ي عدم انجام عمليات نظامي اظهار داشت که‌ آنها ناگزير‬

‫جميل بايک‪ ،‬عضو شوراي‬ ‫رهبري کنفدراليزم جامعه‌ي‬ ‫‌د مو کر ا تيک‌کر د ستا ن ‪،‬‬ ‫در گفتگويي با آژان��س‬ ‫خ��ب��رگ��زاري ف���رات در‬ ‫سالگرد توطئه‌ي ‌بين‌المللي‬ ‫‪ 15‬فوريه‌‪ ،‬اين روي��داد را‬ ‫مورد ارزيابي قرار داد و‬ ‫بيان داشت که سياست‌هاي‬ ‫قتل‌عامي كه از‬ ‫يا آزادي ‪ ،‬يا آزادي‬ ‫سال ‪ 1925‬آغاز‬ ‫ش��ده‪ ،‬ام��روز هم‬ ‫به‌اشكال جداگانه ادامه دارند و حكومت ‪ AKP‬سعي دارد‬ ‫اين سياست‌ها را با موفقيت به ‌نتيجه ‌برساند‪ .‬جميل بايک با‬

‫‪ 15‬فوريه در شرق كردستان‬ ‫طي روزه��اي اخير توطئه‌ي ‪15‬‬ ‫فوريه در شهرهاي پيرانشهر و شنو‬ ‫محكوم گرديد‪ .‬جوانان آپوئيست‬ ‫شهرهاي شرق كردستان در راستاي‬ ‫محكوم‌كردن توطئه‌ي بين‌المللي‌‌اي‬ ‫كه عليه رهبر آپو صورت گرفت‪،‬‬ ‫اقدام به پخش پوستر در ميادين و‬ ‫مناطق مختلف نمودند‪ .‬با وجود فضاي‬ ‫اختناق شديد در شرق كردستان‪،‬‬ ‫جوانان آپوئيست جهت محكوم‌كردن‬ ‫توطئه‌گران و به‌ويژه رژيم جمهوري‬ ‫اسالمي‪ ،‬نارضايتي خ��ود را نشان‬ ‫دادند‪ .‬تصاوير رهبر آپو و شهيد حسين‬ ‫خضري‪ ،‬در امكان عمومي مناطق شرق‬ ‫كردستان‪ ،‬توجه عموم خلق را به خود‬

‫نمايد‪ ،‬چرا که ‌خواهان افشاي جنايات نيستند‪ AKP .‬بخاطر‬ ‫آنکه ‌با گالديو توافقاتي دارد خواهان چاره‌يابي مساله‌ي كرد‬

‫از ارزيابي مجدد در اين رابطه پيش از ماه مارس مي‌باشند‪.‬‬

‫نبوده ‌و سعي در به ‌اسارت‌کشيدن اين خلق دارد‪ .‬کارايالن‬

‫حكومت ‌در تدارک حمله‌اي عليه‌ آنهاست‪.‬کارايالن همچنين‬

‫به ‌همکاري و ارتباط آنها با دولت ترکيه ‌و ارتش آن کشور‬

‫کارايالن با اشاره‌ به ‌اقدامات حکومت ترک هشدار داد که‬

‫سومين کنفرانس بين‌المللي زنان با شعار زن آفريننده‌ ‌‬ ‫ي‬ ‫زندگي نوين است‪ ،‬پس از ‌‪ 2‬روز رايزني وگفتگو به پايان‬ ‫رسيد‪ .‬يكي از مواردي كه در اين كنفرانس مورد بحث قرار‬ ‫گرفت‪ ،‬درپيش گرفتن مبارزه‌ي مشترك در راه آزادي زنان‬ ‫بود‪ .‬زنان شرکت‌کننده‌ در اين کنفرانس بر ‌اهميت مبارزات‬ ‫مشترک عليه ‌هر نوع خشونت و سياست‌هاي تبعيض‌آميز تأکيد‬ ‫نمودند‪ .‬پيشنهادات و تصميمات اين کنفرانس از اين قرار است‪:‬‬ ‫ـ هدف اساسي کنفرانس پيشبرد فرهنگ دمکراسي است‪.‬‬ ‫ـ ايجاد امکانات و عرصه‌هاي توليدي براي زنان‪.‬‬ ‫ـ‌ ايجاد مجالس زنان در مناطق مختلف‪.‬‬ ‫ـ تالش جهت توسعه‌ و پيشبرد انتشارات فمنيستي‬ ‫ـ‌ ارتقاء سطح مبارزاتي عليه ‌مليتاريسم‪ ،‬نژادپرستي‪ ،‬تبعيض‬ ‫جنسي‪.‬‬ ‫ـ تالش در راستاي پذيرش توافقنامه‌ي ‌خودمديريتي مصوبه‬ ‫‌اروپا از سوي دولت ترکيه‌‪.‬‬ ‫ـ تالش بيشتر جهت رفع شرايط متشنج در خاورميانه‌که‌تاثير‬ ‫فراواني بر زندگي و وضعيت زنان و به‌ويژه کودکان داشته‌‬ ‫است‪.‬‬ ‫ـ حکومت ايران بايد دست از سياست‌هاي اعدام بردارد‪.‬‬ ‫ـ افزايش تالشها جهت برقراري خودمديريتي بوميان آمريکا‬ ‫و مکزيک‬ ‫ـ به ‌منظور حل مشکالت زنان منطقه‌ الزم است مساله‌ي‌ ملت‬ ‫کرد حل شده ‌و نيروهاي حاکم بايد سياستهاي انکار و امحا را‬ ‫کنار بگذارند‪.‬‬

‫‪2‬‬

‫در رابطه ‌با سکوت نيروهاي بين‌المللي در اين مورد با اشاره‌‬

‫در رابطه ‌با کشف گورهاي دسته‌جمعي تصريح کرد که‌ پيش‬

‫گفت‪ :‬سکوت آنها به ‌سبب همکاري و مشارکت در تمامي اين‬

‫دست يافت‪ .‬کارايالن با بيان اينکه ‌ديگر باور ندارد که ‪AKP‬‬

‫و ارتش ترک در کردستان با نظر موافق آنها انجام گرفته‬

‫از افشاي کامل گورهاي جمعي‪ ،‬نمي‌توان به صلحي پايدار‬ ‫بتواند با داستان ‌گشايش دمکراتيك مردم را فريب دهد‪ ،‬بيان‬

‫داشت ‪ AKP :‬در يك جمله يعني اشغال كردستان‪ .‬آن نيرويي‬

‫جرائم و جنايات بوده‌و همه‌ي‌قتل‌عامها و کشتارهاي حکومت‬

‫‌است‪ .‬ديگر مساله‌ي ‌کرد بر هر چيز ديگري ارجحيت دارد‪.‬‬

‫‌ملت کرد خواستار آزادي است‪ ،‬الزم است تمامي اقدامات‬

‫که ‌اشغال کردستان را نمايندگي مي‌کند خود ‪ AKP‬است‪.‬‬

‫وحشيانه‌اي را که‌ تاکنون با آن روبرو بوده ‌افشا شوند تا از‬

‫بهبود شرايط و تعديل اوضاع نياز به‌ نرمش بيشتري وجود دارد‪،‬‬

‫و تالشهاي مردم به ‌نتيجه ‌خواهد رسيد که ‌از هم‌اکنون‬

‫دسته ‌جمعي اظهار داشت‪ ‌:‬دولت ترکيه و حكومت ‪ AKP‬در‬

‫‌براي همزيستي مسالمت‌آميز و صلحي پايدار ‌الزم است که‌‬

‫از افشاي اقدامات و جنايات پليدي که ‌در طول ‪ 30‬سال‬

‫گرفته ‌افشا شوند و عامالن آن را نيز مشخص شوند‪ ،‬پس از‬

‫کارايالن در اشاره ‌به ‌اهميت ماه مارس تأکيد نمود که ‌جهت‬

‫اما ‪ AKP‬از آن خودداري مي‌کند‪ .‬وي در رابطه ‌با گورهاي‬

‫رابطه‌ با چاره‌يابي مساله‌ي ‌کرد‪ ،‬هميشه درصدد برآمده‌اند‬

‫مسببين آن حساب خواهي شود‪ .‬اين مهم نيز بر اثر مبارزات‬

‫شاهد آغاز واكنش‌ها مي‌باشيم‪.‬کارايالن خاطر نشان نمود که‬ ‫پيش از هر چيز‪ ،‬هر گونه ‌اقدامات پليد و جناياتي که‌ انجام‬

‫گذشته مرتكب شده‌اند‪ ،‬پيشگيري کنند‪ .‬کارايالن در ادامه‌ي‬

‫آن پروسه‌ي ‌عفو و بخشش در جامعه ‌مطرح شود‪ .‬کارايالن از‬

‫افشاي جنايات ضدانساني و قتل‌عامهاي حکومت در کردستان‬

‫نفري و دادن برنامه ‌و سياست به ‌امامان جمعه ‌تحت عنوان‬

‫ارزيابي‌هايش ‌گفت‪ AKP :‬سعي دارد به ‌هر شکل ممکن از‬ ‫پيشگيري نمايد‪ .‬براي آنکه ‌اقدامات پليد آنها در کردستان‬

‫آشکار نشود پرونده‌ي ‌ارگنکون در کردستان را نيز مطرح‬

‫نکردند‪ .‬گورهاي دسته‌جمعي نمود ‌بارز اين جنايات وحشيانه‬

‫‌است‪ .‬همه بايستي بدانند که‌ چگونه حيات صدها قهرمان يك‬ ‫ملت را در زباله‌‌دانيها مدفون كرده‌اند‪ .‬هيچ‌کس به‌ اين شکل‬

‫نخواهد توانست صلح و دمکراسي برقرار کند‪ .‬کارايالن در‬

‫رابطه‌ با مواضع ‪ AKP‬بيان داشت‪ :‬گرچه به‌ اشكال مختلف و‬ ‫گواهي مطلعين گورهاي جمعي کشف شوند هم اما ‪ AKP‬قلب ًا‬ ‫از اين يك خشنود نيست و سعي دارد از افشاي آنها جلوگيري‬

‫اشاره ‌به ‌تشابهات بسياري که ‌در تهاجم عليه ‌رهبر ملت کرد‬ ‫عبداهلل‌ اوجاالن و قيام شيخ سعيد وجود دارد‪ ،‬چنين گفت‪:‬‬ ‫رهبر آپو در روز دستگيري شيخ سعيد دستگير شد و در‬ ‫روز اعدام او محكوم به اعدام شد‪ .‬در ‪ 15‬فوريه ‌رهبر آپو‬ ‫ربوده‌ شد و در ‪ 29‬ژوئن نيز حکم اعدام وي صادر گرديد؛‬ ‫با اين کار قصد تکرار تاريخ را داشتند‪ .‬آنها مي‌خواستند به‌‬ ‫کردها بگويند که ‌تاريخ و سرنوشتشان اين است و بايد آنرا‬ ‫بپذيرند‪ .‬جميل بايک عضو شوراي رهبري ‪ ،KCK‬گفت‪15 :‬‬ ‫فوريه براي ملت کرد روز نابودي سياسي بين‌المللي است‬ ‫و کردها بايد اين روز را به‌منزله‌ي روزي ننگين تشريح و‬ ‫تفسير کنند‪ .‬بايک با بيان اينکه ‌سياستهاي نابودي در حال‬ ‫حاظر نيز ادامه دارند‪ ،‬اينچنين به ‌سخنان خود ادامه ‌داد‪:‬‬ ‫امروز وجود كردها را انكار نمي‌كنند‪ ،‬اما آنها را به‌عنوان‬ ‫يك ملت قبول ندارند‪ .‬مي‌خواهند سياستهاي فريبکاري و‬

‫جلب نمود و سيماي تازه‌اي‬ ‫از زندگي و مقاومت را به اين‬ ‫شهرها بخشيد‪ .‬همچنين شمار‬ ‫زيادي هفته‌‌نامه‌ي‌آلترناتيو(شماره‌ي‬ ‫وي��ژه‌ي ‪ 15‬فوريه) در ميان خلق‬ ‫پخش گرديد كه با استقبال گرم‬ ‫آنان مواجه شد‪ .‬بايستي افزود كه‬ ‫اعتراضات عليه توطئه‌ي ‪ 15‬فوريه‬ ‫عالوه بر شرق كردستان‪ ،‬در سرتاسر‬ ‫بخش‌هاي كردستان و جهان كماكان‬ ‫ادامه دارد و خلق كرد به پيشاهنگي‬ ‫جنبش آزادي‌خواهي عزمش را جزم‬ ‫كرده‌است تا سيزدهمين سالگرد‬ ‫توطئه را به سال آزادي رهبر آپو و‬ ‫به‌عب��رتي به سال آزاي خويش مبدل‬ ‫سازند‪.‬‬

‫ادامه‌ عمليات‌هاي نابودي سياسي‪ ،‬آماده‌سازي ارتش ‪ 50‬هزار‬

‫ارشاد‪ ،‬به‌ عنوان اهداف و مواضع ‪ AKP‬نام برد‪.‬کارايالن در‬ ‫رابطه‌با آزادي اعضاي حزب‌اهلل‌و ضمن رد تند اظهارات آنان‬ ‫گفت که‌ درگيري نه مابين ‪ PKK‬و حزب‌اهلل‌‪ ،‬بلکه ميان آنان‬

‫و‌حکومت بوده‌ است ‪ .‬کارايالن با بيان اينکه ‌آنها پيش از اين‬ ‫حزب الکنترا را بخوبي نشناخته‌ بودند گفت‪ :‬اکنون شرايط‬

‫فرق کرده ‌و ملت ما الزم است بداند که ‌کمبودهاي گذشته‌‬

‫رفع شده‌و ما در شرايطي هستيم که‌ قادر به‌ دفاع و صيانت از‬

‫ملت خود هستيم‪.‬‬

‫نيرنگ سابق را مجدداً اجرا نمايند؛ آنچه‌ ک ‌ه انجام مي‌گيرد‪،‬‬ ‫عبارت يك بازي خطرناك است‪ .‬بايک با اشاره ‌به ‌اينکه‌‬ ‫حکومت ‪ AKP‬از آنجا ک ‌ه نتوانست جنبش آزادي‌خواهي‬ ‫ملت کرد را از بين ببرد‪ ،‬چماق‌داران و مزدوران حزب‌اهلل‌‬ ‫را آزاد کرد و اظهار داشت‪ AKP :‬سعي دارد قاتالن ملت‬ ‫کرد را پاک و منزه ‌نشان دهد‪ .‬بايک در سيزدهمين سالگرد‬ ‫توطئه‌ي‌ بين‌المللي از ‌ خلق کرد خواست تا براي نيل به‬ ‫‌آزادي سطح مبارزات و قيام‌هاي خود را هرچه بيشتر ارتقا‬ ‫دهند‪ .‬بايد در عرصه‌هاي ايدئولوژيک‪ ،‬سياسي‪ ،‬ديپلماتيک‪،‬‬ ‫سازماني‪ ،‬اجتماعي‪ ،‬فرهنگي و زندگي اخالقي‪ ،‬مبارزات‬ ‫بي‌وقفه‌اي انجام داد‪ .‬ما ديگر نبايد بردگي را بپذيريم‪.‬‬ ‫بايستي با بينش «يا آزادي يا آزادي» حرکت نماييم‪ .‬اين‬ ‫کار هزينه‌هايي دربر دارد اما قطع ًا به نتيجه خواهيم رسيد‪.‬‬

‫پيام تسليت حزب حيات آزاد كردستان‬ ‫‪PJAK‬‬ ‫حزب حيات آزاد كردستان ‪ PJAK‬به‌مناسبت درگذشت شيخ عزالدين حسيني به‬ ‫همه‌ي ملت كرد تسليت گفت‪ .‬در اين پيام ريزان جاويد عضو كورديناسيون ‪ PJAK‬ضمن‬ ‫ارزيابي ابعاد شخصيتي اين مبارز كرد كه تمامي حيات گرانقدر خويش را صرف مبارزه در راه‬ ‫آزادي‪ ،‬اتحاد و يكپارچگي خلق كرد نمود‪ ،‬در شخص شيخ عزالدين ياد و خاطره‌ي تمامي‬ ‫شهدايي را كه در راه آزادي جان خويش را فدا نموده‌اند گرامي داشت و اظهار داشت‪:‬‬ ‫به‌جاي آوردن و پراكتيزه‌نمودن آرزو و خواست تمامي شهداي كردستان وظيفه‌اي سنگين‬ ‫و مقدس بردوش تمامي كساني كه خويش مبارز و آزادي‌خواه مي‌خوانند‪ .‬ريزان جاويد با‬ ‫اشاره به آخرين وصيت‌هاي شيخ‌ عزالدين در رابطه با اتحاد و يكپارچگي خلق كرد و همچنين‬ ‫شخصيت ژرف و آگاه اين شهيد گفت‪ :‬امروز ‪ PJAK‬احقاق حقوق حقه‌ي خلق كرد در شرق‬ ‫كردستان را در سرلوحه‌ي برنامه‌هاي خويش قرار داده و تمامي تالشش در اين راستاست تا‬ ‫بتواند به تمامي آرزوهاي شهداي كردستان جامه‌ي عمل بپوشاند‪.‬‬ ‫الزم به ذكر است كه شيخ‌ عزالدين روز ‪ 11‬فوريه در اثر بيماري پس از سال‌ها مبارزه در‬ ‫سن ‪ 89‬سالكي درگذشت‪.‬‬


