Issuu on Google+

No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

VIII


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

VII


No. 699 / December , 12, 2013 VI Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591 672 - May 30th, 2013


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

V


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

D


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

C


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

‫ﺗﺼﺎﺩﻓﺎﺕ‬ ‫ﺻﺎﻓﻜﺎﺭﻯ ﻧﻘﺎﺷﻰ‬ ‫ﻣﻜﺎﻧﻴﻜﻰ‬ ‫ﺍﺟﺎﺭﻩ ﺍﺗﻮﻣﺒﻴﻞ‬ ‫ﻓﺮﻭﺵ ﺍﺗﻮﻣﺒﻴﻞ‬ ‫ﺷﺴﺘﺸﻮﻯ ﺍﺗﻮﻣﺒﻴﻞ‬ ‫ ﺳﺎﻋﺘﻪ‬24 ‫ﺗﻮﻳﻨﮓ‬

• • • • • • •

ENZO CAR CLINIC

156

• COLLISION • REPAIR & PAINT • MECHANICAL • RENTAL • USED CAR SALE • CARWASH • TOWING (24/7)

ENZO CAR CLINIC O N E

DDDDDDDD

MM

MMMMMMMM

SS

AAAAAA

AA.W FFFFF A

S P O T

A U T O

S E R V I C E

1.855.551.ENZO (3696) A : 401 A S ,T , M3J 2T8 WWW.ENZOCARCLINIC.COM TEL: 416.663.6030 - FAX: 416.907.5213 DDRESS

LNESS T

ORONTO

ALEX

PRESIDNET C: 647.889.6070

Call us to report an accident and receive a free towing service to our location.


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

155


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

154


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

153


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

152


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

151


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

150


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

149


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

148


‫‪147‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫طرز تهیه پیتزای مرغ و سیب زمینی‬ ‫طرز تهیه غذای رژیمی برای الغر شدن‬ ‫برای بیماران قلبی‬ ‫چگونه با یک غذای رژیمی خوشمزه الغر شویم‬ ‫طرز تهیه غذای رژیمی برای الغر شدن‬

‫پیتزا مرغ وسیب زمینی‬

‫این پیتزا عالوه بر این که رژیمی بوده برای بیماران قبلی هم بسیار‬ ‫مواد الزم برای تهیه غذای رژیمی الغری ‪ 2‬نفر ‪:‬‬ ‫مناسب می باشد‪.‬‬ ‫یك سوم پیمانه‬ ‫س‬ ‫عد ‬ ‫ب‬ ‫آ ‬ ‫‪ 2‬پیمانه طرز تهیه پیتزای مرغ و سیب زمینی برای بیماران قلبی‬ ‫یك سوم پیمانه‬ ‫بلغو ر‬ ‫‪ 3‬قاشق غذاخوری بیماران قلبی هم می‌توانند پیتزا بخورند‪ ،‬اما باید در تهیه مواد اولیه‬ ‫روغن زیتون ‬ ‫یك دوم بزرگ یا یك عدد متوسط دقت بیشتری داشته باشند‪ .‬در تهیه‌ی این پیتزا از پوره‌ی سیب زمینی‬ ‫پیاز خردشد ه‬ ‫یك دوم قاشق چایخوری شیرین بیشتر از سس قرمز استفاده می‌کنند‪‌.‬‬ ‫زیره سب ز‬ ‫‪ 3‬قاشق غذاخوری‬ ‫جعفری خردشد ه‬ ‫مواد الزم جهت تهیه پیتزای مرغ وسیب زمینی‪:‬‬ ‫به مقدار الزم‬ ‫ل‬ ‫نمك و فلف ‬ ‫و‬ ‫موسیر و آبلیم ‬ ‫‪ 1‬عدد بزرگ (‪ 30‬سانتی متر)‬ ‫به مقدار دلخواه خمیر پیتز ا‬ ‫‪ 1‬فنجان‬ ‫ن‬ ‫مواد الزم برای تهیه غذای رژیمی پوره‌ی سیب زمینی شیری ‬ ‫نصف فنجان‬ ‫ب‬ ‫پنیر موزارال کم چر ‬ ‫طرز تهیه غذای رژیمی الغری ‪:‬‬ ‫‪ 1‬عدد‬ ‫سینه‌ی مرغ پخته و خرد شد ه‬ ‫ابتدا عدس را بشویید‪ ،‬با آب درون قابلمه بریزید و قابلمه را روی شعله بگذارید تا جوش بیاید‪.‬‬ ‫یک چهارم فنجان‬ ‫اگر روی آن كف كرد با قاشق بگیرید‪ .‬شعله‌ آن را كم كنید‪ ،‬نمك بزنید و بگذارید ‪ 30‬دقیقه پیاز قرمز نگینی شد ه‬ ‫بپزد تا نرم شود‪ .‬نگذارید تمام آب عدس بخار شود‪.‬‬ ‫‪ 1‬عدد‬ ‫فلفل دلمه‌ای قرمز نگینی شد ه‬ ‫حاال بلغور را درون ظرف بریزید و به‌ آن نمك بزنید‪ .‬سپس آن را درون قابلمه عدس بریزید‪.‬‬ ‫اگر آب كم است می‌توانید اضافه كنید‪ .‬با هم مخلوط كنید و ‪ 30‬دقیقه دیگر بگذارید بپزد تا‬ ‫بلغور نرم شود و آب اضافی هم كم شود‪.‬‬ ‫در همین حین روغن را درون یك ظرف بریزید و روی حرارت مالیم بگذارید سپس پیاز را‬ ‫درون روغن بریزید و ‪ 15‬ـ ‪ 10‬دقیقه بگذارید تا طالیی شود‪ .‬سپس زیره را درون ظرف ریخته‬ ‫و كمی تفت دهید‪.‬‬ ‫وقتی عدس و بلغور پخته شد همه را درون ظرف بریزید و با هم مخلوط كنید‪.‬‬ ‫همه مواد را درون یك كاسه بریزید‪ .‬دستان خود را كمی خیس كنید و ‪ 5‬ـ ‪ 3‬دقیقه مواد را ورز‬ ‫دهید‪ .‬اگر مواد به دستتان می‌چسبد كمی دست خود را خیس كنید و اگر مواد به نظرتان خشك‬ ‫شده كمی آب به آن اضافه كنید‪ .‬جعفری را نیز به مخلوط اضافه كنید‪ .‬نمك و فلفل آن را اندازه‬

‫یا ‪ 2‬عدد خمیر کوچک تهیه شده از گندم کامل‬ ‫طرز تهیه پیتزای مرغ وسیب زمینی ‪:‬‬ ‫_ فر را روشن کنید (درجه‌ی ‪ 220‬سانتی‌گراد) تا داغ شود‪.‬‬ ‫_ پوره‌ی سیب زمینی شیرین را روی خمیر پیتزا پهن کنید‪.‬‬ ‫_ روی آن‌را با پنیر‪ ،‬پیاز نگینی شده‪ ،‬فلفل دلمه‌ای و مرغ تکه تکه شده بپوشانید‪.‬‬

‫_ پیتزا را به مدت ‪ 10‬دقیقه داخل فر که از قبل روشن کرده‌اید قرار دهید تا پنیر آن کام ً‬ ‫ال‬ ‫طالیی شود‪.‬‬ ‫_ پیتزا را از فر در آورده و تقسیم کنید و با ساالد فصل سرو کنید‪.‬‬


‫سرگذشت واقعی‌‬

‫‪146‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫همه جا در‬ ‫جستجوی زهره‬

‫من و دو خواهر و برادر کوچکم‪،‬‬ ‫از روزی که خود را شناختیم‪ ،‬پدر‬ ‫ومادرمان را عاشق هم دیدیم‪ .‬همه‬ ‫جا بدنبال هم بودند‪ ،‬با هر ناراحتی‬ ‫و بیماری برای هم مضطرب می‬ ‫شدند و در ضمن بهترین پدر‬ ‫ومادر دنیا هم بودند‪.‬‬

‫همه ساله یک ماه به سفر میرفتیم‪ ،‬با همت‬ ‫پدرم ما تقریبا همه شهرهای بزرگ و تاریخی‬ ‫ایران را دیده بودیم‪ .‬در سفر به اروپا هم‬ ‫دنیای تازه ای را بروی ما گشوده شده بود‬ ‫و بقول خواهرم ما شاید از نادر بچه هایی‬ ‫بودیم‪ ،‬که هیچ عقده ای نداشتیم‪ ،‬از بابت‬ ‫اسباب بازی ‪ ،‬بعد هم امکانات و خواسته‬ ‫های نوجوانی‪ ،‬همه چیز برایمان فراهم بود‪.‬‬

‫مادرم همیشه راه میرفت و می گفت دلم می‬ ‫خواهد عروسی همه شما را شاهد باشم‪ ،‬دور و‬ ‫برم پر از نوه های خوشگل باشد‪ .‬ولی نمیدانم‬ ‫چرا گاه دلم شور میزند‪ ،‬احساس می کنم‪ ،‬از‬ ‫همه این آرزوها بسیار دور هستم و هیچگاه‬ ‫به آنها نمیرسم!‬ ‫من ‪ 11‬ساله بودم‪ ،‬که یکروز خانه ما‬ ‫سیاهپوش شد‪ ،‬اتومبیلی مادرم را هنگام عبور‬ ‫از خیابان زیر گرفت وهمه آرزوهایش را به‬ ‫گور سپرد‪ .‬به جرات ما ‪ 6‬ماه اشکهایمان بند‬ ‫نمی آمد‪ ،‬چون مادرم یک فرشته بود‪ ،‬یک‬

‫دوست و همدم بود‪ ،‬او هیچگاه بر سرما فریاد‬ ‫نزد‪ ،‬هیچگاه دست بروی ما بلند نکرد‪.‬‬ ‫پدرم بیش از همه ما در اندوه فرو رفت‪ ،‬ولی‬ ‫برای راحتی ما‪ ،‬برای شادکردن دل ما‪ ،‬همه‬ ‫کار می کرد‪ ،‬می گفت مادرتان زنده است‪،‬‬ ‫همه لحظات ما را می پاید‪ ،‬حرف های ما را‬ ‫می شنود وهمین بما امید می داد‪،‬که هنوز او‬ ‫را در کنار خود داریم‪ ،‬طفلک برادر کوچکم‪،‬‬ ‫هرشب توی اتاق‪ ،‬زمان خواب با مادرم حرف‬ ‫میزد‪ ،‬از او می خواست فردا صبح خودش را‬ ‫نشان بدهد‪.‬‬ ‫بعد از دو سال زمزمه هایی در خانواده‬ ‫پیچید‪،‬که زهره دخترخاله مادرم می خواهد‬ ‫جانشین اش بشود‪ ،‬این خبر چنان ما را‬ ‫برآشفت‪ ،‬که به پدر گفتیم هیچکس را‬ ‫برجای مادر نمی پذیریم‪ ،‬ما با همین شرایط‬ ‫خوشحالیم‪ ،‬مادر را در همه زوایای خانه‬ ‫احساس می کنیم‪.‬او زنده و حاضر است‪ ،‬او‬ ‫راضی نمی شود بجز شما‪ ،‬کسی سایه اش برسر‬ ‫ما باشد‪.‬‬ ‫پدرم قول داد‪.‬این اتفاق نمی افتد‪ ،‬ولی‬ ‫ما در مهمانیها و گردهمائی های فامیلی‪،‬‬ ‫می دیدیم ‪ ،‬که زهره با پدرم نجوا می کند‪،‬‬ ‫با نگاه همدیگر را دنبال می کنند‪ ،‬ولی ما‬ ‫درهای خانه را بروی هر تازه واردی بستیم‪.‬‬ ‫پدر دوباره سفرها را شروع کرد‪ ،‬ما همه جا‬ ‫خاطره های مادر را زنده‬ ‫می کردیم‪ ،‬با او حرف‬ ‫می زدیم و می دیدیم که‬ ‫اطرافیان باحیرت ما را‬ ‫تماشا می کنند!‬ ‫بر در و دیوارهای خانه‪،‬‬ ‫تصاویر مادر آویزان بود‪،‬‬ ‫گاه صداها و تصاویر‬ ‫گذشته را بروی ویدیو و‬ ‫نوار‪ ،‬در فضای خانه رها‬ ‫می کردیم‪ ،‬گاه موزیک‬ ‫دلخواه مادر را پخش می‬ ‫کردیم و با او حرف می‬ ‫زدیم‪.‬‬ ‫سال ‪ 1998‬همه به امریکا‬ ‫آمدیم‪ ،‬عموهایم با اصرار‪،‬‬ ‫پدرم را وادار به این سفر‬ ‫کردند‪ ،‬ما خوشحال‬ ‫بودیم‪ ،‬از سویی ناراحت‬ ‫که از خاطره های مادر‬ ‫دور میشویم‪ .‬ولی زندگی در سانفرانسیسکو‪،‬‬ ‫برایمان تازگی داشت‪ ،‬با دوستان تازه و‬ ‫محیط تازه آشنا شدیم‪.‬‬ ‫یکروز براثر اتفاق فهمیدیم‪ ،‬زهره هم به‬ ‫سانفرانسیسکو آمده‪ ،‬برخورد با زهره چنان‬ ‫بود‪ ،‬که دیگر خودی نشان نداد‪ ،‬چون براستی‬ ‫ما امکان پذیرش او را‪ ،‬به عنوان یک عضو‬ ‫جدید نداشتیم‪ .‬ما هنوز با تصاویر مادر‪ ،‬با‬ ‫صداهای دلنشین او‪ ،‬با یادها و خاطره هایش‬ ‫زندگی می کردیم‪.‬‬

‫کم کم زندگی ما دچار تغییر شد‪ ،‬من بعد از‬ ‫کالج‪ ،‬کاری را شروع کردم و عاشق شدم و‬ ‫ازدواج کردم‪ ،‬ولی آپارتمانی نزدیک خانواده‬ ‫اجاره کردم‪ ،‬چون نمی خواستم از آنها دور‬ ‫بشوم‪ .‬همسرم یک خانم استرالیایی بود‪،‬‬ ‫خانمی تحصیلکرده و بسیار آ گاه‪ ،‬که از‬ ‫همان روزهای نخست‪ ،‬مخالفت خود را با‬ ‫زندگی شبانه روزی ما‪ ،‬با خاطره های مادر‬ ‫نشان داد‪ ،‬او عقیده داشت‪ ،‬این شیوه زندگی‬ ‫غلط است‪ ،‬مادر عزیز است‪ ،‬ولی نمی تواند‬ ‫بعد از سفر ابدی اش همه لحظات در زندگی‬ ‫شما جاری باشد‪ .‬مادرتان می تواند بخشی‬ ‫از خاطره های گذشته شما باشد‪ ،‬می تواند‬ ‫همه ساله در روز رفتن اش‪ ،‬مراسمی برگزار‬ ‫شود‪ ،‬ولی اینکه همه شب و روز زندگی شما‬ ‫را پر کند‪ ،‬سبب روان پریشی می شود‪ ،‬سبب‬ ‫نوعی افسردگی‪ ،‬اندوه ریشه دار و کهنه‪ ،‬حتی‬ ‫نوعی انزوا میشود چون به خیال شما‪،‬مادرتان‬ ‫در شب و روزتان حضور دارد و شما نیاز به‬ ‫هیچکس دیگر ندارید‪.‬‬ ‫حرف های «راما» مرا منقلب کرد‪ ،‬براستی‬ ‫چنین بود‪ ،‬ما حتی رفت و آمد معمولی را با‬ ‫فامیل و آشنایان نداشتیم‪ ،‬ما بخشی از وجود‬ ‫خاله ها‪ ،‬عمه ها و خانم های مهربان فامیل را‬ ‫هم جانشین مادر نکرده بودیم‪ ،‬درواقع من با‬ ‫ازدواج با راما احساسات درون ام را قسمت‬ ‫کردم‪ ،‬احساس خوبی بود‪ .‬بقول راما باید از‬ ‫همه خانواده می خواستم‪ ،‬تا در شیوه زندگی‬ ‫شان تغییر و تحولی بوجود آورند‪.‬‬ ‫عقیده من با مخالفت دو خواهر و برادر‬ ‫کوچکم روبرو شد‪ .‬پدرم همچنان سرگرم‬ ‫کار بود و می کوشید ما راخوشحال و راضی‬ ‫نگهدارد‪ .‬ولی من از خودم می پرسیدم آیا‬ ‫این رواست‪ ،‬که پدرمان را سالها در زندان‬ ‫اعتقادات و باورهای خود‪ ،‬حبس کنیم و‬ ‫اجازه ندهیم او برای خود یک زندگی مستقل‬ ‫و یک زندگی احساسی تازه داشته باشد؟‬ ‫واقعا احساس کردم‪ ،‬این یک اقدام ظالمانه‬ ‫در مورد پدری بوده‪ ،‬که سالها یاورمادر‬ ‫وهمدم ما بوده و اجازه نداده‪ ،‬جای خالی‬ ‫مادر را احساس کنیم‪.‬‬ ‫سال ‪ 2004‬خواهر بزرگترم ازدواج‬ ‫کرد‪،‬خواهر دیگرم نامزدی گرفت‪ ،‬برادر‬ ‫کوچکم را بعد از سالها با دختری دیدم‪،‬‬ ‫که دست در دست هم دارند‪ .‬سال ‪2012‬‬ ‫هرکدام از ما به مسیر خود رفته بودیم‪ ،‬یکروز‬ ���من بخود آمدم‪ ،‬که پدرم را تنها در آپارتمان‬ ‫اش دیدم‪ ،‬دلم گرفت‪ ،‬با او به بهانه یک شام‬ ‫بیرون رفتیم‪ ،‬با پدر خیلی حرف زدم‪ ،‬از او‬ ‫بخاطر این همه سال عشق‪،‬محبت و پشتیبانی‬ ‫اش تشکر کردم و گفتم ولی ما در حق شما‬ ‫بسیار ظلم کردیم‪ ،‬ما جلوی خوشبختی و‬ ‫آرامش تازه شما را گرفتیم‪ ،‬ما با خودخواهی‬ ‫خود‪ ،‬بخش مهمی از عمر شما را هدر دادیم‪.‬‬ ‫پدر دستی به شانه ام زد و گفت اگر من‬ ‫براستی عاشق مادرتان نبودم‪ ،‬اگر واقعا عاشق‬

‫یکایک شما نبودم‪ ،‬مسلما میرفتم بدنبال‬ ‫سرنوشتم‪ ،‬ولی فقط یک افسوس دارم‪ ،‬آنهم‬ ‫در مورد زهره است‪ ،‬که زنی بسیار فهمیده و‬ ‫آ گاه ومنطقی بود‪،‬او بخاطر من سالها صبر‬ ‫کرد‪ ،‬تن به ازدواج نداد‪ ،‬تا شاید روزی همه‬ ‫شما رضایت بدهید و او را بعنوان مادر دوم‬ ‫خود بپذیرید‪ ،‬ولی متاسفانه چنین نشد‪ ،‬او‬ ‫حتی بدنبال ما به امریکا هم آمد‪ .‬ما گاه‪ ،‬گاه‬ ‫همدیگر را می دیدیم‪ ،‬ولی سرانجام ناامید‬ ‫شد و رفت‪.‬‬ ‫پرسیدم خبر دارید کجا رفته؟ گفت نه نمی‬ ‫دانم‪ ،‬گفتم دوستش داشتید؟ گفت بعد از‬ ‫مادرت سخت بود دیگری را دوست داشته‬ ‫باشم‪ ،‬ولی زهره به دلم نشسته بود‪ ،‬نشانه هایی‬ ‫از مادرت داشت‪ ،‬همانقدر مهربان‪ ،‬با گذشت‬ ‫و نجیب و عاشق بود‪.‬‬ ‫گفتم فکر می کنید ازدواج کرده و دیگر‬ ‫امکان بازگشتی وجود ندارد؟ گفت دورادور‬ ‫شنیدم ازدواج کرده‪ ،‬ولی چند سالی است از‬ ‫او خبری ندارم‪ .‬حرفهای پدر بدجوری اذیتم‬ ‫کرد‪ ،‬خودم را گناهکار می دانستم‪ ،‬چون‬ ‫من فرزند بزرگ خانواده بودم‪ ،‬من رهبری‬ ‫کاری بچه ها را بعهده داشتم من از مخالفان‬ ‫سرسخت ازدواج دوباره پدرم بودم‪ ،‬من در‬ ‫ذهن بچه ها این مخالفت ها را جای داده‬ ‫بودم و اینکه مادر همیشه زنده و حاضر است‬ ‫و نباید جانشینی برای خود ببیند‪.‬‬ ‫از حدود ‪ 9‬ماه پیش‪ ،‬جستجوی خود را برای‬ ‫یافتن زهره آغاز کردم‪ ،‬از دوستان و فامیل‬ ‫در ایران پرسیدم‪ ،‬هیچکس خبری نداشت‪،‬‬ ‫از آخرین اقامت اش در سانفرانسیسکو‪ ،‬تا‬ ‫آخرش به نیویورک‪ ،‬همه رد پاها را دنبال‬ ‫کردم و یک شب به بهانه ای دو خواهر و‬ ‫برادرم را به یک جلسه شام کشیدم و طی دو‬ ‫ساعت همه حرفهایم را زدم‪ ،‬همه ناراحت‬ ‫شدند‪ ،‬همه پذیرفتند که در حق پدر ظلم کرده‬ ‫ایم و همه سالهای جوانی او را گرفته ایم‪ .‬قرار‬ ‫شد دست بدست هم بدهیم و بفهمیم آیا زهره‬ ‫ازدواج کرده یا نه‪.‬‬ ‫یک ماه پیش زهره را درتورنتو پیدا کردیم‪،‬‬ ‫من شبانه پرواز کردم و به سراغش رفتم‪،‬‬ ‫یکبارازدواج کرده و طالق گرفته بود‪ .‬طی‬ ‫‪ 2‬ساعت گفتگو‪ ،‬اشکهایش بند نمی آمد‪،‬‬ ‫دستش را بوسیدم و بخاطر سالها ظلمی که‬ ‫در حق او و پدرم کردیم‪ ،‬تقاضای عفو کردم‪،‬‬ ‫زهره سرم را به آغوش کشید و بوسید و گفت‬ ‫هیچگاه برای دو عاشق دیر نیست‪ ،‬من هرگاه‬ ‫شما طلب کنید‪ ،‬به سوی پدرتان پرواز می‬ ‫کنم‪.‬‬ ‫شب تنکس گیوینگ که همه در خانه پدر‬ ‫گردآمده بودیم‪ ،‬پدر را سورپرایز کردیم‪.‬‬ ‫وقتی میز شام را چیدیم‪ ،‬طبق نقشه خودمان‪،‬‬ ‫صدای زنگ آمد‪ .‬پدر را جلوی در فرستادیم‪،‬‬ ‫لحظه ای بعد صدای بغض کرده پدر را‬ ‫شنیدیم که می گفت زهره‪...‬؟ باورم‬ ‫نمی شود‪.‬‬


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

145


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

144


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

143


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

142


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

www.SafaRenovation.com

141


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

140


‫‪139‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫برای آگهی در این صفحه با ما‬ ‫تماس بگیرید‬ ‫‪905-508-0058‬‬ ‫‪416-512-9874‬‬


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

www.century21.ca/mahmoud.rahbari

138


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

137


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

136


‫‪135‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫برای آگهی در این صفحه با ما‬ ‫تماس بگیرید‬ ‫‪905-508-0058‬‬ ‫‪416-512-9874‬‬


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

134


‫‪133‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫آذر‬

‫بهمن‬

‫بعضی چیزها باید داده شوند و اگر شما هنوز هم بر ایجاد‬ ‫تغییرات اصرار دارید‪ ،‬پس باید آماده باشید که نیروهایتان را‬ ‫برای یک تحول اساسی ذخیره کنید‪ .‬ممکن است زمانی طول‬ ‫بکشد تا این کار انجام شود‪ ،‬اما شما احتماال می دانید این‬ ‫درگیری ها از کجا ناشی می شوند و چه کار باید بکنید تا برای‬ ‫آنها راه حلی بابید و آنها را حل کنید‪ .‬پیش بروید و همه نقشه‬ ‫هایی را که در ذهن تان دارید را امتحان کنید‪ ،‬اما یک راه حل‬ ‫را قبل از اینکه ببینید شرایط و اوضاع چگونه است انتخاب‬ ‫نکنید‪.‬‬

‫اگر کسی امروز به شما اصرار کند که برنامه های تان را تغییر‬ ‫دهید‪ ،‬شما عکس العملی کامال سرسختانه و لجوجانه نشان می‬ ‫دهید‪ ،‬مخصوصا اگر خودتان بدقت تمام جوانب را سنجیده‬ ‫باشید و بخواهید کاری را انجام دهید که بیشترین درک را به‬ ‫شما می دهد‪ .‬شما می خواهید که ارتباط تان با دیگران را ادامه‬ ‫بدهید‪ ،‬اما نمی خواهید که برنامه های شخصی خود را به خاطر‬ ‫این قربانی کنید که مورد قبول اجتماع باشید‪ .‬کمی توافق داشتن‬ ‫بخشی از یک مذاکره سالم است‪ ،‬اما از نظرات شخصی خود در‬ ‫مذاکره دست نکشید و تسلیم آرای دیگران نشوید‪.‬‬ ‫حافظ‪ :‬در کعبه کوی تو هر آن کس که بیاید از قبله ابروی تو در عین نماز است‬

‫حافظ‪:‬به تنگ چشمی آن ترک لشکری نازم که حمله بر من درویش یک قبا آورد فلک غالمی حافظ‬ ‫کنون به طوع کند که التجا به در دولت شما آورد تعبیر‪:‬حادثه غیر مترقبه ای که برایت اتفاق افتاده به‬ ‫زودی برطرف خواهد شد و نتیجه ی مثبت آن را خواهی دید‪ .‬به زودی خبری مسرت بخش در زندگی‪ ،‬ای مجلسیان سوز دل حافظ مسکین از شمع بپرسید که در سوز و گداز است تعبیر‪:‬به خوشی های‬ ‫ناپایدار روزگار دل نبند‪ .‬راه چاره برای تو باز است فقط با چشم بینا و دل آگاه می توانی آن را بیابی‪.‬‬ ‫تو را دگرگون خواهد کرد‪.‬‬ ‫دوستان مشفق را فراموش نکن‪.‬‬ ‫دی‬

‫ممکن است امروز دوستان و همکاران شما زیاد تحت تاثیر شما‬ ‫قرار نگیرند و به حرف تان اهمیتی ندهند چرا که شمابیش از حد‬ ‫جدی هستید‪ .‬اما آنها بسرعت می‌فهمند که شما بیهوده صحبت‬ ‫نمی‌کنید‪ .‬اگر لبخند نمی‌زنید به خاطر این است که می‌دانید کار‬ ‫مهمتری دارید که انجام دهید حتی اگر دیگران امور و مسائل را‬ ‫آنطوری که شما می‌بینید نبینند‪ .‬اگرچه سعی می‌کنید که در وهله‬ ‫اول عضوی از گروه باشید ممکن است در یکی دو روز آینده‬ ‫در نقش یک قهرمان ظاهر شوید و در این زمان است که همه‬ ‫می‌فهمند که چکار کرده‌اید‪ .‬حافظ‪ :‬صبح خیزی و سالمت طلبی‬ ‫چون حافظ هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم گر به دیوان غزل صدرنشینم چه عجب سال‌ها بندگی‬ ‫صاحب دیوان کردم تعبیر‪:‬سعی و تالش تو نتیجه خواهد داد و سرانجام به مقصود خود خواهی رسید‪.‬‬ ‫با دوستان مشورت کن و به سخنان دشمنان گوش فرا نده‪ .‬دوست و دشمن را بشناس‪ .‬عقل و تدبیر را‬ ‫در همه جا به کار ببند تا نادم و پشیمان نشوی‪ .‬خدا را فراموش نکن‪.‬‬

‫اسفند‬

‫سعی برای پیدا کردن راه معقولی برای انجام دادن همه کارهایی‬ ‫که امروز در برنامه تان دارید ممکن است ناامید کننده باشد‪.‬‬ ‫این مسئله به معنی این نیست که شما تقویم تان را با انبوهی از‬ ‫کار پر کرده‌اید؛ هر کاری نیازمند زمان و انرژی بیشتری است ‪.‬‬ ‫احساسات خود را کنترل کنید؛‌ اگر ناراحتی و آزردگی‌های خود‬ ‫را برای دیگران فاش کنید‪ ،‬روزتان را پیچیده تر خواهد کرد‪.‬‬ ‫فقط به یاد داشته باشید اگر بتوانید خط پایان را تصور کنید‬ ‫قادر خواهید بود که در نهایت به آنجا برسید‪.‬‬ ‫حافظ‪ :‬تو پنداری که بدگو رفت و جان برد حسابش با کرام الکاتبین است‬ ‫مشو حافظ ز کید زلفش ایمن که دل برد و کنون دربند دین است تعبیر‪:‬در راه رسیدن به مقصود دچار‬ ‫گرفتاری و مشکالت شده ای‪ .‬از مکر و حیله ی دشمن در امان نباش زیرا به موقعیت تو حسادت می‬ ‫ورزد‪ .‬با کمی درایت و توکل بر خدا می توانی به مقصود خود نائل شوی‪.‬‬


‫‪132‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫مرداد‬

‫مهر‬

‫ماه محافظ برج سرطان امروز در دومین نشانه شما‪ ،‬یعنی خانه‬ ‫سیاره حاکم شما پا به نهمین خانه ایده های بزرگ شما گذاشته‬ ‫متصرفات و امالک شما قرار دارد و شما بیش از اندازه نسبت‬ ‫است‪ ،‬و شما را مجبور می کند تا قبل از اینکه سفر خود را آغاز‬ ‫به چیزهایی که دارید انحصار طلب شده اید و حس مال دوستی‬ ‫کنید‪ ،‬برنامه های خود را دوباره تخمین زده و برآورد کنید‪ .‬اگر‬ ‫تان گل کرده است! اما وقتی صحبت از مایملک می شود‪ ،‬به‬ ‫مجبور شدید زمان سفر خود را عقب بیندازید نگران نشوید‪.‬‬ ‫خصصوص اگر ازدواج کرده باشید یا وقتی پای یک دوست‬ ‫بسیار مهم است که اول مهیای سفر شوید و نقطه شروع خود را‬ ‫صمیمی مطرح باشد‪ ،‬الزم است که آنها را هم در نظر بگرید‪.‬‬ ‫انتخاب کنید به جای اینکه با شتاب و عجله آن کار را انجام‬ ‫هم اکنون سعی نکنید هر چیزی را به پول نسبت دهید‪ ،‬حتی‬ ‫دهید و بخواهید بدون درنظر گرفتن جزییات به اهداف خود‬ ‫اگر موافقت و موفق شدن در بحث ها مدتی زمان می برد‪ ،‬اجازه‬ ‫برسید‪.‬‬ ‫بدهید که این بحث ها و گفتگوها در مسیر خودشان پیش‬ ‫حافظ‪ :‬گر رود از پی خوبان دل من معذور است درد دارد چه کند کز پی درمان نرود هر که خواهد که بروند‪.‬‬ ‫چو حافظ نشود سرگردان دل به خوبان ندهد و از پی ایشان نرود‬ ‫حافظ‪ :‬مکن از خواب بیدارم خدا را که دارم خلوتی خوش با خیالش چرا حافظ چو می‌ترسیدی از‬ ‫تعبیر‪:‬در راه مقصود اراده ای محکم و پایدار داشته باش‪ .‬با هر مانع که روبرو شدی‪ ،‬نا امید نشو زیرا هجر نکردی شکر ایام وصالش تعبیر‪:‬روزگار خوشی در پیش خواهی داشت‪ .‬قدر لحظات آن را بدان و‬ ‫نا امیدی بزرگترین آفت برای انسان است‪ .‬شک و تردید را از خود بران‪ .‬در امر زندگی دو دل بودن‬ ‫خداوند را سپاسگزار باش‪ .‬مغرور و خودپسند نباش و دوستان را از خود نرنجان‪.‬‬ ‫بسیار بد است‪.‬‬

‫شهریور‬

‫درست از زمانیکه شما احساس می‌کنید دیگر توانی ندارید و به‬ ‫قول معروف کشتی تان به گل نشسته است پنجره ای از فرصت‌ها‬ ‫به روی تان باز می‌شود‪ .‬ممکن است اعتقاد داشته باشید که‬ ‫قادر به انجام هر کار هستید اما اکنون حتی نمی‌توانید به روشنی‬ ‫درباره آینده خود بیندیشید و تصمیم بگیرید‪ .‬حتی یک تفسیر و‬ ‫تعبیر بی ضرر و بی غرض ممکن است نادرست باشد و شما را‬ ‫به اشتباه بیندازد‪ .‬بنابراین قبل از اینکه حرفی بزنید راجع به آن‬ ‫خوب فکر کنید و خودتان را در دردسر نیندازید‪ .‬سکوت بهترین‬ ‫کار ممکن است!‬ ‫حافظ‪ :‬اگر چه دوست به چیزی نمی‌خرد ما را به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست‬ ‫چه باشد ار شود از بند غم دلش آزاد چو هست حافظ مسکین غالم و چاکر دوست تعبیر‪:‬در انتظار‬ ‫خبری از کسی هستی که برایت مهم است و در اضطراب به سر می بری‪ .‬نا امید نباش‪ .‬به زودی‬ ‫خبرهای خوبی به تو خواهد رسید‪.‬‬

‫آبان‬

‫امروز دوست ندارید مرتکب هیچ اشتباهی شوید چرا که ماه‬ ‫کامل وارد پنجمین خانه از "تفریح و بازی" شما می‌شود‪ .‬شما‬ ‫نمی‌خواهید کاری انجام دهید که فرصت شادمانی را از شما‬ ‫بگیرد‪ .‬متاسفانه وقتی که تالش می‌کنید تا اسباب راحتی دیگری‬ ‫را فراهم کنید ممکن است زیاده از حد کوشش کنید‪ .‬در کار‬ ‫خود اغراق نکنید؛ چرا که باعث می‌شود دیگران این کار شما‬ ‫را به عنوان راهی بدانند که می‌خواهید از مسائل واقعی و جدی‬ ‫زندگی فرار کنید‪.‬‬ ‫حافظ‪ :‬راه عشق ار چه کمینگاه کمانداران است هر که دانسته رود صرفه ز اعدا ببرد حافظ ار جان‬ ‫طلبد غمزه مستانه یار خانه از غیر بپرداز و بهل تا ببرد‬ ‫تعبیر‪:‬در سختی های زندگی سست اراده و ترسو نباش‪ .‬منتظر نباش تا دیگران برایت کاری انجام دهند‪.‬‬ ‫ثابت قدم و با اراده به استقبال خطرات و مشکالت برو تا گره از کار فرو بسته ات باز شود‪ .‬امید و‬ ‫ایمان به خدا را فراموش نکن‪.‬‬


‫‪131‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫فال هفته‬

‫فروردین‬ ‫شما می توانید بدون اینکه تالش‬ ‫خرداد‬ ‫زیادی برای پنهان کردن احساسات تان کنید این کار را براحتی‬ ‫امروز شما نیاز به وقت خالی دارید و واقع ًا به استراحت و زنگ‬ ‫انجام دهید و احساسات خود را در دل تان نگه دارید‪ .‬شما‬ ‫تفریح احتیاج دارید‪ .‬مهم نیست که چقدر سرتان شلوغ است‪،‬‬ ‫حتی نیازی ندارید که لباس مبدل یا ماسک بر چهره بگذارید‪.‬‬ ‫شما باید بدون اینکه اجازه بدهید کسی بفهمد چه کار می کنید‬ ‫هر طور که شما خودتان را ببینید‪ ،‬دیگران نیز همانطور شما را‬ ‫کمی از کار کناره گیری کرده و وقت خود را در خانه و برای‬ ‫خواهند دید‪ .‬شما مشغولتر و گرفتارتر از همیشه به نظر می رسید‬ ‫کارهای شخصی تان بگذرانید‪ .‬به یاد داشته باشید‪ ،‬زمانی که‬ ‫و این به شما کمک می کند تا کار اضافی انجام ندهید‪ .‬به جای‬ ‫شما برای خودتان می گذارید مهم نیست‪ ،‬بلکه کیفیت کارهایی‬ ‫اینکه هاله ای از خیاالت واهی در اطراف خود ایجاد کنید‪ ،‬حد‬ ‫که در یک محدوده زمانی کوتاه انجام می دهید اهمیت دارد‪.‬‬ ‫و مرزی برای خود ایجاد کنید و آن را به دیگران منتقل کنید؛‬ ‫برایشان توضیح دهید که چه کاری را می توانید انجام دهید و‬ ‫حافظ‪ :‬راستی خاتم فیروزه بواسحاقی خوش درخشید ولی دولت‬ ‫چه کاری را نمی توانید! حافظ‪ :‬گفتم مالمت آید گر گرد دوست گردم و الله ما راینا حبا بال مالمه‬ ‫مستعجل بود‬ ‫حافظ چو طالب آمد جامی به جان شیرین حتی یذوق منه کاسا من الکرامه تعبیر‪:‬در جستجوی چیزی‬ ‫دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ که ز سرپنجه شاهین قضا غافل بود‬ ‫هستی که مانعی برای دستیابی آن وجود دارد‪ .‬از دوری دوستی رنج می بری‪ .‬بهتر است که صبر کنی و‬ ‫دست از طلب و کوشش بر نداری‪ .‬راه های دیگر را آزمایش کن‪ .‬با آدم های با تجربه و دانا مشورت‬ ‫تعبیر‪:‬افسوس گذشته را مخور‪ .‬آنچه از گذشته باقی می ماند‪ ،‬خاطره است‪ .‬خاطرات خوب را چراغ راه کن‪ .‬کمی به تفکر و تعمق بپرداز تا کمبود های خود را بشناسی و در رفع آن بکوشی‪.‬‬ ‫آینده قرار بده و بصیر و بینا باش تا راه رفته را دوباره طی نکنی‪.‬‬ ‫اردیبهشت‬ ‫شما امروز دوست دارید همه چیز در محل کارتان روبراه و‬ ‫درست باشد اما اتفاقا یک جای کار می‌لنگد‪ .‬حتی اگر فکر‬ ‫می‌کنید که بهتر است نارضایتی تان را برای خودتان نگه دارید‪،‬‬ ‫‌می‌دانید که اگر اکنون از آن صحبت نکنید ممکن است فرصت‬ ‫خوبی را از دست بدهید‪ .‬عاقالنه تر این است که لبخند بزنید‬ ‫و نکوهش و انتقاد کردن را به روز دیگری موکول کنید با این‬ ‫حال ممکن است زمانیکه عطارد وارد نشان شما می‌شود یک‬ ‫گفتگوی مسالمت آمیز را برای شما ارمغان بیاورد‪.‬‬ ‫حافظ‪ :‬حدیث حافظ و ساغر که می‌زند پنهان چه جای محتسب و شحنه پادشه دانست‬ ‫بلندمرتبه شاهی که نه رواق سپهر نمونه‌ای ز خم طاق بارگه دانست‬ ‫تعبیر‪:‬زمانی پیروز و سرافراز خواهی شد که با سعی و تالش و امید به خدا اقدام کنی‪ .‬هر شکست‬ ‫مقدمه ی پیروزی است و تجربه های دیگران می تواند راهنمای تو باشد‪.‬‬

‫تیر‬

‫مهم نیست که شما بهترین ایده را درباره اینکه چکارباید بکنید‬ ‫دارید؛ امروز این اتفاق نمی‌افتد‪ .‬چرا که ممکن است دیگران‬ ‫به شما گوش نکنند یا برنامه‌های شما را دوست نداشته باشند‪.‬‬ ‫عاقالنه تر این است که سعی کنید قبل از اینکه خودتان را گیج‬ ‫کنید و دیگران را عصبانی دیگران را متقاعد کنید! اما به یاد‬ ‫داشته باشید که یک تغییر در روش و سیاست یک نوع نتیجه‬ ‫ندارد‪ .‬اگر هنوز مشتاق پیشرفت و یادگیری هستید سعی کنید در‬ ‫روزهای دیگر نیز این روش را پیاده کنید‪.‬‬ ‫حافظ‪ :‬گرد لبت بنفشه از آن تازه و تر است کب حیات می‌خورد از جویبار حسن‬ ‫حافظ طمع برید که بیند نظیر تو دیار نیست جز رخت اندر دیار حسن تعبیر‪:‬زندگی خوب و‬ ‫سعادتمندی در پیش داری‪ .‬از خانواده ی خوب و مهربانی برخورداری‪ .‬فرصت ها را غنیمت بدان‬ ‫و با عقل و اندیشه‪ ،‬در فکر آینده ای بهتر باش و به خاطر خوشی ها و پیروزی های امروز‪ ،‬مغرور و‬ ‫خودپسند نشو‪.‬‬


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

130


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

129


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

128


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

127


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

126


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

125


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

124


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

647.739.9009

123


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

122


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

121


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

120


‫‪119‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫نقد فیلم ‪ -‬فرح‬ ‫شکوهی‬

‫هالیوود میکوشد تا جانشینی‬ ‫برای سری فیلم های بی مایه‬ ‫ولی پرفروش ‪ Twilight‬پیدا‬ ‫کند‪ ،‬بهمین جهت به دستور‬ ‫پخش کنندگان فیلم‪ ،‬که در اصل‬ ‫حاکمان اصلی هالیوود هستند و‬ ‫برای همه فیلمسازان نسخه می‬ ‫پیچند‪ ،‬در پی فیلم های کامال‬ ‫غیرعادی ولی جوان پسند هستند‪،‬‬ ‫تا قبل از پایان عمر پرده های‬ ‫عریض و رنگین سینما وانتقال‬ ‫آن بدرون خانه ها‪ ،‬چاره ای‬ ‫بیاندیشند‪ .‬اولین فیلم ‪Hunger‬‬ ‫‪ ،Games‬تا سال قبل با فروش‬ ‫دور ازانتظاری روبرو شد و‬ ‫بالفاصله دومین فیلم ساخته شد‪،‬‬ ‫که در اولین آخر هفته باز هم‬ ‫فروش باالی صد میلیون داشت‬ ‫و بقولی گیشه ها را داغ و پخش‬ ‫کنندگان را سرمست کرد‪.‬‬ ‫اولین فیلم بدلیل تازگی هایش‪ ،‬بیشتر به‬ ‫دلها نشست‪ .‬ولی بهرحال دومین فیلم هم‬ ‫بسبب بهره از جوانها‪ ،‬و سلیقه امروزی شان‬ ‫مورد استقبال نسل جوان شد و درصدر فیلم‬ ‫های هفته قرار گرفت‪ .‬معموال چاشنی این‬ ‫فیلم ها‪ ،‬عشق های مثلثی است‪ ،‬درست به‬ ‫همان سبک وسیاق ‪ Twilight‬که گروهی‬ ‫از تماشاگران یکی از بازیگران مرد را بر‬ ‫می گزینند و گروهی هم بازیگر دیگر را!!‬ ‫این نوع عشق ها‪ ،‬راز و رمزهایی را با خود‬ ‫می آورد‪ ،‬همان که بسیاری از دختران جوان‬ ‫در رویای خود دارند واز اینکه میان دو‬ ‫عشق سرگردان باشند و در انتخاب مردد‪،‬‬ ‫خود برایشان سرگرمی است‪ .‬چاشنی دیگر‬ ‫فیلم کشت وکشتاری بیرحمانه‪ ،‬آدم های‬ ‫سادیسمی‪ ،‬قربانیان بیگناه‪ ،‬و چهره های‬ ‫معصوم است‪.‬‬ ‫فیلم بظاهر یک بازی خطرناک واقعی‬ ‫سبک ریالتی شوهای سالهای آینده است که‬

‫گردانندگان آن به شیوه میدان گالدیاتورها‪،‬‬ ‫بازیگران‪ ،‬قهرمانان جوان و نوجوان خود را‬ ‫به میدان می فرستند‪ ،‬و به آنها می قبوالنند که‬ ‫دراین مبارزه‪ ،‬یا باید بکشند ویا کشته شوند‪،‬‬ ‫خودبخود خوی انسانی را پیشاپیش از آنها‬ ‫می گیرند‪ .‬در چنین فضائی‪ ،‬شکوفایی عشق‪،‬‬ ‫ریزش اشک و غلیان احساسات‪ ،‬نمایی تازه‬ ‫دارد! این فیلم نیازی نداشت طوالنی باشد‪،‬‬ ‫چون بعضی از صحنه ها‪ ،‬در دل هیجانات‬ ‫فیلم ‪ ،‬کسل آور بنظر می آید‪.‬‬ ‫یادتان باشد فیلم از تکنیک باال‪ ،‬از موزیک‬ ‫تاثیرگذار و صحنه های جذاب‪ ،‬فیلمبرداری‬ ‫گیرا و رنگین و بسیار مدرن برخوردار است‪.‬‬ ‫بازیها درحد تعریف و تمجید نیست‪ ،‬صورت‬ ‫جنیفرالرنس گاه یخزده و بی احساس‬ ‫است‪ ،‬جاش هاچرسن‪ ،‬بنظر می آید در فیلم‬ ‫سوم‪ ،‬نقش مهمی نداشته باشد برعکس لیام‬ ‫همسورت که در این فیلم بهره درستی از او‬ ‫نبرده اند‪ ،‬امکان گرفتن نقش حساس تر در‬ ‫فیلم سوم دارد‪ ،‬وودی هارنس برخالف اولین‬ ‫فیلم‪ ،‬نقش تاثیرگذاری ندارد‪ ،‬همانگونه که‬ ‫الیزابت بنکز بی حال است‪.‬از همه بقولی‬ ‫بدتر‪ ،‬فیلیپ سیمورهافمن بازیگرتواناست که‬ ‫در این فیلم هدر رفته است درعوض دانالد‬ ‫ساترلند نمودی تازه دارد‪.‬‬ ‫فرانسیس الرنس که قبال فیلم ‪I Am‬‬ ‫‪ Legend‬را ساخته‪ ،‬در این فیلم پخته تر‬ ‫بنظر می آید‪ ،‬ولی درحالیکه پروژه سوم‬ ‫حاضرشده‪ ،‬حرفی از کارگردانش نمیرود‪،‬‬ ‫ضمن اینکه در نقش ها تغییرات بنیادی در‬ ‫راه است‪.‬‬


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

118


‫‪117‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫خوبی در فیلم هایمان استفاده کنیم البته به‬ ‫شرطی که استفاده درست کنیم و تبلیغات‬ ‫ناروا نشود‪ .‬باید در فیلم ها پیوستگی ها‬ ‫و ارتباطات پدر و مادر و فرزند‪ ،‬رفیق‪،‬‬ ‫دوست‪ ،‬هم محله ای و همسایه را به خوبی‬ ‫نشان داد‪ .‬آن موقع یک خانواده معموال در‬ ‫یک محل زندگی می کردند تا از هم دور‬ ‫نباشند اما حاال یکی اینجاست و دیگری آن‬ ‫سر دنیا‪ .‬فیلمساز باید تالش کنند تا در فیلم‬ ‫هایشان سنت های قدیمی مان پا بر جا باشد‬ ‫و تعصب و غیرت قدیمی ها را نشان دهند‪.‬‬ ‫وقتی در فیلمی می گویند مرد واقعا مرد‬ ‫واقعی را ببینیم‪ .‬یا حتی بر عکس اگر قرار‬ ‫است آدم بدی را نشان دهند همه چیز آنقدر‬ ‫طبیعی باشند که تماشاچی واقعا حس کند‬ ‫آن آدم بد و فاسد است‪ .‬البته به بعضی حرفه‬ ‫ها خیلی نمی شود پیله کرد و پشت سر سینما‬ ‫هم همیشه حرف و حدیث بوده‪ .‬ولی همیشه‬ ‫قصه های واقعی و رئال مردم را تکان می‬ ‫دهد‪ .‬به نظرم حتی از اتفاق و پیش آمد های‬ ‫جنگ هم می شود داستان های خوبی برای‬ ‫فیلم تهیه کرد‪ ،‬داستان خانواده هایی که از‬ ‫دل و جان از این مملکت دفاع کردند و‬ ‫جوان هایی که عاشق وطن بودند‪.‬‬ ‫هیچ وقت به رفتن فکر نکردم‬ ‫من خیلی به خارج از ایران سفر کردم اما‬ ‫هیچ وقت به فکر مهاجرت از کشورم نبودم‬ ‫چون من وابسته به این مملکت‪ ،‬کوچه و‬ ‫بازار و مردمش هستم‪ .‬هیچ دلیلی ندارد بروم‬ ‫خارج از کشور تا مثال در خانه ام در طبقه‬ ‫هفدهم به استخر بروم! همین جا در رودخانه‬ ‫شنا کنم برایم صد برابر لذت بخش تر است‪.‬‬ ‫ولی نمی توانم به آنهایی که رفتند ایراد‬ ‫بگیرم‪ .‬چون هر کدام از آنها به دلیلی مجبور‬ ‫شدند از ایران بروند و تقصیری هم نداشتند‪،‬‬ ‫شاید به ناچار این راه را انتخاب کردند‪.‬‬ ‫یکی برای دیدن بچه هایش رفته‪ ،‬یکی برای‬ ‫اینکه شاید درآمد بیشتری داشته باشد و‬ ‫دالیل دیگر‪ .‬درباره زندگی دیگران نمی شود‬ ‫به راحتی قضاوت کرد‪.‬‬ ‫«جدایی نادر از سیمین» خوب بود که‬ ‫اسکار گرفت‬ ‫به نظرم االن ورزش و هنر دو عامل اصلی‬ ‫و مهم معرفی ایران به جهان است‪ .‬در هر‬ ‫کجای دنیا که باشی وقتی پرچم کشورت‬ ‫باال می رود احساس سربلندی می کنی و به‬ ‫خودت می بالی‪ .‬جشنواره و فستیوال های‬ ‫سینمایی هم همینطور هستند و باعث رونق‬ ‫و مطرح شدن کشورمان می شوند‪ .‬من همان‬ ‫موقع که فیلم جدایی نادر از سیمین آقای‬ ‫اصغر فرهادی برنده سکار شد در یکی از‬ ‫روزنامه ها یادداشتی نوشتم‪ .‬من نمی خواهم‬ ‫صرفا نظر خودم را بیان کنم اما وقتی همه‬ ‫دنیا فیلمی را می پسندند و به آن جایزه می‬ ‫دهند حتما کار خوبی است‪ .‬به هر حال‬ ‫آنها تجربیات زیادی در زمینه سینما دارند‬ ‫و از لحاظ تکنیکی و تخصصی هم جدی‬ ‫به مسئله نگاه می کنند‪ .‬وقتی فیلمی را در‬ ‫اسکار می پذیرند و به آن جایزه می دهند‬ ‫حتما خیلی واجد شرایط است‪ .‬البته منتقدها‬

‫که مکارشان انتقاد است حق دارند به‬ ‫مسائل جزئی پیله کنند و نقاط ضعف و قوت‬ ‫را بگویند چون کارشان این است و باید‬ ‫راجع به آن حرف بزنند‪ .‬اما ماجرای ما و‬ ‫مردم عادی فرق می کند‪ .‬همین که به سینما‬ ‫برویم و از فیلمی خوشمان بیاید و برای کسی‬ ‫تعریف کنیم خودش خیلی خوب است‪.‬‬ ‫از گلزار و رادان تا انتظامی و مشایخی‪...‬‬ ‫با خیلی از جوان های امروز سینما آشنایی‬ ‫دارم‪ ،‬آقای گلزار‪ ،‬آقای بهداد‪ ،‬آقای رادان‪،‬‬ ‫آقای کیانیان‪ ،‬آقای پرستویی و ‪ ...‬را می‬ ‫شناسم‪ .‬از قدیمی ها هم که با آقای انتظامی‬ ‫و مشایخی و کشاورز ارتباط داریم‪ .‬به نظرم‬ ‫خیلی از جوان های امروز سینما هم عشق و‬ ‫عالقه ای که ما به کارمان داشتیم را دارند‪.‬‬ ‫آنها برای کارشان زحمت می کشند و برای‬ ‫موفقیت تالش می کنند‪ .‬خوشبختانه االن‬ ‫فضا عوض شده و جوان ها می توانند‬ ‫عالیقشان را دنبال کنند‪ .‬آن موقع وارد شدن‬ ‫در کار هنر حاال په سینما و چه موسیقی‬ ‫خیلی مورد توجه نبود و حتی برخی از‬ ‫خانواده ها با آن مخالفت می کردند‪ .‬اما االن‬ ‫هم خانواده ها هم عاشق سینما‪ ،‬موسیقی‬ ‫و هنر هستند و بچه هایشان را تشویق می‬ ‫کنند‪ .‬مردم هم خیلی تا موقعی که طرف‬ ‫مطرح نشود از او استقبال نمی کردند‪ .‬ولی‬ ‫خوشبختانه خانواده ما اصال و ابدا مخالف‬ ‫نبودند و حتی مادرم تشویقم می کرد‪ .‬تمام‬ ‫نامه هایی که طرفدارانم برایم می فرستادند‬ ‫را با حوصله جواب می داد‪ .‬آن موقع عکس‬ ‫های من را در الله زار و میدان توپخانه می‬ ‫فروختند‪ ،‬مادرم آنها را می خرید و برای‬ ‫طرفدارانم با مهر و امضای من می فرستاد‪.‬‬ ‫حتی چند دفتر داشت که اسم هوادارانم را‬ ‫در آنها یادداشت می کرد تا برایشان یک‬ ‫عکس را دوبار نفرستد‪ .‬مردمی بودن به نظرم‬ ‫بستگی به وجود خود آدمها دارد ‪ .‬بعضی‬ ‫می توانند با مردم ارتباط خوب برقرار کنند‬ ‫و بعضی ها یک کم خودشان را می گیرند‪.‬‬ ‫البته شهرت و معروفیت خیلی ظرفیت می‬ ‫خواهد‪ ،‬اگر کسی جنبه نداشته باشد زود‬ ‫خودش را لو می دهد‪ .‬وقتی چند نفر از تو‬ ‫تعریف و تمجید می کنند اگر بی ظرفیت‬ ‫باشی خودت را گم می کنی و کارهای‬ ‫عجیب و غریب انجام می دهی‪ ،‬وای به‬ ‫روزی که یک مملکت طرفدارت باشند‪.‬‬ ‫دیگر نباید دست از پا خطا کنی‪ .‬مردم ما‬ ‫به همه چیز توجه می کنند‪ .‬اگر صد هنر‬ ‫داشته باشی ولی کوچکترین لغزشی ازت سر‬ ‫بزند آن را می بییند و بقیه خوبی هایت را‬ ‫فراموش می کنند پس باید حواست را خیلی‬ ‫جمع کنی‪ .‬این چیزها فرمول و کتاب هم‬ ‫ندارد باید خودت این منش ها را یاد بگیری‬ ‫و درست رفتار کنی‪.‬‬ ‫به کیمیایی نامه نوشتم‬ ‫فیلمنامه های زیادی به دستم می رسید‪ .‬آقای‬ ‫کیمیایی هم پیشنهاد دادند تا در فیلمشان‬ ‫بازی کنم ولی آن هم نشد‪ .‬مسعود کیمیایی‬ ‫برای فیلم «سربازهای جمعه» به من پیشنهاد‬ ‫داد و با هم صحبت کردیم‪ .‬رویم نشد به‬

‫ایشان بگویم در فیلمش بازی نمی کنم و‬ ‫از آنجاییکه قلمم بد نیست و می توانم به‬ ‫راحتی دست به قلم شوم برایشان متنی نوشتم‬ ‫و فکس کردم‪ .‬البته جواب منفی من اسباب‬ ‫گله و ناراحتی هم شد‪ .‬بعد از آن هم فکر‬ ‫نمی کردم دیگر کار کنم چون سن و سالم‬ ‫باال رفته‪ .‬حتی گاهی اوقات به کمک عصا‬ ‫راه می روم‪ ،‬ولی وقتی دوربین را می بینم‬ ‫عصایم را کنار می گذارم و حتی ممکن‬ ‫است بدوم‪ .‬ضمن اینکه درگیر کارهای دیگر‬ ‫هم شدم‪ .‬یک مدت من در گوشه حیاطمان‬ ‫یک شیرینی فروشی باز کردم و شیرینی‬ ‫فروش شدم ولی بعدش کال خانه را فروختم‬ ‫و آنجا هم تعطیل شد‪ .‬در این مدت خودم‬ ‫را مشغول کردم تا مسئله اصلی که سینما بود‬ ‫یادم برود ولی باز یادم افتاد‪.‬‬ ‫کتاب خاطراتم آماده چاپ است‬ ‫همیشه نوشتن را دوست داشتم‪ ،‬اما حاال‬ ‫دیگر دستم می لرزد و شاید این کار یک‬ ‫مقدار برایم سخت شده باشد‪ .‬ولی با این‬ ‫حال مشغول آماده کردن کتاب خاطراتم‬ ‫هستم که آن را در ‪ 400‬صفحه نوشته ام‪.‬‬ ‫فعال حروفچینی شده و فکر نمی کنم از نظر‬ ‫مجوزهم مشکلی داشته باشد چون من در‬ ‫این کتاب راجع به هیچ کس حرف نزده ام‪.‬‬ ‫فقط درباره آنچه بر من گذشته نوشته ام‪.‬‬ ‫خوشبختانه خداوند این موهبت را نصیم‬ ‫کرده و مردم هنوز هم من را به یاد دارند‬ ‫ولی بعضی ها که خیلی در این کار تخصص‬ ‫داشتند و خبره و عاشق کارشان هم بودند‬ ‫فراموش شدند‪ .‬این درد است‪ ،‬شهرت و‬ ‫معروفیت بعضی وقتها ایجاد ناراحتی هم می‬ ‫کند‪.‬‬ ‫پژمان خیلی خوب بود‬ ‫خیلی ها از من می پرسند حاال که در سینما‬ ‫بازی کردی ممکن است به تلویزیون هم‬ ‫بیایی ولی واقعیت این است که من اصال‬ ‫راجع به این مسائل فکر نکردم‪ .‬ولی به طور‬ ‫قطع وقتی آدم وارد بازار شود‪ ،‬پشت سر هم‬ ‫با پیشنهادهای مختلف روبرو می شود‪ .‬اما‬ ‫فکر می کنم این ماجراها برای من خیلی‬ ‫دیر است‪ .‬من دیگر نمی توانم خیلی در این‬ ‫رشته فعال باشم و مثال یک سریال هم بازی‬ ‫کنم که سه سال طول بکشد‪ .‬اصال ممکن‬ ‫است این کشش و توانایی را نداشته باشم‪.‬‬ ‫البته خودم تلویزیون را دوست دارم و نگاه‬ ‫می کنم‪ .‬سریال های خوبی هم پخش می‬ ‫کند مخصوصا چند وقت پیش که سریال‬ ‫«پژمان» را پخش می کردند خیلی دوست‬ ‫داشتم و آقای جمشیدی هم خوب و طبیعی‬ ‫بازی کرده بود‪ .‬البته ممکن است در همین‬ ‫نقش اینقدر خوب ظاهر شده و در کارهای‬ ‫دیگر به این خوبی و روانی نتواند بازی کند‬ ‫ولی مشخص است که استعدادش را دارد‪.‬‬ ‫بهروز خوشحال شد بازی کردم‬ ‫چند روز پیش با بهروز حرف می زدم و می‬ ‫گفت خوشحال شدم که بازی کردی و خیلی‬ ‫احساساتی شد‪ .‬همکارارن قدیمی خودم هم‬

‫خیلی هایشان تلفن کردند و خوشحال شدند‬ ‫که من دوباره به سینما بازگشتم‪ .‬شاید این‬ ‫را قبال هم گفته باشم ولی من مانده ام که‬ ‫جوابگوی محبت مردم باشم و ادای دین‬ ‫کنم‪.‬‬ ‫رانندگی در جاده چالوس و یک دنیا لذت‬ ‫سفرهای خارجی را دوست دارم اما هر وقت‬ ‫که خیلی خسته هستم با اینکه نباید رانندگی‬ ‫کنم خودم پشت ماشین می نشینم و از‬ ‫جاده چالوس می روم و از هراز برمی گردم‪،‬‬ ‫رانندگی من را سر حال می کنم‪ .‬اگر هم قرا‬ ‫باشد با دوستانم سفر کنم ترجیح می دهم‬ ‫خودم رانندگی کنم چون بعضی از دوستان‬ ‫می خواهند تند بروند و من هم اصال دوست‬ ‫ندارم‪ .‬به نظر من راه و جاده هم جزیی از‬ ‫مسافرت است و باید از آن لذت برد‪ .‬این‬ ‫جمله که می گویند سفر آم دم را پخته می‬ ‫کند کامال واقعیت دارد چون در سفر به‬ ‫بعضی مسائل بر می خوری که برایت قابل‬ ‫تامل اند‪ .‬با خانواده ام زیاد سفر رفتیم اما‬ ‫االن بیشتر دوست دارم با هم دوره های‬ ‫قدیمی ام سفر برویم‪.‬‬ ‫بهروز عاشق ایران است حیف است دور‬ ‫باشد‬ ‫من بیشتر آدم احساسی هستم تا عقالنی‪.‬‬ ‫مثال بهرزو وثوقی آدم عقالنی است و عقلش‬ ‫حاکم بر احساس اش است‪ .‬البته نمی توانم‬ ‫بگویم عاطفی نیست اتفاقا خیلی هم خوش‬ ‫مشرب و گرم است و آرزو می کنم او هم‬ ‫بتواند برگردد و در این سینما بازی کند‬ ‫همیشه هم گفته ام یکی از آرزوهایم این‬ ‫است که بتوانم وسیله ای فراهم کنم تا او‬ ‫برگردد و از غربت جدا شود چون غربت او‬ ‫را پیر کرده‪ .‬البته باید او را با سالم صلوات‬ ‫آورد نه همینطور خشک و خالی چون واقعا‬ ‫حقش است‪ .‬عبدالله موحد در واشنگتن‬ ‫زندگی می کند او قهرمان کشتی بوده و شش‬ ‫مدال طال دارد او عاشق ایران است ولی چرا‬ ‫باید دور از اینجا باشد‪ .‬چرا نباید در ایران به‬ ‫کشتی کمک کند‪ ،‬بهروز هم همینطور است‪،‬‬ ‫او برای این سینما ارزان تمام نشده‪ .‬به جای‬ ‫اینکه در دبی کالس بازیگری برگزار کند‬ ‫باید در کشور خودش کار کند‪ .‬انشالله که‬ ‫زمینه فراهم شود و آنها برگردند چون غربت‬ ‫خیلی اذیت کننده است‪.‬‬ ‫حق ندارم از کسی گله کنم‬ ‫همسرم سه سال پیش فوت کرد ولی بچه‬ ‫هایم ایران هستند هوایم را دارند‪ .‬دوستانم‬ ‫هم همیشه حامی من بودند و نگذاشتند‬ ‫به من از هیچ نظر بد بگذرد‪ .‬از هیچ چیز‬ ‫نگرانی ندارم‪ ،‬از هیچ کس ناراحت نیستم‪.‬‬ ‫اگر من حق ناشناسی کنم یعنی کفران‬ ‫نعمت کرده ام ‪.‬من حق ندارم ذره ای گله و‬ ‫شکایت داشته باشم‪ .‬یک نفر حاضر است‬ ‫تمام زندگی و ثروتش را بدهد تا دیگران‬ ‫دوستش داشته باشد ولی من را یک مملکت‬ ‫دوست دارند و بهم می کنند‪ .‬پس باید تا آخر‬ ‫عمر شاکر خدا باشم‪.‬‬


‫‪116‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫خوبی با او کار کردند و فیلم های خوبی هم‬ ‫ساخته‪ .‬بعد از اینکه از نزدیک با خودشان‬ ‫آشنا شدم ایشان را خیلی با صبر‪ ،‬حوصله‪،‬‬ ‫دقت و واجد شرایط دید‬ ‫خواستم جوانمرد و امانت دار بمانم‬ ‫من بخاطر سوابقم در گذشته و به این دلیل‬ ‫که اطمینان داشتم می توانم از پس نقشم‬ ‫بر بیایم دغدغه چندانی نداشتم چون کار‪،‬‬ ‫حرفه و عشق من بازیگری بوده‪ .‬ناگفته‬ ‫نماند خیلی تالش کردم تا خودم را با جریان‬ ‫امروز وفق دهم‪ .‬ضمن اینکه صحنه های‬ ‫این فیلم طوری نبود که من بخواهم خیلی به‬ ‫خودم فشار بیاورم و خسته شوم‪ .‬امیدوارم‬ ‫نتیجه طوری شود که قابل قبول باشد چون‬ ‫مردمی که بعد از سالها قرار است من را بر‬ ‫پرده سینما ببینند انتظارشان باالست‪ .‬البته‬ ‫حق هم دارند چون خاطرات زیادی از من و‬ ‫فیلم های قدیمی ام دارند‪ .‬من از کارگردان‬ ‫و نویسنده فیلم خواهش کردم کاراکتری‬ ‫که سالهای سال داشتنم را حفظ کنم‪ .‬من‬ ‫همیشه در فیلم هایی که بازی کردم آدم‬ ‫خوب صادق و امانت داری بودم و دوست‬ ‫داشتم این ویژگی ها حفظ شود‪ .‬کوتاه بودن‬ ‫نقش برایم اهمیتی نداشت ولی می خواستم‬ ‫کاراکتر مثبتی بازی کنم‪ .‬دوست دارم مردم‬ ‫که از سینما بیرون می آیند همچنان خاطره‬ ‫خوبی از من داشته باشند‪ .‬البته ممکن است‬ ‫وقتی مردم فیلم را می بینند کوتاهی نقش‬ ‫من سبب نارضایتی شان بشود و بعضی‬ ‫ها بگویند چرا بعد از این همه سال نقش‬ ‫کوتاهی را بازی کرد ولی من به آنها می گویم‬ ‫بازی من در این فیلم یک اتفاق بود‪ .‬ضمن‬ ‫اینکه کسی برایم داستانی ننوشته بود و این‬ ‫نقش از قبل حاضر و آماده نبود تا من بروم‬ ‫و بازی اش کنم‪ .‬خیلی ها هم برای اینکه‬ ‫اسم من در این فیلم هست و با من خاطره‬ ‫دارند به سینما می روند تا ببینند من در این‬ ‫فیلم چه کردم‪ .‬امیدوارم خیلی توی ذوقشان‬ ‫نخورد‪.‬‬

‫به شانس و قسمت اعتقاد دارم‬ ‫من سنتی هستم و به قسمت و سرنوشت‬ ‫خیلی اعتقاد دارم‪ .‬حق شناسم و هیچ وقت‬ ‫خدا را فراموش نمی کنم‪ .‬لطف خدا هم‬ ‫همیشه شامل حالم بوده‪ .‬نتیجه این همه سال‬ ‫فعالیت من حتی زمانی که بازی نمی کردم‬ ‫این شده که من با سه‪ -‬چهار نسل زندگی‬ ‫کردم و حتی بچه هایی که زمان جوانی من‬ ‫نبودند و فیلم های من را ندیدند بعد که‬ ‫بزرگ شدند از طریق پدر‪ ،‬مادر یا پدربزرگ‬ ‫و مادربزرگ هایشان درباره من شنیده اند‪.‬‬

‫سیف پور‪ ،‬آقای صنعت کاران‪ ،‬امام علی‬ ‫حبیبی و خیلی های دیگر که شاید االن نام‬ ‫همه شان در ذهنم نباشد هم دوره و دوستان‬ ‫من بودند‪ .‬من تماشاچی مسابقاتشان بودم و‬ ‫در ‪ 4-3‬المپیک مسابقه هایشان را دنبال‬ ‫کردم‪ .‬ولی از آنجاییکه معلم ورزش بودم‬ ‫به تمام رشته ها احاطه پیدا کردم و یکی‬ ‫دو رشته را هم به عنوان ورزش اختصاصی‬ ‫انتخاب کردم‪ .‬پدر من در شهرستان ها‬ ‫ماموریت می رفت و اسب داشت‪ .‬به همین‬ ‫خاطر من هم سوارکاری می کردم و آمادگی‬ ‫بدنی داشتم‪ .‬آن موقع خودم در باشگاه‬ ‫پرسپولیس بودم ولی طرفدار استقالل و‬

‫خیلی تغییر نکند و ذهنیت مردم عوض نشود‬ ‫ممکن است بگویم دیگر بازی نخواهم‬ ‫کرد‪ .‬ولی اگر بر عکس بشود و کارم مورد‬ ‫توجه قرار بگیرد که چه بهتر‪ ،‬فکر می کنم‬ ‫آن موقع دیگر نور علی نور می شود‪ .‬من‬ ‫االن ‪ 83‬سالم است و دیگر فرصت چندانی‬ ‫ندارم که بخواهم دوباره تجربه های مختلف‬ ‫داشته باشم‪ .‬در همین چند وقت اخیر هم‬ ‫چند نفری تلفن کردند و خواستند با هم‬ ‫درباره داستان هایی که دارند صحبت کنیم‪.‬‬ ‫من خودم امیدوارم کارم مورد استقبال قرار‬ ‫بگیرد و ادامه پیدا کند تا حداقل در این‬ ‫سالها از من یادگاری باقی بماند تا جبران‬

