Page 1

‫ی دریاچه‬

‫شنگی برا‬

‫هایی از ت‬ ‫دی و صد‬ ‫ر‬ ‫ا‬ ‫ص‬ ‫ت‬ ‫ق‬ ‫ا‬ ‫م‬ ‫ی‬ ‫تحر‬ ‫همه رنگ‬ ‫ز‬ ‫ا‬ ‫گ‬ ‫ه سپتامبر‬ ‫شهر فرن گرد‪ :‬یازد‬ ‫همین سال سانس اش‬ ‫از کانادا‬

‫ای آمریکا‬

‫و کافه رن‬

‫نشریه پارسی زبان های مقیم آمریکا و کانادا‪/‬‬ ‫پیش شماره چهارم‪ /‬بیست وپنجم سپتامبر ‪2011‬‬

‫ک هست‬

‫اگزیر از ی‬

‫عبور ن‬

‫حمله کماندویی و ماهواره‬

‫این داربی های مقدس‬ ‫محمد رضا شریفی نیا‪:‬‬

‫من و رز رضوی؟‬

‫در باب سقوط آفتابه‬ ‫فارکس و کافئین و وینچستر ‪۷۳‬‬

‫هفت‬

‫تلوزیون ماهواره ای کانال هفت‬

‫با هدف خبر رسانی‪ ،‬آموزش‪ ،‬تفریح و سرگرمی به زودی میهمان خانه های شما خواهد بود‪.‬‬ ‫این شبکه تلوزیونی به دنبال یک ارتباط مستقیم با مخاطب ایرانی و پارسی زبان هم چنین‬ ‫اقوام بزرگ ایرانی است‪ .‬ایران‪ ،‬افغانستان‪ ،‬تاجیکستان و تمامی ایرانیان در جهان‪.‬‬

‫رادیو کوچه‬

‫فک کنم بی تو مهتاب شبی ‪...‬‬

‫راهی به سوی ارتباط متقابل بین مردم و رسانه‪ ،‬رسانه ای برای شهروندان‪ ،‬فرهنگ‪ ،‬اجتماع و‬ ‫اندیشه و هنر به همراه آخرین خبرها در رادیو کوچه‪.‬‬ ‫شما می توانید رادیو کوچه را ازطریق کتاب صورت (;‬ ‫ویا آدرس اینترنتی ‪ www.radiokoocheh.com‬دنبال کنید‪.‬‬


‫نگاهی به سال‌های پایانی قبل از انقالب‬

‫جنبش دانش‌جوی در ایران‬ ‫کامران موسوی‬

‫بخش چهارم‬ ‫‪ ...‬در یك چنین جوی‪ ،‬تغییرات عمده‌ای هم در سطح باالی‬ ‫مدیریت وزارت علوم و آموزش عالی و زیر شاخه آن سازمان‬ ‫امور دانش‌جویی رخ داد‪.‬‬ ‫یكی از جمله وظایف سازمان امور دانش‌جویی وزارت علوم‬ ‫و آموزش عالی اعزام دانش‌جو به خارج از كشور بود‪ .‬اتوریته‬ ‫اجرایی اعزام دانش‌جو در رده مدیركل‌هایی بود كه وزیر علوم‬ ‫وقت (دكتر حق‌دان در سال‌های بین ‪ )١٣٥٦-١٣٥٠‬بنا بر‬ ‫سلیقه شخصی‪ ،‬و نه به الزام براساس توانایی یا تخصص مدیر‬ ‫مورد نظر‪ ،‬انتصاب می‌كرد‪ .‬در سال ‪ ،١٣٥١‬پست مدیركلی‬ ‫مسوولیت امور اعزام دانش‌جو از یك مدیر متمایل به اروپا‬ ‫(بریتانیا) گرفته شده و به یك مدیر تربیت شده در‪ ،‬و متمایل به‪،‬‬ ‫آمریكا تحویل داده شد‪ .‬در اثر این تغییر‪ ،‬در صد دانش‌جویان‬ ‫راهی به خارج كشور كه تا قبل از آن شاید ‪ ٧٥‬در صد به اروپا‬ ‫و ‪ ٢٥‬در صد به آمریكا بود‪ ،‬به طور كامل بر عكس شد‪ .‬یعنی‬ ‫دیگر اكثریت قریب به اتفاق دانش‌جویان اعزامی به آمریكا‬ ‫می‌رفتند‪ .‬برای این برخی ازین دانش‌جویان اعزامی به آمریكا‬ ‫تسهیالت سازمان یافته‌ای هم‌چون فروختن سواالت امتحان‬ ‫زبان‪ ،‬گرفتن پذیرش‌های قالبی و دادن بورس‌های دولتی حتا‬ ‫قبل از این كه پایشان به مقصد برسد نیز فراهم شد‪ .‬نا گفته‬

‫نماند كه این دكان بسیار خوبی نیز برای سوداگران دست اندر‬ ‫كار برای رسیدن به پول و پله فراوان شد و گردانندگان اعزام‬ ‫دانش‌جویی نیز نه تنها از آن تخلف‌ها بی‌خبر نبودند‪ ،‬بلكه‬ ‫خودشان هم دستشان در آن كیسه بود‪.‬‬ ‫به این ترتیب از صدقه سر مدیركل متمایل به آمریكا و عمله‬ ‫اكره‌اش‪ ،‬برای اولین بار در تاریخ اعزام دانش‌جو به خارج كشور‬ ‫بخوان به آمریكا‪ -‬مرز بین دانش‌جویان واقعی به معنای‬‫كسانی كه به دنبال كسب علم و دانش هستند با دانش‌جو‬ ‫نما ها كه در اكثریت نیز بودند به طور كامل مخدوش شد و‬ ‫تشخیصشان از یك‌دگر مشكل‪.‬‬ ‫ارتباط این جمالت معترضه را بعدن خواهیم دید‪ ،‬ولی اكنون به‬ ‫قول این‌جایی‌ها‪ ،‬فلَش فوروارد و باقی ماجرا در بالد فرنگ‪.....‬‬ ‫بدون مقدمه باید بگویم كه جنبش دانش‌جویان ایرانی در‬ ‫آمریكا تنها در یك سازمان عریض و طویل و بسیار بوروكراتیك‬ ‫تبلور داشت‪« :‬کنفدراسیون دانش‌جویان و محصلین ایرانی‬ ‫برای احیای جنبش واحد دانش‌جویی» كه به آن به اختصار‬ ‫احیا می‌گفتند‪.‬‬ ‫احیا كه ائتالفی از یك سری فدراسیون‌های چپ دانش‌جویان‬ ‫و محصلین ایرانی در اروپا و امریکا بود‪ ،‬به ظاهر با شعار تالش‬ ‫برای ایجاد وجه مشترک بین گروه‌ها و ایدئولوژی‌های مختلف‬ ‫برای مخالفت با نظام سلطنتی پا به عرصه گذاشت ولی با‬ ‫گذشت زمان در عمل خط كلی‌اش هم‌سویی و تبعیت از مشی‬ ‫حزب توده و البته با محوریت مسکو بود‪.‬‬ ‫بنابراین‪ ،‬ایدیولوژی غالب در احیا ماركسیسم روسی بود و‬ ‫حتا تعدادی از اعضای جبهه‌ی ملی خارج از کشور كه سعی‬ ‫کردند با حضور در احیا در آن به قولی خط جا كنند‪ ،‬خود جذب‬ ‫مارکسیست‌ها شدند‪.‬‬ ‫هرچند یك استثناء دراین مورد‪ ،‬قابل ذكر است و آن حفظ‬ ‫استقالل نسبی توسط یك جناح كوچك مذهبی در درون‬

‫احیاست‪ .‬این‌ها كه نشریه «پیام مجاهد» را بیرون می‌دادند و از‬ ‫چپ سازمان مجاهدین‬ ‫خط مشی هم‌کاری انقالبی با نیروهای ِ‬ ‫خلق ایران در داخل كشور تبعیت می‌كردند‪ ،‬هیچ شباهتی به‬ ‫دانش‌جویان مسلمان انجمن‌های اسالمی درون ایران نداشتند‪.‬‬ ‫بنابرین‪ ،‬در خارج كشورهمانند داخل ایران جنبش دانش‌جویی‬ ‫بطور عمده تمایالت چپ داشت و در این جا نیز دانش‌جوی‬ ‫مذهبی از نوع انجمن اسالمی اش باید یا خود را منزوی كرده‬ ‫و محفلی عمل می‌كرد و یا راه تقیه پیش گرفته و در درون‬ ‫مناسب نور افشانی ماه‪.‬‬ ‫احیا زندگی پارازیتی می‌گذراند تا لحظه‬ ‫ِ‬ ‫ابراهیم یزدی‪ ،‬صادق قطب زاده و مصطفی چمران نمونه‌هایی‬ ‫از این اسالمیون هستند‪.‬‬ ‫درست است كه تاریخ تشكیل انجمن‌های اسالمی دانش‌جویان‬ ‫در فرانسه آلمان اتریش و دیگر کشورهای اروپا به سال ‪١٣٤٨‬‬ ‫برمی گردد‪ .‬ولی اولن این انجمن‌ها بیشتر كارشان دریافت‬ ‫كمك‌های مالی از نجف و ایران از طریق ایرانیان و روحانیون‬ ‫بود و نه مبارزه (همان زندگی پارازیتی) و دومن در آمریكا‬ ‫چندان رنگی نداشتند‪ :‬احیا همه كاره بود‪ .‬با باال گرفتن خیزش‬ ‫انقالبی درون ایران و بعد از حصول اطمینان از پیروزی قطب‬ ‫مذهبی انقالب‪ ،‬ولی‪ ،‬اسالمیون از كنفدراسیون جدا شده و‬ ‫شروع به ساز كردن نغمه‌های انجمن اسالمی كردند‪.‬‬ ‫این گفته‌ها تا اواخر سال ‪ ١٩٧٨( ١٣٥٦‬میالدی) صادق بود‪.‬‬ ‫به عنوان مثال در تظاهرات نوامبر ‪ ١٩٧٧‬كه علیه دیدار شاه از‬ ‫آمریكا و با فراخوان و گردانندگی احیا برگزار‪ ،‬و بسیار هم خشن‬ ‫شد‪ ،‬به جرات می‌توان گفت كه حتا یك نفر هم از اسالمیون‬ ‫در بین دانش‌جویان معترض پیدا نمی‌شد‪.‬‬ ‫در كم‌تر از سه چهار ماه بعد از آن و با سرعتی شگفت‌آور‪،‬‬ ‫ولی‪ ،‬ماه شروع به نورافشانی كرد و اسالمیون شروع به ظهور‪.‬‬ ‫دیگر آنها تظاهرات مستقل می‌گذاشتند‪ ،‬در دانشگاه‌های معتبر‬ ‫سخنرانی برگزار می‌كردند‪ ،‬با پلیس دست به یقه می‌شدند و حتا‬

‫در انظار عمومی نماز جماعت نیز بر پا می‌كردند‪ .‬اسالمیونی كه‬ ‫تا زمانی نه چنداَن پیش اگر به تظاهرات دعوتشان می‌كردی‪،‬‬ ‫لوله می‌شدند و سرخ و سفید و بهانه درس و زندگی می آوردند‪،‬‬ ‫اكنون با رگ‌های ورم كرده گردن جمهوری اسالمی را فریاد‬ ‫می‌زدند و هل من مبارز می‌طلبیدند باخشونت و شمشیرهای‬ ‫از رو بسته‪.‬‬ ‫قرص ماه در ‪ ٢٢‬بهمن ‪ ١٣٥٧‬كامل شد‪ ،‬در آن سیمای‬ ‫فرشته را دیدند و اسالمیون بازی را بردند‪ .‬این در حالی بود‬ ‫كه روشنفكر و چپ ایرانی هنوز سودای بازی كردن در بساط‬ ‫دیگران را در سر می‌پرورانید و هم‌چنان در حال شعار و بیشتر‬ ‫از حد سهم لیاقت به خود دادن بود‪.‬‬ ‫مابقی هم كه باز به قول این‌جایی‌ها تاریخ است و خودتان هم‬ ‫بخشی از آن‪.‬‬

‫پس نوشته‪:‬‬

‫اولین كاری كه برندگان انقالب در سفارت ایران كردند‪ ،‬قطع‬ ‫كردن بورس‌های دانش‌جویی اغیار بود‪ .‬ولی تمام اسالمیون‪،‬‬ ‫كه اكثریتشان را همان دانش‌جو نمایانی كه قبلن گفتم تشكیل‬ ‫می‌دادند‪ ،‬نه تنها بورسشان قطع نشد‪ ،‬بلكه به مقدارش نیز‬ ‫افزوده گشت و بدین ترتیب آن‌ها هم‌زمان با دراز تر شدن‬ ‫زبانشان‪ ،‬درآمدشان هم درازتر شد‪.‬‬ ‫درست یك هفته پس از فروپاشی نظام پهلوی‪ ،‬ابراهیم‬ ‫یزدی سوار بر اسب سپید پیروزی به نورمن اكالهما آمد تا‬ ‫هم اسالمیون را به ظفر حق بر باطل و ظهور آزادی و عدل‬ ‫اسالمی بشارت دهد و هم دانش‌جویان غیر اسالمی را رو كم‬ ‫كند‪ .‬و هر دو را كرد‪.‬‬ ‫‪.....‬و چپ هم‌چنان به دادن شعار و انشعاب پس از انشعاب‬ ‫مشغول بود‬

‫‪of Rockville‬‬

‫"موقعیت استثنایی‪،‬قیمتهای استثنایی"‬

‫رامبد قریب‬ ‫‪finance manager‬‬

‫‪Tel: 240-715-4489‬‬ ‫‪Lexus: 301-762-9009 ext: 4489‬‬ ‫‪15501Frederick Road, Rockville, MD 20855-2110‬‬ ‫‪Email: Rambod.Gharib@rockvillelexus.com‬‬

‫استخدام مشاور فروش‬


‫پس از کاهش درگیری‌ها در لیبی‪،‬‬

‫«سفیر ایران به لیبی بازگشت»‬

‫روز پنج‌شنبه‪ 15 ،‬سپتامبر‪ ،‬علی‌اصغر ناصری‪ ،‬سفیر جمهوری‬ ‫اسالمی در لیبی که به دنبال درگیری‌ها در این کشور به تهران‬ ‫فراخوانده شده بود‪ ،‬به لیبی بازگشت‪.‬‬ ‫به گزارش واحد مرکزی خبر‪ ،‬اداره کل اطالعات و مطبوعات‬ ‫وزارت امور خارجه جمهوری اسالمی ابراز امیدواری کرده که‬ ‫با حضور سفیر این کشور در لیبی و گسترش فعالیت سفارت‪،‬‬ ‫«روند توسعه و تعمیق هم‌کاری‌های دوجانبه ایران و لیبی در‬ ‫راستای منافع و مصالح دو کشور بیش‌تر شود‪».‬‬ ‫پیش‌تر علی‌اکبر صالحی‪ ،‬وزیر امور خارجه جمهوری اسالمی‪ ،‬در‬ ‫گفت‌و‌گویی تلفنی با مصطفی عبدالجلیل‪ ،‬رییس شورای انتقالی‬ ‫لیبی بر توسعه روابط بین تهران و طرابلس تاکید کرده بود‪.‬‬

‫جهت جلوگیری از حوادثی شبیه قاهره‪،‬‬

‫اسراییل‬ ‫سفیر خود از اردن را فراخواند‬ ‫دولت اسراییل روز پنج‌شنبه‪ 15 ،‬سپتامبر‪ ،‬اعالم کرد سفیر‬ ‫خود را ازعمان پایتخت اردن فراخوانده است‪.‬‬ ‫درپی فراخوان جوانان اردن از طریق شبکه اجتماعی‬ ‫فیس‌بوک جهت برگزاری تظاهرات گسترده در مقابل سفارت‬ ‫اسراییل در عمان اسراییل برای مصون ماندن از پیامدها این‬ ‫تظاهرات سفیر خود را ازعمان به تل‌آویو فراخواند‪.‬‬ ‫رادیو اسراییل در این زمینه گفته است دولت این کشور برای‬ ‫جلوگیری از تکرار حادثه سفارت اسراییل در مصراقدام به‬ ‫فراخوانی سفیر خود از اردن کرده است‪.‬‬ ‫در جریان تظاهرات هفته گذشته در مقابل سفارت اسراییل در‬ ‫قاهره تظاهر‌کنندگان پس از به آتش کشیدن پرچم اسراییل‬ ‫سفارت این کشور را اشغال کردند‪.‬‬ ‫فراخواندن سفیر اسراییل از اردن به دستور بنیامین نتنیاهو‬ ‫نخست وزیر و لیبرمان وزیر خارجه این کشور صورت گرفته‬ ‫است و تنها یک نفر از کارکنان سفارت باقی خواهند ماند‪.‬‬ ‫با حکم رییس قوه قضاییه‪،‬‬

‫سخن‌گوی فلسطینیان‪:‬‬

‫«‪ ۲۳‬سپتامبر‪ ،‬زمان اعالم درخواست‬ ‫عضویت در سازمان ملل»‬ ‫روز پنج‌شنبه‪ 15 ،‬سپتامبر‪ ،‬ریاض مالکی‌‪ ،‬سخن‌گوی‬ ‫فلسطینیان اعالم کرد آن‌ها هفته آینده در‌خواست عضویت‬ ‫کامل در سازمان ملل متحد را ارایه خواهند کرد‪.‬‬ ‫بر اساس گزارش‌ها قرار است محمود عباس‪ ،‬رهبر تشکیالت‬ ‫خودگردان فلسطینی روز ‪ ۲۳‬سپتامبر در خواست عضویت به‬ ‫سازمان ملل را ارایه دهد‪.‬‬ ‫در همین حال بینامین نتانیاهو‪ ،‬نخست وزیر اسراییل گفته‬ ‫است در جریان نطقش در نشست سالیانه مجمع سازمان ملل‬ ‫درباره مخالفت‌های اسراییل در این مورد‪ ،‬سخن‌رانی خواهد‬ ‫کرد‪.‬‬ ‫آخرین دور گفت‌وگوهای صلح بین اسراییل و فلسطینیان یک‬ ‫سال پیش با شکست مواجه شد‪.‬‬ ‫ز آن زمان فلسطینیان تالش‌هایی را برای پیوستن به سازمان‬ ‫ملل به عنوان یکی از اعضای این سازمان که به‌طور رسمی‬ ‫مورد شناسایی قرار گرفته و مرزهای آن شامل مرزهای تعیین‬ ‫شده در سال ‪ ۱۹۶۷‬می‌شود و پایتخت آن بیت‌المقدس شرقی‬ ‫است‌‪ ،‬آغاز کرده‌اند‪.‬‬ ‫اما اسراییل و آمریکا می‌گویند ایجاد یک کشور مستقل‬ ‫فلسطینی تنها از راه مذاکره مستقیم ممکن است‪.‬‬ ‫ریاض مالکی‪ ،‬سخنگوی فلسطینیان گفته است‪« :‬ما به‬ ‫سازمان ملل می‌رویم؛ تنها به این دلیل که می‌خواهیم شانس‬ ‫از سرگیری مذاکرات را بیش‌تر کنیم‪ .‬ما سعی خواهیم کرد تا‬ ‫پیشنهادات ارایه شده را به دقت بررسی کنیم‪».‬‬ ‫آقای مالکی می افزاید چنان‌چه پیشنهاد خوبی دریافت نکنیم‪،‬‬ ‫رییس تشکیالت خودگردان فلسطینی روز ‪ ۲۳‬سپتامبر ساعت‬ ‫‪ ۱۲:۳۰‬درخواست عضویت به سازمان ملل را ارایه خواهد کرد‪.‬‬ ‫گزارش ها حاکی است دیپلمات های ارشد آمریکایی و‬ ‫اروپایی برای متوقف کردن تالش‌های صورت گرفته برای‬ ‫عضویت کشور مستقل فلسطینی در سازمان ملل متحد‪ ،‬راهی‬ ‫خاورمیانه شده‌اند‪.‬‬

‫«دادستان کل جمهوری اسالمی مسوول نظارت بر پرونده‬

‫اختالس»ر‬

‫روز پنج‌شنبه‪ 15 ،‬سپتامبر‪ ،‬رییس دست‌گاه قضایی جمهوری اسالمی طی حکمی دادستان کل کشور را مسوول نظارت بر‬ ‫رسیدگی به پرونده اختالس مالی ‪ 3000‬میلیارد تومانی کرده است‪.‬‬ ‫به گزارش مهر‪ ،‬صادق الریجانی‪ ،‬رییس دست‌گاه قضایی طی حکمی غالمحسین محسنی اژه‌ای دادستان کل کشور را به‬ ‫عنوان مسوول نظارت بر رسیدگی به پرونده فساد بزرگ مالی ایران انتخاب کرده است‪.‬‬ ‫در ابالغ رییس دست‌گاه قضا آمده است‪« :‬به جناب‌عالی که چهره‌ای شناخته شده و مورد اعتماد دست‌گاه قضایی و نظام‬ ‫هستید ماموریت داده می‌شود با نظارت دقیق و همه‌جانبه به کلیه مراحل رسیدگی به این پرونده تا حصول نتیجه نهایی اقدام‬ ‫و گزارش کار به‌صورت مستمر به این‌جانب منعکس شود‪».‬‬ ‫الزم به اشاره است در هفته گذشته از طریق بانک صاردات و هفت بانک دولتی و خصوصی دیگر در ایران‪ ،‬حدود ‪ 3000‬میلیارد‬ ‫تومان در سیستم بانکی این کشور اختالس صورت گرفت‪.‬‬

‫اندر باب قلم و دست ما‬

‫اردوان روزبه‬

‫نیمه‌های سپتامبر است‪ .‬هوا گذاشته است رو به پاییزی شدن‬ ‫و شما هم دارید از یک دور دیگر رسیدن کم کمک پاییز به‬ ‫احتمال لذت می‌برید‪ .‬درست در یازده ستامبر همین ماه بود‬ ‫که یک باره برج‌های تجارت جهانی در منهتن فرو ریخت در‬ ‫حالی که دو روز قبل‌اش احمد شاه مسعود در یک عملیات‬ ‫انتحاری در افغانستان کشته شد و درست در همین ماه بود‬ ‫که برگی دیگری در خاورمیانه با حمله نیروهای آمریکایی‬ ‫به مواضع «امارت طالبان» ورق خورد تا امروز در مراسم‬ ‫ده ساله‌گی فروریختن برج‌های تجارت جهانی مردم آمریکا‬ ‫بگویند‪ »I’m a new Yorker« :‬و آقای شهردار این شهر‬ ‫بگوید که همه را به نیویورک دعوت می‌کند و آقای کلینتون‬ ‫بدون آن که یادی از مونیکای فقید کند با چشمان اشک بار‬ ‫بگوید که یاد آتش نشان‌های این شهر برای‌شان زنده است‪.‬‬ ‫و ما نیز بنشینیم و انگشت به دهان بشویم که سیاست را‬ ‫بیهوده نمی‌گفتند‪ ،‬پدر و مادرش مجهول الهویه است‪.‬‬ ‫در گذار و گذر این ایام چهارمین شماره نشریه هفت و در واقع‬ ‫آخرین پیش شماره آن را در دست دارید‪ .‬هر چه می‌خواستیم‬ ‫برای بهتر شدن کنیم را امتحان کردیم‪ .‬البته نقص‌ها تمام‬ ‫نشده اما ما از این پس یعنی بعد این پیش شماره اولین شماره‬ ‫رسمی «هفت» را نزد شما می‌آوریم‪.‬‬ ‫هفت به صورت منظم از شماره آتی یکم و پانزده‌ام هر ماه‬ ‫در دست‌رس شما خواهدبود‪ .‬با دو بخش گزارش‌ها و خبرهای‬ ‫محلی ایاالت متحده و گزارش‌ها و خبرهای ایران و جهان‬ ‫که هم پوشش اخبار محلی را خواهد داشت و هم خبرها و‬ ‫گزارش‌های بین‌المللی که همه توسط هم‌کاران هفت در اقصا‬ ‫نقاط جهان تهیه می‌شود‪.‬‬ ‫اما مهم‌تر این که به زودی ما سعی در انتشار محلی نشریه‬ ‫در تورنتو و لس آنجلس را نیز خواهیم داشت که به مرور‬ ‫بخش خبرهای اختصاصی محلی این مرکزها را نیز در نشریه‬ ‫شاهد خواهید بود‪ .‬اجازه بدهید از گسترش به لندن و پاریس‬ ‫و کواالالمپور در شماره‌هایی که نزدیک به آغاز کار دفترهای‬ ‫این مرکزها بودیم صحبت کنم‪.‬‬ ‫دوستان خوب‪ ،‬نشریه منتشر کردن بی‌شک این روزها یکی‬ ‫از دغدغه‌های بسیاری از ما ایرانی‌هایی است که یا دوست‬ ‫داشتیم روزی جایی نشریه‌ای منتشر کنیم و یا در ایران این‬ ‫کار را می‌کردیم و بد حادثه ما را شوت کرده است به جایی که‬ ‫هنوز دارد چشم‌هایمان دو دو می‌خورد‪ .‬اما مهم‌تر این است‬ ‫که چه می‌خواهد منتشر شود‪ ،‬با چه گستره‌ای و با چه هدفی‪.‬‬ ‫باید امیدوار بود که ایجاد فضای رقابتی سالم بتواند همه ما‬ ‫را به سویی ببرد که کار خوب و گزارش به روز و مطلب واقع‬ ‫و به جا را به مخاطب‌های خودمان هدیه کنیم‪ .‬مردمانی از‬ ‫سرزمین‌هایی که یا پارس زبانند و یا پارسی‌دان هستند‪.‬‬ ‫هفت با اتکا به روشی که از ابتدا اعالم کرده بود سعی در‬

