Page 1

‫‪Armanshahr‬‬

‫آرمان شهر‬

‫هشتم مارچ روز جهانی زن مبارک‬

‫سال سوم شماره ‪ 15‬و ‪ -16‬حمل ‪ ،1390‬اپریل ‪2011‬‬

‫در این شماره می خوانید‪:‬‬

‫• کمیته نظارت بر قطعنامه ‪ 1325‬وضعیت زنان افغان را بهتر خواهد کرد‪1.................................................‬‬ ‫• نظام سیاسی و عدالت اجتماعی‪،‬؛ افغانستان کجای کار است؟‪1...............................................................‬‬ ‫• چالش بازسازی «دولت های ناموفق»‪2....................................................................................................‬‬ ‫• بازشناسی نقش زنان افغانستان در مبارزات آزادی خواهی زنان ـ منیژه باختری‪2.....................................‬‬ ‫• سه روز در زندان زنان هرات‪3...............................................................................................................‬‬ ‫• كنفرانس مشترك نهاد هاي جامعه مدني و دولت افغانستان پيرامون صلح و بازپذيري‪4...........................‬‬ ‫• گروه های زنان‪« :‬زمان ایجاد جنبش زنان در افغانستان فرا رسیده است»‪4 ...............................................‬‬ ‫• گروه عدالت انتقالی‪ :‬تعهدات ملی و بین المللی ضامن صلح‪5 ...............................................................‬‬ ‫• برقع نیلگون؛ هدیه دولت کرزی به مناسبت روز زن ـ خدیجه عباسی‪5 ..................................................‬‬ ‫• معرفی کتاب‪ :‬قضا‪ ،‬جنایت های علیه بشریت و دادگاه بین المللی جزایی‪6 .............................................‬‬ ‫• شایسته ترین تجلیل از روز جهانی زن‪ ،‬مبارزه در راه رهایی آنان ـ گاللی حبیب‪7 .................................‬‬ ‫• چاپ دوم «علیه فراموشی»‪8 ..................................................................................................................‬‬ ‫• «افغانستان در جستجوی حقیقت و عدالت» ـ کتابی از آرمانشهر‪8 ..........................................................‬‬ ‫• نوال السعداوی‪ :‬ما دوباره یک ملت شدیم‪ ،‬بدون مرزهای جنسیتی و مذهبی‪8 ........................................‬‬ ‫• در اروپا «افکار عمومي اعتقادي به جنگ افغانستان ندارد» ‪ -‬لوموند دیپلوماتیک‪9 .................................‬‬ ‫• «بازخوانی حافظه جمعی ما» ـ کتابچه ای از آرمانشهر‪9 ..........................................................................‬‬ ‫• سیاست نامه ‪ 1،2‬و ‪ 3‬تجدید چاپ شد‪9 ................................................................................................‬‬ ‫• فیض محمد عاطفی‪ ،‬شاعر 'آیینه محیط' در گذشت‪10 ..........................................................................‬‬ ‫• آرشیف ملی افغانستان و ‪ 46‬سال فرود و فراز ـ مصاحبه با سخی منیر‪10 ................................................‬‬ ‫• كنوانسيون چهارم ژنو و پروتوكول‌هاي الحاقي‪11 .................................................................................‬‬ ‫• جنسیت و تصویرسازی رسانه ای از زنان در جهان سوم ـ خاتمبی کینوتی‪11 .........................................‬‬ ‫• اروپائيان درگير جنگي که ربطي به آنها ندارد ‪ -‬لوموند دیپلوماتیک‪12 .................................................‬‬

‫بنیاد آرمان ش��هر یک نهاد مس��تقل و غیر انتفاعی ش��هروندی مستقر در‬ ‫کابل اس��ت که به هیچ دس��ته ی اقتصادی‪ ،‬سیاس��ی‪ ،‬مذهبی‌‪ ،‬قومی‪ ،‬و‬ ‫هیچ دولتی وابستگی‌ ندارد‪ .‬آرمان این نهاد ایجاد بستر‌های مناسب برای‬ ‫تامین خواس��ت‌های اجتماعی برای دموکراس��ی‪ ،‬حقوق بشر‪ ،‬عدالت و‬ ‫قانون مداری اس��ت و نیز دست زدن به ابتکارات فرهنگی‌ و نشر کتاب‬ ‫در خدمت به ش��کل گیری آگاهی‌ جمعی‌ ش��هروندان‪ .‬بنیاد آرمان شهر‬ ‫در راس��تای تبادل اندیشه و گفتگو در داخل کشور و در منطقه با هدف‬ ‫ایجاد همبستگی‌‪ ،‬پیشرفت و صلح‪ ،‬می کوشد‪.‬‬ ‫بنی��اد آرمان ش��هر عضو فدراس��يون بي��ن المللي جامعه ه��اي حقوق‬ ‫بشر(‪ )FIDH‬است‪.‬‬ ‫این نشریه با حمایت مالی اتحادیه اروپا منتشر شده است‪ .‬مسئولیت‬ ‫انتشار نشریه به عهده بنیاد آرمان شهر و مسئولیت محتوای مطالب به‬ ‫عهده نویسنده یا نویسندگان است و به هیچ وجه نمی تواند بازتاب‬ ‫موضع اتجادیه اروپا محسوب شود‪.‬‬

‫دوست باز آمد و دشمن به مصیبت بنشست‬ ‫باد نوروز علی رغم خزان باز آمد‬

‫نوروز باستانی و سال ‪ 1390‬خورشیدی بر شما مبارک باد‬ ‫کمیته نظارت بر قطعنامه ‪ ١٣٢٥‬وضعیت زنان افغان را بهتر خواهد کرد‬

‫دوشنبه ‪ 28‬مارس ‪ 08 - 2011‬فروردین ‪1390‬‬ ‫بشیر پیمان‬ ‫بی بی سی‬ ‫موسسه جامعه مدنی و حقوق بشر افغانستان کمیته ای را‬ ‫برای حمایت و نظارت از اجرای قطعنامه ‪ ١٣٢٥‬شورای امنیت‬ ‫سازمان ملل متحد در این کشور ایجاد کرده است‪.‬‬ ‫این کمیته که متشکل از نهاد های مدنی‪ ،‬فعاالن حقوق زن‬ ‫و حقوق بشر است وظیفه دارد تا از اجرای این قطعنامه از‬ ‫سوی حکومت و جامعه جهانی در افغانستان نظارت کند و‬ ‫آنرا مورد ارزیابی قرار دهد‪ .‬دهها نهاد غیر دولتی فعال در‬ ‫زمینه حقوق بشر و حقوق زنان‪ ،‬عضو موسسه جامعه مدنی‬ ‫و حقوق بشر هستند‪.‬‬ ‫قطعنامه ‪ ١٣٢٥‬شورای امنیت سازمان ملل که در اکتبر‬ ‫‪٢٠٠٠‬میالدی تطویب شد بر حمایت از حقوق زنان در‬ ‫افغانستان تاکید می کند‪.‬‬ ‫این نخستین باری است که کمیته حمایت و نظارت از قطعنامه‬ ‫‪ ١٣٢٥‬شورای امنیت سازمان ملل متحد در افغانستان ایجاد‬ ‫می شود‪.‬‬ ‫نعیم نظری از مسئوالن ارشد موسسه جامعه مدنی و حقوق‬ ‫بشر می گوید‪« :‬نظارت و ارزیابی از عمل کرد های حکومت‬ ‫افغانستان‪ ،‬جامعه مدنی و نهاد های جامعه مدنی و حقوق‬ ‫بشری در قبال این قطعنامه از مسولیت های این کمیته‬ ‫است‪».‬‬ ‫آقای نظری همچنین گفت برنامه های این کمیته شامل نشست‬ ‫های آگاهی دهی مشوره دهی و آموزشی می باشد که در ابتدا‬ ‫برای ‪ ٣٠٠‬زن در والیات کابل پروان و بامیان در نظر گرفته‬ ‫شده و حد اقل برای هفت ماه ادامه می یابد‪.‬‬ ‫سازمان ملل متحد از ایجاد این کمیته برای حمایت و نظارت‬ ‫از قطعنامه ‪ ١٣٢٥‬سازمان ملل استقبال کرده است‪.‬‬ ‫خانم آن فیولر معاون بخش حقوق بشر در دفتر هیات معاونیت‬

‫آدرس الکترونیک‪:‬‬

‫‪armanshahrfoundation.openasia@gmail.com‬‬

‫سازمان ملل متحد در افغانستان می گوید این سازمان همانند‬ ‫گذشته برحمایتش از زنان ادامه خواهد داد او گفت‪ »:‬ما واقعا‬ ‫از این پروژه بسیار مهم استقبال می کنیم و انتظار داریم که‬ ‫این شبکه و دیگر اعضای جامعه مدنی و حکومت‪ ،‬عالوه بر‬ ‫نظارت‪ ،‬در تطبیق و حمایت از قطعنامه ‪ ١٣٢٥‬نیز تالش کنند‪.‬‬ ‫سازمان ملل همانگونه که در ‪ 10‬سال گذشته از آنچه برای بلند‬ ‫کردن صدای زن و صلح سازی انجام شده حمایت کرده پس‬ ‫از این هم قویا حمایت می کند»‪.‬‬ ‫در همین حال فعاالن جامعه مدنی و حقوق بشر از حکومت و‬ ‫جامعه جهانی می خواهند تا نقش زنان را در برنامه های صلح‬ ‫و تامین امنیت نادیده نگیرند‪.‬‬ ‫کمیته حمایت و نظارت از قطعنامه ‪ ١٣٢٥‬شورای امنیت‬ ‫سازمان ملل متحد در حالی ایجاد می شود که برخی از فعاالن‬ ‫جامعه مدنی و حقوق بشر‪ ،‬نقش زنان در تصمیم گیری های‬ ‫مهم به ویژه تامین امنیت و تامین صلح در این کشور را در‬ ‫سال های گذشته ناچیز می خوانند و حکومت را به رعایت‬ ‫نکردن مفاد این قطعنامه متهم می کنند‪ .‬به طور مثال خانم‬ ‫سیماسمر رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان به‬ ‫ادامه برگ ‪18‬‬ ‫اندک‪...‬‬

‫شماره متاس‪0775321697 :‬‬

‫نظام سياسي وعدالت اجتماعي؛‬ ‫افغانستان در كجاي كار است؟‬ ‫شصت و نهمين جلسه گفتگوي پلي ميان نخبگان و‬ ‫شهروندان بنياد آرمان شهر به مناسبت روز جهاني عدالت‬ ‫اجتماعي تحت عنوان نظام سياسي و عدالت اجتماعي با‬ ‫سخنراني آقاي ميراحمد جوينده وكيل سابق مجلس‪ ،‬آقاي‬ ‫عبدالظهور رزمجو معاون حزب پيوند ملي افغانستان‪ ،‬خانم‬ ‫مسعوده كرخي نماينده مردم در مجلس‪ ،‬آقاي سيف الدين‬ ‫سيهون استاد دانشكده اقتصاد دانشگاه كابل و آقاي اويناژ‬ ‫محقق در واحد تحقيق و ارزيابي افغانستان به تاريخ ‪5‬‬ ‫حوت ‪ 1389‬برابر با ‪ 24‬فبروري ‪ 2011‬برگزار گرديد‪.‬‬ ‫در اين گفتگو بيش از ‪ 110‬نفر از اعضاي جامعه مدني‬ ‫افغانستان‪ ،‬دانشجويان‪ ،‬نویسنده ها و فعالين حقوق بشر‪،‬‬ ‫رسانه هاي تصویري و صوتي ( تلويزيون فردا‪ ،‬آينه‪ ،‬طلوع‬ ‫و راديو كليد) اشتراك نموده بودند‪.‬‬ ‫در ابتدا گرداننده جلسه اجمل بلوچ زاده گفت‪ :‬برای اولین‬ ‫بار بنیاد آرمان شهر در افغانستان از روز جهانی عدالت‬ ‫اجتماعی تجلیل می کند‪ .‬برای ساختن دنیایی بهتر و زندگی‬ ‫شایسته برای همه انسان ها به طور یکسان با رعایت عدل‬ ‫و انصاف سازمان ملل روز بیستم فبروری را روز جهانی‬ ‫عدالت اجتماعی نام نهاده است‪.‬‬ ‫طرح مشاهده و بررسی توسعه عدالت اجتماعی در کشور‬ ‫های دنیا برای اولین بار در سال ‪ 1995‬در کپنهاگ دنمارک‬ ‫برگزار گردید و نتیجه آن نیز در همان شهر اعالم شد و‬ ‫سازمان ملل این روز را هر سال روز مشاهده و بررسی‬ ‫توسعه عدالت اجتماعی در دنیا اعالم نمود‪ .‬بیستم فبروری‬ ‫نگاهی عمیق و هشیار است بر بی عدالتی های اجتماعی در‬ ‫تمامی کشور های دنیا که در صدر آن فقر و گرسنگی است‪.‬‬ ‫زیرا که اولین جز ترکیبی عدالت اجتماعی در دسترس بودن‬ ‫غذای مناسب و کافی برای همه افراد بشر است‪ .‬در این‬ ‫روز نگاه جستجوگر و هشیار متمرکز است بر بی عدالتی‬ ‫ها و در تمامی کشورهای دنیا حتی در کشور که زندگی می‬ ‫کنیم‪ .‬فقر‪ ،‬بیکاری‪ ،‬نقض حقوق زنان و کودکان‪ ،‬کشتار در‬ ‫جنگ های خانمانسوز‪ ،‬بحران عوض شدن آب و هوا و بی‬ ‫ادامه برگ ‪18‬‬ ‫توجهی کشور های ‪...‬‬


‫آرمان شهر‬ ‫‪2‬‬

‫چالش بازسازی «دولت های‬ ‫‪1‬‬ ‫ناموفق»‬ ‫درس هایی که باید از‬ ‫اشتباه های جامعه بین‬ ‫المللی در کمک به‬ ‫افغانستان آموخت؟‬ ‫نویسنده مقاله‪ ،‬سرژ‬ ‫میخائیلوف‪ ،‬تا چندی‬ ‫پیش مدیر اجرایی‬ ‫موسسه توسعه در‬ ‫فرانسه‪ 2‬بود و پیش از‬ ‫آن نیز به عنوان یکی از‬ ‫مدیران و مشاوران ارشد‬ ‫بانک جهانی کار می کرد‪.‬‬ ‫او که در بیش از ‪ 60‬کشور جهان تجربه اندوخته است در‬ ‫حال حاضر استاد موسسه مطالعات سیاسی پاریس و مشاور‬ ‫دایمی بانک جهانی و دیگر سازمان های بین المللی است و‬ ‫تاکنون چندین کتاب نوشته یا ویرایش کرده است‪.‬‬ ‫معرفی مقاله‪ :‬کمک های بین المللی برای کشورهای ضعیف‬ ‫و دولت های «ناموفق» که از بحران های شدید یا جنگ‬ ‫داخلی بیرون می آیند افزایش یافته است‪ .‬اما امروزه متوجه‬ ‫می شویم که مصیبت در افغانستان بیشتر ناشی از اشتباه های‬ ‫ائتالف کشورهای غربی و به ویژه نابسامانی کوشش های‬ ‫مربوط به توسعه در آن کشور است‪ .‬سرژ میخائیلوف در مقاله‬ ‫اش به شیوه نظام مندی اشتباه های کشورهای تمویل کننده‬ ‫در فاصله سال های ‪ 2002‬و ‪ 2010‬را مورد بررسی و تحلیل‬ ‫قرار می دهد‪ .‬هدف او کسب درس هایی است که بتوان به‬ ‫طور گسترده تری به کار گرفت و از تکرار آن اشتباه ها در‬ ‫جاهای دیگر پرهیز کرد‪.‬‬ ‫پس از یادآوری به خواننده که ناکارآمدی در عرضه کمک‬ ‫مالی در کشورهایی که در بحران بوده اند باعث یاس فراوان‬ ‫است‪ ،‬و عالوه بر وعده ها و اعالمیه های خوش و آب و‬ ‫رنگ‪ ،‬منابع مالی زیادی برای بازسازی آن کشورها ضروری‬ ‫است‪ ،‬سرژ میخائیلوف تحلیل صریحی از عملکرد ضعیف‬ ‫تمویل کنندگان در افغانستان به دست می دهد‪ .‬او بر نبود‬ ‫استراتژی منسجم و اهداف روشن برای هدایت اقدامات آنها‬ ‫تاکید می کند‪ .‬او تصریح می کند که تامین امنیت مردم و‬ ‫ایجاد یک حکومت محلی در این شرایط حیاتی است و این‬ ‫موضوع را تمویل کنندگان در اصل فراموش کرده اند‪ .‬از آنجا‬ ‫که نیروهای خارجی نمی توانند به طور نامحدود این نیاز‬ ‫را تامین کنند‪ ،‬بناکردن نیروهای امنیتی ملی ضروری است‪.‬‬ ‫او سپس پیامدهای نبود هماهنگی و مدیریت استراتژیک در‬ ‫امر کمک مالی را شرح و نشان می دهد که این وضع به‬ ‫ناهماهنگی در تخصیص منابع می انجامد‪ ،‬و الگوی تازه ای‬ ‫برای برطرف کردن این نقص ها ارائه می کند‪.‬‬ ‫با تحلیل موردی افغانستان‪ ،‬او در باره اصول حاکم بر‬ ‫هماهنگی کمک مالی در کشورهای ضعیف و ناکفایتی اهداف‬ ‫توسعه هزاره به عنوان چارچوب کار در شرایط مشابه نتایج‬ ‫کلی تری می گیرد‪ .‬نویسنده بر پیامدهای وخیم رویکردهای‬ ‫ناشی از مالحظات کوتاه مدت تمویل کنندگان تاکید می کند‬ ‫و نشان می دهد که این رویکردها به ایجاد حکومت موازی‬ ‫متکی بر تمویل کنندگان می انجامد که فقط نهادهای دولتی‬ ‫را تضعیف می سازد‪.‬‬ ‫ضرورت کشورسازی تاسیس نهادهای مدرن است و این‬ ‫موضوع را جامعه بین المللی تمویل کنندگان نادیده گرفته‬ ‫است‪ ،‬گرچه بعضی دستاوردهای موفق در افغانستان نشان‬ ‫داده که این کار در شرایط سخت ممکن است‪ .‬او نوع سطحی‬ ‫دمکراسی را که جامعه بین المللی همواره در این گونه شرایط‬ ‫تحمیل می کند مورد انتقاد قرار می دهد و بر نیاز به دمکراسی‬ ‫مردمی تاکید می کند‪ .‬سرانجام بر پایه این تحلیل بسیار عمیق‪،‬‬ ‫نویسنده توصیه های متعددی به نهادهای رسمی توسعه و‬ ‫سازمان های غیردولتی می کند که در حال حاضر با چالش‬ ‫های مشابهی در دیگر نقاط جهان روبرو هستند و در آینده‬ ‫نیز خواهند بود‪.‬‬ ‫متن کامل مقاله در‪:‬‬

‫‪http://factsreports.revues.org/index696.html#text‬‬

‫‪1- Serge Michailof, THE CHALLENGE OF RECONSTRUCTING‬‬ ‫‪‘FAILED’ STATES: What lessons can be learned from the mistakes‬‬ ‫?‪made by the international aid community in Afghanistan‬‬

‫)‪2- French Development Agency (AFD‬‬

‫‪Armanshahr‬‬

‫سال سوم شماره ‪ 15‬و ‪ -16‬حمل ‪ ،1390‬اپریل ‪2011‬‬

‫بازشناسی نقش زنان افغانستان در مبارزات آزادی خواهی زنان‬ ‫منیژه باختری‬ ‫‪ 17‬حوت ‪1389‬‬ ‫با دو رویکرد می توان مساله حقوق زنان و جنبش های‬ ‫آزادی خواهی و برابری طلبی آنان را مطالعه کرد‪ .‬نخست‪،‬‬ ‫شناسایی این حقیقت که زنان در بیشتر جوامع از حقوق‬ ‫نابرابر و ستم جنسیتی رنج می برند و از حقوق طبیعی‬ ‫خویش بهره مند نیستند و دو دیگر شناخت راهکار هایی‬ ‫که بتوان حقوق نابرابر و ستم جنسیتی را از بین برد و هسته‬ ‫گذاری مایه های اجتماعی و آغاز مبارزه برای از بین بردن‬ ‫بی عدالتی ها‪.‬‬ ‫از آن جایی که می توان به گفتمان حقوق زنان و برابری‬ ‫جنسیتی‪ ،‬از چشم انداز های گوناگون پرداخت‪ ،‬من تالش‬ ‫دارم تا در این جستار کوتاه بیشتر به موقعیت زنان باسواد‬ ‫و تحصیل کرده افغانستان در روند مبارزات حق طلبی و‬ ‫برابری خواهی جنسیتی آنان بپردازم‪ .‬نخستین موضوعی که‬ ‫می توان بحث را با آن آغاز کرد‪ ،‬بررسی مولفه های جنبش‬ ‫زنان و رفتارهای آزادی خواهانه است‪.‬‬ ‫تجربه ها در شمار زیادی از کشورها نشان می دهند که‬ ‫جنبش زنان از کرکترهای متفاوت فکری و سیاسی تشکیل‬ ‫شده است‪ .‬به بیان دیگر زنان صرف نظر از موقعیت‬ ‫اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و نگره های فکری خویش‬ ‫در یک ایتالف‪ ،‬جنبش های گسترده اجتماعی را به میان‬ ‫آورده اند و در راستای به دست آوردن حقوق برابر و برابری‬ ‫جنسیتی به نام یک گروه اجتماعی که منافع مشترک دارد‪،‬‬ ‫دغدغه های خویش را مطرح کرده و بی عدالتی ها را به‬ ‫چالش کشیده اند‪ .‬زنان باید با درک این که دارای خواسته ها‬ ‫و منافع مشترکی اند که تنها با همبسته گی و درک شعوری‬ ‫از موقعیت فرودستانه شان در برابر سیاست ها و شیوه های‬ ‫فرادستانه جامعه پدرساالر به پیروزی و تحقق می رسند‪،‬‬ ‫جنبش زنان را سامان دهند‪ .‬در این شکی نیست که زنان‬ ‫بنابر وابسته گی های طبقاتی و نژادی به گروه های مختلف‬ ‫با منافع متفاوت صنف بندی می گردند ولی با وجود همین‬ ‫تفاوت ها در جنبش های برابری خواهی‪ ،‬آرمان های‬ ‫مشترک می یابند و در نتیجه برای دریافت راه حل متحد می‬ ‫گردند‪ .‬از آن جایی که زنان یک گروه اجتماعی اند نه طبقه‪،‬‬ ‫برخی پژوهشگران بر این باور اند که تعریف مشخصی از‬ ‫منافع و جایگاه آن ها صرف با تعریف از جایگاه اجتماعی‬ ‫آن ها که ناشی از ستم جنسیتی می شود‪ ،‬دشوار است‪ .‬در‬ ‫حقیقت همین امر سبب پراگنده گی در ارایه دیدگاه منسجم‬ ‫و موجب دریافت متفاوت در راستای تعیین درجة تبعیض‬ ‫جنسیتی و ستم اجتماعی می گردد‪.‬‬ ‫عامل تاریخی شی واره گی و شی انگاری زنان در حوزه‬ ‫اقتدار مردانه ریشه در استبداد تاریخی‪ ،‬خشونت سیستماتیک‬ ‫و ساختاری‪ ،‬انگاره های دینی و اسطورة تاریخی قدرت‬ ‫مردانه دارد‪ .‬جنگ و فرهنگ جنگ‪ ،‬بی امنیتی‪ ،‬شقاوت های‬ ‫تاریخی‪ ،‬بنیادگرایی دینی‪ ،‬محدودیت های اجتماعی و تفکر‬ ‫سنتی مسلط مردانه‪ ،‬عواملی اند که بیشترین آسیب ها را بر‬ ‫زنان وارد می نمایند‪ .‬در عین حال‪ ،‬دولت های پدرساالر و‬ ‫حوزه های قدرت که بیشتر با اشتراک مردان شکل گرفته اند‪،‬‬ ‫به زن و موقعیت او نگاه ابزاری دارند‪ .‬جدا از سایر مولفه‬ ‫ها‪ ،‬حقوق زنان‪ ،‬سوژه به شدت سیاسی است و در نتیجه‬ ‫در تقابل با سیاست های پدرساالرانه جوامع قرار گرفته و‬ ‫در تقابل با قدرت و تفکر سیاسی حاکم و نهادهای بازتولید‬ ‫کننده آن عمال امکان تبارز نیرومند نمی یابند از این رو‬ ‫کسب حقوق زنان در یک فرایند برابری طلبانه صرفا می‬ ‫تواند در متن یک کارزار فراگیر سیاسی و اجتماعی معنا‬ ‫و مفهوم بیابد‪.‬‬ ‫مبارزات و اندیشه های کسانی چون ماری ولستون کرافت‪،‬‬ ‫ویرجینیا ولف‪ ،‬کالرا زتکین‪ ،‬سیمون دوبوار‪ ،‬جولیا کریستوا‬ ‫و یا به سخن دیگر مبارزات برابری خواهی موج های سه‬ ‫گانه فمینستان در طول تاریخ موجب تغییرات بنیادین در‬ ‫زندگی زنان غرب و سامان بخشی هنجارهای مبارزه گردیده‬ ‫است‪ .‬در بیشتر کشورهای جهان مبارزات زنان با تظاهرات‬ ‫عمومی‪ ،‬راه اندازی گفتمان های اجتماعی در حوزه عمومی‪،‬‬ ‫تشکیل حزب ها و گروه ها از الیه های مختلف جامعه شکل‬ ‫گرفته است‪ .‬تظاهرات زنان در امریکا در روز هشتم مارچ‬

‫سال ‪ 1857‬میالدی یا همین روز در سال ‪ 1917‬میالدی برای‬ ‫به دست آوردن حقوق مدنی و سیاسی و برابری جنسیتی‪،‬‬ ‫و در فرجام به رسمیت شناختن روز همبسته گی زنان در‬ ‫سال ‪ 1977‬میالدی از سوی سازمان ملل متحد نشانه های‬ ‫گویای این مدعا اند‪ .‬تاریخ جنبش های زنان نشان می دهد‬ ‫که زنان روشنفکر دارای برخاستگاه های گوناگون اجتماعی‬ ‫با آفرینش تیوری های سیاسی جنبش های زنانه‪ ،‬در تعمیم‬ ‫تجارب مبارزاتی زنان نقش به سزایی داشته اند‪.‬‬ ‫و یا پایه گذاری نهاد جدید «زنان سازمان ملل متحد» در‬ ‫سال ‪ 2010‬میالدی نمادی از تاثیر گذاری نهادهای مدنی‪،‬‬ ‫جنبش های زنان و حمایت سیاست مداران زن از کشورهای‬ ‫مختلف و پذیرش نهادینه ساختن جنبش های برابری طلبانه‬ ‫زنان در ساحت جهانی می باشد‪.‬‬ ‫همبسته گی زنان به معنای همسویی نگرش های متفاوت‬ ‫سیاسی‪ -‬اجتماعی آنان نیست؛ بلکه بیشتر هم صدایی آن‬ ‫ها علی رغم تفاوت ها در ایجاد برابری و حقوق مساوی‬ ‫در ساختارهای جامعه و تبعیض ستیزی است‪ .‬بدون شک‬ ‫روش های متفاوت و یافته های ناهمسان در متن یک‬ ‫جنبش وجود دارند‪ .‬ولی این تفاوت ها در رویکردها و‬ ‫هنجارها کمتر می توانند مانع همصدایی زنان در جنبش‬ ‫های رهایی بخش گردند‪ .‬در جنبش های زنان‪ ،‬استراتیژی‬ ‫های متفاوت با دورنمای مشابه تبارز می یابند و در آن‪،‬‬ ‫زنان سکوالر‪ ،‬مذهبی‪ ،‬زنان مدرن و سنتی با وجود تعلقات‬ ‫سیاسی ناهمسان و نگره ها و دغدغه های متفاوت در کنار‬ ‫هم می ایستند و در برابر پیوسته گی مردانه و نهادهای‬ ‫تحکیم حاکمیت آن ها که بی گمان غیرعادالنه است‪ ،‬قرار‬ ‫می گیرند‪.‬‬ ‫ایجاد برابری و دسترسی به حقوق مساوی‪ ،‬در واقع به‬ ‫فشار دو سویه نیاز دارد‪ .‬به بیان دیگر‪ ،‬حرکت های جامعه‬ ‫مدنی و رسانه های پرسش گر و گفتمان اجتماعی آگاهانه‬ ‫و مشارکت در مبارزات و مقاومت های فراگیر از یک سو و‬ ‫تامین حمایت و حاکمیت قانون و دولت سوی دیگر اند‪.‬‬ ‫نضج گیری جنبش زنان بدون پیدایی بسترهای اقتصادی‬ ‫و فرهنگی در متن جامعه یی که استبداد ساختاری و رابطه‬ ‫های سنتی در بافت آن گره خورده اند‪ ،‬دشوار است؛ چون‬ ‫جنبش زنان در چارچوب یک کنش جمعی که نشان گر‬ ‫هویت جمعی‪ ،‬خرد و خودآگاهی گروهی بزرگ از الیه‬ ‫های اجتماعیست‪ ،‬در تضاد با زیر ساخت ها و ساختارهایی‬ ‫که غالبا به تابو مبدل شده اند‪ ،‬قرار گرفته و در نتیجه منافع‬ ‫گروه بزرگ تری را که در قالب پیوسته گی مردانه رشد کرده‬ ‫اند‪ ،‬به چالش می کشد‪.‬‬ ‫*‬ ‫با توجه به تاریخ صد سال اخیر افغانستان و مولفه هایی‬ ‫که برای جنبش زنان قایل شده اند‪ ،‬مشکل است که رفتار یا‬ ‫کنشی را به نام جنبش اجتماعی زنان در افغانستان تبیین کرد‪.‬‬ ‫بازشناسی تاریخی موقعیت زنان در افغانستان نشان گر این‬ ‫حقیقت تلخ است که تا حال جنبش های زنانه خودجوش‬ ‫با مایه های الزمی آن و مبارزات آزادی خواهی و یا روند‬ ‫دسترسی به حقوق طبیعی و مدنی آن چنان که در جهان و‬ ‫حتا شماری از کشورهای منطقه مطرح بوده‪ ،‬در افغانستان‬ ‫شکل نگرفته است‪ .‬دلیل این امر را می توان در پسمانی‬ ‫ساختاری‪ ،‬سخت جانی سنت ها و ایستایی دگرگونی های‬ ‫اجتماعی ناشی شده از آن ها دانست که بحران های چار دهه‬ ‫ادامه برگ ‪19‬‬ ‫اخیر نیز در‪...‬‬


‫آرمان شهر‬

‫‪Armanshahr‬‬

‫‪3‬‬

‫سال سوم شماره ‪ 15‬و ‪ -16‬حمل ‪ ،1390‬اپریل ‪2011‬‬

‫سه روز در زندان زنان هرات‬

‫ویدا سامعی‬ ‫جمعه ‪ 20‬آذر ‪1388‬‬ ‫از جادۀ اس�لام قلع��ه که وارد هرات بش��وی‪ ،‬پنج منارۀ باال‬ ‫بلند هرات چش��مانت را از دور به ی��ک نقطه ای خیره می‬ ‫کنند‪ .‬این مناره ها‪ ،‬به قدمت ش��هر‪ ،‬قدیم��ی اند‪ .‬پنج تیرک‬ ‫آجری که در هوای دود آلود ش��هر هرات‪ ،‬فارغ از هیاهوی‬ ‫کر کنندۀ یک شهر تشنۀ بزرگ شدن‪ ،‬آرام ایستاده اند و حتی‬ ‫اگر زیر ضربات س��خت روزگار کمی س��ر خم کرده باشند‪،‬‬ ‫آن قدر که یکی از همراهانش��ان با تس��مه و سیم سرپا مانده‬ ‫اس��ت‪ ،‬نگاهشان را از هرات برنمی تابند‪ .‬این شهر اما به جز‬ ‫این مناره ها بناهای دیگ��ری هم دارد؛ مقبرۀ خواجه عبداهلل‬ ‫انصاری‪ ،‬ارگ هرات‪ ،‬مسجد جامع و زندان زنان‪.‬‬ ‫در هفت��ۀ دوم حضورم در هرات بود که اجازۀ حضور س��ه‬ ‫روزه در این زندان را به دس��ت آوردم‪ .‬زندانی که تنها شش‬ ‫م��اه از بازس��ازی آن می گذرد‪ .‬این زن��دان گنجایش صد و‬ ‫بیس��ت زندان��ی را دارد و در حال حاض��ر نزدیک به صدو‬ ‫ش��ش زن میهمان اتاق های پاک و مجه��ز به امکانات قابل‬ ‫قبول برای زندگی اند‪ .‬زندان زنان هرات در س��ال گذش��ته‬ ‫توس��ط گروه بازسازی ایتالیا مستقر در هرات و با هزینۀ یک‬ ‫میلیون یورو بازسازی شده است‪ .‬این زندان مجهز به کارگاه‬ ‫های قالی بافی‪ ،‬کالس سواد آموزی‪ ،‬بافندگی‪ ،‬خیاطی و مهد‬ ‫کودک برای کودکان زندانیان است‪ .‬کودکانی که تعدادشان به‬ ‫اندازۀ زنان زندانی است‪ .‬هشتاد و پنج کودک زیر شش سال‬ ‫روزهای شان را به همراه مادران شان می گذرانند و منتظرند‬ ‫پس از اتمام مدت محکومیت‪ ،‬به همراه مادران شان از درب‬ ‫آبی رنگ زندان به سوی دنیای آزاد بروند‪ ،‬دنیایی که مادران‬ ‫آن ها زیاد تمایلی برای دوباره دیدن آن ندارند‪.‬‬ ‫شفیقه‪ ،‬زنی س��ی و هشت ساله‪ ،‬همراه با پسرک هفت ساله‬ ‫اش قبول کرد که به س��واالتم پاسخ دهد‪ .‬روز عید فطر بود‬ ‫و ش��ب قبل‪ ،‬زنان به رسم افغان ها حنابندان داشتند‪ .‬دستان‬ ‫هدایت اهلل‪ ،‬پس��رک خوش پوش شفیقه سرخ رنگ است و‬ ‫چش��مانش پر از شیطنت‪ .‬ش��فیقه به جرم همدستی در قتل‬ ‫ش��وهرش از هفت س��ال و نیم پیش تاکنون در زندان است‬ ‫و پس��رش در ساختمان قدیمی این زندان به دنیا آمده است‪.‬‬ ‫امس��ال را که به س��ر کند‪ ،‬دیگر نمی تواند پس��رش را پیش‬ ‫خودش نگه دارد‪ ،‬یا به پرورش��گاه منتقل می ش��ود و یا به‬ ‫دس��ت عمویش سپرده خواهد شد‪ ،‬عمویی که از هفت سال‬ ‫و نیم پیش تاکنون اجازه نداده است چهار فرزند دیگر شفیقه‬ ‫به دیدار مادرشان بیایند‪.‬‬ ‫شفیقه می گوید‪ »:‬صبح زود بود که در خانه را زدند‪ ،‬شوهرم‬ ‫رفت بی��رون و وقتی برنگش��ت‪ ،‬نگران ش��دم‪ ،‬رفتم بیرون‬ ‫ببینم چرا دیر کرده اس��ت‪ ،‬دیدم افتاده و غرق خون اس��ت‪.‬‬ ‫کش��اندمش به خانه و همان جا بود که مرد‪ .‬خودم پلیس را‬ ‫خب��ر کردم‪ ،‬پلیس هم به ج��ای گرفتن قاتل مرا به جرم قتل‬ ‫بازداشت کرد‪ ،‬دادگاه تشکیل شد و مرا به جرم همدستی در‬ ‫قتل به هجده سال زندان محکوم کردند‪ .‬سه سال اول همین‬

‫ط��ور در زندان بودم‪ ،‬بعد وکیل دادن��د و باز هم با وکیل به‬ ‫همان تعداد س��ال زندانی شدم‪ .‬حاال هفت سال و نیم است‬ ‫که در این زندانم‪ .‬قالی بافی می کنم و خیاطی‪ .‬این جا دیگر‬ ‫مثل خانه ام شده‪ ،‬دل ندارم بیرون بروم»‪.‬‬ ‫مثل ش��فیقه زیادند‪ .‬زنانی که ب��دون وکیل‪ ،‬یا غیابی محکوم‬ ‫ش��ده اند و یا در عرض یکی ــ دو س��اعت حکم ش��ان به‬ ‫دستشان داده شده اس��ت‪ .‬قتل همسر یکی از جرائمی است‬ ‫ک��ه تعداد زنان محک��وم زیادی در این زن��دان دارد‪ .‬جرائم‬ ‫دیگری نظی��ر فروش مواد مخدر‪ ،‬تن فروش��ی‪ ،‬زنا‪ ،‬فرار از‬ ‫خانه‪ ،‬خوردن مش��روبات الکلی و دزدی هم این لیس��ت را‬ ‫کامل می کند‪ .‬در افغانستان‪ ،‬فرار از خانه جرم است و حبس‬ ‫های طوالنی چندین س��اله را به دنب��ال دارد‪ .‬حکم اعدام و‬ ‫سنگس��ار برای زنان لغو شده اس��ت و دولت پس از طالبان‬ ‫هیچ مورد اعدام زنان را در کارنامۀ خود ثبت نکرده اس��ت‪.‬‬ ‫اما علی رغم معتدل ک��ردن مجازات برای جرائم زنان‪ ،‬تنبیه‬ ‫و مجازات های غیر قانونی و غیر رس��می روز به روز بیشتر‬ ‫می شود‪ .‬بر اساس آمار سازمان ملل‪ ،‬خشونت علیه زنان در‬ ‫افغانس��تان افزایش یافته و تجاوز یکی از مصائبی اس��ت که‬ ‫زنان با آن دس��ت به گریبانند‪ .‬ب��ه دنبال هر تجاوز‪ ،‬زن‪ ،‬باید‬ ‫قربانی ش��ود تا نام خان��واده از لکۀ ننگی که بر آن نشس��ته‬ ‫پاک شود‪.‬‬ ‫شریفه ش��هاب‪ ،‬معاون ارشد کمیس��یون مستقل حقوق بشر‬ ‫افغانس��تان معتقد اس��ت که س��نت ها در این کشور بیش از‬ ‫هر چی��زی‪ ،‬زنان را هدف گرفته و امنی��ت و حقوق آنان را‬ ‫تامین نمی کند‪ .‬ش��ریفه می گوید‪ »:‬جامعۀ افغانس��تان سنتی‬ ‫اس��ت‪ ،‬سی سال جنگ داش��ته و در طول این سال ها‪ ،‬زنان‬ ‫اولین هدف خش��ونت ها بوده اند‪ .‬حاال حتی با ممنوع کردن‬ ‫سنگس��ار و اعدام‪ ،‬باز هم از میزان خشونت علیه زنان کاسته‬ ‫نشده است‪ .‬زنی که با مردی رابطه دارد بدون هیچ شرعیتی‪،‬‬ ‫در ذهن جامعۀ افغان س��زایش سنگس��ار و مرگ اس��ت‪ .‬تا‬ ‫زیر س��اخت های فرهنگی و سنتی این کشور عوض نشود‪،‬‬ ‫جامع��ه این قوانین را به واقع تغیی��ر نخواهد داد‪ .‬در هر دو‬ ‫زمین��ه باید کار جلو برود‪ ،‬باید زن را به جامعۀ افغان معرفی‬ ‫کرد‪ ».‬با تمام این تفاس��یر‪ ،‬برای من که هر روز خبرهایی از‬ ‫سنگس��ار و اعدام زنان در ایران را می ش��نوم‪ ،‬ش��نیدن لغو‬ ‫احکامی مثل سنگس��ار و اعدام در افغانستانی که همین حاال‬ ‫هم اس��یر تفکرات طالبانی است‪ ،‬قدم بزرگی به حساب می‬ ‫آید‪ .‬در کش��وری که روزی زنان را به جرم فحش��ا و زنا در‬ ‫اس��تادیوم های فوتبال به طرز وحشتناکی با قنداقۀ تفنگ به‬ ‫کام مرگ می فرس��تادند‪ ،‬حاال همی��ن جرائم حداکثر با چند‬ ‫س��ال زندان تمام می ش��ود‪ .‬البته این شاید شکل قضیه باشد‬ ‫چرا که این س��نت های افغانستان است که زندگی در بیرون‬ ‫از چهاردیواری زندان را برای زنان با س��ابقۀ زندان س��خت‬ ‫تر می کند‪ .‬فرار از خانه از جمله اقداماتی اس��ت که به وفور‬ ‫توس��ط زنان و دختران افغان ب��رای نجات یافتن از موقعیتی‬ ‫که دارند‪ ،‬به کار گرفته می ش��ود و جرمی است که بین پنج‬ ‫تا هفت سال حکم زندان دارد‪ ،‬اما به گفتۀ شریفه شهاب‪ ،‬در‬ ‫قان��ون جرمی به نام فرار از خانه وجود ندارد و این س��لیقۀ‬ ‫قضات است که بر این نوع رفتار زنان نام جرم نهاده است‪.‬‬ ‫فرار از خانه بیشترین گروه زندانیان را به خود اختصاص می‬ ‫دهد‪ .‬نجات یافتن از خش��ونت های خانواده‪ ،‬همسر‪ ،‬حفظ‬ ‫ج��ان از مرگ‪ ،‬تن ندادن ب��ه ازدواج اجباری و یا حتی برای‬ ‫فرار از فش��ار همسر برای تن فروشی از دالیل عمده ایست‬ ‫که زنان افغان را مجبور به ترک خانه می کند‪.‬‬ ‫نجال‪ ،‬دختر بیس��ت و یک ساله ایس��ت که سه سال گذشته‬ ‫را در زندان هرات‪ ،‬در س��لول ش��مارۀ شش به همراه هفت‬ ‫همبندی خود‪ ،‬روزها را شمرده است و باید چهار سال دیگر‬ ‫هم بر این اعداد اضافه کند تا بتواند دوباره از درب آبی رنگ‬ ‫زندان خارج شود‪.‬‬ ‫او اما می گوید‪« :‬بعد از خروج از زندان دوباره نمی توانم به‬ ‫خان��ه برگردم‪ ،‬من کاری کرده ام که آبروی خانواده ام را در‬ ‫قبیله و شهر برده ام‪ .‬روی برگشتن ندارم»‪.‬‬ ‫نج�لا از کودکی ناف بر پس��ر خاله اش ب��وده اما برای این‬ ‫که بتواند با پس��ر مورد عالق��ه اش ازدواج کند‪ ،‬راه فرار را‬ ‫انتخاب کرده اس��ت‪ .‬پس��ر مورد عالقه اش هم چند متر آن‬ ‫س��وتر‪ ،‬در میان دیوارهای زندان مردان زندانی است‪ ،‬او اما‬ ‫به جرم داش��تن رابطۀ نامشروع با زینت به چهارسال زندان‪،‬‬ ‫محکوم ش��ده است‪ .‬نجال می گوید‪« :‬من این پسر را دوست‬

‫دارم‪ ،‬پس��ر خوبی است‪ .‬تنها یک راه چاره برایم مانده است‪،‬‬ ‫هر روز و ش��ب به این راه فکر م��ی کنم‪ ،‬تصمیمم را گرفته‬ ‫ام‪ ،‬اگ��ر دولت بعد از آزادی ام‪ ،‬مرا ب��ه پدرم تحویل بدهد‪،‬‬ ‫خودکشی می کنم‪ ،‬این همه زندان را فقط برای عملی کردن‬ ‫تصمی��م ازدواج م��ان قبول کرده ام‪ ،‬اما اگ��ر دوباره به پدرم‬ ‫تحویل داده ش��وم‪ ،‬یا کش��ته می ش��وم یا مجب��ور به تحمل‬ ‫ی��ک ازدواج اجب��اری‪ ،‬هر دو برای من مرگ اس��ت‪ .‬خودم‬ ‫را خواهم کشت»‪.‬‬ ‫دنیای بیرون از این چهاردیواری برای این زنان پاک نش��ده‬ ‫اس��ت‪ ،‬وجود دارد و س��خت هم منتظر آن هاست‪ .‬به همین‬ ‫خاطر است که این زنان سعی دارند به دنبال یاد گرفتن یک‬ ‫حرفه باشند‪ .‬خیاطی‪ ،‬قالی بافی‪ ،‬بافندگی‪ ،‬نوشتن و خواندن‬ ‫و‪ ...‬از کارهایی اس��ت که به طور روزانه در برنامۀ این زنان‬ ‫گنجانده شده و هر کدام از این زنان‪ ،‬سهمی از درآمد حاصل‬ ‫از فروش محصوالت این کارگاه ها را کسب می کنند‪ .‬پانصد‬ ‫افغانی برای یک قالی که س��ه ماه بافتن آن طول می کش��د‪،‬‬ ‫چی��زی معادل ده دالر‪ .‬زن��دان همچنین برنامه ای دارد که با‬ ‫بودجه ای محدود‪ ،‬زنانی را که از زندان آزاد می شوند تحت‬ ‫پوش��ش می گیرد‪ .‬زنانی که جایی برای زندگی ندارند هم به‬ ‫خانه هایی مخصوص زنان تنها فرستاده می شوند‪ ،‬این خانه‬ ‫ها به شدت کنترل می شوند و زنان نمی توانند آزادانه رفت‬ ‫و آمد به بیرون داشته باشند‪.‬‬ ‫اما آن چ��ه که باز هم بر پارادوکس ای��ن چرخه می افزاید‪،‬‬ ‫رفتار برخی مردان افغان اس��ت که کم��ی دور از انتظار من‬ ‫اس��ت‪ .‬حرف هایی که رحمت اهلل‪ ،‬همس��ری که به مالقات‬ ‫زنش آمده اس��ت‪ ،‬یک پارگراف جدید در برداشت هایم از‬ ‫ای��ن جامعه باز می کن��د‪ .‬ثریا‪ ،‬زن جوانی ک��ه البته زن دوم‬ ‫رحم��ت اهلل هم هس��ت‪ ،‬به جرم قتل غیر عم��د دختر خود‬ ‫بازداش��ت شده‪ ،‬محاکمه شده و به هژده سال زندان محکوم‬ ‫اس��ت‪ .‬دو س��ال از این مدت را پشت س��ر گذاشته و با دو‬ ‫دختر خردس��الش در زندان‪ ،‬به انتظار سر آمدن چهارده سال‬ ‫آینده نشس��ته اس��ت‪ .‬روز مالقات حضوری مردان است و‬ ‫در س��الن ورودی زندان زنان‪ ،‬خانواده ها گروه گروه‪ ،‬انگار‬ ‫که به س��یزده بدر آمده باش��ند‪ ،‬س��فره ای پهن ک��رده اند و‬ ‫س��ه س��اعت مهلت دارند هرچه می خواهند بین خود رد و‬ ‫ب��دل کنند‪ .‬رحمت اهلل می گوید‪ »:‬ب��ه خانه که آمدم‪ ،‬به من‬ ‫گفتن��د دختر ده س��اله ام که زیر کرس��ی ذغالی خواب رفته‬ ‫بود‪ ،‬جان نداش��ت‪ .‬عین همی��ن را هم به پلیس گفتم‪ ،‬از من‬ ‫پرس��یدند چه کسی در خانه بوده اس��ت‪ ،‬گفتم زنم‪ .‬او را به‬ ‫شانزده س��ال زندان محکوم کردند»‪ .‬رحمت اهلل مرد خوش‬ ‫صحبتی اس��ت که از عالقه اش به همسرش می گوید و این‬ ‫که همسرش‪ ،‬بعد از آزادی در خانه‪ ،‬مثل سابق جای دارد و‬ ‫بازهم زن اوس��ت‪ .‬می گوید‪ »:‬خون را با خون نمی شویند‪،‬‬ ‫زن من زن خوبی اس��ت‪ ،‬حتما م��رگ دخترم بر اثر تصادف‬ ‫بوده است»‪ .‬اما این را هم اضافه می کند که برای چرخاندن‬ ‫خانه و رس��یدگی به دیگر بچه های قدونیم قدی که دارد و‬ ‫صد البته مادر بیمارش‪ ،‬مجبور اس��ت تا آن موقع زن دیگری‬ ‫اختی��ار کند‪ .‬ثریا نگاه از دهان مردش برنمی دارد‪ ،‬می گوید‪:‬‬ ‫«رحمت اهلل حق دارد زن بس��تاند‪ ،‬م��ن که این جایم و نمی‬ ‫توانم به او خدمت کنم‪ ،‬بچه ها در خانه محتاج یک چاشت‬ ‫گرم هستند»‪.‬‬ ‫مهلت س��ه روزۀ من برای ماندن در زندان تمام ش��ده است‪.‬‬ ‫رئیس زن��دان‪ ،‬ژنرال صادقی‪ ،‬مرد مهربانی اس��ت که امکان‬ ‫حض��ور مرا در زندان فراهم کرد‪ .‬زنان زندانی بارها در میان‬ ‫صحبت های شان از او برایم گفتند و این که مثل پدر به آن‬ ‫ها توجه دارد‪ .‬از چند زن در خفا و دور از چشم زندان بانان‬ ‫زن می پرسم آیا نگهبانان مرد از آن ها تقاضاهای غیر معمول‬ ‫مثل رابطۀ جنسی می کنند‪ ،‬شنیده ام که در بسیاری از زندان‬ ‫های زنان‪ ،‬والیان آن ش��هرها از زنان استفاده می کنند‪ .‬پاسخ‬ ‫می شنوم‪ »:‬نه‪ ،‬این جا راحتیم‪ ،‬مثل بیرون نیست که از تجاوز‬ ‫بترسیم‪ ،‬ژنرال خوب به ما می رسد‪ ،‬مواظب ماست»‪.‬‬ ‫زندگی این جا جریان دارد‪ ،‬شاید نه در مسیر جریان بیرون‪،‬‬ ‫ام��ا آرام تر و البته با ترس‪ ،‬ت��رس از فردایی که این زنان از‬ ‫حاال به فکر یافتن چاره ای برای آن هستند‪ .‬زنانی مثل شفیقه‬ ‫که با جمع و تفریق‪ ،‬س��ن پسرکشان را با مدت حبسشان در‬ ‫دو کفۀ ترازو می گذارند و مطمئن هستند که چند سال بعد‪،‬‬ ‫وقتی درب آبی رنگ زندان هرات پشت سرشان بسته شود‪،‬‬ ‫آن س��وی خیابان‪ ،‬جوان��ی که می داند زندگ��ی مادرش در‬ ‫زندان چگونه گذشته‪ ،‬منتظرشان است‪.‬‬

‫‪http://www.8am.af/index.php?option=com_content&view‬‬ ‫‪=article&id=8247:1388-09-25-19-00-26&catid=58:2008‬‬‫‪10-31-09-35-33&Itemid=543‬‬


