Page 1

No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

VIII


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

VII


No. 693 / October , 31, 2013 VI Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591 672 - May 30th, 2013


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

V


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

D


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

C


‫‪156‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫خودتان زمان‬ ‫يائسگي را‬ ‫مشخص كنيد‬

‫در دوران جنینی یک دختر که در‬ ‫رحم مادرش وجود داشته ‪ ،‬پس‬ ‫از بلوغ این تخمکها هر ماه آزاد‬ ‫می شوند تا زمانی که تعداشان‬ ‫آنقدر کم می شود که بدن میزان‬ ‫هورمون کافی برای آزاد کردن‬ ‫آنها در اختیار نداشته در نتیجه‬ ‫میزان هورمون و تخمک الزم را‬ ‫برای باروری ندارد‬

‫یائسگی در دیدگاه طب غربی‪:‬‬ ‫یائسگی در دیدگاه طب غربی ‪ -‬در طب غربی‬ ‫یائسگی را به تخمکهایی که در تخمدان یک‬ ‫زن وجود دارند می گویند‪.‬‬ ‫در دوران جنینی یک دختر که در رحم مادرش‬ ‫وجود داشته ‪ ،‬پس از بلوغ این تخمکها هر ماه‬ ‫آزاد می شوند تا زمانی که تعداشان آنقدر کم‬ ‫می شود که بدن میزان هورمون کافی برای آزاد‬ ‫کردن آنها در اختیار نداشته در نتیجه میزان‬ ‫هورمون و تخمک الزم را برای باروری ندارد‪.‬‬ ‫بنابراین تخمک گذاری ماهیانه بدن شروع به‬ ‫یائسگی می کند‪.‬‬ ‫یائسگی یک تغییرات عمده ای در بدن زن تلقی‬ ‫می شود و بدن زنی که به طور منظم هورمونهایی‬ ‫مثل استروژن و پروژسترون ترشح می کرده به‬ ‫جای ترشح کردن این هورمونها از آنجایی که‬ ‫شدت و میزانشان کم می شود جای خودشان‬ ‫را به ترشح میزان کمی از هورمون مردانه‬ ‫تستسترون داده و آن خواص ضد حفاظتی‪،‬ضد‬ ‫دردی‪،‬ضد بیماری عروقی و خاصیت ضد پوکی‬ ‫استخوانکه هورمونهای زنانه دار می باشند را از‬ ‫دست می دهد‪.‬‬ ‫بدن از یک سیستم زنانه به یک بدن مردانه‬ ‫تبدیل می شود و چاقی که یکی از مشکالت‬ ‫زنانه است آرام آرام تبدیل به عارضه ای مردانه‬ ‫می شود‪.‬همه اینها به دلیل تغییرات شدید از‬ ‫لحاظ هورمونی است که در بدن یک زن اتفاق‬ ‫می افتد و یائسه می شود‪ .‬یائسگی عالئم زیادی‬ ‫از لحاظ روحی و جسمی برای زن به وجود می‬ ‫آورد و زنهایی که یائسه می شوند با این عالئم‬ ‫آشنا هستند مثل گرفتگی‪،‬تپش قلب‪،‬تحریک‬ ‫پذیری و غیره‪.‬‬ ‫یائسگی در دیدگاه طب چینی‪:‬‬ ‫یانسگی در دیدگاه طب چینی ‪ -‬از نظر طب‬

‫چینی دوره های زندگی یک زن به هفت روز‬ ‫تقسیم می شود‪.‬وقتی به دوره هفتم یعنی ‪49‬‬ ‫سالگی می رسد انرژی کلیه ها که نقش باروری‬ ‫در زن و مرد را به عهده دارند شروع به نقصان‬ ‫می کند و انرژی کلیه به حدی می رسد که نمی‬ ‫تواند انرژی رحم و تخمدانها را سیراب کند‬ ‫و وقتی نتواند انرژی کافی را برساند عادات‬ ‫ماهیانه شروع به کم شدن می کند و فواصل آنها‬ ‫طوالنی می شود یا در مواردی که بدن انرژی‬ ‫کافی را نداشته باشد تا خون را نگه دارد عادات‬ ‫ماهیانه همراه با خونریزیهای شدید خواهد بود‬ ‫و اگر اینکه خون کافی در اختیار نداشته باشد‬ ‫زن دچار لکه بینی می شود و موجب فواصل‬ ‫طوالنی عادت ماهانه می شود‪.‬‬ ‫عالوه بر اینها عدم تعادل سرما و گرمای بدن‬ ‫نیز با موارد باال همراه خواهد بود‪(.‬در طب‬ ‫چینی هدف تعادل در بدن است)وقتی یک‬ ‫ارگان مثل کلیه ها انرژیشان و عصاره حیاتی‬ ‫کم می شود(عصاره حیاتی در طب چینی در‬ ‫تخمکهای یک زن به ذخیره گذاشته می شود)‬ ‫و عصاره ی انرژی کلیه نیز در زن کم می شود‪،‬‬ ‫نمی تواند گرمای داخل بدن را کنترل کند‪.‬‬ ‫سرما و عصاره نمی توانند افساری بر گرمای‬ ‫بدن بزنند زیرا گرما افسار گسیخته می شود و‬ ‫شروع به عالئم گرما مثل تحریک پذیری‪،‬تپش‬ ‫قلب‪،‬بی قراری‪،‬عرق ریزش بدن‪،‬داغ شدن کف‬ ‫دست و پاها‪،‬سرخی صورت و عالئم خاص‬ ‫دیگری را که خانمها تجربه کرده اند و به آن‬ ‫آشنا هستند ایجاد می شود‪ .‬از نظر طب چینی‬ ‫این گره ی افسار گسیخته چون که پایه ای‬ ‫ندارد و چون که عصاره حیاتی گرما را تولید می‬ ‫کند و خود عصاره نیز کم شده‪ ،‬آرام آرام کم می‬ ‫شود و زن یائسه می شود‪.‬‬

‫است‪،‬این موارد باعث می شود تا عادت ماهانه‬ ‫زودتر شروع شود‪.‬‬ ‫مثال"در سن ‪ 12‬سالگی باعث خونریزی می شود‬ ‫و تخمک های بیشتری هدر می رود و طبیعتا"‬ ‫دوره یائسگی زود تر اتفاق می افتد‪.‬نکته مهم تر‬ ‫اینکه اگر یک دختر در سن نوجوانی ورزشهای‬ ‫سنگین و بیخوابی های شبانه مکرر داشته‬ ‫باشد یا هر خستگی مزمنی می تواند انرژی کلیه‬ ‫های او را ضعیف کند‪.‬اگر دختری در سن ‪14‬‬ ‫سالگی تا ‪ 21‬سالگی(سنی که انرژی کلیه می‬ ‫خواهد شکوفا بشود)در این دوره ورزشهای‬ ‫سنگین و حرفه ای‪،‬ترسها‪،‬وحشت ها‪،‬بی خوابی‬ ‫های طوالنی‪،‬امتحان کنکور و کارهای سنگین‬ ‫داشته باشد‪،‬انرژی کلیه باز هم تحلیل می رود و‬ ‫در دراز مدت تاثیر سویی خواهد داشت‪.‬‬ ‫مساله دیگر که روی انرژی کلیه ها تاثیر منفی‬ ‫می گذارد‪ ،‬عادت ماهانه ی سنگین است‪،‬یعنی‬ ‫به جای یک بار در ماه به ‪2‬تا‪ 3‬بار در ماه اتفاق‬ ‫بیافتد که انرژی بیشتری از کلیه ها و بدن دفع‬ ‫می شود و زودتر به نقص کلیه ها خواهد رسید‪.‬‬ ‫مسئله مهم دیگری که باید توجه داشت این‬ ‫است که اگر خانمها در سن ‪ 14‬تا ‪ 21‬سالگی‬ ‫سقط و زایمان داشته باشند یعنی در سنی که‬ ‫انرژی کلیه ها و بدن در حال رشد و رسیدن‬ ‫به شکوفایی است بنابراین بنیاد انرژی کلیه را‬ ‫ضعیف می کند‪.‬‬ ‫از دیدگاه طب چینی بهترین دوره برای حاملگی‬ ‫سن ‪ 21‬سالگی تا ‪ 28‬سالگی است‪.‬از سن ‪28‬‬ ‫سالگی تا ‪ 35‬سالگی انرژی کلیه ها آرام آرام‬ ‫شروع به کم شدن می کند و در سن ‪ 35‬سالگی‬ ‫تا ‪ 42‬سالگی ضعیف تر می شود و از ‪ 42‬تا‬ ‫‪ 49‬سالگی انرژی در اوج تنزل است که طبیعتا"‬ ‫یائسگی به دلیل کمبود انرژی حیاتی کلیه اتفاق‬ ‫می افتد‪.‬‬

‫از نظر طب چینی چه عواملی باعث یائسگی‬ ‫زودرس می شود‪:‬‬ ‫عواملی که باعث یائسگی زودرس می شود ‪ -‬از‬ ‫دیدگاه طب چینی عواملی که باعث می شوند‬ ‫انسان عصاره حیاتی بدن و کلیه ها را مصرف‬ ‫کنند به شرح زیر است‪:‬‬ ‫اوال"ژنتیک نقش بسیار مهمی دارد و دوران‬ ‫نوزادی یک زن یعنی موقعی که در رحم مادر‬ ‫بوده و عصاره حیاتی در حال شکل گرفتن‬ ‫بوده است‪.‬اگر مادر نوزاد‪ ،‬بارداری آرام و‬ ‫بدون استرس و تغذیه مناسب داشته باشد تعداد‬ ‫تخمکهای نوزاد دختر در رحم به تعداد باال‬ ‫خواهد بود و یائسگی دیرتری اتفاق می افتد‬ ‫از طرف دیگر میزان خرج کردن این عصاره‬ ‫چقدر!‬ ‫در طب چینی اعتقاد بر این است که اولین‬ ‫عادت ماهانه یک دختر در سن ‪ 14‬سالگی‬ ‫یعنی پایان دوره دوم هفت ساله‪ ،‬اگر به‬ ‫دالیل محیطی‪،‬تغذیه ای‪،‬استرس ها‪،‬محرکها و‬ ‫هورمون هایی که در جامعه داریم ‪،‬هورمونهای‬ ‫که درون غذاها امروزه مقدارشان رو به فزونی‬

‫نقش کلیه های بدن بعد از یائسگی چیست؟‬ ‫نقش کلیه های بدن بعد از یائسگی ‪ -‬نقش‬ ‫کلیه ها فقط در یائسگی و تولید مثل خالصه‬ ‫نمی شود‪ ،‬در طب چینی کلیه ها استخوان و‬ ‫مغز استخوان را کنترل می کنند‪.‬کلیه ها خواب‬ ‫را تا حدی در کنترل خود دارند‪،‬اراده ی یک‬ ‫فرد در زندگی با کلیه ها کنترل می شود ‪.‬مفاصل‬ ‫تا حدی به کلیه مربوط است و تغییر شکل‬ ‫استخوان‪،‬گودی کمر‪،‬کم شنوایی‪،‬صدا یا وزوز‬ ‫در گوش‪،‬ریزش موی سر‪،‬حافظه کوتاه مدت و‬ ‫احساس ترس را کلیه ها کنترل می کنند‪.‬‬ ‫عالئم پیری زود رس در طب چینی به عهده کلیه‬ ‫ها می باشد‪،‬مثال" زنی که در سن ‪ 40‬سالگی‬ ‫تصمیم به حاملگی می گیرد مانند این است‬ ‫که در سن ‪ 18‬سالگی حامله شود چون در سن‬ ‫‪ 18‬سالگی انرژی کلیه در حال رشد است و‬ ‫در سن ‪ 40‬سالگی در حال تحلیل انرژی می‬ ‫باشد‪،‬پس به همان اندازه به انرژی کلیه آسیب‬ ‫وارد می شود‪.‬مورد دیگر که بر کلیه ها اثر سو‬ ‫می گذارد ‪،‬مصرف داروهای هورمونی است که‬ ‫برای ناباروری زنان تجویز می شود و رحم به‬

‫طور مصنوعی و مکرر تقویت می شود‪ .‬بعد از‬ ‫حاملگی اتفاق بیافتد یا نیافتد این مساله باعث‬ ‫یائسگی زودتر می شود‪.‬‬ ‫آیا در طب چینی می شود یک زن دیرتر یائسه‬ ‫شود‪:‬‬ ‫تاخیر در زمان یائسگی ‪ -‬برای تاخیر در زمان‬ ‫یائسگی یک زن الزم است ‪،‬هنگامی که این‬ ‫زن در رحم مادرش یک جنین بوده‪،‬مادرش به‬ ‫یائسگی و حاملگی و باروری این دختر که در‬ ‫رحم دارد فکر کند‪.‬‬


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

155


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

154


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

153


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

152


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

151


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

150


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

149


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

148


‫‪147‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫طرز تهیه بادمجان با دانه انار‬

‫طرز تهیه ی بقچه كدو‬ ‫آماده سازی‪ 15 :‬دقیقه‬

‫ن‬ ‫بادمجا ‬ ‫شکر ‬ ‫ش‬ ‫انار تر ‬ ‫ط‬ ‫پیاز متوس ‬ ‫روغن‪،‬نمک و فلفل و زردچوبه ‬ ‫آب ‬ ‫گردو نگینی خرد شده ‬

‫مواد الزم ‪:‬‬ ‫‪ 4‬عدد متوسط‬ ‫دو قاشق غذاخوری‬ ‫یک پیمانه‬ ‫دو تا سه عدد‬ ‫به میزان الزم‬ ‫‪ 1/4‬پیمانه‬ ‫نصف پیمانه‬

‫طرز تهیه ‪:‬‬ ‫ابتدا بادمجان را پوست کنده و در آب نمک می‌گذاریم تا تلخی آن برود بعد آن را خشک و‬ ‫در روغن سرخ می‌کنیم و کنار می‌گذاریم‪.‬‬ ‫در همان ظرف اول پیاز خرد شده را تفت می‌دهیم‪ ،‬تا طالیی شود‪ ،‬بعد انار ترش یا انار ملس‬ ‫را می‌ریزیم و خوب تفت می‌دهیم‪.‬‬ ‫سپس گردو نگینی شده را به همراه نمک‪ ،‬فلفل و زردچوبه اضافه می‌کنیم و به اندازه کافی آب‬ ‫می‌ریزیم و می‌گذاریم تا آب آن کشیده شود‪.‬‬ ‫بعد این مواد را در شکم بادمجان می‌ریزیم و بقیه مواد را در کنار بادمجان ها در ظرف سرو‬ ‫می‌ریزیم‪.‬‬ ‫نکتـه‪:‬‬ ‫اگر انار خیلی ترش بود شکر اضافه می‌کنیم‪.‬‬

‫مواد الزم ‪:‬‬ ‫گوجه فرنگی سفت ‬

‫دو عدد‬

‫ط‬ ‫پیاز متوس ‬

‫دو عدد‬

‫سیر پودر شده ‬

‫به ميزان الزم‬

‫آویشن ‬

‫به ميزان الزم‬

‫ماست چكيده ‬

‫به ميزان الزم‬

‫کدو سب ز‬

‫سه عدد‬

‫طرز تهيه ‪:‬‬ ‫ابتدا كدوها را برش‌هاي نازك زده و آنها را آب‌پز كنيد‪ .‬گوجه‌فرنگي و پياز را به صورت گرد‬ ‫(حلقه‌اي) برش بزنيد‪ .‬پس از اين‌كه كدوها آب‌پز شد دو برش از آنها را به صورت ضربدري‬ ‫(‪ )X‬روي هم قرار داده‪ ،‬پودر سير و آويشن زده و يك حلقه گوجه‌فرنگي و يك حلقه پياز‬ ‫روي آن گذاشته و آنها را مانند بقچه بپيچيد و با سبزيجات و ماست چكيده تزئين و سرو‬ ‫كنيد‪.‬‬ ‫نكته ‪:‬‬ ‫‪ .1‬مي‌توانيد از سبزيجات ديگر هم براي ميان اين بقچه‌ها استفاده كنيد‪.‬‬ ‫‪ .2‬مي‌توان كدوها را بخارپز كرد‪.‬‬ ‫‪ .3‬اين غذا گياهي و رژيمي است‪.‬‬


‫‪146‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫نقد فیلم ‪ -‬فرح‬ ‫شکوهی‬

‫دیدار از فیلم هایی چون کاپیتان فیلیپز و‬ ‫گراوتی (جاذبه)‪ ،‬این امید را در دل عاشقان‬ ‫راستین سینما بوجود می آورد که در دنیای‬ ‫سینمای کامپیوتری و دیجیتالی‪ ،‬در عرصه‬ ‫فیلم های اکشن با موزیک های تکان دهنده‬ ‫و سیستم های ‪ 3D‬هنوز فیلم هایی ساخته‬ ‫میشودکه اصالت های سینمایی دارد و‬ ‫خصوصا فیلم با ارزشی چون کاپیتان فیلیپز‬ ‫که براساس یک ماجرای واقعی ساخته شده‬ ‫و تماشاگر حتی در لحظاتی از فیلم فراموش‬ ‫می کند بازیگری چون تام هنکز با ‪ 3‬جایزه‬ ‫اسکار روبروی او در پرده سینما نقش می‬ ‫آفریند‪.‬‬ ‫داستان فیلم بر پای حادثه حمله دزدان‬ ‫دریایی اهل سومالی در سال ‪ 2009‬به‬ ‫کشتی باری ‪ Maersk Alabama‬در مسیر‬ ‫عمان به سومالی ساخته شده است قهرمان‬ ‫فیلم کاپیتان ریچارد فیلیپز خود به تماشای‬ ‫فیلم آمده و بازی تام هنکز و کارگردانی پال‬ ‫گرین گرس را ستوده است در طی ‪ 200‬سال‬ ‫گذشته این اولین باری بودکه دزدان دریایی‬ ‫به کشتی امریکایی در آبهای اقیانوس حمله‬ ‫کردند و خصوصا در سالهای اخیر با توجه‬ ‫به نیروهای ویژه سیل ‪ Seal‬کمتر مهاجم و‬ ‫دشمنی در حمله به منافع امریکا جان سالم‬ ‫بدر برده است‪ ،‬نمونه اش را در ماجرای بن‬ ‫الدن دیدید‪.‬‬ ‫نویسنده فیلمنامه بیلی ری به اتفاق کارگردان‬ ‫فیلم‪ ،‬داستان را چنان پرداخته اند که تماشاگر‬ ‫بدور از هرگونه تعصب مذهبی و نژادی‪ ،‬حال‬ ‫و روز دزدان دریایی سومالیایی را درک‬

‫می کند‪ ،‬اینکه آنها با تهدید و فشار عوامل‬ ‫اصلی‪ ،‬با رویای رسیدن به میلیونها دالر و‬ ‫حتی زندگی در امریکا درحالیکه زن و بچه‬ ‫هایشان انتظار بازگشت شان را با یک بغل‬ ‫دالر می کشند وارد معرکه ای می شوند که‬ ‫هر لحظه در پیشروی تردید دارند‪ .‬بازیهای‬ ‫ساده بارک هاد عبدی و فیصل احمد‪ ،‬روان‬ ‫و طبیعی است‪ ،‬تماشاگر انگار شاهد یک‬ ‫حادثه واقعی جلوی چشمان خود است چون‬ ‫بازیگرانی که نقش دزدان دریایی را بازی‬ ‫می کنند‪ ،‬انگار خود همان دزدان هستند‪ ،‬با‬ ‫همان هیجان‪،‬همان رویا و همان دلهره ها و‬ ‫دلواپسی ها‪.‬‬ ‫تام هنکزدر نقش کاپیتان فیلیپز‪،‬چون همیشه‬ ‫در نقش خود اعجاز می آفریند‪ ،‬تام هنکز‬ ‫بازی نمی کند‪ ،‬او در هر لباسی فرو میرود‪،‬‬ ‫همان شخصیت میشود‪ ،‬بهمین جهت از هم‬ ‫اکنون زنگهای اسکار را برای چهارمین بار به‬ ‫صدا در آورده است‪.‬‬ ‫تام هنکز یا درواقع کاپیتان فیلیپز می کوشد‬ ‫با توجه به تجربه طوالنی خود‪ ،‬همه کارکنان‬ ‫کشتی را که اهل رزم نیستند آرام وخونسرد‬ ‫نگه دارد‪ ،‬و هم در دل دزدان دریایی ایجاد‬ ‫ترس کند و وقتی با مرکز اینها تماس می گیرد‪،‬‬ ‫تماشاگر از خود می پرسد پس آن نیروهای‬ ‫ویژه کجا هستند؟ چرا بموقع نمی آیند؟ چرا‬ ‫آسمان پر از هلیکوپتر و آبها پر از کشتی های‬ ‫جنگی نمی شود؟‬ ‫بمرور تماشاگر متوجه موقعیت حساس‬ ‫کاپیتان و کارکنان پنهان کشتی میشود اینکه‬ ‫یک حرکت اشتباه‪ ،‬سبب کشتار خونینی‬ ‫خواهد شد چراکه دزدان دریایی ناشی و‬ ‫دستپاچه‪ ،‬هر لحظه امکان یک خشم آنی و‬ ‫یک اقدام عجوالنه را دارند‪.‬‬ ‫لحظات برخورد کاپیتان فیلیپز با دزدان‪،‬‬ ‫مذاکره و مجاب کردن آنها‪ ،‬از سویی‬ ‫منحرف ساختن افکارشان از کارکنان‬ ‫پنهان شده کشتی‪ ،‬برای تماشاگر‬ ‫لحظات هیجان انگیزی را بوجود می‬ ‫آورد‪.‬‬ ‫«پال گرین گرس» با فیلم های حرفه‬ ‫ای و در ضمن پرفروش خود‪:‬‬ ‫‪Bloody Sunday- - 93 United‬‬ ‫‪Bourne Supremacy‬‬ ‫کارنامه خوبی دارد‪ ،‬گرین گرس‬ ‫کارگردان هوشمندی است‪ ،‬چون‬ ‫تماشاگر امروز سینما را می شناسد‪،‬‬ ‫او نبض نسل جوان را هم در دست‬ ‫دارد و بقولی بدون بهره از تکنیک‬ ‫های حیرت آور امروز سینما‪ ،‬فیلم‬ ‫هایش‪ ،‬با تکنیک های اصیل سینما‬ ‫همراه است‪ .‬گرین گراس با انتخاب‬ ‫بازیگران اهل سومالی‪ ،‬مطابقت آنها‬ ‫با دزدان دریایی و بهره از تجربیات‬ ‫و توصیه های کاپیتان ریچارد‬

‫فیلیپز‪،‬قهرمان زنده این ماجرا‪ ،‬فیلم را بسیار‬ ‫طبیعی و بقولی زنده ساخته است‪ .‬چهره‬ ‫سوخته و شکسته وهراسان دزدان دریایی در‬ ‫بیشتر صحنه ها تماشاگر را به عمیق ترین‬ ‫لحظات اجرا می برد‪.‬‬ ‫اقدام گروه سیل‪ ،‬حضور جنگنده های‬ ‫امریکایی‪ ،‬هلیکوپترهای جنگی‪ ،‬به تماشاگر‬ ‫هم حس امنیت می بخشد‪ ،‬این همان هدفی‬ ‫است که گرین گراس دنبال می کند‪ ،‬او در‬ ‫سری فیلم ‪ Bourne‬مت دیمون را چنان‬

‫هدایت میکند که خود تماشاگر با او حرکت‬ ‫می کند و با هر اقدام نجات بخشی‪ ،‬آرام می‬ ‫گیرد‪.‬‬ ‫تام هنکز در این فیلم همچنان بی‬ ‫همتاست‪،‬حتی بازیگران دیگر را هم با چنین‬ ‫قدرتی‪،‬هدایت می کند‪ .‬فیلم بسیار حرفه ای‬ ‫و در مسیری بسیار واقعی حرکت می کند و‬ ‫تماشاگر در لحظات پایانی فیلم که‬ ‫کاپیتان فیلیپز پر قدرت اشک می‬ ‫ریزد‪ ،‬با او میگرید‪.‬‬


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

145


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

144


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

143


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

142


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

www.SafaRenovation.com

141


‫‪140‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫برای آگهی در این صفحه با ما‬ ‫تماس بگیرید‬ ‫‪905-508-0058‬‬ ‫‪416-512-9874‬‬


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

139


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

www.century21.ca/mahmoud.rahbari

138


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

137


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

136


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

135


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

134


‫‪133‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫آذر‬

‫بهمن‬

‫در مورد عزیزان وابسته نیز نگران نباشند‪ ،‬این مرحله سرد زود‬ ‫پایان میگیرد‪ ،‬اغلب دختر خانمهای متولد این ماه به عشق پر‬ ‫شوری دست می یابند و یا سریع به سوی ازدواج میروند ‪ .‬رقابت‬ ‫عاشقانه ای میان معدودی از متولدین این ماه پیش آمده که در‬ ‫صالح هیج کدام نیست و باید هر چه زودتر در پایان دادن به این‬ ‫مشکل گام بردارند و سر و سامان بخشند‬

‫با پیش آمدن بعضی حرفها و مسائل در جمع خانوادگی متولدین‬ ‫این ماه‪ ،‬کدورتهایی پیش آمده که اگر بموقع در رفع آن اقدام‬ ‫نشود احتماال" بصورت یک مشکل درخواهد آمد‪ .‬همبستگی‬ ‫های فامیلی و خانوادگی در میان این گروه بسیار محکم و قوی‬ ‫است و نباید بدالیلی از هم بپاشد‪.‬‬

‫حافظ‪ :‬دوران همی‌نویسد بر عارضش خطی خوش یا رب نوشته‬ ‫بد از یار ما بگردان‬ ‫حافظ ز خوبرویان بختت جز این قدر نیست گر نیستت رضایی حکم قضا بگردان‬

‫حافظ‪:‬‬ ‫منعم مکن ز عشق وی ای مفتی زمان معذور دارمت که تو او را‬ ‫ندیده‌ای‬ ‫آن سرزنش که کرد تو را دوست حافظا بیش از گلیم خویش مگر پا کشیده‌ای‬

‫تعبیر‪:‬غرور و خودپسندی دام راه زندگی است‪ .‬با دوستان خود با صداقت رفتار کن تا در مواقع‬ ‫ضروری به کمک تو بشتابند‪ .‬فراق و دوری به دوستی و وصال منجر می شود‪ .‬به آنچه داری قناعت کن تعبیر‪:‬با تمام وجود به کار خود ادامه بده تا به مقصود برسی‪ .‬صبر و تحمل داشته باش و با آرامش به‬ ‫کار خود ادامه بده‪.‬‬ ‫و زیاده طلبی نکن‪.‬‬ ‫دی‬ ‫با پیش آمدن بعضی حوادث‪ ،‬عده ای از متولدین این ماه دچار‬ ‫پشیمانی شده و خود را در ایجاد این حوادث مقصر میدانند در‬ ‫حالیکه در اصل چنین نیست و باید این را بپذیرند که این مسائل‬ ‫در هر حال پیش میاید‪ .‬از تعارض و بگو مگو با دیگران خسته‬ ‫شده و مایل به ادامه آن نیستید‪ .‬شما به شرایط مسالمت آمیز و‬ ‫محیط آرامی نیاز دارید تا آرامش فکری خود را به دست آورده و‬ ‫تجدید قوا کنید‪.‬‬ ‫حافظ‪ :‬داور دارا شکوه‌ای آن که تاج آفتاب از سر تعظیم بر‬ ‫خاک جناب انداختی نصره الدین شاه یحیی آن که خصم ملک را از دم شمشیر چون آتش در آب‬ ‫انداختی‬ ‫تعبیر‪:‬به زودی به آرزوی خود می رسی و سعادت و نیکبختی بر زندگی ات سایه خواهد افکند و این‬ ‫حاصل رنج و زحمتی است که تحمل کرده ای‪ .‬قدر لحظات زندگی را بدان و شکر خداوند را به جای‬ ‫آور‬

‫اسفند‬

‫خیلی از متولدین این ماه در میان چشمان حیرت زده اطرافیان‬ ‫دست به هر کاری میزنند و موفق هستند و همین مسئله حرفها‬ ‫و شایعات بسیاری را برانگیخته است در حالیکه باید به همت‬ ‫و تجربه و تخصص این گروه نیز نگاهی بیاندازند تا بفهمند‬ ‫که آنها در داشتن چنین موقعیت و کسب پیروزیها‪ ،‬لیاقت و‬ ‫شایستگی دارند‪.‬‬ ‫حافظ‪ :‬از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم خود کام تنگدستان‬ ‫کی زان دهن برآید‬ ‫گویند ذکر خیرش در خیل عشقبازان هر جا که نام حافظ در انجمن برآید‬ ‫تعبیر‪:‬در راه رسیدن به مقصود باید اراده ای محکم و راسخ داشته باشی‪ .‬با دست روی دست گذاشتن و‬ ‫سهل انگاری‪ ،‬کاری از پیش نخواهی برد‪ .‬از شکست ها تجربه بیندوز و امیدوار باش‬


‫‪132‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫مرداد‬

‫مهر‬

‫آمده است عشق هایی بر آمده از احساسات نمایان‪ ،‬قول و‬ ‫قرارهای اشک آور‪ ،‬نه تنها مرد متولد این ماه را تحت تاثیر قرار‬ ‫نمیدهد‪ ،‬بلکه باعث وحشت و گریز او نیز میشود‪ ،‬اما انگار شما‬ ‫یک استثناء هستید چرا که رویدادها و رفت و آمدهای امروز‬ ‫میتواند دست و پای شما را درست و حسابی بند کند‪ ،‬البته کمی‬ ‫هم نگران کننده خواهد بود‪.‬‬

‫اگر ازدواج نکرده اید‪ ،‬امروز امکان یافتن او را خواهید داشت‪.‬‬ ‫فردی که مناسب درکنار شما قرار گرفتن است‪ .‬افسردگی را‬ ‫پشت در بگذارید‪ ،‬به خنده ها اجازه ی ظهور دهید تا آرامش بار‬ ‫دیگر به شما لبخند بزند‪ .‬این احساس زیبا هم اکنون کنار پنجره‬ ‫است تنها باید در آن را باز کنید‬

‫حافظ‪:‬ما را بر آستان تو بس حق خدمت است ای خواجه بازبین‬ ‫به ترحم غالم را‬ ‫حافظ مرید جام می است ای صبا برو وز بنده بندگی برسان شیخ جام را‬ ‫تعبیر‪:‬از ریاکاران و این زندگی پر از رنگ و ریا خسته شده ای‪ .‬فقط با صفای دل می توانی به لطف‬ ‫خداوند امیدوار باشی‪ .‬مطمئن باش که خداوند یاور و دوستدار مخلصان است‪ .‬در این زندگی دو روزه‬ ‫از حرص و ریا دوری کن‪.‬‬ ‫شهریور‬ ‫هماهنگ شدن دو نسل در میان متولدین این ماه همیشه آسان‬ ‫بوده‪ ،‬یعنی پدر و مادرها با بچه ها خیلی خوب کنار آمده اند و‬ ‫همین مسئله سبب شده تفاهم و دوستی بسیار در جمعشان باشد‪.‬‬ ‫با این حال گروه اندکی از متولدین این ماه در مورد بچه هایشان‬ ‫به بن بست رسیده اند‪ ،‬یعنی قدرت کنترل آنها را از دست داه‬ ‫اند‪.‬‬ ‫حافظ‪:‬‬ ‫رسم بدعهدی ایام چو دید ابر بهار گریه‌اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد‬

‫حافظ‪:‬‬ ‫ساقی بیا که هاتف غیبم به مژده گفت با درد صبر کن که دوا‬ ‫می‌فرستمت‬ ‫حافظ سرود مجلس ما ذکر خیر توست بشتاب هان که اسب و قبا می‌فرستمت‬ ‫تعبیر‪:‬صبر و تحمل داشته باش‪ .‬به زودی لطف خدا شامل حال تو می گردد و از اندوه و حسرت نجات‬ ‫پیدا می کنی‪ .‬دیدار با دوست و محبوب چندان دور نیست و به زودی به آرزوی خود می رسی‪.‬‬ ‫آبان‬ ‫آن دسته از متولدین این ماه که به هر دلیلی دچار خشم و‬ ‫عصبانیت میشوند باید سعی کنند صبور باشند چون ادامه چنین‬ ‫وضعی در نهایت به ضررشان و به از دست رفتن رشته ها و‬ ‫پیوندهای دوستی شان منجر خواهد شد‪.‬‬ ‫حافظ‪:‬‬ ‫قبای حسن فروشی تو را برازد و بس که همچو گل همه آیین‬ ‫رنگ و بو داری ز کنج صومعه حافظ مجوی گوهر عشق قدم‬ ‫برون نه اگر میل جست و جو داری‬

‫تعبیر‪:‬در انتخاب دوست و همنشین دقت کن‪ .‬بیهوده با خودسری و ندانم کاری‪ ،‬هستی خود را تباه‬ ‫چون صبا گفته حافظ بشنید از بلبل عنبرافشان به تماشای ریاحین آمد‬ ‫نکن‪ .‬با سعی و کوشش خود می توانی به همه چیز برسی‪ .‬سعی کن که عاقبت اندیش و موقر باشی و‬ ‫تعبیر‪::‬آنچه که مدت ها در انتظارش بودی به دست خواهی آورد‪ .‬رنج ها و زحمت هایی که در این راه عجوالنه تصمیم نگیری‪ .‬از منیت و تکبر‪ ،‬چیزی غیر از زیان نخواهی دید‪ .‬شرایط الزم برای کسب‬ ‫کشیدی‪ ،‬تو را به سعادت و نیک بختی می رساند‪ .‬از طعنه و سرزنش دشمن نترس و ثابت قدم باش‬ ‫نتیجه ی مساعد را دارا هستی‪ .‬به خودت اعتماد کن‪.‬‬


‫‪131‬‬ ‫فروردین‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫فال هفته‬

‫رنج و اندوه زیادی را در برابر عشق تحمل میکنید‪ .‬عواطف‬ ‫و احساساتتان را به راحتی بروز نمی دهید‪ .‬این موجب گوشه‬ ‫گیری و انزوای شما می شود‪ . .‬به زودی به یک میهمانی باشکوه‬ ‫دعوت خواهید شد‪ .‬اما احتمال شرکت کردنتان در این میهمانی‬ ‫کم است‪ .‬نرفتن شما به نفع شما خواهد بود چرا که همیشه‬ ‫شکوهی که دیده میشود مانند یک نی توخالیست که تنها ابهت‬ ‫آن موجب اغفال شدن میگردد‪.‬‬ ‫حافظ‪ :‬رقص بر شعر تر و ناله نی خوش باشد خاصه رقصی که‬ ‫در آن دست نگاری گیرند‬ ‫حافظ ابنای زمان را غم مسکینان نیست زین میان گر بتوان به که کناری گیرند‬

‫خرداد‬ ‫در زندگی مایل به پنهانکاری هستید و بدون احتیاط روابط‬ ‫نزدیکی با دیگران برقرار نمی کنید‪ .‬ممکن است غم و اندوهی‬ ‫کوتاه مدت به سراغتان بیاید ولی صبر و توکل می تواند دوره آن‬ ‫را کوتاه کرده و شادی را دوباره جایگزین کند‬ ‫حافظ‪:‬‬ ‫خنده و گریه عشاق ز جایی دگر است می‌سرایم به شب و وقت‬ ‫سحر می‌مویم‬ ‫حافظم گفت که خاک در میخانه مبوی گو مکن عیب که من مشک ختن می‌بویم‬

‫تعبیر‪:‬غرور و تعصب را رها کن و آینده نگر باش‪ .‬اوضاع همیشه بر وفق مراد نیست‪ .‬در روزگار‬ ‫توانمندی به یاد تنگدستان باش تا خداوند همیشه به تو یاری رساند‪.‬‬

‫تعبیر‪:‬هنوز تکلیف را با خود روشن نساخته ای و نمی دانی که چه راهی در پیش بگیری‪ .‬منتظری که‬ ‫دیگران برای تو تصمیم بگیرند‪ .‬بهتر است که درباره ی خود و اهداف خود تجدید نظر کنی تا بهتر‬ ‫بتوانی تصمیم بگیری‪ .‬اراده ی خود را محکم کن‪.‬‬

‫اردیبهشت‬

‫تیر‬

‫هرگونه اقدام برای مسافرت ولو یک مسافرت کوتاه چند‬ ‫روزه شدیدا تجویز میشود‪ .‬زمان مناسبی برای برقراری ارتباط‬ ‫تماسهای دوستانه و یا شغلی محسوب میگردند‪ .‬چنانچه منتظر‬ ‫رسیدن یک خبر یا یک نامه یا نتیجه یک کار هستید‪ ،‬در‬ ‫روزهای فوق احتماال آنرا دریافت خواهید کرد‪.‬‬ ‫حافظ‪:‬‬ ‫ز بخت خفته ملولم بود که بیداری به وقت فاتحه صبح یک دعا‬ ‫بکند‬ ‫بسوخت حافظ و بویی به زلف یار نبرد مگر داللت این دولتش صبا بکند‬ ‫تعبیر‪:‬با امید به خدا کارهایت آسان و هموار می شود‪ .‬بهتر است که ناامید نباشی‪ .‬اراده ی خود را‬ ‫محکم کن‪ .‬به امید کمک دیگران ننشین و فریب ریاکاران را نخور‪ .‬عقل خود را به کار گیر‪.‬‬

‫متولدین این ماه باید در حفظ دوستان خوب خود و در مراقبت‬ ‫و پایداری روابط فامیلی تا حد امکان کوشا باشند‪ .‬چرا که همین‬ ‫روابط خوب و محکم‪ ،‬در همه شئونات زندگی آنها و حتی آینده‬ ‫ای که در پیش دارند موثر خواهد بود‬ ‫حافظ‪:‬‬ ‫نمی‌کند دل من میل زهد و توبه ولی به نام خواجه بکوشیم و فر‬ ‫دولت او‬ ‫مدام خرقه حافظ به باده در گرو است مگر ز خاک خرابات بود فطرت او‬ ‫تعبیر‪:‬به زودی در کارها به توفیق و پیروزی می رسی و غم ها و رنج ها به شادی و سرور تبدیل می‬ ‫شود‪ .‬اگر خودپسندی را رها کنی و به ضعف خود اقرار کنی می توانی راه های تازه ای را آزمایش‬ ‫کنی‪ .‬به خداوند و کمک های او توکل داشته باش‬


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

130


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

129


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

128


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

127


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

126


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

125


25

Vol19 *No 982 *Aug 30-Sep 05-2013

}oArâ ô õãP×â

No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

124

Cavitation þGçÛðA ûBãPuk

úÞ þüAnÒ úÖBÂA ó õ^ .k õy þì kBXüA þGp^ úG êülHO ólG ok kõy þì ûkoõg pãük òPÖpâ ÿspðA ÿApG ólG ô kkpâ þì lðAqõvG Ao ó@BO koAlð AnÒ úÖBÂA ó@úG ÿqBýð .kõy þì ÝB^ Àhy YüolO úG ô QuA òüA koAk kõWô úÞ ÿpãük ëAõu -x þøAo Bü@ Cavitation lñüApÖ o k úÞ ÿpPùG pSA ûBãPuk òüA úÞ koAk kõWô oBíýG úÞ Qvø ÿoBÞ Bü@þñÏü ,lyBG úPyAk úXýPð ô løk ïBXðA êíÎ òüA BG ûApíø ?kpýãG ÿpPùG koAk kõW ô ÿkBüq ÿBø ûAo úÞîüõãG lüBG úG lñÞþì pGApG lñ^ Ao --- oBÞúXýPð úÞ kõy þì úý¾õO óAoBíýG úíø úG þéÞoõÆ lññÞ Ñôpy Ao oBÞ lñøAõhG úßñüA qA êHÚ qA lÏG þPc ô lñyõñG J@ ÿkBüq oAlÛì Ao óAôApÖ J@ ólýyõð îø oBÞïBíOA Bùð@ úG J@ óõ^ lññßð }õìApÖ ÐÖkpPùG Bø þGp^ BO lñÞþì àíÞ úG þéýg úÞ ÿpãük } ôo .kõy ûkB×PuA lñÞþì àíÞúýÃÚ òüA ,lyBG þìRF ûBãPuk qA ïBãñùG Ao Bø þGp^ ÐÖk ûBãPuk òüA úý¾õO æ«õíÏì úÞ lñßýì pPÏüpu úvéW pø ïBíOA qA lÏG kõy þì 20 BO 15 Rlì úG Cavitation ûkB×PuA RF ûBãPukqA îø úÛýÚk .kõy

ÿpÃì ûBãPuk BùñO úð Cavitation ÿApG ô ûkõG ûlññÞàíÞoBývG úßéG Qvýð óBzðlG lDAq ÿBø þGp^ BG BùèBu úßýðBvÞ ûly QGBS æõ¾A .lðA û k õG oBXñéÞ ok oBývG lðoAk óqô {øBÞ l¿Ú úßýðBvÞ Rlì ûBOõÞok lñøAõg þì ô lñPvø ëõXÎ þOlì qA wK ú`ðBñ^ ô lñupG úXýPð úG lýìABð çìBÞ lìBýð QulG JõéÇì úXýPð k õg úýèôA QèBc úG ûoBG ô k ô ûly lñðAõO þì úßýìBãñø þèô .lðkpãýìpG ûløBzì þð@ Ao þGp^ òPÖo òýG qA úXýPð BO kõzýì Bùð@ ÿApG ûrýãðA UÎBG òüA lññÞ úíø .lñyBG îí¿ì kõg óqô {øBÞûAook îüso ÜüpÆ qA óqô {øBÞ úÞ îýðAlýì Bì ô kpýãýì Roõ¾ YüolPG }qoô ô þDAnÒ úXýPð BO lyBG o õH¾ lüBG çìBÞ Àhy

ûBãPuk òüA Bü@úßñüA pg@ok ô-x ? kpG þì òýG qA Ao Qýèõéu òüpPùG îø koõì òüAok ô kpG þì òýG qA úéG ô k úÞ lü@ þì Quk úG þðBìq ok úXýPð óBìríø RF ô Cavitation ûBãPuk . kõy ûkB×PuA ô xok@ ûoBGôk lýðAõO þì óBüBK ok Bì óBâlñðAõg ÿApG Ao kõg xBíO ÿBùñ×éO .lýñÞ pÞm úÞkoAk ïBð Tri Health Bì àýñýéÞúéG xBíO ÿBø ûoBíy ô lyBG þì õñývðA pùy ok 818-654-8320 855-874-4325 .lyBG þì þéHÚ QÚô òPÖpâ ÿApG 17777 Ventura Blvd, Suite 120

kApÖA BG ûoôBzì ÿkôldì Rlì ÿApG òíÂok .QuA óBãüAo rýð

905-737-3900

.kpýãG BXñüA ok æ«õíÏì úÞ ÿpãük ëAõu -x òüA óBßìA Bü@ úÞ QuA òüA kõy þì fpÇì ÿBùèõéu úßýìBãñø Àhy úÞ koAk kõWô qA Cavitation úéýuô úG Ao kõg þGp^ Bü kkpâpG ûoBGôk þOlì qA wK kpG þì òýG ?úð ô úPÖo QukqA Bø þGp^ úÞ îüõãG lüBG qA ç « ìBÞCavitation ÈuõO ûly ÐÖk úÞ lðoAlð k õW ô pãük ô lð ôo þì òýG qA wK kApÖApâA úXýPðok lðkpâpG lñøAõhG àü Cavitation êíÎ ókAk ïBXðA ÿoõgpK ô lññÞëBHðk Ao îèBu þüAnÒ îüso QèBc óBíø úG Ao kõg ólG lñðAõPýì lññßð aýø úÞlññÞxBvcA pâA þèô lññÞÌ×c ô óko õg AnÒ ÿApG Qvýð qBýð þð õðBÚ ,lðoõhG þGp^ ô RAolýøõGpÞÿkBüqoAlÛì óBzðlG ok ûqBO Bø þGp^ þOlì qA wK

koõgpG òüA úXýPð ok ô lññÞ þì koõgpG òüA ÿçGæ ok åorG ÿBùGBHc BÏHÆ BùGBHc òüA .lñøk þì êýßzOBùèõéu îùG Ao þGp^ ÿBùèõéu ô lññßýì ëBÓyA BW Rlì qA wK lññßýì pO ûkpzÖ ô pPßükrð Ñôpy BùGBHc òüA ÜýÚk lñ^ çTì þøBOõÞ òüA ólýÞpO úXýPð ok úÞlññßýì ólýÞpO úG òüA kkpãýì kAq@ ÿkBüq ÿspðA BùGBHc ÿBùèõéu óly þyçPì UÎBG ÿspðA ,lññßýìpOkpg ô kpg Ao Bùð@ ô ûly þGp^ þì ok ÐüBì êßy úG BHüpÛO úßüoõÇG qA ûly þyçPì ÿBùèõéu ô lü@ ô ólG ÿôB×ñè klÒ ÜüpÆ ÜüpÆ qA ó@ qA ÿl¾ok òýñ`íø .kkpãýì ÐÖk ÑõÖlì Bü ôoAokA òüA koAk ûBãPuk òüA úÞþDBüArì úG úýHy BHüpÛO kpßéíÎ úÞ QuA kok aýø óôlG þèô koAk òzÞBuõLýè þcApW êíÎ aýø ô ÿrüpð õg Bü ô úu ôpK ok .kpýãýì Ro õ¾ qôo óBíø ok oBíýG òzÞBuõLýè Ao êíÎ úXýPð lðAõO þì ëôA pËð koõì ÿBùPívÚ ok úÞ lñÞ ûløBzì kpßéíÎ .QuA û kAk Quk qA þGp^ Machine Cavitation ok BÛýÚk Bíy úÞQuA Roõ¾ òüA úG îø ô lýñßýì ûløBzì Ao úXýPð qôo óBíø çìBÞ pËð ko õì úýcBð rüBu ÙçPgA lüoAk òüA úG qBýð pâA þèô QuA x õvdì òýG æõíÏì lüpHG òýG qA ÿpPzýG þGp^ úÞ BO lýñÞúÏWApì pPÞk úG lüBG úvéW 5 BO 4 òüpPzýG k õy ïBXðA Bíy ÿôo úu ôpK lzßG ëõÆ lðAõPýì úvéW pø ok úßýðBìq l¾ok oAlÛì úG úWõO BG .QuA úÛýÚk 45 úÞ ÿoAlÛì ô koAk Àhy úÞ þGp^ ÀýhzO àyrK lølG Quk qA løAõhýì óBìq ó@ úÞlzßG ëõÆ oAlÛì ú^ lølýì .lyBGpPzýG úÛýÚk 45 qA lðAõPýíð kApÖA ÿApG þéýg úÞ ÿpãük ëAõu -x Bü@ úÞ QvñüA lüBýG {ýK QuA òßíì

îø ÿop ûBãPuk òüA qA ókpÞ ûkB×PuA ?úð Bü koAk pÇg þG çìBÞ ûBãPuk òüA îü õãG lüBG þì lðBuApPèA ZAõìA BG ó@ kpßéíÎ ô QuA pSA aýø ô lñPvø ÿpÇg þG ZAõìA úÞlyBG FDA óBìqBu koAnâþíð ólG ÿôo þ×ñì ô ûkAkoApÚ lýDBO koõì Ao ûBãPuk òüA Bßüpì@ òýyBì úÞ lølýì óBzð òüA

òüA koõì ok ïkpì opßì ÿBùuBíO þK ok pãük oBG BO îýPÖpâ îýí¿O óolì ûBãPuk kpßéíÎ ûõdð koõì ok ÿpPzýG RBÎçÆA oBýPgA ok koAk úÞ þüBüArì ô ûBãPuk òüA .îüoA nãG ïkpì {øBÞ úG îýí¿O úßýðBvÞpTÞA úzýíø kBùñzýK Bùð@ úG úÞÿrý^ òýèôA lðoAk óqô þüAnÒ îüso úÞQuA òüA ÈÛÖ QuA ûly .lññÞ }qoô úG Ñôpy ô úPÖpâ þGp^ îÞ ÿApG } ôo òüpPíèBu ô òüpPùG òüA úPHèA pTÞA ok þèô QuA þPìçu ô óqô {øBÞ QuA òßíì Àhy úßñüA îÒpýéÎ RBÚôA rüBu úG þèô lupG k õg ûAõhèk óqô úG þcAõð þgpG ok ô luo þíð {øAõhèk {hK ÍBdè qA þDBø þãñøBíøBð ólG ïBíO çTì lññýG þì þGp^ ÿBùèõéu óly îßy úýcBð ok ô QuA ïpÖ ÿôo BùìAlðA BùðAo úßñüA Bü ô kõzýì ûlük þGp^ ÐíXO QuA pPÚB^ ólG ÿBùPívÚ püBu úG QHvð .lølýìoApÚpýSBO QdO Ao ïAlðA êÞúÞ oBÞBùýGp^ òüA ókpG òýG qA úÞîüõãG lüBG BG ûApíø lyBG oApÚ pâA QuA þéßzì oBývG ok óõ^ kpýãG Roõ¾ þDAnÒ îüso ô }qoô qA þGp^ ólG ÿBùPívÚ úýéÞÈüApy òüA úÞ þDBùPívÚ þPc ô lølýì Quk pÒæ îýøAõhýíð .lð õzýìpOpÒæ îø qBG lð õy òüA Cavitation ûBãPuk úéýu õG ô lñPvø ókpG òýG qA êGBÚ çìBÞ BùýGp^ þDAnÒ îüso Bü }qoô úG ÿqBýð pãük ZAõìA úéýuõG òýyBì òüA óõ^ lyBHýíð àü lñðBì ÐÚAô ok úÞlñÞþì oBÞlðBuApPèôA úýcBð ok ZAõìA òüA QuA þOõ¾ wðBÞpÖ þGp^ ÿBùèõéu BG QuA pËð lì úÞ ÿA


‫‪123‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫خواننده و‬ ‫هنرپیشه های‬ ‫قدیمی‬ ‫پوران با نام اصلی «فرح‌دخت‬ ‫ع ّباسی طاقانی» متولد ‪۱۳۱۲‬‬ ‫در دههٔ ‪ ۳۰‬یکی از مشهورترین‬ ‫خوانندگانی ایران بود و این‬ ‫شهرت خود را تا اواسط دههٔ ‪۵۰‬‬ ‫همچنان حفظ کرد‪ .‬با نام «بانوی‬ ‫ناشناس» و سپس «بانو شاپوری»‬ ‫(نام خانوادگی همسر اول) و بعد‬ ‫از آن با نام مستعار «پوران» پا در‬ ‫وادی هنر گذاشت‬

‫او خواهرزادٔه بانو روح بخش دیگر‬ ‫خواننده ایرانی آن دوران است‪ .‬پس از طی‬ ‫تحصیالت در دبیرستان اسدی و هنرستان‬ ‫عالی موسیقی با نام بانو ناشناس در صفحٔه‬ ‫گرامافون می‌خواند که پس از آشنایی و‬ ‫ازدواج با همسر اول خود نام خانوادگی او را‬ ‫به عنوان نام مستعار خود برگزید‪.‬‬ ‫بعد از جدایی عباس شاپوری (ویولون‌نواز‬ ‫و آهنگساز) به همسری حبیب روشن زاده‬ ‫(مفسر ورزشی تلویزیون) در آمد که این‬ ‫ازدواج دوم نیز منجر به طالق شد‪ .‬دو فرزند‬ ‫به نام‌های امید و آرزو روشن‌زاده از وی باقی‬ ‫مانده‌است‪.‬‬ ‫پوران در سال ‪ ۱۳۶۹‬زمانی که برای دیدن‬ ‫نوه اش به ایران آمده بود به علت ابتال به‬ ‫بیماری سرطان درگذشت و در امامزاده طاهر‬ ‫(کرج) به خاک سپرده شد‪.‬‬


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

122


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

121


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

120


‫‪119‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫مرگ زودهنگام‬ ‫و افسردگی در‬ ‫انتظار مردان‬ ‫طالق‬

‫پژوهشگران دریافته‌اند اگرچه‬ ‫طالق موجب شکسته شدن قلب‬ ‫برخی از زوجین می‌شود‪ ،‬مشکالت‬ ‫جدی برای سالمتی مردان ایجاد‬ ‫می‌کند‪.‬‬ ‫دانش‌پژوهان می‌گویند مردانی‬ ‫که ازدواجشان با طالق به پایان‬ ‫می‌رسد بیش از دیگران در خطر‬ ‫مرگ زودهنگام‪ ،‬سوء مصرف‬ ‫مواد مخدر و افسردگی هستند و‬ ‫اغلب از حمایت‌های اجتماعی نیز‬ ‫بی‌بهره‌اند‪.‬‬

‫این تحقیقات تاکید دارد باید مطالعات الزم‬ ‫برای بررسی تاثیرات آسیب‌زای طالق بر روی‬ ‫سالمت زنان و مردانی که از هم جدا شده‌اند‪،‬‬ ‫صورت گیرد‪.‬‬

‫محققان آمریکایی می‌گویند مردان مطلقه و‬ ‫مجرد ‪ 39‬درصد بیش از مردان متاهل در‬ ‫خطر خودکشی هستند شاید دلیل این امر تا‬ ‫حدودی این باشد که آنها پس از طالق درگیر‬ ‫رفتارهای پرخطر می‌شوند‪.‬‬ ‫این تحقیقات که نتایج آن در نشریه "سالمت‬ ‫مردان" منتشر شده است از پزشکان می‌خواهد‬ ‫این مردان را به درمانگران ارجاع دهند‪.‬‬ ‫دکتر "دانیل فلکس" از دانشگاه نبراسکا در‬ ‫یک مطالعه موردی‪ ،‬می‌گوید پزشکان باید‬ ‫مشکالت سالمتی مرتبط با طالق را در مردان‬ ‫شناسایی کنند‪.‬‬ ‫وی دریافت برخی از این مردان دچار بدخوابی‬ ‫و دردهای شکمی مداوم‪ ،‬سوء مصرف الکل‬ ‫شده و همچنین در محل کار خود نیز با رئیس‬ ‫و همکارانشان به مشکل می‌خورند‪.‬‬ ‫پروفسور "ریدوان شابسیگ" از دانشگاه‬ ‫کورنل آمریکا و رئیس انجمن بین‌المللی‬ ‫سالمت مردان می‌گوید‪ :‬تصور رایج‪ ،‬بسیاری‬ ‫از فرهنگ‌ها و همچنین رسانه‌ها ‪ ،‬مردان را‬ ‫افرادی محکم ‪ ،‬مقاوم و انعطاف‌پذیر نشان‬ ‫داده و حاکی از آن است که مردان نسبت‬ ‫به آسیب‌های روانشناختی‪ ،‬کمتر از زنان‬ ‫آسیب‌پذیرند‪.‬‬ ‫وی افزود‪ :‬اما حقیقت این است که مردان‬ ‫در برابر تروماهای روانشناختی و رویدادهای‬ ‫منفی زندگی از جمله طالق‪ ،‬ورشکستگی‪،‬‬ ‫جنگ و سوگ‪ ،‬به شدت تحت تاثیر قرار‬ ‫می‌گیرند‪.‬‬


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

118


‫‪117‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫‪ 10‬نشانه خيانت‬ ‫در زنان‬

‫واقعا در روابط زناشويي چيزي‬ ‫بنام يك "رابطه كامل" وجود‬ ‫ندارد و متاسفانه با اين كه شما‬ ‫تصور ميكنيد همسرتان بسيار به‬ ‫شما عالقمند است احتمال خيانت‬ ‫او وجود‪.‬‬ ‫بخاطر داشته باشيد‪ :‬زنان بسيار‬ ‫نكته بين و دقيق هستند و‬ ‫درصورت خيانت مانند يك تبهكار‬ ‫حرفه اي ردي از خودشان باقي‬ ‫نمي گذارند بنابراين شما بايد‬ ‫خوب حواستان را جمع كنيد‪ .‬در‬ ‫زيـر ‪ 10‬نشانـه اصلي كه ممكـن‬ ‫است ( نه لزوما" ) دليـل خيـانت‬ ‫يـك زن باشد را مي خوانيد‪:‬‬

‫نشانه شماره ‪10‬‬ ‫فاصله گرفتن و جدايي از خانواده‬ ‫اين واقعيت كه او ديگر عالقه اي به‬ ‫رسيدگي امور خانواده ندارد و تمايلش را به‬ ‫برقراري رابطه با خـانـواده و دوسـتان شما از‬ ‫دسـت مي دهد‪ ،‬مـي تواند دليـل بر پشيماني‬ ‫و ندامت ناشي از خيانت باشد‪ .‬او ممكن‬ ‫است بخاطر خيـانـتش احسـاس گنـاه كـرده‬ ‫و روبرو شدن با دوستان يا خانواده شما او را‬ ‫به ياد گناهانش بيندازد‪.‬بنابراين هرچقدر او‬ ‫در صداقت و درستي قوطه ورتر شود‪ ،‬بهمان‬ ‫اندازه مجبور بتحمل عذاب وجدان كمتري‬ ‫خواهد شد‪.‬‬ ‫نشانه شماره ‪9‬‬ ‫افزايش پرخاشگري و ستيزه جويي‬ ‫آن روزهاي تفاهم و همدلي و رضايت كه‬ ‫با هم داشتيد به پايان رسيـده‪ .‬اخيرا او با‬ ‫هر كار شما شروع به مشاجره و شكايت‬ ‫پـرداخـتـه و از هـر بـهـانـه اي بـراي نـزاع و‬ ‫تخريب شخصيت شما استفاده ميكند‪ .‬نق‬ ‫زدنها به او كمك مي كند تا احساس گناه را‬ ‫از بين برده و يا حداقل كمتركند‪ .‬بنابراين‬ ‫اگر عيب جوييهاي او از شما بصورت يك‬ ‫عادت درآمده كمي دقت كنيد ببينيد چه‬ ‫اتفاقي در حال افتادن است‪.‬‬ ‫نشانه شماره ‪8‬‬ ‫دوستي با فردي جديد‬ ‫يك از نشانه هاي شروع خيانت قرار گرفتن‬ ‫فردي جديد در سر راه اوست كه ممكن‬ ‫است از طرف او "همكار" يا "دوست‬ ‫قديمي" اطالق شود‪ .‬او از بيان جزئيات‬ ‫دوستي با فرد جديد خودداري كرده و سعي‬ ‫در پوشاندن آنها دارد‪.‬‬ ‫نشانه شماره ‪7‬‬ ‫ممانعت از پاسخگويي به سؤاالت ساده‬ ‫هـميشه نسبت بفردي كه حتي از پاسخگويي‬

‫به ساده ترين و منصفانه ترين سواالت‬ ‫شما سرباز مي زند و يا سـواالت شما را از‬ ‫خودتان مي پرسد ( اين امر نشانگر يافتن‬ ‫يك جستجوي ذهني براي دروغگويي است‬ ‫) ضنين و مشكوك باشيد‪ .‬هشيار باشيد‬ ‫در مورد دير آمدن ها به خانه و ايـنكه او با‬ ‫غرولند در جواب سوال شما مي گويد‪ " :‬چرا‬ ‫مي خواي بدوني كي از محل كارم خارج‬ ‫شدم؟"‪ .‬اگر او به سواالتي كه هميشه عادت‬ ‫داشـت داوطـلبـانـه و با رقبـت پاسـخ دهـد‬ ‫ولي اكنـون با حالت تدافـعي و جبـهه گيرانه‬ ‫عالقه اي به جواب دادن آنها ندارد‪ ،‬بـدانيد‬ ‫كه او چـيزي ( يا كسي‪ )....‬را از شما پنهان‬ ‫ميكند‪.‬‬ ‫نشانه شماره ‪6‬‬ ‫ايجاد تغييرات در عادت ها‬ ‫اگر او سرش جاي ديگري گرم باشد ‪ ،‬بطور‬ ‫قطع متـوجه تـغييراتـي در انـجام عـادتها‬ ‫و كارهاي روزمره اش خواهيد شد‪ .‬ديگر‬ ‫تمايلي به سينما رفتن وجود ندارد و صحبتي‬ ‫از شركت در كالسـهاي آموزشـي نمي شـود‪.‬‬ ‫معموال" مـردان دوسـت دارند با مـعشـوقه‬ ‫جديدشان مالقات كنند و اين امر موجب‬ ‫غفلت و بازماندن از انجام مشغوليات گذشته‬ ‫مي گردد‪.‬‬ ‫نشانه شماره ‪5‬‬ ‫افزايش آرايش و آراستگي‬ ‫هـمانگونه كه خود شما در ابتداي ارتباطتان‬ ‫سعي در نشان دادن محاسن خود به يكديگر‬ ‫داشتيد‪ ،‬اكـنون او نـيز بصورت ناگهاني‬ ‫اصرار در آرايش بيشتر و تغيير لباس و‬ ‫دگرگون كردن ظاهر خود براي فردي ديگر‬ ‫دارد‪.‬‬ ‫نشانه شماره ‪4‬‬ ‫افزايش استقالل و خودكامگي‬ ‫يك نشانه مهم كج روي اين است كه او‬ ‫از نـهاد دو نـفره خـانواده جدا شده و به‬ ‫سمت خودمختاري پيش مي رود‪ .‬او ديگر‬ ‫نمي گويد "ما" مي گويـد "من" بعالوه‬ ‫كار خودش را انجام مي دهد و تمايلي به‬ ‫مشورت در مورد انديشه هاي آينده زندگي‬ ‫ندارد‪ .‬او طوري رفتار ميكند كه به شما‬ ‫بفهماند ديگر نيازي به نگهداري شما ندارد‪.‬‬ ‫نشانه شماره ‪3‬‬ ‫تغيير در زندگي جنسي‬ ‫ايجاد تحـوالت ناگهـاني‪ ،‬عـدم تمايـل و‬ ‫سربازدن در آميزش همـچنين ارضا نشدن‬ ‫مانند گذشته‪ ،‬مي تواند نتيجه درميان بودن‬ ‫فرد ديگري باشد‪.‬‬ ‫نشانه شماره ‪2‬‬ ‫افزايش مشغوليتها‬ ‫او ميگويد ديگر وقت انجام فعاليت هاي‬ ‫فوق برنامه را با شما ندارد با اينحال وقتي‬ ‫كه "دوستش" با او تماس مي گيرد همان‬ ‫لحظه حاضر و آمـاده شده و بـيرون مي رود‪.‬‬ ‫او بسيار زياد براي "كار" از خانه خارج مي‬ ‫شود‪.‬‬ ‫نشانه شماره ‪1‬‬ ‫بي تفاوتي و بي اهميتي‬ ‫چه چيزي بدتر از اين اســت كه همسـر‬ ‫شـما تقريبا در مـورد همه چيز نق بزند؟‬ ‫به نظر مي رسد بدتر اين باشد كه او ديگر‬ ‫توجه نكند كه حتي شـما يك مـوجود زنده‬ ‫هستيد‪ .‬همانـطور كه نشـانه شــماره ‪( 9‬‬

‫بهانه جويي و گيـر دادن سر هر موضوع )‬ ‫يك نــشـانه خيانت محسوب ميگردد بر‬ ‫عكس آن هم يعني بي اهـميتـي در انجام‬ ‫كارهاي شما نيز دليلي محكم است‪ .‬ديگر‬ ‫براي او فرقي نميكند كه شما كجا ميرويد و‬ ‫چه كار مي كنيد‪ .‬اگر عقيده خود را مثال"‬ ‫در مورداحساس خود و يا ظاهر او ابرازكنيد‬ ‫با جوابي سرد مواجه خواهيد شد‪ .‬بعبارت‬ ‫ديگر او همـان اندازه اهميتي كه شما براي‬ ‫موضوعات مختلف قائل هستيد‪ ،‬قائل‬ ‫نخواهد بود بخصـوص كه آن موضـوع‬ ‫مسـتقيما" در رابـطه شـما تاثير گذار باشد‪.‬‬ ‫واقعيت گرا باشيد‪ :‬با اين فكر كه همسرتان‬ ‫هيچ وقت به شما خيانت نمي كند‪ ،‬خودتان‬ ‫را فريب ندهيد و از طرف ديگر فورا" او‬

‫را متهم به خيانت نكنيد‪ .‬اگر هـمسر شما‬ ‫داراي يك از نشانه هاي فـوق بـود‪ ،‬دلـيل بر‬ ‫ايـن است كه احتـمـاال" چيـزي در اين رابطه‬ ‫غلط مي باشد و لزوما" دليلي بر اتهام نهايي‬ ‫نيست‪ .‬در هر حال بـا خـواندن ايـن مقاله‬ ‫فرصي مناسب براي شما پيش مي آيد تا‬ ‫بـتـوانيد برخورد و ديدگاه منطقي تري نسبت‬ ‫به مسائل داشته باشيد‪ .‬موضوع مهم تر اينكه‬ ‫اجـازه نـدهيد آنچه كه ممكن اسـت تنها يك‬ ‫حس حسادت در شما باشد باعث تخريب‬ ‫افكارتان در مورد همـسرتان شود چرا كه‬ ‫اشتباه انگاري و نتيجه گيري زود هنـگام‬ ‫ممكن اسـت يك رابطه را براي هميـشه از‬ ‫بين ببرد پس همه حقايق را پيش از روبرو‬ ‫شدن با وي درنظر داشته باشيد‬


‫‪116‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫انتظارات رفتاري و اخالقي‬ ‫يك مرد از همسر خود‬ ‫اين دفعه بنا به درخواست خانمها‬ ‫در مورد شناخت آقايون مي‬ ‫نويسم‬ ‫غار تنهاي مردان‬ ‫هر مردي يا كال هر جنس‬ ‫مذكري چه قبل از ازدواج و‬ ‫چه بعد از ازدواج هر چند وقت‬ ‫يكبا كه البته زمان خاصي ندارد‬ ‫احتياج به غار تنهاي دارد مي‬ ‫دانيد غار تنهاي چيست؟ محيطي‬ ‫كه در آن آقايان فقط خودشون‬ ‫هستند و افكار و وجدان‬ ‫خودشون كه هر چند وقت‬ ‫يكبار با خود به فكر فرو مي روند‬ ‫مشكالتي كه دراند از ذهنشان‬ ‫عبور مي كند كارهاي كه تا‬ ‫كنون انجام داده اند چه خوب‬ ‫چه بد ه رفتارهاي اطرافيانشان در‬ ‫قبال خود فكر مي كنند و البته‬ ‫اكثر تصميم هاي مهم را در همين‬ ‫غار تنهايي مي گيرند آنها در اين‬ ‫محيط هيچ كس را راه نمي دهند‬ ‫ترجيح مي دهند كامال تنها باشند‬

‫اكثر مواقع در اين حالت به يك نقطه خيرع‬ ‫مي شوند سايد حتي به شما نگاه مي كنند و‬ ‫حتي حرفهاي شما را با اشاره تاييد مي كنند‬ ‫اما در فكر و ذهن آنها جريانات ديگري مي‬ ‫گذرد اين غار زمان و مكان خاصي ندارد‬ ‫بهتره زماني كه همسر شما در يك ئنياي‬ ‫ديگري سير مي كنند او را آسوده بگذاريد‬ ‫مطمئن باشيد اگر به اين نتيجه برسد كه‬ ‫مشكلش با مشورت كردن باشما حل مي‬ ‫شود خود اينكار را انجام مي دهد بهتره‬ ‫بدونيد اكثر تصميم گيريهاي درست و به‬ ‫جا در همين غار تنهايي گرفته مي شود چرا‬ ‫كه مغز مردان يك محيط پردازشگر كامال‬ ‫منطقي است و در تصميم گيريهاي بش از‬ ‫‪ 90‬درصد منطق را دخالت مي دهند شايد‬ ‫بارهاي از يك مرد شنيده باشيد سر يك‬ ‫موضوع كه مي گويد بزار يه كم فكر كنم‬ ‫جوابتو بهت مي گم البته در مورد زنها هم‬ ‫شايد شنيده باشيد اما اين مورد در مردان‬ ‫خيلي بار تر مي باشد معموال زنان يه جواب‬ ‫سطحي در لحظه پرسش مي دهند و بعدا‬ ‫فكر مي كنند و پاسخ خود را اصالح مي‬ ‫كنند‬

‫افراط و تفريط را در مورد مردان هرگز‬ ‫اعمال نكيند‬ ‫مردان در همه رفتارهاي ميانه روي و تعديل‬ ‫را مي پذيرند و كال ذهنيت آنها با افراط‬ ‫و تفريط منطبق نيست و تداخل دارد حتي‬ ‫مطمئن باشيد اگر شما در ابراز احساساتون‬ ‫هم افراط كنيد فكر نكنيد همسر شما واقعا‬ ‫احساسا رضايت مي كند شايد رضايتمندي‬ ‫او موقتي باشد اما اگر در جاي خود ابراز‬ ‫احساسا ت كنيد و در جاي خود از احساسا‬ ‫ت خود جلوگيري كنيد شايد در برخورد اول‬ ‫همسر شما ناراحت شود اما در دراز مدت‬ ‫اين رفتار شما مي پذيرد و ابراز مي دارد‬

‫كه چه زن منطقي دارد و هرجا به تناسب‬ ‫موقعيتش رفتار خاص خود را نشان مي دهد‬ ‫گيردادنهاي بي جا مردان را عصبي ميكند‬ ‫مي كند‬ ‫تا حاال شياد بارها براي شما اتفاق افتاده‬ ‫باشد كه مثال قصد داشتيد به مهماني برويد‬ ‫و شوهرتان يك لباسي مي پوشد كه از نظر‬ ‫شما اين لباس درخور آن مهماني نيست‬ ‫به او مي گوييد لباسش را عوض كند اين‬ ‫خيلي خوبه كه شما به همسرتان توجه داريد‬ ‫اما زماني هم اتفاق مي افته كه شما براي‬ ‫نشان دادن خود به دوستانتان از همسرتان‬ ‫مي خواهيد يك برخورد متفاوت از زات‬

‫اخالقي خود داشته باشد و يا يك لباسي‬ ‫كه هرگز حاضر به پوشيدن آن نيست را به‬ ‫زور بر تن او كنيد بهتره اينو بدونيد مردان‬ ‫هميشه يك حس برتري نسبت به زنان دارند‬ ‫اين كامال طبيعي ميباشد از اين رو غرور‬ ‫آنها بي ش از زنان مي باشد در برخورد‬ ‫هاي اينچنيني كمي صبور باشيد و البته‬ ‫مردي مي تواند موفق باشد كه خاصيت‬ ‫انعطاف پذيري داشته باشد من هر جا اسم‬ ‫از جذبه مياورم بالفاصله واژه انعطاف‬ ‫پذيري هم بكار ميبرم را كه در هر رفتاري‬ ‫اعتدال حرفه اول رو مي زنه زنان از نظر‬ ‫رنگ پردازي تنوع گرايي زيادي دارند و‬ ‫ادامه در صفحه ‪53‬‬