‫توجه‪« :‬نشریه هفت» یک رسانه مستقل و آزاد است که بدون گرایش های سیاسی و حزبی و در حوزه‌های خبر‪ ،‬اطالع رسانی‪ ،‬تحلیل‪ ،‬فرهنگ‪ ،‬اقتصاد‪ ،‬هنر‪ ،‬اندیشه و آموزش‌های زندگی فعالیت می‌کند‪.‬‬ ‫این نشریه با پرهیز از قوم گرایی به اندیشه نزدیک شدن مردم در جهان و ارایه راه کارهای ارتباط بهتر بین اقوام و ملل مختلف می‌پردازد‪ .‬اما بنابر محدویت‌ها فقط به زبان پارسی منتشر می‌شود ولی‬ ‫امکان و بستری است برای تمام اقوام ایرانی‪.‬‬ ‫مطلب های منتشر شده در «نشریه هفت» بر اساس الگوی هیت تحریریه این نشریه و با اندیشه ارتباط با جامعه میزبانی است که در آن کشور ایرانیان و سایر ملل در آن ساکن و یا میهمان هستند‪ .‬در‬ ‫الگوی نوشتاری خود در صورتی که قصد دارید همراه ما باشید امیدوار هستیم نکات باال را رعایت کنید‪ .‬در صورت ترجمه متن یک نسخه اصل آن را ضمیمه کنید و فراموش نکنید تا حد امکان در بخش‬ ‫پارسی از کلمات این زبان استفاده کنید و برگردان مناسبی از کلمات قابل تبدیل داشته باشید‪.‬‬ ‫«هفت» آماده انتشار مطلب‌ها‪ ،‬نظرها‪ ،‬پیشنهاد‌ها و انتقاد‌های شما به همراه عکس‌هایی است که می‌گیرید‪ .‬به هر روی نشریه خودتان است‪ .‬فراموش نکنید این نشریه منطبق با قوانین جاری کشور آمریکا‬ ‫را دارد‪ .‬در مورد آگهی‌های نشریه هم بررسی کنید و بعد‬ ‫منتشر می‌شود و نهایت امر مطلب‌ها با نظر شورای تحریریه انتخاب می شود و هم‌چنین سردبیری حق حک و اصالح مطلب‌های ارسالی‬ ‫آن نیست و هر مطلبی در این نشریه قابل نقد و بررسی است‪.‬‬ ‫انتخاب چرا که ما مسوولیتی در مورد محتوای آن نمی پذیریم‪ .‬فراموش نکنید مطلب های نوشته شده در «هفت» به الزام نظر صاحبان‬

‫انعکاس نظرها و اخبار و گزارش‌های تمامی اقوام ایرانی و‬ ‫کشورهای پارسی زبان دارد و تعلق خاطری جز ارتباط مستقیم‬ ‫و دور از شایبه با مخاطب‌های خود ندارد‪.‬‬ ‫امروز آخرین شماره از پیش شماره‌های هفت را در پیش روی‬ ‫دارید‪ .‬سعی همیشه‌گی ما برای استفاده از مطلب‌های تولیدی‬ ‫بوده است و این بار مستثنا نیست‪ .‬راستش را بخواهید ما فکر‬ ‫می‌کنیم خوب است بدانید کسانی که در این شماره کار از‬ ‫آن‌ها می‌بینید نشسته‌اند و در هفت به دقت برای شما مخاطب‬ ‫خوب و صمیمی نوشته‌اند‪.‬‬ ‫از این شماره یک مطلب ورزشی نیز اضافه شده است‪ .‬به‬ ‫مرور چند خبرنگار دیگر نیز از شماره یک به جمع دوستان‬ ‫اضافه خواهند شد‪ .‬تحلیل سیاسی‪ ،‬هنر‪ ،‬داستانک‪ ،‬میرزا کول‬ ‫دیسک‪ ،‬خبرها از گوشه و کنار و ده‌ها مطلب دیگر که در پیش‬ ‫شماره چهارم نشریه «هفت» پیش کش به شماست‪.‬‬ ‫و در آخرین این که‪:‬‬ ‫قلم شود چو دست ما‬ ‫در این فریب خوش‌لقا‬ ‫نماند اندر این سرا‬ ‫ضحاک مار شانه‌ای‬

‫نشریه هفت در حوزه های خبر‪ ،‬سیاست‪ ،‬اندیشه‪،‬‬ ‫فرهنگ و هنر و اجتماع‬ ‫صاحب امتیاز‪Global Social Networks LLC :‬‬ ‫سردبیر‪ :‬اردوان روزبه ‪ /‬مدیر اجرایی‪ :‬علی هریسچی‬ ‫تماس با اردوان‪editor@haftmagazine.com :‬‬ ‫تماس با علی‪ali.herischi@haftmagazine :‬‬ ‫صفحه‌آرایی و امور فنی ‪ :‬داریوس مدیا‬ ‫امور آگهی‌ها‪ads@haftmagazine.com :‬‬ ‫تلفن تماس در آمریکا‪:‬‬ ‫‪)240(436-2535 ، )240(436-2536‬‬ ‫توزیع در ایاالت متحده و کانادا‬

‫نشریه هفت در کانادا‬

‫شما در کانادا می توانید همراه نشریه هفت باشید‪ .‬اگرنوشته‬ ‫یا گزارش‪ ،‬آگهی و یا نیاز به دریافت نشریه دارید می توانید‬ ‫با دفتر این نشریه در تورنتو در تماس باشید‪.‬‬

‫مدیر دفتر کانادا‪ :‬اردشیر زارع زاده‬ ‫‪Canada@haftmagazine.com‬‬

‫تلفن‪1-647-860-8485 :‬‬ ‫فکس‪1-888-767-6797 :‬‬

‫همراهان این شماره به ترتیب الفبا‪:‬‬ ‫اردوان روزبه‪ ،‬اکبر ترشیزاد‪ ،‬آویده مطمئن فر‪ ،‬آزاده پورزند‪ ،‬بهنام فروهر‪،‬‬ ‫حسن زارع زاده اردشیر‪ ،‬دامون روزبه‪ ،‬روزبه میر ابراهیمی‪ ،‬رضا محدث‪،‬‬ ‫زهره‪ ,‬علی انجیدنی‪ ،‬سایه کوثری‪ ،‬سحر‪.‬ج‪ ،‬علی هرسیچی‪ ،‬علی اکبر‬ ‫موسوی(خوئینی)‪ ،‬عال‪ ،‬فرانک مسیح‌پور‪ ،‬فرورتیش رضوانیه‪ ،‬کیان امانی‪،‬‬ ‫کیومرث سجادی‪ ،‬کامران موسوی‪ ،‬نیرماال‪،‬‬ ‫مصطفا خلجی‪ ,‬مه شب تاجیک‪ ،‬محبوبه شعاع‪.‬‬ ‫هم‌چنین تهیه بخش خبرهای این نشریه با همراهی‬ ‫رادیو کوچه است‬

‫آثارتان را به آدرس‪ contact@haftmagazine.com:‬ارسال کنید‪.‬‬


‫کیان امانی‬

‫معترضان مصری در اعتراض به اقدام ماه گذشته نیروهای اسراییلی در کشتن پنج سرباز هموطنشان با‬ ‫حمله به ساختمان سفارت اسراییل در قاهره‪ ،‬وارد این ساختمان شدند‪ .‬در پی این حمله سفیر اسراییل‬ ‫در مصر قاهره را ترک کرد و گزارش‌ها از وقوع تیراندازی و مجروح شدن تعداد زیادی از معترضان‬ ‫حکایت دارد‪.‬‬ ‫عکس‪ :‬اسوشیتدپرس‬

‫ده سال پس از حمالت‬ ‫یازده سپتامبر به برج های مرکز‬ ‫تجا‬ ‫رت‬ ‫جه‬ ‫انی‬ ‫در‬ ‫نیو‬ ‫یور‬ ‫ک‬ ‫ه‬ ‫آمریکا را تهدید‬ ‫نوز تهدیدهای تروریستی‬ ‫می کند‪ .‬در آستانه برگزاری مرا‬ ‫سم‬ ‫یاد‬ ‫بود‬ ‫ده‬ ‫مین‬ ‫سا‬ ‫ل‬ ‫‌‬ ‫گرد‬ ‫ک‬ ‫دولت آمر‬ ‫شته شدگان این حمله تروریستی‪،‬‬ ‫یکا اعالم کرده که تحقیقات درب‬ ‫اره‬ ‫ی‬ ‫ک‬ ‫خ‬ ‫طر‬ ‫امنی‬ ‫تی‬ ‫ج‬ ‫دی‬ ‫علیه‬ ‫کشور را آغاز کرده است‪.‬‬ ‫عکس‪ :‬هیستوریکال وال پیپرز‬

‫احمدشاه مسعود ملقب به (شیر‬ ‫پنجشیر) از فرماندهان و وزیر دفاع‬ ‫نیروهای مجاهدین افغان که سال‌ها‬ ‫با ارتش شوروی سابق که افغانستان‬ ‫را اشغال کرده بود جنگید نهم‬ ‫سپتامبر سال ‪ ۲۰۰۱‬میالدی‪ ،‬بر اثر‬ ‫انفجار انتحاری دو تروریست عرب‬ ‫مظنون به ارتباط با القاعده که خود‬ ‫را خبرنگار معرفی کرده بودند‪ ،‬در‬ ‫والیت تخار افغانستان کشته شد‪.‬‬ ‫عکس‪ :‬ایندیپندنت‬

‫شش ماه پس از حمله نیروهای ناتو به‬ ‫لیبی کنترل بخش های زیادی از خاک‬ ‫این کشور به جز شهرهای سرت‪ ،‬بنی‌ولید‬ ‫و سبها به دست نیروهای مخالف سرهنگ‬ ‫قذافی افتاده است اما هنوز مشخص نیست‬ ‫سرهنگ قذافی در کجا پنهان شده است‪.‬‬ ‫عکس‪ :‬رویترز‬

‫در پی واژگون شدن یک‬ ‫کشتی حامل بیش از ‪۸۰۰‬‬ ‫مسافر در آب‌های ساحلی‬ ‫مجمع الجزایر زنگبار در‬ ‫آفریقا‪ ،‬دست‌کم ‪ ۲۰۰‬نفر‬ ‫کشته شدند‪ .‬کشتی حامل‬ ‫مسافرانی بود که از تعطیالت‬ ‫عید فطر برمی‌گشتند و تعداد‬ ‫زیادی از آنان کودک بودند‪.‬‬ ‫عکس‪ :‬اسوشیتدپرس‬

‫معترضین به خشکی دریاچه‬ ‫ارومیه اعتراضشان را به‬ ‫استادیوم‌هایورزشیکشیده‌اند‪.‬‬ ‫درپیدیداربینتیم‌هایاستقالل‬ ‫تهرانوتراکتورسازیتبریزمیان‬ ‫نیروهای امنیتی و تماشاچیان‬ ‫معترض درگیری‌هایی رخ داد‪.‬‬ ‫عکس‪ :‬جهان ورزش‬

‫‪5‬‬


‫علی هریسچی‬

‫قانون اساسی و حقوق بشر‬

‫در چند سال گذشته بحث به كارگیری اعالمیه جهانی حقوق‬ ‫بشر در قانون اساسی آینده ایران به طرق مختلفی مطرح شده‬ ‫است‪.‬‬ ‫هرچند از دید ارزشی و شاید سیاسی و به خاطر ارزش‌گذاری‬ ‫مضاعف به حقوق بشر‪ ،‬این تالش پسندیده‌ای است‪ ،‬اما از دید‬ ‫حقوقی شاید راه‌كار درستی برای برقراری حقوق فردی و سیاسی‬ ‫و شهروندی ایرانیان نباشد‪ .‬دالیل این استدالل بر پایه اصول‬ ‫زیر است‪:‬‬ ‫وقتی در قانون اساسی به ملت حقی داده می شود این وظیفه‬ ‫حاکمیت است که از آن حمایت کند و هیچ گاه بهانه ای برای‬ ‫تعلل در اجرای حفظ این حق و یا عدم رعایت آن وجود ندارد‪ .‬اگر‬ ‫حقی وجود دارد و این حق ادا نشده‪ ،‬قانون می‌بایست راه‌كاری‬ ‫برای حق ستانی در خود تعبیه دیده باشد‪ .‬این اصل حساسی‬ ‫است كه به قوه قضاییه مسوولیت نگهبانی حقوق ملت را در برابر‬ ‫قانون‌گذار و قوه اجراییه می‌بخشد‪.‬‬ ‫قانون با سیاست‌های كلی نظام متفاوت است‪ .‬مقدمه قانون‬ ‫اساسی به طور معمول برای مطرح كردن ارزش‌های كلی نظام‬ ‫و سیاست‌های كلی آن استفاده می‌شود كه به نفسه قانون نیست‬ ‫و ضمانت اجرایی مشابه بندهای قانون اساسی را ندارد و بیشتر‬ ‫برای ترجمه قانون و راه‌بری سیاست‌های مملكت از آن استفاده‬ ‫می‌شود‪.‬‬

‫اگر در سیستم دمكراتیك‪ ،‬قانون‌مداری را‬ ‫یك اصل بدانیم‪ ،‬داشتن قانون بد بهتر از قانون‬ ‫خوبی است كه اجرا نمی‌شود‬ ‫در اعالمیه جهانی حقوق بشر حقوقی در میان آمده است كه‬ ‫بیشتر جنبه اصولی دارند تا حقوقی‪ .‬به طور مثال حق داشتن‬ ‫مسكن و سر پناه در اعالمیه حقوق بشر آمده است‪ .‬با توجه‬ ‫به اصلی كه مطرح شد‪ ،‬از فردای تصویب این قانون‪ ،‬حكومت‬ ‫موظف است كه برای همه شهروندانی كه سر پناه ندارند‪ ،‬مسكن‬ ‫تهیه كند‪ .‬در بهترین حالت سال‌ها طول خواهد كشید كه این‬ ‫امر عملی شود‪ ،‬اگر بشود‪ .‬و در این مدت قانون اجرا نشده است‬ ‫و یا بخاطر كاستی‌های مالی دولت شاید هیچ وقت هم به طور‬ ‫كامل اجرا نشود‪ .‬بنابر این ما قانونی خواهیم داشت كه در آن حق‬ ‫اساسی ملت ضایع شده است و دادگاه نمی‌تواند حق‌ستانی كند‪.‬‬ ‫این جایی است كه حكومت به حق اساسی ملت تجاوز كرده‬ ‫و كاری هم از دست كسی بر نمی‌آید‪ .‬همه تخطی از قانون‬ ‫را می‌پذیرند‪ .‬این پذیرش‪ ،‬بزرگ‌ترین شكست برای یك قانون‬ ‫است‪ ،‬این یعنی ورشكستگی قانون اساسی‪.‬‬ ‫بنابر همین قانون‌گرایی است كه در اكثر دمكراسی‌های دنیا‪،‬‬ ‫اعالمیه حقوق بشر در متن قانون اساسی مطرح نشده است و‬ ‫تنها به شكل سیاست‌گذاری كالن به آن پرداخته شده است‪.‬‬ ‫نمونه مشابه این بحث در زمان نوشتن قانون اساسی هند و‬ ‫افریقای جنوبی مطرح شد‪ .‬و در آخر‪ ،‬اعالمیه جهانی حقوق‬ ‫بشر به شكل پیش‌نویس در قانون اساسی این كشورها نمود‬ ‫پیدا كرده است‪ .‬اگر در سیستم دمكراتیك‪ ،‬قانون‌مداری را یك‬ ‫اصل بدانیم‪ ،‬داشتن قانون بد بهتر از قانون خوبی است كه اجرا‬ ‫نمی‌شود‪.‬‬ ‫به كارگیری حقوق بنیادی بشركه بیشتر شامل حقوق شهروندی‬ ‫و سیاسی شهروندان است كه در اصول هم قابل اجرا هستند در‬ ‫قانون اساسی كاری اصولی‌تر است و می‌توان با مكانیزم‌های‬ ‫دیگری‪ ،‬برای برقراری كامل حقوق بشر در ایران تالش كرد‪ .‬به‬ ‫نظر می‌رسد ارزش‌گذاری غیر اصولی به اعالمیه حقوق بشر شاید‬ ‫به آن ضررهای اساسی بزند‪.‬‬

‫برخورد امنیتی با یک مساله زیست محیطی‬

‫اردوان روزبه‬

‫«دریاچه ارومیه در انتظار رهایی از تشنگی»‬

‫وقتی از سد سیوند و مقبره پادشاه هخامنشی‪ ،‬یا وقتی از تخریب‬ ‫تخت جمشید و فروریختن بقایای مانده از مدرسه‌ای تاریخی در‬ ‫نیشابور و یا عبور قطار از بافت تاریخی میدان امام در اصفهان‬ ‫و یا حتا خشک شدن زاینده رود صحبت شد‪ ،‬انگار برای کسانی‬ ‫که در قبال آن‌ها مسوول هستند همه‌چیز عادی شده بود‪ .‬گویی‬ ‫حساسیت‌ها در جایی دیگر بود و به نظر می‌رسد بحران‌های‬ ‫دیگری شاید در اولویت بررسی قرار داشت‪ .‬یکی از بحران‌های‬ ‫زیست محیطی که در چند روز گذشته باز هم تبدیل به یک‬ ‫جریان سیاسی شد موضوع خشک شدن دریاچه ارومیه بود‪.‬‬ ‫اگر بخواهیم مروری بر خبر‌ها داشته باشیم بی‌شک سابقه‬ ‫اعتراض به تغییر اکولوژی دریاچه ارومیه موضوع روزهای اخیر‬ ‫نبوده و بسیاری از فعاالن طرف‌دار محیط زیست بارها اعتراض‬ ‫خود را به تغییر بی‌بازگشت شرایط این دریاچه که یکی از‬ ‫پدیده‌های مورد عالقه طرف‌داران محیط زیست در جهان است‪،‬‬ ‫ابراز کرد‌ه‌اند‪.‬‬ ‫اما با توجه به روی‌کرد دولت و سازمان‌های وابسته در این حوزه‪،‬‬ ‫ارومیه مانند بسیاری از آثار ملی و زیست محیطی به دست‬ ‫فراموشی سپرده شده و خواسته و ناخواسته به تخریب آن‌ها‬ ‫همت گذارده شده است‪.‬‬ ‫در چند روز گذشته رودخانه‌های ورودی به این دریاچه توسط‬ ‫سد‌هایی که بر روی آنان پیش‌تر زده شده بود در عمل دیگر به‬ ‫این دریاچه وصل نبودند و این موجب خشک شدن نزدیک به‬ ‫نیمی از دریاچه شد و بحرانی که سال‌ها پیش‌تر نیز بسیاری از‬ ‫فعال‌های زیست محیطی از آن گفته بودند چهره‌ی واقعی خود را‬ ‫نشان داد‪ .‬آری دریاچه ارومیه روی به خشک شدن نهاد‪.‬‬ ‫در همین راستا بود که مردم ارومیه و تبریز با اعتراض به عدم‬ ‫توجه به خشک شدن این دریاچه وقتی به خیابان‌ها آمدند باز‬ ‫هم روی‌کرد سیاسی کار را به خشونت و درگیری کشاند‪ .‬این‬ ‫اعتراض‌ها در روز شنبه به اوج خود رسید‪.‬‬ ‫بنابر اظهار سخن‌گوی انجمن دفاع از زندانیان‬ ‫سیاسی آذربایجان نزدیک به پنجاه هزار نفر از مردم‬ ‫شهر‌های ارومیه و تبریز در اعتراض به شرایط رخ‬ ‫داده برای دریاچه ارومیه در روز شنبه ‪ ۱۲‬شهریور‬ ‫دست به تظاهرات زده‌اند‪.‬‬

‫خشونت کشیده شد‪ .‬تجمع قر‌ار بود ساعت ‪ 6‬شروع شود که‬ ‫حدود ساعت ‪ 6:20‬دقیقه شروع شد‪ .‬در مقابل رودخانه‌هایی که‬ ‫به دریاچه ارومیه می‌ریخت سد زدند که باعث شد آب دریاچه‬ ‫کم شود‪».‬‬ ‫انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان هم‌چنین طی‬ ‫اطالعیه‌ای با اشاره به خشونت‌های رخ داده از سوی ماموران‬ ‫انتظامی و امنیتی خواستار آزادی بیش از یک صد نفر افراد‬ ‫بازداشت شده در شهرهای تبریز و ارومیه شده است‪ .‬در شهر‬ ‫ارومیه مردم تا زمان تهیه این گزارش در بخش‌هایی از شهر‬ ‫تجمع پراکنده دارند و نیروی انتظامی از تجمع مردم و هم‌چنین‬ ‫اعتراض جلوگیری می‌کند‪.‬‬ ‫یکی از شهروندان ارومیه‌ای وضعیت این شهر را در روز شنبه‬ ‫چنین توصیف می‌کند‪:‬‬ ‫«به خاطر خشک شدن دریاچه مردم به خیابان‌ها آمده بودند که‬ ‫درگیری و زد‌و‌خورد بود و گاز اشک‌آور زده بودند‪ .‬مردم شعارهای‬ ‫مختلفی دادند و وسعت درگیری زیاد بود‪ .‬اما ماموران تالش‬ ‫می‌کنند (تا این اعتراض‌ها را) سرکوب کنند‪».‬‬ ‫اما با توجه به تعداد زیاد ایرانیان ترک در اقصا نقاط کشور و‬ ‫حتا خارج از کشور دامنه اعتراض‌ها به برخی شهر‌های دیگر نیز‬ ‫رسیده است‪ .‬در تهران اشاره می‌شود عوامل امنیتی و انتظامی در‬ ‫میدان‌های شهر مستقر بوده‌اند و هم‌چنین گروهی از معترض‌ها‬ ‫در ترکیه و شهر آنکارا دست به تظاهرات زده‌اند‪.‬‬ ‫«یاشار حکاک‌پور» سخن‌گوی انجمن دفاع از زندانیان سیاسی‬ ‫آذربایجان در گفت‌و‌گویی به رادیو کوچه اظهار می‌کند‪:‬‬ ‫«همان‌طور که در گزارش‌ها آمده بود‪ ،‬هزاران تن از مردم‬

‫به خاطر خشک شدن دریاچه مردم به خیابان‌ها‬ ‫آمده بودند که درگیری و زد‌و‌خورد بود و گاز‬ ‫اشک‌آور زده بودند‬

‫این تظاهرات با دخالت پلیس ضد شورش و شلیک‬ ‫تیر هوایی و گاز اشک‌آور تبدیل به صحنه درگیری‬ ‫شد که موجب مجروح شدن تعدادی افراد شده و حتا‬ ‫بنابر برخی گزارش‌های تایید نشده حاکی از کشته‬ ‫شدن دو نفر از معترض‌ها بوده که البته تاکنون نامی‬ ‫از آن‌ها منتشر نشده است‪ .‬گزارش می‌شود نیروهای‬ ‫انتظامی و امنیتی حتا تعدادی از مجروحان را از‬ ‫بیمارستان «مطهری» شهر ارومیه خارج کرده‌اند‪.‬‬ ‫شهرهای ارومیه و تبریز در روز شنبه ‪ 12‬شهریور دست به‬ ‫در شهر ارومیه نیز تعدادی از معترض‌ها بازداشت شده‌اند که تظارهات زدند که گستردگی این تظاهرات در ارومیه بیش‌تر‬ ‫تاکنون از وضعیت آن‌ها اطالعی در دست نیست‪ .‬در تبریز نیز بوده است‪ .‬بر اساس گزارش‌هایی که داریم صدها نفر در این دو‬ ‫شرایط به همین ترتیب بوده‪ .‬اظهار می‌شود تعداد زیادی از شهر بازداشت شدند و ما در حال جمع‌آوری اطالعات از اسامی‬ ‫معترض‌ها به استان‌داری آذربایجان منتقل شده‌اند و تعدادی نیز این دستگیر شدگان هستیم‪ .‬گزارش‌هایی هم از تیراندازی به‬ ‫به مکان‌های نامعلوم‪.‬‬ ‫مردم در شهر ارومیه رسیده و بر طبق گفته شاهدان عینی صدای‬ ‫یکی از شاهدان عینی از تبریز اشاره می‌کند‪:‬‬ ‫تیراندازی شنیده شده و گفته شده عده زیادی مجروح و به‬ ‫«قرار بود در تبریز در اعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه‬ ‫بیمارستان‌های مختلفی از جمله بیمارستان «مطهری» منتقل‬ ‫تجمعی شود که ماموران امنیتی به مردم حمله کردند و به ‪ 4‬شدند و زمانی که مجروحین در حال مداوا بودند مامورین‬ ‫‪4‬‬