‫آرمان شهر‬ ‫‪4‬‬

‫‪Armanshahr‬‬

‫سال سوم شماره ‪ 15‬و ‪ -16‬حمل ‪ ،1390‬اپریل ‪2011‬‬

‫كنفرانس مشترك نهاد هاي جامعه مدني و دولت افغانستان پيرامون‬ ‫صلح و بازپذيري‬

‫اين كنفرانس به تاريخ هژدهم و نزدهم حوت ‪ 1389‬كه برابر‬ ‫بود به نهم و دهم مارچ ‪ 2011‬در سالون كنفرانس صافي لند‬ ‫مارك برگزار شد‪ .‬در اين كنفرانس بيش از دو صد و پنجاه‬ ‫نفر از اعضاي نهادهاي جامعه مدني و شخصيت هاي مستقل‬ ‫اشتراك ورزيده بودند‪ .‬نهادهاي جامعه مدني افغانستان براي‬ ‫دريافت راه حل براي تأمين صلح پايدار بحث و گفتگوهاي‬ ‫دو روزه اي داشتند كه همه ي آن ها در قطعنامه ‪ 12‬ماده اي‬ ‫براي دولت جمهوري اسالمي افغانستان فرستاده شد‪.‬‬ ‫اين كنفرانس توسط عزيز رفيعي رييس مجتمع جامعه مدني‬ ‫آغاز گرديد در اين محفل از پروفيسور برهان الدين رباني‬ ‫رييس شوراي عالي صلح‪ ،‬ملك ستيز عضو مركز مطالعات‬ ‫جهاني و حقوق بشر دنمارك و آقاي معصوم استانكزي‬ ‫دعوت شده بود تا در مورد پروسه صلح ديدگاه هاي شان را‬ ‫بيان كرده و راه حل هايی را پيشنهاد نمايند‪.‬‬ ‫آقاي رباني در این کنفراس گفت كه از آغاز پروسه صلح‬ ‫در افغانستان تشويش هاي زياد وجود داشت و سوال هایي‬ ‫نسبت به اين پروسه در اذهان مردم خلق شده بود هراس از‬ ‫اين مي رفت كه در اين پروسه دست آورد هاي ده ساله مردم‬ ‫افغانستان چه خواهد شد؟ آيا اين صلح واقع ًا به قطع جنگ‬ ‫در كشور كمك خواهد كرد؟‬ ‫او تأكيد داشت كه نقش جوامع جهاني در آوردن صلح و‬ ‫قطع جنگ در كشور يك امر مهم است و براي تأمين صلح‬ ‫در كشور در سطح ملي و بين المللي كار هاي زياد را انجام‬ ‫داده اند‪ .‬او افزود كه تا هنوز در سطح كشور فرهنگ صلح و‬ ‫برگشتن به زندگي صلح آميز وجود ندارد و ما تالش داريم‬ ‫تا براي جريان هاي درگير را متقاعد نمايیم تا دست از جنگ‬ ‫بردارند و به زندگي صلح آميز خود برگردند‪ .‬رييس شوراي‬ ‫عالي صلح گفت در كشوری كه سي سال در حال جنگ قرار‬ ‫داشته و تمام هستي اش را از دست داده نمي شود كه در يك‬ ‫ماه و يا دو ماه به صلح برسيم‪ ،‬بايد اين مسير را سال ها برويم‬ ‫تا به صلح دايمي در كشور برسيم‪ .‬آقاي رباني گفت كه در اين‬ ‫پروسه خارجي ها مداخله ي ندارند و اين حركت به ابتكار‬ ‫دولت افغانستان صورت مي گیرد اما در موارد زيادي از اين‬ ‫پروسه حمايت كردند و آن ها به اين باور هستند كه تداوم‬ ‫جنگ در افغانستان راه حل بيرون رفت از بحران موجود‬ ‫نيست‪ .‬او در سخنانش اشاره اي به طالبان داشت كه آن ها‬ ‫براي ساختن امارات اسالمي تالش نمي كنند و ذهنيت هاي‬ ‫آن ها كام ً‬ ‫ال تغيير كرده است‪ ،‬آن ها از جنگ خسته شده اند‬ ‫و مي خواهند به زندگي صلح آميز برگردند‪.‬‬ ‫ملك ستيز كه سخنران ديگر بود صلح را به دو گونه يكي‬ ‫صلح منفي و ديگري صلح مثبت دسته بندي كرد‪ .‬او افزود كه‬ ‫صلح منفي را افغانستان تجربه كرده است و اين صلح ناكام‬ ‫از آب در آمده است‪ .‬صلح منفي در حقيقت صلح سرد است‬ ‫كه بيشتر براي آتش بس ميان دو گروه و مهار كردن خشونت‬ ‫به كار مي رود‪ .‬ولي صلح مثبت به نام صلح سبز مسما است‬ ‫كه جامعه مدني نیز خواهان اين نوع صلح مي باشد‪ .‬اين‬ ‫صلح براي آسيب شناسي ريشه هاي جنگ تالش مي ورزد‬ ‫و براي منازعات جاري جوياي راه حل مي باشد‪ .‬جنگ در‬ ‫افغانستان از ريشه هاي داخلي و منطقه اي برخوردار است‪.‬‬ ‫او گفت در تأمين صلح پايدار بايد ريشه هاي اصلي منازعه‬ ‫دريافت گردد‪ ،‬واكنش هايی كه از طرف شهروندان وجود‬ ‫دارد بايد شناسايي گردد و عوامل اصلي تضاد ها در افغانستان‬ ‫تحليل گردد‪.‬‬ ‫ستيز براي شوراي عالي صلح مواردی را پيشنهاد كرد كه به‬ ‫نظر وی الزم است در پروسه صلح در نظر گرفته شود‪.‬‬

‫احترام به ارزش هاي حقوق بشر‪ ،‬تأمين حاكميت قانون بايد‬ ‫از شعار بيرون شود و جنبه عملي دريافت كند‪ ،‬ايجاد دادگاه‬ ‫ويژه براي نظارت بر پروسه صلح‪ ،‬تقويت پوليس كه ضامن‬ ‫صلح در جامعه است‪.‬‬ ‫او در اخير اشاره كرد كه صلح بدون امنيت مدني‪ -‬سياسي‬ ‫هيچ گاه مساعد نمي گردد‪.‬‬ ‫معصوم استانكزي عضو شوراي عالي صلح استراتيژي شوراي‬ ‫عالي صلح را تشريح كرده گفت‪:‬‬ ‫براي برون رفت از وضعيت موجود بايد جامعه را به مسيری‬ ‫سمت داد كه انسان ها بتوانند در كنار هم ديگر زندگي كنند‪.‬‬ ‫در این پروسه اشتراك مردم و سهم گيري آن ها يك امر‬ ‫الزمي است‪ .‬صلح به هيچ عنوان به خاطر معامله صورت نمي‬ ‫گيرد و يك صلح سرد و يا منفي نخواهد بود‪ .‬ما تالش داريم‬ ‫تا ظرفيت امنيتي باال برود‪ .‬اما آن چه كه ما را نگران مي سازد‬ ‫سالح هاي غير مجازی است كه در كشور وجود دارد‪.‬‬ ‫او كميته هاي كاري شورای عالی صلح را چنین نام برد‪ :‬كميته‬ ‫دعوت و تماس با مخالفين‪ ،‬كميته آگاهي عامه‪ ،‬كميته روابط‬ ‫بين المللي‪ ،‬كميته حل معضالت محلي و كميته رسيدگي به‬ ‫زندانيان سياسي‪.‬‬ ‫استانكزي گفت مردم بايد اعتقاد پیدا كنند كه اين پروسه به‬ ‫نفع آنها است و هيچ راه حل ديگری براي بیرون شدن از‬ ‫وضعيت موجود باقي نمانده است‪ .‬جوامع بين المللي هم به‬ ‫اين باور رسيده اند كه جنگ هر چه زودتر بايد در افغانستان‬ ‫خاتمه يابد و در اين راستا همكاري هاي متقابل وجود دارد‪.‬‬ ‫بعد از ختم سخنراني ها كارهاي گروپي صورت گرفت و‬ ‫خواسته شد تا ديدگاه هاي اعضاي جامعه مدني و اشتراك‬ ‫كننده ها راجع به پروسه صلح دريافت شود‪ .‬بعد از ختم كار‬ ‫هاي گروپي اشتراك كننده ها ‪ 12‬ماده قطعنامه را با اكثريت آرا‬ ‫تصويب کردند که عنواني دولت جمهوري اسالمي افغانستان‬ ‫و شوراي عالي صلح فرستاده شد‪.‬‬ ‫ماده های این قطع نامه‪:‬‬ ‫‪ -1‬چگونگي پروسه صلح بايد با نظر خواهي مردم صورت‬ ‫گيرد تا بتواند از پشتيباني آنان برخوردار باشد كه بعدا ً به بن‬ ‫بست مواجح نگردد؛‬ ‫‪ -2‬صلح در افغانستان نمي تواند به قيمت از دست دادن‬ ‫ارزش هاي ديني‪ ،‬ملي‪ ،‬مدني‪ ،‬حقوق بشری و به ويژه حقوق‬ ‫زنان به دست آيد؛‬ ‫‪ -3‬پروسه صلح بايد استوار بر اصل شفافيت‪ ،‬حساب دهي با‬ ‫نظارت مردم و جامعه مدني باشد؛‬ ‫‪ -4‬تمام راهكارهايی كه دولت افغانستان يا جامعه جهاني‬ ‫جهت رسيدن به صلح استفاده مي كنند نبايد مخالف ارزش‬ ‫هاي ملي كشور و تعهدات بين المللي شان باشد؛‬ ‫‪ -5‬زنان بايد در تمام مراحل پروسه صلح از تصميم گيري تا‬ ‫اجرا حضور و مشاركت گسترده و فعال داشته باشند؛‬ ‫‪ -6‬جهت رسيدن به صلح بايد به فرهنگ معافيت خاتمه داده‬ ‫شود‪ ،‬حاكميت قانون تحكيم بخشيده شود و عدالت انتقالي‬ ‫تأمين گردد؛‬ ‫‪ -7‬الغاي قانون عفو و جلوگيري از تصويب و توشيح هر نوع‬ ‫قانون كه ناقض ارزش هاي حقوق بشري باشد؛‬ ‫‪ -8‬جامعه مدني افغانستان معتقد است كه جنگ افغانستان‬ ‫داراي عوامل دروني و بيروني بوده بن ًا جهت رسيدن به صلح‬ ‫نه تنها عوامل جنگ در داخل بلكه بيرون از كشور بايد ريشه‬ ‫يابي گردد؛‬ ‫‪ -9‬با كساني كه مصالحه صورت مي گيرد بايد هويت شان‬ ‫روشن گردد و در مورد جناياتی كه مرتكب شدند حقيقت‬ ‫يابي صورت گيرد؛‬ ‫‪ -10‬از تجارب ممالك همگون با شرايط افغانستان در تأمين‬ ‫صلح استفاده شود؛‬ ‫‪ -11‬حضور و عملكرد نيروهاي خارجي در افغانستان بايد‬ ‫قانون مند شود‪ ،‬نيرو هاي خارجي مكلف اند تا كنوانسيون‬ ‫ژنيو را رعايت كنند‪ .‬در صورت تلفات غير نظاميان با آن ها‬ ‫بر خورد قانوني صورت گيرد؛‬ ‫‪ -12‬دولت بايد تمام گروه هاي مسلح غير قانوني و اربكي ها‬ ‫را در سراسر كشور ملغا و خلع سالح كند و در مقابل قواي‬ ‫مسلح افغانستان را تقويت نمايد؛‬

‫«زمان ایجاد جنبش زنان در افغانستان‬ ‫فرا رسیده است»‬ ‫بیانیه کمیته مشارکت سیاسی زنان و کمپاین‬ ‫‪ 50%‬زنان افغانستان به مناسبت ‪ 8‬مارچ‪ ،‬روز‬ ‫جهانی همبستگی زنان‬ ‫‪ 12‬حوت ‪ 1389‬برابر با‪ 3‬مارچ ‪2011‬‬

‫صدسال پیش از امروز به ابتکار کالراستکین یک ملیون زن‬ ‫به خاطربدست آوردن حق رای و آموزش برای زنان به جاده‬ ‫ها ریختند‪ .‬از آن زمان تاکنون جامعه بشری شاهد پیشرفت‬ ‫زنان و دستاوردهای چشمگیری در نقاط مختلف جهان‬ ‫بوده است‪ .‬میلیون ها زن در سراسر جهان سرنوشت خودرا‬ ‫در دست گرفته اند و فعاالنه برای کسب حقوق اقتصادی‪،‬‬ ‫اجتماعی‪ ،‬فرهنگی و سیاسی خود مبارزه می کنند‪ .‬از آن زمان‬ ‫تا کنون عده زیادی از زنان در افغانستان نیز همواره علیه‬ ‫شرایط تبعیض آمیز و نامناسب زندگی خود مبارزه کرده و‬ ‫برای رهایی خود تالش می ورزند‪ .‬علیرغم مبارزات صدساله‬ ‫اخیر‪ ،‬امروز زنان افغانستان در شرایط دشوار و تبعیض آمیز‬ ‫اجتماعی‪ ،‬اقتصادی‪ ،‬سیاسی و فرهنگی قرار دارند و با آنکه‬ ‫بزرگترین دانشمندان‪ ،‬زمامداران و بزرگان جامعه در دامان‬ ‫آنان تربیت می شوند ولی به موازات روحیه مسلط مرد‬ ‫ساالری در جامعه همواره به مثابه جنس دوم شناخته می‬ ‫شوند‪.‬‬ ‫متأسفانه ده سال پس از برقراری اداره مؤقت‪ ،‬انتقالی و‬ ‫انتخابی هنوز جایگاه زنان در نظام سیاسی افغانستان از روی‬ ‫کاغذ به صحنه عمل وارد نشده و به رسمیت شناخته نشده‬ ‫است‪ .‬آزادی های مدنی زنان به بهانه های واهی در بند‬ ‫کشیده می شود و زنان در محالت افغانستان از ابتدایی ترین‬ ‫حقوق بشری محروم می باشند‪ .‬با آنکه در این مدت جامعه‬ ‫جهانی به منظور بهبود وضعیت اقتصادی‪ ،‬اجتماعی و آموزش‬ ‫و پرورش زنان میلیون ها دالر را اختصاص داده و ده ها نهاد‬ ‫ملی و بین المللی برای دفاع از حقوق زنان و بهبود شرایط‬ ‫زندگی آنان آغاز به کار نموده‪ ،‬ولی متأسفانه از مجموع این‬ ‫تالش ها نتایج قابل مالحظه ای که دگر گونی واقعی را در‬ ‫حیات زنان به وجود بیاورد به دست نیامده است‪ .‬برخی از‬ ‫این نا رسایی ها و مشکالت حیات زنان را بر می شمریم‪.‬‬ ‫امروزه زنان به دلیل وجود جنگ و بحران امنیت در کشور نه‬ ‫تنها امنیت و مصونیت خود را از دست داده اند بلکه علیرغم‬ ‫وجود قطعنامه سازمان ملل و تعهدات بین المللی حکومت‬ ‫نقش آنان به عنوان گروه های میانجی در حل منازعات‬ ‫نا دیده گرفته شده و دولت افغانستان با ارائه راه کارهای‬ ‫ناکارآمد برای مذاکره و مصالحه با مخالفان دولتی بیش از‬ ‫پیش حقوق زنان را در معرض خطر قرار داده است‪ .‬و این در‬ ‫حالی است که زنان جنوب افغانستان به دلیل بودن در شرایط‬ ‫جنگی نه تنها قربانیان و بازندگان اصلی این جنگ بی پایان‬ ‫هستند بلکه پیشتر از زنان دیگر از حقوق اولیه خود محروم‬ ‫هستند‪ .‬با این همه زنان در جرگه مشورتی صلح و کمیسیون‬ ‫عالی صلح نقش سمبلیک داشته و بیشتر پیش برنده نظرات‬ ‫حکومت بوده و هستند‪ .‬علی رغم وجود حکومت مرکزی‪،‬‬ ‫به دلیل عدم حاکمیت قانون زنان در تمام نقاط کشور به طور‬ ‫یکسان از امنیت ومصونیت برخوردار نبوده و با برخوردهای‬ ‫قبیلوی و محاکم صحرایی روبرو اند‪ .‬سنگسار‪ ،‬قطع اعضای‬ ‫بدن‪ ،‬قتل های ناموسی‪ ،‬ازدواج اجباری‪ ،‬بد دادن‪ ،‬توهین و‬ ‫تحقیر و عدم توجه به حقوق اولیه بشری دایما آنان را تهدید‬ ‫می نماید‪ .‬عدم دسترسی زنان به عدالت و محاکم رسمی‬ ‫و فقدان حمایت های اجتماعی‪ ،‬خشونت های خانوادگی‪،‬‬ ‫سطح پایین سواد در میان زنان‪ ،1‬محرومیت از تحصیل و بسته‬ ‫شدن مکاتب دخترانه‪ ،‬تیزاب پاشی ‪ ،‬آزارو اذیت دختران‬ ‫دانش آموز و دانشجو‪ ،‬آمار رو به افزایش زنان و کودکان‬ ‫معتاد‪ ،‬مشکالت بی پایان اقتصادی و اجتماعی زنان بیوه و‬ ‫سرپرست خانوار‪ ،‬مرگ و میر مادران‪ ،2‬عدم حضور‪...‬‬ ‫ادامه برگ ‪21‬‬

‫‪ -1‬بر اساس آمار ارائه شده از سوی وزارت معارف افغانستان تنها ‪12‬‬ ‫فیصد از زنان افغانستان با سواد هستند‪.‬‬ ‫‪ -2‬سازمان ملل اعالم نموده که افغانستان پس از نایجریا دومین کشور‬ ‫دارای بلندترین آمار هنگام زایمان میباشد‪ .‬در این گزارش آمده که‬ ‫بیشترین موارد مرگ و میر مادران هنگام زایمان ناشی از بارداری قبل از‬ ‫سن ‪ 18‬سالگی میباشد‪.‬‬


‫آرمان شهر‬ ‫‪5‬‬

‫تعهدات ملی و بین المللی ضامن صلح‬ ‫اعالمیه گروه هماهنگی عدالت انتقالی افغانستان‬ ‫‪ 18‬حوت ‪ 1389‬برابر با ‪ 9‬مارچ ‪2011‬‬

‫گروه هماهنگی عدالت انتقالی افغانستان به‬ ‫عنوان یکی از نهادهای طرفدار صلح پایدار‬ ‫که الزمه آن رسیدن به عدالت است و صلح‬ ‫توأم با عدالت البته خواست هر انسان آزاد‬ ‫اندیش و آزادی خواه نیز هست در شرایط‬ ‫حساس فعلی وظیفه خود می‌داند تا در رابطه‬ ‫به مسایل کالن ملی که سرنوشت مردم ما را متاثر می‌سازد ابراز نظر کند‪.‬‬ ‫ما در کشوری زندگی می‌کنیم که در جریان سال های متمادی جنگ‪ ،‬تمام زیر‬ ‫بناهایش فرو ریخته و انسان‌های این سرزمین همیشه آینده‌ای ناروشن را پیش‬ ‫روی خود داشتند و در شرایط فعلی‪ ،‬افغانستان در وضعیتی قرار دارد که هر‬ ‫قدم نابجایی می‌تواند این کشور را سال‌های سال به عقب برگرداند‪ .‬این مردم‬ ‫نمی‌خواهند یک بار دیگر فرصت را از دست بدهند و یا این که به گونه‌ای در‬ ‫مورد سرنوشت آن‌ها تصمیمی گرفته شود که دوباره گذشته سیاه این کشور‬ ‫تکرار شود و یک بار دیگر عدالت و آزادی در این کشور فدای تحجر و‬ ‫سنگوارگی عده‌ای تاریک اندیش و سیاه فکر گردد‪.‬‬ ‫طالبان و حامیان شان به بهانه حضور نیروهای خارجی در کشور همواره در‬ ‫صدد نا آرامی و کشتار مردم بی‌گناه در این سر زمین بوده‌اند‪.‬‬ ‫پارلمان افغانستان که باید خانه خواست‌های مردم زجر کشیده و مظلوم این‬ ‫کشور باشد در دور گذشته قانونی را به نام قانون عفو به تصویب رساند که‬ ‫به صراحت می‌توان گفت حق میلیون‌ها انسان بی دفاع که در دهه‌های گذشته‬ ‫قربانی حس جاه طلبی و تمامیت خواهی عده‌ای شده بودند را زیر پا کرد و‬ ‫امروز هم سر و صدای شورای عالی صلح بلند شده است که گویا می‌خواهد‬ ‫باز هم بدون پرسان از مردم‪ ،‬حق آن‌ها را به عده‌ای دیگر ببخشد‪.‬‬ ‫عفو کردن افراد و گروه‌هایی که در ویرانی و تباهی کشور و مردم نقش داشتند‬ ‫و مانع تحصیل زنان و آزادی های آن‌ها برای سهم گرفتم در تعیین سرنوشت‬ ‫سیاسی و اجتماعی شان گردیدند جز بی‌عدالتی و چشم پوشی از تطبیق قانون‬ ‫در کشور معنایی نخواهد داشت‪.‬‬ ‫چگونه می‌توانیم خواست مردم رنج دیده و قربانی را نادیده بگیریم و برای این‬ ‫همه درد و رنج بهایی قایل نباشیم؟ در حالی که سال هاست در بوق و کرنای‬ ‫آزادی‪ ،‬مساوات اجتماعی‪ ،‬حقوق زنان و تطبیق دموکراسی در این کشور دمیده‬ ‫می‌شود‪ .‬شعارهایی که رسیدن به هیچ کدام آن‌ها بدون گذر از داالن عدالت‬ ‫ممکن نیست‪.‬‬ ‫جامعه مدنی افغانستان به ‌عنوان جریانی که باید همنوا با خواست‌های مردم‬ ‫باشد و در راه تحقق عدالت و آزادی در این کشور گام بردارد نیز در طول این‬ ‫سال‌ها آن گونه که شایسته و بایسته است نتوانسته به دالیل مختلفی متضمن‬ ‫هویت خود باشد‪ .‬آن چه مسلم است اکتفا به دست آوردهای ناچیزی که‬ ‫نمی‌تواند مسیر تصمیم گیری‌های کالن ملی و بین المللی را نسبت به این‬ ‫کشور تغییر دهد راهیست که به ترکستان منتهی خواهد شد در حالی که ما‬ ‫در حساس ترین شرایط زندگی خود به سر می‌بریم و کوچک ترین اشتباهی‬ ‫نهاد‌های جامعه مدنی را به سوی پرتگاهی خواهد برد که مطابق میل دشمنان‬ ‫این سرزمین است‪ .‬بنابراین‪ ،‬نهاد‌های جامعه مدنی افغانستان نقش عمده‌ای‬ ‫را در پروسه صلح و صلح پروری با توجه به عدالت و تطبیق عدالت انتقالی‬ ‫می‌توانند بازی کنند‪.‬‬ ‫در صورت عدم توجه به تحقق عدالت انتقالی‪ ،‬صلح پایدار در این کشور و‬ ‫تأمین امنیت سراسری خیال خامی بیش نخواهد بود‪.‬‬ ‫در شرایطی که دولت تنها مرجع قدرت در افغانستان نیست و امروز جامعه بین‬ ‫المللی نیز در تصمیم گیری‌ها سهیم است؛آن‌ها باید استوار بر تعهدی بمانند‬ ‫که به مردم افغانستان داده بودند‪ :‬از جمله تحقق عدالت و تطبیق قانون در‬ ‫افغانستان‪ .‬بر جامعه بین المللی است تا در مقابل عفو سیاسی و عفو عمومی‬ ‫ناقضین حقوق بشر مواضع روشن خود را بیان کند و باالی دولت افغانستان نیز‬ ‫فشار وارد کند تا در راستای تطبیق تعهدات بین المللی و کنوانسیون‌هایی که به‬ ‫آن الحاق شده اقدامات عملی را روی دست گیرد‪ .‬آن چه مبرهن است در طول‬ ‫این ده سالی که از آمدن تحوالت در افغانستان می‌گذرد جامعه بین المللی هیچ‬ ‫اقدام عملی را برای تحقق عدالت انتقالی نداشته و از سوی دیگر این بی توجهی‬ ‫دولت افغانستان را واداشته است تا در زمینه های مختلف خالف تعهدات ملی‬ ‫و بین المللی اش گام بردارد‪.‬‬ ‫اگر جامعه بین المللی توجهی ژرف نسبت به قضایای افغانستان نداشته باشد و‬ ‫به مسایل جاری از دیدگاه عدالت و حقوق بشر ننگرد امکان آن وجود دارد که‬ ‫روزی در مقابل پرسش‌‌هایی قرار گیرد که پاسخی برای آن‌ها نداشته باشند‪.‬‬ ‫گروه هماهنگی عدالت انتقالی مکررا ً از دولت افغانستان و جامعه بین المللی‬ ‫خواسته است تا در تصمیم گیری های خود به ارزش‌های حقوق بشری و بین‬ ‫المللی پایبند باشند نه بر پایه‌ی مصلحت‌هایی حرکت کنند که گروه‌هایی‌که‬ ‫متهم به نقض حقوق بشراند خواهان آن هستند‪.‬‬

‫‪Armanshahr‬‬

‫سال سوم شماره ‪ 15‬و ‪ -16‬حمل ‪ ،1390‬اپریل ‪2011‬‬

‫برقع نیلگون؛ هدیه دولت کرزی به مناسبت روز زن‬ ‫خدیجه عباسی فعال حقوق زنان‬ ‫از بی بی سی‬ ‫سه شنبه ‪ 08‬مارچ ‪ 17 - 2011‬اسفند ‪1389‬‬ ‫با گذش��ت صد سال از نامگذاری ‪ ٨‬مارچ به عنوان‬ ‫روز بین‌المللی زن‪ ،‬زنان کماکان در سراسر جهان به‬ ‫دنبال احقاق خواسته‌های برابری‌طلبانه‌شان هستند‪.‬‬ ‫اگ��ر چ��ه در طول این م��دت‪ ،‬جنبش‌ه��ای زنان‪،‬‬ ‫دستاوردهای برجسته‌ای داشته‌اند‪ ،‬ولی همچنان راه‬ ‫درازی در پی��ش دارن��د تا به براب��ری معناداری در‬ ‫قیاس با مردان دست پیدا کنند‪.‬‬ ‫نخس��تین گروه‌هایی که برای ارتق��ای حقوق زنان‬ ‫ب��ه طور فع��ال س��ازمان یافتن��د‪ ،‬در دوران پس از‬ ‫انق�لاب فرانس��ه و در س��ال ‪ ١٧٨٩‬می�لادی پا به‬ ‫عرصه وجود گذاشتند‪ .‬این گروه‌ها که از آرمان‌های‬ ‫برابری‌خواهی انقالب اله��ام گرفته بودند‪ ،‬چندین‬ ‫باش��گاه زنان را تاس��یس کردند که تبدیل به محل‬ ‫اجتماع��ات زنان ب��رای انج��ام برنامه‌های مختلف‬ ‫سیاسی‪ ،‬اجتماعی و اقتصادی شد‪.‬‬ ‫اگرچه فمینیست‌های مسلمان که گرایش‌های نظری‬ ‫و عملی آن ها بر اس��اس قرآن اس��ت‪ ،‬فمینیسم را‬ ‫پدی��ده‌ای منحصر به غرب ندانس��ته و آن را امری‬ ‫جهانی می‌دانند‪.‬‬ ‫فعالی��ت جنبش زن��ان در افغانس��تان‪ ،‬همانند اکثر‬ ‫کشورهای همس��ایه از چند سده پیش شروع شده‬ ‫اس��ت و با توجه ب��ه بافت و س��اختار اجتماعی و‬ ‫سیاس��ی‪ ،‬ش��کل خاصی به خود گرفته است‪ .‬شاید‬ ‫بتوان تالش‌های امان‌اهلل ش��اه جوان و اصالح طلب‬ ‫و خانم��ش ملکه ثریا در س��الهای ‪ ١٩١٩‬تا ‪١٩٢٩‬‬ ‫می�لادی را اولین گام‌ها ب��رای بهبود وضعیت زنان‬ ‫پس از استقالل افغانستان دانست‪.‬‬ ‫اولین مکتب دخترانه و اولین مجله مختص زنان در‬ ‫تاریخ افغانستان‪ ،‬در سال ‪ ١٢٩٩‬خورشیدی گشایش‬ ‫یاف��ت‪ .‬در همین زمان نیز چندهمس��ری و ازدواج‬ ‫دختران نابالغ منع شد‪ .‬متاسفانه تالش‌ها و اقدامات‬ ‫شتاب زده امان‌اهلل پس از سفرهای خارجی‌اش برای‬ ‫مدرنیزه کردن افغانس��تان و کشف حجاب نتیجه‌ای‬ ‫در بر نداشت و منجر به مخالفت‌های شدید علمای‬ ‫دینی و سرانجام سرنگونی حکومتش شد‪.‬‬ ‫زنان افغانستان در قدم نخس��ت‪ ،‬خواهان برقراری‬ ‫صلحی پایدار و عادالنه در کش��ور هس��تند‪ .‬تحقق‬ ‫عدال��ت انتقالی و مذاکرات ش��فاف ب��ا مخالفان و‬ ‫طالبان‪ ،‬شکستن مردساالری‪ ،‬تأمین امنیت اجتماعی‪،‬‬ ‫تروی��ج س��وادآموزی‪ ،‬انحالل قوانی��ن تبعیض‌آمیز‬ ‫علی��ه زنان‪ ،‬ایجاد فرصت‌های اقتصادی سیاس��ی و‬ ‫اجتماعی و نیز دسترسی آسان به امکانات صحی و‬ ‫بهداشتی‪ ،‬از مهم‌ترین و اساسی‌ترین مطالبات زنان‬ ‫افغانستان است‪.‬‬ ‫از جمله نخس��تین و برجسته‌ترین سازمان‌هایی که‬ ‫جهت تحقق حقوق زنان در افغانس��تان ش��روع به‬ ‫فعالیت کرده‌اند‪ ،‬سازمان دموکراتیک زنان افغانستان‬ ‫اس��ت که در سال ‪ ١٣٤٤‬خورش��یدی بنا نهاده شد‪.‬‬ ‫س��ازمان دموکراتیک زنان افغانس��تان ب��ه رهبری‬ ‫آناهیتا راتب‌زاد تاس��یس ش��د و دوشادوش حزب‬ ‫دموکراتیک خلق افغانس��تان ب��ه فعالیت‌های خود‬ ‫ادام��ه می‌داد‪ .‬ظاهرا نخس��تین بار‪ ،‬از روز هش��ت‬ ‫مارچ هم توسط این سازمان در افغانستان تجلیل به‬ ‫عمل آمده است‪ .‬فعالیت‌های این سازمان با انحالل‬ ‫حزب دموکراتیک خلق افغانس��تان در داخل کشور‬ ‫محدود شد‪.‬‬ ‫جمعی��ت انقالبی زن��ان افغانس��تان (راوا) از دیگر‬ ‫جنبش‌ه��ای نخس��تین و منس��جمی ب��ود ک��ه در‬ ‫س��ال ‪ ١٣٥٦‬خورش��یدی توس��ط مینا کشورکمال‬ ‫بنیانگذاری ش��د‪ .‬این سازمان به دنبال تحقق حقوق‬ ‫زنان از طریق دموکراس��ی سکوالر است و اکثریت‬ ‫فعالیت‌های خ��ود را به طور مخفیانه انجام می‌دهد‬ ‫و در مورد ماهیت اصلی آن گمانه‌زنی‌های متعددی‬

‫وجود دارد‪ .‬به نظر می‌رس��د که این ابهام‪ ،‬به همراه‬ ‫تندرو ب��ودن راوا و ناهماهنگی و ناس��ازگاری‌اش‬ ‫ب��ا هرگونه جری��ان در افغانس��تان‪ ،‬ب��ه خصوص‬ ‫جنبش‌های نوپای زنان‪ ،‬از دالیل محبوبیت بیش��تر‬ ‫این گروه در میان غربیان است تا در داخل کشور‪.‬‬ ‫ارتقاء وضعیت زنان در س��اختار سنتی اجتماعی و‬ ‫مردساالرانه کالسیک افغانستان همواره با چالش‌های‬ ‫جدی و پیچی��ده‌ای همراه بوده که عمده‌ترین دلیل‬ ‫آن گسس��ت هایی اس��ت که به دالیل مختلف‪ ،‬از‬ ‫جمله جنگ‌های مخرب داخلی و اشغال افغانستان‬ ‫در برهه‌های مختلف تاریخی در مسیر این روند به‬ ‫وجود آمده است‪.‬‬ ‫جنبش‌های زنان در کشورهای پیشرفته مانند بریتانیا‬ ‫از ش��کاف عمیق بی��ن معاش زن و مرد ش��کایت‬ ‫می‌کنند و یا در تالش تخریب س��قف شیش��ه‌ای و‬ ‫نامرئی هس��تند که مانع رس��یدن آنان به پست‌های‬ ‫باال و کلیدی اجرایی می‌ش��ود و ی��ا به دنبال بهبود‬ ‫سیس��تم رفاه اجتماعی که روی زنان تاثیر مس��تقیم‬ ‫دارد‪ ،‬هستند‪ .‬در مقایسه با این جنبش‌ها شاید بتوان‬ ‫گفت که زنان و جنبش زنان در افغانس��تان به دنبال‬ ‫خواسته‌های ابتدایی‌تری هستند‪.‬‬ ‫زنان افغانستان در قدم نخس��ت‪ ،‬خواهان برقراری‬ ‫صلحی پایدار و عادالنه در کش��ور هس��تند‪ .‬تحقق‬ ‫عدال��ت انتقالی و مذاکرات ش��فاف ب��ا مخالفان و‬ ‫طالبان‪ ،‬شکستن فضای مردس��االری‪ ،‬تأمین امنیت‬ ‫اجتماع��ی‪ ،‬ترویج س��وادآموزی‪ ،‬انح�لال قوانین‬ ‫تبعیض‌آمیز علیه زنان‪ ،‬ایجاد فرصت‌های اقتصادی‬ ‫سیاسی و اجتماعی و نیز دسترسی آسان به امکانات‬ ‫صح��ی و بهداش��تی‪ ،‬از مهم‌ترین و اساس��ی‌ترین‬ ‫مطالبات زنان افغانستان است‪.‬‬ ‫حمله آمریکا به افغانس��تان‪ ،‬در سال ‪ ٢٠٠١‬میالدی‬ ‫که به بهانه س��رکوب گروه‌های القاعده و طالبان و‬ ‫رهایی زنان افغانستان از اسارت طالبان و جنگ‌های‬ ‫داخلی س��ی سال گذشته بود‪ ،‬زمینه را برای سرازیر‬ ‫شدن کمک‌های بین‌المللی و سازمان‌های غیردولتی‬ ‫بین‌المللی و محلی‪ ،‬به خصوص سازمان‌های مدافع‬ ‫حقوق زنان فراهم کرد‪.‬‬ ‫فعالیت‌های کنونی فعاالن حقوق زنان و سازمان‌های‬ ‫محلی زنان‪ ،‬اغلب توسط کش��ورها و سازمان‌های‬ ‫اهداکنن��ده کم��ک هدایت می‌ش��وند و ل��ذا اکثر‬ ‫برنامه‌ه��ا و پروژه‌های بهبود وضیعت زنان‪ ،‬محدود‬ ‫و حول محور این س��ازمان‌ها می‌چرخند‪ .‬بنابراین‬ ‫می‌توان گف��ت که فعالیت‌های برابری‌طلبانه زنان و‬ ‫س��ازمان‌های محلی زنان و س��ایر جوامع مدنی‪ ،‬نه‬ ‫به ش��کل هماهنگ و جنبش‌گون��ه بلکه به صورت‬ ‫غیرمنس��جم و پراکنده ص��ورت می‌گیرد‪ .‬این گونه‬ ‫جنبش‌های اجتماعی‪ ،‬آس��یب‌پذیر‪ ،‬بی‌دوام و کامال‬ ‫وابسته به نهادهای بین‌المللی بار می‌آیند‪.‬‬ ‫به ع�لاوه اکثر این فعالیت‌ها محدود و وابس��ته به‬ ‫ش��رایط امنیتی مناطق مختلف کشور است‪ .‬مناطقی‬ ‫روس��تایی و دوردس��ت به انضم��ام مناطقی که از‬ ‫کنترل دولت خارج هس��تند‪ ،‬ش��انس کمتری دارند‬ ‫تا از مزایای نس��بی این گونه فعالیت‌ها و سازمان‌ها‬ ‫سود ببرند‪.‬‬ ‫وزارت کنون��ی زنان افغانس��تان را می‌توان توفیقی‬ ‫اجباری دانس��ت که نصیب زنان افغانس��تان ش��ده‬ ‫است‪ .‬وزارتی که از طرف جامعه بین‌المللی به زنان‬ ‫ادامه برگ ‪17‬‬ ‫افغانستان‪...‬‬


‫آرمان شهر‬ ‫‪6‬‬

‫معرفی کتاب‬ ‫*تاریخ قضا در افغانستان‬ ‫جلد اول‬ ‫حضرت گل حسامی‬ ‫انتشارات سعید‬ ‫چاپ اول ‪ 1388‬خورشیدی‬ ‫در کش��وری مثل افغانس��تان بحث‏ه��ای حقوقی‪-‬‬ ‫قان��ون‪ ،‬قض��ا در کل «تاری��خ حق��وق» به صورت‬ ‫مح��دود‪ ،‬در چوکات تاریخ سیاس��ی مورد مطالعه‬ ‫ق��رار می‏گی��رد‪ .‬در واقع بحث تاری��خ حقوق مثل‬ ‫تاریخ اجتماعی برای مردم نا آشنا است‪.‬‬ ‫جلد اول کتاب «تاریخ قضا در افغانس��تان» ش��اید‬ ‫نخستین کتابی باش��د که به تاریخ تکامل دادگاه‏ها‬ ‫و قضا در کش��ور پرداخته است‪ .‬این کتاب با طرح‬ ‫یک سلس��له بحث‏های قضایی‪ -‬تاریخی در دوران‬ ‫باستان به خصوص حوزه ی تمدنی ما‬ ‫آغاز می‏ش��ود‪ .‬حتا نویسنده تا دهه اول‬ ‫قرن بیس��تم هم به ص��ورت گذرا نگاه‬ ‫می‏کند‪.‬‬ ‫اما بعد از جنبش مشروطیت و حاکمیت‬ ‫امان اهلل خان تا کودتای س��ردار محمد‬ ‫داوود را‪ ،‬اساس��ی و عمیق تر بررس��ی‬ ‫می‏کن��د‪ .‬در ای��ن بخش ش��کل گیری‬ ‫ش��اخه ه��ای مختلف محاک��م‪ ،‬ایجاد‬ ‫مراکز آگاهی دهی‪ ،‬نشر و پخش کتب و‬ ‫مجالت‪ ،‬سیمینارهای حقوقی‪ -‬قضایی‬ ‫در چوکات وزارت دادگستری (عدلیه)‬ ‫و بعدها دادگاه عالی (س��تره محکمه)‪،‬‬ ‫ش��کل گیری و ایجاد محاکم (ابتدایی‪،‬‬ ‫متوسطه و اس��تیناف) آگاهی حقوقی و قانونی‪ ،‬و‪...‬‬ ‫را مورد مطالعه قرار می دهد‪.‬‬ ‫به ب��اور این حقوق دان دهه دوم قرن بیس��تم آغاز‬ ‫ش��کل گی��ری قان��ون و تصوی��ب نظامنام��ه های‬ ‫اصالح��ی بود‪ .‬حتا قوانینی ک��ه در دهه‏های چهارم‬ ‫و پنجم (دوره حاکمیت ظاهرش��اه و پسر عمویش‬ ‫داوود خان) تسوید‪ ،‬تصویب و نافذ گردیده است‪،‬‬ ‫ریش��ه در نظامنامه‏هایی دارد که با س��عی و تالش‬ ‫مش��روطه خواهان و امان اهلل خان اعمال ش��د‪ .‬این‬ ‫قوانی��ن و نظامنامه‏ها در آن زمان (ش��اهی امان اهلل‬ ‫خان) جنجال‏های زیادی را بر انگیخت به خصوص‬ ‫از طرف مال‏ها و گروه‏های محافظه کار‪ .‬اما در دهه‬ ‫دموکراس��ی و بعد از آن داوود خان هیچ واکنش��ی‬ ‫نس��بت به آن‏ها صورت نگرف��ت‪ .‬او در صفحه ‪56‬‬ ‫کتاب به نقل از محمود طرزی می‏نویسد‪:‬‬ ‫در مملکت ما «قانون» از بس��یار وقت‏ها یک کلمه‬ ‫نفرت آور تلقی می‏شده‪ ،‬هر کس از آن رم و اجتناب‬ ‫ورزیده اس��ت و سبب یگانه آن اعتقاد این که گویا‬ ‫«قانون» ضد ش��رع دانسته شده و محصوص نصارا‬ ‫پنداشته‏اند‪ .‬اگر کدام قانونی وضع شده است آن را‬ ‫قانون نه بلکه «دستورالعمل» یا «نظامنامه» گفته اند‪».‬‬ ‫در حالی که این این نظامنامه ها و دستور العمل ها‬ ‫همان قوانین هستند‪ .‬این نشان دهنده ی سرنوشت‬ ‫تلخ قانون در سرزمین ما است‪.‬‬ ‫در کل آن چه نویس��نده در زمین��ه تاریخ قضاء در‬ ‫افغانستان نوشته است‪ ،‬توصیفی‪ ،‬شکلی و گزارشی‬ ‫اس��ت و ب��ه مس��ایل محتوای��ی قوانی��ن‪ ،‬زمینه‏ها‪،‬‬ ‫تاثیرات‪ ،‬نواقص و کمبودی‏های آن پرداخته نشده‪،‬‬ ‫اگر جایی هم اش��اره شده کلی و سطحی است؛ اما‬ ‫طرح چنین بحث هایی زمینه س��از آگاهی تاریخی‬ ‫حقوقی است‪.‬‬

‫‪Armanshahr‬‬ ‫سال سوم شماره ‪ 15‬و ‪ -16‬حمل ‪ ،1390‬اپریل ‪2011‬‬

‫* جنای��ت علیه بش��ریت و محکمه بین المللی‬ ‫جنایی‬ ‫تالیف و ترجمه ‪ :‬اکادمیسن عبداالحد عشرتی‬ ‫ناشر‪ :‬انتشارات خاور‬ ‫سال نشر‪1386 :‬‬ ‫تعداد صفحات‪303:‬‬ ‫در محاف��ل اکادمیک افغانس��تان موضوعات حقوق‬ ‫بش��ری به خصوص حقوق بش��ر دوستانه از جمله‬ ‫مس��ایل ناش��ناخته هس��تند‪ .‬در این اواخر وزارت‬ ‫دادگستری (عدلیه) برخی قوانین و کنوانسیون های‬ ‫بین المللی را ضمیمه قوانین ملی به نش��ر رس��انده‬ ‫است‪ .‬اما در کلیت بحث های حقوق بین الملل در‬ ‫محفل آکادمی��ک در این زمینه کمتر صورت گرفته‬ ‫است‪.‬‬ ‫نویسنده «جنایت علیه بشریت و محکمه بین المللی‬ ‫جنایی » در مقدمه کتاب خود با بررس��ی برخی از‬ ‫جرایم علیه بشریت در افغانستان آغاز می کند‪ .‬مثل‬ ‫ش��هیدان دش��ت چنتله‪ ،‬قضیه دشت لیلی که در آن‬

‫تعدادی از گورهای دس��ته جمعی توس��ط پزشکان‬ ‫حقوق بش��ری (پ��ی اچ آر) در اواخر س��ال ‪2000‬‬ ‫و اوایل س��ال ‪ 2002‬باز دی��د به عمل آورده‏اند‪ ،‬نام‬ ‫می‏برد‪ .‬در این محل به اس��اس منابعی که نویسنده‬ ‫تذکر داده اس��ت میان ‪ 2000‬تا ‪ 5000‬نفر انسان در‬ ‫داخل کانتینرها و یا پس از آن در این محل کش��ته‬ ‫شدند‪.‬‬ ‫بحث های اساسی دیگر کتاب عبارتند از‪ :‬معاهدات‬ ‫بین المللی به منظور کرامت انس��انی‪ ،‬جنگ‪ ،‬قانون‬ ‫بین المللی بش��ر دوس��تانه (قانون بین المللی بشر‬ ‫دوس��تانه و قان��ون بین المللی جنایی��ی‪ ،‬قانون بین‬ ‫المللی بش��ر دوس��تانه و حقوق بین المللی انسان‪،‬‬ ‫قان��ون بی��ن الملل��ی بش��ر دوس��تانه و کمیته بین‬ ‫المللی صلیب س��رخ‪ ،‬وظایف انجم��ن بین المللی‬ ‫صلیب س��رخ‪ ،‬مبادی اساس��ی که قانون بین المللی‬ ‫بش��ر دوستانه روی آن اس��توار گردیده است (مبدا‬ ‫مردانگی‪ ،‬مبدا ضرورت‪ ،‬مبدا انس��انیت)‪،‬تعلیمات‬ ‫فرمانده��ان نظامی‪ ،‬مطالب بس��یار ارزنده از قوانین‬ ‫لیبر‪ ،‬ساحه حمایت قانون بین المللی بشر دوستانه‪،‬‬ ‫ض��رورت حمایت افراد از آالم جنگ‪ ،‬دس��ته هایی‬ ‫که از حمای��ت خاص بر خوردار اند (زنان‪ ،‬اطفال‪،‬‬ ‫اش��خاصی که توس��ط پراشتو پیاده ش��ده اند‪ ،‬و‪)...‬‬ ‫مس��ئوولیت قوانین عس��کری ملل متحد‪ ،‬حمایت‬ ‫در جنگ های مس��لحانه داخلی‪ ،‬کس��انی که تحت‬ ‫احکام قانون بشر دوس��تانه قرار گرفته نمی توانند‪،‬‬ ‫قانون بین المللی بش��ر دوس��تانه از منظر اس�لام‪،‬‬ ‫کش��تار جمعی‪ ،‬قوانین س��ربازی برخی کشور ها‪،‬‬ ‫قوانین عسکری برخی از کشور ها (امریکا‪ ،‬فرانسه‪،‬‬ ‫بریتانی��ا‪ ،‬مصر و‪ )...‬مس��ئوولیت فرماندهان س��پاه‪،‬‬ ‫دادگاه بین المللی جزایی‪،‬کشانیدن مجرمین جنگ؛‬ ‫تعریف دادگاه بین المللی جزایی‪ ،‬صالحیت دادگاه‬ ‫بین المللی جزایی‪ ،‬التزامات همکاری دولت مربوط‬ ‫در م��ورد به محاکم��ه کش��انیدن مجرمین جنگی‪،‬‬

‫اساس��نامه دادگاه بین المللی جنایی‪ ،‬موازین قانون‬ ‫اساسی افغانس��تان‪ ،‬قانون بین المللی بشر دوستانه‬ ‫در سطح قانوندگذاری افغانستان است‪.‬‬ ‫اما مح��وری ترین بحث کتاب مذکور کنوانس��یون‬ ‫ه��ای چهارگانه ژنو با پروتوک��ول های الحاقی آن‬ ‫است‪ .‬به باور نویسنده اساس حقوق بشر کنوانسیون‬ ‫های ژنو است ‪ .‬این کنوانسیون ها از ذات و هستی‬ ‫انسان ها به میان آمده اند‪.‬‬ ‫* جنای��ات علیه بش��ریت در حق��وق بین الملل‬ ‫کیفری‬ ‫غالم حیدر عالمه‬ ‫چاپ اول پاییز ‪1385‬‬ ‫نشر میزان‬ ‫تیراژ‪1000:‬‬ ‫تعداد صفحات ‪192‬‬ ‫این کتاب پایان نامه دوره ماستری (دکتر غالم حیدر‬ ‫عالمه) است‪ .‬نویسنده در پیشگفتار می‏نویسد‪« :‬در‬ ‫ادبیات فارسی حقوق‪ ،‬اثری که جنایات علیه بشریت‬ ‫را به طور جامع بررسی کرده‪ ،‬تحول و‬ ‫تکامل جرم انگاری این جنایات را در‬ ‫حق��وق بین الملل کیف��ری دقیق ًا مورد‬ ‫کنکاش قرار دهد و همچنین مشابهت‬ ‫ها و تفاوت های اساسنامه دادگاه‏های‬ ‫کیفری بین المللی و دیگر اس��ناد بین‬ ‫الملل��ی در پرداختن به این جنایات را‬ ‫بیان دارد‪ ،‬تا کنون انتش��ار نیافته است‪.‬‬ ‫این در حالیس��ت که سه کشور فارسی‬ ‫زبان ایران‪ ،‬افغانستان و تاجیکستان هر‬ ‫ک��دام به نحوی ب��ا دادگاه کیفری بین‬ ‫المللی مواجه هستند‪».‬‬ ‫عالم��ه در مقدم��ه کتاب می‏نویس��د‪:‬‬ ‫جنایات علیه بش��ریت می‏تواند در سه سطح مورد‬ ‫بحث قرار گیرد‪:‬‬ ‫‪ -1‬س��طح داخلی‪ :‬بعضی از کش��ورها این جنایات‬ ‫را در قان��ون داخل��ی خوی��ش وارد کرده‏اند و در‬ ‫م��ورد آن به قانون‏گذاری پرداخته‏اند‪ )2.‬در س��طح‬ ‫منطقه‏ای‪ :‬کنوانس��یون‏های میان قاره‏ای یا منطقه‏ای‬ ‫منعقد گردیده مانند کنوانسیون اروپایی حقوق بشر‬ ‫و آزادی‏های اساس��ی‪ ،‬کنوانسیون امریکایی حقوق‬ ‫بشر و‪ )3 ...‬درس��طح بین المللی‪ :‬که هدف همین‬ ‫کتاب بحث روی آن است‪.‬‬ ‫فصل اول کتاب‪ ،‬جنایات علیه بشریت در اسناد بین‬ ‫المللی (‪ )1899-1996‬یا (آغاز شکل گیری عدالت‬ ‫کیف��ری بین الملل��ی)‪ .‬در مبح��ث اول آن جنایات‬ ‫علیه بشریت در اس��ناد قبل از تشکیل سازمان ملل‬ ‫متحد‪ ،‬مبحث دوم جنایات علیه بشریت در منشور‬ ‫دادگاه‏ه��ای نورنبرگ‪ ،‬توکیو و غیره‪ ،‬مبحث س��وم‬ ‫مبان��ی ممنوعیت جنایات علیه بش��ریت در اس��ناد‬ ‫س��ازمان ملل متحد و مبحث چه��ارم جنایات علیه‬ ‫بش��ریت در پیش نویس قانون جرایم علیه صلح و‬ ‫امنیت بشری است‪.‬‬ ‫فص��ل دوم جنای��ات علیه بش��ریت در اساس��نامه‬ ‫دادگاه کیفری بین المللی‪ :‬جنایات علیه بشریت در‬ ‫اساس��نامه دادگاه‏های کیفری بی��ن المللی‪ ،‬مصادیق‬ ‫جنایات علیه بش��ریت و عناصر آن‏ها در اساس‏نامه‬ ‫دادگاه‏های کیفری بین المللی و مس��ئوولیت کیفری‬ ‫و مج��ازات عام�لان جنای��ات علی��ه بش��ریت در‬ ‫اساس��نامه‏های دادگاه‏ه��ای کیفری بی��ن المللی‪ ،‬را‬ ‫مورد بحث و بررسی قرار دادهس است‪.‬‬ ‫همان گونه که اش��اره ش��د‪ ،‬این کتاب برای اولین‬ ‫بار در ایران چاپ ش��ده اس��ت؛ امیدواریم با همت‬ ‫نویسنده یا ناشران‪ ،‬در افغانستان نیز چاپ شود‪.‬‬