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

115


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

114


‫‪113‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫خودکشی دختر نوجوان به عشق پدرش‬ ‫دختر ‪ 12‬ساله با نوشتن نامه ای به مادر خود هدف از به دار آویختن و خودکشی اش را‬ ‫دیدار مجدد پدرش عنوان کرد‪.‬‬ ‫جسد به دارآویخته "ماریا لسزنو کیسلو" در حالی توسط مادرش کشف شد که در اتاق‬ ‫خوابش خود را به دار آوریخته بود ‪.‬‬ ‫این دخترک نوجوان لهستانی در یادداشتی که برای مادرش نوشته بود دلیل خودکشی خود‬ ‫را ندیدن پدرش برای مدت زمانی طوالنی و دلتنگی وی برای دیدن پدرش عنوان کرد و از‬ ‫سقف اتاق خواب خود خودش را به دار آویخت‪.‬‬ ‫پدر ماریا سال ‪ 2009‬میالدی بر اثر سکته قلبی جان خود را از دست داد‪.‬‬ ‫مونیکا ‪ 35‬ساله مادر ماریا به سوگ فرزند خود که به دلیل دل تنگی بیش از حد خود در‬ ‫مدت ‪ 5‬سال دوری از پدرش نشست ‪.‬‬ ‫خودکشی و سرگذشت زندگی "ماریا" در اقدام خود مورد توجه بسیاری از نویسندگان‬ ‫لهستانی رومان نویس قرار گرفت‪.‬‬

‫عکس سعید امینی بازیگر فیلم نفس عمیق‬ ‫یادم است دقیقا روزی که رفتم دنبال سعید جلوی در آرایشگاه به او رسیدم یعنی اگر ‪5‬‬ ‫دقیقه دیرتر می‌ رسیدم دیگر به درد نقش کامران نمی‌خورد‪ ،‬می‌خواست موهایش را کوتاه‬ ‫کند‪ .‬او را بردم دفتر‪ ،‬تا در را باز کردم‪ ،‬قبل از این‌که سعید بگوید سالم‪ ،‬آقای شهبازی‬ ‫گفت خودش است‪ .‬از او پرسید به بازیگری عالقه داری‪ ،‬سعید گفت نه‪ ،‬او هم گفت چه‬ ‫بهتر!‬ ‫بعد از "نفس عمیق" یک روز با سعید بودم که از دفتر مسعود کیمیایی با او تماس گرفتند و‬ ‫دعوت کردند در "سربازان جمعه" بازی کند‪ ،‬سعید گفت من فردا کار مهمی دارم و نمی‌توانم‬ ‫بیایم‪ .‬گفتم چرا قرار به این مهمی را کنسل کردی‪ ،‬گفت فردا باید بروم اسکی! سعید اصال به‬

‫مرگ ناگهانی سعید امینی بازیگر جوان سینمای ایران‬ ‫سعید امینی با بازی در نفس عمیق‪ ،‬فیلم ماندنی پرویز شهبازی‪ ،‬در ذهن عالقه مندان اغلب‬ ‫جوان این فیلم و تاریخ سینمای ایران ماندگار شد‪ .‬سعید امینی دیگر عالقه ای به ادامه‬ ‫بازیگری نداشت‪ .‬سعید در زندگی واقعی هم سرانجامی همچون سرانجام نقش اش در فیلم‬ ‫نفس عمیق یافت‪.‬‬ ‫علت مرگ سعید امینی گاز گرفتگی عنوان شده است‪ .‬منصور شهبازی‪ ،‬همبازی او در فیلم‬ ‫چندی پیش در گفتگویی با هفت صبح‪ ،‬از خاطرات اش از این بازیگر گفت‪ :‬سعید امینی‬ ‫"نفس عمیق" از دوستان من بود‪ .‬در واقع بچه محل بودیم‪ ،‬یادم هست عمویم وقت زیادی‬ ‫برای پیدا کردن بازیگر برای نقش کامران گذاشت ولی بی‌نتیجه ماند‪ .‬یک روز رفتم دفتر و‬ ‫او را خیلی خسته دیدم‪ ،‬از او درباره فیزیک بازیگری که دنبالش می‌گردد پرسیدم‪ ،‬یاد سعید‬ ‫افتادم و گفتم یکی از دوست‌های من هست که ظاهرش شبیه کسی هست که می‌خواهی‪.‬‬

‫سینما عالقه نداشت‪ .‬چهار سال است از او بی‌خبرم‪ .‬آخرین بار هم محرم سه سال پیش بود‬ ‫که همدیگر را از دور در خیابان دیدیم و برای هم دست تکان دادیم‪.‬‬


‫‪112‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫خبرهای جذاب این هفته‪...‬‬

‫لغو صدور آنی ویزای مالزی برای ایرانی‌ها‬ ‫رسانه‌های ایران از لغو صدور آنی ویزای مالزی برای ایرانی‌ها خبر می‌دهند‪ .‬مالزی اخیرا‬ ‫مدت ویزای توریستی برای ایرانی‌ها را از ‪ ۹۰‬به ‪ ۱۴‬روز کاهش داده بود‪" .‬قاچاق و‬ ‫مهاجرت غیرقانونی" دالیل اصلی این اقدام عنوان شده‌اند‪.‬‬ ‫دولت مالزی از روز اول اکتبر (‪ ۹‬مهر) سال جاری قانونی را به اجرا گذاشت که طی آن‬ ‫ایرانیانی که به این کشور سفر می‌کردند‪ ،‬به جای ویزای توریستی ‪ ۹۰‬روزه به هنگام ورود‪،‬‬ ‫ویزای ‪ ۱۴‬روزه دریافت می‌کردند‪.‬‬ ‫احمد زاهد حمیدی‪ ،‬وزیر کشور مالزی‪ ،‬در آن زمان کاهش مدت اعتبار ویزای توریستی‬ ‫برای اتباع برخی کشورها را به دلیل "استفاده شهروندان این کشورها از خاک مالزی به‬ ‫عنوان گذرگاهی برای ورود غیرقانونی به استرالیا" خوانده بود‪ .‬آقای حمیدی بدون اشاره به‬

‫حذف ویزای مالزی برای ایرانیان به هنگام ورود به این کشور در حالی صورت می‌گیرد که‬ ‫اخیرا گرجستان‪ ،‬عمان‪ ،‬اندونزی و مصر نیز شرایط دریافت ویزا برای ایرانیان را سخت‌تر‬ ‫کرد‌ه‌اند‪.‬‬ ‫گرجستان از اول ژوئیه امسال و در روزهای پایانی دولت محمود احمدی‌نژاد قرارداد عدم‬ ‫صدور ویزا با ایران را به صورت یکجانبه لغو کرده و اعالم کرد که ایرانیان برای ورود به این‬ ‫کشور از این پس بایستی از سفارت گرجستان در تهران یا مبادی ورودی‌های زمینی و هوایی‬ ‫اقدام به اخذ ویزا کنند‪.‬‬ ‫عمان و اندونزی نیز به ترتیب در مرداد و شهریور سال جاری صدور ویزا برای اتباع ایرانی را‬ ‫متوقف کردند‪.‬‬ ‫دریافت ویزای کشورهای نامبرده برای ایرانیان در شرایطی با دشواری روبرو شده که محمد‬ ‫علی نجفی‪ ،‬رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از تسهیل مراحل دریافت ویزای‬ ‫ایران برای گردشگران خارجی خبر داده و گفته است که صنعت گردشگری در ایران از‬ ‫حمایت‌های دولت حسن روحانی برخوردار است‪.‬‬ ‫در حال حاضر اتباع مالزی می‌توانند به هنگام ورود به خاک ایران‪ ،‬در فرودگاه ویزای‬ ‫گردشگری دریافت کنند‪.‬‬

‫نام این کشورها گفته بود که این اقدام دولت مالزی به خواست استرالیا صورت گرفته است‪.‬‬ ‫نزدیک به سه هفته پس از اجرایی شدن این تصمیم خبرگزاری ایسنا روز یکشنبه (‪ ۵‬آبان)‬ ‫از حذف ویزای ‪ ۱۴‬روزه مالزی برای ایرانیان خبر داد‪ .‬ایسنا می‌نویسد مقامات دولت مالزی‬ ‫"قاچاق‪ ،‬مهاجرت غیرقانونی و تخلف ایرانی‌ها" را دلیل اصلی لغو ویزای مالزی برای اتباع‬ ‫ایرانی به هنگام ورود به خاک این کشور عنوان کرده‌اند‪.‬‬ ‫حسن قشقاوی‪ ،‬معاون کنسولی‪ ،‬امور مجلس و ایرانیان وزارت امور خارجه‪ ،‬پیش‌تر به هنگام‬ ‫کاهش اعتبار ویزای توریستی مالزی برای ایرانیان گفته بود که مذاکره با مالزی پیرامون این‬ ‫اقدام در حال انجام است‪ .‬او به مالزی توصیه کرده بود که "یک موضوع بسیار ناچیز را نباید‬ ‫به اکثریت ایرانیان شرافتمندی که سفرهای پرباری به مالزی دارد و حنی منابع درآمدی برای‬ ‫مالزی هستند‪ ،‬تعمیم دهیم‪".‬‬ ‫در حال حاضر دست‌کم ‪ ۱۶۵‬ایرانی در زندان‌های مالزی به سر می‌برند و اتهام تمامی این‬ ‫افراد قاچاق مواد مخدر اعالم شده است‪ .‬به تازگی دادگاهی در مالزی دو زن ایرانی را که‬ ‫از سه سال پیش به جرم قاچاق مواد مخدر به این کشور در زندان به سر می‌برده‌اند‪ ،‬به اعدام‬ ‫محکوم کرد که اعالم این خبر واکنش مقامات ایرانی را به همراه داشت‪.‬‬ ‫حسن قشقاوی اعدام اتباع خارجی را "یک عالمت بد برای روابط دو جانبه" خوانده و از‬ ‫مقامات مالزیایی خواسته بود تا با جلوگیری از این اقدام به "تداوم دوستی و برادری میان‬ ‫مالزی و ایران" کمک کنند‪.‬‬ ‫برآورد می‌شود که حدود ‪ ۷۰‬هزار ایرانی در مالزی ساکن هستند‪.‬‬ ‫دشوار‌تر شدن دریافت ویزا‬

‫ربات های قاتل مجهز به سالح های اتوماتیک‪ ،‬تا ‪ 5‬سال دیگر در‬ ‫میدان جنگ‬ ‫رباتهای مجهز به سالحهای خودکار‪ ،‬موشکهای ضدتانک و حتی نارنجک انداز در حال‬ ‫تمرین رژه نظامی بوده و اکنون بیش از هر زمان دیگری به میادین نبرد نزدیک شده اند‪ .‬زیرا‬ ‫نشان داده اند که به خوبی از پس آنچه که برای اش ساخته شده اند‪ ،‬بر می آیند‪... .‬‬


‫‪111‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫خبرهای جذاب این هفته‪...‬‬ ‫عروس وارداتی برای افزایش جمعیت که تمام تالشش را می کند تا شبیه عروسک باربی شود!!‬ ‫افزایش ‪ 200‬نفری جمعیت مردان نسبت به زنان در «جزایر فارو»‪ ،‬مقامات این جزایر‬ ‫دانمارکی را بر آن داشت تا برای برقراری تعادل میان جمعیت زنان و مردان پیشنهاد وارد‬

‫امکان دارد اکثر دختراهای غربی مجذوب عروسک باربی باشند اما یک دختر ‪ ۲۰‬ساله‬ ‫تمام عمرش عمرش را همانند یک عروسک زنده ژاپنی می گذراند‪.‬‬ ‫این دختر جوان "کتی الرنس" نام دارد و اهل کمبرول لندن است ‪ ،‬او لباس های مخصوص‬ ‫عروسکها در رنگ های روشن و به سبک عروسک می پوشد و سعی می کند تا همانند‬ ‫عروسک به نظر برسد‪.‬‬ ‫چهره واقعی و بدون آرایش عروسکهای باربی‪ ،‬این دختر جوان ‪ 5‬دست لباس به ارزش‬ ‫حدود ‪ ۸۰‬پوند دارد و بیشتر پولی که از کار نیمه وقت به عنوان مدلینگ به دست می آورد‬ ‫را صرف خریداری لوازم آرایش و لباس عروسک می کند‪ ،‬او می گوید به طور تقریبی ماهیانه‬ ‫‪ ۲۰۰‬پوند صرف خرید ابزار آرایشی الزم می کند‪.‬‬

‫کردن «عروس» را به این منطقه بدهند‪.‬‬ ‫اکثر زنان جوان اهل جزایر فارو (حدفاصل بین نروژ و ایسلند) این جزیره خودمختار را به‬ ‫قصد ادامه تحصیل ترک کرده و نیمی از آنان نیز به زادگاه خود بازنگشته اند‪.‬‬ ‫«هرمان اسکارسون»‪ ،‬مشاور ارشد و سابق مسائل اقتصادی هشدار داد‪ :‬جمعیت این جزایر‬ ‫خود مختار تا سال ‪ 2023‬میالدی از ‪ 48‬هزار و ‪ 500‬نفر به ‪ 37‬هزار نفر کاهش خواهد‬ ‫یافت‪.‬‬ ‫وی گفت‪ :‬در این وضعیت که زنان جوانی که بتوانند فرزندی به دنیا آورند وجود ندارند آیا‬ ‫حیات جزایر فارو ادامه می یابد؟‬ ‫به همین دلیل برخی مردان ساکن جزایر فارو‪ ،‬چاره کار را در وارد کردن همسران خارجی به‬ ‫ویژه از کشورهای آسیای شرقی نظیر فیلیپین و تایلند دیده اند‪.‬‬ ‫به گزارش شبکه بی بی سی‪ ،‬به همین دلیل از سال ‪ 2006‬میالدی شمار شهروندان زن‬ ‫فیلیپینی و تایلندی در جزایر فارو دو برابر شده و به ‪ 200‬نفر رسیده است که این رقم آنها را‬ ‫در زمره بزرگترین جوامع خارجی در این جزایر قرار می دهد‪.‬‬


‫‪110‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫روان‌شناس می‌افتد و‪...‬‬ ‫محمدرضا گلزار‪ ،‬مهناز افشار‪ ،‬آتیال پسیانی‪،‬‬ ‫کیکاووس یاکیده‪ ،‬احمد مهران‌فر‪ ،‬نیلوفر‬ ‫خوش‌خلق‪ ،‬محبوبه بیات‪ ،‬نرسی کرکیا‪،‬‬ ‫محمد نیک‌بین‪ ،‬السا فیروزآذر‪ ،‬الناز‬ ‫فیروزآذر‪ ،‬حسن گل‌مهدی و امیر افتخار از‬ ‫بازیگران این فیلم بودند‪.‬‬

‫خبرنگاران گفت‪ :‬مراسم هاي بسياري به‬ ‫دنبال كمك به كودكان و گرسنگان برگزار‬ ‫مي شود و تا حدودي نيزتأثير خود را خواهد‬ ‫گذاشت اما بايد اين موضوع را در عمل‬ ‫ديد‪.‬‬ ‫وي ادامه داد‪ :‬من به عمل سعي كردم كه در‬ ‫عرصه ي كمك به كودكان گرسنه تا حدودي‬ ‫فعاليت كنم به طوري كه بنياد نيكوكاري را‬ ‫راه انداختم و معتقدم به عمل كار برآيد و به‬ ‫سخن راني نيست‪.‬‬ ‫بازيگر سريال هاي به ياد ماندني‬ ‫"پدرساالر"‪" ،‬يوسف پيامبر" با اشاره به‬ ‫سفر خود در آفريقا عنوان كرد‪ :‬يك سفر‬ ‫كامال شخصي به آفريقا داشتم و بسياري از‬

‫برای نخستین بار؛ "کازابالنکا" در‬ ‫برج میالد‬ ‫"کازابالنکا"برای نخستین بار در برج میالد‬ ‫تهران به روی صحنه می رود‪.‬‬ ‫کنسرت "رضا رویگری" با اجرای آلبوم‬ ‫"کازابالنکا" برگزار می شود‪.‬‬ ‫این خواننده روز شنبه ‪ 4‬آبان ماه برای‬ ‫نخستین باردر مرکز همایش های "برج‬ ‫میالد" به روی صحنه می رود‪.‬‬ ‫"رضا رویگری" به همراه گروه "آرپژ" به‬ ‫رهبری "محسن افشار" با اجرای قطعات‬ ‫آلبوم جدید خود با عنوان "کازابالنکا" با‬ ‫هواداران خود دیدار می کند‪ .‬گفتنی است‪،‬‬ ‫این کنسرت در دو سانس ‪ 18‬و ‪21:30‬‬ ‫برگزار می شود‪.‬‬

‫فيلمی بر اساس قسمتي از زندگي‬ ‫"كتايون رياحي"‬ ‫" كتايون رياحي" از ساخته شدن يكي از‬ ‫فيلم‌هاي سينماي ايران بر اساس بخشي‬ ‫كوتاه از زندگي‌اش خبرداد‪.‬‬

‫"كتايون رياحي" بازيگر سينما‪،‬تئاتر و‬ ‫تلويزيون كه مدتي است در عرصه ي كمك‬ ‫به كودكان و نيازمندان فعاليت مي كند در‬ ‫گفتگو با خبرنگارحوزه ي سينما باشگاه‬

‫مكان ها و كودكان گرسنه را در آنجا ديدم‬ ‫اما متأسفانه دوستان از اين سفر نتوانستند‬ ‫استفاده كنند‪.‬اما فقط بر اساس اين سفر فيلم‬ ‫سينماي فرزند چهارم ساخته شد‪.‬‬ ‫رياحي اظهار داشت‪ :‬تاكنون به ياري‬ ‫كودكان و گرسنه هاي جهان پرداختم‬ ‫اما بايد در مراسم هايي چون حمايت از‬ ‫كودكان قحطي زده ي جهان به اين موضوع‬ ‫رسيدگي شود‪.‬‬

‫اظهار نظر جالب و عجیب "رامبد‬ ‫جوان" درباره "فرامرز قریبيان"‬ ‫"رامبد جوان" در وصف "فرامرز قریبیان"‬ ‫بازیگر و کارگردان سینمای ایران نظرات‬ ‫جالبي دارد‪.‬‬ ‫رامبد جوان" بازیگر در گفتگو با خبرنگار‬ ‫حوزه سینما باشگاه خبرنگاران درباره‬ ‫"فرامرز قریبیان" و کارگردانی و ساخت‬ ‫فیلم سینمایی "گنهکاران" گفت‪ :‬در‬ ‫وصف فرامرز قریبيان یک دنیا تعریف‪،‬‬ ‫واژه‪ ،‬صفت و جمله اعم از این که او یک‬

‫پیشکسوت درجه یک‪ ،‬یکی از بهترین‬ ‫بازیگران کشور و بسیار دوست داشتنی‬ ‫است‪ ،‬وجود دارد که همه این تعاریف را به‬ ‫کار می برند‪ .‬وی افزود‪ :‬من نیز در وصف‬ ‫فرامرز قریبیان‪ ،‬تمامی این جمالت را به‬

‫انضمام این که او یکی از آقاترین اشخاص‬ ‫سینمای ایران است را به کار می برم‪ .‬جوان‬ ‫در خصوص ساخت فیلم "خندنده" خاطر‬ ‫نشان کرد‪ :‬فیلم خندنده با درامی طنز آذر‬ ‫ماه کلید خواهد خورد‪ .‬گفتنی است فیلم‬

‫سینمایی "گنهکاران" ساخته فرامرز قریبیان‬ ‫با بازی رامبد جوان هم اکنون در پرده‬ ‫سینماها در حال اکران است‪.‬‬


‫‪109‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫آخرین خبر از دومین فیلم بلند‬ ‫سینمایی رضا عطاران ‪ +‬عکس‬ ‫دومین فیلم بلند سینمایی رضا عطاران‬ ‫‪ ،‬این فیلم به تهیه‌کنندگی احمد احمدی که‬ ‫‪ 70‬درصد فیلمبرداری آن در فرانسه و در‬

‫حاشیه جشنواره کن انجام شده است‪ ،‬هم‬ ‫اکنون توسط محمد توکلی در مراحل پایانی‬ ‫تدوین قرار دارد‪ .‬این دومین همکاری محمد‬ ‫توکلی با رضا عطارات پس از فیلم "خوابم‬ ‫می‌آد" است‪.‬‬ ‫در "ردکارپت" رضا عطاران همچون فیلم‬ ‫اول خود به عنوان نقش اصلی در این فیلم‬ ‫بازی می‌کند اما نکته جالب این فیلم حضور‬ ‫عطاران در جشنواره کن ‪ 2013‬است که‬ ‫محوریت اصلی فیلم است‪ .‬وی بخش‌هایی‬ ‫از این فیلم را در همین جشنواره و در کشور‬ ‫فرانسه ضبط کرد‪.‬‬ ‫به گزارش مهر‪ ،‬در کنار عطاران در این فیلم‬ ‫بازیگران فرانسوی و ایرانی به ایفای نقش‬ ‫می‌پردازند که از میان آنها می‌توان به رضا‬ ‫عطاران‪ ،‬سوسن پرور‪ ،‬مارک انصاری‪ ،‬سارا‬ ‫لورنت‪ ،‬امیر نوری‪ ،‬کریستین بی‌فورت‪،‬‬ ‫جمال هاشمی‪ ،‬ماجین موسوی‪ ،‬عبدالله‬ ‫صالحی‪ ،‬راد پورجبار‪ ،‬اندی کروک‪ ،‬عبدلیا‬ ‫صالح‪ ،‬امیر فالحت‌نژاد‪ ،‬ملیحه خسروانی‪...‬‬ ‫و علی سرتیپی اشاره کرد‪.‬‬ ‫‪ 30‬در صد از فیلمبرداری فیلم جدید‬ ‫عطاران نیز در ایران گرفته شده است‪.‬‬ ‫عوامل تولید "رد کارپت" عبارتند از‬ ‫نویسنده و کارگردان‪ :‬رضا عطاران‪ ،‬مدیر‬ ‫فیلمبرداری‪ :‬احمد احمدی‪ ،‬مدیران تولید‪:‬‬ ‫مارک انصاری‪ ،‬سعید دلیری‪ ،‬تدوین‪ :‬محمد‬ ‫توکلی‪ ،‬طراح صحنه و لباس‪ :‬کیوان مقدم‪،‬‬ ‫مدیر تهیه‪ :‬کارال الرسون‪ ،‬حمید قلیچ‌خانی‪،‬‬ ‫صدابرداران همزمان‪ :‬سعید احمدی‪ ،‬محسن‬

‫پرهیزکاری‪ ،‬جهان آذری‪ ،‬دستیار تهیه‪:‬‬ ‫محمدرضا عرب‪ ،‬دستیار کارگردان‪ :‬جمال‬ ‫هاشمی‪ ،‬دستیارفیلمبردار بخش ایران‪:‬‬ ‫احسان رفیعی جم‪ ،‬وحید آجرلو‪ ،‬مشاور‬ ‫رسانه‌ای‪ :‬بیتا موسوی‪ ،‬اجرای صحنه‪:‬‬ ‫ماریلو مینگ النا‪ ،‬نور شمس‪ ،‬پیام خانزاده‪،‬‬ ‫تدارکات‪ :‬مجتبی بویاچی ‪ ...‬و تهیه‌کننده‪:‬‬ ‫احمد احمدی‪.‬‬

‫ماجرای پول کالنی که به حساب‬ ‫پسر فرامرز قریبیان واریز شد چه‬ ‫بود؟‬ ‫مصطفی کیایی با سام قریبیان برای ایفای‬ ‫یکی از نقش‌های اصلی «خط ویژه» به‬ ‫توافق رسیده و همین‌طور صحبت‌های‬ ‫مقدماتی برای حضور مانی حقیقی هم‬ ‫برای ایفای یکی از کاراکترهای جذاب‬ ‫فیلمنامه‌اش صورت گرفته است‪ .‬این فیلم‬ ‫درباره دو جوان است که پول کالنی به‬ ‫حسابشان واریز می شود‪ .‬سام احتماال نقش‬ ‫یکی از این دو جوان را بازی خواهد کرد‪.‬‬ ‫سام قریبیان که این روزها «گناهکاران»‬ ‫را به عنوان فیلمنامه نویس روی پرده دارد‬ ‫بناست در ساخته تازه کارگردان «ضدگلوله»‬ ‫ایفاگر یکی از نقشهای اصلی باشد‪ .‬بنابه‬ ‫اطالعات ارائه شده در «صبا» مصطفی‬ ‫کیایی این روز‌ها در تدارک ساخت فیلم‬ ‫جدیدش است‪ .‬فیلمی که «خط ویژه» نام‬ ‫دارد و درحال حاضر عوامل‪ ،‬مشغول به‬ ‫سرانجام رساندن کارهای پیش‌تولید آن‬ ‫است‪ .‬او مدتی است که پروانه‌ی ساخت‬ ‫این فیلم را دریافت کرده؛ فیلمی که‬ ‫مضمونی اجتماعی دارد و فضای آن کامالً‬ ‫با «ضدگلوله»‪ ،‬ساخته‌ی قبلی این کارگردان‬ ‫تفاوت دارد‪.‬‬ ‫به نظر می‌رسد مصطفی کیایی می‌خواهد با‬

‫تیمی از بازیگران حرفه‌ای این فیلم را به‬ ‫جشنواره‌ی فجر برساند‪ .‬او با سام قریبیان‬ ‫برای ایفای یکی از نقش‌های اصلی به توافق‬ ‫رسیده و همین‌طور صحبت‌های مقدماتی‬ ‫برای حضور مانی حقیقی هم برای ایفای‬ ‫یکی از کاراکترهای جذاب فیلمنامه‌اش‬ ‫صورت گرفته‪ .‬اما هنوز حضور این بازیگر‬ ‫در «خط ویژه» قطعی نشده است‪ .‬همچنین‬ ‫باخبر شدیم که برادر مصطفی کیایی هم در‬ ‫این فیلم یکی دیگر از نقش‌های اصلی را‬ ‫ایفا می‌کند‪.‬‬ ‫البته این دو برادر در «ضدگلوله» هم با‬ ‫یکدیگر همکاری‌هایی داشته‌اند‪ .‬شنیده‌های‬ ‫ما بیانگر آن است که این فیلم‪ 3 ،‬بازیگر‬ ‫زن دارد که برای هرکدام از آنها کیایی قصد‬ ‫دارد از بازیگران سر‌شناس سینمایی استفاده‬ ‫کند‪ .‬بد نیست اضافه کنیم که «خط ویژه»‬ ‫داستانی پر کشش و تعلیق دارد و ماجرای‬ ‫دو جوان است که به واسطه‌ی پولی کالن که‬ ‫اشتباهی به حسابشان واریز می‌شود‪ ،‬درگیر‬ ‫اتفاقاتی ویژه می‌شوند‪« .‬خط ویژه» یک‬ ‫تریلر شهری محسوب می‌شود و مصطفی‬ ‫کیایی خود نگارش آن را برعهده دارد‪.‬‬

‫فیلم «آتش بس ‪ »۲‬ساخته می‬ ‫شود‬ ‫کارگردان «آتش‌بس»‬ ‫گفت‪ ‌:‬فیلم سینمایی‬ ‫«آتش‌بس ‪ »۲‬با موضوع‬ ‫خوشبختی در جوانان در‬ ‫تهران ساخته می‌شود‪.‬‬ ‫تهمینه میالنی کارگردان‬ ‫سینما در گفت‌وگو با‬ ‫تسنیم‪ ،‬از ساخت فیلم‬ ‫سینمایی « آتش بس ‪» 2‬‬ ‫خبر داد و گفت‪ :‬پس از‬ ‫پایان نگارش فیلمنامه منتظر‬

‫صدور پروانه ساخت هستیم تا تولید آن را‬ ‫آغاز‌کنیم‪.‬‬ ‫وی با بیان اینکه از دو هفته گذشته کار‬ ‫پیش‌تولید «آتش بس ‪ »2‬در تهران شروع‬ ‫شد‪ ،‬افزود‪ :‬پس از صدور پروانه ساخت‪ ،‬کار‬ ‫ساخت فیلم در تهران کلید می‌خورد‪.‬‬ ‫میالنی درخصوص بازیگران این فیلم‬ ‫توضیح داد‪ :‬امیدوارم که این فیلم با‬ ‫بازیگران و عوامل سری اول آن ساخته شود‬ ‫ولی در صورت عدم عملی نشدن عوامل‪،‬‬ ‫داستان فیلم صدمه نمی‌خورد‪.‬‬ ‫به گفته این کارگردان‪ ،‬در حال حاضر بخشی‬ ‫از لوکیشن‌ها و انتخاب عوامل پشت صحنه‬ ‫انجام شده است و در حال نهایی شدن‬ ‫عوامل فیلم هستیم‪.‬‬ ‫وی درباره داستان «آتش بس ‪ »2‬گفت‪:‬‬ ‫این فیلم سینمایی در ادامه فیلم «آتش‬ ‫بس» آن بوده ولی قصه متفاوتی دارد که‬ ‫قرار است با موضوع خوشبختی تولید‌شود‪.‬‬ ‫احساس می‌کنم جوانان ما درک درستی از‬ ‫مفهوم خوشبختی در زندگی ندارند و چون‬ ‫نیاز مشاوره و آسیب‌شناسی در این زمینه‬ ‫احساس می‌شود به این موضوع پرداختیم‬ ‫که امیدواریم یک پله باالتر از فیلم «آتش‬ ‫بس» تولید شود‪.‬‬ ‫آتش‌بس» داستان سایه‪ ،‬مهندس آرشیتکت‬ ‫است که برای طالق از همسرش یوسف که‬ ‫مهندس راه و ساختمان است‪ ،‬نزد وکیل‬ ‫می‌رود اما تصادف ًا گذارش به مطب یک‬


‫‪108‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫به پشت صحنه برنامه رفت که «احسان‬ ‫علیخانی نیز در کنار فرزاد فرزین حضور‬ ‫داشت و مواجه این دو چهره و رفتار سرد‬ ‫هر دو در مواجهه با یکدیگر در نوع خود‬ ‫عجیب بود‪ .‬در این بین فرزین به خوبی از‬ ‫مهمانانش استقبال کرد و از آنها دعوت کرد‬ ‫در عکس هایی یادگاری‪ ،‬کنار هم حضور‬ ‫داشته باشند‪.‬‬ ‫نوع معرفی گلزار و علیخانی در سالن اجرای‬ ‫برنامه هم در نوع خود جالب توجه بود‪.‬‬ ‫فرزین زمانی که گلزار را معرفی کرد‪ ،‬از لفظ‬ ‫«سوپر استار سینمای ایران» استفاده کرد و‬ ‫دو بار پیای از این بازیگر خواست که بلند‬ ‫شود تا حاضرین در سالن مهمانش را بهتر‬ ‫ببینند‪ .‬در این بین فرزین در زمان معرفی‬ ‫علیخانی از لفظ «یک احسان خوب و با‬ ‫معرفت» استفاده کرد و به محض معرفی این‬ ‫مجری محبوب‪ ،‬سالن شدیدا این هنرمند را‬ ‫تشویق کرد‪ .‬فرزین با تیزهوشی خاصی پس‬ ‫از اجرای قطعه «ماه عسل» احسان علیخانی‬ ‫را معرفی کرد تا با این شیوه بتواند به نوعی‬ ‫پاسخگوی اعتماد مجری توانمند کشورمان‬ ‫باشد‪.‬‬

‫محمدرضا گلزار و احسان‬ ‫علیخانی در کنسرت فرزاد فرزین‬ ‫گلزار به صورت اتفاقی دقیقا در لحظه ای‬ ‫به پشت صحنه برنامه رفت که «احسان‬ ‫علیخانی نیز در کنار فرزاد فرزین حضور‬ ‫داشت و مواجه این دو چهره و رفتار سرد‬ ‫هر دو در مواجهه با یکدیگر در نوع خود‬ ‫عجیب بود‪.‬‬ ‫«محمد رضا گلزار» و «احسان علیخانی»‬

‫مهمانان ویژه سانس آخر اجرای کنسرت‬ ‫فرزاد فرزین بودند‪ .‬در این بین حضور رسمی‬ ‫گلزار در یک برنامه فرهنگی‪ ،‬بعد از حضور‬ ‫بلند مدت او در خارج از کشور‪ ،‬قطعا به‬ ‫نوعی اعالم موجودیت رسمی این هنرمند‬ ‫برای فعالیت دوباره در کشور به حساب‬ ‫می آید‪ .‬گلزار مدت ها به دالیل نامعلوم‬ ‫در خارج از کشور به سر می برد تا بازار‬ ‫شایعات درباره عدم بازگشت وی به ایران به‬ ‫دالیل مختلف داغ داغ شود‪.‬‬ ‫گلزار به صورت اتفاقی دقیقا در لحظه ای‬

‫بازی مهدی پاکدل و همسرش در‬ ‫یک فیلم‬ ‫فیلم سینمایی «آزادراه» به کارگردانی عباس‬ ‫رافعی از چهارشنبه ‪ 8‬آبان اکران می‌شود‪.‬‬ ‫‪ :‬فیلم سینمایی «آزادراه» به کارگردانی‬ ‫عباس رافعی از چهارشنبه ‪ 8‬آبان اکران‬ ‫می‌شود‪.‬‬ ‫«آزادراه» نگاهی متفاوت به دینداری در‬ ‫ایران دارد‪ .‬مهدی پاکدل‪ ،‬بهنوش طباطبائی‪،‬‬ ‫تینا آخوندتبار‪ ،‬حبیب اسماعیلی‪ ،‬هومن‬ ‫سیدی‪ ،‬رامین راستاد‪ ،‬شهین تسلیمی‪ ،‬جمال‬ ‫خلیلی‪ ،‬سیاوش قاسمی‪ ،‬دانیال نوروش و‬ ‫محمدرضا رحمانی از بازیگران این فیلم‬ ‫سینمایی هستند‪.‬‬ ‫«آزادراه» داستان طلبه ای جوان به نام‬ ‫سلمان بروجردی را روایت می کند که با‬ ‫جوانان هم سن و سال خود ارتباطی دوستانه‬ ‫دارد و می کوشد با زبان خودشان به آن‌ها‬ ‫نزدیک شود و باری از مشکالتشان بردارد‪.‬‬


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

107


‫‪106‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫هنری‬

‫بازگشت ناصر ملک‌مطیعی به سینما‬ ‫ناصر ملک مطیعی در نمایی از فیلم «نقش‬ ‫نگار»‬ ‫ناصر ملک‌مطیعی بازیگر پیشکسوت‬ ‫سینمای ایران پس از ‪ 31‬سال با بازی‬ ‫در فیلم «نقش‌ نگار» به کارگردانی علی‬ ‫عطشانی به سینما بازگشت‪.‬‬ ‫به گزارش خبرگزاری خبرآنالین‪ ،‬در خالصه‬ ‫داستان این فیلم سینمایی آمده است‪ :‬فرزاد‬ ‫بدون هماهنگی پدرش قصد ازدواج با نگار‬ ‫را دارد‪ .‬رضایت موقت پدر همه چیز را برای‬ ‫مراسم خواستگاری مهیا می‌کند‪ ،‬اما گذشته‬ ‫نگار همه شرایط را دچار تغییر می‌کند‪.‬‬ ‫بهرام رادان‪،‬آتیال پسیانی‪ ،‬گوهر خیراندیش‪،‬‬ ‫شیوا خسرو مهر‪ ،‬الهه حصاری و رضا ناجی‬ ‫در این فیلم در کنار ناصر ملک‌مطیعی بازی‬ ‫می‌کنند‪.‬‬ ‫ملک‌مطیعی ‪ 83‬ساله آخرین بار سال‬ ‫‪ 1361‬فیلم «برزخی‌ها» ساخته ایرج قادری‬

‫را روی پرده سینماها داشت‪« .‬چهار راه‬ ‫حوادث»‪« ،‬مردها و جاده‌ها»‪« ،‬قیصر»‪،‬‬ ‫«طوقی» و «بابا شمل» از فیلم‌های اوست‪.‬‬ ‫مراسم جشن بازگشت ناصر ملک‌مطیعی به‬ ‫سینما و پایان فیلمبرداری فیلم «نقش نگار»‬ ‫جمعه شب در تهران برگزار شد‪.‬‬

‫شهاب حسینی و سحر قریشی‬ ‫در پشت صحنه اولین فیلم به‬ ‫کارگردانی شهاب حسینی‬ ‫سحر قریشی بازیگر سینما در صفحه شخصی‬ ‫خود در اینستاگرام عکسی از پشت صحنه‬ ‫اولین تجربه کارگردانی شهاب حسینی منتشر‬ ‫کرده است‪.‬‬ ‫«ساکن طبقه وسط» آخرین روزهای‬ ‫فیلمبرداری را در شهرک سینمایی پشت‬ ‫سر می‌گذارد و گویا سحر قریشی یکی از‬ ‫بازیگران این فیلم پرکاراکتر است‪.‬‬

‫بزرگداشت ناصر ملک مطیعی با‬ ‫حضور بازیگران‬ ‫و هنرمندان‬ ‫مشهور‬

‫گذشته سوم آبان ماه در رستوران سورینت از‬ ‫مجموعه‌های تحت مالکیت بابک زنجانی‬ ‫برگزار گردید‪\.‬‬

‫مراسم بزرگداشت‬ ‫ناصر ملک مطیعی‬ ‫به همت عوامل‬ ‫فیلم "نقش نگار"‬ ‫به کارگردانی علی‬ ‫عطشانی شب‬ ‫ادامه در صفحه ‪108‬‬


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

105


‫‪104‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫چشم باز کردم‪،‬‬ ‫همه بچه ها رفته‬ ‫بودند‬

‫روزی که من با پرویز ازدواج‬ ‫کردم‪ ،‬خیلی راحت گفتم دلم‬ ‫حداقل ‪ 6‬بچه می خواهد‪ ،‬پرویز‬ ‫خندید و گفت اگر بتوانی سه‬ ‫تا بچه را هم تحمل کنی‪ ،‬من‬ ‫جایزه بزرگی بتو خواهم داد‪،‬‬ ‫یک آپارتمان شیک‪ ،‬یک اتومبیل‬ ‫آخرین مدل با یک بلیط سفر به‬ ‫اروپا و امریکا! جالب اینکه تا وقتی‬ ‫در ایران بودیم‪ ،‬صاحب ‪ 4‬فرزند‬ ‫شدیم‪ 2 ،‬دختر و ‪2‬پسر‪،‬که یکی‬ ‫از یکی خوشگل تر و سالم تر و‬ ‫پرانرژی تر‪.‬‬

‫من همه زندگی ام در خانه می گذشت‪ ،‬می‬ ‫کوشیدم بچه ها را در بهترین شرایط بزرگ‬ ‫کنم‪ ،‬پرویز طبق قولی که داده بود‪ ،‬برایم یک‬ ‫آپارتمان خرید و گفت وقتی بچه ها همه‬ ‫سرو سامان گرفتند‪ ،‬من و تو میرویم دراین‬ ‫آپارتمان دوران بازنشستگی را می گذرانیم و‬ ‫من روی برمی گرداندم و می گفتم من هیچگاه‬ ‫بازنشسته نمی شوم و تا زنده ام درخدمت بچه‬ ‫هایم خواهم بود‪.‬‬ ‫سال ‪ 93‬پرویز تصمیم گرفت‪ ،‬به امریکا‬ ‫بیائیم‪ ،‬من زیاد راضی نبودم‪ ،‬ولی می دیدم‬ ‫تقریبا همه برادران و خواهران پرویز به امریکا‬ ‫کوچ کرده وحتی پدر ومادرش هم بار سفر‬ ‫بسته اند‪ .‬ناچار رضایت دادم و بعد از ‪6‬ماه‪،‬‬ ‫ما به دبی رفتیم و ‪3‬ماه انتظار کشیدیم‪،‬تا‬ ‫راهی امریکا شدیم‪.‬‬ ‫پرویز با حمایت برادران خود و سرمایه ای که‬ ‫داشت‪ ،‬به کار ساختمان سازی پرداخت‪ ،‬کار‬ ‫پر درآمدی بود‪ ،‬چون هر کدام از برادرها‪ ،‬در‬ ‫یکی دوزمینه تخصص داشتند و خیلی سریع‪،‬‬ ‫یک خانه به اصطالح کلنگی را به یک خانه‬ ‫شیک و مدرن مبدل می کردند‪ .‬ما ابتدا در‬ ‫یک آپارتمان‪ ،‬بعد در یک خانه کوچک‬ ‫‪3‬خوابه و بدنبال آن‪ ،‬سال ‪ 98‬در یک خانه‬ ‫دلخواه با ‪ 5‬اتاق خواب سکنی گرفتیم‪ .‬همه‬ ‫بچه ها‪ ،‬اتاق مستقل خود را داشتند و هرگاه‬ ‫پدر و مادر وخواهر و برادر و دوست و آشنایی‬ ‫به خانه ما می آمدند‪ ،‬اتاق کار پرویز‪ ،‬که در‬ ‫اصل بخشی از گاراژ بود با همه تجهیزات‬ ‫آماده می شد‪.‬‬ ‫من عاشق بچه ها بودم‪ ،‬همه لحظاتم را‪ ،‬به‬ ‫تماشای بزرگ شدن شان می گذراندم‪ ،‬بچه‬ ‫ها همه زبر وزرنگ و اهل درس بودند‪ ،‬من‬ ‫چنان آنها را تحت نظر داشتم که هیچکدام به‬ ‫بیراهه ای نرفته وآلودگی نداشتند‪ .‬من اتاق‬ ‫هایشان را با توجه به سلیقه خودشان تزئین‬

‫کرده بودم‪ ،‬درون اتاق هر کدام یک تلویزیون‬ ‫و یک یخچال کوچک جای داده بودم‪،‬‬ ‫درواقع هر کدام استقالل خود را داشتند‪ .‬از‬ ‫جمع دوستان شان‪ ،‬بهترین ها را برگزیده و‬ ‫باآنها بیشتر اوقات شان را می گذراندند‪.‬من‬ ‫ترجیح می دادم بیشتر دوستان شان درخانه ما‬ ‫باشند و من همه نوع پذیرایی را می کردم‪ ،‬که‬ ‫آنها با شوق به خانه ما بیایند‪.‬‬ ‫یک شب به اطراف خود نگاه کردم‪ ،‬پر از‬ ‫دوستان بچه ها بود‪ ،‬صدای خنده و شادی‬ ‫و موزیک از هر سویی می آمد‪ ،‬در آن لحظه‬ ‫سرم را به سوی آسمان گرفتم و از خدایی که‬ ‫باور داشتم تشکر کردم و از او خواستم مرا‬ ‫همیشه سرپا نگهدارد و هیچگاه دور و برمرا‬ ‫از بچه ها خالی نکند‪.‬‬ ‫روزی که پسر بزرگم خبر داد‪ ،‬برای ادامه‬ ‫تحصیل به شمال کالیفرنیا میرود‪ ،‬دلم لرزید‪،‬‬ ‫با خودم گفتم بدون من چه خواهد کرد؟ولی‬ ‫او بمن اطیمنان داد که به اندازه کافی بزرگ‬ ‫شده‪ ،‬رسم ورسوم زندگی مستقل را یا د گرفته‬ ‫و جای نگرانی نیست‪.‬‬ ‫مهران رفت و من تا یک‬ ‫هفته سرگشته بودم‪ ،‬تا‬ ‫تلفنی بمن گفت یک‬ ‫دوست دختر خوب پیدا‬ ‫کرده‪ ،‬که آشپزی اش خوب‬ ‫است و شب و روز از او‬ ‫مراقبت می کند‪ .‬از سویی‬ ‫خوشحال شدم و از سویی‬ ‫دلم گرفت که مهران دارد‬ ‫بمرور از من دور میشود‪.‬‬ ‫این حال و روز همه‬ ‫مادرهاست و شاید زیاد‬ ‫شامل حال پدرها نمی‬ ‫شود‪.‬‬ ‫دومین ضربه زمانی بر من‬ ‫وارد آمد که مهرداد عاشق‬ ‫زنی شد‪ ،‬زنی که از دیدگاه‬ ‫من‪ ،‬بهیچوجه برازنده‬ ‫پسرم نبود‪ ،‬ولی مهرداد‬ ‫عاشق شده بود‪ ،‬هیچ چیز‬ ‫هم جلودارش نبود‪ ،‬خیلی‬ ‫راحت چمدان خود را‬ ‫بست و رفت به آپارتمان‬ ‫آن خانم و بعد هم تحصیل‬ ‫در کالج را هم نیمه تمام‬ ‫گذاشته و در یک رستوران‬ ‫مشغول شد‪ .‬احساس می‬ ‫کردم همه زحمات شبانه‬ ‫روزی من در مورد مهرداد‬ ‫به نقطه تاریکی رسیده است‪ ،‬مرتب به او‬ ‫زنگ میزدم و حالش را می پرسیدم‪ .‬می گفت‬ ‫سرحال است‪ ،‬شاید بزودی بچه دار هم بشود‪.‬‬ ‫از آن خبرهایی که همه وجودم را لرزاند‪.‬‬ ‫از آن زمان ببعد تصمیم گرفتم همه نیرویم را‬ ‫روی دخترها بگذارم‪ ،‬آنها هم قد کشیدند‪،‬‬ ‫دبیرستان را هم تمام کردند و یکی به کالج و‬ ‫یکی به دانشگاه رفت‪ ،‬بمرور دور و برم خالی‬ ‫می شد‪ ،‬حال خوبی نبود‪ ،‬من که همیشه سرم‬ ‫با بچه ها و دوستان شان گرم بود‪ ،‬من که با‬ ‫همه شوق و ذوق برایشان غذا می پختم و‬ ‫زمان حمله شان به میز غذا‪ ،‬توی آشپزخانه‬ ‫اشکهایم را پاک می کردم‪ ،‬حاال فقط شبها‬ ‫برای دخترها غذایی می پختم و اغلب هم‬

‫درون یخچال آنقدر می ماند‪ ،‬که من مجبور‬ ‫می شدم‪ ،‬توی سطل زباله خالی کنم‪ ،‬بچه ها‬ ‫هم بهانه می آوردند که بیرون با دوستان خود‬ ‫غذا خورده اند‪ ،‬گاه می گفتند مادر! بخودت‬ ‫زحمت نده‪ ،‬ما بهرحال باید بیرون غذا‬ ‫بخوریم! من با این حال اهمیتی نمی دادم‪،‬‬ ‫غذاها را می پختم‪ ،‬به امید اینکه دوباره بچه‬ ‫ها دور هم جمع شوند و با همان شوق غذاها‬ ‫را بخورند ومن غرق لذت بشوم‪.‬‬ ‫سال ‪ 2005‬دختر بزرگم شادی به نیویورک‬ ‫رفت و یکروز خبر داد بی سرو صدا با آقایی‬ ‫ازدواج کرده و برای یک ماموریت کاری به‬ ‫چین میروند! بعد هم سوزان دختر کوچکم که‬ ‫همیشه بدنبال کمک به بچه ها بود‪ ،‬با یک‬ ‫گروه پزشکی به افریقا رفت‪،‬تا به بچه های‬ ‫بیمار و گرسنه و معلول کمک کند‪.‬‬ ‫من ناگهان تنها شدم‪ ،‬پرویز حال مرا خوب می‬ ‫فهمید‪ .‬ولی می گفت نگران نباش‪ ،‬همه شان‬ ‫بر می گردند‪ ،‬بهتر از اینجا کجا پیدا می کنند؟‬ ‫پرویز کمی راست گفته بود‪،‬چون مهرداد‬

‫سرگشته و نحیف به خانه بازگشت‪ ،‬خیلی زود‬ ‫فهمیدم معتاد شده‪ ،‬هر دو شب و روز دویدیم‬ ‫تا جان دوباره گرفت‪ ،‬پرویز برایش کاری‬ ‫دست و پا کرد‪ ،‬اتومبیلی زیر پایش گذاشت‪،‬‬ ‫من هرچه پس انداز داشتم به او بخشیدم‪،‬‬ ‫که آپارتمانی بخرد‪ ،‬پرویز مخالف بود‪ ،‬ولی‬ ‫من دلم بحال مهرداد می سوخت‪.‬متاسفانه نه‬ ‫تنها آپارتمان نخرید‪ ،‬بلکه همه پولها را دود‬ ‫کرد و آنقدر مواد کشید که سر از بیمارستان‬ ‫در آورد‪ .‬این بار هم نجاتش دادیم‪ ،‬این بار‬ ‫مهرداد براستی تنبیه شده بود‪ ،‬سخت بکار‬ ‫چسبید و همه شب با ما به رستوران می آمد‪،‬‬ ‫یا دور هم درخانه غذا می خوردیم‪ ،‬من بعد از‬ ‫چند سال دوباره دستم به آشپزی باز شده بود‪.‬‬

‫تازه توی دلم نور امیدی تابیده بود‪ ،‬که‬ ‫مهرداد دوباره عاشق شد‪ ،‬خوشبختانه این بار‬ ‫به دختری تحصیلکرده و بسیار متکی بخود‬ ‫دل بسته بود‪ ،‬من و پرویز دورش را گرفتیم و‬ ‫بعد از ‪ 6‬ماه برایشان جشن عروسی گرفتیم‪،‬‬ ‫دخترها از سفر آمدند‪ ،‬دو سه روزی ماندند و‬ ‫دوباره رفتند‪.‬‬ ‫‪ 2‬اتاق و همه امکانات را درخانه در اختیار‬ ‫مهرداد وهمسرش گذاشتیم‪،‬ولی مهرک‬ ‫همسرش زن مستقل و پایداری بود‪ ،‬خیلی‬ ‫زود آپارتمانی خرید و زندگی مستقل خود‬ ‫را شروع کردند و من باز تنها شدم‪ .‬روزها به‬ ‫تک تک اتاق بچه ها می رفتم‪ ،‬کمدهاشان‬ ‫را باز می کردم‪ ،‬لباس های قدیمی شان را‬ ‫می بوئیدم‪ .‬با عکس های کودکی و نوجوانی‬ ‫شان حرف میزدم‪ ،‬گاه فیلم هایی که قبل از‬ ‫سفرها‪،‬عروسی ها‪ ،‬تولد ها گرفته بودیم‪،‬‬ ‫ساعتها تماشا می کردم و اشک می ریختم‪.‬‬ ‫پرویز نگران من بود‪ ،‬اصرار داشت با یک‬ ‫روانشناس آشنا حرف بزنم‪ ،‬ولی من بکلی‬ ‫منزوی شده بودم‪ ،‬به هیچ مهمانی و جشن و‬ ‫گردهمایی دوستان و آشنایان نمی رفتم‪ .‬در‬ ‫گوشه و کنار خانه‪ ،‬بدنبال بچه ها می گشتم‪،‬‬ ‫انگار صدای هیاهویشان را می شنیدم‪ ،‬به آن‬ ‫روزها و شبها فکر می کردم‪ ،‬که بیش از ‪ 8‬تا‬ ‫‪ 10‬بچه نوجوان زیر سقف خانه ما‪ ،‬هیاهویی‬ ‫برپا کرده بودند‪ ،‬چپ و راست از دستپخت من‬ ‫تعریف می کردند‪ .‬توی آشپرخانه زیر دست و‬ ‫پای من می لولیدند و بدنبال بشقاب و قاشق و‬ ‫چنگال بودند! گاه به پرویز می گفتم کاش بچه‬ ‫دار نمی شدیم‪ ،‬پرویز می گفت بیا برگردیم‬ ‫ایران‪ ،‬آن آپارتمانی که من برایت خریدم‪،‬‬ ‫آماده است‪ ،‬فریاد میزدم من برنمیگردم‪ ،‬من‬ ‫از بچه ها دور نمی شوم‪ .‬پرویز می گفت کدام‬ ‫بچه ها؟ همه رفته اند بدنبال زندگی خودشان‪،‬‬ ‫انگار اصال پدر و مادر نداشتند‪.‬‬ ‫یکروز غروب‪ ،‬از آن غروب های دلگیر‬ ‫یکشنبه‪ ،‬مهران زنگ زد و گفت صاحب دو‬ ‫دختر دوقلو شده است‪ ،‬گفت بزودی به لس‬ ‫آنجلس می آید‪ ،‬در اینجا کار خوبی پیدا کرده‬ ‫است‪ 3 ،‬شب بعد شادی زنگ زد و گفت‬ ‫حامله است‪ ،‬از چین بازگشته‪ ،‬کمپانی شان‪،‬‬ ‫آنها را به جنوب کالیفرنیا می فرستد‪ ،‬امیدوار‬ ‫بود لس آنجلس باشد‪ .‬می گفت مامان! برای‬ ‫غذاهایت دلم تنگ شده! من باورم نمی شد‪.‬‬ ‫یعنی پسرم با نوه هایم به لس آنجلس می آید؟‬ ‫یعنی دخترم شادی حامله است؟ پرویز گفت‬ ‫حاال ماموریت های تازه ات آغاز میشود‪،‬‬ ‫حاال آماده شو تا از نوه هایت پرستاری کنی‪،‬‬ ‫گفتم از کجا معلوم بچه ها را بمن بسپارند؟‬ ‫‪ ...‬دو سال است من یک پایم خانه مهران‬ ‫است و یک پایم خانه شادی‪ ،‬این موجودات‬ ‫تازه‪ ،‬این فرشته های معصوم‪ ،‬این میوه های‬ ‫شیرین زندگی‪ ،‬همه لحظات مرا پر کرده اند‪.‬‬ ‫همین دیروز وقتی دوقلوها مرا مامان بزرگ‬ ‫صدا کردند‪ ،‬از شوق بجای گریه و خنده‪ ،‬جیغ‬ ‫کشیدم‪ ،‬بطوری که دوقلوها از جا پریدند‪.‬‬ ‫اتاق بچه ها را برای نوه ها تزئین کرده ام‪،‬‬ ‫انگار زندگی دوباره آغاز شده است اینروزها‬ ‫روزگارم شیرین است‪ ،‬این لحظات را با هیچ‬ ‫لحظه زندگی ام حتی در گذشته عوض نمی‬ ‫کنم‪ ،‬گاه باخودم می گویم کاش ‪ 10‬تا بچه‬ ‫داشتم و گذر عمر را نمی فهمیدم‪.‬‬


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

103


‫‪102‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫این پروژه باشند‪ .‬اما هنوز تاریخ پیش تولید‬ ‫این پروژه اعالم نشده است‪.‬‬ ‫این پروژه قرار نیست که با پروژه ای که "پل‬ ‫گرین گراس" از روی زندگی نامه "مارتين‬ ‫لوتركينگ" به نام «ممفیس» می سازد‬ ‫مرتبط باشد‪ .‬فیلمنامه ای که "گرین گراس"‬ ‫در دست دارد‪ ،‬مسائل شخصی است که‬ ‫"لوترکینگ" در سال ‪ 1968‬با آنها مواجه‬ ‫بوده است‪.‬‬ ‫‪" ،‬جیمی فاکس" و "الیور استون" پیش‬ ‫تر در سال ‪ 1999‬در درام فوتبالی «هر‬ ‫یکشنبه موعود» با یکدیگر همکاری داشته‬ ‫اند‪.‬‬

‫آماندا سیفرید به راسل کرو در‬

‫«پدران و دختران» پیوست‬ ‫درست چند روز بعد از امضاء قرارداد‬ ‫"راسل کرو" برای بازی در پروژه «پدران‬ ‫و دختران»‪ ،‬حال "آماندا سیفرید" نیز‬ ‫حضورش در این فیلم را تایید کرد‪.‬‬ ‫فیلمنامه این پروژه را "برد دش" نوشته‬ ‫است و فیلم از دهه هشتاد تا منهتن امروز‬ ‫را به تصویر می کشد‪ .‬داستان حول محور‬ ‫کتی (سیفرید) می گردد‪ .‬زنی که بخاطر‬ ‫مسئله دوران کودکی اش با پدرش(کرو)‪،‬‬ ‫با شیاطین روبرو می شود‪ .‬یک رمان نویس‬ ‫مشهور و یک زن بیوه که از بیماری ذهنی‬ ‫رنج می برند‪.‬‬ ‫کارگردانی این پروژه را "گابریله موکسینو"‬ ‫در دست دارد و‬ ‫"نیکوالس چارتیر" و‬ ‫"کریگ جی‪ .‬فلورس"‬ ‫تولید این فیلم را‬

‫برعهده دارند‪.‬‬ ‫از آخرین کارهای "آماندا سیفرید" می توان‬ ‫به بازی او در فیلم «بینوایان» در کنار‬ ‫"راسل کرو" اشاره کرد و همچنین فیلم‬ ‫«الولیس» که قرار است اکران شود‪.‬‬ ‫او به تازگی در کمدی وسترن «هزاران راه‬ ‫برای مردن در غرب» به کارگردانی "ست‬ ‫مک فارلن" به ایفای نقش پرداخته است‪.‬‬

‫باور و ایمان بهم‪ ،‬راز زندگی‬ ‫طوالنی‬ ‫با وجود چند حادثه جنجالی در زندگی‬ ‫«راب لو» بازیگر با سابقه و همسرش‬ ‫شریل برکوف‪ ،‬ایندو خواسته اند بخاطر‬ ‫باور وایمان زندگی زناشویی ‪22‬ساله خود‬ ‫راحفظ کنند‪.‬‬ ‫راب لو میگوید چند بار من مورد اتهام‬ ‫قرارگرفتم‪ ،‬درگیر شکایت شدم‪ ،‬اسکاندال‬ ‫هایی برپا شد‪ ،‬ولی شریل همیشه مرا باور‬ ‫داشت همیشه پشت من ایستاده بود و‬ ‫همیشه از من دفاع می کرد ‪.‬همیشه نیز‬ ‫صداقت عشق من ثابت شد‪.‬‬

‫شوهرگوئنت‪ :‬همسرم در پشت‬ ‫درهای بسته دیوانه کننده است!‬


‫‪101‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫اکنون تهیه‪ ،‬تنظیم و منتشر شود‪.‬‬ ‫"آنجلینا جولی ویت" متولد ‪ 1975‬در لس آنجلس‪ ،‬ستاره بازیگری آمریکا‪ ،‬طراح‬

‫و برجسته بیش از اندازه در چشم هستند‪.‬‬ ‫به گفته کارشناسان سالمت و تناسب اندام رگهای برجسته نشان دهنده فشار فیزیکی بیش‬ ‫از حد در سنین میانسالی است ‪ .‬بسیاری از ستاره های هالیوودی از رژیم های کم نمک و‬ ‫کربوهیدرات استفاده میکنند که این امر را تسریع کرده و در زیبایی پوست آنها نیز تاثیر‬ ‫گذار است‪.‬‬

‫بازیگر برنده جايزه اسکار به جمع هواداران محيط زيست پيوست‬ ‫بازیگر معروف دنیای سینما و برنده جایزه اسکار به جمع هواداران محیط زیست پیوست‪.‬‬ ‫به نقل از شبکه بلومبرگ نیوز‪ِ ،‬جرمی آیرونز‪ ،‬هنرپیشه معروف آمریکایی در مراسم خیریه‬

‫جواهرات‪ ،‬خیر مدرسه‌ساز در کشورهای محروم و سفیر حسن‌نیت سازمان ملل‬ ‫متحد در امور پناهندگان است‪ .‬هم‌چنین او توانسته سه بار جایزه گلدن گلوب‪ ،‬دو‬ ‫بار جایزه اتحادیه بازیگران سینما و یک بار جایزه اسکار را کسب کند‪.‬‬

‫مذاکرات جیمی فاکس برای حضور در پروژه‬ ‫زندگی‌نامه مارتين لوتركينگ به کارگردانی الیور استون‬ ‫به نقل از مووی وب‪" ،‬جیمی فاکس" در حال مذاکره با کمپانی دریم ورکز برای‬ ‫توافق برسر حضور در پروژه ساخت زندگی نامه "مارتين لوتركينگ" به کارگردانی‬ ‫"الیور استون" است‪.‬‬ ‫در سال ‪ ،2009‬کمپانی دریم ورکز حق تکثیر ساخت فیلمی از زندگی "لوتركينگ" را‬ ‫خرید و توانست به تمام متن سخنرانی های او دستیابی پیدا کند که از مهمترین آنها می‬ ‫توان به سخنرانی "من رویایی دارم" و کتاب های او اشاره کرد‪.‬‬ ‫"کاریو سالم" قرار است فیلمنامه این کار را بعد از سه سال تحقیق و مصاحبه آماده کند‪.‬‬ ‫پیش تر "رونالد هاروود" دست نوشته هایی از زندگی نامه "لوتر کینگ" آماده کرده بود‪.‬‬ ‫هنوز مشخص نیست که چه جنبه هایی از زندگی این مرد بزرگ قرار است در فیلم نشان‬ ‫داده شود‪.‬‬

‫شبکه بلومبرگ گفت‪«:‬ما منابع طبیعی را دور انداخته و آنها را هدر می دهیم‪ .‬از این رو‬ ‫باید به دنبال ایجاد اوضاعی برای جداسازی و استفاده دوباره از منابع باشیم‪ ،‬زیرا رشد‬ ‫جمعیت ما حد و حصر دارد و منابع جهان ما محدود است»‪.‬‬

‫حیرت آور و باور نکردنی‪ /‬آنجلینا جولی خاطراتش را ‪ 50‬میلیون‬ ‫دالر می‌فروشد‬ ‫آنجلینا جولی" بازیگر معروف آمریکایی خاطرات خود را به قیمت ‪ 50‬میلیون دالر می‬ ‫فروشد‪.‬‬ ‫به نقل از روزنامه دیلی استار‪ ،‬پیش بینی می شود کتاب زندگینامه "جولی" به فروش بی‬ ‫سابقه ای برسد‪.‬‬ ‫قرار است در این کتاب‪ ،‬خاطرات زندگی "آنجلینا جولی" از مرحله کودکی و دبستان تا هم‬

‫"استیون اسپیلبرگ" به همراه "سوزان دی پاس" و "مدیسون جونز" تهیه کنندگی این پروژه‬ ‫را برعهده دارند‪ .‬همچنین تعدادی از افراد خانوده "لوترکینگ" نیز قرار است مدیر تولید‬


‫‪100‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫مرکز ترک اعتیاد را پشت سر گذاشته و‬ ‫کامال رها از هر نوع اعتیاد شده‪ ،‬درواقع‬ ‫نیاز به یک پناهگاه مطمئنی داشت که‬ ‫هیچکس جزدوست دختر سابقش «لیلی‬ ‫کالینز» نبود‪.‬‬ ‫ایندو یک سال قبل از هم جدا شدند‪ ،‬لیلی‬ ‫با جمی کمپل بوئر همبازی خود در‪City‬‬ ‫‪ Of Bones‬رابطه برقرار کرد و چندی‬ ‫پیش ناگهان از او جدا شد و اطرافیان می‬ ‫گویند او چون فرشته نجات به سراغ زک‬ ‫آمد تا پناه او باشد!‬

‫مژگان حسینی در درجه اول‬ ‫ازدواج با سایمون بود‬ ‫اگر ماجرای حامله شدن لورن سیلورمن‬ ‫پیش نمی آمد‪ ،‬سایمون کاول عاقبت با‬ ‫مژگان حسینی ازدواج می کرد‪.‬‬ ‫از روزی که سایمون با مژگان حسینی‬ ‫(افغانی االصل) میکاپ آرتیست تلویزیونی‬ ‫آشنا شد‪ ،‬تقریبا دور همه دوست دخترهای‬

‫شده است و هنوز فیلمنامه نویس و‬ ‫کارگردان آن مشخص نشده است‪.‬‬ ‫«زن خاموش» درباره ازدواجی است که‬ ‫به سمت انحالل و فروپاشی پیش می رود‪،‬‬ ‫به سمت فاجعه و قول و قرارهایی که نگه‬ ‫داشته نمی شود‪.‬‬ ‫‪ ،‬از جدیدترین کارهای "کیدمن" میتوان به‬ ‫«مرد راه آهن» اشاره کرد‪ ،‬که قرار است در‬ ‫شب سال نو به نمایش درآید‪ .‬همچنین فیلم‬ ‫«گریس از موناکو» نیز که برای اکران‬ ‫‪ 2014‬آماده می شود‪" .‬کیدمن" به تازگی‬ ‫نیز نقش "گرتورود بل" را در فیلم «ملکه‬ ‫صحرا» به کارگردانی "وارنر هرزوگ"‬ ‫پذیرفته است‪.‬‬

‫زک افران به دوست دختر سابق‬ ‫خود پیوست‬ ‫زک افران بازیگر ‪ 26‬ساله سینما‪ ،‬که اخیرا‬

‫سابق خود را خط کشید و مژگان را نامزد‬ ‫کرد و با وجود دو سه اختالف نظر ولی‬ ‫هیچگاه از او جدا نشد و اطرافیان او می‬ ‫گویند سایمون همه تدارکات ازدواج با‬ ‫مژگان را فراهم ساخته بود اما حامله شدن‬ ‫لورن همه نقشه ها را بهم ریخت‪.‬‬

‫انتقاد کارشناسان از الغری بیش‬ ‫از حد آنجلینا جولی‬ ‫شاید تاکنون لبهای برجسته و گوشتالود‬ ‫بازیگر مشهور هالیوود سبب شهرت جهانی‬ ‫او بود اما این روزها آنجلینا جولی با انتقاد‬ ‫کارشناسان مبنی بر الغری بیش از اندازه‬ ‫اش و دستهای الغرش روبروست و همین‬ ‫امر او را سوژه رسانه ها کرده است‪.‬‬ ‫آنجلینا جولی ستاره ‪ 38‬ساله برنده جایزه‬ ‫اسکار در حالی شکار عکاسان شد که‬ ‫به همراه دو قلوهایش از فروشگاهی در‬ ‫کوینزلند استرالیا خارج میشد‪ .‬به گفته‬ ‫رسانه ها و کارشناسان تالش برای داشتن‬ ‫اندام متناسب و الغر در میان زنان میانسال‬ ‫هالیوودی باعث شده است بسیاری از‬ ‫ستاره ها بیش از اندازه الغر باشند و این‬ ‫امر در جذابیتهای زنانه آنها تاثیر گذار بوده‬ ‫است‪.‬‬ ‫از میان این ستاره های تراز اول میتوان به‬ ‫سارا جسیکا پارکر ‪ ،‬مدونا و مگ رایان‬ ‫اشاره کرد‪ .‬این ستاره ها به قدری الغر‬ ‫هستند که رگهای دستان آنها به صورت آبی‬


‫‪99‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫پایان خط عشق ‪2‬ساله‬ ‫رابطه عاشقانه ‪2‬ساله جنیفرلوپز و‬ ‫کاسپراسمارت به نقطه پایانی خود رسیده‬ ‫است اطرافیان می گویند انتقال تراک‬ ‫گرانقیمت داج رام‪ ،‬که هدیه جنیفر به‬ ‫کاسپر بود‪ ،‬به بیرون خانه جنیفر خبر از‬ ‫پایان این رابطه میدهد‪ .‬ایندو از اول ماه‬ ‫سپتامبر هیچ جا با هم دیده نشده اند و در‬ ‫اصل این جنیفر‪44‬ساله است که کاسپر ‪26‬‬ ‫ساله را از زندگی خود بیرون رانده است‪.‬‬ ‫البته اختالفات آنها از ماهها قبل آغاز شد‬ ‫که کاسپر در چند کالب دیده شد که با‬ ‫دخترهای سکسی رقصنده‪ ،‬می رقصید!‬

‫بدون این ادا واطوار ولباس تمام‬ ‫میشود!‬

‫آیا جوی جوناس معتاد است؟‬ ‫شایع است یکی از دالیل جدایی برادران‬ ‫جوناس‪ ،‬اعتیاد جوی جوناس بوده است‬ ‫می گویند سه برادرجوناس‪ ،‬برنامه های خود‬ ‫را چنان تنظیم کرده بودند که تورجهانی‬ ‫آنها‪ ،‬هنوز ‪ 19‬اجرای بزرگ در پیش‬ ‫داشت‪ ،‬ولی نامرتب بودن ورفتار غیر عادی‬ ‫جوی سبب شد تا برادر بزرگتر اعتراض‬ ‫کند ولی جوی که با دوست دختر خود‬ ‫بالندا روزها وشبهای عاشقانه ای را پشت‬ ‫سر می گذارد از قید دهها میلیون دالر‬ ‫گذشت و بهانه ای برای جدایی تیم سه‬ ‫نفره شان شد‪.‬‬

‫نیکول کیدمن" قرار است تهیه کنندگی‬ ‫و بازیگری فیلم جدیدی با عنوان «زن‬ ‫خاموش» را در دست گیرد‪ .‬این فیلم که‬ ‫تریلری روانشناسانه است‪ ،‬برگرفته از کتابی‬ ‫است که در ‪ 25‬جون توسط نویسنده ای به‬ ‫نام "آ‪.‬اس‪.‬آ‪ .‬هریسون" منتشر شده است‪.‬‬ ‫در قسمتی از این کتاب آمده است‪ :‬جودی‬ ‫و تاد در بدترین دوره ازدواج خود هستند‪.‬‬ ‫زندگی مرفه آنها در محل مسکونی زیبا‬ ‫در اسکله ای در شیکاگو در خطر بزرگ‬ ‫است‪ .‬جایی که زن (قاتل) و مرد (قربانی)‬ ‫به سرعت به سمت رخدادهای اصلی پیش‬ ‫می روند‪ .‬زن و شوهری که تفاوت های‬ ‫بسیار با یکدیگر دارند‪ ،‬مرد در دو جهان‬ ‫متفاوت زندگی می کند اما زن دوست دارد‬ ‫جایگاهش محکم باشد‪ ،‬مرد دوست دارد‬ ‫محتاتانه قدم بردارد‪ ،‬اما زن چیزی برای از‬ ‫دست دادن ندارد‪ .‬این دو بیست سال است‬ ‫که با هم زندگی می کنند اما بچه‬ ‫ندارند‪.‬‬ ‫کتاب «زن خاموش» تابستان امسال‬ ‫جزء پرفروش ترین کتاب ها بوده‬ ‫است و نویسنده آن قبل از انتشار این‬ ‫کتاب از دنیا رفت‪.‬‬ ‫مراحل تولید‬ ‫این فیلم‬ ‫آغاز‬

‫تازه‬

‫ادامه در صفحه بعد‪...‬‬

‫لیدی گاگا‪ ،‬اگر از لباسهای عجیب و‬ ‫آرایش و میکاپ دور از معمول دست‬ ‫بکشد خیلی زود برای مردم تکراری‬ ‫میشود‪.‬‬ ‫لیدی گاگا البته صدای خوبی دارد ‪ ،‬ولی‬ ‫بیشترین توجه را در طی سالهای اخیر از‬ ‫نوع عجیب آرایش ولباسهای خود گرفته‬ ‫وخصوصا نسل جوان اورا در این هیئت‬ ‫دوست دارد‪ .‬جالب اینکه چند بار که لیدی‬ ‫گاگا با آرایش معمولی وارد جمع شد‪ ،‬کمتر‬ ‫کسی او را شناخت و مدیر برنامه هایش‬ ‫توصیه کرد همچنان به این ادا واطوارها‬ ‫ولباس های آرایش عجیب ادامه بدهدکه‬ ‫البته لیدی گاگا هم خسته شده‪ ،‬چون هرچه‬ ‫لباس عجیب و غریب بوده پوشیده و با هر‬ ‫نوع کاله نمایشی وآرایش دیوانه وار ظاهر‬ ‫شده است‪.‬‬