‫هیچ وقت ممنوع الکار نبودم‬ ‫در همه این سالها هیچ کس هیچ وقت به من‬ ‫نگفت که تو نباید کار کنی و ممنوعیتی هم‬ ‫از هیچ بابت نداشتم‪ .‬ممکن است درباره‬ ‫افراد دیگر نوشته باشند اما درباره من چیزی‬ ‫نگفته اند‪ .‬بعد از انقالب تغییرات زیادی‬ ‫در همه جا از جمله سینما به وجود آمده بود‪.‬‬ ‫یکسری جوان وارد سینما شده بودند‪ .‬آنها‬ ‫دوست نداشتند زیر سایه اسم ما بمانند‪ ،‬پس‬ ‫بهتر بود ما خیلی محترمانه خودمان را کنار‬ ‫بکشیم‪ .‬البته ما چند نفر بیشتر نبودیم‪ ،‬یکی‬ ‫دوتایمان که فوت کردند و یک دو نفر هم از‬ ‫ایران رفتند‪ .‬در همان سالها عالوه بر بازی‬ ‫‪ 8‬فیلم هم کارگردانی کردم ولی از آنجایی‬ ‫که می خواستم همه چیز را فراموش کنم و از‬ ‫سینما دور باشم دیگر پی کارگردانی را هم‬ ‫نگرفتم‪ .‬ضمن اینکه افراد جدیدی وارد کار‬ ‫شدند که به اصطالح سکان کار دستشان بود‬ ‫و ما هم با آنها تماسی نداشتیم‪ .‬همه هم دوره‬ ‫ای ها و رفقای من هم کنار بودند و من هم‬ ‫سراغ کارگردانی نرفتم‪.‬‬

‫باعث افتخار من است و خیلی هم از این‬ ‫بابت خوشحال هستم‪ .‬عاشق همه شان هم‬ ‫هستم‪.‬‬

‫پرسپولیس با هم هستم وقتی تیم ملی ایران‬ ‫می شوند‪ .‬اما ورزش را دنبال نکردم چون‬ ‫پای سینما وسط آمد و من آنقدر درگیر شدم‬ ‫که دیگر نتوانستم پی آن را بگیرم‪.‬‬

‫موضوعی که برای من غم انگیز و سخت‬ ‫است از دست دادن دوستان‪ ،‬همکاران و‬ ‫رفقای قدیمی است‪ .‬اما زندگی امید به آینده‬ ‫و عشق به کسانی است که هستند‪ .‬با بعضی‬ ‫از همکاران و رفقای قدیمی خیلی نزدیک‬ ‫بودیم و ارتباط خانوادگی داشتیم‪ .‬بیشتر‬ ‫دوستان و معاشرت من با ورزشی ها بود‪.‬‬ ‫چون خودم هم در این زمینه فعالیت می‬ ‫کردم ارتباط خوب و صمیمی با آنها داشتم‪.‬‬ ‫همه قهرمان های جهان که در ایران بودند از‬ ‫مرحوم تختی گرفته تا آقای عبدالله موحد‪،‬‬ ‫آقای مهدی زاده‪ ،‬آقای حبیب الله بلور‪ ،‬آقای‬

‫نمی خواهم ذهنیت مردم تغییر کند‬

‫بیشتر رفقایم ورزشکار بودند‬

‫درباره آینده و ادامه پیدا کردن فعالیتم نمی‬ ‫توانم چیزی بگویم چون واقعا نمی دانم چه‬ ‫پیش خواهد آمد‪ .‬شاید همه چیز با همین‬ ‫یک فیلم تمام شود شاید هم اتفاق دیگری‬ ‫بیفتد‪ .‬البته بخشی از این موضوع به خودم‬ ‫بر می گردد و بخشی هم به عکس العمل‬ ‫مردم که نسبت به این فیلم از خودشان نشان‬ ‫می دهند‪ .‬اگر بعد از به نمایش در آمدن این‬ ‫فیلم استقبال مردم از آن و نقش من خوب‬ ‫نباشد برای اینکه جایگاهم در بازیگری‬

‫سالهایی که از سینما دور بودم و از این‬ ‫دوری آزار می دیدم بشود‪ .‬سینما همیشه‬ ‫دلگرمی و دلمشغولی من بوده ولی در این‬ ‫سالها از دستش داده بودم‪ .‬حاال که دوباره‬ ‫به دستش آوردم روحیه مضاعفی پیدا کردم‪،‬‬ ‫امیدوارم این روحیه تقویت شود و مردم و‬ ‫دوست داران سینما هم از عملکرد من راضی‬ ‫باشند‪.‬‬ ‫باید سنت هایمان را در فیلم ها نشان دهیم‬ ‫به اعتقاد من سنت ها و فرهنگ قدیمی‬ ‫ما همان بازارچه و گذر و مکانهای قدیمی‬ ‫است که زندگی پدر و مادرهای ما بوده‪ .‬این‬ ‫آداب اصالت ماست و به آن وابسته ایم‪.‬‬ ‫این مملکت چندین هزار سال تاریخ دارد‬ ‫و مسائل دینی و مذهبی مان هم ریشه دار‬ ‫است‪ .‬از همین موضوعات می توانیم به‬


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

115


‫‪114‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫ناصر ملک‬ ‫مطیعی‪ :‬غربت‬ ‫بهروز را پیر کرده‬ ‫عبداهلل موحد در واشنگتن‬ ‫زندگی می کند او قهرمان کشتی‬ ‫بوده و شش مدال طال دارد او‬ ‫عاشق ایران است ولی چرا باید‬ ‫دور از اینجا باشد‪...‬بهرزو وثوقی‬ ‫آدم عقالنی است و عقلش حاکم‬ ‫بر احساس اش است‪ .‬البته نمی‬ ‫توانم بگویم عاطفی نیست اتفاقا‬ ‫خیلی هم خوش مشرب و گرم‬ ‫است و آرزو می کنم او هم بتواند‬ ‫برگردد و در این سینما بازی‬ ‫کند؛ همیشه هم گفته ام یکی از‬ ‫آرزوهایم این است که بتوانم‬ ‫وسیله ای فراهم کنم تا او برگردد‬ ‫و از غربت جدا شود چون غربت‬ ‫او را پیر کرده‪.‬‬

‫سه دهه و نیم دوری ناصر ملک مطیعی از‬

‫سینما سبب ساز آن شده که در بازگشت‬ ‫دوباره او سخنها برای گفتن داشته باشد‪.‬‬ ‫ناصر در تازه ترین گفتگویش که با نژال‬ ‫پیکانیان در «جمهوریت» انجام شده نکات‬ ‫جالبی را درباره پیشنهاد کیمیایی برای بازی‬ ‫در «سربازهای جمعه»‪ ،‬غم غربتی که گریبان‬ ‫بهروز وثوقی را گرفته‪ ،‬کتاب خاطراتش و‬ ‫حتی سریال «پژمان» بیان کرده است‪ .‬شبکه‬ ‫ایران متن کامل گفته های این بازیگر قدیمی‬ ‫را در ادامه ارائه کرده است‪.‬‬ ‫عینک بزنی بیشتر شناخته می شوی‬ ‫من از زمان مدرسه به سینما و بازیگری‬ ‫عالقه مند شده بودم‪ .‬ولی ‪ 35‬سال اسمش را‬ ‫نیاوردم و با سینمایی ها هم تماس نداشتم‪.‬‬ ‫سینما هم نمی رفتم‪ .‬بخاطر موقعیتی که‬ ‫داشتم و مردم می شناختنم نمی توانم به‬ ‫سینما بروم ولی خیلی از فیلم ها را می گیرم‬ ‫و در خانه نگاه می کنم‪ .‬فیلمهای کالسیک‬ ‫قدیم را خیلی دوست دارم و هنوز هم در‬ ‫خانه نگاه می کنم‪ .‬فیلم های گریگوری‬ ‫بک‪ ،‬جان وین‪ ،‬اورسن ولز را دوست دارم‪،‬‬ ‫از جدیدی ها هم رابرت دنیرو به نظرم خوب‬ ‫است‪ .‬مارلون براندو هم خاطره جوانی است‪.‬‬ ‫اگر در این سالها سینما نمی رفتم بیشتر به‬ ‫این خاطر بود که نمی خواستم یاد سینما‬ ‫بیفتم‪ .‬البته شهرت و معروفیت هم ماجراهای‬ ‫خودش را داذد‪ .‬یک زمان بود عینک و‬ ‫کاله می گذاشتیم تا نشناسنند اما حاال دیگر‬ ‫اگر این کار را بکنی بیشتر در چشم می آیی‬ ‫و بیشتر جلب توجه می کنی‪.‬‬ ‫بعد از ‪ 100‬فیلم می خواستم استراحت کنم‬

‫دلیل این همه سال فاصله افتادن این بود که‬ ‫من فکر می کردم امسال نشد سال دیگر می‬ ‫روم و بازی می کنم‪ ،‬اگر نشد دو سال دیگر‬ ‫می روم و سالها همینطور پشت سر هم آمدند‬ ‫و رفتند ولی قسمت نشد تا من در فیلمی‬ ‫حضور پیدا کنم‪ .‬ضمن اینکه گرفتاری های‬ ‫شخصی من برایم این فرصت را فراهم نمی‬ ‫کرد‪ .‬من سالها در سینما حضور فعال داشتم‬ ‫و در طول این مدت بیش از ‪ 100‬فیلم بازی‬ ‫کردم‪ .‬همه اینها آدم را خسته می کند و شاید‬ ‫من نیاز داشتم تا مدت زیادی استراحت‬ ‫کنم و برای خودم زندگی کنم‪ .‬در این سالها‬ ‫کتاب خواندم‪ ،‬سفر رفتم و با رفقای قدیم به‬ ‫خصوص ورزشی ها معاشرت کردم‪.‬‬ ‫محبوبیت را مردم به من دادند‬ ‫من از سال ‪ 1327‬وارد کار سینما شدم‪ .‬قبل‬ ‫از آن هم در مدرسه انجمن نمایش و ورزش‬ ‫را اداره می کردم‪ .‬از همان ابتدا فعال بودم و‬ ‫ارتباط جمعی ام خوب بود‪ .‬مثال سرپرست‬ ‫یک عده می شدم و آنها را برای کوهنوردی‬ ‫می بردم‪ .‬فوتبال هم بازی می کردم‪ .‬بعد هم‬ ‫که سنم باالتر رفت مربی ورزش شدم و شاید‬ ‫به همین خاطر بود که فیزیک خوبی هم‬ ‫داشتم‪ .‬به این دلیل هم خدا را شکر تا حاال‬ ‫سر پا هستم‪ .‬همیشه سعی می کردم با مردم‬ ‫در ارتباط باشم و با آنها خوش برخورد باشم‬ ‫اما محبت آنها هیچ وقت از یادم نمی رود‪.‬‬ ‫واقعا لطف و محبت آنها یکی از عوامل مهم‬ ‫موفقیت من در کار و زندگی ام بود‪ .‬مردم‬ ‫کسانی که کار هنری می کنند را ممکن است‬ ‫بعد از چند سال از یاد ببرند ولی من را هیچ‬ ‫وقت فراموش نکردند‪ .‬به همین خاطر اگر‬ ‫کسی ماندگار شد باید خیلی مراقب خودش‬ ‫باشد و واقعا شایستگی و لیاقت لطف مردم‬ ‫را داشته باشد‪ .‬شهرت و معروفیت را ممکن‬ ‫است همه به دست بیاورند اما محبوبیت را‬ ‫مردم به یک نفر می دهند و این خیلی مهم‬ ‫است و امیدوارم جوان های امروز هم این‬ ‫موضوع را آویزه گوششان کنند‪ .‬آن موقع‬ ‫وقتی می خواستیم کاری در استودیو ضبط‬ ‫کنیم در خیابان کوشک یا منوچهری بچه‬ ‫های قد و نیم قد از دور و نزدیک می آمدند‬ ‫و منتظر می نشستند تا هنرپیشه ها را حتی‬ ‫برای چند لحظه کوتاه ببینند‪ ،‬تا عصر هم‬ ‫که کار ضبط تمام می شد آنجا منتظر می‬ ‫ماندند‪ .‬این افراد بودند که با محبتشان تنور‬ ‫سینما را گرم نگه می داشتند‪ .‬االن وقتی یاد‬ ‫آن خاطرات می افتم ممکن است احساساتی‬ ‫شوم و تحت تاثیر قرار بگیرم ولی همه شان‬ ‫برایم شیرین و خیلی دوست داشتنی اند‪.‬‬ ‫همین عالیق و تعلق خاطر است که باعث‬ ‫می شود کشورت را دوست داشته باشی و‬ ‫دلبسته و وابسته مردمش باشی‪.‬‬ ‫ماجرای بازی در ولگرد‬ ‫شاید این را بارها گفته باشم اما دوست‬ ‫دارم جوان ها بخوانند‪ ،‬من یک روز بعداز‬ ‫ظهر در خانه خوابیده بودم‪ .‬این ماجرایی‬ ‫که برایتان می گویم مربوط به سال ‪1329‬‬ ‫است‪ .‬آن روز یک آقایی که کمک فیلمبردار‬

‫بود آمد و در منزل ما را زد‪ ،‬گفت شما را‬ ‫استودیو برای ضبط فیلم می خواهد‪ .‬استودیو‬ ‫بدیع پیچ شمیران‪ ،‬من همان موقع آماده شدم‬ ‫و رفتم‪ .‬نتیجه رفتن من بازی در اولین فیلمم‬ ‫«ولگرد» شد‪ .‬اگر آن روز من خانه نبودم یا‬ ‫از خواب بیدار نمی شدم و نمی رفتم شاید‬ ‫هیچ وقت این موقعیت برایم پیش نمی آمد‪.‬‬ ‫برای همین است که می گویم به قسمت و‬ ‫شانس اعتقاد دارم‪« .‬ولگرد» اولین فیلمی‬ ‫بود که سال ‪ 1330‬بیرون آمد و خیلی هم از‬ ‫آن استقبال شد‪ .‬من هم با همان یک فیلم‬ ‫معروف شدم‪ .‬آن موقع میدان خالی بود و‬ ‫رقیبی نداشتم و به شهرت رسیدم‪ .‬البته نمی‬ ‫توانم بگویم فقط و فقط هم شانس بوده‪،‬‬ ‫عشق و عالقه زیاد من به کارم هم در این‬ ‫قضیه تاثیر زیادی داشته‪.‬‬ ‫اتفاقی جلوی دوربین رفتم‬ ‫یک اتفاق‬ ‫حضور من در فیلم سینمایی «نقش نگار»‬ ‫بعد از ‪ 31‬سال یک اتفاق بود و برای اتفاق‬ ‫هم نمی توانم دلیل و منطق بیاورم و به قول‬ ‫معروف صغری و کبری بچینم‪ .‬گروه این‬ ‫فیلم برای یک صحنه من را دعوت کردند‬ ‫و من هم قبول کردم‪ .‬در آن صحنه که در‬ ‫خانه ای نزدیک میدان ونک فیلمبرداری‬ ‫می شد آقای آتیال پسیانی‪ ،‬خانم خیراندیش‪،‬‬ ‫آقای رادان و چند نفر دیگر بازی می کردند‪.‬‬ ‫مثل همان سالها سه‪ ،‬دو‪ ،‬یک دوربین و‬ ‫بعد حرکت را گفتند و کار راشروع کردیم‪.‬‬ ‫گروه هم بسیار خوب بودند و همه شان‬ ‫برای من احترام زیادی قائل بودند‪ .‬بعد‬ ‫از آن همه نشستیم و از گذشته ها حرف‬ ‫زدیم و سالهایی که من بازی نکردم‪ .‬یاد‬ ‫خاطرات گذشته افتادم و گریه کردم‪ ،‬آنها هم‬ ‫همینطور‪ .‬ولی گروه خیلی گرم و خودمانی‬ ‫بودند و همه شان هم برخورد و رفتار خوبی‬ ‫داشتند‪.‬‬ ‫صدای چنگیز جلیلوند به جای من‬ ‫من در این فیلم کاراکتری را بازی کردم که‬ ‫تقریبا مسن است و سرپرست یک خانواده‪.‬‬ ‫با اینکه نقش من کوتاه است اما حضور‬ ‫خوب و موثری دارد و کارهای مثبتی انجام‬ ‫می دهد‪ .‬او در به هم رسیدن دختر و پسر‬ ‫جوان قصه نقش مهی دارد و به آنها خیلی‬ ‫کمک می کند‪ .‬قرار بود دوبله صدای من‬ ‫را آقای چنگیز جلیلوند انجام دهد ولی نمی‬ ‫دانم ماجرا به کجا کشیده‪ .‬البته من هم مثل‬ ‫بقیه بازیگران سر صحنه دیالوگ هایم را‬ ‫گفتم و صدا ضبط شد ولی شاید چون قبال‬ ‫صدایم دوبله می شد و دوبلورهای خیلی‬ ‫خوبی جای من حرف زدند گفتند شاید بهتر‬ ‫باشد باز هم دوبله شود تا برای مردم آشنا‬ ‫باشد‪ .‬ولی خب باید در کار دقت شود که‬ ‫صدا با کاراکتر همخوانی داشته باشد‪ .‬مردم‬ ‫بعد از این همه سال هیچ پیش زمینه ذهنی از‬ ‫من نداشتند و فکر کردم این کار برای شروع‬ ‫مناسب است و بعد هم که همه چیز خودش‬ ‫جلو رفت‪ ،‬تا من به خودم آمدم فیلم تمام‬ ‫شده بود‪ .‬البته من کارگردان و بقیه عوامل‬ ‫فیلم آشنایی نداشتم اما دیدم هنرپیشه های‬ ‫ادامه در صفحه ‪116‬‬


‫‪113‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫نمایش تاج عروسی " کیت میدلتون " در پاریس‬ ‫‪ :‬نیم تاج جواهر نشانی که " کیت میدلتون" در روز جشن عروسی اش به سر داشت‪ ،‬ساخت‬ ‫کمپانی مشهور " کارتیر" فرانسه است که به پدر ملکه انگلیس اهدا شد و او هم این نیم تاج‬ ‫زیبا را به همسرش هدیه داد وبعد از سالها ملکه مادر این نیم تاج الماس را به دخترش ملکه‬

‫الیزابت هدیه کرد و او هم گاهی این تاج را به خواهر خود "پرنسس مارگارت" و یا دختر‬ ‫بزرگش " پرنسس آن" داد تا از آن استفاده کنند ‪ .‬این نیم تاج از جنس طال سفید و شامل‬ ‫‪ 888‬قطعه الماس تراش خورده است که آخرین بار در مراسم ازدواج " کیت میدلتون" و "‬ ‫پرنس ویلیام" دیده شد‪.‬‬ ‫این تاج در سال ‪ 1936‬ساخته شده است و قرار است در نمایشگاهی که ماه آینده میالدی‬ ‫در پاریس برگزار میشود و هدف آن نمایش جواهرات منحصر به فرد طرح " کارتیر" است‬ ‫به نمایش در آید‪ .‬گفته میشود که ملکه الیزابت به این تاج عالقه زیادی دارد و آن را تنها به‬ ‫افراد نزدیک خانواده اش که بسیار به آنها عالقمند است داده تا از آن استفاده کنند‪.‬‬ ‫این نرم‌افزار با بررسی سفارش‌های هر مشتری با یک استفاده از اطالعات تغذیه‌ای به او‬ ‫توصیه‌های متفاوتی می‌دهد‪ .‬عادت‌های غذایی مشترکان رستوران‌ها به همین خاطر می‌تواند‬ ‫در بایگانی این نرم‌افزار برای توصیه‌های بعدی باقی بماند‪.‬‬ ‫ن طی ‪ ۲‬سال استفاده از این نرم‌افزار صدور صورتحساب را در یک‬ ‫محققان این رستورا ‌‬ ‫فست فود بررسی کرده‌اند و متوجه تغییر تدریجی انتخاب‌های مردم شده‌اند‪ .‬به گفته آنها این‬ ‫نکته‌های کوچک در زیر صورتحساب در این فست فود باعث شد تا مشتری‌ها به جای مث ً‬ ‫ال‬ ‫سیب‌زمینی سرخ کرده برای بچه‌های خود ساالد یا میوه سفارش دهند‪.‬‬


‫‪112‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫خبرهای جذاب این هفته‪...‬‬ ‫است‪ ،‬نکته جالب دیگر اینکه همسر او یک سال پیش عمل وازکتومی انجام داده بود و‬ ‫همین مسئله را پیچیده تر میکرد‪ .‬وی دراین رابطه میگوید‪ :‬چند روز بود که احساس درد‬ ‫خفیفی در ناحیه شکم و پشت داشتم ‪ ،‬این درد به قدری در من شدید شد که همسرم با‬ ‫اورژانس تماس گرفت و با معاینه آنها متوجه شدیم که در حال وضع حمل هستم‪ .‬به گفته‬ ‫پزشکان عمل وازکتومی همسر این زن ورزشکار موفقیت آمیز نبوده است و همین مسئله‬ ‫باعث شد که این زوج ناخواسته باردار شوند ‪ ،‬اما اینکه هیچ عالئمی از بارداری در این زن‬ ‫مشاهده نشود جای شگفتی و حیرت دارد‪.‬‬

‫ازدواج رومانتیک زیر امواج اقیانوس هند‬ ‫این روزها برگزاری مراسم ازدواج به اشکال عجیب و غریب طرفداران زیادی دارد و هرکس‬ ‫سعی میکند مراسم منحصر به فردی داشته باشد‪ .‬بر همین اساس نیز یک زوج امریکایی‬ ‫تصمیم گرفتند مراسم ازدواجشان را تبدیل‬ ‫به یکی از رویایی ترین روزهای عمر‬ ‫خود تبدیل کنند‪ .‬این زوج که هردو عاشق‬ ‫غواصی هستند مراسم ازدواج خود را‬ ‫‪ 12‬متر زیر امواج اقیانوس هند در کشور‬ ‫مالدیو برگزار کردند‪.‬‬ ‫آنها مراسم عقد خود را زیر آب برگزار‬ ‫کرده و با بلند کردن کارتهایی که عبارت‬ ‫" قبول میکنم" روی آن نوشته شده بود‬ ‫رضایت خود را برای پیوند زناشویی اعالم‬ ‫کردند‪ .‬جایگاه ویژه عروس و داماد به‬ ‫زیبایی با گل و بادکنک تزئین شده بود‬ ‫و عروس و داماد نیز با لباس مخصوص‬ ‫عروسی در این مکان حضور یافتند‪ .‬تنها‬ ‫ساقدوشهای عروس و داماد به همراه یک‬ ‫عکاس و عاقد در زیر آب حاضر شدند و‬ ‫دوستان و آشنایان نزدیک این زوج در ساحل منتظر عروس و داماد خوش ذوق بودند‪ .‬این‬ ‫زوج مدت ‪ 20‬سال باهم زندگی کرده اند و به ‪ 10‬سال است به صورت حرفه ای به غواصی‬ ‫مشغول هستند و زمانیکه تصمیم به ازدواج گرفتند احساس کردند هیچ جایی بهتر از اعماق‬ ‫آب اقیانوس نمیتواند رویاهای آنها را به حقیقت پیوند زند‪.‬‬

‫رستورانی که همواره به فکر کاهش وزن مشتریان است‬ ‫صورتحساب‌های جدید رستوران‌ها در کنار اعالم قیمت می‌توانند کاربرد بیشتری پیدا کنند‬ ‫و به قول معروف ارزش افزوده داشته باشند‪ .‬یک شرکت فعال در این زمینه نرم‌افزاری را‬ ‫برای صدور "صورتحساب‌های هوشمند" در رستوران‌ها تولید کرده که با استقبال خوبی‬ ‫مواجه شده است‪.‬‬ ‫این رستوران‌ خودش نام قبض‌هایش را "صورتحساب‌های تغذیه‌ای" گذاشته که بر اساس‬ ‫سفارش غذای افراد به آنها توصیه‌های غذایی انجام می‌دهد‪ .‬مث ً‬ ‫ال شما بعد از رفتن به یک‬ ‫فست‌فود ممکن است در زیر قبض‌تان با این جمله مواجه شوید‪ :‬شما ساندویچ با سس‬ ‫مایونز سفارش داده‌اید‪ .‬با درخواست حذف سس می‌توانید ‪ ۱۵۰‬کاری و ‪ ۱۰‬گرم چربی‬ ‫کمتر به بدنتان برسانید و کمتر چاق شوید‪.‬‬ ‫در نمونه‌ای دیگر از صورتحسابهایی که این شرکت منتشر کرده آمده است‪ :‬شما می‌توانید‬ ‫با انتخاب نوشابه رژيمی‪،‬آب معدنی یا آیس‌تی بدون شکر ‪ ۲۶۰‬کا ُلری کمتر دریافت کنید‪.‬‬ ‫دریافت ‪ ۲۶۰‬کا ُلری کمتر در روز به معنای ‪ ۲۷‬پوند(‪ ۱۲‬کیلوگرم) وزن کمتر طی یک سال‬ ‫است‪.‬‬


‫‪111‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫خبرهای جذاب این هفته‪...‬‬ ‫روانشناسی که خود روانی بود‬ ‫انتشار تحقیقات عصب‌شناسی درباره اصول بیولوژیکی جنون باعث شد عصب‌شناسی دریابد‬ ‫که خود از ویژگی‌های کامل یک فرد روانی برخوردار است‪.‬‬ ‫براساس گزارش فاکس‌نیوز‪،‬‬ ‫عصب‌شناسی به نام جیمز فالون در‬ ‫کتابش با عنوان "روانی درون" داستانی‬ ‫درباره تحقیقاتش در دانشگاه کالیفرنیا‬ ‫آیروین که در سال ‪ 2005‬برروی‬ ‫اسکن‌های مغزی قاتل‌ها‪ ،‬مبتالیان‬ ‫به شیزوفرنی‪ ،‬افسرده‌ها و مغزهای‬ ‫عادی انجام شده را عنوان کرده‌است و‬ ‫نتیجه‌گیری تکان‌دهنده این مطالعات را‬ ‫نیز منتشر کرده‌است‪.‬‬ ‫فالون به صورت ویژه روی بخش‌هایی‬ ‫از اسکن‌های مغزی متمرکز بود که با‬ ‫اخالقیات‪ ،‬همدلی و خود‌دار بودن‬ ‫در ارتباط بودند‪ .‬وی معتقد است این‬ ‫مناطق از مغز افراد روانی از فعالیت‬ ‫کمی برخوردارند‪ .‬وی در کنار این‬ ‫تحقیقات برروی آلزایمر نیز تحقیق‬ ‫کرده و طی این تحقیقات برروی‬ ‫اسکن‌های مغزی خود و اعضای‬ ‫خانواده‌اش نیز بررسی‌هایی انجام‬ ‫داده‌است‪ .‬وی در میان اسکن‌های‬ ‫مغزی اسکنی مشاهده کرد که در‬ ‫وضعیت مشابه با اسکن‌های مغزی بیماران روانی قرار داشت‪.‬‬ ‫فالون در نهایت شگفتی دریافت که این اسکن به خود وی تعلق دارد‪ .‬وی برای اطمینان از‬ ‫صحت تصویر دستگاه اسکن مغزی البراتوار خود را دوباره کنترل کرد اما نتوانست هیچ‬ ‫نقصی در آن بیابد‪ .‬از این رو فالون ابتدا به این نکته اندیشید که نظریه‌اش درباره غیرفعال‬ ‫بودن بخشهایی از مغز در افراد روانی نقص دارد‪ ،‬اما در نهایت قطعات این پازل کم کم در��� ‫کنار یکدیگر قرار گرفتند‪.‬‬ ‫وی با هفت قاتل از جمله لیزی بوردن که در سال ‪ 1892‬متهم به قتل پدر و مادرخوانده‌اش‬ ‫شده‌بود اما در نهایت از این اتهام تبرئه شد‪ ،‬در ارتباط بوده‌است‪ .‬همچنین جد پدری وی‬ ‫بیش از ‪ 300‬سال پیش به دلیل قتل یک زن در آمریکا به دار آویخته شده‌است‪ .‬فالون فردی‬ ‫به شدت رقابتی است به اندازه‌ای که حتی به نوه‌هایش نیز اجازه نمی‌دهد در یک بازی برنده‬ ‫شوند اما باوجود اینکه وی خود را فردی پرخاشگر می‌داند‪‌،‬معتقد است پرخاشگری‌اش در‬ ‫راستای شکست دادن افراد به کار گرفته می شوند نه زدن آنها‪.‬‬ ‫وی که تا پیش از این به سلطه ساختار ژنتیکی انسان‌ها بر روند زندگی‌شان باور داشت‪،‬‬ ‫اکنون دیدگاه خود را تغییر داده‌است‪ .‬فالون اکنون در تالش است رفتارهای خود را اصالح‬ ‫کند و همدلی و محبت بیشتری به اطرافیان خود نشان دهد‪ ،‬تا بتواند با این شیوه بخش‌های‬ ‫ازکار افتاده مغزش را دوباره فعال کرده و از میان لیست روانی‌ها خارج شود‪.‬‬

‫فاجعه مرگباری که به دست یک دختر ‪ 10‬ساله رقم خورد‬ ‫پس از خروج مادر به همراه سه چرخه فرزندش از آسانسور برج مسکونی ‪ ۲۵‬طبقه درست‬ ‫موقعی که قصد خارج کردن کودک ‪ ۲‬ساله خود را داشت درب آسانسور بسته و کودک‬ ‫وی به طبقه دیگر حرکت کرد‪ .‬پس از ایستادن آسانسور در طبقه‌ای که بنا به درخواست یک‬ ‫دختر ‪ ۱۰‬ساله انتخاب شده بود‪ ،‬او با دیدن پسربچه ‪ ۲‬ساله وی را با لگد زدن مورد ضرب و‬ ‫شتم خود قرار داد و در نهایت کودک دو ساله را در حالی که مادرش در طبقات و کابین‌های‬ ‫آسانسور در پی آن بود از طبقه ‪ ۲۵‬برج مسکونی پایین انداخت‪.‬‬

‫کودک پس از سقوط در استخر خون غوطه ور شد‪ .‬پس از حضور مادر کودک در طبقه‬ ‫همکف متوجه تجمعی مقابل برج شد و در حالی که به دنبال فرزند خود بود وی را غرق‬ ‫خون در میان جمعیت بر روی یافت‪ .‬پس از حضور پلیس و باز بینی مجدد دوربین های‬ ‫نصب شده در داخل آسانسور لحظه حضور دختر ‪ ۱۰‬ساله که کوله پشتی بر دوش داشت‬ ‫شناسایی و دستگیر شد‪.‬‬ ‫روند بازجویی از دختر ‪ ۱۰‬ساله مبنی بر انگیزه وی در حضور و‌الدینش برگزار می شود و در‬ ‫حبس خانگی به سر می برد‪ .‬دختر ‪ ۱۰‬ساله بارها و بارها گریه های پسر بچه را دلیل اصلی‬ ‫مرگ کودک در نزد پلیس بازگو کرد‪.‬‬

‫بارداری عجیب این خانم ورزشکار همه را شوکه کرد‬ ‫‪ :‬هرکس دوران بارداری را سپری کرده باشد میداند باور این مسئله که کسی ‪ 9‬ماه باردار‬ ‫باشد اما از این موضوع بی خبر باشد واقعا باور نکردنی است ‪ ،‬اما این اتفاقی است که برای‬ ‫خانم دونده ماراتن رخ داده است‪ .‬او وقتی فهمید دردهای شدید شکمی اش درد زایمان‬ ‫است واقعا شوکه شد‪.‬‬ ‫او فکر میکرد که دردهای پشت و شکمش به خطر تمرینهای سخت ورزشی است ‪ ،‬و‬ ‫میگوید طی دوران بارداری عجیبش هیچ نشانه ای از بارداری و حتی اضافه وزن نداشته‬


‫‪110‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫یکی از فرزندانشان به کشور‪ ،‬در باغچه‌ای‬ ‫در دماوند دور هم جمع می شوند‪ .‬آخرین‬ ‫ساخته بهروز افخمی در جشنواره فیلم فجر‬ ‫به نمایش در خواهد آمد‪.‬‬

‫گالیه آذری ها از جمشید‬ ‫مشایخی و توضیحات همسر وی‬

‫که حیوانی مهربان و وفادار است را دارند و‬ ‫منظورش از آذری‌ها مردم خوب آذربایجان‬ ‫نبوده است‪.‬‬ ‫همسر جمشید مشایخی افزود‪ :‬جمشید مردم‬ ‫تمامی شهرها و قومیت‌های ایرانی را از جان‬ ‫و دل دوست دارد و دست یکایک آن‌ها را‬ ‫می‌بوسد‪ .‬اما گالی ‌ه من و همسرم این است که‬ ‫مردم قبل از این‌که قضاوت کنند کاش کمی‬ ‫با تأمل به حرف‌ها دقت کنند‪.‬‬

‫پیرو خبری گالیه‌ مردم آذربایجان‬ ‫از اظهارات جمشید مشایخی‬ ‫مبنی بر این‌که آذری‌ها همه سگ‬ ‫هستند‪ ،‬همسر جمشید مشایخی‬ ‫گفت‪ :‬منظور جمشید از آذری‌ها‬ ‫متولدین ماه آذر بوده است‪.‬‬ ‫گیتی مشایخی پیرو خبر گالیه‌‬ ‫مردم آذربایجان از این‌که جمشید‬ ‫مشایخی عنوان کرده آذری‌ها‬ ‫همه سگ هستند به باشگاه‬ ‫خبرنگاران گفت‪ :‬منظور جمشید‬ ‫از اینکه آذری‌ها سگ هستند‬ ‫این بود که متولدین ماه آذر در‬ ‫طالع‌بینی هندی نماد حیوان سگ‬

‫پزشکان متخصص در تهران به عزت الله انتظامی بازیگر قدیمی سینما‪ ،‬توصیه کردند هرچه‬ ‫زودتر محل زندگی خود را تغییر داده و به کنار دریا برود‪.‬‬ ‫عزت الله انتظامی که چند سال پیش بدنبال عارضه قلبی تحت عمل جراحی قرارگرفت‪.‬‬ ‫در قلبش باطری جای دادند و دو هفته قبل دچارناراحتی شد و به بیمارستان انتقال یافت‪،‬‬ ‫پزشکان نظر دادند آلودگی هوای تهران سبب مشکالت تنفسی برای انتظامی شده واگر در‬ ‫تهران بماند‪،‬نه تنها عوارض تنفسی بلکه قلبی هم بدنبال خواهد داشت و جانش به خطر می‬ ‫افتد‪.‬‬ ‫انتظامی تصمیم گرفته بمجرد خروج از بیمارستان راهی شمال شده و در آنجا زندگی کند‪.‬‬

‫برنامه صبح آدینه احمد آزاد در پارس تی وی‪ ،‬هفته قبل یک مهمان ویژه داشت‪ ،‬شهال‬ ‫سرشار خواننده معروف که بعد از یک دوره عمل جراحی و دور ماندن از فعالیت های‬ ‫هنری‪ ،‬دوباره به میدان آمده با حضورپرانرژی خود در برنامه صبح آدینه نشان داد که کامال‬ ‫فعالیت هنری خود را شروع کرده چون بعد از برنامه راهی تورنتو کانادا شد‪ ،‬تا به اجرای‬ ‫برنامه هایی بپردازد‪.‬‬ ‫شهال سرشار در این مدت چند اثر دلنشین نیز آماده کرده تا جوابگوی دوستداران فراوان خود‬ ‫درکانادا و سپس امریکا باشد‪.‬‬


‫‪109‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫حضور داشتم با فضايي به هم ريخته‪،‬‬ ‫بي‌نظم و شلوغ مواجه شدم و رفتارهاي غير‬ ‫فرهنگي را ديدم که در شان ما نبود و از آن‬ ‫به بعد به جشنواره نرفتم‪.‬‬ ‫گفتني است‪" ،‬آتيش بازي" به کارگرداني‬ ‫"بهمن گودرزي" بوده و بازيگراني همچون‬ ‫"امين حيايي"‪" ،‬الناز شاکردوست"‪" ،‬سحر‬ ‫قريشي"‪" ،‬ميرطاهر مظلومي" و "عزت‌الله‬ ‫مهرآوران" در آن نقش آفريني کرده اند‪.‬‬

‫پیام مهناز افشار برای لیونل مسی‬ ‫بعد از مراسم قرعه کشی جام جهانی ‪2014‬‬ ‫برزیل مهناز افشار بازیگر معروف سینمای‬ ‫ایران با یادداشتی در صفحه شخصی‬ ‫برای تیم ملی ایران آرزوی موفقیت کرد‪.‬‬ ‫این بازیگر محبوب سینمای ایران در این‬ ‫خصوص نوشته است با آرژانتین و نیجریه‬ ‫و بوسنی هم گروه شدیم! مسی باالخره به‬ ‫آرزوش رسید و جلوی ایران میتونه بازی کنه!‬ ‫جدای شوخی امیدوارم حضور قدرتمند‬ ‫و موفقی رو در جام جهانی داشته باشیم‬ ‫و و الزمه کار اینه که همه دستاندرکاران‬ ‫ورزش تیم کشورمون رو خیلی خوب آماده‬ ‫حضور در این رقابت ها بکنن‪ .‬یادش بخیر‬ ‫هنوز شادی و جشن رفتن به جام جهانی رو‬ ‫یادمونه و همچنین چشم به آینده داریم و‬ ‫شاید شادی دیگری بعد از اتمام قرعه کشی‬ ‫جام جهانی ‪ 2014‬برزیل مشخص شد تیم‬ ‫ملی فوتبال کشورمان با تیمهای آرژانتین‪،‬‬ ‫بوسنی و هرزگوین و نیجریه هم گروه شده‬ ‫است‪ .‬این مسابقات اواخر خردادماه سال‬ ‫آینده برگزار خواهد شد‬

‫فیلم سینمایی"حراج" دومین‬ ‫ساخته بلند حسین شهابی برای‬ ‫حضور در سی و دومین جشنواره‬ ‫فیلم فجر آماده می‌شود‪.‬‬ ‫مهر ‪:‬حسین شهابی که فرم حضور فیلم‬ ‫"حراج" در سی و دومین جشنواره فیلم‬ ‫فجر را پر کرده است در این‌باره گفت‪:‬‬ ‫فیلمبرداری فیلم سینمایی "حراج" در مراحل‬ ‫پایانی قرار دارد و این هفته سکانس‌های‬ ‫نهایی نیز فیلمبرداری خواهد شد‪ .‬یکی از‬ ‫ویژگی‌های کار ما هنگام فیلمبرداری این بود‬ ‫که "حراج" دقیقا طبق فیلمنامه پیش رفت‪.‬‬ ‫وی در ادامه افزود‪ :‬در واقع با توجه به‬ ‫این که این فیلم پرسوناژها‪ ،‬دیالوگ‌ها و‬ ‫لوکیشن‌های متعدد و متنوع دارد فکر می‬ ‫کردم که کار بسیاری ببرد اما چنین نشد و‬ ‫فیلمبرداری هنوز به یک ماه نرسیده ولی کار‬ ‫خوب پیش رفته است‪.‬‬ ‫شهابی با اشاره به اینکه تدوین همزمان این‬ ‫فیلم سینمایی توسط حسین عیوضی و آیدین‬ ‫پدری در حال انجام است‪ ،‬بیان کرد‪ :‬ما‬ ‫برای حضور در سی و دومین جشنواره فیلم‬ ‫فجر فرم پر کرده‌ایم و آنونس ‪ 5‬دقیقه ای و‬ ‫چند عکس هم به دبیرخانه جشنواره فرستاده‬ ‫ایم‪.‬‬ ‫این کارگردان سینما که نخستین تجربه خود‬ ‫در عرصه سینمای بلند را با "روز روشن"‬ ‫کسب کرده است در ادامه صحبت های‬ ‫خود به نخستین حضور بین المللی این فیلم‬ ‫سینمایی در آرژانتین اشاره کرد و گفت‪:‬‬ ‫حضور و برنده شدن فیلم "روز روشن" در‬ ‫جشنواره "ماردل پالتا" تجربه گران‌بهایی‬

‫برای من به عنوان کارگردانی بود که نخستین‬ ‫تجربه حضور در جشنواره خارجی را داشتم‪.‬‬ ‫مردم آرژانتین این فیلم سینمایی را بسیار‬ ‫دوست داشتند و فیلم توجه داوران را هم به‬ ‫خود جلب کرد‪.‬‬ ‫شهابی در پایان با اشاره به اکران فیلم "روز‬ ‫روشن" گفت‪ :‬اکران این فیلم سینمایی پس‬ ‫از پایان نمایش فیلم "نازنین" در گروه سینما‬ ‫عصر جدید است‪.‬‬ ‫قصه فیلم "حراج" درباره زنی است که از‬ ‫همسرش خیانت می‌بیند‪ .‬زندگی‌اش در حال‬ ‫فروپاشی است و با کمک دو دوست خود‬ ‫سعی می‌کند از فروپاشی زندگی‌اش جلوگیری‬ ‫کند‪ .‬تم فیلم درباره خیانت است اما‬ ‫نگاهش متفاوت وغافلگیرکننده است‪.‬‬

‫مانی حقیقی بازیگر و کارگردان هم‬ ‫به گروه بازیگران «آذر‪ ،‬شهدخت‪،‬‬ ‫پرویز و دیگران» پیوست‪.‬‬ ‫مجادله بین مانی حقیقی و بهروز افخمی به‬ ‫«آذر‪ »...‬ختم شد‬ ‫شبکه ایران‪ :‬فیلمبرداری فیلم سینمایی «آذر‪،‬‬

‫شهدخت‪ ،‬پرویز و دیگران» آخرین ساخته‬ ‫بهروز افخمی شنبه ‪ 16‬آذر به پایان رسید که‬ ‫طبق اعالم روابط عمومی این پروژه سینمایی‬ ‫مانی حقیقی در روزهای پایانی به جمع‬ ‫بازیگران این فیلم پیوسته است‪.‬‬ ‫مجادله بین مانی حقیقی و بهروز افخمی به‬ ‫«آذر‪ »...‬ختم شد‬ ‫حضور حقیقی در این فیلم در حالی اتفاق‬ ‫می افتد که مجادله کالمی این دو فیلمساز‬ ‫طی ماه گذشته بشدت جنجال آفرین شد‬ ‫و لحن و ادبیات به کار برده شده از سوی‬ ‫طرفین به گونه‌ای بود که در خوش بینانه ترین‬ ‫حالت هم هیچ کس فکر نمی کرد جنگ‬ ‫لفظی مانی حقیقی و بهروز افخمی به این‬ ‫نقطه ختم شود‪.‬‬ ‫افخمی این فیلم را بر اساس رمانی از مرجان‬ ‫شیرمحمدی جلوی دوربین برده است و‬ ‫حقیقی در این فیلم در نقش کارگردان ایفای‬ ‫نقش می کند‪.‬‬ ‫مهدی فخیم زاده‪ ،‬گوهر خیراندیش‪ ،‬رامبد‬ ‫جوان‪ ،‬مرجان شیر محمدی‪ ،‬امیرعلی دانایی‬ ‫و‪ ...‬بازیگران آخرین ساخته افخمی هستند‪.‬‬ ‫«آذر‪ ،‬شهدخت‪ ،‬پرویز و دیگران» درباره‬ ‫خانواده‌ای است که به خاطر سفر ده روزه‌ی‬


‫‪108‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫پشت صحنه فیلم سینمایی «آنچه‬ ‫مردان درباره زنان نمي‌دانند»‬

‫شقايق دهقان‪ :‬سالهاست که به‬ ���جشنواره فجر نمي‌روم‬

‫داستان این فیلم درباره ازدواج موقت است‪.‬‬ ‫در این فیلم محمدرضا شریفی نیا ‪ ،‬فاطمه‬ ‫گودرزی ‪ ،‬سحر قریشی ‪ ،‬ارسالن قاسمی‬ ‫و‪ ...‬به ایفای نقش خواهند پرداخت ‪.‬‬ ‫فیلم سینمایی «آنچه مردان درباره زنان نمی‬ ‫دانند» به کارگردانی قربان محمد پور قربان‬ ‫محمدپور که پیش از این دو فیلم «زبان‬ ‫مادری» و «دل بی قرار» را در کارنامه خود‬ ‫ثبت کرده است‪ ،‬نویسنده این فیلمنامه نیز‬ ‫هست‪.‬‬

‫بازیگر فیلم سینمایی "آتیش بازی" گفت‪:‬‬ ‫آخرين سالي که به جشنواره فيلم فجر رفتم‬ ‫به دليل مواجهه با فضايي شلوغ و بي نظم‬ ‫ديگر به جشنواره نرفتم‪.‬‬ ‫شقايق دهقان"‪ ،‬بازيگر سينما و تلويزيون در‬ ‫گفتگو با خبرنگار سينما باشگاه خبرنگاران‬

‫درخشش میالد اقبالی در هالیوود‬ ‫و فستیوان سان دنس‬ ‫میالد پسر هنرمند داریوش خواننده محبوب‬ ‫همه نسل ها‪ ،‬اینروزها بعنوان یک بازیگر‬ ‫بسیار مستعد و قابل انعطاف در هالیوود‬ ‫به پیش میرود‪ ،‬هر فیلمی که بازی می کند‪،‬‬ ‫فیلمسازان را نسبت به توانایی های هنریش‬ ‫شگفت زده می سازد‪.‬‬ ‫«میالد اقبالی» که تا امروز در چند فیلم‬ ‫سینمایی ‪ ،‬چند سریال و فیلم های تبلیغاتی‬ ‫ظاهر شده‪ ،‬عضو اتحادیه هنرپیشگان‬ ‫هالیوود است و امسال با اولین فیلم سینمایی‬ ‫خود‪ :‬دختری که در شب تنها به خانه‬ ‫میرود نوشته و کارگردانی آنا لیلی امیرپور‬ ‫به ساندنس فیلم فستیوال میرود‪ .‬این فیلم‪،‬‬ ‫اولین فیلم ایرانی است که بصورت سیاه‬ ‫و سفید به زبان فارسی در هالیوود ساخته‬ ‫شده و در آن عالوه بر میالد اقبالی‪ ،‬آرش‬ ‫مرندی‪ ،‬شیال وند‪،‬ژان مارنو مارشال منش‬ ‫شرکت دارند که بزودی با دست اندرکاران‬ ‫این فیلم گفتگو خواهیم داشت‪ .‬میالد از ‪5‬‬ ‫سال پیش یادگیری را آغاز کرد‪ ،‬در ‪ 4‬فیلم‬ ‫تبلیغاتی و یک فیلم از دیسنی کمپانی‪ ،‬بعد‬ ‫در آثار دیگر ظاهر شد‪ .‬میالد یک شانس‬ ‫بزرگ دارد‪ ،‬یک پدر هنرمند و مشوق‬ ‫خوب چون داریوش و یک مادر خستگی‬ ‫ناپذیر و دلسوز و آگاه چون ونوس دارد که‬ ‫با او همه جا همراه است و در همه ادیشن‬ ‫ها حضور می یابد‪ .‬او یک تکیه گاه روحی‬ ‫برای پسر هنرمندش می باشد و برخورد‬ ‫او با میالد خیلی حرفه ای و استادانه و‬ ‫هوشمندانه است‪ .‬ونوس درمسیر حرکت‬ ‫های بزرگ میالد‪ ،‬خستگی را نمی شناسد‪،‬‬ ‫و شب و روز خود را می گذارد‪ .‬میالد دوره‬ ‫سولفژ می گذراند‪ ،‬زیبا می خواند‪ ،‬پیانو‬ ‫می نوازد و جالب اینکه در زمینه تحصیل‪،‬‬ ‫بسیارکوشاست و اینروزها بخاطر دریافت‬ ‫چند پیشنهاد تازه و عقد قرارداد برای دو‬ ‫فیلم جدید‪ ،‬خوشحال است و بزودی راهی‬ ‫شیکاگو میشود تا با بازیگران معروف در‬ ‫فیلم جدیدش همبازی شود‪.‬‬

‫در خصوص نقش خود در فيلم سينمايي‬ ‫"آتيش بازي" بيان کرد‪ :‬در "آتيش بازي"‬ ‫نقش يک معتاد که در کمپ زندگي مي‌کند‬ ‫را بازی کردم‪.‬‬ ‫وي ادامه داد‪ :‬اين نقش با نقشهاي ديگرم‬ ‫متفاوت بود‪ ،‬عالقه مند بودم که نقش يک‬ ‫معتاد را ايفا کنم‪.‬‬ ‫دهقان گفت‪" :‬آتيش بازي" فيلم کمدي بوده‬ ‫و من در آن نقش کوتاهي را داشتم‪.‬‬ ‫وي تصريح کرد‪ :‬کوتاه يا بلند بودن نقش‬ ‫برايم اهميت ندارد بلکه عالقه‌ام براي‬ ‫انتخاب اين نقش مهم بود‪.‬‬ ‫اين بازيگر ضمن اشاره به اينکه "گودرزي"‬ ‫به عنوان کارگردان اين اثر‪ ،‬بازيگران را‬ ‫خوب هدايت مي‌کرد‪ ،‬اظهار داشت‪ :‬ايده‬ ‫جديدي در قصه وجود نداشت ولي بواسطه‬ ‫اينکه نقش معتاد را در فضاي جديد‬ ‫(کمپ) تجربه کردم برايم دلنشين بود‪.‬‬ ‫دهقان در خصوص جشنواره فيلم فجر‬ ‫گفت‪ :‬به دليل مشغله کاري سالهاست که‬ ‫به جشنواره فجر نرفتم و زماني که فيلمها‬ ‫به رسانه‌هاي تصويري مي‌آيد‪ ،‬فيلمها را‬ ‫خريداري کرده و نگاه مي‌کنم‪.‬‬ ‫وي تصريح کرد‪ :‬آخرين سالي که در جشنواره‬


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

107


‫‪106‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫هنری‬

‫پایان کار جشنواره مراکش؛‬ ‫گلشیفته فراهانی در کنار مارتین‬ ‫اسکورسیزی‬

‫این فیلم اولین ساخته کارگردانش است و‬ ‫سو جین هنگام دریافت این جایزه ضمن‬ ‫ادای احترام به هیات داوری گفت‪" :‬هرگز‬ ‫فراموش نمی کنم زمانی را که همه آنها‬ ‫درست در جلوی من به تماشای فیلم ام‬ ‫مشغول بودند‪".‬‬

‫سیزدهمین دوره جشنواره بین المللی فیلم‬ ‫مراکش‪ ،‬شنبه شب‪ ،‬هفتم دسامبر‪ ،‬با اهدای‬ ‫جوایز به بهترین ها به کار خود پایان داد‪.‬‬ ‫جایزه ستاره طالیی بهترین فیلم این دوره از‬ ‫جشنواره به فیلم هان گونگ جو ساخته لی‬ ‫سو جین از کره جنوبی رسید‪.‬‬

‫کنسرت بزرگ و با شکوه داریوش‬ ‫در اورنج کانتی رکوردی تازه‬ ‫برجای گذاشت‬

‫مارتین اسکورسیزی در میان گلشیفته‬ ‫فراهانی و ماریون کوتیار‬

‫فیلم داستان یک دختر مدرسه ای به نام هان‬ ‫گونگ جو (به معنی شاهزاده) را روایت‬ ‫می کند که با آشکار شدن گذشته اوف‬ ‫مشکالتی را با همکالسی هایش تجربه می‬ ‫کند و وادار به تعویض مدرسه می شود‪.‬‬ ‫فیلم یک درام روانشناسانه است که پیشتر‬ ‫در جشنواره پوسان در کره جنوبی به نمایش‬ ‫درآمده بود و اولین نمایش بین المللی اش را‬ ‫در جشنواره مراکش تجربه کرد‪.‬‬

‫داریوش را آغاز کرد‪ ،‬کنسرت های مختلفی‬ ‫در شهرهای امریکا و اروپا وکانادا بروی‬

‫صحنه برد وسرانجام با تور ‪2‬نفره داریوش‬ ‫و فرامرز اصالنی‪ ،‬باب تازه ای در زمینه‬ ‫کنسرت های بزرگ گشود‪.‬‬ ‫کمپانی ‪Pocket Ace Prodactions‬‬ ‫به مدیریت اصالن‪ ،‬همکاری با دیگر‬ ‫خوانندگان سرشناس را آغاز کرد و مدیریت‬ ‫همه برنامه های داریوش را عهده دار شد و‬ ‫بقول داریوش او خیالش از هرجهت راحت‬ ‫شد وهمه نیروی خود را بروی بنیاد آئینه‬ ‫گذاشت تا این خدمت اجتماعی انسانی را‬ ‫گسترش بدهد‪.‬‬ ‫اصالن حافظی تحصیلکرده بریتیش کلمبیا‬ ‫کاناداست‪ ،‬تحصیالتش درزمینه های‬ ‫مختلف هنری است وهمین سبب شد تا‬ ‫کار ادیت ویدیو کلیپ های جدید داریوش‬ ‫را بدست گیرد و ترتیب تهیه موزیک‬ ‫ویدیوهای جدیدش را بدهد وهمه اینها ثابت‬ ‫می کنند که اصالن قابلیت تغییر برنامه های‬ ‫هنری را در زمینه های مختلف دارد‪ ،‬اینکه‬ ‫چگونه با احترام به مردم‪ ،‬احترام به هنرمند‬ ‫و احترام به رسانه های معتبر‪ ،‬به این حرفه‬ ‫اعتبار ویژه ببخشد‪.‬‬

‫کنسرت بزرگ و با شکوه داریوش خواننده‬ ‫همه نسل ها در اورنج کانتی در تاریخ ‪30‬‬ ‫نوامبر ‪ 2013‬چنان با استقبال پرشور مردم‬ ‫روبرو شد ‪،‬که صدها نفر نیز در پشت درها‬ ‫ماندند‪.‬‬ ‫این کنسرت از سری کنسرت های موفق‬ ‫داریوش بود که به همت ومدیریت اصالن‬ ‫حافظی‪ ،‬در طی سالهای اخیر انجام شده و‬ ‫بدالیل مختلف‪ ،‬این فضا را دچار تغییر و‬ ‫تحول کرده است‪.‬‬ ‫اصالن حافظی از سال ‪ 2005‬همکاری با‬ ‫ادامه در صفحه ‪108‬‬


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

105


‫‪104‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫زندانبانی که با‬ ‫ماندال دوست شد‬ ‫نلسون ماندال‪،‬قهرمان مبارزه با‬ ‫رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی‬ ‫در مسیر تالش خود برای حقوق‬ ‫سیاه‌پوست‌ها ‪ ۲۷‬سال را در‬ ‫زندان سپری کرد که ‪ ۱۸‬سال آن‬ ‫در زندان جزیره روبن بود‪ .‬از آن‬ ‫دوران سخت اما یک زندانبان به‬ ‫خاطر محبتی که به ماندال داشت‬ ‫پس از آزادی به دوست او تبدیل‬ ‫شد‪.‬‬

‫مجله مهر‪ :‬در زندان جزیره روبن ماندال‬ ‫که رژیم آپارتاید او تروریست نامیده بود‬ ‫اجازه مالقات با همسرش را هر سه ماه‬ ‫یکبار آن هم فقط به مدت نیم ساعت‬ ‫داشت‪ .‬زندانبان‌ها برای این مالقات باید‬ ‫قوانین سختی را رعایت می‌کردند‪ .‬ماندال‬ ‫به هیچ عنوان حق نداشت هیچ بچه‌ای حتی‬ ‫فرزندان خودش را ببیند‪ .‬در این میان اما‬ ‫َمحبت زندانبانی به نام کریستو برند باعث‬ ‫شد تا ماندال او را هیچ وقت فراموش نکند‪.‬‬ ‫‪ ۳۳‬سال قبل وینی مادیکیزال دومین همسر‬ ‫ماندال در یک روز بارانی به دیدن شوهرش‬

‫رفت نوه کوچک‌شان هم همراهشان بود‪.‬‬ ‫ماندال زولکا را پس از به دنیا آمدنش هیچ‬ ‫وقت ندیده بود و وقتی فهمید او را در اتاق‬ ‫انتظار نگه داشته‌اند از کریستو برند خواست‬ ‫که به او اجازه دهد چند دقیقه‌ای کنار نوه ‪۴‬‬ ‫ماه‌اش باشد‪.‬‬

‫رفت و زولکال را مخفیانه به محل مالقات‬ ‫برد‪ .‬هیچ‌کس در آن زمان متوجه این کار‬ ‫نشد و تا پایان رژیم آپارتاید این مسئله‬ ‫مانند رازی میان ماندال و زندانبانش ماند‪.‬‬ ‫کریستو برند می‌گوید وقتی ماندال نوه‌اش را‬ ‫در آغوش گرفت من قطره‌های اشک را در‬ ‫چشم‌هایش دیدم‪.‬‬

‫این زندانبان با ترس از دست دادن شغلش‬ ‫این درخواست را در ابتدا قبول نکرد اما‬ ‫وقتی ناراحتی ماندال را دید به اتاق انتظار‬

‫ماندال به همراه نوه‌اش زوکال سالها بعد از‬ ‫زندان‬ ‫او مرتب زولکا را می‌بوسید تا مجبور شدیم‬

‫آنها را از هم جدا کنیم‪ .‬سالها بعد وقتی‬ ‫ماندال به عنوان اولین رئیس جمهوری‬ ‫سیاهپوست آفریقای جنوبی انتخاب شد‬ ‫َمحبت زندانبان خود را فراموش نکرد‪ .‬او در‬ ‫حالی که مورد توجه همه جهان بود کریستو‬ ‫برند را به همراه خانواده‌اش به مهمانی در‬ ‫کاخ ریاست جمهوری دعوت کرد و به او‬ ‫شغلی در شورای قانون اساسی پیشنهاد کرد‪.‬‬ ‫نام کریستو برند همیشه در فهرست دعوت‬ ‫شدگان به جشن‌های تولد ماندال قرار داشت‪.‬‬


‫‪103‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫گیاهی مخصوص‬ ‫خانم ها‬

‫رازیانه گیاهی معطر است که به‬ ‫صورت علفی گل دار و دارای‬ ‫برگهای نازک است و به عنوان‬ ‫گیاهی مملو از هورمونهای زنانه یا‬ ‫همان استروژن شناخته شده است‪.‬‬ ‫وی ادامه داد رازیانه طبع گرم و‬ ‫خشکی دارد و رطوبت های بدن‬ ‫زنان را رفع می کند به طوری که‬ ‫تنظیم کننده وضعیت هورمونی‬ ‫آنها است‪.‬‬ ‫_______________________‬

‫این مدرس طب گفت‪ :‬در حال حاضر به‬ ‫دلیل تغییر سبک تغذیه و رفتن به سمت‬ ‫تغذیه غربی‪ ،‬زنان کشورمان از مشکالت‬ ‫بسیاری رنج می برند که از آن جمله می توان‬ ‫به دردهای دوران قاعدگی‪ ،‬نامنظمی های‬ ‫این دوران‪ ،‬عفونت و اختالالت هورمونی‬ ‫اشاره کرد‪ .‬اکبری تصریح کرد‪ :‬در چنین‬ ‫شرایطی مصرف گیاهان دارویی مانند رازیانه‬ ‫به میزان روزانه حداقل یک لیوان‪ ،‬این‬ ‫دردها را بر طرف می کند و معموال با تنظیم‬

‫هورمونهای زنانه و بهبود وضعیت زنانه‬ ‫همراه خواهد بود‪.‬‬ ‫این متخصص و دانشیار آسیب‌شناسی‬ ‫سلولی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی‬ ‫در مورد عوارض مصرف باالی این گیاه‬ ‫دارویی افزود‪ :‬در موارد معدودی ممکن‬ ‫است مصرف رازیانه به میزان باال موجب‬ ‫بدتر شدن نظم دوران قاعدگی شود که در‬ ‫این حالت ��لزم است بیمار ابتدا با زیاد‬ ‫کردن و سپس با کم کردن میزان رازیانه‬ ‫به تدریج وضعیت مطلوب را بدست‬ ‫آورد‪.‬‬ ‫اکبری گفت‪ :‬مصرف رازیانه در دوران‬ ‫عادت ماهانه مشکلی ندارد اما میزان‬ ‫مصرف بستگی به وضعیت بیمار دارد‪.‬‬ ‫همچنین رازیانه به علت داشتن استروژن‬ ‫و داشتن طبع گرم اثرات خوبی روی‬ ‫شادابی‪ ،‬شفافیت و از بین بردن لکه های‬ ‫پوستی دارد‪ .‬این محقق و مدرس طب‬ ‫اسالمی ادامه داد‪ :‬رازیانه در رفع چین‬ ‫و چروک های پوست زنان بسیار مؤثر‬ ‫است و باعث تداوم جوانی چهره زنان‬ ‫می شود و به علت خاصیت ضد بلغمی‬ ‫موجب از بین رفتن کیست‌های زیر‬ ‫چشمی می شود‪.‬‬ ‫وی افزود‪ :‬برای رفع لکه‌های پوستی نیز‬ ‫اگر عرق رازیانه با گالب و روغن بنفشه‬ ‫و کمی پودر زعفران مخلوط شود و شبها‬ ‫به پوست صورت مالیده شود‪ ،‬می تواند‬ ‫در رفع چین و چروک ها مؤثر باشد‪.‬‬


‫‪102‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫درک میکنیم‪ .‬زندگی ما خیلی سرد بود و بهتر بود خاتمه یابد‪ .‬اما این به آن معنا نیست که‬ ‫ما دوستان خوبی برای هم نباشیم‪ .‬او می افزاید ‪ :‬ما همچنان قسمتی از زندگی هم هستیم‬ ‫و پسرمان ما را در کنار هم نگه میدارد‪ .‬آینده او برای هردوی ما اهمیت دارد‪ .‬و به همین‬ ‫دلیل از هم پشتیبانی میکنیم‪.‬‬ ‫بعد از جدایی این زوج مشهور هالیوودی شایعات زیادی پیرامون روابط آنها به چشم‬ ‫میخورد اما هیچکدام از آنها این روابط را تایید نکرده اند‪ .‬او در آخر گفته است ‪ :‬بر‬ ‫خالف همیشه در کریسمس به استرالیا سفر نمیکنم چرا که همسر سابقم سخت درگیر‬

‫فیلمبرداری است و من باید مراقب پسر کوچکمان باشم‪.‬‬

‫هواکین فونیکس هم بدنبال جوان تر ها رفت‬ ‫بدنبال بیش از ‪ 18‬بازیگر سینما و تلویزیون و ‪ 12‬خواننده معروف که بدنبال معشوقه ها و‬

‫یا همسران جوان حداقل نصف سن خود رفتند‪ ،‬هواکین که همین روزها ‪40‬ساله میشود‪،‬‬ ‫به یک دی جی ‪ 20‬ساله بنام الی تیلر دل بسته است‪.‬‬ ‫«الی» از ‪16‬سالگی در نیویورک با کارت شناسایی قالبی که ‪ 19‬ساله نشان می داد‬ ‫درکلوب ها دی جی بود وهمانجا با هواکین آشنا شد و اینروزها عشق شان داغ است‪.‬‬

‫درگذشت بازیگر زن هالیوود و نامزد سه جایزه اسکار‬ ‫الینور پارکر که بیش از همه برای بازی در نقش بارونس‪ ،‬دوست کاپیتان فون تراپ در‬ ‫فیلم «آوای موسیقی» («اشک‌ها و‬ ‫لبخندها») (‪ )1966‬شهرت داشت‬ ‫درگذشت‪ .‬این بازیگر زن هالیوود در‬ ‫سن ‪ 91‬سالگی در کالیفرنیا درگذشت‪.‬‬ ‫الینور پارکر بازیگر آمریکایی که بیش از‬ ‫همه برای بازی در فیلم موزیکال «آوای‬ ‫موسیقی» شهرت داشت‪ ،‬از دنیا رفت‪.‬‬ ‫پارکر دوشنبه صبح بر اثر عوارض ناشی‬ ‫از ذات الریه در یک مرکز پزشکی در‬ ‫نزدیکی پالم اسپرینگز در کالیفرنیا‬ ‫درگذشت‪ .‬او ‪ 91‬ساله بود‪.‬‬ ‫الینور پارکر بیش از همه برای بازی در‬ ‫نقش بارونس‪ ،‬دوست کاپیتان فون تراپ‬ ‫در فیلم «آوای موسیقی» («اشک‌ها و‬


‫‪101‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫آنان نباشد‪.‬‬

‫ساکن امریکاست‪ .‬قرار است این فیلم اواخر سال آینده میالدی به نمایش درآید‪.‬‬

‫آنجلینا جولی در حال‬ ‫کارگردانی‬

‫داستین هافمن به پروژه فیلم «لنس آرمسترانگ» پیوست‬

‫" آنجلینا جولی " ستاره هالیوودی‬ ‫همچنان در حال ضبط فیلم سینمایی‬ ‫" ناگسستنی " در استرالیاست ‪ .‬این‬ ‫فیلم سینمایی که به داستان زندگی‬ ‫یک ورزشکار مشهور در دوران جنگ‬ ‫جهانی دوم می پردازد ‪ ،‬درجزایر "‬ ‫کوکاتو" سیدنی در حال فیلمبرداری‬ ‫است‪ .‬در تصاویر جدید منتشر شده از‬ ‫پشت صحنه های فیلم‪ ،‬هنرپیشه ‪38‬‬ ‫ساله هالیوودی در حالی دیده میشود‬ ‫که صحنه دلخواهش را به عنوان‬ ‫یک کارگردان به هنرپیشه فیلم نشان‬ ‫میدهد‪ .‬او که مادر ‪ 6‬فرزند است در‬ ‫لباس غیر رسمی و کامال مشکی دیده‬ ‫میشود‪ .‬آنجلینا جولی در این تصاویر‬ ‫در کنار دیگر عوامل تولید فیلم قرار‬ ‫دارد‪ ،‬او سعی دارد به بازیگر فیلمش نشان دهد که چگونه یک الوار بزرگ را برای‬ ‫نمایش در سکانسی از فیلم روی سر نگه دارد تا صحنه مورد نظر کارگردان تصویر برداری‬ ‫شود‪ .‬این اولین تجربه کارگردانی آنجلینا جولی محسوب میشود‪ .‬داستان این فیلم بر مبنای‬ ‫واقعیت نگاشته شده است و شخصیت اول این فیلم در حال حاضر مردی ‪ 90‬ساله و‬

‫اگرچه بر روی دو پروژه ای که از زندگی دوچرخه سوار معروف "لنس آرمسترانگ" ساخته‬ ‫خواهد شد‪ ،‬کار می شود اما "استفان فریرز" به نظر می رسد کارهای اولیه جدیدترین‬ ‫فیلمش را به پایان رسانده است‪.‬‬ ‫حال این فیلم به مرحله تولید رسیده است و به تازگی اعالم شده که "داستین هافمن"‬ ‫نیز یکی از نقشهای این فیلم را عهده دار خواهد بود‪ .‬او در این پروژه درکنار بازیگرانی‬ ‫چون "بن فاستر"‪" ،‬کریس اودوود"‪" ،‬گویالم کانت"‪" ،‬جسی پلیمونز" و "لی پیس" بازی‬ ‫خواهد کرد‪.‬‬ ‫هنوز عنوانی برای این فیلم انتخاب نشده است اما فیلمنامه نویس این پروژه به همراه تیم‬ ‫تهیه کنندگی به دنبال نام مناسبی برای آن می باشند‪.‬‬

‫دو پروژه ای که پیش تر گفته شده درباره زندگی "لنس آرمسترانگ" ساخته خواهد شد‪،‬‬ ‫اولی به کارگردانی جی روچ" و فیلمنامه نویسی "اسکات برنز" است و دومین پروژه را‬ ‫کمپانی پارامونت خواهد ساخت‪ .‬فیلمنامه این پروژه برگرفته از کتاب «چرخه دروغ»‬ ‫نوشته "جولیت ماکور" خواهد بود‪.‬‬ ‫آخرین فیلمی که از "داستین هافمن" به نمایش درآمده است ‪ ،‬فیلم کمدی «فاکرهای‬ ‫کوچک» در سال ‪ 2010‬بوده است‪ .‬اگرچه او در انیمیشن «پاندای کنگ فو باز» که‬ ‫سال ‪ 2011‬اکران شد‪ ،‬صداپیشگی یکی از کاراکترها را نیز داشته است‪.‬‬ ‫به گزارش سینمانگار‪ ،‬از جدیدترین کارهای "هافمن" می توان به کمدی «سرآشپز» اشاره‬ ‫کرد که توسط "جان فاوریئو" نوشته و ساخته شده است‪.‬‬