‫سياسي‬ ‫ريزان جاويد‬

‫ ‬

‫خلق‌ها و انقالب‬

‫‪5‬‬

‫اس��اس��اً همه‌ي‬ ‫با بحران‌ها و معضالت عديده‌اي روبرو است و با توجه به‬ ‫انقالب‌ها و قيام‌هايي که از طريق خلق‌ها و به‌شکل گسترده سطح بحران‌ها و بسته به سطح آگاهي جوامع‪ ،‬اعتراضات‬ ‫بوقوع مي‌پيوندد با هدف آزادي صورت مي‌پذيرند‪ .‬مقوله‌ي گسترده‌اي بوقوع پيوسته و به نتيجه نيز دست خواهد يافت‪،‬‬ ‫آزادي و تعاريف ارائه‌شده از آن موضوعي است بسيار اما آنچه حائز اهميت است تشخيص داليل و مشکالتي است‬ ‫ژرف و وسيع و جاي بحث فراواني دارد که بسته به سطح که جامعه را بسوي چنين عکس‌العمل‌هايي سوق مي‌دهد‪.‬‬ ‫آگاهي جوامع‪ ،‬به اشکال گوناگون و در قالب مطالباتي بدون شک خلق‌ها در هر نقطه‌اي از جهان از آنچه بر آنها‬ ‫متفاوت جهت آن مبارزات صورت مي‌پذيرند‪ .‬بدون شک تحميل مي‌شود‪ ،‬ناخشنود و ناراضيند‪ .‬در غرب‪ ،‬خلق‌ها و‬ ‫پرسش در مورد داليل وقوع انقالب و ريشه‌يابي مشکالت جوامع در منجالب نظام کاپيتاليستي و مدرنيته‌ي منفور آن‬ ‫و معضالت و در نتيجه دستيابي به جواب اين سئوال‌ها بر هر با معضالت و بحران‌هاي شديدي روبرو هستند که منجر‬ ‫ذهن آگاهي خطور مي‌‌كند‪ :‬جامعه چه مي‌خواهد و چه چيز به بروز بيماري‌هاي روحي و رواني شديدي در آن جوامع‬ ‫را نمي‌پذيرد؛ با چه مواردي مخالف است و يا با کدامين گشته است‪ .‬فردگرايي و عوارضي ناشي از هم‌گسستگي‬ ‫آنها موافق؛ از چه چيز گريزان است و به سوي چه كشيده بافت‌هاي اجتماعي و شکاف عظيم ميان نظام‌هاي موجود با‬ ‫مي‌شود؟ اين در حالي است که مي‌توان عوامل و داليل واقعيت و حقيقت بشريت‪ ،‬افراد و جوامع‪ ،‬جهان را با تهديد‬ ‫متعددي را در بروز يک انقالب برشمرد‪ .‬براي نمونه ممکن مواجه نموده است‪ .‬در جناح شرق و خاورميانه نيز ارتجاع و‬ ‫است توازنات سياسي( برنامه و عملکردهاي دولتي در مورد نظام‌هاي واپسگرا بسان بيماري سرطان‪ ،‬خلق‌ها و جوامع را‬ ‫دولت ديگر و يا نيرويي در مورد نيروي ديگر) و يا حتي تهديد نموده و موجي از سرگرداني و بيچارگي را در جوامع‬ ‫برنامه‌ي سياسي‪ ،‬ايدئولوژيکي و اجتماعي و اقتصادي سازمان بسط داده‌اند‪ .‬بي‌ارادگي و تسلميت را بر جوامع تحميل نموده‬ ‫و يا حزبي در سرعت‌بخشي و يا تحريک انقالب‌ها دخيل و جوامع را بازيچه‌ي قدرتشان قرار داده‌اند‪ .‬در راستاي تداوم‬ ‫باشند‪ ،‬ولي به هيچ‌وجه اين نمي‌تواند همه‌ي صورت مساله اقتدارشان نه تنها افراد‪ ،‬بلکه جوامع را قرباني نموده‪ ،‬جامعه را‬ ‫را تشکيل دهد‪ .‬از نظر برخي‪ ،‬انقالب‌ها عکس‌العمل‌هاي بکلي سرکوب نموده و ضعيفگي را بر آنان تحميل مي‌كنند‪.‬‬ ‫آني و شديد يک جامعه‌ي عاري از ريشه‌هاي تاريخي را نظام‌هايي که به تمامي با سوءاستفاده از دين و سياسي‌نمودن‬ ‫منعکس مي‌نمايند‪ .‬در برخي ديدگاه‌ها نيز تالش مستمر در آن‪ ،‬باورداشت‌هاي خلق‌ها که بسان انقالبي در مقابل همان‬ ‫راستاي دستيابي به اهدافي ازپيش‌تعيين‌شده از جانب يک ظلم مستمر به پاخاسته است را بسان ضدانقالبي عليه خلق‌ها‬ ‫جناح‪ ،‬نيرو‪ ،‬سازمان و يا يك جنبش منجر به وقوع انقالب بکار مي‌گيرند‪ .‬آنچه که در جوامع بشري منجر به انقالب و‬ ‫در بين خلق‌ها مي‌گردد‪ .‬ديدگاه اول اشتباهات بزرگي را بروز اعتراضات گسترده مي‌گردد هم در البه‌الي جزئيات‬ ‫نسبت به انقالب ها و مطالبات خلق‌ها به ميان مي‌آورد‪ .‬چرا اين موارد نهفته است و هم در عدم ارضاء خلق‌ها از آنچه که‬ ‫که چندان توجهي به داليل و ريشه‌هاي انقالب ندارد‪ .‬در وجود دارد‪ ،‬همچنين گوش فرادادن به نداهاي دروني و يافتن‬ ‫ديدگاه دوم نيز نواقصي به چشم مي‌خورد‪ ،‬چرا که برنامه‌هاي تضادهايي بين آنچه که پيش آمده و آنچه که مي خواهند‪ .‬با‬ ‫ازپيش‌تعيين‌شده‌ي جناح و يا سازماني تنها در صورتي منجر نگاهي به تاريخ انقالب و اعتراضات گسترده در سطح جهان‬ ‫به وقوع انقالب خواهد گرديد که مطالبات و برنامه‌هاي آن و به‌ويژه رويدادهاي پس از آن بوضوح مشاهده مي‌شود‬ ‫تطابقي كامل با مطالبات و نارضايتي‌هاي خلق‌ها داشته باشد؛ که آنچه پس از انقالب‌ها روي مي‌دهد‪ ،‬مطابقت چنداني‬ ‫هرچند كه گاه‌گاهي تحرکات سياسي سازمان‌ها و جناح‌ها با آنچه که خلق‌ها مي‌خواسته‌اند ندارد‪ .‬اساساً بسان گرفتار‬ ‫بسان جرقه‌اي مطالبات و اعتراضات را نيز بسوي انقالب آمدن در حلقه‌ي بسته‌ي «انقالب‪ ،‬ضدانقالب‪ ،‬انقالب» بوده‬ ‫جهت‌دهي مي‌نمايد‪ .‬امروزه در سطح جهاني‪ ،‬جامعه‌ي بشري که دور باطل «اقتدار‪ ،‬سرنگوني‪ ،‬اقتداري ديگر» تكرار گشته‬

‫است‪ .‬چرا که تعاريف و ديدگاه‌هاي الزمه جهت رسيدن به‬ ‫نتيجه‪ ،‬از جانب خلق‌هايي که بپاخاسته و انقالب کرده‌اند‪،‬‬ ‫مشخص نگشته و معيارهاي آن دست‌نشان نشده‌اند‪ .‬نتيجه‌ي‬ ‫انقالب‌ها در اکثريت قريب به اتفاق موارد‪ ،‬از سوي خلق‌ها‬ ‫تعيين نگشته و يا جناحي فرصت‌طلب‪ ،‬نيرويي خارجي و يا‬ ‫خط‌مشي‌اي اشتباه در شرايط بحراني انقالب و‪ ...‬خود را‬ ‫نماينده‌ي اعتراضات نموده و دستاوردهاي آن را ازآن خود‬ ‫دانسته‌اند‪ .‬در نهايت بسان ضد انقالبي در مقابل خلق‌ها ظهور‬ ‫پيدا كرده‌اند‪ .‬آنچه در ايران و انقالب‌هاي آن شکل گرفت‪،‬‬ ‫موردي اين‌گونه بود‪ .‬مطالبات و اعتراضات خلق‌هاي ايران‬ ‫كه در مقابل نظام شاهنشاهي‪ ،‬تقليدي و تحميلي پهلوي‬ ‫شکل گرفت‪ ،‬نتيجه‌اي عکس داد‪ .‬خلق‌ها اين‌بار با شاهي‬ ‫عمامه به‌سر روبرو گشتند که به‌جاي نظام غربي تحميلي‪،‬‬ ‫استبداد و ارتجاع شرقي را جايگزين نمود‪ .‬تغييرات تنها در‬ ‫اشخاص صورت گرفت و امروزه اعتراضات و نارضايتي‌هاي‬ ‫گسترده‌اي در مقابل نتايج به‌دست‌آمده از انقالب گذشته‬ ‫شکل گرفته است‪ .‬حتي احتمال بروز انقالبي ديگر در‬ ‫مقابل ضد انقالب شکل‌گرفته در مقابل انقالب گذشته‬ ‫وجود دارد‪ .‬آنچه که امروزه به‌عنوان مخاطره‌اي جدي در‬ ‫مقابل انقالب‌ها و قيام‌هاي جديد منطقه و بويژه اعتراض‌ها‬ ‫و انقالب‌هاي تونس‪ ،‬مصر و ديگر كشورها وجود دارد نيز‬ ‫همين مورد است‪ .‬عدم سازماندهي خلق‌ها و عدم ارائه‌ي‬ ‫آلترناتيوي مردمي و به‌ويژه عدم پايه‌ريزي نظامي مردمي از‬ ‫جانب خود خلق‌ها نتايج فوق را دربر خواهد داشت‪ .‬آنچه‬ ‫الزم و ضروري است‪ ،‬تدارکات و آمادگي‌هاي گسترده‌اي‬ ‫است که خلق ها خود بايد براي آن اقدام نمايند‪ .‬خلق‌ها‬ ‫بايستي با تکيه بر نيروي ذاتي خويش که قادر به انجام‬ ‫انقالب است‪ ،‬آلترناتيوها و مطالبات برحق خويش را آشکار‬ ‫نمايند و به شکلي منظم و سيستماتيک‪ ،‬نظام خود را شکل‬ ‫دهند‪ .‬خالصي و رهايي از اين بحران‌ها و دستيابي به آزادي‬ ‫راستين‪ ،‬تنها با شکستن حلقه‌ي بسته «انقالب‪ ،‬ضدانقالب و‬ ‫انقالبي ديگر» ممکن خواهد شد‪.‬‬

‫قيام‌هاي مردمي خاورميانه ماهيتي رفرميستي ندارد‪.‬‬ ‫ساختار دولت‌هاي استبدادي خاورميانه به‌گونه‌ايست که‬ ‫جهت بقاي خود در صدد تمرکزدهي و انحصار هرچه‌بيشتر‬ ‫قدرت و حذف مخالفان برمي‌آيد‪ .‬اصالحات با کاراکتر‬ ‫اصلي اين رژيم‌ها در تضاد است‪ .‬اين مسئله‌اي است که از‬ ‫جانب مردم به‌پاخاسته‪ ،‬درک گرديده شده‌است‪ .‬در اين‬ ‫راستا اميد به اصالحات در درون نظام جمهوري اسالمي‬ ‫نيز آزموني پايان‌يافته است‪ .‬به‌دنبال قيام‌هاي مردمي‬ ‫خاورميانه‪ ،‬بايستي جنبش مردمي ايران و فعاالن آن نيز‬ ‫از گفتمان اصالح‌طلبي درون نظامي دست برداشته و به‬ ‫گفتمان دموکراسي‌خواهي خلق‌ها روي آروند‪ .‬هدف‬ ‫اصلي قيام‌هاي مردمي خاورميانه‪ ،‬نه صرفا تغيير حاکميت‪،‬‬ ‫موانع بر سر راه آزادي‪ ،‬دموکراسي‬ ‫بلکه برداشتن کليه‌ي‬ ‫ِ‬ ‫و رفاه جوامع است‪ .‬ايجاد مانع بر سر راه دست‌يابي به‬ ‫دموکر��سي و رفاه را نه فقط در شخص حاکمان مستبد‪،‬‬ ‫بلکه در ماهيت دولت‌هاي استبدادي بايد جست‪ .‬از اين رو‬ ‫بازتوليد دولت‌ـ ملت در نتيجه‌ي چنين مبارزه‌اي چيزي‬ ‫جز به انحراف کشانيدن آن نيست‪ .‬خلق‌هاي به‌پاخاسته‌ي‬ ‫خاورميانه مجبور به انتخاب ميان دوگزينه‌ي جمهوري‬ ‫اسالمي و جمهوري ترکيه به‌عنوان مدل مديريتي خود‬ ‫پس نقاب تقيه‌ي حزب اسالمي عدالت‬ ‫نيستند‪ .‬در‌حالي‌که ِ‬ ‫و توسعه در ترکيه‪ ،‬سياست‌هاي فاشيستي و سرکوب‌گرانه‌ي‬ ‫اين دولت پنهان است‪ .‬بحران‌هاي عميقش همچنان‬ ‫تداوم دارد و عملکردهاي سرکوبگرانه‌ي جمهوري‬ ‫ترکيه در قبال حل مسئله‌ي کرد و دستگيري گسترده‌ي‬ ‫مخالفان سياسي و پايمال‌نمودن حقوق و آزادي‌هاي‬ ‫فردي و اجتماعي در اين کشور به شيوه‌اي سيستماتيک‬ ‫ادامه مي‌يابند‪ .‬ارائه‌ي جمهوري ترکيه به‌عنوان يک‬ ‫مدل دموکراتيک به خلق‌هاي به‌پاخاسته‌ي خاورميانه‬ ‫از جانب سازمان‌هايي که در مبارزه‌ي دموکراتيک‬ ‫ايران جايي مي‌گيرند‪ ،‬نگران‌کننده و جاي بسي انتقاد‬

‫است‪ .‬زمان آن فرارسيده که دموکراسي‌خواهان ايران‪،‬‬ ‫با گذار از پارادايم دولت‌ـ ملت و ذهنيت ملي‌گرايانه‪،‬‬ ‫در پي تعريفي واقعي از دموکراسي در ايران باشند‪.‬‬ ‫مبارزه در راستاي بازتوليد پديده‌ي دولت‌ـ ملت نه‌تنها‬ ‫منجر به دموکراسي و چاره‌يابي مسائل نخواهد گرديد‪،‬‬ ‫بلکه تداوم انکار هويت‌ها و گسترش تضادها را به‌دنبال‬ ‫ِ‬ ‫متناقض‬ ‫دولت اصالح‌شده يا اصطالح‬ ‫خواهدداشت‪ .‬شعار‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫دولت دموکراتيک بايد به دولت ‪ +‬دموکراسي تغيير‬ ‫يابد‪ .‬تنها نيروي دموکراسي برخاسته از اراده و هويت‬ ‫خلق‌ها و خودمديريتي دموکراتيک‌شان منجر به نيرومند‬ ‫شدن دموکراسي و تضعيف دولت خواهد شد‪ .‬مبارزه‌ي‬ ‫دموکراتيک و برحق مردم ايران‪ ،‬در گستره‌ي مبارزات‬ ‫جوامع و خلق‌ها و تنها با اتكا به نيروي ذاتي‌شان به‬ ‫پيروزي خواهدرسيد‪ .‬اتحاد دموکراتيک خلق‌هاي‬ ‫ايران زمينه‌ي زايش مجدد هر نوع ديکتاتوري را از‬ ‫ميان خواهدبرد‪ .‬همبستگي خلق‌ها تداوم دموکراسي را‬ ‫به ارمغان خواهد آورد‪ .‬همبستگي مردم ايران همراستا‬ ‫با مبارزه‌ي دموکراتيک ديگر خلق‌هاي خاورميانه‪،‬‬ ‫اعتالي مبارزه‌ي دموکراتيک را به‌دنبال خواهد‌داشت‪.‬‬ ‫اين نگرشي است که توطئه‌گران طي توطئه‌ي ‪ 15‬فوريه‬ ‫‪ 1999‬قصد ازميان‌برداشتن آن را داشتند‪ .‬در اين راستا ما‬ ‫ضمن اعالن پشتيباني و مشارکت در همبستگي مردم ايران‬ ‫با مردم به‌پاخاسته ي مصر و ديگر کشورهاي خاورميانه و‬ ‫با تداوم مبارزه عليه توطئه‌ي ‪ 15‬فوريه و ايجاد اراده‌ي‬ ‫آزاد خلق کرد و اتحاد خلق‌ها‪ ،‬در ارتقاي مبارزه‌ي‬ ‫دموکراسي‌خواهي در ايران و کردستان کوشا خواهيم‬ ‫بود‪.‬‬

‫دولت‌هاي ترکيه و جمهوري اسالمي ايران‪ ،‬همه‌ي‬ ‫آزادي‌خ��واه��ان را ملزم به ت��داوم چنين مبارزه‌اي‬ ‫مي‌نمايد‪ .‬مبارزه در راستاي كسب اراده‌ي آزاد مبتني بر‬ ‫هويت جوامع از طريق همبستگي و اتحاد خلق‌ها‪ ،‬منجر‬ ‫به درهم‌شکستن توطئه و پيروزي نهايي دموکراسي در‬ ‫تمامي منطقه خواهدشد‪ .‬تحوالت اخير خاورميانه‪ ،‬مهيا‬ ‫بودن زمينه‌ي اين پيروزي را نشان مي‌دهد‪ .‬قيام‌هاي‬ ‫مردمي تونس و مصر در حقيقت پيروزي اراده‌ي‬ ‫دموکراتيک خلق بر نظام‌هاي دولت‌ـ ملت پوسيده‌اي‬ ‫است که جز استبداد‪ ،‬نظامي‌گري و فقر‪ ،‬چيز ديگري‬ ‫به ارمغان نياوردند‪ .‬قيام‌هاي مردمي خاورميانه سرآغاز‬ ‫مرحله‌اي است که «رهبر آپو» آن را بهار خلق‌ها نام‬ ‫نهاده است؛ بهاري که به‌دنبال حاکميت زمستاني تاريک‬ ‫و وحشتناك از جانب دولت‌ـ ملت‌ها بر خاورميانه (به‬ ‫طول يك سده)‪ ،‬نويدبخش ايجاد هويت آزاد جوامع‬ ‫خواهدبود‪ .‬عصر وداع با پديده‌ي دولت‌ـ ملت فرا رسيده‬ ‫است؛ پديده‌اي که پايه‌هايش بر ناسيوناليسم فاشيستي و‬ ‫انکار هويت‌ها‪ ،‬مبتني بر جنگ و تضاد ميان خلق‌ها و‬ ‫گسترش فقر و بيچارگي استوار است‪ .‬مشروعيت‌زدايي‬ ‫دولت‌ـ ملت‌ها و مبارزه عليه تاثيرات آن‪ ،‬روندي است‬ ‫که آزادي‌خواهان و دموکراسي‌طلبان خاورميانه و ايران‬ ‫بايستي تبيين و تفهيم آن را سرچشمه‌ي اصلي خط‌مشي‬ ‫مبارزاتي خود قراردهند‪ .‬چنين روندي نه در نتيجه‌ي‬ ‫جهاني‌شدن سرمايه و برنامه‌هاي فراگير قدرت‌هاي‬ ‫بزرگ‪ ،‬بلکه در نتيجه‌ي مبارزات دموکراتيک خلق‌ها عليه‬ ‫پديده‌ي تحميلي دولت‌ـ ملت‪ ،‬سرانجامي پيروزمندانه‬ ‫خواهديافت‪ .‬نظام جمهوري اسالمي سعي در حزب‌اللهي‬ ‫جلوه‌دادن قيام‌هاي مردمي خاورميانه و بهره‌برداري‬ ‫سياسي از آنها را دارد‪ .‬ضعف دموکراسي‌خواهان و‬ ‫مخالفين نظام در تبيين ماهيت وسازماندهي اين قيام‌ها‬ ‫و عدم عبرت‌آموزي از قيام‌هاي قبلي‪ ،‬جاي انتقاد دارد‪.‬‬

‫کورديناسيون حزب حيات آزاد کردستان ‪PJAK‬‬ ‫‪1389 /11/23‬‬


‫‪4‬‬

‫ ‬

‫تضاد و تقابل اسالم سياسي ـ اسالم فرهنگي‬ ‫ريوار آبدانان‬

‫در اين برهه‌ي حساس از تاريخ خاورميانه‪ ،‬شاهد اوج‌گيري‬

‫‪1‬ـ داراي تعاليم اخالقي است‪ .‬لذا همچون عاملي مديريتي‬

‫بخش اول‬ ‫‪ +‬قدرت(به خصوص قدرت سياسي كه در فرم دولت‌ـ ملت به‬

‫كه اين موج اسالم سياسي‪ ،‬همه‌ي خلق‌ها را تحت شديدترين‬

‫نيروهاي تمدن‌گرا و دولتي است‪3 .‬ـ هم حوزه‌ي مادي و هم‬

‫و همچون ابزاري براي بهره‌كشي و استثمار مورد سوءاستفاده‬

‫موج ديگري از اسالم سياسي هستيم‪ .‬در ايران بيش از سه دهه است‬

‫تهاجمات قرار داده است‪ .‬ذهن و پيكره‌ي جامعه روزانه توسط‬

‫نظام جمهوري اسالمي فتح مي‌گردد‪ .‬همه نوع سركوب سياسي‪،‬‬ ‫ممنوعيت فرهنگي‪ ،‬وابسته‌سازي با توسل به محروم‌گذاري‬

‫اقتصادي‪ ،‬عوام‌فريبي تحت نام مقدسات‪ ،‬دستگيري‌ها‪ ،‬احكام‬ ‫ناعادالنه‪ ،‬تجاوز‪ ،‬شكنجه و اعدام روا داشته مي‌شود؛ زيرا‬

