Page 1

‫شمارههشتمنشریهکوچه‬ ‫گزیدهمطلبهایتارنمایکوچه‬ ‫از یکم تا پانزدهم مه ‪2012‬‬

‫‪8‬‬


‫سرمقاله‬

‫سرمقاله‪2 .................................................‬‬

‫نگاهی گذرا به فرهنگ و پوشش مردم تبت‪48............‬‬

‫گزیده‌ی اخبار‪3 .........................................‬‬

‫آن‌چه از تاریخ نمی‌دانیم‪49...............................‬‬

‫تو‌گو با مانا نیستانی‪4 ................................‬‬ ‫گف ‌‬

‫امپراتوری ساسانیان‪50 .....................................‬‬

‫ایران و سایبر تروریسم‪7 ................................‬‬

‫زنان عکاس و روزنامه‌نگار عهد ناصری‪52 ................‬‬

‫پز عالی با جیب مردم‪8 .................................‬‬

‫بیماری منییر‪53 .............................................‬‬

‫تقویم تاریخ‪9 .............................................‬‬

‫کتاب‌خانه ‪54................................................‬‬

‫ادامه روند کاهش قسمت سکه‪9 ........................‬‬

‫شمشیر چوبین‪55 ............................................‬‬

‫چرا موفقیت مهم است‪10 ................................‬‬

‫اهمیت ایزدبانو آناهیتا در ایران باستان‪56 ................‬‬

‫تغییر نظام در سوریه روی خواهد داد‪11 ...............‬‬

‫سودابه‪ ،‬شخصیت استثنایی شاهنامه‪57.....................‬‬

‫قلبی به وسعت ایران‪11 ..................................‬‬

‫گالری‪58 ....................................................‬‬

‫وبالگستان‪12 .............................................‬‬

‫سینما‪59 .....................................................‬‬

‫زنان ایرانی و هیوالی پوکی استخوان‪13 ..............‬‬

‫در تبیین رسالت زنان‪60 ....................................‬‬

‫پاپاراتزی‪ -‬لیدی گاگا و کنسرت بی‌ناموسی‪14 .......‬‬

‫موسیقی‪ ،‬عشق‪ ،‬آزادی و صلح‪60 ..........................‬‬

‫بلندی از آن یافت کو پست شد‪15 ......................‬‬

‫فرانسه و ترکیب ناهمگون‪61 ................................‬‬

‫اوباما‪ ،‬نگاه به آمریکا‪ ،‬پیامی به جهان ‪16..............‬‬

‫وحشت از مدام‪62 ..........................................‬‬

‫بازی و اشکنک‪16 .......................................‬‬

‫پای سالمت در کفش مناسب‪62 ............................‬‬

‫مالرب‪ ،‬استاد مسلم شعر فرانسه ‪17.....................‬‬

‫پرسه‌ای در روز مادر‪63 ....................................‬‬

‫مثل صبح یک‌شنبه‌ای سوگوار‪18 .......................‬‬

‫موفقیت چیست‪64 ...........................................‬‬

‫تقویم تاریخ‪19 ...........................................‬‬

‫گوگن‪ ،‬هلنا و کولی‌های زنگوله به‌پا‪65 ....................‬‬

‫بدرود آقای رویاساز‪20 ................................‬‬

‫فرانک باوم و نگاه زنانه درآثارش‪65 ......................‬‬

‫دَ ه راه برای وقت اضافه آوردن‪21 .....................‬‬

‫این لولیان شهرآشوب‪66 ...................................‬‬

‫ناسیونالیسم در دوران رضاشاه‪22 ......................‬‬

‫تو‌سی‪67 ...........................‬‬ ‫گواردیوال محبوب بیس ‌‬

‫کیودو‪ ،‬هنر کمان‌گیری ژاپنی‪23 .......................‬‬

‫خدایان آناهیتا و بهرام‪68 ..................................‬‬

‫شعر سالن‌های ادبی‪24 .................................‬‬

‫روی‌کرد ارزش‌های جای‌گزین‌‪69 .........................‬‬

‫شهری که دوستش می‌داشتی‪24 .......................‬‬

‫چرا برای جوانی‌ام دلم تنگ می‌شود‪69 ...................‬‬

‫معتمدنیا در شرایط بحران جسمی‪25 .................‬‬

‫راه کربن از شناخت سهروردی تا ایران‌شناسی‪70 ........‬‬

‫بحران رابطه و مسئله‌ی رژ‌لب‪26 ......................‬‬

‫درباره‌ی آلمانی یهودی‌تبار‪71 ............................‬‬

‫پاپاراتزی‪27 .............................................‬‬

‫ناشران‪ ،‬پشت درهای بسته نمایش‌گاه‪72 ..................‬‬

‫بازی و دختر‪-‬پسری‪28 ................................‬‬

‫بازی با بازی‪73 .............................................‬‬

‫هر روز سالم و پرسش و خنده‪29 ......................‬‬

‫و ما انبوه کرکسان تماشا‪73 ................................‬‬

‫یقین یافته‌ی احمد بود‪30 ........................‬‬ ‫آیدا‪ِ ،‬‬

‫نشانه‌های استبداد رضاشاهی‪74...........................‬‬

‫معلمان ایران‪ ،‬خنده برلب و خونین دل‪31 ............‬‬

‫سرگردانی‌های دیروز و امروز‪75 .........................‬‬

‫گالری‪32 ................................................‬‬

‫ایران بربام جراحی زیبایی دنیا ‪76.......................‬‬

‫تقویم تاریخ‪34 ..........................................‬‬

‫به‌ترین نقطه‌ی حضور‪77 ..................................‬‬

‫روند اصالحات در عصر رضاشاه‪34 ....................‬‬

‫شایعه ‪77...................................................‬‬

‫بوشیدو‪ ،‬طریقت سامورایی‪35 .........................‬‬

‫و اما نام‌های غیر‪78........................................‬‬

‫مردم ایران با کتاب دوست نیستند‪36 .................‬‬

‫بودیسم در اروپا‪79 .........................................‬‬

‫مادر مامان‪36 ..........................................‬‬

‫گزارش اقتصادی‪80 ........................................‬‬

‫آن‌جا ببر که خیالم نمی‌برد‪37 ........................‬‬

‫نسل ما‪ ،‬نسل آن‌ها‪81 .......................................‬‬

‫شایعه‪38 ................................................‬‬

‫دین‌زدایانی که خود متدین هستند‪81 .....................‬‬

‫بازی و اشکنک‪38 ......................................‬‬

‫مقاله‌ی انگلیسی‪82 .........................................‬‬

‫زندگی به روایت یک خط صاف‪39 .....................‬‬

‫از هدیه برگشتی‬ ‫تا سال‌گرد یک حادثه‬

‫اردوان روزبه‬ ‫امروز که این نوشته را قلمی می‌کنم درست سه سال از آغاز روزهای پر التهاب‬ ‫برای ایران می‌گذرد‪ .‬سه سال پیش بود که در ‪ ۲۲‬خرداد با همه هم‌کاران در دفتر‬ ‫رادیو آماده باش بودیم تا خبرهای انتخابات دور دهم ریاست جمهوری را پوشش‬ ‫بدهیم‪ .‬قرار بود تا ساعت‌هایی دیگر نتیجه انتخابات معلوم شود و می‌خواستیم تا‬ ‫دم آخر گزارش‌ها را تهیه کنیم‪.‬‬ ‫از گوشه و کنار دوستان دارای ارتباط در مجموعه‌های دولتی خبرهایی می‌دادند‬ ‫که نمی‌توانستیم صرف به اتکای گفته‌های آنان خبرها را انعکاس دهیم‪.‬‬ ‫بعضی هم‌راهان کوچه با ارسال پیامک‌‪ ،‬پست الکترونیکی و یا حتا تماس‌های‬ ‫پی‌در‌پی خبرهایی را از شعبه‌های اخذ رای ارسال می‌کردند و ما به فراخور حال‬ ‫منتشر می‌کردیم‪ .‬حقیقت را بگویم بعد سال‌ها دوباره احساس التهاب می‌کردم‪.‬‬ ‫داغ بودم‪ ،‬خودم می‌فهمیدم صورتم قرمز بود‪ .‬باید خیلی مراقب می‌بودم که خبری‬ ‫بدون منبع یا نادرس��ت یا جانب‌دارانه منتشر نش��ود‪ .‬اما خبرها به عکس تصور‬ ‫بسیاری به همین منوال نرفت جلو‪ ،‬وزارت کشور رای آقای احمدی‌نژاد را باالتر‬ ‫از بقیه و با اختالفی نه‌چندان متعارف اعالم کرد‪ ۲۴ ،‬میلیون در برابر ‪ ۱۳‬میلیون‬ ‫رای آقای موسوی‪ .‬بهت بود که در صورت همه بود‪ .‬به‌راستی رای او باالتر بود؟‬ ‫امروز بعد سه سال دیگر بی‌مورد است که قضاوت کنم که بود یا نبود‪ ،‬اما حوادث‬ ‫بعد انتخابات رخ‌دادی دیگر را برای مردم ایران رقم زد‪ .‬اعتراض‌هایی که به خون‬ ‫نشس��ت‪ .‬فریاد‌هایی که با باتوم خفه شد و دست‌گیری‌های گسترده‪ .‬نمی‌دانم‪،‬‬ ‫ش��اید حاکمیت در ایرانی که س��ی و اندی از انقالبش می‌گذشت راه برون‌رفت‬ ‫از وضعیت بحران را جز «س��رکوب» نتوانست ارزیابی کند‪ .‬در بین معترض‌ها‬ ‫خانواده ش��هید‪ ،‬جانباز و رزمنده هم بود‪ ،‬کسانی بودند که زخم «گاز خردل» از‬ ‫«قالویزان» و کربالی یک بر س��ینه داش��تند‪ .‬کسانی بودند که «چادر» بر سر‬ ‫باتوم و شوک الکتریکی خوردند‪ .‬انگار به آنی مرز‌های خودی و غیر‌خودی عوض‬ ‫شد‪ .‬رزمنده دیگر خودی نبود‪ .‬چادری دیگر خودی نبود و بعد موج دست‌گیری‬ ‫که به‌طور جدی از آدم‌هایی شروع شد که در بدنه همان نظام سال‌ها کار کرده‬ ‫بودند پیامی دیگر به هم‌راه داشت‪« :‬نظام به هر بهایی باید بماند»‪ .‬به هر روی‬ ‫«بقا» ارجح‌تر از هر شعاری بود و این برای یک حاکمیت در دنیای جنوبی چندان‬ ‫چیز غریبی نبود‪ .‬روند تغییر در این سه سال چنان بود که انگاری بسیاری از قافله‬ ‫عقب ماندند‪ .‬خیلی‌ها نتوانستند به دیگران برسند‪ .‬خیلی‌ها راه را چپه رفتند و خیلی‬ ‫رسانه‌های نوپا شدند «پروپاگاندا» یک جریان و این شد که امروز به‌نظر می‌رسد‬ ‫تکلیف خیلی‌ها دیگر با خودشان هم معلوم نیست‪.‬‬ ‫شاید این روزها تمام سعی بر این است که هر جریانی جنبش اعتراضی مردم را‬ ‫مال خود کند و اعتبار آن را برای خود هزینه کند‪.‬‬ ‫در این کوتاه ش��اید باید یک بار دیگر به نقش رسانه‌های بی‌طرف پرداخت‪ ،‬به‬ ‫آن‌هایی که در این هیاهو سعی در نشان دادن آن‌چه که رخ می‌دهد ‪-‬بی برداشت‬ ‫و بی تغییر کم و کیف‪ -‬دارند‪ .‬کاالیی که اگر نگوییم این روزها نایاب است اما‬ ‫بی‌ش��ک کم‌یاب است‪ .‬به‌راس��تی اغراق‌ها و بزرگ‌نمایی‌ها و تحلیل‌های ‪-‬گاه‬ ‫بی‌منطق‪ -‬و صرف منفعت‌طلبانه امروز به‌نفع چه گروه و کسانی تمام خواهد شد؟‬ ‫امروز به نظر می‌رسد جای خیلی چیزها با هم عوض شده‌است‪ .‬زمان یگانه قاضی‬ ‫است که به‌جا روزی قضاوت خواهد کرد‪.‬‬

‫باغیرت‌ها نخوانند‪40 ...................................‬‬ ‫پوتین و قدرت‪41 ........................................‬‬ ‫اسطوره هوم یا گیاه زرین‪42 ...........................‬‬ ‫بهایی برای درست‌کاری‪42 .............................‬‬ ‫رنگ‌هایی باالتر از سیاهی‪43 ...........................‬‬ ‫هنر کتابت مانی‪45 .......................................‬‬

‫‪2‬‬

‫نشریه کوچه چکیده و منتخب مطلب های منتشر شده در تارنمای رادیو کوچه است‬ ‫اول و پانزده ام هر ماه منتشر می شود‬ ‫صاحب امتیاز‪ :‬بنیاد فرهنگی کوچه سردبیر‪ :‬اردوان روزبه‬ ‫مسوول خبر‪ :‬بهنام ف هماهنگی و تنظیم برای مجله‪ :‬آزی ف‪ ،‬علی فرح بخش‬ ‫صفحه آرایی‪ :‬بخش گرافیک بنیاد کوچه‬

‫برای تماس با س��ردبیر به طور مستقیم می توانید با آدرس پست الکترونیکی‬ ‫زیر در تماس باشید‪:‬‬ ‫‪editor@koochehmail.com‬‬ ‫ه��م چنین برای دریافت نش��ریه ب��ه صورت دوره ای بر روی آدرس پس��ت‬ ‫الکترونیکی خود به طور مستقیم می توانید با آدرس زیر مکاتبه کنید‪:‬‬ ‫‪contact@koochehmail.com‬‬ ‫ه��م چنین می توانید از تارنمای رادی��و گوچه دیدن کنید و روزانه از خبرها و‬ ‫گزارش های آن مطلع شوید‪:‬‬ ‫‪www.radiokoocheh.com‬‬


‫برای دومین بار صورت گرفته است‪:‬‬

‫احضار نسرین ستوده به دادگاه‬ ‫انتظامی وکال‬

‫به گزارش رس��انه‌های مخالف دولت جمهوری اسالمی‪ ،‬روز‬ ‫شنبه‪ 12 ،‬مه‪ ،‬نسرین ستوده‪ ،‬وکیل دادگستری ‪ ،‬که هم‌اکنون‬ ‫در بند نسوان زندان اوین دوران محکومیت خود را می‌گذراند‪،‬‬ ‫طی احضاریه‌ای به دادگاه انتظامی وکال احضار شده است‪.‬‬ ‫به گزارش کلمه‪ ،‬رضا خندان همسر نسرین ستوده از دریافت‬ ‫احضاریه‌ای در زندان توس��ط همس��رش خبر می‌دهد که بر‬ ‫اساس آن یک‌شنبه ‪ 31‬اردی‌بهشت ساعت ‪ 11‬صبح باید در‬ ‫شعبه یک دادگاه انتظامی وکال حاضر شود‪.‬‬ ‫همس��ر این وکیل دربند در زندان اوی��ن تصریح می‌کند که‬ ‫این دادگاه در ادامه محاکمه‌ای اس��ت که از حدود یک س��ال‬ ‫پیش بنا به درخواس��ت مرجع قضایی مبن��ی بر تعلیق پروانه‬ ‫وکالت‌اش‪ ،‬آغاز شده است‪.‬‬ ‫نسرین ستوده‪ ،‬وکیل‪ ،‬حقوق‌دان و فعال حقوق بشر و نیز برنده‬ ‫جایزه حقوق بش��ر «سازمان حقوق بشر بین‌الملل» است که‬ ‫به ش��ش س��ال حبس تعزیری و ده سال محرومیت از حرفه‬ ‫وکالت محکوم شد‪.‬‬

‫به مدت دو روز در وین برگزار می‌شود‬

‫ازسرگیری مذاکرات ایران و‬ ‫آژانس انرژی اتمی‬ ‫روز دوش��نبه‪ 14 ،‬مه‪ ،‬مس��ووالن جمهوری اس�لامی‪ ،‬جهت‬ ‫تدارک ازس��رگیرى مذاکرات ناتمام خود با کش��ورهاى گروه‬ ‫‪ ،1+5‬در نشس��ت آینده بغداد با آژانس بین‌المللى انرژى اتمى‬ ‫به گفت‌وگو مى‌نشینند‪.‬‬ ‫جلس��اتى که در وین بین مذاکره‌کنندگان پرونده انرژى اتمى‬ ‫ایران از یک س��و و مقام��ات ذیربط س��ازمان جهانى انرژى‬ ‫هسته‌اى از سوى دیگر برگزار مى‌شود‪ ،‬دو روز به طول خواهد‬ ‫کشید‪ .‬هدف از این مذاکرات‪ ،‬مقدمه‌چینى و رفع موانع موجود‬ ‫بر س��ر راه مذاکرات مس��تقیم ایران با کشورهاى ‪ 1+5‬است‪.‬‬ ‫یادآور مى‌شود کش��ورهاى غربى مى‌گویند که نگران اهداف‬ ‫نظامى پروژه اتمى ایران هستند‪ ،‬اما ایران اعالم مى‌کند که از‬ ‫این پروژه هدف‌هاى مسالمت‌جویانه دارد‪.‬‬ ‫مذاکرات روزهاى دوش��نبه و سه‌شنبه در وین مقدمه‌اى براى‬ ‫اجالس بغداد در روز ‪ 23‬ماه جارى میالدى خواهد بود‪ .‬آژانس‬ ‫بین‌المللى ان��رژى اتمى مى‌گوید که احتم��ال مى‌دهد ایران‬ ‫تاسیس��ات هس��ته‌ای پارچین اقدام به انفجارهایى آزمایشى‬ ‫کرده باش��د به گونه‌اى که بتوان آن‌ه��ا را منطبق با فعالیت‬ ‫اتمى دانست‪ .‬اما ایران این اتهامات را رد مى‌کند‪.‬‬

‫شیعه آنالین‪ ،‬رسانه منسوب به اصول‌گرایان‪:‬‬

‫یک‌صد هزار دالر جایزه برای‬ ‫کشتن نجفی خواننده رپ ایرانی‬ ‫رس��انه شیعه آنالین‪ ،‬از رس��انه‌های منسوب به اصول‌گرایان‬

‫در ایران با اعالم مطلبی از تعیین جایزه نقدی برای کش��تن‬ ‫«شاهین نجفی»‪ ،‬خواننده رپ ایرانی خبر داده است‪.‬‬ ‫این رس��انه‪ ،‬روز پنج‌شنبه‪ 10 ،‬مه‪ ،‬اعالم کرد به دنبال صدور‬ ‫حکم ارتداد از س��وی آیت‌اله صافی گلپایگانی برای ش��اهین‬ ‫نجفی‪ ،‬برای کش��تن این خواننده رپ ایرانی‪ ،‬مبلغ ‪ 100‬هزار‬ ‫دالر جایزه تعیین کرده است‪.‬‬ ‫این س��ایت هم‌چنین تاکید کرده اس��ت این مبلغ توسط یک‬ ‫«بان��ی خیر» از یکی از کش��ورهای عربی حوزه خلیج فارس‬ ‫تامین شده است‪.‬‬ ‫به گزارش ش��یعه آنالین‪ ،‬آیت‌اله صافی گلپایگانی‪ ،‬از مراجع‬ ‫تقلی��د ش��یعه در قم‪ ،‬خوان��دن ترانه‌ای با ن��ام «آی نقی» را‬ ‫«مصداق توهین به مقدسات» دانسته و اعالم کرده است اگر‬ ‫در این موس��یقی به امامان شیعه توهین شده‪ ،‬حکم خواننده‬ ‫آن ارتداد است‪.‬‬

‫با مرگ مدرس و منتقد تاتر در آلمان‬

‫ایرج زهری دیده بر جهان بست‬ ‫ای��رج زهری م��درس دان��ش‌گاه‪ ،‬کارگردان تات��ر و منتقد و‬ ‫نویسنده هنری‪ ،‬بیس��تم اردیبهشت ‪۱۳۹۱‬در آلمان و در سن‬ ‫هشتاد ساله‌گی دیده بر جهان فرو بست‪ .‬وی مدرس دانش‌کده‬ ‫هنرهای دراماتیک بود و با شورای تاتر‪ ،‬واحد نمایش و مجله‬ ‫تماشا هم‌کاری مستمر داشت‪.‬‬ ‫ای��ن کارگردان تاتر تعداد زیادی نمایش را بر روی صحنه برد‬ ‫که از جمله می‌توان به آثاری از ارنس��ت توللر‪ ،‬داریو فو و ژان‬ ‫تردیو اش��اره کرد‪ .‬به نقل از خبرگ��زاری مهر آقای زهری در‬ ‫بیست‌ونهمین جش��ن‌واره تاتر فجر به عنوان یکی از اعضای‬ ‫هیت داوران بخش کانون جهانی منتقدان تاتر حضور داش��ته‬ ‫اس��ت‪ .‬الزم به توضیح است چند نویس��نده خارجی از جمله‬ ‫اس�لاومیر م��روژک لهس��تانی و فرناندو آراب��ال درام‌نویس‬ ‫اس��پانیایی حق ترجمه آثار خود را به فارس��ی به ایرج زهری‬ ‫واگ��ذار کرده بودند‪ .‬این هنرمند‪ ،‬منتقد و پیش کس��وت تاتر‬ ‫پس از س��ال‌ها بیماری سرطان در کشور آلمان دیده از جهان‬ ‫فرو بست‪.‬‬

‫عالرغم افزایش برخی اقالم مواد غذایی‬

‫یکی دو ماهی مردم نخرند‪،‬‬ ‫ارزان می‌شود‬

‫در حالی که محمود احمدی‌نژاد در سفر استانی خود در مشهد‬

‫گزیده‬ ‫اخبــار‬

‫خواس��ت مردم «یک��ی دو ماه» به ب��ازار نروند‪ .‬غضنفری در‬ ‫مصاحب��ه خود از ارزان ش��دن اقالم م��واد غذایی تا اول‌های‬ ‫خرداد خبر داد‪.‬‬ ‫بنابر گزارش صد‌او‌س��یمای جمهوری اسالمی‪ ،‬وزیر صنعت‪،‬‬ ‫معدن و تجارت با اشاره به برنامه دولت برای ساماندهی بازار‬ ‫مواد غذایی گفت‪« :‬ش��رکت پش��تیبانی امور دام با ترخیص‬ ‫نهاده‌ه��ای دامی از گمرک آن‌ها را در اختی��ار دامداری ها و‬ ‫مرغداری ها قرار داده اس��ت‪ ».‬او هم چنین از کاهش قیمت‬ ‫شیر توسط برخی تولید‌کننده‌گان خبر داد‪ .‬این در حالی است‬ ‫که نرخ شیر در حال حاضر نزدیک به ‪ ۹۰۰‬تومان است‪.‬‬ ‫وی بدون اشاره به شکل و ابزار‌های روال این کاهش تسریع‬ ‫کرد با تولید کننده‌گانی که ارزان نکرده‌اند تماس گرفته شده‬ ‫و آن‌ها متعهد شده‌اند تا قیمت خود را در چند روز آینده کاهش‬ ‫دهند‪ .‬آقای غضنفری اشاره داشت که بعد ساماندهی وضعیت‬ ‫قیمت شیر به سراغ گوشت‪ ،‬برنج و مرغ خواهند رفت‪.‬‬ ‫از سویی صبح امروز جمعه ‪ ۲۲‬اردیبهشت محمود احمدی‌نژاد‬ ‫رییس جمهوری اسالمی در جمع مردم مشهد درخواست کرد‬ ‫تا مردم یکی دو ماه به بازار نروند‪ .‬وی در جمع مردم مشهد با‬ ‫دفاع از قانون هدف‌مند کردن یارانه‌ها گفت‪« :‬عده‌ای از همان‬ ‫ابتدا نمی‌خواس��تند این طرح به خوبی اجرایی ش��ود‪ .‬بنابراین‬ ‫تم��ام تالش خود را انجام دادند تا ش��یرینی اجرای هدف‌مند‬ ‫شدن یارانه‌ها به کام مردم خوش نیاید‪».‬‬ ‫آقای احمدی‌ن��ژاد با متهم کردن گروهی ب��ه انعکاس اخبار‬ ‫دروغ و ش��ایعه پراکنی اشاره داش��ت «گروهی به عمد قصد‬ ‫داشته‌اند بازار ارز را به هم بریزند‪ .‬اما دولت تالش خواهد کرد‬ ‫که بازار ارز را به وضعیت سابق برگرداند‪ ».‬او از مردم خواست‬ ‫ت��ا مدتی از خرید کاالهایی که نی��از ندارند خودداری کنند تا‬ ‫«توطئه‌گران» ناکام بمانند‪.‬‬ ‫وی با روی‌کرد غیر‌مس��تقیم ب��ه اظهارات رییس مجلس در‬ ‫خص��وص بنزین گفت‪« :‬می‌گویند بنزین ب��ه دو هزار تومان‬ ‫می‌رسد‪ .‬من به ش��ما بگویم که این دروغ است‪ .‬پرداختن به‬ ‫ای��ن موضوع ادامه همان طرحی اس��ت که عده‌ای دنبال آن‬ ‫بودند‪ .‬می‌خواهند طرح یارانه‌ها به خوبی اجرایی نشود‪».‬‬ ‫رییس جمهوری اس�لامی بدون اش��اره به مبل��غ ‪ ۲۴‬میلیارد‬ ‫تخصیصی ب��رای واردات که مورد انتقاد برخی از نماینده‌گان‬ ‫مجلس قرار گرفت با تاکید بر سال تولید ملی گفت ‪ ۳۵‬میلیارد‬ ‫از صندوق توس��عه ملی در اختیار تولید کننده‌گان قرار خواهد‬ ‫داد‪.‬‬ ‫این اظهارات در حالی بیان می‌شود که در چند روز گذشته نرخ‬ ‫اقالم مواد غذایی نظیر برنج‪ ،‬گوش��ت قرمز و مرغ‪ ،‬حبوبات و‬ ‫میوه افزایش داشته است‪.‬‬

‫شما هم می توانید با چهل هزار مخاطب در تماس باشید‬ ‫نشریه الکترونیکی کوچه با هر شماره بازدید نزدیک به چهل هزار بیننده بر روی‬ ‫ارشیو کتابخانه خود و هم چنین نزدیک به ده هزار دانلود می تواند جای مناسبی‬ ‫برای ارتباط شما با مخاطب تان باشد‪.‬‬

‫آگهی در مجله کوچه به راحتی قابل انتشار است‪ .‬با ما برای نشر آگهی‬ ‫تان در تماس باشید‪:‬‬

‫‪contact@koochehmail.com‬‬ ‫‪3‬‬


‫در پی ازدحام جمعیت در سالن برگزاری‪:‬‬

‫کشته شدن سه کودک بر اثر‬ ‫ازدحام در برنامه خاله شادونه‬ ‫در خرمدره‪ ،‬یکی از ش��هرهای استان زنجان‪ ،‬روز پنج‌شنبه‪،‬‬ ‫‪ 10‬مه‪ ،‬س��ه کودک در ازدحام خ��روج مردم از محل اجرای‬ ‫یک برنامه ویژه خردس��االن با اجرای مج��ری یک برنامه‬ ‫محبوب تلویزیون جمهوری اس�لامی‪ ،‬جان خود را از دست‬ ‫دادند‪ .‬به گزارش ایس��نا‪ ،‬یک دختر و یک پس��ر هفت ساله‬ ‫در روز حادث��ه‪ ،‬و دیگری بع��د از این‌که به کم��ا رفته بود‪،‬‬ ‫روز جمعه‪ ،‬کشته ش��دند‪ .‬رحیم نوری‌پور‪ ،‬فرمان‌دار خرمدره‬ ‫اظهار داش��ت که برای برگزاری چنین برنامه‌ای «هیچ‌گونه‬ ‫هماهنگی با فرمان‌داری شهرس��تان ص��ورت نگرفته بود‪».‬‬ ‫پنج کودک دیگر نیز در این حادثه مجروح ش��ده‌اند که بنابر‬ ‫گزارش‌ها‪ ،‬یکی از آن‌ها تا روز جمعه در بخش مراقبت‌های‬ ‫ویژه بستری بود‪.‬‬ ‫این حادثه در پایان برنامه‌ای که توس��ط «خاله ش��ادونه»‪،‬‬ ‫مج��ری یکی از برنامه‌های محبوب تلویزیون به همین نام‪،‬‬ ‫در ورزش‌گاه س��ه ه��زار نفری خرمدره‪ ،‬اجرا ش��د‪ ،‬رخ داد‪.‬‬ ‫فرماندار خرمدره در این باره گفته اس��ت با این‌که گنجایش‬ ‫این س��الن سه هزار نفر اس��ت‪ ،‬بیش از چهار هزار نفر برای‬ ‫تماش��ای این برنامه و ضبط تلویزیونی آن وارد این س��الن‬ ‫ش��ده بودند‪ .‬بر اس��اس گزارش خبرگزاری مهر‪ ،‬این سالن‬ ‫ورزش��ی پلمپ ش��ده و چند نفر‪ ،‬از جمله مدیر این برنامه و‬ ‫مسوول سالن دستگیر شده‌اند‪.‬‬ ‫عزیز رس��ولی‪ ،‬رییس بیمارستان بوعلی خرمدره گفته است‬ ‫ک��ه بر اثر ای��ن حادثه‪ ۸ ،‬کودک به این بیمارس��تان منتقل‬ ‫شدند‪ .‬به گفته او ‪ ۲‬نفر از حادثه‌دیدگان بدون عالیم حیاتی‬ ‫به بیمارستان رسیدند‪.‬‬ ‫ب��ه گفته آقای رس��ولی دو نفر دیگر از این ک��ودکان به دلیل‬ ‫وخامت حال عمومی‌شان به بیمارستان آیت‌اله موسوی زنجان‬ ‫منتقل شدند‪ .‬یکی از این دو کودک صبح روز جمعه فوت کرد‪.‬‬ ‫مقامات مربوطه‪ ،‬مسوولیت این حادثه را متوجه عوامل سازنده‬ ‫این برنامه می‌دانند اما علی‌اکبر ذاکری‪ ،‬تهیه‌کننده این برنامه‬ ‫گفته است که این مراس��م خارج از برنامه‌ای که تحت عنوان‬ ‫«خاله شادونه» در صداوسیما تولید و پخش می‌شود‪ ،‬در خرمدره‬ ‫استان زنجان برگزار شده است‪.‬‬ ‫به گفته آقای ذاکری این مراس��م را یک شرکت خصوصی‬ ‫برگزار کرده بود و از مجری این برنامه دعوت کرده بود که‬ ‫بخش‌هایی از آن را اجرا کند‪ .‬آقای ذاکری هم‌چنین گفت به‬ ‫این ترتیب این مراسم خارج از صداوسیما برگزار شده‪ ،‬ربطی‬ ‫به صدا و سیما نداشته و حتا بدون هماهنگی با تهیه‌کننده و‬ ‫خود صداوسیما اجرا شده است‪.‬‬ ‫ملیکا زارعی (خاله ش��ادونه) به آقای رسولی گفته است که‬ ‫«ب��ه خاطر درهای خروجی کم‪ ،‬مس��ووالن در پایان برنامه‬ ‫نتوانستند جمعیت حاضر را کنترل کنند و همین موجب فوت‬ ‫س��ه کودک و زخمی شدن چند تن دیگر شده است‪ ».‬الزم‬ ‫به یادآوری اس��ت در فروردین ‪ ۱۳۸۴‬نیز در پی پیروزی دو‬ ‫بر یک ایران بر ژاپن در بازی فوتبال‪ ،‬در اثر ازدحام جمعیت‬ ‫در ورزش‌گاه آزادی ته��ران که محل این بازی بود‪ ،‬پنج نفر‬ ‫کشته و حدود ‪ 40‬نفر مجروح شدند‪.‬‬

‫‪4‬‬

‫پس از صدور حکم شالق‪،‬‬

‫حمایت برخی کارتونیست‌های‬ ‫خارجی از شکرایه‬ ‫پس از صدور حکم شالق برای محمود شکرایه‪ ،‬کارتونیست‬ ‫ایرانی‪ ،‬مارتین راسن‪ ،‬کارتونیست نشریه گاردین( (‪Guar d‬‬ ‫‪ )ian‬کارهای جدید خود را در اعتراض به این حکم منتشر‬ ‫کرده است‪ .‬هم‌چنین چند کارتونیست دیگر خارجی نیز اقدام‬ ‫به انشار کارتون‌های اعتراضی کردند‪.‬‬ ‫او در واکن��ش به حکم ‪ 25‬ضربه ش�لاق محمود ش��کرایه‬ ‫که به دلی��ل چاپ یک کاریکارتور از احمد لطفی‌آش��تیانی‪،‬‬ ‫نماینده مجلس شورای اس�لامی صادر شده‪ ،‬اظهار داشت‪:‬‬ ‫«این حکم ظالمانه‪ ،‬هولناک و وحشیانه است‪».‬‬ ‫آقای راس��ن در ادامه تاکید کرد‪« :‬سالم‌ترین و مطمئن‌ترین‬ ‫جامعه‪ ،‬جامعه‌ای است که هر فردی بتواند به دیگران بخندد‬ ‫و این حق را برای دیگران نیز قائل باش��د‪ .‬این کاری است‬ ‫ک��ه قرن‌ها کارتونیس��ت‌ها یا کاریکاتوریس��ت‌ها در جامعه‬ ‫انجام می‌دهند‪ ،‬اما کاری که آقای آشتیانی (نماینده مجلس)‬ ‫در پاس��خ به این عمل نشان داده بیش‌تر از آنی است که در‬ ‫یک کارتون یا کاریکاتور صورت گرفته است‪».‬‬ ‫جو گرن‌ویل‪ ،‬از اعضای کمپین مبارزه با سانس��ور‪ ،‬می‌گوید‪:‬‬ ‫«این قانون جدید آزادی بیان در ایران اس��ت‪ .‬هرگونه انتقاد‬ ‫از سیاست‌مداران غیرممکن است‪ ،‬حتا طنز‌آلود‪».‬‬ ‫از س��ویی دیگ��ر برخ��ی از چهره‌های سیاس��ی در ایران از‬ ‫صدور حکم ش�لاق دفاع کرده از جمله اس��ماعیل کوثری‪،‬‬ ‫روزنامه‌نگار و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی‬ ‫مجلس شورای اسالمی گفته است‪« :‬کارتونیستی که با کار‬ ‫خود باعث ناراحتی دیگران می‌شود و یا به شخصیتی توهین‬ ‫می‌کند باید مجازات ش��ود که این حکم‪ ،‬حبس‪ ،‬شالق و یا‬ ‫هر مجازات دیگر می‌تواند باشد‪».‬‬ ‫اگ��ر چه این نخس��تین بار اس��ت که یک کارتونیس��ت به‬ ‫دلیل کش��یدن ی��ک کارتون ب��ه مجازات ش�لاق محکوم‬ ‫می‌ش��ود اما برخی دیگر از کارتونیست‌ها به دلیل مشکالت‬ ‫و محدودیت‌ه��ای صورت گرفته در ای��ران مجبور به ترک‬ ‫کشور شده‌اند‪.‬‬

‫پس از ایجاد کمپین «قتل»‪،‬‬

‫آلمان‪ ،‬حافظ‌‌ جان شاهین‬ ‫نجفی‪ ،‬خواننده رپ ایرانی‬ ‫روز جمع��ه‪ 11 ،‬مه‪ ،‬پلیس آلمان اعالم کرد حفاظت از جان‬ ‫شاهین نجفی خواننده رپ ایرانی که از سوی مراجع مذهبی‬ ‫در قم «مرتد» شناخته شده و کمپینی برای «قتلش» به راه‬ ‫افتاده را بر عهده گرفته است‪.‬‬ ‫ای��ن حکم پ��س از آن صادر ش��د که این خوانن��ده ایرانی‪،‬‬ ‫آهنگی با عنوان «نقی» منتش��ر ک��رد‪ .‬منتقدان این آهنگ‬ ‫می‌گوین��د ک��ه در آن به امام دهم ش��یعیان‪ ،‬علی‌ابن‌محمد‬ ‫ملقب به نقی هتاکی شده است‪.‬‬

‫به گزارش راینیشه پست‪ ،‬سخن‌گوی شهر کلن آلمان اظهار‬ ‫داش��ت‪ ،‬بخش امنیت ملی اداره پلیس شهر کلن در نشستی‬ ‫موضوع تهدید به قتل ش��اهین نجف��ی‪ ،‬خواننده رپ ایرانی‬ ‫ساکن این شهر‪ ،‬رسیدگی کرده است‪.‬‬ ‫بن��ا بر این گزارش‪ ،‬نمایندگان س��ازمان حفاظ��ت از قانون‬ ‫اساس��ی و پلیس جنایی فدرال هم حضور داش��تند‪ .‬در این‬ ‫جلس��ه‪ ،‬اتخاذ تدابیری برای حفاظت از جان شاهین نجفی‬ ‫تصویب شد‪.‬‬ ‫گزارش‌ها حاکی از آن اس��ت که شاهین نجفی در خصوص‬ ‫تهدیدهایی که با آن مواجه بوده‪ ،‬به اداره پلیس ش��هر کلن‬ ‫رفته و شکایتی تنظیم کرده بود‪.‬‬

‫با ارسال یک پیام کوتاه‪،‬‬

‫ایرانسل جزیره ابوموسی‬ ‫را متعلق به امارات دانست‬ ‫روز چهارش��نبه‪ 9 ،‬م��ه‪ ،‬اپراتور ش��بکه خصوصی تلفن‌های‬ ‫ه��م‌راه ایرانس��ل‪ ،‬با ارس��ال پی��ام کوتاهی ب��رای تعدادی‬ ‫از مش��ترکان خ��ود در جزی��ره ابوموس��ی‪ ،‬در خلیج فارس‬ ‫جنجال‌برانگیز ش��د و گروهی از چهره‌های سیاسی در ایران‬ ‫نیز به آن انتقاد کردند‪.‬‬ ‫پیام ایرانس��ل که با مضمون «ایرانس��ل امیدوار است سفر‬ ‫خوش��ی داشته باشید و آرزوی اقامتی امن در امارات متحده‬ ‫عربی برای ش��ما دارد» ارسال شده‪ ،‬مورد توجه و هم‌چنین‬ ‫انتقاد رس��انه‌های داخل��ی ایران و چهره‌های سیاس��ی قرار‬ ‫گرفته است‪.‬‬ ‫نماینده اهواز در مجلس ش��ورای اسالمی‪ ،‬با اشاره به این‬ ‫پیام‌ کوتاه به مس��افران ابوموس��ی و خوش‌آمدگویی این‬ ‫اپراتور به مس��افران برای ورود ب��ه امارات متحده عربی‪،‬‬ ‫خواس��تار «قط��ع کامل دس��ت خارجی‌ها از ش��بکه‌های‬ ‫حساس مخابراتی شد‪».‬‬ ‫در همی��ن ح��ال آرش کرم‌بیگ��ی مدیر رواب��ط عمومی‬ ‫ایرانس��ل در این‌باره گفته است‪« :‬چون ایرانسل با اپراتور‬ ‫اماراتی «اتصاالت» رومینگ به معنای گسترش سرویس‬ ‫اتصال در مکانی غیر از مکانی که آن س��رویس ثبت شده‬ ‫است‪ ،‬دارد وقتی کس��ی وارد جزایر بشود شبکه اتصاالت‬ ‫ش��ما را در حوزه کش��ور امارات می‌بیند و پیغام مشترک‬ ‫خود را ارس��ال می‌کند‪ .‬این مس��ئله به دلیل هم‌پوش��انی‬ ‫فضای فرکانسی است‪».‬‬ ‫نماینده اهواز در مجلس ش��ورای اسالمی یادآور شد‪« :‬این‬ ‫شرکت (ایرانسل) س��الیانه ده‌ها میلیارد تومان برای معرفی‬ ‫خود به عنوان یک ش��رکت ایرانی هزینه می‌کند‪ ،‬اگر این را‬ ‫در کنار بحث ح��ذف نام خلیج‌فارس از بازی‌های لیگ برتر‬ ‫بگذارید‪ ،‬این موضوع باید بررسی شود‪».‬‬ ‫ای��ن در حالی اس��ت که جزایر س��ه‌گانه ایرانی ابوموس��ی‪،‬‬ ‫تنب بزرگ و کوچک مورد مناقش��ه ای��ران و امارات بوده و‬ ‫امارات متحده عربی در پی سفر محمود احمدی‌نژاد‪ ،‬رییس‬ ‫جمهوری اسالمی به جزیره ابوموسی تحت نام سفر استانی‬ ‫آن را تحریک‌آمیز خوانده بود‪.‬‬


‫هم‌زمان با نشست شورای حقوق بشر سازمان‬ ‫ملل‪:‬‬

‫تالش برای روشن‌گری نقض‬ ‫حقوق بشر در ایران‬

‫از روز دوش��نبه ‪ 18‬ژوئ��ن ‪ 2012‬براب��ر با ‪ 29‬خ��رداد ‪،1391‬‬ ‫بیستمین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در شهر‬ ‫ژنو آغاز می‌ش��ود و ت��ا ‪ 6‬ژوئیه ‪ 2012‬برابر ب��ا ‪ 16‬تیر ‪،1391‬‬ ‫ادامه خواهد یافت‪ .‬این اجالس در پی اجالس ساالنه سازمان‬ ‫بین‌المللی کار و هم‌زمان با سال‌گرد «انتخابات» مناقشه‌آمیز ‪22‬‬ ‫خرداد ‪ 1388‬و جان‌باختن تعدادی از فعاالن دانش‌جویی‪ ،‬مدنی‬ ‫و حقوق بش��ر آغاز خواهد شد و هم‌زمان با سال‌روز اعتراضات‬ ‫دانش‌جویی ‪ 18‬تیر پایان خواهد یافت‪.‬‬ ‫از همی��ن رو‪ ‌،‬تدارک‌دهن��دگان کارزار برای افش��ای نقض‬ ‫حقوق بش��ر در جمهوری اسالمی در روند بیستمین اجالس‬ ‫شورای حقوق بش��ر از کلیه شهروندان ایرانی در تمام نقاط‬ ‫دنی��ا که به نق��ض حقوق بش��ر در ایران معترض هس��تند‬ ‫درخواست کرده که کوش��ش‌های خود را برای روشن‌گری‬ ‫درب��اره موارد نقض حقوق بش��ر در ایران و افش��ای آمران‪،‬‬ ‫عامالن و حامیان آن همآهنگ کنند‪.‬‬ ‫این تشکل با برگزاری اجالس‌های جانبی (موازی) در شورای‬ ‫حقوق بشر و احتمالن تجمعاتی در برابر مقر سازمان ملل متحد‬ ‫در شهر ژنو در تالشند که هم‌زمان با بیستمین اجالس شورای‬ ‫حقوق بش��ر کارزاری را برای افشای موارد عدیده نقض حقوق‬ ‫بشر در جمهوری اسالمی تدارک ببینند‪.‬‬ ‫در اج�لاس ه��ای جانبی (موازی)‪ ،‬با توج��ه به مباحثی که در‬ ‫جلس��ه اصلی شورا جریان خواهد داشت‪ ،‬به موضوعات نقض‬ ‫حقوق زنان در ایران‪ ،‬ش��دید ترین موارد نقض حقوق بش��ر در‬ ‫ایران (ترور‪ ،‬شکنجه‪ ،‬اعدام)‪ ،‬نقض حقوق افراد متعلق به اقلیت‬ ‫های مذهبی‪ ،‬در ایران‪ ،‬نقض حقوق افراد متعلق به گروه های‬ ‫اتنیک در ایران‪ ،‬نقض حقوق افراد متعلق به اقلیت های جنسی‬ ‫(‪ )LGBT‬در ای��ران‪ ،‬نقض حق اجتماعات مس��المت آمیز در‬ ‫ایران‪ ،‬نقض حق آموزش در ای��ران‪ ،‬نقض حق آزادی بیان در‬ ‫ایران‪ ،‬نقض حق سالمت در ایران و نقض حق استقالل قضات‬ ‫و وکال پرداخته شود‪.‬‬

‫در استان مرکزی روی داد‪،‬‬

‫مرگ یک کارشناس آژانس بین‬ ‫المللی انرژی اتمی در ایران‬ ‫به گزارش رسانه‌های داخلی ایران‪ ،‬روز سه‌شنبه‪ 8 ،‬آوریل‪ ،‬یک‬ ‫کارشناس آژانس بین المللی انرژی اتمی در حادثه رانندگی در‬ ‫ایران کشته شده است‪.‬‬ ‫به گزارش ایسنا‌‪ ،‬دو نفر از کارشناسان آژانس بین المللی انرژی‬ ‫اتمی ایران در حین انجام ماموریت در نزدیکی مجتمع خنداب‬ ‫در استان مرکزی دچار سانحه رانندگی شدند و یکی از آن‌ها که‬ ‫تبعه کره جنوبی بوده است‪ ،‬به علت شدت آسیب دیدگی جان‬ ‫خود را از دست داد‪.‬‬ ‫کارشناس دوم که اهل اسلوونی است‪ ،‬به بیمارستان منتقل شده‬ ‫است‪.‬‬ ‫در این حادثه که حدود ساعت ‪ 12‬روز سه‌شنبه ‪ 19‬اردی‌بهشت‬ ‫ماه جاری رخ داد‌‪ ،‬خودروی حامل کارشناس��ان از مسیر اصلی‬ ‫منحرف و واژگون شد‪.‬‬

‫در اعتراض به وضعیت استخدامی‪،‬‬

‫وقوع دو انفجار در دمشق پایتخت سوریه‪،‬‬

‫تجمع تعدادی از معلمان مقابل‬ ‫مجلس شورای اسالمی‬

‫بیش از ‪ ۴۰۰‬کشته و زخمی‬ ‫در انفجارهای سوریه‬

‫به گزارش رس��انه‌های داخلی ایران‪ ،‬صبح روز چهارش��نبه‪،‬‬ ‫‪ 9‬مه‪ ،‬تعدادی از معلمان ش��رکتی و حق‌التدریس��ی‪ ،‬مقابل‬ ‫مجلس شورای اسالمی تجمع کردند‪.‬‬ ‫ب��ه گزارش ف��ارس‪ ،‬تع��دادی از معلم��ان و آموزش��یاران‬ ‫شرکتی آموزش و پرورش و مربیان پیش دبستانی امروز در‬ ‫اعتراض به وضعیت اس��تخدامی و شغلی خود مقابل مجلس‬ ‫ش��ورای اسالمی تجمع کرده و به س��ردادن شعار پرداختند‪.‬‬ ‫تجمع‌کنندگان مقابل مجلس خواس��تار پی‌گیری نمایندگان‬ ‫برای حق و حقوق معلمان شرکتی شدند‪.‬‬ ‫الزم ب��ه اش��اره اس��ت پیش‌ت��ر نی��ز جمع��ی از معلم��ان‬ ‫حق‌التدریس��ی در اعت��راض ب��ه وضعیت اس��تخدامی خود‬ ‫اعتراض کرده و برابر مجلس تحصن کرده بودند‪.‬‬

‫بامداد روز پنج‌ش��نبه‪ 10 ،‬مه‌‪ ،‬دو انفجار ش��دید در دمش��ق‪،‬‬ ‫پایتخت س��وریه‪ ،‬به وقوع پیوست و به گفته شاهدان عینی‬ ‫در پی آن‪‌،‬دود س��یاهی بخشی از آسمان شهر را پوشاند‪ .‬به‬ ‫گزارش تلویزیون دولتی س��وریه‪ ،‬ای��ن انفجارها هم‌زمان با‬ ‫آغاز ساعت کار و بازشدن مدارس صورت گرفته و بر اثر آن‬ ‫‪ 55‬تن کشته و ‪ 372‬نفر زخمی شدند‪.‬‬ ‫این انفجار در نزدیکی س��اختمان مرکزی سازمان اطالعات‬ ‫سوریه به وقوع پیوس��ت و بر اثر آن دو دیوار این ساختمان‬ ‫فرو ریخت‪ .‬در چند ماه اخیر انفجار‌هایی در ش��هر دمشق و‬ ‫دیگر ش��هرهای س��وریه به وقو ‌ع پیوس��ته که تاکنون دلیل‬ ‫انفجاره‌ا و مس��وول آن مشخص نش��ده اما مقامات دولتی‬ ‫گروه‌ه��ای مخالف را که از آنان با عنوان «تروریس��ت» یاد‬ ‫می‌کنند‪ ،‬مسوول بمب‌گذاری دانسته‌اند‪.‬‬ ‫مخالف��ان این اتهام را رد کرده و گفته‌اند که عملیات نظامی‬ ‫آن‌ها ش��امل بمب‌گذاری نمی‌شود و دولت را متهم کرده‌اند‬ ‫به منظور اثبات این‌که اعتراضات کنونی توس��ط گروه‌های‬ ‫اس�لام‌گرای تندرو هدایت می‌ش��ود به چنی��ن انفجارهایی‬ ‫مبادرت می‌کند‪.‬‬ ‫روز چهارش��نبه‪ 9 ،‬م��ه‪ ،‬نیز در نزدیکی خودروی س��ربازان‬ ‫اسکورت‌کننده خودروی ناظران صلح سازمان ملل در سوریه‬ ‫هنگام بازدید آن‌ها از ش��هر درعا در جنوب این کشور‪ ،‬یک‬ ‫بمب کنار جاده‌ای منفجر شده است‪.‬‬

‫پس از ماه‌ها گمانه‌زنی‪،‬‬

‫حمایت رسمی اوباما‬ ‫از ازدواج هم‌جنسگرایان‬ ‫در آمریکا‬ ‫باراک اوباما‪ ،‬رییس جمهوری آمریکا روز چهارش��نبه‪ ۹ ،‬مه‪،‬‬ ‫اظهار داشت که به نظر او هم‌جنس‌گرایان باید اجازه داشته‬ ‫باشند که ازدواج کنند‪.‬‬ ‫به گزارش ای‌بی‌س��ی‪ ،‬آقای اوباما اظهار داشت‪« :‬برای من‬ ‫این موضوع مهم بود که نظر ش��خصی خودم را اعالم کنم‬ ‫و بگوی��م ک��ه از نظر من دو فرد هم‌جنس بای��د بتوانند (در‬ ‫ص��ورت تمایل) با هم ازدواج کنند‪ ».‬بدین ترتیب نام باراک‬ ‫اوباما به عنوان نخس��تین رییس جمه��وری آمریکا که علنا‬ ‫از ازدواج هم‌جنس‌گرایان در این کش��ور حمایت کرده ثبت‬ ‫خواهد شد‪.‬‬ ‫او ب��ا ابراز علن��ی عقیده‌اش در این مورد‪ ،‬ب��ه ماه‌ها ابهام و‬ ‫گمانه‌زن��ی در این زمینه خاتم��ه داد و تنها چند روز پس از‬ ‫اظه��ار نظر جو بای��دن‪ ،‬معاون رییس جمه��وری‪ ،‬از ازدواج‬ ‫هم‌جنس‌گرایان حمایت کرد‪.‬‬ ‫آق��ای بایدن ه��م در یک اظهار نظر صری��ح گفته بود که‬ ‫از قانونی ش��دن ازدواج هم‌جنس‌گرای��ان در آمریکا حمایت‬ ‫می‌کند‪ .‬س��خنان آقای اوباما تنها س��اعاتی پس از تصویب‬ ‫قانونی جدید در ایالت کارولینای ش��مالی مطرح شد که طی‬ ‫آن قانون منع ازدواج همجنس��گرایان در داخل این ایالت به‬ ‫اجرا درآمد‪.‬‬ ‫مطابق قانون اساس��ی آمریکا‪ ،‬ایالت‌های مختلف می‌توانند‬ ‫در مورد قوانینی این چنین یا صدور حکم اعدام مس��تقلن و‬ ‫بر اساس وفاق عمومی ساکنان آن ایالت قانون‌گذاری کنند‪.‬‬ ‫در همین ح��ال‪ ،‬میت رامنی پیش‌تاز انتخابات درون حزبی‬ ‫جمهوری‌خواه��ان و نامزد احتمالی این حزب برای رقابت با‬ ‫باراک اوباما در پاییز امس��ال‪ ،‬علن��ن مخالفت خود با ازدواج‬ ‫هم‌جنس‌گرایان را اعالم کرده است‪.‬‬ ‫الزم به اشاره است با نزدیک شدن زمان برگزاری انتخابات‬ ‫در آمریکا موضوع حقوق دگرباشان جنسی مورد مناقشه دو‬ ‫حزب اصلی دموکرات و جمهوری‌خواه قرار می‌گیرد‪.‬‬

‫دادگاه مطبوعات استان مرکزی صادر کرد‪،‬‬

‫حکم شالق به دلیل کشیدن‬ ‫کاریکاتور نماینده مجلس‬

‫ب��ه گ��زارش رس��انه‌های داخلی ای��ران‪ ،‬روز ش��نبه‪ 5 ،‬مه‪،‬‬ ‫یک کاریکاتوریس��ت در اس��تان مرکزی به دلیل کش��یدن‬ ‫کاریکاتوری از احمد لطفی‌آشتیانی نماینده اراک در مجلس‬ ‫ش��ورای اس�لامی‪ ،‬با صدور حکمی از س��وی دادگاه به ‪25‬‬ ‫ضربه شالق محکوم شده است‪.‬‬ ‫ب��ه گزارش ایلن��ا‪ ،‬پس از برگزاری مراس��م تحلیف اعضای‬ ‫منصفه مطبوعات اس��تان مرکزی جلس��ه رسیدگی به اتهام‬ ‫هفته‌نامه «نامه امیر» به مدیرمس��وولی ابوالفضل نیک‌عهد‬ ‫برگزار شد‪ .‬در این جلسه اعضای هیت منصفه پس از شنیدن‬ ‫دفاعیات وکیل شاکی و مدیرمسوول هفته‌نامه «نامه امیر»‬ ‫وارد شور ش��دند و در‌‌نهایت هفته‌نامه نامه امیر را در زمینه‬ ‫درج کایکاتور احمد لطفی‌آش��تیانی مجرم شناخته اما نشریه‬ ‫را مستحق تخفیف در مجازات دانستند‪.‬‬ ‫هم‌چنی��ن بنابر اع�لام قاض��ی عدالت‌خواه ریی��س دادگاه‬ ‫مطبوعات اس��تان مرکزی اتهام ترس��یم کایکاتور توس��ط‬ ‫محمود شکرایه کاریکاتوریست نش��ریه نامه امیر در دادگاه‬ ‫دیگری به صورت مجزا مورد بررس��ی ق��رار گرفته و آقای‬ ‫شکرایه به خاطر ترسیم کایکاتور به تحمل ‪ 25‬ضربه شالق‬ ‫محکوم شده است‪.‬‬ ‫نش��ریه نامه امیر در دهمین سال فعالیت مطبوعاتی خود در‬ ‫اس��تان مرکزی بوده و پرتیراژ‌ترین نشریه استان مرکزی و‬ ‫نشریه‌ای با مشی انتقادی است‪.‬‬

‫‪5‬‬


‫گفت‌و‌گو‬

‫اردوان روزبه‬ ‫صدور حکم برای کارتونیس��ت اراکی ج��دا از این که تکرار‬ ‫عدم وجود مرز برای اج��ازه انتقاد در ایران بود‪ ،‬پیامی دیگر‬ ‫هم داشت‪ .‬کشیدن کارتون می‌تواند حتا منتهی به حکم‌هایی‬ ‫مانند مصرف مشروب‪ ،‬زنا و یا جرم‌هایی از این دست باشد‌‪.‬‬ ‫کارتونی که «محمود ش��کرایه» را محک��وم به ‪ ۲۵‬ضرفه‬ ‫ش�لاق کرد تصویری از نماینده در ش��ورای اس�لامی بود‪.‬‬ ‫تصویری از کس��ی که قرار است با سعه صدر صدای مردم‬ ‫را بشنود و به اعتراض‌های آن‌ها پاسخ بدهد و از حقوق‌شان‬ ‫دفاع کند‪ .‬احمد لطفی که برای مجلس نهم نیز منتخب مردم‬ ‫این ش��هر هم نبود اگر چه سیاس��ت‌مداری درجه دو نیز به‬ ‫حس��اب نمی‌آید اما یک پیام را داشت‪« :‬شاید یک نماینده‬ ‫سابق مجلس هم بتواند برای ساده ترین کاری که معمول در‬ ‫هر حکومتی پذیرفته است‪ ،‬بتواند شما را به دم تیغ بدهد‪».‬‬ ‫موضوع این‌جا اس��ت ک��ه در ایران و قوانین جاری کش��ور‬ ‫مرزی برای انتقاد وجود ندارد‪ .‬به طور سلیقه‌ای هر قاضی‬ ‫می‌تواند شما را محکوم به اشد مجازات کند‪.‬‬ ‫ت از مصونیت برای‬ ‫باید بار دیگر از حقوق اهل رسانه گف ‌‬ ‫سخن گفتن یک اهل رسانه و دغدغه این که یک صنف‬ ‫چقدر از حقوق صنفی برخوردارند‪ .‬این بار اولی نیست که‬ ‫یک کارتونیست محکوم می‌ش��ود اما این‌بار با پیشنهاد‬ ‫«مانا نیس��تانی» کارتونیست ایرانی‪ ،‬دیگر جماعت اهل‬ ‫کارتون برای هم راهی با این کارتونیست اراکی دست به‬ ‫کار شدند و تصویرهایی از آقای نماینده کشیدند‪ .‬اعتراضی‬ ‫صنفی به حقوقی که در اکثر موارد لحاظ نشده است‪.‬‬ ‫مانا از کارتونیس��ت‌ها خواست تا کارتون آقای لطفی‬ ‫را بکش��ند‪ .‬از او خواس��تم با کوچ��ه صحبت کند‪ .‬از‬ ‫هدفی که کارتونیس��ت‌ها دنبال می‌کنند بگوید و از‬ ‫چرای��یای��نهمای��ش‪:‬‬ ‫هدف چه بود و چرا کارتونیس�ت‌ها خواس�تند‬ ‫کارتون بیش‌تری از نماینده اراک بکشند؟‬ ‫قضیه از یک یادداش��ت ساده شروع شد و وقتی این خبر‬ ‫را ش��نیدم احس��اس کردم باید واکنش نشان دهم و چه‬ ‫به‌تر که این واکنش جمعی باشد‪ .‬به اعتقاد من یک حق‬ ‫صنفی بزرگ از کارتونیست‌ها و کاریکاتوریست‌ها داشت‬ ‫زیر پا می‌رفت‪ .‬بحث گسترده کردن چارچوب‌ها‪ ،‬شکستن‬ ‫تابوها یا بازتر کردن فضای بسته کاریکاتور ایران نبود بلکه‬ ‫بحث حفظ روزنه‌های باقی مانده بود و احس��اس کردم‬ ‫هر قدم عقب نشس��تن مساوی است با بدتر شدن وضعیت‬ ‫کاریکاتور مطبوعاتی و رسانه‌ای ایران که همین‌طوری هم‬ ‫االن شدیدن برای ارتباط با مخاطبین خود دچار مشکل است‪.‬‬ ‫کارهایی که به اعتقاد من طبیعی‌ترین کار کارتونیست‌ها بوده‬ ‫است و حتا با وجود موانع و محدودیت‌های این سه دهه اخیر‬ ‫یعنی کشیدن کاریکاتور چهره‌ی سیاسیونی که وجهه مذهبی‬ ‫ه��م ندارند و جز روحانیون به حس��اب نمی‌آیند و حتا جزو‬ ‫سیاست‌مداران درجه یک کشور هم نیستند‪.‬‬ ‫آق��ای لطفی که به خاطر او ‪ 25‬ضربه ش�لاق نصیب آقای‬ ‫شکرایه شده‪ ،‬نماینده سابق مجلس است و حتا در دوره اخیر‬ ‫انتخاب هم نشده در حالی که در دهه‌ی اخیر بارها کاریکاتور‬ ‫‪6‬‬

‫مانا نیستانی در گفت‌وگو با رادیو کوچه‬

‫کارتون‪ ،‬عیار تحمل مسووالن است‬ ‫شهردار تهران‪ ،‬آقای احمدی‌نژاد و بقیه سیاست‌مداران ترسیم‬ ‫شده بدون این‌که مشکلی برای کاریکاتوریست‌ها ایجاد کند‪.‬‬ ‫به نظر من اس��تاندارد دوگانه‌ای به کار می‌رود‪ .‬در کشورمان‬ ‫نمایش‌گاه کاریکاتور داریم که بسیار مورد حمایت دولت ایران‬ ‫است که هر دوسال برگزار می‌شود و دولت به آن بودجه هم‬ ‫می‌دهد‪ .‬یک بخش از آن اختصاص دارد به کاریکاتور چهره‬ ‫که در این بخش شرکت کننده‌ها چهره سیاست‌مداران و افراد‬ ‫غیر‌سیاس��ی معروف دنیا و ایران را می‌کشند و به به‌ترین‌ها‬ ‫جایزه تعلق می‌گیرد‪ ،‬پس این چه سیاس��ت دوگانه‌ای است‬ ‫که یک سری به خاطر کشیدن کاریکاتور چهره باید جایزه‬ ‫بگیرن��د و جای دیگری از کش��ور باید ش�لاق بخورند؟ آیا‬ ‫غلظت و رنگ خون کس��انی که سوژه کاریکاتور می‌شوند‬ ‫فرق می‌کند و بعضی‌ها تافته جدا بافته هستند؟ این بود که‬

‫این تافته جدا بافته بودن به چالش کش��یده شود و بچه‌ها از‬ ‫حقوق صنفی خود دفاع کنند‪ .‬بنابراین من در حد ایده پیشنهاد‬ ‫دادم بدون این‌که به دام تندروی بیافتند‪ ،‬بدون این‌که قوانین‬ ‫فعلی داخل کشور شکسته و توهینی شود‪ ،‬همین کاری که‬ ‫به خاطر آن آقای شکرایه حکم شالق گرفته را انجام دهند‬ ‫که کار همیشگی آنان است‪.‬‬ ‫کش��یدن چهره نماینده مجلس هم هدیه است برای آقای‬ ‫لطفی (چون به اعتقاد من کس��ی که کاریکاتور می‌کش��د‬ ‫بخش��ی از وجود خود را در خطوط می‌دمد و به س��وژه خود‬ ‫لطف می‌کند اما متاسفانه این موضوع را نگرفتند)‪ ،‬هم این‌که‬ ‫ایش��ان را عادت می‌دهد خودشان را خیلی ایده آل نبینند و‬ ‫هم به دیگران نش��ان خواهد داد ک��ه کاریکاتور ایران زنده‬

‫اس��ت و به این راحتی نمی‌شود با کاریکاتوریست‌ها ظالمانه‬ ‫برخورد کرد‪.‬‬ ‫ش��اید این دفعه اولی نباش��د که با کاریکاتوریستی برخورد‬ ‫قهری می‌شود‪ ،‬با توجه به تجربیات شما آیا در کشور قانون‬ ‫مشخص و مدونی در مورد این قضیه داریم و آیا یک قاضی‬ ‫منفردن تصمیم می‌گیرد یا در وزارت ارشاد تعریفی وجود دارد‬ ‫که مشخص می‌کند کارتونیست‌ها تا چه حد آزاد هستند‪.‬‬ ‫قوانین مشخصی وجود ندارد اما قوانین کلی هست که بنا بر‬ ‫نظر قضات از آن اس��تنباط می‌شود به همین دلیل می‌گویم‬ ‫دوگانگی دیده می‌شود چون این قوانین مشخص نیستند و‬ ‫من می‌ترسم چنین برخوردهای شخصی و سلیقه‌ای به جایی‬ ‫برسد که بگویند حاال که چند بار حکم شالق داده شد چرا آن‬ ‫را مدون نکنیم که به نظر من این پایان خوشایندی نیست‪.‬‬ ‫چیزی که من را به وحشت انداخته باور عمومی است‬ ‫که در بخشی از سیاست‌مداران وجود دارد که اگر کسی‬ ‫موضوع کاریکاتور شد به او توهین شده و من در بین‬ ‫بعض��ی از مخاطبین کارهای خود هم دیدم اگر زمانی‬ ‫من سیاست‌مداری یا فردی مانند آقای سازگارا‪ ،‬اصغر‬ ‫فرهادی یا آقای خامنه‌ای را کشیدم معتقدند که آن‌ها‬ ‫مورد توهین قرار گرفتند‪ .‬مثلن طرف‌داران آقای فرهای‬ ‫یا سازگارا احساس کردند به شخصیت این دو توهین‬ ‫شده که از آن‌ها کاریکاتور کشیده شده و این فرهنگی‬ ‫اس��ت با بار منفی که می‌تواند کم‌کم به قانون مدونی‬ ‫نیز تبدیل شود و مشروعیت هم پیدا کند و این همان‬ ‫نقطه است که من از آن می‌ترسم‪.‬‬ ‫با توج�ه به این‌که فضای طن�ز و کارتون را‬ ‫می‌شناسی فکر می‌کنید رابطه آن با آستانه‬ ‫تحمل مس�وولین در ایران چطور است؟ آیا‬ ‫آس�تانه تحمل آن‌ها نسبت به گذشته تغییر‬ ‫کرده است؟‬ ‫پاسخ به این س��وال برای من سخت است‪ .‬من دیدم‬ ‫آقای احمدی‌نژاد با کاریکاتوری که از او کش��یده شده‬ ‫مش��کلی نداش��ته و به آن خندیده است و همین‌طور‬ ‫آقای خاتمی و آقای قالیباف با کاریکاتوری که از آن‌ها‬ ‫کشیده شده بود به خوبی برخورد کردند‪ .‬بین برخی از‬ ‫سیاس��ت‌مداران نیز مشکل بر‌انگیز نبوده البته در بین مردم‬ ‫ما این قضیه مشکل‌س��از است که اصولن چهره خودشان را‬ ‫چهره ایده‌آل‪ ،‬حماسی و کامل می‌خواهند و هر گونه تخطی‬ ‫از این چهره را با توهین مس��اوی می‌دانند‪ .‬متاسفانه تعریف‬ ‫توهین در فرهنگ ما تعریف نامشخصی است و هر حرکتی‬ ‫به آسانی می‌تواند توهین تلقی شود‌‪ .‬در حالی که کاریکاتور‬ ‫در دنیا مخصوصن از چهره سیاسیون و قدرت‌مداران بسیار‬ ‫پذیرفته ش��ده و رایج اس��ت حتا اگر تکیه بر نکات منفی و‬ ‫فیزیکی چهره باشد برای این‌که به آن‌ها یادآوری می‌کند که‬ ‫شما چهره کامل نیستید و انسانی با نقطه ضعف‌های انسانی‬ ‫هس��تید و به نظر من این برای اصحاب قدرت الزم است تا‬ ‫دچار توهم نشوند‪.‬‬


‫در پی حمالت سایبری در ایران‪،‬‬

‫سیاست‬

‫ایران و سایبر تروریسم‬

‫فرامرز دادرس ‪ /‬پژوهش‌گر و کارشناس اطالعاتی‬ ‫در آس��تانه قرن بیس��ت و یکم‪ ،‬س��ایبر تروریس��م‪ ،‬یکی از‬ ‫چالش‌ه��ای بزرگ کش��ورهای جهان اس��ت‪ .‬س��ازندگان‬ ‫فن‌آوری‌های‌پیش‌رفته‌‪ ،‬قربانی دس��ت‌آورد‌های خودش��ان‬ ‫ش��ده‌اند‪ .‬در برابر این تهدیدات‪ ،‬چند سال است که دولت‌ها‬ ‫می‌کوش��ند تا به امکانات و ابزار مقابله با س��ایبر تروریسم‬ ‫دست یابند‪ .‬سناریو های گوناگونی در نظر گرفته می‌شوند‪،‬‬ ‫آزمایش راه‌کارهای مبارزه با حمالت به شبکه‌های مخابراتی‪،‬‬ ‫مراکز تامین و پشتیبانی؛ آب‪ ،‬برق‪ ،‬انرژی‪ ،‬شبکه‌های ترابری‪،‬‬ ‫شبکه‌های بانکی و غیره‪ ،‬مورد بررسی قرار می‌گیرند‪.‬‬ ‫عملیات سایبر تروریسم‪ ،‬پیوندی با سناریوی فیلم‌های تخیلی‬ ‫ندارد‪ .‬هنگامی که در هشتم نوامبر ‪ ،2011‬تاسیسات کنترل‬ ‫آب‌رسانی ایالت ایلینویز آمریکا‪ ،‬هدف حمله سایبر تروریستی‬ ‫هدایت ش��ده از دورن خاک روس��یه واقع ش��د‪ ،‬هر چند که‬ ‫ی به دنبال نداشت ولی به بسته‌شدن‬ ‫پیامد‌های ناگوارو مهم ‌‬ ‫موقت بخش‌هایی از تاسیسات انجامید‪ ،‬این حمله سایبری به‬ ‫عنوان یک هشدار جدی تلقی شد‪ .‬سایبر تروریست‌ها‪ ،‬موفق‬ ‫شدند به درون وقلب سیستم مدیریت این شبکه نفوذ کرده و‬ ‫به یک شبکه دیگر کنترل سیستم آب‌رسانی آمریکایی نیز‬ ‫حمله کردند‪ .‬در س��ال ‪ ،2007‬میالدی کشور استونی‪ ،‬هدف‬ ‫یک سلسله حمالت سایبری واقع شد‪ ،‬در همان زمان گفته‬ ‫ش��د؛ دلیل آن‪ ،‬حذف یک بنای یادب��ود جنگ جهانی دوم‬ ‫در مرکز ش��هر تالین بوده است‪ .‬این حمالت موجب شد تا‬ ‫بسیاری از شبکه‌های دولتی از کار افتاد و در نتیجه ضعف این‬ ‫ساختار‌ها را در برابر حمالت کامپیوتری نشان داد‪.‬‬ ‫به گزارش محرمانه س��ازمان اطالع��ات و امنیت کانادا‪ ،‬در‬ ‫تابس��تان س��ال ‪ ،2003‬در جریان قطع ب��رق ده‌ها میلیون‬ ‫مش��ترک برق در آمریکای شمالی (ش��مال آمریکا و کانادا)‬ ‫‪ ،‬که منجر به وارد آمدن خس��اراتی در حدود ش��ش میلیارد‬ ‫دالر شد‪ ،‬نشان داد که حمالت سایبر تروریسم می‌تواند چه‬ ‫خساراتی بر اقتصاد یک کشور وارد کند‪.‬‬ ‫در ژوئیه ‪ ،2009‬شمار بسیاری حمله سایبری علیه سایت‌های‬ ‫دولت آمریکا از جمله پنتاگون وکاخ سفید‪ ،‬و هم‌چنین علیه‬ ‫شبکه‌های دولتی کره جنوبی انجام شد‪ ،‬هر دو دولت آمریکا و‬ ‫کره جنوبی‪ ،‬کره شمالی را به این عملیات متهم کردند‪ .‬برخی‬ ‫از این حمالت سایبری از س��وی گروه‌هایی انجام می‌شود‬ ‫که پیوندی با جنبش‌های تروریستی ندارند‪ ،‬البته امکان نفوذ‬ ‫گروه‌های تندرو در میان هکر‌ها را باید در نظر گرفت‪.‬‬ ‫در ژوئی��ه ‪ ،2011‬ی��ک گروه ناش��ناس با نفوذ در ش��بکه‬ ‫کامپیوتری پنتاگون‪ ،‬وزارت دفاع آمریکا‪ ،‬موفق شد‪ ،‬بیست و‬ ‫چهار هزار فایل کامپیوتری حاوی اطالعاتی در زمینه ساخت‬ ‫و تولید س�لاح‌های آینده به سرقت برد‪ ،‬مقامات آمریکایی‬ ‫نگرانن��د که این اطالعات به دس��ت گروه‌های تروریس��ت‬ ‫بیافتند‪ .‬به گفته مسوولین امنیتی پنتاگون‪ ،‬این حمله سایبری‬ ‫از سوی یک سازمان اطالعاتی خارجی انجام شده است‪.‬‬ ‫در س��ال ‪ 2010‬در ای��ران‪ ،‬ویروس اس��تاکس نت‪ ،‬موجب‬ ‫آلوده ش��دن سیستم‌های بیش از سی‌هزار کامپیوتر از جمله‬

‫کامپیوتر‌هایی که در مرکز اتمی بوشهر کار می‌کردند‪ ،‬شد‪ .‬از‬ ‫این حمله به عنوان یک ضربه هدف‌مند به تاسیسات با ارزش‬ ‫مس��تقر در ایران یاد شد‪ ،‬که بی‌شک در پیوند با برنامه‌های‬ ‫اتمی این کشور بود‪.‬‬ ‫رویداد‌های کنونی نش��ان می‌دهد که تنها گروه‌های تندرو‬ ‫یا بنیاد‌گرا نیس��تند که به دنبال دست‌یابی به امکانات سایبر‬ ‫تروریسم می‌باشند‪ ،‬بلکه شماری از دولت‌های جهان در پی‬ ‫بر پایی و س��ازماندهی یک نیرو‪ ،‬اف��زون بر دیگر نیرو‌های‬ ‫ارتش خود‪ ،‬برای حمله به س��اختار‌های کامپیوتری دشمن‬ ‫می‌باش��ند‪ .‬از کش��ورهایی مانند؛ چین‪ ،‬آمریکا‪ ،‬هند‪ ،‬ایران‪،‬‬ ‫اسراییل‪ ،‬کره جنوبی و کره شمالی به عنوان مظنون حمالت‬ ‫سایبری نام برده می‌شود‪.‬‬ ‫یکان (‪ ،)8200‬نام واحد اطالعات الکترونیکی ارتش اسراییل‪،‬‬ ‫متخصص نفوذ الکترو مغناطیس��ی و کش��ف رمز می‌باشد‪،‬‬ ‫این واحد اس��راییلی‪ ،‬از سوی بسیاری از کارشناسان امنیت‬ ‫کامپیوتری‪ ،‬مسوول برنامه‌ریزی ویروس استاکس‌نت شناخته‬ ‫شده است‪ ،‬همین یکان به تازگی مظنون به حمله سایبری‬ ‫به ش��بکه‌های کامپیوتری فلس��طینی‌ها در سراسر جهان‬ ‫شناخته شد‪ ،‬این حمالت یک روز پس از عضویت فلسطین‬ ‫در یونس��کو رخ داد‪ .‬در هفته گذش��ته دو حمله سایبری در‬ ‫ابعاد گس��ترده به دو نهاد دولت��ی در ایران‪ ،‬ضرورت باز‌بینی‬ ‫س��اختارهای امنیت کامپیوتری و اینترنتی کشور را افزایش‬ ‫داد‪ .‬ه��ر دو این حمالت به هدف دس��ت‌یابی به اطالعات‬ ‫طبقه‌بندی ش��ده بود‪ .‬نخس��تین حمله به شبکه‌های مراکز‬ ‫وابس��ته ب��ه صنعت نفت بود‪ ،‬ایران متهم ش��ده اس��ت که‬ ‫رادار‌ه��ای کش��تی‌های نفت‌کش خود را خام��وش کرده تا‬ ‫کشورهای غربی نتوانند‪ ،‬مقصد نفت‌کش‌ها و مشتریان نفت‬ ‫ایران را در دریا‌های آزاد شناس��ایی کنند‌‪ .‬در تاریخ بیست و‬

‫یکم آوریل ‪ ،2009‬مرکز بین‌المللی برای پژوهش و توس��عه‬ ‫در لن��دن گزارش داد که ای��ران از مناطق نفتی در مرز‌های‬ ‫مش��ترک خود با عراق‪ ،‬تاکنون صد و سی هزار بشکه نفت‬ ‫به س��رقت برده است‪ ،‬به گفته این مرکز؛ میزان ذخائر نفتی‬ ‫موجود در مناطق مرزی ایران و عراق‪ ،‬یک‌صد میلیارد بشکه‬ ‫تخمین زده می‌شود‪ .‬بر پایه گزارش همین مرکز؛ میزان نفتی‬ ‫که ایران به گونه غیر‌قانونی از س��فره‌های زیر زمینی کشور‬ ‫عراق برداشت می‌کند‌‪ ،‬برابر چهارده در صد ذخائر نفتی عراق‬ ‫می‌باشد‪ .‬در آمد ساالنه ایران از این میزان نفت‪ ،‬برابر چهارده‬ ‫میلیارد دالر می‌شود‪ .‬چند روز پس از حمله به وزارت نفت ‪،‬‬ ‫دومین حمله سایبری به وزارت علوم‪ ،‬تحقیقات و فن آوری‬ ‫ی دست‌یابی به پروژه‌های‬ ‫انجام شد‪ ،‬انگیزه این حمله سایبر ‌‬ ‫مشترک میان وزارت علوم و وزارت دفاع عنوان شد‪.‬‬ ‫دست‌یابی به اطالعات طبقه‌بندی شده ایران در زمینه‌های‬ ‫پژوهش��ی و پروژه‌های مش��ترک میان نهاد‌ه��ای دولتی و‬ ‫مراکز علمی آن‪ ،‬به کش��ورهای دیگر اجازه می‌دهد تا مسیر‬ ‫برنامه‌های علمی و فنی ایران را در زمینه‌های گوناگون ردیابی‬ ‫و مورد بررسی و ارزیابی قرار دهند و به میزان پیش‌رفت این‬ ‫برنامه‌ها و نقاط ضعف و برجس��ته آن دس��ت یابند‪ .‬امروزه‬ ‫فضای سایبری برای مبادالت بازرگانی‪ ،‬سیاسی‪ ،‬اجتماعی‬ ‫و فرهنگی ضروری ش��ناخته می‌ش��ود‪ ،‬این دنیای مجازی‪،‬‬ ‫رفتار‌ها و دیدگاه جهانی را نیز عمیقن دگرگون کرده اس��ت‪‌.‬‬ ‫در این میان جامعه هکرها‪ ،‬به دلیل قدرت عملیات سایبری و‬ ‫تاثیر آن‪ ،‬به بازیگر نقش اول در زمینه‌های اجتماعی و امنیتی‬ ‫تبدیل ش��ده و جای‌گاه ویژه‌ای در بررسی‌های استراتژیکی‌‬ ‫دوران ما به دس��ت آورده است‪ .‬یکی از نگرانی‌های دولت‌ها‬ ‫در این اس��ت که هکر‌ها‪ ،‬ارتش کامپیوتری خود را در اختیار‬ ‫سازمان‌های تروریستی قرار دهند‪.‬‬ ‫‪7‬‬


‫ورزش‬

‫پز عالی با جیب مردم‬

‫اکبر ترشیزاد‬ ‫قهرم��ان «نروژی» ش��نای جهان و یکی از امیدهای کس��ب‬ ‫مدال در المپیک ‪« 2012‬لندن»‪ ،‬در س��ن ‪ 26‬س��الگی و بر اثر‬ ‫حمله قلبی درگذشت‪« .‬الکساندر داله‌اون» که یکی از امیدهای‬ ‫«نروژ» برای کس��ب مدال ط�لا در بازی‌های المپیک ‪2012‬‬ ‫«لندن» بود‪ ،‬در اردوی آمادگی پیش از المپیک در «فلوریدای»‬ ‫آمریکا بر اثر حمله قلبی درگذشت‪.‬‬ ‫————————————————‬ ‫«فیال» با ارس��ال نامه‌ای به فدراس��یون کشتی ایران‪ ،‬میزبانی‬ ‫رقابت‌های جام‌جهانی کشتی آزاد و فرنگی را در سال ‪ ،2013‬به‬ ‫ایران واگذار کرد‪ .‬البته باید گفت که این مسابقات از نظر اهمیت‬ ‫در رده‌ی پایین‌تری از مسابقات جهانی و قاره‌ای قرار دارد‪.‬‬ ‫————————————————‬ ‫«اش��کان دژاگ��ه» بازیکن تیم‌مل��ی فوتبال ایران و باش��گاه‬ ‫«وولفسبورگ» آلمان که در اولین حضورش در تیم‌ملی ایران‬ ‫بازی خوبی را به نمایش گذاشت‪ ،‬به تازگی مصدوم شده است‪.‬‬ ‫«کارلوس کی‌روش» گفته بود که مصدومیت «دژاگه» خیلی‬ ‫جدی نیست اما دیروز مشخص شد که او تا دو ماه آینده مصدوم‬ ‫خواهد بود و به احتمال قوی بازی با «ازبکستان» و «قطر» را‬ ‫از دست خواهد داد‪.‬‬ ‫————————————————‬ ‫«زیبا مهینی» ملی‌پوش سابق تیم‌ملی بانوان دوچرخه‌سواری‪،‬‬ ‫بر اثر مسمومیت غذایی جان خود را از دست داد‪ .‬این عضو تیم‬ ‫ملی دوچرخه‌سواری بانوان در سال‌های ‪ 88‬و ‪ ،89‬روز سه‌شنبه‬ ‫بر اثر مسمومیت از خوردن تن ماهی در دانش‌گاه‪ ،‬به بیمارستان‬ ‫منتقل شده و متاسفانه عال‌رغم تالش‌های صورت گرفته‪ ،‬جان‬ ‫خود را از دست داد‪.‬‬ ‫————————————————‬ ‫گرچه که با برد دیشب «رئال‌مادرید» در برابر «بیلبائو» رقابت‬ ‫میان این تیم و «بارسلونا» برای قهرمانی در «اللیگا» به پایان‬

‫‪8‬‬

‫رسید‪ ،‬اما کار برای «مسی» و «رونالدو» هنوز تمام نشده است‪.‬‬ ‫«لیونل مسی» در پایان بازی دیشب یک رکورد دیگر در فوتبال‬ ‫جهان را شکس��ت و به رکورد ‪ 68‬گل زده در یک فصل «گرد‬ ‫مولر» رسید‪ .‬با گل‌های او بود که «بارسا» توانست چهار بر یک‬ ‫مقابل «ماالگا» به برتری برس��د‪« .‬مسی» با زدن این گل‌ها‬ ‫توانس��ت از رکورد «گرد مولر» در فص��ل ‪ 73-1972‬در تمام‬ ‫رقابت‌های یک فصل اروپایی عبور کند‪ .‬برای رسیدن به آقای‬ ‫گلی «اللیگا»‪« ،‬رونالدو» با دو گل کمتر از «مسی» هم چنان‬ ‫در پی اوست‪.‬‬ ‫————————————————‬ ‫«ج��واد خیابانی» از آن دس��ت گزارش‌گرانی اس��ت که بدون‬ ‫ی و لیاقت‌های الزم این حرفه‪ ،‬سال‌هاس��ت که‬ ‫داش��تن توانای ‌‬ ‫بر این کرسی تکیه زده و متاسفانه و با وجود انتقادهای فراوان‬ ‫مردم و کارشناس��ان فوتبال نه تنها به هیچ وجه حاضر نیست‬ ‫تا اش��تباهات خودش را بپذیرد بلکه روز به روز بر ش��مار آن‌ها‬ ‫اضافه می‌کند‪« .‬خیابانی» آخرین نمونه از دست‌گل‌هایش را در‬ ‫گزارش بازی میان تیم‌های «النصر» و «سپاهان» به آب داد‪.‬‬ ‫در ابتدای نیمه دوم بازی «سپاهانی‌ها» به نیت بازی جوان‌مردانه‪،‬‬ ‫توپ را به سمت دروازه «النصر» فرستادند تا بازیکنان این تیم‬ ‫را صاحب توپ کنند اما «جواهر سوکای» که ظاهرن از ماجرا‬ ‫خبر نداش��ت‪ ،‬به دنبال توپ دوید و دروازه‌بان اماراتی را دریبل‬ ‫کرد و با خطا متوقف ش��د و داور مسابقه در سوت خود دمید و‬ ‫نقطه‌ی پنالتی را نش��ان داد و در پ��ی آن دروازه‌بان اماراتی از‬ ‫زمین مسابقه اخراج شد‪ .‬این پیش‌آمد‪ ،‬باعث تنش و درگیری در‬ ‫ش��د‬ ‫زمی��ن و حتا روی نیمکت مربیان‬

‫اما این پنالتی را «امید ابراهیمی» با یک ضربه‌ی آرام به طرف‬ ‫دروازه‌ی حریف قل داد تا گل نشود‪ .‬جالب این‌جاست که هزارها‬ ‫هزار تماش��اگر در ورزش‌گاه و میلیون‌ها بیننده تلویزیونی این‬ ‫صحنه را دیدند اما گزارش‌گر این بازی‪« ،‬جواد خیابانی» به کل‬ ‫متوجه ماجرا نشد و حتا نمی‌دانست اماراتی‌ها در حال اعتراض‬ ‫به چه چیزی هستند‪.‬‬ ‫————————————————‬ ‫باالخره اوضاع نابس��امان مدیریتی و سیاسی کشور ما‪ ،‬صدای‬ ‫مربی تیم‌ملی فوتبال را هم درآورد‪« .‬کارلوس کی‌روش» پس‬ ‫از برتری س��ه بر صفر عصر چهارشنبه تیم ملی فوتبال ایران‬ ‫مقاب��ل «موزامبیک» در جمع خبرن��گاران گفت‪« :‬وظیفه من‬ ‫نیس��ت که دروغ تحویل شما بدهم و باید واقعیت‌ها را بگویم‪.‬‬ ‫اگر فوتبال ایران می‌خواهد با تیم‌های بزرگ دنیا بازی کند فقط‬ ‫دو راه دارد‪ .‬اگر ش��ما می‌خواهید با تیم‌هایی چون «اس��پانیا»‪،‬‬ ‫«پرتغ��ال»‪« ،‬آلمان» و دیگر تیم‌ه��ای مطرح دنیا بازی کنید‪،‬‬ ‫یا باید هزینه‌ی سنگین آن را بپذیرید و برای نمونه دو میلیون‬ ‫دالر خرج برگزاری بازی‌های دوستانه کنید و یا این‌که روحیه‌ی‬ ‫باال و انگیزه خود را نش��ان دهید تا حریفان برای بازی با شما‬ ‫رغبت پیدا کنند‪ ».‬او از خبرنگاران خواست به این مباحث پایان‬ ‫دهند و گف��ت‪« :‬اگر می‌خواهید ب‌ا تیم‌های ب��زرگ دنیا بازی‬ ‫کنید یا باید پول خرج کنید یا این‌که قهرمان آس��یا ش��وید‪ ،‬در‬ ‫جام‌جهانی موفقیت کس��ب کنید و به مراح��ل باالتر این جام‬ ‫راه یابید‪ .‬همین «کره‌جنوبی» و «ژاپنی» که ش��ما می‌گویید‬ ‫با تیم‌های بزرگ بازی کرده‌اند در دو دوره گذش��ته جام‌جهانی‬ ‫حاضر بوده و برخی از تیم‌های مطرح دنیا را شکس��ت داده‌اند‬ ‫اما ایران چه؟ متاسفانه ایران در جام‌جهانی گذشته هم حاضر‬ ‫نبوده اس��ت‪« ».‬کی‌روش» یادآور شد‪« :‬همان‌طور که‬ ‫پی��ش از این هم به «کفاش��یان» گفتم می‌خواهم‬ ‫پیشنهاد بدهم یک شماره حساب بانکی باز کنیم‬ ‫ت��ا عالقه‌مندان به فوتبال به این حس��اب پول‬ ‫واریز کرده و ب��ه تیم‌ملی کمک کنند‪ ،‬قطعن‬ ‫از ای��ن راه می‌توانیم هزینه بازی با تیم‌هایی‬ ‫چون «اسپانیا» را تامین کنیم‪ ».‬حرف‌های‬ ‫«کی‌روش» مصداق ضرب‌المثل «پز عالی‬ ‫با جیب خالی اس��ت» و گویا فدراس��یون‬ ‫فوتب��ال می‌خواهد هزینه‌ی ای��ن پز را از‬ ‫جیب مردم پرداخت کند‪.‬‬


‫دوازدهم اردی‌بهشت‪ -‬یکم مه‬

‫‪ 1302‬خورش��یدی‪« -‬رض��ا ارح��ام صدر» در محل��ه پاقلعه‬ ‫اصفهان زاده شد‪ .‬او بنیان‌گذار مکتب کمدی انتقادی در تاتر‬ ‫ایران بود که فعالیت هنری خود را از س��ال‌‪ 1326‬و بازی در‬ ‫تاتر آغاز کرده و هم‌چنین موسس «گروه هنری ارحام صدر»‬ ‫در سال ‪ ۱۳۴۳‬بوده‌است‪.‬‬ ‫‪ 1886‬میالدی‪ -‬یکم ماه مه‪ ،‬روزجهانی کارگران است‪.‬‬ ‫‪ 1900‬میالدی‪« -‬اینیاتسیو سیلونه» (‪ )Ignazio Silone‬از‬ ‫نویسندگان معاصر ایتالیا است که در روزی چون امروز به دنیا آمد‪.‬‬ ‫‪ 1948‬میالدی‪ -‬نام کره شمالی به «جمهوری دمکراتیک خلق‬ ‫کره» تغییر یافت‌‪.‬‬ ‫ن و اسکاتلند «بریتانیای‬ ‫‪ 1707‬میالدی‪ -‬کش��ور‌های انگلستا ‌‬ ‫کبیر» را تش��کیل دادند‌‪ .‬پادشاهی بریتانیای کبیر نام حکومتی‬ ‫اس��ت که بین ‪ ۱۷۰۷‬تا ‪ ۱۸۰۱‬میالدی در شمال غربی اروپا و‬ ‫بخشی از جزایر بریتانیا برقرار بود‪.‬‬

‫سیزدهم اردی‌بهشت‪ -‬دوم مه‬

‫‪ 1860‬میالدی‪« -‬تئودور هرتس��ل» (‪،)Theodor Herzl‬‬ ‫روزنامه‌نگار‪ ،‬نویسند‌ه و بنیان‌گذار جنبش سیاسی صهیونیسم در‬ ‫شهر بوداپست‪ ،‬مجارستان زاده شد‪.‬‬ ‫‪ 1941‬میالدی‪ -‬جنگ عراق و انگلستان آغاز شد‪.‬‬ ‫‪ 1982‬میالدی‪ -‬در جریان جنگ انگلس��تان و آرژانتین بر سر‬ ‫جزایر فالکلند‪ ،‬نبردناو سنگین «ژنرال بلگرانو» (‪)Belgrano‬‬ ‫متعلق به نیروی دریایی آرژانتین براثر اصابت دو اژدر غرق شد‪.‬‬ ‫‪ 1519‬میالدی‌‪ -‬سال‌روز درگذشت «لئوناردو داوینچی» یکی از‬ ‫بزرگ‌ترین نقاشان و مجسمه‌سازان ایتالیایی امروز است‌‪.‬‬ ‫‪ 1945‬میالدی‌‪ -‬روز سقوط «برلین» پایتخت آلمان در آخرین‬ ‫روزهای جنگ جهانی دوم چنین روزی است‪.‬‬ ‫‪ 1994‬می�لادی‪ -‬در چنین روزی «نلس��ون مان��دال» پس از‬ ‫برگزاری اولین انتخابات ریاست‌جمهوری چندنژادی در آفریقای‬ ‫جنوبی‪ ،‬اعالم پیروزی کرد‪.‬‬

‫چهاردهم اردی‌بهشت‪ -‬سوم مه‬

‫‪ 1919‬می�لادی‪« -‬پیت س��یگر» (‪ )Pete Seeger‬خواننده‬ ‫کهن‌سال موسیقی فولکلور آمریکا در روزی چون امروز زاده شد‪.‬‬ ‫‪ 1937‬میالدی‪« -‬مارگارت میچل» نویسنده زن آمریکایی به‬ ‫خاطر رمان «بر باد رفته» برنده جایزه ادبی پولیتزر شد‪.‬‬ ‫‪ 1381‬خورشیدی‪ -‬حادثه پارک شهر و غرق شدن قایق حامل‬ ‫دانش‌آم��وزان دختر رخ داد و ‪ 6‬دخت��ر داخل دریاچه مصنوعی‬ ‫پارک شهر جان خود را از دست دادند‪.‬‬ ‫‪ 1469‬می�لادی‪« -‬نیکلو ماکیاولی» متفکر‪ ،‬سیاس��ت‌مدار و‬ ‫نویسنده دوران رنسانس ایتالیاست که در فلورانس به دنیا آمد‪.‬‬ ‫‪ 1387‬خورشیدی‪« -‬اسماعیل داورفر» بازی‌گر ایرانی درگذشت‪.‬‬

‫پانزدهماردیبهشت‪-‬چهارممه‬

‫«روز ش��یراز»‪ :‬با تصویب شورای ش��هر شیراز و تایید مجلس‬ ‫شورای اسالمی روز میانی بهار‪ ،‬یعنی امروز به نام «روز شیراز»‬ ‫نام‌گذاری شده است‪.‬‬ ‫‪ 1929۹‬می�لادی‪ :‬زادروز «آدری هِپبورن» (‪Audrey He p‬‬ ‫‪ )burn‬هنرپیشه مشهور آمریکایی بلژیکی‌تبار سینما و تاتر است‪.‬‬ ‫‪ 1953‬میالدی‪«:‬ارنستهمینگوی»ازنویسندگانبرجستهمعاصر‬ ‫برای کتاب «پیرمرد و دریا»‪ ،‬جایزه «پولیتزر» را دریافت کرد‪.‬‬

‫تقویم‬ ‫تاریخ‬ ‫‪ 1970‬میالدی‪ :‬در جریان تظاهراتی در مخالفت با جنگ آمریکا‬ ‫در ویتنام‪ ،‬چهار دانشجو در دانش‌گاه کِنت در ایالت اوهایو بر اثر‬ ‫تیراندازی گارد ملی آمریکا کشته شدند‪.‬‬

‫شانزدهماردی‌بهشت‪-‬پنجممه‬

‫‪ 1260‬میالدی‪« -‬قوبیالی قاآن» (کوبالی خان) نوه چنگیز و‬ ‫ب��رادر هوالکو خان (ایلخان مغول ایران) رییس کل متصرفات‬ ‫مغوالن و خان بزرگ آنان ش��د که از چین تا اروپا و خاورمیانه‬ ‫گسترش یافته بود‪.‬‬ ‫‪ 1864‬می�لادی‪« -‬نلی بل��ی» (‪ )Nellie Bly‬با نام «الیزابت‬ ‫جین کوکران» روزنامه‌نگار و نویسنده مشهور آمریکایی زاده شد‪.‬‬ ‫‪ 1980‬میالدی‪ -‬ماجرای اش��غال س��فارت ایران در لندن به‬ ‫پایان رسید‪.‬‬ ‫‪ 1988‬میالدی‪« -‬ادل لوری بلو ادکینس» (‪Adele Laurie‬‬ ‫‪ ،)Blue Adkins‬خوانن��ده و ترانه‌نوی��س بریتانیایی نیز در‬ ‫روزی چون امروز متولد شد‪.‬‬ ‫‪ 1818‬می�لادی‪ -‬پنج��م م��اه م��ه زادروز «کارل هاینریش‬ ‫مارکس» متفکر انقالبی‪ ،‬فیلس��وف‪ ،‬جامعه‌شناس‪ ،‬تاریخ‌دان‪،‬‬ ‫اقتصاددان آلمانی و از تاثیرگذارترین اندیش‌مندان است‪.‬‬ ‫‪ 1821‬میالدی‪« -‬ناپلئون بناپارت» پس از ش��ش سال تبعید‬ ‫در جزیره «سنت‌هلن» (‪ )Saint Helena‬واقع در اقیانوس‬ ‫اطلس‪ ،‬در این جزیره درگذشت‪ .‬وی پس از شکست در جنگ‬ ‫واترلو‪ ،‬از سوی فاتحان به این جزیره تبعید شده بود‪.‬‬ ‫‪ 1981‬می�لادی‪« -‬بابی س��اندز» (‪ )Bobby Sands‬مبارز‬ ‫معروف ایرلندی پس از هفته‌ه��ا مقاومت در زندان انگلیس و‬ ‫اعتصاب غذا جان خویش را در راه هدفش از دست داد‪.‬‬ ‫‪ 1992‬میالدی‪ -‬چنین روزی از سوی سازمان بهداشت جهانی و‬ ‫کنفدراسیون بین‌المللی مامایی به نام «روز جهانی ماما» نام‌گذاری‬ ‫شد‪ .‬هدف از بزرگ‌داشت روزجهانی ماما افزایش آگاهی و تبادل‬ ‫اطالعات بین آنان در راستای سالمتی مادر و نوزاد است‪.‬‬

‫هفدهم اردی‌بهشت – ششم مه‬

‫‪ 1684‬میالدی‪« -‬لویی چهاردهم»‪ ،‬پادشاه وقت فرانسه‪ ،‬کاخ‬ ‫سلطنتی و دفتر اختصاصی خود را به کاخ «ورسای» انتقال داد‪.‬‬ ‫‪ 1758۸‬میالدی‪ -‬زادروز «ماکسیمیلیان روبسپیر» (‪Maxim i‬‬ ‫‪ )lien Robespierre‬است‪ .‬او یکی از معروف‌ترین رهبران‬ ‫انقالب فرانسه بود‪.‬‬ ‫‪ 1915‬می�لادی‪ -‬زادروز «ج��رج اورس��ن ول��ز» (‪Orson‬‬ ‫‪ )Welles‬اس��ت‪ .‬وی کارگردان‪ ،‬فیلم‌نامه‌نویس‪ ،‬هنرپیشه و‬ ‫تهیه‌کننده‌ی فیلم‪ ،‬تاتر‪ ،‬رادیو و تلویزیون آمریکا بود‪.‬‬ ‫‪ 1994‬میالدی‪« -‬تونل مانش» میان فرانس��ه و انگلس��تان‪،‬‬ ‫توسط سران دو کشور به‌شکل رسمی گشایش یافت‪.‬‬ ‫‪ 2001‬میالدی‪« -‬پاپ ژان پل دوم» (‪Pope John Paul‬‬ ‫‪ )II‬در سفری که به کشور سوریه داشت‪ ،‬در چنین روزی وارد‬ ‫یک مس��جد شد‪ .‬وی اولین پاپ در تاریخ بود که به داخل یک‬ ‫مسجد مسلمانان‪ ،‬پا گذاشت‪.‬‬ ‫‪ 1370‬خورشیدی‪« -‬محمدرضا رحمانی» مشهور به «مهرداد‬ ‫اوستا» شاعر و پژوهش‌گر ایرانی درگذشت‪.‬‬ ‫‪ 1856‬میالدی‪ -‬زادروز «زیگموند فروید» (‪)Sigmund Freud‬‬ ‫عصب‌شناس اتریشی و پایه‌گذار رشته «روان‌کاوی» است‪.‬‬

‫اقتصاد‬

‫ادامه روند‬ ‫کاهش قیمت سکه‬

‫سایه کوثری‬ ‫اواسط هفته گذشته قیمت انواع سک ‌ه در بازار کاهش یافت که این‬ ‫کاهش نس��بت به دو ماهی که از ابتدای سال می‌گذرد قابل توجه‬ ‫بود‪‌.‬نرخ سکه طرح قدیم ‪ 685‬هزار تومان و طرح جدید ‪ 675‬هزار‬ ‫تومان ش��د و نیز فعاالن بازار ارز از کاهش ‪ 20‬تومانی نرخ سکه و‬ ‫رسیدن آن به ‪ 1720‬تومان خبر دادند‪ .‬هفته گذشته قیمت هر قطعه‬ ‫سکه تمام بهار آزادی طرح قدیم در بازار به ‪ 685‬هزار تومان‪ ،‬طرح‬ ‫جدید ‪ 675‬هزار تومان‪ ،‬نیم سکه ‪ 340‬هزار تومان‪ ،‬ربع سکه ‪183‬‬ ‫هزار تومان و گرمی ‪ 104‬هزار تومان رسید‪ .‬این نرخ‌ها روز پیش از‬ ‫آن به ترتیب ‪ 695‬هزار تومان‪ 685 ،‬هزار تومان‪ 345 ،‬هزار تومان‪،‬‬ ‫‪185‬هزار تومان و ‪104‬هزار تومان بود‪.‬‬ ‫این در حالی‌ست که در چهل روز ابتدای سال بازار سکه روند آرامی‬ ‫ت و البته این کاهش قیمت ناچیز هم آن را دچار‬ ‫را سپری کرده اس ‌‬ ‫تالطم نکرد‪ .‬به اعتقاد کارشناسان عرضه سکه‌های پیش فروشی‬ ‫بانک مرکزی از دالیل اصلی این موضوع بوده است‪‌.‬بررسی روند‬ ‫قیمت سکه از ابتدای سال تاکنون هم حاکی از کاهش قیمت انواع‬ ‫سکه‌ها در بازار است‪ .‬این در حالی است که وضعیت قیمت سکه‌ها‬ ‫در فروردین و اردی‌بهش��ت سال گذش��ته روندی متفاوت از آن را‬ ‫نشان می‌داد‪ .‬امسال قیمت سکه در ماه‌های ابتدایی امسال با کاهش‬ ‫روبرو بود که دالیل متفاوتی برای آن می‌توان برشمرد‪.‬‬ ‫مذاکرات ‪ 5+1‬از جمله این عوامل بوده که بازار سکه را دچار تغییری‬ ‫مثبت کرد‪ .‬در پایان فروردین ماه سال گذشته بازار سکه با آشفتگی‬ ‫مواجه ش��د و باعث شد بانک مرکزی سیاست‌های خود را در بازار‬ ‫اجرا کند تا بتواند باعث ریزش قیمت‌ها ش��ود‪ ،‬بانک مرکزی برای‬ ‫اولین بار عرضه ش��مش ‪ 12‬کیلویی را عالوه بر ش��مش‌های یک‬ ‫کیلویی در بازار آغاز کرد‪ .‬عرضه س��که‌های پیش فروش��ی بانک‬ ‫مرکزی در بازار از دیگر دالیل مهم است که فعاالن بازار سکه از آن‬ ‫به عنوان یکی دیگر از دالیل مهم یاد می‌کنند‪.‬‬ ‫محمد کشتی آرای هم با عنوان کردن این موضوع به عنوان دلیل‬ ‫اصلی کاهش قیمت سکه گفته است که‌یکی از دالیل مهم و اصلی‬ ‫کاهش قیمت سکه‌ها در بازار و تعادل بازار سکه‪ ،‬عرضه سکه‌های‬ ‫بانک مرکزی بوده و نیز تثبیت وضعیت اقتصادی و کاهش نرخ دالر‬ ‫از دیگر دالیل اس��ت‪ .‬هم‌چنین عباس کمره‌ای عضو هییت مدیره‬ ‫بانک ملی و مدیر سابق ریالی و نشر بانک مرکزی هم تاکید کرده‬ ‫است‪‌« :‬عرضه سکه‌های پیش فروشی بانک مرکزی به بازار باعث‬ ‫کاهش قیمت‌ها در بازار سکه شده است»‪ .‬قیمت سکه طرح قدیم‬ ‫در اولین روزهای کاری بازار س��که برای فروش ‪ 790‬هزار تومان‪،‬‬ ‫طرح جدید ‪ 785‬هزار تومان‪ ،‬نیم سکه ‪ 390‬هزار تومان و ربع سکه‬ ‫‪ 208‬هزار تومان بود‪.‬‬ ‫فعاالن بازار س��که پی��ش بینی می‌کنند که روند کاهش��ی نرخ‬ ‫س��که‌ها فعلن ادامه داش��ته باش��د و گویا بانک مرکزی این بار‬ ‫توانسته اس��ت بازار سکه را تا حدودی مهار کند‪ .‬از سوی دیگر‬ ‫مقایس��ه وضعیت نرخ س��که‌ها در فروردین و اردی‌بهشت سال‬ ‫گذش��ته با امسال حاکی اس��ت که قیمت‌ها روندی دیگر داشته‬ ‫اس��ت و بازار سکه روزهای آش��فته‪ ،‬خاص و سختی را گذرانده‬ ‫است‪ .‬نرخ سکه طرح قدیم در ابتدای سال گذشته در بازار ‪435‬‬ ‫هزار تومان‪ ،‬طرح جدید ‪ 391‬هزار تومان‪ ،‬نیم س��که ‪ 196‬هزار‬ ‫تومان‪ ،‬ربع س��که ‪ 109‬هزار تومان و گرمی ‪ 50‬هزار تومان بود‪.‬‬ ‫قیمت س��که ها در پای��ان فروردین ماه س��ال ‪ 90‬به ترتیب به‬ ‫‪ 445‬هزار تومان‪ 430 ،‬هزار تومان‪ 215 ،‬هزار تومان‪ 135 ،‬هزار‬ ‫توم��ان و ‪ 55‬هزار تومان و در نهایت در پایان اردیبهش��ت ماه‬ ‫پارسال به ‪ 448‬هزار تومان‪ 421 ،‬هزارتومان‪ 210 ،‬هزار تومان‪،‬‬ ‫‪ 124‬هزار تومان و ‪ 60‬هزار تومان رسیده بود‪.‬‬

‫‪9‬‬


‫دانش‬

‫در این مجموعه برنامه به موضوع «موفقیت» پرداخته می‌شود‬ ‫و شیوه ارایه مطالب از منطق روان‌شناختی آموزش بزرگ‌ساالن‬ ‫پیروی می‌‌کند‪ .‬خوش��بختی هس��تم‪ .‬آقای خوشبختی و بسیار‬ ‫خوش‌حالم از این‌که با شما اهالی ارزش‌مند رادیو کوچه صحبت‬ ‫می‌کنم‪ .‬ای��ن برنامه اولین قس��مت از مجموع��ه برنامه‌های‬ ‫«موفقیت» هس��ت و امیدوارم با شنیدن این برنامه‌ها احساس‬ ‫خوبی داشته باشید‪.‬‬ ‫اگر می‌خواهید ش��اد و آرام باش��ید‪ ،‬اگر می‌خواهید اس��ترس و‬ ‫اضطراب نداش��ته باش��ید‪ ،‬اگر می‌خواهید قدرت‌مند و پر‌انرژی‬ ‫باشید‪ ،‬اگر می‌خواهید در ارتباطات موفق باشید‪ ،‬اگر می‌خواهید‬ ‫روحیه‌تان عوض شود‪ ،‬اگر می‌خواهید زندگی جدیدی را تجربه‬ ‫کنید‪ ،‬و خالصه هر خواس��ته‌ای از خ��ود و دیگران و‬ ‫زندگی و دنیا دارید‪ ،‬با ما هم‌راه شوید‪.‬‬ ‫ماهی��ت مجموع��ه برنامه‌های موفقی��ت‪ ،‬آموزش و‬ ‫انتقال دانش «علم موفقیت» به ش��نوندگان است‪ .‬و‬ ‫چون برای این منظور از منطق روان‌شناسی یادگیری‬ ‫اس��تفاده می‌کنم‪ ،‬لطف��ن اجازه بفرمایی��د قبل از هر‬ ‫چیز توضیحی خالصه و اجمال��ی راجع به “«منطق‬ ‫روان‌شناسی یادگیری» داشته باشم‪.‬‬ ‫روان‌شناس��ی یادگی��ری می‌گوید که‪ :‬انس��ان برای‬ ‫آموختن هر چیزی ابتدا باید برای یک سری سواالت‬ ‫بسیار مهم‪ ،‬پاسخ قانع کننده پیدا کند‪ .‬مغز شما خود به‬ ‫خود سوال‌هایی را در مواجهه با هر موضوع یادگیری‬ ‫مطرح می‌کند که اگر پاسخ مناسب دریافت کند فرآیند‬ ‫یادگیری شروع می‌شود‪.‬‬ ‫سواالتی که در ابتدا به صورت ناخودآگاه ذهن شما را‬ ‫راجع به موضوع برنامه ما درگیر می‌کند این هست که‪:‬‬ ‫اصل��ن برای چی بای��د علم موفقی��ت رو یاد بگیرم؟‬ ‫چ��ه ضرورتی برای موف��ق بودن وج��ود داره؟ اگر با‬ ‫علم موفقیت آشنا بش��م چه فایده‌ای داره؟ اگه اصلن‬ ‫ی��ادش نگیرم مگه چه اتفاقی میفته؟ حاال اصلن این‬ ‫«موفقیت» چی هست؟‬ ‫تمامی این‌گونه س��واالت برای این اس��ت که مغز و‬ ‫سیستم تفکر ش��ما می‌خواد که به صورت منطقی و‬ ‫سیس��تمی‪ ،‬چرایی موضوع رو برای خودش حل کنه‬ ‫تا بعد پذیرای موضوع باش��ه‪ .‬در واقع اگر ابتدا چرایی‬ ‫موضوع برای ش��ما حل بشه‪ ،‬دریچه‌ای در ذهن شما‬ ‫برای ورود اطالعات باز و پرونده‌ای برای ثبت و حفظ‬ ‫اطالعات تشکیل می‌شه‪.‬‬ ‫پس در ابتدا با پاسخ دادن به سواالت اولیه ذهن شما که به طور‬ ‫کلی راجع به «اهمیت موضوع موفقیت» هست‪ ،‬دریچه‌ای رو‬ ‫در ذهن شما باز می‌کنم تا فرآیند یادگیری آغاز بشه‪.‬‬ ‫سعی کنید در مورد خودتون به این سواالتی که می‌پرسم جواب‬ ‫بدین‪ .‬البته چون می‌خواین به خودتون پاس��خ بدین می‌تونین‬ ‫صادقانه‌ترین پاسخ ها رو زیر لب زمزمه کنین‪ .‬من هم سواالت‬ ‫رو آروم‌تر می‌پرسم که فرصت تفکر داشته باشین‪.‬‬ ‫آیا از زندگی خودتون راضی هس��تین؟ خوب‪ ،‬این سوال خیلی‬ ‫کلی بود‪ .‬اجازه بدید مشخص‌تر بپرسم‪ .‬آیا وضعیت مالی خوبی‬ ‫دارین یا این‌که همیشه نگرانی‌های مالی‪ ،‬شما رو عذاب می‌ده؟‬

‫‪10‬‬

‫چرا موفقیت مهم است‬

‫آیا سطح تحصیالت فعلی‌تون کافیه یا همیشه دوست داشتین‬ ‫مدارج علمی باالتری داش��ته باش��ین؟ آیا احس��اس بیهودگی‬ ‫می‌کنی��ن یا فکر می‌کنین آدم مفید و موثری هس��تین؟ آیا از‬ ‫وضعیت س�لامت جسمی خوبی برخوردار هستین یا این‌که به‬ ‫صورت دایمی مش��تری پزشک و داروخونه‌این ‌؟ آیا با خانواده و‬ ‫دوستان ارتباط خوبی دارین یا این‌که قهر و آشتی‌های فراوون‬ ‫یکی از مشغله‌های زندگی شماس��ت؟ آیا شغل‌تون رو دوست‬ ‫دارین یا این‌که همیشه در آرزوی شغل دیگه‌ای هستین؟‬ ‫خوب‪ ،‬فکر می‌کنم این سواالت کافی باشه و منظور من رو از‬ ‫سوال‪ :‬آیا از زندگی خودتون راضی هستین؟ متوجه شده باشین‪.‬‬

‫به یاد داشته باشید که بسیاری از این نارضایتی‌ها در وجود شما‬ ‫به نیاز تبدیل می‌شه و تقویت هر کدوم از این نیازها اون‌ها رو‬ ‫در اولویت قرار می‌ده و اون‌وقته که به خواسته تبدیل می‌شن‪.‬‬ ‫این خواسته‌ها در حقیقت به خاطر وجود افرادی هست که قبلن‬ ‫به ش��رایط مورد نظر و ایده آل ش��ما رسیده‌اند‪ .‬شما به صورت‬ ‫خ��ودآگاه و ناخودآگاه خودتون رو با اون‌ها مقایس��ه می‌کنید و‬ ‫رسیدن به اون چیزهایی که اون‌ها قبلن بهش رسیدند در شما‬ ‫یک حس نیاز ایجاد می‌کنه که قبلن گفتیم اگر این حس تقویت‬ ‫بشه نیازهای شما تبدیل به خواسته می‌شه‪.‬‬ ‫جالبه بدونید که ریشه این فرآیند مصداق همون دو بیتی جناب‬ ‫باباطاهر فقید (شاعر ارزنده خودمون) هست که می‌فرماید‪:‬‬

‫ز دست دیده و دل هر دو فریاد‬ ‫هر آن‌چه دیده بیند دل کند یاد‬ ‫بسازم خنجری نیشش ز پوالد‬ ‫زنم بر دیده تا دل گردد آزاد‬ ‫اما‪ ،‬در مباحث موفقیت اعتقاد بر این هست که اگر خواسته‌ای‬ ‫که در اثر دیدن در دل ش��ما ایجاد می‌شه خواسته ارزش‌مندی‬ ‫باشه که باعث به‌تر شدن شما و دیگران می‌شه اشکالی که نداره‬ ‫هیچ‪ ،‬تا باشه از این خواسته‌ها‪ .‬نکته‌ای که این‌جا وجود داره این‬ ‫هست که وقتی خواسته‌ای در وجود شما ایجاد شد تا زمانی که‬ ‫به اون خواسته نرسیده‌اید ذهن شما را مشغول خودش می‌کنه‬ ‫و اگر اقدامی برای رس��یدن به اون خواسته انجام‬ ‫ندین‪ ،‬بعد از مدتی تبدیل به یک وسواس فکری‬ ‫می‌شه که شما رو آزار می‌ده‪.‬‬ ‫خوب‪ ،‬لطفن اجازه بدین که از موضوع اصلی خیلی‬ ‫دور نش��یم‪ .‬راجع به آدم‌هایی صحبت کردیم که‬ ‫به چیزهایی رسیدند که شما هم دوست دارید به‬ ‫همون‌ها برسید‪ .‬اون چیز هرچیزی می‌تونه باشه‪.‬‬ ‫یک خونه بزرگ‪ .‬یک اتومبیل گرون قیمت‪ .‬یک‬ ‫همسر زیبا‪ .‬یک حساب بانکی پر و پیمون‪ .‬کرسی‬ ‫ارزش‌من��د یک دانش‌گاه‪ .‬زندگی در یک کش��ور‬ ‫یا ش��هر پیش‌رفته‪ .‬یا هر چیز خوب دیگه‌ای که‬ ‫آرزوش رو دارین‪.‬‬ ‫و اگر به خاطر داش��ته باش��ید در ابت��دای برنامه‬ ‫صحبت از س��واالتی شد که به صورت ناخودآگاه‬ ‫ذهن ش��ما رو راجع به موض��وع برنامه ما درگیر‬ ‫می‌کنه‪:‬‬ ‫‌اصل��ن برای چی باید علم موفقیت رو یاد بگیرم؟‬ ‫چ��ه ضرورتی برای موفق بودن وج��ود داره؟ اگر‬ ‫با علم موفقیت آشنا بش��م چه فایده‌ای داره؟ اگه‬ ‫اصل��ن یادش نگیرم مگه چه اتفاقی میفته؟ حاال‬ ‫اصلن این «موفقیت» چی هست؟‬ ‫دوس��تان من‪ ،‬علم موفقیت همون چیزی هست‬ ‫که باعث ش��ده بعضی آدم‌ها به چیزهایی برسند‬ ‫که آرزوی شماست‪ .‬علم موفقیت راه‌کار مطمئن‬ ‫و تمرین شده‌ای‌س��ت برای رسیدن به خواسته‌ها‬ ‫و آرزو‌ها‪.‬‬ ‫هم‌راه��ان ارزش‌مند من‪ ،‬عل��م موفقیت یکی از‬ ‫مهم‌ترین ابزارهایی هست که باعث تفاوت‌های بین آدم‌ها در‬ ‫جوامع می‌شه‪ .‬موفقیت یکی از عواملی هست که جوامع در حال‬ ‫توس��عه یا به قولی جهان سوم رو تبدیل به جوامع توسعه یافته‬ ‫یا همون جهان اول یا به قول بعضی‌ها کش��ورهای پیش‌رفته‬ ‫می‌کنه‪.‬‬ ‫همون‌طور که می‌بینید پاس��خ بسیاری از س��واالت اولیه شما‬ ‫داده شد‪ .‬خوب دوستان‪ ،‬امیدوارم تا این‌جا توجه شما نسبت به‬ ‫اهمیت موضوع این برنامه‪ ،‬یعنی «موفقیت» جلب شده باشه‪.‬‬ ‫در برنامه‌های بعدی با ش��ما راجع به اهمیت موفقیت بیش‌تر‬ ‫صحب��ت خواهم کرد و همین‌طور راجع به این‌که موفقیت چه‬ ‫هست؟‬


‫عالرغم میل جمهوری اسالمی‬

‫تغییر نظام در سوریه روی خواهد داد‬ ‫بهنام فروهر‬ ‫چندی است که دیگر خیلی‌ها با کلمه «بهار عربی» آشنا شده‬ ‫و با آن در خبرها‪ ،‬سایت‌ها و رسانه‌ها دست‌کم هفته‌ای یک بار‬ ‫روبه‌رو می‌شوند‪.‬‬ ‫این بهار چندی است که تولدش در سوریه آغاز شده و در برخی‬ ‫کشورها نیز به سوی تابستان گام برمی‌دارد‪.‬‬ ‫در تونس‪ ،‬لیبی و مصر عالرغم آغاز تعییرات در نظام و سیستم‬ ‫اداری هم‌چنان اعتراض‌هایی از گوش��ه و کنار س��ر برداشته و‬ ‫دست به تجمع زده که در پی آن برخی کشته و زخمی می‌شوند‪.‬‬ ‫آیا هنوز اجتماعات در این کش��ورها طرز استفاده دموکراسی را‬ ‫نیاموخته‌اند؟ یا هنوز ش��وراها و دولت‌های موقت ب‌ا اجرای آن‬ ‫آشنا نیستند؟‬ ‫در ای��ن میان بحرین نیز دچار تغییر و دگرگونی ش��ده‪ ،‬هرچند‬ ‫اعتراضات در این کشور هم‌چنان سرکوب می‌شود‪ .‬اما سوریه در‬ ‫میان کشورهای عربی‪ ،‬طوالنی‌ترین دوره را برای تغییرات پیش‬ ‫رو داشته و هنوز با وجود بیش از ‪ 9‬هزار کشته و هزاران‌نفر آواره‬ ‫و حضور ناظران بین‌المللی هم‌چنان درگیری‌هایی در این کشور‬ ‫گزارش می‌شود‪ .‬از سویی دیگر سیاست دوگانه برخی دولت‌ها‬ ‫از جمله چین‪ ،‬روس��یه و حتا جمهوری اسالمی برابر اعتراضات‬ ‫در سوریه‪ ،‬باعث شده تا روند تغییر در این کشور به کندی و حتا‬ ‫در برخ��ی موارد با ناامیدی پی��ش رود‪ .‬این بار به دور از نظرات‬ ‫و صحبت‌های کارشناسان مسایل سیاسی به سراغ شهروندان‬

‫عادی ایرانی رفتیم‪ .‬آن‌هایی که تقریبن هر روز از گوشه و کنار‬ ‫با نام بهار عربی و انقالب‌های لیبی‪ ،‬مصر و سوریه آشنا هستند‪.‬‬ ‫با «امین»‪ ،‬یکی از همین شهروندان و دنبال‌کننده انقالب‌های‬ ‫عربی هم‌کالم ش��دیم تا نظر وی را در خصوص تحوالت این‬ ‫ب در سوریه دنباله‌روی‬ ‫منطقه بشنویم‪.‬از او پرس��یدیم آیا انقال ‌‬

‫سیاست‬

‫بهار عربی است؟ و آیا به ثمر خواهد نشست؟ دولت‌های روسیه‪،‬‬ ‫چین و جمهوری اس�لامی به چه دالیلی سیاست دوگانه‌‌ای را‬ ‫ش گرفته‌اند؟‬ ‫برابر سوریه پی ‌‬ ‫و آیا تغییرات در مصر‪ ،‬تونس و لیبی‪ ،‬به سرانجام خوشی خواهد‬ ‫انجامید؟‬

