Page 1

‫جنبش نوين شرق کوردستان و پروژه‌ي ضدپژاک‬

‫جن‬

‫گ‬

‫رسانه‌ي آزاد خلق‬

‫ي اعترافات جاسوسان‬

‫وي‬

‫هفته‌نامه‌ي سياسي‪ ،‬فرهنگي‪ ،‬اجتماعي شماره‌ي ‪alternative.qendil@gmail.com 9‬‬

‫م ‌ه‬

‫ژه‬

‫آلترناتيو‬

‫و‬

‫يژ‬ ‫‌‬ ‫ه‬ ‫نا‬

‫پنج‌شنبه ‪15‬ارديبهشت ‪ 5 /‬مي ‪2011‬‬

‫و‬

‫چگونگي عملكرد‬ ‫تيم‌هاي ضد پژاك‬

‫مركز مطبوعات حزب حيات آزاد كردستان(پژاك)‬

‫نسل جديد جاش‌ها‪ :‬جاش‌ رسانه‌اي‬

‫تلويزيون فارسي صداي آمريكا‪ ،‬تبليغ برعليه‬ ‫پژاك را تا جايي پيش مي‌برد كه در يك برنامه‌ي‬ ‫تلويزيوني با دعوت از عنصر جنگ ويژه‌اي‬ ‫مانند عرفان قانعي‌فرد و مخالفان پژاك‪ ،‬سعي‬ ‫در خشونت‌طلب و تروريست‌ نشان‌دادن پژاك‬ ‫مي‌نمايد‪ .‬حضور يك‌جانبه‌ي مخالفان و عدم‬ ‫دعوت از سخنگويي به‌نام پژاك‪ ‌،‬در برنامه‌اي‬ ‫اينچنيني با كدامين موازين روزنامه‌نگاري و‬ ‫رسانه‌ي آزاد همخواني دارد؟ آيا هماهنگي‬ ‫همه‌ي اين موارد امري تصادفي است؟!‬ ‫مراكز جنگ ويژه‌ي نظام جمهوري اسالمي در‬ ‫حمالت تبليغي وسيعي مصرانه سعي دارند دفاع‬ ‫مشروع پژاك را نبرد مسلحانه جلوه دهند‪ .‬مراكز‬ ‫جنگ ويژه‌ي نظام با يكسان‌نمايي دفاع مشروع‬ ‫و جنگ مسلحانه‪ ،‬با دادن وجهه‌اي تهاجمي و‬ ‫خشونت‌طلبانه به نبرد دفاعي گريال‪ ،‬درصدد است آن‬

‫•‬ ‫«««‬

‫را تروريزه نموده و سركوب و كشتار را مشروع نمايند‪.‬‬

‫عنصر جنگ ويژه و جاش رسانه‌اي عرفان قانعي‌فرد در حال خوش‌خدمتي به محسن‬ ‫رضايي‪ ،‬از جمله جنايت‌كاراني كه دستشان آغشته به خون جوانان كرد است‬

‫سران احزاب سنتي كرد‪ ،‬ابزاري درخدمت جنگ ويژه عليه جنبش نوين شرق كردستان‬

‫»»» رسانه‌هاي فارسي‌زبان خارج از كشور ‬ ‫تريبوني براي مراكز جنگ ويژه‌ عليه پژاك‬


‫پليد‬

‫زوايايجنگي‬

‫‪2‬‬

‫پژواك‬ ‫سردبير‬

‫جنگ ويژه نظامي متشكل از راهكارهاي‬ ‫متعدد جنگ بر عليه جنبه‌هاي مختلف مقاومت‬ ‫اجتماعي است‪ .‬هدف جنگ ويژه ايجاد تسليميت‬ ‫محض و به زانو درآوردن ابدي جامعه است‪ .‬اين‬ ‫پروژه به دنبال ظهور مبارزه‌ي نوين جامعه‌ي‬ ‫شرق كوردستان به رهبري پژاك و احياي‬ ‫فرهنگ مقاومت در جامعه‌ي كورد و بيچارگي‬ ‫نظام جمهوري اسالمي در امر درهم‌شكستن اين‬ ‫مبارزه‪ ،‬با روش‌هاي معمول به ميدان آمد‪ ،‬فرزند‬ ‫نامشروعي است كه از همخوابگي دو نظام كامال‬ ‫كوردستيز و جامعه‌كش نظام‌ جمهوري اسالمي‬ ‫ايران و جمهوري تركيه حاصل آمده است‪.‬‬ ‫جنگ ويژه كه از تمامي منافذ براي ورود به جامعه‬ ‫جهت ازهم‌پاشيدن بنيان‌هاي اخالقي و اراده‌ي‬ ‫آن استفاده مي‌كند‪ ،‬پيكره‌اي درهم‌بافته است از‬ ‫خشونت‪ ،‬خونريزي‪ ،‬تجاوز و نسل‌كشي فرهنگي‬ ‫و اجتماعي دارد‪ .‬انواع قتل‌عام‌هاي فيزيكي‪،‬‬ ‫فرهنگي‪ ،‬اجتماعي و اقتصادي به‌صورت عملكرد‬ ‫اصلي جنگ ويژه در دستور كار گردانندگان و‬ ‫مراكز آن هستند‪ .‬جنگ ويژه‪ ،‬جنگ تمام عيار‬ ‫دولت عليه جامعه است‪ .‬اين جنگ كه جمهوري‬ ‫اسالمي ايران آن را در پروژه‌ي ضدپژاك به‬ ‫راه انداخته است‪ ،‬پليدترين جنگ عليه جامعه‌ي‬ ‫بشري است كه از هيچ قاعده‌ي اخالقي و ارزشي‬ ‫پيروي نمي‌كند‪ .‬تزريق فرهنگ شكست و‬ ‫سرخوردگي به جامعه و ازهم‌پاشيدن بنيان‌هاي‬ ‫ارزشي و اخالقي آن‪ ،‬هدف پروژه‌ي ضدپژاك‬ ‫است‪ .‬فرهنگ مقاومت تاريخي جامعه‌ي كورد‬ ‫بستر پيدايش مقاومت سياسي‪ ،‬اجتماعي و‬ ‫فرهنگي عليه تجاوزات نظام در كوردستان است‪.‬‬ ‫آنچه نظام در جنگ ويژه و پروژه‌ي ضدپژاك‬

‫در پي آن است‪ ،‬خشكاندن فرهنگ مقاومت و‬ ‫تزريق سم خيانت و تسليميت به جامعه است‪ .‬در‬ ‫پي اجرايي‌شدن جنگ ويژه و پروژه‌ي ضدپژاك‬ ‫از سال ‪ 2007‬به بعد پديده‌هاي مخرب خيانت‪،‬‬ ‫آدم‌فروشي‪ ،‬بسيج‪ ،‬فحشا و اعتياد در جامعه‌‬ ‫رشد چشمگيري به خود گرفته است‪ .‬تمامي‬ ‫اين پديده‌ها در ارتباط مستقيم با مراكز جنگ‬ ‫ويژه و گردانندگان آن بوده و از اين مراكز به‬ ‫شيوه‌اي هماهنگ و سيستماتيك در جامعه‌ي‬ ‫كوردستان اعمال مي‌شود‪ .‬عناصر جنگ ويژه‬ ‫و مزدوران فكري‪ ،‬توجيه‌كنندگان اصلي تجاوز‬ ‫نظام و مبلغان شكست‪ ،‬انفعال و تسليميت در‬ ‫جامعه هستند؛ كساني كه وقيحانه‪ ،‬دفاع مشروع‬ ‫مردم كوردستان در برابر اعدام‪ ،‬شكنجه‪ ،‬تحقير و‬ ‫سركوب را ترور قلمداد كرده و در تالش معصوم‌‬ ‫جلوه‌دادن نظام و مراكز اشغالگر جاسوسي آن‬ ‫هستند‪ .‬آنان نه فعالين حقوق بشري و مدني‬ ‫بلكه فروشندگان خون شهدايي همچون فرزاد‪،‬‬ ‫شيرين‪ ،‬فرهاد و علي و هزاران شهيد راه مقاومت‬ ‫كوردستان هستند‪ .‬ناسيوناليست‌هاي شوونيستي‬ ‫كه هر نوع ابراز اراده و مقاومت مردم كوردستان‬ ‫را تحت عنوان تجزيه‌طلبي‪ ،‬شايسته‌ي سركوب‬ ‫مي‌دانند به موازات جنگ ويژه‌ي نظام‪ ،‬تبليغات‬ ‫وسيعي را در رسانه‌هاي فارسي‌زبان خارج از‬ ‫كشور عليه جنبش آزادي‌خواهي خلق كورد به‬ ‫راه انداخته‌اند‪ .‬از طرف ديگر برخي اشخاص‬ ‫و احزاب سنتي كه ضديت با جنبش نوين خلق‬ ‫كورد را تنها شانس سرپاماندن خود مي‌دانند‪،‬‬ ‫در ابراز ارادت به ناسيوناليست‌هاي فارس سنگ‬ ‫تمام گذاشته و در چارچوب طرح‌هاي پيشنهادي‬ ‫نظام به حكومت اقليمي كوردستان‪ ،‬اشاعه‌ي‬

‫ايدئولوژي انفعال و تروريزه‌كردن جنبش ما‬ ‫را همچون استراتژي سياسي خود برگزيده‌اند‪.‬‬ ‫احزاب جنوب كوردستان(اتحاديه‌ي ميهني و‬ ‫حزب دموكرات كوردستان عراق) به دنبال‬ ‫نشست‌هاي متعدد سرانشان با فرماندهان سپاه‬ ‫قدس جمهوري اسالمي‪ ،‬نقش خاصي را در‬ ‫جنگ ويژه‌ي نظام بر عليه خلق كورد بر عهده‬ ‫گرفته‌اند‪ .‬تأثيرگذاري بر روي احزاب سنتي‬ ‫شرق و ايجاد يك جبهه‌ي عليه پژاك از آن‌ها و‬ ‫همچنين اعمال فشار و تحريم بر پژاك و تالش‬ ‫براي منزوي‌سازي آن ازجمله عملكردهاي اين‬ ‫احزاب است‪ .‬نظام با به‌كاربردن هرچه بيشتر‬ ‫راهكارهاي خشونت‌آميز جنگ ويژه به‌واسطه‌ي‬ ‫گروه‌هاي ضدپژاك‪ ،‬جنايات بيشتري در‬ ‫كوردستان مرتكب خواهد گشت‪ .‬مقاومت و دفاع‬ ‫مشروع تنها راه باقي مانده براي مردم كوردستان‬ ‫و جنبش آزادي‌خواهمان در مقابله با تجاوزات‬ ‫مراكز جنگ ويژه است‪ .‬عملكرد جنگ ويژه‪،‬‬ ‫مردم و جامعه‌ي ما را در انتخاب ميان جنگ و‬ ‫صلح كه در انتخاب ميان ماندن و از ميان رفتن‪،‬‬ ‫و انتخاب ميان دفاع و تسليميت قرار داده است‪.‬‬ ‫مسلما آزادي‌خواهان كوردستان هرگز تسليميت‬ ‫را برنخواهند گزيد‪ .‬همان‌گونه كه فرزاد‪،‬‬ ‫شيرين‪ ،‬فرهاد و علي برنگزيدند‪ .‬در اين شماره‌ي‬ ‫آلترناتيو به‌ترسيم شمايي از جنگ ويژه‌اي كه‬ ‫بر ضد جنبش آزادي‌خواهي خلق كورد در‬ ‫شرق كوردستان اعمال مي‌گردد و همچنين‬ ‫ابعاد و جزييات آن به‌شكلي مستند پرداخته‌ايم‪.‬‬ ‫ارايه‌ي اين اطالعات گامي است در راستاي‬ ‫تنوير افكار عمومي و مقابله با جنگ پليدي كه‬ ‫تمامي جامعه‌ي كورد را هدف قرار داده است‪.‬‬

‫به بن‌بست رسيدن ايده‌ها و راهکارها‬ ‫در سياست سنتي کورد طي دهه‌ي‬ ‫هفتاد خورشيدي‪ ،‬بحراني جدي را در‬ ‫درون احزاب سياسي کورد به وجود‬ ‫آورده بود‪ .‬اين بحران که منجر به‬ ‫عقب‌نشيني احزاب از عرصه‌ي جامعه‌ي‬ ‫شرق کوردستان گرديد‪ ،‬پديدآورنده‌ي‬ ‫خأليي شد که نظام جمهوري اسالمي‬ ‫بيشترين بهره‌گيري را از آن نمود‪ .‬نظام‪ ،‬با‬ ‫استفاده از اين خأل پايه‌هاي قدرت خود‬

‫را مستحکم‌تر نمود و در تالش آن بود که‬ ‫در درون جامعه‌ي کردستان ريشه بدواند‪.‬‬ ‫جمهوري اسالمي که تا آن زمان جز‬ ‫مزدوران سنتي محلي(جاش) پايگاه‬ ‫ديگري در کوردستان نداشت‪ ،‬اين‌بار‬ ‫با فراغ خاطر سعي در تسخير جامعه‌ي‬ ‫کوردستان داشت‪ .‬تمامي پديده‌هاي‬ ‫مخرب و زيان‌بار اجتماعي از اين پس در‬ ‫درون جامعه‌ي کوردستان پديدار گشتند‪.‬‬ ‫سياست‌هاي جمهوري اسالمي در دهه‌‌ي‬

‫هفتاد که جهت فاقد هويت نمودن و‬ ‫از ميان بردن ارکان اساسي جامعه بود‬ ‫شکلي سيستماتيک به خود گرفت که‬ ‫تا به امروز نيز ادامه دارند‪ .‬ارزيابي اين‬ ‫سياست‌ها جهت تبيين علل و چگونگي‬ ‫مبارزه‌ي نوين آزاديخواهي مردم‬ ‫کوردستان حائز اهميت فراواني است‪:‬‬


‫پليد‬

‫زوايايجنگي‬

‫‪1‬ـ سياست زيست‌قدرتي‬

‫نظام جمهوري اسالمي ايران به شيوه‌اي‬ ‫شوونيستي(نژادپرستانه) هميشه سعي بر آن‬ ‫داشته که با انکار واقعيت مسئله‌ي کورد‬ ‫و ناديده گرفتن خواست‌هاي سياسي‌ـ‬ ‫اجتماعي مردم کوردستان‪ ،‬اين مسئله را تنها‬ ‫در چارچوب فقر و توسعه‌نيافتگي اقتصادي‬ ‫کوردستان تعريف نمايد‪ .‬از طرف ديگر‪،‬‬ ‫نظام عامل اصلي فقر اقتصادي موجود‬ ‫در کوردستان را وجود جريان مبارزاتي‬ ‫آزاديخواهانه‌ي خلق کورد و «عدم وجود‬ ‫امنيت جهت سرمايه‌گذاري اقتصادي» جلوه‬ ‫مي‌دهد‪ .‬اما حقيقت آن‌که فقر اقتصادي در‬ ‫واقع سياستي کامال سيستماتيک از جانب‬ ‫نظام عليه جامعه‌ي کوردستان بوده و هست‪.‬‬ ‫چرا که در طول دهه‌ي هفتاد که دهه‌ي‬ ‫خأل مبارزاتي در کوردستان بود‪ ،‬همچنان‬ ‫شاهد رشد چشمگير فقر اقتصادي بوديم‪.‬‬ ‫فقر اقتصادي نه يک پديده‌ي طبيعي در‬ ‫جامعه‌ي کوردستان‪ ،‬بلکه سياستي کامال‬ ‫نظام‌مند و طراحي‌شده است که هدف از آن‬ ‫ايجاد يک ساختار زيست‌قدرتي(بيوقدرت)‬ ‫عليه خلق کورد و به تسليميت کشانيدن مردم‬ ‫کوردستان است‪ .‬سياست گرسنه نگه‌داشتن و‬ ‫محتاج‌نمودن يک جامعه‪ ،‬يکي از پليدترين‬ ‫مظاهر قدرت است که زيربناي سياست‬ ‫جمهوري اسالمي را عليه خلق کورد تشکيل‬ ‫مي‌دهد‪ .‬نظام مي‌خواهد از طريق دهان‌هاي باز و‬ ‫شکم‌هاي گرسنه‪ ،‬به جامعه‌ي کورد نفوذ نمايد‪.‬‬ ‫توجيه فقر اقتصادي با مبارزه‌ي آزاديخواهي‬ ‫در کوردستان‪ ،‬فريب بزرگي بيش نيست‪.‬‬ ‫جامعه‌ي کوردستان با مقاومت و مبارزه‌ي‬ ‫آزاديخواهانه‌اش پابرجا مانده است و فقر‬ ‫اقتصادي حربه‌اي در دست دولت براي‬ ‫درهم شکستن اين مقاومت است‪ .‬هر‬ ‫اندازه که مبارزه و مقاومت در کوردستان‬ ‫ضعيف‌تر گردد‪ ،‬سياست‌هاي اشغالگرانه‌ي‬ ‫نظام و ازجمله سياست اشاعه‌ي فقر اقتصادي‬ ‫نيز به همان نسبت گسترش خواهد يافت‪.‬‬ ‫در نتيجه‌ي اين سياست‪ ،‬در تمامي‬ ‫سال‌هاي بعد از دهه‌ي هفتاد‪ ،‬به‌جز‬ ‫قشري محدود‪ ،‬مردم عادي جامعه‌ي‬ ‫کوردستان روز به روز فقيرتر گشتند‪.‬‬ ‫سياست‌هاي اقتصادي دولت در دهه‌ي‬ ‫هفتاد(دوران سازندگي کذايي) و اختالس‌ها‬ ‫و فساد سرسام‌آور کارگزاران دولتي که‬ ‫تحت نام برنامه‌هاي خصوصي‌سازي صورت‬

‫مي‌گرفت‪ ،‬موجب شد تا شکاف‌هاي‬ ‫طبقاتي در جامعه‌ي ايران وسيع‌تر شوند‪.‬‬ ‫در نتيجه‪ ،‬طبقه‌ي متوسط جامعه تنها راه‬ ‫حفظ موقعيت خود را در اتصال به پيکره‌ي‬ ‫اقتصادي‌ـ بروکراتيک نظام مي‌جست‪ .‬از‬ ‫طرف ديگر دولت با توسل به خأل سياسي‬ ‫و مبارزاتي‪ ،‬همچنين مسدودسازي تمام‬ ‫راه‌هاي کسب درآمد‪ ،‬اين مورد را به طبقه‌ي‬ ‫فقير و فرودست تلقين مي‌نمود که تنها‬ ‫شيوه‌ي معيشتي‪ ،‬همکاري با سازمان‌هاي‬ ‫جاسوسي بسيج‪ ،‬سپاه و اطالعات است‪.‬‬ ‫هدف دولت از اين سياست قتل‌عام اقتصادي‪،‬‬ ‫پديدآوردن جامعه‌اي بود که افراد آن نان‬ ‫روزانه‌ي خود را به‌واسطه‌ي وابستگي کامل‬ ‫به نظام و فروختن تمامي ارزش‌ها و معيارهاي‬ ‫اجتماعي خويش به دست مي‌آورند‪.‬‬ ‫همچنين دولت از اين سياست قتل‌عام اقتصادي‬ ‫و فقر مفرط‪ ،‬همچون فاکتوري جهت اشاعه‌ي‬ ‫فساد و فحشا در جامعه‪ ،‬نهايت استفاده را نمود‪.‬‬ ‫‪2‬ـ سياست ضعيفه‌سازي‬

‫سلطه‌ي مطلق بر جامعه‪ ،‬هدف غايي نظامي‬ ‫است که سياست زيست‌قدرتي را مبناي‬ ‫تمامي عملکردها و سياستگذاري‌هايش قرار‬ ‫مي‌دهد‪ .‬سلطه‌ي مطلق مستلزم قبول بردگي‬ ‫محض است‪ .‬از اين جهت‪ ،‬تحميل عميق‌ترين‬ ‫نوع بردگي بر جامعه‌ي کوردستان را در دهه‌ي‬ ‫هفتاد و پس از آن‪ ،‬بايد به‌عنوان هدف اصلي‬ ‫تمامي سياستگذاري‌ها و عملکردهاي نظام‬ ‫دانست‪ .‬ارزش‌ها‪ ،‬هنجارها و اخالق اجتماعي‬ ‫جامعه‌ي کوردستان که تشکيل‌دهنده‌ي‬ ‫هويت اجتماعي فرد و جامعه‌ي کورد هستند‪،‬‬ ‫از اين به بعد در معرض شديدترين تهاجمات‬ ‫قرار گرفتند‪ .‬ازهم‌گسستن بافت‌هاي اجتماعي‬ ‫به‌واسطه‌ي تخريب معيارها و ارزش‌هاي‬ ‫اخالقي‪ ،‬توان مقاومت و عکس‌العمل جامعه‬ ‫را در برابر هرگونه تهديدي از ميان مي‌برد‪.‬‬ ‫جامعه‌اي که در آن واکنش به پايمال‌سازي‬ ‫ارزش‌هاي اخالقي تضعيف شده باشد جامعه‌اي‬ ‫است که در آن هر نوع بردگي مشروعيت‬ ‫يافته و به‌عنوان سرنوشت‪ ،‬تحمل مي‌شود‪.‬‬ ‫از ميان بردن حساسيت اخالقي در جامعه‌ي‬ ‫کوردستان و مشروعيت‌دهي به بردگي‪،‬‬ ‫سياست سيستماتيکي است که از دهه‌ي‬ ‫هفتاد به بعد نظام مصرانه در پي اجراي آن‬

‫‪3‬‬

‫در کوردستان است‪ .‬اوج اين حساسيت‌زدايي‬ ‫در قبال اخالق و مشروعيت‌دهي به بردگي‪،‬‬ ‫در سياست‌هايي که نظام در قبال زنان اتخاذ‬ ‫نموده‪ ،‬کامال نمايان است‪ .‬بردگي نهادينه‌شده‬ ‫در زنان‪ ،‬به‌عنوان عميق‌ترين نوع بردگي‪،‬‬ ‫محصول جنسيت‌گرايي در جامعه‌ي مردساالر‬ ‫است که نظام جمهوري اسالمي به‌عنوان‬ ‫نظامي کامال زن‌ستيز در تعميق آن نقش‬ ‫موثري را ايفا نموده است‪ .‬ضعيفه‌نمودن زنان‪،‬‬ ‫ارتباط مستقيمي با تقويت و ريشه‌دواندن‬ ‫ساختارهاي قدرت‌ـ دولت در جامعه دارد‪.‬‬ ‫هراندازه که جامعه در برابر قدرت مطلقه‌ي‬ ‫دولت تسليم شود‪ ،‬زنان نيز به همان اندازه‬ ‫به تسليميت کشانيده مي‌شوند‪ .‬زن ضعيفه‪،‬‬ ‫در حقيقت نمادي از جامعه‌ي ضعيفه‌گشته‬ ‫است‪ .‬اين گفته‌ي هيتلر که «جوامع‪ ،‬همانند‬ ‫زنان هستند»‪ ،‬شعار همه‌ي نظام‌هاي فاشيستي‬ ‫است‪ .‬ضعيفه‌سازي زنان‪ ،‬درهاي جامعه را بر‬ ‫روي بردگي مي‌گشايد و تمامي بردگي‌ها نيز‬ ‫بر مبناي ضعيفه‌سازي است‪ .‬اينکه از سال‌هاي‬ ‫دهه‌ي هفتاد به بعد تجاوزهاي جنسي يکي از‬ ‫اصلي‌ترين ابزارهاي فشار نيروهاي امنيتي در‬ ‫کوردستان بوده است را بايد در چارچوب‬ ‫سياست ضعيفه‌سازي جامعه تحليل نمود‪ .‬در‬ ‫روند ضعيفه‌سازي جامعه‌ي کوردستان‪ ،‬خلق‬ ‫کورد و به‌ويژه زنان قربانيان اصلي خشونت‬ ‫بوده و در واقع ضعيفه‌سازي به‌عنوان نماد ترور‬ ‫دولتي عليه جامعه‌ي کوردستان بوده است‪.‬‬ ‫موارد مشخص و بي‌شماري که حاکي از‬ ‫به‌کاربردن جنسيت بر عليه زنان و عليه کل‬ ‫جامعه کوردستان مي‌باشند نشانگر اعمال‬ ‫اين سياست مخوف به شيوه‌ي مستمر براي‬ ‫به بردگي کشاندن جامعه است‪ .‬از ديدگاه‬ ‫نظام‪ ،‬تجاوز جنسي تضمين‌کننده‌ي تسليميت‬ ‫و اطاعت‌پذيري محض است‪ .‬اعترافات‬ ‫جاسوسان بيانگر آن است که تقريبا تمام‬ ‫جاسوس‌ها اعم از زن و مرد‪ ،‬مورد تجاوز‬ ‫جنسي نيروهاي امنيتي نظام قرار گرفته‌اند‪.‬‬ ‫ـــ خشونت‪ ،‬خودکشي و فحشا‬

‫اگرچه جامعه‌ي سنتي مردساالر‪ ،‬در برخورد‬ ‫با زنان يک جامعه‌ي خشن است اما همان‬ ‫جامعه‌ي سنتي يک ظرفيت مشخص براي‬ ‫پذيرش خشونت مردساالرانه دارد‪ .‬هنگامي‬ ‫که دولت در فرايند ضعيفه‌سازي جامعه روابط‬


‫‪4‬‬ ‫قدرت را تعميق مي‌بخشد‪ ،‬مرزهاي ظرفيت‬ ‫خشونت‌پذيري جامعه‌ي سنتي را درمي‌نوردد‪.‬‬ ‫خشونت‪ ،‬خصوصيت اصلي نظام جمهوري‬ ‫اسالمي است‪ .‬از دهه‌ي هفتاد به بعد که اين‬ ‫نظام با دست‌هاي باز سياست‌هايش را بر روي‬ ‫جامعه‌ي کوردستان اعمال مي‌کند‪ ،‬روند روبه‬ ‫ازديادي از خشونت را شاهديم که به هيچ‬ ‫وجه نمي‌توان آن را در چارچوب جامعه‌ي‬ ‫سنتي توجيه نمود‪ .‬در جاهايي که تأثير‬ ‫سياست‌هاي نظام بيشتر است‪ ،‬ميزان خشونت‬ ‫بر عليه زنان نيز بيشتر است‪ .‬اگر نمودار‬ ‫خشونت در کوردستان را ترسيم نماييم معلوم‬ ‫مي‌گردد در هر کجا که سياست‌هاي نظام‬ ‫موثرترند‪ ،‬خشونت عليه زنان نيز باالتر است‪.‬‬ ‫سياست ضعيفه‌سازي جامعه‪ ،‬خود مستلزم‬ ‫به‌کارگيري خشونت مداوم است‪.‬‬ ‫پديده‌ي خودکشي و مقوالتي که همانند‬ ‫خودکشي نشان داده مي‌شود‪ ،‬خود نتيجه‌ي‬ ‫محسوس خشونتي هستند که همه‌ي ارکان‬ ‫اخالقي جامعه را فرومي‌پاشاند‪ .‬جامعه‌ي‬ ‫ضعيفه‌گشته به‌سوي بن‌بست سوق داده‬ ‫شده‪ ،‬افرادش در بن‌بست قرار گرفته و‬ ‫خودکشي مي‌نمايند‪ .‬ميزان خودکشي زنان‬ ‫در کوردستان‪ ،‬پارامتري براي نشان‌دادن‬ ‫ميزان ضعيفه‌شدگي جامعه‌ي کوردستان‬ ‫است‪ .‬در جايي که مقاومت سياسي کمتري‬ ‫صورت گرفته و دولت به طور مستقيم بر‬ ‫روي خلق اعمال سياست مي‌کند‪ ،‬آمار‬ ‫خودکشي زنان باالتر است‪ .‬به‌عنوان نمونه‬ ‫آيا اين سوال مطرح نمي‌شود که چرا ايالم‬ ‫داراي بيشترين درصد خودکشي زنان است؟‬ ‫فحشا نيز يکي از پديده‌هايي است که به دنبال‬ ‫خأل مبارزاتي دهه‌ي هفتاد در کوردستان‬ ‫از جانب دولت پا گرفت و به سرعت شيوع‬ ‫پيدا نمود‪ .‬اگر اخالق را نه در چارچوب‬ ‫ديدگاه‌هاي سنتي و تعصب‌گرايانه بلکه‬ ‫به‌عنوان وجدان جمعي جامعه و قوه‌ي «انتخاب‬ ‫و امکان» آزادي جامعه تعريف نماييم‪ ،‬آنگاه‬ ‫حساسيت‌ها و واکنش‌هاي اخالقي جامعه‬ ‫سازوکارهايي طبيعي براي حفظ هويت و‬ ‫آزادي جامعه محسوب مي‌شوند‪ .‬در جريان‬ ‫مبارزه‌ي مستقيم خلق کورد عليه تجاوزگري‬ ‫نظام‪ ،‬حساسيت‌هاي اخالقي و واکنش‌هاي‬ ‫اجتماعي نسبت به پديده‌هاي مخربي نظير‬ ‫فحشا چشمگير بود‪ .‬در دهه‌ي هفتاد به‬ ‫موازات تضعيف مبارزه‌ي مستقيم عليه‬ ‫تجاوزگري دولت‪ ،‬حساسيت‌هاي اخالقي و‬ ‫واکنش‌هاي اجتماعي نيز تضعيف گرديدند‪.‬‬

‫پليد‬

‫زوايايجنگي‬

‫در نتيجه زمينه‌ي الزم جهت آنکه دولت‪،‬‬ ‫جامعه‌ي کوردستان را در برابر پديده‌هايي‬ ‫نظير فحشا به تسليميت بکشاند‪ ،‬فراهم آمد‪.‬‬ ‫باندهاي فحشايي که از اين دهه به بعد در‬ ‫کوردستان رواج يافتند‪ ،‬بدون استثنا با مراکز‬ ‫امنيتي نظام نظير سپاه پاسداران‪ ،‬اطالعات‪،‬‬ ‫بسيج و نيروي انتظامي در ارتباط مي‌باشند‪.‬‬ ‫اين مراکز امنيتي با استفاده‌ي گسترده از‬ ‫فقر اقتصادي و تخريب اخالقي جامعه‪ ،‬به‬ ‫سازماندهي و اشاعه‌ي فحشا مي‌پردازند‪.‬‬ ‫باندهاي فحشا به‌عنوان مراکز تخريب‬ ‫اجتماعي‪ ،‬جاسوسي و جذب نيرو به مراکز‬ ‫امنيتي مورد استفاده قرار مي‌گيرند‪ .‬تنها‬ ‫بخشي از زنان جامعه قربانيان پديده‌ي فحشا‬ ‫محسوب نمي‌شوند‪ ،‬بلکه نظام با به‌کار بردن‬ ‫اين پديده عليه جامعه‪ ،‬سياست ضعيفه‌سازي‬ ‫را بر کل جامعه تحميل مي‌نمايد‪ .‬نظام با‬ ‫درآوردن فحشا به‌صورت امري کامال طبيعي‬ ‫و محسوس در جامعه‪ ،‬در تمام اين سال‌ها در‬ ‫پي آن بوده است که تمامي حساسيت‌هاي‬ ‫اخالقي و واکنش‌هاي دفاعي جامعه را از‬ ‫ميان بردارد‪ .‬از طرف ديگر در پديده‌ي فحشا‪،‬‬ ‫با تعريف زن به‌عنوان شيء(ابژه) جنسي‪،‬‬ ‫مسئله‌ي تصرف زن را در شخصيت مرد‬ ‫به‌صورت امري کامال طبيعي و محقانه جلوه‬ ‫مي‌دهد‪ .‬از اين منظر‪ ،‬پديده‌ي فحشا يک امر‬ ‫صرفا جنسي نيست و تزريق فرهنگ قدرت به‬ ‫جامعه است‪ .‬شيءشدگي جنسي زنان‪ ،‬ايجاد‬ ‫مرداني حريص و هميشه آماده‌ي تصرف زنان‬ ‫را در جامعه با خود به همراه مي‌آورد‪ .‬ذهنيت‬ ‫«مردانگي = قدرت» در جامعه اين نتيجه‬ ‫را به دنبال دارد که به اندازه‌ي قدرت‪ ،‬حق‬ ‫تجاوز و تصرف وجود دارد‪ .‬نتيجه‪ ،‬اشاعه‌ي‬ ‫اين تفکر است که هرگونه تجاوز دولت به‬ ‫جامعه کامال توجيه‌پذير و مشروع خواهد بود‪.‬‬ ‫اصل ضعيفه‌شدگي به معناي پذيرش هرگونه‬ ‫تجاوز و تصرف است‪ .‬اشاعه‌ي فحشا از سوي‬ ‫دولت‪ ،‬همان ضعيفه‌نمودن فرد و جامعه است‪.‬‬ ‫ـــ بسيج‪ ،‬جاش‪ ،‬جاسوس‬

‫سياست به‌کارگيري مزدوران بر عليه‬ ‫خلق کورد‪ ،‬همواره در دستور کار همه‌ي‬ ‫حکومت‌هاي حاکم بر ايران بوده است‪.‬‬ ‫جمهوري اسالمي ايران از همان ابتداي تأسيس‬ ‫نظام و به دنبال جنگ‌افروزي در کوردستان‪،‬‬ ‫مزدوران سنتي(جاش‌ها) را در بعد وسيعي عليه‬

‫مبارزه‌ي آزادي‌خواهانه‌ي خلق کورد به کار‬ ‫برد‪ .‬اين سياست رژيم‪ ،‬در تمام دهه‌ي شصت‬ ‫و تا تسخير کامل کوردستان ادامه داشت‪ .‬در‬ ‫تمامي اين دهه اين مزدوران تنها پايگاه‌هاي‬ ‫رژيم در کوردستان بودند‪ .‬از دهه‌ي هفتاد‬ ‫بدين‌سو به دنبال توقف درگيري‌هاي نظامي و‬ ‫ايجاد خأل مبارزاتي در کوردستان‪ ،‬دولت نه تنها‬ ‫از شدت گسترش جاش‌سازي در کوردستان‬ ‫نکاست‪ ،‬بلکه قدرت عمل و حوزه‌ي کاري‬ ‫آنان را توسعه بخشيد‪ ،‬از اين جاش‌ها به‌صورت‬ ‫نهادي جهت درهم‌شکستن اراده و سرکوب‬ ‫مداوم خلق کورد استفاده نموده است‪.‬‬ ‫به دنبال آغاز حمله‌ي وسيع فرهنگي‌ـ اجتماعي‬ ‫نظام عليه جامعه‌ي کوردستان‪ ،‬نسل تازه‌اي از‬ ‫جاش‌ها پا به عرصه‌ي وجود نهاد‪ .‬اگر تا آن‬ ‫دوره جاش‌هاي سنتي همچون عامل فشار‬ ‫رژيم مورد نفرت مردم کوردستان بوده و‬ ‫مطرود جامعه بودند‪ ،‬از دهه‌ي هفتاد به بعد‬ ‫نظام با استفاده از درهاي نفوذ به جامعه‪،‬‬ ‫سعي در نهادينه‌کردن خيانت در ميان‬ ‫خود جامعه‌ي کورد‪ ،‬مشروعيت‌بخشيدن‬ ‫به آن و درآوردن آن به‌صورت شيوه‌اي‬ ‫معمولي از زندگي مردم کورد نمود‪.‬‬ ‫در تمام اين سال‌ها‪ ،‬سازماندهي جاسوسان‬ ‫از طرف اطالعات‪ ،‬حفاظت اطالعات سپاه‬ ‫پاسداران‪ ،‬بسيج و حتي نيروي انتظامي‬ ‫به‌طور چشمگيري ادامه داشته است‪.‬‬ ‫دولت اگرچه به‌واسطه‌ي تمام سرکوبگري‌ها‬ ‫و بي‌عدالتي‌هايش هرگز نتوانسته خود را‬ ‫در نزد مردم کوردستان مقبول گرداند‪ ،‬اما‬ ‫با به‌کارگيري اين جاسوسان و با استفاده‬ ‫از جو عميق بي‌اعتمادي در ميان مردم‪،‬‬ ‫جرأت سازماندهي و ابراز مخالفت عليه‬ ‫نظام را از آنان گرفته و زمينه‌ي استيالي‬ ‫نظام بر جامعه را فراهم آورده‌ است‪.‬‬ ‫يکي از پليدترين سياست‌هاي نظام در‬ ‫کوردستان‪ ،‬اشاعه‌ي بسيج بوده است‪ .‬بسيج‬ ‫که تا دهه‌ي هفتاد تقريبا نشان چنداني‬ ‫از آن در کوردستان نيست‪ ،‬هم‌زمان‬ ‫با برنامه‌هاي نظام جهت درهم‌کوبيدن‬ ‫ساختار اجتماعي کوردستان‪ ،‬به ميدان آمد‪.‬‬ ‫هدف از بسيج‪ ،‬اجتماعي‌کردن پديده‌ي‬ ‫«خيانت» است‪ .‬دولت در مقابل فرهنگ‬ ‫مقاومت تاريخي جامعه‪ ،‬سعي نمود تا بسيج‬ ‫را به‌مثابه‌ي فرهنگ خيانت‪ ،‬به جامعه بقبوالند‪.‬‬ ‫نظام با اشاعه‌ي فرهنگ بسيج‪ ،‬سعي در از ميان‬ ‫برداشتن حساسيت اخالقي جامعه‌ي کورد‬ ‫نسبت به پديده‌ي خيانت داشته است‪ .‬تنها‬


‫پليد‬

‫زوايايجنگي‬

‫جامعه‌اي مي‌تواند خيانت را به‌عنوان فرهنگ‬ ‫بپذيرد که از تمام معيارهاي تشکيل‌دهنده‌ي‬ ‫هويت خود عاري شده باشد‪ .‬به همين دليل‬ ‫است که بسيج در واقع سازماني جهت‬ ‫از ميان بردن هويت و تمامي فاکتورهاي‬ ‫تشکيل‌دهنده‌ي آن است‪ .‬بسيج در واقع سلول‬ ‫سرطاني کاشته‌شده در بطن جامعه است که‬ ‫در صورت گسترش آن‪ ،‬جامعه با از دست‬ ‫دادن تمام کارکردهاي طبيعي خود در روند‬ ‫تسليم‌پذيري کامل‪ ،‬به صورت زائده‌اي‬ ‫متصل به دولت درمي‌آيد‪ .‬بسيج‪ ،‬نمود کامل‬ ‫ضعيفه‌سازي جامعه در برابر دولت‌ـ ارباب است‪.‬‬ ‫بسيج در حقيقت تزريق فرهنگ فحشاي‬ ‫داوطلبانه به جامعه و تحميل تن‌فروشي فکري‪،‬‬ ‫اجتماعي‪ ،‬سياسي و فرهنگي بر مردم يک‬ ‫جامعه است‪ .‬فرهنگ بسيج به معناي قبول‬ ‫تن‌دادگي يک جامعه به تجاوز متمادي از‬ ‫جانب دولت است‪ .‬از اين جهت‪ ،‬فرهنگ‬ ‫بسيج يک فرهنگ ضدمقاومت و در واقع يک‬ ‫ضدفرهنگ است‪ .‬بسيج‪ ،‬ستون اصلي دولت‬ ‫در امر ضعيفه‌سازي جامعه است‪« .‬کيومرث‬ ‫خاطري» عضو بسيج‪ ،‬از نمونه کساني است‬ ‫که توسط سپاه پاسداران آموزش ديد و‬ ‫به‌عنوان عنصر نفوذي به درون پژاک فرستاده‬ ‫شد‪ .‬اين شخص طبق اعترافات خويش‪ ،‬بعد‬ ‫از اينکه خود و همسرش از جانب نيروهاي‬ ‫سپاهي مورد تجاوز واقع گرديد به عضويت‬ ‫بسيج درآورده شد و با وعده‌ي دريافت‬ ‫پول و اينکه در صورت کشته شدنش در‬ ‫حين مأموريت «فدايي جمهوري اسالمي»‬ ‫ناميده خواهد شد‪ ،‬جهت مسموم‌نمودن و‬ ‫به شهادت رسانيدن اعضاي رهبري پژاک‬ ‫روانه گرديد‪ .‬در همين رابطه اسناد ديگري‬ ‫حاوي اعترافات جاسوساني که از سوي‬ ‫مراکز جنگ ويژه عليه پژاک سازماندهي‬ ‫و به‌كارگيري شده‌اند‪ ،‬در دست مي‌باشد‪.‬‬ ‫دولت جهت جذب افراد به بسيج‪ ،‬از سياست‬ ‫فقر اقتصادي در کوردستان به شيوه‌ي گسترده‬ ‫استفاده مي‌نمايد‪ .‬تقريبا تمامي روستاييان و‬ ‫کساني که در مشاغلي مانند کارگري و يا‬ ‫کول‌بَري در مرزها کار مي‌کنند‪ ،‬از جانب‬ ‫بسيج دعوت به همکاري مي‌شوند‪ .‬نظام از‬ ‫طرفي سعي در مسدودسازي مجراي امرار‬ ‫معاش اين اقشار نموده و از طرف ديگر‬ ‫قبول «فحشاي بسيج» را نيز به‌عنوان تنها راه‬ ‫ادامه‌ي زندگي در پيش پايشان قرار مي‌دهد‪.‬‬ ‫کول‌بَرهاي مرزي که امرار معاش از طريق‬ ‫کار طاقت‌فرسا و پرمخاطره‌ي خود را بر قبول‬

‫بسيج ترجيح مي‌دهند‪ ،‬از جانب نيروهاي‬ ‫انتظامي و امنيتي نظام تحت فشار قرار گرفته‬ ‫و حتي کشته مي‌شوند‪ .‬اگرچه فقر مادي‌اي که‬ ‫خود محصول سياست‌هاي نظام است به‌عنوان‬ ‫حربه‌ي اصلي براي اشاعه‌ي بسيج بکار‬ ‫مي‌رود اما فحشاي بسيج را به‌واسطه‌ي فقر‬ ‫توجيه نمودن‪ ،‬ناممکن است‪ .‬درصد بااليي از‬ ‫پيوستگان به بسيج کساني هستند که در اثر نبود‬ ‫فرهنگ مقاومت‪ ،‬ضعف اراده و شخصيت‌ـ‌که‬ ‫در بيشتر موارد به‌صورت عقده‌هاي شخصيتي‬ ‫و تنفر از جامعه بروز مي‌يابد‌ـ جذب اين نهاد‬ ‫شده‌اند‪ .‬اين افراد‪ ،‬نه به‌واسطه‌ي احتياجات‬ ‫مادي بلکه به‌واسطه‌ي قبول ضعيفگي‪ ،‬جذب‬ ‫ايدئولوژي نظام گشته‌اند‪ .‬آنها وجود مقاومت‬ ‫اجتماعي‌ـ فرهنگي جامعه را تهديدي براي‬ ‫خود‪ ،‬نظام و ايدئولوژي‌شان ديده و از اين‬ ‫لحاظ حتي مصرانه‌تر از دشمن با اخالق‪،‬‬ ‫فرهنگ و هويت جامعه دشمني مي‌ورزند‪.‬‬ ‫نظام‪ ،‬پيروزي خود در سياست ضعيفه‌سازي‬ ‫جامعه را منوط به موفقيت در حاکم‌‌سازي‬ ‫فرهنگ بسيج در جامعه مي‌داند‪ .‬از اين نظر‬ ‫اصرار نظام بر جذب زنان و دختران کورد‬ ‫به بسيج‪ ،‬موردي دقت‌برانگيز است‪.‬‬ ‫دامنه‌ي سياست ضعيفه‌سازي تا آنجاست که بر‬ ‫همه‌ي جنبه‌هاي زندگي و خانواده‌ي جاش‌ها‬ ‫و بسيجيان تأثير گذاشته است‪ ،‬به‌عنوان نمونه‪:‬‬ ‫پس از اينکه حسين باپير كه يکي از جاش‌هاي‬ ‫مشهور منطقه‌ي پيرانشهر بود طي عملياتي عليه‬ ‫پژاک كشته شد‪ ،‬شخصي به‌نام حاجي هادي از‬ ‫فرماندهان سپاه پاسداران‪ ،‬هر چهار همسر وي‬ ‫را در كار فحشا و جاسوسي به‌كار گرفته است‪.‬‬ ‫سياست ضعيفه‌سازي جامعه در دوره‌ي‬ ‫استانداري محمدرضا رحيمي استاندار‬ ‫کوردستان(از ‪ 1372‬تا ‪ ،)1376‬مدل‬ ‫و نمونه‌ي بارزي از سياست‌هاي‬ ‫نظام در کل شرق کوردستان است‪.‬‬ ‫ل ُکشي فرهنگي‬ ‫‪3‬ـ سياست نس ‌‬

‫فرهنگ حاصل هزاران سال تجربه‌ي‬ ‫اجتماعي‌شدن است‪ .‬از اين جهت‪ ،‬فرهنگ‬ ‫بيانگر موجوديتي اجتماعي در يک‬ ‫جغرافياست‪ .‬فرهنگ‪ ،‬نشانگر خواست و‬ ‫تالش جامعه براي تداوم زندگي و آزادزيستن‬ ‫در جغرافياي خويش است‪ .‬فرهنگ اين امکان‬ ‫را به جامعه مي‌دهد تا طبق ايده‌هاي خود‪،‬‬ ‫خويشتن را تعريف نمايد و ازآ ِن خود باشد‪.‬‬

‫‪5‬‬ ‫جامعه‌اي که از زبان‪ ،‬ادبيات‪ ،‬باورداشت‌ها و‬ ‫مؤلفه‌هاي فرهنگي خود‪ ،‬بيگانه شده باشد و‬ ‫فاقد ايده‌هاي خودي باشد‪ ،‬نه ازآن خويش‬ ‫خواهد بود و نه براي خويش‪ .‬اگر خواست‬ ‫و اصرار جامعه جهت تداوم زندگي را در‬ ‫معناي کلي «مقاومت» بناميم؛ آنگاه فرهنگ‪،‬‬ ‫مقاومت است‪ .‬مقاومت سياسي هر جامعه‪،‬‬ ‫بخشي جدايي‌ناپذير از فرهنگ آن جامعه‬ ‫است‪ .‬پويايي سياسي و پويايي فرهنگي‬ ‫يک جامعه در وابستگي کامل به يکديگر‬ ‫قابل تداوم‌اند‪ .‬تضعيف پويايي و مقاومت‬ ‫سياسي يک جامعه‪ ،‬فرهنگ آن جامعه را‬ ‫در برابر آسيميالسيون(همگون‌سازي و‬ ‫انجذاب) آسيب‌پذير مي‌نمايد و تضعيف‬ ‫فرهنگي يک جامعه‪ ،‬ايده‌ها‪ ،‬بسترها و‬ ‫روحيه‌ي مقاومت سياسي آن جامعه را نيز‬ ‫تضعيف مي‌گرداند‪ .‬فرهنگ بي‌دفاعي‪،‬‬ ‫بي‌دفاعي فرهنگي را نيز به‌دنبال دارد‪ .‬به‬ ‫همين جهت است که نظام‌هاي استبدادي‪،‬‬ ‫حوزه‌ي فرهنگ و حوزه‌ي سياست جامعه‬ ‫را به‌طور هم‌زمان مورد هدف قرار مي‌دهند‪.‬‬ ‫دولت جمهوري اسالمي‪ ،‬از دهه‌ي هفتاد به‬ ‫بعد‪ ،‬پس از ضعيف‌شدن مقاومت سياسي‬ ‫جامعه‌ي کوردستان‪ ،‬تضعيف فرهنگ کوردي‬ ‫را در سرلوحه‌ي برنامه‌هاي خود قرار داد‪.‬‬ ‫دولت تالش مي‌کند تا محصوالت فرهنگي‪،‬‬ ‫ادبي و هنري کوردي به‌جاي بازتاب واقعيت‬ ‫اجتماعي‌ـ سياسي کوردستان‪ ،‬به کانال تحميل‬ ‫ضدفرهنگ‌هاي مدنظر نظام بر جامعه مبدل‬ ‫شوند‪ .‬آنچه که تحت نام محصوالت فرهنگي‬ ‫کوردي از درون نظام بيرون مي‌آيد‪ ،‬در واقع‬ ‫ابزاري در جهت ويران‌سازي و بي‌محتواسازي‬ ‫فرهنگ کوردي است‪ .‬اين مسئله در هنر و‬ ‫ادبيات تحقيرآميز‪ ،‬سينما‪ ،‬کتب درسي و‬ ‫رسانه‌هاي دولتي بازتاب يافته است‪ .‬خود‬ ‫دستگاه‌هاي امنيتي نظام‪ ،‬نهادهاي فرهنگي‬ ‫کوردي وابسته به خويش را ايجاد کرده‪،‬‬ ‫شديدا بر آنها نظارت نموده و برنامه‌هاي آنها‬ ‫را در جهت سياست‌هاي امنيتي نظام سمت‌دهي‬ ‫مي‌نمايند‪ .‬همه‌ي محصوالت فرهنگي نظام‬ ‫در کوردستان‪ ،‬در جهت گسستن جامعه از‬ ‫مقاومت سياسي‌ـ اجتماعي خود و به تسليميت‬ ‫کشانيدن آن است‪ .‬مراکز هنري‪ ،‬شبکه‌هاي‬ ‫تلويزيوني استاني و ماهواره‌اي و‪ ...‬که به‌طور‬ ‫مداوم ايدئولوژي رسمي نظام را به جامعه‌ي‬ ‫کورد تزريق مي‌کنند و در ترويج پديده‌هاي‬ ‫ضدفرهنگي نظير جاسوسي و بسيج به‌کار برده‬ ‫مي‌شوند‪ ،‬در واقع اسلحه‌اي است که نظام براي‬