‫زیباترین مدل جهان از جدایی اش میگوید‬ ‫" میراندا کر" ‪ 30‬ساله که مدتها عنوان زیباترین مدل جهان را یدک میکشید دوماه پیش‬ ‫به زندگی سه ساله اش با " اورالندو بلوم" همسر هنرپیشه اش خاتمه داد‪ .‬او به طور رسمی‬ ‫اعالم کرد از همسرش جدا شده است‪ .‬اما برخالف بسیاری از ستارگان که بعد از جدایی‬ ‫رابطه خوبی با همسران سابق خود ندارند این زوج هالیوودی همچنان در کنار یکدیگر‬ ‫دیده میشوند و همواره اعالم کرده اند از یکدیگر حمایت میکنند‪.‬‬ ‫این ستاره صنعت مدلینگ در جدیدترین مصاحبه اش با یک مجله پر تیراژ استرالیایی‬ ‫برای اولین بار سکوت خود در رابطه با جدایی اش را شکست و در این مورد صحبتهایی‬ ‫داشت‪ .‬او گفته است ‪ :‬علیرغم اینکه همچنان عاشقانه یکدیگر را دوست داریم اما‬ ‫ترجیح دادیم جدا از هم زندگی کنیم‪ .‬ما به سالیق هم احترام میگذاریم و یکدیگر را‬


‫‪100‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫شد که یک خز پوست روباه را با یک‬ ‫شلوار چرم پوشیده بود‪" .‬جی زد" همسر‬ ‫بیانسه میگوید ‪ :‬به تشویق یکی از دوستانم‬ ‫تصمیم به پیروی از رژیم گیاهخواری گرفتم‬ ‫و شاید بعد از مراسم کریسمس برای همیشه‬ ‫یک گیاهخوار باشم و مطمئنم که بیانسه نیز‬ ‫از من حمایت و پیروی خواهد کرد‪.‬‬

‫در کاخ ورسای‬

‫کیم کارداشیان و مراسم عروسی‬

‫یک منبع نزدیک به زوج هالیوودی "‬ ‫کیم ‪ -‬کانیه وست" میگوید ‪ :‬اگرچه کیم‬

‫کیم کارداشیان به زودی برای سومین بار‬ ‫عروس میشود‪ .‬این ستاره مشهور و پر‬ ‫حاشیه هالیوودی که اکنون یک فرزند دارد‬ ‫قرار است به زودی برای سومین بار لباس‬ ‫عروس بر تن کند اما آنچه که این مراسم‬ ‫عروسی را به یک سوژه خبری تبدیل کرده‬ ‫است برگزاری این مراسم در کاخ ورسای‬ ‫فرانسه میباشد‪.‬‬

‫تا کنون سه بار لباس عروس بر تن کرده‬ ‫است و مراسم مجللی را برگزار کرده اما‬ ‫کانیه وست تا کنون ازدواج نکرده است و‬ ‫میخواهد یک مرام با شکوه داشته باشد‪ .‬او‬ ‫حاضر است برای خوشحالی کیم هر کاری‬ ‫انجام دهد‪ .‬کانیه وست بارها اعالم کرده‬ ‫است که سالها عاشق کیم کارداشیان بوده‬ ‫و بعد از جدایی جنجالی کیم کارداشیان‬ ‫در ازدواج ‪ 72‬روزه اش سریعا با او رابطه‬ ‫برقرار کرده و ماه گذشته نیز در سالگرد‬ ‫تولد کیم کارداشیان از او خواستگاری کرد‪.‬‬ ‫خواستگاری وی یکی از پر هزینه ترین‬ ‫مراسم خواستگاری در هالیوود بود‪ .‬چرا‬ ‫که او یک سالن ورزشی را برای این کار‬ ‫انتخاب کرد و با صرف هزینه ای گزاف‬ ‫مراسم خواستگاری و نور افشانی و موزیک‬ ‫و همچنین حلقه نامزدی الماس نشان را‬ ‫تهیه کرد‪ .‬اما هرگز کسی تصور نمیکرد که‬ ‫مراسم ازدواج او در کاخ ورسای فرانسه‬ ‫برگزار شود‪ .‬کانیه وست با این انتخاب‬ ‫نشان داد همچنان در انتظار روزهای بهتری‬ ‫در کنار این زیباروی هالیوودی است‪.‬‬

‫عکس خواننده زیبای هالیوودی‬ ‫در تولد همسرش‬

‫"بیانسه"ستاره محبوب و سیاه پوست‬ ‫هالیوودی شب گذشته جشن تولد کوچکی‬ ‫به مناسبت تولد همسرش " جی زد" برگزار‬ ‫کرد‪ .‬اگرچه هردو نفر این زوج هالیوودی‬ ‫ثروتمند برنامه کاری پر مشغله ای دارند‬ ‫اما به مناسبت چهل وچهارمین سالگرد‬ ‫تولد " جی زد" یک تعطیالت ‪ 22‬روزه‬ ‫تا کریسمس ترتیب دادند و قرار است‬ ‫به امالک یکی از دوستانشان در جزایر‬ ‫کارائیب سفر کنند‪ .‬آنها این جشن را با‬ ‫صرف یک ناهار دو نفره در یکی از شیک‬ ‫ترین رستورانهای لوس آنجلس آغاز کردند‪.‬‬ ‫آنچه بیش از هرچیز توجه عکاسان را به‬ ‫خود جلب کرد لباس عجیب بیانسه بود‪.‬‬ ‫این خواننده ‪ 31‬ساله هالیوودی در حالی‬ ‫سوار خودرو آخرین مدل خود میشد که‬ ‫یک کت سفید با دایره های بزرگ گلبهی‬ ‫به تن داشت و آن را با یک شلوار جذب‬ ‫با دایره های نارنجی رنگ ست کرده بود‪.‬‬ ‫او موهایش را به سادگی پشت سرش جمع‬ ‫کرده و کفش های پاشنه بلندی نیز به پا‬ ‫داشت‪ .‬نکته جالب توجه دیگر عدم حضور‬ ‫" بلو ایوی" دختر ‪ 2‬ساله خانواده بود و این‬ ‫نشان میداد که این زوج جوان هالیوودی‬ ‫یک ناهار رومانتیک و عاشقانه را برنامه‬ ‫ریزی کرده اند‪ .‬البته گفتنی است رومانتیک‬ ‫بودن این ناهار به این معنا نبود که تیم‬ ‫حفاظتی این زوج ثروتمند هالیوودی همراه‬


‫‪99‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫همسرش در کنسرت " لیدی گاگا" در لندن‬ ‫سوژه تصویری خود قرار دهند‪ .‬این خواننده‬ ‫‪ 25‬ساله هالیوودی در حالیکه آرایش بسیار‬ ‫کمی داشت در کنار همسر امریکایی خود‬ ‫سوژه عکاسان شد‪.‬‬ ‫ادل بر خالف حضورش در مراسم و‬ ‫جشنواره ها آرایش بسیار کمی داشت و‬ ‫موهایش را به سادگی باالی سر جمع کرده‬ ‫بود‪ ،‬او لباس ساده مشکی به تن داشت و‬ ‫به نظر میرسید بسیار سرحال و شاد است‪.‬‬ ‫گفتنی است این زوج مشهور تنها میهمانان‬ ‫ویژه کنسرت نبودند و اشخاص دیگری‬ ���چون " اما واتسون"‪" ،‬سوکی واترهوس" و "‬ ‫جسی جی" نیز در این اجرای زنده حضور‬ ‫داشتند‪.‬‬

‫لباس جالب بیانسه سوژه رسانه ها‬ ‫همسر بیانسه ستاره معروف هالیوودی مدتی‬ ‫است تصمیم گرفته که به یک گیاهخوار‬ ‫تبدیل شود‪ ،‬او اکنون به صورت موقت یک‬

‫در کنسرت تشکر کرد‪ .‬بعد از اجرای‬ ‫کنسرت نیز این نوجوان به همراه کیم‬ ‫کارداشیان به پشت سن اجرا رفت تا بتواند‬ ‫با کانیه وست از نزدیک مالقات داشته‬ ‫باشد‪ .‬او در این رابطه میگوید ‪ :‬هیچکدام‬ ‫از این صحنه ها را باور نمیکنم‪ .‬این بهترین‬ ‫لحظات طی عمر ‪ 19‬ساله ام بود‪.‬‬

‫از بدن یک حیوان در آن به کار رفته باشد‬ ‫استفاده نمیکنند‪ .‬وی همانند چند روز قبل‬ ‫با آرایش بسیار مالیم و درحالیکه موهایش‬ ‫را به سادگی پشت سرش جمع کرده بود‬ ‫مقابل دوربین عکاسان قرار گرفت‪.‬‬ ‫این نخستین بار نیست که بیانسه بر خالف‬

‫ادل و همسرش در کنسرت لیدی‬ ‫گاگا‬ ‫‪ :‬شنیده میشود که " ادل" خواننده مشهور‬ ‫و محبوب انگلیسی بعد از تولد فرزندش‬ ‫کمتر در محافل عمومی دیده میشود‪ ،‬اما‬ ‫عکاسان موفق شدند " ادل" را به همراه‬

‫او برای این قرار ناهار رومانتیک یک‬ ‫لباس چرمی با طرحی از پوست گاو به‬ ‫همراه یک شلوار چرم انتخاب کرده بود که‬ ‫با عقاید گیاهخواری کامال در تضاد است‪.‬‬ ‫گیاهخواران هرگز از لباسهایی که در آنها‬ ‫از چرم حیوانی استفاده شده و یا قسمتی‬

‫ادامه در صفحه بعد‪...‬‬

‫رژیم غذایی گیاهی ‪ 22‬روزه را پیگیری‬ ‫میکند و بیانسه نیز در این راه وی را‬ ‫حمایت کرده و در کنار او قرار دارد‪ .‬این‬ ‫خواننده هالیوودی ‪ 32‬ساله اخیرا در حالی‬ ‫کنار همسرش دیده شد که برای صرف‬ ‫یک وعده غذای مخصوص به رستوران‬ ‫میرفت‪ ،‬نکته قابل تامل این ماجرا لباسهایی‬ ‫بود که بیانسه به تن داشت‪.‬‬

‫عقاید گیاهخوارانه اش لباس‬ ‫می پوشد‪ ،‬چند روز پیش نیز او‬ ‫با‬ ‫در حالی‬ ‫همسرش دیده‬


‫و‬ ‫ستارگان‬ ‫‪98‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫ســــــــــینما‬

‫مدانا برادرش را یکبار اخراج‬ ‫کرد‪ ،‬دوباره بکار گرفت‬

‫قهر طوالنی کریستین بیل با مادر‬ ‫و خواهرش‬

‫مدانا اصوال اعضای خانواده خود را‬ ‫از مردم طی سالها پنهان کرده است و‬ ‫تا امروز کمتر کسی چهره پدر ومادر‪،‬‬ ‫برادر و یاخواهر او را دیده است‪.‬‬ ‫«مدانا» طی سالها برادرش‬ ‫کریستوفرسیکونی را بعنوان آسیستان‬ ‫شخصی خود و طراح داخلی و مسئول‬ ‫آرتیست های مختلف شوهای خود‬ ‫برگزیده بود وحقوق باالیی هم به او‬ ‫میداد تا یکبار کریستوفر در کتابی‬ ‫نوشت که خواهرم مدانا زنی است بیشتر‬ ‫بدنبال سکس و موادمخدراست او حتی‬ ‫به شوهرش گای ریچی خیانت کرده و با‬ ‫الکس رودزیگر رابطه برقرارکرده بود‪.‬‬ ‫همین سبب شد تا مدانا او را اخراج‬ ‫کند‪ ،‬ولی اخیرا وقتی شنید لیدی گاگا‬ ‫درصدد استخدام او برآمده دوباره او را‬ ‫بکار دعوت کرد‪.‬‬

‫برسر یک اقدام مادر کریستین بیل‪ ،‬این‬ ‫بازیگر معروف با مادر و خواهرش بکلی‬ ‫قهر کرد و دور آنها را خط کشید‪.‬‬ ‫در سال ‪ 2008‬وقتی که کریستین برای‬ ‫افتتاحیه فیلم خود به لندن رفته بود‪ ،‬بخاطر‬ ‫اینکه مادرش تلفن را بروی همسر کریستین‬ ‫قطع کرد‪ ،‬میان شان شکرآب شده بعد هم‬ ‫بکلی رابطه مادر و پسر بهم خورد و تیره‬ ‫شد‪.‬‬ ‫خیلی ها سعی کردند آنها را آشتی دهند ولی‬ ‫خود کریستین زیر بار نرفت‪.‬‬

‫خواهری که هوای برادرش را‬ ‫ندارد‬

‫جولیا رابرتز و اریک رابرتز‪ ،‬خواهر و‬ ‫برادر بازیگر با هم به سینما راه یافته و‬ ‫هر دو خوب پیش میرفتند‪ ،‬ولی اریک با‬ ‫اشتباهاتی در گرایش نقش ها‪ ،‬از خواهرش‬ ‫عقب ماند‪.‬‬ ‫دوستان نزدیک می گویند ایندو ابتدا با‬ ‫هم خیلی صمیمی بودند‪ ،‬ولی جولیا خیلی‬ ‫از اخالقیات برادرش را دوست نداشت‬ ‫وسرانجام از هم جدا شده و هرکدام براه‬ ‫خود رفتند‪ ،‬جولیا اوج گرفت و اریک‬ ‫بمرور از آن موقعیت خوب فرو افتاد‬ ‫درحالیکه نیاز به یاری خواهرش داشت‪،‬که‬ ‫گویا اصال میلی به کمک ندارد‪.‬‬

‫سورپرایز شدن هوادار این‬ ‫هالیوودی پر حاشیه‬

‫‪ :‬هنگامیکه یکی از هواداران کیم‬ ‫کارداشیان در صفحه شخصی این‬ ‫هالیوودی ‪ 31‬ساله پیغام گذاشت هرگز‬ ‫تصور نمیکرد تا چند ساعت دیگر در‬ ‫کنار او روی صندلی بخش " وی آی پی"‬ ‫در حال تماشای کنسرت " کانیه وست "‬ ‫باشد‪ .‬این هوادار نوجوان سیاه پوست قبل‬ ‫از شروع کنسرت در صفحه توئیتر " کیم‬ ‫کارداشیان" نوشت ‪ :‬در میان جمعیت به‬ ‫دنبال شما بودم‪ .‬و وقتی کیم کارداشیان‬ ‫این پیغام را دید در جواب نوشت‪ :‬شماره‬ ‫صندلی ات را بده یک نفر را میفرستم تا‬ ‫بتوانی در کنار من باشی‪ .‬لطفا سریع جواب‬ ‫بده‪ .‬و به این ترتیب این دختر سیاه پوست‬ ‫جوان به قسمت " وی آی پی " برده شد‬ ‫تا با کیم کارداشیان مالقات کند‪ .‬او که‬ ‫به همراه دوستش به جایگاه ویژه رفته بود‬ ‫میگوید ‪ :‬وقتی با دوستم به جایگاه رسیدیم‬ ‫کیم سریعا از جایش بلند شد و به ما‬ ‫خوشامد گفت و از ما به خاطر حضورمان‬


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

97


‫‪96‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫زير چشمي كل كافي شاپ و پاييدم ‪ .‬حسام دوباره‬ ‫گفت ‪:‬‬ ‫ دلم ميخواد از اين به بعد بيشتر با هم در‬‫ارتباط باشيم ‪ .‬شايد خودخواهي باشه ‪ .‬ولي من‬ ‫دوست دارم بيشتر ببينمت ‪ .‬نميدونم عالقه و ميل‬ ‫قلبيت چيه ‪ .‬ولي ميخوام بهم فرصت بدي بيشتر‬ ‫همديگرو بشناسيم ‪ .‬موافقي ؟‬ ‫قبل از اينكه جوابي بدم سفارشاتمون و آوردن‬ ‫‪ .‬غرق فكر بودم و دنبال يه جواب مناسب ‪ .‬از‬ ‫مكثي كه پسر جوون كنار ميزمون كرد و نگاه‬ ‫خيرش روي خودم سرم و ناخودآ گاه به سمتش‬ ‫گرفتم ‪ .‬تعجب و ناراحتي رو از توي صورتش‬ ‫ميشد خوند ‪ .‬تازه متوجه صورتم شدم ‪ .‬سريع شالم‬ ‫و توي صورتم كشيدم ‪ .‬صداي حسام و شنيدم كه‬ ‫با لحني نيمه عصباني گفت ‪:‬‬ ‫ ممنون آقا ميتونين برين ‪.‬‬‫مرد هنوزم وايساده بود ‪ .‬انگار ترسناك ترين منظره‬ ‫رو ديده بود ! يهو تصميم گرفتم و از جام بلند شدم‬ ‫‪ .‬حاال حسام توجهش به من جلب شد با تعجب‬ ‫گفت ‪:‬‬ ‫ هورام كجا ؟‬‫همين كلمه بس بود تا همه نگاها به سمت من‬ ‫برگرده ‪ .‬شالم و با دست روي صورتم نگه داشتم‬ ‫و سريع از در كافي شاپ بيرون اومدم ‪ .‬به سمت‬ ‫ماشين حسام كه اون طرف خيابون بود دويدم ‪.‬‬ ‫چند بار بوق ماشينا متوقفم كرد ولي با تمام توانم‬ ‫ميدويدم ‪ .‬حس ميكردم پاهام حس نداره ‪ .‬نم‬ ‫اشك و تو صورتم حس كردم ‪ .‬باالخره به ماشين‬ ‫رسيدم ‪ .‬ماشين صدايي كرد و درا باز شد ‪ .‬نگاهم‬ ‫و به اون سمت خيابون دوختم ‪ .‬حسام از كافي‬ ‫شاپ بيرون اومده بود و داشت به سمت ماشين‬ ‫ميومد ‪ .‬سريع در و باز كردم و نشستم ‪ .‬همه ي‬ ‫اين اتفاقا شايد چند ثانيه هم طول نكشيد ولي‬ ‫همين كافي بود تا حسم و بد كنه ‪ .‬سرم و روي پام‬ ‫گذاشتم و سعي كردم به اتفاقاي توي كافي شاپ‬ ‫فكر نكنم ‪.‬‬ ‫در سمت راننده باز شد و حسام نشست كنارم ‪.‬‬ ‫هنوزم قصد نداشتم سرم و از روي پام بلند كنم ‪.‬‬ ‫از دست حسام عصباني بودم ‪ .‬چرا منو به كاري‬ ‫مجبور ميكرد كه دوستش نداشتم ؟‬ ‫صداي آروم و زمزمه وار حسام و شنيدم ‪:‬‬ ‫ هورام ‪ .‬حالت خوبه ؟‬‫انگار همين حرف كافي بود تا يهو ازكوره در برم‬ ‫‪ .‬سرم و از روي پام برداشتم و نگاهش كردم ‪.‬‬ ‫عصباني بودم و ناراحت ‪ .‬هنوزم اشكام روي گونم‬ ‫خودنمايي ميكرد ‪ .‬گفتم ‪:‬‬ ‫ نه حالم خوب نيست ‪ .‬چرا مجبورم ميكني‬‫كاري رو انجام بدم كه نميخوام ؟ تو دكتري ‪.‬‬ ‫تو باسواد تر از مني ‪ .‬ولي اين دليل نميشه هر كار‬ ‫دوست داري بكني ‪ .‬شايد من بخوام توي خونه ي‬ ‫خودمون بپوسم ‪.‬‬ ‫حسام سعي كرد آرومم كنه ‪ .‬گفت ‪:‬‬ ‫ هورام جان ‪. . .‬‬‫نذاشتم چيزي بگه گفتم ‪:‬‬ ‫ من و صدا نكن ‪ .‬حداقل اينجوري صدام نكن‬‫‪ .‬اگه فقط يكم روحيه ي من برات مهم بود اصرار‬

‫بيخود نميكردي ‪ .‬من از اين آدماي كنجكاو و‬ ‫متعجب كه يه ساعت زل ميزنن به صورتم متنفرم ‪.‬‬ ‫اونوقت تو من و هل دادي بينشون ؟!‬ ‫نگاهم و ازش گرفتم ‪ .‬با پشت دست اشكام و پاك‬ ‫كردم ‪ .‬حسام به حرف اومد ‪ .‬ناراحت بود ‪:‬‬ ‫ نميخواستم ناراحتت كنم ‪ .‬ميخواستم بهت بگم‬‫كه ‪. . .‬‬ ‫نفس عميقي كشيد و ادامه ي حرفش و نگفت ‪.‬‬ ‫به جاش گفت ‪:‬‬ ‫ حق با توئه ‪ .‬من نبايد مجبورت ميكردم ‪.‬‬‫آروم تر شده بودم ‪ .‬با لحن آروم گفتم ‪:‬‬ ‫ من و برسون خونمون ‪.‬‬‫حسام يكم مكث كرد ولي باالخره ماشين و روشن‬ ‫كرد و به سمت خونمون حركت كرد ‪.‬‬ ‫تمام مدت اخمام تو هم بود و ساكت زل زده بودم‬ ‫به آسفالت خيابونا ‪ .‬حسامم چيزي نميگفت ‪.‬‬ ‫چيزي طول نكشيد كه جلوي خونمون نگه داشت‬ ‫‪ .‬سريع در و باز كردم و پياده شدم ‪ .‬در و بستم ‪.‬‬ ‫در طرف راننده باز شد و حسام پياده شد ‪ .‬با لحني‬ ‫ناراحت گفت ‪:‬‬ ‫ نميخواستم اينجوري بشه ‪ .‬ميخواستم يه روز‬‫خوب و برات بسازم ‪.‬‬ ‫ ممنون واقعا !‬‫ هورام ‪ . . .‬من و ببين ‪.‬‬‫نگاهم و با سماجت به كفشام دوخته بودم ‪ .‬دوباره‬ ‫گفت ‪:‬‬ ‫ هورام نگاهم كن ‪.‬‬‫سرم و باال آوردم ‪ .‬قيافش تو هم بود و اخم داشت‬ ‫‪ .‬ولي لحن صداش آروم بود ‪ .‬گفت ‪:‬‬ ‫ بيا امروز و اتفاقاتش و فراموش كنيم ‪ .‬يه روز‬‫ديگه ميريم بيرون باشه ؟‬ ‫فقط سر تكون دادم ‪ .‬دوباره گفت ‪:‬‬ ‫ برو تو ‪ .‬مواظب خودت باش ‪.‬‬‫ خداحافظ ‪.‬‬‫اين و گفتم و سريع وارد خونه شدم ‪ .‬هيوا با ديدنم‬ ‫تعجب كرد و گفت ‪:‬‬ ‫ چقدر زود برگشتي ‪.‬‬‫با همون عصبانيتي كه داشتم گفتم ‪:‬‬ ‫ كارمون زود تموم شد ‪ .‬من ميرم تو اتاقم ‪.‬‬‫دو تا يكي پله ها رو باال رفتم و خودم و توي اتاقم‬ ‫انداختم ‪ .‬تازه فرصت پيدا كردم كه يكم فكر كنم‬ ‫‪ .‬رفتارم شايد يكم تند بود ‪ .‬بيشترم از اصراراي‬ ‫حسام حرصم گرفته بود ‪ .‬چرا فكر ميكرد اون‬ ‫عقل كله و من يه كله پوك ؟!‬ ‫پوفي كردم ‪ .‬ميگفت دلش تنگ شده برام ‪ .‬براي‬ ‫چي دلش تنگ شده ؟ مگه من تو زندگيش چه‬ ‫جايگاهي داشتم كه االن با نديدنم بخواد دلش‬ ‫تنگ بشه ؟! اينا همش عادته ‪ .‬فكر ميكنه از من‬ ‫خوشش مياد ‪ .‬ولي اينجوري نيست ‪ .‬كي از يه آدم‬ ‫منزوي خوشش مياد ؟! كاش ديگه براي ديدنم‬ ‫اصرار نكنه ‪ .‬وقتي احساساتش و درك نميكنم‬ ‫چرا بايد پا به پاش برم بيرون ؟‬ ‫اصال نميفهمم اين دو تا دوست چشونه ! اون از‬ ‫آراد ‪ .‬اينم از حسام ! دلم ميخواست از جفتشون‬ ‫فاصله بگيرم ‪ .‬با رفتاراشون من و معذب و گيج‬ ‫ميكردن ‪.‬‬

‫*****‬ ‫ سالم بانو ‪ .‬بيداري ؟‬‫با بي تفاوتي گفتم ‪:‬‬ ‫ سالم ‪ .‬آره بيدارم ‪.‬‬‫ناراحت بودم ‪ .‬از دست حسام ‪ .‬از دست آراد ‪.‬‬

‫ منم به كمكت احتياج دارم ! ببينم ميخواي‬‫رفيق نيمه راه بشي ؟ قرارمون چي بود ؟ من‬ ‫كمكت كنم ‪ .‬توام به من كمك كني ‪.‬‬ ‫نفسم و محكم دادم بيرون ‪ .‬انگار نميشد هيچ‬ ‫جوري از اين دو تا دوري كرد ‪ .‬گفتم ‪:‬‬

‫حتي از دست خودم ‪ .‬حاال ميخواستم با لحن بي‬ ‫تفاوتم تالفيش و سر آراد در بيارم ‪ .‬كار درستي‬ ‫بود ؟!‬ ‫ بانو چرا عُ نُقي ؟! باز پشه لگدت كرده ؟‬‫تو صداش خنده موج ميزد ‪ .‬ولي من جدي گفتم ‪:‬‬ ‫ كاري داشتي ؟ ميخواستم بخوابم ‪.‬‬‫يكم مكث كرد و گفت ‪:‬‬ ‫ االن چه وقته خوابه ؟ تازه سر شبه كه !‬‫ خستم ‪.‬‬‫ كوه كندي بانو ؟ خسته نباشي ‪ .‬بيام ماساژت‬‫بدم خستگيت در بره ؟!‬ ‫ آراد حوصله ي شوخي ندارم ‪.‬‬‫ چشم شوخي هم نميكنيم ! بيا پايين منتظرم ‪.‬‬‫‪ -‬ميخوام بخوابم ‪.‬‬

‫ چند لحظه صبر كن ‪.‬‬‫ قربون اين بانوي خير ‪ .‬اومديا ‪ .‬نكاري منو ‪.‬‬‫لبخند محوي روي لبم نشست گفتم ‪:‬‬ ‫ اومدم ‪.‬‬‫گوشي و قطع كردم و لباس پوشيدم ‪ .‬از اتاقم‬ ‫اومدم بيرون و با قدماي آروم به سمت در رفتم ‪.‬‬ ‫نسبت به شباي گذشته كمتر استرس داشتم ‪ .‬ديگه‬ ‫برام بيرون رفتن اين ساعت عادي شده بود ‪.‬‬ ‫كليد خونه رو برداشتم و رفتم بيرون ‪ .‬آراد با ديدنم‬ ‫گفت ‪:‬‬ ‫ حاال مارو ميخواي بپيچوني بانو ؟ داشــــ ‪. . . .‬‬‫سريع رفتم جلو و دهنش و گرفتم ‪ .‬متعجب خيره‬ ‫نگاهم كرد زمزمه وار گفتم ‪:‬‬

‫ادامه دارد‪...‬‬


‫‪95‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫خ (‪)51‬‬ ‫انوی سر‬ ‫ب‬ ‫ به چي فكر ميكني ؟‬‫سرم و به سمتش برگردوندم ‪ .‬با صداش از فكر و‬ ‫خياالي خودم بيرون اومدم ‪ .‬با حالتي شرمنده سرم‬ ‫و پايين انداختم و گفتم ‪:‬‬ ‫ هيچي ‪.‬‬‫بعد با كمي مكث گفتم ‪:‬‬ ‫ شرمنده ! مجبور شدم به خاطر بيرون اومدن از‬‫خونه يه دروغي بگم ‪ .‬آخه من زياد بيرون نميرم‬ ‫‪ .‬براي همين هر چيز ديگه اي كه ميگفتم اوضاع‬ ‫رو بد ميكرد ‪.‬‬ ‫دكتر لبخند محوي زد و گفت ‪:‬‬ ‫ اشكال نداره ‪ .‬ميفهمم چي ميگي ‪ .‬همين كه‬‫اومدي خودش خيليه ‪ .‬ممنون ‪ .‬و ببخشيد كه بهت‬ ‫دردسر دادم و مجبور شدي به خاطر من دروغ بگي‬ ‫‪.‬‬ ‫چيزي نگفتم ‪ .‬ماشين حركت ميكرد و من حتي‬ ‫نميدونستم قراره كجا بريم ! سرم و به سمت حسام‬ ‫برگردوندم و گفتم ‪:‬‬ ‫ كجا داريم ميريم ؟‬‫حسام براي چند لحظه كوتاه نگاهم كرد و بعد‬ ‫گفت ‪:‬‬ ‫ يه جا كه بشه نشست و حرف زد ‪.‬‬‫ ميشه جايي نريم ؟ همين تو ماشين بشينيم ‪.‬‬‫نگاهش و بهم دوخت و گفت ‪:‬‬ ‫ هنوز نتونستي كنار بياي با احساساي بدت ؟‬‫ فعال ترجيح ميدم جاهاي شلوغ نرم ‪.‬‬‫نفس عميقي كشيد ولي ماشين و نگه نداشت ‪.‬‬ ‫مطمئن بودم حسام كاري بر خالف عالقه ي قلبيم‬ ‫نميكنه و يه جورايي مطمئن بودم االن يه جاي‬ ‫خوب پيدا ميكنه و ماشين و نگه ميداره تا با هم‬ ‫حرف بزنيم ‪ .‬نگاهم و به شيشه ي كناريم دوختم‬ ‫‪ .‬بارون تندي ميومد ‪ .‬حسام ماشين و نگه داشت‬ ‫‪ .‬سرم به سمتش برگشت ‪ .‬ماشين و خاموش كرد‬ ‫و گفت ‪:‬‬ ‫ پياده شو !‬‫با تعجب و اخم نگاهش كردم گفتم ‪:‬‬ ‫ كجا ؟‬‫ يه كافي شاپ خوب اون طرف خيابون هست ‪.‬‬‫اونجا ميشينيم حرف ميزنيم ‪.‬‬ ‫خشم و ناراحتي با هم توي وجودم ريخت ‪ .‬گفتم ‪:‬‬ ‫ چي ميگي ؟ من كه گفتم از ماشين پياده نميشم‬‫‪.‬‬ ‫ اين كافي شاپ هميشه خلوته ‪ .‬مخصوصا االن‬‫و اين ساعت ‪ .‬پياده شو ‪.‬‬ ‫انگار حرف من براش اهميتي نداشت ‪ .‬گفتم ‪:‬‬ ‫ تو برو من منتظرت ميمونم برگردي !‬‫ من به خاطر تو اومدم اينجا ‪.‬‬‫ منم از اول گفتم كه از ماشين پياده نميشم ‪.‬‬‫رفت توي جلد دكتر مهربونش ‪ .‬با آرامش خاصي‬ ‫كه مخصوص خودش بود گفت ‪:‬‬ ‫ ببين هورام ‪ .‬بايد يه قدم برداري ‪ .‬االن پياده‬‫شو با من ‪ .‬قول ميدم هيچ چيز ناراحت كننده اي‬ ‫وجود نداره ‪.‬‬ ‫ ميخواي مجبورم كني ؟‬‫هنوز اخمام تو هم بود ‪ .‬اونم اخماش يكم تو هم‬

‫رفت و گفت ‪:‬‬ ‫ مجبورت نميكنم ‪ .‬ولي به‬‫خاطر خودت ميگم ‪ .‬ميخوام‬ ‫توي اجتماع باشي ‪.‬‬ ‫ فعال نميخوام جاي شلوغ برم ‪.‬‬‫من اين و گفته بودم بهت !‬ ‫ اگه من دكترتم صالح ميدونم‬‫االن از ماشين پياده شي هورام ‪.‬‬ ‫خودش پياده شد ‪ .‬بي توجه به‬ ‫حرفي كه بهش زده بودم ‪ .‬اومد‬ ‫سمت ديگه ي ماشين و در و باز‬ ‫كرد گفت ‪:‬‬ ‫ بيا پايين ‪.‬‬‫لحنش محكم بود ‪ .‬ولي مهربونم‬ ‫بود ! براي آخرين بار تالش‬ ‫خودم و كردم و گفتم ‪:‬‬ ‫ ميخوام تو ماشين بمونم ‪.‬‬‫حسام انگار از لحن آروم من‬ ‫فكر كرده بود تونسته متقاعدم‬ ‫كنه چون با لحن نسبتا محكمي‬ ‫گفت ‪:‬‬ ‫ پياده شو هورام ‪ .‬ترس نداره‬‫كه ‪.‬‬ ‫در مقابل اصراراش نتونستم‬ ‫مقاومت كنم باالخره از ماشين‬ ‫پياده شدم سرم و پايين انداختم‬ ‫و تا جايي كه ميشد توي شالم‬ ‫فرو رفتم ‪ .‬درست كنار حسام‬ ‫به سمت كافي شاپ رفتم ‪.‬‬ ‫همه ي حواسم به مردمي‬ ‫بود كه از كنارم رد ميشدن‬ ‫‪ .‬وارد كافي شاپ شديم‬ ‫‪ .‬حسام به يه ميز اشاره‬ ‫كرد و گفت ‪:‬‬ ‫ اونجا خوبه بشينيم ؟‬‫من بدون توجه به حسام و حرفش‬ ‫به طرف صندليايي كه بهش اشاره‬ ‫كرده بود رفتم و نشستم ‪ .‬تازه اون لحظه بود كه‬ ‫احساس امنيت كردم ‪ .‬يه گوشه ي دنج كافي شاپ‬ ‫نشسته بوديم ‪ .‬هر كس حواسش به خودش بود‬ ‫و اونقدرام كه حسام ميگفت اينجا خلوت نبود‬ ‫‪ .‬سرم و پايين انداختم و سعي كردم صورتم و‬ ‫بيشتر سمت ديواري كه كنار ميزمون قرار داشت‬ ‫بگردونم ‪ .‬حسام با ديدن عكس العمل من گفت ‪:‬‬ ‫ هورام راحت بشين ‪ .‬كسي حواسش به تو نيست‬‫‪.‬‬ ‫دلم ميخواست بهش اخم كنم ‪ .‬دلم ميخواست هر‬ ‫بد و بيراهي كه بلدم نثارش كنم ‪ .‬دوست داشتم‬ ‫برگردم خونه ‪ .‬اگه ميدونستم قراره همچين جايي‬ ‫بيام هيچ وقت قبول نميكردم ‪ .‬جوابي بهش ندادم‬ ‫‪ .‬حتي نگاهشم نكردم ‪ .‬دوباره صداش و شنيدم ‪:‬‬ ‫ هورام ‪ .‬ميشه چند لحظه عادي بشيني ؟‬‫اينجوري داري بيشتر جلب توجه ميكني !‬ ‫ من راحتم ‪.‬‬‫‪ -‬خيلي خب ‪ .‬ميدونم راحتي ‪ .‬ولي سعي كن‬

‫طبيعي رفتار كني ‪ .‬فوقش صورتتم ببينن ‪.‬‬ ‫مگه چي ميشه ؟!‬ ‫حاال بايد براش يه ساعت توضيح ميدادم ! واقعا‬ ‫نميدونست حسم چيه ؟! نگاهش كردم گفت ‪:‬‬ ‫ صاف بشين ‪ .‬به كسي هم نگاه نكن ‪.‬‬‫ گفتم كه راحتم !‬‫جو اونجا و حرفاي حسام و نگاهاي متعجبي كه‬ ‫سنگينيشون و روي خودم حس ميكردم باعث‬ ‫شده بود آرامشم و از دست بدم و پرخاشگر بشم ‪.‬‬ ‫حسام يكم بهم خيره شد و بعد گفت ‪:‬‬ ‫ خيلي خب ! چي ميخوري ؟‬‫ فرق نداره ‪.‬‬‫چند لحظه رو صورتم مكث كرد و بعد مردي كه‬ ‫گوشه اي وايساده بود و لباس مخصوص تنش بود‬ ‫و صدا زد ‪ .‬با نزديك شدن مرد به ميزمون خودم‬ ‫و بيشتر تو ديوار فرو كردم ‪ .‬اصال نفهميدم حسام‬ ‫چي سفارش داد ‪ .‬وقتي حس كردم اون مرد از‬ ‫ميزمون دور شد يكم راحت تر نشستم ‪.‬‬ ‫چرا من و تو اين موقعيت قرار داده بود ؟! چرا‬

‫نميفهميد كه‬ ‫من و تحت‬ ‫نميدونست بايد‬

‫نبا يد‬ ‫فشار بذاره ؟ مثال دكتر بود !‬ ‫باهام چجوري رفتار كنه ؟!‬ ‫حسام سكوت و شكست ‪:‬‬ ‫ دلم خيلي برات تنگ شده بود ‪.‬‬‫نگاهم و بهش دوختم ‪ .‬خجالت زده بودم ‪ .‬چه‬ ‫راحت ابراز دلتنگي ميكرد ‪ .‬سرم و انداختم پايين‬ ‫‪ .‬دوباره گفت ‪:‬‬ ‫ ميخواستم تا روزي كه مياي مطب صبر كنم ‪.‬‬‫ولي حس كردم ديگه نميتونم ‪ .‬تو دلت براي من‬ ‫تنگ نشده بود ؟‬ ‫با اين سوالش دوباره خيره شدم بهش ‪ .‬چي بايد‬ ‫ميگفتم ؟! مكث كردم ‪ .‬انگار فهميد دارم دنبال‬ ‫جواب ميگردم ‪ .‬خنديد و گفت ‪:‬‬ ‫ مثل اينكه دل تو برام تنگ نشده ‪ .‬راحت باش‬‫‪ .‬نميخواد خودت و درگير كني !‬ ‫صورتش ميخنديد ولي حس كردم ناراحت‬ ‫شد ! لبخند كم جوني بهش زدم ‪ .‬دوباره‬

‫ادامه در صفحه بعد‬


‫‪94‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫مدیریت توقعات‬ ‫در ازدواج و‬ ‫روابط عاشقانه‬

‫تقریب ًا همه ما از تک‌تک‬ ‫لحظاتمان انتظار نتیجه داریم‪.‬‬ ‫مث ً‬ ‫ال وقتی سوئیچ را در ماشین‬ ‫می‌چرخانید‪ ،‬انتظار دارید ماشین‬ ‫روشن شود‪ .‬و وقتی این اتفاق‌ها‬ ‫نمی‌افتد‪ ،‬فوراً دچار ناامیدی‬ ‫می‌شویم‪ .‬این درمورد روابطمان‬ ‫هم صدق می‌کند‪ .‬برای خیلی‬ ‫از ما انتظاراتمان از نامزد یا‬ ‫همسرمان متفاوت است‪ .‬درواقع‪،‬‬ ‫این تفاوت‌ها اینقدر مهم می‌شوند‬ ‫که اگر برآورده نشوند‪ ،‬موجب‬ ‫پایان یافتن آن رابطه یا ازدواج‬ ‫می‌شود‪.‬‬ ‫خیلی از توقعات ما از تجربیات دوران‬ ‫کودکی مان و رابطه‌ای که بیشترین تاثیر را‬

‫روی ما داشته است ‪--‬والدین‌ و خانواده‪-‬‬ ‫سرچشمه می‌گیرد‪ .‬اگر در خانه‌ای بزرگ‬‫شده باشید که فقط با یکی از والدین زندگی‬ ‫می‌کرده‌اید‪ ،‬ممکن است انتظارات بسیار‬ ‫کم و محدودی از طرفتان پیدا کنید‪ .‬یا‬ ‫شاید هم فانتزی کودکانه‌ای داشته‌‌اید که‬ ‫پدر یا مادر چگونه است و حاال انتظاراتتان‬ ‫از طرف‌مقابل به طور غیرواقع‌بینانه‌ای باال‬ ‫می‌رود‪.‬‬

‫که به علت پایین بودن درآمد خانواده‪ ،‬از‬ ‫همان سنین کودکی یاد گرفته‌اید که قدر‬ ‫هر یک ریال خود را بدانید‪ .‬اما همسرتان‬ ‫در یک خانواده طبقه باال متولد شده است‬ ‫که پول در آن اص ً‬ ‫ال مسئله مهمی نبوده است‬ ‫و عادت‌های ولخرجی زیادی دارد‪ .‬برای‬ ‫موفق شدن این رابطه‪ ،‬باید بین دو طرف‬ ‫مصالحه‌ای صورت بگیرد‪.‬‬

‫حتی اگر در خانواده‌ای با هر دو والدین‬ ‫بزرگ شده باشید‪ ،‬ممکن است توقعاتی‬ ‫داشته باشید که خودتان از آن بی‌خبرید‪.‬‬ ‫مث ً‬ ‫ال مردی که در خانواده‌ای بزرگ شده‬ ‫است که پدر خانواده تمام روز کار می‌کرده‬ ‫و در کارهای خانه به مادر کمک نمی‌کرده‬ ‫است‪ ،‬ممکن است توقع داشته باشد که وقتی‬ ‫به خانه می‌آید‪ ،‬از او پذیرایی شود و خودش‬ ‫هیچ کمکی در کارهای خانه نکند‪ .‬اما اگر‬ ‫همسرش در خانواده‌ای بزرگ شده باشد که‬ ‫هر دو والدین شاغل بوده‌اند و پدر خانواده‬ ‫نقش فعالی در کارهای خانه داشته است‪ ،‬از‬ ‫همسرش هم همین توقع را خواهد داشت‪.‬‬ ‫اگر این تفاوت‌ها برای هر دو طرف یا‬ ‫یکی از آنها خیلی مهم باشد‪ ،‬و هیچکدام از‬ ‫طرفین حاضر به کوتاه آمدن نباشد‪ ،‬این رابطه‬ ‫بر هم خواهد خورد‪.‬‬

‫شاید شما هم بر سر خیلی از اینگونه مسائل‬ ‫پیش‌پاافتاده هر روز با هم جر و بحث دارید‪.‬‬ ‫موضوع این اختالفات هر چه که باشد‪ ،‬این‬ ‫احتمال وجود دارد که دلیل اصلی آن تفاوت‬ ‫در توقعات شما دو نفر باشد‪ .‬شما برای حل‬ ‫این مسائل چه می‌کنید؟ البته رفتن به دادگاه‬ ‫برای طالق را فراموش کنید‪.‬‬ ‫به جای اینکه مدام با هم جنگ و جدل‬ ‫کنید‪ ،‬برای چند ساعت یا حتی چند روز‬ ‫عقب بکشید و کمی فکر کنید‪ .‬وقتی‬ ‫اعصاب ��ر دو شما آرام‌تر شد‪ ،‬اولین سوالی‬ ‫که باید از همسرتان بپرسید این است که‪:‬‬ ‫انتظار تو (درمورد کارهای خانه‪ ،‬مسائل‬ ‫مالی یا هر موضوع دیگر) چیست و این‬ ‫توقع از کجا می‌آید؟ خیلی خوب است که‬ ‫همین سوال را از خودتان هم بپرسید‪ .‬این‬ ‫احتمال هست که نظر هر دو شما به دوران‬ ‫کودکی‌تان یا روابط قبلی‌تان برگردد‪.‬‬

‫نمونه دیگر از پرورش یافتن متفاوت را‬ ‫می‌توان در حیطه مسا‌ئل مالی ببینیم‪ .‬فرض‬ ‫کنید شما در خانه‌ای بزرگ شده باشید‬

‫حتی زوج‌هایی که با پیشینه خانوادگی‬ ‫یکسان کنار هم قرار می‌گیرند می‌توانند‬ ‫درمورد توقعاتشان با هم حرف بزنند‪ .‬چیزی‬

‫که برای شما واضح و طبیعی می‌آید ممکن‬ ‫است موجب تعجب طرف‌مقابلتان شود و‬ ‫برعکس‪.‬‬ ‫یک موسسه مشاوره ای نکات زیر را برای‬ ‫حفظ یک رابطه خوب پیشنهاد می‌دهد‪:‬‬ ‫• درمورد توقعات و نیازهایتان با هم حرف‬ ‫بزنید؛ دالیل آن را هم باید مطرح کنید‪.‬‬ ‫• برای صحبت و توافق کردن درمورد‬ ‫چیزهایی که از هم می‌خواهید مشتاق باشید‪.‬‬ ‫• نخواهید که همسرتان برای برآوردن همه‬ ‫انتظارات شما خود را تغییر دهد‪ .‬برای‬ ‫پذیرفتن تفاوت‌های بین همسر ایدآل و فرد‬ ‫واقعی که با او ازدواج کرده‌اید تالش کنید‪.‬‬ ‫• سعی کنید مسائل را از نگاه طرف‌مقابلتان‬ ‫ببینید‪ .‬این به آن معنا نیست که باید همیشه‬ ‫با هم موافقت کنید‪ ،‬اما باید تفاوت‌های‬ ‫بین خودتان‪ ،‬نظرات و نیازهای جداگانه‬ ‫همدیگر را درک کرده و به آنها احترام‬ ‫بگذارید‪.‬‬ ‫• وقتی انتظارات‪ ،‬نیازها و نظراتتان با هم‬ ‫تفاوت دارند‪ ،‬برای صحبت کردن در این‬ ‫رابطه صادقانه و با جدیت تالش کنید‪.‬‬ ‫قبل از اینکه اوضاع بین شما وخیم شود‪،‬‬ ‫می‌توانید از متخصص مشاور کمک بگیرید‪.‬‬ ‫• همه تالشتان را به کار گیرید تا به‬ ‫همسرتان بفهمانید که چقدر دوستش دارید‪.‬‬


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

93

Roza Fox

Javanan Toronto would love to hear your stories about life in our city they may be in Farsi or English. Each week we will print new stories allowing us and you to keep in contact. Please send your stories to info@javanan.ca Attention Roza We look forward to interacting with our readers

t c e f r r d e o n f P t Ki e f i d h i y T Gerf K v E o


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

There are so many toys flooding the market each year, it can be hard for a well-intentioned parent to choose! We want to spend our hard-earned money on something that will make our kids’ eyes light up on Christmas morning and keep them engaged and stimulated for long periods of time…and, hey, a little learning is never a bad thing either. Check out our list of top-notch, high-quality toys for every kind of kid under the sun including the bookworm, the builder, the computer whiz, the artist, and more! The Bookworm Favorite Series Starters Boxed Set: A collection of first books from five favorite series for early chapter book readers 19.31$ (six to nine years) – The best gift you can give to a true bookworm is the opportunity to discover a new beloved literary series. Children (and adults) love following their favorite characters across multiple books and adventures. We love that this boxed set will introduce kids to not one, but five, classic kid lit series through the first book in each. The Computer Whiz Sifteo Cube Intelligent Game System 129.95$ (seven+ years) – Called “building blocks for geeks” by Wired Magazine and “a kick in the imagination” by The New York Times, Sifteo cubes are a tactile and interactive game system that allows kids to play tech games and puzzles in three dimensions. We love it because it turns normally passive screen time into a much more interactive experience. The multi-award winning cubes sense each other and your gestures, display full-color graphics, respond to touch, and communicate wirelessly. Great for individuals or groups – tilt, shake, neighbor, press, scootch, wiggle, slide, flip and stack the cubes for lots of hands-on play. The Scientist Primary Science Set by Learning Resources 29.99$ (four+ years) – This kit of real science tools is perfectly sized for little hands. It comes with 10 double-

sided activity cards, a beaker, a magnifying glass, a funnel, an eyedropper, a flask, tweezers, goggles, a large six-inch test tube and stand, and two small test tubes. The authenticity of these items will have your little scientists dying to experiment. The Builder Magna-Tiles Clear Colors 100 Piece Set 120$ (two to twelve years) – I discovered Magna-Tiles last year and they were the big present under the tree for the kids. They’re definitely more of an investment, but have been totally worth it. The kids have played with them multiple days a week for the last year straight. Teachers

this Parents’ Choice Gold Award and Mensa National Competition winner is still fantastic for working on shape and color recognition as well as pattern perception and spatial reasoning. It’s also a great critical thinking game that’s challenging and engaging for kids and adults alike. This is one that our family is sure to be playing for years to come. The Artist Crayola Oil Pastels 5.99$ (two+ years) – With their creamy and vivid colors, kids can tell there’s something extra special about oil pastel crayons as soon as they start using them. They’re also fantastic for learning about color theory

absolutely rave about these blocks and the play possibilities are endless. Because they join together using magnets, kids can create elaborate structures (often taller than they are) without becoming frustrated by crashes. They’re also great for use with other toys. They can be used along with blocks and LEGOs to make towering structures, with marbles and cars to make tunnels, bridges, and marble runs, or even with dolls to create doll houses. The Board Gamer Qwirkle by Mindware 24.95$ (five+ years) – My son got this strategic domino and Scrabblelike game for his fifth birthday and asks to play it during our one-on-one time or as a family several times a week. Although we’ve altered the rules and points system a bit to adjust for his age,

because they blend to create true secondary colors. The compact size and inexpensive price of these fancy crayons make them the perfect stocking stuffer. The Great Pretender Melissa & Doug Puppets starting at 19.99$ (three+ years) – When most parents think “make believe” their brains go straight to dress up (which is fantastic for kids), but don’t forget about the wonderful play potential of puppets too. They’re great for storytelling and for learning about emotions. These are very high-quality puppets that remind me of the type real puppeteers would use. If you want to go all out, Melissa & Doug also has a nice puppet theater. We also really like the creative component of this Deluxe Fuzzy Make-Your-Own Monster Puppet kit. The Athlete

92

Kickback Soccer Goal and Pitch Back by Step34.99$ 2 (three to seven years) – This versatile set gives you a lot of bang for your buck. It includes a soccer ball, two hockey sticks, a street hockey puck and a pitch back ball. That means young kids can use this to play soccer and hockey as well as to practice their pitching and catching with the pitch back feature of the net. If you have a little sports lover, this set will give him or her lots of ways to have fun outside for a wallet-friendly price. The Homemaker Red Vintage Kitchen by KidKraft 149.99$ (two to eight years) – The play kitchen is a quintessential play toy that I would recommend for every child if you have the space and budget. There are so many different ways kids can play with them – cooking at home, setting up a restaurant, having a tea party, going shopping and unloading the groceries, etc. We bought this one for the kids two years ago (when they were one and three), and couldn’t be happier with it. I really like the look of the thing and I think the vibrant red is gender neutral. Despite a small footprint, this kitchen still has all the amenities and both my kids enjoy regularly playing at it simultaneously. (Side note: people sometimes ask if kids will get too big for this smaller kitchen – mine are 95th percentile in height and haven’t had an issue). If you’re looking for a big wow gift from Santa, this could very well be it! The Outdoorsman Backyard Safari Field Scope/ Insecto-Scope by Summit 9.99$ (four to twelve years) – This scope’s large, easy-to-handle design is perfect for little hands. Kids can trap whatever they want under it, then use the light and knob for 6x magnification. Bonus: A lot of parents also report kits like these helping their little ones to overcome their bug phobias. Read more: http://www.ehow. com/ehow-mom/educationand-activities/blog/theperfect-gift-for-every-kind-ofkid/#ixzz2n6pTMy7Z


‫‪91‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫مامان_ نگین ِ من پاکه‪..‬بچه م داره با دوستاش‬ ‫درس می خونه پشت سر خواهرت صفحه‬ ‫نذار‪......‬‬ ‫نسترن پوزخند زد‪ :‬هه‪..‬درس؟‪......‬از کجا‬ ‫مطمئنی؟‪......‬مگه همه جا باهاش هستی که ببینی‬ ‫کجا میره؟با کیا نشست و برخاست می کنه؟‪..‬‬ ‫مگه روز و ازش گرفتن که شبا پا میشه میره خونه‬ ‫ی دوستاش؟‪..‬این بی ابرویی نیست که دختر ‪14‬‬ ‫ساله ت شب بیرون از خونه بمونه و گاهی هم به‬ ‫بهونه ی درس خونه ی دوستاش بخوابه و تازه فردا‬ ‫ظهرش برگرده خونه ؟!‪.............‬‬ ‫مامان گوشه ی لبشو با حرص می گزید و با چشم‬ ‫به بابا اشاره می کرد و از نسترن می خواست دیگه‬ ‫ادامه نده‪..‬‬ ‫بابا از رو مبل بلند شد و در حالی که چشماشو‬ ‫باریک کرده بود با تردید پرسید‪ :‬تو چی گفتی؟‪..‬‬ ‫نگین االن کجاست؟‪........‬‬ ‫رو به مامان گفت‪ :‬مگه تو اتاقش نیست؟!‪..‬‬ ‫مامان لب باز کرد حرف بزنه که نسترن با همون‬ ‫پوزخند ِ خاصش گفت‪ :‬شبایی که شما شیفتی‬ ‫نگین درسشو بهونه می کنه و خونه ی دوستاش‬ ‫می مونه‪..‬نمی دونم چرا مامان تا حاال باهاتون در‬ ‫میون نذاشته حتما واسه اینه که به نگین چیزی‬ ‫نگید‪..‬مامان شاید بتونه پنهون کاری کنه اما من‬ ‫نه!‪.......‬‬ ‫بابا سر مامان که اخماشو کشیده بود تو هم داد زد‪:‬‬ ‫نسترن راست میگه؟‪..‬راست میگه راضیه؟‪......‬‬ ‫مامان هم طبق معمول از نگین دفاع کرد و با‬ ‫صدای بلند گفت‪ :‬خوبه خوبه حاال چیه شلوغش‬ ‫کردید؟‪..‬همه ی دوستاشو می شناسم‪..‬هر وقت‬ ‫خواسته بمونه با دوستش حرف زدم‪......‬‬ ‫بابا_ چرا به من نگفتی؟‪..‬و بلندتر ادامه داد‪:‬چرا‬ ‫موضوعه به این مهمی رو از من پنهون کردی؟‪.....‬‬ ‫مامان رو ترش کرد و گفت‪ :‬چرا داد می زنی؟‪..‬‬ ‫اگه پدری و وظایفتو می شناسی وایسا باال سر بچه‬ ‫هات واسه من داد و هوار راه ننداز‪.......‬‬ ‫بابا_ وظیفه ی من اینه که برم بیرون از خونه و‬ ‫صبح تا شب با هزار نفر دهن به دهن بذارم و‬ ‫اوقاتمو بکنن اوقاته سگ تا یه لقمه نون بذارم‬ ‫سر سفره ی زن و بچه م‪..‬تربیت بچه ها کار تو ِ نه‬ ‫من‪..‬مادرشونی براشون مادری کن‪..‬‬ ‫مامان داد زد‪ :‬دیگه باید چکار کنم؟‪..‬از خوشیام‬ ‫دارم براشون مایه میذارم که یه وقت احساس‬ ‫ناراحتی نکنن‪..‬مردم سالی ‪ 10‬بار زناشونو می‬ ‫برن مسافرت ولی من چی؟‪..‬هی بشور‪ ،‬بپز و بذار‬ ‫جلوی شوهر و بچه هات تهشم اینجوری جوابتو‬ ‫میدن‪......‬‬ ‫بابا_ مگه من واسه ت کم میذارم؟‪..‬سال تا سال‬ ‫یه پیرهن واسه خودم نمیخرم هر چی دارم و‬ ‫ندارم میدم دست تو و خرج زندگیمون می کنم هر‬ ‫تابستون می برمتون یه وری دیگه وسعم نمی کشه‬ ‫تو میگی چکار کنم؟‪....‬‬ ‫مامان_ مردم شوهراشون چکار می کنن؟ تو هم‬ ‫همون کارا رو بکن‪....‬این پول ِ بخور نمیرت‬ ‫کفاف زندگیمونو نمیده‪.......‬‬ ‫بابا از روی حرص پوزخند زد‪ :‬اگه ولخرجی های‬ ‫تو نبود بعد از این همه سال یه مغازه واسه خودمون‬ ‫داشتیم که کمک خرجمون باشه‪..‬ولی اونوقت کی‬ ‫هر هفته ‪ 200‬هزارتومن پول آرایشگاه بده و‬ ‫مدل به مدل لباس بخره و دکور خونه رو عوض‬ ‫کنه؟‪.....‬همین حقوق به قول تو بخور نمیرمون رو‬ ‫تو داری صرفه چیزای بیخودی می کنی‪..‬شوهرای‬ ‫مردم همه شون یه شبه به مال و منال نرسیدن‪..‬‬ ‫کسی از تو شکم ننه ش پولدار به دنیا نمیاد‪..‬من‬

‫واسه همین یه لقمه نون ِ حالل تو سفرمون عرق‬ ‫می ریزم‪..‬زحمت می کشم فقط واسه اینکه حالل‬ ‫باشه‪..‬اگه ارزوی خونه های انچنانی و شوهر ِ‬ ‫خرپول و زندگی های مرفه و ماشینای مدل باال رو‬ ‫داشتی پس چرا قبول کردی با من ازدواج کنی؟‪..‬‬ ‫چرا دم از عشق و عاشقی می زدی؟‪..‬فقط می‬ ‫خواستی منو بدبخت کنی؟‪.......‬‬ ‫بابا فریاد می زد و مامان بغض ِ توی گلوش از اون‬ ‫نگاهه سرزنش بار سنگین تر می شد‪..‬‬ ‫نمی دونم چی شد!!!!!‪..‬اصال چرا اینکارو‬ ‫کرد؟!!!!‪..‬فقط به خودم که اومدم دیدم مامان‬ ‫داره به سرعت میاد سمتم‪..‬دستش که رفت باال‬ ‫نشستم سینه ی دیوار و تو خودم مچاله شدم‪..‬‬ ‫صدای جیغم انقدر بلند بود که خودمم به وحشت‬ ‫افتادم‪..‬‬ ‫منو گرفت زیر مشت و لگد و با خشم و جنون داد��� ‫می زد‪ :‬همه ش به خاطر اینه‪..‬به خاطر این کثافت‪..‬‬ ‫بدبختیای من تمومش به خاطر این بی همه چیزه‪..‬‬ ‫وجودش توی زندگیم نحسه‪..‬شومه‪........‬‬ ‫نسترن و بابا هر کار می کردن نمی تونستن جلوشو‬ ‫بگیرن‪..‬مشتای مامان واقعا رو تن نحیفم سنگینی‬ ‫می کرد‪..‬از روی درد ناله می کردم و صدای ضجه‬ ‫هام تو فریاد مادرم گم می شد‪..‬دستامو گذاشته‬ ‫بودم رو سرم و خودمو گوشه ی دیوار جمع کرده‬ ‫بودم‪..‬هر مشتی که تو سر و کمرم می خورد می‬ ‫مردم و زنده می شدم‪..‬‬ ‫نسترن گریه کنان روم خیمه زد‪..‬مثل اینکه بابا‬ ‫باالخره موفق شده بود مامان رو بکشه کنار‪..‬‬ ‫نسترن سرمو می بوسید وهر دو با صدای بلند گریه‬ ‫می کردیم‪..‬میون گریه جمالت نامفهومی رو زمزمه‬ ‫می کرد که انگار قصد داشت باهاشون ارومم کنه‬ ‫ولی حالم خیلی بد بود‪......‬‬ ‫کمکم کرد بلند شم‪..‬زیر کتفمو گرفته بود‪..‬کمر و‬ ‫پهلوهام درد می کرد‪..‬چشمامو بسته بودم و فقط‬ ‫هق هق می کردم‪..‬‬ ‫صدای نسترن و شنیدم‪ :‬دست از سرش بردارید‪..‬‬ ‫شما دیگه چه پدر و مادری هستید؟‪..‬خوشی و‬ ‫زندگیشو ازش گرفتین بس نیست که حاال قصد‬

‫جونشو کردید؟‪......‬‬ ‫راه افتادیم سمت اتاق‪..‬پهلوم خیلی درد می کرد و‬ ‫با هر قدم دردش بیشتر می شد‪..‬‬ ‫با گریه گفتم‪ :‬نسترن‪.........‬‬ ‫نسترن_ االن می برمت تو اتاقت عزیزم‪..‬فدات شم‬ ‫هیچی نیست‪..‬‬ ‫کمکم کرد رو تخت دراز بکشم‪..‬گریه هام از روی‬ ‫درد بود‪..‬دردی که حاال عالوه بر قلبم‪ ،‬جسمم ام‬ ‫ازار می داد!‪..‬‬ ‫نسترن تو درگاه اتاق ایستاد و رو به بابا گفت‪ :‬شما‬ ‫که این چیزا برات مهمه تا حاال شده یه تحقیق‬ ‫درست و حسابی در مورد بنیامین بکنی؟‪..‬پاره ی‬ ‫تنت و دادی دست یه ادم روانی‪..‬کسی که کنترلی‬ ‫رو رفتارش نداره‪.......‬‬ ‫با دست به من اشاره کرد و گفت‪ :‬باهاش جوری‬ ‫رفتار می کنید که نتونه حرف دلشو پیش یه‬ ‫کدومتون بزنه‪..‬بنیامین مدتهاست داره سوگل‬ ‫رو اذیت می کنه‪.....‬سوگل و با خودش برده تا‬ ‫خونه ای که خریده نشونش بده همونجا خواسته‬ ‫بهش دست درازی کنه اونم به طرز وحشیانه ای‬ ‫که خودشم پیش سوگل اعتراف کرده تو اینجور‬ ‫مسائل نمی تونه خودشو کنترل کنه‪..‬وقتی با حال‬ ‫زار برگشت خونه تن و بدنش زخمی بود کدوم‬ ‫یک از شماها که حاال با افتخار دم از پدر بودن‬ ‫و مادر بودنش می زنه اومد دست محبت به سرش‬ ‫بکشه؟‪.........‬مامان تو که باید محرم دخترت‬ ‫باشی و بذاری باهات درد و دل کنه چرا مثل‬ ‫دشمنت باهاش رفتار می کنی؟‪....‬سوگل بنیامین‬ ‫رو پس نزد بنیامین تو شمال کارایی کرده که اگه‬ ‫واسه تون بگمم باور نمی کنید‪..‬اون یه کثافته به‬ ‫تمام معناست‪..‬اون هیچ وقت نمی تونه سوگل رو‬ ‫خوشبخت کنه‪........‬‬ ‫بابا اومد تو درگاه و با اخم تو چشمای نسترن‬ ‫نگاه کرد‪ :‬یعنی چی این حرفا؟‪..‬چرا چرت میگی‬ ‫دختر؟‪......‬‬ ‫نسترن پوزخند زد‪ :‬من چرت میگم بابا؟‪..‬اینایی‬ ‫که بهتون گفتم تمومش حقیقته نه چرت‪..‬می‬ ‫تونید از خود سوگل هم بپرسید‪..‬بیچاره از ترسش‬

‫پیش هیچ کدومتون حرفی نزده که مبادا سرزنشش‬ ‫کنید‪..‬باور داره که دوسش ندارید و اگه حقیقتو‬ ‫بگه طردش می کنید‪..‬چون انقدر که به بنیامین‬ ‫اعتماد دارید به دختر خودتون ندارید‪......‬با‬ ‫بغض گفت‪:‬اگه حرفامو باور نمی کنی بابا خودت‬ ‫برو تحقیق کن‪..‬ببین این پسره چکاره ست؟‪....‬‬ ‫هنوز هیچی نشده هر کار که دلش بخواد می کنه‬ ‫دیگه وای به حال اینکه‪.........‬‬ ‫نفسشو فوت کرد بیرون و صورتشو با دستاش‬ ‫پوشوند‪..‬شونه هاش می لرزید‪..‬داشت گریه می‬ ‫کرد‪..‬دردم کمترشده بود ولی تنم همونطور خشک‬ ‫مونده بود و عضالتم درد می کرد‪......‬گریه هام‬ ‫بی صدا بود و نگاهم به نسترن‪..‬خواهری که اگه‬ ‫می گفتم عاشقش بودم دروغ نگفتم‪..‬‬ ‫صدای مامان نمی اومد انگار که دیگه اونجا نبود‪..‬‬ ‫ولی بابا رو به روی نسترن ایستاده بود و از همونجا‬ ‫زل زده بود به من‪..‬قدمی به داخل اتاق برداشت و‬ ‫همونطور که اروم به طرفم می اومد گفت‪:‬نسترن‬ ‫چی میگه؟‪..‬واقعا بنیامین با تو همچین کاری رو‬ ‫کرده؟‪....‬‬ ‫لبمو گزیدم و همزمان با قطره ای که از گوشه ی‬ ‫چشمم چکید سرمو تکون دادم‪......‬‬ ‫بابا اهی از سر کالفگی کشید و کنارم نشست‪:‬‬ ‫پس چرا چیزی نگفتی؟‪..‬‬ ‫بغض کردم‪..‬نتونستم بگم که چون می ترسیدم‬ ‫دیگه همین یه ذره توجه رو هم ازم بگیرید!‪..‬‬ ‫نگران بودم سرزنشم کنید و برای همیشه به دست‬ ‫فراموشی سپرده شم!‪..‬‬ ‫نسترن اومد کنارمون‪..‬صورتش هنوز از اشک‬ ‫خیس بود‪..‬‬ ‫رو به بابا گفت‪ :‬این نامزدی رو بهم می زنید دیگه‬ ‫درسته؟‪..‬‬ ‫بابا نیم نگاهی بهش انداخت و گفت‪ :‬معلومه که‬ ‫نه‪....‬‬ ‫هر دو با تعجب نگاش کردیم و نسترن گفت‪ :‬یعنی‬ ‫چی بابا؟‪..‬مگه‪.........‬‬ ‫بابا_ من با بنیامین حرف می زنم‪..‬این دوتا االن‬ ‫نامزدن الکی که نیست‪..‬‬ ‫نسترن_ عقد که نکردن چند روزم بیشتر تا پایان‬ ‫محرمیتشون نمونده اون موقع نامزدی رو بهم می‬ ‫زنیم‪..‬‬ ‫بابا بلند گفت‪ :‬گفتم نه‪......‬من پیش مردم ابرو‬ ‫دارم دختر!‪..‬‬ ‫نسترن_ یعنی فقط عقایده مردم براتون مهمه؟‪..‬‬ ‫پس سوگل چی میشه؟‪..‬خوشبختیش براتون مهم‬ ‫نیست؟‪..‬‬ ‫بابا_ معلومه که مهمه وگرنه نمی ذاشتم عروس‬ ‫اردشیرخان بشه‪..‬من باهاش یه عمر رفیق بودم می‬ ‫شناسمش‪..‬‬ ‫نسترن_ بابا تو این دوره و زمونه خواهر و برادر‬ ‫هم اونطور که باید همدیگه رو نمی شناسن اونا که‬ ‫هم خونن اونوقت شما تکیه کردی رو یه رفاقته‬ ‫چند ساله و اینجوری می خوای رو زندگی دخترت‬ ‫ریسک کنی؟‪..‬‬ ‫بابا از کنارم بلند شد و راه افتاد سمت در‪ :‬همین‬ ‫که گفتم‪..‬فردا میرم شرکت اردشیر باهاشون حرف‬ ‫می زنم‪..‬دیگه نمی خوام چیزی بشنوم‪..‬‬ ‫تو درگاه ایستاد‪..‬رو کرد بهمون و گفت‪ :‬شب‬ ‫جمعه دعوتشون می کنم بیان اینجا‪ ..‬ایشاالله‬ ‫همون موقع قرار مدارامونو می ذاریم واسه عقد و‬ ‫عروسی‪..‬اگه بنیامین مشکل روانی داشت من حتما‬ ‫می فهمیدم‪..‬بدون تحقیق که دخترمو ندادم بهشون‬ ‫از دو تا در و همسایه پرس و جو کردم‪..‬همه گفتن‬ ‫ادمای خوبین و کاری هم به کسی ندارن!‪..‬‬