‫نـیکول کیـدمن «زن خامـوش»‬ ‫شد‬


‫و‬ ‫ستارگان‬ ‫‪98‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫ســــــــــینما‬

‫وقتی لیدی گاگا از خودش هم‬ ‫عجیب تر می شود!!‬ ‫عجیب بودن لیدی گاگا‪ ،‬چیز عجیبی‬

‫نیست؛ مگر وقتی که مثل آدم های عادی‬ ‫رفتار کند!‬ ‫این خواننده که به برلین رفته با پوششی غیر‬ ‫معمول تر از قبل از هتل خارج شد‪ .‬تصاویر‬ ‫کامال گویاست!‬

‫مشهورترین مدل زن از همسر‬ ‫هالیوودی اش جدا شد!‬ ‫میراندا کر" مشهورترین مدل زن دنیا که‬ ‫عضو کمپانی "ویکتوریا سکرت " نیز می‬ ‫باشد تایید کرد که از همسرش " اورالندو‬ ‫بلوم" بازیگر هالیوودی فیلمهای دزدان‬ ‫دریایی کارائیب و افسانه تروی جدا شده‬ ‫است‪.‬‬ ‫آنها ‪ 6‬سال کنار هم زندگی کردند که حاصل‬ ‫آن یک فرزند پسر دو ساله است ‪ .‬آنها می‬ ‫گویند اگرچه جدا از هم هستند اما عشق‪،‬‬ ‫حمایت و احترام آنها به یکدیگر و پسرشان‬ ‫همچنان ادامه خواهد داشت‪.‬‬ ‫این مدل زن استرالیایی و همسرش در سال‬

‫‪ 2007‬با هم آشنا شدند و بعد از سه سال‬ ‫رابطه رومانتیک نامزد شده و یک ماه بعد‬ ‫از نامزدی رسمی طی یک مراسم کامال‬ ‫مخفیانه ازدواج کردند‪.‬‬ ‫تصویر باال آخرین تصویر منتشر شده از‬ ‫این زوج در کنار هم مربوط به مراسم پیش‬ ‫نمایش فیلم "رومئو و ژولیت" با بازی‬ ‫"اورالندو بلوم" در اوایل ماه جاری میالدی‬ ‫است که علیرغم جدایی شان در کنار هم و‬ ‫با خوشحالی ظاهر شدند‪.‬‬ ‫چندی پیش نیز شایعه رابطه عاشقانه این‬ ‫مدل زن معروف و " لئوناردو دی کاپریو"‬ ‫به گوش می رسید که او سریعا این رابطه را‬ ‫تکذیب کرد‪.‬‬


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

97


‫‪96‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫‪ .‬صورتم داشت خوب ميشد ‪ .‬االن فقط اين بايد‬ ‫برام مهم باشه ‪ .‬نه چيز ديگه اي ‪.‬‬ ‫سرم و از روي سينه ي هيوا برداشتم ‪ .‬نگاهش‬ ‫كردم ‪ .‬گفتم ‪:‬‬ ‫ ولي من ناراحت نيستم ‪.‬‬‫نگاه همه به سمت من چرخيد ‪ .‬بابا ‪ ،‬حسام ‪ ،‬هيوا‬ ‫‪ ،‬كيوان ‪ .‬دوباره گفتم ‪:‬‬ ‫ من ناراحت نيستم ‪ .‬صورتم داره خوب ميشه ‪.‬‬‫تقريبا كل پيوند بدنم گرفته ‪ .‬اگه فقط دست چپم‬ ‫پوست چروك خورده داشته باشه ناراحتم نميكنه ‪.‬‬ ‫من خوشحالم ‪ .‬شماها هم خوشحال باشين ‪.‬‬ ‫بابا تعجب كرده بود ‪ .‬خوب حق داشت ‪ .‬از دختر‬ ‫ضعيف النفسش اين حرفا بعيد بود ‪ .‬بيشتر منتظر‬ ‫بود يه گوشه بشينم و زانوهام و بغل كنم ‪ .‬انقدر‬ ‫گريه كنم كه به هق هق بيفتم ‪ .‬هيوا دستي نوازشگر‬ ‫به سرم كشيد و گفت ‪:‬‬ ‫ منم خوشحالم كه تو خوشحالي ‪.‬‬‫حسام با يه لبخند نگاهم ميكرد ‪ .‬سرم و پايين‬ ‫انداختم ‪ .‬دوباره حرفاي اون روز آراد توي سرم‬ ‫چرخ خورد ‪ .‬بايد بهش وقت ميدادم باهام حرف‬ ‫بزنه ‪.‬‬ ‫حسام گفت ‪:‬‬ ‫ برگه هاي مرخصي هورام و امضا ميكنم ‪ .‬فردا‬‫ميتونين بياين دنبالش و ببرينش ‪ .‬براي عمالي‬ ‫ترميمي هم توي ‪ 6‬ماه آينده تشريف بيارين مطب‬ ‫تا راهنماييتون كنم ‪.‬‬ ‫خوشحال تر شدم ‪ .‬دوباره داشتم از اون اتاق و‬ ‫بيمارستان و اون محيط سرد و پر استرس نجات‬ ‫پيدا ميكردم ‪.‬‬ ‫همگي رفتن و اتاق خلوت شد ‪ .‬نگاهم روي‬ ‫پوست دست چپم افتاد ‪ .‬اين هميشه يه يادگاري‬ ‫برام ميموند كه يادم بمونه چجوري بودم و االن‬ ‫چي شدم ‪ .‬خوشحال بودم ‪ .‬شايد غير طبيعي بود‬ ‫‪ .‬ولي خوشحال بودم كه تا همين حد بهبود پيدا‬ ‫كرده بودم ‪.‬‬ ‫*****‬ ‫از بين وسايلم رماني رو برداشته بودم تا اين شب‬ ‫آخري بتونم سر خودم و يه جوري گرم كنم ‪ .‬از‬ ‫ذوق خونه رفتن خواب به چشمام نميومد ‪ .‬سر‬ ‫سري چند خط و خوندم كه تقه اي به در خورد‬ ‫‪ .‬نگاهم روي ساعت چرخيد عدد ‪ 10‬و نشون‬ ‫ميداد ‪ .‬خوب ميدونستم كيه ‪ .‬نفسي كشيدم و‬ ‫گفتم ‪:‬‬ ‫ بله ؟‬‫در باز شد ‪ .‬دكتر وارد اتاق شد ‪ .‬روپوش سفيد‬ ‫تنش نبود ‪ .‬صورتش خستگي رو فرياد ميزد ‪.‬‬ ‫قدمي جلو برداشت و گفت ‪:‬‬ ‫ نخوابيدي ؟‬‫سرم و پايين انداختم ‪ .‬نميدونم اسمش خجالت‬ ‫بود يا معذب بودن ‪ .‬ولي از وقتي حرفاي اون‬ ‫شبش و شنيده بودم ديگه باهاش راحت نبودم ‪.‬‬ ‫گفتم ‪:‬‬ ‫ نه خوابم نميبرد ‪.‬‬‫ چه خوب ! امشب ديگه دزدكي نيومدم تو‬‫اتاقت ‪.‬‬ ‫سرم و باال گرفتم ‪ .‬لبخندي رو لبش بود ‪ .‬دوباره‬

‫سرم و انداختم پايين ‪ .‬قدمي به سمتم برداشت و‬ ‫لبه ي تخت نشست ‪ .‬گفت ‪:‬‬ ‫ حوصله داري يه قصه برات تعريف كنم ؟‬‫______________________________‬ ‫روي تخت جابه جا شدم ‪ .‬گفتم ‪:‬‬ ‫ چه قصه اي ؟‬‫چيزي نگفت ‪ .‬سرم و باال گرفتم ‪ .‬نگاهش و تو‬ ‫چشمام دوخت و گفت ‪:‬‬ ‫ قرار شد حرف بزنم ‪ .‬توام قراره گوش بدي ‪.‬‬‫قصه ي خودمو ميخوام برات بگم ‪.‬‬ ‫هيچي نگفتم ‪ .‬يكم مكث كرد ‪ .‬نگاهش و به‬ ‫زمين دوخت ‪ .‬دستاش و روي سينش قالب كرد ‪.‬‬ ‫چشماش و باال آورد و دوباره به صورتم خيره شد ‪.‬‬ ‫ دوستي من و آراد از يه تصادف شروع شد ‪ .‬آراد‬‫تازه ‪ 18‬سالش شده بود ‪ .‬حتي مهر گواهينامش‬ ‫هنوز خشكم نشده بود ! من اون موقع سال دوم‬ ‫پزشكي بودم ‪ .‬خالصه بعد از كلي دعواها و‬ ‫كشمكشا من و آراد با هم دوست شديم ‪ .‬اصال‬ ‫نفهميدم كه چجوري آراد وارد زندگيم شد ‪ .‬ولي‬ ‫وقتي به خودم اومدم كه اون بهترين دوستم شده‬ ‫بود ‪ .‬اخالقاي آراد بي نقص نبود ‪ .‬يه آدم فضايي‬ ‫نبود ولي دوست خوبي بود ‪ .‬خيلي عجوله ‪ .‬بعضي‬ ‫وقتا از عجول بودنش كلي ضربه خورده ولي هم‬ ‫برام دوسته و هم برادر ‪ .‬زندگيمون جوري شده بود‬ ‫كه از همه چي با هم حرف ميزديم ‪.‬‬ ‫چشماش و به سقف دوخت ‪ .‬انگار داشت ياد اون‬ ‫دوران ميكرد ‪ .‬لبخند محوي روي لبش نشست و‬ ‫گفت ‪:‬‬ ‫ بي شيله پيله هم هست ‪ .‬اصال اخالق خاص‬‫خودش و داره ‪ .‬زود جوش مياره ‪ .‬زود خوشحال‬ ‫ميشه ‪ .‬زود تيريپ سوپر من ميگيره ! زودم ميشه‬ ‫يه آدم منفي و خودخواه ‪.‬‬ ‫نفسم تو سينه حبس شد ‪ .‬دقيقا چيزايي كه توي‬ ‫اين مدت از آراد ديده بودم و ميگفت ‪.‬‬ ‫ هيچ وقت دوستي به اين خوبي نداشتم ‪ .‬اصال‬‫تو هيچ مقطعي نميتونستم يه دوست خوب براي‬ ‫خودم پيدا كنم ‪ .‬با ورود آراد به زندگيم از تنهايي‬ ‫خودم بيرون اومدم ‪ .‬آراد شاد و اهل بگو بخند‬ ‫بود ‪.‬‬ ‫نفس عميقي كشيد ‪ .‬سرش و پايين انداخت و اين‬ ‫بار به دستاش خيره شد ‪ .‬حالت كالفه اش توي‬ ‫تك تك حركاتش حس ميشد ‪.‬‬ ‫ همه چي خوب بود ‪ .‬تا اينكه يه روز اومد مطب‬‫‪ .‬من كلي مريض داشتم ‪ .‬حسابي سرم شلوغ بود ‪.‬‬ ‫گفت بيا بريم جايي گفتم مريض دارم برادر من ‪.‬‬ ‫تو بيكاري ‪ .‬آخه هيچ وقت نميرفت سر كار ‪ .‬بعد‬ ‫از دانشگاهش هر چي باباش ميگفت بيا شركت‬ ‫پيش خودم هي شونه خالي ميكرد ‪ .‬خالصه اينكه‬ ‫گفتم نميشه ‪ .‬اونم اصرار كرد ‪ .‬گفتم صبر كن‬ ‫مريضام و ببينم بعد بريم ‪ .‬گفت باشه ‪ .‬اومد‬ ‫نشست پشت كامپيوترم ‪ .‬بين معاينه ي مريضام‬ ‫زير چشمي ميپاييدمش ‪ .‬رفته بود تو چت روم ‪.‬‬ ‫حسابي بهش تيكه انداختم ‪ .‬اونم يكم مسخره‬ ‫بازي در آورد ‪ .‬يهو گفت يه آي دي اينجاست‬ ‫اسمش بانوي سرخه !‬ ‫قلبم ضربانش تند تر شد ‪ .‬اين قصه قصه ي من‬

‫بود ؟!‬ ‫نگاهي بهم انداخت و گفت ‪:‬‬ ‫ تورو ميگفت ‪ .‬گفتم حاال كه چي ؟ گفت بذار‬‫ببينيم طرف چي كارست ‪ .‬از آي ديش خوشم‬ ‫اومده ‪ .‬منم ديگه تو نخ كاراش نرفتم ‪ .‬مشغول‬

‫كالفمون ميكرد ‪ .‬هي به ساعت نگاه ميكرد و‬ ‫ميگفت بريم ‪ .‬آخر ديگه قاطي كردم ‪ .‬گفتم آخه‬ ‫تو چه مرگته ؟ چرا اينجوري شدي ؟ ميخنديد‬ ‫ميگفت خياالتي شدم ‪ .‬ولي من فهميده بودم يه‬ ‫جاي كار داره ميلنگه ‪.‬‬

‫چك كردن مريضام بودم ‪ .‬تا اينكه رسيديم به‬ ‫آخرين مريض ‪ .‬مطب خالي شده بود ‪ .‬منشيم‬ ‫خداحافظي كرد و رفت ‪ .‬وسايلم و جمع كردم و به‬ ‫آراد گفتم من حاضرم ‪ .‬تو هنوز نشستي ؟ سرش‬ ‫و به زور از مونيتور بلند كرد و گفت وايسا اددش‬ ‫كنم االن ميام ‪ .‬تعجب كرده بودم ‪ .‬گفتم كيو ؟‬ ‫گفت همين بانو رو ديگه ‪ .‬اسمشم لو نميده ‪.‬‬ ‫غلط نكنم طرف پسره گرفته منو ! منم گفتم اگه‬ ‫اينجوري فكر ميكني ديگه ادد كردنت چيه ؟‬ ‫گفت نه من بايد ته و توي قضيه رو در بيارم ‪.‬‬ ‫خالصه يكم معطل آقا شديم تا باالخره حاضر شد‬ ‫از پاي كامپيوتر بلند بشه ‪ .‬اون روز گذشت ‪ .‬چند‬ ‫روزي خبر ازش نداشتم ‪ .‬وقتيم ميديدمش عادي‬ ‫بوديم ‪ .‬مثل هميشه ‪ .‬ولي يه چيزي تو رفتارش‬ ‫فرق كرده بود ‪ .‬احساس ميكردم ديگه كامل پيش‬ ‫من درد و دل نميكنه ‪ .‬حس كردم پاي يه شخص‬ ‫سومي در ميونه ! مشكوكم ميزد ‪ .‬همش دلش‬ ‫ميخواست بره خونه ‪ .‬دو دقيقه ميومديم بيرون‬

‫نفسي تازه كرد و دوباره گفت ‪:‬‬ ‫ خالصه از من اصرار از اون انكار باالخره حرف‬‫زد ‪ .‬گفت با همون بانوي سرخ هنوزم حرف ميزنه‬ ‫‪ .‬از اخالقش گفت ‪ .‬از كاراش ‪ .‬از شخصيتش‬ ‫‪ .‬از اينكه چقدر احساس نزديكي بهش ميكنه‬ ‫‪ .‬حس ميكردم يه جور وابستگي توش به وجود‬ ‫اومده ! بهش هشدار دادم ‪ .‬گفتم اين رابطه هاي‬ ‫مجازي سر انجام نداره ‪ .‬ولي گوشش بدهكار نبود‬ ‫‪ .‬ميگفت ما كه رابطمون جور خاصي نيست ‪.‬‬ ‫فقط دوستيم ‪ .‬از اينكه باهاش حرف ميزنم حسم‬ ‫خوبه ‪ .‬همين ! ولي من وابستگياش و ميديدم ‪.‬‬ ‫من كالفگيش و ميديدم ‪ .‬كافي بود بانوي سرخ‬ ‫يه روز سر نزنه ياهو ‪ .‬انگار اين و آتيش ميزدن ‪.‬‬ ‫هر چي نصيحتش كردم جواب نداد ‪ .‬ديگه خسته‬ ‫شده بودم ‪ .‬پيش خودم فكر ميكردم آخه اين بانو‬ ‫چي داره كه اين انقدر وابستش شده ؟!‬ ‫نگاهش خيره به من بود ‪ .‬خجالت زده سرم و‬ ‫پايين انداختم ‪ .‬نفس گرفت ‪ .‬دوباره گفت ‪:‬‬

‫ادامه دارد‪...‬‬


‫‪95‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫خ (‪)45‬‬ ‫انوی سر‬ ‫ب‬ ‫ نه پشيمون شدم ‪.‬‬‫____________________________‬ ‫چشماش و كالفه دور گردوند و نزديك تر اومد ‪.‬‬ ‫پايين تخت نشست و گفت ‪:‬‬ ‫ هورام باهام حرف بزن ‪ .‬من و تو ‪ ،‬توي دنياي‬‫مجازي دوستاي خوبي براي هم بوديم ‪ .‬يادته ؟‬ ‫يادته كه چقدر راحت با هم حرف ميزديم ؟ االنم‬ ‫چيزي عوض نشده ‪ .‬ميتوني راحت باهام حرف‬ ‫بزني ‪ .‬باشه ؟‬ ‫نگاهش كردم ‪ .‬چشماش مهربون بود و لحنش‬ ‫دلگرم كننده ‪ .‬ميتونستم به آراد اعتماد كنم ‪.‬‬ ‫راست ميگفت ‪ .‬اون همون آراد اينترنت بود ‪ .‬چه‬ ‫فرقي مگه كرده بود ؟ چرا االن جلوش دستپاچه‬ ‫ميشدم ؟! سر تكون دادم و گفتم ‪:‬‬ ‫ حق با توئه ‪ .‬راستش ديشب حسام بهم گفت كه‬‫ازم خوشش مياد ‪.‬‬ ‫فكش منقبض شد ولي چيزي به زبون نياورد ‪ .‬سر‬ ‫تكون داد تا ادامش و بگم ‪.‬‬ ‫ نميدونم روي چه حسابي اين حرف و ميزد ‪.‬‬‫پوزخندي زدم و گفتم ‪:‬‬ ‫ من حتي يه قيافه ي معمولي هم ندارم ‪ .‬چه‬‫برسه به اينكه بخوام خوشگل باشم ! حسام انقدر‬ ‫باهام آشنا نيست و نبوده كه بخواد بگه از اخالقم‬ ‫خوشش اومده ‪ .‬هر چند كه خودم بهتر از همه‬ ‫ميدونم كه چه اخالق افتضاحي دارم ‪.‬‬ ‫با اين حرف خودم خنديدم ولي آراد هنورم جدي‬ ‫با فك منقبض بهم نگاه ميكرد ‪ .‬خندم و جمع‬ ‫كردم ‪ .‬جدي گفت ‪:‬‬ ‫ خوب ؟‬‫شونه هام و باال انداختم ‪ .‬ادامه دادم ‪:‬‬ ‫ خودش گفت بايد حرف بزنه در موردش ‪ .‬به‬‫نظرم همه ي اينا يه جورايي عجيبه ‪ .‬اينكه يه‬ ‫دكتر بخواد از من ! خوشش بياد از همه عجيب‬ ‫تره ! تو اينجوري فكر نميكني ؟‬ ‫صورتش و به سمت ديگه چرخوند ‪ .‬نگران‬ ‫نگاهش كردم گفتم ‪:‬‬ ‫ آراد ؟ چي شد ؟ خوبي ؟ حرف بدي زدم ؟‬‫صورتش و با مكث به سمتم برگردوند ‪ .‬سعي كرد‬ ‫لبخند بزنه ‪ .‬ولي با دندونايي كه رو هم كليد شده‬ ‫بود بيشتر شكل يه لبخند عصبي بود !‬ ‫نفس عميقي كشيد و گفت ‪:‬‬ ‫ نه حرف بدي نزدي ‪.‬‬‫ خب تو ميگي بايد چيكار كنم ؟ هي حس‬‫ميكنم يه ريگي تو كفش حسامه ‪ .‬تو اينجوري‬ ‫فكر نميكني ؟‬ ‫دقيق نگاهم كرد ‪ .‬انگار ميخواست از چشمام به‬ ‫ذهنم راه پيدا كنه ‪ .‬باالخره سكوت و شكست ‪:‬‬ ‫ چرا همچين فكري ميكني ؟ چرا بايد يه ريگي‬‫تو كفشش باشه ؟‬ ‫ خب ميدوني ‪ . . .‬رفتارش و كاراش ‪ . . .‬حاال‬‫هم كه اين عالقه كه نميدونم از كجا سر در آورده‬ ‫‪ .‬همه چي خيلي گنگه !‬ ‫دستش و روي صورتش كشيد ‪ .‬نفسش و بيرون‬ ‫داد گفت ‪:‬‬

‫ بايد بذاري حرف بزنه ‪ .‬شايد‬‫خيلي چيزا برات مشخص بشه ‪.‬‬ ‫شايد حست بهتر بشه ‪.‬‬ ‫ تو ميگي چيكار كنم ؟ اصال‬‫هر كار تو بگي ميكنم !‬ ‫لبخند تلخي روي لباش نشست‬ ‫‪ .‬انگار داشت جون ميكند كه‬ ‫جلوي زبونش و بگيره ‪ .‬تا يه‬ ‫وقت حرف نامربوطي از دهنش‬ ‫بيرون نپره ‪ .‬چرا احساس ميكردم‬ ‫با خودش درگيره ؟ باالخره به‬ ‫حرف اومد ‪:‬‬ ‫ مطمئن باش كاري كه من ميگم‬‫زياد به نفعت نيست ‪ .‬حسام پسر‬ ‫بدي نيست ! بذار حرفش و بزنه‬ ‫‪ . . . .‬شايد خيلي چيزا عوض‬ ‫بشه !‬ ‫سر تكون دادم ‪ .‬احساس بهتري‬ ‫داشتم ‪ .‬خيالم راحت شده بود‬ ‫‪ .‬ديگه از حرف حسام برداشت‬ ‫بدي نميكردم ‪ .‬به قول آراد حسام‬ ‫پسر بدي نبود ‪ .‬چقدر خوشحال‬ ‫بودم كه دوستانه با آراد حرف‬ ‫ميزدم ‪ .‬هر چند كه كالفگيش و‬ ‫درك نميكردم ‪ .‬ولي االن به اين‬ ‫نتيجه رسيده بودم كه ميتونه‬ ‫دوست صميميم باشه ‪ .‬چيزي‬ ‫نه بيشتر و نه كمتر ! لبخندي‬ ‫بي اختيار روي لبام نشست‬ ‫‪ .‬گفتم ‪:‬‬ ‫ ممنون آراد ‪.‬‬‫نگاهم كرد ‪ .‬عميق و‬ ‫جدي ‪ .‬ته چشماش يه‬ ‫غمي خونه كرده بود كه‬ ‫نميفهميدم براي چيه ‪ .‬دستش و‬ ‫جلو آورد و گفت ‪:‬‬ ‫ دوستيم ديگه ؟‬‫دستم و تو دستش گذاشتم و گفتم ‪:‬‬ ‫ دوستيم !‬‫ من ميرم ‪ .‬كارم داشتي خبرم كن ‪.‬‬‫سر تكون دادم ‪ .‬عقب گرد كرد ‪ .‬ولي هنوزم‬ ‫نگاهش رو من بود ‪ .‬لبخند ديگه اي بهش زدم ‪.‬‬ ‫جوابي بهش نداد ‪ .‬عميقا خيره شده بود ‪ .‬به كجا‬ ‫؟ به من ؟ به اتاقم ؟ نميدونستم ‪ .‬باالخره رفت و‬ ‫در اتاق پشت سرش بسته شد ‪.‬‬ ‫دچار دوگانگي احساسي شده بودم ‪ .‬هر روز‬ ‫ساعت شماري ميكردم كه آراد و ببينم يا از اينكه‬ ‫خبري نبود ازش ناراحت ميشدم ‪ .‬ولي االن كه‬ ‫مثل دوست كنارم نشسته بود و به حرفام گوش‬ ‫ميداد آروم بودم ‪ .‬اين چه حسي بود كه بهش‬ ‫داشتم ؟ احساس دو تا دوست به هم اينجوريه‬ ‫؟ سر از كاراي احساساتمم ديگه در نمي آوردم !‬ ‫ولي آراد راست ميگفت ‪ .‬بد نبود اگه يه فرصت به‬ ‫حسام ميدادم ‪ .‬خيلي تند رفته بودم ‪ .‬االن كه فكر‬ ‫ميكردم حرفش چندانم بد نبود ‪ .‬من زيادي منفي‬

‫بافي كرده بودم !‬ ‫ زالو درماني رو هم انجام داديم ‪ .‬متاسفانه‬‫جوابي نداد ‪ .‬دست چپ پيوند و پس زده ‪.‬‬ ‫نگاهم و به چشماي شيشه اي و بي احساس دكتر‬ ‫افشار دوختم ‪ .‬چقدر براش راحت بود اينجور‬ ‫حرف زدن ‪ .‬چرا به من فكر نميكرد ؟ من درست‬ ‫كنارش روي تخت دراز كشيده بودم ‪ .‬چرا آواري‬ ‫كه با حرفاش روي سرم ميريخت و نميديد ؟‬ ‫چشمام و گردوندم حسام سرش پايين بود و‬ ‫اخماش در هم ‪ .‬از قيافش ناراحتي ميباريد ‪.‬‬ ‫چرا نگاهم نميكرد ؟ حداقل اون دكتر و ساكت‬ ‫ميكرد !‬ ‫دوباره نگاهم كشيده شد سمت دكتر افشار ‪:‬‬ ‫ اگه بخواين بازم ميتونيم امتحان كنيم ‪ .‬دوباره‬‫از پاش پوست ميگيريم و به دستش پيوند ميزنيم‬ ‫ولي ما تا اينجا تالشمون و كرديم ‪ .‬بهتره اگه قصد‬ ‫عمل دوباره رو هم دارين يكم فرصت بدين ‪.‬‬ ‫بابا با چهره اي ناراحت گفت ‪:‬‬ ‫‪ -‬مرسي دكتر ‪ .‬خيلي زحمت كشيدين ‪.‬‬

‫سري‬ ‫دكتر‬ ‫داد و از اتاق‬ ‫تكو ن‬ ‫بيرون رفت ‪ .‬نگاهم روي در اتاق خشك شده‬ ‫بود ‪ .‬به همين راحتي ؟ پيوند نگرفت ؟ هيچ كس‬ ‫جرات نداشت سكوت و بشكنه ‪ .‬حسام اين پا و‬ ‫اون پا كرد و باالخره رو به بابا گفت ‪:‬‬ ‫ آقاي تهراني واقعا شرمنده ‪ .‬ما هر كار از‬‫دستمون بر ميومد كرديم ‪. . . .‬‬ ‫بابا بين حرفش پريد و گفت ‪:‬‬ ‫ اين چه حرفيه پسرم ‪ .‬لطف كردين ‪ .‬تا اينجا‬‫هم خيلي كمك هورام كردين ‪.‬‬ ‫حسام دوباره سرش و پايين انداخت ‪ .‬هيوا‬ ‫نزديكم اومد ‪ .‬سرم و به سينش تكيه داد و گفت ‪:‬‬ ‫ ناراحت نباشيا ‪ .‬مهم اينه كه بخش بزرگي از‬‫پيوندا گرفته ‪ .‬دستتم چند ماه ديگه دوباره ميايم‬ ‫عمل ميكنيم ‪ .‬باشه ؟‬ ‫ناراحت نبودم ‪ .‬چيز خاصي حس نميكردم ‪ .‬يه‬ ‫جورايي شوكه بودم ‪ .‬شايد يكم ناراحت‬ ‫بودم ‪ .‬فقط دستم بود ‪ .‬اين كه مهم نبود‬

‫ادامه در صفحه بعد‬


‫‪94‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫عشقم را ببخشم یا‬ ‫نه؟‬

‫اگر می‌خواهید با اشتباهاتی که‬ ‫نباید به راحتی بخشیده شوند آشنا‬ ‫شوید و بدانید از کنار کدام یک‬ ‫از خطاهای همسرتان بگذرید‪،‬‬ ‫این مطلب را بخوانید‪ .‬شاید به‬ ‫جای بحث بی‌پایان در مورد‬ ‫یک موضوع با یک گفت‌وگوی‬ ‫ساده و منطقی بتوانید همسر‬ ‫خطاکارتان را اصالح کنید‪.‬‬

‫شاید همه اشتباهات همسرتان روی زندگی‬ ‫شما کم و بیش تاثیر داشته باشد اما همه آنها‬ ‫رابطه شما را ویران نمی‌کنند‪ .‬اینکه شما در‬ ‫مورد چه چیزهایی حساس باشید و اینکه‬ ‫همسرتان اشتباهش را از چه راهی انجام‬ ‫دهد‪ ،‬می‌تواند شما را به همسری سخت‌گیر‬ ‫یا بی‌خیال تبدیل کند‪ .‬اگر می‌خواهید با‬ ‫اشتباهاتی که نباید به راحتی بخشیده شوند‬ ‫آشنا شوید و بدانید از کنار کدام یک از‬ ‫خطاهای همسرتان بگذرید‪ ،‬ادامه این مطلب‬ ‫را بخوانید‪ .‬شاید به جای بحث بی‌پایان‬ ‫در مورد یک موضوع با یک گفت‌وگوی‬ ‫ساده و منطقی بتوانید همسر خطاکارتان را‬ ‫اصالح کنید‪.‬‬ ‫اگر به زنان دیگر لبخند زد‬ ‫«فکر می‌کنم اگر همین امروز زندگی‌ام را‬ ‫توی دستم نگیرم‪ ،‬همه چیز خراب می‌شود‪.‬‬ ‫از اینکه همسرم با خانم‌های دیگر‪ -‬در‬ ‫محیط کار یا جلسات دوستانه‪ -‬حرف‬ ‫می‌زند و شوخی می‌کند‪ ،‬عصبی می‌شوم‪.‬‬ ‫نمی‌دانم به‌خاطر این رفتارها باید او را‬ ‫ببخشم یا اینکه قاطعانه‌تر برخورد کنم؟»‬ ‫قرار نیست با ازدواج کردن افراد‪ ،‬روابط آنها‬ ‫محدود شود یا از بین برود‪ .‬روابط بیرون از‬ ‫خانه شما و همسرتان بعد از زندگی مشترک‪،‬‬ ‫ممکن است گسترده‌تر شود اما آنچه به حفظ‬ ‫این ارتباطات کمک می‌کند‪ ،‬پایبندی شما‬ ‫به اصولی است که بر سر آنها توافق کرده‌اید‪.‬‬ ‫اگر روابط همسرتان خارج از محدوده‬ ‫وفاداری باشد یا رنگ و بوی پنهان‌کاری‬ ‫یا خیانت به خود بگیرد‪ ،‬بخشیدن او اصال‬ ‫ساده نیست‪ .‬یک اشتباه کوچک و عبور‬ ‫از خط قرمزها کافی است تا زن و شوهرها‬ ‫را برای مدتی طوالنی نسبت به رفتارهای‬ ‫هم بی‌اعتماد و حساس کند‪ .‬در صورتی‬ ‫که متوجه شدید همسر شما در روابطش‬ ‫با جنس مخالف جانب احتیاط را رعایت‬ ‫نمی‌کند به جای تکرار جمله «من او را‬ ‫نمی‌بخشم!» سراغ گفت‌وگو بروید‪ .‬بهترین‬ ‫راه برای عبور از این بحران صحبت کردن‬ ‫و انتقال مسائلی است که ممکن است پیش‬

‫از این آنها را نادیده گرفته باشد‪ .‬در صورتی‬ ‫که موضوع ادامه پیدا کرد یا همسرتان به‬ ‫تعهداتش وفادار نماند‪ ،‬بهترین راه یک‬ ‫مذاکره جدی و گوشزد کردن عواقب‬ ‫موضوع است‪ .‬البته قبل از آنکه همسرتان‬ ‫را با عواقب کارش آشنا کنید‪ ،‬در مورد‬ ‫تصمیم‌هایی که می‌گیرید فکر کنید‪.‬‬ ‫زنگ خطر‪ :‬مراقب باشید این احساس را در‬ ‫همسرتان ایجاد نکنید که به او بی‌اعتماد‬ ‫هستید یا به دیگران اعتماد ندارید؛ هر دوی‬ ‫این موارد در طرف مقابل تولید مقاومت‬ ‫می‌کند و میان شما فاصله می‌اندازد‪.‬‬ ‫اگر خواست خودش باشد‬ ‫به همسرم می‌گویم اگر مرا دوست داری‪،‬‬ ‫باید آن‌طور که من انتظار دارم باشی‪ .‬دوست‬ ‫دارم شریک زندگی‌ام همان‌طور که من‬ ‫دوست دارم لباس بپوشد و همان‌طور که من‬ ‫انتظار دارم وقت بگذراند و سراغ شغلی برود‬ ‫که من دوست دارم‪ .‬همسرم را به دليل آنکه‬ ‫طبق خواسته من رفتار نمی‌کند باید ببخشم‬ ‫یا نه!‬

‫محدودیت‌هایش به توافق برسید‪ .‬بهترین‬ ‫رفتار در این مورد‪ ،‬توضیح دادن جدی خط‬ ‫قرمزها و رسیدن به یک نظر مشترک برای‬ ‫ایجاد تعادل است‪ .‬مراقب باشید از احساس‬ ‫ناخوشایندی که بدون دلیل به دوستانش‬ ‫دارید حرف نزنید و با توهین‌ها‪ ،‬حرف‌ها و‬ ‫رفتارهای نسنجیده مقاومت را در همسرتان‬ ‫ایجاد نکنید‪.‬‬ ‫زنگ خطر‪ :‬اگر این موضوع از تحمل‌تان‬ ‫خارج شد می‌توانید از تذکر و نوشتن‬ ‫احساس کمک بگیرید‪.‬‬ ‫اگر خانواده‌اش آزارم دادند‬ ‫من و همسرم هیچ مشکلی با هم نداریم‪.‬‬ ‫تنها دلیل اختالف ما‪ ،‬رفتارهای خانواده‌اش‬ ‫است‪ .‬آنها برخورد مناسبی با من ندارند و‬

‫همسرم به من هیچ توجهی ندارد‪ .‬از لحظه‌ای‬ ‫که به خانه می‌آید‪ ،‬سرگرم تلويزیون و روزنامه‬ ‫است‪ .‬شامش را سریع می‌خورد و برای بلند‬ ‫شدن از کنار سفره حتی منتظر تمام شدن‬ ‫غذای من هم نمی‌شود‪ .‬آخرین باری که جمله‬ ‫محبت‌آمیزی از زبانش شنیدم را به خاطر‬ ‫ندارم‪ .‬نمی‌دانم او را به دليل بی‌محبتی‌اش‬ ‫ببخشم یا اینکه راهم را از این مرد سرد جدا‬ ‫کنم؟‬

‫زنگ خطر‪ :‬در صورتی که موضوع از تحمل‬ ‫شما خارج شد‪ ،‬می‌توانید کمی مقاومت‬ ‫و پافشاری نشان دهید اما مراقب باشید‬ ‫لجبازی جایگزین رفتار منطقی نشود‪.‬‬ ‫اگر رفیق‌باز بود‬

‫رابطه همسرتان با دوستانش بعد از ازدواج‬ ‫هم می‌تواند ادامه داشته باشد‪ ،‬مشکل از‬ ‫آنجا شروع می‌شود که برخی از همسران‬ ‫نمی‌توانند بین زمانی که مجرد بوده‌اند و حاال‬ ‫که متاهل هستند وجه تمایز درستی قائل‬ ‫شوند‪ .‬آنها می‌خواهند روابط‌شان را با همان‬ ‫کیفیت و کمیت حفظ کنند و این خواسته‬ ‫گاهی دردسرساز می‌شود‪ .‬موضوع ارتباط با‬ ‫دوستان هم از مواردی است که از همان ابتدا‬ ‫باید تکلیفش را مشخص کنید و در مورد‬

‫زنگ خطر‪ :‬همسرتان را میان خودتان و‬ ‫خانواده‌اش قرار ندهید و به او اطمینان دهید‬ ‫تا زمانی که اشتباهی نمی‌کند به دليل خطای‬ ‫دیگران سرزنش نمی‌شود‪.‬‬ ‫اگر سرد بود‬

‫کم نیستند زوج‌هایی که گمان می‌کنند بعد‬ ‫از ازدواج اجازه دارند در مورد همه مسائل‬ ‫طرف مقابل‌شان تصمیم بگیرند‪ .‬انگار‬ ‫شریک زندگی آنها صاحب هیچ نظر و‬ ‫عقیده‌ای نیست یا نظر و عقیده‌اش نادرست‬ ‫است و به کسی احتیاج دارد که برایش‬ ‫تصمیم بگیرد‪ .‬شما پیش از ازدواج باید به‬ ‫فکر چنین روزی باشید و فردی را انتخاب‬ ‫کنید که در مسائل حساس‪ ،‬نظری مشابه یا‬ ‫نزدیک به شما دارد‪ .‬اگر شما فردی کامال‬ ‫متفاوت با خود را انتخاب کرده‌اید‪ ،‬دیگر‬ ‫نمی‌توانید گناه این تفاوت را به گردن او‬ ‫بیندازید و به دليل اینکه نظری متفاوت با‬ ‫شما دارد او را نادیده بگیرید‪.‬‬

‫ارتباط همسرم با دوستانش یکی از دالیل‬ ‫همیشگی بحث‌های ماست‪ .‬من به بعضی‬ ‫از دوست‌های همسرم اعتماد ندارم یا از‬ ‫معاشرت با همسران‌شان لذت نمی‌برم اما‬ ‫همسرم حاضر نیست به ارتباطش با آنها‬ ‫پایان دهد‪.‬‬

‫نمی‌خواهیم بگوییم خانواده همسر شما هیچ‬ ‫اشتباهی نمی‌کنند اما قبل از قضاوت در‬ ‫مورد آنها‪ ،‬رفتار خانواده خود را هم بررسی‬ ‫کنید‪ .‬آیا آنها هم تاکنون اشتباهی انجام‬ ‫نداده‌اند؟ پس چرا ساده از کنار خطای آنها‬ ‫می‌گذرید ولي یک اشتباه کوچک از طرف‬ ‫خانواده همسرتان شما را آشفته می‌کند‪ .‬قبل‬ ‫از آنکه در مورد خانواده همسرتان قضاوت‬ ‫کنید‪ ،‬سهم خود را در این اتفاق مشخص‬ ‫کنید و ببینید همسرتان در چنین موضوعی‬ ‫چه نقشی دارد‪ .‬اگر خانواده شوهرتان‬ ‫اشتباهی غیرقابل بخشش را انجام داد ‌ه که‬ ‫تاثیری جبران‌ناپذیر در زندگی شما گذاشته‪،‬‬ ‫می‌توانید از آنها دلگیر باشید اما آیا دلگیر‬ ‫بودن‌تان از همسرتان به دليل اشتباه‌هاي‬ ‫اطرافیانش منطقی است؟‬

‫با حرف‌ها و طعنه‌های‌شان آزارم می‌دهند‪.‬‬ ‫آنها با جر و بحث‌های‌شان روز عروسی‌ام‬ ‫را هم به بدترین روز زندگی‌ام تبدیل کردند‪.‬‬ ‫نمی‌دانم همسرم را به دليل اشتباه‌هاي‬ ‫خانواده‌اش ببخشم یا از او بخواهم بین‬ ‫خانواده‌اش و من یکی را انتخاب کند؟‬ ‫برخی از دختران از کودکی به واسطه‬ ‫شنیدن انتقادهای اطرافیان‌شان از خانواده‬ ‫شوهرشان‪ ،‬ناخودآ گاه زمینه‌ای برای مقاومت‬ ‫یا احساس دشمنی نسبت به خانواده شوهر‬ ‫دارند و با این پیش‌فرض‪ ،‬می‌توانند یک‬ ‫رابطه کم‌تنش را هم بحرانی جلوه دهند‪.‬‬

‫گناه شما نیست اگر از بی‌تفاوتی همسرتان‬ ‫برنجید‪ .‬چنین رفتاری در ذهن خانم‌ها‬ ‫به‌عنوان بی‌عالقگی همسرشان تلقی‬ ‫می‌شود و دیر یا زود به سردی روانی میان‬ ‫زن و شوهرها تبدیل می‌شود اما پیش از‬ ‫آنکه تصمیم بگیرید همسرتان را به دليل‬ ‫بی‌تفاوتی‌اش محکوم کنید‪ ،‬موضوع را‬ ‫با او در میان بگذارید‪ .‬شاید او دالیلی‬ ‫برای فاصله گرفتن از شما دارد‪ .‬شاید هم‬ ‫همسرتان به شیوه خودش به شما توجه‬ ‫می‌کند و تنها تفاوت در سبک توجه‪،‬‬ ‫باعث چنین تصوری شده است‪ .‬ممکن‬ ‫است او نیازهای شما را خوب نشناخته‬ ‫و یک گفت‌وگوی آرام بتواند شما را به‬ ‫هم نزدیک‌تر کند‪ .‬البته قبل از گرفتن هر‬ ‫تصمیم عجوالنه‌ای‪ ،‬شخصیت همسرتان را‬ ‫در نظر بگیرید‪ .‬همه آدم‌ها به یک اندازه‬ ‫شجاعت و مهارت ابراز احساسات را ندارند‬ ‫و گاهی شرم و غرورشان نمی‌گذارد به‬ ‫آدم‌های اطراف‌شان نزدیک شوند حتی اگر‬ ‫این فرد همسرشان باشد‪.‬‬ ‫زنگ خطر‪ :‬در صورتی که این فاصله‬ ‫از تحمل خارج شد می‌توانید با نوشتن‪،‬‬ ‫حرف‌هایی که می‌خواهید به او بگویید یا‬ ‫با نشان دادن تاثیر این بی‌توجهی در زندگی‬ ‫مشترک‌تان برای جلب نظر او یک قدم‬ ‫دیگر بردارید‪.‬‬


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

93

Roza Fox

Javanan Toronto would love to hear your stories about life in our city they may be in Farsi or English. Each week we will print new stories allowing us and you to keep in contact. Please send your stories to info@javanan.ca Attention Roza We look forward to interacting with our readers

n a t c i a r d e thne r m s n Aod a heies t 0 B r o 1 F re Ont 1 t n r a i ou pa C


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

Americans are slowly waking up to the sad fact that much of the food sold in the US is far inferior to the same foods sold in other nations. In fact, many of the foods you eat are BANNED in other countries. Here, I’ll review 10 American foods that are banned elsewhere. Seeing how the overall health of Americans is so much lower than other industrialized countries, you can’t help but wonder whether toxic foods such as these might play a role in our skyrocketing disease rates. BANNED FOODS #1: Farm-Raised Salmon If you want to maximize health benefits from fish, you want to steer clear of farmed fish, particularly farmed salmon fed dangerous chemicals. Wild salmon gets its bright pinkish-red color from natural carotenoids in their diet. Farmed salmon, on the other hand, are raised on a wholly unnatural diet of grains (including genetically engineered varieties), plus a concoction of antibiotics and other drugs and chemicals not shown to be safe for humans. This diet leaves the fish with unappetizing grayish flesh so to compensate, they’re fed synthetic astaxanthin made from petrochemicals, which has not been approved for human consumption and has well known toxicities. According to the featured article, some studies suggest it can potentially damage your eyesight. More details are available in yesterday’s article. Where it’s banned: Australia and New Zealand How can you tell whether a salmon is wild or farm-raised? The flesh of wild sockeye salmon is bright red, courtesy of its natural astaxanthin content. It’s also very lean, so the fat marks, those white stripes you see in the meat, are very thin. If the fish is pale pink with wide fat marks, the salmon is farmed. Avoid Atlantic salmon, as typically salmon labeled “Atlantic Salmon” currently comes from fish farms. The two designations you want to look for are: “Alaskan salmon,” and “sockeye salmon,”

as Alaskan sockeye is not allowed to be farmed. Please realize that the vast majority of all salmon sold in restaurants is farm raised. So canned salmon labeled “Alaskan Salmon” is a good bet, and if you find sockeye salmon, it’s bound to be wild. Again, you can tell sockeye salmon from other salmon by its color; its flesh is bright red opposed to pink, courtesy of its superior astaxanthin content. Sockeye salmon actually has one of the highest concentrations of astaxanthin of any food. #2: Genetically Papaya

92

Get More Good-for-You News @ Read about the benefits of grassMercola.com fed beef compared to standard #3: Ractopamine-Tainted Meat feed lot beef. The beta agonist drug ractopamine (a repartitioning agent that increases protein synthesis) was recruited for livestock use when researchers found that the

Engineered drug, used in asthma, made mice more muscular. This reduces the overall fat content of the meat. Most Hawaiian papaya is now Ractopamine is currently used in genetically engineered to be about 45 percent of US pigs, 30 resistant to ringspot virus. percent of ration-fed cattle, and an Mounting research now shows unknown percentage of turkeys that animals fed genetically are pumped full of this drug in engineered foods, such as corn the days leading up to slaughter. and soy, suffer a wide range of Up to 20 percent of ractopamine maladies, including intestinal remains in the meat you buy from damage, multiple-organ the supermarket, according to damage, massive tumors, birth veterinarian Michael W. Fox. defects, premature death, and Where it’s banned: 160 countries near complete sterility by the across Europe, Russia, mainland third generation of offspring. China and Republic of China Unfortunately, the gigantic human (Taiwan) lab experiment is only about 10 Since 1998, more than 1,700 years old, so we are likely decades people have been “poisoned” away from tabulating the human from eating pigs fed the drug, and casualties. ractopamine is banned from use Where it’s banned: The European in food animals in no less than Union 160 different countries due to its Unfortunately, it’s clear that harmful health effects! Effective the US government is not in a February 11, 2013, Russia issued a position to make reasonable and ban on US meat imports, slated to responsible decisions related to last until the US agrees to certify genetically engineered foods at that the meat is ractopaminethis point, when you consider the free. At present, the US does not fact that the Obama administration even test for the presence of this has placed former Monsanto drug in meats sold. In animals, attorney and Vice President, ractopamine is linked to reductions Michael Taylor, in charge of US in reproductive function, increase food safety, and serious conflicts of mastitis in dairy herds, and of interest even reign supreme increased death and disability. within the US Supreme Court! It’s also known to affect the That’s right. Supreme Court human cardiovascular system, Justice Clarence Thomas is also and is thought to be responsible a former Monsanto attorney, for hyperactivity, and may cause but refuses to acknowledge any chromosomal abnormalities and conflict of interest. behavioral changes.

#4: Flame Retardant Drinks If you live in the US and drink Mountain Dew and some other citrus-flavored sodas and sports

drinks, then you are also getting a dose of a synthetic chemical called brominated vegetable oil (BVO), which was originally patented by chemical companies as a flame retardant. BVO has been shown to bioaccumulate in human tissue and breast milk, and animal studies have found it causes reproductive and behavioral problems in large doses. Bromine is a central nervous system depressant, and a common endocrine disruptor. It’s part of the halide family, a group of elements that includes fluorine, chlorine and iodine. When ingested, bromine competes for the same receptors that are used to capture iodine. This can lead to iodine deficiency, which can have a very detrimental impact on your health. Bromine toxicity can manifest as skin rashes, acne, loss of appetite, fatigue, and cardiac arrhythmias. Where it’s banned: Europe and Japan According to the featured article: “The FDA has flip-flopped on BVO’s safety originally classifying it as ‘generally recognized as safe’ but reversing that call now defining it as an ‘interim food additive’ a category reserved for possibly questionable substances used in food.” #5: Processed Foods Containing Artificial Food Colors and Dyes


‫‪91‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫دیگه هیچ کس اون اطراف نبود‪..‬اونایی هم که‬ ‫لباس تنشون بود لباساشونو در اوردن و رفتن وسط‬ ‫جمعیت‪..‬دختر و پسر به طرز وحشتناکی داشتن با‬ ‫هم سـ ‪............‬‬ ‫جیغ کشیدم وصورتمو با دستام پوشوندم‪..‬‬ ‫این حیوونای وحشی دارن چکار می کنن؟!‪..‬‬ ‫صدای جیغ و داد دخترا بلند شده بود‪..‬‬ ‫یه جایی خونده بودم که مهمترین اصل تو قانونشون‬ ‫رابطه ی ج‪/‬ن‪/‬س‪/‬ی‪ /‬ه اونم به طرز وحشیانه ای‪..‬‬ ‫چه اونایی که ه‪/‬م‪/‬ج‪/‬ن‪/‬س ‪ /‬ب‪/‬ا‪/‬ز بودن و‪....‬‬ ‫س‪/‬ک‪/‬س یه چیز ضروری ِ بینشون‪..‬‬ ‫یکی مچمو گرفت و دستمو از رو صورتم‬ ‫برداشت‪..‬هراسون نگاش کردم‪..‬قبل از اینکه به‬ ‫خودم بیام منو کشید پشت درختا و گفت‪ :‬راه‬ ‫بیافت تا کسی نفهمیده!‪..‬‬ ‫فقط می دویدم‪....‬زمینش صاف نبود و هر جا که‬ ‫پامو می ذاشتم سنگ ریزه بود و علفای هرز و‬ ‫بلند‪..‬‬ ‫پشت به دیوار دستمو ول کرد‪ :‬همینجا وایسا از‬ ‫جات تکونم نخور!‪..‬‬ ‫قدرت تکون خوردن رو هم تو خودم نمی دیدم چه‬ ‫برسه بخوام فرار کنم!‪..‬‬ ‫یه توده ی بزرگ از خار و چوب های خشک کنار‬ ‫دیوار بود که همه رو برداشت و ریخت کنار‪..‬یه‬ ‫سوراخ اونجا بود‪..‬یه سوراخ نسبتا بزرگ ‪..‬‬ ‫در حالی که با نگاهش اطرافو می پایید با سر به‬ ‫دیوار اشاره کرد‪ :‬رد شو‪.........‬‬ ‫کمرمو خم کردم و خیلی راحت از سوراخ رد‬ ‫شدم‪..‬پشت سرم اومد و خم شد اونطرف و چوب‬ ‫خشکا رو کشید سمت سوراخ‪..‬اما کامل جلوی‬ ‫سوراخ رو نگرفت‪..‬‬ ‫‪ -‬پشت سرم بیا‪.......‬‬‫راه افتاد‪....‬ولی قدمای من شل شد‪..‬چرا باید‬ ‫دنبال این مرد برم؟!‪..‬از کجا معلوم تموم اینا نقشه‬ ‫نباشه؟!‪..‬اونم تو این مهمونی بوده و شاید می‬ ‫خواد از این طریق سواستفاده کنه!‪..‬‬ ‫اونجا راهی نداشتم که به حرفاش گوش کنم ولی‬ ‫حاال که بیرونم چطور بهش اعتماد کنم؟!‪..‬من‬ ‫اون مرد و نمی شناسم!‪....‬‬ ‫چند قدم ازم فاصله گرفته بود که برگشتم و به‬ ‫سمت مخالف دویدم‪..‬نمی دونستم دارم کجا‬ ‫میرم‪..‬هر چی از اون ویال و ادماش دورتر‪ ،‬بهتر‪...‬‬ ‫اون لحظه فقط همینو می خواستم‪..‬درست‬ ‫وغلطش برام مهم نبود‪..‬مغزم به تکاپو افتاده بود‬ ‫و بهم هشدار می داد‪ ..‬راهی جز فرار از دست اون‬ ‫مرد نداشتم!‪..‬‬ ‫رعد و برق زد‪..‬هنوزم بارون می بارید‪..‬اون موقع‬ ‫که داخل ساختمون بودیم کمتر بود ولی حاال‬ ‫شدید و سیل آسا می بارید‪..‬‬ ‫صداشو از پشت سر شنیدم‪ :‬وایسا دختر‪..‬کجا‬ ‫داری میری؟‪..‬این اطراف خطرناکه!‪..‬‬ ‫اهمیت ندادم‪..‬نه به خطرناکی شماها‪..‬شماها از‬ ‫حیوون هم پست ترین‪..‬نه ‪..‬حیوون در مقابل اینا‬ ‫واقعا بی آزاره‪..‬‬ ‫نفس کم اوردم‪..‬صدای جریان رودخونه رو که‬ ‫شنیدم نفس گرفتم‪..‬دویدم‪..‬به همون سمتی که با‬ ‫نزدیک شدن بهش صدای شر شر آب هم واضح‬ ‫تر می شد‪..‬‬ ‫کمی جلوتر رودخونه رو دیدم‪..‬کنار جاده ی‬ ‫سنگالخی تیرچراغ برق بود که نورش رودخونه رو‬ ‫روشن می کرد‪..‬‬

‫شدت بارون زیاد بود‪..‬مانتوم خیس به تنم چسبیده‬ ‫بود‪..‬‬ ‫نفس زنان لب رودخونه ایستادم‪..‬دیگه جون تو‬ ‫پاهام نبود که بدوم‪..‬‬ ‫مانتوم بی هوا از پشت کشیده شد‪..‬جیغ زدم و‬ ‫برگشتم‪..‬خودش بود‪..‬نفس نفس می زد‪..‬دستاشو‬ ‫به زانو گرفت و خم شد‪ :‬خدا‪..‬لعنتت نکنه دختر‪..‬‬ ‫چرا انقدر تند و تیزی؟!‪..‬مردم‪...........‬‬ ‫خودمو کنار کشیدم‪..‬سرشو بلند کرد و یه قدم‬ ‫بهم نزدیک شد‪..‬صورتش که تو هاله ای از نور‬ ‫چراغ قرار گرفت دیدمش‪..‬نقاب نداشت‪......‬با‬ ‫دهان باز نگاش می کردم‪..‬رو لباش لبخند بود و تو‬ ‫نگاهش خشم‪....‬‬ ‫استینمو کشید‪ :‬راه بیافت به اندازه ی کافی دنبال‬ ‫بازی کردی‪..‬‬ ‫مغزم به کار افتاد‪..‬اونم یکی از اعضای همون‬ ‫گروه بود!‪..‬‬ ‫ منو کجا می بری؟!‪..‬‬‫‪ -‬پیش اون ‪ 4‬تا چشم سفید!‪..‬‬‫مگه می دونید کجان؟!‪..‬‬‫در ماشینشو باز کرد و با سر اشاره کرد‪ :‬بشین‪......‬‬ ‫تردید کردم‪..‬نگاهمو کوتاه بین خودش و ماشینش‬ ‫چرخوندم!‪..‬‬ ‫‪ -‬دست بجنبون تا یکی از اهالی اون ویال سر و‬‫کله ش پیدا نشده!‪..‬‬ ‫همین ترس واسه نشستنم و پس زدن تردیدم‬ ‫کافی بود‪..‬نشست پشت فرمون و سریع راه افتاد‪..‬‬ ‫سرعتش زیاد بود‪..‬جرئت نداشتم ازش چیزی‬ ‫بپرسم‪..‬فقط می خواستم هر چه زودتر نسترن و‬ ‫ببینم‪....‬‬ ‫وارد ویال که شدیم نگام به نسترن افتاد که تو‬ ‫بالکن ایستاده بود‪..‬با دیدنمون دوید سمت‬ ‫ماشین‪..‬سریع پیاده شدم‬ ‫و همدیگه رو محکم بغل‬ ‫کردیم‪..‬تو اغوش هم می‬ ‫لرزیدیم‪..‬هردمون سر رو شونه‬ ‫ی همدیگه بغض داشتیم‪..‬‬ ‫صورتمو رو شونه ش فشار‬ ‫دادم و بغضمو خالی کردم‪:‬‬ ‫نسترن‪........‬‬ ‫‪-‬جانم عزیزم‪..‬داشتم دق‬‫می کردم سوگل‪....‬‬ ‫سرشو بلند کرد‪..‬صورتمو‬ ‫با دستاش قاب گرفت و‬ ‫دقیق تو چشمام نگاه کرد‪..‬‬ ‫لباش می لرزید‪..‬چشماش از‬ ‫اشک خیس بود‪..‬زمزمه کرد‪:‬‬ ‫خوبی؟‪..‬چیزیت نیست؟!‪..‬‬ ‫سرمو تکون دادم‪..‬لبخند زد و‬ ‫نفس راحتی کشید‪..‬‬ ‫دخترا و آروین تو بالکن‬ ‫بودن‪..‬آروین‪ ،‬آنیل رو که تازه‬ ‫از ماشین پیاده شده بودو دید‪..‬‬ ‫با قدمای بلند و شتاب زده از‬ ‫پله ها اومد پایین ‪ ..‬یکراست‬ ‫رفت سمت آنیل و جلوی‬ ‫چشمای متعجب ما یقه ش رو‬ ‫محکم چسبید‪..‬‬ ‫ِ‬ ‫داد زد‪ :‬د ِ نامرد بی شرف‪،‬‬ ‫مگه تو نگفته بودی جمع‬ ‫خودیه ؟!‪..‬این کثافتکاریا چی‬ ‫بود؟!‪..‬چرا وقتی ازت پرسیدم‬ ‫گفتی فقط بالماسکه ست؟!‪.‬‬ ‫چرا آنیـــل؟!‪..‬‬

‫و محکم یقه ش رو ول کرد که پشت انیل خورد‬ ‫به در ماشین‪..‬هیچی نگفت‪..‬با یه پوزخند محو رو‬ ‫لباش به آروین نگاه می کرد که مثل اسپند رو اتیش‬ ‫باال و پایین می پرید‪....‬‬ ‫رفت سمت افرین و با عصبانیت در حالی که‬ ‫دستشو تو هوا تکون می داد گفت‪:‬مگه من بهت‬ ‫نگفته بودم حق نداری پاتو بذاری اونجا؟!‪..‬‬ ‫هان؟‪..‬آفرین با تو ام گفتم یا نگفتم؟!‪..‬‬ ‫آفرین که به گریه افتاده بود سرشو تکون داد‪..‬‬ ‫آروین داد زد‪ :‬پس چرا خودسر پاشدی اومدی‬ ‫یه همچین جایی؟!‪..‬اگه آنیل به موقع متوجهتون‬ ‫نمی شد می دونی االن کجا بودی؟!‪..‬اگه بین اون‬ ‫جمعیت یکی کار دستتون می داد چی؟!‪..‬اون‬ ‫موقع می خواستی چکار کنی افرین؟!‪..‬‬ ‫و با خشم برگشت سمت آنیل و دستشو تو هوا‬ ‫تکون داد‪ :‬از تو یکی توقع نداشتم آنیل‪..‬ایول‪..‬‬ ‫دست خوش‪.........‬‬ ‫دوید سمت در حیاط که آنیل تند پشت سرش رفت‬ ‫و بازوشو گرفت‪..‬یه چیزایی زیر گوشش گفت که‬ ‫آروین جوش اورد ولی انیل دستشو ول نکرد و‬ ‫کشیدش سمت ویال‪....‬پسرا که رفتن تو نسترن‬ ‫آفرین رو بغل کرد تا آرومش کنه!‪..‬‬ ‫نسترن_ گریه نکن آفرین‪..‬داداشت حق داشت‬ ‫اینجوری از کوره در بره‪..‬می دونی اونجایی که ما‬ ‫رفتیم کجا بود؟!‪..‬‬ ‫آفرین با هق هق گفت‪ :‬اما نباید اینجوری سرم‬ ‫داد می زد‪..‬می دونم من کار درستی نکردم‪..‬ولی‬ ‫تقصیر من چیه؟!‪..‬فکر می کردم یه مهمونی ساده‬ ‫ست مثل همونایی که با دوستام می رفتیم‪ ،‬از کجا‬ ‫باید می دونستم که اونجا‪.................‬‬ ‫سرشو رو شونه ی نسترن گذاشت و گریه کرد‪..‬‬

‫سارا هم صورتش خیس بود‪..‬‬ ‫نگار_ منو ببخش آفرین‪..‬منم مقصر بودم نباید‬ ‫اونقدر اصرار می کردم!‪..‬‬ ‫سارا_ وای خدا اگه مامانم بفهمه امشب پامو‬ ‫گذاشتم یه همچین جایی پدرمو در میاره‪..‬‬ ‫نگار پشت چشم نازک کرد با اینکه صداش هنوزم‬ ‫از بغض دورگه بود گفت‪ :‬برو بمیر تو هم‪ ،‬هی‬ ‫مامانم مامانم‪..‬آی کیو اگه خودت از دهنت نپره‬ ‫بیرون که چه غلطی کردی مامانت می خواد از کجا‬ ‫بفهمه؟!‪..‬‬ ‫سارا دستمالشو به دماغش کشید و گفت‪ :‬من هر‬ ‫کار کنم اون می فهمه‪..‬از بچگی همینطور بودم‬ ‫هر خطایی که مرتکب می شدم مامان سریع از‬ ‫یه جایی خبردار می شد همین امروز ‪ 10‬بار بهم‬ ‫زنگ زده‪..‬اگه بابام اجازه نمی داد مامانم هیچ‬ ‫وقت راضی نمی شد بیام مسافرت‪..‬‬ ‫ترسیده بود‪..‬رفتم طرفش‪..‬دستای سردشو گرفتم‪..‬‬ ‫با لحن ارومی دلداریش دادم‪ :‬نگران نباش‬ ‫ساراجون‪..‬غیر از ما چند نفر کسی از موضوع ِ‬ ‫امشب خبر نداره‪..‬اصال این مثل یه راز بین ما می‬ ‫مونه چطوره؟!‪..‬‬ ‫نگار_ موافقم‪..‬‬ ‫سارا_ پام برسه تهران صدقه میدم که خدا امشب‬ ‫هفتادتا که هیچ هفتصد بال رو ازم دور کرده‪..‬‬ ‫هنوزم که یادشون میافتم تنم می لرزه بچه ها!‪..‬‬ ‫نگار_ از سنت خجالت بکش‪..‬بعدشم همون موقع‬ ‫که نسترن گفت خون‪ ،‬فهمیدم پامون به کجا باز‬ ‫شده‪..‬درباره شون تو اینترنت سرچ کنید خیلی‬ ‫چیزا دستتون میاد!‪..‬‬ ‫سارا_ من که اسمشونم نشنیده بودم‪..‬خدا به همه‬ ‫مون رحم کرد!‪..‬‬ ‫آفرین_ بچه ها منو ببخشید‪..‬می دونم مقصر اصلی‬ ‫من بودم ‪..‬شما تازه امروز رسیده بودید بعد من به‬ ‫خاطر لجبازی های خودم نزدیک بود جونتونو به‬ ‫خطر بندازم!‪..‬‬ ‫نگار_ ما که بدبخت خدادادی هستیم آفرین‬ ‫جون‪..‬ولی من میگم از همین االن فراموشش کنیم‬ ‫و دیگه هم اسمشو نیاریم‪..‬وقتی همه چیز به خیر‬ ‫گذشته دیگه کشش ندیم‪ ،‬باشه؟!‪..‬‬ ‫نسترن_ نگار درست میگه بیشتر از این بخوایم‬ ‫کش بدیم قضیه رو‪ ،‬اعصاب خودمون خرد میشه‬ ‫‪..‬‬ ‫ راستی یه چیزی‪..‬شماها چطور از اونجا اومدید‬‫بیرون؟!‪..‬‬ ‫نسترن_ وقتی همه دویدن سمت در به بچه ها که‬ ‫کنارم بودن گفتم دست همو بگیرید‪ ..‬تا خواستم‬ ‫برگردم که ببینم کجایی هولمون دادن و ما رو هم با‬ ‫خودشون بردن بیرون‪..‬اوضاع خیلی بد بود‪..‬بیرون‬ ‫که رسیدیم دیدم یکی داره صدامون می زنه‪..‬آروین‬ ‫بود‪..‬بردمون یه گوشه گفت سر و صداها که زیاد‬ ‫شد فرار می کنیم‪..‬هر چی بهش گفتم تا سوگل رو‬ ‫هم پیدا نکنیم هیجا نمیام قبول نکرد‪..‬می گفت‬ ‫آنیل پیداش می کنه و بعدش میان ویال‪..‬اوضاع‬ ‫هم جوری نبود که بخوام باهاش بحث کنم‪..‬از دور‬ ‫دیدمت که کنار یه مرد وایساده بودی‪..‬آروین گفت‬ ‫انیل ِ ‪..‬خواستم بیام پیشت ولی آروین نذاشت‪.....‬‬ ‫هر جوری بود از اونجا فرار کردیم‪..‬دل تو دلم‬ ‫نبود‪..‬مرتب به خودم فحش می دادم که چرا تو‬ ‫رو با خودم بردم اونجا‪.......‬به نگار نگاه کرد و‬ ‫خندید‪ :‬این وسط کلی هم به نگار توپیدم ‪..‬‬ ‫نگار_ در کل دیوار کوتاهتر از من گیر نمیاد‪..‬بچه‬ ‫ها بریم تو من دیگه دارم حروم میشم‪..‬‬ ‫ادامه دارد‪...‬‬


‫‪90‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫رمان‬ ‫قسمت ‪8‬‬ ‫از زور ترس زبونم بند اومده بود‪..‬مغزم قفل کرده‬ ‫بود‪..‬هیچ فرمانی نمی داد‪..‬‬ ‫از دیدن اتفاقات پیش روم به قدری متحیر و‬ ‫متعجب بودم که بیشترین ترسم از این بود طاقتمو‬ ‫از دست بدم و همونجا از حال برم‪..‬‬ ‫دستمو تکون دادم‪..‬مرد سیاهپوش برگشت و نگام‬ ‫کرد‪..‬از ترس تو صورتش نگاه نکردم‪..‬‬ ‫ بذار برم!‪....‬‬‫صورتشو برگردوند و شنیدم که آروم گفت‪ :‬قولتو‬ ‫یادت رفت؟!‪..‬‬ ‫دستام می لرزید‪ :‬بـ ‪..‬باید برم‪..‬خـ ‪ ..‬خواهرم و‬ ‫دوستام‪..........‬‬ ‫‪-‬هیشششششش‪....‬فقط ساکت باش!‪..‬‬‫نـ ‪....‬‬‫‪-‬گفتم ساکت باش!‪..‬‬‫از صدای بلندش تنم لرزید و چشمامو بستم!‪..‬‬ ‫بغضم شکست‪..‬بغض سنگینی که با ریختن چند‬ ‫قطره اشک هم دلم راضی نمی شد‪.....‬دیگه نه‬ ‫اون چیزی گفت و نه من‪.....‬‬ ‫واقعا چه کاری از دستم بر می اومد؟!‪..‬نگران‬ ‫نسترن و بقیه بودم!‪.‬خدا‪ ،‬خدا می کردم که اتفاق‬ ‫بدی براشون نیافتاده باشه!‪.....‬‬ ‫از شنیدن صدای مردی که جلوی آتیش ایستاده‬ ‫بود ناخداگاه سرمو بلند کردم‪..‬جوری حرف می‬ ‫زد که اگر هم می خواستم نمی تونستم نگاهمو به‬ ‫یه سمت دیگه منحرف کنم!‪..‬‬ ‫‪ -‬به نام شیطان ای فرمانروای زمین‪..‬ای پادشاه‬‫جهان‪ ..‬من گردن می نهم نیرویی از تاریکی را که‬ ‫به امانت گذاشته ای‪..‬‬ ‫باز کن پهنای دروازه های جهنم را و برسان اکنون‬ ‫از عمق وجودم سالم مرا ‪..‬‬ ‫من تحیر دارم از نام تو‪ ،‬چرا که بخشی از وجود‬ ‫من است‪..‬من زندگی می کنم همانند چهارپایان‬ ‫در مزرعه و خوشحال هستم از این زندگی حیوانی‬ ‫و ش‪/‬ه‪/‬و‪/‬ا‪/‬ن‪/‬ی‪..‬من طرفدار عدالتم ونفرین می‬ ‫فرستم بر پوسیدگی‪..‬‬ ‫کنار تموم خدایان درون چاه‪ ،‬من گردن می نهم‬ ‫چیزهایی را که باید بگویم رخ خواهد داد‪..‬‬ ‫بیرون بیا و به نام خودت به خواسته های من‬ ‫جواب ده!‪ ( ..‬همون به نشانه ی « آمین » این‬ ‫قسمت رو میگن!)‬ ‫انگار یه جور ستایش بود‪..‬پیش خودم یه‬ ‫حدسایی زده بودم ‪..‬از ال به الی کتابا و مطالبی‬ ‫که تو کامپیوترم داشتم می تونستم مطمئن بشم‬ ‫که حدسم درسته یا نه‪..‬گرچه با وجود این همه‬ ‫شواهد جز این نمی تونستم فکر کنم‪....‬این کارها‬ ‫جزو الینفک فرقه ی ش‪/‬ی‪/‬ط‪/‬ا‪/‬ن پ‪/‬ر‪/‬س‪/‬ت‪/‬ا‬ ‫ست‪....‬‬