‫قلبی به وسعت ایران‬

‫از دریاچه ارومیه تا خلیج فارس‬ ‫آی��ا بازوانم به اندازه بازوان آرش قدرت‌مند نیس��ت؟ آیا‬ ‫کمانی ب��ه قدرت کمانش می‌توان س��اخت؟ آیا می‌توان‬ ‫کمانی س��اخت به قدرت کمان آرش و تیری به سبکی و‬ ‫بلند پروازی تیر او؟ آرش آن هنگام که بر کوه البرز رفت‬ ‫به چه می‌اندیش��ید؟ به کدام تکه از خاک ایران‌؟ به کدام‬ ‫یک از مردمان ایران؟ آن هنگام که تیر جان را در کمان‬ ‫گذاش��ت جانش را تقدیم کدام نژاد و کدام قوم کرد؟ به‬ ‫کدام زبان فکر می‌کرد؟ و به کدام افتخار تاریخی؟‬ ‫نگاهش به کدام س��و بود در زمانی که جانش پرواز کرد؟‬ ‫ش��عر کدام مردمان را زمزمه می‌کرد و نام کدام کوه‌ها و‬ ‫رودها و دریاها را مرور می‌کرد؟‬ ‫می‌توان پرواز کرد بر آس��مان‪ .‬می‌ت��وان قلبی به بزرگی‬ ‫مادری داشت که همه کودکانش را به یک اندازه دوست‬ ‫دارد‌‪ .‬می‌توان دل ر‌ا رها ک��رد چون بادبادک کودکانه‌ای‬ ‫ک��ه پرواز کند و بچرخد و برقصد بر تمام آس��مان ایران‪.‬‬ ‫می‌توان چشم‌های‌مان را به وسعت آسمان ایران کنیم‪ .‬از‬ ‫خزر تا خلیج فارس و از کردس��تان تا بلوچستان‪ .‬می‌توان‬ ‫ابوموس��ی و خلیج‌‌فارس و دریاچه ارومیه و تخت جمشید‬ ‫و تن��ب کوچک و ب��زرگ را در یک قلب جا داد‪ .‬قلبی که‬ ‫تفاوتی ندارد گیلک باش��د یا ت��رک ایرانی … قلبی که‬

‫جامعه‬

‫الزم نیس��ت بدانیم صاحبش کرد اس��ت یا عرب ایرانی‪.‬‬ ‫قلبی که نیازی نیست بفهمیم متعلق به مشهدی است یا‬ ‫شیرازی‪ .‬قلبی که ایرانی است‬ ‫و در تمام ذرات خاک‬ ‫ایران می‌تپد‪.‬‬

‫‪11‬‬


‫شاهین نجفی عزیز؛ آیا می دانی که جامعه ما‬ ‫قهرمان زنده قبول نمی‌کند؟‬

‫مطلب‌های��ی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتش��ر‬ ‫می‌ش��ود یا انتخاب دبیر روز س��ایت و یا پیش��نهاد دوستان‬ ‫رادیو اس��ت که می‌توان��د از هر گروه یا دس��ته و یا مرامی‬ ‫باشد‪ .‬نظر‌های مطرح ش��ده در این بخش الزامن نظر رادیو‬ ‫کوچه نیس��ت‪ .‬اگ��ر نقد و نظری بر نوش��ته‌های این بخش‬ ‫دارید می‌توانید برای ما ارسال کنید‪.‬‬ ‫منبع‪ :‬فضول محله‬ ‫چند روزی اس��ت که ترانه تازه ش��اهین نجفی‪ ،‬به نام «آی‬ ‫نقی» در اینترنت پخش و به گوش ایرانیان رس��یده اس��ت‪.‬‬ ‫ای��ن ترانه مس��تقیمن مش��کالت و معض�لات اجتماعی و‬ ‫سیاس��ی ایران را هدف گرفته و با به��ره گرفتن از نام‌نقی‌‪،‬‬ ‫امام دهم ش��یعیان و درخواس��ت از وی برای ظهور به جای‬ ‫‌مهدی موعود‌ و حل مش��کالت ایرانیان‪ ،‬تاثیر به سزایی در‬ ‫تقدس زدای��ی و مضحک جلوه دادن خراف��ات و اعتقادات‬ ‫برخی از مردم ایران را دارد‪.‬‬ ‫ه��ر چند این ترانه پر‌بار‪ ،‬با اس��تقبال ایرانیان و به خصوص‬ ‫جوان��ان روش��ن‌فکر و فرهیخت��ه رو‌به‌رو ش��ده اس��ت‪ ،‬اما‬ ‫نمی‌توان قشر همیش��ه ناراضی و امت عصبانی مسلمان را‬ ‫نادیده گرفت‪ .‬خردباختگان ش��یعه در طی چند روز گذشته‪،‬‬ ‫نه تنها به ش��اهین نجفی و هوادارانش و تمامی کسانی که‬ ‫این ترانه را تایی��د و حمایت می‌کنند‪ ،‬توهین کرده‌اند؛ بلکه‬ ‫ب��ه صورت علنی ش��اهین را تهدید به قتل نموده و به خون‬ ‫وی تشنه گشته‌اند‪.‬‬ ‫همه توهین‌ها‪ ،‬تهمت‌ها‪ ،‬دش��نام‌های رکیک و تهدید‌ها را‬ ‫می‌توان در تاربرگ هواداران ش��اهین نجفی در فیسبوک‬ ‫خوان��د و به راس��تی که بای��د برای آن قش��ر مذهبی و‬ ‫ب��ی تربیت و بی‌اخالق متاس��ف بود‪ .‬ش��یعیان مرتضی‬ ‫علی که همه روزه باورها و اعتقادات س��خیف ش��ان را‬ ‫به زور چم��اق در حلق ملت ف��رو می‌کنند‪ ،‬چند روزی‬ ‫است دوباره دست به دامان مغلطه‌های همیشگی شان‬ ‫شده‌اند و ناله سر می‌دهند که‪« :‬چرا به عقاید ما احترام‬ ‫نمی‌گذارید؟»‬ ‫حال باید از آن ش��یعیان خردباخته پرس��ید‪ :‬آیا زمانی‬ ‫که بنا بر دس��تورات اس�لام‪ ،‬زنان و دخت��ران ایران‬ ‫زمین را به جرم بد‌حجاب��ی‪ ،‬بی‌آبرو کرده و با‬ ‫فحش و تهدید و زور آنان را بازداش��ت‬ ‫و سپس به ایش��ان تجاوز می‌کنید‪،‬‬

‫‪12‬‬

‫در حال احترام گذاش��تن به عقاید زنان در رابطه با چگونگی‬ ‫پوشش‌ش��ان هس��تید؟ زمانی که دانش‌آموزان را مجبور به‬ ‫خوان��دن مزخرفات دینی می‌کنید و مهم�لات را به عنوان‬ ‫حقیقت‪ ،‬به خورد کودکان می‌دهید‪ ،‬در حال احترام گذاشتن‬ ‫به دانش آموزان می‌باشید؟‬ ‫مغلطه‌احترام به عقای ‌د به قدری نخ‌نما و کلیش��ه‌ای اس��ت‬ ‫که نگارنده دیگر حوصله نگاش��تن در آن رابطه را نداشته و‬ ‫بحث کردن در آن زمینه برای وی‪ ،‬بسیار رنج آور و دردناک‬ ‫است‪ .‬به قول زنده یاد شاملو‪« :‬سخت است فهماندن چیزی‬ ‫به کس��ی که برای نفهمیدنش پ��ول می‌گیرد‪ ».‬البته این‌جا‬ ‫چیزهای دیگ��ری هم‌چون تعصب کورکورانه‪ ،‬بی‌س��وادی‪،‬‬ ‫ن تاثیر گذارند‪.‬‬ ‫منطق و خرد نداشتن نیز در امر‌نفهمید ‌‬ ‫نگارنده همواره ش��اهین نجفی را هنرمندی ارزنده‪ ،‬با سواد‪،‬‬ ‫روشن‌فکر و با استعداد دانسته و از او به عنوان یکی از تاثیر‬ ‫گذارتری��ن اهرم‌های موجود برای به حرکت در آوردن چرخ‬ ‫روش��ن‌فکری‪ ،‬خردگرایی و خرافات‌ستیزی در سراسر ایران‪،‬‬ ‫نام برده است‪ .‬شاهین جوان است و هم درد میلیون‌ها جوان‬ ‫ایرانی‪ ،‬شاهین رنج و بدبختی ملت ایران را با پوست‪ ،‬گوشت‬ ‫و خون��ش لمس کرده و بنابراین ش��نونده با وی احس��اس‬ ‫غریبگ��ی و بیگانگ��ی ندارد و خیلی‌ها از جمل��ه نگارنده‪ ،‬بر‬ ‫این باورند که صدای شاهین‪ ،‬فریا ِد آه و ناله نسلی است که‬ ‫خفه‌خوان گرفته و از ترس در حال لرزیدن است‪.‬‬

‫وبالگستان‬

‫شاهین در آسمان فالکت ایران اوج گرفته و با هر ترانه‌اش‪،‬‬ ‫یک��ی از معضالت اجتماعی ایران را نش��انه می‌گیرد و دل‌‬ ‫الش‌خوره��ای والیت‌مدار و یا دیگر خردباختگانی که خود‬ ‫را روش��ن‌فکر از نوع دینی می‌خوانند‪ ،‬ب��ه درد می‌آورد؛ اما‬ ‫ش��اهین با اجرای ترانه‌آی نقی‌‪ ،‬خ��ط قرمزی میان خود و‬ ‫هم فکرانش با امت مذهبی و خرافاتی کشیده و شوم‌بختانه‬ ‫چن��دی از طرف‌داران س��ابقش نیز اکنون با دیگر اس�لام‬ ‫پناهان‪ ،‬در یک جبهه و علیه شاهین قرار گرفته‌اند‪.‬‬ ‫از آن‌جا که شاهین نجفی انسانی باهوش بوده و با وضعیت‬ ‫اجتماع��ی ایران آشناس��ت‪ ،‬نگارنده اطمین��ان دارد که وی‬ ‫ب��ا آگاهی از عواق��ب خواندن این ترانه و با میل ش��خصی‬ ‫خویش‪ ،‬به اس��تقبال گالویز شدن با دس��ته‌ای از دو پایان‬ ‫رفته که پیش‌تر‪ ،‬میزان پس��تی و بی‌شرفی‌شان را‪ ،‬با کشتن‬ ‫فریدون فرخزاد و احمد کسروی‌ها ثابت کرده‌اند‪.‬‬ ‫جامعه ای��ران نه تنها قهرم��ان زنده قب��ول نمی‌کند‪ ،‬بلکه‬ ‫قهرمانان تابو ش��کنی چون شاهین نجفی را راهی قبرستان‬ ‫ک��رده و آن‌گاه ب��االی س��ر جنازه آن��ان ایس��تاده و برای‬ ‫قهرمانان ملی‪ ،‬اش��ک می‌ریزد‪ !.‬ش��اهین نجفی خود نیک‬ ‫می‌داند که قدم در راهی گذاش��ته ک��ه فریدون فرخزاد‪ ،‬آن‬ ‫دالور میهن‌دوس��ت‪ ،‬س��ال‌ها پیش جان��ش را در آن راه از‬ ‫دست داده است‪.‬‬ ‫ش��اهین نجفی آگاه اس��ت که ایران زمین به جسم بی‌جان‬ ‫وی نیازی ندارد و مام میهن شاهین را زنده و در حال پرواز‬ ‫می‌خواه��د تا اوج بگیرد و معضالت و مش��کالت فرهنگی‪،‬‬ ‫اخالقی و اجتماعی‌مان را به رخ مان بکش��د‪ .‬ایران نیازمند‬ ‫وجود شاهین‌هاست تا بنویسند‪ ،‬بگویند‪ ،‬بخوانند و ملتی را‬ ‫که دهه هاست خود را به خواب زده‪ ،‬سرانجام بیدار کنند‪.‬‬ ‫ش��اهین نجفی گرامی‪ ،‬حال که قدم در این راه پر خطر‬ ‫گذاش��ته‌ای‪ ،‬بیش از پیش مواظ��ب خود باش و بدان‬ ‫که امت خردباخته ت��ا انتقام بی‌احترامی به‌اهل بیت‌‬ ‫را از تو نگیرند‪ ،‬از پای نخواهند نشس��ت‪ .‬الشخورها‬ ‫در کمین ت ‌واَند ای ش��اهین؛ پس حواست را بیش‌تر‬ ‫جم��ع کن و به خاطر بس��یار آن‌چه را ک��ه زنده یاد‬ ‫اسماعیل فصیح گفت‪« :‬جامعه ما قهرمان زنده‬ ‫قبول نمی کند‪ .‬باید مرد تا قهرمان‬ ‫شد…!»‬


‫زنان ایرانی و هیوالی پوکی استخوان‬ ‫سایه کوثری‬ ‫یک کارشناس تغذیه اعالم کرده است که ‪ 90‬درصد مردم ایران‬ ‫کم‌تر از میزان الزم لبنیات مصرف می‌کنند‪.‬‬ ‫طبق آماری که انس��تیتو تحقیقات و صنایع غذایی ایران اخیرا‬ ‫جمع‌آوری کرده ‪ 90‬درصد مردم به اندازه کافی لبنیات مصرف‬ ‫نمی‌کنند و کمبود کلیسم دارند‪.‬‬ ‫مرتضی صفوی‪ ،‬کارش��ناس تغذیه می‌گوید‪« :‬متاسفانه گاهی‬ ‫اوقات سیاس��ت‌های مختلف تنظیم بازار روی س�لامت تاثیر‬ ‫می‌گ��ذارد‪ ،‬از جمله تغییر و تحوالتی که روی قیمت ش��یر به‬ ‫وجود آمده است‪».‬‬ ‫به گفته وی قیمت علوف ‌ه دام‌داری‌ها به شدت افزایش‌یافته که‬ ‫سبب می‌شود هم صنعت دام‌داری خوب رشد نکند و هم قیمت‬ ‫شیر باال برود‪ .‬از طرفی افراد یارانه را نقدی می‌گیرند و اگر برخی‬ ‫فرهنگ استفاده از یارانه را نداشته باشند از نیازهای اصلی تغذیه‬ ‫مانند شیر غافل می‌شوند‪.‬‬ ‫س��ازمان بهداش��ت جهانی توصیه می‌کند افراد روزانه ‪ 4‬واحد‬ ‫لبنیات دریافت کنند و طبق آماری که انستیتو تحقیقات صنایع‬ ‫غذایی کشور جمع‌آوری کرده بیش از ‪ 90‬درصد مردم به اندازه‬ ‫کافی لبنیات مصرف نمی‌کنند و کمبود کلسیم دارند‪.‬‬ ‫به گفته این کارش��ناس تغذیه شاید پوکی استخوانی که اخیرا‬ ‫در ‪ 35‬س��الگی در خانم‌ها گزارش می‌ش��ود از همین مس��ئله‬ ‫نش��ات می‌گیرد و از طرفی مصرف نوش��یدنی‌های گازدار هم‬ ‫جذب کلس��یم را مختل می‌کند که به تدریج مرگ خاموش یا‬ ‫استئوپروز را ایجاد می‌کند‪.‬‬ ‫مدیرکل سابق دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت در مورد این‌که‬ ‫آی��ا جای‌گزینی ب��رای لبنیات وجود دارد نی��ز گفته که اخیرن‬ ‫دانش‌گا‌ه هاروارد آمریکا تحقیقاتی انجام داده که لزوما لبنیات‬ ‫منبع اصلی کلسیم نیستند و خوراک‌های گیاهی مانند کلم‪ ،‬گل‬ ‫کلم‪ ،‬کلم بروکلی‪ ،‬کرفس و تا حدودی اس��فناج و برگ تربچه‬ ‫سرش��ار از کلسیم هس��تند و البته مصرف گروه غالت شامل‬ ‫گندم‪ ،‬نان کامل و استفاده از مغزها و نیز گروه پروتئین‌ها و مواد‬

‫گوش��تی برای جلوگیری از بروز مشکل س ‌و تغذیه‌ای ضروری‬ ‫است‪.‬‬ ‫آمار نش��ان می‌هد که اکنون ‪ 90‬درص��د ایرانی‌ها دچار کمبود‬ ‫کلس��یم هستند و سن پوکی اس��تخوان نیز در کشور ما به ‪45‬‬ ‫سالگی رسیده‪ ،‬در حالی که این سن در دنیا ‪ 70‬سالگی است‪.‬‬ ‫در واقع این آمار نشان‌دهنده این است که میزان ابتال به پوکی‬ ‫استخوان در ایران به مرحله بحران رسیده است‪.‬‬ ‫گزارش‌های وزارت بهداش��ت هم اکنون حاکی از آن است که‬ ‫میزان مصرف سرانه شیر در اروپا ‪ 300‬تا ‪ 400‬کیلوگرم در سال‬ ‫است‪ ،‬اما سرانه مصرف شیر در ایران برای هر نفر ‪ 90‬کیلوگرم‬ ‫تعیین شده است و سرانه پایین مصرف شیر و فرآورده‌های لبنی‬ ‫در کشور باعث شده تا در حوزه سالمت‪ ،‬هزینه باالیی برای رفع‬ ‫پوکی استخوان صرف شود‪.‬‬ ‫از سویی پزشکان می‌گویند که با توجه به این‌که پوکی استخوان‬ ‫یک بیماری بدون عالمت است و تا منجر به شکستگی نشود‬ ‫عالمتی ندارد‪ ،‬نمی‌توان زود متوجه آن شد‪.‬‬ ‫در حال حاضر ‪ 4.5‬درص��د زنان و ‪ 2.3‬درصد مردان باالی ‪50‬‬ ‫سال مبتال به پوکی استخوان هستند‪ .‬هم‌چنین در همین گروه‬ ‫سنی ‪ 35‬درصد مردان و ‪ 40‬درصد زنان ضعف استخوانی دارند‪.‬‬ ‫متخصص��ان توصی��ه می‌کنند که برای پیش‌گی��ری از پوکی‬ ‫اس��تخوان باید از س��نین پایین اقدام کرد‪ ،‬چون اس��تخوان‌ها‬ ‫در ده��ه س��وم زندگی یعنی ‪ 20‬تا ‪ 30‬س��ال به حداکثر قدرت‬ ‫اس��تحکام خودشان می‌رس��ند و در زنان بعد از سنین یائسگی‬ ‫به‌دلیل کاهش هورمون‌های جنسی افت پیدا می‌کنند‪.‬‬ ‫طبق پیش‌بینی سازمان بهداشت جهانی‪ ،‬این بیماری در سراسر‬ ‫دنیا در حال افزایش اس��ت‪ ،‬در حالی که پوکی استخوان تا ‪20‬‬ ‫سال پیش نادیده گرفته می‌شد که دلیل آن نداشتن راهی برای‬ ‫اندازه‌گیری دانسیته استخوان و درمان بیماری بود‪.‬‬ ‫آمارها می‌گوید در ایران در طول یک سال‪ ،‬شاهد از دست‌دادن‬ ‫‪ 36‬هزار و ‪ 761‬س��ال از عم��ر کل جامعه به‌علت این بیماری‬ ‫هستیم‪.‬‬

‫جامعه‬

‫کارشناسان تغذیه مناسب‪ ،‬نوشیدن حداقل ‪ 2‬لیوان شیر در روز‪،‬‬ ‫ورزش کردن و استفاده از نور خورشید را مهم‌ترین راه جلوگیری‬ ‫از ابتال به پوکی استخوان می‌دانند‪.‬‬ ‫به گفته پزشکان ‪ 30‬درصد دختران نوجوان کم‌تحرک در آینده‬ ‫دچار پوکی استخوان می‌شوند‪.‬‬ ‫آماره��ا در ای��ران می‌گوین��د ‪ 50‬درصد افراد مبت�لا به پوکی‬ ‫اس��تخوان‪ ،‬شکستگی ران داش��ته‌اند که پس از این اتفاق‪‌20 ،‬‬ ‫درصد از نظر زندگی وابسته به دیگران شده‌اند و ‪ 20‬درصد دیگر‬ ‫زندگی‌شان به خطر افتاده است‪ .‬طبق این آمار‪ ،‬در یک‌سال‪5 ،‬‬ ‫هزار شکستگی در استخوان ران در زنان و ‪ 500‬مورد شکستگی‬ ‫در ستون فقرات و ‪ 2‬هزار شکستگی در ناحیه مچ اتفاق می‌افتد‪.‬‬ ‫اطالعات در مورد ش��یوع پوکی استخوان در مناطق مختلف‬ ‫دنیا هنوز محدود اس��ت؛ ب ‌ه ویژه در کشورهای در حال توسعه‪،‬‬ ‫آمار دقیقی وجود ندارد‪ .‬شیوع این بیماری از کشوری به کشور‬ ‫دیگر یا حتا در مناطق مختلف داخل یک کشور متفاوت است‬ ‫و بستگی به نژاد‪ ،‬وضعیت تغذیه‪ ،‬فعالیت بدنی‪ ،‬سبک زندگی‪،‬‬ ‫بیماری‌ها‪ ،‬مصرف داروها‪ ،‬سابقه ابتال به این بیماری در خانواده‬ ‫و مصرف دخانیات دارد‪.‬‬ ‫با این ح��ال‪ ،‬بعضی مطالعات در س��طح محدود انجام ش��ده‬ ‫اس��ت که می‌تواند تا حدودی وضعیت کشور ما را در مقایسه با‬ ‫کشورهای دیگر روشن کند‪.‬‬ ‫مطابق آمار موجود‪ ،‬متوسط تراکم استخوان افراد سالم کشور ما‬ ‫در مقایس��ه با افراد ژاپنی حدود ‪‌3.9‬درصد باالتر و در مقایسه‬ ‫با آمریکا ‪ 4.6‬درصد کم‌تر اس��ت‪ .‬این در حالی است که آمارها‬ ‫در کش��ور آمریکا نش��ان می‌دهد حدود ‪ 5‌ 5‬درصد آمریکایی‌ها‬ ‫ب ‌ه ویژه زنان‪ ،‬در معرض خطر شکس��تگی و پوکی اس��تخوان‬ ‫هستند و حدود ‪ 8‬میلیون زن و ‪ 2‬میلیون مرد در آمریکا پوکی‬ ‫استخوان دارند‪.‬‬ ‫و در آخ��ر این‌که از هر ‪ 4‬زن ایرانی باالی ‪ 50‬س��ال‪ ،‬یک نفر‬ ‫به پوکی اس��تخوان مبتالست‪ .‬این در حالی است که آمارهای‬ ‫جهانی‪ ،‬فاصله معنی‌داری با آمار کشور ما دارد‪.‬‬

‫‪13‬‬


‫پاپاراتزی‬

‫لیدیگاگا وکنسرت بی‌حیایی‬

‫بهنام‬

‫قرداد تبلیغاتی وقتی هنوز‬ ‫پوشک می‌پوشی‬

‫ی��ک کمپان��ی تولید‌کنن��ده‬ ‫محص��والت بچه‌گان��ه ب��ه‬ ‫«هارپ��ر ب��کام» پیش��نهاد‬ ‫کرد ک��ه به عن��وان مدل با‬ ‫ای��ن کمپانی ه��م‌کاری کند‪.‬‬ ‫وب س��ایت «‪my.styears.‬‬ ‫‪ »com‬ی��ک نامه ب��رای دختر ‪۹‬‬ ‫ماهه «ویکتوریا» و «دیوید بکام» نوشت و‬ ‫از او دعوت کرد که به عنوان مدل با این برند تجاری هم‌کاری‬ ‫کن��د‪ .‬بنا به گزارش مجله «بریتینز اوکی»‌‪ ،‬این نامه خطاب به‬ ‫این دختر ‪ ۹‬ماهه نوشته شده بود‪« :‬پدر و مادر شما هر دو افراد‬ ‫مش��هوری در زمینه مد هستند و ما هیچ دلیلی نمی‌بینیم که‬ ‫شما فعالیت خود در صنعت مد را از همین سنین کودکی آغاز‬ ‫نکنید‪« ».‬با توجه به قوانین مربوط به کار کودکان‌‪ ،‬ما نمی‌توانیم‬ ‫مستقیمن با شما قرارداد ببندیم و یا حقوق بدهیم و به همین‬ ‫دلیل رونوشت این نامه برای پدر و مادر شما هم فرستاده شده‬ ‫است‌‪ .‬ما خوش‌حال می‌شویم که بتوانیم با آن‌ها در مورد حقوق‬ ‫شما صحبت کنیم‌‪ ،‬ضمنن ما آمادگی کامل داریم که مبلغ قابل‬ ‫توجهی به شما پرداخت کنیم تا قبول کنید که مدل مجموعه‬ ‫جدید محصوالت ما باشید‪».‬‬

‫لیدی گاگا و کنسرت بی‌حیایی‬

‫«لی��دی گاگا» خواننده پاپ مش��هور‪ ،‬تور جهانی خود را در‬ ‫س��ئول پایتخت کره جنوبی با‬ ‫کنس��رتی آغاز کرده که‬ ‫تنها ه��واداران باالی‬ ‫هجده سال او اجازه‬ ‫ش��رکت در آن را‬ ‫دارند‪ .‬اعتراض‌ها‬ ‫در پایتخ��ت کره‬ ‫جنوبی باعث ش��د‬ ‫مقامات این کش��ور‬ ‫ای��ن کنس��رت را تنها‬ ‫برای اف��راد ب��االی هجده‬ ‫سال مجاز کنند‪.‬‬ ‫یک گروه کوچک از مس��یحیان بیرون اس��تادیوم المپیک‬ ‫س��ئول‪ ،‬جایی ک��ه ‪ 45‬هزار نف��ر از هواداران لی��دی گاگا‬ ‫حضور دارند به اعتراض جمع ش��دند‪ .‬ای��ن تور دوم ماه مه‬ ‫یک��ی از چهار اجرای��ش را در هنگ کنگ پ��ی گرفت‪ .‬در‬ ‫س��ئول معترضان به برگزاری این کنسرت هفته‌هاست که‬ ‫اعتراض��ات خود را آغ��از کرده‌اند و ادع��ا می‌کنند که این‬ ‫خواننده «از نظر جنسی بی‌پرواست» و ممکن است جوانان‬ ‫را «آل��وده کند‪ ».‬ی��ک گروه که خود را «ش��هروندان علیه‬ ‫کنس��رت لیدی گاگا» نامیده‌اند می‌گویند این کنسرت بیش‬ ‫از حد «هرزه‌نما و هم‌جنس خواهانه» است‪.‬‬

‫‪14‬‬

‫نامزد انتخابات آمریکا و‬ ‫چشم‌چرونی سیاسی‬

‫نامزد پیش��ین ح��زب جمهوری‌خواه‬ ‫آمری��کا برای انتخابات ریاس��ت‬ ‫جمه��وری این کش��ور در روز‬ ‫برگزاری مهمانی شام و نشست‬ ‫مطبوعاتی که در کاخ سفید برگزار‬ ‫ش��ده بود از یکی از چهره‌های مشهور‬ ‫خواس��ت که با وی عکس تکی بگی��رد اما بعدن‬ ‫این قضیه را تکذیب کرده اس��ت‪« .‬ریک س��نتروم»‪ ،‬نامزد‬ ‫پیش��ین انتخابات آمریکا‪ ،‬از «لیندزی لوهان» خواس��ته بود‬ ‫ت��ا ب��ا وی عکس ی��ادگاری بگیرد که ش��خص عکاس به‬ ‫دس��تور این کاندیدا یک عکس تکی از لوهان گرفته است‬ ‫که بعدن این دس��تور را تکذیب کرده اس��ت‪ .‬او گفت که به‬ ‫هیچ وجه خواس��تار عکس تکی از لیندزی نبوده و آن شب‬ ‫همه عکاسان عکس‌های زیادی گرفته‌اند‪.‬‬

‫خواندن پیمان زناشویی‬ ‫چندباره هدف چیست؟‬

‫«ماریا کری» و «نیک کنن» تعطیالت‬ ‫این هفته را در ش��هر پاریس گذراندند‬ ‫و مجدد پیمان ازدواج خود را خواندند‪.‬‬ ‫آن‌ه��ا در حالی که با لباس عروس��ی در‬ ‫مراسم حضور داشتند عکسی را با برج ایفیل‬ ‫انداختند‪ .‬این اولین بار نیس��ت که این زوج پیمان‬ ‫زناش��ویی خود را تمدید کردند‪ ،‬این دو پیش از این و وقتی‬ ‫ماری��ا در ح��ال زایمان بچه‌های دوقلوی خ��ود بود نیز این‬ ‫پیمان خوانده شد‪.‬‬

‫اکران فیلم گشت ارش��اد شده بود‪ ».‬وی‪ ،‬افزود‪:‬‬ ‫«از طریق این رس��انه اعالم می‌کنیم که به‬ ‫دلیل تخلف و اکران دو روزه فیلم گش��ت‬ ‫ارشاد در سینما دریای آستارا روند تعطیلی‬ ‫و پملب این سینما آغاز شده است‪».‬‬ ‫این مقام مس��وول‪ ،‬با بیان این‌که مراحل‬ ‫اداری و حقوقی پلمب س��ینما دریا در حال‬ ‫انجام است‪ ،‬اذعان کرد‪« :‬به زودی این سینما‬ ‫تعطیل می‌شود‪« ».‬گشت ارشاد» از جمله فیلم‌هایی‬ ‫اس��ت که اعتراض‌ه��ا در میان طبقه‌ای‬ ‫از اصول‌گرای��ان در پ��ی داش��ت‪.‬‬ ‫این اعتراض‌ه��ا باعث توقیف‬ ‫ش��دن فیلم در س��ینماهای‬ ‫کشور شد‪.‬‬

‫هدف رقص‬ ‫است چه در‬ ‫تلویزیون‬ ‫چه در زندان‬

‫رقصنده‌ای به‌نام «سلماز» که در تلویزیونی‬ ‫در آلمان شرکت کرده و در مسابقه رقص‬ ‫هم برنام��ه اجرا کرده اس��ت‪ .‬هفته پیش‬ ‫هنگام ورود به ایران درفرودگاه دس��تگیر و‬ ‫بازداش��ت ش��د و پس از یک هفته آزاد شده‬ ‫است‪ .‬گفته می‌شود سولماز با قرار کفالت آزاد شده‬ ‫و البته توی اون چند روز س��خاوت‌مندانه هنرش رو توی بند‬ ‫زنان واسه بقیه عرضه کرده بو ‌د‪‌.‬‬

‫پلمب یک سینما برای نمایش‬ ‫فیلم‬

‫س��ینمای «دریای آستارا» از س��ینماهای اصلی‬ ‫ش��هر آس��تارا‪ ،‬ب��ه دلی��ل اک��ران دو روزه فیلم‬ ‫سینمایی «گشت ارش��اد» پلمب می‌شود‪« .‬قاسم‬ ‫مصف��ی» مدیر روابط عموم��ی اداره کل فرهنگ و‬ ‫ارش��اد اس�لامی گیالن گفت‪« :‬به دلی��ل تخلف مدیر‬ ‫س��ینما دریای آس��تارا در اکران دو روزه فیلم گش��ت ارشاد‬ ‫روند تعطیلی این سینما در حال انجام است‪ ».‬او با اشاره به‬ ‫انعکاس خبر «گش��ت ارشاد در آستارا‬ ‫توقی��ف ش��د» و نی��ز اظهارات‬ ‫عیس��ی قربانپور مدیر سینما‬ ‫دری��ای این شهرس��تان‬ ‫اظه��ار ک��رد‪« :‬مدی��ر‬ ‫س��ینما دریای آستارا با‬ ‫ارسال یک نامه خطاب‬ ‫ب��ه مدی��رکل فرهنگ و‬ ‫ارش��اد اس�لامی خواستار‬ ‫پاس��خ‌گویی در زمین��ه عدم‬

‫خبرهای خطی‬

‫عروس��ی «پرن��س ویلی��ام» و «کی��ت‬‫میدلتون» دو میلیارد میهمان‪ ،‬س��ال‌گرد‬ ‫دو نفر‬ ‫«کری��س همفری��ز» و بی‌تفاوتی به‬‫رابطه عاش��قانه «کیم کارداش��یان» و‬ ‫«کنی وست»‬


‫بلندی از آن یافت کو پست شد‬

‫مه‌شب‌تاجیک‬ ‫هم��ه‌ی ما ه��ر روز در زندگی‌م��ان با نقش‌ه��ای متفاوتی‬ ‫ظاهر می‌ش��ویم و ش��کل‌های گوناگونی برای رویارویی با‬ ‫موقعیت‌های مختلف را برمی‌گزینیم‪ .‬اما واقعیت این اس��ت‬ ‫که هر کدام ما بخش پایداری از شخصیت داریم که بخش‬ ‫باثباتی از ماس��ت که در مواجهه‌های بیرون��ی ما نمود پیدا‬ ‫می‌کن��د و بس��یار هم به روی این بخش از ش��خصیت کار‬ ‫می‌کنیم و نش��ان‌دهنده‌ی ارزش واقعی ماس��ت‪ .‬هم‌چنین‬ ‫ب��رای این‌ک��ه افراد م��ا را با این گوش��ه از ش��خصیت‌مان‬ ‫بشناسند‪ ،‬اهمیت زیادی قائل هستیم وسعی می‌کنیم بودگی‬ ‫ما با این وجهه مش��خص شود‪ .‬شاید بسیاری از ما در کالم‬ ‫بگوییم که قضاوت دیگران درباره‌ی رفتار ما اهمیت چندانی‬ ‫ندارد ولی واقعیت این اس��ت که اغل��ب ما عالقه‌مندیم که‬ ‫با وجهی از ش��خصیت‌مان که خودمان آن‌را دوس��ت داریم‬ ‫شناخته ش��ویم و افرادی هم که برای ما ارزش‌مند هستند‪،‬‬ ‫ای��ن بخش ش��خصیت ما را ش��ناخته و تحت‌تاثی��ر آن به‬ ‫قضاوت بپردازند‪.‬‬ ‫یکی از بارزترین ویژگی‌های انس��انی که اف��راد کم‌تری آن‌را‬ ‫تحمل می‌کنند و برانگیزاننده‌ی نفرت در آدم‌هاس��ت‪ ،‬دورویی‬ ‫و ریاکاری اس��ت‪ .‬دورویی از جمله احس��اس‌هایی اس��ت که‬ ‫تقریبن تمامی افراد با ش��دت و ضعف‪ ،‬به نوعی آن‌را دیده‌اند‬ ‫و با آن درگیر بوده‌اند‪ .‬این احس��اس از یک سو‪ ،‬انگیزه‌ای است‬ ‫که انس��ان را وادار می‌کند تا به جس��ت‌وجوی بیش‌تر خویش‬ ‫و راه‌کارهای رس��یدن به صداقت بیندیش��د تا آن‌جا که مبنای‬ ‫حرکت و عکس‌العمل‌ها و تفکرات و مبانی زیستش را بر اساس‬ ‫ای��ن باور تنظیم و برنامه‌ریزی کند و از س��ویی دیگر گاهی با‬ ‫نقش��ی مخرب و ویران‌گر در وجود افراد رسوخ می‌کند و چنان‬ ‫با منافع آن‌ها همگن و هم‌سویه می‌شود که این رفتار نامطلوب‬ ‫به رفتاری عادی برای آنان تبدیل می‌شود و هرگز متوجه این‬ ‫ش��کاف عمیق بین افکار و کردار خود نمی‌ش��وند‪ .‬گاهی هم‬ ‫در زندگی هر کسی ش��رایط ایجاب می‌کند که با مسئله‌ای با‬ ‫رفتاری دوگانه برخورد کند ولی انتخاب این موضوع و موفقیت‬ ‫یا عدم موفقیت در چگونگی مواجهه با مس��ئله ادامه‌دهنده‌ی‬

‫رفتاری خواهد شد که ش��رایط انسان‌ها را در آن قرار می‌دهد‪.‬‬ ‫مکانی��زم فرار از دوروی��ی و روی آوردن به صداقت پیامدهایی‬ ‫هم‌چون مسوولیت‌پذیری‪ ،‬هویت ثابت‪ ،‬سنت‌شکنی و جلوگیری‬ ‫از رفتارهای ش��بهه‌انگیز را در پی دارد که همیشه هم از سوی‬ ‫دیگران با پذیرش و تایید مواجه نخواهد شد‪.‬‬ ‫ری��اکاری مانند بیماری فراگیر اس��ت و ای��ن موضوع یکی از‬ ‫پیامدهای این رفتار است اگر که به موقع جلو آن گرفته نشود‬ ‫مانند مرضی است که انسان‌ها را از پای درمی‌آورد‪ .‬آیا در چنین‬ ‫موقعیتی می‌توان به ابعاد دیگ��ر زندگی پرداخت؟ جامعه‌ای را‬ ‫در نظر بگیرید که ریاکاری در آن نهادینه ش��ده اس��ت و شما‬ ‫ب��ه هیچ عنوان نمی‌توانید با صداق��ت ذاتی خود در آن زندگی‬ ‫کنی��د‪ ،‬جامعه اگر که خواس��ت‌های مطلوب خ��ود را در قالب‬ ‫رفتاره��ای ریاکارانه ببیند با م��دارای بیش‌تری برخورد خواهد‬ ‫کرد تا رفتارهای سنت‌ش��کن اما با صداقت را ببیند‪ ،‬پس افراد‬ ‫را به س��مت بازی‌های ریاکارانه سوق می‌دهد تا منافع خود را‬ ‫برآورده سازد‪ .‬در دنیایی که که ریاکاری و دورویی به جان مردم‬ ‫افتاده اس��ت‪ ،‬برای یک زیست سالم و انسانی باید به ناچار به‬

‫جامعه‬

‫یک طرف گرایش داش��ت‪ ،‬پس به‌تر اس��ت جانب صداقت و‬ ‫راست‌گویی را گرفت‪ ،‬هرچند که ممکن است تاوانی سخت‌تر از‬ ‫ریاکاری داشته باشد‪ .‬هر لغزشی در این زمینه‌ها ریاکاری فکری‬ ‫را در بر خواهد داشت که الیه‌های بیرونی و درونی یک اجتماع‬ ‫را در تیررس قرار خواهد داد‪.‬‬ ‫بدتر از ریاکاری و دورویی‪ ،‬پنهان‌کاری لغزش‌ها با تفسیرهای‬ ‫خجالت‌آوری است که به افراد این امکان را می‌دهد که دست به‬ ‫چنین رفتاری بزنند‪ .‬باید واقعیت را پذیرفت که ما صادقانه‌ترین‬ ‫برداشت‌ها را از رفتارهای شخصی و شخصیت خود داریم‪ ،‬پس‬ ‫ادام��ه‌ی این بازی‌ها بر نگرش ما نس��بت به خودمان هم آثار‬ ‫منفی خواهد گذاشت و هرروز بیش‌تر در منجالبی که ساخته‌ایم‬ ‫غرق می‌شویم‪‌.‬حقیقت ممکن است به نیستی ما منجر شود اما‬ ‫فریب‌کاری ذات هستی ما را به زیر سوال خواهد برد‪ .‬دسته‌ای از‬ ‫تصمیمات در زندگی هستند که اگر بر اساس واقعیت بنا نشوند‬ ‫برای همیش��ه ما را محکوم خواهند کرد‪ .‬زمانی که افکار ما با‬ ‫آن‌چه واقعن در اعمال خود هستیم در تعارض قرار بگیرد صدای‬ ‫مهیب این ناسازگاری تمام زندگی ما را از هم خواهد پاشید‪.‬‬

‫در پی ابتال به بیماری ریوی‪،‬‬

‫درگذشت ایرج قادری‪ ،‬کارگردان ایرانی‬

‫صب��ح روز یک‌ش��نبه‪ 6 ،‬م��ه‪ ،‬ای��رج ق��ادری‪ ،‬کارگردان‪،‬‬ ‫فیلم‌نامه‌نویس و بازیگر سرش��ناس ایرانی در بیمارس��تان‬ ‫مهراد در تهران درگذش��ته اس��ت‪ .‬به گ��زارش ایرنا‌‪ ،‬آقای‬ ‫قادری به دلیل عارضه ریوی در بیمارستان بستری بود‪ .‬ایرج‬ ‫قادری در س��ال ‪ ۱۳۳۴‬و ب��ا ایفای نقش در فیلم «چهارراه‬ ‫حوادث» به کارگردانی ساموئل خاچیکیان فعالیت سینمایی‬ ‫خود را آغاز کرد‪ .‬او کارگردان فیلم‌هایی هم‌چون محاکمه‪،‬‬ ‫آکواریوم‪ ،‬چش��مان سیاه‪ ،‬س��ام و نرگس‪ ،‬شهرت‪ ،‬طوطیا‪،‬‬ ‫نابخش��وده‪ ،‬می‌خواهم زنده بمان��م و پنجه در خاک بوده و‬ ‫«شبکه»‪ ،‬آخرین فیلم او هنوز بر پرده سینماهای ایران به‬ ‫نمایش درنیامده است‪.‬‬

‫‪15‬‬


‫سیاست‬

‫اوباما‪ ،‬نگاه به آمریکا‪ ،‬پیامی به جهان بازی و اشکنک‬

‫اکبر ترشیزاد‬ ‫شکی نیست که ش��مار فراوانی از کشورهای اروپایی‬ ‫مانند «س��وئد»‪« ،‬نروژ» و «دانمارک» از بس��یاری از‬ ‫جنبه‌ها هم‌چ��ون آزادی‌های مدنی‪ ،‬قانونی‪ ،‬رفتارهای‬ ‫اجتماع��ی و در مجموع آن چیزی ک��ه از آن به‌عنوان‬ ‫نمادهای یک جامعه‌ی لیبرال یاد می‌ش��ود‪ ،‬از ایاالت‬ ‫متحده‌ی آمریکا چندین گام جلوتر هس��تند و بسیاری‬ ‫از شهروندان آمریکایی به تساهل و آزادی‌های موجود‬ ‫در این کش��ورها حسرت می‌برند اما با وجود تمام این‬ ‫واقعیت‌ه��ا هنوز در باور بس��یاری از م��ردم دنیا‪ ،‬این‬ ‫جامعه‌ی آمریکا اس��ت که به‌عنوان سردمدار و الگوی‬ ‫دموکراس��ی‌خواهی و آزادی‌طلبی در جهان ش��ناخته‬ ‫می‌ش��ود‪ .‬شاید به‌س��بب همین نگرش باشد که برای‬ ‫اکثری��ت مردم دنیا‪ ،‬تغیی��رات و اتفاقاتی که در فضای‬ ‫سیاسی‪ ،‬اجتماعی و هنری آمریکا رخ می‌دهد‪ ،‬به‌نسبت‬ ‫هر جای دیگر دنیا مهم‌تر باش��د‪ .‬درست است که این‬ ‫حقیقت ت��ا اندازه‌ی زی��ادی برآمده از ق��درت ایاالت‬ ‫متحده به‌عنوان تنها ابرقدرت فعلی جهان اس��ت‪ ،‬ولی‬ ‫نباید فراموش کرد که این فقط باور طبقه‌ی متوسط و‬ ‫یا عامی جوامع دیگر نیست و جهت نگاه روشن‌فکران‬ ‫دیگر کشورها نیز تا اندازه‌ی زیادی به تغییرات آمریکا‬ ‫دوخته شده‌اس��ت و این نش��ان از س��ویه‌ی تاثیرگذار‬ ‫فرهنگی این کش��ور اس��ت‪ .‬نیت نگارنده از بیان این‬ ‫مقدمه طوالنی این بود تا بگوید از همین‌جاس��ت که‬ ‫می‌توان به میزان اهمیت اظهار نظر جنجالی «باراک‬ ‫اوبام��ا» در مورد ح��ق ازدواج همجنس‌گرایان پی‌برد‪.‬‬ ‫بسیاری از تحلیل‌گران بر این باورند که این سخنان‬ ‫«اوبام��ا» به‌عنوان نام��زد انتخاب��ات دوره‌ی آینده‬ ‫ریاس��ت‌جمهوری آمریکا‪ ،‬اگر به ضرر او نباش��د به‬ ‫نفع‌اش نیز نخواهد بود‪ ،‬چرا که جامعه‌ی آمریکایی با‬ ‫وجود تغییرات عمده در سال‌های اخیر‪ ،‬هم‌چنان در‬ ‫قیاس با همتایان اروپایی‌اش به‌شدت محافظه‌کارتر‬ ‫اس��ت‪ .‬نگارنده اما بر این باور اس��ت که اگر به نوع‬ ‫دیگری به این موضوع نگریس��ته شود خواهیم دید‬ ‫که طرح این دیدگاه آن هم در فاصله‌ی ش��ش ماه‬ ‫مانده به انتخابات بعدی ریاست‌جمهوری در آمریکا به‬ ‫نف��ع «اوباما» خواهد بود‪ .‬جامعه‌ی آمریکا دیگر اکنون‬

‫‪16‬‬

‫فقط شامل آمریکا نمی‌شود‪ .‬آخرین نظر‌سنجی‌ها نشان‬ ‫می‌دهد که در حال حاضر حدود ‪ 40‬درصد از شهروندان‬ ‫آمریکا را خارجی‌ها و یا خارجی‌تباران تشکیل می‌دهند‪.‬‬ ‫این بخش از مردم آمریکا از دو جنبه مدافع دیدگاه‌های‬ ‫آزادی‌خواهانه‌ی «اوباما» خواهند بود‪ .‬نخس��ت آن‌که‬ ‫درس��ت است که سخنان رییس‌جمهوری و موضعش‬ ‫فقط درب��اره‌ی همجنس‌گرایان و حق��وق آن‌ها بیان‬ ‫شده‌است اما اگر با این نگاه که همجنس‌گرایان به هر‬ ‫روی یک اقلیت به‌حساب می‌آیند به این موضع‌گیری‬ ‫«اوباما» نگریس��ته ش��ود خواهیم دید که او به‌نوعی‬ ‫هم‌دلی تمامی اقلیت‌ها را با خ��ود هم‌راه خواهد کرد‪.‬‬ ‫تمامی آن‌هایی که فکر می‌کنند به‌سبب نژاد‪ ،‬مذهب‬ ‫و یا گرایش جنس��ی خود در این کشور مورد ظلم واقع‬ ‫ش��ده‌اند‪ .‬نکته‌ی دیگر‪ ،‬تاثیر غیرمس��تقیمی است که‬ ‫بستگان مهاجران و یا خارجی‌تباران بر وابستگان خود در‬ ‫آمریکا خواهند گذاشت‪ .‬شکی نیست که میزان حمایت‪،‬‬ ‫س��تایش و استقبالی که از س��خنان و اظهارنظر اخیر‬ ‫رییس‌جمهوری آمریکا در بیرون از این کشور شده‌است‬ ‫به مراتب بیش‌تر از آنی اس��ت ک��ه در درون جامعه‌ی‬ ‫آمری��کا صورت گرفته و این جو می‌تواند به‌تدریج و از‬ ‫طری��ق حمایت‌های روانی‪ ،‬از بیرون از این کش��ور به‬ ‫درون آن نیز منتقل شود که با توجه به زمان باقی‌مانده‬ ‫تا انتخابات آینده‌ی این کش��ور دور از دس��ت‌رس هم‬ ‫نیست‪ .‬این حرکت «باراک اوباما» به‌شدت یادآور اقدام‬ ‫شجاعانه‪ ،‬انسانی و اخالقی «ال‌گور»‪ ،‬در حفظ محیط‌‬ ‫‌‌زیس��ت و تالش‌های مس��تمر و خس��تگی‌ناپذر او در‬ ‫زمینه‌ی حل مسئله‌ی گرمایش کره‌ی زمین و تاثیرات‬ ‫ناگوار این فاجعه اس��ت‪ .‬درس��ت اس��ت که «ال‌گور»‬ ‫در مبارزات انتخاباتی س��ال ‪ ،2000‬نتیجه را با رقابتی‬ ‫نزدیک و مسئله‌دار به رقیبش «جرج بوش» واگذار کرد‬ ‫اما به‌نوعی زنده‌کننده‌ی روح حقیقی آن چیزی بود که‬ ‫از آن به مرام انسان‌دوس��تی و آزادی‌خواهی در حزب‬ ‫دموکرات آمریکا یاد می‌شود‪ .‬این حرکتی است که اگر‬ ‫حتا به بهای شکست دموکرات‌ها در انتخابات آینده‌ی‬ ‫آمریکا تمام شود برای حیات آینده‌ی این حزب و جلب‬ ‫اعتماد طرف‌دارانش در ایاالت متحده و سراسر جهان‬ ‫مفید خواهد بود‪.‬‬

‫جامعه‬

‫رضا حاجی‌حسینی‬ ‫بررسی نقش و حضور بازی در حوزه‌های مختلف‪ ،‬نشان می‌دهد که این فعالیت‪ ،‬فرایند‬ ‫یا پدیده‌ی فیزیکی‪ ،‬ذهنی‪ ،‬روانی‪ ،‬از شمول و همه‌گیری جدی و اساسی‌ای بر‌خوردار‬ ‫است و آن‌چه بازی و پرداختن به آن را جذاب می‌کند‪ ،‬همین فراگیری است‪.‬‬ ‫در توضی��ح بیش‌ت��ر و به‌تر این موضوع بای��د گفت که لذت ب��ازی تنها محدود به‬ ‫بازی کردن نمی‌ش��ود و هر نوع رابطه‌ای میان انس��ان و حتا حیوان با بازی‪ ،‬می‌تواند‬ ‫لذت‌بخش باشد‪ .‬به‌همین دلیل هم هست که شمار بسیاری مقاله و گزارش و چه و‬ ‫چه درباره‌ی بازی نوشته و ساخته شده‌است و حتا باالتر از این‪ ،‬به‌همین دلیل است که‬ ‫تماشای بازی دیگران (حاال هر بازی‌ای که باشد) هم برای فرد‪ ،‬دوست‌داشتنی است‪.‬‬ ‫بح��ث ما ام��ا درب��اره‌ی نقش و حض��ور پر‌رن��گ «ب��ازی ‌» در متل‌ه��ا‪ ،‬مثل‌ها و‬ ‫ضرب‌المثل‌ها‌ست‪ .‬این حضور که خود مثل یک بازی می‌ماند‪ ،‬در انتقال معانی نقشی‬ ‫اساس��ی دارد‪ .‬به‌عنوان نمونه احتمالن شنیده‌اید و در کودکی برای شما هم خوانده‌اند‬ ‫که «بازی اش��کنک داره‪ /‬سر شکستنک داره‌«‪ .‬همین کالم کوتاه‪ ،‬فشرده‌ای‌ست از‬ ‫قطار قطار کلماتی که درباره‌ی افتادن و زمین خوردن و شکست و غیره‪ ،‬ارایه می‌شود‪.‬‬ ‫از این‌دس��ت عبارات و جمالت در فرهنگ عامه‌ی ما ایرانیان بس��یار یافت می‌شود‪.‬‬ ‫ای��ن اصطالحات که اغلب مثل خود بازی‪ ،‬ش��یرین و آموزنده هم هس��تند تا پیش‬ ‫از ای��ن معمولن به‌عنوان امری قطعی و خلل‌ناپذیر‪ ،‬پذیرفته می‌ش��دند و تردیدی در‬ ‫ن روزها اما در شرایطی که به‌نظر می‌رسد «شک» به‌عنوان اساس‬ ‫درستی‌شان نبود‪ .‬ای ‌‬ ‫«مدرنیسم» ک ‌مو‌بیش تازه به سرزمین ما رسیده‌است‪ ،‬در درستی این مثل‌ها و متل‌ها‬ ‫هم تردید می‌شود‪.‬‬ ‫از جمله‌ی این مثل‌هاس��ت که می‌گویند «با دم شیر بازی نکن»‪ .‬این عبارت که‬ ‫به‌نظر درست و قطعی می‌رسد‪ ،‬نسبت به عصبانی کردن شیر و عواقب آن هشدار‬ ‫می‌دهد‪ .‬حاال این ش��یر کیست و کجاس��ت بحث دیگری است که در این مقال‬ ‫نمی‌گنجد اما اگر در اینترنت جست‌و‌‌جویی کنید‪ ،‬می‌بینید چه بسیارند کسانی که‬ ‫این هش��دار را جدی نگرفته‌اند و مش��غول بازی با دم شیرند‪ .‬آن هم شیر جنگل‪.‬‬ ‫عکس و فیلمش را هم گرفته‌اند تا س��ند باش��د و بعدن کسی نتواند معترض‌شان‬ ‫بش��ود و مثلن در تابس��تان برای‌شان بخواند که «االن داره برف می‌آد‪ /‬اسنادشم‬ ‫موجوده»‬ ‫این تردید در آثار هنری و غی ‌ر هنری هم قابل رد‌گیری است‪ .‬به‌عنوان مثال طنز‌پردازی‬ ‫به‌نام «رضا ساکی»‪ ،‬در مطلبی با عنوان «با دم شیر می‌شود بازی کرد» که در سایت‬ ‫خود‪« ،‬عبید شاکی»(‪ )www.rezasaki.com‬منتشر کرده‌است‪ ،‬چنین نوشته‪:‬‬ ‫«در کودکی چیزهایی به ما یاد داده‌اند که همه‌اش درست نبوده‌است‪ .‬یعنی آدم وقتی‬ ‫بزرگ می‌شود می‌فهمد خیلی چیزها آن‌طوری که در کودکی به او گفته‌اند نیست و‬ ‫طور دیگری است‪ .‬مثلن همین که در کودکی به ما گفته‌اند با دم شیر نباید بازی بکنی‬ ‫حرف درستی نبوده است چون با دم شیر بازی می‌کنند‪ ،‬خیلی خوب هم بازی می‌کنند‪.‬‬ ‫چه کسانی؟ پول‌دارها‪ .‬بله پول‌دارها‪ .‬همان‌هایی که به‌جای قناری و گربه‪ ،‬توی حیاط‬ ‫خانه‌شان بچه شیر دارند‪ .‬همین هفته‌ی پیش بود که آتش‌نشانی شمال شرق تهران‬ ‫دو قالده شیر رها در شهر را با یه وضی شکار کرد و تحویل باغ وحش داد‪ .‬شیرهایی‬ ‫که احتمالن از خانه‌ای در ش��مال تهران در رفته‌اند‪ .‬ش��اید در حیاط باز بوده و شیرها‬ ‫آمده‌اند توی کوچه‪».‬‬ ‫آقای س��اکی اما حدود ش��ک و تردید را از بازی فرا‌تر برده و می‌نویس��د‪« :‬این‌که در‬ ‫کودکی به ما گفته‌اند پول همه چیز نیست هم حرف درستی نبوده است‪ .‬همین حاال‬ ‫کل اتحادیه‌ی اروپا سر همین پول به جان هم افتاده‌اند‪ .‬با پول کارهایی می‌شود کرد‬ ‫که گاه عقل از درک آن عاجز است‪ ،‬مثل همین با دم شیر بازی کردن‪ .‬ما که با دم گربه‬ ‫هم نمی‌توانیم بازی کنیم ولی پول‌دارها توی حیاط خانه‌شان شیر دارند و با دمش بازی‬ ‫هم می‌کنند‪ .‬حاال ش��اید هم شیرها از دست قاچاق‌چیان فرار کرده باشند‪ .‬چه کسی‬ ‫می‌داند‪ ،‬ولی اگر از دس��ت آن‌ها هم در رفته باش��ند عاقبت برای فروش به پول‌دارها‬ ‫بوده‌است‪ .‬پس ما از گفته‌های خود نتیجه می‌گیریم که با دم شیر می‌شود بازی کرد‪،‬‬ ‫فقط پول‪ ،‬امکانات و حیاط بزرگ در شمال شهر می‌خواهد‪».‬‬ ‫قضاوت درباره‌ی درس��تی یا نا‌درستی این شک و تردید را بر‌عهده‌ی شما می‌گذاریم‪.‬‬ ‫طبیعی‌ست که بر اساس اختیار شما می‌توانید با هر چیزی که دل‌تان می‌خواهد بازی‬ ‫کنید اما یاد‌تان باش��د که عواقب هر بازی‌ای بر عهده‌ی خودتان اس��ت و همان‌طور‬ ‫ک��ه پیش‌تر گفتیم و هنوز هم کس��ی در آن تردی��د نکرده‪« ،‬بازی اش��کنک داره‪/‬‬ ‫سر‌شکستنک داره»‪.‬‬


‫مالرب‪،‬استادمسلمشعرفرانسه‬ ‫سایه کوثری‬ ‫«فرانسوا دو مالرب» در شهر کان متولد شد‪ ،‬اما به جز دو سفری‬ ‫که به ایالت نورماندی رفت بقیه عمرش را در شهر اکس گذراند‪،‬‬ ‫زیرا ارباب و ممدوح او به نام دوک دانگولم حاکم ایالت پرووانس‬ ‫در آن‌جا اقامت داش��ت‪ .‬مالرب تا پنجاه س��الگی جز چند شعر‬ ‫پراکنده آثار ادبی دیگری نداش��ت‪ .‬در ‪ 32‬سالگی قطعه شعری‬ ‫نوشت با عنوان «اش��ک‌های پتروس قدیس» و سه سال بعد‬ ‫شعر دیگری با عنوان «تسلیت به آقای پریه»‪.‬‬ ‫در س��ال ‪ 1605‬هانری چهارم به او سفارش کرد که قطعه‌ای‬ ‫بسراید‪ .‬مالرب برای اجرای امر پادشاه منظومه‌ای نوشت با نام‬ ‫«دعا برای اعلیحضرت هانری کبیر به هنگام س��فر به لیمون‬ ‫»که بس��یار مورد توجه پادشاه قرار گرفت‪ .‬بعد از این چریان به‬ ‫پاریس دعوت می‌شود و در آن‌جا پادشاه مقرری مناسبی برای‬ ‫او تعیین می‌کند و به عنوان یکی از محبوب‌ترین شاعران دربار‬ ‫به خدمت هانری چهارم درمی‌آید‪.‬‬ ‫مال��رب تا آخر عمر در آن‌جا می‌مان��د و وظیفه‌اش را به عنوان‬ ‫مدیحه‌س��رای دربار انجام می‌دهد‪ .‬به ستایش اعمال درباریان‪،‬‬ ‫ثبت وقایع بزرگ‪ ،‬ستایش جمال و کمال برخی از زنان درباری‬ ‫و مقداری هم به شرح و تفسیر متون مقدس می‌پردازد‪.‬‬ ‫مال��رب که آدم هوش‌مندی بود‪ ،‬اما علم و فضلی در خور مقام‬ ‫خود نداشت‪ ،‬مردی مغرور و زودرنج بود که شاگردانی دور خود‬ ‫جمع کرد و نقش رییس مکتب شعر و ادب عصر خود را بازی‬ ‫کرد‪ .‬از میان ش��اگردان او‪ ،‬دو نفرشان برجسته‌تر بودند‪ ،‬منار و‬ ‫راکان‪ .‬آثار ش��عری مالرب اگرچه اندک هستند‪ ،‬آن‌چه سروده‬ ‫در حد اعالی کمال و استحکام بیان است‪ ،‬اما از نظر محتوا و‬ ‫مضمون به آن اندازه قابل توجه نیس��ت زیرا خود وی به الهام‬ ‫شاعرانه و عواطف عمقی اعتقاد چندانی نداشت و تنها به شکل‬ ‫و اس��تحکام ظاهری کالم اهمیت م��ی‌داد‪ .‬به قول خودش او‬ ‫تکنسین نظم است نه شاعر‪.‬‬ ‫این سراینده باروک‪ ،‬از نظر صورت کالم به حد اعالی مهارت‬ ‫در ایج��اد وزن و قافیه و تنظیم مصراع‌ها و آهنگ درخش��ان‬ ‫کلمات دس��ت یاف��ت‪ .‬س��روده‌های او گویی ترکیب��ی از هنر‬ ‫موس��یقی و معماری‌ست که نمونه بارز آن را در قطع ‌ه ترانه‌ای‬ ‫برای کالیست می‌بینیم‪ .‬این شعر را در سال ‪ 1609‬سروده و در‬ ‫آن شکوه و جالل و زیبایی قصر فونتن بلو را که به امر هانری‬ ‫چهارم انجام شده ستوده است‪:‬‬

‫«بناهای رفیع و زیبا با ساختار جاودانه‬ ‫برآورده با مصالحی شایسته از همه دست‬ ‫بنایی که سلطان بی همال در آن معجزه کرده‬ ‫و طبیعت را با همه زیبایی‌هایش به خضوع و ستایش واداشته‬ ‫است‪».‬‬ ‫اگر می‌بینیم تقریبن همیش��ه س��بک غنایی مال��رب به دلیل‬ ‫بیگانگی با عواطف و احساس��ات هم‌چون بنایی از سنگ مرمر‬ ‫س��رد به نظر می‌رس��د و به ندرت به مس��ایلی از قبیل مرگ‪،‬‬ ‫آرامش‪ ،‬روح‪ ،‬نسیان و ناآگاهی انسان‌ها اشاره دارد‪ ،‬با وجود این‬ ‫دنیای شعری مالرب گاهی تصاویر درخشانی از پیوند انسان و‬ ‫طبیعت عرضه می‌کند‪:‬‬ ‫«خداوندگارا‪ ،‬در آن هنگام‪ ،‬تو زندگی شیرینی به ما عطا خواهی‬ ‫کرد‬ ‫و ما این سال‌های پر مرارت را بار دیگر نخواهیم دید‪،‬‬ ‫س��ال‌هایی که حتا برای انس��ان‌های خوش‌بخت آغش��ته به‬ ‫حسرت و آه بوده است‪،‬‬ ‫در آن زمان‪ ،‬خاندان‌های ما از همه نعمت‌ها سرشار خواهند شد‪،‬‬ ‫محصول مزارع ما داس‌ها را خسته خواهد کرد‬ ‫و میوه‌های درختان فراوان‌تر از عدد ش��کوفه‌هایی خواهند بود‬ ‫که نوید داده بودند‪».‬‬ ‫مالرب در شعرهایش به طور مکرر ترکیبات غریب به کار می‌برد‬ ‫اما اس��تحکام زبان شعری‪ ،‬روانی ترکیبات و هماهنگی واژه‌ها‬ ‫خصوصیاتی هس��تند که نه فقط در معاصران��ش بلکه در کار‬ ‫بس��یاری از ش��اعران و منتقدان پس از او نیز اثر کرده است‪ ،‬از‬ ‫آندره شنیه گرفته تا بودلر و فرانسیس پونژ‬ ‫مالرب هیچ مقاله‌ای در مورد آرای هنری و ادبی خود ننوش��ته‬ ‫است‪ ،‬اما نظریات او را در این زمینه از حواشی و یادداشت‌هایی‬ ‫که بر کتاب دیوان اش��عار دپورت نوشته و نیز تقریراتش که به‬

‫فرهنگ‬

‫وسیله یکی از شاگردان او جمع‌آوری شده می‌توان دریافت‪ .‬این‬ ‫استاد مسلم شعر فرانسه‪ ،‬طرف‌دار استقالل هنری و نوآوری‌ست‪.‬‬ ‫وی نه تنها با تبعیت از سبک ایتالیایی‌ها به شدت مخالف است‬ ‫بلکه با غالب ش��اعران باستانی یونان و التین میانه‌ای ندارد‪ .‬از‬ ‫معاصران اعتبار چندانی برای رنه و دپورت قایل نیست و به این‬ ‫ترتیب بعد از طرد همه این صاحبان هنر‪ ،‬اصول ش��عر نو مورد‬ ‫توجه خود را مطرح می‌کند‪.‬‬ ‫دو اصل برای او در درجه اول اهمیت هستند‪ ،‬استحکام و دقت‬ ‫منطقی کالم و شفافیت مطلق زبان به گونه‌ای که خواننده به‬ ‫هیچ صورت نباید در فهم تعابیر با مشکل روبه‌رو شود‪.‬‬ ‫بنابرای��ن عبارات و ترکیبات مبهم و دوپهلو‪ ،‬تغییر خودس��رانه‬ ‫نظام کلمات زبان‪ ،‬اش��ارات مهجور به مفاهیم اساطیری که در‬ ‫حیطه فهم اکثریت نیست‪ ،‬به کار بردن واژه‌های دور از ذهن و‬ ‫دیرفهم‪ ،‬همه این‌ها از نظر مالرب جزو معایب شعری‌ست و به‬ ‫شفافیت و استحکام آن لطمه می‌زند‪.‬‬ ‫مالرب به دلیل تعصبی که در کاربرد واژه‌ها و ترکیبات داشت‪،‬‬ ‫در ساختار زبان فرانسه به مداقه و پژوهش دست زد و سرانجام‬ ‫به صورت یک گرامردان و زبان‌ش��ناس ماه��ر درآمد و درباره‬ ‫معان��ی و ن��وع کلمات اظهار نظر دقیق کرد‪ .‬ب��ا وجود این اگر‬ ‫می‌بینیم گاهی شیوه سخن گفتن عوام الناس و به تعبیر خودش‬ ‫زبان حمال‌ها را تحسین می‌کند به دلیل زنده بودن آن زبان و‬ ‫کاربرد صریح و بی‌ابهام واژه‌ها و تعبیرات است‪ .‬و‌گرنه خود در‬ ‫سروده‌هایش و حتا در گفتار از شیوه بیان رایج در میان نخبگان‬ ‫پاریس استفاده می‌کند و معتقد است که نباید صحت دستوری‬ ‫و شفافیت زبان و ساختار اصیل واژه‌ها را فدای ضرورت وزن و‬ ‫قافیه کرد‪ .‬و در آخر آن‌که در اهمیت هنر شاعری مالرب همین‬ ‫بس که بوالو‪ ،‬نویسنده و شعرشناس قرن هفدهم در رساله خود‬ ‫با عنوان هنر شاعری‪ ،‬به همین مقوله یعنی سلطه مالرب اشاره‬ ‫می‌کند‪ ،‬آن‌جا که می‌گوید‪:‬‬ ‫«عاقبت مالرب پا به میدان گذاش��ت و برای نخس��تین بار در‬ ‫فرانسه‪،‬‬ ‫وزن و آهنگ درست واژه‌ها را شناساند‬ ‫و به شاعران آموخت که چگونه هر کلمه در جای خود صاحب‬ ‫قدرت و اعتبار می‌شود‪.‬‬ ‫وی خدای ش��عر را با وظایفش نسبت به قواعد ترکیب کلمات‬ ‫آشنا کرد‪».‬‬

‫‪17‬‬


‫کتاب‌خانه‬

‫مثلصبحیک‌شنبه‌ایسوگ‌وار‬

‫نهال نوریان‬ ‫«وقتی بقیه‌ی بچه‌ها یاد می‌گرفتند کلمه‌ها را‬ ‫هجا کنند‪ ،‬من اسم‌های معشوق‌هایم را‬ ‫می‌شمردم‪ ،‬مخصوصن یکی‌شان را که‬ ‫با گناه جسم‪ ،‬تعمید یافته بود‪،‬‬ ‫هنوز کودکی بیش نبودم‬ ‫که در زیباترین زمین‌ها‪،‬‬ ‫در جعبه‌ی بازی شن‬ ‫شاه‌زاده‌ای‌فراموش‌شده بودم‬ ‫به من تجاوز شد‪،‬‬ ‫جایی که مار کبری بر دور بدنم حلقه‌زد‪،‬‬ ‫…‬ ‫پوست من نرم و صاف‬ ‫گ خارایی تراش‌خورده‬ ‫سن ‌‬ ‫پوست یک بچه‪،‬‬ ‫در شش سال و نیمی‪،‬‬ ‫چشمان من بیابانی بود که تو را می‌ترساند‪،‬‬ ‫دستان تو روی سرخ‌پوستان رقصان من‬ ‫از خواهش انتقام می‌سوخت‪»..…،‬‬ ‫شعر بلند «خاکستری‌های آبی» سروده‌ی «ژان پل دوا»‪ ،‬بین‬ ‫س��ال‌های ‪ 1982‬تا ‪ 1998‬سروده شده و رامتین آن را در سال‬ ‫‪ 2009‬به فارسی برگردانده است‪ .‬ژان پل دوا در سی‌ام ژانویه‌ی‬ ‫‪ 1946‬در ولی‌فیلد ایالت کبک کانادا متولد شد‪ .‬او در دانش‌گاه‬ ‫فرانسوی‌زبان مونترال تحصیل کرد‪ ،‬پس از آن‪ ،‬به تدریس زبان‬ ‫فرانسه پرداخت و از سال ‪ 1976‬تاکنون‪ ،‬بیش از سی کتاب شعر‬ ‫و دو رمان از او منتشر شده است‪ .‬دوا را بیش‌تر به‌خاطر دو شعر‬ ‫تاثیرگذار و با اهمیتش‪« ،‬خاکسترهای آبی» و «آمریکا‪ ،‬شعری‬ ‫در تصویری سینمایی» می‌شناسند‪« .‬خاکستری‌های آبی» برای‬ ‫شاعر خود‪ ،‬جایزه‌ی گاورنر را در ‪ 1990‬به ارمغان آورد و «آمریکا‪،‬‬ ‫شعری در تصویری سینمایی» در سال ‪ 1999‬منتشر شد که به‬ ‫واقعیت کاری او به‌عنوان یک شاعر می‌پردازد‪« .‬خاکستری‌های‬ ‫آبی» شعر بلندی پیرامون یک عشق نامعمول است‪ .‬این شعر‬ ‫با خش��ونتی که به خواننده منتقل می‌کند‪ ،‬آسیب‌های جنسی‬ ‫تجرب��ه‌ی کودکی را بیان می‌دارد که میان تنفر و دل‌بس��تگی‬ ‫در نوسان است و درنهایت دست به رفتاری جنون‌آمیز می‌زند‪.‬‬ ‫راوی بزرگ‌سال که در این اثر‪ ،‬از خاطره‌های خردسالی خود و‬ ‫رویداد دهش��ت‌ناکی که بر تمام زندگی‌اش تاثیر گذاشته است‬ ‫صحبت می‌کند‪ ،‬هنوز هم در مورد حس خود به کس��ی که او‬ ‫را معش��وق خود می‌خواند و در سرتاسر شعر‪ ،‬او را می‌ستاید‪ ،‬در‬ ‫تردید است‪ ،‬ولی درهرحال این نکته بر او مسلم است که آن مرد‬ ‫هیزم‌شکن که او را دیوانه‌وار دوست می‌داشته‪ ،‬سایه‌ی سنگینی‬ ‫را بر او و زندگی‌اش گسترده است‪.‬‬ ‫مترجم در یادداش��ت خود ب��ر کتاب «خاکس��تری‌های آبی»‬ ‫چنین م��ی‌آورد که «نمونه‌ای این‌چنینی از یک ش��عر را تا به‬ ‫ح��ال نخوانده بودم‪ .‬ش��عری بلند ک��ه در آن یک نفر با چنین‬ ‫احساسی از واقعیت‌های جسمانی زندگی‌اش‪ ،‬از گذشته‌اش و از‬

‫‪18‬‬

‫فرهنگ‬

‫عشق سخن بگوید و از روح که قربانی این ناگوارترین حادثه‌ی‬ ‫زمان‌ها می‌ش��ود‪ .‬راوی کتاب‪ ،‬کودکی‌ست در میان‌سالی که از‬ ‫گذش��ته حرف می‌زند و چقدر راحت می‌گوید از سختی‌ها و از‬ ‫مشکالت و از زندگی…»‬ ‫همان‌ط��ور که مترجم نیز از تجربه‌ی خود در مواجهه با ش��عر‬ ‫س��خن می‌گوید‪ ،‬خیلی‌ها در برابر روایت این عش��ق‪ ،‬وقتی به‬ ‫خود می‌آیند که صورت‌ش��ان پر از اش��ک است و مبهوت حتا‬ ‫بدون هیچ پیش‌داوری ممکن‪ ،‬با پسرک هم‌داستان می‌شوند‪.‬‬ ‫رویاروی��ی با این ش��عر بلند و سرش��ار از حس‌ها و تجربه‌های‬ ‫متناقض‪ ،‬چش��م‌اندازی را فرا روی خوانن��ده‌ی خود می‌گذارد‬ ‫ش تعیین‌ش��ده از کنار آن‬ ‫که نمی‌توان با حکمی قطعی و از پی ‌‬ ‫گذشت‪.‬‬

‫…‬ ‫تو همیشه می‌گفتی این آخرین‌بار است‪،‬‬ ‫اشک‌های آبی‌ات‪،‬‬ ‫از آن زمان دیگر رنگی همانند آن‌ها ندیده‌ام‪،‬‬ ‫شانه‌هایت را می‌گرفتم‬ ‫تکان‌ات می‌دادم‪،‬‬ ‫مانند منظره‌ی درهم‌آمیخته‌ی برف‬ ‫توی گوی‌های بلورین سنگین‪،‬‬ ‫چشم‌هایت برف‌آبی بود‪،‬‬ ‫عاشق برف‌ام به‌خاطر تو‬ ‫تو و چشم‌های ببرسفیدی‌ات‪،‬‬ ‫اما تو خیلی جوان بودی‬

‫«این‌جا فقط کلمه‌ها زنده هستند‬ ‫کلمه‌ها که تو را مجبور کنند‬ ‫برگردی‪،‬‬ ‫جایی که خدایان پرسه می‌زنند‬ ‫در منظره‌ای آبی‪،‬‬ ‫با ساکسیفون می‌خوانند و می‌رقصند‪،‬‬ ‫چشم‌های تو خودکار بودند‪،‬‬ ‫کلمه‌هایت آبی روشن بودند‬ ‫نسخه‌ی خطی شعرهایی عاشقانه بودند‪،‬‬ ‫که روی هم روی هم نوشته شده بودند‪،‬‬ ‫بارها پیش از آن‬ ‫تو‪ ،‬که همه‌ی خطرها را به‌خاطر من پذیرفتی‪،‬‬ ‫فریادهای ما از نور‪،‬‬ ‫تیزتر از تبر از میان هوا‬ ‫رد می‌شد‬

‫و من خیلی پیر‪،‬‬ ‫…‬ ‫بگذار کلمه‌ها ببارند‪،‬‬ ‫تو عاشق من بودی‬ ‫من عاشق تو بودم‪،‬‬ ‫اما من فقط شش سال و نیم‌ام بود‪،‬‬ ‫در هم‌آغوشی رسوای بدن‌های‌مان‪،‬‬ ‫برایم آوازها زمزمه می‌‌کردی‪،‬‬ ‫آوازهایی که محبوب بودند‪،‬‬ ‫…‬ ‫تو چیزی را به من دادی که‬ ‫دیگران سعی می‌کردند از من بگیرند‪،‬‬ ‫…‬ ‫چشمانی مانند غروب خورشی ‌د داشته باشی‪،‬‬ ‫وقتی ونیز خسته از بار‌نور درهم فرو می‌شکند»‬


‫هجدهماردی‌بهشت‪-‬هفتممه‬

‫‪ 1840‬میالدی‪« -‬پیوتر ایلیچ چایکوفسکی» (‪Peter Ilyich‬‬ ‫‪ )Tchaikovsky‬از آهنگ‌س��ازان سرشناس روسی در این‬ ‫روز به دنیا آمد‪.‬‬ ‫‪ 1919‬میالدی‪« -‬اوا پرون» (‪ )Eva Perón‬معروف به اویتا‬ ‫فعال سیاس��ی و یکی از قدرت‌مندتری��ن و محبوب‌ترین زنان‬ ‫کشور آرژانتین چشم به جهان گشود‪.‬‬ ‫‪ 1976‬میالدی‪ -‬زمین‌لرزه شدیدی در ایتالیا منطقه فریولی رخ‬ ‫داد‪ .‬ژرف��ای این زلزله حدود‪ 17‬کیلومتر بود و بزرگی آن ‪۶٫۵‬‬ ‫ریشتر اعالم شده‌است‪ .‬شمار کشته‌شدگان این زلزله حدود ‪550‬‬ ‫نفر و تعداد زخمیان ‪ 1000‬نفر برآورده و بی‌خانمان شدگان نیز‬ ‫‪ 80000‬نفر اعالم شده‌است‪.‬‬ ‫‪1945‬میالدی‪« -‬ژنرال آلفرد یودل» (‪ )Alfred Jodl‬رییس‬ ‫ستاد ارتش آلمان‪ ،‬در مقر متفقین در شهر ریمز فرانسه اعالمیه‬ ‫تسلیم بالشرط آلمان را امضا کرد و به این ترتیب جنگ جهانی‬ ‫دوم پایان یافت ‪.‬‬ ‫‪ 1954‬میالدی‪ -‬جنگ «دین بین فو» (‪Battle of Dien‬‬ ‫‪ )Bien Phu‬در هندوچین میان ویتنام و فرانسه پایان یافت‪.‬‬ ‫‪1313‬خورش��یدی‪ -‬مقدمات خرید اولی��ن کارخانه برق ‪6000‬‬ ‫کیلوواتی برای شهر «تهران» فراهم شد‪.‬‬ ‫‪1359‬خورشیدی‪« -‬فرخ‌رو پارسای» اعدام شد‪ .‬او نخستین‬ ‫نماین��ده زن مجل��س ش��ورای ملی و نخس��تین زن ایرانی‬ ‫ک��ه در دوران حکومت پهلوی به مقام وزارت رس��ید‪.‬‬ ‫ب��ود ‌‌‬ ‫پس��ت وی وزارت آموزش و پرورش در کابینه دوم و س��وم‬ ‫«امیرعباس هویدا» بود‪.‬‬

‫نوزدهماردی‌بهشت‪-‬هشتممه‬

‫‪ 1886‬می�لادی‪ -‬برخی منابع تاریخی از جمله نیویورک تایمز‬ ‫چنین روزی را روز ساخت نوشیدنی «کوکا‌کوال» توسط «جان‬ ‫پمبرت��ون» (‪ )John Stith Pemberton‬دارو ش��ناس‬ ‫آمریکایی عنوان کردند‪.‬‬ ‫‪ 1945‬میالدی‪ -‬جنگ جهانی دوم در قاره اروپا‪ ،‬به طور رسمی‬ ‫پایان یافت‪ .‬این خبر را «هری ترومن» رییس جمهوری وقت‬ ‫آمریکا در رادیو و «وینس��تن چرچیل» نخست وزیر بریتانیا به‬ ‫طور رسمی اعالم کردند‪.‬‬ ‫‪ 1794‬میالدی‪« -‬آنتوان الوازیه» (‪)Antoine Lavoisier‬‬ ‫که به «پدر شیمی نوین» معروف است به حکم دادگاه انقالب‬ ‫فرانسه با گیوتین گردن زده شد‪.‬‬ ‫‪ 1864‬میالدی‪« -‬صلیب س��رخ» عنوان س��ازمانی بین‏المللی‬ ‫است که برای تسکین آالم بشری و حفظ و پیش‌رفت بهداشت‬ ‫عمومی‪ ،‬بر طبق موافقت‌نامه «ژنو» در س��ال ‪ 1864‬و خاصه‬ ‫در نتیجه سعی شخصی به‌نام «ژان هانری دونان» سوییسی‪،‬‬ ‫تشکیل یافت‪.‬‬ ‫‪ 1902‬میالدی‪ -‬کوه آتش‌فشان «پله» فوران کرد و شهر «سنت‬ ‫پیر» (‪ )Saint-Pierre‬و ‪ 28‬هزار نفر از س��اکنان آن در جزیره‬ ‫فرانسوی مارتینیک واقع در دریای کاراییب را نابود کرد‪.‬‬ ‫‪ 1389‬خورشیدی‌‪ -‬سال‌روز اعدام «فرزاد کمانگر» فعال حقوق‬ ‫بشر‪ ،‬فعال محیط زیست‪ ،‬روزنامه‌نگار‪ ،‬و معلم کرد ایرانی است‬ ‫ک��ه به اتهام عضویت و هم‌کاری با «پژاک» به اعدام محکوم‬ ‫ش��د‪ .‬او به پاس فعالیت‌هایش‪ ،‬به‌ص��ورت افتخاری گزارش‌گر‬ ‫ویژه مجموعه فعاالن حقوق بشر در ایران نیز بود‪.‬‬

‫بیستماردی‌بهشت‪-‬نهممه‬

‫‪ 1502‬میالدی‪« -‬کریستف کلمب»‪ ،‬دریانورد ایتالیایی‪ ،‬آخرین‬ ‫س��فر دریایی خود را از کادیس (‪ )Cadiz‬در اسپانیا به سمت‬ ‫نیم‌کره‌ی غربی‪ ،‬برای یافتن راهی به آسیا آغاز کرد‪.‬‬ ‫‪ 1874‬می�لادی‪« -‬ه��اوارد کارت��ر» (‪)Howard Carter‬‬ ‫باستان‌شناس و مصرشناس مشهور بریتانیایی زاده شد‪ .‬وی کاشف‬ ‫مقبره‌ی «توتانخ‌آمون» (‪ )Tutankhamen‬پادشاه مصر بود‪.‬‬ ‫‪ 1918‬می�لادی‪« -‬مای��ک واالس» (‪)Mike Wallace‬‬ ‫روزنامه‌نگار‌‪ ،‬تهیه‌کننده و مجری آمریکایی نیز در روزی چون‬ ‫امروز متولد شد‪.‬‬ ‫‪ 1977‬میالدی‌‪ -‬س��ال‌روز درگذشت «جیمز جونز» (‪James‬‬ ‫‪)Jones‬‏نویسنده آمریکایی است‪.‬‬ ‫‪ 1805‬میالدی‌‪ -‬سال‌روز درگذش��ت «فردریک شیلر» مورخ‪،‬‬ ‫فیلسوف‪ ،‬نویسنده‪ ،‬نمایش‌نامه‌نگار و شاعر آلمانی است‪.‬‬

‫بیست‌ویکماردی‌بهشت‪-‬دهممه‬

‫‪ 1857‬میالدی‪ -‬واحدهای سپاهیان هندی پادگان «میروت»‬ ‫(‪ )Meerut‬علیه کمپانی هند شرقی بریتانیا دست به شورش‬ ‫زدند‪.‬‬ ‫‪ 1999‬میالدی‪« -‬ش��ل سیلور استاین» (‪Sheldon Alan‬‬ ‫‪ )Silverstein‬شاعر‪ ،‬آهنگ‌ساز‪ ،‬کاریکاتوریست و نویسنده‌ی‬ ‫آمریکایی درگذشت‪.‬‬ ‫‪ 1337‬خورش��یدی‪« -‬خس��رو روزبه» ریاضی‌دان‪ ،‬نویس��نده‪،‬‬ ‫متخصص نظامی و اس��تاد دانش‌کده افسری بود که به حکم‬ ‫محکمه نظامی اعدام شد‪.‬‬ ‫‪ 1331‬خورشیدی‪ -‬زادروز «شهره آ‌غداشلو» با نام اصلی «شهره‬ ‫وزیری‌تبار» بازی‌گر ایرانی‪ ،‬سینما و تلویزیون است‪.‬‬ ‫‪ 1902‬میالدی‪« -‬دیوید س��لزنیک» (‪)David Selznick‬‬ ‫فیلم‌س��از و تهیه‌کننده آمریکایی زاده شد‪ .‬وی بیش‌تر به خاطر‬ ‫ساخت فیلم‌های «برباد رفته» و «ربکا» به شهرت رسید‪ ،‬که هر‬ ‫دوی این آثار جایزه «اسکار» را دریافت کردند‪.‬‬ ‫‪ 1994‬میالدی‪« -‬نلسون ماندال ‌» پس از پیروزی در انتخابات‪،‬‬ ‫س جمهوری سیاه‌پوست آفریقای‬ ‫با ادای سوگند‪ ،‬نخستین ریی ‌‬ ‫جنوبی بود که در انتخابات دموکراتیک عمومی برگزیده شد‪.‬‬

‫بیست‌ودوماردی‌بهشت‪-‬یازدهممه‬

‫‪1904‬میالدی‪ -‬زاد روز «سالوادور دالی» (‪)Salvador Dalí‬‬ ‫نقاش فراواقع‌گرای اسپانیایی است‪.‬‬ ‫‪ 1997‬میالدی‪ -‬س��وپرکامپیوتر «دیپ بلو» (‪)Deep Blue‬‬ ‫برای نخستین بار قهرمان ش��طرنج جهان «گری کاسپارف»‬ ‫(‪ )Garry Kasparov‬را در ‪ 6‬مس��ابقه در ش��هر نیویورک‬ ‫شکست داد‪.‬‬ ‫‪ 1949‬میالدی‪« -‬سیام» رسمن نام خود را به تایلند تغییر داد‪.‬‬ ‫‪ 1949‬میالدی‪ -‬اسراییل تنها کشوری عمدتن یهودی در جهان‬ ‫در سازمان ملل پذیرفته شد‪.‬‬ ‫‪ 1924۴‬میالدی‪ -‬زادروز «آنتونی هویش»‪Antony He w‌( ،‬‬ ‫‪ )ish‬یک ستاره‌شناس رادیویی بریتانیایی است که در سال ‪۱۹۷۴‬‬ ‫(ه ‌مراه با مارتین رایل) برنده جایزه نوبل فیزیک شد‪.‬‬ ‫‪ 1940‬می�لادی‪ -‬در چنی��ن روزی نب��رد نیروهای فرانس��ه و‬ ‫انگلستان با آلمان آغاز شد‪.‬‬ ‫‪ 1372‬خورشیدی‪« -‬حسین‌علی هروی» از استادان و محققان‬ ‫زبان و ادبیات فارس��ی درگذشت‪ .‬شهرت دکتر هروی بیش‌تر‬

‫تقویم‬ ‫تاریخ‬ ‫به‌سبب حافظ‌شناسی است و در این زمینه کتابی در چهار جلد‬ ‫منتشر کرده است‪.‬‬

‫بیست‌وسوماردی‌بهشت‪-‬دوازدهممه‬

‫‪ 1884‬میالدی‪« -‬بدریش اسمتانا» (‪)Bedrich Smetana‬‬ ‫ی چک در پراگ درگذشت‪.‬‬ ‫آهنگ‌ساز و بنیان‌گذار موسیقی مل ‌‬ ‫‪ 2008‬میالدی‪ -‬حدود س��اعت ‪ 14‬به وقت محلی‪ ،‬در اس��تان‬ ‫«س��یچوآن» (‪ )Sichuan‬زمین‌لرزه‌ای با ش��دت ‪ 7.8‬ریشتر‬ ‫روی داد که در اثر این زمین لرزه ‪ 70‬هزار نفر جان باختند‪ .‬مرکز‬ ‫زمین‌لرزه در ‪ 92‬کیلومتری شمال غرب مرکز این استان اعالم‬ ‫شد‪ .‬استان سیچوآن در غرب میانی چین است‪.‬‬ ‫‪ 1941‬می�لادی‪« -‬کن��راد زوس» (‪)Konrad Zuse‬‬ ‫دانش‌من��د آلمانی نخس��تین کامپیوتر عملیاتی خ��ودکار قابل‬ ‫برنامه‌ریزی جهان را در برلین به نمایش گذاشت‪.‬‬ ‫‪ 1820‬می�لادی‪« -‬فلورانس نایتینگل» پرس��تار انگلیس��ی و‬ ‫بنیان‌گذار حرفه پرستاری نوین در فلورانس ایتالیا زاده شد‪.‬‬ ‫‪ 1949‬میالدی‪ -‬اتحاد ش��وروی پ��س از یازده ماه به محاصره‬ ‫برلین پایان داد‪.‬‬ ‫‪ 1309‬خورش��یدی‌‪ -‬در چنین روزی انحصار چاپ اسکناس در‬ ‫ایران توسط بانک ملی ایران صورت گرفت‪.‬‬

‫تو‌چهارماردی‌بهشت–سیزدهممه‬ ‫بیس ‌‬

‫‪ 1270‬خورشیدی‪ -‬در چنین روزی‪ ،‬امتیاز تنباکو در پی فتوای‬ ‫«میرزا محمد حسن شیرازی» لغو شد‪.‬‬ ‫‪ 1346‬خورش��یدی‪ -‬افتت��اح کارخانه‌ی خودروس��ازی «ایران‬ ‫ناسیونال» است‪« .‬ایران خودرو» با نام پیشین «ایران ناسیونال»‬ ‫در ش��هر ته��ران و به‌دس��ت «احم��د» و «محم��ود خیامی»‬ ‫بنیان‌گذاری ش��د و پ��س از انقالب ‪ ،1357‬توس��ط انقالبیون‬ ‫مصادره گردید‪.‬‬ ‫‪ 1375‬خورش��یدی‪ -‬افتتاح راه‌آهن «مشهد‪-‬سرخس‪-‬تجن»‬ ‫است که موجب ارتباط ایران و ترکمنستان شد‪.‬‬ ‫‪ 19500‬میالدی‪ -‬زادروز «اس��تیوی واندر» (‪Stevie Wo n‬‬ ‫‪ )der‬خوانن��ده‪ ،‬ترانه‌س��را‪ ،‬نوازنده و تهیه‌کننده‌ی موس��یقی‬ ‫آمریکایی است‪.‬‬ ‫‪ 1334‬خورشیدی‪« -‬پرویز مشکاتیان» آهنگ‌ساز‪ ،‬موسیقی‌دان‪،‬‬ ‫نوازنده سرش��ناس سنتور‪ ،‬اس��تاد دانش‌گاه و پژوهش‌گر نامی‬ ‫ایران در نیشابور زاده شد‪.‬‬ ‫‪ 1363‬خورشیدی‪« -‬حبیب یغمایی» محقق‪ ،‬نویسنده و شاعر‬ ‫معاصر‪ ،‬درگذشت‪.‬‬ ‫‪ 1967‬می�لادی‪ -‬زادروز «چ��اک ش��ولدینر» (‪Chuck‬‬ ‫‪ )Schuldiner‬خواننده‪ ،‬آهنگ‌ساز و گیتاریست چیره‌دست‬ ‫آمریکایی است‪.‬‬ ‫‪ 1822‬میالدی‪ -‬روز استقالل «اکوادور» از استعمار اسپانیا است‬ ‫که یکی از کشورهای آمریکای جنوبی محسوب می‌شود‪.‬‬ ‫‪ 1607‬میالدی‪ -‬انگلیس��ی‌ها با ورود به «ویرجینیا»ی آمریکا‪،‬‬ ‫نخستین مس��تعمره خود در قاره‌‌ی آمریکا به‌نام «جیمزتاون»‬ ‫را بنیان نهادند‪.‬‬ ‫‪ 1907‬می�لادی‪ -‬زادروز «دافن��ه دو موری��ه»‪ ،‬رمان‌نویس و‬ ‫نمایشنامه‌نویس انگلیسی است‪.‬‬

‫‪19‬‬


‫بدرود آقای رویا‌ساز‬

‫رضا حاجی‌حسینی‬ ‫ب��ازی و ورزش اغلب تنه به تن��ه‌ی هم می‌زنند و با هم پیش‬ ‫می‌روند‪ .‬به این معنا که هر کجا ورزش هست‪ ،‬بازی هم هست‪.‬‬ ‫هر کس��ی هم که اهل بازی باشد‪ ،‬ممکن است به ورزش نیز‬ ‫عالقه‌مندی داشته باشد‪ .‬تش��ریح این رابطه ناغافل شعری را‬ ‫یادم آورد از «شهید بلخی»‪ ،‬شاعر قرن چهارم‪ ،‬با این مضمون‪:‬‬ ‫«دانشوخواستهاستنرگسوگل‪/‬کهبهیکجاینشکفندبههم‬ ‫هرکهرادانشاستخواستهنیست‪/‬هرکهراخواستهاستدانشکم»‬ ‫این قطعه شعر که رابطه‌ی میان علم و ثروت را توضیح می‌دهد‪،‬‬ ‫گر‌چه احتمالن در طول هزار س��ال گذش��ته صادق بوده است‬ ‫اما در زمانه‌ی فعلی هر که پول بیش‌تری داش��ته باشد‪ ،‬امکان‬ ‫تحصیل هم بیش‌تر برایش فراهم اس��ت‪ .‬به‌این ترتیب‪ ،‬از این‬ ‫به بعد می‌شود بیت دوم این شعر را به این صورت تغییر داد که‪:‬‬ ‫هر که را خواس��ته است دانش است‪ /‬هر که را خواسته نیست‬ ‫دانش کم‬ ‫اما رابطه‌ی بازی با ورزش چه ربطی‬ ‫به این شعر دارد؟ در واقع هیچ ارتباط‬ ‫عینی یا حتا ذهن��ی‌ای میان این‌ها‬ ‫وج��ود ن��دارد و تنها یک ش��باهت‬ ‫شکلی میان «هر کجا ورزش هست‪،‬‬ ‫بازی هم هست» و این شعر‪ ،‬یادآور‬ ‫سروده‌ی شهید بلخی شد‪ .‬حاال شما‬ ‫بفرمایید که علم به‌تر است یا ثروت؟‬ ‫برگردیم به ورزش و بازی و نسبت و‬ ‫رابطه‌شان‪ .‬آن‌ها که ورزش‌کارند و در‬ ‫این حوزه دستی بر آتش دارند‪ ،‬اسم‬ ‫بازی که می‌آید معمولن ذهن‌ش��ان‬ ‫می‌رود به بازی‌های ورزش��ی‪ .‬آنان‬ ‫هم ک��ه دیگر حال و ت��وان ورزش‬ ‫کردن ندارن��د‪ ،‬دل به بازی می‌بندند‬ ‫و تنها اخبار ورزش را تعقیب می‌کنند‪ .‬در این میان پر‌رنگ‌ترین‬ ‫و مهم‌تری��ن ورزش که هم بازی‌س��ت و ه��م ورزش‪ ،‬فوتبال‬ ‫اس��ت‪ .‬این ب��ازی ‌‪ -‬ورزش که گاهی تماش��ایش ب��ه اندازه‌ی‬ ‫بازی‌اش انرژی می‌خواهد‪ ،‬معمولن وقتی جذاب‌تر می‌شود که‬ ‫«کری‌خوانی» و «کل‌کلی» هم ش��کل بگیرد‪ .‬در این حالت‪،‬‬ ‫حضور دیگری‪ ،‬باعث ایجاد رقابت و گاهی حتا دعوا می‌شود و‬ ‫به این ترتیب تماشای بازی‪ ،‬خود تبدیل به یک بازی می‌شود‪.‬‬ ‫ی‪‌-‬رقابت‪‌‌-‬دعواها‪ ،‬هفته‌ی گذشته میان‬ ‫یکی از تازه‌ترین این باز ‌‬ ‫هواداران «بارس��لونا» و «رئال مادرید» شکل گرفت‪ .‬بارسا بعد‬ ‫از مدت‌ها به رئال باخت و با شکس��ت از «چلسی» از رسیدن‬ ‫به فینال لیگ قهرمانان اروپا نیز باز‌ماند‪ .‬خوش‌حالی رئالی‌ها اما‬ ‫خیلی دوام نیاورد چون شب بعدش آن‌ها هم در زمین خود‌شان‬ ‫و در ضربات پنالتی به «بایرن مونیخ» باختند و مثل بارسا ناکام‬ ‫تو‌گوها درباره‌ی دو نفر باال گرفت‪.‬‬ ‫ماندند‪ .‬در این میان اما گف ‌‬ ‫«خوزه مورینیو»‪ ،‬س��ر‌‌مربی رئال مادرید که به «آقای خاص»‬ ‫معروف اس��ت و «پپ گواردیوال»‪ ،‬سرمربی بارسلونا که در ‪‌38‬‬ ‫سالگی افتخارات و رکوردهای زیادی را با بارسا به دست آورد‪.‬‬ ‫من اما به‌عنوان یک طرف‌دار نسبتن منطقی بارسلونا نمی‌خواهم‬

‫‪20‬‬

‫درباره‌ی خوزه مورینیو صحبت کنم بلکه همه‌ی این مقدمه و‬ ‫صغرا کبرا را چیدم تا به آقای گواردیوال برسم و به او ادای دین‬ ‫کنم‪ .‬به او که بازی امروز (این‌جا منظور از بازی‪ ،‬همان فوتبال‬ ‫است) بخشی از زیبایی و هیجانش را به او مدیون است‪.‬‬ ‫درباره‌ی پپ این روزها خیلی‌ها گفته‌اند و نوشته‌اند‪ .‬به‌خصوص‬ ‫پس از این‌که او قراردادش را با بارسا تمدید نکرد و با خاطره‌ی‬ ‫خ��وش این چهار س��ال‪ ،‬با این تیم وداع ک��رد‪ .‬اما یکی از این‬ ‫نوش��ته‌ها‪ ،‬چی��ز دیگری اس��ت‪ .‬امیدوار کنن��ده و لذت‌بخش‪.‬‬ ‫به‌خصوص که آن را یک زن نوش��ته اس��ت و ما که محصول‬ ‫جامعه‌ای جنس��یت زده‌‌ایم‪ ،‬ممکن است متعجب‌شویم از این‬ ‫همه اطالعات فوتبالی و مهم‌تر از آن‪ ،‬آگاهی از لذت فوتبال‪.‬‬ ‫«متشکریم پپ»‪ ،‬عنوان نوشته‌ای است از «فرانک مجیدی»‬ ‫که در سایت «یک پزش��ک» (‪)www.1pezeshk.com‬‬ ‫منتش��ر شده اس��ت‪ .‬او در این نوش��ته‪ ،‬لذت بازی را باز‌‌آفرینی‬ ‫می‌کند و به‌ترین لقب را به گواردیوال می‌دهد‪ .‬بی‌حرف اضافه‪،‬‬

‫این شما و این بخشی از نوشته‌ی خانم فرانک مجیدی‪:‬‬ ‫«رویا داشتن»‪ ،‬خاصیت همه‌ی آدم‌هاست‪ .‬یک جورهایی باور‬ ‫دارم این وجه تمایز بزرگ انس��ان‌ها با س��ایر موجودات است‪.‬‬ ‫گاهی این رویا‪ ،‬چنان بزرگ و بعید است که تنها رنگ حسرت‬ ‫می‌گیرد و گاهی کوچک و دست‌یافتنی و هدفی کوتاه‌مدت‪ .‬در‬ ‫این میان‪ ،‬آدم‌های معدودی می‌آیند که خالقیت «رویا ساختن»‬ ‫دارن��د و از آن هم اندک‌تر‪ ،‬برخی می‌آیند که «رویاهای بزرگ‬ ‫می‌سازند»‪ .‬پپ گواردیوال جزو این دسته‌ی آخر است‪ .‬دوستان‬ ‫بارس��ایی من‪ ،‬بیایید بپذیریم که بخت با ما بس��یار یار بود‪ .‬ما‬ ‫زمانه‌ای را تجربه کردیم که تیم محبوب‌مان‪ ،‬به باالترین حد از‬ ‫ارائه‌ی فوتبال زیبا در دوره‌ی خود رسید‪ ،‬ستارگانی داشتیم که‬ ‫تاریخ‪ ،‬عده‌ی معدودی از آن‌ها را می‌سازد و مربی‌ای که هر روز‬ ‫برای‌مان رویا و آرزویی تازه می‌ساخت‪ .‬ما به تیم رویایی حسد‬ ‫نمی‌بردیم‪ ،‬ما هواداران حس��رت به دل و ای کاش گو نبودیم‪،‬‬ ‫این رویا‪ ،‬مال ما بود‪ ،‬زندگی ما شد‪ ،‬خود ما هستیم‪.‬‬ ‫حقیقت آن بود که روزی پس��رکی الغر و س��بزه‌رو‪ ،‬از ش��وق‬ ‫گل‌زنی تیم محبوبش وس��ط زمین دوید و هواداران را خنداند‪.‬‬ ‫کسی نمی‌دانست پسرک کم‌اهمیت توپ جمع‌کن‪ ،‬روز و شب‬

‫جامعه‬

‫تمرین می‌کند تا پیراهنی را بپوش��د که پرچم مردمان شهرش‬ ‫بود‪ .‬ستاره‌ی اقبال پسر جوان درخشید و چشم کرایف افسانه‌ای‬ ‫را خیره کرد‪ .‬آمد‪ ،‬بازی کرد‪ ،‬زمین خورد‪ ،‬دوید‪ ،‬پاس داد‪ ،‬ایستاد‪،‬‬ ‫مصدوم شد‪ ،‬زانویش را به تیغ جراحی سپرد‪ ،‬زمین خورد‪ ،‬ایستاد‬ ‫تا کاپیتان تیم آبی‌اناری شد‪ .‬یک روز با بغض رفت تا بختش را‬ ‫در ایتالیا بیازماید‪ ،‬دوباره برگشت‪ ،‬تیم ب را تمرین داد و این‌بار‬ ‫چشم مدیران وقت بارسا را گرفت‪ ،‬به تیم اول آمد‪ ،‬برد‪ ،‬برد‪ ،‬برد‪،‬‬ ‫جام گرفت‪ ،‬کنار زمین با هیجان باال و پایین پرید‪ ،‬بازیکنانش‬ ‫را در ش��ادی ب��رد در آغ��وش گرفت‪ ،‬دور افتخار زد‪ ،‬از ش��وق‬ ‫گریست‪ ،‬جام گرفت‪ ،‬برد‪ ،‬رویا ساخت‪ ،‬بزرگ‪ ،‬بزرگ‌تر‪ ،‬افسانه‬ ‫ش��د‪ ،‬افسانه می‌ماند‪ .‬می‌بینید؟ ما لحظه‌های بزرگی را زندگی‬ ‫کرده‌ایم‪ .‬به‌واس��طه‌ی رویایی که پپ س��اخت و مرزی برایش‬ ‫تعریف نکرد‪ ،‬رویا را زندگی کردیم و زندگی‌مان شد امید داشتن‬ ‫یک رویای بزرگ‌تر‪ ،‬داش��تن آرزویی که به دستش می‌‌‌آوردیم‪.‬‬ ‫بارسلونا‪« ،‬بیش از یک باشگاه»‪ ،‬فلسفه‌ی چنین زیستن و چنان‬ ‫آرزومندی را برای‌مان تعریف کرد‪.‬‬ ‫س��وای رکوردهای بی‌نظیری که پپ برای‬ ‫تیم به‌دست آورد‪ ،‬به‌خاطر درس‌های بزرگی‬ ‫ک��ه از او آموخت��م‪ ،‬او را یکی از بزرگ‌ترین‬ ‫معلمان زندگی خود می‌دانم‪ .‬من از منش او‬ ‫آموختم که با تمام وجود بجنگم و از تالشم‬ ‫لذت ببرم و یک رویای بزرگ داشته باشم‪:‬‬ ‫«زندگی مدام برای داش��تن رویا»‪ .‬عال‌رغم‬ ‫آن‌که جای خال��ی او در کنار تیم محبوبم‪،‬‬ ‫عمیقن مرا غ��رق در تاثر می‌س��ازد‪ ،‬اما به‬ ‫درایت و هوش او اعتماد کامل دارم‪ .‬می‌دانم‬ ‫بر‌می‌‌گ��ردد و چگونه رویا دی��دن را تعریف‬ ‫تازه‌ای برای ما می‌بخشد‪ ،‬می‌دانم که فوتبال‬ ‫را خیلی منتظر خود نمی‌گذارد‪ .‬او برمی‌گردد‬ ‫و ما مثل قبل‪ ،‬مثل حاال و مثل همیش��ه با‬ ‫همه‌ی وجود دوستش خواهیم داشت‪ .‬برای تمام خاطرات خوب‪،‬‬ ‫برای تمام ش��ب‌های بیدار ماندن به عش��ق بارسا و در کالس‬ ‫صبح فردا چرت زدن‪ ،‬برای خواندن بلند س��رود بارس��ا پیش از‬ ‫آغاز بازی‪ ،‬برای تمام فریادهای «گــــــــــل» ساعت ‪۱:۳۰‬‬ ‫ش��ب‪ ،‬برای تمام مشت و لگدهای در حسرت فرصت مسلم از‬ ‫دست رفته‪ ،‬برای تمام قهرمانی‌ها‪ ،‬برای آن جامی که پویول به‬ ‫آبیدال س��پرد تا باالی سر ببرد‪ ،‬برای تمام خنده‌ها‪ ،‬برای تمام‬ ‫لحظه‌های شاد و خوش کری خواندن برای رفقای رئالی‪ ،‬برای‬ ‫تمام اشک‌ها‪ ،‬برای این چهار سال‪ ،‬از گواردیوال سپاس‌گزارم‪.‬‬ ‫این همه ارزشش را دارد که از حاال تا پایان عمر‪ ،‬به احترام‬ ‫افس��انه‌ای که فقط ما می‌دانیم چه‌قدر حقیقت بود‪ ،‬تمام قد‬ ‫بایستم‪ .‬اهمیتی ندارد که گواردیوال نداند که در ایران چه‌قدر‬ ‫مردم عاشق فوتبال هستند و چه‌قدر تحت تاثیر فلسفه‌ی او‬ ‫قرار گرفته‌اند‪ ،‬مهم این اس��ت که خود ما می‌دانیم تا چه حد‬ ‫از او آموخته‌ایم‪ .‬این نوش��ته‪ ،‬با به‌تری��ن آرزوها و باالترین‬ ‫میزان احترام و ارادتم برای سپاس از گواردیوال است‪ ،‬برای‬ ‫او که هر روز بیش‌ت��ر ایمان می‌آورم که به‌ترین لقب برای‬ ‫او‪« ،‬رویا‌ساز» است‪.‬‬


‫َده راه برای وقت اضافه آوردن‬ ‫سیمین‬ ‫دیدید در این دوره و زمونه با وجود این که همه چی ماش��ینی‬ ‫شده و کارها خیلی سهل و آسان شده اما هنوز ما مشکل زمان‬ ‫داریم و برای انجام کارهامون وقت کم می‌آریم؟!‬ ‫می‌گن‪ :‬ورزش می‌گیم‪ :‬وقت نداریم! به خورد و خوراکتون بیشتر‬ ‫برسید‪: ،‬وقت نداریم!‪ ،‬یک کمی بیشتر به استراحت و سالمتی‬ ‫توجه کنید‪: ،‬وقت نداریم! خالصه این وقت نداش��تن یه بهونه‬ ‫فراگیر شده برای انجام کارهایی که واقعن برای سالمتی الزمه!‬ ‫اما یه نویسنده چینی گفته که ‪«:‬وقت یک چیزی است که ایجاد‬ ‫می‌شود‪ .‬وقتی می‌گویید وقت نداریم یعنی این که نمی‌خواهید‬ ‫که وقت داشته باشید …»‬ ‫بنابراین باید عزممان را جزم کنیم و بخواهیم که زمان کافی‬ ‫برای توجه به خودمان را داشته باشیم‪.‬‬ ‫در این زمینه باز هم س��راغ دکتر «مائو» این پزشک چینی که‬ ‫همیش��ه توصیه‌های خوبی در زمینه حفظ سالمتی و افزایش‬ ‫ط��ول عمر دارد‪ ،‬رفتم‪ .‬ای��ن بار هم او به‬ ‫ده راه اش��اره می‌کند که با آن‌ها می‌توان‬ ‫در زم��ان صرفه‌جوی��ی ک��رد و به کلی‬ ‫فعالیت‌های مفید برای س�لامتی دست‬ ‫یافت‪ .‬راه‌هایی س��اده که با یک بار انجام‬ ‫آن‌ها خیلی س��ریع ب��ه فایده‌هایش پی‬ ‫می‌برید و این تغیی��رات انگیزه خوبی به‬ ‫شما برای ادامه آن‌ها می‌دهد‪:‬‬ ‫پیش ب�ه س�وی انج�ام حرکات‬ ‫ورزشی‬ ‫اغلب مردم همیشه از اضافه وزن و چاقی‬ ‫می‌نالند و این که بای��د برای آن چاره‌ای‬ ‫بیاندیش��ند اما وقتی پ��ای انجام حرکات‬ ‫ورزش��ی به میان می‌آی��د همه می‌گویند‬ ‫که وق��ت ندارند! در واقع نه این که وقت‬ ‫نداشته باشند‪ ،‬ورزش را در اولویت‌هایشان قرار ندادند‪.‬‬ ‫اما توصیه می‌ش��ود که به طور مستمر و پنج بار در هفته‪ ،‬سی‬ ‫دقیقه از زمانتان را به هرگونه فعالیت ورزشی اختصاص بدهید‪.‬‬ ‫وقتی زمانتان را برای این کار تنظیم کردید آن‌وقت می‌بینید که‬ ‫شاهد چه تغییراتی خواهید بود‪.‬‬ ‫‪ .1‬راه‌های س��اده‌ای برای انجام حرکات ورزش��ی هس��ت؛ به‬ ‫یک پ��ارک کمی دورتر از محل اقامتتان بروید تاکمی بیش‌تر‬ ‫پیاده‌روی کنید‪ .‬یا بیش‌تر دوچرخه‌سواری کنید از پله تردد کنید‬ ‫و یا زمانی که دارید تلویزیون تماشا می‌کنید دست و پاهایتان را‬ ‫حرکت بدهید یا یک سری حرکات ورزشی نشسته انجام بدهید‪.‬‬ ‫‪ .2‬س��عی کنید انجام حرکات ورزشی را برای خودتان جالب و‬ ‫لذت بخش کنید‪ .‬با یک دوست شاد و خوش اخالق در طبیعت‬ ‫پی��اده‌روی کنید‪ ،‬به یک کالس رق��ص برید یا گاهی صخره‬ ‫نوردی انجام بدید(اگ��ر از آن لذت می‌برید)‪ .‬خالصه هرکاری‬ ‫که می‌تواند شما را سر حال بیاورد انجام بدید‪.‬‬ ‫‪ .3‬گاهی هم ممکن اس��ت یکی از این کالس‌های «یوگا» یا‬ ‫«تای چی» و … را در برنامه روزانه قرار بدهید و بعد از گذشت‬

‫چند هفته می‌بینید که به عا ‌دت‌های مفید بسیاری برای سالمتی‬ ‫دست یافتید‪.‬‬

‫آماده برای آرامش‬ ‫هر روز چند دقیقه ای را به دور از تلفن‪ ،‬موبایل‪ ،‬تلویزیون یا هر‬ ‫وس��یله ارتباطی دیگر به تمرین برای آرامش ذهنی اختصاص‬ ‫بدهی��د‪ .‬در عین حال در یک وضعیت جس��مانی آرام هم قرار‬ ‫بگیرید‪ .‬این کار باعث می ش��ود ک��ه واکنش‌های فیزیکی به‬ ‫استرس کم‌ترشود‪ .‬اگر این کار را دست کم دوبار در روز بعد از‬ ‫هر غذا به مدت ‪6‬تا ‪ 12‬دقیقه انجام بدهید‪ ،‬می‌بینید که به تدریج‬ ‫آرامش را در تمام وجود خود حکم‌فرما کردید‪.‬‬ ‫‪ .4‬می‌توانی این آرامش را در هنگام خواب نیز ایجاد کنید‪ .‬وقتی‬ ‫کاملن آماده ش��دید برای خوابیدن تنها کافی اس��ت که شش‬ ‫دقیقه وقت بگذارید و با چش��مان بسته به آرامی عمیق تنفس‬ ‫کنی��د و در ذهنتان به آرام��ش در تمام نقاط بدنتان فکر کنید‪.‬‬

‫اگر احس��اس کردید که مش��کلی دارید دارید و زیاد نمی‌توانید‬ ‫آرامش داشته باشید یا متمرکز شوید‪ ،‬ازموسیقی‌های ویژه تمرکز‬ ‫استفاده کنید‪.‬‬ ‫‪ .5‬به این کار ادامه بدهید و تالش کنید هرروز یک دقیقه به این‬ ‫مدت زمان بیافزایید تا به ‪ 10‬دقیقه برسد‪.‬‬ ‫‪ .6‬ب��ه هر حال ت�لاش کنید روزی ده دقیق��ه از هر راهی که‬ ‫تاثیرگذار اس��ت در آرامش به س��ر ببرید؛ اگ��ر می‌توانید کتاب‬ ‫بخوانی��د یا یک دوش آرامش‌بخش بگیری��د یا کمی حرکات‬ ‫کشش��ی انجام بدهید‪ .‬به هرحال این زمانی اس��ت که به دور‬ ‫از هرگون��ه افکار مزاحم تنهابه خوودتان می‌اندیش��ید و کمی‬ ‫استراحت می‌کنید‪.‬‬ ‫و خوب و سالمت بخورید‬ ‫اما کم توجهی به آماده‌کردن غذاهای س��الم همیش��ه با بهانه‬ ‫نداشتن زمان کافی همراه هست‪ .‬یکی از مهم‌ترین دالیلی که‬ ‫مردم به غذاهای آماده روی می‌آورند این اس��ت که این غذاها‬ ‫تهیه‌شان آسان است و سریع ‪ .‬اما باید درنظر داشت اغلب این‬

‫جامعه‬

‫گونه خوراکی‌ها مضر برای سالمتی هستند و هم‌چنین هزینه‬ ‫زیادی را هم باید صرف تهیه آن‌ها کرد‪ .‬در این‌جا چند توصیه‬ ‫شده برای این که هم در زمان هم در هزینه صرفه‌جویی بشود‬ ‫و با برنامه‌ریزی خوراک هر چه سالمت‌تری داشت‪:‬‬ ‫‪ .7‬یکی از این توصیه‌ها این است که اگرواقعن فرصت ندارید‬ ‫تا هر بار غذا تهیه کنید می‌توانید برای یک هفته‌تان چند غذای‬ ‫متنوع یک جا درس��ت کنید و در طول هفته از آن ها به تناوب‬ ‫استفاده کنید و البته از یک سری وعده‌های خوراکی ساده‌تر نیز‬ ‫در بین این وعده‌ها استفاده کنید‪.‬‬ ‫‪ .8‬توصیه دیگر این است که خودتان را برای تهیه خوراکی‌های‬ ‫سالم آماده کنید‪ .‬امروزه با وجود خیلی از ماد اولیه آماده مثل سیر‬ ‫خردش��ده‪ ،‬سبزیجات آماده پخت یا ساالد آماده دیگر نیازی به‬ ‫زمان گذاشتن برای آماده کردن آن‌ها نیست‪ .‬بیش‌تر از این مواد‬ ‫اس��تفاده کنید و وس��ایلی را که آشپزی را آسان‌تر می‌کند مثل‬ ‫آرام‌پز یا زودپزها که از تلف کردن وقت شما در برابر اجاق گاز‬ ‫جلوگیری می‌کنند‪ ،‬به کار ببرید‪.‬‬

‫‪ .9‬و اما نکته دیگر این که روی سالمتی‌تان‬ ‫با انتخ��اب خوراکی‌هایی ک��ه می‌خورید‬ ‫سرمایه‌گذاری کنید‪ .‬بهتر است انواع چیپس‬ ‫را جمع کنید و جای آن‌ها را با خوراکی‌های‬ ‫س��الم پرکنید‪ .‬به جای ان��واع کیک‌های‬ ‫شکالتی و شیرینی بهتر است از میوه‌های‬ ‫تازه برای عصرانه استفاده کنید و به تدریج‬ ‫خوراکی‌های ناسالم مثل نان‌های شکری‪،‬‬ ‫کره‪ ،‬یا اسنک‌های نمکی را با حمص‪،‬کره‬ ‫بادام زمینی‪ ،‬س��بزیجات‪ ،‬آجیل و دانه‌های‬ ‫خوراکی و میوه‌ها جای‌گزین کنید‪.‬‬ ‫‪ .10‬و آخرین نکته این که چیزهای جدید‬ ‫را امتحان کنید‪ .‬این در واقع به زمان مربوط‬ ‫نمی‌ش��ود به عالیق ش��ما ب��از می‌گردد!‬ ‫راه‌های جدیدی بیابید تا هیجان بیش‌تری را به آش��پزخانه‌تان‬ ‫بیاورید‪ .‬نمی‌دانم چقدر این کار را امتحان کردید که یک غذای‬ ‫جدید را که مثلن دستورش را از اینترنت پیدا کردید یا در یکی از‬ ‫این برنامه‌های ماهواره‌ای آشپزی دیدین یا مثلن فالن همسایه‬ ‫خارجیتان گفته امتحان کنید! اما واقعن لذت دارد هم درس��ت‬ ‫کردن��ش و هم امتحان کردن آن غذا! یاد یک غذای مکزیکی‬ ‫افت��ادم که یه روزی در پی کش��ف همین تازه‌ها همگی با هم‬ ‫دست اندرکارش شدیم و درست کردیم‪ .‬غذایی به اس م ‪Bu r‬‬ ‫‪ ritos‬که درس��ت کردنش چند مرحله دارد و البته بخشی از‬ ‫مواداولیه‌اش هم آماده است‪ .‬اما وقتی یک تیم شدیم برای آماده‬ ‫کردنش عالوه بر مزه به شدت خوش طعمش‪ ،‬هیجان این کار‬ ‫واقعن لذت‌بخش کرد زمان غذا خوردنمان را!‬ ‫خالصه این که همیش��ه امتحان کردن میوه‌ها و سبزی‌های‬ ‫جدید‪ ،‬تهی��ه غذاهای ت��ازه و یا حتا امتحان ک��ردن آن‌ها در‬ ‫رستوران‌ها هم کلی هیجان انگیزه!‬ ‫با امید به این که با این بهره‌بردن از زمان دیگر بهانه‌ای وجود‬ ‫نداشته باشد و زمان کافی برای توجه به سالمتی داشته باشید‪.‬‬

‫‪21‬‬


‫ناسیونالیسمدردورانرضاشاه‬ ‫پیمان عابدی‬ ‫در دوران رضا ش��اه که دوران پی ریزی یک نظام جدید بود‬ ‫اقداماتی در جهت تقویت ناسیونالیسم (ملی گرایی) صورت‬ ‫گرفت‪ .‬هدف از تقویت ناسیونالیس��م این بود که ایرانیان را‬ ‫از هر قومیت و گویش��ی که هس��تند به گذشته‌ای یک‌سان‬ ‫و باش��کوه که عامل یگانه‌گی و امید به پیش‌رفت بود پیوند‬ ‫دهد‪.‬‬ ‫ناسیونالیس��م و توجه به ایران باس��تان تا حدودی منجر به‬ ‫وفاداری به ش��اه نیز می‌شد‪ .‬رضا ش��اه تحت تاثیر باورهای‬ ‫خود و اندیش��ه‌های مشاورانش دست به یک‌ سری اقدامات‬ ‫برای تقویت ناسیونالیس��م زد‪ .‬این اقدامات شامل موارد زیر‬ ‫بود‪:‬‬ ‫‪ .1‬ایجاد انجمن آثار ملی‪ :‬این انجمن در س��ال‬ ‫‪1311‬خورش��یدی با فکر بازسازی آثار باستانی‬ ‫و تاریخی ایجاد ش��د و با تاسیس اداره باستان‬ ‫شناس��ی در سراس��ر ایران تالش‌هایی در این‬ ‫زمین��ه انجام ش��د‪ .‬نخس��تین گام در این راه‪،‬‬ ‫ایجاد بنیاد آرام‌گاه «فردوس��ی» شاعر حماسی‬ ‫ایران‪ ،‬تغییر ش��کل آرام‌گاه «حافظ» و ارایه‌ی‬ ‫طرح‌های تازه‌ای برای سایر شعرای ملی ایران‬ ‫ب��ود‪ .‬موز ‌ه ایران باس��تان و نیز کتاب‌خانه ملی‬ ‫به وس��یله‌ی انجمن آثار ملی ایجاد و اداره شد‪.‬‬ ‫وظیفه‌ی این انجمن بازسازی آرام‌گاه بزرگان‪،‬‬ ‫ثبت و طبقه‌بندی آثار ملی و صورت برداری از‬ ‫آثار باستانی و تاریخی ایران بود‪.‬‬ ‫‪ .2‬ایج��اد کانون ایران باس��تان‪ :‬این کانون به‬ ‫وس��یله‌ی «عبدالرحمن س��یف آزاد» در سال‬ ‫‪ 1310‬خورش��یدی و با یاری چند س��رمایه‌دار‬ ‫زرتش��تی و ب��ه منظ��ور شناس��اندن بیش‌ت��ر‬ ‫فرهنگ و تمدن ایران تش��کیل ش��د و از آغاز‬ ‫بهمن ‪ 1311‬نیز هفته‌نامه‌ی رنگی «ایران باستان» را چاپ‬ ‫کرد‪ .‬س��ر لوحه‌ی این هفت��ه نامه ب��ا نام«خدا‪-‬ایران» و با‬ ‫پیام «اندیش��ه‌ی نیک‪ ،‬گفتار نیک و کردار نیک» و تصویر‬ ‫«فروهر» و دو تصویر کوچک در دو سوی کلیشه‌ای از نقش‬ ‫«داریوش بزرگ» در تخت جمشید آراسته شده بود‪ .‬بیش‌تر‬ ‫نوش��ته‌های این هفته‌نامه مربوط به تاریخ و فرهنگ ایران‬ ‫در دوران هخامنشی و ساسانی بود‪.‬‬ ‫‪ .3‬تش��ویق پژوهش‌گ��ران ب��ه نوش��تن و برگرداندن کتاب‬ ‫درباره‌ی تاریخ ایران باس��تان‪ :‬در این زمان با ش��کل گیری‬ ‫جو ناسیونالیس��م ایرانی‪ ،‬زمینه برای نوشتن و ترجمه‌ی آثار‬ ‫تاریخ نگارانه فراهم ش��د و تاریخ ایران باس��تان به ش��کلی‬ ‫روش��ن‌تر از گذش��ته و با دیدگاهی ایرانی به رشته‌ی تحریر‬ ‫در آمد‪ .‬البته این نوع تاریخ نگاری با روش نوین با «آینه‌ی‬ ‫اس��کندری» نوش��ته‌ی «میرزا آقا خان کرمانی» آغاز شده‬ ‫بود‪ .‬در این زمان «میرزا حس��ن خان مش��یرالدوله» (پیرنیا)‬ ‫کتاب‌ه��ای «ایران باس��تان» و «تاریخ ایران» را نوش��ت‪.‬‬ ‫«صادق هدایت» نخستین ایرانی بود که متون پهلوی را به‬ ‫فارس��ی برگرداند‪ ،‬از جمله کارهای او ترجمه «زند و هومن‬