‫«تسليم‌شدن» تمام چيزي است كه اين نظام مي‌خواهد همگان‬ ‫را بدان ناگزير گرداند‪ .‬در كشوري همچون تركيه اين اسالم‬

‫سياسي‪ ،‬رنگ‌وبويي ميانه‌رو به‌خود گرفته است‪ .‬يعني تالش‬

‫مي‌گردد تا جامه‌اي مدرن بر تن آن پوشانيده شود‪ .‬در ايران‬

‫نيز به‌ويژه پس از ظهور جريانات اصالح‌طلبانه‪ ،‬اختالفات بسياري‬ ‫بر سر چگونگي شاكله‌بندي دوباره‌ي اسالم سياسي در ايران پديد‬

‫مي‌تواند ايفاي نقش كند‪2 .‬ـ سازماندهي جامعه در برابر يورش‬ ‫معنوي را دربر مي‌گيرد‪ .‬يعني اينكه دين صرفا به عالم پس از‬ ‫مرگ محدود نمي‌ماند و در اصل به مسائل زندگي اجتماعي و‬

‫فرهنگي فاصله يافته و قالبي سياسي به خود مي‌گيرد نه‌تنها اين‬

‫كاربرد داشته‪ ،‬در تضاد است‪ .‬دين سياسي نه‌تنها پاسخگوي‬

‫و فصل مشكالت جامعه بوده است‪ .‬وقتي دين‪ ،‬از حالت مقوله‌اي‬ ‫كاركردها را از دست مي‌دهد‪ ،‬بلكه باژگونه شده و خود به مشكل‬ ‫و سرچشمه‌ي معضل مبدل مي‌گردد‪ .‬نمونه‌ي اين باژگونگي‬

‫در شمال كردستان‪ ،‬تونس‪ ‌،‬مصر‪ ،‬ايران و ساير مناطق شاهديم‪ .‬از‬ ‫همين رو سلطه‌گران غرب در صدد آنند تا از طريق اسالم سياسي‬ ‫ميانه‌رو‪ ،‬اين مبارزات دموكراتيك را از مسير خود منحرف سازند‪.‬‬

‫دين رسمي موضع‌گيري مي‌نمايد‪ .‬اما نهاد روحانيت شيعي متأثر‬

‫در اصل جناح چپ و خلق‌محور اسالم است كه عليه دولت و‬ ‫از صفويان‪ ،‬يك نهاد قدرت‌گرا و دولتي است و هيچ پيوندي‬ ‫عرفان كه محتوايي اجتماعي و معترض به نظام قدرت دارد‪،‬‬ ‫اجتماعي ايراني در جنگ و جدال دايمي بوده است‪ .‬نمونه‌ي‬

‫معنوي»‪ .‬دين نيز مقوله‌اي فرهنگي است كه مي‌توان چندين‬ ‫كاركرد را ب��راي آن برشمرد‪:‬‬

‫مطلق‌گرايانه‌ي اين نظام كه همه‌ي قوانين خود را بر محور دين‬

‫سياسي طرح و اجرا مي‌سازد‪ ،‬اشغال شده است‪ .‬درگيري‌هاي‬ ‫قدرت‌طلبانه‌ي جناح‌هاي درون‌ نظام(طيف اقتدارگراي مطلق‬ ‫و اصول‌گرايان) نشان مي‌دهد كه آنچه در يك نظام مبتني بر‬

‫اسالم سياسي دغدغه‌ي حاكمان را تشكيل مي‌دهد عبارت است‬

‫زيرا حالج از حقيقت اجتماعي بحث مي‌كرد و روحانيون درباري‬

‫عرصه را بر جامعه تنگ كرده‌اند‪ .‬در ميان جامعه نيز اين اسالم‬

‫منصور حالج شوريدند و حكم برداركردن وي را صادر كردند‪.‬‬

‫نگران جاه و مقام خويش بودند‪ .‬فتنه‌گري شريعت‌گرايان دولتي‬

‫خواهيم نمود اندكي جوهره‌ي اسالم سياسي را تحليل نماييم‪.‬‬

‫است از تجمع ذهنيتي تمام عرصه‌هاي اجتماعي اعم از مادي و‬

‫گرفتار ساخته است‪ .‬دل و ذهن افراد جامعه‪ ،‬به‌واسطه‌ي حاكميت‬

‫از كسب سود‪ ،‬مقام و قدرت بيشتر است‪ .‬اينان دلمشغولي‌اي به‌نام‬

‫دست داشته است‪ .‬يعني روحانيت سياسي شيعه در ايران‪ ،‬نهادي‬

‫دموكراتيك خود آورده را خاطرنشان مي‌سازيم‪« :‬فرهنگ‪ ،‬عبارت‬

‫اجتماعي خلق‌هاي ايران كه تحت شديدترين سلطه‌گري‌هاي‬

‫اختالف و جدال ميان شريعت‌گرايان دولتي و عرفاي جامعه‌گرا‬ ‫بسيار است‪ .‬مث ً‬ ‫ال شريعت‌پرستان پيرامون دستگاه خالفت‪ ،‬بر ضد‬

‫به‌ويژه با فعاليت‌هاي مدني ليبرال و منفعل‪ ،‬سعي دارند انرژي‬

‫قبل از هر چيز تعريف كوتاهي كه رهبر آپو در مانيفست تمدن‬

‫انديشه‌ي آزاد را از جامعه سلب مي‌كند‪ .‬بدين ترتيب جامعه را‬

‫نظام جمهوري اسالمي هستند‪ ،‬آن‌ها را به وضعيتي اسفناك‬

‫همواره عرفا‪ ،‬درويشان و حق‌طلبان راستين را هدف گرفته است‪.‬‬

‫خلق را تخليه و به بيراهه ببرند‪ .‬جهت درك اين مقوله سعي‬

‫نياز معنوي نوع انسان نيست‪ ،‬بلكه ارزش‌هاي طبيعي‪ ،‬پويايي و‬

‫را مي‌توان همزمان با ايجاد تشيع صفوي در ايران ديد‪ .‬تشيع‪،‬‬

‫شاهديم‪ .‬نكته در اين‌جاست كه اين اسالم سياسي‪ ،‬تهديدي‬

‫خلق‌هاي منطقه نيز به اوج رسيده است‪ .‬نمونه‌ي آن‌ها را به‌ويژه‬

‫است‪ .‬چنين ديني‪ ،‬با روح دين كه از همان ادوار قديم بشري‬

‫دچار جمود و مرگ معنوي‌ـ اخالقي مي‌نمايد‪ .‬كثرت مشكالت‬

‫همخوان و سازگار است‪ .‬در طول تاريخ‪ ،‬شريعت سياسي با عرفان‬

‫مداخله‌ي جهان غرب در خاورميانه‪ ،‬مبارزات دموكراتيك‬

‫و شخصيتي نظير آن وجود داشته كه در پشت دستورات ديني‬

‫دنياي كنوني مي‌پردازد‪ .‬كما اينكه مسجد در اسالم مركز حل‬

‫آمده است‪ .‬از مدل اسالم سياسي احمدي‌نژاد كه در انديشه‌ي‬

‫جدي عليه گرايشات دموكراتيك خلق‌هاي ايران است‪ .‬پابه‌پاي‬

‫قرار گرفته است‪ .‬همواره شاه‪ ،‬حاكم‪ ،‬امير‪ ،‬سلطان‪ ،‬شيخ‪ ،‬آخوند‬

‫به كسب سود سرشار پرداخته و به قدرت بالمنازغ دست يافته‬

‫با نهاد روحاني جامعه‌ي ايراني ندارد‪ .‬جامعه‌ي ايران بيشتر با‬

‫هسته‌اي‌شدن است تا اسالم سياسي ميانه���رو جبهه‌گيري‌هايي را‬

‫اوج مي‌رسد) شكل گرفته‪ ،‬دين از نقش فرهنگي خود بيگانه شده‬

‫دستگاه مرجعيت دولتي شيعي همواره عنان اين فتنه‌گري را در‬

‫قدرت‌پرست است و با روح «اجتماعي‌بودن‪ ،‬اخالق‪‌ ،‬آزادي‬ ‫و معنويات» در تضاد است‪ .‬بي‌شك منظورمان آن دين و نهاد‬

‫روحاني جامعه كه در ميان اقشار ستمديده و سركوب‌شده وجود‬

‫دارد‪ ،‬نيست‪ .‬زيرا مي‌توان از دو نوع دين بحث به ميان آورد‪:‬‬ ‫الف) دين سياسي ب) دين فرهنگي‪ .‬هرگاه در جايي تركيب دين‬

‫حل مشكالت خلق ندارند‪ .‬خود اينان‌اند كه با افزون‌طلبي‌هايشان‬

‫سياسي تيپ شخصيتي بيماري را آفريده است كه مي‌توان‬ ‫خصوصيات آن را برشمارد‪ :‬منافق و دورو(نمونه‌ي آن را مي‌توان‬

‫به‌وفور در ميان كارمندان دولتي‪ ،‬بسيجيان و مواجب‌بگيراني‬ ‫كه جانماز آب مي‌كشند مشاهده كرد)؛ نيرنگ‌باز؛ جنسيت‌گرا‬ ‫و ضد آزادي زن؛ پول‌پرست(منتها زير نقاب تجارت اسالمي)؛‬ ‫ملي‌گرا(به‌طوري كه حاضر است همگان را برچسب كافر بزند و‬ ‫گردن بزند) و بسياري از ديگر خصيصه‌هاي منفوري كه از جانب‬

‫دين و آيين فرهنگي‪ ،‬پليد و اهريمني‌ شمرده مي‌شوند‪.‬‬

‫انقالب خلق‌ها‪ ،‬از آمد(دياربكر) تا قاهره‬ ‫گريال كردستاني‬

‫اين روزها خبر اعتراضات مردمي در مناطق مختلف خاورميانه و شمال مي‌دهد؟ تجاربي كه در تاريخ معاصر جهان كسب شده‌اند گوياي آن است‬ ‫آفريقا توجه همه‌ي جهانيان را به خود جلب كرده است‪ .‬همگان منتظرند تا كه هرچند اعتراضات دموكراتيك توانمند باشند اما در صورت روي‌آوري‬ ‫ببينند در اردن‪ ،‬تونس‪ ،‬مصر‪ ،‬سودان‪ ،‬الجزاير و ساير مناطق ماجرا به كجا به آرماني دولت‌گرايانه‪ ،‬در دور باطل «قيام‌ـ تشكيل دولت‌‌ـ قيام» گرفتار‬ ‫مي‌انجامد‪ .‬چنين خيزش‌هايي در گذشته نيز روي داده‌اند؛ اما اين‌بار كيفيت خواهند آم��د‪ .‬يعني اين خيزش‌ها‪ ،‬به علت حاكم‌شدن يك جريان‬ ‫خيزش‌ها مي‌تواند بسيار متفاوت‌تر باشد‪ .‬در گذشته‪ ،‬جريانات چپ‌گرا‪ ،‬قدرت‌طلب‪ ،‬سرانجام با تشكيل دولت‌‌ـ ملت يا انجام اصالحات نرم دولتي‪،‬‬ ‫اسالم‌‌گرايان راديكال و نيروهاي سرمايه‌دار جهاني سه طرف اصلي را از مسير آزادي‌خواهانه و مردمي خود فاصله گرفته و سرانجام خاموشي‬ ‫تشكيل مي‌دادند‪ .‬با تباني نيروهاي اسالم‌گرا و سرمايه‌داري غرب‪ ،‬تجربه‌ي مي‌گيرند‪ .‬بخش ديگري از مخالفت‌هاي دموكراتيك خاورميانه مربوط‬ ‫مبارزات چپ در خاورميانه با شكست جدي مواجه گرديد‪ .‬زيرا غرب به كردستان و علي‌الخصوص شمال كردستان است‪ .‬تفاوتي كه بايد براي‬ ‫تمام توان خود را به‌كار برد تا با ايجاد كمربند سبز اسالمي از توسعه‌ي اعتراضات دموكراتيك در كردستان قائل شد در همين نكته‌ نهفته است‪.‬‬ ‫سوسياليسم به سرتاسر جهان ممانعت به‌عمل آورد‪ .‬نتيجه‌ي اين هم‌پيماني رهبر آپو به دليل عدم جايگيري در نقشه‌اي كه نيروهاي سلطه‌گر جهاني‬ ‫تشكيل دولت‌هاي محافظه‌كار اسالمي يا الئيك در خاورميانه بود‪ .‬سرانجام براي تغيير مرزهاي سياسي خاورميانه در سر دارند‪ ،‬با عظيم‌ترين توطئه‌ي‬ ‫نيز اين دولت‌ها جز سركوب و فشار چيز ديگري براي خلق‌هاي عرب‪ ،‬قرن بيستم رويارو شد‪ .‬زيرا تن به خواست نيروهاي سلطه‌گر جهاني نسپرد‪.‬‬ ‫كرد‪ ،‬ترك‪ ،‬فارس‪ ،‬بلوچ‪ ،‬آذري و‪ ...‬به ارمغان نياوردند‪ .‬در گرماگرم وي براي آنكه مبارزات آزادي‌خواهانه‌ي خلق كرد را به سرمنزل مقصود‬ ‫اعتراضات خلق مصر و تونس هر طرفي سعي دارد تا تفسيري بر وفق مراد برساند‪ ،‬دست به تحولي ريشه‌اي در جهانبيني و سرمشق(پارادايم) جنبش‬ ‫خويش ارائه نمايد‪ .‬خامنه‌اي آن را تداوم انقالب اسالمي ايران دانست‪ .‬زد‪ .‬رهبر آپو سيستم كنفدراليسم دموكراتيك را كه ساختاري غيردولتي‬ ‫مخالفان رژيم ايران اين خيزش‌ها را برآمده از بطن جامعه و متأثر از جنبش دارد پيشنهاد نمود‪ .‬دليل تداوم توطئه‌ي ‪ 15‬فوريه و منزوي‌سازي رهبر آپو‬ ‫سبز ايران خواندند‪ .‬برخي از اسالم‌گرايان مترصدند تا با برافتادن حكومت در زندان امرالي همين است‪ .‬زيرا مدل چاره‌يابي‌اي كه وي ارائه نمود و‬ ‫در اين كشورها‪ ‌،‬جرياني از اسالم سياسي راديكال يا ميانه‌رو را وارد صحنه اينك درعمل پيشبرد مي‌يابد‪ ،‬موافق ميل نيروهاي سلطه‌گر جهاني نبود‪.‬‬ ‫سازند‪ .‬اما آنچه واقع‌گرايانه‌تر مي‌نمايد اين است كه اعتراضات مردمي در از منظر اين نيروها‪ ،‬هر نيروي مخالفي يا بايد به‌شيوه‌اي خشن در نظام‬ ‫خاورميانه و شمال آفريقا خصلتي دموكراتيك دارند و در اصل به جريانات سرمايه‌دار جهاني ذوب گردد يا اينكه نهايتاً با گرفتن سهمي‪ ،‬به جزئي از‬ ‫اسالمي راديكال شرق و ميانه‌روي غرب وابسته نيستند‪ .‬با اين‌ حال سير آن مبدل گردد‪ .‬اين سهم‪ ،‬همانا تشكيل يك دولت‌‌ـ ملت نوين يا جايگيري‬ ‫اين خيزش‌ها هنوز گمان‌برانگيز است‪ .‬مسئله در اين است كه چه نيروي يك حزب يا گرايش در نظام دولتي فعلي است‪.‬‬ ‫حال مسئله در اين است كه آيا با تشكيل دولتي تازه نظير سودان جنوبي‬ ‫فكري و سازماني اين مخالفت‌ها را پيشبرد خواهد داد‪ .‬مسئله تنها محدود‬ ‫به مصر و تونس نيست‪ .‬حتي مخالفت‌هاي مردم ايران پس از انتخابات يا روي‌كار آمدن يك جريان اسالمي نظير اخوان‌المسلمين به‌جاي مبارك‬ ‫رياست جمهوري نيز همچنان بحث‌برانگيزند‪ .‬مي‌توان از زواياي مختلفي مي‌توان اوضاع را به كام خلق‌ها متحول سازد؟ تجربه‌ي روي‌كار آمدن‬ ‫اين مخالفت‌هاي دموكراتيك را سنجيد‪ .‬اما نكته‌ي كليدي در اين است جمهوري اسالمي در ايران پس از انقالب خلق‌هاي ايران در سال ‪ 57‬نشان‬ ‫كه عامل پيش‌برنده‌ي اين اعتراضات داراي چه نوع ذهنيت و برنامه‌اي مي‌دهد كه چنين تحولي‪ ،‬خلق‌ها را به مطالبات دموكراتيك خود نمي‌رساند‬ ‫براي حل مسئله است‪ .‬آيا مي‌خواهد به رويكردي دولت‌گرا و قدرت‌طلب و عامل پيشبرنده‌ي اعتراضات كنوني بايد روش ديگري در پي گيرد‪.‬‬ ‫متوسل گردد يا اينكه رويكردي اجتماعي و غيردولتي را شالوده قرار‬