‫‪6‬‬

‫خودکشي در دست انسان کورد قرار مي‌دهد‪.‬‬ ‫در اين نهادها‪ ،‬تالش مي‌شود که فرد کورد از‬ ‫ديدگاه دولت به تعريفي فرهنگي از خويش‬ ‫دست يابد‪ .‬اين ديدگاه دولتي که بر مبناي‬ ‫منطق فرادست‌ـ فرودست‪ ،‬مرکزـ پيرامون و‬ ‫تمدن‌ـ بربريت بنا نهاده شده است‪ ،‬همواره‬ ‫انسان کورد را وامي‌دارد تا فرهنگ خود را‬ ‫حقير‪ ،‬به دور از تمدن و عقب‌مانده ببيند‪ .‬اين‬ ‫فرآيند که از دهه‌ي هفتاد بسيار رواج يافته‬ ‫است‪ ،‬انسان کورد را بر سر دوراهي احساس‬ ‫شرمساري از فرهنگ خودي و گريز از آن و‬ ‫به نوعي خودانکاري فرهنگي و يا قبول مدل‬ ‫ترسيم‌شده‌ي کورد از جانب دولت وامي‌دارد‪.‬‬ ‫دين که يک عنصر فرهنگي و ازآن جامعه‬ ‫است‪ ،‬همچون يک ابزار و به شکل اسالم‬ ‫سياسي از سوي جمهوري اسالمي به‌کار‬ ‫گرفته شده است‪ .‬جمهوري اسالمي در‬ ‫مناطق شيعي شرق کوردستان تحت نام هم‬ ‫مذهب‌بودن‪ ،‬آسيمالسيون شديدي را صورت‬ ‫داده است و تالش دارد تا جامعه را کامال‬ ‫به خود وابسته و در خويش ذوب نمايد‪.‬‬ ‫در مناطق سني‌نشين و يارسان نيز به تحقير‪،‬‬ ‫ممنوعيت‪ ،‬فشار و سرکوب عليه جامعه‌ي‬ ‫کورد مي‌پردازد‪ .‬دولت با به‌کارگيري افراد‬ ‫کورد شيعي در مناطق سني هميشه سعي‬ ‫مي‌کند تا کوردهاي شيعه را همچون کورد‬ ‫خودي بشناساند‪ .‬حال آنکه سياست فقيرسازي‬ ‫و تخريب اجتماعي بيش از هرجايي در مناطق‬ ‫شيعه‌نشين کوردستان اعمال شده است‪ .‬دولت‬ ‫در مناطق شيعه‌نشين با فرستادن روحانيون نظام‬ ‫تالش مي‌کند تا ايدئولوژي رسمي دولت را‬ ‫همچون تشيع راستين به خلق اين منطقه قالب‬ ‫نمايد و نشان دهد که دينداربودن به معناي‬ ‫التزام به جمهوري اسالمي است‪ .‬اين سياست‪،‬‬ ‫تخريبات شديدي در جامعه ايجاد کرده؛ مثال‬ ‫وجود گسترده‌ي اعتياد و فحشا در مناطق‬ ‫شيعه‌نشين کوردستان امري تصادفي نيست و‬ ‫وابسته به همين سياست‌هاي رژيم است‪ .‬دولت‬ ‫در مناطق سني‌نشين نيز با تضعيف و ازميان‌بردن‬ ‫نهادهاي قديمي ديني‪ ،‬تالش دارد تا مراکز‬ ‫وابسته به خود را ايجاد نمايد‪ .‬به‌عنوان نمونه‬ ‫دولت با منزوي‌سازي شخصيت‌هاي مذهبي‬ ‫کوردي که به نحوي در برابر سياست‌هاي‬ ‫«ضديت نظام با اهل تسنن» ايستاده‌اند‪ ،‬سعي‬ ‫داشته تا شخصيت‌هاي مذهبي‌اي را که به‬ ‫تبليغ براي نظام مي‌پردازند در اين مناطق‬ ‫به‌کار گيرد‪ .‬نظام‪ ،‬همچنين با ارائه‌ي تعريف‬

‫پليد‬

‫زوايايجنگي‬

‫انحرافي از دين سعي دارد از آن در جهت‬ ‫سياست‌هاي خود در کوردستان استفاده‬ ‫نمايد‪ .‬بر مبناي اين تعريف‪ ،‬دينداربودن در‬ ‫کوردستان به معناي احتراز کامل از سياست‪،‬‬ ‫چشم‌پوشي بر همه‌ي تجاوزات نظام در جامعه‬ ‫و نوعي انزواي فردي است؛ همچنين دين را به‬ ‫پايگاهي براي ضديت با مقاومت و مبارزه‌ي‬ ‫سياسي جامعه‌ي کورد مبدل مي‌نمايد‪ .‬نظام با‬ ‫بهره‌برداري کامل از خأل سياسي دهه‌ي هفتاد‬ ‫درصدد بوده است تا با اشاعه‌ي اسالم سياسي‬ ‫در کوردستان زمينه را براي ايجاد سازمان‌ها‬ ‫و نهادهاي سياسي‌ـ اسالمي ايجاد نمايد که‬ ‫نوک پيکان فعاليت‌هاي آنان متوجه مبارزات‬ ‫آزادي‌خواهانه‌ي کوردستان است‪ .‬اگرچه‬ ‫سياست تفرقه‌افکني مذهبي در کوردستان‪،‬‬ ‫سياستي تازه نيست و پيشينه‌اي طوالني دارد‬ ‫اما دولت جمهوري اسالمي به‌ويژه از دهه‌ي‬ ‫هفتاد بدين‌سو تالش دارد تا از تفاوت‬ ‫لهجه‌ها و مذاهب در کوردستان حداکثر‬ ‫بهره‌برداري را بنمايد تا ميان جامعه‌ي کورد‬ ‫اختالف‪ ،‬عدم اعتماد و گسستگي ايجاد کند‪.‬‬ ‫همواره دو تيپ شخصيتي کورد در تعريف‬ ‫دولت از جامعه‌ي کورد وجود دارد‪ :‬کورد‬ ‫مطلوبي که ساده‌لوح‪ ،‬فاقد توان تفکر و مزدور‬ ‫دولت است و کورد نامطلوب که خطرناک و‬ ‫مخل امنيت است و فقط به کشتن مي‌انديشد‪.‬‬ ‫تمامي دستگاه‌هاي تبليغي‪ ،‬رسانه‌اي و فرهنگي‬ ‫نظام به فعاليت در جهت اشاعه‌ي کورد مطلوب‬ ‫و سياه‌نمايي‪ ،‬تروريزه‌کردن و نابودي کورد‬ ‫مخالف مي‌پردازند‪ .‬سيستم فرهنگي نظام در‬ ‫تبليغ براي اشاعه‌ي کورد مطلوب‪ ،‬بي‌ارادگي‪،‬‬ ‫تسليميت‪ ،‬چاپلوسي و فحشاي بسيج را به‌عنوان‬ ‫پديده‌هاي فرهنگي ناگزير به جامعه تحميل‬ ‫مي‌کند‪ .‬در واقع تمام سازوکارهاي فرهنگي‬ ‫دولت در جامعه‌ي کوردستان در جهت‬ ‫ضعيفه‌نمودن شخصيت و جامعه‌ي کورد‬ ‫عمل مي‌کنند‪ .‬مبناي ارزشگذاري فرهنگي‬ ‫براي شخصيت ضعيفه‌شده‪ ،‬از سوي فرهنگ‬ ‫غالب تعيين مي‌گردد‪ .‬به همين دليل اين تيپ‬ ‫شخصيتي هميشه در فرايند «خودـ مقبول‌سازي»‬ ‫و استحاله‌ي فرهنگي داوطلبانه قرار دارد‪.‬‬ ‫مراکز آموزشي نظام‪ ،‬به‌ويژه از دهه‌ي هفتاد به‬ ‫اين سو تغيير کارکردي وسيعي يافته‌اند و از‬ ‫حالت مراکز علمي خارج شده‌اند‪ .‬اين مراکز‬ ‫يا به مراکز منفعل‌سازي و ازخودبيگانه‌سازي‬ ‫جوانان مبدل شده‌اند يا به حالت مراکز جذب‬ ‫نيرو جهت نهادهاي امنيتي‌ـ نظامي و پرورش‬

‫مبلغان ايدئولوژي رسمي دولت درآمده‌اند‪.‬‬ ‫نمونه‌ي برجسته‌ي اين نوع مراكز‪ ،‬مدارس‬ ‫شبانه‌روزي هستند‪ .‬اين مدارس كه بيشتر‬ ‫دانش‌آموزان مناطق روستايي و كم‌بضاعت‬ ‫در آن‌ها به تحصيل مي‌پردازند‪ ،‬عمال به‬ ‫مراكز بسيج و جاسوس‌سازي مبدل شده‌اند‪.‬‬ ‫دولت از دهه‌ي هفتاد بدين‌سو تمام تالش‬ ‫خود را به‌کار بسته تا در مراکز آموزشي‬ ‫خود تيپي شخصيتي بيافريند که سياست‌گريز‬ ‫و فاقد اعتماد به نفس بوده‪ ،‬احساس‬ ‫ناامني و ترس شديد نمايد‪ ،‬غيرمستقل‪،‬‬ ‫بي‌ثبات و به همان اندازه جامعه‌گريز باشد‪.‬‬ ‫ن ُکشي‬ ‫ـــ سياست جوا ‌‬

‫جمهوري اسالمي با سياست اعدام جوانان‬ ‫وارد کوردستان شد؛ سياستي که تا به امروز‬ ‫همچنان ادامه دارد‪ .‬مشارکت جوانان در‬ ‫مقاومت جامعه‌ي کوردستان عليه تجاوز‬ ‫جمهوري اسالمي ايران‪ ،‬نماد زنده‌بودن جامعه‬ ‫در دهه‌ي شصت بود‪ .‬اگرچه در سرکوب و‬ ‫اعدام‌هاي شديد دهه‌‌ي شصت جوانان قربانيان‬ ‫اصلي بودند‪ ،‬اما جوانان قلب تپنده‌ي مقاومت‬ ‫سياسي بودند و از انرژي آنان‪ ،‬تمامي جامعه‬ ‫نيز جان مي‌گرفت‪ .‬توقف مبارزات در دهه‌‌ي‬ ‫هفتاد نه تنها از شدت سياست‌هاي سرکوب‬ ‫و فشار نظام عليه جوانان نکاست؛ بلکه اين‬ ‫سياست‌ها در نبود مبارزه و سازماندهي‬ ‫سياسي کورد‪ ،‬ابعاد تازه‌تري به خود گرفت‪.‬‬ ‫عقب‌نشيني احزاب سنتي از صحنه‌ي شرق‬ ‫کوردستان‪ ،‬اين امکان را از جوانان کورد سلب‬ ‫نمود که با هويت مشخص سياسي به مبارزه‬ ‫بپردازند‪ .‬در اين خأل سياسي‪ ،‬جوانان دچار‬ ‫يأس و سرخوردگي شدند‪ .‬اين يأس جوانان‬ ‫تأثير مستقيمي بر همه‌ي جامعه‌ي کوردستان‬ ‫گذاشت‪ .‬جوانان‪ ،‬انرژي بالقوه‌ي جامعه بوده‬ ‫و تنها در صورت سازماندهي به حالت بالفعل‬ ‫درآمده و جامعه را نيز به حرکت وامي‌دارند‪.‬‬ ‫احزاب سياسي کورد‪ ،‬با وجود مشارکت‬ ‫وسيع جوانان در اين احزاب طي دهه‌ي‬ ‫شصت‪ ،‬هرگز نتوانستند اين نيروي عظيم را در‬ ‫يک سازماندهي صحيح به‌کار گيرند‪ .‬مشکل‬ ‫اصلي اين احزاب در رابطه با جوانان‪ ،‬نه فقط‬ ‫ناشي از ساختار سازماني آنها بلکه بيشتر ناشي‬


‫پليد‬

‫زوايايجنگي‬

‫از ذهنيت پيرساالر و سنت‌گرايانه‌ي حاکم بر‬ ‫رهبريت سياسي اين احزاب بود‪ .‬بر مبناي اين‬ ‫ذهنيت‪ ،‬جوانان صرفا داراي نقشي ابزاري در‬ ‫درون احزاب بودند و اين سازمان‌ها هرگز‬ ‫مبناي مبارزات خود را بر حذف موانع بزرگي‬ ‫که در جامعه‌ي سنتي بر سر راه مشارکت و‬ ‫فعاليت جوانان بود‪ ،‬استوار ننمودند‪ .‬يک‬ ‫جنبش مبارز خلق‌محور‪ ،‬با درنورديدن ذهنيت‬ ‫سنت‌گرا و پيرساالر جامعه مسئول فعال‌نمودن‬ ‫مداوم انرژي جوانان از طريق سازماندهي است‪.‬‬ ‫جوان و فعال‌ نگه‌داشتن جامعه يکي از وظايف‬ ‫مبارزات سياسي است و اين امري است که‬ ‫جنبش‌هاي سنتي کورد‪ ،‬نه در درون جامعه و‬ ‫نه در ساختار حزبي خود بدان توجه ننموده‌اند‪.‬‬ ‫در عملکرد اين احزاب‪ ،‬جوانان هرگز داراي‬ ‫نقش چنداني در حيطه‌ي ايده‌ها و برنامه‌ريزي‬ ‫سازماني نبوده‌اند که بتوانند با توان و اراده در‬ ‫مبارزات خود نوآوري نموده و آن را تجديد‬ ‫بخشند‪ .‬با فشار سياسي‌اي که در پايان دهه‌ي‬ ‫شصت بر اين احزاب وارد آمد و آنها را وادار‬ ‫به عقب‌نشيني نمود‪ ،‬جوانان بيشتر از هميشه‬ ‫در خأل قرار گرفتند‪ .‬در نتيجه طي دهه‌ي‬ ‫هفتاد زمينه براي تأثيرگذاري سياست‌هاي‬ ‫نظام در شخصيت جوانان فراهم شد‪.‬‬ ‫جوانان قربانيان اصلي سياست زيست‌قدرت‪،‬‬ ‫اشاعه‌ي پديده‌هايي نظير بيکاري و فقر در‬ ‫جامعه بوده‌اند؛ نظام ضمن دچارسازي جوانان‬ ‫به درماندگي‪ ،‬امکان مادي زندگي را از‬ ‫جوانان سلب نمود‪ .‬از طرف ديگر پيامدهاي‬ ‫سياست زيست‌قدرت نيز به‌طور وسيعي بر‬ ‫روي جوانان اثرات مخرب به‌جا گذاشته است‪.‬‬ ‫اصوال آماج اساسي سياست زيست‌قدرت‪،‬‬ ‫جوانان مي‌باشند‪ .‬بر همين مبنا‪ ،‬جوانان‬ ‫دعوت‌شدگان اصلي به سوي پديده‌هاي‬ ‫مخربي همچون بسيج و خيانت هستند‪.‬‬ ‫در اوج درماندگي‌اي که بن‌بست‌هاي ناشي از‬ ‫سياست‌هاي اقتصادي دولت در جوانان ايجاد‬ ‫مي‌نمايد‪ ،‬وجود سازماني همانند بسيج که‬ ‫همه‌ي برنامه‌ريزي‌ها و فعاليت‌هايش را متوجه‬ ‫جوانان ساخته‪ ،‬دقت‌برانگيز است‪ .‬تسليم‌شدن‬ ‫جوانان در برابر سياست‌هاي بسيج به معناي از‬ ‫ميان بردن امکان و احتمال هرگونه مبارزه و‬ ‫اقدام عملي جامعه بر عليه دولت است‪ .‬عدم‬ ‫وجود مبارزه‌ي جوانان برعليه نظام‪ ،‬به معناي‬

‫عدم وجود اراده در جامعه است‪ .‬به همين‬ ‫دليل‪ ،‬سياست ضعيفه‌سازي از دهه‌ي هفتاد به‬ ‫بعد با شدت تمام عليه جوانان اعمال شده است‪.‬‬ ‫اعتياد‪ ،‬پديده‌اي است که از دهه‌ي هفتاد به بعد‬ ‫دولت به شيوه‌اي بسيار سيستماتيک در ميان‬ ‫جوانان شيوع بخشيد‪ .‬در کوردستان‪ ،‬باندهاي‬ ‫توزيع مواد مخدر همگي با مراکز امنيتي در‬ ‫ارتباط مي‌باشند‪ .‬شيوع اعتياد‪ ،‬بخش مشخصي‬ ‫از ترور نظام جمهوري اسالمي عليه جامعه‌ي‬ ‫کوردستان است‪ .‬ابعاد گسترش اعتياد چنان‬ ‫وسعت يافته که نه تنها جوانان جامعه‌ي شهري‬ ‫بلکه جوانان روستايي نيز بدان آلوده گشته‌اند‪.‬‬ ‫يک جوان معتاد و ناتوان‪ ،‬الگويي است که‬ ‫تعميم آن در کوردستان استراتژي سياسي‬ ‫دولت در قبال جامعه‌ي کورد را نمايان مي‌سازد‪.‬‬ ‫جمهوري اسالمي ايران‪ ،‬با تحميل‬ ‫محدوديت‌هاي شديد اجتماعي بر روي‬ ‫جوانان از يک طرف و گشودن کانال‌هاي‬ ‫خاص در همين حوزه‌ها و به‌خصوص در‬ ‫مسائل جنسي‪ ،‬توجه و انرژي جوانان را کامال‬ ‫بر اين مسئله متمرکز مي‌نمايد‪ .‬محدودنمودن‬ ‫تعريف آزادي به روابط صرفا جنسي‪ ،‬توان‬ ‫انديشه‌ي سياسي را از جوانان سلب مي‌سازد‪.‬‬ ‫نظام همچنين با اشاعه‌ي غيرمستقيم لومپنيسم‬ ‫ِ‬ ‫رفتاري‬ ‫در رفتارهاي جنسي به‌عنوان الگوي‬ ‫غالب‪ ،‬سالمت رفتاري و رواني جوانان را‬ ‫مختل مي‌گرداند‪ .‬چنان تيپ شخصيتي‌اي‬ ‫در ميان جوانان ايجاد مي‌شود که به‌جاي‬ ‫رفتارهاي انساني و مبتني بر دموکراسي نسبت‬ ‫به جنس مخالف‪ ،‬هر نوع برخورد با يکديگر‬ ‫را همچون فرصتي جنسي مي‌نگرند‪ .‬اين امر‪ ،‬به‬ ‫روابطي ميان دو جنس منجر مي‌شود که روابط‬ ‫قدرت و غالبيت و مغلوبيت در آن برجسته‬ ‫مي‌شود‪ .‬اين به نوبه‌ي خود‪ ،‬ضعف در تربيت‬ ‫و روابط اجتماعي را موجب مي‌شود و ظرفيت‬ ‫آزادي‌خواهي اجتماعي و مسئوليت‌پذيري‬ ‫در ميان جوانان شديدا کاهش مي‌يابد‪.‬‬ ‫نظام جمهوري اسالمي ايران‪ ،‬تمامي نهادهاي‬ ‫آموزشي‪ ،‬فرهنگي و تبليغي خود را جهت‬ ‫تأثيرگذاري بر جوانان هدفمند ساخته است‪.‬‬ ‫حمله‌ي هماهنگ‌شده‌ي اين نهادها با نهادهاي‬ ‫امنيتي‪ ،‬از دهه‌ي هفتاد به بعد تأثيرات مخربي‬ ‫بر روي جوانان داشته است‪ .‬سياست و عملکرد‬ ‫نظام آموزشي در کوردستان‪ ،‬منعکس‌کننده‌ي‬

‫‪7‬‬

‫سياست‌هاي نظام بر روي جوانان است‪ .‬مراکز‬ ‫آموزشي در کوردستان نقش پايگاه عقيدتي‌ـ‬ ‫نظامي را ايفا مي‌کنند‪ .‬دروس عقيدتي بيشتر‬ ‫حجم درس‌ها را تشکيل مي‌دهد و معلماني‬ ‫که آموزش اين بخش را برعهده دارند به‌طور‬ ‫مداوم جهت متصل‌سازي جوانان به نظام و‬ ‫جذب آنها به مراکز امنيتي و جاسوسي در‬ ‫تالشند‪ .‬تبليغات وسيعي که در مدارس براي‬ ‫جذب جوانان به بسيج و وزارت اطالعات‬ ‫صورت مي‌گيرد‪ ،‬دقت‌برانگيز است‪ .‬از طرف‬ ‫ديگر نهادهاي آموزشي به مراکز توليد کورد‬ ‫مطلوب و همچنين دورنمودن جوانان از‬ ‫فرهنگ جامعه تبديل گشته‌اند‪ .‬تابلويي که‬ ‫در مدارس از جامعه‌ي کورد ترسيم مي‌شود‬ ‫به پشت کردن جوانان به جامعه‌ي خود و‬ ‫جذب آنان به فرهنگ شهرهاي مرکزي منجر‬ ‫مي‌شود‪ .‬در مدارس و مراکز آموزشي احساس‬ ‫خودحقيربيني فرهنگي به جوانان کورد تزريق‬ ‫مي‌شود‪ .‬دولت از طرفي با تعميق ريشه‌هاي‬ ‫سنت‌هاي ناخوشايند و ديدگاه‌هاي پيرساالرانه‬ ‫عرصه را بر جوانان تنگ نموده و از طرف ديگر‬ ‫راه رهايي را در خودانکاري و توسل به ديگر‬ ‫فرهنگ‌ها نشان مي‌دهد‪ .‬اين فرآيند به‌طور‬ ‫چشمگيرتر در ميان دختران جوان پيشبرد داده‬ ‫مي‌شود‪ .‬نهادهاي تبليغي و امنيتي در هماهنگي‬ ‫کامل‪ ،‬تعريفي از زندگي را به جوانان تحميل‬ ‫مي‌نمايند که نتيجه‌ي آن فردگرايي مفرط‪،‬‬ ‫ترس و انفعال است‪ .‬نهادهاي بسيج‪ ،‬سپاه و‬ ‫اطالعات همگام با قشر خاصي از معلمان و‬ ‫اساتيد و دستگاه‌هاي رسانه‌اي‪ ،‬سازمان ارشاد‬ ‫و تبليغات و مراکز وابسته به آن‪ ،‬در ارتباط‬ ‫بسيار وسيع و نظام‌مند با جوانان‪ ،‬از طرفي با‬ ‫تهديدهاي مداوم آنان را از هرگونه فعاليت‬ ‫سياسي و اجتماعي برحذر داشته و از آنان‬ ‫مي‌خواهند به‌عنوان «افراد مثبت» سر در الک‬ ‫خود داشته باشند؛ و از طرف ديگر زندگي‬ ‫بي‌دردسر فردي آنها را منوط به جايگيري در‬ ‫نهادهاي امنيتي و جاسوسي نظام نشان مي‌دهند‪.‬‬


‫‪8‬‬

‫پليد‬

‫زوايايجنگي‬

‫ـ روند شکل‌گيري مقاومت و مبارزه‌ي نوين جامعه شرق کوردستان مي‌بخشيد‪.‬‬ ‫جوانان‪ ،‬اين ايدئولوژي و‬ ‫شيوه‌هاي مبارزاتي را ترجيح‬ ‫دهه‌ي هفتاد‪ ،‬دهه‌‌‌ي آغاز بروز بحران‌هاي وسيع در‬ ‫جامعه‌ي کوردستان بود‪ .‬جامعه‌ي کوردستان از اين داده و وارد ميدان عمل گرديدند‪ .‬به دنبال ربودن و‬ ‫دهه به بعد نه درگير مسائل اجتماعي بلکه درگير دستگيري رهبر آپو در سال ‪ 1999‬ميالدي‪ ،‬جامعه‌ي‬ ‫بحران‌هاي وسيعي بود که ثمره‌ي سياست‌هاي خاص شرق کوردستان‪ ،‬عکس‌العمل شديدي نسبت به اين‬ ‫دولت در کوردستان و مهندسي اين نظام بر روي عمل تروريستي و تحقيري که در آن بر جامعه کورد‬ ‫جامعه و فرد کورد بود‪ .‬خأل مبارزاتي که در نتيجه‌ي روا داشته شده بود‪ ،‬نشان داد‪ .‬قيام سوم اسفند سال‬ ‫احساس شکست سياسي احزاب سنتي به‌وجود آمد‪ 1377 ،‬مقاومت جامعه‌ي شرق کوردستان براي حفظ‬ ‫سازوکارهاي دفاعي جامعه را متزلزل نموده و جامعه خط‌مشي مقاومت و آزادي‌خواهي در کوردستان‬ ‫را در برابر سياست‌هاي نظام بي‌حفاظ و آسيب‌پذير بود‪ .‬قيام سوم اسفند‪ ،‬قيام در برابر تمام سياست‌هاي‬ ‫نمود‪ .‬جامعه‌ي کوردستان به علت پويايي خاص خود ضعيفه‌سازي و به فحشا و خيانت کشانيدن جامعه‌ي‬ ‫و تجربه‌ي تاريخي و طوالني‌مدت خود در زمينه‌ي کورد و رد صريح ايدئولوژي انفعال بود‪ .‬اين قيام‌ها‬ ‫مقاومت و مبارزه‪ ،‬در مقابل سياست‌هاي ويرانگر نظام که اولين قيام‌‌هاي وسيع در طي زمامداري جمهوري‬ ‫بدون عکس‌العمل نبود‪ .‬از آنجايي که نقطه‌ي تمرکز اسالمي بودند‪ ،‬با خشن‌ترين شيوه‌ها سرکوب گرديد‪.‬‬ ‫سياست مخرب و بحران‌زاي رژيم در کوردستان بيش از پنجاه نفر طي اين سرکوب‌ها شهيد و شمار‬ ‫بر روي جوانان بود‪ ،‬عکس‌العمل و مقاومت جامعه بسياري دستگير گرديدند‪ .‬نظام در حالي که به‬ ‫در برابر اين سياست‌ها در ميان آنان بروز يافت‪ .‬موفقيت سياست‌هاي خود عليه جامعه‌ي کوردستان‬ ‫جوانان کورد که وضعيت بحراني جامعه‌ي خود ايمان کامل داشت‪ ،‬در قيام سوم اسفند با کمال‬ ‫را به نوعي ثمره‌ي ايده‌ها و عملکردهاي خط‌مشي تحير شاهد آغاز مرحله‌ي نويني از مبارزات مردم‬ ‫سياست سنتي کورد مي‌ديدند‪ ،‬در جستجوي ايده و کورد بود‪ .‬سرکوب شديد قيام سوم اسفند‪ ،‬اين را به‬ ‫راهکارهاي مبارزاتي تازه‌اي برآمدند که بدون تکرار مقاومت نوين شرق کوردستان و به‌خصوص جوانان‬ ‫اشتباهات احزاب سنتي‪ ،‬بتوانند مرحله‌ي جديدي نشان داد که اين مقاومت هميشه در معرض ترور و‬ ‫از مبارزه در جامعه‌ي کوردستان را آغاز نمايند‪ .‬خشونت دولت قرار خواهد داشت‪ .‬پاسخ جوانان به‬ ‫احزاب سنتي به‌جاي نقد جدي کاستي‌هاي فکري‌ـ اين خشونت‪ ،‬ترور و سرکوب گسترده‪ ،‬پيوستن به‬ ‫سياسي خود و ارائه‌ي يک خودانتقادي صميمانه در صفوف مبارزه‌ي آپوئيستي بود‪ .‬پيوستن اين جوانان‬ ‫برابر جامعه‌ي کوردستان‪ ،‬در توجيه انفعال سياسي به صفوف مبارزه و آغاز مرحله‌اي نوين در مبارزات‬ ‫خود برآمدند و آن را تغييري در استراتژي مبارزاتي شرق كوردستان‪ ،‬هراسي در دل جمهوري اسالمي‬ ‫خود جلوه داده و آن را پروژه‌ي همگام‌شدن با عصر ايجاد نمود و اين نظام به دست هم‌پيمان قديمي‬ ‫ناميدند‪ .‬اين برخورد احزاب سنتي‪ ،‬فراتر از يک توجيه‪ ،‬خود يعني اتحاديه‌ي ميهني كوردستان به كمپ‬ ‫به‌صورت يک خط‌مشي سياسي درآمد که لزوم هر رفقاي شرق كوردستان در منطقه‌ي قره‌داغ حمله برد‪.‬‬ ‫نوع مبارزه‌اي را غيرموجه جلوه مي‌داد‪ .‬بدين‌صورت اين حمله به شهادت هفت تن از رفقا و دستگيري‬ ‫اين خط‌مشي انفعال‪ ،‬در جامعه‌ي کوردستان مبدل به شماري از آنان منجر گرديد كه بيشتر اين رفقاي‬ ‫«ايدئولوژي انفعال» گرديد که زمينه را براي استمرار دستگيرشده به جمهوري اسالمي تحويل داده شدند‪.‬‬ ‫سياست‌هاي دولت عليه جامعه کامال هموار نمود‪ .‬جوانان با استفاده از نيروي ايدئولوژي آپوئيستي‪ ،‬از‬ ‫جوانان کورد در رد ايدئولوژي انفعال‪ ،‬به جستجوي سال ‪ 1379‬به بعد مبارزات سياسي و اجتماعي خود‬ ‫«ايدئولوژي مبارزه و مقاومت» پرداختند‪ .‬جنبش و را تحت نام «جنبش اتحاد دموکراتيک» سازماندهي‬ ‫ايدئولوژي آپوئيستي در ايده‪ ،‬سياست‪ ،‬رهبريت و نمودند‪ .‬جنبش اتحاد دموکراتيک که در پي‬ ‫عملکرد خود نمونه‌ي موفقي از مبارزه و مقاومت توان‌بخشي به اراده و مقاومت جامعه‌ي کورد در‬ ‫بود که با توجه به خصوصيات جامعه و مسئله‌ي مقابل سياست‌هاي نظام بود‪ ،‬راهکار مبارزه‌ي فکري‪،‬‬ ‫کورد‪ ،‬موفق‌ترين راهکارها را ارائه مي‌نمود‪ .‬ايده و سياسي و اجتماعي را درپيش گرفت‪ .‬اين جنبش‬ ‫جنبش آپوئيسم‪ ،‬مقاومت و آزادي‌خواهي را در فرد که فعاليت خود را در حوزه‌ي ذهنيتي‪ ،‬فرهنگي و‬ ‫و بافت‌هاي جامعه نهادينه مي‌نمايد و سازوکارهاي اجتماعي تعريف مي‌نمود‪ ،‬در پي بازسازي تدريجي‬ ‫مبارزه و دفاع جامعه را در هر شرايطي زنده و مقاومت مستقيم سياسي خلق و به دور از جنجال‌هاي‬ ‫فعال نگه مي‌دارد و اين دقيقا همان چيزي بود که معمول در حوزه‌ي سياست بود‪ .‬فعاليت اين جنبش‪،‬‬ ‫براي خروج جامعه‌ي شرق کوردستان از وضعيف موجب آن شد که طيف‌هاي مختلف اجتماعي نظير‬ ‫اسفبار و بحراني‪ ،‬بدان نياز بود‪ .‬انعکاس موفقيت دانشجويان‪ ،‬نهادهاي مدني‪ ،‬زنان و جوانان ـ‌که در‬ ‫جنبش آپوئيستي در ديگر بخش‌هاي کوردستان‪ ،‬فضاي نسبتا باز حاصل از حاکميت دوگانه‌ي برآمده‬ ‫روحيه‌ي تازه‌اي به جامعه و به‌خصوص جوانان از دوره‌ي اصالحات‪ ،‬امکان ابراز وجود يافتند‌ـ‬

‫از ايده و روحيه‌ي مقاومت برخوردار شوند و به‬ ‫برنامه‌ريزي مبارزات مدني تشويق شوند‪ .‬جنبش اتحاد‬ ‫دموکراتيک که جامعه‌ي مدني را به‌عنوان عرصه‌ي‬ ‫سوم تعريف مي‌نمود‪ ،‬با اين ايده مخالف بود که‬ ‫نهادهاي مدني به‌عنوان عايقي در برابر دولت و جامعه‬ ‫عمل نمايند و در مقام «توجيه‌گر عدم واکنش در‬ ‫برابر سياست‌هاي دولت» در جامعه ايفاي نقش کنند‪.‬‬ ‫جنبش اتحاد دموکراتيک‪ ،‬عرصه‌ي سوم را بخشي از‬ ‫جامعه ديده و وظيفه‌ي آن را محدودسازي حيطه‌ي‬ ‫عمل و مداخله‌ي دولت در جامعه برمي‌شمرد‪.‬‬ ‫بنابراين اين جنبش تعريفي مبارزاتي براي جامعه‌ي‬ ‫مدني داشت‪ .‬جنبش اتحاد دموکراتيک اين نگرش‬ ‫ايدئولوژي انفعال که مشروعيت جامعه‌ي مدني را نه‬ ‫در مبارزه براي فعال‌سازي سازوکارهاي مقاومت و‬ ‫مبارزه‌ي اجتماعي بلکه در قانون ِ‬ ‫‌مندي مقبول دولت‬ ‫مي‌ديد‪ ،‬رد مي‌نمود‪ .‬تضاد اين دو برداشت از جامعه‌ي‬ ‫مدني‪ ،‬تا به امروز در جامعه‌ي کوردستان تداوم دارد‪.‬‬ ‫در ابتداي دهه‌ي هشتاد‪ ،‬با وجود فضاي نسبتا باز‬ ‫سياسي‪ ،‬سياست‌هاي دولت به‌شيوه‌ي سيستماتيک‬ ‫در جامعه‌ي کوردستان همچنان ادامه داشت و بر‬ ‫اين مبنا نهادهاي امنيتي در کوردستان حرف اول را‬ ‫مي‌زدند‪ .‬ديدگاه امنيتي نظام نسبت به مسئله‌ي کورد‬ ‫همچنان باقي بود و تنها به‌طور مقطعي از شدت‬ ‫عمل و سرعت مداخله‌ي نيروهاي امنيتي کاسته‬ ‫شده بود؛ اما سياست‌هاي ضداجتماعي همچنان‬ ‫تداوم داشت‪ .‬مراکز امنيتي نظام که نگرش جنبش‬ ‫اتحاد دموکراتيک نسبت به جامعه‌ي مدني را مغاير‬ ‫با سياست‌هاي رژيم در کوردستان مي‌ديدند‪ ،‬تحت‬ ‫پيگرد قرار دادن‪ ،‬مانع‌تراشي در فعاليت‌هاي مدني‬ ‫و حتي دستگيري اعضاي جنبش دموکراتيک و‬ ‫طرفداران آن شيوه از فعاليت را در دستور کار خود‬ ‫قرار دادند‪ .‬در سال‌هاي آخر دوره‌ي اصالحات‪ ،‬نظام‬ ‫فشارهاي خود را بر روي جنبش اتحاد دموکراتيک‬ ‫افزايش داد‪ .‬به‌طوري که تعداد بسياري از اعضا‬ ‫و طرفداران اين جنبش ناچار به انتخاب شيوه‌ي‬ ‫مبارزات مخفيانه و يا رفتن به کوهستان گرديدند‪.‬‬ ‫تشديد فشارها بر جنبش مصادف بود با آماده‌کاري‬ ‫تندروهاي نظام جهت روي کار آمدن و آغاز پروسه‌ي‬ ‫يکدست‌سازي نظام‪ .‬با پيشرفت اين مرحله‪ ،‬زبان نظام‬ ‫ديگربار به زبان حذف دگرانديشان مبدل گشت و‬ ‫فاز ديگري از خشونت نظام عليه مردم کوردستان‬ ‫و همه‌ي مردم ايران آغاز شد‪ .‬در برابر گفتمان‬ ‫حذف ديگري از جانب رژيم‪ ،‬جنبش يا مي‌بايست‬ ‫تسليم سياست نابودسازي و حذف مي‌گرديد و‬ ‫يا در برابر آن مقاومت نموده و موجوديت خود و‬ ‫مبارزه‌ي خلق کورد را حفظ مي‌نمود‪ .‬در کنفرانسي‬ ‫که جنبش در سال ‪ 2003‬برگزار نمود‪ ،‬جنبش در دو‬ ‫مبحث استراتژيک تصميماتي اتخاذ نمود‪ :‬گذر به‬ ‫سازماندهي سياسي مشخص‪ ،‬احياي مبارزه‌ي مستقيم‬


‫پليد‬

‫زوايايجنگي‬

‫سياسي در کوردستان و آغاز مرحله‌ي تکوين حزبي‬ ‫و ديگري دفاع از خود و خلق در برابر حمالت نظام‬ ‫که به سرعت در مسير مليتاريزه‌شدن پيش مي‌رفت‪.‬‬ ‫بنابر اين تصميمات‪ ،‬در تاريخ ‪ 15‬فروردين ‪1383‬‬ ‫(مطابق با ‪ 4‬آوريل ‪ )2004‬طي کنگره‌اي حزب‬ ‫حيات آزاد کوردستان(پژاک) تشکيل شد و ضمن‬ ‫اعالم چاره‌يابي دموکراتيک مسئله‌ي کورد و‬ ‫دموکراتيزه‌کردن ايران به‌عنوان استراتژي مبارزاتي‬ ‫حزب‪ ،‬خط‌مشي دفاع مشروع نيز به‌عنوان يکي‬ ‫از بنيان‌هاي مبارزاتي برگزيده شد‪ .‬براين اساس‪،‬‬ ‫تشکيل نيرويي گرياليي تحت نام نيروهاي آزادي‬ ‫کوردستان(ه‪.‬ا‪.‬ک) که بعدا به نيروهاي شرق‬ ‫کوردستان(ه‪.‬ر‪.‬ک) تغيير نام داد‪ ،‬در دستور کار‬ ‫قرار گرفت‪ .‬به دنبال تأسيس پژاک‪ ،‬حمالت‬ ‫خشونت‌بار و تروريستي نظام جمهوري اسالمي‪،‬‬ ‫رنگ مشخص‌تري به خود گرفت و در سال ‪2004‬‬ ‫طي يک حمله‌ي تروريستي نيروهاي نظامي رژيم‪،‬‬ ‫يکي از اعضاي بخش سياسي حزب با نام رفيق‬ ‫«نه‌وزاد کومار» در منطقه‌ي آسوس به شهادت رسيد‪.‬‬ ‫از اين پس حمالت نظامي‪ ،‬سياسي‪ ،‬ايدئولوژيک و‬ ‫تبليغاتي عليه پژاک به شکل سيستماتيکي از سوي‬ ‫نظام جمهوري اسالمي‪ ،‬صورت مي‌گيرند‪ .‬در نتيجه‌ي‬ ‫عمليات‌هاي نظامي و سياست کشتار و تروري که‬ ‫دولت عليه پژاک به راه انداخت‪ ،‬در عرض هفت‬ ‫سال ‪ 142‬نفر از اعضاي حزب به شهادت رسيدند‪.‬‬ ‫در اين ميان هفت تن از اعضاي حزب به‌صورت‬ ‫وحشيانه‌اي اعدام گرديده و ‪ 10‬تن ديگر در انتظار‬ ‫اجراي حکم اعدام بوده و ‪ 314‬تن از اعضا و هواداران‬ ‫حزب به زندان‌هاي طويل‌المدت محکوم گشته‌اند‪.‬‬ ‫پژاک در طي اين سال‌ها بنابر استراتژي دفاع‬ ‫مشروع توانسته از موجوديت خود دفاع نمايد و در‬ ‫مقابل سياست‌هاي رژيم که جهت درهم شکستن‬ ‫اراده‌ي خلق کورد هدفمندند‪ ،‬مقاومت نمايد‪.‬‬ ‫ـ طرح‌ريزي و اجراي پروژه‌ي ضدپژاک‬ ‫با تکامل‌يافتن جنبش نوين آزادي‌خواهي شرق‬ ‫کوردستان‪ ،‬گذار به مرحله‌ي تکوين حزبي و‬ ‫تأسيس پژاک‪ ،‬نظام با احساس خطر از احياي‬ ‫مبارزه در جامعه‌‌ي کورد و عدم موفقيت پروژه‌هاي‬ ‫ضداجتماعي و ضدانساني‌اش در کوردستان‪ ،‬نه‌تنها‬ ‫بر شدت سياست حذف و نابودسازي فيزيکي مبارزه‬ ‫افزود‪ ،‬بلکه حمله‌ي وسيع تبليغي‌اي را عليه پژاک‬ ‫آغاز نمود‪ .‬اين حمالت که به‌منظور جلوگيري از‬ ‫تأثير پژاک بر روي جامعه‌ي کوردستان و همچنين‬ ‫ممانعت از آغاز مرحله‌ي نوين مبارزه‌ي مستقيم عليه‬ ‫تجاوزات نظام در کوردستان صورت مي‌گرفت‪ ،‬بر‬ ‫محوريت ايجاد انحراف در اذهان نسبت به پژاک‪،‬‬

‫‪9‬‬

‫تحريف واقعيات و خدشه‌دار نمودن چهره‌ي چنين آمده است‪ :‬حسن شرفي به پژاک به ديد‬ ‫مبارزاتي جنبش نوين آزادي‌خواهي شرق کوردستان سوء‌ظن مي‌نگرد‪ .‬وي مي‌گويد که پژاک تاکنون‬ ‫بود‪ .‬در اين مرحله عامالن رژيم جمهوري اسالمي برنامه و اهداف خود را مشخص نکرده و حزب‬ ‫با اشاعه‌ي اين اوهام که پژاک ساخته‌ي خود دموکرات آن را مخالف جدي جمهوري اسالمي‬ ‫رژيم است‪ ،‬سعي در مشروعيت‌زدايي از پژاک نمي‌داند و مرام خود را نيز با آن سازگار نمي‌بيند)‪.‬‬ ‫در ميان مردم مناطق مختلف کوردستان نمودند‪ .‬به دنبال اعتراضات وسيعي که در سرتاسر شرق‬ ‫بهترين و مؤثرترين حربه‌اي که در دست نظام قرار کوردستان عليه قتل جوان کورد سيد کمال اسفرام‬ ‫داشت‪ ،‬تنگ‌نظري و انحصارطلبي احزاب سنتي مشهور به شوانه سيد قادر در سال ‪ 2005‬صورت‬ ‫کورد بود‪ .‬انحصارطلبي به‌عنوان يک بيماري ريشه‌دار گرفت‪ ،‬آقاي عليرضا نوري‌زاده در يک برنامه‌ي‬ ‫و مزمن در سياست سنتي کورد‪ ،‬همواره مشکالت تلويزيوني صداي آمريکا اعالم نمود که پژاک‬ ‫فراواني در مبارزات خلق کوردستان به دنبال داشته توطئه‌ي سپاه پاسداران است و پژاکي‌ها حسينيه‌اي را‬ ‫است‪ .‬عدم قبول يکديگر و تحميل قاعده‌ي «يا من يا در سقز به آتش کشيده‌اند‪ .‬وي همچنين در نوشته‌اي‬ ‫هيچ کس» در ميدان سياست منجر به تالش احزاب و تحت عنوان «ژنرال‌ها فرو مي‌ريزند» اظهار داشت که‬ ‫سازمان‌ها براي حذف يکديگر از ميدان مبارزه و ايجاد رژيم از نفرات پژاک براي جاسوسي عليه کوردهاي‬ ‫شکاف‌هاي پي در پي در صفوف مبارزه گرديده است‪ .‬ايراني استفاده مي‌کند‪ .‬منبع اطالعاتي گفته‌ها‌ي آقاي‬ ‫انحصارطلبي ريشه در قدرت‌طلبي احزاب و اشخاص نوري‌زاده‪ ،‬احزاب سنتي کورد بودند‪ .‬آقاي نوري‌زاده‬ ‫دارد‪ .‬احزاب يا اشخاصي که آزادي جامعه را منوط پس از چندي در پي اطالع از نادرست‌بودن اين‬ ‫به تکيه‌زدن خود بر صندلي قدرت مي‌دانند‪ ،‬در واقع اطالعات‪ ،‬در يک برنامه‌ي تلويزيوني در گفتگو با‬ ‫مسئله‌ي قدرت در آنها به‌صورت هدف غايي درآمده رفيق عبدالرحمن حاجي احمدي به نادرست‌بودن‬ ‫و در عمل‪ ،‬آزادي‌خواهي مبدل به سرپوشي براي اين گفته‌ها اذعان و آنها را تصحيح نمود‪.‬‬ ‫قدرت‌يابي مي‌شود‪ .‬الزمه‌ي دستيابي به قدرت‪ ،‬حذف نظام جمهوري اسالمي ايران واکنش انحصارطلبانه‌ي‬ ‫ديگراني است که به چشم رقيب نگريسته مي‌شوند‪ .‬از احزاب سنتي کورد بر عليه پژاک را فرصت ديده‬ ‫اين رو‪ ،‬قاعده‌ي اصلي در ميدان سياست سنتي کورد‪ ،‬و نه تنها سعي در تشويق و تحريک اين واکنش‌ها‬ ‫حذف رقيب است‪ .‬بخش عمده‌اي از درگيري‌هايي داشت‪ ،‬بلکه در بيشتر نقاط کوردستان اشخاصي‬ ‫که در ميان احزاب سنتي کوردي به‌وجود مي‌آيد‪ ،‬وابسته به دولت و تحت نام طرفداري و حتي عضويت‬ ‫ريشه در همين واقعيت دارد‪ .‬درگيري‌هاي خونبار و در احزاب سنتي‪ ،‬تبليغات وسيعي بر عليه پژاک به راه‬ ‫تأسف‌انگيز حزب دموکرات و کومله در دهه‌ي شصت انداختند‪ .‬اين‌گونه افراد از جانب واحدهاي وابسته به‬ ‫نيز گوياي همين واقعيت است‪ .‬برخورد انحصارطلبانه وزارت اطالعات آموزش ديده و موظف بودند خود‬ ‫و قدرت‌گرايانه نه تنها در ميان احزاب سنتي بلکه در را هوادار پروپاقرص احزاب دموکرات و کومله نشان‬ ‫درون خود اين احزاب نيز مسائل جدي‌اي را به‌بار داده و بر ضد پژاک تبليغ نمايند‪ .‬در وزارت اطالعات‬ ‫آورده است‪ .‬انشقاق‌هاي درون‌حزبي متمادي آن‌ها به اين افراد آموزش مي‌دادند که بعد از مدتي تبليغ بر‬ ‫که با کمال تأسف هنوز هم ادامه دارد‪ ،‬ريشه در عليه پژاک‪ ،‬احزاب سنتي با رضايت تمام با آنها تماس‬ ‫همين ديدگاه دارد‪ .‬ديدگاه انحصارطلبانه‌ي احزاب گرفته و حتي آنها را دعوت به عضويت خواهند‬ ‫سنتي کورد‪ ،‬با تأسيس پژاک موجي از مخالفت نمود‪ .‬به‌عنوان نمونه‪ :‬علي کريمي جاسوسي از اهالي‬ ‫و دشمني اين گروه‌ها را عليه پژاک به‌دنبال آورد‪ .‬بياشوش جوانرود که در سال ‪ 2008‬جهت جاسوسي‬ ‫احزاب سنتي و به‌ويژه حزب دموکرات کوردستان ايران و سوءقصد به اعضاي پژاک فرستاده شده بود‪ ،‬پس‬ ‫و كومله(مهتدي)‪ ،‬تبليغات وسيعي را جهت خدشه‌دار از دستگيري اعتراف نمود که در سال ‪ 2005‬از سوي‬ ‫نمودن سيماي پژاک در ميان مردم کوردستان و اطالعات کرماشان‪ ،‬جهت آنکه خود را عضو حزب‬ ‫به‌ويژه در ميان هواداران خود آغاز نمودند تا جايي كه دموکرات جا زده و عليه پژاک تبليغ نمايد آموزش‬ ‫تأسيس پژاک را توطئه‌اي بر ضد خود عنوان نمودند‪ .‬ديده است و مدتي نيز اين کار را انجام داده است‪.‬‬ ‫رهبران حزب دموکرات کوردستان ايران و كومله روح اهلل حيدري اهل روستاي دگاگه مريوان‪ ،‬بسيجي‬ ‫همچنين در رسانه‌هاي فارسي‌زبان خارج از کشور و مسلحي است كه به‌طور ناگهاني خود را طرفدار‬ ‫حتي در نشست‌ با احزاب و گروه‌هاي ايراني و غربي حزب دموكرات معرفي نمود و تحت نام اين حزب به‬ ‫سعي در آن داشتند تا تابلوي مشکوک‪ ،‬سؤال‌برانگيز تبليغات منفي عليه پژاك دست زد‪ .‬اين عنصر آشكارا‬ ‫و خطرناک از پژاک ترسيم نمايند(به‌عنوان نمونه و بدون ترس خود را دموكراتي معرفي نموده و حتي‬ ‫آقاي حسن شرفي سخنگوي حزب دموکرات داراي كارت عضويت در حزب دموكرات مي‌باشد‪.‬‬ ‫کوردستان ايران در گفتگويي با راديو بي‌بي‌سي در در پي اصرار پژاک بر مبارزه در شرق کوردستان‬ ‫تاريخ ‪ 16‬اوت ‪ ، 2005‬پژاک را حزبي مشکوک و ارتباط خلق با گريالهاي «ه‪.‬ر‪.‬ک» اين تبليغات‬ ‫عنوان مي‌کند‪ .‬در سايت راديوي مذکور نيز کامال خنثي شدند و نتوانستند مشروعيت و حقانيت‬