‫خدایا باورم نمیشه‪ ..‬که این منم بینشون؟!‪..‬‬ ‫و باز هم صدای همون مرد که اینبار بلندتر از قبل‬ ‫می گفت‪..‬‬ ‫‪ -‬ما راهی را انتخاب کرده ایم که شیطان‬‫نشانمان داد‪..‬‬ ‫همه به حالت سجده کج و راست شدند‪..‬صداها به‬ ‫قدری بلند بود که گوشم سوت کشید‪..‬‬ ‫‪-‬ما كسانی را كه چيزی را كوركورانه دنبال می‬‫كنند‪ ،‬سـرزنش می كنيم‪ ..‬ما مخالف خداگرايی‬ ‫هستيم‪ ،‬ما بيرونی كردن گناه را نادرست و دردناک‬ ‫می دانیم ‪ ...‬ما به جای جمع كردن امتياز همراه‬ ‫با رياضت‪ ،‬برای رسيدن به دنيايی خوب بعد از‬ ‫مرگ‪ ،‬به شادی خويش و جسم معتقديم‪..‬‬ ‫همه جیغ کشیدن و یه عده زیر لب یه چیزایی رو‬ ‫زمزمه کردن‪..‬‬ ‫‪ -‬ای گناهکاران هوشیار باشید که شیطان از‬‫پدر شما آدم برتر بود‪..‬شیطان سرور یکتاپرستان‬ ‫است‪..‬سعی کنید آتش جهنم را روشن نگه دارید‪..‬‬ ‫دوزخی در هیچ کجا نیست‪..‬اخرت وجود ندارد‪..‬‬ ‫زندگی ِ دوباره دروغ است‪..‬‬ ‫ضربه را با ضربه‪..‬تمسخر را با تمسخر‪..‬و‬ ‫بدرفتاری را با بد رفتاری فرو ریزید‪....‬آن را با‬ ‫خواست مضاعف و آزادی انتخاب کنید چشم را‬ ‫با چشم و دندان را با دندان‪..‬خود را برای ترور و‬ ‫کشتن مخالفانت بساز‪....‬‬ ‫و در میان ولوله ای که بین جمعیت به راه انداخته‬ ‫بود فریاد زد‪:‬این شعار ماست‪..‬شعاری برای‬ ‫خوشحالی شیطان و آرامش خودمان‪..‬شعاری از‬ ‫دل آتش ِ وجودیمان‪..‬همه فریاد بکشید‪........‬‬ ‫و همه فریاد زدند‪:‬‬ ‫(‪ )Kill God‬خدا را بکش‬ ‫(‪ )Kill your mom & dad‬پدر و مادر خود‬ ‫را بکش‬ ‫(‪ )Kill yourself‬خودت را بکش‬ ‫در میان بهت و ناباوری من همه شروع کردن‬ ‫به خودزنی‪..‬اونایی که لخت نشسته بودن وسط‬ ‫معرکه و جیغ می کشیدند‪..‬‬ ‫صدای موزیک بلند شد‪..‬همه دیوانه وار بلند شده‬ ‫بودند و می رقصیدند‪..‬البته به ظاهر رقص بود‬ ‫وگرنه مثل یه مشت حیوون وحشی که از گله فرار‬ ‫کرده باشن افتاده بودند به جون هم‪..‬‬ ‫یعنی این ادما هیچ بویی از انسانیت نبردند؟!‪..‬‬ ‫شک دارم که اصال ادم باشن!‪.........‬‬ ‫خودشون دارن اعتراف می کنن که از حیوونات‬ ‫وحشی هم درنده ترن‪..‬‬

‫شنیده بودم تو یه همچین مهمونی هایی مواد مخدر‬ ‫مصرف می کنن‪..‬مثل شیشه‪..‬هروئین‪..‬حشیش‪..‬‬ ‫قرصای توهم زا‪..‬مصرف می کردن تا نفهمن که‬ ‫دارن با جسم و روح خودشون چکار می کنند‪....‬‬ ‫با چشمای خودم شاهد بودم که این مواد کوفتی‬ ‫چطور عقل و منطقشون رو ازشون گرفته و پوچ و‬ ‫بی ارزششون کرده!‪..‬‬ ‫‪ 6‬تا مرد قوی هیکل با ‪ 6‬جام سیاه رنگ تو‬ ‫دستاشون کنار اون مرد ایستادند‪..‬مرد یکی از جام‬ ‫ها رو از دستشون گرفت و جلو رفت‪..‬محتویاتش‬ ‫و رو سر اونایی که محکم خودشونو تکون می‬ ‫دادن و به ظاهر می رقصیدند پاشید و بلند بلند یه‬ ‫چیزایی گفت‪..‬از زبونشون چیزی سر در نیاوردم‪..‬‬ ‫واضح نبود‪..‬‬ ‫داشت می اومد سمت ما‪..‬مرد سیاهپوش لباسمو‬ ‫کشید ‪ ..‬تا اون موقع تو یه قسمتی از تاریکی زیر‬ ‫سایه ی درخت ایستاده بودیم و حاال پشت تنه ی‬ ‫قطورش مخفی شده بودیم‪..‬‬ ‫مرد جام به دست از کنارمون رد شد‪..‬بیرون که‬ ‫اومدیم نتونستم ببینم و نپرسم‪..‬‬ ‫تشنه بودم که بدونم‪..‬تشنه ی دونستن و فهمیدن‪..‬‬ ‫نمی تونستم به راحتی بگذرم‪............‬‬ ‫از هر چیزی که اطرافم می دیدم و نسبت بهش‬ ‫احساس کنجکاوی می کردم!‪..‬‬ ‫ناخواسته این جمله روی زبونم چرخید‪ :‬این چی‬ ‫بود؟!‪..‬‬ ‫نمی دونم از کجا ولی انگار مطمئن بودم که‬ ‫جوابمو میده!‪..‬‬ ‫و همونطور که احتمال می دادم سکوت نکرد‬ ‫و بدون اینکه نگام کنه گفت‪ :‬چی می خوای‬ ‫بدونی؟!‪..‬‬ ‫همینی که ‪..‬این مرد داره می ریزه رو سر ِ‬‫‪..............‬‬ ‫ادامه ندادم‪..‬‬ ‫نفس عمیق کشید‪..‬سکوتش رو که دیدم ناراحت‬ ‫شدم‪..‬دوست داشتم بدونم توی اون جام ها‬ ‫چیه؟!‪ ..‬تا حاال در موردشون جایی نخونده‬ ‫بودم!‪..‬‬ ‫یه دفعه بدون هیچ مقدمه ای گفت‪ :‬توی اون ظرفا‬ ‫اسپرم و ادرار ریختن‪..‬به عنوان آب مقدس می‬ ‫ریزن رو سرشون‪..‬‬ ‫یه بار دیگه کامل چیزایی رو که شنیده بودم رو تو‬ ‫ذهنم ردیف کنار هم چیدم‪..‬‬ ‫ادرار!‪....‬آب‬ ‫اسپرم!‪..‬و‬ ‫گفت‬ ‫مقـــدس؟؟؟؟!!!!!!‪..‬وای‪.....‬از حالت تهوعی‬ ‫که بهم دست داد محکم جلوی دهنمو گرفتم‪....‬و‬ ‫دقیقا توی اون لحظه‪ ،‬چیزی که خیلی خوشحالم‬ ‫کرد این بود که از محتویات اون جام روی من‬ ‫ریخته نشد!‪..‬اگه یه قطره ش بهم می پاشید خودمو‬

‫زنده به گور می کردم!‪..‬‬ ‫مرد سیاهپوش برگشت‪ ..‬و با دیدن صورت رنگ‬ ‫پریده م که خیلی وقت بود ماسکمو برداشته بودم‬ ‫مچ دستمو ول کرد‪..‬محکم چسبیدم به درخت ‪..‬‬ ‫‪ -‬حالت خوبه؟!‪..‬‬‫حالمو پرسید ولی به اون ربطی نداشت‪..‬اون یه‬ ‫غریبه ست‪..‬یکی از همیناست‪..‬رومو ازش گرفتم‪..‬‬ ‫صدای کرکننده ی موزیک رو اعصابم بود‪....‬‬ ‫صدای پارس سگا رو که شنیدم سرمو بلند کردم‪..‬‬ ‫جلوم ایستاده بود و نمی تونستم رو به رومو ببینم‪..‬‬ ‫نخواستم پسش بزنم‪..‬اگه اون صحنه ای که حدس‬ ‫می زنم پیش روم باشه نمی خوام که ببینم‪..‬‬ ‫انگار اونم فهمید که همونجا ایستاد و یه ذره هم‬ ‫کنار نکشید‪..‬چشمامو روی هم فشار دادم‪..‬‬ ‫صدای زوزه ی سگ ها‪..‬از روی درد زوزه می‬ ‫کشیدن‪....‬‬ ‫با اینکه نمی دیدم ولی حالم بد شد‪..‬تصورش هم‬ ‫بد و نفرت انگیز بود‪..‬‬ ‫بعد از چند دقیقه‪..‬دیگه هیچ صدایی نمی اومد‪..‬‬ ‫با ترس و لرز کج شدم‪..‬قدش از من بلندتر بود‪..‬‬ ‫نگام افتاد به اونایی که به نوبت می رفتن جلو و‬ ‫دستاشون رو تو تشت خون می زدن و به سر و‬ ‫صورتشون می مالیدن‪..‬اون مردی که جام رو تو‬ ‫دستاش نگه داشته بود با یه خنجری که رو دسته‬ ‫ش ستاره ی پنج پر رو نشون می داد آروم رو شونه‬ ‫هاشون ضربه می زد ‪..‬‬ ‫جسم بی جون چند تا سگ رو کنار تشت‬ ‫دیدم‪..‬اونا رو قربانی کرده بودند‪ ..‬سریع صورتمو‬ ‫برگردوندم و پای همون درخت زانو زدم‪..‬‬ ‫خدایا منو از این جهنم نجات بده‪..‬خدایا زنده م و‬ ‫دارم جهنمت رو به چشم می بینم‪..‬خدایا مگه من‬ ‫چه گناهی کردم؟‪....‬‬ ‫سرمو به تنه ی درخت تکیه داده بودم و هق هق‬ ‫می کردم ‪...‬‬ ‫‪ -‬پاشو دختر‪ ،‬داری تابلومون می کنی‪..‬‬‫تکون نخوردم‪..‬اینبار محکمتر گفت‪ :‬بت میگم‬ ‫پاشو‪ ،‬شک کنن خونمونو حالل می کنن‪..‬‬ ‫خواستم بلند شم ولی نتونستم‪..‬زانوهام خم می‬ ‫شد‪..‬دستمو به درخت گرفتم و لرزون و با ترس رو‬ ‫پاهام ایستادم‪..‬اگه تنه رو ول می کردم محکم می‬ ‫خوردم زمین‪..‬‬ ‫ تـ ‪ ..‬تو‪..‬تو گفتی منو‪..‬منو نجات میدی‪..‬‬‫درسته؟!‪..‬‬ ‫هیچی نگفت‪..‬فقط نگام کرد‪....‬‬ ‫با همون حال خرابم ادامه دادم‪ :‬می خوام برم‪..‬‬ ‫می خوام از این جهنم برم بیرون‪..‬دیگه نمی‬ ‫تونم‪..............‬‬ ‫به سرفه افتادم‪..‬گلوم خشک بود‪..‬‬ ‫صداشو شنیدم‪ :‬بازم باید صبر کنی!‪..‬‬


‫‪89‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫آمار دقیق وجود ندارد!‬ ‫وقتی یک تحقیق انجام می‌شود باید حتما‬ ‫نمونه برداری در آن قابل تعمیم به همه جامعه‬ ‫باشد‪ .‬ممکن است این پژوهش بر یک‬ ‫دسته یا گروه خاص با نگرش‌های مشخص‬ ‫انجام شده باشد‪ .‬با توجه به تجربیات خودم‬ ‫در طول این سال‌ها با مراجعان مختلف از‬ ‫طبقات اجتماعي گوناگون به این نقطه نظر‬ ‫نرسیده‌ام که مردهاي ايراني زن‌های چاق را‬ ‫بیشتر می‌پسندند‪ .‬البته این نگرش را دارم‬ ‫که مردها زن‌های قدرتمند را دوست دارند‬ ‫چراکه این موضوع یک سابقه تاریخی هم‬ ‫دارد‪ .‬درواقع مردهای ما به دالیل مختلف‬ ‫خیلی به مادران‌شان وابسته بودند و یک‬ ‫همسر قدرتمند هم می‌تواند حس مادرانه به‬ ‫آنها بدهد‪ .‬اما با این موضوع که االن همه‬ ‫مردها دنبال زن‌های تنومند می‌گردند موافق‬ ‫نیستم‪ .‬حداقل در نمونه هایی که من به چشم‬ ‫دیدم چنین چیزی حقیقت نداشته است‪.‬‬ ‫در این رابطه آمار دقیق یا پژوهش رسمی و‬ ‫علمی وجود ندارد‪.‬‬ ‫آخرين مالك ازدواج ظاهر است‬ ‫نمی توان به این شدت بر این موضوع‬ ‫پافشاری کرد که خانم‌های درشت هیکل‬ ‫از خانم‌های الغر زودتر ازدواج می‌کنند و‬ ‫خواستگار بیشتری دارند‪ .‬ازدواج به آمادگی‬ ‫فرد‪ ،‬شخصیت و عزت نفس دو طرف ربط‬ ‫دارد و اگر انتخاب فقط براساس ظاهر و‬ ‫هیکل باشد معموال ازدواج پایدار نمی ماند‪.‬‬ ‫در ازدواج كه نمی‌خواهیم کاال انتخاب کنیم!‬ ‫این نگاه ابزاری به زن و کامال آسیب‌زننده‬ ‫است‪ .‬امروز دیگر خانم‌ها نمی پذیرند که‬ ‫فقط آنها را به چشم ابزار نگاه کنند‪ .‬اینکه‬ ‫هیکل و وزن‌شان مورد پسند است یا خیر‪،‬‬ ‫یک توهین برای خانم‌هاست‪ .‬وقتی یک‬ ‫مرد‪ ،‬خانمی را انتخاب می‌کند ممکن است‬ ‫اول جذب ظاهر او شود اما بعدها مسائلی‬ ‫چون شخصیت‪ ،‬اینکه چگونه حرف می‌زند‪،‬‬ ‫روابط اجتماعی اش چگونه است‪ ،‬خانواده‬ ‫اش چه کسانی هستند‪ ،‬تحصیالتش چقدر‬ ‫است و آیا عالیق و سالیق شان به هم‬ ‫می‌خورد یا نه تعیین کننده است‪ .‬البته گروهی‬ ‫از مردان هم هستند که مالک انتخاب شان‬ ‫فقط ظاهر است‪ .‬اینگونه افراد معموال روابط‬ ‫پایداری ندارند‪ .‬عالوه براین نمی توان گفت‬ ‫خانم‌های درشت هیکل یا خانم‌های زیباتر‬ ‫زندگی زناشویی بهتری دارند‪ .‬من به شخصه‬ ‫خانم هایی را دیده ام که از لحاظ ظاهری‬ ‫خیلی باال نیستند اما زندگی خوبی دارند‪.‬‬ ‫مهم ترین مالک ازدواج شخصیت است و‬ ‫آخرین مالک وضعیت ظاهری و قد و وزن‬ ‫است‪ ،‬زیرا بعد از چند ماه ظاهر این فرد‬ ‫عادی و تکراری می‌شود و ویژگی‌های اصلی‬ ‫و شخصیتی او نشان داده می‌شود‪.‬‬ ‫دکتر آزیتا صفارزاده‪ ،‬متخصص زنان و فوق‬ ‫تخصص نازایی و الپاراسکوپی‬ ‫هر دو برای بارداری مشکل سازند‬ ‫برای تعیین وزن مناسب خانم‌ها‪ ،‬اگر بخواهیم‬

‫سخت‌گیر باشیم باید قدشان را منهای ‪110‬‬ ‫و در غیر این صورت منهای ‪ 100‬کنیم‪ .‬برای‬ ‫مثال کسی که قدش ‪ 160‬است معموال وزن‬ ‫‪ 60‬برایش مناسب است‪ .‬به طور حتم اگر‬ ‫شخص وزنش خیلی پایین باشد برای مثال‬ ‫قدش ‪ 160‬و وزنش ‪ 40‬باشد و بخواهد‬ ‫باردار شود درست مثل کسی که وزن باالیی‬ ‫دارد بارداری‌اش همراه با عارضه خواهد‬ ‫بود‪ .‬اگر ‪ BMI‬یا شاخص توده بدنی (وزن به‬ ‫کیلوگرم تقسیم بر مجذور قد به متر) به حد‬ ‫ایده آل نزدیک باشد مسلما بارداری خطر‬ ‫کمتری خواهد داشت‪ .‬اگر مقدار‪ BMI‬کمتر‬ ‫از ‪ 18/5‬باشد‪ ،‬بیانگر آن است که وزن شما‬ ‫کمتر از حد طبیعی است‪ .‬عدد بین ‪ 18/5‬تا‬ ‫‪ 24/9‬به معنای وزن سالم است‪.‬عدد بین ‪25‬‬ ‫تا ‪ 29/9‬به معنای داشتن اضافه‌ وزن است‪.‬‬ ‫عدد بین ‪ 30‬تا ‪ 39/9‬بیانگر چاقی است‬ ‫و عدد ‪ 40‬و باالتر چاقی بيماري را نشان‬ ‫می‌دهد‪ .‬متاسفانه در فرهنگ ما افزایش وزن‬ ‫حین بارداری خیلی شایع است و بیشتر از‬ ‫‪ 12‬کیلویی است که ما انتظار داریم‪.‬‬ ‫الغری بیش از حد قاعدگی را مختل می‌کند‬ ‫خانم هایی که خیلی الغر هستند از آنجایی‬ ‫که بافت چربی کمتری دارند محل مشخصی‬ ‫برای ذخیره هورمون استروژن ندارند‪.‬‬ ‫همچنین اگر الغری بیش از حد همراه با‬ ‫ورزش شدید باشد منجر به نامنظمی قاعدگی‬ ‫و حتی آمنوره یا عدم عادت ماهانه می‌شود‪،‬‬ ‫بنابراین قدرت باروری کاهش پیدا می‌کند‪.‬‬ ‫کسانی که الغر هستند و در بارداری هم‬ ‫وزن کافی نمی‌گیرند نوزادشان هم کوچک‬ ‫می‌شود‪ .‬در حالت طبیعی بدن با صرف‬ ‫انرژی تمام مواد الزم را از مادر می‌گیرد و‬ ‫به جنین می‌دهد اما اگر مادر مواد غذایی‬ ‫الزم را مصرف نکند دیگر مواد مغذی وجود‬ ‫ندارد که به اندازه کافی به جنین برسد‪ .‬البته‬ ‫این موضوع در ایران کمتر اتفاق می‌افتد اما‬ ‫در مادرهای آفریقایی که دچار سوء تغذیه‬ ‫هستند شایع‌تر است و آمار سقط و نوزادان‬ ‫کوچک‌تر از حد طبیعی در آنجا بیشتر است‪.‬‬ ‫آمار سزارین باالتر است‬ ‫چاقی در بارداری هم عوارض خود را دارد‪،‬‬ ‫از جمله افزایش فشار خون بارداری‪ ،‬افزایش‬ ‫احتمال سقط و عدم تخمک گذاری به‬ ‫علت بیماری پلی کیستیک تخمدان‪ .‬دیابت‬ ‫بارداری نیز مطرح است که متاسفانه حتی‬ ‫می‌تواند منجر به مرگ جنین شود‪ .‬عالوه‬ ‫براین ترومبوز و آمبولی در خانم‌های چاق‬ ‫بیشتر است‪ .‬انجام زایمان طبیعی نیز در‬ ‫افراد چاق مشکل خواهد بود‪ .‬از طرف دیگر‬ ‫وزن باالی جنین نیز عوارضی در پی خواهد‬ ‫داشت‪ .‬در خانم‌های چاق سزارین بیشتر‬ ‫انجام می‌شود چون نوزادشان بزرگ است‪.‬‬ ‫در خانم هایی هم که بیش از حد الغر هستند‬ ‫کاهش رشد داخل رحمی جنین مطرح است‪.‬‬ ‫این نوزادان که وزن شان از حد طبیعی کمتر‬ ‫است تحمل دردهای زایمانی را نخواهند‬ ‫داشت و ممکن است دچار افت ضربان‬ ‫قلب شوند‪ ،‬بنابراین برای این افراد نیز بیشتر‬ ‫سزارین انجام می‌شود‪.‬‬


‫‪88‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫واقعا مردان ایرانی چاق‌پسند هستند؟!‬ ‫بر اساس پژوهشی که نتایج آن‬ ‫در خبرنامه دانشجویان ایران در‬ ‫مرداد ماه یه چاپ رسید و در‬ ‫آن از ‪ 1500‬مرد ایرانی در سنین‬ ‫مختلف مورد سؤال قرار گرفتند‪،‬‬ ‫ادعا شد که مردان ایرانی زنان‬ ‫نسبتا درشت‌هیکل یا به اصطالح‬ ‫«کمی توپر» را به زنان الغر اندام‬ ‫ترجیح می‌دهند! این مقاله اشاره‬ ‫بر مطالعه ای داشت که در آن‬ ‫از ‪ 1500‬مرد جوان ایرانی پرس‬ ‫و جو شده بود و نتیجه این بود‬ ‫که ‪ 50‬درصد افراد گرایش شان‬ ‫به سمت زنان با اندام متوسط به‬ ‫سمت چاق و ‪ 30‬درصد به سمت‬ ‫زنان با هيكل پر بود و تنها ‪20‬‬ ‫درصد گزینه مورد نظرشان را از‬ ‫بین زنان مانکن و الغر انتخاب‬ ‫كرده بودند!‬

‫پژوهشگران این مطالعه علت را چنین بیان‬ ‫كردند‪«:‬انتخاب مردان ایرانی از بین زنان‬ ‫متوسط و تنومند به‌جای زنان الغر دالیل‬ ‫مختلفی دارد که عمده ترین دلیل معطوف به‬ ‫نگرش فرهنگی ایرانی اسالمی است که زنان‬ ‫متوسط هم شادابی ظاهری و درونی بیشتری‬ ‫نسبتا به زنان الغر دارند و هم قدرت باروری‬ ‫و نگهداری از نوزادان توسط زنان الغر‬ ‫کمتر از زنان به نسبت تنومند‌تر است‪ ».‬در‬ ‫پژوهشی دیگر نیز این نتیجه حاصل شد‪.‬که‬ ‫«سن ازدواج دختران جوان با فیزیک مانکنی‬ ‫و الغر بیشتر از سن ازدواج دختران جوان با‬ ‫فیزیک متوسط است‪ ،‬به تعبیر دیگر دختران‬ ‫الغر کمتر مورد خواستگاری قرار می‌گیرند‪».‬‬ ‫اما آیا واقعا زنان درشت هیکل قدرت باروری‬ ‫بیشتر‪ ،‬فرزندان سالم تر و زندگی زناشویی‬ ‫بهتری دارند؟ پوریا پاکرو‪ ،‬روانشناس و‬ ‫دکتر آزیتا صفارزاده‪ ،‬متخصص زنان به این‬ ‫سؤاالت پاسخ می‌دهند‪.‬‬ ‫پوریا پاکرو‪ ،‬روانشناس‬ ‫زنان قدرتمند برای مردان جذاب ترند‬ ‫قطعا این پژوهش جهت خاص خود را دارد‪،‬‬ ‫یعنی مشخص است که می‌خواهد موضوعی را‬ ‫به صورت علنی به مخاطب انتقال دهد‪ .‬از چند‬

‫جنبه می‌توان به این موضوع پرداخت؛ یکی‬ ‫اینکه مردان ایرانی در ناخودآ گاه شان دوست‬ ‫دارند زنی قدرتمند در کنارشان داشته باشند‪.‬‬ ‫این ادعا درست است و شاید حتی در ابتدا‬ ‫یک جذابیتی هم براي مردان ایجاد کند‪ .‬زن‬ ‫هایی که جنبه‌های مردانه شان قوی تر است‬

‫و توانمندی‌های بیشتری از خودشان نشان‬ ‫می‌دهند معموال در ابتدا برای مردان خیلی‬ ‫جذابند‪ .‬البته بعدها ادامه یافتن این كشش و‬ ‫جذابيت به مهارت ها‪ ،‬شخصیت‪ ،‬نگرش‌ها‬ ‫و ‪ ...‬زوجین ربط دارد‪ .‬از طرف دیگر بحث‬ ‫رسیدگی به زیبایی و سالمت فردی هم مطرح‬

‫است که به خودی خود چیز بدی نیست‪ .‬این‬ ‫رسیدگی می‌تواند نشانه سالمت‪ ،‬اعتماد به‬ ‫نفس‪ ،‬عشق به خود و شادمانی باشد‪ .‬اما وقتی‬ ‫فرد خود را به اصطالح ول می‌کند و اصال به‬ ‫خودش نمی‌رسد این می‌تواند نشانه افسردگی‬ ‫یا اعتماد به نفس پایین و ‪ ...‬او باشد‪.‬‬


‫‪87‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫می برد‪ .‬بی حوصله است و تحمل هیچ پندی‬ ‫را ندارد‪ .‬در بعضی از موارد کاهش ضربان‬ ‫قلب هم دیده میشود و درهمان روزهای اول‬ ‫اشتهایش افزایش می یابد‪.‬‬ ‫بهمین دالیل بانویی که سالهاست روزی دو‬ ‫بسته سیگار می کشد احتماال نیاز به توجه ویژه‬ ‫برای ترک سیگار دارد‪ .‬بهتر است که وضع‬ ‫جسمانی او و بطور کلی آسیبی که به او رسیده‬ ‫است مورد توجه قرار گیرد‪ .‬پزشک درمانگر‬ ‫او می تواند این ارزیابی را با روانشناسانی که‬ ‫در این زمینه تخصص دارند در میان بگذارد‬ ‫تا یک تیم هماهنگ در پیروزی معتاد به ترک‬ ‫اعتیاد همکاری کنند‪ .‬از سوی دیگر هماهنگی‬ ‫و پاسخ افراد خانواده به نحوه برخورد با‬ ‫معتاد بسیار اهمیت دارد‪ .‬روانشناسان خانواده‬ ‫کوشائی براین دارند که همسان با تغییر فرد‬ ‫معتاد خانواده او را برای پذیرفتن فرد جدید‬ ‫که معتاد نیست آماده سازند‪ .‬هر روز گذشته‬ ‫را برخ او نکشند‪ .‬بیقراری های او را با زخم‬ ‫زبان سرکوب نکنند‪ .‬همدلی را اساس رابطه با‬ ‫او قرار دهند و به معتاد بفهمانند که آنچه او‬ ‫انجام میدهد مهم است‪ .‬سالمتی او چقدر برای‬ ‫اعضاء خانواده اهمیت دارد‪ .‬فرزندان او چقدر‬ ‫خوشحالند که مادر ویا پدرشان را از دست نمی‬ ‫دهند‪.‬‬ ‫نخستین شرط ترک سیگار «تصمیم» است‬ ‫و اینکه آدمی انگیزه ترک اعتیاد را بدرستی‬ ‫احساس کرده باشد‪ .‬شما اگر از صد سیگاری‬ ‫بپرسید که آیا دوست دارد سیگار را ترک‬ ‫کند یا نه؟ بین هشتاد تا نود درصد می گویند‬ ‫میخواهیم ترک کنیم ولی وقتی گفت وگو را‬ ‫به آنجا میرسانید که ‪:‬خوب! برنامه ی ترک را‬ ‫ازین لحظه می توانیم آغاز کنیم یعنی از این‬ ‫لحظه تا چهار هفته دیگر هر وقت که درخود‬ ‫ایجاد آمادگی کامل احساس میکنی آیا حاضربه‬ ‫ترک خواهی شد؟ در حدود بیست درصد آنان‬ ‫به این تصمیم پاسخ مثبت می دهند وقتی پاسخ‬ ‫مثبت را شنیدید بهتر است که با معتاد همدلی‬ ‫کنید و به او نگوئید تا بحال صد بار قول داده‬ ‫ولی عمل نکرده ای‪ .‬توانائی را در او تقویت‬ ‫کنید‪ .‬بگذارید متخصص ترک سیگار راههای‬ ‫ترک را با او درمیان بگذارد‪.‬پزشکانی که در‬ ‫کار ترک سیگار تخصص دارند معموال آنرا‬ ‫براساس ارزیابی از سن و سالهای اعتیاد و‬ ‫میزان آسیب های او با روشهای گوناگون درمان‬ ‫می کنند‪ .‬آنچه درسالهای اخیر مورد توجه قرار‬ ‫گرفته است «شانتیکس» است‪ .‬این دارو باید‬ ‫زیرنظر پزشک مصرف شود‪ .‬راههای دیگری‬ ‫هم پیشنهاد شده است که بتواند بجای نیکوتین‬ ‫عمل کند‪ .‬مثل کاربرد آدامس یا داروهای‬ ‫چسبنده به بدن (پچ) و یا اسپری های بینی‬ ‫که کمتر بکار برده میشود‪ .‬بخش دیگر این‬ ‫درمانها سودجویی از داروهای ضد افسردگی و‬ ‫ترکیبات وابسته به آن است مثل «ول بوترین» و‬ ‫(زای پن)که هر یک نتایج مثبت چند درصدی‬ ‫داشته اند‪.‬اما روان درمانی و گروه درمانی نیز‬ ‫برای ایجاد انگیزه ترک و یاری رسانی به آنها‬ ‫که ترک کرده اند بسیار موثر بوده است‪ .‬زمانی‬ ‫که روشهای پزشکی با روانشناسی توام میشود‬ ‫بهترین نتیجه بدست می آید‪.‬‬ ‫یک گزارش پژوهشی در مورد تاثیرات روشهای‬ ‫کاربردی برای ترک اعتیاد نشان میدهد که‬ ‫بیشترین نتیجه ازکاربرد شانتیکس بدست آمده‬

‫است‪.‬بین شصت تا هفتاد درصد با کاربرد این‬ ‫دارو موفق به ترک سیگار شده اند ولی میخواهم‬ ‫توجه داشته باشید که درگزارش دیگری خوانده‬ ‫بودم که کمی باالتر از چهل درصد تاثیر مثبت‬ ‫داشته است‪ .‬در همان پژوهش گفته شده است‬ ‫که (زای پن) پانزده درصد به معتادان یاری‬ ‫رسانیده است‪.‬‬ ‫نکته قابل توجه این است که وقتی به معتادان‬ ‫«پالسه بو» یعنی چیزی که شبیه دارو ساخته‬ ‫میشود ولی جز خمیر معمولی چیز دیگری‬ ‫نیست‪ ،‬داده شود می تواند بین سه تا شش‬ ‫درصد به ترک اعتیاد یاری برساند‪ .‬زمانی که‬ ‫درمانگران به معتادان پیشنهاد ترک اعتیاد داده‬ ‫اند پنج درصد معتادان پذیرفته اند‪.‬‬ ‫از سوی دیگر دو تا سه درصد معتادان بدون‬ ‫دخالت دیگران خود بخود تصمیم به ترک‬ ‫اعتیاد گرفته اند‪ .‬در جمع کل می بینیم که‬ ‫تصمیم فرد تا چه اندازه در ترک اعتیاد حائز‬ ‫اهمیت است‪.‬‬ ‫تمام روش های پزشکی کوشائی بر این دارد‬ ‫که شبکه ارتباطی مغز پس از مصرف دارو‬ ‫این احساس را در فرد بوجود آورده که او‬ ‫«سیگارکشیده است» و درواقع نیاز ندارد‬ ‫که سیگار دیگری روشن کند‪ .‬درحالیکه‬ ‫روشهای روانی میخواهند در فرد انگیزه ترک‬ ‫سیگاربقدری قوی شودکه او خود داوطلب‬ ‫ترک بشود و توانایی آنرا پیدا کند که آن‬ ‫حاالت بیقراری و احتماال اضطراب چند روزه‬ ‫را بگذراند و اگر احساس ناتوانی در او پیدا شد‬ ‫از روشهای پزشکی کمک بخواهد‪ .‬دشواری در‬ ‫کاربرد داروها این است که دیده میشود افراد‬ ‫پس از ترک سیگار وعدم استفاده از دارو پس‬ ‫از مدتی یکدیگر را می بینند بعلت شرطی بودن‬ ‫در شرایط پیشین ناگهان تسلیم اولین پک به‬ ‫سیگاری که از دوستی به او تعارف شده است‬ ‫می شوند‪.‬‬ ‫افزون بر آنچه گفته شد روشهای دیگری هم‬ ‫مثل بلع شدید و پیاپی نیکوتین در بعضی از‬ ‫موارد بوسیله پزشکان تجویز شده است که فکر‬ ‫می کنم کاربرد چنین روشی نیاز به تخصص‬ ‫ویژه دارد و با پیشنهاد هرپزشکی نمی توان آنرا‬ ‫تجویزکرد‪.‬‬ ‫آقایی که از همسر خود شکایت داشت و می‬ ‫اندیشید که تنها راه درمان ترک سیگار جدایی‬ ‫از همسر است پس از آ گاهی از این همه روش‬ ‫برای یاری رسانی به بانوئی که مورد عشق و‬ ‫عالقه اوست می خواست اطمینان پیدا کند که‬ ‫چه روشی را در مورد همسرخود بکار برد؟‬ ‫پاسخ من آن بود که برای چنین تصمیمی باید با‬ ‫پزشک متخصص در این باره گفت وگو کند‪.‬‬ ‫از سوی دیگر در شهری که زندگی می کند بهتر‬ ‫است که درجمع کل ارتباط او با همسرش از‬ ‫نقطه نظر یک روانشناس مورد ارزیابی قرار‬ ‫گیرد‪ .‬زیرا بانویی که پیش از ازدواج روزی‬ ‫دو سه سیگار می کشید چگونه پس از ازدواج‬ ‫و بدلیل چه شرایطی به آن درجه اضطراب و‬ ‫افسردگی رسیده است که اعتیاد خود را تا دو‬ ‫بسته در روز باال برده است؟ آیا احساس عاشقانه‬ ‫ای که بیان شده است واقعیت های رفتاری خود‬ ‫را در بر دارد؟ یا این عدم هماهنگی است که‬ ‫آنقدر نگرانی را افزایش داده است که بانویی‬ ‫به اشتباه راه خود درمانی در پیش گرفته و به‬ ‫آسیب رسانی خود پرداخته است؟‬


‫‪86‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫روانشناسی خانواده ‪ -‬دکتر دانش فروغی‬

‫گفت میخواهم از همسرم جدا‬ ‫شوم چون از دود سیگار او به‬ ‫تنگ آمده ام‪ .‬زمانی که او‬ ‫را دیدم دختر جوانی بودکه‬ ‫می گفت گاه بگاه زمانی که با‬ ‫دوستان وقت می گذراند ُپکی به‬ ‫سیگار می زند‪ .‬پیش از ازدواج با‬ ‫او شرط ترک سیگار را در درجه‬ ‫یکم توافق قرار داده بودم‪ .‬قول‬ ‫داده بودکه ترک کند‪.‬‬

‫پس از ازدواج کوشش کرد که سیگار نکشد ولی‬ ‫درگروه دوستان معتاد عنان اختیار از دست داد‬ ‫و به جمع آنان پیوست‪ .‬هفت سال است که با‬ ‫هم زندگی می کنیم و او اعتیاد به روزی یکی دو‬ ‫سیگار را به روزی دو بسته سیگار افزایش داده‬ ‫است‪ .‬تمام لباسهای من واو پر از دود سیگار‬ ‫است‪ .‬نسبت به این دود حساسم‪ .‬سرم درد می‬ ‫گیرد‪ .‬وقتی با چنان«بوئی» بسوی من می آید‬ ‫تحمل لمس کردنش را ندارم‪ .‬شاید بگوئید‬ ‫بهانه جویی می کنم‪ .‬دوستش دارم‪ .‬یک دختر‬ ‫کوچک داریم که ادعا دارد عاشق اوست ولی به‬ ‫این بچه رحم نمی کند‪ .‬تازه اصرار دارد صاحب‬ ‫فرزند دیگری بشویم ولی می ترسم این بچه ها‬ ‫در دود سیگار بیمار شوند‪ .‬ظاهرا از بچه ها دور‬ ‫میشود و سیگار میکشد ولی خانه ما با این دود‬ ‫آغشته است‪ .‬می ترسم خودش به سرطان مبتلی‬ ‫شود‪ .‬مادرش با همین بیماری مرد‪ .‬پدرش در‬ ‫شصت سالگی بعلت کشیدن سیگار سکته کرد‪.‬‬ ‫وضع نامشخص دارم و نمیدانم چگونه همسرم‬ ‫را نجات دهم‪ .‬اگر او سیگار کشیدن را ترک‬ ‫نکند چاره ای جز جدایی ندارم‪.‬او باید یا مرا و‬ ‫یا سیگار را انتخاب کند و‪!....‬‬ ‫ترک اعتیاد به سیگار از دشوارترین رهائی از‬ ‫وابستگی است‪ .‬پرسش این است که آیا سیگار‬ ‫کشیدن فقط برای تفریح ولذت بردن از معاشرت‬ ‫است یا پیش زمینه های روانی سبب میشود که‬ ‫افراد به سیگار روی آورند‪ .‬در گزارش های‬ ‫پژوهشی در زمینه اعتیاد به سیگار دیده شده‬ ‫است که این وابستگی اغلب با دشواریهای دیگر‬ ‫همراه است‪ .‬معموال این معتادان بین شصت تا‬

‫هشتاد درصد از مواد و یا الکل نیز سوءاستفاده‬ ‫می کنند‪ .‬بین چهل و چهار تا شصت درصد از‬ ‫افسردگی ژرف رنج می برند و تا پنجاه وپنج‬ ‫درصد آنان دارای اضطراب شدید هستند اگربه‬ ‫رفتار وگفتار این افراد نگاه دقیق داشته باشید‬ ‫زمینه های افسردگی و اضطراب را بخوبی‬ ‫تشخیص می دهید‪ .‬الزم نیست که روانشناس‬ ‫باشید‪ .‬بیمارانی که به اسکیزوفرنیا مبتلی هستند‬ ‫اغلب سیگار هم می کشند(بین شصت و پنج‬ ‫تا هشتاد وهشت درصد)‪ .‬متاسفانه بیماران‬ ‫دو قطبی (بای پوالر) ها که تغییرات روانی‬

‫شدید از خود نشان میدهند ضمن وابستگی به‬ ‫نیکوتین از اعتیاد به الکل هم رنج می برند و‬ ‫بسیاری از آنان پیش از آنکه نیکوتین سیگار‬ ‫آنها را از پای در آورد بعلت بیماری های ناشی‬ ‫از مصرف الکل از بین میروند‪.‬‬ ‫پرسش این است که ترک این اعتیاد چه‬ ‫پیامدهایی بدنبال دارد؟ کسی که سالها هر‬ ‫روز یک یا دو پاکت سیگار کشیده است‬ ‫اگر تصمیم به ترک اعتیاد بگیرد چه حاالتی‬ ‫را تجربه می کند؟ پاسخ این است که نخستین‬ ‫نشانه آن بیقراری و یا افسردگی است‪ .‬فرد‬

‫احساس می کند چیزی را گم کرده است‪ .‬در‬ ‫هفته های اول حالت بیخوابی شبانه را تجربه‬ ‫می کند‪ .‬تحریک پذیر میشود‪ .‬به اندک حرف‬ ‫نامالیمی از جا در می رود‪ .‬احساس محرومیت‬ ‫شدید و یاخشم بی مهار دارد‪ .‬مضطرب است و‬ ‫نمی تواند متمرکز شود‪ .‬اگر از او بپرسند درکار‬ ‫روزانه ات چه تغییری پیش آمده است؟ میگوید‬ ‫نمی تواند تمرکز داشته باشد‪ .‬حتی ممکن است‬ ‫بهمین دلیل مرتکب اشتباه بشود‪ .‬یکیاره می‬ ‫بیند که معتاد دیروز که ظاهرا بهمه ی امور‬ ‫کار خود تسلط داشت در بیقراری شدید بسر‬


‫‪85‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫ضايع نشود‪.‬‬ ‫کفاشيان در مورد ايرادهايي که به بودجه‬ ‫فدراسيون گرفته شد گفت‪ :‬پيش از جلسه‬ ‫عابديني در مورد موضع گيري‌اش با من‬ ‫صحبت کرده بود‪ ،‬بودجه قانوني است و ما‬ ‫هم براي رفع ابهام‌ها گروهي را براي بررسي‬

‫شماره هفت استقالل سابقه قهرماني و‬ ‫موفقيت هاي زيادي با اين تيم دارد که‬ ‫کامال غير منتظره تصميم به بازنشستگي‬ ‫گرفت‪ .‬اين بازيکن اولين بار در سال‬ ‫‪ 1376‬به استقالل آمد‪.‬‬

‫تشکيل داديم‪ .‬در ساير موارد اعضاي مجمع‬ ‫نه تنها ايرادي نداشتند بلکه از ما تشکر‬ ‫هم کردند اما براي آنکه ايرادي هم گرفته‬ ‫باشند‪ ،‬مسائل مربوط به بودجه مطرح شد‪.‬‬ ‫اين هم عادت است که اگر ‪ 90‬درصد از‬ ‫موضوعي تعريف مي‌شود‪ 10 ،‬درصد به آن‬ ‫ايراد بگيرند‪.‬‬

‫مجيدي از دنياي فوتبال‬ ‫خداحافظي کرد‬ ‫مهاجم تيم فوتبال استقالل امروز در‬ ‫ديدار مقابل مس کرمان از دنياي فوتبال‬ ‫خداحافظي کرد‪.‬‬ ‫فرهاد مجيدي کاپيتان استقالل بعد از سا‌ل‬ ‫ها حضور در اين تيم امروز از دنياي فوتبال‬ ‫خداحافظي کرد‪.‬‬ ‫وي پس از تعويض در بازي مقابل مس‬ ‫کرمان با بوسه بر چهار گوشه زمين از‬ ‫فوتبال خداحافظي کرد‪.‬‬

‫مجيدي سابقه حضور در تيم هاي بهمن‬ ‫کرج ‌‪ ،‬راپيدوين‪ ،‬الوصل‪ ،‬العين‪ ،‬االهلي و‬ ‫النصر امارات و الغرافه قطر را در کارنامه‬ ‫دارد‪.‬‬

‫استقالل و مس امتيازات را تقسيم‬ ‫کردند‬ ‫استقالل در ديدار معوقه مقابل مس کرمان‬ ‫متوقف شد‪.‬‬ ‫در تنها ديدار باقي مانده از هفته دهم‬ ‫ليگ برتر فوتبال‪ ،‬استقالل و مس کرمان‬ ‫از ساعت ‪ 15:30‬در ورزشگاه آزادي به‬ ‫مصاف يکديگر رفتند که اين بازي با‬ ‫تساوي يک بر يک به پايان رسيد‪ .‬مصطفي‬ ‫شجاعي (‪ )2‬براي مس و سياوش اکبرپور‬ ‫(‪ )56‬براي استقالل گلزني کردند‪.‬‬ ‫در همان ابتداي بازي مس توانست ميزبان‬ ‫خود را شوکه کند‪ .‬دقيقه ‪ 2‬شوت بي هدف‬ ‫ادينيو مقابل دروازه به مصطفي شجاعي‬ ‫رسيد و ضربه او به آرامي از کنار دستان‬ ‫رحمتي عبور کرد و وارد دروازه شد‪ .‬بعد‬ ‫از آن حمالت استقالل آغاز شد و فرهاد‬

‫مجيدي که شايعه خداحافظي او قبل از‬ ‫بازي مطرح شده بود‪ ،‬در کانون حمالت‬ ‫استقالل قرار داشت اما در مقابل حمالت‬ ‫بي سرانجام استقالل‪ ،‬باز هم مس کرمان‬ ‫بود که در موقعيت گلزني قرار گرفت اما اين‬ ‫بار رحمتي توپ را در مصاف با شجاعي‬ ‫مهار کرد‪.‬‬

‫رساند‪ .‬دقيقه ‪ 63‬ارسال بازيکنان مس از‬ ‫سمت راست دروازه استقالل به دست پژمان‬ ‫منتظري برخورد کرد تا مظفري زاده اعالم‬ ‫پنالتي کند اما ضربه پنالتي فرزاد حسين‬ ‫خاني را مهدي رحمتي دفع کرد‪ .‬بعد از آن‬ ‫هم ادينيو بخاطر ايجاد وقفه در جريان بازي‬ ‫کارت زرد گرفت‪.‬‬

‫در حالي که بازيکنان استقالل نمي‌توانستند‬ ‫حمالتشان را به موقعيت گل تبديل کنند‪،‬‬ ‫رودباريان روي ضربه ايستگاهي اشتباه و‬ ‫نخستين فرصت جدي استقالل‬ ‫را ايجاد کرد که خود او‬ ‫بالفاصله توپ را مهار کرد‪.‬‬ ‫لحظاتي بعد تعلل شجاعي‬ ‫سبب شد تا شوک دوم به‬ ‫استقالل وارد نشود‪ .‬در ادامه‬ ‫فردين عابديني با خطايي شديد‬ ‫نخستين کارت زرد بازي را‬ ‫گرفت‪ .‬دقيقه ‪ 32‬بازي قلعه‬ ‫نويي تصميم به تغيير در تيمش‬ ‫گرفت و جمشيديان را به جاي‬ ‫گوران الوره وارد زمين کرد‪.‬‬

‫مهدي رحمتي در ادامه بازي هم ضربه‬ ‫سر شجاعي را روي خط دروازه مهار‬ ‫کرد‪ .‬عليرضا ابراهيمي ديگر بازيکن‬

‫دقيقه ‪ 40‬بازي فرهاد مجيدي‬ ‫مقابل دروازه مس بهترين‬ ‫موقعيت گل استقالل در نيمه نخست را به‬ ‫دست آورد که ضربه او را ابتدا رودباريان و‬ ‫در ادامه مدافع مس دفع کردند‪ .‬اين حمله‬ ‫بالفاصله با شوت ادينيو که رحمتي با يک‬ ‫دست آن را راهي کرنر کرد‪ ،‬پاسخ گرفت‪.‬‬ ‫حمالت استقالل در دقايق پاياني بي نتيجه‬ ‫ماند و جواد نکونام هم يک کارت زرد‬ ‫گرفت تا نيمه نخست با همان يک گل به‬ ‫سود مس خاتمه يابد‪.‬‬ ‫در همان ابتداي نيمه دوم‪ ،‬امير حسين‬ ‫صادقي از داور مسابقه کارت زرد دريافت‬ ‫کرد‪ .‬بازي در نيمه دوم بدون اتفاق خاصي‬ ‫ادامه داشت که دقيقه ‪ 56‬فردين عابديني‬ ‫با ورود به محوطه جريمه و پاس رو به‬ ‫عقب توپ را به سياوش اکبرپور رساند و‬ ‫اين بازيکن گل تساوي استقالل را به ثمر‬

‫اخطاري مس در اين ديدار بود و در ادامه‬ ‫سياوش اکبرپور و آندرانيک تيموريان نيز‬ ‫از استقالل کارت زرد گرفتند‪ .‬با وجود‬ ‫حمالت استقالل‪ ،‬ديگر موقعيت گلزني نيمه‬ ‫دوم هم براي مس به دست آمد که مهدي‬ ‫رحمتي با خروج از دروازه راه مهاجم مس‬ ‫را سد کرد‪ .‬دقيقه ‪ 90‬عليرضا واحدي‬ ‫نيکبخت به جاي فرهاد مجيدي وارد زمين‬ ‫شد تا اين بازيکن با بوسيدن چهارگوشه‬ ‫زمين از دنياي فوتبال خداحافظي کند‪.‬‬ ‫آخرين حمالت استقالل هم بي نتيجه ماند‬ ‫تا بازي با تساوي يک بر يک خاتمه يابد‪.‬‬ ‫با اين نتيجه استقالل ‪ 20‬امتيازي شد و به‬ ‫لطف تفاضل گل جايگزين سايپا در رده‬ ‫ششم جدول شد‪ .‬مس هم با ‪ 8‬امتياز در رده‬ ‫شانزدهم باقي ماند‪.‬‬


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

84


‫‪83‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫کميته انضباطي عليه دايي و باشگاه هفته‬ ‫گذشته از سمت خود استعفا داد‪ .‬در همين‬ ‫خصوص جلسه هيئت‌مديره تشکيل شد و‬ ‫مقرر گرديد امروز سه‌شنبه تکليف نهايي‬ ‫رويانيان مشخص شود‪ .‬قرار بود امروز‬ ‫جلسه‌اي برگزار شود اما به دليل حس آرامش‬ ‫اين جلسه برگزار نشد اما در اين خصوص‬ ‫س هيئت‌مديره‬ ‫جلسه داخلي بين اکبري رئي ‌‬ ‫و رويانيان برگزار شد که در نهايت با‬ ‫جمع‌بندي‌ها و نظر‌خواهي از اعضاي‬ ‫هيئت‌مديره با استعفاي رويانيان براي‬ ‫چندمين بار مخالفت شد و مقرر گرديد او‬ ‫امورات را برعهده بگيرد‪ .‬همچنين قرار شد‬ ‫از اين به بعد هيئت‌مديره مانند گذشته کمک‬ ‫بيشتري به او داشته باشد‪.‬‬

‫رفته که سابقه بازي در تيم زير ‪ 21‬سال‬ ‫آلمان را در کارنامه اش دارد و با نفراتي مثل‬ ‫نوير‪ ،‬خديرا و مسعوت اوزيل همبازي بوده‬ ‫است‪.‬‬ ‫دژاگه در مصاحبه با خبرنگار پرتغالي درباره‬ ‫حضورش در تيم ملي ايران با خنده گفت‪:‬‬ ‫تيم ملي آلمان تيم بسيار قدرتمندي بود و‬ ‫کار راحتي براي رسيدن به ترکيب اين تيم‬ ‫نداشتم‪ .‬به همين دليل به کشورم آمدم تا در‬ ‫جام جهاني بازي کنم‪.‬‬ ‫دژاگه ادامه داد‪ :‬کارلوس کي روش مرا براي‬ ‫حضور در تيم ملي ايران متقاعد کرد‪ .‬او‬ ‫بارها با من صحبت کرد و حاال از تصميمي‬ ‫که گرفته ام بسيار راضي هستم‪.‬‬

‫دژاگه‪ :‬کي‌روش مرا براي حضور‬ ‫در ايران متقاعد کرد‬

‫دژاگه در ادامه مصاحبه به اين نکته اشاره‬ ‫کرده که بازي تيم ملي مقابل پرتغال را در‬ ‫جام جهاني ‪ 2006‬آلمان ديده است‪.‬‬

‫روي ميگوئل توار خبرنگار سايت ‪ionline‬‬ ‫پرتغال‪ ،‬در گزارشي به بازي تيم ملي مقابل‬ ‫تايلند در مرحله مقدماتي جام ملتهاي آسيا‬ ‫اشاره کرد‪.‬‬

‫او درباره اعتقاداتش گفت‪ :‬قبل از ورود‬ ‫به زمين نام خدا را به زبان مي آورم و در‬ ‫ماه رمضان طبيعتا روزه مي گيرم‪ .‬کاري که‬ ‫بسياري از فوتباليستهاي مسلمان بزرگ دنيا‬ ‫نظير فرانک ريبري آن را انجام مي دهند‪.‬‬

‫به گزارش اوج‪ ،‬او در اين گزارش از خالي‬ ‫بودن صندلي هاي استاديوم آزادي در‬ ‫روز بازي نوشته و اينکه طرفداران دو تيم‬

‫دژاگه ضمن تکذيب اختالفش با مسئوالن‬ ‫فدراسيون فوتبال آلمان ماجراي نرفتن به‬ ‫اسرائيل همراه تيم ملي جوانان آلمان را‬ ‫توضيح داده و اينکه به داليل شخصي‬ ‫دوست نداشته هيچ ريسکي انجام دهد‪.‬‬

‫کاپيتان سپاهان رهسپار آلمان‬ ‫مي‌شود‬ ‫کاپيتان تيم فوتبال سپاهان هر چند اين‬ ‫روزها بازي نمي‌کند اما همچنان جزو‬ ‫افرادي است که مورد بحث است‪.‬‬ ‫در روزهايي که ليگ برتر به نيمه خود‬ ‫نزديک شده هنوز خبري از حضور محرم‬ ‫نويد‌کيا کاپيتان و بازيکن باسابقه تيم‬ ‫سپاهان در بازي‌هاي اين تيم ديده نمي‌شود‪.‬‬ ‫همين بازي نکردن اين بازيکن براي تيمش‬ ‫باعث به وجود آمدن شايعاتي در خصوص‬ ‫آينده کاري او شده و هنوز مشخص نيست‬ ‫اين بازيکن کهنه‌کار امسال را به عنوان‬ ‫بازيکن به پايان مي‌رساند‪ ،‬عضو کادر فني‬ ‫تيمش مي‌شود و يا به عضويت هيئت‌مديره‬ ‫سپاهان در مي‌آيد؟!‬ ‫استقالل و پرسپوليس در روزي که تيم ملي‬ ‫کشورشان بازي داشته‪ ،‬فرهاد مجيدي و علي‬ ‫دايي را تشويق کرده اند‪.‬‬ ‫توار در ادامه گزارشش سراغ اشکان دژاگه‬

‫به گزارش فارس‪،‬پيش از اين شنيده مي‌شد‬ ‫که نويد‌کيا به علت مصدوميت قادر به‬ ‫همراهي تيمش نخواهد بود و قرار است به‬ ‫عضويت کادر فني سپاهان در بيايد اما حاال‬ ‫صحبت از حضور او در هيئت‌مديره تيمش‬

‫شنيده مي‌شود‪ .‬کم مصاحبه کردن نويدکيا‬ ‫هم مزيد بر علت شده تا هر بار در خصوص‬ ‫او خبرهاي متفاوتي منتشر شود‪ .‬البته امروز‬ ‫و در حالي که سپاهان براي بازي در جام‬ ‫حذفي در آبادان به سر مي‌برد نويدکيا در‬ ‫اصفهان باقي‌مانده تا مراحل درماني‌اش را‬ ‫زيرنظر پزشکان باشگاه پشت سر بگذارد‪.‬‬ ‫در خصوص اين بازيکن شنيده مي‌شود با‬ ‫پيشنهاد همکاري در هيئت مديره سپاهان‬ ‫روبرو شده؛ موضوعي که البته توسط‬ ‫سرپرست اين تيم تکذيب مي‌شود‪ .‬محمد‬ ‫فرامرزي با تکذيب اين خبر به خبرنگار‬ ‫فارس گفت‪ :‬محرم اين روزها مشغول‬ ‫تمرينات خودش و طي کردن دوره توانبخشي‬ ‫زيرنظر پزشک تيم است و قرار شده تا ‪10‬‬ ‫روز آينده راهي آلمان شود تا تائيد نهايي‬ ‫براي بازي کردن را بگيرد‪ .‬اين که گفته شده‬ ‫او قرار است عضو هيئت مديره شود هم از‬ ‫آن دسته خبرهايي است که منبع ندارد‪ .‬محرم‬ ‫عضو تيم ماست و به او در تيم نياز داريم‪.‬‬ ‫در ضمن عضو هيئت مديره شدن شرايط‬ ‫خاصي دارد‪ .‬فعال هم تعداد اعضاي اين‬ ‫هيئت مديره کافي است‪ .‬به نويدکيا در تيم‬ ‫فوتبال بيشتر از هر چيزي نياز داريم‪.‬‬ ‫اين صحبت‌ها البته در حالي مطرح مي‌شود‬ ‫که پيش از اين از حضور کاپيتان سپاهان‬ ‫در کادرفني اين تيم هم خبرهايي منتشر‬ ‫شده بود‪ .‬موضوعي که البته تکذيب شد و‬ ‫نويدکيا در گفت و گويي اعالم کرد که در‬ ‫اين شرايط حساس سپاهان را در ليگ برتر‬ ‫تنها نمي‌گذارد‪ .‬بايد ديد حاال که سپاهان‪،‬‬ ‫جباري را از دست داده مي‌تواند به بازگشت‬ ‫نويدکيا به ميادين اميدوار باشد يا اين که‬ ‫دومين بازيکن طراح خود را هم از دست‬ ‫خواهد داد‪.‬‬

‫حقوق داوران ليگ برتري ‪30‬‬ ‫درصد افزايش مي‌يابد‬ ‫رئيس فدراسيون فوتبال اعتقاد دارد برخي‬ ‫افراد بحث بودجه را مطرح کردند تا فقط‬ ‫ايرادي گرفته باشند‪.‬‬ ‫علي کفاشيان در مورد اينکه چرا در‬ ‫مجمع روز دوشنبه فدراسيون جانشين‬ ‫عليرضا رحيمي در هيئت رئيسه انتخاب‬ ‫نشد‪ ،‬اظهار داشت‪ :‬اين موضوعي است‬ ‫که بايد انجام شود‪ .‬در حال حاضر بايد‬ ‫از سوي هيئت رئيسه يک عضو موقت‬ ‫به عنوان نماينده باشگاه‌ها انتخاب شود‬ ‫تا در مجمع ارديبهشت سال آينده از ميان‬ ‫مديران باشگاه‌ها عضو قطعي هيئت رئيسه‬ ‫که نماينده باشگاه‌ها خواهد بود را انتخاب‬ ‫کنيم‪.‬‬ ‫به گزارش تسنيم ‪ ،‬وي در مورد بحث‬ ‫افزايش حق الزحمه داوران خاطرنشان‬ ‫کرد‪ :‬افزايش حق الزحمه داوران در همين‬ ‫فصل فوتبالي رخ مي‌دهد‪ .‬در اين مورد‬ ‫پيش بيني افزايشي ‪ 50‬درصدي را داريم که‬ ‫البته حقوق داوران ليگ برتر تا ‪ 30‬درصد‬ ‫افزايش پيدا مي‌کند‪.‬‬ ‫رئيس فدراسيون فوتبال درباره اينکه چرا‬ ‫همواره اين دغدغه وجود دارد که برخي‬ ‫افراد درون فدراسيون مانع به نتيجه رسيدن‬ ‫پرونده فساد در فوتبال هستند‪ ،‬تاکيد کرد‪:‬‬ ‫بحث مبارزه با فساد در فوتبال که از خود‬ ‫فدراسيون بيرون آمد و ما پيشگام اين کار‬ ‫شديم‪ .‬اين موضوع را با قدرت پيگيري‬ ‫مي‌کنيم اما به نتيجه رسيدن اين پرونده‌ها‬ ‫نيازمند بررسي تمامي مدارک و مستندات‪،‬‬ ‫به همراه تحقيقات کامل است تا هيچ حقي‬ ‫ادامه در صفحه ‪>>> 85‬‬


‫‪82‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫اخــــــــــبار‬ ‫ورزشــــــــــی‬ ‫اعتراض رسمي باشگاه راه آهن به‬ ‫داوری دیدار پرسپولیس‬

‫سرپرست تیم فوتبال راه‌آهن گفت‪« :‬ما به‬ ‫داوری دیدارمان با پرسپولیس اعتراض‬ ‫داریم و این موارد را هم به صورت مکتوب‬ ‫به سازمان لیگ و کمیته داوران می‌فرستیم‪».‬‬

‫لیدر استقالل لیست خریدزمستانی‬ ‫قلعه‌نویی را لو داد‬ ‫کری خوانی در برنامه پاییز ‪ 92‬بین لیدرهای‬ ‫استقالل و پرسپولیس داغ بود‪.‬‬ ‫به گزارش خبرگزاری خبرآنالین؛ در برنامه‬ ‫پاییز ‪ 92‬رادیو ورزش بحث کری خوانی بین‬ ‫لیدرهای دو باشگاه استقالل و پرسپولیس‬ ‫داغ داغ بود‪.‬در این برنامه لیدر استقالل‬ ‫مهمان حضوری آنها بود و رضا شاهانی‬ ‫هم به عنوان یکی از پرسپولیسی های‬ ‫قدیمی روی خط آمد تا برای دقایقی با‬ ‫هجرتی(لیدر آبی ها)کل و کل کند‪.‬‬ ‫این اتفاق در حالی افتاد که ابتدا هجرتی‬ ‫لیدر استقاللی ها درباره وضعیت این‬ ‫باشگاه حرف زد و البته ناخواسته خرید‬ ‫های زمستانی آبی ها را لو داد!او گفت‪«:‬به‬ ‫امید خدا اگر سه بازیکنی را که امیر خان‬ ‫در نظر دارد در نیم فصل جذب کنیم تیم‬ ‫ما فراآسیایی می شود‪».‬او سپس به نام‬ ‫این بازیکنان اشاره کرد و ادامه داد‪«:‬آرش‬ ‫افشین‪،‬فرشید طالبی و جاسم کرار بازیکنانی‬ ‫هستند که مد نظر امیر خان هستند و به امید‬ ‫خدا اگر مشکلی پیش نیاید در نیم فصل به‬ ‫استقالل می پیوندند‪».‬‬ ‫در ادامه این برنامه رضا شاهانی هم روی‬ ‫خط برنامه آمد تا با لیدر استقاللی ها کری‬ ‫بخواند‪.‬در ابتدا هجرتی گفت‪ «:‬تو تک‬ ‫ستاره فوتبال مایی‪،‬آهای فرهاد مجیدی‪،‬‬ ‫تو دریایی ولی ساحل نداری آهای فرهاد‬ ‫مجیدی‪،‬تو کابوس تمام لنگی هایی آهای‬ ‫فرهاد مجیدی‪».‬هجرتی که این شعارها را‬ ‫داد شاهانی هم وارد عمل شد و گفت‪«:‬این‬ ‫ها همان هایی هستند که در ده دقیقه سه تا‬

‫گل خورده اند‪».‬شاهانی تا این حرف را زد‬ ‫دوباره هجرتی گفت‪«:‬یک سهمیه تو آسیا‬ ‫حسرت پرسپولیسی ها‪».‬‬ ‫در ادامه سجان اکرامی یکی از مجریان‬ ‫برنامه از شرایط الزم برای لیدر شدن حرف‬ ‫زد و گفت‪«:‬قد بلند‪،‬صدای رسا‪،‬چهره ای‬ ‫خشن و البته قلبی سالم از شرایط الزم‬ ‫برای لیدر شدن است‪».‬او سپس از هجرتی‬ ‫درباره این ویژگی های سوال کرد که لیدر‬ ‫استقالل گفت‪«:‬قد من ‪ 192‬هست و‬ ‫وزنم هم ‪.120‬در ضمن بوکس هم کار می‬ ‫کنم‪».‬هجرتی تا این حرف را زد اکرامی به‬ ‫شوخی گفت که ترجیح می دهد استودیو را‬ ‫ترک کند و عطاران برنامه را ادامه بدهد‪.‬با‬ ‫این حال اکرامی حرف هایش را این طور‬ ‫ادامه داد‪«:‬این لیدرها همان بوقچی های‬ ‫سابق هستند که از دوره اکبر غمخوار که‬ ‫یک سری مایه ها هزینه شد به عنوان لیدر‬ ‫معرفی شدند‪».‬در همین لحظه تماسی تلفتی‬ ‫برقرار شد و یکی از طرفداران پرسپولیس‬ ‫روی خط آمد و گفت‪«:‬چرا مهمانان‬ ‫شما همه استقاللی هستند؟هفته های قبل‬ ‫بازیکنان استقاللی مهمان شما بودند و‬ ‫این بار هم لیدرهای استقالل‪.‬شما کامال‬ ‫استقاللی هستید‪».‬این اظهار نظرهای طرفدار‬ ‫پرسپولیس کار را به جایی کشاند تا درد دل‬ ‫مجری برنامه هم باز شود و بگوید‪«:‬حاال که‬ ‫این طور شد پس ما هم باید گالیه بکنیم‪.‬‬ ‫وقتی مدیر عامل یک تیم می گوید که‬ ‫شنونده های ما فقط راننده کامیون ها هستند‬ ‫و این طور برخورد می کند شما هم باید به‬ ‫ما حق بدهید که دیگر آنها را روی خط‬ ‫نیاوریم‪».‬‬

‫به گزارش ؛ رستم زندی با اشاره به دیدار‬ ‫راه‌آهن و پرسپولیس گفت‪« :‬بازی بسیار‬ ‫خوبی بود و تیم ما سوار بر بازی کار را‬ ‫دنبال می‌کرد اما روی یک اشتباهای که در‬ ‫ابتدای نیمه دوم صورت گرفت پرسپولیس‬ ‫توانست از روی ضربه ایستگاهی به گل‬ ‫برسد‪ .‬ما اعتراضی به این گل و به ثمر‬ ‫رسیدن آن نداریم‪ ،‬چون کام ً‬ ‫ال سالم بود اما‬ ‫اعتراض ما به داوری این دیدار است‪».‬‬ ‫وی افزود‪« :‬در دقیقه ‪ ۷۵‬بازی سیدجالل‬ ‫حسینی با آرنج به صورت برزای بازیکن تیم‬ ‫ما زد و باعث خونریزی بینی او شد‪ .‬با اینکه‬ ‫من معتقدم این خطا به عمد بود و حسینی به‬ ‫خواسته خود با آرنج به صورت برزای زد اما‬ ‫داور هیچ خطایی نگرفت‪ .‬در دقیقه ‪ ۸۱‬هم‬ ‫پنالتی ما گرفته نشد که این موارد برای ما‬ ‫جای تعجب دارد‪».‬‬ ‫سرپرست تیم راه‌آهن با اشاره به این موارد‬ ‫خاطرنشان کرد‪« :‬ما به داوری این دیدار‬ ‫اعتراض داریم و این موارد را هم به صورت‬ ‫مکتوب به سازمان لیگ و کمیته داوران‬ ‫می‌فرستیم‪ .‬داوری در دیدارهای ما با فوالد‪،‬‬ ‫نفت و پرسپولیس در نتایج‌مان تاثیرگذار‬

‫بوده و ‪ ۳‬امتیاز را از تیم ما گرفته است‪ .‬ما‬ ‫از سازمان لیگ می‌خواهیم که به این موارد‬ ‫رسیدگی کند‪».‬‬ ‫زندی در پاسخ به این سوال که اشتباهات‬ ‫داوری سمت و سو داشته و به عمد بوده‬ ‫است‪ ،‬گفت‪« :‬ما نمی‌گوییم عمدی بوده‬ ‫و اتفاق ًا کام ً‬ ‫ال ناخواسته بوده اما معتقدیم‬ ‫داوران ما ضعف دارند و نیازمند آموزش‬

‫هستند‪ .‬مورد دیگری که برای ما جای سوال‬ ‫دارد تغییر داور ‪ ۲۴‬ساعت قبل از بازی بود‬ ‫و نمی‪‌‎‬دانیم که چه شد آقای حاجی‌پور به‬ ‫جای آقای فغانی داور دیدار ما شد‪».‬‬

‫هيئت‌مديره با استعفاي رويانيان‬ ‫مخالفت کرد‬ ‫هيئت‌مديره باشگاه پرسپوليس با استعفاي‬ ‫رويانيان مخالفت کرد‪.‬‬ ‫محمد رويانيان مديرعامل باشگاه پرسپوليس‬ ‫به دليل تنها بودن در اين باشگاه و راي‬


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

81


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

80


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

79


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

78


‫‪77‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫کرد و این مصوبه به تمام مراکز ذیربط ابالغ‬ ‫شد‪ .‬در سال ‪ 90‬بود که فرمانده انتظامی‬ ‫تهران بزرگ از ممنوعیت ورود بانوان به‬ ‫چایخانه ها و قهوه خانه هایی که با قلیان‬ ‫از مشتریان خود پذیرایی می کنند خبر داد‪.‬‬ ‫در پی ممنوعت عرضه قلیان به بانوان‪ ،‬قهوه‬ ‫خانه های بسیاری پلمپ شدند اما با این‬ ‫وجود این امر همچنان به صورت غیر علنی‬ ‫ادامه یافت‪.‬‬ ‫با ابالغ جدید دیوان عدالت اداری در آبان‬ ‫ماه ‪ ،1390‬نامه سال ‪ 86‬وزارت کشور‬ ‫باطل و ارائه قلیان با هر نوع تنباکو در قهوه‬ ‫خانه ها ممنوع شد البته بر این ممنوعیت در‬ ‫آبان ‪ 1391‬نیز تاکید شد‪ .‬معاون اجتماعی‬ ‫وزارت کشور نیز در ‪ 6‬خرداد ‪ 1391‬از‬ ‫اعمال ممنوعیت عرضه قلیان در رستوران‬ ‫ها‪ ،‬تاالرها و مهمانپذیرها پس از هفته بدون‬ ‫دخانیات ‪ 10‬خرداد خبر داد‪.‬‬ ‫اینگونه بود که خبرهایی از راه اندازی اتاق‬ ‫قلیان در سفره خانه ها به گوش رسید و‬ ‫اتحادیه سفره خانه داران از ایجاد فضایی‬ ‫مناسب و استاندارد برای کشیدن قلیان در‬ ‫قهوه خانه ها خبر دادند‪ .‬این نیز راهکاری‬ ‫جدید شد تا سفره خانه داران با تشکیل‬ ‫فضایی که در زمره فضاهای عمومی سفره‬ ‫خانه قرار نمی گیرد راهکاری برای ارائه‬ ‫قلیان بیابند‪.‬‬ ‫مصوبه هشتمین جلسه ستاد کشوری مبارزه‬ ‫با دخانیات بر صدور مجوز فعالیت برای‬ ‫قهوه خانه های تازه تاسیس تاکید داشت‬ ‫البته این مجوز منوط به گرفتن تعهد از آنها‬ ‫برای عرضه نکردن قلیان بود‪ .‬رئیس اتحادیه‬ ‫قهوه خانه داران و سفره خانه های سنتی در‬ ‫این خصوص گفته بود‪ « :‬با محدود کردن‬ ‫عرضه قلیان‪ ،‬مصوبه ها و دستورهایی که هر‬ ‫بار به شکلی صادر می شود‪ ،‬نه تنها تعداد‬ ‫قهوه خانه ها در تهران کاهش نیافته‪ ،‬بلکه‬ ‫همه پارک ها و کنار خیابان ها قهوه خانه‬ ‫و محلی برای مصرف قلیان شده است‪ ،‬این‬ ‫بهتر است یا داشتن مکانی با چارچوب و‬ ‫قانون که نظارت هم می شود؟»‬ ‫عالیی تاکید کرده بود‪« :‬اگر می خواهند‬ ‫کنترلی باشد چرا جلوی شرکت دخانیات را‬ ‫نمی گیرند و از کشت تنباکو جلوگیری نمی‬ ‫کنند؟ اگر نگرانی وجود دارد‪ ،‬چرا فرهنگ‬ ‫سازی نمی شود؟»‬ ‫بنا بر گزارش خبرگزاری ها در سال ‪،1391‬‬ ‫هزینه ماهیانه سرانه مصرف قلیان در ایران‬ ‫حدود ‪ 215‬هزار ریال است شاید یکی از‬ ‫دالیل این ماجرای پرپیچ خم همین هزینه‬ ‫باشد‪.‬‬

‫بر اساس گزارش وزارت بهداشت‪ ،‬درمان و‬ ‫آموزش پزشکی حدود ‪ 28‬درصد مصرف‬ ‫کنندگان قلیان را زنان تشکیل می دهند که‬ ‫این آمار رو به افزایش است‪ .‬اما ممنوعیت‬ ‫عرضه قلیان به خانم ها یکی از خبرسازترین‬ ‫اخبار این حوزه پر پیچ و خم بود‪ .‬چنانکه‬ ‫"محمد علی نجفی" رییس سازمان میراث و‬ ‫گردشگری در این خصوص گفت‪« :‬برای‬ ‫ارائه قلیان به مردم در اماکن عمومی اگر‬ ‫مجوز از میراث فرهنگی اخذ شده باشد‬ ‫دیگر هیچ مشکلی برای عرضه قلیان به خانم‬ ‫ها و آقایان وجود نخواهد داشت‪».‬‬ ‫او درباره محدودیت ها برای مصرف‬ ‫قلیان‪ ،‬توسط خانم ها هم گفته بود‪« :‬با‬ ‫این مخالفم‪ ،‬حاال بنده با همسرم یا دخترم‬ ‫رفتیم قلیان بکشیم دو پک هم آنها بزنند چه‬ ‫مشکلی دارد؟ می دانم خیلی ها با حرفهای‬ ‫من مخالف هستند اما ببینیم مجموع‬ ‫محدودیت ها قابل دفاع هستند؟ اگر نبود‬ ‫بدانیم بعضی محدودیت ها را زیاد به مردم‬ ‫تحمیل می کنیم و در تصمیمات‪ ،‬تردید‬ ‫کنیم‪».‬‬ ‫البته رییس سازمان میراث و گردشگری‬ ‫در یادداشتی که به منظور توضیح این‬ ‫صحبتها درخصوص کشیدن قلیان منتشر‬ ‫کرد نیز قلیان را تنها یک مصداق از پدیده‬ ‫ای دانست که می توان از آن به عنوان‬ ‫محدودیت های غیرضروری نام برد‪.‬‬ ‫او در این خصوص گفت‪« :‬طبیعی است‬