‫امنیتی آن‌ها را بازداشت کردند و به مکان نامعلومی بردند‪.‬‬ ‫هم‌چنین ما احتمال می‌دهیم تعدادی از تظاهرات کنندگان در‬ ‫این شهرها کشته شده باشند‪ .‬ما یک مورد را توانستیم در تبریز‬ ‫رصد کنیم که در خیابان تربیت این شهر ماموران امنیتی با باتوم‬ ‫به تظاهرات کنندگان حمله کردند و در اثر ضربه به سر یکی از‬ ‫آن‌ها جان خود را از دست داده است‪ .‬و ماموران هم جسد او را از‬ ‫محل درگیری دور کردند و مشخص نیست جسد را کجا بردند‪.‬‬ ‫در تبریز از باتوم‪ ،‬فیلم و پینت بال استفاده می‌شده اما در ارومیه‬ ‫شدت خشونت‌ها بسیار بیش‌تر بوده و هزاران نیروی ضد شورش‬

‫را از شهرهای دیگر ایران به تبریز آورده بودند که محل تجمع‬ ‫نیروی سرکوب ایران بوده است‪.‬‬ ‫حدود ده هزار نفر در شهر تبریز و بیش از پنجاه هزار نفر در شهر‬ ‫ارومیه دست به تظاهرات زدند که با این تظاهرات مسالمت‌آمیز‬ ‫که با خواسته مدنی هم‌راه بوده با خشونت رفتار شده است‪».‬‬ ‫از چه زمانی این درگیری‌ها آغاز شد؟ به دلیل این‌که مساله‬ ‫خشک شدن دریاچه ارومیه موضوع تازه‌ای نیست اما چرا به‬ ‫تازگی این موضوع شکل پیدا کرده؟ آیا این اعتراض سیاسی‬ ‫است یا تنها مسئله محیط زیست است؟‬ ‫«مساله دریاچه ارومیه از چندین سال پیش مطرح بوده و فعاالن‬ ‫آذربایجانی در شهرهای مختلف آذربایجان برای ‪13‬‬ ‫فروردین سال ‪ 89 ،88‬و ‪ 90‬تجمعاتی را سازمان داده‬ ‫و از مردم دعوت کرده بودند در کنار دریاچه ارومیه یا‬ ‫میادین اصلی شهرهای تبریز و ارومیه تجمع کنند که‬ ‫آن زمان هم توانستیم نام صدها بازداشتی را ثبت کنیم‬ ‫که عده‌ای از آن‌ها حکم زندان داشتند و احکام زندان‬ ‫را کشیدند‪ .‬از جمله آقای حسین نصیری‪.‬‬ ‫اما مسئله دریاچه ارومیه تبعیض است و فعاالن‬ ‫آذربایجان هم می‌گویند یک مسئله محیط زیستی‬ ‫ساده نیست بلکه گستردگی بیش‌تری دارد و قسمتی از‬ ‫تبعیضی است که در حق آذربایجانی‌ها اعمال می‌شود‪.‬‬ ‫و اعتقاد دارند حکومت ایران به صورت عمدی محیط‬ ‫زیست آذربایجان را از بین می‌برد تا مردم آذربایجان‬ ‫مجبور به کوچ از این منطقه شوند‪».‬‬ ‫در حالی که اعتراض‌ها هنوز در شهر‌های تبریز و ارومیه‬ ‫به‌طور جسته و گریخته ادامه دارد روز دوشنبه پنجم سپتامبر‬ ‫اشاره می‌شود دولت برای جلوگیری از خشک شدن این دریاچه‬ ‫بودجه‌ای معادل نهصد میلیون دالر برای انتقال آب رودخانه‌های‬ ‫ارس و کردستان به این دریاچه اختصاص داده است‪ .‬رییس‬ ‫سازمان حفاظت محیط زیست آقای «محمدی‌زاده» روز دوشنبه‬ ‫اعالم کرده است این بودجه برای انتقال آب به دریاچه اختصاص‬ ‫یافته‪ .‬الزم به توضیح است پیش‌تر مجلس شورای اسالمی دو‬ ‫فوریت طرح آب‌رسانی به دریاچه ارومیه را رد کرده بود‪.‬‬


‫توسط حکومت بشار اسد‪،‬‬

‫«ده کشته جدید در ادامه‬ ‫سرکوب خونین مردم‬ ‫سوریه»‬

‫تحریم اقتصادی‪ ،‬صدای آمریکا و مردم ایران‬ ‫علی انجیدنی‬

‫چه موقعی که دمکرات ها در آمریکا حاکم بوده(که انقالب‬ ‫اسالمی شاه گل آن هاست) و چه موقعی که جمهوری‬ ‫خواهان تصمیم گیرنده اصلی در برترین و قدرتمندترین کشور‬ ‫دنیا بودند‪ ،‬در هیچ زمانی شیوه برخورد با ایران عاقالنه و موثر‬ ‫نبوده است‪ .‬سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران همیشه متاثر‬ ‫از آدم های بسیار کم‌اطالع و سطحی و سیاست هایی مشابه‬ ‫و نشات گرفته از آنها بوده است‪ .‬بحث تحریم ایران از سوی‬ ‫آمریکا چه در سی سال پیش و چه اکنون یک اقدام ناشیانه‬ ‫و از روی استیصال قلمداد میشود‪ .‬کافی است سیاستمداران‬ ‫آمریکایی با سوال نکردن از مشاوران کودن ویژه ایران خود‪،‬‬ ‫به این چند سوال پاسخ دهند تا بدانند چگونه و با چه منطقی‬ ‫ایران را تحریم کرده‌اند‪.‬‬ ‫‪ - 1‬تحریم تیغ ژیلت و محصوالت مشابه به حکومت توتالیتر‬ ‫ایران چه ضربه‌ای وارد می‌کند؟‬ ‫‪ - 2‬تحریم فروش هواپیمای مسافربری و قطعات آن به مردم‬ ‫بیشتر ضربه می‌زند یا حکومت ایران؟‬ ‫‪ - 3‬تحریم فروش بنزین به ایران و راه‌کار ناجوانمردانه‬ ‫حکومت ایران در تولید بنزین بی کیفیت و سرطان‌زا بیشتر‬ ‫به ضرر کیست؟‬ ‫‪ - 4‬اجبار مردم ایران در سوق پیدا کردن به مصرف مواد‬ ‫مورد نیاز زندگی از طریق واردات انواع بی‌کیفیت آن‌ها از‬ ‫کشورهایی مثل چین و روسیه به نفع کیست؟‬ ‫‪ - 5‬تورم باال و مشکالت فراوان اقتصادی‪ ،‬که نتیجه مستقیم‬ ‫و غیرمستقیم تحریم‌هاست‪ ،‬جدا از بی‌عالقه کردن آن‌ها به‬ ‫سرنوشت سیاسی و اجتماعی‌شان و باز گذاشتن دست حکومت‬ ‫به گسترده کردن سیطره خود‪ ،‬آیا نفع دیگری هم دارد؟‬ ‫‪ - 6‬تحریم ارایه خدمات نرم افزاری و اینترنتی از طریق‬ ‫شرکت‌های بزرگی مثل گوگل و غیره به واقع به نفع مردم‬ ‫است؟‬ ‫از این دست سوال‌ها بسیار می‌توان پرسید ولی متاسفانه‬ ‫حتی یک نفر از سیاستمداران فعلی و قبلی آمریکا و از جمله‬ ‫ایرانی‌هایی که در آن‌جا مقام و منصبی دارند گوش شنوایی‬ ‫برای شنیدن آن‌ها ندارند‪ .‬نمونه بارز این بدی عمل‌کرد و‬ ‫بی‌اعتنا بودن به بازخورد را می‌توان در برنامه‌های صدای‬ ‫آمریکا هم دید‪ .‬صدای آمریکا با این همه سابقه فعالیت چنان‬ ‫دچار رخوت و بی کیفیتی است که انسان از کمی هوش‬ ‫گردانندگان آن دچار حیرت می‌شود‪ .‬کافیست مقایسه‌ای‬ ‫کوچک بین این شبکه به اصطالح خبری با شبکه فارسی بی‬ ‫بی سی که بسیار نوظهورتر است داشته باشیم‪ .‬می‌توان فقط‬

‫تیتروار زمینه‌های مقایسه را برشمرد‪ ،‬تفاوت این‌قدر واضح‬ ‫است که نیازی به توضیح و آوردن مصداق نیست‪:‬‬ ‫‪- 1‬گرافیک برنامه‌ها و لوگوها و انتخاب رنگ‌ها‪ .‬همه چیز‬ ‫در صدای آمریکا نمایان‌گر سنت و قدمت و پوسیدگی است‪.‬‬ ‫‪ - 2‬موسیقی برنامه‌ها و آیتم‌های خبری‪.‬‬ ‫‪ - 3‬نبود گزارش‌گر در صدای آمریکا حتا به تعداد چند عدد‬ ‫ناقابل‪ .‬الزمه هر شبکه خبری داشتن چندین گزارش‌گر ثابت‬ ‫و متغیر در اقصا نقاط جهان برای پوشش اتفاقات ویژه است‪.‬‬ ‫‪ - 4‬ساعت پخش نامناسب بخش‌های خبری‬ ‫‪ - 5‬مجری‌های بسیار ناشی و قدیمی با حرف‌هایی به غایت‬ ‫تکراری و تهوع‌آور‬ ‫‪ - 6‬نداشتن کارشناس خبره و نیمه خبره در مورد موضوعات‬ ‫روز ( تحلیل‌های کارشناس‌های ثابت صدای آمریکا تبدیل به‬ ‫کمدی‌های شبانه لس‌انجلسی شده است)‪ .‬این را مقایسه کنید‬ ‫با کارشناس‌های ریز و درشت بی‌بی‌سی فارسی در اقصا نقاط‬ ‫دنیا که به تناسب هر موضوع پیش رویی از آن‌ها نظرخواهی‬ ‫می‌کند‪.‬‬ ‫‪ - 7‬بی‌توجهی به نقش جوانان در برنامه‌سازی‬ ‫حال باید دید مردم ایران باید چه دیدی نسبت به آمریکا‬ ‫داشته باشند‪ .‬کشوری که هنوز هم کعبه آمال و آرزوی‬ ‫بسیاری از ایرانیان است‪ .‬مردم ایران با خود می‌اندیشند که‬ ‫سیاست‌مداران آمریکا هر چند سال به چند سال بازنگری‬ ‫در سیاست‌ها و کارهای کالن خود می‌کنند‪ .‬آیا هنوز زمان‬ ‫آن فرانرسیده است تا محققین آن‌ها از کودتای ‪ 28‬مرداد و‬ ‫انقالب اسالمی سال ‪ 57‬گزارش و پژوهشی منصفانه تهیه‬

‫از حکومت‌های دیکتاتور و سرکوب‌گر ایران‬ ‫در دو قرن اخیر انتظاری جز کارهایی که کرده‬ ‫یا می‌کنند نمی‌توان داشت ولی از حاکمان مهد‬ ‫دموکراسی و علم جهان باید انتظار داشت‬ ‫که هرازچندگاهی نیم نگاهی به فعالیت‌های‬ ‫گذشته خود بیاندازند‬ ‫کنند و به بزرگان کشور اعالم نمایند که همه اقدامات قدیم و‬ ‫جدید شما اشتباه اندر اشتباه است؟ آیا دستگاه عریض و طویل‬ ‫سیاست خارجی آمریکا یک آدم متوسط به باال ندارد تا فواید و‬ ‫مضرات برخوردهای چند ده سال اخیر آمریکا با ایران را جمع‬ ‫بزند و برآیند آن‌ها را حساب کند‪ .‬از حکومت‌های دیکتاتور‬ ‫و سرکوب‌گر ایران در دو قرن اخیر انتظاری جز کارهایی‬ ‫که کرده یا می‌کنند نمی‌توان داشت ولی از حاکمان مهد‬ ‫دموکراسی و علم جهان باید انتظار داشت که هرازچندگاهی‬ ‫نیم نگاهی به فعالیت‌های گذشته خود بیاندازند‪.‬‬

‫دیده بان حقوق بشر سوریه اعالم کرد روز جمعه در جریان‬ ‫سرکوب مردم این کشور در نقاط مختلف‪ ١٠ ،‬تن کشته‬ ‫شدند و درعین حال این نهاد مدافع حقوق بشر از کشف ‪٨‬‬ ‫جسد نیز در سوریه خبر داد‪.‬‬ ‫گزارش دیده بان حقوق بشر سوریه در شهر «حلفایا» در ‪١٧‬‬ ‫کیلومتری حما‪ ،‬چهار تن از معترضان کشته و‪ ١١‬تن زخمی‬ ‫شدند‪ .‬وضع ‪ ٣‬تن از زخمی ها وخیم اعالم شده است‪.‬‬ ‫افزون بر این در ده‌کده ای به نام «خطاب» در استان حما‬ ‫یک نفر در اثر تیراندازی نیروهای امنیتی جان خود را از‬ ‫دست داد‪.‬‬ ‫در شهر حما‪ ،‬ماموران امنیتی یک مسجد را به محاصره‬ ‫خود درآوردند تا مانع تظاهرات نمازگزاران پس از نماز جمعه‬ ‫شوند‪ .‬به گفته شاهدان عینی‪ ،‬جنگنده‌های نیروی هوایی بر‬ ‫فراز شهر به پرواز درآمده اند‪.‬‬ ‫الزم به یادآوری است که حافظ اسد‪ ،‬پدر بشار اسد‪ ،‬در سال‬ ‫‪ ، ١٩٨٢‬شورش مردم این شهر را با استفاده از نیروی هوایی‬ ‫و بمباران شهر و باالخره به بار آوردن بین بیست تا سی هزار‬ ‫کشته سرکوب کرد‪.‬‬ ‫تلویزیون دولتی سوریه نیز به نوبه خود از کشته شدن یکی‬ ‫از اعضای نیروهای امنیتی و زخمی شدن چهار تن از آنان‬ ‫خبر داد‪ .‬این تلویزیون روز گذشته نیز با پخش تصاویری از‬ ‫حسین هرموش اولین افسر جدا شده ازارتش این کشور‪،‬‬ ‫اعالم کرده بود که اعترافات کامل وی را پخش خواهد کرد‪.‬‬

‫«طراحان حمله به‬ ‫سفارت آمریکا در کابل‪،‬‬ ‫بازداشت شدند»‬ ‫نیروهای ناتو اعالم کرده اند که دو نفر را به اتهام‬ ‫سازماندهی حمله به سفارت آمریکا و مقر فرماندهی ناتو در‬ ‫کابل‪ ،‬بازداشت کرده اند‪.‬‬ ‫در این حمله شش مهاجم انتحاری بعد از ظهر روز سه شنبه‪،‬‬ ‫‪ ۲۲‬شهریور با تصرف یک ساختمان در دست ساخت در‬ ‫میدان عبدالحق‪ ،‬اقدام به تیراندازی به سوی سفارت آمریکا‪،‬‬ ‫مرکز فرماندهی ناتو و برخی اهداف دیگر کردند‪.‬‬ ‫بر اثر این حمله حدود ‪ ۱۵‬تن کشته و بیش از ‪ ۳۰‬نفر دیگر و‬ ‫از جمله شش عضو نیروی ناتو و چهار کارمند افغان سفارت‬ ‫آمریکا در کابل زخمی شدند‪.‬‬ ‫نیروهای ناتو روز امروز با صدور اعالمیه‌ای گفته‌اند که یکی‬ ‫از مسووالن سازماندهی این حمله در شهرستان «زرمت»‬ ‫والیت پکتیا و فرد دومی را در والیت خوست در جنوب شرق‬ ‫افغانستان بازداشت شده اند‪.‬‬ ‫ناتو گفته است که این مردان و دستیاران آن‌ها مسوول‬ ‫چندین حمله دیگر به شهر کابل نیز بوده‌اند‪ .‬این دو فرد هم‬ ‫‪ 7‬چنین متهم به طراحی چندین بمب‌گذاری شده اند‪.‬‬ ‫‪7‬‬

‫«ترس را در پستوی‬ ‫خانه نهان باید کرد»‬ ‫علی هریسچی‬

‫آزادی ترسناك است‪ ،‬مثل پرواز‪ .‬و ما قفس ماندگان‬ ‫پرواز نكرده‌ای هستیم كه تالش‌های تاریخی پروازمان‬ ‫به جراحت پر و بالمان انجامیده‪ .‬چه زیادند نسلی كه‬ ‫انقالب دیده‌اند و به ترس از تجربه مشابه از هرگونه‬ ‫تغییر هراسانند‪.‬‬ ‫چه بسیارند كه در دل‌هایشان به مصری‌ها پوزخند‬ ‫می‌زنند كه از چه خوشحالید كه تا چند سال دیگر‬ ‫حسرت حستی مبارك را خواهید داشت‪ .‬می‌گویند از ما‬ ‫درس عبرت بگیرید‪.‬‬ ‫چه مفهوم دور از تجربه‌ای است این آزادی برای‬ ‫ما‪ .‬برای ملتی كه هیچ‌گاه آزادی نچشیده‪ ،‬تبلور‬ ‫خواسته‌های اولیه انسانی‌اش را در گرو آزادی می‌داند‪.‬‬ ‫اما از آزادی هم هراسان است‪.‬‬ ‫اما آزادی‪ ،‬یعنی مسوولیت‪ ،‬یعنی ما باید سرنوشت خود‬ ‫را خودمان رقم بزنیم‪ .‬ما! مایی كه قرن‌هاست اندك‬ ‫قشری برای ما تصمیم گرفته‌اند‪ .‬مایی كه بی رهبر‬ ‫بودن را یتیم شدن می‌پنداریم؟ ما از آزادی می‌ترسیم‬ ‫چون ملتی هستیم كه اعتماد به نفس نداریم‪ .‬ملتی‬ ‫هستیم كه قهرمانانمان‪ ،‬شكست‌خوردگان بزرگی‬ ‫هستند كه در راه آزادی‌خواهی از بین رفتده‌اند‪.‬‬ ‫و ما از آزادی می‌ترسیم‪ .‬اما شاید این نسل جدید خود‬ ‫را از كشورهای منطقه كم‌تر نداند و او نیز ترس را در‬ ‫پستوی خانه پنهان كند و ترس پرواز را به جان بخرد‪.‬‬


‫آزاده پورزند‬

‫شهر فرنگ‪ ،‬از همه رنگ‬ ‫دو هفته پس از خودکشی پدرم به کشور چین سفر‬ ‫کردم‪ .‬سفرم برای تفریح نبود که در عالم عزاداری هیچ رمق‬ ‫جهانگردی نداشتم‪ .‬مسافرتم به چین برای شرکت در یک‬ ‫دوره کوتاه تحقیقاتی در دانشگاه دولتی «رنمین» (دانشکده‬ ‫سیاستگذاری کالن) بود‪ .‬روزی که باید بین سفر چین و هند‬ ‫یکی را انتخاب می‌کردم‪ ،‬به پدرم که در تهران اقامت داشت‬ ‫زنگ زدم و با او مشورت کردم‪ .‬او به من گفت با این‌که هند‬ ‫دنیای شگفتی‌هاست‪ ،‬بهتر است برای این سفر کوتاه کاری‬ ‫کشور چین را انتخاب کنم چراکه چه بخواهیم و چه نخواهیم‬ ‫این کشور به سوی ابرقدرت شدن پیش می‌رود‪ .‬پدر گفت‪:‬‬ ‫«دخترم‪ ،‬می‌دانم که تو هم مثل من‪ ،‬با توسعه اقتصادی که در‬ ‫اوج سرکوب و خفقان سیاسی انجام شود‪ ،‬مخالف هستی‪ .‬اما‪،‬‬ ‫برو و ببین‪ .‬به جای من هم نگاه کن‪ .‬برو و به ملتی نگاه کن که‬ ‫در هر شرایطی سخت کوشند و امیدوار‪ ».‬حاال که پدر به زندگی‬ ‫خود پایان داده بود‪ ،‬من مانده بودم‪ ،‬ماتم مرگ او و سفر چین‬ ‫که درآن زمان برایم به دشواری سفری به اعماق زمین می‌ماند‪.‬‬ ‫هواپیما کم‌کم داشت به پرواز خود پایان می‌داد و برای فرود‬ ‫در سرزمین جمهوری خلق چین آماده می‌شد‪ .‬هیچ احساس‬ ‫خوبی نداشتم‪ .‬اضطرابی غیر قابل توصیف بدنم را تسخیر کرده‬ ‫بود‪ .‬اشک‌هایم را در چشمان پنهان می‌کردم و در اوج نا آرامی‬ ‫به دوستم که با مهربانی و دلسوزی به من خیره شده بود لبخند‬ ‫می‌زدم‪ .‬چشمانم درد می‌کرد‪ .‬گویا درد همه آن‌هایی که به‬ ‫خاطر آرمان‌های سیاسی‪ ،‬اجتماعی‪ ،‬دینی‪ ،‬فرهنگی و قومی‬ ‫از کشورشان‪ ،‬چین‪ ،‬محروم هستند در چشمان من سنگینی‬ ‫می‌کرد‪ .‬چرا من؟ چینی‌های تبعیدی باید به جای من در این‬ ‫هواپیما می‌بودند‪ .‬دلم هوای پدرم را کرده بود و ایرانی که حاال‬ ‫پدرم را در عمق آغوش خود از دستان به خون آلوده ستمگران‬ ‫پنهان می‌کرد‪.‬‬ ‫در طول چند روزی که در شهر پکن و شانگهای گذراندم‪،‬‬ ‫چین‪ ،‬با آن همه عظمت و ابهت‪ ،‬برایم به دوستی تبدیل شد‬ ‫که مثل من پر از امید برای آِینده‪ ،‬هیجان‪ ،‬انرژی‪ ،‬اضطراب‬ ‫که در‬ ‫و تضاد است‪ .‬در طی ساعت‌هایی‬ ‫با‬ ‫خیابان‌های این دو ابرشهر پرسه زدم‪،‬‬ ‫چین سخن گفتم‪ .‬با هم از‬

‫دلتنگی‌هایمان گفتیم‪ ،‬از ترس‌ها‪ ،‬موفقیت‌ها و ناگفته‌هایمان‬ ‫حرف زدیم‪ .‬چین با وجود این همه توجه جهانی هم‌چنان بکر‬ ‫است‪ .‬شاید آسمان خراش‌ها‪ ،‬پیشرفت‌های اقتصادی و هیاهوی‬ ‫خیابان‌هایش را جهان کشف کرده باشد‪ ،‬اما داستان‌های‬ ‫ناگفته‌اش را نه تنها جهان هنوز نشنیده است‪ ،‬بلکه نمی‌خواهد‬ ‫بشنود‪ .‬نمودارهای اقتصادی که فلش‌هایشان جهت صعودی‬ ‫دارند و مسایل اقتصادی این کشور آن‌چنان جهان را مجذوب‬ ‫کرده‌اند که دیگر مجالی برای داستان‌های این سرزمین‬ ‫کهنسال نمانده است‪ .‬آدم‌های این سرزمین شگفت‌انگیز تبدیل‬ ‫به آدمک‌هایی شده‌اند که بر نمودارهای عرضه و تقاضای‬ ‫جهان پرسه می‌زنند‪ .‬در جهان ولوله است که چین یک میلیارد‬ ‫و سه دهم جمعیت دارد‪ ،‬که به خاطر سیاست یک خانواده یک‬ ‫فرزند جمعیت این سرزمین به زودی دچار رشد منفی و کهولت‬ ‫سن خواهد شد‪ .‬اما کم‌تر می‌بینیم و می‌شنویم که صحبت از‬ ‫هویت چینی‌ها جدا از های و هوی اقتصادی باشد‪.‬‬ ‫اما چینی‌ها‪ ،‬هم‌چنان میهن دوست‌اند و سخت‌کوش‪.‬‬ ‫خیابان‌های شانگهای به زن آبستنی می‌ماند که زایمانش به‬ ‫تعویق افتاده‪ .‬مردمانش هم‌چنان بی‌صبرانه در انتظار روزی که‬ ‫چین دوباره یکتا قدرت جهان شود می‌کوشند و کار می‌کنند‪.‬‬ ‫آن‌ها که مردان و زنان دنیای تجارت شده‌اند‪ ،‬صحبت از ارقام‬ ‫نجومی می‌کنند‪ .‬برخی دیگر که قرار است از نظر اقتصادی به‬ ‫طبقه متوسط بپیوندند خاک شلوارهایشان را می‌تکانند و آماده‬ ‫زندگی بورژوازی‌ای می‌شوند که گویا حاصل مفهوم عجیب‬ ‫و غریبی‌ست که از آن با نام «کمونیسم کپیتالیستی» یاد‬ ‫می‌شود‪ .‬در این میان شوربختانی نیز هم‌چنان شخم می‌زنند‪،‬‬ ‫آجر روی آجر می‌گذارند و یا در کارخانه‌های بی‌کران چین‬ ‫عرق می‌ریزند‪ .‬از آن «دیگرها» هم که به سنت چین سخن‬ ‫گفتن روا نیست‪ .‬همان «تبهکاران» جنبش زیرزمینی یاسمن‬ ‫که فعالیتشان نه تنها خودشان‪ ،‬بلکه حتی نام «یاسمن» را به‬ ‫اسامی خطرات ملی چین افزود‪ .‬همان تبتی‌هایی که سرزمین‬ ‫اجدادیشان با آن همه تاریخ و وجود زیر پای سرخ چین جان‬ ‫می‌دهد‪ ،‬نیز «دیگرانی» هستند که فریاد استقالل طلبانه‌شان‬ ‫را به سنت جمهوری خلق چین سرکوب باید‪.‬‬ ‫اما از اختناق و خشونت حکومتی که بگذریم‪ ،‬چین سرزمین‬ ‫عجایب است‪ .‬در طول سفرم هر لحظه‌ای که موفق می‌شدم‬ ‫بغض سیاسی‌ام را فرو ببرم‪ ،‬زیبایی‌های غریبی در کنج دیوار‬ ‫بلند قد چین دیدگانم را شیفته خود می‌کردند‪ .‬دخترکانی که‬ ‫هم‌چون مدل‌های غربی‪ ،‬دست در دست پسرکانی که با موهای‬ ‫ژل‌زده و پرسه زنان در مراکز خرید شانگهای‪ ،‬پیکر عروسکی و‬ ‫ظریف خود را با لباس‌های چسبان و مارک‌دار به عرصه نمایش‬ ‫می‌گذارند و به دنیا با زیبایی و غرورشان فخر می‌فروشند؛‬ ‫آسمان خراش‌هایی که در اوج آسمان خاکستری شهر با ناز‬ ‫دنیا از های و هوی چین و‬ ‫و عشوه به‬ ‫پیش‌رفت‌هایش می‌گویند؛‬ ‫مردان و زنانی که با کت‬ ‫و شلوار اتو خورده بی‌تفاوت‬ ‫به شلوغی خیابان‌ها و در‬ ‫حالی که به صفحه‬ ‫تلفن‬