‫آرمان شهر‬ ‫‪7‬‬

‫‪Armanshahr‬‬

‫سال سوم شماره ‪ 15‬و ‪ -16‬حمل ‪ ،1390‬اپریل ‪2011‬‬

‫شایسته ترین تجلیل از روز جهانی زن مبارزه در راه رهایی آنان‬

‫سرمقاله هفته نامه دنیای زن به مناسبت ‪ 8‬مارچ‬ ‫صدمین سالگرد هشتم مارچ روز جهانی زن را حضور همه‬ ‫زنان جهان مبارک باد می گویم‪.‬‬ ‫درود می فرس��تم به زن��ان مبارز جهان ک��ه در راه رهایی‪،‬‬ ‫آزادی و عدالت اجتماعی رزمیده و می رزمند‪.‬‬ ‫در م��ورد این روز میان زنان نظ��رات متفاوتی وجود دارد‪.‬‬ ‫برخی از زنان اگر آن را قدردانی و بزرگداش��ت از مقام زن‬ ‫می دانند‪ ،‬عده ای دیگر آن را مظهر نوعی امتیاز دلسوزانه و‬ ‫تحقیر آمیز نسبت به زنان دانسته و معتقدند اختصاص یک‬ ‫روز به نام زنان خ��ود به معنای پذیرش و تایید محرومیت‬ ‫ها بر زن است‪.‬‬ ‫به هر حال س��تم بر زنان ریشه تاریخی دارد و نمی توان از‬ ‫آن چشم پوش��ید بلکه باید جهت رفع و مبارزه علیه آن از‬ ‫هر ش��گرد و فرصتی استفاده جس��ت و راهی گشود برای‬ ‫رهایی‪ ،‬آزادی و عدالت اجتماعی‪.‬‬ ‫اما در افغانس��تان هش��تم مارچ چه معنای��ی را تداعی می‬ ‫کند؟‪ ‎‬سرزمین بال دیده و عذاب کشیده و اشغال شده تحت‬ ‫ستم‪ ،‬کشوری در جنگ سوخته‪ ،‬وطنی ویران که در تمامی‬ ‫حوادث جاری بر آن قربانی نخس��ت اش زنان بوده و حتی‬ ‫به نام آزادی و دموکراس��ی و حقوق زن بزرگترین خیانت‬ ‫ها به آنان صورت گرفته است‪ .‬وطنی که زنان اش گاهی به‬ ‫نام مذهب‪ ،‬شریعت و گاهی هم به نام سنت جان سوزترین‬ ‫زجرها را متحمل ش��ده اند‪ .‬نه س��اله عروس مرد چهارزنی‬ ‫هفتاد س��اله ش��ده و گاهی قربانی حل اختالفات دو طرف‬ ‫ش��ده اند‪ .‬ب��دون اّگاهی‪ ،‬بیوه زن اش به عقد برادر ش��وهر‬ ‫درآم��ده با دره و ش�لاق در محضر ع��ام تادیب به رعایت‬ ‫حجاب برقع اجباری شده اند‪ .‬زنان و دختران کشورم بوده‬ ‫ان��د که ازین مرز و بوم دفاع کرده و حماس��ه آفریدند ولی‬ ‫��رف آزادی پنجه هایی س��یاه تر را به فرمان آی اس‬ ‫در ُش ُ‬ ‫آی بر هستی مادی و معنوی شان فرود آمده یافتند‪ .‬زن بود‬ ‫که مورد تجاوز تفنگ داران مهاجم شهرها قرار گرفت‪ .‬زن‬ ‫بود که توس��ط برادر و پدرش کشته شد تا به عقد اجباری‬ ‫زورمندان و قوماندان های محلی در نیایند یا پدر و برادرش‬ ‫ش��اهد تجاوز جمع��ی نظامیان بر او نباش��ند‪ .‬زن بود که از‬ ‫بلندی های آپارتمان ها خود را پرتاب کرد تا عزت اش را‬ ‫قوماندان محل نرباید‪ .‬زن بود که برای انتقام گیری دو طرف‬ ‫به خاط��ر اختالفات قومی‪ ،‬مذهب��ی‪ ،‬منطقوی قرار گرفت‪.‬‬ ‫در برابر همه برهنه ش��د و به صورت نابخش��یدنی توهین‬ ‫و تحقیر ش��د‪ .‬زن بود که تن به روس��پی گری اجباری داد‬ ‫و ب��ه بهای عفت و عزت اش ش��کم کودکان بی پدرش را‬ ‫سیر ساخت‪.‬‬ ‫داس��تان تل��خ سرنوش��ت زن را پایان کجاس��ت؟ زنان که‬ ‫در کمپ های س��وزان بی آب و نان پش��اور ش��ب و روز‬ ‫گذرانیدند هر یک سرگذش��ت های هولن��اک اند‪ .‬در حرم‬ ‫سرای های عرب و پنجابی ها فقط به قیمت پول اربابش به‬ ‫دالر به عرب ها فرخته ش��د‪ .‬زنانی که پس از سوختن تاک‬ ‫و درخت های زمین ش��ان در ش��مالی زندگی را در دوزخ‬ ‫م��ی گذراندند و حتی در وقت رف��ع حاجت مجبور بودن‬ ‫چادری داشته باشند‪.‬‬ ‫زن بود که با ممنوع ش��دن از کار به خانه پرتاب شد و اگر‬ ‫بدون محرم شرعی پابه بیرون می نهاد دره و شالق برسر و‬ ‫دوش��ش می خورد‪ ،‬چرا رویش پنهان نیست یا بوت سفید‬ ‫به پا دارد و یا لباس اش پس��ند شالق به دستان طالب بچه‬ ‫های پرعقده مدارس دیوبندی پاکس��تانی نیس��ت «ساخت‬ ‫باف��ت خانم بینظی��ر بوتو‪ ،‬م��ادام البرایت مع��اون وزارت‬ ‫خارجه امریکا‪ ،‬بانو رابین رافایل عضو س��نای امریکا تحت‬ ‫حمایه استخبارات امریکا و انگلیس وکمک مادی و معنوی‬ ‫عربستان سعودی‪».‬‬ ‫بالخ��ره زن یعنی زرمینه در محضر عام اعدام ش��د و هفت‬ ‫کودک بی پدرش فریاد می زدند مادر ما را نکشید‪ .‬مصایبی‬ ‫را ک��ه درین جا به طور فش��رده برش��مردیم همه محصول‬ ‫جنگ های س��الیان دراز در افغانس��تان بوده اس��ت باز هم‬ ‫تآکید می دارم که بیش��ترین صدمه ناش��ی از آن را زنان با‬ ‫جس��م و روح ش��ان متحمل ش��ده اند‪ .‬با آن چه که از آن‬

‫گذش��ته وضیعت کنونی زنان افغانس��تان چه گونه است آیا‬ ‫زنان افغانس��تان آزاد و رها از س��تم ه��ای گوناگون اند یا‬ ‫خیر؟‬ ‫پس از یازدهم س��پتمابر دو هزار و یک و سقوط حکومت‬ ‫وحش��ت و دهش��ت طالبان بس��یاری از زنان جهان گمان‬ ‫می بردند که زنان افغانس��تان دیگر به آزادی و رفاه دس��ت‬ ‫یافته اند‪ .‬اکنون ده س��ال اس��ت که حاکمیت س��یاه طالبان‬ ‫فرو پاش��یده ولی عده ای بر مس��ند قدرت ق��رار گرفته اند‬ ‫ک��ه افکار و اندیش��ه طالبانی در س��ر دارن��د و زنان افغان‬ ‫به ای��ن باوراند که حرکت های مل��ی و دموکراتیک بدون‬ ‫عناصر ملی و دموکرات غیر ممکن است‪ .‬این را خوب می‬ ‫دانیم که حرکت ما با اهداف واالی انس��انی به سوی آینده‬ ‫بدون آگاهی و ابزار تیوریک فکر و اندیش��ه نوین و مترقی‬ ‫دشواراس��ت‪ .‬اما آیا دولت فعلی با ترکیب عده ای از جنگ‬ ‫س��االران ناقض حقوق بشر‪ ،‬سرمایه داران مافیایی و جانب‬ ‫داران مافیایی مواد مخ��در بین المللی می تواند یک دولت‬ ‫ملی و همگانی را برای مردم بال کش��یده افغانستان بسازند‪.‬‬ ‫با این افکار و ماهیت سیاس��ی ممکن نیست با هیاهوی ریا‬ ‫کارانه و کاذبانه حقوق زن و دموکراسی و تحمل سیاسی به‬ ‫اقتضای روزپنهان ساخت‪.‬‬ ‫زن��ان تحت ظلم مضاعف از ف��رط تعصب و تحجر خود‬ ‫را در هرات می س��وزانند نادیه انجمن به خاطر شعرش و‬ ‫به خاطر صدای رس��ایش کشته می شود‪ .‬ذکیه ذکی سانگه‬ ‫فقط به خاطر مس��وولیت و کارش��ان در تلویزیون و رادیو‬ ‫به قتل می رس��ند‪ .‬نخس��تین قربانی��ان زد و خوردهای ناتو‬ ‫و طالب��ان زنان و ک��ودکان اند بارها به خاطر داریم که زنان‬ ‫و ک��ودکان به خاط��ر نجات از ش��ر و آزار و تجاوز جنگ‬ ‫س��االران قوماندان س��االران و نظامیان ناتو خود را به دریا‬ ‫انداخت��ه اند‪ .‬و ما نمی توانی��م فراموش کنیم حادثه خونین‬ ‫و بمباردمان های ناتو در ش��ندند ه��رات‪ ،‬هلمند‪ ،‬قندهار‪،‬‬ ‫هسکه مینه‪ ،‬کنر‪ ،‬خوس��ت‪ ،‬حوادث یکاولنگ‪ ،‬دشت لیلی‪،‬‬ ‫ناب��ودی بودای بزرگ ‪ ۱۳۷۱‬تا ‪ ۱۳۸۰‬را در اذهان ما دوباره‬ ‫تداعی می نماید‪ .‬خون بهای قتل یک افغان در اس��تراتیژی‬ ‫نظامی امریکا و بان��ک جهانی و دولت تحت فرمان امریکا‬ ‫فقط و فقط یک صد هزارافغانی است و بس‪.‬‬ ‫انسان س��رزمین من درآشفته بازار سیاست نظامی امریکا و‬ ‫انگلیس به خاطر منافع ش��ان چون متاعی بی ارزش است‪.‬‬ ‫در افغانستان مرگ و میر کودکان و زنان در جهان مقام دوم‬ ‫را دارد‪ ،‬معتاد ش��دن زنان به تریاک هم ارمغان دموکراس��ی‬ ‫و حقوق زن است‪.‬‬ ‫در شهر ترور و اختناق در جغرافیای قاتل زن‪ ،‬صدای زنان‬ ‫قرا و قصبات زیر سلطه تفنگ ساالران داخلی و قوت های‬ ‫خارجی ناتو نمی تواند به گوش رس��انه های جهان برسد‪.‬‬ ‫تریاک‪ ،‬کش��ت خش��خاش فقط به نفع مافیای جهانی مواد‬ ‫مخدر اس��ت بیش��ترین کشت خش��خاش‪ ،‬تریاک‪ ،‬قاچاق‪،‬‬ ‫تجارت و ترافیک آن در هلمند و قندهار است که بیشترین‬ ‫سپاهیان بی شمار انگلیس و امریکا حضور فعال دارند‪ .‬مگر‬ ‫زن��ان و کودکان و مردان هلمن��دی دارو و دوای و زهر را‬ ‫فقط و فقط به نام کوکنار در هنگام درمان ش��ان استفاده می‬ ‫کنند در اثر اس��تعمال بمب های مختلف در والیات جنوبی‬ ‫و بعضی مناطق دیگر عده ای از زنان اطفال ناقص الخلقه به‬ ‫دنیا می آورند رنجی که مادران تا اخیر عمر با طفل ناقص‪،‬‬ ‫معیوب و معلول خود باید بکشد‪.‬‬ ‫بع��د از قتل اجمل نقش��بندی‪ ،‬قتل ی��ک خبرنگار دیگر در‬ ‫کندز باز هم توسط یک خارجی‪ ،‬قتل مرموز صمد روحانی‬ ‫منادی و ده ها خبرنگار دیگر به شکل مرموز آن خبرنگاران‬ ‫را ک��دام تضمین وجود دارد که بتوانند رس��انه های داخلی‬ ‫و جهان��ی را یاری رس��اند؟ تا این که هم��ه موضوعات از‬ ‫طریق خود امریکایی ها و انگلیس��ی ها به خاطر تضادهای‬ ‫داخلی خود شان درز می کند‪ .‬همان گونه که بازسازی محو‬ ‫تروریزم و القاعده‪ ،‬مبارزه با مواد مخدر‪ ،‬تطبیق ش��دن پالن‬ ‫مارش��ال و وعده ها در تحکیم دموکراس��ی‪ ،‬آزادی بیان در‬ ‫عرصه های سیاسی‪ ،‬اقتصادی و اجتماعی تا هنوز هم جامه‬ ‫عملی ب��ه تن نکرده‪ ،‬باز هم تأکید می داریم که بازس��ازی‬

‫افغانس��تان در سایه جنگ س��االران‪ ،‬تفنگساالران داخلی و‬ ‫خارجی‪ ،‬اقتصاد جنگی و مافیای حقوق زن و حقوق بشری‬ ‫و دموکراس��ی امیدی است در س��راب و رهایی زنان نیز به‬ ‫خواب و خیالی می ماند‪.‬‬ ‫در مدت ده س��ال ما زنان باید اعتراف کنیم که نتوانس��تیم‬ ‫جنبش واقعی اجتماعی و سیاس��ی را ب��رای تحقق حقوق‬ ‫حقه انس��انی خود به مثابه یک نهضت ملی و فراگیر ایجاد‬ ‫کنی��م‪ .‬فعالیت بعضی از نهادهای زنان در افغانس��تان به بقا‬ ‫و تداوم حکومت و دس��تگاه حاک��م انجامیده که عمآل در‬ ‫این ده س��ال در هر مقطع زمانی از گروه های خاص زنان‬ ‫استفاده شده است‪.‬‬ ‫و ای��ن را هم م��ی دانیم که در مدت ده س��ال ان جی او و‬ ‫ان جی او بازی ها تحت ش��عار حقوق زنان از جنبش خود‬ ‫ج��وش و آگاهانه و نهض��ت های فراگیر و مل��ی زنان‪ ،‬از‬ ‫اتحاد و همبستگی ش��ان جلوگیری کرده است‪ .‬از تعدادی‬ ‫از زن��ان پارلمان و حکومت اس��تفاده ابزاری برای تحکیم‬ ‫قدرت و حفظ قدرت مردان س��ود کالن برده ش��ده است‪.‬‬ ‫رون��د جنبش آگاهانه زنان به رون��د ان جی اویی و پروژه‬ ‫یی توسط س��فارت خانه های امریکا و انگلیس مبدل شد‪.‬‬ ‫عده ای از زنان تش��نه قدرت و پ��ول فقط زینت المجلس‬ ‫و عروس��ک هایی در دس��ت های اربابان قدرت و سرمایه‬ ‫مافیایی بوده اند که هیچ گونه کاری مثمر را به خاطر منافع‬ ‫ملی کشور انجام ندادند‪.‬‬ ‫و ای��ن را همه خوب می دانیم که در مقاطع مختلف زمانی‬ ‫پ��روژه های بزرگ و کوچک به نام زن از جانب س��فارت‬ ‫خانه ها و موسس��ات خیریه ارایه ش��ده و فندهای بزرگی‬ ‫را روی زنان به مصرف رس��انده ان��د که همه حیف و میل‬ ‫شده مگر منافع کشورهای زیربط را تامین نموده است‪ .‬اکثر‬ ‫پول های جامعه جهانی به ش��رکت ه��ای امنیتی‪ ،‬کنفرانس‬ ‫ه��ا‪ ،‬و جرگ��ه ها به مصرف رس��یده و حت��ی امروز هم با‬ ‫مصارف گزاف و تش��کیالت وس��یعی به نام شورای صلح‪،‬‬ ‫شورای زنان‪ ،‬شورای علما‪ ،‬مذاکره با طالبان‪ ،‬با حقوق زنان‬ ‫معامالت سیاسی را انجام می‪-‬دهند و متاسفانه اندک ارزش‬ ‫ها و دس��تآوردهای ده س��ال اخیر زنان قربانی معادالت و‬ ‫معامالت نظامی استخباراتی سالح فروشان قرن ماست‪.‬‬ ‫خورشید را بگو‪ ،‬در ما هنوز خون سحر موج می زند‪....‬‬ ‫م��ن به مثابه یک زن با نیروی ایمان و اراده ام در برابر همه‬ ‫موانع و مشکالت پنجه نرم می کنم و می دانم که این شب‬ ‫را س��حری اس��ت و ندای اعتراض آمیز خ��ود را به خاطر‬ ‫بی عدالتی ها‪ ،‬نابرابری ها‪ ،‬خش��ونت های سیاسی که علیه‬ ‫زنان وجود دارد بلند می نمایم‪ ،‬خواهان انکشاف اقتصادی‪،‬‬ ‫صل��ح و آزادی به مثابه گران بهاترین میراث تمدن بش��ری‬ ‫استم و آن را نه تنها برای کشورم بلکه برای منطقه و جهان‬ ‫عاری از خش��ونت تقاضا می دارم‪ .‬دیگر نمی خواهم که با‬ ‫تضادها و جنگ های استخباراتی به خاطر منافع کشورهای‬ ‫ق��درت طلب و جاه طلب زنان کش��ورم و م��ردم آزاده ام‬ ‫قربان��ی ش��وند‪ .‬از کنفرانس بزرگ و زن��ان مبارز جهان در‬ ‫وینزیوی�لا م��ی خواهیم تا فری��اد ما را به گ��وش جهانیان‬ ‫برس��انند و از کش��ورها و پارلمانی های مترقی جهانی در‬ ‫راس��تای تحقق حقوق انسانی کش��ور در بند و اسیر ما می‬ ‫خواهیم که موضوع افغانس��تان زخم خونینی اس��ت که به‬ ‫مرهم و تفکر و اندیشه جهانی همه جهانیان ضرورت دارد‪.‬‬ ‫تعهد ما به هش��تم مارچ این خواهد بود که تا آخرین قطره‬ ‫خون ما چون زنان جنبش س��بز ایران‪ ،‬زنان آزاده مصر‪ ،‬لیبیا‬ ‫و تونس و عراق و فلس��طین‪ ،‬زنان مبارز پاکس��تان و زنان‬ ‫اروپا و امریکا از مبارزه به خاطر رهایی مان دست نخواهیم‬ ‫کشید‪.‬‬ ‫زنده باد همبس��ته گی زنان جهان با زنان زجرکشیده و ستم‬ ‫دیده افغانستان‬ ‫گاللی حبیب‬ ‫نشریه دنیای زن‪ ،‬ویژه ‪ 8‬مارچ ‪ 2011‬سال پنجم‪ ،‬دوشنبه ‪16‬‬ ‫حوت ‪ 7/1389‬مارچ ‪ -2011‬کابل‬


‫آرمان شهر‬ ‫‪8‬‬

‫چاپ دوم علیه فراموشی‬

‫بررسی تجربه‏ی کمیسیون‏های حقیقت و دادخواهی‬ ‫کتاب «علیه فراموش��ی» اثر تحقیقی از‬ ‫خان��م منیره برادران (جامعه ش��ناس)‬ ‫برای دومین بار در افغانستان از طرف‬ ‫بنیاد آرمان ش��هر به چاپ رسید‪ .‬چاپ‬ ‫قبلی آن در زمستان ‪ )2007( 1385‬در‬ ‫‪ 209‬صفحه نشر شده بود که به زودی‬ ‫نایابشد‪.‬‬ ‫مح��ور اصل��ی کت��اب را دو موضوع‬ ‫مه��م تش��کیل می‏ده��د‪« :‬حقیقت» و‬ ‫«دادخواهی»‪ .‬برادران در مقدمه کتاب‬ ‫می‏نویس��د‪« :‬آی��ا چال��ش با گذش��ته‪،‬‬ ‫ب��رای زنده ک��ردن رنج‏های گذش��ته‬ ‫اس��ت یا هدف دیگ��ری دارد؟ این کار چگونه بای��د صورت گیرد؟ چه‬ ‫درس‏هایی می‏توان از گذش��ته آموخت؟ چگونه می‏شود از تکرار گذشته‬ ‫جلوگیری کرد؟» در واقع محور بحث‏های کتاب کمیس��یون‏های حقیقت‬ ‫و آش��تی بعد از فروپاش��ی رژیم های کودتایی و خود کامه در س��ه دهه‬ ‫اخیر قرن بیس��تم است‪ .‬نویس��نده شرح می‏دهد که چه گونه مردم بعد از‬ ‫فروپاشی این رژیم ها در پی باز جویی از حقیقت گمشدگان‪ ،‬تجاوز ها‪،‬‬ ‫بی‏عدالت��ی ها و‪ ...‬صدای خود را بلند کردند‪ .‬و این که تا هنوز تجربه‏ای‬ ‫که کمیس��یون حقیقت و دادخواهی درکشورهای امریکای التین و برخی‬ ‫کشور های دیگر (آرژانتین‪ ،‬شیلی‪ ،‬افریقای جنوبی‪ ،‬السالوادور‪ ،‬گواتماال‪،‬‬ ‫پرو‪ ،‬هائیتی‪ ،‬اوگاندا‪ ،‬چاد‪ ،‬س��ری لئون‪ ،‬سری النکا و مراکش) چه گونه‬ ‫بوده‪ ،‬چه موانعی س��د راه آن ها قرار داشت‪ ،‬به چه نتایجی دست یافتند‬ ‫و عاقب��ت کار جنایت کاران به کجا رس��ید؟ نگارنده فعالیت کمیس��یون‬ ‫های حقیقت و دادخواهی را اصلی ترین مرجع و منبع اظهارات خانواده‬ ‫قربانیان‪ ،‬شاهدان و باز ماندگان آن‏ها می‏داند‪.‬‬ ‫در بخ��ش دیگر کتاب نگارنده از کارکرد کمیس��یون‏های حقیقت که در‬ ‫آن رابط��ه حقیقت و آش��تی‪ ،‬ضعف ها و محدودیت‏ها‪ ،‬خش��ونت‏های‬ ‫اعمال شده از طرف گروه‏های مخالف‪ ،‬انعکاس دخالت‏های خارجی در‬ ‫گزارش کمیسیون‪ ،‬کمیسیون حقیقت و مسأله ی تجاوز به زنان و روش‬ ‫و تکنیک‏های کار را مورد پژوهش قرار می‏دهد‪.‬‬ ‫مس��أله دوم کتاب دادخواهی اس��ت ک��ه در آن در مورد‪ )1 :‬کمیس��یون‬ ‫حقیقت و محاکمات ملی‪ )2 ،‬کمیس��یون حقیقت و مجازات بین المللی‬ ‫بحث می‏ ش��ود‪ :‬در این جا کارکرد س��ه دادگاه مهم بی��ن المللی؛ دادگاه‬ ‫نورمب��رگ‪ ،‬دادگاه بلژیک و دادگاه کیفری بین المللی توضیح داده ش��ده‬ ‫و نق��ش این دادگاه ها در محاکمات بی��ن المللی جنایت کاران توضیح‬ ‫داده شده است‪.‬‬ ‫چاپ دوم‪ :‬زمستان ‪1389‬‬ ‫تعداد صفحه‪182 :‬‬ ‫شمارگان‪1000 :‬‬

‫افغانستان در جستجوی حقیقت و عدالت‬

‫(ساز وکارهای ملی و بین المللی قابل دسترس برای قربانیان)‬ ‫ای��ن عنوان کتاب دیگری اس��ت‬ ‫ک��ه مرتبط به همی��ن موضوع به‬ ‫چاپ رس��یده اس��ت‪ .‬این کتاب‬ ‫حاوی ‪ 13‬مقاله از پژوهش��گران‬ ‫داخلی و خارج��ی در زمینه‏های‬ ‫دادگاه بین الملل��ی جزایی‪ ،‬زنان‬ ‫و عدالت‪ ،‬پروس��ه عدالت انتقالی‬ ‫در افغانس��تان‪ ،‬و کمیس��یون‏های‬ ‫حقیقت است‪ .‬برنامه عمل دولت‬ ‫اسالمی افغانستان در زمینه صلح‪،‬‬ ‫مصالحه و عدالت در افغانس��تان‬ ‫نیز به عنوان پیوس��ت اس��ت‪ .‬در‬ ‫ای��ن کت��اب معرف��ی کوتاهی از‬ ‫فدراسیون بین المللی جامعه های‬ ‫حقوق بشر و بنیاد آرمان شهر نیز ارائه شده است‪.‬‬ ‫تاریخ انتشار‪:‬پاییز ‪1389‬‬ ‫تعداد صفحه‪147 :‬‬ ‫شمارگان‪1000 :‬‬

‫‪Armanshahr‬‬ ‫سال سوم شماره ‪ 15‬و ‪ -16‬حمل ‪ ،1390‬اپریل ‪2011‬‬

‫تغییر برای برابری‪ /‬ترجمه ‪:‬نفیسه آزاد‬

‫‪http://ir-women.com/spip.php?article9263‬‬

‫من زندگی کرده ام تا ش��اهد و شریک انقالبی باشم‬ ‫که در مصر از ‪ 25‬جنوری ش��روع شد و تا امروز که‬ ‫این مطلب را می نویسم‪ ،‬یعنی ششم فبروریفبروری‬ ‫ادامه داش��ت‪ .‬میلیون ها مصری‪ ،‬زن و مرد‪ ،‬مسلمان‬ ‫و مسیحی‪ ،‬از هر آیین و باوری‪ ،‬با هم بر علیه رژیم‬ ‫فاسد و ستمکار متحد شدند‪ ،‬بر علیه آن فرعون واال‬ ‫مقامی که تاج و تخت خود را حتی به قیمت ریختن‬ ‫خون م��ردم حفظ می کند‪ ،‬بر علیه دولت فاس��د او‬ ‫که مزدورانش را برای کش��تن جوانان استخدام می‬ ‫کند‪ ،‬برعلیه نمایندگان پارلمان خیانتکار و تقلبی اش‬ ‫که نمایانن��ده دارایی های غیر قانون��ی‪ ،‬مواد مخدر‬ ‫و رش��وه هستند‪ ،‬بر علیه روش��نفکرانی که تحصیل‬ ‫کرده نامیده می ش��وند اما آگاه��ی و قلم های خود‬ ‫را فروخت��ه اند و آموزش‪ ،‬اخالقی��ات و فرهنگ را‬ ‫چ��وب ح��راج زده اند و افکار عموم��ی و فردی را‬ ‫برای به دست آوردن منافع بزرگ و کوچک و تثبیت‬ ‫موقعیت حاکمان گمراه می کنند‪.‬‬ ‫جوان��ان و کودکان‪ ،‬زنان و م��ردان از خانه ها بیرون‬ ‫آم��ده اند‪ ،‬ب��ه رهبری خودش��ان و در کف حمایت‬ ‫خودش��ان! در غی��اب پلی��س و نیروه��ای امنیتی و‬ ‫نخب��گان کنت��رل کننده ی رس��انه و فرهنگ که این‬ ‫روزها در خود فرو رفته اند‪ .‬بعد از سرنگونی رهبران‬ ‫ثروتمند و قدرت مداری که صریح یا به طور ضمنی‬ ‫رژیمی فاس��د و دیکتاتور را برای ‪ 50‬سال حمایت‬ ‫کرده بودند‪ ،‬فرصت طلبی‪ ،‬تبغیض نسبت به زنان و‬ ‫منح��رف کردن ارزش های اخالقی هم از میان رفته‬ ‫اس��ت‪ .‬ارزش های منحرفی که خانواده ها و افراد را‬ ‫فاس��د کرده است‪ ،‬ترویج هرج و مرج به نام امنیت‪،‬‬ ‫دیکتاتوری به نام دموکراس��ی‪ ،‬فقر و بیکاری به نام‬ ‫رفاه و توس��عه ی اقتصادی‪ ،‬فحش��ا و خیانت به نام‬ ‫اخ�لاق و آزادی انتخاب‪ ،‬تحقیر و تس��لیم در برابر‬ ‫آمریکا و اسرائیل به نام صلح و همکاری و دوستی‪...‬‬ ‫چنی��ن رژیمی که قلم ه��ای آزاد و خالق را به بند‬ ‫کشیده است یا با تمام توان کوشیده که شهرت شان‬ ‫را لکه دار کند‪ ،‬یا آن ها را به تبعید فرستاده است‪.‬‬ ‫میلی��ون ها مصری‪ ،‬از زن و م��رد‪ ،‬از خانه ها بیرون‬ ‫آمدن��د در هم��ه ی ش��هرها و روس��تاها‪ ،‬آس��وان‪،‬‬ ‫اسکندریه‪ ،‬سوئز و همه ی شهرهای وطن‪ .‬در قاهره‪،‬‬ ‫یعن��ی پایتخت‪ ،‬ما ‪ 11‬روز در میدان التحریر ماندیم‪،‬‬ ‫روز و ش��ب ‪ .‬التحریر زندگی ما و خانه ی ما ش��ده‬ ‫است‪ ،‬روی آس��فالت میدان نشستیم‪ ،‬سراسر میدان‬ ‫را ده ه��ا هزار زن و م��رد در اختیار خود گرفتند‪ .‬ما‬ ‫هرگز مکانی را که از آن ماس��ت ترک نخواهیم کرد‬ ‫حتی با وجود این که پلیس و لباس شخصی ها به ما‬ ‫حمله کردن��د و حتی اگر میدان باز هم مورد هجوم‬ ‫نیروهای سازمان یافته توسط رژیم قرار بگیرد‪ ،‬مانند‬ ‫اتفاقی که در دوم فبروری افتاد‪ ،‬کس��انی که به آن ها‬ ‫رش��وه داده ش��ده بود (‪ 50‬دالر و یک جوجه برای‬ ‫هر کدام و برای مقامات باالتر هدایای بیش��تری هم‬ ‫در نظر گرفته ش��ده بود) با اس��ب و ش��تر به میدان‬ ‫هجوم آوردند در حالی که انواع و اقس��ام اسلحه را‬ ‫با خود داشتند‪.‬‬ ‫یکی از این اس��ب ها نزدیک بود که مرا زیر بگیرد‪،‬‬ ‫من ب��ا مرد جوان��ی نزدیکی میدان ایس��تاده بودیم‪،‬‬ ‫آن ها توانس��تند مرا از این حمل��ه نجات دهند‪ ،‬من‬ ‫آن ها را با چش��مان خودم دی��دم که دور میدان می‬ ‫چرخیدند و به هر سمتی ش��لیک می کردند‪ ،‬ورای‬ ‫دود و گ��رد و غباری که م��ا را احاطه کرده بود‪ ،‬من‬ ‫ش��عله های آتشی را می دیدم که به آسمان زبانه می‬ ‫کش��ید‪ ،‬مردان جوان بر زمی��ن می افتادند و خون بر‬ ‫زمین جاری بود‪ ،‬چیزی ش��بیه جنگ میان مزدوران‬ ‫رژیم و زنان و مردان مصری که برای آزادی‪ ،‬کرامت‬ ‫انسانی و عدالت به خیابان ها آمده بودند در جریان‬ ‫ب��ود‪ ،‬مردان جوان «کمیته دف��اع از انقالب» از خود‬ ‫دفاع کردند و پاس��خی در خور به آن ها دادند‪ ،‬آنها‬

‫تعدادی اس��ب و ش��تر را واژگون کردند و بیش از‬ ‫‪ 100‬م��زدور را اس��یر کردند که در می��ان آن ها به‬ ‫گواه کارت های شناس��ایی‪ ،‬افس��ران امنیتی دولتی‪،‬‬ ‫نیروهای اطالعاتی‪ ،‬نیروهای پلیس و تعدادی مجرم‬ ‫که از زندان به همین قصد آزاد شده بودند یافت می‬ ‫ش��د‪ .‬برخی از آن ها اعتراف کردند که برای این کار‬ ‫‪ 200‬دالر رش��وه گرفته اند و قول ‪ 5000‬تای دیگر‬ ‫هم به آن ها داده ش��ده است در صورتی که بتوانند‬ ‫با اس��تفاده از اس��لحه های خود میدان را از جوانان‬ ‫خالی کنند‪ .‬آن ها جوانانی که این انقالب را رهبری‬ ‫می کردند «ک��ودکان اخاللگر» می خواندند‪ ،‬کالمی‬ ‫که مبارک ‪ -‬یعنی کس��ی که به آن ها پول و دس��تور‬ ‫کشتار داده بود ‪ -‬به آن ها آموخته بود‪.‬‬ ‫م��ردان ج��وان چادره��ای ش��ان را در می��دان برپا‬ ‫کردند‪ ،‬زنان به همراه کودکانش��ان در سرما و باران‬

‫نوال السعداوی‪:‬‬

‫ما دوباره یک ملت شدیم‪ ،‬بدون‬ ‫مرزهای جنسیتی و مذهبی‬

‫در کن��ار آن ها ماندند‪ .‬صده��ا زن و دختری که در‬ ‫میدان تحری��ر بودند‪ ،‬هرگز م��ورد آزار مردان قرار‬ ‫نگرفتن��د‪ ،‬آن ها با غرور در می��دان ماندند و آزادی‬ ‫و برابری را تجربه کردند‪ .‬مس��یحیان ش��انه به شانه‬ ‫ی مس��لمانان در انق�لاب مش��ارکت کردند‪ ،‬من در‬ ‫میان تع��دادی از مردان اخوان المس��لمین بودم‪ ،‬آن‬ ‫ه��ا به من گفتند‪ :‬ما با بعضی آراء ش��ما در نوش��ته‬ ‫های تان مخالف هس��تیم‪ ،‬ولی ما شما را دوست می‬ ‫داریم و تحس��ین می کنیم برای آن که شما هیچ گاه‬ ‫مزورانه با هیچ رژیم یا نیرویی داخل یا خارج کشور‬ ‫معامله نکردید‪ ».‬در مدت��ی که در میدان تحریر قدم‬ ‫می زدم‪ ،‬مردم��ان زیادی به اس��تقبالم آمدند‪ ،‬آن ها‬ ‫م��ی گفتند‪ « :‬دکتر نوال‪ ،‬ما نس��ل جدیدی در مصر‬ ‫هستیم‪ ،‬کس��انی که کتاب های ش��ما را خوانده اند‬ ‫و خالقیت و عصیانگری ش��ما را تحس��ین می کند»‬ ‫اش��ک هایم جاری ب��ود و به آنها گفت��م‪« :‬موقعیت‬ ‫خجسته ای برای ماس��ت که بتوانیم آزادی‪ ،‬کرامت‬ ‫انسانی‪ ،‬برابری‪ ،‬خالقیت‪ ،‬عصیانگری و انقالب خود‬ ‫را جشن بگیریم‪».‬‬ ‫زن جوانی به ن��ام رعنا می گوید‪« :‬ما به دنبال قانون‬ ‫اساسی جدیدی هستیم‪ ،‬یک قانونی مدنی تر‪ ،‬قانونی‬ ‫که تبعیضی بر مبنای نژاد‪ ،‬جنسیت و مذهب نداشته‬ ‫باش��د‪ .‬زن جوان دیگری که مسیحی است و نامش‬ ‫بوت��روس داوود اس��ت می گوید‪« :‬م��ا قانون مدنی‬ ‫می خواهیم که مردم را بر اس��اس آیین‪ ،‬جنسیت و‬ ‫ادامه برگ ‪17‬‬ ‫مذهب از هم‪...‬‬


‫آرمان شهر‬ ‫‪9‬‬

‫نوشته ‪ :‬فلیپ له ماری‬ ‫برگردان‪ :‬منوچهر مرزبانيان‬ ‫فوريه ‪٢٠١١‬‬ ‫از بيس��ت و پنچ کش��ور عضو اتحاديه اروپا که براي درگيري در افغانس��تان به ائتالف‬ ‫نيروهاي س��ازمان پيمان اتالنتيک ش��مالي )ناتو) پيوسته بودند‪ ،‬اکثريت آن ها اينک به‬ ‫دشواري با [ادامه] مداخله در کشور کنار مي آيند و از ابهام و سردرگمي در باره اهداف‬ ‫جنگ‪ ،‬افزايش ش��مار قرباني��ان غيرنظامي و نظامي (‪ ،)۱‬حضور هم��ه جا گير امريکا‪،‬‬ ‫خصومت افکار عمومي و تنگناهاي بودجه اي ناخش��نودند‪ .‬آقاي پينو آرالکي (‪Pino‬‬ ‫‪ ،)Arlacchi‬معاون پيش��ين دبيرکل سازمان ملل متحد‪ ،‬مسئول مبارزه با مواد مخدر که‬ ‫پارلمان اروپا گزارش او را در باره درگيري در افغانس��تان به بحث گذاش��ت‪ ،‬تصديق‬ ‫مي کند که «نُه س��ال جنگ و درگيري بين المللي نه توانس��ته اس��ت شورش طالبان را‬ ‫فرو نش��اند‪ ،‬و نه صلح و ثبات را در اين کشور سامان دهد‪ ».‬اين نماينده با بيان تأسف‬ ‫خود از اين که اروپا «فقط به همين خش��نود اس��ت که از هرچه اياالت متحده تصميم‬ ‫م��ي گيرد‪ ،‬پيروي کند»‪ ،‬با داوري درباره اين جنگ مي گويد «در همان حال که اوضاع‬ ‫امنيتي رو به وخامت مي گذاشت اجماع مردمي که در گذشته درمورد حضور نيروهاي‬ ‫ائتالف وجود داش��ت رنگ مي‬ ‫باخت‪».‬‬ ‫در اروپا «افکار عمومي‬ ‫اروپ��ا بمثابه ي��ک اتحاديه‪ ،‬فقط‬ ‫اندک��ي خ��ود را در افغانس��تان اعتقادي به جنگ افغانستان‬ ‫متعه��د س��اخته اس��ت‪ :‬س��هم‬ ‫ندارد»‬ ‫اتحادي��ه در آموزش پليس افغان‬ ‫(‪۴۵‬ميليون يورو در سال ‪)۲۰۱۰‬‬ ‫به ان��دازۀ‪ ...‬دو صدم بودجه اي‬ ‫اس��ت که مجموع��ه ائتالف‪ ،‬و‬ ‫در ص��در آن اي��االت متح��ده‪،‬‬ ‫ب��ه آن اختصاص داده اس��ت‪.‬‬ ‫در س��نجش ب��ا ‪ ۵۲‬مليارد دالر‬ ‫کمک اياالت متحده که به ويژه‬ ‫به تجهي��زات و آموزش ارتش‬ ‫افغانس��تان تخصي��ص يافت��ه‪،‬‬ ‫کم��ک اتحاديه و کش��ورهاي‬ ‫عضو آن به ثبات و بازسازي آن‬ ‫کشور روي هم به ‪ ۸‬ميليارد يورو در سال هاي ‪ ۲۰۰۲‬تا ‪ ۲۰۱۰‬بالغ گشته است‪ .‬تعداد‬ ‫نفرات ارتش کشورهاي اروپائي‪ ،‬يک چهارم سپاهياني است که به آن جا گسيل گشته‬ ‫اند و تازه اين کش��ورها محدويت هاي بس��ياري نيز درباره نحوه به کارگيري نيروهاي‬ ‫خود گذاشته اند‪.‬‬ ‫برخي ملت ها مانند هلند‪ ،‬در س��ال ‪ ۲۰۱۰‬از ائتالف پا پس کشيدند‪ .‬برخي ديگر خود‬ ‫را براي ترک آن آماده مي سازند‪ .‬آقاي ستانيسالس وزياتک (‪،)Stanislas Wziatek‬‬ ‫رئيس کميسيون دفاع ملي در مجلس قانون گذاري (‪ )Diète‬اين کشور به ما مي گفت‬ ‫که «لهس��تان مي خواهد سپاهيانش را از افغانس��تان فرا خواند»‪ ،‬هرچند از سوي ديگر‬ ‫کش��ورش به تازگي فوج سپاهيانش را براي پاس��خ به درخواست هاي امريکا افزايش‬ ‫داده است‪ .‬وي برآن بود که «تسخير قلوب مردم افغاستان» مي بايستي شيوه کار باشد‪،‬‬ ‫اما نظر س��نجي ها نش��ان مي دهند که خالف آن روي داده اس��ت‪ .‬وي به اطمينان مي‬ ‫گويد که اين مأموريت « هرچه زودتر بايد پايان پذيرد»‪ ،‬از توان نيروهاي ارتش لهستان‬ ‫که امکاناتش رو به کاهش دارد‪ ،‬خارج است‪.‬‬ ‫آق��اي ديم��وس ورت��وس (‪ ،)Dimos Vrettos‬رئيس کميته ام��ور خارجي و دفاع‬ ‫پارلمان يونان با ما در ميان گذاش��ت که «افکارعمومي باور ندارد که اين جنگ بهترين‬ ‫وسيله براي خشکاندن ريشه تروريسم باشد ‪ .‬بهتر آن که اين پول به زخم مبارزه عليه‬ ‫مواد مخدر زده ش��ود» او در تقويم بيرون ب��ردن نيروها که باراک اوباما رئيس جمهور‬ ‫امريکا معين کرده اس��ت‪« ،‬پيام بدي هم از نظر نظامي و هم از نظر سياس��ي» مي بيند‪.‬‬ ‫سربازان اعزامي يوناني به کار لجيستيکي مي پردازند و در تماس مستقيم با رزمندگان‬ ‫نيس��تند‪« :‬ما عضو ناتو هستيم‪ ،‬ناچاريم که در آن جا باشيم‪ .‬بايد کاري کرد‪ ،‬اما تا جاي‬ ‫ممکن کمتر درگير نبرد شد‪ .‬و با مخالفان به مذاکره پرداخت‪ :‬آن ها وقت دارند و زمان‬ ‫که ما فاقد آنيم ‪»...‬‬ ‫در بريتانيا‪ ،‬آقاي اليام فوکس (‪ )Liam Fox‬وزير دفاع (از حزب محافظه کار)‪ ،‬در ماه‬ ‫ژوئيه ‪ ۲۰۱۰‬در سرآغاز بازديد از سپاهيان کشورش با اعالم اين که «آن چه مهم است‪،‬‬ ‫امنيت در خيابان هاي بريتانياس��ت» هيجاناتي را برانگيخت‪[ » .‬دغدغه ما اين نيس��ت]‬ ‫که زنان جوان افغاني به مدرسه بروند (‪ )...‬ما در آن جا هستيم تا مردم بريتانيا و منافع‬ ‫جهاني مان دس��تخوش تهديد نباش��ند‪ )...( .‬اما ما پليس��ي جهاني نيستيم‪« .‬آقاي ويليام‬ ‫هيگ (‪ )William Hague‬رئيس ديپلوماس��ي بريتانيا (محافظه کار) هنگام نشس��ت‬ ‫سران سازمان پيمان اتالنتيک شمالي در ليسبون در ‪ ۲۰‬نوامبر ‪ ۲۰۱۰‬تکرار کرده بود که‬ ‫کش��ورش به مأموريت هاي درگيري در نبردها تا سال ‪ ۲۰۱۵‬پايان خواهد داد‪ .‬او گفته‬ ‫بود که «اين تعهدي مطلق و بي برو برگرد است‪».‬‬ ‫در فرانس��ه ‪ %۷۰‬افکار عمومي «بيش��تر» يا «کامال» با حضور س��ربازان فرانس��وي در‬ ‫افغانس��تان مخالف است (‪ .)۲‬از س��ي سال پيش تاکنون اين نخس��تین باري است که‬ ‫اکثريت��ي بارز با عمليات مهمي در خارج از کش��ور که دولت براه انداخته‪ ،‬به مخالفت‬ ‫ادامه برگ ‪17‬‬ ‫برخاسته اند‪ .‬فرماندهان نظامي که از‪...‬‬

‫‪Armanshahr‬‬

‫سال سوم شماره ‪ 15‬و ‪ -16‬حمل ‪ ،1390‬اپریل ‪2011‬‬

‫بازخوانی حافظه جمعی ما‬

‫بازخوانی حافظه جمعی ما عنوان جزوه جدیدی است‬ ‫که از طرف بنیاد آرمان ش��هر به نش��ر و چاپ رسیده‬ ‫اس��ت‪ .‬این جزوه حاص��ل یکی از برنامه‏ه��ای آرمان‬ ‫ش��هر (گفتگوی ‪ )65‬در انستیتوت فرانسوی افغانستان‬ ‫اس��ت‪ .‬هدف از برگزاری این گفتگو بزرگداش��ت از‬ ‫هفته قربانیان و معرفی «پر س��یمرغ» مجموعه اش��عار‬ ‫جشنواره صلح س��یمرغ بود‪ .‬در این گفتگو آقای روح‬ ‫االمین امینی ( بنیاد آرمان شهر) گفتگو گردان و آقایان‬ ‫کاظ��م یزدانی (تاریخ نگار)‪ ،‬اس��د بودا (اس��تاد جامعه‬ ‫شناسی) و شیوا شرق (روزنامه نگار) به عنوان سخنران‬ ‫دعوت شده بودند‪ .‬س��خنران‏های این برنامه هر سه به‬ ‫این نکته معتقد هستند که تاریخ سرزمین ما یک تاریخ‬ ‫جعلی اس��ت‪ .‬و تاریخی است که به زور و با سفارش‬ ‫قدرتمندان و شاهان نگاشته شده است‪ .‬تاریخی که پر‬ ‫است از ش��خصیت ها و فرهنگ باستانی ساخته شده‪.‬‬ ‫به طور نمونه در سخنرانی آقای یزدانی می‏خوانید‪...« :‬‬ ‫به ط��ور مثال در جنگ میوند تمام طوایف افغانس��تان‬ ‫قهرمان��ی ها نمودند‪ ،‬اما تمام امتی��ازات آن به نام یک‬ ‫دوشیزه (ماللی) ختم می شود‪ .‬این قهرمان ملی اسمش‬ ‫در زمان رژیم آل یحی بر زبان افتاد و پیش از آن هیچ منبع تاریخی نامی از آن نبرده است»‪.‬‬ ‫آقای اس��د بودا در این بحث اش��اره ای به موضوعاتی چون فاجعه‪ ،‬س��وگواری و بخشایش‬ ‫دارد و بحث آقای شیوا شرق بیشتر تمرکز باالی تعهد روشنفکران گذشته و امروز کشور در‬ ‫برابر تاریخ است‪ .‬در بخش دیگر این جزوه پرسش و پاسخی است که از طرف شهروندان و‬ ‫پرسش گر این گفتگو (جواد دورازیان‪ -‬بنیاد آرمان شهر) را در بر می‏گیرد‪.‬‬ ‫ضمیمه این جزوه بحثی زیر عنوان«خاطره‪ ،‬تاریخ‪ ،‬فراموشی» یکی از مهمترین سخنرانی‏های‬ ‫پروفس��ور پل ریکور (فیلسوف فرانسوی) است‪ .‬در آغاز سخنرانی خود‪ ،‬پل ریکور می‏گوید‬ ‫«من به نسلی تعلق دارم که شاهد فجیع ترین جنایات تاریخ بشر بوده است‪ .‬جنایاتی که در‬ ‫اروپا در سال‏های ‪ 1932‬تا ‪ 1945‬به وقوع پیوست‪ .‬این نسل امروز در حال اضمحالل است‬ ‫و مسأله‏ی مهم برای آخرین بازماندگان آن ارتباط بین خاطره و تاریخ است‪».‬‬

‫سیاست نامه ‪ 1،2‬و ‪ 3‬تجدید چاپ شد‬

‫سیاست نامه کتاب تئوریکی است که از طرف بنیاد آرمان شهر به چاپ می رسد‪ .‬این سری‬ ‫کتاب حاوی مقاالت‪ ،‬مصاحبه ها و تحلیل های تئوریک در زمینه مس��ایل مختلف اس��ت‪ .‬تا‬ ‫اکنون ‪ 7‬شماره در چهار مجموعه به چاپ رسیده است‪.‬‬ ‫نقض حقوق بش��ر و سياس��ت امريكا عنوان شماره اول و دوم آن اس��ت که در پاییز ‪1388‬‬ ‫به چاپ رس��یده بود‪ .‬همان گون��ه که از عنوان این‬ ‫کتاب پیداست ش��امل مقاالت تئوریک از متفکران‬ ‫و محققان مشهور بین المللی است‪ .‬عناوین مقاالتی‬ ‫که در این مجموعه آمده اس��ت‪ ،‬عبارتند از‪ :‬نقض‬ ‫حقوق بشر در زندان های بَگرام و پل چرخی‪ ،‬زندان‬ ‫بگرام بدتر از گوانتانامو‪ ،‬جايگاه حقوق بشر و نقش‬ ‫ناتو در چارچوب «جنگ با ترور»‪ ،‬س��يا‪ ،‬پروازهاي‬ ‫«انتقال فوق العاده »‪ -‬ش��کنجه و مسئوليت پذيري‪،‬‬ ‫عدالت و مسئوليت پذيري در اروپا بحثي درباره ي‬ ‫راهبردها‪ ،‬برنامه‏ي انتقال‏هاي فوق العاده و بازداشت‬ ‫مخفي‪ :‬گذشته و آينده‪ ،‬بيش از پنجاه سال «ضربات‬ ‫ناجوانمردانه»گ��روه ضربت س��ازمان س��يا‪ ،‬معناي‬ ‫حبس و تروريزم چيس��ت؟ از نویس��ندگانی چون‬ ‫پردیس کبریایی‪ ،‬فاروم پن��دار‪ ،‬دیک مارتی‪ ،‬گوین‬ ‫سیمپسون‪ ،‬مانفرد نواک‪ ،‬ولفگانگ کالک‪ ،‬مارگارت‬ ‫س��ترتوایت‪ ،‬هرناندو کالوو اوسپینا‪ ،‬نیکوالس فریز و‬ ‫مصاحبه ای از جیوانا بورادوری با دو فیلس��وف معروف ژاک دریدا و یورگن هابرماس را‬ ‫در این مجموعه می خوانید‪.‬‬ ‫ش��ماره س��وم این کتاب زیر عنوان «ناتو‪ ،‬اس��تثنا بر دموكراس��ي و افول امپراتوري ها» اين‬ ‫عناوين را در خود جاي داده اس��ت‪ :‬ش��بكه اي از اسرار؟ ناتو و اش��اعه قواعد پنهان كاري‪،‬‬ ‫ناتو در افغانس��تان‪ :‬مشكالت فرماندهي و كنترل‪ ،‬پيمان آتالنتيك در پي مأموريت هاي تازه‪،‬‬ ‫تأمین آينده ما با اس��تثنا قايل شدن در حاكميت قانون و دموكراسی روئساي جمهور عوض‬ ‫مي‏ش��وند‪ ،‬اما امپراتوري امريكا بر جاي مي‏ماند‪ ،‬در آس��تانه قرن پس��ا‪ -‬امريكايي‪ ،‬از مافوق‬ ‫ابر قدرت‪ ...‬و افول امپراتوري ها‪ .‬از نویس��ندگانی مثل آلس��در رابرتز‪ ،‬اُتفرید ناسائر‪ ،‬کامیل‬ ‫ماچ��رزاک‪ ،‬آرنو جی‪ .‬میر‪ ،‬آلن گرش و اریک هابزب��ام را در این مجموعه جمع آوری کرده‬ ‫ایم‪ .‬زمانی که بار اول این کتاب ها را چاپ کردیم به زودی کم یاب ش��د‪ .‬به این خاطر در‬ ‫زمستان ‪ 1389‬دو باره چاپ کردیم‪.‬‬ ‫براي دريافت سياست‏نامه‏ ها با ما تماس بگيريد‪.‬‬