‫کتاب‬

‫شهيد رامان جاويد‬ ‫كتاب مساله‌‌ي شخصيت در كردستان‬ ‫نويسنده‪ :‬عبداهلل اوجاالن‬ ‫مترجم‪ :‬شهيد رامان جاويد‬ ‫دومين تيپ شخصيتي كه دردوره‌ه���اي بحراني نمود‬ ‫مي‌يابد‪ ،‬شامل افرادي مي‌شود كه منسوب به طبقات مياني‬ ‫جامعه مي‌باشند‪ .‬اينها در ستاتوي(موقعيت) افراد سركوب‌گر‬ ‫و سركوب‌شونده جاي نمي‌گيرند‪ .‬اين اقشار كه همان‬ ‫مالكين كوچك مي‌باشند همانگونه كه تا درجه‌اي از سوي‬ ‫نظام موجود متضرر گشته‌اند‪ ،‬آرزوهايشان در راستاي افزايش‬ ‫امكانات مادي و رسيدن به موقعيت بهتر در جامعه به حد كافي‬ ‫تحقق نمي‌پذيرد‪ .‬در نتيجه‌ي همين امر اگرچه وابستگي‌شان‬ ‫به نظام ناگسستني نباشد نيز اما به‌علت واهمه‌شان از [پيوستن‬ ‫به] قشر انقالبي‪ ،‬تا به آخر نيز كاراكتر شخصيتي انقالبي را به‬ ‫خود نمي‌گيرند‪ .‬تحت‌ تأثير بحراني كه در جامعه نمود يافته‬ ‫قرار گرفته و [معيارهاي] جامعه قبلي را نپذيرفته و نمي‌توانند‬ ‫آن را ادامه دهند‪ ،‬اما در ابداع جامعه‌اي نوين نيز ناتوان‬ ‫هستند‪ .‬هرچند كه ابعاد سياست سركوب و استعمار در قبال‬ ‫اين قشر ـ‌كه گفتيم از طبقات مياني تشكيل مي‌شودـ همانند‬ ‫طبقات سركوب‌شونده گسترده نباشد‪ ،‬اما در دوره‌هاي‬ ‫بحراني كه طبقات سركوبگر و سركوب‌شونده‌ي جامعه قبلي‬ ‫رو به نيستي مي‌روند‪ ،‬حيات اين طبقات مياني نيز با خطر‬ ‫مواجه مي‌گردد‪ .‬اين وضعيت‪ ،‬آنها را به‌سوي جستجوي‬ ‫راه برون‌رفت از بحران سوق مي‌دهد‪ .‬به‌دليل آنكه طبقات‬ ‫مياني از ساختاري هموژن برخوردار نبوده و براي برون‌رفت‬ ‫از بحران فاقد نيروي ذاتي و قابليت كافي هستند‪ ،‬جهت‬ ‫جستجوي راه برون‌رفت از بحران با نيروهاي جداگانه‌اي پيمان‬ ‫مي‌بندند‪ .‬به‌ويژه دسته‌اي [از آنها] كه از وضعيت مادي نسبتاً‬ ‫خوبي برخوردارند‪ ،‬روزبه‌روز واپس‌گرا گشته و هم‌پيمان‬ ‫سازمان‌ها و نمايندگان طبقه‌ي سركوبگر مي‌شوند‪ .‬اما قشر‬ ‫محروم‌تري كه سركوب‌شده به‌ميزان اعتقاد و يا احتمال به‬ ‫يافتن جايگاهي مناسب در جامعه‌ي نوين الزم مي‌بينند كه‬ ‫به نمايندگان و سازماني كه پيشاهنگي ايجاد جامعه‌اي نوين‬ ‫را برعهده دارند‪ ،‬وابسته باشند‪ .‬بدين شكل در حاليكه يك‬ ‫قشر عنوان واپس‌گرا و محافظه‌كار را به خود مي‌گيرد‪ ،‬قشر‬ ‫ديگر نيز كه تحت تأثير رهبري و شخصيت طبقه‌ي مترقي‌‪،‬‬ ‫در موقعيت نوگرايان قرار مي‌گيرند‪ .‬اين تيپ شخصيتي كه‬ ‫خود را به‌عنوان مركز دنيا قلمداد مي‌كند‪ ،‬جهت برون‌رفت‬ ‫از بحران تالشي جدي را از خود به‌نمايش نمي‌گذارد؛ نه به‬ ‫هواداري از قشر سركوب‌گر و نه قشر سركوب‌شونده؛ اما‬ ‫توانايي اين را ندارد كه خود را از تاثيرات اين دو قشر هم‬ ‫برهاند‪ .‬به‌دليل ويژگي‌هاي شخصيتي بي‌نهايت منفعت‌طلب‪‌،‬‬ ‫بي‌ثبات و شياد در دوره‌ي انقالب همواره در ميان دو طرف‬ ‫سركوبگر و سركوب‌شونده در حركت است‪ .‬در دوره‌هايي‬ ‫كه نيروهاي انقالبي هنوز ضعيف هستند از هويت كهنه‌پرست‬ ‫به‌تمام معنايي برخوردار است؛ اما زمانيكه نيروهاي انقالبي به‬ ‫سطح آلترناتيوي براي نظام قدرت مبدل مي‌گردند نيز خود‬ ‫را همچون يك انقالبي آتشين نشان مي‌دهد‪ .‬تمامي غم و هم‬ ‫وي آن است تا در جامعه‌ي آينده‌اي كه حاكم مي گردد‬ ‫جايي به خود اختصاص مي‌دهد‪ .‬البته در حين انجام اين كار‬ ‫نه به‌ توان‪ ،‬قابليت و سطح مبارزه‌ي خويش بلكه همواره در‬ ‫اين راه به بازي‌هايش[جستجوي متفقي براي خود] اطمينان‬ ‫دارد‪ .‬بر اين اساس نيز بي‌نهايت سازشكار و با حساب و‬ ‫كتاب(توازن) برخورد مي‌كند‪ .‬نمي‌خواهد خويش را چندان‬ ‫به دردسر ان��دازد‪ .‬يكي از بارزترين ويژگي‌هاي اين تيپ‬ ‫شخصيتي اين است كه از توان ايفاي نقش پيشاهنگي جهت‬ ‫ايجاد جامعه‌اي نوين‪ ،‬ارتقاي مبارزه و جستجو براي شكلي از‬ ‫جامعه به خودي خود برخوردار نيست‪.‬‬

‫اندیشه‌‬

‫ ‬

‫توطئه‌ي ‪ 15‬فوريه‬ ‫از ديدگاه رهبر آپو‬

‫‪7‬‬

‫برگرفته از مقدمه‌ي دفاعيات رهبر آپو‬

‫مقدمهي تمامي دفاعيات رهبر آپو كه در زندان‬ ‫امرالي به رشتهي تحرير درآورده است به توطئهي‬ ‫‪ 15‬فوريه اختصاص دارد؛ توطئهاي كه ايشان آن‬ ‫را حملهاي همهجانبه به موجوديت خلق كرد‬ ‫بهمنزلهي هويت نوين خاورميانه و در معنايي‬ ‫ديگر حملهاي به شخصيت كرد آزاد عنوان‬ ‫مينمايد‪.‬‬ ‫هنگامي كه مرا به زندان امرالي آوردند‪ ،‬اولين‬ ‫كسي كه به استقبالم آمد‪ ،‬نماينده‌ي كميته‌ي‬ ‫پيشگيري از شكنجه وابسته به شوراي اروپا بود‪.‬‬ ‫اولين سخن نماينده‌ي مذكور كه در سطح رياست‬ ‫كميته جاي داشت‪ ،‬اين بود‪« :‬در اين زندان به‌سر‬ ‫خواهي برد؛ ما هم از راه شوراي اروپا نظارت‬ ‫مي‌كنيم و سعي بر يافتن راه‌حل‌هايي خواهيم‬ ‫نمود‪ ».‬دولت يونان با خيانت در برابر دوستي‪،‬‬ ‫به شيوه‌اي كه نظير آن در تاريخ كمتر يافت‬ ‫مي‌شود‪ ،‬مرا به سياـ‌آمريكا تحويل داد‪ .‬هنگامي‌‬ ‫كه مناسبات يونان با تركيه به معادله‌ي منافع[ميان‬ ‫دولت‌ها] افزوده شد‪ ،‬در عصر شاهان عريان و‬ ‫خدايان بي‌نقاب‪ ‌،‬در ميان صخره‌هاي امرالي به‬ ‫زنجيرم كشيدند و به محكوميت تقديرگرايانه‌اي‬ ‫كه بدتر از افسانه‌ي «پرومته» است‪ ،‬دچار گشتم‪.‬‬ ‫معادله‌ي[سياسي] موجود در مسئله‌ي خروج از‬ ‫سوريه كه راه بر وقوع اين مرحله گشود‪ ،‬جالب‌تر‬ ‫است‪ .‬ماهيت نگرشي كه مرا به خروج از سوريه‬ ‫واداشت‪ ،‬متكي است بر سهمي كه براي دوستي‬ ‫قائل بودم و تصادم‌ با سياست اتخاذي اسرائيل در‬ ‫مورد ُكردها‪ .‬اسرائيل كه به‌ويژه بعد از جنگ‬ ‫جهاني دوم خود را براي ايفاي نقش ارباب در‬ ‫مسئله‌ي ُكرد آماده مي‌كرد‪ ،‬چنان حساس بود كه‬ ‫نمي‌توانست دومين شيوه‌ي ‌حل مسئله‌ي ُكرد را‪،‬‬ ‫كه به تدريج توسط من پيشرفت مي‌نمود‪ ،‬تاب‬ ‫آورد‪ .‬قطعاً اين مسئله با محاسباتشان همخواني‬ ‫نداشت‪ .‬نبايد منكر اين حق گردم كه موساد از‬ ‫راهي غيرمستقيم مرا دعوت به مشاركت در راه‌حل‬ ‫مورد نظر خويش نمود؛ اما من‪ ،‬هم‌ از نقطه‌نظر‬ ‫اخالقي و هم سياسي حاضر به چنين كاري نبودم‪.‬‬ ‫دست‌اندركاران عرب سوريه هيچ‌گاه نخواستند‬ ‫از روابطي كه كفه‌ي تاكتيكي آن سنگين‌تر بود‪،‬‬ ‫فراتر روند‪« .‬حافظ اسد» كه بر اساس درگيري‬ ‫ِ‬ ‫رهبري‬ ‫بين آمريكا و شوروي بر سر هژموني‪،‬‬ ‫خويش را برقرار ساخته‌ بود‪ ،‬طي مرحله‌ي بحراني‬ ‫فروپاشي شوروي‪ ،‬در چنان وضعيتي قرار داشت‬ ‫كه قادر به حفظ هيچ نوع رابطه‌ي تاكتيكي نبود‪.‬‬ ‫از طريق من(تشكل ‪ ، )PKK‬تركيه را در تعادل‬ ‫نگاه داشته و به گونه‌اي در پي يافتن پاسخ در برابر‬ ‫تهديدي بود كه جمهوري تركيه از سال ‪ 1958‬به‬ ‫طرفداري از اسرائيل‪ ،‬عليه سوريه نموده بود‪ .‬چون‬ ‫‪ PKK‬ابزار مناسبي براي اين موضوع بود‪ ،‬امكان‬ ‫يك رابطه‌ي تاكتيكي بسيار بلندمدت را فراهم‬ ‫نمود‪ .‬چندان طالب آن نبودند كه ببينند رابطه‌ي‬ ‫مذكور‪ ،‬راهگشاي سياستي ديگر در مسئله‌ي ُكرد‬ ‫گردد‪ .‬تمامي تالش‌هاي دولتمردان تركيه‪ ،‬از اين‬ ‫نظر مؤثر واقع نمي‌شد‪ .‬همين يادآوري مختصر‬ ‫نيز كافي است تا نشان دهد آن نيروي اساسي‌‬ ‫كه مرا از سوريه خارج ساخت‪ ،‬اسرائيل است‪.‬‬

‫بدون شك‪ ،‬فشارهاي سياسي آمريكا و فشارهاي‬ ‫نظامي تركيه نيز در اين مسئله‪ ،‬ايفاي نقش‬ ‫نمودند‪ .‬نبايد فراموش ساخت كه تركيه از سال‬ ‫‪ 1950‬بدين‌سو پيمان‌نامه‌هايي مخفي داشته و طي‬ ‫معاهده‌ي الحاقي ديگري در سال ‪ 1996‬تحت نام‬ ‫«آنتي تروريسم»‪ ،‬توافق ‪PKK‬ستيزانه‌ي آمريكاـ‬ ‫اسرائيل و تركيه كامل گشت‪ .‬عامل مهم ديگري‬ ‫كه بايد بر مرحله‌ي ذكرشده افزود‪ ،‬اين است‬ ‫كه دست‌اندركاران حزب دموكرات كردستان‬ ‫‪ ،PDK‬اتحاديه‌ي ميهني كردستان ‪ YNK‬كه‬ ‫با آمريكا و اسرائيل رابطه داشتند و به‌عبارت‬ ‫ديگر مجلس و حكومت فدرال ُكرد(تشكيل‌شده‬ ‫در سال ‪ )1992‬بر بنياد ‪PKK‬ستيزي با تركيه‬ ‫همكاري مي‌نمودند‪ .‬بي‌گمان در شرايط آن‬ ‫دوران‪ ،‬دولت و نيروهاي نظامي تركيه بر اساس‬ ‫نگرشي تاكتيكي عمل مي‌كردند‪ .‬اما تاريخ‪،‬‬ ‫سيري مختص به خويش را داراست‪ .‬ادراك‌هاي‬ ‫بسيار متنوع‪ ،‬پيشامدها و پيشرفت‌هاي مهمي را‬ ‫تعيين مي‌كنند‪ .‬اشتباه تاريخي‌اي كه تركيه امروزه‬ ‫نسبت به آن دچ��ار خشم بسيار مي‌گردد‪ ،‬از‬ ‫ادراكي محدود‪ ،‬خودخواهانه و يك‌طرفه نشأت‬ ‫مي‌گيرد‪ .‬در سال ‪ 1998‬در اثر تلفيق همه‌ي اين‬ ‫عواملي كه عليه ما بود‪ ،‬از سوريه خارج شدم‪.‬‬ ‫بايستي آشكارا بگويم من نيز كام ً‬ ‫ال متوجه بودم‬ ‫كه بايد از سوريه خارج شوم‪ .‬در يك مقطع‬ ‫زماني‪ ،‬بيش از حد انتظار كشيدم‪ .‬اما جذابيت‬ ‫ايجاد يك خط‌مشي سياسي با نام كردستان و‬ ‫تمايل به اعتالي رويكرد دوستانه‌ام تا سطحي‬ ‫استراتژيك‪ ،‬مرا به حالت يك اسير درآورده‬ ‫بود‪ .‬بايستي اعتراف نمايم كه باالترين مقام‌هاي‬ ‫سوريه‪ ،‬مخاطره‌آميز بودن اين امر را به‌طور مؤ ّكد‬ ‫گوشزد نمودند‪ .‬اما من هنوز هم ناچار بودم كه‬ ‫ِ‬ ‫‌ناپذيري «دوستيِ استراتژيك‬ ‫از اهميت و اغماض‬ ‫خلق‌ها» دفاع نمايم‪ .‬نگرشي كه مرا به‌سوي يونان‬ ‫كشانيد نيز همان بود‪ .‬اگر امكان ايجاد رابطه‌ با‬ ‫دولت يونان وجود نمي‌داشت‪ ،‬در درجه‌ي دوم‪،‬‬ ‫عالقه به پيشبرد روابط دوستانه‌ي ارزشمند با خلق‬ ‫يونان توجه مرا به‌سوي خود معطوف مي‌نمود‪ .‬داد‬ ‫و ستد با فرهنگ كالسيك و تاريخ تراژيك‌شان‬ ‫بسيار مهم و به معناي وجوب برآورد‌ن مقتضيات‬ ‫دوستي بود‪ .‬يكي ديگر از راه‌ه��اي برون‌رفت‬ ‫براي من‪ ،‬كوهستان‌هاي كردستان بود‪ .‬مدت‌ها‬ ‫قبل بود كه‌[به زبان ُكردي] عنوان ديگري داشتم‪:‬‬ ‫‪ Dînê çiya - Dînê çolê‬به‌ معناي مجنون‬ ‫صحرا و كوهستان! اما در مقايسه با اين رهيافت‪،‬‬ ‫مدنظر قرار دادن دو عامل موجب مي‌گشت كه‬ ‫گزينه‌ي يادشده از نقطه‌نظر انتخاب‪ ،‬به درجه‌ي‬ ‫دوم موكول‌ گردد‪ .‬اگر به كوهستان‌هاي ميهن‬ ‫مي‌رفتم‪ ،‬محل سكونتم با همه نوع تسليحات مورد‬ ‫بمباران واقع مي‌گشت؛ اين مسئله خلق و رفقا را‬ ‫دچار آسيب و خسران مي‌نمود‪ ،‬در ارتباطات‬ ‫نيز محدوديت‌هايي ايجاد مي‌كرد و ناگزيرمان‬ ‫مي‌ساخت تنها به شيوه‌ي نظامي به تفكر و تعمق‬ ‫بپردازيم و برخوردمان به‌صورت همه‌جانبه‌اي‬ ‫نظامي مي‌شد‪ .‬مورد مهم‬


‫‪6‬‬

‫سياسي‬

‫هيچ كس نخواهد توانست خورشيدمان را به ظلمت بكشاند‬ ‫متن گفتگو با شهيد حسين خضري(هيمن اورميه) در مورد توطئه‌ي ‪ 15‬فوريه‬ ‫هر ساله با فرارسيدن ‪ 15‬فوريه امکان ندارد‬ ‫توطئه‌ي بين‌المللي عليه رهبر خلق کرد رهبر آپو به‬ ‫ذهن و فکرمان خطور نكند‪ .‬بي‌شک براي هر کردي‬ ‫كه توطئه‌ي ‪ 15‬را درك كرده است‪ ،‬بحث از اين‬ ‫روز بسيار دشوار است‪ .‬به‌ويژه براي خلق كرد در‬ ‫شرق کردستان؛ چراكه اين توطئه شرق كردستان‬ ‫را وارد مرحله‌‌اي نوين كرد و خلقمان بيش از پيش‬ ‫به موقعيت خويش پي‌برد‪ .‬نيروهاي حاكم بر دنيا‬ ‫با اين توطئه درصدد آن بودند تا در شخص رهبر‬ ‫آپو خلقمان را در خدمت منافع خويش قرار داده و‬ ‫آنان را بي‌اراده كنند‪ .‬نيروهاي توطئه‌گر‪ ،‬خواستند‬ ‫توطئه‌اي را كه ريشه در يك سده‌ي اخير دارد‬ ‫كامل كنند و با هميشگي ساختن آن‪ ،‬به‌ اراده‌مند‬ ‫گشتن خلق كرد براي هميشه پايان دهند‪ .‬گستردگي‬ ‫اين توطئه براي خلق كرد مورد تازه‌اي بود‪ .‬سطح‬ ‫آگاهي و معرفت ملي در ميان خلق كرد تا آن‬ ‫هنگام چندان پيشرفتي به خود نديده بود و اگر هم‬ ‫احساس و انديشه‌اي وجود داشت‪ ،‬صرفا به بخشي‬ ‫از كردستان محدود و محصور مانده بود‪ 15 .‬فوريه‬ ‫همانند پلي بود كه خلق كرد در شرق کردستان با‬ ‫توسل به آن با ديگر بخش‌هاي كردستان پيوند برقرار‬ ‫نمود‪ .‬به همين دليل مي‌توان گفت که ‪ 15‬فوريه در‬ ‫شرق کردستان بستر ميالدي نوين براي خلقمان در‬ ‫اين بخش بود‪ .‬از تمامي اقشارجامعه‪ ،‬پير‪ ،‬جوان‪ ،‬زن‪،‬‬ ‫مرد‪ ،‬نوجوان همه با يک صدا و يك رنگ متحد شده‬ ‫بودند و همين امر سبب شد که نخستين گام‌هاي‬ ‫جنبش آپوئيستي به‌شکلي ايدئولوژيک‪ ،‬فلسفي و‬ ‫سازماني در شرق کردستان برداشته شود‪ .‬خلق کرد‬ ‫در گذشته به کرات در مقابل دولت‌هاي جبار و‬ ‫حاکم بر کردستان مبارزه نموده بود و در اين راه‬ ‫شهداي بي‌شماري هم داده بود؛ ‪ 15‬فوريه سطح اين‬ ‫مبارزه را هرچه بيشتر ارتقا داد و خلق بيش از پيش به‬ ‫اهميت و توانايي‌هاي ذاتي خويش پي‌برد‪ .‬تالش‌هاي‬ ‫دشمنان در راستاي درهم‌شکستن و بي‌اراده كردن را‬ ‫از نزديک و به گونه‌اي آگاهانه درک نمود‪ .‬كردها‬ ‫پس از اين توطئه هوشيارتر شدند و بيش از هر‬ ‫زماني جهت صيانت از اراده‌يشان به همديگر پيوند‬ ‫خوردند‪ .‬خلق كرد به‌شکلي هم‌صدار و يكپارچه‬ ‫موضعش را اتخاذ نمود‪ .‬هيچ كس از مرگ‪ ،‬شكنجه و‬ ‫بازداشت‌شدن ترسي به‌دل نداشت‪ .‬شاهد مبارزات‬ ‫زيادي در شرق کردستان بوده‌ايم‪ ،‬اما ‪ 15‬فوريه‌ي‬ ‫سال ‪ 1999‬به‌معناي جهشي در اين مبارزات بود و‬ ‫روحي ملي به‌خلقمان بخشيد‪ .‬بعد از اتخاذ اين موضع‬ ‫بود كه‌اراده‌اي ملي پديد آمد و فصل جديدي از‬ ‫مبارزات شرق كردستان آغاز شد‪ .‬ده‌ها شهيد داديم‬ ‫و هزاران انسان از سوي دولت ايران با شکنجه روبرو‬ ‫شدند‪ .‬در تمامي شهرها به‌خصوص در سنندج‪ ،‬مهاباد‪،‬‬