‫‪6‬‬

‫‪6‬‬

‫همراهشان خیره شده‌اند‪ ،‬با شتاب به سوی دفتر کارشان در‬ ‫مراکز تجاری شهر راه می‌روند و صدای بوق اتومبیل‌هایی که‬ ‫بی‌صبرانه در حرکتند‪.‬‬ ‫تمام شگفتی‌های چین کنار‪ ،‬مشاهده زندگی جمعی و اجتماعی‬ ‫این ملت مرا به شگفت آورد‪ .‬درمدت کوتاه اقامتم در دانشگاه‬ ‫«رنمین» پکن‪ ،‬سپیده صبح و غروب آفتاب تنها زمانی بود که‬ ‫احساس می‌کردم به راستی در سرزمین کهنسال چین به سر‬ ‫می‌برم‪ .‬در این کالن شهرها عطش کمونیسم کپیتالیستی و‬ ‫مدرنیته رمقی برای بقایای چین کهن باقی نگذاشته‪ .‬از این رو‬ ‫لحظاتی که این سرزمین اجازه پیدا می‌کند چهره واقعی خود‬ ‫را از زیر حجابی که جامعه کنونی مدرن برسرش کشیده است‬ ‫نشان دهد‪ ،‬باید قدر دانست‪ .‬چنین لحظات بی‌همتا را من در تار‬ ‫و پود ورزش‌ها و تمرین‌های دسته جمعی مردم پکن بازیافتم‪.‬‬ ‫هنگام سپیده صبح از پنجره اتاق خوابگاه صدای جمعی‬ ‫دانش‌جوهایی را می‌شنیدم که در پیاده‌رو گردهم می‌آمدند و با‬ ‫صدای بلند و لهجه غلیظ چینی شکسپیر می‌خوانند و سخت‬ ‫کوشانه همه این جمالت را آن‌قدر از رو می‌خوانند تا در آخر‬ ‫از حفظ شوند‪ .‬خواب آلوده به سوی پنجره می‌رفتم و از پشت‬ ‫پرده به پشتکار این دانش‌جوهای چینی و به همبستگی‌شان‬ ‫در یادگیری غبظه می‌خوردم‪ .‬عصرها که با دوستانم در شهر‬ ‫پکن در جستجوی غذا و آبجو پرسه می‌زدیم‪ ،‬می‌گفتیم و‬ ‫می‌خندیدیم‪ ،‬هر از چندی با شگفتی می‌ایستادیم و به یکی‬ ‫از عجیب‌ترین صحنه‌های مدنی‌ای که تا به حال به چشم‬ ‫دیده بودیم‪ ،‬خیره می‌شدیم‪ :‬زنان و مردان جوان‪ ،‬میان‌سال‬ ‫و سال‌خورده‌ای که در صف‌های منظم در میدان‌ها دوندگی‬ ‫شهر به صورت هماهنگ راه می‌رفتند‪ ،‬مردان جوانی که در‬ ‫گوشه‌های شهر با جدیت تمام تمرین کاراته و ورزش‌های‬ ‫رزمی می‌کردند‪ ،‬زنانی که در کنار یک ضبط صوت صف‬ ‫می‌کشیدند و با آهنگ‌های چینی با جدیت تمام و در تفلید‬ ‫از رهبر جمع می‌رقصیدند‪ .‬این مردم سخت‌کوش که به نظم‬ ‫دسته‌جمعی ایمان دارند با همبستگی بی چون و چرای خود‬ ‫غروب‌های شهر را با حرکات موزون که هم ریشه در تاریخ‬ ‫باستان و هم در سیاست‌های بنیان‌گزار جمهوری خلق چین ‪-‬‬ ‫ماء توستانگ ‪ -‬دارد‪ ،‬می‌آرایند‪.‬‬ ‫سرانجام پس ازچند روز مطالعه و گشت و گذار وقت بازگشت‬ ‫به جهان غرب که حاال خانه‌ام شده است‪ ،‬رسید‪ .‬آن روز دلم‬ ‫می‌خواست می‌توانستم چیزی شبیه دستگاه‌های ابتدایی‬ ‫«شهر فرنگ» بسازم که به جای داستان‌های تمدن غرب‪،‬‬ ‫راوی داستان شگرف چین این روزها باشد‪ .‬می‌توانم کودکان‬ ‫سرزمین غرب را تصور کنم که با بی‌تابی قلک‌هایشان را‬ ‫می‌شکنند و به سوی شهر فرنگ محله می‌دوند‪ 25 ،‬سنتیشان‬ ‫را به آپارات‌چی می‌دهند‪ ،‬چشمشان را در داالن دستگاه‬ ‫می‌گذارند تا قصه‌گو تصویرهای چین قرن بیست و یکم را‬ ‫برایشان به نمایش بگذارد‪.‬‬ ‫در حالی که هواپیما از سرزمین چین دور می شد‪ ،‬به یاد حرف‬ ‫پدرم افتادم که هرگاه من از تغییراتی که در زندگی پر تالطمان‬ ‫پیش می‌آمد می‌ترسیدم‪ ،‬می‌گفت‪« :‬تا زمانی که زمین به دور‬ ‫خود می‌گردد‪ ،‬هیچ خانه و انسان و سرزمین و فرمانروا و قدرتی‬ ‫از تغییر و تحوالت عجیب و غریب این دنیا مصون نمی‌ماند‪.‬‬ ‫دخترم‪ ،‬باید یاد بگیری تا با تغییراتی که دوستشان نداری‪،‬‬ ‫آشتی کنی‪ .‬این جبر زندگی ست‪ ».‬شاید من و همه آن‌هایی‬ ‫که از قدرت بین‌المللی حکومت دیکتاتوری چین و عواقب‬ ‫آن برای حکومت‌هایی مانند جمهوری اسالمی ایران که زیر‬ ‫سایه چین مردم را سرکوب می‌کند می‌هراسند‪ ،‬خوب‌تر باشد‬ ‫نشانه‌های پیشرفت این کشور را از درون ذره بین شهرفرنگ‬ ‫ببینند‪ .‬چرا که رسانه‌ها از رویدادهای اقتصادی چین خبر‬ ‫می‌دهند و فرهنگ‌های متتوع و غنی آن در رسانه‌های بازتابی‬ ‫ندارد‪ .‬شاید شهر فرنگ بتواند راوی قصه‌های بردل انباشته‬ ‫مردم چین باشد‪.‬‬ ‫سپتامبر ‪2011‬‬

‫گل میخک‬ ‫زهره‬ ‫زیستن بیهوده است‬ ‫ماندن برای چه؟‬ ‫زمانی از فرار تاییدها هراس داشتم‪...‬‬ ‫و امروز بر صخره سالها ایستاده ام‬ ‫بی تفاوت و سرد‬ ‫مرگ را زیر سایه نگاهم می بینم‬ ‫و چه بی هراس چشم می دوزم تا بهتر ببینم‬ ‫گل میخکی روبرویم‪...‬‬ ‫با آن نگاه سرخ آتشین‬ ‫با آن لطافت پوسیده‬ ‫در تالش برای زیستن‬ ‫ساقه‌اش شکسته اما‪...‬‬ ‫چهره‌اش هم‌چنان زنده‬ ‫فریادش را به گوش دل می‌شنوم‬ ‫«می‌خواهم بمانم»‬ ‫و من‬ ‫در البالی گلبرگ‌های پیچ در پیچ او‬ ‫سفربی انتهایی را آغاز می‌کنم‪...‬‬ ‫آغازی در زیستن‬ ‫ِ‬ ‫و او گل میخک پیرم‬ ‫هم‌چنان مصر و با نگاهی خیره‬ ‫در منم چشم دوخته است‪...‬‬ ‫شرم‌گون نگاهم را به زمین می‌دوزم‬ ‫تا در آینه چشمم‬ ‫مرگ زودرسش را نبیند‪...‬‬ ‫در سکوت مطلق صدای عشق را می‌شنوم‪:‬‬ ‫انتهای خط سبز ساقه‬ ‫نقطه‌ای است به سوی آب‬ ‫نویدی از بودن بی‌پایان‬ ‫نشانه‌ای از ماندن ‪...‬‬ ‫با رای دادگاه تجدیدنظر‪،‬‬ ‫تایید حکم حبس قلی‌زاده‌‪،‬‬ ‫عضو شاخه جوانان نهضت آزادی‬ ‫حکم زندان مهدی قلی‌زاده‌اقدم‪ ،‬عضو شاخه جوانان نهضت‬ ‫آزادی ایران در دادگاه تجدید نظر دادگاه انقالب تایید شده‬ ‫است‪.‬‬ ‫به گزارش میزان خبر‪ ،‬قلی‌زاده در دادگاه بدوی به حکم قاضی‬ ‫پیر‌عباسی و به اتهام عضویت در نهضت آزادی‪ ،‬تالش برای‬ ‫بی‌آبرو کردن نظام جمهوری اسالمی‪ ،‬حضور در تظاهرات‬ ‫روز عاشورا و بی‌حرمتی به مقدسات‪ ،‬اقدام علیه امنیت ملی‬ ‫از طریق اجتماع و تبانی به شش سال حبس تعزیری محکوم‬ ‫شده بود‪.‬‬ ‫این فعال سیاسی پیش از این عضو انجمن اسالمی دانش‌گاه‬ ‫شهید‌بهشتی تهران بوده است و هم اکنون با سپردن وثیقه‬ ‫در دانش‌گاهی در سوئد مشغول به تحصیل کار‌شناسی ارشد‬ ‫است‪.‬‬ ‫گفتنی است محسن محققی‪ ،‬امیر خرم‪ ،‬فرید طاهری و عماد‬ ‫بهاور از اعضای نهضت آزادی در زندان اوین مشغول سپری‬ ‫کردن احکام قطعی زندان خود هستند‪.‬‬


‫«فیلم جدایی نادر از سیمین»‬

‫‪Persian Gallery‬‬

‫هیات انتخاب فیلم ایرانی اسکار در سال جاری‪ ،‬فیلم‬ ‫سینمایی «جدایی نادر از سیمین» ساخته اصغر فرهادی‬ ‫را به اتفاق آرا به عنوان نماینده ایران در اسکار معرفی کرد‪.‬‬ ‫امیر اسفندیاری‪ ،‬سخنگوی هیات انتخاب فیلم ایرانی‬ ‫اسکار در سال جاری‪ ،‬ضمن اشاره به پایان مذاکرات‬ ‫اعضای این هیات و انجام تمامی بررسی‌ها براساس ساز‬ ‫و کارهای موجود که فیلم‌های واجد شرایط را با توجه به‬ ‫کلیه جوانب از ابعاد صنعتی‪ ،‬فرهنگی‪ ،‬انتقادی‪ ،‬موفقیت‬ ‫های بین‌المللی‪ ،‬پخش جهانی بر مبنای مدارک و اسناد‬ ‫گردآوری شده ارزیابی می‌کند‪ ،‬بیانیه نهایی هیات مزبور را‬ ‫جهت اطالع رسانی در اختیار رسانه‌ها قرار داد‪.‬‬

‫فرش مبلمان لوستر‬ ‫ما متخصص این کار هستیم‬

‫این هیات گفته است که این هیات با بررسی فیلم های‬ ‫واجد شرایط‪ ،‬ضمن تقدیر از سازندگان فیلم‌های آلزایمر‪،‬‬ ‫اینجا بدون من‪ ،‬مرهم و ورود آقایان ممنوع‪ ،‬سرانجام فیلم‬ ‫جدایی نادر از سیمین ساخته اصغر فرهادی را «در مقام‬ ‫نماینده سینمای ایران در رقابت بهترین فیلم خارجی زبان‬ ‫در هشتاد و چهارمین مراسم اسکار (‪ )۲۰۱۲‬معرفی می‬ ‫نماید‪».‬‬

‫«به آزادی دو شهروند آمریکایی‬ ‫از زندان ایران خوش‌بینم»‬

‫تعمیر‪ ،‬رفو‪ ،‬شستشو‬

‫قیمت گذاری ‪ ،‬خرید‬

‫فروش فرش های اصیل ایرانی‌‬

‫"حراج واقعی ‪ ،‬کلیه اجناس گالری از شانزده سپتامبر به حراج گذاشته شده اند"‬ ‫‪Phone: 240-683-1022‬‬ ‫‪Email: John@persianogallery.com‬‬ ‫‪Website: www.persianogallery.com‬‬ ‫‪201 Market st WE Gaithersburg MD 20878‬‬

‫روز پنج‌شنبه‪ 15 ،‬سپتامبر‪ ،‬هیالری کلینتون و لئون‬ ‫پانه‌تا وزرای خارجه و دفاع آمریکا ابراز خوش‌بینی‬ ‫کرده‌اند دو شهروند محبوس در ایران با وجود تاخیری‬ ‫که پیش آمده‪ ،‬به‌زودی آزاد شوند‪.‬‬ ‫محمود احمدی‌نژاد‪ ،‬رییس جمهوری اسالمی اخیرن‬ ‫اعالم کرد که جاشوا فتال و شان باوئر‪ ،‬دو جوان‬ ‫آمریکایی که بیش از دو سال پیش به اتهام ورود‬ ‫غیرقانونی به خاک ایران در منطقه مرزی با کردستان‬ ‫عراق بازداشت شده بودند‪ ،‬احتمالن به زودی با سپردن‬ ‫وثیقه از زندان آزاد خواهند شد‪.‬‬ ‫اما مقام‌های قضایی ایران بالفاصله آن را رد کردند‪.‬‬ ‫خانم کلینتون گفت که پیش‌تر نیز تاخیرهایی از‬ ‫این قبیل پس از اعالم تصمیم مقام‌های جمهوری‬ ‫اسالمی پیش آمده است و در حال حاضر نگرانی‬ ‫وجود ندارد‪.‬‬


‫روزبه میرابراهیمی‬

‫یازده سپتامبر‬ ‫در دهمین سال‌گردش‬

‫گپی با ساسان قهرمان‬

‫کافه رنسانس‬

‫نشریه هفت در کانادا در نظر دارد با چهره‌های‬ ‫فعال در جامعه ایرانی کانادایی گفت وگو کند و‬ ‫جامعه را با خدمات آن‌ها بیشتر آشنا سازد‪ .‬در این‬ ‫ده سال پیش زمانی که برج های دوقلوی مرکز تجارت شماره با آقای «ساسان قهرمان» موسس آکادمی‬ ‫«کافه رنسانس» گفت وگو می‌کنیم که فعالیت‌های‬ ‫جهانی در نیویورک مورد اثبات هواپیماهای ربوده شده توسط‬ ‫قابل توجهی در حوزه فرهنگ و ادب انجام می‌دهد‪.‬‬ ‫تروریست های وابسته به القاعده قرار گرفت من در ایران‬ ‫بودم و در دفتر یکی از دوستانم نشسته بودم‪ .‬تصاویر دود ساسان قهرمان نویسنده‪ ،‬شاعر‪ ،‬بازی‌گر و روزنامه‌نگار ایرانی‬ ‫و آتش بیرون زده از آسمان‌خراش‌های نیویورکی بارها و است که از سال ‪ 1984‬در تورنتو ساکن شده است‪ .‬از ساسان‬ ‫بارها از تلویزیون رسمی جمهوری اسالمی پخش می‌شد‪ .‬قهرمان چند مجموعه شعر‪ ،‬داستان کوتاه و رمان منتشر شده‬ ‫رئیس‌جمهور وقت ایران سید محمد خاتمی طی پیامی آن است‪ .‬او با نهادهای مدنی‪ ،‬ادبی و فرهنگی متعددی هم‌کاری‬ ‫اقدام «تروریستی» را محکوم کرده بود‪ .‬چند شب بعد جمعی داشته و سردبیری چند نشریه را عهده دار بوده است و در‬ ‫از ایرانیان به دعوت یک گروه سیاسی در میدان محسنی به حال حاضر در کانادا «آکادمی کافه رنسانس» را که چندی‬ ‫یاد قربانیان آن واقعه شمع روشن کرده بودند‪ .‬اقدامی که به پیش بنیان نهاده شده‪ ،‬اداره می‌کند‪ .‬این کوشنده اجتماعی و‬ ‫سرعت به اقصا نقاط دنیا مخابره شد و بازتاب مثبتی در پی فرهنگی نیازی به معرفی ندارد و چهره آشنایی برای جامعه‬ ‫ایرانی است‪.‬‬ ‫داشت‪.‬‬ ‫در اثبات تأثیر این اقدام همین بس که تا همین امروز که آقای قهرمان با تشکر از این‌که پذیرفتید در این‬ ‫ده سال از آن ماجرا گذشته بارها شاهد بوده‌ایم که آن اقدام گفت وگو شرکت کنید‪ ،‬لطف کنید کمی در مورد‬ ‫آکادمی صحبت کنید و بفرمائید که با چه هدفی‬ ‫نمادین از سوی مقامات آمریکایی بارها مورد استناد و تحسین‬ ‫شروع به کار کرده‌اید؟‬ ‫قرار گرفته است‪ .‬شاید آن عمل برآمده از فرخوان عده‌ای‬ ‫بنیاد آموزشی کافه رنسانس آکادمی‪ ،‬با هدف آموزش زبان و‬ ‫کوچک بود اما می‌توان آن را نزدیک‌ترین عمل به حس غالب ادبیات فارسی و شاخه‌های مختلف ادبی و هنری به دوستداران‬ ‫آن روزهای جامعه ایران نسبت به حمالت مرگبار ‪ ۱۱‬سپتامبر ایرانی ادبیات و هنر‪ ،‬فعالیتش را آغاز کرده است‪ .‬ما در کانادا و‬ ‫دانست‪.‬‬ ‫به ویژه در تورنتو‪ ،‬جامعه‌ای بزرگ و رو به گسترش از ایرانیان‬ ‫داریم که به خصوص در دهه‌ی اخیر بخش بزرگی از جوانان پر‬ ‫حس غمگینی بود‪ .‬حس قدم زدن در‬ ‫شور و پر انرژی‪ ،‬و هم‌چنین هنرمندان‪ ،‬روزنامه‌نگاران‪ ،‬دانش‬ ‫کوچه و پس کوچه‌هایی که ده سال پیش پژوهان و اهل ادب و فرهنگ به نسل‌های پیشین ایرانیان‬ ‫خاکستر ویرانی برج‌ها به «قبرستانی مقیم این کشور پیوسته‌اند‪ .‬این جامعه‪ ،‬به طور طبیعی نیازها و‬ ‫توانایی‌هایی دارد‪ ،‬و اگر بخواهد جامعه‌ای پویا و متوازن باشد‪،‬‬ ‫متروکه » تبدیلش کرده بود‪ .‬حس سنگین باید در کنار فعالیت‌های علمی یا مالی و کنش‌های اجتماعی‬ ‫احتمال بودن جسمی در زیر خاک‌هایی و سیاسی‪ ،‬چهره‌ی هنری و ادبی و هویت فرهنگی خود را‬

‫که بر آن قدم می‌زدم‪ .‬حس عجیب همراه‬ ‫با عصبانیتی که نمی‌دانستم از کجاست‬

‫البته این عمل با همه تأثیرات مثبت‌اش چندان به مذاق‬ ‫برخی سیاست مداران خوش نیامده بود‪ .‬یکی از کسانی که آن‬ ‫روزها به آن عمل واکنش نشان داد اکبرهاشمی رفسنجانی‬ ‫بود‪ .‬وی در خطبه‌های نماز جمعه تهران این اقدام را عمل‬ ‫«چند بچه سوسول» خوانده بود و مورد «تقبیح» قرار داده‬ ‫بود‪ .‬چرا؟ نمی‌دانم شاید چون تأثیر مثبتی در افکار عمومی‬ ‫آمریکا گذاشته بود!‬ ‫آن روزها به دلیل محدودیت‌های مختلف درک فاجعه تنها‬ ‫از داالن رسانه‌های رسمی برای ما امکان‌پذیر بود‪ .‬تازه کم کم‬ ‫اینترنت و ایمیل و سرک کشیدن به وب سایت‌ها مجوز ورود‬ ‫به اعمال روزمره ما را یافته بود و مانند امروز تبدیل به همه‬ ‫«اکسیژن تنفسی» ما نشده بود! تصویر ها تصویر فرو ریختن‬ ‫برج‌های بلند مرکز تجارت جهانی بود و خبرها حکایت از تأثیر‬ ‫این حادثه بر تحوالت جهانی داشت‪ .‬اما بازهم درک عمیق‬ ‫ماجرا چندان ساده نبود‪.‬‬ ‫در طول سال‌هایی که به دلیل مهاجرت نیویورک نشین‬ ‫شده‌ام بارها و بارها به منطقه «گراندزیرو» رفته‌ام‪ .‬اولین‬

‫نیز پویا و پایدار نگه‌دارد‪ .‬بسیاری از جوانانی که در این دهه‬ ‫از ایران به کانادا نقل مکان کرده‌اند‪ ،‬مایل به آغاز یا تکمیل‬ ‫آموزه‌های خود در زمینه‌های مختلف ادبی و هنری هستند‪ ،‬و‬ ‫بسیاری دیگر نیز مایلند با زبان فارسی یا پیشینه‌ی فرهنگی و‬ ‫ادبی جامعه‌شان پیوندهای مستحکم‌تری داشته باشند‪ .‬بخش‬ ‫عمده‌ی برنامه‌ها و فعالیت‌های کافه رنسانس آکادمی در پاسخ‬ ‫به این نیازها و ضرورت‌ها معنا می‌یابد‪ .‬همان طور که پیش‌تر‬ ‫هم در جلسات معارفه یا بروشورهای تبلیغاتی ما مطرح شده‪،‬‬ ‫در حال حاضر نخستین گام در این زمینه‪ ،‬گشایش دوره‌های‬ ‫آموزشی در پهنه‌ی خالقیت ادبی‪ ،‬زبان و ادبیات فارسی‪ ،‬و‬ ‫هنرهای تجسمی و نمایشی بوده که از حدود دو ماه پیش‬ ‫آغاز شدند‪ ،‬و امیدواریم که به تدریج امکانات و نیز آشنایی و‬ ‫استقبال جامعه گسترده‌تر شود‪.‬‬ ‫چگونه شد که به فکر تاسیس چنین نهادی افتادید‬ ‫و چه کسانی شما را یاری دادند؟‬

‫و بحث و بررسی اثار در نشست‌های ماهانه‪ .‬اما بعد از حدود‬ ‫یک سال و نیم و در پی تحوالت اجتماعی پس از انتخابات‬ ‫ریاست جمهوری دوره‌ی دهم‪ ،‬بخش عمده‌ی انرژی اغلب‬ ‫دوستان جذب کنش‌های اجتماعی در حمایت از جنبش داخل‬ ‫کشور شد و آن نشست‌ها دیگر ادامه نیافت‪ .‬سپس‪ ،‬با توجه‬ ‫به نیازی که در ابعاد مختلف برای چنین نهاد و چنین فعالیتی‬ ‫احساس می‌کردم‪ ،‬و نیز با توجه به تالش‌های پراکنده‌ی برخی‬ ‫از هم‌کاران و دوستانم‪ ،‬از جمله توکا نیستانی‪ ،‬فرشته مولوی‪،‬‬ ‫مصطفی عزیزی‪ ،‬محمود خوش هره‪ ،‬بهرام بهرامی‪ ،‬مهدی‬ ‫پوریان و …‪ ،‬یشنهاد تشکیل این نهاد را با این دوستان مطرح‬ ‫کردم و اولین گام‌ها را با هم برداشتیم‪ .‬در این مرحله‪ ،‬و به طور‬ ‫مشخص در زمینه‌ی امور اداری و مالی‪ ،‬به ویژه از همراهی‬ ‫و هم‌کاری مصطفی عزیزی بهره‌مند بوده‌ام و طرح اصلی‬ ‫«کافه رنسانس آکادمی» را به عنوان یک مرکز فرهنگی‪،‬‬ ‫شامل نهادی آموزشی در کنار محلی برای گردهم آیی‌های‬ ‫فرهنگی‪ ،‬با هم‌کاری هم پیش می‌بریم‪.‬‬