‫آرمان شهر‬ ‫‪10‬‬

‫فیض محمد عاطفی‪ ،‬شاعر 'آیینه‬ ‫محیط' در گذشت‬

‫روح االمین امینی‬

‫فیض محم��د عاطفی‬ ‫ه��روی‪ ،‬ش��اعر و‬ ‫نویس��نده افغانس��تان‪،‬‬ ‫ی��ک ش��نبه پانزده��م‬ ‫حوت ‪/‬اس��فند ‪1389‬‬ ‫در سن هش��تاد و سه‬ ‫سالگی درگذشت‪.‬‬ ‫استاد عاطفی در زمان‬ ‫حکوم��ت ظاهر خان‬ ‫مدت��ی مدیر مس��ئول‬ ‫مجل��ه اردو (ارت��ش)‬ ‫بود و در پس��ت های‬ ‫ریاست نشرات وزارت دفاع و ریاست مطبعه عسکری ایفای‬ ‫وظیفه کرد‪.‬‬ ‫محمد ظاهر رس��تمی در تذکره «کاج ها هنوز ایستاده اند» در‬ ‫مورد عاطفی می‏نویسد‪:‬‬ ‫«استاد فیض محمد عاطفی هروی در سال ‪ 1306‬خورشیدی‬ ‫چش��م به جهان گش��ود و تحصیالتش را در مکاتب بابا ولی‬ ‫مس��ت‪ ،‬لیسه رشدیه و مکتب نظامی به پیش برد و بعدا وارد‬ ‫دانشکده حربیه دانشگاه کابل شد‪».‬‬ ‫فیض محمد عاطفی هروی از آن دسته شاعران و نویسندگانی‬ ‫ب��ود که در چوکات (زمان) خفق��ان حکومت و در حالی که‬ ‫خود یک ارتش��ی بود آثارش که اکثرا در همین دوره ش��کل‬ ‫یافت��ه س��خن از آزادی خواه��ی و عدالت اجتماع��ی را به‬ ‫صراح��ت به میان م��ی آورد و نقد بی پ��رده حکومت از او‬ ‫چهره ای استثنایی در آن دوره ساخته است‪.‬‬ ‫از اس��تاد عاطفی هروی مجموعه شعری به نام «آیینه محیط»‬ ‫تا به حال سه بار چاپ شده است؛ یک بار در اروپا و توسط‬ ‫یکی از دوس��تان اس��تاد ک��ه من این چاپ را ندی��ده ام و از‬ ‫زبان خود اس��تاد می گویم‪ ،‬یک بار به کوش��ش اسیر هروی‬ ‫در شهر مش��هد ایران و آخرین بار توس��ط انتشارات فدایی‬ ‫هروی در هرات‪.‬‬ ‫هم��ان گونه که از نام ای��ن کتاب بر می آی��د «آیینه محیط»‬ ‫تصویری اس��ت کامل از دوره ای مشخصی در تاریخ معاصر‬ ‫افغانستان که حرف های زیادی را با زبان منظوم بر زبان می‬ ‫آورد و ش��عر بلندی با مطلع‪( :‬ای شاه جوان چار به خوابی‪/‬‬ ‫مفتون کدام لعل نابی) صحبت از کاستی ها‪ ،‬ناراستی ها و بی‬ ‫عدالتی ها در آن دوره می کند‪.‬‬ ‫کس��انی که این تکه از تاریخ افغانس��تان را می شناس��ند به‬ ‫خوبی می دانند که این گونه صریح به نقد حکومت پرداختن‬ ‫م��ی توانس��ته چه عواقبی را برای ش��اعر و نویس��نده ای به‬ ‫خصوص اگر در دس��تگاه حکومت مش��غول کار بوده باشد‬ ‫در پی بیاورد‪:‬‬ ‫حکام تو خون خلق خوردند‬ ‫عمال تو مال جمله بردند‬ ‫از بس که گدا شده است ملت‬ ‫محکوم فنا شده است ملت‬ ‫بدخواه تو گشته افسر تو‬ ‫با خون تو تشنه عسکر تو‬ ‫از بدو جلوس تا به این دم‬ ‫بر مسند جم نشسته بی غم‬ ‫در راه راه مفاد قوم و توده‬ ‫کاری که تو کرده ای چه بوده؟‬ ‫نوش��ته هایی از این دست تند و انتقادی از نظام و حکومت‬ ‫ظاهرش��اهی در آن دوره را بس��یار کم م��ی توانیم بجوییم و‬ ‫بس��یاری از همان ک��م را هم باید در «آیین��ه محیط» عاطفی‬ ‫جستجو کنیم‪.‬‬ ‫آن چه مسلم است مجموعه آیینه محیط فیض محمد عاطفی‬ ‫ب��ا وصف قطر کمش آیینه ایس��ت از ی��ک دوره طوالنی در‬ ‫تاریخ معاصر افغانس��تان که در آن نابسامانی های اجتماعی‪،‬‬ ‫سیاسی و فرهنگی آن دوره را می توان به خوبی دید‪.‬‬

‫‪Armanshahr‬‬ ‫سال سوم شماره ‪ 15‬و ‪ -16‬حمل ‪ ،1390‬اپریل ‪2011‬‬

‫آرشیف ملی افغانستان و ‪46‬‬ ‫سال فرود و فراز‬ ‫مصاحبه با آقای سخی منیر‪ 1‬رییس‬ ‫آرشیف ملی افغانستان‬

‫دولت یک استراتیژی مشخص و اساسی‬ ‫در زمینه فرهنگی ندارد‪ .‬این یک نکته غیر‬ ‫قابل انکار است که دولت کمترین توجه را‬ ‫به بخش فرهنگ داشته است‪.‬‬ ‫جواد دروازیان‬ ‫* چرا نهادی مثل آرشیف ملی اهمیت دارد؟‬ ‫√ در اساس آرشیف ملی افغانستان یک نهاد هویتی مبتنی‬ ‫بر فرهنگ‪ ،‬تاریخ و مبتنی بر هویت ملی مردم افغانس��تان‬ ‫است‪ .‬آرشیف ملی افغانستان کانون مشخصی برای مردم‬ ‫افغانستان است‪ .‬آرش��یف مرکز‪ ،‬کانون یا نهاد یا خانه‏ای‬ ‫مبتن��ی بر فرهن��گ‪ ،‬تاریخ و مجموع پرانس��یب‏های ملی‬ ‫یک کش��ور است‪ .‬آرش��یف‏ها از زمانی به وجود آمده‏اند‬ ‫که دول��ت به وجود آمد‪ .‬آرش��یف‏ها متصل به دولت ها‬ ‫بوده‏اند‪ .‬در کل نخ اساس��ی آرش��یف ه��ا را رویکرد‏ها و‬ ‫راه کار‏ه��ای دولت‏ه��ا و حکومت‏ها تش��کیل می‏داد و‬ ‫شامالس��ناد و اوراق اس��ت‪ .‬و ریش��ه ه��ای آن نزدیک‬ ‫به ایجاد خط اس��ت‪ .‬س��ر نخ آرش��یف ه��ا در جهان به‬ ‫آش��وری‏ها‪ ،‬س��ومری‏ها‪ ،‬ایتی ها‪ ،‬یونانی ها و مصری ها‬ ‫ب��ر می‏گردد‪ .‬در آن زمان وظایف آرش��یف در س��ه خط‬ ‫برجسته بود‪ :‬خط آرشیفی شخصی‪ ،‬خط آرشیفی سلطنتی‬ ‫و خط آرش��یفی معابدی که وجود داشت‪ .‬باالخره بعد از‬ ‫قرن ‪ 12‬آن چه را که امروز به نام آرش��یف می‏خوانیم یا‬ ‫نوعی از ایجاد آرشیفی که امروز در جهان معمول است‪،‬‬ ‫ایجاد شده است‪ .‬از دوره رنسانس تا انقالب کبیر فرانسه‪،‬‬ ‫فرانسه یکی از پیشگام ترین کشورهای دنیا است و نقش‬ ‫اساس��ی را داشته است؛ یک طرز العمل جدید در دنیا به‬ ‫وجود آمد‪ .‬آرشیف مرجع تحقیق شد‪ ،‬منبع تجدد شد‪ ،‬و‬ ‫به عنوان منبعی از آفرینش های مس��تند به اوراق تاریخ و‬ ‫فرهنگ در دنیا جای گرفت‪.‬‬

‫آرش��یف ملی افغانستان که در حدود ‪ 40‬سال از عمر آن‬ ‫می‏گذرد‪ ،‬دوره‏ی پر فراز و نش��یبی را سپری کرده است ‪.‬‬ ‫ش��ما اطالع دارید که ‪ 45‬سال پیش افغانستان وزارتی به‬ ‫نام اطالعات و فرهنگ نداشت‪ .‬ریاست مستقل مطبوعات‬ ‫بود که کارهایی را انجام می‏داد‪ .‬تمام نس��خه‏ها و اس��ناد‬ ‫آرشیفی در ریاست مستقل مطبوعات نگهداری می‏شد‪ .‬از‬ ‫آن جا این اس��ناد آرشیفی به تعمیر موزیم ملی انتقال داده‬ ‫شد‪ .‬باز به منزل پنجم وزارت «اطالعات و کلتور» وقت‪.‬‬ ‫باالخره در اواخر دهه دموکراسی و صدارت موسی شفیق‬ ‫که ش��خصی محقق‪ ،‬دانشمند و آشنا با مسایل آرشیف و‬ ‫نس��خه‪ ،‬اس��ناد و قوانین و معاهدات بود و به آن اهمیت‬ ‫م��ی‏داد‪ ،‬تصمیم گرفت ک��ه در همی��ن تعمیر(فعلی) که‬ ‫توس��ط عبدالرحمان خان برای فرزندش حبیب اهلل خان‬ ‫به غرض تمرین پادشاهی ساخته شد‪ ،‬و توسط معمارانی‬ ‫که از بخارا همراه خود آورده بود با ظرافت‏های معماری‪،‬‬ ‫هنری و میناتوری‪ ،‬به‏حیث آرش��یف ملی که در آن زمان‬ ‫برای هر کشوری ضروری بود در نظر گرفت‪ .‬اما به دلیل‬ ‫کودت��ای داوود خان مهلت برای انجام این کار را نیافت‪.‬‬ ‫وقتی که داوود خان با کودتا قدرت را به دس��ت گرفت‪،‬‬ ‫با وجودی که نظامی بود‪ ،‬اما به پیش��نهاد پروفسور نوین‬ ‫این تعمیر را به آرش��یف ملی اختصاص داد‪ .‬زمان دوباره‬ ‫س��ازی این تعمیر ش��خص داوود خان کنترول مس��تقیم‬ ‫داش��ت ت��ا باالخره در س��ال ‪ 1356‬به نام آرش��یف ملی‬ ‫افغانستان مس��ما گردید‪ .‬مجموع اس��ناد آرشیفی و مواد‬ ‫آرش��یفی بنابر مقرره‏ها و بنابر ضوابط و قانون آرش��یف‬ ‫ملی در همین مکان جابجا شد‪.‬‬ ‫* در زمان حزب دموکراتیک خلق نوع نگاه به آرش��یف‬ ‫ملی چه گونه بود؟‬ ‫√زمان��ی که ح��زب دموکراتیک خلق افغانس��تان قدرت‬ ‫سیاسی را به‏دس��ت گرفت‪ ،‬به تعقیب آن تهاجم گسترده‬ ‫اتحاد ش��وروی وقت آغاز شد و کشور ما توسط یک ابر‬ ‫قدرت اش��غال گردید‪ .‬اشغال یک کشور به وسیله کشور‬ ‫ب��زرگ دیگر به این معنا اس��ت که دیگر کش��ور مغلوب‬ ‫نمی‏تواند از نظر فرهنگ رش��د کند‪ .‬کش��وری که اشغال‬ ‫کرده اجازه رشد را نمی‏دهد تا انکشاف فرهنگی به‏وجود‬ ‫بیاید‪ .‬در هر کشوری که انکشاف فرهنگی وجود نداشته‬ ‫باشد‪ ،‬آن کشور نمی‏تواند روئیت و هویت ملی و تاریخی‬ ‫و فرهنگی پیدا می‏کند‪ .‬کسانی که در راس قدرت سیاسی‬ ‫دوره حزب دموکراتیک خلق افغانس��تان (خلق و پرچم)‬ ‫بودن��د‪ ،‬چون پیروان ش��وروی وقت بودن��د‪ ،‬دکترین و‬ ‫تزهایی که برای ش��ان داده می‏ش��د همان‏ها را تعقیب و‬ ‫پی��روی می‏کردند‪ .‬بنابراین‪ ،‬در جری��ان دوران زمامداری‬ ‫رهبران این حزب آرش��یف ملی به گونه‏ای که باید رشد‬ ‫و توس��عه می‏یافت‪ ،‬ذخایر غنامند آن نقش اساس��ی می‬ ‫داش��ت‪ ،‬واحدهای دیگر آن در والیات ایجاد می شد‪ ،‬از‬ ‫اس��ناد و نسخه‏های با ارزشی که نزد مردم وجود داشت‪،‬‬ ‫جمع آوری می ش��د و به یک آرش��یف سراسری مبدل‬ ‫می‏شد‪ ،‬متاسفانه نشد‪.‬‬ ‫چند نکته برای غنامندی فرهنگ یک کشور بسیار اساسی‬ ‫است‪ :‬دامنه‏های رشد و انکشاف فرهنگی‪ ،‬تایید و تقویت‬ ‫رش��د فرهنگی و سوم حد و مش��ارکت در فرهنگ‪ .‬این‬ ‫مشارکت باید سراسری باشد و نکته دیگری که (آرشیف‬ ‫مل��ی آن را ب��ا خ��ود دارد) همکاری‏های بی��ن المللی‪-‬‬ ‫فرهنگی یک کش��ور است‪ .‬آن چه که ما در آرشیف ملی‬ ‫داریم در واقع س��اخته‪ ،‬نوشتارها‪ ،‬اسناد و مجموع نسخ‪،‬‬ ‫تراوش فکری بسیار بزرگی از اشخاص مهم‪ ،‬رویدادها و‬ ‫حادثه هایی که زمامداران افغانس��تان انجام داده‏اند و این‬ ‫ادامه برگ ‪15‬‬ ‫جا بر چهره هویتی‪...‬‬

‫‪ -1‬آقای سخی منیر در رکاخانه شهر کابل ‪ 49‬سال پیش متولد شده است‪ ،‬دوره مکتب را در لیسه نجات (امانی) به پایان رسانیده‪ ،‬مدرک لیسانس را‬ ‫در دانشکده ادبیات دانشگاه کابل (سال ‪ )1359‬به دست آورد‪ .‬از جمله ‪ 65‬نفری بود که غرض تحصیل در سال ‪ 1361‬باید به بیروت می رفتند ولی به‬ ‫جای بیروت در افغانستان از طرف یونسکو دوره ماستری را به پایان رساند‪ .‬او در بخش هایی چون عضو بورد متخصصان وزارت آموزش و پرورش‪،‬‬ ‫سرپرستی لیسه محمود طرزی‪ ،‬معاون علمی انستیتوت تعلیم و تربیه کابل شد (دانشگاه آموزش وپرورش فعلی)‪ ،‬به حیث معاون محقق در اکادمی علوم‬ ‫افغانستان (در زمان ریاست جمهوری دکتر نجیب اهلل و زمان ریاست آقای سلیمان الیق در اکادمی علوم از آن مرکز پژوهشی اخراج می شود)‪،‬‬ ‫باالخره در سال ‪1374‬به حیث عضو هیأت مدیره و مسئوول بخش سیاسی و اجتماعی‪ ،‬مسئوول اطالعات‪ ،‬مسئوول شعبه خبرنگاران در روزنامه انیس‬ ‫کار کرد‪ .‬در زمان جنگ های داخلی راهی مهاجرت شد‪ .‬ایشان در پاکستان مسئوولیت ‪ 4‬مکتب خصوصی را به عهده داشته و همزمان در نشریه آرمان‬ ‫با یک تعداد روزنامه نگاران دیگر کار می کردند‪ .‬در سال ‪ 1380‬دو باره به وطن باز گشت و دوباره در روزنامه انیس به حیث ویراستار‪ ،‬سکرتر‬ ‫مسئوول و مدت ‪ 5‬سال مدیر مسئوول روزنامه و رییس موسسه نشراتی انیس تا ‪ 1387‬کار کرد‪ .‬در سال ‪ 1387‬به حیث رییس آرشیف ملی مقرر شد‬ ‫و تا اکنون در این پست کار می کند‪.‬‬


‫آرمان شهر‬ ‫‪11‬‬

‫كنوانسيون چهارم ژنو‬ ‫و پروتوكول‌هاي الحاقي‬

‫جواد دروازیان‬

‫‪1‬‬

‫كنوانس��يون چهارم ژنو اساس��ي ترين كنوانسيون دفاع از‬ ‫افراد غير مسلح و غیر نظامیان و افراد کشوری است‪.‬‬ ‫این كنوانس��يون (راجع به حمايت افراد کشوري در زمان‬ ‫جن��گ‪12 -‬آگس��ت ‪ )1949‬در ‪ 159‬ماده با دو پيوس��ت‬ ‫به تصویب رس��یده اس��ت‪ .‬ای��ن کنوانس��یون از افراد زیر‬ ‫در ه��ر م��کان و زمانی‏ حمایت می‏کند‪ :‬غی��ر نظامیانی که‬ ‫در س��رزمین دشمن‪ ،‬سرزمین اش��غالی یا منطقه جنگیی‏که‬ ‫تابعی��ت تجاوزات��ی را ک��ه آن‏ه��ا خ��ود را در اختیار آن‬ ‫می‏یابن��د‪ ،‬ندارند‪ ،‬اش��خاص بدون تابعی��ت غیر نظامی‏که‬ ‫پناهنده هس��تند‪ ،‬و در نتیج��ه تابعیت هیچ دولتی را ندارند‬ ‫ی��ا از حمایت سیاس��ی طرف مخاصمی ک��ه آن‏ها خود را‬ ‫در اختیارش می‏یابن��د‪ ،‬بی‏بهره‏اند (مثل یهودی‏هایی که از‬ ‫آلمان به فرانسه مهاجرت کردند و مدتی بعد فرانسه تحت‬ ‫اش��غال آلمانی‏ها قرار گرف��ت‪ 1).‬در کل براي جلوگيري‬ ‫از «جنای��ات جنگی»‪ 2‬و «جنايت عليه بش��ريت» و دفاع‬ ‫از غير نظاميان‪ ،‬زن��ان و كودكان و جلوگيري از تجاوزات‬ ‫به حقوق انس��ان‏ها در خالل جنگ يا مخاصمات مسلحانه‬ ‫مهم ترین مس��ایل کنوانس��یون را تش��کیل می‏دهد‪« .‬يك‬ ‫مخاصمه مسلحانه زماني وجود دارد كه به نيروهاي مسلح‬ ‫بين دولت‏ها صورت گيرد و يا خشونت مسلحانه طوالني‬ ‫مدت ميان مقامات دولتي و گروه‌هاي مس��لحانه‌ي سازمان‬ ‫يافته بين اين گروه ها در درون يك كش��ور وجود داش��ته‬ ‫‪3‬‬ ‫باشد‪».‬‬ ‫مواد اول‪ ،‬دوم و س��وم در هر چهار كنوانس��يون مش��ترك‬ ‫اس��ت‪ :‬م��اده دوم مق��ررات معاه��ده را نه تنه��ا در مورد‬ ‫جنگ‏های اعالن ش��ده و علنی ن��ه بلکه در مورد هر گونه‬ ‫نزاع مس��لحانه‏ای که میان گروه‏های مختلف واقع ش��ود‪،‬‬ ‫قاب��ل اعمال می‏داند‪ .‬و نیز در این ماده آمده اس��ت ‪«:‬چنان‬ ‫چ��ه یکی از دولت‏های داخل در جنگ عضو این قرار داد‬ ‫نباش��د دولت‏های عضو معذال��ک در روابط خود تابع این‬ ‫ق��رار داد خواهند بود و اگر آن دولت این قرار داد را قبول‬ ‫و مق��ررات آن را اجرا کند در مقابل او نیز ملزم به اجرای‬ ‫این قرار داد خواهند بود‪».‬‬ ‫در ماده س��وم هر چهار کنوانسیون آمده است‪« :4‬چنان چه‬ ‫نزاع مس��لحانه جنبه بين المللي نداشته و در خاك يكي از‬ ‫دول معظم��ه متعاهد روي دهد ه��ر يك از دول داخل در‬ ‫جنگ مكلفند الاقل مقررات زير را اجرا نمايند‪:‬‬ ‫‪ -1‬ب��ا کس��اني که مس��تقيم ًا در جنگ ش��رکت ندارند به‬ ‫انضمام افراد نيروهاي مسلحي که اسلحه به زمين گذاشته‬ ‫باش��ند يا کس��اني‏که به علت بيماري يا زخم يا بازداشت‬ ‫و ي��ا به هر عل��ت ديگري قادر به جنگ نباش��ند‪ ،‬بايد در‬ ‫همه احوال بدون هيچ‏گونه تبعيض نامساعد از نژاد‪ ،‬رنگ‪،‬‬ ‫مذهب‪ ،‬عقيده‪ ،‬جنس‪ ،‬اصل و نسب و يا ثروت يا هر علت‬

‫‪ -1‬چایساری‪ ،‬کریانگ ساک کیتی‪ ،‬حقوق كيفري بين المللي (با‬ ‫اصالحات و اضافات‪ ،‬ترجمه دکتر حسین آقائی جنت مکان؛ تهران‪:‬‬ ‫انتشارات جنگل‪ ،‬چاپ دوم ‪ 1387‬ص‪167‬‬ ‫‪ -2‬ر ک به عالمه‪ ،‬غالم حیدر؛ جنایت علیه بشریت در حقوق بین المللی‬ ‫کیفری‪ ،‬نشر میزان؛ پاییز ‪1385‬‬ ‫‪ -3‬چایساری‪ ،‬همان ص‬ ‫‪ -4‬کنوانسیون چهارم ژنو «راجع به حمايت افراد کشوري در زمان‬ ‫جنگ»‪:‬‬

‫‪www.unic-ir.org/hr/hr51.pdf‬‬

‫‪Armanshahr‬‬

‫سال سوم شماره ‪ 15‬و ‪ -16‬حمل ‪ ،1390‬اپریل ‪2011‬‬

‫مشابه آن با اصول انسانيت رفتار شود‪».‬‬ ‫به اساس همین ماده اعمال زیر در هر زمان و مکان ممنوع‬ ‫است‪:‬‬ ‫ال��ف) لطمه به‏حيات و تماميت بدني من‏جمله قتل به تمام‬ ‫اشکال آن‪ ،‬زخم زدن‪ ،‬رفتار بي‏رحمانه‪ ،‬شکنجه و آزار‪.‬‬ ‫ب) اخذ گروگان‪.‬‬ ‫ج) لطمه به حيثيت اشخاص من‏جمله تحقير و تخفيف‪.‬‬ ‫د) محکومي��ت و اع��دام ب��دون حکم قبل��ي دادگاهي‏‏که‬ ‫صحيح ًا تش��کيل ش��ده و جامع تضمينات قضايي‏که ملل‬ ‫متمدن ضروري می‏دانند‪ ،‬باشد‪.‬‬ ‫‪ -2‬زخم��داران و بيماران جمع‏آوري و تحت معالجه قرار‬ ‫خواهند گرفت‪ .‬يک دس��تگاه نوع‏پ��روري بی‏طرف مانند‬ ‫کميته بين المللي صليب سرخ مي‏تواند خدمات خود را به‬ ‫دولت‏هاي داخ��ل در جنگ عرضه دارد‪ .‬دولت‏هاي داخل‬ ‫در جنگ نيز به سهم خود سعي خواهند کرد تمام يا قسمتي‬ ‫از ساير مقررات اين قرارداد را به موجب موافقت‏نامه‏هاي‬ ‫اختصاصي به موقع اجرا گذارند‪.‬‬ ‫قابل تذکر اس��ت که دیوان بین المللی دادگستری در رای‬ ‫خوی��ش در قضیه نیکاراگوئه مفاد ماده ‪ 3‬کنوانس��یون‏های‬ ‫ژنو را «اصول کلی و بنیادین حقوق بشر دوستانه» خوانده‬ ‫‪5‬‬ ‫است‪.‬‬ ‫به اساس ماده چهارم کنوانسیون «اشخاصي که در هر موقع‬ ‫و به هر ش��کل در موقع جنگ يا اش��غال به دست دولت‬ ‫داخل در جنگ يا دولت اش��غال کننده غير از دولت متبوع‬ ‫خود مي‏افتند‪ ،‬تحت حمايت اين کنوانسیون قرار دارند‪».‬‬ ‫ع�لاوه بر مواد ‪ 3‬م��اده ‪ 27‬نیز به صراحت از غیر نظامیان‬ ‫در جریان جنگ دفاع می‏کند‪ « :‬اشخاص مورد حمايت در‬ ‫هر مورد ذي‏حق به احترام ش��خص خود‪ ،‬شرافت‪ ،‬حقوق‬ ‫خانوادگي‪ ،‬اعتقادات‪ ،‬اعمال مذهبي‪ ،‬آداب و رس��وم خود‬ ‫مي‏باش��ند‪ .‬در ه��ر زمان به آنان بايد با انس��انيت بر خورد‬ ‫خواهد ش��د و از جمله در مقابل هر گونه عمل خش��ونت‬ ‫آميز يا تخويف و در برابر دشنام و كنجكاوي عامه حمايت‬ ‫خواهند گرديد‪».‬‬ ‫ماده ‪ 32‬ب��ه صراحت هر نوع صدمات جس��مانی‪ ،‬بریدن‬ ‫اعضای اشخاص‪ ،‬شکنجه‪ ،‬آزمایش های پزشکی یا علمی‪،‬‬ ‫و هر گونه خش��ونت دیگر که عاملین آن اعم از مامورین‬ ‫کش��وری یا نظامی باش��د‪ ،‬ممنوع قرار داده است‪« .‬دولت‬ ‫معظم��ه متعاهد هر گونه اقدامی را ک��ه خواه موجب آالم‬ ‫جس��مانی اشخاص مورد حمایت موجود در اختیار ایشان‬ ‫و خ��واه موجب قت��ل آنان گررد‪ ،‬صریح�� ًا بر خود ممنوع‬ ‫می‏سازند‪ ».‬به اس��اس ماده ‪ 33‬هیچ شخص مورد حمایت‬ ‫را نمی‏توان برای خالفی‏که ش��خص ًا مرتکب نش��ده باشد‪،‬‬ ‫تنبیه کرد‪ .‬تنبیهات دس��ته جمعی و هر گونه عمل تخویف‬ ‫یا تروریسم ممنوع است‪ .‬غارت و هر نوع اقدام قصاصی‬ ‫درباره اشخاص مورد حمایت و اموال آنان ممنوع است‪.‬‬ ‫به اس��اس ماده ‪« 49‬تبعید اجباري دسته جمعي يا انفرادي‬ ‫و نقل مکان اشخاص مورد حمايت از اراضي اشغال شده‬ ‫به خاک دولت اش��غال کننده يا به خاک هر دولت ديگري‬ ‫اعم از اين‏که اشغال شده يا نشده باشد‪ ،‬به هر علتي ممنوع‬ ‫اس��ت‪ ».‬ماده ‪ 53‬می‏گوی��د‪« :‬انهدام ام��وال منقول يا غير‬ ‫منقول‪ ...‬توس��ط دولت اشغال کننده ممنوع است‪ .‬مگر در‬ ‫مواردي که انهدام آن‏ها به واسطة عمليات جنگي ضرورت‬ ‫حتمي يابد‪»6.‬‬ ‫م��اده‪ 47‬در حمایت از اش��خاص و مالکی��ت آن‏ها آمده‪:‬‬ ‫«اش��خاص مورد حمايتی که در اراضي اشغال شده باشند‪،‬‬ ‫در هي��چ مورد يا به هي��چ نحو از مزاياي اي��ن قرارداد ‪...‬‬ ‫محروم نخواهند گرديد»‪ .‬ماده‪ 44‬مطرح می‏کند‪ :‬دولت پناه‬ ‫دهنده حق ندارد این دسته مردم را به حیث بیگانه بشناسد‪.‬‬ ‫«دولت بازداش��ت کننده در موقع اخذ تصميمات نظارتي‬ ‫پناهندگان��ي را ک��ه عم ً‬ ‫ال از حمايت هي��چ دولتي بهره‏مند‬ ‫نيس��تند صرف ًا به اعتب��ار اين‏که از نظ��ر حقوقي به دولت‬ ‫دشمن تعلق دارند‪ ،‬مشمول معامله با خارجيان دشمن قرار‬ ‫نخواهد داد‪ ».‬ماده ‪ 46‬انتقال اش��خاص مورد حمایت را به‬ ‫کشوری که عضو این کنوانسیون‏ها نیست ممنوع قرار داده‬ ‫ادامه برگ ‪13‬‬ ‫است‪...‬‬ ‫‪ -5‬عالمه‪ ،‬همان ص‪71‬‬ ‫‪ -6‬کنوانسیون چهارم ژنو «راجع به حمايت افراد کشوري در زمان‬ ‫جنگ» منبع باال‪.‬‬

‫جنسیت و تصویرسازی رسانه ای از زنان‬ ‫در جهان سوم‬ ‫جاي خالي زنان در رسانه ها‬

‫‪1‬‬

‫نویسنده‪:‬خاتمبی کینوتی ترجمه‪ :‬محبوبه حسین زاده‬ ‫در مبارزه ب��رای برابری‬ ‫جنسیتی‪ ،‬رس��انه ها باید‬ ‫دوست و هم پیمانی قوی‬ ‫باش��ند‪ .‬ولی متاس��فانه‪،‬‬ ‫آن ه��ا به خص��وص در‬ ‫کش��ورهای جهان سوم‪،‬‬ ‫به شدت وضعیت کنونی‬ ‫را استحکام می بخشند‪.‬‬ ‫پانزده سال بعد از برنامه‬ ‫اق��دام پک��ن‪ ،‬همچن��ان‬ ‫صدای زنان تا حد زیادی‬ ‫در رس��انه های متداول و عامه پسند غایب است‪ .‬با شناخت‬ ‫نقش نیرومند رس��انه ها در ش��کل دهی به چش��م اندازها و‬ ‫جنبه های فکری‪ ،‬کنفرانس پکن پیش��نهادهای جامعی برای‬ ‫ارتقای تصویر زنان و صدای آنان و توسعه متوازن و تصویر‬ ‫غیرکلیش��ه ای از زن��ان آم��اده کرد‪ .‬برخی از این پش��نهادها‬ ‫عبارتند از‪:‬‬ ‫*تغییر تصاوی��ر همواره منفی و تحقیرآمیز از زنان در برنامه‬ ‫سازی ها‬ ‫_*ارتق��اء مهارت های زن��ان‪ ،‬آگاهی و دسترس��ی آن ها به‬ ‫تکنولوژی اطالعاتی در راستای بهبود قابلیت های شان برای‬ ‫مبارزه با تصاویر منفی از زنان‬ ‫*جریان س��ازی جنس��یت در برنامه ریزی و سیاس��ت های‬ ‫رسانه‬ ‫ب��ا انجام مطالعه مانیتورینگ رس��انه در ‪ 12‬کش��ور افریقای‬ ‫جنوبی‪ ،‬مش��خص شد که کلیش��ه های فراوانی وجود دارند‬ ‫که ش��دیدا به وسیله رسانه ها ترویج شده اند‪ .‬نویسنده های‬ ‫این گزارش می نویسند‪ «:‬رسانه ها که به صورت بالقوه نقش‬ ‫عظیمی در آزادی اذهان دارند‪ ،‬بیش��تر از این که راه حلی در‬ ‫این زمینه باش��ند خود بخشی از مش��کل بوده اند»‪ .‬زنان در‬ ‫رس��انه ها به عنوان شیئ جنسی‪ ،‬اغواکنندگان‪ ،‬مادر یا همسر‬ ‫به تصویر کش��یده می شوند‪ .‬وقتی که روزنامه ها‪ ،‬رادیوها و‬ ‫یا ایس��تگاه های تلویزیونی برای موضوعی به کارشناس نیاز‬ ‫دارند‪ ،‬احتمال این که با زنان تماس بگیرند‪ ،‬کمتر اس��ت‪ .‬در‬ ‫این تحقیق مش��خص ش��ده که زنان سیاس��تمدار که به طور‬ ‫میانگی��ن ‪ 18‬درص��د پارلمان های منطقه ای را تش��کیل می‬ ‫دهن��د‪ ،‬به ندرت منب��ع خبرها بوده اند و فق��ط در ‪ 8‬درصد‬ ‫موارد نقل قول ها از جانب آنان بود‪.‬‬ ‫اگرچه دولت ها برنامه اقدام پکن را امضا کرده اند‪ ،‬اما رسانه‬ ‫های آن ها بهتر از بنگاه های تجاری خصوصی نیستند‪ ،‬و در‬ ‫حقیقت‪ ،‬مطابق این گزارش‪ ،‬اغلب خیلی بدتر عمل می کنند‪.‬‬ ‫در حققیت به برابری جنس��یتی به عنوان موضوع عامه پسند‬ ‫قابل پخش و انتش��ار نگریسته نمی شود و اشاره خیلی کمی‬ ‫به حقوق زنان و یا دس��تگاه هایی می شود که تضمین کننده‬ ‫ای��ن حقوق اند‪ .‬گزارش مطالعه افریقای جنوبی کاریکاتوری‬ ‫را که در روزنامه تانزانیایی وجود داشت‪ ،‬مجددا چاپ کرده‬ ‫است‪ .‬این تصویر کلیشه های منفی را در مورد حامیان حقوق‬ ‫زنان که در پکن حضور داش��تند‪ ،‬ترویج می کند؛ به صورت‬ ‫طعنه آمیزی اولین فروم جهانی بزرگی که به صورت جامع و‬ ‫مبسوط به رسانه و تصاویر و وضعیت جنسیت می پردازد‪.‬‬ ‫زنان بهره و سهم مناسبی از آزادی های بسط یافته ای که در‬ ‫یک دهه گذش��ته به حوزه های اطالعات و ارتباطات رسیده‬ ‫اس��ت‪ ،‬نداش��ته اند‪ .‬گزارش مانیتورینگ رس��انه در افریقای‬ ‫جنوبی ابراز تاس��ف می کند‪« :‬در همه کشورهای این منطقه‬ ‫و دنیا‪ ،‬ش��اغالن حوزه رس��انه_زن و مرد_ در معرض نوعی‬ ‫خودسانس��وری قرار دارند که حتی شاید خودشان هم از آن‬ ‫آگاه نباش��ند چون عمیقا در طول دوره های رشد و پرورش‬ ‫مان‪ ،‬ثابت و مستحکم شده است»‪.‬‬ ‫هنوز هم به برابری جنس��یتی به عن��وان «موضوع مربوط به‬ ‫ادامه برگ ‪16‬‬ ‫زنان» نگریسته می شود‪...‬‬ ‫‪1- http://www.irwomen.com/spip.php?article9054‬‬


‫آرمان شهر‬

‫‪Armanshahr‬‬

‫‪12‬‬

‫نوشته ‪ :‬فلیپ له ماری‬ ‫برگردان‪ :‬منوچهر مرزبانيان‬ ‫به رغم گس��يل انبوه نيروهاي کمکي آمريکا به افغانس��تان‪،‬‬ ‫س��ازمان پيم��ان اتالنتيک ش��مالي (ناتو) موفق نمي ش��ود‬ ‫اراده اش را در آن کش��ور تحمي��ل کن��د‪ .‬از زمان کنفرانس‬ ‫س��ران کش��ورهاي عضو پيمان در ماه نوامبر س��ال گذشته‬ ‫در ليسبون‪ ،‬اين س��ازمان تا سال ‪ ۲۰۱۴‬به خود مهلت داده‬ ‫اس��ت تا اختي��ارات خويش را به پليس افغانس��تان واگذار‬ ‫کند‪ .‬عمليات پيش��ين «کمک براي حف��ظ امنيت» اينک به‬ ‫جنگي تمام عيار مبدل ش��ده اس��ت که بر رهبران و افکار‬ ‫عموم��ي کش��ورهاي اروپائي تاثير نهاده و آن��ان را به فکر‬ ‫«رهي��دن از اين مهلک��ه» انداخته‪ .‬بح��ث و گفتگو در باره‬ ‫تجدي��د مأموريت س��پاهيان اعزام��ي آلمان به افغانس��تان‬ ‫–س��ومين نيروي ائتالف– ريشه در شالوده و بنيان سياست‬ ‫ملي کشور آنسوي کرانۀ رود راين دارد‪.‬‬ ‫«م��ا يکه خورده بودي��م‪ .‬فهميده بوديم که آنه��ا مطالبي را‬ ‫از م��ا پنهان مي کنند‪ .‬هيچ چيز روش��ن نبود‪ :‬تعداد کش��ته‬ ‫شدگان‪ ،‬اجساد جابجا شده ‪ »...‬در آن روز ‪ ۴‬سپتامبر ‪،۲۰۰۹‬‬ ‫هنگام��ي که يک��ي از فرمانده��ان س��پاهيان اعزامي آلمان‬ ‫در صحن ني��روي بين المللي کمک به اس��تقرار امنيت در‬ ‫افغانس��تان (ايساف)‪ ،‬از نيروي هوائي ناتو خواستار بمباران‬ ‫دو کاميون س��وخت بَري ش��د که شورش��يان ربوده بودند‪،‬‬ ‫سيتا مآس (‪ ،)Citha Maass‬کارشناس سياست آلمان در‬ ‫افغانس��تان از مؤسسه سياست بين الملل و امنيت آلمان‪ ،‬در‬ ‫چهار چوب مأموريتي رس��مي در افغانستان به سر مي برد‪.‬‬ ‫بهانه درخواست آن افسر بلندپايه خطري بود که در صورت‬ ‫دس��ت زدن به عمليات زميني براي بازپس گيري خودروها‬ ‫جان سربازان آلماني را تهديد مي کرد‪.‬‬ ‫آنچه س��ريعا «افتضاح ُقندور» ناميده ش��د جان صد و چهل‬ ‫و دو افغ��ان را گرفت که بيش��تر آنها غيرنظام��ي بودند‪ .‬و‬ ‫تصويري را در هم شکس��ت که آلمان ميل داشت در اذهان‬ ‫مردم برجاي گذارد‪ .‬اين کش��ور مدتها بُعد نظامي درگيري‬ ‫خوي��ش را ان��کار ک��رده و آنرا چ��ون «کمک به توس��عه‬ ‫[افغانس��تان] در س��ايه حمايت نيروهاي مسلح» جلوه داده‬ ‫بود‪ ،‬اقدامي بشر دوس��تانه و آرمانخواهانه که با پيکار عليه‬ ‫شورشيان فاصله بسياري داشت‪ :‬برپا داشتن يک دموکراسي‬ ‫به س��بک غربي‪ ،‬آزادي زنان‪ ،‬دس��تيابي دخت��ران جوان به‬ ‫آموزش‪ ،‬و غيره‪.‬‬ ‫«جن��گ همچنان در پس پرده اقدامات بشردوس��تانه پنهان‬ ‫مان��ده ب��ود‪ ».‬مآس ي��ادآور مي ش��ود که س��امانه اينترنتي‬ ‫وزارت دف��اع آلم��ان لبري��ز از مطالبي درباره پش��تيباني از‬ ‫دولت افغانس��تان‪ ،‬توزيع خواربار‪ ،‬بازگشت پناهندگان بود‬ ‫اما تقريبا هرگز س��خني از چگونگ��ي بازگرداندن امنيت به‬ ‫کشور به ميان نمي آورد‪« :‬تا پيش از ماجراي ُقندوز‪ ،‬دولت‬ ‫آلم��ان تصوير افغانس��تان نيکبخت تري را ب��ه نمايش مي‬ ‫گذاش��ت که از آنچه واقعيت نش��ان مي داد مثبت تر بود و‬ ‫وضعي��ت را به واژه هاي ديپلوماتيک توصيف مي کرد‪ ،‬بي‬ ‫آنکه جزئيات زيادي را به دس��ت دهد‪ ».‬سال ‪ ۲۰۱۰‬دور از‬ ‫آنک��ه ثباتي که مژده داده بودند را به ارمغان بيآورد‪ ،‬خش��ن‬ ‫تري��ن و مرگبارترين دوره اي بود که افغانس��تان از هنگام‬ ‫ايجاد نيروي بين المللي کمک به امنيت در س��ال ‪ ۲۰۰۳‬به‬ ‫خود ديده است‪.‬‬ ‫جامع��ه آلمان‪ ،‬درس��ت نظير نمايندگان مجلس‪ ،‬احس��اس‬ ‫مي کرد که فريب خورده اس��ت‪ .‬براي آرام کردن آنها‪ ،‬يک‬ ‫بررس��ي پارلماني به راه انداختند‪ .‬پيش از آنکه گزارش اين‬ ‫بررسي در هياهوهاي تغيير ائتالف دولتي گم شود‪ ،‬استعفاي‬ ‫وزير دفاع‪ ،‬معاون وي و رئيس ستاد ارتش را به دنبال آورد‪.‬‬ ‫در آوريل ‪ ۲۰۱۰‬خانم آنگال مرکل براي نخس��تين بار پس‬ ‫از گزينش به مقام صدراعظمي‪ ،‬در محوطه فرودگاهي براي‬ ‫اداي احترام‪ ،‬به پيش��باز اجساد هفت سرباز آلماني رفت که‬ ‫در افغانس��تان جان داده بودند‪ .‬و خود وي س��رانجام – به‬ ‫اکراه – واژه جنگ را بر زبان آورد که تا آنزمان تابو بود‪.‬‬ ‫س��ون هانس��ن (‪ )Sven Hansen‬روزنامه ن��گار تاگس‬ ‫زايتونگ (‪ ،)Tageszeitung‬روزنامه دس��ت چپي چاپ‬ ‫برلين (‪ )۱‬که دفترش در رودي‪-‬دوچکه‪-‬اشتراسه (‪Rudi-‬‬ ‫‪ ،)Dutschke-Strasse‬در چند متري ايس��تگاه بازرسي‬ ‫پيشين چارلي (‪ )۲‬قرار دارد مي گويد «ناگهان کشف کرديم‬ ‫ک��ه فرمانده آلماني درس��ت مثل يک بزن به��ادر رفتار مي‬ ‫کرده اس��ت‪ .‬پيش��ترها امريکائي ها بودند ک��ه اين نقش را‬

‫سال سوم شماره ‪ 15‬و ‪ -16‬حمل ‪ ،1390‬اپریل ‪2011‬‬

‫اروپائيان درگير جنگي که‬ ‫ربطي به آنها ندارد‬

‫آخر آلمان در افغانستان چه کار دارد؟‬ ‫بازي مي کردند‪[ .‬آنها مي گفتند]‪ :‬اول شليک کن‪ ،‬بعد پرس‬ ‫و ج��و کن! اما م��ا آباد گران‪ ،‬آدم خوب ه��ای بوديم‪[ .‬مي‬ ‫گفتي��م]‪ :‬ابتدا بپرس و فقط بع��د از آن‪ ،‬اگر جانت در خطر‬ ‫بود اخطار بده ‪»...‬‬ ‫تصوير س��ربازان آبادگر‪ ،‬در ناحيه اي از ش��مال کشور‪ ،‬در‬ ‫منطقه اي ايمن انگاش��ته‪ ،‬ناگهان در هاله ابهامي فرو رفت‪.‬‬ ‫کليساهاي آلمان‪ ،‬هر چند عاقل و سربراه‪ ،‬دست از حمايت‬ ‫دولت برداش��تند‪ .‬اس��قف مارگوت کاس��مان (‪Margot‬‬ ‫‪ ،)Kässmann‬شاخص ترين شخصيت کليساي اوانژليک‬ ‫آلم��ان (‪ ،)۳‬در خطاب��ه اي طنين ان��داز در روز اول ژانويه‬ ‫‪ ،۲۰۱۰‬بانگ برآورد که «هيچ چيز خوشايندي در افغانستان‬ ‫نيست»‪ .‬عاليجناب روبرت ثوليچ (‪،)Robert Zollitsch‬‬ ‫همت��اي کاتولي��ک وي و اس��قف اعظ��م فرايب��ورک‬ ‫(‪ ،)Fribourg‬خواس��تار تغيير سياست شد‪ ،‬که «از چشم‬ ‫انداز اخالق مسيحي امري ناگزير شده است»‪ .‬از چند سال‬ ‫پيش‪ ،‬دين ياران س��پاهي که از افغانس��تان باز مي گشتند با‬ ‫ش��رح آنچه ش��اهد بوده ان��د و با بحث و گفتگ��و در پهنه‬ ‫دانش��گاه ها‪ ،‬س��ازمان هاي غير دولتي يا کليساها‪ ،‬شکافي‬ ‫را بر مال مي س��اختند که ميان اهداف رسمي [درگيري در‬ ‫افغانستان] و واقعيت آن وجود داشت‪.‬‬ ‫بالي نازل ش��دۀ ديگر‪ :‬افشاگري هاي سامانه ويکي ليکس‬ ‫(‪ )WikiLeaks‬در ماه اوت‪ ۲۰۱۰‬از همکاري عناصري از‬ ‫نيروهاي ويژه آلمان با يگاني از ارتش آمريکا پرده برداشت‬ ‫که مأموريت س��ربه نيس��ت کردن فرماندهان طالبان به آن‬ ‫واگذار ش��ده بود‪ .‬اين نيروهاي ويژه مي بايس��ت يا آنان را‬ ‫مي کش��تند و يا بدون محاکمه در بند نگه مي داش��تند‪ .‬به‬ ‫نوشته شپيگل (‪ )Der Spiegel‬گاهنامه مهم آلمان‪ ،‬ارتش‬ ‫(‪ )Bundeswehr‬به ميل خود سران طالبان را به فهرست‬ ‫کساني افزوده بود که مي بايستي کشته شوند‪.‬‬ ‫در افغانستان‪« ،‬پيش از هر چيز مي دانيم که نمي دانيم»‬ ‫در وزارت ام��ور خارجه اطمينان خاطر م��ي دهند که اين‬ ‫وظيف��ه نيروهاي ويژه‪ ،‬علني و مأموريت آنان ش��فاف و با‬ ‫ش��ورهاي پياپي مجلس همراه بوده است‪ .‬اما آقاي وينفريد‬ ‫ناختواي (‪ ،)Winfried Nachtwei‬س��خنگوي پيش��ين‬ ‫سبزها (‪ )Die Grünen‬که خود متخصص افعانستان هم‬ ‫هس��ت‪ ،‬عقيده دارد که اين افشاگري ها تائيدي بر «اوضاع‬ ‫ننگين» حاصل از يک درگيري است که وي آنرا «احمقانه»‬ ‫و بي ارتباط با امنيت آلمان مي داند‪ .‬تأسف او از آنست که‬ ‫در اين ستيز «پيش از هر چيز مي دانيم که نمي دانيم‪».‬‬ ‫بندلربلوک (‪ ،)Bendlerblock‬ساختمان ساده و بي پيرايه‬ ‫اي در قلب برلين اس��ت که هنگام جنگ جهاني دوم ستاد‬ ‫نيروي دريائ��ي آلمان بود و ام��روز وزارت فدرال دفاع را‬ ‫در خود جاي داده‪ :‬در همآنجا بود که افس��ران عاليرتبه سؤ‬ ‫قص��دي را تدارک ديدند ک��ه نزديک بود در روز ‪ ۲۰‬ژوئیه‬ ‫‪ ۱۹۴۴‬جان آدلف هيتلر را بگيرد؛ س��رهنگ کالوس گراف‬ ‫فون ش��تآوفنبرگ (‪)Claus Graf von Stauffenberg‬‬ ‫و دسيس��ه چينان ديگر را در همين ساختمان اعدام کردند‪.‬‬ ‫س��تايش امروزين از اين چهره هاي (نادر) نظامي مقاومت‬ ‫ب��ر عليه نازيس��م‪ ،‬تائيدي ب��ر دموکراتيک ب��ودن ارتش نو‬ ‫آلمان اس��ت که در سال ‪ ۱۹۵۴‬با موافقت –و تحت نظارت‬ ‫– متفقين و مجلس فدرال (‪ )Bundestag‬تش��کيل ش��د‬