‫که همه ما دوست داشته باشیم‪ ،‬جامعه ما‪،‬‬ ‫جامعه ای عاری از هر نوع عمل ناپسند و‬ ‫غیراخالقی باشد‪ ،‬اما آیا با منع و محدودیت‬ ‫موفق خواهیم شد؟ تجربه ما و کشورهای‬ ‫دیگر نشان داده است که منع و محدودیت‬ ‫کارایی چندانی ندارند و جز در مواقع‬ ‫ضروری کاربرد آن زیان هایی به بار می آورد‬ ‫که به نقض غرض اصلی منجر می شود‪».‬‬ ‫نجفی افزود‪ « :‬من هم طرفدار گسترش‬ ‫قلیان کشیدن نیستم‪ ،‬بلکه ممنوعیت آن را‬ ‫محدودیت غیرضرور می دانم که عوارض‬ ‫نامناسبی دارد‪ .‬بحث درباره قلیان کشیدن‪،‬‬ ‫بحث بین بد و بد تر است‪ .‬عده ای خیال‬ ‫می کنند با منع و ایجاد محدودیت برای‬ ‫پدیده ای مثل قلیان یا پدیده های دیگری‬ ‫از این سنخ‪ ،‬همه چیز درست می شود‪ .‬اما‬ ‫تجربه نشان داده است که چنین نیست‪ .‬در‬ ‫ظاهر ممکن است بتوانیم قلیان را از اماکن‬ ‫عمومی تحت نظارت جمع کنیم‪ ،‬اما در واقع‬ ‫آن را به جای دیگری برده ایم‪ ،‬به جایی غیر‬ ‫قابل کنترل تر و پنهان تر که ممکن است با‬ ‫چیزهای دیگری هم گره بخورد که متاسفانه‬ ‫گره خورده است‪».‬‬ ‫او در خصوص ایجاد حق انتخاب برای‬ ‫عرضه یا عرضه نکردن قلیان گفت‪« :‬عدم‬ ‫منع و محدودیت برای قلیان لزوما به معنی‬ ‫استفاده از آن در همه جا نیست‪ .‬چنان که‬ ‫امروز هم در بسیاری از مراکز تفریحی قلیان‬ ‫مصرف نمی شود‪ .‬هنوز می توانیم قهوه‬ ‫خانه هایی قدیمی در تهران و بسیاری از‬

‫نقاط کشور بیابیم که صاحبان آن ها به دلیل‬ ‫همین زیان هایی که ممکن است قلیان داشته‬ ‫باشد‪ ،‬قلیان سرو نمی کنند‪ .‬اگر چنین منع‬ ‫و محدودیت هایی وجود نداشته باشد‪ ،‬حق‬ ‫انتخاب افزایش پیدا می کند و هر کس بنا‬ ‫به درک و عالیق خود دست به انتخاب می‬ ‫زند‪».‬‬ ‫معاون رییس جمهور در ادامه پیشنهاد ایجاد‬ ‫فضاهایی برای ارائه قلیان را داد و گفت‪:‬‬ ‫«رستوران ها‪ ،‬کافه ها‪ ،‬قهوه خانه ها و‬ ‫مراکزی با شرایط و امکانات خاص باید‬ ‫وجود داشته باشند که در آن قلیان ارائه شود‬ ‫و مراکز عاری از قلیان نیز باید وجود داشته‬ ‫باشند و مردم حق دارند که کدام را انتخاب‬ ‫کنند‪ .‬البته وظیفه دولت و دستگاه ها و‬ ‫رسانه های فرهنگی و اجتماعی نیز بر سر‬ ‫جای خود باقی است که باید مردم را نسبت‬ ‫به آسیب ها و زیان های مختلف مصرف‬ ‫مواد دخانی و از جمله قلیان آگاه سازند و‬ ‫راه های جذاب تری را برای گذران اوقات‬ ‫فراغت به آن ها پیشنهاد کنند‪».‬‬ ‫اینگونه است که مسیر پر پیچ و خم‬ ‫ممنوعیت عرضه قلیان در اماکن عمومی‬ ‫تا کنون راه به جایی نبرده است‪ .‬مسئوالن‬ ‫پس از گذشت قرن ها به این نتیجه رسیده‬ ‫اند که بهتر است شرایطی را بوجود آوردند‬ ‫تا انتخاب را به مردم واگذار کنند تا آنکه‬ ‫شرایطی بوجود آورند تا ممنوعیت ها‪ ،‬انگیزه‬ ‫ها را افزایش دهد‪.‬‬


‫‪76‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫قلیان از کی و‬ ‫برای کی قل زد؟‬

‫ماجرای قل زدن یا قل نزدن‬ ‫قلیان داستان امروز و دیروز نیست‬ ‫بلکه قدمتی به اندازه تاریخ دارد‪.‬‬ ‫از زمان صفویان گرفته تا عصر‬ ‫حاضر‪ ،‬دولتمردان بر سر عرضه‬ ‫یا ممنوعیت عرضه قلیان اختالف‬ ‫نظرهای بسیار داشتند تا آنکه در‬ ‫نهایت به این نتیجه رسیدند باید‬ ‫حق انتخاب را به مردم داد‪.‬‬

‫"محمدعلی نجفی" رییس سازمان میراث و‬ ‫گردشگری با انجام مصاحبه جنجالی خود‬ ‫در رسانه ملی‪ ،‬خبرهای قلیان را دوباره به‬ ‫صدر اخبار رساند‪ .‬این اخبار ما را بر آن‬ ‫داشت تا گریزی به تاریخچه پر پیچ و خم‬ ‫قلیان و ممنوعیت های عرضه آن و ادامه‬ ‫رونقش بیاندازیم‪.‬‬ ‫بنا به نوشتٔه سیریل الگود‪« ،‬اولین بار‬ ‫ابوالفتح گیالنی (متوفی ‪ )1588‬پزشک‬ ‫ایرانی دربار اکبر اول‪ ،‬سلطان مغول هند بود‬ ‫که دود تنباکو را از یک ظرف آب عبور‬

‫داد تا آن را خالص تر و سرد نماید و از این‬ ‫طریق قلیان که در شبه قاره به حقه معروف‬ ‫است را ابداع کرد‪».‬‬ ‫البته قدیم ترین ذکری که از قلیان در‬ ‫ادبیات فارسی شده‪ ،‬این رباعی ها از اهلی‬ ‫شیرازی است که در سال ‪ 942‬هجری قمری‬ ‫درگذشته است‪.‬‬ ‫قلیان ز لب تو بهره ور می گردد‬ ‫نی در دهن تو نیشکر می گردد‬ ‫بر گرد رخ تو دود تنباکو نیست‬ ‫ابریست که بر گرد قمر میگردد‬ ‫بنابراین می توان گفت که در سال ‪،942‬‬ ‫یعنی ‪ 29‬سال پس از ورود پرتقالی ها به‬ ‫خلیج فارس‪ ،‬قلیان کشیدن در ایران رواج‬ ‫یافته است‪ .‬در واقع می توان پیشینه استفاده‬ ‫از قلیان را حداقل به دوران شاه طهماسب‬ ‫یکم صفوی بازگرداند و روایت ابوالفتح‬ ‫گیالنی را شاهدی بر معرفی قلیان‪ ،‬که در‬ ‫ایران مورد استفاده بوده است‪ ،‬در شبه قاره‬ ‫هند دانست‪.‬‬ ‫بهادرشاه دوم در حال جلوس بر تخت‬ ‫سلطنتی هندوستان‪ ،‬در حال کشیدن قلیان‬ ‫در دانشنامه ایرانیکا‪ ،‬تاریخ دقیق اولین‬ ‫استفاده از قلیان مشخص نیست‪ .‬اولین‬ ‫تصویری که از قلیان به وسیله هنرمندان‬

‫ایرانی کشیده شده‪ ،‬احتما ً‬ ‫ال تصویر نشمی‬ ‫کماندار کار رضا عباسی‪ ،‬نقاش مشهور‬ ‫دربار شاه عباس است‪ ،‬که تا اواخر نیمه اول‬ ‫قرن یازدهم هجری زنده بود‪.‬‬ ‫سیاحان اروپایی که به ایران سفر کرده اند‬ ‫از جمله تاورنیه که در دوران صفویه به‬ ‫ایران آمد به قلیان و کشیدن تنباکو در ایران‬ ‫اشاره کرده اند‪ .‬از جمله او نوشته است‬ ‫که «ایرانیان تنباکو را با دستگاهی کامالً‬ ‫اختصاصی می کشند‪».‬‬ ‫محبوبیت قلیان سبب شکسته شدن ممنوعیت‬ ‫آن شد‬ ‫البته از آن زمان دولت مردان با استعمال‬ ‫قلیان مخالفت می کردند چنانکه شاردن‬ ‫در سفرنامه خود می نویسد‪« :‬شاه عباس‬ ‫بسیار کوشید تا از استعمال قلیان در بین‬ ‫مردم جلوگیری کند‪ .‬برای این کار‪ ،‬روزی‬ ‫در مجلسی رسمی دستور داد که به جای‬ ‫تنباکو‪ ،‬قلیان مهمانان را با پهن چاق کنند و‬ ‫سپس در حالی که آنان مشغول کشیدن قلیان‬ ‫خود بودند گفت که‪ :‬این تنباکو را که وزیر‬ ‫همدان برای من فرستاده است و ادعا می‬ ‫کند که بهترین تنباکوی دنیاست‪ ،‬چگونه‬ ‫است؟ آنان همگی از این تنباکو تعریف‬ ‫کردند‪ .‬آنگاه شاه خطاب به آنان گفت‬ ‫«مرده شوی چیزی را ببرد که نمی توان آن را‬ ‫از پهن تشخیص داد»‪.‬‬ ‫سرانجام کار مخالفت شاه عباس با تنباکو‬ ‫به تحریم آن کشید‪ .‬هنگامیکه در گرجستان‬ ‫متوجه شد‪ ،‬سربازان او پول خود را صرف‬

‫کشیدن تنباکو و توتون می کنند آن را ممنوع‬ ‫کرد و تجاری را که توتون و تنباکو به‬ ‫اردوی او آورده بودند با تنباکوی خود یک‬ ‫جا سوختند‪ .‬سربازانی که مرتکب کشیدن‬ ‫توتون و تنباکو می شدند بینی و لبانشان‬ ‫بریده می شد‪.‬‬ ‫پس از مرگ شاه عباس دوباره کشیدن قلیان‬ ‫و چپق رونق گرفت‪ .‬شاه صفی جانشین شاه‬ ‫عباس خود چپق می کشید‪ .‬در زمان او یکبار‬ ‫دیگر مبارزه علیه کشیدن قلیان آغاز شد‪.‬‬ ‫اما مانع عمده این کار در آمد گزافی بود که‬ ‫از راه مالیات عاید خزانه دولت می شد‪ .‬در‬ ‫این مالیات اصفهان از بابت توتون و تنباکو‬ ‫در حدود ‪ 40000‬تومان و مالیات تبریز‬ ‫‪ 20000‬تومان و شیراز ‪ 12000‬تومان‬ ‫بود‪ .‬اینگونه بود که باز محبوبیت قلیان سبب‬ ‫شکسته شدن ممنوعیت آن شد‪.‬‬ ‫ادامه ممنوعیت عرضه قلیان در طول تاریخ‬ ‫ممنوعیت استفاده از قلیان‪ ،‬در طول تاریخ‬ ‫ایران روند پر پیچ و خمی داشته است‪ .‬این‬ ‫روند تا عصر حاضر ادامه داشت چنانکه‬ ‫در سال ‪ 71‬جمعیت مبارزه با استعمال‬ ‫دخانیات‪ ،‬ممنوعیت استعمال قلیان را به‬ ‫هیات وزیران‪ ،‬ریاست جمهوری و مجلس‬ ‫ارائه داد که از این سال تا سال ‪ 76‬مصوبه‬ ‫مجموعه هیات دولت و مجمع تشخیص‬ ‫مصلحت نظام قرار گرفت و بر اساس آن‬ ‫استعمال سیگار و مواد دخانی در اماکن‬ ‫عمومی ممنوع اعالم شد‪ .‬با این حال‪ ،‬ورق‬ ‫چند بار برگشت و قلیان دوباره بر میزهای‬ ‫قهوه خانه ها جا خوش کرد‪.‬‬ ‫در سال ‪ 1383‬باز مصرف قلیان در اماکن‬ ‫عمومی کشور ممنوع شد‪ .‬ولی این ممنوعیت‬ ‫ادامه نداشت و در سال ‪ 1384‬با اصالح‬ ‫تبصره ماده‪ 1‬آیین نامه ممنوعیت استعمال و‬ ‫عرضه سیگار و سایر مواد دخانی در اماکن‬ ‫عمومی‪ ،‬قهوه خانه ها و رستوران های سنتی‬ ‫مجاز به عرضه سیگار و مواد دخانی شدند‪.‬‬ ‫اما به فاصله کمتر از یک سال‪ ،‬ورق باز هم‬ ‫برگشت! قلیان ها دوباره از قل زدن افتادند‪.‬‬ ‫در همین مدت‪ ،‬هربار زمزمه های آزاد شدن‬ ‫مصرف قلیان به گوش می رسید‪ ،‬وزارت‬ ‫بهداشت به اشکال مختلف سعی در مقابله‬ ‫با این ایده ها می کرد‪ .‬تا سال ‪ 1386‬که‬ ‫وزارت بهداشت توانست ممنوعیت قلیان‬ ‫را دوباره مطرح کند‪ .‬اما از سال ‪ 87‬بود که‬ ‫خبرهای ممنوعیت عرضه قلیان در اماکن‬ ‫عمومی داغ تر شد‪ .‬بر اساس قانون جامع‬ ‫کنترل دخانیات عرضه قلیان و سایر مواد‬ ‫دخانی در اماکن عمومی ممنوع است اما با‬ ‫وجود تاکید بر ممنوعیت عرضه قلیان در‬ ‫سال ‪ ،86‬اجرای این قانون تا حدی متوقف‬ ‫شده بود‪ ،‬اما کمیسیون فرهنگی دولت مجد ًا‬ ‫این ممنوعیت را تصویب کرد‪ .‬این مصوبه‬ ‫به وزارت کشور ابالغ شد و قرار بود تا آخر‬ ‫سال اجرایی شود‪.‬‬ ‫کمیسیون فرهنگی و اجتماعی دولت در سال‬ ‫‪ 89‬جمع آوری مجدد قلیان ها را تصویب‬


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

75


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

74


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

73


‫‪72‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫ُارگاسم همزمان ‪:‬‬

‫آیا امکان پذیر‬ ‫است؟‬

‫این تصور که رسیدن همزمان‬ ‫زن و مرد به ُارگاسم خوب است‪،‬‬ ‫کام ً‬ ‫ال اشتباه است‪.‬‬ ‫سوءتعبیرهای بسیاری درمورد‬ ‫موضوع ارگاسم همزمان وجود‬ ‫دارد‪.‬‬ ‫ارگاسم همزمان به حالتی گفته‬ ‫می‌شود که زن و مرد در یک‬ ‫زمان به ارگاسم و اوج لذت‬ ‫جنسی می‌رسند‪.‬‬

‫بدیهی است که افراد زیادی‪ ،‬مخصوص ًا‬ ‫خانم‌های جوان‪ ،‬ممکن است تصور کنند که‬ ‫زن و مرد در هر معاشقه‪ ،‬باید در یک زمان‬ ‫به ارگاسم برسند‪ .‬اما در زندگی واقعی‪ ،‬این‬ ‫حقیقت ندارد‪.‬‬ ‫این تصور که ارگاسم همزمان قانون رابطه‬ ‫جنسی است فقط یک تصور نادرست است‬ ‫که طی چند صد سال گذشته توسط رمان‌های‬ ‫عاشقانه و فیلم‌های پورنو متداول شده است‪.‬‬ ‫حتی امروز‪ ،‬افراد زیادی اعتقاد دارند که‬ ‫زوج‌ها در یک زمان به اوج لذت جنسی‬ ‫می‌رسند‪.‬‬ ‫نتیجه همه این سوءتعبیرها شکایت‌های‬ ‫اینچنینی خانم‌ها و دختران جوان است‪« ،‬من‬ ‫فکر می‌کنم من مشکلی دارم چون همزمان با‬ ‫شوهرم به ارگاسم نمی‌رسم‪ .‬شوهرم هم خیلی‬ ‫از این مسئله ناراحت است…»‪.‬‬ ‫واقعیت‌های پزشکی‬ ‫اما حقیقت این است که بااینکه ارگاسم‬ ‫همزمان خیلی خوب است اما رسیدن به آن‬ ‫بسیار دشوار است‪ ،‬مخصوص ًا وقتی جوان‬ ‫هستید‪.‬‬ ‫دستیابی به آن در روابط بسیار عاشقانه‬ ‫و نزدیکی که دو نفر سال‌ها در کنار هم‬ ‫بوده‌اند و واکنش‌های جنسی هم را خوب‬ ‫می‌شناسند‪ ،‬آسان‌تر است‪.‬‬

‫اوج‌ لذت جنسی هماهنگ در روابط کوتاه‬ ‫مدت یا یک شبه معمو ً‬ ‫ال اتفاق نمی‌افتد‪،‬‬ ‫مگر اینکه هر دو طرف در تحریک جنسی‬ ‫بسیار ماهر باشند‪.‬‬ ‫هنچنین اگر مرد کنترل خوبی بر انزال خود‬ ‫داشته باشد هم می‌تواند راحت‌تر باشد‪ ،‬که‬ ‫البته این مهارت در بین پسران جوان کمتر‬ ‫دیده می‌شود‪.‬‬ ‫اما چرا ارگاسم همزمان اینقدر دشوار است؟‬ ‫این مسئله دو علت دارد‪.‬‬ ‫مشکل زن برای رسیدن به ارگاسم در‬ ‫رابطه‌جنسی‬ ‫وقتی می‌گوییم اوج لذت جنسی همزمان‪،‬‬ ‫منظور در رابطه جنسی است‪.‬‬ ‫اما این مسئله اص ً‬ ‫ال آسان نیست‪.‬‬ ‫تا دهه شصت میالدی‪ ،‬متخصصین کمی‬ ‫قادر به درک آن بودند‪ .‬یک تصور عمومی‬ ‫وجود داشت که همه زنانی که فعالیت جنسی‬ ‫دارند باید بتوانند صرفنظر از پیش‌نوازی‪،‬‬ ‫در نتیجه رابطه‌جنسی به ارگاسم برسند‪:‬‬ ‫اما در اواخر دهه شصت‪ ،‬دو خواننده یک‬ ‫مجله بریتانیایی مخصوص زنان نشان دادند‬ ‫که بیشتر زنان نمی‌توانند فقط از طریق‬ ‫رابطه‌جنسی به تنهایی به ارگاسم برسند‪.‬‬ ‫این یافته ها تقریب َا توسط حرفه پزشکی‬ ‫نادیده گرفته شد‪ .‬اما در سال ‪ ،۱۹۷۶‬یک‬ ‫محقق روابط‌جنسی در امریکا تحقیقی انجام‬ ‫داد که دقیق ًا نتیجه‌ای مشابه را نشان می‌داد‪.‬‬ ‫جالب است که یافته‌های او دشمنی عجیبی‬ ‫در ایاالت متحده ایجاد کرد‪ --‬تاجاییکه‬ ‫آن محقق باالخره تصمیم به ترک امریکا‬ ‫گرفت!‬ ‫حال اگر بخواهیم خالصه بگوییم‪ ،‬برای‬ ‫زنان دست یافتن به ارگاسم همزمان با مردان‬ ‫بسیار دشوار است‪ ،‬مخصوص ًا اگر قادر به‬ ‫رسیدن به اوج لذت با رابطه‌جنسی به تنهایی‬

‫نباشد‪.‬‬ ‫مشکل زمانبندی اوج‌لذت در مردان‬ ‫دوم اینکه حتی اگر زنی بتواند با رابطه‌جنسی‬ ‫به تنهایی به ارگاسم برسد‪ ،‬این سوال پیش‬ ‫می‌آید که آیا مرد می‌تواند زمان انزال خود را‬ ‫با زمان ارگاسم همسرش هماهنگ کند؟‬ ‫متاسفانه‪ ،‬مردان جوان‌تر به هیچ عنوان قادر‬ ‫به زمان‌بندی ارگاسم خود نیستند‪ ،‬به ویژه‬ ‫اگر دچار مشکل انزال زودرس باشند‪.‬‬ ‫عالوه بر این‪ ،‬خیلی از مردها هم اص ً‬ ‫ال‬ ‫دوست ندارند برای انزال خود زمان تعیین‬ ‫کنند!‬ ‫چطور به ارگاسم همزمان برسید‬ ‫برای بسیاری از زوج‌ها ارگاسم همزمان‬ ‫اتفاق نمی‌افتد‪ ،‬حداقل به صورت مرتب‪.‬‬ ‫خیلی از آنها این مسئله را می‌پذیرند و اگر‬ ‫هر دو آنها از این مسئله راضی باشند‪ ،‬خوب‬ ‫این خیلی خوب است‪.‬‬ ‫اما اگر واقع ًا دوست دارید که ارگاسم‌تان‬ ‫همزمان اتفاق بیفتد‪ ،‬باید بگوییم که‬ ‫امکان‌پذیر است‪.‬‬ ‫نکات زیر می‌تواند در این زمینه کمکتان‬ ‫کند‪.‬‬ ‫‪ .۱‬زن باید مطمئن شود که قادر به ارگاسم‬ ‫شدن از طریق رابطه‌جنسی هست‪.‬‬ ‫اگر برای مدتی روی آن کار کرده‌اید‪ ،‬همیشه‬ ‫رابطه‌ای عاشقانه و صمیمی با هم دارید‪ ،‬و‬ ‫محیط معاشقه‌تان آرام و به دور از استرس‬ ‫است‪ ،‬این کار آنقدرها هم سخت نخواهد‬ ‫بود‪.‬‬ ‫نکته کار این است که مطمئن شوید که‬ ‫بتوانید حین عمل جنسی‪ ،‬با نوک انگشتتان‬ ‫کلیتوریس همسرتان را لمس کنید‪ .‬زمانیکه‬ ‫هر دو شما نزدیک به ارگاسم بودید‪،‬‬ ‫کلیتوریس را به آرامی اما با شور و هیجان‬ ‫بمالید‪.‬‬

‫‪ .۲‬از مزایای ارگاسم‌های چندگانه بهره‬ ‫ببرید‪.‬‬ ‫اگر زن یاد گرفته باشد چطور به چند‬ ‫ارگاسم برسد‪ ،‬ارگاسم همزمان آسان‌تر‬ ‫خواهد شد‪.‬‬ ‫چرا؟ زیرا مرد «هدف»‌های بیشتری خواهد‬ ‫داشت‪.‬‬ ‫به عبارت دیگر‪ ،‬اگر مرد در مرتبه اولی که‬ ‫زن می‌خواهد به ارگاسم برسد قادر به انزال‬ ‫نبود‪ ،‬می‌تواند در مرتبه دوم‪ ،‬سوم و یا چهارم‬ ‫زن‪ ،‬انزال داشته باشد‪.‬‬ ‫اما توانایی رسیدن به ارگاسم‌های چندگانه در‬ ‫زنان جوان چندان متداول نیست‪ .‬اما با باال‬ ‫رفتن سن‪ ،‬زنان این مهارت را یاد می‌گیرند‪.‬‬ ‫به همین دلیل است که برای زوج‌هایی که‬ ‫سال‌های زیاد در کنار هم بوده‌اند‪ ،‬رسیدن به‬ ‫ارگاسم همزمان بسیار ساده‌تر خواهد بود‪.‬‬ ‫‪ .۳‬مطمئن شوید که مرد بتواند زمان‌بندی‬ ‫ارگاسم خود را یاد بگیرد‪.‬‬ ‫البته این ممکن است سالها طول بکشد‪ .‬اما‬ ‫با باالتر رفتن سن‪ ،‬تمایل آقایان برای یاد‬ ‫گرفتن این مهارت بیشتر می‌شود‪.‬‬ ‫مردان ‪ ۴۰-۵۰‬ساله زیادی هستند که‬ ‫می‌توانند ساعت‌ها به عشق‌بازی بپردازند و‬ ‫بعد زمانی که زن آماده است‪ ،‬انزال داشته‬ ‫باشند‪.‬‬ ‫آخر اینکه‪...‬‬ ‫ارگاسم‌های همزمان خیلی‪ ،‬مخصوص ًا بین‬ ‫جوانان‪ ،‬متداول نیست‪.‬‬ ‫به همین دلیل اص ً‬ ‫ال نیازی نیست که آن‬ ‫را خیلی سخت بگیرید‪ .‬اما اگر شما و‬ ‫همسرتان واقع ًا اصرار به لذت بردن از‬ ‫ارگاسم همزمان دارید‪ ،‬این کار امکان‌پذیر‬ ‫است اما نیاز به تمرین زیاد و یک تصمیم‬ ‫قاطع دارد‪.‬‬


‫‪71‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫پس از خوردن کپسول ها بیهوش شدیم و‬ ‫سه روز بعد زمانیکه به هوش آمدیم‪ ،‬خود را‬ ‫در بیمارستان مشاهده کردیم و متوجه شدیم‬ ‫که مبلغ ‪ 5‬میلیون تومان پول خرید داروهای‬ ‫همسرم و همچنین طالهای همسرم به سرقت‬ ‫رفته است‪.‬‬ ‫همزمان با آغاز رسیدگی به پرونده و در‬ ‫شرایطی که کارآگاهان در حال انجام‬ ‫اقدامات پلیسی از شاکی پرونده و همسر و‬ ‫خواهر وی بودند‪ ،‬پرونده مشابه دیگری نهم‬ ‫مهر ماه به پایگاه هفتم پلیس آگاهی تهران‬ ‫بزرگ ارجاع شد که در آن پرونده نیز زن و‬ ‫شوهر جوانی از سوی یک پزشک قالبی و‬ ‫به همان شیوه وشگرد بیهوش و مورد سرقت‬ ‫اموال قرار گرفته بودند‪.‬‬ ‫این زن و شوهر جوان پس از حضور‬ ‫در پایگاه هفتم‪ ،‬در اظهاراتی مشابه به‬ ‫کارآگاهان عنوان کردند‪ :‬برای تهیه وام به‬ ‫بانک شعبه خیابان بهشت مراجعه کرده اما‬ ‫به علت نبودن رئیس بانک‪ ،‬برای استراحت‬ ‫به داخل پارک شهر رفتیم‪ .‬در داخل پارک‬ ‫فردی حدودا ‪ 50‬ساله و با ظاهری کامال‬

‫آراسته و مرتب به ما نزدیک شد و با معرفی‬ ‫خود به عنوان پزشک مدعی شد که قصد‬ ‫استخدام یک زن و شوهر به عنوان سرایه‬ ‫دار و همچنین کار در داروخانه را دارد‪.‬‬ ‫زمانی که در خصوص میزان حقوق و شرایط‬ ‫کار به توافق رسیدیم‪ ،‬به دعوت این شخص‬ ‫و برای تنظیم قرارداد به یک مسافرخانه در‬ ‫منطقه باب همایون رفتیم‪ .‬پس از اجاره‬ ‫اتاق از سوی این شخص و به بهانه رفتن‬ ‫به آزمایشگاه برای گرفتن آزمایش خون‪،‬‬ ‫اعتیاد و ‪ ،...‬این شخص از من و همسرم‬ ‫درخواست کرد تا کپسول هایی را که او‬ ‫ارائه کرده بود را استفاده کنیم که به محض‬ ‫خوردن آنها‪ ،‬هر دو نفر بیهوش شدیم‪ .‬پس‬ ‫از به هوش آمدن خودمان را در بیمارستان‬ ‫مشاهده کردیم و متوجه شدیم که طال و‬ ‫جواهرات همسرم به ارزش تقریبی ‪10‬‬ ‫میلیون تومان به هراه کیف دستی حاوی ‪70‬‬ ‫دالر‪ 500 ،‬هزار تومان وجه نقد و دو عدد‬ ‫گوشی تلفن همراه به سرقت رفته است‪.‬‬ ‫با توجه به حساسیت به وجود آمده در‬

‫خصوص پرونده‪ ،‬کارآگاهان پایگاه هفتم‬ ‫پلیس آگاهی با انجام چهره نگاری و با‬ ‫مراجعه به مسافرخانه شناسایی شده در‬ ‫منطقه باب همایون اقدام به بررسی تصاویر‬ ‫دوربین های مداربسته مسافرخانه پرداخته‬ ‫و در بررسی تصاویر به دست آمده از چهره‬ ‫نگاری و دوربین های مداربسته موفق به‬ ‫شناسایی یکی از مجرمان سابقه دار پلیس‬ ‫آ گاهی به نام "محمدعلی ‪ .‬ک" ‪ 54‬ساله‬ ‫شدند که تمامی سوابق گذشته وی نیز مربوط‬ ‫به سرقت های به عنف به شیوه بیهوشی بود‪.‬‬ ‫بالفاصله سوابق "محمدعلی‪.‬ک" مورد‬ ‫بررسی قرار گرفت و مشخص شد که وی‬ ‫چند سال پیش نیز به همین شیوه و شگرد‬ ‫اقدام به سرقت کرده که در یک فقره از‬ ‫سرقت ها‪ ،‬یکی ازمالباختگان به علت‬ ‫عوارض ناشی از مصرف داروهای بیهوشی‬ ‫فوت کرده بود‪.‬‬ ‫بر اساس بررسی سوابق "محمدعلی‪.‬ک"‪،‬‬ ‫مشخص شد که وی به تازگی و در ‪ 10‬تیر‬ ‫ماه از زندان آزاد شده و در همین فاصله‬ ‫کوتاه از زمان آزادی ‪ ،‬دوباره سرقت های‬

‫خود به همان شیوه و شگرد گذشته را از سر‬ ‫گرفته است‪.‬‬ ‫با توجه به سوابق متهم در بالمکان بودن و‬ ‫احتمال تردد "محمدعلی‪.‬ک" در مسافرخانه‬ ‫های منطقه باب همایون‪ ،‬بالفاصله تصویر‬ ‫وی در اختیار مدیران مسافرخانه های‬ ‫منطقه قرار داده شد تا در صورت شناسایی‪،‬‬ ‫بالفاصله موضوع به پایگاه هفتم پلیس‬ ‫آ گاهی تهران بزرگ اعالم شود‪.‬‬ ‫سرانجام ساعت سه بامداد ‪ 25‬مهر امسال‬ ‫کارآگاهان پایگاه هفتم آگاهی متوجه شدند‬ ‫که "محمدعلی‪.‬ک" به همراه زن و مرد‬ ‫جوانی به یکی از مسافرخانه های منطقه‬ ‫باب همایون خیابان سوراصرافیل مراجعه‬ ‫کرده است‪.‬‬ ‫بالفاصله کارآگاهان به این مسافرخانه‬ ‫مراجعه و "محمدعلی" را در حالیکه اقدام به‬ ‫بیهوش کردن زن و مرد جوانی کرده و قصد‬ ‫سرقت اموال آنها را داشت‪ ،‬دستگیر کردند‪.‬‬


‫‪70‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫دزد طالهایش‪ ،‬یکی از دوستانش به نام‬ ‫میترا و مادرش است‪ .‬او گفت‪ :‬یک روز‬ ‫قبل‪ ،‬میترا را دیدم‪ .‬گوشواره‌های بدلی به‬ ‫گوش داشت که خیلی شبیه به گوشواره‌های‬ ‫من بود‪ .‬من در بین طال و جواهراتم جعبه‬ ‫کوچکی داشتم که داخل آن بدلیجات زیادی‬ ‫نگهداری می‌کردم که آن هم سرقت شده بود‪.‬‬ ‫وقتی میترا فهمید گوشواره هایش را دیده‌ام‪،‬‬ ‫سعی کرد آنها را مخفی کند و من با دیدن آن‬ ‫گوشواره‌ها‪ ،‬مطمئن شدم که وی و مادرش‬ ‫سارق خانه‌ام هستند؛ چرا که فقط آنها به‬ ‫خانه‌ام رفت‌وآمد داشتند‪.‬‬ ‫وقتی زن جوان در حال توضیح دادن این‬ ‫ماجرا به افسر پرونده بود‪ ،‬نخستین مالباخته‬ ‫که ‪30‬میلیون‌تومان طال و جواهراتش‬

‫پرونده سرقت طال و جواهراتم همه‬ ‫دوستانمان را معرفی کنم تا ازآنها انگشت‬ ‫نگاری کنند‪.‬‬ ‫وی از میترا عذرخواهی کرد و از او خواست‬ ‫برای این کار به اداره آگاهی برود و بعد‬ ‫تلفن را قطع کرد‪ .‬پس از آن مادر و دختر‬ ‫به‌شدت به‌هم‌ریختند و داخل تاکسی شروع‬ ‫به حرف زدن کردند‪ .‬مادر می‌گفت نگران‬ ‫نباش دخترم‪ ،‬اثر انگشتمان در محل سرقت‬ ‫وجود ندارد‪‌.‬دختر جوانش اما خیلی ترسیده‬ ‫بود و می‌گفت اگر انگشت نگاری کنند و‬ ‫گیربیفتیم چه می‌شود؟ من دسته‌کلیدی که‬ ‫ساخته بودم را در سطل زباله‌ای در خیابان‬ ‫انداختم‪.‬‬ ‫مادر و دختر وحشت زده حرف می‌زدند‬ ‫غافل از اینکه همه صحبت‌هایشان ضبط‬ ‫می‌شود‪.‬همین مدرک‪ ،‬آنها را لو داد و وقتی‬ ‫مالباخته‌ها صدای ضبط شده مادر و دختر‬ ‫را به مأموران ارائه کردند‪‌،‬قاضی شاهنگیان‬ ‫دستور بازداشت میترا و مادرش را صادر‬ ‫کرد‪.‬‬ ‫اقرار‬

‫دزدیده شده بود نیز در اداره پلیس حضور‬ ‫داشت‪.‬او وقتی نام میترا را شنید شوکه‬ ‫شد‪ .‬به سمت شاکی دوم رفت و با پرسیدن‬ ‫مشخصات میترا‪ ،‬متوجه شد که این زن‬ ‫دوست مشترک آنهاست‪.‬‬ ‫سرنخ مهم‬ ‫هر دو مالباخته تازه متوجه شده بودند یک‬ ‫دوست مشترک به نام میترا دارند‪ .‬کسی که‬ ‫همراه مادرش بارها به خانه آنها رفت‌وآمد‬ ‫کرده بود و آنها مطمئن بودند که این مادر‬ ‫و دختر سارق طالهایشان هستند‪ .‬بنابراین‬ ‫تصمیم گرفتند نقشه‌ای اجرا کنند تا دست‬ ‫آنها را رو کنند‪.‬‬ ‫نقشه زیرکانه‬ ‫مالباخته‌ها یک راننده استخدام کردند تا‬ ‫میترا و مادرش را به‌عنوان مسافر سوار کند‪.‬‬ ‫سپس ضبط کوچکی زیر صندلی ماشین‬ ‫جاسازی کردند تا صداهای اطراف را ضبط‬ ‫کند‪ .‬وقتی راننده استخدام شده‪ ،‬میترا و‬ ‫مادرش را سوار ماشین کرد‪ ،‬همان موقع یکی‬ ‫از مالباخته‌ها با میترا تماس گرفت و گفت‪:‬‬ ‫پلیس آگاهی از من خواسته تا درخصوص‬

‫مادر و دختر سارق هفته گذشته در عملیاتی‬ ‫غافلگیرانه دستگیر شدند و در بازجویی‌ها به‬ ‫سرقت میلیونی اعتراف کردند‪ .‬مادر جوان که‬ ‫طراح نقشه دزدی است به مأموران گفت‪ :‬هر‬ ‫دو مالباخته از دوستانمان بودند و وضع مالی‬ ‫خوبی داشتند‪ .‬برای همین از دخترم خواستم‬ ‫که دسته‌کلیدشان را بردارد تا از روی آنها‬ ‫بسازیم‪ .‬پس از آن زمانی که مطمئن شدیم‬ ‫آنها در خانه نیستند‪ ،‬دست به سرقت زدیم‪.‬‬ ‫ما با فروش طال و جواهرات مسروقه برای‬ ‫خودمان لباس خریدیم و بخشی از اجاره‌خانه‬ ‫عقب افتاده را پرداخت کردیم‪.‬‬ ‫این مادر و دختر بعد از اعتراف به سرقت‬ ‫با قرار قانونی در اختیار مأموران پایگاه‬ ‫دوم پلیس آگاهی پایتخت قرار گرفتند و‬ ‫تحقیقات تکمیلی از آنها ادامه دارد‪.‬‬

‫دختر جوان در دام استاد قالبی‬ ‫بازیگری‬ ‫دختر جوان وقتی شنید که دوست‬ ‫اینترنتی‌اش یک استاد بازیگری است‪،‬‬ ‫تصور کرد که به‌زودی تبدیل به یک ستاره‬

‫سینما خواهد شد؛ غافل از اینکه استاد‬ ‫قالبی نقشه شومی برایش طرح کرده بود‪.‬‬ ‫دختر جوان که مریم نام دارد چند‌ماه پیش‬ ‫از طریق یک سایت دوستیابی با جوانی به‬ ‫اسم رامتین آشنا شد؛ مردی که خود را استاد‬ ‫بازیگری معرفی می‌کرد و مدعی بود که تا‬ ‫حاال ستاره‌های زیادی تحویل سینما داده‬ ‫است‪ .‬دختر جوان حرف‌های رامتین را باور‬ ‫کرد و وقتی شنید که او هم می‌تواند تبدیل به‬ ‫ستاره سینما شود‪ ،‬احساس کرد که شانس به‬ ‫او رو کرده است‪ .‬برای همین وقتی رامتین با‬ ‫او قراری در یک باغ گذاشت‪ ،‬به محل قرار‬ ‫رفت و مرد جوان در آنجا شروع به عکاسی‬ ‫از مریم برای تست بازیگری کرد‪.‬‬ ‫پس از آن وی قصد آزار و اذیت دختر جوان‬

‫را داشت که مریم متوجه ماجرا شد و بعد‬ ‫از درگیری با او فرار کرد‪ .‬با این حال مرد‬ ‫جوان مدام با مریم تماس می‌گرفت و او‬ ‫را تهدید می‌کرد که اگر تن به خواسته‌اش‬ ‫ندهد‪ ،‬عکس‌هایش را در اینترنت منتشر‬ ‫خواهد کرد‪ .‬با شکایت دختر جوان در‬ ‫پلیس فتای استان البرز‪ ،‬رسیدگی به این‬ ‫پرونده آغاز و مرد جوان شناسایی و دستگیر‬ ‫شد‪.‬‬ ‫در تحقیقات معلوم شد که این مرد پیش‬ ‫از این نیز ‪7‬بار به جرم ایجاد مزاحمت و‬ ‫اخاذی از زنان و دختران دستگیر و راهی‬ ‫زندان شده بود‪ .‬متهم اعتراف کرد که در‬ ‫همه این موارد خود را استاد بازیگری جا‬ ‫زده و با این بهانه نقشه‌هایش را عملی‬ ‫کرده بود‪ .‬به گفته سرهنگ یزدان نیکنام‪،‬‬ ‫رئیس پلیس فتای استان البرز‪ ،‬در رایانه‬ ‫شخصی متهم‪ ،‬عکس‌هایی از زنان و دختران‬ ‫دیگری به‌دست آمده است و تحقیقات برای‬ ‫شناسایی دیگر قربانیان احتمالی این مرد‬ ‫ادامه دارد‪.‬‬

‫نقشه شوم پزشک قالبی برای‬ ‫فریب بیماران‬

‫پزشک قالبی که به بهانه درمان بیماران آنها‬ ‫را فریب داده و با قرص های خواب آور‬ ‫پول و طالهای قربانیان را به سرقت می برد‪،‬‬ ‫هنگام شکار آخرین طعمه هایش شناسایی و‬ ‫دستگیر شد‪.‬‬ ‫به گزارش مهر‪ 26 ،‬شهریور امسال فردی‬ ‫فردی به همراه همسر و خواهرش با مراجعه‬ ‫به کالنتری ‪ 113‬بازار به مأموران اعالم‬ ‫کرد‪ :‬در بازار تهران‪ ،‬فردی ناشناس به ما‬ ‫نزدیک شد و با معرفی خود به عنوان پزشک‬ ‫به هر سه نفر ما پیشنهاد کار داد و به این‬ ‫بهانه و با خوراندن قرص‪ ،‬ما را بیهوش کرد‬ ‫و تمام اموال همراهمان را به سرقت برد‪.‬‬ ‫با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع‬ ‫"زورگیری به شیوه بیهوشی" و به دستور شعبه‬ ‫هفتم بازپرسی دادسرای ناحیه ‪ 27‬تهران‪،‬‬ ‫پرونده برای رسیدگی در اختیار پایگاه هفتم‬ ‫پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت‪.‬‬ ‫مالباخته پس از حضور در پایگاه ششم‬ ‫پلیس آگاهی‪ ،‬در اظهاراتش به کارآگاهان‬ ‫گفت‪ :‬از شهرستان و به قصد خرید داروهای‬ ‫‪ MS‬همسرم‪ ،‬به تهران آمدیم‪ .‬در میدان‬ ‫محمدیه‪ ،‬به صورت پیاده قصد آمدن به‬ ‫سمت بازار تهران را داشتیم که در بین راه با‬ ‫فردی میانسال و با ظاهری بسیار آراسته‪ ،‬با‬ ‫کت و شلوار‪ ،‬عینک دودی و کیف مهندسی‬ ‫آشنا شدیم‪ .‬این شخص با معرفی خود به‬ ‫عنوان پزشک و متخصص داروساز مدعی‬ ‫شد که صاحب یک داروخانه بوده و قادر‬ ‫است تا داروهای مورد نیاز بیماری همسرم‬ ‫را با قیمت بسیار ارزان برایمان تهیه کند‪.‬‬ ‫مالباخته در ادامه اظهاراتش به کارآگاهان‬ ‫گفت‪ :‬این فرد ‪ -‬پزشک تقلبی ‪ -‬در ادامه‬ ‫اظهاراتش مدعی شد که حاضر است برای‬ ‫من و حتی همسر و خواهرم کار و شغلی در‬ ‫تهران تهیه کند و به بهانه صحبت کردن در‬ ‫این خصوص‪ ،‬از ما درخواست کرد تا برای‬ ‫ادامه صحبت به پارک شهر برویم‪ .‬صحبت‬ ‫ها در خصوص شرایط کار و میزان حقوق به‬ ‫توافق رسید تا اینکه به بهانه انجام آزمایش‬ ‫خون‪ ،‬تست اعتیاد و ‪ ...‬این شخص از ما‬ ‫درخواست کرد تا چند کپسول زردرنگ را‬ ‫استفاده کنیم‪ .‬ما نیز که در آن شرایط خود را‬ ‫در آستانه تهیه داروهای همسرم و همچنین‬ ‫پیدا شدن شغل برای هر سه نفرمان می‬ ‫دیدیم‪ ،‬بالفاصله درخواست وی را مبنی بر‬ ‫خوردن کپسول ها قبول کردیم اما چند دقیقه‬


‫‪69‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫شوهرش موضوع را فهمید‪ ،‬ما مدتی از هم‬ ‫دور بودیم‪.‬‬ ‫وقتی شوهرش فهمید چه واکنشی نشان داد؟‬ ‫او خیلی عصبانی شده بود‪ ،‬حتی موضوع را‬ ‫به خانواده من هم کشاند‪ .‬با زنم تماس گرفته‬ ‫و گفته بود من و ریتا با هم رابطه داریم و‬ ‫اگر قرار است زندگی او خراب شود باید‬ ‫زندگی من هم خراب شود‪.‬‬ ‫چطور با ریتا آشنا شدی؟‬ ‫همکار بودیم و در محل کارمان آشنا شدیم‪.‬‬ ‫او برایم از مشکالتی که شوهرش داشت‬ ‫گفته بود‪ .‬وقتی هم شوهرش زندانی شد‪،‬‬ ‫خواست کمکش کنم‪ .‬هر کاری از دستم‬ ‫برآمد برایش انجام دادم‪ .‬در این ارتباط ها‬ ‫بود که عاشقش شدم و رابطه ما جدی تر‬ ‫شد‪.‬‬ ‫گفتی مدتی از هم جدا بودید‪ ،‬چرا؟‬ ‫من و ریتا از هم دور شدیم‪ ،‬چون شوهرش‬ ‫موضوع را فهمید و ماجرا را به همسر من‬ ‫گفت‪ .‬درگیری زیادی در زندگی من ایجاد‬ ‫شد‪ .‬هر دوی ما به وضعی رسیدیم که دیگر‬

‫او نپرسیدی پس چرا هنوز در خانه این مرد‬ ‫زندگی می کنی؟‬ ‫اتفاقا گفتم‪ .‬او هم گفت به دلیل بچه ها‬ ‫با شوهرش مانده است‪ ،‬چون نمی خواهد‬ ‫نامادری باالی سر بچه هایش بیاید‪ .‬من هم‬ ‫حرفش را باور کردم؛ چون خودم هم فقط‬ ‫به این دلیل با همسرم زندگی می کردم که‬ ‫بچه ها آسیب نبینند‪.‬‬ ‫ریتا علت درگیری با شوهرش را به تو گفته‬ ‫بود؟‬ ‫نه‪ ،‬چیزی نگفته بود‪ .‬البته من چیزهایی‬ ‫فهمیده بودم‪ .‬شوهر ریتا مرد بدبینی بود‪.‬‬ ‫ریتا می گفت شوهرش مرتب تلفن های او‬ ‫را چک می کند‪ .‬از وقتی که زندان رفته بود‪،‬‬ ‫بدتر شده بود‪ .‬به همه چیز شک داشت و‬ ‫فکر می کرد ریتا در این مدت خیانت کرده‬ ‫است‪.‬‬ ‫درباره نقشه قتل شوهر ریتا بگو‪ .‬چه کسی‬ ‫این نقشه را کشید؟‬ ‫ریتا بعد از چند سال با من تماس گرفت‬ ‫و گفت از شوهرش جدا شده و حاال زنی‬

‫به این رابطه ادامه ندادیم‪ .‬حتی ریتا از‬ ‫کارش استعفا داد و دیگر نیامد‪ .‬بعد از آن‬ ‫من دیگر از ریتا خبر نداشتم تا این که بعد‬ ‫از چند سال دوباره با من تماس گرفت‪.‬‬ ‫ریتا از شوهرش جدا شده بود؟‬ ‫وقتی با من تماس گرفت‪ ،‬گفت از شوهرش‬ ‫جدا شده و بچه هایش پیش او هستند‪ .‬البته‬ ‫بعد در دادگاه منکر شد و گفت از جدایی‬ ‫خبر نداشت‪.‬‬ ‫چطور این ادعا را مطرح کرد‪ .‬مگر می شود‬ ‫کسی خبر نداشته باشد از شوهرش جدا شده‬ ‫است؟‬ ‫مدعی شد چند سال قبل با شوهرش اختالف‬ ‫پیدا کرد و آنها حکم طالق را از دادگاه‬ ‫گرفتند‪ ،‬اما دوباره رجوع کرده بود و صیغه‬ ‫طالق جاری نشد‪ ،‬اما بعد مشخص شد در‬ ‫شناسنامه اش هم طالق ثبت شده است‪ .‬او‬ ‫می گفت شوهرم شناسنامه را مخفی کرده‬ ‫بود‪.‬‬ ‫تو مدعی هستی ریتا به تو گفته از شوهرش‬ ‫جدا شده است‪ .‬وقتی این حرف را زد از‬

‫آزاد است و می توانیم با هم رابطه داشته‬ ‫باشیم‪ ،‬من هم قبول کردم او را دوباره ببینم؛‬ ‫البته هیچ وقت رابطه ما جدی نشد‪ .‬چندبار‬ ‫همدیگر را دیدیم‪ .‬او به من گفت اگر حاضر‬ ‫باشم شوهرش را بکشم به من پول می دهد‪.‬‬ ‫من هم قبول کردم؛ چون در آن زمان به پول‬ ‫احتیاج داشتم و شوهر ریتا را هم مرد الیقی‬ ‫نمی دانستم‪ ،‬وسوسه شدم و قبول کردم‪.‬‬ ‫ریتا غیر از پول وعده دیگری هم به تو داد؟‬ ‫به من گفت پول و ماشین می دهد‪ .‬گفت‬ ‫مبلغ ده​میلیون تومان پول می دهد و یک‬ ‫ماشین هم می دهد که البته به قولش عمل‬ ‫کرد‪.‬‬ ‫از روز حادثه بگو‪ .‬چطور اتفاق افتاد؟‬ ‫روز حادثه مطابق قراری که با ریتا داشتم‪،‬‬ ‫جلوی‪ ،‬در خانه رفتم‪ .‬داشت پسرش را به‬ ‫مدرسه می برد سوئیچ ماشین را به من داد‬ ‫و گفت دو چک هم باال دارد‪ ،‬می توانم‬ ‫بعد از کار آنها را بردارم‪ .‬من هم وارد خانه‬ ‫شدم‪ .‬اول با شوهر ریتا کمی صحبت کردم‬ ‫از این که من به خانه اش رفته بودم‪ ،‬تعجب‬

‫کرده بود‪ .‬بعد او را به قتل رساندم و چک‬ ‫ها را برداشتم و رفتم‪.‬‬ ‫در این مدت ریتا کجا بود؟‬ ‫نمی دانم فقط می دانم قرار بود به خانه‬ ‫نیاید تا من کار را تمام کنم‪ .‬این که او کجا‬ ‫رفته در جریان نبودم‪.‬‬ ‫در طول بازجویی بعد از این که مشخص‬ ‫شد تو قاتل هستی و ریتا گفت روز حادثه‬ ‫تو وارد خانه اش شدی‪ ،‬سعی کردی او را‬ ‫از مجازات دور نگه داری و از او صحبتی‬ ‫نکردی تا این که ماموران خودشان متوجه‬ ‫شدند چه اتفاقی افتاده است‪.‬‬ ‫آن زمان هنوز ریتا را دوست داشتم و فکر‬ ‫می کردم می توانم خودم را نجات بدهم و‬ ‫بعد دوباره پیش ریتا باشم‪ ،‬اما بعد فهمیدم‬ ‫اشتباه می کردم‪ .‬ریتا همه چیز را تقصیر من‬ ‫انداخت و بعد هم خودش را کنار کشید و‬ ‫اصال سعی نکرد خانواده شوهرش را راضی‬ ‫کند رضایت بدهند و فهمیدم چه اشتباه‬ ‫بزرگی کردم‪ .‬من گول این زن را خوردم و‬ ‫خودم را بدبخت کردم‪.‬‬ ‫خانواده ات درباره کاری که کردی چه می‬ ‫گویند؟‬ ‫همسرم از من جدا شد و بچه ام را هم با‬ ‫خودش برد‪ .‬من در زندان هستم و نمی‬ ‫توانستم درباره بچه ادعایی داشته باشم‪،‬‬ ‫بنابراین بچه پیش زنم ماند‪ .‬از وقتی هم جدا‬ ‫شده ایم دیگر از او خبر ندارم‪ .‬دلم خیلی‬ ‫برای دخترم تنگ شده است‪ ،‬فقط چندبار‬ ‫با او تلفنی صحبت کردم‪.‬‬ ‫سعی نکردی همسرت را از طالق پشیمان‬ ‫کنی؟‬ ‫من اصال حرفی برای گفتن نداشتم‪ .‬یک​‬ ‫بار زنم متوجه خیانت من شده بود و بعد هم‬ ‫که فهمید به خاطر ریتا آدم کشته ام‪ ،‬دیگر‬ ‫نتوانستم کاری کنم‪ .‬با این که پشیمان شدم‪،‬‬ ‫اما پشیمانی سودی نداشت‪ .‬حق با زنم بود‬ ‫هر کاری او بکند حق دارد‪ .‬ضمن این که‬ ‫من محکوم به قصاص هستم و هیچ امیدی‬ ‫به بازگشتم به زندگی نیست‪ ،‬بنابراین نمی‬ ‫توانم از زنی که این همه بال سرش آوردم‬ ‫توقع داشته باشم برای من صبر کند‪.‬‬ ‫تالشی برای جلب رضایت اولیای دم نکرده‬ ‫ای؟‬ ‫خانواده ام برای جلب رضایت رفته اند‪ ،‬اما‬ ‫فایده ای نداشته‪ .‬آنها می گویند از مقتول دو‬ ‫بچه مانده که خودشان باید تصمیم بگیرند‪.‬‬ ‫نمی دانم وقتی بچه ها بزرگ شدند‪ ،‬چه‬ ‫تصمیمی در مورد من می گیرند‪ .‬به هر‬ ‫حال من کار درستی نکردم و خیلی پشیمان‬ ‫هستم‪ .‬امیدوارم آنها وقتی می خواهند درباره‬ ‫من تصمیم بگیرند میزان تقصیر ریتا را هم‬ ‫بسنجند‪ .‬این زن من را اغفال کرده بود و هر‬ ‫کاری می خواست می کردم‪ .‬اصال اختیارم‬ ‫دست خودم نبود‪ .‬حاضرم هر کاری که‬ ‫اولیای دم می خواهند بکنم تا مرا ببخشند‪.‬‬ ‫با قصاص من بچه ام هم قصاص می شود‪،‬‬ ‫او دیگر نمی تواند سرش را در جامعه بلند‬ ‫کند‪ .‬دلم برایش می سوزد‪ .‬من کار اشتباهی‬ ‫کردم و باید تاوانش را پس بدهم‪ ،‬اما اگر‬

‫قصاص شوم و دخترم بزرگ شود‪ ،‬می‬ ‫خواهد به مردم چه بگوید؟ بگوید پدرش‬ ‫چرا مرده است؟‬ ‫خیلی وقت ها آرزو می کنم اگر قرار است‬ ‫بخشیده نشوم‪ ،‬ای کاش قبل از اعدام به‬ ‫دلیل مریضی بمیرم تا بچه ام بتواند بگوید‬ ‫پدرش به دلیل بیماری مرده است‪ .‬سرنوشت‬ ‫این دختر به سرنوشت من گره خورده‪ ،‬او‬ ‫بی گناه است‪ .‬امیدوارم اولیای دم من را‬ ‫ببخشند تا دختر بی گناهم تحت تاثیر کاری‬ ‫که کردم‪ ،‬قرار نگیرد‪ .‬در این مدت که‬ ‫زندان بودم روزهای بدی را گذراندم‪ .‬هر‬ ‫روز انتظار مرگ کشیدن خیلی سخت است‪.‬‬ ‫این که چند سال منتظر باشی هر روز بیایند‬ ‫و اسمت را برای اعدام صدا کنند‪ ،‬خیلی‬ ‫سخت است‪.‬‬

‫پلیس بازی ‪۲‬مالباخته برای به‌دام‬ ‫انداختن مادر و دختر سارق‬ ‫مادر و دختر که در جریان ‪۲‬سرقت جداگانه‬ ‫به خانه دوستانشان دستبرد زده بودند‪ ،‬در‬ ‫دامی گرفتار شدند که مالباخته‌ها برایشان‬ ‫پهن کرده بودند‪.‬‬ ‫مدتی قبل زن جوانی نزد پلیس رفت و خبر‬ ‫از سرقت ‪30‬میلیون تومانی از خانه‌اش داد‪.‬‬ ‫وی به مأموران گفت‪ :‬چند روز پیش همراه‬ ‫همسرم به سفر رفتیم اما وقتی برگشتیم‬ ‫متوجه شدیم که دزد به خانه‌مان زده و‬ ‫جعبه‌ای را که داخلش سکه و طال به ارزش‬ ‫‪30‬میلیون تومان بود‪ ،‬به سرقت برده است‪.‬‬ ‫بعد از شکایت این زن‪ ،‬به دستور قاضی‬ ‫شاهنگیان‪ ،‬بازپرس شعبه چهاردهم دادسرای‬ ‫ناحیه ‪2‬تهران‪ ،‬تحقیقات برای شناسایی و‬ ‫دستگیری سارق آغاز شد‪ .‬شواهد موجود در‬ ‫محل سرقت نشان می‌داد که سارق یا سارقان‬ ‫جزو آشنایان بوده و از قبل کلید خانه‬ ‫مالباخته را در اختیار داشته‌اند‪.‬‬ ‫درحالی‌که بررسی‌ها در این زمینه ادامه‬ ‫داشت‪ ،‬زن جوان دیگری به اداره آگاهی‬ ‫رفت و شکایت مشابهی را مطرح کرد‪ .‬وی‬ ‫گفت‪ :‬با همسر و فرزندانم به خانه یکی از‬ ‫بستگانمان رفته بودیم که بعد از بازگشت‬ ‫متوجه شدیم دزد وارد خانه‌مان شده و در‬ ‫حدود ‪15‬میلیون تومان طال سرقت کرده‬ ‫است‪.‬ماموران در بررسی صحنه دومین‬ ‫سرقت نیز متوجه شدند که دزدی کار یک‬ ‫آشنا بوده است‪.‬‬ ‫یک مظنون‬ ‫دومین مالباخته چند روز بعد از سرقت نزد‬ ‫پلیس رفت و این بار گفت که مطمئن است‬


‫‪68‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫بیمارستان های اراک خبر داد‪ .‬با اعالم‬ ‫خبر‪ ،‬کارآگاهان جنایی راهی بیمارستان‬ ‫شدند و تحقیقات آغاز شد‪.‬‬ ‫طبق نظر پزشکان بیمارستان‪ ،‬پیرمرد که‬ ‫جعفر نام داشت بر اثر اصابت ضربات چاقو‬ ‫از پای درآمده بود و با آن که جعفر بالفاصله‬ ‫پس از حادثه به بیمارستان انتقال داده شده‪،‬‬ ‫اما تالش کادر درمان برای نجات او بی‬ ‫فایده بود‪.‬‬ ‫بررسی ها برای یافتن عامل یا عامالن این‬ ‫جنایت آغاز شد‪ .‬رئیس پلیس آگاهی استان‬ ‫مرکزی می گوید‪« :‬در تحقیقات مشخص‬ ‫شد حدود سه سال قبل پسر مقتول به نام‬ ‫سیروس دست به جنایتی زده است و اکنون‬ ‫در زندان به سر می برد‪ .‬از سویی محل‬ ‫جنایت حدود ‪ 30‬کیلومتری نخستین قتل‬ ‫بود و نحوه جنایت با نحوه قتل اول مشابه‬ ‫بود‪ .‬با این احتمال که پیرمرد قربانی کینه‬ ‫قدیمی خانواده قربانی شده است‪ ،‬تحقیقات‬ ‫در این شاخه متمرکز شد‪».‬‬ ‫سرهنگ احمدی ادامه می دهد‪« :‬با تحقیق‬ ‫از شاهدان مشخص شد‪ ،‬عامل این جنایت‬ ‫کسی نیست جز خشایار‪ ،‬برادرزاده کیومرث؛‬ ‫مقتول پرونده ای که سه سال قبل در نزاع‬ ‫کشته شده بود‪ .‬با شناسایی متهم اصلی‬ ‫این پرونده دستور بازداشت خشایار صادر‬ ‫و مخفیگاه متهم سرانجام شناسایی شد و‬ ‫خشایار به دام پلیس افتاد‪».‬‬

‫به خاطر عمویم‬ ‫خشایار که ابتدا منکر جنایت بود‪ ،‬با گذشت‬ ‫‪ 24‬ساعت پس از دستگیری و با توجه به‬ ‫مدارک و شواهد پلیسی به دست آمده به‬ ‫قتل پیرمرد اعتراف کرد‪ .‬او در تحقیقات‬ ‫گفت‪« :‬روز حادثه در حال عبور از خیابان‬ ‫بودم‪ .‬آنجا محلی در نزدیکی صحنه قتل‬ ‫عمویم بود‪ .‬ناگهان چشمم به پدر قاتل افتاد‪.‬‬ ‫من هرگز نتوانستم مرگ عمویم را بپذیرم‬ ‫و همیشه کینه عامل این جنایت را به دل‬ ‫داشتم‪.‬‬ ‫با دیدن جعفر داغ دلم تازه شد و به او با‬ ‫تندی برخورد کردم‪ .‬پیرمرد هم که صدای‬ ‫مرا شنیده بود‪ ،‬جواب داد و همین موضوع‬ ‫باعث درگیری ما شد‪ .‬آنقدر عصبانی شده‬ ‫بودم که با چاقویی که همراهم بود به او‬

‫ضربه زدم‪ .‬قصدم قتل پیرمرد نبود‪ ،‬اما در آن‬ ‫لحظه خشم و کینه ای که از او به دل داشتم‬ ‫باعث شد دست به چنین کاری بزنم‪ .‬مرگ‬ ‫عمویم برای من خیلی سخت بود و همین‬ ‫موضوع باعث شد هرگز سیروس و خانواده‬ ‫اش را نبخشیدم‪».‬‬ ‫با اعتراف متهم به جنایت‪ ،‬او با قرار‬ ‫بازداشت موقت روانه زندان شد و تحقیقات‬ ‫پیرامون این پرونده ادامه دارد‪.‬‬

‫قتل برای رسیدن به زن خیانتکار‬ ‫شهرام قاتلی است که با درخواست اولیای‌دم‬ ‫باید منتظر اجرای حکم قصاص باشد‪ .‬این‬ ‫مرد متهم است مردی را به قتل رسانده که‬ ‫سال‌ها قبل با همسرش ارتباط داشت‪.‬‬ ‫او که دو هفته قبل برای دفاع از خود در‬ ‫شعبه ‪ 113‬دادگاه کیفری استان تهران‬ ‫حاضر شده بود در دادگاه انگشت اتهام‬ ‫را به سمت زنی گرفت که پیش از این در‬ ‫پرونده به عنوان هم جرم او معرفی شده بود‪.‬‬ ‫این مرد برای ما از زمانی که تصمیم به قتل‬ ‫گرفت‪ ،‬روزهای زندان و انتظار برای اجرای‬ ‫حکم می گوید‪.‬‬ ‫تو به اتهام قتل به قصاص محکوم شدی‪.‬‬ ‫چرا مرتکب قتل شدی؟‬ ‫گول خوردم‪ .‬من آدمی نبودم که بتوانم کسی‬ ‫را بکشم‪ .‬گول خوردم‪ .‬آنچه اتفاق افتاد‬ ‫برای این بود که ریتا زن مقتول مثل مار در‬ ‫وجودم رخنه کرد و مرا گول زد و من هم به‬ ‫خواسته اش عمل کردم‪.‬‬ ‫یعنی تو با مقتول اختالفی نداشتی و برای‬ ‫زنش این کار را کردی؟‬ ‫بله‪ ،‬من با مقتول اختالف نداشتم‪ .‬اصال‬ ‫او را نمی شناختم و از طریق زنش با او‬ ‫آشنا شدم‪ ،‬اگر هم کشتمش به دلیل این بود‬ ‫که ریتا به من قول پول داده بود‪ .‬او از من‬ ‫خواست شوهرش را بکشم‪.‬‬ ‫رابطه ای میان تو و ریتا وجود داشت؟‬ ‫من و ریتا مدت ها قبل با هم رابطه داشتیم‪.‬‬ ‫موضوع به شش سال قبل از این که شوهر‬ ‫ریتا کشته شود‪ ،‬برمی گردد‪ .‬آن موقع بود که‬


‫‪67‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫سرقت پسر ‪10‬ساله از پدرش‬ ‫رییس پلیس فتای استان یزد گفت‪ :‬پسر‪10‬‬ ‫ساله از روی کنجکاوی و برای سرگرمی‬ ‫اقدام به برداشت غیرمجاز بیش از ‪12‬‬ ‫میلیون ریال از حساب پدرش کرده بود‪.‬‬ ‫سرهنگ حسن رضایی گفت‪ :‬در پی‬ ‫شکایت شخصی مبنی بر برداشت غیرمجاز‬ ‫از حسابش پرونده ای در دادسرای ویژه‬

‫ریال از حسابم بصورت غیرمجاز برداشت‬ ‫شده است‪.‬‬ ‫رییس پلیس فتای یزد افزود‪ :‬ماموران به‬ ‫فرزند ‪10‬ساله وی مشکوک و طی صحبت‬ ‫هایی که با وی انجام دادند‪ ،‬فرزند شاکی به‬ ‫خرید سکه بازی اعتراف کرد‪.‬‬ ‫وی افزود‪ :‬فرزند مالباخته در ادامه صحبت‬ ‫های خود گفت که بعد از اینکه پدرم سکه‬ ‫بازی را با استفاده از کارت بانکی خود‬ ‫برایم خریداری کرد‪ ،‬برای ادامه بازی به‬ ‫شکل اقدامات پدر‪ ،‬اقدام به خرید سکه‬ ‫بازی کردم‪.‬‬

‫برادرزاده مقتول‪ ،‬پدر قاتل را‬ ‫کشت‬ ‫پدرام ترمزدستی را کشید و از خودرو پیاده‬ ‫شد‪ .‬صورتش از خشم سرخ شده بود‪ .‬با‬ ‫دیدن پیرمرد‪ ،‬گذشته مثل فیلمی از جلوی‬ ‫چشم‌هایش عبور کرد و او را یاد عمویش‬ ‫انداخت‪ .‬نمی‌توانست آنچه اتفاق افتاده‬ ‫بود‪ ،‬فراموش کند‪.‬‬ ‫بی اختیار دستش را به طرف چاقویی‬ ‫که همراه داشت‪ ،‬برد و چند ضربه به او‬ ‫زد‪ .‬پیرمرد روی زمین افتاد و پدرام سوار‬ ‫بر خودروی خود بالفاصله محل را ترک‬ ‫کرد‪ .‬او مرتکب جنایتی شده بود و باید می‬ ‫گریخت‪ .‬هر چند کینه ای در دل داشت که‬ ‫باعث شده بود چنین حادثه ای رخ بدهد‪،‬‬ ‫اما او هرگز تصور نمی کرد راز این جنایت‬ ‫در کمتر از ‪ 24‬ساعت برمال و او از سوی‬ ‫کارآگاهان جنایی اراک بازداشت شود‪.‬‬ ‫‪ 3‬سال قبل‬ ‫کارآگاهان جنایی استان مرکزی خرداد‬

‫جرایم رایانه ای تشکیل و برای ادامه‬ ‫تحقیقات به پلیس فتای استان ارجاع و‬ ‫با توجه به حساسیت موضوع بالفاصله در‬ ‫دستور رسیدگی قرار گرفت‪.‬‬ ‫وی افزود‪ :‬مالباخته در اظهارات اولیه خود‬ ‫بیان داشت مدتی پیش برای سرگرمی فرزند‬ ‫‪10‬ساله خود به یکی از سایت های سرگرمی‬ ‫وارد شده و تعدای سکه بازی از طریق‬ ‫کارت بانکی خریداری کردم و پس از این‬ ‫ماجرا فهمیدم مبلغ ‪ 12‬میلیون و‪ 900‬هزار‬

‫سرهنگ رضایی گفت‪ :‬هویت شخص‬ ‫ایجاد کننده سایت شناسایی و با کسب‬ ‫مجوز قضایی به پلیس فتا احضار شد و در‬ ‫بازجویی های فنی مدارکی را مبنی بر قانونی‬ ‫بودن سایت ارائه کرد‪.‬‬ ‫رییس پلیس فتای استان یزد با اشاره به‬ ‫سهولت بانکداری اینترنتی‪ ،‬افزایش آگاهی‬ ‫شهروندان را راهی در مقابله با تهدیدات این‬ ‫فضا دانست‪.‬‬

‫‪ 89‬در جریان نزاع خونینی در زمین های‬ ‫کشاورزی اطراف اراک قرار گرفتند‬ ‫و تحقیقات در این باره آغاز شد‪ .‬مرد‬ ‫جوانی قربانی این نزاع خونین شده بود‬ ‫و در بررسی ها مشخص شد عامل این‬ ‫جنایت پسر جوانی به نام سیروس است‪.‬‬ ‫سیروس بازداشت شد و به جنایت اعتراف‬ ‫کرد‪ .‬او در رابطه با علت حادثه به پلیس‬ ‫گفت‪« :‬اختالف بر سر زمین بود‪ .‬همیشه با‬ ‫کیومرث (مقتول) سر این موضوع مشکل‬ ‫داشتم‪ .‬روز حادثه مجددا با کیومرث درگیر‬ ‫شدم و با چاقو به او ضربه زدم‪ .‬نمی خواستم‬ ‫او را به قتل برسانم‪ ،‬اما آن لحظه به قدری‬ ‫عصبانی بودم که اختیارم را از دست دادم و‬ ‫او را کشتم‪».‬‬ ‫با اعتراف سیروس به جنایت‪ ،‬او به‬ ‫بازسازی صحنه قتل پرداخت و با صدور‬ ‫کیفرخواست پای میز محاکمه رفت‪ .‬پسر‬ ‫جوان به دلیل قتل عمد کیومرث در دادگاه‬ ‫محکوم به قصاص شد‪.‬‬ ‫دومین جنایت‬ ‫مرد جوانی بیست وسوم شهریور امسال با‬ ‫مرکز فوریت های پلیسی ‪ 110‬تماس گرفت‬ ‫و از مرگ مشکوک پیرمردی در یکی از‬