‫‪ 15‬فوريه همانند پلي بود كه خلق كرد در شرق کردستان با توسل به آن با ديگر‬ ‫بخش‌هاي كردستان پيوند برقرار نمود‪ .‬به همين دليل مي‌توان گفت که ‪ 15‬فوريه در شرق‬ ‫کردستان بستر ميالدي نوين براي خلقمان در اين بخش بود‪.‬‬ ‫اروميه و ماکو دولت دست به قتل‌عام خلق زد‪ .‬در‬ ‫حقيقت خلقمان مي‌خواست اعتراضش به اين توطئه‬ ‫را به گوش جهانيان برساند‪ .‬شهادت‌هاي آن روز‬ ‫سرآغازي بود براي توسعه‌ي جنبش آپوييستي در‬ ‫شرق كردستان و نخستين گام‌هاي مبارزه كه در آن‬ ‫روز برداشته شد‪ ،‬امروز تداوم داشته و بر عمق اين‬ ‫مبارزه هرچه بيشتر افزوده شده است‪ .‬نه‌‌تنها خون‌هاي‬ ‫ريخته شده از ياد برده نشد‪ ‌،‬بلكه سرچشمه‌‌اي شد‬ ‫براي هرچه بيشتر نيرومند شدن مبارزات‪ .‬امروز بيشتر‬ ‫كساني كه از شرق كردستان به جنبش آپوييستي و‬ ‫نيروهاي گريال پيوسته‌اند را مي‌توان فرزندان ‪15‬‬ ‫فوريه ناميد كه با متاثر شدن از اين توطئه به صفوف‬ ‫مبارزات پيوسته‌اند‪ .‬به همين دليل مي‌توان قيام آن‬ ‫روز خلق کرد را ميالدي نوين قلمداد نمود‪.‬‬ ‫توطئه همچنان ادامه دارد و دشمنان دست از‬ ‫تداوم اين توطئه نكشيده‌اند‪ .‬اگر توجه داشته باشيم‬ ‫مي‌بينيم كه با مسموم كردن رهبر آپو اين توطئه‬ ‫به‌شكل ديگري ادامه دارد و در اين بين برخي از‬ ‫كردهاي نا‌آگاه نيز همچون نيروهاي منطقه‌اي در‬ ‫اين توطئه شرکت دارند؛ همه چيز حاكي از آغاز‬ ‫يورش تازه‌اي به خلقمان است‪ .‬نيروهاي خارجي‬ ‫بمانند آمريکا‪ ،‬انگليس و دولتهاي منطقه‌اي يعني‬ ‫ايران و سوريه که پشتيبانان اين توطئه هستند بار‬ ‫ديگر درصددند که اراده‌ي خلق کرد را بشکنند و‬ ‫مي‌خواهند نيروهاي گريال را به تسليميت بكشانند‪.‬‬ ‫همه‌روزه جوانان كرد را به‌كام مرگ مي‌كشانند‪،‬‬ ‫بدون دادگاهي و بدون اطالع به خانواده‌هايشان‬ ‫آنها را به قتل مي‌رسانند و مخفيانه دفنشان مي‌کنند‪.‬‬ ‫همه‌ي اين اقدامات دربردارنده‌ي پيام‌هايي است‬ ‫كه مي‌خواهند به اين خلق بدهند‪ .‬مي‌خواهند‬ ‫بگويند به سياست‌هاي قتل عام شما(خلق کرد)‬ ‫ادامه خواهيم داد و دست بردار آن نخواهيم بود‪.‬‬ ‫اولين رفيقمان(رفيق عگيد) از سوي دولت ايران‬ ‫اعدام شد‪ .‬خوب بر اين واقفيم که دولت ايران‬ ‫منظورش چيست و مي‌خواهد چه بگويد‪ .‬همه‌ي‬ ‫اين اقدامات تداوم توطئه را نشان مي‌دهند‪ .‬هيچ‬ ‫نقطه‌اي از مناطق حفاظتي مديا نمانده که بوسيله‌ي‬ ‫هواپيماهاي جنگي ترکيه و دولت‌هاي هم‌پيمانش‬ ‫مورد هدف قرار نگيرد‪ .‬اين اقدامات نشان از ترس‬ ‫و خوفي دارد كه نيروهاي منطقه‌اي از جوانان‬ ‫كرد دارند‪ .‬اسناد زيادي وجود دارد که بيانگر آنند‬ ‫نيروهاي توطئه‌گر امروز در صددند به شکلي ديگر‬

‫بر خلقمان يورش آورده و توطئه‌اي ديگر را در‬ ‫سر مي‌پرورانند‪ .‬همگي اين سياست‌ها‪ ،‬فاش شده‬ ‫و الزم مي نمايد در تقابل با آن به مانند قيام سال‬ ‫‪ 99‬امروز نيز خلقمان موضع‌گيري نموده و ساكت‬ ‫نمانند‪ .‬بايستي به‌شكلي يكپارچه و اراده‌مند عليه اين‬ ‫توطئه موضع‌گيري نموده و بار ديگر اثبات نمايند که‬ ‫«هيچ کس نخواهد توانست خورشيدمان را به ظلمت‬ ‫بكشاند»‪ .‬بايستي بر هركسي آشكار سازند که خلق کرد‬ ‫تحت هيچ شرايطي از مطالبات آزادي‌خواهانه‌اش‬ ‫دست نخواهد كشيد و عقب‌نشيني نخواهد كرد و‬ ‫به هيچ‌وجه خفت و خواري را نخواهد پذيرفت‪.‬‬ ‫به همين دليل مي‌بايست جوانان‪ ،‬پيشاهنگ مبارزات‬ ‫باشند‪ .‬امروز تمامي کساني که در شرق کردستان‬ ‫مبارزات آزادي‌خواهانه را تحت لواي ‪KCR,YJRK‬‬ ‫و‪ PJAK‬به پيش مي برند‪ ،‬در روز ‪ 15‬فوريه انسان‬ ‫بودن‪ ،‬كردبودن و آزاد زيستن را درك كرده و بار‬ ‫سنگن مبارزه را بر عهده گرفته‌اند‪ .‬روزانه ده‌ها جوان‬ ‫کرد از شرق کردستان به جنبش آزادي‌خواهي‬ ‫ملحق مي‌شوند‪ .‬الزم است که با مشارکت خويش‬ ‫اراده‌يشان را نشان داده‪ ،‬تسليميت را نپذيرفته و‬ ‫هر گامشان انقالبي باشد‪ .‬عليه توطئه‌ي بين‌المللي‬ ‫که امروز هم ادامه دارد‪ ،‬اعتراض خويش را نشان‬ ‫داده و اين توطئه را نپذيرند‪ .‬مي‌بايست هر جوان‬ ‫کرد و هر انسان کردي بداند که ما محکوم به پيروز‬ ‫شدن هستيم و همانگونه که رهبر آپو اشاره مي‌نمايد‪،‬‬ ‫ديگر کسي نخواهد توانست ما را از اين راه و مبارزه‬ ‫منصرف و تسليم كند‪ .‬الزم است خلقمان هم‌صدا و‬ ‫به شکلي گسترده با راهپيمايي مستمر تا ‪ 4‬آوريل‬ ‫(روز تولد رهبر آپو) اثبات نمايند که سال ‪،2008‬‬ ‫سال آزادي رهبر آپو و سال ارتقاي مبارزه در شرق‬ ‫کردستان خواهد بود؛ سال آزادي تمامي کساني‬ ‫خواهد بود که امروز در زير سرکوب دولت ايران‬ ‫و ديگر دولت‌هاي منطقه قرار دارند و در زندان‌ها‬ ‫با شديدترين شکنجه‌ها روبرويند و بدون دادگاهي‬ ‫عادالنه اعدام مي‌گردند‪ .‬در صورتي به موفقيت‬ ‫دست خواهيم يافت كه ايستار مقاومت و آزادي را‬ ‫برگزينيم‪.‬‬

‫اي��ن گفتگو در س��ال ‪ 2008‬ميالدي در‬ ‫كوهستان‌هاي آزاد كردستان صورت گرفته‬ ‫است‪.‬‬

‫همه‌روزه جوانان كرد را به‌كام مرگ مي‌كشانند‪ ،‬بدون دادگاهي و بدون اطالع به‬ ‫خانواده‌هايشان آنها را به قتل مي‌رسانند و مخفيانه دفنشان مي‌کنند‪ .‬همه‌ي اين اقدامات‬ ‫دربردارنده‌ي پيام‌هايي است كه مي‌خواهند به اين خلق بدهند‪ .‬مي‌خواهند بگويند به‬ ‫سياست‌هاي قتل عام شما ادامه خواهيم داد و دست بردار آن نخواهيم بود‪.‬‬


‫اجتماعي‬

‫سيروان آريو ليالخ‬

‫ ‬

‫اقتصاد سياسي و دولتي‌شده = افول جامعه‬

‫اقتصاد‪ ،‬علم برآورده‌نمودن نيازهاي مادي جامعه‬ ‫و از اساسي‌ترين مسائل مرتبط با زنده ماندن و‬ ‫پويايي آن مي‌باشد‪ .‬عرصه‌اي است كه بر نحوه‌ي‬ ‫شكل‌گيري جامعه تأثير به‌سزايي دارد‪ .‬بدون آن‬ ‫تصور جامعه ممكن نخواهد بود‪ .‬انسان‌ها نيازهاي‬ ‫مربوط به تغذيه‌‪ ،‬مسكن‪ ،‬پوشاك و ‪ ...‬را از طريق‬ ‫آن برطرف مي‌سازند‪ .‬در اقتصاد راستين ارزش‬ ‫كاربردي ويژگي اجناس در زمينه‌ي برآورده‌سازي‬ ‫نيازهاي زندگي انسان‌ها مي‌باشد‪ .‬اما اقتصاد سياسي‬ ‫و دولتي‌شده‪ ،‬ارزش‌افزونه‌ي خلق‌ها را به تاراج‬ ‫مي‌برد‪ .‬آنان علم اقتصاد را براي الپوشاني دزد‌ي‌هاي‬ ‫خود از جامعه كه روزان��ه انجام مي‌دهند به‌كار‬ ‫مي‌آورند‪ .‬تجارت دولتي ضد بازار و اقتصاد بوده‬ ‫و شكل انحصارگرانه‌ي سوداگري مالي مي‌باشد‪.‬‬ ‫عدم تنظيم عرضه و تقاضا باعث كاهش‌دهي و يا‬ ‫افزايش‌دهي قيمت واقعي كاال به‌دور از در نظر‬ ‫گرفتن ارزش كاربردي و ميزان زخمتي كه جهت‬ ‫ايجاد آن كشيده شده‪ ،‬مي‌باشد‪ .‬سياست عرضه و‬ ‫تقاضا به‌گونه‌اي اِعمال مي‌شود كه قيمت واقعي‬ ‫كاالي توليد شده از سوي كشاورزان و تاجران كه‬ ‫خارج از حيطه‌ي دولت قرار گرفته‌اند را كاهش‬ ‫مي‌دهند‪ .‬قشر زحمت‌كش نمي‌تواند از سود مشروع‬ ‫استفاده نمايد و با خريد فرآورده‌هاي آنها از سوي‬ ‫دولت و احتكارشان‪ ،‬همچنين سياست‌هاي صادراتي‬ ‫و وارداتي خود و تسلط بر بازار و اقتصاد‪ ،‬سودي‬ ‫كالن و نامشروع بدون اين‌كه هيچ سهمي در توليد‬ ‫محصول داشته باشند اكتساب مي‌نمايند‪ . .‬تجارت‬ ‫كالن عرصه‌ي سوداگري است و در اقتصاد واقعي‬ ‫سود مطرح نيست‪ .‬توليد كاال با هدف استفاده از آن‬ ‫و مبادله اساس گرفته مي‌شود‪ .‬اقتصاد برابر با سرمايه‬ ‫نيست بلكه نوع امرار معاش و تأمين تغذيه مي‌باشد‬ ‫كه مي‌توان با روش‌هايي آن را عملي نمود‪ .‬با‬ ‫به‌وجود آوردن بحران‌هاي اقتصادي‪ ،‬جامعه‌اي مملو‬ ‫از بيكاران شكل مي‌دهند‪ .‬گرسنگي و فقر را به جامعه‬ ‫تحميل نموده و به عمق بحران مي‌افزايند‪ .‬جامعه را‬ ‫با پول‌هايي كه در اختيار دارند يا اسير خواسته‌هاي‬ ‫نارواي خود مي‌كنند و يا مجبور به انجام اموري كه بر‬ ‫ساخت اخالقي جامعه ضربه مي‌زند‪ ،‬از جمله قاچاق‬ ‫مواد مخدر‪ ،‬تن‌فروشي زنان و دزدي‪ ،‬راهزني و ‪...‬‬ ‫مي‌كنند‪ .‬ترور شخصيتي جامعه هدف اساسي چنين‬ ‫رويكرد اقتصادي مي‌باشد؛ اهداف و مقاصد سياسي‬ ‫در آن نهفته است‪ .‬برخي از افراد سود وافري كسب‬ ‫مي‌نمايند و برخي از افراد زير خط فقر به‌سربرده و‬ ‫پيوسته نيازمند اين دولت و طبقه‌ي فرادست وابسته‬ ‫به آن مي‌باشند‪ .‬دولت منفعت‌طلب كه فعاليت‌هاي‬ ‫اقتصادي‌اش مبتني بر كسب سود مي‌باشد‪ ،‬با ايجاد‬ ‫بي‌كاري‪ ،‬دستمزدبگيران را با كمترين اجرت به‬ ‫خدمت مي‌گيرد و رنج و زحمت آنها را غصب‬ ‫مي‌كند‪ .‬بيش از نيمي از شاغالن ايران در بخش‬ ‫خدمات‌رساني مشغول به كارند و بدين‌شيوه جامعه‬ ‫را از حالت جامعه‌اي توليدي‌ـ كه بتواند جهت رفع‬ ‫مايحتاج اقتصادي مستقل در پيش بگيردـ خارج‬ ‫نموده و به‌ مصرف‌كننده‌اي صرف و يا كارگر‪،‬‬ ‫دهقان يا تاجري تحت‌ كنترل كامل ارگان‌هاي‬ ‫دولت‌ مبدل مي‌سازند‪ .‬آنان را در سطح دستمزدي‬ ‫بخورونمير تغذيه نموده و با كمال بي‌شرمي‬

‫مقدار ناچيزي از ارزش‌افزونه‌ي دزديده‌شده را با‬ ‫به‌كارگيري ترفندهاي اقتصاد دولتي به عنوان كمك‬ ‫و مساعدت به آنها برمي‌گردانند‪ .‬پويايي جامعه را‬ ‫جهت رويارويي با دولت از آن سلب مي‌كنند و‬ ‫مديون خود مي‌كنند‪ .‬افراد شاغل دولتي را به نيروي‬ ‫محافظ نظام مبدل مي‌سازند كه خارج از كاركردن‬ ‫در ارگان‌هاي دولتي گزينه‌ي ديگري براي زندگي‬ ‫و امرار معاش نداشته‌باشند‪ .‬تمامي اراده‌هاي محلي‬ ‫خلق در مناطق خارج از حيطه‌ي دولت را از بين برده‬ ‫و در خدمت اقتصاد كالن خود به‌كار مي‌آورند‪.‬‬ ‫بدين‌گونه برآنند تا جامعه‌اي كام ً‬ ‫ال وابسته به خود‬ ‫كه امكان قيام و اعتراض در آن به پائين‌ترين سطح‬ ‫خود برسد را به‌وجود آورند‪.‬‬ ‫دولت احمدي‌نژاد زير نام واگذاري سهام عدالت‬ ‫و هدفمند نمودن يارانه‌ها كه به‌قول خودشان‬ ‫فاصله‌ي ميان طبقات را كم مي‌كند‪ ،‬يارانه را از‬ ‫كليه‌ي كاالهاي پُرمصرف برداشته‌است‪ .‬كاالهايي‬ ‫كه نياز روزان��ه‌ي خلق مي‌باشد و در عوض آن‬ ‫مقدار ناچيزي پول نقدي به آنها پرداخت‌ مي‌نمايد‪.‬‬ ‫بدين‌گونه سودي نامشروع و فراوان به دست آورده‬ ‫است‪ .‬همچنين خواهان آنست كه جامعه‌اي گداپرور‬ ‫پديد آورد و آن را كام ً‬ ‫ال وابسته به اين مقدار پول‬ ‫ناچيز كند‪ .‬بدين‌گونه قشر آسيب‌پذير جامعه براي‬ ‫ب��رآوردن مايحتاج خود دچار مشكالت فراواني‬ ‫مي‌شود‪ ،‬به گونه‌اي كه آمار خط زير فقر و خط زير‬ ‫گرسنگي هر روز در جامعه رو به ازدياد مي‌گذارد‪.‬‬ ‫هژموني خود را روي كشاورزي و صنعت‌گري‬ ‫شهري كه هر روز با تخليه‌ي روستاها از سكنه رو‬ ‫به ‌ترقي مي‌رود‪ ،‬برقرار مي‌نمايند‪ .‬شركت‌هايي كه‬ ‫توسط سپاه پاسداران اداره مي‌شوند و كمپاني‌هاي‬ ‫وابسته به آنان انحصار اقتصادي را در دست گرفته‬ ‫و اقتصاد جامعه را فلج نموده‌اند‪ .‬بدون وجود دولت‬ ‫امكان ايجاد فرصت‌هاي شغلي وجود ندارد‪ ،‬چون‬ ‫از صدور پروانه‌ي كاري كارگاه‌ها و اماكن تجاري‬ ‫كه به‌صورت مشاركتي از سوي خلق اداره شوند‬ ‫جلوگيري به‌عمل مي‌آورند‪ .‬ايجاد مانع در راه ايجاد‬ ‫نهادهاي اقتصادي براي ملت‌ها و خلق‌هاي ديگر غير‬ ‫از طبقه‌ي فرادست وابسته به دولت را در دستور كار‬ ‫خود قرار داده‌اند‪ .‬دولت با چپاول منابع زيربنايي و‬ ‫روبنايي مناطق مختلف كشور بدون اينكه شغل‌زايي‬ ‫به همراه داشته‌باشد‪ ،‬فقط بر قدرت اقتصادي خود‬ ‫مي‌افزايد‪ .‬مانع از رشد و شكوفايي اقتصادي ساكنان‬ ‫اين مناطق مي‌شود‪ .‬نرخ بي‌كاري در ايران هم‌سطح‬ ‫با كشوهاي بسيار فقير جهان از لحاظ منابع روبنايي‬ ‫و زيربنايي مي‌باشد‪ .‬طبق گزارش شاخص توسعه‌ي‬ ‫انساني ‪ 2010‬سازمان ملل متحد نرخ بيكاري در‬ ‫ايران در حدود ‪ %33‬مي‌باشد‪ .‬در جغرافيايي غني‬ ‫مانند ايران كه از شرايط مناسبي براي اشتغال‌زايي‬ ‫و برآورده نمودن مايحتاج زندگي برخوردار است‬ ‫مشاهده نمودن چنين مشكالت عميقي هر كسي را به‬ ‫تأمل وامي‌دارد‪ .‬بدون شك ايران با توجه به شرايط‬ ‫جغرافيايي‌اش از وضغيت مطلوبي برخوردار بوده و‬ ‫مي‌تواند يكي از قطب‌هاي كشاورزي باشد‪ .‬ولي‬ ‫مانع‌تراشي‌هاي دولت و سياست‌هاي دولت جهت‬ ‫عدم خريد محصوالت داخلي و عدم همكاري براي‬ ‫فراهم نمودن امكانات براي باال‌ بردن سطح بازدهي‬