‫ت��ا کابوس قش��ون رژيم نازي [ورماخ��ت‪۱۹۳۵ - ۱۹۴۵ :‬‬ ‫«»‪ ]Wehrmacht‬را از خود دور سازند‪.‬‬ ‫افس��ري که در آنجا پذيراي ماس��ت به راحت��ي مي پذيرد‬ ‫(‪ )۴‬که از هنگام جنگ جهاني دوم‪ ،‬نخس��تين باري اس��ت‬ ‫که اينهمه انس��ان با دخالت ارتش آلمان کش��ته مي شوند‪.‬‬ ‫گذشته از آن س��تاد فرماندهي سپاهيان اعزامي ارتش آلمان‬ ‫نخستين نهادي بود که قواعد تازه گشودن آتشي را به طور‬ ‫جدي زيرپا نهاد که ژنرال ستانلي مک کريستال (‪Stanley‬‬ ‫‪ ،)McChristal‬فرمان��ده وق��ت نيروي کم��ک به امنيت‬ ‫افغانس��تان به تازگي‪ ،‬دقيقا ب��ه منظور پرهيز از گزند به غير‬ ‫نظاميان‪ ،‬وضع کرده بود (‪.)۵‬‬ ‫«پذيرش ميزان قابل قبولي از خشونت»‬ ‫اما‪ ،‬بيش از يک سال بعد [از قتل غيرنظاميان]‪ ،‬در ساختمان‬ ‫وزارت ف��درال دفاع ترجيح مي دهند که «از زاويه مثبتي به‬ ‫قضايا بنگرند»‪ :‬اين حادثه ها و افشاگري ها دست کم نشانه‬ ‫آن است که نظاميان آلمان –که چند سالي است از درگيري‬ ‫ناچي��ز آنه��ا در ميدان هاي نبرد خرده م��ي گيرند– با تمام‬ ‫وجود در پيکارهاي واليات ش��مالي‪ ،‬که به دس��ت طالبان‬ ‫افتاده‪ ،‬مش��ارکت داشته اند‪ .‬در ماه فوريه ‪ ،۲۰۱۰‬به تقاضاي‬ ‫مصرانه امريکائي ها‪ ،‬برلين پذيرفت که نيروي کمکي ‪۵۰۰‬‬ ‫نف��ره اي را به افغانس��تان گس��يل دارد‪ ،‬و بدينگونه جايگاه‬ ‫خود را در مقام س��ومين نيروي اعزام��ي در ميان نيروهاي‬ ‫ائتالف اس��توار سازد (که هرچند مجلس سقف آنرا ‪ ۵‬هزار‬ ‫و ‪ ۳۵۰‬رزمنده تعيين ک��رده‪ ،‬اما غالب ًا اين تعداد در عمل به‬ ‫‪۴‬هزار و ‪ ۶۰۰‬نفر نزديک تر بوده است)‪ .‬بدينگونه نيروهاي‬ ‫اعزام��ي آلم��ان در رده بندي پس از اي��االت متحده (‪۱۳۰‬‬ ‫ه��زار) و بريتانيا (‪۱۰‬هزار)‪ ،‬اما پيش از فرانس��ه (‪ ۳‬هزار و‬ ‫‪ )۸۵۰‬جاي دارند‪.‬‬ ‫بيش از ‪ ۴۰۰‬نظامي که ‪ ۲۰۰‬مأمور پليس نيز دس��تيار آنانند‪،‬‬ ‫خ��ود را منحصرا وقف آم��وزش نيروهاي افغاني کرده اند‪.‬‬ ‫اعتب��ارات تخصيص يافته به ارتش دو برابر و س��از و برگ‬ ‫نظامي آنها را براي روياروئي با خطرات س��ازگار کرده اند‪:‬‬ ‫زره پوش هاي چنداليه‪ ،‬پش��تيباني توپخانه‪ ،‬برخورداري از‬ ‫هواپيماهاي بدون سرنشين‪ .‬يکي از افسراني که خاطر نشان‬ ‫مي س��اخت ارتش آلمان در عملي��ات بازيگري تمام عيار‬ ‫است‪ ،‬به خود مي باليد که «به نطر من‪ ،‬ساز و برگ شخصي‬ ‫س��رباز آلماني در افغانس��تان بهترين تجهيزاتي است که تا‬ ‫کنون کسي توانسته از آن بهره مند شود»‪ .‬و اينکه اين ارتش‬ ‫با رعايت همان قواعد گش��ودن آتش پ��ا به ميدان رزم مي‬ ‫گ��ذارد‪ ،‬البته با در نظر گرفتن يک محدوديت‪ :‬ناحيه اي که‬ ‫ب��ا تائيد مجلس‪ ،‬به ارتش آلمان واگ��ذار گرديده‪ ،‬همچنان‬ ‫واليات شمالي است (‪.)۶‬‬ ‫افس��ر مخاطب ما عالوه بر اين‪ ،‬بيش��تر از «س��ؤ تفاهمي»‬ ‫متأس��ف اس��ت که ميان ارتش و جامعه آلم��ان پديد آمده‪،‬‬ ‫حال آنکه‪ ،‬به عقيده وي که گرفتار جنگي اس��ت که اکنون‬ ‫ديگر بايس��ته نامش است‪ ،‬مس��ئله دقيقتر شايد آن باشد که‬ ‫«[سياس��تمداران و افکار عمومي مي بايست] ميزان مناسبي‬ ‫از خشونت را بپذيرند»‪.‬‬ ‫يک ديپلوم��ات در وزارت امور خارجه‪ ،‬پ��ژواک پر طنين‬ ‫رخ��داد اندوهبار ُقندوز را در کف��ه ترازوئي مي گذارد که‬ ‫کفه ديگرش کم و بيش چش��م پوشي مقامات محلي افغاني‬ ‫اس��ت‪ ،‬که به اعتق��اد آنها در گرماگرم وضعيتي س��خت نا‬ ‫ايمن‪ ،‬رفتار نظاميان ش��يوه اي معمول بوده‪ .‬اين ديپلومات‬ ‫منت مي گذارد که «خس��ارت» قرباني��ان بمباران –‪ ۵‬هزار‬ ‫ي��ورو براي هرخان��واده طبق موازين نات��و– را از ماه اوت‬ ‫‪ ۲۰۱۰‬واري��ز کرده ان��د‪ .‬وي با تأکيد بر اي��ن که پرداخت‬ ‫اين کمک نه الزامي حقوقي که اقدامي انديشيده است‪ ،‬آنرا‬ ‫پيش از هرچيز همچون «نذري در سوکواري به سياق سنت‬ ‫محلي» جلوه مي دهد‪.‬‬ ‫درگيري در افغانس��تان و بحران اقتصادي‪ ،‬باعث شدند که‬ ‫ارتش آلمان از س��ال ‪ ۲۰۱۱‬ش��اهد ژرفترين تغيير و تحول‬ ‫در ط��ول حي��ات پنجاه و پنج س��اله خود باش��د‪ .‬گزارش‬ ‫کميسيون وايس (‪ ،)Weise‬که مسئول موسسه فدرال براي‬ ‫کاريابي رياس��تش را بر عهده داش��ت‪ ،‬آن را «نهادي ديوان‬ ‫س��االر‪ ،‬با ابعادي غول آسا و بسيار پرهزينه نسبت به دست‬ ‫آوردهايش» بر شمرده است که در وضعيتي نيست که بتواند‬ ‫به وظايفش عمل کند (‪ .)۷‬از س��وي ديگر مؤسسه پژوهش‬ ‫ادامه برگ ‪14‬‬ ‫اقتصادي آلمان‪...‬‬


‫آرمان شهر‬

‫‪Armanshahr‬‬

‫‪13‬‬

‫كنوانسيون چهارم ژنو‬ ‫و پروتوكول‌هاي‪...‬‬

‫و به اس��اس همین ماده بعد از ختم مخاصمات مسلحانه‬ ‫هر نوع «مضیقه» و اعمال تضییقی خاتمه خواهد یافت‪.‬‬

‫‪2‬‬

‫پروتوکول‏های الحاقی‪:‬‬ ‫کنوانس��یون‏های ژنو در جهت حمای��ت از قربانیان جنگی‬ ‫شامل یک دس��ته مقررات کامل بود‪ ،‬اما در مورد ضمانت‬ ‫اجرای��ی این مقررات‪ ،‬حرفی برای گفتن نداش��ت‪ .‬دولت‬ ‫س��ویس در س��ال ‪ 1974‬دعوتنامه‏های��ی ب��رای برگزاری‬ ‫نشس��ت دیپلوماتیک برای کشورها فرستاد‪ .‬این نشست‏ها‬ ‫به طور متناوب سه س��ال ادامه یافت و نتیجه آن تصویب‬ ‫مقررات بیشتر و کاهش بیش از پیش امیدواری به ضمانت‬ ‫اجرایی آن بود‪ .‬در این نشس��ت‏ها سه پروتوکول تهیه شد‪.‬‬ ‫در این پروتوکول‏ها‪ ،‬به عنوان اولین گام عملی‪ ،‬کنوانسیون‬ ‫های س��ال ‪ 1949‬را از نظر شیوه بیان امروزی کردند‪ 7.‬این‬ ‫پروتوکول‏ه��ا برای ارزیابی فرمانده��ان و فرمانبرداران در‬ ‫جنگ که س��ه اص��ل زیر را نادیده می‌گیرنداس��ت‪ :‬ابزار‬ ‫جنگی محدود می‌ش��ود‪ ،‬حمله به افراد غیر نظامی ممنوع‬ ‫می‌شود‪ ،‬قبول و تصویب مرتن کلواس‪.‬‬ ‫قواع��د مرتن کلواس چهار چوب آداب رفتار در جنگ را‬ ‫تعیین می‌کند و اس��اس آن‪ :‬سنت و آداب و رسوم‪ ،‬وجدان‬ ‫و انسانیت است‪.‬‬ ‫ای��ن پروتوکول‏ها در ‪ 8‬جوالی ‪ 1977‬ب��ه منظور تکمیل‬ ‫مقررات بشردوس��تانه در ارتباط با جنگ‏های بین الملل و‬ ‫غیر بین المللی نافذ و الزم االجرا گردیده اس��ت‪ .‬در سال‬ ‫‪ 2007‬پروتوکول ش��ماره س��وم برای ایجاد لوگوی س��وم‬ ‫به تصویب رس��ید‪ .‬بنا به اعالم کمیته بی��ن المللی صلیب‬ ‫س��رخ در تاریخ ‪ 18‬اکتبر ‪ ،2010‬تا آن زمان ‪ 170‬کش��ور‬ ‫پروتوک��ول ‪ ،1‬و ‪ 165‬کش��ور پروتوکول ‪ 2‬و ‪ 53‬کش��ور‬ ‫پروتوک��ول ‪ 3‬را پذیرفته بودند‪ .‬افغانس��تان نیز پروتوکول‬ ‫های ‪1‬و ‪ 2‬را امضا کرده است‪.‬‬ ‫پروتوکول یک) در خصوص حمایت از قربانیان مخاصمات‬ ‫مسلحانه بین المللی تسوید و نافذ گردیده است که شامل‬ ‫یک مقدمه و ‪ 103‬ماده اس��ت‪ .‬قسمت اول این پروتوکول‬ ‫ش��امل مقررات کلی‪ ،‬درباره مجروحان‪ ،‬بیماران و غریقان‪،‬‬ ‫ترابری و بهداری و اش��خاص مفقود االثر و متوفی است‪.‬‬ ‫قس��مت دیگر آن شیوه‏ها و وس��ایل جنگی‪ ،‬رزمندگان و‬ ‫وضعیت اس��یران جنگی را شامل می‏شود‪ .‬ماده ‪ 35‬در این‬ ‫زمینه سه اصل را چنین بیان می‏کند‪:‬‬ ‫‪ -1‬حق طرف‏های مخاصمه در انتخاب ش��یوه‏ها و وسایل‬ ‫جنگی در هیچ مخاصمه مسلحانه‏ای محدود نیست‪.‬‬ ‫‪ -2‬ب��ه کار بردن س�لاح‏ها‪ ،‬پرتاب ش��ونده ه��ا و مواد و‬ ‫شیوه‏های جنگی از نوعی که منجر به آوردن صدمات بیش‬ ‫از حد و درد و رنج غیر ضروری می‏شود‪ ،‬ممنوع است‪.‬‬ ‫‪ -3‬به کار بردن شیوه‏ها و یا وسایل جنگی که هدف آن‏ها‬ ‫وارد آوردن خسارات شدید‪،‬گسترده و دراز مدت بر محیط‬ ‫زیس��ت طبیعی باشد یا احتمال می‏رود چنین اثراتی داشته‬ ‫باشد‪ ،‬ممنوع است‪.‬‬ ‫طبق قاعده س��ه بمباردم��ان موقعیت‏های غی��ر نظامی‏ها‪،‬‬ ‫تخریب کلیس��ا‪ ،‬مس��اجد‪ ،‬آبدات تاریخ��ی و دیگر مراکز‬ ‫فرهنگی ممنوع اس��ت‪ .‬همچنان بر مبنای ماده ‪ 48‬به خاطر‬ ‫احترام و جلوگی��ری از تلفات غیر نظامیان‪ ،‬نظامیان و غیر‬ ‫نظامیان را باید از همدیگر باز شناسد و مواضع غیر نظامی‬ ‫از مواضع نظامی تفکیک شود‪.‬‬ ‫در بند دوم ماده ‪ 75‬این پروتوکول اعمال زیر در هر زمانی‬ ‫و مکانی به وس��یله هرکس��ی انجام شود چه نظامی یا غیر‬ ‫نظامی ممنوع بوده و خواهد بود‪:‬‬ ‫الف) خش��ونت نسبت به حیات‪ ،‬سالمت‪ ،‬صحت جسمی‬ ‫و روانی اشخاص‪ ،‬به خصوص‪:‬‬ ‫‪ -1‬قتل؛ ‪ -2‬انواع شکنجه روحی و یا جسمی؛ ‪ -3‬مجازات‬ ‫بدنی؛‪-4‬قطع عضو؛‬ ‫ب) اهان��ت به حیثی��ت فردی‪ ،‬به خص��وص رفتار تحقیر‬ ‫آمی��ز و خفت بار‪ ،‬یا فحش��اء اجباری و ه��ر گونه حمله‬ ‫غیر محرمانه؛‬ ‫د) گروگان گیری‬ ‫ه) مجازات های دسته جمعی‬ ‫‪ -7‬عالمه‪ ،‬همان ص ‪75-73‬‬

‫سال سوم شماره ‪ 15‬و ‪ -16‬حمل ‪ ،1390‬اپریل ‪2011‬‬

‫و) تهدید به ارتکاب هر کدام از اعمال فوق الذکر‬ ‫ماده ‪ 49‬انتقال اجباری دسته جمعی یا انفرادی و نقل مکان‬ ‫اش��خاص مورد حمایت را از اراضی اشغال کننده و یا هر‬ ‫خاک دیگری که اش��غال شده باش��د یا نشده ممنوع کرده‬ ‫است‪.‬‬ ‫‪ )2‬پروتوک��ول دوم در خص��وص حمای��ت از قربانی��ان‬ ‫مخاصمات غیر بین المللی (داخلی) است‪ .‬این پروتوکول‬ ‫‪ 28‬ماده اس��ت که در یک پیش��گفتار و ‪ 5‬بخش نافذ شده‬ ‫اس��ت‪ :‬بخش اول قلمرو پروتوک��ول‪ ،‬بخش دوم برخورد‬ ‫انسانی‪ ،‬بخش س��وم مجروحین‪ ،‬بیماران و غریقان‪ ،‬بخش‬ ‫چه��ارم جمعیت غیر نظامی و بخش پنجم مقررات نهایی‪.‬‬ ‫اساس این پروتوکول جنگ‏های مسلحانه داخلی‪ ،‬تبیین و‬ ‫توسعه مفاد ماده سوم مش��ترک کنوانسیون‏های ژنو است‪.‬‬ ‫به اس��اس ماده ‪ 20‬ش��ش ماه بعد از تودیع آن الزم االجرا‬ ‫گردیده اس��ت‪ .‬این پروتوکول باالی ه��ر نوع مخاصمات‬ ‫مس��لحانه‏ای ک��ه ش��امل م��اده اول پروتوکول ی��ک قرار‬ ‫نمی‏گیرد‪ ،‬اجرا می شود‪ .‬احکام این پروتوکول جنگ های‬ ‫مسلحانه داخلی را که در یک مملکت تحت پوشش خود‬ ‫قرار می‏دهد‪ ،‬در بر می‏گیرد‪.‬‬ ‫قواعد مربوط به رفتار انسانی که در پروتوکول دوم تصریح‬ ‫گردیده است‪ ،‬در سه دسته ارائه گردیده است‪:‬‬ ‫الف‪ -‬حق��وق بنیادینی که توأم با حمایت از افراد اس��ت‬ ‫(تضمین‏های بنیادی در ماده ‪)4‬‬ ‫ب‪ -‬تضمین‏قواع��دی که حداقل تضمین��ات را درباره ی‬ ‫رفتار قابل اعمال نسبت به اشخاص محروم از آزادی‪ ،‬بیان‬ ‫می‏دارد‪( .‬ماده ‪)5‬‬ ‫ج‪ -‬تضمین‏ه��ای قضایی ( ماده ‪ 6‬که مربوط به پیگردهای‬ ‫کیفری است‪).‬‬ ‫ماده ‪ 17‬پروتوک��ول دوم انتقال اجباری غیر نظامیان را نیز‬ ‫صریح ًا منع نموده اس��ت‪« .‬تخلیه جمعیت غیر نظامی نباید‬ ‫به دلیل مخاصمه مس��لحانه مورد حکم قرار گیرد مگر این‬ ‫که ب��ه دلیل تامین امنی��ت آن‏ها به اقتض��ای دالیل امنیتی‬ ‫باشد‪»...‬‬ ‫«ش��هروندان نباید وادار به ترک س��رزمین ش��ان به دالیل‬ ‫‪9‬‬ ‫جنگی بشوند‪».‬‬ ‫)پروتوک��ول س��وم که در ‪ 14‬جن��وری ‪ 2007‬به تصویب‬ ‫رس��ید با تعیین یک لوگوی تازه (به نام کریس��تال یا بلور‬ ‫س��رخ) بر اهمیت اصول بشردوس��تانه تاکی��د و امکان آن‬ ‫را فراه��م کرد تا همه کش��ورهایی که مایل به اس��تفاده از‬ ‫لوگوی «صلیب س��رخ» یا «هالل احمر» نیستند از لوگوی‬ ‫‪10‬‬ ‫تازه استفاده کنند‪.‬‬ ‫‪.‬‬ ‫‪8‬‬

‫‪3‬‬

‫دسته‏هایی که مورد حمایت خاص قرار می‏گیرند‬ ‫‪ -1‬زنان‪:‬‬ ‫زنان در تم��ام جنگ‏ها و مخاصمات مس��لحانه و حتا در‬ ‫زمان صلح بيش��تر در معرض هتك حرمت‪ ،‬تجاوز‪ ،‬اهانت‬ ‫و تعرض ق��رار می‏گیرند‪ .‬در كنوانس��يون‏هاي ژنو به اين‬ ‫مساله واضح پرداخته شده است‪ .‬طبق ماده ‪ 27‬كنوانسيون‬ ‫چهارم ژنو و م��اده ي ‪ 76‬پروتوكول الحاقي یک‪ ،‬زنان در‬ ‫مقابل هر گونه لطمه به ش��رافت ب��ه ويژه در برابر تجاوز‪،‬‬ ‫اجبار به فحشا و هر گونه هتك حرمت دیگر مورد حمايت‬ ‫قرار دارند‪ .‬و به اس��اس ماده ‪ 27‬کنوانس��یون چهارم «زنان‬ ‫در جاه��ای مجزا و تحت مراقبت مس��تقیم زنان قرار داده‬ ‫خواهن��د ش��د»‪ .‬در بند ‪ 2‬و ‪ 3‬این م��اده ‪ ،‬بند ‪ 5‬ماده ‪ 75‬و‬ ‫بند ‪ 26‬ماده ‪ 5‬پروتوكول اول مقرر مي‏دارد كه بايد نس��بت‬ ‫ب��ه زنان بار دار و مادران كودكان كم س��ن و س��ال توجه‬ ‫خاصي مبذول گردد‪« .‬طرف‏های مخاصمه تا باالترین حد‬ ‫ممکن‪ ،‬اهتم��ام خواهند نمود که از صدور حکم اعدام در‬ ‫مورد زنان باردار یا مادران دارای فرزندان وابس��ته به آنان‪،‬‬ ‫ب��ه دلیل جرایم مربوط به مخاصمه مس��لحانه‪ ،‬خود داری‬ ‫ش��ود‪ .‬حکم اعدام در مورد این قبیل زن��ان اجرا نخواهد‬ ‫ش��د‪ 11.‬اگر چ��ه در پروتوكول دوم م��اده‏اي به حمايت از‬ ‫‪ -8‬ماده ‪ 75‬پروتوکول یک‬

‫‪http://www.unic-ir.org/hr/hr53.pdf‬‬

‫‪ -9‬عالمه‪ ،‬همان صص ‪ 76-77‬و ماده ‪ 17‬پروتوکول الحاقی کنوانسیون‬ ‫ژنو‪:‬‬

‫‪http://www.unic-ir.org/hr/hr54.pdf‬‬

‫‪ -10‬برای اطالع بیشتر مراجعه کنید به‪:‬‬

‫‪http://www.icrc.org/eng/assets/files/annual-report/icrc‬‬‫‪annual-report-2009-states-party.pd‬‬

‫‪ -11‬همان منبع؛ ماده ‪76‬‬

‫زنان اختصاص نيافته است‪ ،‬ولی زنان مشمول بند ‪ 1‬ماده ‪4‬‬ ‫اين پروتوكول بوده و همانند ديگر افرادي كه در منازعات‬ ‫مشاركت ندارند‪ ،‬مس��تحق رفتار انساني بوده و شخصيت‬ ‫آن ها بايد مورد احترام قرار گيرد‪ .‬ديگر اين كه بند ‪ 2‬ماده‬ ‫‪ 4‬هم از زنان نامي نبرده است‪ ،‬ولي اعمالي را كه نسبت به‬ ‫انس��ان‏ها ممنوع اعالم كرده است‪ ،‬ناظر بر زنان نیز هست‪.‬‬ ‫مطابق اين بند هتك حرمت نس��بت به انس��ان‪ ،‬رفتارهاي‬ ‫تحقي��ر آميز‪ ،‬تجاوز به عنف‪ ،‬فحش��اي اجباري و هر نوع‬ ‫اهانت و تعرض بي‏س��رانه در هر زمان و مكان ممنوع بوده‬ ‫و ممنوع خواهد ماند‪.‬‬ ‫‪ -2‬كودكان‪:‬‬ ‫«ك��ودكان نيز تصوي��ر نمايان��ي از قربانيان بي‏گن��اه ارائه‬ ‫مي‏دهند كه مقررات بشر دوستانه حمايت از آن‏ها را مورد‬ ‫توجه قرار داده اس��ت‪ 12».‬بر اس��اس ماده ‪ 24‬كنوانس��يون‬ ‫چهارم ژنو طرفين مخاصم بايد تدابير الزم را اتخاذ كنند تا‬ ‫كودكان كمتر از ‪ 15‬س��ال كه بر اثر جنگ یتیم مي‏شوند و‬ ‫يا از خانواده‏ي خود جدا مي‏افتند‪ ،‬به حال خود واگذاش��ته‬ ‫نشوند و در هر ش��رايطي تسهيالت الزم جهت نگهداري‬ ‫و انج��ام فراي��ض مذهب��ي و تربيتي آنان فراهم ش��ود‪ .‬به‬ ‫موج��ب ماده ‪ 77‬پروتوكول نخس��ت ك��ودكان بايد مورد‬ ‫احترام خاصي قرار گيرند و در برابر هر گونه هتك حرمت‬ ‫حمايت شوند‪ .‬مطابق اين ماده «مخاصمات هر گونه اقدام‬ ‫ممكن به ويژه پرهيز از اس��تخدام در نيروهاي مسلح را به‬ ‫عمل خواهند آورد تا كودكان زير پانزده س��ال مستقيم در‬ ‫منازعه‏ها شركت نكنند‪ ».‬همچنان بند ‪ 2‬ماده ‪ 50‬پروتوکول‬ ‫اول ال��زام می‏دارد «هم��ه گونه اقدام��ات الزم برای ثبت‬ ‫هویت اطفال و ثبت آن‏ها به عمل خواهد آمد‪».‬‬ ‫ب��ه همين گون��ه حمايت‏هاي مق��رر در ماده ‪ 3‬مش��ترك‬ ‫كنوانس��يون‏هاي ژن��و در خصوص غير رزمن��دگان‪ ،‬يعني‬ ‫كس��اني كه در مخاصمه شركت ندارند‪ ،‬كودكاني را هم كه‬ ‫‪13‬‬ ‫در مخاصمات شركت ندارند در بر مي‏گيرد‪.‬‬ ‫تصويب پروتوكول دوم موجب توقيت حمايت از كودكان‬ ‫در منازعات مس��لحانه داخلي گرديد‪ .‬م��اده ‪ 4‬پروتوكول‬ ‫دوم‪ ،‬حمايت بيشتري براي كودكان زير پانزده سال منظور‬ ‫نموده اس��ت‪ .‬بر پايه آن‪ ،‬ب��رای کودکان طبق رضایت ولی‬ ‫آن‏ها تعلیم و تربیت داده ش��ود‪ ،‬همه مراحل متناس��ب به‬ ‫پیوس��تن به خانواده باید فراهم شود‪ ،‬شركت كودكان زیر‬ ‫‪ 15‬س��ال به نیروهای مسلح و هم در منازعات ممنوع شده‬ ‫اس��ت‪ .14‬همچنین تطبیق حکم اعدام کس��انی که سن ‪18‬‬ ‫سالگی را پوره نکرده‏اند ممنوع است‪.‬‬ ‫دس��ته‏های دیگری‏که مورد حمایت خاص کنوانسیون‏های‬ ‫ژنو و پروتوکول‏های الحاقی آن قرار می‏گیرند‪ :‬اش��خاصی‬ ‫که به وسیله پراش��وت پیاده می‏شوند (ماده ‪ 24‬پروتوکول‬ ‫اول)‪ ،‬فدائیانی‏ک��ه برای آزادی خود مب��ارزه می‏کنند‪ ،‬پیام‬ ‫آوران جنگ‪ ،‬مهاجرین و پناهندگان‪ ،‬اش��خاصی که خارج‬ ‫از عملیات جنگی قرار دارند‪( ،‬مثل اس��یران دست دشمن‬ ‫و کس��انی که صریح به تس��لیمی خود به دس��ت دش��من‬ ‫اق��دام کنند و س�لاح خود را به زمی��ن بگذارند)‪،‬گروگان‬ ‫گیری؟؟؟؟‪ ،‬اشخاص هم صحبت با مربوطین قوای نظامی‬ ‫که از افراد نظامی نبوده ولی در اثنای عملیات نظامی رفت‬ ‫و آمد آن ها بس��ان کسانی که برای رسانیدن خوراکه باب‬ ‫و یا پیام آوری وظیفه داشتند‪ ،‬مفقودین و مردگان‪ ،‬افرادی‬ ‫که مسئول خدمات طبی‏اند‪ ،‬خانواده‏ها و اعضای فرقه‏های‬ ‫دفاع مدنی‪ 15.‬نیز مورد حمایت خاص قرار می‏گیرند‪.‬‬ ‫در ی��ک جمع بندی کوتاه کنوانس��یون‏های ژنو س��عی و‬ ‫تالش وجدان بش��ری هستند حد اقل برای قانونی ساختن‬ ‫و کاهش قتل و کش��تار م��ردم در جریان جنگ‏ها‪ ،‬و ایجاد‬ ‫مق��ررات به خاطر جلوگیری از کش��تار جمعی‪ ،‬قتل هتک‬ ‫حرمت‪ ،‬تجاوز‪ ،‬انواع شکنجه روحی و یا جسمی‪ ،‬مجازات‬ ‫بدن��ی‪ ،‬قطع عضو‪ ،‬اهانت به حیثی��ت فردی‪ ،‬به خصوص‬ ‫رفت��ار تحقیر آمی��ز و خفت بار‪ ،‬یا فحش��اء اجباری و هر‬ ‫گون��ه حمله غیر محترمانه‪ ،‬مفقود کردن اجباری‪ ،‬قتل افراد‬ ‫بی‏گناه‪،‬گروگان گیری‪ ،‬مجازات‏های دسته جمعی‪ ،‬استفاده‬ ‫از س�لاح‏های غیر مج��از‪ ،‬تهدید به ارت��کاب هر کدام از‬ ‫اعمال فوق الذکر‪.‬‬ ‫و همچنان مراجعه شود به‪ :‬قربانیان‪ ،‬ناصر‪ ،‬حقوق بشر و حقوق بشر‬ ‫دوستانه‪ ،‬ناشر سازمان انتشارات‪ ،‬چاپ اول ‪1387‬صص ‪180-182‬‬ ‫‪ -12‬همان‬ ‫‪ -13‬همان‬ ‫‪ -14‬ماده ‪ 4‬پروتوکول الحاقی دوم‬ ‫‪ -15‬ر ک به عشرتی‪ ،‬همان منبع صص ‪99-105‬‬


‫آرمان شهر‬ ‫‪14‬‬

‫اروپائيان درگير جنگي که ربطي‪...‬‬

‫هزينه ساليانه واقعي درگيري در افغانستان را –به جاي فقط‬ ‫ي��ک ميلياردي که در بودجه دفاع بدان اختصاص يافته– تا‬ ‫‪ ۳‬ميليارد يورو برآورد کرده اس��ت‪ ،‬صورت حسابي معادل‬ ‫‪ ۳۶‬ميليارد يورو در فاصله س��ال هاي ‪ ۲۰۰۱‬تا ‪ ،۲۰۱۳‬يعني‬ ‫تاريخي که قرار اس��ت بي��رون بردن محتم��ل نيروها آغاز‬ ‫گردد‪.‬‬ ‫آقاي کارل‪-‬تئ��ودور زو گوتنبرگ (‪Karl-Theodor zu‬‬ ‫‪ )Guttenberg‬وزي��ر دفاع فدرال‪ ،‬ب��ه داليل اقتصادي و‬ ‫کارآئ��ي نظامي‪ ،‬ميل دارد با تکيه به پش��تيباني خانم مرکل‬ ‫ش��مار ي��گان هاي مأمور در خ��ارج از کش��ور را دو برابر‬ ‫کند‪ ،‬اما در عين حال يک س��وم از ش��مار س��ربازان بکاهد‬ ‫(تعداد آنه��ا به ‪ ۱۸۰‬هزار تن خواهد رس��يد) که هماهنگ‬ ‫با حذف عملي خدمت اجباري مش��موالن است‪ ،‬که ارتش‬ ‫آلمان از هنگام تأس��يس در س��ال ‪ ۱۹۵۵‬برآن تکيه داشته‪.‬‬ ‫احزاب ليبرال‪ ،‬س��بز و چپ حاضرند با تعليق سربازگيري‬ ‫از مش��موالن نظام وظيفه‪ ،‬که (از هنگام کاهش مدت آن به‬ ‫ش��ش ماه) از لحاظ نظامي بس��يار تبعيض آميز و ناکارآمد‬ ‫ش��ده است کنار آيند‪ ،‬اما دموکرات هاي مسيحي (‪)CDU‬‬ ‫و مس��حيان باواريا (‪ ،)CSU‬که هن��گام کنگره خود در ماه‬ ‫اکتبر ‪ ۲۰۱۰‬در باره آن به بحث نشستند‪ ،‬وزنه خويش را به‬ ‫کار گرفتن��د تا نظام وظيفه داوطلبانه گس��ترده تري را براي‬ ‫انجام خدم��ات مدني جايگزين آن کنند‪ .‬نظ��ام تازه از ماه‬ ‫ژوئيه آينده جايگزين سربازگيري خواهد‪.‬‬ ‫ارتش آلمان که از بنياد مي بايس��ت دموکراتيک‪ ،‬صلح جو‪،‬‬ ‫و مرکب از «س��ربازاني ش��هروند» باش��د‪ ،‬در آغاز به حال‬ ‫خود رها نش��ده بود‪ .‬پيش از سال ‪ ،۱۹۹۰‬جمهوري فدرال‬ ‫آلم��ان (‪ )RFA‬و جمهوري دموکراتي��ک آلمان (‪،)RDA‬‬ ‫که هيچک��دام از حاکميتي همه جانبه برخوردار نبودند‪ ،‬در‬ ‫عمليات بين المللي موس��وم به «حفظ صلح» ش��رکت نمي‬ ‫کردن��د‪ .‬روز ‪ ۲‬اکتبر‪ ۱۹۹۰‬به دنبال س��قوط «ديوار برلين»‪،‬‬ ‫مذاک��رات معروف به «‪ ،)۹( »۴ + ۲‬ب��ه عهدنامه وحدت و‬ ‫انتق��ال حاکميت انجاميد‪ .‬قانون اساس��ي آلمان غربي که به‬ ‫آلمان متحد تحميل ش��د‪ ،‬برخالف قاعده اي که در شماري‬ ‫از کش��ورها (از جمله فرانسه) جاري است‪ ،‬مقرر داشته که‬ ‫هم��ه مأموريت هاي نظامي در خارج از کش��ور را مجلس‬ ‫بايد تصويب کند‪.‬‬ ‫ه��ر تصمي��م مهمي –مانن��د تمديد مأموري��ت– ناگزير به‬ ‫«مش��قي سرگيجه آور از سياس��ت داخلي (‪ »)۱۰‬تبديل مي‬ ‫ش��ود‪ ،‬که به تصويب زنجيره اي از تنگناهاي دست و پاگير‬ ‫م��ي انجامد‪ ،‬تا جائي که اين احس��اس را در نظاميان برمي‬ ‫انگيزد که پش��تيباني رهبران سياسي بدون ايراد هم نيست‪.‬‬ ‫گذشته از آن س��لوک ارتش آلمان را يک بازرس پارلماني‬ ‫نيروهاي مسلح بطور روزمره دنبال مي کند‪ .‬اين بازرس که‬ ‫مجلس‪ ،‬با رأي مخفي‪ ،‬براي مدت پنج س��ال برمي گزيند‪،‬‬ ‫نه س��مت نمايندگي دارد‪ ،‬نه کارمند دولت اس��ت‪ ،‬و نه به‬ ‫طري��ق اولي يک نظامي؛ وي «ب��ا دغدغه حمايت از حقوق‬ ‫بنيادي��ن‪ ،‬و در مقام رکن کمکي مجلس براي اعمال کنترل»‬ ‫انتخاب مي شود‪.‬‬ ‫دولت آلمان ناگزير مي بايس��ت اوض��اع و احوالي را پديد‬ ‫آورد تا افکار عمومي رفته رفته گس��يل ارتش به س��رزمين‬ ‫هائ��ي بيرون از اروپا و فراس��وي ناحيه طبيعي مداخله اين‬ ‫پيم��ان را بپذي��رد؛ ناتو پ��س از نابودي دش��مني که اتحاد‬ ‫ش��وروي ب��ود‪ ،‬ديگر خود را «ب��دون مرز» مي انگاش��ت‪.‬‬ ‫نخستن مش��ارکت بين المللي [ارتش آلمان] در کامبوج در‬ ‫سال ‪ ،۱۹۹۳‬در قالب مأموريتي پزشکي از همين رويکرد بر‬ ‫مي خاس��ت‪ .‬سپس مأموريت سومالي در سال ‪ ۱۹۹۴‬باز در‬ ‫چهار چوب اقدامي بشر دوستانه پيش آمد‪.‬‬ ‫«دشمن ما نه طالبان که تروريسم است»‬ ‫اما گذار واقعي «از فرهنگي خويش��تندار به مش��ق و مشي‬ ‫قدرت (‪ ،»)۱۱‬در س��ال ‪ ۱۹۹۹‬به تصميم گرهارد ش��رودر‬ ‫(‪ )Gerhard Schröder‬صدر اعظم سوسيال دموکرات‬ ‫اين کش��ور با مش��ارکت آلم��ان در عملي��ات نظامي عليه‬ ‫صربستان و جنگ کوسوو سرگرفت‪ :‬نخستين محک تجربه‬ ‫در ميدان نبرد‪ .‬پس از س��ؤ قصدهاي سپتامبر ‪ ،۲۰۰۱‬درگير‬ ‫ش��دن در کنار آمريکائي ها در «جنگ عليه تروريس��م» در‬ ‫س��ال ‪ ۲۰۰۳‬با پديداري نيروي بين المللي کمک به استقرار‬ ‫امنيت افغانس��تان دنبال ش��د‪ .‬آلمان يکپارچه که «وضعيت‬

‫‪Armanshahr‬‬ ‫سال سوم شماره ‪ 15‬و ‪ -16‬حمل ‪ ،1390‬اپریل ‪2011‬‬

‫اس��تثنائي تاريخي عدم حاکميت (‪ »)۱۲‬را پش��ت سر نهاده‬ ‫و بازيگر اقتصادي عمده اي بود‪ ،‬آنگاه به لطف نس��ل تازه‬ ‫اي از رهبراني که پس از جنگ جهاني دوم چش��م به جهان‬ ‫گشوده بودند خواست تا «عادي بودن» خويش را به نمايش‬ ‫گذارد‪ ،‬نسلي که بر آن بود «وظيفه زنده نگهداشتن خاطرات‬ ‫دروان نازي ديگر [نمي بايد] مانع بازدارنده اي بر س��ر راه‬ ‫آلمان در صحنه بين المللي باشد»‪.‬‬ ‫از آن هنگام ارتش آلمان رس��التي را در مداخالت خارجي‬ ‫براي خود بازشناخته است‪ :‬کنگو (‪ ،)۲۰۰۶‬چاد (‪ ،)۲۰۰۷‬يا‬ ‫(از س��ال ‪ )۲۰۰۸‬عليه دزدان دريائي سوماليائي در اقيانوس‬ ‫هند‪ .‬اما همواره در عملياتي محدود به زمان و مکان دس��ت‬ ‫ب��ه عمل زده که مجلس نيز با دقت آنها را زير نظر داش��ته‬ ‫است؛ عملياتي از چش��م انداز همبستگي بين المللي و باز‬ ‫س��ازي هاي دوران پس از ستيزه ها‪ ،‬بدون ادعاي ارتباط با‬ ‫امني��ت جمهوري فدرال آلمان و با اي��ن نگراني که کاربرد‬ ‫جن��گ افزاره��ا در چارچوب حفاظ��ت از نظاميان محدود‬ ‫بماند‪.‬‬ ‫در آلم��ان همانند کش��ورهاي ديگر اروپا‪ ،‬اف��کار عمومي‬ ‫حساس��يت اندکي به برهاني نش��ان مي دهد که مي خواهد‬ ‫ثابت کند سرنوش��ت آزادي شهروندان شان‪ ،‬در کوهساران‬ ‫افغ��ان‪ ،‬رقم مي خورد‪ .‬آقاي کارل فون ووگو (‪Karl von‬‬ ‫‪ )Wogo‬از ح��زب دموک��رات مس��يحي و رئيس پيش��ين‬ ‫کميس��يون فرعي دف��اع در پارلمان اروپا‪ ،‬ک��ه خود هوادار‬ ‫مداخله غرب بوده اس��ت‪ ،‬مي پرس��د «چرا امروز بايد آنجا‬ ‫بمانيم؟»‪ .‬اين سردسته و راه بر ديپلوماسي اروپائي با تصريح‬ ‫اينکه «دشمن ما تروريسم بين المللي است و نه طالبان؛ اين‬ ‫وظيفه اي نظامي نيس��ت بلکه کار پليس است»‪ ،‬يادآور مي‬ ‫ش��ود که آلمان با ه��دف تضمين ثبات افغانس��تان خود را‬ ‫درگير س��اخته‪ ،‬به همانگونه که پيشترها براي ثبات کوسوو‬ ‫پا ب��ه ميدان نهاده ب��ود‪ :‬اولويت براي پليس‪ ،‬دادگس��تري‪،‬‬ ‫آموزش ‪...‬‬ ‫مس��ئله منطقه بالکان يک نگراني واقع��ي براي مردم آلمان‬ ‫ب��ود که لزوم درگيري نظامي را به چش��م مي ديدند و مي‬ ‫خواس��تند از وق��وع قتل عام هائي در يک کش��ور اروپائي‬ ‫جلوگي��ري کنند‪ .‬حال آن که افغانس��تان در دوردس��ت ها‬ ‫قرار دارد‪ .‬همانوقت ها هم به دش��واري مي توانستي براي‬ ‫«فروش» در گي��ري ها در آفريقا –کنگو‪ ،‬چاد– خريداراني‬ ‫بياب��ي‪ .‬فقط عملي��ات ضد دزدان دريائ��ي در اقيانوس هند‬ ‫ب��ود که خصلت هائ��ي آرماني ارائه م��ي داد‪ :‬برکنار از بيم‬ ‫قربان��ي کردن غي��ر نظامي��ان؛ جنگي ميان «حرف��ه اي ها»‬ ‫(دزدان دريائي عليه س��ربازان)؛ گون��ه اي خيال برانگيزي‬ ‫(رومانتيس��م)‪( ،‬راهزنان درياها‪ ،‬آب ه��اي گرم)؛ حفاظت‬ ‫از مس��يرهاي بازرگاني (مأموريتي براي سالمت عمومي)؛‬ ‫اقدامي چند مليتي‪ ،‬و غيره‪.‬‬ ‫به عقيده هانسن‪ ،‬راهبرد کنوني اشتباه است‪ :‬سربازاني بيشتر‬ ‫براي وضعيتي که رو ب��ه وخامت مي رود‪ .‬اما اين روزنامه‬ ‫نگار‪ ،‬هواخواه جهان سوم‪ ،‬ميليتاريسم گريزي که مي گويد‬ ‫همانند گروه نويس��ندگان روزنامه اش برآش��فته است‪ ،‬مي‬ ‫پرسد که آيا راهبرد ديگري مي توان يافت؟ «مداخله کنوني‬ ‫چندان ثمري به بار نياورده اس��ت‪ .‬خوب‪ ،‬حاال چه؟ افغان‬ ‫هائي را که تا به حال به دنبال خود کش��يده ايم رها کنيم و‬ ‫برويم؟ اما اگر ناتو افغانس��تان را ترک کند‪ ،‬آيا همان اندک‬ ‫چيزهائي هم که وجود دارد از هم نخواهد پاشيد؟»‬ ‫خانم مرکل همانند بيش��تر همتاي��ان اروپائيش به تأکيد مي‬ ‫گوي��د که «ما در افغانس��تان‪ ،‬براي [حف��ظ] امنيت آلمان و‬ ‫[رعايت] حقوق بش��ر نبرد مي کنيم»‪ .‬يک ديپلومات روي‬ ‫دس��ت وي بلند مي ش��ود «تاکنون در آلم��ان بخت يارمان‬ ‫بوده است‪ .‬اما س��ؤ قصدهاي لندن و مادريد رخ دادند ‪.»...‬‬ ‫وي اين نکته را برجس��ته مي سازد که حدود چهل ملت در‬ ‫ائتالف نيروي بين المللي کمک به امنيت افغانستان حضور‬ ‫دارند‪« :‬همه هستند‪ ».‬و ما از اينکه بخواهيم «افغانستان را به‬ ‫يک سوئيس تازه تبديل کنيم» چشم پوشيده ايم‪.‬‬ ‫مخاطبان ما يادآور مي شوند که اين ستيزه بُعدي ژئوپوليتيک‬ ‫يافته که به سرتاس��ر آسياي مرکزي مربوط است‪ ،‬و نه فقط‬ ‫به س��بب خطوط لول��ه نفتي يا مواد اولي��ه‪ .‬اينها بر آنند که‬ ‫«اين ناحيه‪ ،‬پهنه خاکي ش��کننده اي است که مي بايد ثبات‬ ‫يابد‪ ».‬به عقيده يکي از آنها‪ ،‬همين دليل نياز اين کش��ور به‬ ‫کمکي دراز مدت است‪ :‬از سال هاي دهه ‪ ،۱۹۷۰‬آلمان سه‬ ‫بار خود را موظف به آم��وزش مأموران پليس افعاني ديده‬

‫بود‪ .‬در س��ال هاي دهه ‪ ،۱۹۶۰‬افغانس��تان نخستين کشور‬ ‫برخوردار از کمک هاي آلمان بود‪ .‬امروز هم باز دوباره اين‬ ‫کشور کمک گيرنده نخست شده است (‪... )۱۳‬‬ ‫نبايد براي «خشنودي آمريکائي ها جنگيد»‬ ‫آغ��از رابطه ژرمن و افغان به بيش از صد س��ال پيش برمي‬ ‫گردد‪ .‬در سال ‪ ۱۹۱۹‬پادشاه افغانستان به قيصر آلمان کمک‬ ‫کرده بود تا پس از شکست [در جنگ اول جهاني] از انزواي‬ ‫ديپلوماتيک بيرون آيد‪ .‬هنگام جنگ جهاني دوم‪ ،‬هيتلر –که‬ ‫ب��ه زعم وي افغان ها از تبار اريائي بودند– کوش��يد که از‬ ‫اين کش��ور ب��راي دور زدن بريتانيائي ها اس��تفاده کند‪ .‬در‬ ‫جه��ت عکس‪ ،‬آلم��ان غربي از مهاجراني اس��تقبال کرد که‬ ‫از اش��غال کشورشان به دست اتحاد شوروي مي گريختند‪.‬‬ ‫و دانش��جوياني از آن کش��ور نيز در دانش��گاه هاي آلمان‬ ‫ش��رقي ثبت نام کردند‪ .‬دبيرس��تاني در کابل‪ ،‬به نام مدرسه‬ ‫«جرمن اماني» –که با مؤسس��ات فرانس��وي و ترک رقابت‬ ‫دارد– گواهي بر اين نزديکي کهن است که چنانچه سخنان‬ ‫مخاطبانمان راس��ت باشد‪ ،‬افغان ها هرگز نخواهند توانست‬ ‫آلماني ها را چون اش��غالگراني به س��ياق اتحاد شوروي يا‬ ‫امريکائي ها بنگرند‪ .‬ضربه تکان دهنده پس از رخداد ُقندوز‬ ‫بيشتر از آنرو گزنده و آزاردهنده بود که افکار عمومي آلمان‬ ‫ناگهان دريافت که «س��ربازان در خدمت پيشرفت» مهربان‬ ‫و بي آزارش��ان تا چه اندازه در کش��وري دوست همچون‬ ‫جنگجويان غارتگر رفتار کرده اند‪.‬‬ ‫اين آگاهي اثري بيدار کننده داشت‪[ .‬ماجراي] افغانستان به‬ ‫آلم��ان کمک کرد تا خود را در چش��م خويش در وضعيت‬ ‫عادي جلوه دهد‪ :‬آيا ممکن است اين ملت وحدت يافته اي‬ ‫که همواره قدرت عمده اقتصادي بوده‪« ،‬کوتوله اي سياسي»‬ ‫باقي مانده باش��د‪ ،‬تا آنجا که مثال ارتش براي نگاهداش��تن‬ ‫حرم��ت خويش در چش��م ديگران دچار زحمت باش��د؟‬ ‫سخنان هورست کوهلر (‪ )Horst Köhler‬رئيس جمهور‬ ‫آلمان که در بازگش��ت از بازديد سپاهيان آلماني مستقر در‬ ‫افغانس��تان در ماه مه ‪ ۲۰۱۰‬تصريح کرده بود که کش��ورش‬ ‫همچنين بايد «از منافع خود‪ ،‬آزادي بازرگاني و داد و س��تد‬ ‫به طرق نظامي دفاع کند»‪ ،‬حتي نزد دوس��تانش هم رسوائي‬ ‫ب��ه بار آورد‪ .‬او پ��س از آنکه زو گوتنب��رگ وزير دفاع در‬ ‫پاس��خ به وي تاکيد کرد که «منافع اقتصادي توجيهي براي‬ ‫لش��کر کش��ي به افغانستان نيس��ت»‪ ،‬ترجيح داد که از مقام‬ ‫خود کناره گيرد‪.‬‬ ‫ب��ه دنبال ماج��راي اندوهبار قن��دوز‪ ،‬رئي��س جمهور کار‬ ‫درهم شکس��تن آئينه اي را به پايان برد‪ ،‬که در س��ال هاي‬ ‫اخي��ر تصويري از آلماني ب��از مي تاباند که به رس��الت يا‬ ‫به ضرورت‪ ،‬صلحجو و بازس��ازنده و انس��ان دوست بود‪.‬‬ ‫آق��اي کوهلر اطمين��ان مي داد که س��خنانش را بد فهميده‬ ‫اند‪[ :‬زيرا] او به مش��ارکت آلمان در عمليات اروپائي اتالنتا‬ ‫(‪ )Atlanta‬براي تضمين امنيت کشتيراني در اقيانوس هند‬ ‫اشاره مي کرده است و نه به درگيري در افغانستان‪ .‬اما ديگر‬ ‫دير بود‪ :‬به تفسير مآس «در آلمان ما عادت نکرده ايم که به‬ ‫زبان مصالح ملي سخن بگوئيم»‪.‬‬ ‫دولت آلم��ان؛ عجالت ًا در روز ‪ ۱۲‬ژانوي��ه تمديد مأموريت‬ ‫ارتش در صحن نيروي بين المللي کمک به اس��تقرار امنيت‬ ‫افغانس��تان را تصويب کرد –که مجلس مي بايستي در ‪۲۸‬‬ ‫ژانوي��ه ‪ ،۲۰۱۱‬در پايان مهلت رس��مي مأموريت کنوني بر‬ ‫آن صحه بگذارد‪ .‬همه س��ازمان هاي سياسي ميل دارند که‬ ‫پايان امسال آغاز خروج نيروها باشد‪ .‬تنها تشکل کمونيست‬ ‫پيشين و دس��ت چپ سوس��ياليت کنوني (‪)Die Linke‬‬ ‫خواس��تار خروجي بي درنگ اس��ت‪ .‬در عوض‪ ،‬چنانچه تا‬ ‫‪ ۲۸‬ژانويه ‪ ۲۰۱۲‬اوضاع و احوال سياس��ي و نظامي به نحو‬ ‫دلخواهي تحول نيابد‪ ،‬دريافت مجوز ديگري از مجلس در‬ ‫سال آينده بسيار دشوارتر خواهد بود‪ .‬بخش هاي بزرگي از‬ ‫س��بزها‪ ،‬سوسيال دموکرات ها نظير دموکرات هاي مسيحي‬ ‫ش��ايد تغيير موضع دهند و به اردوگاه کس��اني بپيوندند که‬ ‫«ضد [مداخل��ه]» اند‪ .‬به عقيده مآس «ديگ��ر نمي توان در‬ ‫افغانس��تان به سادگي براي خش��نودي آمريکائي ها جنگيد‬ ‫و ماده همبس��تگي پيمان ناتو پ��س از حمالت به برج هاي‬ ‫نيويورک را پيش کش��يد‪ .‬هيچ دليل مبرمي نيس��ت که يک‬ ‫آلماني «براي افغانستان بميرد»‪».‬‬ ‫ادامه برگ ‪17‬‬


‫آرمان شهر‬ ‫‪15‬‬

‫آرشیف ملی افغانستان و ‪ 46‬سال‪...‬‬

‫مل��ت خود و مردم خود‪ ،‬از خود به یادگار گذاش��ته اند‪ ،‬را‬ ‫در بر می گیرد‪ .‬اما شخصیت‏هایی که ما از آن‏ها آثار داریم‪،‬‬ ‫از حیطه جغرافیایی سیاس��ی افغانستان بیرون اند‪ .‬برخی از‬ ‫این آثار جهانی هستند‪.‬‬ ‫* به طور خاص اش��اره کنید که در زمان زمام داری حزب‬ ‫کمونیست چه فرصت‏هایی بود که از دست رفت؟‬ ‫در زمان حزب دموکراتیک خلق افغانستان روند سیاسی این‬ ‫کش��ور بر سه مسأله متمرکز بود‪ :‬مهاجرت ازدیاد یافته بود؛‬ ‫مهاجرین سه بخش بودند‪ ،‬بخش جنگی‪ ،‬بخش اقتصادی و‬ ‫بخش سیاسی‪ .‬همین مهاجرینی که به طرف کشورها رفتند؛‬ ‫هرچه اس��ناد‪ ،‬نس��خه‏ها و مدارکی که نزدشان بود با خود‬ ‫بردند‪ ،‬یا انتقال دادند‪ ،‬یا فروختند و یا توس��ط همین دست‬ ‫اندرکاران رژیم‪ ،‬خاد و اس��تخبارات رژیم به سادگی به‏نام‬ ‫راهبردهای سیاسی و تکنیک های سیاسی مورد تهاجم قرار‬ ‫گرف��ت‪ .‬به طور نمونه در آن زمان کتابداران بس��یار خوب‬ ‫افغانس��تان مثل هاش��م میوندوال که ی��ک کتابخانه بزرگ‬ ‫داش��ت‪ ،‬یونس حیران ش��خصیت دیگری که من کتابخانه‬ ‫بزرگ��ش را از نزدیک دیده بودم‪ ،‬آق��ای پرونتا کتاب ها و‬ ‫نس��خه های بسیار با ارزش��ی نزد خود داشتند؛ همه این ها‬ ‫گم شدند‪ .‬متاس��فانه فرزندان این ها و کسان دیگری که با‬ ‫این ها روابط فامیلی داشتند؛ و سایر اقوام این ها آن ارزشی‬ ‫که این کتابخانه ها داشت را نمی دانستند‪.‬‬ ‫در مجموع سه همس��ان برای مواد آرشیفی بسیار ارزشمند‬ ‫اس��ت‪ :‬قدامت‪ ،‬نس��خه هایی که در پهلوی ارزش محتوایی‬ ‫ارزش های دیگری نیز دارند مثل زیبایی‪ ،‬عنصر سوم عبارت‬ ‫از آثاری که منحصر به خود مولف است‪ .‬به طور نمونه یک‬ ‫نویسنده و مولف خودش هم اثر نوشته است و این اثر را به‬ ‫قلم خود نوشته است‪ .‬مثلی محیط اعظم اثر ابوالمعانی بیدل‬ ‫که به قلم خود بیدل نزد ما وجود دارد‪ ،‬یا سراج التواریخ اثر‬ ‫کاتب که به قلم خود او در آرشیف ملی وجود دارد‪ .‬همین‬ ‫طور بس��یاری از آثار دیگر به قلم خود نویس��ندگان در نزد‬ ‫همین کتابدارانی که گفتم و سایر شهروندان وجود داشت‪،‬‬ ‫وقتی این آثار توسط ارگان های کشفی و استخباراتی زمان‬ ‫گرفته می ش��د‪ ،‬کمیس��یونی وجود نداش��ت که این آثار را‬ ‫ارزیاب��ی کند و آثارگ��ران بهای آن را جمع آوری کنند و به‬ ‫آرش��یف ملی انتقال دهند‪ .‬با وجودی‏که اندک کارهایی در‬ ‫این زمینه صورت گرفت‪ .‬زمانی که قصر ش��اهی ظاهر شاه‬ ‫ب��ه تصرف حزب دموکراتیک خلق افغانس��تان قرار گرفت‬ ‫تصاویر‪ ،‬آلبوم ها و برخی از اسناد را که بعضی‏ها دلسوزی‬ ‫داشتند به آرشیف ملی انتقال داده شد و بقیه نشد‪.‬‬ ‫* در دوره مجاهدین بر این نهاد چه گذشت؟‬ ‫ در آن زمان یک ش��انس آرش��یف ملی افغانستان این بود‬‫ک��ه با وجودی که آق��ای ربانی قدرت سیاس��ی را با جمع‬ ‫ش��رکای خ��ود گرفت‪ ،‬در بعضی نقاط ش��هر غارت ش��د‪.‬‬ ‫یک��ی از نهادهایی ک��ه مورد تهاجم وحش��یانه قرار گرفت‬ ‫موزی��م ملی بود‪ .‬اما آرش��یف مل��ی در آن زمان مورد هیچ‬ ‫گون��ه چپاول قرار نگرفت به این دالیل‪ )1 :‬در موقعیتی که‬ ‫آرشیف ملی قرار دارد‪ ،‬بخش��ی از حزب جمعیت اسالمی‬ ‫و ش��ورای نظار قدرت داش��تند با تجرب��ه‏ای که از موزیم‬ ‫ملی وجود داش��ت‪ ،‬تالش کردن��د از هر گونه غارت گری‬ ‫و چپاول در امان باش��د‪ )2 .‬ش��خصی ک��ه از آن هیچ کس‬ ‫ن��ام نمی‏برد و ب��ا وجودی از کار م��ن در این بخش مدت‬ ‫زمان کمی می گ��ذرد‪ ،‬آگاهی دقیق دارم که نیالب رحیمی‬ ‫رییس کتابخانه‏های عامه افغانس��تان در همین محل با چند‬ ‫نفر از همکاران خود بس��تره خ��واب انداخت و تالش کرد‬ ‫ک��ه هیچ گونه غ��ارت و چپاولی صورت نگی��رد‪ .‬آن ها به‬ ‫عنوان دی��وار محافظتی مقاومت کردند‪ )3 .‬برای آرش��یف‬ ‫ملی از ایجاد تاس��یس آن تا حکوم��ت آقای ربانی تبلیغاتی‬ ‫که باید صورت می گرفت نگرفت‪ ،‬آگاهی در این زمینه کم‬ ‫بود مردم و کس��انی که با کتاب و با نسخ سر و کار داشتند‪،‬‬ ‫دقیق آگاهی نداش��تند که با ک��دام ارزش ها و محور های‬ ‫ارزشی در آرش��یف آثاری وجود دارد‪ .‬یعنی نمی دانستند‬ ‫که در این جا چه چیزی وجود دارد‪ ،‬این ها باعث ش��د که‬ ‫در امان بماند‪.‬‬ ‫* در زمان طالبان چه طور؟‬ ‫آرش��یف ملی در دوره طالبان قفل و مجموع مخزن‏های آن‬