‫‪66‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫حوادث‬ ‫اعتراف مردان افغان به قتل زن‬ ‫میانسال و مرد جوان‬ ‫دو مرد افغان که کلکسیونی از جرایم خشن را در‬ ‫پرونده خود دارند‪ ،‬در جریان تحقیقات پلیسی‬ ‫به ارتکاب قتل زن و مردی با انگیزه سرقت و‬ ‫گروگانگیری اعتراف کردند‪.‬‬ ‫به گزارش خبرنگار مهر‪ 24 ،‬اسفند سال گذشته‬ ‫فردی با مراجعه به کالنتری ‪ 172‬حضرت‬ ‫عبدالعظیم به مأموران اعالم کرد که خودرو‬ ‫شخصی اش به شیوه زورگیری و از سوی دو‬ ‫نفر به نام های مشخص مورد سرقت قرار گرفته‬ ‫است ‪.‬‬ ‫با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع "زورگیری"‬ ‫و به دستور مقام قضایی مجتمع قضایی دادسرای‬ ‫شهرری ‪ ،‬پرونده جهت رسیدگی در اختیار پایگاه‬ ‫نهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت ‪.‬‬ ‫مالباخته که پس از چندین روز بستری شدن در‬ ‫بیمارستان و انجام اقدامات درمانی ‪ ،‬ترخیص‬ ‫و اقدام به طرح شکایت کرده بود ‪ ،‬با حضور‬ ‫در پایگاه نهم پلیس آگاهی در اظهاراتش به‬ ‫کارآگاهان گفت ‪ :‬از حدود یک سال پیش‬ ‫با فردی به نام قاسم از تبعه افغانستان ‪ ،‬در‬ ‫خصوص خرید و فروش ضایعات آهن آالت‬ ‫ارتباط کاری پیدا کردم تا اینکه هفتم اسفند سال‬ ‫‪ ، 91‬قاسم با من تماس گرفت و مدعی شد که‬ ‫مقداری ضایعات آهن آالت دارد و به این بهانه‬ ‫از من درخواست کرد تا برای فروش ضایعات‬ ‫به منطقه خالزیر رفته و یکی از دوستانش به‬ ‫نام "سخی" که همانند قاسم از افاغنه ساکن‬ ‫منطقه شورآباد است را به عنوان کارگر ‪ ،‬به محل‬ ‫ضایعات آهن ببرم‪.‬‬ ‫مالباخته در ادامه اظهاراتش ‪ ،‬در خصوص‬ ‫نحوه زورگیری و سرقت خودرو شخصی اش به‬ ‫کارآگاهان گفت ‪ :‬پس از سوار کردن سخی و‬ ‫با راهنمایی او ‪ ،‬به منطقه ای متروکه در حوالی‬ ‫بهشت زهرا رفتیم که ناگهان سخی از زیر لباسش‬ ‫چاقوی بلندی را خارج و با من درگیر شد ‪ .‬در‬ ‫حالیکه از ماشین پیاده و با سخی درگیر شده‬ ‫بودم ‪ ،‬قاسم نیز با یک اسلحه کمری به ماشین‬ ‫نزدیک شد که با دیدن اسلحه ‪ ،‬تسلیم شدم ‪.‬‬ ‫آنها مرا به عقب ماشین برده و در آنجا قاسم با‬ ‫چکش آهنی چند ضربه محکم به سرم کوبید که‬ ‫بیهوش شدم و زمانیکه به هوش آمدم ‪ ،‬خود را در‬ ‫بیمارستان مشاهده کردم‪.‬‬ ‫همزمان با رسیدگی در پرونده زورگیری ‪ ،‬پرونده‬ ‫ای با موضوع "آدم ربایی" تشکیل و به دستور‬ ‫مقام قضایی دادسرای شهرری و برای انجام‬ ‫تحقیقات ‪ ،‬این پرونده نیز در اختیار پایگاه نهم‬ ‫پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت ‪.‬‬ ‫شاکی پرونده آدم ربایی ‪ ،‬پس از حضور در اداره‬ ‫یازدهم به کاراگاهان گفت ‪ :‬چهارم تیر امسال‬

‫فردی به نام قاسم با من تماس گرفت و در قبال‬ ‫آزادی برادرم به نام هادی ‪ 26‬ساله درخواست‬ ‫مبلغ ‪ 40‬میلیون تومان وجه نقد کرده است ‪.‬‬ ‫با آغاز تحقیقات در پرونده آدم ربایی ‪،‬‬ ‫کارآگاهان پایگاه نهم اطالع پیدا کردند که متهم‬ ‫پرونده آدم ربایی – قاسم‪ -‬همان متهم اصلی‬ ‫پرونده زورگیری در حال رسیدگی در پایگاه آنها‬ ‫است ‪ .‬بالفاصله کارآگاهان با تجمیع اطالعات‬ ‫به دست آمده درخصوص "قاسم" و "سخی" به‬ ‫تحقیقات گسترده در منطقه شورآباد پرداخته و‬ ‫سرانجام ‪ 12‬تیر موفق به دستگیری سخی ‪25 .‬‬ ‫ساله به عنوان یکی از متهمان پرونده زورگیری‬ ‫شدند که در اظهاراتش به زورگیری از مالباخته و‬ ‫مشارکت در آدم ربایی اعتراف کرد ‪.‬‬ ‫با دستگیری سخی و آغاز تحقیقات در خصوص‬ ‫پرونده آدم ربایی ‪ ،‬وی به مشارکت در آدم ربایی‬ ‫اعتراف و عنوان کرد که پس از ارتکاب آدم‬ ‫ربایی و ربودن هادی ‪ ،‬به همراه قاسم اقدام به‬ ‫کشتن گروگان کرده و جسد وی را در داخل‬ ‫یک چاه مجتمع در حال ساخت واقع در منطقه‬ ‫شهرری پنهان کرده اند ‪.‬‬ ‫با توجه به اعترافات سخی و کشف جسد در‬ ‫داخل یک چاه ‪ ،‬پرونده با موضوع "قتل عمد"‬ ‫تشکیل و به دستور دادرس شعبه ‪ 103‬دادگاه‬ ‫کهریزک ‪ ،‬ادامه تحقیقات برای دستگیری متهم‬

‫اصلی پرونده در دستور کار اداره دهم پلیس‬ ‫آ گاهی تهران بزرگ قرار گرفت ‪.‬‬ ‫با آغاز رسیدگی به پرونده جنایت در اداره دهم ‪،‬‬ ‫کارآگاهان ویژه قتل پلیس آگاهی در تحقیقات‬ ‫خود متوجه شدند که قاسم پس از اطالع از‬ ‫دستگیری سخی ‪ ،‬تهران را به مکان نامشخصی‬ ‫در مناطق مرزی شرق کشور ترک کرده است ‪.‬‬ ‫همزمان با آغاز تحقیقات برای دستگیری قاسم‬ ‫‪ ،‬کارآگاهان با پرونده جنایت مشابه دیگری در‬ ‫منطقه حسن آباد روبرو شدند که طی آن یک‬ ‫زن ‪ 60‬ساله ‪ -‬از تبعه افغانستان ‪ -‬به شیوه‬ ‫ای مشابه ‪ -‬همانند پرونده "زورگیری" و "قتل‬ ‫عمد هادی" که هر دو قربانی مورد اصابت جسم‬

‫سخت از ناحیه پشت سر قرار گرفته بودند ‪ -‬به‬ ‫علت اصابت ضربات جسم سخت به ناحیه پشت‬ ‫سر ‪ ،‬در داخل یک گاوداری به قتل رسیده بود ‪.‬‬ ‫بر اساس اطالعات پرونده جنایت دوم ‪ ،‬ساعت‬ ‫‪ 21‬و ‪ 30‬دقیقه چهارم بهمن سال گذشته از‬ ‫طریق مرکز فوریت های پلیسی وقوع یک فقره‬ ‫قتل به کالنتری ‪ 176‬حسن آباد اعالم که با‬ ‫حضور مأموران در محل و انجام بررسی های‬ ‫اولیه مشخص شد‪ ،‬زن ‪ 60‬ساله ای از ناحیه سر‬ ‫مصدوم و پس از انتقال به بیمارستان فوت کرده‬ ‫و بر اساس اظهارات خانواده اش ‪ ،‬مبلغ ‪ 8‬میلیون‬ ‫تومان نیز از محل سکونت این خانم ‪ 60‬ساله‬ ‫واقع در اتاق سرایه داری محل زندگی مقتوله‬ ‫سرقت شده است ‪.‬‬ ‫با توجه به شباهت ها در نوع جنایت ها و با‬ ‫هماهنگی دادرس دادگاه بخش فشافویه ‪ ،‬این‬ ‫پرونده نیز در اختیار اداره دهم قرار گرفت ‪.‬‬ ‫با انجام تحقیقات میدانی از همسایگان و پسر‬ ‫مقتول مشخص شد که ساعتی قبل از وقوع‬ ‫جنایت ‪ ،‬فردی به نام "قاسم" که به فرزند مقتول‬ ‫بدهکار بوده ‪ ،‬برای پرداخت بدهی اش به محل‬ ‫جنایت مراجعه داشته است ‪ .‬پسر مقتول نیز در‬ ‫خصوص قاسم به کارآگاهان گفت ‪ :‬قاسم از‬ ‫دوستان صمیمی من است و طی تماس تلفنی‬

‫مادرم متوجه شدم که پس از پرداخت بدهی اش‬ ‫منزل ما را ترک کرده است‪.‬زنی از همسایگان نیز‬ ‫به کارآگاهان گفت ‪ :‬زمان قتل جوان ناشناسی را‬ ‫دیدم که از منزل مقتول خارج شده و در صورت‬ ‫مشاهده می توانم او را شناسایی کنم ‪.‬‬ ‫با توجه به اظهارات تعدادی از همسایگان ‪،‬‬ ‫تصویر "قاسم ‪ .‬الف" به آنها نشان داده شد و‬ ‫بالفاصله قاسم به عنوان جوان ناشناس مورد‬ ‫شناسایی قرار گرفت ‪.‬‬ ‫در شرایطی که قاسم پس از ارتکاب دو جنایت‬ ‫و دستگیری "سخی" از تهران متواری شده بود‬ ‫‪ ،‬کارآگاهان اداره دهم در ادامه تحقیقات خود‬

‫متوجه شدند که وی پس از چندین ماه متواری‬ ‫شدن به کشور افغانستان دوباره و به تازگی ‪ ،‬از‬ ‫طریق مرزهای غیرقانونی به ایران بازگشته و در‬ ‫حال حاضر در شهرستان تیران از توابع استان‬ ‫اصفهان ‪ ،‬در یک کارخانه سنگ بری مشغول به‬ ‫کار شده است ‪.‬‬ ‫با شناسایی مخفیگاه "قاسم ‪ .‬الف" ‪ 25‬ساله‬ ‫‪ ،‬کارآگاهان اداره دهم با نیابت قضایی به‬ ‫شهرستان تیران اعزام و سرانجام قاسم نیز ‪25‬‬ ‫مهر دستگیر و به اداره دهم پلیس آگاهی تهران‬ ‫بزرگ منتقل شد ‪.‬‬ ‫با آغاز تحقیقات‪ ،‬قاسم که پس از مواجهه‬ ‫حضوری با "شاکی پرونده زورگیری" و "سخی"‬ ‫چاره ای جز اعتراف نداشت ‪ ،‬به قتل هادی و‬ ‫زورگیری خودرو سواری اعتراف کرد ‪.‬‬ ‫قاسم به ارتکاب جنایت دوم نیز اعتراف و به‬ ‫کارآگاهان گفت ‪ :‬پسر مقتول به نام مجتبی یکی‬ ‫از دوستان نزدیک من است و حتی شب پیش‬ ‫از جنایت ‪ ،‬من به عنوان میهمان در خانه مقتول‬ ‫بودم ‪ .‬از حدود یک سال پیش ‪ ،‬من مبلغ ‪5‬‬ ‫میلیون تومان به مجتبی بدهکار بودم تا اینکه‬ ‫در روز جنایت طلب مجتبی را به مادرش داده‬ ‫و از گاوداری خارج شدم ‪ .‬زمان خارج شدن‬ ‫از گاوداری متوجه شدم که غیر از مادر مجتبی‬ ‫شخص دیگری در داخل گاوداری حضور ندارد‬ ‫‪ .‬به همین علت ‪ ،‬دوباره به گاوداری برگشته و‬ ‫پس از پوشاندن صورت خود ابتدا مادر مجتبی‬ ‫را با زدن ضربه ای به پشت سر بیهوش کردم اما‬ ‫زمانی که در حین سرقت به هوش آمد ‪ ،‬تصمیم‬ ‫به کشتن وی گرفتم و چند ضربه محکم به پشت‬ ‫سرش زدم که این بار باعث مرگ وی شد ‪ .‬پس‬ ‫از سرقت مبلغ ‪ 8‬میلیون تومان وجه نقد داخل‬ ‫خانه از گاوداری متواری شده و به افغانستان‬ ‫فرار کردم اما پس از تمام شدن پول ها به ایران‬ ‫برگشتم و همراه سخی اقدام به آدم ربایی و کشتن‬ ‫یکی از دوستانم به نام هادی کردم‪.‬‬ ‫سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده ‪ ،‬معاون مبارزه‬ ‫با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ با‬ ‫اعالم این خبر گفت‪ :‬با توجه به اعترافات‬ ‫متهمان به ارتکاب جرایم مختلف زورگیری ‪،‬‬ ‫آدم ربایی و ارتکاب دو فقره جنایت و احتمال‬ ‫ارتکاب سایر جرایم ‪ ،‬دستور انتشار تصاویر‬ ‫آنها از سوی مقام قضایی صادر شده است ‪.‬‬ ‫به همین خاطر از تمام شکات و مالباختگانی‬ ‫که موفق به شناسایی تصویر متهمان شدند‬ ‫درخواست می شود تا برای پیگیری شکایات‬ ‫خود به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ‬ ‫واقع در خیابان وحدت اسالمی مراجعه کنند ‪.‬‬ ‫همچنین از شهروندان و افرادی که اطالعاتی در‬ ‫خصوص دیگر جرایم ارتکابی متهمان دارند نیز‬ ‫درخواست می شود تا هرگونه اطالعات خود را‬ ‫از طریق شماره تماس ‪ 51055510‬در اختیار‬ ‫کارآگاهان اداره دهم قرار دهند‪.‬‬


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

65


‫‪64‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫نقطه منفی‪ :‬چنین استراتژی‌هایی تعارضات‬ ‫فراگروهی (بین میانه‌روها و افراطی‌ها) را‬ ‫شدت داده و گروه را بی‌ثبات می‌کند‪ .‬چنین‬ ‫وضعیت آسیب‌پذیری توسط تندروها در‬ ‫تعارضات درون‌گروهی به چشم یک فرصت‬ ‫دیده می‌شود و درنتیجه وضعیت میانه‌روها را‬ ‫ضعیف‌تر خواهد ساخت‪.‬‬ ‫• همکاری درون‌گروهی برعلیه افراطی‌گرایان‪.‬‬ ‫این یک نوع دیگر از استراتژی باالست که‬ ‫شامل همکاری بین حزب‌هایی که در تعارض‬ ‫درون‌گروهی درگیر هستند می‌شود‪ .‬هر دو‬ ‫گروه‌ها توافق می‌کنند که افراطی‌گری و‬ ‫تروریسم را بعنوان یک مشکل متقابل ببینند‬

‫که با همکاری هم می‌بایست برطرف شود‪.‬‬ ‫این به طور ویژه در توافقات صلح بین حزب‌ها‬ ‫که تالش می‌کنند واکنش‌های افراطی‌گرایانه‬ ‫را برچسب بزنند‪ ،‬موثرتر خواهد بود‪.‬‬ ‫نقطه منفی‪ :‬چنین استراتژی‌هایی بر مبنای‬ ‫اعتماد و اطمینان دو حزب مخالف برای جدا‬ ‫کردن گروه‌های افراطی خود ساخته می‌شود‪،‬‬ ‫اعتمادی که در مرحله ابتدایی فرایند صلح‪،‬‬ ‫بسیار شکننده است‪ .‬اگر با شکست مواجه‬ ‫شود‪ ،‬کل توافق صلح را به خطر خواهد‬ ‫انداخت‪.‬‬ ‫• گسترش عمق دفاع حریف‪ .‬در موقعیت‌های‬ ‫درگیری‌های طوالنی‪ ،‬معمو ً‬ ‫ال میانه‌روها‪،‬‬ ‫تندروها و افراطی‌ها را در هر طرف می‌بینید‪.‬‬ ‫این استراتژی تالشی فعال برای ایجاد شرایطی‬ ‫است که بخش‌های میانه‌روتر را رشد دهد تا‬ ‫اعضای میانه‌رو بیشتری از گروه افراطی‌ها را‬ ‫به سمت شکیبایی کشانده و از تمایل به از‬ ‫بین بردن همدیگر دور کند‪.‬‬ ‫نقطه منفی‪ :‬ایجاد سخنگویان «کاذب» که‬ ‫مترسک‌هایی بدون هیچ قانونیت سیاسی‬ ‫خاص هستند‪ .‬در بعضی شرایط خاص این‬ ‫استراتژی می‌تواند ایجاد «میانه‌روی» را بسط‬ ‫دهد‪ .‬این بازیگران ممکن است فاقد سرمایه‬ ‫سیاسی برای تحت‌تاثیر قرار دادن فرایند‬ ‫باشند‪ .‬نقص دیگر آن ایجاد یک واکنش‬ ‫افراطی توسط افراطی‌گرایان در گروه و‬

‫درنتیجه پیچیده کردن ایجاد شبکه‌های موثر‬ ‫ارتباطی و مذاکراتی است‪.‬‬ ‫• زنجیره‌های مذاکره پنهان‪ .‬گاهی برای‬ ‫رهبران یک گروه از نظر سیاسی مخرب است‬ ‫که هرگونه تماس رسمی با اعضای گروه‬ ‫افراطی‌گرا داشته باشند‪ .‬چنین تماسی می‌تواند‬ ‫رهبر مخالف و همچنین اجزای خودی را‬ ‫منحرف کند‪ .‬درنتیجه‪ ،‬گاهی زنجیره‌های‬ ‫ارتباطی غیررسمی ایجاد می‌شود که در آن‬ ‫رهبر یک گروه با اعضای افراطی گروه خود‬ ‫ارتباط برقرار می‌کند و این کار تا جایی پیش‬ ‫می‌رود که یک زنجیره ارتباطی با اعضای‬ ‫اصلی گروه مخالف شکل می‌گیرد‪.‬‬

‫نقطه منفی‪ :‬این استراتژی‌ که از نظر سیاسی‬ ‫کمی خطرناک است‪ ،‬به قابلیت اعتماد افراد‬ ‫مختلفی از بخش‌های مختلف یک کشمکش‬ ‫بستگی دارد‪ .‬زنجیره‌ها نیز همیشه درمعرض‬ ‫اشتباهات غیرعمدی هستند‪ .‬بخاطر حساس‬ ‫بودن این موضوع‪ ،‬اعضای زنجیره‌ها به طور‬ ‫عمدی یا غیرعمدی اطالعات مرتبط را‬ ‫مخفی کرده‪ ،‬تغییر داده یا سانسور می‌کنند‪.‬‬ ‫نگه داشتن این زنجیره‌ها نیز به مدت طوالنی‬ ‫میسر نیست‪.‬‬ ‫• استراتژی‌های ضد و نقیض‪ .‬استراتژی‌های‬ ‫ترکیبی وجود دارد که از رویکردهای مختلفی‬ ‫در تالش برای از میان بردن تهدیدهای‬ ‫جدی‌تر به امنیت به طور همزمان یا در‬ ‫زمان‌های متفاوت یک فرایند صلح استفاده‬ ‫می‌کند‪.‬‬ ‫نقطه منفی‪ :‬گاهی استفاده از استراتژی‌های‬ ‫حذف‪ ،‬حتی درکنار استراتژی‌های‬ ‫صلح‌آمیزتر‪ ،‬روابط را مسموم کرده و شک را‬ ‫افزایش می‌دهد‪.‬‬ ‫• همکاری فراگروهی درون گروه‌های قطبی‬ ‫در کشمکش‌های درون‌گروهی‪ .‬این رویکرد‬ ‫که معمو ً‬ ‫ال به ندرت مورداستفاده قرار می‌گیرد‪،‬‬ ‫از گفتگو و حل مشکل فراگروهی در تالش‬ ‫برای برخورد با دغدغه‌های اعضای افراطی‌تر‬ ‫و کاهش ایجاد گروه‌های انشعابی استفاده‬

‫می‌کند‪ .‬یک نمونه ارگانیک این استراتژی‬ ‫را می‌توان در ساختارهای سازمان‌یافته‌ای‬ ‫مثل حزب کمونیست ایتالیا در برابر رژیم‬ ‫فاشیست مشاهده کرد‪.‬‬ ‫نقطه منفی‪ :‬ایجاد روابط درونی ارتباط باز‬ ‫و آزاد بسیار دشوار است‪ .‬این استراتژی باید‬ ‫از بیرون مورد حمایت قرار گیرد‪ .‬همچنین‬ ‫استفاده از چنین درجه صمیمیتی می‌تواند فرد‬ ‫مداخله‌کننده را به یک فعال سیاسی تبدیل‬ ‫کند‪ .‬بسیاری از متخصصین از چنین گرایشی‬ ‫دوری می‌کنند‪.‬‬ ‫• تعامل آشکار و مستقیم‪ .‬تالش مستقیم و‬

‫فعال برای استفاده از مهره‌های اصلیگروه‌های‬ ‫افراطی‌گرا در فرایندهای رسمی صلح‌آمیز‪،‬‬ ‫مخصوص ًا از طریق تماس اطالعاتی‪.‬‬ ‫گروه‌های افراطی‌گرا در واقع ‪--‬در بسیاری‬ ‫قسمت‌های جهان‪ --‬نفوذپذیر بوده و گاهی‬ ‫تماس‌های محرمانه‌ای می‌توان با آنها برقرار‬ ‫کرد‪.‬‬ ‫نقطه منفی‪ :‬دغدغه‌های امنیتی مهم‪ .‬همچنین‬ ‫احتمال و خطر رفتارهای مخرب را (از هر‬ ‫سو) ایجاد کرده که کل فرایند را متوقف‬ ‫می‌کند‪.‬‬ ‫• ایجاد صلح‪ .‬این رویکرد که هدف آن‬ ‫برخورد با شرایط زیربنایی است که موجب‬ ‫بروز افراطی‌گرایی شده است‪ ،‬نیاز به‬ ‫فعالیت‌هایی در دو سطح دارد‪ .‬در سطح‬ ‫اجتماعی کالن نیاز به عمل به سمت موارد‬ ‫زیر را دارد‪:‬‬ ‫ کاهش نابرابری و ظلم‬‫ حفاظت از حقوق بشر‬‫ ضعیف کردن ایدئولوژی‌های افراطی‌گرایی‬‫ کاهش جنگ‌گرایی‪ ،‬نژادپرستی و تبعیض‬‫جنسیتی‬ ‫ دستگاه‌هایی که قدرت سیاسی‪ ،‬شکیبایی‬‫درون‌گروهی‪ ،‬همکاری و راهکارهای‬ ‫غیرخشونت‌آمیز را ارتقاء می‌بخشند‬ ‫ دموکراسی و حکومت مشارکتی‬‫‪ -‬تقویت جامعه مدنی‬

‫و در سطح اجتماعی ُخرد‪ ،‬نیازمند موارد زیر‬ ‫است‪:‬‬ ‫ کاهش کلیشه‌ها و تصاویر دشمن‬‫ ارتقای همدردی‪ ،‬محبت و درک‬‫درون‌فرهنگی‬ ‫ ارائه حمایت اقتصادی و اجتماعی برای‬‫جوانان‬ ‫نقطه منفی‪ :‬دستورکار جاه‌طلبانه اما دلهره‌آور‬ ‫که معمو ً‬ ‫ال توسط افراطی‌گرایان به علت‬

‫طوالنی‌مدت‪ ،‬زیادی خوشبین و غیرواقعی‬ ‫بودن‪ ،‬رد می‌شود‪ .‬سرعت کند فرایندهای‬ ‫ایجاد صلح همچنین موجب منحرف کردن‬ ‫بخش‌های جامعه و نه فقط افراطی‌گرایان‬ ‫می‌شود‪.‬‬


‫‪63‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫تالش برای حفظ قدرت و مقاومت دربرابر‬ ‫نیاز به تغییر‪ ،‬اعمال گروه‌های حاشیه‌ای را به‬ ‫نام «افراطی‌» توصیف می‌کنند و پیشگویی‬ ‫ایجاد می‌کنند که اعمال شدید ًا افراطی را به‬ ‫این گروه‌ها نسبت می‌دهد‪.‬‬

‫انتحاری بعنوان یک عمل برای پاکسازی‬ ‫نفس و عدالت‪ .‬جوانان معمو ً‬ ‫ال توسط‬ ‫خانواده‌ها‪ ،‬همساالن‪ ،‬جوامع‪ ،‬دستگاه‌های‬ ‫آموزشی‪ ،‬رسانه‌ها و سیاست‌مداران به قبول‬ ‫این اعتقادات ترغیب می‌شوند‪.‬‬

‫‪ .۳‬افراطی‌گرایی یک روزنه خروج احساسی‬ ‫برای احساسات شدید است‪ .‬تجربه مداوم ظلم‪،‬‬ ‫ناامنی‪ ،‬تحقیر‪ ،‬خشم‪ ،‬فقدان و غضب‪ ،‬افراد‬ ‫و گروه‌ها را به سمت اتخاذ استراتژی‌هایی در‬ ‫تعارضات هدایت می‌کند که با این تجربیات‬ ‫مداوم مطابق است‪ .‬درنتیجه‪ ،‬افراطی‌گراها از‬ ‫استراتژی‌های خشونت‌آمیز و مخرب استفاده‬ ‫می‌کنند‪ ،‬نه به این دلیل که برای رسیدن به‬ ‫اهدافشان الزم هستند‪ ،‬بلکه به این دلیل که‬ ‫تصور می‌کنند حقشان است و حس خوبی به‬ ‫آنها می‌دهد‪ .‬درواقع وقتی افراطی‌گرایی بعنوان‬ ‫واکنشی درست و مناسب به چنین احساساتی‪،‬‬ ‫از طرف گروهی از نظر اخالقی تایید می‌شود‪،‬‬ ‫اعضای آن گروه بخاطر احساس قدرتی که به‬ ‫آنها می‌دهد بیشتر به اعمال افراطی گرایانه‬ ‫روی می آورند‪.‬‬

‫‪ .۶‬افراطی‌گرایی یک بیماری روانشناختی‬ ‫است‪ .‬در این نگرش‪ ،‬به افراطی‌گرایی بعنوان‬ ‫یک بیماری نگاه می‌شود و آن طریقه‌ای از‬ ‫زندگی گفته می‌شود که در آن از خشونت‬ ‫برای ایجاد حس سرزندگی استفاده می‌شود‪.‬‬ ‫گریون (‪ )Greun‬می‌نویسد‪« ،‬فقدان هویت‬ ‫مربوط به افراطی‌گرایان‪ ،‬نتیجه تنفر نفس‬ ‫خودمخرب است که موجب احساساتی مثل‬ ‫خشم و انتقام نسبت به زندگی خود و تمایل‬ ‫به کشتن انسانیت خود می‌شود‪ ».‬درنتیجه‬ ‫افراطی‌گرایی نه بعنوان یک تاکتیک و نه‬ ‫ایدئولوژی بلکه یک بیماری روانشاختی دیده‬ ‫می‌شود که موجب نابودی زندگی می‌گردد‪.‬‬

‫‪ .۴‬افراطی‌گرایی یک استراتژی منطقی در‬ ‫بازی بر سر قدرت است‪ .‬اعمال افراطی‌گرایانه‬ ‫استراتژی موثر برای به دست آوردن و حفظ‬ ‫قدرت در محیطی سلسه‌مراتبی است که در‬ ‫آن منابع اندک و رقابت بر سر قدرت برای‬ ‫برآوردن نیازهای خود بیشتر است‪ .‬به عبارت‬ ‫دیگر‪ ،‬افراطی‌گرایی موثر است‪ .‬می‌تواند‬ ‫توجهات را به سمت جنبش خود جلب کند‪،‬‬ ‫رقیب را نابود کرده و افراد گروه خود را‬ ‫برعلیه یک دشمن مشترک متحد کند‪ .‬این‬ ‫یکی از محبوب‌ترین و متداول‌ترین نگرش‌ها‬ ‫درمورد رواج افراطی‌گرایی است‪.‬‬ ‫‪ .۵‬افراطی‌گرایی از ایدئولوژی‌های‬ ‫آخرالزمانی و فرجام‌خواهانه گرفته شده است‪.‬‬ ‫فعالیت‌های افراطی‌گرایانه معمو ً‬ ‫ال به این‬ ‫دلیل انجام شده یا ارزش گذاشته می‌شوند که‬ ‫با تصورات و دستگاه‌های معنایی وسیع‌تر‬ ‫مطابق هستند‪ .‬بعضی از این ایدئولوژی‌ها بر‬ ‫حاکم شَ ر و تجلیل از صالحان‬ ‫مرگ قدرت‬ ‫ِ‬ ‫متمرکز است و درنتیجه بر نابودی دیگری‬ ‫تاکید دارد‪ .‬چنین دستگاه‌های عقیدتی شامل‬ ‫اینهاست‪ :‬ساختار خوب درمقابل بد؛ نیاز‬ ‫به پاکسازی نفس؛ تایید روحانی و معنوی‬ ‫خشونت وحشت‌آور؛ و تصویر عملیات‬

‫این ‪ 6‬موضوع درمورد رویکردهای مختلف‬ ‫درباره افراطی‌گرایی سواالت بسیاری ایجاد‬ ‫می‌کند‪ .‬اول اینکه آیا اینها درواقع پدیده‌هایی‬ ‫متفاوت هستند که نمی‌توان آنها را زیر یک‬ ‫طبقه مشخص «افراطی‌گرایی» دسته‌بندی‬ ‫کرد؟ یا همه اینها فاکتورها یا اجزای یک‬ ‫فرایند هستند که می‌توانند در ترکیبات مختلف‬ ‫کار کرده و منجر به یک عمل افراطی شوند؟‬ ‫یا شاید جنبه‌های یک فرایند رو به رشد‬ ‫هستند که با شرایط و ایدئولوژی‌های خاص‬ ‫شروع می‌شود و توسط دینامیک‌های سیاسی‬ ‫و احساسی و تاکتیکی مختلف شکل گرفته و‬ ‫منجر به یک وضعیت بسته‪ ،‬حاد و ناشکیبا‬ ‫می‌شود که ممکن است پاتولوژیک باشد‪.‬‬ ‫آخر اینکه تصمیم‌گیری درمورد این باید به‬ ‫عهده خواننده گذاشته شود‪ ،‬تصمیمی که کلیه‬ ‫مسائل مربوط به موقعیت درنظر گرفته شود‪.‬‬ ‫عواقب افراطی‌گرایی‬ ‫روی لویکی (‪ )Roy Lewicki‬در کتاب‬ ‫خود «افراطی‌گرایی چیست؟» درمورد اینکه‬ ‫چطور زبان می‌تواند یک مشاجره را بهتر‬ ‫یا بدتر کند صحبت می‌کند‪ .‬افراطی‌گرایی‬ ‫برحسب رویکرد فرد‪ ،‬می‌تواند عواقب مثبت‬ ‫و هم منفی به دنبال داشته باشد‪ .‬از نقطه‌نظر‬ ‫مثبت‪ ،‬می‌تواند توجه رقیب فرد‪ ،‬عموم مردم‬ ‫یا جامعه بین‌المللی را به سمت دغدغه‌های‬

‫پنهان یک طرف جلب کند‪ .‬همچنین‬ ‫می‌تواند پیام ناامیدی یا تعهد عمیق به یک‬ ‫جنبش را بفرستد‪ .‬بعنوان مثال می‌تواند گروه‬ ‫پرقدرت‌تری را به مذاکره تشویق کرده یا گروه‬ ‫سومی را به مداخله ترغیب کند‪ .‬و وقتی شیوع‬ ‫چنین فعالیت‌هایی در یک مشاجره خاص‬ ‫باال می‌رود‪ ،‬در گروه خود‪ ،‬عادی و حتی‬ ‫ستودنی انگاشته می‌شود و دیگران را نیز به‬ ‫سمت آن جنبش می‌کشاند‪.‬‬ ‫عواقب منفی افراطی‌گرایی متفاوت است‪.‬‬ ‫جنایات خشونت‌آمیز انجام‌شده توسط‬ ‫بمب‌گذاری‌ها‪،‬‬ ‫(مثل‬ ‫افراطی‌گرایان‬ ‫آدم‌ربایی‌ها و پخش سموم زیستی)‪ ،‬به‬ ‫اهداف و مخالفانشان آسیب می‌رساند‪ .‬اعمال‬ ‫افراطی‌گرایانه‪ ،‬حتی اگر توسط اقلیت یک‬ ‫گروه انجام شود‪ ،‬معمو ً‬ ‫ال به کل آن گروه‬ ‫نسبت داده می‌شود و پاسخ و واکنشی شدید‬ ‫از طرف دیگر به دنبال می‌آورد‪ .‬آخراینکه‬ ‫ایدئولوژی‌ها‪ ،‬اعمال و روابط بین گروهی‬ ‫خصومت‌آمیز افراطی‌گرایان به سخت شدن‬ ‫هویت مخالفان و تعهدات درون گروهی‬ ‫عمیق منجر می‌شود که دلیل تداوم یافتن این‬ ‫دشمنی‌هاست‪.‬‬ ‫رویکردهای مختلف در برخورد با‬ ‫افراطی‌گرایی‬ ‫مورتون دویچ (‪)Morton Deutsch‬‬ ‫درمورد زمان و چگونگی مذاکره با کسانیکه‬ ‫آنها را «شیطان» می‌بینید صحبت می‌کند‪.‬‬ ‫رهبران‪ ،‬دیپلمات‌ها‪ ،‬متخصصین نظامی‪،‬‬ ‫اشخاص ثالث و سایرین‪ ،‬رویکردهای‬ ‫مختلفی در برخورد با افراطی‌گرایان اتخاذ‬ ‫می‌کنند که از نابودی کلی آنها تا تعامل کلی‬ ‫در نوسان است‪ .‬انتخاب چنین استراتژی‌هایی‬ ‫معمو ً‬ ‫ال براساس دیدگاه نسبت به منبع اولیه‬ ‫افراطی‌گرایی‪ ،‬تعیین می‌شود (از بیماری‌های‬ ‫روانی فردی تا شرایط اجتماعی‪ ،‬سیاسی و‬ ‫اقتصادی)‪ .‬اینکه افراطی‌گراها را بازیگرانی‬ ‫تنها بدانیم‪ ،‬کار اشتباهی است‪ .‬افراطی‌گرایان‬ ‫معمو ً‬ ‫ال حاشیه‌هایی از چیزهایی هستند که‬ ‫جمعیت بزرگتر قادر به نشان دادن آن نیست‪.‬‬ ‫این دوگانگی به طور خاص در زمان استفاده‬ ‫از خشونت نمود بیشتری پیدا می‌کند‪.‬‬ ‫افراطی‌گرایان خشن بخاطر استفاده از‬ ‫خشونت‪ ،‬حاشیه‌ای پذیرفته نشده از جمعیت‬ ‫هستند اما با میل گروه بزرگتر برای به دست‬

‫آوردن همان اهداف سیاسی در تطابقند‪.‬‬ ‫در زیر به بعضی از رویکردها و استراتژی‌های‬ ‫برخورد با افراطی‌گرایان اشاره می‌کنیم‪:‬‬ ‫• حذف‪ .‬استفاده از اطالعات‪ ،‬قانون و‬ ‫قدرت برای شناخت‪ ،‬تعیین محل و نابود‬ ‫کردن افراط‌گرایان یا رهبران اصلی آنها‪.‬‬ ‫گاهی‌اوقات برای این منظور نیاز به استفاده‬ ‫از مانورهای قانونی برای مقید کردن منابع‬ ‫اقتصادی و به این وسیله فلج کردن توانایی‬ ‫سازماندهی کردن و عمل کردن چنین‬ ‫گروه‌هایی دیده می‌شود‪.‬‬ ‫نقطه منفی‪ :‬بااینکه این رویکرد برای از‬ ‫میان برداشتن مهره‌های اصلی موثر است‬ ‫اما نمی‌تواند با جنبش‌های اساسی و‬ ‫زیربنایی افراطی‌گرایی برخورد کند‪ .‬این‬ ‫استراتژی‌ها معمو ً‬ ‫ال توسط بعضی ناعادالنه‬ ‫است و می‌تواند منجر به بروز مقاومت و‬ ‫افراطی‌گرایی بیشتر شود‪ .‬همچنین‪ ،‬برای‬ ‫نابودی کلی افراطی‌گرایی نیاز به قربانی کردن‬ ‫آزادی‌خواهی مدنی و حقوق بشر خواهد بود‪.‬‬ ‫• تفرقه بینداز و حکومت کن‪ .‬وقتی یک گروه‬ ‫قادر به نفوذ به گروه افراطی طرف مقابل باشد‬ ‫یا با اعضای دوجانبه آن گروه‌ها ایجاد رابطه‬ ‫کند‪ ،‬می‌تواند بین اعضا شکاف ایجاد کند‪.‬‬ ‫چنین تفرقه‌افکنی مخصوص ًا وقتی متابعت و‬ ‫اتحاد ستودنی بوده و خیانت توسط اقدامات‬ ‫افراطی‌گرایانه مجازات می‌شود‪ ،‬راه به جایی‬ ‫نمی‌برد‪.‬‬ ‫نقطه منفی‪ :‬چنین استراتژی‌هایی موجب باال‬ ‫بردن اتحاد گروه شده و توسط گروه‌های‬ ‫افراطی‌گرا برای به دست آوردن اطالعات و‬ ‫منابع از حریفان‪ ،‬مورد استفاده قرار می‌گیرد‪.‬‬ ‫به همین دلیل‪ ،‬رویکردی موقتی و خیالی‬ ‫برای مقابله با افراطی‌گرایی به شمار می‌رود‪.‬‬ ‫• جداسازی‪ .‬این استراتژی معمو ً‬ ‫ال توسط‬ ‫اعضای میانه‌روتر از جامعه‌ای که با‬ ‫تاکتیک‌های اعضای افراطی‌تر خود موافق‬ ‫نیستند به کار گرفته می‌شود‪ .‬از فاصله انداختن‬ ‫اجتماعی گروه‌های اصلی از اعضای افراطی و‬ ‫محکوم کردن اعمال آنها تا قطع حمایت و‬ ‫پشتیبانی خصوصی را شامل می‌شود‪.‬‬

‫ادامه در صفحه بعد‪...‬‬


‫‪62‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫ی گرایی‬ ‫روشهای برخورد با افراط ‌‬ ‫چند نقل قول‪:‬‬ ‫«باید به شما یادآور شوم که‬ ‫افراطی‌گرایی در دفاع از آزادی‪،‬‬ ‫گناه نیست‪ ،‬اعتدال در پیگیری از‬ ‫عدالت تقوا به شمار نمی‌رود‪-- ».‬‬ ‫باری ام‪ .‬گلدواتر‬

‫«عدالت افراطی معمو ً‬ ‫ال بی‌عدالتی است‪».‬‬ ‫‪ -‬جین راسین‬‫«آنها به سرزمینمان هجوم آورده و آن را اشغال‬ ‫می‌کنند و دارایی‌های مسلمانان را می‌ربایند و‬ ‫وقتی با مقاومت ما روبه‌رو می‌شوند‪ ،‬به آن‬ ‫تروریسم می‌گویند‪ -- ».‬اسامه‌بن‌الدن‬

‫موضوعی بسیار شخصی‪ ،‬ذهنی و سیاسی‬ ‫است‪ .‬درنتیجه‪ ،‬توصیه می‌کنیم که در هر‬ ‫بحث و تبادل نظر درمورد افراطی‌گرایان‪،‬‬ ‫نکات زیر را به خاطر داشته باشید‪:‬‬ ‫• معمو ً‬ ‫ال یک رفتار افراطی توسط بعضی‪،‬‬ ‫اخالقی و عادالنه به نظر می‌رسد و بعضی‬ ‫دیگر آن را غیراخالقی و غیرعادالنه می‌بینند‪.‬‬ ‫همه اینها به ارزش‌ها‪ ،‬سیاست‪ ،‬معیارهای‬ ‫اخالقی و ذات روابط آنها با فرد عامل‬ ‫بستگی دارد‪.‬‬ ‫• عالوه‌براین‪ ،‬حس یک فرد به ذات اخالقی‬ ‫یا غیراخالقی یک حرکت افراطی‌گری (مثل‬ ‫استفاده نلسون ماندال از تاکتیک‌های جنگی‬ ‫پارتیزانی در برابر دولت افریقای جنونی)‬ ‫با تغییر شرایط (رهبری‪ ،‬دیدگاه جهانی‪،‬‬

‫معمو ً‬ ‫ال فعالیت‌های افراطی انجام می‌دهند‪.‬‬ ‫• افراطی‌گرایان معمو ً‬ ‫ال از روش‌های‬ ‫خشونت‌آمیز استفاده می‌کنند‪ ،‬این در حالی‬ ‫است که گروه‌های افراطی در اولویت‌های خود‬ ‫نسبت به تاکتیک‌های خشونت‌آمیز درمقابل‬ ‫غیرخشونت‌آمیز‪ ،‬میزان خشونتی که به کار‬ ‫می‌برند و اهداف موردنظر خود برای خشونت‬ ‫(از زیرسازها تا پرسنل نظامی تا شهروندان و‬ ‫کودکان) متفاوت هستند‪ .‬همچنین احتمال‬ ‫استفاده از شکل‌های مستقیم و اپیزودیک‬ ‫خشونت در گروه‌های کم‌قدرت‌تر بیشتر‬ ‫است‪ ،‬درحالیکه گروه‌های غالب از شکل‌های‬ ‫ساختاری‌تر و سازمان‌یافته‌تر استفاده می‌کنند‪.‬‬ ‫• بااینکه افراد و گروه‌های افراطی معمو ً‬ ‫ال‬

‫(‪Jayne‬‬ ‫دوچرتی‬ ‫جاین‬ ‫پیشنهاد‬ ‫‪ )Docherty‬برای برخورد با افراطی‌گرایی‬ ‫این است که علت‌های آن و مکانیزم‌هایی که‬ ‫حمایت می‌کند را دریابیم‪ .‬مکتب‌های فکری‬ ‫مختلفی درمورد منابع افراطی‌گرایی وجود‬ ‫دارند که نقش آنها در ادبیات یکسان نبوده‬ ‫است‪ .‬در زیر به خالصه‌ای از بعضی ا ‌ز آنها‬ ‫اشاره می‌کنیم‪:‬‬ ‫‪ .۱‬افراطی‌گرایی رشد یافته است‪ .‬این‬ ‫یعنی شرایط بد (فقر‪ ،‬دسترسی ناکافی به‬ ‫مراقبت‌های بهداشتی‪ ،‬تغذیه‪ ،‬آموزش و کار)‪،‬‬ ‫انکار نیازهای اساسی انسان (برای امنیت‪،‬‬ ‫عزت‪ ،‬هویت گروهی و مشارکت سیاسی)‪،‬‬ ‫تجربیات تمام‌نشدنی تحقیر و شکاف عمیق‬ ‫بین آنچه افراد تصور می‌کنند لیاقتشان است‬

‫«سوال این نیست که ما افراطی خواهیم بود یا‬ ‫نه‪ ،‬سوال این است که چه نوع افراطی خواهیم‬ ‫شد‪ … .‬ملت و جهان نیازمند همیشگی‬ ‫افراطی‌های خالق هستتند‪ -- ».‬مارتین‬ ‫لوترکینگ‬ ‫«چیزی که درمورد افراطی‌ها انتقادآمیز و‬ ‫خطرناک است این نیست که افراطی عمل‬ ‫می‌کنند‪ ،‬بلکه این است که ناشکیبا هستند‪».‬‬ ‫‪ -‬رابرت اف‪ .‬کندی‬‫‪.‬‬ ‫‪.‬‬ ‫در مناقشات بزرگ همیشه کسانی هستند که‬ ‫نسبت به مشکل‪ ،‬رویکردی غیرمسالمت‌آمیز‪،‬‬ ‫جنگ‌طلبانه و خشن پیدا می‌کنند‪ .‬انگار که‬ ‫باید آنقدر پیش روند تا حتم ًا به پیروزی‬ ‫برسند‪ .‬بااینکه معمو ً‬ ‫ال می خواهند که به‬ ‫شکل قهرمان دیده شوند‪ ،‬اما افراطی‌‌ها جد ًا‬ ‫می‌توانند از خاموش شدن شعله مشاجرات‬ ‫جلوگیری کنند‪.‬‬ ‫تعریف افراطی‌گری‬ ‫افراطی‌گری پدیده‌ای پیچیده است‪ ،‬بااینحال‬ ‫پیچیدگی آن کمتر دیده می‌شود‪ .‬به شکل‬ ‫ساده آن را می‌توان فعالیت‌هایی (اعتقادات‪،‬‬ ‫رفتارها‪ ،‬احساسات‪ ،‬اعمال و استراتژی‌ها)‬ ‫از یک فرد یا گروه بسیار متفاوت با سایرین‬ ‫تعریف کرد‪ .‬در موقعیت‌های مشاجرات‪ ،‬این‬ ‫یک رویکرد بسیار جدی دیده می‌شود اما‬ ‫برچسبی که به فعالیت‌ها‪ ،‬افراد و گروه‌های‬ ‫افراطی زده می‌شود و تعریف چیزی که در هر‬ ‫موقعیتی «عادی» انگاشته می‌شود‪ ،‬همیشه‬

‫بحران‌ها‪ ،‬حساب‌های تاریخی و از این‬ ‫قبیل) تغییر می‌کند‪ .‬درنتیجه‪ ،‬موقعیت کنونی‬ ‫و تاریخی یک عمل افراطی‪ ،‬نظر ما نسبت به‬ ‫آنها را شکل می‌دهد‪.‬‬

‫بصورت منسجم و بعنوان شرورانی دائمی‬ ‫دیده می‌شوند‪ ،‬خیلی مهم است که بدانیم آنها‬ ‫نیز دچار تعارض درونی شده و تفاوت‌هایی‬ ‫در گروه‌های خود دارند‪.‬‬

‫و آنچه در واقعیت به دست می‌آورند‪ ،‬منجر به‬ ‫اعمال افراطی می‌شود‪ .‬این به آن دلیل است‬ ‫که شبکه‌های موردقبول جامعه برای برآوردن‬ ‫نیازها بسته هستند‪.‬‬

‫• تفاوت‌های قدرت نیز در تعریف‬ ‫افراطی‌گرایی مهم است‪ .‬در مناقشات‪،‬‬ ‫فعالیت‌های اعضای گروه کم‌قدرت‌تر نسبت‬ ‫به همان اعمال از طرف گروه با قدرت باالتر‪،‬‬ ‫افراطی‌تر دیده می‌شود‪ .‬عالوه‌براین‪ ،‬اعمال‬ ‫افراطی‪ ،‬معمو ً‬ ‫ال بیشتر توسط افراد و گروه‌های‬ ‫حاشیه‌ای که شکل‌های قابل‌قبول‌تری از‬ ‫درگیر شدن در مناقشات را تعصبی و غیرقابل‬ ‫انجام برای آنها می‌بینند‪ ،‬مورد استفاده قرار‬ ‫میگیرند‪ .‬اما گروه‌های برتر و غالب نیز‬

‫• سرانجام اینکه مشکل اصلیکه افراطی‌گرایان‬ ‫در موقعیت‌های تعارضات ایجاد می‌کنند‪،‬‬ ‫کمتر بخاطر شدت فعالیت‌های آنهاست‬ ‫(بااینکه خشونت و آسیب دغدغه‌هایی آشکار‬ ‫هستند) و بیشتر بخاطر ذات ناشکیبا‪ ،‬بسته و‬ ‫ثابت رفتارهای افراطی و غیرقابل‌تغییر بودن‬ ‫آنهاست‪.‬‬ ‫افراطی‌گرایی از کجا می‌آید؟‬

‫‪ .۲‬افراطی‌گرایی ساخته شده است‪ .‬این‪،‬‬ ‫دو شکل می‌تواند داشته باشد‪ .‬یکی اینکه‪،‬‬ ‫رهبران سیاسی‪ ،‬که روی شرایط نامطلوب‬ ‫سرمایه‌گذاری می‌کنند‪ ،‬به افراطی‌گرایی‬ ‫پاداش می‌دهند (ارائه پاداش به خانواده‬ ‫مهاجمان انتحاری و تاکید بر مزایایی که‬ ‫در زندگی پس از مرگ به دست می‌آورند)‬ ‫و جنگ‌گرایی را برای معطوف کردن توجه‬ ‫به علت آنها و به دست آوردن قدرت قانونی‬ ‫می‌کنند‪ .‬دوم اینکه‪ .‬گروه‌های غالب‪ ،‬در‬


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

61


‫‪60‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫‪ 5‬راهکار ساده‬ ‫برای داشتن‬ ‫دندان‌های سالم‬

‫سالمت دهان نشانه ای از سالمت‬ ‫عمومی بدن است‪ .‬دندان های‬ ‫سفید و درخشان و داشتن لبخندی‬ ‫زیبا باعث می شود فرد جذاب تر‬ ‫به نظر برسد‪.‬‬ ‫حفظ سالمت دهان و دندان نه تنها‬ ‫بر زیبایی ظاهری فرد می افزاید‬ ‫بلکه بر سالمتی بدن نیز موثر است‪.‬‬ ‫به اعتقاد کارشناسان آمریکایی‬ ‫دلیل اصلی رعایت نکردن‬ ‫بهداشت دهان و دندان عدم‬ ‫آگاهی است‪ .‬در اینجا ‪ 5‬راهکار‬ ‫ساده برای مراقبت از دندان ها‬ ‫ذکر شده است‪:‬‬

‫ دو بار در روز مسواک بزنید‪ .‬بهتر است‬‫حداقل دو بار در روز مسواک بزنید یک‬ ‫مرتبه قبل از خواب و یک بار نیز هنگام‬ ‫صبح‪ .‬بهترین زمان برای مسواک زدن‪ ،‬بعد‬ ‫از صرف غذاست‪ .‬همچنین زبان خود را نیز‬ ‫مسواک بزنید این عمل باعث پیشگیری از‬ ‫بوی بد دهان می شود‪.‬‬ ‫ مسواک خود را عوض کنید‪ .‬بسیار مهم‬‫است که هر دو یا سه ماه مسواک خود را‬ ‫عوض کنید‪ .‬عدم رعایت این امر باعث‬ ‫آسیب به لثه می شود‪.‬‬ ‫ از دهان شویه استفاده کنید‪ .‬بهتر است‬‫پس از صرف هر وعده غذایی از دهانشویه‬ ‫استفاده کنید و در صورتی که دهانشویه در‬ ‫دسترس شما نیست می توانید از آب برای‬ ‫شست وشوی دهان استفاده کنید‪.‬‬ ‫ مصرف مواد خوراکی شیرین را محدود‬‫کنید‪ .‬مواد غذایی شیرین باعث تولید اسیدی‬ ‫در دهان می شود که اگر به مدت طوالنی در‬ ‫دهان باقی بماند‪ ،‬باعث پوسیدگی و ایجاد‬ ‫حساسیت در دندان ها می شود‪.‬‬ ‫ سیگار را ترک کنید‪ .‬استعمال دخانیات نه‬‫تنها باعث زرد شدن دندان ها می شود بلکه‬ ‫ممکن است باعث خشکی دهان‪ ،‬درد دندان‪،‬‬ ‫حساسیت لثه ها و سرطان دهان نیز شود‪.‬‬ ‫عالوه بر این معاینه دندان ها هر ‪ 6‬ماه یکبار‬ ‫اهمیت بسیاری دارد‪.‬‬


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

59


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

58


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

57


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

56


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

55


‫سرگذشت واقعی‌‬

‫‪54‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫بودند‪ ،‬نفسم‬ ‫بند آمده بود‪،‬‬ ‫بال فا صله‬ ‫مرا در درون‬ ‫اتاقی بردند و‬ ‫برایم اکسیژن‬ ‫آوردند‪.‬‬ ‫مصیبت‬ ‫بزرگی بود‪،‬‬ ‫باورم نمی شد‪ ،‬این چنین سریع و آسان‬ ‫تکیه گاه زندگیم را از دست داده باشم‪ ،‬تا‬ ‫سه روزهمه گریه میکردند‪ ،‬ولی من مات‬ ‫شده همه را نگاه می کردم‪ ،‬همه نگران من‬ ‫بودند‪ ،‬جلیل سعی داشت مراآرام کند‪ ،‬مرتب‬ ‫می گفت کامی تا آخرین لحظه اسم تو را می‬ ‫آورد‪ ،‬ولی برایم توضیح نداد که واقعا چه‬ ‫حادثه ای پیش آمد؟ چه کسی مقصر بود؟‬ ‫چرا کامی آنچنان زخمی شد و او جان سالم‬ ‫بدر برد؟‬ ‫تا دو هفته فامیل و دوستان لحظه ای ما را‬ ‫تنها نمی گذاشتند‪ ،‬ولی کم کم همه بدنبال‬ ‫گرفتاریهای خود رفتند و من احساس کردم‬ ‫بدجوری تنها شده ام‪ .‬جلیل مرتب در گوش‬ ‫من میخواندکه سپیده خانم نگران نباش‪ ،‬من‬ ‫اینجا هستم‪ ،‬من تا آخر عمر درخدمت تو‬ ‫و بچه ها هستم‪ ،‬من نمی گذارم این حادثه‬ ‫خانواده را از هم بپاشد‪ ،‬بعد هم یکی دو تا‬ ‫از دوستان زمزمه سر دادند‪ :‬چرا با جلیل‬ ‫ازدواج نمی کنی؟ او هم برادرشوهرت است‬ ‫و هم عالقمند به بچه هایت و هم عالقمند‬ ‫به خودت!‬ ‫من ابتدا نشنیده می گرفتم‪ ،‬ولی بمرور‬ ‫متوجه شدم که جلیل به هزینه های زندگی‬ ‫مان کمک می کند‪ ،‬برای بچه ها لباس و‬ ‫هدیه می آورد‪ .‬برای من گاه کادویی زیر متکا می گذارد‪ .‬با‬ ‫اصرار سه روز ما را به سفر برد و در طی سفر‪ ،‬دو سه بار دست‬ ‫مرا بوسید و گفت تو کامل ترین زن دنیا هستی ودرست ‪14‬‬ ‫ماه بعد با تشویق دوستان و اطرافیان وخودش‪ ،‬من تن به‬ ‫وصلت با او دادم‪ .‬من ته دلم خوشحال نبود‪ ،‬چون واقعا نمی‬ ‫خواستم هیچکس جای کامی بنشیند‪ ،‬او تنها عشق زندگی من‬ ‫بود‪ ،‬او یک مرد فداکار و عاشق‪ ،‬پر از چشمه های عطوفت و‬ ‫مهربانی بود‪ ،‬به همین دلیل ماه ها طول کشید‪ ،‬تا من به رابطه‬ ‫با جلیل رضایت بدهم‪ ،،‬بعد هم احساس کردم بهرحال جلیل‬ ‫بهتر از یک مرد غریبه است‪ ،‬که مسلما تحمل بچه های مرا‬ ‫ندارد‪ .‬جلیل با دخترها رابطه خوبی داشت‪ ،‬با آنها دوچرخه‬ ‫سواری می کرد‪ ،‬به سینما میرفت‪ ،‬گاه با هم به رستوران می‬ ‫رفتند و من سخت به همان کار سابق خود مشغول بودم و‬ ‫هرچه در می آوردم به حساب بچه ها می ریختم‪ .‬سال ‪2008‬‬ ‫من دچار سرطان سینه شدم‪ ،‬بشدت ترسیده بودم‪ ،‬ولی جلیل‬ ‫می گفت جای نگرانی نیست‪.‬می گفت ده ها نفر را می شناسد‬ ‫که با سرطان سینه جنگیده و بر آن پیروز شده اند‪ .‬من تن به‬ ‫‪ 2‬عمل جراحی حساس دادم ودر این مدت بکلی از دخترها‬ ‫غافل شده بودم‪ .‬سیما ‪ 18‬ساله و سهیال ‪ 19‬ساله بودند‪ ،‬هر‬ ‫دو بلند قامت و زیبا شده بودند‪ .‬می دیدم که همه نگاه ها را‬ ‫بدنبال خود می کشند‪ .‬من با اصرار خواهرم‪ 20 ،‬روز به کانادا‬ ‫رفتم‪ ،‬احساس می کردم این آخرین دیدارهای من است‪ ،‬اصال‬ ‫اعتماد به نفس نداشتم‪ ،‬بشدت ضعیف شده بودم‪ ،‬بعضی‬ ‫شبها بر بالین بچه ها می رفتم و از اینکه آنها بدون من تنها و‬ ‫بیکس می شوند اشک می ریختم‪.‬‬ ‫جنگ با سرطان همچنان ادامه داشت‪ ،‬من هرچه پس انداز‬ ‫داشتم به جلیل دادم‪ ،‬تا در خرید داروهای گرانقیمت دچار‬ ‫مشکل نشود‪ ،‬در این میان دلم به بچه ها خوش بود‪ ،‬ولی می‬ ‫دیدم که هر دو هر روز تکیده و الغر و گاه عصبی میشوند‪.‬‬ ‫هر چه می پرسیدم جوابی نمی دادند‪ ،‬تا آنجا که حتی سیما‬

‫ماری در آستین !‬ ‫با تشویق دوستان و فامیل‪ ،‬من به اتفاق شوهر‬ ‫و دو دخترم‪ ،‬سال ‪ 96‬به امریکا آمدیم و مقیم‬ ‫اورنج کانتی شدیم‪.‬‬ ‫کامی شوهرم مرد زحمتکش و خانواده دوستی بود‪ ،‬او هر‬ ‫روز ساعت ‪ 7‬صبح خانه را ترک می گفت و ساعت ‪ 8‬شب‬ ‫خسته باز می گشت‪،‬ولی بروی خودش نمی آورد‪ ،‬من خوب‬ ‫می فهمیدم که از شدت خستگی درحال افتادن است‪،‬ولی با ما‬ ‫سر میز می نشست‪ ،‬شام میخورد‪ ،‬از حال و احوال بچه ها می‬ ‫پرسید‪ ،‬از خاطرات روزانه اش میگفت و کلی هم مرانوازش‬ ‫می داد و به بستر میرفت‪ .‬دلم میخواست کمکش کنم ولی‬ ‫مسئولیت بچه ها‪ ،‬کار خانه‪ ،‬آشپزی وبردن و آوردن بچه ها از‬ ‫خانه به مدرسه‪ ،‬وقتم را پر می کرد‪ ،‬تا سرانجام یک فروشگاه‬ ‫ایرانی پیدا کردم‪ ،‬که نیاز به ساندویچهای مختلف داشت ومن‬ ‫با همه نیرو و سلیقه روزی ‪60‬تا ‪ 100‬نوع ساندویچ تهیه می‬ ‫کردم و پول قابل توجهی هم نصیبم می شد وهمین کمک‬ ‫بزرگی به هزینه های بچه ها و پرداخت پول آب وبرق و گاز‬ ‫و تلفن بود‪.‬‬ ‫زندگی مان به سختی می گذشت‪ ،‬بچه ها بزرگ می شدند‪ ،‬قد‬ ‫می کشیدند‪ ،‬همه چیز برایشان فراهم بود‪ ،‬و من و کامی نمی‬ ‫گذاشتیم حسرتی به دل شان بماند‪.‬‬ ‫بعد از ‪ 5‬سال زندگی مان روی آرامش بخود دید‪ .‬من با اصرار‬ ‫از کامی خواستم کمی از زمان کار روزانه اش کم کند‪ .‬چون او‬ ‫دچار درد شدید گردن وکمر شده بود و پزشکان توصیه عمل‬ ‫جراحی داشتند‪ ،‬ولی کامی می گفت اگر عمل کنم‪ ،‬هم کارم‬ ‫را ازدست میدهم و هم هزینه های زندگی مان سنگین است‪،‬‬ ‫چون تازه آپارتمانی خریده بودیم و قسط آن را می دادیم‪،‬‬ ‫اتومبیل تازه ای هم خریده بودیم‪ ،‬برای پزشک و دارو و‬ ‫بیمارستان بیمه گرفته بودیم و یکروز من متوجه شدم که کامی‬ ‫برای روز مبادای من‪ ،‬بیمه عمر هم تهیه دیده است‪.‬‬ ‫آغاز سال ‪ 2002‬بود که جلیل برادرشوهرم نیز به ما پیوست‪،‬‬ ‫همه خوشحال بودیم‪ ،‬جلیل مهندس کامپیوتر بود‪ ،‬خیلی زود‬ ‫هم کاری پیدا کرد‪ ،‬ولی در همان آپارتمان ما زندگی می کرد‪.‬‬ ‫او بودکه کامی را تشویق کرد‪ ،‬گاه شبها بیرون بروند‪ ،‬مشروبی‬ ‫بخورند و بادوستان خوش باشند! من مخالفتی نداشتم‪ ،‬فقط‬ ‫اصرار میکردم یکی از شما کمتر مشروب بخورید که حادثه‬ ‫ای پیش نیاید‪.‬‬ ‫یک شب قرار دیداربا دوستان مرد خود را در یک کالب‪ ،‬به‬ ‫بهانه تولد داشتند‪ ،‬ولی من نمی دانم چرا دلم شور میزد‪ ،‬یکی‬ ‫دو بار به کامی گفتم ترا بخدا مواظب خودت باش‪ ،‬کامی می‬ ‫گفت من بخاطر شما هم شده باید مراقب خودم باشم‪.‬‬ ‫هر دو رفتند‪ ،‬ولی من خوابم نمی برد‪ ،‬ساعت از ‪ 4‬نیمه شب‬ ‫گذشت‪ ،‬سابقه نداشت کامی اینقدر دیر بیرون بماند‪ ،‬به تلفن‬ ‫دستی اش زنگ زدم جوابی نیامد‪ ،‬سرم را با تلویزیون گرم‬ ‫کردم و نفهمیدم چه موقع خوابم برد‪ .‬با صدای زنگ در بیدار‬ ‫شدم‪ ،‬خیالم راحت شد‪ ،‬در را بازکردم ولی یکی از دوستان‬ ‫کامی بود‪ ،‬پرسیدم طوری شده؟ گفت کامی و خلیل تصادف‬ ‫کردند‪ ،‬هر دو بیمارستان هستند‪ .‬گفتم زیاد جدی که نیست؟‬ ‫گفت در مورد جلیل جدی نیست‪ ،‬ولی کامی بدجوری زخمی‬ ‫شده است! من بالفاصله لباس پوشیدم و راه افتادم‪ ،‬نیم ساعت‬ ‫بعد در بیمارستان بودم‪ .‬پرستاران نگذاشتند من به اتاق کامی‬ ‫بروم‪ ،‬یکی شان گفت متاسفانه دیرآمدی! همانجا زانو زدم‪،‬‬ ‫قدرت گریه کردن نداشتم‪ ،‬انگار همه انرژی بدنم را کشیده‬

‫به بهانه کالج به لس آنجلس نقل مکان کرد و گفت تلفنی با‬ ‫من حرف میزند و گاه بدیدنم می آید‪ .‬همان روزها ناگهان‬ ‫متوجه شدم سهیال حامله است‪ ،‬نزدیک بود سکته کنم‪ ،‬چون‬ ‫نمی دانستم به چه کسی تعلق دارد‪ ،‬او را تحت فشار گذاشتم‪،‬‬ ‫گفت یک دوست پسر دارد‪ ،‬که به اروپا رفته‪ ،‬بمجرد بازگشت‬ ‫با او ازدواج می کند‪.‬‬ ‫یکروز که خوشحال از بیمارستان برگشته و به سهیال گفتم همه‬ ‫ریشه های سرطان در بدن من سوخته‪ ،‬دیگر نگرانی ندارم‪ ،‬و‬ ‫می خواهم شب وروز کار کنم‪ ،‬تا جواب محبت های جلیل‬ ‫را بدهم‪ ،‬سهیال فریاد زد این حیوان نیاز به جبران ندارد‪ .‬گفتم‬ ‫چه شده؟ گفت هیچ!ولی من رهایش نکردم تا اعتراف کرد‬ ‫که در تمام مدت بیماری‪ ،‬عمل های جراحی‪ ،‬شیمی درمانی‪،‬‬ ‫جلیل به آنها با تهدید و زور تجاوز کرده و به آنها گفته اگر با‬ ‫من حرف برنند‪ ،‬مرا در شرایط سخت بیماری رها می کند و‬ ‫می رود‪ ،‬حتی وانمود کرده که ماهانه ‪ 3‬تا ‪ 5‬هزار دالر هزینه‬ ‫داروهای مرا می دهد‪.‬‬ ‫من که همه وجودم می لرزید‪ ،‬بروی زمین غلتیدم‪ ،‬فریاد زدم‬ ‫به پلیس زنگ بزن‪ ،‬سیما را خبر کن‪ .‬سهیال که بشدت اشک‬ ‫می ریخت پلیس را خبر کرد‪ ،‬قبل از آنکه جلیل به خانه‬ ‫برگردد‪ ،‬بچه ها همه چیز را گفته بودند و بمجرد ورود جلیل‪،‬‬ ‫پلیس او را دستبند زد و با خود برد‪.‬‬ ‫جلیل به زندان طوالنی محکوم شد و قاضی همه پس اندازاو‬ ‫را بمن بخشید و ترتیبی داد تا همه آنچه در ایران دارد همه با‬ ‫امضا ووکالت جلیل بمن تعلق گیرد‪ .‬قاضی برای همیشه سایه‬ ‫یک ناجوانمرد را از زندگی ما دور کرد‪.‬‬ ‫اینک آپارتمان ما پر از تصاویر کامی است‪ ،‬در کنار هر‬ ‫تصویرش‪ ،‬نمونه هایی از اخالق خوب‪ ،‬جوانمردی‪ ،‬مهربانی‬ ‫و انسانیت او را نوشته ایم‪ ،‬انگار کامی زنده است و با ما‬ ‫حرف می زند‪ ،‬من حتی گاه صدای بچه ها را می شنوم که با‬ ‫او درد دل می کنند‪ ،‬درد دل با مردی که هرگز تکرار نمی شود‪.‬‬


‫‪53‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫رنگها را بهتر از مردان تشخيص مي دهند (‬ ‫گرافيستهاي خوبي مي توانند باشند ) اگر‬ ‫مي بينيد شوهر شما يك لباس را چند بار در‬ ‫محل كار مي پوشد در مهماني هاي استفاده‬ ‫مي كند اين شايد از نظر شما يك عيب باشد‬ ‫اما چون شوهر شما بيشتر برخوردش با‬ ‫اقايان است پس در اين موضوع آنها باهم‬ ‫بهتر مي توانند ارتباط برقرار كنند حاال اگر‬ ‫شما كه يك زن هستيد يك لباس را در دو‬ ‫مهماني بپوشيد حتي اگر براي خودتان هم‬ ‫مهم نباشد ( كه البته در مورد زنان محال‬ ‫است ) حتما براي ديگر زنان و دوستان شما‬ ‫مهم است و دقيقا به خاطر دارند شما در‬ ‫مجلس قبلي همين لباس را پوشيده ايد‬ ‫پولدارترين و الرج ترين مرد هم از ولخرجي‬ ‫بيزار است‬ ‫در خرج كردن پول حتي پولي كه مال خود‬ ‫شماست دقت كنيد حتما مي دانيد كه زنان‬ ‫ايراني در استفاده از لوازم آرايشي رتبه سوم‬ ‫در جهان را به خود اختصاص داده اند صبر‬ ‫كنيد قند دردلتان آب نشود اين يك برتري‬ ‫نيست اين نشان دهنده اين قضيه هم مي‬ ‫تواند باشد كه زنان ايراني چقدر از اعتماد‬ ‫به نفس پاييني برخوردار هستند كه براي‬ ‫ساختن ظاهر خود و جلب توجه احتياج‬ ‫به آرايش دارند ( اين ذهنيت را به خاطر‬ ‫بسپاريد هر چند كه كمي به شما بر خورد‬ ‫منو ببخشيد خودتون خواستيد ) سعي كنيد‬ ‫در انتخاب لوازمي كه احتياج داريد احتياط‬ ‫كنيد مارك دار بودن لوازم نشانه خوب بودن‬ ‫آنها نيست و البته زنان در انتخاب و خريد‬

‫يك جنس از اين نظرمايلند مارك دار خريد‬ ‫كنند كه اين قضيه را به فالن كس نشان‬ ‫دهند كه چقد مايه دار هستند و يا اينكه اون‬ ‫مارك امسال مارك مد سال شناخته شده (‬ ‫يه موقع فكر نكنيد و پشت سر من نگيد من‬ ‫امول هستم ) اما آقايان در خريد معموال‬ ‫جنس و پشتيباني كال براشون اهميت دارد‬ ‫كه اين هم برگرفته از منطق آنهاست البته‬ ‫زنان غير منطقي نيستند اتفاقا مي شود گفت‬ ‫زنان در ابراز احساسات منطقي ترين رفتارها‬ ‫را دارند‬ ‫رابطه جنسي و سردي مردان پس از ازدواج‬ ‫كال ميل جنسي در مردان البته متاسفانه در‬ ‫مورد كسي كه اين رابطه را قبال تجربه كرده‬ ‫اند حدود ‪ 40‬درصد افت مي كند ايم بر‬ ‫ميگرده به رفتار شما اين هنر شماست كه‬ ‫طوري رفتار كنيد كه هميشه براي شوهر‬ ‫خود جذاب باشيد و شوهر شما هميشه‬ ‫توسط شما تحريك شود مثال يكي از‬ ‫خصوصياتي كه من براي ازدواج مد نظرم‬ ‫هست همينه كه دوست دارم هميشه توسط‬ ‫همسر اينده ام تحريك شوم و اينقدر همسرم‬ ‫در اين قضيه ماهر باشد كه من توسط هيچ‬ ‫زن دگري تحريك نشوم خيلي سخته اينطور‬ ‫نيست ؟ اما شدنيست و مطمئن هستم شما‬ ‫زنان خوب شما همسران دلسوز شما زناني‬ ‫كه قصد داريد شوهرتان هيچ كمبودي حس‬ ‫نكند اين كار رو راحت بتوانيد مثل باقيه‬ ‫كارها انجام دهيد دست شما همسران درد‬ ‫نكنه كار شما قابل تقدير است ( البته اگر‬ ‫مردهاي ايراني قدرت درك برخي مسائل رو‬