‫‪22‬‬

‫فرهنگ‬

‫یسن»‪« ،‬کارنامه‌ی اردشیر بابکان»‪« ،‬گزارش گمان شکن»‬ ‫و «شهرس��تان‌های ایران» بودن��د‪« .‬ابراهیم پورداوود» پدر‬ ‫دانش اوس��تا شناس��ی در ایران در این زم��ان دانش خود را‬ ‫کامل کرده و به برگرداندن اوستا به زبان فارسی اقدام کرد‪.‬‬ ‫‪ .4‬تغییر تاریخ رس��می کش��ور از هجری قمری به هجری‬ ‫خورشیدی‬ ‫‪ .5‬تغییر نام کشور از «پرسیا» به «ایران» و تغییر نام برخی‬ ‫ش��هرها‪ :‬در ‪1313‬خورش��یدی رضاش��اه به ترغیب سفارت‬ ‫ای��ران در برلین دس��تور داد که از این پ��س نام ایران جای‬ ‫پرسیا را خواهد گرفت‪ .‬در دی ماه همان سال بخش‌نامه‌ای‬ ‫از س��وی وزارت خارجه به تمام س��فارت‌خانه‌های ایران در‬ ‫خارج و سفارت‌خانه‌های خارجی در ایران صادر گردید مبنی‬

‫هرتس��فلد در کوه خواجه در سیستان دس��ت به حفاری زد‪ .‬او‬ ‫هم‌چنی��ن در تهران کالس آموزش زب��ان پهلوی برگزار کرد‪.‬‬ ‫نخستین نشست کنگره‌ی خاور شناسان نیز در ‪ 12‬مهر ‪1313‬‬ ‫خورشیدی به وسیله‌ی «فروغی» (نخست وزیر وقت) در تاالر‬ ‫«دارالفنون» برگزار شد‪.‬‬ ‫‪ .7‬ایجاد فرهنگس��تان ایران (‌فرهنگس��تان زبان فارس��ی)‪:‬‬ ‫در جری��ان کابین��ه‌ی دوم «محمدعل��ی فروغ��ی» در ‪29‬‬ ‫اردی‌بهش��ت ‪1314‬خورش��یدی ب��ه پیش‌نه��اد محمدعلی‬ ‫فروغ��ی و حمای��ت «علی اصغ��ر حکمت»‪ ،‬اس��اس‌نامه‌ی‬ ‫فرهنگس��تان در ‪ 16‬ماده به‌وسیله‌ی وزارت معارف و اوقاف‬ ‫و صنایع مس��تظرفه تنظیم و این نهاد ایجاد شد‪ .‬مهم‌ترین‬ ‫اعضای پیوس��ته‌ی انجمن عبارت بودند از‪« :‬ملک الش��عرا‬

‫بر این‌که «چون مملکت ما به اس��م ایران خوانده می‌ش��ود‬ ‫و س��کنه‌ی آن ایرانی هس��تند‪ ،‬علتی ندارد که در ترجمه‌ی‬ ‫زبان‌های اروپایی ایران را پرسیا و ایرانی را پرسیان بخوانند‬ ‫و حال آن که پرس��یا یا پارس یک قسمت از مملکت ایران‬ ‫است»‪ .‬از س��وی دیگر واژه‌ی «پرس��یا» با فساد گذشته‌ی‬ ‫قاجار هم معنا بود و تن‌ها نام بخش��ی از ایران‪ ،‬در حالی که‬ ‫ایران یادآور ش��کوه باستانی کشور و نشان‌گر اهمیت زادگاه‬ ‫نژاد آریایی بود‪ .‬ضمن بخش‌نامه تقاضا ش��ده بود که از آغاز‬ ‫فروردین‌ ‪ 1314‬خورشیدی در کلیه‌ی مکاتبات این موضوع‬ ‫را معمول دارند و دیگر ایران را پرسیا نگویند‪.‬‬ ‫‪ .6‬برگزاری کنگره‌هایی درباره‌ی تاریخ و فرهنگ ایران باستان‪:‬‬ ‫نخس��تین کنگره‌ی بین المللی هنر و باستان شناسی ایران در‬ ‫س��ال ‪ 1306‬خورش��یدی در «فیالدلفیا» به کوشش پروفسور‬ ‫«آرتور پوپ» و با نمایندگی «حس��ن تقی زاده» و «علی اکبر‬ ‫کاش��ف» برگزار ش�� ‌د بدین ترتیب با فراهم شدن شرایط الزم‬ ‫برای انجام تحقیقات باس��تان شناس��ی در ایران‪ ،‬کسانی چون‬ ‫«آرتور پوپ»‪« ،‬ارنست هرتسفلد» و دیگران روانه‌ی ایران شدند‬ ‫و ایرانیان را با گذش��ته‌ی فرهنگی خود آش��نا ساختند‪ .‬ارنست‬

‫بهار»‪« ،‬علی اکبر ده‌خدا»‪« ،‬محمد علی فروغی»‪« ،‬س��عید‬ ‫نفیس��ی»‪« ،‬بدیع الزمان فروزا‌‌ن‌فر»‪« ،‬علی اصغرحکمت»‪،‬‬ ‫«حس��ین گل گالب»‪« ،‬رش��ید یاس��می»‪« ،‬قاسم غنی»‪،‬‬ ‫«ابراهیم پ��ورداوود»‪« ،‬محمد قزوین��ی»‪« ،‬محمد تدین»‪،‬‬ ‫«ج�لال الدین همای��ی»‪« ،‬علی اکبر سیاس��ی» و «محمد‬ ‫حسابی»‪.‬‬ ‫ای��ن فرهنگس��تان تا س��ال ‪1320‬خورش��یدی‪ 2000 ،‬واژه‬ ‫به تصویب رس��اند‪ .‬واژه‌هایی مانند «ش��هرداری» به جای‬ ‫«بلدی��ه»‪« ،‬فرهنگ» به جای «مع��ارف» و «به‌داری» به‬ ‫جای «صحی��ه»‪ .‬بیش‌ترین تالش برای جای‌گزینی واژه‌ی‬ ‫«دادگس��تری» به جای «عدلیه» ب��ه کار رفت‪ ،‬زیرا عدلیه‬ ‫تا آن زمان بر مبنای ش��ریعت اس�لام اداره می‌ش��د‪ .‬گرچه‬ ‫فرهنگس��تان ایران در ایفای وظیف��ه‌ی پیرایش کامل زبان‬ ‫فارسی از واژه‌های بیگانه‌ی عربی و ترکی موفق نبود‪ ،‬چنان‬ ‫ک��ه به طور موقت در ‪1317‬خورش��یدی به مدت یک هفته‬ ‫تعطیل ش��د‪ ،‬اما در ساختن ش��مار فراوانی واژه‌های فارسی‬ ‫موفق بود و زمینه را برای تالش‌های بیش‌تر در آینده برای‬ ‫پاالیش زبان فارسی آماده کرد‪.‬‬


‫کیودو‪ ،‬هنر کمان‌گیری ژاپنی‬

‫علی فرح‌بخش‬ ‫«کیودو» (‪ )Kyudo‬هنر کمان‌گیری ژاپنی‌س��ت که قدمتی‬ ‫بس��یار کهن دارد‪ .‬تاری��خ این طریقت‪ ،‬هم‌واره با افس��انه‌ها و‬ ‫اسطوره‌های ژاپن هم‌راه بوده و امروزه‪ ،‬یکی از هنرهای بسیار‬ ‫مهم و اصیل این سرزمین محسوب می‌شود‪.‬‬ ‫تاریخ‌نگاران‪ ،‬بنابر دس��ت‌آوردهای باستان‌شناسی و جمع‌آوری‬ ‫وقایع‌نامه‌ها و گاهشمارهای باس��تانی‪ ،‬عمومن سیر تحوالت‬ ‫و تکامل هنر کیودو را به پنج بخش تاریخی در ژاپن تقس��یم‬ ‫می‌کنن��د که عبارت اس��ت از‪ :‬دوره‌ی پی��ش از تاریخ (‪7000‬‬ ‫قبل از میالد تا ‪ 330‬میالدی)‪ ،‬دوره‌ی باس��تانی (‪ 330‬تا ‪1192‬‬ ‫میالدی)‪ ،‬دوره‌ی فئودالی ی��ا ملوک‌الطوایفی (‪ 1192‬تا ‪1603‬‬ ‫می�لادی)‪ ،‬دوره‌ی انتقالی (‪ 1603‬ت��ا ‪ 1912‬میالدی) و دوران‬ ‫معاصر (‪ 1912‬میالدی تا زمان حاضر)‪.‬‬ ‫آن‌گونه که مشهود است‪ ،‬استفاده از تیر و کمان در ژاپن‪ ،‬همانند‬ ‫بسیاری از تمدن‌های باستانی دیگر‪ ،‬قدمتی بسیار کهن داشته‬ ‫و به عصر انس��ان‌های بدوی باز می‌گ��ردد‪ .‬این ابزار‪ ،‬در دوران‬ ‫پیش از تاریخ‪ ،‬وس��یله‌ای برای ش��کار حیوانات و پرندگان بود‬ ‫و نیز در جنگ‌های قبیله‌ای‪ ،‬کاربرد داش��ت و رفته رفته تکامل‬ ‫یافت و در دوره‌های تاریخی ژاپن‪ ،‬عالوه بر کاربرد در ش��کار‪،‬‬ ‫عمومن در جنگ‌ها مورد استفاده بود و در طول دوره‌ی تاریخی‬ ‫ژاپن‪ ،‬بیش‌تر به‌عنوان یک سالح جنگی‪ ،‬کاربرد داشت‪ .‬امروزه‬ ‫این ابزار به یک وس��یله‌ی ورزش��ی بدل ش��ده و هنر استفاده‬ ‫از آن در ژاپ��ن‪« ،‬کیودو» نامیده می‌ش��ود که معنای آن «راه‬ ‫کمان‌گیری»ست‪ .‬برآورد می‌شود که امروزه بیش از نیم‌میلیون‬ ‫هنرجوی کیودو‪ ،‬در این هنر رزمی به فعالیت مشغولند‪ .‬در ژاپن‪،‬‬ ‫تخمین زده شده که نیمی و یا شاید بیش‌تر از نیمی از هنرجویان‬ ‫کیودو را بانوان تشکیل می‌دهند‪ .‬هنر کیودو‪ ،‬تنها یک ورزش یا‬ ‫تعالی روح و روان‬ ‫تفریح نیست‪ ،‬بلکه این هنر‪ ،‬موجبات تجلی و ِ‬ ‫فرد را فراهم آورده و تاثیری مستقیم بر زندگی و تفکرات یک‬ ‫کیودوکا به‌جای می‌گذارد‪.‬‬ ‫کمان ژاپنی یا «یومی» (‪ ،)Yumi‬کمانی اس��تثنایی با طول‬ ‫غی��ر معمول در ح��دود دو‬ ‫متر اس��ت‪ ،‬یعن��ی طولی‬ ‫عمومن بیش‌ت��ر از قامت‬ ‫یک هنرجوی «کیودو» یا‬ ‫یک «کیودوکا»( (‪Ky u‬‬ ‫‪.)doka‬‬ ‫«یوم��ی» در دوره‌ی‬ ‫باس��تان‪ ،‬از «خی��زران» یا‬ ‫«بامب��و» (‪،)Bamboo‬‬ ‫چوب و چرم ساخته می‌شد‪.‬‬ ‫امروزه عالوه بر یومی‌هایی‬ ‫که به‌همان سبک و سیاق‬ ‫س��نتی ساخته می‌شوند‪ ،‬یومی‌هایی با مواد مصنوعی جدید نیز‬ ‫تولید می‌شود و مورد کاربرد هنرجویان است‪.‬‬ ‫تیر یا خدنگی که توس��ط یومی پرتاب می‌شود‪« ،‬یا» (‪ )Ya‬نام‬ ‫دارد و عمومن از خیزران یا بامبو س��اخته شده و البته امروزه از‬ ‫مواد مصنوعی نیز در ساخت آن استفاده می‌کنند‪ .‬در زمان‌های‬

‫گذش��ته‪ ،‬در انتهای تیرها‪ ،‬پر عقاب یا قوش می‌گذاش��تند‪ ،‬اما‬ ‫اخیرن در راس��تای حفظ پرن��دگان در حال انقراض و حفاظت‬ ‫از محیط زیس��ت‪ ،‬سازندگان تیرها‪ ،‬از پر قو یا بوقلمون استفاده‬ ‫می‌کنند‪.‬‬ ‫تیرهای استفاده شده در هنر کیودو‪ ،‬اصطالحن به دوگون ‌ه تقسیم‬ ‫می‌ش��وند‪ :‬تیر نر یا «هایا» (‪ )Haya‬و تی��ر ماده یا «ئوتویا»‬ ‫(‪ .)Otoya‬تیرهای��ی که‬ ‫جه��ت بافت تی��ر و پر آن‬ ‫در جهت عقربه‌های ساعت‬ ‫اس��ت‪ ،‬هایا و تیرهایی که‬ ‫دارای باف��ت خالف جهت‬ ‫عقربه‌های ساعت هستند‪،‬‬ ‫ئوتوی��ا نامیده می‌ش��وند‪.‬‬ ‫کیودوکا یا تیرانداز‪ ،‬عمومن‬ ‫در ه��ر راند تیران��دازی‪ ،‬دو‬

‫تیر به‌س��وی هدف پرتاب‬ ‫می‌کند و اولین پرتاب را با‬ ‫تیر «هایا» انجام می‌دهد‪.‬‬ ‫هنرجوی��ان کی��ودو برای‬ ‫تیراندازی‪ ،‬یک دس��تکش‬ ‫نیز به‌دس��ت راس��ت خود‬ ‫می‌کنن��د ک��ه «یوگاکه»‬ ‫(‪ )Yugake‬ن��ام دارد و از‬ ‫مواد گوناگونی مانند پوست‬ ‫آهو تهیه می‌شود‪.‬‬ ‫س��یبل ی��ا هدفی ک��ه تیر‬ ‫به‌سوی آن پرتاب می‌ش��ود «ماکی‌وارا» (‪ )Makiwara‬نام‬ ‫دارد و از جن��س حصیر اس��ت‪ .‬هنرجویان کیودو برای ش��روع‬ ‫تمرین‪ ،‬از مسافت بسیار نزدیک به‌هدف تیر می‌اندازند و به‌مرور‬ ‫این مس��افت را افزایش می‌دهند‪ .‬تیر اندازی از مسافت نزدیک‬ ‫به‌ه��دف‪ ،‬این امکان را به هنرج��و می‌دهد تا با دقت‪ ،‬تمرکز و‬

‫فرهنگ‬

‫ظراف��ت بیش‌تری ب��ه پرتاب تیر همت گم��ارد‪ .‬تکنیک‌های‬ ‫استفاده از تیر و کمان در طریقت کیودو دارای قوانین و مقررات‬ ‫بسیار مهم و منظمی‌ست‪« .‬فدارسیون مرکزی کیودوی ژاپن»‬ ‫(‪ )ANKF‬قوانین و مقررات ویژه‌ای تحت عنوان «هاستسو»‬ ‫(‪ )Hassetsu‬یا هشت مرحله‌ی پرتاب تیر را در «‌نظام‌نامه‌ی‬ ‫کی��ودو» (‪ )Kyudo Kyohon‬وض��ع ک��رده ک��ه تمامی‬ ‫هنرجویان‪،‬موظفبه‌رعایت‬ ‫این قوانین هستند و هریک‬ ‫از ای��ن مراح��ل‪ ،‬دارای‬ ‫دستور‌العمل‌ها و توضیحات‬ ‫ی اس��ت‪ .‬این هشت‬ ‫خاص ‌‬ ‫پایه عبارتند از‪:‬‬ ‫‪1-‬آشیبومی (‪Ashib u‬‬‫‪ : )mi‬مح��ل اس��تقرار و‬ ‫وضعیت پاها ‪.‬‬ ‫‪2-‬دوزوک��وری (‪D o‬‬‫‪ : )zukuri‬شکل بدن ‪.‬‬ ‫‪3‬یوگامائه (‪ : )Yugamae‬گرفتن کمان ‪.‬‬‫‪4‬اوچیئوکوشی (‪ : )Uchiokoshi‬باال بردن کمان ‪.‬‬‫‪5‬هیکی‌واکه (‪ : )Hikiwake‬کشیدن آغازین کمان‪.‬‬‫‪6‬کای (‪ : )Kai‬کشیدن کامل کمان ‪.‬‬‫‪7‬هاناره (‪ : )Hanare‬رها کردن تیر‪.‬‬‫‪8‬ذان شین (‪ : )Zanshin‬تعقیب پرتاب تیر و ایستایی ذهن‬‫و بدن تیرانداز‪.‬‬ ‫این هش��ت مرحله‌ی پرتاب‪ ،‬هریک دارای متد‪ ،‬دستور‌العمل‌ها‬ ‫و قوانین خاص و ثابتی می‌باش��د که هنرجویان کیودو موظف‬ ‫به‌رعایت و پیروی از آن‌ها هستند‪ .‬تمرکز صحیح و قرار گرفتن‬ ‫در وضعی��ت مراقبه در هنگام تیران��دازی‪ ،‬یکی از اصولی‌ترین‬ ‫بخش‌های این هنر محسوب می‌شود‪.‬‬ ‫آرام��ش کیودوکا و مراقبه در حین پرت��اب تیر‪ ،‬نیازمند تمرین‬ ‫و ممارس��ت‌های ذهنی‌س��ت که هنرجویان‪ ،‬پی��ش از انجام‬ ‫تمرین‌های خود به تقویت آن می‌پردازند‌‪ .‬در این میان استفاده‬ ‫از روش‌های مراقبه‪ ،‬کمک بسیار مفیدی‌ست برای هنرجویان‪.‬‬ ‫استفاده از روش‌های طریقت باس��تانی «ذن» (‪ )Zen‬در این‬ ‫راستا در زمان‌های گذشته بسیار کاربرد داشت و امروزه نیز مورد‬ ‫توجه است‪.‬‬ ‫ذن‪ ،‬مکتب بس��یار دیرینه سالی‌س��ت ک��ه در چین تولد یافت‬ ‫و ح��دودن در ق��رن دوازدهم میالدی به ژاپ��ن راه پیدا کرد و‬ ‫پیش‌رفت‌های بسیاری داشت‪ .‬بسیاری از سامورایی‌ها به‌سوی‬ ‫طریقت ذن س��وق یافتند و این مکتب‪ ،‬در بس��یاری از آداب و‬ ‫رسوم و هنرهای ژاپنی نفوذ کرد و فرهنگ ژاپن را تحت تاثیر‬ ‫خ��ود ق��رار داد‪ .‬ذن در هنرهای رزمی از ج��ای‌گاه ارزش‌مند و‬ ‫مهمی برخوردار بوده و امروزه نیز حضور آن بسیار مشهود است‪.‬‬ ‫هن��ر کیودو‪ ،‬تنها یک ورزش یا تفریح نیس��ت‪ ،‬بلکه این هنر‪،‬‬ ‫تعالی روح و روان فرد را فراهم آورده و تاثیری‬ ‫موجبات تجلی و ِ‬ ‫مستقیم بر زندگی و تفکرات یک کیودوکا به‌جای می‌گذارد‪.‬‬ ‫کیودو‪ ،‬نمادی‌س��ت از فرهنگ‪ ،‬اصال��ت و ذهنیت مردم ژاپن‪،‬‬ ‫مردم سرزمین آفتاب تابان‪.‬‬

‫‪23‬‬


‫شهــریکه‬ ‫دوستش می‌داشتی‬

‫جامعه‬

‫اکبر ترشیزاد‬ ‫آدمی از آدم‌ها آزار می‌بیند‪ .‬از رفتارها خسته می‌شود و عادات‬ ‫زش��ت انسان‌ها او را از بودن میان‌ش��ان بیزار می‌کند اما با‬ ‫وجود این‪ ،‬مکان‌ها هم‌چنان برایت عزیز می‌مانند‪ .‬شاید چون‬ ‫کس��ی نمی‌تواند با کس دیگری تنها باش��د اما می‌تواند در‬ ‫جایی‪ ،‬در مکانی‪ ،‬با خودش خلوت کند‪ .‬این اس��ت که دلت‬ ‫برای خیلی از آدم‌ها تنگ نمی‌ش��ود اما برای جاهای زیادی‬ ‫چرا‪.‬‬ ‫غربت‌نشین که می‌شوی چیزهایی برایت مهم می‌شوند که‬ ‫گمانش را هم نمی‌کردی‪ ،‬از نانوایی قدیمی محله تا میزان‬ ‫بارش برف و باران در سرزمین اجدادی‌ات‪ ،‬از قیمت میوه و‬ ‫س��بزی گرفته تا درخت توت سر کوچ ‌ه و بعد هر روز و هر‬ ‫ساعت می‌نش��ینی و از ترس محو شدن‌شان در خاطره‌ات‪،‬‬ ‫هی آن‌ها را مرور می‌کنی‪ .‬وقتی که هجرت می‌کنی حتا اگر‬ ‫از آدم‌ها فرار کرده باشی‪ ،‬دلت برای مکان‌ها تنگ می‌شود‪.‬‬ ‫تصویره��ا و خاطره‌ها اما بی‌رحمند‪ ،‬زود پاک می‌ش��وند از‬ ‫خیالت و بعد می‌نش��ینی به حس��رت دوباره دیدن آن‌ها در‬ ‫ذهن‪ .‬خاطره‌ه��ا به یک پازل هزار تک��ه می‌مانند که دانه‬ ‫دانه پاره‌هایش از ذهنت گم می‌ش��وند و هر روز‪ ،‬تصویرها‬ ‫برایت محوتر و ناآش��ناتر‪ .‬این روزهاست که آدم‌ها به کارت‬ ‫می‌آیند‪ ،‬همان‌هایی که ش��اید روزی از آن‌ها فرار کرده‌ای‬ ‫حاال به سراغ‌شان می‌روی تا از آنان کمک بگیری و با یاری‬ ‫هرکدام‌شان بخشی از تصویرهایت را کامل کنی‪.‬‬ ‫س��ه سالی می‌شود که از س��رزمین مادری‌ام دورم‪ .‬دیروز و‬ ‫به همت عزیزی با چند دوس��ت تازه آش��نا شدم‪ .‬مسافرانی‬ ‫که از شهرم آمده بودند‪‌.‬نشستم پای کالم‌شان در حالی‌که‬ ‫خودم می‌دانستم که سخن بهانه‌ای است برای این‌که گوش‬ ‫بسپارم به توصیفات‌شان و تصویر به‌تدریج محو شده‌ی ذهنم‬ ‫را کامل کنم‪ .‬و آرام آرام همه چیز دوباره ش��کل می‌گرفت‪،‬‬ ‫خیابان‌ها‪ ،‬کوچه‌ها‪ ،‬مغازه‌ها و رس��توران‌های آشنا‪ ،‬شب‌ها‪،‬‬ ‫غروب‌ها و طلوع‌ها و من کم کم ش��روع کردم به استشمام‬ ‫بوی خوش بچگی و نوجوان��ی و جوانی‌ام و رنگ‌ها دوباره‬ ‫برایم زنده‌شدند‪ ،‬از رنگین‌کمان بهار و تابستان و پاییز گرفته‬ ‫تا سفیدی برف‌های نشسته بر دیوار حیاط خانه‌ی پدری‪.‬‬ ‫و باز دوس��تان می‌روند و من چش��م انتظار ب��ه امید آمدن‬ ‫آش��نایی‪ ،‬دوس��تی‪ ،‬عزیزی دیگر که بیاید و برایم تازه کند‬ ‫خاطره‌ها را‪ ،‬رنگ بزند بوم محوشده‌ی ذهنم را‪ .‬و این بازی‬ ‫روزگار اس��ت که باز محتاج همان آدم‌هایی هستی که فرار‬ ‫کرده‌ای از آن‌ها‪ ،‬تا بیایند و دوباره پیوند بزنند تو را با شهری‬ ‫که دوستش می‌داشتی‪.‬‬

‫‪24‬‬

‫شعرسالن‌هایادبی‬ ‫سایه کوثری‬ ‫ش��کوفایی س��ریع زندگی م��ادی در ق��رن هفدهم موجب‬ ‫پدیدآم��دن جمعیت‌هایی از عالقه‌مندان به ادب و هنر ش��د‬ ‫که غالب اعضای آن‌ها از بورژواها و اشراف ثروت‌مند بودند‬ ‫و در هم��ه این محافل هنری زنان نقش اول را داش��تند‪ .‬به‬ ‫این دلیل ش��عر وزین و واقعی را به اه��ل آن‪ ،‬به هنرمندان‬ ‫مسلط واگذاشتند و در مجامع و سالن‌های ادبی اشعار سبک‬ ‫و کم مایه رواج یافت زیرا غالب کس��انی که به آن محافل‬ ‫رفت‌وآمد می‌کردند جز مشتی دنیاپرست و عیاش و کم مایه‬ ‫و کم فرهنگ نبودند‪.‬‬ ‫در سالن‌های ادبی اصل آن بود که حاضران خسته و دل‌زده‬ ‫نش��وند‪ ،‬تفریح و س��رگرمی در درجه اول اهمیت بود‪ .‬همه‬ ‫در انتظار ش��نیدن نکته‌های تازه‪ ،‬لطیفه‌های سرگرم کننده‪،‬‬ ‫کشفیات تازه در ترکیب الفاظ و بدعت و نوآوری بودند‪.‬‬ ‫در فاصل��ه س��ال‌های ‪ 1630‬تا ‪ 1660‬در ای��ن محافل هنری‪،‬‬ ‫حت��ا آن ایده‌آل ش��اعرانه‌ای که مالرب تا حدی ترس��یم کرده‬ ‫بود‪ ،‬کم‌رنگ‌تر ش��د‪ ،‬بنابراین اگرچه گاهی به ترکیبات کالمی‬ ‫و ظرایف ساختاری شعر توجه می‌شد‪ ،‬در نهایت حاصل کار جز‬ ‫مشتی تجمالت سبک و محقر و کم محتوا چیزی نبود‪.‬‬ ‫از می��ان ش��اعران حاضر در این محافل به ای��ن موارد باید‬ ‫اشاره کرد‪:‬‬ ‫شاعرانی که غالبن اشعار عاشقانه می‌سرودند ولی در انواع‬‫دیگر ش��عر نیز طبع‌آزمایی می‌کردن��د‪ ،‬از جمله کلته‪ ،‬گمبو‪،‬‬ ‫ویون دالیبره‪ ،‬بواروبر که آثارش حد وس��ط سبک تئوفیل و‬ ‫سبک تفننی سالن‌ها بود‪.‬‬ ‫مشهورترین شاعران سالن‌های ادبی قرن هفدهم عبارتند‬‫از‪ :‬ژرژ دواس��کودری‪ ،‬مالویل‪ ،‬سارازن‪ ،‬گودو‪ ،‬بانسراد که به‬ ‫ویژه در قطعات استهزایی و نس��ب نامه‌ها استاد بود‪ ،‬کوتن‬ ‫که در سرودن چیستان و طرح معما به شعر استاد کامل بود‪.‬‬ ‫ام��ا از میان همه این ش��اعران هیچ‌کدام از نظر ش��هرت و‬ ‫اعتبار به پای ونس��ان وواتور نمی‌رسد‪ ،‬شاعری که سردمدار‬ ‫و گرداننده سالن ادبی ومشهور رامبویه بود‪ .‬او شاعری نکته‬ ‫سنج و شوخ طبع به ش��مار می‌رفت‪ ،‬هم در اشعارش و هم‬ ‫در نامه‌های��ش‪ ،‬که از به‌ترین مکاتبات نویس��ندگان قرن به‬ ‫حس��اب می‌آید‪ .‬مضمون عمده اش��عارش عش��ق است که‬ ‫با الفاظ و تعبیرات و ترفندها وصف ش��ده اس��ت‪ .‬اما بانوان‬ ‫شاعر و عالقه‌مند به شعر و ادب‪ ،‬در عین این‌که سروده‌های‬ ‫وواتور را س��تایش می‌کنند‪ ،‬هم��ه از این واقعیت آگاهند که‬ ‫این اشعار و ابیات گوناگون چیزی جز بازی با کلمات نیست‬ ‫و حتا خود وواتور نیز بر این اعتقاد است‪.‬‬ ‫در عین حال در س��روده‌های عاشقانه وواتور رنگی از طنز و‬ ‫هجو نهفته است‪ ،‬چه بسیار در البالی تعابیر لطیف و اثیری‬ ‫و ناله‌های س��وزناک عاش��قانه‪ ،‬بی‌پرده‌ترین و ش��وخ‌ترین‬ ‫اشارات دیده می‌شود‪.‬‬ ‫وواتور در عصر خود تاثیر به س��زایی برجای گذاشت‪ ،‬او شعر را‬ ‫از زیر س��لطه مبالغه‌گویی نجات داد و نشان داد که ترکیبی از‬ ‫مهارت در کالم و شوخ‌طبعی و ظرافت‪ ،‬راز موفقیت شعر است‪.‬‬ ‫او در مجموعه آثارش همه نوع ش��عر آورده است‪ .‬ترانه‌های‬

‫فرهنگ‬

‫ش��اد‪ ،‬بازسازی برخی از قصاید قرون وسطایی و ایجاد تنوع‬ ‫در اش��کال ثابت آن‌ها و هم‌چنین اشعار شوخ و پر از لودگی‬ ‫کلمات مارو شاعر قرن پانزدهم را می‌خواند و بازسازی و در‬ ‫واقع با اشعار دیگران بازی می‌کرد‪ .‬با همه این احوال اعتبار‬ ‫او چنان بود که بوالو او را هم‌س��نگ هوراس ش��اعر التینی‬ ‫می‌دانس��ت و الفونتن او را اس��تاد خطاب می‌کرد و او را در‬ ‫ردیف رابله و مارو به شمار می‌آورد‪.‬‬ ‫الفونتن‪ ،‬خود در دس��ت‌گاه فوکه که مباش��ر و مسوول امور‬ ‫مالی��ه مازارن بود و در کنار ش��اعرانی چون پلیس��ون‪ ،‬مناژ‪،‬‬ ‫بربوف‪ ،‬موکروا و ش��ارل پروو‪ ،‬مش��تریان سالن‌ها و محافل‬ ‫دولتی و اشرافی‪ ،‬با هنر شعر آشنا شد‪.‬‬ ‫حدود ده س��ال اواس��ط قرن هفدهم نوعی شعر کمیک در‬ ‫ادبیات فرانس��ه به وجود آمد که ویژگی‌های آن عبارت بود‬ ‫از بلندی مضامین و حقارت عمدی س��بک و بیان‪ ،‬این نوع‬ ‫شعر به بورلسک شهرت یافت‪ .‬هدف این شعر بیان مضامین‬ ‫بسیار جدی در قالب تعابیر مضحک و سبک بود‪.‬‬ ‫قب��ل از همه ایتالیایی‌ها بودند که با اش��تیاق به این ش��یوه‬ ‫روی آوردند و از تالیف اش��عاری از این دست لذت می‌بردند‪.‬‬ ‫از جمله این ش��اعران باید ب��ه برنی‪ ،‬کاپورالی‪ ،‬براچیولینی و‬ ‫اللی اش��اره کرد‪ .‬نش��انه‌های این س��بک را در اشعار شوخ‬ ‫وواتور و رقبایش و نیز در برخی اش��عار سنت آمان می‌توان‬ ‫دید‪ ،‬اما نویسنده‌ای که بیش از هرکس این مد را در فرانسه‬ ‫رواج داد نویسنده مشهور کتاب رمان کمیک‪ ،‬اسکارون بود‪.‬‬ ‫اس��کارون س��ه اثر با عناوین مجموعه چند شعر بورلسک‪،‬‬ ‫تیفون و ویرژیل در لباس مبدل را طی پنج سال سرود‪.‬‬ ‫مضم��ون قطعه ش��عر اخیر یعن��ی ویرژی��ل در لباس مبدل‬ ‫این‌س��ت که انه‪ ،‬ش��اه‌زاده تروا به دست دش��من می‌افتد و‬ ‫طعمه حریق می‌ش��ود‪ ،‬موقع فرار از میان ش��عله‌های آتش‬ ‫شش پیراهن می‌دزدد‪ ،‬پدر پیرش را با چند مجسمه مقدس‬ ‫خانگی درون س��بدی جا می‌دهد و آن را به پشت می‌بندد و‬ ‫حوادث مضحک دیگری از این دست‪.‬‬ ‫پس از نوشته‌های اسکارون نوبت به داسوسی می‌رسد با دو‬ ‫اثرش به نام‌های حکیم پاریس و اووید شنگول‪.‬‬ ‫س��بک بورلس��ک به مقاالت طنزآمیز سیاسی و مذهبی هم‬ ‫س��رایت کرد‪ ،‬به عن��وان مثال یک سلس��له هجویات علیه‬ ‫صدراعظم مازارن نوش��ته ش��د ک��ه آن‌ها را ب��ه اصطالح‬ ‫مازارینی��ات نامیدند و کتاب مصیبت‌نامه س��رور ما عیس��ی‬ ‫مسیح که هجویه‌ای ضد مذهبی‌ست‪.‬‬ ‫باید گفت بس��یاری از کس��انی که در سبک بورلسک مقلد‬ ‫و دنباله‌روی اس��کارون ش��دند نتوانس��تند به ذوق و قریحه‬ ‫و نکته‌س��نجی استادشان برس��ند و طولی نکشید که سبک‬ ‫بورلس��ک تغییر ماهیت داد و به مش��تی هجویات زش��ت و‬ ‫کلمات احمقانه تبدیل ش��د‪ ،‬به همین جهت خود اس��کارون‬ ‫در برابر این موج ابتذال عکس‌العمل نشان داد و اعالم کرد‪:‬‬ ‫«من از س��بک بورلسک که به این صورت درآمده و همه را‬ ‫فاسد کرده است‪ ،‬روی برمی‌گردانم‪».‬‬ ‫س��رانجام عمر این س��بک تقریبن هم‌زم��ان با جنگ‌های‬ ‫مشهور به فالخن پایان یافت‪.‬‬


‫سیاست‬

‫با وخامت اوضاع جسمی زندانی در اوین‬

‫معتمدنیا در شرایط بحران جسمی قرار دارد‬

‫اردوان روزبه‬ ‫اعتراض‌ه��ای بعد انتخاب��ات ‪ ،۸۸‬حاکمی��ت در ایران را به‬ ‫س��مت یک بحران برد‪ .‬بحران مش��روعیت به نظر می‌رسد‬ ‫کم‌ترین هزینه‌ای اس��ت که جمهوری اس�لامی خواسته یا‬ ‫ناخواسته ناچار با آن دست به گریبان شده است‪ .‬این که در‬ ‫شرایط بحران با مردم و یا معترض‌ها چگونه برخورد می‌شد‬ ‫و ی��ا این که آیا رای و نظر مردم بر اس��اس اظهارات رهبر‬ ‫انقالب ایران آیت اله خمینی «میزان» بود یا خیر موضوعی‬ ‫بود که برای اولین بار نه تنها روش��ن نشدنش دامن مردم را‬ ‫گرفت بلکه با توجه به اعتراض‌هایی در بدنه نظام‪ ،‬گس��تره‬ ‫دست‌گیری‌ها و برخورد‌ها را از حوزه‌های معمول خارج کرد‪.‬‬ ‫خبرهای تایید ش��ده و نش��ده از دس��ت‌گیری‬ ‫تع��دادی از فرماندهان س��پاه‪ ،‬اعض��ای دولت‬ ‫اصالح��ات و برخ��ی افراد ب��ا س��ابقه فعالیت‬ ‫طوالنی در جمهوری اس�لامی نشان از بحران‬ ‫ع��دم پذیرش رفتار های عصبانی بعد انتخابات‬ ‫داشت‪.‬‬ ‫«محمد‌رض��ا معتمدنی��ا» یک��ی از فرماندهان‬ ‫دوران جنگ ایران و عراق‪ ،‬مش��اور فرماندهی‬ ‫ستاد کل قوا و عضو ارشد ستاد پشتیبانی جنگ‬ ‫است که اینک بیش از یک ماه در اعتصاب غذا‬ ‫به س��ر می‌برد‪ .‬وی که در هشتم تیرماه ‪۱۳۸۸‬‬ ‫توسط اطالعات سپاه دست‌گیر شده بود‪ ،‬پس از‬ ‫دو ماه حبس انفرادی به قرار وثیقه آزاد شد که‬ ‫مجدد با حکم شعبه ‪ ۲۶‬دادگاه انقالب به اتهام‬ ‫فعالی��ت تبلیغی علیه نظام در مرداد ماه س��ال‬ ‫‪ ۱۳۹۰‬ب��رای گذران��دن دوران محکومیت‌اش‬ ‫راهی زندان اوین شد‪.‬‬ ‫بنابر اظهار خانواده آقای معتمدنیا وی در بند ‪ ۲‬الف س��پاه از‬ ‫ش��رایط خوبی به لحاظ جسمی برخوردار نیست‪ .‬آسیب‌های‬ ‫عصبی‪ ،‬عفونت و خونریزی لثه و مشکالت قلبی از مواردی‬ ‫اس��ت که با توجه نظر پزشک زندان باید بیرون از آن مداوا‬ ‫شود اما وی در انفرادی و فشار‌های عصبی و روحی قرار داد‪.‬‬ ‫اینک آقای معتمدنیا به نش��انه اعتراض به حصر خانگی دو‬ ‫تن از رهبران نمادین اعتراض‌های مردمی‪ ،‬آقایان موس��وی‬ ‫و کروبی و خانم رهنورد دس��ت به اعتصاب غذا زده اس��ت‪.‬‬ ‫به گفته میثم معتمدنیا فرزند وی ش��رایط جس��می او رو به‬ ‫وخامت گذارده اس��ت‪ .‬این در حالی اس��ت ک��ه محمدرضا‬ ‫معتمدنی��ا ش��رط شکس��تن اعتصابش را درخواس��ت آقای‬ ‫موسوی و یا رفع حصر خانگی رهبران نمادین اعتراض بیان‬ ‫کرده است‪.‬‬ ‫میث��م معتمدنیا در همین خصوص ب��ه رادیو کوچه توضیح‬ ‫می‌دهد‪.‬‬ ‫از وضعی��ت جس��می آق��ای معتمد‌نی��ا بگویید‪ .‬خب��ر داریم‬ ‫مشکالتی برای او به وجود آمده‌‪ .‬آیا وضعیت او کنترل شده‬ ‫است؟‬

‫مشکالت جسمی حادی به س��راغ ایشان آمده و یک هفته‬ ‫بع��د از ش��روع اعتصاب غذا‪ ،‬ایش��ان را به عن��وان تنبیه به‬ ‫انفرادی انتقال دادند‪ .‬در فاصله ‪ 20‬روز که در انفرادی بودند‬ ‫بیش از چهار بار به علت خون‌ریزی معده و کلیه و مشکالت‬ ‫تنفس��ی به بیمارستان منتقل ش��دند‪ .‬از ابتدای اجرای حکم‬ ‫تا کنون مش��کالت متعدد جس��می به سراغ ایشان آمده که‬ ‫من می‌توانم به بیماری قلبی‪ ،‬نخاعی‪ ،‬خون‌ریزی‌های مکرر‬ ‫لثه‌ای و فلج انگش��تان دست‪ ،‬تنگی نفس و خون‌ریزی کلیه‬ ‫و معده اشاره کنم‪.‬‬ ‫به وضعیت او رس��یدگی نش��ده چرا که بعد از چند س��اعت‬ ‫حضور در بیمارس��تان انتقال او به فضای انفرادی مشکالت‬

‫را حادتر می‌کند‪ .‬با اطمینان می‌گویم که هیچ اراده‌ای جهت‬ ‫بهبودی وضعیت ایشان وجود ندارد وگرنه وقتی ایشان را با‬ ‫تنگی نفس به بیمارستان انتقال می‌دهند‪ ،‬برگشت مجددش‬ ‫به انفرادی نشان می‌دهد تصمیمی برای بهبودی نیست‪.‬‬ ‫آق��ای معتمدنی��ا در ‪ 21‬م��رداد ‪ 90‬ب��رای س��پری ک��ردن‬ ‫محکومیت‌ش��ان به زندان اوین رفتند‪ .‬با توجه به این‌که در‬ ‫دورانی مش��اور فرمان‌ده ستاد کل قوا در جمهوری اسالمی‬ ‫هم بودند‪ ،‬اتهام و جرم او چیست؟‬ ‫من از س��وابق ایشان بیش‌تر می‌گویم‪ .‬در جنگ هشت ساله‬ ‫میان ای��ران و عراق از مس��وولین پش��تیبانی جنگ بودند‪،‬‬ ‫حضور مستمرش��ان در جبهه در دم��ای باالی ‪ 55‬درجه در‬ ‫منطقه فاو‪ ،‬در کارخانه‌های یخ‌س��ازی و بقیه کارخانه‌ها که‬ ‫برای رزمنده‌ها امکانات رفاهی ساختند‌‪ ،‬از جمله فعالیت‌های‬ ‫ایشان است‪ .‬در هیچ جای دنیا با فرمان‌دهان‌شان و کسانی‬ ‫که از جان‌ش��ان گذش��ته و از خاک و آب و وطن‌شان دفاع‬ ‫کردند‪ ،‬این‌طور برخورد نمی‌ش��ود‪ .‬هم��ه جای دنیا به آن‌ها‬ ‫مدال ش��جاعت می‌دهند و از آن‌ها قدر‌دانی می‌ش��ود‪ .‬فکر‬ ‫می‌کنم تنها در ایران باشد که آن‌ها را به زندان می‌اندازند و‬ ‫اتهامات واهی به آن‌ها می‌زنند‪.‬‬

‫اتهام ایش��ان فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اس�لامی‬ ‫است‪ ،‬نظامی که سوابق ایشان در قبل و بعد از انقالب نشان‬ ‫می‌دهد که یکی از زحمت‌کشان نظام بودند و برای کشور و‬ ‫مردم‌شان از هیچ کوششی فروگذار نکردند‪ .‬وقتی من بیانیه‬ ‫ایش��ان را در مورد اعتصاب غذا مطالعه کردم‪ ،‬تاکید داشتند‬ ‫که می‌خواهند دین‌ش��ان را به مردم و کشورشان ادا کنند و‬ ‫نمی‌توانند روزهای تاریک را ببیند و سکوت کنند‪.‬‬ ‫با توجه به این‌که در دوران جبهه س��وابقی دارند و ارتباطی‬ ‫که در جامعه و دس��ت‌گاه نظام داش��تند‪ ،‬آیا کسی برای رفع‬ ‫این فشارها تالشی کرده است؟‬ ‫ش��اید تالش‌هایی بوده باش��د اما با توجه به موضع‌گیری و‬ ‫سیاس��ت‌های کلی که نظام دارد تصور من این‬ ‫اس��ت که ای��ن تالش‌ها نمی‌توان��د جدی بوده‬ ‫باشد‪ .‬مطالبه ایشان مبنی بر شکسته شدن حصر‬ ‫مهندس میرحسین موس��ی‪ ،‬خانم زهرا رهنورد‬ ‫و آقای کروبی اس��ت و اگر ق��رار بود ارتباطاتی‬ ‫مش��کل را حل کند باید ابتدا در مورد این س��ه‬ ‫عزیز تالش‌هایی صورت می‌گرفت و با توجه به‬ ‫خواست جمعی مردم‪ ،‬این حصر شکسته می‌شد‪.‬‬ ‫اگر هم تالش��ی ب��وده من اطالعی ن��دارم چرا‬ ‫که تماس��ی با ما گرفته نش��ده که آیا تالشی از‬ ‫درون حاکمیت بوده یا خیر‪ .‬من فکر می‌کنم این‬ ‫تالش‌ها نمی‌تواند علنی باشد‪.‬‬ ‫با توجه به ش��ناختی ک��ه از محمدرضا معتمدنیا‬ ‫دارید‪ ،‬آیا فکر می‌کنید هم‌فکران ایشان در بدنه‬ ‫نظام وجود دارند؟‬ ‫خی��ر‪ .‬ما دوران جن��گ و پس از آن ایش��ان را‬ ‫به س��ختی می‌دیدم‪ .‬یا مش��غول فعالیت‌ه��ای اقتصادی و‬ ‫س��ازندگی پ��س از جنگ و یا فعالیت‌ه��ای صنعتی بودند و‬ ‫ما حضور ایش��ان را کم‌تر در کن��ار خانواده حس می‌کردیم‪.‬‬ ‫نفراتی که این اعتقادات و رفتار و مس��لک را داش��تند االن‬ ‫فقط در زندان می‌توانیم پیدا کنیم‪.‬‬ ‫پدر شما تاکید کردند که در صورت خواست آقای میر‌حسین‬ ‫موسوی اعتصاب‌ش��ان را خواهند شکست‪ .‬آیا فکر می‌کنید‬ ‫پیشنهادی از جانب آقای موسوی به ایشان بشود یا خیر؟‬ ‫مهندس میرحس��ین موسی در حصر کامل هستند و ارتباطات‬ ‫ایشان با بیرون قطع است اما با توجه شناختم از ایشان‪ ،‬ایمان‬ ‫دارم قلبن راضی به این مس��ئله نیس��تند و دوس��ت دارند این‬ ‫اعتصاب شکسته ش��ود اما دست‌رسی‌های او از دنیای بیرون‬ ‫بسته است‪ .‬اگر این اجازه را می‌دادند و شرایط را مهیا می‌کردند‬ ‫که این بزرگ‌وار پیام دهند‪ ،‬ایمان دارم ایشان مضایقه نمی‌کردند‬ ‫همان‌طور که دختران بزرگ‌وار ایشان طی پیامی از پدر خواستند‬ ‫ب��ه این اعتصاب پایان دهد اما پدر ضمن تش��کر اعالم کردند‬ ‫اجازه دهید به خاطر مردم و کش��ورم به این دلیل که مطالباتم‬ ‫غیر‌معقول نیست‪ ،‬اعتصابم را تا دریافت پیام از جانب آن عزیزان‬ ‫یا شکسته شدن حصرشان ادامه دهم‪.‬‬

‫‪25‬‬


‫بحران رابطه و مسئله‌ی رژلب‬ ‫نعیمه دوستدار‬ ‫ع��ادت دارم که گاهی در زندگی زن‌های عادی س��رک‬ ‫بکش��م و برای ای��ن کار گاهی س��راغ فضاهای مجازی‬ ‫م��ی‌روم ک��ه در آن زن‌ه��ا ب��ا کم‌تری��ن سانس��ور خود‬ ‫واقعی‌شان را نشان می‌دهند و حرف‌ها و دغدغه‌های‌شان‬ ‫را بیان می‌کنند‪.‬‬ ‫تو‌گو در یک س��ایت‬ ‫هربار که وارد یکی از اتاق‌های گف ‌‬ ‫کاملن زنانه می‌ش��وم‪ ،‬می‌بینم که زنی گریان و ناالن‪ ،‬از‬ ‫اوضاع و احوال خوش و رابطه‌اش با ش��وهرش نوش��ته و‬ ‫کاس��ه‌ی چه کنم در دس��ت گرفته و تمام اهالی خانه را‬ ‫دعوت کرده که ایها‌الناس به دادم برس��ید‪ ،‬جناب ش��وهر‬ ‫قهر کرده یا عصبانی شده یا خیانت کرده و چه کنم‪.‬‬ ‫در پاس��خ به این س��وال‪ ،‬اهالی خانه جمع ش��ده‌اند و هر‬ ‫ک��دام نظری داده‌اند که معمولن ب��ا این عبارات خالصه‬ ‫می‌شود‪« :‬ش��ام خوش‌مزه‌ای بپز و لباس فالنی بپوش و‬ ‫آرایش کن و ش��مع روش��ن کن و لبخند بزن و صبر کن‬ ‫م��رد از در بیاید تو و بعد با زبان خوش از دلش در بیاور و‬ ‫ببین چرا ناراحت است‪».‬‬ ‫اگر هم پای خیانت در میان باشد که دوز توصیه‌های این‬ ‫چنینی باالتر می‌رود و در کنار اقلیتی که توصیه می‌کنند‬ ‫زن قربان��ی ب��ا جدیت برخ��ورد کند و ته و ت��وی روابط‬ ‫مش��کوک ش��وهرش را در بیاورد‪ ،‬عده‌ی زیادی آیینه را‬ ‫برمی‌گردانند س��مت صورت زن که برو ببین چه کرده‌ای‬ ‫و کجا کم گذاش��ته‌ای که شوهرت پا کج گذاشته و البد‬ ‫از س��مت تو تامین نبوده و حتمن خوب نپخته‌ای و خوب‬ ‫نپوش��یده‌ای و خوب عش��وه نیامده‌ای که مرد چش��مش‬ ‫دنبال زن‌های دیگر است و حق دارد‪.‬‬ ‫ای��ن عده مش��اوران زن‪ ،‬به س��رعت راه‌حل‌هایی برای‬ ‫مش��کل ارای��ه می‌کنن��د‪ ،‬زن قربانی باید س��رش را خم‬ ‫کند‪ .‬بدون این‌که لحظه‌ای احتمال بدهد رفتار خش��ن یا‬ ‫خیانت‌بار مرد ممکن است حاصل فرهنگ و تربیت غلط‬ ‫او باش��د که بر اس��اس آن خود را محق می‌بیند در یک‬ ‫رابطه‌ی تعریف ش��ده و متعهد‪ ،‬زیرآبی برود یا با خشونت‬ ‫رفتار کند‪.‬‬ ‫زن در رابطه‌های این‌چنینی باید به دس��ت و پا بیفتد که‬ ‫آن رابط��ه را با هر کیفیتی حفظ کند‪ .‬توصیه به گذش��ت‬ ‫بی‌دلیل‪ ،‬توصیه به فرو رفتن در نقش‌های اغراق شده‌ی‬ ‫زن مهرب��ان و کدبانو و فداکار‪ ،‬توصیه به س��رزنش خود‬ ‫و ب��ه عه��ده گرفتن بار تم��ام مس��وولیت‌ها‪ ،‬معمولن به‬ ‫عن��وان روش‌های موثر در حل مش��کالت زنان و مردان‬ ‫به خصوص از س��وی خود زنان ارایه می‌شود و اگر کسی‬ ‫خ�لاف این عادت حرف��ی بزند و توصی��ه‌ای کند متهم‬ ‫می‌ش��ود به ناب��ود کردن رابطه و زندگ��ی و بنیاد مقدس‬ ‫ازدواج! در تعریف این نوع مشاوران‪ ،‬زن مقصر و مسوول‬ ‫تمام خالهاس��ت و مرد‪ ،‬پس��ربچه‌ی کوچکی است که با‬ ‫کمبود و بحرانی‪ ،‬ممکن است لج کند و اگر لج کند‪ ،‬حق‬ ‫دارد و باید به هر شکل ممکن او را راضی نگه داشت‪.‬‬ ‫گاهی دچار تردید می‌ش��وم که آیا می‌ش��ود به این دسته‬

‫‪26‬‬

‫از زن‌ها ب��ه خاطر موضع‌گیری و نوع نگاه‌ش��ان به خود‬ ‫و جنسیت‌ش��ان ای��رادی گرف��ت ی��ا باید هم��ه‌ی این‬ ‫برخوردهای مردساالرانه را به پای نفوذ فرهنگی گذاشت‬ ‫که قرن‌هاست بر روح و ذهن‌شان حاکم شده‪.‬‬ ‫گاه��ی فکر می‌کنم این همه ترس و دغدغه به خاطر از‬ ‫دست دادن حمایت مردانه‌ای که چندان هم قوی نیست‬ ‫و بیش‌ت��ر به توهم حمایت می‌مان��د‪ ،‬از کجا آمده و چرا‬ ‫زن��ان به جای دفاع از خودش��ان‪ ،‬ترجی��ح می‌دهند روی‬ ‫مشکالت‌شان با ابزارهایی سرپوش بگذارند که از آن‌ها با‬ ‫عنوان ابزارهای زنانه یاد می‌شود؟‬ ‫پاس��خ دادن ب��ه ای��ن س��وال‌ها در چهارچ��وب ی��ک‬ ‫تو‌گوی علمی‌و جامعه‌ش��ناختی کار دشواری نیست‬ ‫گف ‌‬ ‫و از قضا متخصصان و کارشناس��ان برای آن جواب‌های‬ ‫زیادی دارن��د‪ .‬اما برای برخورد نزدیک با موضوع و برای‬ ‫تو‌گ��و با زنانی ک��ه هر لحظه در زندگی‌ش��ان با این‬ ‫گف ‌‬ ‫مشکالت س��ر و کار دارند و برایش راه‌های تحقیرکننده‬ ‫پیدا می‌کنند کسی چاره‌ای پیدا نکرده است‪.‬‬ ‫در حال��ی که کارشناس��ان مس��ایل زنان دنب��ال تحلیل‬ ‫رفتاره��ای زنان��ه هس��تند‪ ،‬زنان‪ ،‬ب��ا تکرار ش��یوه‌های‬ ‫کهنه‌شان این رفتارها را تقویت می‌کنند‪.‬‬ ‫من فک��ر می‌کنم حرف زدن درب��اره‌ی این موضوع هم‬ ‫یک راز زنانه اس��ت‪ ،‬راز زنانه‌ای ک��ه باید در گوش زنان‬ ‫گفت‪ .‬ایجاد کردن این تردید در ذهن زنانه که حل کردن‬

‫خبر‪ ،‬گزارش‪ ،‬تصویر‬

‫جامعه‬

‫مش��کل رابطه با عطر و رژلب و غذای خوش‌مزه ش��اید‬ ‫یک ش��ب دوام بیاورد اما بی‌تردید پایه‌های سواس��تفاده‬ ‫از عواط��ف را در آن رابط��ه تقویت می‌کن��د و به مردان‬ ‫ای��ن فرصت را می‌دهد که همیش��ه بر اس��اس گفتمان‬ ‫مردس��االر با رابطه برخورد کنند‪ .‬ش��اید وقت آن رسیده‬ ‫باشد که زنان تمرین کنند که راه‌حل رابطه را از مشاوران‬ ‫و متخصص��ان بگیرند‪ ،‬نه از مادربزرگ‌ه��ا و رفقایی که‬ ‫عادت کرده‌اند آجرهای زندگ��ی را بر مبنای کوتاه آمدن‬ ‫در مقابل خواسته‌های مردانه بچیننند‪.‬‬


‫جانتراولتاوتجاوزبهیکماساژور‬ ‫بهنام‬

‫ایرج قادری هم به تاریخ پیوست‬

‫صبح روز یک‌شنبه‪ 6 ،‬مه‪« ،‬ایرج قادری»‪،‬‬ ‫کارگ��ردان‪ ،‬فیلم‌نامه‌نویس و بازیگر‬ ‫سرش��ناس ایرانی در بیمارس��تان‬ ‫مهراد در تهران درگذش��ته است‪.‬‬ ‫آق��ای ق��ادری به دلی��ل عارضه‬ ‫ریوی در بیمارس��تان بستری بود‪.‬‬ ‫ای��رج ق��ادری در س��ال ‪ ۱۳۳۴‬و با‬ ‫ایفای نقش در فیلم «چهارراه حوادث» به‬ ‫کارگردانی ساموئل خاچیکیان فعالیت سینمایی خود را آغاز کرد‪.‬‬ ‫او کارگردان فیلم‌هایی هم‌چون محاکمه‪ ،‬آکواریوم‪ ،‬چش��مان‬ ‫سیاه‪ ،‬سام و نرگس‪ ،‬شهرت‪ ،‬طوطیا‪ ،‬نابخشوده‪ ،‬می‌خواهم زنده‬ ‫بمانم و پنجه در خاک بوده و «شبکه»‪ ،‬آخرین فیلم او هنوز بر‬ ‫پرده سینماهای ایران به نمایش درنیامده است‪.‬‬ ‫این در حالی اس��ت که پسر ایرج قادری در مصاحبه با یکی‬ ‫از رس��انه‌های داخل ایران اعالم کرده اس��ت‪« :‬من به هیچ‬ ‫وجه نمی‌خواس��تم پدرم به س��رعت خاک شود و آن هم در‬ ‫کرج‪ .‬من این مس��ئله را پیگری می‌کنم تا عامل این قضیه‬ ‫را بیاب��م‪ .‬من به نامادری خود گفته بودم تا بازگش��ت من از‬ ‫کیش صبر کنند‪».‬‬

‫جیرانی از هفت جاکن شد‬

‫حاش��یه‌های به‌وجود آمده برای‬ ‫تنها برنامه زنده س��ینمایی‬ ‫در تلویزی��ون ای��ران‬ ‫س��رانجام ای��ن برنامه‬ ‫و کیفی��ت تح��والت‬ ‫آین��ده آن را در هاله‌ای‬ ‫از ابهام قرار داده‌اس��ت‪.‬‬ ‫برنامه تلویزیونی «هفت»‬ ‫با اج��رای «فری��دون جیرانی»‬ ‫د‌ر آستانه سومین س��ال پخش‪ ،‬با نامه‬ ‫انتقادی جمعی از اهالی رسانه ش��اهد دور جدیدی از تغییرات‬ ‫اس��ت‪ .‬جدی‌ترین گزینه تغییر این برنامه ناظر بر کادر تهی ‌ه و‬ ‫اجرای آن بوده‌اس��ت‪ .‬رفتن ی��ا نرفتن فریدون جیرانی که هم‌‬ ‫زمان تهیه‌کنندگی و اجرای این برنامه را برعهده دارد موضوع‬ ‫اصلی طرح شده در بازار شایعات در روزهای اخیر بوده‌است‪ .‬در‬ ‫این زمینه ابتدا نام چهره‌هایی چون «محمد خزاعی» و «مسعود‬ ‫فراستی» برای تهیه‌کنندگی و اجرای برنامه مطرح شد که این‬ ‫گزینه‌ها از سوی مدیر گروه اجتماعی شبکه سوم تلویحن‬ ‫تکذیب ش��د‪ .‬اخیرن نام نادر طالب‌زاده هم به‌عنوان‬ ‫یکی از گزینه‌ه��ای جدی اجرای برنامه «هفت»‬ ‫مطرح شد‌ه اس��ت‪ .‬گزینه‌ای که به دلیل سابقه‬ ‫اجرای برنامه زنده «راز» از ش��بکه چهار که در‬ ‫مقطعی توانست نظر مثبت برخی رسانه‌ها را به‬ ‫سمت خود جلب کند‪ ،‬از اقبال بیش‌تری نسبت به‬ ‫گزینه‌های قبلی برخوردار است‪.‬‬

‫صافی‪:‬شاهیننجفیرابایدازفالنشدارزد‬

‫«صافی گلپایگانی» از مراجع تقلید در قم‪ ،‬حکم‬ ‫ارتداد «شاهین نجفی» خواننده رپ ایرانی‬ ‫را صادر کرد‪.‬‬ ‫این حکم پس از آن صادر ش��د‬ ‫که ای��ن خواننده ایرانی‪ ،‬آهنگی‬ ‫جنجال‌برانگیز با عنوان «نقی»‬ ‫منتش��ر کرد‪ .‬منتق��دان این آهنگ‬ ‫می‌گویند که در آن به نقی اما دهم شیعیان‬ ‫هتاکی شده است‪.‬‬ ‫در بیانیه یک کمپین مخالف ش��اهین نجفی آمده اس��ت‪« :‬از‬ ‫تمامی ش��یعیان و بلکه همه مسلمانان محب اهل بیت تقاضا‬ ‫داری��م در صورتی ک��ه به هر نحوی به این فرد مرتد دس��ت‬ ‫رس��ی دارند او را به س��زای اعمال��ش رس��انده و روانه دوزخ‬ ‫ابدی‌اش نمایند‪ ».‬شاهین نجفی ‪ 31‬ساله دورانی از خوانندگان‬ ‫آهنگ‌های زیر زمینی در ایران بود که پس از ممنوع‌الصدا شدن‪،‬‬ ‫به کشور آلمان پناهنده شد‪ .‬او در آلمان سرپرستی گروهی به نام‬ ‫«اینان» را بر عهده داشت‪ .‬اوی سپس به گروه «تپش ‪»2012‬‬ ‫پیوست‪ .‬با پیوستن او به این گروه و اجرای شعرهای سیاسی‪-‬‬ ‫اجتماعی‌اش‪ ،‬گروه تپش ‪ 2012‬بیش از پیش مورد اس��تقبال‬ ‫مخاطبان و رسانه‌های فارسی‌زبان قرار گرفته است‪.‬‬

‫کارداشیان طالق نگرفته‬ ‫به دنبال بچه‌دار شدن است‬

‫«کیم کارداشیان» که هم‌چنان درگیر‬ ‫جدایی از «کریس همفریز» است‬ ‫و به گفته وکی��ل کیم‪ ،‬کریس‬ ‫تنه��ا به چه��ره ش��دن در این‬ ‫مسئله فکر می‌کند‪ ،‬عنوان کرده‬ ‫قرار است پس از جدایی از کریس‬ ‫با «کنی وس��ت» ازدواج کند و بچه‬ ‫داشته باش��د‪.‬این در حالی است که برخی‬ ‫از منابع پاپاراتزی اعالم کردند کیم نمی‌خواهد از کنی بچه‌دار‬ ‫شود بلکه می‌خواهد حضانت یک بچه را بپذیرد‪ .‬از سویی دیگر‬ ‫کریس همفریز‪ ،‬شوهر فعلی کیم‪ ،‬در طالق دادن او تعلل کرده‬ ‫و می‌گوید‪« :‬کیم باید جواب احساسات من را بدهد‪».‬‬

‫جاستین بیبر‪ :‬اهل هندسته و حساب نیستم‬

‫«جاس��تین بیبر»‪ ،‬میلیونر جوان ‪ 19‬س��اله توانست‬ ‫مدرک دیپلم خود را گرفته و از دبیرس��تان‬ ‫فارغ‌التحصیل ش��ود‪ .‬وی گفته اس��ت‪:‬‬ ‫«من خودم شخصن به ادامه تحصیل‬ ‫عالقه‌ای ندارم و دوس��ت دارم سفر‬ ‫کن��م و تجربه‌های جدید به‌دس��ت‬ ‫بیارم ام��ا به خاطر مادرم باید این کار‬ ‫رو انجام بدم و به درس��م فکر کنم‪ ».‬او‬

‫پاپاراتزی‬

‫گفت‪« :‬من اهل درس و کتاب و مدرس��ه نیس��تم‪ ».‬جاستین‬ ‫دوس��ت دارد در آینده یک خیره باز کند و نام آن را «یک آرزو‬ ‫کن»‪ ،‬بگذارد‪.‬‬

‫جان تراولتا و تجاوز‬ ‫به یک ماساژور‬

‫«جان تراولت��ا»‪ ،‬به تازگی‬ ‫درگیر یک پرونده شده که‬ ‫در آن مردی ادعا کرده که جان‬ ‫قصد تجاوز به وی را داشته است‪.‬‬ ‫این فرد که یک ماس��اژور اس��ت‬ ‫اعالم کرد‪« :‬زمانی که من به خانه‬ ‫ویالیی تراولتا رفتم و چون با من قرار‬ ‫داش��ت در کنار تخت چند کاندوم دیدم و از‬ ‫دیدن آن‌ها متعجب شدم‪».‬‬ ‫وی گفت‪« :‬وقتی جان وارد اتاق ش��ده کاملن برهنه بود و در‬ ‫حالت طبیعی قرار نداش��ت‪ .‬کنار من نشست و تا باالی زانوی‬ ‫من را لمس کرده و مورد ن��وازش قرار داد‪ ».‬او در ادامه افزود‪:‬‬ ‫«من به جان تاکید کردم که من با هیچ یک از مش��تری‌های‬ ‫خود رابطه جنس��ی برقرار نمی‌کنم‪ .‬ام��ا او کاملن مصمم بود‪.‬‬ ‫او حتا به من پیش��نهاد ماس��اژ هم داد‪ ».‬اما ج��ان تراولتا اعال‬ ‫کرد‪« :‬هالیوود با مردان یهودی اداره می‌شود که بسیاری از این‬ ‫موارد را به‌وجود می‌آورند‪ ».‬حال شاکی این پرونده درخواست دو‬ ‫میلیون دالر و هم‌چنین طول درمان کرده است‪.‬‬

‫بازی‌گر الست دایم‌الخمر است؟‬

‫«متیو فاکس»‪ ،‬بازی‌گر س��ریال «الست» یک بار دیگر‬ ‫به دلیل استفاده از مشروبات الکلی حین رانندگی بازداشت‬ ‫شد‪ .‬وی که چندی پیش به دلیل عدم‬ ‫تعادل جسمی به یک راننده زن‬ ‫اتوبوس تعرض کرده بود این بار‬ ‫نیز به دلی��ل رانندگی در حال‬ ‫مستی توسط پلیس بازداشت‬ ‫شد‪ .‬پلیس اعالم کرد که وی‬ ‫تنه��ا یک روز را در بازداش��ت‬ ‫به‌سر برد و با پر کردن فرم تعهد‬ ‫از بازداشت‌گاه آزاد شد‪.‬‬

‫خبرهای خطی‬

‫«پاتریش��یا مدینا»‪ ،‬بازی‌گر مش��هور انگلیسی در فیلم «سه‬‫تفنگ‌دار» در سن ‪ 92‬سالگی درگذشت‪.‬‬ ‫«کریس براون»‪ ،‬خواننده رپ و دوست‌پس��ر ریهانا‪ 23 ،‬ساله‬‫شد‪.‬‬ ‫«لیدی گاگا» و «تیلر کینی» در آستانه جدایی‪.‬‬‫‪«-‬ادل»‪ ،‬خواننده بریتانیایی ‪ 21‬ساله شد‪.‬‬

‫‪27‬‬


‫بازی و دختر‪‌-‬پسری‬ ‫رضا حاجی‌حسینی‬ ‫کارشناس��ان و اهل فن‪ ،‬معمولن خان��واده را تاثیر‌‌گذارترین‬ ‫نه��اد در اجتماعی‌کردن کودکان می‌دانند‪ .‬یکی از ابزارهای‬ ‫کار‌‌آمد در راه این اجتماعی کردن‪ ،‬بازی اس��ت‪ .‬کودکان از‬ ‫طریق ب��ازی‪ ،‬توانایی‌های مختلف خ��ود از جمله تعامل با‬ ‫هم‌س��االن را یاد می‌گیرند و تقوی��ت می‌کنند‪ .‬هنگام ورود‬ ‫ک��ودک به مدرس��ه‪ ،‬نقش مدرس��ه در اجتماع��ی کردن او‬ ‫پررنگ‌تر می‌ش��ود و محیط و مجموعه‌ی هم‌س��االن‪ ،‬تاثیر‬ ‫عمیقی بر ذهن و روان او می‌گذارند‪.‬‬ ‫اما بازی‌ها و اس��باب‌بازی‌هایی ک��ه بچه‌های امروز با آن‌ها‬ ‫اجتماعی و س��رگرم می‌شوند با آن‌چه ما در گذشته با آن‌ها‬ ‫س��ر و کله می‌زدیم‪ ،‬کاملن متفاوت است‪ .‬تفریح و بازی ما‬ ‫هم با نس��ل‌های قبل‌تر از خودمان متفاوت بود و بر همین‬ ‫اساس می‌توان نتیجه گرفت که تعریف اجتماعی بودن هم‬ ‫از نسلی به نسل دیگر تغییر می‌کند‪.‬‬ ‫ب��ه این معنا که اگر اجتماعی بودن تا دو دهه قبل یک چیز‬ ‫ب��وده‪ ،‬احتمال��ن در حال حاضر چیز دیگری اس��ت و باز بر‬ ‫همین اساس می‌توان نتیجه گرفت که اگر کسی دو دهه‌ی‬ ‫پیش بر اس��اس تعاریف‪ ،‬آدمی اجتماعی به‌ش��مار می‌آمده‪،‬‬ ‫ممکن اس��ت امروز دیگر موجودی اجتماعی دانسته نشود‪.‬‬ ‫به‌همین دلیل پدر و مادرها برای آن‌که بتوانند فرزندان‌شان‬ ‫را بر اس��اس تعریف زمانه‌ی خودشان اجتماعی بار بیاورند‪،‬‬ ‫الزم است عالوه بر بازی‌های نسل خود‪ ،‬بازی‌های روزگار‬ ‫کودک‌ش��ان را هم یاد بگیرند تا او را برای زمانه‌ی خودش‬ ‫تربیت کنند‪.‬‬ ‫به‌همین دلیل بعضی «قدیمی‌ها» می‌گویند که بچه بزرگ‬ ‫کردن مثل دوباره بزرگ شدن است چون باید‬ ‫هم‌پای کودک راه بیفتی‪ ،‬بدوی‪ ،‬بازی کنی‪،‬‬ ‫درس بخوانی و …‬ ‫با اس��تناد ب��ه آن‌چه آم��د‪ ،‬می‌توان گفت‬ ‫خانواده می‌تواند آگاهانه یا حتا نا‌آگاهانه‪،‬‬ ‫به رفتارهای اجتماعی و حرکتی کودکان‬ ‫ش��کل بدهد‪ .‬ای��ن رفتاره��ا معمولن‬ ‫به‌میزان زیادی تحت تاثیر خانواده‪،‬‬ ‫پ��در و م��ادر و فرهنگ حاکم بر‬ ‫ج��و خان��واده اس��ت‪ .‬به‌عنوان‬ ‫مث��ال‪ ،‬نتیجه‌ی ی��ک تحقیق‬ ‫در آمریکا نش��ان داده‌اس��ت‬ ‫که ک��ودکان در خانواده‌های‬ ‫سیاه‌پوس��ت که آزادی عمل‬ ‫بیش‌تری برای بچه‌ها فراهم‬ ‫می‌کنند‪ ،‬مهارت‌های حرکتی‬

‫‪28‬‬

‫رش��د یافته‌تر و به‌تری نس��بت ب��ه ک��ودکان خانواده‌های‬ ‫اقتدارگرای سفیدپوست دارند‪.‬‬ ‫ت��ا این‌جای ماج��را بیش‌تر صحبت از بازی‌ه��ای فردی یا‬ ‫هم‌بازی ش��دن با بچه‌هاس��ت‪ .‬اجتماعی ش��دن اما هم‌راه‬ ‫اس��ت با شکل‌گیری حس استقالل‌طلبی در افراد‪ .‬به همین‬ ‫دلیل هم گروه هم‌س��االن ش��کل می‌گیرد‪ .‬به بیان ساده از‬ ‫ای��ن زمان به بعد‪ ،‬بچه تا مدت‌ه��ا پدر و مادرش را تحویل‬ ‫نمی‌گیرد و نظرات آن‌ها را به چیزی حساب نمی‌کند‪.‬‬ ‫این نکته را هم کارشناس��ان و هم تجربه‌ی فردی خود ما‬ ‫تایید می‌کنند که تاثیر گروه هم‌س��االن معمولن بسیار قوی‬ ‫اس��ت و نقش آن حت��ا از خانواده و معلم‌ه��ا هم پر‌رنگ‌تر‬ ‫می‌شود‪.‬‬ ‫بچ��ه که ح��اال نوجوان شده‌اس��ت ب��رای قبول ش��دن و‬ ‫محب��وب بودن در گروه‪ ،‬هنجاره��ای گروه را می‌پذیرد و از‬ ‫آن‌ها پیروی می‌کند که همین مس��ئله ممکن اس��ت باعث‬ ‫کش��مکش او با خانواده شود‪ .‬در این دوره‪ ،‬آدمی که از نظر‬ ‫توانایی‌های اجتماعی رشد مناس��بی داشته‪ ،‬به فعالیت‌های‬ ‫گروهی سازمان‌یافته عالقه‌ی بیش‌تری نشان می‌دهد‪.‬‬ ‫خان��واده می‌توان��د آگاهانه ی��ا حتا نا‌آگاهانه‪ ،‬ب��ه رفتارهای‬ ‫اجتماعی و حرکتی کودکان شکل بدهد‬ ‫ای��ن ماج��را در بازی‌ها و س��رگرمی‌های م��ورد عالقه‌ی‬ ‫نو‌جوان‌ها نیز بروز و ظهور دارد‪ .‬ش��ما هم اگر نوجوانی‌تان‬ ‫را م��رور کنید‪ ،‬احتمالن یاد‌تان می‌آی��د که عالقه‌ی زیادی‬ ‫برای شرکت در تیم‌ها نش��ان می‌داده‌اید‪ ،‬گر‌‌چه به احتمال‬ ‫زی��اد نمی‌دانس��ته‌اید که مش��ارکت در بازی‌ه��ای تیمی با‬ ‫نقش‌پذی��ری‪ ،‬مس��وولیت‌پذیری‪ ،‬تجربه‌ی احس��اس‌های‬ ‫گوناگ��ون پی��روزی‪ ،‬شکس��ت‪ ،‬خجال��ت‪ ،‬اضطراب‪،‬‬

‫جامعه‬

‫تواضع و… هم‌راه اس��ت‪ .‬نوجوان‌هایی ک��ه با هدف‌های‬ ‫گروه هم‌راهی بیش‌تری نش��ان بدهند تایید گروه را کسب‬ ‫می‌کنند و کسانی که نقش خود را خوب ایفا نکنند‪ ،‬از گروه‬ ‫طرد می‌ش��وند‪ .‬فعالیت‌های تیمی در قال��ب بازی‪ ،‬به‌نوعی‬ ‫تمرین ش��رایط و نقش‌های زندگی واقعی است‪ .‬نقش‌هایی‬ ‫که بر‌آمده از هنجارها و انتظاری اس��ت که اجتماع از آن‌ها‬ ‫دارد‪.‬‬ ‫انتظارهای��ی ک��ه اجتم��اع از نق��ش م��رد و زن دارد‪ ،‬ب��ر‬ ‫نوع بازی‌ه��ا و می��زان فعالیت‌های ک��ودکان‪ ،‬به‌خصوص‬ ‫فعالیت‌ه��ای بدنی آن‌ها تاثیر می‌گ��ذارد‪ .‬به‌همین دلیل بر‬ ‫مبن��ای باوره��ای جامعه‌ی ایرانی‪ ،‬زن‌ه��ا به‌دلیل ظریف و‬ ‫شکننده بودن‪ ،‬نمی‌توانند در بازی‌های ورزشی شرکت کنند‬ ‫و حتا هستند کس��انی که فعالیت‌های ورزشی را برای زنان‬ ‫مضر و آسیب‌رسان می‌دانند‪.‬‬ ‫این عده فکر می‌کنند که بازی‌ ممکن اس��ت روی توانایی‬ ‫زای��ش زن‌ها اثر منفی بگذارد و در نهایت جذابیت زن را در‬ ‫مقابل جنس مذکر کم کند‪.‬‬ ‫به این جمله‌ها توجه کنید‪:‬‬ ‫«یک��ی دیگر از مش��کالت پیش روی زنان برای ش��رکت‬ ‫در بازی‌ه��ا و مس��ابقات ورزش��ی‪ ،‬مردانه بودن بس��یاری‬ ‫از ورزش‌ها‌س��ت‪ .‬ای��ن بازی‌ه��ا‪ ،‬نقش‌های مردان��ه مانند‬ ‫برتری‌جویی‪ ،‬قدرت‌طلبی‪ ،‬خشونت و… را تقویت می‌کنند‬ ‫که با نقش‌های اجتماعی زنانه در تعارض است‪».‬‬ ‫ای��ن‪ ،‬بخش��ی از یک گ��زارش درب��اره‌ی بازی‌ه��ا و تاثیر‬ ‫آن‌ها بر آینده‌ی کودکان اس��ت که با ادبیات و روی‌کردی‬ ‫مرد‌ساالرانه تنظیم شده‌است‪.‬‬ ‫به‌نظر می‌رس��د یکی از نکته‌هایی که برای اجتماعی شدن‬ ‫کودکان در آینده ضروری و الزم است‪ ،‬اصالح این روی‌کرد‬ ‫و از بین بردن نگاه جنس��یتی در بازی‌هاست‪ .‬اتفاقی که اگر‬ ‫بیفت��د‪ ،‬می‌تواند آینده‌ای به‌تر را برای تمام فرزندان زمین‬ ‫فراه��م کند‪ .‬آینده‌ای ک��ه در آن یک جنس ضعیف‬ ‫و ش��کننده و جنس دیگر‪ ،‬ق��وی و درنده نخواهد‬ ‫بود‪ .‬این پتانس��یل بازی‌ها گویا تا به‌حال مغفول‬ ‫مانده‌است‪.‬‬


‫هر روز سالم و پرسش و خنده‬ ‫مه‌شب‌ تاجیک‬ ‫چون محبت با جفا آمیخت در غم‌های من‬ ‫حزن شیرینی که هم درد است و هم درمان درد‬ ‫سایه‌افکن شد به روح آسمان پیمای من‬ ‫خنده کردم بر جبین صبح با قلبی حزین‬ ‫خنده‌ای‪ ،‬اما پریشان خنده‌ای بی‌اختیار‬ ‫ما انسان‌ها به‌طور عمومی انسان‌هایی با سویه‌های متفاوت‬ ‫هستیم و این مسئله در بسیاری از رفتارهای ما بازتاب دارد‪.‬‬ ‫اما مس��ئله‌ای که در این رفتارهای چندس��ویه اهمیت دارد‪،‬‬ ‫هم‌زمانی تجربه‌ی احساسات است‪ .‬توانایی خندیدن‪ ،‬بخشی‬ ‫از وجود ماست که یک سویه‌ی ما را تشکیل می‌دهد‪ .‬اگر از‬ ‫افراد مختلف بپرسیم آخرین‌بار کی با صدای بلند خندیده‌اند‪،‬‬ ‫ش��اید بس��یاری حتا آن لحظ��ه را به‌یاد هم نیاورن��د‪ .‬بیایید‬ ‫یک‌بار از خود بپرس��یم خنده چه اهمیتی در زندگی ما دارد؟‬ ‫انس��ان‌ها خنده و شوخ‌طبعی را جزیی از شخصیت و بخشی‬ ‫از زندگ��ی نمی‌دانند‪ ،‬بلکه با این مس��ئله به مثابه لحظه‌ای‬ ‫برخ��ورد می‌کنند ک��ه تنها می‌خواهند از لحظات س��خت و‬ ‫جدی زندگی در جریان خود فاصله بگیرند‪.‬‬ ‫شوخی و خنده موجب می‌شود تا فرد مورد عالقه‌ی دیگران‬ ‫ق��رار گرفته و بتواند در گروه‌های مختلف مورد پذیرش قرار‬ ‫بگیرد‪ .‬گاهی پیش می‌آید که به‌خاطر موقعیت‌های شخصی‬ ‫و یا حرفه‌ای که در آن قرار داریم از خندیدن و ش��وخ‌طبعی‬ ‫هراس داشته باشیم و سعی کنیم رفتار و بودگی ما بر اساس‬ ‫ی��ک طبع بنیادین جدی باش��د‪ .‬خندیدن و ش��وخی کردن‪،‬‬ ‫س و هیجانات خوش‌آیند‬ ‫روش‏هایی مثبت برای ابراز احس��ا ‏‬ ‫اس��ت و تاثیری بس��یار مثب��ت ب��ر روح‏و روان‏ می‏گذارد‪،‬‬ ‫اضطراب و استرس را کم می‏کند و ترس و تردید را کاهش‬ ‫می‏دهد‪ .‬در دورانی که مش��کالت انسان‏ها‪ ،‬اعم از اقتصادی‏‬ ‫و اجتماعی‪ ،‬بس��یار زیاد است‪ ،‬نه‏تنها ارتباطات عاطفی افراد‬

‫با یک‌دیگر‪ ،‬بلکه سالمت جس��می و روانی آن‏ها نیز تحت‬ ‫ن عوامل قرار می‏گیرد‪ .‬خندیدن در این مواقع بس��یار‬ ‫تاثیر ای ‏‬ ‫دش��وار است‪ ،‬در بعضی افراد ذاتی‌س��ت و در بسیاری دیگر‬ ‫نه‪ ،‬ولی فکر کردن به آن می‌تواند‪ ،‬التیام‌بخش بس��یاری از‬ ‫لحظات دردناک باشد‪.‬‬ ‫واقعی��ت این اس��ت که ش��وخ‌طبعی و توانای��ی خندیدن و‬ ‫خنداندن یکی از توانایی‌های بسیار راه‌گشاست برای‌ این‌که‬ ‫بتوان به پیش‌برد بس��یاری از اهداف در زندگی کمک کرد‪.‬‬ ‫ش��وخ‌طبعی و خنده از ن��وع نرم آن که با تیزهوش��ی افراد‬ ‫مخلوط شده‌باش��د می‌تواند به ما یادآوری کند که می‌توانیم‬ ‫تاراج زمان را به‌دست فراموشی بسپاریم‪.‬‬ ‫بس��یاری از اف��راد توانایی خنداندن را ندارند که مس��ئله‌ا‌ی‬ ‫طبیع��ی و نورم��ال اس��ت‪ ،‬بعض��ی اف��راد با ش��وخ‌طبعی‬ ‫هوش‌مندان��ه در یک مکالمه‌ی طبیعی و روزمره هم ش��ما‬ ‫را به خنداندن وا می‌دارند ولی روی دیگر این س��که توانایی‬ ‫خندیدن اس��ت که بس��یاری از افراد این توانایی را ندارند یا‬ ‫در پیچ و خم‌های زندگی آن‌را از دس��ت داده‌اند‪ .‬اگر از افراد‬ ‫افس��رده هم بپرس��ید که آیا تو شوخ‌طبعی‪ ،‬پاسخ بسیاری از‬ ‫آن‌ها به این سوال مثبت است‪.‬‬ ‫بعض��ی از افراد به‌قدری در توانایی خندیدن مش��کل دارند‬ ‫که حتا احساس تعجب را هم که جوهر ابتدایی شوخ‌طبعی‬ ‫اس��ت از دست داده‌اند‪ .‬شاید بسیاری از ما با خود فکر کنیم‬ ‫که در اضطراب و نومیدی که گرفتارش هستیم و نمی‌توانیم‬ ‫به‌س��ادگی آن‌را مدیری��ت کنی��م‪ ،‬خندی��دن کوچک‌ترین‬ ‫جای‌گاهی ندارد‪ ،‬ولی واقعیت این اس��ت که ش��وخ‌طبعی و‬ ‫خندیدن از هر نوعش بدون تمس��خر به طریقی به زیس��ت‬ ‫سالم انسانی ما اشاره دارد‪.‬‬ ‫ش��اید هری��ک از ما در ش��رایط مختل��ف زندگی‏مان درک‬ ‫کرده‏ایم که انس��ان یعنی موجودی‏ نامحدود با توانایی‌های‬

‫جامعه‬

‫متع��دد و گاه��ی غریب و واقعیت این اس��ت که ما هم‌واره‬ ‫در زندگی‏م��ان با محدودیت‌های زی��ادی روبه‌رو بوده‏ایم و‬ ‫هس��تیم که احس��اس می‏کنیم ما را از پیش‌برد زندگی‌مان‬ ‫باز م��ی‏دارد‪ ،‬گویی ما انس��ان‌ها در میان��ه‏ای از کرانه‏های‬ ‫محدود و بی‏کرانگی واقع ش��ده‏ایم ولی با تمام این تفاس��یر‬ ‫برای غلبه بر بس��یاری از رنج‌ه��ا می‌توانیم توانایی خندیدن‬ ‫و س��پس خندان��دن را در وجود خود افزایش دهیم‪ .‬ش��اید‬ ‫بیش‌ت��ر ما انس��ان‌ها نمی‏دانیم که چگون��ه از توانایی‌های‬ ‫وجود خود استفاده کنیم‪ ،‬ما انسان‌هایی هستیم استدالل‏گرا‬ ‫و اندیش��ه‏محور که همیشه س��عی می‌کنیم زندگی را با این‬ ‫ش��یوه به‌سمت جلو ببریم‪ .‬واقعیت این است که ذات زندگی‬ ‫به گونه‌ای است که همیشه و همیشه ما را در جای مناسب‪،‬‬ ‫زمان مناس��ب‏ و شرایط دل‌خواه قرار نخواهد داد‪ .‬بدشانسی‪،‬‬ ‫زمان نامناسب‪ ،‬جای نامناس��ب و شرایط غیرعادی اتفاقات‬ ‫غیرع��ادی برای م��ا رخ‏ می‏دهد چراکه زندگ��ی در واقع از‬ ‫بس��یاری از جهات یعنی عدم تعادل‪ .‬حال آن‌که این ذهنیت‬ ‫که منتظر باش��یم یک روز همه‌چیز در ش��رایط ایده‌آل قرار‬ ‫بگیرد ش��اید هرگز نرس��د‪ ،‬اتفاق‌های غیرقاب��ل پیش‌بینی‬ ‫و نامیم��ون بی‌حس��ابی منتظر ماس��ت‪ ،‬پس با ب��اال بردن‬ ‫توانایی‌های فردی خود می‌توانیم زندگی را هر چند سخت‪،‬‬ ‫کمی متعادل‌تر پیش ببریم‪.‬‬ ‫ما انسان‌ها در بسیاری از مواقع وقتی برای بار اول یک‌دیگر‬ ‫را مالقات می‌کنیم‪ ،‬با یک لبخند ارتباط را ش��روع می‌کنیم‪.‬‬ ‫وقتی لبخند می‌زنیم‪ ،‬ارتباطی را شروع می‌کنیم که می‌تواند‬ ‫ورای یک ارتباط س��اده باش��د‪ .‬لبخند اولین نش��انه‌ی طبع‬ ‫خوش ماست و ما می‌توانیم این طبع‌خوش را به شوخ‌طبعی‬ ‫لطیفی تبدیل کنیم‪ .‬واقعیت این اس��ت و ما باید بپذیریم که‬ ‫زندگی ما ممکن است بر وفق مرادمان نباشد اما دلیلی ندارد‬ ‫که همیشه هم همه‌چیز جدی باشد‪.‬‬

‫‪29‬‬


‫یقین یافته‌ی احمد بود‬ ‫آیدا‪ِ ،‬‬

‫آن‌چ��ه در این بخش می‌آی��د انتخابی از رادیو کوچه در بین‬ ‫رسانه‌ها است‪.‬‬ ‫اکبر ترشیزاد‬ ‫در این حقیقت که آثار ادبی و هنری که «احمد شاملو» پس‬ ‫از آش��نایی با «آیدا سرکیسیان» معشوق و همسرش آفریده‬ ‫اس��ت‪ ،‬یک س��ر و گردن فراتر از کارهای پیشین او هستند‪،‬‬ ‫کمتر منتقد و مخاطبی ش��ک و تردیدی دارد‪ .‬بخشی از این‬ ‫تاثیرات بدون ش��ک به س��بب همراهی‪ ،‬هم��کاری و ایثار‬ ‫وصف‌ناپذیری بوده است که آیدا بدون هیچ چشم‌داشتی به‬ ‫پای شاملو و زندگی او ریخته است‪ .‬اما شاید بخشی دیگری‬ ‫از ماجرا که کمتر دیده و یا به آن پرداخته شده است تاثیری‬ ‫است که رابطه‌ی زناشویی و در معنای واقعی کلمه رضایت‬ ‫جنسی «شاملو» از بودن با آیدا‪ ،‬بر روی اشعار و به طور کلی‬ ‫زندگی او گذاشته است‪.‬‬ ‫ش��بی یکی از دوستان نویسنده که از روابط جنسی سردش‬ ‫در زندگی مش��ترک با همس��رش باخبر بودم میهمانم بود‪.‬‬ ‫تلویزیون روش��ن بود و م��ا بی‌توجه به آن چ��ه به نمایش‬ ‫درمی‌آمد گرم گفت‌وگو بودیم که ناگهان آن دوس��ت دست‬ ‫از سخن گفتن کشید و خیره به تصاویری که پخش می‌شد‬ ‫نگاه کرد‪ .‬آن چه به نمایش درمی‌آمد بخش��ی از اجرای یک‬ ‫س��یرک ایتالیایی بود‪ .‬دختری زیبا و خوش‌اندام‪ ،‬با ش�لاقی‬ ‫در دس��ت‪ ،‬شیر نر غول پیکری را به اجرای هر دستوری که‬ ‫می‌خواست فرمان می‌داد و حیوان هم‌چون گربه‌ای کوچک‪،‬‬ ‫رام و فرمان‌ب��ردار‪ ،‬اطاعت می‌ک��رد‪ .‬رفیقم ناگهان موضوع‬ ‫بحث را تغییر داد و رو به من گفت‪:‬‬ ‫می‌دانی چرا این ش��یر چنین نرم و مطیع اس��ت و از خوی‬‫درندگی‌اش خبری نیست؟‬ ‫و خود در ادامه‪ ،‬پاسخ پرسش اش را داد‪.‬‬ ‫چون شکمش سیر است و شهوتش سیراب‪.‬‬‫من که از جزییات زندگی زناش��ویی دوس��تم ب��ا خبر بودم‬ ‫می‌توانس��تم به خوبی معنای این کنای��ه‌ی او را درک کنم‪.‬‬ ‫او س��ال‌ها بود که اثر قابل ذک��ر و اعتنایی خلق نکرده بود‬ ‫و در عم��ل به یک میرزابنویس تبدیل ش��ده بود که فقط از‬ ‫راه نوش��تن نان می‌خورد و ریشه‌ی این بی‌انگیزگی و یاس‬ ‫را فقط می‌ش��د در نبود یک رابطه‌ی پ��ر هیجان و گرم در‬ ‫زندگی مشترکش دید‪.‬‬ ‫«ش��املو» مردی بود که به زن��ان اهمیت فراوانی می‌داد‪ .‬او‬ ‫را شاید نتوان به معنای امروزی‌اش یک «دون‌ژوان» نامید‬ ‫اما با توجه به ویژگی‌های ظاهری‪ ،‬ش��خصیتی و اجتماعی‪،‬‬ ‫«احمد ش��املو» از تمام آن چیزهای��ی که برای زنان جذاب‬ ‫اس��ت برخوردار بود و جالب اینجا است که او خودش نیز با‬ ‫آگاهی از همین موضوع به س��راغ آنان می‌رفت‪ .‬در عمل اما‬ ‫نتیجه‌ی این روابط «شاملو» تا پیش از حضور «آیدا» کمتر‬ ‫موفقیت‌آمی��ز بودند‪ .‬از دو ازدواج اولش گرفته تا روابط نهان‬ ‫و آش��کار با زنان دیگر که بر کس��ی پوشیده نبود‪ ،‬هیچ‌کدام‬ ‫روان و جس��م «شاملو» را سیراب نکرده بودند‪ .‬او در بیست‬ ‫و دو س��الگی ب��ا «اش��رف‌الملوک اس�لامیه» ازدواج کرد‪،‬‬ ‫تمامی فرزندان «ش��املو» حاصل این ازدواج ناموفق بودند‪.‬‬

‫‪30‬‬

‫«شاملو» در سال ‪ ۱۳۳۶‬با «طوسی حایری» ازدواج می‌کند‬ ‫ام��ا دومین ازدواج او نیز همانن��د ازدواج اولش مدت زیادی‬ ‫دوام نمی‌آورد و چهار سال بعد در ‪ ۱۳۴۰‬از همسر دوم خود‬ ‫نیز جدا می‌شود‪.‬‬ ‫«آیدا» اما برای «ش��املو» چیز دیگری بوده است‪ .‬او کسی‬ ‫اس��ت که از هنگام ورود تا به انتها بخش فراوانی از زندگی‬ ‫ش��اعر به او اختصاص می‌یابد و با او س��ر می‌ش��ود‪« .‬آیدا»‬ ‫همه‌ی آن چیزی را که انتظار «شاملو» از زنانگی است یک‬ ‫جا به او می‌بخش��د‪ .‬این عش��ق تنها یک رابطه‌ی رمانتیک‬ ‫نیس��ت‪« .‬آی��دا» تن «ش��املو» را ه��م‪ ،‬هم‌چ��ون روانش‬ ‫س��یراب می‌کند‪ .‬این واقعیت را می‌ش��ود به آسانی از میان‬ ‫عاشقانه‌های «شاملو» دریافت‪ .‬با «آیدا» است که نخستین‬ ‫نمونه‌های شعر مدرن فارس��ی که با بی‌پروایی و بی‌پردگی‬ ‫از جسم و تن معشوق س��خن می‌گوید‪ ،‬به دست این شاعر‬ ‫بلند آوازه خلق می‌شود‪ .‬اشعاری که نه از یک جسم بی‌نام و‬ ‫نشان‪ ،‬بلکه از وجود معشوقی حقیقی و واقعی به نام «آیدا»‬ ‫سخن می‌گویند‪.‬‬ ‫بوسه‌های تو‬ ‫گنجشککان پرگوی باغند‬ ‫و پستان‌هایت کندوی کوهستان‌هاست‬ ‫و تنت‬ ‫رازی‌ست جاودانه‬ ‫که در خلوتی عظیم‬ ‫با منش در میان می‌گذارند‬ ‫تن تو آهنگی‌ست‬ ‫و تن من کلمه‌ای‌ ست که در آن می‌نشیند‬ ‫تا نغمه‌ای در وجود آید‪:‬‬ ‫سرودی که تداوم را می‌تپد‬ ‫در نگاهت همه‌ی مهربانی‌هاست‪:‬‬ ‫قاصدی که زندگی را خبر می‌دهد‪.‬‬ ‫و در سکوتت همه‌ی صداها‪:‬‬ ‫فریادی که بودن را تجربه می‌کند‬ ‫چنین اس��ت که پس از دو س��ال آش��نایی و بع��د از ازدواج‬ ‫آنها‪« ،‬شاملو» شش ماه را با آیدا در ده «شیرگاه» مازندران‬ ‫اقامت می‌کند و حاصل این روزهای درآمیختگی تن و روان‬ ‫ش��اعر و معشوقش‪ ،‬ش��ماری از بهترین عاشقانه‌های تاریخ‬ ‫ادبیات ما هستند‪.‬‬ ‫‪aida-shamlo-04‬‬ ‫من فکر می‌کنم‬ ‫هرگز نبوده قلب من‬ ‫این گونه گرم و سرخ‬ ‫احساس می‌کنم‬ ‫در بدترین دقایق این شام مرگ‌زای‬ ‫چندین هزار چشمه خورشید‬ ‫در دلم‬ ‫می‌جوشد از یقین‬

‫ازدیگران‬

‫احساس می‌کنم‬ ‫در هر کنار و گوشه این شوره زار یاس‬ ‫چندین هزار جنگل شاداب‬ ‫ناگهان‬ ‫می‌روید از زمین‬ ‫***‬ ‫آه ای یقین گمشده‪ ،‬ای ماهی گریز‬ ‫در برکه‌های آینه لغزیده تو به تو‬ ‫من آبگیر صافیم‪ ،‬اینک! به سحر عشق‬ ‫از برکه‌های آینه راهی به من بجو‬ ‫***‬ ‫من فکر می‌کنم‬ ‫هرگز نبوده‬ ‫دست من‬ ‫این سان بزرگ و شاد‪:‬‬ ‫احساس می‌کنم‬ ‫در چشم من‬ ‫به آبشر اشک سرخ‌گون‬ ‫خورشید بی‌غروب سرودی کشد نفس؛‬ ‫احساس می‌کنم‬ ‫در هر رگم‬ ‫به تپش قلب من‬ ‫کنون‬ ‫بیدار باش قافله‌ای می‌زند جرس‪.‬‬ ‫***‬ ‫آمد شبی برهنه‌ام از در‬ ‫چو روح آب‬ ‫در سینه‌اش دو ماهی و در دستش آینه‬ ‫گیسوی خیس او خزه بو‪ ،‬چون خزه به هم‬ ‫من بانگ بر کشیدم از آستان یأس‪:‬‬ ‫«آه ای یقین یافته‪ ،‬بازت نمی‌نهم!»‬ ‫کسی چه می‌داند‪ ،‬شاید اگر «آیدا» با «شاملو» آشنا نمی‌شد‬ ‫و ای��ن عش��ق پانمی‌گرفت‪ ،‬او به عنوان ی��ک زن قدرتمند‬ ‫و توانا می‌توانس��ت ب��ه جایگاهی بیش از یک معش��وقه‌ی‬ ‫اس��طوره‌ای در تاریخ ما دس��ت یابد ام��ا‪ ،‬در آن صورت ما‬ ‫به طور حتم از داش��تن ش��اعری توانا با آثاری چنین ماندنی‬ ‫محروم می‌شدیم‪ .‬ما «ش��املو» را آن چنان که شد‪ ،‬مدیون‬ ‫بودن «آیدا» هستیم‪.‬‬


‫معلمان ایران‪ ،‬خنده‌برلب و خونین‌دل‬

‫کامبیز غفوری‬ ‫هفته معلم در ایران به‌پایان می‌رسد و جمالت کلیشه‌ای که‬ ‫معمولن طی روزهای دوازدهم تا هجدهم اردی‌بهش��ت در‬ ‫مقام قدردانی و تجلیل به آموزگاران گفته می‌شوند‪ ،‬تا سال‬ ‫دیگر در پس��توها خاک خواهند خ��ورد‪ .‬از نیم قرن پیش در‬ ‫چنین روزهایی که گلوله‌ای س��ربی بر پیشانی آموزگاری به‬ ‫نام «ابوالحس��ن خانعلی» نشست و سنگ‌فرش بهارستان را‬ ‫خونین کرد تا دو س��ال پیش که معلمی دیگر به نام «فرزاد‬ ‫کمانگر» س��ربه‌دار شد و جامعه فرهنگیان‬ ‫ای��ران را س��یاه‌پوش کرد‪ ،‬ای��ن صنف که‬ ‫س��تون بنیادی��ن انتقال عل��م و فرهنگ و‬ ‫ادب به نس��ل بعد در هر جامعه‌ای به‌شمار‬ ‫می‌رود‪ ،‬روز خوش به خود ندیده‌است‪.‬‬ ‫در س��ال‌های اخیر زندان هدیه‌ای بود که به‬ ‫آموزگاران��ی چون «رس��ول بُداقی»‪« ،‬علی‬ ‫پورس��لیمان»‪« ،‬محم��د داوری»‪« ،‬عبداله‬ ‫مومن��ی» و عده‌ای دیگر داده‌ش��د‪« ،‬نبی‌اله‬ ‫باس��تان» ‪-‬دبیر ادبیات‪ -‬ب��ا دریافت حکم‬ ‫اخراج دیگر نتوانست برای دانش‌آموزانش در‬ ‫چهارمحال و بختیاری‪ ،‬این حکایت گلستان‬ ‫را معن��ی کند که «جانان پدر هنر آموزید که‬ ‫ملک و دولت دنیا اعتماد را نشاید»‪ ،‬و شالق‬ ‫بر پیکر «سیاوش اسالمی» به مثابه تازیانه‌ای‬ ‫بر اندام جامعه فرهنگیان فرونشست‪.‬‬ ‫این جس��تار کوتاه‪ ،‬تنها یک ت�لاش برای تعظیمی فروتنانه‬ ‫اس��ت در برابر کس��انی ک��ه عالرغم مش��کالت‪ ،‬زخم‌ها و‬ ‫غصه‌هایی که در پش��ت نگاه‌ش��ان پنهان می‌کنند‪ ،‬هر روز‬ ‫صبح به روی دانش‌آموزان لبخند می‌زنند‪.‬‬

‫نخستین «روز معلم» در ایران‬ ‫هجده س��ال پیش از آن‌که جمهوری‌اسالمی‪ ،‬س��ال‌روز ترور‬ ‫«مرتض��ی مطه��ری» را که ب��ه تاریخ یازدهم اردی‌بهش��ت‬ ‫‪ 1358‬اتف��اق افتاد یک روز به عقب ببرد و نام او را با روز معلم‬ ‫عجین س��ازد‪ ،‬دوازدهم اردی‌بهشت توسط خود معلمان برای‬ ‫گرامی‌داشت یکی از هم‌کاران‌شان روز معلم نام گرفته بود‪.‬‬ ‫در دوازده��م اردی‌بهش��ت س��ال ‪ 1340‬و به‌دنبال تصمیم‬ ‫فرهنگیان برای اعتصاب در جهت دست‌یابی به خواسته‌های‬ ‫صنفی خود‪ ،‬تظاهراتی توس��ط معلمان در میدان بهارس��تان‬ ‫تهران ش��کل گرفت‪ .‬نیروهای انتظامی وقت با اس��تفاده از‬ ‫ماشین‌های آب‌پاش اقدام به متفرق کردن جمعیت نمودند اما‬ ‫آموزگاران زن که در صف اول تظاهرکنندگان قرار داش��تند‪،‬‬ ‫با وجودی که س��راپا خیس ش��ده‌بودند‪ ،‬از جای خود تکان‬ ‫نخوردن��د‪ .‬در همین اثنا چند نف��ر از معلمان و دانش‌آموزان‬ ‫به س��مت ماش��ین‌های آب‌پ��اش رفتند تا س��ر لوله‌ها را به‬ ‫س��مت دیگری منحرف کنند اما با شلیک مستقیم «سرگرد‬ ‫ناصر شهرس��تانی» رییس کالنتری بهارستان مواجه شدند‪.‬‬ ‫یکی از گلوله‌ها به س��ر «ابوالقاس��م خانعلی»‪ ،‬دبیر ‪ 29‬ساله‬ ‫دبیرس��تان‌های جامی و ش��رف و دانش‌جوی دوره دکترای‬ ‫فلسفه دانش‌گاه تهران اصابت کرد و او را به‌قتل رساند‪ .‬یک‬

‫آموزگار دیگر و دو دانش‌آموز نیز با ش��لیک گلوله و ضربات‬ ‫سرنیزه مجروح شدند‪.‬‬ ‫در پ��ی ای��ن واقعه که ب��ا ایس��تادگی فرهنگی��ان و ادامه‬ ‫اعتصاب آن‌ها باعث س��قوط دولت وقت به نخس��ت‌وزیری‬ ‫«ش��ریف امامی» و ت��ن دادن دولت جدید دکت��ر امینی به‬ ‫خواسته‌های آموزگاران شد‪ ،‬معلمان با صدور قطع‌نامه‌ای در‬ ‫هفتمین روز کشته‌شدن هم‌کار خود چنین نوشتند‪« :‬اجتماع‬ ‫عمومى معلمین پایتخت در تاریخ ‪ 18‬اردی‌بهش��ت‌ماه سال‬

‫‪ 1340‬تصوی��ب کردند که روز دوازدهم اردی‌بهش��ت‌ماه به‬ ‫یادبود اعتصاب موفقیت‏آمیز معلمین ایران و ش��هادت معلم‬ ‫دانش‌من��د مرحوم دکتر خانعل��ى‪« ،‬روز معلم» اعالم گردد‪.‬‬ ‫در این روز همه‌س��اله کلیه مدارس و موسسات فرهنگى در‬ ‫سرتاس��ر کشور تعطیل رس��مى خواهد بود و مراسم خاصى‬ ‫اجرا خواهد گردید»‪[1[ .‬‬ ‫دوازدهم اردی‌بهشت این‌گونه روز معلم نامیده شد ولی از سال‬ ‫‪ 1358‬به بعد‪ ،‬در تبلیغات حکومتی نام «ابوالحس��ن خانعلی»‬ ‫حذف و به‌جای او از «مرتضی مطهری» تجلیل شد‪.‬‬ ‫آموزگاران بی‌ادعا‪ ،‬از بهرنگ تا فرزاد‬ ‫کودکان��ی که ‪ 24‬س��اعت در خواب و بی��داری پای قصه‌ی‬ ‫درخت هلو نشستند و با اولدوز و یاشار و کالغ‌ها و عروسک‬ ‫سخن‌گو هم‌راه شدند و هم‌دردی کردند‪« ،‬صمد بهرنگی» را‬ ‫خوب می‌شناسند‪ .‬صمد بهرنگی‪ ،‬نویسنده‪ ،‬مترجم و معلمی‬ ‫که با عش��ق در روستاهای آذربایجان آموزگاری می‌کرد‪ ،‬در‬ ‫داستان معروف «ماهی سیاه کوچولو» از زبان یک ماهی پیر‬ ‫برای دوازده‌هزار فرزند و نوه‌اش قصه‌ی ماهی سیاه کوچک‬ ‫و بی‌باکی را روای��ت می‌کند که برای یافتن انتهای جویبار‪،‬‬ ‫سفری را آغاز کرده و تا رسیدن به دریا ادامه داده بود‪ .‬ماهی‬ ‫پیر در انتهای داس��تان‪ ،‬قس��متی از قصه را برای فردا شب‬ ‫می‌گذارد‪ .‬از دوازده‌هزار ماهی کوچک ش��نونده‪ ،‬تمام‌ش��ان‬ ‫به‌ج��ز یک ماهی س��رخ کوچولو ش��ب به‌خی��ر می‌گویند و‬ ‫می‌خوابند اما «ماهی سرخ کوچولو هر چه کرد خوابش نبرد‪.‬‬ ‫شب تا صبح همه‌اش در فکر دریا بود‪».‬‬

‫سیاست‬

‫شاید «فرزاد کمانگر»‪ ،‬معلم ُکرد و فعال حقوق بشر که هفت‬ ‫س��ال پس از مرگ صمد به‌دنیا آمد‪ ،‬آن ماهی سرخ کوچک‬ ‫بود‪ .‬فرزاد معلم آموزش و پرورش شهرستان «کامیاران» در‬ ‫جنوب اس��تان کردس��تان‪ ،‬عضو انجمن صنفی فرهنگیان و‬ ‫انجمن زیس��ت‌محیطی «آسک» (آهو) بود که با نام مستعار‬ ‫«س��یامند» در ماهنامه فرهنگی آموزش��ی «رویان» مقاله‬ ‫می‌نوش��ت‪ .‬وی که دوازده سال س��ابقه تدریس داشت‪ ،‬به‬ ‫س��ال ‪ 1385‬و با اتهام عضویت در گروه‌های مسلح مخالف‬ ‫جمهوری‌اسالمی دست‌گیر شد و تحت‬ ‫ش��کنجه قرار گرفت‪ .‬کمانگر عالرغم‬ ‫رد اتهامات��ی که به او منتس��ب ش��ده‬ ‫بود ب��ه تاریخ ‪ 19‬اردی‌بهش��ت س��ال‬ ‫‪ 1389‬ه��م‌راه با چه��ار زندانی دیگر به‬ ‫نام‌های «ش��یرین علم‌هول��ی»‪« ،‬علی‬ ‫حیدریان»‪« ،‬فرهاد وکیلی» و «مهدی‬ ‫اس�لامیان» به دار آویخته‌شد‪ .‬مرگ او‬ ‫و س��ایر زندانیان نام‌برده‪ ،‬اعتراضات و‬ ‫واکنش‌ه��ای فراوانی به‌دنبال داش��ت‪.‬‬ ‫«س��یمین بهبهانی»‪ ،‬بانوی غزل ایران‬ ‫در این‌باره سروده است‪:‬‬ ‫«بگو چگونه بنویس��م یکی نه‪ ،‬پنج تن‬ ‫بودند‬ ‫ن��ه پنج بل‌که پنجاهان به خاطرات من‬ ‫بودند‬ ‫بگو چگونه بنویسم که دار از درخت آمد‬ ‫درخت‪ ،‬آن درختانی که خود تبرشکن بودند‪[2[»...‬‬ ‫روز معلم و بی‌عدالتی اجتماعی‬ ‫پس از اعدام فرزاد کمانگر‪ ،‬گروهی از فعاالن سیاسی پیشنهاد‬ ‫کردن��د تا س��ال‌مرگ او به‌عنوان روز معلم از س��وی مخالفان‬ ‫ی داش��ته شود‪ .‬اما تا مشکالت صنفی و معیشتی‪ ،‬تهدید‪،‬‬ ‫گرام ‌‬ ‫بازداش��ت‪ ،‬زندان و اخراج سهم معلمان است‪ ،‬این‌که دوازدهم‬ ‫اردی‌بهشت‪ ،‬نوزدهم اردیبهشت و یا حتا سیزدهم مهرماه را که‬ ‫روز جهانی معلم است جشن بگیریم‪ ،‬فرق چندانی نمی‌کند‪ .‬به‬ ‫یقین آموزگاران مانند سایر اقشار جامعه در صورت بهره‌مندی از‬ ‫آزادی و رفاه اجتماعی‪ ،‬خرسندتر خواهند بود تا این‌که روزی یا‬ ‫هفته‌ای با شعارهای تکراری به آن‌ها تعلق یابد‪.‬‬ ‫امسال ستاد بزرگ‌داش��ت مقام معلم به‌مانند سال‌های قبل‬ ‫ب��رای هر روز این هفته نامی انتخاب کرد‪ .‬یک روز را «روز‬ ‫معلم‪ ،‬بصیرت و بیعت با والیت» نام گذاش��ت‪ ،‬روز دیگری‬ ‫را «روز معل��م‪ ،‬ایث��ار و ش��هادت» خواند و ام��روز (هفدهم‬ ‫اردی‌بهش��ت) را «روز معلم و انقالب اسالمی» نامید[‪ ]3‬اما‬ ‫نگفت «روز معلم و هم‌کاران زندانی‌اش» چه زمانی اس��ت؟‬ ‫روز «آزادی بیان برای معلم» کی فرا می‌رس��د و چه کسی‬ ‫مس��وول حل مش��کالت صنفی آموزگاران است؟ صد البته‬ ‫پاس��خ به این سواالت را نمی‌توان در ستادهای بزرگ‌داشت‬ ‫دولت��ی یافت‪ .‬زمانی که نه عدالت اجتماعی در جامعه وجود‬ ‫داشته باشد و نه آزادی برای اعتراض به بی‌عدالتی‪ ،‬پاسخی‬ ‫برای این سواالت هم وجود نخواهد داشت‪.‬‬

‫‪31‬‬


‫بزرگ‌داشت زادروز گروهی از زندانیان‬ ‫سیاسی و عقیدتی در تورنتو کانادا‬ ‫گروهی از فعاالن سیاسی و مدنی ایرانی ساکن شهر تورنتو‬ ‫در کان��ادا‪ ،‬عصر روز پنج‌ش��نبه‪ 14 ،‬اردی‌بهش��ت‪ 3 ،‬مه‪ ،‬در‬ ‫مراس��می‪ ،‬به بهانه‌ی س��ال‌روز تولد ش��ش زندانی سیاسی‬ ‫متولد ماه اردی‌بهش��ت‪ ،‬یاد زندانیان سیاس��ی و‬ ‫عقیدتی را گرامی داشتند‪.‬‬ ‫در آغ��از این مراس��م که ب��ا پش��تیبانی «کمیته‬ ‫حقوق بشر دانش‌جویان و دانش‌آموختگان لیبرال‬ ‫دانش‌گاه‌های ایران» برگزار ش��د‪ ،‬حامد هنرخواه‬ ‫از فعالی��ن دانش‌جویی س��ابق در ای��ران‪ ،‬آخرین‬ ‫وضعی��ت «علی ملیح��ی‪ ،‬مجید اس��دی‪ ،‬مجید‬ ‫دری‪ ،‬حسن اس��دی زیدآبادی‪ ،‬مس��عود باستانی‬ ‫و س��ما‌ نورانی»‪ ،‬ش��ش زندانی سیاسی متولد ماه‬ ‫اردی‌بهشت را برای حاضران در مراسم شرح داد‪.‬‬ ‫سپس سلمان سیما زندانی سیاسی سابق و عضو‬ ‫کمیته‌ی حقوق بشر «گروه دانش‌جویان و دانش‬ ‫آموختگان لیبرال»‪ ،‬ضمن خیر مقدم به حاضرین‬ ‫در مراسم و گرامی‌داش��ت روز معلم و روز کارگر‬ ‫و هم‌چنی��ن روز جهانی مطبوعات با ذک��ر خاطره‌ای از ایام‬ ‫زندان خود‪ ،‬به اهمیت بزرگ‌داش��ت زندانیان سیاسی و تاثیر‬ ‫مثبت این گونه اقدامات در روحیه‌ی زندانیان پرداخت‪.‬‬ ‫او گفت‪« :‬نباید زندانیان سیاس��ی احساس کنند که فراموش‬ ‫ش��ده‌اند‪ .‬من خود از نزدیک شاهد بودم که زندانیان سیاسی‬

‫‪32‬‬

‫و خانواده‌های‌ش��ان از این‌که در جایی عده‌ای به فکرش��ان‬ ‫بوده‌اند‪ ،‬خوشحال می‌شدند‪ .‬بزرگ‌داشت زندانیان سیاسی و‬ ‫عقیدتی در فضای امن خارج از کشور حداقل کاری است که‬

‫به پاس مقاومت ایشان می‌توان انجام داد‪».‬‬ ‫این فعال س��ابق دانش‌جویی در ادامه با اش��اره به اقدامات‬ ‫دولت کانادا در زمینه حمایت از حقوق بش��ر در ایران افزود‪:‬‬ ‫«انتظارات از شهر تورنتو به عنوان دومین شهر ایرانی نشین‬ ‫خارج از کشور باال است‪ .‬اخیرن ما شاهد حمایت سناتورهای‬

‫گالری‬

‫کانادای��ی از زندانیان سیاس��ی و عقیدتی بودی��م‪ .‬این اقدام‬ ‫مهمی اس��ت و باید ت�لاش کنیم که چنی��ن حمایت‌هایی‬ ‫روزب��ه‌روز بیش‌تر ش��ود‪ .‬هم‌چنی��ن جان س��عیدملک‌پور و‬ ‫حمید قاس��می ش��ال نی��ز هنوز در خطر اس��ت‪.‬‬ ‫اقدامات صورت گرفته از س��وی دول��ت کانادا و‬ ‫اظهارنظره��ای مقامات کانادایی در این خصوص‬ ‫تاثیر مثبت داش��ته که این نشان می‌دهد هر چه‬ ‫توجه جامع��ه‌ی بین‌المل��ل به مس��ئله‌ی حقوق‬ ‫بشر در ایران بیش‌تر ش��ود شاهد شرایط بهتری‬ ‫خواهیم بود‪».‬‬ ‫سلمان سیما‪ ،‬س��پس پیام گروه «دانش‌جویان و‬ ‫دانش آموخت��گان لیبرال دانش‌گاه‌های ایران» را‬ ‫به این مراسم قرائت کرد‪.‬‬ ‫در بخش��ی از این پیام با ش��ادباش زادروز شش‬ ‫زندانی متولد ماه اردی‌بهش��ت‪ ،‬ب��ه احکام زندان‬ ‫طوالنی در تبعید برای ضیا‌ نبوی و مجید دری دو‬ ‫دانش��جویی که تنها در پی دفاع از حق تحصیل‬ ‫برای همگان بوده‌اند اش��اره ش��ده و آمده اس��ت‪« :‬بیش از‬ ‫سی نفر از زندانیان سیاسی‪-‬عقیدتی که در کنج زندان‌های‬ ‫جمهوری اس�لامی روزگار می‌گذرانند از دانشجویان هستند‬ ‫که این خود گواه بر ستمی است که بر علم و دانش در این‬ ‫س��رزمین در زیر حاکمیت جهل و خرافه رفته است‪ .‬عبداله‬


‫مؤمنی‪ ،‬رس��ول بداقی‪ ،‬محم��د داوری‪ ،‬علی‬ ‫پورس��لیمان و… از جمله معلمانی هس��تند‬ ‫که جای‌ش��ان در کالس درس خالی اس��ت‬ ‫و در زندان آموزش آزادگی می‌دهند‪ .‬شاهرخ‬ ‫زمانی‪ ،‬محم��د جراحی‪ ،‬رضا ش��هابی‪ ،‬علی‬ ‫نجاتی‪ ،‬بهن��ام ابراهیم‌زاده‪ ،‬علی اخوان و…‬ ‫نی��ز از جمله فعاالن کارگری هس��تند که در‬ ‫زندان هستند‪».‬‬ ‫در ادامه اردشیر زارع‌زاده مدیر اجرایی «مرکز‬ ‫بین‌المللی حقوق بشر در کانادا‌ (‪»)ICHR‬‬ ‫ضمن تقدیر از برگزاری چنین مراس��می‪ ،‬از‬ ‫این‌که بزرگ‌داش��ت زندانیان سیاس��ی رفته‬ ‫رفت��ه تبدی��ل به یک فرهنگ ش��ده اس��ت‬ ‫ابراز خرس��ندی نمود‪ .‬او گفت‪« :‬در اواس��ط‬ ‫دهه‌ی هفتاد ک��ه «کمیته دانش‌جویی دفاع‬ ‫از زندانیان سیاسی» را در داخل کشور شکل‬ ‫دادیم‪ ،‬ش��رایط خفقان سیاسی اجازه فعالیت‬ ‫راحت و آزادانه نمی‌داد ولی بر این باور بودیم‬ ‫و هس��تیم که از همه زندانیان سیاسی بدون‬ ‫توجه به گرایش و افکار و عقاید ایشان دفاع‬ ‫باید کرد‪ .‬خوش��حالم از این‌که می‌بینم امروز‬ ‫دف��اع از زندانیان سیاس��ی و عقیدتی روز به‬ ‫روز فراگیر‌تر می‌ش��ود‪ .‬از هر فرص��ت و بهانه‌ای برای زنده‬ ‫نگه داشتن یاد زندانیان سیاسی باید استفاده کرد و از حقوق‬ ‫هم��ه زندانیان سیاس��ی بدون این‌که سابقه‌ش��ان را در نظر‬ ‫بگیریم؛ چه مهدی کروبی باش��د و چه میرحسین موسوی و‬ ‫چه حشمت‌اله طبرزدی و دیگران باید دفاع کرد‪».‬‬ ‫مه��دی امین نی��ز از طرف دکت��ر فرخ زن��دی‪ ،‬عضو گروه‬ ‫«س��کوالرهای س��بز»‪ ،‬با پوزش از این‌که وی نتوانست ‌ه در‬ ‫این مراس��م حضور یابد ضمن تقدی��ر از برگزار‌کنندگان این‬ ‫مراس��م گفت‪« :‬دفاع از حقوق بشر را وظیفه خود می‌دانیم و‬ ‫«س��کوالرهای سبز» همواره در راستای دفاع از حقوق بشر‬ ‫تالش کرده اس��ت‪ .‬دانش‌جویان نقش مهمی در به حرکت‬ ‫درآوردن جامع��ه و آگاهی بخش��ی دارند ل��ذا دانش‌جویان‬ ‫زندان��ی را نباید فراموش کرد‪ .‬این وظیفه همه ماس��ت که‬ ‫نگذاری��م مس��ئله‌ی نقض حقوق بش��ر در بی��ن بازی‌های‬ ‫سیاسی فراموش شود‪».‬‬ ‫پس از تک‌نوازی س��نتور و ش��عرخوانی‪ ،‬پیام ویژه‌ی مهسا‬ ‫امرآبادی همسر مسعود باستانی به این مراسم خوانده شد‪.‬‬ ‫همسر این روزنامه‌نگار زندانی در پیامش نوشت‪« :‬روزنامه‌نگار‬ ‫زندانی سمبل محرومیت یک ملت از حق آزادی بیان است‪.‬‬ ‫روزنامه‌نگار زندانی یعنی اینکه حق دانس��تن از ملتی سلب‬ ‫ش��ده اس��ت‪ .‬روزنامه‌نگار زندانی یعنی این‌که در نقطه‌ای از‬ ‫نق��اط این کره خاکی حقوق بش��ر در معرض خطر اس��ت و‬ ‫همس��ر من یکی از ده‌ها روزنامه‌نگار زندانی در ایران است‪.‬‬ ‫حقوق بش��ر منشوری چند وجهی‌ست که هر کدام از اضالع‬ ‫آن آزادی را فری��اد می‌زن��د و ما هر یک در هر گوش��ه‌ای‬ ‫از ای��ن جهان پهناوربه قدر ت��وان و دانش خویش به حکم‬ ‫انس��ان بودن وظیفه داریم در پاس‌داشت آن بکوشیم‪ .‬امروز‬ ‫روز تولد مس��عود باستانی است و من امروز در انتظار آزادی‬ ‫مردی هس��تم که لقب همس��ر را در زندگی خصوصی‌ام را‬ ‫دارد و در زندگی حرفه‌ای‌اش روزنامه‌نگاری آرمان‌گرا است‪.‬‬ ‫روزنامه‌نگاری وفادار به آرمان‌های جهانی حقوق بش��ر چرا‬