‫‪Armanshahr‬‬ ‫سال سوم شماره ‪ 15‬و ‪ -16‬حمل ‪ ،1390‬اپریل ‪2011‬‬

‫بس��ته بود‪ ،‬هیچ اجازه‏ی ورودی برای مشاهدان نمی‏دادند‪.‬‬ ‫یعنی از آغ��از دوره زمامداری طالبان تا آخرین لحظاتی که‬ ‫طالب‏‏ها از افغانس��تان بیرون گردیدند‪ ،‬قف��ل بود‪ .‬دلیل آن‬ ‫ه��م این بود که اوالً طالبان مصروف جنگ و مبارزه بودند‪.‬‬ ‫تالش ش��ان این بود که چه طور تمام افغانس��تان را اشغال‬ ‫کنن��د‪ .‬اما بر اس��اس اطالعی که از صحب��ت های مامورین‬ ‫سابق آرشیف ملی دارم؛ زمانی که مال متقی وزیر اطالعات‬ ‫و فرهن��گ طالب��ان بود‪ ،‬یک ب��ار با افراد خود به آرش��یف‬ ‫ملی آمده که رییس آرش��یف ملی هم بوده‪ .‬در پیش تمام‬ ‫ماموران می‏گوید که می خواهم مخزن آرشیف ملی را ببینم‬ ‫اما قب��ل از ورود به مخزن به کارمندان آرش��یف می گوید‬ ‫«اول م��را همراه ب��ا بادیگارد هایم تالش��ی کنید‪ ،‬بعد وارد‬ ‫آرش��یف ملی می شوم» وقتی که دوباره بیرون می شود باز‬ ‫هم می گوید «ما را تالشی کنید که چیزی از آرشیف ملی را‬ ‫ما دزدی نکرده باشیم‪ .‬چون این مال بیت المال مردم است‪».‬‬ ‫دوباره تمام مخزن ها بسته شد‪.‬‬ ‫* ش��ما هم اطالع دارید که انجمن نویسندگان افغانستان با‬ ‫تمام داشته هایش سوخت‪ ،‬تفاوت این دو در چه بود؟‬ ‫ی��ک نکته دیگر که در زمان طالبان مهم بود این اس��ت که‬ ‫طالبان مخالف تصویر بودند‪ ،‬در این جا به اس��اس دس��تور‬ ‫ریی��س آرش��یف ملی تمام تصاوی��ر را از ویترین ها جمع‬ ‫آوری و پایین شد‪ .‬اما مخالفت با اسناد و نسخه‏ها نداشتند‪.‬‬ ‫یک نکته دیگر هم که در خور اهمیت اس��ت این است که‬ ‫همین اکنون در آرش��یف ملی ما حدود ‪ 8000‬هزار نس��خه‬ ‫وجود دارد که بخش اساس��ی آن را می سازد‪ ،‬بخش نسخه‬ ‫های خطی اس��ت‪ .‬بخش دیگر آن عبارت از اسناد تاریخی‬ ‫اس��ت که بیش از ‪ 160000‬هزار اس��ناد و مدارک تاریخی‪،‬‬ ‫مل��ی و فرهنگی اس��ت‪ .‬از این جمل��ه در حدود ‪ 614‬جلد‬ ‫قرآن کریم با ارزش های مختلف (از نظر میناتوری‪ ،‬قطع و‬ ‫قدامت) که قدیم ترین آثار هس��تند در آرشیف ملی وجود‬ ‫دارد‪ ،‬قرآن‏های��ی منصوب ب��ه خط حضرت عثم��ان‪ ،‬امام‬ ‫حسن‪ ،‬امام حسین و حضرت علی که این‏ها در پوست آهو‬ ‫با خط کوفی نوش��ته شده هس��تند؛ بخشی از آثار حکمت‪،‬‬ ‫فلسفه‪ ،‬االهیات‪ ،‬ش��رعیات‪ ،‬بخش تفسیر ها‪ ،‬تاویل ها‪ ،‬در‬ ‫پهلوی دیوان هایی از موالنا‪ ،‬بیدل‪ ،‬حافظ‪ ،‬شمس‪ ،‬شاهنامه‬ ‫و گنجینه های کالن دیگر مقفایی و نثری وجود‪ .‬ش��اید این‬ ‫آثار باعث ش��ده باش��د که طالبان گویا به حیث پیشروان و‬ ‫پیش قراوالن ش��ریعت به هم چون نهاد نخواس��تند صدمه‬ ‫بزنند‪.‬‬ ‫* ده س��ال آخ��ر چه گون��ه بود‪ ،‬در جمع آوری اس��ناد و‬ ‫م��دارک و باز س��ازی یا نوس��ازی این نهاد چ��ه کارهایی‬ ‫صورت گرفت؟‬ ‫ در ده سال اخیر اول این که حامد کرزی به حیث رییس‬‫دول��ت وقت انتقالی در س��ال ‪ 1381‬مجددا ً آرش��یف ملی‬ ‫را بعد از باز س��ازی‪ ،‬بازگش��ایی ک��رد‪ .‬این حرکت خوب‬ ‫فرهنگی بود‪ .‬هم از نظر پالیس��ی فرهنگی دولت‪ ،‬هم از نظر‬ ‫کار مج��دد فرهنگی و هم از نظ��ر ایجاد یک مرجع تحقیق‬ ‫و پژوهش برای دس��ت اندرکارانی که بر وقایع افغانستان و‬ ‫منطقه پژوهش می‏کنند‪ .‬اما تب و تالش��ی را که باید ظرف‬ ‫ده سال می‏شد صورت نگرفت‪ ،‬به چند دلیل‪ )1 :‬با این پول‬ ‫فراوانی که به افغانستان سرازیر شد‪ ،‬هم اکنون آرشیف ملی‬ ‫تعمیر درست ندارد‪ ،‬البراتوار مدرن ندارد‪ ،‬و یکی از وجیبه‬ ‫ه��ا و مکلفیت های اساس��ی دولت و حکومت افغانس��تان‬ ‫حفاظت‪ ،‬وارس��ی و بررس��ی حفظ محیط زندگی این نسخ‬ ‫و اس��ناد اس��ت‪ .‬روز به روز ما در این زمینه آس��یب پذیر‬ ‫تر می ش��ویم‪ .‬بس��یاری چیز ها از نظر فرهنگی اس��ت که‬ ‫در افغانس��تان دوباره س��ازی می شود‪ ،‬ولی اسناد و نسخ با‬ ‫ارزش و معتبری که در منطقه وجود ندارد یا بی نظیر است‪،‬‬ ‫اگر از نظر امراضی‪ ،‬حش��ره زدگ��ی‪ ،‬وقایع‪ ،‬عدم مجادله با‬ ‫ام��راض گونه گونی که دچار آن می‏ش��ود و از نظر ماحول‬ ‫محیط زیس��تی‪ ،‬مورد آس��یب پذیری قرار گیرد و آس��یب‬ ‫پذیری آن کلی ش��ود‪ ،‬از طرف دیگر برنامه ای برای حفظ‬ ‫آن نداش��ته باشیم؛ این بزرگترین جنایت و خیانت به تاریخ‬ ‫و حق مردم افغانس��تان اس��ت‪ )2 .‬مش��کل دیگر این است‬ ‫که به فرهنگ افغانس��تان کس��ی کمک نمی‏کند‪ .‬نه خارجی‬ ‫ه��ا‪ ،‬کم��ک کنندگان (دونر ها) و نه ه��ر کس دیگری که‬ ‫هست‪ .‬جانب دیگر یونسکو که بخشی از کار آن حافظت از‬ ‫فرهنگ است‪ ،‬متاسفانه با ما کار الزمی را که باید انجام می‬

‫داده تا حال انجام نداده اس��ت‪ .‬امروز به این عقیده هس��تیم‬ ‫که چه طور بتوانیم با ش��یوه های مختلف و با مذاکره توجه‬ ‫این نهاد‏ها را جلب کنیم‪.‬‬ ‫* آرش��یف ملی امروز چن��د نمایندگی‪ ،‬در کدام والیت‏ها‬ ‫دارد؟‬ ‫واحد های آرشیف ملی افغانستان حاال در ده والیت هست؛‬ ‫در والیت هایی چون دایکندی‪ ،‬بامیان‪ ،‬خوست‪ ،‬سرپل و‪...‬‬ ‫ام��ا مجم��وع واحدهای ما در والیات منت��ج به یک اتاق یا‬ ‫بخش��ی از یک اتاق است‪ .‬آرشیف های والیتی ما زیر چتر‬ ‫ریاس��ت های اطالع��ات و فرهنگ والیت ها اس��ت‪ .‬این‬ ‫ریاست‏ها به دش��واری های کالن بودجوی گرفتار هستند‪،‬‬ ‫بخش آرش��یف نیز به این مش��کل مواجه است‪ .‬ما در نظر‬ ‫داریم سال آینده در ده والیت دیگر نمایندگی های آرشیف‬ ‫را ایجاد کنیم‪ .‬برنامه کاری عمده ی امروز ما را یکی والیت‬ ‫هرات تشکیل می دهد که یک ماه بعد آرشیف هرات را به‬ ‫ش��کل مدرن و اساس��ی آن افتتاح می کنیم که این کمک را‬ ‫آلمانی ها انجام داده اند‪ .‬بخش کار عمده دیگر ما در والیت‬ ‫غزنی است‪ .‬در سال ‪ 2013‬غزنی به حیث پایتخت یا مرکز‬ ‫ثقافت جهان اس�لام شناخته می ش��ود؛ تالش می کنیم که‬ ‫یک آرشیف مدرن و عصری برای غزنی ایجاد کنیم‪ ،‬برنامه‬ ‫بعدی ما ایجاد آرش��یف ملی در مزار شریف‪ ،‬قندهار‪ ،‬بلخ‪،‬‬ ‫فاریاب و هلمند است‪.‬‬ ‫* بودجه‏ای را که برای ش��ما تخصیص داده می ش��ود چه‬ ‫قدر نیازمندی های تان را رفع می‏سازد؟‬ ‫آرش��یف ملی متاس��فانه بودجه ای ندارد ب��ه دو دلیل‪ :‬یک‬ ‫دلی��ل این که بیرحمی که در مورد بودجه وزارت اطالعات‬ ‫و فرهنگ افغانس��تان می شود‪ .‬این وزارت یکی از وزارت‬ ‫های کلیدی است‪ .‬به نظر من باید بودجه و تخصیص مالی‬ ‫وزارت اطالع��ات وفرهن��گ برابر وزارت ام��ور داخله و‬ ‫وزارت دفاع باش��د‪ .‬متاسفانه از کنفرانس بن تا همین لحظه‬ ‫(امیدواریم در کنفرانس دوم بن به این مسأله توجه صورت‬ ‫گی��رد) باید ب��ه وزارت هایی چون اطالع��ات و فرهنگ و‬ ‫زراعت بس��یار توجه می شد‪ .‬متاسفانه از همان آغاز به این‬ ‫مس��أله توجه صورت نگرفت‪ .‬اکن��ون وزارت اطالعات و‬ ‫فرهن��گ با وظایف بس��یار عمده‏ای چ��ون بخش فرهنگ‪،‬‬ ‫رس��انه ها‪ ،‬جوانان و بخش توریس��م می چرخد اما بودجه‬ ‫بسیار ناچیزی دارد‪ .‬وزارت مالیه بودجه ناچیزی (انکشافی‬ ‫عادی) برای آن تخصیص داده است‪ .‬درحالی که ما یکی از‬ ‫نهادهای ضربت پذیر از نظر بودجه هستیم‪.‬‬ ‫* ب��ه طور خاص چه چیزهای بوده که ش��ما توانایی جمع‬ ‫آوری آن را نداشتید؟‬ ‫نمونه ی کوتاه آن همین سالی که گذشته‪ ،‬برای اولین بار در‬ ‫تاریخ آرش��یف ملی سه هزار نسخه و اسناد به آرشیف ملی‬ ‫افغانس��تان مراجعه کرد‪ .‬از آغاز س��ال ‪ 1389‬تا همین حاال‬ ‫‪ 45‬مصاحبه با رس��انه ه��ای چاپی و تصویری از طرف من‬ ‫صورت گرفته اس��ت که همه آن ها در باره ی آرشیف ملی‬ ‫بوده اس��ت‪ .‬در این مصاحبه ها تالش صورت گرفته به سه‬ ‫نکته مردم افغانستان متوجه شوند‪ )1 :‬بیایند از آرشیف ملی‬ ‫دیدار کنند و بدانند که در آرشیف ملی افغانستان چه است‬ ‫و از ک��دام غنا مندی برخوردار و با کدام معیار ها آراس��ته‬ ‫اس��ت‪ )2 .‬اش��خاص و افرادی که نسخ و اس��ناد با ارزش‬ ‫آرش��یفی را دارند آن را اهدا کنند که امسال خوشبختانه در‬ ‫حدود ‪ 11210‬سند و نسخ از طریق شخصیت‏های فرهنگی‬ ‫و و وطندوس��ت به آدرس آرش��یف ملی افغانس��تان جمع‬ ‫آوری ش��ده است‪ .‬این یک رقم استثنایی است که در طول‬ ‫تاریخ آرش��یف ملی نظیرش را نداش��ته ایم‪ )3 .‬کسانی که‬ ‫نمی خواهند اهدا کنند و کسانی که ضرورت های اقتصادی‬ ‫دارند‪ ،‬داش��ته های خود را به آرشیف ملی بیاورند که ما آن‬ ‫را هدی��ه و ی��ا خریداری کنیم‪ .‬قب ً‬ ‫ال یک تع��داد قصدا ً نمی‬ ‫آوردند‪ .‬ما جلس��ه ای داشتیم با کتابدارانی که در جوی شیر‬ ‫کابل هستند‪ .‬آن ها را خواستیم و احترامانه تقاضا کردیم که‬ ‫دیگ��ر کار مافیایی را در افغانس��تان از نظر فرهنگ و کتاب‬ ‫ختم کنیم و گنجینه ها را به آرشیف ملی افغانستان بیاوریم‪.‬‬ ‫از همان وقت مراجعه ش��روع ش��د که امسال ‪ 3000‬نسخه‬ ‫از ای��ن بخش آمد که ما تنها با داش��تن ی��ک میلیون افغانی‬ ‫‪ 68‬نس��خه و اسناد را برای غنا مندی که یکی از وظایف ما‬ ‫اس��ت خریداری کردیم اما نتوانستیم ‪ 3000‬نسخه ای را که‬ ‫ادامه برگ ‪16‬‬ ‫مراجعه کرده بودند‪ ،‬خریداری کنیم‪...‬‬


‫آرمان شهر‬ ‫‪16‬‬

‫آرشیف ملی افغانستان و ‪ 46‬سال‪...‬‬

‫ای��ن نکته را نی��ز می خواه��م بگویم ک��ه تنها‬ ‫مس��ئوولین افغانس��تان‪ ،‬وزارت اطالع��ات و‬ ‫فرهنگ افغانس��تان و مردم ما مکلف نیستند‪ ،‬در‬ ‫پهلوی آن جهان نیز در برابر آن مکلفیت دارد به‬ ‫همین خاطر ما به یونسکو و سوسیسکو مراجعه‬ ‫م��ی کنیم و همین طور به نهاده��ای بین المللی‬ ‫دیگر‪ .‬مرجع آرش��یف ملی افغانستان تنها مرجع‬ ‫تحقیقاتی‪ ،‬اکادمی و پژوهشی به مردم افغانستان‬ ‫تنها نباشد و بلکه به جهان باشد و مستند سازی‬ ‫مسایل از نویسنده هر کشوری باید باشد‪.‬‬ ‫* اگر به طور آم��اری بگویید چه تعداد آثار در‬ ‫آرشیف ملی وجود دارد؟‬ ‫در آرش��یف‏های ملی حدود ‪ 45( 180000‬نوع‬ ‫س��ند) و بیش از ‪ 8000‬نس��خه وجود دارد‪ .‬این‬ ‫نسخ و اس��ناد ش��امل تصویرها‪ ،‬پروتوکول ها‪،‬‬ ‫معاهدات‪ ،‬محضر‪ ،‬قباله و‪ ...‬می شود‪.‬‬ ‫* مراجعه مردم طی س��ال ه��ای اخیر چه گونه‬ ‫بوده است؟‬ ‫خوشبختانه ماهانه س��ه صد نفر از آرشیف ملی‬ ‫افغانستان مش��اهده می‏کنند‪ .‬این مشاهده در سه‬ ‫بخش است؛ بخش عامه‪ .‬بخش محققان و بخش‬ ‫فامیل ها بخ��ش اخیر را ما جدید آغاز کردیم تا‬ ‫فامیل ها هم بیایند و دیدار کنند‪ .‬آنچه طی س��ال‬ ‫های اخیر ما سعی کردیم این بوده که خطی میان‬ ‫مردم امروز و دیروز افغانستان اتصال کنیم‪ .‬چون‬ ‫مردم هنوز هم ذهنیت جنگ‪ ،‬ذهنیت باال نسبت‬ ‫به وحشت‪ ،‬دهشت تروریس��م دارند‪ ،‬اما امکان‬ ‫این است که س��ود و عبرتی مردم باید از داشته‬ ‫های آرشیفی بگیرند‪.‬‬ ‫* در دراز مدت چه برنامه هایی دارید؟‬ ‫می‏خواهیم آرشیف ملی را از نظر معیار و از نظر‬ ‫ارزش ها یک آرش��یف بزرگ ملی بس��ازیم‪ .‬راه‬ ‫برد اول ما این است که ما چه طور بتوانیم اسناد‬ ‫و مدارک و نس��خه ها و داشته های با ارزش را‬ ‫در آرشیف ملی جمع آوری کنیم‪ .‬هر قدر که ما‬ ‫بتوانیم داش��ته های آرشیف ملی را غنی بسازیم‬ ‫به همان اندازه زمینه تحقیق‪ ،‬زمینه کار اکادمیک‬ ‫برای مجموع محققان و برای پژوهش��گران چه‬ ‫داخلی و چه خارجی مساعد تر می شود‪ .‬این دو‬ ‫فایده دارد‪ .‬به این وس��یله تمدن های گذشته در‬ ‫این سرزمین‪ ،‬اسناد و ش��واهد گذشته تاریخ را‪،‬‬ ‫فرهنگ را و هم رویدادهای ملی را مس��تند می‬ ‫س��ازد‪ .‬از جانب دیگر هجوم سیاهین و محققان‬ ‫و توریس��ت ها به دور آرشیف ملی از دیاد پیدا‬ ‫می‏کند همین طور اهل تحقیق‪ .‬در آرش��یف ملی‬ ‫خارج از زبان فارس��ی‪ ،‬پشتو به زبان های ترکی‪،‬‬ ‫عرب��ی و اردو نس��خه های با ارزش��ی داریم‪ .‬به‬ ‫خصوص در این مس��اله با جامعه عرب در حال‬ ‫مذاکره هس��تیم که چه طور بتوانی��م با توجه به‬ ‫اش��تراکاتی که وجود دارد از توانایی های آن ها‬ ‫استفاده کنیم‪ .‬بخش دیگری که روی دست داریم‬ ‫جمع آوری آرش��یف های شخصی است که در‬ ‫افغانستان سابقه ندارد‪ .‬ما می خواهیم کسانی که‬ ‫کتابدار هس��تند‪ ،‬داش��ته های خود را به آرشیف‬ ‫هدیه کنند‪ .‬در گام اول س��الونی را به نام این ها‬ ‫می س��ازیم‪ ،‬تا زمانی که در قید حیات هستند به‬ ‫نام خودشان باش��د‪ ،‬زمانی که وفات کردند‪ ،‬به‬ ‫جمع آرش��یف ملی حساب شود‪ .‬تا این که مثل‬ ‫دوره های قبلی دوباره برباد نروند‪.‬‬ ‫* نکته مهمی که در آرش��یف ها است این است‬ ‫که جایگاه کس��انی ک��ه بی��رون از حیطه دولت‬ ‫هس��تند‪ ،‬کجا است؟ یعنی به جز اسناد و مدارک‬ ‫دولتی و رس��می که در واق��ع بیانگر درد مردم‪،‬‬ ‫مش��کالت تاریخی‪ ،‬توانایی ها و خالقیت های‬ ‫مردم را نش��ان دهد کجا است؟ به طور نمونه در‬ ‫مورد همین جنگ هایی که طی سال های گذشته‬ ‫بوده است آیا اسناد و مدرکی وجود دارد؟‬ ‫من از دوره های گذش��ته اطالع ندارم‪ .‬از همین‬ ‫دوره ای ک��ه خ��ودم بودم صحبت م��ی کنم‪ .‬به‬ ‫اساس قانون آرش��یف ملی افغانستان هر سندی‬ ‫که ‪ 40‬سال از آن سپری شود‪ ،‬بعد مواد آرشیفی‬ ‫می ش��ود‪ .‬و قبل از آن هم متاسفانه به این بخش‬ ‫زیاد توجه صورت نگرفته است‪.‬‬ ‫چرا چهل سال؟‬ ‫این قانونی بوده اس��ت که قب ً‬ ‫ال تایید شده است‪.‬‬ ‫ما باالی قانون آرش��یف ملی بازنگری را شروع‬

‫‪Armanshahr‬‬

‫سال سوم شماره ‪ 15‬و ‪ -16‬حمل ‪ ،1390‬اپریل ‪2011‬‬

‫کردیم و در نظر داریم که قانون جدید بس��ازیم‪،‬‬ ‫من هم مخالف این قانون هس��تم‪ .‬نمی شود که‬ ‫از قدامت یک س��ند چهل سال سپری شود بعد‬ ‫باید شامل مواد آرشیفی محسوب شود‪ .‬اما اسناد‬ ‫و مدارکی نیز وجود دارد که درد گذش��ته ما نیز‬ ‫در آن تبارز یافته است‪ .‬آرشیف ملی بخشی دارد‬ ‫به ن��ام کتابخانه چاپی‪ ،‬در ای��ن کتابخانه چاپی‪،‬‬ ‫ش��ما مجموعی از کلکس��یون ها‪ ،‬نش��ریه های‬ ‫موافق و مخالف زمان‪ ،‬رسانه های چاپی گذشته‬ ‫را م��ی توانی��د دریافت کنید که تعل��ق به تاریخ‬ ‫معاصر افغانس��تان دارد‪ .‬در این بخش خاطرات‪،‬‬ ‫یادداشت ها‪ ...،‬وجود دارد‪ .‬اما یک نکته را نباید‬ ‫فراموش کنیم‪ .‬ش��ما به حیث نس��ل جوان وقتی‬ ‫تاریخ غب��ار‪ ،‬فرهنگ‪ ،‬کهزاد‪ ،‬حبیبی‪ ،‬هاش��می‪،‬‬ ‫س��رهنگ‪ ،‬و سایر مورخان گذشته را‏می‏خوانید‪،‬‬ ‫در آن ج��ا تفاوت های فاحش��ی را می بینید‪ .‬در‬ ‫ه��ر کدام این ها یک زاویه ای را می بینید که به‬ ‫دیگ��ری کم رابطه دارد‪ .‬دلی��ل آن یا قوم گرایی‬ ‫مورخ بوده اس��ت‪ ،‬یا احساس��ات ایدئولوژیکی‬ ‫و ی��ا دلیل دیگ��ر این بوده که م��ورخ بنابر نبود‬ ‫اس��ناد موثق تاریخ تاریخ واقعی را ننوشته است‪،‬‬ ‫تالش امروزی ما با باز گذاشتن دروازه آرشیف‬ ‫بر روی پژوهشگران این خالء پر شود یا حداقل‬ ‫جل��ب توجه به تاری��خ صورت گی��رد‪ .‬به همه‬ ‫مورخانی که در بیش��تر از یک س��الی که بودم‪،‬‬ ‫مراجعه کردند‪ ،‬تاکید کردیم که همه اسناد را در‬ ‫اختیار شما قرار می دهیم ولی تاریخ واقعی این‬ ‫سرزمین را بنویسید‪.‬‬ ‫* ذهنیت دولت مردان نس��بت به آرش��یف ملی‬ ‫چه گونه است؟‬ ‫برداشت شخصی من این است که ذهن وزارت‬ ‫اطالعات و فرهنگ نسبت به این بخش دلسوزانه‬ ‫بوده اس��ت‪ .‬اما دولت‪ ،‬ش��ورای وزی��ران و‪ ...‬تا‬ ‫همی��ن حال ک��دام توجه جدی که الزم اس��ت‪،‬‬ ‫ننموده‏اند‪.‬ب��ه ط��ور نمونه همین ح��اال در ارگ‬ ‫ریاست جمهوری اسناد زیادی است‪ .‬و ما در آن‬ ‫جا ‪ 5000‬س��ند را ارزیابی کردیم‪ .‬متواتر به اداره‬ ‫امور مکتوب می فرس��تیم‪ ،‬اما نسبت بروکراسی‪،‬‬ ‫افت��راق نظر‪ ،‬ایجاد نظره��ای متفاوت تا حاال در‬ ‫اختیار ما قرار نگرفته اس��ت‪ .‬الزم نیس��ت چنین‬ ‫اس��ناد معتبر و تحقیقی‪ -‬تاریخی در ارگ وجود‬ ‫داشته باش��د‪ .‬تا آن جایی که من اطالع دارم این‬ ‫ها در حال نابودی هس��تند‪ .‬وزارت اطالعات و‬ ‫فرهنگ فریاد می کش��د‪ ،‬اما حکومت آن را نمی‬ ‫ش��نود‪ .‬مشکل دیگری که وجود دارد دولت یک‬ ‫استراتیژی مشخص و اساسی در زمینه فرهنگی‬ ‫ن��دارد‪ .‬این ی��ک نکته غیر قابل انکار اس��ت که‬ ‫دولت کمترین توجه را به بخش فرهنگ داش��ته‬ ‫اس��ت‪ .‬به دلیل‪ :‬عدم دلسوزی و عدم عالقمندی‬ ‫دونره��ا و کش��ورها‪ ،‬کمبود بودج��ه و امکانات‬ ‫خود دولت‪ ،‬یک دلیل دیگر این اس��ت که غنای‬ ‫فرهنگی روئیت و هویت یک کشور است‪ .‬حاال‬ ‫دیگر کس��ی نمی خواهد که افغانس��تان در یک‬ ‫روئیت و هویت باش��د و آن چه داش��ته‪ ،‬ظاهر‬ ‫شود‪.‬‬ ‫* دورنمایی آرشیف ملی را چه گونه می بینید؟‬ ‫م��ن اکتومیس��ت هس��تم‪ ،‬بد بی��ن نیس��تم‪ .‬کار‬ ‫انکش��افی تنها از ب��اال آغاز نمی ش��ود‪ .‬از پایان‬ ‫آغاز می‏ش��ود‪ .‬این دو در پهل��وی هم پیش می‬ ‫روند از پایان وقتی آغاز می شود که در آرشیف‬ ‫ملی کادر مسلکی‪ ،‬متخصص و کادر وجیبه وی‬ ‫ایجاد ش��ود‪ .‬به طور نمونه خود من متاسفانه من‬ ‫متخصص این بخش نیستم‪ .‬اساس دیگر عبارت‬ ‫از سیاس��ت گذاری خ��وب از جان��ب وزارت‬ ‫اطالع��ات و فرهنگ و معینی��ت فرهنگی برای‬ ‫دولت است‪ .‬اما آن چه که ما را خوشبین ساخته‬ ‫ب��ه آینده ی این س��ازمان باز دی��د و عالقمندی‬ ‫نسل جدید اس��ت که مکرر مراجعه می کنند‪ .‬و‬ ‫من هم س��عی می کنم این نسل را بیشتر تقویت‬ ‫کنم‪ .‬و این نس��ل نباید مثل نسل های گذشته به‬ ‫این فکر باشد که کسی تحقیق کند که پروفسور‬ ‫یا دکترا داشته باشد‪.‬‬ ‫* سپاس از شما‬ ‫از ش��ما نیز س��پاس گزارم‪ .‬خدا کند به پرسش‬ ‫های شما پاسخ قانع کننده داده باشم‪.‬‬

‫جنسیت و تصویرسازی رسانه ای‪...‬‬

‫مطابق پروژه مانیتورینگ جهانی رسانه‪ ،‬این مساله به ندرت در رسانه ها مورد توجه قرار می گیرد‬ ‫و در چند مورد معدودی هم که این امر صورت می گیرد‪ ،‬احتماال گزارشگر تهیه کننده گزارش‪،‬‬ ‫زن اس��ت‪ -‬جز در آس��یا‪ .‬رسانه ها در آمریکای التین و جزایر دریای کارائیب به نحو فزاینده ای‬ ‫در گزارش موضوعات برابری جنسیتی‪ ،‬کارهای بهتری انجام می دهند‪ .‬پروژه مانیتورینگ جهانی‬ ‫رسانه گزارش می دهد که بهبود چشمگیری در آمریکای التین_از ‪ 4‬درصد بخش های خبری در‬ ‫س��ال ‪ 2005‬به ‪ 47‬درصد در س��ال ‪ 2010‬و در جزایر کارائیب از کمتر از ‪ 5‬درصد در سال ‪2005‬‬ ‫به ‪ 28‬درصد در سال ‪ 2010‬وجود داشته است‪.‬‬ ‫این گزارش مقدماتی بیان می کند‪«:‬پیش��رفت ها در آمریکای التین در طول پنج س��ال گذشته که‬ ‫به نحو مثبتی مشارکت زنان را در مشاغل عالی سیاسی تحت تاثیر قرار داده است شاید تا اندازه‬ ‫ای توضیح افزایش شگفت انگیز تمایل گزارشگران به برجسته تر کردن مسائل مربوط به برابری‬ ‫جنسیتی در پوشش های خبری شان باشد‪».‬‬ ‫رس��انه در سراس��ر دنیا کلیش��ه ها را تقویت می کند‪ ،‬اما آن ها در خاورمیانه بدترین مقصران و‬ ‫متهم��ان در اين زمینه هس��تند چ��را که که ‪ 98‬درصد از گزارش ها در این منطقه از کلیش��ه های‬ ‫جنسیتی حمایت می کنند‪ .‬فقط ‪ 4‬درصد از گزارش ها در پاسیفیک با کلیشه ها مبارزه می کنند و‬ ‫آن ها را به چالش می کش��ند‪ .‬رس��انه های آمریکای التین مجددا در به چالش کشیدن و مبارزه با‬ ‫کلیشه ها پیشرو هستند‪ ،‬در ‪ 14‬درصد گزارش ها‪ ،‬فعاالنه این اقدام صورت می گیرد‪ ،‬ولی هنوز‬ ‫نسبتا بیشتر از ‪ 24‬درصد کلیشه ها را تقویت می کند‪.‬‬ ‫همچنان بیشتر کارکنان رسانه ها در کلیه سطوح‪ ،‬مردان هستند چه گزارش گر باشند و چه تصمیم‬ ‫گیرنده‪ .‬تنها حوزه ای که زنان در آن به برابری دست یافته اند‪ ،‬به عنوان مجری تلویزیون است‪-‬‬ ‫ولی آن ها هم تاریخ انقضا دارند؛ س��ن ‪34‬س��الگی و یا کمتر از آن‪ .‬مطابق مطالعه جنوب افریقا و‬ ‫یافته های مانیتورینگ جهانی رس��انه؛ زنان باالی س��ن ‪ 35‬سال در رسانه ها نامرئی و نامعلوم می‬ ‫شوند‪ .‬این امر کلیشه ها را درباره خوشایند و مورد پسند بودن زنان جوان و نقص زنان مسن تر‬ ‫در این زمینه تقویت می کند؛ چیزی که بر مجری های مرد در همان سطوح یکسان اثری ندارد‪.‬‬ ‫از بع��د از برنامه اقدام پک��ن‪ ،‬صدا و تصویر زنان روزنامه نگار به مقدار کمی بهبود یافته اس��ت‬ ‫ولیک��ن به آن ها به احتمال زیاد‪ ،‬گزارش اخبار«نرم»اختصاص داده می ش��ود‪ :‬هنر‪ ،‬س��رگرمی و‬ ‫تفریحات و سبک زندگی‪ ،‬در حالی که اخبار«سخت»‪ -‬سیاسی‪ ،‬اقتصادی‪ ،‬دولت‪ ،‬تا حدود زیادی‬ ‫در س��لطه و تسلط مردان باقی می ماند‪ .‬ارقام گزارش ش��ده به وسیله مطالعه مانیتورینگ جهانی‬ ‫رس��انه‪ ،‬قالب ثابتی را برای افزایش تعداد و تاثیر زنان در رس��انه آماده می کند‪ .‬احتمال بیش��تری‬ ‫وجود دارد که زنان روزنامه نگار موضوعات زنان را نمایان و برجس��ته کنند و نسبت به روزنامه‬ ‫نگاران مرد به کارشناس��ان زن تکیه و اعتماد بیش��تری می کنند‪ .‬همچنین احتمال بیشتری وجود‬ ‫دارد که آن ها معیارهای جنس��یتی را در گزارش ها در نظر بگیرند؛ گزارش هایی که در غیر این‬ ‫صورت‪ ،‬نابینای جنسیتی می شد‪.‬‬ ‫امیدواری به دگرگونی؟‬ ‫برغم همه تمایالت و گرایش های دلسرد کننده در تصویرسازی از زنان در جهان سوم‪ ،‬مطالعات‬ ‫مانیتورینگ رسانه نشان می دهد که برخی پیشرفت های مثبت هم در این میان وجود دارد‪ .‬کادر‬ ‫موظفی از داوطلبان وجود دارد که رسانه ها را مانیتور می کنند و آنان را پاسخگو به زنان نگه می‬ ‫دارند‪ .‬ضرورت دارد که تاثیر آن ها‪ ،‬مورد حمایت بیشتری قرار بگیرد‪.‬‬ ‫آمریکای التین با انجام متفاوت کارها‪ ،‬پیشتاز این راه است و تبادل جنوب‪ -‬جنوب بین سازمان‬ ‫های زنان در این منطقه و س��ازمان های زنان در افریقا‪ ،‬آس��یا‪ ،‬س��واحل کارائیب‪ ،‬خاور میانه و‬ ‫پاس��یفیک‪ ،‬درس های با ارزش��ی از این س��وی مرزها به آن س��و عرضه خواهد کرد‪ .‬رسیدن از‬ ‫وضعیت «از جانب زنان» به برابری جنسیتی و به طرف متداول و عمومی سازی برابری جنسیتی‬ ‫با داش��تن روزنامه نگاران زن و مرد برای تهیه گزارش درباره موضوعات جنس��یت‪ ،‬درس هایی‬ ‫اس��ت که آس��یا می تواند عرضه کند‪ .‬خاور میانه در تهیه گزارش از دس��تگاه های حقوق زنان‪،‬‬ ‫اطالعاتی که باید در اخبار و اطالعات حوادث به اندازه تحلیل و توصیف متداول و عمومی شود‪،‬‬ ‫رهبری بقیه دنیا را برعهده دارد‪.‬‬ ‫مطالعه مانیتورینگ جهانی رس��انه‪ ،‬پیش��نهاداتی ارائه می کند که بر نقش مهم تر و عمده جامعه‬ ‫مدنی در ترویج تصویرسازی مثبت از زنان در رسانه اصرار دارد‪ .‬تعدادی از آن ها عبارتند از‪:‬‬ ‫*گردآوری دفترچه های راهنمای منطقه ای از کارشناسان زن در مسائل موضوعی مختلف‪ .‬زنان‬ ‫ب��ه صورت موردی به عنوان کارش��ناس فقط در موضوعات برابری جنس��یتی‪ ،‬زیبایی‪ ،‬مد‪ ،‬خانه‬ ‫داری به تصویر کش��یده می ش��وند ولی در واقعیت آن ها در همه دیگر حوزه های فعالیت های‬ ‫انسانی حاضر هستند و باید در این موارد هم شناخته شوند‪.‬‬ ‫*ایجاد دوره تحصیالت جنس��یت و رس��انه در مدارس روزنامه نگاری‪ .‬آگاهی های جنس��یتی و‬ ‫حقوق زنان باید در همه جنبه های کار روزنامه نگاری القا ش��ود‪ ،‬پس توانمندس��ازی زنان فقط‬ ‫پوش��ش خبری گزارش های خاص مورد عالقه نیست بلکه موضوعی کامال درک شده و شدیدا‬ ‫ترویج شده است‪.‬‬ ‫_*تصمیم گیران حوزه رس��انه باید آموزش های آگاهی های جنس��یتی دریافت کنند که تعصبات‬ ‫دیرینه عمیق و اغلب ناآگاهانه‪ -‬علیه زنان را به چالش می کشد‪.‬‬ ‫*قبول و اجرای سیاس��ت های تساوی جنسیتی در رسانه‪ .‬این نیاز وجود دارد که حضور زنان و‬ ‫مردان در همه سطوح از گزارشگری تا مدیریت برابر باشد‪.‬‬ ‫*حمایت و پشتیبانی از زنان در رسانه به وسیله عرضه و پشنهاد آموزش و تصویر به آنان‬ ‫_*ایجاد حساس��یت جنس��یتی در برنامه عمل رسانه که اصحاب رسانه را برای گزارش های شان‬ ‫پاس��خ گو نگه می دارد‪ -‬برای آن ها غیراخالقی اس��ت که به معامله تحریف نمایش زنان ادامه‬ ‫بدهند‪.‬‬ ‫*تشویق به مانیتورینگ رسانه از سوی سازمان های جامعه مدنی‬ ‫در عین حال که مانیتورینگ اولیه رسانه های رایج تصویرغم انگیزی را گزارش می دهد‪ ،‬اما یک‬ ‫نقش��ه راه هم برای حرکت به س��مت جلو فراهم می کند‪ .‬یک گام اساسی در این پروسه‪ ،‬مجاب‬ ‫کردن رس��انه به درک مسئولیت اخالقی اش است‪ .‬گزارش مانیتورینگ جهانی رسانه مطابق گفته‬ ‫های آیدان وایت‪ ،‬دبیر عمومی فدراسیون بین المللی روزنامه نگاری‪ ،‬نقل می کند‪« :‬تصویرسازی‬ ‫منصفانه و بی طرف از جنس��یت‪ ،‬آرزویی حرفه ای و اخالقی اس��ت‪ ،‬مش��ابه احترام به درستی‪،‬‬ ‫عدالت و صداقت» اخالق روزنامه نگاری نیاز دارد تا به روز شود و شامل تصویرسازی منصفانه‬ ‫و بی طرف از جنسیت به عنوان اصل و مرام مرکزی شود‪.‬‬


‫سال اول‪ ،‬شماره ششم‪ ،‬زمستان ‪ ،1388‬فبروری‪ -‬مارچ ‪2010‬‬

‫آرمان شهر‬

‫‪Armanshahr‬‬

‫‪17‬‬

‫برقع نیلگون؛ هدیه دولت‪...‬‬

‫تحمیل شده است‪ .‬این وزارت‪ ،‬صالحیت‬ ‫اجرائی ندارد و فعالیت‌هایش محدود به دادن‬ ‫پیشنهاد به وزارتخانه‌های افغانستان و همکاری‬ ‫با سازمان‌های بین‌المللی مدافع حقوق زنان‬ ‫است‪.‬‬ ‫در ح��ال حاض��ر‪ ،‬فع��االن حق��وق زن در‬ ‫افغانس��تان با محدودیت‌ه��ای فراوانی مواجه‬ ‫هس��تند‪ .‬جامعه مدنی افغانس��تان آن چنان که‬ ‫باید‪ ،‬نتوانس��ته در توسعه مدنی و فعالیت‌های‬ ‫بشری نقش مؤثری داش��ته باشد‪ .‬عدم وجود‬ ‫جامعه مدنی منسجم و مستقل‪ ،‬یکی از دالیل‬ ‫اصل��ی کمرنگ ب��ودن و پراکنده بودن جنبش‬ ‫زنان در افغانستان است‪.‬‬ ‫چندی پیش سفری کاری به یکی از ولسوالی‌ها‬ ‫در والیت قندوز داشتم؛ این سفر همزمان بود‬ ‫با روز جهانی زن‪ .‬ولسوال دولت آقای کرزی‬ ‫از کارمن��دان زن به مناس��بت روز جهانی زن‬ ‫دع��وت به عمل آورده ب��ود و تحفه‌ای به هر‬ ‫یک از زن��ان داد‪ .‬این تحفه چی��زی نبود جز‬ ‫برقعی نیلگون و خوش��رنگ به تک تک زنان‬ ‫به شمول خودم!‬ ‫وجود نهاده��ای مدنی تابع قانون اساس��ی و‬ ‫در چارچوب دول��ت قانونمن��د‪ ،‬می‌تواند به‬ ‫ارتقاء حقوق بش��ر‪ ،‬حقوق مدنی و اجتماعی‬ ‫و فرهنگ��ی افراد کم��ک کند‪ ،‬چرا ک��ه افراد‬ ‫جامعه قادر خواهند بود دس��ت به مش��ارکت‬ ‫و جنبش‌های اجتماع��ی بزنند‪ .‬تقویت جامعه‬ ‫مدن��ی افغانس��تان و افزای��ش نق��ش‪ ،‬تاثیر و‬ ‫اس��تقالل آن‪ ،‬از جمل��ه گام‌های��ی اس��ت که‬ ‫می‌ت��وان جهت ایج��اد جنبش‌ه��ای منظم و‬ ‫مداومی چون جنبش زنان برداشت‪.‬‬ ‫دولت نیز می‌تواند با در نظر داشتن و رعایت‬ ‫قان��ون اساس��ی و پیمان‌ه��ای بین‌المللی‪ ،‬به‬ ‫خواس��ت‌های جنبش‌ه��ای اجتماعی داخلی‬ ‫پاس��خ بده��د‪ .‬هماهنگ��ی می��ان بخش‌های‬ ‫سیاس��ی‪ ،‬اقتص��ادی و جامع��ه مدن��ی از‬ ‫اساس��ی‌ترین نیازه��ای دول��ت کنونی جهت‬ ‫ارتقاء جنبش و وضعیت زنان افغانستان است‪،‬‬ ‫ولی عملکردهای فعلی دولت کرزی جز یأس‬ ‫و سرشکس��تگی ارمغانی دیگ��ری برای زنان‬ ‫نیافریده است‪.‬‬ ‫به عنوان نمونه‪ ،‬س��هل‌انگاری و عجله کرزی‬ ‫در امض��ای عجوالنه قانون احوال ش��خصیه‬ ‫که طبق آن‪ ،‬اساس��ی‌ترین حقوق انسانی یک‬ ‫زن نادیده گرفته می‌ش��ود از نش��انه‌های بارز‬ ‫بی‌تفاوت��ی دولت ب��ه تحقق حق��وق زنان و‬ ‫دهن‌کجی به آن اس��ت‪ .‬این قان��ون نه تنها با‬ ‫قانون اساس��ی افغانستان در تضاد بود‪ ،‬بلکه با‬ ‫اعالمیه‌های جهانی حقوق بش��ر و پیمان‌های‬ ‫بین‌المللی حقوق بش��ر مغایرت داش��ت‪ .‬البته‬ ‫این قان��ون پس از اعتراض های ش��ماری از‬ ‫زنان تعدیل شد‪.‬‬ ‫از ط��رف دیگ��ر‪ ،‬اصرار ک��رزی ب��ر مذاکره‬ ‫غیرش��فاف و به اصصالح آش��تی با «برادران‬ ‫طال��ب»‪ ،‬نگرانی‌های جدی را به وجود آورده‬ ‫است‪ .‬آپارتاید جنس��یتی که در دوران طالبان‬ ‫بر افغانستان حکم فرما بود‪ ،‬بر همگان آشکار‬ ‫اس��ت و تالش دولت کنونی ب��رای مذاکره با‬ ‫طالبان‪ ،‬ارمغانی جز بازگش��ت قوانین ش��دید‬ ‫جداسازی جنسیتی نمی‌آورد‪.‬‬ ‫قرار خ��روج نیروه��ای ناتو در س��ال ‪٢٠١٤‬‬ ‫میالدی‪ ،‬با توجه به صلح نس��بی و آسیب‌پذیر‬ ‫کنونی کش��ور نگرانی دیگری است که اذهان‬ ‫را مص��روف ک��رده اس��ت‪ .‬ب��ه راس��تی اگر‬ ‫آقای ک��رزی اعتقاد به براب��ری و آزادگی زن‬ ‫می‌داش��ت‪ ،‬بانوی اول کش��ور را در خفا نگه‬ ‫نمی‌داشت‪.‬‬ ‫‪http://www.bbc.co.uk/persian/‬‬ ‫_‪afghanistan/2011/03/110306_l25_abasi‬‬ ‫‪women_day_iwd2011.shtml‬‬

‫سال سوم شماره ‪ 15‬و ‪ -16‬حمل ‪ ،1390‬اپریل ‪2011‬‬

‫نوال السعداوی‪ :‬ما دوباره یک ملت‪...‬‬

‫ج��دا نکن��د و تبعیض میان ش��ان نگ��ذارد» مرد جوانی ب��ا نام طریق‬ ‫الدمی��ری می گوید» جوانان این انقالب را به ثمر رس��اندند و ما خود‬ ‫بای��د دولت خ��ود را انتخاب کنیم و کمیته ای ملی ب��رای تغییر قانون‬ ‫اساس��ی تشکیل بدهیم» مرد جوان دیگری با نام محمد امین می گوید‬ ‫«ما حکومتی مردمی می خواهیم و ش��ورایی و فرآیندی که در طی آن‬ ‫بتوانیم انتخاباتی ش��فاف و درست برای برگزیدن رئیس جمهور خود‬ ‫برگزار کنیم‪».‬‬ ‫م��رد جوان دیگری با نام احمد جالل م��ی گوید «ما انقالبی مردمی را‬ ‫س��امان داده ایم‪ ،‬بنا نهادن قرارد اجتماعی جدید نه تنها خواس��ته ی ما‬ ‫که ش��عار انقالب مان بوده است» آزادی‪ ،‬برابری و عدالت اجتماعی‪،‬‬ ‫چیزهایی اس��ت که انقالب را ساخته اس��ت و قوانین دولتی جدید را‬ ‫می س��ازد‪ ،‬دولت انتقالی را انتخاب می کند‪ ،‬کمیته ی ملی برای تغییر‬ ‫قان��ون اساس��ی را انتخاب م��ی کند و کمیته ای از رهب��ران انقالب را‬ ‫س��امان می ده��د‪ ،‬بنابراین فرصت طلبان صاحب پ��ول و قدرت نمی‬ ‫توانند بیش از این چیزی را به ما تحمیل کنند‪ .‬بسیاری از سیاستمداران‬ ‫با ما در این انقالب مش��ارکت نداش��تند ولی بعد از مدتی با هواپیما از‬ ‫اروپا و آمریکا به میان ما آمدند‪ ،‬کس��انی که زندگی ش��ان را بیرون از‬ ‫مص��ر گذرانده بودند و حاال برای رهبری به وطن بازگش��ته بودند‪ ،‬ما‬ ‫می گوییم‪« :‬کس��ی که انقالب را به ثمر رس��اند همان کسی است که‬ ‫باید رهبری آن را بر عهده داش��ته باش��د‪ ،‬در میان مارهبرانی ‪ 40 ،30‬یا‬ ‫‪ 50‬س��اله هس��ت‪ .‬ما در میان خود متخصصانی از تمامی رشته ها مثل‬