‫‪9‬‬

‫و همچنين سوءاستفاده‌هاي دولتي و بازار خصوصي‬ ‫وابسته به آن‪ ،‬ارزش واقعي كاالهاي توليدشده از‬ ‫سوي آنها را كاهش داده و سود و ارزش‌افزونه‌ي‬ ‫كشاورزان زحمت‌كش را مي‌ربايند‪ .‬به همين دليل‬ ‫نمي‌توانند از اين منبع جهت برطرف نمودن مايحتاج‬ ‫روزانه و امرار معاش بهره‌گيري كنند و مجبور به‬ ‫كوچ به شهرهاي بزرگ مي‌شوند‪.‬‬ ‫در كالن‌شهرها ُكردها و ديگر اقوام دور از محيط‬ ‫اجتماعي خويش نمي‌توانند خود را سازماندهي‬ ‫نموده و به فرهنگ حكومت مركزي و طبقه‌ي‬ ‫فرادست گرايش پيدا مي‌كنند‪ .‬مجبورند براي امرار‬ ‫معاش از هويت و فرهنگ خود گريزان باشند و با‬ ‫عضويت در نهادهاي جاسوسي و اطالعاتي رژيم به‬ ‫خلق‌شان خيانت كنند‪.‬زراعت‪ ،‬صنايع دستي‪ ،‬صنايع‬ ‫تجاري كوچك و نهادهاي اقتصادي تنها هنگامي‌كه‬ ‫سودي نزديك به تجارت كالن دولتي داشته باشند‪،‬‬ ‫اجازه‌ي توسعه يافتن‌مي‌يابند‪ .‬توليد شهري بر توليد‬ ‫غيرشهري پيشي گرفته اس��ت‪ .‬شاغالن عرصه‌ي‬ ‫كشاورزي(به حدود يك‌پنجم از درصد شاغلين‬ ‫اي��ران) كاهش يافته است‪ .‬روستايي‌ها را مجبور‬ ‫به مهاجرت به شهرها و اِسكان در آنجا مي‌كنند‪.‬‬ ‫باكوچاندن رابطه‌ي خلق با جغرافيايش از بين رفته‬ ‫و جامعه رو به افول مي‌نهد‪ .‬بدين‌گونه بر جامعه‌ي‬ ‫ساكنِ شهر كه از حاكميت دولتي با سازماندهي‬ ‫خود در همه‌ي عرصه‌ها مستولي گرديده‪ ،‬چيرگي‬ ‫كامل مي‌يابند‪ .‬هر جا ارزش‌اف��زون��ه و محصول‬ ‫مازاد وجود داشته‌باشد‪ ،‬دولت و نهادهاي اقتصادي‬ ‫وابسته به‌ آن نيز براي به استثمار كشيدن آنها حضور‬ ‫مي‌يابد‪ .‬ساكنين شهر افرادي بي‌اراده و مصرف‌گرا‬ ‫مبدل مي‌شوند‪ .‬آمار بي‌كاران در آنجا سربه‌فلك‬ ‫كشيده است‪ .‬درحالي‌كه اگر امكانات روبنايي و‬ ‫زيربنايي كشور ايران به‌گونه‌اي مطلوب مديريت‬ ‫شده و نه در خدمت منافع سودطلبانه‌ي دولتي بلكه‬ ‫در جهت خدمت به برآورده نمودن نيازهاي جامعه‬ ‫به‌كار گرفته سود‪ ،‬بي‌كاري‪ ،‬فقر‪ ،‬گرسنگي و ‪...‬‬ ‫باقي نخواهد ماند‪ .‬دولت ايران از سويي هميشه دم‬ ‫از حق انرژي اتمي مي‌زند و از سوي ديگر شاهد‬ ‫آنيم كه حق‌رفاه‪ ،‬توسعه و اشتغال به پائين‌ترين‬ ‫ميزان خود رسيده اس��ت‪ .‬تحريم‌هاي اقتصادي‬ ‫اِعمال‌شده عليه ايران به علت انرژي اتمي خلق‌هاي‬ ‫ايران را زير بار كمرشكن‌ترين فشارهاي اقتصادي‬ ‫ق��رار داده اس��ت‪ .‬جامعه در برابر اين سياست‌ها‬ ‫بايد با بنياد نهادن ارگان‌هاي اقتصادي خويش‬ ‫و همچنين عدم مهاجرت روستائيان به شهرها و‬ ‫بازگشت كوچانده‌شده‌گان به روستاها كه ميزان‬ ‫تسلط دولت كمتر مي‌باشد و همچنين راه‌اندازي‬ ‫صنايع تجاري خارج از حيطه‌ي دولت بر قدرت‬ ‫اقتصادي خود براي برطرف‌سازي نيازهاي خود‬ ‫بيافزايند ‪ .‬بدين‌گونه سياست اقتصادي انحصارگر و‬ ‫متمركزگراي دولت را با شكست مواجه سازند و‬ ‫اقتصادي مبتني بر ساخت دموكراتيك را جايگزين‬ ‫آن نمايند‪ .‬كسي نمي‌تواند منكر اهميت حوضه‌ي‬ ‫اقتصاد در ايجاد جامعه‌اي اخالقي و سياسي شود‪ .‬در‬ ‫برساخت جامعه‌اي آزاد نقشي اساسي ايفا مي‌كند و‬ ‫بدون آن عرصه‌هاي ديگر با نقصان مواجه مي‌شود‪.‬‬


‫اندیشه‌‬

‫ ‬

‫‪8‬‬

‫ناگزيرم يكي از سخنانم را كه بسيار بر زبان مي‌آورم‪ ،‬مجدد ًا تكرار كنم‪« :‬چنان لحظاتي پيش‬ ‫مي‌آيند كه تاريخ در يك شخصيت‪ ،‬و شخصيت در يك تاريخ نهفته است‪ ».‬اين امر قابل انكار نيست كه اين شرافت‬ ‫شخصيتي را ـ‌ علي‌رغم اينكه بسيار دردناك طي شدـ نسبتا تعميم دادم‪ .‬تفاوت من در اين نكته است‪ :‬بسيار نيك‬ ‫ديگر‪ ،‬فقدان‬ ‫آموزش جوانان واقفم كه چون در پي ايفاي نقشي فراتر از يك «قرباني تقدير» اين تاريخ تراژيك برآمدم‪ ،‬آماج چنين نيرنگ‌هايي‬ ‫ـ‌آن‌ه��������م ب��ه‌ گرديدم‪ .‬به همين سبب است كه شعار اين دعوي را بدين صورت تعيين نمودم‪« :‬آزادي‪ ،‬پيروز خواهد شد»‪.‬‬

‫شكلي ناباورانه‌ـ‬ ‫و ضرورت حتمي آموزش آنها بود كه مرا از انتخاب‬ ‫اين مسير بازمي‌داشت‪ .‬خالصه اينكه ادعايي حاكي از‬ ‫در تنگنا قرار گرفتن ما و كسب نتيجه از سوي آنها‪،‬‬ ‫كه از سوي بسياري از محافل رسمي و غيررسمي‬ ‫تركيه بر زبان رانده مي‌شود‪ ،‬چندان واقعيت ندارد‪.‬‬ ‫همچنان‌كه آزمودن همه‌جانبه‌ي سياست فشار بر روي‬ ‫ايران و عراق‪ ،‬به‌جاي اينكه نتيجه‌بخش باشد‪ ،‬سبب‬ ‫شده تا مسئله به‌صورت گره‌كور درآيد و الينحل‬ ‫گ��ردد‪ .‬از هم‌اكنون نمي‌توان پي برد كه ارتباط‬ ‫تاكتيكي با ايران و سوريه چه نتايجي را دربر خواهد‬ ‫داشت‪ .‬مي‌توان گفت به سياستي متوسل شده‌اند‬ ‫كه آبستن موارد و احتمالت بسياري است‪ .‬وقتي‬ ‫دوگانگي‌ بلوك «آمريكاـ‌ اروپاـ اسرائيل» و «ايران‌ـ‬ ‫روسيه‌ـ چين» قطعي گ��ردد‪ ،‬آيا جمهوري تركيه‬ ‫آماده‌ي متحمل‌شدن هرگونه پيامدي خواهد بود؟‬ ‫درس‌هايي كه از ماجراي سه‌ماهه‌ي آتن‌ـ مسكوـ‬ ‫رم فرا گرفته‌ام‪ ،‬بدون شك ارزش تاريخي دارند‪.‬‬ ‫شناختي از بطن مدرنيته‌ي كاپيتاليستي ـ اصطالح‬ ‫اساسي اين دفاعيات من‌ـ كه با هزار و يك زره و‬ ‫نقاب خويشتن را نهان نموده است‪ ،‬ارتباط مستقيمي‬ ‫با همين ماجرا دارد‪ .‬اگر اين رويداد نمي‌بود‪ ،‬شايد‬ ‫نه‌تنها نمي‌توانستم اين تحليالت را انجام دهم‪ ،‬بلكه‬ ‫در نگرش «دولت‌ـ ِ‬ ‫ملت» مبتني بر ملي‌گرايي ابتدايي‬ ‫سنتي گرفتار مي‌آمدم و يا همانند هزاران نمونه‌ي‬ ‫ديگر(حتي آنها كه تشكيل دولت داده‌اند) به‌عنوان‬ ‫يك جنبش چپ كالسيك‪ ،‬به سرنوشتم راضي‬ ‫مي‌گشتم‪ .‬به‌مثابه‌ي يك اصل آگاهي اجتماعي‪،‬‬ ‫هيچ‌گاه به‌صورت امري قطعي سخن نمي‌گويم‪ .‬اما‬ ‫در اين رابطه احساسي قوي دارم كه اگر مرحله‌ي‬ ‫يادشده نمي‌بود‪ ،‬به نيروي چاره‌يابي كنوني دست‬ ‫نمي‌يافتم‪ .‬آشكار است تا زماني كه به تحليل نظام‬ ‫افسونگر و مدرنيته‌ي كاپيتاليستي نپردازم‪ ،‬همان‌ كه‬ ‫در هيأت خانم هفتاد ساله‌ي نماينده‌ي شوراي اروپا‬ ‫ـ‌ دعوت‌كننده‌ي من به زندان امرالي!ـ ظاهر گشت‪،‬‬ ‫نمي‌توانم سرنوشتم را به‌صورت صحيحي تحليل و‬ ‫تعيين نمايم‪ .‬رويدادها به‌تمامي از طرف اسرائيل‌ـ‬ ‫آمريكا‌ـ اروپا و روسيه‌ي پس از فروپاشيِ شوروي‪،‬‬ ‫رقم زده شده‌اند‪ .‬نقش دولت‌هاي سوريه‪ ،‬يونان‬ ‫و تركيه در درجه‌ي دوم قرار دارد و از خدمات‌‬ ‫بروكراتيك فراتر نمي‌رود‪ .‬در دوران بازجويي‪،‬‬ ‫آشكارا خطاب به مقامات تركيه بيان داشتم كه‬ ‫اظهار خرسندي از دستگيري من‪ ،‬بي‌معناست‪ .‬اينكه‬ ‫طي توطئه‌اي بي‌‌سابقه در برابر دوستي‪ ،‬مرا به گونه‌اي‬ ‫بسيار پست‌فطرتانه و خائنانه به درون هواپيما انداختند‬ ‫و خود را بر سر و روي من افكندند ـ چنان‌كه به‌هيچ‬ ‫وجه برازنده‌ي اصول انساني و حتي بدويان بيابان نيز‬ ‫نمي‌باشد‌ـ شيوه‌ي جنگ جسورانه‌اي نيست‪ .‬حتي‬

‫همين واقعيت نيز به‌صورت نمونه‌‌ي بسيار جالبي‬ ‫نشان مي‌دهد مدرنيته‌ي كاپيتاليستي ـ‌كه آمريكا بر‬ ‫آن حاكم است‌ـ چه ليبراليسم حيله‌گر و نامطلوبي‬ ‫مي‌باشد‪ .‬چنان نظامي است كه در اعمال فشار و‬ ‫استثمار حد و مرزي نمي‌شناسد‪ .‬البته كه در نظام‬ ‫مبارزاتي خويش از شناخت «دولت‌ـ ملت»‌گراييِ‬ ‫ت ُرك‪ ،‬بيگانه نيستم‪ .‬حتي به تنهايي و در ضعيف‌ترين‬ ‫وضعيت خويش‪ ،‬جسارت مخالفت با آن را نشان‬ ‫دادم‪ .‬تمامي شاهدان نيز مي‌دانند كه مبارزه‌ي‬ ‫موفقي انجام دادم‪ .‬اين واقعيت‪ ،‬داراي هيچ جنبه‌ي‬ ‫غريبي نيست‪ .‬چيزي كه در اين بين واضح است‪،‬‬ ‫صدور دستور مرگ براي ُكردهاست‪ .‬يا بايستي از‬ ‫انسانيت و حيثيت خويش دست نمي‌كشيدم و مبارزه‬ ‫مي‌كردم‪ ،‬و يا در درون نوعي بردگي(كه حتي رنگ‬ ‫و جنس آن نيز معلوم نيست) مفقود مي‌گشتم و از‬ ‫بين مي‌رفتم‪ .‬به بحث در مورد اين واقعيت نمي‌پردازم‬ ‫و حتي نسبت به آن احساس خشم هم نمي‌نمايم‪.‬‬ ‫مسئله‌اي اساسي كه دچار خشمم مي‌سازد اين است‬ ‫كه علي‌رغم تمامي تالش‌ها نتوانستم از حماقت‬ ‫فكري و ايدئولوژيكي ممانعت به‌عمل آورم‪ .‬نظامي‬ ‫است كه حقوق بشر چنان در نزد آن واالست كه‬ ‫گويي در زمين و آسمانش نمي‌گنجد! اما مورد واقعاً‬ ‫موجود‪ ،‬سطحي از جنگ و استثمار است كه گروهي‬ ‫از انسان‌ها عليه تمامي انسانيت و نوع خويش در‬ ‫نظر گرفته‌اند؛ چنان جنگ و استثماري است كه در‬ ‫نظام هيچ جانداري ديده نمي‌شود‪ .‬به اين نيز بسنده‬ ‫نمي‌كند‪ ،‬تمامي محيط زيست و روي و زير طبيعت‬ ‫را زهرآگين مي‌‌نمايد و به انسان‌ها عرضه مي‌دارد‪.‬‬ ‫شخصاً هيچ شكي به دل راه ن��داده‌ام كه تمامي‬ ‫پروسه‌اي كه با قدم‌گذاشتن به اروپا آغاز گرديد و به‬ ‫امرالي ختم شد‪ ،‬با همكاري مشترك اياالت متحده‌ي‬ ‫آمريكا و اتحاديه‌ي اروپا تحقق يافته است‪ .‬گماني‬ ‫نيز به دل راه ندادم كه نقش واگذارشده به جمهوري‬ ‫تركيه‪ ،‬زندانباني است‪ .‬در حالي كه واقعيت عريان‬ ‫همين امر است‪ ،‬چرا اين‌همه راه‌هاي پرپيچ و خم‬ ‫آزموده مي‌شوند؟ شايد به نظر برخي اين داوري‬ ‫من‪ ،‬قضاوتي سفت‌و‌سخت باشد‪ .‬تنها اگر اين نكته را‬ ‫بگويم كه در ‪ 2‬فوريه‌ي سال ‪ 1999‬به دستور ويژه‌ي‬ ‫«ناتو» تمامي فرودگاه‌هاي اروپا بر روي هواپيمايي‬ ‫كه در آن ب��ودم بسته شدند(در روزنامه‌هاي آن‬ ‫دوران به‌صورت خبر درآمد)‪ ،‬شايد به اندازه‌ي كافي‬ ‫متقاعدكننده باشد‪ .‬خو ِد اعالم رسمي ربودنم از كنيا‬ ‫و تحت نظارت قراردهي(در فرودگاه تمامي نامه‌ها و‬ ‫نوارهاي كاست مرا توقيف نمودند) و تحويل دادنم‬ ‫به تركيه از طرف ژنرال «گالتيري» نماينده‌ي بيل‬ ‫كلينتون رئيس‌جمهور اياالت متحده نيز به اندازه‌ي‬ ‫كافي روشنگر[مسئله] مي‌باشد‪ .‬در زمينه‌ي اشاره به‬ ‫خيانت‌هاي به تصور درنيامدنيِ مقامات يوناني(و‬

‫در رأس آن‌ها وزارت خارجه‪ ،‬مأموران درجه يك‬ ‫سازمان استخبارات ملي و سركنسولگري‪ ،‬مأمور‬ ‫ويژه سرگرد كالندريديس همچنين خود نخست‌وزير‬ ‫سميتيس) حتي لزومي احساس نمي‌كنم‪ .‬اين‌ها‪،‬‬ ‫مواردي بسيار روشن‌اند‪ .‬آشكار است كه مسئله‌ي‬ ‫من چنان نبود كه مجهول باقي بماند‪ .‬فارغ از اينكه‬ ‫نظام تمدن مركزي از چه نيرويي برخوردار است(به‬ ‫رهبري قدرت هژمونيك اياالت متحده‌ و اتحاديه‌ي‬ ‫اروپ��ا)‪ ،‬اين واقعيتي انكارناپذير است كه تمامي‬ ‫نيروهاي نظام به‌شكلي غيرقابل انكار در دعوي‪،‬‬ ‫دستگيري و محاكمه‌ام نقشي فعال بازي مي‌كنند‪.‬‬ ‫حال آنكه در اين برهه‪ ،‬تمامي خلقم به‌طور پيوسته در‬ ‫برابر اين دسيسه‌ي بزرگ به قيام برخاستند‪ ،‬اعتراض‬ ‫كردند‪ ،‬صدها شهيد تقديم نمودند و هزاران تن از‬ ‫آن‌ها دستگير شدند‪ .‬خلقم به‌گونه‌اي بسيار نيك‬ ‫پيوند دعوي‌ام را با تراژدي تاريخي خويش درك‬ ‫نمودند و با علم به اينكه مسير رهايي از برهم‌زدن‬ ‫اين تراژدي مي‌گذرد‪ ،‬به پشتيباني پرداختند‪ .‬وظيفه‌ي‬ ‫شرافتمندانه‌ي روشن‌سازي اين[مسئله] نيز بر عهده‌ي‬ ‫ِ‬ ‫‌سازي‬ ‫من قرار گرفت‪ .‬واضح است كه بدون شفاف‬ ‫تمامي ابعاد هويت اجتماعي‌ام كه شكل‌دهنده‌ي‬ ‫واقعيت خلق‌مان ـ‌كه شايد هم دچار بزرگ‌ترين‬ ‫ِ‬ ‫مركزي حداقل‬ ‫ظلم و استثمار طول تاريخ نظام تمدن‬ ‫پنج هزار ساله شده است‌ـ مي‌باشد‪ ،‬روشن‌گردانيدن‬ ‫موضوع دع��وي‌ام نمي‌تواند م��ورد بحث باشد و‬ ‫مطرح گردد‪ .‬معيارهاي غيرقابل چشم‌پوشي در امر‬ ‫تأمل اين‌گونه‌ي من بر روي دفاعياتم‪ ،‬در واقعيات‬ ‫مذكور نهفته است‪ .‬ناگزيرم يكي از سخنانم را كه‬ ‫بسيار بر زبان مي‌آورم‪ ،‬مجددا ً تكرار كنم‪« :‬چنان‬ ‫لحظاتي پيش مي‌آيند كه تاريخ در يك شخصيت‪،‬‬ ‫و شخصيت در يك تاريخ نهفته است‪ ».‬اين امر قابل‬ ‫انكار نيست كه اين شرافت شخصيتي را ـ‌ علي‌رغم‬ ‫اينكه بسيار دردن��اك طي شدـ نسبتاً تعميم دادم‪.‬‬ ‫تفاوت من در اين نكته است‪ :‬بسيار نيك واقفم كه‬ ‫چون در پي ايفاي نقشي فراتر از يك «قرباني تقدير»‬ ‫اين تاريخ تراژيك برآمدم‪ ،‬آماج چنين نيرنگ‌هايي‬ ‫گرديدم‪ .‬به همين سبب است كه شعار اين دعوي را‬ ‫بدين صورت تعيين نمودم‪« :‬آزادي‪ ،‬پيروز خواهد‬ ‫شد»‪ .‬براي آنكه بتوان هر دردي را متحمل گرديد‪،‬‬ ‫كافيست تا اين تقديري كه هميشه در بازي‌هاي‬ ‫تراژيك تكرار مي‌شود‪ ،‬به نفع آزادي برهم‌زده شود‪.‬‬ ‫سهمي كه در حين اجراي بازي مربوط به دعوي من‬ ‫و رفقايم ـ كه اين‌بار عنوان‌اش خود حقيقت‌ است‌ـ‬ ‫ازآ ِن تقدير مي‌شود‪ ،‬شكست است‪.‬‬