‫که خودم شاهد بودم در سخت‌ترین لحظات اعتصاب غذای‬ ‫ی��ک فعال کارگری که در یکی از دورافتاده‌ترین نقاط ایران‬ ‫زندانی بود کوش��ید تا صدای آازادی‌خواهی او را به جهانیان‬ ‫برساند‪ .‬مسعود بیش از همه در نشریات فارسی‌زبان و جامعه‬ ‫ایرانیان مقیم کانادا فعال بود‪ .‬او دغدغه‌های عدالت‌خواهانه‬

‫و گزارشات حقوق بشری می‌نوشت و جامعه کانادا به خاطر‬ ‫پایبندی س��اکنانش به آرمان مش��ترک حقوق بشر یکی از‬ ‫مهم‌تری��ن مخاطب��ان او بودن��د‪ .‬گاهی گم��ان می‌کنم که‬ ‫انتخابات ریاس��ت جمهوری ‪ ۸۸‬و بازداش��ت‌های پس از آن‬ ‫بهانه‌ای بود برای ساکت کردن افرادی که کشورشان را آزاد‬ ‫می‌خواستند و جهان را با حقوق بشر زیبا‌تر می‌دیدند و تردید‬ ‫ندارم که مسعود یکی از این افراد بود‪ .‬در پایان از همه شما‬ ‫عزیزان که به فکر ایران و زندانیان سیاس��ی هس��تید تشکر‬ ‫می‌کنم و امیدوارم روزی همه را در ایرانی آزاد و سربلند که‬ ‫به حقوق بشر مزین است‪ ،‬ببینم‪».‬‬ ‫بریدن کیک تولدی که بر روی آن عکس زندانیان سیاس��ی‬ ‫متولد اردیبهش��ت‪ :‬علی ملیحی‪ ،‬مجید اسدی‪ ،‬مجید دری‪،‬‬ ‫حس��ن اسدی زیدآبادی‪ ،‬مسعود باستانی و سما نورانی چاپ‬ ‫شده بود پایان‌بخش این مراسم بود‪.‬‬ ‫در پایان این مراس��م پتیش��ن‌ها و کارت پس��تال‌هایی در‬ ‫حمایت از نسرین ستوده‪ ،‬س��عید متین‌پور‪ ،‬سعید ملک‌پور و‬ ‫حمید قاس��می شال که از س��وی عفو بین‌الملل کانادا تهیه‬ ‫شده بود جهت امضا بین حاضران توزیع شد‪.‬‬ ‫از نکات قابل توجه در این برنامه توزیع لیس��ت دانشجویان‬ ‫زندان��ی با توضیحات مختصری در م��ورد هر یک از آن‌ها‪،‬‬ ‫ش��رح حال این شش زندانی سیاس��ی و نامه عاطفه خلفی‬ ‫همسر حسن اسدی زید آبادی به دو زبان فارسی و انگلیسی‬ ‫در میان حاضران بود‪ .‬همچنین دکتر «س��ام اس��د‌پور» که‬ ‫ب��ه تازگ��ی با رای باال ب��ه عضویت هیأت مدی��ره‌ی جدید‬ ‫«کنگره‌ی ایرانی��ان کانادا (‪ »)ICC‬انتخاب ش��ده در این‬ ‫مراسم حضور داشت‪.‬‬

‫‪33‬‬


‫تقویم‬ ‫تاریخ‬

‫بیست‌و‌پنجم اردی‌بهشت‬ ‫چهاردهم مه‬

‫امروز روز بزرگ‌داش��ت حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی‬ ‫است‪.‬‬ ‫‪ 1944۴‬می�لادی‪« -‬جورج ل��وکاس» (‪George L u‬‬ ‫‪)cas‬کارگردان‪ ،‬تهیه‌کنن��ده و فیلم‌نامه‌نویس آمریکایی‬ ‫متولد شد‪.‬‬ ‫‪ 1973‬می�لادی‪ -‬اس��کای ل��ب (‪ )Skylab‬نخس��تین‬ ‫ایس��ت‌گاه فضایی ای��االت متحده‪ ،‬در م��دار زمین قرار‬ ‫گرفت‪ .‬ایس��ت‌گاه فضایی اس��کای لب یک ایس��ت‌گاه‬ ‫مدارگرد آمریکا بود‪ .‬این ایس��ت‌گاه هم‌چنین نخس��تین‬ ‫ایس��ت‌گاه پژوهش��ی ناس��ا در فضا بود که بین سالهای‬ ‫‪ ۱۹۷۳-۱۹۷۹‬در مدار زمین قرار داشت‪.‬‬ ‫‪1948‬می�لادی‪ -‬پایان قیومیت انگلیس بر فلس��طین و‬ ‫اعالم موجودیت اسراییل در چنین روزی رخ داد‪.‬‬ ‫‪ 1955‬میالدی‪ -‬پیمان «ورش��و» نام یک پیمان نظامی‬ ‫است که از س��ال ‪ ۱۹۵۵‬تا ‪ ۱۹۹۱‬برقرار بود‪ .‬این پیمان‬ ‫در چنین روزی به امضای هش��ت کش��ور آلبانی‪ ،‬آلمان‬ ‫شرقی‪ ،‬بلغارستان‪ ،‬چکسلواکی‪ ،‬شوروی‪ ،‬رومانی‪ ،‬لهستان‬ ‫و مجارس��تان رس��ید و در جنگ س��رد رقیب پیمان ناتو‬ ‫محسوب می‌شد‪.‬‬

‫بیست‌وششم اردی‌بهشت‬ ‫پانزدهم مه‬

‫‪ 1859‬میالدی‪« -‬پیر کوری»‪ ،‬فیزیک‌دان فرانسوی‪ ،‬در‬ ‫پاریس زاده شد‪.‬‬ ‫‪ 1862‬می�لادی‪« -‬آرت��ور شنیتس��لر» (‪Arthur‬‬ ‫‪ ،)Schnitzler‬داس��تان‌نویس و نمایش‏نامه‌نوی��س‬ ‫اتریشی‪ ،‬در وین به دنیا آمد‪.‬‬ ‫‪ 1940‬میالدی‪ -‬نیروه��ای آلمان نازی در جریان جنگ‬ ‫جهانی دوم هلند را اشغال کردند‪.‬‬ ‫‪ 1940‬میالدی‪ -‬نخستین رستوران «مکدونالد» در شهر‬ ‫«سن برناردینو» یکی از شهرهای ایالت کالیفرنیا توسط‬ ‫«ریچ��ارد و موری��س مکدونال��د» (‪Richard and‬‬ ‫‪ )Maurice McDonald‬افتتاح شد‪.‬‬ ‫‪ 1957‬می�لادی‪ -‬طبق اعالم بی‌بی‌س��ی انگلیس��ی در‬ ‫چنین روزی انگلس��تان اولین بمب هس��ته‌ای خود را در‬ ‫جزیره «کریسمس» واقع در اقیانوس آرام امتحان کرد‪.‬‬ ‫‪ 1718‬میالدی‪« -‬جیمز پ��اکل» (‪)James Puckle‬‬ ‫انگلیس��ی اختراع خود‪ ،‬تفنگ خودکار را در لندن به‌ثبت‬ ‫رسانید‪.‬‬ ‫‪ 1856‬میالدی‪« -‬فرانک بائ��م» ‌(‪Lyman Frank‬‬ ‫‪ ،)Baum‬نویس��نده کتاب‌های ک��ودکان و روزنامه‌نگار‬ ‫آمریکایی‪ ،‬زاده شد‪.‬‬ ‫او نویس��نده‌ی یک��ی از محبوب‌تری��ن و مش��هورترین‬ ‫قصه‌های دنیا «شهر زمردین از» است‪.‬‬ ‫‪ 1886‬می�لادی‪« -‬امیل��ی دیکنس��ون» (‪Emily‬‬ ‫‪ ،)Dickinson‬بانوی شاعر آمریکایى درگذشت‪.‬‬

‫‪34‬‬

‫رونداصالحات‬ ‫در عصررضا شاه‬

‫پیمان عابدی‬ ‫در س��ال‌های س��لطنت رضا ش��اه‪ ،‬نظامی جدید پی‌ریزی شد‬ ‫که س��اختار اجتماعی و اقتصادی ایران را دگرگون ساخت‪ .‬اگر‬ ‫دوران قاجار دوران نبود تحرک‪ ،‬نبود پویایی اجتماعی و به‌ویژه‬ ‫اقتصادی بود‪ ،‬مشخصه‌ی سال‌های سلطنت رضاشاه کوشش‬ ‫بی‌صبرانه‌ی او و دولت‌مردانش برای جبران این عقب‌ماندگی‬ ‫در کوتاه‌ترین زمان بود‪.‬‬ ‫رضاش��اه پس از تحکیم ق��درت خود برنامه‌ه��ای اصالحات‬ ‫اجتماع��ی‪ ،‬فرهنگ��ی و اقتص��ادی را آغاز ک��رد‪ .‬وی بیش‌تر‬ ‫نوآوری‌هایی را که در س��ده‌های گذش��ته اصالح‌گرانی چون‬ ‫ش��اه‌زاده «عباس میرزا»‪« ،‬امیرکبیر»‪« ،‬سپه‌س��االر»‪« ،‬ملکم‬ ‫خان» و دموکرات‌های انقالب مشروطه پیش‌نهاد کرده بودند‪،‬‬ ‫ول��ی اغلب به اج��را درنیامده بودند‪ ،‬به انجام رس��اند‪ .‬ایرانی‬ ‫که س�لاطین قاجار به جای گذاش��ته بودن��د‪ ،‬به طورکامل‬ ‫ورشکس��ته بود و نهادهای اقتص��ادی آن ابتدایی بودند‪ .‬در‬ ‫واقع چیزی به نام اقتصاد وجود نداشت‪ ،‬نه از راه‌آهن خبری‬ ‫بود و نه جاده شوس��ه‌ی قابل ذکری وجود داشت‪ .‬رضاخان‬ ‫با ش��تاب بس��یاری در پی دگرگونی ساختار جامعه ایران آن‬ ‫زمان و توس��عه کشور بود‪ .‬وی در کارهایش بی‌امان بود و از‬ ‫کارکنانش انتظارات زیادی داشت‪.‬‬ ‫رضاش��اه پس از رسیدن به سلطنت در سال ‪1305‬خورشیدی(‬ ‫‪1926‬میالدی)‪ ،‬برای تثبیت اقتدارخویش و کشورش‪ ،‬ایجاد و‬ ‫تقویت پایه‌های حکومت خ��ود را بر دو رکن «ارتش نوین» و‬ ‫«بوروکراسی دولتی» استوار کرد‪ .‬مدرنیزه کردن ارتش از طریق‬ ‫قانون سربازگیری‪ ،‬تاس��یس نیروهای سه گانه‪ ،‬افزایش شمار‬ ‫افراد نیروهای مس��لح‪ ،‬باالبردن س��طح زندگی افسران ارتش‪،‬‬ ‫تاسیس دانش‌کده‌های افس��ری و فرستادن فارغ التحصیالن‬ ‫ممتاز به آکادمی نظامی «سن‌سیر» (‪)St. Cyr‬در فرانسه انجام‬ ‫گرفت‪ .‬در دوران حکومت وی‪ ،‬ارتش ‪ 10‬برابر و بوروکراسی ‪17‬‬ ‫برابر رشد کرد‪ .‬ش��مار نفرات ارتش در سال ‪ 1300‬خورشیدی‬ ‫تن‌ها ‪ 22‬هزار نفر بود‪ .‬این تعداد تا س��ال ‪ 1304‬به بیش از ‪40‬‬ ‫هزار نفر نیروی منس��جم تحت نظ��ارت وزارت جنگ افزایش‬ ‫یافت و تا سال ‪ 1320‬به بیش از ‪ 170‬هزار نفر رسید‪ .‬می توان‬ ‫گف��ت ارتش نوین در کنار نیروهای ژاندارمری و پلیس و حفظ‬ ‫اس��تقالل کش��ور و تامین امنیت ملی به یاری آن‌ها‪ ،‬از پیش‬ ‫ش��رط‌های توسعه محسوب می‌ش��وند‪ .‬از سوی دیگر در سال‬ ‫‪1300‬خورشیدی دولت مرکزی تن‌ها عبارت بود از مجموعه‌ی‬ ‫بی نظمی از مستوفیان تقریبن خودمختار‪ ،‬منشی‌ها و صاحب‬ ‫منصبان‪ .‬اما این مجموعه تا س��ال ‪1320‬خورشیدی تبدیل به‬ ‫‪ 17‬وزارت‌خان��ه‌ی کامل با نود هزار کارمند حقوق بگیر ش��د‪.‬‬ ‫وزارت‌خانه‌ه��ای مهمی نظیر داخله‪ ،‬معارف و عدلیه تا س��ال‬ ‫‪ 1300‬خورشیدی در عمل فعالیتی نداشتند‪ .‬البته این گسترش‬ ‫به واسطه درآمدهای حاصل از چهار منبع مختلف امکان پذیر‬ ‫شد یعنی حق امتیاز استخراج نفت‪ ،‬گردآوری مالیات‌های معوقه‪،‬‬ ‫افزای��ش عوارض گمرکی و وضع مالیات‌های تازه بر کاالهای‬

‫فرهنگ‬

‫مصرف��ی‪ .‬چنان‌که «میلس��پو» خزانه‌دار آمریکایی رضا ش��اه‬ ‫می‌نویس��د‪« :‬به دلیل تهدید رضاش��اه مبنی بر تصرف امالک‬ ‫اعیان و برجستگان محلی‪ ،‬وی قادر شده بود تا از مالکین بسیار‬ ‫عمده از جمله «سپه‌دار اعظم» مالیات دریافت کند‪ ».‬هم‌چنین‬ ‫وی خان‌های بختیاری و «شیخ خزعل» را برای واگذاری سهام‬ ‫نفتی خود به دولت مرکزی تحت فشار قرار داد‪.‬‬ ‫رضاشاه با تاسیس وزارت‌خانه‌های داخله‪ ،‬امور خارجه‪ ،‬عدلیه‪،‬‬ ‫مالی��ه‪ ،‬آموزش‪ ،‬تجارت‪ ،‬پس��ت و تلگراف‪ ،‬کش��اورزی و راه و‬ ‫صنعت‪ ،‬سنگ بنای یک بوروکراسی مدرن و اصالحات اداری‬ ‫کشور را گذاشت‪ ،‬که «ماکس وبر» (جامعه شناس آلمان) آن را‬ ‫یکی از پایه‌های جامعه مدرن برمی‌شمارد‪.‬‬ ‫رضاش��اه هم‌چنین ژاندارمری روستایی و پلیس شهری را نیز‬ ‫تقویت کرد‪ .‬نیروهای مورد نظر وی جای‌گزین نیروهای «یپرم‬ ‫خان» در پلیس تهران و مشاوران سوئدی در ژاندارمری شدند‪.‬‬ ‫او حبس‌های کوتاه م��دت را جای‌گزین توقیف‌های درازمدت‬ ‫کرد که در ایران کاملن سنتی ناشناخته بود‪ .‬هم‌چنین دو سازمان‬ ‫امنیتی تش��کیل داد‪« :‬شهربانی» وابس��ته به پلیس شهری‪ ،‬و‬ ‫«رکن دوم» وابس��ته به ارتش که از «اداره دوم» فرانس��ه الگو‬ ‫برداری شده بود‪.‬‬ ‫رضاش��اه با تاسیس وزارت‌خانه‌های داخله‪ ،‬امور خارجه‪ ،‬عدلیه‪،‬‬ ‫مالی��ه‪ ،‬آموزش‪ ،‬تجارت‪ ،‬پس��ت و تلگراف‪ ،‬کش��اورزی و راه و‬ ‫صنعت‪ ،‬سنگ بنای یک بوروکراسی مدرن و اصالحات اداری‬ ‫کش��ور را گذاشت‪ ،‬که «ماکس وبر» (جامعه شناس آلمان) آن‬ ‫را یک��ی از پایه‌ه��ای جامعه مدرن برمی‌ش��مارد‪ .‬وزارت داخله‬ ‫ک��ه بر پلیس‪ ،‬اداره امور داخلی‪ ،‬خدمات پزش��کی‪ ،‬انتخابات و‬ ‫س��ربازگیری نظارت داش��ت‪ ،‬به طورکامل بازس��ازی شد‪ .‬این‬ ‫وزارت‌خان��ه در چارچ��وپ نظم جدید‪ ،‬اداره‌ی ‪ 11‬اس��تان‪49 ،‬‬ ‫شهرس��تان و تعداد زیادی بخش و دهستان را به عهده گرفت‪.‬‬ ‫استان‌ها توسط اس��تان‌داران‪ ،‬شهرستان‌ها توس��ط فرمان‌دار‪،‬‬ ‫بخش‌ها توسط بخش‌دار و برخی دهستان‌ها توسط شوراهای‬ ‫ویژه انتصابی وزارت داخله اداره می‌شد‪ .‬برای نخستین‌بار در‬ ‫تاریخ معاصر ایران‪ ،‬دولت مرکزی به استان‌ها‪ ،‬شهرستان‌ها‬ ‫و حتا برخی روس��تاهای بزرگ دست‌رسی یافت‪ .‬برای اولین‬ ‫ب��ار با تاس��یس اداره ثبت و احوال‪ ،‬مردم و امالک ش��کلی‬ ‫حقوقی نیز گرفتند‪ .‬با ثبت امالک و زمین‌ها به عنوان س��ند‬ ‫رس��می‪ ،‬شکل دیگری از بهره‌وری از امالک به جز استفاده‬ ‫مادی از آن‌ها (زراعت‪ ،‬اجاره امالک و س��اختمان‌ها و غیره)‬ ‫میس��ر ش��د و آن ارایه س��ند به عنوان وثیقه به یک بانک‬ ‫برای دریافت وام و از این طریق دست‌یابی به سرمایه مورد‬ ‫نیاز برای باال بردن تولید و انباش��ت ثروت بود‪ .‬این اصالح‬ ‫بنی��ادی گامی بزرگ به جلو بود‪ ،‬زیرا از این زمان به بعد‪ ،‬نه‬ ‫فقط انسان‌ها‪ ،‬بلکه ثروت و دارایی مردم نیز شکلی حقوقی‬ ‫گرفتند و مالکیت به ش��کل س��ند حقوقی در جامعه مرسوم‬ ‫شد‪ ،‬نکته‌ای که یکی از مشخصه‌های جوامع مدرن در تمایز‬ ‫با جوامع ابتدایی می‌باشد‪.‬‬


‫بوشیدو‪ ،‬طریقت سامورایی‬

‫علی فرح‌بخش‬ ‫در تاری��خ پر فراز و نش��یب ژاپن (نیهون‪ ،)1‬س��امورایی‌ها‪ ،2‬از‬ ‫جای‌گاه خاصی بر خوردارند‪ .‬این سلحشوران و مبارزان بی‌باک‪،‬‬ ‫از سلس��له قوانین و راه و رس��م‌هایی پیروی می‌کردند که تابع‬ ‫یک طریقت آیینی به‌نام «بوش��یدو»‪ 3‬بود‪ .‬واژه‌ی بوش��یدو از‬ ‫دو کلمه‌ی مجزای «بوش��ی»‪ 4‬و «دو»‪ 5‬تش��کیل یافته که‬ ‫به احتمال بس��یار زیاد ریش��ه‌ای چینی دارند‪ ،‬به‌خصوص لغت‬ ‫«دو» که از واژه‌ی چینی «دائو»‪ 6‬به‌معنای راه اتخاذ شده‪ ،‬لغت‬ ‫«بوش��ی» نیز به‌معنای سلحشور و جنگاور می‌باشد‪ ،‬در نتیجه‬ ‫لفظ «بوشیدو» به‌معنای «راه سلحشوران» است ‪.‬‬ ‫واژه‌ی «س��امورای» یا «سامورایی» به‌معنای خدمت‌گذار و‬ ‫مالزم بوده و ریشه‌ای چینی دارد‪ .‬این کلمه در ژاپن و پیش‬ ‫از دوره‌ی «ه��ی‌آن»‪ ،7‬به‌صورت «س��ابورایو»‪8‬‬ ‫و س��پس «س��ابورای»‪ 9‬تلفظ می‌ش��د که بعدها‬ ‫به‌صورت واژه‌ی «س��امورای» تغییر شکل یافت‪.‬‬ ‫اولین س��ند مکتوبی که این کلم��ه در آن به‌ثبت‬ ‫رسیده «کوکینشو»‪ 10‬است که در اوایل قرن دهم‬ ‫میالدی نگاشته شد‪.‬‬ ‫قبل از دوره‌ی «هی‌آن»‪ ،‬نظامیان ژاپنی با الگوهایی‬ ‫از ارت��ش امپراتوری چی��ن‪ ،‬به س��ازماندهی ارتش‬ ‫می‌پرداختند‪ .‬در آغ��از دوره‌ی «هی‌آن»‪ ،‬یعنی اواخر‬ ‫قرن هش��تم و اوایل ق��رن نهم می�لادی‪ ،‬امپراتور‬ ‫«کامو»‪ 11‬برای فتح س��رزمین‌های شمالی ژاپن و‬ ‫شکست یاغیان «امیشی»‪ ،12‬گارد ویژه‌ای را فراهم‬ ‫آورد که بعدها س��امورایی‌ها به‌صورت رسمی از این‬ ‫گارد امپراتوری مشتق شده و تکامل یافتند ‪.‬‬ ‫س��امورایی‌ها به‌عنوان محافظان و مردان جنگی‪،‬‬ ‫استخدام می‌شدند و گاه در خدمت یک خانواده‌ی‬ ‫اش��رافی و یا مالکان و نجیب‌ز‌ادگانی که به آن‌ها‬ ‫«دای‌میو»‪ 13‬گفته می‌شد‪ ،‬درآمده و به ارباب خود‬ ‫بس��یار وفادار بودند‪ .‬به س��امورایی‌هایی که ارباب‬ ‫و ی��ا «دای‌میو»ای نداش��تند‪« ،‬رونی��ن»‪ 14‬گفته‬ ‫می‌ش��د که این افراد‪ ،‬گاه بس��یار خطرناک قلمداد‬ ‫می‌شدند ‪.‬‬ ‫در قرن دوازدهم میالدی‪ ،‬جنگ‌های طایفه‌ای میان‬ ‫دو خاندان «تایرا»‪ 15‬و «میناموتو»‪ 16‬شکل گرفت و این امر‬ ‫سبب شد تا در دوره‌ی «توکوگاوا»‪ ،17‬سامورایی‌های بسیاری‬ ‫به‌ق��درت برس��ند و هنرهای جنگی‪ ،‬بس��یار پیش‌رفت کند‪ .‬از‬ ‫این‌رو در دوران «ش��وگونی»‪« 18‬توکوگاوا» (‪،)1603 1867-‬‬ ‫س��امورایی‌ها به مقامات باالیی دس��ت یافتند و در این میان‪،‬‬ ‫رونین‌های بسیاری نیز پدیدار شدند ‪.‬‬ ‫در آغ��از دوره‌ی «هی‌آن» یعنی اواخر قرن هش��تم و اوایل‬ ‫قرن نهم میالدی‪ ،‬امپراتور «کامو» برای فتح سرزمین‌های‬ ‫ش��مالی ژاپن و شکس��ت یاغیان «امیشی»‪ ،‬گارد ویژه‌ای را‬ ‫فراهم آورد که بعدها س��امورایی‌ها به‌صورت رس��می از این‬ ‫گارد امپراتوری مشتق شده و تکامل یافتند‪.‬‬ ‫س��امورایی‌های ناراض��ی و ن��زول یافته که اکث��ر آن‌ها به‬ ‫قلمرو‌های «چوش��و»‪ 19‬و «ساتس��وما»‪ 20‬تعلق داش��تند‪،‬‬

‫در ای��ن جنجال قدرت‪ ،‬نظام ش��وگونی را در س��ال ‪1867‬‬ ‫برانداختن��د و پس از آن‪ ،‬تمامی نیروه��ا به‌صورتی واحد در‬ ‫خدم��ت امپراتور درآمده و امپراتور که در دوران ش��وگونی‪،‬‬ ‫تنها به‌صورت یک نماد ملی بود و در امور سیاس��ی نقش��ی‬ ‫نداشت‪ ،‬به‌طور مستقیم در راس امور کشور ژاپن قرار گرفت‪.‬‬ ‫در ای��ن میان‪ ،‬هنوز قبایل و طایفه‌هایی با دولت به مخالفت‬ ‫می‌پرداختند اما به‌م��رور‪ ،‬این قبایل نیز به حکومت مرکزی‬ ‫پیوستند ‪.‬‬ ‫سامورایی‌ها به‌عنوان سلحشورانی متعهد به اصول اخالقی‪،‬‬ ‫پیرو طریقت «بوش��یدو» یا «راه و رس��م سامورایی» بودند‪.‬‬ ‫بناب��ر گزارش‌ه��ای تاریخی‪ ،‬قوانی��ن بوش��یدو در دوره‌ی‬ ‫«کاماک��ورا»‪ )1333-1185( 21‬ش��کل گرف��ت و متون��ی‬

‫نی��ز پیرامون آن به‌نگارش در آمد‪ .‬اص��ول آیینی و اخالقی‬ ‫بوش��یدو‪ ،‬از دو منبع عمده اتخاذ شد‪ :‬یکی مکتب «ذن»‪22‬‬ ‫و دیگری «آیین کنفوسیوس»‪.23‬‬ ‫طریق��ت ذن‪ ،‬از مکات��ب بودای��ی «مهایانه»‪ 24‬محس��وب‬ ‫می‌شود که در حدود قرن ششم میالدی در چین تولد یافت‪.‬‬ ‫این مکتب که اس��اس آن‪ ،‬مراقب��ه و عدم اتصال به عناصر‬ ‫ذهنی‌س��ت‪ ،‬در حدود قرن س��یزدهم میالدی ب��ه ژاپن راه‬ ‫یافت و در این سرزمین به شکوفایی فوق‌العاده‌ای نایل آمد‪.‬‬ ‫بس��یاری از سامورایی‌ها‪ ،‬به‌س��وی این طریقت سوق یافتند‬ ‫و به‌م��رور‪ ،‬بنیان‌های آیینی ذن‪ ،‬در تار و پود ساموراییس��م‬ ‫نف��وذ پیدا کرد و جزیی از آن ش��د‪ .‬آرام��ش ذهنی در ذن و‬ ‫نیز نگرش خاص آن به محیط و به‌خصوص دست‌آورد‌های‬ ‫ارزش‌مند ای��ن طریقت پیرامون مرگ‪ ،‬برای س��امورایی‌ها‬

‫فرهنگ‬

‫بسیار مهم و گیرا بود‪ .‬آیین کنفوسیوس هم که پانصد سال‬ ‫قبل از میالد در چین متولد ش��د‪ ،‬به‌صورتی غیر مستقیم‪ ،‬بر‬ ‫فرهنگ و تاریخ ژاپن تاثیر گذاشت‪.‬‬ ‫اصول اخالقی بوشیدو بسیار تحت تاثیر اصول کنفوسیوس‬ ‫ق��رار گرفت و ب��ا بن‌مایه‌های اخالق��ی ژاپنی‌ها‪ ،‬پایه‌های‬ ‫جدیدی تش��کیل ش��د‪ .‬ش��اید بتوان گفت اص��ول اخالقی‬ ‫بوشیدو تحت تاثیر کنفوسیوس قرار داشت و پایه‌های آیینی‬ ‫و ذهنی آن‪ ،‬از مکتب ذن شکل یافت ‪.‬‬ ‫ذن‪ ،‬شمشیر سامورایی را از یک ابزار سالخی‪ ،‬به یک عنصر‬ ‫تعالی‌بخش ارتقا داد‪ .‬در این میان نقش آیین باستانی ژاپن‪،‬‬ ‫«شینتو»‪ 25‬بر چنین تکاملی را نمی‌توان انکار کرد‪ .‬احترام‬ ‫به نی��اکان و ارزش نهادن به روح واحد جهان هس��تی‪ ،‬که‬ ‫در تمامی عناصر م��ادی و معنوی زندگی تجلی‬ ‫می‌یابد‪ ،‬یکی از بزرگ‌تری��ن بازتاب‌های مکتب‬ ‫ش��ینتو محسوب می‌ش��ود‪ .‬از این‌رو پیوند شنیتو‬ ‫و ذن‪ ،‬یک فرانگری بس��یار شگرف را در بینش‬ ‫و ش��عور س��امورایی خلق کرد که در آن‪ ،‬درک‬ ‫زندگی و مرگ‪ ،‬تحقق یافت و با چنین بینش��ی‪،‬‬ ‫یک سامورایی آن‌چنان ذهنی قدرت‌مند یافت که‬ ‫حتا در برابر قوانین اخالقی بسیار دشوار بوشیدو‬ ‫نیز‪ ،‬ترس��ی به‌خود راه نده��د‪ ،‬از جمله می‌توان‬ ‫ب��ه مواقعی که س��امورایی شکس��ت می‌خورد و‬ ‫یا شرافتش لکه‌دار می‌ش��د و باید مراسم انتحار‬ ‫(خودکش��ی) یا هاراگی��ری‪ 26‬را انجام می‌داد‪،‬‬ ‫اشاره داشت‪.‬‬ ‫نمونه‌ی بسیار شگفت‌آور این روی‌داد را می‌توان‬ ‫در زم��ان جنگ جهان��ی یافت‪ .‬پ��س از انفجار‬ ‫دو بم��ب اتمی در «هیرو‌ش��یما» و «ناکازاکی»‬ ‫و اعالم تس��لیم رسمی ژاپن از س��وی امپراتور‪،‬‬ ‫بسیاری از سربازان و افسرانی که هنوز با ذهنیت‬ ‫ساموراییس��م می‌زیس��تند‪ ،‬دس��ت به هاراگیری‬ ‫سنتی زدند‪.‬‬ ‫اص��ول اخالقی بوش��یدو‪ ،‬ب��ر پایه‌ه��ای احترام‬ ‫و وف��اداری نس��بت ب��ه ارباب و مقام��ات باال و‬ ‫به‌خصوص خدمت به امپراتور و ملت استوار شد‪.‬‬ ‫حفظ اصالت‪ ،‬شرافت و راستی‪ ،‬اصول اخالقی راه را رقم زد‬ ‫و تخطی از این ارزش‌های گران‌بها‪ ،‬غیرقابل بخشش بود‪ ،‬و‬ ‫ننگ آلوده‌شدن به عدم رعایت چنین اصولی‪ ،‬تنها با ریخته‬ ‫شدن خون سامورایی با دست‌های خودش پاک می‌شد‪.‬‬ ‫بنیان‌های فضیلت بوشیدو‪ ،‬با تعهد و استواری بر هفت اصل‬ ‫اساسی و بنیادین استوار بود‪:‬‬ ‫‪1‬گی (‪ :)Gi‬راستی‬‫‪2‬یو (‪ : )yu‬شهامت‬‫‪3‬جین (‪ : )Jin‬نیکخواهی‬‫‪4‬ری (‪ : )Rei‬احترام‬‫‪5‬ماکوتو (‪ : )Makoto‬درستی‬‫‪6‬می یو (‪ : )Meiyo‬شرافت‬‫‪7-‬چویوگی (‪ : )Chaugi‬وفاداری‬

‫‪35‬‬


‫فرهنگ‬

‫مردم ایران‬ ‫با کتاب دوست نیستند‬

‫بهنام فروهر‬ ‫در کافه‌ای در گوش��ه‌ای از ش��هر ش��لوغ تهران‪ ،‬نشسته‬ ‫بودیم و گپی می‌زدیم با دوس��تی که چند س��اعت از آشنا‬ ‫ش��دن با او نگذشته بود‪ .‬او هم اهل کتاب و روزنامه‪ .‬قرار‬ ‫بود راج��ع به کتاب و رابطه مردم در ایران با کتاب حرف‬ ‫بزنیم‪.‬‬ ‫پیش از شروع گفت‌وگومون متوجه شدم که اهل قلم هم‬ ‫هس��ت و جالب این‌که یکی از حوزه‌های مورد عالقه‌اش‬ ‫نیز کتاب و مطبوعات است‪.‬‬ ‫«رضا فضل‌اله‌نژاد»‪ ،‬روزنامه‌نگاری که کار را از اوایل دهه‬ ‫‪ 80‬با سردبیر نشریه «اتحاد ‪ »3‬آغاز کرد و پس از آن در‬ ‫روزنامه‌های تفاهم‪ ،‬آفرینش و توسعه نیز فعالیت می‌کرده‬ ‫اس��ت‪ .‬وی هم‌اکنون در هفته‌نامه «ستاره صبح»‌مشغول‬ ‫به کار است و در حال نوشتن یک کتاب‪.‬‬ ‫در ابت��دای گفت‌وگوم��ون از وضعی��ت کت��اب در س��ال‬ ‫‪ 90‬و هم‌چنی��ن تعداد انتش��ار و بیش‌ترین نش��ر در یک‬ ‫حوزه پرس��یدم‪ .‬وی س��پس ب��ه نویس��نده‌های موفق‌در‬ ‫جشن‌واره‌های بین‌المللی و داخلی اشاره کرد‪.‬‬ ‫هم‌چنین به میزان کتاب‌خوانی‌در ایران و در مقایس��ه با‬ ‫دیگر کش��ورهای همسایه پرداختیم‪ .‬رضا از مشکالت در‬ ‫بخش کتاب از بهای کتاب و محتوا گرفته تا جنس کتاب‬ ‫نیز سخن گفت‪.‬‬

‫‪36‬‬

‫مــادرمامــان‬

‫نعیمه دوستدار‬ ‫دس��ت‌های کوچولویش را می‌اندازد ت��وی موهای مادرش‪،‬‬ ‫سرش را می‌گذارد روی شانه‌ی او‪ .‬هزار دور هم که بابایش‬ ‫بچرخان��دش دور اتاق‪ ،‬باز تا س��ایه‌ی مادرش را می‌بیند دو‬ ‫تا دس��تش را دراز می‌کند به ط��رف او و با التماس نگاهش‬ ‫می‌کند‪ .‬توی بغل مامانش آرام می‌شود و می‌خوابد‪.‬‬ ‫بهش حسودی می‌کنم‪ .‬او تنها کسی است که یک تکیه‌گاه‬ ‫امن دارد‪ .‬با بوی مادر‪ ،‬آغوش مادر‪ ،‬نگاه مادر آرام می‌ش��ود‪.‬‬ ‫مطمئن است که هیچ چیز نمی‌تواند به او آسیب بزند‪.‬‬ ‫فقط وقتی هم س��ن و س��ال او باش��ی می‌توان��ی این قدر‬ ‫به مادرت مطمئن باش��ی‪ .‬به محض این‌که بزرگ ش��وی‪،‬‬ ‫می‌فهم��ی مامان هم نقطه‌ضعف‌هایی دارد‪ .‬مهم‌ترینش هم‬ ‫این‌که مادر است‪.‬‬ ‫می‌دانی اگر چهره‌ات درهم باشد‪ ،‬اگر تنت داغ‌تر از همیشه‬ ‫باش��د‪ ،‬اگر حتا فقط حوصله نداشته باش��ی‪ ،‬رنگش می‌پرد‪.‬‬ ‫می‌دانی اگر شستش خبردار شود که دعوا کرده‌ای‪ ،‬شکست‬ ‫عشقی خورده‌ای‪ ،‬پول نداری‪ ،‬مریضی‪ ،‬افسرده‌ای و تنهایی‪،‬‬ ‫از خواب و خوراک می‌افتد‪ .‬کم‌کم س��نش هم باال می‌رود و‬ ‫ضعیف‌تر می‌ش��ود‪ .‬می‌دانی ممکن است قند خونش باالتر‬ ‫برود‪ ،‬ممکن اس��ت از آن سردردهای بی‌دلیل بگیرد‪ .‬ممکن‬ ‫است بترسد‪.‬‬ ‫کم‌کم تو مامان مامانت می‌ش��وی‪ .‬هنوز ‪ ١٠‬سالت بیش‌تر‬ ‫نیس��ت که از زیر لحاف شکمش را چک می‌کنی که باال و‬ ‫پایین می‌رود یا نه‪ ١۵ .‬س��الت اس��ت ک��ه رازهایت را برای‬ ‫خودت نگه می‌داری‪ ٢٠.‬سالت است که همه‌ی بعض‌هایت‬ ‫را تنهایی می‌ش��کنی‪ ٢۵ .‬س��الت اس��ت که ه��ر وقت ازت‬ ‫می‌پرسد خوبی‪ ،‬یک لب‌خند گنده می‌نشانی روی لب‌‌هایت‪.‬‬ ‫‪ ٣٠‬سالت است و مامان هنوز نمی‌داند در این ‪ ٣٠‬سال چه‌ها‬ ‫بر تو گذشته و او خبردار نشده است‪.‬‬ ‫در تمام س��ال‌های زندگ��ی‌ات‪ ،‬به کرم‌ه��ای جوان‌کننده و‬ ‫ضدچروک‪ ،‬به باش��گاهی که مامان بتواند برود و دردهایش‬ ‫کم‌تر ش��ود‪ ،‬به روس��ری‌های خوش‌رنگ و سفرهای نرفته‬ ‫فک��ر ک��رده‌ای و مام��ان دیگ��ر آن آغ��وش بی‌دغدغه‌ی‬ ‫بچگی‌هایت نیست‪.‬‬ ‫در تمام س��ال‌های زندگ��ی‌ات‪ ،‬به کرم‌ه��ای جوان‌کننده و‬ ‫ضدچروک‪ ،‬به باش��گاهی که مامان بتواند برود و دردهایش‬ ‫کم‌تر ش��ود‪ ،‬به روس��ری‌های خوش‌رنگ و سفرهای نرفته‬ ‫فک��ر ک��رده‌ای و مام��ان دیگ��ر آن آغ��وش بی‌دغدغه‌ی‬ ‫بچگی‌هایت نیست‪.‬‬ ‫ای��ن تلخ‌ترین کش��ف ب��زرگ ش��دن آدم‌هاس��ت‪ ،‬این‌که‬ ‫می‌فهمند م��ادر با همه‌ی خوبی‌اش‪ ،‬با همه‌ی مهربانی‌اش‪،‬‬ ‫ب��ا همه‌ی فداکاری‌اش‪ ،‬نمی‌تواند از آن‌ها در برابر بی‌رحمی‬ ‫زندگی دفاع کند‪.‬‬ ‫درباره‌ی نفس مادر ش��دن بی‌ش��مار عقیده و باور هس��ت‪.‬‬ ‫این‌که اصلن آیا باید مادر ش��د یا نه؛ این‌که تولد بچه چقدر‬ ‫ناقض حقوق فردی مادر به عنوان یک زن می‌ش��ود‪ ،‬چقدر‬ ‫انرژی و توان حضور اجتماعی‌اش را می‌گیرد و چقدر زیبایی‬ ‫و س�لامتش را به خطر می‌ان��دازد‪ .‬اعتق��اد افراطی به این‬

‫گزاره‌ها‪ ،‬خیلی‌ها را تا س��رحد مخالفت س��فت و س��خت با‬ ‫نقش مادری زن پیش می‌برد‪ .‬آن‌ها فکر می‌کنند با پذیرفتن‬ ‫چنین نقش��ی زن برای همیشه نابود می‌شود و استعدادها و‬ ‫توانایی‌هایش برای همیش��ه زیر بار مس��وولیت‌های مادرانه‬ ‫مدفون می‌ش��ود‪ .‬آن‌ها با این باور‪ ،‬فرزند‌آوری را یک عمل‬ ‫خودخواهان��ه می‌دانن��د که حت��ا یک موجود جدی��د تازه به‬ ‫دنیاآم��ده را به دنیای��ی ناامن و خش��ن آوردن در آن نقض‬ ‫انصاف است‪.‬‬ ‫با این‌حال‪ ،‬برای درصد زیادی از زن‌ها‪ ،‬این احس��اس وجود‬ ‫دارد که بچه‌دار شدن‪ ،‬بخشی از روند کامل شدن احساسات‬ ‫و عواطف اس��ت و وجود یک کودک‪ ،‬به بسیاری از نیازهای‬ ‫عاطفی‌شان پاسخ می‌دهد‪ .‬هرچند همیشه این چالش وجود‬ ‫دارد که ممکن است مادر آن‌قدر غرق این نقش پررنگ شود‬ ‫که خودش را از یاد ببرد و منشا توقعات بی‌پایان و غیرعادی‬ ‫از فرزند شود و حتا رابطه‌ی پر تنشی با فرزندش به خصوص‬ ‫با دخترش ایجاد کند‪.‬‬ ‫با این حال‪ ،‬این حس آن‌قدر پررنگ اس��ت که نمی‌توان آن‬ ‫را مح��دود ک��رد‪ .‬تنها راه کنترل کردنش‪ ،‬آموزش اس��ت و‬ ‫ی��ادآوری مدام این نکته به زنان که رابطه‌ی مادر و فرزندی‬ ‫را نباید با رابطه‌های عاشقانه و همسری و جنسی و اجتماعی‬ ‫دیگرشان اشتباه بگیرند و غرق شدن یک‌سره در این نقشه‬ ‫آن‌ها را از نقش‌های دیگرشان غافل کند یا قابلیت پذیرش‬ ‫آن نقش‌ها را ضعیف‌کند‪.‬‬ ‫خیل��ی از زن��ان می‌خواهن��د تم��ام ضعف‌ه��ا و کمبودها و‬ ‫تبعیض‌های جامعه‌ی مردس��االر را در رابطه با فرزندش��ان‬ ‫جب��ران کنند و همین باعث می‌ش��ود در مقاطعی از زندگی‪،‬‬ ‫به جای ایجاد یک رابطه‌ی مس��تقل و بالغ با فرزندان‌شان‪،‬‬ ‫وارد ب��ازی و رقابت و حس��ادت و توقع بی‌جا ش��وند که در‬ ‫قالب زن مشکل‌دار با دختر یا مادرشوهر خرده‌گیر از عروس‬ ‫متجلی می‌شود‪.‬‬ ‫راز زنانه‌ی ما در گوش زنانی که مادر ش��ده‌اند این است که‬ ‫مادر شدن می‌تواند یک زن را به جای این‌که به دام افراطی‬ ‫شدن بیندازد‪ ،‬به تعادل برساند‪.‬‬ ‫می‌تواند سرکش��ی‌ها و هیجان‌ه��ای روحی را به آرامش و‬ ‫امنیت روانی تبدیل کند‪.‬‬ ‫می‌توان��د باعث ش��ود که ی��ک زن‪ ،‬از دوران سرخوش��ی و‬ ‫باال و پایین‌های عاطفی‪ ،‬گذر کند و با عش��ق و احساس��ی‬ ‫باشکوه‪ ،‬او را به نقطه‌ی بلوغ عاطفی برساند‪ .‬خالف آن هم‬ ‫ممکن اس��ت‪ ،‬این‌که زن مس��یر مادری را با راه عشق‌های‬ ‫تن��د و هیجانی اش��تباه بگیرد و خ��ودش را هم هم‌راه یک‬ ‫موجود دیگر‪ ،‬در نامالیمات روحی غرق کند و اسمش را هم‬ ‫غریزه‌ی مادری بگذارد‪.‬‬ ‫مادر ش��دن یک مرحله است‪ ،‬مرحله‌ای که هرچند ممکن‬ ‫اس��ت با دردها و مش��کالت بارداری و زایم��ان و اضافه‬ ‫وزن و افتادگی مثانه و بدفرم ش��دن اندام‌ها هم‌راه باشد‪،‬‬ ‫ام��ا می‌تواند راهی هم باش��د به س��مت تجربه‌ی بخش‬ ‫دیگری از هس��تی‪ ،‬آن هم به ش��کلی ک��ه تنها یک زن‬ ‫می‌تواند آن را تجربه کند‪.‬‬


‫آن‌جاببرکهخیالمنمی‌برد‬

‫مه‌شب تاجیک‬ ‫اگر انس��ان موفق را فردی دارای توانایی‌هایی برای رسیدن‬ ‫به ی��ک زندگی مطلوب ف��ردی و اجتماع��ی بدانیم‪ ،‬تصور‬ ‫عمومی از انسان‌های موفق چه می‌تواند باشد و آیا اصولن و‬ ‫در واقع انسان موفق به‌طریق اولی موجودیت خارجی دارد یا‬ ‫خیر؟ فارغ از آرمان‌گرایی و ورود به پیچیدگی‌های چیس��تی‬ ‫موجودی��ت این فرد و طب��ق تعریف باال‪ ،‬اگر ب��ه این افراد‬ ‫برگردیم و کمی بیش‌تر در حوزه‌ی ش��خصی و عمومی‌شان‬ ‫و از آن مهم‌تر در مواجه‌ی این افراد با خودشان و در حقیقت‬ ‫مکانیزم فکری و رفتاری خود با خودش��ان قرار گیریم‪ ،‬شاید‬ ‫شگفت‌زده شویم وقتی ببینیم شمار زیادی از حدس‌های ما‬ ‫در مورد مولفه‌های حاضر برای رس��یدن به موفقیت‪ ،‬اشتباه‬ ‫بوده است‪.‬‬ ‫گاهی ای��ن تصورات در مورد افراد این‌چنینی‪ ،‬خود ایش��ان‬ ‫را نی��ز دچ��ار تناقض می‌کند‪ ،‬گویی از آن‌ه��ا انتظار می‌رود‬ ‫نه بر طبق زیس��ت خود‪ ،‬بلکه به پس��ند معیارهای عمومی‬ ‫عمل کنند‪.‬‬ ‫این مس��ئله را م��ا معمولن در م��ورد انس��ان‌های موفقی‬ ‫ش��اهد هس��تیم که بنابر حوزه‌ی کامیابی خ��ود در تیررس‬ ‫دیدگان بیش‌تری قرار دارند و یا به‌واسطه‌ی خصیصه‌های‬ ‫رفتاری‌شان رسانه‌ای‌تر عمل می‌کنند‪.‬‬ ‫آن‌گاه ک��ه هر کدام از ما یک ف��رد موفق را برمی‌گزینیم و‬ ‫ب��ا او هم‌ذات‌پنداری می‌کنیم‪ ،‬همواره و ی��ا در اغلب موارد‬

‫از یاد می‌بریم که او یک فرد مس��تقل ب��ا تمام ویژگی‌ها و‬ ‫ضعف‌های انس��انی اس��ت‪ ،‬ولی حتا یادآوری چنین مسایلی‬ ‫هم به کار نمی‌آید‪ ،‬چرا که ما در آن‌زمان دیگر آن فرد را از‬ ‫فردبودگی خود خارج کرده‌ایم و او را دیگر در قامت انس��انی‬ ‫چون دیگر نمی‌یابیم‪.‬‬ ‫به‌این‌ترتی��ب‪ ،‬اف��راد کامیاب��ی ک��ه در این ج��ای‌گاه واقع‬ ‫می‌ش��وند و در معرض چنین واکنشی از سوی دیگران قرار‬ ‫می‌گیرند‪ ،‬مطمئنن دیگر چون گذش��ته نمی‌توانند بدون این‬ ‫مجرای کنترل‌کننده به زندگ��ی خود ادامه دهند و تاثیر آن‬ ‫را انکار کنند‪.‬‬ ‫چن��د نکت��ه در این ره‌گذر دارای اهمیت هس��تند‪ .‬نخس��ت‬ ‫این‌ک��ه در هرحال هر فردی برای گروه��ی از افراد چونان‬ ‫موثر واقع می‌ش��ود که این نق��ش کنترلی به‌ناچار بر رویش‬ ‫واقع می‌ش��ود‪ ،‬دوم مسئله‌ی ضایع شدن حوزه‌ی خصوصی‬ ‫فرد و ورود آن به حیطه‌ی عمومی است که هم برای فرد و‬ ‫هم برای افراد وابس��ته به او می‌تواند تبعاتی را در پی داشته‬ ‫باش��د و سومین مس��ئله پذیرش این نکته است که هر فرد‬ ‫در هر جای‌گاهی در تمامی جوانب زندگی خود برجس��ته و‬ ‫صاحب ش��اخصه نیست و نمی‌تواند باشد‪ ،‬ولی جدای از این‬ ‫مسئله‪ ،‬همه‌ی انسان‌ها در برابر هم معمولی‌تر از آن هستند‬ ‫که بتوان چیزی را آن‌چنان بارز کرد‪.‬‬ ‫نمی‌توان حقیقت این امر را نادیده گرفت که هر فرد موفق‬ ‫ویژگی‌ه��ای خاصی را در خود بارز ک��رده و پرورش داده تا‬

‫جامعه‬

‫در جای‌گاه حاضر قرار گیرد‪ ،‬ولی حقیقت واالتر این اس��ت‬ ‫که پتانس��یل ای��ن مورد‪ ،‬کمابیش در هر فرد انس��انی یافت‬ ‫می‌شود‪ ،‬اگر چه کیفیت و کمیت آن صرفن یک‌سان نیست‪.‬‬ ‫به‌تر اس��ت پرسش آغازین را بار دیگر مطرح کنیم که اگر‬ ‫انس��ان موفق را فردی دارای توانایی‌هایی برای رس��یدن‬ ‫به ی��ک زندگی مطلوب فردی و اجتماع��ی بدانیم‪ ،‬تصور‬ ‫عموم��ی از انس��ان‌های موفق چ��ه می‌تواند باش��د و آیا‬ ‫اصولن و در واقع انس��ان موف��ق به‌طریق اولی موجودیت‬ ‫خارج��ی دارد یا خیر؟ برای پاس��خ به ای��ن موارد و برای‬ ‫بازنگ��ری بر ش��رایط کامیابی‪ ،‬باید نخس��ت انس��ان‌ها را‬ ‫ن��ه در جای‌گاهی خ��اص‪ ،‬بلکه در جای‌گاه��ی به‌غایت‬ ‫انس��انی جس��ت‌وجو کنیم‪ .‬ش��اید آن‌گاه اس��ت که بتوان‬ ‫از نم��ود کامیاب��ی آن فرد بهره گرف��ت و آن را در نمای‬ ‫شخصی‌شده‌اش برای خود به کار بست‪.‬‬ ‫واقعیت این اس��ت که هر ش��خص چون خود ما‪ ،‬اگرچه‬ ‫معمول��ی و در دس��ت‌رس اس��ت‪ ،‬ولی در ن��وع خود یک‬ ‫فرد متمایز و ویژه محس��وب می‌ش��ود فقط باید به او که‬ ‫هن��وز در خود تکوین نیافته‪ ،‬خوب نگریس��ت و ش��رایط‬ ‫و موجب��ات کامیاب��ی را در او یافت چراکه فق��ط با نگاه‬ ‫ک��ردن ب��ه او می‌توان دریاف��ت که چگون��ه همین مورد‬ ‫به‌خصوص را با ش��رایط موج��ود و حاضرش‪ ،‬می‌توان به‬ ‫ش��رایط مطلوب و دل‌پذیر رساند‪ .‬او خود ماست و همین‬ ‫کفایت می‌کند‪.‬‬

‫‪37‬‬


‫فحاشی و معرکه‌گیری‬ ‫نماینده مجلس و پاسخ‬ ‫دندان‌شکن خبرنگار‬

‫شایعه‬

‫این خبر در بخش ش��ایعه رادیو کوچه قرار دارد و رادیو کوچه صحت و س��قم آن‬ ‫را تایید نمی‌کند‪.‬‬ ‫منبع‪ :‬بازتاب امروز‬ ‫روز گذش��ته سالن غذاخوری مجلس شورای اسالمی‪ ،‬شاهد صحنه‌هایی زشت و‬ ‫زننده توسط یکی از نمایندگان و درگیری عجیب او با یک خبرنگار بود‪.‬‬ ‫به گ��زارش عصرایران‪ ،‬دیروز خبرن��گار هفته‌نامه آس��مان‪ ،‬در نمازخانه مجلس‬ ‫ش��ورای اسالمی ‪ ،‬به سراغ مهدی کوچک‌زاده – عضو جبهه پایداری – می‌رود‬ ‫و از او می‌خواهد وقتی برای مصاحبه اختصاص دهد‪.‬‬ ‫کوچک‌زاده در پاس��خ می‌گوید که هفته‌نامه آسمان را نمی‌شناسد و خبرنگار یک‬ ‫نسخه از نشریه را برای بررسی به کوچک‌زاده می‌دهد‪.‬‬ ‫دقایقی بعد‌‪ ،‬این خبرنگار برای پرس��یدن نتیجه سراغ کوچک‌‌زاده را می‌گیرد و او‬ ‫را در رستوران مجلس می‌یابد تا در حد یک کلمه که «آیا حاضر است در فرصتی‬ ‫دیگر با این نشریه گفت‌و‌گو کند؟»‌‪ ،‬از او جواب مثبت یا منفی بگیرد و بازگردد‪.‬‬ ‫به روایت ش��اهدان عینی که در رس��توران مجلس حضور داشتند‪ ،‬کوچک‌زاده از‬ ‫خبرنگار می‌پرس��د که «آسمان» متعلق به کیست؟ و خبرنگار جواب می‌دهد که‬ ‫محمد قوچانی‌‪ -‬روزنامه‌نگار اصالح‌طلب‌‪ -‬آن را اداره می‌کند‪.‬‬ ‫در این لحظه‪ ،‬کوچک‌زاده ش��روع به پرخاش‌گری می‌کند و حرف‌های رکیکی را‬ ‫درباره قوچانی به کار می‌برد و نسبت به او فحاشی می‌کند‪.‬‬ ‫خبرنگار به کوچک‌زاده می‌گوید که ش��ما سر میز غذا هستید و درست نیست در‬ ‫حض��ور برکت خدا این گونه دهان ب��ه فحش باز کنی و حرمت نان و غذایی که‬ ‫می‌خوری را بش��کنی‪ .‬کوچک‌زاده با عصبانیت بیش‌ت��ر جواب می‌دهد که به تو‬ ‫ربطی ندارد و خبرنگار را تهدید می‌کند که از مجلس بیرونش خواهد کرد‪.‬‬ ‫خبرنگار هم می‌گوید‪ :‬اگر ش��ما «بیرون بنداز» بودید‪ ،‬سعید مرتضوی را از دولت‬ ‫بیرون می‌انداختید‪.‬‬ ‫ب��ا این س��خن خبرنگار‪ ،‬کوچک‌زاده از جایش بر می‌خی��زد و در حالی که فریاد‬ ‫می‌کش��ید قوچانی از سگ مرتضوی هم کم‌تر اس��ت و [‪ ، ]...‬با خبرنگار گالویز‬ ‫شده و از وسط رستوران تا دم در‪ ،‬ضمن درگیری‪ ،‬او را با خشونت هل می‌دهد‪.‬‬ ‫کار که به این‌جا می‌رسد‪ ،‬بقیه نمایندگان که با تعجب و حیرت رفتار زننده هم‌کار‬ ‫خود را می‌دیدند‪ ،‬از جا بر می‌خیزند و به سمت آن دو می‌روند و نهایتن خبرنگار‬ ‫را از دست کوچک‌زاده نجات می‌دهند!‬ ‫گفتنی اس��ت‪ ،‬رفتارهای کوچک‌زاده بسیار مس��وبق به سابقه است و در یکی از‬ ‫همین موارد در مجلس هش��تم‪ ،‬یک وسیله تیز را به سمت علی مطهری پرتاب‬ ‫کرد که به مانیتور مطهری برخورد کرد و آن را س��وراخ کرد و با واکنش متقابل‬ ‫مطه��ری روبه‌رو ش��د و متاس��فانه در ای��ن دوره نیز با رای پایین‌تر از بس��یاری‬ ‫نمایندگان وارد مجلس شد‪.‬‬

‫‪38‬‬

‫بازی و اشکنک‬

‫رضا حاجی‌حسینی‬ ‫بررس��ی نق��ش و حض��ور ب��ازی در حوزه‌های‬ ‫مختلف‪ ،‬نش��ان می‌دهد که این فعالیت‪ ،‬فرایند‬ ‫یا پدیده‌ی فیزیکی‪ ،‬ذهنی‪ ،‬روانی‪ ،‬از ش��مول و‬ ‫همه‌گیری جدی و اساس��ی‌ای بر‌خوردار است و‬ ‫آن‌چ��ه بازی و پرداختن به آن را جذاب می‌کند‪،‬‬ ‫همین فراگیری است‪.‬‬ ‫در توضی��ح بیش‌ت��ر و به‌تر این موض��وع باید‬ ‫گفت که لذت بازی تنها محدود به بازی کردن‬ ‫نمی‌ش��ود و هر ن��وع رابطه‌ای میان انس��ان و‬ ‫حت��ا حیوان با بازی‪ ،‬می‌تواند لذت‌بخش باش��د‪.‬‬ ‫به‌همین دلیل هم هست که شمار بسیاری مقاله‬ ‫و گ��زارش و چه و چه درباره‌ی بازی نوش��ته و‬ ‫س��اخته شده‌اس��ت و حتا باالتر از این‪ ،‬به‌همین‬ ‫دلیل اس��ت که تماشای بازی دیگران (حاال هر‬ ‫بازی‌ای که باشد) هم برای فرد‪ ،‬دوست‌داشتنی‬ ‫است‪.‬‬ ‫بح��ث ما اما درب��اره‌ی نقش و حض��ور پر‌رنگ‬ ‫«بازی»‌ در متل‌ها‪ ،‬مثل‌ها و ضرب‌المثل‌ها‌ست‪.‬‬ ‫ای��ن حضور ک��ه خود مثل یک ب��ازی می‌ماند‪،‬‬ ‫در انتقال معانی نقش��ی اساس��ی دارد‪ .‬به‌عنوان‬ ‫نمون��ه احتمال��ن ش��نیده‌اید و در کودکی برای‬ ‫ش��ما هم خوانده‌اند که «بازی اش��کنک داره‪/‬‬ ‫س��ر شکس��تنک داره‌«‪ .‬همی��ن کالم کوت��اه‪،‬‬ ‫فشرده‌ای‌ست از قطار قطار کلماتی که درباره‌ی‬ ‫افتادن و زمین خوردن و شکس��ت و غیره‪ ،‬ارایه‬ ‫می‌شود‪.‬‬ ‫از این‌دس��ت عب��ارات و جم�لات در فرهن��گ‬ ‫عامه‌ی ما ایرانیان بس��یار یافت می‌ش��ود‪ .‬این‬ ‫اصطالحات که اغلب مثل خود بازی‪ ،‬ش��یرین‬ ‫و آموزنده هم هس��تند تا پی��ش از این معمولن‬ ‫به‌عنوان ام��ری قطعی و خلل‌ناپذی��ر‪ ،‬پذیرفته‬ ‫می‌ش��دند و تردی��دی در درستی‌ش��ان نب��ود‪.‬‬ ‫ن روزها اما در ش��رایطی که به‌نظر می‌رس��د‬ ‫ای ‌‬ ‫«شک» به‌عنوان اساس «مدرنیسم» کم‌و‌بیش‬ ‫تازه به س��رزمین ما رسیده‌است‪ ،‬در درستی این‬ ‫مثل‌ها و متل‌ها هم تردید می‌شود‪.‬‬ ‫از جمله‌ی این مثل‌هاس��ت که می‌گویند «با دم‬ ‫شیر بازی نکن»‪ .‬این عبارت که به‌نظر درست و‬ ‫قطعی می‌رسد‪ ،‬نسبت به عصبانی کردن شیر و‬ ‫عواقب آن هشدار می‌دهد‪ .‬حاال این شیر کیست‬ ‫و کجاست بحث دیگری است که در این مقال‬ ‫نمی‌گنج��د اما اگ��ر در اینترنت جس��ت‌و‌‌جویی‬ ‫کنی��د‪ ،‬می‌بینید چه بس��یارند کس��انی که این‬ ‫هشدار را جدی نگرفته‌اند و مشغول بازی با دم‬ ‫ش��یرند‪ .‬آن هم شیر جنگل‪ .‬عکس و فیلمش را‬ ‫هم گرفته‌اند تا س��ند باشد و بعدن کسی نتواند‬

‫فرهنگ‬

‫معترض‌شان بشود و مثلن در تابستان برای‌شان‬ ‫بخواند ک��ه «االن داره برف می‌آد‪ /‬اسنادش��م‬ ‫موجوده»‬ ‫ای��ن تردید در آثار هنری و غی ‌ر هنری هم قابل‬ ‫رد‌گیری اس��ت‪ .‬به‌عنوان مثال طنز‌پردازی به‌نام‬ ‫«رضا س��اکی»‪ ،‬در مطلبی با عنوان «با دم شیر‬ ‫می‌ش��ود بازی کرد» که در سایت خود‪« ،‬عبید‬ ‫ش��اکی»(‪ )www.rezasaki.com‬منتشر‬ ‫کرده‌است‪ ،‬چنین نوشته‪:‬‬ ‫«در کودکی چیزهایی به ما یاد داده‌اند که همه‌اش‬ ‫درست نبوده‌است‪ .‬یعنی آدم وقتی بزرگ می‌شود‬ ‫می‌فهمد خیلی چیزها آن‌طوری که در کودکی به‬ ‫او گفته‌اند نیست و طور دیگری است‪ .‬مثلن همین‬ ‫که در کودکی به ما گفته‌اند با دم ش��یر نباید بازی‬ ‫بکنی حرف درس��تی نبوده اس��ت چون با دم شیر‬ ‫بازی می‌کنند‪ ،‬خیلی خوب هم بازی می‌کنند‪ .‬چه‬ ‫کس��انی؟ پول‌دارها‪ .‬بله پول‌دارها‪ .‬همان‌هایی که‬ ‫به‌جای قناری و گربه‪ ،‬توی حیاط خانه‌ش��ان بچه‬ ‫شیر دارند‪ .‬همین هفته‌ی پیش بود که آتش‌نشانی‬ ‫شمال ش��رق تهران دو قالده شیر رها در شهر را‬ ‫با یه وضی ش��کار کرد و تحویل ب��اغ وحش داد‪.‬‬ ‫ش��یرهایی که احتمالن از خانه‌ای در شمال تهران‬ ‫در رفته‌اند‪ .‬شاید در حیاط باز بوده و شیرها آمده‌اند‬ ‫توی کوچه‪».‬‬ ‫آقای ساکی اما حدود شک و تردید را از بازی فرا‌تر‬ ‫برده و می‌نویسد‪« :‬این‌که در کودکی به ما گفته‌اند‬ ‫پول همه چیز نیست هم حرف درستی نبوده است‪.‬‬ ‫همین حاال کل اتحادیه‌ی اروپا سر همین پول به‬ ‫جان هم افتاده‌اند‪ .‬با پول کارهایی می‌شود کرد که‬ ‫گاه عقل از درک آن عاجز است‪ ،‬مثل همین با دم‬ ‫شیر بازی کردن‪ .‬ما که با دم گربه هم نمی‌توانیم‬ ‫بازی کنیم ولی پول‌دارها توی حیاط خانه‌شان شیر‬ ‫دارند و با دمش بازی هم می‌کنند‪ .‬حاال شاید هم‬ ‫شیرها از دس��ت قاچاق‌چیان فرار کرده باشند‪ .‬چه‬ ‫کسی می‌داند‪ ،‬ولی اگر از دست آن‌ها هم در رفته‬ ‫باشند عاقبت برای فروش به پول‌دارها بوده‌است‪.‬‬ ‫پس ما از گفته‌های خود نتیجه می‌گیریم که با دم‬ ‫شیر می‌شود بازی کرد‪ ،‬فقط پول‪ ،‬امکانات و حیاط‬ ‫بزرگ در شمال شهر می‌خواهد‪».‬‬ ‫قضاوت درباره‌ی درستی یا نا‌درستی این شک و‬ ‫تردید را بر‌عهده‌ی شما می‌گذاریم‪ .‬طبیعی‌ست‬ ‫که بر اس��اس اختیار شما می‌توانید با هر چیزی‬ ‫که دل‌تان می‌خواهد بازی کنید اما یاد‌تان باشد‬ ‫ک��ه عواقب هر ب��ازی‌ای بر عه��ده‌ی خودتان‬ ‫است و همان‌طور که پیش‌تر گفتیم و هنوز هم‬ ‫کسی در آن تردید نکرده‪« ،‬بازی اشکنک داره‪/‬‬ ‫سر‌شکستنک داره»‪.‬‬


‫زندگیبهروایتیکخطصاف‬ ‫مه‌شب‌تاجیک‬ ‫بیش‌تر ما در زندگی‌های‌مان آدم‌های خطی هس��تیم‪ .‬برای ما‬ ‫در زندگی اهدافی وجود دارد و مهم هس��تند که به راحتی قابل‬ ‫تش��خیصند و به طور عمومی ما راهی را که برای رس��یدن به‬ ‫این اهداف انتخاب می‌کنیم‪ ،‬راه‌های مس��تقیم و کم دردسری‬ ‫هس��تند‪ .‬نظام‌هایی که ما در آن‌ها زندگی می‌کنیم‪ ،‬نظام‌های‬ ‫پلکان��ی بوده که ما را مرحله به مرحله به س��مت جلو هدایت‬ ‫می‌کنند‪ .‬قواعد امروز مشخص و شفاف‌اند و سرپیچی از آن‌ها‬ ‫دردس��رهای زیادی دارد‪ .‬زندگی امروز بس��یار به نظام سلسله‬ ‫مراتبی بها می‌دهد و ما باید یاد بگیریم که کارهایی را که به ما‬ ‫می‌آموزند انجام دهیم تا روزی خودمان در مسیری قرار بگیریم‬ ‫که به دیگران بگوییم چه بکنند و چه نکنند‪ .‬واقعیت این است‬ ‫که اما برای پیدا کردن معنای زندگی راه‌های بسیاری را می‌توان‬ ‫طی ک��رد‪ .‬از تجربی‌ترین راه‌های بیولوژیک��ی تا غریب‌ترین‬ ‫نگاه‌های شاعرانه‪.‬‬ ‫در زندگی امروز بیش‌ترین و تاثیرگذارترین بخش��ی که زندگی‬ ‫ما را می‌س��ازد «آموزش» است‪ .‬البته این‌طور به نظر می‌رسد‬ ‫که آموزش س��هم عمده‌ای در این مایی که هم اکنون هستیم‬ ‫دارد‪ .‬به ما آموخته می‌شود که چگونه در رابطه با هر چیزی که‬ ‫می‌خواهیم به دس��ت آوریم تابع مقرراتی یک‌سان باشیم تا با‬ ‫عمل‌کردی که این قانون‌ها به ما می‌آموزد به ش��رایط ایده‌آلی‬ ‫که مد نظرمان هست دست پیدا کنیم‪ .‬در ظاهر هم با عمل‌کرد‬ ‫خودمان در راس��تای این قوانی��ن و طی کردن متوالی مراحلی‬ ‫که برای ما در نظر گرفته ش��ده اس��ت‪ ،‬به موفقیت دست پیدا‬

‫می‌کنیم‪ .‬مدرسه رفتن‌ها‪ ،‬از هر مرحله وارد مرحله‌ی دیگر شدن‪،‬‬ ‫فارغ‌التحصیلی‪ ،‬پیدا کردن کار و با طی نمودن این سلسله مراتب‬ ‫در پایان خوش‌بختی منتظر ماس��ت‪ .‬از مقررات تبعیت کنیم تا‬ ‫خوش‌بختی نصیب ما شود ولی آیا واقعن همین‌طور است؟‬ ‫از می��ان همه این راه‌های کوتاه و بلندی که برای رس��یدن‬ ‫به خوش‌بختی در سیس��تم‌ها برای ما در نظر گرفته ش��ده‬ ‫است‪ ،‬گاهی را‌ه‌های ضد آن هم وجود دارد‪ .‬اگرچه شاید در‬ ‫تفاس��یری که در این سلس��له مراتب برای ما در نظر گرفته‬ ‫شده‪ ،‬هیچ تفس��یری از رفتارهای ضد مقررات توصیه نشده‬ ‫اس��ت اما ام��کان در اختیار گرفتن ذه��ن و اراده و امکانات‬ ‫عمل��ی به ما اجازه می‌دهند‪ ،‬زندگ��ی را در پرتو دیگری نیز‬ ‫بشناس��یم‪ .‬واقعیت این اس��ت که قوانین وضع شده برای ما‬ ‫گاه��ی مانند واژه‌ها در مقابل رفتار انس��انی عمل می‌کنند‪،‬‬ ‫آن‌ه��ا توانایی این را ندارند که به کن��ه وجود آدمی نفوذ و‬ ‫حالت‌ه��ای او را تعری��ف کنند‪ .‬در زندگی ه��ر آدمی با هر‬ ‫س��طحی در هر بازهی تفاوت‌هایی می��ان تصاویری که او‬ ‫برای خود دارد با دیگران وجود دارد‪ .‬نمی‌توان این تفاوت‌ها‬ ‫را در قال��ب یک ظرف ب��رای همه تعریف ک��رد‪ .‬الگوهای‬ ‫درکی و عمل‌کردی خیلی از ما با این نظام‌ها به ش��دت در‬ ‫تعارض اس��ت‪ .‬بدین ترتیب بسیاری از ما بدون توجه به این‬ ‫تفاوت‌ها خود را به عنوان مظروفی در ظرف سیستم‌ها قرار‬ ‫می‌دهیم و زندگی را ش��روع می‌کنی��م که بخش اعظم آن‬ ‫بدون سرخوشی‌ها برای ما می‌گذرد‪.‬‬ ‫گاهی وقتی با افراد گوناگون به صحبت می‌نش��ینیم‪ ،‬می‌بینیم‬

‫جامعه‬

‫که این افراد اغلب دارای مشاغلی ایمن هستند‪ ،‬خانه و زندگی‬ ‫باثباتی دارند‪ ،‬همسر و فرزندانی که مورد عالقه‌ی آن‌هاست اما‬ ‫همگی متفق‌القول هستند که نظام‌ها بخش زیادی از عمر آن‌ها‬ ‫را به هدر داده است‪ .‬گم‌گشتگی و سرگشتگی و عدم رضایت بر‬ ‫دوش‌شان سنگینی می‌کند و دایم به چیزهایی فکر می‌کنند که‬ ‫ممکن است از دست داده باشند‪ ،‬نه چیزهایی که عمل‌کردهای‬ ‫بر طبق مقررات به آن‌ها داده اس��ت‪ .‬بیش‌ت��ر آن‌ها از حال و‬ ‫روز خود راضی نیستند و در میان‌سالی‪ ،‬به کمبودها و نداشته‌ها‬ ‫فکر می‌کنند و دالیلی می‌آورند هم‌چون محدودیت‌های دوران‬ ‫نوجوانی‪ ،‬درس خواندن‌های مداوم و پی در پی‪ ،‬ازدواج‌های زود‬ ‫هنگام و هزاران دلیل دیگر برای این‌که عدم رضایت و ناخوشی‬ ‫خود را نشان بدهند‪.‬‬ ‫واقعیت این اس��ت که خط مستقیمی که بین دو نقطه کشیده‬ ‫می‌شود مس��تقیم‌ترین و صاف‌ترین و گاهی بی‌خطرترین راه‬ ‫اس��ت که برای ما در نظر گرفته ش��ده اما واقعیت‌های زندگی‬ ‫توانایی بطالن کش��یدن بر بسیاری از واقعیت‌های پیش‌چشم‬ ‫را دارد اگر که ما بخواهیم گاهی بر اساس طبیعت خود زندگی‬ ‫کنیم‪ .‬گاهی پا بیرون گذاشتن از عرف‌ها و باورهای رایج است‬ ‫که در زندگی ما را ما می‌کند نه صرفن بر اساس قوانین پیش‬ ‫رفتن‪ .‬گاهی بد نیس��ت که به غافل‌گیری‌هایی که در این راه‬ ‫منتظر ماست دل ببندیم و بر اساس آن‌ها عمل کنیم‪ .‬واقعیت‬ ‫این است که گه‌گاه شهامت پذیرفتن خطراتی که خارج از دل‬ ‫سنت و عرف و سیستم برای ما وجود دارد معنای داشتن زندگی‬ ‫ما را در آینده تضمین خواهد کرد‪.‬‬

‫‪39‬‬


‫باغیرت‌ها نخوانند‬ ‫نعیمه دوستدار‬ ‫خش��ونت روانی از آن دس��ته موضوع��ات مورد عالقه‌ی‬ ‫من اس��ت که هر چه بیش‌تر ن��گاه می‌کنم‪ ،‬مصداق‌های‬ ‫بیش‌تری از آن در اطرافم می‌بینم‪.‬‬ ‫فکر می‌‌کنم ما چنان درگیر این نوع خشونتیم که گاهی‬ ‫اصلن خش��ن بودن آن را احساس نمی‌کنیم و جزو روال‬ ‫عادی زندگی‌مان ش��ده اس��ت‪ .‬حتا برای خیلی از زن‌ها‪،‬‬ ‫خشونت‌های روانی معنای مقدسی هم پیدا کرده و هم‌نوا‬ ‫با ادبیات مردس��االر جامعه‪ ،‬خوشان هم بر طبل خشونت‬ ‫می‌کوبند‪.‬‬ ‫مصادیق خش��ونت روانی بس��یار‬ ‫گسترده است‪ :‬بی‌توجهی‪ ،‬خیانت‪،‬‬ ‫بی‌احترامی‪ ،‬بی‌مسوولیتی‪ ،‬کنترل‬ ‫ارتباطات اع��م از موبایل‪ ،‬تلفن‪،‬‬ ‫ای‌می��ل و ‪ ،..‬ممانع��ت از دیدار‬ ‫دوس��تان و فامی��ل‪ ،‬ممانع��ت از‬ ‫خروج از منزل و بس��یاری موارد‬ ‫دیگر‪.‬‬ ‫بس��یاری از ما با این خشونت‌ها‬ ‫ب��زرگ ش��ده‌ایم و آن‌ق��در ب��ه‬ ‫آن‌ها خو گرفته‌ای��م که مصداق‬ ‫خشونت‌شان نمی‌دانیم‪.‬‬ ‫اما یک نمونه از خش��ونت روانی‬ ‫که از قض��ا در جامع��ه‌ی ایرانی‬ ‫تقدیس می‌ش��ود‪« ،‬غیرت‌ورزی‬ ‫مردان» است‪.‬‬ ‫واژه‌ی غی��رت چنان ب��ار معنایی‬ ‫خاصی در زبان فارس��ی دارد که‬ ‫آن را ب��ه هر رفتار ش��جاعانه‌ای‬ ‫نسبت می‌دهند و غیر از رابطه‌ی‬ ‫زن��ان و م��ردان‪ ،‬در توصی��ف‬ ‫حرکت‌ه��ای ورزش��ی و مل��ی و‬ ‫میهنی هم به کارش می‌برند‪.‬‬ ‫برای تعمیم دادن ای��ن واژه به رفتارهای مقدس‪ ،‬آن‌قدر‬ ‫اغراق ش��ده است که حاال حتا وقتی یک فوتبالیست گل‬ ‫می‌زند هم آن را می‌گذارند به پای غیرتش و البد کسانی‬ ‫که نمی‌توانند گل بزنند‪ ،‬بی‌غیرت‌اند!‬ ‫با این حال‪ ،‬کدام زنی است که قربانی غیرت مردانه نشده‬ ‫باش��د؟ در فرهنگ ایرانی‪ ،‬غیرت مرد اجازه نمی‌دهد که‬ ‫زنش‪ ،‬مادرش‪ ،‬دخت��رش خیلی کارها را بکند و البته این‬ ‫خیلی کارها‪ ،‬دایره‌ی وسیعی از رفتارهای انسانی را در بر‬ ‫می‌گی��رد‪ :‬جواب تلفن را دادن‪ ،‬نگاه کردن زن به دیگران‬ ‫در کوچ��ه و خیابان‪ ،‬نگاه کردن دیگ��ران در محیط‌های‬ ‫عمومی به زن‪ ،‬ش��کل و ش��یوه‌ی لباس پوشیدن زنان و‬ ‫انتخاب شغل و رش��ته‌ی تحصیلی و … به این معنا که‬ ‫هر تصمیمی در حوزه‌ی شخصی و اجتماعی زن‪ ،‬می‌تواند‬ ‫غی��رت مرد را به جوش بیاورد و ب��ه جوش آمدن غیرت‬ ‫‪40‬‬

‫همانا و برخوردهای خش��ن و دست زدن به واکنش‌های‬ ‫فیزیک��ی و روانی همانا‪ .‬فرهنگ غیرت‌م��دار ایرانی‪ ،‬که‬ ‫زن را اب��ژه می‌بیند‪ ،‬نه فقط برای م��ردان نزدیک به او‪،‬‬ ‫ک��ه برای همه‌ی مردان این حق را قایل اس��ت که برای‬ ‫برخورد با او دس��ت به عمل بزنند و از این لحاظ‪ ،‬مردان‬ ‫ایرانی‪ ،‬نس��بت به همه‌ی زنان ایرانی غیرت دارند و همه‬ ‫را خواهر و مادر خود حس��اب می‌کنند تا در پوش��ش این‬ ‫غیرت‪ ،‬رفتارهای خشن خود را توجیه کنند و جالب این‌که‬ ‫زن��ان هم به مرور پذیرفته‌اند که این غیرت به نفع‌ش��ان‬ ‫است و بس��یاری از خش��ونت‌ها را چون برآمده از غیرت‬

‫است‪ ،‬می‌پذیرند و حتا در دل از آن راضی‌اند‪.‬‬ ‫غیرت و غیرت‌بازی‪ ،‬در کنار مفاهیمی مثل ناموس‪ ،‬حجم‬ ‫خش��ونت را در جامعه چنان باال می‌برند که روان‌شناسان‬ ‫و جرم‌شناس��ان‪ ،‬به ش��کل رس��می آن را یکی از دالیل‬ ‫عمده‌ی بروز قتل در خانواده‌ اعالم می‌کنند‬ ‫غیرت و غیرت‌بازی‪ ،‬در کنار مفاهیمی مثل ناموس‪ ،‬حجم‬ ‫خش��ونت را در جامعه چنان باال می‌برند که روان‌شناسان‬ ‫و جرم‌شناس��ان‪ ،‬به ش��کل رس��می آن را یکی از دالیل‬ ‫عم��ده‌ی بروز قت��ل در خانواده‌ اع�لام می‌کنند‪ .‬خیلی‌ها‬ ‫به نام «غیرت» دس��ت به خش��ونت می‌زنند و اسمش را‬ ‫می‌گذارند تعصب و به این ترتیب نه فقط زنان‪ ،‬که بقیه‌ی‬ ‫افراد جامعه هم می‌ش��وند مقت��ول اقامه‌کنندگان خصلت‬ ‫ناموس‌پرستی و غیرت‌مندی‪.‬‬ ‫جالب این‌که بس��یاری از این غیرت‌مندان‪ ،‬تنها بر اساس‬ ‫سو‌ظن دست به جنایت می‌زنند و سو‌ظن که یک بیماری‬

‫جامعه‬

‫روانی اس��ت‪ ،‬م�لاک تصمیم‌گیری م��ردان در فرهنگ‬ ‫مردساالر غیرت‌مدار است‪.‬‬ ‫این دایره آن‌قدر گش��اد اس��ت که زنان و مردان همه با‬ ‫هم در‌آن مش��غول چرخیدن‌اند‪ .‬همه با هم به جک‌های‬ ‫برآم��ده از فرهنگ غیرت‌پس��ند می‌خندند و هرجا مردی‬ ‫از ی��ک قومیت ایرانی‪ -‬مثلن رش��تی‌ها‪ -‬مثل بقیه چاقو‬ ‫نکش��ید و عربده برنی��اورد‪ ،‬موضوعی برای س��رزنش و‬ ‫تحقیر می‌ش��ود‪ .‬فرهنگ عمومی‪ ،‬ب��رای ما این انتظار را‬ ‫ایجاد کرده که مرد غیرت‌مند س��ریع خشونت بورزد‪ ،‬پس‬ ‫اگر این کار را نکند‪ ،‬خنده‌دار است‪.‬‬ ‫راز زنان��ه‌ی ام��روز را نویس��نده‌ی‬ ‫وبالگ زن و رهایی می‌نویسد‪« :‬چند‬ ‫دختر وقتی پدرشان از آن‌ها می‌پرسد‬ ‫«کج��ا ب��ودی» ی��ا «با ک��ی حرف‬ ‫می‌زدی» می‌دانند موضوع خشونت‬ ‫واقع ش��ده‌اند؟ این دخت��ران به این‬ ‫حساسیت‌های پدرانه عادت کرده‌اند‪.‬‬ ‫این‌ه��ا را طبیع��ی و از خصوصی��ات‬ ‫پدرانه می‌دانند‪.‬‬ ‫ای��ن دخت��ران بع��د از ازدواج ه��م‬ ‫ب��ه ش��کلی کامل��ن طبیع��ی از‬ ‫حساس��یت‌های همسران‌شان مبنی‬ ‫بر این‌که بدون هماهنگی و اجازه از‬ ‫خانه خارج نش��وند‪ ،‬ادامه‌ی تحصیل‬ ‫ندهن��د یا با دوس��تان و اقوام رفت و‬ ‫آم��د نکنند‪ ،‬صحبت می‌کنند و آن را‬ ‫نشانه‌ی توجه همسران‌شان می‌دانند‪.‬‬ ‫می‌خواه��م بگوی��م آن‌چ��ه در ذهن‬ ‫تمامی ما آن‌قدر ریشه دارد که آن را‬ ‫طبیعی می‌دانیم یعنی «غیرت»‪ ،‬یکی‬ ‫از مصادیق بارز خشونت است‪ .‬غیرت‬ ‫قطعن ج��زو طبیعت مردانه نیس��ت‬ ‫ک��ه اگر بود‪ ،‬بای��د در میان مردان کش��ورهای پیش‌رفته‬ ‫هم وجود می‌داش��ت‪ .‬پ��س اگر قوانی��ن پیش‌رفته‌ی آن‬ ‫کش��ورها موفق به کنترل حس��ادت ش��دید و احس��اس‬ ‫مالکیت مردان ش��ده اس��ت‪ ،‬حتمن اگر ما هم بخواهیم‬ ‫می‌توانیم با آن مقابله کنیم‪ .‬به غیرت‌مندی همس��ران و‬ ‫پدران و برادران‌مان افتخ��ار نکنیم‪ .‬آن را امتیاز ندانیم و‬ ‫بدانیم احس��اس خشم‪ ،‬غم‪ ،‬یا نگرانی که پس از مواجهه‬ ‫ب��ا غیرت‌مندی مردان اطراف‌مان دچارش می‌ش��ویم‪ ،‬به‬ ‫دلیل این اس��ت که قربانی خش��ونت شده‌ایم‪ ،‬هرچند که‬ ‫این خش��ونت جسمی نباشد‪ .‬باور کنیم زخم‌های خشونت‬ ‫روانی بسیار دیرتر از خشونت‌های جسمی درمان می‌شوند‬ ‫و تازه بعد از درمان هم همیشه با ما می‌مانند‪.‬‬ ‫اولین قدم برای مبارزه با خش��ونت این است که مصادیق‬ ‫آن را بشناس��یم‪ ،‬به آن ع��ادت نکنیم و خواهان تغییرش‬ ‫باشیم‪.‬‬


‫کامبیز غفوری‬ ‫ایران در س��ده‌های اخیر‪ ،‬هم‌واره روابط پر فراز و نش��یبی را‬ ‫با روسیه‪ ،‬همس��ایه قدرت‌مند شمالی خود تجربه کرده‌است‪.‬‬ ‫کش��مکش‌های زمان قاجار با روس��یه‌ی تزاری که منجر به‬ ‫چند درگیری نظامی و تغییر نقشه جغرافیایی ایران شد‪ ،‬روابط‬ ‫سیاس��ی حساس ایران و ش��وروی دردوران هفتاد سال عمر‬ ‫کشور شوراها‪ ،‬نزدیکی بیش‌تر حاکمان جمهوری اسالمی در‬ ‫س��ال‌های اخیر به مقامات کرملین و باالخره شرایط ویژه‌ی‬ ‫ایران در جامعه‌ی جهانی‪ ،‬دنبال‌کردن وقایع روس��یه را برای‬ ‫کنش‌گران سیاسی ایرانی ضروری ساخته‌است‪.‬‬ ‫هفته‌ی گذش��ته‪« ،‬والدیمیر پوتین» برای بار سوم به‌عنوان‬ ‫رییس‌جمهوری روس��یه به کاخ کرملین پاگذاشت‪ .‬مردی که‬ ‫پس از اس��تعفای ناگهانی «بوریس یلتسین» در ‪ 31‬دسامبر‬ ‫‪ 1999‬قدرت را در روس��یه‌ی بحران‌زده به‌دس��ت گرفت‪ ،‬با‬ ‫مدیریت��ی ق��وی و اصالحاتی گس��ترده‪ ،‬قدرت سیاس��ی و‬ ‫اقتص��ادی ای��ن کش��ور را ک��ه در دوران پس از فروپاش��ی‬ ‫ش��وروی در وضع بس��یار بدی قرار داش��ت‪ ،‬دوباره احیا کرد‬ ‫و به محبوبیتی قابل مالحظه در میان مردم روس��یه دس��ت‬ ‫یافت‪ .‬اعتراض‌ها اما از جایی ش��روع ش��دند که بازی دونفره‬ ‫پ��اس‌کاری ت��وپ قدرت می��ان او و «دیمیت��ری مدودف»‪،‬‬ ‫ی بخشی از مردم روسیه را درباره تبدیل شدن والدیمیر‬ ‫نگران ‌‬ ‫پوتین به یک خودکامه‪ ،‬پررنگ‌تر کرد‪ .‬به‌راس��تی آیا پوتین‪،‬‬ ‫منجی قدرت‌مند روسیه در سال‌های سخت‪ ،‬به تزاری دیگر‬ ‫تبدیل خواهد شد؟‬ ‫آخرین سال‌های عمر شوروی‬ ‫در دهه هش��تاد میالدی‪ ،‬س��ال‌خوردگی نس��لی از رهبران‬ ‫ش��وروی که پیش از انقالب اکتبر ‪ 1917‬به‌دنیا آمده بودند‪،‬‬ ‫تبدیل به معضلی برای این کشور شد‪ .‬از سال ‪ 1982‬تا ‪1985‬‬ ‫یعنی ظرف مدت س��ه سال‪ ،‬شوروی سه زمام‌دار خود (لئونید‬ ‫برژنف‪ ،‬یوری آندروپف و کنستانتین چرننکف) را از دست داد‪.‬‬ ‫پس از آن بود که «میخاییل گورباچف» به‌عنوان نخس��تین‬ ‫رهبری که پس از انقالب اکتبر به‌دنیا آمده بود‪ ،‬زمام امور را‬ ‫به‌دست گرفت و به اصالحاتی دست زد‪.‬‬ ‫بازسازی اقتصادی مورد نظر گورباچف که به «پرستروییکا»‬ ‫(‪ )Perestroika‬معروف اس��ت‪ ،‬بدون برنامه موس��وم به‬ ‫«گالسنوست» (‪ )Glasnost‬برای آزادسازی نسبی فضای‬ ‫سیاسی ممکن نبود‪ .‬گورباچف در عرصه مناسبات بین‌المللی‬ ‫شوروی با غرب نیز تغییراتی بی‌سابقه ایجاد کرد‪ .‬وی «آندره‬ ‫گرومیک��و» را که در غرب به (‪ )Mr Niyet‬یا «آقای نه!»‬ ‫شهرت داشت‪ ،‬پس از ‪ 28‬س��ال تصدی مقام وزارت خارجه‬ ‫شوروی‪ ،‬از این س��مت کنار گذاشت و «ادوارد شوارد نادزه»‬ ‫را جای‌گزی��ن وی کرد‪ .‬گورباچف که دریافته بود ش��وروی‬ ‫نیاز به تغییرات اساس��ی دارد‪ ،‬در راه اصالحات پیش‌قدم شد‬ ‫اما نتوانس��ت پیامدهای ناشی از آن را کنترل کند‪ .‬با اعطای‬ ‫فضای باز سیاسی که برای مردم شوروی تا پیش از آن واژه‬ ‫غریبی بود‪ ،‬احساسات ناسیونالیستی در جمهوری‌های اتحاد‬ ‫ش��وروی مجال ابراز وجود یافتن��د و زمزمه‌های جدایی آغاز‬ ‫ش��د‪ .‬پدیده‌ای که برای بسیاری از اعضای حزب کمونیست‬ ‫اتحاد ش��وروی قابل تحم��ل نبود و نهایت��ن باعث طراحی‬ ‫کودتایی توسط تندروها در حزب شد‪.‬‬ ‫کودتا نهایتن شکس��ت خورد و برخالف نیت طراحان‌اش‪ ،‬نه‬ ‫تنها جلوی فروپاش��ی شوروی را نگرفت بلکه بهانه‌ای برای‬

‫پوتین و قدرت‬

‫تسریع آن شد‬ ‫به تاریخ نوزدهم آگوست ‪ ،1991‬تانک‌ها کرملین را محاصره‬ ‫کردن��د‪ ،‬تیم کودتا با اع�لام وضعیت اضط��راری‪ ،‬قدرت را‬ ‫به‌دست گرفت و در کنار بازداشت عده‌ای از یاران گورباچف‪،‬‬ ‫ش��خص وی را که در کریمه به سر می‌برد به حبس خانگی‬ ‫وادار و برای اس��تعفای اجباری تحت فشار گذاشتند‪ .‬در این‬ ‫می��ان‪ ،‬مردم مس��کو در اعتراض به این عم��ل اطراف کاخ‬ ‫کرملین گ��رد آمدند و «گن��ادی یانایف» از رهب��ران کودتا‬ ‫مجبور ش��د تا کنفرانس مطبوعاتی ترتیب داده‪ ،‬گورباچف را‬ ‫در حال «استراحت» بخواند‪ .‬او گفت که میخاییل گورباچف‬ ‫در طی این سال‌ها بسیار خسته شده و نیاز به استراحت دارد‪.‬‬ ‫توضیحی که نه م��ردم را قانع کرد و نه آن‌ها را از خیابان‌ها‬ ‫به خانه بازگرداند‪ .‬کودتاچیان بیش از س��ه روز دوام نیاوردند‬ ‫و گورباچف با حمایت مردمی که تازه داشتند با طعم شیرین‬ ‫آزادی آشنا می‌شدند‪ ،‬به دفترش بازگشت‪.‬‬ ‫کودتا نهایتن شکس��ت خورد و برخالف نیت طراحان‌اش‪ ،‬نه‬ ‫تنها جلوی فروپاش��ی شوروی را نگرفت بلکه بهانه‌ای برای‬ ‫تس��ریع آن ش��د‪ .‬در این میان‪ ،‬نه گورباچف بلکه یک چهره‬ ‫سیاس��ی دیگر پیروز واقعی میدان ش��د‪« .‬بوریس یلتسین»‪،‬‬ ‫سیاس��ت‌مداری ک��ه در دوران تص��دی دبی��ر اول��ی حزب‬ ‫کمونیست مسکو و پس از آن‪ ،‬چهره‌ای مردم‌گرا از خود نشان‬ ‫داده بود‪ ،‬در روز نخس��ت کودتا ب��ر روی یکی از تانک‌های‬ ‫محاصره کنن��ده کرملین رفت و با وج��ود اختالف‌هایی که‬ ‫با گورباچف داش��ت‪ ،‬سخن‌رانی پرش��وری در حمایت از او و‬ ‫مذمت کودتا ایراد کرد‪ .‬تصاویر این سخن‌رانی که در روسیه‬ ‫و سراسر جهان به‌صورت گسترده‌ای پخش شد‪ ،‬به قدری او‬ ‫را محبوب کرد که پس از فروپاش��ی ش��وروی‪ ،‬با کسب ‪57‬‬ ‫درصد از آرا در نخس��تین انتخابات ریاست جمهوری روسیه‪،‬‬ ‫در میان شش کاندیدا اول شود‪.‬‬ ‫نخستین وارث خانه دایی یوسف‬ ‫همان‌طور که اش��اره ش��د‪« ،‬بوریس یلتسین» با رای باالیی‬ ‫به دفتر ریاس��ت جمهوری رفت اما این میزان حمایت از وی‬ ‫هرگز در س��ال‌های آتی تکرار نشد زیرا سهم مردم روسیه از‬ ‫دوران زمام‌داری او فقر‪ ،‬ناامنی و تحقیر ملی بود‪.‬‬ ‫سیاست‌های یلتسین در روند تغییر مدل اقتصاد سوسیالیستی‬ ‫به اقتصاد بازار آزاد‪ ،‬ش��روع خصوصی‌س��ازی و آزادس��ازی‬ ‫قیمت‌ها در کنار اعطای رانت‌های اختصاصی به افراد خاص‪،‬‬ ‫باعث ش��د تا بخش اعظم ثروت ملی به‌دست عده‌ای معدود‬ ‫افتاده و الیگارش��ی جدیدی در روس��یه ش��کل گیرد‪ .‬دوران‬ ‫ریاس��ت جمهوری یلتس��ین از لحاظ اقتصادی با معضالتی‬ ‫چون رش��د باندهای مافیایی‪ ،‬فساد مالی‪ ،‬رشوه‌گیری‪ ،‬تورم و‬ ‫رکود اقتصادی هم‌راه ش��د و از لحاظ سیاسی نیز‪ ،‬روسیه که‬ ‫وارث حقوقی اتحاد شوری شمرده می‌شد‪ ،‬در صحنه جهانی‬ ‫نفوذ و اقتدار خود را از دس��ت داد‪ .‬کش��ورهای غربی نیز به‬ ‫کمک رس��انه‌های قدرت‌مندش��ان‪ ،‬با دس��ت گذاشتن روی‬ ‫این موارد‪ ،‬دلیل تمام ضعف‌ها را نظام سوسیالیس��تی س��ابق‬ ‫خواندند و از حقانیت کاپیتالیسم و نظام سرمایه سخن گفتند‪.‬‬ ‫تهیه کنندگان فیلم‌های س��طح پایین هالیوودی با س��اختن‬

‫سیاست‬

‫کاراکتر‌های کمیک از روی ش��خصیت دایم‌الخمر یلتسین و‬ ‫فساد مالی اطرافیان وی‪ ،‬غرور ملی روس‌ها را هدف گرفتند‬ ‫و در فیلم‌ه��ای گوناگون‪ ،‬م��ردان روس را به‌عنوان اعضای‬ ‫مافیای مواد مخدر و اس��لحه در غرب‪ ،‬و دختران روس��ی را‬ ‫به عنوان فاحشه‌هایی که در کشورهای گوناگون تن‌فروشی‬ ‫می‌کردن��د به‌تصویر کش��یدند‪ .‬با توجه به ای��ن فضا‪ ،‬نهایتن‬ ‫یلتس��ین پ��س از نزدیک به یک دهه تصدی مقام ریاس��ت‬ ‫جمهوری روس��یه و در آخرین روز از هزاره دوم‪ ،‬استعفا کرد‬ ‫و ج��ای خود را به والدیمیر پوتین (نخس��ت وزیر وقت) داد‪.‬‬ ‫بوریس یلتس��ین در حالی کاخ ریاست جمهوری را ترک کرد‬ ‫ک��ه مقبولیت او از قریب به ش��صت درصد به هنگام تصدی‬ ‫ریاس��ت جمهوری‪ ،‬با اُفتی س��همگین ب��ه نزدیک ‪ 2‬درصد‬ ‫رسیده بود‪.‬‬ ‫ورود روسیه به هزاره‌ی سوم با پوتین‬ ‫پوتین از بس��یاری جهات نقطه مقابل یلتس��ین بود‪ .‬جدیت‪،‬‬ ‫دوری از الکل‪ ،‬آش��نایی به امور سیاسی و اقتصادی و نظمی‬ ‫ک��ه یادگار از دوران خدمت‌اش در کا‪.‬گ‪.‬ب بود‪ ،‬از خصایص‬ ‫وی به‌شمار می‌رفت‪ .‬ویژگی‌هایی که یلتسین هیچ‌کدام‌‌شان‬ ‫ت عالیه‌اش را در رشته حقوق‬ ‫را نداش��ت‪ .‬پوتین که تحصیال ‌‬ ‫دانش‌گاه لنینگراد (سن پطرزبورگ کنونی) گذرانده بود‪ ،‬پس‬ ‫از طی‌کردن دوره‌ه��ای اطالعاتی و ضداطالعاتی کا‪.‬گ‪.‬ب‪،‬‬ ‫مدتی مامور رصد دیپلمات‌ها و اتباع خارجی در این شهر شد‪،‬‬ ‫سپس پنج سال در آلمان شرقی خدمت کرد و در مقام افسر و‬ ‫کارشناس سازمان امنیت شوروی‪ ،‬با روابط بین‌الملل بیش‌تر‬ ‫آشنا شد‪ .‬تجربه‌ای که بعدها بسیار به او یاری رساند‪.‬‬ ‫از همان آغاز زمام‌داری پوتین‪ ،‬اقتصاد روسیه رشدی جهشی‬ ‫را آغاز کرد و تا ‪ 9‬سال متوالی این روند صعودی ادامه یافت‪.‬‬ ‫افزای��ش تولی��د ناخالص داخلی و ق��درت خرید‪ ،‬کاهش ‪50‬‬ ‫درصدی فقر و رس��یدن میزان درآم��د ماهانه از میانگین ‪80‬‬ ‫دالر در ماه به ‪ 640‬دالر از ثمرات دو دوره ریاست جمهوری‬ ‫پوتی��ن بود که البته درآمدهای نف��ت و گاز نیز در این راه به‬ ‫کمک وی آمد‪.‬‬ ‫بس��یاری از ناظران‪ ،‬با توجه به ایف��ای نقش پوتین به‌عنوان‬ ‫نخس��ت وزیر در دوران��ی که «دیمیتری مدودف» ریاس��ت‬ ‫جمهوری را برعهده گرفت‪ ،‬در این بازه زمانی نیز عملن وی‬ ‫را مرد اصلی پشت صحنه قدرت در روسیه می‌دانند‪.‬‬ ‫روز بیست و چهارم سپتامبر ‪ ،2011‬دیمیتری مدودف رییس‬ ‫جمهوری وقت فدراس��یون روس��یه‪ ،‬طی یک سخن‌رانی در‬ ‫کنگره‌ی حزب حاکم «روس��یه متحد»‪ ،‬توصیه کرد که این‬ ‫حزب والدیمیر پوتین را به‌عنوان کاندیدای ریاست جمهوری‬ ‫سال ‪ 2012‬انتخاب نماید‪ .‬وی اضافه کرد که آمادگی تصدی‬ ‫مقام اجرایی را در دولت آتی پوتین خواهد داشت‪ .‬این روی‌داد‬ ‫که در هم��ان زمان مخالفان پوتین ب��ه آن اعتراض کردند‪،‬‬ ‫موجب ش��د تا واکنش‌هایی در قال��ب کمپین‌ها و تظاهرات‬ ‫مختلف در ش��هرهای بزرگ روسیه شکل گیرد‪ .‬با این وجود‬ ‫پوتی��ن کاندیدا ش��د و در انتخابات چهارم م��ارس ‪ ،2012‬با‬ ‫کس��ب ‪ 63.6‬درصد آرا‪ ،‬دوباره به کاخ ریاس��ت جمهوری پا‬ ‫گذاشت‪.‬‬

‫‪41‬‬


‫اسطوره هوم یا گیاه زرین‬

‫پیمان عابدی‬

‫جامعه‬

‫واژه «ه��وم» ک��ه در زبان اوس��تایی «هوم��ه» (‪)haoma‬و در هندی باس��تان‬ ‫«س��ومه»(‪ )soma‬خوانده می‌شود‪ ،‬خدایی اس��ت که سالمتی و قدرت می‌دهد و‬ ‫فرزندان و محصوالت پر برکت را تامین می‌کند‪« .‬هوم» در واقع گیاهی زرین است‬ ‫که از عصاره آن نوشیدنی به همین نام به دست می‌آوردند و در انجمن‌های مهرپرستی‬ ‫بس��یار مورد احترام بوده است‪ .‬این احترام و تقدس اگرچه در آغاز ظهور «زرتشت»‬ ‫به دلیل مخالفت وی با آن کم‌رنگ ش��د‪ ،‬به موجب آن‌چه از اوستا دریافت می‌شود‪،‬‬ ‫اما بعدها به وسیله زرتشتیان دوباره تقدس و احترام خود را بازیافت به گونه‌ای که در‬ ‫اوستای کنونی یشتی به نام این گیاه اختصاص دارد و در یشت‌های دیگر نیز به نیکی‬ ‫از آن یاد شده است‪ .‬در اوستا آمده است که خداوندگار هنر‪« ،‬هوم» را بر «البرز کوه»‬ ‫نشانده است و مرغی پاک و آزموده آن را به هرسو می‌پراکند‪ .‬از مطالب «هوم یشت»‬ ‫دریافت می‌شود که عصاره گیاه «هوم» را در مراسم آیینی هم‌راه با نیایش‌های ویژه‬ ‫می‌نوشیدند‪.‬‬ ‫در اوستا‪ ،‬بنیان‌گذار آیین «هوم»‪« ،‬ویونگهان» پدر «جمشید» دانسته شده و پاداش‬ ‫او به جهت بنیان نهادن چنین آیینی‪ ،‬جمشید بوده است که از ایزدان خورشیدی و به‬ ‫تعبیری دیگر گونه‌ای انسان مهری است‪.‬‬ ‫بنابراین اسطوره بنیان نهادن شراب نیز که به جمشید منسوب است‪ ،‬می‌تواند با آیین‬ ‫افشردن «هوم» و به دست آوردن نوشیدنی آیینی در پیوند باشد‪ .‬از مطالب هوم یشت‬ ‫دریافت می‌ش��ود که نوشیدن عصاره‌ی این گیاه مقدس تنها برای لذت بردن جسم‬ ‫نبوده است‪ .‬فشرده‌ی این گیاه که نوشیدنی فرح انگیزی بوده‪ ،‬به بخشی از نیازهای‬ ‫انسانی پاسخ می‌داده و جنگ‌جویان را برمی‌انگیخته است تا در میدان نبرد شجاعانه‬ ‫بجنگند و از کارزارهای مهیب نهراسند‪ .‬به موبدان‪ ،‬خردمندی و آگاهی می‌بخشیده تا‬ ‫در هنگام نیاز به پادشاهان یاری رسانده‌‪ ،‬حوادث آینده را برای ایشان پیش‌گویی کنند‪.‬‬ ‫بر اساس اوستا و متون پهلوی‪« ،‬هوم» در اشکال گوناگونی متجلی شده است از جمله‪:‬‬ ‫گیاه زرین‪ ،‬که در «بندهشن» دور کننده‌ی مرگ و سرور گیاهان معرفی شده است‪.‬‬ ‫آشامیدنی و شیره‌ی سکر‌آور‪ ،‬که ایرانیان کهن در مراسم دینی خود از این نوشیدنی‬ ‫بهره می‌بردند و بدین گونه روحیه نیرومندی و شادابی خود را تقویت می‌کردند‪ .‬بنابر‬ ‫آن‌چه در کتاب «آیین مهر» آمده‪ ،‬اجرای آیین «هوم نوش��ی» و دست یافتن به‬ ‫حالت بیخودی و خلس��ه‪ ،‬هم‌راه با س��ماع آیینی بوده است‪ .‬در «میتراییسم» نیز‬ ‫هنگام اجرای آداب ویژه و در مراس��م تش��رف‪ ،‬نان مقدس را هم‌راه نوش��یدنی‬ ‫س��کرآور می‌خوردند‪ ،‬با این توضیح که در مغرب زمین «هوم» مقدس ش��ناخته‬ ‫ش��ده نبود و به همین دلیل به جای شیره‌ی «هوم»‪ ،‬شراب به کار می‌بردند‪ .‬به‬ ‫ش��کل مرد‪ ،‬که به موجب «هوم یش��ت»‪ ،‬زمانی که «زرتشت» پیرامون آتش را‬ ‫پاک می‌کرد و «گات‌ها» را می‌س��رود‪« ،‬هوم» نزد او آمد و زرتشت از او پرسید‪:‬‬ ‫«ای م��ردی که با جان تاب‌ن��اک و جاودانه‌ی خود زیباتری��ن پیکره می‌نمایی‪،‬‬ ‫کیستی؟» و «هوم» پاسخ داد‪« :‬من هوم‪ ،‬دور دارنده‌ی مرگم‪».‬‬ ‫به شکل ایزد‪ ،‬که در واقع نماد و نگه‌بان گیاه «هوم» است که به دو صورت «هومه»‬ ‫در اوستا و «سومه» در «وداها» دیده می‌شود و از ایزدان مشترک هند و ایرانی به شمار‬ ‫می‌آید‪ .‬سروده‌های «هوم یشت» نشان می‌دهد که نیایش‌های مربوط به او شایسته‌ی‬ ‫ایزدان بوده است و او را در مرتبه ایزدان معرفی می‌کند‪.‬‬ ‫«هوم» در «ش��اه‌نامه فردوس��ی» تنها یک بار و آن هم در هیت مردی پشمینه‬ ‫پوش و زاهد ظاهر می‌ش��ود‪ .‬او زمانی که در پرستش‌گاه خود مشغول پرستش و‬ ‫س��تایش یزدان بود‪ ،‬از درون غاری صدای ناله‌ای می‌شنود و چون می‌فهمد که‬ ‫صاحب آه و ناله «افراسیاب» است‪ ،‬برای گرفتار ساختن او می‌شتابد و با «زنار»‬ ‫خود بازوی او را می‌بندد‪« ،‬افراس��یاب» با ترفندی از چنگ «هوم» رها می‌شود‬ ‫اما آزادی او اندکی بیش طول نمی‌کشد و با رسیدن «کی‌خسرو» به کنار دریای‬ ‫«چی‌چس��ت»‪ ،‬با چاره اندیش��ی «هوم» دیگر بار گرفتار می‌ش��ود و این بار نیز‬ ‫«هوم» اس��ت که زنار خویش بر گردن افراس��یاب می‌افکند و پس از سپردن او‬ ‫به دس��ت «کی‌خسرو» ناپدید می‌شود‪ .‬جالب اس��ت که وقتی «کاووس شاه» و‬ ‫«کی‌خس��رو»‪« ،‬هوم» را می‌بینند بر او آفری��ن می‌خوانند و «کاووس» از میان‬ ‫سایر ویژگی‌ها‪ ،‬دانش و نیرومندی او را ستایش می‌کند‪:‬‬ ‫به یزدان سپاس و بدویم پناه‬ ‫چنین گفت با هوم‪ ،‬کاووس شاه‬ ‫توانا و با دانش و زوردست‬ ‫که دیدم رخ مرد یزدان پرست‬

‫‪42‬‬

‫بهایی برای‬ ‫درست‌کاری‬

‫اکبر ترشیزاد‬ ‫چند روز پیش رفته‌گری س��اده در ش��هر «بجنورد»‪،‬‬ ‫کیفی ش��امل یک میلیارد تومان پ��ول نقد و مدارک‬ ‫درون آن را ب��ه صاحب اصل��ی‌اش بازگرداند‪ .‬مالک‬ ‫دارایی‌ه��ای گم‌ش��ده در جواب حرک��ت این کارگر‬ ‫وظیفه‌شناس‪ ،‬مبلغ ‪ 200‬هزار تومان به او پاداش داده‬ ‫است‪.‬‬ ‫حرکت این انسان درست‌کار و واکنش صاحب اموال‪،‬‬ ‫موج��ب آغاز بحث‌ها و اظهارنظره��ای گوناگونی در‬ ‫سطح رسانه‌ها و جامعه‌ی ما شد‪.‬‬ ‫با کمال شگفتی در بیش‌تر این سخنان و اظهارنظرها‪،‬‬ ‫گرچ��ه که در ظاه��ر امر‪ ،‬حرکت ای��ن رفته‌گر مورد‬ ‫ستایش قرار گرفته بود اما در عمل‪ ،‬با به رخ کشیدن‬ ‫میزان این پول و مقایس ‌ه و برابر نهادن آن با چیزهایی‬ ‫همانند صد س��ال حقوق این رفته‌گر زحمت‌کش و یا‬ ‫یک کارگر س��اده‌ی دیگر و ی��ا توانایی خرید چندین‬ ‫ماشین لوکس‪ ،‬آپارتمان و یا خانه‌ی ویالیی‪ ،‬در عمل‬ ‫ب��ه نوعی به این فرد و یا دیگرانی که ممکن اس��ت‬ ‫در آینده در ش��رایط مشابهی قرار بگیرند این پیغام را‬ ‫می‌رسانند که این میزان پول می‌توانست تا چه اندازه‬ ‫زندگی او‪ ،‬یا امث��ال او را تحت تاثیر قرار داده و آن را‬ ‫عوض کند‪.‬‬ ‫حرکت نادرست و اشتباه دیگر که آگاهانه و یا ناآگاهانه‬ ‫در میانه‌ی ای��ن اظهارنظرها دیده می‌ش��د‪ ،‬به میان‬ ‫آوردن بحث میزان پاداشی است که صاحب اموال به‬ ‫فرد نیکوکار داده و مقایسه‌ی آن با بزرگی عمل نیک‬ ‫اوس��ت‪ .‬شکی نیست که برای قدردانی از بازگرداندن‬ ‫این میزان پول‪ ،‬پاداش ‪ 200‬هزار تومانی بسیار ناچیز‬ ‫به نظر می‌رس��د اما‪ ،‬سنجیدن این کار خیر و حرکت‬ ‫انس��انی با میزان پاداش‪ ،‬این پیام غیرمستقیم را دارد‬ ‫که انجام هر عمل درستی باید به قصد دریافت پاداش‬ ‫مادی متناسب با آن صورت بگیرد‪.‬‬

‫جامعه‬

‫رواج چنین تفکری بس��یار شبیه اعتقادات مذهبیونی‬ ‫اس��ت که انگیزه و ریشه‌ی انجام اعمال نیک دنیوی‬ ‫را دریافت پاداش آن جهانی‌اش می‌دانند‪.‬‬ ‫تص��ور کنید که اگر قرار باش��د روزی در این دنیا هر‬ ‫عملی به قصد و نیت دریافت پاداشش انجام شود چه‬ ‫جهان زشت و کثیفی را پیش روی‌مان خواهیم داشت‪.‬‬ ‫ما ایرانی‌ها‪ ،‬متخصص دره ‌م آمیختن مسایلی هستیم‬ ‫که ارتباط منطقی چندانی با یک‌دیگر ندارند‪.‬‬ ‫فقر‪ ،‬تهی‌دس��تی‪ ،‬زندگی س��اده و درآم��د پایین این‬ ‫رفته‌گر و میلیون‌ها انسان زحمت‌کش دیگر مانند او در‬ ‫کشورمان‪ ،‬ربطی به عمل نیکوکارانه‌شان ندارد‪.‬‬ ‫این دو موضوع مربوط به دو حوزه‌ی متفاوت هستند‬ ‫ک��ه اولی به اقتصاد و سیاس��ت و دوم��ی به حوزه‌ی‬ ‫اخالقیات باز می‌گردد‪.‬‬ ‫آی��ا وضعیت معیش��تی و س��طح درآمد و رف��اه افراد‬ ‫می‌تواند باعث درست‌کاری یا نادرستی آن‌ها شود؟ آیا‬ ‫در بوق و کرنا کردن ش��غل این رفته‌گر درست‌کار و‬ ‫هزاراه��ا هزار بار تکرار کردن میزان حقوق ماهیانه‌ی‬ ‫پایی��ن‌اش‪ ،‬توهینی به او و دیگر هم‌کاران و کارگران‬ ‫هم‌طبقه‌ی او نیست؟ آیا در حقیقت چنین برخوردی با‬ ‫این ماجرا‪ ،‬به طور غیرمستقیم این پیام را در بر ندارد‬ ‫که بله‪ ،‬این‌که یک کارگر کم‌درآمد پول فراوانی را به‬ ‫صاحبش برگردانده بسیار عجیب است‪ ،‬چراکه انسانی‬ ‫با این س��طح از درآمد پایین باید به طور طبیعی آن را‬ ‫می‌دزدید و قاعدتن نباید آن را بازپس می‌داد؟‬ ‫بعضی وقت‌ها م��ا اهالی مطبوعات و رس��انه‪ ،‬از هر‬ ‫انسان ساده و عامی بی‌مس��وولیت‌تر شده و حرف‌ها‬ ‫و سخنان را بر زبان می‌رانیم که بازخوردها و تاثیرات‬ ‫وحش��ت‌ناکی را در جامعه گذاش��ته و با کمال تاسف‬ ‫ب��ه طور معم��ول پس از ای��ن اظهارنظرها هم‪ ،‬هیچ‬ ‫مس��وولیتی را در قبال تاثیر منفی و گسترده‌ی آن‌ها‬ ‫نمی‌پذیریم‪.‬‬


‫رنگ‌هایی باالتر از سیاهی‬

‫بعد از درگیری‌های خ��رداد ‪ 88‬فضای ایران به نوعی تغییر‬ ‫کرد که س��اده‌ترین اعتراض‌ها با برخوردی فراتر از قانون و‬ ‫حدود مجازات آن روبرو شد ‪ .‬عصبانیت‌های بعد از انتخابات‬ ‫موجب ش��د تا بسیاری از افراد حتا نتوانند نسبت به شرایطی‬ ‫که برآن‌ه��ا رفت به جایی تظلم کنن��د ‪ .‬این افراد در طول‬ ‫این مدت هنوز رازهای س��ربه مهر روزهای دستگیری خود‬ ‫را اب��راز نکرده‌ان��د و یا تعدادی نیز پ��س از گذار از روزهای‬ ‫بحرانی و یا خروج از کشور لب به سخن گشودند‪ .‬آن چه در‬ ‫پی می‌آید خاطرات روزهای زندان یکی از دستگیرش��دگان‬ ‫است که به مرور منتشر خواهد شد‪ .‬او پس از خروج ازکشور‬ ‫این خاطرات را در اختیار رادیو کوچه قرار داده است‪.‬‬ ‫فریاد (مهدی زواره‌ای)‬ ‫قسمت اول‬ ‫در بـــاورمن س��ــکوت هنوز عالمت رضـایت است‌‪ ،‬پـس‬ ‫نامم را فریاد گذاش��تم تـا صدای فــــریادم آزار دهد هرکه‬ ‫را که سکوتم شکست‌‪.‬‬ ‫صدای چیک‌چیک ش��یر آب در فضای خالی بازداش��ت‌گاه‬ ‫می‌پیچید وانعکاس صدایش بازداشت‌گاه را در بر می‌گرفت‪،‬‬ ‫روبه‌روی درب حمام نشسته بودم‪ ،‬روی زمین سنگی وسرد‬ ‫ولی دیگه خیلی وقت بود که س��رما رو احساس نمی‌کردم‪،‬‬ ‫ناخودآگاه ب��ا صدای چیک‌چیک آب خاط��رات دونه‌به‌دونه‬ ‫جلوی چش��مانم می‌آمدند‪ ،‬گاهی به گذش��ته‌های نه چندان‬ ‫دور در چند س��ال گذش��ته می‌رفتم وگاهی برمی‌گش��تم به‬ ‫بازداشت‌گاه خالی آگاهی و خاطرات همین چند روز پیش تو‬ ‫ذهنم تداعی می‌شد‪.‬‬ ‫تا همین چند روز پیش این‌جا پر بود ازآدم‌هایی که هر کدام‬ ‫به جرمی در این بازداشت‌گاه تحت بازجویی بودند‪،‬بعضی چند‬ ‫روز و بعضی هم بیش از یک ماه رو در این‌جا بودند‪،‬گریه‌ها‬ ‫و خنده‌ه��ای زیادی رو دیده بودم‪ .‬با آدم‌های زیادی آش��نا‬ ‫شده بودم که تا قبل ازآن برخورد نزدیکی با آن‌ها نداشتم و‬ ‫همیش��ه فقط در مورد آن‌هاشنیده بودم‪،‬دزد‌ها‪ ،‬قاتل‌ها و…‬ ‫‪ .‬یاد محس��ن افتادم ‪،‬محسن جوانی بود ‪ 20‬ساله با صورتی‬ ‫زیبا و دل‌نش��ین‪ ،‬نمازش ترک نمی‌شد‪ ،‬تنها به خاطر این‌که‬ ‫بتواند تا قبل از س��رمای زمستان سرپناهی برای مادر و پدر‬ ‫پی��رش و ب��رادر و خواه��ر کوچکش تهیه کن��د و پس از ‪6‬‬ ‫ماه به زندگی در چادر در جنگل‌های ش��یان خاتمه دهد‪،‬تنها‬ ‫راه را س��رقت دیده بود‪ ،‬صاحب‌خانه ماه‌ها پیش جواب‌شان‬ ‫کرده بود واثاثشان رابیرون ریخته بود‪،‬همه شهر را به دنبال‬ ‫کار گش��ته بود ول��ی یا از او ضامن معتبر خواس��ته بودند یا‬ ‫حقوق��ش آن‌قدری نبود ک��ه بتواند حتا خ��وراک خانواده را‬ ‫تامین کند‪،‬حتا از تلویزیون هم آمده بودند و با آن‌ها مصاحبه‬ ‫کرده بودند ولی هیچ کمک��ی در کار نبود‪،‬به خاطر مریضی‬ ‫پدر که کارگری س��اده بوده تمامی پ��س مانده زندگی را از‬ ‫دست داده بودند‪،‬کمیته امداد بعد از بارها مراجعه متقبل شده‬ ‫بود ماهی ‪ 80‬ه��زار تومان بدهد و قول داده بودند در نوبت‬ ‫اس��کان نیزجایش��ان دهند ولی این پول تنها به اندازه خرید‬ ‫نان یک خانواده ‪ 5‬نفری در تهران هس��ت‪ ،‬محسن آخرین‬