‫در اروپا «افکار عمومي اعتقادي‪...‬‬

‫افغانس��تان باز مي گردند از پيش��رفت هائي در محل خبر مي دهند و‬ ‫م��ي خواهند که به ارتش و پليس افغان زمان داده ش��ود تا براي خود‬ ‫زمينه مناسبي براي پرورش کادرها فراهم آورند و به خود متکي شوند‪.‬‬ ‫اما نه بحثي در کار اس��ت و نه آئين و طريق و نظريه اي‪ .‬درست است‬ ‫که نيکال س��ارکوزي از تاکيد بر اين نکته باز نمي ايس��تد که س��ربازان‬ ‫فرانسوي «تا زماني که الزم باشد» در افغانستان خواهند ماند‪ ،‬اما فرانسه‬ ‫آخرين کش��وري بود که در ماه فوريه ‪ ۲۰۱۰‬ب��ه تقاضاي امريکا براي‬ ‫اعزام نيروهاي تقويتي پاس��خ داد و س��رانجام نيز (به جاي يک هزار و‬ ‫پانصد رزمنده اي که واش��نگتن مي خواس��ت)‪ ،‬بي��ش از دوصد مربي‬ ‫اضافي‪ ،‬نفرستاد‪)۳( .‬‬ ‫آق��اي ويکت��ور اوزروف (‪ ،)Viktor Ozerov‬رئي��س کميت��ه دفاع‬ ‫و امنيت ش��وراي فدراس��يون روس��يه اطمينان مي دهد که «در روسيه‬ ‫دشواري هاي امريکائي ها و هم پيمانانش در افغانستان مايه خشنودي‬ ‫ما نيس��ت»‪ :‬شکس��ت ناتو دامنگير جمه��وري هاي آس��ياي مرکزي‪،‬‬ ‫همپيمانان طبيعي روس��يه خواهد شد‪ .‬اما ابدا ً صحبت از آن نيست که‬ ‫روس��يه کوچکترين گروه رزمنده اي را به افغانستان اعزام دارد‪« :‬ما هم‬ ‫اينک هم سهم خود را ادا کرده ايم‪ ...‬و طعم آن را هم چشيده ايم!» اين‬

‫اروپائيان درگير جنگي که ربطي‪...‬‬

‫پي نوشت ها‬ ‫‪ -۱‬اين روزنامه هرماه نس��خه لومون��د ديپلوماتيک به زبان آلماني‬ ‫را منتشر مي کند‪.‬‬ ‫‪ -۲‬ايس��تگاه بازرسي چارلي معروفترين قرارگاه مرزي ميان برلين‬ ‫ش��رقي و غربي در زمان وجود ديوار بود‪ .‬اين ايس��تگاه که در ماه‬ ‫ژوئ��ن ‪ ۱۹۹۰‬فرو ريختند‪ ،‬امروز محل بازدي��د از قلم نيانداختني‬ ‫جهانگردان است‪.‬‬ ‫‪ -۳‬در م��اه فوريه ‪ ،۲۰۱۰‬خانم کاس��من (‪ )Kässmann‬پس از‬ ‫بازداش��ت به علت رانندگي در حال مس��تي وادار به کناره گيري‬ ‫شد‪.‬‬ ‫‪ -۴‬وي مانن��د مخاطبان ما در وزارت امورخارجه ميل داش��ت که‬ ‫نامش برده نشود‪.‬‬ ‫‪ -۵‬ژنرال مک کريستال (‪ )McCrystal‬در ماه ژوئن ‪ ۲۰۱۰‬از مقام‬ ‫فرماندهي برکنار و ژنرال ديوي��د پترائوس (‪)David Petaeus‬‬ ‫جانش��ين وي ش��د‪ .‬نگاه کنيد به نوشته «افغانس��تان‪ :‬با پترائوس»؛‬ ‫در سامانه انترنتي دفاع (‪۲۵ ،)http://blog.mondediplo.net‬‬ ‫ژوئن ‪.۲۰۱۰‬‬ ‫‪ -۶‬انتق��ال ه��اي احتمالي به نواح��ي ديگر‪ ،‬به انج��ام مأموريتي‬ ‫مش��خص در زماني معين‪ ،‬به کس��ب مجوز از وزارت دفاع بدون‬ ‫مشورت با پارلمان محول گشته است‪.‬‬ ‫‪ -۷‬مثال‪ ،‬براي هر سربازي که به سرزميني در خارج از کشور اعزام‬ ‫شود‪ ،‬به ‪ ۳۵‬نظامي و ‪ ۱۶‬غيرنظامي نياز است؛ و خود وزارتخانه به‬ ‫‪ ۱۷‬دايره تقسيم شده است که اختيارات بسياري از آنها در يکديگر‬ ‫تداخل دارند‪ .‬نگاه کنيد به ‪ – TTU‬آگاهي نامه س��وق الجيشي و‬

‫سیاس��ت و اقتصاد داریم‪ .‬ما کسانی هستیم که باید کمیته ی ملی تغییر‬ ‫قانون اساس��ی را ش��کل دهیم‪ .‬محمد جوان می گوید‪ »:‬برای اولین بار‬ ‫در زندگیم به مصری بودن خود مباهات می کنم‪ ،‬یاس و افس��ردگی از‬ ‫میان رفته اس��ت و شکس��ت به پیروزی تبدیل شده است‪ .‬ما هزینه ی‬ ‫این آزادی را با خون ش��هیدان مان دادی��م‪ ،‬هیچ قدرتی نمی تواند این‬ ‫قدرت را از ما بازپس بگیرد‪.‬‬ ‫التحریر تبدیل به کل شهر شده بود با همه ی امکاناتش‪ ،‬در بیمارستانی‬ ‫همان نزدیکی به مجروحان و زخمی ها رس��یدگی می ش��د‪ ،‬دکترها و‬ ‫پرس��تاران از میان جوانان داوطلب این وظیفه را بر عهده گرفته بودند‪.‬‬ ‫داوطلب��ان با پتو و دارو و پارچه ه��ای کتان و گاز و باند و غذا و آب‬ ‫به میدان می آمدند‪ ،‬چیزی که برای من بیش��تر ش��بیه رویا بود‪ .‬من با‬ ‫این زنان و مردان جوان ش��ب و روز زندگ��ی کردم‪ .‬کمیته ای از میان‬ ‫همین مردان و زنان جوان تش��کیل داده شده بود که وظیفه ی سازمان‬ ‫دهی انتقال مجروحان به بیمارس��تان‪ ،‬تهیه ی آب و غذا برای س��اکنین‬ ‫میدان‪ ،‬دفاع از میدان در برابر هجوم مزدوران و پاس��خگویی به دروغ‬ ‫های رس��انه های دولتی و دولت موقت دروغی��ن و دیگر کارها را بر‬ ‫عهده گرفته بود‪ .‬دیوارهای خانه ها‪ ،‬نهادها و تابوها که میان شهروندان‬ ‫کش��یده شده بود از میان رفته بود‪ ،‬زنان و مردان‪ ،‬مسلمانان و مسیحیان‬ ‫بدون هیچ مرزی در کنار هم بودند‪ .‬ما یک ملت ش��دیم بدون جدایی‬ ‫بر اس��اس جنسیت‪ ،‬مذهب یا دیگر چیزها‪ ،‬ما همه رفتن مبارک را می‬ ‫خواستیم‪ ،‬دادگاهی شدن خود و همکارانش در حزب‪ ،‬آن هایی که در‬ ‫ریختن خون مردم دست داشتند و در ظلم و ستمی که ‪ 30‬سال بر مردم‬ ‫مصر روا داشته شده بود‪.‬‬ ‫نماينده مجلس از اعطاي حق عبور در دو جهت براي نيروهاي ائتالف‬ ‫در چهارچ��وب ت��دارکات و نيازمندي های آن ه��ا از جمله –اعطاي‬ ‫معافيت از قانون – براي تجهيزات نظامي‪ ،‬راضي اس��ت‪ .‬دغدغه خاطر‬ ‫وي انفجار توليد و قاچاق مواد مخدر‪ ،‬احتماال آميخته با تروريسم است‬ ‫که هم اينک هم به پشت دروازه هاي روسيه رسيده‪.‬‬ ‫پي نوشت ها‬ ‫‪ -۱‬نيروهاي ائتالف از آغاز مداخله در افغاس��تان در پايان سال ‪۲۰۰۱‬‬ ‫تاکنون ‪ ۲‬هزار و‪ ۳۰۰‬تن سرباز از دست داده اند‪.‬‬ ‫‪ -۲‬نظ��ر س��نجي ‪ ،IFOB‬که به س��فارش روزنامه اومانيت��ه در تاريخ‬ ‫‪ ۱۸‬ژوئيه ‪ ۲۰۱۰‬به انجام رس��يد‪ ،‬نظرس��نجي هاي پيشين را تائيد کرده‬ ‫است‪.‬‬ ‫‪ -۳‬سس��تي و بي رمقي درگيري فرانسه‪ ،‬از چشم انداز امريکا‪« ،‬سلول‬ ‫سرخ» س��ازمان اطالعات مرکزي امريکا (سيا) را برانگيخت تا در روز‬ ‫‪ ۱۱‬مارس گذش��ته يادداش��تي تدوين کند که در آن پيش��نهاد شده بود‬ ‫«احساس گناه را در فرانسويان‪ ،‬به ويژه زنان‪ ،‬به واسطه آن که افغان ها‬ ‫را به حال خود رها کرده اند تلقين کنند‪».‬‬ ‫منبع‪ :‬لوموند دیپلماتیک‬ ‫‪http://ir.mondediplo.com/article1660.html‬‬

‫امور دفاعي‪ ،‬شماره ‪ ،۷۷۵‬پاريس ‪ ۲۷‬اکتبر‪.۲۰۱۰‬‬ ‫‪ -۸‬اي��ن رقم هزينه هائي ک��ه وزارتخانه ه��اي ديگر متحمل مي‬ ‫شوند‪ ،‬مخارج مداوا و مس��تمري زخميان‪ ،‬کمک به خانواده هاي‬ ‫نظاميان و غيره را در بر مي گيرد‪.‬‬ ‫‪ -۹‬عه��د نامه معروف ب��ه « ‪ ،»۴ +۲‬که جمهوري ف��درال آلمان‪،‬‬ ‫جمهوري دموکراتيک آلمان‪ ،‬فرانس��ه‪ ،‬اتحاد ش��وروي‪ ،‬بريتانيا و‬ ‫اياالت متحده درماه س��پتامبر ‪ ۱۹۹۰‬در مسکو امضاء کردند‪ ،‬چون‬ ‫پي��ش درآمد اتحاد آلمان تدوين گرديده بود‪ ،‬که وضعيت حقوقي‬ ‫بين المللي آن کش��ور را به طور پايداري س��امان داد‪ .‬اين عهدنامه‬ ‫مقرر داش��ته اس��ت که کشور تازه از دس��تيابي به سالح هسته اي‬ ‫چش��م مي پوش��د و «تغيير ناپذيري» مرزهايش را به رسميت مي‬ ‫شناسد‪.‬‬ ‫‪ -۱۰‬مارکوس کائيم (‪« ،)Markus Kaim‬درگيري نظامي آلمان‬ ‫در افغانستان‪ .‬شرايط‪ ،‬ارزيابي‪ ،‬چشم اندازها»‪ ،‬در نشريه يادداشت‬ ‫ه��اي س��رفا (‪ ،)Notes du Cerfa‬ش��ماره ‪ ،۷۶‬پاريس‪ ،‬ژوئيه‬ ‫‪.۲۰۱۰‬‬ ‫‪ -۱۱‬ژاک –پي��ر ک��وژون (‪،)Jacques-Pierre Gougeon‬‬ ‫«آلمان‪ ،‬قدرتي جديد»‪ ،‬لوموند‪ ۵ ،‬اکتبر ‪.۲۰۱۰‬‬ ‫‪ -۱۲‬هاينري��ش اوگوس��ت وينکل��ر (‪Heinrich August‬‬ ‫‪ ،)Winkler‬تاريخ آلمان‪ ،‬در قرون نوزدهم و بيس��تم‪ .‬راهي دراز‬ ‫به سوي غرب‪ ،‬انتشارات فايار‪ ،‬پاريس‪.۲۰۰۵ ،‬‬ ‫*‪ -‬اعتبارات همکاري غيرنظامي به دوبرابر افزايش يافت و به نيم‬ ‫ميليارد يورو در سال رسيد‪.‬‬ ‫منبع‪ :‬لوموند دیپلماتیک‬

‫‪http://ir.mondediplo.com/article1659.html‬‬


‫آرمان شهر‬ ‫‪18‬‬

‫نظام سياسي وعدالت‪...‬‬

‫صنعتی به آب و هوای کره زمین و بسیاری موارد اجتماعی‬ ‫دیگر در روز جهانی توسعه عدالت اجتماعی به وسیله وجدان‬ ‫های بیدار و مسوول پی گیری و به سران دولت ها گوشزد و‬ ‫یاد آوری می گردد‪.‬‬ ‫آقاي جوينده‪ ،‬اولين سخنران اين گفتگو گفت‪ :‬در طول تاريخ‬ ‫افغانستان تاريخ نظام هاي سياسي مسلط در كشور چه در‬ ‫دوران نبود احزاب سياسي و ديكتاتوري هاي سياهي كه در‬ ‫طول تاريخ وجود داشته و چه در نظام بعد از سقوط طالبان و‬ ‫بعد از كنفرانس بن داير شده هميشه مورد سوال مردم بوده كه‬ ‫اين نظام هاي سياسي در افغانستان تا چه حد و تا چه اندازه‬ ‫جواب گوي نيازمندي هاي مردم افغانستان بوده است‪.‬‬ ‫او گفت‪ :‬نظام سياسي در افغانستان بر پايه نظام رياستي است‪.‬‬ ‫در اين نظام سياسي بر پايه قانون اساسي اصل تفكيك قوا در‬ ‫نظر گرفته شده است و سه قوه اجراييه‪ ،‬مقننه و قضایيه در‬ ‫كنار هم وجود دارند‪ .‬رييس جمهور افغانستان در رأس هر‬ ‫سه قوه قرار دارد و صالحيت قوه اجراييه از آن رييس دولت‬ ‫است که در بسياري از موارد بنابر نبود يك نظام عادالنه و‬ ‫متخصص تالش شده تا رييس جمهور افغانستان را در تقابل‬ ‫با قوه مقننه قرار بدهند كه نمونه هاي آن را در اين اواخر‬ ‫مشاهده كرديم‪ .‬صالحيت هاي هر سه قوا مشخص است‪،‬‬ ‫صالحيت شوراي ملي تصويب بوديجه افغانستان‪ ،‬تصويب‬ ‫قوانين‪ ،‬الحاق با كنوانسيون هاي بين المللي و اعالم جنگ و‬ ‫صلح از صالحيت هاي آن ها است‪ .‬در پهلوي آن صالحيت‬ ‫هاي خاص به مجلس افغانستان داده شده از جمله رد و يا‬ ‫تأييد وزراي افغانستان‪ ،‬سلب صالحيت رييس جمهور و سلب‬ ‫صالحيت اعضاي ستره محكمه است كه همه ي اين موارد‬ ‫در قانون اساسي افغانستان تعريف شده است‪ .‬به همين ترتيب‬ ‫صالحيت هاي رييس جمهور نيز به اساس قانون اساسي‬ ‫تعريف شده است‪ .‬حكومت افغانستان بايد تمام برنامه ها و‬ ‫پالن هايی را كه براي انكشاف اقتصادي‪ ،‬فرهنگی و اجتماعی‬ ‫دارد به طور مدون به دسترس شوراي ملي افغانستان قرار دهد‬ ‫كه متأسفانه در طول اين پنج سال هيچ برنامه مشخصی از‬ ‫طرف حكومت به دسترس شوراي ملي قرار نگرفت‪ .‬به همين‬ ‫دليل بود كه مجلس نمايندگان حكومت را و حكومت مجلس‬ ‫نمايندگان را به كم كاري و كارشكني متهم مي كردند‪ .‬جوينده‬ ‫افزود تا وقتی كه اين سه قوه كارهاي شان را مطابق قانون‬ ‫اعمال نكنند اين ناهماهنگي ادامه خواهد يافت‪.‬‬ ‫قوه قضايیه افغانستان سه مرحله دارد كه شامل ستره محكمه‪،‬‬ ‫محكمه استيناف و محكمه ابتدايي است كه نظر به قانون‬ ‫اساسي تمام مسايلی كه در كشور صورت مي گيرد باید از‬ ‫طريق اين سه محكمه مورد بررسي قرار بگيرد‪.‬‬ ‫ساختار دولت افغانستان متأسفانه مركزي است و تمام‬ ‫صالحيت ها به مركز واگذار شده است‪ .‬واليات و ارگان هاي‬ ‫محلي مثل شهرداري ها صالحيت هاي زيادی را در اختيار‬ ‫ندارند‪ .‬زمانی مي شود ما از اين وضعيت بيرون شويم كه‬ ‫تطبيق قانون و قانون ساالري در كشورسراسري گردد‪ .‬عدالت‬ ‫اجتماعي زمانی به وجود خواهد آمد كه قانون تطبيق گردد اما‬ ‫در شرايط فعلي عدالت اجتماعي به گونه مناسب آن تطبيق و‬ ‫تأمين نشده است‪.‬‬ ‫مسعوده كرخي‪ ،‬سخنران دوم گفت‪ :‬اوالً بايد نگاه کرد كه‬ ‫افغانستان با كمك هاي جهاني و مردمي كه در طول اين ده‬ ‫سال داشته در كجاي كار است؟ در ابتدا مي خواهم نظری‬ ‫بیاندازم به اين كه نظام سياسي چگونه به وجود آمد طوري كه‬ ‫روسو در كتاب قرار دادهاي اجتماعي خود مي نويسد‪« :‬زماني‬ ‫كه هيأت حاكمه و دولت طبق قرارداد اجتماعي به وجود مي‬ ‫آيد هر يك از اعضا حقوق خود را با تمام نيرو و دارايي در‬ ‫اختيار هيأت حاكمه قرار مي دهند‪ ».‬طبق اين قرار داد هر‬ ‫فرد حاكميت خود را به فرمان روا مي بخشد تا فرمان روا به‬ ‫خاطر ايجاد نظم در جامعه كارهايی را انجام بدهد‪ .‬اين امر‬ ‫بدان معني نيست كه انسان آزادي هاي فردي خود را از دست‬ ‫بدهد‪ .‬اما متأسفانه بعد از سقوط طالبان در برگزاري كنفرانس‬ ‫بن نظريات مردم افغانستان و خواسته هاي آنها در آن جا‬ ‫در نظر گرفته نشد‪ ،‬فقط خواست و نظر چهار گروه پشاور‪،‬‬ ‫قبرس‪ ،‬ايتالف شمال و روم در آن كنفرانس مد نظر گرفته شد‪.‬‬ ‫در كنفرانس بن كه بيشتر قدرت اين چهار گروه به نمايش‬ ‫گذاشته شد و هر يك از آنها مي خواستند تا نظرات خودشان‬ ‫را به كرسي بنشانند نتيجه اين شد كه نظام سياسي در اثر چانه‬

‫‪Armanshahr‬‬

‫سال سوم شماره ‪ 15‬و ‪ -16‬حمل ‪ ،1390‬اپریل ‪2011‬‬

‫زني ها‪ ،‬و زورگويي ها شكل گيرد‪ .‬تا اين كه دولت موقت‬ ‫شكل گرفت و به افغانستان آمدند‪ ،‬زيرا كه در آن نظام نه مردم‬ ‫وجود داشتند و نه رأي مردم‪ .‬تنها قرار داد بين جامعه جهاني‬ ‫و چهار گروهی كه در آن جا حضور داشتند صورت گرفت‪.‬‬ ‫تمام تعهدات به خاطر به وجود آمدن دموكراسي و تحكيم‬ ‫قانون صورت گرفت‪.‬‬ ‫او گفت‪ :‬بعدها ما شاهد دولت انتقالي و لويه جرگه تصويب‬ ‫قانون اساسي بوديم‪ .‬ولي آن چه آشكار است اين است كه‬ ‫مردم ما تا هنوز هم در گرو گروه هايی هستند كه در كنفرانس‬ ‫بن حضور داشتند و اولين و آخرين حرف را زدند‪ .‬اگر توجه‬ ‫صورت گيرد رابطه بسيار مستحكمی بين نظام سياسي و عدالت‬ ‫اجتماعي وجود دارد بدون تأمين عدالت اجتماعي غير ممكن‬ ‫است كه ما جامعه ای داشته باشيم كه در آن صلح‪ ،‬آرامش و‬ ‫امنيت‪ ،‬ترقي و تمدن باشد‪ .‬عدالت به مفهوم توزيع عادالنه‬ ‫قدرت‪ ،‬ثروت و امتيازات است‪ .‬ولي متأسفانه نظام سياسي‬ ‫افغانستان بر بنياد عدالت اجتماعي شكل نگرفته است و اين‬ ‫همه مشكالت و نابرابري ها از آن جا منشأ مي گيرد‪ .‬خانم‬ ‫كرخي در ادامه حرف هایش افزود‪ :‬زماني عدالت اجتماعي‬ ‫مي تواند در جامعه تأمين گردد كه حاكميت قانون وجود‬ ‫داشته باشد و قانون در برابر همه يكسان تطبيق گردد‪ .‬گرچه‬ ‫در قانون اساسي از دموكراسي و آزادي هاي فردي ياد شده‬ ‫است اما متأسفانه كه روي ورق ها جا گذاشته شده است‪.‬‬ ‫سخنران سوم‪ ،‬آقاي ظهور رزمجو گفت‪ :‬نظام سياسي مجموعه‬ ‫ای از افراد ارگان ها و ديپارتمنت هايی است كه با هم يك‬ ‫جا به خاطر بهبود وضعيت فعاليت مي كنند‪ .‬منظور از نظام‬ ‫سياسي اين است كه مردم در فضاي امن زندگي كنند و عدل‬ ‫بر قرار باشد‪ .‬او گفت زماني مي شود يك زندگي انساني‬ ‫داشت كه نعمات مادي به اندازه وافر باشد و انسان بتواند به‬ ‫اندازه نياز خود كار كند و كار به احتياج اش تبديل شود‪ .‬و‬ ‫به اندازه احتياج خود از جامعه مزد دريافت كند‪ .‬يعني نعمات‬ ‫مادي را كه انسان ها توليد مي كنند طوری با هم تقسيم كنند‬ ‫كه به اندازه احتياج آن ها براي شان برسد‪ .‬نظام هاي سياسي‬ ‫و مكاتبی كه امروز وجود دارند همه به خاطر تأمين عدالت‬ ‫اجتماعي به ميان آمده اند و خواسته اند حق و حقوق انسان‬ ‫ها پامال نشود و همه انسان ها به گونه يك سان از امتياز ها‬ ‫بر خوردار شوند‪ .‬در نظام بازار آزاد و متمركز كه امروز برخي‬ ‫از كشورهاي بزرگ بر پايه اين نظام مديريت مي شوند‪ ،‬هر‬ ‫يك از اين نظام ها اصول و قواعدی دارند‪ .‬در نظام بازار آزاد‬ ‫اصل اين است كه سودی كه فرد از تجارت به دست مي آورد‬ ‫اين سود به زيان ديگران تمام نشود و منافع ديگران را تهديد‬ ‫نكند‪ .‬امروز در افغانستان نظام دموكراسي حاكم است و تمام‬ ‫تالش براي اين است كه ما بايد در تمام سطوح اصالحات‬ ‫را به وجود بياوريم‪ .‬در شرايط فعلي بايد ما به منافع ملت‬ ‫خود توجه داشته باشيم و از اين امكانات و شرايط موجود‬ ‫استفاده نمايیم‪.‬‬ ‫سخنران بعدی‪ ،‬استاد سيف الدين سيهون گفت‪:‬‬ ‫افغانستان در يك سياست به نام سياست دموكراسي سازي‬ ‫غرب قرار دارد‪ .‬دموكراسي سازي غرب از سه مرحله گذشته‬ ‫است‪ .‬يك دوره در آخر سال هاي ‪ 1980‬و در طول سال‬ ‫هاي ‪ 90‬شعارهاي دموكراسي و حقوق بشر و ساير ارزش‬ ‫ها را مي دادند‪ .‬اما در سال ‪ 2001‬دموكراسي غربي چهره ای‬ ‫ديگر گرفت و در افغانستان و عراق با حمله نظامي به نمايش‬ ‫گذاشته شد كه اين امر سرشار از پيروزي بر ضد هراس افگني‬ ‫و تروريزم بود‪ .‬مرحله سوم دموكراسي سازي در افغانستان‬ ‫شروع شده كه معني آن دموكراسي به هر قيمت است‪ .‬امروز‬ ‫در افغانستان شعار آوردن صلح است و اين صلح با طالبان‬ ‫صورت مي گيرد‪ .‬آيا صلح كردن با طالبان واقع ًا امنيت مي‬ ‫آورد؟‬ ‫رويكرد سوم دموكراسي سازي در جهان توسط امريكا و‬ ‫عوامل غربي آن ها صورت مي گيرد‪ .‬يعني اين ها دنبال‬ ‫دولت سازي‪ ،‬تحقق دموكراسي و حقوق بشر نيستند‪ .‬وقتی‬ ‫كه ما به توافقات بن نگاه كنيم تمام هدف اين توافقات مبارزه‬ ‫عليه هراس افگني بود و بحث دولت سازي و موارد ديگر‬ ‫در حاشيه بودند‪ .‬او گفت با گذشت زمان پي برديم كه اگر‬ ‫دولت‪ ،‬نظام‪ ،‬و نهاد را احيا نكنيم هيچ كاری نتيجه نخواهد‬ ‫داد و بحران تداوم پيدا مي كند‪ .‬در بسياري از كشورها دولت‬ ‫ها براي افراد حقوق اجتماعي را قايل مي شوند مثل حق كار‪،‬‬ ‫حق تعليم‪ ،‬حق دسترسي به خدمات صحي‪ ،‬حق داشتن محيط‬ ‫زيست‪ ،‬حق برخورداري از طول عمر و پديده هاي ديگر كه‬

‫جز عدالت اجتماعي دانسته مي شوند‪ .‬تنها اين موارد عدالت‬ ‫اجتماعي نيست بلكه عدالت اجتماعي مشاركت مردم در امور‬ ‫اقتصادي است و يا به اين مفهوم كه مردم از تمام منابع مستفيد‬ ‫شوند و بهره ببرند‪ .‬او افزود دولت ها مكلف هستند تا به‬ ‫خاطر تأمين عدالت اجتماعي پول ها و سرمايه هايی را كه‬ ‫انباشت مي كنند در خدمت رفاه اجتماعي و پيشرفت جامعه‬ ‫قرار دهند‪.‬‬ ‫آخرين سخنران اين گفتگو آقاي اويناژ به موارد زير اشاره‬ ‫داشت‪:‬‬ ‫مدل هاي سياسي در كشور ها به گونه يكسان قابليت تطبيق‬ ‫را ندارد هر كشور شرايط خاص خود را دارد و بايد بر پايه‬ ‫نيازها و شرايط اجتماعي مدل هاي سياسي اقتصادي در‬ ‫نظر گرفته شود‪ .‬در بسياري از جوامع مثل افغانستان عدالت‬ ‫تطبيق نشده است‪ .‬در جوامعی كه عدالت تأمين باشد حقوق‬ ‫بشر و حقوق زنان و ساير حقوق تآمين مي گردد‪ .‬يكي از‬ ‫ضرورت هاي اصلي انسان تأمين سر پناه و آب و غذا است‪.‬‬ ‫براي دسترسي به اين ها بايد اهداف مشخصی وجود داشته‬ ‫باشد‪ .‬در افغانستان با توجه ساختارهايی كه وجود دارد بايد‬ ‫اين ساختارها قوي و نيرومند گردند‪ .‬در غير آن اگر دنبال‬ ‫ساختارهاي جديد در كشور مثل افغانستان باشيم به موانع و‬ ‫چالش هاي زياد روبرو مي شويم‪.‬‬ ‫نظام سیاسی و عدالت اجتماعی در افغانستان می تواند‬ ‫مبحث گسترده ای باشد با توجه به شرایطی جدیدی که از‬ ‫ده سال گذشته بدین سو در کشور حاکم است‪ .‬می توان گفت‬ ‫افغانستان در طول ده ها سال گذشته نظامی متمرکز و مبتنی‬ ‫بر اصول بین المللی و متعهد به مبانی حقوق بشر را به خود‬ ‫ندیده و آن چه دولت امروز ما را از دولت های پیش از وی‬ ‫متمایز می کند شعارهاییست که در تایید این مفاهیم بر زبان‬ ‫می آورد در حدی که این شعارها وارد کتاب های قانون نیز‬ ‫شده است اما زمینه عملی شدن این شعارها در حدی که‬ ‫نسبتا بتوان با اتکا به آن دولت افغانستان و جامعه بین المللی‬ ‫در این کشور را متعهد به این شعارها دانست هنوز فراهم‬ ‫نشده است‪.‬‬ ‫شصت و نهمین جلسه گفتگو پلی میان نخبگان و شهروندان‬ ‫آرمان شهر به دنبال پیدا کردن پاسخی برای سوال های فراوانی‬ ‫که در این زمینه می تواند مطرح شود بود؛ سوال هایی که‬ ‫سخنران های این جلسه برخی از آن ها را پاسخ گفتند و با‬ ‫توجه به گستردگی دایره بحث پاسخ به برخی از این سوال ها‬ ‫نیاز به مجالی دیگر دارد‪.‬‬

‫کمیته نظارت بر قطعنامه‪...‬‬

‫بودن نقش و شمار زنان در نیروهای امنیتی اشاره کرد‪.‬‬ ‫مقام های افغان می گویند حکومت در سال های گذشته تالش‬ ‫کرده با سهیم ساختن زنان در برنامه های سیاسی این کشور‬ ‫نقش زنان را برجسته سازد‪ .‬اما فعاالن حقوق زن این تالش‬ ‫ها را ناکافی می خوانند و خواستار توجه بیشتر حکومت در‬ ‫این زمینه هستند‪.‬‬ ‫مقام های افغان می گویند در شورای عالی صلح که تازه از‬ ‫سوی رئیس جمهور کرزی به منظور مذاکره با مخالفان دولت‬ ‫راه اندازی شده ‪ 9‬زن عضویت دارند و همچنان حدود ‪٣٠‬‬ ‫درصد اعضای مجلس نمانیدگان جدید را زنان تشکیل می‬ ‫دهند‪.‬‬ ‫کشاکش میان دولت و نهاد های مدنی و غیر دولتی بر سر‬ ‫مسایلی چون‪ ،‬حقوق بشر‪ ،‬حقوق زنان‪ ،‬آزادی بیان و حقوق و‬ ‫آزادی های دیگر‪ ،‬همواره بوده است‪ .‬در این گیر و دار همیشه‬ ‫دولت بر دست آوردها تاکید می کند و جامعه مدنی و حقوق‬ ‫بشر بر نیازها‪.‬‬ ‫هنوز مشخص نیست تشکیل چنین کمیته ای که به لحاظ‬ ‫قانونی اختیارات اجرایی ندارد‪ ،‬تا چه حدی می تواند نهاد‬ ‫های تشکیل دهنده این کمیته را به هدفی که می خواهند‬ ‫برساند‪ .‬اما آنچه مشخص است این است که نهاد های مدنی‬ ‫در افغانستان به نظر می رسد روز به روز به اقدامات مشخص‬ ‫تر و جدی تری دست می زنند‪.‬‬ ‫‪http://www.bbc.co.uk/persian/‬‬ ‫_‪afghanistan/2011/03/110328_l09_women_rights‬‬ ‫‪commity.shtml‬‬


‫سال اول‪ ،‬شماره ششم‪ ،‬زمستان ‪ ،1388‬فبروری‪ -‬مارچ ‪2010‬‬

‫آرمان شهر‬ ‫‪19‬‬

‫بازشناسی نقش زنان افغانستان‪...‬‬

‫زوال و نابودی اندک دستاوردها نقش به سزایی داشته اند‪.‬‬ ‫مبنای فکری فمینیسم سیاه با فمینیسم زنان سپید پوست‬ ‫تفاوت های بنیادینی دارد؛ چون در گونه نخست‪ ،‬زنان از‬ ‫یک نوع تبعیض رنج می برند در حالی که زنان سیاه پوست‬ ‫از تبعیض نژادی و طبقاتی نیز به شدت متاثر اند و یا برای‬ ‫زنان کشورهای جهان سوم‪ ،‬میراث دوران استعمار نیز مزید‬ ‫بر علت رنج های آنان می شود‪ .‬پس با این رهیافت‪ ،‬تعریف‬ ‫مبارزات زنان و خواسته های آنان در افغانستان با شناسایی‬ ‫ویژه گی های بومی و دریافت دشواری های محلی توام با‬ ‫شاخصه های جهانی امکان پذیر می گردد‪.‬‬ ‫تفاوت های فرهنگی و ساختاری‪ ،‬مبارزات و خواست های‬ ‫زنان را متفاوت می سازند‪ .‬آن چه برای یک زن اروپایی‬ ‫می تواند به عنوان معضله مطرح گردد‪ ،‬برای یک زن افغان‬ ‫شاید قابل شناخت نیست و آن چه زن افغان به آن نیاز دارد‪،‬‬ ‫برای زن امریکایی قابل درک نیست‪ .‬بنا در تمام مطالعات‪،‬‬ ‫این تفاوت ها را بایست در نظر داشت‪ .‬به باور چندرا تالپاد‬ ‫موهانتی‪ ،‬بانوی اندیشه ورز هندی و استاد مطالعات زنان‪،‬‬ ‫فمینیسم غربی به تمام زنان آزادی خواه جهان سوم نگاه‬ ‫یکسان داشته و تفاوت های تاریخی‪ ،‬فرهنگی‪ ،‬سیاسی و‬ ‫اقتصادی را نادیده می انگارد؛ در نتیجه در طبقه بندی و‬ ‫شناخت هنجار و ساز و کار مبارزات زنان در شرق دچار‬ ‫توهم و خطا می گردد‪.‬‬ ‫زنان روشنفکر در ایران کوشیدند تا با تز فمینیسم اسالمی‪،‬‬ ‫فمینسم را بومی بسازند و تغییراتی در ساختارهای جامعه‬ ‫به وجود بیاورند‪ .‬در این راستا زنان مذهبی و زنان سکوالر‬ ‫همراه با هم به جنبش زنان پیوستند و با آرمان مشترک و حفظ‬ ‫دیدگاه های متفاوت مبارزات آزادی خواهی را آغاز کردند‪.‬‬ ‫سوای این که زنان فمینیست در ایران تا چه اندازه دستاورد‬ ‫داشته اند‪ ،‬در افغانستان چنین تالشی در سطح گسترده صورت‬ ‫نگرفته است‪ .‬از یک سو تصور تباین ها و تناقض های فلسفه‬ ‫فمینیسم با اسالم و از سوی دیگر عدم شکل گیری حوزه‬ ‫عمومی برای تبیین چیزی به نام فمینیسم اسالمی و راه اندازی‬ ‫گفتمان اجتماعی برای شناخت معضالت ساختاری و تغییر‬ ‫زندگی زنان و از سوی دیگر شاخصه های فرهنگی ویژه‬ ‫جامعه افغانی با زیرساخت های ویران شده در اثر جنگ‬ ‫های طوالنی و عدم امنیت فیزیکی و فکری‪ ،‬همراه با آن‬ ‫شیوع گسست های قومی در میان نخبه گان زن‪ ،‬راه را برای‬ ‫مبارزات گسترده و مطالعات برابری خواهی تنگ کرده اند‪.‬‬ ‫زنان مسلمان در ایران حق طالق‪ ،‬حق حضانت‪ ،‬حق قضاوت‬ ‫و تعدد زوجات را نقد کرده (با نام آن چه مصلحت اجتماعی‬ ‫نیست) به پرسش کشانده و در این راستا پیروزی هایی هم‬ ‫داشته اند؛ اما در افغانستان به وقت بیشتری نیاز است تا زنان‬ ‫به طرح این پرسش ها بپردازند‪.‬‬ ‫در افغانستان تنها مساله تبعیض جنسیتی به عنوان یک معضله‬ ‫مطرح نمی گردد‪ ،‬بل مجموعه یی از تبعیض و ستم همراه‬ ‫با تبعات جنگ و شاخصه های جوامع پس از جنگ‪ ،‬نا‬ ‫امنی‪ ،‬فقر و خشونت ساختاری‪ ،‬مساله جایگاه زنان و توازن‬ ‫جنسیتی را با دشواری جدی مواجه ساخته است‪.‬‬ ‫در جوامع سنتی حتا فردگرایی مردانه در ساختار های پیشا‬ ‫مدرن قبیله یی دشوار است؛ در چنین ساختار هایی هویت‬ ‫فرد در یک جمع تعریف می گردد‪ .‬در تعریف از زنان قضیه‬ ‫پیچیده تر از این است و به دلیل باورهای سنتی‪ -‬مذهبی‪ ،‬زن‪،‬‬ ‫به نام فرزند‪ ،‬خواهر‪ ،‬مادر و همسر مردان معرفی می گردد‪.‬‬ ‫چنین تعریفی مبتنی بر جنسیت هویت مستقل زن و زن باوری‬ ‫را انکار می کند‪ .‬این نگرش با داشتن ریشه های عمیق در‬ ‫فرهنگ و ساختارهای جامعه در بیشتر موارد حتا در تناقض‬ ‫با اساسات دینی قرار می گیرد‪ .‬به گونه مثال در بیشتر مناطق‬ ‫افغانستان‪ ،‬در حین تقسیم میراث و ترکه اصال نامی از زنان به‬ ‫عنوان افراد برده نمی شود و تنها کرکترهای مرد خانواده در‬ ‫مورد میراث تصمیم می گیرند‪ .‬دیده می شود که مولفه های‬ ‫فرهنگی‪ -‬سنتی چگونه حتا دین باوری را به چالش کشانیده‬ ‫زنان را طرد می کنند‪ .‬حتا زنان خود از پیرامون آموخته اند تا‬ ‫از حق میراث به نفع مردان خانواده چشم پوشی کنند و در‬ ‫مقابل لقب «زن عالی و فوق العاده» را به دست بیاورند‪.‬‬ ‫از آن جایی که نقد فرهنگی کنش ها و رفتارهای سنتی این‬ ‫چنینی‪ ،‬با واکنش تفکر سنتی رو به رو می شود‪ ،‬به یک‬ ‫گفتمان مسلط اجتماعی مبدل نمی شود‪.‬‬ ‫از تاریخ معاصر افغانستان این مهم دستیاب می شود که یکی‬

‫‪Armanshahr‬‬

‫سال سوم شماره ‪ 15‬و ‪ -16‬حمل ‪ ،1390‬اپریل ‪2011‬‬

‫از شاخصه های روند تغییر در زندگی زنان افغان‪ ،‬ایجاد‬ ‫تغییر و فشار از باال به پایین بوده است‪ .‬با مطالعه پس منظر‬ ‫تاریخی می توان دریافت که دسترسی به حقوق زنان از طریق‬ ‫سیاست های دولتی صورت گرفته است‪ .‬در این راستا اگر‬ ‫تک رفتارهای معدود و حرکت های ضعیفی هم دیده می‬ ‫شوند‪ ،‬نمی توان از آن ها به نام اهرم فشار اجتماعی یاد کرد‪.‬‬ ‫با این هم‪ ،‬هرگاه پالیسی های سیاسی‪ -‬دولتی و تک رفتارهای‬ ‫معدود زنان را در بستر زندگی اجتماعی به عنوان هنجارهای‬ ‫تعیین کننده روند تاریخی اجتماعی مبارزات زنان بدانیم‪،‬‬ ‫متاسفانه به این نتیجه می رسیم که سیاست گذاری ها و‬ ‫رفتارها چونان محدود و متمرکز در یک سطح – اطراف‬ ‫شاه یا رییس جمهور‪ -‬بوده اند‪ ،‬که به مجرد تغییر دولت و‬ ‫سیاست هر بار دچار دگرگونی ساختاری عمیق گردیده اند‪.‬‬ ‫به بیان دیگر‪ ،‬گاهی سیاست مداران مرد‪ ،‬زنان را از خانه به‬ ‫اجتماع رهنمایی کرده و گاهی با بینش و نگره سیاسی‪ -‬دینی‬ ‫دوباره خانه نشین ساخته اند‪ .‬این در حالیست که زنان تصمیم‬ ‫حضور در حوزه خانه و حوزه اجتماع را با درک شعوری‬ ‫در یک گفتمان اجتماعی بررسی نکرده و سهمی در تصمیم‬ ‫گیری نداشته اند‪ .‬به این معنا که قدرت های مذکر با بینش‬ ‫پدرساالرانه و یک سویه در مورد تصمیم گیری کرده با توجه‬ ‫به منافع گروه حاکم غالبا زنان را با چیدمان شطرنجی و شی‬ ‫انگاری از متن بیرون رانده اند‪.‬‬ ‫نگاه فشرده به تاریخ معاصر افغانستان و مسایل حقوق زنان‬ ‫در دوران امیرعبدالرحمن خان سیستم قانونی تدوین شده یی‬ ‫وجود نداشت‪ ،‬با این هم او با صدور فرامینی کوشید تا بعضی‬ ‫برخوردهای سنتی با زنان را که از دیدگاه او در تعارض با‬ ‫اسالم بودند‪ ،‬کمرنگ سازد‪ .‬در این زمینه می توان به فرمان‬ ‫هایی در ارتباط به آزادی ازدواج زن بیوه‪ ،‬حق میراث دختران‬ ‫و شرط برای ازدواج کودک مبنی بر پذیرش آن در دوران‬ ‫بلوغ اشاره کرد‪ .‬هرچند معلومات دقیق در این مورد در دست‬ ‫نیست که تا چه اندازه این فرمان ها کارآیی داشته اند‪ ،‬ولی‬ ‫مسلم این است که تاثیرات این فرمان ها نتوانستند از حوزه‬ ‫دربار و درباریان به برون سرایت کنند‪ .‬از سوی دیگر امیر با‬ ‫یک فرمان دیگر حق کامل نظارت زنان را به همسران شان‬ ‫داد که در نتیجه افزون بر این که فرمان های پیشین تغییری در‬ ‫زندگی زنان به وجود نیاوردند‪ ،‬بلکه با این فرمان زنان دوباره‬ ‫بخشی از اموال مردان شمرده شدند‪ .‬گفته می شود که خانم‬ ‫حلیمه ملقب به بوبو جان‪ ،‬همسر امیر عبدالرحمن‪ ،‬زن قوی و‬ ‫با اراده یی بود که در محیط کار گویا مردانه حضور می یافت‬ ‫و بحث و گفتگو می کرد؛ اما متاسفانه او بیشتر نماد قدرت‬ ‫امیر بود تا الگوی رفتاری برای همه زنان‪.‬‬ ‫در دوره سلطنت امیر حبیب اهلل‪ ،‬با مداخله مستقیم خانواده‬ ‫طرزی‪ ،‬دیدگاه های جدیدی در مورد نقش زنان در حلقات‬ ‫دربار به میان آمد‪ .‬محمود طرزی که پرورش یافته جریانات‬ ‫نوگرایی در حوزه امپراتوری عثمانی بود‪ ،‬با استدالل و منطق‪،‬‬ ‫تحصیل زنان و نقش اجتماعی ایشان را که بر اثر سنت و‬ ‫عرف غیر اسالمی تلقی می گردید‪ ،‬اسالمی و مطابق مذهب‬ ‫عنوان کرد و سلسله مقاالتی را در جریده سراج االخبار زیر‬ ‫ستون «نامور زنان جهان» در مورد پیشرفت های زنان و نقش‬ ‫آنان در اجتماع به نشر رساند‪ .‬مخاطبان این نشریه غالبا‬ ‫حلقات دربار و معدود خانواده های شهری بودند‪ .‬این ستون‬ ‫با این که با اعتراض گروهی از خواننده گان مواجه گردید‪،‬‬ ‫کماکان منتشر می شد‪)1( .‬‬ ‫نخستین مایه های روشنفکری و ایجاد تغییر در زندگی سنتی‬ ‫را می توان در اوایل سلطنت شاه امان اهلل خان جستجو کرد‪.‬‬ ‫نخستین تالش ها در ایجاد نقش متفاوت زنان در افغانستان‬ ‫با حرکت نمادین ملکه ثریا و پس اندازی حجاب و شرکت‬ ‫او در جشن استقالل همراه با همسران وزرای دفاع و خارجه‬ ‫بدون حجاب‪ ،‬گشایش نخستین مکتب دخترانه ‪ 1921‬میالدی‪،‬‬ ‫نشر جریده ارشاد النسوان ‪ 1922‬میالدی‪ ،‬اعزام نخستین گروه‬ ‫دختران به خارج از کشور برای تحصیل‪ ،‬تحصیل اجباری از‬ ‫شش تا یازده ساله گی‪ ،‬تدوین قانون اساسی و پایه گذاری‬ ‫سیستم قانونی مرکزی و رسمی آغاز گردید‪ .‬همچنان شاه‬ ‫امان اهلل خان در مجلسی که با نمایندگان مردم در سال ‪1927‬‬ ‫میالدی در پغمان داشت‪ ،‬در مورد تعیین سن ازدواج و‬ ‫محدود کردن تعدد زوجات به مذاکره پرداخت که با واکنش‬ ‫تند نمایندگان رد گردید‪.‬‬ ‫این حرکت های نوگرایانه در جامعه بسته و قبایلی افغانستان‬

‫با تفکر سنتی رو به رو شد و شاه امان اهلل در قیمت بر پایی‬ ‫حرکت های مدنی و حمایت از نقش اجتماعی زنان هزینه‬ ‫یی گزافی پرداخت که در فرجام به ترک سلطنت و تبعید وی‬ ‫از کشور انجامید‪ .‬این بار نخست نبود که استبداد و استعمار‬ ‫با یاری از تفکرات سنتی کلیشه یی و تابوهای مورد ستایش‬ ‫مردم برای پیروزی خویش سود می جست‪ .‬قشر مذهبی و‬ ‫سنتی جامعه که منافع خویش را با ایجاد حکومت مقتدر‬ ‫مرکزی و حاکمیت قانون دولتی در خطر می دیدند‪ ،‬از نام‬ ‫مذهب و دین به این اصالحات نه گفتند و بدین گونه سلسله‬ ‫نوگرایی در افغانستان از هم گسیخت‪.‬‬ ‫از آن جایی که در تاریخ افغانستان‪ ،‬مردان با نقش اجتماعی‬ ‫زنان و پوشش آنان بیشتر از هر موضوع دیگری مساله داشته‬ ‫اند‪ ،‬یکی از مسایل خیلی جدی مورد تضاد در صد سال اخیر‬ ‫تاریخ افغانستان نظریه پردازی در همین راستا بوده و حجاب‬ ‫و پوشش اسالمی بیشتر از این که یک حکم دینی باشد به‬ ‫ابزار سیاسی سیاست مداران و بازدهی قدرت مردانه و حس‬ ‫مالکیت مبدل شده است‪.‬‬ ‫در دروان امارت امیر حبیب اهلل کلکانی‪ ،‬تمام اصالحات از‬ ‫جمله حرکت های مدنی مبنی بر تغییر دیدگاه ها و نقش‬ ‫زنان دگرگون گردید و معدود زنان شهری و درباری که از‬ ‫مزایای تغییر مستفید شده بودند‪ ،‬دوباره ناگزیز به پوشش گویا‬ ‫اسالمی تن در داده و از نقش های اجتماعی محروم گردیدند‪.‬‬ ‫در دورة محمد نادر شاه و محمد ظاهر شاه‪ ،‬برای حمایت‬ ‫از زنان کار همه گستر و درخور که ثبت تاریخ شده باشد‪،‬‬ ‫وجود ندارد‪ .‬با این هم موسسه خیریه نسوان (موسسه نسوان‬ ‫و بعدها میرمنو تولنه) ‪ 1946‬میالدی در همین دوره تاسیس‬ ‫گردید‪ .‬در این موسسه زنانی از خانواده شاهی و خانواده های‬ ‫متمول کابل فعالیت های اجتماعی و فرهنگی و خیریه را آغاز‬ ‫کردند‪ .‬در این سال ها آزادی هایی هم برای زنان خانواده های‬ ‫سلطنتی و شهری ثروتمند وجود داشت که بیشتر به برنامه‬ ‫های خانه گی و مجالس خصوصی محدود می گردید تا یک‬ ‫حرکت اجتماعی فراگیر‪ .‬این دور تا زمان صدارت سردار‬ ‫محمد داوود تا سال ‪ 1953‬ادامه داشت‪.‬‬ ‫در دورة صدارت سردار محمد داوود‪ ،‬توجه به معارف‪،‬‬ ‫پیشرفت و تحصیل زنان بخشی از استراتیژی دولت شد و‬ ‫مشمول پالن های کاری پنج ساله گردید‪ .‬مکاتب رسمی‬ ‫دخترانه تاسیس گردید‪ ،‬زنان طبقات باال و خانواده های‬ ‫متمول در شماری از اداره های رسمی به کار آغاز کردند‪،‬‬ ‫آواز میرمن پروین‪ ،‬نخستین آواز خوان زن‪ ،‬از طریق امواج‬ ‫رادیو پخش گردید‪ .‬داوود خان در سال ‪ 1959‬میالدی از‬ ‫دختران خانواده سلطنتی و ارکان بلند پایه دولتی خواست‬ ‫تا بدون چادری در مراسم گرامی داشت از جشن استقالل‬ ‫حضور یابند‪ .‬بدین گونه نهضت نسوان و رفع حجاب که‬ ‫مقدمات آن از سال ‪ 1958‬میالدی گذاشته شده بود با بهانه‬ ‫درخواست معلمان مکتب قابله گی و مکتب متوسطه نسوان‬ ‫به اجرا گذاشته شد‪ .‬داوود خان در این راستا خود به گفتگو و‬ ‫مناقشه با قشر محافظه کار جامعه پرداخت‪ .‬زنان در این دوره‬ ‫با تصویب قانون اساسی سال ‪ 1964‬میالدی به حقوق سیاسی‬ ‫و حق رای دهی رسیدند‪ .‬در کمیتة تسوید قانون اساسی‬ ‫‪ 1964‬میالدی برای بار نخست دو خانم حضور یافتند و در‬ ‫انتخابات پارلمانی سال ‪ 1965‬میالدی چند خانم به پارلمان‬ ‫حضور یافتند و دو خانم دیگر به عنوان سناتوران انتصابی‬ ‫تعیین شدند‪.‬‬ ‫نخستین نهاد مدنی زنانه مستقل از چارچوب دولت‪ ،‬سازمان‬ ‫دموکراتیک زنان که شاخه یی از حزب دموکراتیک خلق به‬ ‫شمار می رفت‪ ،‬در سال ‪ 1965‬میالدی پایه گذاری شد‪ .‬این‬ ‫نهاد‪ ،‬که بیشتر روی حوزه سیاست تمرکز داشت‪ ،‬از دید‬ ‫ایدیولوژیک و طبقاتی قسما به دفاع از موقعیت زنان می‬ ‫پرداخت‪ .‬یکی از حرکت های مدنی که گفته می شود از سوی‬ ‫این سازمان راه اندازی گردیده بود مظاهره جمعی از زنان در‬ ‫اعتراض به مسوده منع تحصیل دختران در خارج از کشور‬ ‫و دریافت تضمین قانونی حضور در پارلمان در سال ‪1968‬‬ ‫میالدی است؛ حرکتی که صرف نظر از عدم گسترده گی آن‬ ‫می توان آن را گونه یی از یک کنش اجتماعی نامید‪.‬‬ ‫خالف دوران صدارت‪ ،‬سردار محمد داوود پس از کودتا و‬ ‫گزینش سامانة جمهوریت نظر به فشارهایی که بیشترینه از‬ ‫قشرهای سنتی – مذهبی بر او تحمیل شده بود‪ ،‬با محافظه‬ ‫کاری نسبت به حقوق زنان برخورد کرد و بیشتر مصروف‬ ‫ادامه برگ ‪20‬‬ ‫خنثا سازی توطئه ها‪...‬‬