‫آزمودن همه‌جانبه‌ي سياست فشار بر روي ايران و عراق‪ ،‬به‌جاي اينكه نتيجه‌بخش باشد‪ ،‬سبب شده تا مسئله به‌صورت‬ ‫گره‌كور درآيد و الينحل گردد‪ .‬از هم‌اكنون نمي‌توان پي برد كه ارتباط تاكتيكي با ايران و سوريه چه نتايجي را دربر خواهد‬ ‫داشت‪ .‬مي‌توان گفت به سياستي متوسل شده‌اند كه آبستن موارد و احتمالت بسياري است‪ .‬وقتي دوگانگي‌ بلوك «آمريكاـ‌‬ ‫اروپاـ اسرائيل» و «ايران‌ـ روسيه‌ـ چين» قطعي گردد‪ ،‬آيا جمهوري تركيه آماده‌ي متحمل‌شدن هرگونه پيامدي خواهد بود؟‬


‫پويش‬

‫جودي گابار‬

‫پس از شكل‌گيري طبقات و هيرارشي در‬ ‫جامعه اولين قشري كه از اين بي عدالتيهاي اجتماعي‬ ‫متضرر شدند جوانان بودند؛ چراكه جوانان هميشه‬ ‫نقش پيشاهنگ را در جامعه برعهده دارند و به‌عنوان‬ ‫نيروي ديناميك جامعه هميشه در پي گرايشات‪،‬‬ ‫ايدئولوژي‌هاي نوين‪ ،‬تغيير و تحول و در كل‬ ‫نوگرايي مي باشند‪ .‬عدم ايجاد زمينه براي چنين امري‬ ‫و يا ايجاد مانع بر سر راه آن و تالش براي راكد‬ ‫نگه داشتن آنها از لحاظ فكري در تضاد و تقابل‬ ‫وضعيت روحي و حتي فيزيولوژيكي‌ جوانان بوده و‬ ‫اين يك نقطه‌ي آغازي است براي مبارزات جوانان‪.‬‬ ‫آنچه كه امروز در مخالفت با رژيم هاي صواپسگرا‬ ‫و دسپوتيك درجهان و به‌ويژه خاورميانه شاهد آن‬ ‫مي‌باشيم‪ ،‬گواهي است بر اين مدعاي ما‪.‬‬ ‫از طرف ديگر عدم سازماندهي جوانان موجب‬ ‫مي‌شود نيروهايي كه قصد عملي كردن افكار و‬ ‫آمال خود را دارند در پي مناسب‌ترين نيرو براي‬ ‫اين منظور باشند؛ به همين دليل اكثر مواقع از پويايي‬ ‫جوانان سوءاستفاده مي‌شود‪ .‬نمونه‌ي بارز آن نيز‬ ‫انقالب اسالمي اي��ران مي‌باشد كه مي‌توان آن را‬ ‫ماحصل رنج‌ها‪ ‌،‬زحمات و بديل‌هايي به‌شمار آورد‬ ‫كه جوانان كشيدند و دادند‪ ،‬اما امروز نهايتا مي‌بينيم‬ ‫كه بي‌بهره‌ترين قشر اجتماع از رفاه و آزادي جوانان‬ ‫مي‌باشند‪ .‬در واقع عدم وجود سازمان‌يافتگي منسجم‬ ‫و هدفمند هميشه با خود اين پتانسيل را دارد كه اين‬

‫ ‬

‫سازماندهي‪ ،‬يگانه راه پيروزي‬ ‫قشر مورد استفاده‌ي ابزاري نيروهاي اقتدارگرا واقع‬ ‫شوند‪.‬‬ ‫خالء ژرف عدم سازمان‌يافتگي كه در ميان جوانان‬ ‫ايران وجود دارد را بايد اساسي‌ترين مانع در مقابل‬ ‫رسيدن جوانان به جامعه‌ي آزاد و دموكراتيك‬ ‫قلمداد نمود‪ .‬كما اينكه مي‌توان علت اساسي عدم‬ ‫تداوم اعتراضاتي را كه در سال ‪ 2008‬به نتيجه‌ي‬ ‫انتخابات رياست‌جمهوري صورت گرفت و به‌عبارتي‬ ‫بي‌نتيجه‌ماندن آن را در نبود سازمان‌يافتگي جوانان‬ ‫جست‪ .‬چه بسا اگر بر حسب اتفاق اين اعترضات كه‬ ‫در آن جوانان زيادي به شهادت رسيدند به پيروزي‬ ‫خلقها در ايران مي‌انجاميد هم به داليلي كه ذكر‬ ‫كرديم دوب��اره همان دور باطل يعني عدم رهايي‬ ‫جامعه از چنگ اقتدار تكرار مي‌گرديد‪ .‬براي ازميان‬ ‫برداشتن سيستم حاكم بر جامعه كه با وعدهاي‬ ‫دروعين و خيالي سعي در بي‌اراده وانهادن جوانان‬ ‫دارد‪ ،‬نيازي مبرم و حتي واجب‌تر از آب و نان به‬ ‫سازماندهي جوانان در همه سطوح جامعه وجود‬ ‫دارد‪ .‬نهادينگي‌هاي كوچك دانشجويي‪ ،‬كارگري‬ ‫و زيست‌محيطي كه قادر به گذار از ايدئولوژي حاك‬ ‫نمي‌باشند‪ ،‬نخواهدتوانست درعرصه‌ي اجتماعي‬ ‫پاسخگوي معضالت باشد؛ به همين منظور براي انجام‬ ‫مبارزات ريشه‌اي بايد همه نهادهاي جوانان اعم از‬ ‫دانشجويي‪ ،‬كارگري با ديگر نيروهاي موجود در‬ ‫جامعه زير يك چتر و با هدفي مشتر ك كه همن‬

‫گريال‬

‫ر‪ .‬حسين آمد‬ ‫از نظر من روز ‪ 15‬فوريه را مي‌توان ب��راي خنثي نمودن نقشه‌هاي‬ ‫دشمن به بهترين بهانه‌ي مبارزه مبدل نمود‪ .‬چرا كه دشمنان براي نابودي‬ ‫خلق ُكرد‪ ،‬با به اسارت گرفتن رهبر آپو آينده انسانيت را هدف حمالت‬ ‫غير اخالقي خود قرار دادن��د‪ .‬بنابرين تنها با ارتقاء دادن سطح مبارزه و‬ ‫سازماندهي مي‌توان پايبندي خود را به رهبر آپو و خلق خويش ثابت كرد‪.‬‬ ‫ر‪ .‬فرميسك آرارات‬

‫آزادي و دموكراتيزاسيون مي‌باشد گرد هم ‌آيند‪.‬‬ ‫همانگونه كه مي‌دانيم سطح پيشرفت هر جامعه‬ ‫هم‌بستگي مستقيم با ميزان سازمان‌يافتگي آن جامعه‬ ‫دارد‪ .‬نمونه‌ي بارز چنين امري سازمان‌يافتگي منسجم‬ ‫جوانان كرد در شمال كردستان مي‌باشد كه جهت‬ ‫رسيدن به‌حقوق حقه‌ي خويش دولت تركيه را كه‬ ‫سومين دولت قدرتمند ناتو در سطح جهان مي‌باشد‪،‬‬ ‫فلج كرده‌اند‪.‬‬ ‫ام��روز در اي��ران شاهد اع��دام جواناني مي‌باشيم‬ ‫كه براي دفاع از هويت و كرامت انسانيشان كه از‬ ‫سوي اقتدارگرايان ناديده گرفته مي‌شود و در مقابل‬ ‫جامعه هيچ عكس‌العملي را نشان نمي‌دهد و يا اينكه‬ ‫داراي واكنشي بسيار ضعيف است‪ .‬جوانان بايد با‬ ‫هماهنگي‪ ،‬اتحاد و انسجام عكس‌العمل الزم را كه‬ ‫همانا به معناي زنده بودن اجتماع مي‌باشد‪ ،‬به حكام‬ ‫نشان دهند و اين ممكن نمي‌گردد مگر با سازماندهي‬ ‫وسيع‪ .‬اگر جوانان خود را سازماندهي نمايند توان‬ ‫ايجاد بزرگترين تغيير و تحوالت را در جامعه دارند‪.‬‬ ‫وقايع تونس و مصر مي‌تواند نقطه‌ي عطفي باشد براي‬ ‫قيامهاي جوانان در ديگر كشورهاي خاورميانه و به‬ ‫ويژه ايران؛ چرا كه خلق‌ها و علي‌الخصوص جوانان‬ ‫ديگر نخواهند توانست ساختار موجود را تاب آورند‪.‬‬

‫ ‬

‫ر‪ .‬روژدا ماكو‬

‫من اين روز سياه را محكوم و لعنت مي‌كنم‪ .‬در روز ‪ 15‬فوريه روي كريه و‬ ‫ناصميمي خدايان ظالم اين عصر بر خلق ُكرد چنان نمايان وآشكار شد كه ديگر‬ ‫هيچ ماسكي تحت نام رفاقت نمي‌توانست آن را بپوشاند‪ .‬همين مورد سبب شد‬ ‫كه ديگر خلق ُكرد بيشتر از هميشه به اين حقيقت پي ببرد كه تنها با متكي بودن‬ ‫بر اراده‌ي آزادي كه رهبر آپو در تمام لحظات زندگي و مبارزه‌ي خود براي‬ ‫آفريدن آن از هيچ كوششي فروگذار نكرده است ما را به آزادي خواهد برد‪.‬‬ ‫ر‪.‬نودا كوتول‬

‫‪ 15‬فوريه برايم روزي سرشار از حس نفرت و انتقام است‪ .‬حسي كه سعي خواهم‬ ‫كرد با هميشه تازه نگه‌داشتنش به نيروي مبارزه رسيده و به راهكارها‌ي موفقيت‌آميز‬ ‫سازماندهي دست يابم‪ .‬نه حسي زودگذر و لحظه‌ايي كه راهي به موفقيت نمي‌برد‪.‬‬ ‫چراكه بر اين اعتقادم اين گونه مي‌توان خطر نقشه‌هاي پليد دشمنان را بي‌تاثير نمود‪.‬‬

‫خيال‌هاي به واقعيت نزديك شده‌ي خلق ُكرد را خواستند محكوم نابودي‬ ‫كنند‪ .‬ولي غافل از اينكه بزم آزادي با خون شهيداني كه در راه رسيدن به‬ ‫آن به درخت تنومندي مبدل شده كه هيچ طوفاني حتي توان لرزاندن‬ ‫آن را در خود نمي‌بيند‪ .‬توطئه ‪ 15‬فوريه نيز يكي از اين طوفان‌هايي بود‬ ‫كه نه تنها نتوانست مانعي در راه مصمم بودن خلق ُكرد براي رسيدن به‬ ‫هدف ايجاد كند‪ ،‬بلكه چون هميشه طعم شكست را به توطئه‌گران چشاند‪.‬‬

‫ر‪ .‬اوين راميار‬ ‫ُ‬ ‫توطئه روز ‪ 15‬فوريه را محكوم و لعنت مي‌كنم‪ .‬در واقع طرح‌ريزي اين توطئه عليه رهبر خلق كرد نشان دهنده‌ي‬ ‫آن بود كه دشمنان اين خلق از فكر و رهنمودهاي رهبر آپو كه آينده‌ي تمام خلق‌‌ها به آن بستگي دارد‪ ،‬ترسيده‬ ‫بودند‪ .‬دشمنان خلق ُكرد كساني هستند كه فكر‪ ،‬اراده و انديشه‌ي انسان‌ها را تنها براي به خدمت گرفتن خود‬ ‫مي‌خواهند‪ .‬رهبر آپو اين را اثبات نمودند‪ :‬كه خلق ُكرد تنها با تكيه بر اراده و اخالق اجتماعي خود مي‌تواند‬ ‫انسان باشد‪ .‬در آن حال كه‪ ،‬دشمنان هر چيزي كه اليق زندگي انساني بود را از ما گرفته بودند‪ .‬رهبر آپو بود كه راه‬ ‫آزادي را نشان ما داد‪ .‬بنابرين خلق ُكرد و گريال تا آخرين قطره‌ي خون خود تا رسيدن به هدف از پا نخواهد نشست‪.‬‬ ‫ر‪ .‬هورام كامياران‬

‫‪11‬‬

‫با محكوم نمودن توطئه روز ‪ 15‬فوريه و لعنت كردن همه‌ي دولت‌هايي كه در اين برخورد پليد با انسانيت دست داشتند‬ ‫نفرت و انزجار خودم را از اين عملكرد غير انساني به زبان مي‌آورم‪ .‬خلق ُكرد با نشان دادن روح هميشه مبارز و مقاوم خود‬ ‫در محكوم كردن اين روز به استبداد فهماند كه پايان عمر ديكتاتوران رسيده است‪ .‬زيرا به خيال دشمنان خلق ُكرد بعد از‬ ‫دسگيري رهبر آپو نيروي مبارزه را هرگز پيدا نخواهد كرد‪ ،‬ولي همه به اين نتيجه رسيدند كه بعد از اين همه سال هنوز‬ ‫مصمم‌ است‪ .‬چراكه شكنجه‪‌،‬اسارت‪ ،‬تهديد‪ ،‬تبعيد‪ ‌،‬تحقير و ترس نتوانست اين اراده‌ي‬ ‫هم خلق ُكرد در راه رسيدن به آ‍زادي‬ ‫ّ‬ ‫راسخ را بشكند‪ .‬همين جا بود كه خلق ُكرد اثبات نمود كه ديگر هيچ ديكتاتوري نمي‌تواند آينده را از ما بگيرد‪ .‬‬


‫زن‬

‫بسه شيمال‬ ‫آيا مي‌توان در دنيا انقالب‌هايي را يافت كه زنان‬ ‫پيشاهنگي آنها را ننموده باشند؟ و يا اينكه انقالبي كه‬ ‫زنان پيشاهنگي آن را ننموده باشند آيا مي‌تواند كاراكتر‬ ‫يك انقالب راستين را داشته باشد؟ در واق��ع اين‬ ‫پرسش‌ها‪ ،‬پرسش‌هايي از آن دست مي‌باشند كه مي‌توان‬ ‫بر روي آنها بسيار انديشيد‪ .‬اما جهت يافتن جواب و يا‬ ‫جواب‌هايي قانع‌كننده‪ ،‬پيش از هر چيز مي‌بايست براي‬ ‫اين پرسش كه خود انقالب چيست جوابي درخور‬ ‫يافت‪ .‬پسدر اين صورت انقالب چيست؟ آيا مي‌‌توان‬ ‫آن را صرفاً تغيير اقتدارهاي سياسي حاكم قلمداد نمود؟‬ ‫آي��ا انقالب يعني سرنگوني يك اق��ت��دار مستبد و‬ ‫جايگزيني اقتداري مشابه به‌جاي آن؟ و يا اينكه آيا‬ ‫انقالب يعني از تنگ كردن عرصه براي ابزار «دولت ـ‬ ‫اقتدار» كه بر روي خلق به اعمال حاكميت و سركوب‬ ‫مي‌پردازد و به‌تعبيري بي‌تاثير‪ ،‬بي‌معنا و بي‌اعتباركردن‬ ‫آن؟ بي‌گمان در طول تاريخ نقاط عطف و تحوالتي كه‬ ‫به موفقيت دست يافته باشند و مي‌توان آنها را انقالب‬ ‫عنوان نمود وجود دارند‪ .‬مطمئناً به موازات اكتساب‬ ‫صفت انقالب از سوي اين نقاط عطف كه داراي نقشي‬ ‫تعيين‌كننده بوده و همچنين جنبش‌هايي كه مسير تاريخ‬ ‫را تغيير داده‌ان��د‪ ،‬تغيير و تحوالت آزادي‌خواهانه‪،‬‬ ‫مساوات‌طلب و دموكراتيكنيز به‌شكلي متناسبپيشرفت‬ ‫كرده‌اند‪ .‬جنبش‌هاي انقالبي در هر زماني به ميزاني كه‬ ‫عرصه‌ي دموكراسي و آزادي را پوشش داده باشند به‬ ‫همان ميزان نيز برخوردار از صفت انقالبي بوده‌اند‪ .‬براي‬ ‫نمونه انقالب كبير فرانسه اگرچه پس از آنكه قشر‬ ‫ب���ورژوا ابتكار عمل را به‌دست گرفت و انقالبي‬ ‫بورژوازي نام گرفت‪ ،‬اما حقيقت امر اين است كه اين‬ ‫انقالب به پيشاهنگي زنان تحقق يافته‌است‪ .‬انقالب‌هاي‬ ‫ويتنام‪ ،‬كوبا‪ ،‬چين‪ ،‬آنگوال‪ ،‬موزامبيك‪ ،‬روسيه و بسياري‬ ‫از انقالب‌هاي مشابه كه در دوران خود با موفقيت همراه‬ ‫ب��وده‪،‬از آن دست انقالب‌هاي بزرگي هستند كه به‬ ‫پيشاهنگي آكتيو زنان روي داده‌ان��د‪ .‬لنين در مورد‬ ‫انقالب اكتبر روسيه چنين مي‌گويد‪»:‬انقالب اكتبر‪،‬‬ ‫انقالبي است كه با ابتكار عمل زنان صورت پذيرفته‬ ‫است»‪ .‬متاسفانه تمامي اين انقالب‌ها گرچه از نقطه‌نظر‬ ‫شرايط و مراحلي كه در آن روي داده‌ان��د به اهداف‬ ‫خويش رسيده‌باشند نيز اما به ايده‌آل‌هاي خويش دست‬ ‫نيافته‌اند‪ .‬به‌تعبيري اگر هدف تصفيه‌ي اقتدارهاي سياسي‬ ‫موجود باشد به اين هدف خود دست يافته‌اند؛ اما در نيل‬ ‫به ايده‌آل‌هاي زندگي برابر‪ ‌،‬آزاد و دموكراتيك ناكام‬ ‫مانده‌اند‪ .‬چرا كه پس از مدتي قادر نشده‌اند خود را از‬ ‫شبيه‌شدن به اقتدارهاي سرنگون‌ساخته برهانند‪ .‬آنچه كه‬ ‫ِ‬ ‫دولت»‬ ‫سرنگون ساخته‌اند نه نظام و ذهنيت «اقتدارـ‬ ‫پنج‌هزارساله بلكه اقتدارهاي نسبي چندساله بوده است‪.‬‬ ‫به همين دليل نيز پس از گذشت مدت‌زماني نه‌چندان‬ ‫طوالني در جامعه دردو رنج و فرسودگي ناشي از‬ ‫سركوب و استثمار تداوم پيدا كرده است‪ .‬اين انقالب‌ها‬ ‫اگرچه با ندا و اراده‌ي مشترك تمامي اقشار ستمديده‌ و‬ ‫در راس آنها زنان صورت گرفته باشند هم‪ ،‬اما به دليل‬ ‫اينكه نتوانسته‌اند از پارادايم مدرنيست كاپيتاليسم و‬ ‫انديشه‌هاي اقتدارگرا و دولت‌گرا گذار نمايند‪ ،‬نهايتاً در‬ ‫تقابل با ايده‌آل‌هايشان قرار گرفته‌اند‪ .‬به دليل اينكه‬ ‫خودشان هدف را كاربست ابزار «دولت و اقتدار» قرار‬ ‫داده‌اند‪ ،‬اين ابزار آلوده ايده‌آل‌هايشان را نيز به‌ آلودگي‬ ‫كشانيد‪ .‬هنگامي هم كه اب��زارش��ان دول��ت و اقتدار‬ ‫سوسياليستي شد‪ ،‬سوسياليسم حقيقي كه طبيعتش به‬ ‫تمامي درب��رگ��ي��رن��ده‌ي ارزش‌ه���اي دموكراتيك‪،‬‬ ‫آزادي‌خواهانه و مساوات‌طلب مي‌باشد و به هيچ‌وجه‬ ‫تناسبي با اقتدار و دولت ن��دارد‪ ،‬جامه‌ي عمل بر تن‬ ‫نخواهد كرد‪ .‬زنان هم در اين انقالب‌ها نتوانسته‌اند‬ ‫گامي فراتر از پارادايم مدرنيست و رهنمودهاي آن‬ ‫ب��ردارن��د‪ .‬در نگاهي به تاريخ انقالب‌ها يكي از‬