‫‪90‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫رمان‬ ‫قسمت ‪16‬‬ ‫با تشکری زیر لب‪ ،‬نشستیم‪..‬‬ ‫با اولین سوال جناب سروان حرفایی که نسترن‬ ‫بین راه بهم زده بود رو به یاد اوردم‪..‬ازم خواسته‬ ‫بود هیچی از مهمونی و بنیامین به زبون نیارم‪....‬‬ ‫دلیلش هر چی که بود به مکالمه ی بین خودش و‬ ‫انیل مربوط می شد‪..‬واسه پی بردن به اصل قضایا‬ ‫مجبور بودم که چیزی نگم‪.....‬‬ ‫جناب سروان ازمون سواالتی رو پرسید مبنی بر‬ ‫اتفاقات اون شب که ما همه و هر اون چه که‬ ‫اون شب اتفاق افتاده بود رو تعریف کردیم‪..‬‬ ‫منتهی حرفی از اون خالکوبی و مهمونی به میون‬ ‫نیاوردیم‪..‬‬ ‫بابا تموم مدت سکوت کرده بود و من و نسترن که‬ ‫به اخالقش واقف بودیم خیلی خوب می دونستم‬ ‫این ارامش قبل از طوفانه که بابا داره لحظه‬ ‫شماری می کنه تا پامون به تهران برسه‪..‬‬ ‫خودم رو برای رویارویی با هر برخوردی اماده‬ ‫کرده بودم‪..‬بابام اصوال مرد ارومی بود ولی وقتی‬ ‫که عصبانی می شد به سختی می تونست جلوی‬ ‫عصبانیتش رو بگیره‪..‬‬ ‫اگه بفهمه‪..‬اگه موضوع جدایی ِ من از بنیامین‬ ‫و اینکه می خوام نامزدی رو بهم بزنمو بفهمه‪..‬‬ ‫خدایا‪..‬اگه این قضیه رو بهش می گفتم بلوا به‬ ‫پا می شد‪..‬‬ ‫اما چاره ی دیگه ای نداشتم‪..‬باید تمومش می‬ ‫کردم‪..‬یکبار برای همیشه دردسرشو به جون‬ ‫میخرم فقط اون شیطان رو از تو زندگیم بیرون‬ ‫میندازم!‪....‬‬ ‫همونجا از نگار و سارا خداحافظی کردیم‪..‬‬ ‫بابا رفت کارای تحویل ماشین رو انجام بده‪..‬تو‬ ‫محوطه ایستاده بودیم که صدای زنگ اس ام اس‬ ‫گوشیم بلند شد‪..‬شماره ش ناشناس بود!!‪..‬ولی با‬ ‫این حال پیام رو باز کردم‪..‬‬ ‫« بهتره کار احمقانه ای نکرده باشی‪..‬گفته بودم‬ ‫که دست از سرت بر نمی دارم‪..‬من کابوست میشم‬ ‫سوگل‪..‬زندگیتو به جهنم تبدیل می کنم‪..‬فکت‬ ‫بجنبه بدن تیکه تیکه شده ی اعضای خانواده‬ ‫ت رو جلوی چشمات ردیف می کنم‪....‬منتظرم‬ ‫باش»‪........‬‬ ‫چشمام کم مونده بود از کاسه بزنه بیرون ‪..‬با تموم‬ ‫شدن متن پیامش تنم یخ بست‪..‬اولین کاری که‬ ‫برای جلوگیری از سقوطم کردم دستمو به لوله ی‬ ‫سرد و آهنی گرفتم که به عنوان حصار دور اون‬ ‫باغچه ی تقریبا بزرگ کشیده شده بود‪..‬‬ ‫نزدیک بود گوشی از دستم بیافته که نسترن بازومو‬ ‫چسبید‪..‬گوشی تو دستم مشت شد‪..‬‬ ‫صدای نگران نسترن تو سرم پژواک عجیبی‬ ‫داشت‪ :‬سوگل‪..‬سوگل چی شدی؟‪..‬سوگل‪..‬سوگل‬ ‫داری از حال میری!‪.....‬‬ ‫همونجا زانو زدم‪..‬نسترن کمکم کرد نشستم سینه‬ ‫ی دیوار‪..‬سرمو به دیوار تکیه دادم‪..‬نفسم باال نمی‬

‫اومد‪..‬مرتب جمالتی که خونده بودم با تصویر‬ ‫بنیامین و اون لبخند مشمئزکننده ش پشت پلکای‬ ‫بسته م نقشی از حقیقت می بست‪.....‬‬ ‫نسترن گوشیم و از دستم گرفت و متن پیام رو‬ ‫خوند‪..‬چشمامو باز کرده بودم و میون هق هقای‬ ‫ریزم نگاش می کردم‪..‬دیدم که با دستی لرزون‬ ‫گوشیشو از تو جیبش در اورد و متن رو از موبایل‬ ‫من فرستاد رو گوشی خودش‪..‬نمی دونم قصدش‬ ‫چی بود!‪..‬ولی با خوندن پیام چونه ش می لرزید‪..‬‬ ‫متن رو ارسال کرد‪..‬اما واسه کی؟!‪..‬‬ ‫نسترن‪.........‬‬‫گوشیشو گذاشت تو جیبش و دستامو گرفت‪..‬‬ ‫حلقه ی اشک و تو چشماش دیدم‪..‬‬ ‫نسترن‪..‬اون‪..‬یعنی اون ادم بنیامینه؟!‪..‬‬‫سرشو تکون داد‪ :‬اگه تا االن شک داشتم ولی‬ ‫حاال مطمئن شدم‪....‬‬ ‫اما چرا؟‪..‬چرا داره اینکارو باهامون می کنه؟‪..‬‬‫ما که کاری بهش نداریم؟‪.....‬‬ ‫‪ -‬احساس خطر کرده!‪..‬از همین می ترسیدم که‬‫بخواد کار احمقانه ای ود ‪%‬ای‪2AF‬م ‪A%D%‬‬ ‫ه ش ‪8%‬ی‪..‬پۂاۇ کاش پ‪؈‬ط‪8‬یةی ڧو‪ B‬از‬ ‫مٱس‪5%‬د ون ‪%‬دیری!‪88-<.....‬نن ن ت‪۱‬و‬ ‫‪D9‬ا>‬ ‫‪%‬و‪9؈‬ون می ڌری!‪8....‬م و ‪٪‬ا‪٧‬ر ‪%‬ی‪2AFD88‬‬ ‫ک‪ D9‬و می ‪9E%‬ص‪>C/p%‬‬ ‫ن‪..%‬ول‪D%Cp1%69>D%Cp%‬ف‪D%‬کمکم‬ ‫‪%‬زا ت‪A%‬وشم گفت‪ :‬سوگل تو یه همچین‬ ‫شرایطی فقط باید قوی باشیم‪..‬چرا ضعف نشون‬ ‫میدی؟‪..‬یه کم محکم باش دختر‪....‬پاشو‪..‬پاشو‬ ‫االن بابا بیاد ببینه تو این حال و روز افتادی سینه‬ ‫ی دیوار بهمون شک می کنه‪.....‬‬ ‫دستمو گرفت و بلندم کرد‪..‬‬ ‫نسترن_ خطمونو عوض می کنیم‪..‬یه مدت که ببینه‬ ‫کاری بهش نداریم از خر شیطون میاد پایین‪..‬‬ ‫هیچ کدوم از حرفاش با اطمینان نبود‪..‬انگار‬ ‫خودش هم به صدق گفته هاش ایمان نداشت‪..‬‬ ‫و چیزی که این وسط بارز و روشنه اینه که هردوی‬ ‫ما می دونیم بنیامین حاال حاالها دست از سرمون‬ ‫بر نمی داره‪..‬‬ ‫فقط امیدوار بودم به این جدایی تن بده‪..‬‬ ‫از شیر ابی که کنار باغچه بود مشتی اب به صورتم‬ ‫پاشیدم‪..‬با دستمال صورتمو خشک کردم ‪..‬‬ ‫رو به نسترن که به صفحه ی موبایلش خیره شده‬ ‫بود گفتم‪ :‬اون موقع به کی اس دادی؟!‪..‬‬ ‫گنگ نگام کرد و گفت‪ :‬هوم؟!‪..‬‬ ‫ دیدم که پیام منو فرستادی رو گوشی خودت‬‫بعدشم ارسال کردی‪..‬واسه کی فرستادی؟‪..‬‬ ‫مکث کرد و گوشیشو گذاشت تو جیب مانتوش‪:‬‬ ‫واسه کسی که حتم دارم فقط اون می تونه بهمون‬ ‫کمک کنه!‪..‬‬ ‫‪-‬کی؟!‪......‬‬

‫قبل از اینکه جوابمو بده ماشین بابا کنارمون‬ ‫ایستاد و گفت که سوار شیم‪..‬‬ ‫***********************‬ ‫تو مسیر بودیم‪..‬و من بدون اینکه حواسم باشه‬ ‫داشتم به آنیل فکر می کردم‪..‬به نگاهش‪..‬به وقتی‬ ‫که گفت برگرد و نم اشک رو تو چشماش دیدم‪..‬و‬ ‫همین درخشش ِ عجیب بود که اون چشمها رو با‬ ‫نگاهی مسخ کننده همراه می کرد‪..‬‬ ‫صدای اس ام اس گوشیم منی که تو خودم و‬ ‫افکارم غرق بودم رو از جا پروند‪..‬حتی ترس اینو‬ ‫داشتم که به صفحه ش نگاه کنم‪..‬نسترن که جلو‬ ‫نشسته بود متوجه شد ولی به خاطر اینکه جلوی‬ ‫بابا تابلو نشیم عکس العملی نشون نداد‪..‬‬ ‫این شماره هم ناشناس بود‪..‬‬ ‫با ترس و لرز پیامشو باز کردم‪..‬‬ ‫لبام از زور استرس خشک بودند‪..‬‬ ‫« رسم معرفت اینه؟‪..‬به خاطرت افتادم رو تخت‬ ‫بیمارستان‪..‬تشکر نخواستم ولی خداحافظی هم‬ ‫نباید می کردی خانم پویان؟»‬ ‫چشمام از تعجب گرد شد‪..‬‬ ‫یعنی‪..‬‬ ‫آنیل؟؟!!‪..‬‬ ‫این شماره و این پیام‪.........‬‬ ‫اما اون شماره ی منو از کجا اورده؟‪..‬‬ ‫نگام کشیده شد سمت نسترن که از پنجره بیرون و‬ ‫نگاه می کرد‪....‬پوفی کشیدم و سرمو تکون دادم‪..‬‬ ‫ممکنه کار اون باشه؟‪..‬‬ ‫ترجیح دادم جوابشو ندم‪..‬وقتی رسیدیم به آفرین‬ ‫زنگ می زنم ‪......‬‬ ‫صدای بلند زنگ اس ام اسم سکوت ماشین رو‬ ‫شکست‪..‬بابا از اینه ی جلو نگاهه مشکوکی بهم‬ ‫انداخت ‪ ..‬سرمو زیر انداختم که شاهد نگاهه‬ ‫شَ ک برانگیزش نباشم‪........‬‬ ‫به صفحه ی گوشیم نگاه کردم‪..‬خودش بود‪..‬‬ ‫« می دونم که جوابمو نمیدی‪ ،‬اما یه خواهشی‬ ‫ازت دارم‪..‬از خواهرت در مورد من چیزی نپرس‪..‬‬ ‫صبرکن‪..‬فقط همین‪.......‬در پناه خدا»‬ ‫نگاهمو از صفحه ی گوشیم گرفتم و به پنجره‬ ‫دوختم‪..‬‬ ‫به قطرات بارونی که شیطنت وار‪ ،‬نرم و ریز رو‬ ‫شیشه ی پنجره ُسر می خوردند‪..‬‬ ‫از زور کنجکاوی داشتم هالک می شدم‪..‬‬ ‫پس این مسیر چرا به انتها نمی رسه؟!‪............‬‬ ‫صداش هر لحظه بیشتر بم می شد‪..‬بغضشو حس‬ ‫می کردم‪..‬مرد بود‪..‬غیرت داشت‪..‬پدر بود‪..‬‬ ‫درکش می کردم ولی چرا بهمون فرصت نمیده‬ ‫تا حرف بزنیم؟‪..‬چرا یک طرفه به قاضی می‬ ‫رفت؟‪..‬یعنی به همین راحتی درحق بچه هاش‬ ‫قضاوت می کنه که ما بی ابروییم؟!‪..‬‬ ‫نگاهه مامان چرخید روی من ‪ ..‬با نفرتی که اینبار‬ ‫به وضوح تو چشماش می دیدم و لحنی بد و زننده‬

‫گفت‪ :‬می دونستم هر چی اتیشه از گور این ذلیل‬ ‫مرده بلند میشه‪..‬دختره ی بی شرف‪....‬‬ ‫و با گریه ای که مصنوعی بودنش کامال مشهود بود‬ ‫نشست کنار بابا و گفت‪:‬منو بگو که همیشه می‬ ‫گفتم اگه نگین و نسترن سرزبون دارن سوگل بچه‬ ‫م خانمه‪..‬شاید از دیوار صدا در شه ولی این دختر‬ ‫همیشه ساکته و اروم‪..‬‬ ‫با همون گریه سرشو دو دستی چسبید و خودشو‬ ‫تکون داد‪ :‬مار تو استینم پرورش می دادم‪..‬‬ ‫افسردگی رو بهونه کرده تا بره و هر غلطی دلش‬ ‫خواست بکنه‪....‬‬ ‫و با چشمای اشک الودش زل زد تو صورت رنگ‬ ‫پریده و چشمای سردم‪ :‬این بود جواب محبتای‬ ‫ما؟‪..‬مگه واسه ت چی کم گذاشتیم؟‪..‬بچه های‬ ‫مردم احترام پدر و مادراشونو دارن جوری که پا‬ ‫جلوشون دراز نمی کنن که یه وقت بی احترامی‬ ‫نکرده باشن اونوقت دختر من با پسر مردم تو‬ ‫شمال قرار میذاره که‪......‬‬ ‫به تخت سینه ش زد و ضجه کنان گفت‪ :‬الهی کفن‬ ‫بپوشم و اون روزو نبینم که فردا دهن به دهن تو‬ ‫محل بپیچه دختر راضیه خانم ننگ باال اورده‬ ‫و با پسر نامحرم رابطه داره!‪..‬الهی بمیرم واسه‬ ‫بنیامین‪..‬حتما دیده اونجا چه خبره غیرتش‪ ،‬صبر‬ ‫و طاقتشو ازش گرفته‪.........‬‬ ‫و باز تو چشمای یخ زده م خیره شد و به منی‬ ‫که فقط ثانیه ای تا مرگم فاصله داشتم گفت‪:‬‬ ‫دکش کردی اره؟‪..‬بدبخت و چجوری دست به‬ ‫سر کردی که مزاحمتون نباشه؟‪....‬با بچه ی مردم‬ ‫چکار کردی که حتی روش نشده جواب تلفنامونو‬ ‫بده؟‪.....‬الهی خبر مرگتو واسه م بیارن‪..‬الهی به‬ ‫زمین گرم بخوری دختر‪..‬‬ ‫نسترن داد زد‪ :‬مــامان‪.....‬‬ ‫مامان برگشت و سرش جیغ کشید‪ :‬مامان و درد بی‬ ‫درمون‪..‬مامان و مرض ‪..‬تو هم باهاش همدست‬ ‫شدی اره؟‪..‬یا شاید تو هم خبر نداشتی و اینا‬ ‫تمومش نقشه ی خودش بوده؟‪........‬‬ ‫نسترن که به گریه افتاده بود گفت‪ :‬مامان چطور‬ ‫دلت میاد؟‪..‬سوگل از برگ گلم پاک تره‪..‬چطور‬ ‫دلت میاد بهش تهمت بزنی؟‪....‬هق هق می کرد‪..‬‬ ‫میون گریه گفت‪ :‬به خدا این تهمتاتو یه جایی باید‬ ‫جواب بدی‪..‬چقدر اذیتش می کنی؟چرا انقدر‬ ‫ازارش میدی؟‪..‬مگه چکارت کرده؟‪......‬‬ ‫مامان از رو مبل جهید و دست به کمر فریاد زنان‬ ‫رو به نسترن گفت‪ :‬دیگه می خواستی چکار‬ ‫کنه؟‪..‬ابرومونو برده‪..‬بی حیثتمون کرده‪..‬فردا‬ ‫چطور سرمونو جلوی مردم بلند کنیم؟‪.......‬‬ ‫نسترن_ انقدر دم از ابرو نزن مامان‪..‬تو که این‬ ‫همه ابرو واسه ت مهمه می دونی نگین این موقع‬ ‫شب کجاست؟‪..‬چطور اجازه میدی هر شب‬ ‫تا دیروقت بیرون بمونه و اونوقت به سوگل گیر‬ ‫میدی؟‪......‬‬


‫‪89‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫وقتی فرصت‬ ‫زندگی به پایان‬ ‫می رسد‬

‫همه ما به این لحظه خواهیم‬ ‫رسید‪ .‬دیر یا زود به سراغمان‬ ‫خواهد آمد و به همه چیز پایان‬ ‫خواهد داد‪ .‬نه راه بازگشتی و‬ ‫نه فرصتی دوباره‪ .‬کسی را از‬ ‫آن گریزی نیست‪ ،‬وقتش هم‬ ‫بر همگان نامعلوم‪ .‬با گذر زمان‬ ‫نزدیک و نزدیک تر می شود‪.‬‬ ‫وقتی میرسد مفهومش این است‬ ‫که دیگر نه می توان آرزویی کرد‬ ‫و نه به چیزی دل بست‪ .‬حقیقتی‬ ‫است که بسیاری تا به چشم خود‬ ‫نبینند باورش نمی کنند و خیلی‬ ‫ها در میان دل مشغولی های خود‬ ‫فراموشش کرده اند گویی اصو ً‬ ‫ال‬ ‫وجود ندارد‪ .‬بله‪ ،‬لحظه مرگ‪.‬‬

‫مرگ به عنوان حقیقتی انکار ناپذیر در‬ ‫حیات همه موجودات از جمله انسانها خط‬ ‫پایانی است برای زندگی دنیوی‪ .‬زمانی که‬ ‫جسم کالبدی بی حرکت شده و قلب از تپش‬ ‫باز می ایستد‪ .‬نه چشم می بیند و نه گوش می‬ ‫شنود‪ .‬روح از بدن جدا شده و به دنیایی دیگر‬ ‫مهاجرت میکند‪ .‬لحظه ای که انسان خود را‬ ‫بی پناه می بیند و گذشته اش همانند حقیقتی‬ ‫روشن در برابر دیدگانش در یک لحظه عبور‬ ‫میکند‪ .‬آری نه ثروت و نه قدرت‪ ،‬در هر‬ ‫مرتبه ای که باشیم‪ ،‬ما را یاری نخواهند کرد‬ ‫و تسلیم مرگ خواهیم شد‪.‬‬ ‫غفلت از این حقیقت باعث میگردد انسانها‬ ‫خود را جاودانه تصور کنند و غرق در مسائل‬ ‫دنیوی و مادی گردند‪ ،‬حق را نا حق جلوه‬ ‫دهند‪ ،‬برای کسب ثروت و قدرت بیشتر به‬ ‫هر عملی دست زنند و بی مهابا و بدون در‬

‫نظر گرفتن عاقبت خود بر آن اعمال اسرار‬ ‫ورزند‪ .‬برای برخی فرصتها به آسانی از دست‬ ‫می روند و بر گذر عمر هیچ اندیشه ای نمی‬ ‫کنند‪ .‬آیا خداوند انسان را برای ساختن‬ ‫دنیایی بهتر و رسیدن به کمال نیافرید؟ آیا‬ ‫فرصتی که در اختیار او برای زیستن قرار داد‬ ‫کم ارزش است؟ نعمتهایی که به وی بخشید‬ ‫تا بتواند از زندگی خود لذت ببرد بی اهمیت‬ ‫است؟‬ ‫واضح است که تعلقات و اهداف مادی‬ ‫گرایشی زیاد در بین انسانهایی که به زندگی‬ ‫دنیا دل بسته اند ایجاد میکند و دلبستگی‬ ‫شدیدی به مادیات و زندگی دنیوی در آنها‬ ‫پدید می آید که همین امر باعث میشود کام ً‬ ‫ال‬ ‫سرگرم مسائلی گردند که هیچ اعتباری ندارند‬ ‫و قطع ًا زمانی توسط مرگ از دستشان گرفته‬ ‫خواهد شد‪ .‬و این سر منشاء فساد‪ ،‬نابرابری‪،‬‬ ‫ظلم و ستم در جهان است‪.‬‬ ‫خداوند انسان را خلق کرد تا از پلی کوتاه‬ ‫به نام دنیا عبور کند و ظرفیت جاودانگی‬ ‫و شناخت آفریدگار خویش را بدست آورد‪.‬‬ ‫هدفی که در دنیای امروز بسیاری از آن‬ ‫فرسنگها فاصله گرفته اند و فقط به ساختن‬ ‫و آباد کردن دنیای خود فکر میکنند‪ ،‬در‬ ‫تالشی که نتیجه اش اندک و بی ارزش است‪.‬‬ ‫در این میان از هیچ عملی دریغ نمی کنند‪،‬‬ ‫براحتی دروغ می گویند و حقوق دیگران را‬ ‫زیر پا میگذارند‪.‬‬ ‫آری‪ ،‬مرگ خواهد آمد و حقیقت اعمال‬ ‫ما در آن هنگام ظاهر خواهد شد‪ .‬نه راه‬ ‫بازگشتی است و نه فرصتی دوباره‪ .‬تنها یک‬ ‫بار به دنیا می آییم و فقط یک بار امتحان‬ ‫می شویم‪ .‬عمر به سرعت سپری می شود و‬ ‫این نیست حق واقعی انسانها‪ .‬جاودانگی‬ ‫و زندگی بی پایان سرشار از نعمتهای ابدی‬ ‫وعده ای است قطعی که خداوند به بندگان‬ ‫خوب خود داده است و این وظیفه ما انسانها‬ ‫است که با اصالح رفتار خود و قدم نهادن در‬ ‫راه راستی و درستی و گذشتن از عمر کوتاه‬ ‫و بها ندادن به دلفریبی هایش‪ ،‬بها و شان‬ ‫واقعی خویش را بدست آوریم و آنرا با هیچ‬ ‫چیز عوض نکنیم‪.‬‬ ‫نقطه پایان زندگی زمانی است که دیگر‬ ‫پشیمانی سودی ندارد‪ .‬به آنچه از دست داده‬ ‫ایم و آنچه که هیچ وقت بدست نخواهیم‬ ‫آورد حسرت خواهیم خورد اگر اصالح‬ ‫نشویم‪ .‬پس هم اکنون که فرصت داریم‬ ‫تصمیم بگیریم که تغییر کنیم‪ ،‬انسان باشیم و‬ ‫راه را برای انسانیت هموار نماییم‪.‬‬


‫‪88‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫من با این شوهر عصبانی چه کنم؟‬ ‫وقتی از یک رفتار شوهرم‬ ‫ناراحت می‌شوم نمی‌توانم به او‬ ‫بگویم‪ ،‬چون زود عصبانی می‌شود‬ ‫و اعصابش به هم می‌ریزد بعد‬ ‫دعوایمان می‌شود و دست آخر‬ ‫جز ناراحتی و گریه چیز دیگری‬ ‫وجود ندارد‪ .‬با اخالق او چه کار‬ ‫کنم؟‬

‫عدم توانایی در برقراری ارتباط مناسب و‬ ‫صحیح‪ ،‬ناتوانی در ابراز و بیان خواسته‌ها و‬ ‫حتی نداشتن شناخت کافی از نیازهای خود‪،‬‬ ‫از جمله مشکالت عمده‌ای است که در‬ ‫بسیاری از روابط و به خصوص روابط بین‬ ‫همسران خود را آشکار می‌سازد‪ .‬متاسفانه این‬ ‫مسئله در شماری از اقشار تحصیل کرده ما‬ ‫نیز رواج دارد و موجب دوری و گا‌ها طالق‬ ‫عاطفی بین افراد شده است‪ .‬بسیاری از مردم‬ ‫به حدی خود را درگیر مسائلی چون تامین‬ ‫معاش و تالش برای رفع دغدغه‌های مالی‬ ‫کرده‌اند که اصل مهم زندگی کردن به دست‬ ‫فراموشی سپرده شده است و کمتر به فکر‬ ‫بهبود روابط خود و برقراری آرامش روانی در‬ ‫زندگی خود هستند‪.‬‬ ‫مهارت ارتباط موثر‪ ،‬راهکار مفیدی برای‬ ‫رفع این نوع مشکالت است‪ .‬یک قاعده کلی‬ ‫در ارتباط با افرادی که زود عصبانی می‌شوند‬ ‫این است که به هنگام عصبانیت آن‌ها نباید‬ ‫حرف‌های مهم و یا شکایت‌های اساسی را‬ ‫مطرح کرد‪ .‬چون این کار سبب می‌شود آن‌ها‬ ‫احساس خطر کنند و حالت دفاعی بیشتری‬ ‫به خود بگیرند و این باعث باالگرفتن بحث‬ ‫شده و نهایتا مشکلی حل نمی‌شود‪ .‬پس حتما‬ ‫در انتخاب زمان مناسب برای گفت‌و‌گو دقت‬ ‫کنید‪.‬‬ ‫ازخود بپرسید که عصبانیت همسرتان چه‬ ‫حسی را در شما به وجود می‌آورد‪ .‬بسیاری‬ ‫از افراد حاضرند به خاطر دوری از تنش و‬ ‫دعوا تن به هر سکوت و نگفتنی بدهند و‬ ‫همه چیز را در خود نگه دارند تا اوضاع‬ ‫آرام بماند‪ .‬این راهکار مناسبی نیست چون‬ ‫در دراز مدت باعث می‌شود تا کوچک‌ترین‬ ‫حرف یا رفتار همسرتان‪ ،‬تمام دلخوری‌ها و‬ ‫ناراحتی‌های گذشته را در ذهن شما مرور کند‬ ‫و سر هر مسئله‌ای‪ ،‬ناراحتی شما بیش از حد‬ ‫الزم باشد‪ .‬به عبارتی دیگر آستانه تحمل شما‬ ‫پایین می‌آید‪ .‬پس حتما از کنار هر مشکلی‬ ‫به راحتی عبور نکنید و وقتی را برای مطرح‬ ‫کردن و حل آن با همسرتان قرار دهید‪.‬‬

‫تو‌گو وقتی‬ ‫بهترین زمان مناسب برای گف ‌‬ ‫است که همه چیز در صلح و آرامش است‪.‬‬ ‫می‌توان در این خصوص از یک لحن آرام و‬ ‫مالیم و به دور از هرگونه عصبانیت استفاده‬ ‫کرد‪.‬‬ ‫به خاطر داشته باشید که یکی از زمان‌هایی‬ ‫که انسان‌ها رو به عصبانیت می‌آورند‪ ،‬زمانی‬

‫است که احساس تهدیدشدگی می‌کنند‪ .‬در‬ ‫ضمن این احتمال وجود دارد که در پشت‬ ‫عصبانیت زودهنگام همسرتان نیاز او به‬ ‫داشتن اقتدار در خانواده باشد‪ .‬اگر این‬ ‫احتمال را جدی می‌دانید به دنبال راه‌هایی‬ ‫برای پاسخگویی به این نیاز او باشید‪.‬‬ ‫در ‌‌نهایت اینکه همسرتان را دوست خود‬

‫بدانید و با او راحت و بدون سانسور صحبت‬ ‫کنید‪ .‬تنها ابزار ما برای ارتباط‪ ،‬زبان و گفتار‬ ‫ماست و از این طریق است که می‌توانیم‬ ‫رابطه‌ای گرم یا پر تنش برای خود بیافرینیم‪.‬‬ ‫پس سعی کنید از این ابزار خود به شکل‬ ‫درستی برای ارتقای روابط خود بهره‌مند‬ ‫شوید‪.‬‬


‫‪87‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫توجه کنید و ببینید با آنها چه می کند‪ .‬وقتی‬ ‫یک نفر خیلی ناگهانی دست هایش را پنهان‬ ‫می کند یا با آنها قسمتی از بدنش را لمس‬ ‫می کند(مثال با دست هایش پشت گردنش را‬ ‫لمس می کند یا می گیرد) یعنی می خواهد به‬ ‫نوعی به خودش آرامش دهد و خونسردی اش‬ ‫را حفظ کند چون می داند در حال انجام کار‬ ‫اشتباهی است‪ .‬البته توجه کنید که بعضی آدم‬ ‫ها به طور طبیعی بیشتر اوقات دست هایشان‬ ‫را در جیبشان قرار می دهند و این نشان دهنده‬ ‫پنهان کاری آنها نیست بنابراین اگر مرد شما‬ ‫هم عادت دارد بیشتر اوقات دست هایش را‬ ‫در جیبش کند نباید تصور کنید که چیزی را از‬ ‫شما پنهان می کند یا دروغگو است‪.‬‬ ‫ناگهان مهربان شده است؟‬ ‫شاید همسرتان خیلی گرفتار باشد‪ ،‬همیشه‬ ‫سرکار است و شما خیلی کم او را می بینید؛‬ ‫این موضوع به خودی خود اصال شک برانگیز‬ ‫نیست ولی زمانی باید به پنهان کاری او کمی‬ ‫شک کنید که همسرتان یکباره و به طور‬ ‫ناگهانی و بدون اینکه سابقه داشته باشد شروع‬ ‫به خریدن کادوهای خیلی گرانقیمت برای شما‬ ‫می کند‪ ،‬چون احتماال به دلیل پنهان کاری ای‬ ‫که دارد دچار عذاب وجدان شده است و می‬ ‫خواهد به نوعی جبران کند (البته همیشه هم این‬ ‫موضوع نشانه پنهان کاری نیست)‪.‬‬ ‫گاهی نیز پیش می آید که همسر بی اعتنای شما‬ ‫ناگهان بیش از حد مهربان می شود و بیش از‬ ‫اندازه به شما توجه نشان می دهد همه اینها می‬ ‫تواند نشانه ای از احساس گناه او باشد بنابراین‬ ‫بهتر است در این مواقع در رفتارهای او دقیق‬ ‫شوید تا متوجه شوید واقعا چرا ناگهان اینقدر‬ ‫مهربان شده و آیا به راستی دچار تحول شده‬ ‫یا‪...‬‬ ‫از سؤال خوشش نمی آید؟‬ ‫هنگامی که از او می پرسید « چرا دیر کردی؟‬ ‫» یا «چرا تلفن همراهت خـامـوش بود؟» او‬ ‫با لحنی تند و چهره ای برافروخـته شـروع بـه‬ ‫توجـیه می کـند و با اسـترس پاسخ سؤال را‬ ‫می دهد‪ .‬برای هر موضوع بی اهمیتی شروع به‬ ‫بهانه تراشی و تندخویی می کند‪ .‬اگر وقتی از او‬ ‫چیزی می پرسید به خود حالت دفاعی می گیرد‬ ‫به طوری که حتی شما را می ترساند می تواند‬ ‫نشان دهنده این باشد که شریک شما چیزی را‬ ‫پنهان می کند و از افشا شدنش می ترسد‪ ،‬در‬ ‫واقع او حالت دفاعی می گیرد چون یک قسمت‬ ‫ذهن او می داند که ممکن است شما رازش را‬ ‫کشف کنید‪ ،‬به همین دلیل جوری رفتار می کند‬ ‫که شما کمتر سؤال کنید‪.‬به طور کلی هـمیشه‬ ‫نسبت به فردی که حتی از پاسخگویی به ساده‬ ‫ترین و منصفانه ترین سؤاالت شما سر باز می‬ ‫زند یا سـؤاالت شما را از خودتان می پرسد‬ ‫(این امر نشانگر یافتن یک جست وجوی ذهنی‬ ‫برای دروغگویی است) مشکوک باشید‪.‬‬ ‫راز تلفن های مشکوک چیست؟‬ ‫وقتی تلفن همراه همسر شما وقت و بی وقت‪،‬‬ ‫مثال شب های دیروقت مدام زنگ می خورد‬ ‫و او زمانی که شما در اتاق هستید به راحتی به‬ ‫تلفن هایش جواب نمی دهد و وقتی هم که شما‬ ‫علت را جویا می شوید و می پرسید چه کسی‬ ‫پشت خط است جواب سرباال می دهد و حتی‬

‫گاهی اهانت هم می کند یا گاهی پیش می آید‬ ‫که در حال صحبت با تلفن است ولی وقتی شما‬ ‫وارد اتاق می شوید به سرعت گوشی را قطع می‬ ‫کند و‪ ...‬اگر این اتفاقات خیلی بیشتر از یک‬ ‫بار پیش آمده است مسلما تصادفی نیست و نمی‬ ‫توان خیلی به آن خوشبین بود‪ .‬او هنگام وارد‬ ‫شدن شما به اتاق گوشی را قطع می کند چون‬ ‫نمی خواهد شما متوجه شوید چه کسی پشت‬ ‫خط است‪ ،‬این پنهان کاری او زمانی آشکارتر‬ ‫هم می شود که وقتی از او می پرسید چه کسی‬ ‫پشت خط است و او به لکنت می افتد‪.‬‬ ‫همیشه در حال دعوا کردن است؟‬ ‫انگار آن روزهای تفاهم‪ ،‬همدلی و رضایت که‬ ‫با هم داشتید به پایان رسیـده است و این روزها‬ ‫او با هر کار شما شروع به مشاجره و شکایت‬ ‫می کند و از هـر بـهـانـه ای بـرای نـزاع و‬ ‫تخریب شخصیت شما استفاده می کند‪ .‬نق زدن‬ ‫ها به او کمک می کند تا احساس گناه ناشی از‬ ‫پنهان کاری خود را از بین برده یا حداقل کمتر‬ ‫کند بنابراین اگر عیب جویی های او از شما‬ ‫به صورت یک عادت درآمده کمی دقت کنید‬ ‫ببینید چه اتفاقی در حال افتادن است‪.‬‬ ‫دوستانش تغییر کرده اند؟‬ ‫اگر او به طور ناگهانی شروع به معاشرت با‬ ‫دوستانی کرد که قبال با آنها چندان رفت وآمد‬ ‫نداشته یا دوستان جدیدش را از شما پنهان کرد‬ ‫و وقتی هم از او سؤال می کنید جواب درستی‬ ‫نمی دهد‪ ،‬به او مشکوک باشید‪.‬‬ ‫یکی از نشانه های شروع پنهان کاری قرار‬ ‫گرفتن فردی جدید در سر راه فرد است که‬ ‫ممکن است از طرف او « همکار » یا «‬ ‫دوست قدیمی » اطالق شود‪ .‬اما مسلما او از‬ ‫بیان جزئیات دوستی با افراد جدید خودداری‬ ‫کرده و سعی در پوشاندن آنها دارد‪.‬‬ ‫از هم دور شده اید؟‬ ‫به طور طبیعی هر رابطه ای باال و پایین دارد‬ ‫گاهی رابطه صمیمی تر است و گاهی اختالفات‬ ‫کوچک افراد را از هم دور می کند‪ .‬اگر‬ ‫احساس می کنید همسرتان از شما دور شده‬ ‫است باید به دنبال پیدا کردن دلیل این دور‬ ‫شدن باشید‪ ،‬شاید او چیزی را از شما پنهان می‬ ‫کند‪ ،‬ا گر متوجه شده اید به تازگی زیاد توی‬ ‫فکر است‪ ،‬معموال به یک نقطه خیره می شود و‬ ‫در افکار خود فرورفته است باید کمی مشکوک‬ ‫شوید بهتر است از او بپرسید آیا مشکل کاری‬ ‫دارد؟ با کـسی دعوایـش شده؟ اگر نـه پس چه‬ ‫مشکلی پیش آمده است‪ ،‬حتما مشکلی پیش‬ ‫آمده است که باید آن را کشف کنید‪.‬‬ ‫توضیحی ندارد؟‬ ‫اگر همسر شما هیچ توضیح منطقی ای برای‬ ‫برنامه های خود ندارد‪ ،‬اینکه وقت و بی وقت‬ ‫از خانه بیرون می رود و دیر به خانه بازمی‬ ‫گردد می تواند نشانگر پنهان کاری او باشد‪.‬‬ ‫اگر مالقات های کاری مثل همیشه است جای‬ ‫نگرانی نیست اما اگر مدام مالقات های جدید‬ ‫دارد‪ ،‬منطقی است که نگران شوید که مبادا‬ ‫چیزی را از شما پنهان می کند‪ .‬شتابزدگی‪ ،‬وقت‬ ‫و بی وقت خانه را ترک کردن و توضیحات غیر‬ ‫منطقی دادن از عالئم پنهان کاری است‪.‬‬


‫‪86‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫نشانه های شروع پنهان کاری همسر شما‬ ‫یکی از نشانه های شروع پنهان‬ ‫کاری قرار گرفتن فردی جدید‬ ‫در سر راه فرد است که ممکن‬ ‫است از طرف او « همکار » یا «‬ ‫دوست قدیمی » اطالق شود‪ .‬اما‬ ‫مسلما او از بیان جزئیات دوستی‬ ‫با افراد جدید خودداری کرده و‬ ‫سعی در پوشاندن آنها دارد‪.‬‬

‫به هر دلیل موضوعی را از شما پنهان می کند‬ ‫یا مشکل چیز دیگری است؟ اگر می خواهید‬ ‫بدانید که آیا همسرتان چیزی را از شما پنهان‬ ‫می کند یا نه باید با نشانه های پنهان کاری‬ ‫مردها آشنا شوید‪ .‬بیشتر مردها هنگام پنهان‬ ‫کاری به گونه ای ویژه رفتار می کنند که اگر‬ ‫شما بتوانید تشخیص دهید می توانید قبل از‬ ‫اینکه خیلی دیر شود رابطه تان را نجات دهید‬ ‫و دوباره تبدیل شوید به همان زوج عاشقی که‬ ‫قبال بودید‪.‬‬

‫شاید این روزها رابطه شما و همسرتان مثل‬ ‫همیشه نباشد یعنی‪ ،‬نمی توانید مثل همیشه از‬ ‫کنار او بودن لذت ببرید‪ ،‬او نیز مثل همیشه‬ ‫با شما رفتار نمی کند‪ ،‬احساس می کنید چیزی‬ ‫بین شما فاصله انداخته است ولی نمی دانید‬ ‫چه می تواند باشد‪ ،‬به همه چیز شک دارید ‪،‬‬ ‫حتی به احساسات خودتان و نمی دانید مشکل‬ ‫کجاست؟ شاید مشکل این است که همسرتان‬

‫احساس می کنید همیشه تشنه است؟‬ ‫وقتی همسر یا نامزدتان چیزی را از شما پنهان‬ ‫می کند‪ ،‬احتماال عصبی می شود و به طور کلی‬ ‫تمام حالت بدنش خونسردی و آرامش خود از‬ ‫دست می دهد به خصوص زمان هایی که راز‬ ‫بزرگی دارد و از برمال شدنش وحشت دارد و‬ ‫می ترسد با فاش شدن راز چیزهای زیادی را از‬ ‫دست بدهد‪ .‬تحقیقات نشان می دهد در این‬ ‫مواقع ماهیچه های مری شروع به گرفتن و سفت‬ ‫شدن می کند و در نتیجه این گرفتن گلو خشک‬

‫می شود بنابراین اگر هنگام صحبت با شما مدام‬ ‫آب دهانش را قورت می دهد نشان می دهد‬ ‫می خواهد کمی گلویش را از خشکی دربیاورد‬ ‫و ماهیچه های گلویش را باز کند‪ .‬وقتی از او‬ ‫سؤال می کنید به عکس العمل هایش دقیق‬ ‫شوید‪ .‬همچنین دقت کنید در کجای صحبت‬ ‫بیش از همه گلویش خشک شده و آب دهانش‬ ‫را قورت می دهد تا بفهمید در کجا از شما‬ ‫موضوعی را پنهان می کند‪.‬‬ ‫اگر زیاد از جزئیات می گوید‬ ‫شاید فکر کنید وقتی شوهر یا نامزدتان جزء به‬ ‫جزء و با جزئیات تمام برایتان تعریف می کند‬ ‫که کجا بوده است‪ ،‬چه کرده است و‪ ...‬یعنی‬ ‫هیچ چیزی را از شما پنهان نکرده و با شما‬ ‫روراست است و می تواند خیالتان راحت باشد‬ ‫اما باید بدانید که کامال در اشتباهید‪ ،‬چون وقتی‬ ‫او خیلی به تعریف جزئیات می پردازد یعنی در‬ ‫حال پنهان کردن موضوعی است و می خواهد‬ ‫با تعریف داستانی طول و دراز موضوع اصلی‬ ‫را پنهان کند‪ .‬نشانه ای مهم که می تواند عدم‬

‫صداقت را نشان دهد زمانی است که شروع به‬ ‫تعریف کردن داستانی می کند و در آن بیشتر به‬ ‫جزئیات بی اهمیت می پردازد و مدام از موضوع‬ ‫اصلی طفره می رود‪ ،‬باید بدانید در این مواقع‬ ‫احتماال در حال پنهان کردن موضوعی است‪ ،‬به‬ ‫خصوص اگر هنگام صحبت مدام مکث کند‪،‬‬ ‫چون در حال ساختن یک واقعیت خیالی است‬ ‫در این مواقع شما می توانید با سؤال کردن او را‬ ‫تا حدی مجبور به گفتن حقیقت کنید‪.‬‬ ‫اگر کمی با خود فکر کنید به این نتیجه می رسید‬ ‫که وقتی خودتان هم در حال گفتن حقیقت و‬ ‫تعریف کردن یک واقعه خاص هستید خیلی به‬ ‫جزئیات نمی پردازید (مثل اینکه دیوار اتاق چه‬ ‫رنگی بود یا اسم فروشنده مغازه چه بود یا‪)...‬‬ ‫به این دلیل که شما همه این اطالعات زائد را‬ ‫در زندگی هر روزه در ذهنتان نگه نمی دارید‬ ‫پس‪...‬‬ ‫با دست هایش چه می کند؟‬ ‫هرگاه احساس کردید همسر یا نامزدتان چیزی‬ ‫را از شما پنهان می کند کمی به دست هایش‬


‫‪85‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫مسعود تابش در مورد شرايط سپاهان‬ ‫و اينکه اين تيم چند هفته‌اي به پيروزي‬ ‫نرسيده است در گفت‌وگو با خبرنگار فارس‬ ‫عنوان کرد‪ :‬شرايط ما بد نيست‪ .‬متاسفانه‬ ‫مقابل استقالل بازي خوبي انجام داديم‬ ‫اما در اين ديدار هم نتوانستيم گلزني کنيم‪.‬‬ ‫انشاءالله در ادامه بار ديگر مي‌توانيم به‬ ‫شرايط خوبي برسيم‪.‬‬

‫باشگاه‌ها کشيده‌ايم و مديريتي که داشته‌ايم‪،‬‬ ‫به صعودمان به مرحله بعد اميدوار مي شديم‪.‬‬ ‫وي بيان کرد‪ :‬متاسفانه ما کاري براي فوتبال‬ ‫انجام نمي دهيم و خدا را شکر براي صعود‬ ‫به جام جهاني در گروه نرمالي قرار گرفتيم‬ ‫و توانستيم به جام جهاني صعود کنيم‪ .‬اگر‬ ‫طي چند سال گذشته کمي حرفه‌اي کار کرده‬ ‫بوديم‪ ،‬به نظرم اکنون شرايط تيم ملي بهتر و‬ ‫وزن فني آن باالتر بود و اکنون براي صعود‬ ‫اميدوار بوديم‪ .‬به هر حال اگر منطقي فکر‬ ‫‌کنيم به نظرم شانس ما نسبت به حريفان‬ ‫مان کمتر است‪.‬‬ ‫بختياري‌زاده در ارزيابي‌اش از تيم‌هاي‬ ‫آرژانتين‪ ،‬نيجريه و بوسني گفت‪ :‬آرژانتين‬ ‫تيم شناخته شده‌ و قدرتمندي است و يکي‬ ‫از شانس‌هاي قهرماني محسوب مي‌شود‪.‬‬ ‫نيجريه هم يکي از تيم هاي قدرتمند‬ ‫آفريقايي است و فوتبال قدرتمند و با کالسي‬ ‫دارد‪ .‬به نظرم اگر مقابل بوسني خودمان‬ ‫باشيم و بتوانيم در بازي برابر نيجريه و‬ ‫آرژانتين آبرومندانه بازي کنيم‪ ،‬مي توانيم‬ ‫اميدوار باشيم که مقابل بوسني پيروز شويم‪.‬‬ ‫وي خاطر نشان کرد‪ :‬به هر حال جهت آماده‬ ‫شدن براي جام جهاني راه‌کارهاي بسياري‬ ‫است که بهترين راه‌کارها را خود کادر فني‬ ‫مي‌داند‪ .‬ما سرمربي باتجربه و بزرگي داريم‬

‫که چند دوره در جام جهاني شرکت کرده‬ ‫است و فکر مي‌کنم مي‌تواند تا آن جا که‬ ‫ممکن است تيم را به آمادگي برساند‪.‬‬ ‫مدافع باتجربه تيم فوتبال استقالل خوزستان‬ ‫افزود‪ :‬به نظرم زمان باقي مانده تا جام‬ ‫جهاني براي آماده‌سازي تيم ملي خيلي کم‬ ‫است و قابل قياس با آمادگي و ساختار ساير‬ ‫تيم‌ها نيست‪ .‬به هر حال فکر مي‌کنم در اين‬ ‫زمان باقي مانده‪ ،‬برگزاري اردوهاي مختلف‬ ‫و بازي کردن با تيم‌هاي قدرتمند‪ ،‬مي‌تواند‬ ‫به بازيکنان‌مان اعتماد به نفس بدهد تا‬ ‫مقابل حريفان خود عرض اندام کنند‪.‬‬ ‫وي در پايان اظهار کرد‪ :‬جام جهاني تمام‬ ‫مي‌شود و اميدوارم بعد از اين جام جهاني‪،‬‬ ‫تفکرمان را حرفه‌اي و آن را عملياتي کنيم‬ ‫و به دنبال اين نباشيم که وقتي تيم به جام‬ ‫جهاني رسيد و فقط يک سال مانده به آغاز‬ ‫آن‪ ،‬بيدار شويم و خودمان را آماده کنيم‪.‬‬

‫تابش‪ :‬گروه ايران اصال آسان‬ ‫نيست‬ ‫قائم مقام باشگاه سپاهان گفت‪ :‬تيم‌هايي‬ ‫مثل استقالل و سپاهان که ملي‌پوشان زيادي‬ ‫دارد نمي‌توانند بدون ملي‌پوشان در آسيا به‬ ‫ميدان بروند‪.‬‬

‫وي در مورد اينکه سپاهان به دنبال جذب‬ ‫مهاجم خارجي است عنوان کرد‪ :‬بله به دنبال‬ ‫يک بازيکن هلندي‌االصل هستيم که با‬ ‫توجه به اينکه يک سهميه آسيايي داريم او‬ ‫تابعيت اندونزي دارد و براي اين انتخاب‬ ‫مشکلي وجود ندارد‪ .‬کارهاي اين مسئله‬ ‫انجام مي‌شود و در صورت نهايي شدن او‬ ‫به اصفهان مي‌آيد‪ .‬مي‌دانيد فصل نقل و‬ ‫انتقاالت بازيکنان خارجي تقريبا پس از ‪5‬‬ ‫ديدار نيم‌فصل دوم آغاز مي‌شود‪.‬‬ ‫تابش در مورد اينکه برنامه‌ريزي ليگ برتر و‬ ‫جلو افتادن فصل نقل و انتقاالت مشکل‌ساز‬ ‫شد عنوان کرد‪ :‬روي رسيدن بازيکنان‬ ‫مصدوممان حساب کرده‌ بوديم اما با توجه‬ ‫به فشردگي مسابقات بازي‌ها کمي زودتر‬ ‫تمام شد‪ .‬به هر حال بحث جام جهاني و‬ ‫آمادگي تيم ملي نيم‌فصل نقل و انتقاالت‬ ‫را جلو انداخت‪ .‬محرم نويد‌کيا و جواهير‬ ‫سوکاي از ‪ 20‬روز ديگر فکر مي‌کنم بتوانند‬ ‫در تمرينات شرکت کنند و اين کار ما را‬ ‫آسان مي‌کند‪.‬‬ ‫قائم‌مقام باشگاه سپاهان با اشاره به اينکه‬ ‫جوانان سپاهان عملکرد خوبي در هفته‌هاي‬ ‫اخير داشتند اظهار داشت‪ :‬اميدوار هستيم‬ ‫اين بازيکنان بتوانند به ما کمک کنند‪.‬‬ ‫علي کريمي بازيکن جوانان سپاهان در دو‬ ‫مسابقه به صورت ثابت به ميدان رفته است‬ ‫و توانسته عملکرد خوبي داشته باشد‪ .‬او‬ ‫با ‪ 190‬سانتي‌متر قد شرايط بسيار خوبي‬ ‫دارد‪ .‬چند تن از بازيکنان تيم ملي نوجوانان‬ ‫و برخي ديگر از افراد جوانان سپاهان‬ ‫مي‌توانند به ما کمک کنند‪.‬‬

‫وي افزود‪ :‬شايد استفاده از اين بازيکنان‬ ‫جوان در يک مقطع باعث خسارت شود‬ ‫اما اين کار سود بلندمدت دارد‪ .‬بازيکنان‬ ‫جوان ما همه در رده‌هاي ملي حضور دارند‬ ‫و ‪ 90‬درصد آنها دست‌پرورده خود باشگاه‬ ‫هستند که خوشبختانه جواب هم گرفتيم‪.‬‬ ‫مطمئنا استفاده از اين نفرات در فصل آينده‬ ‫هزينه‌هاي ما را کاهش مي‌دهد‪ .‬البته اين‬ ‫کار ميانگين سني سپاهان را نيز کاهش‬ ‫مي‌دهد‪ .‬تاکيد مي‌کنم ما از کسب نتيجه در‬

‫فصل جاري نيز غافل نيستيم‪ .‬خوشبختانه‬ ‫مصدومانمان در حال اضافه شدن به تيم‬ ‫هستند و مي‌توانيم در ادامه عملکرد خوبي‬ ‫داشته باشيم‪.‬‬ ‫تابش در مورد اينکه زمزمه‌هايي مبني بر‬ ‫نبودن بازيکنان ملي در ديدار‌هاي ليگ‬ ‫قهرمانان آسيا شنيده مي‌شود اظهار داشت‪:‬‬ ‫بايد اين مسئله در نشستي با حضور‬ ‫باشگاه‌ها و مسئوالن فدراسيون حل شود تا‬ ‫هيچ کس آسيب نبيند‪ .‬خيلي سخت است‬ ‫تيمي بدون ملي‌پوشان خود بخواهد به ليگ‬ ‫قهرمانان آسيا برود‪ .‬به طور مثال آيا استقالل‬ ‫مي‌تواند با اين تعداد ملي‌پوش بدون حضور‬ ‫آنها در اين مسابقات حاضر شود‪ .‬خود ما ‪5‬‬ ‫ملي‌پوش داريم‪ .‬واقعا براي اين مسئله بايد‬ ‫راه‌حل مشترکي پيدا کرد تا هيچ کس ضرر‬ ‫نکند‪.‬‬


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

84


‫‪83‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫جلسه روز گذشته رويانيان و هدايتي در دفتر‬ ‫پرسپوليس و بازگرداندن علي نظري‌جويباري‬ ‫به استقالل نشان از صحت اين خبر است‪.‬‬

‫شايد‪ .‬چرا که نه؟ هنوز براي ديدارهاي‬ ‫تدارکاتي برنامه‌ريزي نکرده‌ايم بنابراين‬ ‫نمي‌توانيم در حال حاضر چيزي درباره آن‬ ‫بگويم‪.‬‬

‫کي‌روش‪ :‬کسي ايران را مدعي‬ ‫نمي‌داند‬

‫الجزاير در گروهش با بلژيک‪ ،‬کره‌جنوبي و‬ ‫روسيه ديدار مي‌کند؛ آيا مي‌تواند به دور دوم‬ ‫صعود کند؟‬

‫سرمربي تيم ملي فوتبال ايران معتقد است‬ ‫که تيمش بايد نشان دهد که در حد و‬ ‫اندازه‌هاي شرکت در رقابت‌هاي جام‌جهاني‬ ‫است‪.‬‬ ‫به نقل از سايت الجزايري «‪،»Le Buteur‬‬ ‫کارلوس کي‌روش‪ ،‬دستيار سابق سر الکس‬ ‫فرگوسن در منچستريونايتد که پيش از اين‬ ‫هدايت تيم‌هاي رئال مادريد و پرتغال را در‬ ‫دست داشته است؛ اکنون سرمربي تيم ملي‬ ‫فوتبال ايران است‪ .‬ايران با صدرنشيني در‬ ‫گروه خود در مسابقات مقدماتي جام‌جهاني‬ ‫جواز حضور در برزيل را دريافت کرد و در‬ ‫اين مسير مقابل کره‌جنوبي‪ ،‬حريف الجزاير‬ ‫در رقابت‌هاي جام‌جهاني به برتري رسيده‬ ‫است‪.‬‬ ‫آيا از قرعه خودتان و هم‌گروهي با آرژانتين‪،‬‬ ‫بوسني و هرزگوين و نيجريه راضي هستيد؟‬ ‫هر قرعه‌اي که به ما مي‌افتاد را بايد‬ ‫مي‌پذيرفتيم‪ .‬کسي ما را مدعي نمي‌داند و‬ ‫شايد اين بهتر باشد‪ .‬مي‌دانم که همه تيم‌ها‬ ‫دوست داشتند ما در گروهشان قرار بگيريم‬ ‫و اکنون به عهده ما است که نشان دهيم در‬ ‫حد و اندازه‌هاي جام‌جهاني هستيم‪.‬‬ ‫الجزاير در گروهش با يک حريف آسيايي‬ ‫به نام کره‌جنوبي ديدار خواهد کرد؛ در‬ ‫حالي که ايران مقابل تيم آفريقايي نيجريه به‬ ‫ميدان مي‌رود‪ .‬آيا مي‌توانيم انتظار يک ديدار‬ ‫دوستانه ميان ايران و الجزاير در ماه مي را‬ ‫داشته باشيم تا به هر دوتيم امکان هماهنگي‬ ‫با شيوه بازي حريفش را بدهد؟‬

‫از لحاظ منطقي بلژيک و روسيه‪ ،‬حداقل‬ ‫روي کاغذ قوي‌ترين تيم‌هاي گروه هستند‪.‬‬ ‫اين به معناي آن نيست که همين اتفاق‬ ‫خواهد افتاد بلکه سخت است که الجزاير را‬ ‫مدعي بدانيم‪.‬‬ ‫به دليل هم‌گروهي با تيم ملي کره‌جنوبي‬ ‫اين تيم را مي‌شناسيد‪ .‬در دو ديدار اين تيم‬ ‫را شکست داديد‪ .‬آيا فکر مي‌کنيد بتواند‬ ‫الجزاير را شکست دهد؟‬ ‫کره‌جنوبي با تيم‌هاي ديگر تفاوت زيادي‬ ‫دارد‪ .‬از روي تجربه‌ام اين حرف را مي‌زنم‬ ‫زيرا بسيار جدي کار مي‌کنند‪ .‬به خاطر داشته‬ ‫باشيد که آنها به محض اينکه در تابستان‬ ‫جواز حضور در رقابت‌هاي جام‌جهاني را به‬ ‫دست آوردند‪ ،‬برنامه تدارکاتي خود را براي‬ ‫اين بازي‌ها شروع کردند‪ .‬آنها ديدار دوستانه‬ ‫برگزار کرده‌اند‪ .‬عالوه بر اين اين تيم در کار‬ ‫گروهي بسيار عالي بازي مي‌‌کند‪ .‬شما کار‬ ‫آساني مقابل آنها نخواهيد داشت‪ .‬حرف من‬

‫را باور کنيد‪.‬‬ ‫آيا مي‌خواهيد بگوييد کره‌جنوبي مدعي‬ ‫صعود است؟‬

‫الجزاير هنوز در باشگاه اسپورتينگ پرتغال‬ ‫بازي مي‌کند‪ .‬بايد او را بشناسيد‪ .‬درست‬ ‫است؟‬

‫من اين حرف را نزدم‪ .‬فقط گفتم که اين تيم‬ ‫جام‌جهاني را بسيار جدي گرفته است و قبل‬ ‫از همه تيم‌ها برنامه تدارکاتي خود را شروع‬ ‫کرده است‪ .‬از آنجايي که اکثر بازيکنان اين‬ ‫تيم در کره هستند‪ ،‬سرمربي آنها مي‌تواند‬ ‫هر موقع که بخواهد آنها را جمع کند و‬ ‫اين توضيح مي‌دهد که چگونه آنها تاکنون‬ ‫ديدارهاي د��ستانه زيادي برگزار کرده‌اند‪.‬‬ ‫کره‌اي‌ها مي‌خواهند تا جايي که مي‌توانند در‬ ‫اين مسابقات جلو بروند‪.‬‬

‫در حقيقت چيز زيادي از او نشنيده‌ام‪ .‬من به‬ ‫عنوان سرمربي تيم ملي ايران نمي‌توانم همه‬ ‫اخبار فوتبال پرتغال را دنبال کنم‪ .‬همان طور‬ ‫که گفتم با تيم فعلي الجزاير آشنا نيستم‪.‬‬

‫آيا مي‌دانيد که در حال حاضر بين فدراسيون‬ ‫فوتبال پرتغال و الجزاير براي برگزاري ديدار‬ ‫دوستانه در مارس گفت‌ و‌گوهايي در جريان‬ ‫است؟‬ ‫نه‪ .‬نمي‌دانم‪ .‬آيا برگزاري اين ديدار جدي‬ ‫است؟‬ ‫بله خيلي جدي است‪ .‬آيا فکر مي‌کنيد اين‬ ‫مسابقه براي پرتغال فايده دارد؟‬ ‫مسابقه مي‌تواند مفيد باشد‪ .‬از هر حريفي‬ ‫درسي ياد مي‌‌گيريد‪ .‬اگر پرتغال در نظر دارد‬ ‫که چنين ديداري برگزار کند‪ ،‬ممکن است‬ ‫که اين مسابقه برايشان مفيد باشد‪.‬‬ ‫آيا وحيد هليلهودزيچ‪ ،‬سرمربي الجزاير را‬ ‫مي‌شناسيد؟‬ ‫اسمش را شنيده‌ام اما شخصا با او آشنايي‬ ‫ندارم‪.‬‬ ‫آيا تيم ملي الجزاير را مي‌شناسيد؟‬ ‫اعتراف مي‌کنم که درباره تيم ملي فعلي اين‬ ‫کشور اطالعات زيادي ندارم‪ .‬مدت زيادي‬ ‫است که مسابقه‌اي از الجزاير نديده‌ام‪.‬‬ ‫مي‌توان گفت که ويژگي‌هاي بازي الجزاير‬ ‫را بر اساس تکنيک‪ ،‬انگيزه و سرعتشان‬ ‫مي‌شنانم‪.‬‬ ‫اسالم سليماني‪ ،‬يکي از بازيکنان ملي‌پوش‬

‫عجيب است زيرا پرتغال و الجزاير ارتباطات‬ ‫فوتبالي خوبي پس از فوت ماجر در کشور‬ ‫شما با هم دارند‪.‬‬ ‫(مي‌خندد) بله؛ درست است‪ .‬ماجر يکي‬ ‫از برترين‌هاي فوتبال پرتغال بود و به همين‬ ‫دليل است که در آنجا تا اين حد به فوتبال‬ ‫الجزاير احترام مي‌گذارند‪ .‬من يکي از‬ ‫شيفتگان بازي او بودم‪.‬‬

‫بختياري‌زاده‪:‬درفوتبال‌هيچ‬ ‫چيزي غيرممکن نيست‬ ‫ملي‌پوش سابق فوتبال ايران مي‌گويد اگر‬ ‫منطقي فکر کنيم شانس تيم ملي براي‬ ‫صعود از گروه خود نسبت به ساير تيم‌هاي‬ ‫هم‌گروه‌مان کمتر است‪ ،‬هر چند در فوتبال‬ ‫چيزي غيرممکن نيست‪.‬‬ ‫سهراب بختياري زاده در خصوص‬ ‫هم‌گروهي تيم ملي ايران در جام جهاني با‬ ‫تيم‌هاي آرژانتين‪ ،‬نيجريه و بوسني در گفت‬ ‫و گو با خبرنگار ايسنا اظهار کرد‪ :‬من فکر‬ ‫مي‌کنم نسبت به گروه‌هاي ديگر‪ ،‬گروه ما بد‬ ‫نيست و اميدوارکننده است‪ ،‬هر چند به نظرم‬ ‫تمام تيم‌ها قدرتمند هستند ولي فکر مي‌کنم‬ ‫بين ‪ 32‬تيم حاضر در جام جهاني‪ ،‬تيم‌هايي‬ ‫که با ما هم‌گروه شدند‪ ،‬بهترين گزينه‌ها‬ ‫بودند‪.‬‬ ‫وي بيان کرد‪ :‬اکنون مهم تر از هر چيز‪،‬‬ ‫آمادگي تيم ملي و برگزاري اردو و بازي‌هاي‬ ‫دوستانه است و نمي توان فقط دل مان را به‬ ‫اين خوش کنيم که تيم‌هاي هم گروه‌مان چه‬ ‫شرايطي دارند‪ ،‬چرا که اين فقط يک ُبعد‬ ‫قضيه است‪.‬‬ ‫وي که در ديدار برابر آنگوال در جام جهاني‬ ‫‪ 2006‬آلمان‪ ،‬گل تساوي ايران را به ثمر‬ ‫رساند‪ ،‬درباره شانس تيم ملي براي صعود از‬ ‫گروه خود گفت‪ :‬اگر بخواهيم منطقي فکر‬ ‫و صحبت کنيم‪ ،‬شانس تيم ما نسبت به ساير‬ ‫تيم‌هاي گروه‌مان کمتر است‪ .‬البته در فوتبال‬ ‫هيچ چيزي غيرممکن نيست اما اي کاش‬ ‫خيلي زودتر از اين ها فوتبال ما بيدار مي‌شد‬ ‫و منطقي عمل مي‌کرد و ساختارش را قوي‌تر‬ ‫مي‌کرد تا وقتي که در چنين روزي به جام‬ ‫جهاني رسيديم و چنين گروهي نصيب‌مان‬ ‫‌شد‪ ،‬باتوجه به ساختار کاري‪ ،‬زحماتي که در‬ ‫ادامه در صفحه ‪>>> 85‬‬


‫‪82‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫اخــــــــــبار‬ ‫ورزشــــــــــی‬

‫اسامي ‪ 15‬مهاجم برتر سال ‪2013‬‬ ‫سايت فدراسيون جهاني فوتبال اسامي ‪15‬‬ ‫مهاجم برتر دنيا در سال ‪ 2013‬را مشخص‬ ‫کرد‪.‬‬ ‫سايت فدراسيون جهاني فوتبال (فيفا)‬ ‫فهرست ‪ 15‬مهاجم برتر دنيا در سال ‪2013‬‬ ‫که ‪ 3‬نفر آنها ‪ 13‬ژانويه سال ‪23( 2014‬‬ ‫دي ‪ )1392‬در مراسم اهداي توپ طال در‬ ‫تيم منتخب فيف‌پرو ‪ -‬فيفا قرار خواهند‬ ‫گرفت را منتشر کرد‪ .‬به گزارش تسنيم‪،‬‬ ‫اسامي اين مهاجمان به شرح زير است‪:‬‬ ‫‪ -1‬سرخيو آ گرو (آرژانتين ‪-‬‬ ‫منچسترسيتي)‬ ‫‪ -2‬ماريو بالوتلي (ايتاليا ‪ -‬ميالن)‬ ‫‪ -3‬ادينسون کاواني (اروگوئه ‪ -‬ناپولي‪/‬‬ ‫پاري‌سن‌ژرمن)‬ ‫‪ -4‬ديه‌گو کاستا (اسپانيا ‪ -‬اتلتيکومادريد)‬ ‫‪ -5‬ديديه دروگبا (ساحل عاج ‪ -‬شانگهاي‬ ‫شنهواي چين‪/‬گاالتاسراي)‬ ‫‪ -6‬رادامل فالکائو (کلمبيا ‪-‬‬ ‫اتلتيکومادريد‪/‬موناکو)‬ ‫‪ -7‬زالتان ابراهيموويچ (سوئد ‪-‬‬ ‫پاري‌سن‌ژرمن)‬ ‫‪ -8‬روبرت لواندوفسکي (لهستان ‪ -‬بورسيا‬ ‫دورتموند)‬ ‫‪ -9‬ماريو ماندزوکيچ (کرواسي ‪ -‬بايرن‬

‫مونيخ)‬ ‫‪ – 10‬ليونل مسي (آرژانتين ‪ -‬بارسلونا)‬ ‫‪ -11‬نيمار (برزيل ‪ -‬سانتوس‪/‬بارسلونا)‬ ‫‪ -12‬وين روني (انگليس ‪-‬‬ ‫منچستريونايتد)‬ ‫‪ -13‬لوئيز سوارز (اروگوئه ‪ -‬ليورپول)‬ ‫‪ -14‬روبين فن‌پرسي (هلند ‪-‬‬ ‫منچستريونايتد)‬ ‫‪ -15‬کريستيانو رونالدو (پرتغال ‪ -‬رئال‬ ‫مادريد)‬

‫رونالدو‪،‬مسي و ريبري سه نامزد‬ ‫نهايي توپ طال‬ ‫سه نامزد نهايي دريافت جايزه توپ طالي‬ ‫‪ 2013‬از سوي فيفا معرفي شدند‪.‬‬ ‫فيفا و فرانس فوتبال رسما اعالم کردند که‬ ‫کريستيانو رونالدو‪ ،‬ليونل مسي و فرانک‬ ‫ريبري‪ ،‬سه نامزد نهايي توپ طالي ‪2013‬‬ ‫هستند‪ .‬برنده معتبرترين جايزه فوتبال جهان‬ ‫‪ 13‬ژانويه (‪ 23‬دي) در زوريخ معرفي‬ ‫خواهد شد‪.‬‬ ‫به گزارش فارس‪،‬مسي پس از سال ‪2007‬‬ ‫هر ساله به جمع سه نامزد نهايي راه يافته‬ ‫است‪ .‬وي در سال ‪ 2007‬بعد از کاکا و‬ ‫رونالدو در مکان سوم قرار گرفت؛ در سال‬ ‫‪ 2008‬پس از کريستيانو رونالدو دوم شد‬ ‫و براي اولين بار در سال ‪ 2009‬توانست‬

‫اين جايزه را کسب کند‪ .‬مسي پس از آن‬ ‫در سال‌هاي ‪ 2011 ،2010‬و ‪ 2012‬نيز‬ ‫توانست توپ طال را به دست بياورد‪.‬‬ ‫فيناليست شدن براي رونالدو هم مسئله‬ ‫جديدي نيست‪ .‬وي در سال ‪ 2007‬دوم شد‬ ‫و در سال ‪ 2008‬توانست توپ طال را به‬ ‫دست آورد‪ .‬پس از آن مسي مانع از کسب‬ ‫اين جايزه توسط او شد‪ .‬وي در سال‌هاي‬ ‫‪ 2011 ،2009‬و ‪ 2012‬در مکان دوم قرار‬ ‫گرفت اما در سال ‪ 2010‬نتوانست به جمع‬ ‫نامزدهاي نهايي ملحق شود‪.‬‬ ‫سه نامزد نهايي اين جايزه سال متفاوتي را‬ ‫پشت سر گذاشتند‪ .‬ليونل مسي بين ژانويه‬ ‫و آوريل نتوانست بازي کند و سپس يک‬ ‫مصدوميت در ليگ قهرمانان اروپا باعث‬ ‫يک سري مشکالت براي وي شد که هنوز‬ ‫هم با آن دست و پنجه نرم مي‌کند‪ .‬به هر‬ ‫حال وي در ليگ گذشته توانست ‪ 47‬گل به‬ ‫ثمر برساند‪.‬‬ ‫ريبري در بايرن مونيخ يک فرمانده است که‬ ‫سال گذشته تمام افتخارات از جمله قهرماني‬ ‫در بوندس ليگا و ليگ قهرمانان را به دست‬ ‫آورد‪.‬‬ ‫کريستيانو رونالدو در اواخر ‪2013‬‬ ‫عملکردي فوق‌العاده داشت و در تيم ملي‬ ‫پرتغال و رئال مادريد درخشيد‪.‬‬

‫وزارت ورزش پولهاي سرخابي‌ها‬ ‫را بلوکه کرد‬ ‫بعد از انتخاب وزير ورزش و جوانان‬ ‫اولويتهاي اين وزارتخانه انتخابات‬ ‫فدراسيونها و برگزاري مجامع و انتخابات‬ ‫کميته ملي المپيک است اما از راهروهاي‬ ‫خيابان سئول خبرهاي جديدي به گوش‬ ‫ميرسد که هدفشان دو باشگاه پر طرفدار‬ ‫پايتخت‪،‬استقالل و پرسپوليس است‪.‬‬ ‫ماجرا اين گونه است که معاونت مالي‬ ‫وزارت ورزش قرار است نامه اي به مديران‬ ‫عامل دو باشگاه ارسال و حجت را بر هر دو‬ ‫تيم تمام کند‪ ،‬در اين نامه اعالم شده که تا‬ ‫پايان فصل ‪ 93 -92‬هيچ مبلغي از طرف‬ ‫وزارت به پرسپوليس و استقالل پرداخت‬ ‫نخواهد کرد و هزينه کرد هر دو باشگاه در‬ ‫فصل جاري نيز مورد بررسي دقيق قرار مي‬ ‫گيرد‪.‬‬ ‫به گزارش خبراليو‪ ،‬بدهي‌هاي باالي اين‬ ‫دوتيم و مبالغ هنگفتي که براي خريد بازيکن‬ ‫هزينه شده جيب مديران دو تيم را خالي‬ ‫کرده و با توجه به هشدار وزارت ورزش‬ ‫به نظر ميرسد تا انتهاي فصل فتح اله زاده‬ ‫و رويانيان گريبانگير مشکالت عديده اي‬ ‫خواهند شد‪.‬‬