‫راه را کج راهه س��رقت دیده بود‪،‬به هم‌راه دوستش مهرداد‬ ‫ک��ه او نیز ش��رایطش بهتر از خود او نب��ود به کیف قاپی رو‬ ‫آورده بودند ولی از همان روزهای اول با هم قراری گذاشته‬ ‫بودند که هرگز دست به اموال ره‌گذران پیاده شهر نبرند که‬ ‫ش��اید آن‌ها نیز مستحق کمک باشند‪ ،‬تنها کیف کسانی رو‬ ‫می‌بردند که درماش��ین‌های مدل باال در باالی ش��هر تردد‬ ‫می‌کردن��د‪ ،‬این کار را یا در پمپ‌بنزین‌ها ویا در هنگام ورود‬ ‫خودروها به منزل شخصی‌ش��ان انج��ام می‌دادند و پس از‬ ‫توقف خودرو مهرداد درچش��م بهم زدنی درب خودرو را باز‬ ‫می‌ک��رد و کیف را برمی‌داش و س��واربر موتور از محل فرار‬ ‫می‌کردند‪.‬‬ ‫چه��ار یا پنج ماهی بود که مش��غول این کار بودند و در کل‬ ‫حدود س��ی فقره س��رقت کرده بودند و محسن تازه توانسته‬ ‫بود اتاقی کوچک درگوش��ه شهر برای خانواده‌اش اجاره کند‬ ‫که به قول خودش��ان چوب‌خطشان پر ش��ده بود و خدا‌گیر‬ ‫شده بودند‪.‬‬ ‫قریب دو ماه ب��ود که در آگاهی تحت بازجویی به اصطالح‬ ‫فن��ی بودن��د و هربار که آن‌ه��ا را می‌بردند ب��رای بازجویی‬ ‫و بر‌می‌گش��تند رد دس��ت‌های بازج��و به روی صورتش��ان‬ ‫می‌درخش��ید و ب��ا بغضی که ب��ه خاطر غرورش��ان از بقیه‬ ‫قایم می‌کردند‪ ،‬گوش��ه‌ای ک��ز می‌کردند و س��اعت‌ها آرام‬ ‫می‌گریستند‪.‬‬ ‫افس��ران پرونده در اداره آگاهی برای این‌که موج شکایت‌ها‬ ‫کم شود و آگاهی نشان دهد که قدرت دارد و می‌تواند جرم‬ ‫را در ش��هر کنترل کند‪ ،‬هر سارقی را که دست‌گیر می‌کردند‬ ‫با ش��کنجه‌های بدنی و روحی آن‌ه��ا را وادار به اعتراف در‬ ‫مورد جرم‌های نکرده‌شان می‌کردند و بهشان می‌گفتند تنها‬ ‫راه نجات اعتراف وبه‌قول خودشان گردن گرفتن پرونده‌های‬ ‫دیگری بود که افسر پرونده به آن‌ها می‌گفت و متهمین که‬ ‫راه��ی دیگر نمی‌دیدند قبول می‌کردن��د‌‪ ،‬این کاری بود که‬ ‫در مورد مهرداد و محس��ن نیز کرده بودند وآن‌ها را وادار به‬ ‫اعتراف ‪ 120‬فقره سرقت کرده بودند‪.‬‬ ‫بازداش��ت‌گاه‌های آگاهی به ش��کلی بود ک��ه نه تنها حقوق‬ ‫انس��انی در آن رعایت نمی‌ش��د بلکه فک��ر می‌کنم در خور‬ ‫هیچ حیوانی نیز نبود ‪ ،‬پیش از آن ش��نیده بودم که دیگر در‬ ‫هیچ بازداشت‌گاهی کسی را نمی‌زنند واین به‌خاطر بازرسان‬ ‫س��ازمان ملل است ولی فکر نمی‌کنم کسی واقعن از فجایع‬ ‫این بازداشت‌گاه‌ها خبر داشته باشند‪.‬‬ ‫ش��نیده بودم که در آگاهی هر کس��ی را به راحتی می‌توان‬ ‫وادارب��ه اعتراف به جرم‌های نکرده کرد ولی باورم نمی‌ش��د‬ ‫ک��ه یک‌نفر چگونه می‌تواند با کمی فش��ار ت��ن به این کار‬ ‫ده��د ول��ی چیزهایی دیدم ک��ه هضم این مس��اله را برایم‬ ‫راحت‌تر کرد‪ .‬وقتی کس��ی رو با دس��ت بند آهنی از دست و‬ ‫یا پا از میله‌های در آویزان می‌کردند در کم‌تر از س��ی ثانیه‬ ‫فریاد مس��اعدت و اعتراف را س��ر‌می‌داد و یا وقتی تهدید به‬ ‫بازداش��ت همس��ر‪ ،‬فرزند و دیگر اعضا‌ی خانواده وشکنجه‬ ‫آن‌ها را می‌کردند‪ ،‬هر مردی وادار به اعتراف می‌ش��د چون‬ ‫به‌راحتی این کار را عملی می‌کردند‪.‬‬

‫عدم وجود بهداشت یکی دیگر از شکنجه‌های روحی بود که‬ ‫هر فردی را وادار می‌کرد که هر کاری انجام دهد بلکه شاید‬ ‫فقط بتواند چندروزی رو زودتر از اون جهنم خالص بشه‪.‬‬ ‫به‌غیر از متهمین ‪ ،‬بازداشت‌گاه اقامت‌گاه جان‌داران دیگری‬ ‫موس��وم به گال بود ک��ه من تا کنون ج��ای دیگری ندیده‬ ‫بودم‪،‬حشراتی بس��یار ریز که به سختی با چشم قابل رویت‬ ‫بودند و محل اقامت‌شان درزهای لباس بود و از خون تغذیه‬ ‫می‌کردند و باعث خارش شدید می‌شدند‪ ،‬ظاهرن اگه کسی‬ ‫بد‌شانس��ی می‌آورد و مدت زیادی در اون‌جا می‌ماند و یکی‬ ‫از این موجودات وارد بدنش می‌ش��دند دچار بیماری پوستی‬ ‫به نام گال می‌شد‪.‬‬ ‫سوسک‌های ریزو س��ریع تمام بازداشت‌گاه رو احاطه کرده‬ ‫بودند‪،‬ظاهرن قانون س��ازمان زندان‌ه��ا حکم بر آن می‌کرد‬ ‫که هر زندانی باید حداقل س��ه عدد پتو داش��ته باش��د‪ ،‬ولی‬ ‫در بازداش��ت‌گاه این قانون در چله زمستان تبدیل به هر دو‌‬ ‫نف��ری یک پتو ش��ده بود و روی موکتی س��فت که در کف‬ ‫سنگی بازداشت‌گاه پهن بود همه می‌خوابیدند ‪.‬‬ ‫به خاطر این‌که هیچ پنجره و روزنه‌ای به داخل بازداشت‌گاه‬ ‫باز نمی‌ش��د‪ ،‬دایمن کولر را روشن می‌گذاشتند که مثلن هوا‬ ‫در جریان باش��د و فکر آن که در زمستان با کولر ‪ 24‬ساعته‬ ‫روشن و بازداشت‌گاه سنگی در زیر‌زمین و لباس مخصوص‬ ‫آگاهی که متش��کل از یک پیراهن و ش��لوار پارچه‌ای نازک‬ ‫بود هنوز سرما را به مغز استخوانم راه می‌دهد‪.‬‬ ‫قسمت دوم‬ ‫در بـــ��اور م��ن س��ــکوت هنوز عالمت رضـایت اس��ت‌‪،‬‬ ‫پـــس نامم را فــــریاد گذاش��تم تـــا صدای فــــریادم‬ ‫آزار دهد هر کــه را که سکوتم شــکست‌‪.‬‬ ‫قانونی برای حد و مرز ش��کنجه وجود نداش��ت‌‪ ،‬دیده بودم‬ ‫که به قصد کش��ت متهمین را می‌زنند و وقتی متهم جلوی‬ ‫قاضی عنوان می‌کرد که او را زده‌اند و تحت فش��ار اعتراف‬ ‫کرده‌‪ ،‬قاضی هیچ واکنش��ی نش��ان نمی‌داد و تنها موجبات‬ ‫خش��م بیش‌تر افس��ر پرونده را فراهم می‌کرد ک��ه آن را با‬ ‫مش��ت و لگد و گاهی میله داربس��ت و یا پتک آهنی نشان‬ ‫می‌داد‪ ،‬اگر گاهی آثار ضرب و ش��تم زیادی مشهود می‌شد‌‪،‬‬ ‫برای این‌که مش��کلی پیش نیاید گزارشی تهیه می‌کردند و‬ ‫دیگر افس��ران نیز به عنوان شاهد امضا می‌کردند که متهم‬ ‫قصد فرار داش��ته در زمان تعقیب و گریز این آسیب‌ها به او‬ ‫رسیده‪.‬‬ ‫فحاش��ی امری کاملن عادی محس��وب می‌شد‌‪ ،‬چه مجرد و‬ ‫چ��ه متاهل بد‌تری��ن الفاظ را در مورد خان��واده آن‌ها به کار‬ ‫می‌بردند و بعضی اوقات برای تش��دید فش��ار روحی‌‌‪ ،‬جلوی‬ ‫متهم با ش��هوت در مورد خانواده‌اش حرف می‌زدند‌‪ ،‬تا خون‬ ‫متهم را به جوش بیارند و گزندی برای آزار بیش‌تر پیدا کنند‬ ‫‪ .‬موقع غذا که می‌ش��د س��ربازان که گاهی اهانت‌های‌شان‬ ‫بیش‌تر از افس��ران نیز می‌ش��د‌‪ ،‬غذا‌ها را مخصوصن دست‬ ‫خورده و به طرز فجیهی در چند سینی پالستیکی می‌ریختند‬ ‫و ان��گار ک��ه می‌خواهن��د به تع��دادی حیوان غ��ذا بدهند‌‪،‬‬

‫‪43‬‬


‫می‌انداختند داخل بازداشت‌گاه‪.‬‬ ‫هر پنج یا ش��ش نفر یک سینی کوچک که قطر دایره‌اش از‬ ‫‪ 20‬سانتی‌متر تجاوز نمی‌کرد و تنها غذای یک نفر را می‌شد‬ ‫می‌خوردند‪ ،‬به خاطر نبودن قاشق و چنگال‌‪ ،‬همگی با دست‬ ‫مشغول غذا خوردن می‌شدند‪.‬‬ ‫این بازداش��ت‌گاه‌ها افراد برنده‌ای هم داش��ت‌‪ ،‬کس��انی که‬ ‫واقعن مجرمین حرفه‌ای بودند و دس��ت به جیب‪ .‬به محض‬ ‫این‌که گی��ر می‌‌افتادند با دادن رش��وه‌ها‌ی کالن در همان‬ ‫بازجوی��ی اول به افس��ر پرون��ده‌‪ ،‬پرون��ده را در نطفه خفه‬ ‫می‌کردن��د و تازه دری دیگ��ر در پای‌گاهی دیگ��ر نیز پیدا‬ ‫می‌کردند‪ .‬گاهی شاهد این موضوع بودم که خانواده متهمی‬ ‫برای گرفتن مساعدت افسر پرونده و پیدا کردن راهی برای‬ ‫نجات متهم‌ش��ان‌‪ ،‬همس��ر و یا خواهر و یا م��ادر متهم تن‬ ‫به پیش��نهاد افس��ر پرونده برای رابطه جنسی می‌دادند‪ .‬این‬ ‫چیزی بود که افس��ران برای ه��م با افتخار و بی‌پروا تعریف‬ ‫می‌کردند‪.‬‬ ‫هفت روز بود که تازه به زندان اوین آمده بودم که اس��مم را‬ ‫ب��رای ارجا‌ به مراجع صدا کردن��د و این امر چون بعد‌از‌ظهر‬ ‫اتفاق افتاده بود متوجه ش��دم که یا انفرادی و یا بازجویی در‬ ‫انتظارم��ه‌‪ ،‬ولی هی��چ‌گاه فکر نمی‌کردم که ب��ه خاطر اتهام‬ ‫سیاسی سر از اداره آگاهی در بیاورم‪.‬‬ ‫وقتی به آگاهی منتقل ش��دم شب ش��ده بود‪ ،‬افسر پرونده‌ام‬ ‫مردی حدود ‪ 33‬س��اله بود که درجه‌اش س��توان بود‌‪ ،‬خیلی‬ ‫ش��مرده حرف می‌زد و به پرونده من کاملن اش��راف داشت‬ ‫و ش��اید از بیم این‌که یک سیاسی قلم به دست بودم سعی‬ ‫می‌کرد متانت به خرج دهد‌‪ ،‬وقتی حال پریش��ان و استرس‬ ‫را در م��ن دی��د کمی با من حرف زد تا آرام ش��وم و بعد مرا‬ ‫به بازداش��ت‌گاه راه��ی کرد و گفت‪« :‬ف��ردا با هم صحبت‬ ‫می‌کنیم‪».‬‬ ‫ش��ب اول ب��ه خاطر آش��نا نبودن ب��ا محی��ط و دیدن جو‬ ‫بازداش��ت‌گاه ش��که ش��ده بودم و بیش‌تر برام ش��بیه یک‬ ‫کابوس بود‪.‬‬ ‫نزدیک صبح بود که تازه چشمام از فرط خستگی گرم شده‬ ‫ب��ود‪ ،‬نمی‌دونم س��اعت چند بود چون اصلن س��اعتی وجود‬ ‫نداش��ت‌‪( ،‬بعدها فهمیدم این هم یک نوع ش��کنجه است)‬ ‫ناگهان با صدای نا‌هنجاری که یک س��رباز با کشیدن باتوم‬ ‫خود به میله‌های بازداش��ت‌گاه ایجاد کرد به صورت کاملن‬ ‫عصب��ی بلند ش��دم‌‪ ،‬مثلن بیدار‌باش بود‪ ،‬همه بلند ش��دند و‬ ‫پتوها رو جمع کردند‌‪ ،‬عده‌ای رو برای رفتن به دادس��را صدا‬ ‫کردند و به هم‌دیگه با دست‌بند وصل کردند و بردند‪.‬‬ ‫تازه داش��تم متوجه می‌شدم کجا هس��تم و هرکسی سوالی‬ ‫ازم می‌پرس��ید‌‪ ،‬حاجی جرمت چی��ه؟ این‌جا چیکار می‌کنی‌؟‬ ‫قیاف��ت که به ش��عبه‌ای‌ها نمی‌خ��وره (س��رقتی‌ها) چیکار‬ ‫کردی؟ جوابی نداشتم بدم و اظهار بی‌اطالعی کردم‌‪ ،‬بعضی‬ ‫لب‌خن��د می‌زدند و می‌گفتن��د االن می‌ری باال و برات جرم‬ ‫درس��ت می‌کنند و میای‌‪ ،‬تو همین اوصاف بود که شخصی‬ ‫درب اصلی بازداش��ت‌گاه رو باز کرد و با احترامی که افس��ر‬ ‫بازداش��ت‌گاه گذاش��ت و با گفتن برپا وقتی دیدم همه بلند‬ ‫ش��دن فهمیدم او رییس آگاهی اس��ت تا اومد تو گفت‪« :‬تو‬ ‫فالنی هس��تی‌؟» گفتم‪« :‬بله»‌‪ ،‬گفت‪« :‬بی��ا بیرون ببینم‌‪».‬‬ ‫در راهروی متهمین را افس��ر بازداش��ت‌گاه باز کر ‌د و با پای‬ ‫برهنه مرا از بازداشت‌گاه خارج کرد‌‪ ،‬به محض خروج گفت‪:‬‬

‫‪44‬‬

‫«عینک��ت رو بردار ببینمت‌‪ ».‬به محض برداش��تن عینک با‬ ‫بی‌س��یم توی دس��تش محکم کوبید توی صورتم‌‪ ،‬با ضربی‬ ‫که داشت یک آن منگ شدم و گر گرفتم‌‪ ،‬گفت‪« :‬مثل بچه‬ ‫آدم ه��م‌کاری می‌کنی‪ ،‬فهمیدی؟» اومدم بگم در مورد چی‬ ‫ک��ه دومی رو زد‌‪ ،‬گفتم‪« :‬اول بگید برای چی داری می‌زنید‬ ‫تا…» عصبانی شد و دس��تش اومد با‌‌ال که سومی رو بزنه‬ ‫که افسر پروندم که سراسیمه از پله‌ها پایین میومد فریاد زد‬ ‫قربان اجازه بدید‌‪ ،‬دس��ت مرد روی هوا ماند او پایین اومد و‬ ‫در گوشش چیزی گفت‌‪ ،‬رییس دستش رو پایین آورد و یقه‬ ‫پیراهن مرا صاف کرد و گف��ت‪« :‬ظاهرن بچه حرف گوش‬ ‫کنی هس��تی‌‪ ،‬باهاش هم‌کاری می‌کنی فهمیدی؟» منتظر‬ ‫جواب نشد و رفت و منو برگردوندند تو‪.‬‬ ‫از حرف‌های بقیه متوجه شدم که این خوش‌آمد‌گویی رییس‬ ‫است و تازه مثل این‌که زیاد به من ابراز محبت نکرده‪ .‬یکی‬ ‫دو س��اعتی پایین بودم تا افسرم وارد بازداشت‌گاه شد و مرا‬ ‫خواس��ت‪ .‬دوباره کمی باهام صحبت کرد که آرام باش��م و‬ ‫وقتی دید به ش��دت عصبی هس��تم گفت بعدن دوباره میام‬ ‫سراغت و رفت‪.‬‬ ‫قسمت سوم‬ ‫در بـــ��اور م��ن س��ــکوت هنوز عالمت رضـایت اس��ت‌‪،‬‬ ‫پـــس نامم را فــــریاد گذاش��تم تـــا صدای فــــریادم‬ ‫آزار دهد هرکــه را که سکوتم شــکست‌‪.‬‬ ‫کس��انی که برای دادس��را رفته بودند ظهر بود که برگشتند‌‪،‬‬ ‫یکی دونفری که الکی و به اتهام مظنونیت دس��تگیر ش��ده‬ ‫بودن��د و ظاهرن بخت برگش��ته‌ها باید فق��ط چند روزی رو‬ ‫کتک می‌خوردند‌‪ ،‬آزاد شده بودند و آمده بودند لباس‌های‌شان‬ ‫را تحوی��ل بگیرند و رفتند‌‪ ،‬چند نفری نیز با قرار وثیقه راهی‬ ‫زندان‌های مختلف بودند و بقیه نیز دوباره تحت نظر بودند‪.‬‬ ‫بعد‌‌از‌ظهر بود که افسر من آمد دنبالم و مرا باال برد‪ ،‬به سالن‬ ‫افس��ر‌ها ک��ه در آن‌جا پر از میز ب��ود و کارهای بازجویی در‬ ‫آن‌جا انجام می‌شد‪.‬‬ ‫گفت‪« :‬حالت به‌تره»‪ ،‬گفتم به‌تر از این نمیش��ه‌‪ ،‬از کش��وی‬ ‫میزش بس��ته س��یگاری در آورد و با یک فندک بهم داد و‬ ‫گف��ت‪« :‬برو کنار پنجره و راحت باش»‌‪ ،‬گرفتم و رفتم کنار‬ ‫پنجره‌‪ ،‬پنجره حفاظ آهنی داش��ت ولی بیرون کاملن معلوم‬ ‫بود‪ ،‬مردم در حال تردد رو می‌دیدم‪ ،‬فاصله این همه جنایت‬ ‫با زندگی عادی تنها یک نرده بود‪ ،‬و مردم اون بیرون فارق‬ ‫از جنایات داخل اون بازداش��ت‌گاه ب��ه راحتی از کنارش رد‬ ‫می‌شدند‪.‬‬ ‫س��یگاری روش��ن کردم پک اول رو که زدم شروع کرد به‬ ‫حرف زدن‪ ،‬گفت‪« :‬می‌دونم برات س��خته که این‌جایی ولی‬ ‫این یه توفیق اجباری هم برای تو و هم برای من‪ ،‬پرونده‌ات‬ ‫را دادن��د تا ما رس��یدگی کنیم و به‌تره ای��ن مدت با هم راه‬ ‫بیایم‌‪ ،‬من با هیچ متهم��ی این‌جوری برخورد نمی‌کنم‌‪ ،‬اول‬ ‫حس��ابی می‌تکونمش بع��د تازه باهاش ح��رف می‌زنم ولی‬ ‫پرونده تو فرق داره‌‪ ،‬وقتی کمی برام توضیح داد تازه فهمیدم‬ ‫چرا آگاهی اومدم‪».‬‬ ‫او مام��ور دایره جعل ب��ود و من رو به اون‌جا آورده بودند که‬ ‫اعتراف به ساختگی بودن اوراق ارایه شده بکنم‪.‬‬ ‫تو خودم داش��تم خودمو می‌خوردم نمی‌دونستم چی کار باید‬ ‫بکنم‌‪ ،‬فکر همه چیزو می‌کردم اال این جارو‪ ،‬سعی می‌کردم‬

‫مس��لط باش��م و آرام‪ ،‬ولی مثل این‌که چهره‌ام چیز دیگری‬ ‫نشون می‌داد برای همین گفت می‌خوام داستانی از حکمت‬ ‫کار خدا برات بگم که کمی آروم شی‌‪ ،‬گفت ‪«:‬دو سال پیش‬ ‫بود و من افس��ر دایره س��رقت بودم‌‪ ،‬یه روز یک نفر مظنون‬ ‫به س��رقت را از طرف کالنتری به من واگذار کردند‌‪ ،‬جوانی‬ ‫خوش س��یما و خوش قامت بود که ظاهرن برای این‌که در‬ ‫یک بازرسی ساده با مامور کالنتری بگو مگویی کرده بود و‬ ‫مامور کالنتری می‌خواست او را گوش مالی بدهد‌‪ ،‬گزارشی‬ ‫مبن��ی بر مظنونیت او پر کرده بود و او را تحویل ما داده بود‬ ‫که مثلن یکی دو ش��بی او گوش‌مالی داده ش��ود‌‪ ،‬در همان‬ ‫ش��ب اول به این‌که ای��ن جوان این کاره نیس��ت پی بردم‬ ‫و صب��ح پرونده را پیش بازپرس فرس��تادم تا او تبرئه ش��ود‬ ‫ولی در کمال ناباوری بازپرس با استناد به گزارش کالنتری‬ ‫او را ب��ه م��دت یک هفته تحت نظر ب��ه آگاهی عودت داد‌‪،‬‬ ‫ج��وان که هیچ کس و کاری نداش��ت و به قول خودش در‬ ‫هفت آسمان هم یک ستاره نداشت‌‪ ،‬زمین و زمان را دشنام‬ ‫م��ی‌داد و می‌گفت چرا‌‪ ،‬چرا من‌‪ ،‬مگه چ��ی کار کرده بودم‬ ‫که این‌جوری بای��د تقاص پس می‌دادم‌‪ ،‬خدایا بی‌کس و کا‌‬ ‫تر از م��ن گیر نیاوردی این‌جوری بال س��رش بیاری و…‪.‬‬ ‫منم که خودم از حال و روزش و از تنهاییش ناراحت ش��ده‬ ‫بودم‌‪ ،‬باز سعی می‌کردم آرومش کنم ولی بی‌فایده بود‌‪ ،‬یک‬ ‫هفته تمام ش��د و تبرئه ش��د و رفت‌‪ ،‬تا مدت‌ها وقتی یادش‬ ‫می‌افتادم نا‌خود‌آگاه ناراحت می‌شدم‌‪ ،‬هفت ماه از اون قضیه‬ ‫می‌گذشت و کم‌کم فراموش کرده بودم که از طرف آگاهی‬ ‫مرکز (ش��اپور) پرونده متهمی رو با افسر پروندش خواستن‌‪،‬‬ ‫پرونده پس��رک بود‌‪ ،‬به هم‌راه پرونده رفتم مرکز و از اون‌جا‬ ‫فرس��تادنم دادسرای جنایی وقتی پیش قاضی رفتم موضوع‬ ‫رو ب��رام گفت‌‪ ،‬پس��رک یک ماه بع��د از آزادیش از پیش ما‬ ‫به جرم قتل عمد یکی از دوس��تانش ک��ه مدت‌ها قبل با او‬ ‫مش��اجره کرده بوده‌‪ ،‬توسط آگاهی شاپور دستگیر شده بود‌‌‪،‬‬ ‫به خاطر شهادت شهود مبنی به درگیری قبلی وی با مقتول‬ ‫و فش��ارهای آگاهی مجبور به اعتراف شده بود‌‪ ،‬قاضی تنها‬ ‫برای بر طرف کردن ش��کش نسبت به تاریخ بازداشت قبلی‬ ‫مرا خواس��ته بود‪ ،‬چرا که جوانک تاریخ بازداشت را به خاطر‬ ‫نداش��ته و فقط در قس��متی از بازجویی به این نکته اش��اره‬ ‫کرده بود‪.‬‬ ‫وقتی تاریخ بازداش��ت را اعالم کردم انگار برق از سر قاضی‬ ‫پرید‌‪ ،‬خوش‌حال بود و می‌گفت حدس زده بوده که این پسر‬ ‫بی‌گناه��ه ولی مدارک و اعتراف تحت فش��ار متهم دال بر‬ ‫مج��رم بودن او می‌داد‪ ،‬اون مرد ج��وان در تاریخی که قتل‬ ‫انجام ش��ده بود به طور اتفاقی پیش ما بازداش��ت بود و این‬ ‫بود حکمت آن حبس یک هفته‌ای‌‪ ،‬او از اتهام قتل عمد که‬ ‫به آن نیز اعت��راف کرده بود و به‌تر بگم از طناب دار نجات‬ ‫پیدا کرده بود‪».‬‬ ‫بعد از تمام شدن خاطره‌اش رو به من کرد و گفت‪« :‬تو هم‬ ‫بدان که هیچ کار خدا بی‌حکمت نیست‌‪ ،‬این‌که در این‌جایی‬ ‫و به این روز افتادی یا تقاص اس��ت یا حکمت که در هر دو‬ ‫حال به‌ترین کار صبر و بردباری است‪».‬‬ ‫تا پیش از آن روز فکر می‌کردم س��خت‌ترین جا برای یک مرد‬ ‫زندان اوین است‌‪ ،‬ولی از آن روز به بعد آرزوی برگشتن به زندان‬ ‫اوین که خود یک قتل‌گاه بود رو می‌کردم‌‪ ،‬تازه به این موضوع‬ ‫رسیده بودم که همیشه بدتری هم وجود دارد‪.‬‬


‫هنر کتابت مانی‬

‫فرهنگ‬

‫مانی یکی از پایه‌گذاران هنر و تذهیب‬

‫امیر و کاملیا‬ ‫مش��هورترین کتاب مان��ی ارژنگ‪ ،‬کتاب مصوری اس��ت که‬ ‫تمامی اسطوره‌های آفرینش‪ ،‬آیین‌ها و اصول اعتقادی مانوی‬ ‫از طری��ق تصاوی��ری در هم و با جزییات ب��ه طوری که برای‬ ‫عموم قابل فهم باشند در آن عرضه شده است‪ .‬کتب مانوی را‬ ‫به علت ارتباط ویژه‌ای که بین تصویر و نوشته برقرار می‌سازند‬ ‫و فرم‌های تزیینی به‌خصوص‌شان حایز اهمیت تجزیه و تحلیل‬ ‫است‪ .‬این تزیینات و کارکردشان در آیین مانوی خوش‌نویسی‪،‬‬ ‫تزیینات‪ ،‬طال کاری‪ ،‬جنس ورق (کاغذ‪ ،‬چرم‪ ،‬ابریشم)‪ ،‬مرکب‬ ‫و جلد همگی از عناصری هس��تند که در سنت کتابت مانوی‬ ‫اشکال و طرق استفاده به خصوصی دارند طوری که با اطالع از‬ ‫آن‌ها می‌توان یک متن مانوی را تمیز داد‪.‬‬ ‫یکی از عمده‏ترین آیین‏های قدیمی در ایران باس��تان‪،‬مانویت‬ ‫ی پایه‏گذاری شد‪ .‬مانی‪،‬‬ ‫است که در زمان ساسانیان‪ ،‬توسط مان ‏‬ ‫بنیان‏گذار و مروج آیین روشنی‪ ،‬برای آن‌که آیین خود را جهانی‬ ‫ف را به عاریت گرفته و در آیین‬ ‫کند‪ ،‬عناصر بومی ملیت مختل ‏‬ ‫خود گماشته بود‪ .‬هم‌چنین برای درک بهتر مردمان هر نقطه‪ ،‬به‬ ‫ن منطقه به تبلیغ و تشریح آیین‏اش می‏پرداخت‪.‬‬ ‫زبان آ ‏‬ ‫برخالف س��نت شفاهی رایج ساسانیان در ایران‪ ،‬مانویان یکی‬ ‫ت می‏دانستند‪،‬زیرا از این طریق‬ ‫از ابزار مهم تبلیغی خود را کتاب ‏‬ ‫بهتر می‏توانستند آموزه‏های خویش را گسترش دهند و مروجان‬ ‫ب توجه اینکه‪ ،‬پیروان‬ ‫نیز ناگزیر سنجیده‏تر سخن می‏گفتند‪ .‬جال ‏‬ ‫مانی به آثار نوشتاری بسیار اهمیت می‏داده‏اند‪ .‬هیچ آیینی نیست‬ ‫ن همه آثار از آن باقی‏مانده باش��د‪ .‬ب��ه هر زبانی از آن‌ها‬ ‫که ای ‏‬ ‫آثاری به جاست‪ .‬از جمله‪ :‬دست‏نوشته‏های قبطی‏‪ ،‬فارسی میانه‬ ‫و پارتی‪ ،‬سغد‪،‬چینی‪ ،‬ترکی (اویغوری) و نظایر آنها و این دال بر‬ ‫ن و روشن‌فکران توانا در این کیش است‪.‬‬ ‫وفور نویسندگا ‏‬ ‫البته سید «حسن تقی‏زاده» درباره مانی و آیین او معتقد است‪:‬‬ ‫«مانی مخترع خط جدیدی هم بوده دارای حروف مصومه که‬ ‫ن و سغدی زبان و غیره‬ ‫کتب مانویان پارتی زبان و پارسیک زبا ‏‬ ‫به آن خط (که س��ابقن آن را اس��ترنجلو نامیده‏اند) و مشتق از‬ ‫ت نوشته شده است»‪ .‬الزم به ذکر است‬ ‫سریانی و س��اده‏تر اس ‏‬ ‫که این خط کمک زیادی در درک خط پهلوی ما کرده اس��ت‪،‬‬ ‫زیرا که چه بسیاری از کلمات ایرانی که در خط پهلوی معروف‬ ‫غامض و مش��کوک بود‪ ،‬وقتی که در آن خط دیده می‏شود ک ‏ه‬ ‫خالی از هزاروش و روش��ن و غیرقابل اش��تباه اس��ت‪ ،‬صحیح‬ ‫خوانده می‏شود‪.‬‬ ‫ب ‏ه هرحال‪ ،‬تنها کتابی که به زبان فارس��ی میانه نگاشته شده‪،‬‬ ‫ن چکیده اندیشه‏های‬ ‫کتابی است که به نام«شاپورگان»که در آ ‏‬ ‫خود را برای شاپور اول ساسانی بیان کرده و آن را به شاپور اول‬ ‫اهدا کرده اس��ت‪ .‬علت تالیف ش��اپورگان به زبان فارسی میانه‬ ‫این بوده اس��ت که سخنور با ذکاوت روحانی قصد داشت ‏ه برای‬ ‫پیش‌برد تعالیم خود‪ ،‬ب��ا به کار بردن زبان امپراتوری جدید که‬ ‫همان زبان سلسله ساسانی بود‏ه احترام خویش را به فرمانروای‬ ‫جدید(شاهپور اول) ثابت کند‪.‬‬ ‫طبق گفته ابن ندیم در الفهرست کتاب‏های مانی به شرح زیر‬ ‫است‪«:‬س��فر االسرار‪ ،‬س��فر الجباره‪ ،‬فرایض نیوشایان فرایض‬

‫گزیدگان شاپورگان س��فر االحیا‪ ،‬فرتماطیا مشهورترین کتاب‬ ‫مانی آردهنگ اس��ت که در فارس��ی ارتن��گ و ارژنگ خوانده‬ ‫می‏ش��ود و سراسر تصویری است و ش��امل تصاویر عجیب و‬ ‫غریب و افسانه‏ای و درهم و برهم و پرشاخ و برگ با جزییات و‬ ‫پیچیدگی‏های خاص بود و در آن نگاره‏هایی به قلم مانی درباره‬ ‫ن آمده بود‪ .‬مانی تمام اساطیر مانوی‪،‬‬ ‫کیهان شناخت و تغییر آ ‏‬ ‫داستان آفرینش و اصول اعتقادی آیین خود را در این کتاب به‬ ‫تصویر کشید‏ه است‪.‬‬ ‫وی بر این باور بود که س��خنانش باید به‏گونه‏ای بیان ش��ود‬ ‫که برای همه مردم قابل فهم باش��د‪ .‬کتاب ارژنگ را می‏توان‬ ‫ابتکار مانی برای تکمیل آموزش آیین خود به توده مردم به‏ویژه‬ ‫کم‏سوادان و کم دانشان دانست‪ .‬در فرهنگ فارسی دکتر معین‬ ‫آمده است ‪«:‬وی برای این‌که اصول آیین خود را به بی‏سوادان‬ ‫بیام��وزد‪ ،‬آن‌ها را ب��ا تصاویر زیبا در کتاب‏ه��ای خود جلوه‏گر‬ ‫می‏ساخته است و به همین سبب وی را مانی نقاش می‏گفتند‪».‬‬ ‫جالب‏توج��ه این‌ک��ه‪ ،‬پی��روان مانی به آثار نوش��تاری بس��یار‬ ‫ن هم��ه آثار از‬ ‫اهمی��ت می‏داده‏ان��د‪ .‬هیچ آیینی نیس��ت که ای ‏‬ ‫آن باقی‏مانده باش��د‪.‬به هر زبانی از آن‌ها آثاری به جاس��ت‪ .‬از‬ ‫جمله‪« :‬دست‏نوشته‏های قبطی‏‪ ،‬فارسی میانه و پارتی‪ ،‬سغدی‬ ‫‪،‬چینی‪،‬ترکی(اویغ��وری) و نظای��ر آن‌ه��ا‪ .‬و ای��ن دال بر و‌فور‬ ‫ن و روشن‌فکران توانا در این کیش است‪».‬‬ ‫نویسندگا ‏‬ ‫در آغاز سده ‪ ۲۰‬بسیاری از نوشته‏های چینی در ترکستان چین‪،‬‬ ‫پیدا شد‪ .‬در میان دست‏نوشته‏ها آثار مانوی نیز به چشم می‏خورد‬ ‫و نش��ان می‏داد که مانویان تا س��ده‏های میانه در ترکستان به‬ ‫نوش��تن آثار خ��ود ادامه می‏داده‏ان��د‪ .‬تزیینات و نوش��ته‏ها در‬ ‫کتاب‏های مانوی‪ ،‬آن‌ها را منحصر به فرد نموده است‪ .‬وجه بارز‬ ‫ص مانوی‏ها در ارایه کتاب‏هایشان ارتباط بسیار نزدیک‬ ‫و مخت ‏‬ ‫ی یک لکه سیاه‬ ‫بین نوشته و تصویر است‪ .‬آن‌ها برای نقطه‏گذار ‏‬ ‫می‏گذاشتند و دور آن را یک بیضی با رنگ صورتی یا نارنجی‬ ‫می‏کش��یدند و گاهی هم ب ‏ه جای لک��ه‪ ،‬گل زیبای رنگارنگی‬ ‫می‏گذاشتند‪.‬‬ ‫ب��ه دلیل این ویژگی یگانه در نقطه‏گذاری‪ ،‬دست‏نوش��ته‏های‬ ‫مانوی فورن با یک نگاه شناخته می‏شود‪ .‬در کتب خطی مانوی‬ ‫تزیینات گل‌دار بعضی اوقات از عنوان فراتر رفته و همه حاشیه‬ ‫صفحه را فرا می‏گیرد و این طرحی است که برای سنت هلنی‬ ‫که حاکم بر تزیینات اروپایی و آسیای غربی است‪ ،‬بیگانه است‬ ‫حروف آغازین نوشته‏ها بزرگ‏تر و باالخص با یک شکل هنری‬ ‫ن خاص نوش��ته می‏شد‪ ،‬مثلن اطراف آن‌ها گل و بته یا‬ ‫یا تزیی ‏‬ ‫شاخ و برگ می‏کشیدند‪.‬‬ ‫از طری��ق جوامع بین النهرین بود که مانویان ارتباطات خود را‬ ‫با همه آس��یای غربی و ش��اید آفریقا حفظ کردن��د و از طریق‬ ‫تعدادی اش��یای که در تورفان پیدا ش��ده ارتباط با قیطون هم‬ ‫معلوم شده است‪ .‬بنابراین هنر مانوی یک هنر منزوی نبوده و‬ ‫تا دشت‏های آسیایی پیش رفته‪ ،‬اما تعیین جای‌گاه واقعی آن به‬ ‫خاطر پیچیدگی مراحل و انتقال‏های هنری که از ویژگی‏های‬ ‫قرون وسطی است‪ ،‬ممکن نیست‪ ،‬ضمنن ویژگی‏هایی در هنر‬ ‫مانوی یافت شده که در قرون بعد مجددن در دیگر هنرها و در‬

‫کشورهای دورتر از منطقه اویغور ظاهر می‏شود‪.‬‬ ‫برای مثال‪ ،‬عنوان یک دست‏نوش��ته برای اولین بار با حروفی‬ ‫بس��یار بزرگ‏تر از حد معمول و با رنگ‏های روشن‪،‬اکثر مطلن‬ ‫و همیش��ه با مرز و فاصله زیاد که تشکیل نوارهای در اهتزاز‪،‬‬ ‫ش��اخه‏هایی با انارهای بزرگ و ان��واع گل‪ ،‬از آن گل‏هایی که‬ ‫سنت آگوستین‪ ،‬مانویان را برای بد ب ‏ه کار گرفتن مفاهیم عالم‬ ‫خلقت سرزنش می‏کند‪ ،‬نمایش داده شده است‪.‬‬ ‫ن زمینه دست خط با گل‏هایی که‬ ‫نمونه‏های گل‌دار دیگر به‏عنوا ‏‬ ‫در نوش��ته فرو نمی‏رود‪ ،‬یا آن‌ها را نمی‏پوشاند‪ ،‬دیده می‏شود‪.‬از‬ ‫این نمونه‏ها در دست خط‌های کوفی خراسان در مسجد خرگرد‬ ‫یا مقبره سنگ بست در عصر محمود غزنوی یا در قبر شاه‌زاده‬ ‫دیده می‏شود‪ .‬همان مفاهیم تزیینی گرچه در فرم‏های محدودتر‬ ‫ن هشتم یا نهم یافت شده و در‬ ‫خط های قبطی قر ‏‬ ‫در دس��ت ‌‌‬ ‫تضاد کامل با سبک میناتور غرب است‪ .‬چون تحت‏تاثیر ژرمن‏ها‬ ‫که قصد تبدیل حروف به شکل حیوان یا درهم پیچیدن استادانه‬ ‫آن را داشتند‪،‬است‪.‬‬ ‫‪ ۱‬بخشی از نوشته‏های طالکاری شده به هم‌را‏ه دورگیری‏های‬‫چند رن��گ‏‪ ، smpk‬موزه ایندی��ش کانتس‪،‬برلین‪،‬و ‪، sbpk‬‬ ‫برلین برندنبورگیش آکادمیک ویزنشافتن‪ ،‬تورفان‪ ،‬برلین‪ ،‬از نسخ‬ ‫خطی غربی می‏توان به «کتاب کلز» اش��اره کرد که وجه بارز‬ ‫این کتاب‪،‬طرز صفحه‏بندی با حروف سرآغاز است‪ .‬بدین معنا‬ ‫که در اکثر صفحات‪ ،‬اولین حرف از اولین کلمات یک بند بسیار‬ ‫درش��ت‏تر نگاشته شده و شکل حیوان یا انسان در آن گنجانده‬ ‫ی این حروف سرآغاز با دست‏نوشته‏های مانوی‬ ‫شده است‪.‬نزدیک ‏‬ ‫موجود کاملن هویداست‪.‬‬ ‫‪۲‬نمونه‏هایی از کتاب‌آرایی کتاب کلز‪ :‬در قرن یازدهم میالدی‬‫در اروپا ش��یوه‏های محلی متنوعی در مصورسازی کتب پدید‬ ‫آمد که هم��ه را تحت عنوان رومی‏وار (رومانس��ک) می‏نامند‪.‬‬ ‫ش��یوه‏های رومانس��ک مت��داول در انگلس��تان را «نورمان»‬ ‫می‏خوانند‪ .‬یکی از نمونه‏های برجسته آن در زمینه مصورسازی‬ ‫«کتاب مقدس وین چستر» است ک ‏ه از مشخصات عمده این‬ ‫کتاب وجود حروف س��رآغاز بس��یار درشت است‪ ،‬تا آن حد که‬ ‫ک صفحه را اشغال می‏کند‪ ،‬و هم‌چنین مملو از عناصر‬ ‫گاهی ی ‏‬ ‫تزیینی اس��ت‏‪ .‬هم‌چنین در اواخر قرن ‪ ۱۲‬در نسخه‏های خطی‬ ‫قرون وسطی بیشتر از ورق طال استفاده می‏شد‪.‬‬ ‫شایان ذکر است‪ ،‬از مشخصات بارز کتاب آرایی مانوی استفاده‬ ‫از فلز طال در تزیینات و حاش��یه‏ها و جلد کتاب بوده اس��ت‪ ،‬به‬ ‫‏طوری که در برخ��ی روایات نقل می‏کنند‪« :‬وقتی که چهارده‬ ‫کیس��ه بزرگ از این کتب س��وخت از می��ان آتش طال و نقره‬ ‫جاری شد»‪ .‬به این ترتیب مانوی‏ها سنت خوشنویسی را ادامه‬ ‫ن مشهور شد‪.‬‬ ‫دادند‪ ،‬به‏طوری که بعدها مشرق زمین به خاطر آ ‏‬ ‫با این حال آنها مانند خوش‌نویس��ان اس�لامی اجازه نمی‏دادند‬ ‫نوشته آن‏قدر تزیین شود ک ‏ه اصل با عنصر تزیینی مخلوط شود‪.‬‬ ‫نوشته‏ها و از جمله عنوان‏ها همیشه خوانا باقی می‏ماند‪ ،‬مقایس ‏ه‬ ‫یک صفحه دست‏نوشته مانوی با یک صفحه دست‏نوشته زینتی‬ ‫کوفی این نکته را روشن می‏سازد‪.‬‬ ‫گاهی اوقات عنوان یک فصل به نظر می‏رس��د که از تحوالت‬

‫‪45‬‬


‫بعدی حکایت می‏کنددر واقع تصویر و متن از نظر محتوایی هم‬ ‫خوانند و این بدان سبب است که نقاشی در خدمت کتاب آرایی‬ ‫است‪ .‬به‏هرحال آن‌چه مسلم است آن‌که‪ ،‬تصاویر و خط خوب‬ ‫در میان کتب مانویان معمول بوده است‪ .‬نقاشی صفحات کتاب‬ ‫مانویان تنها نمونه قدیمی نقاشی ایران است‪ .‬تذهیب کاری‏های‬ ‫کتاب‏های مذهبی نزد مانویان رواج بس��یار داشته و در حقیقت‬ ‫ش آزاد کردن نور و روشنایی به شمار می‏رفته‬ ‫صحنه‏ای از نمای ‏‬ ‫اس��ت‪ .‬در این راه مانویان برای نمایش روش��نایی در آثار خود‬ ‫از فلزات گران‏بها بهره جویی می‏کردند»‪ .‬کس��لر درمانی ذکر‬ ‫کرده است‪.‬‬ ‫کتاب‏ه��ای مان��وی نه تنها با دقت نوش��ته و به زیبایی مصور‬ ‫می‏ش��د‪،‬بلکه در س��ایر موارد نیز به شکلی ممتاز تهیه می‏شد‪.‬‬ ‫نویس��نده دانش‌مند و عالم‪ ،‬جاحظ می‏گوید که یک بار ابراهیم‬ ‫سندی به او گفت‪« :‬ای کاش زندیق‏ها این همه به صرف هزینه‬ ‫ق تمیز و س��فید و مصرف مرکب براق و اهمیت قایل‬ ‫روی اورا ‏‬ ‫ن متمایل نبودند‪.‬‬ ‫شدن برای خوشنویسی و زحمت دادن به کاتبی ‏‬ ‫چون حقیقتن هرگز ورقه‏ای که بتواند با برگی از کتاب آن‌ها و‬ ‫ی آنها رقابت کند ندیده‏ام»‬ ‫خطی که با خط کتاب‏ها ‏‬ ‫«الجحیز» نویس��نده‏ای کثیر‌التالیف و مس��لمان اس��ت که به‬ ‫بیش‌تری��ن نمونه فعالی��ت هوش‌مندانه عالقه‏مند اس��تو یک‬ ‫مباحث خود با ابراهیم ابن الس��ندی را ضبط کرده‪ ،‬او می‏گوید‪:‬‬ ‫« باعث خرسندی است که زنادقه (مانویان)در صرف پول برای‬ ‫ن به منظور تهیه به‌ترین‬ ‫کاغذ مرغوب و مرکب س��یاه درخشا ‏‬ ‫دست‏نوشته به وسیله به‌ترین خطاطان اشتیاق دارند‪ ،‬من تاکنون‬ ‫ی مرغوب‏تر یا دس��ت خطی زیباتر از آن‌چ��ه آن‌ها در‬ ‫کاغ��ذ ‏‬ ‫کتاب‏هایش��ان به کار برده‏اند‪ ،‬ندیده‏ام‪ .‬باوجود عالقه‏ای که به‬ ‫پول دارم و از صرف آن بیزارم‪ ،‬به منظور نش��ان دادن عالقه‏ام‬ ‫به یادگیری هرچه بیش��تر که دلیلی بر اصالت روح و آزادی آن‬ ‫از مسومیت دیوانگی است‪ ،‬حاضرم برای کتاب سخاوت‌مندان ‏ه‬ ‫خرج کنم‪.‬‬ ‫اما جحیز بیش‌تر به محتوای کتب عالقه داش��ت تا کارهای‬ ‫هنری‏ش��ان و می‏گوید که ب ‏ه ابراهیم چنین پاسخ داده‪«:‬صرف‬ ‫هزین��ه گزاف جهت کت��ب زندیقیان با مخارج مس��یحیان در‬ ‫کلیساهایشان قابل مقایسه است و ما می‏توانیم این امتیاز را به‬ ‫ق ایشان به پراکندن آن‬ ‫زندیقیان به خاطر ادبیات خوب و ش��و ‏‬ ‫بدهیم‪ .‬اما ای کاش کتاب‏هایشان شامل گفتارهای اخالقی یا‬ ‫فلس��فه و منطق یا دستورات پیامبران بود‪ ،‬یا به مردم هنرهای‬ ‫مختلف و کارهای دستی و راه حصول معا‌‌ش یا تجارب‬ ‫یاد می‏داد و یا مقاالتی درباره کارهای عملی یا علوم اجتماعی‬ ‫یا هر موضوع فرهنگی یا معنوی برای بش��ر حتا باوجود ایراد و‬ ‫خطا می‏بود‪.‬‬ ‫اما به عوض این‌ها کتاب‏هایشان فقط از امور مذهبی صحبت‬ ‫می‏کند و هدفی جز تمجید از مرام خود ندارند‪ ،‬بنابراین مخارج‬ ‫گزاف با مخارج مجوس��ان برای آتش‌کده‏هایشان یا مسیحیان‬ ‫ی صلیب‏های طالیی‏ش��ان یا هن��دوان ب��رای نگهبانان‬ ‫ب��را ‏‬ ‫ق دانش‬ ‫بودایی‏ش��ان قابل مقایسه است‪ .‬اگر آن‌ها واقعن مشتا ‏‬ ‫بودند‪ ،‬مانعی در راه‌ش��ان نبود‪ ،‬چ��ون کتاب‏هایی در مورد خرد‬ ‫ت و مش��هود است‪ .‬پس چرا‬ ‫فراوان اس��ت و مسیر دانش راح ‏‬ ‫آن‌ها درس��ت مثل مس��یحیان ک��ه مخ��ارج هنگفتی صرف‬ ‫پرستش‌گاه‏های خود می‏کنند‪ ،‬پول‌ش��ان را صرف کتاب‏های‬ ‫مذهبی‏شانمی‏کنند؟»‬ ‫«آگوستین» نیز در کتاب خود (در رد فاوست) از نسخ دست‏نوشته‬ ‫عال��ی و ممتاز مانوی در قطع‏های بزرگ صحبت می‏کند و در‬

‫‪46‬‬

‫آن از صحافی محکم و تزیینات آن سخن می‏گوید ارزش این‬ ‫ی ضخیمی که در‬ ‫قبیل نوشته‏ها و کتاب‏ها به خاطر قشر طال ‏‬ ‫نقاشی ایرانی گرداگرد صفحات به کار می‏رفت افزون‏تر می‏شد‪.‬‬ ‫دست‏نوشته‏های مانوی کهن مانوی نمونه ممتاز و راستین هنر‬ ‫کتاب‏نگاری اس��ت‪ .‬جنس ورقی که بر روی آن می‏نوش��تند‪،‬‬ ‫ابریش��م‪ ،‬چرم و کاغذ بود‪ .‬برای نوش��تن بر روی چرم بیشتر از‬ ‫چرم گوساله و گاهی هم از چرم معمولی استفاده می‏شد‪.‬‬ ‫ن اشکانی‏ها و ساسانی‏ها و‬ ‫ابریش��م به نظر می‏رسد که در دورا ‏‬ ‫تنها در میان طبقات باال به کار می‏رفته و در نتیجه اسناد رسمی‬ ‫ی ابریش��م بوده‪ ،‬اما گویا آگوس��تین در مغرب زمین‬ ‫دربار بر رو ‏‬ ‫تنها به دست‏نوشته‏های روی پوست گوساله برخورد کرده است‪.‬‬ ‫زیرا در این‏باره می‏گوید‪« :‬همه آن پوست‏های زیبا را» کاغذ از‬ ‫بروسونتیا یا علف چینی و به ندرت از کنف تهیه می‏شد‪ .‬مسلمن‬ ‫تا آن زمان هنوز کاغذ از پنبه تهیه نش��ده بود‪ .‬تولید زیاد کاغذ‬ ‫به احتمال قوی از ملزومات کار تبلیغات بودایی در شرق ایران‬ ‫و آس��یای مرکزی بود‏ه است‪ .‬هم‌چنین عقیده بر این است که‬ ‫س��غدی‏ها اولین قومی بودند که کاغذ را در مقدارهای زیاد در‬ ‫سغد و شرق ترکستان تهیه می‏کردند‪.‬‬ ‫نوش��ته‏ها معمولن با مرکب س��یاه که قطعن کیفیت مرغوبی‬ ‫داش��ت و قرن‏ه��ا در برابر رطوبت و ش��رایط اقلیمی مقاومت‬ ‫کرده‪ ،‬نوشته می‏شد‪ .‬نی و قلم مو وسیله کتابت بوده‪،‬خصوصن‬ ‫قلم‏مو که نزد سغدی‌ها و اویغوری‏ها به وفور برای کتابت به کار‬ ‫گرفته می‏شد‪ .‬ترتیب نوش��تن متون نیز در نهایت دقت انجام‬ ‫می‏شد‪،‬یک صفحه کتاب با تمامی سطح آن از نوشت ‏ه پوشیده‬ ‫می‏ش��د‪ ،‬یا به دو س��تون و یا بیش‌تر تقس��یم‏بندی می‏گردید‪.‬‬ ‫عنوان‏ها احتمالن درشت و رنگی و در هر طرف مقاله که شرح‬ ‫آن می‏رفت گذاشته می‏شد‪.‬‬ ‫گل‏ه��ا و تزیین��ات اط��راف آن از همان رنگ نوش��ته بود‪ ،‬اما‬ ‫نقطه‏گذاری‏ها با رنگ‏های متضاد و به صورت خط و نقطه انجام‬ ‫می‏گرفت‪ .‬برای اجتناب از یک‌نواختی گاهی سطرهایی به رنگ‬ ‫دیگر که معمولن ارغوانی بود‪،‬بین دو سطر سیا‏ه رنگ معمولی‬ ‫نوشته می‏شد‪ .‬هم‌چنین برگ‏های دست‏نوشته رنگارنگی وجود‬ ‫داشت که روی هریک از آن‌ها دوازده سطر را به دو ستون شش‬ ‫سطری با رنگ‏های متناسب تقسیم می‏کردند‪ .‬جلد کتاب‏ها بنابر‬ ‫الگوی اروپایی غالبن بخش ذی‌قیمت کتاب بود‪ .‬گوش��ه‏های‬ ‫جلد‪ ،‬اغلب با عاج و یا چرم لعاب داد‏ه و یا با پوس��ت گوس��اله‬ ‫پوشیده می‏شد‪ ،‬جلد عبارت بود از صفحه‏ای مقوایی که با قابی‬ ‫از یک ورق ‏ه ضخیم طال و یا صدف الک‏پشت تزیین می‏شد‪.‬‬ ‫لوکک نیز درباره متون مانوی می‏نویسد‪‌«:‬متن به‏گونه‏ای مرتب‬ ‫شده که فضای کامل صفحه را با سطور کامل پر می‏کند‪،‬یا آن‬ ‫را به دو س��تون موازی یا بیش‌تر تقس��یم می‏کند که اغلب به‬ ‫گ یا قرمز مایل به زرد محصور می‏شده‬ ‫س��طرهای قرمز پر رن ‏‬ ‫ی‬ ‫است‪ .‬سطرها گاه به رنگ خاکستری روشن و از مرکب هند ‏‬ ‫رقیقی بوده…عنوان‪ ،‬تقریبن در همه‏جا شامل یک جمله طویل‬ ‫به رنگ روشن در چندین صفح ‏ه پی‏درپی بوده است…گل‏ها‬ ‫یاچین و ش��کن‏هایی که اغلب گرد عنوان می‏آمد‪ ،‬همیشه هم‬ ‫رنگ‏ان��د‪ ،‬اما گاهی با نقطه‏ها و خط��وط ممیز به رنگ متمایز‬ ‫دیگری تغییر می‏کرده است‪».‬‬ ‫آن‌ها [کاتبان‏] برای رف ‏ع یک‌نواختی س��طرهایی که با مرکب‬ ‫مش��کی نوشته می‏شده‏اند‪ ،‬بسیار راغب بودند که با آوردن چند‬ ‫سطر رنگی‪،‬بیش‌تر به رنگ سرخ ارغوانی‪،‬آن را دل‏انگیزترکنند‪.‬‬ ‫یوگومونره دوویالر درباره جنس کاغذهای مورد استفاده مانویه‬ ‫می‏نویسد‪« :‬مرغوب‏ترین کاغذ ترکس��تان از ‪boehmeria‬‬

‫‪ nivea‬س��فید چون برف و ‪ brussonetia‬ساخت ‏ه می‏شد‬ ‫که با کنف و اغلب با الیاف پنبه آمیخته بود‪ .‬از ابریشم و کاغذ‬ ‫پوس��تی نیز برای تحریر اس��تفاد‏ه می‏ش��د‪ .‬مانویان از بهترین‬ ‫مرکبی که غیرقابل محو شدن بود‪ ،‬استفاده می‏کردند‪،‬‬ ‫ی به کار نمی‏بردند‪،‬بلکه در هر صفحه‏ای‬ ‫ولی آن‌ها را به تنهای ‏‬ ‫ل‬ ‫عنوان و یا بخش��ی از متن را با مرکب رنگی می‏نوش��تند‪،‬مث ‏‬ ‫رنگ‏های قهوه‏ای‪ ،‬نارنجی‪ ،‬آبی‏تیره‪ ،‬آبی‏روش��ن‪،‬قرمز و سبز‪.‬‬ ‫ی از مت��ون را بر روی‬ ‫ش��کل کتاب‏ها هم ف��رق می‏کرد‪ ،‬بعض ‏‬ ‫ن می‏نوشتند‪ .‬برخی دیگر نیز مثل‬ ‫تومارهای بلند ‪ vellum‬که ‏‬ ‫ی بود و در یک یا دو س��ر کاغذ میله چوبی‬ ‫پوتی (‪ )poti‬هند ‏‬ ‫ی‬ ‫قرار داشت و کاغذ بر روی آن میله‪ ،‬لوله می‏شد‪ .‬باالخره کتب ‏‬ ‫نیز بودند که هم‌س��ان غربی ب��ه کار می‏رفتند و این نوع کتب‬ ‫ی آن‌ها‪ ،‬عالی و طراز‬ ‫معمولن کاربرد عمومی داش��تند‪.‬جلدآرای ‏‬ ‫ی‬ ‫اول بود… از بازمانده کتاب‏های مکش��وف در آسیای مرکز ‏‬ ‫پیداست که پوشش بیرونی کتاب‏ها از برگ زر و مزین به نقاشی‬ ‫ایرانی بسیار بوده است‪ .‬این جلد به لحاظ فن و نقش مایه‏های‬ ‫تزیینی شبیه جلدهای همزمان مصری بود‪.‬‬ ‫آثار مانوی یعنی آثاری که پیروانش نوشته‏اند بسیار زیاد است و‬ ‫ی اشکانی است‪ ،‬مانند‬ ‫از جمله این آثار شعرهایی به زبان پهلو ‏‬ ‫دو مجموعه شعر که مضمون آن‌ها‪ ،‬هبوط روح است‪ .‬مانوی‏ها‬ ‫خیلی پیش از س��نایی و با یزید بس��طامی چنین مضامینی را‬ ‫پرورانده‏اند‪ ،‬و این اشعار در قرن دوم هجری کشف شده است‪.‬‬ ‫زمانی ک ‏ه مانوی‏ها از طریق تاجیکس��تان و آسیای مرکزی به‬ ‫ی‬ ‫چی��ن می‏روند و پناهنده می‏ش��وند‪ .‬آن‌ها تا قرن نهم میالد ‏‬ ‫در ش��هر تورفان کتاب‌خانه‏های عظیم داشته‏اند و همین متون‬ ‫یاد ش��ده و متون بس��یار دیگری روی چرم در کتاب‌خانه‏های‬ ‫آنان به دست آمده است‪ .‬از این گذشته‪ ،‬در آن زمان به‏ویژه در‬ ‫خاورمیانه‪ ،‬هنر شفابخشی و معجزه از درجه باالیی برخوردار بود‪.‬‬ ‫هنری که مانی از آن بی‏بهره نبود‪ .‬او پزشک و حکیمی توانا بود‪.‬‬ ‫استعدادهای هنری و ادبی مانی به طرز شگفت‏آوری متنوع بود‪.‬‬ ‫ت شرق تسلط کامل داشت‪.‬‬ ‫او در همه رشته‏های مختلف ادبیا ‏‬ ‫نه تنها در غزل و حماسه بلکه در توصیفاتش از جدال بین دنیای‬ ‫نور و ظلمت‪ .‬اگر دنیای خاورمیانه به طبقه‏بندی ادبیات آشنا بود‬ ‫می‏بایس��ت او را یک درام‏نویس بنامد‪ .‬موعظه‏های او به شکل‬ ‫ستایش‏انگیزی طرح شده بود و به زبانی ساده و بی‏تکلف برای‬ ‫ی کیفیت دنیای ماده را روشن می‏ساخت‪.‬‬ ‫اشخاص عاد ‏‬ ‫وی ب��رای رن��گ و روح دادن ب��ه مواعظ خود تم��ام نمادها‪،‬‬ ‫تمثیل‏ها و تش��بیه‏های عرفانی را به کار می‏برد و برای القای‬ ‫ش بندد‪ ،‬از طریق‬ ‫کالمی که می‏خواس��ت در ذهن شنونده نق ‏‬ ‫ارایه مثال‏های غم‏انگیز‪ ،‬خن��ده‏آور و حتا مثال‏های تا اندازه‏ای‬ ‫ی مربوط به حیوانات‪ ،‬جنایات‪ ،‬حکایات‬ ‫زش��ت‪ ،‬از داس��تان‏ها ‏‬ ‫وحش��تناک و یا روایات زندگی روزمره یا درباری‪،‬عمل می‏کرد‪.‬‬ ‫او قدرتی خارق‌العاده در جذب شنونده داشت‪ .‬او که خود در واقع‬ ‫مجذوب و مسحور اساطیر بود‪ ،‬بارها برای به وجود آوردن محیط‬ ‫مطلوبش به آن‌ها رجوع می‏کرد‪.‬‬ ‫ادبیات مانوی را به دو بخش تقسیم می‏توان کرد‪ :‬ادبیات دینی‬ ‫و ادبیات ناب‪ ،‬مانند شعر و داستان و دیگر انواع ادبیات آفرینشی‪.‬‬ ‫وقتی در ادب فارسی از نخستین شاعران سخن به میان می‏آید‪،‬‬ ‫ض س��غدی و ابو سلیک گرگانی یاد می‏کنند‪ ،‬در حالی‬ ‫از ابوحف ‏‬ ‫ن شاعر‬ ‫که ادبیات فارسی از ادبیات ایرانی جدا نیست و نخستی ‏‬ ‫باید «وهمن خورشید» را به حساب آورد که دو مجموعه شعر از‬ ‫ی ایرانی است‪ .‬سابقه شعر سپید و‬ ‫او باقی‏مانده که از اشعار عرفان ‏‬ ‫نمونه‏های ادبیات داستانی را نیز در ادبیات مانوی می‏توان یافت‪.‬‬


‫در متون مانوی‪،‬چهار نوع ادبی می‏توان یافت‪:‬‬ ‫ادبیات آموزشی با قطعات زیبا که گاه به گلستان پهلو می‏زند‪.‬‬‫ادبیات غنایی که هم در ش��عر و هم در نثر مانوی نمونه‏هایی‬‫از آن می‏توان یافت‪.‬‬ ‫ادبیات روایی که از این نوع‪،‬داستان‏های بسیاری در نوشته‏های‬‫مانوی داریم‪ .‬نوش��ته‏هایی که در واقع هم داستان است و هم‬ ‫تمثیل‪ .‬تمثیالت سغدی مانوی آن‏قدر زیاد است که «زندرمان»‬ ‫توانس��ته از آن‌ه��ا یک جلد کت��اب چاپ کن��د‪ .‬این‌ها همان‬ ‫داستان‏های خیلی کوتاه یا داستانک است‪.‬‬ ‫زندگی‌نامه‏نویسی که شاخه‏ای جدید در ادبیات ایجاد کرد‪.‬‬‫مانی خود زندگی‌نامه نوشته است‪ .‬او اولین کسی است که حدود‬ ‫‪ ۱۷۰۰‬س��ال پیش زیس��ت‏نامه خود را نوش��ته و در آن خود و‬ ‫خان��واده‏اش را معرفی می‏کندکتابی ک ‏ه زندگی‌نامه مانی در آن‬ ‫آمده‪ ،‬خردترین کتابی که از روزگار باس��تان سراغ داریم‪ .‬اندازه‬ ‫ی پوس��تی آن‪،‬تنها ‪ ۵/۳‬در ‪ ۵/۴‬سانتی‏متر است که به‬ ‫برگ‏ها ‏‬ ‫ن برگ‏های‬ ‫آسانی در قوطی کبریت جا می‏ش��ود‪.‬هرکدام از ای ‏‬ ‫کوچک‪ ۲۳ ،‬سطر دارد که بسیار نازک نوشته شده است‪ .‬زبان و‬ ‫دبیره آن یونانی است‪.‬‬ ‫چون کتاب دربر‌گیرنده همه زندگی مانی بوده‪ ،‬باید بس��یار پر‬ ‫برگ بوده باشد و شاید هم چند جلد بود‏ه است‪.‬تنها ‪ ۱۹۲‬برگ از‬ ‫این زندگی‌نامه تا روزگار ما بر جای مانده‪ .‬مانی در نخستین برگ‬ ‫ت کنونی‪ ،‬چهار ساله است‪ ،‬پس از آغاز زندگی‌نامه‏اش‬ ‫در دس�� ‏‬ ‫در دس��ت نیس��ت‪ .‬این کتاب باید در س��ده پنجم ترسایی در‬ ‫مصر‪،‬جایی ک��ه در آن زمان هنوز مانی گرایانی در آن بوده‏اند‪،‬‬ ‫نوشته شده باشد‪ .‬بخشی از کتاب زندگی‌نامه مانوی‪ .‬شایان ذکر‬ ‫است که به اشتباه اولین اتوبیوگرافی را مربوط به سنت آگوستین‬ ‫می‏دانند‪ .‬سنت آگوستین فیلسوف و حکیم کالمی ایتالیا است‬ ‫ی‬ ‫که در س��ال ‪ ۳۵۴‬میالدی متولد ش��د و در سال ‪ ۴۳۵‬میالد ‏‬ ‫درگذشت‪ .‬وی از علمای تراز اول مسیحیت محسوب می‏شود‬ ‫ت و کالم مسیحی‬ ‫که آرا و اندیشه‏های او تاثیری جدی بر االهیا ‏‬ ‫بر جای گذاش��ت از او پدری کافر کیش و مادری مس��یحی در‬ ‫شهر تاگاشته در ش��مال آفریقا به دنیا آمد‪ .‬وی به تحصیل در‬ ‫علوم و کالم مسیحی پرداخت‪.‬‬ ‫ابتدا گرایش‏هایی به آیین مانوی پیدا کرد‪،‬او به مدت ‪ ۹‬س��ال‬ ‫ن مبلغ مانوی به تبلیغ آن کیش پرداخت‪ .‬اما بعدها با تعابیر‬ ‫به‏عنوا ‏‬ ‫و راهنمایی‏های اسقف «سنت اندروز»ب ‏ه مسیحیت گرایید و به‬ ‫دس��ت وی تعمید یافت‪ .‬دیدگاه آگوستین درباره فلسفه و کالم‬ ‫ی‬ ‫مسیحیت تا قرن هفدهم هم‌چنان به‏عنوان یکی از منابع اصل ‏‬ ‫فقه مسیحیت تدریس می‏شد‪ .‬وی پس از گرایش به مسیحیت‪،‬‬ ‫ش��یوه زندگی راهبانه و زاهدان��ه‏ای را در پیش گرفت تا اینکه‬ ‫از س��ال ‪ ۳۹۶‬میالدی به سمت اسقفی ش��هر هیپو در شمال‬ ‫ی وی مصادف بود با مخالفت‏ها‬ ‫آفریقا برگزیده شد‪.‬دوران اسقف ‏‬ ‫و رویاوریی‏های فکری و فلسفی متعدد ‪،‬به‏طوری که وی در این‬ ‫ایام ب ‏ه مخالفت و مقابله با آرای مخالفان پرداخت‪.‬‬ ‫او شرح این برخوردها را در کتاب شهر خدا توضیح داد‏ه است و‬ ‫پیش از آن نیز دیدگاه‏ها و نقطه‏نظرات متفاوتی را در خصوص‬ ‫ی روحی خود در کتاب اعترافات‬ ‫دیدگاه‏های فکری و تالطم‏ها ‏‬ ‫به ثبت رس��انید‪ ،‬که آن را اولین اتوبیوگراف��ی دنیا می‏دانند‪.‬در‬ ‫مجموع‪ ،‬آرای کالمی و فلسفی وی بر دستگاه فلسفی و کالمی‬ ‫مغرب زمین تاثیر به سزایی گذاشته است‪ .‬شاید ذهنیت ‪ ۹‬ساله‬ ‫س��نت آگوستین در پیروی از آیین مانوی بر مصورسازی کتب‬ ‫ی بی‏تاثیر نبوده است‪.‬‬ ‫قرون وسط ‏‬ ‫غیراز آثار و نوش��ته‏های مان��وی‪ ،‬آثار دیگری نی��ز وجود دارد‬

‫ک��ه افرادی به غیراز مانوی‏ها از جمل ‏ه مس��لمان‏ها درباره آنان‬ ‫نوشته‏اند‪ .‬در کتاب‏های فارسی از سده چهارم تا قرن سیزدهم‬ ‫هجری دربار‏ه مانویت آگاهی‏های زیادی می‏توان کسب کرد‪.‬‬ ‫ن ابو المعالی‬ ‫مهم‏ترنی این کتاب‏ها در زبان فارسی بیان االدیا ‏‬ ‫و هم‌چنین فارس‏نامه ابن بلخی است‪ .‬در زبان عربی نوشته‏ها‬ ‫زیادتر است و نزدیک یکصد و هفتاد کتاب و رساله درباره مانویه‬ ‫وج��ود دارد‪ .‬آثار الباقیه بیرونی و الملل و النحل شهرس��تانی و‬ ‫الفهرس��ت ابن ندیم جزو به‌ترین نوش��ته‏های عرب��ی در این‬ ‫زمینه‏اند‪ .‬الفهرس��ت نام کتاب‏هایی را می‏برد که اصل آن‌ها از‬ ‫بین رفته است‪ ،‬ولی در دست نوشته‏های مانوی گاهی نام‏هایی‬ ‫که در الفهرست ذکر شده‪ ،‬به چشم می‏خورد‪.‬در متون سریانی‬ ‫ن این‬ ‫و یونانی هم در این زمینه آثاری وجود دارد‪.‬از مشهورتری ‏‬ ‫کتب که امروزه بحث روز دنیا در زمینه مانی‏شناسی است‪ ،‬کتابی‬ ‫اس��ت با نام آکتا آرخل آی که به زبان یونانی است‪ ،‬منبع گران‬ ‫سنگ امور پژوهشی در اکثر کشورها‪ ،‬به‏ویژه در آمریکا محسوب‬ ‫می‏ش��ود‪ ،‬چرا که بر پایه باورهای آن‌ها‪ ،‬این کتاب که در قرن‬ ‫ت اهمیت دارد که بسیاری‬ ‫چهارم میالدی نوشته شده از این جه ‏‬ ‫از مسایل عرفان مسیحی را هم حل می‏کند‪.‬‬ ‫مانی‪ ،‬پیام‏آور نور و روش��نی‪ ،‬بنیان‌گذار نوعی کنوسیسم است‪.‬‬ ‫ی معجونی است حاصل‬ ‫هیت مجموعه تعلیمات و گفتارهای مان ‏‬ ‫از ترکیب طریقه‏های گنوسی مسیحی رایج در شرق (سوریه)‪،‬‬ ‫بین النهرین و عقاید قدیمی بابل و فلسفه هلنی یا یونانی جدید و‬ ‫عقاید ایرانی زرتشتی و غیر زرتشتی‪ .‬بنابراین آیین مانی اندیش ‏ه‬ ‫مسیحیت گنوسی‪ ،‬رازورزی زرتشتی و عرفان بودایی را در بطن‬ ‫خود دارد‪ ،‬کثرت اس��ت اما ب��ر اصل وحدت‪ ،‬متکی‪ .‬که همه و‬ ‫همه ناش��ی از آن اس��ت که مانی آیین خود را دنیایی و جهان‬ ‫ی آن‌که پیام خود را به گوش‬ ‫ش��مول می‏دانسته اس��ت‪ .‬او برا ‏‬ ‫تمامی جهانیان برساند‪ ،‬از هنر کتابت و نقاشی بهره گرفته است‪.‬‬ ‫مانی کتاب‏های بی‏شماری دارد‪ .‬به‏هرحال‪ ،‬تنها کتابی که به زبان‬ ‫ی است به نام«شاپورگان»که در‬ ‫فارسی میانه نگاشته است‪ ،‬کتاب ‏‬ ‫آن چکیده اندیش��ه‏های خود را برای ش��اپور اول ساسانی بیان‬ ‫ن را به شاپور اول اهدا کرده است‪ .‬وی یک بدعت‌گذار‬ ‫کرده و آ ‏‬ ‫و مروج آیینی عرفانی بود و برای معرفی آیین خود‪ ،‬از هنر جذاب‬ ‫نقاشی و خوش‌نو‌یسی بهره گرفت‪.‬‬ ‫دشواری درک کیش مانوی‪ ،‬با اسطوره‏های پیچیده‏اش باعث‬ ‫ی حرف‏های خود را در قالب کتاب مصوری به نام‬ ‫شده که مان ‏‬ ‫ارژنگ‪ ،‬ارایه کند تا در بین عامه مردم (کم سوادان و بی‏سوادان)‬ ‫نفوذ کند و در این کار موفق هم بود‪ .‬چون ظرف مدت کوتاهی‬ ‫پیروان بسیاری گرد خود جمع کرد و آیین خود را تا آسیای صغیر‬ ‫ت غربی‬ ‫و بیزانس و از سمت شرق تا آسیای مرکزی و سر حدا ‏‬ ‫چین گسترش داد‪ .‬ارژنگ چندین قرن کارکرد آیینی داشت تا‬ ‫اینکه در قرن پنجم هجری به دس��ت متعصبان غزنوی از بین‬ ‫رفت‪ .‬مانی کتاب‏های دیگری نیز دارد‪.‬‬ ‫تذهیب کاری و تزیین��ات کتاب‏های مذهبی نزد مانویان رواج‬ ‫بسیار داشته و در حقیقت صحنه‏ای از نمایش آزادسازی نور به‬ ‫شمار می‏رفته است‪ .‬از مشخصات بارز کتاب‏آرایی مانوی استفاده‬ ‫از فل��ز طال در تزیینات و حاش��یه‏ها و جلد کتاب برای نمایش‬ ‫روشنایی بوده است‪ .‬هم‌چنین‪ ،‬تزیین و نوشته‏ها در کتب مانوی‪،‬‬ ‫آن‌ها را خاص و منحصر به فرد نموده است‪ .‬وجه بارز و مختص‬ ‫مانوی‏ها در ارای ‏ه کتاب‏هایشان ارتباط بسیار نزدیک بین نوشته‬ ‫و تصویر است‪ ،‬چرا که مانی فراتر از زمان خود دریافت ‏ه بود که‬ ‫چگون��ه کلمه و تصویر را به ه��م آمیزد و آن را در جهت تبلیغ‬ ‫آیین‏اش به کار گیرد‪.‬‬

‫به‏طور اجمالی از مش��خصات کتاب‏آرای��ی مانویان می‏توان به‬ ‫موارد زیر اشاره کرد‪:‬‬ ‫تنوع آثار و دست‏نوش��ته‏های مان��وی به زبان‏های مختلف از‬‫ی میانه و پارتی‪ ،‬سغدی‪،‬‬ ‫جمله‪ :‬دست‏نوشته‏های قبطی‪،‬فارس�� ‏‬ ‫چینی‪ ،‬ترکی (اویغوری) و نظایر آنها‪.‬‬ ‫انتشار نور به سبب بیان نور االهی بر تمامی کاینات‪.‬‬‫ارتباط مرتبط بین متن و نگاره و ترکیب منس��جم نوش��ته و‬‫تصویر به منظور بیان پیامی واحد در ذهن بیننده‬ ‫قطع‏های بزرگ نس��خ دست‏نوش��ته‏ها و صحافی محکم و‬‫تزیینات‬ ‫جلد کتاب‏ه��ا به‏عنوان بخش ذی قیمت کتاب نش��ان داده‬‫می‏شد‪ .‬گوشه‏های جلد‪ ،‬اغلب با عاج یا چرم لعاب داده و یا‬ ‫پوست گوساله پوشیده می‏شد‪.‬‬ ‫استفاده از فلز طال در تزیینات و حاشیه‏ها و جلد کتاب‬‫جنس ورقی که بر روی آن می‏نوش��تند‪ ،‬ابریش��م‪ ،‬چرم و‬‫کاغذ بود‪.‬‬ ‫استفاده از نی و قلم‏مو به‏عنوان وسیله کتابت‬‫بزرگ‏تر نوشته شدن و باالخص مزین نمودن حروف آغازین‬‫نوشته‏ها با یک شکل هنری یا تزیین خاص‬ ‫عن��وان درش��ت و رنگی با گل‏ه��ا و تزیینات اط��راف آن و‬‫نقطه‏گذاری‏ها با رنگ‏های متضاد و ب ‏ه صورت خط و نقطه‬ ‫دل‏انگیزتر نمودن نوشته‏ها با آوردن چند سطر رنگی‪ ،‬بیش‌تر‬‫به رنگ سرخ ارغوانی‬ ‫خوانایی نوشته‏ها و عنوان‏ها‬‫همخوانی تصویر و متن از نظر محتوایی‬‫دقت در تقس��یم‏بندی و ترتیب نوشتن متون به منظور بیان‬‫نمودن اعتقاد به نظم و انسان کامل و عارف‬ ‫منابع‪:‬‬ ‫آموزگار‪ ،‬ژاله‪ ،‬تاریخ اساطیری ایران‬‫ابن ندیم‪،‬محمد بن اسحاق مانی (به روایت ابن ندیم) ‪،‬ترجمه‪:‬‬‫دکتر محسن ابو القاسمی‬ ‫اس��ماعیل‏پور‪ ،‬ابو القاسم‪ ،‬آیین گنوس��ی و مانوی و اسطوره‬‫آفرینش در آیین مانی در گفتاری در عرفان مانوی‬ ‫افش��ار ش��یرازی‪ ،‬احم��د مان��ی و مانویت‪ ،‬ته��ران‪ ،‬انجمن‬‫ایران‏شناسی‪.‬‬ ‫اوالنسی دیوید پژوهشی نو در میترا پرستی مریم امینی‬‫پوپ‪ ،‬آرتور‪ ،‬آشنایی با مینیاتور ایران‪ ،‬ترجمه‪ :‬حسین نیر‬‫پوپ‪ ،‬آرتور‪،‬سیر تجویدی‪ ،‬اکبر نگاهی به هنر نقاشی ایران‬‫تفضلی‪ ،‬احمد مینوی خرد‪ ،‬تهران‪ ،‬نشر توس‬‫تقی‏زاده‪ ،‬سیدحسن مانی و دین او‪.‬‬‫حسین ابو الحسن جامعه‏شناسی دینی در شرق باستان‬ ‫دوشن گیمن‪،‬ژاک‪ ،‬اورمزد و اهریمن‪ :‬ماجرای دوگانه باوری در‬‫عهد باستان‪ ،‬ترجمه‪ :‬عباس باقری‬ ‫دو کره‪،‬فرانس��وا‪ ،‬مانی و سنت مانوی‪ .‬ترجمه‪ :‬عباس باقری‪.‬‬‫تهران‪ .‬فرزان روز‪.‬‬ ‫کلی��م کایت‪ ،‬هان��س یواخیم‪ ،‬هنر مانی‪ .‬ترجمه‪ :‬ابو القاس��م‬‫اسماعیل‏پور‪،‬‬ ‫ویدن‏گرن‪،‬گی��و مان��ی و تعلیم��ات او‪ ،‬ترجم��ه‪ :‬دکتر نزهت‬‫اصفهانی‪،‬‬ ‫هامبی‪،‬لویی‪-‬ویالر‪،‬مون��ره‏دو ویدن‏گرن‪.‬گی��و‪ .‬هنر مانوی و‬‫زرتشتی‪،‬‬ ‫‪-‬انی کاظمی‬

‫‪47‬‬


‫نگاهی گذرا به فرهنگ و پوشش مردم تبت‬

‫فرهنگ‬

‫میراثی از رنگ و سنگ بر بام جهان‬

‫سارا کاظمی‬ ‫«تبت»‪ ،‬سرزمینی در بام جهان‪ ،‬سرزمینی که کودکانش‪ ،‬پیش‬ ‫از س��خن گفتن‪ ،‬آواز می‌خوانند‪ .‬سرزمینی که سنت و فرهنگ‬ ‫غنی و عمیقش‪ ،‬میراثی‌ست از فرهنگ جهان‪ .‬فرهنگی برساخته‬ ‫از خرد و آگاهی‪ ،‬بردباری و دل‌س��وزی‪ .‬با مردمانی که زندگی‬ ‫ساده و ذهن‌های آرام‌شان بر تمام این منطقهی کوهستانی سایه‬ ‫گسترانده و به آن کاریزمایی خاص بخشیده‌است‪.‬‬ ‫فرهنگ تبت در نیم قرن اخیر‪ ،‬با چالش‌های بس��یاری مواجه‬ ‫شده‌اس��ت‪ .‬با آغاز انقالب مائو و پس از آن‪ ،‬اشغال تبت توسط‬ ‫نیروه��ای نظامی چی��ن‪ ،‬فرهنگ تبت دس��ت‌خوش تغییرات‬ ‫عظیمی شد‪ .‬با تبعید «داالیی الما» رهبر بوداییان تبت به هند‬ ‫و س��یطره‌ی تفکرات کمونیستی دولت چین بر تبت‪ ،‬فرهنگ‬ ‫این سرزمین در شرف نابودی‌ست‪ ،‬آن‌گونه که «داالیی الما»‪،‬‬ ‫دولت چین را به نسل‌کشی در تبت متهم می‌کند‪.‬‬ ‫در این نوش��تار‪ ،‬سعی بر آن اس��ت تا با نیم‌نگاهی به فرهنگ‬ ‫سنتی و اصیل سرزمین تبت که با ورود یا تهاجم مدرنیسم چینی‬ ‫رو به نابودی‌س��ت‪ ،‬گوش��ه‌ای از این فرهنگ غنی و جهانی را‬ ‫مرور کنیم‪ .‬به همین منظور‪ ،‬در این نوشتار‪ ،‬نگاهی می‌اندازیم به‬ ‫ی جدایی‌ناپذیر‬ ‫البسه و پوشش اصیل و سنتی مردم تبت که جزی ‌‬ ‫از فرهنگ این سرزمین محسوب می‌شود‪.‬‬ ‫فرهن��گ تبت تحت تاثی��ر عوامل مختلفی ب��وده و تماس با‬ ‫فرهنگ س��رزمین‌هایی چون چین‪ ،‬نپال و هند‪ ،‬باعث رش��د و‬ ‫بالندگی هر چه بیش‌تر آن شده‌اس��ت‪ .‬زمان��ی که از فرهنگ‬ ‫تبت سخن به میان می‌آید نمی‌توان تاثیر عامل اصلی را نادیده‬ ‫گرفت‪ :‬بودیسم‪.‬‬ ‫بودیس��م از قرن هفتم میالدی وارد تبت ش��د و از آمیختن با‬ ‫باورها و آیینهای محلی تبت‪ ،‬هم‌چون س��نت باستانی «بون»‬ ‫(‪ )Bon‬و آیین‌های محلی هیمالیا‪ ،‬شکل خاصی از بودیسم را‬ ‫به‌وجود آورد‪ ،‬که پر آوازه‌ترین مکتب بودایی تبت‪« ،‬الماییسم»‬ ‫یا مکتب «کاله زرد» است‪.‬‬ ‫با نگاهی به ادبیات‪ ،‬رقص و موسیقی و غیره در تبت‪ ،‬به‌راحتی‬ ‫میتوانی��م تاثیر بودیس��م را مش��اهده کنیم‪ .‬به‌علت ش��رایط‬ ‫کوهستانی‪ ،‬آب و هوا و دور از دسترس بودن این منطقه برای‬ ‫تماس مداوم با فرهنگ‌های همسایه‪ ،‬در این سرزمین‪ ،‬فرهنگی‬ ‫منحصر‌به‌فرد به‌وجود آمده‌است که خودش را به‌شکل مدل‌های‬ ‫خاص لباس‪ ،‬آرایش مو‪ ،‬کاله‪ ،‬معماری‪ ،‬جشن‌ها و غیره‪ ،‬نشان‬ ‫می‌دهد‪ .‬به‌طور مثال مردم تبت هزاران سال است که مدل‌های‬ ‫خاص خودشان را در لباس پوشیدن خلق کرده‌اند‪ .‬مدل‌هایی که‬ ‫ب��ا راه و روش زندگی و آب و هوای آن منطقه مطابقت کامل‬ ‫دارد‪ .‬با این‌که امروزه لباس‌هایی به س��بک و س��یاق غربی در‬ ‫تبت پوشیده می‌شود‪ ،‬هنوز هم لباس‌های سنتی به‌وفور یافت‬ ‫می‌شود‪.‬‬ ‫ه��ر منطقه از تبت با توجه به ش��رایط آب و هوایی و باورهای‬ ‫محلی مردم آن ناحیه‪ ،‬لباس مخص��وص به خود را دارد‪ .‬تمام‬ ‫لباس‌های تبتی شامل ردا و پیراهن می‌شود‪ .‬ردای مردان‪ ،‬گشاد‬ ‫اس��ت و زیر بازوی راس��ت بسته می‌شود و پیراهنی که به تن‬

‫‪48‬‬

‫می‌کنند س��فید و با یقه‌هایی بلند اس��ت‪ .‬این در حالی‌ست که‬ ‫ردای زنان‪ ،‬خوش‌دوخت‌تر و تنگ‌تر‪ ،‬گاه با آستین و گاه بدون‬ ‫آستین می‌باشد‪ ،‬با پیراهن‌هایی در رنگ‌بندی متنوع و یقه‌هایی‬ ‫کوتاه‌تر از لباس مردان‪.‬‬ ‫یک��ی از مش��هورترین و متداول‌ترین لباس‌ه��ای زنان تبتی‪،‬‬ ‫پیش‌بندهای‌س��ت که روی دامن میپوش��ند‪ .‬این پیش‌بندها از‬ ‫جنس «پولو» (‪ )pulu‬تهیه می‌شود‪ ،‬در رنگ‌های قرمز‪ ،‬سبز‪،‬‬ ‫آبی آسمانی‪ ،‬زرد لیمویی‪ ،‬بنفش و سفید‪ .‬زنان‪ ،‬این پیش‌بندها را‬ ‫دور کمرشان می‌بندند‪ .‬معروف‌ترین نوع آن بلند است و محکم‬ ‫دور کمر بسته و قسمتی از آن‪ ،‬دور دامن آویخته می‌شود‪ .‬این‬ ‫پیش‌بندها از سه قس��مت عمودی تشکیل شده که به‌صورت‬ ‫افقی راه‌راه است‪ .‬در گذشته‪ ،‬فقط زن‌های متاهل اجازه داشتند‬ ‫از این پیش‌بندها اس��تفاده کنند ولی امروزه زنان مجرد هم از‬ ‫آن می‌پوشند‪.‬‬ ‫س��نتی‌ترین لباس تبتی‪ ،‬که هم زنان و هم مردان می‌پوشند‪،‬‬ ‫«چوبا» (‪ )chuba‬نام دارد‪ .‬سایز این لباس برای سازگاری با‬

‫آب و هوای منطقه‪ ،‬بسیار بزرگ است‪ .‬در نگاه اول‪ ،‬آستین‌های‬ ‫بلند این لباس جلب توجه می‌کند‪« .‬چوبا» برای مردان کوتاه‌تر‬ ‫و و برای زنان بلندتر اس��ت و مردان زیر آن ش��لوار می‌پوشند‪.‬‬ ‫گاه��ی از کم��ر‪ ،‬آن را با کمربند میبندن��د‪ ،‬در این حالت جیب‬ ‫بزرگی در قس��مت شکم و سینه به‌وجود می‌آید که می‌توان با‬ ‫آن‪ ،‬کودکی خردس��ال را حمل کرد‪ .‬وقتی «چوبا» را می‌پوشند‬ ‫معمولن فقط دست چپ را در آستین می‌گذارند و آستین دست‬ ‫راس��ت را به پش��ت می‌اندازند و گاهی آن‌را به دور کمرش��ان‬ ‫می‌بندن��د‪ .‬کمربندی که «چوبا» را با آن گره می‌زنند‪ ،‬معمولن‬ ‫از جنس ابریشم است در رنگ‌های قرمز‪ ،‬زرد‪ ،‬و یا سبز روشن‬ ‫و برای خانم‌های جوان‪ ،‬صورتی‪ .‬زیر «چوبا» جلیقه‌های پشمی‬

‫می‌پوشند با یک شلوار پشمی تا زیر زانو که داخل پوتین می‌رود‪.‬‬ ‫لباس‌های سنتی مردم در تبت از پارچه‌های گل‌برجسته‪ ،‬زربافت‬ ‫و پارچه‌های گل‌دوزی شده و نقاشی روی پارچه است و جنس‬ ‫آن‌ها از ابریش��م‪ ،‬س��اتن‪ ،‬چرم و پوست حیوانات و پشم و پنبه‬ ‫می‌باشد‪.‬‬ ‫یک��ی دیگ��ر از جذاب‌ترین جنبه‌های ظاهری زن��ان در تبت‪،‬‬ ‫استفاده از زیورآالت و آرایش موی خاص آن‌هاست‪ .‬آرایش مو‬ ‫نسبت به منطقه‌ی جغرافیایی و وضعیت تاهل و سن‪ ،‬متفاوت‬ ‫است‪ .‬برای مثال‪ ،‬دختران مجرد تبتی موهایشان را در یک رشته‬ ‫می‌بافند و ریش��ه‌ی گیس بافته شده را با یک نوار قرمز رنگ‬ ‫می‌بندند‪ .‬دختران تبتی‪ ،‬گیس بافت ‌هی‌ش��ان را به شکل مثلث‬ ‫درست می‌کنند و بر روی سرقرار می‌دهند‪ ،‬برای این‌که زیباتر‪،‬‬ ‫پرپش��ت‌تر و برازنده‌تر به‌نظر برس��ند‪ .‬درحال‌یکه زنان متاهل‬ ‫موهایش��ان را در دو گیس می‌بافند و طول نوار قرمزی که به‬ ‫مویش��ان می‌بندند‪ ،‬بلندتر از طول گیس بافته شده‌است‪ .‬زنان‪،‬‬ ‫گیس بافته‌شان را به شکل مدور و ضرب‌دری در پشت سرقرار‬ ‫می‌دهند که نشان‌دهنده‌یش��ان و مقام و بلوغ بیش‌تر اس��ت و‬ ‫هم‌چنین با این‌کار‪ ،‬موها پرپشت‌تر به‌نظر می‌آید‪.‬‬ ‫اما در مناطق روس��تایی‪ ،‬قضاوت در م��ورد متاهل یا مجرد‬ ‫بودن زنان از روی آرایش سرشان‪ ،‬بسیار سخت است‪ .‬زنان‬ ‫روستایی‪ ،‬رش��ته‌های کوچکی را شبیه دختران شمال چین‪،‬‬ ‫در موهایش��ان می‌گذارند‪ .‬آن‌ها این رشته‌های کوچک را با‬ ‫بندهای قرمز و س��بز می‌آرایند‪ .‬اگر این رشته‌های مو را در‬ ‫باالی سرش��ان قرار دهند‪ ،‬شبیه تاج می‌شود‪ .‬گاهی موها را‬ ‫در دو رش��ته می‌بافند و مرجان‪ ،‬مروارید‪ ،‬عقیق و «ناینآی»‬ ‫(‪ )nine-eye‬را در موهایش��ان به رشته می‌کشند که گاه‬ ‫این رش��ته‌ها از طول بدن یک زن‪ ،‬بلندتر می‌ش��ود و یا تا‬ ‫لبه‌ی دامن‌شان می‌آید‪.‬‬ ‫پی��ر دختران در تبت‪ ،‬موهایش��ان را در یک رش��ته‌ی قرمز‬ ‫کم‌رن��گ می‌بافند و باالی س��ر ق��رار می‌دهن��د‪ .‬در مواقع‬ ‫خاص‪ ،‬آرایش س��ر زنان ممکن است تغییر کند‪ .‬در دوره‌ی‬ ‫س��وگ‌واری‪ ،‬زنان تبتی باید جواهرات متفاوتی بیاندازند‪ .‬در‬ ‫ن موقع اس��ت ک��ه می‌توان به‌راحتی ش��رایط خاص را از‬ ‫ای ‌‬ ‫روی ظاهر تش��خیص داد‪ .‬دختران در سال اول سوگ‌واری‪،‬‬ ‫باید از رشته‌های سبز در موهایشان استفاده کنند و در سال‬ ‫بعد‪ ،‬رش��ته‌های قرمز کم‌رنگ‪ .‬آن‌ها دوباره در س��ال سوم‬ ‫می‌توانند از رنگ قرمز استفاده کنند‪.‬‬ ‫بیش‌ت��ر زنان تبتی موهایش��ان را «چهل‌گیس» می‌کنند و‬ ‫اغلب روی سرش��ان س��نگ‌های جواهر‪ ،‬مثل عقیق‪ ،‬کهربا‬ ‫و مرج��ان می‌گذارند‪ .‬گاهی این س��نگ‌ها مس��تقیمن روی‬ ‫موه��ای بافته قرار می‌گیرد‪ ،‬و بعضی اوقات‪ ،‬این س��نگ‌ها‪،‬‬ ‫روی یک تکه پارچه که به رنگ موهایشان نزدیک‌تر است‪،‬‬ ‫نصب شده و روی مو گذاشته می‌شود‪.‬‬ ‫زیورآالت س��ر در تبت‪ ،‬بیش‌تر از سنگ‌های طبیعی‪ ،‬مرجان‪،‬‬ ‫فیروزه‪ ،‬استخوان حیوانات و نقره تهیه می‌شود‪ .‬این زیورآالت‪،‬‬ ‫ظاهر زمخت و درش��تی دارند ولی زمانی ک��ه در کنار آرایش‬


‫خاص مو و لباس قرار می‌گیرند‪ ،‬بس��یار زیبا و جذاب می‌شوند‪.‬‬ ‫همه‌ی طرحه��ای ظریف‪ ،‬حکاکی‌ها و فرم‌ه��ای تکه‌تکه‪ ،‬از‬ ‫طرح‌ه��ای اصیل تبتی الهام گرفته‌اند‪ .‬ای��ن زیور‌آالت‪ ،‬هم در‬ ‫مدل‌ه��ای سبک‌وزن و ساده و روستای��ی‪ ،‬و هم در مدل‌های‬ ‫آنتیک و سنگین یافت می‌شود‪.‬‬ ‫در تبت به‌علت بادهای سرد و آفتاب تند کوهستانی‪ ،‬کاله جزیی‬ ‫از فرهنگ لباس پوشیدن محسوب می‌شود‪ .‬مدل‌های کاله در‬ ‫تب��ت‪ ،‬بیش‌تر از آن‌که برای محافظت باشد‪ ،‬نشان‌دهنده‌یشان‬ ‫اجتماعی‪ ،‬جنسیت و ناحیه‌ی زندگی افراد است‪.‬‬ ‫متداول‌تری��ن کاله در تبت‪ ،‬کاله «نخ طالیی»ست‪ .‬این کاله‬ ‫مشه��ور‪ ،‬از بهترین مواد اولیه تهیه میشود‪ .‬در زبان تبتی به آن‬ ‫«ژام��و گیای‌سه» (‪ )Xamo Gyaise‬می‌گویند‪ .‬داخل این‬ ‫کاله‌ها پشمی‌ست‪ ،‬چهار لبه دارد که قس��مت جلو و عقب آن‪،‬‬ ‫پهن‌تر از قسمت چپ و راست است‪ .‬تمام گوشه‌های این کاله‪،‬‬ ‫تا زده شده و باالی کاله با ابریشم طالیی و لبه‌های آن با روبان‬ ‫ابریشمی تزیین می‌شود‪.‬‬ ‫در مناطق سردسیر تبت مث��ل «چامدو» (‪)Chamdo‬مردم‬ ‫چادرنشین‪ ،‬برای محافظت از سرما‪ ،‬کاله‌هایی از جنس پوست‬ ‫روباه‪ ،‬نمد و یا چرم به سر می‌گذارند‪.‬‬ ‫«کاله پوست روباه» از پوست بس��یار مرغوب روباه و پارچه‌ی‬ ‫ابریشم مخص��وص ساخته می‌شود‪ .‬این نوع کاله‪ ،‬مخصوص‬ ‫مناطق بسیار سردسیر طراحی شده و کناره‌های بلندی دارد که‬ ‫می تواند تا روی شانه‌ها کشیده شود‪.‬‬ ‫ام��ا کاله‌های نمدی‪ ،‬قدمت طوالنی‌ت��ری دارند‪ .‬مردم ایاالت‬ ‫«گانسو» (‪ )Gansui‬و «چینگ‌های» (‪ )Qinghai‬از این‬ ‫نوع کاله‌ها می‌پوشند‪ .‬در آن از نمد سفید به‌عنوان ماده‌ی اصلی‬ ‫استفاده می‌کنند‪ .‬کاله‌نمدی در قسمت باالی سر‪ ،‬نوک‌تیز و قله‬ ‫مانند است و لبه‌های باریکی دارد‪ .‬این مدل کاله‌های قدیمی‪،‬‬ ‫امروزه در تبت با تزیینات رنگی جدید تولید می‌شود‪.‬‬ ‫با نگاهی به البسه و پوشش‌های گوناگون مردم تبت‪ ،‬می‌توان‬ ‫دریاف��ت که در این سرزمین‪ ،‬فرهنگ ریشه‌دار و عمیقی وجود‬ ‫دارد ک��ه البته در چند دهه‌ی اخی��ر‪ ،‬دچار چالش‌های متعددی‬ ‫شده‌اس��ت‪ .‬این نگاه گذرا ب��ه پوشش و البس��ه‌ی تبتی‪ ،‬تنها‬ ‫بخش کوچکی از فرهنگ این سرزمین کهن را نشان می‌دهد‪.‬‬ ‫فرهنگ��ی که در دنیای امروز و عص��ر معاصر‪ ،‬جزیی از میراث‬ ‫همه‌ی مردم جهان محس��وب می‌شود و همگان باید در حفظ‬ ‫آن سهیم باشند‪.‬‬ ‫سازم��ان آموزش��ی‪ ،‬علم��ی و فرهنگی سازم��ان ملل متحد‪،‬‬ ‫«یونس��کو» (‪ )UNESCO‬سع��ی ب��ر آن دارد تا عالوه بر‬ ‫ثب��ت اماکن باستانی و کهن‪ ،‬با ثب��ت میراث فرهنگی معنوی‬ ‫جهان در فهرستی مجزا‪ ،‬به حفظ آن‌ها کمک کرده تا خاطره‌ی‬ ‫فرهنگ��ی مردم سرزمین‌های گوناگون‪ ،‬ن��ه تنها از یادها نرود‪،‬‬ ‫بلکه هم‌گان را بر آن دارد تا با تالش در بس��تری دوستانه‪ ،‬در‬ ‫حفاظت و حرمت‌گذاری این فرهنگ‌ها دست‌به‌دست یک‌دیگر‬ ‫ن کوشا باشند‪ .‬فرهنگ تبت‪ ،‬جزیی‬ ‫داده و در نگه‌داری و بقای آ ‌‬ ‫از فرهنگ‌هایی‌ست که نه تنها متعلق به یک سرزمین خاص‪،‬‬ ‫بلک��ه بخشی‌از هویت فرهنگی جهان محس��وب می‌شود‪ .‬در‬ ‫همین راستا «یونسکو»‪ ،‬متون حماسی «گسار» » (‪)Gesar‬‬ ‫اپ��رای تبتی»( (‪ )Tibetan opera‬و هنر «رگونگ» (‪R e‬‬ ‫‪ )gong‬از سرزمین تبت را‪ ،‬در فهرست میراث فرهنگی معنوی‬ ‫جهان به ثبت رسانده و ممکن است که در آینده‪ ،‬البسه‌ی بومی‬ ‫تبت نیز در این فهرست جای گیرد‪.‬‬

‫کتاب‌خانه‬

‫آن‌چه ازتاریخ نمی‌دانیم‬

‫نهال نوریان‬ ‫«ساقیان یاقوت‌لب در ساغرها و جام‌های زرین و سیمین شراب‬ ‫دادند و خاتونان زیباروی با کاله‌ها و گیسوبندهای گوهرنشان‪،‬‬ ‫پیش تخت شهنشه به پای ایستادند و غالمان الله‌رخسار زانو‬ ‫زدند و ش��رایط دست‌بوس به جای آوردند… پادشاه بفرمود تا‬ ‫گردون‌های بالش زر و س��یم و انواع خامه‌ه��ای زربفت که از‬ ‫کش��ورهای دیگر گرفته بودند بیاوردن��د و خاتونان و امیران را‬ ‫بر حس��ب مقدار و مرتبتی که داش��تند زر و مال بخشید…»‪.‬‬ ‫«تاری��خ وصاف» یا «تجزیه‌االمصار و تزجیه‌االعصار» یکی از‬ ‫قدیمی‌ترین منابع در دست‌رس پیرامون دوره‌ی ایلخانان است‬ ‫و به زبان فارسی توسط شرف‌الدین عبداله شیرازی در پنج جلد‬ ‫مدون ش��ده اس��ت‪ .‬او که از دیوانیان ش��یراز در عهد حکومت‬ ‫ایلخ��ان مغول بود‪ .‬در س��ال ‪ 699‬قمری نگارش کتاب خود را‬ ‫آغاز کرد و در س��ال ‪ 712‬قمری چهار بخش نخست این اثر را‬ ‫در سلطانیه به سلطان عصر تقدیم کرد و بخش پنجم کتاب را‬ ‫در سال ‪ 716‬به پایان برد‪.‬‬ ‫ادیب شرف‌الدین عبداله بن فضل‌اله بن عبداله وصاف شیرازی یا‬ ‫ﺷﻬﺎب‌اﻟﺪﯾﻦ ‪ /‬ﺷﺮف‌اﻟﺪﯾﻦ ﻋﺒﺪ‌اله ﺑﻦ ﻋﺰاﻟﺪﯾﻦ ﻓﻀﻞاله ﺷﯿﺮازی‪،‬‬ ‫ﻣﻠﻘﺐ ﺑـﻪ وﺻﺎف اﻟﺤﻀﺮه و ﻣﺘﺨﻠﺺ ﺑﻪ ﺷﺮف و ﻣﺸﻬﻮر ﺑﻪ‬ ‫وﺻﺎف‪ ،‬به سال ‪ 663‬در شیراز متولد شد و در سال ‪ 728‬چشم‬ ‫از جهان فرو بس��ت‪ .‬او از ادیبان‪ ،‬مورخان و شاعران قرن هفتم‬ ‫و هشتم هجری به حساب می‌آید‪ .‬وصاف از ﺳﺎل ‪ 699‬به‌قصد‬ ‫ﺗﺤﺮﯾﺮ ذﯾﻠﯽ ﺑﺮ ﺗﺎرﯾﺦ «ﺟﻬﺎﻧﮕﺸﺎی ﺟﻮﯾﻨﯽ» ﺷﺮوع ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺘﻦ‬ ‫ﮐﺘﺎب ﻣﻌﺮوف خ��ود «ﺗﺠﺰﯾﻪ‌اﻻﻣﺼﺎر و ﺗﺠﺰﯾﻪ‌اﻻﻋﺼﺎر» (ﭘﺮاﮐﻨﺪه‬ ‫ﺷﺪن ﺷﻬﺮﻫﺎ و ﮔﺬﺷﺖ روزﮔﺎران) ﮐﺮد‪ .‬این کتاب که در ﭘﻨﺞ ﺟﻠﺪ‬ ‫ﺗﺎﻟﯿﻒ ﺷﺪه است‪ ،‬ﺑﻪ «ﺗﺎرﯾﺦ وﺻﺎف» شهرت دارد‪ .‬نویس��نده‌ی‬ ‫ای��ن کت��اب‪ ،‬ﻋﻼوه ﺑﺮ ﻣﻘﺎم ﺑﻠﻨﺪ ﺧﻮد در ﻧﺜﺮ ﻣﺘﮑﻠﻒ ﻣﺼﻨﻮع‪ ،‬در‬ ‫ﺷﻌﺮ ﻋﺮﺑـﯽ و ﻓﺎرﺳـﯽ ﻧﯿـﺰ دﺳـﺖ داﺷﺘﻪ است‪.‬‬ ‫بایگانی اینترنتی ‪ )c)(3(501‬که نسخه‌ی حاضر «تاریخ وصاف»‬ ‫را نی��ز در خ��ود ج��ای داده‪ ،‬در سال ‪ 1996‬ب��رای ایجاد یک‬ ‫کتاب‌خانه‌ی اینترنتی‪ ،‬کار خود را آغاز کرده است‪ .‬این پای‌گاه‬ ‫ی برای‬ ‫هدف‌های خود را زیر عنوان‌های ارایه‌ی دست‌رسی دایم ‌‬ ‫پژوهش‌گران‪ ،‬مورخان‪ ،‬دانش‌مندان‪ ،‬افراد معلول و عموم مردم‬ ‫به مجموعه‌های تاریخی در فرمت دیجیتال‪ ،‬طبقه‌بندی کرده‬ ‫است‪ .‬در حال حاض��ر‪ ،‬بایگانی اینترنتی آن‪ ،‬شامل متن‪ ،‬صدا‪،‬‬

‫فرهنگ‬

‫تصاویر متحرک و نرم‌افزار و هم‌چنین صفحات وب است و این‬ ‫امکان را فراهم کرده تا افراد نابینا و معلول‪ ،‬برای خواندن تطبیقی‬ ‫و دست‌رسی به اطالعات از راه‌کارهای تخصصی و مدرن بهره‬ ‫ببرن��د‪ .‬در صفحه‌ی مربوط به تاریخ وص��اف‪ ،‬عالوه بر امکان‬ ‫دست‌رسی به نسخه‌ی موجود با روش‌های گوناگون‪ ،‬داده‌های‬ ‫ارزنده‌ای در مورد کتاب و آن‌چه ممکن است مخاطب پیرامون‬ ‫آن الزم داشته باشد آمده‪ .‬نس��خه‌ی موجود در این کتاب‌خانه‌‪،‬‬ ‫از نس��خه‌ی کتاب‌خانه‌ی تورنتو بهره‌برداری شده است‪ .‬تاریخ‬ ‫وصاف دانس��ته‌های تاریخی ما را در مورد وقایع زمان اتابکان‬ ‫فارس‪ ،‬کرمانشاه و حکام جزایر خلیج فارس و ملوک شبانکاره‬ ‫می‌افزاید و در این مورد‪ ،‬این موضوع‪ ،‬از آن‌جهت ارزش‌مند است‬ ‫که پیرامون سلسله‌های محلی آن دوران‪ ،‬اطالعات اندکی وجود‬ ‫دارد و بازتاب احوال ای��ن خرده‌قدرت‌های ایرانی‌تبار‪ ،‬می‌تواند‬ ‫نظرگ��اه به‌تر و معتبرتری از تاریخ آن دوران را پیش روی قرار‬ ‫ده��د‪ .‬در مقاله‌ای با نام «تاریخ وصاف و دو الگوی پیشنهادی‬ ‫برای چاپ آن» به قلم حمیدرضا دالوند‪ ،‬به نکته‌ی ارزش‌مندی‬ ‫پیرامون این کتاب اشاره شده است‪ .‬دالوند در مقاله‌ی خود چنین‬ ‫می‌آورد که‪« :‬تاریخ‌نگاری وصاف‪ ،‬وقایع‌نگاری نیست‪ ،‬بلکه او‬ ‫هس��تی را در کلیتی به‌هم‌بافته و مس��تند به فلسفه‏ای خاص‪،‬‬ ‫تعبیر و تفسیر کرده است‪ .‬از نگاه او تاریخ‪ ،‬مجموعه‏ای است از‬ ‫اندوخته‏ها و تجربه‏های بشری‪ ».‬دالوند معتقد است که «از آن‌جا‬ ‫که وصاف‌الحضره در تالیف تاریخ وصاف از علوم متعددی بهره‬ ‫برده‪ ،‬لذا به نظر نویس��نده‌ی مقاله‪ ،‬در تصحیح انتقادی آن باید‬ ‫افراد مختلف با تخصص‌های متعدد‪ ،‬اشتراک داشته باشند‪ ».‬در‬ ‫ه��ر صورت‪ ،‬حتا اگر تاریخ وصاف را چون حمیدرضا دالوند هم‬ ‫نبینیم‪ ،‬واقعیت این است که کتاب‌هایی که از قرن‌های پیشین‬ ‫برای ما به یادگار مانده‌اند‪ ،‬خود سویه‌های گونه‌گونی را دریافت‬ ‫می‌کنند که بای��د از زاویه‌های متفاوت مورد تحلیل و پژوهش‬ ‫قرار بگیرند‪ .‬برای نمونه‪ ،‬پی‌گیری روند رفتار زبانی و حرکت‬ ‫زب��ان تا زمان حاضر‪ ،‬می‌توان��د به پژوهش‌گران این ساحت‬ ‫ی��اری ف��راوان برساند و با دقت در شیوه‌ه��ای نگارشی هر‬ ‫عصر به‌منظور بهره‌گیری از ظرفیت‌های زبان فارسی برای‬ ‫شاعران و نویسندگان دارای اهمیت است چراکه پشتوانه‌ی‬ ‫ارزش‌مند زبان فارسی‪ ،‬ایشان را با چشم‌انداز گس��ترده‌ای از‬ ‫امکان‌ها رویارو می‌سازد‪.‬‬

‫‪49‬‬


‫جامعه‬

‫استودیوکوچه‬

‫قابل توجه فعاالن مدنی و رسانه ای‬ ‫مقیم واشینگتن‪ ،‬مریلند و ویرجینیا‬

‫بی شک بار ها پی ش آمده است که برای برنامه های خود قصد مصاحبه یا تهیه‬ ‫یک برنامه تلوزیونی داشته اید اما به دلیل هزینه های باالی استودیویی یا تن‬ ‫به کیفیت پایین داده اید و یا از اجرای ان منصرف شده اید‪.‬‬

‫تخفیف ویژه برای برنامه های دوره ای‬ ‫ما به شما پیشنهادی داریم‬

‫در صورتی که می خواهید میزگردی به راه بیندازید‬

‫گفت و گو یا بحثی را به صورت تصویری تهیه کنید‬

‫یا جلسه پرسش و پاسخی را برنامه ریزی کنید‬

‫استودیو تصویری و صوتی رادیو کوچه آماده ارایه خدمات به شما است‬

‫ارایه خدمات برای شما که تلوزیون در سایر نقطه های ایاالت متحده دارید و گزارشی‬

‫از شرق آمریکا می خواهید‬

‫با تعیین وقت قبلی شما فقط میهمان خود را هماهنگ کنید و بقیه کار را به ما بسپارید‬ ‫بسته ویدیویی تدوین شده با توجه به نوع سفارش شما‬

‫تیم گزارش تصویری کوچه آمده پوشش تمامی برنامه های شما در تمام‪ ۲۴‬ساعت شبانه روز است‬ ‫با هزینه مناسب برای تلوزیون های اینترنتی و شبکه های اجتماعی‬

‫اتاق صدا برای مصاحبه استودیو تصویر با امکان میزگرد برای شش میهمان و ده بیننده‬ ‫امکان ضبط برنامه های تک نفره هم چنین دوبله فیلم ها و زیر نویس تهیه گزارش‬ ‫تصویری از مراسم و برنامه های شما در سطح منطقه ادیت و تدوین فیلم توسط تیم برنامه ساز‬

‫در استودیو کوچه‬

‫با ما در تماس باشید ‪۷۰۷۷۳۶۶۱۶۳‬‬ ‫‪contact@koochehmail.com‬‬ ‫‪50‬‬

‫امپراطوری‬ ‫ساسانیان‬

‫امیر و کاملی ‌ا‬ ‫امپراطوری ساسانیان نام خاندان شاهنشاهی ایرانی است‬ ‫که از س��ال ‪ ۲۲۴‬تا ‪ ۶۵۱‬میالدی بر ایران فرمان‌روایی‬ ‫کردند‪ ،‬بنیان این شاهنشاه��ی یک‌پارچه را اردشیر (یا‬ ‫ارتخشت��ره‪ ،‬از ارت‪ :‬مقدس‪ ،‬و خشتره‪ :‬شهریار) بنا کرد‪.‬‬ ‫شاهنشاهان ساسانی که ریشه‌شان از استان پارس بود‪،‬‬ ‫بر پهنه بزرگی از آسیای باختری چیرگی یافته‪ ،‬گستره‬ ‫فرمان‌روایی خ��ود‪ ،‬کشور ایران (به پهلوی کتیبه‌ای را‬ ‫برای نخس��تین بار پ��س از هخامنشی��ان‪ ،‬یک‌پارچه‬ ‫ساخته و زیر فرمان تنها یک دولت شاهنشاهی آوردند‪.‬‬ ‫پای‌تخت ایران در این دوره‪ ،‬شهر تیسفون در نزدیکی‬ ‫بغداد (آن زمان نام روستایی کوچک در نزدیکی تیسفون‬ ‫ب��وده‪ ،‬که نامش به ظاهر‪ ،‬از یک��ی از نام‌های بغ‌داد یا‬ ‫بخشوده خ��دا‪ ،‬و یا ب��ا ِغ‌داد دوره ساسانی ریشه گرفته‬ ‫بوده)‪ ،‬در عراق امروزی بود‪.‬‬ ‫نام «ساسانی��ان» از «ساسان» گرفته شده‪ ،‬که اردشیر‬ ‫(دارای‬ ‫از نوادگ��ان اوست و داریوش س��وم هخامنشی‬ ‫ِ‬ ‫دارایان) را از نیاکان او دانسته‌اند‪ .‬نخست کارنامه اردشیر‬ ‫بابکان به این نس��بت گواه��ی داده و بازهم به نوشته‬ ‫شاه‌نام��ه‪ ،‬ساسان پدر اردشیر‪ ،‬چوپانی بود از بازماندگان‬ ‫دارا که در فارس می‌زیست‪ .‬اردشیر در دستگاه بابک که‬ ‫موبد آتش‌کده آناهیتا‪ ،‬هم‌چنین شهردار و مرزبان پارس‬ ‫بود‪ ،‬پرورش یافت‪ ،‬ولی درباره نسبت او با بابک اختالف‬ ‫وجود دارد‪ .‬او به گواهی بس��یاری از تاریخی‌نویس��ان‪،‬‬ ‫م��ردی نیرومن��د و دلیر بود ک��ه سرانجام ب��ر اردوان‬ ‫پنجم اشکانی در دشت هرمزگان پیروز شده و تسخیر‬ ‫سرزمینی که خود به آن ایران می‌گفت را آغاز کرد‪.‬‬ ‫ساسانیان رفته‌رفت��ه توان‌مندتر شده‪ ،‬هویت فرهنگی‪،‬‬ ‫نظامی و مذهبی ایران‌شهر را نزدیک به چهارصد سال‬ ‫گس��ترش داده و مرزها را تا سال‌های پایانی برپایشان‪،‬‬ ‫به گستره امپراتوری هخامنشی نزدیک‌تر کردند‪ ،‬هرچند‬ ‫که با گذشت زمان‪ ،‬دست‌گاه مذهبی در کار کشورداری‬ ‫و دربار نفوذ بسیار کرد و نبردهای چندین ساله با رومیان‬ ‫شاهنشاهی ایران‌شه ِر‬ ‫نیز‪ ،‬کشور را فرسودند‪ .‬پرده پایانی‬ ‫ِ‬ ‫ساسانی‪ ،‬در پایان دوره خسرو پرویز (به پهلوی‪ :‬ابرویز)‬ ‫ب��ا پیروزی سپاه ای��ران در نبرد اورشلی��م (در شاه‌نامه‪:‬‬ ‫گن��گ دژ هودخفرو) افتاد‪ .‬پیروزی در این نبرد ‪ ۲۱‬روزه‬ ‫ب��ه فرماندهی شهربراز سردار خس��رو‪ ،‬و با یاری جنگ‬ ‫افزاره��ای سنگین و دژک��وب و منجنیق‪ ،‬هم‌راه شد با‬ ‫فرستادن چلیپ��ای ترسایان (صلیب اصلی مس��یح) از‬ ‫اورشلیم به پایتخت ایران‪.‬‬ ‫اما ای��ن روی‌داد خش��م رومیان مس��یحی را به دلیل‬ ‫بی‌احترامی به چلیپای مس��یح برانگیخت‪ ،‬نبردهایی به‬ ‫شکس��ت و پس‌نشینی سپاه ایران انجامید و سرانجام‬


‫خس��روپرویز‪ ،‬شاه نیرومند و ب��ا اراده‌ای که با وجود اشتباه‌ها و‬ ‫معایبش‪ ،‬در دوران پادشاهی خود جلوی زیاده‌خواهی بزرگان را‬ ‫گرفته بود‪ ،‬با خشم بزرگان به‌خاطر شکست‌ها‪ ،‬به ظاهر با مکر و‬ ‫دسیسه از سوی برخی سپاهیان‪ ،‬و با هم‌کاری پسرش شیرویه‬ ‫(قباد دوم) کشته شد‪.‬‬ ‫ب��ا مرگ خس��رو‪ ،‬و در پی آن م��رگ شک‌برانگی��ز قباد (که‬ ‫بس��یاری از برادران خ��ود را کشت)‪ ،‬در زمان��ی کم‌تر از شش‬ ‫ماه‪ ،‬چرخه‌ای مرگ‌ب��ار از کینه‌توزی‪ ،‬جاه‌طلبی و خون‌خواهی‬ ‫آغاز شد و به فروپاشی دست‌گاه ساسانی انجامید‪ .‬بس��یاری از‬ ‫بزرگان و ارتشیان کشته شده تا آن‌جا که در نبود مردان خاندان‬ ‫شاهی‪ ،‬پوران دختر خسرو پرویز و پس از او‪ ،‬آزرمیدخت‪ ،‬خواهر‬ ‫پوراندخ��ت را به شاهی برگزیدند‪ .‬ب��ا گزینش‌های پی‌درپی و‬ ‫برگزیدن بیش از ده شاهنشاه در مدت چهار سال‪ ،‬یزدگرد سوم‬ ‫از سوی بزرگان استخر برگزیده شد ولی چون نسبتی نزدیک با‬ ‫شاه نداشت محبوبیتی نیافت‪.‬‬ ‫سرانجام لشکر خلیفه عمرابن الخطاب آگاه از ناتوانی مرزبانان‪،‬‬ ‫رفته‌رفته به کشور نفوذ کرد‪ .‬بازمانده سپاه ایران در نبرد جس��ر‬ ‫(یا نبرد پل) پیروز ش��ده‪ ،‬ولی دو نبرد سرنوشت سا ِز قادسیه و‬ ‫جنگ نهاوند با پیروزی اع��راب پایان یافتند‪ .‬پای‌تخت ایران‪،‬‬ ‫شهر تیسفون (به عربی مداین) در ‪ ۶۳۷‬میالدی به دست اعراب‬ ‫افتاد‪ ،‬یزدگرد سوم با سرنوشت��ی نامعلوم گریخت و اثری از او‬ ‫نماند‪ .‬به گمان برخی تاریخ‌نگاران‪ ،‬آسیابانی از مرو او را بخاطر‬ ‫جامه زربفت‌اش کشت‪.‬‬ ‫ب��ا مرگ یزدگرد به سال ‪ ۶۵۱‬می�لادی‪ ،‬شاهنشاهی ساسانی‬ ‫پایان یافت‪ ،‬هرچن��د که بازماندگان خاندان شاهی در ایران‪ ،‬یا‬ ‫گریخت‌گان به چین‪ ،‬از جمله پیروز پسر یزدگرد‪ ،‬برای استقالل‬ ‫دوب��اره ایران‌شهر از خالفت عمر بس��یار کوشیدند‪ .‬این باور و‬ ‫این دی��د ایران‌شهری یا منش ایران‌شهری ی��ا ایرانی از دوره‬ ‫ساسانی سرچشمه گرفته است‪ .‬ساسانیان اولین سلس��له‌ای در‬ ‫ایران هستند که ایده ایران‌شهر را به عنوان یک ایده سیاسی و‬ ‫هویت فرهنگی ایرانیان برپا کردند‪.‬‬ ‫ساسانیان با گزیدن دین مزدیسنا به منزله دین رسمی کشور‬ ‫دیگر دین‌های مردم��ی را ممنوع کردند و در دربار ساسانی‬ ‫روحانی��ون نقش‌های مهمی به عه��ده گرفتند‪ .‬در این دوره‬ ‫باورهای آیین‌نام��ه ای جای سخنان ساده و استوار زرتشت‬ ‫را می‌گی��رد‪ .‬البته شگفت‌انگیز است ک��ه در دوره ساسانیان‬ ‫نیز مانند هخامنشیان اشاره ای مس��تقیم به شخص زرتشت‬ ‫نمی‌شود‪ .‬در زمان هخامنشیان اهورامزدا به شکل سمبولیک‬ ‫فروهر مجس��م می‌شود و در زمان ساسانیان به شکل پیکر‬ ‫کنده آدمی دیده می‌شود و اردشیر اول نخستین سنگ نگاره‬ ‫ساسان��ی به همراه اهورام��زدا را می‌نگارد‪ .‬درمجلس دیهیم‬ ‫ستان��ی اردشیر دوم در تاق بس��تان میترا را نیز می‌بینیم که‬ ‫در پشت سر شاه ایس��تاده است‪ .‬هم‌چنین در مجلس دیهیم‬ ‫ستانی خس��رو پرویز در تاق‌بستان آناهیتا هم دیده می‌شود‪.‬‬ ‫ساسانیان ب��ا آمیختن دین با سیاست‪ ،‬دی��ن را از هنجاری‬ ‫فردی به مهم‌ترین کار و حرکت مردم در آوردند یعنی برای‬ ‫هر کاری که از انس��ان سر می‌زد امر و نهی داشتند‪ .‬در این‬ ‫دوره کار روحانیون و موبدان باال می‌گیرد و شخصیتی مانند‬ ‫کرتی��ر پا ب��ه عرصه می‌گذارد و در همی��ن دوران است که‬ ‫زروانیس��م‪ ،‬مانویت و مزدکیسم رشد می‌کنند و حتا بسیاری‬ ‫از فرمانده��ان و شاه‌زادگان را مطیع خود می‌کنند‪ .‬در زمان‬ ‫ساسانیان معابد آناهیتا و آتش‌کده‌های بس��یاری در سراسر‬