‫آیا شروع به کار شما در نتیجه احساس یک خالء‬ ‫در خصوص چنین کاری بود؟ یا تخصص شما‬ ‫در این زمینه موجب شد این جرقه برای کار زده‬ ‫شود؟‬ ‫هر دو‪ .‬خالء چنین نهادی سالها است که در این جامعه‬ ‫حس میشود‪ .‬اجازه بدهید برای اثبات این مدعا‪ ،‬به بخشی از‬ ‫مقاله‌ای اشاره کنم که حدود دو دهه پیش در پیوند با نقش‬ ‫مطبوعات در مهاجرت نوشته بودم‪« :‬مهاجران در خارج از‬ ‫کشور با مسایل درهم و بغرنجی رو در رو قرار می‌‌گيرند‪.‬‬ ‫بخش بزرگی از این مسایل در چهارچوب نيازهای معنوی‬ ‫آن‌ها قابل بررسی است‪ .‬دورافتادگی از محيط مأنوس‬ ‫فرهنگی و اجتماعی اين نيازها را دوچندان میکند‪ .‬در عين‬ ‫حال در ميان کسانی که ميهن را ترک کرده‌اند‪ ،‬بخش بزرگی‬ ‫از محققين‪ ،‬نويسندگان‪ ،‬شاعران‪ ،‬طراحان‪ ،‬روزنامه نگاران و‬ ‫هنرمندان رشته‌های مختلف هنری وجود دارند که نمی‌توانند‬ ‫و نبايد از حرفه هنر‪ ،‬استعداد و دانش فرهنگی ‪-‬علمی خود دور‬ ‫بمانند و آن را انتقال ندهند‪ .‬در میان مهاجران ایرانی بخش‬ ‫بزرگی از تحصيل‌کردگان و فرهنگ‌دوستان وجود دارند که‬ ‫تشنه‌ی گسترش آموخته‌های خود از سرچشمه‌ی فرهنگ‪،‬‬ ‫ادب و هنر غنی ملی خود هستند‪ .‬بسيارند کسانی که‬ ‫تالش می‌ورزند تا پيوندها و ارتباطات الزم را ميان فرهنگ‬ ‫شاید بتوان گفت که در واقع نطفه‌ی اصلی و خام این طرح‪ ،‬و ادب ايران و ديگر نقاط جهان برقرار کنند و بسيارند‬ ‫سال‌ها پیش تشکیل شده بود‪ .‬در اوایل دهه‌ی گذشته‪ ،‬من نوآموزان مشتاقی که فضايی برای نشر و تبادل تجربيات‬ ‫نه سال به عنوان دبیر زبان و ادبیات فارسی در کالس‌های خود می‌جویند… چه دردوره‌ی نخست و چه در دوره‌ی دوم‪،‬‬ ‫روزی که به آمریکا آمدم اولین مکانی را که سر زدم همین ویژه آموزش و پرورش منطقه‌ی یورک تدریس می‌کردم‪ .‬در‬ ‫مکان بود‪ .‬امسال نیز در تمام روزهای منتهی به سال‌گرد دومین سال‪ ،‬با توجه به نبود منبع و مرجع قابل اتکای معتبر آیا فقط باید به «انگلیسی یا فرانسه» نوشته‬ ‫‪ ۱۱‬سپتامبر در کوچه و پس کوچه‌های پایین شهر منتهتن و مطالب پراکنده و دل‌بخواه و گاه ناکامل و نامعتبری که باشم تا «نویسنده‌ی کانادایی» به شمار بیایم؟‬ ‫سرک می‌کشیدم‪ .‬به چهره‌های افراد دقت می‌کردم‪ .‬رفتارهای اغلب هم‌کاران استفاده می‌کردند‪ ،‬با هم‌کاری چندتن از اهل یا فقط دارای پیش‌زمینه‌ی قومی انگلیسی یا‬ ‫توریست‌ها را زیر نظر داشتم‪ .‬دنبال حسی بودم که در این چند‬ ‫قلم و پژوهش در کانادا و اروپا‪ ،‬کتابی را برای این منظور فرانسوی؟ پس این افتخارات «کشور چند‬ ‫سال نتوانسته بودم به آن برسم‪ .‬ده سال پس از آن حادثه طراحی و آماده کردیم که مورد پذیرش آموزش و پرورش‬ ‫غم‌انگیز این بار با دقت بیشتری به مستندها و تصاویری آن ایالت انتاریو هم قرار گرفت و به عنوان کتاب مرجع تحصیلی فرهنگی» یعنی چه؟ و آن «حتا» یعنی چه؟‬ ‫روز توجه کردم‪ .‬شب‌ها عکس‌ها و فیلم‌های قدیمی را مرور برای دانش‌آموزان سال‌های دهم تا دوازدهم پذیرفته شد‪ .‬از باالخره من کی هستم؟ کانادایی؟ ایرانی؟‬ ‫می‌کردم و ساعت زیادی از روزها را به همان مکان‌ها که در این گذشته‪ ،‬نکته‌ی دیگر که از اهمیتی یکسان برایم برخوردار مهاجر؟ تبعیدی؟ و به واقع «ما» کجا دیده‬ ‫تصاویر دیده بودم می‌رفتم‪ .‬می‌خواستم پس از بیش از چهار بود‪ ،‬نا‌آشنایی بخش بزرگی از دوستان جوان ما با زبان‪ ،‬ادبیات‪ ،‬می‌شویم و کجا باید دیده بشویم؟‬ ‫سال زندگی در این شهر آن «روز واقعه» را بهتر بفهمم و یشینه‌ی ادبی و فرهنگی ما از یک سو‪ ،‬و استعداد و عالقه‌ی‬ ‫ژرف و گویای آنان در زمینه‌های مختلف ادبی و هنری از‬ ‫حسش کنم‪.‬‬ ‫سوی دیگر بود‪ .‬دوستی و هم‌کاری من با تعدادی از دوستان بخش بزرگی از متخصصين و تحصيل‌کرده‌گان جامعه تن به‬ ‫‌هایی‬ ‫ه‬ ‫کوچ‬ ‫پس‬ ‫و‬ ‫کوچه‬ ‫در‬ ‫زدن‬ ‫قدم‬ ‫حس‬ ‫بود‪.‬‬ ‫غمگینی‬ ‫حس‬ ‫جوانم از آن دوران ادامه یافت‪ ،‬و حدود سه سال پیش با مهاجرت دادند‪ .‬در کنار اين‌ها بايد از بخش بزرگی از فعالين‬ ‫متروکه‬ ‫«قبرستانی‬ ‫به‬ ‫‌ها‬ ‫ج‬ ‫بر‬ ‫ویرانی‬ ‫خاکستر‬ ‫پیش‬ ‫سال‬ ‫که ده‬ ‫همراهی یکی از آنان‪ ،‬فواد اویسی که اکنون از نویسندگان نيروهای سياسی نام برد که آن‌ها را نیز تحصيلکردگان و‬ ‫» تبدیلش کرده بود‪ .‬حس سنگین احتمال بودن جسمی در خوب جوان به شمار می‌رود و به هر دو زبان فارسی و انگلیسی دانشجويان تشکيل می‌دادند‪ .‬در دوره‌ی مهاجرت اجتماعی‪،‬‬ ‫زیر خاک‌هایی که بر آن قدم می‌زدم‪ .‬حس عجیب همراه آثار جالب توجهی آفریده‪ ،‬کلوپ ادبی‌ای با همین نام تشکیل هم‌چنان میتوان دو گروه مشخص هنرمندان و فرهنگیان و‬ ‫با عصبانیتی که نمی‌دانستم از کجاست! حس غریبی را در دادیم با هدف برقراری نوعی پیوند میان نسل‌های مختلف نيز نسل جوان تحصيل‌کرده و دانش‌جو را تشخيص داد‪.‬‬ ‫دهمین سالگرد حمالت یازده سپتامبر در وجب به وجب‬ ‫اهل قلم و ادبیات خالق و گسترش شناخت و آموزه‌های اگر اين ارزيابی را بپذيريم‪ ،‬بايد به نتيجه آن نيزتوجه کافی‬ ‫‪8‬‬ ‫تئوریک از راه خواندن و شنیدن قصه‌ها و سروده‌های یکدیگر‬ ‫ادامه مطلب در صفحه ‪22‬‬ ‫خیابان‌های نیویورک تجربه کردم‪ .‬حسی که سال‌ها بود ‪8‬‬ ‫به دنبالش بودم‪.‬‬


‫تولید محصول‪ ،‬بدون پرداخت بهای آن‪ ،‬یعنی از دست دادن‬ ‫سرمایه‪ .‬یعنی همان که کشت‌زار شما را دانه بکارند و درو کنند‬ ‫و حاال در چنین شرایطی‪ ،‬با در نظر گرفتن همه‌ی این موارد‪،‬‬ ‫و همین طور مواردی که ذکر نشد و شاید همه‌ی ما آن موارد‬ ‫را نزدیک تر و عینی‌تر از خواندن در یک مقاله حس کرده‌ایم‪،‬‬ ‫می‌توانیم درک مناسب‌تر و ملموس‌تری از اهمیت بکارت زنان‬ ‫و باکرگی داشته باشیم‪.‬‬

‫مساله‌ی تاسف بار تبدیل کلیت‬ ‫زن‪ ،‬بدن زن‪ ،‬حقوق زن و هر چه‬ ‫در اطراف اوست‪ ،‬به چیزی مثل‬ ‫یک سوراخ یا کشت‌زار است که‬ ‫او را از هویت فردی خود و از حق‬ ‫حیات برابر خود دور می‌کند‬

‫عبور ناگزیر از یک هست ناپیدا‬ ‫مه‌شب‌تاجیک‬ ‫وقتی درباره‌ی زن صحبت می‌کنیم‪ ،‬درباره‌ی چه چیز حرف‬ ‫می‌زنیم؟ وقتی به زن فکر می‌کنیم‪ ،‬آن چیزی که به تصور‬ ‫می‌آید و به ذهن خطور می‌کند چیست؟ وقتی با زنی مالقات‬ ‫می‌کنیم‪ ،‬با کدام گوشه‌ها‪ ،‬کدام جاذبه‌ها‪ ،‬و با کجای او‪ ،‬با‬ ‫کجای وجود یک زن‪ ،‬وعده‌ی دیدار می‌گذاریم؟ صحبت از‬ ‫زنی که باید از پدر به برادر‪ ،‬از برادر به همسر‪ ،‬از همسر به پسر‬ ‫و از هر مردانگی به هر مردانگی دیگری‪ ،‬سپرده شود‪ ،‬صحبت‬ ‫از زنی که فی‌نفسه مهجور است و صحبت از زنی است که‬ ‫حضورش‪ ،‬وجودش و هرچیز دیگرش متصل به چیزی به نام‬ ‫عورت است و کریه و مایه‌ی گناه که با واژه‌ی عیب برای او‬ ‫شناخته می‌شود‪ .‬صحبت از کدام زن می‌تواند باشد؟ یک زن‬ ‫یا بخشی از یک زن که گاهی سرنوشت او را به گونه‌ای دیگر‬ ‫رقم می‌زنند؟‬ ‫زن‌ها کشت‌زار شمایند ‪ . . .‬زن ها کشت‌زار شمایند ‪ . . .‬زن‬ ‫ها ‪ . . .‬زن ها ‪. . .‬‬ ‫زن کشت‌زار‪ ،‬زنی که برای بیشتر افراد در رحم خود خالصه‬ ‫می‌شود‪ ،‬همان زن که حضورش گاهی در تعاریف فقط یک‬ ‫پرده است‪ ،‬زنی که بودگی‌اش منوط به بودگی دیگری ست‬ ‫چراکه بودگی‌اش‪ ،‬باروری و دادن محصول است‪ .‬یعنی این که‬ ‫صاف کنی و شخم بزنی و دانه بکاری و برداری و ‪ ...‬یعنی این‬

‫که زمین باید صاحب داشته باشد‪ ،‬باید مترسک داشته باشد‪،‬‬ ‫و مهم‌تر از همه باید حفظ شود‪ ،‬از هر چیزی که شر است و‬ ‫گزند‪ .‬در چنین شرایطی‪ ،‬حتا به الیه‌های مترقی‌تر انتقادی‪،‬‬ ‫که در تئوری‌های فیمنیستی مطرح می‌شوند نمی‌رسیم‪ ،‬چراکه‬ ‫این جا تعریف زن بودن مشخص است‪ ،‬شما انسانی را در‬ ‫مقابل ندارید‪ ،‬چرا که زن‪ ،‬کشت‌زار است‪ ،‬چرا تعریف زن یک‬ ‫سوراخ است‪ .‬زنی که از کودکی برای او واژه‌ای به نام بکارت و‬ ‫مواظبت تعریف می‌شود‪ .‬مواظبت برای چه چیزی و چه کسی؟‬ ‫در جامعه‌ای که روابط بازار آن بر واسطه‌گری استوار است‪،‬‬ ‫فرهنگ اقتصادی آن نیز بر مصرف‌گرایی پایدار می‌ماند و این‬ ‫شیوه‪ ،‬در تمام مسایل زندگی ریشه می‌دواند‪ .‬حال وقتی از‬ ‫پیش‪ ،‬کاالبودگی موجودیت زن‪ ،‬نهادینه شده است‪ ،‬در چنین‬ ‫فرهنگی که مبتنی بر مصرف و واسطه‌گری ست‪ ،‬با این کاال‬ ‫و ضرورت حضور اقتصادی‌اش چه برخوردی می‌شود؟ نباید‬ ‫این نکته را نیز از نظر دور داشت که در سنت و کتاب‌های‬ ‫اسالمی‪ ،‬به اقتصاد زن‪ ،‬توجه کافی شده است و مسلم است‬ ‫که اسالم در فرهنگ ما – چه خود را مسلمان بدانیم و چه‬ ‫از اسالم اعالم برائت کنیم – ریشه‌ای عمیق گسترانده است‪.‬‬ ‫شما باید یک جنس را معامله کنید‪ ،‬باید وقتی از دستی به‬ ‫دست دیگر می‌رسد‪ ،‬به ارزش افزوده‌ی آن افزوده شود‪ ،‬باید‬ ‫خوب حواستان را جمع کنید‪ ،‬او نباید خراب شود‪ ،‬دست بخورد‬ ‫و در کشاکش دست به دست شدن‌ها صدمه ببیند‪ .‬چراکه‬

‫به ترکیب بکارت زنان توجه بیشتری می‌کنیم‪ .‬به طور مسلم‬ ‫بکارت به الزام متعلق به جنس مونث نیست‪ ،‬زایل شدن‬ ‫بکارت مردان در اولین مقاربت‪ ،‬محتمل‌تر و آسان‌تر است‬ ‫و حتا گاهی با غروری از یک فتح‪ .‬فتحی که برابر با پیروزی‬ ‫است‪ .‬و در این جامعه و نگرش مردانه که ساالر است و حاکم‬ ‫هیچ کس از هیچ مردی در این جهنم خودساخته‪ ،‬نامه‌ی‬ ‫پزشکی قانونی را مبنی بر تایید باکرگی نمی‌خواهد و جالب‌تر‬ ‫این که عده‌ای هم از این مساله به هیج وجه اطالع ندارند‪.‬‬ ‫و بخش دردناک قضیه هم این‌جاست که زنان خود به این‬ ‫روابط دامن می‌زنند و خود را آلتی می‌کنند در تعریف دیگری‪،‬‬ ‫چونان که باید باشند تا بقا و دوام باشد‪ .‬سنت‌های کهن را‬ ‫ارج می‌نهند و کلماتی را در الیه‌های زیرین آن تقدس‌گذاری‬ ‫می‌کنند که باقی‌اش مساوی با فنایشان است‪ .‬و گاهی با ریا‬ ‫به همین بودگی یک زن‪ ،‬به بودن ادامه می‌دهند‪...‬دروغ برای‬ ‫یک زایده‪...‬او خود این را می‌خواهد؟‬ ‫قصه این است‪ ،‬قصه‌ی تاریک و شرم ناک و دردناک‪ .‬نه به‬ ‫این دلیل که قضیب ساالر است و بکارت زنانه را تقدیس‬ ‫می‌کند‪ ،‬نه به این دلیل که چرا من نه‪ ،‬چرا من که زن‬ ‫هستم نه؟ چرا من در قامت یک انسان‪ ،‬بر بلندای انسانیت‪،‬‬ ‫در کنار یک انسان و براساس حقوق انسانی‌ام و نه براساس‬ ‫ضرورت‌های اقتصاد بازار و سنت ورشکسته‪ ،‬زندگی نمی‌کنم؟‬ ‫چرا من انتخابی برای تعریف خودم آن‌گونه که می‌خواهم‬ ‫ندارم‪...‬‬ ‫مساله داشتن اختیار است‪ ،‬مساله احترام به کرامت هر فرد‪،‬‬ ‫و پاس‌داشت بلوغ شخص برای حاکمیت بر سرنوشت‪ ،‬بدن‪،‬‬ ‫ذهن و آینده و زندگی خویش است‪ .‬مساله‌ی تاسف بار تبدیل‬ ‫کلیت زن‪ ،‬بدن زن‪ ،‬حقوق زن و هر چه در اطراف اوست‪ ،‬به‬ ‫چیزی مثل یک سوراخ یا کشت‌زار است که او را از هویت‬ ‫فردی خود و از حق حیات برابر خود دور می‌کند و فاجعه‌بارتر‬ ‫از آن‪ ،‬این که مرد هم در چنین جامعه‌ای در جایگاه انسانی و‬ ‫زیبایی طبیعی خود نیست‪ ،‬او هم به ابژه‌ای کارکردی و سلبی‬ ‫تبدیل می‌شود‪ ،‬اگر در چنین شرایطی زن موجودی مظلوم‪،‬‬ ‫دور از حقوق خود‪ ،‬بیچاره و شایسته‌ی یاری به چشم می‌آید‪،‬‬ ‫مرد چهره‌ای کریه و شیطان صفت می‌یابد‪ ،‬که این هیچ‌کس‬ ‫را در شرایط دل‌خواه نمی‌نشاند‪ .‬این همان روابط نابهنجاری‬ ‫است که تا ادامه یابد نقش‌ها همین‌طور باقی خواهد ماند‪ .‬حتا‬ ‫اگر در الیه‌های سطحی تغییرات جزیی پیدا شود‪ ،‬الیه‌های‬ ‫پوسیده‌ی زیرین به پوساندن خود ادامه خواهند داد‪.‬‬


‫حمله کماندویی به مردم وماهواره وسکوت مجلس‬

‫علی اکبر موسوی (خوئینی)‬

‫مبارزه با مظاهر مدرنیته و به طور مشخص تکنولوژی سابقه‬ ‫دیرینه ای در کشورمان دارد و هیچ گاه متوقف نشده است‪ ،‬از‬ ‫برخورد با بلندگو و رادیو توسط برخی مقدس نما تا ممنوعیت‬ ‫ویدیو‪ ،‬سانسور اینترنت و آخرین آن ماهواره‪ .‬همه این ها در‬ ‫طول تاریخ کشورمان سابقه داشته و در هرکدام روش هایی‬ ‫برای نهی استفاده از آنها به کار رفته است ولی ارسال کماندو‬ ‫به خانه های مردم و اجرای عملیات راپل برای جمع آوری‬ ‫دیش های ماهواره و سعی در ایجاد رعب و وحشت در ساکنین‬ ‫آپارتمان ها و منازل مسکونی به قول معروف نوبر است و از‬ ‫طرفی شرم آور‪.‬‬ ‫بسیار مایه تاسف است که نیروی انتظامی به عنوان حافظ‬ ‫امنیت وآرامش مردم امروز برای خوش خدمتی به مقامات با‬ ‫ارسال کماندو و انجام عملیات راپل برای جمع آوری خشن‬ ‫دیش های ماهواره به سوی محل زندگی آن ها آرامش ملت‬ ‫را به هم می ریزد‪ .‬آنچه که مسلم است آن که امروزه در ایران‬ ‫استفاده از تکنولوژی ماهواره برای دسترسی به اخبار و سرگرمی‬ ‫جزو هنجارهای اجتماعی بوده و هیچ نوع تقسیم بندی میان‬ ‫مردم استفاده کننده اعم از شهر‪ ،‬روستا و مناطق عشایرنشین‬ ‫نمی تواند آن را توضیح دهد‪ .‬از همین منظر تقسیم بندی طبقه‬ ‫اجتماعی ضعیف‪ ،‬متوسط و غنی از یک سو و گرایش عقیدتی‬ ‫مذهبی‪ ،‬غیرمذهبی نیز فاقد معنا در استفاده از این تکنولوژی‬ ‫است یعنی استفاده از ماهواره گستره اجتماعی به طور کامل‬

‫فراگیری در کشور پیدا نموده که مقابله سخت افزاری با آن‬ ‫پوچ و در دراز مدت بی اثر خواهد بود‪ .‬به عنوان مثال طبق‬ ‫ویدیوی منتشره جدید از حمله به مناطق مسکونی تهران‬ ‫یکی از شهروندانی که به شدت از این حمله نیروی انتظامی‬ ‫برافروخته شده و ضمن مقاومت ستایش برانگیز در مقابل انظار‬ ‫همسایگان اعتراض تندی تا مرحله فرار نیروی انتظامی انجام‬ ‫می دهد خانمی میان سال دارای چادر خانگی ست که نشان‬ ‫دهنده واکنش عتاب آلود مردم این بار از سوی فردی با نمادی‬ ‫مذهبی وسنتی است‪ .‬بنابراین تالش حکومت در نشان دادن‬ ‫خاست گاه طبقاتی وعقیدتی خاص از مردم استفاده کننده از‬ ‫ماهواره نیز فاقد پشتوانه منطقی است و این وسیله مدرن در‬ ‫همه طیف های اجتماعی جامعه مورد استفاده است‪ .‬حال نیروی‬ ‫انتظامی با کدامین پشتوانه قانونی دست به چنین اقدام موهنی‬ ‫می زند؟ پاسخ فرماندهان مامور این نیرو به ظاهر قانون پوسیده‬ ‫و قدیمی ممنوعیت استفاده از ماهواره است که تازه در آن نیز‬ ‫چنین اجازه گستاخی وحمله به منازل مردم به هیچ احدی داده‬ ‫نشده است وبه جریمه اکتفا شده و تازه همین قانون نیز به دلیل‬ ‫عدم تطبیق آن با نیازهای جامعه و بی خاصیت بودنش توسط‬ ‫مجلس ششم آن هم با رایی بسیار معنادار ملغی شده است‪ .‬از‬ ‫آن جا که به شخصه در مجلس ششم پیگیر لغو این قانون‬ ‫بوده ام در حین رای گیری حتا برخاستن بسیاری از نمایندگان‬ ‫اقلیت وقت (اصولگرای فعلی) درجهت حمایت از لغو آن‬ ‫برایم جالب توجه و نشان از عزم ملی در کنار گذاردن چنین‬

‫محدودیتی بود‪ .‬بگذریم از مخالفت شورای انتصابی نگهبان‬ ‫که به ظاهر وبر روی کاغذ آن محدودیت را حفظ نمود ولی‬ ‫توده های مردم با مقاومت مدنی دربرابر این مشی اقتدارگرایانه‬ ‫مقابله کرده و طولی نکشید که میلیون ها مردم در شهرها‪،‬‬ ‫روستاها ومناطق عشایری پوسیدگی وبی خاصیت بودن آن‬ ‫را مبرهن ساختند‪ .‬به راستی زمان مشاهده تصاویر حمله‬ ‫کماندویی به خانه های مردم وعملیات راپل برای درهم کوبیدن‬ ‫بشقاب های ماهواره با احساس دوگانه ای مواجه می شوی‪ ،‬از‬ ‫طرفی احساس بدی در مشاهده برخورد تحقیرآمیز حکومت با هم‬ ‫وطنانت در منظر جهانیان دست می دهد ولی از طرف دیگر سرنوشت‬ ‫دیکتاتوری ها وخشک مقدسان سلف این حکام‪ ،‬اسباب خنده‬ ‫نیز هست چرا که هیچ کدام از آنان باچنین روش هایی پایدار‬ ‫نمانده و در عمل ‪ -‬برروی شاخ نشسته وبن می برند ‪ -‬وتازه‬ ‫معلوم نیست با پیشرفت تکنولوژی به سمت حذف عملی اسباب‬ ‫نمایانی چون دیش به پیش می رود‪ ،‬آن وقت با این وسیله‬ ‫ارتباطی چه خواهند کرد؟ که علی القاعده خواهند گفت‪ :‬از این‬ ‫ستون به آن ستون فرج است‪.‬‬ ‫حال دلیل اصلی این خشم از دیش و ماهواره چیست؟ تردیدی‬ ‫ندارم که به رغم ابراز ظاهری دروغین و بی ربط مقابله با فساد‬ ‫اخالقی از سوی حکومت‪ ،‬دلیل اصلی مقابله با آن دسترسی‬ ‫مردم به اطالعاتی است که حکومت همواره سعی بر سانسور‬ ‫آن ها داشته و دارد که موجب عیان شدن ناکارآمدی در اداره‬ ‫جامعه است و البته تنها راهی که به عقل شان خطور می کند‬