‫‪10‬‬

‫مبارزه‌ي پژاک را در کوردستان خدشه‌دار نمايند‪.‬‬ ‫هم فشار خلق بر احزاب سنتي و حتي مخالفت جدي‬ ‫اعضا‪ ،‬پيشمرگ‌ها و بخشي از رهبريت‪ ،‬رهبريت اين‬ ‫احزاب را مجبور نمود تا از اتهام «وابستگي پژاک‬ ‫به دولت و دست‌نشانده بودن آن» دست بکشند‪.‬‬ ‫به‌دنبال خنثي‌شدن اين نوع تبليغات‪ ،‬بعضي از سران‬ ‫احزاب سنتي ازجمله عبداهلل مهتدي‪ ،‬مصطفي هجري‬ ‫و عبداهلل حسن‌زاده مبحثي جديدي تحت عنوان‬ ‫«فاقد اصالت ‌بودن پژاک» و «عدم برخورداري‬ ‫پژاک از شناسنامه‌ي حزبي» را به ميان آوردند‪ .‬اين‬ ‫مبحث تاکنون نيز گاهي از جانب بعضي اشخاص در‬ ‫جنگ تبليغي عليه پژاک به‌کار برده مي‌شود‪« .‬اصالت‬ ‫حزب»‪ ،‬اصطالحي کامال ساختگي‪ ،‬بي‌معنا و زاييده‌ي‬ ‫تفکرات منطقه‌گرايانه و سنت‌پرستانه‌ي اين اشخاص‬ ‫است‪ .‬سخن گفتن از اصطالح اصالت در مبحث‬ ‫سياست حزبي منوط به اعتقاد به وجود پديده‌هايي‬ ‫جعلي همچون «ژنتيک حزبي» و «زيست‌شناسي‬ ‫حزبي» است‪ .‬اين آقايان جهت ايضاح اين اصطالح‬ ‫دو برهان را مطرح مي‌سازند‪ :‬اول اينکه پژاک‬ ‫حزبي متعلق به شرق کوردستان نيست و دوم اينکه‬ ‫پژاک حزبي ايراني نيست(برهان اول در برخورد با‬ ‫کوردها و برهان دوم در هنگام همنشيني با دوستان‬ ‫فارس‌زبانشان مطرح مي‌شود)‪ .‬تنها دليل اين اشخاص‬ ‫در رابطه با مطرح‌کردن مسئله‌ي عدم تعلق پژاک به‬ ‫شرق کوردستان‪ ،‬حضور اعضايي از ديگر بخش‌هاي‬ ‫کوردستان در صفوف پژاک است‪ .‬مشارکت‬ ‫مردم ديگر بخش‌هاي کوردستان در مبارزات‬ ‫آزادي‌خواهي نه‌تنها امري منفي و نامطلوب نبوده‪،‬‬ ‫بلکه پديده‌اي کامال دموکراتيک و آزادي‌خواهانه‬ ‫است‪ .‬اين مسئله به‌صورت بسيار طبيعي از جانب‬ ‫جامعه‌ي کوردستان قبول گشته و از آن پيشوازي‬ ‫به‌عمل مي‌آيد‪ .‬خصوصيت مسئله‌ي کورد ايجاب‬ ‫مي‌کند که بخش‌هاي کوردستان‪ ،‬آزادي و پيروزي‬ ‫خود را در گرو اعتالي مبارزه در بخش‌هاي ديگر و‬ ‫همگرايي مبارزاتي ببينند‪ .‬دولت‌ـ ملت‌هاي سرکوبگر‬ ‫خاورميانه بر مبناي انکار و نابودي تمامي خلق کورد‬ ‫بنا نهاده شده‌اند‪ .‬اگر براي اين آقايان همکاري‬ ‫دولت‌هاي استبدادي ضدکورد در دشمني با خلقمان‬ ‫جاي تعجب نيست چرا بايد همکاري و مشارکت‬ ‫مردم بخش‌هاي کوردستان‪ ،‬آنها را تا اين درجه به‬ ‫واکنش در برابر پژاک وادارد؟ اين در حالي است که‬ ‫مردم کورد برخالف نحوه‌ي تفکر اين اشخاص‪ ،‬در‬ ‫همدلي و همکاري با بخش‌هاي ديگر هميشه آمادگي‬ ‫خود را نشان داده‌اند‪ .‬همکاري و همدلي مردم شرق‬ ‫و شمال کوردستان با جنوب کوردستان در حوادثي‬ ‫نظير نسل‌کشي حلبچه و آوارگي کوردهاي جنوب‬ ‫در سال ‪ 1991‬از نمونه‌هاي بارز اين فرهنگ در ميان‬ ‫مردم کورد است‪ .‬واکنش همه‌جانبه‌ي مردم ديگر‬ ‫بخش‌هاي کوردستان عليه اعدام جوانان مبارز توسط‬

‫پليد‬

‫زوايايجنگي‬

‫نظام جمهوري اسالمي به‌ويژه تظاهرات گسترده‌ي‬ ‫مردم جنوب و شمال کوردستان در اين زمينه نمونه‌ي‬ ‫برجسته و تازه‌اي از همدلي خلق کورد در امر مبارزه‬ ‫جهت آزادي است‪ .‬در حالي که بعضي از احزاب‬ ‫شرق کوردستان از ترس حکومت اقليمي جنوب‬ ‫کوردستان جسارت پشتيباني از اعضاي محکوم به‬ ‫اعدام خود را ندارند‪ ،‬اين حمايت مردمي نشانه‌ي‬ ‫تضاد کامل ديدگاه جامعه‌ي کورد با نوع نگرش‬ ‫اين احزاب است‪ .‬در حالي که احزاب سنتي شرق‬ ‫کوردستان درگير جنگ قدرت و تقسيم کوردستان‬ ‫در دنياي خيالي خود هستند‪ ،‬مردم کورد با حساسيت‬ ‫تمام مبارزه‌ي بخش‌هاي ديگر کوردستان را پيگيري‬ ‫نموده و از آن تأثير مي‌پذيرند‪ .‬اين اشخاص و‬ ‫احزابشان ساليان متمادي در خانه‌هاي مردم جنوب‬ ‫کوردستان و در ميان خانواده‌هاي آنها زيسته و از‬ ‫حمايت آنها بهره‌مند گشته‌اند اما اينک همکاري و‬ ‫حمايت بخش‌هاي ديگر کوردستان را نشان بي‌اصالتي‬ ‫تلقي مي کنند! از طرف ديگر حضور افرادي از‬ ‫بخش‌هاي ديگر کوردستان در صفوف مبارزات شرق‬ ‫کوردستان امري مختص به پژاک نبوده و سابقه‌اي‬ ‫تاريخي دارد و در تاريخ مبارزات اين بخش به‌طور‬ ‫متمادي وجود داشته است‪ .‬حضور کوردهاي شمال‬ ‫و جنوب در جمهوري مهاباد‪ ،‬نمونه‌ي مشخصي از‬ ‫اين واقعيت است‪ .‬وجود افرادي از ديگر بخش‌ها در‬ ‫تاريخ مبارزات حزب دموکرات که معموال نامي از‬ ‫آنان برده نمي‌شود(مال محمد ملقب به ابوتارا عضو‬ ‫کميته‌ي مرکزي حزب شيوعي کوردستان عراق که‬ ‫به مدت سه سال از ‪ 1358‬تا ‪ 1361‬فرمانده‌ي کل‬ ‫پيشمرگ‌هاي حزب دموکرات بود) همچنين شهادت‬ ‫برخي از کوردهاي جنوب کوردستان در ميان‬ ‫صفوف کومله در سال ‪( 1358‬آقاي جميل نه‌وه‌ره‬ ‫از اعضاي قديمي کومله در صفحه ‪ 64‬كتاب «براي‬ ‫ثبت در تاريخ» از شهادت يکي از پيشمرگ‌هاي‬ ‫اتحاديه‌ي ميهني کوردستان در صفوف کومله خبر‬ ‫مي‌دهد) از نمونه‌هاي قابل ذکرند‪ .‬اين سوال را بايد‬ ‫از اين اشخاص بپرسيد که بر اساس چه معياري مردم‬ ‫بخش‌هاي مختلف کوردستان‪ ،‬بايد همديگر را بيگانه‬ ‫قلمداد کرده و همرزم‌بودن آنان اصالتشان را زير‬ ‫سوال ببرد‪ .‬حمله‌ي احزاب سنتي کورد به پژاک به‬ ‫بهانه‌ي حضور افرادي از بخش‌هاي ديگر کوردستان‬ ‫در صفوف پژاک‪ ،‬به معناي تأييد و حمايت از تمام‬ ‫سياست‌هايي است که در سرتاسر قرن بيستم از جانب‬ ‫دولت‌ـ ملت‌هاي متجاوز عليه کوردستان اعمال گشته‬ ‫است‪ .‬اين نگرش احزاب سنتي کورد در واقع مهر‬ ‫تأييدي است بر اينکه جامعه‌ي كورد و کوردستان‬ ‫ملک مطلق دولت‌ـ ملت‌هاي سرکوبگر است؛‬ ‫پيداست که چنين رويکردي‪ ،‬بي‌اخالقي بزرگي‬ ‫است در قبال حقيقت تاريخ و جامعه‌ي کوردستان‪.‬‬ ‫ايراني‌نبودن پژاک بحثي است که در گفتگوهاي ميان‬

‫برخي اشخاص و احزاب سنتي با احزاب ايراني و‬ ‫به‌ويژه طيف ناسيوناليست‪ ،‬مطرح مي‌شود‪ .‬مطرح‌شدن‬ ‫چنين مبحثي از جانب کساني که صرفا به خاطر‬ ‫صحبت از هويت کوردي‪ ،‬تاکنون نيز تجزيه‌طلب‬ ‫خوانده مي‌شوند‪ ،‬بسيار دقت‌برانگيز است‪ .‬اين آقايان‬ ‫آيا مبحث ايراني‌نبودن پژاک را جهت خالصي خود از‬ ‫عنوان تجزيه‌طلبي پيش مي‌کشند؟ در تاريخ مبارزات‬ ‫سياسي عليه جمهوري اسالمي ايران‪« ،‬ايراني‌« عبارتي‬ ‫است كه منحصرا بر بخش فارسي‌زبان اپوزيسيون‬ ‫اطالق شده است و پشتيباني‌هاي مادي و سياسي‬ ‫قدرت‌هاي غرب از اپوزيسيون ايراني‪ ،‬به همين بخش‬ ‫فارسي‌زبان منحصر مانده است‪ .‬تالش احزاب سنتي‬ ‫كورد و اصرار آنها بر ايراني‌بودن از هيچ بار مفهومي‬ ‫جامعه‌شناسانه‌ و سياسي‌ـ استراتژيكي برخوردار‬ ‫نبوده و صرفا ترس آنها از اين است كه تحت نام‬ ‫تجزيه‌طلب از نعمت‌هاي ايراني‌بودن محروم مانده و‬ ‫دوستان فارسي‌زبان‪ ،‬آنان را بر سر خوان اين نعمت‌ها‬ ‫راه ندهند‪ .‬اين در حالي است كه خود پديده‌ي‬ ‫يكسان‌انگاري ايراني‌بودن با فارس‌بودن يكي از‬ ‫ايده‌هاي ناشي از ناسيوناليسم و دولت‌ـ ملت در ايران‬ ‫است‪ .‬بر مبناي اين ايده‪ ،‬هويت ناب ايراني(هماني‬ ‫كه احزاب سنتي كورد‪ ،‬اصالت ناميده‌اند) مترادف‬ ‫با هويت اتنيكي فارس مي‌باشد‪ .‬عمل سياسي و‬ ‫اجتماعي اين ايده منجر به غيرايراني ديدن هويت‌هاي‬ ‫غيرفارس‪ ،‬به حاشيه راندن آنها و تالش‌‌ جهت اعمال‬ ‫خشونت و كنترل و همچنين ايراني‌سازي(استحاله‬ ‫در فرهنگ فارس) آنان مي‌شود‪ .‬تجزيه‌طلبي واقعي‬ ‫را بايد در اين ديدگاه و عملكردهاي آن جست‪ .‬اين‬ ‫ديدگاه هميشه خلق‌ها و اتنيسيته‌هاي ديگر ايراني را‬ ‫در پروسه‌ي «تكاپو براي اثبات ايراني‌بودن» وادار‬ ‫به قبول فرهنگ غالب مركزي‪ ،‬حاكميت دولت‬ ‫و برتري سياسي احزاب و گروه‌هاي ناسيوناليستي‬ ‫ايراني مي‌نمايد‪ .‬دست‌وپازدن‌هاي اشخاص و‬ ‫احزاب سنتي كوردي براي اثبات ايراني‌بودن‪ ،‬آنها‬ ‫را در فرايند بي‌ارادگي محض در برابر ناسيوناليسم‬ ‫فارس قرار مي‌دهد‪ .‬اين در حالي است كه بر مبناي‬ ‫ديدگاه ناسيوناليسم مركزگراي ايراني‪ ،‬كوردها در‬ ‫هر صورت تجزيه‌طلبند زيرا متفاوت‌اند‪ .‬اما كوردها‬ ‫را به كوردهاي بالقوه تجزيه‌طلب و كوردهاي‬ ‫بالفعل تجزيه‌طلب تقسيم مي‌كنند؛ يعني كوردهاي‬ ‫تجزيه‌طلب و تجزيه‌طلب‌تر وجود دارند‪ .‬تشابه اين با‬ ‫سياست‌هاي نظام در زمينه‌ي ايجاد كورد مطلوب در‬ ‫مقابل كورد نامطلوب دقت‌برانگيز است‪ .‬اشخاص و‬ ‫احزاب كوردي كه سعي در اثبات خود به‌عنوان كورد‬ ‫مطلوب به قيمت تجزيه‌طلب جلوه‌دادن جنبش فعال‬ ‫و نوين خلق كورد دارند‪ ،‬در واقع چيزي جز بازيچه‬ ‫و ابزار نيروهاي ناسيوناليستي براي به انفعال‌كشيدن‬ ‫كوردستان نيستند؛‌ با كمال تأسف اين ابزارشدگي‬ ‫كامال داوطلبانه و برخاسته از ايدئولوژي انفعال است‪.‬‬


‫پليد‬

‫زوايايجنگي‬

‫تعريف پژاك از هويت ايراني‪ ،‬تعريفي تكثرگرايانه‬ ‫و دموكراتيك است‪ .‬بر مبناي اين تعريف‪ ،‬هويت‬ ‫ايراني مجموعه‌اي از هويت‌هايي است كه بنابر‬ ‫اشتراكات تاريخي و اجتماعي در يك اتحاد داوطلبانه‬ ‫و دموكراتيك آن را تشكيل داده‌اند‪ .‬بر اساس اين‬ ‫تعريف‪ ،‬كوردبودن هيچ تضادي با هويت ايراني‬ ‫نخواهد داشت‪ .‬دموكراتيزه‌نمودن مفهوم هويت و‬ ‫شهروندي در ايران‪ ،‬منوط به گذار از ديدگاه‌هاي‬ ‫تنگ‌نظرانه‌ي ناسيوناليستي است‪ .‬حضور اراده‌مند‬ ‫هويت‌هاي متفاوت در درون هويت ايراني است‬ ‫كه ايجاد دموكراسي در ايران را تضمين مي‌نمايد‪.‬‬ ‫دموكراسي تنها با مبارزه و كنشگري سياسي‌‌ـ اجتماعي‬ ‫هويت خلق كورد و ديگر خلق‌ها امكان‌پذير خواهد‬ ‫بود‪ .‬از اين منظر‪ ،‬مسئله‌ي كورد و مسئله‌ي دموكراسي‬ ‫در ايران‪ ،‬مسئله‌اي درهم‌تنيده است‪ .‬كساني كه‬ ‫تحت نام اصالت‪ ،‬تعريفي هموژن(يكدست‌‌شده)‬ ‫از ايراني‌بودن ارائه مي‌كنند‪ ،‬در واقع با جوهره‌ي‬ ‫دموكراسي در تضادند‪ .‬در اين ميان‪ ،‬اشخاص‬ ‫كوردي كه تعريف هموژن ناسيوناليست‌هاي‬ ‫فارس از هويت ايراني را مي‌پذيرند‪ ،‬به اندازه‌ي‬ ‫ناسيوناليست‌ها در عدم چاره‌يابي مسئله‌ي كورد و‬ ‫دموكراتيزه‌نشدن ايران مقصرند‪ .‬ناسيوناليست‌هاي‬ ‫مركزگرا و قدرت‌طلب و كوردهايي كه به حاشيه‬ ‫رانده‌شدن و ضعيفه‌شدگي را گردن نهاده‌اند‪،‬‬ ‫هر دو عناصري دموكراسي‌ستيز مي‌باشند‪ .‬اين‬ ‫اشخاص كه براي اثبات مطلوبيت و ايراني‌بودن‬ ‫خود در نزد ناسيوناليست‌ها دست‌وپا مي‌زنند‪ ،‬به‬ ‫نحوي «بسيجيان اپوزيسيون خارجي ايران» هستند‪.‬‬ ‫اصرار احزاب سنتي كورد بر بدنام‌سازي پژاك و‬ ‫تداوم تبليغات سوء آنها‪ ،‬در حالي است كه پژاك‬ ‫به دليل بنيان‌هاي فكري‪ ،‬آسيب‌شناسي قدرت و در‬ ‫پي گذار از منطق انحصارطلبانه‪ ،‬جهت ايجاد اتحادي‬ ‫دموكراتيك در صفوف مبارزه‌ي كوردستان‪ ،‬از‬ ‫همان ابتداي تأسيس به‌طور مستمر سعي در ايجاد‬ ‫ارتباط با احزاب كورد و اقدام به دعوت آنها به‬ ‫همگرايي نموده است‪ .‬تالش‌هاي پژاك براي ارتباط‬ ‫با احزاب كورد و نامه‌هاي متعددي كه در اين رابطه‬ ‫به آنها نوشته است‪ ،‬گوياي اين واقعيت است(پژاک‬ ‫بعد از كنگره‌هاي اول‪ ،‬دوم و سوم خود خطاب‬ ‫به احزاب كورد‪ ،‬نامه‌‌هايي در اين زمينه ارسال‬ ‫داشته است‪ .‬همچنين در مقاطع مختلف‪ ،‬نامه‌هاي‬ ‫سرگشاده‌اي نيز جهت ايجاد اتحاد نوشته شده است)‪.‬‬ ‫جمهوري اسالمي هم‌زمان با جو تبليغاتي وسيعي‬ ‫كه عليه پژاك به‌راه انداخته بود و با استفاده از‬ ‫انحصارطلبي احزاب سنتي كورد آن را تقويت‬ ‫مي‌نمود‪ ،‬حمالت خشونت‌بار خود را عليه خلق كورد‬ ‫و پژاك شدت بخشيد‪ .‬دولت كه زبان اصلي‌اش‬ ‫همواره خشونت بوده است‪ ،‬در اين مقطع با استفاده‬ ‫از برچسب‌زدن به پژاك و آن را «تروريست» و‬

‫«وابسته به آمريكا و اسرائيل» خواندن‪ ،‬حمالت و‬ ‫اعمال خشونت‌آميز خود را مشروعيت مي‌بخشيد‪.‬‬ ‫از سال ‪ 2004‬به دنبال حمله‌ي تروريستي نيروهاي‬ ‫رژيم و به شهادت رساندن رفيق نه‌وزاد كومار‪،‬‬ ‫حمالت نظامي به پژاك‪ ،‬چه در داخل و چه در‬ ‫خارج از ايران سير صعودي به خود گرفته است‪ .‬بيالن‬ ‫عمليات‌ها‪ ،‬شمار دستگيرشدگان و ميزان خشونتي‬ ‫كه نظام عليه پژاك و جامعه‌ي كورد به‌كار گرفته‬ ‫است‪ ،‬سال به سال افزايش چشمگيري داشته است‪.‬‬ ‫ناكارآمدي اقدامات خشونت‌بار و تبليغي رژيم در‬ ‫ازميان‌بردن پژاك‪ ،‬نظام را واداشت تا براي مبارزه عليه‬ ‫جنبش نوين شرق كوردستان‪ ،‬به دنبال يافتن دوست‬ ‫و همپيمان باشد‪ .‬اين مسئله هم‌زمان بود با افزايش‬ ‫فشارهاي خارجي و در تنگنا قرار گرفتن روزافزون‬ ‫نظام در عرصه‌ي بين‌المللي و به‌ويژه در مسئله‌ي‬ ‫سالح‌هاي هسته‌اي‪ .‬مناسب‌ترين دولتي كه هم در‬ ‫عرصه‌ي بين‌المللي فشارها را به روي نظام بكاهد و‬ ‫هم در كوردستيزي با آن در هماهنگي كامل باشد‪،‬‬ ‫جمهوري تركيه است‪ ‌.‬جمهوري اسالمي ايران كه بر‬ ‫ترس دولت تركيه از مسئله‌ي كورد واقف بود‪ ،‬با ابراز‬ ‫آمادگي جهت همكاري كامل با تركيه در راستاي‬ ‫سركوب كوردهاي اين كشور‪ ،‬از اين دولت تقاضاي‬ ‫كمك همه‌جانبه براي مقابله با پژاك نمود‪ .‬از اين‬ ‫پس پژاك و مسئله‌ي كورد موضوع اصلي تماس‌هاي‬ ‫دو كشور بوده است‪ .‬از سال ‪ 2005‬به بعد شاهد‬ ‫گسترش گام‌به‌گام روابط دو كشور در جهت از ميان‬ ‫بردن موردي كه از آن به‌عنوان «خطر مشترك» ياد‬ ‫مي‌كردند‪ ،‬بوده‌ايم‪ .‬هردو كشور در اين همكاري‌ها‬ ‫جهت كشتار‪ ،‬اعمال فشار و سركوب هرچه بيشتر‬ ‫عليه خلق كورد‪ ،‬به همديگر جسارت بخشيده‌اند‪ .‬اين‬ ‫ديدارها بيشتر در استا ‌ن آذربايجان غربي و شهر وان‬ ‫تركيه انجام گرفته و پيمان‌ها و قراردادهاي اقتصادي‬ ‫به‌خصوص در مورد خط لوله‌ي گاز چاشني آن بوده‬ ‫است‪ .‬اين روابط كه مي‌توان آن را «ديپلماسي كشتار»‬ ‫ناميد‪ ،‬در سال ‪ 2007‬ميالدي به قراردادهاي گسترده‌ي‬ ‫نظامي‪ ،‬امنيتي و اطالعاتي منجر شد كه در نتيجه‌ي‬ ‫آن برنامه‌ريزي خاصي جهت مقابله‌ي همه‌جانبه عليه‬ ‫جنبش آزادي‌خواهي خلق كورد و خاصه پژاك‬ ‫صورت گرفت‪ .‬اشتراكات ايدئولوژيكي ميان حزب‬ ‫اسالمي حاكم بر تركيه(حزب عدالت و توسعه) و نظام‬ ‫جمهوري اسالمي ايران‪ ،‬در تقويت اين روابط ايفاي‬ ‫نقش نموده است‪ .‬با توجه به تفاوتي كه در شيوه‌ي‬ ‫مبارزه و سازماندهي‪ ،‬سيستم دفاعي جنبش نوين‬ ‫شرق كوردستان با احزاب سنتي و شيوه‌ي مبارزه‌ي‬ ‫قديمي وجود دارد و همچنين با نظر به اشتراك‬ ‫ايدئولوژيكي‪ ،‬فلسفي و مشي مبارزاتي ميان پژاك و‬ ‫جنبش آزادي‌خواهي در شمال كوردستان‪ ،‬جمهوري‬ ‫اسالمي استفاده از تجربيات سركوبگرانه‌ي دولت‬ ‫تركيه را براي تداوم سياست‌هاي خود در كوردستان‬

‫‪11‬‬

‫الزامي ديده است‪ .‬بر همين مبنا‪ ،‬انتقال تجارب دولت‬ ‫تركيه در زمينه‌ي سركوب و نسل‌كشي كوردهاي اين‬ ‫كشور‪ ،‬ماده‌ي اصلي همه‌ي ديدارها و قراردادهاي‬ ‫ديپلماتيك بوده است‪ .‬دولت تركيه از ‪ 1980‬و به دنبال‬ ‫كودتاي نظامي در آن كشور‪ ،‬جهت ريشه‌كن نمودن‬ ‫گروه‌هاي چپ و مبارزه‌ي آزادي‌خواهي كوردستان‪،‬‬ ‫مركز ويژه‌اي را که براي برنامه‌ريزي و هماهنگ‌‌سازي‬ ‫همه‌ي سازوكارهاي نظامي‌ـ اطالعاتي‌ـ اجتماعي‌ـ‬ ‫اقتصادي‌ـ فرهنگي در اين راستا در سال ‪ 1952‬تأسيس‬ ‫شده بود‪ ،‬به شدت توسعه داد و فعال نمود‪ .‬اين‬ ‫مركز كه به نام «دايره‌ي جنگ ويژه»(‪Özel harp‬‬ ‫‪ )dairesi‬خوانده مي‌شود‪ ،‬همه‌ي زمينه‌هاي مقاومت‬ ‫سياسي‪ ،‬اجتماعي و فرهنگي را در تركيه و به‌خصوص‬ ‫در كوردستان مورد حمله‌ي نابودكننده قرار مي‌دهد‪.‬‬ ‫دستگاه‌هاي رسانه‌اي و به‌خصوص كانال‌هاي‬ ‫تلويزيوني‪ ،‬خبرنگاران‪ ،‬باندهاي فحشا‪ ،‬جاش‌هاي‬ ‫مسلح‪ ،‬تيم‌هاي آدم‌كشي‪ ،‬احزاب اسالمي از ليبرال‬ ‫گرفته تا حزب‌اهلل(حزب‌الكنترا)‪ ،‬تقويت فاشيسم در‬ ‫جامعه‪ ،‬هنرمندان ضدفرهنگي‪ ،‬برنامه‌هاي ويژه‌ي‬ ‫اشاعه‌ي فقر در كوردستان و تخليه‌ي وسيع روستاهاي‬ ‫كوردنشين‪ ،‬همه‌ و همه از اين مركز مخوف ايجاد و‬ ‫هدايت مي‌شوند‪ .‬فعاليت‌هاي وسيع اين مركز و قدرت‬ ‫روزافزون آن در مدت كوتاهي آن را به پديده‌‌اي‬ ‫مافيايي به نام «دولت پنهان»(‪ )Derin devlet‬تبدل‬ ‫نمود‪ .‬سازمان تروريستي ارگنكون(‪)Ergenekon‬‬ ‫تنها بخش كوچكي از اين سيستم است‪ .‬مركز جنگ‬ ‫ويژه‪ ،‬در تمام زمينه‌ها از آدم‌كشي‪ ،‬آدم‌ربايي و تجاوز‬ ‫گرفته تا روزنامه‌نگاري‪ ،‬سياست‪ ،‬تبليغ اسالم سياسي‪،‬‬ ‫جنبه‌هاي مختلف هنري و اقتصادي در بعد وسيعي‬ ‫اقدام به آموزش و مهيانمودن «كادرهاي جنگ ويژه»‬ ‫نموده است‪ .‬جمهوري اسالمي جهت مقابله با پژاك‬ ‫و تضمين شكست نهايي جامعه‌ي كورد در ايران و‬ ‫ريشه‌كن‌سازي مبارزات دموكراتيك در كل ايران‪،‬‬ ‫نياز به پي‌ريزي چنين سيستمي را احساس نموده‬ ‫و بر همين مبنا در پي انتقال آن به ايران بوده است‪.‬‬ ‫قدرت‌يابي روز‌افزون سپاه پاسداران و دخالت آن‬ ‫در همه‌ي عرصه‌هاي اجتماعي‌ـ سياسي‌‌ـ فرهنگي‬ ‫و كادرسازي در اين زمينه‌ها در واقع نشان از انتقال‬ ‫مدل دايره‌ي جنگ ويژه‌ي تركيه به ايران است(جالب‬ ‫آنكه محمدعلي جعفري آخرين فرمانده‌ي كل سپاه‬ ‫پاسداران‪ ،‬خود را متخصص مبارزه‌ي همه‌جانبه با آن‬ ‫چيزي مي‌داند كه وي جنگ نرم مي‌خواند)‪ .‬روابط‬ ‫ايران و تركيه در گسترش مليتاريسم در نظام قدرت‬ ‫ايران نقش به‌سزايي داشته است‪ .‬جنگ ويژه‪ ،‬در واقع‬ ‫مجموعه‌اي از راهكارها و سازوكارهاي دولت جهت‬ ‫از ميان برداشتن هرگونه احتمال سلطه‌ناپذيري در‬ ‫همه‌ي حوزه‌هاي جامعه است‪ .‬بنابراين جنگ ويژه‪،‬‬ ‫اعالن جنگ همه‌جانبه‌ي نظام عليه همه‌ي اركان جامعه‬ ‫است‪ .‬انتقال مدل جنگ ويژه از تركيه به ايران‪ ،‬همه‌ي‬


‫‪12‬‬

‫سياست‌هاي ضداجتماعي نظام را شدت و قدرت‬ ‫بخشيده و ابعاد تازه‌اي بر آن افزوده است‪ .‬جنگ ويژه‬ ‫در كوردستان در چارچوب پروژه‌اي تحت عنوان‬ ‫«پروژه‌ي ضدپژاك» كه طي نشست‌هاي ايران و تركيه‬ ‫در سال ‪ 2007‬برنامه‌ريزي شد‪ ،‬اعمال مي‌شود(در‬ ‫همين ارتباط مي‌توان به يک مصاحبه‌ي مطبوعاتي‬ ‫سيد احمد آوايي عضو کميسيون امنيت ملي و سياست‬ ‫خارجي مجلس شوراي اسالمي اشاره کرد که در آن‪،‬‬ ‫پژاک را دشمن مشترک ايران و ترکيه خوانده و بر‬ ‫ضرورت همکاري مشترک دستگاه امنيتي ايران و‬ ‫ترکيه جهت مقابله با پژاک تأکيد کرده است)‪ .‬اين‬ ‫پروژه كه از سوي «شوراي امنيت ملي ايران» مورد‬ ‫بررسي و تأييد قرار گرفت‪ ،‬همزمان كانال ورودي‬ ‫و قدم اول پايه‌ريزي جنگ ويژه در ايران است‪.‬‬ ‫در صورت موفقيت اين پروژه در كوردستان‪،‬‬ ‫جنگ ويژه در همه‌ي ايران‪ ،‬ريشه‌كن كردن هر نوع‬ ‫مخالفت دموكراتيك را در برنامه‌ي خود خواهد‬ ‫گنجاند‪ .‬تصادفي نيست كه طي سال‌هاي اخير اولين‬ ‫حمالت سركوب‌گرانه‪ ،‬ابتدا در كوردستان آغاز‬ ‫شده و سپس به ساير نقاط ايران انتقال داده مي‌شود‪.‬‬ ‫بخش‌ها و عملكردهاي پروژه‌ي ضدپژاك‬ ‫ـ اقدامات انهدامي مركز جنگ ويژه عليه‬ ‫پژاك‪:‬‬ ‫بخش انهدامي پروژه‌ي ضدپژاك‪ ،‬به‌وسيله‌ي كميته‌‌اي‬ ‫متشكل از سپاه پاسداران(بسيج‪ ،‬حفاظت اطالعات‬ ‫و سپاه قدس حضور هميشگي دارند) و وزارت‬ ‫اطالعات جمهوري اسالمي و تيمي مركب از اعضاي‬ ‫تشكيالت امنيت ملي تركيه(‪ ،)MIT‬افسران ارتش‬ ‫و تيم‌هاي اطالعاتي ژاندارمري(ژيتم= ‪)JITEM‬‬ ‫طرح‌ريزي و اجرا مي‌شود‪ .‬اين كميته گروه‌هاي‬ ‫مسلحي را در كوردستان سازماندهي و آموزش‬ ‫مي‌دهد كه «ضدپژاك» ناميده مي‌شوند‪ .‬افراد مناسب‬ ‫براي جايگيري در اين گروه‌ها از سوي مراكز بسيج‪،‬‬ ‫سپاه و اطالعات شناسايي مي‌گردند و سپس در مراكز‬ ‫خاصي در كرماشان‪ ،‬سنندج و اروميه آموزش داده‬ ‫مي‌شوند‪ .‬افرادي كه در اين گروه‌هاي ضدپژاك جاي‬ ‫مي‌گيرند بيشتر از ميان توابين‪ ،‬افراد جاني‪ ،‬محكومان‪،‬‬ ‫جاش‌هاي كهنه‌كار و اراذل و اوباش جامعه تشكيل‬ ‫مي‌شوند‪ .‬به محكومين و جانيان وعده داده مي‌شود كه‬ ‫در صورت عضويت در اين گروه‌ها‪ ،‬دولت پرونده‌ي‬ ‫آنان را مي‌بندد‪ .‬تيم تركيه‌اي‪ ،‬وظيفه‌‌ي انتقال تجربيات‬ ‫و اطالعات در مورد نحوه‌ي مقابله با گريال را برعهده‬ ‫دارد‪ .‬در اين ميان‪ ،‬اعضاي ژيتم چگونگي شناسايي و‬ ‫ازميان‌بردن اعضا و هواداران پژاك‪ ،‬ايجاد شبكه‌هاي‬ ‫جاسوسي خاص در ميان مردم و همچنين شيوه‌ي‬ ‫انجام جنايت و اعمال غيرانساني و نسبت دادن آن به‬

‫پليد‬

‫زوايايجنگي‬

‫پژاك را آموزش مي‌دهند‪ .‬ژيتم(تيم‌هاي اطالعاتي‬ ‫ژاندارمري تركيه)‪ ،‬سازماني مخوف و تروريستي‬ ‫است كه در سال ‪ 1987‬تأسيس و طي دهه‌ي نود بعد‬ ‫از روي كار آمدن تانسو چيلر در چارچوب جنگ‬ ‫ويژه سازماندهي منسجم‌تري يافت‪ .‬اين سازمان‪ ،‬با‬ ‫وجود اينكه در تركيه بسيار شناخته‌شده است اما در‬ ‫رسميت دولت‪ ،‬وجود ندارد‪ .‬بيش از هفده هزار قتل‬ ‫فاعل‌مجهول و هزاران نفر مفقوداالثر از جمله جنايات‬ ‫اين سازمان است‪ .‬گورهاي دسته‌جمعي در شمال‬ ‫كوردستان و به‌خصوص منطقه‌ي نواال قصابان در شهر‬ ‫سيرت كه در آن هزاران نفر و بدون مشخص‌بودن‬ ‫هويت به شيوه‌ي دسته‌جمعي دفن گرديده‌اند‪،‬‬ ‫نمونه‌ي مشخص جنايات دولت تركيه به دست اين‬ ‫سازمان است‪ .‬ژيتم همچنين در تحميل فساد‪ ،‬فحشا‬ ‫و جاسوسي به جوانان شمال كوردستان نقش مهمي‬ ‫ايفا مي‌كند‪ .‬باندهاي مافيايي قاچاق اسلحه و مواد‬ ‫مخدر نيز با اين سازمان در ارتباطند‪ .‬افراد زيادي‬ ‫كه در اين سازمان عضويت داشته‌اند صراحتا و با‬ ‫مدارك‪ ،‬به جنايات اين گروه اعتراف نموده‌اند‪.‬‬ ‫اعضاي ژيتم در زمينه‌ي انتقال مدل خود به گروه‌هاي‬ ‫ضدپژاك‪ ،‬وظايفي را بر عهده گرفته‌اند كه عبارتند‬ ‫از ‪ :‬به شهادت رساندن گريالهاي پژاك به شيوه‌هاي‬ ‫توطئه‌آميز‪ ،‬سوءقصد‪ ،‬كمين‪ ،‬مسموم‌سازي با‬ ‫زهر؛ همچنين ربودن اعضا و هواداران و به قتل‬ ‫رساندن آن‌ها؛ شيوه‌هاي شکنجه و اعتراف‌گيري؛‬ ‫راه‌اندازي گروه‌هاي مافيايي و كشتن افراد مدني‬ ‫جهت ايجاد جو رعب و وحشت؛ پوشيدن لباس‬ ‫گريال و انجام اعمالي از قبيل كشتن افراد بيگناه‪،‬‬ ‫اخاذي‪ ،‬تجاوز و ضرب و شتم مردم جهت تخريب‬ ‫وجهه‌ي پژاك و بي‌اعتمادنمودن خلق به پژاك‪.‬‬ ‫اين گروه‌ها در صورت كشتن كادرهاي پژاك و‬ ‫گريال و دادن جنازه‌ي آن‌ها‪ ،‬مبلغ چهل ميليون تومان‬ ‫پول پاداش دريافت نموده و همچنين از تيم تركيه‌اي‬ ‫نيز پاداش دريافت مي‌كنند‪ .‬اين گروه‌ها از قدرت و‬ ‫آزادي عمل كامل برخوردارند‪ .‬اين گروه‌ها همچنين‬ ‫از امكانات مادي‪ ،‬تجهيزات و تسلحيات نظامي‬ ‫پيشرفته‌اي برخوردارند كه بخشي از آن از جانب تركيه‬ ‫تأمين مي‌شود‪ .‬تقريبا تمامي فرماندهان اين گروه‌ها‪،‬‬ ‫داراي اسلحه‌اي از نوع تسليحات ساخت ناتو و به‬ ‫خصوص تفنگ‌هاي ام‌‪ 16‬و دوربين‌هاي ديد در شب‬ ‫هستند كه از جانب افسران ترك به آنها اهدا شده است‪.‬‬ ‫اولين تجربه‌ي عملي اين گروه‌ها در منطقه‌ي مريوان‬ ‫صورت گرفته است‪ .‬گروه ضدپژاك اين منطقه‪ ،‬تحت‬ ‫فرماندهي مزدور كهنه‌كار «هيوا تاب» به جنايت‌هاي‬ ‫فراواني دست زده‌اند‪ .‬گروه هيوا تاب بيش از ‪ 386‬نفر‬ ‫انسا ‌ن بيگناه را كشته و جنازه‌ي آنها را به عنوان پژاكي‬ ‫به دولت فروخته‌اند‪ .‬اخاذي‪ ،‬فروش مواد مخدر‪،‬‬ ‫تجاوز‪ ،‬تهديد و جاسوس‌سازي ازجمله اعمال اين‬ ‫گروه بوده كه به‌صورت آشكاري در مريوان و اطراف‬

‫آن انجام داده‌اند‪ .‬به دنبال پيگيري مصرانه‌ي اعمال اين‬ ‫گروه از جانب مردم و واكنش در مقابل آن‌ها‪ ،‬دولت‬ ‫مجبور به دستگيري اين گروه گرديد‪ .‬به نظر مي‌رسد‬ ‫جنگ قدرتي كه بين اطالعات و سپاه پاسداران در‬ ‫كوردستان وجود داشت و در نهايت به غلبه‌ي سپاه‬ ‫پاسداران منجر گشت نيز در افشاشدن قضيه‌ي هيوا‬ ‫تاب و گروه ضدپژاك نقش داشته است‪ .‬هيوا تاب‬ ‫به‌عنوان يك زنداني تحت حفاظت همكاران خود‬ ‫بوده و بنابر بعضي شواهد هنوز هم در هنگام بازجويي‬ ‫از مخالفين نظام‪ ،‬حضور يافته و اجراي وظيفه مي‌كند‪.‬‬ ‫با وجود اينکه روزانه فعالين سياسي و مدني اعدام‬ ‫مي‌گردند به نظر مي‌رسد كه دولت در مجازات‬ ‫هيوا تاب و گروه جنايتکار او هيچ عجله‌اي ندارد‪.‬‬ ‫گروه‌هاي ضدپژاك مشابهي در ديگر مناطق‬ ‫كوردستان تحت فرماندهي جانياني همچون هيوا تاب‬ ‫آزادانه در حال فعاليت‌اند‪ .‬به‌عنوان نمونه يك گروه‬ ‫ضدپژاك در منطقه‌ي مهاباد‌ـ بوكان تحت فرماندهي‬ ‫«علي ياسين‌پرست» در حال فعاليت است‪ .‬يکي از‬ ‫ديگر گروه‌هاي ضدپژاک در منطقه‌ي سلماس به‬ ‫فعاليت جاسوسي‪ ،‬تبليغ عليه پژاک و جايگيري در‬ ‫عمليات‌هاي نظامي برضد گريالهاي پژاک مي‌پردازد‪،‬‬ ‫که اين افراد در ميان آن جاي دارند‪ :‬احمد‪ ،‬چنگيز‬ ‫آسماني و سردار که اهل مناطق قوطور و سلماس‬ ‫مي‌باشند‪ .‬گروه‌هاي مشابه ديگر در مناطق جوانرودـ‬ ‫روانسر‪ ،‬سقز‪ ،‬اروميه‪ ،‬خوي و ماكو فعاليت دارند‪.‬‬ ‫گروه ضدپژاك‪ ،‬با همكاري سپاه قدس مي‌تواند‬ ‫عمليات‌هاي برون‌مرزي نيز انجام دهد‪ .‬به‌عنوان نمونه‬ ‫در همين راستا تيم‌هاي ويژه‌اي در مراكز آموزشي‬ ‫ضدپژاك واقع در كرماشان آموزش‌هايي خاص‬ ‫ديده و جهت ورود به خاك عراق و انجام عمليات‬ ‫ترور بر ضد پژاك و يا ايجاد ناامني در خاك عراق‬ ‫و جنوب كوردستان‪ ،‬از بهمن‌ماه ‪ 1389‬انتقال يافته‬ ‫و در پادگاني واقع در پيرانشهر مستقر گشته‌اند كه‬ ‫برخي از اعضاي آن‌ها كورد و عرب عراقي مي‌باشند‪.‬‬ ‫شيوه‌ي انتخاب هدف در بمب‌گذاري‌هاي مهاباد(در‬ ‫تاريخ‪ )1389 /6 /31‬و قالدزي جنوب كوردستان(در‬ ‫تاريخ ‪ 29‬سپتامبر ‪ )2010‬حاكي از نقش گروه‌هاي‬ ‫ضدپژاك در اين دو عمل تروريستي دارد‪.‬‬ ‫دولت در برخي از مناطق با استفاده از جو ترس‬ ‫و ناامني‌اي كه گروه‌هاي ضدپژاك به‌واسطه‌ي‬ ‫آدم‌ربايي‪ ،‬قتل و تجاوز ايجاد مي‌كنند مردم را‬ ‫تشويق به برداشتن اسلحه و پيوستن به بسيج مي‌نمايند‪.‬‬ ‫ـ اقدامات ضداجتماعي مركز جنگ ويژه ‪:‬‬ ‫نظام جمهوري اسالمي ايران با جنگ ويژه و طرح‬ ‫ضدپژاك‪ ،‬برنامه‌ها و اقدامات ضداجتماعي خود‬ ‫در كوردستان را كه از دهه‌ي هفتاد آغاز نموده بود‪،‬‬


‫پليد‬

‫زوايايجنگي‬

‫گسترده‌تر نموده و شدت بخشيده است‪ .‬بر مبناي‬ ‫سياست اقتصادي جنگ ويژه‪ ،‬رژيم به نيروهاي‬ ‫نظامي و انتظامي خود دستور قتل‌عام كاسبكاران‬ ‫مرزي كورد را صادر نموده است‪ .‬ديواركشي‬ ‫مرزها و كشتار گسترده‌اي كه در سال‌هاي اخير عليه‬ ‫كاسبكاران صورت گرفته‪ ،‬در راستاي قطع معيشت و‬ ‫تحميل جاسوس‌شدن به اين كاسبكاران كورد است‪.‬‬ ‫بنابر آمار فعاالن حقوق بشر‪ ،‬در سال ‪ 1389‬در استان‬ ‫کوردستان بيش از ‪ 66‬کاسبکار و کول‌بَر کورد کشته‬ ‫شده‪ 31 ،‬تن بازداشت و ‪ 76‬تن زخمي گشته‌اند‪.‬‬ ‫فرمانده‌ي قرارگاه حمزه در استان آذربايجان غربي‬ ‫اعتراف کرده است که طي سال ‪ 1389‬بيش از ‪70‬‬ ‫کاسبکار کورد را در مناطق مرزي استان آذربايجان‬ ‫غربي کشته‌اند(نقل از خبر نوروز تي وي در تاريخ ‪17‬‬ ‫فروردين ‪ .)1390‬نظام جمهوري اسالمي ايران اين كار‬ ‫را به بهانه‌ي جلوگيري از لطماتي كه كاالي قاچاق به‬ ‫اقتصاد كشور وارد مي‌كند انجام مي‌دهد‪ .‬اين در حالي‬ ‫است كه افراد وابسته به رژيم و در هماهنگي كامل با‬ ‫نيروهاي انتظامي‪ ،‬در حجم كالني كاالي قاچاق به‬ ‫كشور وارد مي‌كنند‪ .‬حفاظت اطالعات سپاه پاسداران‬ ‫در چارچوب طرح ضدپژاك از بعضي از كاسبكاران‬ ‫خواسته است كه مواد منفجره‌اي نظير تي‌ان‌تي به آن‬ ‫سوي مرز برده و در مسير حركت اعضاي پژاك‬ ‫كارگذاري كنند‪ .‬رژيم همچنين با مخاطره‌آميز‬ ‫كردن وسيع مرزها‪ ،‬تقريبا از تمامي كاسبكاران و‬ ‫همچنين دامداراني كه از چراگاه‌هاي مرزي استفاده‬ ‫مي‌كنند(چه ايراني و چه عراقي) خواسته است كه‬ ‫در زمينه‌هاي جاسوسي و اطالعاتي با او همكاري‬ ‫نمايند‪ .‬در غير اين‌صورت‪ ،‬آنان را از هرگونه امكان‬ ‫كار و معيشت محروم مي‌گرداند‪ .‬نيروهاي امنيتي و‬ ‫انتظامي به كاسبكاران و حتي قاچاقچياني كه دستگير‬ ‫يا اموالشان مصادره مي‌شوند‪ ،‬پيشنهاد مي‌كنند كه‬ ‫در صورت همكاري با آنان و جاسوسي برضد‬ ‫پژاك پرونده‌ي آنان را مختوم و اموالشان را به آنان‬ ‫بازمي‌گرداند‪ .‬به‌عنوان نمونه جواني به نام محمد امين‬ ‫صديق در اين زمينه چنين اعتراف نموده است‪« :‬وقتي‬ ‫شخصي پرونده‌اي در اطالعات يا دادگاه و آگاهي‬ ‫داشته باشد‪ ،‬اطالعات تمام تالش خود رامي‌كند تا او‬ ‫را به خود وابسته كند‪ .‬تا او را به خود وابسته نكنند‬ ‫و به مزدوري نكشانند‪ ،‬آزادش نمي‌كنند‪ .‬اگر مزدور‬ ‫آنها نشوي يا بايد جريمه‌اي سنگين بپردازي يا زندان‬ ‫طويل‌المدت بروي‪ .‬با پول مرا به خود وابسته كرده‪،‬‬ ‫نوكر و برده‌ي خود نمودند و بعد مرا رها كردند‪.‬‬ ‫مرا برده و نوكر خود كردند زيرا مي‌خواستند كه‬ ‫به من قتل و كثافت‌كاري ياد بدهند‪ .‬مي‌خواستند به‬ ‫دست من اعضاي پژاك را بكشند‪[ .‬افراد اطالعات]‬ ‫مي‌خواستند كاري كه مي‌گويند را انجام دهم و بعد‬ ‫مرا نيز بكشند‪ .‬جوانان كورد را فريب داده و چنين‬ ‫به كار گرفته و بعد مي‌كشند‪ .‬خودشان مرا دستگير‬

‫كرده و حكم دو سال زندان و بيست‌ميليون جريمه‬ ‫را دادند و چون من التماس كردم كه پول ندارم و‬ ‫نمي‌دانم چه كنم؛ گفتند براي ما كار كن تا آزادت‬ ‫كنيم‪ .‬هزاران جوان به‌خصوص جوان كورد را در‬ ‫اطالعات‪ ،‬آگاهي و دادگاه چنين مي‌كنند و كاله‬ ‫بر سرشان مي‌گذارند تا كورد را به دست كورد‬ ‫بكشند‪ .‬وقتي چنين كارهايي را با پول به جواني كورد‬ ‫مي‌دهند‪ ،‬اطالعات ضرر نمي‌كند چون در هر حال‌يا‬ ‫آن جوان كورد كشته مي‌شود يا يك پژاكي و در هر‬ ‫صورت به نفع اطالعات است و ضرري نمي‌كند»‪.‬‬ ‫جمهوري اسالمي ايرن‪ ،‬در حالي كه اقدام به‬ ‫اعمال محدوديت شديد بر فرصت‌هاي شغلي در‬ ‫كوردستان و در بحران نگه‌داشتن جامعه از لحاظ‬ ‫اقتصادي مي‌نمايد‪ ،‬بودجه‌ي بسيار سرسام‌آوري‬ ‫را به نهادهاي امنيتي و جاسوسي اختصاص داده و‬ ‫دستمزد جاش‌‪ ،‬بسيج و خائنين را چندين‌ برابر نموده‬ ‫است‪ .‬دولت در چارچوب جنگ ويژه مي‌خواهد‬ ‫خيانت را به تنها راه تأمين رفاه در جامعه مبدل سازد‪.‬‬ ‫پديده‌هاي ضداجتماعي‌اي كه نظام از دهه‌ي هفتاد‬ ‫سعي در نهادينه‌كردن آن‌ها در كوردستان نموده‬ ‫است‪ ‌،‬در چارچوب جنگ ويژه و طرح ضدپژاك‬ ‫به سرعت رشد و گسترش مي‌يابد‪ .‬باندهاي مافيايي‬ ‫فحشا و مواد مخدر افزايش چشمگيري يافته‌اند‪.‬‬ ‫رؤسا و اعضاي اين باندها به شيوه‌اي كامال آشكار و‬ ‫آزادانه در سطح جامعه و به‌خصوص در ميان جوانان‬ ‫به اشاعه‌ي مفاسد مي‌پردازند‪ .‬اعضاي اصلي اين باندها‬ ‫به‌طور منظم با مراكز امنيتي جنگ ويژه در ارتباط بوده‬ ‫و گزارشات خود را ارسال مي‌كنند‪ .‬مديران مراكز‬ ‫امنيتي(از مديران زندان گرفته تا فرماندهان سپاه‪،‬‬ ‫اطالعات و بسيج) به‌طور آشكارا به منازل رؤساي‬ ‫باندهاي قاچاق و فحشا رفت‌وآمد دارند(گفته‌ي يكي‬ ‫از اعضاي باندهاي مواد مخدر شهر مهاباد در اين زمينه‬ ‫جالب توجه است‪ .‬اين شخص مي‌گويد كه در گذشته‬ ‫كانال‌هاي مخفيانه‌ي ارتباطي با نيروهاي اطالعاتي و‬ ‫انتظامي داشتيم و به همين دليل تا حدودي سعي در‬ ‫مخفي‌كاري داشتيم؛ به‌طوري كه در صورت حضور‬ ‫نيروهاي امنيتي از اصطالح «هوا ابريست» استفاده‬ ‫مي‌كرديم؛ اما امروزه احتياجي به اين مخفي‌كاري‬ ‫نمانده و آسمان صاف است و ديگر ابري وجود ندارد!)‬ ‫افراد جنگ ويژه شديدا در پي يافتن كساني هستند‬ ‫كه زمينه‌ي فساد اخالقي در آنها وجود دارد‪ .‬در اين‬ ‫زمينه نيروهاي امنيتي جوانان‪ ،‬زنان و دختراني را كه‬ ‫داراي روابط جنسي نامشروع هستند شناسايي و با‬ ‫تحت فشار قرار دادن و تهديد آنها به رسواسازي‪،‬‬ ‫آنها را در كارهاي اشاعه‌ي فساد و جاسوسي به‌كار‬ ‫مي‌گيرند‪ .‬در چارچوب جنگ ويژه‪ ،‬در سنندج‪،‬‬ ‫مريوان‪ ،‬مهاباد و اروميه زنان آموزش‌ديده‌اي وجود‬ ‫دارند كه وظيفه‌ي خاصشان ايجاد ارتباط با زنان و‬ ‫دختراني كه داراي روابط نامشروع‌اند و سازماندهي‬