‫ایران ساخته شد و طبری تعداد هیربدانی که در زمان خسرو‬ ‫پروی��ز درآتش‌کده‌ها ک��ار می‌کردن��د را ‪12000‬نفر شمرده‬ ‫است‪ .‬در میان ده‌ه��ا ایزدی که در ایزدکده ساسانیان وجود‬ ‫داشتند‪ .‬بهرام از همه محبوب‌تر بود و آتش آتش‌کده‌ها به او‬ ‫تعل��ق داشت‪ .‬سرانجام اسالم به دین زرتشتی ساسانی غلبه‬ ‫می‌کن��د و قوانین دست و پا گیر دینی حکومتی زرتشتی آن‬ ‫زمان ج��ای خود را به قوانین ساده اس�لام می‌دهند که در‬ ‫آن همه با ه��م برابرند‪ .‬مردمان یکتاپرس��ت ایران سادگی‬ ‫در دی��ن را به دین طبقاتی ترجیح می‌دهن��د‪ .‬البته از نفرت‬ ‫و برندگ��ی شمشیر اعراب در زمان حمله آنان به ایران نباید‬ ‫چشم پوشی‪.‬‬ ‫مهم‌تری��ن میراث ساسانیان این اس��ت که ما اکنون ‪1800‬‬ ‫س��ال است با این ایده زندگی می‌کنیم‪ .‬ما پیدایش این ایده‬ ‫را مدیون ساسانیان هس��تیم‪« .‬ت��ورج دریایی»‪ ،‬استاد رشته‬ ‫ایران‌شناس��ی در دانش‌گاه کالیفرنیا در ارواین‪ ،‬و نویس��نده‬ ‫کتاب ایران ساسانی‪ :‬ظهور و سقوط یک امپراتوری به زبان‬ ‫انگلیس��ی‪ ،‬می‌گوید که میراث ساسانیان برای ایران بس��یار‬ ‫بزرگ‌تر از شکس��ت در برابر اعراب است‪ .‬میراث مهمی که‬ ‫ساسانیان برای ایران به جا گذاشتند‪ ،‬به گفته او‪ ،‬شکل‌گیری‬ ‫مفه��وم ایران به عنوان یک فرهن��گ و ملت است‪ .‬یکی از‬ ‫عناص��ر مهم شکل گیری این مفهوم پیدایش خدای‌نامه در‬ ‫زمان ساسانیان است‪.‬‬ ‫این همان کتابی است که شاه‌نامه از آن سرچشمه گرفته است‪.‬‬ ‫آقای دریایی می‌گوید‪« :‬اهمیت دیگر ساسانیان این است که در‬ ‫زمان خس��رو انوشیروان در همان قرن سوم‪ ،‬تاریخ ملی ایران‬ ‫به نام خدای‌نامه تدوی��ن می شود‪ .‬و آن تاریخ و یادی است از‬ ‫گذشته‪ ،‬آن‌چه ک��ه ایرانیان بودند‪ ،‬از کجا آمدند‪ ،‬چگونه جهان‬ ‫آغاز شد‪ ،‬تا زمان فروپاشی شاهنشاهی ساسانی‪».‬‬ ‫شرقی تصرف‌های خود‪ ،‬با دولتی‬ ‫دول��ت بیزانس که در بخش‬ ‫ِ‬ ‫توانمن��د مانند ساسانیان سروکار داش��ت و آن را نیرومندترین‬ ‫دشمن خود می‌دانس��ت‪ ،‬گرفتاری‌های زی��ادی هم در غرب و‬ ‫هم در شمال تصرف‌های خود‪ ،‬به خصوص در اروپا داشت‪ .‬این‬ ‫گرفتاری‌ها‪ ،‬مانع از آن می‌شد که بیزانس همه نگاه خود را صرف‬ ‫شرقی خود کند و به همین سبب‪ ،‬دست‌گاه ساسانی‪،‬‬ ‫مرزهای‬ ‫ِ‬ ‫مانند دستگاه اشکانی‪ ،‬توانس��ته بود پایتخت خود (تیسفون) را‪،‬‬ ‫در کن��ار رود دجله قرار ده��د و از نزدیک بودن پایتخت‌اش به‬ ‫مرزهای دشمن‪ ،‬بیمی نداشته باشد‪ .‬دولت ساسانی هم در شرق‪،‬‬ ‫و ه��م در شمال مرزهای خود‪ ،‬گرفتاری‌ه��ای زیاد داشت که‬ ‫گاهی به میزان خطرناک و تهدید کننده‌ای می‌رسید‪.‬‬ ‫خارجی دست‌گاه ساسانی‪ ،‬یکسره در رابطه با‬ ‫بدین‌گونه سیاست‬ ‫ِ‬ ‫شرق و غرب خالصه می‌شد‪ .‬اما دست‌گاه ساسانی در این زمان‪،‬‬ ‫خود را به اندازه کافی نیرومند نشان داد و توانست ایران‌شهر را‬ ‫از آسیب‌ه��ای ویران‌گر و خطرآفری��ن دور نگه دارد و در داخل‬ ‫کش��ور‪ ،‬برای مردم ایران‪ ،‬زندگ��ی مرفه همراه با امنیت تامین‬ ‫کند‪ .‬این دستگاه‪ ،‬فرهنگی پربار در زمینه سیاست و کشورداری‪،‬‬ ‫اخالق‪ ،‬رابطه‌های سالم اجتماعی و هنر به وجود آورد‪ ،‬که پس‬ ‫ویرانی سیاسی‌اش‪ ،‬اثرهای خود را در نس��ل‌های‬ ‫از ناب��ودی و‬ ‫ِ‬ ‫پس��ین و فرهنگ دیگر همس��ایگان‪ ،‬به روشنی نشان داد‪ .‬با‬ ‫این‌که دشمنان شناخته شده دست‌گاه ساسانی‪ ،‬دولت پیش‌رفته‬ ‫بیزانس و دولت‌های نیمه پیش‌رفته شمال و شرق کشور بودند‪،‬‬ ‫شکست این دست‌گاه‪ ،‬نه از سوی این دشمنان‪ ،‬بلکه از دو سوی‬ ‫پیش‌بینی نشده بود‪.‬‬

‫نخس��ت‪ ،‬فروپاشی از درون‪ ،‬و پ��س از آن‪ ،‬از دولتی بود که با‬ ‫آن‌که همه توان جنگی‌اش قوم‌های بیابان گرد بودند‪ ،‬ولی بنیه‬ ‫سیاسی و اجتماعی‌اش برپایه بین��ش دینی‪،‬فکری نیرومندی‬ ‫ب��ود که دولت‌ها و دشمنان دیگر ساسانی‪ ،‬ازش بی‌بهره بودند‪.‬‬ ‫دست‌گاه اسالمی که در آغاز سده هفتم میالدی در شهر مدینه‬ ‫برپا شده بود‪ ،‬از جهت روحی و معنوی چنان نیرومند شده بود که‬ ‫تاثیر فرهنگی‌اش بر کشورهای همسایه‪ ،‬همانند چیرگی دیگر‬ ‫قوم‌های بادیه نشین و صحرانورد‪ ،‬گذرا نبود‪ .‬این تاثیر فرهنگی‬ ‫جنگی‬ ‫چنان عمیق بود که با همه گسستگی و سستی سیاسی و‬ ‫ِ‬ ‫اعراب‪ ،‬پس از دو قرن چیرگی‪ ،‬اثرهایش هنوز ماندگار است‪.‬‬ ‫جامعه ساسانی در سطح وسیعی یک جامعه طبقاتی است‪ .‬پس‬ ‫از شاهنشاه طبقه باالی اجتماع شامل اشراف و نجیب زادگانی‬ ‫بودند که برت��ری خاندان ساسان را به عن��وان خاندان شاهی‬ ‫به رسمی��ت می‌شناختندبررسی منابع نوشتاری دوران ساسانی‬ ‫بویژه متون حقوقی و قانونی و حتا شواهد مادی مانند هنرهای‬ ‫تصویری نشان می‌دهد که «جامعه ساسانی اجتماعی دودمانی‬ ‫است» که ب��ر اساس نظام پدرتباری سازماندهی شده‌است‪ .‬در‬ ‫سیستم‌های پدر تبار «مسن‌ترین مرد خانواده معمولن با اقتدار‬ ‫ب��ر این گونه خانواده فرمان می‌ران��د و مهم‌ترین تصمیم‌ها را‬ ‫می‌گیرد‪ .‬خانواده شوه��ر (در مورد ازدواج اعضای زن خانواده )‬ ‫معمولن خانواده مس��لط است»‪« .‬خانواده بخشی از واحدهای‬ ‫پدری بزرگ‌تری محس��وب می‌شد که با واژه‌های تخم‪ ،‬ناف‬ ‫و گوهر شناخته می‌شدو ممکن بود ابعاد و اندازه‌های گوناگون‬ ‫داشته باشد»‪.‬‬ ‫نظ��ام پدرتباری برپایه ساختار جنس��یتی جامع��ه استوار است‬ ‫‪«.‬نظام جنس��یت می‌تواند به منزله یک اصل مرکزی در ایجاد‬ ‫تمایزات اجتماعی عمل کند»‪ .‬تفاوت‌های مبتنی برجنسیت یک‬ ‫جنب��ه مهم و قابل توجه از پیچیدگی اجتماعی جوامع را شکل‬ ‫می‌دهند‪ .‬در ایران عصر ساسانی داشتن جنسیت مذکر به خودی‬ ‫خود یک امتیاز محسوب می‌شود و مردان بر زنان برتری دارند‪.‬‬ ‫نظام پدرتباری تمام ابع��اد اجتماعی و سیاسی جامعه ساسانی‬ ‫را تحت تاثیر قرار می‌ده��د و به‌صورت یک اصل سازماندهی‬ ‫کننده عمل می‌کند‪ .‬بازتاب این نظام در مواردی مانند حق ارث‪،‬‬ ‫جانشینی‪ ،‬قیمومیت و سرپرستی خانواده‪.‬‬ ‫نام‌گ��ذاری و ثبت اسناد و حتا نوشته سنگ قبرها‪ ،‬ازدواج (اعم‬ ‫از ازدواج مجدد یا چند همسری) و مشارکت اجتماعی و امکان‬ ‫دست‌یابی به فرصت‌های پیش‌رفت یا کس��ب قدرت سیاسی‬ ‫نش��ان می‌یابد‪ .‬مشارکت محدود زنان در امور سیاسی (تنها در‬ ‫نبود کاندیدای م��رد) و بازنمایی محدود زنان در مواد فرهنگی‬ ‫این دوران (به‌ویژه هنرهای تصویری که آشکارا ماهیتی سیاسی‬ ‫دارند و مریوط به خاندان حاکم می‌باشند‬ ‫هنر ساسانیان‬ ‫ساسانیان بر خ�لاف هخامنشیان هن��ری پراکنده و متنوع‬ ‫داشتن��د و تقریبن سراسر نیمه غرب��ی و جنوب غربی ایران‬ ‫نمایش‌گاهی از هنر ساسانی است که در مثلثی به راس‌های‬ ‫داراب‪ ،‬سلماس و مداین و حتا بسیار فراتر قرار دارد‪ .‬کاخ‌های‬ ‫سلطنتی‪ ،‬کوشک‌های بین راهی‪ ،‬آتش‌کده‌ها‪ ،‬آتش‌گاه‌های‬ ‫بی‌شم��ار ‪،‬سنگ‌نگاره‌ها‪ ،‬شهرهای مجهز ب��ه برج و بارو و‬ ‫راه‌های بس��یار با پل‌های باشکوه‪ ،‬موزاییک‌کاری‪ ،‬بافندگی‬ ‫‪،‬گچ‌ک��اری‪ ،‬گنبد‌س��ازی‪ ،‬موسیق��ی‪ ،‬نقاش��ی‪ ،‬طالکاری و‬ ‫آهن‌گری ‪،‬حکاکی بر سنگ‬

‫‪51‬‬


‫زنان عکاس و روزنامه‌نگار عهد ناصری‬

‫سایه کوثری‬ ‫«عزت ملک خانم» یا «اشرف‌الس��لطنه» را برخی نخستین‬ ‫زن مطبوعات ایران خوانده‌اند‪.‬‬ ‫فری��د قاسمی‌‪ ،‬پژوهش‌گر تاریخ مطبوع��ات ایران در کتاب‬ ‫مطبوع��ات ایرانی خ��ود درباره عزت مل��ک خانم می‌گوید‪:‬‬ ‫«اولی��ن زن مطبوعات ای��ران عزت‬ ‫ک خانم دخت��ر امام‌قل��ی میرزای‬ ‫مل�� ‌‬ ‫عماد‌الدول��ه دولتشاه��ی اس��ت ک��ه‬ ‫در س��ال ‪۱۲۸۸‬هج��ری قم��ری ب��ه‬ ‫عقد محمد حس��ن خ��ان صنیع‌الدوله‬ ‫(اعتماد‌السلطنه‌) درآمد و از سال‪۱۳۰۶‬‬ ‫ملقب به اشرف‌السلطنه شد‪.‬‬ ‫‌آن‌چنان ک��ه در برخی منابع نوشته‌اند‬ ‫همس��ر اشرف‌الس��لطنه در دوران‬ ‫‪ ۲۵‬س��ال زندگ��ی مشترک ب��ا او در‬ ‫مطبوع��ات فعالیت داش��ت و مدیر ‪۹‬‬ ‫نشری��ه ب��ود‪ ،‬آن‌چنان ک��ه نامش به‬ ‫عنوان نخس��تین وزی��ر انطباعات در‬ ‫تاریخ ب��ه ثبت رسید‌ه اس��ت‪ ،‬در این‬ ‫مدت اشرف‌السلطنه با او هم‌کاری کرد‬ ‫و حتا بیش‌تر آن‌چه به عنوان روزنامه‬ ‫خاطرات اعتماد‌السلطنه بر جای مانده‬ ‫است‌‪ ،‬از زبان اعتماد‌الس��لطنه ولی به‬ ‫قلم اشرف‌الس��لطنه اس��ت و عجیب‬ ‫نیس��ت که آثار دیگ��ری نیز نوشته او‬ ‫باشد‪.‬‬ ‫از سوی��ی نقش عزت مل��ک خانم در‬ ‫تاریخ عکاسی ایران ه��م انکارناپذیر‬ ‫اس��ت و او را ب��ه عن��وان اولی��ن‬ ‫عک��اس زن ای��ران ه��م می‌شناسند‪.‬‬ ‫اعتمادالس��لطنه همس��ر او در کت��اب‬ ‫خود‪ ،‬روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه‬ ‫که شامل وقایع چهل سال زندگی پر‬ ‫ماج��رای او در درب��ار ناصرالدین شاه‬ ‫اس��ت‪ ،‬باره��ا به عکاسی همس��رش‬ ‫اشاره کرده است‪ .‬شرح روشن‌گری را‬ ‫نیز یکی از بستگان اشرف‌السلطنه در‬ ‫مقدم��ه چاپ‌های بعدی این کتاب در‬ ‫معرفی اشرف‌السلطنه و فعالیت‌های او‬ ‫از جمله عکاسی نوشته است‪.‬‬ ‫نخستین عکاسان زن ایرانی را باید در‬ ‫میان زنان حرم‌سرای ناصرالدین شاه‬ ‫قاجار که خود شیفته این فن بود جس��ت‌وجو کرد‪ .‬در برخی‬ ‫از آلبوم‌های ناصری که در آلبوم خانه کاخ گلس��تان موجود‬ ‫است‪ ،‬آثاری از این زنان عکاس که به طور تفننی به عکاسی‬ ‫می‌‌پرداخته‌اند دیده می‌‌شود‪ .‬اما نخس��تین زن ایرانی که به‬ ‫صراح��ت بر عکاسی او اش��اره رفته‪ ،‬عزت ملک خانم ملقب‬ ‫به اشرف‌السلطنه همسر محمد حس��ن خان اعتمادالسلطنه‬ ‫وزیر انطباعات دوران ناصری است که عکاسی را از شاه‌زاده‬

‫‪52‬‬

‫محمدمیرزا پسر عموی خود فرا گرفته است‪.‬‬ ‫از دیگ��ر عکاس��ان زن ایران��ی می‌‌ت��وان به زن��ان خانواده‬ ‫معیر‌الممالک اشاره کرد که به لحاظ آشنایی معیر و دارا بودن‬ ‫عکاس‌خانه‌ای مجهز در منزل شخصی امکان عکس‌برداری‬ ‫توس��ط زنان وی فراه��م بوده است‪ .‬دو ت��ن از زنان دوران‬

‫ناص��ری نیز ب��ه نام‌های فاطمه سلطان خانم همس��ر میرزا‬ ‫حس��نعلی عکاس و عذرا خانم همسر آقا یوسف عکاس که‬ ‫از عکاس‌باشی‌های ش��اه بوده‌اند به عکاسی می‌‌پرداخته‌اند‪.‬‬ ‫همس��ر و دختر آنتوان خان سوریوگین‪ ،‬عکاس نام‌دار دوران‬ ‫ناصری تا رضا شاه را نیز باید در شمار نخستین زنان عکاس‬ ‫در ایران به حساب آورد‪.‬‬ ‫ام��ا دیگر محققان ایرانی معمولن از بی بی خانم استرآبادی‬

‫جامعه‬

‫به عنوان یکی از نخس��تین زن��ان روزنامه‌نگ��ار ایرانی یاد‬ ‫می‌کنند و معمولن به اشرف‌الس��لطنه اشاره‌ای نمی‌کنند‪ .‬بی‬ ‫بی خانم اشرف‌الس��لطنه در زمان مشروطه در روزنامه‌های‬ ‫حبل‌المتی��ن‪ ،‬تمدن و نشریه مجلس مقال��ه می‌نوشت‪ .‬اگر‬ ‫روزنامه‌ه��ای مشروط��ه را بررسی کنیم با ن��ام بی بی زیر‬ ‫مقاله‌ها روبه‌رو می‌شویم که همان‬ ‫بی‌ب��ی خانم استرآب��ادی است‪ .‬از‬ ‫بی‌ب��ی خانم استر آب��ادی مطالب‬ ‫زی��ادی در دس��ت نیس��ت و چند‬ ‫مطلب به جا مانده از او بیش‌تر بر‬ ‫آموزش دختران تمرکز دارد‪.‬‬ ‫درب��اره زندگ��ی شخص��ی‬ ‫اشرف‌الس��لطنه که برخی محققان‬ ‫او را نخس��تین روزنامه‌نگ��ار زن‬ ‫ایران می‌دانند در تاریخ می‌نویسند‪:‬‬ ‫«وی در زمان حکم‌رانی پدرش در‬ ‫کرمانشاهان متولد شد و در جوانی‬ ‫به اعتمادالسلطنه که در آن هنگام‬ ‫میرزاحس��ن خ��ان پیش‌خدم��ت‬ ‫ش��اه بود شوهر ک��رده و به تهران‬ ‫آم��د‪ .‬چ��ون اوالد نداش��ت عمر‬ ‫خ��ود را بیش‌تر ب��ه مطالعه کتاب‬ ‫می‏گذرانی��د‪ .‬ب��ه تاری��خ و ط��ب‬ ‫خیل��ی مایل بود‪ .‬ب��ه علت زندگی‬ ‫با اعتمادالس��لطنه از سیاست دربار‬ ‫ایران و اتفاقات مملکت و روابط با‬ ‫خارجه خوب مطلع بود‪.‬‬ ‫در هنره��ای زنانه و کارهای خانه‬ ‫از آشپ��زی و خیاطی و غیره استاد‬ ‫و صاح��ب سلیقه بود‪ .‬در حرم‌خانه‬ ‫ناصرالدی��ن ش��اه و در حض��ور‬ ‫شاه رفت��اری تا حدی گس��تاخانه‬ ‫داشت‪ .‬زبان فرانس��ه را قدری نزد‬ ‫شوهرش آموخته بود به سفر میل‬ ‫نداشت‪ .‬به ساز و آواز مطلقن مایل‬ ‫نب��ود ولی شطرن��ج و نرد را خوب‬ ‫بازی می‏کرد‪ .‬عکس‌های قشنگ‬ ‫برمی‏داشت‪ .‬عکاسی را نزد مرحوم‬ ‫ش��اه‌زاده سلط��ان محم��د میرزا‪،‬‬ ‫یمن‏الدوله آموخت��ه بود‪ .‬دو مرتبه‬ ‫ب��ه عتب��ات عالیات مش��رف‪ ،‬در‬ ‫اواخر عمر از راه اسالمبول به مکه‬ ‫معظم��ه مشرف شد و جمعی را هم‌راه برده و قریب دو هزار‬ ‫تومان خرج کرد‪».‬‬ ‫تو‌پنج سال هم‌راه شوه��رش گرداننده‬ ‫اشرف‌الس��لطنه بیس�� ‌‬ ‫نشریات دوره ناصری بود و پس از مرگ شوهرش همه امالک‬ ‫او ب��ه جز کتاب‌ه��ای خطیش را فروخت و ب��ه مشهد رفت و‬ ‫کتاب‌ها را به کتاب‌خانه آستان قدس رضوی اهدا کرد‪ .‬به گفته‬ ‫مورخان به نظر می‌رسد در ‪ ۵۳‬سالگی از دنیا رفته باشد‪.‬‬


‫دکتر آویده مطمئن‌فر‬ ‫در سال ‪ ۱۸۶۱‬میالدی‪ ،‬پزشک فرانس��وی‪ ،‬دکتر منییر‪ ،‬عالیم‬ ‫بیماری که باعث بروز اختالالت خاصی در گوش داخلی می‌شد‬ ‫را توصی��ف کرد‪ .‬این اختالالت می‌توانند باعث بروز سرگیجه‪،‬‬ ‫ص��دای وزوز در گ��وش‪ ،‬احس��اس فشار در گ��وش و کاهش‬ ‫شنوایی‪ ،‬البته به طور متناوب در ابتدا شوند‪ .‬بروز حمله بیماری‬ ‫منیر با افزایش فشار در گوش آسیب دیده و یا هر دو گوش در‬ ‫بعضی از موارد اعالم می‌شود‪ .‬نوسان شنوایی نیز ممکن است‬ ‫قب��ل از حمله رخ دهد‪ .‬بحران منیی��ر با سرگیجه‪ ،‬عدم تعادل‪،‬‬ ‫حالت تهوع و گاهی هم استفراغ همراه است‪ .‬به طور متوسط‪،‬‬ ‫یک حمله می‌تواند ح��دود سی دقیقه تا چهار ساعت به طول‬ ‫انجامد‪ .‬پس از این دوره‪ ،‬بس��یاری از افراد احس��اس خستگی‬ ‫شدید می‌کنند و برای چند ساعت می خوابند‪.‬‬ ‫ب��رای برخی اف��راد‪ ،‬دوره‌های حمله این بیم��اری می‌تواند در‬ ‫فواصل زمانی کوتاه رخ دهد‪ .‬و بر عکس‪ ،‬هفته‌ها‪ ،‬ماه‌ها و حتی‬ ‫سال‌ها می‌تواند بدون هیچ گونه حمله‌ای سپری شود و معمولن‬ ‫بین این حمالت‪ ،‬افراد از هیچ نشانه دیگری به غیر از احساس‬ ‫عدم تعادل و وزوز گوش رنج نمی‌برند‪.‬‬ ‫در ‪ ۷۵‬درصد از موارد‪ ،‬بیماری منییر بر یک گوش تاثیر می‌گذارد‬ ‫در حال��ی که در ‪ ۲۵‬درصد دیگر این بیم��اری هر دو گوش را‬ ‫تحت تاثیر قرار می‌دهد‪ .‬برای بسیاری‪ ،‬شنوایی در گوش مبتال‬ ‫ب��ه تدریج کاهش می‌یابد‪ .‬آن‌چ��ه که در این بیماری متناقض‬ ‫است‪ ،‬ناشنوا بودن و داشتن حس��اسیت فوق‌العاده به صداهای‬ ‫خاص است‪ .‬برای افرادی که شنوایی طبیعی دارند تصور این‌که‬ ‫ف��رد قادر به شنیدن باشد ولی قادر ب��ه درک آن چه می‌شنود‬ ‫نباش��د‪ ،‬دشوار اس��ت‪ .‬در واقع‪ ،‬برخی از صداها بیش از حد بلند‬ ‫هس��تند در حالی که دیگ��ران نه به ان��دازه کافی‪ ،‬چیزی که‬ ‫باعث اعوجاج صدا می‌شود‪ .‬اگر چه این حمالت بسیار نگران‬ ‫کننده هستند‪ ،‬بیماری منییر یک بیماری کشنده در نظر گرفته‬ ‫نمی‌شود‪ .‬ولی در هر حال‪ ،‬افراد مبتال به این بیماری اغلب موارد‬ ‫احساس خستگی می‌کنند‪ .‬آن‌ها فاقد انرژی هستند و هر‌گونه‬ ‫تالش گاهی اوقات ممکن است باعث سرگیجه‪ ،‬تهوع و عرق‬ ‫سرد شود‪ .‬این یکی از پیامدهایی است که فرد مبتال را پریشان‬ ‫می‌کن��د‪ .‬اگر فرد بخواهد در بازی‌های ورزشی مانند قبل فعال‬ ‫باشد‪ ،‬کوچک‌ترین فعالیتی او را خسته می‌سازد‪ .‬حتی یک عمل‬ ‫س��اده آویختن یک نقاشی بر روی دیوار و یا پر کردن کیس��ه‬ ‫خرید در بازار گاهی اوقات باعث سرگیجه‪ ،‬تعریق و حالت تهوع‬ ‫است و فرد چند ساعت الزم دارد تا بهبودی خود را بازیابید‪ .‬تنها‬ ‫کاری که فرد مبتال به این بیماری می‌تواند انجام دهد‪ ،‬نوشتن‬ ‫چند خط است و حتا همان هم نباید تحت فشار باشد و تنها با‬ ‫سرعتی مناسب با وضعیت فرد و رحمت آقای منییر‪.‬‬ ‫با این حال‪ ،‬این امکان وجود دارد که هیچ یک از این‌ها اتفاق‬ ‫نیافتد‪ .‬این همان چیزی است که با این بیماری مغایر است‪ .‬فرد‬ ‫ممکن است برای روزها‪ ،‬هفته‌ها‪ ،‬ماه‌ها و حتی سال‌ها بس��یار‬ ‫سرح��ال باشد و ناگهان بدون هیچ دلیل روشنی همه نشانه‌ها‬ ‫پدیدار شوند‌‪ .‬بیماری منییر یک بیماری موذی است‪ .‬بسیاری‬ ‫از مردم تردید دارند که مریض هستند و به مدت زمان طوالنی‬ ‫برای اعتراف به این واقعیت احتیاج دارند زیرا این بیماری مانند‬ ‫یک ناتوانی جس��می آشکار نیس��ت و بیشتر با درجه پیشرفت‬ ‫بیم��اری آشکار می‌شود‌‪ .‬هنوز درمانی ب��رای این بیماری و یا‬ ‫علت دقیق آن یافت نشده است‪ .‬فرضیه‌های متعددی برای این‬ ‫بیماری وجود دارد‪ .‬برخ��ی می‌گویند که از آلرژی‌های غذایی‪،‬‬

‫بیماری منییر‬

‫وی��روس و حتا علل ژنتیک سرچشمه می‌گیرد اما هیچ چیز از‬ ‫نظ��ر علمی به اثبات نرسیده اس��ت‪ ،‬و پژوهش‌ها هنوز در این‬ ‫راستا ادامه دارد‪ .‬استرس قطعن ماشه بحران بیماری منییراست‪.‬‬ ‫اما عدم آگاهی فرد بر زمان بروز بحران‪ ،‬عدم شنوایی و تمرکز‬ ‫بیشتر برای درک دیگ��ران‪ ،‬خود یک مورد استرس‌زا است که‬ ‫باع��ث بروز بحران می‌شود‪ .‬عامل ژنتیک به عنوان یک علت‬ ‫احتمالی این بیماری به قطع از محاصبه خارج نیس��ت‪ .‬به نظر‬ ‫می‌رسد که بس��یاری از کسانی که از این بیماری رنج می‌برند‪،‬‬ ‫بس��تگان درجه اولی داشته‌اند که به این بیماری مبتال بوده‌اند‪.‬‬ ‫بدیه��ی است که قبل از سال‌ه��ای ‪ ۷۰‬میالدی به خوبی این‬ ‫بیماری شناخته نبوده و بسیاری از افراد مبتال نمی‌دانند که برخی‬ ‫ت بستگان نزدیک و یا پدربزرگ و مادربزرگ آن‌ها به‬ ‫از اختالال ‌‬ ‫عالیم این بیماری مربوط بوده باشد‪‌.‬‬ ‫در مقال��ه‌ای درباره بیماری منییر‪ ،‬دکتر پل یانیک‪ ،‬متخصص‬ ‫گوش و حلق و بینی‪ ،‬نوشته است که بسیاری از بیماران او که به‬ ‫بیماری منییر مبتال هستند به دیابت و یا حمالت هیپوگلیسمی‬ ‫نی��ز مبتال بوده‌اند‪ .‬در هر ح��ال توجه داشته باشید که حمالت‬ ‫منییر و بحران دیابت در برخی موارد مشابه هس��تند و فقط در‬ ‫دیاب��ت سرگیجه وجود ندارد‪ .‬و در ه��ر دو مورد‪ ،‬فقدان انرژی‪،‬‬ ‫احساس ضعف‪ ،‬عرق سرد یکسان هستند و گاهی اوقات باعث‬ ‫اشتباه تشخیص می‌شوند‪ .‬و از آن‌جا که دیابت ممکن است یک‬ ‫علت بیماری منییر باشد‪ ،‬به اعتقاد من‪ ،‬آزمایش میزان قند خون‬ ‫مناسب است زیرا در بسیاری از موارد مثبت است‪.‬‬ ‫صدای وزوز گوش مانند سر و صدای پس زمینه‌ای است‪ .‬این‬ ‫صداها را می‌توان به صدای سقوط آب‪ ،‬صدای جریان آب روان‪،‬‬ ‫صدای موج دریا و یا صدایی که در یک حلزون دریایی می‌توان‬ ‫شنید‪ ،‬صدای برفک صفحه تلویزیون‪ ،‬سوت قابل مقایس��ه با‬ ‫تولید بخار فراری از یک کتری‪ ،‬صدای شیشه شکسته‪ ،‬صدای‬ ‫بوق‪ ،‬آژیر یا حتا صدا حشره کریکت تشبیه کرد‪ .‬حمالت منییر‬ ‫و بحران دیابت در برخی موارد مشابه هستند و فقط در دیابت‬ ‫سرگیجه وجود ندارد‪ .‬و در هر دو مورد‪ ،‬فقدان انرژی‪ ،‬احس��اس‬ ‫ضعف‪ ،‬عرق سرد یکس��ان هستند و گاهی اوقات باعث اشتباه‬ ‫تشخی��ص می‌شوند‪ .‬این صداها در شدت متفاوت هس��تند و‬ ‫گاهی اوقات طرز شنیده شدن آن‌ها توسط افردا مختلف بسیار‬ ‫متف��اوت است‌‪ .‬گاه��ی اوقات نیز این صداه��ا می‌توانند با هم‬ ‫مخلوط باشن��د‪ .‬این صداها در گوش آسیب دی��ده و یا هر دو‬ ‫شنیده می‌شوند و می‌توانند یا از خواب فرد جلوگیری کنند و یا‬ ‫آن‌ها را از خواب بیدار کند‪ .‬حتی افرادی که به طور کامل ناشنوا‬ ‫هستند می‌توانند این صداها را بشنوند‪.‬‬ ‫اگر چه این صداها بسیار آزار‌دهنده هستند‪ ،‬باید یا با آن زندگی‬ ‫کرد و یا افس��رده شد‪ .‬ولی من به این ب��اورم که با اجتناب از‬ ‫شرایط استرس زا و رژیم غذایی مناسب می‌توان با این وضعیت‬ ‫ساخت و زندگی کرد‪ .‬در حال افراد مبتال با استرس و خستگی‪،‬‬ ‫این صداها را بیشتر می‌شنوند‪ .‬یکی دیگر از مشخصه‌های این‬ ‫بیماری سرگیجه است‪ .‬البته این سرگیجه همیشگی نیست و‬ ‫گاهی اوقات بسته به درجه پیشرفت بیماری رخ می‌دهد‪ .‬حتا به‬ ‫ط��ور ناگهانی و بدون هشدار می‌تواند بین یک تا چهار ساعت‬ ‫و گاهی بیشتر طول بکشد‪ .‬می‌تواند به حال بهم خوردگی سفر‬

‫دانش‬

‫دریایی شبی��ه باشد و وقتی که شروع می‌شود نمی‌توان تعادل‬ ‫را حفظ کرد‪.‬‬ ‫در اوای��ل بح��ران سرگیجه‪ ،‬به نظر می‌رس��د که سر پر از مه‬ ‫شده و سنگین می‌شود‪ .‬احساس ضعف و احساس پری در سر‬ ‫احس��اس می‌شود‪ .‬حال تهوع‪ ،‬عرق سرد و گاهی هم استفراغ‬ ‫این عالیم را همراهی می‌کن��د‪ .‬کوچک‌ترین حرکت سر این‬ ‫بح��ران را تشدید می‌کند‪ .‬بهتر است که روی پشت دراز کشید‬ ‫و استراح��ت کرد‪ .‬افرادی که حمالت مکرر سرگیجه را تجربه‬ ‫س ناامنی دارند چرا که می‌ترسند که این حمالت‬ ‫می‌کنند احسا ‌‬ ‫ناگهانی و غیرمنتظره در یک محل عمومی‌‪ ،‬هنگام رانندگی‪ ،‬در‬ ‫محل کار و یا در رویدادهای اجتماعی رخ دهد‪ .‬چیزی که باعث‬ ‫کناره گیری و ان��زوای این افراد از همه فعالیت‌های اجتماعی‬ ‫و از دست دادن اعتم��اد به نفس شخص می‌شود‪ .‬پس از این‬ ‫حمالت‪ ،‬فرد اغلب خسته و افسرده است‪‌.‬‬ ‫این ممکن است عجیب به نظر برسد اما برخی از افراد مبتال‬ ‫به مشکالت شنوایی دارای حس��اسیت فوق‌العاده به صداهای‬ ‫خاصی از محیط اطراف هستند‪ .‬گوش بسیار حساس می‌شود و‬ ‫کوچک‌ترین سر و صدا به طور نامتناسبی تقویت شده به نظر‬ ‫می‌رس��د‪ .‬برخی از صداها غیر قاب��ل تحمل می‌شوند و گاهی‬ ‫اکو تولید می‌کنند‪ .‬این پدیده هیپرسونی نامیده می‌شود‪ .‬گوش‬ ‫صداهای��ی را که به طور معمول شنیده نمی‌شوند را می‌شنود و‬ ‫باعث تحریک سیس��تم عصبی و طاقت فرسا شدن آن در دراز‬ ‫مدت می‌شود‪ .‬ما می‌توانیم نشانه‌های این بیماری را با داروی‬ ‫دیورتیک برای کاهش فشار کنترل کنیم و یا برای جلوگیری از‬ ‫سرگیجه از داروی ضد سرگیجه استفاده کنیم‪ .‬در برخی از موارد‪،‬‬ ‫پزشک متخصص گوش و حلق و بینی از جراحی برای از بین‬ ‫بردن فشار در گوش یعنی رفع فشار عروق کیس��ه اندولنفاوی‬ ‫استفاده می‌کند‪ .‬این عمل به تهویه گوش داخلی معروف است‬ ‫و توسط یک لوله کوچک از تجمع مایع بیش از حد‪ ،‬که منجر به‬ ‫نامتعادلی و در نتیجه تولید سرگیجه می‌شود جلوگیری می‌کند‪.‬‬ ‫درمان جدید شامل از بین بردن البیرنت و تزریق آنتی بیوتیک از‬ ‫طریق پرده گوش به داخل گوش است‪ .‬با تخریب البیرنت غیر‬ ‫ممک��ن است که مایع در گوش داخلی جمع شود‪ ،‬چیزی که از‬ ‫عدم تعادل و سرگیجه جلوگیری می‌کند‪ .‬برای کمک به کنترل‬ ‫این بیماری من توصیه می‌کنم که مقدار استفاده از نمک‪ ،‬شکر‪،‬‬ ‫کافئی��ن و الکل را به شدت کاهش دهید‪ .‬هم چنین بهتر است‬ ‫که در زمان‌های منظم و هر وعده مقدار کمی غذا بخورید‪ .‬هیچ‬ ‫شواهد علمی برای این توصیه وجود ندارد‪ ،‬اما در تجربه من‪ ،‬این‬ ‫ام��ر به بیماران مبتال به این بیماری کمک کرده است‪ .‬البته با‬ ‫همه این درمان‌ها و تمام داروها‪ ،‬هنوز هیچ درمانی به طور کامل‬ ‫برای بیماری منییر وجود ندارد‪ .‬ولی هرگز نباید دل‌سرد شده چرا‬ ‫که در نهایت‪ ،‬با صبر‪ ،‬شجاعت و سرسختی می‌توان عالیم این‬ ‫بیم��اری را کنترل کرد‌‪ .‬من فک��ر می‌کنم که چه دراختالالت‬ ‫شنوایی‪ ،‬بینایی‪ ،‬جسمی و یا دیگر بیماری‌ها‪ ،‬همه از یک دوره‬ ‫از افسردگی و دل‌سردی می‌گذریم ولی گاهی به گذشت زمان‬ ‫و در نهایت پذیرش زندگی با محدودیت‌های جدید نیازمندیم‪.‬‬ ‫صبور باشید‪ ،‬زیرا زندگی در هر حال دارای لحظات خوب است‪،‬‬ ‫حتی با محدودیت‌های ما‪.‬‬

‫‪53‬‬


‫وز هیبت قلم‪ ،‬فرعون به تخت لرزید‬ ‫اکبر ترشیزاد‬ ‫در سال‌های گذشته بارها کمپین‌ها و فراخوان‌های متفاوتی برای‬ ‫اعتراض به احکام قضایی ناعادالنه‌ای که در جمهوری‌اسالمی‬ ‫ص��ادر می‌شود‪ ،‬شک��ل گرفته بود‪ .‬این حرک��ات اما عمومن با‬ ‫موفقیت هم‌راه نبوده‌اند‪ .‬آخرین نمونه از این دست‪ ،‬موجی بود‬ ‫ک��ه به همت «مانا نیس��تانی» و در دفاع از «محمود شکرایه»‬ ‫کاریکاتوریست ایرانی به راه افتاد‪ .‬این بار اما نتیجه‪ ،‬خوش‌بختانه‬ ‫مثب��ت و قابل توجه بود‪ .‬این پیروزی چشم‌گیر اهالی قلم‪ ،‬علل‬ ‫چندگان��ه‌ی آشکار و نهانی داشت که سعی می‌کنم به برخی از‬ ‫آن‌ها اشاره‌ای کوتاه داشته باشم‪.‬‬ ‫شاید یکی از زیرکانه‌ترین نکات در این اقدام اخیر‪ ،‬در برابر هم‬ ‫نه��ادن حقوق و میزان نفوذ اهالی مطبوعات و سیاست‌مداران‪،‬‬ ‫ف��ارغ از هرگونه خط و مرزه��ای موجود سیاسی در کشور بود‪.‬‬ ‫در این مورد ویژه‪ ،‬این پیام‪ ،‬غیرمس��تقیم به مردم انتقال یافت‬ ‫ک��ه اهالی مطبوعات حتا با رعایت تمامی قوانین دست و پاگیر‬ ‫و خطوط قرمز موجود در مطبوعات کشور‪ ،‬که از قضا تعدادشان‬ ‫هم کم نیس��ت‪ ،‬ب��از هم در براب��ر سیاست‌م��داران و حمایت‬ ‫ویژه‌ای که قان��ون و قوه‌قضاییه از آن‌ها می‌کند‪ ،‬چقدر بی‌پناه‬ ‫و آسیب‌پذیرند‪ .‬به سبب هم‌راهی بس��یاری از اهالی مطبوعات‬ ‫و ب��ا گرایش‌های سیاسی متفاوت در اعتراض صورت گرفته‌ی‬ ‫اخیر‪ ،‬حکومت برای از میدان به در کردن منتقدین‪ ،‬توان استفاده‬ ‫از روش‌های همیشگی‌اش هم‌چون به کار بردن برچسب‌های‬ ‫خائن‪ ،‬فتنه‌گر و عامل بیگانه بودن‪ ،‬را نداشت‪.‬‬ ‫یکی دیگر از سویه‌هایی این ماجرا که سبب عقب‌نشینی سریع‬ ‫قوه‌قضایی��ه و به طور کلی حکوم��ت از این حکم شد‪ ،‬این بود‬ ‫ک��ه ماجرا جنبه‌ی بین‌المللی به خ��ود گرفت‪ .‬درست است که‬ ‫در سال‌ه��ای اخیر همواره جمه��وری اسالمی به عنوان یکی‬ ‫از دشمنان اصلی مطبوع��ات و اهالی فرهنگ و قلم در جهان‬ ‫شناخت��ه شده اما نظام همواره توانس��ته است ب��ا رنگ و بوی‬ ‫سیاس��ی دادن به موض��وع انتقادهای نهاده��ای حقوق‌بشری‬ ‫غرب��ی و این ادعا که تفس��یرها از آزادی مطبوعات در ایران و‬ ‫جه��ان متفاوت است‪ ،‬حداقل به خی��ال خودش‪ ،‬افکار عمومی‬ ‫در داخ��ل ایران را تا اندازه‌ای قانع کند‪ ،‬اما به قول قدیمی‌های‬ ‫ای��ن تو بمی��ری از آن تو بمیری‌ها نبود‪ .‬ماج��رای اخیر‪ ،‬به آن‬ ‫می��زان از حق حداقلی و طبیعی اهالی رسانه مربوط می‌شد که‬ ‫دیکتاتورترین و مستبدترین نوع حکومت‌ها هم آنرا به رسمیت‬ ‫می‌شناسند‪ .‬جهانی شدن ابعاد موضوع مجازات شالق برای یک‬ ‫کاریکاتوریست‪ ،‬می‌توانست اندک آبروی باقی‌مانده برای نظام‬ ‫را از ه��م بین ببرد‪ ،‬حکمی که جای هی��چ دفاعی را هم برای‬ ‫حکومت باقی نگذاشت‪.‬‬ ‫آخرین نکته‌ی مثبت در چگونگی حرکت جمعی روزنامه‌نگاران‪،‬‬ ‫اهل قلم و کاریکاتوریس��ت‌ها از هم‌کارشان‪ ،‬گرفتار نشدن به‬ ‫دام حاشیه‌هایی بود که حکومت بر سر راه آن‌ها پهن کرده بود‬ ‫که برای نمونه می‌توان به مصاحبه‌ی هوش‌مندانه‌ی «مس��یح‬ ‫علی‌نژاد» با یک نماینده‌ی مجل��س در این باره اشاره کرد‪ .‬در‬ ‫این گفت‌وگو نماینده‌ی مذکور‪ ،‬بارها سعی می‌کند که بحث را‬ ‫به شرع و تقدس و تفاوت‌های نظام اسالمی با غرب بکشاند که‬

‫‪54‬‬

‫هربار «علی‌نژاد»‪ ،‬زیرکانه خود را از ورود به این بازی بی‌نتیجه‬ ‫کنار می‌کشد و فقط بر سنگینی مجازات‪ ،‬عدم تناسب آن با جرم‬ ‫به ظاهر صورت گرفته و آزادی‌های مطبوعاتی پای می‌فشرد‪.‬‬ ‫در نامه‌ها‪ ،‬بیانیه‌ها و کاریکاتورهایی که در داخل و خارج از کشور‬ ‫و توسط ایرانیان و یا غیرایرانیان در حمایت از این روزنامه‌نگار‬ ‫کشیده شد نیز به خوبی این نکته منظور شده است و آن‌ها فقط‬ ‫به شخص نماینده‪ ،‬کاریکاتوریست محکوم شده و حق آزادی‬ ‫بیان پرداخته‌ان��د و خوش‌بختانه و آگاهانه وارد بازی‌های مورد‬ ‫پس��ند جمهوری‌اسالمی نشدند‪ .‬امید است که چنین حرکات‬ ‫هم‌دالن��ه‪ ،‬جمعی و تاثیرگذار‪ ،‬ک��ه از روی شناخت و با آگاهی‬ ‫از شرایط سیاسی و اجتماع��ی درون ایران و ابزارهای حداقلی‬ ‫موج��ود صورت می‌گیرد‪ ،‬روز ب��ه روز در میان روزنامه‌نگاران و‬ ‫کنش‌گران سیاسی ما گسترش یابد‪.‬‬ ‫[‪ ]1‬پنداشت او قلم‬ ‫در دست‌های مرتعشش‬ ‫باری عصای حضرت موساست‬ ‫می‌گفت‬ ‫اگر رها کنمش اژدها شود‬ ‫ماران و موری‌های‬ ‫این ساحران رانده وامانده را‬ ‫فرو بلعد‬ ‫می‌گفت‬ ‫وز هیبت قلم‬

‫سیاست‬

‫فرعون اگر به تخت نلرزد‬ ‫دیگر جهان ما به چه ارزد‌؟‬ ‫بر کرسی قضا و قدر‬ ‫قاضی‬ ‫بنشسته با شکوه خدایان تندخو‬ ‫تمثیل روزگار قیامت‬ ‫انگشت اتهام گرفته به سوی او‬ ‫برخیز‬ ‫از اتهام خود اینک دفاع کن‬ ‫این آخرین دفاع‬ ‫پیش از دفاع زندگیت را وداع کن‬ ‫می گفت‬ ‫امان دهید‬ ‫تا آخرین سپیده‬ ‫تا آخرین طلوع زندگیم را‬ ‫نظاره‌گر شوم‬ ‫پیش از سپیده دم که فلق در حجاب بود‬ ‫بر گرد گردنش اثری از طناب بود‬ ‫و چشم‌های بسته او غرق آب بود‬ ‫در پای چوب دار‬ ‫هنگام احتضار‬ ‫از صد گره گرهی نیز وا نشد‬ ‫موسی نبود او‬ ‫دردست‌های او قلمش اژدها نشد‬ ‫«حمید مصدق»‬


‫شمشــیرچوبیــن‬

‫اکبر ترشیزاد‬ ‫خبر انتشار نخس��تین شماره از ماه‌نامه‌ی «دانش روز» را که‬ ‫دیدم نمی‌دانس��تم بخندم یا گریه کن��م‪ .‬بهت‌زده شده بودم‬ ‫بیش از هر چیزی‪ .‬دلم گرفت برای رضا و مریم‪.‬‬ ‫از زمان آشنایی‌ام با «رضا خجس��ته‌رحیمی» بیس��ت سالی‬ ‫می‌گذرد‪ .‬او را نخس��تین بار در یکی از جلس��ات هفتگی در‬ ‫مشهد که مخفیانه برگ��زار می‌شد دیدم و در همان برخورد‬ ‫اول جذب هوش‪ ،‬ذکاوت و در عین حال برخورد دوستانه‌اش‬ ‫شدم‪.‬‬ ‫اوایل دهه‌ی هفتاد بود و رضا نوجوانی بود پانزده یا شانزده‬ ‫ساله که با پرسش‌ه��ا و نقدهای پخته‌اش‪ ،‬هر سخن‌ران یا‬ ‫صاحب‌نظ��ری را غافل‌گیر می‌کرد‪ .‬رفتاری که از نوجوانی با‬ ‫آن س��ن و سال بعید به نظر می‌رسید‪« .‬رضا خجس��ته» به‬ ‫سرعت وارد عالم روزنامه‌نگاری شد و در کنار آن از تحصیل‬ ‫و هنر نیز باز نماند‪.‬‬ ‫او معم��اری قاب��ل و‬ ‫کاریکاتوریستی تواناست‪،‬‬ ‫توانایی‌ه��ای ک��ه ب��ه‬ ‫سبب افتادگ��ی و تواضع‬ ‫ذاتی‌اش از چشم دیگران‬ ‫پنهان مانده است‪.‬‬ ‫در اواخ��ر دهه‌ی هفتاد و‬ ‫زمان��ی ک��ه روزنامه‌های‬ ‫دوم‌خ��ردادی در اوج‬ ‫فعالی��ت خ��ود بودند‪ ،‬دو‬ ‫شخصیت ج��وان در این‬ ‫نشری��ات گ��ل کردند که‬ ‫بس��یاری ب��ه نوشته‌ها و‬ ‫قابلیت‌های آنان با دیده‌ی‬ ‫تردی��د می‌نگریس��تند‪،‬‬ ‫یکی «محم��د قوچانی»‬ ‫ب��ود و دیگ��ری «رضا»‪.‬‬ ‫ک��م نبودند کس��انی که‬ ‫از سوی��ی و ب��ه جه��ت‬ ‫تس��لط ای��ن دو نف��ر بر‬ ‫تاری��خ معاصر و هم‌چنین‬ ‫موضوعات روز سیاسی ایران و جهان و از سوی دیگر جوانی‬ ‫آن‌ه��ا‪ ،‬گمان می‌بردن��د که افراد دیگ��ری در سایه‪ ،‬این دو‬ ‫نف��ر را هدایت می‌کنن��د و نوشته‌های‌شان را به نام آن‌ها در‬ ‫مطبوع��ات به چاپ می‌رسانند‪ .‬حرف و حدیث‌ها بس��یار بود‬ ‫ام��ا قوی‌ترین شایعه این بود که «ماشاله شمس‌الواعضین»‬ ‫را پدرخوان��ده‌ی «محم��د قوچانی» و «محس��ن سازگارا»‬ ‫را نویس��نده‌ی اصل��ی مق��االت و هدایت کنن��ده‌ی «رضا‬ ‫خجسته‌رحیمی» می‌دانستند‪.‬‬ ‫سخن��ی که از پایه بی‌اساس ب��ود‪ ،‬چرا که بعدها هر دو نفر‬ ‫ثاب��ت کردند آن قدر توانایی داشته‌ان��د که خود به جای‌گاه‬ ‫کنونی‌شان برسند‪.‬‬ ‫ای��ن دو گرچه ک��ه سال‌های دیگ��ری را نیز ب��ا یک‌دیگر‬ ‫هم‌کار و ه��م‌راه ماندند اما نگرش‌شان ب��ه عالم سیاست و‬

‫روزنامه‌نگاری یک‌سر متفاوت بود‪ .‬رضا بر خالف بس��یاری‬ ‫ک��ه تند رفتند و بی‌محابا نوشتن��د و این تب تندشان زود به‬ ‫عرق نشس��ت‪ ،‬این‌گونه نب��ود و آرام‪ ،‬با م��دارا و با حوصله‬ ‫جل��و می‌رفت‪ .‬او گرچه که هر گ��اه سخن از دفاع از حقوق‬ ‫زندانیان سیاسی و مطبوعاتی می‌شد در صف اول حاضر بود‬ ‫اما خودش گام به گام و با درایت حرکت می‌کرد طوری که‬ ‫هیچ‌گاه کس��ی نتوانس��ت مشکل جدی برای کارش ایجاد‬ ‫کند‪.‬‬ ‫فشاره��ای وارده ب��ر روزنامه‌نگاران و اهل قل��م به ویژه در‬ ‫چن��د سال اخیر اهالی این عرصه را به واکنش‌های متفاوتی‬ ‫فراخوانده بود‪.‬‬ ‫برخی که پس از تحم��ل سال‌ها فشار‪ ،‬مشکالت اقتصادی‬ ‫و زن��دان و شکنجه دیگر ک��م آورده بودند و از سوی دیگر‬ ‫ت��وان هم‌کاری با نظام را ه��م در شخصیت خود نمی‌دیدند‬ ‫هج��رت کردند‪ ،‬به امید آن‌ک��ه بتوانند راه تازه‌ای برای خود‬

‫و هم‌وطنان‌ش��ان بگشایند‪ .‬برخی ب��ا حکومت کنار آمدند و‬ ‫جیره‌خوار سیس��تم شدند و برای خوش آم��د آن‌ها گفتند و‬ ‫نوشتند و از مواهب��ش هم بهره‌مند شدند‪ .‬شماری دیگر که‬ ‫نه ت��وان رفتن داشتند و نه ی��ارای پذیرفتن ننگ هم‌کاری‬ ‫ب��ا نظام‪ ،‬سکوت را برگزیدن��د و شمار معدودی سعی کردند‬ ‫ب��ا هر سختی ک��ه شده چراغ مطبوعات منتق��د را در درون‬ ‫نظ��ام روشن نگاه دارند‪ .‬رضا را می‌توان به جرات از دسته‌ی‬ ‫آخر نامید‪ .‬او سر اصولش با کس��ی معامله نمی‌کرد و نکرد‪.‬‬ ‫«محم��د قوچانی» یار دیرینش ام��ا اهل معامله بود و جایی‬ ‫که الزم می‌دید با دشمنان فک��ری دیروزش نیز‪ ،‬هم‌نشین‬ ‫و هم‌رای می‌شد‪.‬‬ ‫«قوچانی» هر چند باری که پایش به زندان باز شد بالفاصله‬ ‫پس از بیرون آمدن مواضعی گرفت که همه می‌دانستند اثر‬

‫جامعه‬

‫روزهای زندان بوده است‪ ،‬اما بار آخر خیلی فرق می‌کرد‪.‬‬ ‫وقت��ی که او پس از جریانات انتخابات دوره‌ی دهم ریاست‬ ‫جمه��وری مدت��ی بازداشت ش��د‪ ،‬از حبس که ب��ه درآمد‪،‬‬ ‫مواضعی گرفت که مصداق عینی ضرب‌المثل «یکی به نعل‬ ‫و یکی به میخ زدن» بود‪.‬‬ ‫این بود که وقتی «رضا خجسته‌رحیمی» و «محمد قوچانی»‬ ‫ی��ک بار دیگر با هم هم‌راه شدن��د‪ ،‬دیگر آب‌شان به راحتی‬ ‫به یک جوی نرفت‪ .‬شاید هم وزارت‌ اطالعات‪ ،‬ادامه‌ی کار‬ ‫«شهروند امروز» را منوط به نبودن رضا کرده‌ است‪ ،‬کس��ی‬ ‫چه می‌داند‪.‬‬ ‫«خجس��ته‌رحیمی» اگر می‌خواست می‌توانس��ت به راحتی‬ ‫از ای��ران خارج شود‪ .‬او آن‌ق��در توانایی داشت که حداقل از‬ ‫طری��ق حرفه‌ی معماری روزگار راحتی را سپری کند اما این‬ ‫ک��ار را نکرد‪ ،‬چون بر این باور بود که هنوز می‌تواند بماند و‬ ‫برای کشورش کاری بکند‪.‬‬ ‫ام��ا از آن جای��ی که دیگر‬ ‫نمی‌توانست حتا با دوستان‬ ‫قدیمی‌اش ه��م هم‌کاری‬ ‫کن��د ترجی��ح داد ت��ا چند‬ ‫وقت��ی را گوش��ه‌ی خان��ه‬ ‫بنشیند و سکوت کند‪.‬‬ ‫حاال اما چن��د روزی است‬ ‫ک��ه رض��ا و ی��ار و هم‌راه‬ ‫همیشگ��ی‌اش «مری��م‬ ‫شبان��ی» دوب��اره بلن��د‬ ‫شده‌اند تا با ک��ار تازه‌شان‬ ‫روابط حاک��م بر مطبوعات‬ ‫این نظ��ام را به تمس��خر‬ ‫بگیرن��د‪ .‬ای��ن دو این‌ب��ار‬ ‫دست به انتشار ماه‌نامه‌ای‬ ‫عمل��ی زده‌ان��د‪« ،‬دان��ش‬ ‫روز»‪ .‬دردن��اک اس��ت که‬ ‫جوانان��ی که بدون شک از‬ ‫حرفه‌ای‌تری��ن و تواناترین‬ ‫نیروهای مطبوعات داخل‬ ‫کشور هس��تند‪ ،‬ح��ال باید‬ ‫در اث��ر فشارهای موج��ود به سراغ موضوعات��ی چنان خنثا‬ ‫برون��د که دیگ��ر هیچ بنی بشری و با هی��چ بهانه‌ای نتواند‬ ‫مشکلی برای‌ش��ان ایجاد کند‪ .‬می‌ش��ود گفت که حکومت‬ ‫اما این بار بالیی بر سر امثال «رضا خجسته‌رحیمی» آورده‬ ‫است که آن‌ها خودشان نیز همه چیزشان را به بازی بگیرند‪.‬‬ ‫رضا اهل سکوت نیست‪ ،‬توان سازش هم ندارد و با درد غربت‬ ‫هم نمی‌تواند کنار بیاید‪ ،‬پس چاره‌ی امثال او چیست؟ او اکنون‬ ‫هم‌چ��ون شمشیرزنی است که تیغ را ازو گرفته باشند و او را با‬ ‫شمشیری چوب��ی در دست رها کرده باشند‪ .‬رضا هم‌چنان و با‬ ‫مهارت سالحش را در دست می‌چرخاند اما افسوس که تیغش‬ ‫توان بریدن شاخه‌ای را هم ندارد‪ .‬کار امثال «خجسته‌رحیمی»‬ ‫انتشار مجالت علمی و خانوادگی نیست‪ .‬جای رضا در میانه‌ی‬ ‫میدان سیاست خالی‌ست‪.‬‬

‫‪55‬‬


‫اهمیت ایزدبانو آناهیتا در ایران باستان‬ ‫پیمان عابدی‬ ‫ن��ام «اردوی س��ورا» (‪ ) arәdvī sūra‬ب��ه معنی «رود‬ ‫نیرومن��د» ب��ا صفت دیگ��ر ای��ن ایزدبانو یعن��ی «آناهیتا»‬ ‫(‪ ) anāhita‬ب��ه معن��ی «ب��ی عیب» از مناب��ع اوستایی‬ ‫شناخته شده است‪.‬‬ ‫منابع یونانی نیز از ایزدبانویی با نام «اناتیس» (‪)Αναϊτις‬‬ ‫یاد می‌کنند و او را با ایزدبانوهای «آرتمیس» و «آفرودیت»‬ ‫یکی می‌انگارند‪ .‬در کتیبه‌ی اردشیر دوم در شوش‪ ،‬اسم این‬ ‫ایزدبانو به ص��ورت فارسی باستان «آناهتا» (‪ )Anahta‬و‬ ‫در ص��ورت اکدی آن «آناهیتو» (‪ )-a-na-a-i-tu‬و در‬ ‫عیالم��ی به صورت «آناهی اودا» (‪)an-na-i-ud-da‬‬ ‫آمده است‪.‬‬ ‫آن‌گون��ه که در بخش پیشین اش��اره شد‪ ،‬یشت پنجم اوستا‬ ‫ب��ه ستایش این ایزدبانو اختصاص دارد‪ .‬به نظر متخصصان‪،‬‬ ‫این یشت از لحاظ محتوایی و زبانی به طور مشخص به دو‬ ‫بخش تقسیم می‌شود‪.‬‬ ‫در بخش نخست از بند ‪ 1-15‬به ستایش‪ ،‬اهمیت و شکوه‬ ‫ای��ن ایزدبانو اختصاص دارد و از بن��د ‪ 16-83‬به شماری از‬ ‫روی‌دادهای��ی می‌پردازد که از سوی ستایش‌گران او صورت‬ ‫می‌گی��رد و ایزدبانو به درخواست آن‌ه��ا یا پاسخ می‌دهد یا‬ ‫بی‌پاسخ می‌گذارد‪.‬‬ ‫در می��ان این ستایش‌گ��ران نام اهورامزدا نی��ز در کنار نام‬ ‫پهلوان��ان و خدایان دیده می شود‪ .‬از بن��د ‪ 84-89‬به تاثیر‬ ‫کل��ی ایزدبانو بر امور کلی بدون نام بردن از اشخاص سخن‬ ‫می‌رود‪.‬‬ ‫ام��ا در بخش دوم این یشت‪ ،‬یعن��ی از بند ‪ 90‬تا آخر‪ ،‬نظم‬ ‫مشخصی از روی‌دادها دیده نمی‌ش��ود‪ .‬برای نمونه‪ ،‬در بند‬ ‫‪ 90-95‬پرسش‌ه��ای آیینی مطرح و در بند ‪ 97-118‬دوباره‬ ‫تع��دادی خواست��ه از او اظهار و در بند ‪ 132 – 130‬تنها به‬ ‫بیان یک درخواست می‌شود‪.‬‬ ‫ب��ه طور کلی آناهیتا دو ویژگی عم��ده در این یشت از خود‬ ‫نش��ان می‌دهد‪ :‬یک��ی ایزدبانوی ب��اروری و دیگر یاری‌گر‬ ‫ایزدان و س��روران و پهلوانان در هنگ��ام کشمکش و نبرد‪.‬‬ ‫در ویژگی نخست او سرور و بخشنده‌ی رطوبت و به همین‬ ‫جهت با رویش گیاهی و نیز زایش به طور کلی مرتبط است‪.‬‬ ‫در بند ‪ 4 3-‬او از کوه «هکر» سرچشمه می‌گیرد و به دریای‬ ‫«وروکشه» (دریای بی پایان) می‌ریزد‪ .‬این کارکرد با بخش‬ ‫نخس��ت نامش یعنی «اردوی» (‪ )arәdvī‬پیوند دارد که با‬ ‫واژه هندی که��ن «اردو» ( ‪ ) ŗdū‬به معنی «رود‪ ،‬سیل»‬ ‫مرتبط است‪.‬‬ ‫در باوره��ای آریایی این ویژگی زایش که به آناهیتا نس��بت‬ ‫داده‌اند در آتش هم هس��ت‪ ،‬به همی��ن جهت جای‌گاه این‬ ‫ایزدبان��و در ستارگان است و از آن‌جاست که باران برمی‌آید‪.‬‬ ‫ویژگی‌ه��ای «اردوی سورا آناهیتا» را ب��ا ایزدبانوی بزرگ‬ ‫هندی «ساراسواتی» (‪ )sarasvatī‬یکی می‌دانند‪.‬‬ ‫قسمت دوم یعنی «سورا» (‪ )Sūra‬نیز در نام این ایزدبانو به‬ ‫معنی «نیرومند» است‪ .‬پس در مجموع نام او «رود نیرومند‬ ‫پاک» می‌شود‪« .‬ژرژ دومزیل» در این نام‪ ،‬سه کنش ساختار‬

‫‪56‬‬

‫س��ه گانه هند و اروپایی را می‌بیند‪« .‬کنش پاک که با طبقه‬ ‫شهریاری‪ ،‬کنش نیرومن��د که با طبقه ی جنگ‌آور و کنش‬ ‫رطوب��ت و آب ک��ه با تولید و باروری طبق��ه‌ی سوم مرتبط‬ ‫است…» به همین دلی��ل‪ ،‬در کنش جنگ‌جویی آناهیتا با‬ ‫پهلوانان هم مربوط می‌شود و آنان ایزدبانو را برای پیروزی‬ ‫در جنگ می‌ستایند و درخواست یاری می‌کنند‪.‬‬ ‫همین امر توضیح می‌دهد که چرا اردشیر اول ساسانی پس‬ ‫از پیروزی‪ ،‬سر بری��ده‌ی دشمنان خود را در معبد آناهیتا در‬ ‫استخر می‌آویزد‪.‬‬ ‫شواهد زیادی برای ارتب��اط شاهان ساسانی با این ایزدبانو‬ ‫وجود دارد‪ .‬برخی باستان‌شناسان با توجه به بررسی اصطالح‬ ‫«هیربد» که نوعی آتش پریس��تار و لق��ب یک روحانی در‬ ‫منابع اوستایی است‪ ،‬ای��ن لقب را با انجمن‌های پرستنده‌ی‬ ‫«آناهیت��ا» و «وایو» مرتبط می‌دانند و بر این باور هس��تند‬ ‫که اینان با باورهای بس��یار کهن پی��ش از انجمن زرتشتی‬ ‫مرتبط بوده‌اند‪.‬‬ ‫در آغ��از حکوم��ت ساسانی‪« ،‬پاپ��ک» روحانی آتش‌کده‌ی‬ ‫آناهیتا در استخر بوده است‪.‬‬ ‫مناب��ع دوران اسالمی نیز پدر و پدرب��زرگ اردشیر ساسانی‬ ‫را روحانی آتش پریس��تار در معبد آناهیتای استخر می‌دانند‪.‬‬

‫جامعه‬

‫«نرسی اول» نیز خود را در کتیبه‌ی «پایکولی» پیرو آناهیتا‬ ‫می‌داند‪.‬‬ ‫در زم��ان «شاپ��ور دوم» نیز بر اساس مناب��ع سریانی طبق‬ ‫آیینی سر سروران مغلوب را به عنوان قربانی به معبد آناهیتا‬ ‫می‌بردن��د‪ .‬نام آناهیتا در این منابع «نانای» (‪ )nanai‬ذکر‬ ‫ش��ده است و می‌توان آن را ساخت��ی فرعی از نام «آناهیتا»‬ ‫قلمداد کرد‪.‬‬ ‫در دوران ساسانی اثری از آیین‌های پرستش آناهیتا در منابع‬ ‫دی��ده نمی‌شود‪ ،‬تنه��ا در اواخر ای��ن دوران در سنگ نگاره‬ ‫خسروپرویز در طاق بستان از نگاره‌ی آناهیتا اثری می‌بینیم‪.‬‬ ‫برخی باستان‌شناسان این مسئله را کوشش جدی موبدان در‬ ‫پس راندن آیین‌های آناهیتا به پس زمینه می‌دانند‪.‬‬ ‫در واقع با آن‌که منابع ارمنی و سریانی گزارش‌های بسیاری‬ ‫از زم��ان ساسانی��ان در اختیار می‌گذارند‪ ،‬ام��ا از قرن پنجم‬ ‫میالدی هیچ ی��ک‪ ،‬ازایزدبان��وی آناهیت��ا در زندگی دینی‬ ‫ایرانیان توصیف نمی‌کنند‪.‬‬ ‫مناب��ع ارمنی صورت «آناهیت» (‪ )Anahit‬را در باورهای‬ ‫خودشان از زمان‌های پیش‌ت��ر می‌شناسند‪ .‬در منابع پس از‬ ‫اس�لام نیز تنها تاریخ طبری است که ن��ام «آناهید» را یاد‬ ‫کرده است‪.‬‬


‫سودابه‪ ،‬شخصیت استثنایی شاهنامه‬

‫سایه کوثری‬ ‫«سودابه» یگانه دختر پادشاه هاماوران‪ ،‬سروباال‪ ،‬گیسوکمند با‬ ‫چهره‌ای چو خورشید تابان به خرم بهارسوگلی و دردانه کاووس‪،‬‬ ‫مظهری از عشق و هوس بازی‪ ،‬پیمان‌شکنی‪ ،‬دسیس��ه‌سازی‪،‬‬ ‫تبه‌ک��اری و جنایت‪ ،‬با همان شوکت و شکوهی که بنا به آیین‬ ‫کهن ایران‌‪ ،‬ویژه مهین بانوان شاهان است‪.‬‬ ‫ک��اووس با شنیدن آوازها‪ ،‬دل آرایی‌ها و زیبایی‌های سودابه به‬ ‫او دل می‌ب��ازد و با آن‌که شاه هاماوران به این گرامی‌تر از جان‬ ‫شیری��ن‪ ،‬سخت دل بس��ته و به پیوند او با ش��اه ایران خشنود‬ ‫نیست‪ ،‬ولی سودابه چنان فریفته‌ی جاه و شکوه‬ ‫کاووس می‌شود که رو در روی پدر می‌ایس��تد‌‪،‬‬ ‫در پ��ی ماجرای ای��ن دو دل‌داده‪ ،‬جنگی بزرگ‬ ‫در می‌گی��رد و برای بازگرداندن سودابه سپاهی‬ ‫از بربرستان به هاماوران می‌تازد و چون کاووس‬ ‫و مرتبه‌داران ایران را در دژ‌ی به بند می‌کشند‌‪،‬‬ ‫سودابه آشفته موی و جامه‌دران زبان به پرخاش‬ ‫می‌گشاید‪ .‬در قصه سودابه و سیاوش که فردوسی‬ ‫آن را به نظم کشیده‪ ،‬سودابه زنی زیبا‪ ،‬باخرد و‬ ‫مهربان توصیف می‌شود که در تمام مدت بند به‬ ‫کاوس یاری می‌رساند و پ��س از ازدواج با وی‬ ‫شهبانوی ایران می‌شود‪.‬اما از لحظه‌ی شیفتگی‬ ‫سیمای سودابه تغیی��ری اساسی می‌یابد‪ .‬دیگر‬ ‫از کاردان��ی و مهربانی او سخنی نیس��ت‪ ،‬بلکه‬ ‫حرکات‪ ،‬اندیشه و برنامه‌ریزی‌های او همه بوی‬ ‫خیانت‪ ،‬خشونت و مرگ می‌دهند‪.‬‬ ‫سوداب��ه‌ای ک��ه در مازندران چنی��ن با کاوس‬ ‫مهرب��ان بود‪ ،‬پس از دل بس��تن ب��ه سیاوش‬ ‫می‌خواهد پنهانی به ک��اووس خیانت کند و از‬ ‫پسر کاوس نیز می‌خواهد که با او هم‌‌دست شود‪.‬‬ ‫اما تنها خیانت نیس��ت ک��ه از او زنی اهریمنی‬ ‫می‌سازد‪ ،‬بلکه سیم��ای جنایت‌کاری است که‬ ‫برای پیش‌ب��رد اهداف خود دست به کشتن دو‬ ‫کودک نوزاد می‌زند و سیاوش را در میان کوهی‬ ‫از آتش می‌فرستد‪.‬‬ ‫در شاهنامه آمده که سودابه یا سوداوه دختر شاه‬ ‫مازندران است‪ .‬کاووس که در شاهنامه پادشاهی‬ ‫بی‌خرد است‪ ،‬ب��ا آن‌که توان جنگ با مازندران را ندارد‪ ،‬به این‬ ‫کشور لشکر می‌کشد و از سودابه خواستگاری می‌کند‪ ،‬اما شاه‬ ‫مازندران او و یارانش را به بند کشیده و کور می‌کند‪.‬‬ ‫رستم از هفت‌خان می‌گذرد و با کشتن دیو سفید‪ ،‬خون او را در‬ ‫چشمان کاوس و یارانش می‌ریزد‪ ،‬بینایی را به آنان بازمی‌گرداند‬ ‫و آنان را از بند می‌رهاند‪.‬‬ ‫پس از سال ها زندگی با کاووس‌‪ ،‬بار دیگر آتش هوس در دل‬ ‫او سودایی تازه می‌انگی��زد و پای از حریم عفت و پرهیزگاری‬ ‫بیرون می‌نهد و با وارد کردن تهمت سنگینی به فرزند خوانده‬ ‫ییا به قولی فرزند خود‪ ،‬سیاوش‪ ،‬زمینه فاجعه‌ای خونین و جنگی‬ ‫عظیم را میان ایران و توران فراه ‌م می‌کند‪.‬‬ ‫اما داستان گذشتن سیاوش از آتش‌‪ ،‬گناه سودابه را آشکار می‌کند‬ ‫تو‌گو با‬ ‫از این رو سودابه برای رهایی از کیفری سنگین‪ ،‬در گف ‌‬

‫کاووس‌‪ ،‬نجات سیاوش را نتیجه افسون زال می‌شمرد‪.‬‬ ‫به سزای این همه نیرنگ و نابکاری که سرانجام به آوارگی و‬ ‫کشته شدن سیاوش و جنگ بزرگ ایران و توران می‌انجامد‌‪،‬‬ ‫رست��م جهان پهلوان پیچ��ان و کینه خواه ب��ه بارگاه کاووس‬ ‫می‌ت��ازد وسودابه را موی کش��ان از تخت شاه بانویی به زمین‬ ‫انتقام می‌افکند و با خنجر به زندگانی ننگینش پایان می‌دهد‪.‬‬ ‫سوداب��ه از استثنایی‌ترین شخصیت‌های زن شاهنامه است که‬ ‫شخصیتی منف��ی دارد‪ .‬زنی شیفته که چ��ون عشق‌اش را به‬ ‫دست نمی‌آورد‪ ،‬چن��ان از معشوق متنفر می‌شود که وی را به‬

‫کام مرگ می‌فرستد‪ .‬از سویی صاحب‌نظران بر این عقیده‌اند که‬ ‫در نوشته‌های قدیمی‌تر این داستان‪ ،‬مادر سیاوش همان سودابه‬ ‫بوده‪ ،‬ولی بعد از آن چون عشق میان مادر و پس��ر را نپسندیده‬ ‫بودند‪ ،‬سودابه را مادر ناتنی سیاوش کرده‌اند‪.‬‬ ‫اما شاهنامه کتاب افس��انه‌های ساخته ذهن داستان‌نویس��ان‬ ‫نیست‪ .‬هر قسمت از آن حاوی اساطیر تاریخی و باورهای دینی‬ ‫کهن ایرانیان و ملل همسایه مردم فالت ایران است‪ .‬به همین‬ ‫دلی��ل داستان سودابه هم شاید به گفت��ه برخی نشان از وجود‬ ‫ازدوا ‌ج میان خویشان نزدیک در ایران باستان داشته باشد‪.‬‬ ‫از سویی از مادر سیاوش‪ ،‬پس از تولد سیاوش دیگر هیچ نامی‬ ‫در داستان نیس��ت‪ .‬حتا هنگامی که سیاوش سه بار به دعوت‬ ‫سودابه به شبس��تان شاه م��ی‌رود و در آن‌جا خواهران سیاوش‬ ‫و دخت��ران سودابه به پیشباز سیاوش می‌آیند‪ ،‬از مادر او سخنی‬

‫جامعه‬

‫نیس��ت‪ .‬هم‌چنین در ادامه داستان‪ ،‬هنگام گذشتن سیاوش از‬ ‫آتش‪ ،‬هنگام ت��رک کردن ایران‪ ،‬تا فاجع��ه کشته شدن او در‬ ‫ت��وران و وقایع پس از آن‪ ،‬دیگر هیچ کج��ا مادر او در داستان‬ ‫ظاهر نمی‌شود‪.‬‬ ‫از سویی در مورد مادر سیاوش نوشته‌اند که روزی طوس‪ ،‬گیو‪،‬‬ ‫گ��ودرز و چند پهلوان نامی دیگ��ر به شکار رفتند‪ .‬آن‌ها پس از‬ ‫پیمودن مس��افتی به یک شکارگاه سرسب��ز و بکر و پربرکت‬ ‫رسیدن��د و به شک��ار پرداختند‪ .‬چون آن شکارگ��اه پر از شکار‬ ‫ب��ود دیری نپایید که چند حی��وان را شکار کردند‪ .‬آن‌ها پس از‬ ‫پای��ان شکار به قصد گردشی کوت��اه در اطراف‬ ‫نخجیرگ��اه‪ ،‬پی��ش تاختند تا به جنگل��ی انبوه‬ ‫رسیدند‪ .‬در حال گشت و گذار و تماشای سرزمین‬ ‫بکر و زیبا‪ ،‬ناگهان وجود زنی بسیار زیبا و جوان‬ ‫در آن مرغزار‪ ،‬نظر همگان را به خود جلب کرد‪.‬‬ ‫گی��و که از دیدن دختر زیبا و جوان در این دشت‬ ‫و جنگل انبوه شگفت‌زده شده بود بی‌درنگ شرح‬ ‫حال و علت تنهایی‌اش را در جنگل پرسید‪ .‬دختر‬ ‫جوان پاسخ داد‌‪« :‬از دست بدمس��تی‌ها و شراب‬ ‫خوارگی‌های زیاد و پرخاش‌گری و بدرفتاری پدر‪،‬‬ ‫خانه و خانواده یخود را رها کرده و از ترس جانم‬ ‫فرار کرده به این جنگل پناه آورده‌ام‪».‬‬ ‫وقتی گیو از نژاد دختر جوان پرسید‪ ،‬او پاسخ داد‌‪:‬‬ ‫«‌از بستگان و خویشان گرسیوز هستم‪».‬‬ ‫پس از گفت‌وگوی بس��یار گیو و طوس هر دو از‬ ‫آن دختر جوان خوش‌شان آمد و بر سر تصاحب‬ ‫او ب��ا هم درگیر شدند‪ .‬چ��ون دامنه اختالف دو‬ ‫پهلوان بر سر تصاحب دختر جوان فزونی یافت به‬ ‫این نتیجه رسیدند که کسی را به داوری بپذیرند‬ ‫و رای او را قبول کنند‪.‬‬ ‫سرانجام کسی را به داوری نشاندند و او نظر داد‬ ‫که دخت��ر جوان را به دربار کیکاوس شاه برده و‬ ‫از او نظرخواهی کنند و هر آن‌چه که شاه بگوید‪،‬‬ ‫آن‌ه��ا بپذیرن��د‪ .‬از این رو آن‌ها ب��ا دختر جوان‬ ‫ره‌سپار کاخ کیکاوس شدن��د و پادشاه هوس‌باز‬ ‫و عاشق‌پیشه چ��ون دختر زیبا و ج��وان را دید‬ ‫فراموش کرد که گیو و طوس برای چه منظوری‬ ‫نزد او آمده‌اند‪ .‬او داوری را به کنار نهاد و خود از در خوش زبانی‬ ‫و مغازله با دختر جوان برآمد و نوید یک زندگی اشرافی و شاهانه‬ ‫را به او داد و با چرب زبانی از او خواست که همس��رش شود و‬ ‫به او گفت ‪« :‬تو تنها زنی هس��تی که شایستگی سوگلی بودن‬ ‫شبستان مرا داری‪».‬‬ ‫کیکاوس این دختر جوان را نیز به خیل زنان حرم‌سرایش اضافه‬ ‫کرد‪ .‬چندی نگذشت که دختر جوان از کیکاوس فرزندی آورد‬ ‫و چ��ون کودک زاده شد‌‪ ،‬همگان از زیبایی غیر معمول و بیش‬ ‫از اندازه‌اش شگفت‌زده شدند و به دنیا آمدن نوزاد پسر زیبا روی‬ ‫سالم و تندرست را به کیکاوس خبر دادند و پدر نیز نامی زیبا بر‬ ‫کودک نهاد‪« :‬سیاوش»‬ ‫ک��ه داستان سیاوش و سوداب��ه از مشهورترین و شنیدنی‌ترین‬ ‫قصه‌های شاهنامه است‪.‬‬

‫‪57‬‬


‫گفته‌های یک دوچرخه‌سوار‌جهان‌گرد‬

‫تکرار چالش‌های گذشته‬ ‫محمد تاجران‬ ‫این داستان در چند قسمت تقدیم خواهد شد و این بخش پنجم‬ ‫ای��ن داستان است‪ .‬من به شانگهای رفت��م تا بتونم به کمک‬ ‫ی هیچ توفیقی حاصل نشد‬ ‫سفارت ایران ویزام رو تمدید کنم ول ‌‬ ‫ی نتونستن داشته باشن‪.‬‬ ‫و اونها هم هیچ کمک ‌‬ ‫انگار که همه درها بس��ته ش��ده بود و خس��ته و ناامید روز‌ها‬ ‫سپ��ری می‌شد به سختی و رنج‪ .‬مث��ل یک روح سرگردون تو‬ ‫ی بیفته و‬ ‫خیابون‌های شانگهای می‌گشتم به امید این‌که اتفاق ‌‬ ‫بتون��م ادامه راه رو پیدا کنم‪ .‬این وس��ط دو بار خواب دیدم که‬ ‫وسایلم رو یه جا گذاشتم و اومدم ایران‪ ،‬چیزی که حتا دوست‬ ‫نداشتم بهش فکر کنم…‬

‫‪58‬‬

‫گالری‬


‫سینما‬

‫طهران‪ ،‬تهران‬

‫فرهنگ‬

‫مهدی‬ ‫در ای��ن برنامه نگاهی به فیلم اپیزودیک «طهران‪ ،‬تهران» به‬ ‫کارگردانی «داریوش مهرجویی» و «مهدی کرم‌پور» خواهیم‬ ‫داش��ت‪ .‬این فیلم در دو اپی��زود ساخته شده است که در اپیزود‬ ‫اول به اسم «طهران‪ ،‬روزهای آشنایی» به کارگردانی «داریوش‬ ‫مهرجویی» است که به سفر درون شهری یک گروه سال‌مند‬ ‫پرداخت��ه و در اپیزود دوم به کارگردان��ی «مهدی کرم‌پور» به‬ ‫مشکالت یک گروه جوان موسیقی می‌پردازد‪ .‬در هر دو اپیزود‪،‬‬ ‫داستان در تهران امروز می‌گذرد‪.‬‬ ‫اپیزود اول – طهران‪ ،‬روزهای آشنایی‬ ‫با تماشای این اپیزود بی‌شک به یاد «میهمان مامان» مهرجویی‬ ‫می‌افتیم‪ ،‬در این فیلم هم محور اصلی داستان قشر ک ‌م در‌آمد‬ ‫جامعه انتخاب شده است‪ .‬در ابتدای فیلم با نزدیکی به تحویل‬ ‫سال نو «نجیب» و همسرش «سیمین» (با بازی خوب پانته‌آ‬ ‫بهرام) با خانواده‌اش منتظر تحویل سال هستند که ناگهان به‬ ‫دلیل شدت باران و سس��تی سقف‪ ،‬سق��ف خانه‌اشان به پایین‬ ‫می‌ری��زد‪ .‬از این سکانس به بعد شاهد ی��ک داستان خطی و‬ ‫خوب هستیم و مهر‌جویی با ظرافت خاصی با هم‌راهی نجیب‬ ‫و خانوده‌اش با یک گروه سال‌مند از یک خانه‌ی سال‌مندان که‬ ‫از قشر مرفه جامعه هستند در ابتدا با گشت در شهر و کاخ‌های‬ ‫ته��ران گوشه‌ای از تاریخ تهران را به نمایش می‌کشد و در پی‬ ‫آن در‌حالی که نجیب از تنگ‌دستی رنج می‌برد‌نشان می‌دهد‬ ‫چگون��ه به خوبی این دو قشر می‌توانند با یکدیگر تامل داشته‬ ‫باشند و هم‌چنین مشکل اصلی این قشر (قشر مرفه) را تنهایی‬ ‫نشان می‌دهد‪.‬‬ ‫اپیزود دوم – تهران‪ ،‬سیم آخر‬ ‫این اپیزود با هم‌راهی چند جوان برای برگزاری یک کنس��رت‬ ‫موسیق��ی شروع می‌شود که ناگهان به دلیل نامعلومی لغو و یا‬ ‫از طرفی مجوزش باطل می‌ش��ود‪ .‬همین موضوع شروع یک‬ ‫داستان تک��راری و نخ‌نما می‌شود‪ ،‬این مطلب که در جامعه‌ی‬ ‫امروز ایران محدودیت‌های فراوانی برای جوان‌ها در عرصه‌ی‬ ‫موسیقی و حتی فیلم وجود دارد و به همین دلیل شاهد فیلم‌ها‬ ‫و موسیقی و یا حتی کنسرت‌های زیرزمینی هستیم ولی این‌ها‬ ‫دلیلی برای ساخت فیلم شعاری نیس��ت و «مهدی کرم پور»‬ ‫چرا نتوانس��ت به سبک اپیزود اول فیلم مشکالت جامعه را در‬ ‫الیه‌های درونی فیلمش نشان دهد؟ نکته‌ی بعدی که در این‬ ‫اپیزود حائز اهمیت است بازی ضعیف «رضا یزدانی» است که‬ ‫نشان داد بهتر بود که یزدانی به جای ایفای نقش در این فیلم‬ ‫به عنوان خوانن��ده ظاهر می‌شد به این دلیل که هم صدایش‬ ‫به صدای اعتراض نزدیک‌تر است و هم نتوانس��ت بازی قابل‬ ‫قبولی ایفا کند‪ .‬مطلب پایانی این است که ساخت فیلم‌هایی که‬ ‫به مشکل‌های اجتماعی می‌پردازد در حالی تاثیر گذار است که‬ ‫شعاری‌گونه نباشد و بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند‪.‬‬ ‫«اخبار سینمایی»‬ ‫اکران بالک باسترهای هالیود در تابستان ‪2012‬‬ ‫ندادن مجوز به فیلم جدید «داریوش مهرجویی»‪« ،‬بیا تا برویم»‬ ‫برای اطالع از این بخش لطفن به فایل صوتی برنامه مراجعه‬ ‫فرمایید‪.‬‬

‫‪59‬‬


‫درتبیین رسالت زنان‬

‫نهال نوریان‬ ‫«از ابتدای دولت نهم و در ادامه‪ ،‬در دولت دهم‪ ،‬با همت دولت‬ ‫مهرورز و عدالت‌گستر‪ ،‬ژرف‌نگری دکتر احمدی‌نژاد به مسئله‌ی‬ ‫تحکیم بنیان خانواده و نقش محوری زنان در این امر‪ ،‬با تغییر‬ ‫نام مرکز از «مرکز امور مشارکت زنان» به «مرکز امور زنان و‬ ‫خان��واده» نمود بارز یاف��ت و این نظریه در این شرایط بحرانی‬ ‫زمان‪ ،‬با اقبال اندیش‌مندان مس��ایل حوزه‌ی زنان و خانواده در‬ ‫اقص��ا نقاط جهان روبه‌رو شده و تحول عظیمی را در روی‌کرد‬ ‫برنامه‌ها نسبت به این امر رقم زد‪.‬‬ ‫فل��ذا مرکز امور زن��ان و خانواده‪ ،‬اندیشه‌ه��ای ریاست محترم‬ ‫جمهوری را هم‌چون چ��راغ راه‪ ،‬روشن‌گر اهداف و برنامه‌های‬ ‫خ��ود قرار داده‌است‪ .‬امید است ک��ه با انتشار این اثر‪ ،‬گامی هر‬ ‫چند کوچک اما موثر در تبیین رسالت زنان در هویت‌بخشی به‬ ‫مقام شامخ زن و تحکیم بنیان مقدس خانواده برداشته باشیم‪».‬‬ ‫آن‌چه ب��ا هم دنبال کردی��م‪ ،‬بخش پایان��ی مقدمه‌ی «مریم‬ ‫مجتهدزاده»‪ ،‬مشاور رییس جمهوری و رییس مرکز امور زنان‬ ‫و خانواده بود‪ .‬این مقدمه ک��ه در آغاز کتاب «زن و خانواده در‬ ‫اندیشه‌ی رییس دولت مهر» آمده است و به گفته‌ی خود‪ ،‬این‬ ‫کتاب را مبین رسالت زنان و چراغ روشنایی‌بخش مرکز تحت‬ ‫سرپرستی خود می‌داند‪ ،‬به‌روشنی جهت‌گیری متن اصلی کتاب‬ ‫را آشکار می‌سازد‪ ،‬اگرچه نام کتاب و نام نویسنده‌ی آن‪ ،‬پیش از‬ ‫هرچیز تصور ممکن از محتوا و سویه‌ی کتاب را پیش می‌کشد‪.‬‬ ‫کتاب چنی��ن آغاز می‌شود که «زنان جل��وه‌ی رحمت و رافت‬ ‫حق‌تعالی هس��تند‪ ،‬به‌خصوص تمام عشق و محبت در مادران‬ ‫متجلی اس��ت‪ ».‬در جایی دیگر چنین می‌آورد که‪« :‬زن مظهر‬ ‫جم��ال خداوند و کانون عاطفه و مس��وول ترویج مهرورزی و‬ ‫حف��ظ پاک‌دامنی و لطافت جامعه اس��ت‪ ».‬او زن را هدیه‌ای از‬ ‫ی این موجود را در حفظ‬ ‫جانب خدا برای مردها می‌داند و هست ‌‬ ‫پاک‌دامنی و مسوولیت پرورش شهیدان آینده می‌داند و می‌گوید‬

‫‪60‬‬

‫فرهنگ‬

‫که مردها از این به‌تر چه می‌خواهند که مظهر جمال خداوند را‪،‬‬ ‫خدای متعال به مردها هدیه کرده است‪ .‬او در آغاز متنی دیگر‬ ‫ب��ا عنوان «زنان و ایفای نقش‌های خانوادگی» چنین بر اعتقاد‬ ‫خود پافشاری می‌کند که «محوری‌ترین نقش زنان بدون تردید‪،‬‬ ‫مادری است‪ ».‬او تزلزل در نقش مادری را مسبب سقوط جامعه‬ ‫می‌دان��د‪ .‬به بیانی ساده‌ت��ر‪ ،‬او درباره‌ی زن سخن نمی‌گوید‪ ،‬او‬ ‫هیچ‌گاه پیرامون انس��انی در قامت زن سخن نمی‌گوید‪ ،‬بلکه‬ ‫او از اب��ژه‌ای ن��ام می‌برد که به‌راحتی کن��ار گذاشته می‌شود و‬ ‫به‌جای او نقش‌هایی جوالن می‌دهند که برای او مهیا شده‌اند‪.‬‬ ‫نویس��نده‌ی کتاب معتقد است که از دیدگاه دین اسالم‪ ،‬زنان‬ ‫جای‌گاه «بسیار واال و وظایف بسیار مهمی» در اجتماع دارند‪،‬‬ ‫ولی او فراموش می‌کند که این جای‌گاه به‌تمامی در اختیار مرد‬ ‫و مردساالری است و همه‌ی آن وظایف با اهمیت‪ ،‬کارهای بر‬ ‫دوش او نهاده‌شده‪ ،‬توسط بنیاد قدرت هس��تند‪ .‬البته نویسنده‬ ‫معتقد است که دیگران از زن استفاده‌ی ابزاری می‌کنند بدون‬ ‫این‌که به این مسئله توجه داشته باشد که در سرتاسر کتاب خود‪،‬‬ ‫نه‌تنها صرفن از زن را ابزار دانسته است‪ ،‬بلکه زن چون شی‌ای‬ ‫تلقی شده‌است که حتا قابلیت ذات مستقل را نیز ندارد‪.‬‬ ‫درهرحال‪ ،‬فارغ از این‌که در کارزار تضییع حق زن‪ ،‬کدام گروه از‬ ‫کدام دسته و آیین پیشی گرفته‌اند‪ ،‬جدای از آن‌که شاید حتا نام‬ ‫رییس دولت دهم بر روی جلد کتاب‪ ،‬شما را نسبت به خواندن‬ ‫آن دل‌سرد می‌کند و جدای از هم‌سویی نظرگاه کتاب با دیدگاه‬ ‫نظری مخاطب‪ ،‬باید ض��رورت توجه به صداهای قدرت‌مند را‬ ‫متذکر شد‪ .‬صداهایی ک��ه بر مردم فرمان می‌رانند و می‌توانند‬ ‫با اندیشه‌ی خود (هر آن‌چه که هست)‪ ،‬باعث جهت‌گیری‌های‬ ‫جبران‌ناپذیری در بدنه‌ی اجتم��اع شوند‪ .‬شما را با این امید به‬ ‫خوان��دن این کتاب فرا می‌خوانم که روزی شاهد تحلیل و نقد‬ ‫ب��ر این ادعاها باشیم‪ .‬ادعاهایی که بر پایه‌ی هیچ دانشی به‌جز‬ ‫منطق همه‌چیزدانی دولت‌مردان ما متکی نیست‪.‬‬

‫گروه موسیقی ‪SLIXS‬‬

‫موسیقی؛ عشق‪،‬‬ ‫آزادی و صلح‬

‫سیمین‬ ‫در هفت��ه‌ای ک��ه گذشت فرصتی دست داد تا در کنس��رت‬ ‫موسیقی یک گ��روه آلمانی شرکت کنم‪ .‬گ��روه شش نفره‬ ‫‪ SLIXS‬ک��ه کارش��ان را جدی‌تر با ای��ن اعضای جدید از‬ ‫ح��دود شش سال پیش شروع کردن��د و به زودی تبدیل به‬ ‫یکی از گروه‌های مدرن موسیقی آلمانی در دنیا شدند‪ .‬خیلی‬ ‫از جاهای دنیا کنس��رت برگزار کردند و جایزه‌های مختلفی‬ ‫را هم گرفتند‪.‬‬ ‫ام��ا مهم‌‌تری��ن ویژگی این گ��روه برای من ک��ه خیلی هم‬ ‫تخصصی اهل موسیقی نیس��تم این ب��ود که آن‌ها نوآوری‬ ‫خاصی در کارشان داشتن��د و با زبان خاص خودشان حرف‬ ‫می‌زدند‪ .‬گ��روه ‪ SLIXS‬تمامی قطع��ات موسیقی‌شان را‬ ‫ب��ا دهانشان اجرا می‌کنن��د و این ویژگی آن‌ه��ا را از دیگر‬ ‫گروه‌های موسیقی متمایز می‌کند‪.‬‬ ‫ب��رای من این کار گروه��ی ترکیبی از هش��ت هنر بود؛ از‬ ‫نمایش و سینما گرفته تا هنر روابط عمومی و رسانه‪ .‬در این‬ ‫اجراه��ا شما تنها با یک صدا روبرو نیس��تید‪ ،‬مجموعه‌ای از‬ ‫حرک��ات‪ ،‬صداها‪ ،‬حرکات اجزای چه��ره‪ ،‬نگاه‌‌ها و حتا شاید‬ ‫رنگ‌ها و نوره��ا اثر هنری دل‌پذیری را ب��رای شما فراهم‬ ‫می‌آورن��د که به طور قطع در ذهن شما ماندگار خواهد شد؛‬ ‫کاری که شاید به نوعی احترامی باشد به عشق‪ ،‬به دوستی‪،‬‬ ‫به هنر و به زندگی …‬ ‫اعضای ‪ SLIXS‬دوست دارند مردم را با خود همراه کنند و‬ ‫شور زندگی را در آن‌ها ایجاد کنند تا با آن‌ها همراهی کنند‪،‬‬ ‫دست بزنند‪ ،‬آواز بخونند و یا حتا برقصند …‬ ‫آن‌ها فک��ر می‌کنند موسیقی بهتری��ن راهی است که همه‬ ‫مردم با هر فرهنگی گردهم بیایند و خیلی مس��تقیم و بدون‬ ‫هیچ محدودیتی بشنوند …‬ ‫ب��رای آن‌ها صدا مهم‌ترین آلت موسیقی است برای این که‬ ‫خالص است و هیچ چیزدیگری بین صدا و شنوندها نیست‪.‬‬ ‫این گروه برای خلق آثار موسیقی روش و زبان خود را دارند‬ ‫و بر روی آن هم تاکید دارند و به گفته تنها هنرمند زن این‬ ‫گ��روه‪ ،‬موسیقی تنها زبانی است که هر کس��ی می‌تواند آن‬ ‫را بفهمد …‪.‬‬ ‫اعضای گروه سفر کردن را دوست دارند و از تجربه‌هایشان‬ ‫از کشوره��ای مختلف می‌گویند به ویژه از کشورهای شرق‬ ‫آسی��ا‪ .‬تعدادی از آن‌ها از ایران چیزی جز خبرهایی از دولت‬ ‫و از بم��ب اتم نشنیدند‪ .‬برخی از آن‌ه��ا از میوه‌های ایرانی‬ ‫شنیدند و بازی بچه‌ها در خیابان و یکی دو نفر دیگر دوستان‬ ‫ایران��ی دارند که از این طری��ق تا حدودی در جریان آن چه‬ ‫در ای��ران می‌گذرد‪ ،‬از جنبش جوان��ان ایرانی تا هنر ایرانی‪،‬‬ ‫ق��رار گرفتند‪ .‬بشنوید گفت وگو ب��ا اعضای این گروه را که‬ ‫از خودش��ان و گروهشان و این که این ایده‌های جدید برای‬ ‫کارهایشان از کجا می‌آید‪ ،‬گفتند و همین‌طور از ایران‪.‬‬ ‫آن‌ها در پیامی به شنوندگان ایرانی خود می‌گویند‪« :‬موسیقی‬ ‫یعنی عشق‪،‬آزادی و صلح‪».‬‬


‫فرانسه و ترکیب ناهمگون‬ ‫اکبر ترشیزاد‬ ‫نتیجه‌ی انتخابات اخیر فرانس��ه بیش از آن‌که بیرونی باشد‬ ‫درونی است‪ ،‬چرا ک��ه دغدغه‌ی اصلی مردم در این دوره از‬ ‫رقابت‌های ریاست‌جمهوری مس��ایل و مشکالت اقتصادی‬ ‫فرانس��ه بوده اس��ت‪ .‬سیاس��ت خارجی به ج��ز در یکی دو‬ ‫مورد مشخص‪ ،‬هم‌چ��ون بحث چگونگی برخورد با موضوع‬ ‫هس��ته‌ای ایران و حضور نیروهای بین‌المللی در افغانستان‪،‬‬ ‫جای چندان��ی در مباحث کاندیداها نداشت و اگر هم داشت‬ ‫در میزان اقبال رای‌دهندگان به آ‌نها کم‌اثر بود‪.‬‬ ‫«فرانس��وا اوالند» هم هم‌چون «سارکوزی» از وجود ایران‬ ‫هس��ته‌ای ابراز نگرانی کرد‪ ،‬گرچه ک��ه مواضعش در نحوه‬ ‫و روش‌های برخ��ورد با این موض��وع تفاوت‌های اندکی با‬ ‫رقی��ب خود داشت‪ .‬هر دو کاندید با حضور در جمع یهودیان‬ ‫فرانسه تاکید کردند که در حمایت از «اسراییل» و یهودیان‬ ‫تردی��دی به خود راه نخواهن��د داد‪ .‬در این میان طرف‌داران‬ ‫سوسیالیست‌ها و احزاب دیگری که در مرحله‌ی دوم انتخابات‬ ‫رای آن‌ها به سود این گروه چرخید بیش‌تر خواستار استقالل‬ ‫رای فرانس��ه در براب��ر ایاالت متح��ده‌ی آمریکا و متحدان‬ ‫اروپایی‌اش هم‌چون آلمان و انگلس��تان هستند‪ .‬برای نمونه‬ ‫آن‌ه��ا دوست دارند تا در موضوعاتی هم‌چون گفت‌وگوهای‬ ‫هس��ته‌ای با ایران و یا بحران سوریه و بهار عربی‪ ،‬فرانس��ه‬

‫موضع مستقل خودش را داشته باشد‪ ،‬چیزی که شاید اندکی‬ ‫به نف��ع حاکمان جمهوری‌اسالمی باش��د و بتواند به وسیله‬ ‫ان��دک اختالف ممکن میان طرف‌ه��ای مذاکره‌کننده برای‬ ‫خودش امتیازات بیش‌تری بگیرد‪.‬‬ ‫البت��ه همه چیز به نفع ایران نخواه��د بود‪ .‬بحث حقوق‌بشر در‬ ‫می��ان حزب سوسیالیس��ت و حامیانش جای‌گ��اه پررنگ‌تر و‬ ‫قابل توجه‌تری را به نس��بت دیگران داراست و این کار را برای‬ ‫جمهوری‌اسالمی مشکل می‌کند‪ .‬به این ترتیب رهبران نظام‬ ‫نمی‌توانند امیدوار باشند که با حل موضوع هس��ته‌ای روابط با‬ ‫فرانس��ه به نقطه آرام و بدون تنشی خواهد رسید چرا که پس‬ ‫از آن به احتمال قوی مباحث حقوق‌‌بشری در مرکز گفت‌وگوها‬ ‫با ایران قرار خواهد گرفت‪ .‬البته باید گفت که برخی از گروه‌ها‬ ‫نی��ز در این میان از شرایط موجود بهتری��ن استفاده را کرده‌اند‬ ‫که «مجاهدین خل��ق» از نمونه‌های آشکار آن هس��تند‪ .‬این‬ ‫گروه با استف��اده از عدم شناخت غربی‌ها و ناتوانی در تفکیک‬ ‫نیروه��ای آزادی‌خواه ایرانی و به سب��ب حمایت از هر حزب و‬ ‫جریان اپوزیس��یون جمهوری‌اسالمی‪ ،‬می‌توانند امتیازاتی را از‬ ‫سوسیالیس��ت‌ها بگیرند که نقش آن‌ه��ا را در میان گروه‌های‬ ‫مخالف جمهوری‌اسالمی در فرانسه قوی‌تر کند‪ ،‬جای‌گاهی که‬ ‫مجاهدین به اعتقاد بس��یاری از اعضای اپوزیسیون ایرانی و به‬ ‫سبب نوع رفتار خشن و غیردموکراتیکشان الیق آن نیستند‪.‬‬

‫سیاست‬

‫تجرب��ه نش��ان داده است ک��ه در گذشت��ه و در دوره‌هایی‬ ‫ک��ه احزاب چپ ق��درت را در هر کش��ور اروپایی در دست‬ ‫داشته‌ان��د‪ ،‬شرایط برای مهاجرین بهتر بوده است اما در این‬ ‫دوره از انتخابات فرانس��ه نمی‌ش��ود با این قطعیت درباره‌ی‬ ‫این تفکر سخن گف��ت‪ .‬بخش تاثیرگذاری از رای‌دهندگانی‬ ‫ک��ه در دور دوم سب��ب پی��روزی «اوالند» شدن��د حامیان‬ ‫حزب «جبهه‌ملی» بودند که ناسیونالس��یم پرخاش‌جویانه و‬ ‫خارجی‌ستی��زی در قلب گفتمان و ایدیولوژی آن جای دارد‪.‬‬ ‫این گروه اما در دیگر سو به سختی به سرمایه‌داری می‌تازد‪،‬‬ ‫با پدی��ده «جهانی ش��دن» دشمنی م��ی‌ورزد‪ ،‬از مداخله‌ی‬ ‫گس��ترده‌ی دولت در فعالیت‌های اقتص��ادی دفاع می‌کند‪،‬‬ ‫ب��ا وحدت اروپا مخال��ف است‪ ،‬یورو را محک��وم به نابودی‬ ‫می‌دان��د و سرانج��ام آن که به شدت ض��د آمریکایی است‪.‬‬ ‫این اتحاد نامحس��وس می‌تواند بس��یار شکنن��ده باشد و در‬ ‫صورت نارضایتی از عمل‌ک��رد سیاسی و یا اقتصادی دولت‬ ‫سوسیالیس��ت‪ ،‬وضعیت را به سرعت بر علیه آن‌ها بچرخاند‪.‬‬ ‫دولت «اوالند» فرصت چندان��ی ندارد‪ ،‬همان‌طور که مردم‬ ‫بی‌صبر فرانسه‪ ،‬به «سارکوزی» نیز زمان زیادی ندادند‪ .‬اگر‬ ‫سوسیالیس��ت‌ها نتوانند پاسخی درخور به نیازهای ناهم‌گون‬ ‫رای‌دهندگان فرانس��وی بدهن��د‪ ،‬زمینه ب��رای تاخت و تاز‬ ‫دوباره‌ی راست‌ها در فرانسه فراهم خواهد شد‪.‬‬

‫‪61‬‬


‫پای سالمت درکفش مناسب‬

‫جامعه‬

‫سیمین‬ ‫همیشه گفتند پا قلب دوم انسان‌هاست‪ .‬از این جهت است که توجه به سالمتی پاها از اهمیت‬ ‫زی��ادی برخوردار است‪ .‬یکی از مواردی که در ای��ن زمینه باید به آن توجه کافی بشود انتخاب‬ ‫کفش است‪ .‬کفش‌هایی که در عین راحتی و به روز بودن به سالمت ماندن پا هم کمک کند‪.‬‬ ‫جشن��واره کفش کواالالمپور فرصت خوبی بود تا گفت وگویی با دکتر ادموندلی (‪Edmond‬‬ ‫‪ )Lee‬داشت��ه باش��م؛ یک متخصص مراقبت از پا و ستون فقرات ک��ه چند سخنرانی در مورد‬ ‫انتخاب کفش و مراقبت از پا به ویژه برای بیماران دیابتی انجام داد‪ .‬از او در مورد این که بهترین‬ ‫کف��ش چه کفشی است و در انتخاب کفش مناسب به چیزهایی باید توجه کرد پرسیدم‪«:‬دکتر‬ ‫ادموند می‌گوید که ما در زمینه کفش به ویژه برای بزرگ‌ساالن مشکالت مشترکی داریم‪ .‬یکی‬ ‫از این‌ها مشکل جراحاتی است که در جلو یا عقب کفش ایجاد می‌شود و موقعیت دردناکی برای‬ ‫پا بوجود می‌آورند و دومی مشکلی است که به ویژه در بانوان در مورد کفش‌های پاشنه بلند یا‬ ‫پنجه باریک پیش می‌آید‪».‬‬ ‫اما باید دید در این زمینه چه می توان کرد؟‬ ‫او می‌گوید‪« :‬یکی از این کارها این است که از پوشیدن کفش‌هایی با پاشنه‌هایی بلندتر از پنج‬ ‫سانت خودداری کرد‪ .‬چراکه این پاشنه‌ها سبب ایجاد درد در پاها شده و استرس را برای شما به‬ ‫همراه می‌آورد‪ .‬دومین نکته این است که باید عادت کنیم که نرمش‌های مربوط به پا را مرتب‬ ‫انجام دهیم‪ .‬تمرینات کششی بعد از هر نیم ساعت یا یک ساعت راه رفتن می‌توانند کمک خوبی‬ ‫به ما بکنند و یکی از مهم‌ترین چیزها در انتخاب کفش این هست که هنگام انتخاب کفش به پا‬ ‫و این که کفش کاملن اندازه شما باشد بیشتر از این که چه چیزی ُمد هست توجه کنید‪ .‬درست‬ ‫است که ُمدخیلی مهم است اما سالمت پاهای شما مهم تر هست‪ .‬بنابراین برای مثال وقتی یک‬ ‫کفشی را قصد دارید بخرید مطمئن شوید که پاها به راحتی می‌توانند در آن حرکت داشته باشند‪.‬‬ ‫این مورد به خصوص در کفش‌های بانوان دیده می‌شود که مد آن‌ها را مجبور می‌کند به استفاده‬ ‫از کفش‌هایی خیلی باریک و تنگ که براساس مد طراحی شده و برای سالمت پاها مضر است‪.‬‬ ‫این کار مشکالت و درد فراونی برای آن‌ها به ارمغان می‌آورد‪.‬‬ ‫البته خیلی از مردم متوجه نیستند که چقدر پاها اهمیت دارند ‪ .‬وقتی پاها در معرض خطر باشند‬ ‫مشکالت زیادی را در زندگی ایجاد می‌کنند‪».‬‬ ‫چه باید کرد که در عین حال که از مد پیروی می‌کنیم کفش مناسبی هم انتخاب کنیم؟‬ ‫او خاطر نشان می‌کند که تولیدکنندگان و طراحان کفش باید هر چه بیشتر در مورد پا و سالمت‬ ‫آن بدانن��د‪ .‬آن‌ها باید بدانند که چگونه کفش هایی را طراحی کنند که در عین به سالمت پاها‬ ‫نی��ز توجه شود‪ .‬حت��ا می‌شود با دانش کافی کفش های پاشنه بلند اما راحت را طراحی کرد‪ .‬اما‬ ‫در مورد این که چه نوع یا چه جنسی از کفش را باید انتخاب کرد این متخصص مراقبت از پا و‬ ‫ستون فقرات می‌گوید‪«:‬جنس کفش بستگی به نیاز دارد اما کفش‌هایی که زیاد تنگ نباشند و پا‬ ‫در آن راحت باشد مناسب‌تر است‪ .‬او در مورد کفش‌هایی که برای دیباتیکی‌ها مناسب است هم‬ ‫می‌گوید که پاهای افرادی که دیابتیکی هستند بسیار حساس‌تر است و باید دقت بیشتر شود تا از‬ ‫مشکالتی که ممکن است برایشان به وجود بیاید پیش‌گیری شود‪ .‬مهم است که از کفش‌هایی‬ ‫با برش‌های داخلی کم‌تر و راحت‌تر (پنجه‌های پهن) استفاده شود‪.‬‬ ‫و در نهایت دکتر ادمون به بهترین جمله درمورد کفش این طور اشاره دارد که «در انتخاب کفش‬ ‫به سالمت پا توجه کنید نه ُمد!» او تاکید می‌کند که درست است که ما باید به مد هم توجه داشته‬ ‫باشیم اما پای شما از جمله بخش‌های اساسی بدن شماست‪ .‬بنابراین برای مراقبت از خودتان باید‬ ‫به فکر مراقبت از بنیان بدن باشید‪.‬‬

‫‪62‬‬

‫وحشت از مدام‬

‫مه‌شب تاجیک‬ ‫«خانواده‌های کودکان کشته‌شده در حادثه‌ی سالن‬ ‫ورزشی خرم‌دره‌ی استان زنجان از برگزارکنندگان‬ ‫برنام��ه‌ی خاله شادونه شکای��ت کرده‌اند‪ .‬در این‬ ‫حادثه که دو روز پیش در پایان برنامه‌ای با اجرای‬ ‫مجری برنام��ه‌ی خاله شادونه اتف��اق افتاد‪ ،‬یک‬ ‫ک��ودک شش‌ساله و دو ک��ودک هفت‌ساله بر اثر‬ ‫ازدحام جمعیت جان‌شان را از دست دادند‪».‬‬ ‫تقریب��ن هم��ه‌ی خبرگزاری‌های رسم��ی و غیر‬ ‫رسم��ی این خب��ر را در حالی مخاب��ره کردند که‬ ‫هنوز شخ��ص یا سازمانی مس��وولیت این حادثه‬ ‫را ب��ر عهده نگرفته‌است‪ .‬این موضوع مس��ئله‌ی‬ ‫نوظهوری نیس��ت و هم‌واره شاهد آن بوده‌ایم که‬ ‫پس از وقوع چنین حوادثی که شمارشان کم هم‬ ‫نیس��ت‪ ،‬همه‌ی گروه‌ها و سازمان‌هایی که ملزم‬ ‫به پاسخ‌گویی هستند‪ ،‬زیر بار مسوولیت نمی‌روند‬ ‫و افک��ار عموم��ی و متضرران را به‌غی��ر از خود و‬ ‫سازمان وابس��ته به خود‪ ،‬وا می‌گذارند‪ .‬در حادثه‌ی‬ ‫اخیر‪ ،‬حتا سازمان صدا و سیمای اسالمی که این‬ ‫برنامه را تولید و پخ��ش می‌کند‪ ،‬آن را مرتبط به‬ ‫خود ندانسته و در صدد رفع اتهام از سازمان برآمده‬ ‫است‪ .‬مصیبت‌بارتر این‌که افراد مس��وول‪ ،‬به‌جای دل‌جویی از داغ‌دیدگان این حادثه‪ ،‬به ایشان‬ ‫این امیدواری را می‌دهند که بیمه خسارت‌شان را پرداخت خواهد کرد‪ .‬این حادثه‌های دل‌خراش‬ ‫چند گاهی یک بار تیتر خبری می‌شوند و بعد هم از یاد می‌روند و از یاد ما نیز می‌برند که در این‬ ‫مرز و بوم هر کسی حتا کودکان بی‌گناه نیز قربانی می‌شوند چرا که انسان و از سویی کودک‬ ‫محترم شمرده نمی‌شود‪ .‬هر بار که شاهد چنین روی‌دادهایی هس��تیم‪ ،‬پس از چندی خبر به‬ ‫یک‌باره مسکوت می‌شود تا دوباره همین ماجرا قربانیان تازه‌اش را فرا خواند‪.‬‬ ‫مسئله بر سر این نیست که چه کسی مسوول بوده‌است و یا چه‌کس و چه سازمانی باید پاسخ‌گو‬ ‫باشد‪ ،‬معضل این است که چه در حوادثی از این‌دست و چه در هر حادثه‌ی دیگری‪ ،‬از واقعه‌ی‬ ‫کهریزک گرفته تا همین اتف��اق اخیر تجاوز اوباش به دختران نوجوان کرد یا ماجرای سرقت‬ ‫میلیاردی و موارد فراوانی از این دست‪ ،‬چرا مسوولی وجود ندارد تا بتواند پاسخ‌گو باشد؟ آیا به این‬ ‫معنی است که اصولن در این سرزمین هیچ تبیین و تدقیقی برای مسوولیت و حق وجود ندارد؟‬ ‫کودکان بی‌گناهی که به‌دنبال لحظه‌های ناب و دیریاب شادی و شور هستند‪ ،‬آن را در جایی‬ ‫می‌یابند که دیگران بدون هیچ تعلقی نس��بت به این حوزه‪ ،‬در پی سوداگری خود آن‌ها را به‬ ‫پرتگاه می‌کشانند‪ .‬هرچند کودکی که در هنگام تولد بر اثر بی‌احتیاطی پزشک و کادر مربوطه‬ ‫ج��ان خ��ود را از دست ندهد‪ ،‬در خانه مورد آزار و خشون��ت قرار نگیرد‪ ،‬در مدرسه مورد تحقیر‬ ‫و بمب��اران فرهنگی و اطالعاتی نبوده باشد‪ ،‬از گذرگاه نوجوانی و مخدر در دست‌رس و جنون‬ ‫مهارناپذی��ر بگ��ذرد و سد کنکور را ه��م رد کند و بعد شاید در هجده تی��ری دیگر یا خرداد و‬ ‫شهریور و بهمنی دیگر‪ ،‬در خیابان یا در بازداشت‌گاه یا جاده‌های پرت و بی‌عبور جسد بی‌جان و‬ ‫مثله‌شده‌اش را بیابیم‪ .‬اگر هیچ‌کدام از این‌ها هم نباشد‪ ،‬شبح بی‌جانی را شاهد خواهیم بود که‬ ‫در این چرخه بی‌کار نمی‌نشیند و به حرکت شبح‌واره‌ی خود ادامه می‌دهد‪.‬‬ ‫اکنون که باز هم در برابر چنین وقایع ناگواری قرار گرفته‌ایم‪ ،‬ما شبح‌های کم‌خون که از کودکی‬ ‫گذشته‌ایم و به‌همت معجزه و نه مس��وولیت فردی و اجتماعی دیگران نسبت به خود‪ ،‬در این‬ ‫جای‌گاه حاضر هس��تیم‪ ،‬همین مایی که خبرها را در رسانه‌ها می‌خوانیم و برای مرهم وجدان‬ ‫مغشوش‌م��ان آن‌ه��ا را بازنشر می‌کنیم و یا در موردشان نظر می‌دهیم و تقریبن همه‌ی ما به‬ ‫نقطه‌ای نامعلوم و موهوم دشنام می‌دهیم که چرا چنین و چنان‪ ،‬در همین لحظه و پیش از آن‌که‬ ‫از روی‌داد دیگری در این‌باره با خبر شویم‪ ،‬شاید نخستین گام برای به تعویق انداختن مصیبت‬ ‫بعدی‪ ،‬پرسشی است که می‌توانیم از خودمان بپرسیم تا پاسخی مبنی‌بر مس��وولیت خودمان‬ ‫بیابیم شاید با این پرسش‌ها این وحشت مدام را پایانی باشد‪.‬‬


‫جامعه‬

‫پرسه‌ای در روز مادر‬

‫و خداوند نیز زن را دوگانه آفرید ‪...‬‬

‫سیمین‬ ‫ی��ک زن که باشی در روزهایی به نامت نام می‌گیره ناخودآگاه‬ ‫ب��ا دیدن همه نمایش‌هایی که دوروبرت اجرا می‌شه عمیقن با‬ ‫خ��ودت فکر می‌کنی ک��ه به راستی ماجرای ای��ن زن بودن و‬ ‫آفرینش کردگار چ��ه ماجراییه! از دیدن اون‌ها دردت می‌گیرد!‬ ‫حتا از این که روز زن جای خودش را به روز مادر می‌دهد‪ .‬انگار‬ ‫نام “زن” و هر چیزی که به او ربط پیدا می‌کند هم‌چنان سیب‬ ‫سرخ حوا را تداعی می‌کند؛ زنهار دستش مزنید…‬ ‫فرق��ی نمی‌کنه در کشورت باشی یا یک جای دیگه! به اعتقاد‬ ‫من برای زنان آسمان همه جا همون آسمونه با طیف‌های رنگی‬ ‫متفاوت! پای درد دل هر زنی که بشینی با هر ملیتی‪ ،‬می‌بینی‬ ‫کلی درد مشترک باه��اش داری که می‌تونین با هم فریادش‬ ‫کنید‪ .‬بگذریم از این‌که خیل��ی وقت‌ها دردت می‌گیره که چرا‬ ‫شرای��ط موج��ود در کشورت بالیی به س��رت آورده که سطح‬ ‫انتظاراتت از خواسته‌های زنانه برسه به حداقلی‌ترین خواسته‌ها‬ ‫که دیگه فرصت نکنی به باالتر از آن‌ها فکر کنی! بگذریم …‬ ‫همین‌طوری هم فکر کردن به خیلی چیزها این روزهایی رو که‬ ‫به نام مادران و زنان نام می‌گیرند برای آدم غم‌انگیز می‌کنه!‬ ‫در روزی که گذشت فرصتی شد برای حضور در آئینی که برای‬ ‫بزرگ‌داش��ت روز زن و مادر از سوی رایزنی فرهنگی ایران در‬ ‫کواالالمپور برای زنان مالزیایی و تنی چند از زنان ایرانی برگزار‬ ‫می‌شد‪ .‬آئینی که به هر روی پس از برنامه‌های اغلب مذهبی و‬ ‫محدودی که در طول این سال‌ها به طور معمول برگزار می‌شد‬ ‫شاید بتوان گفت که یک تحول به شمار می‌رفت (هرچند که در‬ ‫چند و چون آن به روال همیشه برنامه‌‌های این‌چنینی در خارج‬ ‫از کشور که اسیر سیاست‌های چندگانه است‪ ،‬جای سخن بسیار‬ ‫اس��ت)‪ .‬هر چند که از زنان رده باالی این کشور چندان خبری‬ ‫نبود اما زنان مالزیایی زیادی در این برنامه حضور داشتند و آنان‬ ‫آم��ده بودند تا زنان ایرانی را از منظر دیگری بنگرند‪ .‬چرا که با‬ ‫توجه به حضور چندین ساله ایرانیان در این کشور‪ ،‬زنان ایرانی‬ ‫شای��د چهره‌هایی چندان ناشناخته برای آن��ان نباشند؛ «زنانی‬ ‫زیبا‪ ،‬اغلب بدون حجاب و البته با توان‌مندی‌های فراوان»‪ .‬این‬ ‫تعری��ف عمومی است که اغلب زنان و مردان مالزیایی از زنان‬ ‫ایرانی دارند‪ .‬از سوی دیگر شاید بتوان گفت لباس ایرانی چیزی‬ ‫نیست که در ذهن آن‌ها جایی داشته باشد چراکه پوشش ایرانی‬ ‫حتا در میان خ��ود ایرانیان جای‌گاهی ندارد و شاید تنها گاهی‬ ‫صورتی از روسری بس��تن ایرانیان است که برای آن‌ها ماندگار‬ ‫شده و تبدیل به الگویی حتا در فیلم‌های آنان شده است‪.‬‬ ‫یکی از قس��مت‌های این آئین نمایش زن��ده لباس ایرانی بود‬ ‫ک��ه من اساسن ب��ه سبب عالقه شخصی‌ام ب��ه این خاطر در‬ ‫ای��ن برنامه شرکت کردم ‪ .‬نمایش��ی از مجموعه‌ای رنگارنگ‬ ‫از لباس‌های طراحی ش��ده توسط هنرجویان که البته با وجود‬ ‫پوشیدگی کامل کسی حق گرفتن عکس هم از آن‌ها نداشت و‬ ‫تاکید شد که عکس‌هایی که گرفته شده به بیرون از این محفل‬ ‫راه پی��دا نکند‪ .‬فکر می‌کنم حاال مالزیایی‌ها با وجهه دیگری از‬ ‫پوش��ش ایرانی روبرو می‌شدند که واقعن نفهمیدم اگر این نوع‬ ‫پوشش از نظر برگزارکنندگان موجه بود چرا نباید دیگران را هم‬