‫سحر‪ .‬ج‬

‫جنگ برای آزادی و آزادی برای جنگ‬

‫با خودم می گفتم می جنگم برای آزادی و آزادی و آزادی‪ .‬با خودم گفتم مبارزه می کنم برای‬ ‫آزادی و آزادی و آزادی‪ .‬اما بعد سالها دیدم با خودم در زندانم‪ ،‬زندانم‪ ،‬زندانم‪.‬‬ ‫آدم کشته ام ‪...‬‬ ‫با خودم دیدم برای آزادی چقدر آدم کشته ام و چقدر آدم کشته ام و چقدر‬ ‫‪10‬‬ ‫آزادی‪ ،‬آزادی‪ ،‬آزادی ‪...‬‬ ‫‪10‬‬

‫گرفتن آن وسیله از مردم است غافل از آنکه وقتی چنین ابزار‬ ‫ضروری و مهمی دراختیار ملت قرار می گیرد بازپس گرفتن آن‬ ‫بدون هیچ جایگزینی ممکن نیست‪ .‬کنار این برخورد کماندویی‬ ‫سطح دیگری از تقابل نیز وجود دارد و آن ایجاد محدودیت های‬ ‫مختلف علیه رسانه های ماهوارهای سرگرمی وفرهنگی است‪.‬‬ ‫آنچه که موجب ترس و نگرانی مضاعف حکومت را فراهم‬ ‫نموده اما تنها دسترسی به اطالعات درحال حاضر نیست چرا‬ ‫که در این صورت دلیلی بر مقابله با تلویزیون های سرگرمی‬ ‫وفرهنگی وجود نخواهد داشت‪ .‬آنچه که موجب اجرایی شدن‬ ‫برخورد امنیتی حتی با تلویزیون های غیرخبری وسیاسی است‬ ‫امکان چرخش احتمالی این تلویزیون ها و ظرفیت بسیج‬ ‫کنندگی آنان در بزنگاه های آینده است نظیر آنچه بعد از‬ ‫حوادث انتخابات اخیر ریاست جمهوری و خیزش مردمی رخ داد‬ ‫و بنابراین سعی بر تضعیف تلویزیون های فرهنگی و غیرسیاسی‬ ‫با تهدید آگهی دهندگان آن ها می نماید تا بلکه در اثر کمبود‬ ‫مالی از گردونه فعالیت خارج شده و بدین طریق اقدامی‬ ‫پیش گیرانه برای زمان مبادا نماید کاری که قبلن به غلط چنین‬ ‫برخورد به اصطالح پیش گیرانه ای را با جامعه اقلیت های دینی‬ ‫و مذهبی مانند اهل تسنن‪ ،‬بهائیان‪ ،‬دراویش نموده است که‬ ‫فعالیت سیاسی ندارند ولی از ناحیه حکومت به عنوان تهدیدی‬ ‫بالقوه در بزنگاه های تاریخی مانند ایام انتخابات از منظر بسیج‬ ‫کنندگی تلقی شده اند‪.‬‬ ‫سخن پایانی آنکه راه حل پیشاروی حکومت در برابر موضوع‬ ‫ماهواره روشن است و آن قبول رسمی لغو ممنوعیت استفاده از‬ ‫ماهواره و صدور اجازه فعالیت به رسانه های تلویزیونی خصوصی‬ ‫و واگذاری بخش های تصدیگری صداوسیمای پرهزینه دولتی‬ ‫به حوزه غیردولتی برای ایجاد رقابت سالم رسانه ای در تولید‬ ‫برنامه های مورد نیاز و پرمخاطب مردم است و بس و البته‬ ‫اقدام اخیر وزارت ارشاد در صدور مجوز مشروط به سه شبکه‬ ‫تلویزیونی خصوصی می تواند پیامد مثبت و قابل تاملی داشته‬ ‫باشد که قضاوت نهایی درمورد جدی بودن وتداوم وبسط آن را‬ ‫باید به آینده سپرد ولی سکوت نمایندگان پارلمان دربرابر به هم‬ ‫ریختن آرامش مردم با حمالت کماندویی و عدم توجه به این‬ ‫مقوله مهم به دلیل در پیش بودن انتخابات مجلس ونگرانی از‬

‫رد صالحیت شورای نگهبان قابل توجیه نیست و این سکوت‬ ‫درحافظه عمومی ثبت و ضبط خواهد شد و البته در صورت‬ ‫تداوم این سکوت‪ ،‬مسوولیت ایرانیان خارج کشور در عرصه‬ ‫بین المللی برای وادار نمودن حکومت ایران به تعهدات جهانی‬ ‫خود در زمینه آزادی بیان و گردش اطالعات و احترام به حرمت‬ ‫مردم و جلوگیری از نقض حقوق آنان دوچندان خواهد بود‪.‬‬


‫رضا محدث‬ ‫ی که این روزها از واژه‬ ‫داربی چیست ؟شاید خیلی‌ از کسان ‌‬ ‫ی آن را ندانند و‬ ‫«داربی» استفاده می‌‌کنند به درستی‌ معن ‌‬ ‫فقط به این بسنده کنند که‌دیدار دو تیم هم‌شهری را داربی‬ ‫می‌‌نامند‪ .‬به بهانه‌دیدار استقالل و پرسپولیس نگاهی‌ کردیم‬ ‫به داربی‌های مهم جهان‪.‬‬ ‫داربی در بسیاری از کشورها به رقابت‌های ورزشی (به‬ ‫خصوص فوتبال) میان دو دسته از یک منطقه‌ی جغرافیایی‬ ‫یا از یک شهر اطالق می‌‌شود‪ .‬در خصوص اصل لغت داربی‬ ‫و این‌که از کجا آماده است این داستان وجود دارد که در‬ ‫«اشبرن» شهری در «داربی شایر» مسابقه‌ای بود که در‬ ‫روزی خاص در سال برگزار می‌‌شد‪ .‬عده‌ای از باالی رودخانه‬ ‫به عنوان یک دسته و عده‌ای دیگر در پایین رودخانه به‬ ‫عنوان دسته دیگر رودر روی هم قرار می‌‌گرفتند‪ .‬این مسابقه‬ ‫دیداری بود که خیلی‌‌ها می‌گویند شبیه فوتبال امروزی‬ ‫ما بوده است‪ .‬رقابت در سه‌‌شنبه‌ای برگزار می‌‌شد به نام‬ ‫«‪ »shrove Tuesday‬که روزی مقدس بود‪.‬‬ ‫اما این تنها داستان «داربی» نیست‪ .‬ماجرای دیگری هم‬ ‫در خصوص داربی وجود دارد‪ .‬در سال ‪ ۱۸۷۰‬یک لرد به‬ ‫نام « ‪ »Eurlo of derby‬که یک لقب اشرافی است‪،‬‬ ‫مسابقات اسب سوار‌ی داربی «‪ »the derby‬را راه‌اندازی‬ ‫کرد‪ .‬بعضی‌‌ها معتقدند این داستان صحت بیشتری دارد‪ .‬هر‬ ‫چه هست االن سراسر جهان مملو از داربی‌هایی‌ است که‬ ‫اگر بخواهیم تک تک آن‌ها را نام ببریم از عدد صد هم فراتر‬ ‫می‌‌رود‪ .‬مهم نیست که ریشه‌ی داربی از کجا آمده است‪.‬‬ ‫داربی نبردی است که قبل و بعد از آن روزنامه‌ها و اخبار را‬ ‫تحت تاثیر خود قرار می‌‌دهد‪ ،‬ورزشگاه‌ها را مملو از تماشاگر‬ ‫می‌‌کند و خیلی‌‌ها را روی صندلی خانه‌شان مقابل تلویزیون‬ ‫میخ‌کوب‪ .‬هرچندکه همه بگویند این بعضی‌ فقط و فقط سه‌‬ ‫امتیاز دارد‪.‬‬ ‫داربی یک رقابت است که در آن دو گروه که عقاید مخالف‬ ‫دارند (فرهنگی‌‪،‬سیاسی و ‪ )...‬با هم مسابقه می‌‌دهند‪ .‬شاید در‬ ‫ترکیه دیدار گاالتاسرای و فنرباغچه یک نبرد محلی باشد‪،‬‬ ‫اما در اسکاتلند و در شهر گالسکو‪ ،‬کاتولیک‌ها ترفدریسلتیک‬ ‫را حمایت می‌‌کنند و پروتستان‌ها هوادار رنجرز هستند؛ جدال‬

‫نگاهی‌ به داربی‌های جهان به بهانه داربی تهران‬ ‫داربی‌های مقدس‬ ‫آن‌ها یک نبرد مذهبی‌ است‪.‬‬ ‫در اسپانیا و در شهر بارسلون‪ ،‬بارسلونا و اسپانیول (در زبان‬ ‫ی اسپانیایی‌) دو گروه مخصوص به خودشان را‬ ‫ی یعن ‌‬ ‫کاتاالن ‌‬ ‫دارند‪ .‬آن‌هایی‌ که طرف بارسا را می‌‌گیرند جدایی‌خواهان و‬ ‫ملی‌ گرایان کاتاالن هستند و طرف‌داران اسپانیول معتقد به‬ ‫اتحاد اسپانیا‪.‬‬ ‫اگر کمی‌ از هم‌شهری‌ها دور شویم‪ ،‬می‌توانیم به داربی بارسا‪-‬‬ ‫رئال یا همان ‪ el‬کلسیکو اشاره کنیم؛ جدال دو جناح متضاد‬ ‫که هیچ کدام یک‌دیگر را قبول ندارند‪ .‬این است که می‌‌گویند‬ ‫داربی به شهر و محله و منطقه جغرافیایی بسنده نمی‌‌کند‪.‬‬ ‫ی از داربی‌ها سابقه ورزشی دارند‪ .‬برای مثال دیدار اینتر‬ ‫خیل ‌‬ ‫و یووه در ایتالیا به خاطر پیشینه آن است‪ .‬سال‌ها زورگویی‬ ‫و سلطه‌جویی‌ هر دو آن‌ها باعث شده تا رقابت میان این‬ ‫دو تیم حاال شایستگی گرفتن نام داربی را داشته باشد‪ .‬در‬ ‫انگلستان و البته در بندر لیورپول تماشای مسابقه اورتن و‬ ‫لیورپول لذت‌بخش‌ترین کار ممکن است‪ .‬داربی شهر منچستر‬ ‫هم از داربی‌های کالسیک انگلستان است‪.‬‬ ‫با وجود تعداد زیاد تیم‌های لندنی در انگلستان تنها ‌دیدار‬ ‫آرسنال و تاتنهام یک دربی کالسیک خوانده می‌‌شود‪.‬‬

‫ی از بهترین مسابقات این کشور است که‬ ‫میالن نه تنها یک ‌‬ ‫به عنوان یکی‌ از بهترین داربی‌های جهان هم مطرح است‪.‬تا‬ ‫چند وقت قبل این داربی را فقط در رقابت‌های سری ا یا کوپا‬ ‫ایتالیا میتونستیم تماشا کنیم‪ ،‬اما حاال رقابت‌های اروپایی هم‬ ‫امکان برگزاری این داربی ایتالیایی را داده است ‪.‬‬ ‫رم ‪ -‬ال تزیو دیگر داربی این کشور است‪.‬‬ ‫آرژانتین‬ ‫در آرژانتین حسا س‌ترین و جذا ب‌ترین داربی‬ ‫«‪ »el superdasico‬یا هم سوپر داربی است میان بوکا‬ ‫ی نظیر است‪.‬‬ ‫جونیرز و ریورپالت؛ این مسابقه یک مسابقه ب ‌‬ ‫سال ‪ ۲۰۰۴‬در روزنامه گاردین مطلبی چاپ شده بود با عنوان‬ ‫«‪ ۵۰‬اتفاق ورزشی که قبل از مرگ باید آن را ببینید»‪ .‬در صدر‬ ‫این لیست تماشای دیدار بو کا و ریور آمده است‪ .‬هر دو این‬ ‫تیم‌ها در منطقه فقیر نشینی به نام بو کا در بو ینس آیرس‬ ‫مستقر بودند‪.‬در سال ‪ ۱۹۳۰‬ریور پالت تغییر مکان داد‪ .‬آن‌ها‬ ‫به محله‌ای رفتند که امروز با کالس‌ها و ثروتمندان ترجیح‬ ‫می‌‌دهند آن‌جا ساکن شوند؛ منطقه‌ی با نو نز‪ .‬از طرف دیگر‬ ‫هواداران بو کا بیشتر از ریور هستند‪ .‬اکثر این هواداران را قشر‬ ‫کارگر تشکیل می‌‌دهند‪ .‬این تیم خودشان را «‪»xenezies‬‬ ‫می‌خوانند‪ ،‬به معنای ژنوی‪ .‬طرف‌داران اولیه این تیم مهاجران‬ ‫ژنوی بودند‪.‬‬

‫اسکاتلند‬ ‫یکی‌ از داغ‌ترین رقابت‌های داربی در گالسکو برگزار می‌‌شود‬ ‫با نام «‪ »old firm‬یا رنجرز و سلتیک‪ .‬همان‌طور که‬ ‫پیش‌تر اشاره شد‪ ،‬نبرد این دو تیم یک نبرد مذهبی‌ است‪ .‬از‬ ‫دیگر ویژگی‌های این داربی می‌توان به قدمت زیاد آن اشاره‬ ‫کرد‪ .‬از این حیث «‪ »old firm‬در جهان منحصر به فرد‬ ‫است‪ .‬جدال این دو تیم از سال ‪ ۱۸۸۸‬آغاز شد؛ جایی‌ که‬ ‫سلتیک پنج بر دو رنجرز را مغلوب کرد‪ .‬با این حساب مسابقات‬ ‫انجام شده میان این دو تیم هم بیشتر از سایر داربی‌ها است‪.‬‬ ‫این داربی مذهبی‌ تا به حال ‪ ۴۰۰‬بار برگزار شده است‪.‬‬ ‫ایتالیا‬ ‫در ایتالیا‪ ،‬داربی «‪ »dellamandonnina‬یا داربی شهر‬

‫مسابقه قرن؛ فال و فلو‬

‫داربی‌های مختلف جهان‬

‫در برزیل تماشایی زیاد است‪ ،‬اما هیچ چیز جای داربی‬ ‫فالمینگو و فالمیننزه را نخواهد گرفت؛ دو رقیب در طول‬ ‫یک‌صدسال‪ .‬در برزیل داربی‌های زیادی وجود دارد ولی‌ همه‬ ‫معتقدند که داربی «فلومینس و فالمینگو» دیدنی‌‌ترین این‬ ‫داربی‌ها است‪.‬‬ ‫فال و فلو در تمام برزیل طرف‌داران زیادی دارند و «ماراکانا»‬ ‫در شب مسابقه این دو تیم جوی مثل شب‌های کارناوالش را‬ ‫دارد‪ .‬شب به یادماندنی «ماراکانا» با رقص سامبا و شعار علیه‬ ‫ی قبل‌تر از آغاز مسابقه شروع می‌‌شود‪.‬‬ ‫حریف خیل ‌‬ ‫اما ماجرای این دو تیم این گونه است که وقتی‌ «اسکار‬

‫کاژ» مردی سوئیسی که وقتی‌ از سوئیس بر می‌گردد فوتبال‬ ‫را با خود می‌‌آورد‪ .‬او ابتدا تیم ریو را می‌‌سازد‪ .‬ولی‌ با عشق‬ ‫و عالقه‌ی بیش از حد برزیلی به فوتبال اقدام به ساخت‬ ‫باشگاهی برای خود می‌کند‪ .‬سال ‪ ۱۸۹۵‬او فالمینگو را‬ ‫تأسیس کرد‪ .‬هفت سال بعد یعنی‌ در ساله ‪« ۱۹۰۲‬فالمیننزه»‬ ‫ی برای هم‬ ‫ساخته شد‪ .‬در آغاز «فال و فلو» دوستان خوب ‌‬ ‫به حساب می‌‌آمدند‪ .‬اگر باورتان نمی‌‌شود این را بخوانید‬ ‫که «ویر جیلیودی الیورا» هم‌زمان رئیس و مربی‌ هر دو‬ ‫باشگاه بود‪ ۹ .‬سال پس از تاسیس «فالمیننزه» و در سال‬ ‫‪«،۱۹۱۱‬فالمینگو» مستقل شد‪ .‬آن‌ها زمین تمرین مستقل‬ ‫گرفتند‪ ،‬در میان مردم تمرین کردند و میان طرف‌داران فوتبال‬ ‫که تقریبا تمام برزیل را تشکیل می‌دادند‪ ،‬بسیار محبوب شدند‪.‬‬ ‫اما «فالمیننزه» تنها هوادارانی از قشر متوسط و پول‌دار برزیل‬ ‫را داشت‪.‬همین سبب رقابت این دو تیم شد‪.‬در دهه‌های ‪۲۰‬‬ ‫و ‪ ۳۰‬هر دو تیم در ورزشگاه «الرانخیزا» تمرین می‌‌کردند؛‬ ‫یکی‌ صبح و دیگری بد از ظهر‪ .‬فلو هم‌چنان در این ورزشگاه‬ ‫تمرین می‌کند ولی‌ «فال» مدت‌ها است که به «خوزه باستوس‬ ‫پارلیلیا» رفته است‪ .‬اولین دیدار این دو تیم در سال‪ ۱۹۱۲‬در‬ ‫همان ورزشگاه معروف مقابل ‪ ۸۰۰‬تماشاگر بر گزار شد‪.‬‬ ‫جالب این‌جاست که بدانید رکورددار تماشاگر در جهان متعلق‬ ‫به داربی «فال و فلو» است‪ .‬آن‌ها در سال ‪ ،۱۹۶۳‬یک‌صدو‬ ‫هفتادو هفت هزار نفر را به ورزشگاه کشاندند؛ رکوردی که‬ ‫اکنون در هیچ مسابقه فوتبالی ثبت نشده است‪.‬‬ ‫«روبرتو آساف» تاریخ‌نگار برزیلی در در کتابش «فال و فلو؛‬ ‫بازی متن» به داستان‌های این دو تیم اشاره می‌کند‪ .‬برای‬ ‫مثال داستان قهرمانی «فلو» در رقابت‌های ریو در سال‪.۱۹۴۱‬‬ ‫آن‌ها برای قهرمانی به یک تساوی احتیاج داشتند‪ .‬زمانی‌‬ ‫که مسابقه دو بر دو مساوی شدن‌ها فقط توپ را به سمت‬ ‫تماشاگران می‌‌فرستادند‪ .‬تماشاگران هم آن را پس نمی‌‌دادند‪.‬‬ ‫بعضی‌ اوقات هم آن را به سمت رودخانه می‌‌کوبیدند تا سر‬ ‫انجام وقت تمام شد‪ .‬تا همین سال برزیلی‌ها پذیرای هیچ‬ ‫قانونی‌ برای فوتبال نبودند‪ .‬فردی مامور می‌‌شد تا پایان‬ ‫ی را به داور اطالع دهد‪ .‬این امکان وجود نداشت که فرد‬ ‫بعض ‌‬ ‫ی از دو تیم نباشد و خیانت نکند‪.‬‬ ‫طرف‌دار یک ‌‬


‫بهنام فروهر‬

‫جنیفر آنیستون‪ :‬من و ازدواج؟‬

‫«جنیفر آنیستون» شایعه ازدواج خود را به شدت تکذیب کرد‪.‬‬ ‫جنیفر‪ ،‬هنرمند آمریکایی که در ماه‌های اخیر با دوست پسر خود «جاستین تیرو» در‬ ‫انظار عمومی بسیار دیده شده‪ ،‬به شدت مساله ازدواج خود را با جاستین تکذیب کرد‪.‬‬ ‫این در حالی است که وی اعالم کرد آن‌ها حتا نامزد هم نکرده و هیچ مراسمی تحت‬ ‫عنوان پیوند زناشویی نبسته‌اند‪.‬‬ ‫پیش از این شایع شده بود که جنیفر آنسیتون مراسم ازدواجی را در کنار ساحل دریا‬ ‫برگزار کرده است‪.‬‬

‫«جسیکا سیمپسون»‪ ،‬بازی‌گر و‬ ‫خواننده آمریکایی اعالم کرد که‬ ‫مراسم ازدواج خود را به تاخیر خواهد‬ ‫انداخت‪.‬‬ ‫وی دلیل این کار را جراحی که قرار‬ ‫است برای کوچک کردن سینه‌های‬ ‫خود انجام دهد عنوان کرد‪.‬‬ ‫جسیکا زمان مراسم خود را به ماه‬ ‫نوامبر تغییر داد‪.‬‬ ‫یکی از نزدیکان جسیکا اظهار داشت‬ ‫که وی به دلیل این‌که احساس‬ ‫می‌کند با کوچک کردن سینه‌هایش‬ ‫جوان‌تر و کوچک‌اندام‌تر نشان‬ ‫می‌دهد تصمیم به این عمل گرفته‬ ‫است‪.‬‬

‫محمدرضاشریفی‌نیا‪:‬‬ ‫من؟ رابطه؟ رز رضوی کیه؟‬

‫جسیکا سیمپسون‪ :‬تا سینه‌هایم بزرگ است عروسی‬

‫تعطیل‬

‫«محمدرضا شریفی‌نیا» بازی‌گر و کارگردان این روزها حال و‬ ‫روز خوشی ندارد‪ .‬مدتی است شایعه شده او با بازی‌گر سینمای‬ ‫ایران «رز رضوی» ازدواج کرده و حتا ماه عسل‌شان را هم در‬ ‫مکه گذرانده‌اند‪.‬‬ ‫محمدرضا شریفی‌نیا در واکنش به این صحبت‌ها چنین گفته‪:‬‬ ‫«چه خوب است خبرنگاران‪ ،‬همان‌گونه که برای گرفتن یک‬ ‫مصاحبه یا خبر کاری‪ ،‬بارها و بارها با هنرمندان تماس می‌گیرند‬ ‫و تا نرسیدن به مقصود دست از تالش برنمی‌دارند‪ ،‬قبل از انتشار‬ ‫اخبار مربوط به زندگی خصوصی آدم‌ها نیز همین سماجت را برای‬ ‫تایید خبر به کار گیرند تا باعث اشاعه اطالعات غلط نشوند‪».‬‬ ‫وی ادامه داد‪« :‬سرک کشیدن در زندگی خصوصی مردم کار‬ ‫ناشایستی است اما انتشار خبر کذب گناهی نابخشودنی‌تر است‪.‬‬ ‫امیدوارم از این پس نسبت به انتشار اخبار نادرست از زندگی‬ ‫دیگران همان‌گونه رفتار کنید که مایل هستید با زندگی خودتان‬

‫خداحافظی مهناز افشار از سینما‬

‫»جاستین تیمبرلی‬

‫ک در تالش برای شکار جسیکا بیل«‬

‫«مهناز افشار» بازی‌گر جوان ایرانی در گفت‌وگویی از‬ ‫خداحافظی از سینما خبر داد‪.‬‬ ‫وی اعالم کرد اگر بخواهم از بازی‌گری خداحافظی کنم‬ ‫که خیلی هم نزدیک است‪ ،‬همیشگی خواهد بود‪ .‬نمی‌توانم‬ ‫دوباره برگردم و دوباره خداحافظی کنم‪ .‬بازی‌گری برای‬ ‫من مثل مجسمه‌ای است که در وجودم ساختمش فکر می‌کنم‬ ‫اگر بعد از این‌که آن را ساختم بهش دست بزنم کاملن خراب می‌شود‪.‬‬ ‫عکاسی بلد نیستم و کارگردانی هم نمی‌توانم بکنم‪ .‬تدوین و فیلم‌برداری‬ ‫نزدیک‌تر است به من‪ .‬اما احتمال این‌که نویسنده شوم بیش‌تر است‪.‬‬ ‫مدتی است که نیمه‌شب‌ها چهار خطی از ذهنم عبور می‌کند و یادداشت‬ ‫می‌کنم و حاال تصمیم گرفته‌ام دست‌نوشته‌هایم را به صورت کتاب‬ ‫چاپ کنم‪.‬‬

‫رفتار شود‪».‬‬ ‫البته قبل از این اتفاقات‪ ،‬چند وقت پیش وقتی محمدرضا‬ ‫شریفی‌نیا به هم‌راه دخترش ملیکا برای دیدن کنسرت یکی از‬ ‫گرو‌ه‌های مشهور پاپ به سالن برج میالد رفته بودند‪ ،‬به دالیل‬ ‫نامعلومی از سوی ‌مردم حاضر در مراسم به شدت هو شدند‪،‬‬ ‫به‌طورى که با کمک مسووالن برگزارى کنسرت از یکى از‬ ‫در‌هاى اضطرارى سالن به سرعت خارج شدند‪.‬‬