‫آرمان شهر‬ ‫‪20‬‬

‫بازشناسی نقش زنان افغانستان‪...‬‬

‫علیه خود گردید‪ .‬این در حالی بود که هیچ گونه فشار‬ ‫اجتماعی نیز مبنی بر تغییر نقش زنان در متن جامعه دیده‬ ‫نمی شد‪ .‬ولی با این هم گروهی از زنان در شهرها‪ ،‬به زندگی‬ ‫اجتماعی‪ -‬اقتصادی خویش کماکان ادامه می دادند و قشر‬ ‫محافظه کار نیز با تسامح و احتیاط با این گروه ها برخورد‬ ‫می کردند‪.‬‬ ‫در دوران حکومت چهارده سالة حزب دموکراتیک خلق‬ ‫افغانستان‪ ،‬دولت مداران بیشتر با شتاب زدگی ایدیولوژیک‬ ‫و نسخه برداری ناشیانه از کشور بزرگ شوراها که هیچ گونه‬ ‫مشابهت و همسانی با افغانستان نداشت‪ ،‬به جنبه های روبنایی‬ ‫زندگی زنان توجه کردند‪ .‬برنامه های گسترده مبارزه با بی‬ ‫سوادی و تقسیم زمین که با فشار و تهدید و تعذیب اجرا‬ ‫می گردید با شورش و واکنش اکثریت مردم در محالت غیر‬ ‫شهری رو به رو گردید‪ .‬سوژه های حقوق زنان و برابری‬ ‫اجتماعی با استراتیژی های نادرست و تب و تاب حزبی‬ ‫منجر به عقب گرد حرکت های زنانه و تفسیر نامناسب از‬ ‫آزادی زنان و حقوق آنان گردید‪ .‬در این جریان حرکت های‬ ‫خودجوشی از سوی گروهی از زنان در واکنش به برنامه های‬ ‫حزب دموکراتیک خلق در چندین مرحله سامان یافت‪ .‬این‬ ‫حرکت ها که بیشتر احساسات ضد دولتی را بازتاب می دادند‬ ‫تا صدای برابری خواهی زنان را‪ ،‬نیز خیلی همه گستر نشدند‬ ‫و به زودی فروکش کردند‪ .‬بزرگترین و مهم ترین تظاهرات‬ ‫زنان را در سال ‪ 1982‬میالدی در آستانه تجلیل از دومین‬ ‫سالگرد انقالب ثور در شهر کابل می توان مشاهده کرد‪ .‬زنان‬ ‫در سایر شهرها نیز مقاومت های نه چندان پررنگی داشتند‪.‬‬ ‫با این که شمار زندانیان زن در این دوران مشخص نیست‪،‬‬ ‫اما شواهد نشان می دهند که تعدادی از زنان نیز‪ ،‬زندان و‬ ‫مرگ بر اثر شکنجه را در داخل زندان متقبل شدند‪ .‬با این هم‬ ‫صرف نظر از بررسی و تحلیل موقعیت های سیاسی و بازتاب‬ ‫دیدگاه های ایدیولوژیک در این سال ها‪ ،‬جنبش کوچک یا‬ ‫گستردة زنان به معنای متعارف شکل نگرفت و در حد تالش‬ ‫های سازمانی و فردی باقی ماند‪.‬‬ ‫هنگامی که مجاهدین در اوایل دهه نود کنترول کشور را به‬ ‫دست گرفتند‪ ،‬نقش و پوشش زنان شهری و باسواد را که‬ ‫در حوزه اجتماعی و اقتصادی فعال بودند‪ ،‬دگرگون ساختند‬ ‫بدون این که زنان مقاومتی از خود نشان دهند و یا هم هنگامی‬ ‫که طالبان به قدرت رسیدند‪ ،‬با فرمان و فتوای طالبانی پوشش‬ ‫و موقعیت اجتماعی سیاسی زنان را تغییر دادند و باز هم زنان‬ ‫کنش یا واکنشی یا گپ و گفت محسوسی نداشتند؛ همان‬ ‫سان که در به دست آوردن آزادی ها و حقوق نسبیی که در‬ ‫دوره های قبل به دست آورده بودند‪ ،‬نیز نقشی نداشتند‪ .‬هر‬ ‫چند در زمان امارت طالبان گزارش هایی مبنی بر تظاهرات‬ ‫زنان علیه پوشیدن چادری و نشستن در خانه در شهر های‬ ‫هرات‪ ،‬مزار شریف و قندهار وجود دارد‪ .‬اما این در حالیست‬ ‫که شمار تظاهر کننده گان از مرز دو صد نفر فراتر نرفت‪ .‬در‬ ‫حین زمان موضوع مهم دیگر‪ ،‬در جریان جنگ های داخلی‬ ‫افغانستان ‪ 1998 -1992‬میالدی تغییر نگاه جنگجویان به زنان‬ ‫است‪ .‬قبل بر آن نگاه حاکم به زن‪ ،‬نگاه ناموسی مالک بر مال‬ ‫بود که در چارچوب خانه باید ازش مراقبت می شد‪ .‬حتا‬ ‫در حین منازعات و جنگ ها‪ ،‬زن را در مکان امنی نگه می‬ ‫داشتند تا آسیبی به او نرسد‪ ،‬ولی در این دوره‪ ،‬هزاران زن با‬ ‫ابژه نگری سیاسی و جنسی گروه های متخاصم مورد تجاوز‬ ‫و خشونت جنسی قرار گرفتند ‪ -‬با این که در سیاست های‬ ‫قبلی نیز رفتارهای این چنینی وجود داشتند‪ ،‬اما صبغه خیلی‬ ‫عمومی نداشتند؛ به گونه مثال برده گیری از زنان هزاره در‬ ‫دوره امیر عبدالرحمن خان و معدود زنانی از شمال کشور‬ ‫در دورة نادر خان و سو استفاده جنسی از آنان به نام های‬ ‫کنیز و صیغه‪.‬‬ ‫از دیدگاه من‪ ،‬اما دشواری بزرگتر در تمام این دوره ها نقش‬ ‫خنثا و منفعالنه زنان در کنش و واکنش به کارکرد های‬ ‫سیاست مداران و زورمداران و ناتوانی در طرح بسیج یک‬ ‫جنبش همه گستر است‪ .‬البته دالیل فراوانی را که در این راستا‬ ‫موجب خاموشی و انقیاد غیرقابل باور عموم زنان گردیده‬ ‫است از نظر دور نمی کنم؛ ولی آن چه همواره برای من‬ ‫شگفتی آور بوده‪ ،‬نقش منفعل زنان به اصطالح روشنفکر و‬ ‫درس خوانده و فعال اجتماعی است‪ .‬گذشته از تک رفتارهای‬ ‫محدود و حرکت های ضعیف اجتماعی‪ ،‬آنان‪ ،‬قادر به ایجاد‬ ‫جنبش سراسری زنان نگردیده و خاموشانه سرنوشت زنان را‬

‫‪Armanshahr‬‬ ‫سال سوم شماره ‪ 15‬و ‪ -16‬حمل ‪ ،1390‬اپریل ‪2011‬‬

‫به عنوان مشیت الهی پذیرفته اند‪.‬‬ ‫نخبه گانی چون ملکه ثریا‪ ،‬اسما طرزی‪ ،‬رقيه ابوبکر‪ ،‬کبرا‬ ‫نورزايي‪ ،‬زينب سراج‪ ،‬شفيقه سراج‪ ،‬صالحه فاروق اعتمادي‪،‬‬ ‫نفيسه شايق مبارز‪ ،‬معصومه وردک و بی نظیر هوتکی‪،‬‬ ‫الگوهای شایسته یی برای زنان بوده اند‪ ،‬اما هیچ کدام بانی و‬ ‫موسس یک جنبش همه گستر در افغانستان نشده اند‪.‬‬ ‫با تاسف که تاریخ صد سال اخیر افغانستان نشان می دهد که‬ ‫مایه های شعوری زنان‪ ،‬آبخشور حرکت های برابری خواهی‪،‬‬ ‫عدالت و حقوق زنان نبوده یا دست کم نقش پویا و فعال زنان‬ ‫آن سانی که باید می بود تا هشت سال پیش وجود نداشت‪.‬‬ ‫با این که تحوالت ده سال اخیر و تالش ها در راستای تغییر‬ ‫زندگی زنان‪ ،‬نیز زاده مداخله و فشار از باال به پایین بوده است‪،‬‬ ‫اما این فضای باز موجب پیدایی گفتمان های زنانه و حرکت‬ ‫های فردی و گروهی گردیده است‪ .‬ایجاد وزارت امور زنان‬ ‫و کمیسیون مستقل حقوق بشر ‪ 2001‬میالدی‪ ،‬حضور زنان‬ ‫در کابینه‪ ،‬پارلمان و شوراهای والیتی‪ ،‬پالن کاری ملی زنان‬ ‫افغانستان‪ ،‬استراتیژی انکشاف ملی افغانستان‪ ،‬پروتوکل محو‬ ‫ازدواج اجباری و ازدواج اطفال (‪ 24‬نوامبر ‪ 2005‬میالدی)‪،‬‬ ‫کمیسیون محو خشونت علیه زنان (‪ 9‬جوالی ‪ 2003‬میالدی)‪،‬‬ ‫الحاق و تصویب کنوانسیون محو کلیه تبعیضات علیه زنان‬ ‫(‪ 5‬مارچ ‪ 2003‬میالدی) (‪ )2‬باز هم حرکت هایی از باال‬ ‫به پایین اند‪.‬‬ ‫این حرکت ها را نمی توان جنبش زنان نامید‪ .‬برای پیدایی‬ ‫چنین جنبشی بیشتر از هر کار دیگری به تولید فکر‪ ،‬آگاهی‬ ‫شعوری و بلند بردن ظرفیت های فکری و کاری زنان نیاز‬ ‫است‪ .‬هر حرکت قوی اجتماعی ریشه در اندیشه‪ ،‬برخاستگاه‬ ‫فلسفی و ساختارهای متناسب اجتماعی دارد‪.‬‬ ‫بیشتر تشکل های زنانه سال های پسین‪ ،‬همسان با بعضی از‬ ‫نهادهای غیردولتی‪ ،‬محصول جامعه پس از جنگ و فرآوردة‬ ‫استعمار نوین در افغانستان اند‪ .‬چنین نهادهایی‪ ،‬فارغ از کنش‬ ‫گری اجتماعی هدفمند‪ ،‬برنامه های کوتاه مدتی را برای زنان‬ ‫اجرا می کنند که نه تنها در سازگاری با استراتیژی انکشاف‬ ‫ملی افغانستان قرار ندارند‪ ،‬بل به حاکمیت و اقتدار دولتی نیز‬ ‫صدمه می زنند و به شکل گیری جنبش اجتماعی زنان نیز‬ ‫یاری نمی رسانند‪ .‬این تشکل ها بیشتر در سطح حرکت می‬ ‫کنند‪ ،‬بدون این که فشار و مایه های اجتماعی الزم را که از‬ ‫متن جامعه بر می خیزد‪ ،‬با خود داشته باشند‪.‬‬ ‫نابخردانه است اگر از کارکردهای نهادهای مدافع حقوق زنان‬ ‫و نهادهای غیردولتی در ده سال اخیر انکار کرد و یا هم در‬ ‫پی انکار تاثیر هسته گذاری های دولتی بود‪ .‬تنها می خواهم‬ ‫بگویم که در تمام این برنامه ها نقش اجتماعی زنان و خرد‬ ‫جمعی در برپایی یک جنبش گسترده زنان در بطن جامعه‬ ‫کمرنگ بوده است‪ .‬فشار اجتماعی و شاخصه هایی از حرکت‬ ‫های جمعی را در ده سال اخیر در بعضی حرکت هایی چون‬ ‫اعتراض و تظاهرات علیه قانون «احوال شخصیه اهل تشیع»‪،‬‬ ‫راه اندازی راهپیمایی برای حمایت از عدالت انتقالی و دفاع‬ ‫حقوق قربانیان جنگ‪ ،‬تصویب و توشیح قانون منع خشونت‬ ‫علیه زنان‪ ،‬راه اندازی برنامه کمپاین پنجاه فیصد می ‪2009‬‬ ‫میالدی‪ ،‬پایه گذاری کمیته مشارکت سیاسی برای زنان و‬ ‫شبکه زنان افغان‪ ،‬مرکز تعلیمی زنان افغان‪ ،‬ایجاد خانه های‬ ‫امن‪ ،‬نشست های جامعه مدنی در ارتباط به حقوق زنان و‬ ‫تحقق و هماهنگی ماده های قطع نامه ‪ 1325‬ملل متحد (‪،)3‬‬ ‫گزارش های نهادهای مدنی و کمیسیون مستقل حقوق بشر و‬ ‫رسانه ها در دیده بانی از حقوق زنان‪ ،‬نشست های نمایندگان‬ ‫زن با رییس جمهور‪ ،‬نامه های سرگشاده تشکالت زنان به‬ ‫رییس جمهور و یا حرکت هایی از این دست می توان دید‪.‬‬ ‫کارکردهای مشترک میان دولت و نهادهای مدنی نیز یکی از‬ ‫پایه های اساسی ایجاد جنبش زنانه می تواند بود‪ .‬بهترین مثال‬ ‫از مشارکت دولتی و بسترسازی از سوی حرکت های زنان‪،‬‬ ‫تصویب قانون منع خشونت علیه زن ‪ 2010‬میالدی است‪ .‬این‬ ‫قانون آمیزه یی از سیاست دولتی و مشارکتی در راستای منع‬ ‫خشونت به عنوان یک جرم بین المللی است که با مشارکت‬ ‫دولت و مداخله جامعه مدنی و نهادهای غیردولتی تدوین‬ ‫گردیده است‪ .‬به همین منوال قانون خانواده و قانون اطفال بی‬ ‫سرپرست نیز در مرحله تصویب قرار دارند‪)4( .‬‬ ‫نبایست فراموش کرد که حقوق برابر‪ ،‬به معنای فرصت برابر‬ ‫نیست‪ .‬قانون اساسی افغانستان سال ‪ 2003‬میالدی افزون بر‬ ‫رعایت اعالمیه جهانی حقوق بشر و سایر کنوانسیون های بین‬ ‫المللی که به آن ها الحاق نموده است (مادة ‪ ،)7‬حقوق مساوی‬

‫در برابر قانون را برای همه شهروندان افغانستان تضمین می‬ ‫کند‪( .‬مادة ‪ ،)22‬و طرح پروگرام برای ایجاد توازن و انکشاف‬ ‫تعلیم زنان (مادة ‪ ،)44‬حمایت از زنان بی سرپرست (مادة‬ ‫‪ )53‬و طفل و مادر (مادة ‪ ،)54‬را در نظر دارد‪ .‬در این قانون‬ ‫حتا تبعیض مثبت که وجه اجرایی در کشورهای رو به توسعه‬ ‫دارد‪ ،‬نیز در ارتباط به حضور زنان در شورای ملی در نظر‬ ‫گرفته شده است‪( .‬مادة ‪)83‬‬ ‫ولی با این هم شکاف عمیق بین قانون و زندگی عملی مردم‬ ‫وجود دارد‪ .‬عدم مراجعه شهروندان به قانون‪ ،‬عدم پایندی و‬ ‫ارج گزاری به قانون و ارجحیت سنت و عرف نسبت به قانون‬ ‫سبب شده است که قانون در بیشتر مناطق افغانستان حاکمیت‬ ‫نداشته باشد و مردم به قرارداد های عرفی مراجعه نمایند‪.‬‬ ‫در سرزمینی که هنوز مسایل حقوقی زنان حل نشده است‬ ‫و زنان مطابق قانون نتوانسته اند که حقوق خود را به دست‬ ‫بیاورند‪ ،‬شاید ادعای برابری جنسیتی گزافه یی بیش نباشد‪.‬‬ ‫برابری جنسیتی تنها با قانون محقق نمی گردد‪ .‬در این راستا‬ ‫مسایل ساختاری جامعه‪ ،‬عقب ماندگی اقتصادی‪ ،‬مسایل روان‬ ‫جمعی‪ ،‬تاریخی‪ ،‬سیاسی و فرهنگی‪ ،‬به صورت یک کمپلکس‬ ‫قوی و مستحکم عمل می کنند‪ .‬این در حالیست که زن در‬ ‫قانون عرفی که مجری آن بیشترینه جرگه ها و شوراهای‬ ‫قومی و قشرهای سنتی – مذهبی اند‪ ،‬به عنوان طرف مساوی‬ ‫به شمار نمی رود و در چنین شوراها اگر احترامی به زن‬ ‫وجود دارد‪ ،‬ناشی از نقش مادری زن است تا نقش اجتماعی‬ ‫او‪)5( .‬‬ ‫از آن جایی که بیشتر حرکت های زنان در افغانستان بستر‬ ‫مناسب نداشته و با حرکت های شعوری جمعی و بلوغ‬ ‫سیاسی‪ -‬مدنی آغاز نشده اند به صورت تک رفتارها و‬ ‫تجمعات کوچک در یک محدوده باقی مانده و از حمایت‬ ‫و عمق الزم برخوردار نبوده اند و با تغییر در سیاست های‬ ‫دولتی با فرسایش‪ ،‬سرکوب و شکننده گی غیرقابل باوری رو‬ ‫به رو شده اند‪.‬‬ ‫تصویب قانون احوال شخصیه اهل تشییع (‪ 2009‬میالدی)‬ ‫از سوی پارلمان مثالیست از عدم رویکرد بانو وکیالن به‬ ‫قضیه از دید و منافع عمومی زنانه‪ .‬این تجربه نشان داد که‬ ‫زنان پیوسته گی الزم را که برای منافع گروه زنان الزامیست‬ ‫حس نکرده اند‪ ،‬و درگیر نگرش های سیاسی و قومی و‬ ‫زبانی و تضادهای درونی داخل پارلمان استند‪ .‬در برخورد‬ ‫به این مساله به جز چند بانو وکیل‪ ،‬دیگران منافع گروهی‬ ‫و قومی و زبانی را بر منافع اجتماعی زنان ارجحیت دادند‪.‬‬ ‫مذهب گرایان با تصویب این قانون با رجعت به بحث تشابه‬ ‫و تساوی در اسالم قسمتی از حقوق زنان را نادیده گرفتند‪.‬‬ ‫این در حالیست که عدالت خواهی و حقوق مساویی که از‬ ‫سوی جنبش زنان در کشورهای اسالمی مطرح گردیده است‪،‬‬ ‫تفسیر کامال متفاوتی از تفسیر عدالت و حقوق مشابه بعضی‬ ‫فقهای افغانی دارد‪.‬‬ ‫تغییر و تعدیل قانون مدنی‪ ،‬از اولویت های کاری تشکل های‬ ‫مدنی و جنبش زنان است‪ .‬هرگاه جنبش قوی شعوری و‬ ‫گستردة زنان در افغانستان پا می گرفت بی گمان مانع اجرای‬ ‫قانون عرفی و به رسمیت شناختن آن در شماری از مناطق‬ ‫افغانستان می گردید‪.‬‬ ‫به باور من تا جنبش زنان در افغانستان شکل نگیرد و زنان‬ ‫خود خواستار تغییرهای بنیادین در رابطه به حقوق و نقش‬ ‫های اجتماعی شان نشوند‪ ،‬موجودیت قوانین عادالنه‪ ،‬سیاست‬ ‫ها و پالیسی های دولتی قادر به ایجاد تغییر در شرایطی که‬ ‫ثبات سیاسی‪ ،‬امنیت و حاکمیت قانون میسر نیستند‪ ،‬راه های‬ ‫حل به شمار نمی روند‪ .‬تغییرات و پیشرفت هایی که در‬ ‫این راستا تا حال به میان آمده اند چون روی یک استخوان‬ ‫بندی محکم اجتماعی استوار نیستند‪ ،‬با اندک لرزش چونان‬ ‫عقب گرد خواهند داشت که حتا تصور آن هراس آور است‪.‬‬ ‫این گفته به هیچ صورت گزافه یی نیست و نیم نگاهی به‬ ‫زندگی زنان پایتخت در دهه چهل خورشیدی و مقایسه آن با‬ ‫وضعیت اسفبار زنان در دهه هفتاد خورشیدی به خوبی بیان‬ ‫گر این واقعیت تلخ است‪ .‬زنان افغانستان در صد سال اخیر‬ ‫شاهد چنین چرخش های دهشتناک در سیاست دولتمداران‬ ‫بوده اند بی این که بتوانند کمترین تاثیری در این روند داشته‬ ‫باشند‪ .‬اما با افزایش روز تا روز آگاهی و کارکردهای شماری‬ ‫از زنان امید چنین زایشی را می توان داشت تا جنبش قوی‬ ‫زنان به وجود بیاید و مدافع منافع عمومی زنان و حامی‬ ‫ادامه برگ ‪21‬‬ ‫حقوق مساوی باشد‪...‬‬


‫آرمان شهر‬ ‫‪21‬‬

‫بازشناسی نقش زنان افغانستان‪...‬‬

‫‪Armanshahr‬‬ ‫سال سوم شماره ‪ 15‬و ‪ -16‬حمل ‪ ،1390‬اپریل ‪2011‬‬

‫بحث برابری جنسیتی بایست به گفتمان اجتماعی مبدل‬ ‫شود و از حلقه های کوچک زنانه برون آورده شود و تدوام‬ ‫گفتمانی بیابد‪ .‬رهیافت ها‪ ،‬تجربه ها و امکانات گونه گون‬ ‫در سطوح مختلف مطالعه گردند و هنجارها و ساز و کار‬ ‫کنش ها و حرکت ها به دقت بررسی گردند‪ .‬بدون شک‬ ‫در مبارزات جنسیتی‪ ،‬مردان نیز زنان را همراهی کرده اند‪.‬‬ ‫هرچند بدون همراهی و همصدایی مردان دشوار است تا به‬ ‫یک راهبرد منطقی و عقالنی دست یافت‪ ،‬اما نباید فراموش‬ ‫کرد که مردان‪ ،‬به دلیل ساختارهای پدرساالرانه در جامعه از‬ ‫امتیازاتی فرادستانه برخوردارند‪ .‬پس حتا اگر مردان طرفدار‬ ‫برابری جنسیتی نیز باشند ناآگاهانه از‪ ،‬امکانات بیشتری سود‬ ‫می برند و عمال درک تبعیض و فرودستی زنان برای شان‬ ‫دشوار می گردد‪.‬‬ ‫توانمند سازی زنان افغانستان و داعیه برابری خواهی بدون‬ ‫مقوله هایی چون ثبات سیاسی‪ ،‬امنیت‪ ،‬اشتغال‪ ،‬دسترسی به‬ ‫تحصیالت عالی‪ ،‬ضمانت اجرایی کارکردهای نهادهای چون‬ ‫وزارت امور زنان و کمیسیون مستقل حقوق بشر و افزایش‬ ‫آگاهی شعوری زنان و سیاست گذاری های دراز مدت و‬ ‫مطالعات اکادمیک‪ ،‬و باالخره در نظر گرفتن نقش زنان در‬ ‫روند صلح در مطابقت با قطع نامه ‪ 1325‬میالدی سازمان ملل‬ ‫متحد امکان پذیر نیست‪.‬‬ ‫اشاره ها‪:‬‬ ‫‪ .1‬این ستون از شماره هفتم سراج االخبار به نشر مطالبی در‬ ‫مورد زنان مشهور جهان پرداخت‪ .‬محمود طرزی در توضیح‬ ‫این ستون نوشت‪« :‬سراج االخبار مي خواهد كه ســر ازين‬ ‫نسخه‪ ،‬گاه گاهي در بعضي نسخه هاي خود‪ ،‬يك قدري از‬ ‫احوال زنان مشهوري كه درين سپنج سراي فاني زندگاني‬ ‫بسر آورده اند‪ ،‬و نام هاي خود شان را در ورق هاي تاريخ به‬ ‫يادگار مانده اند‪ ،‬براي فايده بر داشتن بي بي هاي مستورات‬

‫و بيگم هاي مخدرات وطن عزيز خود‪ ،‬درج صفحه هاي‬ ‫اوراق اخبار نمايد‪ .‬درين باب‪ ،‬اگر چه بعضي اشخاص بر‬ ‫ما ايراد و اعتراض هم بگيرد‪ ،‬كه در ميان مردان ما هم هنوز‬ ‫در صدي يك خواننده اخبار و داناي آثار پيدا نمي شود‪ ،‬و‬ ‫از مطالعه «سراج االخبار افغانيه» فايد مند معارف نمي گردد‪،‬‬ ‫چه جائي كه زنان!‪»...‬‬ ‫شخصی به نام مال رفیق طی نامه یی به محمود طرزی در‬ ‫واکنش به این ستون چنین نوشت‪« :‬مديرصاحب‪ ،‬يک طرفه‬ ‫مردان را از خاطر محوکرده‪ ،‬از« زنان نام آور جهان» بحث مي‬ ‫رانند؟ چون افغان يک طايفه جليله با حميت وذي غيرت و‬ ‫شجيع همت اند؛ هرگاه عوض آن در تعريف توپ و تفنگ و‬ ‫اسلحه و آالت جنگ افزوده مي شد بهتر بود»‬ ‫‪ .2‬قابل یادآوریست که افغانستان این کنوانسیون را در سال‬ ‫‪ 1980‬میالدی امضا و در سال ‪ 2003‬میالدی بدون درنظر‬ ‫داشت هیچ گونه تحفظی تصویب نموده است‪.‬‬ ‫‪ .3‬نهاد جدید «زنان سازمان ملل متحد» در اواخر سال ‪2010‬‬ ‫میالدی با بودیجه در حدود یک میلیارد دالر در راستای‬ ‫عدالت جنسیتی و توانمند سازی زنان تشکیل گردید‪ .‬این‬ ‫نهاد در راس چهار نهاد قبلی صندوق توسعه سازمان ملل‬ ‫متحد برای زنان (یونیفم)‪ ،‬نهاد بین المللی پژوهش و آموزش‬ ‫برای پیشرفت زنان (داو)‪ ،‬دفتر مشورتی مسایل جنسیتی و‬ ‫ظرفیت سازی (اوسیج) و ارتقای زنان قرار گرفته است‪ .‬نهاد‬ ‫«زنان سازمان ملل متحد» پس از تالش های گسترده نهادهای‬ ‫جامعه مدنی و فشارهای شدید زنان سیاستمدار در حال‬ ‫قدرت‪ ،‬پایه گذاری شد‪ .‬پیش از این انتقادهایی مبنی بر عدم‬ ‫توجه کافی به مسایل زنان و بودیجه ناکافی در سازمان ملل‬ ‫وجود داشت‪ .‬خانم میشل بچلت رییس جمهور پیشین چیلی‬ ‫به حیث رییس این نهاد‪ ،‬از جنوری ‪ 2011‬میالدی کار را در‬ ‫این سازمان آغاز کرد‪.‬‬ ‫‪ .4‬کمیته تسوید قانون خانواده که متشکل از وزارت امور‬ ‫زنان‪ ،‬وزارت عدلیه‪ ،‬ستره محکمه‪ ،‬شبکه زنان افغانستان‪،‬‬

‫کمیسیون مستقل حقوق بشر‪ ،‬موسسه حقوق و دموکراسی‪،‬‬ ‫انجمن وکالی مدافع است‪ ،‬مسوده قانون خانواده را برای‬ ‫تصویب به وزارت عدلیه پیشنهاد کرده اند‪ .‬این قانون در‬ ‫حقیقت‪ ،‬اصالح‪ ،‬تعدیل و افزایش فصل خانواده مندرج در‬ ‫قانون مدنی است‪ .‬این در حالیست که شماری از حقوق دانان‬ ‫گفته اند که با موجودیت قانون مدنی نیازی به قانون خانواده‬ ‫نیست‪.‬‬ ‫‪ .5‬در چند سال اخیر بحث به رسمیت شناختن قانون عرفی‬ ‫داغ شده است و حتا کشورهایی چون ایاالت متحد امریکا‬ ‫برای تثبیت جایگاه قانون عرفی در داخل افغانستان تالش می‬ ‫ورزند و پروژه هایی را روی دست دارند‪.‬‬ ‫‪ .6‬قطع نامه ‪ 1325‬در اکتوبر سال ‪ 2000‬میالدی از سوی‬ ‫شورای امنیت سازمان ملل متحد تصویب گردید‪ .‬این قطع‬ ‫نامه به موقعیت زنان در کشورهای در حال جنگ و منازعه و‬ ‫پس از جنگ و مشارکت آنان در فرایند صلح پرداخته و نقش‬ ‫زنان را در تامین امنیت و پروسه های صلح حیاتی می داند‪.‬‬ ‫تضمین حقوق زنان و پایان خشونت های جنسی علیه آنان‬ ‫موضوع دیگر این قطع نامه است‪ .‬افغانستان با پذیرفتن این‬ ‫قطع نامه ملزم به سهم دادن زنان و ارج گذاشتن به تصمیم‬ ‫های آنان در جریان حل منازعات و بحران های ناشی از‬ ‫جنگ است‪ .‬یکی از موضوعات مورد انتقاد تجمعات زنان‪،‬‬ ‫سهم اندک زنان در شورای عالی صلح است‪ .‬در این شورا‬ ‫تنها شش خانم حضور دارند که با توجه به تعداد کلی شمار‬ ‫اعضا که مشمول هفتاد تن نمایندگان مرد است‪ ،‬این ترکیب‬ ‫جنسی شورا غیرمنصفانه به نظر می آید‪.‬‬ ‫رویکرد ها‪:‬‬ ‫• افغانستان در پنج قرن اخیر‪ .‬میر محمد صدیق فرهنگ‪ .‬جلد‬ ‫اول و دوم‪ .‬تهران‪ :‬انتشارات عرفان‪ .‬پاییز ‪1380‬‬ ‫• یک قرن مبارزه زن افغان برای دستیابی به مساوات‪.‬‬

‫و تقرر واقعی زنان در مناصب دولتی‪ ،‬حضور ناچیز و کم‬ ‫تاثیر زنان در احزاب سیاسی کشور‪ ،‬عملکرد ضعیف قوای سه‬ ‫گانه و سایر نهادهای دولتی و ‪ ...‬تنها گوشه یی از مشکالتی‬ ‫است که زنان افغانستان با آن دست و پنجه نرم می کنند و‬ ‫در بستر دولت و حکومتی ضعیف و غرق در فساد اتفاق می‬ ‫افتد که هیچ کدام از قوای سه گانه در برابر هیچ امری خود‬ ‫را مسئول‪ ،‬پاسخگو و حسابده نمی دانند‪ .‬در حالی که هر‬ ‫روز صدای مذاکره و مصالحه از سوی حکومت افغانستان‬ ‫بلند تر می شود‪ ،‬مخالفان بر حمالت انتحاری خود بیشتر‬ ‫می افزایند و نیروهای نظامی خارجی برای پاسخ گویی به‬ ‫آنها بر گستره و میزان حمالت خود بیشتر می افزایند‪ .‬و در‬ ‫این میان خونی که بیشتر بر زمین می ریزد‪ ،‬خون غیرنظامیان‪،‬‬ ‫زنان و کودکان است‪ .‬افغانستان به بهانه جنگ با تروریسم هر‬ ‫روز بیشتر از دیروز در گرداب جنگ فرو می رود و زندگی‬ ‫باشندگان این سرزمین بیشتر در معرض خطر قرار می گیرد‬ ‫و این خطر زمانی پررنگ تر خواهد شد که پایگاههای دائمی‬ ‫نظامی امریکا در این سرزمین نیز ایجاد شود‪ .‬به وضوح آشکار‬ ‫است که این امر هم با صالی صلح طلبی حکومت افغانستان‬ ‫در تضاد است و هم منطقه را بیش از پیش در حالت جنگی‬ ‫و نظامی قرار خواهد داد و واکنش کشورهای همسایه را‬ ‫برخواهد انگیخت‪ .‬آیا زیستن در صلح نیاز به ایجاد پایگاه‬ ‫نظامی دارد؟‬ ‫آنچه ناگفته میماند اینکه‪ :‬با این مجموعه از مشکالت و‬ ‫چالش های دست و پا گیر چگونه می توان مقابله نمود و با‬ ‫کدام اسلوب و روش می توان آنها را از سر راه زنان افغانستان‬ ‫برداشت؟‬ ‫بی شک اولین گام برای رفع این موانع به رسمیت شناختن‬ ‫زنان به عنوان بازیگران تاثیرگذار در جامعه است‪ .‬به رسمیت‬ ‫شناختن زنان به معنی تهی نمودن چهره نیمی از پیکره جامعه‬ ‫از شعارها و بیرون کشیدن آنها از چاردیواری خانه ها و‬ ‫حضور سیاسی‪ ،‬اقتصادی و فرهنگی زنان در جامعه است‪.‬‬ ‫در این راستا باید فکر کنیم که چگونه می توان زنان را‬ ‫درتصمیم گیری های کالن که بر سرنوشت کل جامعه‬ ‫تاثیرگذار است‪ ،‬سهیم ساخت؟ چگونه می توان مشارکت‬ ‫سیاسی زنان در قدرت را تأمین نمود و در پُست های دولتی‪،‬‬ ‫دیپلوماتیک‪ ،‬پارلمان و شوراهای والیتی سهم شان را اعاده‬

‫نمود؟ چگونه می توان در حل منازعات نقش زنان را برجسته‬ ‫ساخت و از پایمال شدن حقوق شان در معامالت سیاسی‬ ‫جلوگیری کرد؟ چگونه میتوان مسأله اشتغال برای زنان را‬ ‫حل کرد؟ چگونه میتوان آگاهی های حقوقی زنان را ارتقاء‬ ‫بخشید؟ چگونه میتوان از مرگ و میر مادران جلوگیری کرد؟‬ ‫چگونه میتوان نقش زنان را در دستگاه قضایی کشور تأمین‬ ‫نمود؟ چگونه میتوان شرایط تعلیمات ابتدایی و تحصیالت‬ ‫عالی را برای زنان تأمین کرد و چگونه میتوان در جهت سواد‬ ‫آموزی زنان اقدامات عملی را رویدست گرفت؟‬ ‫یافتن پاسخ های ملی به اینها و ده ها چگونه دیگر دغدغه‬ ‫همیشگی کمیته مشارکت سیاسی زنان‪ ،‬کمپاین ‪ 50%‬زنان‬ ‫افغانستان و دیگر فعاالن حقوق زن است و بخاطر رفع آن راه‬ ‫حل های مشخص پیشنهاد می‪-‬نمایند‪.‬‬ ‫ما با اعتقاد به اینکه بدون رفع تبعیض جنسی در جامعه و‬ ‫بهبود کیفیت زندگی نیمی از شهروندان جامعه‪ ،‬هیچ جامعه‬ ‫ای به دموکراسی‪ ،‬عدالت و توسعه پایدار دست نخواهد‬ ‫یافت‪ ،‬مطالبات زنان را به اختصار چنین بیان می کنیم و خود‬ ‫را مکلف میدانیم تا جهت تحقق آن مبارزه نماییم‪:‬‬ ‫‪ -1‬تالش در جهت دستیابی به صلح پایدار و عادالنه در‬ ‫کشور از طریق یافتن راه حل های مسالمت آمیز و پایان‬ ‫بخشیدن به راه حل های جنگجویانه و مذاکرات غیر شفاف با‬ ‫عاملین جنگها و سرکوب‪.‬‬ ‫زنان قربانیان اصلی بیش از ‪ 3‬دهه جنگ بوده اند‪ .‬پرداختن‬ ‫به جنگ و بودن در شرایط جنگی باعث از بین رفتن بسیاری‬ ‫از فرصت های اجتماعی‪ ،‬اقتصادی‪ ،‬فرهنگی و عقب ماندگی‬ ‫جامعه و مهاجرت میلیونها انسان از این کشور شده است‪ .‬از‬ ‫این رو از دولت افغانستان می خواهیم به منظور دستیابی به‬ ‫صلح پایدار و پایان بخشیدن به منازعاتی که بیش از ‪ 3‬دهه‬ ‫به طول انجامیده‪ ،‬خواست دادخواهانه ما را پاسخ گفته و‬ ‫مسئولیت پذیری در مقابل قربانیان را پیش شرط هر نوع‬ ‫دستیابی به صلح و در صدر برنامه های کاری خود قرار‬ ‫دهد‪.‬‬ ‫‪ -2‬تامین امنیت اجتماعی زنان ( در عرصه های کاری‪،‬‬ ‫ازدواج‪ ،‬دسترسی به سیستم قضایی عادالنه)‬ ‫الزمه گام برداشتن در عرصه های مختلف اجتماعی‪،‬‬ ‫برخورداری از امنیت اجتماعی و آزادی های فردی است که‬ ‫خود دربرگیرنده امینت سیاسی‪ ،‬اقتصادی‪ ،‬اجتماعی و قضایی‬

‫می باشد‪ .‬ما از دولت می خواهیم در راستای تامین امنیت‬ ‫اجتماعی که موجب باز شدن درهای انکشاف اجتماعی‪،‬‬ ‫فرهنگی و اقتصادی به روی زنان می شود‪ ،‬تالش عملی نماید‬ ‫و در گام نخست در جهت ایجادو استحکام زیر ساختار ها‬ ‫گام بردارد‪.‬‬ ‫‪ -3‬اعالم بسیج عمومی برای سواد آموزی زنان و تخصیص‬ ‫منابع مورد نیاز مالی و انسانی به این امر مهم‪.‬‬ ‫بسیاری از مشکالتی که جامعه فعلی افغانستان با آن دست‬ ‫به گریبان است به ویژه وضعییت نابسامان زنان‪ ،‬بر خواسته‬ ‫از سطح پایین سواد و آگاهی در میان مردم است که در این‬ ‫میان نسبت بی سوادی در میان زنان بیشتر از مردان است‪ .‬ما‬ ‫از دولت افغانستان می خواهیم که در عین توجه به آموزش‬ ‫کودکان و کسب اطمینان از دسترسی تمام کودکان این سرزمین‬ ‫اعم از دختر و پسر به امکانات آموزشی و تحصیلی رایگان و‬ ‫با کیفیت‪ ،‬با استفاده از امکانات و مجموعه ظرفیت های خود‪،‬‬ ‫در جهت رفع معضل بیسوادی در میان زنان بزرگسال اقدامات‬ ‫بسیارموثری انجام دهد و با اعالن بسیج عمومی برای سواد‬ ‫آموزی از تمام ظرفیت های داخلی و خارجی استفاده نماید‪.‬‬ ‫‪ -4‬تالش در جهت رفع قوانین تبعیض آمیز علیه زنان و‬ ‫گنجاندن اصل برابری جنسیتی بدون قید و شرط در تمام‬ ‫قوانین‪.‬‬ ‫همه قوای سه گانه باید خود را مسئول و متعهد در برابر رفع‬ ‫قوانین تبعیض آمیز بدانند که در این زمینه ابتدا باید قوانین‬ ‫عادی به نفع حقوق زنان اصالح شوند‪ .‬برای تغییر کیفی‬ ‫قوانین نابرابر و حتی رسوم‪ ،‬تعصب ها و سنت های ضد زن‬ ‫می بایست سیاست های مشخص فرهنگی و آموزشی بلند‬ ‫مدت و حمایت های قانونی از طرف دولت روی دست گرفته‬ ‫شود و هم در سطح مکاتب و هم از طریق رسانه های عمومی‬ ‫تبلیغ و تکثیر شود‪ .‬تجربه جهانی حکومت های مردمی که‬ ‫هدف پیشرفت و انکشاف کشور را دارند نشان می دهد که‬ ‫برای مقابله با معضل سنت های عقب مانده و تبعیض آمیز‬ ‫روابط قدرت می بایست سیاست های همه جانبه و طوالنی‬ ‫مدت را در پیش گرفت‪.‬‬ ‫‪ -5‬تالش در جهت ایجاد فرصتهای سیاسی‪ ،‬اجتماعی و‬ ‫اقتصادی برابر میان زنان و مردان‬ ‫زنان به عنوان نیمی از جامعه انسانی کشور افغانستان از‬ ‫ادامه برگ ‪22‬‬ ‫بسیاری از فرصتهای‪...‬‬

‫زمان ایجاد جنبش زنان در‪...‬‬

‫‪http://shaharnosh.blogfa.com/post-142.aspx‬‬


‫آرمان شهر‬

‫‪Armanshahr‬‬

‫‪22‬‬

‫زمان ایجاد جنبش زنان در‪...‬‬

‫اجتماعی‪ ،‬اقتصادی و سیاسی محروم اند‪ .‬همانطور که در‬ ‫کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان که کشور افغانستان نیز آن‬ ‫را امضا نموده است‪ ،‬آمده است زنان باید بتوانند در کلیه‬ ‫انتخابات و همه پرسی ها‪ ،‬چه به عنوان رای دهنده و چه‬ ‫به عنوان کاندیدا شرکت کنند و دولت ها باید زنان را بدون‬ ‫هیچگونه تبعیض و در شرایط مساوی با مردان‪ ،‬در مدیریت‬ ‫کشور‪ ،‬یعنی در تمامی ادارات‪ ،‬مجامع و سازمان های دولتی‪،‬‬ ‫چه در داخل و چه خارج از کشور سهیم سازند‪.‬‬ ‫‪ -6‬تالش در جهت ایجاد فرصت های اشتغال برای زنان‬ ‫سرپرست خانوار و معلولین و معیوبین‬ ‫کشور جنگ زده افغانستان دارای تعداد زیادی زنان بیوه است‬ ‫که بعد از فوت یا کشته شدن همسرانشان در جنگ‪ ،‬اکنون‬ ‫سرپرست خانواده های خود هستند‪ .‬ما از دولت افغانستان‬ ‫می خواهیم که توجه ویژه ای به این افراد نماید و با ایجاد‬ ‫فرصت های اشتغال و سیستم تامین اجتماعی و نیز با ایجاد‬

‫ •‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫• ‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬

‫سال سوم شماره ‪ 15‬و ‪ -16‬حمل ‪ ،1390‬اپریل ‪2011‬‬

‫ی سرپرست‪،‬‬ ‫بیمه‏ های خاص‏ برای زنان بیوه‪ ،‬سالخورده‏‪ ،‬ب ‏‬ ‫معلولین و معیوبین‪ ،‬آنان را در جهت حمایت از خانواده های‬ ‫خود تقویت نماید‪.‬‬ ‫‪ -7‬تالش در جهت بهبود دسترسی تمام زنان به امکانات‬ ‫بهداشتی و صحی‬ ‫هنوز در کشور افغانستان دسترسی به تسهیالت صحی با‬ ‫کیفیت در سطح پاینی قرار دارد و بسیاری از زنان به دلیل‬ ‫عدم دسترسی به امکانات صحی ابتدایی در هنگام بارداری و‬ ‫یا زایمان جان خود را از دست می دهند‪ .‬ما از دولت می‬ ‫خواهیم گامهای عملی را در راستای ایجاد امکانات الزم‬ ‫برای مراقبت های صحی از زنان‪ ،‬دسترسی آنان به خدمات‬ ‫بهداشتی و صحی از جمله وسایل پیشگیری از بارداری و نیز‬ ‫خدمسات الزم در رابطه با بارداری‪ ،‬زایمان و دوران پس از‬ ‫زایمان و شیردهی به زنان را در شهرها‪ ،‬روستاها و مناطق‬ ‫محروم برداشته و برنامه های عملی خود را در این راستا‬ ‫ارائه نماید‪.‬‬

‫کمیته مشارکت سیاسی و کمپاین ‪ %50‬زنان افغانستان به‬ ‫بهانه تجلیل از هشتم مارچ‪ ،‬روز همبستگی جهانی زنان از‬ ‫همه زنان این کشور می‪-‬طلبد تا جهت ایجاد جنبش قوی‬ ‫زنان افغانستان با هم متحد شوند و برای افغانستان عاری از‬ ‫نابرابری به مبارزه برخیزند‪ .‬مطالبات و خواسته های برحق‬ ‫زنان این سرزمین را به مثابه شهروندان متساوی الحقوق‬ ‫مطرح نمایند و از دولت این کشور خواستار مراقبت های‬ ‫اساسی و ساختاری بهداشتی‪ ،‬آموزشی‪ ،‬رفاهی‪،‬کار و امنیت‬ ‫حقوقی گردند‪.‬‬ ‫کمیته مشارکت سیاسی زنان و کمپاین ‪ %50‬زنان افغانستان‬ ‫کابل‪ -‬افغانستان‬ ‫تماس‪:‬‬ ‫وبالگ‪:‬‬

‫‪womenspoliticalparticipation.c@gmail.com‬‬ ‫‪Campaign50darsad@gmail.com‬‬ ‫‪Campaign50darsad.blogfa.com‬‬

‫انتشارات آرمان شهر‬

‫کاروان شعر برای صلح و دموکراسی در افغانستان‪ ،‬بهار ‪ ۱۳۸۲‬خورشیدی‬ ‫کاروان مهر (ویژه جوانان)‪ ،‬بهار ‪ ۱۳۸۲‬خورشیدی‬ ‫تجلیل از احمد شاملو‪ :‬وجدان آگاه شعر جهان‪ ،‬قوس ‪1385‬خورشیدی‬ ‫شهروند کیست‪ ،‬چه وظایف و اختیاراتی در مقابل دولت و جامعه دارد؟ قوس ‪ 1385‬خورشیدی‬ ‫نقش شهروندان در حقیقت یابی و عدالت جویی‪ ،‬قوس ‪ 1385‬خورشیدی‬ ‫عدالت اجتماعی در اسالم‪ :‬سیستم‏های دولت داری و مکاتب دیگر‪ ،‬جدی ‪ 1385‬خورشیدی‬ ‫چالش‏های آزادی بیان‪ :‬رسانه‏ها و مطبوعات در افغانستان‪ ،‬دلو ‪ 1385‬خورشیدی‬ ‫دموکراسی و عدالت اجتماعی در کشورهای کثیرالقوم‪ ،‬حوت ‪ 1385‬خورشیدی‬ ‫در جستجوی جامعه مدنی‪ :‬تجارب بین المللی و حقیقت‏های محلی‪ ،‬حمل ‪ 1386‬خورشیدی‬ ‫تهاجم فرهنگی و تأثیر یک ربع قرن مهاجرت در امور فرهنگی و سیاسی‪ ،‬ثور ‪ 1386‬خورشیدی‬ ‫علیه فراموشی‪ ،‬تجربه کمیسیون‏های حقیقت و دادخواهی‪ ،‬ثور ‪ 1386‬خورشیدی‬ ‫آیا دانشگاه‏های افغانستان ظرفیت پرورش نخبگان جامعه را دارد یا خیر؟ جوزای ‪ 1386‬خورشیدی‬ ‫دو تعبیر از جهانی شدن‪ ،‬سرطان ‪ 1386‬خورشیدی‬ ‫ما همه فمینیستیم (شاید خبر نداریم)‪ ،‬اسد ‪ 1386‬خورشیدی‬ ‫جنبش زنان‪ :‬نهضت ملی یا روند تصنعی‪ ،‬اسد ‪1386‬خورشیدی‬ ‫زنان صلح را می سرایند (ویژه زنان)‪ ،‬بهار ‪ 1388‬خورشیدی‪« ،‬سكوت را بشكنیم»‬ ‫سنت و تجدد‪ :‬رویارویی یا همسویی‪ ،‬بهار ‪ 1388‬خورشیدی‬ ‫سید جمال الدین و نواندیشی دینی‪ ،‬بهار ‪ 1388‬خورشیدی‬ ‫جای خالی اندیشه در تحصیالت عالی افغانستان‪ :‬دالیل و راه حل‏ها بهار ‪ 1388‬خورشیدی‬ ‫نقض حقوق بشر و سیاست امریکا‪ ،‬تابستان‪ -‬پاییز ‪ 1388‬خورشیدی‪« ،‬سیاست نامه ‪»2-1‬‬ ‫سیمرغ (مجموعه ی شعر برای صلح)‪ ،‬پاییز ‪ 1388‬خورشیدی‪« ،‬سكوت را بشكنیم»‬ ‫جوانان و شورای والیتی‪ -‬شورای والیتی چه می كند‪ ،‬مردم چه می خواهند؟ پاییز ‪ 1388‬خورشیدی‬ ‫راهنمای قربانیان به دادگاه بین المللی جنایی‪ ،‬پاییز ‪ 1388‬خورشیدی‪« ،‬سكوت را بشكنیم»‬ ‫مذاکره ملی با زنان‪ :‬دادرسی یا عقب نشینی؟ پاییز ‪ 1388‬خورشیدی‬ ‫این جا زمان متروكیست‪ ،‬روح االمین امینی‪ ،‬زمستان ‪ 1388‬خورشیدی‪ « ،‬سكوت را بشكنیم»‬ ‫ناتو‪ ،‬استثنا بر دموکراسی و افول امپراتوری‏ها‪ ،‬زمستان ‪ 1388‬خورشیدی‪« ،‬سیاست نامه ‪»3‬‬ ‫صدای قربانیان برای عدالت‪ ،‬تابستان ‪ 1389‬خورشیدی «سکوت را بشکنیم»‬ ‫از ساختار پارلمان تا نگاه انتقادی به کارنامه مجلس اول در افغانستان‪ ،‬تابستان ‪ 1389‬خورشیدی‬ ‫پَر سیمرغ (برگزیده اشعار جایزه صلح سیمرغ)‪ ،‬پاییز ‪ 1389‬خورشیدی «سکوت را بشکنیم»‬ ‫قتصاد بازار در افغانستان‪ ،‬پاییز ‪ 1389‬خورشیدی‬ ‫ز کتاب تا آزادی بیان‪ ،‬پاییز ‪ 1389‬خورشیدی‬ ‫قلعه حیوانات‪ ،‬تابستان ‪ 1389‬خورشیدی‪« ،‬سیمرغ»‬ ‫بررسی یک دهه حضور بین‏المللی در افغانستان‪ ،‬پاییز ‪ 1389‬خورشیدی‬ ‫افغانستان در جستجوی حقیقت و عدالت‪ ،‬پاییز ‪ 1389‬خورشیدی «سکوت را بشکنیم»‬ ‫تا سیگار بیست و یکم‪ ،‬پاییز ‪ 1389‬خورشیدی «سیمرغ»‬ ‫تبعیض و مشارکت سیاسی زنان‪ :‬نقش آموزش و پرورش «سیاست نامه ‪» 5-4‬‬ ‫صالحیت قضایی جهانی‪ :‬راه کار هایی برای پیگرد ناقضان حقوق بشر «سیاست نامه ‪»7-6‬‬ ‫جوانان جهانی میان بیم و تردید‪ ،‬زمستان ‪ 1389‬خورشیدی‬ ‫بازخوانی حافظه جمعی ما‪ ،‬زمستان ‪ 1389‬خورشیدی‬ ‫نقض حقوق بشر و سیاست امریکا‪ ،‬تابستان‪ -‬چاپ دوم زمستان ‪ 1389‬خورشیدی‪« ،‬سیاست نامه ‪»2-1‬‬ ‫ناتو‪ ،‬استثنا بر دموکراسی و افول امپراتوری‏ها‪ ،‬چاپ دوم زمستان ‪ 1389‬خورشیدی‪« ،‬سیاست نامه ‪»3‬‬ ‫علیه فراموشی‪ ،‬تجربه کمیسیون‏های حقیقت و دادخواهی‪ ،‬چاپ دوم زمستان ‪ 1389‬خورشیدی‬ ‫‪To receive regular information about Armanshahr Foundation you can join one of the following groups:‬‬ ‫‪http://groups.google.com/group/armanshahrfoundationopenasia?hl=en‬‬ ‫‪http://groups.yahoo.com/group/armanshahrfoundation_openasia‬‬ ‫‪On Facebook: Armanshahr Foundation/OPEN ASIA‬‬ ‫‪http://jayezasimorgh.blogfa.com/‬‬ ‫‪http://campaign50darsad.blogfa.com/‬‬ ‫‪http://afpa.blogfa.com/‬‬

armanshahr 15-16  

armanshahrnewslater

Read more
Read more
Similar to
Popular now
Just for you