‫در آن سهیم می‌کردند؟!‬ ‫اما بخش دیگری ازبرنامه نمایش فیلمی بود که گذشته از شکل‬ ‫نمایش و ساخت آن در محتوا جای سخن بسیارداشت‪ .‬اساسن‬ ‫دیدن این فیلم توانس��ت حس و حال من را در روز زن تکمیل‬ ‫کند و حتا اشکمم رو هم در بیاورد! فیلمی که فکر کردم لحظه‬ ‫لحظ��ه‌اش من را با یک دوگانگی در ارتباط با زن ایرانی روبرو‬ ‫کرد یا با نادیده گرفتن بخش عمده ای از زنان سرزمینم‪ .‬البته‬ ‫انتظ��ار زیادی نداشتم به هر حال ای��ن یک کار دولتی است و‬ ‫ه��م سو با سیاست‌های دیکته ش��ده‪ .‬اما به این فکر کردم که‬ ‫خیلی جالب است که ما همواره با یک دوگانگی روبرو هستیم‪.‬‬ ‫تصویرهایی که باید دیگران نبینند‪ ،‬لباس‌هایی پوشیده که همه‬ ‫جا حق پوشیده شدن ندارن��د! آوازهایی زنانه که همه جا نباید‬ ‫شنیده بشوند! تصویر به نمایش در آمده از زن ایرانی که تمامن‬ ‫این نیست! نمایش پوششی از زن ایرانی که برتن حتا یک گروه‬ ‫حداقلی هم نیست و بسیاری از نمایش‌های دوگانه‌ای که این‬ ‫تصور را در بیننده به وجود می‌آورد که انگار این دو رویه بودن‬ ‫دس��ت از سر ما بر نمی‌دارد و محکومیم به ادامه زندگی با آن‪.‬‬ ‫دارم فکر می‌کنم حتا خداوند هم گویی حوا را دوگانه آفرید‪.‬‬ ‫این شد که با تم��ام این دل‌گرفتگی درونم از دیدن آن فیلم و‬ ‫این همه دورویه‌گی این متن را نوشتم‪ .‬بگذاریدش به حس��اب‬ ‫دل نوشته‌ای به مناسبت روز زن‪:‬‬ ‫این روزها باز هم همه جا در دنیای مجازی و حقیقی ما سخن از‬ ‫زن و روزی به نام اوست‪ .‬روزی به نام زن؛ زنی که مادر است‪،‬‬ ‫زنی که همسر است‪ ،‬زنی که خواهر است‪ ،‬زنی که دختر است‪،‬‬ ‫زنی که مادر یا همس��ر نیست‪ .‬زنی که یک هم‌کار است‪ ،‬یک‬ ‫مدیر‪ ،‬یک نویس��نده‪ ،‬یک ورزش‌کار ی��ا یک کارگر‪ .‬هم او که‬ ‫بهش��ت را زیر پاهای او ساختند و می‌گویند دامنش گذرگاهی‬ ‫است برای رفتن به معراج …‬ ‫زنی که مبارز است پابه پا و گاهی پیش‌تازتر از جنس مخالفش‬ ‫…‬ ‫زنی که عاشق است … و زنی که یک زن است …‬ ‫ای��ن روزها انگار خبرها هم در دنی��ای مجازی و حقیقی ما‬ ‫خودش��ان را با مناسبت‌ها تطبیق می‌دهند‪ .‬یک جا زنانی در‬ ‫بن��د‪ ،‬دیدار فرزندانشان را انتظ��ار می‌کشند و زن دیگری به‬ ‫شوق دیدار همس��رش به بند می‌رود و جای دیگری تصویر‬ ‫کتک زدن بان��وان در خیابان در هر جا دیده می‌شود‪ .‬جایی‬ ‫خبر از آغاز دورجدیدی از اجرای طرح عفاف و حجاب است‬ ‫و در ج��ای دیگری سینه‌ی زنی جای‌گزین گنبد مس��جدی‬ ‫می‌شود…‬ ‫ای��ن روزها که می‌شود مثل زمان‌های جنگ و سختی‪ ،‬مثل‬ ‫موق��ع بیم��اری و گرسنگی در خانه‌ها‪ ،‬مث��ل زمان‌های بی‬ ‫کس��ی و غریبی و مث��ل اون موقع‌ها که نیاز به یک آغوش‬ ‫و مهر عمیق هس��ت ی��ا یک اراده ق��وی و صالبت‪ ،‬زن‌ها‬ ‫می‌شون��د مثال زدن��ی و اسطوره … برایش��ان آئین‌ها برپا‬ ‫می‌شود و شعرها سروده می‌شود و گل‌ها هدیه می‌شود…‬ ‫ای��ن روزها ک��ه می‌شود این‌ج��ا در دیاری دورت��ر سفارت‬ ‫کشورم فیلم��ی نشان می‌دهد که زن��ان سرزمینم خوش و‬

‫خرم فرزندانشان را راهی جنگ می‌کنند و … آن‌جا مادری‬ ‫قط��ره قطره آب می‌شود در نبود “سهراب”اش‪ .‬و آن مادر و‬ ‫این مادر هم چنان ب��ا صالبت پاسخی برای خون بر زمین‬ ‫ریخته شده فرزندانشان می‌خواهند …‬ ‫ای��ن روزها‪ ،‬آن‌ج��ا یک زن‪ ،‬ی��ک هم‌سر‪ ،‬یک نویس��نده‪،‬‬ ‫یک «مهس��ا» تن به بند می‌دهد تا شای��د دیدار معشوقش‬ ‫میس��ر شود و این‌جا فیلمی نشان می‌دهند که زنان عاشقانه‬ ‫می‌خندند …‬ ‫این روزها‪ ،‬آن‌جا مادرانی “ایستاده”‌اند در بند که کالمشان‪،‬‬ ‫سکوتش��ان و نگاهشان “ستودنی” اس��ت‪ ،‬در انتظار روزی‬ ‫ک��ه طفلک��ان معصوم خود را آزادان��ه در آغوش کشند و در‬ ‫گوششان انس��ان بودن را زمزمه کنند و … این‌جا هم‌چنان‬ ‫زن��ان ب��ا چادرهای سی��اه در فیلم��ی که نش��ان می‌دهند‬ ‫می‌خندند …‬ ‫آن‌ج��ا‪ ،‬هر ساله ب��رای حفاظت ازمردانی که ق��رار است از‬ ‫دامن زنان به مع��راج بروند‪ ،‬طرح‌هایی اجرا می‌شود تا زنان‬ ‫یادبگیرند ک��ه در نمایشگاه کتاب هم حواسشان باشد شاید‬ ‫کسی بخوادهد به معراج برود!‬ ‫…و این‌ج��ا‪ ،‬آن زن روزنامه‌نگ��ار مالزیایی خبر “آغاز طرح‬ ‫کنترل حجاب توسط پلیس ایران” را استاتوس خود می‌کند‬ ‫ت��ا به دوستانش بگوید این خب��ر باشد تا درس عبرتی باشد‬ ‫ب��رای زن��ان این سوی دنیا ک��ه هوس تغیی��ر و انقالب به‬ ‫سرشان نزند…‬ ‫آن‌ج��ا‪ ،‬خیابان‌ها و مغازه‌های شهرم پر از لباس‌های فرنگی‬ ‫است و ج��ای لباس‌های ایرانی شاید تنه��ا در نمایش‌های‬ ‫زیرزمینی باشد…‬ ‫این‌جا‪ ،‬نمایشی می‌دهند از گونه‌گونی لباس ایرانی که تو را‬ ‫شگفت‌زده می‌کند که‪ :‬آه! چه پَری! چه دمی! عجب پایی!‬ ‫این‌ج��ا‪ ،‬فیلمی نش��ان می‌دهند ک��ه در آن زن��ان هواپیما‬ ‫می‌رانن��د‪ ،‬دانشمند هس��ته‌ای اند‪ ،‬ورزشکارن��د و هنرمند و‬ ‫هم‌چنان می‌خندند…‬ ‫آن‌جا‪ ،‬زن��ان دانشمند سرزمینم میهم��ان پله‌های دادگاه‌ها‬ ‫هس��تند تا حق مس��لم خ��ود را که نه انرژی هس��ته‌ای که‬ ‫قطعه‌ی کوچکی از زندگی است‪ ،‬بگیرند…‬ ‫آن‌ج��ا زنی از امکان حداقلی‌اش برای داشتن یک لباس زیر‬ ‫مشترک در یک سلول می‌گوید و این‌جا‪ ،‬در فیلمی که نشان‬ ‫می‌دهند هم‌چنان زنان با چادرهای سیاه می‌خندند…‬ ‫این‌جا زنان در فیلمی که نشان می‌دهند به دانش‌گاه می‌روند‬ ‫و تدریس هم می‌کنند … آن جا زنانی از ترس عقب مانده‬ ‫شدن فرزندشان – طی یک حادثه کاملن تصادفی!‪ -‬کرسی‬ ‫استادی را کنار گذشته‌اند و عزلت نشین شده‌اند‪.‬‬ ‫این‌جا چش��م و ابروهای بازیگران سرزمین��م در فیلمی که‬ ‫نش��ان می‌دهن��د رخ می‌نماید ت��ا دیگران بدانن��د زنان در‬ ‫سرزمین ما چه بازی‌ها که نمی‌کنند! و آن‌جا همین چشم و‬ ‫ابروها هنرمندان سرزمینم را تبدیل می‌کنند به بدکاره‌هایی‬ ‫که حق ادامه کار ندارند!‬ ‫و این‌جا هم‌چنان زنان با چادرهای مشکی می‌خندند …‪.‬‬

‫‪63‬‬


‫موفقیتچیست‬ ‫آقای خوشبختی‬ ‫خوشبختی هستم‪ .‬آقای خوشبختی و امروز با دومین برنامه‬ ‫از مجموع��ه برنامه‌های «موفقی��ت» در خدمت شما اهالی‬ ‫خوب رادیو کوچه هس��تم‪ .‬امی��دوارم با شنیدن این برنامه‌ها‬ ‫احساس دل‌پذیری داشته باشید‪ .‬در برنامه قبل توجه شما را‬ ‫نس��بت به اهمیت موضوع «موفقیت» جلب کردم و در این‬ ‫برنامه قصد دارم به این سوال بپردازم که‪ :‬موفقیت چیست؟‬ ‫ت��ا به حال تعاریف مختلفی از موفقیت ذکر شده که یکی از‬ ‫کامل‌ترین و کاربردی‌ترین آن‌ها می‌گوید که‪:‬‬ ‫موفقی��ت یعنی گام نهادن در راه رسیدن به اهداف با ارزش‬ ‫زندگی در چهارچوب زمانی مشخص‪.‬‬ ‫لطف��ن دوباره ب��ه این تعری��ف توجه کنی��د‪ :‬موفقیت یعنی‬ ‫گ��ام نهادن در راه رسی��دن به اهداف ب��ا ارزش زندگی در‬ ‫چهارچوب زمانی مشخص‪.‬‬ ‫تنه��ا با تحلیل همین تعریف یک جمله‌ای می‌توانیم به فهم‬ ‫مناسبی در مورد مفهوم موفقیت برسیم‪:‬‬ ‫موفقی��ت یعنی گام نهادن‪ .‬یعنی قدم برداشتن‪ .‬دوستان من‪.‬‬ ‫آیا تا ب��ه حال فکر کرده‌اید که در همین عبارت ساده «گام‬ ‫نه��ادن» چه مفاهیم و چه معان��ی نهفته است؟ اگر خوابیده‬ ‫باشی��د‪ ،‬دراز کشیده باشید یا حتا نشس��ته باشید‪ ،‬نمی‌توانید‬ ‫گام بردارید‪ .‬برای گام برداشتن باید ابتدا بایستید‪ .‬باید راست‬ ‫قامت باشید و استوار‪ .‬هم‌چنین بایستی به هوش و به گوش‬ ‫باشی��د‪ .‬باید چشمانتان باز باشد تا جلوی پای خود را ببینید‪.‬‬ ‫بای��د آگاه باشید‪ .‬شاید به تجربه آموخته باشید که در زندگی‬ ‫ه��ر قدمی را ناآگاهانه برداری��د‪ ،‬ممکن است که سر از چاله‬ ‫و چ��اه در بیاورید‪ .‬برای گام برداشت��ن باید پر انرژی باشید‪.‬‬ ‫چ��ون گام برداشتن فقط به یک ق��دم ختم نمی‌شود‪ .‬اولین‬ ‫ق��دم‪ ،‬تازه شروع یک اقدام هس��ت‪ .‬ممکن است نیاز داشته‬ ‫باشید که هزاران قدم بردارید‪ .‬پس باید خودتان را مهیا کرده‬ ‫باشید و به اندازه کافی قوی باشید‪ .‬بسته به این‌که کجا گام‬ ‫بر‌می‌دارید بایس��تی کفش مناسب به پ��ا داشته باشید‪ .‬شما‬ ‫نمی‌توانید برای پیاده‌روی از کفش کوهستان استفاده کنید‪.‬‬ ‫همان‌ط��ور که برای شرکت در ی��ک میهمانی نمی‌توانید از‬ ‫کفش ورزشی استفاده کنید‪ .‬نکته دیگر این‌که طول قدم هر‬ ‫کسی مناسب خودش هس��ت‪ .‬اگر قدم‌هایی که بر‌می‌دارید‬ ‫بس��یار کوچک یا بسیار بزرگ باشد‪ ،‬زود خسته می‌شوید‪ .‬به‬ ‫ی��اد داشته باشید که به اندازه پاه��ای خودتان قدم بردارید‪.‬‬ ‫نکته بس��یار مه��م دیگری که خیلی هم س��اده است اما در‬ ‫عی��ن سادگی فراموشش می‌کنیم این است که در هر اقدام‬ ‫فقط می‌توانیم یک قدم برداریم نه بیش‌تر‪ .‬آیا شما می‌توانید‬ ‫هم‌زمان دو قدم بردارید؟‬ ‫خوب پس‪ ،‬خالصه تحلیل این بخش از تعریف موفقیت که‬ ‫می‌گوید‪« :‬موفقیت یعنی گام نهادن» این شد‪:‬‬ ‫بایس��تی استوار‪ ،‬با حواس جم��ع و اراده و انرژی کافی و با‬ ‫کفش مناسب و به اندازه پای خودتان قدم بردارید‪.‬‬ ‫و اما ادامه تعریف موفقیت‪« :‬موفقیت یعنی گام نهادن در راه‬ ‫رسیدن به اهداف با ارزش زندگی»‪.‬‬

‫‪64‬‬

‫دانش‬

‫هم‌راه��ان من‪ .‬لطفن دقت کنی��د‪ .‬اول این‌که موفقیت یک‬ ‫راه هست نه یک هدف‪ .‬بعضی آدم‌ها فکر می‌کنند موفقیت‪،‬‬ ‫یک چیزی یا یک مکانی هست که باید به آن‌جا برسند‪ .‬اما‪،‬‬ ‫موفقیت‪ ،‬راهی اس��ت که برای رسیدن به اهداف مورد نظر‬ ‫شما وجود دارد‪ .‬پس موفقیت یک راه هست‪ ،‬نه بیش‌تر‪ .‬اما‬ ‫نقطه مشترک همه راه‌ها این هس��ت که به یک جایی ختم‬ ‫می‌شوند‪ .‬سرانجام به یک جایی می‌رسند‪ .‬اما قبل از این‌که‬ ‫ق��دم در راهی بگذارید باید بدانی��د کجا می‌خواهید بروید و‬ ‫این‌که آیا ای��ن راه شما را به خواسته‌تان می‌رساند یا خیر؟‬ ‫راهی که شما را به مقصد نرساند‪ ،‬هر چند که کوتاه و راحت‬ ‫و صاف و امن باشد‪ ،‬برای شما در حکم بی‌راهه هست چون‬ ‫به مقصد‌تان نمی‌رسید‪.‬‬ ‫در کتاب آلیس در سرزمین عجایب آمده که‪:‬‬ ‫روزی آلی��س در ج��اده‌ای می‌رف��ت‪ .‬به درخت��ی رسید که‬ ‫گربه‌ای بر آن نشس��ته ب��ود‪ .‬از گربه پرسید‪ :‬این راه به کجا‬ ‫م��ی‌رود؟ گربه پرسید‪ :‬تو به کج��ا می‌خواهی بروی؟ آلیس‬ ‫جواب داد‪ :‬نمی‌دانم‪ .‬و گربه گفت‪ :‬پس مهم نیست!‬ ‫مس��یری که آلیس طی می‌کرد یک بی‌راهه بود نه یک راه‪،‬‬ ‫چون اصلن نمی‌دانست به کجا می‌خواهد برود‪ .‬اصلن از اول‬ ‫تصمیم نگرفته بود‪.‬‬ ‫پس مهم‌ترین نکته این هس��ت که ابتدا باید تصمیم گرفته‬ ‫باشید که به چه هدف و مقصدی می‌خواهید برسید‪.‬‬ ‫سپ��س مناسب‌ترین راه را برای رسی��دن به هدف از پیش‬ ‫تعیین ش��ده انتخاب کنید‪ .‬در بیش‌ت��ر مواقع برای رسیدن‬ ‫ب��ه یک ه��دف بیش از ی��ک راه وجود دارد ک��ه شما باید‬ ‫یک��ی از آن‌ها را انتخ��اب کنید چون عمل��ن نمی‌توانید در‬ ‫بی��ش از یک راه ب��رای رسیدن به یک هدف مشخص قدم‬ ‫بردارید‪ .‬اما ک��دام راه را باید انتخاب کرد؟ بهترین راه کدام‬ ‫راه است؟ برخی مسیرها مستقیم هستند‪ ،‬برخی پیچ‌در‌پیچ‪.‬‬ ‫برخ��ی صاف و هموار و برخ��ی دیگر ناهموار و به اصطالح‬ ‫صعب‌العبور‪ .‬برخی کوتاه و برخی دیگر طوالنی‪.‬‬ ‫آیا می‌توانیم بگوییم که بهترین مسیر‪ ،‬مسیر صاف و هموار‬ ‫و مس��تقیم هس��ت؟ لزومن اینطور نیس��ت‪ .‬چون معمولن‬ ‫اینگونه راه‌ها انتخاب اول بیش‌تر مردم هستند و لذا ممکن‬ ‫است که شل��وغ و پر‌ترافیک باشند‪ .‬ب��ه همین دلیل گاهی‬ ‫اوقات شما برای به موقع رسیدن به محل کار‪ ،‬مس��یر‌های‬ ‫پر‌پیچ و خم و فرعی را به خیابان‌های اصلی و شناخته شده‬ ‫ترجیح می‌دهید‪.‬‬ ‫آی��ا می‌توانیم بگوییم که بهترین مس��یر کوتاه‌ترین مس��یر‬ ‫هست؟ لزومن اینطور نیست‪ .‬لطفن به این مثال توجه کنید‪:‬‬ ‫تص��ور کنید که در یک روز سرد زمس��تان ک��ه برف سپید‬ ‫وسنگی��ن همه جا را پوشانده‪ ،‬در ی��ک مکان ناشناخته گم‬ ‫شده‌اید‪ .‬در حالی‌که ارتفاع برف به زانو‌های شما رسیده و به‬ ‫شدت احساس سرما می‌کنید‪ ،‬دنبال یک پناه‌گاه می‌گردید‪.‬‬ ‫ب��ه اطرافتان نگ��اه می‌کنید‪ .‬در دوردس��ت کلبه کوچکی را‬ ‫می‌بینید ک��ه دود دودکش‌اش نشان میده��د که باید جای‬ ‫گ��رم و امنی باشد‪ .‬بای��د خودتان رو به آن کلب��ه برسانید‪.‬‬

‫خ��وب‪ ،‬ممکن است فکر کنید ک��ه ‪ :‬بهترین راه کوتاه‌ترین‬ ‫راهه و کوتاه‌ترین راه مس��یر مس��تقیمه چون من سردمه و‬ ‫هرچه زودتر باید به مقصد برسم‪ .‬اما شما مس��یر مشخصی‬ ‫نمی‌بینی��د‪ .‬آن‌چه که میبینید زمینی هس��ت یک‌پارچه پر از‬ ‫برف‪ .‬اصلن معلوم نیست زیر این برف چه باشد‪ .‬چاله؟ چاه؟‬ ‫دریاچه؟ خوب‪ ،‬چه‌کار باید کرد‪ ،‬آها… چند تا رد پا می‌بینید‪.‬‬ ‫قبل��ن چند نفر برای رسیدن به کلبه ت�لاش کرده‌اند‪ .‬از رد‬ ‫پاهایش��ان معلوم است‪ .‬به رد پاها نگاه کنید‪ .‬بعضی از آن‌ها‬ ‫مس��یر مس��تقیم را رفته‪ ،‬اما از یک جایی ب��ه بعد ادامه پیدا‬ ‫نکرده‪ .‬در عوض بعضی از آن‌ها مس��یر طوالنی و پر پیچ و‬ ‫خمی را رفته اما تا خود کلبه ادامه پیدا کرده‪ .‬خوب‪ ،‬حاال باید‬ ‫تصمیم بگیرید‪ .‬کدام راه را انتخاب می‌کنید‪ .‬مس��لمن راهی‬ ‫را که هر چند طوالنی و پر‌پیچ و خم‪ ،‬اما به مقصد برسد‪.‬‬ ‫دوستان من‪ ،‬بهترین راه‪ ،‬مطمئن‌ترین راه هس��ت نه لزومن‬ ‫کوتاه‌ترین راه‪.‬‬ ‫پس ت��ا این‌جا‪ ،‬راه را ه��م انتخاب کردید‪ .‬بع��د باید کفش‬ ‫مناس��ب آن راه را ب��ه پ��ا کنید و توشه و آذوق��ه مناسب به‬ ‫هم‌راه ببرید‪ .‬اصلن ببینید کفش مناسب و پای رفتن آن راه‬ ‫را دارید؟ اما دقیقن منظور من چیست؟ در تعریف موفقیت تا‬ ‫اینجا گفتیم که‪« :‬موفقیت یعنی گام نهادن در مسیر اهداف‬ ‫با ارزش زندگی»‪.‬‬ ‫دوس��ت ارزش‌مند من‪ ،‬هر راهی رهرو خودش را می‌خواهد‪.‬‬ ‫رهرو راه رسیدن به یک هدف ورزشی‪ ،‬باید ورزش‌کار باشد‪.‬‬ ‫ره��رو راه رسیدن به هدف مال��ی‪ ،‬باید دانش مالی و قدرت‬ ‫ریس��ک داشته باشد‪ .‬رهرو راه رسیدن ب��ه یک رتبه علمی‬ ‫بایستی اهل تحقیق و مطالعه باشد و تکنیک‌های یادگیری‬ ‫را به خوبی بداند‪ .‬البته نگران نشوید‪ .‬منظور من این نیس��ت‬ ‫که در همان ابتدای راه باید کامل باشید یا به اصطالح‪ ،‬یک‬ ‫ره��رو حرفه‌ای‪ .‬خیلی از توانایی‌ه��ا و دانش مورد نیاز را در‬ ‫طول راه کس��ب می‌کنید و به تدریج‪ .‬اما باید از یک آمادگی‬ ‫و زمین��ه و داشته حداقلی برخوردار باشید‪ .‬شما نمی‌توانید در‬ ‫راه خوانن��ده شدن قدم بگذارید اگر از یک حنجره و صدای‬ ‫خوب اولیه برخوردار نیس��تید‪ .‬شما نمی‌توانید در راه کوه‌نورد‬ ‫شدن یا صخره‌نورد شدن یا مثلن چترباز شدن گام بزنید‪ ،‬در‬ ‫حالی‌که از آن دسته آدم‌هایی هس��تید که به طور طبیعی از‬ ‫ارتفاع وحشت دارند‪.‬‬ ‫دوستان‪ ،‬االن به یکی از مهم‌ترین و حساس‌ترین موضوعات‬ ‫علم موفقیت رسیدیم‪ :‬یعنی «هدف»‪ .‬اما لطفن اجازه بدهید‬ ‫تا در برنامه بعد به این موضوع بپردازیم‪.‬‬ ‫خ��وب در این برنامه به تعریف موفقیت پرداختم و گفتم که‪:‬‬ ‫موفقی��ت یعنی گام نهادن در راه رسیدن به اهداف با ارزش‬ ‫زندگ��ی در چهارچوب زمانی مشخ��ص‪ .‬سپس‪ ،‬قدم به قدم‬ ‫ش��روع به تحلیل ای��ن تعریف کردم و «گ��ام نهادن در راه‬ ‫رسی��دن» را توضیح دادم‪ .‬در برنامه بعد به موضوع «هدف»‬ ‫می‌پردازم تا توضیحات عب��ارت «گام نهادن در راه رسیدن‬ ‫به هدف» تکمیل بشود‪.‬‬ ‫برای موفقیت با من هم‌راه باشید‬ ‫سرافراز و سربلند باشید‬ ‫و تا برنامه بعد‬ ‫خدا نگهدارتان‬ ‫دوستدار شما‪ :‬آقای خوشبختی‬


‫گوگن‪،‬هلناوکولی‌هایزنگولهبه‌پا‬

‫فرهنگ‬

‫هادی خوجینیان‬ ‫هلنا در خانه را زد و ساعت چینی شماطه‌دار شش ضربه نواخت‪ .‬از جدار پنجره به بیرون نگاه کردم‪ .‬دامن‬ ‫قرمز با کفش سرخابی و پیراهن سفید چین‌دار و کیف اداری به دست چهار بار در خانه را زد‪ .‬انگشت‌های‬ ‫ظریف��ش را به جدار چوب��ی می‌نواخت و باد ساعت شش موهای کوتاه مصری زده نیمه‌ی نیم رخش را‬ ‫پوشاند‪ .‬صدای ظریف انگشت‌هایش فکرهای کشنده‌ی تنهایی را از مغزم را پاک کرد‪.‬در چوبی را باز کردم‪.‬‬ ‫بازوهای لختم را به طرفش دراز کردم‪ .‬موهایش را در میانه آغوشم بو کردم ‪ .‬بوی سفید و زالل مشامم‬ ‫را پر کرد‪ .‬دستانش را در میان پنج انگشتم پنهان کردم ‪ .‬به طرف اتاقم رفتیم ‪.‬کیف دستی‌اش را در کنار‬ ‫پا تختی گذاشت و من نیمه خواب را نگاه کرد‪ .‬مالفه ی تخت را مرتب کردم جا برای دراز کشیدنش باز‬ ‫کردم‪ .‬به آرامی نیم‌خیز شد و در کنار بازوانم خودش را یله داد‪ .‬پاهایش را آرام دراز کرد و در کنارم خوابید‪.‬‬ ‫ما دو نفر هیچ دستی به جسممان نزدیم‪ .‬فقط خوابیدیم‪ .‬ساعت هشت بار به صدا در آمد‪ .‬بیدار شدیم و‬ ‫رویاهایمان را تقسیم بر دو کردیم‪.‬‬ ‫یکی مال من و یکی مال تو! هلنا با صدای مالیمش این را گفت و به طرف آینه‌ی قدی اتاق رفت‪ .‬عکس‬ ‫خاطره دوست ایرانی‌ام با قد ‪ 1.63‬و موهای پر کالغی و هیکل مناسب روی میز توالت بود‪ .‬نگاهش کرد‬ ‫تو‌یک ساله را خیلی دوست دارم شیرینی و زیبایی شرقی‬ ‫و با مهربانی همیشگی‌اش گفت این دختر بیس ‌‬ ‫خاصی دارد می‌دانم تو مثل یک گربه ایرانی دوسش داری ‪.‬از روی تخت نیم‌خیز شدم‪ .‬پیژامه‌ام را به پایم‬ ‫لو‌غش است»‬ ‫کردم و گفتم‪« :‬این دختر را دوس دارم چون مثل یک خواهر کوچک دوست داشتنی و بی‌غ ‌‬ ‫‪.‬عکس تک تک دوستانم را به دیوار زده‌ام همه کسانی را که در زندگی‌ام حضور پر‌رنگی داشته‌اند و من‬ ‫مد‌یون تک تک‌شان هستم‪ .‬هلنا ساعت ده صبح کار روزانه‌اش شروع می‌شد و ما دو ساعت وقت داشتیم‬ ‫تا صبحانه بخوریم و برای غروبمان برنامه‌ای بسازیم‪ .‬هشت ماه گذشته بود و هلنا حضور فیزیکی‌اش در‬ ‫زندگی روزانه‌ام جایش را به حضور روحی داده بود‪ .‬در این مدتی که ندیده بودمش هیچ فرقی نکرده بود‬ ‫جز این که جذاب‌تر و مهربان‌تر از قبل شده بود‪ .‬قهوه‌ی یونانی را از کابینت در آوردم با شکر و آب مخلوط‬ ‫کردم روی آتش اجاق قهوه‌ای آشپزخانه قهوه جوش را قرار دادم و با قاشق به همش زدم کف کردنش را‬ ‫دوست دارم‪ .‬فنجان‌هایی را که شهال برایم فرستاده بود را از کمد کنار یخچال برداشتم‪ .‬پر از قهوه کردم‪.‬‬ ‫کلوچه نوشین الهیجان را که از فروش‌گاه اینتر‌نشنال خریده بودم در فر گذاشتم تا گرم شود‪ .‬قهوه‌مان‬ ‫را ی��ک ساعت طول دادیم تا بنوشیم‪ .‬هلنا تصمیم گرفته است که برای سه ماه در جزیره بماند‪ .‬خانه‌ی‬ ‫مادریش خالی شده چون دیگر کسی در آن زندگی نمی‌کند‪ .‬خانه بزرگ مادریش تا خانه من راهی ندارد‪.‬‬ ‫ی��ک سری کاراهای جزیی دارد که پل مکارتی انجامش خواهد داد‪.‬کتاب براتیگان را برداشتم و برایش‬ ‫شعری خواندم‪..‬‬ ‫این که دیگران فکرت را می‌پسندند ‪ /‬به این معنی نیست ‪ /‬که بدنت را ‪ /‬هم صاحب شوند‪.‬‬ ‫هلن��ا در آشپزخان��ه را باز کرد‪ .‬هوای سرد بهاری ماه آوریل گل‌های تازه کاشته شده را تکاند و برگ‌های‬ ‫تازه سبز شده هراسان خودشان را در البه‌الی درختان قایم کردند تا مبادا گزندی به جوانی‌شان وارد شود‪.‬‬ ‫هلنا صندل چرمی سرخابی‌اش را به چمن آب خورده از باران گذاشت و رد پای صندلش ماسیده بر چمن‬ ‫سب��ز باق��ی ماند‪ .‬گربه‌ی خانم میشیگان بی‌سر و صدا به روی هره‌ی پنجره اتاق‌نشیمن خانم میشیگان‬ ‫نشس��ته بود و وقتی به دنبال هلنا به باغچه وارد شدم سالمی داد و به آهس��تگی گفت‌‪« :‬چه خانم زیبا و‬ ‫مهربانی است این خانم هلنا» ! هلنا سرش را برگرداند و نگاهم کرد می‌دانستم زبان آقای گربه را نمی‌داند‪.‬‬ ‫فنجان فلزی خاکس��تری را از روی زمین برداشتم بطری شیر را داخل لیوان ریختم‪ .‬روی چار‌پایه فلزی‬ ‫سبز رنگ گذاشتم تا گربه‌ی خانم میشیگان لبی‌تر کند‪ .‬پرنده‌ها در این صبح آوریل با پرهای رنگ شده‬ ‫از رنگین کمان حجم بی‌رنگ باغچه را نقاشی می‌کردند‪ .‬دو پرنده از حیاط پشتی خانه مالفه‌ی نیلی رنگ‬ ‫را که به منقارشان گرفته بودند به روی شانه‌های هلنا انداختند‪ .‬هلنا چرخ‌زنان دو دستش را به میان مالفه‬ ‫پیچاند و رقص ایرلندی را ترسیم کرد‪ .‬وترهای باد و نم‌نم باران هوا را تقس��یم بر دو بخش بی‌رنگ و با‬ ‫رنگ کردند‪ .‬هوای رنگی عطر خوشش را در بازار مکاره باغچه پراکند‪ .‬کولی‌ها با اسب‌های ابلق‌شان در‬ ‫چوبی را باز کردند‪ .‬کاالهای مسروقه شمعدانی‌های نقر‌ه‪‌/‬شیشه‌های بلورین برای فال‌گیری پیراهن‌های‬ ‫رنگ‌وارنگ و هزاران اشیا دیگر محیط سبز و خیس را انباشتند‪ .‬کولی‌ها به دور هلنا حلقه زدند‪.‬باد وزید و‬ ‫هلنا کف پایش از روی زمین بلند کرد‪ .‬گربه‌ی خانم میشیگان کنارم ایستاد و کبریتم را برای روشن کردن‬ ‫سیگ��ار نازک الیت‌اش گرفت و با سرفه خفیفی گفت‪ :‬ببین! امروز هلنا برای کاری باید به آسمان برود‪.‬‬ ‫نگرانش نباش تا فردا حتمن بر می‌گردد‪ .‬هلنا با شعف و شادی مالفه‌ی نیلی رنگ را به دست گرفته بود‬ ‫و به طرف آسمان پرواز می‌کرد‪ .‬سیگار را از آقای گربه گرفتم و پکی بلند زدم‪ .‬نگاهش کردم ‪ .‬لبخند زدم‬ ‫تو‌چهار ساعت به معراج رفت‪ .‬آسمان تاریک شد و ساعت به یک باره از حرکت ایستاد‬ ‫و هلنا برای بیس ‌‬ ‫و زمان در حال گم شد‪ .‬ساعت به افق محلی در آسمان به دوازده قسمت مساوی پخش شد‪ .‬عقربه‌های‬ ‫الماس‌گونه ساعت ده صبح را اعالم کردند‪ .‬گرچه هوا تاریک و سیاه شده بود‪ .‬خانم میشیگان گربه‌اش را‬ ‫صدا زد‪.‬کولی‌ها به یک باره محو شدند‪ .‬پرنده‌ها سیب‌های سبز خانه را نوک زده و نزده به پایین انداختند‪.‬‬ ‫در آشپزخانه را باز کردم ‪ .‬پشت سرم قفلش کردم‪ .‬تختم را مرتب لباس‌هایم را پوشیده و روی میز مطالعه‬ ‫نشستم‪ .‬چراغ اتاق را روشن کردم و چشمانم را به روی نقاشی گوگن دوختم تا شاید گوگن وقتی مستی‬ ‫از سرش بیافتد به خانه بیاید تا از رنگ‌ها حرف بزنیم !‬

‫فرانک باوم و نگاه زنانه درآثارش‬

‫اکبر ترشیزاد‬ ‫داستان‌هایی که قهرمان آن‌ها را زنان تشکیل می‌دهند در تاریخ ادبیات کم نبوده و نیس��تند‪ .‬از‬ ‫نمونه قصه‌هایی که برای کودکان نوشته شده و نقش شخصیت اصلی و محوری آن بر عهده‌ی‬ ‫یک دختر است می‌توان به «سیندرال» و «آلیس در سرزمین عجایب» اشاره کرد‪ ،‬اما در هیچ‌کدام‬ ‫از این داستان‌ها عناصر و نمادهای زنانه به اندازه‌ی داستان «جادوگر شهر اُز» نوشته‌ی «فرانک‬ ‫باوم» (‪ )Frank Baum‬پررنگ و موثر نیستند‪.‬‬ ‫«فرانک باوم» در سال ‪ 1856‬در شهر نیویورک و در خانواده‌ای سنتی‪ ،‬مذهبی و البته ثروت‌مند‬ ‫ب��ه دنیا آمد‪ .‬از طرف پدر آلمانی و از طرف مادر اسکاتلندی‪-‬ایرلندی بود و هفتمین فرزند از نه‬ ‫بچه‌ی خانواده بود‪« .‬باوم» بسیار زود به روزنامه‌نگاری روی آورد و در ‪ ،1882‬با «ماد گج» دختر‬ ‫یک فعال فمنیست ازدواج کرد‪ .‬او در چند پیشه‌ای که انتخاب کرد ناموفق و حتا ورشکست شد‬ ‫و عاقبت پا به دنیای تاتر گذاشت و توانست به پیش‌رفت‌های چشم‌گیری دست پیدا کند‪ .‬این‬ ‫نویس��نده نخس��تین کتاب خود را با نام داستان‌های «مامان‌غازه» به نثر منتشر کرد که باعث‬ ‫شناسان��دن او به دنی��ای ادبیات شد‪ .‬باالخره در دهه‌ی ‪ ،1890‬ب��ا هم‌کاری تصویرگری به نام‬ ‫«دِنسلو»‪« ،‬جادوگر شهر اُز» را منتشر کرد که سبب شد نام این دو بر سر زبان‌ها بیافتد و پس‬ ‫از آن داستان‌های دیگری در سرزمین اُز نوشت که همگی موفقیت‌آمیز بودند‪« .‬بوام» در سال‬ ‫‪ 1919‬و در سن ‪ 63‬سالگی درگذشت‪.‬‬ ‫داست��ان «جادوگر شهر ُآز» نمادها و عناصر زنانه‌ی مشهود و قدرت‌مندی را در خود جای داده‬ ‫است‪« .‬باوم» که در یک خانواده‌ی «م ُتدیس��ت» مس��یحی به دنیا آمده ب��ود‪ ،‬بعدها به هم‌راه‬ ‫همس��رش و به تشویق مادر زن فمنیست‌اش به فرقه‌ای موسوم به «تئوسوفی‌ها» پیوست که‬ ‫آمیزه‌هایی عرفانی‪ ،‬انسانی و مدارامنشانه داشتند‪ .‬حضور خردمندانه‌ی شخصیت‌هایی مونثی چون‬ ‫«آزم��ا» فرمانروای از‪« ،‬دوروتی» و «گلین��دای» ساحره‪ ،‬فقط بخشی از حضور قوی و پررنگ‬ ‫زنانه در این اثر «باوم» است‪ .‬در داستان «جادوگر شهر اُز» به سبب این‌که هیچ کس احساسات‬ ‫دخترانه و انسانی «دوروتی» را درک نمی‌کند او به کلبه پناه می‌برد و از همان جاست که سفر‬ ‫کاشفان��ه‌ی او آغاز می‌ش��ود‪ .‬قهرمان ماجراجو‪ ،‬از زندگی روزمره خ��ارج می‏شود و در سرزمین‬ ‫عجایب به ماجراجویی دست می‏زند‪ ،‬با نیروهای افس��انه‏ای روبه‏رو می‏شود و با خوش‏اقبالی به‬ ‫ن به هم‌نوعانش‬ ‫پی��روزی قطعی می‏رسد‪ .‬قهرمان از این ماجراهای اسرارآمیز‪ ،‬با قدرت بخشید ‏‬ ‫به خانه باز می‏گردد‪.‬‬ ‫ی می‏خواهد قلب داشته‬ ‫در داستان «باوم»‪ ،‬مترسک می‏خواهد دارای عقل شود‪ .‬هیزم‏شکن حلب ‏‬ ‫باشد و شیر هم می‏خواهد از جادوگر اُز شجاعت خود را پس بگیرد‪ .‬آن‌ها همه با هم به سرزمین‬ ‫اُز می‏رسند‪« .‬دوروتی» و هم‌راهانش آرزوهای‏شان را به جادوگر اُز می‏گویند و از او می‏خواهند‬ ‫که به آن‏ها کمک کند‪ .‬جادوگر اُز به شرطی حاضر می‏شود به ایشان کمک کند که آن‏ها جادوگر‬ ‫ن را اسیر می‏کند‪« .‬دوروتی» ناچار می‏شود در‬ ‫غرب را شکس��ت دهند‪ .‬سپس جادوگر غرب آنا ‏‬ ‫قلعه‌ی جادوگر غرب‪ ،‬برای او کار کند‪ .‬آن‌ها سرانجام جادوگر غرب را از بین می‌برند و «دوروتی»‬ ‫و دوستانش نجات پیدا می‏کنند و نزد جادوگر اُز برمی‏گردند‪ .‬آن‏ها متوجه می‏شوند که جادوگر‬ ‫اُز ی��ک شعبده‏ب��از معمولی بوده اس��ت و در پایان آن‏ها به تمام آرزوهایش��ان می‏رسند‪ .‬در این‬ ‫داستان تمامی کاراکترهای داستان در سرزمینی که در آن انسان‏ها خردمند و با عاطفه و شجاع‌‬ ‫هستند‪ ،‬هم‌راه با صلح و آرامش‪ ،‬به یک‌دیگر کمک می‌کنند و با بدی‏ها و تبه‌کاری‏ها به مبارزه‬ ‫برمی‌خیزن��د‪« .‬باوم» در آفرینش «دوروتی»‪ ،‬آگاهانه‪ ،‬بر خالف تصورات رایج زمان و جامعه‌ی‬ ‫خود درباره‌ی زن عمل کرده است‪ .‬او برعکس بسیاری از مردان آن عصر‪ ،‬با محدودیت‌هایی که‬ ‫جامع��ه‌ی آن زمان برای زنان قرار داده بود مخالف است‪ .‬او به دلیل ارتباط نزدیکش با نهضت‬ ‫ن مورد دست می‏یابد‪ .‬این روحیه‌ی اعتراض البته در بس��یاری از‬ ‫زن��ان‪ ،‬به چنین موضعی در ای ‏‬ ‫ی «فرانک باوم» برای کودک��ان دیده می‏شود‪ .‬او در برخی دیگر از کتاب‌هایش برای‬ ‫کتاب‌ه��ا ‏‬ ‫کودکان‪ ،‬ب ‏ه موضوعاتی چون جوامع زنانه و مادرساالر می‏پردازد‪« .‬باوم» با ایجاد جوامعی خیالی‬ ‫ی کم‌تری رواج دارد‪ ،‬مخاطبانش را تشویق می‌کند تا‬ ‫در داستان‌هایش‪ ،‬که در آن‌ها تبعیض جنس ‏‬ ‫با نگاهی تازه به جهان پیرامون خود بنگرند‪.‬‬

‫‪65‬‬


‫کتاب‌خانه‌‬

‫این لولیان شهرآشوب‬ ‫نهال نوریان‬ ‫«باد از سر کوی تو گذشتن نتواند‬ ‫پیغام من دل‌شده را پس که رساند‬ ‫باشد که دگر باره چو تاجم به سرآید‬ ‫بنشیند و در سایه‌ی خویشم بنشاند‬ ‫تا کی به صبوری بفریبم دل خود را‬ ‫دیگر دل بیچاره صبوری نتواند‬ ‫ای تاج سر‪ ،‬ای صاحب اورنگ‪ ،‬هم امشب‬ ‫«تاج» آید و جان را به قدومت بفشاند‬ ‫عشق است و خیال تو که ما را به ضعیفی‬ ‫چون گرد به هر سو به هر کو بدواند»‬ ‫«طاووس‌خان��م» ملق��ب ب��ه «تاج‌الس��لطنه»‪ ،‬سراینده‌ی‬ ‫شع��ری است که از نظر گذشت‪ .‬او زن محبوب فتحعلی‌شاه‬ ‫ب��ود که دل ش��اه را در سفر اصفه��ان از آن خود می‌کند و‬ ‫هم��واره از خاص��ان حرم‌سرا باق��ی می‌ماند‪ .‬هنوز‬ ‫هم می‌توان تصوی��ر نقاشی‌شده‌ی «تاج‌الدوله» را‬ ‫در کاخ گلس��تان تهران دید‪ .‬ش��اه در زمان جوانی‬ ‫طاووس‌خان��م‪ ،‬گروهی را ب��رای آموزش او به کار‬ ‫گرفت و به این طریق‪ ،‬استعداد شعری او نیز بیدار‬ ‫ش��د‪ .‬شاه قاج��ار با وجود داشتن ه��زار زن عقدی‬ ‫و صیغ��ه‪ ،‬ابای��ی نداشت ک��ه باز ه��م رقاصه‌ها‪،‬‬ ‫مطرب‌ه��ا‪ ،‬بازی‌گرها و خواننده‌ه��ای زن تهران‬ ‫را ب��ه قصر خ��ود فرا خواند و حتا بدان‌ها مس��کن‬ ‫دهد… زنان خ��اص شاهان قاجار ک��م نبودند و‬ ‫حرم‌سرا و اندرونی و حکایت احوال شاهان با زنان‬ ‫فقط مربوط به دوران قاجار نیس��ت‪ ،‬ولی در دوران‬ ‫سلطنت فرمان‌روایی چ��ون فتحعلی‌شاه است که‬ ‫کشور چن��ان در سراشیبی سق��وط و فالکت قرار‬ ‫می‌گی��رد و جنگ‌ه��ای ایران و روسی��ه‪ ،‬کشور را‬ ‫به تجزیه و ناب��ودی می‌کشانند تا آن‌جا که هفده‬ ‫والی��ت از والیات ایران از خاک کشور جدا شدند‪،‬‬ ‫حمل��ه‌ی افغان‌ه��ا و ترکمانان در ش��رق و شمال‬ ‫شرق��ی کشور‪ ،‬آرامش را از مردم گرفته بود و نفوذ‬ ‫بیش از حد انگلس��تان نیز موجب تجزیه‌ی هرات‬ ‫و قس��مت‌هایی از شرق ایران شده بود در حالی‌که‬ ‫شاه قاجار‪ ،‬نزدیک ب��ه هزار زن عقدی و صیغه را‬ ‫در حرم‌س��رای خود نگاه می‌داشت و هنگام مرگ‪،‬‬ ‫پنج��اه و هفت پس��ر و چهل و هف��ت دختر از او‬ ‫به یادگار مانده بود‪ .‬ب��ا این‌وجود فاجعه آن‌جا رخ‬ ‫می‌نماید که این زنان نه به‌مثابه افراد انسانی‪ ،‬بلکه‬ ‫در جای‌گاه ت��وده‌ای بی‌شکل و ابزاری برای لذت‬ ‫ب��ه یاد می‌آیند و اگر تحلیل��ی چون کتاب «تاریخ‬ ‫ناگفته‌ی حرم‌سراهای ایرانی» هم پیرامون ایشان‬ ‫صورت می‌گیرد‪ ،‬نه تاریخ‌نگاری زیست‌شان‪ ،‬بلکه‬ ‫تاثیر حرم‌سرا بر سرنوشت ایران مورد نظر است‪.‬‬

‫‪66‬‬

‫همان‌طور ک��ه در «تاریخ ناگفت��ه‌ی حرم‌سراهای ایرانی»‬ ‫می‌خوانی��م‪ ،‬در توصی��ف حرم‌س��رای قاجار ک��ه بیش‌تر به‬ ‫قفس��ی زرین می‌مان��د‪ ،‬چنین آمده است ک��ه‪« :‬حرم‌سرای‬ ‫شاهی عه��د قاج��ار را دیوارهای بلن��د و محکمی تشکیل‬ ‫م��ی‌داد که در مرکز آن‪ ،‬حیاط بزرگ��ی قرار داشت و دور تا‬ ‫دور آن را اتاق‌هایی جدا و مس��تقل‪ ،‬هم‌راه با حیاط‌خلوت‌ها‬ ‫احاطه کرده ب��ود‪ .‬در این محیط‪ ،‬زنان و کنیزان شاه هم‌راه‬ ‫با خدم��ه و میهمانان گوناگون‪ ،‬زندگی می‌کردند و از ثروت‬ ‫و تجمل بسیاری نیز بهره‌مند بودند… هیچ مردی جز شاه‬ ‫ح��ق ورود به آن‌جا را نداشت… نظارت بر کلیه‌ی کارهای‬ ‫اندرون به‌عهده‌ی «خواجگان» بود که همین مسئله‪ ،‬قدرت‬ ‫و ثروت زیادی برای آنان به هم‌راه داشت‪.‬‬ ‫اینان عالوه ب��ر رسیدگی به امور زنان‪ ،‬نگه‌بانی و حفاظت‬ ‫از آن‌ه��ا را نیز به‌عهده داشتن��د… دقت عمل این افراد در‬ ‫کارش��ان‪ ،‬محیط حرم‌سرا را به زندان��ی بدل ساخته بود که‬

‫فرهنگ‬

‫زنان شاه‪ ،‬زندانیان آن بودند‪».‬‬ ‫شاید با دقت در زندگی زنان ایران در هر عصری‪ ،‬به‌خصوص‬ ‫در جای‌گاه‌هایی چنین‪ ،‬بتوان به ریشه‌یابی پاره‌ای از مسایل‬ ‫پرداخت‪ .‬آن‌جا که زنان چاره‌ای جز زندانی‌شده‌ بودن ندارند‬ ‫و مجبورن��د ن��ه در کنار ه��م بلکه در رقابت ب��ا هم روزگار‬ ‫بگذرانن��د‪ .‬آن‌جا که حتا زنان با هوشیاری و استعداد خود نیز‬ ‫باید تنها به معیارهای پس��ند مردانه گردن نهند و درنهایت‪،‬‬ ‫آن‌جا که شخص نخس��ت ی��ک سرزمی��ن‪ ،‬نمی‌تواند رفتار‬ ‫جنس��ی خ��ود را تنظیم کن��د‪ ،‬هیچ بلوغ��ی در رفتار مردان‬ ‫رده‌ه��ای دیگر نمی‌ت��وان سراغ گرفت‪ .‬شای��د بتوان زنانی‬ ‫چون مهد علیا را نکوهش کرد و ایشان را عامل فساد دربار‬ ‫دانس��ت‪ ،‬ولی با نگاهی دقیق‌تر شاید دلیل رفتاری او را به‌تر‬ ‫درک کنی��م‪ .‬باری‪ ،‬اگرچه این کتاب نام نگارنده یا مالفی را‬ ‫ب��ر خود ندارد‪ ،‬ولی می‌تواند برای عالقه‌مندان به این حوزه‪،‬‬ ‫ورودی به دنیای متن‌های تاریخی باشد‪.‬‬


‫گواردیوال محبوب بیست و سی‬ ‫اکبر ترشیزاد‬ ‫سال‌هاست که در کشور ما تصمیمات مهم و تاثیرگذار فراوانی‬ ‫ب��دون حتا یک ساعت کار کارشناسی الزم گرفته و برپایه‌اش‬ ‫قوانین بسیاری تصویب و اجرا می‌شود اما دود چنین تصمیماتی‬ ‫سال‌ها در چشم مردم ما می‌رود‪ .‬قانون منع حضور دروازه‌بانان‬ ‫خارج��ی در فوتب��ال م��ا نیز یک��ی از همان‌هاس��ت‪ ،‬تصمیم‬ ‫غیرکارشناسی که گرفته ش��د و هنوز بر سر آن بحث و جدل‬ ‫است‪ .‬به گمان نگارن��ده اما‪ ،‬موضوع مهم‌تر از حضور مربیان‪،‬‬ ‫بازیکنان و دروازه‌بان��ان خارجی در فوتبال ما‪ ،‬سطح و کالس‬ ‫کاری چنین افرادی است که با هزینه‌های گزاف به ورزش ما‬ ‫وارد می‌شوند‪ .‬بدون شک ورود و حضور فوتبالیست‌ها و مربیان‬ ‫با سطح باالی بین‌المللی در ورزش ما نه تنها مضر‬ ‫نخواهد بود بلکه تاثیر مثبت فراوانی را هم‬ ‫در پی خواهد داشت‪.‬‬

‫گویا «حس��ن عباس��ی» معروف‬ ‫ب��ه دکت��ر «عباس��ی» و «پی��ام‬ ‫فضلی‌نژاد» شاگردان خود را برای‬ ‫حض��ور در صحن��ه‌ی ورزش نیز‬ ‫تربیت کرده‌اند‪ .‬این جمع متوهمین‬ ‫در آخرین اظهار نظر خود در برنامه‌ی‬ ‫‪ 20:30‬پرده از حقایقی برداشتند که بر سر‬ ‫چنار اشرفی سبز می‌کرد‪ .‬مج��ری خبر ‪20:30‬‬ ‫دالیل جدایی «گواردیوال» از بارسلونا را به دلیل حمایت‌های‬ ‫«پ��پ» از فلس��طین و هم‌چنی��ن اعتراض او ب��ه مصاحبه‌ی‬ ‫چند سال پیش «رونالدینیو» که در آن این فوتبالیس��ت برای‬ ‫«اسراییل» در برابر «لبنان» آرزوی موفقیت داشته‪ ،‬اعالم کرده‬ ‫اس��ت‪ .‬بنا به گفته‌های این مجری متوه��م‪ ،‬این قضایا باعث‬ ‫شده که دالل‌های صهیونیست اطراف بارسا‪ ،‬زیرآبش را بزنند و‬ ‫امسال با او قرارداد نبندند‪.‬‬ ‫مدیران ما در برابر هر کس��ی که مقاومت کنند‪ ،‬توان ایستادن‬ ‫در برابر نظامیانی که فوتبال ما را قبضه کرده‌اند ندارند‪« .‬علی‬ ‫کفاشیان» در آخرین اظهار نظر خود درباره‌ی علت لغو کس��ر‬ ‫امتیاز تیم «پرسپولیس» گفته است‪« :‬من با فشار «رویانیان»‬ ‫مجب��ور شدم تا با کمیت��ه استیناف صحبت کنم ت��ا ‪ 2‬امتیاز‬ ‫«پرسپولیس» برگ��ردد‪ ».‬او اضافه کرده است‪« :‬من به کمیته‬ ‫استیناف فقط توصیه کردم‌‪ .‬البته آن‌ها تصمیم‌شان را مستقل از‬ ‫توصیه من گرفتند‪».‬‬ ‫در نخس��تین مرحله مس��ابقات دو و میدانی جایزه بزرگ آسیا‬ ‫در تایلن��د‪« ،‬مریم طوسی» رکورد ای��ران در دوی ‪ 400‬متر را‬ ‫بهبود بخشید‪ .‬در این مسابقات «سجاد هاشمی آهنگری» تنها‬ ‫ورزش‌کار المپیکی ایرانی حاضر در این مسابقات‪ ،‬موفق شد در‬ ‫ماده دوی ‪ 400‬متر در جای‌گاه اول بایس��تد‪« .‬محمد ارزنده»‬ ‫هم در پرش طول به مقام نخس��ت رسید‪« .‬کیوان قنبرزاده»‬ ‫رکورددار پ��رش ارتفاع ایران نیز که توانس��ته بود به جای‌گاه‬ ‫ششم جهان��ی در این رشته برسد‪ ،‬سه‌شنبه با پرشی به ارتفاع‬ ‫دو متر و ‪ 23‬سانتی‌متر به مدال نقره بسنده کرد‪ .‬دیگر پرنده‌ی‬

‫ایرانی «امین حس��ین‌زاده رهبر» ک��ه از شرایط آرمانی خود در‬ ‫سال گذشته فاصله گرفته است نیز با پرشی به ارتفاع دو متر به‬ ‫کار خود پایان داد‪« .‬احسان مهاجر شجاعی» نیز در ماده دوی‬ ‫‪ 800‬متر در جای‌گاه چهارم ایستاد و دستش از رسیدن به مدال‬ ‫در مرحله اول این رقابت‌ها خالی ماند‪.‬‬ ‫در سال‌های گذشته‪ ،‬نب��ود امکانات و تیم پزشکی متخصص‬ ‫در زمان تمرینات و مس��ابقات ورزشی فجایع غیرقابل جبرانی‬ ‫را برای مردم و ورزش ما به بار آورده است‪ .‬در آخرین نمونه‌ی‬ ‫دردناک از این دست‪« ،‬محمدجواد حق‌شناس» بسکتبالیس��ت‬ ‫‪ 14‬سال��ه‌ی مازندران��ی در طول تمرین جان خ��ود را از دست‬ ‫داد‪« .‬علی‌محمد رجایی»‪ ،‬رییس هیت بسکتبال‬ ‫استان مازندران درباره چگونگی وقوع این‬ ‫حادثه گفته است‪« :‬حدود نیم ساعتی‬ ‫از آغ��از تمری��ن تی��م گذشته بود‬ ‫که محمدجواد خ��ود را به سالن‬ ‫رسانده و پس از پوشیدن لباس‬ ‫وارد زمین شد‪ .‬او هنوز تمرینات‬ ‫مرب��وط به گرم ک��ردن پیش از‬ ‫آغاز تمرین را انج��ام نداده بود و‬ ‫می‌خواست پرتاب‌های سه امتیازی‬ ‫تمرین کند که خود را به نزدیکی مربی‬ ‫تیم رسانده و ابتدا از سردرد گله کرد و سپس‬ ‫گف��ت که قلبش درد می‌کند‪ .‬هن��وز مربی به حرف‌های‬ ‫محمدج��واد گوش می‌داد که ناگهان حال پس��ربچه بد شده و‬ ‫روی زمین افتاد‪».‬‬ ‫گفتنی است که زمانی که اورژانس‬ ‫«آمل» خود را به محل تمرین‬ ‫تیم رساند‪ ،‬دیگر برای احیای‬ ‫او دیر شده بود و قلب این‬ ‫بسکتبالیس��ت نوجوان از‬ ‫حرکت بازایستاد و به کما‬ ‫رفت و دقایق��ی بعد این‬ ‫نونهال ورزش‌کار تس��لیم‬ ‫م��رگ ش��د‪ .‬ای��ن بازیکن‬ ‫ی��ک مت��ر و ‪ 99‬سانتی‌متری‬ ‫از امید‌های آینده بسکتبال استان‬ ‫مازندران و کشور بود و سال گذشته نیز‬ ‫در مسابقات نونهاالن قهرمانی کشور در تیم استان‬ ‫مازندران بازی کرده بود‪.‬‬ ‫سردار «رویانیان» که در زمان مدیریتش تیم «پرسپولیس» به‬ ‫بدتری��ن جای‌گاه خود در طول تاریخ فوتبالش رسیده است‪ ،‬به‬ ‫جای این‌که مشکل را در چگونگی مدیریت خود بیابد به دنبال‬ ‫راه‌ه��ای دیگری است‪ .‬سردار گمان می‌کند با آوردن بازیکنان‬ ‫گران‌قیم��ت مشکل این تیم حل خواهد ش��د‪ .‬او از هم اکنون‬ ‫ب��ه دنبال نام‌هایی چون «شهاب گردان»‪« ،‬محس��ن بنگر» و‬ ‫جمعی دیگر از فوتبالیست‌های مشهور لیگ برتر است‪ .‬باید به‬

‫ورزش‬

‫«رویانی��ان» یادآوری کرد که فوتبال ما در بیس��ت سال اخیر‪،‬‬ ‫تیم‌ه��ای ثروت‌مند با بازیکنان بزرگ به خ��ود دیده است که‬ ‫عم��ر حضورشان در ورزش ما ب��ه یکی دو سال هم نرسیده و‬ ‫با نتایجی ضعیف به کار خود پایان داده‌اند‪ .‬سردار «رویانیان»‪،‬‬ ‫مشکل ورزش ما افرادی هم‌چون خود شما هستند وگرنه ما به‬ ‫اندازه‌ی کافی فوتبالیست خوب داریم‪.‬‬

‫مربی «استقالل» به فهرست تیم‌ملی برای دیدار با ازبکستان‬ ‫اعت��راض ک��رد و گف��ت‪« :‬برخ��ی از انتخاب‌ه��ا در تیم‌ملی‬ ‫سوال‌برانگیز است‪ ،‬مگر «کی روش» بازی‌های ایران را تماشا‬ ‫نمی‌کن��د؟» «بهتاش فریبا» در خصوص عدم دعوت برخی از‬ ‫بازیکنان تیم‌اش اظهار داشت‪« :‬خوش‌حالیم که بازیکنان‌مان‬ ‫را آن‌ق��در سر حال نگه داشتیم که ح��اال تیم‌ملی روی آن‌ها‬ ‫حس��اب باز می‌کند‪ .‬ما بازیکن آماده می‌کنیم و تحویل آقایان‬ ‫می‌دهیم‪ .‬اما چرا نباید بازیکنانی چون «عمران‌زاده»‪« ،‬برهانی»‬ ‫و «حسینی» دعوت شوند؟» او افزود‪« :‬از «پرسپولیسی» که در‬ ‫حال سقوط است‪ ،‬شش بازیکن به تیم‌ملی دعوت می‌شود که‬ ‫یکی از این بازیکنان امس��ال به تعداد انگشتان یک دست هم‬ ‫برای تیمش بازی نکرده است‪ ،‬این برای ما پذیرفتنی نیست‪».‬‬ ‫«آزاده برومند» دختری که هیچ‌گاه ریشه ایرانی خود را پنهان‬ ‫نمی‌کند به عنوان نماینده منطقه جنوب آمریکا به مس��ابقات‬ ‫نهای��ی ورزیدگی بدنی این کشور راه یافت‪ .‬این در حالیس��ت‬ ‫که ده‌ها خانم آمریکایی با بدن‌های فوق‌العاده ورزیده در شش‬ ‫مرحله مشکل این مسابقات شرکت داشتند‪ ،‬ولی هیچ‌کدام به‬ ‫گرد پای «آزاده» هم نرسیدند و مفس��رین‪ ،‬آزاده‌ی خوش‌اندام‬ ‫و چابک را بی‌رقیب و شکست‌ناپذیر خواندند‪ .‬گفتنی‬ ‫است که پدر «آزاده» مربی کشتی بوده است‪.‬‬ ‫آزاده قب��ل از زندگ��ی در «تگزاس» در‬ ‫دانش‌گ��اه «پیتزبورگ» پنس��یلوانیا‬ ‫مشغ��ول به تحصیل بوده و به‌ترین‬ ‫بازیکن تیم والیبال زنان دانش‌گاه‬ ‫و منطقه شرق آمریکا شناخته شده‬ ‫است‪ .‬حال باید دید او در مسابقات‬ ‫نهایی در «کالیفرنیا» چه‌قدر خوش‬ ‫می‌درخشد‪.‬‬ ‫«محمد عاکفیان» عضو تیم‌ملی دو ومیدانی‬ ‫ایران‪ ،‬روز دوشنبه هفتم ماه مه‪ ،‬تقاضای پناهندگی‬ ‫خود را تسلیم مقامات سوئدی نمود‪ .‬این ورزش‌کار ‪ 27‬ساله و‬ ‫برجس��ته که به مدت ‪ 9‬سال عضو تیم ملی دو و میدانی ایران‬ ‫بوده از ‪ ۱۷‬سالگی وارد این رشته شد و با شکستن ‪ ۴‬رکورد ملی‌‬ ‫ی جوانان و سپس بزرگ‌ساالن‬ ‫ای��ران در ‪ ۱۸‬سالگی به تیم مل ‌‬ ‫دع��وت شد‪ .‬او بارها مدال‌های رنگارنگ��ی را برای دوومیدانی‬ ‫ما کس��ب ک��رده است‪ .‬این ورزش‌کار پی��ش از این بارها و به‬ ‫شکل‌های مختلف اعتراض خود را به وضعیت مدیریت ورزش‬ ‫و به ویژه دو ومیدانی کشورمان ابراز کرده بود‪ ،‬ولی سرانجام از‬ ‫شرایط موجود خسته شده و ترجیح داده تا مسیر قهرمانی‌اش را‬ ‫در جای دیگری از دنیا ادامه دهد‪.‬‬

‫‪67‬‬


‫خدایانآناهیتاوبهرام‬

‫پیمان عابدی‬ ‫«آناهیتا» (ناهید)‬ ‫«اردویس��ورا آناهیت��ا»‪ ،‬خ��دای تمام آب‌ه��ای روی زمین و‬ ‫سرچشم��ه اقیان��وس کیهانی است‪ .‬او اراب��ه‌ای چهار اسبه از‬ ‫ب��اد‪ ،‬باران‪ ،‬ابر و تگ��رگ را می‌راند‪ .‬او به عنوان منبع باروری‬ ‫(زندگ��ی) مورد احترام است‪ ،‬نطفه هم��ه نران و زهدان همه‬ ‫مادگ��ان را پ��اک می‌کند و شی��ر را در سینه م��ادران تطهیر‬ ‫می‌گرداند‪ .‬به خاطر پیوندش ب��ا زندگی‪ ،‬جنگ‌جویان هنگام‬ ‫نبرد‪ ،‬از او درخواست بقا و پیروزی می‌کنند‪.‬‬ ‫او دارن��ده‌ى هزار چشمه و ه��زار رود و ایزد بانوى خرد است‌‪،‬‬ ‫زی��را از روزگاران که��ن بین آب و خرد پیون��دى آسمانى بر‬ ‫قرار ب��وده است‪« .‬اردوى» ن��ام رودى اساطیرى است که از‬ ‫ک��وه «هربرز» به دریاى «فراخ‌ک��رت» می‌ریزد و رودها آب‬ ‫آن را ب��ه سراسر گیتى می‌برن��د‪ .‬در کنار هر یک از رودهایی‬ ‫ک��ه از فراخ‌کرت ج��ارى می‌شود کاخى ه��زار ستون با هزار‬ ‫دریچ��ه‌ى درخشان براى آناهیتا برپاست‪ .‬جای‌گاه او خورشید‬ ‫اس��ت‪ .‬در نقش نگه‌بان آب‌ها با «علیین» در اساطیر فنیقى و‬ ‫«سرسوت��ى» در اساطیر هند قابل قیاس است‪ .‬آناهیتا آراسته‬ ‫ب��ه جواهرات‌‪ ،‬تاجى زرین ب��ه شکل چرخ بر سر دارد که صد‬ ‫گوهر نورپاش بر آن نصب است و نوارهاى پرچین‬ ‫از آن آویخته‪ ،‬گردن‌بن��دی زرین بر گردن دارد و‬ ‫گوش‌واره ه��ای چهارگوش‪ .‬کفش‌هاى درخشان‬ ‫را با بندهاى زرین محکم به پا بس��ته‌‪ ،‬جبه‌اى از‬ ‫پوست ‪ 30‬سگ آبى که مانند زر و سیم می‌درخشد‬ ‫در ب��ر دارد‪ .‬نیلوفر گل مخص��وص اوست‪ .‬برخى‬ ‫از تاریخ‌نویس��ان یونان��ى او را «ون��وس» ایران‬ ‫دانسته‌اند‪.‬‬ ‫تعیین تاریخ دقی��ق ظهور آناهیتا در جمع خدایان‬ ‫اساطی��ری س��اده نیس��ت‪ ،‬اما آن‌چه ب��ه تحقیق‬ ‫می‏‌دانی��م ای��ن است که نام وی برای نخس��تین‬ ‫ب��ار در کتیبه‏‌های «اردشی��ر دوم» هخامنشی در‬ ‫هم��دان و ش��وش ظاهر می‏‌شود‪ .‬چی��زی که در‬ ‫ای��ن کتیبه‏‌ها نظر را جل��ب می‏‌کند‪ ،‬این است که‬ ‫در آن‌ها نام اناهیت��ا بالفاصله پس از اهورامزدا و‬ ‫پی��ش از میترا(مهر) ذکر می‌‏ش��ود و این نشان‌گر‬ ‫پای‌گاه ارج‌مند اوست‪.‬‬ ‫در دوره پارتی��ان نیز آناهیتا در کن��ار اهورامزدا و‬ ‫مهر پرستش می‏‌شده است‪ ،‬اما به‏‌نظر می‏‌رسد که‬ ‫در ای��ن دوره از میان سه خدای ی��اد شده‪ ،‬ناهید‬ ‫جای‌گ��اه واالتری داشته اس��ت‪ .‬اما آیین ستایش‬ ‫آناهیت��ا ب�� ‏ه همین‌جا پای��ان نمی‌‏یاب��د‪ .‬در عصر‬ ‫ساسانی��ان که دین رسم��ی ایرانیان زرتشتی بود‪،‬‬ ‫شاهان این سلسله آیین وی را گرامی می‏‌داشتند‬ ‫و از آن پ��اس‌داری می‏‌کردن��د‪ .‬کتیبه‏‌هایی که از‬ ‫این روزگار به‏‌جای مان��ده‪ ،‬گواه این سخن است‪.‬‬ ‫م��ا حت��ا در برخ��ی از آن‌ها «نرس��ی» و «شاپور‬ ‫س��وم» را می‏بینیم که حلقه سلطن��ت را از ناهید‬

‫‪68‬‬

‫دریافت می‏‌کنند‪ .‬آناهیتا ایزد‌بانویی است که یکی از زیباترین‬ ‫یشت‏‌های اوستا‪ ،‬یعنی یشت پنجم‪ ،‬به او اختصاص دارد و او‬ ‫«به‏‌عنوان تجسم آسمانی و زمینی آب در جهان‏‌بینی زرتشتی‬ ‫همان مقامی را داراست که امشاس‌پندان خرداد و امرداد»‪.‬‬ ‫بس��یاری از آتش‌کده‏‌ه��ای مع��روف ای��ران در آغ��از‬ ‫پرستش‌گاه‌‏ه��ای ناهید بوده‏‌اند‪ .‬اما دایره نفوذ این ایزد بانوی‬ ‫اساطی��ری به‏‌همین‏‌جا محدود نمی‏‌ش��ود‪ .‬در ادبیات و به‌‏ویژه‬ ‫در شعر فارسی نی��ز بارها از ناهید (یا زهره) ب ‏ه عنوان نمادی‬ ‫ب��رای موسیقی نام برده می‏‌شود‪ .‬این بیت زیبای حافظ تن‌ها‬ ‫نمونه‌‏ای از آن است‪:‬‬ ‫زهره سازی خوش نمی‏‌سازد‪ ،‬مگر عودش بسوخت‬ ‫کس ندارد ذوق مستی‪ ،‬می‌گساران را چه شد؟‬ ‫«ورثرغنه» (بهرام)‬ ‫ب��ه معناى کشنده‌ى اژده��ا و پیروزگر‪ ،‬ملق��ب به درفش‌دار‬ ‫ایزدان‪ ،‬ای��زد جنگ و پیروزی است‪ .‬بنا ب��ه روایتى هفتمین‬ ‫امشاس‌پن��د است زیرا پ��س از حمله ى اهریم��ن به گیتى‪،‬‬ ‫امشاس‌پندان نتوانس��تند اهریم��ن را در بند کنند اما بهرام او‬ ‫را گرفت��ه و به نزد اورمزد آورد‪ ،‬سپس به دستور او اهریمن را‬ ‫معلق در دوزخ آویخت‪ .‬ورثرغنه یا بهرام وجودی است انتزاعی‬

‫فرهنگ‬

‫یا تجس��می از یک اندیشه و تعبیری از یک نیروی پیش‌تاز و‬ ‫غیر قابل مقاومت‪ .‬بهرام خدای جنگ است‪ ،‬ستیزه‌جو‪ ،‬نیروی‬ ‫فاتح بر ضد شر‪.‬‬ ‫در رتبه و مق��ام برابر با «سروش» است‪ .‬هم‌کار ار ‌دی‌بهشت‬ ‫و از ایزدان��ى اس��ت ک��ه «ارداوی��راف» را بع��د از گذشتن از‬ ‫«چینوت پل» هم‌راهى می‌کند سنبل گیاه مخصوص اوست‪.‬‬ ‫بهرام قاب��ل قیاس با «آن‌هور» در اساطی��ر مصر و «آرس»‬ ‫در اساطی��ر یونان و «مارس» در اساطی��ر روم است‪« .‬بهرام‬ ‫یشت»‪ ،‬سرودی در وقف اوست که در آن به سیمایی ده گانه‬ ‫یعن��ی‪ :‬باد قوی‪ ،‬گاو نر با گوش‌ه��ای زرد و شاخ‌های زرین‪،‬‬ ‫اسب سفید با یراق طالیی‪ ،‬شتربارکش تیزدندان که پا برزمین‬ ‫می‌کوبد‪ ،‬گراز تیز دندان که به یک حمله می‌کشد‌‪ ،‬جوانی در‬ ‫س��ن ‪ 15‬سالگی‪ ،‬پرنده تیز پروازی که شاید کالغ باشد‪ ،‬یک‬ ‫ق��وچ وحشی‪ ،‬یک بز نر جنگ��ی و یا مردی که شمشیر زرین‬ ‫تیغه در دست دارد رخ نمایی می‌کند‪.‬‬ ‫شباهت این شکل‌های بهرام و «تیشتر» که هردو به صورت‬ ‫مرد‪ ،‬گاو نر و اسب در می‌آیند آشکار است‪ .‬در تصور زرتشتیان‬ ‫هرچیزی در جهان روحانی ی��ا مینوی استعداد آن را دارد که‬ ‫صورتی م��ادی داشته باشد‪ .‬و معتقدند ک��ه جهان به همین‬ ‫ترتیب ب��ه وجود آم��د و جه��ان روحانی صورت‬ ‫م��ادی به خ��ود گرفت‪ .‬به��رام ایران��ی بر خالف‬ ‫هم‌تای هندی خود «ایندره» یا هم‌تای ارمنی اش‬ ‫«وهگن» بر غول یا اژدها غلبه نمی‌کند بلکه غلبه‬ ‫او ب��ر شرارت آدمیان و دیوان اس��ت و بدکاران و‬ ‫نادرستان را عقوبت می‌کند‪.‬‬ ‫دو تجسم از تجسم‌های بهرام محبوبیت همگانی‬ ‫دارد‪ ،‬یکی تجس��م او به شک��ل پرنده‌ای بزرگ‬ ‫و دیگ��ری به ص��ورت گراز‪ .‬ایرانی��ان باستان به‬ ‫پ��ر کالغ با احس��اس ترسی آمیخت��ه با خرافات‬ ‫می‌نگریس��تند و آن را حافظ انس��ان و آورنده‌ی‬ ‫نیک‌‌بختی و ف��ره می‌پنداشتند‪ .‬احتمالن کالغی‬ ‫که در تصاویر مهری بناهای تاریخی رومی هم‌راه‬ ‫«مه��ر» یا میترا حض��ور دارد‪ ،‬در اصل نمادی از‬ ‫«خدای پیروزی» (بهرام) برای هم‌راهی و یاری‬ ‫خ��دای مهر است‪ .‬زمانی که زرتشت از اهورامزدا‬ ‫می‌پرس��د چه ک��اری انجام دهد ت��ا نفرین او بر‬ ‫دشمن��ان تاثیر بگذارد‪ ،‬اهورام��زدا به او می‌آموزد‬ ‫ک��ه پر ورثرغنه را هنگام تجس��م به شکل پرنده‬ ‫بگیرد‪« :‬با پر پرن��ده تو بدنت را پاک می‌کنی‪ ،‬با‬ ‫آن دشمنانت را شکس��ت می‌ده��ی‪ ،‬اگر مردی‬ ‫استخ��وان آن پرن��ده‌ی‌ قوی را نگ��ه دارد‪ ،‬هیچ‬ ‫کس نمی‌تواند او را شکس��ت داده یا خوش‌بختی‬ ‫را از او بگی��رد‪ ،‬پر پرنده ب��ه او کمک می‌رساند»‬ ‫(یشت‪ .)35-6 ،14‬جای شگفتی نیست که بهرام‬ ‫به خصوص میان سرب��ازان محبوب بوده باشد و‬ ‫ب��ه احتمال سربازان بوده‌اند که آیین نیایش او را‬ ‫به سرزمین‌های دوردست برده‌اند‪.‬‬


‫جامعه‬

‫روی‌کرد ارزش‌های جای‌گزین‬

‫ب تاجیک‬ ‫مه‌ش ‌‬ ‫از آن‌زم��ان ک��ه مصرف‌گرایی به داستان «هانس��ل و گرتل»‬ ‫بیش‌تر شباهت پیدا کرده است تا واقعیتی عینی که پیش چشم‬ ‫باش��د‪ ،‬سال‌ها می‌گذرد‪ .‬مصرف‌گرایی چونان در عمارتی است‬ ‫که اف��راد را به خود می‌خواند‪ ،‬بدون آن‌ک��ه به آن‌ها در خروج‬ ‫را نش��ان دهد‪ .‬این‌چنین است ک��ه همه‌ی ما در هر جای‌گاه و‬ ‫موضعی نسبت به این پدیده چون بازی‌گران یک بازی همیشه‬ ‫در جریان عمل می‌کنیم و قواعد بازی آن‌چنان تدوین شده‌اند‬ ‫که برای هر کس با هر دیدگاه و شیوه‌ی زیس��تی نقشی یافت‬ ‫ش��ود‪ .‬گاهی این بازی برای گروهی چنان رنگ تعلق می‌گیرد‬ ‫و چنان جدیت و واقعیت می‌یابد که خانه‌ی شکالتی تبدیل به‬ ‫قبل��ه‌ی آمال می‌شود و آن گروه چنان به دور آن می‌گردند که‬ ‫گویی پرستش‌گاه آنان است‪.‬‬ ‫در واق��ع مصرف لذت��ی موقت و گذرا به ف��رد می‌دهد که اگر‬ ‫از می��زان نی��از او به مص��رف بیش‌تر یا کم‌تر باش��د می‌تواند‬ ‫معضل‌آفرین باشد‪ .‬گروه��ی از افراد که توانایی زندگی در رفاه‬ ‫دارن��د‪ ،‬مصرف و توام با آن تولی��د را در سطح متفاوتی تجربه‬ ‫می‌کنند و از سوی دیگر آن دسته از مردم که قادر به تامین نیاز‬ ‫مصرفی به تناسب سطح تولید خود نیس��تند نمی‌توانند به طور‬ ‫کام��ل وارد این چرخه شوند‪ .‬در واقع آن‌ها خود را محروم شده‬ ‫از لذتی می‌بینند که بیش از هر کس دیگر گرفتار آن هس��تند‪.‬‬ ‫ای��ن گروه گرفتار دو چیزند‪ ،‬گرفت��ار لذت مصرفی که ندارند و‬ ‫گرفتار خشمی که محرومیت به آن‌ها ارزانی می‌دارد‪ .‬شاید این‬ ‫دسته‌بندی مطلق‌گرایانه آن‌چنان کارآ نباشد ولی چنین الگوی‬ ‫شماتیکی می‌تواند اوضاع را روشن‌تر جلوه دهد‪ .‬در این میان اگر‬ ‫جای رسانه‌ها را خالی بگذاریم و نقش آن‌ها را در نظر نگیریم‪،‬‬ ‫به تحلیل واقع‌گرایانه‌ای نخواهیم رسید‪ .‬باید دانس��ت که این‬ ‫رسانه‌ها هستند که تملک کاالها را مانند کلیدی برای تملک‬ ‫و دست‌یابی به خوش‌بختی در ذهن افراد اجتماع می‌نشانند‪.‬‬ ‫یک��ی از نتایجی که مصرف‌گرایی به ب��ار می‌آورد‪ ،‬هم‌رنگی با‬ ‫جماعت��ی است ک��ه لذت هرگونه تجربه‌ی ن��و را از خود دریغ‬ ‫می‌دارن��د و وارد همان مجموعه‌ی ب��دون در خروج می‌شوند‪.‬‬ ‫جماعتی که تفاوت را نه یک مشخصه بلکه یک نقصان فرض‬ ‫می‌کنند بنابراین شعار آن‌ها این می‌تواند باشد که مصرف کن‬

‫و دست‌م��زدت را تبدی��ل به کاال کن تا از م��ا باشی‪ .‬این‌گونه‬ ‫است که این گ��روه همگن‪ ،‬در قالب خریده��ای دیوانه‏وار نه‬ ‫تنه��ا کاالها و خدمات مصرفی را به تمل��ک خود درمی‌آورند‪،‬‬ ‫بلکه آن‌ها همواره باورها‪ ،‬اندیشه‌ها و زندگی فردی و اجتماعی‬ ‫خویش را در موازات فرهنگ مصرفی به پیش می‌برند‪ .‬از دیگر‬ ‫س��و هجمه‌ی رسانه‌ای هم به ی��اری این گروه همگن می‌آید‬ ‫تا به ایشان این تس�لای خاطر را بده��د که آن‌چه برگزیده‌اند‬ ‫هم��ان چیزی اس��ت که سعادت آن‌ه��ا را تضمین می‌کند‪ .‬به‬ ‫ای��ن ترتیب رسانه‌ها و گروه مصرف‌گرای��ان در نمایی دورتر و‬ ‫واقعی‌ت��ر مانند ائتالف شکس��ت‌خورده به چش��م می‌آیند که‬ ‫قدرت‌ه��ای دنیای مصرف‌گرا آن‌ه��ا را در سیطره‌ی خود دارد‪.‬‬ ‫شای��د در نگاه اول چنین به نظر آی��د که رسانه‌ها در ائتالف با‬ ‫قدرت‌های دنیای مصرف‌گرایی هستند ولی واقعیت این است‬ ‫که اگرچ��ه رسانه‌ها قدرت را در دست دارن��د‪ ،‬ولی این قدرت‬ ‫بدلی از یک ضعف قاعده‌ی بازی است‪ .‬در حال حاضر هر فرد‬ ‫گروه همگن مصرف‌گرایان‪ ،‬با زیست خود تبدیل به رسانه‌ای‬ ‫در دس��ت قدرت‌های مصرف‌گرایی ش��ده است‪ ،‬با این تفاوت‬ ‫ک��ه گروه قدرت برای استف��اده از رسانه‌های کالسیک هزینه‬ ‫پرداخت می‌کن��د در حالی‌که گروه مصرف‌گرای��ان برای ارایه‬ ‫خدمات رسانه‌ای‪ ،‬خود متحمل هزینه می‌شوند‪.‬‬ ‫شای��د تصور این‌که شم��ا و دیگ��ران به رسان��ه‌ای در دست‬ ‫تولیدکنندگان و قدرت‌ه��ای مصرف‌گرایی تبدیل شده باشید‪،‬‬ ‫سخت باشد ولی واقعیت این است که کردار اقتصادی هر فرد‬ ‫و زیس��ت مبتنی بر مصرف ک��اال او را در جهتی قرار می‌دهد‬ ‫که غیرآگاهانه به هدف سرمایه‌داری کمک کند‪ .‬ارزش‌گذاری‬ ‫در مورد هر فرد انس��انی وقتی به مولفه‌های نمادین مصرفی و‬ ‫کارکردی او تبدیل می‌شود و این محدودیت به برند لباس‪ ،‬مدل‬ ‫اتوموبیل‪ ،‬شکل کاشی‌های حمام و دست‌شویی‪ ،‬ابعاد تلویزیون‬ ‫خانگ��ی و چیزهایی از این دست‪ ،‬تبدیل به سنجه‌ی ارزشی در‬ ‫اجتماع‌شوند‪ ،‬جهت‌گیری‌ه��ا را به سمت اهداف سرمایه‌داری‬ ‫تغیی��ر می‌دهند‪ .‬به راستی اگر بدانی��م واقعیت نیاز به صرفه و‬ ‫مصرف چیست‪ ،‬شاید بتوانیم خود را از زیر بند تبلیغ سرمایه‌داری‬ ‫خارج کنیم و سنجه‌های ارزشی را به سوی مطلوبیت مصرف بر‬ ‫اساس زیبایی‌شناسی توام با نیاز بکشانیم‪.‬‬

‫چرابرایجوانی‌امدلمتنگمی‌شود‬ ‫ب تاجیک‬ ‫مه‌ش ‌‬ ‫چرا اغلب ما از پا گذاشتن به سالمندی واهمه داریم؟ آیا مسایل‬ ‫گونه‌گون��ی که پیامد افزایش سن اس��ت مثل بیماری‪ ،‬کاهش‬ ‫جذابیت‪ ،‬کم شدن اشتیاق جنس��ی‪ ،‬تنزل سالمت و مواردی از‬ ‫ای��ن دست م��ا را به این سمت هدایت می‌کن��د که با ترس در‬ ‫انتظ��ار سال‌های پیری باشیم و یا فقط نشانه‌های بالینی پیری‬ ‫نیست که این ترس را در ما به‌وجود می‌آورد و بازتابی که پیری‬ ‫در جامعه دارد و واکنش‌های یک جامعه نسبت به افراد سالمند‬ ‫این نگرانی‌ها را به‌وجود می‌آورد؟‬ ‫دوران سالمندی در بسیاری از کشورها دوران محق بودن ارزیابی‬ ‫می‌ش��ود‪ .‬فردی بع��د از سال‌ها کار کردن و تالش بازنشس��ته‬ ‫می‌شود تا فقط استراحت کن��د و از زندگی لذت ببرد‪ .‬امتیازات‬ ‫وی��ژه‌ای باید برای او فراه��م شود تا آسودگی خاطر او را فراهم‬ ‫آورد‪ ،‬گذشته از این‌که در کشور ما این امتیازات نه تنها آسودگی‬ ‫خاطری به‌وجود نمی‌آورد‪ ،‬بلک��ه محدودیت‌های زیادی را هم‬ ‫برای سالمندان به‌وجود می‌آورد‪ ،‬ولی حتا با فراهم آمدن امکانات‬ ‫خاص باز هم سالمندان‌شان خود را تنزل یافته فرض می‌کنند که‬ ‫باعث دلخوردی و حس عدم مفید بودن آن‌هاست‪ .‬واقعیت این‬ ‫است که وقتی افراد پا به سن می‌گذارند‪ ،‬ناتوانی‌ها در شکل‌ها و‬ ‫گونه‌های مختلف به سراغ آن‌ها می‌آید‪ ،‬به آن‌ها به عنوان یک‬ ‫مصرف‌کننده‌ی صرف نگاه می‌شود که دیگر چیز مفیدی برای‬ ‫عرض��ه به جامعه ندارند و جامع��ه آن‌ها را حمایت می‌کند تا به‬ ‫پایان برسند‪ ،‬این نگاه ابزاری یکی از دالیل عمده‌ی نارضایتی از‬ ‫پا به سن گذاشتن است‪.‬‬ ‫یکی از اشتباهاتی ک��ه جوامع مرتکب می‌شوند و قانون‌گذاران‬ ‫در تبی��ن قوانین آن را در نظر نمی‌گیرند‪ ،‬انزوایی است که برای‬ ‫سالمن��دان به‌وجود می‌آید‪ .‬جامعه به شدت تالش می‌کند تا در‬ ‫نهادها و اجتماعات گوناگون از میزان حضور سالمندان بکاهد و‬ ‫می��زان روابط آن‌ها را در تعامل با خود به حداقل برساند‪ .‬جوامع‬ ‫با مسئله‌ی بالینی به نام پیری مانند دیگر اقلیت‌ها با جداسازی‬ ‫برخ��ورد می‌کنند‪ ،‬این جدا کردن و به مثابه یک ناتوان با پیرها‬ ‫برخ��ورد کردن‪ ،‬نشانی است که ای��ن واهمه را برای همه‌ی ما‬ ‫در پ��ی دارد که از پیری بترسیم‪ .‬پیر شدن مانند بدنام شدن‪ ،‬از‬ ‫دست دادن استقالل و ناتوان شدن است‪ .‬همین مسئله موجب‬ ‫ش��ده است که صنایعی به‌وجود آمده‌اند که با ابزار گس��ترده‌ی‬ ‫تبلیغات سعی می‌‌کنند که به افراد جامعه بقبوالنند که می‌توانند‬ ‫با فرآورده‌های خود این مسئله را در آن‌ها به تعویق انداخته و حتا‬ ‫ی��ک مرحله جلوتر از بین ببرند و از این راه درآمدهای هنگفتی‬ ‫هم به جیب می‌زنند‪.‬‬ ‫فراین��د سالمندی و پیری ما را ب��ه مرگ نزدیک می‌کند‪ ،‬ما به‬ ‫سمت فناپذی��ری ناخواسته پیش می‌رویم و این طرز برخورد با‬ ‫سالمندی و پیری در واقع پس زدن این مسئله درون هر یک از‬ ‫ماست که می‌خواهیم آن‌را از خود دور کنیم یا در خود به تعویقش‬ ‫بیاندازیم‪ .‬این هراس طبیعی و خاموش که همیشه ذهن ما را به‬ ‫خود مشغول می‌کند‪ ،‬باعث نگاه شاید ناخواسته تحقیرآمیز ما با‬ ‫پدیده‌ی پیری می‌شود که عواقب آن گریبان میان‌ساالن را نیز‬ ‫می‌گیرد‪ .‬پیش‌فرض‌هایی که ما در ذهن‌های خود داریم‪ ،‬باعث‬ ‫رفتارهای نادرست ما در جامعه می‌شود‪ ،‬ما در دنیای پیچیده‌ی‬ ‫خود با تعاریف نقش‌های معین اشتباهات را دامن می زنیم‪ .‬برای‬ ‫مثال ما نوجوانان را افرادی با رفتارهای اغراق‌آمیز و پر سروصدا‬ ‫و گاهی مزاحم و سرکش تعریف می‌کنیم و به همین نسبت به‬ ‫سال‌خوردگان هم نسبت‌های کند و فرتوت و حتا گاهی غرغرو‬ ‫می‌دهیم که با شکایت‌های پی در پی‌شان از مشکالت جسمی‬ ‫بقیه افراد را عاصی می‌کنند‪.‬‬

‫‪69‬‬


‫راه کربن از شناخت سهروردی تا ایران‌شناسی‬

‫فرهنگ‬

‫سایه کوثری‬ ‫هفت��ه گذشته ترجمه جل��د دوم کتاب��ی از «هانری کربن»‬ ‫(‪ ،)Henry Corbin‬شرق‌شناس در ایران رونمایی شد‪.‬‬ ‫ای��ن کت��اب چهارجلدی با ترجمه «رض��ا کوهکن» به بازار‬ ‫نشر در ایران راه یافته است‪ .‬هانری کربن از برجس��ته‌ترین‬ ‫شرق‌‌شناسان اروپایی‌ست که بررسی و مطالعه همه‌جانبه‌ای‬ ‫ه��م در مورد اس�لام داشته است‪ .‬در واقع کربن فیلس��وف‪،‬‬ ‫شرق‌شن��اس‪ ،‬ایران‌شن��اس و اسالم‌شن��اس و شیعه‌شناس‬ ‫فرانس��وی و استاد دانش‌گاه سوربن پاریس بوده‌و بخشی از‬ ‫عمر خود را در ایران و خاورمیانه سپری کرده است‪.‬‬ ‫شاید قرن‌ها باید بگذرد تا کسی از مغرب زمین با بینش ژرف‬ ‫کربن و دانش وسی��ع او موطن دوم خود را ایران برگزیند و‬ ‫ب��ه تحقیق در رابطه با حکم��ت این سرزمین بپردازد‪ .‬کربن‬ ‫زبان‌شناسی بود که به فرانس��ه‪ ،‬آلمان��ی‌‪ ،‬عربی و فارسی و‬ ‫حتا سانس��کریت و پهلوی تس��لط داشت و اگر شرق‌شناس‬ ‫بود به مکتب فلس��فه آلم��ان نیز تعلق خاط��ر داشت و اگر‬ ‫اسالم‌شن��اس شد پیش از آن دانشی عمیق از مس��یحیت و‬ ‫همین‌طور به واسطه آشناییش با سانس��کریت از بودیس��م‬ ‫یافت��ه بود‪ .‬ب��ه گفته برخی کتاب اس�لام در سرزمین ایران‬ ‫ای��ن محقق یک استاندارد تحقیقی در سطح بین‌الملل است‬ ‫و اگر کس��ی بخواهد معنی واقعی تحقی��ق را بداند‪ ،‬باید به‬

‫‪70‬‬

‫س��راغ این کتاب برود‪ .‬کربن از شاگردان فیلس��وفان بزرگ‬ ‫غرب و هم‌چنین او نخس��تین مترجم آثار مارتین هایدگر به‬ ‫فرانسوی است‪.‬‬ ‫به عقیده کارشناسان «اسالم در سرزمین ایران» نظم کاری‬ ‫کربن را نشان می‌ده��د و به ما می‌گوید که او یک نقشه و‬ ‫طرح کاری داشته است و از اول می‌دانسته چه می‌خواهد‪.‬‬ ‫غالمرض��ا اعوانی در مورد این اث��ر می‌گوید‪« :‬منبع‌شناسی‬ ‫را از این اث��ر کربن می‌توان آموخت‪ .‬کربن به منابعی اشاره‬ ‫می‌کن��د ک��ه در ایران و کشورهای عربی چ��اپ نشده و به‬ ‫صورت نس��خه‌های خطی در کتاب‌خانه‌های ما وجود دارند‪.‬‬ ‫ای��ن موضوع خ��ود از انگیزه‌های چاپ ای��ن اثر است‪ .‬یک‬ ‫نکت��ه مهم فعالیت همس��ران در تهی��ه و تولید این کتاب و‬ ‫عرض��ه‌اش در ایران است‪ .‬هم کرب��ن و هم دکتر کوهکن‬ ‫از هم‌کاری و مشارکت همس��ران‌شان در فعالیت‌ درباره این‬ ‫کت��اب بهره برده‌اند‪ .‬هانری کرب��ن بدون استال کربن یعنی‬ ‫همس��رش‪ ،‬کربن نمی‌شد‪ .‬تمام زندگی و برنامه‌ریزی علمی‬ ‫او توسط همسرش هم‌راهی شده است و این می‌تواند برای‬ ‫یک محقق الگوی مناسبی باش��د‪ .‬بنابراین این‌که می‌بینید‬ ‫کربن کتاب را به همس��رش تقدیم کرده است‪ ،‬یک تقدیم‬ ‫صوری نیست‪ ،‬بلکه یک تقدیم قلبی است‪».‬‬ ‫کرب��ن از شاگردان فیلس��وفان بزرگ غ��رب و هم‌چنین او‬

‫نخستین مترجم آثار مارتین هایدگر به فرانسوی است‬ ‫این محق��ق می‌گوید‪« :‬کربن برای نوشت��ن این کتاب ‪20‬‬ ‫سال تالش کرده است و نقصان‌هایی را که در آثار حکمای‬ ‫الهی ایران از میرداماد تا میرفندرسکی بود‪ ،‬پر کرد‪ .‬این خال‬ ‫در آثار چاپی‌ مرب��وط به این موضوع در کشورمان‪ ‌،‬با همت‬ ‫مرح��وم آشتیانی و کربن پر ش��د‪ ،‬اما سوال این است که آیا‬ ‫کرب��ن از نوشتن ای��ن کتاب پیام و هدف��ی داشته یا اسالم‬ ‫در سرزمی��ن ای��ران فقط یک تحقیق اس��ت؟ پیام کربن در‬ ‫مقدم��ه کتاب��ش آمده است و دو مح��ور دارد‪ .‬این دو محور‬ ‫حاوی میراثی برای اندیش‌مندان اسالمی هستند‪ .‬محور اول‬ ‫ژرف‌اندیش��ی و محور دوم معرفی ای��ن میراث برای روزآمد‬ ‫کردنش است‪».‬‬ ‫به گفته اعوان��ی کتاب‌هایی با چنین موضوعاتی از محققان‬ ‫انگلیس��ی‌زبان‪ ،‬بس��یار ترجمه‌ شده‌اند‪ ،‬ول��ی ترجمه چنین‬ ‫کتاب��ی با این عمق‪ ،‬از زبان فرانس��وی کار مهمی است که‬ ‫دکت��ر کوهکن از عهده آن برآمده است‪ .‬کربن این کتاب را‬ ‫برای غربیان نوشته است و مخاطبانش در این کتاب‪ ،‬مردم‬ ‫غرب هس��تند‪ .‬هانری کربن توسط استادش لویی ماسینیون‬ ‫با شهاب‌الدین سه��روردی آشنا می‌شود و تمام مدت جنگ‬ ‫جهان��ی دوم را در کتاب‌خان��ه‌ای در استانبول به مطالعه آثار‬ ‫سه��روردی می‌پردازد‪ .‬وقتی لوی��ی ماسینیون عرفان‌شناس‬ ‫بزرگ فرانس��وی و مول��ف کتاب «مصای��ب حالج» کتاب‬ ‫«حکمت‌االش��راق» سه��روردی را ب��ه او می‌ده��د و از او‬ ‫می‌خواه��د که این کتاب را بخوان��د‪ ،‬خواندن این کتاب که‬ ‫بعده��ا او آن را به فرانس��ه ترجمه می‌کن��د به شدت تحت‬ ‫تاثی��رش قرار داده و شوقی غریب در او برمی‌انگیزد تا آن‌جا‬ ‫که او تصمیم می‌گیرد به شرق سفر کند و نه تنها سایر آثار‬ ‫شیخ اش��راق را بخواند بلکه با فرهنگی که سرچشمه چنین‬ ‫حکمتی بوده و چنین اندیشه‌ای را بارور ساخته‪ ،‬آشنا شود‪.‬‬ ‫وی است��اد شیعه‌شناس��ی دانش‌گاه سورب��ن و مدیر بخش‬ ‫تحقی��ق در مدرسه عالی مطالعات سوربن و نیز مدیر بخش‬ ‫ایران‌شناسی انجمن ایران و فرانسه بوده‌است‪.‬‬ ‫کوهک��ن‪ ،‬مترجم کتاب در م��ورد انتخاب این نام در ترجمه‬ ‫اث��ر می‌گوید‪« :‬عنوان ی��ک اثر تابلوی آن اس��ت و باید به‬ ‫خوب��ی معرف آن باشد‪ .‬ما در فارسی از عبارت اسالم ایرانی‬ ‫استفاده می‌کنیم و این عب��ارت در واقع ترجمه لفظ به لفظ‬ ‫عبارت��ی در زبان فرانس��وی است که ب��ه همین عنوان هم‬ ‫معروف اس��ت و گاهی عباراتی مانند اسالم در ایران هم به‬ ‫کار برده می‌شود‪».‬‬ ‫نویس��نده کتاب «کیمیا و عرفان در سرزمین اسالم» معتقد‬ ‫است‪« :‬هانری کربن هم مس��تشرق هس��ت و هم نیس��ت‪.‬‬ ‫از ای��ن منظ��ر که اندیش��ه یک قوم و دی��ن را تحلیل کند‪،‬‬ ‫مستشرق نیست و مقابل این نوع نگاه می‌ایستد اما از جهتی‬ ‫مس��تشرق اس��ت یعنی طالب شرق اس��ت و خودش هم به‬ ‫کرات به این موضوع اشاره می‌کند‪».‬‬ ‫از دیگر آثار هانری کربن می‌توان به تاریخ فلسفه اسالمی‪،‬‬ ‫فلس��فه ایرانی و فلس��فه تطبیقی‪ ،‬آیین جوان‌م��ردی و نیز‬ ‫مشارکت در نوشتن تاریخ ایران کمبریج اشاره کرد‪.‬‬


‫درباره‌ی آلمانی یهودی‌تبار‬ ‫نهال نوریان‬ ‫«هانا آرنت»‪ ،‬فیلس��وف و تاریخ‌نگ��ار آلمانی یهودی‌تبار‪ ،‬در‬ ‫پنج��م اکتب��ر ‪ 1906‬متولد شد و در چه��ارم دسامبر ‪1975‬‬ ‫چشم از جهان فرو بس��ت‪ .‬او پس از پایان دوره‌ی متوسطه‪،‬‬ ‫در رشته‌های فلس��فه‪ ،‬ادبیات یونان و الهیات مس��یحی آغاز‬ ‫به تحصیل ک��رد‪ ،‬ولی پس از مدتی به دانش‌گاه هایدلبرگ‬ ‫رف��ت و رساله‌ی دکترای خود را در فلس��فه‪ ،‬در سال ‪1926‬‬ ‫ب��ا عنوان «مفهوم عشق از نظ��ر آگوستین قدیس» با کارل‬ ‫یاسپرس‪ ،‬فیلس��وف بزرگ آلمانی گذران��د‪ .‬باسپرس در آن‬ ‫زم��ان‪ ،‬از منتق��دان سرسخ��ت آرای هایدگر بود و بس��یار‬ ‫محافظه‌کارانه پیش می‌رف��ت‪ ،‬ولی آرنت به پیروی از آرای‬ ‫باسپرس نپرداخت و به یکی از بانفوذترین و خوش‌فکرترین‬ ‫ت گرفتن‬ ‫رهبران چ��پ آلمان آن زمان تبدیل شد‪ .‬او با قدر ‌‬ ‫فاشیس��م‪ ،‬دو بار دچار خطر جانی شد‪ :‬یک‌بار در سال ‪1933‬‬ ‫در اوای��ل ق��درت گرفتن هیتلر‪ ،‬مدتی به زن��دان رفت و بار‬ ‫دیگر در سال ‪ 1940‬در فرانس��ه‌ی اشغال‌شده‪ ،‬زمانی‌که در‬ ‫اردوگاه‌های موقت انتقال ب��ه کوره‌های آدم‌سوزی هیتلری‬ ‫بود‪ .‬با ای��ن‌وجود‪ ،‬سرانجام موفق شد ب��ه آمریکا پناه ببرد‬ ‫و در آن‌جا در س��ال ‪ 1951‬تابعیت این کشور را پذیرفت‪ .‬او‬ ‫بعده��ا نوشت که زبان اول تبعیدش‪ ،‬فرانس��وی و زبان دوم‬ ‫مهاجرتش‪ ،‬انگلیسی شد‪.‬‬ ‫ب��رای خواندن و اط�لاع از دیدگاه‌های گوناگ��ون در مورد‬ ‫این اندیش‌مند تاثیرگذار و برجس��ته‪ ،‬به‌تر است شما هم به‬ ‫وب‌سایت «انسان‌شناسی و فرهنگ» سری بزنید تا پرونده‌ی‬

‫غنی و ارزش‌مند «هانا آرنت» را مطالعه کنید‪ .‬در این پرونده‬ ‫می‌توانید داده‌های مفی��دی را در مورد هانا آرنت بیابید و با‬ ‫دیدگ��اه اندیش‌مندان و صاحب‌نظران در م��ورد او نیز آشنا‬ ‫شوید‪ .‬در این پای‌گاه اینترنتی مطالب خواندنی و پرونده‌های‬ ‫دیگری را هم می‌توانید بیابی��د که مطمئنن می‌توانند برای‬ ‫گروهی که به این زمینه از علوم انسانی عالقه دارند‪ ،‬جالب‬ ‫و ارزش‌مند باشند‪ .‬در زی��ر عنوان «پرونده‌ی هانا آرنت» از‬ ‫سوی پای‌گاه اینترنتی «انسان‌شناسی و فرهنگ» چنین آمده‬ ‫است که «هانا آرنت‪ ،‬از مهم‌ترین اندیش‌مندان قرن بیستم‬ ‫به‌شمار می‌آید و خوش‌بختان��ه در ایران به برکت ترجمه‌ی‬ ‫برخی از آثارش‪ ،‬چهره‌ای شناخته‌ شده است‪ .‬تحلیل آرنت با‬ ‫محوریت توتالیتاریسم و خشونت در این قرن‪ ،‬امروز که این‬ ‫ق��رن به پایان رسیده و قرن بیس��ت و یکم آغاز شده است‪،‬‬ ‫معنایی تازه و به‌روز یافته است‪ .‬پرونده‌ای که انسان‌شناسی‬ ‫و فرهنگ از این پس برای هانا آرنت خواهد گشود‪ ،‬هم‌چون‬ ‫سای��ر پرونده‌ها‪ ،‬شامل مطالبی می‌ش��ود که تاکنون به وی‬ ‫اختص��اص یافته و هم‌چنین گروهی از سایت‌های اینترنتی‬ ‫درباره‌ی او آورده‌اند‪ .‬ای��ن پرونده نیز به‌تدریج با نوشته‌های‬ ‫جدید انسان‌شناسی و فرهنگ افزایش خواهد یافت‪».‬‬ ‫درواقع از مت��ن باال می‌توان این‌ط��ور استنباط کرد که اگر‬ ‫مطلب��ی در این زمینه نوشته شده اس��ت و در این‌جا از ذکر‬ ‫آن غافل بوده‌اند یا پس از این نوشتار در این حوزه به چشم‬ ‫بخ��ورد‪ ،‬فرصت قرار گفتن در این پرونده را خواهد داشت و‬ ‫ای��ن پرونده یک پرونده‌ی مختومه نیس��ت‪ .‬البته بی‌راه هم‬

‫فرهنگ‬

‫نیس��ت که متن‪ ،‬گزارش یا نقدی از قلم افتاده باشد‪ ،‬چراکه‬ ‫هانا آرنت هم از جمله اندیش‌مندان و نویسندگانی است که‬ ‫به هر دلیلی‪ ،‬مورد اقبال خوانندگان ایرانی قرار گرفته است‪.‬‬ ‫شاید معروف‌تری��ن و نام‌آورترین کتاب او در ایران را بتوان‬ ‫کتاب «درباره‌ی انقالب» او برشمرد که میان دانش‌جویان‪،‬‬ ‫اندیش‌مندان و اهل کتاب طرف‌دار دارد‪.‬‬ ‫در یک��ی از مقاله‌ه��ای ای��ن پرونده‪ ،‬ب��ا نام «هان��ا آرنت‪:‬‬ ‫فیلسوف خشونت و رنج انسانی» به قلم ناصر فکوهی چنین‬ ‫می‌خوانی��م‪« :‬هانا آرنت را شاید بتوان از معدود فیلس��وفانی‬ ‫دانس��ت که محور اساسی کل آثارش را به گرد خود سامان‬ ‫داده و معنا بخشیده است‪ :‬خشونت‪ ،‬بی‌رحمی و رنج انس��انی‬ ‫در رژیم‌ه��ای توتالیتر‪ .‬آرنت ک��ه در دوران پرتالطم فرو رفتن‬ ‫تدریجی آلمان درون فاشیس��م به دنی��ا‌آمد‪ ،‬تجربه‌ی دردناک‬ ‫فروپاشی اخالق��ی و عقالنی جامعه‌ی فرهیخته‌ی آلمان قرن‬ ‫نوزده��م را به‌مثابه یک یهودی و ی��ک روشن‌فکر به‌گونه‌ای‬ ‫مضاعف درک می‌کرد و ناچار بود درد تبعید‪ ،‬نخست در فرانسه‬ ‫و سپ��س در آمریک��ا و دوری از اساتیدش‪‌،‬هایدگر و یاسپرس‬ ‫را نی��ز بر آن اندوه بیفزاید‪ .‬کت��اب ارزش‌مند و بنیادین آرنت با‬ ‫عنوان «مبانی توتالیتاریسم» (‪ 1951‬که چند سال پس از آن با‬ ‫کتاب‌ه��ای متعدد دیگر و از جمله با کتاب «درباره‌ی انقالب»‬ ‫‪ )1963‬تکمیل شد‪ ،‬برای او فرصتی بود تا توتالیتاریس��م را در‬ ‫دو بعد اساسی آن یعنی فاشیسم هیتلری و کمونیسم استالینی‪،‬‬ ‫هم‌چون دو روی یک سکه از نوع جدیدی از تفسیر سیاسی بر‬ ‫قانون طبیعی به تحلیل کشد‪».‬‬

‫‪71‬‬


‫‌گاه‬ ‫ناشران‪،‬پشتدرهایبستهنمایش‬ ‫سایه کوثری‬ ‫تعداد ناشران مح��روم از شرکت در نمایش‌گ��اه بین‌المللی‬ ‫کتاب تهران روزبه‌روز بیش‌تر می‌شود‪.‬‬ ‫ب��ا این‌که بهم��ن دری مع��اون فرهنگ��ی وزارت ارشاد در‬ ‫مصاحبه خبری پی��ش از بازگشایی نمایش‌گاه کتاب تهران‬ ‫اع�لام کرد ک��ه با هیچ ناش��ری مشکل ن��دارد و تنها نشر‬ ‫«چشمه» از حض��ور در نمایش‌گاه مح��روم است اما تعداد‬ ‫ناشرانی که اجازه حضور در نمایش‌گاه کتاب را نیافتند بیش‬ ‫از این‌هاست‪.‬‬ ‫بر اس��اس خبرهای منتشر شده نش��ر «آهنگ دیگر»‪ ،‬نشر‬ ‫«امید فردا» و «کویر» و چند ناشر دیگر نیز از جمله ناشران‬ ‫محروم‌شده هستند‪.‬‬ ‫داوود علی‌باباب��ی‪ ،‬مدیر نشر امید فردا با انتشار بیانیه‌ای نوشته‬ ‫تو‌پنجمین نمایش‌گ��اه بین‌المللی کتاب‬ ‫است‪« :‬رییس بیس�� ‌‬ ‫ته��ران ادعا نموده است که هیچ ناشری که شرایط شرکت در‬ ‫نمایش‌گاه را داشته است‪‌،‬از حضور در نمایش‌گاه محروم نگردیده‬ ‫است و حتا از ناشرانی که تخلف داشته‌اند‪ ،‬ما چشم‌پوشی کرده‬ ‫و از حضور آنان ممانعت به عمل نیاورده‌ایم‪ .‬پس چرا انتشارات‬ ‫امید فردا با ‪ 12‬سال سابقه فعالیت از حضور در نمایش‌گاه منع‬ ‫ش��ده است؟ از ریاست محترم نمایش‌گاه خواهش‌مندم در این‬ ‫مورد توضیح داده و علت آن را بیان نماید تا ما نیز مطلع شویم‪.‬‬ ‫ضمنن در دوران نمایش‌گاه به علت عدم حضور انتشارات امید‬ ‫فردا‪ ،‬فروش با تخفیف ویژه در دفتر انتشارات صورت می‌گیرد‪».‬‬ ‫در هفته اول اردی‌بهشت ماه قائم‌مقام نمایش‌گاه کتاب با تایید‬ ‫ممنوعیت حضور نشر چشمه در نمایش‌گاه‪ ،‬این موضوع را خارج‬ ‫از تصمیم‌گیری معاونت فرهنگی وزارت ارشاد اعالم کرد‪.‬‬ ‫داریوش رضوانی‪ ،‬قائم‌مقام و معاون اجرایی بیس��ت‌وپنجمین‬ ‫نمایش‌گ��اه بین‌المللی کتاب تهران درب��ار‌ه ممنوعیت حضور‬ ‫ای��ن ناشر تعلیقی در نمایش‌گاه کت��اب که البته پیش‌تر اعالم‬ ‫شده ب��ود می‌تواند در نمایش‌گاه حض��ور داشته باشد‪ ،‬توضیح‬ ‫داد‪« :‬معاون��ت فرهنگی اعالم کرده بود ناشرانی که مس��ایل‬ ‫و مشکالتی داشته‌ان��د‪ ،‬می‌توانند با توجه به پی‌گیری اتحادیه‌‬ ‫ناشران در نمایش‌گاه حضور داشته باشند؛ اما این در حالی است‬ ‫ک��ه دست‌گاه قضایی و نهادهای ذی‌ربط منعی را برای حضور‬ ‫ناشری اعالم نکنند‪».‬‬ ‫او ب��ا بی��ان این‌که م��ا زمینه را ب��رای حضور ناش��ران در‬ ‫نمایش‌گ��اه کتاب فراه��م کرده‌ایم‪ ،‬تاکید ک��رد‪« :‬ما برای‬ ‫حضور برخی از ناشران استعالم می‌کنیم و اگر جواب منفی‬ ‫باش��د یا دست‌گاه قضایی به ما چیزی اعالم کند‪ ،‬حضور آن‬ ‫ناشر منتفی خواهد بود‪».‬‬ ‫قائم‌مقام نمایش‌گاه کتاب تهران با تاکید بر رویکرد تعاملی‬ ‫معاون��ت فرهنگ��ی وزارت ارش��اد‪ ،‬گفت‪« :‬م��ا از قبل‪ ،‬این‬ ‫رویکرد را به اتحادی ‌ه ناشران اعالم کرده‌ایم؛ اما تنها نشری‬ ‫ک��ه به ما اعالم شده نمی‌توان��د در نمایش‌گاه حضور داشته‬ ‫باشد‪ ،‬نشر چشمه است‪».‬‬ ‫این درحالی‌ست که فاطمه انتظارمهدی‪ ،‬مدیر انتشارات کویر‬ ‫نیز گفته است‪« :‬به اطالع می‌رساند‪ ،‬برای دومین سال متوالی‪،‬‬ ‫پس از ‪23‬سال فعالیت انتشارات کویر‪ ،‬مسووالن وزارت فرهنگ‬

‫‪72‬‬

‫تو‌پنجمین‬ ‫و ارش��اد اسالمی از شرکت این انتشارات در بیس�� ‌‬ ‫نمایش‌گاه بین‌المللی کتاب تهران جلوگیری کردند‪ .‬متاسفانه‬ ‫هیچ مقام مسوولی در معاونت فرهنگی آن وزارتخانه پاسخ‌گوی‬ ‫این اق��دام بی‌دلیل نیس��ت‪ ».‬براساس خبره��ای منتشرشده‬ ‫وزارت ارش��اد در حال��ی از حضور این ناشران ممانعت به عمل‬ ‫آورده ک��ه این ناشران‪ ،‬ناش��ران منتقد بوده‌اند و برخالف گفته‬ ‫معاون فرهنگی که ناشران می‌توانند حرف بزنند‪ ،‬از حضور در‬ ‫نمایش‌گاه محروم شده‌اند‪.‬‬ ‫هفت��ه گذشته نیز نامه بیش از ‪ 160‬نفر در اعتراض به عدم‬ ‫حضور نشر چشمه در نمایش‌گاه منتشر شد‪.‬‬ ‫از سویی وزیر ارشاد گفته است‪« :‬تنها یک ناشر که تخلفاتی‬ ‫داشت��ه و پرون��ده‌اش در دست بررسی اس��ت‪ ،‬از حضور در‬ ‫نمایش‌گاه کتاب تهران محروم شده است‪».‬‬ ‫به گفته محمد حس��ینی بی��ش از ‪ 4000‬ناشر در نمایش‌گاه‬ ‫حضور دارند که حدود ‪ 2500‬ناشر آن‪ ،‬داخلی هستند‪ .‬با این‬ ‫ح��ال تقاضا ب��رای حضور بیش از این اس��ت و لذا به ناچار‬ ‫محدودیت‌هایی قایل شدیم‪.‬‬ ‫وی ادام��ه داد‪« :‬ی��ک م��ورد بیش‌تر نبوده ک��ه ناشر مربوطه‬ ‫تخلفاتی داشته که پرونده آن در حال رسیدگی است‪ .‬امیدواریم‬

‫فرهنگ‬

‫این مشک��ل هم در آینده بررسی و برط��رف شود‪ .‬ما خواهان‬ ‫فعالیت همه ناشران هستیم‪ ،‬ولی آن‌ها هم مثل بقیه اقشار باید‬ ‫یک سری ضوابط و مقررات را رعایت کنند‪».‬‬ ‫این در حالی‌ست که به این جمع انتشارات آهنگ دیگر هم در‬ ‫روزهای نزدیک به آغاز نمایش‌گاه کتاب افزوده شد‪.‬‬ ‫مدی��ر انتشارات آهنگ دیگر در این م��ورد گفته است که این‬ ‫موسسه‪ ،‬تخلف فرهنگی و پرونده قضایی ندارد‪ ،‬ولی با این حال‬ ‫به ما گفته می‌شود که صالحیت حضور در نمایش‌گاه را ندارید‪.‬‬ ‫حاال یک نفر به ما بگوید این‌که صالحیت نداریم‪ ،‬یعنی چه؟‬ ‫حافظ موسوی‪ ،‬مدیر انتشارات آهنگ دیگر‪ ،‬درباره توضیحات‬ ‫تو‌پنجمین نمایش‌گاه کتاب‬ ‫مدی��ر کمیت ‌ه اطالع‌رسانی بیس�� ‌‬ ‫ته��ران که درباره عدم حض��ور این ناشر و دو انتشارات بوتیمار‬ ‫و دفت��ر شعر جوان در یکی از رسانه‌ه��ای کشور منتشر شده‪،‬‬ ‫گفت‪« :‬دو سال پیاپی است که از حضور ما در نمایش‌گاه کتاب‬ ‫ممانعت به عمل می‌آید و با وجود گذشت این مدت‪ ،‬هنوز متوجه‬ ‫علت آن نشده‌ایم‪».‬‬ ‫این مسوول نمایش‌گاه در گفت‌وگوی خود با یکی از رسانه‌ها‬ ‫درب��اره این ناشر گفته است‪« :‬بح��ث نشر آهنگ دیگر‪ ،‬بحث‬ ‫دیگری است و صالحیت این نشر تایید نشده است‪».‬‬ ‫موس��وی می‌گوید‪« :‬به ما ه�� ‌م چنین جمالتی گفته شد‪ .‬سال‬ ‫گذشت��ه هم همین‌ه��ا را به م��ا گفتند و اعالم ش��د که شما‬ ‫صالحیت حضور در نمایش‌گاه را ندارید‪ .‬سال گذشته هم مانند‬ ‫امسال هرچه پی‌گیری کردیم‪ ،‬به نتیجه‌ای نرسیدیم و پاسخی‬ ‫دریافت نکردیم‪».‬‬ ‫ب��ه گفته این ناشر باالخ��ره باید اشکالی باشد که به ما بگویند‬ ‫به این دلیل شما صالحی��ت ندارید و نمی‌توانید در نمایش‌گاه‬ ‫حاض��ر باشید‪ .‬این در حالی است که ما حتا پرونده قضایی هم‬ ‫نداریم تا بخواهیم قضیه را از این ابعاد جس��ت‌وجو و پی‌گیری‬ ‫کنیم‪ .‬تنها حرفی که در حال حاضر به ما گفته‌اند این است که‌‪:‬‬ ‫«با حضور شما در نمایش‌گاه موافقت نمی‌شود و شما صالحیت‬ ‫حضور در نمایش‌گاه را ندارید‪ ».‬به نظر می‌رسد با وجود ادعای‬ ‫وزارت ارش��اد مبنی بر محرومیت تنها ی��ک ناشر از حضور در‬ ‫تو‌پنجمین نمایش‌گاه بین‌المللی کتاب تهران‪ ،‬تعداد ناشران‬ ‫بیس ‌‬ ‫محروم از حضور از یکی خیلی بیش‌تر شده است‪.‬‬