‫‪13‬‬

‫آنها در چارچوب باندهاي فحشا و جاسوسي است‪.‬‬ ‫اين زنان كه در برخي از نقاط كوردستان تحت عنوان‬ ‫بامسماي «رئيس پاسگاه!» خوانده مي‌شوند‪ ،‬روابط‬ ‫كامال آشكاري با مراكز امنيتي دارند‪ .‬دامنه‌ي فعاليت‬ ‫اين زنان به مناطق روستايي نيز كشيده شده است‪ .‬در‬ ‫كوردستان نمونه‌هاي بسياري در اين زمينه وجود دارد‪.‬‬ ‫سروه محمدي يكي از جاسوساني كه از سوي مراكز‬ ‫ضدپژاك و به‌واسطه‌ي اين باندهاي فحشا به كار‬ ‫جاسوسي و فحشا كشيده شده است‪ ،‬بنا به اعترافات‬ ‫خود به نقش يكي از اين باندها اشاره مي‌كند‪ .‬فاطمه‬ ‫كوتري(كه‌وته‌ري) كه در ميدان استقالل مهاباد‬ ‫ساكن است‪ ،‬رئيس يكي از اين باندهاست‪ .‬فاطمه به‬ ‫همراه برادرش كه يكي تسليمي‌هاي احزاب كوردي‬ ‫است‪ ،‬عضو اطالعات مي‌باشند‪ .‬همچنين فاطمه داراي‬ ‫چهار دختر به نام‌هاي دلسوز‪ ،‬صبا‪ ،‬كوردستان و‬ ‫چنوره است كه آنها نيز رسما عضو اطالعات بوده و‬ ‫همگي در امر فحشا كار مي‌كنند‪ .‬فاطمه و دخترانش‬ ‫با اعضاي نهادهاي امنيتي رژيم داراي رابطه هستند‪.‬‬ ‫مراكز امنيتي جنگ ويژه در كوردستان همچنين به‬ ‫سازماندهي اراذل و اوباش و به‌كارگيري آنها عليه‬ ‫امنيت اجتماعي مي‌پردازند‪ .‬اين گروه‌ها وظيفه‌ي‬ ‫ايجاد ناامني و رعب و وحشت در جامعه‪ ،‬خورد كردن‬ ‫شخصيت‌ افراد‪ ،‬باجگيري‪ ،‬زورگيري و خبرچيني را‬ ‫برعهده دارند‪ .‬نيروهاي امنيتي گاها اين افراد را بهانه‌ي‬ ‫مداخالت و حضور خود قرار داده و با وجودي كه‬ ‫مردم كوردستان از ارتباط وسيع آنها با نيروهاي مذكور‬ ‫آگاهند‪ ،‬اين افراد قرباني ترميم پرستيژ فروريخته‌ي‬ ‫نيروهاي امنيتي و انتظامي مي‌شوند‪ .‬نمونه‌هاي‬ ‫مشخصي از اين پديده در شهر سقز وجود دارند‪.‬‬ ‫يكي از پليدترين اقدامات نيروهاي جنگ ويژه و‬ ‫ضدپژاك‪ ،‬دام‌گستري و توطئه بر ضد خانواده‌هاي‬ ‫محترم و ميهن‌دوست‪ ،‬خانواده‌هاي شهدا و كساني‬ ‫است كه فرزندانشان در صفوف مبارزات سياسي‬ ‫خلق كورد جاي گرفته و به احزاب و به‌خصوص‬ ‫به پژاك پيوسته‌اند‪ .‬سازمان حفاظت اطالعات‬ ‫سپاه پاسداران و وزارت اطالعات در برنامه‌هاي‬ ‫گسترده و دامنه‌دار‪ ،‬سعي در كشاندن اعضاي اين‬ ‫خانواده‌ها و به‌خصوص جوانان آنها به اعتياد‪ ،‬فحشا‬ ‫و كارهاي ضداخالقي و سپس استفاده در زمينه‌هاي‬ ‫خيانت و جاسوسي دارند تا در نتيجه‌ي بدنام كردن‬ ‫اين خانواده‌ها‪ ،‬موجب خدشه‌دار كردن مبارزه‌ي‬ ‫آزادي‌خواهي خلق كورد شوند‪ .‬اين برنامه اگرچه در‬ ‫مورد خانواده‌ي شهدا و احزاب ديگر كوردستان نيز‬ ‫اجرا مي‌شده است اما در سال‌هاي اخير باندهايي ويژه‬ ‫و با امكانات مادي فراوان‪ ،‬مستقيما از سوي مراكز‬ ‫جنگ ويژه‪ ،‬مأمور انجام اين نوع اقدامات هستند‪.‬‬ ‫به‌عنوان نمونه يكي از افراد وابسته به سپاه پاسداران‬ ‫با نام دكتر «ذاكري» با تشكيل باندي در مناطق‬ ‫پيرانشهر‪ ،‬سردشت و مهاباد سعي داشت كه تحت‬


‫‪14‬‬

‫پليد‬

‫زوايايجنگي‬

‫عنوان ايجاد شركت‌هاي اقتصادي مانند شركت‌هاي بوده و تشابه ديني با نظام ندارند‪ ،‬رژيم اقدام به‬ ‫پخش گوشت اقدام به جذب فرزندان خانواده‌هاي گسترش اسالم سياسي تندرو سني در كوردستان‬ ‫شهدا و خانواده‌هاي اعضاي پژاك نموده و آن‌ها مي‌نمايد‪ .‬در سال‌هاي اخير‪ ،‬گروه‌هاي اسالم‌گراي‬ ‫را در باندهاي مافيايي و فحشا سازماندهي كند و به افراطي طي برنامه‌ريزي منظمي در كوردستان اشاعه‬ ‫مراكز ويژه‌اي در تهران متصل نمايد‪ .‬به دنبال ناموفق‌ داده مي‌شوند‪ .‬اين گروه‌ها كه از پشتيباني مالي‬ ‫ماندن اين طرح‪ ،‬باند مذكور از هم پاشيد و شخص بزرگي برخوردارند‪ ،‬نيروهايي را دشمن اعالن نموده‬ ‫دكتر ذاكري اكنون در خارج از کشور به‌سر مي‌برد‪ .‬و مورد هدف قرار مي‌دهند كه جمهوري اسالمي‬ ‫از نمونه‌ي قربانيان اين طرح مي‌توان به فرزند يكي از ايران عليه آنان اعالن جنگ نموده است‪ .‬نيروهاي‬ ‫خانواد‌ه‌هاي ميهن‌دوست با نام سروه محمدي اشاره اصلي مورد هدف آن‌ها‪ ،‬جنبش مردم كوردستان‬ ‫نمود‪ .‬سروه محمدي طبق اعترافات وسيع خود‪ ،‬از و احزاب سياسي به‌خصوص پژاك‪ ،‬همچنين‬ ‫جانب نيروهاي اطالعاتي مهاباد اغوا گرديده و پس از دولت‌هاي هم‌پيمان به‌خصوص آمريكا در عراق و‬ ‫اينکه به کار فحشا و پخش مواد مخدر کشيده شده‪ ،‬افغانستان است‪ .‬اين گروه‌ها با استفاده از امكانات‬ ‫جهت جاسوسي عليه پژاك به‌كار گرفته شده است‪ .‬مادي وسيع‪ ،‬اقدام به جذب و آموزش جوانان كورد‬ ‫مأموريت‌هاي گوناگوني نظير ترور اعضا و رهبري مي‌نمايند‪ .‬به‌عنوان نمونه وجود تعداد زيادي از‬ ‫پژاک به وي داده شده است‪ .‬نقش باندهاي فحشايي جوانان مناطق جوانرود‪ ،‬سقز و پيرانشهر در صفوف‬ ‫که مراکز جنگ ويژه در کوردستان به راه انداخته‌اند‪ ،‬اين گروه‌ها و حتي در ميان كشته‌شدگان عمليات‌هاي‬ ‫در اغواي اين شخص قابل توجه است(جزئيات انتحاري در عراق‪ ،‬در چارچوب همين طرح است‪.‬‬ ‫اعترافات وي به صورت تصويري موجود است)‪ .‬از جانب ديگر مراكز جنگ ويژه‪ ،‬طرح ويژه‌‌ي‬ ‫مراكز جنگ ويژه‪ ،‬همچنين جهت ممانعت از مشتركي با حزب عدالت و توسعه‌‌ي تركيه تحت‬ ‫پيشرفت فرهنگ مبارزه در جامعه‪ ،‬جلوگيري از عنوان «سرمايه‌ي سبز» ايجاد نموده است‪ .‬اين طرح‪،‬‬ ‫تأثير مبارزه در بعد فرهنگي و هنري جامعه را در طي سرمايه‌گذاري سيستماتيكي در كوردستان‪،‬‬ ‫دستور كار خود قرار داده است‪ .‬در اين راستا‪ ،‬به به ايجاد حركت ميانه‌روي اسالمي مي‌پردازد كه‬ ‫ايجاد انفعال فرهنگي‪ ،‬كانال‌دهي توليدات فرهنگي ايدئولوژي آن بر مبناي امت‌گرايي‪ ،‬ضديت با هويت‬ ‫و بي‌محتواكردن آن‌ها مي‌پردازد‪ .‬جمهوري اسالمي ملي كورد و رد هرگونه مبارزه‌ي سياسي در جامعه‌ي‬ ‫ايران با استفاده از روابطي كه با احزاب و نهادهاي كوردستان است‪ .‬اين گروه‌ها با استفاده از بحران‬ ‫جنوب كوردستان دارد‪ ،‬و همچنين با به‌كارگيري اقتصادي‪ ،‬به جذب و استخدام جوانان بيكار پرداخته‬ ‫اهرم فشار سپاه قدس در جنوب كوردستان‪ ،‬از مراكز و آنان را وادار به ازدواج با افراد ديگر موجود در‬ ‫فرهنگي و رسانه‌اي جنوب كوردستان حداكثر استفاده همين مجموعه مي‌نمايند و با برنامه‌هاي تبليغي مداوم‬ ‫را مي‌نمايد(به عنوان نمونه بنياد فرهنگي گالويژ که ديني در مساجد‪ ،‬حساسيت آنان را نسبت به مسائل‬ ‫در فستيوال‌هاي ساالنه‌ي آن برخي افراد وابسته به سياسي و اجتماعي از ميان مي‌برند(اين پروژه در تركيه‬ ‫جمهوري اسالمي نيز حضور دارند)‪ .‬در اين مراكز تحت عنوان ‪ Yeşil sermaye‬اجرا مي‌گردد)‪.‬‬ ‫فرهنگي نوع خاصي از فرهنگ و هنر و حتي شيوه‌ي جالب آنكه تشابهات سياسي‪ ،‬ايدئولوژيك و‬ ‫خاصي از زندگي جهت به انفعال كشانيدن هنرمندان‪ ،‬عملي حزب عدالت و توسعه‌‌ي تركيه با جمهوري‬ ‫به آن‌ها القاء مي‌‌گردد‪ .‬استفاده از نقطه‌ضعف‌هاي اسالمي باعث شده كه نظام در جهت تقويت اين‬ ‫شخصي هنرمندان و همچنين تطميع مادي‪ ،‬ازجمله حزب در تركيه‪ ،‬سرمايه‌گذاري نمايد‪ .‬به عنوان‬ ‫شيوه‌هاي عملي‌سازي اين طرح است‪ .‬از طرف نمونه‪ :‬به نقل از روزنامه‌ي ديلي تلگراف‪ ،‬جمهوري‬ ‫ديگر‪ ،‬در چارچوب طرح‌هاي فرهنگي جنگ ويژه‪ ،‬اسالمي ايران(دولت احمدي‌نژاد) مبلغ بيست و پنج‬ ‫نظام در پي كادرسازي وسيعي در اين زمينه است‪ .‬ميليون دالر جهت هزينه‌هاي انتخاباتي ‪ 2011‬به‬ ‫نظام با استفاده از راهكارهاي ويژه‌‪ ،‬غير از دوراهي حزب عدالت و توسعه‌ي ترکيه کمک کرده است‪.‬‬ ‫الحاق به مراكز فرهنگي جنوب و يا جايگيري در مراكز جنگ ويژه استفاده از ائمه‌ي جمعه را جهت‬ ‫طرح‌هاي هنري َجنگ ويژه‪ ،‬راهي براي هنرمندان مقابله با پژاك در دستور كار خود قرار داده‌اند‪.‬‬ ‫باقي نمي‌گذارد‪ .‬فشار و دستگيري هنرمندان و مباحث خطبه‌هاي نماز جمعه‌ي خاص مناطق‬ ‫نويسندگان كوردستان‪ ،‬نشانگر اصرار نظام بر كوردنشين در هماهنگي اين مراكز جنگ ويژه با‬ ‫ازميان‌بردن هنرمندان مستقل و آزاد‌انديش است‪ .‬شوراي سياست‌گذاري ائمه‌ي جمعه تنظيم و به امامان‬ ‫نظر به حساسيت جامعه‌ي كوردستان نسبت به مسئله‌ي جمعه ارائه مي‌شود‪ .‬هدف از اين طرح آن است كه‬ ‫دين‪ ،‬مراكز جنگ ويژه برنامه‌هاي گسترده‌اي در ائمه‌ي جمعه و مساجد به‌ نهادهاي جنگ ويژه مبدل‬ ‫جهت به‌كارگيري دين به‌عنوان ابزاري جهت مقابله گردند‪ .‬به‌عنوان نمونه به هنگام دستگيري رياست‬ ‫با جنبش آزادي‌خواهي نوين كورد دارند‪ .‬از آن‌جايي پژاک رفيق حاجي احمدي در آلمان‪ ،‬موضوع‬ ‫كه بخش بزرگي از جامعه‌ي كوردستان سني‌مذهب خطبه‌هاي نماز جمعه را به لزوم تحويل‌دادن وي به‬

‫ايران اختصاص دادند و از همه‌ي خطيبان خواسته شد‬ ‫که در خطبه‌هاي خود‪ ،‬پژاک را تروريست بخوانند‪.‬‬

‫طبق‬

‫اطالعات موثقي كه به‌دست‬ ‫رهبري پژاك رسيده است‪ ،‬رژيم‬ ‫در چارچوب پروژه‌ي ضدپژاك و ضددين‌‬ ‫نشان‌دادن اين حزب‪ ،‬قصد دارد در‬ ‫آينده‪ ،‬توسط گروه‌هاي ضدپژاك در يكي‬ ‫از مساجد مناطق شيعه‌نشين كوردستان‬ ‫بمب‌گذاري كرده و همچنين يكي از‬ ‫ائمه‌ي جمعه‌ي سني را نيز ترور نمايد(به‬ ‫احتمال قوي اين شخص امام جمعه‌ي‬ ‫شهر پاوه مال قادر قادري خواهد بود)‬ ‫ـ اقدامات رسانه‌اي و تبليغي مركز‬ ‫جنگ ويژه عليه پژاك ‪:‬‬

‫نظام جمهوري اسالمي ايران جهت آماده‌نمودن‬ ‫افكار عمومي و مشروعيت‌بخشيدن به جنايات خود‬ ‫در كوردستان‪ ،‬از رسانه‌ها استفاده‌ي گسترده‌اي‬ ‫نموده است‪ .‬نظر به تأثير رسانه‌ها در جهان امروز و‬ ‫همچنين با استفاده از تجربيات جنگ ويژه‌ي تركيه‪،‬‬ ‫نظام برنامه‌هاي گسترده‌اي براي استفاده از رسانه‌ها‬ ‫در مقابله با جنبش آزادي‌خواهي كوردستان در‬ ‫پيش روي خود قرار داده است‪ .‬جمهوري اسالمي‬ ‫ايران به دو شيوه‌ي مستقيم و غيرمستقيم جنگ ويژه‬ ‫را در حوزه‌‌ي رسانه‌ها صورت مي‌دهد‪ .‬رژيم به‬ ‫شيوه‌ي مستقيم اقدام به سانسور و حذف رسانه‌هاي‬ ‫دگرانديش و خارج از حيطه‌ي خود مي‌نمايد(توقيف‬ ‫روزنامه‌ها‪ ،‬مجالت و همچنين نشريات دانشجويي؛‬ ‫فيلترنمودن و هك‌كردن سايت‌ها و وبالگ‌ها؛‬ ‫دستگيري روزنامه‌نگاران و وبالگ‌نويسان؛ دستگيري‬ ‫و مجازات كساني كه در برنامه‌هاي تلويزيوني خارج‬ ‫از كشور شركت كنند؛ پارازيت‌اندازي بر روي‬ ‫شبكه‌هاي تلويزيوني ماهواره‌اي‪ .‬به‌عنوان نمونه در‬ ‫كوردستان بر روي شبكه‌هاي روژ تي‌وي‪ ،‬نوروز‬ ‫تي‌وي و بي‌بي‌سي(‪ )BBC‬و برخي كانال‌هاي ديگر‬ ‫پارازيت مي‌اندازد) و بدين ترتيب انحصار خبررساني‬ ‫و اطالع‌رساني را در داخل كشور در دست خود نگه‬ ‫مي‌دارد‪ .‬مراكز جنگ ويژه در ارتباط با نهادهاي‬ ‫رهبري نظام‪ ،‬مباحث رسانه‌اي را مشخص مي‌نمايند‪.‬‬ ‫در اين راستا در چارچوب پروژه‌ي ضدپژاك‪ ،‬ايجاد‬ ‫انحراف‌ در اذهان و تحريف واقعيات‪ ،‬عمده‌راهكار‬ ‫رسانه‌اي نظام مي‌باشد‪ .‬نشان‌دادن سيمايي معصومانه‬ ‫از نظام‪ ،‬نهادهاي مخوف و كارگزاران جنايت‌كار آن‬ ‫و همچنين ساختن چهره‌اي خشونت‌بار‪ ،‬تجزيه‌طلب‪،‬‬


‫پليد‬

‫زوايايجنگي‬

‫عامل بيگانه و تروريست از پژاك‪ ،‬هدف اصلي‬ ‫رسانه‌هاي جنگ ويژه است‪ .‬در رسانه‌هاي دولتي‪،‬‬ ‫پخش شايعات‪ ،‬اخبار كذب و اطالعات تحريف‌شده‬ ‫درباره‌ي پژاك به‌صورت امري روزمره درآمده است‪.‬‬ ‫رسانه‌هاي جنگ ويژه تالش مي‌نمايند تا با پخش‬ ‫اعترافات تسليمي‌ها‪ ،‬خائنين و كساني كه به زور‬ ‫شكنجه در برابر دوربين نشانده‌اند‪ ،‬چهره‌ي مبارزاتي‬ ‫پژاك را مخدوش سازند‪ .‬اين نوع برنامه‌ها به‌خصوص‬ ‫در كانال‌هاي ماهواره‌اي رژيم جهت تروريزه‌كردن‬ ‫پژاك به زبان‌هاي خارجي پخش مي‌شوند‪ .‬اعترافات‬ ‫تسيليمي‌هايي مانند بختيار ميرزايي و زينب آذر كه از‬ ‫شبكه‌ي پرس‌تي‌وي پخش گرديد‪ ،‬از اين جمله است؛‬ ‫جالب اينكه اين دو عنصر كه با اعترافات دروغين‬ ‫جهت تخريب وجهه‌ي پژاك به خدمت مركز جنگ‬ ‫ويژه درآمدند و ضمنا همكاري گسترده‌اي با نيروهاي‬ ‫امنيتي و اطالعاتي نموده‌اند از كمپ مركزي حزب‬ ‫كومله‌ي شورشگران(مهتدي) آنهم با جايگيري در‬ ‫مناصب حزبي سردرآورده‌اند‪ .‬نمونه‌ي ديگر شخصي‬ ‫با نام جمال قزاقي است كه به اتهام واهي بمب‌گذار‬ ‫پژاكي دستگير مي‌شود و در مقابل دوربين پرس‌تي‌وي‬ ‫مجبور به اعتراف مي‌گردد‪ .‬اين شخص به دنبال‬ ‫خروج از زندان‪ ،‬از ايران خارج گرديده و در مورد‬ ‫نحوه‌ي اعتراف‌گيري تلويزيوني از او و كسان ديگر‬ ‫اطالعات جالبي را در اختيار مركز مطبوعاتي پژاك‬ ‫گذاشته است‪ .‬وي مي‌گويد كه تمامي اعترافات را‬ ‫براي آن‌ها نوشته و بر روي صفحه‌اي در مقابل آنها‬ ‫نصب نموده و آنها را وادار به خواندن آن نموده‌اند‪.‬‬ ‫كساني كه حاضر به اعتراف تلويزيوني نشده‌اند‪ ،‬با‬ ‫شكنجه‌هاي سنگين وادار به اعتراف‌ شده‌اند‪ .‬سؤال‬ ‫اين است كه چرا فرد مبارز فرهنگي و معلمي مانند‬ ‫فرزاد كمانگر اعدام مي‌شود اما كسي كه به گفته‌ي‬ ‫آن‌ها بمبگذار پژاكي است از زندان آزاد مي‌گردد؟‬ ‫از طرف ديگر مراكز رسانه‌اي جنگ ويژه با پخش‬ ‫تصاويري از جنازه‌هاي مثله‌شده‌ي گريالها و اعضاي‬ ‫شهيد‌شده‌ي پژاك به‌صورت سي‌دي و تلفني سعي‬ ‫در مرعوب نمودن مردم و دورساختن آن‌ها از پژاك‬ ‫مي‌نمايند‪ .‬به‌عنوان مثال تصاوير رفتار وحشيانه‌ي‬ ‫تيم‌هاي ضدپژاك با جنازه‌ي شهيد چاالك(ايوب‬ ‫فخري) در مريوان و همچنين جنازه‌هاي مثله‌شده‌ي‬ ‫شهداي داالهو كه با زهر مسموم و به شهادت رسيدند‪.‬‬ ‫مركز جنگ ويژه‌ي نظام‪ ،‬فعاليت رسانه‌اي و تبليغي‬ ‫عليه پژاك و ملت كورد را در بسياري مواقع از طريق‬ ‫رسانه‌هاي خارج از ايران صورت مي‌دهد‪ .‬در چارچوب‬ ‫همكاري مراكز جنگ ويژه‌ي ايران و تركيه‪ ،‬بسياري‬ ‫از وقايع مربوط به كوردستان و پژاك به شيوه‌هاي‬ ‫بسيار تحريف‌شده و جنجالي از رسانه‌هاي تركيه منتشر‬ ‫مي‌شود‪ .‬اخبار دروغين مربوط به پژاك از كانال‌هاي‬ ‫تلويزيوني تركيه‌اي‪ ،‬به‌خصوص كانال‌هاي تلويزيوني‬ ‫نزديك به حزب عدالت و توسعه پخش مي‌شوند‪.‬‬

‫به‌عنوان نمونه در همين روزهاي اخير تلويزيون‌هاي‬ ‫تركيه خبري دروغيني مبني بر شهادت هشت تن‬ ‫از گريالهاي پژاك به‌دست نيروهاي جمهوري‬ ‫اسالمي را پخش نمودند‪ .‬از طرف ديگر‪ ،‬ايران از‬ ‫راه‌هاي مختلف بر روي رسانه‌هاي ايراني خارج از‬ ‫كشور تأثير گذاشته و اين رسانه‌ها را به مركزي براي‬ ‫جنگ ويژه عليه پژاك و مبارزه‌ي مردم كوردستان‬ ‫مبدل نموده است‪ .‬راه‌هاي خط‌دهي به برنامه‌هاي اين‬ ‫رسانه‌ها در مورد پژاك و كوردستان به اين ترتيب‌اند‪:‬‬ ‫‪1‬ـ وجود كادرهاي رسانه‌‌اي جنگ ويژه در اين‬ ‫رسانه‌ها‪ :‬در سال‌هاي اخير به دنبال افزايش فشارهاي‬ ‫رژيم بر روزنامه‌نگاران‪ ،‬فعاالن دانشجويي و مدني‪،‬‬ ‫تعداد زيادي از اين افراد به كشورهاي اروپايي و‬ ‫آمريكا فرار كرده‌اند‪ .‬در اين ميان‪ ،‬نهادهاي اطالعاتي‬ ‫رژيم كساني را با عناوين روزنامه‌نگار و فعال‬ ‫دانشجويي و مدني در ميان آن‌ها جا زده و به خارج از‬ ‫كشور فرستاده‌اند‪ .‬اين افراد با استفاده از نياز رسانه‌ها‬ ‫به پرسنل بدان‌جا نفوذ نموده و بر روي برنامه‌ها و‬ ‫جو حاكم بر اين رسانه‌ها تأثيرگذاري مي‌كنند‪.‬‬ ‫‪2‬ـ نظر به اينكه منافع سياسي دولت‌هاي صاحب‬ ‫رسانه‌هاي فارسي‌زبان بر مبناي پشتيباني از ناسيوناليسم‬ ‫ايراني‌ـ فارسي استوار بوده و همچنين كاركنان‬ ‫اين رسانه‌ها بيشتر از اعضا و هواداران گروه‌هاي‬ ‫ناسيوناليست فارس تشكيل مي‌شوند‪ ،‬حساسيت‬ ‫ويژه‌اي نسبت به مبارزات كوردستان دارند و هرگونه‬ ‫اراده و مبارزه‌ي مردم كورد را از ديدگاه امنيتي و با‬ ‫واهمه‌ي تجزيه‌طلبي مي‌نگرند‪ .‬اين نوع نگرش بستر‬ ‫بسيار مناسبي براي جمهوري اسالمي پديد مي‌آورد‬ ‫تا تبليغات مبني بر خشونت‌طلبي‪ ،‬تجزيه‌طلبي و‬ ‫تروريست‌بودن پژاك را از اين رسانه‌ها ـ‌كه خود‬ ‫را دموكراسي‌خواه و مخالف نظام معرفي‌ مي‌نمايندـ‬ ‫پخش نمايد‪ .‬منبع خبري اين رسانه‌ها در مورد وقايع‬ ‫كوردستان‪ ،‬هميشه منابع رسمي و رسانه‌هاي دولتي‬ ‫نظام جمهوري اسالمي ايران است‪ .‬در اين شرايط‪ ،‬اين‬ ‫رسانه‌ها عمال به تريبون جنگ ويژه‌ي نظام بدل شده‌اند‪.‬‬ ‫به‌عنوان مثال تلويزيون صداي آمريكا(‪ )VOA‬در‬ ‫زمينه‌ي مبارزه‌ي تبليغاتي عليه پژاك و مبارزه‌ي‬ ‫آزادي‌خواهي مردم كورد‪ ،‬مصرانه‌تر و وسيع‌تر از‬ ‫رسانه‌هاي خود جمهوري اسالمي عمل مي‌كند‪.‬‬ ‫‪3‬ـ از ديگر طرق تأثيرگذاري بر روي رسانه‌هاي‬ ‫ايراني خارج از كشور استفاده از نفوذ تركيه و ارتباط‬ ‫اين كشور با دولت‌هاي غربي و آمريكاست‪ .‬تركيه‬ ‫با اعمال نفوذ و به‌كار بردن راه‌هاي مختلف سياسي‬ ‫و ديپلماتيك بر روي مراكز برنامه‌ريزي‌كننده‌ي‬ ‫سياسي اين تلويزيون‌ها تأثير گذاشته و ايزوله‌كردن‬ ‫جنبش آزادي‌خواهي كوردستان و به‌خصوص‬ ‫پژاك و همچنين تروريزه‌كردن آن را در دستور‬ ‫كارشان قرار مي‌دهد‪ .‬حتي در بعضي مواقع‬ ‫نهادهاي هماهنگ‌كننده‌ي جنگ ويژه‌ي ميان‬

‫‪15‬‬

‫دو كشور ايران و تركيه‪ ،‬مباحث خاصي را در‬ ‫دستور كار روزانه‌ي اين رسانه‌ها قرار مي‌دهند‪.‬‬ ‫‪4‬ـ احزاب كوردي در امر مشاركت‌‌دادن رسانه‌هاي‬ ‫خارج از كشور در جنگ تبليغاتي رژيم ايران عليه‬ ‫پژاك‪ ،‬ايفاي نقش مي‌كنند‪ .‬از طرفي احزاب جنوب‬ ‫كوردستان به‌ويژه اتحاديه‌ي ميهني كوردستان به‬ ‫علت روابط دوستانه‌اي كه با جمهوري اسالمي‬ ‫دارد‪ ،‬از ارتباط با دولت‌ها‪ ،‬اشخاص و گروه‌هاي‬ ‫سياسي جهت تأثير بر اين رسانه‌ها و هماهنگ‌نمودن‬ ‫آن‌ها با جنگ رواني‌ـ تبليغاتي جمهوري اسالمي‬ ‫استفاده مي‌نمايد‪ .‬اتحاديه‌ي ميهني همچنين در‬ ‫هماهنگي كامل با جمهوري اسالمي‪ ،‬احزاب سنتي‬ ‫شرق كوردستان(به‌خصوص كومله‌ و دموكرات)‬ ‫را مجبور به جايگيري و تأييد حمالت تبليغاتي در‬ ‫رسانه‌هاي فارسي‌زبان خارج از كشور مي‌نمايد‪.‬‬ ‫همچنين اين احزاب به‌خصوص كومله‌ي مهتدي‪،‬‬ ‫به علت ديدگاه‌هاي خصمانه‌ي خود نسبت به‬ ‫پژاك‪ ،‬از روابط خود با اين رسانه‌ها و گروه‌هاي‬ ‫سياسي‌ـ ايراني استفاده نموده و به شيوه‌اي فعال در‬ ‫جريان جنگ تبليغاتي عليه پژاك در رسانه‌هاي‬ ‫فارسي‌زبان خارج از كشور جاي مي‌گيرد‪.‬‬ ‫بعد ديگر اقدامات تبليغي و حمالت رسانه‌اي جنگ‬ ‫ويژه عليه پژاك‪ ،‬جذب افراد به سيستم تبليغي جنگ‬ ‫ويژه به‌عنوان كادر است‪ .‬نظام جمهوري اسالمي‬ ‫ايران به‌دنبال روند مليتاريزه‌كردن روزافزون و‬ ‫ايجاد حالت كودتايي در كوردستان و ايران‪ ،‬تمامي‬ ‫نهادهاي مدني و حقوق بشري را برچيده و يا كامال‬ ‫منفعل نموده است‪ .‬رژيم براي مشروعيت‌يابي اعمال‬ ‫خود و تروريزه‌نمودن پژاك‪ ،‬سعي در به‌كارگيري‬ ‫اسم و امضاي اين نهادها عليه پژاك دارد‪ .‬به‌عنوان‬ ‫مثال رژيم از اسم «جبهه‌ي متحد كورد» كه پس از‬ ‫فوت آقاي بهاءالدين ادب جز اسكلتي چيزي از آن‬ ‫نمانده است جهت محكوم‌نمودن و تروريزه‌كردن‬ ‫فعاليت‌هاي دفاع مشروع پژاك‪ ،‬استفاده‌ي تبليغي‬ ‫مي‌نمايد‪ .‬مثال ديگر «سازمان دفاع از حقوق بشر‬ ‫كوردستان» است كه جمهوري اسالمي‪ ،‬بنيانگذار اين‬ ‫سازمان يعني آقاي محمد صديق كبودوند را به علت‬ ‫فعاليت‌هاي حقوق بشري به زندان انداخته و با وجود‬ ‫چندين بار سكته‌ همچنان در شرايط دشوار زندان نگه‬ ‫مي‌دارد‪ .‬به دنبال عمليات نيروهاي شرق كوردستان(هـ‬ ‫‪.‬ر‪.‬ك) عليه نيروهاي نظامي جمهوري اسالمي در‬ ‫مريوان(كه در پاسخ به اعدام رفيق حسين خضري‬ ‫صورت گرفت)‪ ،‬سخنگوي اين سازمان حقوق بشري‪،‬‬ ‫اجالل قوامي بنا به درخواست مركز جنگ ويژه‌ي‬ ‫ضدپژاك‪ ،‬اين اقدام پژاك را تروريستي خواند‪.‬‬ ‫جالب اينكه اين سازمان به‌دنبال دستگيري آقاي‬ ‫كبودوند با فشارهاي رژيم و همچنين فرار بيشتر فعالين‬ ‫ت‬ ‫آن به خارج از كشور‪ ،‬كامال منفعل شده و مد ‌‬ ‫درازي است كه هيچ‌گونه واكنشي در مورد اعمال‬


‫‪16‬‬

‫تروريستي دولت ايران در كوردستان نشان نداده است‪.‬‬ ‫در زمينه‌ي نفوذ دولت در فعاليت‌هاي جامعه‌ي‬ ‫مدني و حقوق بشري مي‌توان به بيانيه‌اي که «انجمن‬ ‫جهاني پاسداشت حقوق بشر در ايران» در تاريخ‬ ‫‪ 17‬فروردين ‪ 1390‬در پايگاه اطالع‌رساني خود‬ ‫منتشر نموده اشاره کرد‪ .‬چکيده‌ي متن آن چنين‬ ‫است‪ :‬مجيد محمدي جامعه‌شناس‪ ،‬در مقاله‌اي با‬ ‫عنوان «ده اقدام حکومت جمهوري اسالمي براي‬ ‫مقابله با مخالفان» از اقدام‌هاي دهگانه‌ي نظام حاکم‬ ‫بر ايران براي خاموش‌کردن صداي مخالفان پرده‬ ‫برمي‌دارد‪ .‬از موارد دهگانه‌ي مورد اشاره‌ي مجيد‬ ‫محمدي ايجاد و راه‌اندازي «سازمان‌هاي حقوق‬ ‫بشري و غير انتفاعي» جعلي‪ ،‬قالبي و کاذب است‪.‬‬ ‫معموال براي راه‌اندازي اين «سازمان‌هاي حقوق بشري‬ ‫و غير انتفاعي» جعلي‪ ،‬قالبي و کاذب‪ ،‬دستگاه‌هاي‬ ‫وابسته به سيستم جاسوسي و ضد اطالعاتي نظام‬ ‫حاکم بر ايران کار را در دو مرحله به انجام مي‌رساند‪:‬‬ ‫اول ‪ -‬نفوذ در شبکه‌هاي موجود اجتماعي و آغاز‬ ‫به رشد سرطاني در ميان آنها و جذب هواداران و‬ ‫اعضاي شبکه با استفاده از راهکارهاي مختلف مانند‬ ‫تطميع مالي يا تهديد جاني يا نيرنگ عقيدتي و ايماني‪.‬‬ ‫دوم ‪ -‬فرستادن پرسشنامه براي اعضا و هواداران‬ ‫جذب‌شده و فريب‌خورده‪ .‬اين پرسشنامه‌ها از طريق‬ ‫فضاي مجازي مثل اي‌ـ ميل و فيس بوک به‌طور‬ ‫وسيع انتشار مي‌يابد و هدف از انتشار آن کسب‬ ‫حداکثر اطالعات در مورد اعضاي شبکه و گروه‌هاي‬ ‫فعال مستقل حقوق بشري و مدافع حقوق اقليت‌هاي‬ ‫قومي و مذهبي در خارج کشور و يا داخل کشور‬ ‫است‪ .‬سئواالت طرح‌شده در اين پرسشنامه‌ها به‌طور‬ ‫آشکاري جنبه جاسوسي و اطالعاتي دارد‪ .‬هدف‬ ‫از اين کار و فرستادن پرسشنامه‌ها‪ ،‬تکميل کردن‬ ‫اطالعات مربوط به ايرانيان خارج کشور و کامل‬ ‫کردن «بانک اطالعاتي» دستگاه‌هاي جاسوسي نظام‬ ‫جمهوري اسالمي و جذب و فريب و فروپاشاندن‬ ‫شبکه‌هاي منتقدان و مبارزان و مخالفان است‪ .‬نکته‌ي‬ ‫جالب آن است دستگاه‌هاي جاسوسي نظام حاکم بر‬ ‫ايران از طريق عوامل نفوذي خود سعي در راه‌اندازي‬ ‫«سازمان‌هاي حقوق بشري و غير انتفاعي» جعلي و‬ ‫قالبي براي خنثي‌کردن فعاليت سازمان‌هاي مستقل‬ ‫مدافع حقوق بشر و اقليت‌هاي قومي و مذهبي دارد‬ ‫و با اين کار مي‌کوشد که عالقمندان فعاليت در‬ ‫راه دفاع از حقوق بشر و حقوق تنوع‌هاي قومي و‬ ‫ديني را جذب سازمان‌هاي قالبي و مجعول خود‬ ‫کرده و ريشه‌ي فعاليت‌هاي مستقل خارج کشور‬ ‫را کامال بخشکاند‪( /.‬پايان نقل چکيده‌ي بيانيه)‬ ‫در چارچوب اجراي پروژه‌ي ضدپژاك‪ ،‬حفاظت‬ ‫اطالعات سپاه پاسداران و وزارت اطالعات به دنبال‬ ‫اعمال فشار و شكنجه و يا تطميع از روزنامه‌نگاران‪،‬‬ ‫فعالين دانشجويي‪ ،‬فعالين مدني و حقوق بشري و‬

‫پليد‬

‫زوايايجنگي‬

‫وبالگ‌نويسان دستگيرشده مي‌خواهد كه با نوشتن خواستند که به آنجا بروم‪ .‬وقتي که به اداره‌ي اطالعات‬ ‫مقاله‪ ،‬نامه‌هاي سرگشاده و خبرسازي و همچنين اصفهان مراجعه کردم ديدم که همان خواسته‌هاي قبلي‬ ‫بازكردن سايت و وبالگ(رسانه‌هاي اقماري) عليه اداره‌ي اطالعات سنندج را مطرح مي‌کنند اما اين‌بار‬ ‫پژاك و تروريست‌ نشان‌دادن پژاك‪ ،‬با آن‌ها همكاري آنها به‌جاي وبالگ‌نويسي از من مي‌خواستند که بر‬ ‫نمايند‪ .‬نيروهاي اطالعاتي نظام در صورت همكاري عليه پژاک با سايت تابناک يا بخش ‪ 8.30‬خبري‬ ‫اين اشخاص‪ ،‬پرونده‌ي آنها را بسته و كمك‌ها و شبکه‌ي دوم مصاحبه کنم و از جوانان بخواهم که‬ ‫تسهيالت مادي براي آنها فراهم مي‌آورد‪ .‬به‌عنوان به صفوف گريال ملحق نشوند‪ ،‬و بعد از مصاحبه آنها‬ ‫مثال نامه‌‌ي سرگشاده‌اي كه اشخاصي به نام مختار به من اجازه‌ي ادامه‌ تحصيل خواهند داد و به علت‬ ‫زارعي و آزاد نمكي با امضاي اعضاي كميته‌ي عدم همکاري من‪ ،‬مرا از حق تحصيل که از اوليه‌ترين‬ ‫مركزي جبهه‌ي متحد كورد در تاريخ ‪ 13‬اسفند حقوق هر انساني مي‌باشد محروم کردند‪ .‬البته اين‬ ‫‪ 1389‬خطاب به رياست پژاك رفيق حاجي احمدي مورد را نيز بيان نمايم که در مدتي که در زندان بودم‬ ‫نوشتند‪ ،‬در چارچوب همين مسئله و بنا به درخواست شاهد بودم که رژيم جمهوري اسالمي براي پيشبرد‬ ‫مركز جنگ ويژه انجام گرفت‪ .‬در اثبات اين مسئله توطئه‌هايش بر عليه پژاک‪ ،‬از اين افراد به اصالح‬ ‫مي‌توان به سخنان جمال رحماني فعال دانشجويي و حقوق بشري و مدني استفاده مي‌کند و آنها را وادار به‬ ‫وبالگ‌نويس اشاره نمود كه به صراحت مي‌گويد تبليغات وسيع بر عليه پژاک مي‌کند‌‪ ،‬حال اين تبليغات‬ ‫كه به هنگام دستگيري و بازجويي و شکنجه توسط چه وبالگ‌نويسي باشد چه مصاحبات تلويزيوني‪.‬‬ ‫اطالعات از وي خواسته‌اند كه با بازكردن وبالگ‪،‬‬ ‫بر ضد‌پژاك و در راستاي تروريستي‌خواندن آن‬ ‫نوشته‌هايي را منتشر نمايد‪ .‬او همچنين مي‌گويد ـ اقدامات مركز جنگ ويژه در زندان عليه‬ ‫پژاك ‪:‬‬ ‫كه نيروهاي اطالعاتي اين درخواست را از تمامي‬ ‫روزنامه‌نگاران‪ ،‬وبالگ‌نويسان‪ ،‬فعالين مدني و نظام جمهوري اسالمي ايران‪ ،‬قصد دارد همه‌ي ايران‬ ‫دانشجويي كورد مي‌نمايند‪ .‬رژيم در راستاي اين را به يك زندان بزرگ مبدل كند‪ .‬زندان‌ها در واقع‬ ‫برنامه‌‪ ،‬توانسته اشخاصي را وادار به همكاري ماكت سيستمي هستند كه جمهوري اسالمي ايران‬ ‫و جايگيري در جنگ ويژه‌ي تبليغاتي نمايد و مي‌خواهد در جامعه پياده كند‪ .‬موفقيت نظام در‬ ‫وبالگ‌هايي با نام‌هاي دقت‌برانگيز «ضدپژاك‪ ،‬سياست‌هاي خود بر عليه زندانيان و مبارزان زنداني‪،‬‬ ‫دژه‌په‌ژاك و آنتي‌پژاك» راه‌اندازي نمايد‪ .‬جمال موفقيت او در سياست‌هايش عليه جامعه خواهد بود‪.‬‬ ‫رحماني در بخشي از نوشته‌هاي خود در وبالگ نظام همه‌ي سياست‌ها و جنگ ويژه‌اي را كه بر عليه‬ ‫شخصي‌اش با آدرس ‪ jamalkurd.blogfa.com‬جامعه و مبارزه‌ي آن به‌كار مي‌برد‪ ،‬در زندان‌ها نيز‬ ‫چنين آورده است‪ :‬اينجانب جمال رحماني فعال آن‌ها را به همان صورت پياده مي‌كند‪ .‬اين نظام‪ ،‬در‬ ‫حقوق بشري و فعال دانشجويي در سال ‪ 87‬به همراه واقع همه‌ي اميدهاي خود را به زندان بسته است‪.‬‬ ‫هم‌اتاقي خود در منزل دانشجويي‌ام در اصفهان توسط شكست نظام در زندان‌ها‪ ،‬شكست سياست‌هاي او در‬ ‫نيروهاي امنيتي دستگير شدم‪ .‬بعد از چند روز مرا به كل جامعه خواهد بود‪ .‬بنابراين زندان ميدان مبارزه‌ي‬ ‫اداره‌ي اطالعات سنندج منتقل کردند‪ .‬در اطالعات جامعه و رژيم است‪ .‬جنگ اراده ميان مبارزين‬ ‫سنندج بازجويي‌ها با فشار و شکنجه ادامه داشت‌‪ ،‬آنها زنداني و نظام‪ ،‬جنگ تعيين‌كننده‌اي است‪ .‬از ديدگاه‬ ‫با آگاهي از اينکه من فعال حقوق بشر و وبالگ‌نويس پژاك‪ ،‬زندان يكي از عرصه‌هاي اصلي مبارزه است‪.‬‬ ‫هستم از من مي‌خواستند که در زمينه‌ي وبالگ‌نويسي جمهوري اسالمي‪ ،‬در تاريخ خود براي درهم‌شكستن‬ ‫بر عليه پژاک با آنها همکاري کنم و هر بار با مقاومت اراده‌ي زندانيان سياسي توانسته شبح مرگ را بر جامعه‬ ‫من در برابر خواسته‌هاي آنها‪ ،‬تهديد مي‌کردند که در حاكم گرداند‪ .‬هر لحظه مقاومت يك مبارز در زندان‪،‬‬ ‫صورت قبول نکردن خواسته‌ي آنها‪ ،‬برادرم را که در نمودي از مقاومت جامعه و تسليم‌ناپذيري آن است‪.‬‬ ‫زندان ديزل‌آباد کرماشان بود‪ ،‬اعدام خواهند کرد‪ .‬به همين دليل است كه در زندان همه‌ي سياست‌هاي‬ ‫پس از حدود دو ماه فشار و شکنجه در دادگاهي چند به‌تسليميت‌كشانيدن از ترس از مرگ گرفته تا‬ ‫دقيقه‌اي و بدون داشتن مدرکي و فقط به دليل قبول شكنجه‪ ،‬تجاوز‪ ،‬معتادسازي‪ ،‬به خيانت كشانيدن و‬ ‫نکردن خواسته‌هاي آنها به سه سال حبس تعليقي و به زانو درآوردن از سوي نظام بر زندانيان تحميل‬ ‫هشت ماه حبس تعزيري محکوم شدم‪ .‬پس از آزادي مي‌شود‪ .‬چهره‌ي واقعي نظام با همه‌ي عرياني خود و‬ ‫از زندان وقتي که براي ثبت نام به دانشگاه مراجعه اراده‌ي راستين مبارزان‪ ،‬در زندان آشكار مي‌گردد‪.‬‬ ‫نمودم‪ ،‬از ثبت نام من خودداري نمودند و اعالم به دنبال افزايش موج دستگيري‌ها از سال ‪ 1385‬به‬ ‫کردند که بر طبق دستور اداره‌ي اطالعات اصفهان بعد‪ ،‬مقاومت زندانيان مبارز پژاك آغاز گرديد‪.‬‬ ‫از دانشگاه اخراج هستم‪ .‬بعد از چند روز از طرف سازماندهي زندگي جمعي در زندان‪ ،‬اعتراضات‪،‬‬ ‫اداره‌ي اطالعات اصفهان با من تماس گرفتند و از من اعتصابات(نمونه‌ي برجسته‌ي آن اعتصاب سرتاسري‬


‫پليد‬

‫زوايايجنگي‬

‫‪ 47‬روزه‌ است) و ايستار اراده‌مند در مقابل فشارهاي‬ ‫رژيم در زندان‪ ،‬تحولي تاريخي در مبارزه‌ي زندانيان‬ ‫سياسي ايجاد نمود‪ .‬رژيم در پي درهم‌شكستن‬ ‫اراده‌ي زندانيان پژاك‪ ،‬از همه‌ي ترفندهاي جنگ‬ ‫ويژه استفاده كرد‪ .‬تسليم‌ناپذيري رفقاي پژاكي در‬ ‫زندان‌ها‪ ،‬به مبارزات سياسي در سطح جامعه نيز جان‬ ‫دوباره‌اي بخشيده است‪ .‬اعدام رفيق حسن حكمت‬ ‫دمير(عگيد) در زندان خوي در سال ‪ 1386‬در واقع‬ ‫نشان از اوج‌گيري جنگ ويژه‌ي نظام عليه جامعه‌ي‬ ‫كوردستان داشت‪ .‬از اين پس در مراحل مختلف‪،‬‬ ‫اعدام رفقاي پژاكي به وقوع پيوست‪ .‬برخالف‬ ‫انتظار نظام‪ ،‬اين اعدام‌ها مبارزات زندانيان را ارتقا‬ ‫داد‪ .‬مقاومت رفقاي زنداني در زير شكنجه‌‌هاي نظام‬ ‫و ايستار قهرمانانه‌ي آنان در برابر اعدام‪ ،‬روحيه‌ي‬ ‫ايستادگي مردم را در برابر تجاوزات نظام افزايش‬ ‫داده و اعتراضات گسترده‌اي را به دنبال داشت‪ .‬با‬ ‫اوج‌گيري مخالفت در درون جامعه‌ي كوردستان‪،‬‬ ‫مراكز جنگ ويژه در مقابل آن به حركت درآمدند‪.‬‬ ‫جنگ رواني و تبليغي‌ اصلي‌اي كه مراكز جنگ ويژه‬ ‫بر عليه مقاومت زندانيان سياسي به‌راه انداختند‪ ،‬حمله‬ ‫به فلسفه‌ي مقاومت و تالش در بيهوده‌‌ نشان‌دادن آن‬ ‫بود‪ .‬از طرفي بازجويان‪ ،‬شكنجه‌گران‪ ،‬مديران زندان‪،‬‬ ‫قضات و همه‌وهمه در پي دعوت رفقاي زنداني‬ ‫به دست‌كشيدن از مقاومت‪ ،‬انكار هويت سياسي‬ ‫خود و رد مبارزه بودند و از طرف ديگر عامالن‬ ‫جنگ ويژه در خارج از زندان با طرح اين مسئله كه‬ ‫«زندانيان سياسي بايد جان خودشان را نجات دهند‬ ‫و نبايد كسي از هويت سياسي آنها دم بزند» در پي‬ ‫اشاعه‌ي فرهنگ تسيليمت در داخل زندان و در جامعه‬ ‫بودند‪ .‬اين عامالن جنگ ويژه كه گاهي تحت نام‬ ‫فعال مدني‪ ،‬گاهي تحت نام مدافع حقوق بشر و گاه‬ ‫تحت نام فعال سياسي ظاهر مي‌شدند با بيهوده‌خواندن‬ ‫مقاومت قهرمانانه‌ي رفقاي زنداني‪ ،‬پژاك را متهم‬ ‫به گناه ناشناخته‌اي تحت ‌عنوان «شهيدپروري»‬ ‫مي‌نمودند‪ .‬آنان‪ ،‬پژاك را به علت دفاع از زندانيان‬ ‫سياسي و هويت سياسي آنها متهم به «به ‌كشتن‌دادن»‬ ‫اين زندانيان مي‌نمودند‪ .‬اين اتهامات در حالي مطرح‬ ‫مي‌شد كه دعوت عامالن جنگ ويژه از رفقاي زنداني‬ ‫براي «به كشتن ندادن خود» به شكست انجاميده بود‪.‬‬ ‫همه‌ي رفقاي اعدام‌شده به علت آنكه حاضر به‬ ‫قبول تسليميت و رد هويت سياسي و مبارزاتي خود‬ ‫نشدند‪ ،‬اعدام گشتند‪ .‬اين رفقا‪ ،‬سمبل اصرار پژاك در‬ ‫مبارزه هستند‪ .‬پژاك چگونه مي‌تواند هويت سياسي‬ ‫آنها را انكار نمايد؟ اين‪ ،‬خيانتي خواهد بود به اين‬ ‫رفقا‪ ،‬هويت مبارزاتي آنها و خلقي كه برايش مبارزه‬ ‫كرده‌اند‪ .‬مواردي كه مركز جنگ ويژه در زندان‌ها و‬ ‫در برابر زندانيان سياسي بر آن تكيه مي‌كند‪ ،‬اثباتي‬ ‫است بر هماهنگي اين سياست‌ها و عامالن آنها در‬ ‫داخل و خارج از زندان‪ .‬كارگزاران جنگ ويژه‬