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

81


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

80


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

79


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

78


‫‪77‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫چرا دستم خواب‬ ‫می‌رود؟‬

‫خواب رفتن‪ ،‬گزگز و مورمور‬ ‫شدن دست و پا را همه‌مان تجربه‬ ‫کرده‌ایم‪ ،‬اما همین حس خواب‬ ‫رفتن و مورمور شدن اگر طوالنی‬ ‫و مکرر شود‪ ،‬می‌تواند نشانه وجود‬ ‫برخی مشکالت در بدن ما باشد‪.‬‬ ‫فکر می‌کنید این عالمت در چه‬ ‫مواقعی نیاز به ارزیابی و بررسی‬ ‫توسط پزشک دارد؟ در گفت‌وگو‬ ‫با دکتر بهتاش (ارتوپد و عضو‬ ‫هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی‬ ‫ایران) کوشیده‌ایم پاسخی برای‬ ‫این سواالت بیابیم‪.‬‬ ‫*آقای دکتر! تقریبا همه ما‪ ،‬مورمور شدن و‬ ‫خواب رفتن دست را تجربه کرده ایم‪ ،‬اما‬ ‫گاهی اوقات در بعضی افراد‪ ،‬این مشکل‬ ‫شدید می شود‪ .‬چرا؟‬

‫**افرادی که همیشه از خواب‌رفتگی یا‬ ‫مورمور شدن دست می‌نالند‪ ،‬نیاز به بررسی‬ ‫بیشتری دارند‪ .‬شاید به نوعی دچار آسیب‬ ‫شبکه عصبی بازویی شده باشند؛ مثال این‬ ‫افراد دچار ضعف‪ ،‬خواب‌رفتگی و مورمور‬ ‫شدن در یک دست و بازو می‌شوند‪ .‬این‬ ‫درد‪ ،‬در اثر آسیب کتف یا ناحیه زیر بغل به‬ ‫وجود می آید که بر شبکه عصبی‪ ،‬موسوم به‬ ‫کالف بازویی تاثیر منفی می‌گذارد‪.‬گاهی‬ ‫اوقات بیماران از خواب‌رفتگی و مورمور‬ ‫شدن شبانه می‌نالند و می‌گویند تا باالی‬ ‫بازوی‌شان تیر می‌کشد‪.‬‬ ‫بله‪ ،‬چنین موردی که اشاره کردید اگر‬ ‫شست‪ ،‬انگشت سبابه و انگشت وسطی‬ ‫را درگیر‌کند‪ ،‬یا اینکه فرد دچار ضعف‬ ‫عضالنی شود‪ ،‬مطرح‌کننده اختاللی موسوم‬ ‫به "نشانگان تونل مچ” است‪.‬‬ ‫*اختالل تونل مچ چطور بروز می‌کند؟‬ ‫**همان‌طور که می‌دانید داخل مچ انسان‬ ‫یک مسیر عبوری برای وترها و عصب‬ ‫مدیان وجود دارد‪ .‬التهاب یا تورم بافت‌های‬ ‫داخل تونل می‌تواند عصب مدیان را تحت‬ ‫فشار قرار دهد‪.‬عصب مدیان مسوول حس‬ ‫المسه در انگشت شست‪ ،‬انگشت اشاره‪،‬‬ ‫انگشت میانی و قسمتی از انگشت حلقه‌ای‬ ‫است‪ .‬تحت فشار قرار گرفتن این عصب‬

‫موجب تولید بی‌حسی و درد خاصی می‌شود‬ ‫که تحت عنوان "نشانگان تونل کارپال”‬ ‫شناخته می‌شود‪.‬بسیاری اوقات‪ ،‬این نشانگان‬ ‫در هر دو مچ دست پدید می‌آید‪.‬‬ ‫*چه عواملی ما را مستعد این اختالل‬ ‫می‌کند؟‬ ‫**اگر چه نشانگان تونل کارپال اغلب بدون‬ ‫علت خاصی اتفاق می افتد‪ ،‬اما تعدادی‬ ‫از عوامل می‌توانند شما را مستعد ابتال به‬ ‫این بیماری کنند‪ .‬این عوامل شامل الته��ب‬ ‫مفصل‪ ،‬چاقی‪ ،‬سیگار کشیدن‪ ،‬بارداری‬ ‫و داشتن مشاغلی خاص است که دارای‬ ‫حرکات مکرر و قوی دست هستند؛ مثال‬ ‫نشانگان تونل کارپال در افراد قالیباف‪،‬‬ ‫تایپیست‪ ،‬قصاب‪ ،‬پیانیست و مکانیک‬ ‫بیشتر است و به ندرت افرادی را که به‬ ‫طور تفریحی گلف‪ ،‬دوچرخه‌سواری یا‬ ‫قایق‌سواری انجام می‌دهند‪ ،‬نیز گرفتار‌می‬ ‫سازد‪ .‬عامل اصلی بروز این مشکل‪ ،‬انجام‬ ‫فعالیت‌های تکراری و با نیروی زاید‪ ،‬در‬ ‫حالی که مچ دست خم است‪ ،‬می‌باشد‪ .‬البته‬ ‫نشانگان تونل کارپال می‌تواند در بعضی‬ ‫اختالالت غدد درون‌ریز نظیر دیابت‪،‬‬ ‫اکرومگالی و ندرتا کم‌کاری تیرویید و‬ ‫آرتریت روماتویید نیز دیده شود‪.‬به طور کلی‬ ‫زنانی که به میانسالی نزدیک می‌شوند‪ ،‬بیشتر‬ ‫در معرض ابتال به این اختالل قرار دارند‪.‬‬ ‫*خواهیم به موارد دیگری از همین قبیل‬ ‫اشاره کنیم‪ ،‬از چه مشکالتی باید نام ببریم؟‬ ‫**آسیب اعصاب محیطی از دیگر‬ ‫اختالالتی است که می‌تواند باعث احساس‬ ‫مورمور شدن در دست‌ها و پاها شود‪.‬‬ ‫همچنین این احساس می‌تواند با کرختی در‬ ‫همین نواحی و ضعف و درد عضالنی دست‬ ‫و پا نیز همراه باشد‪ .‬همان‌طور که می‌دانید‬ ‫اعصاب محیطی امکان برقراری ارتباط میان‬ ‫مغز‪ ،‬اعضای بدن‪ ،‬عروق خونی‪ ،‬عضالت‬ ‫و پوست را فراهم می‌سازند‪ .‬فرامین مغزی‬ ‫از طریق اعصاب حرکتی منتقل می‌شوند و‬ ‫اطالعات دریافتی توسط بدن از راه اعصاب‬ ‫حسی به مغز مخابره می‌شوند‪.‬آسیب یک‬ ‫عصب محیطی می‌تواند ارتباط بین مغز و‬ ‫ناحیه تحت پوشش آن عصب را قطع کند‪.‬‬ ‫این اتفاق توانایی شما در حرکت عضالت‬ ‫یا درک طبیعی حواس یا هر دو را در منطقه‬ ‫آسیب‌دیده‪ ،‬دچار اختالل خواهد کرد‪.‬‬ ‫آسیب عصبی می‌تواند به بروز نوعی احساس‬ ‫مورمور شدن‪ ،‬سوزش و سایر احساسات‬ ‫دردناک در منطقه ی درگیر منجر شود‪.‬‬ ‫*آیا این موضوع همان نوروپاتی محیطی‬ ‫نیست؟‬ ‫**چرا‪ ،‬دقیقا همان است‪.‬‬ ‫*علت این نوروپاتی‌ها چیست؟‬ ‫**نوروپاتی‌های محیطی علل بی‌شماری‬ ‫دارند‪ .‬از جمله ی این علل می‌توان به‬ ‫سوانح‪ ،‬اعمال فشار بر عصب و آسیب‬

‫عصبی ناشی از یک بیماری خودایمنی‬ ‫مثل لوپوس و روماتیسم مفصلی اشاره کرد‪.‬‬ ‫البته برخی از بیماری‌های کبدی‪ ،‬کلیوی و‬ ‫تیروئید هم می‌توانند به اعصاب محیطی‬ ‫آسیب برسانند‪.‬‬ ‫*بسیاری از بیماران دیابتی نیز از گزگز شدن‬ ‫دست و پا می‌نالند‪ .‬دلیل آن چیست؟‬ ‫**شایع‌ترین علل‪ ،‬نوروپاتی محیطی ناشی‬ ‫از دیابت است‪ .‬عالیم و نشانه‌های نوروپاتی‬ ‫محیطی ممکن است سال‌ها پس از ابتال به‬ ‫بیماری ظاهر شوند‪ .‬اگر دیابت شما به خوبی‬ ‫کنترل نشده باشد‪ ،‬احتمال بروز زودرس‬ ‫عالیم و نشانه‌های عصبی وجود دارد‪.‬‬ ‫*نکته دیگری باقی مانده است که بخواهید‬

‫درباره آ‌ن توضیح بدهید؟‬ ‫**بله؛ در میان افراد معتاد به الکل‪ ،‬رژیم‬ ‫ناکافی به ویژه کمبود ویتامین تیامین‬ ‫(‪ )B1‬می‌تواند با بروز نوروپاتی در ارتباط‬ ‫باشد‪ .‬کم‌خونی هم ممکن است روی‬ ‫دهد و شانس ابتال به نوروپاتی محیطی‬ ‫را افزایش دهد‪ .‬اغلب کم‌خونی‌ها در اثر‬ ‫کمبود ویتامین ‪ B12‬رخ می‌دهند‪ .‬عالیم‬ ‫و نشانه‌های نوروپاتی محیطی معموال طی‬ ‫چند ماه پیشرفت می‌کنند‪ ،‬ولی در برخی‬ ‫از موارد مثل مسمومیت با آرسنیک ممکن‬ ‫است فورا بروز کنند‪ .‬احساس مورمور شدن‬ ‫معموال در انگشتان پا یا نرمه پاها شروع و‬ ‫به سمت باالی بدن گسترش می‌یابد‪ .‬گاهی‬ ‫این احساس در دست‌ها آغاز و به سمت‬ ‫بازوها کشیده می‌شود‪ .‬نوعی احساس کرختی‬ ‫نیز به همین شیوه ممکن است ایجاد شود‪.‬‬ ‫پوست شما ممکن است حساس شود و حتی‬

‫لمس آرام آن هم دردناک گردد‪ .‬در برخی‬ ‫از نوروپاتی‌های محیطی ممکن است ضعف‬ ‫عضالنی زودتر یا به شکلی محسوس‌تر از‬ ‫عالیم و نشانه‌های حسی بروز کند‪.‬‬ ‫*خیلی اوقات برخی افراد که سکته مغزی را‬ ‫تجربه کرده‌اند‪ ،‬دچار مشکالتی از این دست‬ ‫می‌‌شوند‪ .‬چرا؟‬ ‫**ضعف عضالنی یا مورمور شدن یک‬ ‫بازو یا دست از مشخصه‌های سکته مغزی‬ ‫است و معموال با نشانه‌های دیگری همچون‬ ‫خواب‌رفتگی و ضعف عضالت صورت یا‬ ‫یک پا همراه است‪ .‬در صورت بروز چنین‬ ‫عالمتی‪ ،‬بالفاصله به نزدیک‌ترین درمانگاه‬ ‫یا بیمارستان مراجعه کنید‪.‬‬

‫*مشکالت ناحیه گردن هم باعث بی‌حسی و‬ ‫مورمور شدن دست می‌شود؟‬ ‫**بله‪ .‬فشردگی یا آسیب یکی از اعصاب در‬ ‫گردن می‌تواند به خواب‌رفتن و مورمور شدن‬ ‫منجر گردد که ممکن است به کتف‪ ،‬بازو‪،‬‬ ‫دست و انگشتان تیر بکشد‪ .‬گاهی اوقات‬ ‫اختالل عملکرد عصب اولنار (عصب اولنار‬ ‫شامل الیاف حرکتی و حسی است که مسیر‬ ‫خود را در تنه تحتانی و طناب داخلی شبکه‬ ‫بازویی طی می کند) نیز می‌تواند چنین‬ ‫مشکالتی به وجود آورد‪ .‬آسیب عصب‬ ‫اولنار در ناحیه آرنج باعث مورمور شدن و‬ ‫خواب‌رفتن ناحیه آرنج تا انگشت کوچک و‬ ‫قسمتی از انگشت حلقه می‌شود‪ .‬ضربه زدن‬ ‫به این ناحیه‪ ،‬نوعی درد و احساس سوزن‬ ‫شدن ایجاد می‌کند‪ .‬ممکن است بیمار دچار‬ ‫ضعف عضالت دست هم شود‪.‬‬


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

76


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

75


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

74


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

73


‫‪72‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫از نظر ذهنی خود‬ ‫را برای زمستان‬ ‫آماده کنید‬ ‫زمستان به زودی از راه می رسد‬ ‫‪،‬اجازه ندهید که کوتاه شدن‬ ‫روزها و سرد شدن شبهای آن‬ ‫شما را غافلگیر کند‪ .‬ناگهان می‬ ‫بینید افسرده هستید و حال و‬ ‫هوای خوبی ندارید ‪ ،‬شما چطور‬ ‫خودتان را برای زمستان آماده‬ ‫می کنید ‪.‬‬

‫روزها کوتاه و کوتاهتر می شوند‪ .‬حس‬ ‫عجیبی در هوا می پیچد‪ .‬خورشید از ماه‬ ‫آبان جای خود را به ابرهای سبک و سنگین‬ ‫می دهد‪ .‬احساس آزادی که با فرا رسیدن‬ ‫تابستان به سمت ما می آمد ‪ ،‬با فرا رسیدن‬ ‫زمستان راه خود را کج می کند و ما را به‬ ‫سمت کار و کسب و مدرسه هدایت می کند‬ ‫و ‪ ...‬همه اینها کافی است تا دلمان بخواهد‬ ‫از زمستان فرار کنیم‪.‬‬ ‫اگر زمستان بخواهد برای چند ماه آتی شما‬ ‫را تحت تاثیر خودش قرار دهد چه کار می‬

‫کنید؟‬ ‫اول از همه به یاد داشته باشید که شما تنها‬ ‫نیستید‪ .‬چند عامل وجود دارد که باعث می‬ ‫شوند در زمستان کمتر احساس هیجان کنید‬ ‫و نسبت به تابستان بیشتر استرس و فشار‬ ‫داشته باشید‪ .‬پس قبل از اینکه حال و هوای‬ ‫زمستان شما را تغییر دهد برنامه ریزی کنید‪.‬‬ ‫ما چند پیشنهاد برای روزهای ماللت انگیز‬ ‫زمستان داریم‪.‬‬ ‫نور خورشید را فراموش نکنید‬ ‫روزهای کوتاه زمستان برابر است با کمتر‬ ‫شدن نوری که از خورشید می گیرید‪ .‬نور‬ ‫خورشید حس انسان را بهتر می کند در حالی‬ ‫که تاریکی حس غمگینی با خود بهمراه می‬ ‫آورد‪ .‬اگر صبح ها که از خواب بیدار می‬ ‫شوید می بینید هوا تاریک است و یا زمانی‬ ‫که بعد از ظهر محل کارتان را ترک می کنید‬

‫و می بینید خورشید غروب کرده آن وقت‬ ‫نمی توانید نور کافی از خورشید دریافت‬ ‫کنید‪ .‬یک برنامه منظم پیاده روی برای‬ ‫وقت ناهار بچینید‪ .‬حتی ‪ 15‬دقیقه قرار‬ ‫گرفتن در معرض نور خورشید هم خوب‬ ‫است‪ .‬اما اگر تمام روز مجبورید در داخل‬ ‫محیط سرپوشیده بمانید ‪ ،‬المپی در اتاقتان‬ ‫نصب کنید که نور زیادی داشته باشد تا‬ ‫بتواند بخشی از نیازتان به نور خورشید را‬ ‫در طول روز تامین نماید‪ .‬حتما دلیلی هست‬ ‫که می گوییم روزتان را نورانی و روشن نگه‬ ‫دارید‪.‬‬ ‫تحرک داشته باشید‪.‬‬ ‫اجازه ندهید که سرمای بیرون مانع ورزش‬ ‫صبحگاهی شما بشود‪ .‬زمانی که لباس زیادی‬ ‫به تن می کنید ممکن است زیاد حس ورزش‬ ‫کردن نداشته باشید و زمانی که هوای بیرون‬ ‫سرد و خشن می شود دویدن و یا یک پیاده‬ ‫روی معمولی جزو گزینه های اصلی نخواهند‬ ‫بود‪ .‬اما ورزش کردن‪ ،‬همانند نور خورشید‬ ‫باعث باال بردن روحیه می شود بنابراین اگر‬ ‫از برنامه ورزش روزانه خود عقب بمانید‬ ‫احساس شادی و نشاط نخواهید کرد‪ .‬در‬ ‫باشگاه عضو شوید ‪ .‬همیشه با دوستان هم‬ ‫باشگاهی خود در تماس باشید‪ .‬حداقل‬ ‫سه بار در هفته ورزش کنید ‪ .‬این کار روی‬ ‫زندگیتان نیز اثر گذار خواهد بود‪ ،‬احساس‬ ‫سالمتی بیشتری می کنید و روحیه تان هم‬ ‫بهتر می شود و راحت تر می خوابید‪.‬‬ ‫زمانی برای خود و دیگران داشته باشید‪.‬‬ ‫با آغاز زمستان معموال افراد کمتر برای‬ ‫خود وقت می گذارند ‪ .‬در مدرسه بودن و‬

‫یا داشتن بچه های مدرسه ای این احساس‬ ‫را به شما می دهد که همیشه در حال رفتن‬ ‫از یک مرحله به مرحله دیگری هستید‪ .‬هر‬ ‫چه سرتان شلوغ تر شود‪ ،‬بیشتر می فهمید‬ ‫که از دوستان و آشنایانتان دور افتاده اید‪.‬‬ ‫اینگونه احساس خوشحالی کردن سخت‬ ‫می شود مخصوصا زمانی که حتی با وجود‬ ‫دیگران احساس تنهایی می کنید‪ .‬وقتی از‬ ‫سرکار برمی گردید و خورشید هم غروب‬ ‫کرده ‪ ،‬فکر می کنید که کمی خرید کنید و‬ ‫یک نوشیدنی با دوستانتان بخورید اما وقتی‬ ‫که می بینید هوا تاریک شده دوست دارید‬ ‫که فقط برگردید خانه و روی مبل بخزید‪.‬‬ ‫در برابر این میل مقاومت کنید‪ .‬تقویم را‬ ‫فراموش کنید‪ .‬حداقل یک روز در هفته‬ ‫برنامه ریزی کنید که یکی دوساعت ‪،‬کاری‬ ‫را که خیلی دوست دارید انجام دهید‪ .‬به‬ ‫خرید یا برای ماساژ بروید‪ .‬یک فنجان قهوه‬ ‫بردارید و یک کتاب بخوانید‪ .‬در کالسهای‬ ‫هنری ثبت نام کنید و یا یک بازی جدید یاد‬ ‫بگیرید‪.‬‬ ‫حتما زمانی را برای خانواده و دوستان‬ ‫اختصاص دهید ‪ ،‬بودن در کنار خانواده‬ ‫اثرات فوق العاده ای به همراه خواهد‬ ‫داشت‪ .‬با خانواده و دوستان صحبت کنید ‪.‬‬ ‫خودتان را قاطی سنت های خانواده کنید‪ .‬به‬ ‫افراد دوروبرتان اجازه دهید که وقتی با شما‬ ‫هستند احساس شادی کنند ‪.‬‬ ‫زمستان در حال نزدیک شدن است پس از‬ ‫لحظاتتان لذت ببرید‪.‬‬


‫‪71‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫ساعت به حدود نه و نیم شب رسیده بود که‬ ‫ناگهان پای سجاد هم خود را به امدادگران‬ ‫نشان داد و آنها نیز با احتیاط کامل خاک‌ها‬ ‫و میلگردهایی که بر روی پیکرش ریخته‬ ‫بودند کنار زدند و سجاد را با بدنی خونین‬ ‫بیرون آوردند در حالیکه جان در بدن‬ ‫نداشت‪.‬‬ ‫کارهایی که الزم بود از سوی اورژانس برای‬ ‫سجاد هم انجام گرفت اما او کسی نبود که‬ ‫خواهر کوچک خود را در سفر ابدی تنها‬ ‫بگذارد و با هم به دیار باقی رفتند در حالی‬

‫که سوز این داغ‪ ،‬بر دل پدر و مادر ماند‪.‬‬ ‫پدر باالی سر سجاد نشست با ��شمانی‬ ‫اشکبار بر سر و صورت خود می‌زد و از پسر‬ ‫می‌خواست که از جا بلند شود و در آغوش‬ ‫گرم پدر جای بگیرد اما دیگر کار از کار‬ ‫گذشته بود و روح بر بدن سرد فرزند نبود‬ ‫که بخواهد با لبخندی دل پدر را به دست‬ ‫بیاورد‪.‬‬ ‫سجاد و ساناز رفتند و کتاب زندگی آنها‬

‫برای همیشه در دوازدهمین روز آذر ماه‬ ‫بسته شد اما حکایت خانه‌هایی که شبانه و‬ ‫بدون نظارت و در نظر گرفتن شرایط ایمنی‬ ‫و استحکام ساختمان و تنها برای مقداری‬ ‫هزینه کمتر ساخته می‌شوند همچنان ادامه‬ ‫دارد‪.‬‬ ‫خانه‌هایی که نه تنها از زلزله بلکه از شنیدن‬ ‫نام زلزله نیز لرزه بر تن آنها خواهد افتاد‬ ‫و بالقوه کانون بحران‌هایی هستند که در‬ ‫صورت وقوع زلزله‌ای بسیار کمتر از زلزله‬ ‫برازجان خسارات جبران‌ناپذیری بر جای‬ ‫خواهند گذاشت‪.‬‬

‫نام سجاد و ساناز به عنوان قربانیان بیگناه‬ ‫و معصوم «ساخت و ساز غیر اصولی»‬ ‫به ثبت خواهد رسید اما آیا اینان آخرین‬ ‫قربانیان اینگونه بی‌احتیاطی‌ها خواهند‬ ‫بود؟ و آیا روزی می‌شود مانورهای زلزله‌ای‬ ‫که در مدارس اجرا می‌شود به جای جنبه‬ ‫تبلیغاتی‪ ،‬بر روی جنبه آموزشی آن تکیه شود‬ ‫تا دانش‌آموزان بدانند در مواقع ضروری چه‬ ‫کاری باید انجام دهند؟‬


‫‪70‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫بودند‪.‬‬ ‫جمعیت زیاد مردم مزاحمت‌هایی برای‬ ‫امدادگران به وجود آورده بود که نیروی‬ ‫انتظامی اطراف ساختمان را از افراد غیر‬ ‫مسئول خالی کرد که هر چه زودتر اقدامات‬ ‫الزم انجام شود‪.‬‬ ‫مسئوالن شهر نیز خود را به محل حادثه‬ ‫رسانده بودند تا در همان سر صحنه حادثه‬ ‫دستورات الزم برای پیگیری و اجرا داده‬ ‫شود تا زمان از دست نرود‪.‬‬ ‫هر کس در آن اطراف بود در مورد حادثه‬ ‫کنج کالس درس خود را از فروریختن‬ ‫احتمالی ساختمان محفوظ کند و شاد و‬ ‫خندان بعد از مانور در کالس درس بنشیند‬ ‫تا هر چه زودتر زنگ آخر به صدا در آید و‬ ‫به خانه برود و با ساناز خواهر کوچولوی‬ ‫شش ساله خود بازی کند‪.‬‬ ‫خانه سه طبقه و نیمه ساخت سجاد هشت‬ ‫ساله در کوچه ‪ 20‬خیابان بعثت در شهرک‬ ‫فاطمیه قرار دارد که تنها طبقه زیر زمین آن‬ ‫برای زندگی تکمیل شده و خانواده چهار‬ ‫نفره سجاد با خوبی و خوشی در آن زندگی‬ ‫می‌کردند و پدر تالش می‌کرد هر چه زودتر‬ ‫سه طبقه خانه را تکمیل کند‪.‬‬

‫آن روز و روزهای بعدی آن به تندی گذشت‬ ‫تا صبح دوازدهم آذرماه که پدر و مادر از‬ ‫خواب بیدار شدند و بعد هم سجاد و ساناز‪،‬‬ ‫پدر از خانه بیرون رفت و مادر در آشپزخانه‬ ‫در حال آماده کردن غذا برای نهار بود‬ ‫ساعت حدود ‪ 11:20‬را نشان می‌داد که‬

‫نداشتند‪.‬‬ ‫باالخره پس از ساعت‌ها تالش حدود‬ ‫ساعت پنج و نیم عصر بود که پیکر ساناز‬ ‫کوچولو با آن گوشوارهای ساده و موهای‬ ‫مشکیش از میان آوار‌ها بیرون کشیده شد در‬ ‫حالی که آرام به خواب ابدی فرورفته بود و‬ ‫پدر و مادر را در حسرت شیرین زبانی‌های‬ ‫خود گذاشت‪.‬‬ ‫پس از اینکه ماموران هالل احمر و‬ ‫آتش‌نشانی کار خود را انجام دادند‬ ‫اورژانسی‌ها اقدامات اولیه را شروع کردند‬

‫ناگهان صدای مهیبی بلند شد سپس جیغ‬ ‫مادر و گرد و غبار که همه جا را فرا گرفته‬ ‫بود‪.‬‬ ‫اما ساعتی بعد نه دیگر از گرد و غبار‬ ‫خبری بود و نه سجاد و ساناز! سقف خانه‬ ‫فروریخته و حادثه‌ای دردناک اتفاق افتاده‬ ‫بود‪ ،‬حادثه‌‌ای که خسارت جبران‌ناپذیری بر‬ ‫جای گذاشت‪.‬‬ ‫سجاد و ساناز که در پذیرایی خانه مشغول‬ ‫بازی و تماشای تلویزیون بودند در زیر آوار‬ ‫سقفی فرورفتند که قرار بود پدر آن را محل‬ ‫امن و سرپناه خانواده بسازد اما همه چیز در‬

‫یک چشم به هم زدن تمام شد‪.‬‬ ‫دقایقی نگذشت که اطراف ساختمان پر شد‬ ‫از جمعیت و بعد از آن خودروهای امدادی ‌‪،‬‬ ‫آمبوالنس‪ ‌،‬آتش‌نشانی و نیروی انتظامی که‬ ‫هر کدام برای انجام وظیفه در کمک به‬ ‫حادثه‌دیدگان این اتفاق تلخ خود را رسانده‬

‫سخن می‌گفت و آنچه بیشتر در بین‬ ‫صحبت‌های همسایگان و حتی مسئوالن بود‬ ‫«احداث غیر اصولی بنا» در این ساختمان‬ ‫سه طبقه بود که باعث شد سقف طبقه سوم‬ ‫بر اثر سنگینی مصالحی که بر روی آن قرار‬ ‫داشت به روی سقف طبقه دوم فرو ریزد و‬ ‫در ادامه سقف طبقه دوم روی طبقه اول و در‬ ‫نهایت آنچه نباید اتفاق می‌افتاد‪ ،‬رخ داد‪.‬‬ ‫تالش‌ها برای آوار برداری و نجات سجاد و‬ ‫ساناز آغاز شد و سگ‌های تجسس امداد و‬ ‫نجات هالل احمر نیز به دنبال یافتن کودکان‬ ‫بودند و پدر و مادر قرار ماندن نداشتند خود‬ ‫را به در و دیوار می‌زدند تا بروند و کودکان‬ ‫خود را نجات دهند که البته جلوی آنها‬ ‫گرفته شده بود تا امدادگران در کار خود‬ ‫تمرکز داشته باشند‪.‬‬ ‫پدر و مادر سجاد و ساناز آرام و قرار نداشتند‬ ‫و همانند اسپند باال و پایین می‌پریدند و گریه‬ ‫و زاری می‌کردند‪ ،‬آخر جگرگوشه‌هایشان در‬ ‫زیر خروارها خاک مدفون شده بودند و برای‬ ‫نجات آنها جز صبر و انتظار و دعا چاره‌ای‬

‫اما نفسی در سینه ساناز نمانده بود و قلب‬ ‫کوچکش دیگر کار نمی‌کرد تا داغی شود بر‬ ‫دل پدر و مادرش‪...‬‬ ‫اما همچنان تالش‌ها برای بیرون آوردن‬ ‫سجاد ادامه داشت و لحظه به لحظه نیز بر‬ ‫جمعیت مردم در محل حادثه افزوده می‌شد‬ ‫مردمی که نوع ساخت و سازها در منطقه‬ ‫حکایت از این دارد که این خطر در کمین‬ ‫آنها نیز هست‪.‬‬ ‫یکی گریه می‌کرد و دیگری دعا و یکی به‬ ‫کندی کار اعتراض داشت و هر چند نیروی‬ ‫انتظامی دو سمت ساختمان محل حادثه را‬ ‫به وسیله نرده‌های آهنی مانع ایجاد کرده‬ ‫بود که امدادگران دچار مشکل نشود اما باز‬ ‫هم در اطراف محل حادثه پر از افراد غیر‬ ‫مسئول بود‪.‬‬ ‫نیروهای امدادی که به خوبی وظایف خود‬ ‫را می‌دانستند با تالشی خستگی ناپذیر و توام‬ ‫با خونسردی که نشان از آمادگی آنها برای‬ ‫حضور و امدادرسانی در حوادث احتمالی را‬ ‫داشت همچنان به دنبال سجاد می‌گشتند‪.‬‬


‫‪69‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫خون جاری شده بود و زن و مرد دیگری‬ ‫کنارش ایستاده و فریادزنان شیون می‌کردند‪.‬‬ ‫همزمان همه دیدند زنی الغر اندام با‬ ‫قدی بلند که چادری نیز به سر داشت با‬ ‫دستپاچگی پا به فرار گذاشت و از صحنه‬ ‫مرموز دور شد‪ .‬دقایقی بعد مأموران‬ ‫اورژانس در صحنه حضور یافتند و پیکر‬ ‫نیمه‌جان زن جوان را به بیمارستان شهدای‬

‫وقتی بیرون بودم در مسیر بازگشت به خانه‬ ‫کم مانده بود همسر ندا با من تصادف کند‪.‬‬ ‫اعتراض کردم و وی عصبانی شده و سیلی به‬ ‫صورتم زد‪ .‬خیلی ناراحت شدم‪ ،‬از آنجا که‬ ‫خیابان تاریک و خلوت بود و کسی حضور‬ ‫نداشت که جواب سیلی «هادی» را بدهد‬ ‫با کلی بغض به خانه‌مان رفتم‪ .‬روز حادثه‬ ‫خیلی اتفاقی‌هادی را با همسر و خواهرش‬

‫یافت‌آباد منتقل کردند‪.‬‬ ‫پزشک معالج وقتی دید حال نوعروس ‪20‬‬ ‫ساله وخیم است بالفاصله وی را به اتاق‬ ‫عمل انتقال داده و تحت عمل جراحی قرار‬ ‫داد و زن بخت‌برگشته در بخش مراقبت‌های‬ ‫ویژه بستری شد‪ .‬ساعاتی از این ماجرای تلخ‬ ‫نگذشته بود که مردی به شعبه ‪ 4‬دادسرای‬ ‫یافت‌آباد رفت و وقتی پیش روی بازپرس‬ ‫شکری ایستاد‪ ،‬آهی کشید و گفت‪ :‬ساعاتی‬ ‫پیش با همسر و خواهرم برای خرید بیرون‬ ‫رفتیم و وقتی برگشتیم در خیابان سجاد‬ ‫جنوبی بین زن جوانی و خواهرم مشاجره‌ای‬ ‫درگرفت که ناگهان آن زن چاقویی را از زیر‬ ‫چادرش درآورد و به خواهرم حمله کرد‪،‬‬ ‫من دست به کار شده و خواهرم را به عقب‬ ‫کشیدم تا چاقو به وی نخورد‪ .‬ناگهان چاقو‬ ‫به گردن همسرم که ندا نام دارد خورد و‬ ‫وی روی زمین افتاد‪.‬این تازه‌داماد افزود‪:‬‬ ‫حاال ندا در بخش مراقبت‌های ویژه بستری‬ ‫شده است‪ .‬زن چاقوکش را می‌شناسم‪ ،‬وی‬ ‫نسرین نام دارد و در همسایگی ما زندگی‬ ‫می‌کند‪ .‬وی از صحنه حمله خونین فرار‬ ‫کرد و خواستار دستگیری و مجازاتش‬ ‫هستم‪.‬با ادعای مرد تازه‌داماد و در حالی‬ ‫که نوعروس در کما فرو رفته بود به دستور‬ ‫بازپرس شکری تیمی از مأموران پلیس وارد‬ ‫عمل شدند تا تحقیقاتی را برای ردیابی‬ ‫و دستگیری زن چاقوکش انجام دهند‪.‬‬ ‫مأموران با راهنمایی تازه‌داماد خیلی زود زن‬ ‫چاقوکش را به دام انداختند و به تحقیق از‬ ‫وی دست زدند‪.‬‬ ‫نسرین در بازجویی‌ها گفت‪ :‬چند شب پیش‬

‫دیدم‪ ،‬جلو رفتم تا نزد خواهرش به خاطر‬ ‫حرکت زشت آن شب‌هادی گالیه کنم‪.‬‬ ‫ناگهان‌هادی به سمتم حمله کرد و گفت تو‬ ‫می‌خواهی آبروی مرا جلوی همسرم ببری‪،‬‬ ‫چاقو کشید و قصد حمله به من را داشت که‬ ‫جای خالی دادم و چاقو به ندا خورد‪.‬‬ ‫نسرین در حالی ادعای بی‌گناهی کرد که‬ ‫شاهدان حادثه همه گفته بودند دیده‌اند وی‬ ‫با چاقو نوعروس را هدف قرار داده و با‬ ‫دستپاچگی از محل حادثه گریخته است‪.‬‬ ‫‪ 10‬روز از زمان حادثه می‌گذشت که‬ ‫نوعروس از کما خارج شد و از مرگ حتمی‬ ‫نجات یافت‪.‬‬ ‫بنابر این گزارش‪ ،‬زن چاقوکش نیز با توجه‬ ‫به تجسس‌های میدانی پلیس و بازپرس‬ ‫شکری در این حادثه گناهکار شناخته شده‬ ‫و با قرار قانونی روانه زندان شد‪.‬‬

‫ربودن همسر مالباخته با‬ ‫خودرویش‬ ‫رییس کالنتری ‪ 150‬تهرانسر از دستگیری‬ ‫سارقی خبر داد که خودروی ‪ 206‬را به‬ ‫همراه همسر مالباخته ربوده بود‪.‬‬ ‫سرگرد قاسم‌آبادی در گفت‌وگو با خبرنگار‬ ‫«حوادث» خبرگزاری دانشجویان ایران‬ ‫(ایسنا)‪ ،‬در تشریح این خبر گفت‪ :‬در‬ ‫ساعت ‪ ،15‬دهم آذرماه امسال فردی به نام‬

‫«غالمعلی» با مراجعه به کالنتری اعالم‬ ‫کرد که در ساعت ‪ 6‬روزگذشته با خودروی‬ ‫‪ 206‬به همراه همسرش به سمت شمال‬ ‫حرکت کرده اما در پل کالرک کرج برای‬ ‫صرف چای از ماشین پیاده شده تا اینکه‬ ‫یک سارق مسلح با کلت‌کمری سوار ماشین‬ ‫شده و خودرو را به همراه همسرم ربود‪.‬‬ ‫وی با بیان اینکه مالباخته در اظهارات خود‬ ‫عنوان کرد که پس از مدتی سارق خودرو‬ ‫همسرم را در محدوده احمدآباد مستوفی از‬

‫خودرو پیاده کرده بود‪ ،‬گفت‪ :‬با توجه به‬ ‫حساسیت موضوع‪ ،‬پرونده‌ای در کالنتری‬ ‫اسالمشهر تشکیل شد‪ ،‬اما مالباخته در‬ ‫ادامه اظهاراتش عنوان کرد که سارق ظهر‬ ‫امروز با وی تماس گرفته و عنوان داشته‬ ‫در ازای تحویل خودرو‪ ،‬مبلغ دو میلیون‬ ‫تومان وجه‌نقد می‌خواهد که بالفاصله‬ ‫هماهنگی‌های قضایی در دستور کار‬ ‫ماموران پلیس قرار گرفت‪.‬‬ ‫قاسم‌آبادی با بیان اینکه ماموران به همراه‬ ‫شاکی برای رفتن به سر قرار با سارق به‬ ‫پمپ‌بنزین شهرک استقالل رفتند‪ ،‬گفت‪ :‬در‬ ‫ساعت ‪ 16‬پس از مشاهده سارق خودرو‬ ‫که سوار بر خودروی مسروقه بود‪ ،‬ماموران‬ ‫نسبت به دستگیری این فرد اقد��م کردند که‬ ‫سارق اقدام به کشیدن سالح‌کمری به سمت‬ ‫مالباخته کرده و در کشاکش درون خودرو‪،‬‬ ‫ماشین منحرف و به زیر یک دستگاه‬ ‫اتوبوس پارک شده می‌رود‪.‬‬ ‫وی با بیان اینکه پس از این تصادف‪،‬‬ ‫سارق مسلح از خودروی مسروقه پیاده شده‬ ‫و با پای پیاده اقدام به فرار می‌کند‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫ماموران این یگان ضمن رعایت بکارگیری‬ ‫سالح‪ ،‬اقدام به شلیک دو تیر کرده که متهم‬ ‫از ناحیه ران هر دو پا مجروح و دستگیر‬ ‫می‌شود‪.‬‬

‫رییس کالنتری ‪ 150‬تهرانسر با بیان اینکه‬ ‫پس از دستگیری متهم‪ ،‬مشخص شد که نام‬ ‫این فرد «قادر» است‪ ،‬گفت‪ :‬از وی یک‬ ‫قبضه اسلحه‌کمری بدون خشاب به همراه‬ ‫یک فشنگ و مقادیری شیشه کشف و ضبط‬ ‫شد که این فرد تحت‌الحفظ به بیمارستان‬ ‫منتقل و خودروی مسروقه نیز به پارکینگ‬ ‫منتقل شد‪.‬‬ ‫قاسم‌آبادی با بیان اینکه در این مورد‬ ‫پرونده‌ای تشکیل شده است‪ ،‬گفت‪ :‬همسر‬

‫شاکی نیز‪ ،‬با حضور در محل‪ ،‬سارق را‬ ‫مورد شناسایی قرار داده و پرونده برای‬ ‫تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان‬ ‫پایگاه چهارم پلیس‌آگاهی تهران‌بزرگ قرار‬ ‫گرفت‪.‬‬

‫سقفی که سرپناه نشد‪ /‬آخرین‬ ‫برگ از کتاب زندگی سجاد و‬ ‫ساناز‬ ‫کتاب زندگی سجاد و ساناز برای همیشه‬ ‫بسته شد اما حکایت خانه‌هایی که شبانه و‬ ‫غیراصولی و تنها برای مقداری هزینه کمتر‬ ‫ساخته می‌شوند همچنان ادامه دارد‪.‬‬ ‫خبرگزاری فارس‪ ،‬مهدی جعفری‪ :‬وقتی‬ ‫سجاد هشتم آذرماه در مانور زلزله در کنار‬ ‫دوستان و همکالسی‌هایش با خنده‌های‬ ‫کودکانه خود و با همان شور کودکی به‬ ‫دنبال سرپناه می‌گشت تا در زیر آوار این‬ ‫زلزله فرضی نماند هیچ کس فکر نمی‌کرد‬ ‫که زودتر از تمام دوستان‪ ،‬همساالن و‬ ‫همکالسی‌هایش اتفاق تلخ و دردناکی از‬ ‫یک حادثه شوم در انتظارش باشد‪.‬‬ ‫او آن روز باالخره هرگونه بود توانست در‬


‫‪68‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫وی را ابطال کردند و قول پیگیری دادند‪.‬‬

‫اینترپل دربه‌در به دنبال‬ ‫کالهبردار فراری‬ ‫رئیس پلیس اینترپل ایران آخرین جزئیات‬ ‫پرونده علی عیاشی‪ ،‬کالهبردار میلیاردی‬ ‫فراری را تشریح کرد و گفت‪ :‬وی همچنان‬ ‫در یونان بسر می‌برد‪.‬‬ ‫سرهنگ مسعود رضوانی‪ ،‬رئیس پلیس‬ ‫اینترپل کشور در گفت‌وگو با خبرنگار‬

‫انتظامی خبرگزاری فارس با بیان اینکه پلیس‬ ‫یونان به دنبال دستگیری عیاشی است گفت‪:‬‬ ‫این فرد از ایران به ترکیه و سپس یونان‬ ‫گریخته و همچنان در یونان بسر می‌برد‪.‬‬ ‫وی در مورد اینکه چرا وی تاکنون به کشور‬ ‫استرداد نشده است گفت‪ :‬عیاشی ابتدا به‬ ‫ترکیه گریخت و در آنجا توسط پلیس ترکیه‬ ‫دستگیر شد اما با وجود اینکه دادگاه بدوی‬ ‫حکم به استرداد عیاشی داد‪ ،‬وی توانست با‬ ‫زدوبند فرار کند و به یونان پناه ببرد‪.‬‬ ‫رئیس پلیس اینترپل افزود‪ :‬در یونان نیز‬ ‫یکبار عیاشی توسط پلیس دستگیر شد اما با‬ ‫اینکه دادگاه اولیه حکم به استرداد وی داده‬ ‫بود‪ ،‬وی در اعتراض به حکم دادگاه مدعی‬ ‫شد که جرم او سیاسی است و تقاضای‬ ‫پناهندگی سیاسی کرد‪.‬‬ ‫وی یادآور شد‪ :‬مدتها تالش کردیم تا به‬ ‫یونانی‌ها اثبات کنیم که جرم عیاشی سیاسی‬ ‫نیست و وی به جرم کالهبرداری فراری‬ ‫است و بدین ترتیب حکم پناهنگی سیاسی‬

‫رضوانی تفاوت پرونده عیاشی با خاوری‬ ‫را در این موضوع دانست که پلیس یونان‬ ‫برخالف پلیس کانادا به دنبال عیاشی است‬ ‫و قصد دستگیری و استرداد این کالهبردار‬ ‫را دارند‪.‬‬ ‫علی عیاشی چندین سال قبل با قول تحویل‬ ‫خودرو به قیمت ‪ 2‬تا ‪ 8‬میلیون تومان به‬ ‫مردم اهواز‪ ،‬از آنها مبلغی حدود ‪400‬‬ ‫میلیارد تومان کالهبرداری کرده و سپس از‬ ‫کشور متواری شده است‪.‬‬

‫آیت الله قربانعلی دری نجف آبادی‪،‬‬ ‫دادستان وقت کل کشور در فروردین ‪88‬‬ ‫از قول مساعد مقامات قضایی یونان جهت‬ ‫پیگیری و استرداد عیاشی خبر داده بود‪.‬‬

‫کمای نوعروس با حمله خونین‬ ‫زن همسایه‬ ‫زن همسایه که از رفتار خشن تازه داماد کینه‬ ‫به دل گرفته بود با حمله به نوعروس وی را‬ ‫هدف ضربات چاقو قرار داده و به کما فرو‬ ‫برد‪ .‬این زن خشمگین وقتی دید نوعروس‬ ‫بخت برگشته بی‌جان روی زمین افتاده است‬ ‫پا به فرار گذاشت‪.‬‬ ‫ساعت ‪ 12‬ظهر ‪ 21‬آبان‌ماه سال جاری بود‪،‬‬ ‫رهگذران در خیابانی حوالی یافت‌آباد صدای‬ ‫جیغ‌های زنانه‌ای را شنیدند و با صحنه‌ای‬ ‫باورنکردنی روبه‌رو شدند‪.‬‬ ‫زن جوانی نقش بر زمین و در اطرافش‬


‫‪67‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫اخاذی مرد تبهکار به شیوه فیلم‬ ‫گشت ارشاد‬ ‫مرد تبهکار که به شیوه فیلم سینمایی گشت‬ ‫ارشاد و در پوشش مامور از طعمه های خود‬ ‫اخاذی می کند تحت تعقیب پلیس قرار‬ ‫گرفت‪.‬‬ ‫به گزارش خبرنگار مهر‪ 30 ،‬تیر امسال‬ ‫فردی با مراجعه به کالنتری ‪ 108‬نواب به‬ ‫مأموران اعالم کرد‪ :‬فردی حدود ‪ 40‬ساله‬ ‫که خود را مأمور ارگانهای نظامی معرفی‬ ‫کرده بود به اتهام توهین به مسئولین نظام‬ ‫قصد داشت تا مرا بازداشت کند اما پس‬ ‫از گرفتن مبلغ ‪ 18‬میلیون تومان وجه‬ ‫نقد که قرار شد آن را به ازای تأمین وثیه‬ ‫آزادی خود پرداخت کنم ‪ ،‬از بازداشت من‬ ‫منصرف شد ‪.‬‬

‫بروم و تأکید کرد که با توجه به انتقادهایی‬ ‫که از مسئوالن نظام داشته ام ممکن است‬ ‫موقعیت کاری خود را از دست بدهم‪.‬‬

‫در بازداشتگاه بمانید و چه بسا که پس از‬ ‫بازپرسی و تحقیقات به مقامات قضایی و‬ ‫حتی زندان تحویل داده شوید" ‪.‬‬

‫وی در ادامه اظهاراتش به کارآگاهان گفت‬ ‫‪ :‬با توجه به اینکه تحت تأثیر جو روانی‬ ‫حاصل از حرف های این شخص قرار‬ ‫گرفته بودم به درخواست وی از بانک‬ ‫خارج شدم ‪ .‬در محلی خلوت او با نشان‬ ‫دادن یک اسلحه کمری در خصوص اقدام‬ ‫به فرار به من اخطار داد و بیان کرد "با‬

‫با توجه به اینکه تحت تأثیر حرف های این‬ ‫شخص قرار گرفته و کامال ترسیده بودم ‪ ،‬از‬ ‫او درخواست کردم تا در صورت امکان راه‬ ‫حل دیگری را جلوی پای من قرار دهد تا به‬ ‫بازداشتگاه نروم و او گفت که اگر مبلغی در‬ ‫حدود ‪ 20‬میلیون تومان را در قالب ضمانت‬ ‫بدهم ‪ ،‬او هم سعی می کند تا به من کمک‬

‫با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع "جعل‬ ‫عنوان و اخاذی تحت پوشش مأمور " و به‬ ‫دستور بازپرس شعبه سوم دادسرای ناحیه‬ ‫‪ 5‬تهران ‪ ،‬پرونده برای انجام تحقیقات‬ ‫در اختیار اداره پنجم پلیس آگاهی تهران‬ ‫بزرگ قرار گرفت ‪.‬‬ ‫مالباخته پس از حضور در اداره پنجم پلیس‬ ‫آ گاهی ‪ ،‬در اظهارات خود به کارآگاهان‬ ‫گفت‪ :‬ساعت ‪ 11‬صبح ‪ 26‬تیر امسال به‬ ‫بانک شعبه فلکه دوم صادقیه مراجعه کردم‬ ‫تا حقوق واریزی حساب خود را به حساب‬ ‫یکی از دوستانم منتقل کنم‪ .‬بعد از ورود‬ ‫به بانک ‪ ،‬فرد دیگری در کنارم نشست‬ ‫و شروع به پرسیدن سؤاالتی در خصوص‬ ‫اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور از من کرد‪.‬‬ ‫بعد از اینکه پاسخ سؤاالت این شخص را‬ ‫دادم ناگهان وی با نشان دادن کارتی خود را‬ ‫آقای احمدی و از پرسنل ارگان های نظامی‬ ‫معرفی کرد و عنوان داشت که می بایست‬ ‫برای ارائه پاره ای توضیحات به مقر آنها‬

‫توجه به اینکه شما انسان محترمی هستید ‪،‬‬ ‫در مأل عام به شما دستبند نمی زنم اما اگر‬ ‫قصد فرار داشته باشید اقدام به تیراندازی‬ ‫خواهم کرد" و سپس به طرف بزرگراه‬ ‫جناح رفته ‪ ،‬سوار یک تاکسی شده و در‬ ‫میدان آزادی پیاده شدیم ‪ .‬بعد از پیاده شدن‬ ‫از ماشین ‪ ،‬وی عنوان کرد که اگر مرا به‬ ‫مقرشان منتقل کند وثیقه ای کمتر از ‪100‬‬ ‫میلیون تومان مورد پذیرش رئیس مقر قرار‬ ‫نخواهد گرفت و من به او گفتم در تهران‬ ‫کسی را ندارم که ضمانت مرا قبول کند و‬ ‫او جواب داد "این موضوع برای شما خیلی‬ ‫بد خواهد شد چون حداقل مدتی را باید‬

‫کند و به این بهانه قبول کرد تا در ازای‬ ‫گرفتن ‪18‬میلیون وجه نقد‪ -‬به عنوان وثیقه‬ ‫و ضمانت ‪ -‬مانع از بازداشت من شود ‪ .‬بعد‬ ‫از این حرف ‪ 18‬میلیون تومان از حسابم‬ ‫خارج کرده و تحویل او دادم ‪ .‬وی گفت که‬ ‫حاال که وجه ضمامت را تحویل داده ام ‪،‬‬ ‫سعی خواهد کرد تا به من کمک کند ولی‬ ‫باید یک ماه آینده که با من تماس حاصل‬ ‫خواهد شد ‪ ،‬خودم را به مقر آنها معرفی کنم‬ ‫و سپس روبه روی وزارت کار سوار تاکسی‬ ‫شدیم و من کمی جلوتر و در ضلع شمالی‬ ‫میدان آزادی از تاکسی پیاده شدم ‪.‬‬

‫با آغاز رسیدگی به این پرونده ‪ ،‬کارآگاهان‬ ‫اداره پنجم با مراجعه به شعبات بانکی در‬ ‫خیابان بانکی اقدام به شناسایی تصاویر‬ ‫متهم پرونده کردند که این شخص به همراه‬ ‫مالباخته وارد شعبات بانکی شده و اقدام به‬ ‫دریافت وجوه نقد از مالباخته کرده بود ‪.‬‬ ‫در ادامه و با بررسی شکایت های مشابه ‪،‬‬ ‫کارآگاهان موفق به شناسایی تعداد دیگری‬ ‫از مالباختگان شدند که با مراجعه به‬ ‫دادسراهای نواحی ‪ 6 ، 27 ، 11 ، 10‬و‬ ‫‪ 5‬تهران اقدام به طرح شکایت های مشابه‬ ‫کرده بودند که تمامی آنها پس از حضور در‬ ‫اداره پنجم پلیس آگاهی تهران ‪ ،‬تصاویر به‬ ‫دست آمده از طریق دوربین های مداربسته‬ ‫بانکی را مورد شناسایی قرار دادند ‪.‬‬ ‫سرهنگ کارآگاه علی غیاثوند ‪ ،‬معاون‬ ‫مبارزه با سرقت های خاص پلیس آگاهی‬ ‫تهران بزرگ ‪ ،‬با اعالم این خبر عنوان‬ ‫داشت ‪ :‬با شناسایی تعدادی از مالباختگان‬ ‫که از سوی متهم پرونده و تحت عناوین‬ ‫مختلف مأمورین نظامی ‪ ،‬انتظامی و سایر‬ ‫ارگان های دولتی مورد اخاذی های قرار‬ ‫گرفته اند و به منظور شناسایی هویت متهم‬ ‫و همچنین دیگر مالباختگان احتمالی ‪،‬‬ ‫دستور انتشار بدون پوشش تصویر متهم از‬ ‫سوی مقام قضایی صادر شده است ‪ .‬به‬ ‫همین خاطر از تمام شهروندان که موفق به‬ ‫شناسایی تصویر متهم شدند درخواست می‬ ‫شود تا هرگونه اطالعات خود در خصوص‬ ‫هویت ‪ ،‬مخفیگاه و یا محل های تردد متهم‬ ‫را از طریق شماره تماس ‪ 51055505‬و‬ ‫‪ 51055608‬در اختیار کارآگاهان اداره‬ ‫پنجم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار دهند‪.‬‬ ‫همچنین از شکات و مالباختگان احتمالی‬ ‫نیز که موفق به شناسایی تصویر متهم‬ ‫شدند نیز دعوت می شود تا برای پیگیری‬ ‫شکایات خود به اداره پنجم پلیس آگاهی‬ ‫تهران بزرگ واقع در خیابان وحدت اسالمی‬ ‫مراجعه کنند ‪.‬‬


‫‪66‬‬

‫ح‬ ‫ا‬ ‫و دث‬ ‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫حوادث‬

‫رازگشایی قتل آتشین با اثر‬ ‫انگشت مرد مرده‬

‫سه پسر جوان نقشه ناشیانه و مخوفی کشیدند تا‬ ‫با قتل آتشین مردی آشنا ثروت و دارایی‌اش را به‬ ‫جیب بزنند‪.‬‬ ‫اثرانگشت مرد مرده روی قولنامه‌ای مرموز کافی‬ ‫بود تا پرده از راز جنایت خاموش برداشته شود‪.‬‬ ‫صبح‌ روز جمعه ‪ 15‬آذرماه بازپرس «شریفی»‬ ‫از شعبه ویژه قتل شهر مرزی خواف در استان‬ ‫خراسان رضوی در جریان قتل مرد ‪ 47‬ساله‌ای‬ ‫به نام عبدالواحد قرار گرفت‪ .‬جسد سوخته‬ ‫داخل گودالی دفن شده بود که با دستور قضایی‬ ‫از زیر خاک خارج و پس از بررسی‌های ویژه‬ ‫اطالعاتی‪ ،‬عامالن جنایت خیلی سریع دستگیر‬

‫عبدالواحد را می‌شناختم‪ .‬وی وضع مالی خوبی‬ ‫داشت‪ .‬از چندی پیش نقشه احمقانه‌ای به سرم‬ ‫زد‪ .‬تصمیم گرفتم ثروتش را صاحب شوم‪.‬‬ ‫موضوع را با دوستم فرشاد ‪ 20‬ساله و سیروس‬ ‫‪ 17‬ساله مطرح کردم‪ .‬آنها وسوسه شده بودند و‬ ‫ما روز دهم آذرماه طبق نقشه‪ ،‬مرد ‪ 47‬ساله را‬ ‫به بهانه‌ای سوار خودرو کردیم و در حوالی شهر‬ ‫ناگهان با شوکر به وی حمله ور شدیم‪ ،‬سپس‬ ‫با طنابی که همراه خود برده بودیم او را خف ‌ه‬ ‫کردیم‪ .‬بعد از جنایت‪ ،‬اثر انگشت وی را روی‬ ‫قولنامه‌ای مبنی بر خرید پراید و خانه‌اش که از‬ ‫قبل آماده کرده بودیم زدیم و جسد را سوزاندیم‪.‬‬ ‫بعد جسد را داخل گودالی در پنج کیلومتری‬ ‫شهر سنگان خواف انداختیم و فرار کردیم‪.‬‬ ‫حدود یک هفته گذشت‪ ،‬فکر می‌کردیم آب‌ها‬ ‫از آسیاب افتاده است‪ .‬به خانواده عبدالواحد‬

‫اعالم شد ‪.‬‬ ‫با حضور مأموران کالنتری در محل و‬ ‫تحقیقات اولیه مشخص شد دختر ‪ 22‬ساله‬ ‫ای ساکن خیابان اول نیروی هوایی ‪21‬‬ ‫شهریور و براساس اظهارات اعضای خانواده‬ ‫اش به علت لیز خوردن بر روی سرامیک و‬ ‫برخورد سر به زمین ‪ ،‬به بیمارستان منتقل‬ ‫و و هفتم مهر فوت می کند‪ .‬تیم پزشکی‬ ‫بیمارستان در همان آغاز اقدامات درمانی‬ ‫خود با آثار ضرب و جرح بر روی بدن‬ ‫متوفی برخورد کرده و موضوع را به پلیس‬ ‫اطالع دادند ‪.‬‬ ‫با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع "فوت‬ ‫مشکوک" و به دستور قاضی قریشی زاده‬ ‫‪ ،‬بازپرس شعبه دوم دادسرای امور جنایی‬ ‫تهران ‪ ،‬پرونده برای انجام تحقیقات در‬ ‫اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ‬ ‫قرار گرفت ‪.‬‬

‫شدند‪.‬‬ ‫سرهنگ محمد یزدانی‪ ،‬رئیس پلیس خواف در‬ ‫این باره به شوک گفت‪ :‬با اعالم گم‌شدن مرد ‪47‬‬ ‫ساله‌ای از سوی خانواده‌اش در روز دهم آذرماه‪،‬‬ ‫کارآگاهان تحقیقات خود را در این باره آغاز‬ ‫کردند‪.‬‬ ‫وی افزود‪ :‬پس از گذشت شش روز مرد جوانی‬ ‫با مراجعه به‌خانواده عبدالواحد ادعا کرده خودرو‬ ‫و خانه‌اش را به صورت قولنامه‌ای خریداری کرده‬ ‫و مدارکی که اثر انگشت مرد ‪ 47‬ساله به عنوان‬ ‫فروشنده روی آن نمایان بود را ارائه داده است‪.‬‬ ‫سرهنگ یزدانی خاطرنشان کرد‪ :‬این موضوع‬ ‫سرنخی شد برای کشف راز یک جنایت پنهان‬ ‫و جوان ‪ 19‬ساله در بازجویی‌های فنی پلیسی‬ ‫به ناچار دو همدستش را نیز به پلیس معرفی‬ ‫و به قتل با هدف باالکشیدن دارایی و ثروت‬ ‫قربانی اعتراف کرد‪.‬سعید ‪ 19‬سال سن دارد و‬ ‫طراح نقشه قتل است‪ .‬وی در اعترافاتش گفت‪:‬‬

‫مراجعه و ادعا کردیم باید خانه و خودرو را‬ ‫طبق قولنامه تحویل بدهند‪ ،‬آنها نیز موضوع را‬ ‫به پلیس ‪ 110‬اطالع دادند و جنایت لو رفت‪.‬‬ ‫ما اشتباه کردیم و اص ً‬ ‫ال باورمان نمی‌شود چنین‬ ‫کاری کرده باشیم‪.‬‬

‫دختر جوان زندگی جدید خود‬ ‫را با مرگ آغاز کرد‬ ‫دختر جوان زمانی که برای ازدواج با پسر‬ ‫مورد عالقه اش اصرار می کرد‪ ،‬نمی دانست‬ ‫قربانی خشم برادرش خواهد شد‪.‬‬ ‫به گزارش خبرنگار مهر‪ ،‬هفتم مهر امسال از‬ ‫طریق تیم پزشکی بیمارستان سینا یک فقره‬ ‫"فوت مشکوک" به کالنتری ‪ 109‬بهارستان‬

‫تحقیقات از سوی کارآگاهان اداره دهم‬ ‫در خصوص مرگ دختر جوان در شرایطی‬ ‫آغاز شد که اعضای خانواده متوفی با‬ ‫وجود اطالع از اعالم نظریه تیم پزشکی در‬ ‫خصوص فوت مشکوک دختر جوان اصرار‬ ‫بر عدم طرح شکایت و بسته شدن پرونده‬ ‫در دادسرا و پلیس آگاهی را داشتند ‪ .‬همین‬ ‫موضوع فرضیه وقوع "جنایت خانوادگی" را‬ ‫در کارآگاهان قوت بخشید ‪.‬‬ ‫کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی که در‬ ‫تحقیقات از اعضای خانواده متوفی با‬ ‫همان اظهارات مشابه در خصوص "برخورد‬ ‫سر به سرامیک حمام" روبه رو بودند ‪ ،‬به‬ ‫تحقیقات میدانی از محل سکونت متوفی و‬ ‫خانواده اش پرداخته و متوجه شدند که از‬ ‫چند روز قبل از انتقال متوفی به بیمارستان‬ ‫چندین بار صدای درگیری میان اعضای‬ ‫خانواده و دختر جوان شنیده شده است ‪.‬‬

‫با توجه به اطالعات به دست آمده‪،‬‬ ‫کارآگاهان تحقیقات جامع از اعضای‬ ‫خانواده متوفی را در دستور کار خود قرار‬ ‫داده و سرانجام با بهره گیری از برخی‬ ‫تناقضات به دست آمده از اظهارات آنها‬ ‫موفق به شناسایی یکی از برادران دختر به‬ ‫عنوان عامل درگیری ‪ 21‬شهریور شدند ‪.‬‬ ‫برادر متوفی که چاره ای جز اعتراف نداشت‬ ‫‪ ،‬سرانجام در ‪ 13‬آذر لب به اعتراف گشود‬ ‫و در اظهاراتش به کارآگاهان گفت‪ :‬از‬ ‫چندی پیش متوجه شدم که خواهرم قصد‬ ‫دارد با جوانی که مدتی با او آشنا شده‬ ‫ازدواج کند و به همین علت به تحقیقات‬ ‫از این جوان و خانواده اش پرداختیم و پی‬ ‫بردیم که این شخص به دالیل مختلف نمی‬ ‫تواند موردی مناسب برای ازدواج خواهرمان‬ ‫باشد‪ .‬با وجود بیان دالیل خود خواهرم‬ ‫کماکان اصرار بر ازدواج با این جوان داشت‬ ‫تا اینکه روز حادثه اعالم کرد خانه را ترک‬ ‫خواهد کرد و مشغول جمع کردن وسایل‬ ‫خود شد ‪ .‬لحظه ای کنترل خود را از دست‬ ‫داده و او را مورد ضرب و شتم قرار دادم که‬ ‫ناگهان سر خواهرم به شدت با ستون داخل‬ ‫خانه برخورد کرد و به حالت بیهوش بر روی‬ ‫زمین افتاد و ‪. " ....‬‬ ‫سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده ‪ ،‬معاون‬ ‫مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران‬ ‫بزرگ با اعالم این خبر عنوان داشت‪ :‬با‬ ‫توجه به اعترافات صریح متهم در خصوص‬ ‫ضرب و شتم منجر به مرگ مقتول قرار‬ ‫بازداشت موقت از سوی مقام قضایی صادر‬ ‫و متهم برای انجام تحقیقات تکمیلی در‬ ‫اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی‬ ‫تهران بزرگ قرار گرفته است‪.‬‬


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

65


‫‪64‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫تکنیک‌های صدا‪:‬‬ ‫چطور عالی‬ ‫صحبت کنید‬

‫اگر به تکنیک‌های صدایی برای‬ ‫صحبت کردن در کار عالقه‌مند‬ ‫باشید‪ ،‬ممکن است تحقیق درمورد‬ ‫آن وقت‌گیر باشد و مطالب به‬ ‫درد بخوری هم از این جستجوها‬ ‫عایدتان نشود‪ .‬به همین دلیل با‬ ‫این مقاله تصمیم گرفته‌ایم کارتان‬ ‫را ساده‌تر کنید‪.‬‬ ‫اما چرا باید مهارت‌های صدایی شما‬ ‫در تجارت و کار مهم باشد؟ اگر دلیل‬ ‫سخنرانی‌های کاری فقط ارائه اطالعات‬ ‫است‪ ،‬به جز اینکه فقط صدایتان باید به‬

‫قدری رسا باشد که به گوش شنوندگان برسد‪،‬‬ ‫صدایتان دیگر چه اهمیتی می‌تواند داشته‬ ‫باشد؟ این تله‌ای است که خیلی از سخنوران‬ ‫تجاری در آن می‌افتند‪ .‬گفتگوی غیرکالمی‪،‬‬ ‫از جمله صدا‪ ،‬تاثیر شگرفی بر رفتار و میزان‬ ‫پذیرش شنوندگان نسبت به پیام شما دارد‪.‬‬ ‫بنابراین برای اینکه بتوانید تاثیر الزم را بر‬ ‫مخاطب خود داشته باشید‪ ،‬می‌بایست بتوانید‬ ‫برای گفتگوهای کاری‌تان صدایی تاثیرگذار‬ ‫داشته و از آن برای کیفیت و قدرت دادن به‬ ‫توانایی‌های حرف زدن خود استفاده کنید‪.‬‬ ‫توانایی شما برای ترغیب کردن دیگران با‬ ‫صدای شما در ارتباط است‬ ‫هر فرد به طرق ابتدایی نسبت به صدای‬

‫یک نفر پاسخ می‌دهد‪ .‬اگر در بخش فروش‬ ‫یا بازاریابی باشید‪ ،‬برای کاری مصاحبه‬ ‫می‌کنید و یا در جلسه‌ای می‌خواهید نظرتان‬ ‫را به دیگران بقبوالنید ‪--‬به عبارت دیگر‬ ‫اگر کارتان طوری است که الزم است‬ ‫شنونده‌های خود را برای کاری متقاعد‬ ‫کنید‪ --‬باید به این جنبه اساسی طبیعت‬ ‫انسان توجه خاص داشته باشید‪.‬‬ ‫اما صدای شما واقع ًا تا چه حد بر اعتبار‪،‬‬ ‫قدرت و قابل‌باور بودنتان اثر دارد؟ صدا از‬ ‫طریق ترکیبی از احساس و زیرکی اثربخشی‬ ‫خود را نشان می‌دهد‪ .‬صفحات پاورپوینت‬ ‫هیچوقت نمی‌توانند گویای احساس باشند‪.‬‬ ‫و هرچه پیامتان پیچیده‌تر و سطح باالتر بوده‬ ‫و مخاطبینتان باسوادتر باشند‪ ،‬صدای شما‬ ‫درجه‌بندی‌های دقیق‌تری به دست می‌آورد‪.‬‬ ‫صدا به طور تحسین‌آمیزی می‌تواند از پس‬ ‫این چالش برآید‪ .‬صدای شما‪ ،‬صرفنظر‬ ‫از مغزتان‪ ،‬قابل‌انعطاف‌ترین ابزاری است‬ ‫که برای قانع کردن و تحت‌تاثیر قرار دادن‬ ‫دیگران می‌توانید از آن استفاده کنید‪ .‬ازاینرو‬ ‫ابزاری ایدآل است که کمکتان می‌کند‬ ‫دقیق ًا همان تاثیری که می‌خواهید را بر‬

‫شنوندگانتان ایجاد کنید‪ .‬برای موفق شدن‬ ‫در این راستا‪ ،‬هیچ تکنیکی خوب عمل‬ ‫نمی‌کند‪ .‬درواقع اینکه یاد بگیرید گرم‌تر‬ ‫حرف بزنید‪ ،‬قوی‌ترین ابزار دنیا برای‬ ‫متفاعد کردن مخاطبین را در اختیارتان قرار‬ ‫می‌دهد‪.‬‬ ‫‪ ۴‬تکنیک برای اینکه سخنگویی پویا شوید‬ ‫به دست آوردن حضور صدایی مناسب برای‬ ‫صحبت کردن در جمع نه تنها به کارتان و‬ ‫موفقیت شرکتتان کمک می‌کند بلکه به‬ ‫شما این امکان را می‌دهد که دقیق ًا همان‬ ‫پیامی که در ذهن دارید را به مخاطبینتان‬ ‫برسانید‪ :‬البته کام ً‬ ‫ال موثر و سریع‪ .‬در زیر به‬

‫‪ ۴‬عنصری اشاره می‌کنیم که کمکتان می‌کند‬ ‫به سطح باالتری از تاثیرگذاری صدا در کار‬ ‫دست یابید‪.‬‬ ‫‪ .۱‬حمایت تنفس‪ :‬تنفس در حرف زدن با‬ ‫نفس کشیدن عادی فرق دارد و موقع حرف‬ ‫زدن نیاز به تنفس عمیق‌تری است‪ .‬همچنین‬ ‫این نفس کشیدن باید بسیار کنترل‌شده‌تر‬ ‫باشد زیرا حرفی که از دهانتان بیرون می‌آید‪،‬‬ ‫نتیجه برخورد هوا به تارهای صوتی‌تان‬ ‫است‪ .‬تنفس درست پایه و اساس خوب‬ ‫حرف زدن است زیرا مخالف تنفس بد به‬ ‫دلیل عصبی بودن و استرس داشتن است‪.‬‬ ‫تمرین اصلی آن تمرین تنفس دیافراگمی‬ ‫است‪ .‬نام دیگر آن تنفس از شکم است‬ ‫و بسیار کار ساده‌ای است‪ :‬اجازه بدهید‬ ‫شکمتان موقع داخل و بیرون دادن هوا باال‬ ‫و پایین شود نه سینه و شانه‌هایتان‪ .‬با تنفس‬ ‫از شکم شما ذخیره هوایی ایجاد می‌کنید که‬ ‫به خوبی از صدایتان حمایت کرده و باعث‬ ‫قوی‌تر شدن آن می‌شود‪.‬‬ ‫‪ .۲‬عطف صوتی‪ :‬این دقیق ًا متضاد حرف‬ ‫زدن «یکنواخت» است‪ .‬شما هم احتما ً‬ ‫ال‬ ‫مثل بقیه آدم‌ها وقتی درمورد موضوعی که‬