‫نقش زنان در انقالب‬ ‫انقالب‌هاي بسيار متمايز انقالب اسالمي ايران مي‌باشد‪.‬‬ ‫مشاركت زنان درانقالب اسالمي سال ‪ 1979‬ايران كه‬ ‫در قاموس تاريخ كالسيك از آن به‌منزله‌ي يك انقالب‬ ‫يا مي‌شود‪ ،‬داراي چنان گستره‌اي است كه قطعاً نمي‌توان‬ ‫آن را كوچك انگاشت‪ .‬خشم از رژيم شاهنشاهي‬ ‫اتوريتر و دسپوتيك در ميان تمامي اقشار اجتماعي‬ ‫ستمديده مشترك بود‪ .‬رژيم شاهنشاهي رژيمي مستبد‬ ‫بود كه ارزش‌هاي مادي و معنوي جامعه را به طاليه‌دار‬ ‫كاپيتاليسم يعني آمريكا پيشكش مي‌كرد‪ ،‬با دستان آن‬ ‫بر سر اقتدار آمده بود و از حمايت آن برخوردار بود‪.‬‬ ‫رژيمي كه تنها كارش مكيدن زالووار خون جامعه بود‪.‬‬ ‫خشم و واكنش زنان‪ ،‬جوانان‪ ،‬كارگران‪ ،‬روستاييان‪،‬‬ ‫دينداران‪ ‌،‬كمونيست‌ها‪ ،‬آنارشيست‌ها‪ ‌،‬آذري‌ها‪ ‌،‬كردها‪‌،‬‬ ‫عرب‌ها‪ ،‬بلوچ‌ها‪ ،‬تركمن‌ها و‪ ....‬مشترك بود‪ .‬چرا؟‬ ‫براي آنكه گرسنگي‌‪ ،‬فقر‪ ،‬فساد و بي‌اخالقي بيداد‬ ‫مي‌كشيد‪ .‬ظلم و سركوب هيچ مرز و معيار اخالقي‬ ‫نمي‌شناخت‪ .‬اين همان وضعيتي است كه تمامي اقشار‬ ‫اجتماعي را در مبارزه يكپارچه مي‌ساخت‪ .‬با قيام تمامي‬ ‫اقشار و طبقاب اجتماعي رژيم شاهنشاهي مستبد و‬ ‫م��زدور سرنگون شد و ‌جاي آن را رژيمي مستبدتر‬ ‫گرفت‪ .‬رژيم مونارشيك اتوريتر جايش را به رژيمي‬ ‫ديكتاتورـ اتوكراتيك داده است‪ .‬البته كه مي‌توان بر‬ ‫روي اين وضعيت تراژيك بسيار به بحث پرداخت‪ .‬اما‬ ‫من مي‌خواهم بدون پرداختن به جزييات به‌اختصار به‬ ‫اين موضوع اشاره نمايم‪ .‬هميشه در طول تاريخ در‬ ‫جنبش‌هاي مردمي‪ ،‬سازمان‌يافته‌ترين جناح‪‌،‬جنبش و يا‬ ‫سازمان‪ ،‬در هنگام نتيجه‌گيري(به بياني ديگر برداشت‬ ‫محصول) و يا شكل‌گيري «سياست ـ سيستم» داراي‬ ‫نقشي تعيين‌كنند بوده و يا بيشتر هر كسي تاثيرگذار بوده‬ ‫است‪ .‬آنچه كه در انقالب اسالمي ايران هم روي داد‬ ‫همين مورد بود‪ .‬اگرچه انقالب اسالمي حاصل ائتالف‬ ‫مشترك تمامي اقشار اجتماعي باشد و به‌عبارتي انقالبي‬ ‫مردمي باشد هم‪ ،‬جنبشي كه خميني رهبري آن را‬ ‫برعهده داشت‪ ،‬جنبشي بود با رهنمود اسالم سياسي كه‬ ‫سازماندهي‌شده‌ترين و مجهزترين نيروي انقالب بود و‬ ‫با به‌دست آوردن رندانه‌ي ابتكار عمل تاج اقتدار را بر‬ ‫سر گذاشت‪ .‬اين جنبش شعارهاي دموكراسي‪ ‌،‬برابري‪‌،‬‬ ‫عدالت و آزادي را مبدل به يك سپر نمود و دست به‬ ‫توطئه‌اي اجتماعي زد و اين اقدامش با موفقيت نيز‬ ‫همراه بوده است‪ .‬براي نمونه اگر در اين موج انقالب‬ ‫ي��ك جنبش آزادي‌خ����واه و ب��رخ��وردار از نگرش‬ ‫دموكراسي رادي��ك��ال نيرومند‪ ،‬سازماندهي‌شده‪‌،‬‬ ‫تاثيرگذار و داراي ابتكار عمل پيدا مي‌شد و تواناني‬ ‫متحول نمودن اين خيزش اجتماعي به يك سازماندهي‬ ‫نهادينه‌شده‌ي دموكراتيك را از خود نشان مي‌داد‪ ،‬بدون‬ ‫شك مي‌توانست اساسي‌ترين نيرو در شكل‌گيري نظام‬ ‫بعد از سرنگوني شاه باشد‪.‬امروز خيزش خلق در تونس‬ ‫و مصر و موج انقالب كه اين كشورها را دربرگرفته‬ ‫داراي وضعيتي مشابه مي‌باشد‪ .‬پرسشمان اين است‬ ‫كهدر اي��ن كشورها خلقي كه برضد ديكتاتورها‬ ‫به‌پاخاسته پس از سرنگون كردن آنها‪ ،‬چه كسي و يا چه‬ ‫نظامي را جايگزين خواهد نمود؟ بدون شك باتوجه به‬ ‫رئاليته‌ي حاكم بار ديگر نيرويي در تعيين سيستم‬ ‫تعيين‌كننده خواهد بود كه در هنگامه‌ي مقاومت‬ ‫اجتماعي سازماندهي‌شده‌ترين نيرو باشد و از حمايت‬ ‫توده‌ي مردمي برخوردار باشد‪ .‬در صورت عدم وجود‬ ‫چنين نيرويي احتمال اينكه نيرويي خارجي ابتكار عمل‬ ‫را به‌دست بگيرد نيز وجود دارد‪ .‬فكر مي‌كنم مورد‬ ‫مداقه قرار دادن مشاركت زنان و بر اين اساس تاثير آنها‬ ‫در انقالب نيز اشتباه نخواهدبود‪ .‬تمامي جنبش‌هاي‬ ‫انقالبي كه زنان به‌شكلي آگاهانه‪ ‌،‬سازماندهي‌شده و‬ ‫هدفمند در آنها مشاركت نموده‌اند‪‌،‬استاندارهاي آزادي‬ ‫و برابريشان در سطح هرچه ب��االت��ري ب��وده است‪.‬‬

‫ ‬

‫‪10‬‬ ‫عرصه‌هاي دموكراسي و آزادي هرچه بيشتر‬ ‫گسترده شده‌اند‪ .‬بر ميزان اخ�لاق‌‪ ،‬آگاهي‪ ‌،‬رف��اه و‬ ‫آرامش اجتماعي هرچه بيشتر افزوده شده‌است‪ .‬طبيعت‬ ‫آزادي‌خ��واه و دموكرات زنان نظام را متاثر نموده و‬ ‫سياست را به مساله‌ي دموكراسي حساس‌تر كرده است‪.‬‬ ‫به‌ويژه در مورد مراحل اوليه‌يجنبش‌هاي رئال‌‌سوسياليست‬ ‫اين مورد صدق مي‌كند‪ .‬اما اگر كمي دقت به خرج‬ ‫دهيم خواهيم ديدكه اين انقالب‌ها حتي اگر بدانها‬ ‫انقالب‌هاي مردمي‪ ،‬انقالب‌هاي متكي بر ابتكار عمل‬ ‫زن��ان هم گفته ش��ود‪ ،‬به دليل اينكه نتوانسته‌اند از‬ ‫باورداشت و انديشه‌هاي پاراديم مدرنيست گذار نمايند‪،‬‬ ‫قادر به رهانيدن خويش از متحول شدن به ضدانقالب‬ ‫نگشته‌اند‪ .‬به دليل عدم سپري كردن نظام دولت ـ اقتدار‬ ‫كه داراي كاراكتر دشنمي با زنان مي‌باشد‪ ‌،‬خودشان‬ ‫تيشه بر ريشه‌يشان زده‌اند‪ .‬در تاريخ جمله‌ي مشهوري با‬ ‫اين مضمون وجود دارد‪»:‬انقالب فرزندش را مي‌بلعد»‪.‬‬ ‫به نظرم اين جمله براي تمامي جنبش‌هاي انقالبي و‬ ‫تراژدي‌اي كه با آن مواجه شده‌اند بر زبان رانده شده‬ ‫است؛ انقالب‌هايي كه داراي ايده‌آل‌هايي پاك اما ابزار‬ ‫كاربردي ناپاكي بوده‌اند‪ .‬كس و يا كساني كه اين سخن‬ ‫را برزبان رانده‌اند حتي اگر نتوانسته‌ باشند به‌اندازه‌ي‬ ‫كافي حقيقت را واشكافي نمايند هم با مبنا قرار دادن‬ ‫وقايع‪ ،‬به شكلي بسيار برجسته آنچه كه را حس نموده‌اند‬ ‫در اين جمله‌ي كوتاه اما فصيح بيان كرده‌اند‪ .‬هم‌اكنون‬ ‫در منطقه‌يمان نيروي عظيم انقالبي خلق‌ها كه در حال‬ ‫متحول شدن به انقالب مي‌باشد‪ ‌،‬انسان را به‌وجد‬ ‫م��ي‌آورد‪ .‬خلق‌هاي جغرافياي زيبايمان كه از سوي‬ ‫عروسك‌كوكي‌ها و جاسوسان كاپيتاليسم مبدل به يك‬ ‫جهنم شده‌است و در دستان ديكتاتورها در حال‬ ‫تقالست‪ ،‬امروز با ندايي رسا فرياد آزادي سر مي‌دهند و‬ ‫به ميادين ريخته‌اند‪ .‬اين موج عصيان بدون هيچ شك و‬ ‫شبه‌اي پيكره‌ي ايران‪ ،‬تركيه و سوريه را نيز به لرزه‬ ‫درخواهد آورد‪ .‬مقاومت و عصيان موجود در منطقه در‬ ‫يك جمله‌ ايستاري است برضد رژيم‌ها وسيستم‌هاي‬ ‫ديكتارتور و كاپيتاليسمي كه برايش جاسوسي مي‌كنند‪.‬‬ ‫اين رژيم‌ها كه تنها كارشان تصفيه و انكار حق و حقوق‬ ‫خلق‌ها و به‌ويژه زنان مي‌باشد‪ ،‬به مرحله‌اي رسيده‌اند كه‬ ‫محكوم به سوختن در آتشي هستند كه خودشان برپا‬ ‫كرده‌اند‪ .‬و در راس اين رژيم‌ها نيز دولت واپس‌گراي‬ ‫ايران قرار دارد‪ .‬اين رژيم كه با اقداماتي چون اعدام‪،‬‬ ‫سنگسار‪ ‌،‬فقرزايي‪ ‌،‬فحشا‪ ‌،‬مزدورسازي و ترويج اعتياد‬ ‫جامعه را به‌ بند كشانيده و كشوري زيبا همچون ايران را‬ ‫به زنداني براي خلق‌ها مبدل ساخته البته كه محكوم به‬ ‫فروپاشي است‪ .‬در حاليكه ف��هنگ مقاومت ژرف‬ ‫اجتماعي در ايران بزرگترين نيروي مادي و معنوي‬ ‫خلق‌هاي ايران مي‌باشد‪ ،‬مقاومت ارزشمند و سرشار از‬ ‫معناي خلق‌ها در تونس و مصر هم مي‌تواند يك‬ ‫سرچشمه‌ي بزرگ الهام براي خلق‌هاي ايراني باشد‪ .‬اگر‬ ‫خلق‌ها و زنان ايراني نيرويشان را يكي نموده و رژيم‬ ‫واپس‌گراي اسالم سياسي را كه با توطئه اقتدار را‬ ‫به‌دست گرفت سرنگون سازند‪ ،‬آن هنگام است كه در‬ ‫معنايي واقعي قادر خواهند بود از سنت مقاومتشان‬ ‫صيانت به‌عمل آورده‌ و ب��رخ��وردار از حياتي ‬ ‫معنادارگردند كه برازنده‌ي تاريخ ايران باشد‪ .‬واقعيت‬ ‫اين است كه جامعه و زن ايراني مطمئماً از اين نيروي‬ ‫موفقيت و مقاومت برخوردارند‪ .‬انقالبي نوين بر مبناي‬ ‫اراده‌ي سازماندهي‌شده‪ ‌،‬ابتكار عمل باال و شعور‬ ‫آزادي‌خ��واه و دموكراتيك زنان اي��ران‪ ‌،‬مي‌تواند به‬ ‫انقالب در معناي واقعي آن مبدل گردد‪ .‬و اين نيز به‬ ‫خودي خود نظام كنفدرال دموكراتيك‪ ،‬به‌منزله‌ي نظام‬ ‫آزاد و دموكراتيك خلق‌‌ها را به‌ارمغان خواهد آورد‪.‬‬


‫نشریه‌ی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سیاسی‪ ‌‌‌‌‌‌‌،‬اجتماعی‌ و فرهنگی‬ ‫صاحب امتیاز ‪ :‬مركز مطبوعات حزب حیات آزاد کرد‌ستان ‪pjak‬‬ ‫مدیر مسئول ‪ :‬هیأت تحریریه‌ آلترناتيو‬ ‫چاپ‌خانه‌ي گريال‬

‫‌حقیقت ما رد ابتدا ی اتریخ نهفته‪،‬‬ ‫اتریخ نیزرد امروز ما‬

‫‪ALTERNATIVE‬‬ ‫سه شنبه ‪ 26‬بهمن ‪ 15 / ١٣٨٩‬فوريه ‪2011‬‬

‫هفته‌نامه‌ی سیاسی‌ـ اجتماعی‌ـ فرهنگی دوره‌ی دوم شماره‌ی ‪5‬‬

‫هر كس رد جستجوي آن است ات‬ ‫انسان گمشده‌ي خويش را رد من بيابد‪.‬‬ ‫ن‬ ‫ج‬ ‫ب‬ ‫ش‬ ‫س‬ ‫جنبش آزادي‌خواهي خلق كرد ي ا ت‬

‫كه مرگ را نيز از پاي ردآورد‪.‬‬

‫رهبر آپو‬

‫مرگ اگر اژدهاست‪ ،‬در دل من مورچه‌ای است بی‌آزار!‬

‫مرگ يعني عشق‪ ،‬آسمان‌بودن‪ ،‬رفتن‪ .‬مرگ يعني جدايي‪ ،‬کوتاه‌شدن دست از جهان‪ .‬مرگ يعني ترک ديار؛ دوري هميشه از ياران‪.‬‬ ‫مرگ يعنيرفتن‪ ،‬رفتن بدونبازگشت‪.‬دريک کالم مرگيعني مرگ‪ ،‬اما پيش من هر چه از مرگ مي‌گويند دردلهراسيايجاد نمي‌شود‪.‬‬ ‫مرگ اگر اژدهاست‪ ،‬در دل من مورچه‌ايست بي‌آزار؛ مرگ براي من سعادتي است هديه‌شده از سوي دوست زيرا براي ملت است‪.‬‬ ‫بعد از مرگ‪ ،‬من ياد خواهم شد با ياد شهدا‪ .‬مرگ براي من يعني دوباره‌بودن‪ ،‬يعني دل به عشق سپردن‪ ،‬يعني تولد‪ .‬و‬ ‫اگر عمر من يعني طول مسافتي مابين دو ايستگاه‪ ،‬پس رسيدن به مقصد برايم رؤيايي‌ست بس عظيم‪ .‬زيرا من و ملتم و‬ ‫عزيزانم و فرزندان و يارانم در اين دنيا بي‌پناه بوديم‪ ،‬اما آرزوي ناشکفته‌ي من در راه اين سفر که مي‌دانم کجا مي‌روم و‬ ‫چه خواهم شد مرا به سوي مرگ مي‌کشاند؛ شايد پس از مرگ من و با مرگ من‪ ،‬خون انساني که آيندگان او را شهيد‬ ‫خواهند خواند پشتيباني باشد براي ملتم و وطنم و فرزندانم‪ ...‬و اگر قرار است در کشاکش اين امواج‪ ،‬مرا ديوانه‌وار به ساحل‬ ‫بکوبند و مشتي استخوان از من باقي بماند‪ ،‬من مرگ را به آغوش خواهم کشيد‪ ...‬که اين نه مرگ است بلکه پيوندي‌ست ميان‬ ‫من‪ ،‬گذشتگان و آيندگان‪ ...‬پس‪ ،‬از اين مرکب که دنيا مي‌خوانندش پياده خواهم شد و پياده به سوي عشق خواهم رفت‪.‬‬ ‫ديگر بوي ياس و نرگس و نسترن مرا به سوي خود نخواهد کشيد؛ زيرا كه خود‪ ،‬ايستگاهي خواهم بود براي بوييدن نرگس‬ ‫و ياس و نسترن‪ ...‬و من براي هميشه از چيدن گل‌هاي زيبا خود را محروم خواهم ساخت زيرا باور دارم بهترين گل‌ها را بهترين‬ ‫انسان‌ها به من هديه خواهند کرد‪ .‬مسير رفتن اگر چه سخت بود و دشوار اما پاياني بس دلپذير خواهد داشت‪ .‬دلتنگم‪ ...‬دلتنگ‬ ‫از دنيا‪ ،‬از مکرش‪ ،‬از ظلمش و بي‌عدالتي‌هايش‪ ...‬تن رنجور من ديگر تحمل کشيدن بار مسئوليتي جديد را نخواهد داشت‪.‬‬ ‫باور کنيد که نمي‌توانم؛ سخت است‪ ...‬چه مي‌دانيد چه سختي‌ها کشيدم‪ ،‬از آن زمان که فهميدم وارث خون خوبان‬ ‫هستم‪ ...‬و چه رنج‌ها ديدم‪ ،‬از آن زمان که به پاکي دختران زاگرس شهادت دادم و شجاعت پسران آرارات و قنديل را‬ ‫ستودم و چه دشوار بود آن زمان که شاهو هم سنگيني‌اش را بر دوش خسته و رنجورم افزود‪ ...‬پس بايد رفت؛ بايد عاشق‬ ‫بود؛ خستگي‌ام نه از پيمودن ادامه‌ي راه بلکه ترس از دست‌ دادن اين‌همه لذت و ارزش است که امروز به آن دست يافته‌ام‪.‬‬ ‫شهيد قهرمان فرهاد وكيلي‬

‫پنج‌شنبه‪ ۲۳ ،‬ارديبهشت ‪ ۱۳ / ۱۳۸۹‬مي ‪۲۰۱۰‬‬


Alternative No.5