‫قصد دارند با شخصي‌نمودن مسئله‌ي زندانيان سياسي‪،‬‬ ‫آنان را از ادامه‌ي مبارزه بازدارند‪ .‬آنان قصد دارند‬ ‫زندانيان سياسي را در طي پروسه‌ي شخصي‌كردن‬ ‫مبارزه‌ي آن‌ها‪ ،‬به اعتراف به «اشتباه بودن مبارزه بر‬ ‫عليه نظام» وادارند‪ .‬از طرفي به‌طور وسيعي سعي در‬ ‫القاي اين حالت رواني به زنداني سياسي دارند كه‬ ‫مبارزه‌ي تو هيچ فايده‌اي ندارد‪ ،‬تو تنها مانده‌اي‪،‬‬ ‫كسي به فكر تو نيست و اگر ادامه بدهي خواهي مرد‬ ‫و نتيجه‌اي نخواهي گرفت‪ .‬سايكولوژي تنهايي‪ ،‬يكي‬ ‫از فلسفه‌هاي ايجاد زندان است‪ .‬اين فلسفه‪ ،‬در درون‬ ‫جامعه نيز با عناوين «از من كه كاري برنمي‌آيد»‪،‬‬ ‫«مبارزه نتيجه‌اي دربر ندارد» و «كسي به فكر مبارزه‬ ‫نيست» بروز مي‌كند‪ .‬اين آيه‌هاي يأس را مراكز جنگ‬ ‫ويژه به‌صورت سيستماتيك و مكرر به گوش جامعه‬ ‫مي‌خوانند‪ .‬در نتيجه‌ي اين جنگ رواني‪ ،‬مي‌خواهند‬ ‫زنداني سياسي به اين نتيجه برسد كه بايد به فكر نجات‬ ‫زندگي خود باشد‪ .‬در اين مرحله زنداني به رد اهداف‬ ‫مبارزاتي و هويت سياسي‌ـ مبارزاتي خود مي‌پردازد‬ ‫و به‌عنوان يك مبارز سياسي خود ُكشي مي‌كند‪ .‬اين‪،‬‬ ‫نقطه‌ي پيروزي نظامي است كه مي‌خواهد فلسفه‌ي‬ ‫خودكشي را تحت ‌عنوان زندگي‪ ،‬در جامعه رواج‬ ‫دهد‪ .‬رد مداوم هويت خود‪ ،‬همان گام‌برداري در مسير‬ ‫ضعيفه‌شدگي است‪ .‬يك مبارز سياسي و آزادي‌خواه‬ ‫براي مبارزه با ضعيفه‌شدگي جامعه به‌پا خاسته است و‬ ‫نمي‌تواند با قبول ضعيفه‌شدگي‪ ،‬خود را مبارز بداند‪.‬‬ ‫آنان كه مبارزان زنداني را دعوت مي‌كنند كه به‬ ‫فكر زندگي خود باشند‪ ،‬فراموش كرده‌اند كه اين‬ ‫مبارزان زندگي را در رد تسليميت تعريف كرده‌اند‬ ‫و خودبودن خويش را با هويت اراده‌مند و اجتماعي‬ ‫خود شناخته‌اند‪ .‬فرزاد كمانگر‪ ،‬زندگي را در آزاد‬ ‫ماندن‪ ،‬و خودبودن خويش را در شاگردان كوچكش‬ ‫و آزاد‌زيستن آنها مي‌ديد‪ .‬شيرين علم‌هولي‪ ،‬زندگي‬ ‫را در اراده‌ي زن‌بودن‪ ،‬و خودبودن خويش را در‬ ‫دختران كوردي مي‌ديد كه نمي‌بايد خودسوزي‬ ‫كنند بلكه بايد براي آزادي خويش بجنگند‪ .‬چنان‌كه‬ ‫خطاب به شكنجه‌گران خويش مي‌گويد‪« :‬مي‌توانيد‬ ‫جانم را از من بستانيد اما هرگز نمي‌توانيد شرفم را از‬ ‫من بگيريد»‪ .‬فرهاد وكيلي‪ ،‬در برابر تهديدهاي جالدان‬ ‫خود مي‌گويد‪« :‬مرگ اگر اژدهاست‪ ،‬در دل من‬ ‫مورچه‌ايست بي‌آزار؛ مرگ براي من سعادتي است‬ ‫هديه‌شده از سوي دوست زيرا براي ملت است»‪ .‬شهيد‬ ‫فرهاد اين مقاومت را به زماني پيوند مي‌دهد كه به‬ ‫پاكي دختران زاگرس شهادت داده و شجاعت پسران‬ ‫آرارات و قنديل را ستوده است‪ .‬كساني كه هويت‬ ‫سياسي و مبارزاتي اين شهدا را زير سؤال مي‌برند‪،‬‬ ‫بايد بدانند كه براي اين مبارزان‪ ،‬نه زندگي تداوم‬ ‫شرمناك سربه‌زيري است‪ ،‬و نه خود‌بودن عبارت از‬ ‫چشم‌ها و دهان‌هاي سيري‌ناپذير و جيب‌هاي هميشه‬ ‫باز و پرناشدني است‪ .‬آنان كه از چند روز بازداشت‬

‫‪17‬‬

‫تصادفي خود براي پرش به خارج و زندگي بي‌دردسر‬ ‫در غرب استفاده مي‌كنند‪ ،‬با چه جرأتي نمادهاي‬ ‫مقاومت جامعه‌ي كوردستان را بي‌هويت مي‌خواهند؟‬ ‫مراكز جنگ ويژه همچنان در تالشند تا مبارزه را‬ ‫به‌عنوان «گناه» جلوه داده و زنداني مبارز را به طلب‬ ‫عفو در مقابل «گناهي كه مرتكب شده است» وادارند‪.‬‬ ‫بعضي از مدافعان حقوق بشر و وكال تحت عنوان‬ ‫نجات جان زندانيان سياسي‪ ،‬سعي مي‌كنند آنان را‬ ‫ناداناني فريب‌خورده‌ جلوه دهند كه ناخواسته بدين‬ ‫راه پا‌گذاشته‌اند‪ .‬اين تحقير بزرگي است نسبت به‬ ‫مبارزي كه با درك و شناخت عميق دردهاي جامعه‌ي‬ ‫خود و قبول مبارزه براي آزاد‌ي مردم خويش‪ ،‬در راه‬ ‫آزادي‌خواهي گام برداشته است‪ .‬يك مبارز آزادي‌خواه‬ ‫پژاكي‪ ،‬نه يك گناه‌كار است و نه يك فريب‌خورده‬ ‫بلكه انعكاس خواست آزادي‌خواهي مردمي است‬ ‫كه يك نظام ويرانگر و ضداجتماعي‪ ،‬همه‌ي راه‌هاي‬ ‫زندگي آزاد را بر روي او بسته است‪ .‬آنان كه كشتار‪،‬‬ ‫شكنجه‪ ،‬فقر و بي‌ارادگي را به جامعه‌ي كورد تحميل‬ ‫مي‌نمايند گناهكارند و بايد طلب عفو نمايند و‬ ‫فريب‌خوردگان كساني هستند كه دانسته يا نادانسته‬ ‫در خدمت سياست‌هاي جنگ ويژه عمل مي‌كنند‪.‬‬ ‫پژاك‪ ،‬برخالف احزاب سنتي‪ ،‬يك مبارز زنداني را‬ ‫يك مُهره‌ي سوخته نمي‌داند‪ .‬يك مبارز زنداني‪ ،‬با‬ ‫مقاومت در برابر هر شكنجه‌ي جسمي و رواني‪ ،‬بر‬ ‫مقاومت جامعه در برابر نظام متجاوز مي‌افزايد‪ .‬يك‬ ‫زنداني سياسي‪ ،‬بيشتر از يك فرد سياسيِ بيرون از‬ ‫زندان‪ ،‬مبارز محسوب مي‌شود‪ .‬فرهنگ مقاومت‬ ‫سياسي زندانيان مبارز‪ ،‬از مسئوليت‌پذيري آنها‬ ‫به‌عنوان اشخاص انقالبي نسبت به جامعه‌شان برمي‌آيد‬ ‫و فرهنگ مقاومت آن‌ها انعكاس فرهنگ مقاومت در‬ ‫ايدئولوژي‪ ،‬شخصيت و سازمان آنهاست‪ .‬از مبلغان‬ ‫«ايدئولوژي انفعال» در جامعه نمي‌توان انتظار داشت‬ ‫كه فرهنگ مقاومت در زندان را ترويج دهند‪ .‬كساني‬ ‫كه به دليل صيانت پژاك از هويت سياسي زندانيان‬ ‫پژاكي‪ ،‬آن را متهم به «به كشتن دادن» آنها مي‌كنند‪،‬‬ ‫آيا جوابي براي اين دارند كه چرا اعضاي سازمان‌هايي‬ ‫كه سكوت كامل اختيار كرده‌اند‪ ،‬اعدام مي‌شوند؟‬ ‫مراكز جنگ ويژه عالوه بر تداوم شكنجه‌هاي روحي‬ ‫و جسمي و به دار آويختن زندانيان سياسي‪ ،‬در پي‬ ‫آنند كه با ايجاد تغييرات در سيستم نظارت بر زندانيان‬ ‫سياسي مانع از سازماندهي و ادامه‌ي مبارزه در ميان‬ ‫آن‌ها شوند‪ .‬از آن جمله مي‌توان به نصب دوربين‌ در‬ ‫همه‌ي نقاط زندان‪ ،‬ازهم جدا نمودن زندانيان سياسي‬ ‫و اعمال فشار بيشتر بر خانواده‌هاي آنان اشاره كرد‪.‬‬ ‫مراكز جنگ ويژه‌ي تركيه از طريق مقامات حزب‬ ‫عدالت و توسعه به دولت ايران پيشنهاد كرده‌اند كه‬ ‫با ساختن چند زندان مدرن در شهرهاي مركزي‪،‬‬ ‫واكنش‌هاي جامعه‌ي بين‌المللي را نسبت به مسئله‌ي‬ ‫«شكنجه در ايران»‪ ،‬كاهش دهد و همگام با آن به‬


‫‪18‬‬

‫احداث زندان‌هاي مخفي جهت زندانيان سياسي و‬ ‫به‌خصوص زندانيان سياسي كورد كه واكنش‌هاي‬ ‫جهاني در قبال مسئله‌ي آنها كمتر است‪ ،‬بپردازد‪.‬‬ ‫ـ اقدامات مركز جنگ ويژه جهت مافيايي‬ ‫‌جلوه‌دادن(كريميناليزه‌‌كردن) پژاك ‪:‬‬ ‫مافيا جلوه‌دادن پژاك‪ ،‬اولين گام براي تروريزه‌كردن‬ ‫ي جلوه‌دادن مبارزات كوردي از‬ ‫آن است‪ .‬مافياي ‌‬ ‫شيوه‌هاي معمول نظام در كوردستان بوده است‪ .‬بر‬ ‫طبق اين شيوه‪ ،‬اهداف آزادي‌خواهي جنبش مبارزاتي‬ ‫كوردستان تحريف شده و در درون موجي از تبليغات‬ ‫منفي كه به افكار عمومي ارائه مي‌گردد‪ ‌،‬ناپديد‬ ‫مي‌شوند‪ .‬مافيايي جلوه‌دادن مبارزات مردم كورد‪،‬‬ ‫از مبارزات كوردستان تابلويي خشن و ضدمردمي‬ ‫ارائه مي‌دهد كه در آن عده‌اي خارج از خواسته‌هاي‬ ‫جامعه‌ي كوردستان با تحميل فشار بر مردم و اقدام‬ ‫به فعاليت‌هاي مافيايي‪ ،‬سعي دارند مردم كوردستان‬ ‫را در برابر نظامي كه با رضايت خاطر سياست‌هاي‬ ‫آن را قبول كرده‌اند‪ ،‬بشورانند‪ .‬اين تابلو‪ ،‬توجيه‌گر‬ ‫تعريف نظام از كورد‌ مطلوب و نامطلوب است‪.‬‬ ‫مافيا جلوه‌دادن پژاك‪ ،‬در واقع پوششي است بر‬ ‫اعمال مافيايي نظام در كوردستان‪ .‬با اين عمل‪ ،‬نظام‬ ‫مي‌خواهد زمينه‌سازي ذهنيتي در افكار عمومي‬ ‫ايجاد نمايد كه در آن همه‌ي اعمال ضدانساني‬ ‫خود را به پژاك نسبت دهد‪ .‬از آنجايي كه مراكز‬ ‫جنگ ويژه و به‌خصوص گروه‌هاي ضدپژاك كه‬ ‫جهت اقدامات مافيايي در كوردستان ايجاد شده‌اند‬ ‫در حقيقت خود گروه‌هايي مافيايي مي‌باشند‪،‬‬ ‫بنابراين مافيايي‌ جلوه‌دادن پژاك در اين مرحله در‬ ‫وسعت بيشتري مطرح مي‌شود‪ .‬اگر نظام مبارزه‌ي‬ ‫آزادي‌خواهي مردم كوردستان را مافيايي جلوه‬ ‫ندهد‪ ،‬در اين‌صورت چگونه مي‌خواهد اين‌همه قتل‪،‬‬ ‫آدم‌ربايي‪ ،‬قاچاق‪ ،‬فحشا و اعتياد را كه در چارچوب‬ ‫پروژه‌ي ضدپژاك صورت مي‌گيرند توجيه نمايد؟‬ ‫نظام جمهوري اسالمي ايران كه به حساسيت جامعه‌ي‬ ‫كوردستان نسبت به مسائل ضداخالقي مانند اعتياد‪،‬‬ ‫فحشا و قاچاق مواد مخدر واقف است‪ ،‬سعي دارد‬ ‫از طرفي با اشاعه‌ي اين موارد در جامعه‪ ،‬سياست‌هاي‬ ‫خود را اعمال نمايد و از طرف ديگر با نسبت‌‌دادن‬ ‫آن‌ها به پژاك‪ ،‬از محبوبيت پژاك كاسته و چهره‌ي‬ ‫آن را خدشه‌دار نمايد‪ .‬مراكز جنگ ويژه‪ ،‬با تبليغات‬ ‫وسيع رسانه‌اي و فرهنگي‪ ،‬سعي در تلقين چهره‌اي‬ ‫كامال جنايتكار و مافيايي از جنبش آزادي‌خواهي مردم‬ ‫كورد دارد و در اين راستا هزينه‌هاي هنگفتي صرف‬ ‫تهيه‌ي فيلم‌ها و مستندهاي تلويزيوني مي‌گردد‪ .‬دولت‬ ‫ايران با استفاده از كارهاي مركز جنگ ويژه‌ي تركيه‬ ‫در اين زمينه‪ ،‬سعي در القاي اين ديدگاه به جامعه‌ي‬

‫پليد‬

‫زوايايجنگي‬

‫ايران و كوردستان دارد كه جنبش‌هاي سياسي كورد‬ ‫ماهيتا شبكه‌هايي مافيايي هستند(در اين رابطه عامالن‬ ‫جنگ ويژه‪ ،‬فيلم‌ها و سريال‌هاي محصول تركيه را‬ ‫كه بر محور مافيايي‌بودن جنبش آزادي‌خواهي كورد‬ ‫در شمال كوردستان تهيه گرديده و به فارسي دوبالژ‬ ‫شده‌اند‪ ،‬به‌شكل سي‌دي در ايران و كوردستان پخش‬ ‫مي‌كنند)‪ .‬از جانب ديگر‪ ،‬جمهوري اسالمي ايران‬ ‫با وقوف بر حساسيت بين‌المللي به مسئله‌ي مافيا و‬ ‫قاچاق‪ ،‬سعي بر آن دارد با مافيايي جلوه‌دادن پژاك‬ ‫راه را براي ضديت جامعه‌ي بين‌المللي با جنبش مردم‬ ‫كوردستان و تروريزه‌نمودن آن هموار نمايد‪ .‬مراكز‬ ‫جنگ ويژه همچنين با تبليغات وسيعي كه در اين زمينه‬ ‫به راه مي‌اندازند‪ ،‬قصد مشروعيت‌بخشي به حمالت‬ ‫خود به مبارزه‌ي مردم كوردستان را دارند‪ .‬مراكز‬ ‫جنگ ويژه‌ي ايران و تركيه(به‌خصوص گروه‌هاي‬ ‫ضدپژاك و ژيتم) در همكاري وسيع با همديگر‪،‬‬ ‫در ترانزيت بزرگ مواد مخدر از افغانستان به اروپا‬ ‫نقش درجه اول را بازي مي‌كنند‪ .‬آنان از طرفي در‬ ‫فرآيند ترانزيت مواد مخدر و قاچاق انسان‪ ،‬ارتباطات‬ ‫وسيعي با شبكه‌هاي قاچاق مواد مخدر و انسان ايجاد‬ ‫نموده و از آنها در زمينه‌هاي مختلف جاسوسي‪،‬‬ ‫امنيتي و عملياتي استفاده مي‌كنند و از سوي ديگر‬ ‫با نسبت‌دادن اين كار به جنبش‌ آزادي‌خواهي مردم‬ ‫كوردستان همانند پكك و پژاك آن‌ها را مافيايي‬ ‫جلوه داده و تروريزه مي‌نمايند‪ .‬مراكز جنگ ويژه‬ ‫همچنين از راه قاچاق مواد مخدر و انسان‪ ،‬پول‌هاي‬ ‫كالني به دست مي‌آورند كه با صرف بخشي از آن‬ ‫در زمينه‌ي خريد و پخش تسليحات قاچاق در ميان‬ ‫واحدهاي خود و همچنين گروه‌هاي وابسته به دولت‪،‬‬ ‫ناامني را در مناطق كوردستان به حداكثر مي‌رسانند‪.‬‬ ‫مراكز جنگ ويژه‪ ،‬كاسبكاران مرزي كوردستان‬ ‫را كه كاالهاي معمولي را در بُعد محدود ردوبدل‬ ‫مي‌كنند‪ ،‬به‌عنوان قاچاقچيان خطرناك مي‌شناسانند‬ ‫و با مبالغه‌ كردن آن‌ها و تحت نام «باندهاي بزرگ‬ ‫قاچاق مرتبط با پژاك»‪ ،‬درصدد است قتل‌عام‬ ‫كاسبكاران مرزي را موجه جلوه داده و از طرف‬ ‫ديگر كمك‌هاي مردم كوردستان به پژاك را‬ ‫به‌عنوان منابع نامشروع مادي نشان دهد(رژيم در‬ ‫اعترافات تلويزيوني تسليمي‌ها و همچنين كساني كه‬ ‫به زور آنها را وادار به اعتراف كرده‌ است‪ ،‬از آنان‬ ‫مي‌خواهد تا با خواندن نوشته‌هاي از پيش آماده‌شده‪،‬‬ ‫پژاك را مافيايي‌ و مرتبط با شبكه‌هاي قاچاق نشان‬ ‫دهند‪ .‬اعترافات زينب آذر و گفته‌هاي جمال قزاقي‬ ‫نمونه‌هايي از اين دست مي‌باشند‪ .‬جمال قزاقي‬ ‫چنين مي‌گويد‪ :‬خود اطالعات به من گفت كه بگو‬ ‫حاجي احمدي مرا بدبخت كرد‪ .‬مي‌گفتند بگو تمام‬ ‫كساني كه كار قاچاق مي‌كنند به زور وادار شده‌اند‬ ‫و حاجي احمدي آنها را وادار به آن كار مي‌كند‪.‬‬

‫زينب آذر در سخنان خود کاسبکاران‬ ‫مرزي را قاچاقچي خواند و آنها را هم‌پيمان‬ ‫پژاک ناميد و اظهار داشت که آنها منبع‬ ‫اصلي درآمد پژاک هستند‪ .‬اين نوع گفته‌ها‬ ‫بهانه‌ي اصلي دولت براي قتل‌عام کاسبکاران‬ ‫مرزي شده است‪ .‬جالب آنکه زينب آذر و‬ ‫بختيار ميرزايي که او نيز عليه پژاک دست‬ ‫به اعترافات دروغين زده است‪ ،‬اينک در نزد‬ ‫عبداهلل مهتدي به‌سر مي‌برند)‬ ‫اين تبليغات نظام‪ ،‬باعث گرديده تا جامعه‌ي‬ ‫بين‌المللي و حقوق بشري نسبت به مسئله‌ي‬ ‫كشتار كاسبكاران سكوت اختيار كنند و بدين‬ ‫ترتيب نظام‪ ،‬سياست‌هاي زيست‌قدرتي و‬ ‫جاش‌سازي خود را در كوردستان پياده سازد‪.‬‬ ‫مراكز تبليغاتي جنگ ويژه سعي دارند با دروغ‌پردازي‬ ‫و شايعه‌پراكني‪ ،‬به افكار عمومي تلقين كنند كه‬ ‫كشورهاي غربي‪ ،‬پژاك را به‌عنوان يك گروه‬ ‫مافيايي مي‌شناسند‪ .‬اين دروغ بزرگ‪ ،‬به‌خصوص‬ ‫از جانب يكي از عامالن جنگ ويژه به نام عرفان‬ ‫قانعي‌فرد مطرح گرديد‪ .‬وي در مقاله‌اي كه در‬ ‫سايت تابناك(سايت ويژه‌ي محسن رضايي) منتشر‬ ‫شد‪ ،‬اظهار داشته كه يک کارشناس امنيتي كشور‬ ‫يونان(بدون ذکر نام) به وي گرفته است که پژاك‬ ‫در زمينه‌ي قاچاق مواد مخدر فعاليت مي‌نمايد‪ .‬وي‬ ‫همچنين سخنان شخصي به نام محمد مشتاق(سرپرست‬ ‫سابق بخش فارسي راديو ترکيه) را اثباتي بر‬ ‫مافيابودن پژاک عنوان مي‌کند(در زبان كوردي‬ ‫مثلي داريم كه مي‌گويد‪ :‬شاهد روباه ُدم آن است!)‬ ‫جالب اينكه عبداهلل مهتدي نيز ادعاهاي بي‌اساسي مبني‬ ‫بر مافيايي‌بودن پژاك مطرح نموده كه تشابه اين ادعاها‬ ‫با ادعاي مركز جنگ ويژه‌ي نظام و اعترافات زينب‬ ‫آذر در زمينه‌ي مافياخواندن پژاك‪ ،‬دقت‌برانگيز است‪.‬‬ ‫عبداهلل مهتدي در گفتگويي که با روزنامه‌نگاري به نام‬ ‫«مايکل ج توتن» داشته و در «ميدل ايست ژورنال»‬ ‫منتشر شده است پکک و پژاک را مافيا و عشيره‌گرا‬ ‫خوانده است! عبداهلل مهتدي هم‌زمان با يکسان‌نمايي‬ ‫پکک و پژاک‪ ،‬مي‌گويد آنها در امر قاچاق به‬ ‫قاچاقچيان کمک مي‌کنند و در مقابل از آنها پول‬ ‫مي‌گيرند و اين منبع درآمد بزرگي براي آنهاست‪.‬‬ ‫چنين گفته‌هايي در عمل منجر به مشروعيت‌بخشي‬ ‫به كشتار كاسبكاراني مي‌شود كه عبداهلل‬ ‫مهتدي و تسليمي‌ها از آن‌ها به‌عنوان قاچاقچيان‬ ‫خطرناك و هم‌پيمانان پژاك نام مي‌برند‪.‬‬


‫پليد‬

‫زوايايجنگي‬

‫ـ اقدامات مركز جنگ ويژه جهت‬ ‫تروريزه‌كردن پژاك ‪:‬‬ ‫حمله‌ي ‪ 11‬سپتامبر و اعالن جنگ عليه تروريسم از‬ ‫سوي اياالت متحده‌ي آمريكا‪ ،‬مرحله‌ي نويني از‬ ‫تبادالت‪ ،‬برخوردها و سياست‌هاي بين‌المللي را آغاز‬ ‫نمود‪ .‬عدم ارائه‌ي تعريف مشخص حقوقي از پديده‌ي‬ ‫ترور و تروريسم‪ ،‬با استفاده‌‌ي ابزاري اين كشور از‬ ‫اين پديده جهت تحميل استثناها در قواعد بين‌المللي‬ ‫در راستاي ايجاد حاكميت جهاني مرتبط است‪.‬‬ ‫اين ابهام در تعريف تروريسم‪ ،‬دستاويزي در دست‬ ‫دولت‌ها قرار داد تا همه‌ي مخالفان خود را با برچسب‬ ‫تروريسم سركوب نمايند‪ .‬امروزه هر دولتي در جهان‪‌،‬‬ ‫ليست ترور خاص خود را دارد و بر اين مبنا سيستم‬ ‫نظامي و پليسي خود را تقويت نموده است‪ .‬مسئله‌ي‬ ‫تروريسم همچنين به يكي از مباحث اصلي تبادالت‬ ‫و ارتباطات ديپلماتيك ميان دولت‌ها مبدل شده و‬ ‫در زمينه‌ي توافقات و امتيازدهي و امتيازگيري‌ها‬ ‫در سطح وسيعي به‌كار برده مي‌شود‪ .‬امروزه‪ ،‬نقشي‬ ‫كه مسئله‌ي «جنگ با تروريسم» در تقويت ساختار‬ ‫قدرت دولت و همچنين دادوستدهاي نامشروع‬ ‫ميان آن‌ها بازي مي‌كند‪ ،‬باعث افزايش تنش‌ها و‬ ‫خشونت در جوامع و در سطح جهاني گرديده است‪.‬‬ ‫در تاريخ ‪ 4‬فوريه‌ي ‪ 2009‬وزارت خزانه‌داري دولت‬ ‫آمريكا‪ ،‬پژاك را در ليست گروه‌هاي تروريست‬ ‫قرار داد‪ .‬اين اقدام دولت آمريكا كه از هيچ‬ ‫جنبه‌ي حقوقي برخوردار نبود‪ ،‬تنها مسئله‌اي سياسي‬ ‫مربوط به تعادالت قدرت در منطقه بود‪ .‬آمريكا‬ ‫از تروريزه‌نمودن پژاك دو هدف عمده را دنبال‬ ‫مي‌كرد‪ :‬اول اينكه آمريكا اگرچه توانسته بود صدام‬ ‫حسين را از قدرت ساقط كند اما نتوانست سيستم‬ ‫مطلوب خود را در عراق پياده سازد‪ .‬آمريكا در جنگ‬ ‫خود عليه جمهوري اسالمي در عراق‪ ،‬درمانده شده‬ ‫و به اين نتيجه رسيده بود كه ايجاد ثبات در عراق‬ ‫منوط به قبول قدرت ايران در عراق و سازش با آن‬ ‫است‪ .‬نشست‌هاي ايران و آمريكا در عراق در همين‬ ‫راستا صورت گرفت‪ .‬در اين نشست‌ها آمريكا در‬ ‫قبال كاهش فعاليت‌هاي تروريستي و عمليات‌هاي‬ ‫انتحاري و بمب‌گذاري گروه‌هاي وابسته به ايران در‬ ‫خاك عراق‪ ،‬متعهد به در تنگنا قرار دادن مخالفين‬ ‫جمهوري اسالمي و به‌خصوص پژاك گرديد‪ .‬اگر‬ ‫تروريزه‌كردن پژاك‪ ،‬پيشكشي از جانب دولت‬ ‫آمريكا جهت راضي‌نمودن ايران به كاهش فشارهاي‬ ‫خود بر عليه آمريكا در عراق نيست‪ ،‬پس تروريست‌‬ ‫اعالن‌ كردن جنبشي كه عمال در برابر اعمال‬ ‫تروريستي دولتي كه خود آمريكا آن را «محور شر»‬ ‫اعالن نمود است‪ ‌،‬چه توجيهي مي‌تواند داشته باشد؟‬ ‫هدف دومي كه آمريكا از تروريست اعالن كردن‬ ‫پژاك دنبال مي‌كند‪ ،‬در تنگنا قرار دادن پژاك و‬

‫ايجاد حاكميت بر آن است‪ .‬خصوصيت فلسفي‬ ‫و اصول مبارزاتي پژاك بر مبناي ايجاد جامعه‌اي‬ ‫دموكراتيك‪ ،‬آزاد و اراده‌مند است‪ .‬اين نوع نگرش‪،‬‬ ‫حاصل گذار از پارادايم(سرمشق) قدرت‌‌طلبي است‪.‬‬ ‫قدرت‌طلبي در مبارزات يك سازمان سياسي منجر‬ ‫به شعاري‌نمودن و كنارنهادن همه‌ي اصول مبارزاتي‬ ‫در جهت دستيابي به منافعي است كه راه قدرت‌يابي‬ ‫را هموار مي‌سازند‪ .‬پارادايم قدرت‪ ،‬باعث مي‌گردد‬ ‫كه سازمان‌هاي سياسي به‌جاي ايجاد فرهنگ مبارزه و‬ ‫اصرار بر آن‪ ،‬تحت نام «واقع‌بيني سياسي» در موازنات‬ ‫و مبادالت سياسي‌اي قرار گيرند كه در آن‌ها غير از‬ ‫اصل مبارزه‪ ،‬هرچيزي مطرح است‪ .‬در پارادايم قدرت‪،‬‬ ‫همانند قطرات جيوه‪ ،‬كوچك‌ترها مجبور به استحاله‬ ‫در درون بزرگ‌ترها هستند‪ .‬بنابراين در تبادل ميان‬ ‫سازمان‌هاي سياسي با دولت‌ها اين سازمان‌هاي سياسي‬ ‫هستند كه در راستاي برنامه‌ها و منافع سياسي دولت‌ها‬ ‫حركت مي‌كنند‪ .‬پارادايم قدرت‪ ،‬در رويارويي‬ ‫با جامعه منجر به سلطه‌خواهي و در سطح روابط با‬ ‫قدرت‌هاي بزرگ‌تر منجر به تسليميت و ضعيفه‌شدگي‬ ‫مي‌شود‪ .‬پارادايم جامعه‌ي دموكراتيك‌ـ اكولوژيك و‬ ‫مبتني بر آزادي جنسيتي‪ ،‬گذار از پارادايم قدرت و رد‬ ‫«سلطه‌خواهي بر جامعه و سلطه‌پذيري و ضعيفه‌شدگي‬ ‫در برابر قدرت‌هاي بزرگ‌تر» را در پي دارد‪ .‬حفظ‬ ‫هويت و اراده‌ي سياسي در روابط‪ ،‬انعكاسي از اين‬ ‫پارادايم در مسئله‌ي روابط و تبادالت ميان پژاك و‬ ‫ديگر نيروهاست‪ .‬عدم مقبوليت اين مسئله از سوي‬ ‫قدرت‌هايي همچون آمريكا به اين مسئله برمي‌گردد‬ ‫كه مدل خاصي در روابط جنبش‌هاي كوردي و‬ ‫دولت‌ها وجود داشته است‪ .‬اين نوع رابطه كه يك‬ ‫نوع رابطه‌ي قدرت است‪ ،‬با نگرش قدرت‌هاي بزرگ‬ ‫نسبت به مسئله‌ي كورد و نقشي كه براي مسئله‌ي‬ ‫كورد قائلند بسيار مرتبط است‪ .‬از نظر قدرت‌هاي‬ ‫بزرگ‪ ،‬كوردها كارت فشار در توازنات خاورميانه‬ ‫هستند‪ .‬اين دولت‌ها در تحميل شرايط خود به‬ ‫دولت‌هاي منطقه‌اي از كارت مسئله‌ي كورد به‌عنوان‬ ‫اهرم فشار استفاده مي‌كنند و در صورت كسب توافق‬ ‫با دولت‌هاي مزبور‪ ،‬كوردها به راحتي قرباني اين‬ ‫نوع توافقات مي‌شوند‪ .‬نقشي كه قدرت‌هاي بزرگ‬ ‫براي مسئله‌ي كورد قائل بوده‌اند‪ ،‬تاكنون در همين‬ ‫چارچوب بوده است و اين قدرت‌ها در روابط خود‬ ‫با سازمان‌هاي كوردي نيز ايفاي اين نقش را از آنها‬ ‫مي‌طلبند‪ .‬تاريخ مبارزات كورد مملو از سرانجام‌هاي‬ ‫تراژيك ناشي از همين تبادالت است‪ .‬قدرت‌هاي‬ ‫بزرگ نشان داده‌اند كه در صورت كسب منافع خود‬ ‫از دولت‌ها و توافق بر سر آن‌ها‪ ،‬از قتل‌عام كوردها به‬ ‫دست دولت‌ها كامال چشم‌پوشي نموده و دست اين‬ ‫دولت‌ها را در اين زمينه باز مي‌گذارند‪ .‬بر هر كسي‬ ‫واضح است كه نه آمريكا و نه قدرت‌هاي ديگر‪،‬‬ ‫غير از سياست مذكور هيچ برنامه‌‌ي مشخصي براي‬

‫‪19‬‬

‫مسئله‌ي كورد در دستور كار خود ندارند‪ .‬آمريكا‪،‬‬ ‫مسئله‌ي كورد را تنها در چارچوب كشور عراق و در‬ ‫جنوب كوردستان ديده و تعريف مي‌كند(البته اين به‬ ‫معناي حمايت همه‌جانبه‌ي آمريکا از مردم جنوب‬ ‫کوردستان نيست؛ بلکه جنوب کوردستان به محل‬ ‫نزاع منفعت‌طلبانه ميان آمريکا و ديگر نيروها مبدل‬ ‫شده است)‪ .‬در چارچوب سياست آمريكا‪ ،‬كوردهاي‬ ‫بخش‌هاي ديگر كوردستان از حق بحث و مبارزه‬ ‫جهت حقوق ملي‌ـ فرهنگي‌ـ اجتماعي خود برخوردار‬ ‫نيستند‪ .‬تقليل‌دهي مسئله‌ي كورد به عراق و جنوب‬ ‫كوردستان‪ ،‬نتيجه‌اي همانند ايجاد دولت ارمنستان‬ ‫و كشتار وسيع ارامنه در آغاز قرن بيستم را در پي‬ ‫خواهد داشت‪ .‬سياست‌هاي آمريكا درباره‌ي مسئله‌ي‬ ‫كورد در ايران‪ ،‬هنوز هم بر مبناي ديدگاه كالسيك‬ ‫اين كشور نسبت به مسئله‌‌ي كورد استوار است‪ .‬بر‬ ‫ب تعريف‌شده‬ ‫اين مبنا‪ ،‬جنبشي كه خارج از چارچو ‌‬ ‫در اين سياست و روابط مبتني بر آن حركت نمايد‪،‬‬ ‫«جنبش نامطلوب» تشخيص داده مي‌شود‪ .‬قرار‬ ‫دادن پژاك در ليست ترور وزارت خزانه‌داري‪ ،‬در‬ ‫واقع هشداري به پژاك جهت قبول روابط مبتني‬ ‫بر قدرت در ارتباطات اين حزب با آمريكاست‪.‬‬ ‫يك سازمان مبارز از اين حق برخوردار است كه‬ ‫در راستاي حقانيت مبارزه و براي حقوق ملت خود‪،‬‬ ‫جهت جلب پشتيباني جامعه‌ي جهاني ارتباطات وسيع‬ ‫بين‌المللي داشته باشد‪ .‬پژاك نيز جهت جلب پشتيباني‬ ‫جامعه‌ي جهاني در راستاي چاره‌يابي دموكراتيك‬ ‫مسئله‌ي كورد و بنيان‌نهادن دموكراسي در ايران‪،‬‬ ‫آماده‌ي ايجاد ارتباط با همه‌ي گروه‌ها‪ ،‬نيروها و‬ ‫دولت‌هاست‪ .‬استفاده از مسئله‌ي تروريسم جهت‬ ‫اعمال فشار بر پژاك از سوي آمريكا‪ ،‬براي جايگيري‬ ‫در قالب سياست‌هايي كه امتحان دوباره‌‌ي آنها‬ ‫نتيجه‌اي جز تكرار تراژدي‌هاي قبلي را به دنبال نخواهد‬ ‫داشت‪ ،‬امري نامشروع و غيردموكراتيك است‪.‬‬ ‫قرار دادن پژاك در ليست گروه‌هاي تروريستي از‬ ‫جانب وزارت خزانه‌داري آمريكا‪ ،‬در تشديد اعمال‬ ‫جنگ ويژه بر عليه جامعه‌ي كوردستان نقش به‌سزايي‬ ‫داشته است‪ .‬سپاه پاسداران به‌عنوان مركز اصلي جنگ‬ ‫ويژه‪ ،‬با استفاده از اين مسئله و مشروعيت‌بخشي به‬ ‫جنايات خود در كوردستان گام‌هاي سريع‌تري در‬ ‫راستاي گسترش مليتاريسم در كوردستان و ايران‬ ‫برداشته؛ سياست «دستگيري‪ ،‬شكنجه و اعدام»‌ را‬ ‫افزايش داده و بر حجم سياست‌هاي تخريبي خود در‬ ‫كوردستان افزوده است‪ .‬تروريزه‌كردن پژاك از جانب‬ ‫آمريكا‪ ،‬پيامدهاي بسياري براي مبارزات دموكراتيك‬ ‫در ايران در پي داشته و خواهد داشت‪ .‬نظام با‬ ‫استفاده از جوي كه بر اين مبنا در كوردستان اعمال‬ ‫مي‌نمايد‪ ،‬هر نوع مبارزه‌ي عملي و مقاومت جدي در‬ ‫برابر خود را تروريزه نموده و انفعال‌گرايي را ترويج‬ ‫مي‌دهد‪ .‬آمريكا اگر خواستار تحوالت دموكراتيك‬


‫‪20‬‬

‫در ايران است بايستي در سياست‌هاي خود نسبت به‬ ‫مسئله‌ي كورد تجديد‌نظر نمايد‪ ،‬همچنين در راستاي‬ ‫چاره‌يابي دموكراتيك مسئله‌ي كورد‪ ،‬پشتيباني از‬ ‫دموكراسي در ايران و قائل‌شدن اراده براي جنبش‬ ‫مبارز مردم كورد‪ ،‬رويكردهاي نويني در پيش بگيرد‪.‬‬ ‫راه‌هايي كه مراكز جنگ ويژه‌‌ي نظام جمهوري‬ ‫اسالمي براي قرار دادن پژاك در ليست ترور وزارت‬ ‫خزانه‌داري آمريكا در پيش گرفت‪ ،‬سياست‌هاي اين‬ ‫نظام در كوردستان‪ ‌،‬ايران و منطقه را روشن مي‌نمايد‪.‬‬ ‫نظام جمهوري اسالمي ايران‪ ،‬از روابط گسترده‌اي كه‬ ‫با دولت تركيه دارد در زمينه‌ي تروريزه‌كردن پژاك در‬ ‫عرصه‌ي بين‌المللي استفاده مي‌نمايد‪ .‬جمهوري اسالمي‬ ‫ايران‪ ،‬بر واهمه‌ي دولت تركيه از مسئله‌ي كورد واقف‬ ‫است و با توجه به تنگنايي كه در عرصه‌ي بين‌المللي‬ ‫و به‌خصوص مسئله‌ي هسته‌اي در آن قرار گرفته‪،‬‬ ‫اتحاد خود با تركيه را بر مبناي تضعيف و نابودسازي‬ ‫مبارزات ملت كورد بنا مي‌نهد‪ .‬در اين زمينه‪ ،‬جهت‬ ‫ايجاد سازوكارهاي كشتار مشترك در قالب جنگ‬ ‫ويژه‪ ،‬امتيازهاي بزرگي نيز به تركيه داده است‪ .‬در‬ ‫تمام پيمان‌هايي كه در زمينه‌ي انرژي و تجارت ميان‬ ‫دو كشور منعقد گشته‪ ،‬تنها تركيه سودمند است‪ .‬از‬ ‫طرف ديگر‪ ،‬ايران جهت اثبات اصرار بر مبارزه عليه‬ ‫كوردها‪ ،‬قبل از هر مرحله‌ي گفتگو با تركيه‪ ،‬يك يا‬ ‫چند زنداني كورد را محكوم به اعدام نموده و يا به دار‬ ‫مي‌آويزد‌‪ .‬تركيه نيز در راستاي اين اتحاد‪ ،‬در عرصه‌ي‬ ‫بين‌المللي از ايران پشتيباني نموده و همچنين مبارزه‌ي‬ ‫آزادي‌خواهانه‌ي كورد در ايران را تروريزه مي‌نمايد‪.‬‬ ‫شهيد فرزاد كمانگر در يكي از نامه‌هاي خود‪،‬‬ ‫با عنوان «طلب عفو از چه و به که؟» که در زندان‬ ‫نگاشته اين‌طور مي‌نويسد‪« :‬صدور احکام اعدام ما نيز‬ ‫بنابه مالحظات سياسي و مقاوله‌هاي سياسي با احزاب‬ ‫تازه به قدرت رسيده (شما بخوانيد تازه مسلمان) يکي‬ ‫از همسايگان غربي است که در کشتارهاي قومي يد‬ ‫طواليي از ‪ ۱۹۱۵‬تاکنون دارد‪ ،‬اين حکم اعدام نوعي‬ ‫پيشکشي سياسي و کرنشي منفعالنه و ذليالنه از طرف‬ ‫يکي از شرکاي همخوابگي ايدئولوژيکي به شريک‬ ‫ديگر است که البته علي‌رغم به ظاهر واحد در هدف‪،‬‬ ‫و تبيين مسير‪ ،‬نظرات کامال متنافري ازهم دارند»‪.‬‬ ‫دولت تركيه با استفاده از روابط خاص خود با آمريكا‬ ‫و همچنين رابطه‌اي كه با البي يهوديان در آمريكا‬ ‫دارد‪ ،‬در زمينه‌ي جاي‌گرفتن پژاك در ليست ترور‬ ‫دولت آمريكا ايفاي نقش نمود‪ .‬دولت تركيه در‬ ‫همه‌ي روابط خارجي‌اش‪ ،‬خود و جمهوري اسالمي را‬ ‫قربانيان مشترك تروريسم جنبش آزادي‌خواهي كورد‬ ‫معرفي مي‌نمايد‪ .‬اين مسئله‪ ،‬واكنش‌هاي جهاني را در‬ ‫قبال مسئله‌ي حقوق خلق‌ها در ايران و حقوق بشر در‬ ‫كوردستان كاهش مي‌‌دهد‪ .‬بدين‌ترتيب اين روابط و‬ ‫سازوكارها به خدمت مركز جنگ ويژه‌ي جمهوري‬ ‫اسالمي درمي‌آيند تا با فراغ خاطر سياست‌هاي‬

‫پليد‬

‫زوايايجنگي‬

‫خود را در كوردستان تداوم و شدت بخشد‪.‬‬ ‫جنوب كوردستان نيز يكي از عرصه‌هايي است‬ ‫كه نظام جمهوري اسالمي‪ ،‬سياست‌هاي ويژه‌اي را‬ ‫جهت تروريزه‌نمودن پژاك و القاي آن به جامعه‌ي‬ ‫جهاني‪ ،‬در آن اجرا مي‌كند‪ .‬جمهوري اسالمي ايران‬ ‫با نفوذي كه در ميان احزاب جنوب كوردستان دارد‪،‬‬ ‫در اين راستا اقدام به عمل مي‌آورد‪ .‬رژيم‪ ،‬از همان‬ ‫ابتداي تأسيس پژاك‪ ،‬حمالت نظامي و به‌خصوص‬ ‫توپخانه‌اي خود را به جنوب كوردستان به‌طور مستمر‬ ‫انجام داده است‪ .‬اين حمالت كه به بهانه‌ي حضور‬ ‫نيروهاي پژاك در عراق صورت مي‌گيرند‪ ،‬در‬ ‫حقيقت فشارهاي مدامي است كه نظام جهت اعمال‬ ‫نفوذ و قدرت‌يابي بيشتر در عراق و جنوب كوردستان‬ ‫انجام مي‌دهد‪ .‬در موارد زيادي نيروهاي رژيم مناطقي‬ ‫را در خاك جنوب كوردستان آماج حمله‌ي زميني‬ ‫و توپخانه‌اي قرار مي‌دهد كه نيروهاي پژاك هرگز‬ ‫در آن‌ها مستقر نبوده‌اند(به‌عنوان مثال حمله و ورود‬ ‫خاك عراق در مرز مندلي و حلبچه)‪ .‬حكومت اقليمي‬ ‫كوردستان به جاي محكوم‌نمودن تجاوزات جمهوري‬ ‫اسالمي با مقصر جلوه‌دادن پژاك‪ ‌،‬به اين تجاوزات‬ ‫مشروعيت مي‌بخشد‪ .‬اين در حالي است كه گريالهاي‬ ‫نيروهاي شرق كوردستان(هـ ‪.‬ر‪.‬ك) هرگز از خاك‬ ‫عراق براي حمله به نيروهاي نظامي جمهوري اسالمي‬ ‫استفاده نكرده‌اند؛ بلكه جنوب كوردستان را از‬ ‫ورود تيم‌هاي ترور جمهوري اسالمي ايران حفاظت‬ ‫نموده‌اند‪ .‬جمهوري اسالمي از بيانيه‌هاي حكومت‬ ‫اقليمي كوردستان جهت تروريزه‌نمودن پژاك‬ ‫استفاده مي‌نمايد‪ .‬همراستا بودن برخي شخصيت‌ها و‬ ‫احزاب كورد با سياست‌هاي جمهوري اسالمي بر ضد‬ ‫پژاك و خلق كورد در شرق كوردستان‪ ،‬عالوه بر‬ ‫اينكه به‌عنوان ابزاري در خدمت سياست‌هاي خارجي‬ ‫نظام به‌كار برده مي‌شود‪ ،‬همچنين دست اين رژيم را‬ ‫در انجام جنايات بيشتر در كوردستان باز مي‌گذارد‪.‬‬ ‫به‌عنوان نمونه به دنبال تروريست‌ اعالن‌شدن پژاك‬ ‫از جانب هوشيار زيباري وزير امور خارجه‌ي عراق‬ ‫كه در نشست مطبوعاتي با وزير امور خارجه‌ي ايران‬ ‫علي‌اكبر صالحي آن را اعالم كرد‪ ،‬رژيم بالفاصله‬ ‫حسين خضري يكي از كادرهاي پژاك را اعدام نمود‪.‬‬ ‫جمهوري اسالمي ايران از روابط ديرينه‌اي كه با‬ ‫جالل طالباني رئيس جمهور عراق و رهبر اتحاديه‌ي‬ ‫ميهني كوردستان دارد در زمينه‌ي مبارزه عليه پژاك‬ ‫استفاده مي‌نمايد‪ .‬جمهوري اسالمي ايران از جالل‬ ‫طالباني خواسته است كه از يك طرف در تمام‬ ‫ارتباطات بين‌المللي خود در راستاي تروريزه‌كردن‬ ‫و ايزوله‌نمودن پژاك فعاليت نمايد؛ از طرف‬ ‫ديگر از روابط خاص خود با رهبران كومله و‬ ‫دموكرات استفاده نموده و نقش هماهنگ‌كننده‌ي‬ ‫آن‌ها را براي تبليغ عليه پژاك انجام دهد‪.‬‬ ‫سياست‌هاي جمهوري اسالمي بر ضد پژاك‪ ،‬از طريق‬

‫مراكز جنگ ويژه‌ي رژيم در داخل خاك عراق و‬ ‫جنوب كوردستان به احزاب جنوب كوردستان و‬ ‫حكومت اقليمي ارائه مي‌شوند و از طريق همان‬ ‫مراكز با آنها هماهنگي الزم صورت مي‌گيرد‪.‬‬ ‫قرارگاه رمضان و مراكز متعدد مخفيانه‌ي سپاه قدس و‬ ‫كنسولگري‌هاي ايران در اربيل و سليمانيه از جمله‌ي‬ ‫اين مراكز هماهنگ‌كننده‌ي جنگ ويژه‌ هستند‪.‬‬ ‫جمهوري اسالمي از طريق اين مراكز‪ ،‬همچنين به‌طور‬ ‫غيرمستقيم نحوه‌ي ايفاي نقش احزاب سنتي شرق‬ ‫كوردستان در امر مقابله با پژاك و تروريزه‌نمودن‬ ‫آن را مشخص مي‌كنند‪ .‬اطالعات بسياري در دست‬ ‫است كه فرماندهان مراكز جنگ ويژه در خاك عراق‬ ‫در چارچوب برنامه‌هاي خاص از احزاب جنوب و‬ ‫به‌خصوص اتحاديه‌ي ميهني خواسته‌اند تا با اعمال‬ ‫نفوذ و فشار بر احزاب سنتي شرق كوردستان(كومله‬ ‫و دموكرات) آن‌ها را وادار به تبليغ عليه پژاك نمايند‪.‬‬ ‫جمهوري اسالمي كه در اين اواخر حمله‌ي وسيعي را‬ ‫جهت تروريزه‌نمودن پژاك آغاز نموده‪ ،‬ديدارهايي‬ ‫پي‌درپي را با مقامات حكومت اقليمي و همچنين‬ ‫اتحاديه‌ي ميهني و حزب دموكرات كوردستان عراق‬ ‫ترتيب مي‌دهند‪ .‬اطالعات دريافتي نشان مي‌دهد كه‬ ‫محور اصلي همه‌ي اين ديدارها نحوه‌ي تروريزه‌كردن‬ ‫و مبارزه عليه پژاك مي‌باشد‪ .‬در شرايط كنوني كه‬ ‫مردم جنوب كوردستان جهت انجام رفرم و تغييرات‪،‬‬ ‫اعتراضاتي به‌راه انداخته‌اند‪ ،‬جمهوري اسالمي ايران‬ ‫با بهره‌برده‌داري از ترس اتحاديه‌ي ميهني و حزب‬ ‫دموكرات كوردستان عراق‪ ،‬سعي دارد تا از آن‬ ‫به‌عنوان وسيله‌اي براي «توافق بر سر مبارزه‌ي مشترك‬ ‫بر عليه پژاك و اين اعتراضات» استفاده نمايد‪.‬‬ ‫نچيروان بارزاني طي ديداري که در آغاز سال نو‬ ‫ميالدي از ايران داشت‪ ،‬رضايت حزب دموکرات‬ ‫کوردستان عراق را براي حمله‌ي هوايي جمهوري‬ ‫اسالمي به مواضع پژاک اعالن داشت‪ .‬همچنين جالل‬ ‫طالباني و نچيروان بارزاني در نوروز ‪ 1390‬ديدارهايي‬ ‫با مقامات عالي‌رتبه‌ي امنيتي و ازجمله قاسم سليماني‬ ‫فرمانده‌ي عالي‌رتبه‌ي سپاه قدس داشتند‪ .‬طرفين‪ ،‬در‬ ‫اين ديدارها در زمينه‌ي مبارزه عليه مخالفين يکديگر‬ ‫قول همکاري دادند‪ .‬سپس هيأت ايراني متشکل از‬ ‫اعضاي سپاه قدس و نمايندگان دولتي طي ديداري‬ ‫که در کنسولگري ايران در سليمانيه با مقامات‬ ‫اتحاديه‌ي ميهني و حزب دموکرات کوردستان عراق‬ ‫به‌عمل آوردند‪ ،‬پروژه‌اي به هر دو حزب ارائه نمودند‪.‬‬ ‫هدف اين پروژه ايجاد جبهه‌اي از احزاب سنتي شرق‬ ‫کوردستان بر ضد پژاک است‪ .‬بر اساس اين پروژه‪1 :‬ـ‬ ‫اتحاديه‌ي ميهني و حزب دموکرات کوردستان عراق‬ ‫مي‌بايست با احزاب کومله و دموکرات کوردستان‬ ‫ايران تشکيل جلسه داده و با ترسانيدن آنها از مسئله‌ي‬ ‫«نيرومندشدن روزافزون پژاک» و اينکه پژاک در‬ ‫تدارک قيامي بزرگ است و اگر کومله و دموکرات‬