‫خیلی به آن عالقه دارید صحبت می‌کنید‪،‬‬ ‫صدایتان باال‪-‬پایین‌هایی پیدا می‌کند‪ .‬از‬ ‫طرف دیگر حرف زدن در موقعیت‌های‬ ‫پرفشار باعث صاف و یکنواخت شدن تن‬ ‫صدای شما خواهد شد‪ .‬این باعث می‌شود‬ ‫که شنونده‌ها توجه خود را از دست بدهند‬ ‫زیرا گوش‌های ما به تغییر جواب می‌دهد نه‬ ‫به یکنواختی‪ .‬سخنرانان در عرصه تجارت‬ ‫معمو ً‬ ‫ال افت و خیزهای زیادی به صدای‬ ‫خود نمی‌دهند اما اینکه صدایتان محدوده‬ ‫باال و پایین شدن دارد‪ ،‬یک دلیل داشته‬ ‫است! اگر صدایتان چندان رسا نیست‪،‬‬ ‫وقت آن رسیده که کمی رنگ و بوی آن را‬ ‫تغییر دهید‪ .‬با این روش شنونده‌هایتان خیلی‬ ‫راحت‌تر خام حرف‌هایتان خواهند شد‪.‬‬

‫‪ .۳‬طرح‌ریزی برای قدرت‪ :‬چرا سخنرانان‬ ‫تجاری اعتقاد دارند که محتوای‬ ‫حرف‌هایشان اهمیت بسیار زیادی دارد اما‬ ‫توجهی به مهارت‌های صدایی خود ندارند؟‬ ‫برای اینکه شنونده‌هایتان را به همان‌جایی که‬ ‫خودتان می‌خواهید هدایت کنید‪ ،‬به قدرت‬ ‫ماکسیمم نیاز دارید‪ .‬صدای شما یکی از‬ ‫راه‌هایی است که با کمک آن می‌توانید‬ ‫به این دست پیدا کنید‪ .‬قدرت صدا با‬ ‫تنفس دیافراگمی شروع می‌شود زیرا باعث‬ ‫می‌شود صدا انعکاس قوی‌تری داشته باشد‪.‬‬ ‫هیچوقت سعی نکنید برای رسیدن به چنین‬ ‫نوع قدرتی بلندتر حرف بزنید زیرا باعث‬ ‫می‌شود صدایتان به شکل ناخوشایندی تغییر‬ ‫کند‪ .‬درعوض‪ ،‬سعی کنید انرژی‌تان را بیشتر‬ ‫کنید‪.‬‬ ‫‪ .۴‬همدردی‪ :‬هر سخنگویی باید نسبت‬ ‫به شنونده‌های خود همدردی نشان دهد‪.‬‬ ‫البته‪ ،‬همدردی چیزی نیست که در آن لحظه‬ ‫بسازید‪ .‬برای اینکار باید درمورد موضوع‬ ‫بحثتان کام ً‬ ‫ال بااحساس حرف بزنید‪ .‬اگر‬ ‫صدایتان طوری به نظر برسد که انگار نسبت‬ ‫به موضوع بی‌تفاوت هستید‪ ،‬شنونده‌ها هم‬

‫همین‌طور خواهند بود‪ .‬و برای به کار بردن‬ ‫زبان حساسی برای متقاعد کردن و الهام‬ ‫بخشیدن به آنها تردید نکنید‪ .‬همچنین‬ ‫باید راهی برای «شنیدن» شنونده‌هایتان‬ ‫پیدا کنید‪ .‬چه گفتگوی غیرکالمی دریافت‬ ‫می‌کنید؟ شنونده‌هایتان هستند که با شما‬ ‫حرف می‌زنند‪ ،‬صدایشان را می‌شنوید؟ به‬ ‫آنها نشان دهید که احساسشان را نسبت به‬ ‫طریقه حرف زدنتان با آنها می‌فهمید و به‬ ‫سواالتشان پاسخ دهید‪.‬‬ ‫صدای شما قدرت بینظیری برای تحت تاثیر‬ ‫قرار دادن شنونده‌هایتان نسبت به پیامتان‬ ‫دارد‪ .‬پس چرا از این به بعد «هوشمندانه‌تر»‬ ‫صحبت نکنید و از این ابزار الزم کاری بهره‬ ‫کافی نبرید؟‬


‫‪63‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫خانمها‪ :‬چگونه‬ ‫همیشه روی ُمد‬ ‫باشیم؟‬

‫قوانین روی ُمد بودن را‬ ‫می‌دانید؟ دنیای ُمد هر روز در‬ ‫حال تغییر است اما قوانین آن‬ ‫هیچوقت تغییر نمی‌کنند‪ .‬برای‬ ‫این که همیشه روی ُمد باشید‬ ‫نکات زیر را در نظر داشته باشید‪.‬‬ ‫_____________________‬ ‫به خودتان اعتماد کنید‬ ‫اولین قانون برای اینکه فردی بروز و‬ ‫روی ُمد باشید اعتماد به‌نفس است‪ .‬اگر‬ ‫می‌خواهید روی ُمد و جذاب باشید باید‬ ‫خودتان را باور داشته باشید و بدانید که‬ ‫هستید‪ .‬کسانیکه اعتماد به‌ نفس دارند‬ ‫هیچوقت موقع خرید کردن تردید به دلشان‬ ‫راه نمی‌دهند و سردرگم نمی‌شوند‪.‬‬ ‫در هر سنی که هستید طالب ُمد باشید‬ ‫اگر فکر می‌کنید سنتان باال رفته است و‬ ‫دنیای ُمد دیگر برای شما نیست‪ ،‬اشتباه‬ ‫می‌کنید‪ .‬هرچه سنتان باالتر می‌رود‪ ،‬باید‬ ‫بدانید که همیشه وقت‌های خوشی برای‬ ‫زندگی کردن هست‪ .‬زندگی را دوست بدارید‬ ‫و قدردان زیبایی‌های جدیدی که با باالتر‬ ‫رفتن سن مشاهده می‌کنید باشید‪.‬‬ ‫خودتان را از یک لنز کوچک ببینید‬ ‫دفتر خاطرات تصویری که درست می‌کنید‬ ‫می‌تواند منبع الهام بسیار خوبی برای شما‬ ‫باشد‪ .‬دوربینی پیدا کنید و زندگیتان را ثبت‬ ‫کنید‪.‬‬ ‫زندگی در چمدان شما‬ ‫بازکردن چمدان یک خانم بهترین راه برای‬ ‫پی بردن به شخصیت اوست‪ .‬داخل چمدان‬ ‫یک خانم چه چیزهایی هست؟ پاسخ این‬ ‫است‪ :‬زندگی او‪ .‬یاد بگیرید چطور باید‬ ‫چمدانتان را ببندید‪ .‬اگر بتوانید اینکار را‬ ‫بکنید یاد می‌گیرید چطور زندگی ساده داشته‬ ‫باشید‪.‬‬ ‫دوستانتان در کمد لباستان‬

‫سعی کنید ُمدهایی انتخاب کنید که شما را‬ ‫شادتر می‌کند‪ .‬اگر بتوانید لباس‌هایی پیدا‬ ‫کنید که شادتان کند‪ ،‬وقتی در کمدتان را‬ ‫باز می‌کنید همیشه با فردی خاص رو به‌ رو‬ ‫می‌شوید‪ .‬چیزی را بپوشید که در آن احساس‬ ‫راحتی کنید و شاد و سرزنده‌ تان کند‪.‬‬ ‫استایلتان را تشدید کنید‬ ‫هیچوقت نمی‌توانید شخصیت ُمدگرایی خود‬ ‫را برجسته کنید مگر اینکه دست از لباس‬ ‫پوشیدن فقط برای ُمد بردارید‪ .‬سعی نکنید‬

‫بیشتر از آنچه که هستید به نظر برسید‪ .‬سعی‬ ‫کنید با خلق سبک و استایل مخصوص‬ ‫خودتان‪ُ ،‬مد روز بمانید‪.‬‬ ‫قدرت زنانه خود را زنده کنید‬ ‫صادقانه بگوییم‪ ،‬زن بودن یعنی مرکز جهان‬ ‫بودن‪ .‬زن بودن هدیه‌ای گرانقدر است و‬ ‫باید با ظرافت تمام از آن بهره ببرید‪.‬‬ ‫زندگی را ساده‌ تر کنید‬ ‫اگر می‌خواهید زندگی برایتان از قبل ساده‌ تر‬ ‫شود‪ ،‬قبل از اینکه بیرون بروید همه چیز را‬

‫سازماندهی کنید‪ .‬به کارهایی که باید هر روز‬ ‫انجام دهیم فکر کنید و آنها را یکی‌یکی و‬ ‫به ترتیب انجام دهید تا زندگی ساده‌ تر شود‪.‬‬ ‫وزنتان را پایین بیاورید‬ ‫از شر اضافه‌ وزنتان خالص شوید‪ .‬سعی کنید‬ ‫تحرک بیشتری داشته باشید و هیچوقت‬ ‫دلسرد نشوید‪ .‬داشتن اندامی زیبا نیازمند‬ ‫داشتن اندامی متوازن است‪ .‬داشتن اندامی‬ ‫متوازن قدرت و سرعت عمومی بدنتان‬ ‫را باال می‌برد‪.‬‬

‫ادامه در صفحه بعد‪...‬‬


‫‪62‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫شام تان را زود بخورید به دالیل زیر‬ ‫سوزش معده‌ای که در نتیجه‬ ‫خوردن غذا در ساعات پایانی‬ ‫شب باشد‪ ،‬مانع خواب آرام شما‬ ‫در طول شب می‌شود‪.‬اگر شما‬ ‫جزو آن دسته از افرادی هستید‬ ‫که اخبار مربوط به سالمت و‬ ‫تناسب اندام را پیگیری می‌کنند‪،‬‬ ‫حتم ًا تاکنون بارها از پزشکان و‬ ‫متخصصان تغذیه شنیده‌اید که‬ ‫باید شام را پیش از ساعت ‪ 7‬شب‬ ‫خورد‪.‬‬

‫رفالکس اسید معده می‌شناسند‪ ،‬معمو ً‬ ‫ال با‬ ‫سوزش معده و قلب همراه است‪ .‬دراز کشیدن‬ ‫پس از خوردن غذا سوزش معده و برگشت‬ ‫اسید را بیشتر می‌کند‪ .‬به همین دلیل وجود‬ ‫چند ساعت فاصله زمانی بین خوردن غذا و‬ ‫دراز کشیدن می‌تواند در کاهش سوزش معده‬ ‫بسیار موثر باشد‪.‬‬ ‫‪ -3‬خوابی آرام‌تر‬ ‫سوزش معده‌ای که در نتیجه خوردن غذا در‬ ‫ساعات پایانی شب باشد‪ ،‬مانع خواب آرام‬ ‫شما در طول شب می‌شود‪ .‬دل درد نیز یکی‬ ‫دیگر از مشکالتی است که هنگام خواب‬ ‫برای فردی که دیروقت شام خود را میل کرده‬ ‫است به وجود می‌آید‪.‬‬ ‫مصرف بیش از حد مایعاتی مانند آب‪،‬‬

‫افراد قبل از خواب یک میان‌وعده کم حجم‬ ‫و سبک مصرف کنند‪ .‬غالت آماده مصرف‬ ‫همراه با شیر کم چرب‪ ،‬یا ماست با کمی نان‪،‬‬ ‫از جمله گزینه‌های مناسب هستند‪.‬‬ ‫‪ -4‬انرژی بیشتر‬ ‫شروع روز با یک صبحانه خوب و کامل و‬ ‫خوردن وعده‌های مقوی در طول روز نه تنها‬ ‫میزان انرژی شما را افزایش می‌دهد‪ ،‬بلکه‬ ‫عملکرد مغز و اعصاب را نیز بهبود می‌بخشد‪،‬‬ ‫اما به تعویق انداختن وعده‌های غذایی نه‬ ‫تنها انرژی شما را کاهش می‌دهد‪ ،‬بلکه‬ ‫باعث پایین آمدن قند خون شما نیز می‌شود و‬ ‫احساس خستگی و کسلی را برای شما ایجاد‬ ‫می‌کند‪ .‬برای پیشگیری از چنین وضعیتی‪،‬‬ ‫سعی کنید وعده‌های اصلی و میان‌وعده‌های‬

‫ساعات پایانی شب‬ ‫_ درست پس از شام دندان‌های خود را‬ ‫مسواک بزنید‪ .‬این کار هم برای بهداشت‬ ‫دهان و دندان شما مناسب است‪ ،‬هم مزه‬ ‫خمیردندان طعم غذاهایی که بعد از آن‬ ‫خورده می‌شود را تغییر می‌دهد و در نتیجه‬ ‫میل به خوردن غذا را کاهش می‌دهد‪.‬‬ ‫_ دم نوش‌های گیاهی بنوشید‪ .‬اگر دوست‬ ‫دارید هنگام تماشای تلویزیون یا گشت و‬ ‫گذار در اینترنت یک چیزی بخورید‪ ،‬دم‬ ‫نوش گیاهی بنوشید‪ .‬با این کار هم به اصطالح‬ ‫دهانتان مشغول است‪ ،‬هم کالری اضافی وارد‬ ‫بدن خود نمی‌کنید و هم از خواص متعدد‬ ‫دمنوش‌های گیاهی بهره‌مند می‌شوید‪.‬‬

‫اما در زندگی روزانه‪ ،‬به دالیل گوناگون از‬ ‫جمله ترافیک یا سایر مشغله‌ها‪ ،‬معمو ً‬ ‫ال اکثر‬ ‫ما این قانون را رعایت نمی‌کنیم‪ ،‬اما به راستی‬ ‫فواید خوردن شام در ساعات اولیه شب‪ ،‬به‬ ‫جز تناسب اندام و کاهش وزن چیست؟ در‬ ‫ادامه مطلب‪ ،‬به برخی فواید رعایت این قانون‬ ‫اشاره می‌کنیم‪.‬‬ ‫‪ -1‬کمک به کنترل وزن‬ ‫در ساعات پایانی روز‪ ،‬معمو ً‬ ‫ال افراد میل به‬ ‫خوردن غذاهای پرکالری و از لحاظ غذایی‬ ‫کم ارزش دارند که عموم ًا هم در خوردن‬ ‫آن‌ها زیاده‌روی می‌کنند‪.‬‬ ‫همچنین اگر شما در طول روز وعده‌ای را‬ ‫حذف کرده باشید یا خوردن شام را به تأخیر‬ ‫اندازید‪ ،‬برای سیر شدن خود حجم بیشتری‬ ‫غذا می‌خورید و در نتیجه کالری بیشتری‬ ‫دریافت می‌کنید‪ .‬همه این موارد زمانی که با‬ ‫حذف وعده بعدی ‪ -‬یعنی وعده صبحانه ‪-‬‬ ‫همراه شود‪ ،‬منجر به عکس‌العمل بدن شما‬ ‫به هورمون انسولین ترشح‌شده می‌شود که‬ ‫نتیجه آن افزایش ذخیره‌های چربی در بدن و‬ ‫اضافه‌وزن خواهد بود‪.‬‬ ‫‪-2‬کاهش سوزش معده‬ ‫سوزش معده یا قلب نوعی حس گرفتگی‬ ‫در سینه‪ ،‬درست پشت قفسه سینه است که‬ ‫ممکن است با خم شدن یا دراز کشیدن بدتر‬ ‫شود‪ .‬به گفته متخصصان‪ ،‬یکی از راه‌های‬ ‫جلوگیری از ایجاد این سوزش‪ ،‬پرهیز از‬ ‫خوردن وعده‌های غذایی حجیم و پرچرب‬ ‫در ساعات پایانی شب است‪ .‬خوردن شام‬ ‫در ساعات اولیه شب به دستگاه گوارش شما‬ ‫زمان کافی برای هضم غذا را می‌دهد و خطر‬ ‫افزایش اسید معده و برگشت اسید به مری را‬ ‫به میزان قابل‌توجهی کاهش می‌دهد‪.‬‬ ‫این واقعه که متخصصان آن را با عنوان‬

‫نوشابه‪ ،‬شیر یا حتی غذاهای آب‌دار مانند‬ ‫سوپ باعث می‌شود شما مجبور شوید در‬ ‫طول شب چندین بار برای خالی کردن مثانه‬ ‫خود از خواب بیدار شوید‪ ،‬اما توجه داشته‬ ‫باشید که رفتن به رختخواب با معده خالی‬ ‫و با گرسنگی نیز به هیچ‌وجه توصیه نمی‌شود‬ ‫و این موضوع نیز می‌تواند به نوبه خود در‬ ‫خواب اختالل ایجاد کند‪.‬‬ ‫به همین دلیل متخصصان توصیه می‌کنند‬

‫خود را به موقع و منظم مصرف کنید‪.‬‬ ‫یکی دیگر از دالیل افزایش انرژی ناشی از‬ ‫خوردن شام در ساعات اولیه شب‪ ،‬آرامش‬ ‫بیشتری است که فرد هنگام خواب تجربه‬ ‫می‌کند‪ .‬خواب آرام شب قبل‪ ،‬باعث افزایش‬ ‫انرژی در روز بعد شده و انگیزه فرد برای‬ ‫ورزش و کنترل وزن بیشتر می‌شود‪.‬‬ ‫چند راهکار برای کاهش میل به خوردن در‬

‫_ برای صرف شام زمان تعیین کنید و حتی‬ ‫می‌توانید ساعت خود را کوک کنید تا مث ً‬ ‫ال‬ ‫یک ساعت قبل از ساعت ‪ 7‬شب به شما‬ ‫یادآوری کند که برای خوردن شام خود یک‬ ‫س��عت دیگر بیشتر فرصت ندارید‪.‬‬ ‫_ برنامه غذایی خانواده را در صورت لزوم‬ ‫تغییر دهید‪ .‬شاید الزم باشد به دلیل مشغله‬ ‫کاری اعضای خانواده‪ ،‬از قبل برای نوع و‬ ‫ساعت شام برنامه‌ریزی کنید‪.‬‬


‫‪61‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫و عمیق ًا در فکر فرو رفته بود‪ .‬از چهره‌اش‬ ‫می‌شد فهمید که از مسئله ای ناراحت است‪.‬‬ ‫ساعتی قبل دوستان دانشگاهی‌اش را دیده‬ ‫بود‪ .‬آنها پیشرفته خوبی در زمینه شغلی‬ ‫داشتند و به سرعت در حال پیشرفت بودند‪.‬‬ ‫او به زندگی خود فکر می‌کند و از خود‬ ‫می‌پرسد کجای راه را اشتباه رفته است‪.‬‬ ‫مقایسه خود با دیگران در صورتی که شما‬ ‫اعتماد به نفس باالیی داشته باشید می‌تواند‬

‫در شما ایجاد انگیزه قوی بکند‪ ،‬اما‬ ‫متأسفانه بیشتر انسان‌ها این توانایی را ندارند‬ ‫و در نهایت پس از مقایسه دچار نا‌امیدی و‬ ‫احساس حقارت می‌شوند‪ .‬دلیل این مشکل‬ ‫هم اینجاست که اکثر ًا در هنگام مقایسه ما‬ ‫فقط خود را با یکی از ویژگی‌های فرد دیگر‬ ‫مقایسه می‌کنیم و اغلب با بهترین ویژگی آن‬ ‫فرد‪.‬‬ ‫راه حل‪:‬از مقایسه خود با دیگران دست‬

‫بکشید‪ .‬اگر می‌خواهید با کسی خود را‬ ‫مقایسه کنید‪ ،‬با خودتان مقایسه کنید‪ .‬آیا‬ ‫امروز از دیروز بهتر بوده‌اید؟ اگر می‌خواهید‬ ‫خود را با دیگران مقایسه کنید‪ ،‬در تمام‬ ‫جنبه های زندگی مقایسه کنید و نه فقط در‬ ‫یک ویژگی‪.‬‬ ‫‪-۶‬زندگی را برای خود سخت می‌کنید‬ ‫کارآفرینی در گوشه ای از اتوبوس نشسته‬ ‫بود و به رشد کسب و کار خود فکر می‌کرد‪.‬‬

‫او تالش بسیاری انجام داده بود تا همه چیز‬ ‫درست پیش برود اما رشد کسب و کار او‬ ‫کند بود‪ .‬او از پیشرفت کارش ناامید شده‬ ‫بود‪.‬‬ ‫«زمانی من خوشحالم که ‪ ۱۰‬میلیارد تومان‬ ‫پول داشته باشم» یا «من زمانی خوشحال‬ ‫می‌شوم که غذای خوشمزه ای امشب درست‬ ‫کنم» کدامیک از این دو شانس بیشتری‬ ‫برای خوشحالی دارند؟ من در مورد پولداری‬ ‫و یا بی پولی صحبت نمی‌کنم‪ ،‬من در مورد‬ ‫انتظار شما برای خوشحالی صحبت می‌کنم‪.‬‬ ‫شادی و خوشحالی را خود شما ایجاد‬ ‫می‌کنید‪ .‬بسیاری از ما زندگی را برای خود‬ ‫بیش از حد سخت می‌کنیم‪.‬‬ ‫راه حل‪ :‬چرا رسیدن به هدف را برای خود‬ ‫سخت می‌کنید؟ تعریف خود را از موفقیت‬ ‫بگویید و کاری کنید که هر روز به قسمتی‬ ‫از آن برسید‪ .‬زندگی کوتاه است پس وقت‬ ‫خود را بر سر چیزی بگذارید که از آن لذت‬ ‫می‌برید‪.‬‬ ‫تعریف من از موفقیت این است ‪ :‬مادامی که‬ ‫کاری را که دوست دارم انجام بدهم موفق‬ ‫هستم‪.‬‬ ‫‪-۷‬بدبین بودن‬ ‫زن‪ :‬طالها را در خانه بزاریم؟‬ ‫مرد‪ :‬نه ممکن است دزد بیاید‪.‬‬ ‫زن‪:‬باشه پس همراه خود ببریم مسافرت؟‬ ‫مرد‪:‬نه ممکن است گم شود‪.‬‬ ‫زن‪:‬می‌خواهی ان‌ها را در بانک بگذاریم؟‬ ‫مرد نه ممکن است زلزله بیاید و بانک‬ ‫خراب شود‪ .‬زن … و این داستان ادامه‬ ‫دارد‪.‬‬ ‫خیلی ساده است‪ ،‬زمانی که ما عمیق ًا در‬ ‫فکر چیزی هستیم و یا بر آن تمرکز می‌کنیم‪،‬‬ ‫بیشتر آن را می‌بینیم‪ .‬اگر بخواهیم یک‬ ‫ماشین ‪ ۲۰۶‬سفید بخریم‪ ،‬خیلی زود متوجه‬ ‫می‌شویم که اکثر ماشین‌هایی که می‌بینید‬ ‫‪ ۲۰۶‬سفید است‪.‬‬ ‫این همان چیزی است که در زمان بد بینی‬ ‫برای شما اتفاق می‌افتد‪ .‬اگر شما فکر‬ ‫می‌کنید بد شانس هستید‪ ،‬در حال جذب‬ ‫این بد شانسی هستید‪ .‬شاد بودن در حالی‬ ‫که تفکرات شما منفی است بسیار سخت‬ ‫هست‪.‬‬ ‫راه حل‪:‬نیمه پر لیوان را ببینید‪ .‬خوش بین‬ ‫باشید‪ .‬حس شوخ طبعی بسیار به شما در‬ ‫خوش بینی کمک می‌کند‪ .‬اتفاقات خوبی‬ ‫که برای شما می‌افتد را ثبت کنید؛ و به خود‬ ‫بگویید «عالی است‪ .‬همیشه اتفاقات خوب‬ ‫برای من می‌افتد‪.».‬‬ ‫بسیار خوب‪ .‬این ‪ ۷‬دلیل اصلی بود که‬ ‫موجب می‌شوند شما شاد نباشید‪ .‬البته همراه‬ ‫با ‪ ۷‬راه حل کوچک برای ان‌ها‪.‬‬ ‫شادی و خوشحالی اهمیت زیادی دارد‪.‬‬ ‫شادی کیفیت زندگی شما را باال می‌برد‪.‬‬ ‫این حق شماست که کیفیت زندگی‌تان باال‬ ‫باشد‪.‬‬ ‫اگر شاد نیستید‪ ،‬کدامیک از دالیل باال‬ ‫موجب این حالت در شما شده است؟‬ ‫اگر شاد هستید‪ ،‬چگونه به آن رسیده‌اید؟‬ ‫برای شادی چه راه های دیگری شما‬ ‫پیشنهاد می‌کنید ؟‬ ‫حتم ًا شما هم راه های دیگری می‌دانید‪.‬‬ ‫آن‌ها را به ما بگویید‪.‬‬


‫‪60‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫داليلي كه باعث‬ ‫ميشود زني شاد‬ ‫نباشد‬

‫مادر‪ ،‬با چهره ای درهم روی‬ ‫صندلی نشسته است و نگران‬ ‫امتحان آخر هفته پسرش است‪.‬‬ ‫این امتحان تعیین می‌کند آیا‬ ‫پسرش به یک مدرسه خوب‬ ‫خواهد رفت یا خیر‪....‬‬

‫نگاهی به اطراف خود بیندازید‪.‬‬ ‫چند نفر از افراد دور و بر شما‪ ،‬شاد نیستند؟‬ ‫چند نفر از آن‌ها لبخند بر لب دارند و واقع ًا‬ ‫شاد هستند؟‬ ‫اکثر افراد پیرامون ما شاد نیستند‪ .‬چرا‬ ‫این‌گونه است؟‬ ‫کجای راه را اشتباه رفته‌ایم که به اینجا‬ ‫رسیده‌ایم؟‬ ‫‪ ۷‬علت برای اینکه شما احساس شادی‬ ‫نمی‌کنید‬ ‫‪ -۱‬نگران بودن‬ ‫مادر‪ ،‬با چهره ای درهم روی صندلی نشسته‬ ‫است و نگران امتحان آخر هفته پسرش‬ ‫است‪ .‬این امتحان تعیین می‌کند آیا پسرش‬ ‫به یک مدرسه خوب خواهد رفت یا خیر‪.‬‬ ‫او همچنین در فکر این است که به محله ای‬ ‫که نزدیک مدرسه پسرش است نقل مکان‬ ‫کنند‪ .‬او در فکر این است که نکند پسرش با‬ ‫دوستان بدی قاطی شود و کار سطح پایینی‬ ‫گیرش بیاید‪.‬‬ ‫مارک تواین یک‌بار گفت “من سن زیادی‬ ‫دارم و بسیاری از مشکالت بزرگ را‬ ‫می‌شناسم‪ ،‬اما اکثر آن‌ها هیچ گاه اتفاق‬ ‫نمی‌افتند”‪ .‬وقتی شما نگران هستید‪ ،‬یک‬ ‫تصور غیر واقعی از آینده را در ذهن خود‬ ‫ایجاد می‌کنید؛ و اعتقاد به این تصور‪،‬‬ ‫موجب ایجاد احساس منفی در شما می‌شود‪.‬‬ ‫به عبارت ساده تر‪ ،‬شما بدون هیچ دلیل قابل‬ ‫قبولی‪ ،‬خودتان را از آینده می‌ترسانید‪.‬‬ ‫راه حل‪:‬شاد باشید‪ ،‬نگرانی را رها کنید‪.‬‬ ‫نگرانی برای شما هیچ سودی ندارد‪ .‬اگر‬ ‫برای مشکل شما هیچ راه حلی وجود ندارد‪،‬‬ ‫نگرانی هم کمکی نمی‌کند‪ .‬اگر راه حلی برای‬ ‫مشکل وجود دارد‪ ،‬پس باید با تمام قدرت به‬ ‫سمت آن بروید‪.‬‬ ‫‪-۲‬از دست دادن کنترل‬ ‫مرد میان‌سالی با ناراحتی بر روی یکی از‬ ‫صندلی‌های مترو نشسته بود‪ .‬رئیسش او را به‬ ‫خاطر ضرر مالی که پروژه او به شرکت وارد‬ ‫کرده بود‪ ،‬توبیخ کرده و به جایگاه شغلی‬ ‫پایین‌تری تنزل داده بود‪ .‬او شغلش را برای‬ ‫پرداخت اجاره خانه نیاز دارد‪ ،‬بنابراین چاره‬ ‫ای جز ماندن در این شغل ندارد‪.‬‬ ‫شاد بودن زمانی که شما تصور می‌کنید که‬ ‫همٔه دنیا علیه شما هستند کار سختی است!!‬ ‫افرادی که همیشه خود را شکست خورده‬

‫می‌بینند هیچ‌گاه شاد نخواهند بود‪ .‬دلیل این‬ ‫امر نیز واضح است‪ .‬آن‌ها هیچ‌گاه نخواسته‌اند‬ ‫تا کنترل زندگی خود را به دست بگیرند‪ .‬آن‌ها‬ ‫معتقدند دلیل ناراحتیشان شخص دیگر یا‬ ‫چیز دیگری است؛ و همچنین فکر می‌کنند‬ ‫که این ناراحتی را شخص دیگری به جز‬ ‫خودشان می‌تواند بر طرف کند‪ .‬آن‌ها در‬ ‫دنیای (بهتر است بگوییم جهنم) “ای کاش”‬ ‫زندگی می‌کنند‪.‬‬ ‫راه حل‪:‬قدرت این را در خود ایجاد کنید که‬ ‫هر اتفاقی در زندگی‌تان می‌افتد شما مسئول‬ ‫آن هستید‪ .‬شما همیشه قدرت تصمیم گیری‬ ‫را در زندگی دارید‪ .‬هیچ‌گاه این اجازه را به‬ ‫کسی ندهید که برای شما تصمیم بگیرد‪.‬‬ ‫‪-۳‬کینه‌توزی‬ ‫یک دانش آموز دبیرستانی در اتوبوس‬ ‫ایستاده است‪ .‬یک دستش به میله و‬ ‫دست دیگرش به موبایلش است‪ .‬با خشم‬ ‫دندان‌هایش را به هم می سایید‪ .‬دوست‬ ‫او یک ویدئوی خجالت آور از او را در‬ ‫فیس‌بوک منتشر کرده است‪ .‬او در فکر انتقام‬ ‫گرفتن از او است‪.‬‬ ‫شما چقدر کینه‌توز هستید؟‬ ‫با اعضای فامیل؟ با دوستان؟ با افراد دیگر؟‬ ‫زمانی که شما کینه‌توزی می‌کنید‪ ،‬تنها فردی‬ ‫که تحت تأثیر قرار می‌گیرد خود شمایید‪.‬‬ ‫طرف مقابل شما معمو ً‬ ‫ال به هیچ وجه در‬ ‫جریان نیست که شما چه نفرتی از او دارید و‬ ‫یا چه بالیی می‌خواهید سر او بیاورید‪ .‬در این‬ ‫وضعیت شما عصبانی‪ ،‬غمگین و ناراحت‬ ‫هستید‪ ،‬طوری که این ذهنیت منفی کل‬ ‫ذهنیت شما را‪ ،‬منفی می‌کند‪ .‬در این حال‬ ‫شما واقع ًا چه چیزی بدست می‌آورید؟‬ ‫راه حل ‪ :‬ببخش و فراموش کن‪ .‬به یاد داشته‬ ‫باشید که اگر این قضیه را فراموش نکنید‪،‬‬ ‫شما آن فرد را واقع ًا نبخشیده اید‪ .‬هرچه‬ ‫سریع‌تر این کار را انجام دهید‪ .‬چون وقتی‬ ‫شما به کسی اجازه داده‌اید تا شما را عصبانی‬ ‫کند‪ ،‬کنترل خود را به دست او داده‌اید (مورد‬ ‫شمارٔه ‪ )۲‬با این کار شما بسیار شاد تر‬ ‫خواهید بود‪.‬‬ ‫‪-۴‬داشتن قوانین بی مورد شخصی‬ ‫زن ناگهان بر سر زنی دیگری فریاد کشید‬ ‫فقط به این دلیل که نگذاشت آن زن اول از‬ ‫اتوبوس پیاده شود و بعد وی سوار شود‪ .‬با‬ ‫این مشاجره مشخص است که هر دو زن با‬ ‫ناراحتی ایستگاه را ترک کردنند‪.‬‬ ‫یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای اینکه خوشحال‬ ‫نباشید (!) این باور است که همه اطرافیان‬ ‫شما باید بر طبق قوانین شما رفتار کنند‪.‬‬ ‫آخرین باری که عصبانی شدید را به خاطر‬ ‫بیاورید‪ .‬آیا دلیل عصبانیت شما این نبود‬ ‫که کسی یکی از قوانین شما را زیر سؤال‬ ‫برده بود؟ راه حل‪:‬به خاطر داشته باشید که‬ ‫قوانین شما فقط مخصوص خود شماست‪،‬‬ ‫دیگران مجبور نیستند با آن قوانین زندگی‬ ‫کنند‪ .‬اینکه در قانون شخصی شما این‌گونه‬ ‫است که اول باید افراد از اتوبوس پیاده شوند‬ ‫و بعد مسافران سوار شوند دلیل بر این نیست‬ ‫که شخص دیگر هم این گونه فکر کند‪ .‬قبول‬ ‫کنید که قوانین و استاندارد های شما ربطی‬ ‫به دیگران ندارد‪.‬‬ ‫‪-۵‬مقایسه با دیگران‬ ‫مهندس جوانی در ایستگاه مترو ایستاده بود‬


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

59


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

58


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

57


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

56


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

55


‫‪54‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫سرگذشت واقعی‌‬

‫گرگ هایی در لباس میش!‬ ‫زیر سقف شهر لس آنجلس‪ ،‬من‬ ‫شاهد رویدادها و آدم هایی‬ ‫بودم‪ ،‬که حتی در خواب هم نمی‬ ‫دیدم‪ .‬تعجب نکنید‪ ،‬شاید آن‬ ‫سوی خانه‪ ،‬کوچه و خیابان شما‬ ‫هم ‪ ،‬چنین آدم هایی زندگی می‬ ‫کنند و شما بی خبرید!‬ ‫‪ 9‬سال پیش بود که من به اتفاق شوهر‪ ،‬پدر‬ ‫و مادر‪ ،‬دو خواهر و برادرم به لس آنجلس‬ ‫آمدیم‪ .‬خوشبخ��انه با گرین کارت و دستمایه‬ ‫خوبی که با خود داشتیم‪ .‬همه چیزمان را‬ ‫فروخته بودیم‪ .‬بطور جمعی‪ ،‬سرمایه مان‬ ‫حدود دو میلیون و ‪ 500‬هزار دالر بود‪،‬‬ ‫ثمره ‪ 80‬سال عمر پدرم‪ ،‬حدود بیست و پنج‬ ‫سال کار برادرم وهمچنین پس انداز من و‬ ‫شوهرم‪ .‬نیت مان این بود‪،‬خانه ای بزرگ و‬ ‫یا دو سه آپارتمان بخریم‪ ،‬بیزینس مشترکی راه‬ ‫بیاندازیم و چون گذشته پشت هم بایستیم و‬ ‫آینده را بسازیم‪.‬‬ ‫به توصیه پدرم باید ابتدا آشیانه ها را برپا می‬ ‫ساختیم و دود آشپزخانه را به هوا می فرستادیم‬ ‫که بعد از ‪ 4‬ماه میسر شد‪ 3 .‬آپارتمان نزدیک‬ ‫به هم در یک ساختمان خریدیم و گردهمایی‬ ‫های خانوادگی مان را راه انداختیم‪ ،‬که به‬ ‫همه نیرو می بخشید و احساس آرامش می‬ ‫کردیم‪.‬‬ ‫یکروز تعطیل که به دیسنی لند رفته بودیم‪،‬‬ ‫با یک خانواده ایرانی آشنا شدیم‪ 6 ،‬نفر‬ ‫بودند‪ ،‬می گفتند ‪ 10‬سالی است‪ ،‬در لس‬ ‫آنجلس زندگی و کار می کنند‪ .‬وقتی فهمیدند‬ ‫ما تازه آمده ایم‪ ،‬در تدارک شروع کسب و‬ ‫کاری هستیم‪ ،‬هشدارها و نصیحت هایشان‬ ‫آغاز شد‪ .‬می گفتند ترا بخدا مراقب باشید‪،‬‬ ‫در هرگوشه این شهر گرگی خوابیده است در‬ ‫لباس میش!‬ ‫یکی شان گفت هرچه راهنمایی‪ ،‬سئوال‬ ‫و اطالع نیاز دارید‪ ،‬ما در خدمت هستیم‪،‬‬ ‫توقعی هم نداریم‪ ،‬چون خودمان با دردسرهای‬ ‫فراوانی شروع کردیم‪ ،‬حتی نیمی از سرمایه‬ ‫مان را از دست دادیم‪ ،‬دیگری می گفت ما‬ ‫چون قانون را نمی دانستیم‪ ،‬تا پای زندان هم‬ ‫رفتیم‪ .‬ولی در مدت ده سال‪ ،‬فوالد آبدیده‬ ‫شدیم‪ .‬ما همانروز قرار و مدار دیدارهای‬ ‫بعدی را گذاشتیم‪ ،‬آخرهفته بعد‪ ،‬در خانه‬ ‫آنها مهمان شدیم‪ .‬پذیرایی گرمی کردند‪ ،‬شیدا‬ ‫دختر بزرگ شان‪ ،‬با برادرم چنان صمیمی‬ ‫شد‪ ،‬که زمان خداحافظی‪ ،‬پشت اتومبیل ها‪،‬‬ ‫همدیگر را عاشقانه بوسیدند!‬ ‫نامی برادرم یک ماه بعد گفت عاشق شیدا‬ ‫شده و میخواهد با او ازدواج کند‪ ،‬چون شیدا‬

‫یک نامزد داشته که جواب کرده و بهتر است‬ ‫هر چه زودتر این وصلت صورت بگیرد‪،‬‬ ‫همه ما شوکه شده بودیم‪ ،‬چون نامی از آن‬ ‫نوع مردانی نبود که در مورد عشق و ازدواج‪،‬‬ ‫آنچنان عجوالنه تصمیم بگیرد‪ ،‬ولی بهرحال‬ ‫خواسته او بود‪ ،‬ما هم مطیع و خوشحال‪.‬‬ ‫شیدا چنان عاشقانه نامی را درجمع بغل می‬ ‫کرد‪ ،‬چنان او را غرق بوسه می کرد که همه‬ ‫ما را تحت تاثیر قرار داده بود‪ ،‬همه بخاطر‬ ‫چنین عشقی‪ ،‬برای برادرمان خوشحال بودیم‪.‬‬ ‫مراسم عروسی راهم با شور و حال خاصی‬ ‫برگزار کردیم‪ .‬بدنبال آن نامی خبر داد که‬ ‫می خواهد در کار خرید و فروش و ریمادل‬ ‫کردن خانه ها ‪ ،‬با خانواده شیدا شریک‬ ‫بشود‪ ،‬درواقع دستمایه اش را می خواست‪،‬‬ ‫ما هم حرفی نداشتیم‪ ،‬ولی بکلی نقشه هایمان‬ ‫بهم می خورد‪ .‬نامی با آنها همراه شد‪ ،‬سه‬ ‫ماه ونیم بعد گفت با سود کالنی آن خانه‬ ‫را فروخته اند و درتدارک خرید یک خانه‬ ‫بزرگتر است‪ ،‬حتی به ما پیشنهاد داد بجای‬ ‫خواباندن پولهایمان در بانک و پرداخت‬ ‫مالیات‪ ،‬با خانواده شیدا شریک بشویم و‬ ‫بمرور این کار را یاد بگیریم و شاید در آینده‬ ‫خواستیم خانوادگی آنرا ادامه بدهیم‪ .‬پیشنهاد‬ ‫بدی نبود‪ ،‬برادران شیدا‪ ،‬با ما قرار ومداری‬ ‫گذاشتند و بعد هم برای اینکه بما بفهمانند‬ ‫که چقدر به ما ایمان و اعتماد دارند‪ ،‬حدود‬ ‫‪ 700‬هزار دالر به حساب بانکی ما ریختند‬ ‫و گفتند شما سرمایه دار ما باشید‪ ،‬از اینکه از‬ ‫ما رسیدی نگرفتند و تا آن حداطمینان کردند‪،‬‬ ‫خوشحال شدیم‪ .‬باتفاق یک خانه قدیمی را‬ ‫خریدیم‪ ،‬در طی ‪ 4‬ماه آنرا ریمادل کردیم و‬

‫به قیمت خوبی فروختیم‪ ،‬سود حاصله بسیار‬ ‫هیجان انگیز بود‪ ،‬بدنبال آن یک مجموعه‬ ‫آپارتمانی پیدا کردیم‪ ،‬این بار ما حدود‬ ‫‪900‬هزار دالر به حساب آنها واریز کردیم‪.‬‬ ‫در آخرین مراحل‪ ،‬اطالع دادند ‪ ،‬باید هرکدام‬ ‫یک میلیون دالر دیگر به حساب بریزیم تا‬ ‫مجموعه ساختمانی بزرگتری را بخریم‪.‬‬ ‫کمی دچار ترس و دلشوره شدیم‪ ،‬ولی بهرحال‬ ‫وارد کاری شده بودیم‪ ،‬که راه بازگشتی نبود‪،‬‬ ‫ضمن اینکه‪ ،‬برادر بزرگ شیدا در روز تولد‬ ‫همسرش که با روز تولد من‪ ،‬سه روز فاصله‬ ‫داشت یک اتومبیل آخرین مدل خرید و وقتی‬ ‫شب به خانه آمدیم‪ ،‬دیدم همان مدل را هم‬ ‫برای من خریده و با یادداشتی جلوی در‬ ‫گذاشته و تاکید کرده که در اصل این هدیه‬ ‫شوهرم برای من است‪ .‬من شوکه شده بودم‪،‬‬ ‫به برادر شیدا زنگ زدم وگفتم این اتومبیل‬ ‫خیلی گران است‪ ،‬گفت خانم عزیز‪ ،‬شوهرتان‬ ‫بزودی سود کالنی نصیب اش میشود‪ ،‬این‬ ‫یک هدیه ناقابل از سوی شوهر عاشق تان‬ ‫است نه من‪.‬‬ ‫من وشوهرم گیج شده بودیم‪ .‬ولی در ضمن‬ ‫خوشحال بودیم‪ ،‬که با گروهی کار می کنیم که‬ ‫زرنگ وآ گاه و دست و دلباز هستند و آینده‬ ‫ما را هم می سازند‪ .‬بعد از ‪ 6‬سال آن مجموعه‬ ‫آپارتمانی که کامال نوسازی شده بود‪ ،‬با قیمت‬ ‫باالیی فروش رفت و این بار برای واریز‬ ‫کردن سهم ما به بانک گفتند‪ ،‬دیگر فرصت‬ ‫این کار را ندارند‪ ،‬چون یک شاپینگ سنتر را‬ ‫در برنامه خرید دارند‪.‬‬ ‫من همان شب به شوهرم گفتم آیا فکر نمی‬ ‫کنی کلکی درکار باشد؟ گفت فکر نمی کنم‪،‬‬ ‫چون آنها درآغاز کلی از سرمایه خود را به‬ ‫حساب ما ریختند و این ما بودیم که با یک‬ ‫میلیون و ‪ 900‬هزار دالر‪ ،‬به آنها جواب دادیم‬ ‫و گفتیم اطمینان و اعتماد دو طرفه است‪ .‬من‬ ‫گفتم هیچکس از دو سه میلیون دالر پول‬ ‫نقد نمی گذرد‪ .‬شوهرم گفت ترابخدا فکر مرا‬ ‫مغشوش نکن‪.‬‬ ‫در یک گردهمایی فامیلی من رشته صحبت‬

‫را به اعتماد کشیدم و گفتم این همه اعتماد‬ ‫میان ما‪ ،‬تا امروز سابقه نداشته است‪ .‬من‬ ‫وقتی به یکی از دوستانم گفتم ما حدود ‪2‬‬ ‫میلیون دالرمان در دست فامیل همسر برادرم‬ ‫است‪ ،‬باورش نمی شد‪ ،‬می گفت چگونه تا‬ ‫این حد بهم اعتماد دارید؟ یکی از برادران‬ ‫شیدا گفت اگر خدای نکرده ته دلتان شک‬ ‫و تردیدی وجوددارد‪ ،‬من همین امشب چکی‬ ‫به همان مبلغ می نویسم تا شما نقد کنید‪،‬‬ ‫چون ما دوستان سرمایه گذار دیگری داریم‪،‬‬ ‫که انتظار شراکت با ما را می کشند! شوهرم‬ ‫گفت نه رویا قصد بدی از این حرفها ندارد‪،‬‬ ‫دارد می گوید چقدر ما بهم ایمان داریم‪.‬‬ ‫نیمه های همان شب‪ ،‬نامی برادرم زنگ زد و‬ ‫گفت شما با آن حرف تان‪ ،‬میان من وشیدا‬ ‫و خانواده اش اختالف انداختید‪ ،‬همه شان‬ ‫ناراحت هستند‪ ،‬شیدا بحال قهر به خانه پدرش‬ ‫رفته است‪ .‬من گفتم چرا اینقدر حساس و‬ ‫زودرنج شده‪ ،‬ما که بجز یک نقل قول حرفی‬ ‫نزدیم‪ .‬فردا غروب برادرم از ایستگاه پلیس‬ ‫تلفن کرد وگفت اینها برای من توطئه چیده‬ ‫اند‪ ،‬گفتم چه توطئه ای؟ گفت جلوی چشم‬ ‫من توی یک رستوران یکی از برادرها به‬ ‫صورت شیدا مشت کوبید حتی دماغ او را‬ ‫شکست‪ ،‬بعد هم اقال ده نفر دیگر از مشتریان‬ ‫کافه جلو آمده و با از راه رسیدن پلیس و‬ ‫آمبوالنس به دروغ شهادت دادند‪ ،‬من شیدا‬ ‫را کتک زده و حتی تهدید به مرگ کرده ام‪.‬‬ ‫ما موقتا نامی را آزاد کردیم و به خانه آوردیم‪،‬‬ ‫ولی همه گیج شده بودیم‪ .‬من به برادر بزرگ‬ ‫شیدا زنگ زدم‪ ،‬چنان بر سر من فریاد زد‬ ‫که انگار صد سال است باهم دشمنی داریم‪.‬‬ ‫بعد هم گفت کاری می کنیم که نامی ‪ 20‬سال‬ ‫پشت میله ها آب خنک بخورد و همین دو‬ ‫سه هفته هم طالق خواهرم را می گیریم‪.‬‬ ‫ناچار شدیم یک وکیل با تجربه بگیریم‪ .‬در‬ ‫اولین جلسه دادگاه همه چیز بر ضد نامی بود‪،‬‬ ‫چون بیش از ‪ 14‬نفر علیه او شهادت دادند‪.‬‬ ‫در این میان خواهر کوچکم در تمام مدت از‬ ‫همه شاهدان عکس می گرفت و بروی گوگل‬ ‫بدنبال سوابق شان میرفت‪.‬‬ ‫یکروز ما بخود آمدیم که درجلسه بعدی‬ ‫دادگاه هیچکدام از شاکیان و شاهدان حاضر‬ ‫نشدند و بعد هم معلوم شد‪ ،‬در طی چند ماه‪،‬‬ ‫همه آنچه داشته اند فروخته و به ایالت دیگری‬ ‫رفته اند‪ ،‬یعنی همه سرمایه ما را باالکشیده و‬ ‫خیلی راحت غیب شان زده است‪ .‬وکیل ما‬ ‫پیشنهاد شکایت متقابل داد‪ ،‬خواهر کوچکم‬ ‫یک پوشه کامل از عکس ها وسوابق شاهدان‬ ‫دراختیار وکیل گذاشت‪ ،‬که نشان می داد همه‬ ‫آنها فامیل های نزدیک خانواده شیدا هستند‬ ‫و این خانواده بالیی شبیه به همین‪ ،‬برسر یک‬ ‫خانواده ساده دل دیگر آورده اند‪.‬‬ ‫بعد از دو سال دوندگی‪ ،‬هزینه وکیل‪ ،‬بی‬ ‫خوابی ها‪ ،‬دلهره ها‪ ،‬نا امیدی ها‪ 20 ،‬روز‬ ‫پیش نه تنها همه سرمایه مان را پس گرفتیم‪،‬‬ ‫بلکه کلی خسارت‪ ،‬بابت هزینه های وکیل‪،‬‬ ‫بیکاری‪ ،‬و صدمات روحی هم دریافت‬ ‫داشتیم و حداقل ‪ 4‬عضو خانواده از جمله‬ ‫شیدا در آستانه زندان قرار گرفتند‪ .‬شاید‬ ‫باورتان نشود‪ ،‬ولی همه ما بعد از حدود ‪3‬‬ ‫سال‪ ،‬چند شبی است که راحت سر ببالین‬ ‫خواب می گذاریم‪.‬‬


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

53


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

52


‫‪51‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫تاثیر روابط‬ ‫جنسی سالم بر‬ ‫روح و بدن‬

‫اما آیا می‌دانید كه روابط زناشویی‬ ‫سالم و منظم چقدر می‌تواند در‬ ‫سالمت روح و جسم شما تاثیرگذار‬ ‫باشد و زندگی‌تان را از این رو به‬ ‫آن رو كند؟‬

‫تصور بیشتر افراد از یك رابطه زناشویی سالم‪،‬‬ ‫رسیدن به آن چند ثانیه ارگاسم و لذت و حس‬ ‫رهایی ناشی از آن است‪....‬‬ ‫دانشمندان دالیل زیادی را مطرح كرده‌اند‬ ‫كه نشان می‌دهد رابطه زناشویی فقط یك‬ ‫كار روتین لذ‌ت‌بخش نیست‪ ،‬بلكه در طول‬ ‫این رابطه هورمون‌هایی در بدن زن و مرد‬ ‫آزاد می‌شوند كه می‌توانند در باال بردن سطح‬ ‫سالمت عمومی‌شان بسیار مفید باشند‪ .‬اگر‬ ‫شما هم جزو كسانی هستید كه رابطه زناشویی‬ ‫را بهترین و مهم‌ترین بخش از زندگی‌شان‬ ‫می‌دانند بد نیست كه نگاهی هم به فواید و‬ ‫زوایای پنهان رابطه زناشویی‌تان داشته باشید‪.‬‬ ‫‪ 1‬كاهش دردهای مزمن‬ ‫تحریك كلیتوریس و دیواره واژن در خانم‌ها‬ ‫باعث افزایش ترشح هورمون‌های اندروفین‪،‬‬ ‫كورتیكوسترویید و سایر هورمون‌های طبیعی‬ ‫كاهش‌دهنده درد در بدن آنها می‌شود‪ .‬به‬ ‫خاطر افزایش سطح این هورمون‌ها‪ ،‬خانم‌ها‬ ‫به مراتب از سردرد و بدن‌دردهای مزمن حین‬ ‫رابطه زناشویی كمتر رنج می‌برند و این كاهش‬ ‫درد تا چند روز بعد از رابطه زناشویی هم‬ ‫با آنها همراه خواهد بود‪ .‬شاید بد نباشد كه‬ ‫بدانید این ترشح و افزایش سطح هورمون‌های‬ ‫كاهنده درد‪ ،‬پیش از رسیدن به ارگاسم‬ ‫صورت می‌گیرد و حتی اگر خانمی در طول‬ ‫رابطه زناشویی‌اش به اوج لذت نرسد‪ ،‬باز هم‬ ‫هورمون‌های كاهنده درد در بدن او ترشح‬ ‫خواهند شد‪ .‬ولی در هر صورت اگر خانم‌ها‬ ‫رسیدن به اوج لذت جنسی را تجربه كنند‪،‬‬ ‫مقدار و ماندگاری هورمون‌های كاهش‌دهنده‬ ‫درد در بدن آنها چند برابر خواهد شد‪.‬‬ ‫‪ 2‬كم شدن خطر ابتال به سرطان پستان‬ ‫افزایش سطح اكسی‌توسین و دی‪.‬اچ‪.‬ایی‪.‬ای‬ ‫(یك هورمون جنسی)‪ ،‬می‌تواند احتمال ابتال‬ ‫به سرطان پستان را كاهش دهد‪ .‬تحقیقات‬ ‫نشان می‌دهند كه شانس ابتال به سرطان پستان‬ ‫در خانم‌هایی كه حداقل ماهی یكبار رابطه‬ ‫زناشویی دارند‪ ،‬بسیار كمتر از خانم‌هایی‬

‫است كه اصال رابطه زناشویی ندارند‪ .‬به‬ ‫عالوه‪ ،‬محققان یونانی می‌گویند كه احتمال‬ ‫ابتال به سرطان پستان نوع مردانه در مردانی كه‬ ‫حداقل ‪ 7‬بار در ماه (البته از دهه پنجم زندگی‬ ‫به بعد) به ارگاسم می‌رسند‪ ،‬بسیار كمتر از‬ ‫سایر مردان است‪.‬‬ ‫‪ 3‬محافظت از پروستات‬ ‫پژوهشگران استرالیایی تحقیقات زیادی‬ ‫را روی مردان میانسال كشورشان انجام‬ ‫دادند و به این نتیجه رسیدند كه مردانی كه‬ ‫به طور متوسط ‪ 4‬بار در هفته به اوج لذت‬ ‫جنسی می‌رسند‪ ،‬شانس ابتالیشان به سرطان‬ ‫پروستات یك‌سوم سایر مردان است‪ .‬بنابراین‬ ‫پژوهشگران استرالیایی معتقدند كه فعالیت‬

‫جنسی مردان نباید در سنین باال متوقف یا كم‬ ‫شود تا احتمال مرگ و میر ناشی از سرطان‬ ‫پروستات در آنها كاهش یابد‪.‬‬ ‫‪ 4‬كاهش استرس‌های روزانه‬ ‫شاید باورتان نشود اگر بگوییم كه بیشتر‬ ‫متخصصان در زمینه روابط جنسی به افرادی‬ ‫كه قصد سخنرانی یا گفت‌وگوهای مهم و‬ ‫استرس‌زا را دارند‪ ،‬توصیه می‌كنند كه چند‬ ‫ساعت قبل از انجام دادن كارشان فعالیت‬ ‫زناشویی داشته باشند تا به این ترتیب بتوانند‬ ‫به بهترین شكل بر استرس‌شان غلبه كنند‪.‬‬ ‫مطالعات نشان می‌دهند خانم‌هایی كه ‪ 2‬هفته‬ ‫پیش از یك سخنرانی عمومی یا مصاحبه‬ ‫شغلی‪ ،‬روابط زناشویی منظمی داشته‌اند خیلی‬

‫خوب توانسته‌اند استرس خود را كنترل كنند‬ ‫و كارشان را به بهترین شكل انجام دهند‪.‬‬ ‫این افراد در طول سخنرانی به هیچ‌وجه‬ ‫عالیم استرس مانند كاهش فشارخون یا‬ ‫عصبی شدن و لرزش دست را از خود نشان‬ ‫نداده‌اند و شاید این امر به دلیل افزایش سطح‬ ‫هورمون‌های آرام‌بخش در مغز آنها به خاطر‬ ‫تجربه رابطه زناشویی و رسیدن به ارگاسم به‬ ‫طور منظم باشد‪.‬‬ ‫‪ 5‬افزایش قدرت سیستم ایمنی بدن‬ ‫میزان‬ ‫معتقدند‬ ‫آمریكایی‬ ‫محققان‬ ‫آنتی‌بادی‌های ضدعفونت در بدن افرادی‬ ‫كه یك یا دو بار در هفته رابطه زناشویی‬ ‫دارند‪ 30 ،‬درصد بیشتر از سایرین است و‬

‫به این ترتیب آنها ‪ 30‬درصد كمتر از سایرین‬ ‫به بیماری‌ای عفونی و حتی ویروسی مبتال‬ ‫می‌شوند‪ .‬به عالوه پژوهشگران آلمانی هم با‬ ‫گرفتن تست خون از عده‌ای داوطلب به این‬ ‫نتیجه رسیده‌اند كه داشتن یك رابطه زناشویی‬ ‫سالم و رسیدن به ارگاسم به صورت منظم‬ ‫می‌تواند بدن افراد را در برابر بیماری‌های‬ ‫عفونی مقاوم كند و شاید به همین دلیل افراد‬ ‫متاهل كمتر از مجردها بیمار می‌شوند‪.‬‬ ‫‪ 6‬جلوگیری از خشكی واژن‬ ‫پژوهشگران در نیوجرسی آمریكا در طول‬ ‫تحقیقات و مطالعات گسترده‌ای كه انجام‬ ‫داده‌اند‪ ،‬به این نتیجه رسیده‌اند كه اگر خانمی‬ ‫بیش از ‪ 10‬بار در سال رابطه زناشویی را‬

‫تجربه كند‪ ،‬بسیار كمتر و دیرتر از كسانی‬ ‫كه این مقدار رابطه زناشویی در سال ندارند‬ ‫از خشكی واژن رنج خواهد برد‪ .‬در طول‬ ‫رابطه زناشویی خون بیشتری در واژن جریان‬ ‫پیدا می‌كند و این خون با خود اكسیژن و‬ ‫مواد مغذی دیگر را به همراه دارد كه همین‬ ‫امر می‌تواند بهترین و موثرترین عامل در‬ ‫پیشگیری از نازك و خشك شدن واژن باشد‪.‬‬ ‫هر چقدر كه تعداد روابط زناشویی خانم‌ها در‬ ‫طول سال بیشتر باشد‪ ،‬میزان انعطاف‌پذیری‬ ‫واژن آنها هم بهتر خواهد بود و در نتیجه‬ ‫آنها با افزایش سن نزدیكی‌های دردناك را به‬ ‫خاطر خشكی واژن تجربه نخواهند كرد‪.‬‬ ‫‪ 7‬بهبود عملكرد قلب‬

‫هر چقدر كه فعالیت‌های بدنی شما در طول‬ ‫روز بیشتر باشد‪ ،‬قدرت و عملكرد قلبتان هم‬ ‫بیشتر و بهتر خواهد شد و ناراحتی‌های قلبی‬ ‫دیرتر به سراغ‌تان خواهند آمد‪ .‬دانشمندان‬ ‫به این نتیجه رسیده‌اند كه رابطه زناشویی و‬ ‫رسیدن به اوج لذت می‌تواند به اندازه راه‬ ‫رفتن سریع یا دویدن برای سالمت قلب شما‬ ‫مفید باشد و این رابطه لذت‌بخش برایتان‬ ‫نوعی ورزش و فعالیت بدنی محسوب شود‪.‬‬ ‫بنابراین اگر حال و حوصله یا وقت دویدن و‬ ‫ورزش كردن را ندارید‪ ،‬بهتر است یك رابطه‬ ‫زناشویی سالم و لذت‌بخش را با همسرتان‬ ‫تجربه كنید تا از بیماری‌های قلبی دور بمانید‪.‬‬


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

50


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

49


‫‪48‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫اگر شوهرتان چشم‬ ‫چرانی می‌کند‪،‬‬ ‫بخوانید‬

‫آیا از نگاه های همسرتان به نامحرم‬ ‫‪،‬رنج می برید؟ فکر می کنید او‬ ‫چشم چرانی می کند؟ اول این‬ ‫مقاله را بخوانید‪.‬‬ ‫من نسبت به شوهرم كمی حساس‬ ‫هستم البته نه آن حساسیتی كه به او‬ ‫بگویم چه كار كن و چه كار نكن‬ ‫او در كارهایش كامال آزاد است‬ ‫و مشكلی ندارد ولی بعضی وقتها‬ ‫در خیابان یا جایی كه می رویم‬ ‫نمی تواند به زنان نگاه نكند و یا‬ ‫اگر با خانمی بخواهد حرف بزند‬ ‫ارتباطش خیلی راحت است و من‬ ‫از این موضوع رنج می برم‪....‬‬ ‫همه شنیده‌اند كه مردان از راه چشم عاشق‬ ‫می‌شوند و زنان از راه گوش‪ .‬این تعبیر‬ ‫عوامانه‌ای است از یك عنوان‪ ،‬از فهرست‬ ‫بی‌پایان تفاوت‌های میان زنان و مردان‪.‬‬ ‫واقعیت اثبات شده و گریزناپذیر این است‬ ‫كه مردان در برابر جنس مخالف‪ ،‬ذاتا‬ ‫جست‌وجوگرند و چشم مهم‌ترین ابزار‬ ‫جست‌وجوست‪.‬‬ ‫سنگ‌های‌تان را وا بكنید‬ ‫اگر می‌خواهید زندگی مشترك موفقی داشته‬ ‫باشید‪ ،‬قبل از ازدواج نظرات خود را در‬ ‫مورد محدوده روابط زن و مرد (از جمله‬ ‫نگاه‪ ،‬صحبت كردن و‪ )...‬با همسر آینده‌تان‬ ‫در میان بگذارید تا به نگاه مشتركی دست‬ ‫یابید‪ .‬درصورتی كه شما محدوده‌هایی كه‬ ‫مورد نظرتان هست را توضیح داده‌اید و با‬ ‫خواستگار‌تان در مورد پایبند بودن به این‬ ‫مرزها توافق كرده‌اید‪ ،‬قضاوت در آینده‬ ‫برایتان راحت‌تر خواهد شد‪ ،‬زیرا شما با توجه‬ ‫به این قرارداد‌ها می‌توانید رفتار همسرتان را‬ ‫بررسی كرده و در موردش قضاوت كنید‪ .‬شما‬ ‫می‌توانید بگویید كه آیا فالن رفتار همسرتان‬ ‫در چارچوبی كه قبال در موردش توافق كرده‬ ‫بودید جا می‌گیرد یا طبق این چارچوب‪،‬‬ ‫رفتار انجام شده نادرست و سزاوار مجازات‬ ‫است‪.‬‬ ‫این نگاه‪ ،‬همان نگاه است؟‬ ‫اگر می‌خواهید همسرتان را به‌دلیل نگاهش‬ ‫متهم كنید‪ ،‬باید بتوانید رفتاری را متفاوت‬ ‫از رفتار‌های همیشگی‌اش ببینید و بعد مهر‬ ‫چشم‌ناپاكی را رویش بچسبانید‪ .‬بعضی از‬ ‫افراد همین كه همسرشان چشم در چشم فرد‬ ‫نامحرمی بیندازد یا با او گفت‌وگو كند‪ ،‬او‬ ‫را متهم می‌كنند ولی آیا واقعا اینگونه است؟‬ ‫آیا در پشت این نگاه سوء لذت وجود دارد؟‬ ‫یا این فقط یك تصور است و هیچ راهی‬

‫برای اثبات اینكه این نگاه ناشایست است‬ ‫وجود ندارد؟ اگر شما با هر رفتار همسرتان‬ ‫برانگیخته می‌شوید‪ ،‬بهتر است قبل از‬ ‫قضاوت در مورد او‪ ،‬خودتان را زیر ذره‌بین‬ ‫قرار دهید‪ .‬اگر نتوانید ذهن‌تان را مدیریت‬ ‫كند‪ ،‬با گذشت زمان دامنه این سوء‌ظن‌ها‬ ‫بیشتر می‌شود و هر حركتی از طرف مقابل زیر‬ ‫ذره‌بین قرار می‌گیرد‪.‬‬ ‫فكر‌تان را الك كنید‬ ‫بعضی از افراد چون خودشان به‌صورت‬ ‫خودآ گاه یا ناخودآ گاه به این رفتار تمایل‬ ‫دارند‪ ،‬آن را به دیگران نسبت می‌دهند‪.‬‬ ‫درواقع آنها گاهی با یادآوری گذشته‌ای كه‬ ‫داشته‌اند و گاهی به‌دلیل تصوراتی كه هنوز‬ ‫در زندگی‌شان جریان دارد‪ ،‬همسرشان را‬ ‫متهم به رفتاری می‌كنند كه یا انجامش نداده‬ ‫یا مقصود نادرستی از انجام دادنش نداشته‬ ‫است‪ .‬سعی كنید حساب گذشته را از امروز‌تان‬ ‫جدا كنید و نه برای آنچه پشت سر گذاشته‌اید‬ ‫كسی را متهم كنید و نه به‌‌دلیل گذشته او‪ ،‬روی‬ ‫رفتار‌های امروزش حساسیت به خرج دهید‪.‬‬ ‫اگر شما با هر رفتار همسرتان برانگیخته‬ ‫می‌شوید‪ ،‬بهتر است قبل از قضاوت در مورد‬ ‫او‪ ،‬خودتان را زیر ذره‌بین قرار دهید‪ .‬اگر‬ ‫نتوانید ذهن‌تان را مدیریت كند‪ ،‬با گذشت‬ ‫زمان دامنه این سوء‌ظن‌ها بیشتر می‌شود و‬ ‫هر حركتی از طرف مقابل زیر ذره‌بین قرار‬ ‫می‌گیرد‪.‬‬ ‫منتظر آینده باشید‬ ‫یك رفتار زمانی قابل بررسی و مجازات است‬ ‫كه تكرار شود‪ .‬اگر تنها یك‌بار احساس كردید‬ ‫كه همسرتان با نگاهی كه از نظر شما ناپسند‬ ‫است به فرد دیگری چشم دوخته‪ ،‬در موردش‬ ‫قضاوت نكنید‪ .‬اما ممكن است این توصیه‬ ‫شما را به دام دیگری بیندازد‪ ،‬پس مراقب‬ ‫باشید! افرادی كه برای نخستین بار با چنین‬ ‫رفتاری از سوی همسرشان روبه‌رو می‌شوند‪،‬‬ ‫ابتدا دچار تردید می‌شوند و برای اینكه‬ ‫تردید‌شان به یقین تبدیل شود‪ ،‬هر نگاه و‬ ‫رفتار همسرشان را زیر ذره‌بین قرار می‌دهند و‬ ‫نسبت به او حساس می‌شوند‪ .‬باید بدانید این‬ ‫حساسیت‌ها به رفع مشكل كمك نخواهد كرد‬ ‫بلكه باعث اضطراب بیشتر و گاهی بیماری‬ ‫وسواس و بدبینی می‌شود‪ .‬این رفتار‌ها نه‌تنها‬ ‫به‌خود شما آسیب می‌زند بلكه طرف مقابل‌تان‬ ‫را هم دچار تنش می‌كند و ممكن است كه‬ ‫در آینده این تنش به تكرار رفتار ناشایست‬ ‫تبدیل شود‪.‬‬ ‫ببینید این فکر از عالقه ی زیاد نشات‬ ‫نگرفته؟‬ ‫گاهی عالقه و عشق شدید زن و شوهر به‬ ‫همدیگر‪ ،‬عاملی می شود برای سوءظن‪ .‬مث ً‬ ‫ال‬ ‫چون زن همسرش را خیلی دوست دارد و او‬ ‫را تنها متعلق به خود می داند‪ ،‬از این كه با‬ ‫دیگری صحبت كند‪ ،‬عذاب می كشد و یا‬ ‫مانع فعالیت های اجتماعی او می شود‪ .‬در‬ ‫واقع‪ ،‬به نوعی سركوب كردن حس اعتماد و‬ ‫استقالل در شخصیت مرد صورت می گیرد‪.‬‬ ‫اینجاست كه اگر مرد در نوع سلیقه‪ ،‬رفتار و‬ ‫گفتار در خانه و در اجتماع‪ ،‬مطابق خواسته‬ ‫همسرش عمل نكند‪ ،‬بدگمانی و سوءظن میان‬ ‫آن دو را در پی خواهد داشت‪.‬‬ ‫آسمان و ریسمان نبافید‬ ‫اگر واقعا یقین پیدا كردید كه همسرتان به‬