‫سندرا بوالک و رایان رینلودز‪ :‬بی‌تو هرگز‬ ‫دوست دختر‪ ،‬آن‌هم از مدل مدونا‬

‫این روزها‌ «براهیم زیبت» لحظات بسیار خوبی را می‌گذراند‪.‬‬ ‫براهیم‪ ،‬هنرمند فرانسوی که دوست پسر «مدونا» محسوب می‌شود این روزهای هم‌راه‬ ‫با خانواده خود مهمان مدوناست و در «کپ‌دی‌انتایدز» در فرانسه تعطیالت طوالنی‬ ‫خود را می‌گذراند‪.‬‬ ‫این در حالی است که به گفته منابع پاپاراتزی هزینه این سفر بسیار باالست به دلیل‬ ‫این‌که هر وعده غذا برای مدونا و خانواده براهیم که حدود شش نفر هستند بالغ بر‬ ‫‪ 1000‬پوند برای مدونا خرج بر می‌دارد‪.‬‬ ‫«جاستین تیمبرلیک» که در تابستان به‌طور کامل از «جسیکا بیل» جدا‬ ‫بود خبر رسیده که ابراز پشیمانی کرده و در یک مهمانی عروسی که در‬ ‫کلورادو برگزار شد شرکت کرده و به دنبال جسیکا بوده است‪.‬‬ ‫این در حالی است که پیش‌تر عنوان شده بود جاستین با «اولیویا وایلد»‬ ‫و «میال کونیس» ارتباط برقرار کرد اما منابع پاپاراتزی اعالم کردند که‬ ‫وی به دنبال جسیکا است و گفته که می‌خواهد با جسیکا ادامه دهد‪.‬‬ ‫از سویی دیگر جسیکا بیل در ماه مارچ که از جاستین جدا شده‪ ،‬فرصتی‬ ‫خوبی است که یک‌بار دیگر طعم زناشویی را بچشد‪.‬‬

‫‪12‬‬

‫‪12‬‬

‫«سندرا بوالک» و‬ ‫«رایان رینولدز» در‬ ‫مصاحبه‌ای با رسانه‌ها اعالم‬ ‫کردند که دیگر تمایلی برای‬ ‫جدا از هم زندگی کردن‬ ‫ندارند‪.‬‬ ‫این دو که از چندی پیش در تمامی‬ ‫مکان‌ها با هم بوده و دیده شدند‬ ‫اظهار داشتند که دیگر تحمل جدا‬ ‫بودن از هم‌دیگر را ندارند‪.‬‬ ‫این در حالی است که همه‬ ‫عنوان کردند که این دو‬ ‫دیوانه‌وار هم‌دیگر را دوست‬ ‫دارند‪.‬سندار اعالم کرد‪:‬‬ ‫«وضعیت رومانتیک ما باید‬ ‫یک پله ترقی کند‪».‬‬


‫پس از معاینه پزشکان‪ ،‬مشخص شد حدود ‪ ۴۰‬موی سیم‬ ‫مانند در نقاط مختلف بدن این زن روییده که که به نابودی‬ ‫بعضی از محتویات درون شکم وی انجامیده است‪.‬‬ ‫تیم پزشکی که روی این مورد کار می‌کنند نتوانستند با‬ ‫استفاده از لیزر این موها را از بین ببرند و در نهایت مجبور‬ ‫شدند با استفاده از امواج مغناطیسی موها را در یک منطقه‬ ‫جمع آوری کنند تا آسان‌تر بتوان آن‌ها را خارج کرد‪.‬‬ ‫شکمم درد گرفت!‬

‫سقوط یک آفتابه‬ ‫دامون روزبه‬

‫معلم علوم راهنماییم همیشه می‌گفت خارج جو زمین تا‬ ‫چند سال دیگه تبدیل به یک طویله بزرگ و پر از آشغال‬ ‫می‌شود‪ .‬در اوج بچگی‪ ،‬نگاه عاقل اندر صفیحی به بنده خدا‬ ‫می‌کردیم و در دل تقاضای شفا برایش می‌کردیم‪ .‬در ذهن‬ ‫بچگانه ما‪ ،‬نمی‌گنجید آسمان تمیز‪ ،‬یک آشغال‌دونی بشود‪.‬‬ ‫اما درست می‌گفت چرا که مدار زمین امروزه تبدیل به زمین‬ ‫بایری پر از زباله‌های فضایی شده است‪ .‬تقریبن ‪ ۲۰۰‬هزار‬ ‫قطعه به درد نخور در باالی جو زمین دور سر ما می چرخند‪.‬‬ ‫اما امروز قرار از یک آشغال مدار شش تنی صحبت کنیم که‬ ‫تصمیم گرفته به زمین برگردد‪.‬‬ ‫این زباله گنده‪ ،‬یک ماهواره تحقیقاتی بوده است که بخشی‬ ‫از تجهیزات ماموریت شاتل فضایی جهت اندازه‌گیری مواد‬ ‫شیمیایی در سطوح مختلف اتمسفر بوده است‪ .‬این ماهواره‬ ‫حدود ‪ 4.6‬متر قطر داشته و به بیش از ‪ ۱۰‬ابزار علمی مجهز‬ ‫است‪ UARS .‬از سال ‪ ۱۹۹۱‬تا ‪ ۲۰۰۵‬در خدمت ناسا بوده‬ ‫است‪ ،‬اما از آن زمان بیهوده رها شده و در فضا می‌چرخد‪.‬‬ ‫خالصه در این چند روزه از سر مبارک مراقبت الزم را‬ ‫بفرمایید چرا که ناسا هنوز از محل فرود این ماهواره مطمئن‬ ‫نیست‪ .‬البته برخی قسمت‌ها از این ماهواره در برخورد با‬ ‫جو زمین نابود و تکه تکه می‌شود‪ .‬البته نگران نباشید‪ ،‬ناسا‬ ‫می‌گوید احتمال زخمی شدن بر اثر سقوط زباله‌های فضایی‬ ‫بسیار کم است‪ .‬در تاریخ ‪ ۶۰‬ساله پرواز به فضا‪ ،‬تا‌کنون هیچ‬ ‫گزارش مجروحیت یا نشانه‌های آسیب جدی بر اثر سقوط‬ ‫زباله فضایی مشاهده نشده است‪ .‬اما ممکنه اولین نفرش‬ ‫شما باشید!‬ ‫شکم سیم‌دار‬ ‫در این دنیای عجیب هر چیز ممکن است‪ .‬از زایمان‬ ‫خرس‌های نر تا در آمدن سیم از درون شکم!‬ ‫بله قرار است در مورد در آمدن سیم از درون شکم یک زن‬ ‫اندونزیایی صحبت کنیم‪.‬‬ ‫بدن این زن اندونزیایی حالتی دارد که از بعضی نقاط آن‬ ‫موهایی کلفت با ارتفاع ‪ ۱۰‬تا ‪ ۲۰‬سانتی متر می‌روید که با‬ ‫درد زیاد همراه است‪.‬‬

‫پرنده کثیف‬ ‫مدتی پیش گجت پرنده‌ای به بازار آمده بود که توسط‬ ‫تلفن هوشمند کنترل می‌شود‪ .‬حاال یک تیم تحقیقاتی این‬ ‫هلیکوپتر اسباب بازی را تبدیل به یک ابزار هک کرده است‪.‬‬ ‫آن‌ها نام حاصل کارشان را ‪ SkyNet‬گذاشته‌اند‪ .‬این‬ ‫گجت پرنده‪ ،‬هکر و خطرناک از یک سیستم عامل لینوکس‬ ‫استفاده می‌کند و برای یافتن و هک کردن شبکه‌های بی‬ ‫سیم خانگی طراحی شده است‪ .‬این هلیکوپتر می‌تواند به‬ ‫طور کامل بدون جلب توجه به نزدیک خانه شما بیاید‪ ،‬شبکه‬ ‫وای‪-‬فای را هک کند و به کامپیوترهای خانه شما نفوذ‬ ‫کرده و کارهای ناشایست انجام دهد‪ .‬حاال هکر می‌تواند‬ ‫کنترل کامپیوتر شما را در دست بگیرد و عالوه بر سرقت‬ ‫اطالعات‪ ،‬از کامپیوتر شما برای حمله به کامپیوترهای دیگر‬ ‫استفاده کند‪.‬‬ ‫در این روش جدید حمله‪ ،‬پیدا کردن هکر بسیار سخت تر‬ ‫از قبل است‪ .‬شما اول باید متوجه بشوید که پای یکی از‬ ‫هلیکوپترهای جاسوس در میان است و سپس آن را پیدا‬ ‫کنید و احتمالن با تعقیب‌اش آقای هکر اصلی را پیدا کنید‪.‬‬ ‫حاال کی فکرش به هلیکپتر می‌رسد این وسط؟‬ ‫طراحان برای ساخت این گجت مهاجم از یک نسخه‬ ‫لینوکس‪ ،‬یک اینترنت موبایل ‪ ، 3G‬جی پی اس و دو کارت‬ ‫شبکه وای‪-‬فای استفاده کرده‌اند و می‌گویند هزینه ساخت‬ ‫کم‌تر از ‪ ۶۰۰‬دالر شده است و هم اکنون در حال پیدا کردن‬ ‫راه‌هایی برای کم‌تر کردن هزینه ساخت هستند‪.‬‬ ‫یاهو ناراحته!‬ ‫و اما یاهو هم حس عقب ماندگی را درک کرد و رییس را‬ ‫اخراج کرد‪ .‬پايگاه اينترنتی ياهو‪ ،‬خبر از اخراج رييس امور‬ ‫اجرايی خود می‌دهد‪ .‬اقدامی که انتظار می‌رود فرصت‌های‬ ‫جديدی را در اختيار ياهو قرار دهد و موجب رشد آن شود‪.‬‬ ‫در حالی که حتی يک روز از اخراج تلفنی «کارول بارتز»‬ ‫نگذشته بود‪ ،‬قيمت سهام پايگاه اينترنتی ياهو‪ ،‬باال رفت‪.‬‬ ‫خانم بارتز رياست ياهو را در ژانويه ‪ ۲۰۰۹‬و به اميد تسريع‬ ‫در رشد پايگاه اينترنتی و رقابت بهتر با رقبای قدرت‌مندی‬ ‫چون گوگل و فيس بوک‪ ،‬به عهده گرفت‪.‬‬ ‫تحليل‌گران می‌گويند اخراج کارول بارتز نشان از شکست‬ ‫ياهو در بازاريابی بهتر و دريافت آگهی‌های درآمدساز‪ ،‬بوده‬ ‫است‪.‬‬ ‫سکات کسلر‪ ،‬تحليلگر «استاندارد اند پورز» در مورد باال‬ ‫رفتن قيمت سهام ياهو برغم عدم موفقيت ياهو چنين‬ ‫تحليل می‌کند‪ :‬ياهو دارايی بسيار و سرمايه هنگفت‪ ،‬و در‬ ‫سطح جهانی فعاليت گسترده‌ای دارد‪ .‬ياهو به ويژه در آسيا‬ ‫دارايی زيادی دارد‪ .‬در نتيجه بهای سهام ياهو از اين هم‬ ‫باالتر خواهد رفت‪.‬‬ ‫اما بنده راهی برای موفقیت یاهو پیشنهاد می‌کنم و آن‬ ‫فروش این مجموعه به گوگل است‪ .‬آخه جلو قاضی و ملق‬ ‫بازی؟!‬

‫دست‌شویی‬

‫فرورتیش رضوانیه‬

‫تصمیم می‌گیرید در اعالم آمادگی‌تان برای ازدواج و برگزاری‬ ‫جشن عروسی‪ ،‬ابتكار به خرج بدهید تا نامزدتان ذوق‌زده شود‪.‬‬ ‫به یك كتاب‌فروشی می‌روید و كتاب‌هایی كه درباره نامزدی‬ ‫و ازدواج چاپ شده است را می‌خرید‪ .‬محتویات آن‌ها را بررسی‬ ‫می‌كنید‪ ،‬اما هیچ‌كدام اشاره‌ای نكرده‌اند كه چگونه به نامزدتان‬ ‫بگویید برای ازدواج آماده هستید و برای تاالر و مخارج دیگر‪،‬‬ ‫پول جمع كرده‌اید‪ .‬وقتی در چت با دوستتان صحبت می‌كنید‬ ‫و مشكلتان را می‌گویید‪ ،‬او ایده جالبی را پیشنهاد می‌كند‪.‬‬ ‫با خوشحالی با نامزدتان تماس می‌گیرید و می‌گویید كه باید او‬ ‫را فردا ساعت ‪ 3‬بعدازظهر در یك كافی‌شاپ ببینید‪ .‬نقشه‌تان‬ ‫را مرور می‌كنید تا مطمئن شوید هیچ نقصی ندارد‪.‬‬ ‫روز بعد از ساعت ‪ 2:30‬در كافی شاپ منتظر می‌شوید و‬ ‫یك لیوان آب پرتقال سفارش می‌دهید‪ .‬نمی‌توانید هیجان‬ ‫خودتان را پنهان كنید‪ .‬همسرتان ‪ SMS‬می‌فرستد و می‌گوید‬ ‫كه به خاطر ترافیك‪ ،‬كمی دیرتر به آن‌جا می‌رسد‪ .‬احساس‬ ‫می‌كنید باید به دست‌شویی بروید‪ ،‬اما دلتان نمی‌خواهد زمانی‬ ‫كه نامزدتان به كافی‌شاپ می‌رسد با دست‌های خیس و چند‬ ‫دستمال كاغذی به استقبال او بروید‪ .‬سعی می‌كنید ذهنتان‬ ‫را به سوی چیزهای خوب منحرف كنید تا مشكلتان را از یاد‬ ‫ببرید‪ .‬اما چند دقیقه بعد در شرایط اضطرار قرار می‌گیرید‪.‬‬ ‫وقتی بلند می‌شوید تا به طرف دست‌شویی بروید‪ ،‬نامزدتان‬ ‫وارد كافی شاپ می‌شود‪.‬‬ ‫گارسون را صدا می‌زنید‪ .‬نامزدتان كیك‌خامه‌ای و یك لیوان‬ ‫شیر داغ سفارش می‌دهد‪ .‬در همین لحظه موبایل نامزدتان‬ ‫زنگ می‌زند و او مجبور می‌شود برای فرار از صدای موزیك‬ ‫كافی‌شاپ‪ ،‬به خیابان برود و صحبت كند‪.‬‬ ‫گارسون‪ ،‬سفارش نامزدتان را می‌آورد‪ .‬تصمیم می‌گیرید پیش‬ ‫از تمام شدن مكالمه تلفنی او‪ ،‬به دست‌شویی بروید‪.‬‬ ‫وقتی از دست شویی خارج می‌شوید‪ ،‬همسرتان را می‌بینید كه‬ ‫سر جایش نشسته و شیر و كیكش را هم تا آخر خورده است‪.‬‬ ‫ همه‌اش را خوردی؟‬‫ مگه برای خوردن نبود؟‬‫ صبر نكردی تا من هم بیایم؟‬‫ اگه برایت مهم بود‪ ،‬كمی زودتر می‌آمدی سر قرار و‬‫كارهایت را می‌كردی تا من مجبور نباشم تنهایی بنشینم و در‬ ‫و دیوار را تماشا كنم‪.‬‬ ‫ متوجه چیز عجیبی نشدی؟‬‫ مثلن چی؟‬‫ كیك مزه خاصی نداشت؟‬‫ نمی‌دونم‪ .‬اون‌قدر ازت حرصم گرفته بود كه آن را درسته‬‫بلعیدم‪.‬‬ ‫نمی‌دانید چطور به نامزدتان بگویید كه چه اتفاقی رخ داده‬ ‫است‪ .‬چشم‌هایتان را میبندید و آماده شنیدن جیغ های او‬ ‫می‌شوید‪.‬‬ ‫ عزیزم! باید یك چیز خیلی مهم را به تو بگویم‪.‬‬‫ از چشم‌هایت پیداست كه چیز خیلی مهمیه!‬‫ خیلی مهمه!‬‫ خب بگو!‬‫ من یك حلقه طال را توی كیك خامه‌ای پنهان كرده بودم‬‫تا غافل‌گیر بشوی‪ .‬اما االن آن را قورت داده‌ای!‬

‫سیاه و سپید‬

‫برگردان‪ :‬فرانک مسیح‌پور‬

‫سازمان ملل این شعر را که سروده‌ی یک کودک‬ ‫آفریقایی تبار است‪ ،‬به عنوان برترین شعر سال ‪۲۰۰۹‬‬ ‫ی کرد‪.‬‬ ‫معرف ‌‬ ‫سیاه هستم‪ ،‬هنگام زاده شدن‬ ‫سیاه هستم‪ ،‬هنگام بزرگ شدن‬ ‫سیاه هستم‪ ,‬هنگامی که در آفتابم‬ ‫سیاه هستم‪ ,‬هنگام سرما‬ ‫سیاه هستم‪ ,‬هنگام ترس‬ ‫سیاه هستم‪ ,‬هنگام بیماری‬ ‫سیاه هستم‪ ،‬هنگام مرگ‬ ‫و تو رفیق سپید‬ ‫صورتی‌ هستی‌‪ ،‬هنگام زاده شدن‬ ‫سپید هستی‌‪ ،‬هنگام بزرگ شدن‬ ‫سرخ هستی‌‪ ،‬هنگام که در آفتابی‬ ‫آبی‌ هستی‌‪ ،‬هنگام سرما‬ ‫زرد هستی‌‪ ،‬هنگام ترس‬ ‫سبز هستی‌‪ ،‬هنگام بیماری‬ ‫و خاکستری‪ ،‬هنگام مرگ‪...‬‬ ‫و تو مرا رنگین میخوانی؟‬

‫ ‬ ‫‪This poem was nominated by UN as‬‬ ‫‪the best poem of 2009,Written by‬‬ ‫‪an African Kid‬‬ ‫‪When I born, I black‬‬ ‫‪When I grow up, I black‬‬ ‫‪When I go in Sun, I black‬‬ ‫‪When I scared, I black‬‬ ‫‪When I sick, I black‬‬ ‫‪And when I die, I still black‬‬ ‫‪And you white fellow‬‬ ‫‪When you born, you pink‬‬ ‫‪When you grow up, you white‬‬ ‫‪When you go in sun, you red‬‬ ‫‪When you cold, you blue‬‬ ‫‪When you scared, you yellow‬‬ ‫‪When you sick, you green‬‬ ‫‪…And when you die, you gray‬‬ ‫‪And you calling me colored‬‬


‫فریدون مشیری توجه خاصی به موسیقی ایرانی داشته و در پی‬ ‫همین دل‌بستگی طی سال‌های ‪ ۱۳۵۰‬تا ‪ ۱۳۵۷‬عضویت شورای‬ ‫موسیقی و شعر رادیو را پذیرفت و در کنار «هوشنگ ابتهاج»‪،‬‬ ‫«سیمین بهبهانی» و «عماد خراسانی» سهمی به‌سزا در پیوند‬ ‫به بهانه زادروز «فریدون مشیری» شاعر معاصر ایرانی دادن شعر با موسیقی‪ ،‬و غنی ساختن برنامه «گل‌های تازه»‬ ‫محبوبه شعاع‬ ‫رادیو ایران در آن سال‌ها را داشت‪.‬‬ ‫«فریدون مشیری» در سی‌ام شهریور ‪ ۱۳۰۵‬خورشیدی در تهران به‬ ‫فریدون مشیری در سال ‪ ۱۳۷۷‬به آلمان و آمریکا سفر کرد‬ ‫دنیا آمد‪ .‬جد پدری‌اش به واسطه ماموریت اداری به همدان منتقل و مراسم شعرخوانی او در شهرهای «کلن»‪« ،‬لیمبورگ» و‬ ‫تو‌چهار ایالت آمریکا از جمله‬ ‫شده بود و از سرداران «نادرشاه» بود‪ .‬پدر او «ابراهیم مشیری «فرانکفورت» و هم‌چنین در بیس ‌‬ ‫افشار» در سال ‪ ۱۲۷۵‬خورشیدی در همدان متولد شد و در ایام در دانش‌گاه‌های «برکلی» و «نیوجرسی» به طور بی‌سابقه‌ای‬ ‫جوانی به تهران آمد و از سال ‪ ۱۲۹۸‬در وزارت پست شاغل شد‪ .‬او مورد توجه دوست‌داران ادبیات ایران قرار گرفت‪ .‬در سال ‪۱۳۷۸‬‬ ‫نیز از عالقه‌مندان به شعر بود و در خانواده‌اش همیشه زمزمه اشعار طی سفری به سوئد در مراسم شعر خوانی در چندین شهر از‬ ‫حافظ و سعدی و فردوسی به گوش می‌رسید‪.‬‬ ‫جمله استکهلم و مالمو و گوتبرگ شرکت کرد‪.‬‬ ‫فریدون در چنین خانواده‌ای کودکی را گذراند و سال‌های اول و‬ ‫معروف‌ترین اثر وی شعر «کوچه» نام دارد که در اردیبهشت‬ ‫دوم تحصیالت ابتدایی را در تهران تحصیل کرد و سپس به علت ‪ ۱۳۳۹‬در مجله «روشن فکر» چاپ شد‪ .‬این شعر از زیباترین و‬ ‫ماموریت اداری پدرش به مشهد رفت و بعد از چند سال دوباره به عاشقانه‌ترین شعرهای نو زبان فارسی است‪.‬‬ ‫تهران بازگشت و ادامه تحصیل خود را در دارالفنون تهران و سپس‬ ‫دبیرستان ادیب گذراند‪.‬‬ ‫بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم‬ ‫به گفته خودش‪« :‬در سال ‪ ۱۳۲۰‬که ایران دچار آشفتگی‌هایی بود و همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم‬ ‫نیروهای متفقین از شمال و جنوب به کشور حمله کرده و در ایران شوق دیدارتو لبریز شد از جام وجودم‬ ‫بودند ما دوباره به تهران آمدیم و من به ادامه تحصیل مشغول شدم شدم آن عاشق دیوانه که بودم‬ ‫و بعد به دانش‌گاه رفتم و با این‌که در همه دوران کودکی از استخدام در نهان‌خانه‌ی جانم گل یاد تو درخشید‬ ‫در ادارات و زندگی کارمندی پرهیز داشتم ولی در سن هجده سالگی باغ صد خاطره خندید‬ ‫در وزارت پست و تلگراف مشغول به کار شدم و‬ ‫این کار سی‌و‌سه سال ادامه یافت‪».‬‬ ‫مادر فریدون نیز «اعظم السلطنه» ملقب به‬ ‫«خورشيد»‪ ،‬به شعر و ادبيات عالقه‌مند بوده و‬ ‫گاهی شعر می‌گفته و همان سال که فریدون‬ ‫هم‌زمان با تحصیل در سال آخر دبیرستان در اداره‬ ‫پست و تلگراف مشغول به کار شده بود‪ ،‬مادرش در‬ ‫سن سی‌و‌نه سالگی در‌گذشت‪ .‬سپس فریدون هم زمان با تحصیل عطر صد خاطره پیچید‬ ‫در سال آخر دبیرستان در آموزش‌گاه فنی وزارت پست و تلگراف یادم آمد که شبی باز ازآن کوچه گذشتیم‬ ‫مشغول به کار شد و روزها به کار می‌پرداخت و شب‌ها به تحصیل پرگشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم‬ ‫ادامه می‌داد‪.‬‬ ‫ساعتی بر لب آن جوی نشستیم‬ ‫از همان زمان بود که به مطبوعات روی آورد و در روزنامه‌ها و تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت‬ ‫مجالت کارهایی از قبیل خبرنگاری و نویسندگی را به عهده گرفت من همه محو تماشای نگاهت‬ ‫و بعدها در رشته ادبیات فارسی دانش‌گاه تهران به تحصیل ادامه آسمان صاف و شب آرام‬ ‫داد‪ .‬اما کار اداری از یک سو و کارهای مطبوعاتی از سوی دیگر‪ ،‬در بخت خندان و زمان رام‬ ‫ادامه تحصیلش مشکالتی ایجاد می‌کرد و سرانجام تحصیل را رها خوشه‌ی ماه فرو ریخته در آب‬ ‫کرد تا بتواند کار در مطبوعات را ادامه دهد‪.‬‬ ‫شاخه‌ها دست بر آورده به مهتاب‬ ‫مشیری از سال ‪ ۱۳۳۲‬تا ‪ ۱۳۵۱‬مسوول صفحه شعر و ادب «مجله شب و صحرا و گل و سنگ‬ ‫روشن‌فکر» بود‪ .‬این صفحات به تمام زمینه‌های ادبی و فرهنگی همه دل داده به آواز شباهنگ‬ ‫از جمله نقد کتاب‪ ،‬فیلم‪ ،‬تاتر‪ ،‬نقاشی و شعر می‌پرداخت‪ .‬بسیاری یادم آید تو به من گفتی‪:‬‬ ‫از شاعران مشهور معاصر‪ ،‬اولین بار با چاپ شعرهایشان در این از این عشق حذر کن‬ ‫صفحات معرفی شدند‪ .‬مشیری در سال‌های پس از آن نیز تنظیم لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن‬ ‫صفحه شعر و ادب «مجله سپید و سیاه» را برعهده داشت‪ .‬در همان آب آیینه‌ی عشق گذران است‬ ‫سال‌ها با «مجله سخن» به سردبیری دکتر «پرویز ناتل خانلری» تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است‬ ‫نیز هم‌کاری داشت‪ .‬وی در سال ‪ ۱۳۵۰‬به شرکت مخابرات ایران باش فردا که دلت با دگران است‬ ‫انتقال یافت و در سال ‪ ۱۳۵۷‬از خدمت دولتی بازنشسته شد‪.‬‬ ‫تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن‬ ‫مشیری سرودن شعر را از نوجوانی و حدود پانزده سالگی آغاز کرد و با تو گفتم‪ :‬حذر از عشق؟ ندانم‬ ‫سروده‌های نوجوانی او تحت تاثیر شاه‌نامه‌خوانی‌های پدرش شکل سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم‬ ‫گرفته بود‪ .‬او اولین مجموعه شعرش با نام «تشنه توفان» را در‬ ‫بیست‌و‌هشت سالگی با مقدمه «محمدحسین شهریار» و «علی‬ ‫مشیری در سال ‪ ۱۳۳۳‬با «اقبال اخوان» ازدواج کرد و ثمره‬ ‫دشتی» در سال ‪ ۱۳۳۴‬به چاپ رساند‪.‬‬ ‫ازدواج آن‌ها دو فرزند به نام‌های «بابک» و «بهار» است که از‬ ‫خود او درباره این مجموعه گفته‪« :‬چهارپاره‌هایی بود که گاهی سه او به یادگار مانده ‌است‪ .‬مشیری سال‌ها از بیماری سرطان رنج‬ ‫مصرع مساوی با یک قطعه کوتاه داشت‪ ،‬و هم وزن‪ ،‬هم قافیه و می‌برد و در بامداد روز جمعه سوم آبان ماه سال ‪ ۱۳۷۹‬در سن‬ ‫هم معنا‪ ،‬آن زمان چندین نفر از جمله نادر نادرپور‪ ،‬هوشنگ ابتهاج هفتاد و چهار سالگی در تهران درگذشت‪.‬‬ ‫(سایه)‪ ،‬سیاوش کسرایی‪ ،‬مهدی اخوان ثالث و محمد زهری بودند فریدون مشیری شاعری بود صمیمی و صادق که شعرش آینه‬ ‫که به همین سبک شعر می‌گفتند و همه شاعران نام‌دار شدند‪ ،‬زیرا به تمام نمای احوال و صفات او بود کالمش‪ ،‬منزه و محترم‪ ،‬او‬ ‫شعر گذشته بی‌اعتنا نبودند‪ .‬اخوان ثالث‪ ،‬نادرپور و من به شعر قدیم شاعری بود ادیب که در همه حال حرمت زبان و اهل زبان‬ ‫احاطه کامل داشتیم‪ ،‬یعنی آثار سعدی و حافظ و فردوسی را خوانده را حفظ می‌کرد‪ .‬اندیشه‌هایش انسان دوستانه و نجیب و برای‬ ‫بودیم‪ ،‬در مورد آن‌ها بحث می‌کردیم و بر آن تکیه می‌کردیم‪».‬‬ ‫احساسات و عواطف عاشقانه از لطیف‌ترین و زیبا‌ترین واژه‌ها و‬