‫پليد‬

‫زوايايجنگي‬

‫دير بجنبند فرصت‌ها را از دست خواهند داد‪ ،‬آنها را‬ ‫به اقدام فوري عليه پژاک وادارند ‪2‬ـ اتحاديه‌ي ميهني‬ ‫و حزب دموکرات کوردستان عراق از کومله‌ي‬ ‫مهتدي و هر دو حزب دموکرات کوردستان ايران‬ ‫بخواهند که در تمام روابط ديپلماتيک و خارجي‬ ‫خود‪ ،‬پژاک را وابسته به پکک نشان دهند و چنين‬ ‫وانمود کنند که پژاک سازماني است که پکک آن‬ ‫را در راستاي منافع خود ايجاد کرده است ‪3‬ـ احزاب‬ ‫کومله و دموکرات کوردستان ايران با استفاده‌ي وسيع‬ ‫از رسانه‌ها‪ ،‬حمله‌ي تبليغاتي عظيمي بر مبناي وابستگي‬ ‫پژاک به پکک به راه بياندازند ‪4‬ـ احزاب کومله و‬ ‫دموکرات کوردستان ايران در هماهنگي کامل با‬ ‫احزاب جنوب کوردستان و مطبوعات‪ ،‬مبارزه‌ي‬ ‫پژاک را دليل افزايش فشارها در کوردستان نشان داده‬ ‫و آن را محکوم نمايند ‪5‬ـ احزاب کومله و دموکرات‬ ‫کوردستان ايران با فرستادن نامه به رؤساي جاش‌ها‪،‬‬ ‫افراد سرشناس مذهبي و روشنفکران‪ ،‬آنان را در موارد‬ ‫فوق متوجه خطر پژاک نمايند ‪6‬ـ احزاب کومله و‬ ‫دموکرات کوردستان ايران در ميان اقشار مردم بر عليه‬ ‫پژاک تبليغ نمايند ‪7‬ـ سرقت از بانک و کشته‌شدن‬ ‫نگهبان يا کارمندان بانک‪ ،‬کشته‌شدن شخصيت‌هاي‬ ‫مطرح سني‌مذهب‪ ،‬حمله به مراکز ديني اهل تشيع‬ ‫در شرق کوردستان و بمب‌گذاري‌هايي که به‌طور‬ ‫سلسله‌وار توسط تيم‌هاي ضدپژاک در کوردستان‬ ‫انجام مي‌گيرند بايد در طي تبليغات وسيع رسانه‌اي‬ ‫از جانب احزاب کومله و دموکرات کوردستان‬ ‫ايران به پژاک نسبت داده شده و محکوم گردند‪.‬‬ ‫ايفاي نقش كومله و دموكرات در سياست‌هاي‬ ‫هماهنگ جمهوري اسالمي با حكومت اقليمي‬ ‫كوردستان‪ ،‬در حالي است كه جنوب كوردستان‬ ‫هميشه به‌عنوان مركزي جهت ترور‪ ،‬تضعيف و‬ ‫منفعل‌كردن اين احزاب به‌كار گرفته شده است‪ .‬بخش‬ ‫بزرگي از اعضاي هردو حزب در جنوب كوردستان‬ ‫ترور شده‌اند و قاتالن آن‌ها هيچ‌گاه دستگير نشدند‪ .‬از‬ ‫طرف ديگر رژيم با اعمال فشار از طريق احزاب جنوب‬ ‫و به‌خصوص اتحاديه‌ي ميهني كوردستان‪ ،‬آن‌ها را‬ ‫وادار به كمپ‌نشيني‪ ،‬عدم مبارزه و انفعال نموده است‪.‬‬ ‫سياست‌هاي حكومت اقليمي كوردستان و به‌خصوص‬ ‫اتحاديه‌ي ميهني و حزب دموكرات كوردستان عراق‬ ‫در منفعل‌‌سازي احزاب شرق كوردستان و همچنين‬ ‫پذيرش اين انفعال از جانب احزاب شرق‪ ،‬با پشتيباني‬ ‫مردم جنوب كوردستان از مبارزات شرق كامال‬ ‫در تضاد است‪ .‬چنان‌كه بعد از اعدام شهيد حسين‬ ‫خضري‪ ،‬مردم جنوب كوردستان خشمگين از حضور‬ ‫مراكز جاسوسي جمهوري اسالمي و دخالت‌هاي‬ ‫آن در جنوب كوردستان و همچنين ناراضي از‬ ‫قتل‌عام مبارزين سياسي شرق كوردستان به دست‬ ‫جمهوري اسالمي‪ ،‬تظاهرات بزرگي در شهرهاي‬ ‫سليمانيه و اربيل به‌راه انداختند و خواستار خروج‬

‫نيروهاي جاسوس جمهوري اسالمي از خاك جنوب‬ ‫كوردستان شدند‪ .‬در اين اعتراضات‪ ،‬مردم جنوب‬ ‫كوردستان نشان دادند كه اين وجود جاسوسان و‬ ‫تروريست‌هاي جمهوري اسالمي ايران است كه امنيت‬ ‫كوردستان را مختل مي‌سازد نه وجود نيروهاي پژاك‪.‬‬ ‫ـ برهان‌هايي كه مراكز جنگ ويژه براي‬ ‫تروريزه‌كردن پژاك به‌كار مي‌برند ‪:‬‬ ‫مراكز جنگ ويژه‌ي نظام از موارد‬ ‫انحرافي و واقعيات تحريف‌شده جهت‬ ‫تروريزه‌كردن پژاك استفاده مي‌كنند‪.‬‬ ‫ذكر موارد اصلي اين تحريفات و بيان‬ ‫واقعيات در اين مورد الزامي است‪.‬‬ ‫‪1‬ـ يكسان‌انگاري «پژاك» و «پكك» ‪:‬‬ ‫يكي از مواردي كه مراكز جنگ ويژه‌ي نظام‬ ‫جمهوري اسالمي ايران جهت تروريزه‌كردن پژاك‬ ‫بر آن تأكيد مي‌كنند يكسان‌انگاري پژاك با حزب‬ ‫كارگران كردستان(پكك) است‪ .‬اين مورد يكي‬ ‫از دستاويزهاي اصلي مراكز جنگ ويژه براي‬ ‫عقد پيمان‌هاي ضدكورد‪ ،‬مظلوم‌نمايي در مجامع‬ ‫بين‌المللي و همچنين زمينه‌‌ي مشترك تبليغات‬ ‫ضدپژاك در ميان ايران‌ـ تركيه‪ ،‬احزاب كوردي و‬ ‫ناسيوناليست‌هاي ايراني است‪ .‬اين گروه‌هاي مختلف‪،‬‬ ‫از اين تبليغ مشترك‪ ،‬اهداف جداگانه‌اي را دنبال‬ ‫مي‌كنند‪ .‬جمهوري اسالمي ايران با يكسان‌نمايي‬ ‫پژاك با پكك سياست «خارجي‌ جلوه‌دادن پژاك» را‬ ‫دنبال مي‌كند‪ .‬نظام جمهوي اسالمي قصد دارد با اين‬ ‫تبليغات وانمود سازد كه اين نظام هيچ مشكلي با مردم‬ ‫كورد ندارد بلكه اين نيروهاي خارجي هستند كه‬ ‫در كوردستان «تحريك و آشوب» به‌راه مي‌اندازند‪.‬‬ ‫نظام‪ ،‬سياست «خارجي جلوه‌دادن مخالفان» را در‬ ‫مورد سازمان‌ها و گروه‌هاي ديگر نيز به‌كار مي‌برد‪.‬‬ ‫به علت شناختي كه مردم كوردستان از جنبش‌ها و‬ ‫مبارزات خود دارند‪ ،‬اين نوع تبليغات بي‌تأثير است‪.‬‬ ‫هدف رژيم از اين تبليغات بيشتر تأثيرگذاري بر روي‬ ‫افكار كلي ايران است‪ .‬نظام جمهوري اسالمي ايران‬ ‫در يكسان‌نمايي پژاك و پكك همچنين قصد دارد از‬ ‫تروريست شناخته‌شدن پكك در نزد دولت‌هاي غربي‬ ‫كه به علت منافع و استراتژي‌هايشان در تركيه صورت‬ ‫پذيرفته است‪ ،‬استفاده نمايد و در اين يكسان‌نمايي‬ ‫خود را «قرباني تروريسم» معرفي نمايد‪ .‬اين مسئله‪،‬‬ ‫دست مراكز جنگ ويژه و ضدپژاك را در اجراي‬ ‫سياست‌ها و اعمال غيرانساني در كوردستان باز‬ ‫مي‌گذارد‪ .‬يكسان‌انگاري پژاك و پكك همچنين‬ ‫خميرمايه‌ي اساسي همه‌ي ائتالفات و همكاري‌هاي دو‬ ‫دولت ايران و تركيه و به‌خصوص مراكز جنگ ويژه‌ي‬ ‫آنهاست و همه‌ي منافع نظام در جلب حمايت تركيه‬

‫‪21‬‬

‫در مقابل فشارهاي بين‌المللي‪ ،‬به اين مسئله وابسته‬ ‫است‪ .‬يكسان‌انگاري پكك و پژاك اين فرصت را‬ ‫در اختيار نظام قرار مي‌دهد تا در پي آن باشد تا به‌طور‬ ‫كلي مقاومت و مبارزه‌ي خلق كورد را تروريزه نمايد‪.‬‬ ‫مراكز جنگ ويژه‌ي نظام مي‌خواهند تروريسم و‬ ‫خشونت را به‌عنوان كاراكتر اصلي و جدايي‌ناپذير‬ ‫جامعه‌ي كوردستان و جنبش‌هاي مبارزاتي آن نشان‬ ‫دهند‪ .‬بر اين اساس‪ ،‬مراكز جنگ ويژه اين ديدگاه‬ ‫امنيتي را بسط مي‌دهند كه ابراز وجود دولت در‬ ‫كوردستان تنها بايد از طريق دستگاه‌هاي امنيتي‬ ‫بوده و مسئله‌ي كورد بايد به‌طور مداوم در پروسه‌ي‬ ‫سركوب سيستماتيك بماند‪ .‬اين ديدگاه در نهايت به‬ ‫شعار «كورد خوب‪ ،‬كورد مرده است» منجر مي‌شود‪.‬‬ ‫به همين دليل در فرآيند يكسان‌نمايي پژاك با پكك‪،‬‬ ‫نظام راحت‌تر به كشتار مردم كورد مي‌پردازد‪.‬‬ ‫در جنوب كوردستان‪ ،‬اتحاديه‌ي ميهني كوردستان‬ ‫و حزب دموكرات كوردستان عراق با يكسان‌نمايي‬ ‫پژاك و پكك همزمان با مشروعيت‌بخشيدن به حمالت‬ ‫نظام به جامعه‌ي شرق كوردستان و جنبش آن در‬ ‫ايران‪ ،‬سعي دارند وجود نهادها و تحركات جاسوسي‬ ‫نظام را در جنوب كوردستان نيز مشروع نمايند‪.‬‬ ‫جنوب كوردستان و به‌خصوص شهر سليمانيه كه‬ ‫تحت كنترل اتحاديه‌ي ميهني است به‌صورت يكي از‬ ‫فعال‌ترين مراكز جاسوسي ايران در خاورميانه درآمده‬ ‫است‪ .‬خانه‌هاي تيمي و جاسوسي متعلق به سپاه قدس‬ ‫تقريبا در تمامي شهرهاي جنوب كوردستان وجود‬ ‫دارند‪ .‬در سال ‪ 1385‬آمريكا كه از مقابله‌ي حكومت‬ ‫اقليمي كوردستان با مراكز جاسوسي ايران در خاك‬ ‫عراق نااميد شده بود‪ ،‬طي يك عمليات پاكسازي‬ ‫در تاريخ ‪ 21‬دي ‪ 1385‬تعدادي از آن‌ها را در اربيل‬ ‫دستگير نمود‪ .‬تعداد و عملكرد اين مراكز در طي چند‬ ‫ماه گذشته افزايش چشم‌گيري به خود ديده است‪.‬‬ ‫در يكسان‌نمايي پژاك و پكك‪،‬‬ ‫سازمان اطالعاتي اتحاديه‌ي ميهني(دستگاه‬ ‫زانياري) سطح همكاري‌ها و اطالعات‌دهي‬ ‫به سپاه پاسداران و وزارت اطالعات جمهوري‬ ‫اسالمي را به حدي گسترش داده است كه حتي‬ ‫سازمان اطالعاتي حزب دموكرات كوردستان‬ ‫عراق(دستگاه پاراستن) را با وجود روابط آن‬ ‫با جمهوري اسالمي‪ ،‬به وحشت انداخته است‬

‫هر دو حزب اتحاديه‌ي ميهني و حزب دموكرات‬ ‫كوردستان عراق در راستاي نقشي كه جمهوري‬ ‫اسالمي به جنوب كوردستان جهت كنترل جنبش‬ ‫مبارزاتي شرق كوردستان داده است و در پروسه‌ي به‬ ‫انفعال‌ كشانيدن احزاب شرق‪ ،‬به اين نتيجه رسيده‌اند كه‬


‫‪22‬‬

‫هيچ سازماني در شرق كوردستان نبايد داراي اراده‌ي‬ ‫مبارزاتي بوده و خارج از حيطه‌ي اتوريته‌ي آنان عمل‬ ‫نمايد‪ .‬خودـ ارباب‌بيني حالت رواني‌اي است كه‬ ‫حزب دموكرات كوردستان عراق و اتحاديه‌ي ميهني‬ ‫در برخورد با احزاب شرق كوردستان به آن دچار‬ ‫شده‌اند‪ .‬وجود يك حزب كه داراي اراده بوده و با رد‬ ‫انفعال‌گرايي بر تداوم مبارزه اصرار مي‌ورزد‪ ،‬براي آنان‬ ‫قابل تحمل نيست‪ .‬در يكسان‌نمايي پژاك و پكك‪‌،‬‬ ‫اين احزاب قصد دارند پژاك را سازماني غيرمستقل‬ ‫و وابسته به پكك نشان دهند تا به‌صورت مدلي براي‬ ‫يك مبارزه‌ي مستقل در شرق كوردستان درنيايد‪.‬‬ ‫احزاب سنتي شرق كوردستان و به‌خصوص كومله‬ ‫و دموكرات‪ ،‬تأكيد بسيار زيادي بر يكسان‌نمايي‬ ‫پژاك و پكك دارند‪ .‬اين احزاب‪ ،‬قصد دارند با‬ ‫بيگانه‌ جلوه‌دادن پژاك و با استفاده از فلسفه‌ي‬ ‫واهي «اصالت حزبي»‪ ،‬مشروعيت مبارزه‌ي پژاك‬ ‫در شرق كوردستان را خدشه‌دار سازند و خود را‬ ‫صاحبان بي‌چون‌وچراي اين بخش از كوردستان‬ ‫اعالن نمايند‪ .‬كومله و دموكرات در تالشند با‬ ‫يكسان‌نمايي پژاك و پكك‪ ،‬پژاك را حزبي‬ ‫وابسته و بي‌اراده جلوه دهند كه صرفا در خدمت‬ ‫منافع پكك در شمال كوردستان فعاليت مي‌كند‪.‬‬ ‫به‌عنوان مثال مي‌توان به نمونه‌هاي زير اشاره کرد‪:‬‬ ‫مصطفي هجري در گفتگويي با مجله‌ي «ريگا» چنين‬ ‫مي‌گويد‪« :‬ما پژاک را حزبي مستقل نمي‌دانيم؛ بلکه‬ ‫بخشي از پکک است و به اراده‌ي خود تصميم نمي‌گيرد»‪.‬‬ ‫کميسيون تشکيالت حزب دموکرات کوردستان‬ ‫ايران طي دستورنامه‌اي که در تاريخ ‪/8 /30‬‬ ‫‪ 1387‬صادر نموده‪ ،‬از کادرها و هواداران خود‬ ‫خواسته تا در زمينه‌ي يکسان‌نمايي پژاک و‬ ‫پکک در ميان خلق کورد به تبليغات بپردازند‪.‬‬ ‫عبداهلل مهتدي در گفتگويي که با روزنامه‌نگاري به‬ ‫نام «مايکل ج توتن» داشته و در «ميدل ايست ژورنال»‬ ‫منتشر شده است پژاک را بخشي از پکک مي‌نامد که‬ ‫تنها به هنگام گذار از مرز نام عوض مي‌کند‪ .‬مهتدي در‬ ‫اين گفتگو اظهار مي‌دارد که پژاک و پکک با شيطان‬ ‫معامله مي‌کنند و آن‌ها را غيرقابل اعتماد‪ ،‬ناسيوناليست‬ ‫افراطي(فاناتيک) و نادموکراتيک برمي‌شمارد‪.‬‬ ‫اين احزاب گاهي در اين امر چنان پيش مي‌روند‬ ‫كه وجود پژاك را انكار مي‌نمايند‪ .‬هدف اصلي‬ ‫اين احزاب از پيش‌كشيدن مسئله‌ي وابستگي پژاك‬ ‫به پكك‪ ،‬نه اصرار بر استقالل مبارزاتي شرق‬ ‫كوردستان بلكه مشروعيت‌دهي به وابستگي خود به‬ ‫احزاب جنوب و توجيه انفعال سياسي خود مي‌باشد‪.‬‬ ‫آنان اين پيام را به جامعه‌ي كوردستان مي‌دهند كه‬ ‫پژاك هم فرقي با ما ندارد‪ ،‬ما وابسته به احزاب جنوب‬ ‫كوردستان هستيم و پژاك وابسته به پكك است‪ .‬در‬ ‫اين تبليغات كومله و دموكرات‪ ،‬فريب بزرگي نهفته‬ ‫است‪ .‬بايد از اين احزاب پرسيد از منظر شما وابستگي‬

‫پليد‬

‫زوايايجنگي‬

‫چيست؟ آيا تن‌دادن به همه‌ي شرايط احزاب جنوب‬ ‫و انفعال كامل و دست‌كشيدن از مبارزه نمايانگر‬ ‫وابستگي است يا ادامه‌ي مبارزه و هزينه‌پردازي در‬ ‫راه آن؟ آيا اگر پژاك حزبي وابسته است‪ ،‬براي او‬ ‫هم قبول وابستگي در شهرهاي جنوب كوردستان و‬ ‫در كمپ‌ها راحت‌تر نيست؟ مردم كوردستان به‌خوبي‬ ‫مي‌دانند كه شهرهاي جنوب و كمپ‌هاي حزبي‬ ‫ت كنتر ‌ل بودن‬ ‫محل مناسبي براي وابستگي و تح ‌‬ ‫است نه كوهستان‌هايي كه با همه‌ي دشواري‌هايش‬ ‫مكان مبارزه‌ و جستجوي زندگي آزاد مي‌باشند‪.‬‬ ‫حزب دموكرات و كومله در پي يكسان‌نمايي پژاك‬ ‫و پكك همواره اين مورد را نيز مطرح مي‌كنند كه‬ ‫پكك با ايران در ارتباط است و گويا در اروميه‬ ‫داراي دفتر ارتباطي است‪ .‬آنها مي‌خواهند از كنار هم‬ ‫قرار دادن اين‌دو گفته‪ ،‬اذهان را به اين نكته هدايت‬ ‫نمايند كه پژاك‪ ،‬جنبشي تحت كنترل ايران است‪.‬‬ ‫اول اينكه بايستي خاطرنشان ساخت كه مخاطب هر‬ ‫نوع پرسشي در مورد ارتباطات قبلي پكك با ايران‪،‬‬ ‫پژاك نيست‪ .‬دوم اينكه نتيجه‌اي كه از نحوه‌ي‬ ‫عملكرد سياسي پكك در كل كوردستان به چشم‬ ‫مي‌خورد‪ ،‬حاكي از آن است كه نحوه‌ي ارتباطات‬ ‫اين حزب با ديگر دولت‌ها هيچ‌گاه منجر به ضربه‌زدن‬ ‫به مبارزه‌ي ديگر بخش‌هاي كوردستان نشده است‪.‬‬ ‫اگر نوع ارتباط پكك با دولت ايران بر اساس تضعيف‬ ‫جنبش‌هاي شرق مي‌بود‪ ،‬در اين‌صورت اين حزب بر‬ ‫اساس ادعاي احزاب يادشده مبني بر وابستگي پژاك‬ ‫به پكك‪ ،‬مي‌بايست در جهت منافع خود و حفظ‬ ‫ارتباط با ايران مانع از هرگونه فعاليت و مبارزه‌‌‌اي‬ ‫مي‌گشت‪ .‬اين احزاب‪ ،‬درواقع خود قربانيان ارتباط‬ ‫احزاب جنوب با دولت ايران بوده و نتيجه‌ي آن نيز‬ ‫انفعال كامل آنهاست‪.‬اين سؤال مطرح مي‌شود كه اين‬ ‫احزاب تاكنون چندبار به ارتباطات احزاب جنوب‬ ‫با جمهوري اسالمي و شرايط تحميلي حاصل از آن‬ ‫بر خودشان‪ ،‬اعتراض كرده‌اند؟ تاجايي كه مردم‬ ‫كوردستان مي‌دانند كومله و دموكرات اين نوع‬ ‫ارتباطات احزاب جنوب با جمهوري اسالمي را ناشي‬ ‫از زرنگي و سياست سران احزاب جنوب مي‌دانند‪.‬‬ ‫اين احزاب به جاي تعميم‌دهي نوع ارتباط خود با‬ ‫احزاب جنوب کوردستان‪ ،‬آيا بهتر نيست حساب‬ ‫ترورهاي متعددي را که در جنوب کوردستان عليه‬ ‫آنها انجام شده بپرسند؟ اين نوع حوادث هرگز در‬ ‫روابط پژاک و پکک رخ نداده و نخواهد داد‪ .‬پژاک‬ ‫همواره درصدد بوده است تا اين نوع رابطه‌ي مبتني بر‬ ‫اخالق‪ ،‬اراده‌ي آزاد و معيارهاي مبارزاتي را توسعه‬ ‫بخشيده و آن را نه تنها در روابطش با پکک‪ ،‬بلکه‬ ‫در رابطه‌ي خود با ساير احزاب کورد نيز بسط دهد‪.‬‬ ‫احزاب كومله و دموكرات در تمام ارتباطات و‬ ‫ديدارهاي خارجي خود بر يكسان‌نمايي پژاك و‬ ‫پكك تأكيد مي‌كنند‪ .‬هدف از پافشاري اين احزاب بر‬

‫اين مسئله‪ ،‬تروريزه‌نمودن پژاك و ايزوله‌كردن آن در‬ ‫جامعه‌ي بين‌المللي است‪ .‬آنها با تروريزه‌كردن پژاك‬ ‫تصور مي‌نمايند كه تمامي پشتيباني‌هاي خارجي را‬ ‫ازآن خود كرده و چاره‌اي براي بحران‌هاي خود‬ ‫خواهند يافت‪ .‬اگرچه بخشي از اين امر از برنامه‌هاي‬ ‫مراكز جنگ ويژه كه از راه جنوب كوردستان به‬ ‫آنها تحميل مي‌شود سرچشمه مي‌گيرد‪ ،‬اما بخش‬ ‫عظيمي نيز از ترسي سرچشمه مي‌گيرد كه وجود‬ ‫رؤساي اين احزاب را فراگرفته كه مبادا در فرداي‬ ‫ايران كه دري به تخته‌اي خورد‪ ،‬سر آنها بي‌كاله‬ ‫بماند‪ .‬در همين راستا مي‌توان به اين موارد اشاره‬ ‫كرد‪ :‬در ديداري که قباد طالباني در سال ‪ 2007‬ميان‬ ‫عبداهلل مهتدي و مصطفي هجري با کارکنان وزارت‬ ‫خارجه‌ي آمريکا ترتيب داد‪ ،‬هر دو حزب کومله و‬ ‫دموکرات مصرانه بر يکسان‌بودن پژاک و پکک و‬ ‫خطرناک‌بودن پژاک تأکيد کردند‪ .‬همچنين طاهر‬ ‫محمودي مسئول روابط حزب دموکرات کوردستان‬ ‫ايران جهت نزديک‌ساختن حزب دموکرات‬ ‫کوردستان ايران به جنبش سبز سکوالر‪ ،‬طي ماه‬ ‫ژانويه‌ي ‪ 2011‬در شهر اربيل با مقامات يکي از‬ ‫دولت‌ها ديدار نمود(به دليل معيارهاي ملي‪ ،‬نام اين‬ ‫دولت را ذکر نمي‌کنيم)‪ .‬هرچند محور اين ديدار‬ ‫مسئله‌اي جداگانه بود اما نماينده‌ي حزب دموکرات‬ ‫کوردستان ايران بخش عمده‌اي از اظهارات خود را‬ ‫به مسئله‌ي يکسان‌بودن پژاک و پکک اختصاص داد‪.‬‬ ‫احزاب كومله و دموكرات‪ ،‬يكسان‌نمايي پژاك و‬ ‫پكك را با قبول «تروريست‌بودن پكك» به‌عنوان يك‬ ‫اصل انجام مي‌دهند؛ اصلي كه از منظر آن‌ها طبيعتا‬ ‫مي‌بايد شامل پژاك هم بگردد‪ .‬تروريست‌خواندن‬ ‫پكك‪ ،‬آن‌هم از جانب احزاب كورد به معناي تأييد‬ ‫همه‌ي اقدامات جنايت‌كارانه و فاشيستي تركيه در‬ ‫طول هشتادوهفت سال عليه مردم كوردستان است‪.‬‬ ‫حداقل اين احزاب مي‌بايست از آمار جنايات رژيم‬ ‫تركيه در سي‌سال اخير خبر داشته باشند‪ .‬چهارهزار‬ ‫روستاي ويران‌شده‪ ،‬هزاران كشته و مفقوداالثر‪،‬‬ ‫گورهاي دسته‌جمعي و آسيميالسيون فرهنگي آيا‬ ‫ترور محسوب نمي‌شوند؟ ممكن است بر مبناي‬ ‫ايدئولوژي انفعال‪ ،‬اين احزاب مبارزات پكك را‬ ‫مسئول كشتارهاي دولت تركيه بدانند؛ اما همه‌ي اين‬ ‫اقدامات در تمامي طول تاريخ جمهوري تركيه وجود‬ ‫داشته‌اند؛ گورهاي دسته‌جمعي مربوط به سركوب‌هاي‬ ‫درسيم و آگري در دهه‌ي ‪ 1930‬آيا نتيجه‌ي مبارزات‬ ‫پكك است؟ پكك مبارزه‌ي مردم كوردستان جهت‬ ‫پايان‌دادن به سياست «تبديل‌ كوردستان به گورستان»‬ ‫است‪ .‬مشابه اين سياست‌ها در ابعاد ديگر در تمامي‬ ‫بخش‌هاي كوردستان وجود دارند و مردم كورد در‬ ‫همه‌ي بخش‌ها برضد اين سياست‌ها و عملكردها‬ ‫مبارزه نموده‌اند؛ تروريزه‌نمودن پكك يا هر حزب‬ ‫ديگري در كوردستان تروريزه‌نمودن همه‌ي‬


‫پليد‬

‫زوايايجنگي‬

‫مبارزات برحق مردم كوردستان است‪ .‬نه‌تنها پكك‪،‬‬ ‫بلكه هيچ حزب كوردي با هر عقيده‌اي كه داشته‬ ‫باشد‪ ،‬تروريست نيست‪ .‬احزاب كوردي‪ ،‬مي‌توانند‬ ‫عقايد‪ ،‬ايدئولوژي و راهكارهاي جداگانه‌اي داشته‬ ‫و با همديگر در رقابت سياسي باشند؛ اما هيچ حزبي‬ ‫حق ندارد با تروريزه‌كردن احزاب ديگر مشروعيت‬ ‫مبارزات مردم كورد را زير سؤال ببرد‪ .‬تروريزه‌كردن‬ ‫احزاب كوردي‪ ،‬انكار تاريخ مقاومت مردم‬ ‫كوردستان و خيانتي بزرگ در حق ملت كورد است‪.‬‬ ‫هم مراکز جنگ ويژه‌ي جمهوري اسالمي و‬ ‫هم احزاب سنتي شرق کوردستان به‌ويژه حزب‬ ‫دموکرات کوردستان ايران جهت يکسان‌نمايي‬ ‫پژاک و پکک و تروريزه‌نمودن آن‪ ،‬از منبع مشترکي‬ ‫به‌عنوان شواهد خود بهره مي‌گيرند‪ .‬اين منبع مشترک‬ ‫افراد تسليم‌شده‌اي هستند که جهت ادامه‌ي زندگي‬ ‫خفت‌بار خود در جنوب کوردستان‪ ،‬حاضر به پخش‬ ‫هرگونه اکاذيبي بر ضد جنبش آزادي‌خواهي مردم‬ ‫کوردستان مي‌باشند‪ .‬به‌عنوان نمونه هم جمهوري‬ ‫اسالمي و هم حزب دموکرات کوردستان ايران‬ ‫به‌طور مداوم از اعترافات دروغين عثمان اوجاالن‬ ‫و شخصي به نام عثمان جعفري در رسانه‌هاي خود‬ ‫عليه جنبش آزادي‌خواهي کورد استفاده مي‌کنند‪.‬‬ ‫اگر سخنان اشخاص تسليم‌شده‌اي که روابط بسيار‬ ‫مشخصي با نهادهاي جاسوسي جمهوري اسالمي‬ ‫دارند در مورد پژاک قابل اطمينان است پس در‬ ‫اين صورت حزب دموکرات کوردستان ايران بايد‬ ‫گفته‌هاي تسليم‌شدگان متعددي از حزب دموکرات‬ ‫را که مراکز تبليغي و جاسوسي جمهوري اسالمي عليه‬ ‫وي به‌کار مي‌برند‌‪ ،‬قبول نموده و قابل اطمينان بداند‪.‬‬ ‫‪2‬ـ مسئله‌ي قبول ايدئولوژي رهبر آپو از‬ ‫سوي پژاك‪ ،‬دستاويزي براي تروريزه‌كردن‬ ‫پژاك ‪:‬‬ ‫يكي از مواردي كه مراكز جنگ ويژه در يكسان‌نمايي‬ ‫پژاك و پكك‪ ،‬و تروريزه‌كردن پژاك از آن استفاده‬ ‫مي‌نمايند مسئله‌ي قبول رهبر آپو(عبداهلل اوجاالن) از‬ ‫سوي پژاك به‌عنوان رهبر خويش است‪ .‬سياست‌هاي‬ ‫نظام جمهوري اسالمي ايران از دهه‌ي هفتاد به‌بعد در‬ ‫كوردستان را نبايد به‌عنوان سياست‌هاي مقطعي جهت‬ ‫كنترل اوضاع كوردستان تحليل نمود‪ .‬اين عملكردها‬ ‫و سياست‌ها نوعي مهندسي اجتماعي جهت تخريب‌‬ ‫و درهم‌شكستن همه‌ي نمودهاي اراده و مقاومت در‬ ‫جامعه و فرد كورد و به تسليميت كشاندن آن است‪.‬‬ ‫واكنش جامعه‌ي كوردستان در برابر اين سياست‌هاي‬ ‫بحران‌زا‪ ،‬تالش و مبارزه‌ي هرچه بيشتر جامعه جهت‬ ‫زنده‌نمودن دوباره‌ي اراده و آزادي در بطن خود‬ ‫بود‪ .‬جوانان شرق كوردستان در جستجو براي اراده‬ ‫و آزادي‪ ،‬افكار و ايدئولوژي رهبر آپو را به‌عنوان‬

‫راه نيل به جامعه‌اي اراده‌مند و آزاد انتخاب نمودند‪.‬‬ ‫جامعه‌ي كوردستان در قيام سوم اسفند ‪ 1377‬قبول‬ ‫رهبريت‪ ،‬افكار و شيوه‌ي مبارزه‌ي رهبر آپو را‬ ‫اعالن نمود‪ .‬اين خود به معناي گذار از انفعال‌گرايي‬ ‫و سياست سنتي كورد و پذيرش خط‌مشي مبارزاتي‬ ‫جديدي از سوي مردم شرق كوردستان بود‪ .‬خواست‬ ‫جامعه‌ي كورد در راستاي به عمل درآوردن افكار‬ ‫رهبر آپو و انتقال رهبريت وي به شرق كوردستان‪،‬‬ ‫به تأسيس پژاك منجر شد‪ .‬جامعه‌ي كوردستان‬ ‫ِ‬ ‫رهبري جامع رنج برده است‪.‬‬ ‫هميشه از نبود يك‬ ‫حقيقت تاريخي و اجتماعي كوردستان و همچنين‬ ‫پيچيدگي مسئله‌ي كورد و راهكارهاي گوناگوني‬ ‫كه دولت‌ها جهت تسخير جامعه‌ي كوردستان به‌كار‬ ‫برد‌ه‌اند‪ ،‬رهبريتي فراتر از رهبري سياسي و حزبي را‬ ‫ضروري نموده است‪ .‬رهبريت واقعي كوردستان بايد‬ ‫بر مبناي تبيين همه‌ي سازوكارها و روابط قدرتي باشد‬ ‫كه جهت به اسارت درآوردن جامعه‌ي كوردستان از‬ ‫سوي دولت‌ها اعمال مي‌شوند‪ .‬شناخت ساختارهاي‬ ‫تاريخي قدرت و شيوه‌ي عملكرد آنها در جامعه و‬ ‫همچنين ايجاد سازماندهي و سازوكارهاي مقاومت و‬ ‫مبارزه عليه آن‌ها در جامعه‪ ،‬وظيفه‌ي اصلي رهبري‬ ‫است‪ .‬اگر بردگي با قبول موقعيت برده‌بودن از‬ ‫جانب خود برده آغاز مي‌گردد‪ ،‬پس در اين‌صورت‬ ‫ساختار ارباب‌ـ بردگي قبل از هر چيز يك ساختار‬ ‫ذهنيتي و ايدئولوژيك است‪ .‬جامعه و شخصي كه‬ ‫در برده‌بودن خود متقاعد نگشته باشد‪ ،‬هرگز بردگي‬ ‫را هضم نمي‌كند‪ .‬بخش اعظم راهكارهاي اشغال‬ ‫و اسارت را راهكارها و نهادهاي بردگي ذهنيتي‬ ‫تشكيل مي‌دهند‪ .‬بنابراين رهبريت آزادي‌خواه در‬ ‫جامعه‌ي كوردستان نيز قبل از هرچيز رهبر ذهنيت‬ ‫و ايدئولوژي آزادي‌خواهي است‪ .‬بخش اصلي‬ ‫مبارزه‌ي رهبريت ايدئولوژيک‪ ،‬بازتعريف مفاهيم‪،‬‬ ‫ايجاد ديدگاه‌هاي نوين و بر اين مبنا ايجاد ساختاري‬ ‫ديگر براي مبارزات جامعه است‪ .‬از ديد رهبر آپو‬ ‫جامعه‌ي آزاد‪ ،‬جامعه‌اي است اخالقي و سياسي که‬ ‫خود را از قيد دولت و قدرت رهانيده است‪ .‬بر اين‬ ‫اساس‪ ،‬وي اخالق و سياست را بر مبنايي نوين چنين‬ ‫بازتعريف مي‌نمايد‪ :‬اخالق‪ ،‬نيروي «استمراربخشي‬ ‫به جامعه؛ پابرجا نگه‌داشتن‪ ،‬پاس‌داشت و اجراي‬ ‫هنجارهاي آن» مي‌باشد‪ .‬نقش سياست نيز اين است‬ ‫كه اساساً مقررات اخالقي الزم براي جامعه را‬ ‫ايجاد كند و توأم با اين امر‪ ،‬راه و روش‌هاي تأمين‬ ‫نيازهاي اساسي ما ّدي و ذهني را پيوسته مورد بحث‬ ‫قرار دهد و مقرراتي براي آن وضع نمايد‪ .‬سياست‬ ‫اجتماعي‪ ،‬بر اساس همين واقعيات‪ ،‬همواره مباحث‬ ‫و نيروي تصميم‌گيري را ايجاد مي‌كند و بدين‌گونه‬ ‫براي جامعه شادابي و روشن‌بيني به ارمغان مي‌آورد؛‬ ‫با ايجاد قابليت خودـ مديريتي و استعداد چاره‌يابي‬ ‫امور جامعه‪ ،‬اساسي‌ترين حوزه‌ي موجوديت آن را‬

‫‪23‬‬

‫تشكيل مي‌دهد‪ .‬معناي ماهوي سياست‪ ،‬هنر آزادي‬ ‫است‪ .‬جامعه‌اي که در آن سياست به انحصار دولت‬ ‫درآمده باشد‪ ،‬جامعه‌اي است که با از دست دادن‬ ‫آزادي و اراده‌ي خويش‪ ،‬موجوديت خود را در‬ ‫معرض نابودي قرار داده است‪ .‬يک جامعه براي حفظ‬ ‫موجوديت و هويت خويش بايد به آزادي و اراده‌ي‬ ‫خويش تداوم بخشد و اين تنها از رهگذار اخالق و‬ ‫سياست امکان‌پذير است‪ .‬جامعه‌ي اخالقي و سياسي‪،‬‬ ‫جامعه‌ي دموكراتيك است‪ .‬دموكراسي‪ ،‬تنها بر پايه‌ي‬ ‫هستي جامعه‌ي اخالقي و سياسي كه جامعه‌ي باز و‬ ‫آزاد است‪ ،‬مي‌تواند كسب معنا كند‪ .‬در معناي واقعي‪،‬‬ ‫«سياست» و «دموكراسي» مفاهيم و اصطالحاتي‬ ‫يكسان هستند‪ .‬اگر آزادي‪ ،‬حوزه‌ي اقليمي‌اي‬ ‫است كه سياست در آن نمود مي‌يابد‪ ،‬دموكراسي‬ ‫نيز شيوه‌ي اجراي سياست در همين حوزه است‪.‬‬ ‫بر مبناي پارادايم جامعه‌ي اخالقي و سياسي‪ ،‬يک‬ ‫حزب نمي‌تواند تمامي انرژي آزادي‌خواهي جامعه‬ ‫را در خود خالصه نمايد‪ .‬يک حزب آزادي‌خواه‪،‬‬ ‫ابزاري در جهت احياي بافت اخالقي و سياسي جامعه‬ ‫و پوياسازي آن است‪ .‬حزب‪ ،‬يکي از عرصه‌هاي‬ ‫مبارزه براي جامعه‌ي اخالقي و سياسي است نه‬ ‫مرکز تجمع قدرت‪ .‬رهبريتي که نيل به جامعه‌ي‬ ‫اخالقي و سياسي را مبناي مبارزه‌ي خود قرار‬ ‫مي‌دهد‪ ،‬نه رهبر يک حزب بلکه رهبر جامعه است‪.‬‬ ‫ايده‌ها و تفكرات آزادي‌خواهي يك جامعه برخاسته‬ ‫از درك واقعي آن جامعه از هويت خود و گام‌برداري‬ ‫آن در مسير خودشناسي است‪ .‬رهبر آپو با مبارزه‬ ‫در راستاي شناخت حقيقت تاريخي و اجتماعي‬ ‫كوردستان‪ ،‬هويت راستين اين جامعه را روشن نموده‬ ‫و به رهبريت «كورد آزاد» مبدل گشته است‪ .‬رهبريت‬ ‫رهبر آپو‪ ،‬نقطه‌ي پاياني بر چرخه‌ي شوم «قيام‌ـ‬ ‫شكست» حاصل از خأل فكري جنبش‌هاي كوردي‬ ‫و تزوير قدرت‌هاي جهاني و دولت‌هاي منطقه‌اي‬ ‫است‪ .‬ايفاي نقش رهبري براي ايجاد انسان آزاد در‬ ‫ميان تمامي مشقات حاصل از پيچيدگي مسئله‌ي‬ ‫كورد و مسائل خاورميانه كه برخاسته از نظام‌هاي‬ ‫قدرت جهاني و دولت‌هاي مستبد منطقه‌اي است‪،‬‬ ‫دليل اصلي توطئه‌ي بين‌‌المللي بر عليه رهبر آپو است‪.‬‬ ‫زندان امرالي نماد تحميل انزوا و شكنجه بر همه‌ي‬ ‫كساني است كه در پي دست‌يابي به هويت آزادند‪.‬‬ ‫زندان امرالي‪ ،‬نه يك زندان براي شخص رهبر آپو‬ ‫بلكه سيستمي است كه شديدترين انزوا و مرگ و‬ ‫شكنجه را بر آزادي‌خواهان تحميل مي‌كند‪ .‬پرومته‌اي‬ ‫كه آتش را از خدايان ربود و به انسان تقديم نمود‪،‬‬ ‫زنجيرشده بر صخره‌اي محكوم به مرگي هرروزه‬ ‫است‪ .‬احزاب و كساني كه بر پژاك خرده مي‌گيرند‬ ‫كه چرا در مبارزات خود آزادي رهبر آپو را مطرح‬ ‫مي‌نمايد‪ ،‬در واقع خواستار تداوم همه‌ي سياست‌هاي‬ ‫انكار‪ ،‬آسيميالسيون و بي‌هويت‌سازي عليه خلق‬


‫‪24‬‬

‫كورد مي‌باشند‪ .‬آنان كه تداوم سيستم امرالي را بر‬ ‫مردم كوردستان روا مي‌بينند‪ ،‬كساني هستند كه با‬ ‫رد هويت كورد آزاد‪ ،‬وجود همه‌ي پديده‌هاي ناشي‬ ‫از روابط قدرت در مسئله‌ي كورد را قبول نموده‌اند‪.‬‬ ‫ايدئولوژي انفعال در نتيجه‌ي قبول اين روابط و‬ ‫ضعيفه‌شدگي جامعه‌ي كورد پديد آمده است‪ .‬جاي‬ ‫تعجب نيست كه صاحبان اين ايدئولوژي‪ ،‬وجود و‬ ‫تداوم سيستم امرالي را عادي نگريسته و مبارزه جهت‬ ‫فروريختن آن را غيرمشروع بدانند(به‌عنوان نمونه‬ ‫مي توان به محتواي يکي از بخش‌نامه‌هاي سازماني‬ ‫حزب دموكرات کوردستان ايران اشاره كرد كه در‬ ‫تاريخ ‪ 1387 /8 /30‬از سوي كميسيون تشكيالت آن‬ ‫براي کادرهايش ارسال شده است)‪ .‬همچنين شكستن‬ ‫ساختارها و روابط قدرت در مسئله‌ي كورد و تبادالت‬ ‫جامعه‌ي كوردستان با ديگر جوامع خاورميانه‪ ،‬در عين‬ ‫حال شكست تمامي ساختار قدرت در اين منطقه را‬ ‫به دنبال خواهد داشت‪ .‬از اين روست كه رهبريت و‬ ‫ايدئولوژي «كورد آزاد» نه‌تنها منحصر به بخشي از‬ ‫كوردستان نيست بلكه حتي منحصر به خلق كورد‬ ‫نيست‪ .‬كورد آزاد‪ ،‬انساني است كه نه در چارچوب‬ ‫روابط قدرت‪ ،‬زورمداري‪ ،‬جنسيت‌گرايي‪ ،‬ملي‌گرايي‬ ‫و انحصارات ثروت و دانش‪ ،‬بلكه در بطن فرهنگ‬ ‫و ارزش‌هاي طبيعي جامعه و روابط حاصل از آن و‬ ‫در جريان مبارزه براي ايجاد جامعه‌ي دموكراتيك و‬ ‫طبيعي به ظهور و تكامل مي‌رسد‪ .‬كورد آزاد‪ ،‬در واقع‬ ‫هويت انسان آزاد در خاورميانه‌اي است كه نهادهاي‬ ‫قدرت در ‌آن انسان‌ها را در روابط شبان‌ـ رمگي و‬ ‫پدرساالري و در ميان تعصبات و جزم‌گرايي مدفون‬ ‫نموده‌اند‪ .‬رهبر آپو با ايده‌ها‪ ،‬مبارزات و سازماندهي‬ ‫خود اراده‌ي واقعي جامعه را در برابر همه‌ي ساختار‪،‬‬ ‫نهادها و روابط قدرت زنده نمود؛ جامعه‌اي كه در آن‬ ‫هرنوع تسليميت‌پذيري‪ ،‬انفعال‌گرايي‪ ،‬ضعيفه‌شدگي و‬ ‫به زانو درآمدن رد مي‌شود‪ .‬آزادزيستن مبناي همه‌ي‬ ‫تفكرات و مبارزات رهبر آپو را تشكيل مي‌دهد‪.‬‬ ‫زندگي آزاد چيزيست كه بايد رهبريت يك جامعه‬ ‫در تمامي مبارزات سياسي‌ـ اجتماعي و فرهنگي خود‬ ‫آن را به جامعه تقديم نمايد نه صرفا تغيير احزاب‬ ‫و اشخاصي كه قدرت را در دست دارند‪ .‬گذار از‬ ‫پارادايم قدرت‌گرايي و ارائه‌ي پارادايم جامعه‌ي‬ ‫دموكراتيك‌ـ اكولوژيك و مبتني بر آزادي جنسيتي‬ ‫ارمغان عظيم رهبر آپو براي مبارزات ملت كورد است‪.‬‬ ‫پژاك بر مبناي ايدئولوژي رهبر آپو و پارادايم‬ ‫جامعه‌ي دموكراتيك‌ـ اكولوژيك و مبتني بر‬ ‫آزادي جنسيتي‪ ،‬جنبش زندگي و هويت آزاد‬ ‫مردم شرق كوردستان است‪ .‬قبول رهبريت رهبر‬ ‫آپو از جانب پژاك نه‌تنها نشاني از وابستگي‬ ‫و بي‌ارادگي اين حزب نبوده بلكه نشانگر‬ ‫آزادي‌خواهي‪ ،‬هويت آزاد و اراده‌مندبودن آن است‪.‬‬ ‫مركز جنگ ويژه‌ي جمهوري اسالمي در ارتباط با‬

‫پليد‬

‫زوايايجنگي‬

‫مركز جنگ ويژه‌ي تركيه با تروريزه‌نمودن شخصيت‬ ‫رهبر آپو و افكار وي‪ ،‬از طرفي تروريزه‌نمودن پژاك‬ ‫و پروسه‌ي يكسان‌نمايي پژاك و پكك را موجه‬ ‫مي‌سازد و از طرف ديگر بي‌رهبريتي را بر جنبش مردم‬ ‫كوردستان تحميل مي‌نمايد‪ .‬مراكز جنگ ويژه‌‌ي نظام‬ ‫در جهت تروريزه‌كردن رهبر آپو‪ ،‬تبليغات تركيه را‬ ‫در اين زمينه طوطي‌وار و موبه‌مو تكرار كرده و اشاعه‬ ‫مي‌دهند‪ .‬اين مراكز همچنين براي ايجاد انحراف در‬ ‫اذهان نسبت به شناخت رهبر آپو‪ ،‬به تحريف و نشر‬ ‫اكاذيب در مورد ايدئولوژي وي مي‌پردازد‪ .‬به‌عنوان‬ ‫نمونه نظام هميشه سعي دارد كه ايدئولوژي رهبر‬ ‫آپو را با استالينيسم مترادف نموده و با به‌كاربردن‬ ‫عباراتي همچون چپ‌گرايي افراطي‪ ،‬خشونت‌طلبي‪،‬‬ ‫ماركسيست‌ـ‌ لنينيست و‪ ...‬سعي در تحريف واقعيات‬ ‫مي‌نمايد‪ .‬نظام اين كار را هم به‌واسطه‌ي رسانه‌هاي‬ ‫تبليغي و هم توسط عناصر جنگ ويژه انجام‬ ‫مي‌دهد(نمونه‌ي آن عرفان قانعي‌فرد است)‪ .‬اين در‬ ‫حالي است كه اگرچه ايده‌هاي رهبر آپو از زمينه‌ي‬ ‫چپ و سوسياليسم برخاسته‌اند اما اين ايده‌ها در پويايي‬ ‫فكري و مبارزاتي هميشه منتقد سوسياليسم رئاليستي‬ ‫بوده‌اند‪ .‬در نتيجه‌ي اين پويايي و تكامل‪ ،‬رهبر آپو‬ ‫از طريق ريشه‌يابي مسئله‌ي قدرت و دولت در‬ ‫بنيان‌هاي فكري ماركسيسم و ارائه‌ي پارادايم جامعه‌ي‬ ‫دموكراتيك‌ـ اكولوژيك و مبتني بر آزادي جنسيتي‪،‬‬ ‫به كلي از آن گذار نموده است(دفاعيات پنج جلدي‬ ‫رهبر آپو مانيفست تمدن دموكراتيك مصداق بارز‬ ‫اين تحول فكري‪ ،‬ايدئولوژيك و پارادايميك است)‪.‬‬ ‫احزاب سنتي كورد نيز هميشه از راه تحريف واقعيت‌ها‬ ‫و پخش شايعات دروغين درباره‌‌ي رهبر آپو‪ ‌،‬درصدد‬ ‫تضعيف موقعيت وي در جامعه‌ي كورد و از اين‬ ‫راه تضعيف جنبش نوين جامعه‌‌ي كورد برآمده‌اند‪.‬‬ ‫به‌عنوان نمونه قيام‌ مردم ماكو در سال ‪ 2005‬جهت‬ ‫محكوم‌كردن توطئه‌‌ي بين‌المللي عليه رهب ‌ر آپو با‬ ‫سركوب شديد نيروهاي سپاهي روبه‌رو شد و شمار‬ ‫بسياري زخمي و شهيد شدند؛ اما حزب دموكرات‬ ‫کوردستان ايران كه توان قبول اين مسئله را نداشت‬ ‫كه شرق كوردستان رهبر آپو را به‌عنوان رهبر خود‬ ‫قبول نمايد‪ ،‬اين قيام را نارضايي خلق ماكو از كمبود‬ ‫نفت و مواد سوختي عنوان نمود‪ .‬رهبران سنتي كورد‬ ‫با وجود رنج‌هاي فراواني كه در مبارزات مردم كورد‬ ‫كشيده‌اند و بيشترشان در اين راه شهيد شده‌اند‪ ،‬اما‬ ‫نتوانسته‌اند با ارائه‌ي نظام فكري نويني به جامعه‌ي‬ ‫كورد و ايجاد سازماندهي دموكراتيك مبتني بر آن‪،‬‬ ‫تداوم و استمرار مبارزه را تضمين نمايند‪ .‬آنان خود به‬ ‫دليل عدم گذار از ذهنيت قدرت‌گرايي‪ ،‬نتوانسته‌اند از‬ ‫جاي‌گرفتن احزاب خود در ساختار قدرت جلوگيري‬ ‫نموده و مانع از تداوم مناسبات قدرت در روابط ميان‬ ‫حزب و جامعه شوند‪ .‬ذهنيت حاكميت بر جامعه و‬ ‫انحصارطلبي از اين مسئله نشأت مي‌گيرد‪ .‬پارادايم‬