‫بازی با بازی‬

‫رضا حاجی‌حسینی‬ ‫کارکرد بازی به عنوان یک فعالیت جسمی یا ذهنی تنها به‬ ‫خود ب��ازی و دوران کودکی محدود نمی‌شود‪ ،‬بلکه می‌توان‬ ‫آن را به صورت‌ه��ای مختلف و در حوزه‌های گوناگون دید‬ ‫و رد‌‌گی��ری کرد‪ .‬به‌عنوان مثال ب��ازی در ادبیات ایران و در‬ ‫آثار به‌ج��ای مانده از شاعران و نویس��ندگان قدیم و جدید‪،‬‬ ‫جای‌گاه ویژه‌ای دارد و حتا هستند کسانی که شعر را زاده‌ی‬ ‫بازی می‌دانند‪.‬‬ ‫«مهدی عاطف‌راد» در مقاله‌ای با عنوان «شعر درد‌‌زاد و شعر‬ ‫بازی‌زاد» در این‌باره می‌نویسد‪« :‬در شعر فارسی همیشه دو‬ ‫جریان در کنار هم حضور داشته و در کار زایش و تولید بوده‬ ‫و هر کدام مس��یر تح��ول خاص خ��ود را پیموده‌اند‪ .‬جریان‬ ‫اول‪ ،‬جری��ان شعر زاده‌ی درد است‪ .‬در این جریان‪ ،‬دردهای‬ ‫عمیق معنوی سر‌چشمه‌ی جوشش اندیشه و فوران احساس‬ ‫و غلیان عاطفه در قالب شعر بوده و شعری زاده که از جانی‬ ‫شور‌انگیز و خونی جوشن��ده مایه گرفته و زایشش نتیجه‌ی‬ ‫سر‌ریز هیجان‌های خیال‌انگیز و شاعرانه بوده است‪.‬‬ ‫جری��ان دوم‪ ،‬جریان شعر زاده‌ی بازی است‪ .‬در این جریان‪،‬‬ ‫شع��ر از تمایل به بازی و تفری��ح سرچشمه گرفته و مایه‌ی‬ ‫سرگرم��ی و تفنن بوده؛ هیچ اندیشه‪ ،‬حس و عاطفه‌ی قوی‬ ‫و عمیق��ی در آن نجوشیده و سر‌‌ریز نکرده است‪ .‬اگر هم در‬ ‫آن حس و عاطفه‌ای هس��ت‪ ،‬حس و عاطفه‌ای‌ست سطحی‬ ‫و خصوص��ی که بیش‌ت��ر ساختگی‌‌ست تا ثم��ره‌ی طبیعی‬ ‫جوش��ش درونی‪ .‬بازی با وصف و مدح و هجو‪ ،‬بازی مغازله‪،‬‬ ‫ب��ازی با بازی‌چه‌های عرفانی‪ ،‬ب��ازی خیال‌پردازی‪ ،‬بازی با‬ ‫صنای��ع ادبی و زبان‌بازی از ان��واع بازی‌های رایج در جریان‬ ‫شعر بازی‌زاد کالسیک است‪».‬‬ ‫«قیص��ر امین‌پور»‪ ،‬شاعر و نویس��نده‌ی در‌گذشته‌ی معاصر‬ ‫ه��م هنر و به‌خصوص شع��ر را بازتابی از بازی‌های کودکی‬ ‫می‌داند‪ .‬به‌نظر می‌رسد این سخن «ژان پیاژه»‪ ،‬روان‌شناس‬ ‫و عالم تربیتی که «بزرگ‌ساالن نیز بازی را ادامه می‌دهند»‬ ‫الهام‌بخ��ش او در ای��ن نظری��ه ب��وده است‪ .‬گوی��ا تعریف‬ ‫فیلس��وفانی چون «ارسطو» که شع��ر را تقلیدی از طبیعت‬ ‫و دنی��ای بیرونی شاعر دانس��ته و هدف اصل��ی آن را لذت‬ ‫و یاد‌گی��ری برشمرده‌اند هم شع��ر و بازی کودکانه را هرچه‬ ‫بیش‌تر در ذهن امین‌پور ب��ه هم پیوند داده‌اند‪ ،‬طوری‌که او‬ ‫سرچشم��ه‌ی تمامی‌اندیشه‌های نمادی��ن در بزرگ‌سالی را‬ ‫بازی نمادین می‌داند‪.‬‬ ‫اگر تعریف امین‌پور را بپذیریم‪ ،‬باید ریشه‌ی تمام شگردهای‬ ‫شاعرانه و صنایع بدیع را ب��ازی کودکانه و نمادین بدانیم و‬ ‫بپذیری��م که شاعر در عالم زبان و کلمات‪ ،‬همان بازی‌ای را‬ ‫می‌کند که کودک در عالم هستی و دنیای اطرافش‪.‬‬ ‫بازی‌های کودکی اما بیش‌تر براساس تقلید هستند‪ .‬تقلید از‬ ‫صدا‌ه��ا و کارهای اشخاص دور و بر کودک‪ .‬او از این تقلید‬ ‫ه��م لذت می‌ب��رد و هم می‌آموزد‪ .‬به گفت��ه‌ی کارشناسان‪،‬‬ ‫بازی‌های کودکی معمولن تا دو سالگی از این نوع هس��تند‬ ‫ول��ی در دوره‌های بعدی‪ ،‬بازی‌های تقلیدی جای خود را به‬

‫فرهنگ‬

‫بازی‌های نمادین می‌دهند‪ .‬در بازی نمادین‪ ،‬هر چیزی این‬ ‫قابلیت را پیدا می‌کند که در ذهن و تخیل کودک به چیزی‬ ‫دیگر تبدیل شود‪ .‬این ن��وع بازی‌ها گاه دریچه‌ای می‌شوند‬ ‫ب��رای رسیدن به آرزوهای دست‌نیافتنی یا مرهمی‌ می‌شوند‬ ‫ب��رای ناراحتی‌ها و غصه‌های ک��ودک‪ .‬بچه‌ها از دو تا هفت‬ ‫سالگی معمولن این نوع بازی را بسیار می‌پسندند‪.‬‬ ‫ن��وع دیگری از بازی هم هس��ت که پی��اژه آن را «بازی با‬ ‫قاعده» می‌نامد‪ .‬این نوع بازی که اغلب پس از هفت سالگی‬ ‫دیده می‌شود‪ ،‬تنها برای کودک نیس��ت و در سراسر زندگی‬ ‫انس��ان با او هم‌راه است و حتا گاه به صورت خاطره‪ ،‬رویا یا‬ ‫تخیل جلوه‌گر می‌شود‪.‬‬ ‫نمون��ه‌ای از این نوع ب��ازی را می‌ت��وان در شعر «بال‌های‬ ‫کودک��ی» امین‌پور دید که خاطره‌ها در آن حضوری جدی و‬ ‫پر‌رنگ دارند‪ .‬نشان‌ه��ای «آن دوران دور» و آن «روزهای‬ ‫خوب و بازی‌های خ��وب» در این شعر فراوانند و مخاطب‪،‬‬ ‫سوار بر بال‌های خیالی این شعر به سال‌ها پیش سفر می‌کند‬ ‫و س��ر از کوچه پس‌کوچه‌های جن��وب در‌می‌آورد‪ .‬آن‌جا که‬ ‫کودکان��ش صبح‌ه��ا «با ماشین‌ه��ای سیم��ی» مشغولند‪.‬‬ ‫ظهره��ا‪ ،‬در رودخان��ه‌ی ک��ارون‪ ،‬شنا و ب��ازی می‌کنند و‬ ‫شب‌ه��ا‪ ،‬آن‌قدر به آسمان نزدیک می‌شون��د که با ستاره‌ها‬ ‫«تیله‌ب��ازی» می‌کنند‪ .‬بخشی از ای��ن شعر‪ ،‬پایان این نوبت‬ ‫از بازی است‪:‬‬

‫توی خرمنجای خاکی کیف داشت‬ ‫بازی پرتاب «توپ آتشی»‬ ‫دوز بازی‌های بی دوز و کلک‬ ‫جنگ با تیر و کمان‌های کشی‬ ‫مرگ ما یک چشم‌بستن بود و بس‬ ‫خون ما در جنگ‌ها بی‌رنگ بود‬ ‫هفت‌تیر چوبی ما بی صدا‬ ‫اسب‌های چوبی ما‪ ،‬لنگ بود‬ ‫آسیاهای قدیمی خوب بود‬ ‫دوستی‏های صمیمی خوب بود‬ ‫گر چه ماشین‏های ما کوکی نبود‬ ‫باز «ماشین‏های سیمی» خوب بود‬ ‫ظهرها بعد از شنا و خستگی‬ ‫ماسه‏های نرم کارون کیف داشت‬ ‫وقت بیماری که می‏رفتیم شهر‬ ‫سینمای گنج قارون کیف داشت‬ ‫روز‌ها در کوچه‏های روستا‬ ‫دیدن مالی مکتب ترس داشت‬ ‫دیدن جن توی حمام خراب‬ ‫دیدن یک سایه در شب ترس داشت‬ ‫چشم‏ها‪ ،‬هول و هراس ثبت‏نام‬ ‫دست‏ها‪ ،‬بوی کتاب تازه داشت‬ ‫گر چه کیف ما پر از دل‌شوره بود‬ ‫باز هم دل‌شوره‏ها اندازه داشت‬

‫و ما انبوه کرکسان تماشا‬ ‫اکبر ترشیزاد‬ ‫امروز دو سال از زمان اعدام مظلومانه‌ی «فرزاد کمانگر» و چهار‬ ‫تن دیگر از مخالفان جمهوری‌اسالمی می‌گذرد‪ .‬در محکومیت‬ ‫این حرکت غیرانس��انی نظام جمهوری اسالمی حرف و حدیث‬ ‫بسیاری گفته شده اما به گمان من همیشه یک بخش از ماجرا‬ ‫نادیده گرفت��ه شده و آن نقش برخورده��ای حزبی‪ ،‬گروهی و‬ ‫جناحی اصالح‌طلبان و اپوزیسیون خارج از کشور در بروز چنین‬ ‫فجایع��ی است‪ .‬برخورد جناحی و منفعت‌طلبانه‌‌ی اپوزیس��یون‬ ‫ایران��ی با موض��وع حقوق‌بشر چیز تازه‌ای نیس��ت و ریشه‌ها و‬ ‫سوابقی طوالنی در تاریخ کشور ما دارد اما این حقیقت تلخ پس‬ ‫از اعتراضات خیابانی سال ‪ 88‬بروز و نمود بیش‌تری پیدا کرد‪.‬‬ ‫از همان روز نخس��ت دستگیری‌ها و بازجویی‌ها و صدور احکام‬ ‫ناعادالنه پس از انتخابات‪ ،‬برخوردهای دوگانه‌ی اصالح‌طلبان و‬ ‫اپوزیسیون داخل و خارج از کشور با افرادی که هر کدام به نوعی‬ ‫سابق��ه‌ی عضویت در یکی از ای��ن گروه‌ها را داشته و به نوعی‬ ‫خودی و اهل خانواده به حساب می‌آمدند‪ ،‬در قیاس با اشخاص‬ ‫گم‌نامی ک��ه برای دف��اع از ح��ق‪ ،‬آزادی و دموکراسی‌خواهی‬ ‫در زندان‌ه��ا‌ی نظ��ام گرفتار شده و با احک��ام ناعادالنه روبه‌رو‬ ‫بودند‪ ،‬شروع شد‪ .‬صده��ا رسانه‌ی صوتی و تصویری از طریق‬ ‫ماهواره و اینترنت به یاری اسامی شناخته شده آمدند و به روند‬ ‫دستگیری‪ ،‬محاکمه و روش برخورد با آن‌ها اعتراض کردند اما‬ ‫با کمال تاسف هیچ یادی از روزنامه‌نگاران‪ ،‬کنش‌گران و فعاالن‬ ‫حقوق‌بشری که وابستگی حزبی و گروهی نداشتند برده نمی‌شد‬ ‫و اگر هم می‌شد هیچ حرکت جدی برای کمک به آن‌ها صورت‬ ‫نمی‌گرفت‪.‬‬ ‫اح��زاب حاکم و یا اپوزیس��یون کشوره��ای غربی نیز به سبب‬ ‫اطالعات غلطی که از سوی اپوزیس��یون ایرانی خارج از کشور‬ ‫و هم‌چنین اهرم‌های فش��ار اصالح‌طلبان غرب‌نشین به آن‌ها‬ ‫داده می‌ش��د و هم ب��ه علت کم‌کاری و عدم مس��وولیت‌شان‪،‬‬ ‫گزینشی عمل ک��رده و فقط به وضعیت و نح��وه‌ی برخورد و‬ ‫صدور احکام برای افراد وابس��ته به این گروه‌ها اقدام‌های جدی‬ ‫ب��ه عمل می‌آوردند‪ .‬بخش دردناک‌ت��ر ماجرا این است که این‬ ‫روش ب��رای پناه‌جویان سیاسی و عقیدتی نیز به همین صورت‬ ‫اعمال می‌شد و برای مثال مراحل پناهندگی و اسکان در کشور‬ ‫س��وم افراد سفارش ش��ده و دارای رواب��ط و اهرام‌های ویژه به‬ ‫سرع��ت و در طی سه چهار ماه انجام می‌شد در حالی که هنوز‬ ‫بسیاری از روزنامه‌نگاران و کنش‌گران هستند که پس از گذشت‬ ‫نزدیک به سه سال از حضور آن‌ها در غربت‪ ،‬هنوز به کشورهای‬ ‫سوم فرست��اده نشده‌اند‪ .‬ماجرای اعدام «فرزاد کمانگر» و چهار‬ ‫نفر دیگر فقط نمونه‌ای از ظلمی است که مخالفان‪ ،‬اپوزیسیون‬ ‫و اصالح‌طلبان ایرانی با سکوت و برخورد گزینشی خود در حق‬ ‫دیگر آزادی‌خواه��ان ایرانی روا داشته‌ان��د‪ .‬ننگ ریختن چنین‬ ‫خون‌هایی البته بر دامن سازمان‌ها و گروه‌های حامی حقوق‌بشر‬ ‫در غرب نیز هس��ت که با کم‌ک��اری‪ ،‬سکوت و گزینشی عمل‬ ‫کردن زمینه را برای ارتکاب آسان چنین فجایعی در بیدادگاه‌های‬ ‫جمهوری‌اسالم��ی فراهم می‌کنند‪ .‬در ای��ن گونه موارد‪ ،‬چنین‬ ‫اح��زاب‪ ،‬گروه‌ه��ا و سازمان‌هایی‪ ،‬فقط به ص��دور بیانیه‌هایی‬ ‫بس��نده کردند که هم‌چون نوش‌داروی��ی پس از مرگ سهراب‬ ‫بود‪ .‬درست است که خاموشی مبارزانی هم‌چون «فرزاد کمانگر»‬ ‫اثرات مثبت خود را در هموار کردن مسیر حرکت مردم ایران به‬ ‫س��وی یک جامعه‌ی آزاد و دموکراتی��ک خواهد گذاشت اما در‬ ‫عین حال سند دیگری خواهد بود بر پرونده‌ی نه چندان مثبت‬ ‫اپوزیسیون ایرانی که متاسفانه منافع حزبی‪ ،‬باندی و گروهی خود‬ ‫را به جان انسان‌ها ترجیح می‌دهند‪.‬‬

‫‪73‬‬


‫سیاست‬

‫نشانه‌های استبداد رضاشاهی‬

‫پیمان عابدی‬ ‫از کودت��ای سوم اسفند ‪1299‬خورشیدی که منجر ب ‌ه قدرت‌گیری‬ ‫«سردار سپه» شد تا شهریور ‪ 1320‬خورشیدی که پایان سلطنت‬ ‫اول پهلوی بود را می‌توان عصر رضا شاه دانست‪.‬‬ ‫یک��ی از ویژگی‌های این عصر‪ ،‬نوعی از استبداد و دیکتاتوری بود‬ ‫که در آن رضاشاه نه تن‌ها به تس��لط بر دست‌گاه سیاسی نظامی‬ ‫کشور بسنده نکرد‪ ،‬بلکه کوشید تا فکر‪ ،‬فرهنگ و سنت‌های جامعه‬ ‫را نیز تحت سلطه و کنترل در آورد و آن را به گونه‌ای مطابق میل‬ ‫خود و البته با هدف نوسازی و اصالحات شکل دهد‪ .‬این حرکت‬ ‫از تغییر لباس و کاله مردم آغاز و تا منع اجباری حجاب و مجالس‬ ‫وعظ و خطابه و عزاداری پیش رفت‪ .‬هم‌چنین در این‌دوره آن دسته‬ ‫از مطبوع��ات نیز که به خود جرات انتقاد از عمل‌کرد هیت حاکمه‬ ‫می‌دادند‪ ،‬مشمول سانسور و توقیف می‌شدند‪ .‬مسلم است که این‬ ‫سانسور و توقیف همانند سایر مظاهر دیکتاتوری رضا شاهی به‌طور‬ ‫آنی به‌وجود نیامد‪ ،‬بلکه سیری تدریجی را طی کرد‪.‬‬ ‫آن‌گون��ه که در بخش‌های پیشین مطرح شد‪ ،‬یکی از نخس��تین‬ ‫برخورده��ای استبدادی رضاخان با مطبوع��ات مربوط به دوره‌ی‬ ‫وزارت جنگ��ی وی ب��ود ک��ه از ف��ردای کودت��ای س��وم اسفند‬ ‫‪1299‬خورشیدی‪ ،‬کلیه مطبوعات پایتخ��ت به‌دستور وی توقیف‬ ‫شدند و به‌جز روزنامه «ایران» هیچ‌یک از آن‌ها اجازه انتشار نیافتند‪.‬‬ ‫پ��س از خروج «سید ضیاالدین طباطبایی» از صحنه و قدرت‌یابی‬ ‫گ��ام به گام سردار سپه‪ ،‬نخس��تین برخورد وی ب��ا مطبوعات در‬ ‫قضیه تعیین مس��بب کودتا پیش آمد‪ .‬بحث‌ها و مقاالت جراید در‬ ‫این‌خص��وص به‌شدت رضا خ��ان را عصبان��ی و او را وادار کرد تا‬ ‫در س��وم اسفند ‪ 1300‬خورشیدی و در سال‌گرد کودتا‪ ،‬اعالمیه‌ای‬ ‫منتشر و خود را مسبب اصلی کودتا بخواند‪.‬‬ ‫در قس��متی از این اعالمی��ه که راجع به روزنامه‌نگ��اران بود وی‬ ‫آن‌ها را «دست‌اندرکار واژگون جلوه دادن مس��ئله کودتا می‌داند و‬ ‫ب��ه آنان توصیه می‌کند که بیش‌تر بیاندیشند»‪ .‬اگرچه اولتیماتوم‬ ‫س��ردار سپه‪ ،‬جرای��د را در این موضوع وادار ب��ه سکوت کرد ولی‬ ‫«م��ن من»‌های او در این ابالغیه آن‌ه��ا را به انتقادهای دیگری‬ ‫واداشت و همین کار موجب شد که سردار سپه به وسیله حکومت‬ ‫نظامی در ‪ 17‬اسفن��د‪ ،‬اخطاریه شدیدالحنی بر ضد روزنامه‌نگاران‬ ‫منتقد منتشر کرده آن‌ها را به زندان و اذیت تهدید نماید‪ .‬پس از نشر‬ ‫این ابالغیه‪ ،‬حکومت نظامی شروع به سخت‌گیری کرد و بر خالف‬ ‫قانون‪ ،‬تعدادی از مدیران جراید را مورد ضرب و شتم قرار داد‪ .‬این‬ ‫ابالغیه و فشارهای دیگری که بر مطبوعات وارد می‌شد کار را به‬ ‫آن‌جا کشاند که «فرخی یزدی»‪ ،‬مدیر روزنامه «طوفان»‪ ،‬و مدیر‬ ‫روزنام��ه «حیات جاوید» و چند نفر دیگر از مدیران جراید تصمیم‬ ‫گرفتن��د که دیگر خاموش ننشس��ته و از هرگونه تهدید و توقیفی‬ ‫نهراسن��د و به دولت و س��ردار سپه‪ ،‬سخت اعتراض و حمله کرده‬ ‫و از آزادی زب��ان و قلم دفاع کنند‪ .‬فردای انتشار اخطاریه رضاخان‬ ‫در ‪ 18‬اسفند ‪1300‬خورشیدی‪ ،‬فرخی یزدی در روزنامه خود مقاله‬ ‫تندی نوشت و بی‌قانونی‌های سردار سپه را متذکر شد‪ .‬عصر همان‬ ‫روز حکوم��ت نظامی برای جلب فرخ��ی دو سه نفر قزاق را مامور‬ ‫کرد ت��ا او را دست‌گیر کنند‪ .‬ولی فرخ��ی و چند نفر از دوستانش‬ ‫موضوع را دریافته و بالفاصله به سفارت شوروی رفته و متحصن‬ ‫شدند‪ .‬دو روز بعد از این واقعه روزنامه حیات جاوید مقاله شدیدی‬ ‫نوشت و نس��بت به سردار سپه انتقاد ک��رد و پس از آن مدیر این‬ ‫روزنامه هم‌راه عده‌ای دیگر در حضرت عبدالعظیم متحصن شدند‬ ‫که چندی بعد این متحصنین نیز به تحصن‌کنندگان سفارت روس‬ ‫پیوستند‪ .‬به این ترتیب عده زیادی از مدیران جراید‪ ،‬آزادی‌خواهان و‬

‫‪74‬‬

‫مخالفین سردارسپه‪ ،‬در سفارت روس جمع شده و علیه وی شروع‬ ‫ب��ه فعالیت کردند‪ .‬آن‌ها خواستار لغو حکومت نظامی‪ ،‬عزل سردار‬ ‫سپه و اجرای قانون اساسی شدند‪ .‬این تحصن گرچه به نتایج مورد‬ ‫نظر دست نیافت اما رضاخان را نسبت ب ‌ه قدرت مطبوعات هوشیار‬ ‫ک��رد‪ .‬در واق��ع از این پس مطبوعات به دو دسته تقس��یم شدند‪:‬‬ ‫مطبوع��ات طرف‌دار سردار سپه هم‌چ��ون «کوشش»‪« ،‬تجدد»‪،‬‬ ‫«ناهید»‪« ،‬گلشن» و مطبوع��ات مخالف سردار سپه چون «تازه‬ ‫بهار»‪« ،‬شهاب»‪« ،‬سیاست» و «نسیم صبا»‪ .‬البته باید توجه داشت‬ ‫که اکثریت روشن‌فکران‪ ،‬نویسندگان و روزنامه نگاران مطرح آن‬ ‫دوران‪ ،‬پشتیب��ان سیاست مشت آهنین رضاخان بودند‪ .‬به‌هرحال‬ ‫این صف‌بندی مطبوعات هم‌چون ادوار قبلی مشروطیت در واقع‬ ‫انعکاسی از جناح‌بندی سیاسی آن دوره می‌باشد که مظهر اصلی‬ ‫آن جبهه‌گیری نمایندگان مجلس بود که با قدرت‌گیری تدریجی‬ ‫سردار سپه به دو دسته اصلی موافق و مخالف وی تقس��یم شده‬ ‫بودند‪ .‬در این میان رهبری اصلی جریان مخالف با سردار سپه در‬ ‫دست «سید حسن مدرس» بود‪.‬‬ ‫ب��ا افزایش فشار ب��ر مطبوعات مخالف که ب��ا توقیف و سرکوب‬ ‫آن‌ه��ا هم‌راه بود‪ ،‬ع��ده‌ای از آزادی‌خواهان تصمیم به تحصن در‬ ‫مجلس شورای ملی گرفتن��د و این عده به رهبری «موسوی‌زاده‬ ‫یزدی» مدیر روزنامه «پیکار» و «سید مهدی نبوی تفرشی» مدیر‬ ‫روزنام��ه «تنبیه درخشان» به مجلس آم��ده و پس از ایراد نطقی‬ ‫اجرای قانون اساسی و عزل سردار سپه را خواستار شدند‪ .‬از جمله‬ ‫وقایعی که در این دوره حساسیت رضاخان را نسبت به مطبوعات‬ ‫نشان می‌دهد‪ ،‬واکنش وی در مندرجات روزنامه «حقیقت» درباره‬ ‫اختالس‌های «سردار اعتماد»‪ ،‬رییس قورخانه و انتقاد و اعتراض‬ ‫به سو استفاده افسران از موقعیت خود بود‪ .‬با توجه به این اعتراض‬ ‫و انتقاد‪ ،‬رضا خان از «مشیرالدوله» (نخس��ت‌وزیر وقت) خواست‬ ‫ت��ا روزنامه مزبور توقیف‌شود‪ .‬او ب��ه مشیرالدوله پیغام داد که «یا‬ ‫روزنامه حقیقت را توقیف کنید یا می‌سپارم که دیگر به دربار راه‌تان‬ ‫ندهند»‪ .‬مشیرالدوله نیز که به‌جز کناره‌گیری راهی را در مقابل خود‬ ‫نمی‌دید‪ ،‬استعفا داد‪ .‬یکی از مهم‌ترین هدف‌های رضاشاه به‌وجود‬ ‫آوردن دولتی مدرن و غیر دینی کردن ساختار جامعه بود‪ .‬در این راه‬ ‫وظیفه‌ی دشوار نوسازی کامل وزارت عدلیه را به «علی اکبر داور»‪،‬‬ ‫حقوق‌دان تحصیل‌کرده‌ی سوییس واگذار کرد و او هم حقوق‌دانان‬ ‫تحصیل‌ک��رده جدید را جای‌گزین قض��ات سنتی و مذهبی کرد‪،‬‬ ‫ترجمه‌های تعدیل یافته‌ای از حقوق مدنی فرانسه و حقوق جزایی‬ ‫ایتالی��ا را که برخی از آن‌ها با قوانی��ن شرع متعارض بود به نظام‬ ‫حقوقی ایران وارد کرد‪ .‬بدین ترتیب قوانین مربوط به اموال منقول‬ ‫و غیرمنقول‪ ،‬قراردادها‪ ،‬معامالت و تعهدات‪ ،‬وکالت‪ ،‬ماترک متوفا‪،‬‬ ‫وصیت و ارث را تدوین کرد‪ .‬او هم‌چنین مشاغل سودآور ثبت اسناد‬ ‫را از علما گرفت و به وکالی غیر روحانی سپرد‪ ،‬سلسله مراتبی از‬ ‫دادگاه‌های دولتی به شکل دادگاه‌های بخش‪ ،‬ناحیه و استان و یک‬ ‫دادگاه عالی ایجاد کرد و مهم‌تر از همه این‌که مسوولیت تشخیص‬ ‫شرعی یا عرفی بودن موارد حقوقی را به قضات دولتی سپرد‪.‬‬ ‫رضاشاه هم‌چنین از حضور روحانیون در مجلس کاست و بسیاری‬ ‫از مراس��م مذهبی چون زنجیرزنی در مال عام را غیر قانونی کرد‪.‬‬ ‫او با تضعیف قبای��ل‪ ،‬طوایف و عشایر بر این هدف بود که کشور‬ ‫چن��د قومی را به دولتی واح��د با ملتی واحد و یک قدرت سیاسی‬ ‫تبدی��ل کند‪ .‬از طرف دیگر و در پ��ی اصالحات قضایی‪ ،‬رضاشاه‬ ‫در م��اه مه ‪ 1929‬میالدی اعالم ک��رد که حقوق کاپیتوالسیونی‬ ‫کلیه کشورهای خارجی در ایران لغو شده‌است‪ .‬ایرانی که در قرن‬ ‫نوزدهم حق دادرسی و محاکمه مجرمین اتباع خارجی را که متهم‬

‫ب��ه ارتکاب جرم یا جنای��ت می‌شدند از خود سلب و این حق را به‬ ‫دولت‌های خارجی واگذار کرده بود‪ ،‬اینک به نحوی موثر استدالل‬ ‫می‌کرد که ایران دارای نظام قضایی و مجموعه قوانینی هم‌پایه‌ی‬ ‫ه��ر کشور اروپایی است و اتباع خارجی نیز در دادگاه‌های ایران از‬ ‫عدالت برخوردار خواهند بود‪.‬‬ ‫رضا شاه را ه��م‌واره «اصالح‌گر» و «بان��ی مدرنیزاسیون» تلقی‬ ‫کرده‌ان��د‪ ،.‬در واقع قصد او از تاسیس نهادهای جدید‪ ،‬گس��ترش‬ ‫سلطه از طریق گس��ترش قدرت دولت در همه بخش‌های کشور‬ ‫ب��ود‪ ،‬از سیاست گرفته تا اقتصاد و اجتم��اع و ایدیولوژی‪ .‬میراثی‬ ‫ک��ه او پشت سر گذاشت در واقع محصول فرعی اقدامات مصمم‬ ‫وی برای ایجاد دول��ت متمرکز قدرت‌مند بود‪ .‬سلطه مطلق او بر‬ ‫نظ��ام سیاسی‪ ،‬به‌طور عمده از طریق تبدیل مجلس از یک مرکز‬ ‫قدرت آریستوکراتیک به یک مجلس کاملن فرمایشی و فرمان‌بردار‬ ‫ص��ورت گرفت‪ .‬ب��ه این مطلب و عوارض جانب��ی ناشی از منش‬ ‫استبدادی رضا شاه در قسمت‌های بعدی خواهیم پرداخت‪.‬‬ ‫رضا شاه هم‌چنین گام‌های بلندی در جهت ایجاد زیرساخت‌های‬ ‫فیزیک��ی الزم برای توسعه اقتصادی‪ ،‬به‌ویژه ایجاد شبکه حمل و‬ ‫نقل و گسترش شبکه ارتباطات برداشت‪ .‬طی سال‌های ‪1307-‬‬ ‫‪ 1312‬خورشیدی به‌طور متوسط نزدیک به ‪ 7%‬بودجه کل کشور به‬ ‫ایجاد و گسترش شبکه ارتباطات‪ ،‬یعنی شبکه‌های پست‪ ،‬تلگراف و‬ ‫تلفن اختصاص داده‌شد‪ .‬طی دوره ‪1313-1320‬خورشیدی سهم‬ ‫شبکه حمل و نقل در کل بودجه کشور به‌طور متوسط نزدیک به‬ ‫‪ 24%‬ب��ود و در فاصله ‪ 1318-1319‬متج��اوز از ‪ 32%‬کل بودجه‬ ‫کشور به بخش حمل و نقل اختصاص داشت‪ .‬ساختمان راه آهن‬ ‫سراس��ری ایران که بندر ش��اه را از طریق تهران و غرب و جنوب‬ ‫غرب��ی به اهواز در فاصله ‪ 1400‬کیلومتری آن وصل می‌کرد آغاز‬ ‫شد و در سال ‪ 1317‬پایان یافت‪ .‬هزینه این پروژه به‌طور عمده از‬ ‫محل مالیات‌های ویژه برچای و قند تامین شد‪.‬‬ ‫تاسیس نظام آموزشی مدرن‪ ،‬تاسی��س مدارس به‌سبک اروپایی‪،‬‬ ‫تدریس مواد درسی جدید‪ ،‬برچیدن نظام آموزشی کهنه و گسترش‬ ‫آموزش عالی در سال ‪ 1304‬خورشیدی از دیگر اقدامات پایه‌ای و‬ ‫زیرساختی حکومت رضاه شاه است که نقش مهمی در تحول ایران‬ ‫ایفا نمود‪ .‬ط��ی دوره ‪1307-1312‬خورشیدی نزدیک به ‪ 7%‬کل‬ ‫بودجه کشور به ایجاد و گس��ترش نظام آموزشی مدرن اختصاص‬ ‫داده شد که در مقایس��ه با سایر کشورها رقم بس��یار چشم‌گیری‬ ‫اس��ت‪ .‬برای ک��ل دوره ‪ ،1320 – 1307‬سهم بخش آموزش در‬ ‫کل بودجه کشور نزدیک به ‪ 6%‬بود‪ .‬هم‌چنین نوسازی نظام پولی‬ ‫کشور با تاسیس بانک سراسری ایرانی ‪ ،‬یعنی بانک ملی ایران آغاز‬ ‫شد‪ .‬هم‌زمان انحصار چاپ اسکناس که تا آن زمان در اختیار بانک‬ ‫(انگلیسی) شاهی بود به بانک جدید منتقل گشت‪.‬‬ ‫چ��ون صنعتی کردن کشور یکی از اهداف حکومت رضا شاه بود‪،‬‬ ‫در سال ‪1306‬خورشیدی برای نخستین بار ‪ 13%‬بودجه کشور به‬ ‫اجرای طرح‌های توسعه اقتصادی اختصاص داده‌شد‪ .‬سهم صنایع‬ ‫و معادن در بودجه کل کشور از حدود ‪ 1%‬طی دوره ‪1307-1312‬‬ ‫به ‪ 19%‬طی دوره ‪1313-1320‬خورشیدی افزایش یافت‪.‬‬ ‫در سال‌ه��ای ‪ 1319‬و ‪ 1320‬نزدیک ب��ه ‪ 20%‬کل بودجه کشور‬ ‫ب��ه بخش صنایع و بازرگانی اختصاص داشت‪ .‬این سهم در اواخر‬ ‫دوره مزب��ور یعنی سال‌های ‪ 1319‬و ‪ 1320‬متج��اوز از ‪ 24%‬بود‪.‬‬ ‫در واق��ع در سال ‪ 1320‬خورشی��دی بودجه صنایع به‌طور تقریبی‬ ‫‪ 50‬برابر رقم مربوط به‌سال ‪ 1313‬بود‪ .‬بیش‌تر این بودجه صرف‬ ‫برپایی کارخانه‌های م��درن‪ ،‬مانند کارخانه‌های تولید قند و شکر‪،‬‬ ‫محص��والت نخی و ابریشمی‪ ،‬مصالح ساختمانی‪ ،‬شیشه‪ ،‬کبریت‬ ‫و محصوالت چرمی شد‪ .‬در س��ال ‪ 1320‬خورشیدی نیروی کار‬ ‫صنعتی‪ ،‬به‌جز نفت‪ ،‬تقریبن سه برابر بیش‌تر از ده سال پیش از آن‬ ‫بود‪ .‬در سال ‪ 1319‬سهم اعتبارات راه‌سازی و صنایع در کل بودجه‬ ‫کشور به ‪ 55%‬بالغ گردید‪.‬‬


‫سرگردانی‌های دیروز و امروز‬ ‫مه‌شب‌ تاجیک‬ ‫رون��د زندگی ما تنها حکایت‌های ثابتی نیس��تند‪ ،‬بلکه دایم‬ ‫مورد بازبینی و ارزش‌یابی قرار می‌گیرند‪ .‬ما گاهی خود را در‬ ‫بازه‌های مختلف زمان��ی خواسته و ناخواسته تکرار می‌کنیم‬ ‫و در حالی‌ک��ه تالش می‌کنیم برای خودم��ان و حتا گاهی‬ ‫دیگ��ران توضیح دهیم که چگون��ه این تبدیل در ما صورت‬ ‫گرفت��ه است و به فردی که اینک هس��تیم مبدل شده‌ایم و‬ ‫این‌گونه ریس��ه‌های علیت وجودی‌مان را می‌بافیم‪ .‬وقتی به‬ ‫سرگذشت خودمان از دیروز تا امروز فکر می‌کنیم روش‌هایی‬ ‫که در گذشته تجربه کردیم تا به این‌جا رسیده‌ایم بیش‌ترین‬ ‫تاثیر را در زندگی اکنون ما دارند‪.‬‬ ‫گذشته‌های‌م��ان‪ ،‬ما را ب��ه آدمی که امروز هس��تیم ارتباط‬ ‫می‌دهن��د و بدون ش��ک آن‌ها م��ا را شکل داده‌ان��د و اگر‬ ‫بخواهی��م این راه طوالنی را که تا به امروز پیموده‌ایم مورد‬ ‫بررس��ی قرار بدهیم تا بتوانیم تحلیلی صادقانه و بی‌طرف از‬ ‫خودم��ان ارایه دهیم‪ ،‬نباید به دینی که گذشته‌ها در ساختن‬ ‫و پرداختن ما داشته‌ان��د بی‌اهمیت باشیم‪ .‬واقعیت این است‬ ‫ک��ه در گذشته‌ی هر یک از م��ا حوادث و اتفاقات گوناگونی‬ ‫وجود دارند که مانن��د صحنه‌های یک فیلم برای‌مان تکرار‬ ‫شونده هس��تند‪ .‬منتها مس��ئله‌ی مهم این موضوع است که‬ ‫ای��ن حوادث نیس��تند که در خاطرات ما حض��ور دارند بلکه‬ ‫معان��ی که هر یک از ای��ن حادثه‌ها برای فرد دارند جای‌گاه‬ ‫متفاوتی را در اشخاص متف��اوت شامل می‌شود‪ .‬هر یک از‬ ‫م��ا به آن اندازه روانشناسی خودیار داریم که بتوانیم گذشته‬ ‫را به نشانه‌های فعلی شخصیت خود ارتباط دهیم و تاثیرات‬ ‫آن‌ه��ا را در اکنون خود تعریف کنی��م‪ .‬گاهی که به اتفاقات‬

‫زندگ��ی خود نگاه می‌کنیم‪ ،‬این هراس در ما به‌وجود می‌آید‬ ‫که اعمال و احس��اسات امروز ما با توج��ه به گذشته‌ای که‬ ‫داشتیم به طور کام��ل از اراده و اختیارمان خارج بوده است‬ ‫و حت��ا گاهی پ��در و مادر خود را در ای��ن روندی که اکنون‬ ‫ط��ی می‌کنیم م��ورد سرزنش ق��رار می‌دهی��م‪ ،‬از به‌وجود‬ ‫آوردن م��ا تا شیوه‌ای که برای تربیت و زیس��ت ما انتخاب‬ ‫کرده‌اند‪ .‬ام��ا واقعیت این است که در تم��ام این اتفاقات و‬ ‫تم��ام گذشته‌های ما تصمیماتی ک��ه در هر لحظه‌ی خاص‬ ‫گرفته‌ایم بودگی اکنون ما را مرزبندی می‌کند و این اراده‌ی‬ ‫معط��وف به تفکر ما در همان لحظه‌ی خاص بوده است که‬ ‫مایی که اکنون هستیم ساخته شده است‪.‬‬ ‫شای��د برای هری��ک از ما ای��ن لحظات پیش آم��ده باشد‬ ‫ک��ه در موقعیتی ق��رار بگیریم که مجبور باشی��م درباره‌ی‬ ‫مشکالت‌مان و کارهایی ک��ه از گذشته تا به حال کرده‌ایم‬ ‫صحب��ت کنی��م‪ ،‬کارهایی ک��ه کرده‌ای��م و در آن‌ها موفق‬ ‫نشده‌ایم‪ ،‬شکست‌هایی که خورده‌ایم و تصمیمات اشتباهی‬ ‫که در لحظاتی حس��اس گرفته‌ایم و شکس��ت حاصل از آن‬ ‫تصمی��م هم‌چ��ون جریان��ی ناخوشایند در بط��ن زندگی ما‬ ‫همیش��ه در جری��ان است و آرام ولی دس��ت و پاگیر هم‌راه‬ ‫ماس��ت‪ .‬وقتی حال‌مان بد است بیش‌ت��ر به این موقعیت‌ها‬ ‫فکر می‌کنیم و همیشه هم در وجود خودمان به دنبال تمام‬ ‫دالی��ل می‌گردیم که خ��ود را از پذیرش و گ��ردن گرفتن‬ ‫اشتباهات مب��را کنیم ولی در نهایت همیش��ه باید بپذیریم‬ ‫که ما خودمان مسوول بیش‌تر اتفاقاتی هستیم که برای‌مان‬ ‫می‌افتد‪.‬‬ ‫هم��ه‌ی ما در مواجهه با این بخش زندگی و برای سرپوش‬

‫جامعه‬

‫گذاشت��ن همیشه مرزهای��ی را که در ای��ن اشتباهات خلط‬ ‫شده‌اند را مطرح می‌کنیم‪ .‬بیش‌تر اوقات با خود فکر می‌کنیم‬ ‫حوادث و ضایعاتی که به سر ما آمده است و آن‌ها را تحمل‬ ‫کرده‌ایم مس��ایلی بوده اس��ت که کاری درب��اره‌ی آن‌ها از‬ ‫دست ما ساخته نبوده است‪ .‬خانواده‌هایی که در آن‌ها متولد‬ ‫شده‌ایم‪ ،‬رفتارهایی که در کودکی در خانواده یا اجتماع با ما‬ ‫شده و بس��یاری دالیل از این دست و واقعیت این است که‬ ‫نش��ان دادن و بزرگ‌نمایی این دالیل کار چندان پیچیده‌ای‬ ‫نیست‪ .‬ولی در نهایت ما با این واقعیت روبه‌رو می‌شویم که‬ ‫برخی جهالت‌ه��ا در زندگی ما خلل‌ناپذیرند‪ .‬ما ممکن است‬ ‫ب��ه قدری اسیر برداشت‌های یک‌سویه از خودمان باشیم که‬ ‫چگونگ��ی کارکرد امور و تمام شواه��د درباره‌ی خودمان را‬ ‫مس��وول اکنون خود بدانیم‪ .‬هم��ه‌ی ما گذشته‌ای داشته‌ایم‬ ‫و اجبارهایی در گذشت��ه تا به امروز که به این‌جا رسیده‌ایم‪،‬‬ ‫مشکالت و جبرهایی که واقعن در آن‌ها مس��وولیتی متوجه‬ ‫ما نبوده و مس��ایلی و تصمیماتی که مسوولیت آن‌ها تمامن‬ ‫با ما بوده است‪ .‬ولی واقعیت این است که چس��بیدن مطلق‬ ‫ب��ه گذشته از رفتن م��ا به سمت آین��ده جلوگیری می‌کند‪.‬‬ ‫تجربی��ات زندگ��ی‪ ،‬تعصبات آن و مهم‌ت��ر از همه‌ی این‌ها‬ ‫فلسفه‌ی تغییر است که زندگی ما را بنا می‌کند‪ .‬هر تغییری‬ ‫مس��تلزم این مس��ئله است که ممکن اس��ت چیزهایی را از‬ ‫دس��ت بدهیم ول��ی اگر جای‌گاهی که گذشت��ه در وجود ما‬ ‫دارد مانن��د دژی دست‌نیافتنی باشد‪ ،‬تمام آینده تحت‌الشعاع‬ ‫ای��ن رفتار ما قرار خواهد گرفت‪ ،‬رفتاری که ممکن است ما‬ ‫مسوول آن باشیم ولی در آینده‌های دور‪ ،‬گذشته‌ای باشد که‬ ‫بازهم بخواهیم از آن فرار کنیم‪.‬‬

‫‪75‬‬


‫ایران بربام جراحی زیبایی دنیا‬ ‫سایه کوثری‬ ‫ریی��س سومین کنگره خاورمیان��ه جراحی پالستیک خبر داده‬ ‫ک��ه تعداد جراحی پالستیک صورت مانن��د افتادگی پلک‌ها و‬ ‫جوان‌سازی صورت در ایران باالست و ‪ 90‬درصد این جراحی‌ها‬ ‫مربوط به بینی است‪ .‬این فوق تخصص گوش‪ ،‬حلق و بینی با‬ ‫اشاره به این‌که بیش‌ترین میزان جراحی‌های صورت در کشور‬ ‫مربوط به بینی است گفته است‪ 90« :‬درصد جراحی‌های زیبابی‬ ‫که در کشور انجام می‌شود منهای جراحی پلک و جوان سازی‬ ‫صورت مربوط به زیبایی بینی است‪».‬‬ ‫ب��ه گفته نراق��ی در سال‌های اخی��ر از روش جراحی به سمت‬ ‫روش‌های غیر جراحی رفته‌ای��م و از مواد فلج کننده عضالت‬ ‫برای چین و چروک ناحیه پیشانی استفاده می‌شود‪ .‬تزریق مواد‬ ‫پرکننده برای خطوط قسمت‌های تحتانی صورت انجام می‌شود‬ ‫که در این بی��ن غیر از این‌که ماده مصرفی باید استانداردهای‬ ‫الزم را داشته باشد فردی که این کار را می‌کند نیز باید تبحر و‬ ‫تخصص کافی را هم داشته باشد‪ .‬جراحی پالستیک پنجاه سال‬ ‫پیش برای ترمیم ضایعات ناشی از سوانح سوختگی و تصادف‬ ‫وارد ایران شد‪ ،‬اما با گذشت زمان و بیش‌تر شدن تمایل نس��ل‬ ‫ج��وان به این نوع جراحی برای زیباتر شدن‪ ،‬شاهد افزایش ‪80‬‬ ‫درصدی آن در دهه ‪ 70‬و ‪ 80‬بودیم که این امر ایران را در کنار‬ ‫برزیل با داشتن رتبه باال در میزان جراحی زیبایی قرار داده است‪.‬‬ ‫چهار دهه پس از ورود جراحی پالستیک به ایران‪ ،‬تقاضای آن‬ ‫محدود به زنان و دختران طبقات باالی اجتماع بود‪ ،‬اما از دهه‬ ‫گذشت��ه گرایش به زیباسازی چهره در میان تمام اقشار جامعه‬ ‫اع��م از زن��ان و مردان چنان رایج شده‪ ،‬ک��ه به راحتی طبقات‬ ‫متوسط و پایین جامعه را نیز درگیر کرده است‪.‬‬ ‫افزایش تقاضا برای جراحی زیبایی تا جایی اهمیت پیدا کرده که‬ ‫متقاضی��ان به راحتی حاضر به پرداخت مبالغ میلیونی برای آن‬ ‫شده‌اند‪ .‬این در حالی است که این میزان از هزینه برای جراحی‬ ‫زیبایی‪ ،‬با سطح زندگی بس��یاری از افراد تناسب ندارد و همین‬ ‫امر مشکالت فراوانی برای آن‌ها ایجاد می‌کند‪.‬‬ ‫در ح��ال حاضر تعداد زیادی از دخت��ران و زنان ‪ 14‬تا ‪ 45‬سال‬ ‫برای جراحی زیبایی به جراحان پالستیک مراجعه می‌کنند و یا‬ ‫تمایل به انجام این عمل دارند که البته بس��یاری از آنان برای‬ ‫انجام این ک��ار با مخالفت فراوانی از س��وی خانواده‌های‌شان‬ ‫روبه‌رو می‌شوند‪ .‬گرایش به عمل‌های جراحی زیبایی در ایران‬ ‫تا اندازه‌ای گسترش پیدا کرده که اکنون در میان سایر کشورها‬ ‫در رتب��ه اول ق��رار دارد‪ ،‬این در حالی‌ست که بیش از سه هزار‬ ‫پزشک بدون داشتن تخصص در زمینه جراحی زیبایی دست به‬ ‫انجام این‌گونه عمل‌ها می‌زنند‪ .‬یعنی ب ‌ه طور متوسط در هر یک‬ ‫از سه هزار و ‪ 400‬شهرستان کشور یک پزشک اقدام به عمل‬ ‫جراح��ی بینی می‌کند‪.‬طبق اعالم سازمان نظام پزشکی کشور‬

‫‪76‬‬

‫تنه��ا ‪ 101‬پزشک در ایران دارای تخصص جراحی پالستیک‬ ‫و ترمیم هستند که اسامی آن‌ها در این سازمان به ثبت رسیده‬ ‫است‪.‬انجمن جراحان پالستیک و زیبایی ایران به تازگی اعالم‬ ‫ک��رده است که ایران مرکز جراح��ی زیبایی بینی دنیاست ‪.‬بر‬ ‫اس��اس گزارش‌های موجود‪ ،‬آمار دقیق��ی از داوطلبان جراحی‬ ‫بینی در ایران وجود ندارد اما جواد امیری‌زاد‪ ،‬عضو هیت مدیره‬ ‫این انجمن می‌گوید ح��دود ‪ 70‬درصد از جراحی‌های زیبایی‪،‬‬ ‫عمل بینی اس��ت و از این میزان تنها حدود ‪ 30‬درصد‪ ،‬مربوط‬ ‫به مردان است‪.‬‬ ‫آن‌چه پرداختن به این موضوع را بس��یار مهم و حیاتی می‌کند‪،‬‬ ‫مس��ایل و حواشی مربوط به ای��ن جراحی‌ها و گاه وجود نتایج‬ ‫نامطلوب است‪ .‬شکایت‌های انجام ش��ده از جراحان زیبایی و‬ ‫افزای��ش آن در کشور‪ ،‬هش��داری مهم است که توجه به آن از‬ ‫ضروریات محس��وب می‌شود‪ .‬عالوه بر این‪ ،‬پرداختن به بستر‬ ‫اجتماعی و روان‌شناختی که منجر به انجام جراحی‌های زیبایی‬ ‫توسط افراد جامعه می‌شود‪ ،‬می‌تواند به درک به‌تر ما از این پدیده‬ ‫کمک شایانی کند‪.‬طبق تحقیقی که توسط گروه آسیب‌شناسی‬ ‫مرک��ز مطالعات آریا انجام شده اس��ت‪ 6‌ 5 ،‬درصد دختران زیر‬ ‫‪ 25‬س��ال از ظاهر خود راضی نیس��تند و بس��یاری از آن‌ها به‬ ‫جراح��ی زیبایی روی می‌آورند‪.‬گرای��ش روزافزون به زیبایی و‬ ‫افزایش تقاضا برای این ن��وع از جراحی‪ ،‬منجر به افزایش ‪83‬‬ ‫درصدی تعداد جراحی‌های پالستیک در دهه گذشته شده است‪.‬‬

‫جامعه‬

‫ب��ر اساس آمارهای موجود در کش��ور ما‪ ،‬جراحی بینی در رتبه‬ ‫اول‪ ،‬جراح��ی اندام در رتبه دوم و حذف چین و چروک صورت‬ ‫در رتب��ه سوم جراحی‌های معمول در ایران قرار دارد‪.‬با توجه به‬ ‫افزایش تقاضا برای انجام جراحی بینی یک عضو هیت مدیره‬ ‫انجم��ن جراحان پالستیک هم توصیه می‌کند که زنان بعد از‬ ‫‪ 17‬سالگ��ی و آقایان بعد از ‪ 18‬سالگی بینی خود را عمل کنند‬ ‫تا نتیجه آن رضایت‌بخش باشد‪.‬یک پزشک متخصص جراحی‬ ‫پالستی��ک می‌گوید‪« :‬اخیرن جوانان زیر ‪ 18‬سال زیادی برای‬ ‫انجام این جراحی به پزشکان مراجعه می‌کنند‪ ،‬برخی پزشکان‬ ‫هم بدون توجه به سن و سال این افراد به جراحی اقدام می‌کنند‬ ‫و همین ممکن است موجب شود کار بیمار به دلیل عدم رضایت‬ ‫از نتیجه عمل به عمل دوم و یا حتا سوم بکشد‪ ».‬وی می‌گوید‪:‬‬ ‫«یکی از دالیل افزایش شکایت‌ها از پزشکان در این حیطه نیز‬ ‫همین عمل‌های بی‌وقت و بی‌مطالعه است‪».‬‬ ‫به اعتقاد ای��ن پزشک متخصص داوطلبان این جراحی باید از‬ ‫نظر روح��ی و روانی هم برای آن آماده باشند‪ ،‬زندگی کردن با‬ ‫چهره جدید ممکن است برای برخی ناهنجاری‌هایی ایجاد کند‪.‬‬ ‫دلیل آمار باالی جراحی زیبایی در ایران چیست؟‬ ‫دکتر افسر افشار نادری یکی از اساتید جامعه‌شناسی در تعریف‬ ‫زیبای��ی در دوران معاصر می‌گوید‪« :‬اگ��ر در گذشته از زنانگی‬ ‫کلیتی وجود داشت اما‌اکنون زیبایی ج ‌ز به‌ج ‌ز اعضای صورت‬ ‫و بدن مطابق با الگوهایی که رسانه‌ها در اختیار قرار می‌دهند‪،‬‬ ‫ت یافته است‪».‬استاندارد ک��ردن زیبایی و تعریف خاص‬ ‫اهمی�� ‌‬ ‫فیزیکی از آن‪ ،‬در نگاه جامعه‌شناسان نوعی فاشیس��م زیبایی‬ ‫محس��وب می‌شود‪ .‬زیبا شدن براس��اس استاندارد‌های تعریف‬ ‫ش��ده می‌تواند برای کس��انی که چنین ظاه��ری ندارند باعث‬ ‫سرخوردگی شود‪.‬‬


‫به‌تریننقطه‌یحضور‬

‫جامعه‬

‫مه‌شب تاجی ‌‬ ‫ک‬ ‫بگذاری��د حقیقتی را با هم مرور کنیم که شاید همه‌ی ما آن‬ ‫را می‌دانیم ولی همگی نسبت به آن سکوت می‌کنیم و ورود‬ ‫آن را به زندگی خود به تاخیر می‌اندازیم‪ .‬یک واقعیت بسیار‬ ‫حقیقی و ساده این است که انس��ان‌ها با هم متفاوت هستند‬ ‫و ب��ه تبع آن‪ ،‬هس��تی‌شناسی و درک و تحلیل ناهمگونی از‬ ‫پیرامون خود و درون خود دارند‪ .‬این تنوع هس��تی‌شناختی‪،‬‬ ‫هر فرد را به‌س��وی چشم‌انداز خود می‌کشاند و به او تحلیل‬ ‫و نگرش��ی منحصر به خود می‌دهد و این نگرش فردی‪ ،‬در‬ ‫هر شخص انس��انی به‌صورت عمل‌ک��رد و حیطه‌ی رفتاری‬ ‫ویژه‌ای نمود می‌یابد‪.‬‬ ‫گاه��ی پیش می‌آید که یک فرد مواردی را در نظر می‌گیرد‬ ‫یا به مسایلی اهمیت می‌دهد که از دید فرد دیگر در شرایط‬ ‫به نس��به یک‌سان‪ ،‬آن مورد دور از نظر می‌ماند یا آن مسئله‬ ‫بی‌اهمی��ت جل��وه می‌کن��د‪ .‬گاهی هم پی��ش می‌آید که در‬ ‫موردهای متفاوت‪ ،‬افراد یک‌سان‪ ،‬عمل‌کردها و نظرگاه‌های‬

‫بحرانی‌تر کند اگر پذیرش نسبت به آن مسئله وجود نداشته‬ ‫باشد و پس از پذیرش‪ ،‬فرد نتواند با انعطاف و ظرافت الزم‪،‬‬ ‫خود را منطبق کن��د و در جای‌گاهی که برای او وجود دارد‬ ‫قرار دهد‪.‬‬ ‫تصور کنی��د مشغول بازی شطرنج هس��تید و زمانی که در‬ ‫میان��ه‌ی ب��ازی در حالی‌که ب��ه صفح��ه‌ی چهارخانه خیره‬ ‫شده‌ای��د‪ ،‬به دنبال به‌ترین نقطه‌ی جای‌گیری مهره‌های‌تان‬ ‫می‌گردی��د‪ ،‬شم��ا در نهایت یک مه��ره را از جای اولیه‌اش‬ ‫برخواهی��د داشت و در جایی که از نظ��ر شما مناسب است‬ ‫خواهی��د گذاشت‪ ،‬ولی همیشه آن جای��ی که بازیکن مهره‬ ‫را ق��رار می‌دهد به‌ترین نقطه‌ی حضور نیس��ت‪ .‬شما وقتی‬ ‫می‌توانید امیدوار به یافت��ن به‌ترین نقطه‌ی حضور مهره‌ی‬ ‫خ��ود باشی��د که چن��د ش��رط را رعایت کنی��د و مهم‌ترین‬ ‫آن‌ه��ا‪ ،‬تحلیل چیدمان موجود است‪ .‬پس از تحلیل چیدمان‬ ‫می‌توانید به‌ترین حرک��ت را انجام بدهید‪ ،‬ولی اگر چیدمان‬ ‫خود را نسبت به چیدمان کلی‌تر و هستی صفحه و مهره‌های‬

‫یک‌سان��ی را اتخاذ می‌کنن��د‪ .‬پیش از این‌ک��ه تفاوت‌ها را‬ ‫بررسی کنیم و یا دلیل آن‌ها را بجوییم یا در صدد رفع آن‌ها‬ ‫ب��ر آییم یا هر گزینه‌ی دیگری را مبنی‌بر تغییرهایی از این‬ ‫دست ارایه دهی��م‪ ،‬پیش از همه‌ی این‌ها ضروری است که‬ ‫ای��ن تفاوت‌ها را بپذیریم و این پذیرش را نه‌تنها در دیگران‬ ‫بلکه در خود پذیرا باشیم و نس��بت به درک آن‌چه هس��تیم‪،‬‬ ‫به‌طریق کارکردی و پراگماتیک کوشش کنیم‪.‬‬ ‫واقعیت این است که با شناخت فردی و تحلیل ویژگی‌های‬ ‫درون��ی و منحص��ر به خود‪ ،‬ه��ر فرد می‌توان��د در جای‌گاه‬ ‫بایس��ته‌ی خود قرار گیرد و نس��بت به توانایی‌هایش تسلط‬ ‫و اش��راف داشته باشد‪ .‬در این ص��ورت است که ضعف‌ها یا‬ ‫قدرت‌های فرد‪ ،‬دیگر ضعف یا قدرت نیس��تند و در جای‌گاه‬ ‫بازندارنده یا پیش‌برنده عمل نمی‌کنند‪ ،‬بلکه فراتر از همه‌ی‬ ‫این‌ها‪ ،‬کلی��ت ساختارمند و یکپارچه‌ای به نام یک انس��ان‬ ‫منحص��ر به ف��رد را می‌سازند که می‌تواند نس��بت به کلیت‬ ‫خود جایش را در ه��ر نقطه‌ای که در آن قرار می‌گیرد بیابد‬ ‫و عمل‌کردش را نسبت به کلیت وجودی‌اش تنظیم کند‪.‬‬ ‫مهم‌ت��ر از دانایی نس��بت به کلیت شخصیت��ی‪ ،‬پذیرش آن‬ ‫است‪ .‬گاهی حتا آگاهی نسبت به یک امر می‌تواند شرایط را‬

‫دیگر نس��نجید‪ ،‬حرکت شما یک حرک��ت نامطمئن خواهد‬ ‫ب��ود‪ ،‬ولی اگر بخواهید درص��د اطمینان جای‌گیری مهره‌ها‬ ‫و پیش‌برد ب��ازی را باالتر ببرید‪ ،‬بای��د بتوانید چیدمان‌های‬ ‫بی‌شم��ار فرضی دیگر را نیز چ��ه در حرکت بعدی و چه در‬ ‫حرکت‌های آینده در نظر بگیرید‪.‬‬ ‫هم��ه‌ی این‌ها الزم و ض��روری به نظر می‌رسن��د و شاید‬ ‫مس��تلزم مهارت‌های خاص��ی در زمینه‌ی ب��ازی مفروض‬ ‫باشند‪ ،‬ولی مهم‌ترین مسئله در هرحال‪ ،‬پذیرفتن آن چیزی‬ ‫است که حضورش به‌جز با پذیرشش تغییر نخواهد کرد البته‬ ‫اگر تغییر را ضرورت تعدیل بدانیم‪.‬‬ ‫باید برای حرکت و برای غلبه بر میل ایستای توهم بودگی‪،‬‬ ‫ب��ه خود و آن‌چه هس��تیم واقف باشیم و ب��ه آن‌چه که آن‬ ‫را «م��ن» می‌نامیم به دیده‌ی احت��رام بنگریم چراکه اگر از‬ ‫ای��ن «من» کرامت و انحص��ار را حذف کنیم‪ ،‬در هر لحظه‬ ‫به‌دنبال تکثی��ر در دیگری‌ها یا تزریق دیگری‌ها به خود بر‬ ‫می‌آید‪ .‬چراکه ت��وده‌ی بی‌ریخت و بدون شکلی را که خود‬ ‫را فرض می‌کنی��م‪ ،‬اگر خود نباشد و اگر به او چهره‌ی خود‬ ‫را ندهی��م‪ ،‬او به دنبال چهره‌ای موهوم می‌شتابد و آن جا به‬ ‫خود می‌آییم که بازی را باخته‌ایم‪.‬‬

‫هاللی‪:‬نجفیراآنطرفکره‬ ‫خاکیهمبهسزایاعمالشمی‌رسانیم‬ ‫ای��ن خبر در بخش شایعه رادیو کوچ��ه قرار دارد و رادیو کوچه‬ ‫صحت و سقم آن را تایید نمی‌کند‪.‬‬ ‫منبع‪ :‬عصرامروز‌‬ ‫عبدالرض��ا هاللی از مداح��ان کشور در مراس��م شب والدت‬ ‫حضرت فاطمه زهرا (س) با خواندن ابیاتی در مدح امام هادی‬ ‫(ع) سخنان��ی را در خصوص خواننده مرتد شاهین نجفی ایراد‬ ‫کرد که در ادامه می‌آید‪:‬‬ ‫نقی نامی که فخر آسمان است‬ ‫تلفظ کردنش خط دهان است‬ ‫ز القاب امام هادی ماست‬ ‫امامی که عزیز شیعیان است‬ ‫امام ماه روی باوقاری‬ ‫که جد حضرت صاحب زمان است‬ ‫زالل چشمه های او پاک تر از‬ ‫همان نهری که در جنت روان است‬ ‫نقی چون مظهر پاکی ست نامش‬ ‫برای قرن آسوده گران است‬ ‫به نام مادر آیینه سوگند‬ ‫همان که صبح چشمش جاودان است‬ ‫نخواهد از نفس افتاد این عشق‬ ‫که از هادی به قلب عاشقان است‬ ‫به کوری دو چشم آن حقیری‬ ‫که از فرط حقارت بد دهان است‬ ‫به هر دیوار این دنیا نوشتیم‬ ‫نقی زیباترین نام جهان است‬ ‫دشمنان اهل بیت کور خوانده‌اند‪ ،‬آن‌هایی که وهابی هستند‬ ‫و وهابی صفت‌اند و با برنامه می‌خواهند ضربه بزنند‌‪ ،‬حاال چرا‬ ‫ام��ام هادی؟ این زیارت جامعه کبیره رو باید بیش‌تر رفقای‬ ‫جلس��ه بهش بپردازند‪ ،‬زیارت جامعه کبیره را باید بیش‌تر در‬ ‫جامعه گس��ترش داد و روی آن کار کرد‪ ،‬آن‌ها فهمیدند که‬ ‫راه‌کار کوبیدن شیعه کوبیدن زیارت جامعه کبیره است و اگر‬ ‫بخواهن��د جامعه کبیره را بکوبند باید امام هادی را بکوبند و‬ ‫نامش را ازبین ببرند‪ ،‬نعوذاَ باله به تمس��خر می‌گیرند و قصد‬ ‫دارند خدایی نکرده بی‌احترامی کنند‪ ،‬انشا‌اله که رفقا بیش‌تر‬ ‫دقت کنن��د و در فضای مجازی اینترنت آن بیانات حضرت‬ ‫ام��ام هادی(ع) را بیش‌تر رواج بدهن��د‪ ،‬زیارت جامعه کبیره‬ ‫را ب��رای هم‌دیگر بخوانید و به معت��ای آن توجه کنید؛ این‬ ‫وظیفه ایست که باید انجام بدهیم‪.‬‬ ‫هاللی در ادامه خطاب به شاهین نجفی تاکید کرد‪ :‬تا زمانی که‬ ‫مراجع و بزرگان ما دستور بدهند صبر می‌کنیم که اگر این اتفاق‬ ‫بیافتد آن طرف این کره خاکی که هیچ‪ ،‬بری توی ماه هم میایم‬ ‫سراغت و باور بکنید که این کار را هم می‌کنیم و به امام حسین‬ ‫(ع) قسم ما فقط منتظر دستور مراجعمون هستیم‪ ،‬چندین شب‬ ‫ما و دوستانمون از این موضوع خواب ندارند خیلی وقته شروع‬ ‫شده که هی گفتند‪ ،‬االن زمان آن است که به آن بپردازیم‪.‬‬ ‫حاال که فعلن از طرف بزرگ��ان و مراجعمان حکمی نیامده‬ ‫است زمان آن است که به بحث جامعه کبیره و احادیثی که‬ ‫در رابطه با امام هادی (ع) بپردازیم و خداوند انشا‌اله به همه‬ ‫شما خیر بدهد‪.‬‬

‫‪77‬‬


‫و اما نام‌های غیر‬ ‫نهال نوریان‬ ‫«همیشه روزگاری که در آن هس��تیم را ب��ه امروز یا امروز‬ ‫خط��اب کرده‌اند‪ .‬ما از امش��ب و لزوم توجه به امشب که در‬ ‫آنیم حرف می‌زنیم‪ .‬به جای پرسش راجع امروز چه هس��ت‬ ‫و ام��روز چه می‌کنیم م��ا امشب را خطاب ق��رار می‌دهیم‪،‬‬ ‫ش��ب را ب��ا تمام تاریک��ی و یک‌دستی و ته��ی بودنش‪ ،‬به‬ ‫سکوتش‪ ،‬به تیرهای خالصش‪ ،‬به سو سو زدن‌های همیشه‬ ‫ب��ا تاخیرش و ندیدن‌ها و برخورد کردن‌ها‪ ،‬به دزدی در شب‬ ‫و دی��ر رسیدن‌ها‪ .‬چرا همیشه شب برای زنان تایمی ممنوع‬ ‫است؟ شب بی��رون ماندن‌ها‪ ،‬شب بی��رون آوردن‌ها و شب‬ ‫بیرون ریختن‌ه��ا‪ .‬امشبی که باید بیرون ریخت در خیابانه‌ا‪،‬‬ ‫خونی که باید بیرون ریخت از رگ‌ها‪ ،‬چهره‌هایی بی‌ریخت‬ ‫که ریخ��ت شهر را عوض می‌کنند‪ :‬جنب��ش بیرون ریختن‬ ‫بی‌ریخت‌ها‪».‬‬ ‫آن‌چ��ه پیش از این آمد‪ ،‬بند دوم پیش‌درآمد کتابی است که‬ ‫ادع��ای آن‪ ،‬پرسش‌گری پیرامون اهمیت آن‌چه نوشته‌ایم یا‬ ‫خوانده‌ای��م اس��ت‪ .‬آن‌چه ناجورها را ج��ور می‌کند و در یک‬ ‫کتاب گرده��م‌آوری می‌کند‪ ،‬البته صرف��ن ادعایی مبنی بر‬ ‫پرسش‌گ��ری را نمی‌نمایاند‪ ،‬بلکه بیش‌تر پرسش‌هایی را به‬ ‫بار م��ی‌آورد که بیش از متن کتاب دارای اهمیت هس��تند‪،‬‬ ‫مث��ل این‌که این ناجورها در شک��ل مضاعف خود دست به‬ ‫آزمودن تولی��د قدرت حضور می‌زنن��د‪ .‬همان‌طور که بابک‬ ‫سلیم��ی‌زاده در متنی با عنوان «یک استراتژیس��ت جدید»‬

‫‪78‬‬

‫می‌گوی��د‪« :‬در زمانه‌ای ک��ه قدرت چیزی ج��ز وانمود آن‬ ‫نیس��ت چگونه می‌توان در برابر آن ایس��تاد‪ ،‬در آن نقب زد‬ ‫و روی خ��ط خ��ارج حرکت کرد؟ قدرت صفتی نیس��ت که‬ ‫کس��ی دارای آن باشد‪ ،‬ته��ی از یک م��ورد ارجاعی است‪.‬‬ ‫هم��واره خود را هم‌چ��ون مدلولی بی‌معن��ا عرضه می‌کند‪.‬‬ ‫ن��ه به میانج��ی حضورش‪ ،‬نه ب��ه میانجی غیاب��ش‪ ،‬بل از‬ ‫طری��ق حضور موه��وم و گریزنده‌ی خود اعم��ال می‌شود‪.‬‬ ‫ب��ه میانجی یک حقیقت عم��ل نمی‌کند‪ ،‬بل راز قدرتش در‬ ‫مرتعش ک��ردن حقیقت است‪ .‬حضوری هم��واره به‌ تعویق‌‬ ‫افت��اده‪ .‬آن‌جایی که فکرش را می‌کنیم نیس��ت و آن‌جایی‬ ‫ک��ه فک��رش را نمی‌کنیم ظاه��ر می‌ش��ود‪ .‬این‌چنین است‬ ‫ک��ه می‌توان به صراحت گفت ام��روزه قدرت فقط سرکوب‬ ‫نمی‌کند‪ ،‬بل «اغ��وا» می‌کند‪ ».‬حال این ماشین سرکوب و‬ ‫اغوا که تصویری از حض��ور متاخر را بازمی‌نمایاند‪ ،‬چه چیز‬ ‫را دارد به‌سمت مخاطب پرتاب می‌کند که عکس‌ها و نام‌ها‬ ‫را در «کتاب مضاعف» به سمت و سوی گشاینده‌ی کتاب‪،‬‬ ‫گس��یل می‌دهد؟ این عکس‌ها و این نام‌ها در حال ساختن‬ ‫گذشته‌ای برای پاس‌داشت در آینده‌ای که می‌آید هس��تند‪.‬‬ ‫ای��ن عکس‌ها و نام‌ها ترس به تاخیر افتادن و گسس��ت در‬

‫فرهنگ‬

‫حض��ور را بازمی‌نمایانند‪ .‬این نام‌ه��ا در همان فهرست هم‬ ‫مدام در صدد تکثیر خود هس��تند جرا که شاید راز قدرت‪ ،‬در‬ ‫مرتعش کردن حقیقت باشد‪.‬‬ ‫خوانن��ده پس از تورق هفده صفحه از کتاب و پس از چشم‬ ‫گرداندن بر روی بس��یاری از نام‌ها‪ ،‬در فهرستی بلند باال که‬ ‫به‌ جز نام نویس��نده‪ ،‬ن��ام فرد انتخاب‌کنن��ده‌ی مقاله را نیز‬ ‫در خود دارد‪ ،‬در نهایت به نخس��تین متن می‌رسد‪ .‬نخستین‬ ‫متن از کتابی ک��ه روزبه گیالسیان دست به احداث آن زده‬ ‫است‪ .‬او در قس��مت «آینده‌ی کت��اب» گفته است که شاید‬ ‫بخواه��د در دو سال آین��ده هم چنین کتاب��ی را جمع‌و‌جور‬ ‫کن��د‪ .‬او در واقع به دسته‌ی ناجوره��ا هشدار شرایط حضور‬ ‫را می‌ده��د و آن‌ها را هم‌چ��ون مقتولی به صحنه‌ی جنایت‬ ‫ف��را می‌خواند‪ .‬ولی پرسش این اس��ت که «چرا باید همواره‬ ‫به گذشته برگش��ت؟ هم‌چون قاتلی که به صحنه‌ی جنایت‬ ‫خ��ود برمی‌گردد‪ .‬چرا باید نوشته‌های خ��ود را دوباره خواند‪،‬‬ ‫نوشته‌های دیگران را دوباره خواند و مهم‌تر از آن‪ ،‬خطر کرد‬ ‫و دس��ت به انتخاب زد‪ .‬چرا باید نس��بت به خود و دیگری‪،‬‬ ‫نس��بت به آن‌چه می‌نویس��یم و آن‌چه می‌خوانیم حساسیت‬ ‫عجیبی داشته باشی��م‪ ».‬شاید به‌تر باشد برای دست‌یابی به‬ ‫چشم‌ان��دازی از «کتاب مضاعف» و ب��رای پی‌گیری پاسخ‬ ‫مجهول‌ها‪ ،‬به متنی از خود کتاب‪ ،‬با نام «معماری سکوت»‬ ‫رضا قاسمی توجه کنیم‪ ،‬آن‌جا که می‌گوید‪« :‬می‌توان بسیار‬ ‫گف��ت و هیچ‌چیزی را بیان نکرد‪ .‬می‌ت��وان یک‌سره سخن‬ ‫گفت برای آن‌که چیزی را پنهان کرد و می‌توان سکوت کرد‬ ‫ب��رای آن‌که چیزی را افشا ک��رد‪ … .‬معماری سکوت‪ ،‬این‬ ‫همه‌ی آن‌چیزی است که هر نوازنده‌ای به آن تس��لط کافی‬ ‫داشته باشد‪ ،‬در مق��ام تمجید از نوازندگی‌اش‪ ،‬گفته می‌شود‬ ‫سازش حرف می‌زند‪».‬‬


‫بخش اول‬

‫بودیسم در اروپا‬

‫علی فرح‌بخش‬ ‫در گ��زارش امروز‪ ،‬نگاه��ی می‌اندازیم به آیین ب��ودا در اروپا‪.‬‬ ‫پیشینه‌ی بودیس��م در این قاره را مورد بررسی قرار می‌دهیم‪،‬‬ ‫و دالیل گرایش بعض��ی اروپایی‌ها به این مکتب شرقی را در‬ ‫بخش دوم این گزارش و برنامه‌ی آتی‪ ،‬بررسی خواهیم کرد‪.‬‬ ‫ام��روزه آیین بودا‪ ،‬طرف‌دارانی را در ق��اره‌ی اروپا به‌سوی خود‬ ‫جل��ب کرده‌اس��ت‪ .‬در این‌ج��ا الزم به‌ذکر است ک��ه منظور از‬ ‫طرف‌دار‪ ،‬صرفن به‌معنای پیرو دینی نیست‪ .‬پیروان رسمی دین‬ ‫بودایی در اروپا‪ ،‬جمعیت اندکی را شامل می‌شوند‪ .‬این قاره دارای‬ ‫حدودن بیس��ت‌وچهار میلیون بوداییست که این رقم‬ ‫تنها ‪ 2/3‬درصد از کل جمعیت اروپا را شامل می‌شود‪.‬‬ ‫همان‌گونه که در ابتدای این نوشتار ذکر شد‪ ،‬آیین بودا‬ ‫در اروپ��ا طرف‌دارانی دارد‪ ،‬هر چند ممکن است قشر‬ ‫کثیری از این جمعیت‪ ،‬تنها به دین بودایی عالقه‌مند‬ ‫باشند و نتوان آن‌ها را پیروان رسمی مکتب بودیس��م‬ ‫قلم‌داد کرد‪ ،‬اما هرگز نمی‌توان تاثیر آیین بودا بر جوامع‬ ‫غربی و اروپایی را انکار کرد‪ .‬در آغاز نگاهی می‌اندازیم‬ ‫به تاریخ و پیشینه‌ی این مکتب شرقی در قاره‌ی سبز‪.‬‬ ‫پیشینه‌ی آیین بودا در اروپا‬ ‫گروهی از محققان بر این باورند که اولین تماس‌های‬ ‫آیین بودا ب��ا اروپا‪ ،‬پس از فتح قس��مت‌هایی از هند‬ ‫توس��ط «اسکن��در» (‪ )Alexander‬در قرن سوم‬ ‫پی��ش از میالد رخ داد‪ .‬پ��س از آن بود که تبادالت‬ ‫فرهنگی و هنری گوناگونی بین هند و یونان صورت‬ ‫گرفت‪.‬‬ ‫در دوران پادشاه��ی «آشوکا» (‪ Ashoka) 272‬تا‬ ‫‪ 232‬قبل از میالد در هند‪ ،‬آیین بودا به پیش‌رفت‌های‬ ‫بسیاری نایل آمد که پیش از آن‪ ،‬بسیار ضعیف‌تر بود‪.‬‬ ‫«آشوکا»‪ ،‬نمایندگان بسیاری را به غرب اعزام داشت‬ ‫و به‌معرف��ی آیین بودا پرداخت و هم‌چنین‪ ،‬شماری از‬ ‫اندیش‌مندان غربی و به‌خصوص یونانی را جلب کرد‪،‬‬ ‫ت��ا آن‌جا که حتا در بعضی گزارش‌های تاریخی ذکر شده‌است‬ ‫که وی‪ ،‬اندیش‌من��دان غربی را خریداری می‌ک��رد‪ .‬آیین بودا‬ ‫هم‌چنین از طریق جاده‌ی ابریشم به اروپا راه یافت و تاثیراتی بر‬ ‫تمدنهای باستانی غرب بر‌جای گذاشت‪ .‬بعضی پژوهش‌گران بر‬ ‫این باورند که اندیشه‌های «مسیح» نیز‪ ،‬تحت تاثیر غیرمستقیم‬ ‫باورهای بودایی بوده‌است‪ ،‬هر چند این نظریه قطعیت چندانی‬ ‫ن��دارد‪ .‬انتقال اندیشه‌های بودایی به غ��رب‪ ،‬در طی قرن‌ها به‬ ‫کندی پیش می‌رفت‪ ،‬شاید علت این امر تفاوت در نوع ساختارها‬ ‫و بنیان‌های فلس��فی دو منطقه بود‪ ،‬و یا ممکن است مسافت‬ ‫جغرافیایی و غیره‪ ،‬عامل این مساله باشد‪ .‬اما ورود بسیار موفق‬ ‫اندیشه‌ه��ای بودایی به اروپا و مورد توج��ه قرار گرفتن آن‪ ،‬در‬ ‫اواخر قرن نوزدهم و پس از آن رخ داد‪ ،‬یا به تعبیر دقیق‌تر‪ ،‬پس‬ ‫از سال ‪ 1870‬میالدی‪ .‬این جهش با گرایش‌ها و معارفه‌هایی‬ ‫ک��ه از سوی گروهی از غربیان صورت گرف��ت‪ ،‬انجام شد‪ .‬در‬

‫میان آن‌ها‪ ،‬می‌توان به فیلس��وفانی چ��ون «آرتور شوپنهاور»‬ ‫(‪ )Arthur Schopenhauer‬و «هلن��ا بالواتس��کی»‬ ‫(‪ )Helena Blavatsky‬اشاره داشت‪.‬‬ ‫پ��س از آن بود که غربی‌ها‪ ،‬هرچه بیش‌تر به‌سوی کنکاش در‬ ‫شرق‬ ‫اندیشه‌های بودایی گرایش یافتند‪ .‬محققان بس��یاری به ِ‬ ‫دور و زادگ��اه دین بودا عزیمت کردند تا به‌‌شکل مس��تقیم به‬ ‫پژوهش پیرامون آیین بودا بپردازند‪ .‬از جمله این افراد می‌توان‬ ‫به «الکساندرا دیوید نیل» (‪)Alexandra David Neel‬‬ ‫اشاره کرد‪ .‬وی در اوایل قرن بیس��تم‪ ،‬به «لهاسا» (‪،)Lhasa‬‬

‫مرکز تبت سفر کرد و بی��ش از ‪ 30‬کتاب پیرامون آیین بودا و‬ ‫فلسفه‌ی بودیسم‪ ،‬و نیز سفرهایش به رشته‌ی تحریر در آورد‪.‬‬ ‫در س��ال ‪ ،1911‬وی برای ادامه تحصیالتش در زمینه‌ی آیین‬ ‫بودا به هند سفر ک��رد‪ .‬در ‪ 1912‬وی موفق شد با سیزدهمین‬ ‫«داالی��ی الم��ا» (‪ )Dalai Lama‬مالقات کرده و سواالت‬ ‫خود پیرامون آیین بودا را با وی مطرح کند‪.‬‬ ‫محققان و پژوهش‌گران بس��یاری به‌س��وی شرق عازم شدند‬ ‫تا پیرامون آیین بودا و فلس��فه‌ی آن‪ ،‬کس��ب اطالع کنند‪ .‬در‬ ‫این میان کتاب‌ها و متنهای بودایی بس��یاری نیز به زبان‌های‬ ‫مختل��ف اروپایی ترجمه شد‪ .‬از این‌دست‪ ،‬می‌توان به محققان‬ ‫آلمانی اشاره داشت‪ .‬در س��ال ‪ ،1903‬اولین تشکیالت بودایی‬ ‫در آلم��ان تاسیس شد و متعاقب آن‪ ،‬ای��ن مرکز به ترجمه‌ی‬ ‫متون بس��یار مهم «پالی» به زب��ان آلمانی پرداخت‪ .‬محققانی‬ ‫چون «ک��ارل ایوگ��ن نیوم��ن» ( (‪Karl Eugen Ne u‬‬

‫فرهنگ‬

‫‪« ،)mann‬نیان‌تی‌لوک��ا» (‪ )Nyantiloka‬و غی��ره‪ ،‬در‬ ‫این حرکت سهیم بودند‪ .‬نویس��ندگان برجس��ته‌ی دیگری نیز‬ ‫به‌سوی آیین بودا گرایش یافتند‪ .‬نویس��ندگانی چون «هرمان‬ ‫هس��ه»(‪ )Hermann Hesse‬که کتاب بسیار مشهوری‬ ‫تحت عن��وان «سی��دارت»ا (‪ )Siddhartha‬در سال ‪1922‬‬ ‫به چاپ رساند که با موفقیت بس��یار چشم‌گی��ری روبه‌رو و به‬ ‫زبان‌های بسیاری ترجمه شد‪.‬‬ ‫عالوه بر محققان و پژوهش‌گران اروپایی‪ ،‬گروهی از شرقی‌ها‬ ‫نی��ز به کمک اروپاییان شتافتند تا در تفهیم و نشر اندیشه‌های‬ ‫بودای��ی در اروپا به هم‌قطاران خارجی خود مدد رسانند‪ .‬اساتید‬ ‫بزرگ��ی چ��ون «د‪.‬ت سوزوک��ی» (‪Daisetsu Teitaro‬‬ ‫‪« ،)Suzuki‬تایزن دشی‌مارو» (‪،)Taisen Deshimaru‬‬ ‫«تی��چ ن��ات ه��ان» (‪ )Tich Nhat Hanh‬و‬ ‫غی��ره‪ ،‬در معرف��ی آیین ب��ودا و به‌خصوص مکتب‬ ‫«ذن بودیس��م» (‪ )Zen‬در اروپا نقش بسیار موثری‬ ‫داشتند‪ .‬از سوی دیگر‪ ،‬مهاجرت گروهی از شرقی‌ها‬ ‫ب��ه اروپا‪ ،‬بر آشنایی هر چه بیش‌تر اروپایی‌ها با آیین‬ ‫بودا افزود‪ .‬همایش‌ه��ا و دفاتر مرکزی بودایی‪ ،‬رفته‬ ‫رفت��ه شکل منس��جم‌تری گرفت و گ��اه‪ ،‬مراکزی‬ ‫نی��ز از سوی طرف‌داران آیین ب��ودا در اروپا که خود‬ ‫اروپایی بودن��د‪ ،‬در کشورهای مختلف تاسیس شد‪.‬‬ ‫برای نمونه اولین گروه بوداییان کروآت در کرواسی‬ ‫در س��ال ‪ 1980‬شکل گرفت و متعاقب آن‪ ،‬مراکز و‬ ‫انجمن‌های بسیاری که مربوط به فرقه‌ها و مکاتب‬ ‫مختلف بودایی بودند‪ ،‬تاسیس شد‪.‬‬ ‫در ن��روژ نیز اولی��ن انجمن بودای��ی در سال ‪1979‬‬ ‫آغ��از به‌کار کرد‪ .‬در بس��یاری از کشورهای اروپایی‪،‬‬ ‫انجمن‌ه��ا‪ ،‬مراک��ز و دفاتر بودایی بس��یاری شکل‬ ‫گرفت که گاه از سوی مهاج��ران بودایی بود و گاه‪،‬‬ ‫به‌طور کامل توسط اروپایی‌ه‌ا اداره می‌شد‪ .‬بسیاری‬ ‫از این انجمن‌ها‪ ،‬به انتشار اخبار‪ ،‬کتاب و غیره‪ ،‬همت‬ ‫گماردند و در این بین رفته رفته آیین بودا بر فرهنگ‬ ‫نوین اروپا تاثیر گذاشت‪ .‬از جدیدترین مراکز بودایی‬ ‫اروپا می‌توان به «خانه‌ی تبت» در شهر فرانکفورت‬ ‫آلمان اشاره کرد ک��ه در نوامبر سال ‪ 2005‬میالدی‬ ‫در راست��ای معرفی فرهنگ و هنر تبت تاسیس شد‪.‬‬ ‫امروزه تحقیق��ات پیرامون آیین بودا در اروپا به‌صورت بس��یار‬ ‫منس��جم در بسیاری از کشورهای این منطقه صورت گرفته و‬ ‫نتایج تحقیقات‪ ،‬به‌صورت کتاب‪ ،‬نشریه‪ ،‬برنامه‌های تصویری‪،‬‬ ‫مق��االت اینترنتی و غیره‪ ،‬در اختیار عالقه‌مندان به آیین بودا و‬ ‫بوداییان قرار می‌گیرد‪.‬‬ ‫در سال‌ه��ای اخیر‪ ،‬اروپایی‌های بس��یاری به‌س��وی آیین بودا‬ ‫گرایش یافتند‪ ،‬هرچند ممکن است که این گرایش‪ ،‬بیش‌تر با‬ ‫حس��ی از کنجکاوی هم‌راه باشد‪ .‬این افراد با مراجعه به مراکز‬ ‫بودایی و دیرها و معابد این آیین‪ ،‬به‌صورتی بس��یار ملموس‪ ،‬با‬ ‫مراسم‪ ،‬آداب و فلس��فه‌ی کیش بودایی آشنا می‌شوند و ممکن‬ ‫اس��ت به‌صورت رسمی یا غیر‌رسمی‪ ،‬به سلک پیروان آیین در‬ ‫آیند و یا به‌صورت یک عالقه‌مند‪ ،‬جذب بعضی از اعمال آیینی‪،‬‬ ‫مانند مدیتیشن‌های بودایی شوند‪.‬‬

‫‪79‬‬


‫اقتصاد‬

‫گزارش اقتصادی‬

‫مسکوت ماندن اصالح قانون یارانه‌ها‬ ‫تانیمهاردی‌بهشت‬

‫سایه کوثری‬ ‫بررسی طرح اصالح قانون هدف‌من��دی یارانه‌ه‌ا تا هفدهم‬ ‫اردی‌بهشت ماه مسکوت مانده است‪‌.‬دو‌فوریت طرح اصالح‬ ‫ماده ‪ 1‬قانون هدف‌مند کردن یارانه‌ها یکی از دستو ‌ر کارهای‬ ‫نمایندگان مجلس در جلسه علنی سه‌شنبه هفته گذشته بود‪.‬‬ ‫جمشید انصاری نماینده زنجان پس از در دستور قرار گرفتن‬ ‫ای��ن طرح دو‌فوریتی گفته که در قانون عبارت تعیین قیمت‬ ‫در پای��ان ‪ 5‬سال ب��ه گونه‌ای درج شده ک��ه برداشت از آن‬ ‫ای��ن است که دولت کف قیمت را می‌تواند ‪ 90‬درصد قیمت‬ ‫تحوی��ل روی کشتی یا فوب خلیج فارس برای تعیین قیمت‬ ‫حامل‌های ان��رژی و ‪ 75‬درصد قیمت فروش گاز طبیعی به‬ ‫کشورهای دیگر قرار دهد‪.‬‬ ‫این در حالی‌ست که حداقل ‪ 90‬درصد و ‪ 75‬درصد کف‬ ‫قیمت است و دولت می‌تواند قیمت حامل‌های انرژی را‬ ‫بیشتر از ‪ 100‬درصد نیز افزایش دهد‪ .‬به گفته انصاری‬ ‫طب��ق مذاکرات که در زم��ان تصویب قانون هدف‌مند‬ ‫کردن یارانه‌ها انج��ام شد‪ ،‬این سقف مشخص شد لذا‬ ‫نمایندگان طراح تصمیم گرفتند طرحی را تهیه کنند تا‬ ‫این مشکل رفع شده و برای دولت سقف افزایش قیمت‬ ‫بیشت��ر از ‪ 100‬درصد لحاظ شود‪ .‬به گفته وی بر طبق‬ ‫این طرح دول��ت نمی‌تواند بیشتر از ‪ 100‬درصد قیمت‌‬ ‫حامل‌ه��ای انرژی را افزایش ده��د چر‌ا که به صورتی‬ ‫منطق��ی نیز درست نیس��ت که فرآورده‌ه��ای نفتی را‬ ‫ت صادرات به مردم کشور خودمان عرضه‬ ‫پایین‌تر از قیم ‌‬ ‫کنی��م‪ .‬بای��د فرآورده‌های نفتی را با قیم��ت پایین‌تر از‬ ‫فروش به کشورهای دیگر به مردم بدهیم لذا الزم است‬ ‫ت��ا مجلس هشتم که قانون هدف‌مند کردن یارانه‌ها را‬ ‫به تصویب رسانده‪ ،‬ابهامات موجود را نیز برطرف کند‪.‬‬ ‫‌محمود احمدی بی‌غش نماینده شازند در مجلس در‬ ‫مخالف��ت با این طرح می‌گوید‪‌« :‬طبق سخنان طراح‬ ‫ط��رح مشخص شد که این طرح به دلی��ل سخنان نماینده‬ ‫دولت در کمیس��یون تلفیق آم��اده شده است در حالی که ما‬ ‫این قانون را بر طبق نظرات چند ساله کارشناسان در دولت‬ ‫و مجل��س به تصویب رساندی��م‪ ».‬وی می‌افزاید‪« :‬عاقالنه‬ ‫نیست که ما قانونی که نظرات کارشناسی بر روی آن انجام‬ ‫ش��ده است را به دلیل برداش��ت اشتباه یک فرد تغییر دهیم‬ ‫آن هم در حالی که مجل��س هشتم در روزهای پایانی خود‬ ‫طرح‌های مهم��ی دارد‪ ».‬این نماین��ده مجلس معتقد است‬ ‫وقت��ی مجلس هشتم که قان��ون هدف‌مند کردن یارانه‌ها را‬ ‫ب��ه تصویب رسانده‪ ،‬آن را به راحتی تغییر می‌دهد‪ ،‬دیگر چه‬ ‫انتظ��اری از مجلس‌های بعدی و ب��ه خصوص مجلس نهم‬ ‫است که مصوبه را به کلی تغییر ندهد‪.‬‬

‫‪80‬‬

‫احمدی بی‌غش با تاکید بر این‌که اکنون زمان مناسبی برای‬ ‫طرح‌های دو‌فوریتی نیس��ت‪ ،‬می‌گوید‪‌« :‬اگر ما بخواهیم هر‬ ‫روز تغییری را در قانون ایجاد کنیم‪ ،‬مجری چگونه می‌تواند‬ ‫آن را اجرا کند‪ ».‬به گفته وی اجرای چنین قانون مهمی نیاز‬ ‫ب��ه ارتباط بین دولت و مجلس دارد لذا نباید به خاطر حرف‬ ‫یک شخص قانون مصوب را تغییر دهیم چرا‌ که با این اقدام‬ ‫مردم اعتمادشان از ما سلب می‌شود‪ .‬نادر قاضی‌پور نماینده‬ ‫ارومی��ه در مجل��س که با این طرح مواف��ق است می‌گوید‪:‬‬ ‫«‌بحث اشتغال جوانان باید از اولویت‌های مجلس باشد چرا‌‬ ‫که روا نیست جوانان تحصیل‌ کرده ما بیکار باشند‪».‬‬ ‫وی می‌گوی��د‪‌« :‬مردم ایران هزاران میلی��ارد هزین ‌ه کرده‌اند و‬ ‫کارخانه‌های تولیدی راه انداخته‌اند و هم‌چنین دست به صادرات‬

‫زده‌ان��د اما به دلیل اجرای غلط قانون هدف‌مند کردن یارانه‌ها‬ ‫صادرات تعطیل شده است و مردم ضرر کرده‌اند‪ ».‬این نماینده‬ ‫مجلس با تاکید بر لزوم ایجاد سقف افزایش قیمت‌ها می‌افزاید‪:‬‬ ‫«‌م��ا در قانون نگفته بودیم که دولت یک شبه قیمت بنزین را‬ ‫ب��ه ‪ 700‬تومان برساند بلکه دول��ت باید به صورت پلکانی آن‬ ‫را ب��اال می‌ب��رد لذا همین اجراهای غلط سب��ب شد تا تولید و‬ ‫ص��ادرات ما تعطیل و جوانان بیکار شون��د‪ ».‬قاضی‌پور با بیان‬ ‫این‌که تورم و گرانی در کشور طغیان کرده است‪ ،‬ادامه می‌دهد‪:‬‬ ‫«‌افزایش بی‌رویه قیمت‌ها سبب شده تا گوجه فرنگی در محله‬ ‫رییس‌جمهور هم گران شود و داد مردم در بیاید لذا باید فکری‬ ‫به حال این مسایل کرد‪ ».‬این نماینده مجلس می‌گوید‪‌« :‬این‌ها‬ ‫می‌خواهند تولید را متوقف و خزانه را خالی کنند و در سال تولید‬

‫مل��ی جنس خارجی وارد کشور کنند اما باید بدانند که مجلس‬ ‫اجازه چنین کاری را نخواهد داد‪».‬‬ ‫ب��ه دلیل موافق��ت و مخالفت نمایندگان با ای��ن طرح و وجود‬ ‫بحث‌های فراوان بر سر آن‪ ،‬محمدرضا باهنر رییس مجلس از‬ ‫آن‌ها خواسته تا ادامه این بحث و بررسی دو فوریت و تصویب‬ ‫کلیات آن را به جلس��ه بعد مجلس موکول کنند که با موافقت‬ ‫نمایندگان مجلس این طرح اکنون مسکوت مانده تا در جلسه‬ ‫مجلس که در روز ‪ 17‬اردی‌بهشت ماه برگزار می‌شود‪ ،‬این طرح‬ ‫بررسی شود‪.‬‬ ‫نمایندگ��ان معتقدند که قیمت فوب خلیج فارس در مورد نفت‬ ‫و مشتق��ات آن باید به گونه‌ای رعایت شود که قیمت ارایه این‬ ‫محصوالت در داخل کش��ور‌بیش از قیمت مشابه این کاالها‬ ‫در داخ��ل کش��ور نباشد و ‪ 2‬فوریت ای��ن طرح با بیش‬ ‫از ‪ 144‬رای یعن��ی بی��ش از دو س��وم آرای نمایندگان‬ ‫ت در دستور‬ ‫تصویب شد و در جلسه هفدهم اردی‌بهش ‌‬ ‫کار قرار می‌گیرد‪ .‬گفتنی‌ست در صورت تصویب نهایی‬ ‫ای��ن طرح بندهای الف و ب ماده ی��ک قانون یارانه‌ها‬ ‫اص�لاح می‌شود که بر اساس بند الف ماده یک قیمت‬ ‫فوب (روی کشتی) خلیج فارس به عنوان سقف افزایش‬ ‫قیمت حامل‌های ان��رژی نظیر بنزین‪ ،‬گازوییل و نفت‬ ‫کوره تعیین می‌شود‪.‬‬ ‫‌در خ��ور ذک��ر است که در متن قبلی م��اده یک قانون‬ ‫هدف‌من��د کردن یارانه‌ها سقف قیمت��ی برای افزایش‬ ‫قیمت حامل‌های انرژی ذکر نشده بود‪ .‬بر این اساس در‬ ‫صورت تصویب نهایی این طرح‪ ،‬قیمت فروش داخلی‬ ‫بنزی��ن‪ ،‬نفت گاز‪ ،‬نفت کوره‪ ،‬نف��ت سفید و گاز مایع و‬ ‫سایر مشتقات نفت‪ ،‬با در نظر گرفتن کیفیت حامل‌ها و‬ ‫با احتساب هزینه‌ها شامل حمل و نقل‪ ،‬توزیع‪ ،‬مالیات و‬ ‫عوارض قانونی به تدریج تا پایان برنامه پنج ساله پنجم‬ ‫توسعه‪ ،‬به گونه‌ای افزایش می‌یابد که کمتر از ‪ ۹۰‬درصد‬ ‫قیم��ت و بیشتر از قیمت تحوی��ل روی کشتی فوب در خلیج‬ ‫فارس نباشد‪.‬‬ ‫هم‌چنین با اصالح بند ب ماده یک و در صورت تصویب نهایی‬ ‫این طرح‪ ،‬میانگین قیمت فروش داخلی گاز طبیعی به گونه‌ای‬ ‫تعیی��ن می‌شود که به تدریج ت��ا پایان برنامه پنجم‪ ،‬معادل ‪۷۵‬‬ ‫درص��د و حداکثر معادل متوسط قیمت گ��از طبیعی صادراتی‬ ‫پس از کس��ب هزینه‌های انتقال‪ ،‬مالی��ات و عوارض می‌شود‪.‬‬ ‫هم‌چنی��ن در صورت تصویب نهایی ای��ن طرح‪ ،‬برای تشویق‬ ‫سرمایه گذاری‪ ،‬قیمت خ��وراک‪ ،‬گاز و مایع واحدهای صنعتی‬ ‫پاالیش پتروشیمی برای مدت حداقل ‪ ۱۰‬سال پس از تصویب‬ ‫این قانون هر متر مکعب حداکثر ‪ ۶۵‬درصد قیمت سبد صادراتی‬ ‫در مبداء خلیج فارس (بدون هزینه انتقال) تعیین می‌شود‪.‬‬


‫نسل ما‪ ،‬نسلآن‌ها‬

‫نعیمه دوستدار‬ ‫آن‌ها آدم‌های مدرنی هس��تند‪ .‬لباس‌های م��د روز می‌پوشند‪ ،‬از‬ ‫فروش‌گاه‌ه��ای گران خرید می‌کنند‪ ،‬مرد شبیه پدر و پدربزرگش‬ ‫نیست‪ ،‬زن شبیه مادر و مادربزرگش‪ .‬آرایش موها و مدل پاشنه‌ی‬ ‫کفش‌های‌ش��ان فرق دارد ب��ا آن روزگار و با آن نس��ل‪ .‬آن‌ها به‬ ‫مدرس��ه رفته‌اند‪ ،‬به دانش‌گاه‪ ،‬به کالس زبان خارجی‪ .‬مدرک این‬ ‫تحصی�لات را جایی در کشوی خانه پنهان کرده‌اند‪ .‬با هم که راه‬ ‫می‌روند‪ ،‬تصویر مدرنی می‌سازند از زن و مرد‪ .‬مرد در محیط‌های‬ ‫عموم��ی دست زن را می‌گیرد و گاهی می‌بوسدش‪ .‬در مهمانی‌ها‬ ‫کنار هم می‌نشینند‪ .‬این مدلی نیستند که زن‌ها از مردها جدا باشند‪.‬‬ ‫مرد زن را می‌رساند‪ ،‬به آرایش‌گاه یا خانه‌ی دوستش‪ .‬ماشین خوبی‬ ‫دارند‪ ،‬رستوران‌های خوبی می‌روند‪.‬‬ ‫م��رد این دخت��ر را از بین خیل��ی دخترها انتخاب ک��رده‪ .‬از بین‬ ‫دخترهایی که دماغ‌شان را عمل کرده بودند یا نکرده بودند‪ .‬برای‬ ‫انتخابش مالک‌هایی داشته‪ ،‬این‌که زیبا باشد‪ ،‬موهایش بلند باشد‬ ‫و هیکل��ش شبیه مانکن‌‌ها‪ .‬در تعریف‌ه��ای ذهنی مرد‪ ،‬جای زن‬ ‫مشخص اس��ت‪ .‬با هم بیرون می‌رون��د و زن باید خوش‌لباس و‬ ‫قشنگ باشد‪ .‬رابطه‌ی جنسی‌شان باید گرم و خوب باشد‪ .‬زن باید‬ ‫غذا خوب بپرد‪ ،‬غذاهای سنتی به خصوص‪ .‬چون غذاهای خارجی‬ ‫و مدرن را به اندازه‌ی کافی در رستوران می‌خورند‪ .‬توی نشیمن‌خانه‬ ‫که می‌نشیند‪ ،‬با پ��ای دراز روی میز و تلویزیون نگاه می‌کند‪ ،‬زن‬ ‫می‌تواند کنارش بنشیند یا برود توی آشپزخانه‪ ،‬غذایی درست کند‪،‬‬ ‫اما مرد خوش ندارد زن کار دیگری بکند‪ ،‬مثلن تلفن بزند به کسی‬ ‫ی��ا برود توی فیس‌بوک‪ .‬برای آین��ده هم که اگر تصمیم گرفتند‬ ‫بچه‌دار شوند‪ ،‬تکلیف مشخص است‪ ،‬زن باید بچه را بزرگ کند‪ .‬به‬ ‫اعتقاد او این وظیفه‌ی زن است و برای بچه هم بهتر است که با‬ ‫مادرش باشد‪ .‬مادر و مادربزرگش این‌طوری بوده‌اند و هرچند آن‌ها‬ ‫خودشان خیلی شبیه نسل قبلی نیستند‪ ،‬اما این جاها که می‌رسند‬ ‫در نهادشان شباهت و تعلقی غریب به گذشته احس��اس می‌کنند‪.‬‬ ‫زن نقش��ش را دوست دارد‪ ،‬شبیه فیلم‌هاست‪ .‬هنرپیشه خوشگل‬ ‫است‪ ،‬خانه‌اش قشنگ است‪ ،‬لباس‌هایش شیک است‪ ،‬حلقه‌ای که‬ ‫در انگش��ت دارد می‌درخشد و این‌که مرد نمی‌گذارد رانندگی کند‬ ‫یا بعضی‌جاها برود‪ ،‬زیاد هم بد نیست و خیلی‌ها این‌طوری‌اند‪ .‬حتا‬ ‫دوستی دارد که شوهرش وقتی صبح‌ها می‌رود سر کار در را قفل‬ ‫می‌‌کند اما مرد او خوش‌بختانه از این اخالق‌ها ندارد‪ .‬این که باید‬ ‫غ��ذا درست کند‪ ،‬آن هم به سلیقه‌ی مرد و باید بچه‌ها را تنهایی‬ ‫ب��زرگ کند و این‌که باید سلیقه‌ه��ا و عادت‌های مرد را به عنوان‬ ‫اولویت در نظر بگیرد هم غیرعادی نیس��ت و مادر و مادربزرگش‬

‫اقتصاد‬

‫همین‌طور زندگی کرده‌اند‪ .‬خشم‌ها و خشونت‌های گاهی مرد هم‬ ‫ای… کاریش نمی‌شود کرد‪ .‬نمک زندگی است‪.‬‬ ‫آن‌ها میانه‌ای با فمنیست‌ها ندارند‪ .‬فمنیست هم یعنی همان مردی‬ ‫ک��ه توی خانه کار می‌کند‪ ،‬بچه را می‌برد بیرون‪ ،‬یا زنی که کار و‬ ‫مشغولیتی غیر از خانه و آشپزخانه و جلوی آیینه دارد‪ .‬این‌ها برای‬ ‫زندگی‌ش��ان مثل سم‌اند‪ ،‬چون دریچه‌هایی باز می‌کنند به جهانی‬ ‫ناشناخته و ترس‌ناک که در آن زن‌ها و مردها شبیه مادربزرگ‌ها و‬ ‫پدربزرگ‌ها نیستند‪ .‬فمنیست بودن بیش‌تر از این که مساله‌ی خود‬ ‫فمنیست‌ها باشد‪ ،‬مساله‌ی دور و بری‌هاست‪ .‬آدم‌هایی که واقعن‬ ‫نمی‌دانند چه بالیی بر سرشان آمده یا اصلن متوجه نیس��تند که‬ ‫دارند چه بالیی سر خودشان می‌آورند یا این‌که می‌دانند و فرافکنی‬ ‫می‌کنند‪ .‬خیلی از زن‌ها فکر می‌کنند استثنا هس��تند و آن چه بر‬ ‫سرشان می‌رود نسبتی با ظلم و تبعیض ندارد و از سر تصادف پیش‬ ‫آمده‪ .‬توی این قضیه‪ ،‬از همه چیز بدتر این است که ببینی آدم‌های‬ ‫روشن‌فک��ر و امروزی در دام مرد ی��ا زن‌ساالری گرفتار شده‌اند و‬ ‫این اسارت را هم مدام توجیه می‌کنند‪ .‬اما حقیقتی که دردناک به‬ ‫نظر می‌رسد این است کسی که در این میان جدن باید محکوم و‬ ‫محاکمه شود‪« ،‬مظلوم» است نه ظالم‪ ،‬چون این مظلوم بدجوری‬ ‫به ظالم مج��ال داده و اتفاقن همین اشتباه تاریخی تطبیق دادن‬ ‫خود با شرایط است که باعث این همه خسران شده و دو طبقه‌ی‬ ‫مجسمه‌ساز و موم را در روابط انسانی ایجاد کرده و جالب این است‬ ‫ک��ه تکرار این چیزها در تاریخ باعث شده آدم‌ها آن‌ها را به عنوان‬ ‫حقیق��ت بپذیرند و ظن اشتباه بودن��ش را نداشته باشند و کم کم‬ ‫خودشان هم باورشان شود که جریان آن طوری است که عمری‬ ‫پیش رفته‪ .‬خیلی از این زن‌ها از این‌که حقوق و شرایط‌شان را به‬ ‫آن‌ها یادآوری کنی رنجیده می‌شوند و فکر می‌کنند چیزی بدتر از‬ ‫اعتقاد به فمنیسم یا برابری زن و مرد زندگی‌شان را به هم نمی‌ریزد‬ ‫و اگر این حرف‌های برابری‌خواهانه نبود‪ ،‬این همه مشکل هم در‬ ‫رواب��ط پیش نمی‌آمد و آن‌ها هم مث��ل مادرها و مادربزرگ‌هایان‬ ‫عمری زندگی می‌کردند‪ ،‬هرچند سخت… هرچند تلخ‪ .‬راز زنان ‌هی‌‬ ‫ام��روز را هم گفتم‪ .‬گفت��م و شنیدید و احتیاجی ب��ه تکرار ندارد‪.‬‬ ‫خودت��ان را د‌ر آیینه نگاه کنید و ببینید چقدر شبیه مادربزرگ‌تان‬ ‫هستید‪ .‬اگر مادربزرگ‌تان‪ ،‬موهایش را بلوند کرده بود و لنز میشی‬ ‫گذاشت��ه ب��ود‪ ،‬نگاهش با نگاه شما مو نم��ی‌زد‪ .‬مردتان را هم در‬ ‫آیینه ببنید‪ .‬او هم خیلی شبیه عکسی است که روی میز گرد کنار‬ ‫تو‌شلوار مشکی وکاله شاپو‪.‬‬ ‫هال گذاشته‌ای��د از پدربزرگش با ک ‌‬ ‫خ��وب نگاه کنید‪ .‬اگر یک پیراه��ن جورجیو آرمانی بپوشد‪ ،‬خیلی‬ ‫شبیه پدربزرگش می‌شود‪.‬‬

‫‪Koocheh Magazine:‬‬ ‫‪Koocheh Magazine includes a brief story of the best and the most eye-catcher articles which have been‬‬ ‫‪published in Koocheh Radio Website.‬‬ ‫‪It is released on the first and fifteenth of every mouth.‬‬ ‫‪Concessionaire: Koocheh Cultural Fund‬‬ ‫‪Chief Editor: Ardavan Roozbeh‬‬ ‫ ‪News Editor: Behnam F‬‬ ‫‪Magazine Coordinator: Azi F, Ali Farahbakhsh‬‬ ‫‪Designing: Graphic Section of Koocheh Fund‬‬ ‫‪Direct Contact with Chief Editor: editor@koochehmail.com‬‬ ‫‪For having constant subscription send your E-mail address to contact@koochehmail.com‬‬ ‫‪Please visit our website: www.radiokoocheh.com‬‬

‫دین‌زدایانیکه خود متدین هستند‬

‫اردوان روزبه‪ /‬یادم می‌آید سال ‪ ۲۰۰۷‬بود‪ ،‬در آمستردام بر روی بحث‬ ‫تو‌گو‬ ‫«ارتداد» کار می‌کردم‪ .‬تلفن و گپ با روحانی‌هایی که حاضر به گف ‌‬ ‫بودند‪ .‬از «آیت‌اله منتظری» تا شاگردانش و اهل حدیث که چنان متعصب‬ ‫نبودند که سوالی را بر‌نتابند‪« .‬احمد قابل» در یک مصاحبه اشاره‌ای کرد‬ ‫تو‌گویش اشاره کرد که‬ ‫که آن زمان موضوع تازه‌ای برای من بود‪ .‬او در گف ‌‬ ‫نقل از پیامبر مسلمانان است – البته به مضمون‪« :‬در عجبم در آخر‌الزمان‬ ‫از مردمانی که به کاغذ پاره‌ای ایمان داشته باشند»‪ .‬این امر به اشاره آقای‬ ‫قابل بر می‌گشت به باور مردم در این زمانه و پذیرش قرآن‪ .‬اگر چه به‌نظر‬ ‫می‌رسد مجموعه روایت‌ها و حدیث‌ها و نقل‌ها در اسالم همه به سمع و‬ ‫نظر مردم به هر علتی نرسیده‪ ،‬اما این موضوع مهمی است که می تواند‬ ‫بسیاری از تند‌روی‌ها و یا خشک مغزی‌ها را روشن بنماید‪.‬‬ ‫سال‌ه��ای س��ال است برخی از شیعیان‪ ،‬اهل سن��ت را تکفیر می‌کنند و‬ ‫گروهی از اهل سنت‪ ،‬به‌قولی ریختن خون شیعه را راه رسیدن به بهشت‬ ‫می‌دانند‪ .‬کسی نقاشی می‌کشد‪ ،‬حکم ارتداد می‌گیرد و «سلمان رشدی»‬ ‫ب��رای نوشتن یک رمان‪ ،‬بای��د در سوراخ موش زندگ��ی کند‪ .‬برای آتش‬ ‫زدن کتاب مس��لمانان در «بگرام» افغانستان چند ده نفر کشته می‌شود و‬ ‫تظاهراتی خشونت‌آمیز به‌راه می‌افتد‪ .‬تند‌روهای دینی سر می‌برند و در کاسه‬ ‫می‌گذارن��د و هر روز حکمی در ب��اب «ارتداد» صادر می‌شود‪ .‬گروهی هم‬ ‫خود را موظف به انجام آن می‌دانند‪ .‬اما برایم کمی سخت است‪ .‬می‌دانید‬ ‫من همیشه از کودکی این‌گونه شنیدم که شریعت‌های کالسیک یا همان‬ ‫ادیان الهی – توجه داشته باشید الهی – ریشه‌اش بر آب نیست و خداوند‬ ‫خود رسوالنی را مامور کرده‌است تا بر روی زمین خدا‌پرستی را بگسترانند‪.‬‬ ‫به‌راستی اگر خدا باور هستیم و از طرفی به یکتایی و عظمت او معتقد‪ ،‬پس‬ ‫چرا نگران مخالفت یا عدم باور یک‌نفر هستیم‪ .‬البته این به‌معنای پذیرش‬ ‫توهین به باور‌های دیگران نیست و شاید نقدی هم بر شیوه‌ی رفتارهای‬ ‫غیر منتقدانه و توهین‌آمیز نس��بت به دین وج��ود داشته باشد که موضوع‬ ‫دیگ��ری است‪ .‬مگر نه این است که ق��ران روایت دوستی و نزدیکی بشر‬ ‫است؟ پس چرا بر سرش قتل می‌کنیم و آتش می‌کشیم و فرزندان آدم را از‬ ‫یک‌دیگر دور می‌کنیم؟ مگر نه این است که قران روایت دوستی و نزدیکی‬ ‫بش��ر است؟ پس چرا بر سرش قتل می‌کنیم و آتش می‌کشیم و فرزندان‬ ‫آدم را از یک‌دیگر دور می‌کنیم؟ اصلن مقدس یعنی چه؟ مگر نه این است‬ ‫ک��ه کاغذش ساخته از چوب‌های برزیل��ی در کارخانه‌هایی با ماشین‌های‬ ‫آمریکایی و اروپایی‪ ،‬جوهرش سوئدی و سویسی است و ماشین چاپش هم‬ ‫هایدلبرگ آلمان��ی؟ این روزها باز خبر از حکم ارتداد و ریختن خون است‬ ‫و م��ن باز سوالم این است‪ .‬اگ��ر دینی الهی پایه‌هایش برای یک تصنیف‬ ‫می‌لرزد‪ ،‬اگر دین و باوری بنیادش با یک شعر زیر سوال می‌رود‪ ،‬به‌راستی‬ ‫نبای��د به اعتبار الهی آن شک کرد؟ چط��ور می‌شود که تا پای دین وسط‬ ‫می‌آید‪ ،‬متعصبین دینی فقط از استدالل قتل بهره می‌برند؟ من دین‌ستیز‬ ‫نیستم‪ .‬به خالق هس��تی حتا به وجهی که خود به آن رسیدم باور دارم اما‬ ‫ام��روز باورم بر این است که دین اقتص��ادی‪ ،‬دین سیاسی و دین خاندان‬ ‫ساالری دینی نیس��ت که بتواند پاسخ‌گوی نیاز قرن حاضر باشد‪ .‬شمایی‬ ‫که فت��وای مرگ می‌دهید‪ ،‬یادتان باشد هر روز از دین‌تان یکی را بیش‌تر‬ ‫می‌رانید‪ .‬در واقع شما به این‌ترتیب به‌همان اهداف مادی و معنوی‌تان هم‬ ‫نخواهید رسید‪ .‬جهان فردا جهانی تکنوکرات است‪ .‬مردم روی به آی‌فون‬ ‫می‌آورند و نقشه‌های‌شان را با گوگل جستجو می‌کنند‪ .‬سواالت علمی‌شان‬ ‫را از جستجوگرهای اینترنتی می‌پرسند و «استیون هاکینز» را می‌شنوند‪ .‬اما‬ ‫شما هنوز می‌خواهید بر سر جنابت و حیض بگویید و تا کسی چیزی گفت‪،‬‬ ‫چه درست و چه غلط‪ ،‬فقط مرگش را رقم بزنید‪ .‬نه! دوستانه می‌گویم‪ .‬فردا‬ ‫با این شرایط متعلق به شما نخواهد بود‪ .‬گالیله چهارصد سال قبل مجبور شد‬ ‫بگوید زمین صاف است‪ .‬اگر دنیای فردا را می‌خواهید بجنبید‪ .‬دیگر این روال‬ ‫جواب نخواهد داد و شما بیش از پیش منزوی خواهید شد‪ .‬با کمال تاسف‪،‬‬ ‫گاه فکر می‌کنم راهبران ادیان الهی هیچ‌گاه قبله خود را نیافتند‪ .‬آن‌چه که‬ ‫وارث‌اش بودن��د به خوبی خرج نکردند‪ .‬فراموش نباید کرد به‌قول «دنیس‬ ‫دیروت»‪« :‬یک فیلس��وف تا به‌‌حال هرگز یک روحانی را نکشته است‪ ،‬در‬ ‫ی که روحانیون‪ ،‬فالسفه‌ی زیادی را کشته‌‌اند‪».‬‬ ‫حال ‌‬

‫‪81‬‬


Dialogue of the day

Our limits of tolerance for Cartoons Ardavan Roozbeh Translated by Avideh Motmaen-Far The hidden message in the sentencing of the cartoonist from Arak was that there is no room for criticizing in Iran and even cartoon drawing could lead to being sentenced to crimes alike alcohol consumption, adultery, and crimes of this kind. The cartoon that sentenced ”Mahmoud Shokrayeh” to 25 lashes was an image of a representative of the Islamic Council. The image of the person who is supposed to hear the voice of people, answer their objections, and defend their rights. ”Ahmad Lotfi” who was not even people representative in the ninth Council, neither even a second rank politician, had a message. That even a previous representative can bring you to be sentenced and punished for the least of criticism that in every country is totally tolerated. The problem is that in Iran, criticism is not tolerated in any way by law and it is to the discretion of any judge to incriminate you even to the highest sentence possible. Once more, we have to talk about the media rights, about the immunity to speak of concerned media and the fact that how good are their trade union rights. This is not the first time that a cartoonist is condemned, but this time, “Mana Neyestani”, Iranian cartoonist, suggested that all the cartoonist draw cartoons of other representatives to support the condemned cartoonist from Arak. A Union objection for their legal rights that in most cases are ignored. ”Mana” asked cartoonists to draw cartoons of Mr. Lotfi. I asked him to talk with Radio Koocheh and explain the purpose that the cartoonists follow. A few days ago, due to the clash with ”Mahmoud Shokrayeh”, the cartoonist from Arak, ”Mana” invited cartoonists to protest. What was your goal? Why did you ask cartoonist to draw more cartoons of Arak representative ? It began as a simple thought and when

I heard the news I felt I should respond and why not giving a collective response. I believe that rights of cartoonists and caricaturists have been violated. It is not about opening the atmosphere, breaking taboos and enlarging the infrastructure in which we work anymore, it is about preserving whatever is still possible. I felt that keeping quiet means worsening the situation of cartoonists and media in general in Iran which is already a very difficult one. The things that are the most natural work of a caricaturist I believe, that even despite the obstacles of these last three decades in Iran, it has been possible to draw, the cartoon figures of politicians who are not even Clergymen and are not even first rank politicians in this country. Mr. Lotfi who has been responsible for Mr. Shokrayeh to be lashed 25 times, is not even a representative anymore, he has not been reelected. And in the past ten years the caricature of Tehran’s mayer, Mr. Ahmadinejad and other politicians have been drawn without any problem for the artists. I believe that there is different standards in this country. We have caricature exhibitions fully supported by the government every two years. A part of this exhibitions is related to famous people or politicians in Iran and all over the world and the best ones win prizes. So why some cartoonist should be praised and some others should be punished? Why all these differences? I wanted to challenge these differences and defend our rights as professionals. So, without exaggerating in anything, I suggested them to do what they are supposed to do and usually do, but for which Mr. Shokrayeh has been punished. Drawing the representative, Mr. Lotfi’ s face is a gift to him that unfortunately he does not understand, because when a caricaturist draws a face, he gives a part of himself to it and it’s a gift to the subject being drawn. So drawing him will make him get used to see himself not so perfect and ideal and at the same time shows that cartoon is alive in Iran and they cannot deal with us unfairly. Perhaps this is not the first time that

caricaturists are being dealt with in such a way in Iran. With regards to your experience, are in the country any compiled specific laws on this issue or a judge decides by himself? Is there a definition of how free cartoonists are at the ministry of culture? There is no specific laws and they are very vague, so the judges should deduct from them and that is the reason why there are duality in the laws, because they are not clear and I am afraid that jugment is based on a personal tastes and they are going to to say now that several times this sentence has been given, why not make it a law and that in my opinion is not a pleasant end. The horrifying thing is that in the general, some politicians believe that if someone’s caricature was drawn by a cartoonist, it should be an insult to him. I have even seen amongst my audience that when I undertake a drawing of a person like Mr. Sazagara, Asghar Farhadi or Mr. Khamenehi, they believe that they have been insulted. For example, partisans of Mr. Sazagara or Mr. Farhadi felt that they have been insulted because I have drawn their caricature and this is a negative cultural thought and I am afraid it can be gradually become to the law has become compiled and find legitimacy. Given that you know the atmosphere of cartoon and its humor, what is the relationship of the officials with it in Iran? Their level of tolerance? Do you think that their level of tolerance has changed? It is very difficult for me to answer this question. I saw that Mr. Ahmadinejad showed no problem with his caricature and even has laughed about it. Even Mr. Khatami and Mr. Ghalibaf has reacted very well with their caricatures. Some other politicians had no problem neither. Although it is an issue among Iranians that see themselves so perfect that any violations of these figures are considered as an offense. And even an offense in our culture is very undefined. So anything can be considered as an offense very easily. While caricature of politicians and officials are very common and accepted in the world, even if it exaggerates the negative physical points because it reminds them of the fact that they are not perfect, they are human with human weaknesses and I think that this is necessary for the politicians not to have illusions about themselves.

82

نشریه کوچه شماره هشتم  

هشتمین شماره نشریه کوچه محصول مقاله ها، گزارش ها و خبرهای رادیو کوچه را می توانید از کتابخانه الکترونیکی کوچه دنبال کنید. برای اشتراک مستقیم...

Advertisement