‫داشته باشند ايم يكي رو نوشتم كه سر قضيه‬ ‫باال يك به يك مساوي باشيد و پشت سر من‬ ‫حرف در نياريد)‬ ‫حاشيه در بيان يك مطلب مردان را شكنجه‬ ‫مي دهد‬ ‫بارها گفتم اگر قصد داريد يك موضوع را‬ ‫با شوهر خود در ميان بگذاريد مسفقيم بريد‬ ‫سر اصل مطلب يه حرفو اينقدر ميپيچونيد‬ ‫كه خودتون هم فراموش مي كنيد چي مي‬ ‫خواستيد بگيد خالصه كالم صغري كبري‬ ‫نكنيد مردا ن حوصله اينكه (مثال شما مي‬ ‫خواهيد بگيد زن برادر شوهرتون در مجلس‬ ‫غقد يكي ار اقوام به شما يه حرفه بدي زده‬ ‫اكثر وقتها اينطوري اين مسنله رو بيان مي‬ ‫كنيد اول ميگيد عقد فالني يادته كه ماشين‬ ‫فالن كس چرخش پنچل شد كه فالني‬ ‫او لباسو پوشيده بود بعد رفت فالن جا‬ ‫اونطوري شد راستي دستبند فالن كسو ديدي‬ ‫دستش خيلي قشنگ بود خواهرت مي گفت‬ ‫از فالن مغازه خريده اما بدل بودا ) آيا شما‬ ‫به خاطر داريد چي مي خواستيد بگيد ؟ اين‬ ‫برخورد شما مردان را واقعا زود خسته مي‬ ‫كند مردان در برخي موارد صبور نيستند اين‬ ‫از آن جمله موارده‬ ‫چه رفتارهاي مردها را خشنود و گرم مي كند‬ ‫‪ )1‬وقتي از سر كار مياد خونه خسته نباشيد‬ ‫گفتن شما از ته دل و البته هر چند وقت‬ ‫يكباري بوسيدن اون مي تونه خيلي روي‬ ‫مردان تاثير گذار باشد ( بعض دختران‬ ‫زماني كه دوست پسر دارند روزي صد بار‬ ‫آنها را مي بوسند اما در مورد همسر آينده‬

‫خود كوتاهي ميكنند بعضي ها هم كه‬ ‫خجالت ميكشند )‬ ‫‪)2‬به خريدهاي كه انجام داده گير ندهيد‬ ‫بگزاريد بعدا سروقت به شوهرتان تذكر دهيد‬ ‫مثال زماني كه با او تنها نشستيد و همان ميوه‬ ‫هارا كه شوهرتان تهيه كرده درايد نوش جان‬ ‫مي كنيد بهترين موقعه ميباشد‬ ‫‪ )3‬اگر صاحب فرزند هستيد احترام‬ ‫هميديگر وجلوي فرزندان حفظ كنيد اصال‬ ‫به هم توهين نكنيد‬ ‫‪ )4‬مردان دير اصالح مي شوند كمي صبور‬ ‫باشيد‬ ‫‪ )5‬يادتان نرود هميشه براي شوهرتان زيبا‬ ‫ترين آرايش را انجام دهيد و تحريك آميز‬ ‫تيرن پوشش را در تن و ناز ترين رفتار را در‬ ‫برخورد خود اعمال كنيد‬ ‫‪ )6‬هر چند وقت يكبار زماني كه نشسته با‬ ‫رفتارهاي معكوس او را غافلگير كنيد مثال‬ ‫موهاي او را بر هم بزنيد اين شيطنت شما به‬ ‫نوعي در ذهن همسر شما ماندگار مي شود‬ ‫البته اين يك مثال بود و قيد شده هر چند‬ ‫وقت يكبار مي دانيد كه مردان به موي سر‬ ‫حساس هستند البته اگر بعد از ازدواج شما‬ ‫موي سري براي او گذاشته باشيد‬ ‫فعال فكر مي كنم براي اين پست كافي باشه‬ ‫رو همين ها فكر كنيد همين مطالب رو‬ ‫هم كه عمل كنيد البته اگر تا به حال عمل‬ ‫نميك رديد خودش شما رو چند سالي جلو‬ ‫مي اندازد در ضمن اگر در برخي جاها تند‬ ‫برخورد شده قصد توهين و جسارت به كسي‬ ‫رو نداشتم و پوزش مي خوام‬


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

52


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

51


‫‪50‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫يا صرف زمان بيشتر‪ ،‬با مهندسين و‬ ‫شركت هاي با سابقه در اين رابطه‬ ‫مشورت كنيد و ازنظرات و ايده ها‬ ‫و يا مشكالت احتمالي كار خود‬ ‫مطلع شويد‪ .‬اين شركتها با داشتن‬ ‫تيم متخصص متشكل از مهندسين با‬ ‫سابقه شما را به دستيابي به يك برنامه‬ ‫مالي و زماني و استاندارد كمك ميكنند‬ ‫‪.‬‬ ‫قبل از شروع كار بايد بدقت‬ ‫برنامه خود را طراحي و مرور كنيد‪.‬‬ ‫براي انجام برخي از پروژهاي باز‬ ‫سازي يا الحاق الزم است ساختمان‬ ‫تخليه شده تا شرايط الزم براي انجام‬ ‫‪ SEAN TOUSSI‬كار مهيا شود‪ .‬مشابه تبديل كردن يك‬ ‫‪ M.ARCH‬ساختمان یك طبقه مسكوني به دو طبقه‬ ‫‪ . OAA LICENSED ARCHITECT‬‬

‫‪SEAN@MEMARARCHITECTS.‬‬ ‫‪COM‬‬

‫نکاتی برای انجام‬ ‫یک بازسازی بی‬ ‫دردسر‬ ‫‪TIPS TO A‬‬ ‫‪WORRY-FREE‬‬ ‫‪RENOVATION‬‬ ‫‪OR ADDITION‬‬

‫اما براي برخي از پروژه ها مثل اضافه‬ ‫كردن فضا به باالي گاراژ متصل‬ ‫به منزل يا بازسازي و تغييرات در‬ ‫آشپزخانه ممكن است نيازي به تخليه‬ ‫ساختمان نباشد ‪ .‬اما انجام آن براي‬ ‫شما توليد مزاحمت خواهد كرد‪ .‬در‬ ‫هر صورت الزم است قبل از شروع كار‬ ‫موارد فوق را بررسي و تمهيدات الزم‬ ‫را پيش بيني كرد ‪ .‬‬

‫مرحله بعد طراحي و تهيه‬ ‫نقشه هاي باز سازي يا الحاق است كه‬ ‫نه تنها در اخذ پروانه باز سازي مورد‬ ‫استفاده قرار ميگيرد‪،‬بلكه براي انجام‬ ‫كار و ارايه جزييات به پيمانكاران‬ ‫ساختماني استفاده ميگردد ‪ .‬عالوه‬ ‫بر موارد فوق الزم است درباره مدت‬ ‫زمان انجام كار نيز واقع بين باشيد‬ ‫و تمام هزينه هاي مربوطه را قبل از‬ ‫شروع كار بررسي كنيد و معمو ً‬ ‫ال ده‬ ‫داليل بيشماري براي انجام‬ ‫درصد بابت هزينه هاي پيش بيني‬ ‫بازسازي يا الحاق و افزايش مساحت‬ ‫ساختمان وجود دارد ولی معموال عمده نشده به مجموع برآورد خود اضافه‬ ‫كنيد‪ .‬هم چنين الزم است چنانچه‬ ‫ترين داليل برخورداري از فضايي‬ ‫بيشتر‪،‬راحت تر و زيباتر ميباشد‪ .‬عالوه انجام پروژه بيش از چند هفته به طول‬ ‫بر موارد فوق انجام بازسازي يا الحاق مي انجامد‪ ،‬همسايگان خود را از‬ ‫كليات برنامه مطلع سازيد تا نسبت‬ ‫بخشي به ساختمان ميتواند عالوه بر‬ ‫زيبا ‪،‬راحت و ايمن كردن ساختمان مد به مزاحمتهاي احتمالي ناشي از تردد‬ ‫نظر‪ ،‬باعث افزايش مساحت ساختمان اتومبيل هاي ساختماني يا آلودگي‬ ‫هاي صوتي و بصري اطالع قبلي داشته‬ ‫نيز شود‪.‬اما براي انجام يك بازسازي‬ ‫بي دردسر و مطمين كه بتوان عالوه بر باشند‪ .‬معمو ً‬ ‫ال زماني كه آنها را قبل از‬ ‫شروع كار مطلع سازيد در جريان كار با‬ ‫تامين خواسته هاي شخصي كارفرما‪،‬‬ ‫از اقتصاد و نتيجه مناسب در بازار نيز شما همكاري بيشتري ميكنند ‪.‬‬ ‫توصيه ميشود در جريان انجام كار‬ ‫برخوردار شد‪ ،‬توجه كردن به نكات‬ ‫حتم ًا از پيشرفت كار مطابق برنامه‬ ‫زير ضروري است‪.‬‬ ‫پيش بيني شده مطمين شويد و با‬ ‫ابتدا الزم است مطمين شويد‬ ‫سازنده و مهندسين خود در ارتباط‬ ‫پروژه بازسازي يا الحاق مد نظر شما‬ ‫نيازي به گرفت پروانه ساختماني دار يا باشيد ‪.‬‬ ‫نه؟ ليست كارهايي كه براي انجام آنها‬ ‫الزم است تا نقشه هاي ساختماني تهيه لطفا سواالت خود را با شماره‬ ‫شود و پروانه اخذ گردد در مقاله هاي ‪ 416-575-4448‬یا از طریق وب‬ ‫سایت زیر با ما در میان بگذارید‪.‬‬ ‫قبل ارايه شده است ‪.‬‬ ‫پس از اطمينان از اين مقوله بهتر است‬ ‫‪WWW.MemarArchitects.com‬‬ ‫قبل از هرگونه پيشرفت در انجام كار‬


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

49


‫‪48‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫راه های تشخیص‬ ‫عشق و هوس‬

‫عشق یا هوس؟ سؤالی که قدمتی‬ ‫به اندازه خود عشق دارد و همیشه‬ ‫یکی از دغدغه های فکری افراد‬ ‫بوده است؛ مثال اینکه وقتی کسی‬ ‫به ما ابراز عشق می کند آیا واقعا‬ ‫دوستمان داردیا تنها از سر هوس و‬ ‫تمایلی که به جنس مخالف دارد از‬ ‫کنار ما بودن لذت می برد؟احتماال‬ ‫شما هم زیاد شنیده اید که دو‬ ‫نفر با عشق ازدواج کرده اند اما‬ ‫بعد از مدت کوتاهی کارشان به‬ ‫طالق کشیده است و هرچه محبت‬ ‫داشته اند زیر پا له کرده اند؛ اما‬ ‫اشتباه نکنید عشق نمی تواند به این‬ ‫سرعت و تنها در یک مدت کوتاه‬ ‫از بین برود‪.‬‬ ‫بدون شک آنچه در این ازدواج ها عشق‬ ‫نامیده اند تنها هوسی زودگذر بوده که در‬ ‫ابتدا با ظاهر عشق خود را نمایان کرده است‪.‬‬ ‫اما واقعا چطور می توان مرز میان عشق و‬ ‫هوس را مشخص کرد‪ .‬مسلما کار راحتی‬ ‫نیست اما ناممکن هم نیست‪ .‬در اینجا سعی‬ ‫کرده ایم تفاوت های عشق و هوس را در‬ ‫سه رکن اصلی رابطه از زبان شری و باب‬ ‫استرتف(زوج روانشناس مشهور) برای‬ ‫تشخیص عشق واقعی برای تان بیان کنیم تا‬ ‫شاید بتوانید این دو را کمی از هم تشخیص‬ ‫دهید‪.‬‬ ‫عشق‬ ‫عمیق است و غیرقابل توصیف و تمایلی تمام‬ ‫ناشدنی به سمت معشوق است تا جایی که‬ ‫می توان آن را از دوست داشتن متمایز کرد‪.‬‬ ‫برای عاشق حالت ها و لذت های خودش‬ ‫مهم نیست بلکه تنها به دنبال تامین خواست‬ ‫معشوق است‪ .‬عشق عزت و احترام دارد و‬ ‫این احترام از روی بی نیازی و بزرگی عشق‬ ‫حاصل می شود و عاشق هیچ گاه خود را‬ ‫حقیر نمی بیند‪.‬‬ ‫هوس‬ ‫احساسی است که خیلی از اوقات در نگاه‬ ‫اول با عشق اشتباه گرفته می شود در حالی که‬ ‫تنها یک احساس ناگهانی و زودگذر نسبت‬ ‫به کسی است که شاید فرد او را به خوبی‬ ‫نشناسد‪ .‬این احساس با عشق اشتباه گرفته می‬ ‫شود چراکه به شدت فرد را جذب می کند‬ ‫در حالی که محور آن چیزی جز لذت نیست‪.‬‬ ‫درباره آینده حرف​می​زند یا عشق؟‬ ‫وقتی عشق است‬ ‫او می تواند به راحتی با شما درمورد مسائل‬ ‫زندگی مثل مسائل مالی‪ ،‬بچه ها و چیزهایی‬ ‫که او را می ترساند با شما صحبت کند چراکه‬

‫برای او مهم ترین هدف پیش بردن زندگی و‬ ‫بهبود آن به همراه شماست‪.‬‬ ‫او می تواند با شما بحث کند و درنهایت هم‬ ‫نقاط مشترکی پیدا کند که بتوانید به تفاهم‬ ‫برسید؛ هیچ وقت فراموش نکنید که بحث‬ ‫کردن نشانه این است که شما دو نفر توانایی‬ ‫این را دارید که با هم حرف بزنید‪.‬‬ ‫او با شما کامال صادق و راحت است و‬ ‫می تواند به آسودگی در مورد احساساتش‬ ‫صحبت کند‪.‬‬ ‫وقتی هوس است‬ ‫او چیز زیادی درمورد شما نمی داند تنها‬ ‫از رنگ مورد عالقه تان اطالع دارد و می‬ ‫داند در چه رشته ای تحصیل کرده اید‪ .‬بیشتر‬ ‫اوقات هم از پرسیدن سؤاالت عمیق درمورد‬ ‫شما طفره می رود از ترس اینکه مبادا جواب‬ ‫خوبی به او ندهید یا چیزهایی بفهمد که به‬ ‫سالحش نیست‪.‬‬ ‫او کمتر با شما درمورد احساساتش صحبت‬ ‫می کند و از شما هم چندان توقع ندارد که‬ ‫احساسات زیادی نشان دهید‪ .‬همچنین سعی‬ ‫می کند تا حد ممکن هیچ بحثی بین شما‬ ‫پیش نیاید تا مبادا دلخوری و رنجشی پیش‬ ‫بیاید‪ .‬اگر خطایی از یکی از شما سر بزند‬ ‫هیچ کدام چندان تمایل ندارید که دیگری را‬ ‫ببخشید‪.‬‬ ‫پشت شما می​ایستد یا فرار می​کند؟‬ ‫وقتی عشق است‬ ‫در تمام بحران ها محکم پشت شما می ایستد‬ ‫و برایش مهم نیست که این ایستادگی می‬ ‫تواند چه عواقبی را به بار آورد‪.‬‬ ‫او حاضر است از خواسته خود بگذرد و خود‬ ‫را قربانی کند تا بتواند شما را خوشحال کند‪.‬‬ ‫او کامال فر دی قابل اعتماد و صادق است‬ ‫که هیچ راز ی را از شما پنهان نمی کند و‬ ‫به قول معر وف دلش صاف است و حرف‬ ‫و دلش یکی است‪ .‬او سعی می کند خود را‬ ‫به لحاظ احساسی‪ ،‬جسمانی و ذهنی کامال با‬ ‫شما هماهنگ کند‪.‬‬ ‫او همان قدر که یک عاشق شما را ستایش‬ ‫می کند‪ ،‬دوست خوبی هم برای تان است‪.‬‬ ‫وقتی هوس است‬ ‫وقتی اوضاع کمی سخت شود او هم ترجیح‬ ‫می دهد به جای اینکه خودش را جلو بیندازد‬ ‫فرار را برقرار ترجیح دهد‪.‬‬ ‫او نشان دا ده است که خیلی قابل اطمینان‬ ‫نیست و شما بهتر است به جای اینکه به‬ ‫او امید بب ندید خودتان از پس کارهای تان‬ ‫بربیایید‪.‬‬ ‫او گاهی به شما دروغ هایی می گوید مثال‬ ‫درمورد اینکه کجا بوده است‪ ،‬پنهان کاری‬ ‫می کند یا دروغ می گوید و تنها زمانی حاضر‬ ‫به گفتن حقیقت می شود که شما مچش را‬ ‫بگیرید‪.‬‬ ‫صمیمیت بین شما آنقدرها زیاد نیست و‬ ‫او تنها کمی نسبت به شما کشش جسمانی‬ ‫دارد‪ ،‬از طرف دیگر بیشتر جمع های دونفره‬ ‫تان به خنده و مسخره بازی می گذرد‪.‬او در‬ ‫موقعیت های متعدد ثابت کرده است که اصال‬ ‫شخصیت قابل اعتمادی نیست‪.‬‬ ‫شما را برای خودتان می​ خواهد یا برای‬ ‫خودش؟‬ ‫وقتی عشق است‬ ‫او تمام ایرادها و عیب های شما را به خوبی‬

‫می بیند ولی می تواند به راحتی آنها را قبول‬ ‫کند و مشکلی با آنها نداشته باشد‪.‬‬ ‫او پشتیبان خوبی برای شماست و می تواند‬ ‫مشوق فعالیت های شما در زمینه های‬ ‫موردعالقه تان باشد‪ .‬او شما را تشویق می‬ ‫کند که برای خودتان هویتی مستقل داشته‬ ‫باشید‪.‬‬ ‫او برای گوش کردن به حرف های شما وقت‬ ‫می گذارد و سعی می کند آنها را درک کند و‬ ‫از نقطه نظر شما هم به مسائل نگاه کند‪.‬‬ ‫وقتی هوس است‬ ‫او و شما در مقابل دیگران به راحتی از‬ ‫یکدیگر انتقاد می کنید و ایرادهای همدیگر‬ ‫را به رخ می کشید‪.‬‬ ‫او آن چنان که باید به شما فضا نمی دهد‬ ‫که بتوانید به فعالیت های موردعالقه تان‬ ‫بپردازید‪.‬‬ ‫خودش چندان به زندگی دور از شما عالقه‬ ‫ای ندارد و ترجیح می دهد تمام دقایق روز‬ ‫را در کنار شما باشد‪.‬سعی می کند کاری کند‬ ‫که شما به سبک و با استانداردهای او زندگی‬ ‫کنید؛ حتی دوست دارد به شما شکل دهد تا‬ ‫همان کسی شوید که او می خواهد و هویتی‬ ‫داشته باشید که او دوست دارد‪.‬‬ ‫زبان بدن مردان عاشق‬ ‫رفتار شماره یک‪:‬‬ ‫وقتی چشم در چشم می شوید او کمی سرش را‬ ‫به سمت راست یا چپ کج می کند‪.‬‬ ‫کج کردن سر یک حرکت کامال ناخودآ گاه‬ ‫در مردان است که وقتی نسبت به زنی احساس‬ ‫نزدیکی می کنند از خود نشان می دهند‪ .‬این‬ ‫حرکت و ژست را زمانی مردها نشان می دهند‬ ‫که به زنی عالقه مند شده اند ولی خودشان‬

‫این شجاعت را ندارند که جلو بروند و عالقه‬ ‫شان را ابراز کنند و از زن خواستگاری کنند‪.‬‬ ‫درواقع او با کج کردن سر‪ ،‬خود را آسیب پذیر‬ ‫نشان می دهد تا بتواند دردسترس تر باشد یا‬ ‫شاید می خواهد خود را مجذوب تر نشان‬ ‫دهد‪.‬‬ ‫رفتار شماره ‪:2‬‬ ‫اگر زمانی به شما نگاه می کند خیلی سریع‬ ‫شانه هایش را به سمت باال جمع می کند و به‬ ‫سمت جلو می دهد‪.‬‬ ‫در این حالت احتماال شما حرکتی انجام‬ ‫داده اید که او توجهش به سمت شما جلب‬ ‫شده است‪ .‬وقتی مردی رفتارهای یک زن را‬ ‫تحسین می کند و او را مورد مناسبی برای‬ ‫ازدواج می داند کامال ناخودآ گاه شانه هایش‬ ‫را به سمت جلو می آورد و جمع می کند‪ .‬این‬ ‫حرکت در مردان نشان دهنده محبت عمیقی‬ ‫است که در دل داشته و دوست دارند به نوعی‬ ‫آن را ابراز کنند‪ ،‬حتی در زندگی زناشویی هم‬ ‫وقتی مردی از همسرش حرکتی تحسین آمیز‬ ‫می بیند‪ ،‬ولی غرورش اجازه نمی دهد آن را‬ ‫ابراز کند شانه هایش را به سمت جلو جمع‬ ‫می کند (شبیه آغوش کشیدن)‪ ،‬در این مواقع‬ ‫می توانید برای خوشحال کردن همسرتان‪،‬‬ ‫شما هم به طور کالمی عالقه خود را به او‬ ‫نشان دهید‪.‬‬ ‫نكته مهم‬ ‫یک عاشق می تواند با شما بحث کند و‬ ‫درنهایت هم نقاط مشترکی پیدا کند که‬ ‫بتوانید به تفاهم برسید؛ هیچ وقت فراموش‬ ‫نکنید که بحث کردن نشانه این است که شما‬ ‫دو نفر توانایی این را دارید که با هم حرف‬ ‫بزنید‪.‬‬


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

47


‫‪46‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫‪Part II‬‬‫پیشگیری بهتر از‬‫درمان ‪-‬‬

‫آیا شما نگران‬ ‫بیماری هستید؟‬ ‫ی فکر‬ ‫یا به سالمت ‌‬ ‫می‌کنید؟‬

‫سوال‪ ۳ :‬نفر در خانواده در سنین مختلف سرطان‬ ‫سینه داشته اند‪ ،‬و من نگرانم که این بیماری را‬ ‫بصورت ژنی نگیرم‪ ،‬چکار کنم؟‬

‫سوال‪ :‬بعد از شنیدن خبر عمل سینه آنجلینا‬ ‫جولی مدتی‌ به فکر رفتم‪ ،‬که آیا راه‌های پیشگیری‬ ‫دیگری وجود نداره !؟ بنظرم کار عجیبی‌ بود‪.‬‬ ‫ی کار‌ها می‌شه کرد‪ ،‬و این برمیگرده به یک‬ ‫خیل ‌‬ ‫سوال اصلی‌‪ < :‬دلت چی‌ می‌خواد؟ و اون چیز‬ ‫چقدر برات اهمیت داره؟ و نهایتأ حاضری چقدر‬ ‫براش بپردازی؟ >‬

‫سالمتی شما چه ارزشی براتون داره‪ ،‬آیا آنقدر‬ ‫ارزش داره که نیم ساعت زود تر بیدار شی‌‌ و‬ ‫ورزش کنی‌؟ آیا آنقدر ارزش داره که در موردش‬ ‫یک کتاب بخونی‪ ،‬یا یک سمینار بری؟ غذای‬ ‫طبیعی مصرف کنی‌ و برای شادی آرامشت وقت‬ ‫بگذری؟‬ ‫آری ‪ ،‬می‌توان کار‌های زیادی کرد‪ .‬کال < چیزی‬ ‫رو که دوست داریم‪ ،‬براش وقت پیدا می‌کنیم‪>.‬‬ ‫خانم النا سال ‪ ۲۰۰۱‬برای ویزیت وقت گرفت‪ ،‬و‬ ‫در آن زمان ‪ ۳‬سال از جراحی روده بزرگ ایشان‬ ‫می‌گذشت‪ ،‬کیسه‌ای بجای روده گذاشته شده بود‪،‬‬ ‫ایشان میگفت‪ :‬بعد از سرطان و جراحی‪ ،‬تازه به‬ ‫خودم آمدم‪ ،‬که من می‌خوام از زندگیم لذت ببرم‪،‬‬ ‫سیگار را کنار گذاشتم‪ ،‬و پیاده روی را شروع‬ ‫کردم‪ ،‬اوایل خیلی‌ درد ناک بود‪ ،‬ولی‌ دکترم‬ ‫‪ok‬‬ ‫داده بود‪ ،‬االن روزی ‪ ۱‬ساعت می‌دوم‪ ،‬و یک‬ ‫ی پر استرس و‬ ‫ساعت پیاده روی می‌کنم‪ .‬زندگ ‌‬ ‫ی شاد و راحت تبدیل کردم‪.‬‬ ‫شلوغ رو به زندگ ‌‬ ‫پرسیدم چطور این کار را کردی؟‬ ‫‪She said: I-learn-to-take-it-easy‬‬‫‪.it-is-not-worthed‬‬ ‫>> ‪Peter-Smith‬‬ ‫در ‪ ۴۰‬سالگی مبتال به‬ ‫‪Hepatitis-C‬‬ ‫میشود‪ ،‬در مشاوره ایشان نقل میکردند که‪<<:‬‬ ‫وقتی خبر را شنیدند‪ ،‬شروع کردند به مطالعه و‬ ‫تحقیق و هر کتابی‌ که به تقویت کبد و سیستم‬ ‫دفاعی مربوط میشد را مطالعه کردند‪ ،‬رژیم غذای‬

‫‪www.drtaebi.com‬‬ ‫جلسه مدیتیشن در ریچموند هیل‬ ‫کاهش استرس‬ ‫دستیابی به آرامش‪ ،‬بهبود دلهره و تشویش‬

‫را کامال تغییر دادند‪ ،‬و مکمل‌های مربوط را‬ ‫سن ‪ ۸۶‬سالگی همه‬ ‫مصرف کردند‪ .‬االن در ّ‬ ‫کارهای روزمره خود را انجام میدهد‪ ،‬و نیز از‬ ‫همسر خود پرستاری می‌کند‪ .‬تابستان گذشته‬ ‫شصتمین سالگرد ازدوجشان را جشن گرفتن‪.‬‬ ‫جمله‌ای که تکرار میکرد این بود‬ ‫‪Every-thing-is-possible-when- ":‬‬ ‫‪"you-think-it-is‬‬ ‫وقتی‌ که باور داشته باشی‌‪ ،‬همه چیز برات ممکن‬ ‫میشه‪.‬‬ ‫بیشتر اوقات ما با یک شوک‪ ،‬یا یک ضربه بیدار‬ ‫میشیم‪ ،‬زرنگ‌ها اون هایی هستند که تجربه‬ ‫دیگران رو می‌بینند و بیدار میشن !‬ ‫‪ ۱۲‬قانون طالیی‬ ‫‪ .۱ .‬آسون بگیر‪ ،‬که روزگار از روی طبع سخت‬ ‫گیرد بر مردمان سخت گیر‬ ‫‪ .۲ .‬خودت باش‪ ،‬برای نظر دیگران فیلم بازی‬ ‫نکن‬ ‫‪ .۳ .‬مسئولیت زندگیت را در دست بگیر‬ ‫‪ .۴ .‬دولت عشق را برگزین‪ ،‬و پایدار باش‪ (.‬دولت‬ ‫عشق آمد‌و من دولت پاینده شدم)‬ ‫‪ .۵ .‬تمرین کن که دیگران را درک کنی‌‪ ،‬خودت‬ ‫را جای آنها بگذار‬ ‫‪ .۶ .‬با ترس‌هایت روبرو شو تا ببینی‌ که حباب‬ ‫هستند‪< .‬آنچه را گنجش توهم میکنی‌‪ ،‬در توهم‬ ‫گنج را گم میکنی‌>‬

‫‪ .۷ .‬نگرانی‪ ،‬ترس از آینده‌ای هست که هنوز‬ ‫نیامده‪ ،‬به موقعش با آن روبرو خواهی‌ شد‪ ،‬و در‬ ‫آن زمان تصمیم خواهی‌ گرفت‪.‬‬ ‫‪ .۸ .‬راستگو‪ ،‬نیک پندار‪ ،‬و نیکوکار باش‬ ‫‪ .۹ .‬دل‌ و ذهن را باز نگاه دار و هیچ چیز رو‬ ‫فرض نکن‬ ‫‪ .۱۰ .‬فکر ‪ ،‬توجه و شادی‌هایت را با دیگران‬ ‫شریک شو‬ ‫ی کن‪ ،‬و حالشو‌ ببر‪.‬‬ ‫‪ .۱۱ .‬در همین لحظه زندگ ‌‬ ‫‪ .۱۲ .‬هیچ چیز رو شخصی‌ نگیر‪.‬‬ ‫سوال‪ :‬با تشکر از مقاله ها‪ ،‬مادرم در ایران‪،‬‬ ‫مرتب سرما می‌خوره و خیلی‌ ضعیف شده‪ ،‬آنتی‬ ‫بیوتیک‌ها اثر نمیکند‪ ،‬آیا تقویت سیستم دفاعی‬ ‫برای ایشان خوب است؟‬ ‫بعد از یک تا دو دوره آنتی‌بیوتیک‪ ،‬ادامه دادن‬ ‫آن درست نیست‪ ،‬چرا که باعث مصون شدن‬ ‫باکتری‌ها در مقابل دارو شده و محیط مناسب‬ ‫برای بوجود آمدن سوپر‌باکتری‌ها میشود‪ .‬تقویت‬ ‫سیستم دفاعی و برگرداندن باکتری‌های مفید به‬ ‫دستگاه گورش میتواند به بهبودی ایشان کمک‬ ‫کند‪.‬‬ ‫ی با شماره‬ ‫برای مشاوره و تعیین وقت قبل ‌‬ ‫‪ ۹۰۵۵۰۸۶۶۶۸‬تماس حاصل فرمائید‪.‬‬ ‫شاید زندگی‌ آن جشنی نباشد که انتظارش را‬ ‫داشتی‪ ،‬اما حاال که دعوت شدی‪ ،‬بهترین رقص‬ ‫را بکن‪.‬‬

‫بهبود افسردگی‪ ،‬تمرکز روی هدف و پیشرفت‬ ‫بهبودی روابط زناشویی و اجتماعی‬ ‫رایگان‪.‬‬ ‫‪..........‬‬ ‫تلفن رزرو جا‪:‬‬ ‫‪905-508-6668‬‬


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

45


‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫‪44‬‬

‫دلیل برای اینکه میگو بخوریم‬ ‫میگوی سرخ یا سوخاری شده‪،‬‬ ‫میزان کالری دریافتی را افزایش‬ ‫می‌دهد در حالی که می‌توان با‬ ‫بخارپز کردن این منبع پروتئینی‬ ‫و زدن چاشنی‌ای مانند آب‬ ‫لیموترش تازه به آن‪ ،‬وعده‬ ‫غذایی کم‌کالری و در عین حال‬ ‫مغذی‌ای داشت‪.‬‬ ‫یکی از عادت‌های خوب غذایی که‬ ‫متخصصان تغذیه آن را توصیه می‌کنند‪،‬‬ ‫مصرف هفتگی فرآورده‌های دریایی از‬ ‫انواع ماهی گرفته تا میگوست‪ ،‬اما خیلی‌ها‬ ‫می‌گویند میگو کلسترول دارد و باید از‬ ‫خوردن آن اجتناب کرد‪ ،‬اما این باور درست‬ ‫است یا این که حقیقت چیز دیگری است؟‬ ‫به غیر از این موضوع‪ ،‬عادت به مصرف‬ ‫میگو چه فواید و چه زیان‌هایی دارد؟ این‌ها‬ ‫همان مواردی هستند که در ادامه به آن‌ها‬ ‫اشاره شده است ‪...‬‬ ‫‪ -1‬ضد فشارخون‬ ‫میگو از منابع اسیدهای چربی از خانواده‬ ‫امگا ‪ 3‬است که دریافت آن به کنترل‬ ‫فشارخون کمک می‌کند‪ .‬البته توصیه می‌شود‬ ‫این ماده غذایی در هنگام تهیه با حداقل‬ ‫روغن و نمک طبخ شود‪ ،‬در این صورت‬ ‫به گزینه‌ای مناسب برای کاهش سطح‬ ‫فشارخون تبدیل خواهد شد زیرا سرخ کردن‬ ‫آن در روغن‪ ،‬کالری بیشتر به بدن می‌رساند و‬ ‫باعث افزایش وزن می‌شود که خود از عوامل‬ ‫بروز فشارخون است‪.‬‬ ‫‪ -2‬سرشار از سلنیوم‬ ‫یکی از مواد معدنی‌ای که در میگو به میزان‬ ‫بسیار یافت می‌شود‪ ،‬سلنیوم است‪ .‬با خوردن‬ ‫‪ 100‬گرم میگو‪ 64 ،‬درصد از نیاز روزانه به‬ ‫این ماده مغذی تأمین خواهد شد و از آنجا‬ ‫که سلنیوم خاصیت آنتی‌اکسیدانی دارد‪،‬‬ ‫عادت به خوردن میگو‪ ،‬احتمال ابتال به‬ ‫سرطان روده بزرگ و انواع سرطان خون‬ ‫مانند «لوسمی» و «لنفوم هوچکین» را‬ ‫کاهش می‌دهد‪.‬‬ ‫افرادی که به دالیل مختلف گوشت قرمز‬ ‫نمی‌خورند‪ ،‬بیش از دیگران در معرض ابتال‬ ‫به کم‌خونی ناشی از فقر آهن قرار دارند‬ ‫و از آنجا که با خوردن ‪ 100‬گرم میگو‪،‬‬ ‫‪ 19‬درصد از نیاز به این ماده مغذی تأمین‬ ‫می‌شود‪ ،‬بهتر است در صورت نخوردن‬

‫گوشت قرمز‪ ،‬میگو را در برنامه غذایی‬ ‫روزانه‌شان بگنجانند‪.‬‬ ‫‪ -3‬ضد آلزایمر‬ ‫امگا ‪ 3‬فراوانی که در میگو وجود دارد‪،‬‬ ‫باعث می‌شود عادت به مصرف هفتگی آن‬ ‫از بروز آلزایمر و اختالل حواس در دوران‬ ‫سالمندی جلوگیری کند‪ .‬در واقع‪ ،‬دریافت‬ ‫روزانه ‪ 380‬میلی‌گرم از این اسیدهای‬ ‫چرب‪ ،‬از بروز اختالل حواس و آلزایمر‬ ‫جلوگیری می‌کند و با خوردن هفته‌ای ‪ 2‬تا‬ ‫‪ 3‬بار میگو‪ ،‬این مقدار اسید چرب به بدن‬ ‫خواهد رسید‪.‬‬ ‫‪ -4‬ضد کم‌خونی‬ ‫افرادی که به دالیل مختلف گوشت قرمز‬ ‫نمی‌خورند‪ ،‬بیش از دیگران در معرض ابتال‬ ‫به کم‌خونی ناشی از فقر آهن قرار دارند‬ ‫و از آنجا که با خوردن ‪ 100‬گرم میگو‪،‬‬ ‫‪ 19‬درصد از نیاز به این ماده مغذی تأمین‬ ‫می‌شود‪ ،‬بهتر است در صورت نخوردن‬ ‫گوشت قرمز‪ ،‬میگو را در برنامه غذایی‬ ‫روزانه‌شان بگنجانند‪.‬‬

‫‪ -5‬منبع پروتئین و کلسترول خوب‬ ‫میگو برخالف تصور عامه مردم‪ ،‬باعث‬ ‫افزایش کلسترول نمی‌شود زیرا بررسی‌های‬ ‫مقایسه‌ای میان دو رژیم غذایی با تخم‌مرغ‬ ‫و میگو نشان داده‌اند که رژیم دارای میگو‬ ‫‪ 7‬درصد سطح کلسترول بد و ‪ 12‬درصد‬ ‫سطح کلسترول خوب را افزایش می‌دهد‬ ‫در حالی که رژیم دارای تخم‌مرغ‪ ،‬سطح‬ ‫کلسترول بد را ‪ 10‬درصد و سطح کلسترول‬ ‫خوب را ‪ 7‬درصد باال می‌برد‪ .‬در واقع این‬ ‫ماده غذایی چربی کمی دارد و با خوردن‬ ‫‪ 12‬عدد میگوی درشت بخارپز شده‪،‬‬ ‫‪ 160‬میلی‌گرم کلسترول وارد بدن می‌شود و‬ ‫سطح تری‌گلیسرید ‪ 13‬درصد پایین می‌آید‬ ‫بنابراین توصیه می‌شود آن را مانند سایر منابع‬ ‫پروتئینی مصرف کنید‪.‬‬ ‫سرانه مصرف میگو‬ ‫طبق اعالم برخی از کارشناسان‪ ،‬مصرف‬ ‫سرانه میگو در ایران تقریب ًا ‪ 10‬تا ‪ 20‬گرم‬ ‫در سال است و بیشترین مصرف‌کنندگان‬ ‫هم تهرانی‌ها هستند‪ .‬البته در سال‌های‬ ‫اخیر‪ ،‬مصرف فرآورده‌های دریایی افزایش‬ ‫قابل‌مالحظه‌ای داشته اما هنوز هم از مقدار‬ ‫استاندارد توصیه شده کمتر است و هنوز‬

‫هم در مقایسه با مصرف جهانی در سطوح‬ ‫حداقل قرار داریم‪.‬‬ ‫امگا ‪ 3‬فراوانی که در میگو وجود دارد‪،‬‬ ‫باعث می‌شود عادت به مصرف هفتگی آن‬ ‫از بروز آلزایمر و اختالل حواس در دوران‬ ‫سالمندی جلوگیری کند‪.‬‬ ‫مصرف سرانه ماهی در ایران تقریب ًا ‪10‬‬ ‫کیلوگرم در سال و در سطح جهانی ‪16‬‬ ‫کیلوگرم است‪ .‬بنابراین خوب است این را‬ ‫هم بدانید که در میان کشورهای مختلف‬ ‫دنیا‪ ،‬تایلند‪ ،‬فیلیپین‪ ،‬هند و اکوادور‬ ‫بزرگ‌ترین پرورش دهندگان میگو هستند‪.‬‬ ‫یادآوری‬ ‫میگوی سرخ یا سوخاری شده‪ ،‬میزان کالری‬ ‫دریافتی را افزایش می‌دهد در حالی که‬ ‫می‌توان با بخارپز کردن این منبع پروتئینی‬ ‫و زدن چاشنی‌ای مانند آب لیموترش تازه به‬ ‫آن‪ ،‬وعده غذایی کم‌کالری و در عین حال‬ ‫مغذی‌ای داشت‪ .‬البته کباب کردن و بخارپز‬ ‫کردن میگو با سبزی‌های خام یا بخارپز‪،‬‬ ‫می‌تواند وعده غذایی ارزشمندی را به وجود‬ ‫آورد‪.‬‬


‫‪43‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫محمد‬ ‫رحیمیان‬

‫کافیین و ورزش‬

‫درخت قهوه بین هفت تا ‪ 10‬متر‬ ‫بلندی دارد و در هوای گرم و‬ ‫مرطوب رشد می کند‪ .‬عطر گل‬ ‫های کوچک و سفید این درخت‬ ‫بیشباهت به بوی خوش گل یاسمن‬ ‫نیست‪ .‬در ایران حدود هزار سال‬ ‫پیش‪ ،‬حکیم ابوعلی سینا در کتاب‬ ‫خود‪ ،‬شرح جامعی از خواص‬ ‫قهوه داده است‪ .‬امروز بر اساس‬ ‫آمارهای به دست آمده‪ ،‬حدود ‪89‬‬ ‫درصد از مردم جهان قهوه و چای‬ ‫یا هر دو آنها را مصرف می کنند‬ ‫و حدود ‪ 30‬درصد از مردم دنیا‬ ‫قهوه را به هر نوشیدنی گرم دیگر‬ ‫ترجیح می دهند‪.‬در زمان‌های‬ ‫قدیم در میان خانواده‌های خاص‬ ‫و در مراسم ویژه قهوه تهیه می‌شد‪،‬‬ ‫اما این روزها با واردات انواع آن‪،‬‬ ‫این نوشیدنی به خصوص در میان‬ ‫قشر جوان محبوبیت فراوانی پیدا‬ ‫کرده است‪ ،‬به ویژه در روزهای‬ ‫سخت کاری‪.‬‬ ‫یک فنجان قهوه ‪ ۲۰۰‬میلی لیتر‬ ‫بیشتر از یک سهم میوۀ سرشار از‬ ‫آنتی اکسیدان‪ ،‬مانند زغال اخته‬ ‫یا گیالس آنتی اکسیدان در خود‬ ‫دارد‪ .‬آنتی اکسیدان ها تنها برگ‬ ‫برنده ای نیستند که قهوه در آستین‬ ‫خود دارد‪ .‬این مادۀ مفید‪ ،‬منبع‬ ‫بسیار خوبی برای تأمین منیزیم‪،‬‬ ‫ویتامین ‪ B3 ،B2‬و مس است‪.‬‬ ‫به خاطر همین خواص است که قهوه عملکرد‬ ‫پیشگیرانه در مقابل بسیاری از بیماری ها‬ ‫دارد‪ .‬بیماری هایی چون‪:‬سرطان کبد‪ ،‬سرطان‬ ‫کولون و سینه‪،‬بیماری پارکینسون‪ ،‬دیابت‪،‬‬ ‫نقرس‪.‬‬ ‫با تمام این حرف ها نمی‌توان گفت که قهوه‬ ‫سرآمده تمام نوشیدنی هاست‪ .‬برخی از آثار‬ ‫آن زیان آور هستند‪.‬مصرف کافئین‪ ،‬آزاد شدن‬ ‫هورمون استرس را با خود به دنبال دارد‪ .‬اگر‬ ‫شما فرد پر استرس یا مضطربی هستید‪ ،‬بهتر‬ ‫است که مصرف قهوه تان را کاهش دهید‪.‬‬

‫قهوه گوارش را سرعت می‌بخشد‪ .‬و ترشح‬ ‫اسید معده را نیز افزایش می‌دهد ‪ ،‬اگر مبتال‬ ‫به رفالکس معده ‪ ،‬مری‪ ،‬ورم معده یا زخم‬ ‫معده هستید‪ ،‬حواس تان به میزان قهوه ای‬ ‫که می‌نوشید‪ ،‬باشد ‪.‬قهوه جذب آهن توسط‬ ‫بدن را نیز کم می‌کند‪ .‬بنابراین نوشیدن آن به‬ ‫کسانی که مبتال به کم خونی هستند‪ ،‬توصیه‬ ‫نمی‌شود‪.‬‬ ‫و در نهایت باید بدانیم که کافئین تپش قلب‬ ‫را زیاد می‌کند‪ .‬پس در صورتی که به خاطر‬ ‫مشکالت ریتم قلبی‪ ،‬دارو می‌خوریم‪ ،‬حواس‬ ‫مان به میزان مصرف قهوه مان باشد‪ .‬نوشیدن‬ ‫قهوه البته به مقدار كافی نه بیش از حد‪،‬‬ ‫باعث آسودگی والتیام سیستم اعصاب و به‬ ‫این ترتیب راحت تر فكر كردن و تحركات‬ ‫بدنی می‌شود‪.‬‬ ‫بر طبق نتایج یک مطالعه جدید‪ ،‬افرادی که‬ ‫در روز بیش از ‪ 4‬فنجان قهوه می خورند‪،‬‬ ‫ریسک مرگ بر اثر سرطان های دهان و گلو‬ ‫در آن ها به نصف کاهش می یابد‬ ‫پژوهش‌ها حاکی از این است که کافئین بر‬ ‫افزایش کارایی در ورزش تاثیرگذار است‪.‬‬ ‫کافئین می‌تواند عملکرد استقامتی بدن انسان‬ ‫در ورزش‌هایی مانند دو‪ ،‬شنا و دوچرخه‌سواری‬ ‫را تقویت کند‪ .‬همچنین می‌تواند به بازیابی‬ ‫توان ما پس از انجام تمرینات کمک کند‪.‬‬ ‫به گزارش برترین ها در سال های اخیر‬ ‫تحقیقات گوناگون نشان داده است که قهوه‬ ‫عالوه بر سرطان رحم‪ ،‬کبد و پروستات‪،‬‬ ‫در کاهش خطر برخی بیماری ها ازجمله‬ ‫افسردگی‪ ،‬دیابت نوع دو‪ ،‬پارکینسون (به‬ ‫خصوص در مردان) واقع خواهد شد‪.‬‬ ‫همچنین قهوه در محافظت از مغز در برابر‬ ‫بیماری آلزایمر نیز نقش موثری ایفا می کند‪.‬‬ ‫اخذ به موقع بیمه در این خصوص می تواند‬ ‫در صورت تشخیص پزشگ از پوشش بین‬ ‫‪25000‬دالر تا ‪ 2.000.000‬معاف از‬ ‫مالیات برخوردار باشد ‪ .‬این نوع بیمه با تنوع‬ ‫پوشش کوتاه مدت‪ ،‬میان مدت ‪ ،‬بلند مدت و‬ ‫همچنین بر گشت پول که از نقطه نظر سرمایه‬ ‫گذاری انتخاب مناسبی همچنین برای دوران‬ ‫بازنشستگی در صورت عدم بیماری می باشد‬ ‫‪ .‬پرسش های خود را در زمینه طرح و برنامه‬ ‫ریزی مالی و سرمایه گذاری و بیمه های‬ ‫مختلف از طریق ایمیل ‪news@insufin.‬‬ ‫‪ com‬و یا با شماره تلفن ‪-370-0011‬‬ ‫‪ 905‬تماس بگیرید ‪.‬‬ ‫شما عالقمندان رادیو و تلویزیون می توانید‬ ‫* شنونده برنامه رادیویی بیمه‪ ،‬سه شنبه در‬ ‫میان‪ ،‬از ساعت ‪ 9‬تا ‪ 10‬صبح از رادیو‬ ‫صدای ایران باشید‬ ‫* درهر لحظه با یک کلیک‪ ،‬بیننده برنامه‬ ‫های تلویزیونی ما از شبکه تلویزیونی‬ ‫شرکت بیمه ‪www.youtube.com/‬‬ ‫‪ sherkatbimeh‬باشید ‪.‬‬ ‫و یا با الیک کردن آدرس اینترنتی ما در فیس‬ ‫بوک ‪https://www.facebook.com/‬‬ ‫‪،Insufin‬‬ ‫از آخرین فعالیت های شرکت ما مطلع شوید‬ ‫* محمد رحیمیان کارشناس ارشد بیمه و‬ ‫سرمایه گذاری و عضو رسمی مشاورین‬ ‫متخصص بیمه و امور مالی کانادا به شماره‬ ‫ثبت‪ 2065817 :‬است‪.‬‬


‫‪42‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫نقش حیاتی‬ ‫کفش خانم ها در‬ ‫روابط!‬

‫روان‌شناسان می‌توانند با ارزیابی‬ ‫رنگ و قیمت و مدل کفش‬ ‫خصوصیات اخالقی‪ ،‬اجتماعی‪،‬‬ ‫احساسی و حتی جهت‌گیری‌های‬ ‫سیاسی صاحب آن کفش را هم‬ ‫حدس بزنند‪ .‬اینکه کفش‌ها و‬ ‫اشکال مختلف آن چه تاثیری در‬ ‫روابط‌تان خواهند داشت را این‬ ‫جا مطالعه کنید‪.‬‬

‫روان‌شناسان می‌توانند با ارزیابی رنگ و‬ ‫قیمت و مدل کفش خصوصیات اخالقی‪،‬‬ ‫اجتماعی‪ ،‬احساسی و حتی جهت‌گیری‌های‬ ‫سیاسی صاحب آن کفش را هم حدس بزنند‪.‬‬ ‫اینکه کفش‌ها و اشکال مختلف آن چه‬ ‫تاثیری در روابط‌تان خواهند داشت را این‬ ‫جا مطالعه کنید‪.‬‬ ‫نگاه زیرکانه طرف مقابل به کفش شماست‬ ‫ل‬ ‫کفش قطعا تمام شخصیت‌ ما را شك ‌‬ ‫ی‬ ‫نمی‌دهد اما وضع‌ ظاهر آن‪ ،‬اغلب‌ پایه‌ا ‌‬ ‫ت و تاثیر‬ ‫برای‌ قضاوت‌ اولیه‌ در موردتان اس ‌‬ ‫ی دیگران‌ نسبت‌ به‌ ما‬ ‫شگرفی‌ بر قضاوت‌ها ‌‬ ‫ن‬ ‫ت هنگام‌ روبه‌رو شد ‌‬ ‫ن بهتر اس ‌‬ ‫دارد‪ .‬بنابرای ‌‬ ‫با مرد ‌م به ویژه شخص خاص زندگی‌تان هیچ‬ ‫وقت پوشیدن کفش مناسب را فراموش نکنید‬ ‫چراکه او در همان نگاه اول تیپ شما در‬ ‫ذهنش خواهد ماند‪.‬‬ ‫انتخاب کفش خوب و پوشیدن آن باعث‬ ‫می‌شود که در اولین برخورد روی افراد تاثیری‬ ‫مثبت بگذارید و به دیگران این تفکر را می‌دهد‬ ‫که شما همانطور که در لباس پوشیدن‌تان‬ ‫دقیق و وسواسی هستید‪ ،‬در کار نیز منظم و‬ ‫دقیق هستید‪ .‬شاید یکی از ساده‌لوحانه‌ترین‬ ‫جمالتی که یک خانم در مورد مردان می‌تواند‬ ‫بگوید این است که «هنگام مالقات یک‬ ‫مرد ابتدا به کفش‌هایش نگاه می‌کنم‪ ».‬اما‬ ‫ظاهرا این روش برای شناخت شخصیت افراد‬ ‫آن‌قدرها هم بد نیست‪.‬‬ ‫اگر روابط اجتماعی باالیی دارید‪ ،‬خساست‬ ‫نکنید‬ ‫این روزها برخالف گذشته فقط ظاهر افراد‬ ‫است که اولین و آخرین تاثیر را روی ما‬ ‫می‌گذارد و نشان‌دهنده رفتار و شخصیت‬ ‫آنهاست‪ .‬در محیط‌ها و روابط کاری این‬ ‫مسئله بیش از آنچه فکر می‌کنید اهمیت پیدا‬ ‫می‌کند‪ .‬پوشیدن کفش خوب اهمیت زیادی‬

‫دارد و باعث می‌شود دیگران شما را جدی‌تر‬ ‫تلقی کنند‪ .‬ربطی هم به سن و سال ندارد‪.‬‬ ‫چه پیر باشید و چه جوان‪ ،‬رعایت این موضوع‬ ‫به نفع‌تان است‪ .‬پوشیدن کفش در محل کار‬ ‫بیشتر برحسب راحتی انتخاب می‌شود چرا که‬ ‫در کفش‌های راحت بازده کار باالتر می‌رود‪.‬‬ ‫درست است که می‌توانید بدون صرف میزان‬ ‫زیادی پول‪ ،‬کفشی ساده به پا کنید که فقط‬ ‫در آن راحت باشید اما در مورد محیط رسمی‬ ‫به خصوص اگر روابط اجتماعی باالیی دارید‬ ‫بهتر است که خساست به خرج ندهید‪.‬‬ ‫همیشه به یاد داشته باشید یک لباس مناسب‬ ‫شاید خیلی ساده باشد اما کفش نسبتا‬

‫متناسب‌تر می‌تواند کم و کاستی‌های زیادی‬ ‫را برطرف کند‪.‬تعداد زیادی کفش خوش‌پا‬ ‫داشته باشید‪ ،‬این به شما کمک می‌کند که‬ ‫در نبود لباس‌های آن چنانی هنوز خوش‌تیپی‬ ‫خود را حفظ کرده و جلوه خوبی پیدا کنید‪.‬‬ ‫ولی موقع ست کردن کفش با شلوار و پیراهن‬ ‫خود حسابی دقت کنید‪ .‬کفش وضعیت مالی‬ ‫فرد را هم نشان می‌دهد و در روابط کاری‬ ‫بسیار تاثیر گذار است به همین خاطر بی‌دلیل‬ ‫نیست که بعضی‌ها کلی پول برای خرید کفش‬ ‫می‌دهند‪ .‬اما انتخاب کفش برای هر محیطی‬ ‫می‌تواند بیانگر توجه هر کس به دنیای‬ ‫اطرافش باشد‪.‬‬ ‫با کفش‌تان اعتماد‌به‌نفس بگیرید‬

‫کفش خانم‌ها به میزان حساسیت به قدشان‬ ‫در ارتباط است‪ ،‬عموما خانم‌های قدکوتاه‬ ‫کفش‌های خیلی بلند انتخاب می‌کنند‬ ‫کفش‌هایی که عالوه بر پوشاندن پای آنها‬ ‫اعتماد‌به‌نفس ویژه‌ای در برقراری ارتباط با‬ ‫شخص مقابل‌شان به آنها می‌دهد‪ .‬اما این‬ ‫را فراموش نکنید که در پوشیدن کفش‌های‬ ‫پاشنه بلند تمرکز ویژه‌ای روی تسلط راه‬ ‫رفتن‌تان داشته باشید چون همان قدر که این‬ ‫کفش می‌تواند خوش ظاهرتان کند‪ ،‬به بد راه‬ ‫رفتن و درست‌کردن تصویر بد از شما بسیار‬ ‫کمک می‌کند‪.‬‬ ‫این نکته را هم به خاطر داشته باشید افرادی‬ ‫که نوعی اضطراب و نگرانی درباره روابط‌شان‬ ‫دارند کفش‌های نو پوشیده و آنها را سالم نگه‬ ‫می‌دارند‪ ،‬البته این اتفاق به نگرانی آنها درباره‬ ‫ظاهرشان و چگونگی تفکر دیگران درباره‬ ‫آنها برمی‌گردد‪ .‬کفش‌ها اطالعات ظریف اما‬ ‫سودمندی درباره مالک خود بیان می‌کنند و‬ ‫سرنخ‌های غیرکالمی مهمی به حساب می‌آیند‪،‬‬ ‫پس تنها به راحتی‌تان فکر نکنید‪.‬‬ ‫با کفش نامناسب حسابی زیرسؤال می‌روید‬ ‫برای كفش‌ها‌ی‌تان خوب خرج كنید و خوب‬ ‫هم وقت بگذارید‪ .‬كفش‌ها قسمت ناطق تیپ‬ ‫شما هستند‪ ،‬آنها به سادگی با مخاطب حرف‬ ‫می‌زنند و معموال مهم‌ترین بخش ظاهر شما‬ ‫هستند كه به‌خصوص خانم‌ها به آن توجه‬ ‫می‌كنند‪ .‬بنابراین سعی كنید كفش‌های‌تان‬ ‫همیشه تمیز باشند و از تمیزی برق بزنند‪ .‬آنها‬ ‫را به موقع واكس بزنید‪.‬‬ ‫حتی اگر بهترین لباس‌ها را پوشیده باشید و‬ ‫همه لباس‌های‌تان تمیز و اتو كشیده باشند‪،‬‬ ‫یك كفش كثیف می‌تواند به راحتی آب‬ ‫خوردن همه اینها را از بین ببرد‪ .‬حیف است‬ ‫كه برای یك واكس ‪‌5‬دقیقه‌ای كل ظاهرتان‬ ‫را زیر سؤال ببرید‌‪ ،‬پس حواس‌تان حسابی به‬ ‫كفش‌ها جمع باشد‪.‬‬ ‫صندل‌ها درست مثل كفش‌ها نشان‌دهنده‬ ‫سلیقه شما هستند‪ ،‬صندل شما حتی اگر‬ ‫زیباترین و ‌آراسته‌‌ترین مدل بین مدل‌های‬ ‫ارائه شده سال باشد پوشیدن آن به همراه‬ ‫ترکیب نامناسب می‌تواند همه چیز را تنها‬ ‫ظرف مدت چند ثانیه خراب كند!‬ ‫به جایگاه اجتماعی خودتان اهمیت‌دهید‬ ‫کفش‌های‌تان را تمیز نگه دارید‪ .‬واکس و‬ ‫براقی کفش‌های‌تان نشان از نظم و ترتیب و‬ ‫میزان اهمیت دادن به جایگاه اجتماعی‌تان‬ ‫دارد‪ .‬معموال با هرکس مالقات می‌کنیم‬ ‫نگاهش از روی صورت‌مان شروع و خیلی‬ ‫سریع به کفش‌های‌مان ختم می‌شود‪ .‬کثیفی‬ ‫کفش نشان از بی سر و سامانی شما در کارها‬ ‫و روابط‌تان است‪ ،‬گرچه نوع کثیفی شاید با‬ ‫نوع شغل صاحبش در ارتباط باشد‬ ‫اما برطرف کردن آن همه کهنگی و کثیفی از‬ ‫چیزی که پای‌تان کردید از نزدیک شدن آدم‌ها‬ ‫به شما جلوگیری می‌کند‪ .‬شخصی که کفشش‬ ‫سالم اما گرد و خاکی است شاید ظاهرش‬ ‫هم مرتب باشد اما کامال می‌توان حدس زد‬ ‫درون صندوق عقب اتومبیل و داخل خانه‌اش‬ ‫هم نامرتب است‪ .‬پس روابط‌های‌تان را به‬ ‫همین سادگی از بین نبرید‪ ،‬به آنچه به پا‬ ‫کرده‌اید اهمیت ویژه‌ای دهید‪.‬‬


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

41


‫‪40‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫کاهش وزن بدون‬ ‫گرفتن رژیم های‬ ‫سخت‬

‫شاید شنیدن نام رژیم شما را‬ ‫هم عصبی کند و گرسنگی‪ ،‬غذا‬ ‫نخوردن و ضعف را به یادتان‬ ‫بیاورد‪ .‬در کنار تمرینات ورزشی‪،‬‬ ‫راه‌های ساده‌ای وجود دارند که‬ ‫بدون رعایت رژیم‌های سخت‬ ‫غذایی هم می‌توان خورد و هم‬ ‫الغر شد‪.‬‬

‫در این مقاله سعی کرده‌ایم چند راه عملی برای‬ ‫کاهش وزن بدون رژیم را به شما آموزش دهیم‪.‬‬ ‫‪ 6‬راه برای افزایش متابولیسم‬ ‫آ گاهی از نقش متابولیسم در کاهش وزن دارای‬ ‫اهمیت است‪ .‬متابولیسم صحیح یعنی چربی‬ ‫یا میزان کالری‌ای که بدن برای کسب انرژی‬ ‫می‌سوزاند‪ .‬هرچه متابولیسم بیشتر شود‪ ،‬کالری‬ ‫بیشتری در طول روز سوزانده می‌شود‪.‬‬ ‫راه‌های زیادی برای افزایش طبیعی متابولیسم‬ ‫و در نتیجه سوزاندن چربی وجود دارد‪ .‬بدون‬ ‫گرسنگی و نیاز به رژیم‌های طاقت‌فرسا با‬ ‫روش‌های زیر سوخت‌وساز بدن خود را باال‬ ‫ببرید‪:‬‬ ‫‪ - 1‬اگر می‌خواهید بدون گرفتن رژیم‪ ،‬چربی‬ ‫بسوزانید‪ ،‬ورزش را فراموش نکنید‬ ‫این به معنی انجام تمرین‌های سخت و سوزاندن‬ ‫چربی آن طور که فکر می‌کنید‪ ،‬نیست‪ .‬فقط‬ ‫کافی است ‪ 3‬یا ‪ 4‬بار در هفته ‪ 30‬دقیقه‬ ‫پیاده‌روی کنید‪ .‬ضمن آن که در طول پیاده‌روی‬ ‫چربی می‌سوزانید‪ ،‬این عمل حتی ‪ 2-3‬ساعت‬ ‫بعد‪ ،‬متابولیسم بدن شما را تحت تأثیر قرار‬ ‫خواهد داد‪.‬‬ ‫‪ - 2‬خوردن صبحانه‬ ‫صرف نظر کردن از صبحانه متابولیسم بدن‬ ‫را کاهش می‌دهد و باعث حفظ ذخایر چربی‬ ‫می‌شود‪ .‬خوردن یک صبحانه سالم متابولیسم‬ ‫را تحریک کرده و باعث می‌شود روز به طور‬ ‫صحیح شروع شود‪.‬‬ ‫‪ - 3‬تعداد دفعات غذای خود را افزایش و‬ ‫حجم آن را در طول روز کاهش دهید‬ ‫در طی روز کم‌کم غذا بخورید‪ .‬مجبور نیستید‬ ‫برای سریع الغر شدن رژیم بگیرید اما تغییر‬ ‫الگوی خوردن مهم است‪ .‬به جای سه وعده‬ ‫غذا در روز ‪ 5-6‬وعده غذا بخورید‪ .‬این کار‬ ‫به تحریک متابولیسم بدنتان کمک می‌کند و‬ ‫مانع از ذخیره چربی اضافه حاصل از حجم زیاد‬ ‫غذا می‌شود‪.‬‬ ‫‪ - 4‬نوشیدن ‪ 8‬لیوان آب در طول روز را‬ ‫فراموش نکنید‬

‫آب برای تمام فعالیت‌های بدن از جمله‬ ‫متابولیسم ضروری است‪ .‬سعی کنید به طور‬ ‫منظم در طول روز ‪ 2‬لیتر آب بنوشید‪.‬‬ ‫‪ - 5‬سه ساعت قبل از خواب چیزی نخورید‬ ‫هنگام خواب سوخت‌وساز پایین است‪ ،‬اگر‬ ‫درست قبل از خواب شام بخورید‪ ،‬کالری‬ ‫آهسته‌تر سوزانده می‌شود و به احتمال زیاد‬ ‫به صورت چربی در بدن ذخیره می‌شود‪ .‬اگر‬ ‫بتوانید قبل از خواب بیشتر کالری حاصل از‬ ‫شام را بسوزانید‪ ،‬بدن شما در طول شب از ذخایر‬ ‫چربی استفاده می‌کند و چربی‌ها را می‌سوزاند‪.‬‬ ‫‪ - 6‬از مکمل‌های غذایی و ویتامین ‪B12‬‬ ‫استفاده کنید‬ ‫ویتامین ‪ B12‬انرژی طبیعی‌ای است که به‬ ‫افزایش متابولیسم بدن کمک می‌کند و در‬ ‫پروتئین‌هایی مانند گوشت‪ ،‬ماهی و فرآورده‌های‬ ‫شیر موجود است‪ .‬چون این ویتامین در‬ ‫سبزیجات نیست‪ ،‬اگر گیاه‌خوار هستید از‬ ‫مکمل غذایی آن استفاده کنید‪ .‬گنجاندن این‬ ‫ویتامین‪ ،‬البته تحت نظر پزشک‪ ،‬در صبحانه به‬ ‫سوختن چربی در طول روز کمک می‌کند‪.‬‬ ‫‪ 17‬راه‌کار برای کاهش وزن‬ ‫‪ - 1‬زمان غذا خوردن خود را تا ‪ 20‬دقیقه‬ ‫افزایش دهید‬ ‫وقتی تند تند غذا می‌خورید بدنتان نمی‌تواند‬ ‫سیگنال‌های مربوط به سیر شدن را دریافت کند‬ ‫که این خود منجر به پرخوری می‌شود‪.‬‬ ‫‪ - 2‬یک ساعت بیشتر بخوابید‬ ‫با این روش هم اشتهای شما کم می‌شود هم‬ ‫گرسنگی کمتری احساس می‌کنید‪.‬‬ ‫‪ - 3‬سبزیجات بیشتری بخورید‬ ‫با خوردن سبزیجات هم کالری کمتری دریافت‬ ‫کرده‌اید و هم سوخت و ساز بدنتان را افزایش‬ ‫داده‌اید‪ .‬به ساالدتان هم به جای سس‌های‬ ‫چرب بهتر است آب‌لیمو اضافه کنید‪.‬‬ ‫‪ - 4‬سوپ بخورید‪ ‌،‬وزن کم کنید‬ ‫سعی کنید قبل از غذای اصلی سوپ بخورید و‬ ‫تا حد زیادی معده خود را با آن پر کنید و به این‬ ‫ترتیب اشتهای خود را نسبت به غذای اصلی کم‬ ‫کنید‪ .‬برای تهیه سوپ از سبزیجات تازه و یا یخ‬ ‫زده نیز استفاده کنید‪.‬‬ ‫اگر می‌خواهید وزن تان کاهش یابد مراقب‬ ‫باشید از سوپ‌های خامه‌ای پرهیز کنید چرا که‬ ‫مملو از چربی و کالری هستند‪.‬‬ ‫‪ - 5‬از غالت کامل استفاده کنید‬ ‫غالت کامل حاوی فیبرهای مفید برای‬ ‫سالمت انسان بوده و سبب می‌شوند دیرتر‬ ‫احساس گرسنگی کنید‪ .‬متخصصان تغذیه‬ ‫توصیه می‌کنند به جای مصرف نان سفید‪ ،‬نان‬ ‫سبوس‌دار‪ ،‬به جای برنج سفید‪ ،‬برنج قهوه‌ای و‬ ‫تنقالتی مثل بیسکویت سبوس جو‪ ،‬پاپ کورن‬ ‫یا غالت بو داده مصرف کنید‪.‬‬ ‫‪ - 6‬لباس‌های قدیمی مورد عالقه به خود را در‬ ‫جایی که هر روز می‌بینید بگذارید تا تصور کنید‬ ‫که وقتی الغر شدید باز هم می‌توانید از آن‌ها‬ ‫استفاده کنید‪.‬‬ ‫‪ - 7‬پیتزای سالم بخورید‬ ‫سعی کنید به جای استفاده از گوشت در مواد‬

‫پیتزا از سبزیجات استفاده کنید‪ .‬با انجام این‬ ‫روش ‪ 100‬کالری را از خود دور می‌کنید‪.‬‬ ‫همچنین به جای استفاده از پنیر پرچرب از پنیر‬ ‫کم‌چرب استفاده کنید و قبل از اضافه کردن‬ ‫مواد پیتزا‪ ،‬یک الیه روغن زیتون روی نان‬ ‫بمالید‪.‬‬ ‫‪ - 8‬قند مصرفی روزانه را کاهش دهید‬ ‫به جای خوردن هر روز نوشابه از شربت حاوی‬ ‫لیمو استفاده کنید الزم است بدانید هر لیوان‬ ‫نوشابه حاوی ‪ 10‬قاشق شکر است‪.‬‬ ‫‪ - 9‬از لیوان‌های باریک و بلند استفاده کنید‬ ‫اگر می‌خواهید بدون رژیم الغر شوید برای کم‬ ‫کردن کالری‌های دریافتی از مایعات‪ ،‬به جای‬ ‫لیوان‌های پهن و کوتاه از لیوان‌های باریک‬ ‫و بلند استفاده کنید‪ .‬با استفاده از این روش‬ ‫‪ 25 -30‬درصد از نوشابه‪ ،‬آب‌میوه یا هر‬ ‫نوشیدنی دیگری را کم‌تر می‌نوشید و کالری‬ ‫کم‌تری دریافت می‌کنید‪ .‬در آزمایشات مختلفی‬ ‫که در این زمینه صورت گرفته مشخص شده‬ ‫به خاطر خطای دید‪ ،‬افرادی که از لیوان‌های‬ ‫پهن و کوتاه استفاده می‌کنند از مقدار بیشتری‬ ‫نوشیدنی مصرف می‌کنند‪.‬‬ ‫‪ - 10‬چای سبز بخورید‬ ‫نوشیدن چای سبز راهکار خوبی برای کاهش‬ ‫وزن است‪ .‬تحقیقات حاکی از آن است که چای‬ ‫سبز به خاطر عملکرد فیتوکمیکال‌های موسوم به‬ ‫کاتچین‌ها‪ ،‬سرعت موتور سوخت کالری‌ها در‬ ‫بدن را به طور موقت افزایش می‌دهد‪.‬‬ ‫‪ - 11‬یوگا‬ ‫زنانی که یوگا انجام می‌دهند تمایل بیشتری‬ ‫به الغر بودن دارند‪ .‬محققان دریافته‌اند که‬ ‫احساس آرامش به افراد کمک می‌کند تا‬ ‫احساس سیری در زمان مناسب را از طریق‬ ‫بدنشان دریافت کنند‪.‬‬ ‫‪ - 12‬در خانه غذا بخورید‬ ‫حداقل ‪ 5‬بار در روز از‬ ‫غذاهایی که در خانه تهیه‬ ‫می‌شود بخورید‪ .‬این روش‬ ‫یکی از بهترین روش‌های‬ ‫کاهش وزن است‪ .‬برای‬ ‫تهیه سریع غذا‪ ،‬بهتر است‬ ‫از قبل سبزیجات را خرد‬ ‫کرده و مرغ را پخته و‬ ‫گوشت را به قطعات ریز‬ ‫درآورید و از کنسرو نخود‬ ‫فرنگی استفاده کنید‪.‬‬ ‫‪ - 13‬به زمان «مکث در‬ ‫خوردن» توجه کنید‬ ‫بسیاری از افراد دارای زمان‬ ‫«مکث در خوردن» هستند‬ ‫و آن زمانی است که برای‬ ‫چند لحظه‪ ،‬چنگال یا قاشق‬ ‫خود را بر زمین می‌گذارند‪.‬‬ ‫مراقب این لحظه باشید‬ ‫و پس از آن دیگر سعی‬ ‫در خوردن نکنید‪ .‬در این‬ ‫لحظه سعی کنید از صحبت‬ ‫با دیگران لذت ببرید‪ .‬این‬ ‫مورد‪ ،‬عالمت خاموشی‬ ‫است که نشان می‌دهد شما‬ ‫به اندازه کافی سیر شده‌اید‬

‫و خیلی‌ها هستند که به این لحظه توجه نکرده و‬ ‫آن را از دست می‌دهند‪.‬‬ ‫‪ - 14‬جویدن آدامس نعنای قوی‬ ‫جویدن آدامس هنگامی که شما تمایل به خوردن‬ ‫یک میان وعده دارید می‌تواند شما را از خوردن‬ ‫مواد پر کالری نجات دهد‪.‬‬ ‫‪ - 15‬بشقاب کوچک انتخاب کنید‬ ‫برای خوردن ناهار یا شام به جای بشقاب‬ ‫بزرگ‪ ،‬از بشقاب کوچک استفاده کنید‪.‬‬ ‫تحقیقات بسیاری در این زمینه انجام شده و‬ ‫همگی آن‌ها نشان داده‌اند که استفاده از بشقاب‬ ‫بزرگ‌تر منجر به خوردن بیشتر و در نتیجه‬ ‫اضافه وزن خواهد شد‪ .‬برای کم کردن ‪-200‬‬ ‫‪ 100‬کالری در روز و کاهش وزن بین چهار و‬ ‫نیم تا ‪ 9‬کیلوگرم طی یک سال‪ ،‬برای صرف‬ ‫غذا از بشقاب یا کاسه کوچک استفاده کنید‪.‬‬ ‫‪ - 16‬قانون ‪ 80 - 20‬را امتحان کنید‬ ‫آمریکایی‌ها عادت کرده‌اند که بیش از مقدار‬ ‫الزم غذا بخورند ولی مردمان اوکیناوا در ژاپن‬ ‫تا ‪ 80‬درصد از حجم معده خود را پر کرده‪،‬‬ ‫یعنی قبل از سیری کامل دست از غذا می‌کشند‬ ‫و برای این روش نام «هاراهاچی‌بو» را نیز‬ ‫انتخاب کرده‌اند‪.‬‬ ‫محققان می‌گویند یکی از بهترین روش‌های‬ ‫طبیعی برای الغری‪ ،‬نخوردن ‪ 20‬درصد از‬ ‫غذای درون بشقاب است و خیلی از افراد این‬ ‫نکته را فراموش می‌کنند‪.‬‬ ‫‪ - 17‬اگر مجبور شدید در رستوران غذا‬ ‫بخورید نکات زیر را تحت نظر بگیرید‬ ‫* با یک دوست غذای خود را تقسیم کنید‪.‬‬ ‫* بشقاب کوچک انتخاب کنید‪.‬‬ ‫* نیمی از غذای خود را همراه خود به خانه‬ ‫ببرید‪.‬‬ ‫* ابتدا بشقاب سبزیجات یا ساالد را بخورید‪.‬‬