‫جامعه‌ي دموكراتيك‌ـ اكولوژيك و مبتني بر آزادي‬ ‫جنسيتي كه بر مبناي اراده‌مند‌نمودن همه‌ي نيروهاي‬ ‫اجتماعي استوار است و همچنين اهميتي كه رهبر‬ ‫آپو به نيروي مردم به عنوان يك رهبريت خلقي‬ ‫داده است‪ ،‬نقطه‌ي اصلي تضاد ميان شيوه‌ي رهبريت‬ ‫سنتي و رهبريت دموكراتيك رهبر آپو است‪ .‬احزاب‬ ‫سنتي در راستاي تداوم سياست‌هاي خود در جامعه‌ي‬ ‫كورد با اين شيوه‌ي رهبريت مخالفت نموده و سعي‬ ‫در ساختن وجهه‌اي غيردموكراتيك و استالينيستي از‬ ‫رهبر آپو دارند‪ .‬در حالي كه در يك ساختار سازماني‬ ‫غيردموكراتيك هرگز كادرهاي كارآمد و مدير‬ ‫پرورش نمي‌يابند‪ ،‬مقايسه‌ي اينكه «آيا احزاب سنتي‬ ‫توانسته‌اند كادرهاي كارآمد‪ ،‬مستقل و مدير پرورش‬ ‫دهند يا جنبش رهبر آپو؟» را به مردم واگذار مي‌كنيم‪.‬‬ ‫مخالفت احزاب كالسيك با رهبر آپو و شيوه‌ي‬ ‫رهبريت وي‪ ،‬به عدم اعتماد‌به‌نفس آنان و بي‌اعتقاديشان‬ ‫به «امكان بروز رهبريتي نيرومند‪ ،‬داراي ايده و سازمان‬ ‫آزاد‌سازي انسان و جامعه از ميان مردم كورد و‬ ‫از اين آب و خاك» برمي‌‌گردد‪ .‬امروزه اين عدم‬ ‫اعتمادبه‌نفس به‌ويژه در شرايط خأل رهبري موجود در‬ ‫اين احزاب كه ديگر حتي نمي‌توان از وجود رهبريتي‬ ‫سنتي نيز در ميان آنان دم زد‪ ،‬بسيار چشمگير است‪.‬‬ ‫احزاب سنتي همچنين با اشاعه‌ي اين تفكر كه‬ ‫ايدئولوژي براي مبارزات مردم كورد لزومي‬ ‫ندارد‪ ،‬درصدد غيرمشروع جلوه‌دادن رهبريت‬ ‫فكري و به‌ويژه رهبريت رهبر آپو هستند‪ .‬ايده‌ي‬ ‫عدم لزوم ايدئولوژي براي مبارزه در كوردستان‪،‬‬ ‫نتيجه‌اي جز اشاعه‌ي ايدئولوژي انفعال در جامعه‬ ‫دربر نداشته و نخواهد داشت‪ .‬اين احزاب در پي‬ ‫مشروعيت‌بخشيدن به گفتمان «پراگماتيسم سياسي»‬ ‫هستند كه در روابط قدرت موجود بين احزاب كورد‬ ‫با دولت‌ها و همچنين اپوزيسيون ايراني نتيجه‌اي جز‬ ‫قبول همه‌ي شرايط ديگران از جانب احزاب كورد‬ ‫در اين «همخوابگي سياسي» دربر نداشته است‪.‬‬ ‫حمله به رهبر آپو از جانب احزاب سنتي بخشي از‬ ‫سياست آنان در راستاي بي‌هويت‌ جلوه‌دادن پژاك‬ ‫در پروسه‌ي يكسان‌نمايي پژاك و پكك است‪ .‬اين‬ ‫سياست‪ ،‬به‌غير از تقويت عملكردهاي مراكز جنگ‬ ‫ويژه در كوردستان نتيجه‌اي دربر نخواهد داشت‪.‬‬

‫‪3‬ـ اصل دفاع مشروع و تحريفات مركز جنگ‬ ‫ويژه درباره‌ي آن ‪:‬‬

‫يكي از مواردي كه مراكز جنگ ويژه سعي در استفاده‬ ‫از آن جهت تروريزه‌كردن پژاك دارند‪ ،‬تحريف‬ ‫مسئله‌ي دفاع مشروع و تعريف آن در چارچوب‬ ‫جنگ مسلحانه و خشونت است‪ .‬دولت‌هاي حاكم‬ ‫بر كوردستان هميشه با سياست‌هاي خشونت‌بار خود‪،‬‬ ‫مردم كوردستان را وادار به «دفاع از خود» نموده‌اند‪.‬‬


‫پليد‬

‫زوايايجنگي‬

‫ديدگاه امنيتي نسبت به مسئله‌ي كورد باعث گشته تا جهت بي‌دفاع‌سازي جامعه را در چند مورد بيان نمود‪:‬‬ ‫اين دولت‌ها با تجزيه‌طلب خواندن كوردها هميشه با‬ ‫زبان نظامي‌ـ امنيتي با آن‌ها برخورد كنند؛ به‌طوري الف) خشونت‌طلب نشان‌دادن جامعه و مردم‬ ‫كه از ديدگاه مردم كوردستان دولت هميشه مساوي‬ ‫كوردستان‬ ‫بوده است با نظامي‌گري‪ ،‬اعدام‪ ،‬شكنجه و سركوب‪.‬‬ ‫قيام‌هاي مردم كوردستان همواره به‌دنبال پافشاري نظام هميشه سعي بر آن داشته كه مسئله‌ي وجود‬ ‫دولت‌ها بر تداوم اين نوع ديدگاه‌ و برخوردها روي جنگ در كوردستان را به گردن جنبش‌هاي كوردي‬ ‫داده است‪ .‬دولت‌ـ ملت‌ها با ارائه‌ي تعريف خاص خود بياندازد‪ .‬اين در حالي است كه بر همگان آشكار است‬ ‫از حقوق‪ ،‬فرهنگ‪ ،‬خشونت و سياست در پروسه‌ي كه از همان آغاز به‌كار جمهوري اسالمي تحميل‬ ‫هموژن‌سازي(يكدست‌سازي) جامعه و استيالي جنگ در كوردستان و سركوب‪ ،‬در دستور كار‬ ‫كامل دولت بر آن‪ ،‬هر نوع رويكرد دفاعي جامعه را سران اين نظام قرار داشته است‪ .‬صدور فتواي جهاد‬ ‫غيرحقوقي‪ ،‬نامشروع‪ ،‬تجزيه‌طلبانه و تروريستي نام در كوردستان از جانب خميني‪ ،‬نه در نتيجه‌ي به‌ نتيجه‌‬ ‫نهاده و به شدت در سركوب آن كوشيده‌اند‪ .‬هدف نرسيدن مذاكرات و آغاز جنگ در كوردستان بود‪،‬‬ ‫اين دولت‌ها‪ ،‬ايجاد جامعه‌اي كامال بي‌دفاع‪ ،‬خلع‌ بلكه بخشي از برنامه‌ي طرح‌ريزي‌شده جهت استحكام‬ ‫سالح شده‪ ،‬مطيع و تسليم‌شده است‪ .‬دستگاه‌هاي وسيع نظام و حذف مخالفان بود‪ .‬جمهوري اسالمي به علت‬ ‫تبليغاتي دولت با توجيه خشونت و تجاوز دولت عليه كاراكتر سركوبگري خود‪ ،‬در هر صورت جنگ و‬ ‫جامعه‪ ،‬آن را به‌صورت امري كامال عادي و مشروع كشتار را در كوردستان به‌راه مي‌انداخت‪ .‬رژيم با‬ ‫جلوه داده و در مقابل‪ ،‬هر نوع ايستادگي جامعه در وجود جنگ‌افروزي‌هاي محرز خود‪ ،‬هميشه احزاب‬ ‫برابر اين نوع تجاوزات را خشونت‪ ،‬توحش و ترور كوردي را در اين زمينه مقصر نشان مي‌دهد‪ .‬نظام‬ ‫ناميده و لزوم ريشه‌كن كردن آن را مطرح نموده‌اند‪ .‬جهت توجيه ادامه‌ي سياست‌هاي خشونت‌بار خود در‬ ‫هدف از ايجاد چنين جو تبليغي‌اي ايجاد ذهنيتي كوردستان‪ ،‬سعي مي‌نمايد تا فرهنگ مقاومت جامعه‌ي‬ ‫است كه بر طبق آن جامعه‌ي در حال دفاع‪ ،‬جامعه‌اي كوردستان را به‌نوعي «خصوصيت خشونت‌طلبانه‌ي‬ ‫وحشي‪ ،‬غيرمتمدن و ناامن و جامعه‌ي تسليم‌شده و جامعه‌ي كورد» بنامد‪ .‬نظام جمهوري اسالمي ايران با‬ ‫بي‌دفاع جامعه‌اي امن تعريف مي‌شود‪ .‬يكسان‌انگاري ايجاد تابلوي خشونت‌آميز از شخصيت انسان كورد‪،‬‬ ‫امنيت با سلطه‌ي كامل دولت‪ ،‬گفتماني است كه بر از فرد و جامعه‌ي كورد در اذهان عمومي جامعه‌ي‬ ‫طبق آن حضور نظامي دولت و سركوب‌هاي آن ايران‪« ،‬موجودي خون‌آشام و سربُر» مي‌سازد كه با‬ ‫در جامعه‌ي ناامنِ تسليم‌ناپذير‪ ،‬مشروع مي‌گردد‪ .‬وجود همه‌ي الطاف و مراحم نظام و كارگزاران آن‬ ‫نظام‌هاي حاكم بر ايران به بهانه‌ي ايجاد امنيت در و سعي دولت در آبادسازي كوردستان‪ ،‬اين انسان‬ ‫كوردستان آن را به يك دژ نظامي مبدل كرده‌اند‪ .‬خونخوار به نيروهاي نظام حمله كرده و دست به‬ ‫در اين ميان‪ ،‬جمهوري اسالمي كه داراي ماهيتي خونريزي مي‌زند‪ .‬بر طبق اين تابلو‪ ،‬ايجاد كنترل و‬ ‫كامال نظامي و سركوبگر است‪ ،‬خشونت‌بارترين حاكميت بر چنين موجود خطرناكي از وظايف دولت‬ ‫عملكردها را در كوردستان داشته است‪ .‬است‪ .‬نظام كه ادعا مي‌كند رسالت متمدن‌‌سازي مردم‬ ‫نظام با به‌كاربردن عناوين مختلفي همچون محارب‪ ،‬كوردستان و دورنمودن آن‌ها از توحش را بر عهده‬ ‫ضدانقالب‪ ،‬عامل بيگانه‪ ،‬تجزيه‌طلب‪ ،‬اشرار و دارد‪ ،‬از به‌كاربردن خشونت بر عليه جامعه‌ي كورد در‬ ‫تروريست‪ ،‬نهادهاي خشونت‌زاي بسياري را در همه‌ي ابعاد و با استفاده از همه‌ي ابزارهاي ممكن دريغ‬ ‫كوردستان ايجاد كرده و توسعه داده است‪ .‬اطالعات‪ ،‬نمي‌ورزد‪ .‬ضعيفه‌ساختن جامعه‌ي كورد در واقع همان‬ ‫سپاه پاسداران‪ ،‬بسيج‪ ،‬جاش‪ ،‬لباس شخصي و جاسوس متمدن‌سازي آن از ديدگاه نظام است‪ .‬نظامي‌گري‪،‬‬ ‫جامعه‌ي كوردستان را به جامعه‌اي كامال ناامن مبدل ايجاد نهادهاي خشونت‌زا در جامعه‪ ،‬آسيميالسيون‬ ‫نموده است‪ .‬به‌دنبال طرح پروژه‌ي ضدپژاك و فرهنگي‪ ،‬اشاعه‌ي فحشا و اعتياد و تحميل ضعيفه‌شدگي‬ ‫جنگ ويژه‪ ،‬حمالت خشونت‌بار نظام عليه جامعه‌ي در مناطقي از كوردستان كه جنگ مسلحانه‌ي چنداني‬ ‫كوردستان افزايش چشمگيري داشته است‪ .‬تيم‌هاي در برابر رژيم روي نداده است نشانگر همه‌گيربودن‬ ‫آد ‌م ُكشي ضدپژاك‪ ،‬نمونه‌ي مشخص آن است‪ .‬سياست‌ خشونت‌زاييِ دولت در كوردستان و تعميم‬ ‫از طرف ديگر خشونت‌هاي دولت تنها منحصر به چهره‌ي خشونت‌طلب به همه‌ي مردم كورد است‪.‬‬ ‫عرصه‌ي خشونت فيزيكي نبوده و مراكز جنگ ويژه ب) جنگ مسلحانه‬ ‫خشونت و تجاوز در ابعاد اجتماعي‪ ،‬فرهنگي و سياسي‬ ‫را به اوج رسانده‌اند‪ .‬مراكز جنگ ويژه جهت از ميان‬ ‫برداشتن سازوكارهاي دفاعي در جامعه‌ي كوردستان سياست‌هاي سركوب‌گرانه‌ي نظام در كوردستان باعث‬ ‫و به تسليميت‌كشانيدن آن‪ ،‬جنگ تبليغي و رواني مطرح‌شدن جنگ مسلحانه به‌عنوان استراتژي احزاب‬ ‫وسيعي به‌راه انداخته است‪ .‬مي‌توان سياست‌هاي دولت سياسي كورد شده است‪ .‬نبرد مسلحانه در كوردستان‬

‫‪25‬‬

‫هميشه چارچوبي دفاعي داشته و در برابر تهاجمات‬ ‫و كشتارهاي رژيم‪ ،‬از مشروعيت كامل برخوردار‬ ‫است‪ .‬كشتارهاي سنندج‪ ،‬بانه‪ ،‬قارنه و قالتان در مهاباد‬ ‫و نمونه‌هاي بسيار ديگر‪ ،‬مشروعيت كامل مقاومت‬ ‫مسلحانه‌ي احزاب سياسي و مردم كوردستان را نشان‬ ‫مي‌دهد‪ .‬خارج از مبحث مشروعيت‪ ،‬نبرد مسلحانه‬ ‫به‌عنوان «مشي و استراتژي مبارزاتي» قابل بحث و‬ ‫انتقاد است‪ .‬جنگ‌هاي رهايي‌بخش و نبرد مسلحانه‬ ‫عليه تجاوز دولت‌هاي استعمارگر در نيمه‌ي دوم قرن‬ ‫بيستم به‌عنوان يك استراتژي در بين ملل و جوامع‬ ‫فرودست و تحت ستم مطرح بوده است‪ .‬آنچه كه‬ ‫اين مشي و استراتژي را انتقادپذير مي‌سازد‪ ،‬اين است‬ ‫كه احزاب در روند مبارزه‌ي مسلحانه‪ ،‬هدف غايي‬ ‫خود را تشكيل ساختار حكومتي و دولتي خاص خود‬ ‫قرار داده‌اند‪ .‬در فرآيند نبرد مسلحانه‪ ،‬احزاب خود به‬ ‫نهادهاي تمركز قدرت تبديل گشته و به‌صورت بخشي‬ ‫از ساختار قدرت در جامعه عمل مي‌نمايند‪ .‬از طرفي‬ ‫ت مبدل گشته و‬ ‫ب و جامعه به رابطه‌ي قدر ‌‬ ‫روابط حز ‌‬ ‫از ميزان فعال‌شدن همه‌ي سازوكارهاي جامعه جهت‬ ‫رسيدن به آزادي كاسته مي‌شود‪ .‬احزاب سياسي‪ ،‬ب ‌ه‬ ‫نحوي ايفاي نقش دولت را هدف خود قرار داده و در‬ ‫اين راستا ذهنيت قدرت‌پروري در جامعه را نهادينه‌تر‬ ‫مي‌نمايند‪ .‬مركز‌گرايي‪ ،‬تالش براي يكدست‌سازي‬ ‫فرهنگي‪ ،‬مردساالري‪ ،‬پيرساالري و‪ ...‬به‌شكل بخشي‬ ‫جدايي‌ناپذير از تأثير اين احزاب در جامعه درمي‌آيد‪.‬‬ ‫انحصارطلبي و رقابت‌هاي قدرت‌مدارانه به بخشي از‬ ‫فرهنگ اين احزاب تبديل مي‌گردد‪ .‬تجارب موجود‬ ‫در سطح دنيا نشان داده‌اند كه پيروزي احزابي كه بر‬ ‫مبناي نبرد مسلحانه‌ي رهايي‌بخش مبارزه نموده‌اند‪،‬‬ ‫نتيجه‌اي جز بازتوليد دولت‌ـ ملت و تكرار مصائب دربر‬ ‫نداشته است‪ .‬آزادي جامعه با بازتوليد دولت و تغيير‬ ‫صرف در افراد و گروه‌هاي حاكم ممكن نمي‌گردد‪.‬‬ ‫مبارزه‌اي به آزادي جامعه منتج مي‌شود كه فعاليت‬ ‫همه‌ي سازوكارهاي دموكراتيك جامعه و ايفاي نقش‬ ‫همه‌ي اقشار و گروه‌هاي اجتماعي‪ ،‬منجر به ايجاد‬ ‫سيستمي دموكراتيك و غيرمركزي در همان مراحل‬ ‫مبارزه گردد‪ .‬آزادي جامعه به دست خود جامعه‬ ‫هرگز منجر به ايجاد دوباره‌ي دولت و سازوكارهاي‬ ‫اشغالگر و مخرب آن نخواهد شد‪ .‬كنفدراليسم‬ ‫دموكراتيك‪ ،‬از اين لحاظ هم نوع مبارزه و هم نوع‬ ‫سيستم مديريت جامعه‌ي آزاد را مشخص مي‌نمايد‪.‬‬ ‫سوالي كه مطرح مي‌شود اين است كه اگر نبرد‬ ‫مسلحانه‌ي رهايي‌بخش استراتژي مناسبي جهت‬ ‫آزادسازي جامعه نيست پس در روند مبارزه‬ ‫براي آزادي جامعه‪ ،‬مبارزه‌ي آزادي‌خواهي در‬ ‫برابر قتل‌عام‪ ،‬سركوب و حمالت خشونت‌بار‬ ‫دولت‪ ،‬بايستي به كدامين استراتژي متوسل شده‬ ‫و از چه مكانيسم‌هايي براي دفاع استفاده نمايد؟‬ ‫از آنجايي كه هدف دولت از اعمال خشونت و سركوب‪،‬‬


‫‪26‬‬

‫به زانو درآوردن و به تسليميت‌كشانيدن(ضعيفه‌سازي)‬ ‫جامعه است‪ ،‬دفاع ذاتي جامعه و بخش‌هاي مختلف‬ ‫آن طبيعي‌ترين سازوكار براي حفظ اراده و‬ ‫موجوديت خويش است‪ .‬دفاع مشروع‪ ،‬ايجاد‬ ‫دانش و سازماندهي دفاع ذاتي در برابر خشونت‬ ‫سركوب‌گرانه‌ي دولت است‪ .‬دفاع مشروع‪ ،‬سياست‬ ‫امنيتي جامعه‌ي دموكراتيك و استراتژي دفاعي‬ ‫آن در برابر نهادي تحت نام دولت است كه نمادي‬ ‫از تمركز خشونت و تجاوز عليه جامعه مي‌باشد‪.‬‬ ‫دفاع مشروع در تعاريف جهاني حقوق نيز براي ملل‪،‬‬ ‫جوامع و حتي فردي كه در معرض خشونت‪ ،‬تجاوز‬ ‫و تهديد به نابودي قرار دارد‪ ،‬به‌عنوان حقي مسلم و‬ ‫مشروع شناخته شده است‪ .‬با اين وجود‪ ،‬دفاع مشروع‬ ‫مشروعيتي فراتر از حقوق داشته و بيشتر از يك «حق»‬ ‫يك «اصل طبيعي» است‪ .‬در طبيعت‪ ،‬هيچ موجود‬ ‫جاندار و ارگانيسمي كه بدون وسيله‌ي دفاعي و فاقد‬ ‫واكنش دفاعي در مواقع خطر باشد‪ ،‬يافت نمي‌شود‪.‬‬ ‫تا زمان پيدايش دولت‌ـ‌ ملت‌ها اين حق براي جوامع‬ ‫و گروه‌هاي اجتماعي شناخته شده بود‪ .‬به اندازه‌ي‬ ‫تاريخ ارتش‌ها‪ ،‬تجاوزات و فتوحات‪ ،‬تاريخي از‬ ‫مقاومت جوامع نيز وجود دارد‪ .‬دولت‌‌ـ ملت‌ها‬ ‫جهت سلطه‌ي كامل بر جامعه هر نوع واكنش دفاعي‬ ‫را تحت عنوان خشونت‪ ،‬ناامني و ترور سركوب‬ ‫مي‌نمايند‪ .‬به همين دليل از آغاز تاريخ بشريت تاكنون‬ ‫در هيچ دوره‌اي به‌اندازه‌ي پيدايش دولت‌ـ‌ ملت‌ و‬ ‫به‌خصوص قرن بيستم‪ ،‬موجوديت جوامع و هويت و‬ ‫فرهنگ آنها در معرض تهديد و نابودي نبوده است‪.‬‬ ‫خشونت و تجاوز دولت در جامعه تنها در بعد خشونت‬ ‫مستقيم فيزيكي و نظامي نبوده و بلكه در همه‌ي ابعاد‬ ‫اجتماعي‪ ،‬فرهنگي‪ ،‬سياسي و اقتصادي‪ ،‬دولت اقدام‬ ‫به اعمال خشونت مي‌‌نمايد‪ .‬بر اين مبنا دفاع مشروع‪،‬‬ ‫دفاع از جامعه در همه‌ي زمينه‌هايي است كه جامعه‬ ‫مورد اعمال خشونت و تجاوز قرار گرفته است‪.‬‬ ‫دفاع نظامي‪ ،‬تنها يكي از ابعاد دفاع مشروع است‪.‬‬ ‫طبيعتا در شرايطي كه كشتار و سركوب نظامي‪،‬‬ ‫زبان اصلي دولت در برخورد با جامعه باشد‪ ،‬دفاع‬ ‫در زمينه‌‌ي نظامي نيز بيشتر مطرح مي‌گردد‪ .‬وجود‬ ‫دفاع مشروع در بعد نظامي در كوردستان و دفاع‬ ‫گرياليي‪ ،‬نتيجه‌ي ديدگاه‌ امنيتي دولت و عملكرد‬ ‫سركوبگرانه‌ي آن است‪ .‬در برابر ذهنيت دولت‌ـ ملتي‬ ‫که قاضي محمد را علي‌رغم نجنگيدن به دار آويخت‬ ‫و دکتر قاسملو را بر سر ميز مذاکره به شهادت رساند‪،‬‬ ‫استراتژي «دفاع مشروع» براي مردم کوردستان يک‬ ‫امر گريزناپذير است‪ .‬فلسفه‌ي دفاع مشروع بر مبناي‬ ‫از ميان برداشتن خشونت در رابطه‌ي جامعه‌ـ دولت‬ ‫و همچنين در سطح جامعه است‪ .‬استراتژي دفاع‬ ‫مشروع يك استراتژي تهاجمي نبوده و نظر به اينكه‬ ‫منجر به تضعيف نهادها و روابط قدرت در جامعه‬ ‫مي‌گردد‪ ،‬هرگز منجر به بازتوليد خشونت و قدرت‬

‫پليد‬

‫زوايايجنگي‬

‫و تمركز آن‌ها در نهادهاي خاص نمي‌گردد‪ .‬دفاع‬ ‫مشروع‪ ،‬استراتژي تسليم‌ناپذيري جامعه در برابر‬ ‫دولت و همه‌ي قربانيان قدرت در برابر قدرت‌مندان‬ ‫و نهادهاي قدرت است‪ .‬طبق استراتژي دفاع مشروع‪،‬‬ ‫يك جنبش مبارز‪ ،‬يك خلق‪ ،‬يك فرهنگ‪ ،‬يك‬ ‫جنس و يك نسل هر اندازه كه نيرومند باشد هرگز‬ ‫به فشار و تهاجم نمي‌پردازد و هرچه قدر هم كه‬ ‫ضعيف باشد‪ ،‬هرگز تسليميت را قبول نخواهد نمود‪.‬‬ ‫پژاك‪ ،‬بر مبناي اين نگرش‪ ،‬استراتژي نبرد مسلحانه‌ي‬ ‫رهايي‌بخش را مورد انتقاد قرار داده‪ ،‬از آن گذار‬ ‫نموده و استراتژي دفاع مشروع را به‌عنوان اصل‬ ‫مبارزاتي خود قبول نموده است‪ .‬با وجود اين‪ ،‬مراكز‬ ‫جنگ ويژه‌ي نظام جمهوري اسالمي در حمالت‬ ‫تبليغي وسيعي مصرانه سعي دارند دفاع مشروع پژاك‬ ‫را نبرد مسلحانه جلوه دهند‪ .‬مراكز جنگ ويژه‌ي نظام‬ ‫با يكسان‌نمايي دفاع مشروع و جنگ مسلحانه‪ ،‬با دادن‬ ‫وجهه‌اي تهاجمي و خشونت‌طلبانه به نبرد دفاعي‬ ‫گريال‪ ،‬درصدد است آن را تروريزه نموده و سركوب‬ ‫و كشتار را مشروع نمايند‪ .‬از طرف ديگر نظام قصد‬ ‫دارد بدين وسيله وجهه‌اي كامال نظامي به جنبش نوين‬ ‫مردم كوردستان بخشيده و بهانه‌اي براي هرچ ‌ه بيشتر‬ ‫مليتاريزه‌كردن كوردستان به‌وجود بياورد‪ .‬نمونه‌هايي‬ ‫از اقدامات مليتاريستي نظام عمليات‌هاي گسترده‌ي‬ ‫نظامي‪ ،‬حمالت برون‌مرزي و توپخانه‌اي است كه‬ ‫به كرات عليه پژاك صورت گرفته‌اند‪ .‬رژيم در طي‬ ‫تبليغات وسيعي سعي دارد نيروهاي نظامي‌ـ امنيتي‬ ‫خود را معصوم و مورد حمله واقع‌شده شناسانده و‬ ‫نيروهاي گريال را كه در چارچوب دفاعي به نبرد‬ ‫مي‌پردازند‪ ،‬متهاجم‪ ،‬آشوبگر و برهم‌زننده‌ي امنيت‬ ‫جلوه دهد‪ .‬مراكز جنگ ويژه درصدد است تا از‬ ‫يك طرف با گسترش‌‌دادن ناسيوناليسم در ميان مردم‬ ‫ايران‪،‬و از طرف ديگر با تحريك افكار عمومي ايران‬ ‫در برابر پژاك و نبرد دفاع مشروع در كوردستان‪،‬‬ ‫مشروعيتي اجتماعي به كشتار خود در كوردستان‬ ‫بدهد‪ .‬اين مسئله باعث شكاف ميان جامعه‌ي كورد و‬ ‫ديگر جوامع ايران به‌خصوص جامعه‌ي فارس گشته و‬ ‫با مشروعيت‌بخشيدن به مليتاريسم رژيم در كل ايران‪،‬‬ ‫در تداوم نظام و سياست‌هاي سركوبگرانه‌اش در ايران‬ ‫ايفاي نقش مي‌نمايد‪ .‬با تأسف بسيار‪ ،‬تاكنون دولت‬ ‫در اين زمينه موفق عمل نموده است‪ .‬ناسيوناليست‌هاي‬ ‫فارس خارج از كشور در تشديد اين امر نقش عمده‌اي‬ ‫را ايفا مي‌نمايند‪ .‬تا جايي كه گاه برخي از آناني كه‬ ‫به‌خاطر مطالبات دموكراتيك خود در شهرهاي‬ ‫مركزي به‌دست سپاه پاسداران و اطالعات سركوب‬ ‫مي‌شوند‪ ،‬به علت تأثيرات جنگ ويژه و دچارشدن‬ ‫به بيماري ناسيوناليسم و ماندن در چرخه‌ي گفتمان‬ ‫«حفظ تماميت ارضي»‪ ،‬وجود نيروهاي سركوبگر‬ ‫و اقدامات خشونت‌بار آنان در كوردستان را موجه‬ ‫مي‌دانند‪ .‬به‌گونه‌اي كه بعضي از مخالفين معتقدند‬

‫كه جهت فرصت‌ندادن به كوردها براي «تجزيه‌طلبي»‬ ‫نبايد به رژيم و به‌خصوص حافظان تماميت ارضي‬ ‫ايران يعني «سپاه پاسداران» فشار آورد‪ .‬اين در حالي‬ ‫است كه نظام‪ ،‬مرحله‌ي مليتاريزه‌كردن كل ايران‬ ‫را منوط به موفقيت سياست‌هاي سركوبگرانه‌ي‬ ‫خود در كوردستان مي‌داند‪ .‬همان‌طور كه بارها‬ ‫پژاك اعالن نموده است از اين لحاظ‪ ،‬كوردستان‬ ‫ميكرومدلي از تمام ايران بوده و موفقيت رژيم‬ ‫در امر سركوب مردم كوردستان‪ ،‬حمالت بسيار‬ ‫گسترده و كودتاواري را در همه‌ي ايران بر عليه‬ ‫هرگونه دموكراسي‌خواهي‪ ،‬به‌دنبال خواهد داشت‪.‬‬ ‫در حالي كه پژاك هرگز در برنامه‌ي مبارزاتي خود‬ ‫تغيير مرزهاي سياسي را مبنا قرار نداده است‪ ،‬تزريق‬ ‫ناسيوناليسم به اذهان مردم و ايجاد پارانوياي تجزيه‌ي‬ ‫ايران در جامعه‪ ،‬بخشي از فعاليت‌هاي جنگ ويژه‬ ‫جهت ايجاد نفاق در ميان مردم ايران و ممانعت از‬ ‫پيشرفت مبارزات دموكراتيك است(اپوزيسيون‬ ‫ايراني و رسانه‌هاي خارج از كشور نيز در بسياري‬ ‫موارد همين نقش را ايفا مي‌كنند)‪ .‬نظام از طرف ديگر‬ ‫با يكسان‌نمايي دفاع مشروع با جنگ مسلحانه‪ ،‬سعي‬ ‫در آن دارد كه اين پيام را به مردم كوردستان بدهد‬ ‫كه سياست پژاك نيز بخشي از سياست سنتي كورد‬ ‫بوده و پژاك با ادامه‌ي مشي ديگر احزاب‪ ،‬به نتايج‬ ‫مشابه آن‌ها دست مي‌يابد‪ .‬نظام به اين شكل مي‌خواهد‬ ‫اميد مردم به پيروزي جنبش نوين كوردستان را از‬ ‫ميان برده و مانع از پيوستن آن‌ها به جنبش و اصرار در‬ ‫مبارزه شود‪ .‬از طرف ديگر نظام با يكسان‌نمايي دفاع‬ ‫مشروع با جنگ مسلحانه‪ ،‬مباحث مبارزاتي جامعه‌ي‬ ‫كوردستان را صرفا به مسائل نظامي محدود نموده‬ ‫و با ايجاد اين تابلو كه پژاك حركتي صرفا نظامي‬ ‫است‪ ،‬درصدد است تا مانع از تأثيرات فكري و سياسي‬ ‫پژاك در عرصه‌ي جامعه شده و تغييراتي كه پژاك‬ ‫در پارادايم‪ ،‬ايده و گفتما ‌ن مبارزه‌ي آزادي‌خواهي‬ ‫كورد مطرح نموده به‌ مرحله‌ي اجرا درنيايد‪ .‬ابزار‬ ‫اصلي رژيم در اين جنگ تبليغاتي‪ ،‬رسانه‌ها اعم از‬ ‫رسانه‌هاي رسمي نظام‪ ،‬رسانه‌هاي اقماري(منظور‬ ‫رسانه‌هاي غيررسمي نظام به‌خصوص وبالگ و‬ ‫سايت‌هاي اينترنتي است كه به سفارش سپاه پاسداران‬ ‫و وزارت اطالعات ساخته شده‌اند)‪ ،‬رسانه‌هاي خارج‌‬ ‫از كشور و عمال جنگ ويژه مي‌باشند‪ .‬رژيم‪ ،‬هر‬ ‫واكنش دفاعي گريال را در رسانه‌هاي رسمي خود‬ ‫به‌شدت تحريف نموده‪ ،‬با به جريان انداختن رسانه‌هاي‬ ‫اقماري آن را تقويت نموده و با مورد بحث قرار دادن‬ ‫آن‌ها در رسانه‌هاي خارج از كشور آن را در سطح‬ ‫جهاني مطرح‌ مي‌كند‪ .‬به‌عنوان نمونه صداي آمريكا و‬ ‫راديو فردا‪ ،‬در حالي كه تمامي گفته‌ها و اخبار منابع‬ ‫ايراني را دروغ‌پردازي و غيرقابل استناد مي‌دانند‪ ،‬اما‬ ‫در امر اطالع رساني در زمينه‌ي پژاك تنها رسانه‌هاي‬ ‫رسمي دولت ايران را منبع قرار مي‌دهند‪ .‬اين در‬


‫پليد‬

‫زوايايجنگي‬

‫حالي است كه در ساير موارد اين رسانه‌ها هرگز‬ ‫از اقدامات نيروهاي سركوبگر رژيم و حمالت‬ ‫آن‌ها به كوردستان و عواملي كه باعث واكنش‬ ‫تدافعي گريال مي‌شود‪ ،‬سخني به ميان نمي‌آورند‪.‬‬ ‫مراكز جنگ ويژه با استفاده از عوامل‬ ‫خود كه آنها را تحت عنوان روزنامه‌نگار‪،‬‬ ‫فعال مدني و فعال حقوق بشري در‬ ‫جامعه تحميل مي‌كنند‪ ،‬سعي بسياري‬ ‫در يكسان‌نمايي دفاع مشروع و جنگ‬ ‫مسلحانه و تروريزه‌كردن پژاك مي‌نمايد‪.‬‬ ‫اين عوامل نه‌تنها پژاك و استراتژي‬ ‫دفاع مشروع بلكه هر نوع مقاومت مردم‬ ‫كوردستان در تاريخ را غيرمشروع جلوه‬ ‫مي‌دهند‪ .‬آنان با مطرح‌كردن اين مسئله‬ ‫كه واكنش‌هاي تدافعي مانع از پيشرفت‬ ‫مبارزه‌ي مدني شده و عرصه را بر نهادهاي‬ ‫مدني تنگ مي‌كند‪ ،‬طي فريبكاري‬ ‫بزرگي سعي در به تسليميت‌كشانيدن و‬ ‫بي‌اراده‌سازي جامعه‌ي كوردستان دارند‬

‫‪.‬‬ ‫پژاك همواره مدافع فعاليت‌ها و مبارزات مدني بوده‬ ‫و از آن پشتيباني نموده است‪ .‬در شرايطي كه استبداد‬ ‫و كودتاگري نظام‪ ،‬امكان هرگونه مبارزه‌ي مدني‬ ‫را از ميان برداشته و راه نفس‌كشيدن را بر نهادهاي‬ ‫مستقل مدني بسته است‪ ،‬دفاع مشروع در واقع دفاع از‬ ‫مبارزات مدني در برابر مليتاريسم محسوب مي‌شود‪.‬‬ ‫اين افراد وابسته به نظام‪ ،‬خود در نتيجه‌ي سركوبي كه‬ ‫رژيم بر عليه نهادهاي مدني اعمال نموده و در نتيجه‌ي‬ ‫خأليي كه از دستگيري فعالين مستقل مدني ايجاد‬ ‫كرده و همچنين در اثر كادرسازي مراكز جنگ ويژه‬ ‫در عرصه‌ي جامعه‌ي مدني به ميدان آمده‌اند‪ .‬به‌عنوان‬ ‫نمونه آزاد نمكي و مختار زارعي در خأل ناشي از‬ ‫فوت مهندس بهاء‌الدين ادب سربرآورده‌اند و اجالل‬ ‫قوامي در خأل ناشي از دستگيري آقاي محمدصديق‬ ‫كبودوند به ميدان آمده است‪ .‬نظام با سركوب و‬ ‫منفعل‌سازي نهادهاي مدني و نفوذ دادن افرادي از‬ ‫اين دست‪ ،‬اين نهادها را كامال در راستاي منافع خود‬ ‫به‌كار مي‌گيرد‪ .‬به دنبال فوت مهندس بهاء‌الدين ادب‪،‬‬ ‫جبهه‌ي متحد كورد در برابر هيچ‌يك از سياست‌هاي‬ ‫سركوب‌گرانه‌ي نظام‪ ،‬اعالن موضع ننموده است‪.‬‬ ‫اشخاصي همچون مختار زارعي و آزاد نمكي با‬ ‫امضاي اعضاي كميته‌ي مركزي جبهه‌ي متحد‬ ‫كورد‪ ،‬به محكوم‌كردن واكنش دفاعي گريالهاي‬ ‫پژاك پرداخته و همه‌ي سياست‌هاي خشونت‌بار نظام‬ ‫را ناديده گرفته و توجيه مي‌نمايند‪ .‬سازمان حقوق‬

‫بشر كوردستان كه قبال سازماني فعال بود‪ ،‬به‌دنبال‬ ‫دستگيري آقاي محمدصديق كبودوند‪ ،‬منفعل گشت‪.‬‬ ‫اجالل قوامي تحت نام سخنگوي اين سازمان‪ ،‬عمليات‬ ‫دفاعي گريال را تروريسم قلمداد نموده است؛ اين در‬ ‫حالي است كه يك نهاد حقوق بشري به‌دنبال تحقيقات‬ ‫مفصل در مسائل در مورد آن‌ها اظهار نظر مي‌نمايد‪.‬‬ ‫اجالل قوامي اگر عمليات گريال را تروريستي مي‌داند‪،‬‬ ‫چگونه است كه در مقابل استفاده‌ي نظام از شيوه‌هاي‬ ‫غيرحقوقي و غيرانساني بر عليه پژاك و مسموم‬ ‫نمودن پنج تن از اعضاي پژاك در منطقه‌ي داالهو‬ ‫و مثله‌كردن جنازه‌ي آنها هيچ‌گونه اعتراضي ننمود؟‬ ‫آيا اجالل قوامي چنين اقدامي را نقض حقوق بشر‬ ‫نمي‌داند و يا اينكه اين نهاد از مسئله‌ي دفاع از حقوق‬ ‫بشر به دفاع از سياست‌هاي نظام تغيير موضع داده‬ ‫است؟ اين افراد همچنين در چارچوب تروريزه‌نمودن‬ ‫دفاع مشروع سعي در انحراف در اذهان و تحريف‬ ‫واقعيات دارند‪ .‬به‌عنوان مثال بمب‌گذاري مهاباد در‬ ‫تاريخ ‪ 1389 /6 /31‬كه به‌طور بسيار روشن اقدامي‬ ‫از جانب گروه‌هاي ضدپژاك بود‪ ،‬مصرانه از جانب‬ ‫اين اشخاص به پژاك نسبت داده مي‌شود‪ .‬اين عوامل‬ ‫در راستاي وظايف‌شان در امور جنگ ويژه‪ ،‬سعي‬ ‫در محق جلوه‌دادن نظام در اعدام زندانيان سياسي‬ ‫دارند‪ .‬رژيم‪ ،‬زندانيان سياسي پژاكي را تحت عنوان‬ ‫تروريسم و اقدام عليه امنيت ملي اعدام مي‌نمايد؛ اين‬ ‫افراد با تأكيد بر اقداماتي كه رژيم به زندانيان سياسي‬ ‫نسبت مي‌دهد‪ ،‬اعدام آن‌ها را قانوني جلوه مي‌دهد‪.‬‬ ‫به‌عنون مثال آزاد نمكي از انفجار يك بمب صوتي‬ ‫در ميدان آزادي شهر سنندج و سقط جنين يك زن‬ ‫حامله سخن مي‌گويد؛ اين اتهام اتهامي است كه‬ ‫وزارت اطالعات براي حبيب‌اهلل لطيفي ساخته و در‬ ‫اين راستا بر لزوم اعدام وي تاكيد كرده است‪ .‬اين‬ ‫در حالي است كه چنين زن حامله‌اي هرگز وجود‬ ‫خارجي نداشته است‪ .‬طرح چنين مسئله‌اي از جانب‬ ‫آزاد نمكي به‌خصوص در شرايطي كه خطر اعدام‬ ‫حبيب‌اهلل لطيفي وجود دارد‪ ،‬بسيار معني‌دار است‪.‬‬ ‫عوامل جنگ ويژه همچنين با مدني‌ جلوه‌دادن‬ ‫نهادهاي سركوبگر نظام‪ ،‬سعي در تروريزه‌كردن‬ ‫و غيرمشروع‌نمودن هرگونه اقدام دفاعي در برابر‬ ‫آنها را دارند‪ .‬به‌عنوان نمونه كشته‌شدن ولي حاجي‬ ‫قلي‌زاده دادستان دادگاه انقالب شهر خوي‪ ،‬از جانب‬ ‫اين عوامل و همچنين رسانه‌هاي خارج از كشور‬ ‫به‌عنوان عملي تروريستي شناخته مي‌شود‪ .‬دادگاه‬ ‫انقالب اسالمي نهادي حقوقي‌ـ مدني نبوده بلكه‬ ‫نهادي كامال نظامي و سركوبگر و دستگاهي جهت‬ ‫اعدام و سركوب مخالفين نظام است‪ .‬مردم كوردستان‬ ‫و ايران هرگز اقدامات صادق خلخالي را در كشتار‬ ‫مخالفين نظام‪ ،‬از ياد نخواهند برد‪ .‬دادگاه‌هاي انقالب‬ ‫اسالمي هنوز هم يكي از بزرگ‌ترين مراكز سركوب‬

‫‪27‬‬

‫و اعدام مخالفين هستند‪ .‬قضات و دادستان‌هاي‬ ‫دادگاه‌هاي انقالب‪ ،‬از طرف بخش‌هاي سركوب‌گر‬ ‫ايدئولوژيك‌ـ نظامي در آنجا منصوب مي‌شوند‪ .‬در‬ ‫كدامين دادگاه تاكنون قاضي نقش شكنجه‌گر را بر‬ ‫عهده داشته است؟! اين درحالي است كه در موارد‬ ‫زيادي دادستان‌ها و قضات دادگاه انقالب‪ ،‬خود نقش‬ ‫شكنجه‌گر و اعتراف‌گيرنده را بر عهده دارند‪ .‬ولي‬ ‫حاجي قلي‌زاده نيز به‌عنوان يك فرمانده‌ي سپاهي‬ ‫با سابقه‌ي بيش از بيست‌سال جنايت در كوردستان‬ ‫و آذربايجان به دادستاني دادگاه انقالب منصوب و‬ ‫در آنجا مسئول اعدام بسياري بوده است‪ .‬بيگناه و‬ ‫مدني جلوه دادن دادگاه انقالب و جنايتكاران آن‪،‬‬ ‫دليل كاملي بر همكاري اين عوامل با مراكز جنگ‬ ‫ويژه است‪ .‬مورد ديگري كه اين عوامل بر آن تكيه‬ ‫دارند‪ ،‬محكوم‌نمودن پژاك در درگيري با نيروهاي‬ ‫انتظامي است‪ .‬نيروهاي انتظامي هرگز هدف اصلي‬ ‫گريالهاي پژاك نبوده‌اند‪ .‬اما بايد دانست كه نيروي‬ ‫انتظامي نقش بزرگي در سياست‌هاي سركوبگرانه‌ي‬ ‫نظام در كوردستان بازي مي‌كند‪ .‬قتل‌عام كاسبكاران‬ ‫مرزي‪ ،‬اشاعه‌ي فساد اخالقي در جامعه‌ي كوردستان‬ ‫به‌ويژه در مناطق روستايي‪ ،‬كمك به سپاه پاسداران و‬ ‫اطالعات در امر جاسوس‌سازي و همچنين استفاده‌ي‬ ‫وسيع سپاه پاسداران و اطالعات از پايگاه‌هاي نيروي‬ ‫انتظامي جهت حمله به گريالهاي پژاك از آن‬ ‫جمله‌اند‪ .‬در همين راستا اخيرا معاون وزير کشور پس‬ ‫از تشکيل اکيپ ويژه‌ي ضدپژاک در شهر سنندج‪،‬‬ ‫به نيروي انتظامي اين شهر دستور داده تا در سطح‬ ‫وسيعي با اين اکيپ همکاري بنمايد‪ .‬نيروي انتظامي‬ ‫و سپاه پاسداران با به‌كار گرفتن سربازان وظيفه در‬ ‫جنگ عليه پژاك آنان را به كشتن داده و به‌دنبال‬ ‫آن‪ ،‬عوامل جنگ ويژه(به‌ويژه برخي نهادهاي‬ ‫به‌ظاهر مدني و حقوق بشري) اين مسئله را به‌عنوان‬ ‫دليلي بر خشونت‌طلبي و تروريستي‌بودن پژاك به‬ ‫كار مي‌برند‪ .‬اين در حالي است كه اگر اين افراد‪،‬‬ ‫خود را فعال مدني و حقوق بشري كورد مي‌دانند‪‌،‬‬ ‫بايد به‌جاي محكوم‌نمودن پژاك‪ ،‬به‌كارگيري‬ ‫سربازان وظيفه از جانب رژيم در سياست‌هاي‬ ‫سركوبگرانه‌ي خود در كوردستان و به‌ كشتن دادن‬ ‫آن‌ها را محكوم نموده و از جوانان بخواهند كه طي‬ ‫يك نافرماني مدني دموكراتيك از رفتن به سربازي‬ ‫براي نظام سركوبگر خودداري كرده و از والدين‬ ‫جوانان ايراني بخواهند كه نگذارند نظام فرزندانشان‬ ‫را براي جنگ و سركوب به كوردستان گسيل دارد‪.‬‬ ‫اتحاديه‌ي ميهني و حزب دموكرات كوردستان عراق‬ ‫در راستاي همكاري‌هايشان با جمهوري اسالمي‬ ‫و با جاي‌گرفتن در جنگ ويژه‌ي نظام عليه مردم‬ ‫كوردستان‪ ،‬سعي در مشروعيت‌زدايي از اصل دفاع‬ ‫مشروع و واكنش‌هاي تدافعي پژاك دارند‪ .‬اين‬


‫‪28‬‬

‫احزاب هميشه سعي دارند با به ميان كشيدن مسئله‌ي‬ ‫منافع حكومت اقليمي كوردستان و به خطر افتادن اين‬ ‫منافع در صورت ادامه‌ي مبارزه از جانب جنبش‌هاي‬ ‫بخش‌هاي ديگر كوردستان‪ ،‬حساسيت افكار عمومي‬ ‫جنوب كوردستان را بر عليه اين جنبش‌ها برانگيخته و‬ ‫تبادالت و همكاري‌هاي خود با دولت‌هاي سركوبگر‬ ‫را برعليه اين جنبش‌ها موجه سازند‪ .‬اين تبليغات‬ ‫احزاب جنوب در مورد فعاليت‌هاي دفاع مشروع‬ ‫پژاك‪ ،‬به علت هوشياري مردم جنوب كوردستان و‬ ‫تجارب تلخي كه از اين نوع عملكردهاي حكومت‬ ‫اقليمي كوردستان دارند‪ ،‬به شكست انجاميده است‪.‬‬ ‫اين احزاب سعي دارند پژاك را در امر حمالت‬ ‫توپخانه‌اي سپاه پاسداران به جنوب كوردستان مقصر‬ ‫جلوه دهند‪ .‬اين در حالي است كه هدف جمهوري‬ ‫اسالمي از اين حمالت‪ ،‬سياست‌هاي اشغال‌گرانه‌ي‬ ‫بسيار وسيعي در جنوب كوردستان و عراق است‪.‬‬ ‫جالب آنكه در ديدارهاي جمهوري اسالمي با مقامات‬ ‫حكومت اقليمي‪ ،‬مقصر جلوه‌دادن پژاك در اين‬ ‫حمالت‪ ،‬صريحا از آنان خواسته شده است‪ .‬اتحاديه‌ي‬ ‫ميهني كوردستان در سال ‪ 2008‬براي مردم آواره‌اي‬ ‫كه از حمالت توپخانه‌اي ايران گريخته‌ بودند‪ ،‬در‬ ‫نزديكي شهرك سنگه‌سه‌ر از توابع جنوب كوردستان‪،‬‬ ‫جلسه‌اي تشكيل داد كه در آن يك گروه سه‌ نفره از‬ ‫مسئولين وزارت اطالعات از مردم خواستند بر عليه‬ ‫پژاك تظاهرات نموده و از پژاك‌ بخواهند كه خاك‬ ‫جنوب كوردستان را ترك گويد؛ در اين صورت‪،‬‬ ‫آنها كمك‌هاي مادي زيادي به مردم خواهند كرد‪.‬‬ ‫مردم در اين جلسه وجود پژاك در روستاهاي خود‬ ‫را انكار نموده و اين حمالت را متجاوزانه خواندند‬ ‫و كمك‌هاي مادي ايران را رد كردند(اظهاراتي‬ ‫که مردم منطقه بر ضد ايران و حكومت اقليمي‬ ‫كوردستان داشته‌اند به‌شكل تصويري موجود است)‪.‬‬ ‫مقامات احزاب جنوب و حكومت اقليمي كوردستان‪،‬‬ ‫با يكسان‌نمايي دفاع مشروع پژاك با جنگ مسلحانه‬ ‫و بيهوده‌شمردن جنگ مسلحانه‪ ،‬در دعوت‌هاي‬ ‫پياپي از پژاك مي‌خواهند كه از «دفاع از خود»‬ ‫دست برداشته و با قبول كمپ‌نشيني به سرنوشت‬ ‫احزاب سنتي شرق كوردستان تن دردهد‪ .‬محكوميت‬ ‫مسئله‌ي دفاع مشروع در حالي از جانب حكومت‬ ‫اقليمي مطرح مي‌شود كه احزاب شرق كوردستان‬ ‫كه تحت فشار آنها كمپ‌نشيني را اختيار نموده‌اند‪،‬‬ ‫به‌صورت صيد دست‌وپابسته‌ي تروريست‌هاي‬