‫شكلی متفاوت به زنان دیگر نگاه می‌كند‪،‬‬ ‫زیاده روی نكنید و این رفتار او را به دیگر‬ ‫جنبه‌های زندگی‌تان تعمیم ندهید‪ ،‬مثال هرگز‬ ‫نگویید او به زنان دیگر نگاه می‌كند‪ ،‬پس‬ ‫مرا دوست ندارد یا اینكه او به دیگران نگاه‬ ‫می‌كند‪ ،‬پس حتما رفتار‌های نادرست دیگری‬ ‫را هم انجام می‌دهد كه من از آنها بی‌خبرم‪.‬‬ ‫درصورت مشاهده چنین رفتاری‪ ،‬سعی كنید‬ ‫بیشتر از قبل مدیریت زندگی‌تان را به دست‬ ‫بگیرید و نگذارید این رفتار همسرتان دیگر‬ ‫حوزه‌های زندگی‌تان را هم به‌خود درگیر كند‪.‬‬ ‫اگر می‌خواهید همسرتان با شما همراه شود‬ ‫و بیشتر برای دوام زندگی مشترك‌تان تالش‬ ‫كند‪ ،‬انتظارات‌تان را در محدوده شرع و‬ ‫عرف با او در میان بگذارید‪.‬‬ ‫قانون‌های تازه وضع كنید‬ ‫اگر می‌خواهید همسرتان با شما همراه شود‬ ‫و بیشتر برای دوام زندگی مشترك‌تان تالش‬ ‫كند‪ ،‬انتظارات‌تان را در محدوده شرع و‬ ‫عرف با او در میان بگذارید و اگر بعد از‬ ‫آن رفتارش را انكار كرد‪ ،‬ابتدا این انكار را‬ ‫بپذیرید‪ .‬حاال شما هم با او هم‌كالم شده‌اید‪،‬‬ ‫وقت آن است كه مجددا با كمك او چارچوب‬ ‫جدیدی را برای حدود روابطتان تعیین كنید‬ ‫و در مورد‌شان با او به توافق برسید‪ .‬از او‬ ‫بخواهید در آینده به این تفاهمنامه پایبند‬ ‫باشد تا اگر این اصول مشترك را بار دیگر‬ ‫نادیده گرفت‪ ،‬بتوانید برخورد جدی‌تری را‬

‫درنظر بگیرید‪.‬‬ ‫عملیات انتحاری ممنوع!‬ ‫احتماال بعد از اینكه احساس كردید همسرتان‬ ‫به شكلی متفاوت به زنان دیگر نگاه می‌كند‪،‬‬ ‫دچار خشم زیادی خواهید شد یا احساس‬ ‫ناتوانی خواهید كرد‪ .‬اما قبل از نشان دادن‬ ‫هر واكنشی‪ ،‬باید به‌خود فرصت دهید تا این‬ ‫خشم را مدیریت كنید و تا قبل از آنكه عنان‬ ‫ذهنتان را در دست بگیرید‪ ،‬نباید واكنشی‬ ‫نسبت به رفتار او نشان دهید‪ .‬بعد از فروكش‬ ‫كردن هیجان و خشم‌تان‪ ،‬بار دیگر آن رفتار‬ ‫را بازبینی كنید؛اگر بعد از این بررسی دوباره‬ ‫به این نتیجه رسیدید كه رفتار همسرتان‬ ‫صحیح نبوده است‪ ،‬آن را صریحا با او درمیان‬ ‫بگذارید و نگرانی‌هایتان را به همسرتان‬ ‫بگویید‪ .‬بچه‌بازی نکنید!‬ ‫هیچ وقت برای انتقام دست به عمل متقابل‬ ‫نزنید یا خشم خود را به‌صورت یك رفتار‬ ‫منفعالنه (مثال قهر كردن بدون اینكه دلیلش‬ ‫را به همسرتان بگویید) بیان نكنید‪ .‬احتماال‬ ‫این رفتار‌های كینه‌جویانه خشم فرد مقابل را‬ ‫برخواهد انگیخت و موجب رفتار نابخردانه‬ ‫دیگری خواهد شد‪ .‬اگر بخواهید برای‬ ‫درس دادن به همسرتان‪ ،‬او را به این شیوه‌ها‬ ‫مجازات كنید‪ ،‬در نهایت زندگی‌تان درگیر یك‬ ‫سیكل معیوب عمل و عكس‌العمل خواهد‬ ‫شد كه هیچگاه پایان نمی‌یابد و تنها به شما و‬ ‫زندگی‌تان آسیب می‌زند‪.‬‬


‫‪47‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫شیمیایی است که بدنتان برای رها کردن‬ ‫لذت جنسی به آن نیاز دارد‪.‬‬ ‫گوشت کبابی‬ ‫زمانی که شما به مدت یک یا دو دهه با‬ ‫شخصی به سر می برید کم کم جذابیت ها‬ ‫کاهش می یابد‪.‬روش ساده ای که روابط‬ ‫جنسی را بهبود می بخشد چیست؟ گوشت‬ ‫کبابی و مقداری گوشت راسته گوسفند‬ ‫بخورید‪.‬‬ ‫پروتئین موجود در گوشت سطح دوپامین و‬ ‫نور آدرنالین را باال می برد‪ .‬دوپامین و نور‬ ‫آدرنالین دو ماده شیمیایی در مغز هستند که‬ ‫حساسیت حین روابط جنسی را باال می برد‪.‬‬ ‫استیک همچنین از روی سرشار است‪ ،‬روی‬ ‫یک ماده معدنی است که تمایالت جنسی را‬ ‫با کاهش تولید هورمونی به نام پروالکتین‬ ‫باال می برد و با تحریک مداخله می کند و‬ ‫بهتر از همه خوردن گوشت قرمز است که‬ ‫به باال بردن تستوسترون (هورمون جنسی‬ ‫مردانه) کمک میکند درحالی که تولید‬ ‫هورمون جنسی متصل به گلوبولین را محدود‬ ‫می کند‪ .‬یک ماده ای که از گردش خون‬ ‫آلت تناسلی جلوگیری کرده و توان جنسی‬ ‫مردانه را کاهش می دهد‪.‬‬ ‫شکالت‬ ‫فایده‪ :‬مصرف طوالنی مدت آن شما را به‬ ‫یک شخص حساس تبدیل می کند‪ .‬بعد‬ ‫از خوردن استیک عصرها را با خوردن‬ ‫شکالت قهوه ای سپری کنید‪.‬کاکائوی‬ ‫موجود در شکالت شامل متیلکسانتین‬ ‫است‪ ،‬متیلکسانتین یک ماده محرکی است‬

‫که حساسیت بدن را باال میبرد‪.‬‬ ‫شکالت همچنین شامل فنیلتیالمین است‪،‬‬ ‫یک ماده شیمیایی که به مقدار باالیی‬ ‫تحریک کننده است‪ .‬وارد می گوید‪ :‬برای‬ ‫بسیاری از افراد احساس شبیه شور و هیجان‬ ‫داشتن هنگام تجربه اولین عشقشان است‪.‬‬ ‫میل جنسی یک موهبت الهی است که مانند‬ ‫دیگر نعمت ها و غرایز طبیعی‪ ،‬همچون‬ ‫خواب‪،‬گرسنگی‪ ،‬تشنگی و … نیازمند توجه‬ ‫و رعایت بهداشت مربوطه جهت استفاده‬ ‫صحیح و نیز در صورت هر گونه مشکل و‬ ‫بیماری نیاز به درمان دارد‪.‬‬ ‫ما به شما توصیه میکنیم که همواره در‬ ‫خصوص مشکالت خود با پزشک مشورت‬ ‫نموده و هرگز اقدام به مصرف داروهایی که‬ ‫مورد تائید سازمان ‪ FDA‬و یا استانداردهای‬

‫وزات بهداشت درمان و آموزش پزشکی‬ ‫نیست اعتماد نکنید و اگر حتی دارویی برای‬ ‫شما از خارج از ایران ارسال گردید حتما با‬ ‫پزشک خود قبل از مصرف مشورت نمایید‪.‬‬ ‫امروزه بازار عرضه و فروش داروها و مواد‬ ‫خوراکی و همچنین کاالهایی که به باال‬ ‫رفتن میل جنسی کمک میکند بسیار داغ‬ ‫میباشد که علی رغم تبلیغات گسترده ای‬ ‫که هر یک از تولید کنندگان این فرآورده‬ ‫ها جهت اعتبار بخشی محصول خود دارند‬ ‫لیکن تا به امروز تاثیر قطعی هیچ یک از‬ ‫آنها به تایید مراکز درمانی ذیصالح نرسیده‬ ‫است در ذیل ما به معرفی چند نمونه افزاینده‬ ‫های میل جنسی می پردازیم‪.‬‬ ‫هشت ماده غذایی که میل جنسی شما را باال‬ ‫میبرد ‪ :‬سیب‬

‫خوردن سیب در طول روز با از بین بردن‬ ‫بوی بد دهان شما باعث میشود که شریک‬ ‫زندگیتان بیشتر به شما نزدیک شود عالوه‬ ‫براین کلسترول شما را پایین می آورد‪.‬‬ ‫مارچوبه‬ ‫این گیاه خوشمزه سرشار از ویتامین هایی‬ ‫است که نقش کلیدی در ساخت هورمونها‬ ‫دارند‪.‬‬ ‫موز‬ ‫این میوه شامل آنزیمی برای تقویت میل‬ ‫جنسی در مردان است عالوه بر این درد‬ ‫مفاصل را نیز کاهش میدهد‪.‬‬ ‫کرفس‬ ‫این گیاه باعث آزاد شدن هورمونی در عرق‬ ‫و بوی بدن مردان میشود که زنان را به خود‬ ‫جذب میکند ‪.‬‬ ‫انجیر‬ ‫این میوه دلپذیر به دلیل برخورداری از‬ ‫مقادیر باالی اسیدهای آمینه میل جنسی شما‬ ‫را شعله ور میکند‪.‬‬ ‫سیر‬ ‫بوی بد سیر را میتوانید با خوردن سیب از‬ ‫بین ببرید اما هرگز از خوردن آن صرف نظر‬ ‫نکنید چرا که سیر با افزایش جریان خون در‬ ‫اندامهای جنسی موجب تقویت قوای جنسی‬ ‫شما میشود‪.‬‬ ‫صدف‬ ‫حاوی روی بسیار باال برای تولید‬ ‫تستوسترون در مردان است ‪ .‬یامز وحشی این‬ ‫گیاه باعث افزایش حساسیت آلت تناسلی‬ ‫میشود‪.‬‬


‫‪46‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫‪www.drtaebi.com‬‬ ‫جلسه مدیتیشن در ریچموند هیل‬ ‫کاهش استرس‬ ‫دستیابی به آرامش‪ ،‬بهبود دلهره و تشویش‬

‫بهبود افسردگی‪ ،‬تمرکز روی هدف و پیشرفت‬ ‫بهبودی روابط زناشویی و اجتماعی‬ ‫رایگان‪.‬‬ ‫‪..........‬‬ ‫تلفن رزرو جا‪:‬‬ ‫‪905-508-6668‬‬


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

45


‫‪44‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫تغذیه و رابطه جنسی‬ ‫تخم مرغ‬ ‫فایده‪ :‬با خوردن تخم مرغ‬ ‫تحریک پذیری پسرها کمتر می‬ ‫شود‪ .‬برای اینکه اعصابتان را آرام‬ ‫کنید‪ ،‬با یک بشقاب تخم مرغ در‬ ‫صبح سعی کنید همه چیز را آسان‬ ‫بگیرید‪ .‬املت‪ ،‬آب پز‪ ،‬یا تخم مرغ‬ ‫جوشیده یک منبع خوب ویتامین‬ ‫ب می باشند و ه‬

‫مچنین یک ماده غذایی کلیدی و اصلی‬ ‫برای داشتن رابطه جنسی پرهیجان و عاری‬ ‫از استرس می باشد‪.‬‬ ‫دکتر یاول الچنس رئیس انستیتو تغذیه‬ ‫دانشگاه روتجرز می گوید‪ :‬هر زمانی که‬ ‫احساس اضطراب و استرس کردید ویتامین‬ ‫ب اولین چیزی است که در بدنتان به اتمام‬ ‫رسیده و به آن نیاز دارد‪ .‬ویتامین ب شما را‬ ‫از استرس دور می کند‪ ،‬به شما کمک می‬ ‫کند تا در هنگام رابطه جنسی آرام باشید و‬ ‫احساس خشم و عصبانیت را کاهش داده و‬ ‫درجلوگیری از انزال زودرس کمک می کند‪.‬‬ ‫کرفس‬ ‫فایده‪ :‬کرفس خوراکی چسبناکی است که‬ ‫مزه ای شبیه آب دارد اما می تواند رابطه‬ ‫جنسی شما را بهبود بخشد‪.‬‬ ‫هر ساقه کرفس حاوی اندرواستنون و‬ ‫اندرواستنول می باشد‪ .‬این دو‪ ،‬دو ماده‬ ‫شیمیایی هستند که به شما در جلب کردن‬ ‫نظر خانم ها کمک می کند‪ .‬وقتی شما یک‬ ‫ساقه کرفس را می جوید شما اندرواستنون و‬ ‫بوی اندرواستنول را درون دهانتان آزاد می‬ ‫کنید ‪.‬سپس آنها از پشت حلق شما به سمت‬ ‫بینیتان به گردش در می آیند‪.‬فرمون(ماده‬ ‫شیمیایی بودار) تحریک های بدنتان را باال‬ ‫می برد و باعث می شود تا سیگنالهای خوش‬ ‫بو کننده را به بدنتان بفرستد‪ .‬دفعه بعد حتما‬ ‫کرفس را امتحان کنید‪.‬دکتر هیرش معتقد‬ ‫است که فرمون ها فورا تاثیر می گیرد پس‬ ‫باید به خانمهایی که پیرامونتان هستند توجه‬ ‫کنید که بی درنگ جذب شما می شوند‪.‬‬ ‫آیا تا به حال کرفس را از غذایتان حذف‬ ‫کرده اید؟‬ ‫کرفس یک غذای کم کالری‪ ،‬با فیبر باال‬ ‫است پس می توانید هر آنچه که می خواهید‬ ‫از آن بخورید‪ .‬پشیمان نمی شوید‪.‬‬ ‫بستنی وانیلی‬ ‫فایده‪ :‬می توانید تا جایی که می شود از آن‬ ‫بخورید‪ .‬بستنی دارای سطح باالیی از کلسیم‬ ‫و فسفر است‪،‬کلسیم و فسفر دو ماده ای‬

‫هستند که انرژی ماهیچه هایتان را تامین می‬ ‫کند و تمایالت جنسی شما را باال می برد‪.‬‬ ‫سارا بروور مولف کتاب “محرکهای جنسی‬ ‫خود را افزایش دهید” معتقد است که‬ ‫کلسیم (‪ ۲۰۰‬میلی گرم در یک کاسه) لذت‬ ‫جنسیتان را تقویت می کند زیرا ماهیچه‬ ‫هایی که کنترل کننده انزال است برای‬ ‫گرفتگی و انقباض به کلسیم احتیاج دارد‪.‬‬

‫فقط بستنی از نوع وانیلی آن را انتخاب‬ ‫کنید‪ .‬یک مطالعه که بر روی درمانهای‬ ‫چشایی و بویایی در شیکاگو و موسسه‬ ‫تحقیقات علمی انجام شد نشان داد که‬ ‫زمانی که مردها بوی وانیل را استشمام‬ ‫می کنند‪ ،‬آنها را درحالت ریلکس قرار‬ ‫می دهد و باعث کاهش اضطراب و بروز‬ ‫احساساتشان می شود‪.‬‬ ‫آجیل‬ ‫مصرف سیگار‪ ،‬آلودگی هوا و آلودگیهای‬ ‫دیگر در هوا می توانند باعث تخریب اسپرم‬ ‫آقایان شود و دی ان ای داخل سلول هایتان‬ ‫را دگرگون کرده و خطر تولید مثل را افزایش‬ ‫دهد‪.‬برای جنگیدن با این آالینده ها چه باید‬ ‫کرد؟ از آجیل استفاده کنید‪.‬‬ ‫آجیل های برزیلی یک منبع غنی از سلنیوم‬ ‫هستند‪ .‬سلنیوم ویتامینی است که به سالم نگه‬ ‫داشتن اسپرم ها کمک می کند و همچنین به‬ ‫شناور شدن آالینده ها کمک می کند‪.‬وقتی‬ ‫محققان در ایالت کینگدم متوجه مشکالت‬ ‫باروری مردان شدند‪ ،‬جذب سلنیوم آنها‬ ‫را افزایش دادند‪ ،‬در نتیجه سلولهایشان‬ ‫به شدت بارور شدند و همچنین سلولهای‬ ‫بادوام تری به دست آوردند‪ .‬کیت آیوب‬ ‫سخنگوی موسسه رژیم آمریکا می گوید‪:‬‬ ‫آجیل همچنین یک منبع غنی از ویتامین ای‬ ‫است‪ ،‬یک آنتی اکسیدانی که از سلولهای‬ ‫اسپرم در مقابل آسیب های رادیکال آزد‬ ‫محافظت می کند‪.‬‬ ‫جگر‬ ‫فایده‪ :‬تعداد اسپرم ها را افزایش می دهد‪.‬‬

‫مقدار کمی از جگر منبع سرشاری از ویتامین‬ ‫آ است که برای افزایش قدرت باروری مفید‬ ‫می باشد‪.‬‬ ‫مطالعات نشان می دهند که مردانی که روزانه‬ ‫به مقدار فراوانی ویتامین آ مصرف می کنند‬ ‫تعداد اسپرم هایشان باالتر و روابط جنسی‬ ‫بهتری نسبت به کسانی که ویتامین آ مصرف‬ ‫نمی کنند دارند‪ .‬زمانی که ویتامین آ بدن کم‬

‫می شود تولید اسپرم هم به طور چشمگیری‬ ‫کاهش می یابد‪ .‬جگر نیز یک منبع غنی از‬ ‫روی است‪.‬‬ ‫هلو‬ ‫پرتقال یک منبع عالی ویتامین ث است اما‬ ‫هلوی یخ زده انتخاب بهتری است‪ .‬اگر‬ ‫شما به دنبال این هستید که کاستی های‬ ‫بدنتان را جبران کنید این بسیار حائز اهمیت‬ ‫است‪.‬یک متخصص تغذیه در فیالدلفیا می‬ ‫گوید‪ :‬مردانی که به مقدار کافی ویتامین‬ ‫ث دریافت نمی کنند اسپرم هایی با کیفیت‬ ‫پایین تولید می کنند‪.‬‬ ‫محققان دانشگاه تگزاس دریافتند که مردانی‬ ‫که حداقل ‪ ۲۰۰‬میلیگرم ویتامین ث به‬ ‫صورت روزانه مصرف می کنند اسپرم های‬ ‫بیشتری تولید می کنند تا افرادی که ویتامین‬ ‫ث کمتری مصرف می کنند‪.‬رئیس مرکز طب‬ ‫باروری مردان معتقد است که ویتامین ث‬ ‫همچنین از انبوه شدن اسپرم ها جلوگیری‬ ‫می کند‪.‬یک بسته تکه های هلوی یخ زده‬ ‫فریز شده ویتامین ث بیشتری نسبت به هلوی‬ ‫تازه دارد‪.‬آنها را به شیر و غالت صبحانه تان‬ ‫اضافه کنید‪.‬یک فنجان میوه دو برابر بیشتر‬ ‫از نیاز روزانه تان ویتامین ث دارد‪.‬‬ ‫بلوبری‬ ‫فایده‪ :‬باعث نعوظ می شود‪.‬‬ ‫ویاگرا را فراموش کنید‪.‬کپسولهای آبی‬ ‫طبیعی که برای توان جنسی مفید است‬ ‫ممکن است بیشترین کار را برای شما انجام‬ ‫دهد‪.‬‬ ‫پروفسور علم تغذیه در دانشگاه مین می‬

‫گوید‪ :‬بلوبری یکی از بهترین غذاهای‬ ‫مخصوص مردان مسن دارای مشکل نعوظ‬ ‫است‪ .‬آنها به شکل فیبرهای حالل ذخیره‬ ‫شده و قبل از اینکه کلسترول منقطع و‬ ‫شکسته شود یا جذب شده و در طول دیواره‬ ‫سرخ رگها ته نشین شود به وارد شدن‬ ‫کلسترول اضافی به دستگاه گوارش کمک‬ ‫می کند تا سریعتر دفع شود‪.‬‬

‫همچنین غنی از موادیست که به استراحت‬ ‫مجرای خونتان کمک می کند و گردش‬ ‫خون را بهبود می بخشد‪ .‬مزایای کلسترول‬ ‫پایین و جریان خون چیست؟ هرچه سن‬ ‫مردان باال می رود و جریان خونشان بیشتر‬ ‫شود نعوظ بیشتری هم خواهند داشت‪.‬‬ ‫پروفسور علم تغذیه دانشگاه برای داشتن‬ ‫توان جنسی باالتر و عملکرد بهتر خوردن‬ ‫بلوبری را به مقدار ‪ ۳‬یا ‪ ۴‬بار در هفته‬ ‫توصیه می کند‪.‬‬ ‫صبحانه دارای غالت‬ ‫آیا برای داشتن رابطه جنسی بی حوصله و‬ ‫خسته هستید؟ صبحانه تان را چک کنید و‬ ‫مطمئن شوید که موادی را می خورید که‬ ‫دارای تیامین و ریبوفالوین باشد‪ .‬هر دو این‬ ‫ویتامین ها به شما کمک می کند تا انرژیتان‬ ‫را به طور موثر به کار بگیرید بنابراین با‬ ‫خوردن این ویتامین ها در هنگام تماشای‬ ‫تلویزیون از خوابیدن امتناع می کنید‪.‬‬ ‫این دو ویتامین همچنین برای سیستم عصبی‬ ‫بسیار اساسی و حیاتی است تا به طور‬ ‫مناسب عمل کند‪.‬عملکرد بهتر اعصاب به‬ ‫معنی تحریک و لذت بیشتر هنگام روابط‬ ‫جنسی است‪ .‬هر چقدر سنتان باال می رود‪،‬‬ ‫بدنتان برای جذب ویتامین ها که به نحوه‬ ‫عملکرد سیستم عصبیتان کمک می کند‬ ‫زمان زیادتری الزم دارد‪.‬‬ ‫بنابراین الزم است که شما نیرو و انرژیتان را‬ ‫افزایش دهید‪ .‬نان ها و غالت منبع خوبی‬ ‫از نیاسین هستند‪ ،‬نیاسین ویتامینی که برای‬ ‫ترشح هیستامین ضروری است و یک ماده‬

‫ادامه در صفحه ‪47‬‬


‫‪43‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫محمد‬ ‫رحیمیان‬

‫روز جهاني‬ ‫معلولين‬ ‫اين روز براي نخستين بار در سال ‪1992‬‬ ‫ميالدي به منظور گرامي داشت سالروز‬ ‫تصويب قانون برنامه جهاني در ارتباط با‬ ‫معلولين از سوي مجمع عمومي سازمان‬ ‫ملل متحد اعالم گرديد‪ .‬هدف از اين اقدام‬ ‫ارتقا رشد اذهان عمومي درباره مسایل‬ ‫مربوط به معلوليتهاي مختلف و افزايش‬ ‫آ گاهي بوده است كه مي بايست از مساله‬ ‫پيوستن افراد معلول در تمامي جنبه هاي‬ ‫سياسي‪ ،‬اجتماعي‪ ،‬اقتصادي و فرهنگي‬ ‫زندگي منتج شود‪.‬‬ ‫روز جهاني معلولين زماني است براي ارج‬ ‫نهادن به تجارب و تواناييهاي مردمي كه با‬ ‫معلوليتهاي گوناگون دست و پنجه نرم مي‬ ‫در طي سالیان اخير كوششهاي‬ ‫كنند‪.‬‬ ‫چشمگيري در شناساندن و معرفي اشخاص‬ ‫معلول به جامعه انساني صورت پذيرفته‬ ‫است‪ .‬يكي از مواردي كه مي توان از آن‬ ‫به عنوان نقطه عطفي در اين زمينه نام‬ ‫برد اعالم سال ‪ 1981‬ميالدي به عنوان‬ ‫سال جهاني معلولين است كه توسط‬ ‫مجمع عمومي سازمان ملل متحد صورت‬ ‫پذيرفت‪ .‬سالهاي ‪ 1983-1992‬ميالدي‬ ‫دهه جهاني معلولين نام گرفت تا كيفيت و‬ ‫شركت فعاالنه و همه جانبه افراد معلول را‬ ‫در زندگي اجتماعي ‪ ،‬گسترش و پيشرفت‬ ‫آنها ارتقا بخشد‪.‬‬ ‫شعار روز جهاني معلوالن‪ ،‬دستيابي به شغل‬ ‫مناسب براي افراد با ناتوانيهاست‪.‬‬ ‫معلولين بزرگترين اقليت جهان هستند‪.‬‬ ‫طبق آمار سازمان جهانی بهداشت هم اکنون‬ ‫بيش از ‪ ۶۰۰‬ميليون نفر از ساکنان جهان‬ ‫به علل مختلف جسمی‪ ،‬روانی و اجتماعی‬ ‫دچار ناتوانی و معلوليت هستند که ‪۸۰‬‬ ‫درصد اين افراد در کشورهای جهان سوم‬ ‫زندگی کرده و يک سوم آنان را کودکان‬ ‫تشکيل می دهند ‪.‬‬ ‫قرار نیست بیمه بگوید که می تواند جلوی‬ ‫بیماری را بگیرد‪ ،‬اما بیمه به طور قطع می‬ ‫گوید که می تواند در زمان نیاز آنقدر شما را‬ ‫حمایت کند که بتوانید پرستاری حاذق در‬ ‫روزهای بیماری داشته و از عهده تعهدات‬ ‫مالی تان نیز به راحتی برآیید‪.‬‬ ‫با بی توجهی امروز‪ ،‬فردا را برای خود‬ ‫واطرافیانمان سخت نکنیم‪.‬‬

‫هر ساله بیش از ‪ 2000/000‬نفر کانادایی‬ ‫دچار حادثه و تصادف می شوند‪ .‬ضمن‬ ‫هزینه های باال و در اکثر موارد بدون‬ ‫هیچگونه پوشش مالی و پزشکی و صرف‬ ‫زمان می تواند زنگ خطری برای یکایک‬ ‫ما باشد که خود را مجهز به بیمه هایی‬ ‫مناسب بنماییم و تصور اینکه اگر هر یک‬ ‫از ما‪ ،‬خدای ناکرده در اثر حادثه ای ناتوان‬ ‫جسمی شویم‪ ،‬آنچنان سخت است که به نظر‬ ‫می رسد تنها با اختیار کردن بیمه می توانیم‬ ‫در صورت حادثه ای خود را پوشش دهیم‪.‬‬ ‫بیمه می تواند بصورت فردی و یا گروهی‬ ‫باشد و طبق قرار داد‪ ،‬مبلغی به بیمه شونده‬ ‫داده می شود‪ ،‬به شرط آنکه وی قادر به‬ ‫انجام کار نباشد که این می تواند ناتوانی‬ ‫جسمی ناشی از تصادف و یا بیماری باشد‪.‬‬ ‫بدون شک‪ ،‬نرخ بیمه نامه تصادف ارزانتر‬ ‫از بیماری است‪ .‬به عبارت دیگر‪ ،‬در‬ ‫هنگام عقد قرار داد در صورت انتخاب‬ ‫حالت بیماری مبلغ بیشتری به نسبت‬ ‫تصادف باید پرداخت شود‪ .‬موارد بسیار‬ ‫زیادی در خصوص بیمه ناتوانی جسمی و‬ ‫از کارافتادگی (‪ )LTC‬باید رعایت شود‪،‬‬ ‫بطور مثال‪ :‬مالیات‪ -‬محدودیت دریافت‬ ‫حق بیمه‪ ،‬محدودیت در زمان اخذ و‬ ‫طول دوره دریافت بیمه نامه‪ ،‬محدودیت‬ ‫بعضی از مشاغل نظیر رانندگان تاکسی‪،‬‬ ‫درجه ریسک پذیری شغل و مسئولیت‬ ‫شغلی و البته شناخت تفاوتهای موجود‬ ‫بین بیمه (‪ )DI‬و(‪ )LTC‬ضرورت دارد و‬ ‫باید اضافه کرد که شرایط اخذ و دریافت‬ ‫(مطالبه پول) درهر یک از دو بیمه نامه‬ ‫فوق متفاوت است‪ .‬قابل ذکر است که‬ ‫ناتوانی جسمی و از کار افتادگی می تواند‬ ‫در صورت بیماری بوجود بیاید و در این‬ ‫حالت شرایط اخذ بیمه متفاوت است‪.‬‬ ‫*مطالب این مقاالت صرفن در جهت‬ ‫اطالع رسانی می باشد و به هیچ عنوان‬ ‫جایگزین مشاوره با متخصصین مربوطه‬ ‫نمی شود‪ *.‬پرسش های خود را در زمینه‬ ‫طرح و برنامه ریزی مالی و سرمایه گذاری‬ ‫و بیمه های مختلف از طریق ایمیل‬ ‫‪ news@insufin.com‬و یا با شماره‬ ‫تلفن ‪ 905-370-0011‬تماس بگیرید‬ ‫‪ .‬شما عالقمندان رادیو می توانید شنونده‬ ‫برنامه رادیویی بیمه‪ ،‬سه شنبه در میان‪ ،‬از‬ ‫ساعت ‪ 9‬تا ‪ 10‬صبح از رادیو صدای ایران‬ ‫و نیز درهر لحظه با یک کلیک‪ ،‬بیننده‬ ‫برنامه های تلویزیونی ما ازکانال شبکه‬ ‫تلویزیونی شرکت بیمه ‪www.youtube.‬‬ ‫‪ com/sherkatbimeh‬باشید ‪ * .‬و یا‬ ‫با الیک کردن آدرس اینترنتی ما در فیس‬ ‫بوک ‪https://www.facebook.com/‬‬ ‫‪ Insufin‬از آخرین فعالیت های شرکت ما‬ ‫مطلع شوید‪.‬‬ ‫* محمد رحیمیان کارشناس ارشد بیمه و‬ ‫سرمایه گذاری و عضو رسمی مشاورین‬ ‫متخصص بیمه و امور مالی کانادا به شماره‬ ‫ثبت‪ 2065817 :‬است ‪*.‬‬


‫‪42‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫فنوگراف کی‬ ‫به ایران آمد و‬ ‫پخش صدای‬ ‫مظفرالدین شاه‬ ‫واتابک اعظم‬ ‫صدراعظم‬ ‫زنده یاد دکتر ضیاءالدین شادمان برنامه ای‬ ‫در رادیو ایران داشت که با مقامهای بلند پایه‬ ‫دوران قاجار و رضاشاه که هنوز در قید حیات‬ ‫بودند مصاحبه میکردکه برنامه ی پر شنونده ای‬ ‫بود بعدکه به استانداری تهران و وزارت مشاور‬ ‫منصوب شد برنامه اش را به من سپردند که‬ ‫من آن را بنام «در پیشگام تاریخ» با تغییراتی‬ ‫تدارک می دیدم و ابتدا به دنبال شخصیت‬ ‫های دوران قاجار بودم گفتند دوستعلی‬ ‫خان معیرالممالک فرزند دوست محمدخان‬ ‫معیر ا لمما لک‬ ‫در قید حیات‬ ‫است و من‬ ‫بودم‬ ‫شنیده‬ ‫او از نخستین‬ ‫بلند پا یگا ن‬ ‫ی‬ ‫دوره‬ ‫بوده‬ ‫قاجار‬ ‫دستگاه‬ ‫که‬ ‫فنو گر ا ف‬ ‫داشته که از‬ ‫اختراع های‬ ‫تازه ی آن زمان‬ ‫بوده‪ ،‬دوستعلی خان می گفت‪« :‬پدرم پس‬ ‫از گذشت فصل گرما به باغ مهرآباد باز می‬ ‫گشت[دکتر ساسان سپنتا موسیقی شناس‬ ‫پرآوازه باغ مهرآباد را اینگونه توصیف می‬ ‫کند‪«:‬باغ مهرآباد که قبال نظام آباد خوانده‬ ‫می شد باغ بزرگی بود در محل فرودگاه کنونی‬ ‫مهرآباد که دوست محمدخان معیرالممالک‬ ‫آنرا مهریه عصمت الدوله دختر ناصرالدینشاه و‬ ‫همسفر خود قرار داده بود و به همین مناسبت‬ ‫نام آن باغ را مهرآباد گذاشت که در آن باغ‬ ‫انواع گلهای زیبا و درختان نادر پرورش داده‬ ‫بود‪ .‬آن باغ حدود شصت هزار مترمربع بود و‬ ‫دوست محمدخان بعدها ادعا کرد که مهرآباد‬ ‫را به اجبار از تصاحب او خارج کرده اند و‬ ‫بهمین مناسبت در اوایل دوره ی رضاشاه نزد‬ ‫شاه رفت واز او تقاضای استرداد آن محل‬ ‫را کرد» دوست علی خان معیر می گفت ‪«:‬‬ ‫پدرم دو دستگاه فنوگراف خریداری کرد و‬ ‫توسط آن آثاری از نی نایب اسدالله استاد‬ ‫نوازنده ی نی مخصوص ناصرالدین شاه را‬ ‫روی لول�� های مومی ضبط کرده است تقریبا‬ ‫«اکتبر سال ‪ 1898‬میالدی است که دوست‬ ‫محمدخان معیرالممالک به ضبط آثار نفیس‬

‫مذکور مبادرت ورزیده است» دکتر سپنتا‬ ‫می نویسد‪«:‬درست شصت و یکسال بعد از‬ ‫تاریخ فوق یعنی سال ‪ 1338‬هجری شمسی‬ ‫برابر ‪ 1959‬میالدی که اینجانب برای‬ ‫بازیافت صوت همان استوانه های ضبط شده‬ ‫ی مذکور در فوق به مرحوم دوست علیخان‬ ‫معیراممالک رجوع کردم مدتی بیش از‬ ‫پنجاه سال بودکه پس از درگذشت دوست‬ ‫محمدخان معیرالممالک پدر دوست علیخان‬ ‫الشه ی بی مصرف یکی از همان فتوگراف‬ ‫ها زیرگردوغبار مانده و لوله های استوانه‬ ‫ی مومی مذکور نیز برخی شکسته و برخی‬ ‫در اثر گذشت زمان پنجاه‪ ،‬شصت ساله از‬ ‫حیز انتفاع افتاده بود‪ .‬دستگاهی که مرحوم‬ ‫دوستعلی خان معیر ذکر کرده و اینجانب‬ ‫شصت سال بعد در منزل ایشان (باغ معیر‬ ‫خیابان شاپور تهران) دیدم دستگاه سنگین‬ ‫ساخت ادیسن از نوع مدل ‪ M‬بودکه در اصل با‬ ‫باطری کار می کرد‪ .‬پس از مدتی استوانه های‬ ‫مذکور را نویسنده ی این کتاب [تاریخ تحول‬ ‫ضبط موسیقی در ایران] با تمهیداتی مرمت و‬ ‫صداهای ضبط شده ی آنرا روی نوار ضبط‬ ‫کردم» [مقاله ای درهمین مورد تحت عنوان‬ ‫«صداهای بازمانده از رجال عصر قاجاری»‬ ‫به قلم دکتر ساسان سپنتا در ماهنامه ی آینده‬ ‫سال نهم شماره ی ‪ 2‬اردیبهشت ‪ 1362‬منتشر‬ ‫شده است که جلوس مظفرالدین شاه در تاریخ‬ ‫‪ 24‬ذیحجه ‪ 1313‬هجری قمری است (‪6‬‬

‫که در دستگاه معیر بود و در سفر اروپا با‬ ‫دوست علیخان معیرالممالک همراه شد و‬ ‫به اتفاق آنها عازم سیاحت در کشورهای‬ ‫اروپایی گشت و در پاریس هم چند استوانه‬ ‫ی فنوگراف ضبط و برای دوست محمدخان‬ ‫معیر به تهران فرستاد که نمونه هایش آواز‬ ‫و ارکستر جمعی مانند صدای حسن خان و‬ ‫دسته اش و همنوازی استادان عصر ناصری‬ ‫مثل تار آقاحسینقلی و سنتور محمدصادق‬ ‫خان سرورالملک و نی نایب اسدالله با آواز‬ ‫صادق خان است که از نظر شیوه ی نوازندگی‬ ‫و ردیف موسیقی ایران و شناخت گامهای آن‬ ‫دارای اهمیت است‪ .‬در دوره ی مظفرالدینشاه‬ ‫خانواده های چندی نیز نسبت به تهیه و‬ ‫استفاده از فنوگراف اقدام کردند طاهرزاده‬ ‫خواننده ی مشهور دوره ی قاجار می گوید‪«:‬‬ ‫در آن زمان یک نوع دستگاه به ایران آمده‬ ‫بود که آنرا فنوگراف می نامیدند صدا را روی‬ ‫لوله های آن ضبط می کردند وهمان را می‬ ‫توانستند دوباره بشنوند»حسام السلطنه یکی‬ ‫از این دستگاهها را داشت روزها رو به روی‬ ‫هم می نشستند و می زدند و می خواندند و لوله‬ ‫می گرفتند‪ .‬طاهرزاده ادامه می دهد که‪ :‬این‬ ‫دستگاه بهترین معلم من بود زیرا صدای خود‬ ‫را می شنیدم و هرجا نقصی به نظرم می رسید‬ ‫اصالح می کردم» زیرا کم نیستند هنرمندانی‬ ‫که تشخیص خوب از بد را نداشته اند زیرا‬ ‫آدمی اصوال خودپسند و خودخواه است معلوم‬

‫در باغ شهرشان در خیابان شاپور یک‬ ‫ساختمان عظیم با معماری سنتی دیدم و‬ ‫پنجره هایی با شیشه های رنگی‪،‬درخت های‬ ‫تناور میوه وصنوبر‪ ،‬واتاق ها وسالن هایی‬ ‫مملو از جلوه ها و میراث های هنری – و فرش‬ ‫هایی چشمگیر و با بافتی به راستی سحرآمیز‪،‬‬ ‫دوست علیخان با صالبت و جذاب که یاد و‬ ‫یادگارهای ده ها سال خاطره بر موها و چهره‬ ‫ی او نقش بسته بود‪ ...‬وقتی خاطرات خود را‬ ‫از پدر و رجال دوره ی قاجار و مظفرالدینشاه‬ ‫نقل می کرد مخاطب مسحور گفتار او‬ ‫میشد‪ ...‬مشروح و طوالنی سخن گفت وگاه‬ ‫تکراری که ویراستاری آن زمانی دراز به طول‬ ‫انجامید‪...‬فرستنده ی سیار رادیو‪ ،‬تلویزیون‬ ‫ملی ایران آنرا ضبط می کرد ساعت ها به طول‬ ‫انجامید به طوری که ما (من و اپراتورهای‬ ‫ضبط و راننده) به ناهار دعوت شدیم‪ ...‬که‬ ‫سفره ای مجلل روی میزی بزرگ گسترده‬ ‫بودند با غذاهای ایرانی متعدد‪ ...‬و شربت‬ ‫های مختلف ‪ ...‬وقتی از آن گفتگوی مفصل‬ ‫دوساعتی آماده ی پخش شد‪ ...‬دوست‬ ‫علیخان چنان مجذوب مصاحبه شد که‬ ‫دوبار تلفن های تشویق آمیز به من زد‪ ...‬و‬ ‫به تیمسار زنده یاد سرلشگر پاکروان که از‬ ‫شخصیت های خوشنام و صدیق ایران بود‬ ‫و وزیر اطالعات تلفن کرده وگفته بود یک‬ ‫فنوگراف واستوانه های ضبط آنرا می خواهم‬ ‫به پاس محبتی که بمن ارزانی داشته اید به‬

‫ژوئن ‪ 1896‬میالدی) و می دانیم در همین‬ ‫سال بودکه فنوگراف ادیسن با نیروی محرکه‬ ‫ی فنر(کوک) به بازار عرضه شد که با قیمتی‬ ‫حدود چهل دالر به فروش می رسید کارکردن‬ ‫با این دستگاه ساده تر از دستگاه های باطری‬ ‫دار قبلی بود در ‪ 22‬ربیع االول ‪ 1316‬هجری‬ ‫قمری (اوت ‪ )1898‬میرزاعلی اصغرخان‬ ‫امین السلطان مجددا از قم فراخوانده شد وبه‬ ‫صدارت منصوب شد از صداهایی که در این‬ ‫دوره توسط دوست محمدخان معیرالممالک‬ ‫در استوانه های فنوگراف ضبط شد یکی‬ ‫صدای همین علی اصغرخان امین السلطان‬ ‫بود که بعدها لقب اتابک اعظم گرفت به جز‬ ‫گفتارهای خود دوست محمدخان و دوستعلی‬ ‫خان گفتار دیگر رجال عصر ناصری و آثار‬ ‫بعضی هنرمندان و صدای ساز نوازندگان و‬ ‫استادان موسیقی عصر ناصرالدین شاه نیز در‬ ‫آن لوله های فنوگراف ضبط است که از آن‬ ‫قبیل می توان به شرح زیر بر شمرد‪ :‬سنتور‬ ‫محمد صادقخان سرور الممالک استاد نامدار‬ ‫و رئیس گروه نوازندگان ناصرالدینشاه‪ ،‬تار و‬ ‫آواز آقا حسینقلی استاد تار و نی نایب اسدالله‬ ‫استاد نوازنده ی نی اصفهان‪ ،‬آواز صادقخان‬

‫میشود این صفت در طاهرزاده نبوده و قوه‬ ‫ی استنباط هم داشته که به تدریج خودش‬ ‫منتقد و ممیزخود شده است‪ .‬استاد زنده یاد‬ ‫روح الله خالقی در جلد اول کتاب خود‪:‬‬ ‫«سرگذشت موسیقی ایران» می نویسد‪« :‬تولد‬ ‫طاهرزاده ‪ 1300‬هجری قمری (‪1883‬‬ ‫میالدی) است که آمدن او از اصفهان به‬ ‫تهران در ‪17‬سالگی بوده است»‪ .‬بنابراین‬ ‫استفاده از دستگاه فنوگراف حسام السلطنه‬ ‫قاعدتا می بایست حدود ‪ 1900‬میالدی‬ ‫برآورده شود (حسام السلطنه (جهانگیرمراد)‬ ‫نواده ی حسام السلطنه معروف فاتح هرات‬ ‫واز شاهزادگان با ذوق بوده ابتدا به نواختن‬ ‫تار و سپس ویولن پرداخته با عارف قزوینی‬ ‫شاعر و تصنیف ساز و طاهرزاده خواننده‬ ‫ودرویش خان و میرزا غالمرضا شیرازی‬ ‫نوازندگان تار مانوس بوده است چند تصنیف‬ ‫از او باقی مانده که آهنگهایش را او ساخته و‬ ‫شعرشان توسط استاد زنده یاد ملک الشعراء‬ ‫بهار سروده شده است‪.‬‬

‫شما تقدیم کنم که تیمسار به من ماموریت‬ ‫داد که دستگاه را از خانه ی او بگیرم ولی‬ ‫وقتی آوردیم دستگاه معیوب بود‪ ...‬اما‬ ‫استوانه ها حاوی صداهای مظفرالدینشاه بود‬ ‫و صنیع الملک که مامور تشکیل عدالتخانه‬ ‫بود و اتابک اعظم صدراعظم‪ ،‬بعد از‬ ‫مدتی فنوگراف تعمیر و مرمت شد و من از‬ ‫پاکروان و سر لشکر سعادتمند معاون وزارت‬ ‫اطالعات دعوت کردم که برای شنیدن‬ ‫صداها به استودیو هشت بیایند‪ ...‬سه چهار‬ ‫تن از سازمان های رادیو و مهندسان هم بودند‬ ‫سکوتی در استودیو حاکم بود همه برای‬ ‫شنیدن صدای تاریخ دقیقه شماری میکردند‬ ‫ناگهان صدای مظفرالدینشاه بلند شد‪ :‬لهجه‬ ‫اش ترکی بود‪ ،‬و لحنش دهاتی و حرفهایش‬ ‫هذیان آمیز‪« :‬انشاءالله رحمان شما بعد از‬ ‫چهارصد سال که زیر سایه همایونی ما هستید‬ ‫به وظایف خود عمل نمائید و‪ »...‬بعد اتابک‬ ‫اعظم سخن گفت توام با تملق و چاپلوسی‬ ‫و سپس صنیع الملک‪ .‬که برای اولین بار از‬ ‫«جنگ شب» برنامه ی مخلص که به مدت‬ ‫ُ‬ ‫‪ 25‬سال از رادیو ایران پخش میشد ارائه‬ ‫گشت‪.‬‬

‫و اما بازگردیم به ابتدای نوشتار‪:‬‬ ‫وقتی رفتم سراغ دوست علیخان معیرالممالک‬


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

41


‫‪40‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫آیا طالق‪ ،‬تنها راه حل خیانت است ؟‬ ‫پیمان شکنی زناشویی یکی از‬ ‫واقعیتهای تلخ هر زمان و به‬ ‫خصوص دوران معاصر و متأسفانه‬ ‫یک پدیده کم و بیش رایج است‪.‬‬ ‫بسیاری از مردم نتیجه ی پیمان‬ ‫شکنی همسر را بدتر از مرگ وی‬ ‫ِ‬ ‫می دانند چرا وقتی که یکی از‬ ‫زوجین می میرد‪ ،‬دیگری علیرغم‬ ‫احساس ناراحتی و تنهایی با اشتیاق‬ ‫ِ‬ ‫خاطرات با او بودن را مرور می‬ ‫کند و از این طریق به عشق خود‬ ‫ادامه می دهد‪ ،‬به عبارت دیگر‬ ‫روابط بعد از مرگ همسر همچنان‬ ‫باقی می مانند‪ ،‬ولی بعد از پیمان‬ ‫شکنی همیشه این طور نیست و در‬ ‫اغلب موارد‪ ،‬اولین را ِه حلی که‬ ‫بعد از آگاهی از خیانت همسر به‬ ‫ذهن زوج آسیب دیده خطور می‬ ‫کند‪ ،‬طالق است‪.‬‬

‫در اینجا این سۆال مطرح می شود که آیا پیمان‬ ‫شکنی به واقع مرگ ارتباط زوجین است؟ آیا‬ ‫خیانت‪ ،‬یک بیماری العالج است که چاره ای‬ ‫به جز طالق ندارد؟ آیا پیمان شکنی درمان هم‬ ‫دارد؟‬ ‫در پاسخ به این پرسشها باید گفت‪ ،‬درست است‬ ‫که پیمان شکنی‪ ،‬نقض یک طرفه ی تعهدات‬ ‫متقابل زناشویی است که برخی آسیبهای روانی‬ ‫ِ‬ ‫مورد خیانت واقع شده به همراه‬ ‫را هم برای زوج‬ ‫می آورد‪ ،‬اما این مطلب به آن معنا نیست که‬ ‫پیمان شکنی‪ ،‬پایان قطعی یک زندگی مشترک‬ ‫است‪ .‬نگاهی بر دستاوردهای روانشناسی‬ ‫بالینی نشان می دهد که امروزه بسیاری از‬ ‫زوج درمانگران معتقدند که تقریب ًا دو سوم از‬ ‫زوجهایی که به دلیل پیمان شکنی دچار آسیب‬ ‫در ارتباط شده اند‪ ،‬می توانند با طی یک دوره‬ ‫درمان به بهبودی قابل قبولی دست یابند‪ .‬البته‬ ‫اینکه آیا یک فردی که به اعتماد وی خیانت‬ ‫شده‪ ،‬بتواند بعد از پیمان شکنی همسر خود‬ ‫مجدد ًا به وی اعتماد کند و به زندگی مشترک‬ ‫با او ادامه دهد به عوامل بسیاری بستگی دارد‬ ‫مانند نظام ارزشهای فردی‪ ،‬توانایی وی در عفو‬ ‫و گذشت‪ ،‬و اینکه آیا فردی که مرتکب پیمان‬ ‫شکنی شده است‪ ،‬واقع ًا خواستار جلب اعتماد‬ ‫مجدد همسر خود می باشد یا خیر‪ .‬در این راستا‬ ‫راهکارهای درمانی مختلفی نیز شناخته شده و‬ ‫به کار گرفته می شوند که از جمله معروفترین‬

‫آنها‪ ،‬گذشت درمانی و درمان شناختی رفتاری‬ ‫(‪ )CBT‬می باشد‪.‬‬ ‫از طرف دیگر‪ ،‬زوجی که در گذشته مرتکب‬ ‫خیانت شده و در حال حاضر‪ ،‬تصمیم به تالش‬ ‫برای از سرگیری یک ارتباط سالم و وفادارانه با‬ ‫همسر خود دارد‪ ،‬بایستی متوجه این مسئله باشد‬ ‫که عمده ترین آسیبی که در این قبیل موارد به‬ ‫همسر وارد می شود‪ ،‬کاهش شدید اعتماد او‬ ‫است‪ .‬بدیهی است‪ ،‬زمانی که فردی اعتمادش‬ ‫را نسبت به کسی از دست می دهد‪ ،‬جلب مجدد‬ ‫اعتماد وی مشکل نه‪ ،‬بلکه بسیار مشکل می‬ ‫شود اما مسلم ًا غیر ممکن نمی شود‪ .‬بنابراین‬ ‫همسرانی که از پیمان شکنی خود پشیمان می‬ ‫شوند می توانند با بهره گیری از راهنمایی‬ ‫متخصصان و استفاده از برخی راهکارها برای‬ ‫بازسازی اعتماد از دست رفته همسرشان نسبت��� ‫به خود‪ ،‬تالش نمایند‪.‬‬ ‫بازسازی اعتماد‪ ،‬تنها جلب اعتماد همسر‬ ‫به شیوه ی کالمی و یا رفتاری نیست‪ ،‬بلکه‬ ‫عالوه بر اینها موارد شامل جلب اعتماد عاطفی‬ ‫آنهاست که معمو ً‬ ‫ال دشوارترین بخش بازسازی‬ ‫اعتماد است‬ ‫نمونه ای از برخی راهکارهای بازسازی اعتماد‬ ‫در زیر ارائه شده است‪:‬‬

‫**سعی در برقراری ارتباط بیشتر با همسر‪،‬‬ ‫ضمن احترام به شرایط وی در برخورداری از‬ ‫آمادگی الزم برای از سر گرفتن مجدد رابطه‪.‬‬ ‫** اختصاص وقت بیشتر برای درک همسر و‬ ‫همدلی کردن با وی‪ .‬همدلی یعنی نگاه کردن‬ ‫به موضوعات و قضایا از دیدگاه فردی دیگر‪.‬‬ ‫همدلی با همسر‪ ،‬فرصت الزم را برای جایگزین‬ ‫کردن احساس امنیت به جای ترس و بی‬ ‫اعتمادی فراهم می کند‪.‬‬ ‫** صداقت در روابط‪ .‬صداقت همیشه به‬ ‫بازگرداندن اعتماد کمک می کند‪ .‬به خصوص‬ ‫زمانی که همسر متوجه حساسیت شما برای‬ ‫صداقت در روابط متقابلتان می شود‪.‬‬ ‫** تمرین مهارت" گوش کردن " به همسر و‬ ‫یک " گوش کننده ی" خوب بودن‪ .‬شنونده‬ ‫بودن کافی نیست‪ .‬گوش دادن مستلزم توجه‬ ‫به تمام جنبه های ارتباطی طرف مقابل است‪،‬‬ ‫مانند زبان بدن وی‪ ،‬لحن سخن گفتن وی‪،‬‬ ‫شناسایی احساسات و نیازهای همسر از طریق‬ ‫گوش کردن‪.‬‬ ‫**‬ ‫نشان دادن حمایت بیشتر از همسر و در دسترس‬

‫او بودن در مواقع لزوم‪ .‬حمایت کردن‪ ،‬پذیرفتن‬ ‫بی قید و شرط همسر با تمام ویژگیهای موجود‬ ‫و نشان دادن وفاداری خود به او می تواند در‬ ‫بازسازی اعتماد ‪ ،‬کمک کننده باشد‪.‬‬ ‫مطلب مهم دیگری که در این زمینه به خصوص‬ ‫برای همسرانی که از خیانت زناشویی آسیب‬ ‫دیده اند الزم به ذکر است این است که‪،‬‬ ‫بالفاصله پس از پی بردن به خیانت همسر‪،‬‬ ‫فرصت مناسبی برای اتخاذ تصمیمات مهم‬ ‫درباره ی ادامه زندگی مشترک و یا جدایی و‬ ‫طالق نیست‪ ،‬چرا که این اقدام عجوالنه‪ ،‬در‬ ‫درجه نخست فرصت بهره گیری از مشاوره‬ ‫های مناسب جهت بررسی راهکارهای منطقی‬ ‫برخورد با این مسئله را از فرد سلب می کند‪.‬‬ ‫البته در مواردی ممکن است که طالق بهترین‬ ‫راه برای جلوگیری از عواقب آتی خیانتهای‬ ‫زناشویی باشد اما این موارد متداول نیستند‪.‬‬ ‫بنابراین کمک گرفتن از متخصص از همان‬ ‫ِ‬ ‫زمان پی بردن به خیانت همسر و نیز از آغاز‬ ‫تصمیم فرد پیمان شکن به بازسازی اعتماد‬ ‫زوجی که مورد خیانت واقع شده است‪ ،‬جهت‬ ‫تصمیم گیری درست و منطقی‪ ،‬ضرورت مطلق‬ ‫است‪.‬‬


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

39


‫‪38‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫آموزش ایجاد تنوع در روابط جنسی مخصوص زوج ها‬ ‫مشکل شماره ‪ :۱‬همان تکرار‬ ‫قدیمی و همیشگی‬ ‫راهکار‪ :‬کمی تغییر ایجاد کنید‪.‬‬ ‫وقتی در یک رابطه طوالنی‌مدت‬ ‫هستید‪ ،‬به آن عادت می‌کنید‪.‬‬ ‫شواهد بیولوژیکی وجود دارد‬ ‫که تجربیات جدید موجب ترشح‬ ‫دوپامین در مغز می‌شود‪ .‬دوپامین‬ ‫یک پیام‌رسان شیمیایی است که بر‬ ‫مرکز لذت در مغز اثر می‌گذارد‪.‬‬ ‫به همین دلیل است که در روابط‬ ‫جدید خیلی زود هیجان‌زده‬ ‫می‌‌شویم‪--‬چون همه چیز تازه‬ ‫است و مغزتان هم براساس آن‬ ‫واکنش می‌دهد‪.‬‬

‫مشخص است که نمی‌توانید هر وقت این‬ ‫هیجان از بین رفت‪ ،‬شریک زندگی‌تان را عوض‬ ‫کنید‪ .‬اما می‌توانید عوامل دیگر را تغییر دهید‪.‬‬ ‫یک مکان جدید‪ ،‬زمان جدید یا موقعیت جدید‬ ‫حال و هوای هر دوی شما را برمی‌گرداند‪.‬‬ ‫رابطه‌جنسی اول صبح‪ ،‬زیر دوش حمام یا در‬ ‫اتاقی متفاوت از اتاق همیشگی‌تان را امتحان‬ ‫کنید‪.‬‬ ‫مشکل شماره ‪ :۲‬کارهای زیاد‪ ،‬خستگی‬ ‫راهکار‪ :‬یک وقفه رمانتیک ایجاد کنید‪.‬‬ ‫همه زوج‌ها در پایان یک روز طوالنی خسته‬ ‫هستند‪ .‬و انرژی داشتن برای عشق‌بازی کمی‬ ‫دشوار است‪ .‬اما این قابل‌تغییر است‪.‬باید مسائل‬ ‫مهم زندگی را اولویت‌بندی کنید‪ .‬هیچ اشکالی‬ ‫ندارد وقتی که خسته هستید‪ ،‬رابطه‌جنسی سریع‬ ‫و ساده داشته باشید‪ .‬داشتن رابطه‌جنسی مداوم و‬ ‫حفظ آن برای سالمت رابطه شما اهمیت زیادی‬ ‫دارد‪.‬‬ ‫به جای اینکه صبر کنید تا وقت خاموش کردن‬ ‫چراغ‌ها برسد‪ ،‬قبل از شروع کردن کارهای‬ ‫عادی شب‪ ،‬یک وقفه رمانتیک ایجاد کنید‪.‬‬ ‫برای این کار وقت بگذارید و سعی کنید خالق‬ ‫باشید‪ .‬این اتفاق قرار نیست یکدفعه بیفتد‪.‬‬ ‫باید از قبل برای آن برنامه‌ریزی کنید‪.‬‬ ‫مشکل شماره ‪ :۳‬شما که هستید؟‬ ‫راهکار‪ :‬برای کشف دوباره همدیگر‪--‬بدون‬ ‫اعمال فشار‪--‬وقت بگذارید‪.‬‬ ‫اگر چند وقت است نزدیکی جنسی با هم‬ ‫نداشته‌اید‪ ،‬پیشنهاد نزدیکی از طرف همسرتان‬ ‫ممکن است به نظرتان مصنوعی و اجباری‬ ‫برسد‪ .‬بد نیست که اول به طریقی غیرجنسی‬ ‫به هم نزدیک شوید‪ .‬اگر خیلی وقت است که‬ ‫درست‌حسابی با هم وقت نگذرانده‌اید‪ ،‬شاید‬ ‫خیلی میل جنسی به همدیگر نداشته باشید‪.‬‬ ‫کلیشه قدیمی شام و فیلم را فراموش کنید‪.‬‬ ‫فعالیتی جدید را امتحان کنید و این را جزء‬ ‫اولویت‌های برنامه‌تان قرار دهید‪ .‬هر هفته برای‬

‫یک قرار شبانه برنامه‌ریزی کنید‪ .‬فعالیت‌هایی‬ ‫مثل دوچرخه‌سواری‪ ،‬بولینگ‪ ،‬یا خیلی کارهای‬ ‫احمقانه‪ .‬با هم برای خرید سبزیجات بروید‬ ‫یا هر پنجشنبه شب با هم به کافی‌شاپ بروید‪.‬‬ ‫بگذارید این برایتان به شکل عادت درآید‪.‬‬ ‫خیلی زود دوباره با هم احساس نزدیکی خواهید‬ ‫کرد و میل‌جنسی‌تان هم از همان جا برمی‌گردد‪.‬‬ ‫وقتی دوباره به هم نزدیک شدید‪ ،‬یک برخورد‬ ‫جنسی سریع همه هیجان قبل را برمی‌گرداند‪.‬‬ ‫وقتی رابطه‌ها به این شکل دوباره جان بگیرند‪،‬‬ ‫نزدیکی‌های جنسی ‪ ۱۰‬دقیقه‌ای هم خالی از‬ ‫لطف نخواهد بود و پیوند قدیمی را بین شما‬ ‫ایجاد خواهد کرد‪.‬‬ ‫مشکل شماره ‪ :۴‬بدنتان را دوست ندارید‬ ‫راهکار‪ :‬به چیزهایی که دوست دارید توجه‬ ‫کنید‪.‬‬ ‫خیلی از ما دوست داریم خیلی چیزها را در‬ ‫بدنمان تغییر دهیم‪ .‬ممکن است اضافه‌وزن‬ ‫بارداری را نتوانسته‌اید برگردانید یا از اینکه‬ ‫دیگر باشگاه نمی‌روید ناراضی باشید‪.‬وقتی‬ ‫تصویر بدن خوبی نداشته باشید‪ ،‬دیگر خودتان‬ ‫را دوست نخواهید داشت‪ ،‬و وقتی خودتان را‬ ‫دوست نداشته باشید‪ ،‬نمی‌خواهید خودتان را‬ ‫با کسی تقسیم کنید‪ .‬برای درمان پایین بودن‬ ‫اعتمادبه‌نفس‪ ،‬چیزهایی در خودتان پیدا کنید‬ ‫که دوست دارید و از نظر جنسی روی آنها تمرکز‬ ‫کنید‪.‬‬ ‫با به جای خودتان به بدن همسرتان توجه کنید‪.‬‬ ‫چه چیزی را در بدن همسرتان دوست دارید؟‬ ‫چه نقطه‌ای از بدن او تحریکتان می‌کند؟ با‬

‫این روش می‌تواند تمرکز را از چیزی که به شما‬ ‫احساس ناامنی می‌دهد‪ ،‬به چیزهایی که با هم از‬ ‫آن لذت می‌برید تغییر دهید‪.‬‬ ‫مشکل شماره ‪ :۵‬رابطه‌جنسی دردناک است‬ ‫راهکار‪ :‬در سکوت تحمل نکنید‪.‬‬ ‫گاهی اوقات دور شدن شما از رابطه‌جنسی با‬ ‫همسرتان به این دلیل نیست که دیگر شور و‬ ‫میلتان به آن کم شده است‪ ،‬بلکه به این دلیل‬ ‫است که بدنتان با شما همکاری نمی‌کند و‬ ‫رابطه‌جنسی برایتان دردناک است‪ .‬این مسئله‬ ‫به‌ویژه برای خانم‌هایی که نزدیک به یائسگی‬ ‫هستند اهمیت بیشتری دارد و از اینکه این‬ ‫مطلب را به همسرتان بگویید هم واهمه دارید‪.‬‬ ‫وقتی سن در خانم‌ها باالتر می‌رود‪ ،‬سطح‬ ‫استروژن پایین می‌آید و این مسئله بر بسیاری‬ ‫از اندام‌های بدن ازجمله واژن تاثیر می‌گذارد‪.‬‬ ‫وقتی بافت‌ها ضعیف و باریک می‌شوند‬ ‫و مقداری از ذخیره خون خود را از دست‬ ‫می‌دهند‪ ،‬رابطه‌جنسی دردناک‌تر خواهد شد‪.‬‬ ‫خوشبختانه‪ ،‬راهکارها و درمان‌های زیادی‬ ‫برای رابطه‌جنسی دردناک وجود دارد‪ .‬برای‬ ‫بسیاری از بیماران‪ ،‬استروژن واژنی بسیار موثر‬ ‫است‪ ،‬روان‌سازها و روغن‌های واژنی هم در‬ ‫داروخانه‌ها موجود هستند‪ .‬اما اگر این دردها‬ ‫ادامه یافتند‪ ،‬حتم ًا با پزشکتان مشورت کنید‬ ‫زیرا ممکن است علت آن مسئله جدی دیگری‬ ‫باشد‪.‬‬ ‫مشکل شماره ‪ :۶‬هنوز هم میل و رمق ندارید‬ ‫راهکار‪ :‬علت را پیدا کنید‪.‬‬ ‫کم شدن میل جنسی ممکن است چیزی جز‬

‫نشانه باال رفتن سن باشد‪ .‬ممکن است عالمت‬ ‫یک مشکل جدی دیگر باشد‪ .‬مث ً‬ ‫ال افسردگی‪،‬‬ ‫اضطراب‪ ،‬عدم توازن هورمونی‪ ،‬همه موجب‬ ‫ناکارایی جنسی خواهند شد‪ .‬در مردها‪ ،‬عدم‬ ‫توانایی نعوظ می‌تواند یک عالمت هشدار برای‬ ‫دیابت یا بیماری قلبی باشد و برخی داروها‪،‬‬ ‫مثل داروهای ضدافسردگی و فشارخون هم‬ ‫ممکن است میل‌جنسی را کاهش دهند‪.‬‬ ‫مسائل رفتاری نیز ممکن است در توانایی شما‬ ‫برای داشتن رابطه‌جنسی تاثیر بگذارد‪ .‬سیگار‬ ‫و مصرف باالی الکل هم واکنش جنسی را‬ ‫کند می‌کند‪ .‬حتی طریقه ورزش کردن شما هم‬ ‫می‌تواند تاثیرگذار باشد‪ .‬بعنوان مثال‪ ،‬گذراندن‬ ‫زمان طوالنی روی دوچرخه ممکن است در‬ ‫زندگی جنسی شما اثر منفی بگذارد‪.‬‬ ‫هم خانم‌ها و هم آقایانی که به مدت طوالنی‬ ‫از دوچرخه یا دوچرخه‌های ثابت استفاده‬ ‫می‌کنند‪ ،‬ممکن است در تحریک‌جنسی دچار‬ ‫مشکل شوند‪ .‬دلیل آن فشار بیش از اندازه بر‬ ‫روی عصب شرمگاهی است که موجب می‌شود‬ ‫رگ‌ها ذخیره خون کمتری به ناحیه تناسلی‬ ‫برسانند‪.‬‬ ‫همچنین دقت کنید که خوابتان کافی باشد‪.‬‬ ‫داشتن استراحت کافی اهمیت زیادی دارد‪.‬‬ ‫پایین آمدن میل‌جنسی شما هر دلیلی که داشته‬ ‫باشد‪ ،‬برگرداندن خود به روال سابق به کمی‬ ‫تالش نیاز دارد‪ .‬به رابطه‌جنسی نیز باید مثل هر‬ ‫مسئله دیگر زندگی توجه داشته باشید و بدانید‬ ‫که هیچ قرص معجزه‌آسایی برای حل‬ ‫مشکالت مربوط به آن وجود ندارد‪.‬‬


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

37


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

36


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

35


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

34


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

33


‫‪32‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫نحوه تشخیص سازگاری جنسی با همسر آینده‬ ‫سازگاری جنسی فقط این نیست‬ ‫که کسی را پیدا کنید که ساختار‬ ‫ژنتیکی مناسب با شما داشته‬ ‫باشد‪ .‬جذابیت جنسی مسئله بسیار‬ ‫پیچیده‌ای است‪ .‬به هر دلیلی‪،‬‬ ‫بعضی افراد از نظر جنسی به‬ ‫نظرتان جذاب‌تر از بقیه می‌رسند‪.‬‬ ‫همه می‌گویند که باید با فردی‬ ‫ازدواج کنید که از نظر جنسی‬ ‫واقع ًا برایتان جذاب باشد‪.‬‬

‫ما موافقیم که باید شور و جذبه زیادی در‬ ‫ازدواج وجود داشته باشد اما اعتقاد نداریم‬ ‫که باید دقیق ًا «نوع» خودتان را انتخاب‬ ‫کنید تا بتوانید از نظر جنسی از ازدواجتان‬ ‫راضی باشید‪ .‬یاد گرفتن اینکه چطور از نظر‬ ‫جنسی راضی شوید و همسرتان را ارضا کنید‪،‬‬ ‫هنری اکتسابی است‪ .‬فیلم‌ها و کتاب‌ها‬ ‫این ایده را به شما منتقل می‌کنند که تمام‬ ‫کاری که باید بکنید این است که دو فرد که‬ ‫از نظر جنسی سازگار و هماهنگ هستند را‬ ‫کنار هم بگذارید و بعد ببینید که چه تجربه‬ ‫فوق‌العاده‌ای خواهند داشت‪ .‬ساختن چنین‬ ‫سناریو ایده آلی در تخیل خیلی ساده است اما‬ ‫در زندگی واقعی مسائل مختلفی هستند که‬ ‫باید مورد بررسی قرار گیرند‪.‬‬ ‫وقتی وارد چارچوب امن ازدواج می‌شوید‪،‬‬ ‫درس‌ها و تکنیک‌های زیادی در صمیمیت‬ ‫جسمی هست که باید یاد بگیرید‪ .‬این چیزی‬ ‫نیست که بتوانید خودتان را برای آن آماده‬ ‫کنید زیرا هر فرد خاص است و باید بتوانید‬ ‫فرمول خاص فرد مقابلتان را کشف کنید تا‬ ‫بتوانید به او لذت بدهید‪ .‬برای اطمینان یافتن‬ ‫از سازگاری جنسی‌تان‪ ،‬باید با جنبه غیرمادی‬ ‫رابطه‌جنسی که صمیمیت روحی است آشنا‬ ‫شوید‪.‬‬ ‫رابطه‌جنسی و صمیمیت روحی‬ ‫میل ما به صمیمیت جنسی دو جنبه دارد‪.‬‬ ‫یکی جنبه جسمی که با میل به رهایی جسمی‬ ‫و تحریک عصب‌ها سوخت‌رسانی می‌شود‪.‬‬ ‫در این جنبه فیزیکی رابطه‌جنسی‪ ،‬امکان‬ ‫رسیدن به اوج لذت خارج از رابطه زناشویی‬ ‫وجود دارد و همه نوع روش غیراخالقی برای‬ ‫یافتن لذت جنسی وجود دارد‪ .‬اما خداوند‬ ‫رابطه‌جنسی را برای چیزی جز رهایی جسمی‬ ‫یا لذت عصب‌ها خلق کرده است‪.‬‬ ‫رابطه‌جنسی یک جنبه غیرمادی نیز دارد ‪--‬‬ ‫دو روحی که با هم یکی می‌شوند‪ .‬فرای جسم‪،‬‬ ‫ما به دنبال صمیمیت روحی و احساسی هم‬ ‫هستیم‪ .‬صمیمت روحی زمانی اتفاق می‌افتد‬