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

39


‫‪38‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫راهنمای خانم ها برای درک انزال زود رس‬ ‫این آرزوی همه مردان است که‬ ‫بتوانند حین رابطه جنسی آنقدر‬ ‫خوب خود را کنترل کنند و نگه‬ ‫دارند تا همزمان با همسرشان‬ ‫ارگاسم شوند‪ .‬فکر نمی کنم که‬ ‫تعداد مردانی که بتوانند اینکار را‬ ‫بکنند زیاد باشد‪.‬‬

‫اما درواقعیت اکثریت خانم ها با عمل جنسی‬ ‫نیست که ارگاسم می شوند‪ ،‬حتی اگر همسرشان‬ ‫رابطه جنسی را خیلی طول بدهد اکثریت‬ ‫مردهای جوان و سالم هم در بهترین حالت‬ ‫بیشتر از سه تا چهار دقیقه نمی توانند خود را‬ ‫نگه دارند و ارضاء می شوند‪ .‬خیلی از مردها‬ ‫عقیده دارند که باید حین عمل جنسی کنترل‬ ‫کامل داشته باشند و انزال ارادی استعدادی‬ ‫ذاتی است‪ .‬خیلی ها هم تصور می کنند که اگر‬ ‫می توانستند آنقدر عمل جنسی را طول بدهند‬ ‫که همسرشان هم ارضاء شود خیلی خوب بود‪.‬‬ ‫و اکثر این مردها ناکام می شوند‪.‬‬ ‫اجازه بدهید با چهار فرضیه شروع کنیم‪ .‬اول‬ ‫اینکه برای مردها طبیعی تر این است که سریع‬ ‫ارضاء شوند تااینکه بتوانند آنرا ساعت ها طول‬ ‫بدهند‪ .‬فرضیه دوم این است که خیلی از مردها‬ ‫(و زن ها) این را قبول نمی کنند‪ .‬سوم اینکه‪،‬‬ ‫اگر مدت زمان متوسط برای عمل جنسی سه تا‬ ‫چهار دقیقه است‪ ،‬انزال در این حیطه زمانی‪،‬‬ ‫اختالل جنسی محسوب نمی شود‪ .‬تصور چهارم‬ ‫این است که خیلی از مردها (و زن ها) این را‬ ‫هم قبول نمی کنند‪.‬‬ ‫واژه "انزال زودرس" این معنا را می رساند که‬ ‫ارگاسم مرد زودتر از زمان موعد اتفاق بیفتد‪.‬‬ ‫درابتدا انزال زودرس انزالی تعریف می شد که‬ ‫قبل از ارضاء شدن همسر اتفاق بیفتد اما االن‬ ‫می دانیم که درست نیست که مشکل مرد را‬ ‫برحسب واکنش زن تعریف کنیم‪ .‬درنتیجه ما‬ ‫واژه "انزال سریع" را ترجیح می دهیم‪ .‬درواقع‬ ‫اگر متوسط زمان انزال برای مردها سه تا چهار‬ ‫دقیقه است‪ ،‬مردی که زود ارضاء می شود یا‬ ‫ثانیه هایی بعد از دخول انزال برای او اتفاق می‬ ‫افتد جزء دسته عادی و طبیعی قرار نمی گیرد‪.‬‬ ‫ساده تر این است که بدون تکیه کردن بر واکنش‬ ‫ارگاسم زن یا تعداد دخول و خروج مرد یا تعداد‬ ‫ثانیه هایی که از شروع رابطه جنسی می گذرد‪،‬‬ ‫قبول کنیم که اگر مرد‪ ،‬زن یا هر دوی آنها از‬ ‫نظر احساسی درمورد زمان انزال مرد ناراحتی‬ ‫داشته باشند کام ً‬ ‫ال معقول است‪ .‬در این صورت‬ ‫این ھر دو نفر با هم هستند که تصمیم می گیرند‬ ‫که مشکلی هست یا نه‪ ،‬نه متخصصین رابطه‬ ‫جنسی با توجه به آمار و ارقام‪ .‬مثالی می زنیم‪:‬‬ ‫زوج جوانی را در نظر بگیرید که شبی رمانتیک‬

‫در کنار هم داشتند و درمورد سکسی که هرکدام‬ ‫برای آن شب در ذهنشان برنامه ریزی کرده اند‬ ‫با هم حرف زدند‪ .‬هیچ عجله ای برای هیچ چیز‬ ‫نداشتند و با خیال راحت هرکدام جداگانه دوش‬ ‫می گیرد تا برای رابطه جنسی رویایی شان خود‬ ‫را آماده کنند‪ .‬بعد از دوش گرفتن چند شمع‬ ‫روشن می کنند‪ ،‬موسیقی آرامی گذاشته و کنار‬ ‫هم روی تخت دراز می کشند‪ .‬آرام در گوش هم‬ ‫درمورد احساسات لطیفشان زمزمه می کنند و‬ ‫هم را نوازش کرده و می بوسند‪ .‬با گذشت زمان‬ ‫این بوسیدن ها شدت بیشتری پیدا می کند و‬ ‫نوازش هایشان از حسی به جنسی تغییر می کند‪.‬‬ ‫هر دو طرف با تماس های دست طرف مقابل‬ ‫به شدت تحریک می شوند‪ ،‬و زن با تماس های‬ ‫دست همسرش حسابی تحریک می شود‪ .‬با‬ ‫باالتر رفتن برانگیختگی او‪ ،‬مرد با دهان و زبان‬ ‫او را به ارگاسمی بسیار شدید می رساند‪ .‬بعد‬ ‫همسرش را در آغوش می گیرد‪ .‬زن هنوز آمادگی‬ ‫عمل جنسی را دارد و مرد باالخره شروع می‬ ‫کند و بعد از سی ثانیه داخل و خارج کردن های‬ ‫شدید ارضاء می شود‪ .‬زوج جوان همدیگر را در‬ ‫آغوش می گیرند و به هم برای تجربه چنین شب‬ ‫زیبایی تبریک می گویند‪ .‬چه کسی می تواند‬ ‫بگوید که این زن دچار اختالل جنسی است‬ ‫چون حین عمل جنسی نبوده که ارضا شده یا‬ ‫مرد دچار اختالل جنسی یا انزال زودرس است‬ ‫چون در کمتر از یک دقیقه ارضاء شده است؟‬ ‫اختالل جنسی یا سبک جنسی؟ گاهی اوقات‬ ‫همه چیز نسبی می شود‪.‬‬ ‫اما همانطور که قب ً‬ ‫ال هم گفتیم‪ ،‬بعضی ها دوست‬ ‫دارند که این رابطه جنسی بیشتر طول بکشد‪.‬‬ ‫یکسری کارها هست که زوج ها می توانند‬ ‫انجام دهند‪ .‬اما متاسفانه بعضی از متخصصین‬ ‫از واژه "درمان" برای این منظور استفاده کرده‬ ‫اند که این مفهوم را می رساند که "بیماری"‬ ‫وجود دارد‪ .‬اما این بیماری نیست‪ ،‬تفاوت های‬ ‫فردی است‪ .‬بعضی از مردها سریع ارضا می‬ ‫شند بعضی ها دیر و اکثر ًا هم یک چیزی بین‬ ‫این دو‪ .‬همچنین جای تاسف است که بعضی‬ ‫متخصصین ادعا می کنند که می توانند انزال‬ ‫زودرس را با چند تمرین ساده و بین شش تا‬ ‫هشت هفته درمان کنند‪ .‬با همچنین ادعاهایی‬ ‫گول نخورید‪ .‬تحقیقات نشان داده است‬ ‫که مردانی که تحت این درمان ها قرار گرفته‬ ‫اند‪ ،‬سه سال بعد به همان سرعتی که قب ً‬ ‫ال انزال‬ ‫داشتند‪ ،‬ارضا می شدند‪ .‬تکنیک های کنترل‬ ‫انزال یادگرفتنی است اما نیاز به زمان و صبر‬ ‫بسیار دارد و درصورتی عمل می کند که هر دو‬ ‫طرف با هم همکاری کنند و همیشه باید این‬ ‫تکنیک ها را دنبال کنند و حتی اگر یکبار به‬ ‫خاطر احساسات کنترل خود را از دست بدهند‬ ‫کار خراب می شود‪.‬‬ ‫کام ً‬ ‫ال مشخص است که زن ها نباید هیچوقت‬ ‫همسرشان را به این خاطر تحقیر یا سرزنش‬ ‫کنند‪ .‬اما ممکن است یک زن خسته شود و‬ ‫بگوید‪" ،‬اگه دوستم داشته باشی صبر میکنی"‪.‬‬

‫انزال سریع هیچ ارتباطی به دوست داشتن ندارد‬ ‫و علت آن سیستم عصبی بسیار حساس است‪.‬‬ ‫حتی حرف هایی مثل "شوهر قبلیم می تونست‬ ‫نیم ساعت صبر کند تو چه مشکلی داری؟"‬ ‫بیشتر از هر چیزی غرور مرد را خرد می کند‪.‬‬ ‫به خانم هایی که همسرشان سریع انزال دارند‬ ‫اطمینان می دهند که مردشان اینکار را‬ ‫عمد ًا انجام نمی دهد‪ .‬آنها اینکار را از روی‬ ‫خودخواهی انجام نمی دهند‪ .‬درواقع‪ ،‬هنوز هیچ‬ ‫تحقیقی به طور قطع مشخص نمی کند که چرا‬ ‫بعضی از مردها سریع انزال می کنند همینطور‬ ‫که هیچ تحقیقی هم علت ارگاسم شدن راحت‬ ‫تر خیلی از زن ها را توضیح نمی دهد‪ .‬اما دو‬ ‫مشاهده بالینی در این زمینه انجام داده ام که‬ ‫دوست دارم برایتان مطرح کنم‪ .‬من متوجه‬ ‫شده ام که اکثر آنهایی که انزال سریع دارند‬ ‫کمی مضطرب تر از حد متوسط هستند و به‬ ‫همین خاطر سریع هیجان زده می شوند‪ .‬همیشه‬ ‫گفته ام که وقتی مردی مضطرب است و شدید ًا‬ ‫تحریک شده وارد یک وضعیت متفاوتی از‬ ‫هوشیاری می شود که بدنش او را به سمت انزال‬ ‫می کشاند و به هیچ وجه فرد توانایی مقابله با‬ ‫آن را ندارد‪.‬‬ ‫زن می تواند به مرد یادآور‬ ‫شود که ریلکس شود و‬ ‫اهمیت ریلکس بودن فکری‬ ‫و جسمی هر دوی آنها را‬ ‫به او یادآوری کند‪ .‬اینکار‬ ‫باعث می شود مرد کندتر‬ ‫پیش برود اما نباید از نوازش‬ ‫کردن مرد دست بردارد‪ .‬این‬ ‫نوازش کردن ها باید برای‬ ‫حفظ برانگیختگی نسبی او‬ ‫اما نه هل دادن او به سمت‬ ‫انزال صورت گیرد‪ .‬تمریناتی‬ ‫هست که زوج ها می توانند‬ ‫با همکاری هم برای کمک‬ ‫به ریلکس کردن مرد‪ ،‬پایین‬ ‫آوردن اضطراب و هیجان‬ ‫او و باال بردن تمرکز او در‬ ‫روند پیشرفتش انجام دهند‪.‬‬ ‫مردهایی که انزال سریع دارند‬ ‫معمو ً‬ ‫ال نمی توانند آن لحظه‬ ‫غیرقابل برگشت را پیش بینی‬ ‫کنند‪ .‬متاسفانه‪ ،‬توضیح این‬ ‫تمرینات کمی طوالنی است و در این مقاله نمی‬ ‫گنجد به همین خاطر پیشنهاد می کنم مقاالت‬ ‫بیشتری را در این زمینه مطالعه کنید‪.‬‬ ‫اما می توانم چند نکته عملی به خانم ها پیشنهاد‬ ‫دهم‪ .‬اول اینکه به همسرتان اطمینان بدهید که‬ ‫عاشق تمام نوازش کردن ها و بوسیدن های‬ ‫او هستید‪ .‬باید غرور و اعتماد به نفس او را‬ ‫باال ببرید چون اکثر مردهایی که انزال سریع‬ ‫دارند خودشان را در زمینه جنسی ناتوان می‬ ‫بینند‪ .‬سعی کنید او را از عجله کردن دور کنید‬ ‫و بگویید که قبل از هر چیز بدنتان را کشف‬

‫کند‪ .‬از او بخواهید که با دهان و زبان شما را‬ ‫تحریک کرده و به ارگاسم برساند‪ .‬وقتی اینکار‬ ‫انجام شد به او بگویید که نوبتتان تمام شده و‬ ‫االن دیگر نوبت اوست‪.‬‬ ‫اما اگر به ارگاسم نرسیدید به مردتان بگویید آرام‬ ‫دراز بکشد و شما روی او بروید‪ .‬به او بگویید‬ ‫که کام ً‬ ‫ال ریلکس دراز بکشد و هیچ کدام از‬ ‫عضالتش را تکان ندهد‪ .‬در این وضعیت که‬ ‫زن غالب است همه حرکتها را شما بایدانجام‬ ‫دهید و باید تماس بدنتان با بدن شوهرتان را‬ ‫حفظ کنید‪ .‬این روش تحریک مرد را کمتر می‬ ‫کند چون کام ً‬ ‫ال متفاوت از حالت هایی است‬ ‫که مرد در آن غالب است و می تواند دخول‬ ‫طوالنی و سریع داشته باشد‪ .‬مزیتی که این روش‬ ‫برای شما دارد این است که می توانید زاویه‬ ‫بدنتان را طوری تنظیم کنید که آلت تناسلی‬ ‫شوهرتان موقع رفت و برگشت با چوچوله شما‬ ‫برخورد کند و درنتیجه تحریک بیشتری داشته‬ ‫باشید‪ .‬این روش لذت بسیار بیشتری به زن‬ ‫می دهد‪ .‬در یک رابطه جنسی خوب‪ ،‬هیچ‬ ‫درخواستی انجام نمی شود و هیچ قضاوتی هم‬ ‫نمی شود‪ .‬مردها معمو ً‬ ‫ال بیشتر به خود عمل‬ ‫جنسی عالقه دارند و زن ها الزم است که صبر و‬

‫پشتکار بیشتری برای فهماندن به آنها که عشق‬ ‫بازی فقط این عمل نیست داشته باشند‪ .‬ارتباط‬ ‫حسی و عاطفی باید چه باوجود عمل جنسی و‬ ‫چه بدون آن عمیق ًا بین دو طرف وجود داشته‬ ‫باشد‪ .‬عالی است اگر ارگاسم اتفاق بیفتد و اگر‬ ‫هم اتفاق نیفتد باز هم عالی است‪ .‬چه یک‬ ‫دقیقه طول بکشد چه یک ساعت باید برایتان‬ ‫لذت بخش باشد و از این ها گذشته‪ ،‬رابطه‬ ‫جنسی باید همیشه برایتان بهترین لذت زندگی‬ ‫زناشویی باشد‪.‬‬


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

37


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

36


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

35


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

34


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

33


‫‪32‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫آیا درست است که بعضی‌ها نمی‌توانند عاشق شوند؟‬ ‫بعضی‌ها حتی اگر خودشان هم‬ ‫بخواهند‪ ،‬برای برقراری پیوند‬ ‫عاطفی مشکل دارند!‬ ‫پرسش‪ :‬آیا کسانی هستند که از‬ ‫نظر احساسی قادر به عاشق شدن‬ ‫نباشند؟ به این دلیل می‌پرسم چون‬ ‫به تازگی با یک دختر فوق‌العاده‬ ‫آشنا شدم اما احساس می‌کنم هیچ‬ ‫حس عمیقی در من برای او ایجاد‬ ‫نشد‪ .‬به همین خاطر خیلی زود‬ ‫رابطه‌ام را با او برهم زدم‪.‬‬

‫این را می‌توان جزء آندسته از روابطی‬ ‫که می‌گویند «همانی نبود که باید باشد»‬ ‫دسته‌بندی کرد اما وقتی به تاریخچه روابط‬ ‫خودم نگاه می‌کنم (من سی ساله هستم و‬

‫تجربه‌های زیادی دارم)‪ ،‬می‌بینم که هیچوقت‬ ‫نتوانسته‌ام آن حس عمیقی که باید داشته باشم‬ ‫را تجربه کنم‪ .‬البته خیلی از برهم خوردن‌های‬ ‫روابط هم دالیل درستی داشته‌اند اما حس‬ ‫می‌کنم که من از این واقعیت‌ها فقط بعنوان‬ ‫بهانه استفاده می‌کردم‪.‬‬ ‫واقعیت این است که هیچوقت تابحال‬ ‫نتوانسته‌ام در نگاه اول ارتباط عمیقی ایجاد‬ ‫کنم ‪ --‬حتی قبل از اینکه مشکالت شروع‬ ‫شوند‪ .‬بااینحال‪ ،‬خیلی از دخترهایی که‬ ‫تابحال با آنها وارد رابطه شده‌ام خیلی به من‬ ‫وابسته می‌شدند و این مسئله باعث دردناک‬ ‫شدن برهم خوردن رابطه می‌شد‪.‬‬ ‫حاال می‌فهمم که این چرخه شوم من را فلج‬

‫کرده است‪ .‬من از برهم زدن رابطه‌هایم‬ ‫متنفرم‪ .‬از آسیب زدن به احساسات زنان‬ ‫و احساس گناهی که بعد آن با من می‌ماند‬ ‫متنفرم‪ .‬دیگر نمی‌خواهم به کسی صدمه بزنم‬ ‫اما واقع ًا تنها بودن هم برایم سخت است‪.‬‬ ‫به همین خاطر می‌خواستم بپرسم که آیا‬ ‫مشکلی هست که باعث می‌شود من نتوانم‬ ‫رابطه عمیق با کسی برقرار کنم؟ یا آخرین‬ ‫به هم زدنم بیش از اندازه فکرم را مشغول‬ ‫کرده است؟‬ ‫نمی‌توانم دست از فکر کردن به آن دختر‬ ‫بردارم‪ .‬دلم برایش تنگ شده است اما‬ ‫می‌ترسم اگر دوباره با او ارتباط برقرار کنم و‬ ‫از او بخواهم به من شانس دوباره بدهد‪ ،‬باز‬ ‫نتوانم به او احساسی پیدا کنم و مجبور شوم‬ ‫باز با او به هم بزنم‪ .‬آیا معنی اینها این است‬ ‫که به او حس عمیقی دارم یا به خاطر تنهایی‬ ‫این احساس را پیدا کرده‌ام؟‬

‫پاسخ‪ :‬جواب دادن به این سوال چندان‬ ‫نمی‌تواند قاطع باشد‪ .‬خیلی از افراد واقع ًا‬ ‫برای عاشق شدن مشکل دارند‪.‬‬ ‫نمی‌خواهم اسم شما را هم جزء آنها قرار‬ ‫دهم‪ .‬این واقعیت که از خودت این سوال‌ها‬ ‫را می‌پرسی نشان می‌دهد که خودآ گاهی دارید‬ ‫که این نشانه مثبتی است که یعنی قدرت‬ ‫احساسات عمیق‌تر و صمیمیت را دارید‪.‬‬ ‫در سی سالگی‪ ،‬کمی زود است اگر بخواهیم‬ ‫بگوییم اینطرفی هستید یا آنطرفی‪ .‬به همین‬ ‫دلیل نمی‌توانم یک پاسخ قاطع درمورد‬ ‫وضعیتت بدهم‪ ،‬فقط می‌توانم به مواردی‬

‫اشاره کنم که کمی به آنها فکر کنید‪.‬‬

‫‪ ۲۰‬ساله‌های قدیم هستند‪.‬‬

‫آیا روابط عمیق و پردوام دیگری ‪ --‬با‬ ‫دوستان مرد‪ ،‬همکاران یا خویشاوندان ‪--‬‬ ‫دارید؟ کسانیکه نمی‌توانند ارتباطات عمیق‬ ‫ایجاد کنند قادر به اعتماد کردن و نزدیک‬ ‫شدن واقعی به دیگران نیستند‪ .‬همچنین‬ ‫ممکن است که این افراد خصوصیاتی داشته‬ ‫باشند که آنها را برای داشتن احساسات عمیق‬ ‫بترساند یا باعث شود طوری رفتار کنند که‬ ‫دیگران را دور کند‪ .‬اگر هیچ رابطه پردوام‬ ‫مهمی نداشته‌اید‪ ،‬این می‌تواند نشانه یک‬ ‫مشکل در حفظ صمیمت شما با دیگران‬ ‫باشد‪.‬‬

‫اگر همین سوال را در سن ‪ ۵۰‬سالگی از من‬ ‫می‌پرسیدی‪ ،‬با کمال اطمینان می‌گفتم که‬ ‫قطع ًا مشکلی وجود دارد‪.‬‬

‫این واقعیت که وقتی با دختری به هم می‌زنید‪،‬‬ ‫ناراحت می‌شوید و دوست ندارید احساسات‬ ‫کسی را جریحه‌دار کنید هم نشانه بسیار خوبی‬ ‫است‪ .‬این خصوصیت در افراد خودخواه و‬ ‫خوشیفته وجود ندارد‪.‬‬

‫ببینید روابط قبلی‌تان خیلی پرسروصدا بوده‌اند‬ ‫یا نه‪ .‬بعضی‌ها نمی‌توانند روابط عمیقی‬ ‫داشته باشند اما در ایجاد آشفتگی و ناراحتی‬ ‫استادند‪ .‬کسانیکه بدخلق و دمدمی‌مزاج‬ ‫هستند نمی‌توانند هیچ وابستگی و صمیمیتی‬ ‫ایجاد کنند اما درعوض می‌توانند روابطی مثل‬ ‫ترن‌هوایی ایجاد کنند که باال و پایین برود‪.‬‬ ‫همچنین به خاطر داشته باشید که عوامل‬ ‫اجتماعی هم وجود دارند‪ .‬این روزها‪،‬‬ ‫بلوغ فکری دیرتر ایجاد می‌شود‪ .‬بچه‌ها به‬ ‫دانشگاه می‌روند‪ ،‬فارغ‌التحصیل می‌شوند و‬ ‫باز به خانه والدینشان برمی‌گردند و همانجا‬ ‫زندگی می‌کنند و حتی کار هم نمی‌کنند تا‬ ‫استقالل مالی پیدا کنند‪ ،‬درست مثل دوران‬ ‫نوجوانی‌شان‪ .‬این روزها ‪ ۳۰‬ساله‌ها همان‬

‫بااینحال‪ ،‬غیرمنطقی نیست که بخواهی در‬ ‫این سن آیند ‌ه احساسی روشنی برای خود‬ ‫داشته باشی‪.‬‬ ‫اما درمورد دختری که دلت برایش تنگ شده‬ ‫است‪ :‬اگر فقط مسئله تنهایی بود‪ ،‬می‌توانستی‬ ‫به دنبال دختر دیگری بروی‪ .‬این واقعیت که‬ ‫فقط به این دختر فکر می‌کنی می‌تواند معنا و‬ ‫مفهوم زیادی داشته باشد‪ .‬آیا رابطه را خیلی‬ ‫سریع تمام کردی؟ اشکالی ندارد باز جلو برو‬ ‫و از او شانس دوباره‌ای بخواه اما این امکان‬ ‫که ممکن است آن دختر دیگر تمایلی به این‬ ‫رابطه نداشته باشد را هم در نظر بگیر‪.‬‬ ‫می‌توانید یکی دو سال دیگر را هم کنار هم‬

‫بگذرانید تا ببینید آیا وضعیت به همان ترتیب‬ ‫پیش می‌رود یا تغییر می‌کند‪ .‬اما اگر فکر‬ ‫می‌کنی که از دور می‌توانی کسی را دوست‬ ‫داشته باشی اما وقتی به او نزدیک می‌شوی‬ ‫این حس را نداری ‪--‬مث ً‬ ‫ال االن دلت برایش‬ ‫تنگ می‌شود اما وقتی با او رابطه برقرار‬ ‫می‌کنی احساس می‌کنی نمی‌توانی رابطه‌ات‬ ‫را با او عمیق‌تر کنی و باید به هم بزنی ‪ --‬بد‬ ‫نیست که درمورد احساساتت با یک مشاور‬ ‫روانشناس صحبت کنی‪.‬‬ ‫نکته آخر اینکه اگر دوست دارید عاشق شوید‬ ‫اما احساس می‌کنید که نمی‌توانید‪ ،‬برای پیدا‬ ‫کردن علت آن روابط دیگر و خصوصیات‬ ‫اخالقی‌تان را بررسی کنید‬


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

31


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

30


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

29


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

28


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

27


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

26


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

25


‫‪24‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫‪ 2‬تمرین برای درمان انزال زودرس‬ ‫انزال زودرس شایع ترین اختالل‬ ‫جنسی در بین مردان زیر ‪ ۴۰‬سال‬ ‫است‪ .‬در بین افراد باالی ‪ ۴۰‬سال‬ ‫هم این مشکل وجود دارد ولی‬ ‫اختالل شماره یک نیست‪ .‬بنابراین‬ ‫اگر این مشکل را دارید تنها نیستید‬ ‫و امیدوارم در این نوشتار پاسخ‬ ‫سئواالتتان را بگیرید‪.‬‬

‫*اگر می شود در مورد انزال زودرس و دالیل آن‬ ‫بیشتر توضیح بدهید؟‬ ‫زودانزالی یا انزال زودرس به حالتی گفته می شود‬ ‫که فرد زود تر از زمانی که می خواهد به انزال‬ ‫برسد و یا اینکه به حدی زود به انزال برسد که‬ ‫شریک جنسی اش از ارتباط جنسی لذت کافی‬ ‫نبرد‪ .‬البته باید انتظارات واقع گرایانه باشند‪ .‬این‬ ‫تعریفی است که مورد تایید اکثر متخصصین‬ ‫علم مسائل جنسی یا سکسولوژی است‪.‬‬ ‫*زمان استاندارد برای به انزال رسیدن چیست؟‬ ‫در پاسخ به شما باید بگویم که زمان استانداردی‬ ‫برای رسیدن به انزال در نظر گرفته نشده با وجود‬ ‫اینکه بر طبق اکثریت افرادی که در مطالعات‬ ‫شرکت داشته اند یک سری زمانهایی پیشنهاد‬ ‫شده اما هیچ کدام قطعی نیستند چون این زمان‬ ‫بسته به نظر و رضایت افراد از رابطه جنسیشان‬ ‫از هر زوج تا زوج دیگر متفاوت است‪ .‬اما‬ ‫پیشنهاد شده که اگر در ‪ %۵۰‬یا بیشتر موارد‬ ‫ارتباط جنسی انزال زمانی اتفاق افتاد که فرد‬ ‫و یا شریک جنسی اش راضی نبودند یعنی فرد‬ ‫مشکوک به این اختالل هست و می شود مورد‬ ‫تشخیص و درمان قرارش داد‪ .‬در ضمن این‬ ‫مهم است که اول ببینید کی بود که متوجه شدید‬ ‫که این اختالل را دارید و از کجا متوجه شدید‪.‬‬ ‫آیا خودتان ناراحتید؟ شریک جنسیتان از طریق‬ ‫دخول ارضا نمی شود و یا از جایی یا کسی‬ ‫شنیدید که مثال اگر رابطه جنسی زیر ‪ ۱۰‬دقیقه‬ ‫باشد یعنی مشکل دارید؟ معموال جزو سنجش‬ ‫های اولیه ای که برای تشخیص و درمان این‬ ‫اختالل انجام می شود گرفتن شرح حال دقیق‬ ‫فرد و شریک جنسی اش (هر دو با هم) است‬ ‫چون رابطه زوج ها در ایجاد و یا دامن زدن به‬ ‫این مشکل نقش بسزایی دارد‪.‬‬ ‫* دالیل اختالل انزال زودرس یا زود انزالی‬ ‫چیست؟‬ ‫تنها دالیلی که برای ایجاد این اختالل پیشنهاد‬ ‫شده دالیل روحی و روانی هستند و دالیل‬ ‫پزشکی بندرت برای این اختالل گزارش شده‪.‬‬ ‫انزال زودرس را ما در دو دسته مورد شناخت‬ ‫و درمان قرار می دهیم‪ :‬یکی اختالل جنسی‬ ‫اولیه یعنی از زمانی که فرد بالغ شده و تجربه‬

‫خودارضایی یا دخول داشته همیشه زودانزالی‬ ‫داشته و دیگری اختالل ثانویه یعنی فرد از زمان‬ ‫خاصی این اختالل را تجربه کرده و مثال در‬ ‫تجربیات قبلی اش این حالت را نداشته‪.‬‬ ‫بطور کلی از دید روان شناسی چند مسئله‬ ‫پیشنهاد شده که می تواند باعث بروز زودانزالی‬ ‫در آقایان بشود‪ :‬یکی اینکه اگر فرد در زمان‬ ‫نوجوانی و یا بچگی در حین خودارضایی و یا‬ ‫مثال بازی کردن با آلت تناسلی اش مورد تنبیه‬ ‫واقع شده باشد‪ ،‬عالوه بر احساس ترس و گناهی‬ ‫که از این موضوع می کند ممکن است شرطی‬ ‫بشود که زود به انزال برسد که کسی سر نرسد و‬ ‫به اصطالح مچش را بگیرد و تغییر دادن این‬ ‫عادت کار ساده ای نیست‪ .‬مورد بعدی‪ ،‬شیوع‬ ‫این اختالل در بین کسانی که در سنین کودکی‬ ‫و نوجوانی مورد آزار جنسی آشنایانشان و یا‬ ‫افراد غریبه قرار گرفته اند هم در پژوهش ها‬ ‫گزارش شده‪ .‬گروه بعدی که در معرض انزال‬ ‫زودرس هستند کسانی هستند که برای بارهای‬ ‫اول رابطه جنسی را تجربه می کنند البته نه همه‬ ‫شان‪ .‬این افراد ممکن است کنترل خوبی روی‬ ‫زمان انزالشان نداشته باشند‪ .‬دلیل این مسئله آن‬ ‫است که محیط واژن خانم ها احساس جدیدی‬ ‫را در فرد ایجاد می کند که موجب تحریک‬ ‫شدید فرد می شود‪ .‬در این حالت معموال افراد‬ ‫به مرور زمان و با شناسایی احساساتی که در‬ ‫حین نزدیکی دارند می توانند کنترل را بدست‬ ‫بیاورند‪.‬‬ ‫*من به لحاظ اعتقادات دینی نه خودارضایی‬ ‫کرده ام و نه رابطه جنسی داشتم‪ ،‬می ترسم که‬ ‫در اولین ارتباط جنسی بعد از ازدواج با همسرم‬ ‫دچار انزال زودرس بشوم‪ .‬آیا این تاثیری دارد‬ ‫اصال و اگر دارد راه حل چیست؟‬ ‫اوال ربط این دو مسئله اصال قطعی نیست و ثانیا‬ ‫در بین افرادی که برای بار اول رابطه جنسی را‬ ‫تجربه می کنند انزال زودرس بدلیل تحریک‬ ‫شدیدی که می شوند ممکن است پیش بیاید و‬ ‫تا مدتی هم طول بکشد که کنترل خودشان را‬ ‫بدست بیاورند که کامال طبیعی است‪ .‬در این‬ ‫موارد و کال پس از ازدواج فقط توصیه من این‬ ‫است که اگر یک یا چند بار اول این مسئله‬ ‫پیش آمد نگران نشوید و خودتان و شریک‬ ‫جنسیتان را تحت فشار روحی قرار ندهید‪ .‬در‬ ‫مورد اینکه حاال چه می شود کرد تا انتهای‬ ‫مطلب تمرین هایی پیشنهاد می شود که با انجام‬ ‫دادنشان نتیجه بسیار موثری می توانید بگیرید‪.‬‬ ‫از دالیل دیگر زود انزالی یا انزال زودرس‬ ‫استرس و فشار روحی است‪ .‬بجز فشارهایی که‬ ‫از خارج به فرد وارد می آید مثل ناراحتی سر‬ ‫کار و غیره‪ .‬فشاری که فرد به خودش می آورد‬ ‫هم مهم است و رابطه هر چقدر با درک و تفاهم‬ ‫باشد این مشکل زود تر حل می شود و بعضا‬ ‫اصال پیش نمی آید‪.‬‬ ‫* آیا رژیم غذایی خاصی در این مورد کمک‬ ‫کننده است؟‬

‫باید بگویم که بعضی افراد اعتقاد دارند که‬ ‫غذاهای بسیار تند و ادویه هایی مثل کاری و‬ ‫فلفل می توانند باعث انزال زودرس بشوند که‬ ‫هنوز پژوهش محکمی در این مورد در دست‬ ‫نیست‪ .‬در موارد نه خیلی شایع هم بهم خوردن‬ ‫تعادل هورمون ها از جمله پروالکتین‪ ،‬دوپامین‬ ‫و سروتونین بطور طبیعی و یا بر اثر استفاده از‬

‫برخی دارو ها می تواند باعث انزال زودرس‬ ‫شود‪ .‬این قضیه با مراجعه به پزشک و انجام‬ ‫یک سری آزمایشات هورمونی می تواند تایید‬ ‫بشود و در صورت لزوم درمان شود‪.‬‬ ‫* به چه پزشکی باید مراجعه کرد؟‬ ‫* من انزال زودرس دارم و به پزشک که مراجعه‬ ‫کردم گفت که چون ریشم هم در نیامده ممکن‬ ‫است تستوسترونم کم باشد‪ .‬از شما راهنمایی‬ ‫می خواستم‪.‬‬ ‫ابتدا باید آزمایش بدهید و بعد طبق نظر‬ ‫پزشک درمان را دنبال کنید‪ .‬دوم اینکه از‬ ‫روی در نیامدن ریش نمی شود تشخیص قطعی‬ ‫اختالالت هورمون ها را داد بخصوص که ‪۱۹‬‬ ‫ساله هستید و هنوز سن بلوغ به پایان نرسیده‬ ‫(گرچه به نسبت دیر تر از بقیه پسر ها رشد‬ ‫موهای صورت را تجربه می کنید) چون زمان‬ ‫رویش موی صورت به مسائلی مثل توارث‬ ‫و غیره هم بستگی دارد‪ .‬بنابراین در مجموع‬ ‫توصیه می شود که آزمایشات کامل بدهید و در‬ ‫صورتی که مشکل پزشکی نداشته باشید باید‬ ‫به روان درمانگر جنسی و یا متخصصین روان‬ ‫شناسی ارجاع داده شوید‪.‬‬ ‫برای درمان انزال زودرس معموال پزشک با‬ ‫همکاری روانپزشک یا روان شناس یا روان‬ ‫درمانگر جنسی فرد را مورد معالجه قرار می دهد‬ ‫چون فاکتورهای متعددی در کار است‪ .‬معموال‬ ‫تشخیص و درمان انزال زودرس با حضور خانم‬ ‫و آقا هر دو زیر نظر روان درمانگر جنسی انجام‬ ‫می شود مگر اینکه نیاز به مداخله دارویی باشد‪.‬‬ ‫در مجموع هیچ دارویی توسط اف دی ای یا‬ ‫آژانس نظارت بر مواد غذایی و دارویی آمریکا‬ ‫برای درمان انزال زودرس تاییدیه نگرفته البته‬

‫در کشور های مختلف این قضیه متفاوت‬ ‫است‪ .‬اما درمان های غیر دارویی بسیار مفیدی‬ ‫هست که این دو تمرین باالی ‪ %۸۵‬موفقیت‬ ‫داشته‪:‬‬ ‫اولی تمرین برای کنترل انزال و دومی هم تقویت‬ ‫ماهیچه های لگن‪.‬‬ ‫روش اول تحریک و توقف که به شما یاد می‬

‫دهد چطور زمان انزالتان را تنظیم کنید‪ :‬فرد‬ ‫به حالتی شبیه خود ارضایی با دست خودش‬ ‫را تحریک می کند یا از شریک جنسی اش‬ ‫می خواهد که این کار را برایش انجام دهد و‬ ‫درست پیش از رسیدن به انزال توقف می کند‪،‬‬ ‫این کار را برای سه بار انجام می دهد و برای‬ ‫بار چهارم می تواند به انزال برسد‪( .‬برای چند‬ ‫هفته اول با دست خالی و بعد با ژل های لغزنده‬ ‫کننده این تمرین را انجام بدهید که مقاومت‬ ‫را باال ببرید)‪ .‬از زمانی که این مطلب را می‬ ‫خوانید و می خواهید تمرین ها را شروع کنید‪،‬‬ ‫به مدت ‪ ۲‬تا ‪ ۳‬هفته سعی کنید رابطه جنسی‬ ‫نداشته باشید‪ .‬اگر به این اصل پایبند باشید‬ ‫نتیجه بسیار بهتری می گیرید چون مغزتان گیج‬ ‫نمی شود که تحریکات مختلفی را دریافت می‬ ‫کند و به هر کدام باید پاسخ خاصی بدهد‪ .‬حتما‬ ‫با شریک جنسیتان از قبل صحبت کنید که این‬ ‫مسئله باعث کدورت نشود‪ .‬در ضمن در این‬ ‫مدت ارتباط فیزیکیتان را با هم نگهدارید مثل‬ ‫نوازش کردن و بوسیدن و غیره‪ .‬بعد از ‪ ۲‬یا‬ ‫‪ ۳‬هفته می توانید رابطه را کم کم شروع کنید‬ ‫اما باز هم اول یک یا دو بار به مرحله انزال‬ ‫برسید ولی حرکت را کم کنید یا متوقف کنید و‬ ‫بگذارید حالت تحریک از بین برود و برای بار‬ ‫سوم می توانید به انزال برسید‪ .‬در ضمن کشیدن‬ ‫نفس عمیق هم در به تعویق انداختن انزال و‬ ‫کنترل روی زمان آن نقش موثری دارد‪ .‬این‬ ‫تمرین برای همسرتان ممکن است کمی سخت‬ ‫باشد چون مراحل پیوسته نیست بنابراین حتما‬ ‫قبل از آن با هم صحبت بکنید‪ .‬بعد از شش ماه‬ ‫که این تمرین را بطور پیوسته انجام دهید نتیجه‬ ‫آن را خواهید دید‪.‬‬


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

23


‫‪22‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫بی تفاوتی‬ ‫بي تفاوتي كمبود احساسات‪،‬‬ ‫انگيزه يا اشتياق است‪ .‬بي تفاوتي‬ ‫يك اصطالح روانشناختي براي‬ ‫حالت بي اعتنايي است كه فرد به‬ ‫جنبه هاي احساسي‪ ،‬اجتماعي و يا‬ ‫فيزيكي زندگي بي توجه يا " بي‬ ‫اعتنا" است‪.‬‬ ‫تصور مي شود بي تفاوتي باليني‬ ‫در سطح بسيار بااليي باشد‪ ،‬در‬ ‫حاليكه در حد متوسط ممكن است‬ ‫افسردگي محسوب شود و سطح‬ ‫نهايي به عنوان اختالل تجزيه اي‬ ‫تشخيص داده مي شود‪.‬‬

‫جنبه فيزيكي بي‪‎‬تفاوتي كه با ضعف قواي‬ ‫جسماني‪ ،‬آسيب عضله و كمبود انرژي توأم‬ ‫است خواب آلودگي مرضي ناميده مي شود‬ ‫كه ممكن است علل آسيب شناختي هم داشته‬ ‫باشد‪.‬‬ ‫هدف خاص بي تفاوتي ممكن است يك‬ ‫شخص‪ ،‬فعاليت يا محيط اطراف باشد‪ .‬اين‬ ‫عكس العمل رايج در مقابل استرس است كه‬ ‫تحت عنوان" درماندگي آموخته شده" آشكار‬ ‫مي شود و معمو ً‬ ‫ال با افسردگي همراه است‪ .‬اين‬ ‫همچنين مي تواند نشان دهنده بي عالقگي غير‬ ‫آسيب شناختي به چيزهاي بي اهميت باشد‪.‬‬ ‫تاريخچه‬ ‫در اوايل ظهور آئين مسيح‪ ،‬مسيحيان اصطالح‬ ‫بي تفاوتي را انتخاب كردند تا بي اعتنايي خود‬ ‫به همه نگراني هاي دنيوي‪ ،‬حالت رياضت‪،‬‬ ‫را ابراز كنند‪ ،‬همانطور كه در دين مسيحيت‬ ‫توصيه شده است‪.‬‬ ‫بنابراين‪ ،‬اين واژه از آن زمان در ميان نويسندگان‬ ‫مذهبي تري مورد استفاده بوده است‪ .‬به ويژه‬ ‫كلمنس الكساندرينوس‪ ،‬اين اصطالح را‬ ‫همانطور كه باب شده بود در حد بسيار گسترده‬ ‫اي به كار مي برد‪ ،‬فكر مي كرد از اين طريق مي‬ ‫تواند فالسفه را به سوي گرايش به مسيحيت‬ ‫سوق دهد‪ ،‬كه سوداي رسيدن به حد متعالي‬ ‫پرهيزگاري را در سر داشتند‪.‬‬ ‫بي تفاوتي در اصطالحات مذهبي و رايج‬ ‫برخالف عقيده رايج‪ ،‬تشخيص باليني" بي‬ ‫تفاوتي" اثري از كاهلي نشان نمي دهد‪ -‬ولي‬ ‫در استفاده متداول همبستگي تقريبا مطلق‬ ‫است‪ .‬در تعاليم مذهبي‪ ،‬تن پروري گناه است‬ ‫كه منجر به گسستگي بيشتر در زندگي مي شود‬ ‫و پيشگويي كه در اينجا عامل گسستگي است‬ ‫مثل" در جهنم " بودن است كه به معني حالتي‬ ‫است كه روح و روان نابود شده و يا در حال‬

‫نابودي است‪.‬‬ ‫مفهوم گسستگي بحث انگيز است – در به كار‬ ‫بستن بسياري از مذاهب شرق‪ ،‬براي نمونه يك‬ ‫حالت بسيار متفكرانه‪ ،‬جنبه هاي گسستگي‬ ‫بيش از حد را دارد‪ -‬گر چه باور براين است‬ ‫كه مراقبه عبادي و مذهبي زمينه مناسبي فراهم‬ ‫مي كند اين به صورتي است كه از گسستگي‬ ‫خالص مي شوند و از تجربه آن خالص مي‬ ‫شوند و از تجربه آن بهره مند مي شوند‪.‬‬ ‫بنابراين بعضي از منتقدين‪ ،‬مرتاضان و قديسان‬ ‫را به عنوان افرادي در نظر مي گيرند كه براي‬ ‫آن ميزان از " بي تفاوتي" اهتمام مي ورزند‪،‬كه‬ ‫عالمان الهيات ترجيح مي دهند نام گسستگي يا‬ ‫بي اعتنايي به آن بدهند‪.‬‬ ‫مراقبه (يا مكاشفه‪ -‬از روشهاي درماني شرق‬ ‫كه در غرب نيز جايي براي خود باز كرده و‬ ‫گزارش شده است كه در رفع تنش و اضطراب‬ ‫موثر است و در كل به معني تمركز روي چيزي‬ ‫خاص و كناره گيري از محيط اطراف است)‪.‬‬


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

21


‫‪20‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫چرا خانم ها تظاهر به ارگاسم می کنند؟‬ ‫بله خیلی وقت ها خانم ها تظاهر‬ ‫به ارضا شدن می کنند‪ .‬من بعنوان‬ ‫یک زن که سالیان طوالنی زندگی‬ ‫کرده ام و با دوستانم در این مورد‬ ‫حرف زده ام می توانم بگویم که‬ ‫تقریب ًا ‪ %99‬خانم ها موقع رابطه‬ ‫جنسی با شوهرانشان تظاهر میکنند‬ ‫که ارگاسم شده اند و در ‪%100‬‬ ‫موارد شوهرانشان متوجه نشده‬ ‫اند‪ .‬بارها و بارها از زبان مردها‬ ‫شنیده ام که اگر همسرشان تظاهر‬ ‫به ارگاسم کند متوجه می شوند اما‬ ‫واقعیت نشان می دهد که تعداد‬ ‫بسیار کمی از آنها این توانایی را‬ ‫دارند‪.‬‬

‫مردها دوست دارند فکر کنند که وقتی با‬ ‫همسرشان رابطه جنسی برقرار می کنند بهترین‬ ‫رابطه جنسی زندگیشان را به آنها داده و کام ً‬ ‫ال‬ ‫آنها را ارضاء کرده اند‪.‬‬ ‫با اینکه امروزه خانمها بیشتر از نسل های قبل در‬ ‫مورد رابطه جنسی صحبت می کنند اما هنوز هم‬ ‫تعداد زیادی از خانم ها هستند که دوست ندارند‬ ‫در این مورد با شوهرشان حرف بزنند بگویند‬ ‫که دوست دارند رابطه جنسیشان به چه صورت‬ ‫باشد‪ .‬به همین دلیل ممکن است خیالپردازی‬ ‫کنند و آنچه می خواهند را در تصوراتشان ببینند‬ ‫اما حتی یک کلمه هم درمورد آن با همسرشان‬ ‫حرف نزنند‪ .‬اما چرا؟ چون زن ها می دانند که‬ ‫اعتماد بنفس مردها چقدر شکننده است‪ .‬یک‬ ‫خانمی که می شناختم می گفت که بعد از سالها‬ ‫درمان و مشاره برای ازدواج‪ ،‬یک شب حین‬ ‫رابطه جنسی به شوهرش می گوید‪:‬‬ ‫"واقع ًا دوست دارم که امشب ارگاسم بشم‪".‬‬ ‫"یعنی چی؟ مگه تا حاال نمی شدی؟"‬ ‫"اممم‪ ....‬نه!"‬ ‫"پس تظاهر می کردی؟"‬ ‫"اوهوم‪ .‬بعضی وقت ها‪".‬‬ ‫"چند بار تظاهر کردی؟"‬ ‫"بیشتر از بیست‪".‬‬ ‫"بیست بار؟"‬ ‫"نه بیست سال!"‬ ‫آن زن گفت که زندگی جنسی او همان شب تمام‬ ‫شد‪ .‬شوهرش کم کم تمایلش را به او از دست‬ ‫داد و در مابقی زندگی زناشویی هیچ رابطه‬ ‫جنسیی با هم نداشتند‪.‬‬ ‫اما چرا خانمها تظاهر به آن می کنند؟ شاید‬ ‫به اندازه تعداد خانم ها برای این مسئله دلیل‬

‫وجود داشته باشد‪ .‬اما متداولترین دالیل آن‬ ‫عبارتند از‪:‬‬ ‫ً‬ ‫‪ .1‬زن باید کامال احساس نزدیکی با شوهرش‬ ‫کند و به او اعتماد کند تا بتواند ارضاء شود‪.‬‬ ‫‪ .2‬او خسته است و فقط می خواهد که رابطه‬ ‫جنسی تمام شود‪.‬‬ ‫‪ .3‬حوصله شروع کردنش را نداشته اما به خاطر‬ ‫اینکه شما ناراحت نشوید مجبور به اینکار شده‬ ‫است‪.‬‬ ‫‪ .4‬شما تحریکش نمی کنید‪ .‬بوی بدنتان‪ ،‬بی‬ ‫دهانتان یا هر چیز دیگری در شما باعث امتناع‬ ‫او می شود‪ .‬اما نمی خواهد که احساساتتان را‬ ‫جریحه دار کند چون دوستتان دارد به همین‬ ‫خاطر سعی می کند سریع کار را تمام کند‪.‬‬ ‫‪ .5‬از دستتان عصبانی است اما نه آنقدر عصبانی‬ ‫که درموردش با شما حرف بزند‪.‬‬ ‫‪ .6‬بارها و بارها تالش کرده که به شما بگوید‬ ‫آرامتر پیش بروید یا بگوید که دوست دارد‬ ‫چطور رابطه جنسی برقرار کنید اما شما اشاره‬ ‫هایش را متوجه نشدید‪.‬‬ ‫‪ .7‬می ترسد که ارضاء شدنش وقت زیادی‬ ‫بگیرد و شما خسته شوید به همین خاطر تظاهر‬ ‫می کند که ارضاء شده است‪.‬‬ ‫بله خانم ها تظاهر می کنند که ارضاء شده اند‪.‬‬ ‫و همسر شما هم ممکن است اینکار را کرده‬ ‫باشد‪ .‬حاال ببینید که از کجا باید بفهمید‪.‬‬ ‫‪ .1‬اگر بعد از رابطه جنسی هنوز انرژی زیادی‬ ‫داشته باشد و بخواهد از جا بلند شود و به بقیه‬ ‫کارهایش برسد مطمئن باشید که تظاهر به‬ ‫ارضاء شدن کرده است‪.‬‬ ‫‪ .2‬اگر حین رابطه جنسی واژن او انقباضات‬ ‫شدید نداشت پس ارضاء نشده است‪.‬‬ ‫‪ .3‬اکثر خانم ها موقع ارضاء شدن پوست‬ ‫صورت و گردنشان گلگون می شود و نوک سینه‬ ‫هایشان سفت می شود اگر برای طرف شما‬ ‫اینطور نشد پس ارضاء نشده است‪.‬‬ ‫‪ .4‬اگر موقع ارضاء شدن بتواند حرف بزند‬ ‫درست مثل فیلم های پورنو بدانید که تظاهر‬ ‫می کند‪ .‬ارگاسم واقعی فقط صدای آه زن را‬ ‫بلند می کند و حرف زدن و مکالمه برای او‬ ‫ممکن نیست‪.‬‬ ‫‪ .5‬اگر دیدید که برای انجام رابطه جنسی عجله‬ ‫دارد و نوازش های شما را قطع می کند تا سریع‬

‫سر رابطه جنسی اصلی بروید بدانید که فقط می‬ ‫خواهد زود کار را تمام کند‪.‬‬ ‫‪ .6‬اگر در کمتر از ‪ 5‬دقیقه بدون اینکه پیش‬ ‫نوازی طوالنی داشته باشید تظاهر به ارگاسم‬ ‫شدن کند بدانید که فقط قصد داشته شما ارضا‬ ‫شوید و بعد دنبال کارتان بروید‪.‬‬ ‫‪ .7‬اگر فور ًا پس از آن بخواهد حرف بزند‬ ‫بدانید که تظاهر به ارضا شدن کرده است‪ .‬اگر‬ ‫بخواهد که در آغوشتان بیاید یا آرام دراز بکشد‬ ‫احتما ً‬ ‫ال ارضا شده است‪.‬‬ ‫‪ .8‬وقتی زنی ارضا می شود دستگاه تناسلی او‬ ‫بسیار حساس می شود و اگر به لمس کردن خود‬ ‫ادامه دادید و او دستتان را کنار نزد بدانید که‬ ‫ارضا نشده است‪.‬‬ ‫پس اگر فکر می کنید که همسرتان تظاهر به‬ ‫ارضا شدن می کند‪ ،‬آیا باید از او بپرسید؟ نه‬ ‫به هیچ وجه‪ .‬سعی کنید مطالعه تان را بیشتر‬ ‫کنید تا رابطه جنسی بهتری انجام دهید‪ .‬اگر‬ ‫دیدید که می خواهد با عجله کار را تمام کند به‬ ‫او بگویید که امشب اص ً‬ ‫ال نمی خواهید رابطه‬ ‫جنسی کنید و فقط می خواهید ناز و نوازشش‬ ‫کنید و او را ارضا کنید‪ .‬همین‪ .‬و به احتمال‬ ‫زیاد این اتفاق برای او خواهد افتاد‪.‬‬ ‫سعی کنید کمی بیشتر درمورد آناتومی خانم‬ ‫ها مطالعه کنید‪ .‬کمتر به خودتان و چیزهایی‬ ‫که تحریکتان می کند فکر کنید و کمی از‬ ‫توجهتان را هم به چیزهایی که همسرتان را‬ ‫تحریک می کند معطوف کنید‪ .‬بیشتر خانم ها‬ ‫با رابطه جنسی کامل نیست که ارضا می شوند‪.‬‬ ‫آنها نیاز به تحریک چوچوله دارند‪ .‬بیشتر آنها‬ ‫دوست ندارند که چوچوله شان را سفت و خشن‬ ‫تحریک کنید‪ .‬اگر واژنشان خشک بود اینکار‬ ‫را نکنید چون دردناک خواهد بود‪ .‬می توانید‬ ‫از روغن استفاده کنید‪.‬‬ ‫هرچقدر خارج از تختخواب بیشتر با او حرف‬ ‫بزنید بیشتر به شما اطمینان خواهد کرد و‬ ‫احساسات و رازهای خود را با شما در میان‬ ‫خواهد گذاشت و درمورد چیزهایی که در رابطه‬ ‫جنسی دوست دارد با شما حرف خواهد زد‪.‬‬ ‫پس حاال که فهمیدید به احتمال زیاد همسر‬ ‫شما هم همیشه تظاهر به ارضا شدن می کرده‬ ‫است‪ ،‬ببینید چطور می توانید یک ارگاسم‬ ‫واقعی به او بدهید‪.‬‬


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

19


‫‪18‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫همسرم غافل شوم تا فضای خانه متشنج شود‬ ‫‪ .‬ناگهان با یک ایراد بی جا ‪ ،‬با رفتار یا‬ ‫گفتاری طعنه آمیز و مالمت گر ‪ ،‬با رفتاری‬ ‫تنش آلود و از سر ناامیدی و بدبینی و ‪...‬‬ ‫پا روی اعصاب انسان می گذارد ‪ .‬آیا این‬ ‫درست است که من در تمام لحظات شش‬ ‫دانگ حواس خود را جمع کنم که در تله‬ ‫ی رفتارهای تحریک آمیز او نیفتم ؟ آیا‬ ‫به راستی نباید انتظار رفتار انسان بالغ را از‬ ‫همسر خود داشته باشم ؟او بدرفتاری می کند‬ ‫و من هم ازاو انتقاد می کنم و این دور باطل‬ ‫جنگ اعصاب ادامه پیدا می کند ‪.‬آیا چاره‬ ‫ی کار فقط سکوت است ؟ سکوت هم که‬ ‫فقط در ظاهر سکوت است و در باطن انتقال‬ ‫همه ی تنش های عصبی است به دوران ‪،‬‬ ‫خودخوری و به دنبال آن هزار مرض دیگر ‪».‬‬ ‫پس آرامش کجاست؟‬ ‫تمام این احساسات ‪ ،‬مهارت شاد بودن و‬ ‫داشتن یک زندگی آرام را از انسان سلب‬ ‫می کند ‪ :‬احساس این که آدمی مجبور باشد‬ ‫شرایط نابرابری را به عنوان زندگی مشترک‬ ‫تحمل کند ؛ احساس این که دارد به او ظلم‬ ‫می شود ؛ احساسی که بالتبع افسرده خویی را‬ ‫به همراه دارد ‪.‬‬ ‫به این نقل قول توجه فرمایید ‪:‬‬ ‫« او درباره ی همه چیز با شکایت حرف‬ ‫می زند ‪ .‬انگار همیشه زمانه برخالف مراد‬ ‫او می چرخد ‪.‬به ندرت ممکن است خبری‬

‫را با خوشحالی بیان کند ‪ .‬راستش خبرهای‬ ‫خوشحال کننده به جای این که او را سرحال‬ ‫بیاورد ‪ ،‬نگرانش می کند و در نتیجه فراموش‬ ‫می کند که چیزی بگوید ‪ .‬اما کوچک ترین‬ ‫خبر بد ‪ ،‬او را به حرف می آورد ‪ .‬آن گاه با‬ ‫لحنی شکوه آلود و مصیبت بار به حرف می‬ ‫افتد و مرا کفری می کند ‪ .‬طوری شده است‬ ‫که حتی اگر ندرتا با لحن شادی هم حرف‬ ‫بزند ‪ ،‬من به طور اتوماتیک عکس العملی از‬ ‫سر بی حوصلگی نشان می دهم ‪ .‬واقعا کالفه‬ ‫کننده است که کسی مدام با ناله و شکایت و‬ ‫حس بدبختی حرف بزند و شما مخاطب او‬ ‫باشید ‪».‬‬ ‫پرخاشگری منفعالنه‬ ‫از نشانه های بارز وابستگی ناگزیر و بغض‬ ‫آلود ‪ ،‬پرخاشگری منفعالنه است ‪ .‬به این نقل‬ ‫قول توجه فرمایید ‪:‬‬ ‫« همسرم با عدم همکاری در همه ی زمینه‬ ‫ها در حد معمول ‪ ،‬دلخوری خود را نشان می‬ ‫دهد ‪ .‬مثال دیرتر از ساعت مقرر برای بیرون‬ ‫رفتن از خانه حاضر می شود ‪ .‬از یک هفته‬ ‫قبل قرار شده است که شب جمعه به یک‬ ‫مهمانی برویم و او نیم ساعت قبل از رفتن‬ ‫اظهار می کند که حوصله ی بیرون رفتن را‬ ‫ندارد یا در جمع مهمان ها با ساکت نشستن‬ ‫و در خود فرو رفتن‪ ،‬فضای مهمانی را مکدر‬ ‫می کند ‪ .‬مثال بسیار زحمت می کشد و برای‬ ‫خانواده شام درست می کند اما خودش به‬

‫هنگام صرف شام اظهار بی میلی می کند – آن‬ ‫هم با ترشرویی – و طبیعتا اشتهای بقیه را هم‬ ‫خراب می کند ‪ .‬چگونه می توانم با رفتارهای‬ ‫عدم همکارانه ی او مقابله کنم و نتیجه ی‬ ‫مساعدی بگیرم ؟»‬ ‫با احساسات خود چند چندیم؟‬ ‫آدم افسرده حال ‪ ،‬احساسات خود را با‬ ‫صراحت بیان نمی کند ‪ .‬به نقل قول زیر توجه‬ ‫فرمایید ‪:‬‬ ‫« همسرم وقتی دلخور می شود کم حرف می‬ ‫زند یا سکوت می کند ‪ .‬رسما هم اعالم نمی‬ ‫کند که قهر است تا تکلیف آدمی روشن باشد‬ ‫‪ ،‬بلکه بسیار کم حرف می شود ‪ ،‬جواب‬ ‫صحبت را با بداخالقی و بسیار کوتاه می‬ ‫دهد و فضای سنگینی در خانه حاکم می شود‬ ‫‪ .‬کاش می گفت که چرا بداخالق شده است‬ ‫‪ ،‬اما اظهار نظر نمی کند ‪ .‬فقط با سکوت و‬ ‫در عین حال با سرو صدای بیخودی – مثال‬ ‫به هنگام شستن ظرف – می توان فهمید که‬ ‫دلخور شده است ‪ .‬فقط با حدس و گمان باید‬ ‫فهمید که او ناراحت است ‪ .‬چگونه می توانم‬ ‫به همسرم بفهمانم که اگر حرفی دارد آن را‬ ‫برزبان بیاورد ‪ ،‬نه اینکه با اخم و تخم یا سرو‬ ‫صدای بیهوده آن را نشان دهد ؟»‬ ‫آن چه از نابرابری حقوق زن و مرد نصیب‬ ‫زوجین شده است ‪ ،‬برای خود آن ها نیز اثر‬ ‫مثبت نداشته است ‪.‬‬

‫گاهی رفتارهای بی سرانجام زن و گاهی رفتار‬ ‫تحکم آمیز و خودمحورانه ی مرد ‪ ،‬ایرادگیری‬ ‫های وسواس گونه و کنترل نشده اش ‪ ،‬زندگی‬ ‫مشترک را تباه خواهد کرد ‪.‬‬ ‫از رابطه نابرابر‪ ،‬فقط شخص تحت تسلط‬ ‫نیست که زیان می بیند بلکه شخص مسلط‬ ‫هم در این رابطه نصیبی از عشق ‪ ،‬هم دلی و‬ ‫صمیمیت نخواهد برد ‪.‬‬ ‫در نقل و قول های فوق هم دیدیم که اگر چه‬ ‫غالبا این مرد است که شکایت می کند ‪ ،‬ولی‬ ‫او هم در عذاب مدام است و با رفتارهای‬ ‫نسنجیده اش ‪ ،‬وضع را بدتر می کند ‪.‬‬ ‫تأکید در این مقاله به هیچ وجه این نیست‬ ‫که حق با چه کسی است یا چه کسی مقصر‬ ‫است ‪.‬در یک رابطه صمیمانه مهم نیست که‬ ‫چه کسی باالتر و عاقلتر است ‪ ،‬بلکه مهم این‬ ‫است که رابطه صمیمانه و رضایت بخش‬ ‫است‪.‬‬ ‫بعد از قرن ها اندرز و نصیحت و با منابع غنی‬ ‫از داستان های دلدادگی و ادعاهای مشعشع از‬ ‫عدل و انصاف ‪،‬هنوز نیازمند آنیم که ابتدایی‬ ‫ترین اصل عشق ورزی و هم دلی را بیاموزیم‬ ‫و آن این که ‪:‬‬ ‫شرط اول مهرورزی ‪ ،‬عشق است و‬ ‫صمیمیت ‪.‬‬


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

17


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

16


‫‪15‬‬

‫‪No. 693 / October , 31, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫با خودتان و‬ ‫همسرتان چند‬ ‫چندید؟‬

‫همسرتان ایرادگیر است؟هنوز‬ ‫درگیر وابستگی های کودکانه اش‬ ‫است؟جای خالی صمیمیت را در‬ ‫خانه احساس می کنید؟ پس چرا‬ ‫منتظر نشسته اید؟‬ ‫در این مقاله ‪ ،‬به ذکر چندین نقل قول از‬ ‫مشاوره ها و دردو دل های همسران ‪ ،‬در‬ ‫رابطه با نوعی وابستگی و کج خلقی پنهان‬ ‫می پردازیم ‪ .‬در این مقاله وابستگی هایی را‬ ‫در روابط زوجین مورد بررسی قرار می دهیم‬ ‫که نه تنها مفید ‪ ،‬بلکه مضر و ایجاد کننده‬ ‫ی اختالل در روابط زوجین می باشد ‪ .‬با‬ ‫خواندن این مقاله ‪ ،‬شاید خودمان را میان‬ ‫مثال های ذکر شده بیابیم و متوجه شویم که‬ ‫ریشه ی برخی احساسات و رفتارهای به ظاهر‬ ‫حق طلبانه ‪ ،‬چه قدر بچگانه و بی مورد بوده‬ ‫است ‪ .‬در واقع می توان گفت ریشه ی اینگونه‬ ‫وابستگی های بغض آلود ‪ ،‬از ارتباطاتی ناشی‬ ‫می شود که طرفین ‪ ،‬از حقوق برابر برخوردار‬ ‫نیستند‪.‬‬ ‫در وابستگی های بغض آلود و رابطه ی نابرابر‬ ‫‪ ،‬از یک سو تملق گویی و از سوی دیگر‬ ‫لجبازی و مخالف خوانی حاکم است ‪.‬‬ ‫مثال مردی می گوید ‪:‬‬ ‫« همسرم وقتی اطاعت می کند رفتارش بسیار‬ ‫کودکانه است ‪ ،‬مثل بچه ها به آدم تکیه می‬ ‫کند ‪ .‬اطاعت های او انگار از سر ترس و‬ ‫نگرانی است ‪ .‬گذشته از آن ‪ ،‬آدمی دوست‬ ‫دارد همسرش برای خود عقیده ی محکمی‬ ‫داشته باشد ‪ .‬متانت ‪ ،‬صبوری و استقالل رأی‬ ‫داشته باشد ‪ .‬مثال نمی تواند بی حضور من‬ ‫برای خود لباس بخرد ‪ .‬البته گاهی هم اگر‬ ‫مطابق میل او رفتار نشود مثل بچه ها قهر‬ ‫می کند ‪» .‬‬ ‫وابستگی‌های کودکانه‬ ‫تکلیف این مرد با وابستگی های کودکانه ی‬ ‫همسرش چیست ؟ بالتبع او نیز دوست دارد‬ ‫با یک انسان بالغ زندگی مشترک داشته باشد‬ ‫نه با یک بچه ی ترسو ‪ ،‬مطیع و گاهی لجباز ‪.‬‬ ‫به نقل قول دیگری از شکایت همسران توجه‬ ‫فرمایید ‪:‬‬ ‫« وقتی همسرم هر مشکل کوچکی را بزرگ‬ ‫می کند من تحریک می شوم و محیط خانه‬ ‫متشنج می شود ‪».‬‬ ‫مثال خانم می خواهد بپرسد که ناهار چی‬ ‫درست کند‪ .‬می تواند با خوشرویی در حالی‬ ‫که موضوعی دلچسب برای گفت و گو پیدا‬

‫کرده است ‪ ،‬این سئوال را مطرح کند ‪ ،‬اما او‬ ‫با لحنی که انگار مشکل الینحلی پیدا کرده‬ ‫است آن را می پرسد ‪ .‬تازه وقتی جواب می‬ ‫دهی که مثال خورشت کرفس ‪ ،‬با عصبانیت‬ ‫جواب می دهد که بچه ها خورشت کرفس‬ ‫دوست ندارند ‪ .‬به هنگام پرسیدن ‪ ،‬لحن کالم‬ ‫او به گونه ای نیست که بخواهد جواب بگیرد‬ ‫و مشکل حل شود ‪ ،‬بلکه با این پرسش می‬ ‫خواهد بگوید که زندگی کردن چه قدر سخت‬ ‫است یا خانه داری چه عذاب الیمی است ‪.‬‬

‫‪13‬‬ ‫بدبینی و سوءظن‬ ‫از نشانه های وابستگی های بیمارگونه و‬ ‫بغض آلود ‪ ،‬بدبینی و سوء ظن است ‪ .‬مثال‬ ‫خانمی می گفت ‪:‬‬ ‫«همسرم همواره با بدبینی با وقایع روبه رو می‬ ‫شود ‪ .‬او به خود زحمت نمی دهد که درباره‬ ‫ی حاالت روحی من از من بپرسد ‪ ،‬بلکه به‬ ‫حدس و گمان خود اکتفا می کند ‪ ،‬حدس‬ ‫و گمانی که غالبا از موضعی بدبینانه است ‪.‬‬ ‫ناگهان به امری متهم می شوم که منشا ء آنرا‬

‫نمی دانم و آوار برسرم خراب می شود ‪».‬‬ ‫راه رفتن در میدان مین‬ ‫زندگی مشترک در فضای سوء تفاهم ناشی از‬ ‫وابستگی های بغض آلود و رابطه ی نابرابر ‪،‬‬ ‫مثل راه رفتن در میدان مین است ‪ .‬هر لحظه‬ ‫ممکن است با کوچک ترین خطایی فضای‬ ‫خانه متشنج شود ‪.‬‬ ‫به این نقل قول توجه فرمایید ‪:‬‬ ‫« کافی است لحظه ای از رفتار تحریک آمیز‬

‫بزرگ نمایی مشکالت در مقابل چشم همسر‬ ‫‪ ،‬وجه دیگری از احساس کسی است که می‬ ‫پندارد در رابطه ای نابرابر گرفتار شده است ‪.‬‬ ‫زندگی مشترک در فضای سوء تفاهم ناشی از‬ ‫وابستگی های بغض آلود و رابطه ی نابرابر ‪،‬‬ ‫مثل راه رفتن در میدان مین است ‪ .‬هر لحظه‬ ‫ممکن است با کوچک ترین خطایی فضای‬ ‫خانه متشنج شود‬ ‫جای خالی صمیمیت و هم‌دلی‬ ‫نمی توان در یک رابطه ی نابرابر انتظار‬ ‫صمیمیت و هم دلی دوستانه داشت ‪.‬‬ ‫رابطه ی نابرابر از نظر حقوق انسانی و‬ ‫اجتماعی در بین زوجین ‪ ،‬تعاملی را بین آن ها‬ ‫ایجاد می کند که تداعی گر شخصیتی وابسته‬ ‫در خانم ها و کاراکتری خود محور و خود‬ ‫خواه در آقایان است ‪ .‬به دلیل بیمار گونه و‬ ‫غیر منصفانه بودن این رابطه ‪ ،‬وابستگی خانم‬ ‫ها به همسر خود از نوع وابستگی بغض آلود‬ ‫می شود ‪.‬‬ ‫به نقل قول زیر توجه فرمایید ‪:‬‬ ‫« همسرم بسیار ایرادگیر است ‪ .‬جالب این‬ ‫که کار را به عهده ی من می گذارد ‪ ،‬به‬ ‫خود جرئت تصمیم گیری نمی دهد اما به‬ ‫تصمیمات من هم رضا نمی دهد و ایراد‬ ‫می گیرد ‪ .‬غالبا ایرادهایی که می گیرد بعد‬ ‫از آن است که بشود اصالحاتی در آن انجام‬ ‫داد ‪ .‬ابتدا که به خود زحمت تصمیم گیری و‬ ‫اظهار نظر جدی نمی دهد مگر با عصبانیت و‬ ‫اخم که بی فایده است ‪ ،‬بعد که شما تصمیم‬ ‫گرفتید و اعالم کردید ایشان ایراد می گیرند‪.‬‬ ‫ایشان ایراد نمی گیرند ‪ ،‬که امور اصالح شود‬ ‫‪ ،‬ایشان ایراد می گیرند که فقط ایراد بگیرند‬ ‫‪ ،‬زیرا نگاه او به زندگی منفی است ‪» .‬‬ ‫به نمونه دیگری از نقل و قول که حکایت از‬ ‫وابستگی بغض آلود می کند توجه فرمایید ‪:‬‬ ‫« همسرم یا اطاعت می کند یا سرپیچی ‪.‬‬ ‫احساس حاکم بر رفتار او ترس و انفعال است‬ ‫‪ .‬ترس و انفعالی که گاه موجب اطاعت می‬ ‫پرخاش ناشی از احساسات فرو‬ ‫شود و گاه‬ ‫ِ‬ ‫خورده و تسلیم شده ‪ .‬آیا درست است که‬ ‫وقتی سر پیچی می کند او را به حال خود رها‬ ‫کنم چون مطمئنم که بعد از سرپیچی نوبت‬ ‫اطاعت و رفتار تسلیم طلبانه و پوزش خواهانه‬ ‫فرا می رسد ؟ با این رفتار االکلنگی همسرم‬ ‫چه کنم ؟ می توانم امیدوار باشم که روزی‬ ‫همسرم رفتار متعادل پیدا کند و دست از‬ ‫افراط و تفریط بردارد ؟»‬ ‫ادامه در صفحه ‪18‬‬


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

14


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

13


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

12


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

11


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

10


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

‌‫آ گهی‬ ‫شما‬ 647.521.9591

Read This Magazine Online . www.

Javanantoronto.com

9


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

8


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

7


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

6


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

5


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

6 4


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

3


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

2


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

1


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

B


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

A


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

IV


No. 693 / October , 31, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

III


693  
693  
Advertisement