‫پليد‬

‫زوايايجنگي‬

‫جمهوري اسالمي درآمده و صدها تن از آنان بدين‬ ‫شيوه شهيد شدند‪ .‬حكومت اقليمي كوردستان امكان‬ ‫«دفاع از خود» را از آنان سلب نمود و خود نيز هرگز‬ ‫در مقابل حفاظت از آنان احساس مسئوليت نكرد؛‬ ‫تروريست‌ها هرگز دستگير نشدند و دستگيرشدگان‬ ‫نيز با اكرام به جمهوري اسالمي بازگردانده شدند‪.‬‬ ‫احزاب سنتي شرق كوردستان نيز در يكسان‌نمايي‬ ‫دفاع مشروع پژاك با جنگ مسلحانه‌ي سنتي‪ ،‬ايفاي‬ ‫نقش مي‌كنند‪ .‬اين احزاب در اين يكسان‌نمايي‪،‬‬ ‫دفاع مشروع از سوي پژاك را به‌عنوان وسيله‌اي‬ ‫جهت تشديد فشارهاي نظام و همچنين به‌كشتن‌دادن‬ ‫جوانان عنوان مي‌كنند‪ .‬آنان با مقصردانستن پژاك‬ ‫در امر سركوب‌هاي دولت در كوردستان‪ ،‬به‌نحوي‬ ‫به اين سركوب‌ها مشروعيت مي‌بخشند كه گويي‬ ‫پيش از پيدايش پژاك‪ ،‬سركوبي در كوردستان در‬ ‫كار نبوده و جمهوري اسالمي به‌عنوان نظامي كامال‬ ‫دموكراتيك حاضر به حل دموكراتيك مسائل و‬ ‫دادن فضاي الزم جهت مبارزات مدني و سياسي‬ ‫بوده است! محكوم‌نمودن پژاك در امر به‌كشتن‌دادن‬ ‫جوانان‪ ،‬به‌واقع محكوم‌نمودن همه‌ي مبارزاتي است‬ ‫كه در آن‌ها برضد استبداد و تجاوز‪ ،‬خون ريخته‬ ‫ايوب‌زاده ملقب به ماموستا‬ ‫شده است‪ .‬در اين صورت‪ ،‬حساب كشته‌شدن‬ ‫هزاران انساني كه در جريان مبارزات خود اين‬ ‫گوران که قبال قاضي دادگاه‬ ‫احزاب روي داده است را بايد از چه كسي خواست؟! حزب دموکرات کوردستان ايران بود در‬ ‫حزب دموكرات و كومله‪ ،‬امروزه با يكسان‌نمودن نوشتاري با نام دست کشيدن از پرونده‌ي ترور‬ ‫دفاع مشروع پژاك با جنگ مسلحانه‌ي سنتي‪ ،‬سعي در دکتر قاسملو و قرارداد پنهاني چنين آورده‬ ‫تلقين «بيهودگي مقاومت و مبارزه» به مردم كوردستان است‪ :‬سند شماره‌ي ‪ 55‬نامه‌ي جالل طالباني‬ ‫دارند‪ .‬آنان از تريبون‌هاي رسانه‌اي مختلف به‌طور است که در اوت ‪ 1996‬براي سردار محمد‬ ‫مداوم با تكيه بر بي‌نتيجه‌بودن نبرد مسلحانه‪ ،‬اقدامات‬ ‫جعفر صحرارودي(از قاتالن دکتر قاسملو)‬ ‫دفاعي پژاك را محكوم مي‌كنند‪ .‬اين در حالي است‬ ‫نوشته شده است‪ .‬بدين منظور به کتاب «جنگ‬ ‫كه پژاك از همان ابتدا‪ ،‬از راهكارهاي آنها و به‌ويژه‬ ‫داخلي کوردستان عراق؛ چگونه آغاز شد و‬ ‫جنگ مسلحانه‌ي كالسيك انتقاد نموده است‪ .‬آنها‬ ‫چه کسي مسئول آن است» صفحه‌ي ‪356‬‬ ‫بدون ارائه‌ي جايگزيني‪ ،‬با محكوم‌نمودن دفاع مردم‬ ‫و ‪ 357‬به زبان عربي مراجعه کنيد‪ .‬اين نامه‬ ‫كوردستان از خود‪ ،‬آنان را به انفعال فرامي‌خوانند‪.‬‬ ‫اين احزاب‪ ،‬از لزوم مبارزه‌ي مدني در كوردستان با عنوان «االخ العزيز سردار محمد جعفري‬ ‫دم مي‌زنند‪ .‬مفهوم مبارزات مدني مورد نظر اين المحترم» نوشته شده است‪ .‬اين سند تالش‬ ‫احزاب كامال واهي و تعريف‌نشده است؛ چرا كه آنها جالل طالباني براي عقد قرارداد پنهاني حزب‬ ‫با محكوم‌كردن كساني كه در ميدان مبارزه حضور دموكرات كردستان ايران و صحرارودي را‬ ‫دارند‪ ،‬خود هرگز حاضر به ورود به ميدان و پرداخت نشان مي‌دهد‪ .‬متن نامه از اين قرار است‪:‬‬ ‫هزينه نيستند‪ .‬اين احزاب در صورتي كه به‌طور جدي‬ ‫و با پرداخت هزينه و با ازخودگذشتگي در شرايط‬ ‫كنوني بتوانند مبارزه‌ي مدني جدي‌اي را آغاز نمايند‪،‬‬ ‫بدون شك از حمايت گسترده‌ي پژاك برخوردار‬ ‫خواهند شد‪ .‬فرار به خارج از ايران و نسخه‌پيچي براي‬ ‫مردمي كه در زير ستم حقارت‌بار نظام نمي‌خواهند به‬ ‫زانو درآيند‪ ،‬كاري اخالق نيست‪ .‬هدف اين احزاب‪،‬‬ ‫نه خودانتقادي و آغاز مبارزه‌اي ديگر در عرصه‌ي‬ ‫اجتماعي كوردستان‪ ،‬بلكه دعوت به انفعال‌گرايي و‬ ‫قبول تسليميت است‪ .‬آنها مي‌گويند مبارزه‌ي مسلحانه‬ ‫درست نيست و در شرايط امروزي مبارزات مدني‬ ‫نيز امكان ندارد؛ پس در انفعال كامل بايد به دنبال‬ ‫فرصتي باشيم كه از دخالت احتمالي آمريكا در ايران‬ ‫نصيب‌مان مي‌شود‪ .‬آنان‪ ،‬اين دماگوژي و عوامفريبي‬ ‫خود را مي‌خواهند به‌عنوان استراتژي نوين به خورد‬ ‫جامعه‌ي كوردستان بدهند‪ .‬اما حقيقت آنكه‪ ،‬اين‬ ‫عملكرد آنها نه از تغييرات استراتژيك مبارزاتي‬ ‫در درون آنها بلكه از انفعالي است كه از جانب‬ ‫جمهوري اسالمي و حكومت اقليمي كوردستان‬ ‫به آنان تحميل شده است‪ .‬اين تحميالت تا حدي‬ ‫تحقيرآميز است كه اين احزاب از تأييد هويت‬ ‫اعضايشان كه در داخل خاك ايران شهيد مي‌شوند‪،‬‬ ‫به‌عنوان پيشمرگ‌هاي خويش خودداري مي‌كنند‪.‬‬

‫حسن‬


‫پليد‬

‫زوايايجنگي‬

‫‪29‬‬

‫برادر عزيز سردار محمد جعفري محترم‬ ‫موضع حزب دموکرات کوردستان ايران(حدکا)‪:‬‬ ‫رياست حزب دموکرات کوردستان ايران به تحريک آمريکا‪ ،‬عراق و بارزاني در برابر اتحاديه‌ي ميهني نافرماني مي‌کند‪ .‬اما ما به آنها فشار‬ ‫مي‌آوريم تا ناچار به قبول خواسته‌هاي زير شوند‪.‬‬ ‫‪1‬ـ قبل از هر چيز متوقف‌سازي فعاليت‌هاي نظامي‬ ‫‪2‬ـ اعالم اين مسئله در گام‌هاي بعدي و در فرصت مناسب‬ ‫‪3‬ـ برگزاري کنگره‌اي جهت دست‌کشيدن از فعاليت مسلحانه که تا حدودي به آن دست يافته‌ايم‬ ‫شايد از فشار گسترده و همه‌جانبه‌اي که از جانب نيروهاي کوردستاني‪ ،‬دولت‌ها و منطقه به تهمت همکاري با جمهوري اسالمي بر عليه ما‬ ‫اعمال مي‌شود مطلع باشيد‪ .‬حتي از جانب احزاب کوردستاني‪ ،‬عراقي‪ ،‬سوريه‌اي و همچنين روزنامه‌هاي مربوط به غرب‪ ،‬احزاب کمونيستي‪،‬‬ ‫دولت‌هاي مختلف و ترکيه‌اي‪ .‬ما به تنهايي در مقابل اين حمله‌ي وحشيانه ايستاده‌ايم‪ .‬آنچه که اکنون ما به آن محتاجيم‪ ،‬تحمل و شکيبايي‬ ‫انقالبي براي حل مسئله‌ي حزب دموکرات کوردستان ايران است‪ .‬خواهشمنديم به اين دو نکته اهميت بدهيد‪ .‬اوال الزم است(ما و شما)‬ ‫حزب دموکرات کوردستان ايران را وادار نکنيم که از منطقه‌ي ما خارج و به صف بارزاني‪ ،‬آمريکا و عراق بپيوندد‪ .‬دوم اينکه‪ :‬ما به‌عنوان‬ ‫يک حزب سياسي داراي جايگاه و موضع کوردستاني با آنها برخورد کرده‌ايم‪ .‬به همين دليل به‌عنوان دوست روزهاي دشوار‪ ،‬از شما‬ ‫خواهشمنديم وضعيت ما را درک نموده‪ ،‬ياريمان دهيد و ما را تحت فشار قرار ندهيد‪ .‬ما معتقديم و منافع نيز ايجاب مي‌کند که حزب‬ ‫دموکرات متقاعد گردد که دست به اسلحه نبرد‪ .‬در مراحل بعدي قدم به قدم سياست مبارزه‌ي مسلحانه را تغيير داده و با جمهوري اسالمي‬ ‫گفتگو نمايد‪ .‬اين نيز نياز به زمان و شکيبايي انقالبي دارد‪ .‬با قبول اين نگرش و همکاري کردن جهت قبوالندن بخش اول و فشار مداوم‬ ‫روزانه بر روي آنها‪ ،‬دست آخر ماندن حزب دموکرات در منطقه‌ي ما از اخراج آنها‪ ،‬برايشان بهتر است اگر که بفهمند‪( /‬پايان متن نامه‌ي ارسالي)]‬

‫در همين رابطه مي‌توان به مورد جالب توجه ديگري‬ ‫نيز اشاره کرد‪ .‬طبق يک سند افشاشده تحت عنوان‬ ‫«معضل قومي در کوردستان ـ علل‪ ،‬عوامل‪ ،‬آسيب‌ها‬ ‫و راهبردها» که از سوي معاونت پژوهش‌هاي فرهنگي‬ ‫و اجتماعي وابسته به مرکز تحقيقات استراتژيک‬ ‫مجمع تشخيص مصلحت نظام جمهوري اسالمي‬ ‫ايران تهيه شده و در آن راهکارهاي مقابله با جنبش‬ ‫مبارزاتي خلق کورد بررسي شده‌اند‪ ،‬در بخش‬ ‫«راهبردها» قسمت (الف) آن که «سطح پيراموني»‬ ‫عنوان گرديده‪ ،‬جهت مقابله با جنبش مبارزاتي خلق‬ ‫کورد سه اقدام پيشنهاد گرديده که متن آن بدين شرح‬ ‫است‪1 :‬ـ استمرار روابط دوستانه ميان ايران و عراق‬ ‫و به‌ويژه برقراري ارتباط مطلوب با رهبران کورد‬ ‫عراق از طريق اتخاذ رويکردي بلندمدت و فرهنگي‌ـ‬ ‫تمدني در چارچوب منافع ملي کشور براي به انفعال‬ ‫کشاندن قوم‌گرايان داخلي ‪2‬ـ تالش در جهت خلع‬ ‫سالح گروهک‌هاي اپوزيسيون کوردي مستقر در‬ ‫شمال عراق و انتقال آنان به استان‌هاي عقبه و در‬ ‫صورت امکان اخراج از کشور عراق از طريق در‬ ‫دستور کار قرار دادن موضوع به‌طور ويژه در دستگاه‬ ‫ديپلماسي کشور و بهره‌مندي از کليه‌ي ابزارهاي‬ ‫مؤثر و سياست‌هاي تشويقي در عرصه‌ي رايزني و‬ ‫مذاکره با مقامات مسئول ‪3‬ـ لزوم هماهنگي بيشتر و‬ ‫اتخاذ رويکردهاي مشترک ميان مقامات دو کشور‬ ‫ايران و ترکيه حول موضوع مهار و کنترل قوم‌گرايي‬ ‫کوردي در منطقه‪( /‬پايان نقل قول از سند افشاشده)‬

‫همين احزابي كه از بيهوده‌بودن مبارزات مسلحانه دم‬ ‫مي‌زنند‪ ،‬در هنگامي كه پژاك در جستجوي توقف‬ ‫درگيري‌ها و چاره‌يابي دموكراتيك حل مسئله‬ ‫به‌طور يكجانبه مرحله‌ي توقف عملياتي را در مقاطع‬ ‫مختلف مطرح نمود‪ ،‬طي جنجالي تبليغاتي با اعالن‬ ‫اينكه «پكك در سازش با ايران‪ ،‬پژاك را فسخ نموده‬ ‫است»‪ ،‬سعي در تحريف واقعيات نمودند‪ .‬از طرف‬ ‫ديگر اين احزاب‪ ،‬تالش‌هاي پژاك براي چاره‌يابي‬ ‫دموكراتيك مسئله‌ي كورد و به‌خصوص اعالن‬ ‫منشور هفت‌ماده‌اي پژاك در تاريخ ‪2010 /10 /19‬‬ ‫را امري بيهوده و خيال‌پردازي پژاك عنوان كردند‪.‬‬ ‫برخي از احزاب سنتي در جريان تالش براي حذف‬ ‫پژاك از ميدان رقابت‪ ،‬نه‌تنها در مسئله‌ي درگيري‌ها‬ ‫و سياست‌هاي خشونت‌بار رژيم‪ ،‬پژاك را مقصر‬ ‫جلوه مي‌دهند‪ ،‬بلكه حتي در برنامه‌هاي عملي‬ ‫دشمنان كورد براي ازميان‌بردن پژاك ايفاي نقش‬ ‫مي‌كنند‪ .‬عبداهلل مهتدي رئيس كومله‪ ،‬در يك هفته‬ ‫پيش از حمله‌ي مشترك و وسيع هواپيماهاي تركيه‬ ‫و توپخانه‌ي ايران به مواضع پژاك‪ ،‬كه در تاريخ ‪1‬‬ ‫مي ‪ 2008‬منجر به شهادت شش تن از اعضاي پژاك‬ ‫شد‪ ،‬در جلسه‌اي كه براي كادرهاي حزبي ترتيب داده‬ ‫بود‪ ،‬به آنان مژده مي‌دهد كه «به زودي از شر پژاك‬ ‫خالص خواهيم شد»! عبداهلل مهتدي بايد ارتباط‬ ‫خود را با حمله‌ي مشترك ايران و تركيه كه در آن‬ ‫زمان به مواضع پژاك صورت گرفت‪ ،‬آشكار نمايد‪.‬‬ ‫مسئله‌ي ديگر‪ ،‬برخوردها و ديدگاه‌هاي متضاد‬

‫اين احزاب و بعضي اشخاص وابسته به آنها در‬ ‫مورد مسئله‌ي «پيشمرگه» است‪ .‬برخي از به‌ظاهر‬ ‫روشنفكران حزبي اين احزاب‪ ،‬به‌جاي انتقاد از‬ ‫استراتژي نبرد مسلحانه‌ي سنتي و راهكارهاي احزاب‬ ‫در اين رابطه‪ ،‬وجود پيشمرگه را به‌عنوان عاملي منفي‬ ‫در تاريخ مبارزات كوردستان عنوان مي‌كنند‪ .‬اين در‬ ‫حالي است كه وجود پيشمرگه يكي از معدود عوامل‬ ‫مثبت در سياست سنتي كورد است‪ .‬پيشمرگ‌ها‪،‬‬ ‫بدنه‌ي‌ اصلي مبارزه و نماد اراده و مقاومت مردم‬ ‫كوردستان در زمان خود بودند‪ .‬پيشمرگ‌ها‪ ،‬جوان‬ ‫كوردي بودند كه با صداقت تمام در راه آزادي‬ ‫مردم‌شان مي‌جنگيدند‪ .‬اين نيروي بزرگ انساني‪،‬‬ ‫در نتيجه‌ي سياست‌گذاري‌هاي نادرست‪ ،‬مديريت‬ ‫م پاشيد و منفعل گشت‪.‬‬ ‫ضعيف و عدم آموزش‪ ،‬ازه ‌‬ ‫استراتژي نبرد مسلحانه‌ي كالسيك اگر نتيجه‌اي در‬ ‫پي نداشته است‪ ،‬حساب آن را نبايد از پيشمرگه بلكه‬ ‫ِ‬ ‫رهبري انتقادناپذير اين احزاب خواست‪ .‬اين‬ ‫بايد از‬ ‫سياسيون و به‌ظاهر روشنفكران‪ ،‬از سويي پيشمرگه را‬ ‫به‌عنوان عامل منفي مبارزات احزاب كورد مي‌بينند‬ ‫و از سوي ديگر در يك برخورد كامال متضاد از‬ ‫قداست پيشمرگه در مقابل گريال صحبت به‌ ميان‬ ‫مي‌آورند‪ .‬انتخاب نام گريال از طرف پژاك براي‬ ‫نيروهاي دفاع مشروع خود نه در رد پيشمرگه بلكه‬ ‫در به‌ثمر رساندن مبارزه‌اي است كه هر پيشمرگه‌ي‬ ‫صادق و ميهن‌دوست در راه آن مبارزه كرده و شهيد‬ ‫مي‌‌گشت‪ .‬گريال با تجربه‌گرفتن از نقاط ضعفي كه‬


‫‪30‬‬

‫در زمينه‌ي تاكتيك‪ ،‬آموزش‪ ،‬ايده‌ها و فرماندهي‬ ‫در مبارزات پيشمرگ‌ها عليه نيروهاي سركوبگر‬ ‫وجود داشت‪ ،‬مبارزه‌ي خود را توسعه مي‌دهد‪ .‬اگر‬ ‫احزاب كالسيك‪ ،‬پيشمرگه را با همه‌ي صداقت و‬ ‫جانفشاني‌هايش تنها به‌عنوان تفنگ‌دار مي‌نگريستند‪،‬‬ ‫در پژاك هر گريال با آموزشي كه ديده است‪ ،‬نه‌تنها‬ ‫در امر دفاع مشروع مسلحانه بلكه با توجه به فلسفه‌ي‬ ‫وسيع دفاع مشروع‪ ،‬در قبال همه‌ي موارد اجتماعي‪،‬‬ ‫سياسي و فكري در جامعه مسئول است‪ .‬از آنجايي كه‬ ‫در هر قدم از مبارزه‌ي گريال فداكاري بزرگي نهفته‬ ‫است‪ ،‬يك گريال هرگز فداكاري‌ها و جانفشاني‌هايي‬ ‫كه قبل از او صورت گرفته‌اند را كوچك نشمرده‬ ‫و ارج مي‌نهد‪ .‬هر مزار پيشمرگه‌ي شهيدي در‬ ‫كوهستان‌هاي كوردستان‪ ،‬عزم مبارزه را در گريال‬ ‫استوارتر مي‌سازد‪ .‬اين در حالي است كه كساني كه‬ ‫در دشمني با گريال‪ ،‬خود را دوستدار پيشمرگه نشان‬ ‫مي‌دهند‪ ،‬هرگز حاضر به جايگيري در سنگر پيشمرگه‬ ‫و ادامه‌ي راه او نيستند‪ .‬آنان در ميان احزاب خود‪،‬‬ ‫هميشه پيشمرگه را با ديده‌ي حقارت نگريسته‌اند‪ .‬در‬ ‫ميان همين احزاب نيز پيشمرگه‌هاي قديمي و كساني‬ ‫كه ارزش فداكاري و مبارزه‌ي عملي را مي‌دانند‪،‬‬ ‫هرگز برضد پژاك موضع نگرفته و نخواهند گرفت‪.‬‬ ‫نخبگاني كه خود را در طبقاتي باالتر از پيشمرگه جاي‬ ‫داده‌اند‪ ،‬با دم‌زدن از قداست پيشمرگه صرفا در پي‬ ‫رانت‌خواري و ايجاد نفاق در ميان انقالبيون كوردستان‬ ‫هستند‪ .‬ايدئولوژي انفعال و كمپ‌نشيني‪ ،‬نقش تاريخي‬ ‫و قداست پيشمرگه را لگدمال كرده است‪ .‬عبداهلل‬ ‫مهتدي نيز در يكي از مصاحبه‌هاي خود اظهار داشته‬ ‫است كه‪« :‬نيروي پيشمرگه در درجه‌ي براي دفاع از‬ ‫جان اعضاي حزب و نهادهاي آن فعاليت مي‌كند»‪.‬‬ ‫بايد پرسيد آيا دادن نقش «محافظ» به پيشمرگه در‬ ‫كمپ‌ها‪ ،‬تناقضي آشكار با وظيفه‌ي پيشمرگه به‌عنوان‬ ‫مبارز و پيشاهنگ راه آزادي خلق نيست؟ جالب آنكه‬ ‫بعضي از ناسيوناليست‌هاي ضدكورد كه تا ديروز از‬ ‫پيشمرگه به‌عنوان ياغيان مسلح ياد مي‌كردند‪ ،‬امروزه‬ ‫برضد پژاك از قداست پيشمرگه سخن مي‌گويند!‬ ‫اين گروه‌هاي به‌حاشيه‌رانده‌شده نمي‌دانند كه مردم‬ ‫كوردستان مرحله‌ي به‌ جان‌ هم افتادني كه در نتيجه‌ي‬ ‫سياست‌هاي كساني مانند آنها بوده است را پشت‌سر‬ ‫نهاده‌اند(نمونه‌ي آنها گروه تندر و فحاشي‌هايي است‬ ‫که تحت عنوان اظهارات سياسي در سايتشان عليه‬ ‫پژاک درج کرده‌اند‪ .‬اين در حالي است كه بايد‬ ‫پرسيد آيا به راستي مهدي اسالميان كه با رفقاي ما‬ ‫در زندان اوين اعدام شد از اعضاي همين گروه تندر‬ ‫بود؟!)‪ .‬رسانه‌هاي رسمي رژيم‪ ،‬رسانه‌هاي اقماري‪،‬‬ ‫عوامل جنگ ويژه‪ ،‬احزاب جنوب كوردستان و‬ ‫كومله و دموكرات به‌طور همزمان به محكوميت‬ ‫دفاع مشروع در كوردستان مي‌پردازند‪ ،‬رسانه‌هاي‬ ‫فارسي‌زبان خارج از كشور نيز در همين راستا حمله‌اي‬

‫پليد‬

‫زوايايجنگي‬

‫تبليغي را آغاز نموده‌اند‪ .‬در شيوه‌ي خبرپردازي تمامي‬ ‫اين رسانه‌ها‪ ،‬تروريزه‌كردن پژاك آشكارا به‌چشم‬ ‫مي‌خورد‪ .‬در اين ميان‪ ،‬تلويزيون فارسي صداي‬ ‫آمريكا‪ ،‬تبليغ برعليه پژاك را تا جايي پيش مي‌برد كه‬ ‫در يك برنامه‌ي تلويزيوني با دعوت از عنصر جنگ‬ ‫ويژه‌اي مانند عرفان قانعي‌فرد و مخالفان پژاك‪،‬‬ ‫سعي در خشونت‌طلب و تروريست‌ نشان‌دادن پژاك‬ ‫مي‌نمايد‪ .‬حضور يك‌جانبه‌ي مخالفان و عدم دعوت از‬ ‫سخنگويي به‌نام پژاك‪ ‌،‬در برنامه‌اي اينچنيني با كدامين‬ ‫موازين روزنامه‌نگاري و رسانه‌ي آزاد همخواني دارد؟‬ ‫آيا هماهنگي همه‌ي اين موارد امري تصادفي است؟!‬ ‫ــــــــــــ چشم‌انداز‬ ‫نظام جمهوري اسالمي ايران در چارچوب جنگ ويژه‬ ‫و پروژه‌ي ضدپژاك‪ ،‬جنگ همه‌جانبه و فشرده‌اي را‬ ‫عليه خلق كورد و جنبش نوين آن آغاز نموده است‪.‬‬ ‫با اصرار پژاك در پيشبرد مبارزه و با پيشرفت آگاهي‬ ‫جامعه‌ي كوردستان نسبت به مبارزه و دفاع مشروع‬ ‫و خروج از مرحله‌ي انفعال‪ ،‬نظام نيز بر شدت و‬ ‫گستردگي حمالت خود مي‌افزايد‪ .‬جمهوري اسالمي‬ ‫که تصور مي‌كرد در سياست‌هاي خود مبني بر‬ ‫ضعيفه‌نمودن و به تسليميت كشاندن جامعه‌ي كورد به‬ ‫پيروزي رسيده است‪ ،‬با جنبشي مواجه گشت كه خون‬ ‫تازه‌ي مبارزه را در كالبد جامعه به جريان انداخته‬ ‫است‪ .‬اين مبارزات با تأثير و پيوندي كه در رابطه با‬ ‫مبارزه‌ي دموكراتيك همه‌‌ي خلق‌هاي ايران خواهد‬ ‫داشت‪ ،‬دموكراسي را براي اين سرزمين به ارمغان‬ ‫خواهد آورد‪ .‬نظام در جهت پيشگيري از چنين جنبشي‬ ‫هرچه در توان دارد به‌كار مي‌گيرد‪ .‬مراكز جنگ‬ ‫ويژه به‌دنبال عدم موفقيت در حذف فيزيكي پژاك‪،‬‬ ‫تمام توان خود را بر روي تروريزه‌كردن آن متمركز‬ ‫ساخته‌اند‪ .‬هدف نظام از اين مسئله مشروعيت‌بخشي‬ ‫به سياست كشتار و سركوب در كوردستان و از‬ ‫اين راه‪ ،‬توسعه‌ي همه‌ي سازوكارهاي نابودكننده‌ي‬ ‫جنگي‌ ازجمله گروه‌هاي آدم‌ ُكشي ضدپژاك است‪.‬‬ ‫در مراکز نظامي ـ اطالعاتي‪ ،‬عملياتهاي نظامي و‬ ‫کليه فعاليتهايي که عليه پژاک صورت مي‌گيرند‪،‬‬ ‫دولت اقدام به به‌کارگيري نيروهاي نظامي رده‬ ‫پاييني مي‌نمايد که بيشتر آنها کوردهاي شيعه مذهب‬ ‫ايالمي‪ ،‬کرماشاني و لرستاني هستند‪ .‬از آنجا که پژاک‬ ‫جايگاه خاصي در ميان کوردهاي مناطق مختلف‬ ‫شرق کردستان و خاصه ايالم‪ ،‬کرماشان و لرستان‬ ‫يافته‪ ،‬هدف دولت اين است که ميان کوردهاي‬ ‫شيعه و سني اختالف افکنده شود و وجهه‌ي پژاک‬ ‫در ميان کوردهاي مناطق مختلف خدشه‌دار گردد‪.‬‬ ‫نظام‪ ،‬با صرف هزينه‌هاي بسيار هنگفت و با توسعه‌ي‬ ‫همكاري‌هايش با دولت تركيه و استفاد ‌ه از تجارب و‬ ‫آموزش اين دولت‪ ،‬اقدام به جذب افراد و آموزش‬

‫آنها در قالب گروه‌هاي ضدپژاك مي‌نمايد‪ .‬اين‬ ‫اقدام در آينده جنايات و قتل‌عام‌هاي بزرگي را‬ ‫به‌دنبال خواهد داشت‪ .‬همراه با توسعه‌ي گروه‌هاي‬ ‫ضدپژاك‪ ،‬نظام جهت زهرچشم‌گرفتن از جامعه‬ ‫و همچنين دادن تضمين بيشتر به تركيه‪ ،‬درصدد‬ ‫افزايش اعدام‌هاي سياسي برخواهد آمد‪ .‬نظام‬ ‫همچنين جهت سركوب هرگونه قيام احتمالي در‬ ‫كوردستان‪ ،‬دستور كشتار و خونريزي را به نيروهاي‬ ‫نظامي و امنيتي داده است‪ .‬مقامات امنيتي جهت‬ ‫سركوب هرچ ‌ه بيشتر مردم كوردستان در مراكز‬ ‫استان‪ ،‬هيأت‌هاي هماهنگ‌کننده‌اي را ميان سپاه‬ ‫پاسداران‪ ،‬نيروي انتظامي و وزارت اطالعات ايجاد‬ ‫نموده است‪ .‬نظام همچنين اقدامات ضداجتماعي را‬ ‫تسريع بخشيده و گام‌هايي بسيار علني را در جهت‬ ‫تخريب جامعه‌ي كوردستان برمي‌دارد‪ .‬مراكز جنگ‬ ‫ويژه جهت توسعه‌ي جنگ و سركوب در كوردستان‪،‬‬ ‫درصدد كشيدن پاي ارتش به جنگ عليه پژاك‬ ‫هستند(فرمانده‌ي قرارگاه تاکتيکي لشگر ‪ 21‬حمزه‬ ‫سيدالشهداي آذربايجان غربي در تاريخ ‪ 26‬دي ‪1389‬‬ ‫واگذاري تأمين امنيت مرزهاي کشور به نيروي زميني‬ ‫ارتش را از مهم‌ترين اهداف طرح تحول نزاجا خواند)‪.‬‬ ‫نظام همچنين جهت هرچه‌ بيشتر تروريزه‌كردن‬ ‫پژاك در طي ديدارهايي با سران جنوب كوردستان‬ ‫خواسته‌هايي را در مقابل آنها قرار داده و آن‌ها را ملزم‬ ‫به اجراي آن كرده است‪ .‬طبق اين خواسته‌ها‪ ،‬احزاب‬ ‫جنوب كوردستان(اتحاديه‌ي ميهني و حزب دموكرات‬ ‫كوردستان عراق) در زمينه‌ي اطالع‌رساني عليه پژاك‬ ‫و جاسوسي سياسي و نظامي در سطح وسيع‌تري با‬ ‫ايران همكاري خواهند كرد‪ .‬اين احزاب به بهانه‌ي‬ ‫واهي حضور پژاك در اعتراضات جنوب كوردستان‪،‬‬ ‫تحريم‌هاي بيشتري را عليه پژاك و منطقه‌ي كوهستاني‬ ‫قنديل اعمال خواهند كرد‪ .‬تحرکات نيروهاي نظامي‬ ‫اتحاديه‌ي ميهني و حزب دموکرات کوردستان عراق‬ ‫و اقدام اين نيروها به استقرار تسليحات سنگين در‬ ‫مناطق مرزي به‌ويژه در مناطق مرزي پشدر‪ ،‬حلبچه‬ ‫و پنجوين که از ‪ 2011 /4 /27‬شاهد آنيم‪ ،‬در همين‬ ‫چارچوب مي‌باشند‪ .‬جمهوري اسالمي از آنان خواسته‬ ‫است كه حكومت اقليمي كوردستان بر اقدامات‬ ‫اين دولت در خاك عراق برعليه پژاك‪ ،‬حمله‌هاي‬ ‫نظامي‌ـ هوايي و ترور و ربودن اعضا و رهبران پژاك‬ ‫چشم‌پوشي نمايد‪ .‬حزب دموكرات كوردستان عراق‬ ‫و اتحاديه‌ي ميهني با گوشزد كردن خطرات ناشي‬ ‫از نيرومندشدن پژاك‪ ،‬به احزاب شرق كوردستان‬ ‫به‌خصوص كومله و دموكرات‪ ،‬از آن‌ها مي‌خواهند‬ ‫كه جهت تروريزه‌كردن پژاك‪ ،‬همه‌‌ي اقدامات الزمه‬ ‫را انجام دهند‪ .‬حزب دموكرات كوردستان عراق‬ ‫و اتحاديه‌ي ميهني و به‌خصوص جالل طالباني از‬ ‫احزاب شرق كوردستان خواسته‌اند كه جهت مقابله‬ ‫با نيرومندشدن پژاك با همديگر ائتالف نمايند‪.‬‬ ‫در حالي که رژيم محور تمام سياست‌هاي خود‬ ‫را بر مبناي تروريزه‌کردن و منزوي‌سازي پژاک‬


‫پليد‬

‫زوايايجنگي‬

‫استوار ساخته است‪ ،‬اپوزيسيون ناسيوناليست ايراني‬ ‫خارج از کشور که درصددند تحت نام جنبش سبز‬ ‫سکوالر خود را تشکل بخشند‪ ،‬تحت عناويني نظير‬ ‫«رد خشونت»‪ ،‬سعي بر سلب مشروعيت از مبارزه‌ي‬ ‫دموکراتيک و دفاع مشروع مردم کوردستان‬ ‫دارند‪ .‬اين گروه‌ها که خود سعي دارند با استفاده‬ ‫از نام جنبش سبز کسب مشروعيت نمايند‪ ،‬در واقع‬ ‫به‌واسطه‌ي ذهنيت مرکزيت‌گرايي با ماهيت راستين‬ ‫جنبش سبز در تضادند‪ .‬اگرچه جنبش سبز به دنبال‬ ‫اعتراضات ناشي از تقلب انتخاباتي رياست جمهوري‬ ‫پا گرفت اما مطالبات بسيار وسيع‌تري در درون‬ ‫خط اصلي اين جريان وجود دارد‪ .‬بدنه‌ي اصلي و‬ ‫اجتماعي جنبش سبز‪ ،‬مردم به‌پاخاسته‌اي هستند که‬ ‫مطالبات دموکراتيک اجتماعي‌ـ سياسي وسيع آن‌ها‬ ‫تنها در قالب خواسته‌هاي اصالح‌طلبا ِن حذف‌شده از‬ ‫ميدان رقابت درون نظام نمي‌گنجد‪ .‬اين اصالح‌طلبان‬ ‫در پي تداوم سياست حذف و يکدست‌سازي‬ ‫محافظه‌کاران قدرت‌گرا‪ ،‬و در اثر فشار خواسته‌هاي‬ ‫دموکراتيک مردم‪ ،‬مواضعي راديکال‌تر از گذشته در‬ ‫پيش گرفته‌اند‪ .‬اما به دليل سابقه و عملکردهاي آنها‬ ‫در دهه‌ي شصت در کوردستان‪ ،‬همچنان از جانب‬ ‫مردم کورد با ديده‌ي ترديد نگريسته مي‌شوند‪ .‬در‬ ‫حالي که مبارزه‌ي دموکراتيک مردم کوردستان‬ ‫در زمينه‌ي همبستگي و پشتيباني از بدنه‌ي اصلي‬ ‫و اجتماعي جنبش سبز ترديدي به خود راه نداده‬ ‫است‪ ،‬وجود عنصر ناسيوناليسم در ذهنيت چهره‌هاي‬ ‫شاخص جنبش و عدم ارائه‌ي برنامه‌اي شفاف جهت‬ ‫يک دموکراسي جامع در ايران از سوي آنان‪ ،‬مانع‬ ‫همگرايي مبارزات دموکراتيک مردم کوردستان با‬ ‫جنبش سبز شده است‪ .‬اين جنبش‪ ،‬در اثر فشارهاي‬ ‫روزافزون رژيم‪ ،‬و به علت محدودماندن در مرکز‬ ‫و کالن‌شهرها دچار آسيب گرديد‪ .‬بدنه‌ي اصلي‬ ‫آن‪ ،‬به‌رغم اصرار بر مطالبات دموکراتيک خود‪،‬‬ ‫به دليل نبود «سازماندهي مستمر‪ ،‬مکانيسم دفاعي و‬ ‫رهبريتي مشخص» به حالت نيمه‌خفته درآمده است‪.‬‬ ‫برخي چهره‌هاي اصالح‌طلب اين جنبش دستگير‬ ‫و بسياري نيز به خارج از کشور گريخته‌اند‪ .‬بخش‬ ‫اعظم چهره‌هاي خارج از کشور جنبش‪ ،‬به‌واسطه‌ي‬ ‫امکانات مادي و مطبوعاتي و پشتيباني سياسي خارجي‬ ‫که گروه‌هاي اپوزيسيون ناسيوناليست ايراني در اختيار‬ ‫آنها قرار مي‌دهند‪ ،‬و همچنين به دليل اشتراکات ذهنيتي‬ ‫جذب اين گروه‌ها شدند‪ .‬در مقابل‪ ،‬اين گروه‌هاي‬ ‫ناسيوناليست از مشروعيت اسمي جنبش سبز جهت‬ ‫تجديد سازماندهي خود بهره مي‌گيرند‪ .‬تحميل يک‬ ‫«راهکار مخالفت واحد» به همه‌ي خلق‌هاي ايران‪،‬‬ ‫و همچنين «خط قرمز» خواند ِن دفاع مشروع مردم‬ ‫کورد‪ ،‬انعکاسي از ذهنيت مرکزگرا و گرايش اين‬ ‫گروه‌هاي ناسيوناليست به همگون‌سازي سايرين‬ ‫است‪ .‬اين نوع نگرش در حقيقت با ماهيت تکثرگراي‬ ‫مبارزات بدنه‌ي اجتماعي جنبش در تناقض است‪.‬‬ ‫آنچه که بدنه‌ي اصلي و اجتماعي جنبش سبز به‌عنوان‬

‫يک اصل دموکراتيک مورد پذيرش قرار داده است‪،‬‬ ‫اصل مقاومت است‪ .‬تحميل انفعال به مبارزات مردم‬ ‫کورد در مقابل نظامي که در امر به زانو درآوردن‬ ‫جامعه‌ي کوردستان مصمم است‪ ،‬دست رژيم را‬ ‫در سرکوب‌هاي وسيع‌تر در ايران و کوردستان باز‬ ‫مي‌گذارد‪ .‬بدنه‌ي اصلي و اجتماعي جنبش سبز کساني‬ ‫هستند که در ميدان مقاومت مستقيم در برابر استبداد‬ ‫حضور داشته و تنها با به کار بردن حق دفاع مشروع‬ ‫مي‌توانند در برابر سرکوبگري نظام مبارزه نمايند نه‬ ‫با انفعال‪ .‬مقاومت و دفاع مشروع کوردستان در برابر‬ ‫اعدام و گلوله‪ ،‬تقويت‌کننده‌ي مقاومت و مبارزه‌ي‬ ‫دموکراتيک مردم ايران است‪ .‬برچسب‌زدن بر دفاع‬ ‫مشروع مردم کوردستان با عناويني نظير «خشونت‬ ‫و تجزيه‌طلبي»‪ ،‬به معناي تحميل تسليميت و انفعال‬ ‫است‪ .‬هدفي که مراکز جنگ ويژه‌ي نظام با تمام توان‬ ‫خود در کوردستان به دنبال پياده‌کردن آن هستند نيز‬ ‫همين است(اين در حالي است که برخي از چهره‌هاي‬ ‫شاخص جنبش سبز ازجمله آقاي اردشير امير‬ ‫ارجمند مشاور ميرحسين موسوي‪ ،‬طي يک کنفرانس‬ ‫مطبوعاتي در پاريس‪ ،‬دفاع مشروع را يک حق ذاتي‬ ‫دانست که کسي نمي‌تواند آن را از ديگري سلب کند)‪.‬‬ ‫آنچه که اشخاص و گروه‌هاي ناسيوناليست اپوزيسيون‬ ‫ايراني تحت عنوان «راهکار مدني عاري از خشونت»‬ ‫براي مردم کوردستان تجويز مي‌کنند در واقع نه‬ ‫ارائه‌ي راهکاري براي مبارزه‪ ،‬بلکه نگراني مشترک‬ ‫همه‌ي جويندگان قدرت از رشد آزادي‌خواهي‬ ‫و اراده‌ي جامعه است‪ .‬به انفعال کشاندن جامعه‬ ‫خصوصيت مشترک همه‌ي کساني است که ايده‌هاي‬ ‫مبني بر قدرت‌گرايي دارند‪ .‬دعوت به انفعال از‬ ‫جانب ناسيوناليست‌هاي اپوزيسيون ايراني‪ ،‬چنان با‬ ‫ايدئولوژي انفعال‌گرايي احزاب سنتي شرق کوردستان‬ ‫همخوان است که کساني همچون عبداهلل مهتدي براي‬ ‫جايگيري در اين طيف به انکار تاريخ مقاومت مردم‬ ‫کوردستان مي‌پردازد و در راستاي هماهنگي‌اي که‬ ‫با مراکز جنگ ويژه دارد از زمينه‌اي که اپوزيسيون‬ ‫ناسيوناليست ايراني در زمينه‌ي تبليغي و رسانه‌اي براي‬ ‫وي فراهم آورده‌اند جهت تروريزه‌کردن مبارزه‌ي‬ ‫آزادي‌خواهي مردم کوردستان حداکثر استفاده را‬ ‫مي‌نمايد‪ .‬رسانه‌هاي فارسي‌زبان خارج از کشور‬ ‫که به‌طور وسيعي در خدمت «پروژه‌ي جنبش سبز‬ ‫سکوالر» قرار دارند‪ ،‬چنان مصرانه در تضعيف مبارزه‬ ‫و مقاومت مشروع کوردستان مي‌کوشند که آشکارا به‬ ‫تريبون عناصر جنگ ويژه‌ي ضدپژاک مبدل گشته‌اند‪.‬‬ ‫به‌عنوان نمونه تلويزيون صداي آمريکا(‪ ،)VOA‬به‬ ‫محل گردهمايي عناصر ضدپژاکي و تبليغات آن‌ها‬ ‫مبدل شده است‪ .‬جالب آنکه همين تلويزيون برنامه‌اي‬ ‫را با عنصر جنگ ويژه عرفان قانعي‌فرد ترتيب داده بود‬ ‫که در آن برنامه‪ ،‬پژاک را دعوت به تقليد از کومله‬ ‫و خط انفعال‌گرايانه‌ي عبداهلل مهتدي نمود! آنان‬ ‫قصد دارند مدل کورد مطلوبي که از آقاي مهتدي‬ ‫ساخته‌اند را به همه‌ي جامعه‌ي کوردستان تعميم دهند‪.‬‬

‫‪31‬‬

‫ــــــ بخش آخر‬ ‫مرکز جنگ ويژه‌ي نظام جمهوري اسالمي ايران‬ ‫جهت درهم شکستن اراده‌ي آزادي‌خواهي خلق‬ ‫کورد طي يک کنسپت گسترده و با به‌کارگيري‬ ‫آکتورهاي(بازيگران) متعدد‪ ،‬سعي در مخدوش‌سازي‬ ‫چهره‌ي جنبش نوين کوردستان دارد‪ .‬از تيم‌هاي‬ ‫ضدپژاک و عمليات‌هاي ضدمردمي آنان گرفته تا‬ ‫تبليغات رسانه‌اي و به‌کارگيري عناصر جنگ ويژه‪،‬‬ ‫از هم‌پيماني با احزاب جنوب کوردستان گرفته‬ ‫تا بهره‌برداري از انحصارطلبي احزاب سنتي شرق‬ ‫کوردستان‪ ،‬از روابط منطقه‌اي گرفته تا استفاده از‬ ‫منفعت‌طلبي قدرت‌هاي جهاني‪ ،‬همه و همه را در‬ ‫جهت از ميان بردن مقاومت جامعه‌ي کوردستان به‌کار‬ ‫مي‌گيرد‪ .‬اکنون که بعضي از اشخاص و گروه‌هاي‬ ‫کورد مانند آقاي مهتدي به زبان گوياي نظام در‬ ‫امر محکوم‌کردن پژاک مبدل گشته و رسانه‌هاي‬ ‫خارج از کشور همراستا با رسانه‌هاي نظام‪ ،‬به جنبش‬ ‫آزادي‌خواهي خلق کورد مي‌تازند و احزاب جنوب‬ ‫کوردستان در ديدارهاي متعدد با مقامات اطالعاتي‬ ‫و امنيتي رژيم بر عليه پژاک دسيسه مي‌چينند‪ ،‬گام‬ ‫بعدي پروژه‌ي ضدپژاک اقداماتي عملي نظير «انجام‬ ‫جنايات متعدد و نسبت‌دادن آنها به پژاک؛ گسترش‬ ‫اعدام‪ ،‬فشار و سرکوب؛ انجام اقدامات تروريستي‬ ‫عليه رهبري و اعضاي پژاک؛ همچنين به راه انداختن‬ ‫عمليات‌هاي گسترده‌ي نظامي در کوردستان» خواهد‬ ‫بود‪ .‬اين جنگي خواهد بود که همه‌ي آکتورهاي‬ ‫شرکت‌کننده در جنگ ويژه‌ي نظام بر عليه جنبش‬ ‫مردم کورد تحميل نموده‌اند‪ .‬عواقب ناشي از افزايش‬ ‫ترور و خشونت نظام جمهوري اسالمي متوجه همه‌ي‬ ‫مردم منطقه و بيش از همه متوجه مبارزات دموکراتيک‬ ‫در ايران خواهد بود‪ .‬جنبش آزادي‌خواهي مردم‬ ‫کورد‪ ،‬در ادامه‌ي مبارزه جهت دفاع از هستي‪،‬‬ ‫هويت و حقوق مردم کورد و برقراري دموکراسي‬ ‫در ايران‪ ،‬مصمم است و هرگز اجازه نخواهد داد‬ ‫که در سايه‌ي شوم ايدئولوژي انفعال‪ ،‬جامعه و فرد‬ ‫کورد به ضعيفه‌شدگي و تسليميت دچار گردد‪ .‬ايستار‬ ‫سربلندانه‌ي قهرمانان پژاکي در زندان‌هاي رژيم و‬ ‫در نبرد گرياليي‪ ،‬تاريخي نوين و پرافتخار را براي‬ ‫مردم کوردستان و ايران رقم خواهد زد‪ .‬بر اين مبنا‬ ‫مبارزه بر عليه «جنگ ويژه‪ ،‬پروژه‌ي ضدپژاک و‬ ‫اهداف و عناصر آن»‪ ،‬که به‌عنوان سازوکارهاي به‬ ‫تسليميت کشانيدن جامعه‌ي کوردستان و ايران عمل‬ ‫مي‌کنند‪ ،‬هدف اصلي مبارزه‌ي آزادي‌خواهانه‌ي‬ ‫پژاک و همه‌ي جامعه‌ي کوردستان خواهد بود‪.‬‬ ‫هفته‌ي آلترناتيو‬ ‫ مركز مطبوعات حزب حيات آزاد كوردستان(پژاك)‬

‫‪2011.05.05‬‬


‫نشر‌يه‌ي سياسي‪ ،‬اجتماعي‪ ،‬فرهنگي‬ ‫صاحب امتياز‪ :‬مركز مطبوعات حزب حيات آزاد كردستان‪PJAK‬‬ ‫مدير مسئول‪ :‬هيات تحريريه‌ي آلترناتيو‬ ‫چاپخانه‌ي گريال‬ ‫هفته‌نامه‌ي سياسي‪ ،‬فرهنگي‪ ،‬اجتماعي ـ دوره‌ي دوم‪ /‬شماره‌ي ‪9‬‬

‫پيام گريال‪:‬‬ ‫بــا روحـيه‌ي مقـاومت‌طلبانه‪،‬‬ ‫مصمم ‌و تسليم‌ناپذير پيشاهنگان پژاكي‬ ‫«فرهاد»‪« ،‬علي»‪«‌ ،‬فرزاد» و «شيرين»‬ ‫پروژه‌ي ضدپژاك را شكست خواهيم داد‬

‫‪ALTERNATIVE‬‬ ‫پنج‌شنبه ‪ 15‬ارديبهشت ‪ 5 /1390‬مي‌ ‪2011‬‬

‫آن سوي كوهستان‬

‫اين حکم اعدام نوعي پيشکشي سياسي و کرنشي منفعالنه و ذليالنه از طرف يکي از شرکاي‬ ‫همخوابگي ايدئولوژيکي به شريک ديگر است که البته علي‌رغم به ظاهر واحد در هدف‪ ،‬و تبيين مسير‪،‬‬ ‫شهيد فرزاد كمانگر‬ ‫نظرات کامال متنافري ازهم دارند ‬

‫پخش هر شماره‌ي آلترناتيو ضربه‌اي است بر پيكره‌ي استبداد نظام جمهوري اسالمي‬ ‫آدرس وب‌الگ ما‬

‫‪www.alternative.sub.ir‬‬

‫جهت دريافت كتب‪ ،‬نشريات و مقاالت مي‌توانيد به سايت‬

‫‪www.PJAK.org‬‬

‫مراجعه نماييد‪.‬‬

Alternative No.9  

شماره 9 آلترناتیو - ویژه نامه ضد پژاک

Advertisement