‫که دو طرف رضایت ناشی از شناخت کامل‬ ‫همدیگر ‪--‬آرزوها‪ ،‬زخم‌ها‪ ،‬اشتیاق‌ها و‬ ‫ضعف‌های هم‪ --‬را کسب می‌کنند‪ .‬اینها در‬ ‫تجربیات مشترک درد و لذت و میل به نشان‬ ‫دادن خود واقعی‌تان به دست می‌آید‪.‬‬ ‫صمیمیت جسمی‪ ،‬تجلیل صمیمیت احساسی‬ ‫و روحی است که بین مرد و زن ایجاد می‌شود‪.‬‬ ‫وقتی رابطه‌جنسی به عملی خودخواهانه‬ ‫از حس‌های فیزیکی نزول می‌کند‪ ،‬نیروی‬ ‫تحلیل‌برنده‌ای خواهد شد که جلوی شما را‬ ‫برای رسیدن به صمیمیت روحی می‌گیرد‪ .‬در‬ ‫مقابل‪ ،‬وقتی صمیمیت روحی ایجاد می‌شود‪،‬‬ ‫جنبه فیزیکی تنوع‪ ،‬هیجان و آسایش زیادی‬ ‫پیدا می‌کند‪.‬‬ ‫رسیدن به صمیمیت روحی سه مولفه دارد‪:‬‬ ‫اعتماد‪ ،‬وفاداری و گذشت‪ .‬اگر این سه مولفه‬ ‫وجود داشته باشد‪ ،‬هیچوقت نباید نگران‬ ‫سازگاری جنسی خود با همسرتان باشید‪ .‬اما‬ ‫حتی اگر یکی از اینها نباشد‪ ،‬آبی بر روی‬ ‫آتش شور و هیجان جنسی‌تان خواهد بود‪.‬‬ ‫اعتماد‬ ‫صمیمیت روحی نیاز به نشان دادن قسمت‌های‬ ‫آسیب‌پذیر از خودتان‪ ،‬فاش کردن اسرار‬ ‫دردناک و خجالت‌آور درمورد گذشته‌تان‪،‬‬ ‫زمین گذاشتن اسلحه‌ها و گارد دفاعی‌تان‬ ‫دارد‪ .‬البته انجام این نیازمند اعتماد بسیار‬ ‫باالیی است که باعث شود فردمقابل از‬ ‫وضعیت بی‌دفاع شما سوءاستفاده نکند‪.‬‬ ‫اگر همسرتان به شما اعتماد نداشته باشد‪،‬‬ ‫برای دفاع از خود‪ ،‬همیشه مسلح خواهد بود‪.‬‬ ‫به دست آوردن اعتماد یک نفر نیاز به ظرافت‬ ‫و تعهد مطلق به امنیت آنها دارد‪ .‬عصبانیت‬ ‫یا کلمات خشن زوج‌ها را از هم دور می‌کند‪.‬‬ ‫بازگو کردن درگیری‌های احساسی قبلی هم‬ ‫ایجاد این اعتماد را دشوارتر می‌کند‪.‬‬ ‫وفاداری‬ ‫در صمیمت زناشویی‪ ،‬فقط برای دو نفر جا‬ ‫هست‪ .‬هیچ چیز به اندازه خیانت مخرب‬ ‫صمیمت نیست‪ .‬بی‌وفایی از هر نوعی‪ ،‬چه‬ ‫فکری یا جسمی‪ ،‬گناه را وارد زندگی می‌کند‪.‬‬ ‫گناه صمیمت را از بین می‌برد‪ .‬صمیمت‬ ‫نیازمند فاش‌گویی است درحالیکه گناه باعث‬ ‫می‌شود بخواهید از آن فرار کنید‪ .‬مشکالت‬ ‫زیادی در نتیجه شرکت در لذت جنسی‬ ‫نامشروع به وجود می‌آید‪ .‬اگر صمیمیت‬ ‫واقعی می‌خواهید‪ ،‬با اشتیاق به دنبال‬ ‫پاکدامنی باشید‪.‬‬ ‫ازخودگذشتگی‬ ‫یکی از اهداف خداوند برای خلق رابطه‌جنسی‬ ‫این است که ما را از دام خودمحوری بیرون‬ ‫آورده و تجربه لذت نگاه کردن به فردی دیگر‬ ‫را برایمان مقدور سازد‪ .‬خلسه جنسی تسلیم‬ ‫کامل به فردمقابل است‪ .‬اما وقتی رابطه‌جنسی‬ ‫به عملی خودخواهانه تبدیل می‌شود‪ ،‬باعث‬ ‫خواهد شد احساس پوچی کنید‪ .‬زوج‌های‬ ‫زیادی می‌گویند که وقتی هدف هر دو آنها‬

‫لذت دادن به دیگری می‌شود‪ ،‬زندگی جنسی‬ ‫بسیار راضی‌کننده‌تری دارند‪ .‬وقتی هر طرف‬ ‫منتقدانه طریقه برآوردن نیازهای جنسی خود‬ ‫توسط فردمقابلش را ارزیابی کند‪ .‬هر دو‬ ‫ناامید خواهند شد‪.‬‬ ‫واقعیت جنسی‬ ‫افتادن در دام این تصور که ازدواج فقط به‬ ‫رابطه‌جنسی خالصه می‌شود و میل به ازدواج‬ ‫کردن بخاطر میل به داشتن رابطه‌جنسی‬ ‫است‪ ،‬بسیار‌آسان است‪ .‬امیال جنسی ما‬ ‫قسمت بزرگی از ماست‪ .‬اما خیلی‌ها دچار‬ ‫اشتباه ازدواج فقط براساس جذابیت جنسی‬ ‫می‌شوند‪ .‬در واقعیت‪ ،‬ازدواج یعنی دو طرف‬ ‫زندگی را با هم تجربه کنند و برخالف آنچه‬ ‫مجردها تصور می‌کنند‪ ،‬رابطه‌جنسی نقش‬ ‫بسیار کوچکی در این زندگی اشتراکی دارد‪.‬‬ ‫اگر همه چیز خوب پیش رود‪ ،‬جنبه جنسی‬ ‫ازدواج از هر ‪ ۴۸‬ساعت‪ ،‬یک ساعت زوج‌ها‬ ‫را در اختیار می‌گیرد‪ .‬بنابراین اگر می‌خواهید‬ ‫رابطه‌تان موفق باشد‪ ،‬بهتر است آن را براساس‬ ‫چیزی دیگر بنا کنید‪.‬‬

‫نمی‌خواهیم زیبایی یا اهمیت رابطه‌جنسی‬ ‫را کوچک بشماریم‪ ،‬هدفمان این است که‬ ‫تاکید کنیم یک ازدواج برای موفق شدن باید‬ ‫برمبنای دوستی و شخصیت شکل گیرد‪ .‬شما‬ ‫باید دوستی عالی برای همسرتان باشید نه‬ ‫فقط یک عاشق یا معشوق‪ .‬وقتی می‌خواهید‬ ‫کسی را بعنوان شریک زندگی‌تان انتخاب‬ ‫کنید‪ ،‬الزم است از خودتان سوال کنید‪« ،‬اگر‬ ‫جنبه جنسی را از این رابطه بردارم‪ ،‬آیا هنور‬ ‫از بودن با این فرد بعنوان یک دوست لذت‬ ‫می‌برم؟» کسانی هستند که می‌دانند چطور‬ ‫بازی جنسی را شروع کنند و شما را اسیر‬ ‫خودشان کنند اما اینها عمق شخصیت بسیار‬ ‫کمی دارند‪.‬‬ ‫میل جنسی به تنهایی قادر به حفظ یک‬ ‫ازدواج نیست‪ .‬می‌بایست یک دوستی و تعهد‬ ‫عمیق بین دو طرف وجود داشته باشد‪.‬‬ ‫سلیقه‌های جنسی و اینکه چه چیزی موجب‬ ‫تحریک شما می‌شود قابل یادگیری و اکتسابی‬ ‫است‪ .‬اما اگر اجازه بدهید اشتهایتان شما را‬ ‫کنترل کند‪ ،‬ممکن است موجب ویرانی شما‬ ‫شوند‪.‬‬ ‫آیا در ازدواج داشتن رابطه‌جنسی فقط با یک‬ ‫نفر خسته‌کننده نخواهد بود؟ آیا تنوع مزه‬ ‫زندگی نیست؟‬ ‫دو نوع تنوع وجود دارد‪ :‬تنوع خیالی و‬ ‫تنوع عمیق‪ .‬نوع خیالی تنوع همان داشتن‬ ‫رابطه‌جنسی با افراد زیاد است‪ .‬نوع عمیق‌تری‬ ‫از تنوع هم هست که در کشف اعماق طرف‬ ‫مقابل یافت می‌شود که مثل شنا کردن در یک‬ ‫اقیانوس می‌ماند‪ .‬هرچه عمیق‌تر و عمیق‌تر در‬ ‫رابطه‌تان فرو روید خواهید دید که هنوز رمز و‬ ‫رازهای دیگری از طرف‌مقابلتان وجود دارد‬ ‫که کشف نکرده‌اید‪.‬‬ ‫تعهد داشتن به یک نفر جا را برای نوع عمیق‬ ‫تنوع باز می‌کند‪ .‬اما الزم است بدانید که‬ ‫خارج از زندگی‌زناشویی‌تان نمی‌توانید این‬ ‫نوع صمیمیت را پیدا کنید‪.‬‬ ‫ممکن است بخواهید همیشه همه‬ ‫انتخاب‌هایتان را نگه دارید‪ ،‬اما باید بگوییم‬ ‫که صمیمیت با دور انداختن آنها ایجاد‬ ‫می‌شود‪ .‬به همین دلیل است که عشاق باید‬ ‫ازدواج کنند و ازدواج باید پایدار باشد‪ .‬اگر‬ ‫شما و طرف مقابلتان زندگی خود را به طور‬ ‫کامل در اختیار هم نگذارید‪ ،‬همیشه از هم‬ ‫عقب می‌کشید‪.‬‬ ‫اما چرا باید همه چیز خود را در اختیار یک‬ ‫نفر بگذارید که ممکن است ترکتان کند؟‬ ‫چرا باید اینکار را بکنید؟ عقب کشیدن دلیل‬ ‫دیگری است که نشان می‌دهد در آن اقیانوس‬ ‫عمیق شنا نمی‌کنید‪ .‬ممکن است تصور کنید‬ ‫که اینکار را می‌کنید چون هیچوقت به ته آن‬ ‫نمی‌رسید اما این فقط به آن دلیل است که به‬ ‫دنبالش نمی‌روید و طرف مقابلتان هم‬ ‫همینطور‪.‬‬


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

31


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

30


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

29


‫‪28‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫چشم را به درشت‬ ‫ترين حالت ممكن‬ ‫ارايش كنيد‬

‫در اینجا به شما می‌گوییم چگونه‬ ‫می‌توانید با آرایش ‪ ،‬چشم‌های‬ ‫ریز را درشت جلوه دهید و‬ ‫همچنین چگونه بدون هیچ‌گونه‬ ‫جراحی یا هزینه‌ای و تنها با‬ ‫آرایش و گریم افتادگی پلک‌ها را‬ ‫محو کنید‪.‬‬ ‫___________________________‬

‫بدون شک تاثیرگذارترین بخش هر صورتی‬ ‫چشم‌ها هستند‪ ۲ ،‬چشم می‌تواند هر‬ ‫صورتی را متفاوت نشان دهد و چشمانی‬ ‫بی‌حال چهره را نامناسب نشان می‌دهد‬ ‫اما چشم‌های همه آدم‌ها که فرم مناسب‬ ‫ندارد مثال بعضی‌ چشم‌ها ریز و بی‌حالت‬ ‫هستند یا گاهی خود چشم‌ها زیبا هستند‬ ‫ولی پلک‌‌های افتاده ظاهر آنها را خدشه‌‌دار‬ ‫کرده‌ است‪ .‬در این مواقع بهترین کار این‬ ‫است که خودمان دست به کار شویم و‬ ‫با تکنیک‌های آرایشی ایراد چشم‌ها را‬ ‫بپوشانیم‪ .‬در اینجا می‌خواهیم راه پوشاندن‬ ‫‪ ۲‬ایراد بزرگ چشم را به شما آموزش‬ ‫دهیم‪ ،‬به شما می‌گوییم چگونه می‌توانید با‬ ‫آرایش‪ ،‬چشم‌های ریز را درشت جلوه دهید‬ ‫و همچنین چگونه بدون هیچ‌گونه جراحی‬ ‫یا هزینه‌ای و تنها با آرایش و گریم افتادگی‬ ‫پلک‌ها را محو کنید‪.‬‬ ‫بهترین شیوه برای درشت کردن چشم‌ها‬ ‫‪ ۱٫‬با یک خط چشم باریک دور تا دور‬ ‫پلک باال و پایین را تیره کنید‪.‬‬ ‫‪ ۲٫‬اما یادتان باشد که درگوشه چشم ‪ ۲‬خط‬ ‫پلک باال و پایین به هم نرسند‪.‬‬ ‫‪ ۳٫‬اطراف چشم را یعنی پایین پلک باال و‬ ‫باالی پلک پایین را با سایه تیره‌تر رنگ‬ ‫بزنید‪.‬‬ ‫‪ ۴٫‬باالی این سایه تیره‌رنگ رابا سایه رنگ‬ ‫روشن‌تر بپوشانید‪ .‬یادتان باشد سایه‌های‬ ‫چشم را باید از سمت بیرون به سمت‬ ‫گوشه داخلی چشم محو کنید تا رنگ‌ها‬ ‫یکنواخت شود‪.‬‬ ‫‪ ۵٫‬حاال نوبت ریمل است که نقش ویژه‌‌ای‬ ‫در درشت جلوه دادن چشم‌ها دارد؛ ریملی‬ ‫که کمی مژه‌ها را فر کند می‌تواند چشم را‬ ‫درشت‌تر نشان دهد‪.‬‬ ‫‪ ۶٫‬در نهایت نوبت ابروهاست‪ ،‬با رنگی‬ ‫مالیم و با ضربات آهسته و کوتاه ابرو را پر‬ ‫کنید‪.‬‬ ‫چشم‌ها را در صورت برجسته کنید‬ ‫‪ ۱٫‬مژه‌های‌تان را فر کنید‬ ‫یکی از ساد‌ه‌ترین راه‌ها برای بزرگ‌تر‬ ‫نشان دادن چشم‌ها‪ ،‬فر کردن مژه‌ها به‌وسیله‬ ‫فرمژه است‪ .‬حتما قبل از استفاده از ریمل‪،‬‬ ‫مژه‌های‌تان را فر ��نید و اگر فراموش‬

‫فاصله کم جلوه دهد‪ .‬راز کار در این است‬ ‫کردید‪ ،‬حتما اجازه دهید ریمل‌تان کامال‬ ‫خشک شود و سپس از فرمژه استفاده کنید‪ .‬که سایه چشم‌تان را باید طوری پخش‬ ‫کنید که نگاه شما جلب توجه کند‪ ،‬نه سایه‬ ‫‪ ۲٫‬مصنوعی استفاده کنید‬ ‫چشم‌تان‪ .‬هرگز فراموش نکنید که قبل‬ ‫اگر قصد دارید در یک مراسم کامال‬ ‫از آرایش‪ ،‬پلک‌های خود را آماده کنید؛‬ ‫رسمی و بزرگ شرکت کنید می‌توانید از‬ ‫مژه مصنوعی استفاده کنید‪ .‬بیشتر بازیگران درست مانند موقعی که صورت‌تان را با کرم‬ ‫پودر برای آرایش آماده می‌کنید‪‌.‬‬ ‫و خوانندگان خانم برای شرکت در مراسم‬ ‫رسمی از مژه‌های مصنوعی استفاده می‌کنند‪ .‬به روشی طبیعی پلک را باال بکشید‬ ‫یک خط چشم باریک مدل چشم‌ها را بهتر‬ ‫اگر روش استفاده از مژه‌های مصنوعی را‬ ‫نشان می‌دهد و کاری‌ می‌‌کند که صورت‬ ‫به‌خوبی بلد باشید‪ ،‬چشم‌های شما بسیار‬ ‫بشاش‌تر و هوشیارتر به نظر برسد اما اگر‬ ‫زیبا و کامال طبیعی به نظر می‌رسند‪.‬‬ ‫پلک انعطاف‌پذیری خود را از دست داده‬ ‫‪ ۳٫‬به مژه‌های پایین هم ریمل بزنید‬ ‫‌باشد و حالت افتاده داشته باشد‪ ،‬خط‬ ‫بسیاری از متخصصان گریم معتقدند‬ ‫چشم کشیدن کمی مشکل می‌شود یا حتی‬ ‫استفاده از ریمل در مژه‌های پایین چشم‬ ‫اگر بلد نباشید ممکن است پلک‌ بدتر از‬ ‫باعث می‌شود چشم‌ها بزرگ‌تر به نظر‬ ‫آنچه هست جلوه کند اما با کمی تکنیک‬ ‫برسد‪ .‬البته نکته مهم این است که چطور‬ ‫می‌توانید هم حالت چشم‌ها را بهتر نشان‬ ‫به مژه‌های پایین ریمل بزنید؟ اول مژه‌های‬ ‫پلک باالیی را ریمل بزنید بعد بدون اینکه دهید و هم افتادگی را بپوشانید‪.‬‬ ‫‪ ۱٫‬در این مرحله باید بیشتر از نوک‬ ‫فرچه ریمل را دوباره داخل ظرف ریمل‬ ‫انگشت‌تان استفاده کنید و با آن سایه پایه‬ ‫وارد کنید‪ ،‬مژه‌های پایین را هم ریمل‬ ‫را روی پلک بمالید‪ ،‬یعنی روشن‌ترین‬ ‫بزنید‪ .‬فرچه ریمل‌تان را عمودی نگه دارید‬ ‫و روی مژه‌های پلک پایین‌تان عقب و جلو رنگ را روی کل پلک (از خط مژه تا‬ ‫ابرو) بکشید‪ .‬این سایه روشن رنگ پایه‬ ‫ببرید‪.‬‬ ‫آرایش چشم شما خواهد بود‪ ،‬درست مانند‬ ‫‪ ۴٫‬خط چشم سفید استفاده کنید‬ ‫کرم‌پودر که رنگ پایه آرایش صورت‌تان‬ ‫یک روش دیگر برای بزرگ‌تر نشان دادن‬ ‫است‪ .‬این سایه چربی‌ها را به خود جذب‬ ‫چشم‌ها استفاده از خط چشم سفید است‪.‬‬ ‫می‌کند‪ ،‬کمی چروک‌ها را پر کرده و‬ ‫داخل پلک پایین‌تان را با مداد سفید خط‬ ‫بکشید‪ .‬حتما از یک مداد نرم استفاده کنید سطحی صاف‌تر و هموارتر برای مداد وخط‬ ‫چشم مهیا می‌کند‪ .‬همچنین با این کار خط‬ ‫تا پلک‌تان آسیب نبیند‪ .‬برای اینکه داخل‬ ‫نیز خود را بهتر نشان می‌دهد‪.‬‬ ‫چشم‌تان روشن‌تر شود می‌توانید در قسمت‬ ‫‪ ۲٫‬توصیه می‌کنیم سراغ مداد چشم ضد‬ ‫گوشه پلک‌تان هم از این مداد استفاده‬ ‫آب بروید؛ مداد چشمی نرم با کمی حالت‬ ‫کنید‪.‬‬ ‫ژله‌ای که از پایداری خوبی برخوردار باشد‪.‬‬ ‫‪ ۵٫‬ابروهای‌تان را تمیز و مرتب نگه دارید‬ ‫برای اینکه چشمان‌تان بزرگ‌تر به نظر برسد بهتر است فرمول این مواد به گونه‌ای باشد‬ ‫که خیلی زود و به راحتی خشک شود تا‬ ‫باید به ابروهای‌تان هم توجه کنید‪ .‬اگر‬ ‫به راحتی پخش نشود و تمام پشت چشم‬ ‫ابروهای‌تان یک قوس خفیف داشته باشد‬ ‫را سیاه نکند‪ .‬پلک را محکم به سمت‬ ‫چشمان‌تان بزرگ‌تر به نظر می‌رسد‪.‬‬ ‫گیجگاه بکشید و خط چشم را از گوشه‬ ‫چگونگی زدن سایه می‌تواند چشمان‌تان‬ ‫خارجی چشم به سمت داخل روی پلک‬ ‫را بزرگ‌تر‪ ،‬کوچک‌تر‪ ،‬با فاصله زیاد یا با‬

‫باال نزدیک خط مژه بکشید‪ .‬هرقدر این‬ ‫خط بیشتر روی خط مژه‌ها باشد‪ ،‬حالت‬ ‫چشم طبیعی‌تر می‌شود‪ .‬اگر خط چشم را‬ ‫خوب بکشید بعد از رها کردن پلک هیچ‬ ‫نقطه خالی نباید در این بخش وجود داشت ‌ه‬ ‫باشد‪.‬‬ ‫‪ ۳٫‬حاال باید از یک مداد چشم نسبتا‬ ‫ضخیم استفاده کنید (از کانسیلر هم‬ ‫می‌توانید استفاده کنید)؛ از مدادی کم‌رنگ‬ ‫استفاده کنید و سعی کنید دقیقا باالی خطی‬ ‫که در مرحله پیش روی خط مژه‌ها به‬ ‫وجود آوردید‪ ،‬خطی بکشید‪ .‬این کار تمام‬ ‫ناهمواری‌ها یا نامنظمی‌های خط چشم‬ ‫را پنهان می‌کند‪ .‬عالوه بر اینها این خط‬ ‫کم‌رنگ کمی هم به پلک‌ها حجم می‌دهد‬ ‫تا افتادگی پلک کمتر جلوه کند‪ .‬البته‬ ‫یادآوری کنیم اگر این خط چشم ضدآب‬ ‫باشد‪ ،‬بیشتر حفظ می‌شود و حالت چشم‬ ‫پایداری بیشتری می‌یابد‪.‬‬ ‫چند فوت کوزه‌گری‬ ‫هنگام زدن سایه چشم توجه داشته باشید‬ ‫سایه تیره‪ ،‬چشم را کوچک‌تر و سایه‬ ‫روشن‪ ،‬چشم را درشت‌تر نشان می‌دهد‪.‬‬ ‫رنگ روشن سایه را روی کل پلک بکشید‪.‬‬ ‫رنگ متوسط را روی پایین پلک بکشید‪.‬‬ ‫رنگ تیره را روی گوشه خارجی بکشید تا‬ ‫به نگاه‌تان عمق بدهید‪.‬‬ ‫توجه داشته باشید سایه چشم‌تان را هنگام‬ ‫آرایش خوب روی هم پخش کنید‪ .‬چون‬ ‫شما نمی‌خواهید سایه‌تان در ‪ ۳‬رنگ جلوه‬ ‫کند‪.‬‬ ‫اگر زیر چشمان‌تان مشکلی از قبیل پف‪،‬‬ ‫لکه یا… دارید‪ ،‬توجه داشته باشید زدن‬ ‫ریمل به مژه‌های زیرین توصیه نمی‌شود‪،‬‬ ‫چون این کار پف یا لکه‌ها را برجسته‌تر‬ ‫جلوه می‌دهد‪.‬‬ ‫اگر دور چشم‌تان کبودی دارد می‌توانید با‬ ‫کانسیلر این کبودی را به حداقل برسانید و‬ ‫بعد چشمان‌تان را آرایش کنید‪.‬‬


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

27


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

26


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

25


‫‪24‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫در ‪ ۱‬ساعت چروک های چهره تان را از بین ببرید‬ ‫داشتن پوستی سالم و با نشاط‬ ‫تنها در گرو استفاده از کرم‌ها‪،‬‬ ‫لوسیون‌ها و ماسک‌های‬ ‫گرانقیمت‪ ،‬خارجی و رنگارنگ‬ ‫نیست‪ .‬در طبیعت گیاهان دارویی‪،‬‬ ‫دانه‌های روغنی و میوه‌های‬ ‫متنوعی وجود دارد که تاثیر‬ ‫خواص درمانی و شفابخش آنها‬ ‫در درمان و پیشگیری از ابتال به‬ ‫بیماری‌ها و عارضه‌های پوستی‬ ‫نه تنها بر درمانگران طب سنتی‬ ‫در سراسر جهان‪ ،‬بلکه برای‬ ‫متخصصان پوست و پزشکان طب‬ ‫مدرن نیز آشکار شده است‪.‬‬

‫به گونه‌ای که امروز بسیاری از داروسازان در‬ ‫طب مدرن از گیاهان دارویی‪ ،‬دانه‌های روغنی‬ ‫و مواد معدنی برای تهیه انواع کرم‌ها‪ ،‬لوسیون‌ها‬ ‫و مواد بهداشتی و آرایشی استفاده می‌کنند‪.‬‬ ‫اگر چه استفاده از این مواد بهداشتی و آرایشی‬ ‫با منشاء گیاهی در مقایسه با محصوالت‬ ‫شیمیایی مفیدتر است اما درمانگران طب سنتی‬ ‫همچنان نسخه‌های طبیعی خود را که از ترکیب‬ ‫موادطبیعی و گیاهان دارویی تهیه می‌شود به‬ ‫مراجعه‌کنندگان خود توصیه می‌کند‪ .‬آنچه‬ ‫می‌خوانید طبیعی‌ترین نسخه‌های عطارباشی‬ ‫برای پیشگیری از بروز چین و چروک است‪.‬‬ ‫در کمتر از یک ساعت چروک‌ها را محو کنید‬ ‫اگر به یک مهمانی دعوت شده‌اید و می‌خواهید‬ ‫در کوتاه‌ترین زمان ممکن چین و چروک‌های‬ ‫سطحی پوست‌تان را برطرف کنید‪ ،‬پیشنهاد‬ ‫می‌کنیم به توصیه عطارباشی عمل کنید و از‬ ‫ماسک گلیسرین و مغز خیار برای برطرف‬ ‫کردن چین‌ها بهره بگیرید‪ .‬استفاده از این‬ ‫ماسک به مدت ‪ ۷‬روز عالوه بر تقویت‬ ‫سلول‌های پوستی و آبرسانی مناسب به برطرف‬ ‫شدن خشکی پوست و چین و چروک‌های‬ ‫ایجاد شده در سطح پوست کمک می‌کند‪.‬‬ ‫این شیوه ساده‌ترین‪ ،‬کاربردی‌ترین و یکی از‬ ‫اورژانسی‌ترین شیوه‌های درمان چروک پوست‬ ‫و پیشگیری از پیری زودرس پوست است‪ .‬برای‬ ‫استفاده از این ماسک کافی است یک خیار‬ ‫متوسط را بدون پوست رنده کنید و آن را با یک‬ ‫قاشق غذاخوری روغن گلیسیرین ترکیب کرده‬ ‫و به مدت ‪ ۲۰‬دقیقه هر شب روی پوست خود‬ ‫قرار دهید‪ .‬استفاده از این ماسک یک هفته‬ ‫پیش از مهمانی و مراسم عروسی به شما کمک‬ ‫می‌کند تا پوستی با نشاط و بدون چروک داشته‬

‫باشید‪.‬‬ ‫سلول‌ها و بافت‌های خشک را ترمیم کنید‬ ‫اگر فرد اخمالویی هستید یا زیاد می‌خندید حتما‬ ‫خط اخم‌ یا لبخندتان روی پیشانی یا اطراف‬ ‫لب‌ها و چشم ظاهر شده است‪ .‬برخی از ما اخم‬ ‫می‌کنیم‪ ،‬برخی به هنگام شادی چشم‌ها را به هم‬ ‫می‌فشریم‪ ،‬برخی عضالت صورت را منقبض‬ ‫می‌کنیم و همه اینها تاثیر زیادی در بروز چین‬ ‫و چروک در پوست صورت دارد‪ .‬به اعتقاد‬ ‫درمانگران سنتی یکی از بهترین شیوه‌های مبارزه‬ ‫با بروز چین و چروک‌های ناشی از شادی و غم‬ ‫در زندگی استفاده از حمام‌های گیاهی است‪.‬‬ ‫این حمام ها با تاثیر گذاشتن بر اعصاب بدن و‬ ‫ریلکس کردن آنها و همین طور با آبرسانی دقیق‬ ‫به سلول‌های پوست کمک می‌کنند تا از میزان‬ ‫آسیب وارد شده به سلول‌های پوستی به مرور‬ ‫کم شود‪ .‬از این رو درمانگران طب سنتی حمام‬ ‫کردن با عصاره یا اسانس گیاهان دارویی مانند‬ ‫عصاره گل رز‪ ،‬عصاره اسطوخودوس‪ ،‬عصاره‬ ‫بادام شیرین‪ ،‬عصاره گل پامچال و عصاره لیمو‬ ‫یا روغن آواکادو را یک بار در هفته و به مدت‬ ‫‪ ۳۰‬دقیقه به مراجعان خود توصیه می‌کنند‪.‬‬ ‫این حمام موجب ترمیم بافت‌های خشک و‬ ‫سلول‌های آسیب‌دیده می‌شود‪.‬‬ ‫از معجزه روغن‌درمانی غافل نشوید‬ ‫ماساژ صورت و عضالت اطراف چشم‪،‬‬ ‫پیشانی و دهان از جمله کاربردی‌ترین شیوه‌های‬ ‫پیشگیری از ابتال به چروک پوست است‪ .‬در‬ ‫صورتی که خانم‌های جوان از سنین ‪۲۶-۲۵‬‬ ‫سالگی ماساژ شبانه صورت را به شیوه صحیح و‬ ‫به صورت مداوم داشته باشند‪ ،‬می‌توانند از بروز‬ ‫چین و چروک در صورت خود تا پایان مراحل‬ ‫میانسالی و اواخر دهه ‪ ۵۰‬امیدوار باشند‪.‬‬ ‫استفاده از روغن ماهی به عنوان روغن ماساژ‬ ‫برای این منظور یکی از مناسب‌ترین شیوه‌های‬ ‫درمانی است که توسط بسیاری از درمانگران‬

‫طب سنتی چین به آن توصیه شده است‪ .‬برای‬ ‫این منظور کافی است با مقدار اندکی از روغن‬ ‫ماهی سرانگشتان دست خود را آغشته کرده و‬ ‫عضالت صورت کنار لب‌ها‪ ،‬عضالت گونه‪،‬‬ ‫ابروها و اطراف چشم‌ها را به آرامی ماساژ دهید‪.‬‬ ‫بهتر است برای ارائه ماساژی دقیق و مناسب به‬ ‫عضالت صورت‌تان از مشاور یا کتاب‌هایی که‬ ‫در این زمینه منتشر شده کمک بگیرید‪.‬‬ ‫هر روز بخور درمانی کنید‬ ‫درمانگران شیوه‌های طبیعی درمان در مکتب‬ ‫آیورودا و چین‪ ،‬بخوردرمانی را بهترین شیوه‬ ‫برای آبرسانی و تقویت سلول‌های پوستی‬ ‫می‌شناسند‪ .‬در این شیوه احتیاجی به اضافه‬ ‫کردن هیچ گیاه دارویی و ماده طبیعی وجود‬ ‫ندارد‪ .‬بخار آب به تنهایی برای افزایش میزان‬ ‫رطوبت‪ ،‬درمان چروک‌های سطحی و ایجاد‬ ‫لطافت پوست موثر است‪ .‬در این حالت تنها‬ ‫کافی است هفته‌ای دو تا ‪ ۳‬بار از بخار آب‬ ‫برای آبرسانی به سطح پوست و پاکسازی‬ ‫آلودگی‌ها و سلول‌های مرده پوست اقدام کنید‪.‬‬ ‫تنها باید مراقب باشید که به هنگام استفاده از‬ ‫این روش فاصله مناسب را با ظرف بخور حفظ‬ ‫کنید تا بخار آب پوست صورت‌تان را نسوزاند‪.‬‬ ‫نکته مهم‬ ‫آبرسانی و تغذیه مناسب سلول‌های پوست به‬ ‫مرور زمان موجب افزایش مقاومت این سلول‌ها‬ ‫در مقابل پیری زودرس پوست می‌شود‪.‬‬ ‫با این عرق گیاهی‪ ،‬لوسیون ضد چروک بسازید‬ ‫یکی دیگر از نسخه های طبیعی و گیاهی درمان‬ ‫چروک پوست و پیشگیری از بروز چروک‌های‬ ‫بیشتر در سطح پوست استفاده از مخلوطی رنده‬ ‫پوست خیار و گالب است‪ .‬بهترین شیوه برای‬ ‫تهیه این ماسک این است که پوست خیار را‬ ‫به کمک رنده ریزریز کنید و آن را به مدت‬ ‫‪ ۳۰‬دقیقه درون گالب مرغوب خیس کنید‪.‬‬ ‫سپس پوست خیار خیس شده در گالب را به‬

‫مدت ‪ ۲۰‬دقیقه روی پوست صورت‌تان ماسک‬ ‫کنید‪ .‬استفاده از این ماسک به صورت روزانه‬ ‫تاثیر زیادی در افزایش آبرسانی و برطرف شدن‬ ‫زبری پوست‌های خشک دارد‪ .‬آبرسانی و تغذیه‬ ‫مناسب سلول‌های پوست به مرور زمان موجب‬ ‫افزایش مقاومت این سلول‌ها در مقابل پیری‬ ‫زودرس پوست می‌شود‪.‬‬ ‫با زبری‌های پوست خداحافظی کنید‬ ‫اگر با سرد شدن هوا به مرور با خشکی و زبری‬ ‫پوست‌ روبه‌رو شده‌اید کرم تهیه شده از نشاسته‬ ‫و شیر را از دست ندهید‪ .‬با یک بار تجربه این‬ ‫کرم خانگی می‌توانید کل پاییز و زمستان از‬ ‫شر زبری و خشکی پوست در امان باشید‪ .‬برای‬ ‫تهیه این کرم طبیعی که از آن با عنوان خمیر‬ ‫نشاسته نیز یاد می‌شود‪ ،‬الزم است نصف قاشق‬ ‫غذاخوری نشاسته پودر شده را با یک فنجان‬ ‫شیر تازه پرچرب ترکیب کنید تا خمیری نرم و‬ ‫لطیف از آن به دست آید‪ .‬سپس این خمیر را‬ ‫روی پوست صورت خود ماسک کرده و اجازه‬ ‫دهید به مدت ‪ ۲۰‬تا ‪ ۳۰‬دقیقه روی پوست‌تان‬ ‫بماند‪ .‬پس از این مدت پوست را با آب نیمه‬ ‫ولرم بشویید و شاهد تاثیرات معجزه‌آسای این‬ ‫ماسک طبیعی باشید‪.‬‬ ‫اسفناج درمانی به سبک بوعلی‌سینا‬ ‫ماساژ صورت با اسفناج تاثیر زیادی در‬ ‫فرم‌گیری عضالت صورت و آبرسانی و تغذیه‬ ‫سلول‌های پوستی دارد‪ .‬این ماسک از آن جهت‬ ‫که با برگ‌های تازه اسفناج و شیر تازه پرچرب‬ ‫تهیه می‌شود عالوه بر آبرسانی به سلول‌های‬ ‫پوست به افزایش نشاط و شادابی آنها نیز‬ ‫کمک کرده و پوستی با نشاط و جوان به خانم‌ها‬ ‫هدیه می‌کند‪ .‬برای تهیه این ماسک کافی است‬ ‫‪ ۲‬برگ اسفناج بزرگ و تازه را در نصف لیوان‬ ‫شیر جوشیده و داغ بریزید و آن را به مدت ‪۵‬‬ ‫دقیقه روی حرارت مالیم قرار دهید‪ .‬این کار‬ ‫موجب می‌شود تا برگ‌ها نرم و لطیف شود‪ .‬بعد‬ ‫از این مدت برگ‌ها را از شیر خارج کرده و آنها‬ ‫را به کمک قاشق یا هاونگ به صورت خمیر‬ ‫درآورید و روی صورت‌تان ماسک کنید‪ .‬اجازه‬ ‫دهید این ترکیب ‪ ۲۰‬دقیقه تا نیم ساعت روی‬ ‫صورت‌تان بماند‪ .‬سپس آن را با کمک آب نیمه‬ ‫ولرم بشویید‪.‬‬ ‫می‌توانید از روش دیگری نیز برای تهیه این‬ ‫ماسک استفاده کنید و به جای تهیه ماسک‬ ‫اسفناج از شیر‪ ،‬از ماست استفاده کنید‪.‬‬ ‫اسفناج را ابتدا بخارپز کنید و سپس آن را‬ ‫با گوشت‌کوب چوبی خوب بکوبید و اجازه‬ ‫دهید اسفناج خنک شود‪ .‬بعد از این مرحله‬ ‫‪ ۲‬تا ‪ ۳‬قاشق غذاخوری ماست پرچرب به آن‬ ‫اضافه کنید و این مخلوط را خوب هم بزنید‪.‬‬ ‫این ترکیب برای آبرسانی به پوست افرادی که‬ ‫دچار چربی پوست هستند و زیاد جوش می‌زنند‬ ‫توصیه نمی‌شود‪ .‬این گروه بهتر است از شیر‬ ‫کم‌چرب برای اسفناج درمانی استفاده کنند‪.‬‬


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

23


‫‪22‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫‪ ۸‬رفتار که احساسات فرزندتان‬ ‫را به طور قطع نابود می‌کند‬ ‫نگران سالمتی احساسی فرزندتان‬ ‫هستید؟ دیگر جای نگرانی نیست…‬ ‫در زیر به ‪ ۸‬رفتاری از شما اشاره می‌کنیم که‬ ‫موجب می‌شود فرزندتان دچار مشکل سالمت‬ ‫ذهنی‪ ،‬روابط خانوادگی ضعیف‪ ،‬روابط ضعیف‬ ‫با همساالن‪ ،‬اعتمادبه‌نفس پایین و مشکالت‬ ‫احساسی مزمن شود‪.‬‬ ‫‪ .۱‬به فرزندتان می‌گویید هیچ احساساتی از خود‬ ‫بروز ندهد‪ .‬اگر فرزندتان عصبانیت‪ ،‬ناراحتی یا‬ ‫ترس از خود نشان دهد‪ ،‬مسخره‌اش می‌کنید و‬ ‫به او می‌گویید که نباید هیچیک از احساسات‬ ‫خود را نشان دهد‪ .‬یک راه دیگر هم این است‬ ‫که احساساتی شدید ًا بیشتر از آنها نشان دهید‪،‬‬ ‫طوریکه بچه مجبور شود احساسات خود را‬ ‫فراموش کرده و برای آرام کردن شما وضعیت‬ ‫روحی خود را تغییر دهد‪.‬‬ ‫‪ .۲‬قوانینی متناقض می‌گذارید‪.‬‬ ‫هیچوقت درمورد انتظاری که از رفتار فرزندتان‬ ‫دارید به طور واضح صحبت نمی‌کنید‪ .‬طوری‬ ‫برخورد می‌کنید که فرزندتان باید حدس بزند‬ ‫که چه توقعی از او دارید‪ .‬قوانینی که برای‬ ‫او می‌گذارید را هم مدام تغییر می‌دهید‪.‬‬ ‫درمورد عواقب کارهایش و تنبیهات هم کام ً‬ ‫ال‬ ‫غیرقابل‌پیش‌بینی عمل می‌کنید‪.‬‬ ‫‪ .۳‬از فرزندتان می‌خواهید مشکلتان را حل‬ ‫کند‪ .‬همه نگرانی‌ها‪ ،‬دغدغه‌ها و مشکالت‬ ‫ارتباطی‌تان را به طور روزانه با فرزندتان مطرح‬

‫می‌کنید‪ .‬از او کمک می‌خواهید و جلو او‬ ‫خودتان را ناتوان از حل مشکالتتان درمورد‬ ‫پول‪ ،‬کار و روابط نشان می‌دهید‪.‬‬ ‫طوری جلو فرزندتان رفتار می‌کنید که حتی‬ ‫از پس مراقبت از خودتان و مشکالتتان هم‬ ‫برنمی‌آیید‪.‬‬ ‫‪ .۴‬همسرتان را تحقیر می‌کنید‪.‬‬ ‫هیچوقت در مقابل فرزندتان به همسرتان‬ ‫محبتی نشان نمی‌دهید و درعوض مدام از او‬ ‫انتقاد می‌کنید‪ .‬رفتارتان با همسرتان در مقابل‬ ‫بچه‌ها یا سرد و بی‌تفاوت است و یا با دعوا‬ ‫و جنگ و جدال همراه است‪ .‬به طور مداوم‬ ‫همدیگر را به طالق تهدید می‌کنید طوریکه‬ ‫فرزندتان با اضطرابی مزمن زندگی می‌کند‪.‬‬ ‫اگر از هم طالق گرفته باشید هم رابطه‌ای سرد‪،‬‬ ‫تلخ و عصبانی دارید و همیشه همسر سابقتان‬ ‫را مقصر مشکالت زندگی‌تان معرفی می‌کنید‪.‬‬ ‫خیلی وقت‌ها هم فرزندتان را مسبب و دلیل‬ ‫ی از همسرتان قلمداد می‌کنید‪.‬‬ ‫جدای ‌‬ ‫‪ .۵‬او را برای مستقل شدن تنبیه می‌کنید‪.‬‬ ‫فرزندتان چه دو ساله باشد‪ ،‬چه دوازده ساله‬ ‫یا هجده ساله‪ ،‬وقتی افکار‪ ،‬احساسات یا‬ ‫خواسته‌هایی از خود را مطرح می‌کند که‬ ‫متفاوت با شماست‪ ،‬دچار عصبانیت و ناراحتی‬ ‫می‌شوید‪ .‬اگر نشانه‌هایی از عالقه به کشف‬ ‫چیزهای نو‪ ،‬مالقات با افراد جدید یا ابراز هر‬ ‫فکر یا احساسی که متفاوت با شماست نشان‬ ‫دهد‪ ،‬با این جمله به او پاسخ می‌دهید‪« ،‬چطور‬ ‫میتونی اینکارو با من بکنی؟»‬ ‫‪ .۶‬ارزش خودتان را بر عملکرد فرزندتان‬ ‫وابسته می‌کنید‪ .‬اعتمادبه‌نفس خودتان را به‬ ‫ظاهر‪ ،‬رفتار‪ ،‬وضعیت درسی و تعداد دوستان‬ ‫فرزندتان وابسته می‌کنید‪ .‬به آنها یادآور می‌شوید‬ ‫که عملکرد آنها به شما برمی‌گردد و شکست‬ ‫آنها باعث می‌شود احساس کنید پدر‪/‬مادر بدی‬ ‫بوده‌اید‪ .‬فشار شدیدی به آنها وارد می‌کنید تا در‬ ‫همه کار بهترین باشند‪.‬‬ ‫‪ .۷‬وارد روابط فرزندتان می‌شوید‪.‬‬ ‫تمام رفتارهای فرزندتان در روابط خود را‬ ‫هدف قرار می‌دهید‪ .‬اگر در مدرسه دچار مشکل‬ ‫می‌شود‪ ،‬بالفاصله برای حرف زدن با معلم او به‬ ‫آنجا می‌روید‪ .‬با بزرگ‌تر شدن فرزندتان شدید ًا‬ ‫درگیر دوستی‌های او و روابط عاشقانه‌اش‬ ‫می‌شوید‪ .‬اگر بیشتر از یک فرزند داشته باشید‪،‬‬ ‫با مقایسه کردن مداوم آنها با همدیگر‪ ،‬حتی‬ ‫وارد روابط خواهر و برادری آنها می‌شوید‪.‬‬ ‫‪ .۸‬از فرزندتان انتظار دارید آرزوهای‬ ‫برآورده‌نشده شما را به انجام برسانند‪.‬‬ ‫فرزندتان را مجبور به انجام کارهایی می‌کنید‬ ‫که آرزو داشتید وقتی کودک یا نوجوان بودید‬ ‫انجام می‌دادید‪ .‬اگر همیشه آرزو داشتید یک‬ ‫رقصنده حرفه‌ای شوید‪ ،‬از دو سالگی فرزندتان‬ ‫را در کالس رقص ثبت‌نام می‌کنید‪ .‬اگر یک‬ ‫روز بخواهد آن را کنار بگذارد‪ ،‬به طرز عصبی‬ ‫به گریه می‌افتید و حداقل یک هفته با‬ ‫او قهر می‌کنید‪.‬‬


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

21


‫‪20‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫من چی می گم‪ ،‬همسرم چی می گه!‬ ‫بسیاری از بگو مگوهای همسران‬ ‫ریشه در عدم شناخت تفاوت های‬ ‫فردی و روحی زن و مرد دارد‪.‬‬

‫وضوح بیابد‪ .‬این تفاوت ها در میان فرزندان‬ ‫دختر و فرزندان پسر نیز مشهود است‪ .‬دختران‬ ‫به محض رسیدن به خانه تمام وقایع و اتفاقات‬ ‫مدرسه را بی آنکه مورد سوال قرار بگیرند بی‬ ‫کم و کاست تعریف می کنند؛ اما پسران حتی‬ ‫اگر مورد سوال نیز قرار بگیرند‪ ،‬کمتر حاضر به‬ ‫گزارش اتفاقات مدرسه می شوند‪.‬‬

‫ویژگی های متفاوت و گاه متضاد همسران ‪،‬‬ ‫هر یک را به برداشت های عجیب و غریب از‬ ‫رفتار دیگری وا می دارد‪ .‬تفاوت های زن و مرد‬ ‫در سخن گفتن ‪...‬‬

‫پی بردن به این تفاوت ها یک مهارت است و‬ ‫داشتن چنین مهارتی‪ ،‬ضریب تحمل را افزایش‬ ‫و سوء تفاهم ها را کاهش می دهد‪ .‬به طور‬ ‫مثال اگر زنی بداند آستانه تحمل شنوایی‬ ‫مردان اندک است‪ ،‬سعی خواهد کرد که در‬ ‫حد امکان‪ ،‬سخنش را کوتاه کند تا مطابق با‬ ‫ظرفیت شنوایی همسر خود عمل کرده باشد و‬ ‫همچنین اگر مرد بداند که زن هنگام سخن‬ ‫گفتن از او انتظار برقراری ارتباط چشمی دارد‪،‬‬ ‫با نگاه مستقیم به وی او را متوجه خوب گوش‬

‫های زن و شوهر می شود‪ ،‬چرا که بسیاری از‬ ‫بگو مگوهای همسران ریشه در عدم شناخت‬ ‫تفاوت های فردی و زوایای متفاوت روحی زن‬ ‫و مرد دارد‪ .‬متاسفانه در دبیرستان و دانشگاه‬ ‫هیچ آموزشی در زمینه شناخت جنس مقابل داده‬ ‫نمی شود و کالسهای آمادگی ازدواج هم فراوانی‬ ‫بسیار کمی دارند‪.‬‬

‫کردن خود می کند‪ .‬همچنین اگر مرد بداند که‬ ‫غالب ًا سخن گفتن زن از طالق و ابراز ندامت‬ ‫وی از ازدواج از روی احساسات ناپایدار زنانه‬ ‫است‪ ،‬مراقب خواهد بود که در تقابل با زن‪،‬‬ ‫چنین سخنانی بر زبان نیاورد‪ .‬چرا که مرد آگاه‬ ‫می داند این گونه سخنان از سوی مرد و زن از‬ ‫دو فضای کام ً‬ ‫ال متفاوت بر می خیزد و نه سخن‬ ‫زن مانند سخن مرد است و نه شنیدن او مانند‬ ‫شنیدن مرد‪.‬‬

‫صحبت کردن‬ ‫یکی از مهمترین بحثهای روانشناسی امروز‪،‬‬ ‫تفاوت های زن و مرد در سخن گفتن می باشد‪.‬‬ ‫توجه به تفاوت ها و عادت های کالمی زن و‬ ‫مرد ‪،‬باعث جلو گیری از ناراحتی و دل چرکینی‬

‫ب‪ -‬اطاله کالم و پرداختن به جزییات از‬ ‫طبیعت ز��ان و کم حرفی و خالصه و مفید سخن‬ ‫گفتن از ویژگی های مردان است‪.‬‬ ‫ج‪ -‬وقتی زن از لحاظ احساسی ناراحت است‪،‬‬ ‫موافقت کسی را نمی خواهد؛ تنها خواسته اش‬ ‫این است که همسرش به سخنان او گوش دهد‪،‬‬ ‫اما مرد ناراحت قصد دارد شنونده را با خواسته‬ ‫ی خود موافق کند تا مسئله و مشکل مورد نظر‬ ‫را اصالح نماید‪.‬‬ ‫د‪ -‬زنان وقتی می خواهند حرف بزنند‪ ،‬منتظر‬ ‫نوبت خود می مانند و صبر می کنند تا اجازه‬ ‫حرف زدن به آن ها داده شود؛ اما مردان پایبند‬ ‫این امر نیستند و عقیده دارند اگر کسی بخواهد‬ ‫حرف بزند‪ ،‬می زند‪.‬‬ ‫هـ‪ -‬زن شکوه و شکایت می کند‪ ،‬چون می‬ ‫خواهد بهتر درک شود؛ اما مرد شکایت می‬ ‫کند تا با زن مساوی شود و به قول معروف کم‬ ‫نیاورد‪.‬‬ ‫ز‪ -‬زنان با درد دل کردن‪ ،‬بسیاری از ناراحتی‬ ‫های خود را از بین می برند؛ اما مردان با‬ ‫صحبت نکردن در مورد مسائل‪ ،‬این کار را‬ ‫انجام می دهند»‪.‬‬

‫ویژگی های متفاوت و گاه متضاد همسران ‪ ،‬هر‬ ‫یک را به برداشت های عجیب و غریب از رفتار‬ ‫دیگری وا می دارد‪ .‬مث ً‬ ‫ال اگر زنی به خاطر حس‬ ‫تملک و تک طلبی‪ ،‬از سر ناآ گاهی شوهرش‬ ‫را سین جین می کند‪ ،‬مرد نیز از سر ناآ گاهی‪،‬‬ ‫این رفتار زن را به حساب بی اعتمادی وی‬ ‫می گذارد‪ .‬در صورتی که اگر مرد به درستی و‬ ‫دقت حس زن را درمی یافت‪ ،‬می توانستدر این‬ ‫رفتار‪ ،‬نشانه های عشق همسر به خود را‪ ،‬به‬

‫به چند تفاوت گفتاری زن و مرد توجه کنید‪:‬‬ ‫الف‪ -‬غالب ًا خانم ها نسبت به آقایان از توانایی‬ ‫کالمی بیشتری برخوردار هستند‪ .‬در واقع‬ ‫«حرف زدن» حق مادرزادی زنان و «سکوت‬ ‫کردن» از حقوق مادرزادی مردان است‪.‬‬

‫البته خصلت های باال عمومیت ندارد‪ ،‬ولی‬ ‫نوع ًا زنان و مردان این گونه رفتار می کنند‪ ،‬البته‬ ‫ممکن است مردی در این زمینه خصلت زنانه یا‬ ‫زنی خصلت مردانه داشته باشد‪.‬‬ ‫به تو ثابت می کنم‪...‬‬ ‫در چگونگی این گفتگو‪ ،‬سخن فراوان است‪.‬‬ ‫گاه زن و یا شوهر‪ ،‬مطلب حقی دارد که می‬ ‫خواهد با گفتگو آن را به دیگری ثابت کند؛‬ ‫در اینجا دیگر گفتگو بر سر مشکالت نیست؛‬ ‫بلکه گفتگو به منظور اثبات امری به دیگری‬ ‫است که در اصطالح «جدل» گفته می شود‪.‬‬ ‫جدل بی اشکال است؛ اما باید مراقب باشیم که‬ ‫همراه با توهین‪ ،‬تحقیر‪ ،‬بی ادبی‪ ،‬بی حرمتی‬ ‫و خالف گویی نباشد «جایی که مجبور به‬ ‫مخالفت با نظر همسر خود هستیم‪ ،‬با آرامش‪،‬‬ ‫ادب و محبت به تحلیل مسئله بپردازیم و سپس‬ ‫به کمک خود او به نتیجه ی صحیح برسیم‪».‬‬ ‫بحث های بی نتیجه!‬ ‫در بسیاری از موارد‪ ،‬زوج ها بر سر مسائلی‬ ‫بگو مگو می کنند که اساس ًا بی فایده و بیهوده‬ ‫است‪ .‬یعنی مطلب مورد بحث‪ ،‬کم اهمیت و‬ ‫یا حتی بسیار پر اهمیت است‪ ،‬اما بحث بر سر‬ ‫آن نتیجه ای نخواهد داشت! در اصطالح به‬ ‫این نوع گفتگو «مراء» گفته می شود‪ .‬در مراء‬ ‫که نوعی زورآزمایی کالمی است‪ ،‬هر یک از‬ ‫طرفین گفتگو می خواهد سخن خود را به کرسی‬ ‫بنشاند‪ .‬در واقع مراء جدال بی حاصل است‪.‬‬


‫‪19‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫داشته باشید‪ :‬چرا کاری که در وحله اول‬ ‫انجام می‌دهید را انجام می‌دهید؟ دنبال چه‬ ‫هستید؟ به خاطر آوردن «چرا»یتان قدرت‬ ‫کافی برای ادامه راه را به شما می‌دهد زیرا‬ ‫آن دلیل شما را به جلو می‌راند‪ .‬آنهایی که‬ ‫“چرایی” برای زندگی کردن دارند‪ ،‬هر‬ ‫“چطوری” را می‌توانند تحمل کنند‪.‬‬

‫بتوانند از شما حمایت کنند‪ .‬باید بخشی‬ ‫از جامعه‌ای شوید که همدیگر را تشویق‬ ‫و ترغیب کند‪ .‬اگر تا امروز اینطور نبوده‬ ‫است‪ ،‬از این به بعد به دنبال آن باشید‪ .‬نباید‬ ‫منتظر بمانید تا شرایط سخت اتفاق بیفتد و‬ ‫بعد به دنبال چاره باشید چون ممکن است‬ ‫دیر شود‪.‬‬

‫دو نکته اینجا وجود دارد‪:‬‬

‫‪ .۴‬به دیگران کمک کنید‪.‬‬

‫‪ -۱‬در هر کاری که می‌کنید‪ ،‬همیشه یک‬ ‫علت داشته باشد‪ .‬به عبارت دیگر‪ ،‬اگر‬ ‫چرایی ندارید‪ ،‬آن کار را انجام ندهید‪.‬‬ ‫‪ -۲‬همیشه علت آن کار را به خاطر داشته‬ ‫باشید‪ .‬آن را جلو ذهنتان نگه دارید که‬ ‫فراموشش نکنید‪.‬‬

‫یکی دیگر از فواید بودن در جامعه خوب‬ ‫این است که باعث می‌شود به دیگران فکر‬ ‫کنید‪ .‬شما را مجبور به کمک به دیگران‬ ‫می‌کند و درنتیجه به دیگران فکر خواهید‬ ‫کرد‪ .‬این موجب می‌شود تمرکزتان از‬ ‫خودتان دور شده و در نتیجه این‪ ،‬موقعیتتان‬ ‫به آن اندازه که تصور می‌کردید بد به نظر‬ ‫نیاید‪.‬‬

‫یک علت برای اینکه موثر باشد‪ ،‬باید‬ ‫بزرگتر از خودتان باشد‪ .‬یک علت‬ ‫«خودمحور» اثر نخواهد کرد‪ .‬باید چیزی‬ ‫باشد که رضایت درونی شما را برآورده کند‬ ‫نه اینکه پاداش بیرونی داشته باشد‪ .‬باید‬ ‫الهام‌بخش باشد‪.‬‬ ‫‪ .۳‬دورتان را با کسانی پر کنید که حمایتتان‬ ‫کنند‪.‬‬ ‫پیش آمدن موقعیت‌های سخت‪ ،‬شرایط‬ ‫بسیار دشواری است اما تحمل آن به تنهایی‬ ‫حتی سخت‌تر هم می‌شود‪ .‬شما به گروهی‬ ‫افراد مثبت در اطرافتان نیاز دارید که‬

‫خیلی وقت‌ها موقعیتتان به این دلیل بدتر‬ ‫به نظر می‌آید که خیلی به آن توجه می‌کنیم‪.‬‬ ‫بخشی از توجهتان را از موقعیت خودتان‬ ‫بردارید و آن را به دیگران معطوف کنید‪.‬‬ ‫***‬ ‫وقتی در شرایط سخت گیر می‌افتید‪ ،‬به یاد‬ ‫داشته باشید‪ :‬امیدتان را از دست ندهید‪.‬‬ ‫امید الزمه زندگی است؛ وقتی امیدتان را از‬ ‫دست بدهید‪ ،‬بازی را باخته‌اید‪ .‬عالوه بر‬ ‫این‪ ،‬این مسئولیتی است که در قبال خودتان‬ ‫دارید‪ .‬پس سعی کنید از مسئولیت شانه‬ ‫خالی نکنید‪.‬‬


‫‪18‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫چطور در شرایط‬ ‫سخت امیدمان را‬ ‫از دست ندهیم‬ ‫دوست داشته باشید یا نه‪ ،‬شرایط‬ ‫سخت در زندگی پیش می‌آید‪.‬‬ ‫ممکن است کارتان را از دست‬ ‫بدهید‪ ،‬در تجارتتان شکست‬ ‫بخورید‪ ،‬یا دچار بیماری شوید‪.‬‬

‫این شرایط سخت هر چه که باشد‪ ،‬خیلی‬ ‫مهم است که امیدتان را از دست ندهید‪ .‬باید‬ ‫امید داشته باشید که از این شرایط سخت‬ ‫عبور می‌کنید‪ .‬اگر اینطور نباشد‪ ،‬فقط‬ ‫خودتان را ناامید و دلسرد خواهید کرد‪ .‬وارد‬ ‫چرخه شومی می‌شوید که رویکرد منفی‌تان‬ ‫اوضاع را حتی بدتر کرده و منفی‌تر خواهید‬ ‫شد‪.‬‬ ‫نباید اجازه دهید این اتفاق برای شما بیفتد‪.‬‬ ‫خودتان را برای شرایط سخت آماده کنید‬ ‫تا وقتی برایتان پیش آمد راحت‌تر برخورد‬ ‫کنید‪.‬‬

‫برایتان می‌گوییم که چطور در شرایط سخت‬ ‫امیدتان را از دست ندهید‪:‬‬ ‫‪ .۱‬ایمان داشته باشید‪.‬‬ ‫برای از دست ندادن امید‪ ،‬باید ایمان داشته‬ ‫باشید‪ .‬باید باور داشته باشید که همه چیز در‬

‫آخر درست خواهد شد‪.‬‬ ‫باید باور داشته باشید که کنترل زندگی شما‬ ‫به دست خداست و او برنامه‌های خوبی برای‬ ‫شما دارد‪ .‬هرچقدر که موقعیت کنونی‌تان‬ ‫سخت به نظر برسد‪ ،‬باید به او اعتماد کنید؛‬ ‫حتی اگر نفهمید همه چیز چطور پیش‬

‫خواهد رفت‪ .‬بعد از مدتی‪ ،‬طوری که اص ً‬ ‫ال‬ ‫متوجه نمی‌شوید‪ ،‬همه چیز درست خواهد‬ ‫شد‪.‬‬ ‫‪« .۲‬چرا»یتان را به خاطر آورید‪.‬‬ ‫وقتی در شرایط سخت هستید‪ ،‬باید به خاطر‬


‫‪17‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫ی افراد‬ ‫چرا بعض ‌‬ ‫در روابط خود‬ ‫مرموز عمل‬ ‫می‌کنند؟‬

‫زمان‌های در رابطه هست‬ ‫که احساس می‌کنیم طرفمان‬ ‫چندان که باید با ما صادق نیست‪.‬‬ ‫این وضعیت اگر با نشان دادن‬ ‫بی‌تفاوتی او نسبت به نگرانی‌های‬ ‫ما همراه شود‪ ،‬بدتر هم خواهد‬ ‫شد‪ .‬نتیجه کار ردوبدل شدن‬ ‫پانتومیم شکل بازخواست و‬ ‫انکارهایی می‌شود که اگر‬ ‫موقعیت اینقدر ناراحت‌کننده‬ ‫نبود می توانست حتی خنده‌دار‬ ‫باشد‪.‬‬ ‫می‌خواهیم نگاهی بیندازیم به علت‌های مرموز‬ ‫رفتار کردن بعضی افراد در روابط خود‪:‬‬ ‫ سوال و جواب کردن‌ها و بازخواست مرتب‬‫طرف مقابل خسته‌شان کرده باشد‪ .‬اگر فردی‬

‫احساس کند که رابطه برایش تحمل‌ناپذیر‬ ‫شده است‪ ،‬که برای هر عمل‪ ،‬فکر یا حرکت‬ ‫خود مجبور به توضیح دادن باشد‪ ،‬کم‌کم‬ ‫عقب خواهد کشید‪ .‬خیلی مهم است که در‬ ‫چنین شرایطی فرد از طرف‌مقابل خود کمی‬ ‫فاصله بخواهد‪ .‬هراس از در تنگنا قرار گرفتن‬ ‫در رابطه همه احساسات مثبت بین دو طرف‬ ‫را از بین برده و چاره کار فقط دور شدن و‬ ‫بیرون رفتن از رابطه به نظر خواهد رسید‪.‬‬ ‫ خجالت ممکن است باعث مرموز دیده‬‫شدن بعضی افراد شود‪ .‬وقتی فردی درگیر‬ ‫یک موقعیت مشکل‌دار می‌شود‪ ،‬ممکن است‬ ‫نداند که چه باید بکند‪ .‬شاید نتواند موضوع‬ ‫را برای طرف‌مقابل خود فاش کند و خود به‬ ‫تنهایی هم نداند چه انتخاب‌ها و راه‌هایی‬ ‫پیش رو دارد‪ .‬بهترین انتخاب برای این افراد‬ ‫این است که از طرف‌مقابل خود کمی زمان و‬ ‫وقفه بخواهند و خواهش کنند که کمی صبور‬ ‫باشند‪.‬‬ ‫ ترس از طرد شدن می‌تواند عامل مهمی در‬‫مرموز به نظر رسیدن باشد‪ .‬ترس از عواقب‬ ‫گفتن چیزی یا انجام کاری ممکن است‬ ‫به نظر طرف‌مقابل مرموز به نظر برسد‪ .‬یاد‬ ‫گرفتن اینکه با اعتماد به رک و صادق‬ ‫بودن‪ ،‬واکنشی مثبت از طرف‌مقابل دریافت‬ ‫می‌کنید‪ ،‬نیازمند کمی زمان است‪ .‬در یک‬ ‫رابطه معمو ً‬ ‫ال زمان می‌برد تا دو طرف به‬ ‫همدیگر اعتماد کامل کنند و بتوانند بدون‬ ‫ترس از دور شدن طرف‌مقابل‪ ،‬مسائل شخصی‬ ‫و خصوصی خود را برای هم فاش کنند‪.‬‬ ‫‪ -‬نگرانی از ایجاد واکنش بد و عصبانیت‬

‫یکی‬ ‫طرف‌مقابل‬ ‫دیگر از مرموز رفتار‬ ‫بعضی‬ ‫کردن‌های‬ ‫افراد در رابطه است‪.‬‬ ‫روبه‌رو شدن‪ ،‬برای‬ ‫خیلی‌ها پیشنهادی‬ ‫است‪.‬‬ ‫ترس‌آور‬ ‫آدم‌ها در هر سنی که‬ ‫باشند وقتی حدس‬ ‫موقعیت‬ ‫می‌زنند‬ ‫کنونی‌شان ممکن‬ ‫است با واکنش‬ ‫بد اطرافیان مواجه‬ ‫شود‪ ،‬تودار رفتار‬ ‫می‌کنند‪ .‬حتی وقتی‬ ‫می‌دانند که انتظار‬ ‫قبل از موعد همیشه‬ ‫اعصاب‌خردکن‌تر از‬ ‫بازگو کردن اتفاق‬ ‫است‪ ،‬و معطل کردن‬ ‫همیشه همه چیز را‬ ‫بدتر می‌کند‪ ،‬بخاطر‬ ‫عواقب کار از گفتن خبر خودداری می‌کنند‪.‬‬ ‫ احساس امنیت و آرامش در یک رابطه‬‫عامل بسیار مهمی برای کم کردن نیاز به رفتار‬ ‫مرموزانه است‪ .‬ایجاد حس پیوستگی و روحیه‬ ‫اتحاد به افراد کمک می‌کند احساس حمایت‬ ‫کنند و بتوانند مشکالتشان را با همدیگر در‬ ‫میان بگذارند‪ .‬وقتی بفهمیم که رابطه‌مان به‬ ‫اندازه کافی امن و مطمئن هست‪ ،‬دیگر نیازی‬ ‫به نگهداشتن خبر بد پیش خودمان نمی‌بینیم‪.‬‬

‫وقتی حس کنید که هر مشکلی که پیش‬ ‫آید باز با هم هستید و با هم با آن برخورد‬ ‫می‌کنید‪ ،‬نیاز به محافظت از خودتان و حفظ‬ ‫خبر بد بعنوان یک راز از بین می‌رود‪.‬‬ ‫برای ایجاد یک رابطه خوب و صمیمی‪،‬‬ ‫باید زمان کافی بگذرد‪ .‬وقتی افراد احساس‬ ‫می‌کنند به حرفهایشان گوش داده می‌شود‪،‬‬ ‫درموردشان قضاوت نشده و به آنها احترام‬ ‫گذاشته می‌شود‪ ،‬اعتمادبه‌نفس پیدا کرده و‬ ‫بهتر می‌توانند به همدیگر اعتماد کنند‪.‬‬


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

16


‫‪15‬‬

‫‪No. 699 / December , 12, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫اگر کودکی از‬ ‫والدینش دزدی‬ ‫کرد بهترین رفتار‬ ‫چیست؟‬

‫گاهی هم کودک از ترس‬ ‫همکالسی‌های قلدرش و برای‬ ‫قانع کردن آنها دست به دزدی‬ ‫می‌زند تا از جمع همکالسی‌ها‬ ‫طرد نشود یا مورد تعارض قلدران‬ ‫قرار نگیرد‪.‬‬

‫اگر والدین با رفتارهایی مانند دزدی کودکان‬ ‫مواجه شدند باید از کتک زدن یا رفتار تشویق‬ ‫آمیز نسبت به آنان خودداری کنند و با کنترل‬ ‫خود‪ ،‬به کودک نزدیک شوند‪.‬‬ ‫هدف کودک از دزدی می‌تواند مطرح کردن‬ ‫خود باشد‪ .‬برخی کودکان به دلیل ضعف‬ ‫در مهارت‌های ارتباطی برای جلب توجه‬ ‫همکالسی‌هایشان‪ ،‬از جیب پدر و مادرشان‬ ‫پول بر می‌دارند و برای آنها هدیه می‌خرند‪.‬‬

‫‪13‬‬

‫گاهی هم کودک از ترس‬ ‫همکالسی‌های قلدرش و برای‬ ‫قانع کردن آنها دست به دزدی‬ ‫می‌زند تا از جمع همکالسی‌ها‬ ‫طرد نشود یا مورد تعارض قلدران‬ ‫قرار نگیرد‪.‬بنابراین بهترین‬ ‫واکنش از سوی والدینی که با‬ ‫رفتار دزدی کودک مواجهه‬ ‫می‌شوند‪ ،‬همدلی است‪.‬‬ ‫نباید در گام اول به دنبال علت‬ ‫رفتار باشیم چرا که در کودک‬ ‫مقاومت ایجاد می‌کند‪.‬‬ ‫والدین باید در گام های بعدی‪،‬‬ ‫مهارت‌های ارتباطی مناسب به‬ ‫ویژه ابراز وجود را در کودک‬ ‫به وجود آورده و آن را تقویت‬ ‫کنند‪ .‬کودکی که دزدی می‌کند‬ ‫و تن به خواسته‌های غیرمنطقی‬ ‫همکالسی‌هایش می‌دهد‪ ،‬اعتماد‬ ‫به نفس پائینی دارد‪.‬‬ ‫تقویت مثبت با گفتن کلمه‬ ‫«آفرین» در مقابل این نوع‬ ‫رفتار کودکان می تواند تشویق‬ ‫محسوب شده یا اقدام منفی مانند‬ ‫کتک زدن است‪ ،‬موجب افزایش‬ ‫چین رفتارهایی در کودکان می شود و هر دو‬ ‫اشتباه است‪.‬‬

‫نکته قابل توجه این است که کتک زدن‬ ‫کودک به خاطر رفتار دزدی‪ ،‬کابوس‌های‬ ‫شبانه و شب ادراری را در پی دارد‪ .‬بنابراین‬

‫والدین در مواجهه با این رفتار خودشان‬ ‫را کنترل و از خشونت و آسیب رساندن به‬ ‫فرزندشان دوری کنند‪.‬‬


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

14


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

13


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

12


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

11


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

10


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

9


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

8


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

‌ ‫آ گه‬ ‫ی‬ ‫ا‬ ‫م‬ ‫اشینجا‬

7


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

6


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

5


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

6 4


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

3


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

2


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

1


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

B


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

A


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

IV


No. 699 / December , 12, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

III



699