‫تعبیرها سود می‌جست‪.‬‬ ‫«عبدالحسین زرین‌کوب» درباره فریدون مشیری گفته است‪« :‬با‬ ‫چنین زبان ساده‪ ،‬روشن و درخشانی است که فریدون واژه به واژه‬ ‫با ما حرف می‌زند‪ ،‬حرف‌هایی که مال خود اوست‪ ،‬نه ابهام‌گرایی‬ ‫رندانه‪ .‬شعر او سخن شاعری است که دوست ندارد در پناه جبهه‬ ‫خاص‪ ،‬مکتب خاص و دیدگاه خاص ‪ ،‬خود را از اهل عصر جدا‬ ‫سازد‪ .‬او بی‌ریا عشق را می‌ستاید‪ ،‬انسان را می‌ستاید و ایران را که‬ ‫جان او به فرهنگ آن بسته است را دوست دارد‪».‬‬ ‫«محمدعلی شاکری یکتا» مولف کتاب «آسمانی‌تر از نام خورشید»‬ ‫که چاپ اول آن در سال ‪ ۱۳۸۴‬و چاپ دوم آن در سال ‪۱۳۸۷‬‬ ‫از سوی نشر ثالث منتشر شد از صفحه یازده تا صد‌و‌سی‌‌و‌نه‬ ‫کتاب شش‌صدوهشتاد‌ویک صفحه‌ای خود‪ ،‬زندگی‌نامه مفصل و‬ ‫مستندی درباره فریدون مشیری نوشته است که حاوی پاره‌ای از‬ ‫اسناد معتبر تاریخی است‪ .‬این اسناد هم‌چنین حاوی نامه‌هایی از‬ ‫«موتمن الملک» پدر بزرگ مشیری که پیش‌کار «ساالرالدوله»‬ ‫برادر «محمدعلی شاه» بوده‪ ،‬است‪.‬‬ ‫کتاب‌های اشعار او به‌ترتیب عبارتنداند از‪ :‬تشنه توفان‪ ،‬گناه دریا‪،‬‬ ‫نایافته‪ ،‬ابر و کوچه‪ ،‬بهار را باور کن‪ ،‬از خاموشی‪ ،‬مروارید مهر‪،‬‬ ‫آه باران‪ ،‬از دیار آشتی‪ ،‬با پنج سخن سرا‪ ،‬لحظه‌ها و احساس‪،‬‬ ‫آواز آن پرنده غمگین و گزینه‌های اشعار شامل‪ :‬پرواز با خورشید‪،‬‬ ‫برگزیده‌ها‪ ،‬گزینه اشعار سه دفتر‪ ،‬دالویزترین‪ ،‬یک آسمان پرنده‪،‬‬ ‫و هم‌چنین برگزیده‌ای از کتاب «اسرار التوحید» به نام یکسان‬ ‫نگریستن است‪.‬‬

‫نیرماال‬

‫در جست و جوی صلح درونی‬ ‫گفتار امروز ستون سفر را به «صلح درونی» اختصاص‬ ‫می‌دهیم‪.‬‬ ‫صلح درونی یعنی رسیدن به توازن‪ ،‬آرامش‪ ،‬تعادل‪ ،‬رهايی از‬ ‫مشكالت فيزيكی و روحی و روانی‪.‬‬ ‫ساده ترين و كوتاه‌ترين راه همانا رسيدن به كمال و يكی‬ ‫شدن با روح و خالق خود از طریق مدیتشین است‪. .‬‬ ‫در چنان شرایطی انسان در زمان اندكی قادر خواهد بود نه‬ ‫تنها مشكالت خويش را حل نموده بلكه در رفع مشكالت‬ ‫اطرافيان و مشكالت موجود در جهان نيز ياری نمايد‪ .‬شما‬ ‫بعد از مدت زمان كوتاهی زمام زندگی خويش را بدست‬

‫«بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم»‬

‫‪14‬‬

‫‪14‬‬

‫می‌گیرید و می‌توانيد به اطرافيان خود در به فعال نمودن‬ ‫اين نيروی عظيم كه به صورت خفته در هر انسانی موجود‬ ‫است كمك كرده تا آن‌ها هم هم‌چون شما به كمال و تحقق‬ ‫نفس دست بيابند و اين احساس واال و زيبا را تجربه نمايند‪.‬‬ ‫مدیتیشن در وجود ما بسیاری از خصوصیات عالی و اخالقی‬ ‫الزم برای رسیدن به تحقق نفس را بیدار و تحکیم می کند‪.‬‬ ‫یکی از تأثیرات آن پیدایش و رشد معصومیت درنفس است‪.‬‬ ‫با رشد این خصلت به خصوص‪ ،‬ما قادر خواهیم بود کلیه‬ ‫تعصبات و محدودیت‌های خود را رها کرده و فراسوی آن‌ها‪،‬‬ ‫صلح و آرامش‪ ،‬شادی و خوشبختی را در خود تجربه نماییم‪.‬‬ ‫افزایش ابتکار و خالقیت‪ ،‬تاثیر دیگر مدیتشین است؛ چون‬ ‫آبی که از درون می‌جوشد هستی‌مان را آکنده کرده و در‬ ‫اندک زمان کوتاهی‪ ،‬نه تنها تمامی بیماری‌های روحی و‬ ‫فیزیکی ما شفا پیدا کرده و تمامی عادات مضرر برای سالمتی‬ ‫بدن انسان‪ ،‬بدون هیچ نوع تالشی التیام می‌یابند بلکه قدرت‬ ‫خالقیتمان نیز قوی‌تر خواهد شد‪.‬‬ ‫زمانی که مدیتیشن به مرحله حقیقی خود برسد‪ ،‬دیگر ارتباط‬ ‫مابین خالق و مخلوق از هم ناگسستنی می‌شود و درست تنها‬ ‫در چنین شرایطی است که ما می‌توانیم به شناخت حقیقی از‬ ‫خود‪ ،‬جهان و خدای خود دست بیابیم‪.‬‬ ‫سکوت درونی مرحله نهایی مدیتیشن است‪ .‬در شماره آینده‬ ‫تکنیک‌های الزمه را در این زمینه به شما عزیزان نشان‬ ‫خواهیم داد‪.‬‬


‫اعتدال‪ ،‬کلید مصرف کافیین‬

‫دکترآویده مطمئن فر‬

‫«کافیین»‪ ،‬نام دیگری برای ‪trimethylxanthine‬‬ ‫‪ 1،3،7‬است‪ .‬کافیین یک آلکالویید محلول در آب است‪.‬‬ ‫کافیین خالص‪ ،‬پودر کریستالی سفیدی است بی بو‬ ‫ولی با طعم بسیار تلخ‪ .‬کافیین به آلکالوییدهای دیگری‬ ‫مانند تئوفیلین که به طور عمده در چای یافت می‌شود و‬ ‫تئوبرومین که به طور عمده در کاکائو وجود دارد‪ ،‬مربوط‬ ‫است‪ .‬تفاوت بین این سه مولکول در‌واقع از موقعیت گروه‬ ‫متیل آن‌ها ناشی می‌شود‪.‬‬ ‫کافیین به عنوان شایع‌ترین مواد روان‌گردان مورد استفاده‬ ‫در جهان در نظر گرفته شده است‪ .‬حدود ‪ ۹۰‬درصد از‬ ‫بزرگ‌ساالن از آن را به صورت روزانه مصرف می‌کنند‪.‬‬ ‫کافیین در بسیاری از محصوالت مورد استفاده به طور‬ ‫روزمره‪ ،‬یعنی چای‪ ،‬ماده اولیه کوال‪ ،‬قهوه‪ ،‬شکالت‪ ،‬و گوارانا‬ ‫یافت می‌شود‪ .‬کافیین هم چنین در برخی از ‪softdrinks‬‬ ‫نوشیدنی‌های بدون الکل‪ ،‬به طور عمده کوال و نوشابه های‬ ‫انرژی‌زا که در آن کافیین به طور مصنوعی اضافه شده است‪،‬‬ ‫وجود دارد‪.‬‬ ‫پس از خوردن‪ ،‬کافیین‪ ،‬به طور کامل در عرض ‪ ۳۰‬تا ‪۴۵‬‬ ‫دقیقه جذب شده و اثرات آن در حدود سه ساعت کاهش‬ ‫می‌یابند‪ .‬کافیین در نهایت دفع شده و هیچ تجمعی در بدن‬ ‫به وجود نمی‌آورد‪ .‬نشان داده شده است که کافیین‪ ،‬خلق و‬ ‫خو‪ ،‬استقامت‪ ،‬سیستم عروق مغزی‪ ،‬و فعالیت معده و روده‬ ‫بزرگ را تحت تاثیر قرار می‌دهد‪.‬‬ ‫کافیین با مسدود کردن گیرنده‌های آدنوزین و در نتیجه‬ ‫کم کردن سرعت فعالیت سلول‌های عصبی‪ ،‬بر سیستم‬ ‫عصبی اثرگذار است‪ .‬کافیین سیستم عصبی مرکزی را‬ ‫تحریک می‌کند‪ ،‬و تنفس و گردش خون را سریع‌تر می‌کند‪.‬‬ ‫کافیین هم چنین به عنوان یک دیورتیک عمل می‌کند‪.‬‬ ‫اکسیداسیون اسیدهای چرب نیز توسط کافیین افزایش‬ ‫می‌یابد‪ .‬به این دلیل است که کافیین توسط ورزشکاران‬ ‫مورد استفاده قرار می‌گیرد زیرا آن‌ها به افزایش متابولیسم‬ ‫اسیدهای چرب نیاز دارند‪.‬‬ ‫کافیین اغلب در ترکیب با آسپرین برای درمان سردرد‬

‫استفاده می‌شود ولی مصرف بیش از حد کافیین می‌تواند‬ ‫تاثیر منفی بر سالمت بگذارد‪ .‬شواهدی در دست است که‬ ‫مقدار زیاد کافیین می‌تواند تراکم استخوان را کاهش دهد‪.‬‬ ‫این ماده هم‌چنین برای زنان باردار توصیه نمی‌شود‪.‬‬

‫مصرف بیش از حد کافیین می‌تواند تاثیر‬ ‫منفی بر سالمت بگذارد‪ .‬شواهدی در‬ ‫دست است که مقدار زیاد کافیین می‌تواند‬ ‫تراکم استخوان را کاهش دهد‪ .‬این ماده‬ ‫هم‌چنین برای زنان باردار توصیه نمی‌شود‬ ‫از گیاهان حاوی کافیین در فرهنگ‌های مختلف در طول‬ ‫قرن‌ها استفاده می‌شده است‪ .‬چای گیاهانی که حاوی‬ ‫کافیین بوده‌اند برای درمان سردرد‪ ،‬سرفه و حتی طاعون‬ ‫مورد استفاده قرار می‌گرفته اما در سال‌های اخیر از کافیین‬ ‫برای بیدار ماندن و رفع خستگی استفاده می‌شود‪ .‬کافیین‬ ‫در حال حاضر یکی از مواد فیتوشیمیایی است که به طور‬ ‫گسترده استفاده می‌شود‪.‬‬ ‫این یک اشتباه بزرگ است اگر فرض کنید که ‪Decaffein‬‬ ‫به این معناست که بدون کافیین است و هیچ کافیینی در‬ ‫غذا یا آشامیدنی وجود ندارد‪ .‬یک مطالعه منتشر شده توسط‬ ‫مجله سم شناسی تحلیلی نشان داده است که از هر ‪۱۰‬‬ ‫فنجان تست شده از قهوه ‪ decaf‬مغازه‌ها و رستوران‌ها نه‬ ‫فنجان حاوی ‪ ۸.۶‬میلی گرم تا ‪ ۱۳.۹‬میلی گرم کافیین است‪.‬‬ ‫هم چنین‪ ،‬هر اسپرسو بدون کافیین شامل سه تا ‪ ۱۶‬میلی‬ ‫گرم کافیین است‪ .‬بسته به این که شما چقدر در روز قهوه‬ ‫مصرف می‌کنید‪ ،‬شما می‌توانید در نهایت کافیین بیشتری از‬ ‫نوشیدنی‌های «بدون کافیین» مصرف کنید تا از یک فنجان‬ ‫قهوه‪.‬‬ ‫کافیین بر عکس آن‌چه مردم می پندارند‪ ،‬اعتیاد آور نیست‬ ‫اما می‌توان به مصرف آن عادت کردو اگرچه کافیین ماده‌ای‬ ‫بسیار سمی برای انسان نیست اما در سطح عادی و طبیعی‬ ‫برای حیوانات از جمله سگ و اسب بسیار سمی است‪.‬‬

‫آیا می توان یک شبه ره صدساله را رفت!؟‬

‫فارکس بزرگترین تجارت الکترونیک دنیا‬ ‫کیومرث سجادی‬ ‫فارکس (‪ )Foreign Exchange‬بازار تبادل ارزهای‬ ‫خارجی است که با روزی سه تریلیون دالر تبادل پول‬ ‫به عنوان بزرگ ترین بازار مالی جهان‪ 40 ،‬درصد از‬ ‫تجارت الکترونیک دنیا را به خود اختصاص داده است‪.‬‬ ‫دالر آمریکا‪ ،‬پوند انگلیس‪ ،‬فرانک سوئیس‪ ،‬ین ژاپن‪ ،‬یورو‬ ‫و دالر کانادا و استرالیا ارزهای اصلی هستند که در بازار‬ ‫فارکس بیش از ارزهای دیگر مورد معامله قرار می‌گیرند‪.‬‬ ‫در بازار فارکس شما می توانید بصورت شبانه روزی و ‪5‬‬ ‫روز در هفته و تنها با داشتن یک دستگاه رایانه و اینترنت‬ ‫به خرید و فروش ارز بپردازید‪ .‬نداشتن محدودیت زمانی و‬ ‫مکانی و امکان ورود با هر مقدار سرمایه برای همه ی‬ ‫افراد از مزایای این بازار جهانی بوده که توانسته است عده‬ ‫ی زیادی را از سراسر جهان به خود جذب نماید‪.‬‬ ‫آن‌چه که به زبان ساده ما را به سود می رساند فروش‬ ‫یک ارز در قیمت باال و خرید آن در قیمت پایین و یا‬ ‫برعکس یعنی خرید یک ارز در قیمت پایین و فروش آن‬ ‫در هنگامی که قیمت آن افزایش می یابد‪ ،‬است‪ .‬آن چه‬ ‫که به عنوان خرید و فروش ارز در فارکس مطرح می شود‬ ‫در واقع تبدیل یک ارز به ارز دیگر است‪ .‬همان گونه که‬ ‫در دنیای واقعی نیز شاهد آن هستیم وقتی به یک صرافی‬ ‫مراجعه می نماییم می خواهیم یک ارز را به ارز دیگری‬ ‫(برای مثال دالر را به یورو) تبدیل نماییم در بازار فارکس‬ ‫نیز بدیهی است که این چنین است‪.‬‬ ‫فارکس این امکان را به کاربران مبتدی خود می دهد‬ ‫تا با ایجاد حساب کاربری آزمایشی همانند بازی گران‬ ‫واقعی به انجام معامله در این بازار بپردازند و تونایی ها و‬ ‫آموخته های خود را به بوته ی آزمایش بگذارند‪.‬‬ ‫بازی گر می تواند هر زمانی که می خواهد وارد بازی‬

‫واقعی شده و با انتخاب یک کارگزار (بروکر) وارد بازار‬ ‫فارکس شود‪ .‬بروکرها شرکت هایی هستند که سفارش‬ ‫های ما را از طریق بانک ها انجام می دهند‪ .‬بروکر‬ ‫دستورات خرید و فروش ما را به بازار منتقل کرده و در‬ ‫ازای این کار کمیسیون دریافت می نماید‪.‬‬ ‫اما قبل از شروع بازی باید بدانید که فارکس قوانینی‬ ‫دارد که باید آن ها را بدانیم‪ .‬مانند بازار حقیقی ارز نیست‬ ‫که ما ارزی را بخریم و منتظر شویم تا گران شده و‬ ‫بفروشیم‪ .‬ممکن است در هر ساعت چندین دالر ضرر‬ ‫و یا سود کنیم و اگر آشنا به قوانین بازی نباشیم به‬ ‫راحتی در عرض چند ساعت همه ی پول خود را از دست‬ ‫بدهیم‪ .‬قوانین مانند این که با چند درصد سرمایه خود‬ ‫وارد بازی شویم؟ در چه شرایطی نمودار رشد ارز صعودی‬ ‫و یا نزولی خواهد شد و ‪ ...‬آموزش هایی ست که بدون‬ ‫آن ها نمی توان وارد دنیای پر درآمد فارکس شد‪.‬‬ ‫با تمام سودآوری فارکس نباید فراموش کرد که تعداد‬ ‫بازندگان این بازی بیشتر از برندگان آن هستند و‬ ‫برنده بودن در این بازی نیازمند تجربه‪ ،‬دانش‪ ،‬مهارت‬ ‫زیادی ست که بدون تالش و ممارست فراوان به دست‬ ‫نخواهدآمد‪ .‬در ضمن نرم افزارهایی هم هستند که با‬ ‫خرید آن ها می‌توان درصد ریسک فعالیت در این بازار را‬ ‫تا حدود زیادی پایین آورد‪.‬‬ ‫برخالف تصور سنتی آن هایی که آشنایی کافی با این‬ ‫بازار ندارند‪ ،‬فارکس نه تنها قمار و یا یک بازی مبتنی‬ ‫بر پایه شانس نیست که بزرگ‌ترین تجارت الکترونیک و‬ ‫اینترنتی قرنی محسوب می گردد که اگر پیش رفت ها‬ ‫و تغییرات لحظه به لحظه ی آن را نپذیریم از صحنه ی‬ ‫تجارت و کسب وکار آن حذف خواهیم شد‪.‬‬


‫عال‬

‫معرفی و تحلیل فیلم وینچستر‪73‬‬

‫«پدران بنیان‌گذار ما فهمیدند‪،‬‬ ‫کسی که سالح دارد قوانین را می‌سازد»‬

‫«وین الپییر»(‪،)Wayne LaPierre‬معاون اجرایی انجمن تفنگ‬ ‫آمریکا‬

‫«آنتونی مان« (‪)Anthony Mann‬بی شک یکی از بزرگ‌ترین‬ ‫کارگردان‌های تاریخ سینماست اما فیلم‌های او آن‌طور که باید به‬ ‫اندازه‌ی کارگردان‌های هم سنگ خودش دیده نشده‌اند‪.‬‬ ‫یکی از مشخصه‌های بسیاری از آثار مان این است که هر چند‬ ‫فضای فیلم‌ها فرق چندانی با فیلم‌های دیگر در همان ژانر ندارند و‬ ‫عادی به نظر می‌رسند‪ ،‬دارای خاصیتی هستند که می‌شود نمونه‌ی‬ ‫عالی و کالسیک آن را در تراژدی‌های یونان به خصوص آثار‬ ‫«آیسوخولوس» (‪ )Aeschylus‬دید‪ .‬وجود عنصری نامرئی در کل‬ ‫اثر که سایه‌ی سنگینش کاملن احساس می‌شود‪ .‬این عنصر در آثار‬ ‫«آیسوخولوس» چیزی مانند سرنوشت بود که وجهه‌ای دینی داشت‪.‬‬ ‫در این تراژدی‌ها این حس به بیننده یا خواننده دست می‌دهد که‬ ‫انگار یک دست نامریی در حال هدایت صحنه و بازیگران هست و‬ ‫در این روند به سرنوشت شخصیتی داده می‌شد که از حضور همه‬ ‫حتا بازیگران و خدایان در نمایش هم پررنگ‌تر بود‪.‬بسیاری از آثار‬ ‫مان دارای چنین ویژگی هستند اما نه به الزام در ارتباط با سرنوشت‪.‬‬ ‫در فیلم وسترنی که می‌خواهم پیشنهاد کنم به بهترین شکل شاهد‬ ‫این امر هستیم‪ .‬در فیلم «وینچستر‪)Wichester 73(» 73‬ساخته‬ ‫شده در سال ‪ 1950‬با بازی «جیمز استوارت» (‪)James Stewart‬‬ ‫در نقش «لین مک آدام»(‪.)Lin McAdam‬در ابتدا «لین» و‬ ‫دوستش در جستجوی مردی وارد یک شهر می‌شوند‪ .‬آن‌ها به‬

‫دنبال «داچ»(‪ )dutch‬هستند تا او رو بکشند اما ما تا آخر فیلم‬ ‫نمی‌دانیم که به چه دلیلی‪.‬‬ ‫آن‌ها در این شهر «داچ» و دوستانش را پیدا می‌کنند اما مشکل‬ ‫این‌جاست که کالنتر شهر با بازی «ویل گیر»(‪ )Will Geer‬یک‬

‫دیدنی ها کم نیست‬

‫مرد ضد خشونت و صلح جوست که برای کنترل اوضاع‪ ،‬اسلحه‌ی‬ ‫تمام افرادی که به شهر وارد می‌شوند را تا خروجشان از شهر نگه‬ ‫می‌دارد برای همین لین نمی‌تواند نقشه‌اش را عملی کند‪( .‬نمی‌دانم‬ ‫این اتفاقی است یا نه اما «ویل گیر» در واقعیت یک فعال حقوق‬ ‫هم‌جنس بازها و ضد خشونت بوده ) در هر حال «لین» و «داچ»‬ ‫که هر دو تیراندازهای خوبی هستند در یک مسابقه‌ی تیراندازی که‬ ‫جایزه‌اش یک «وینچستر ‪ » 73‬است که بهترین و با ارزش‌ترین‬ ‫سالح زمان خودش بوده شرکت می‌کنند و «لین» برنده می‌شود‪،‬‬ ‫اما «داچ» که شیفته‌ی وینچستر شده او را می دزدد و از شهر فرار‬ ‫می‌کند و «لین» هم به تعقیب «داچ» ادامه می‌دهد‪«.‬داچ» اسلحه‬ ‫را در قمار می‌بازد و از این جا به بعد دو داستان موازی با هم پیش‬ ‫می‌روند‪ ،‬داستان وینچستر و داستان «لین» در تعقیب «داچ»‪ .‬اما‬ ‫نکته‌ای حیرت‌انگیز در رابطه با اسلحه وجود دارد‪ ،‬با وجود این‌که در‬ ‫هیچ کجای فیلم اشاره‌ای نمی‌شود‪ ،‬اما این حس در فیلم هست که‬ ‫تفنگ وینچستر به نوعی نفرین شده است‪ .‬چون تمام صاحبانش به‬ ‫شکلی با مرگ رو به رو می‌شوند‪ .‬چیزی شبیه به داستانی اساطیری‬ ‫از اسکاندیناوی در مورد حلقه‌ای با قدرت جادویی که از کوتوله‌ای‬ ‫دزدیده می‌شود و کوتوله تمام کسانی که صاحب حلقه خواهند شد‬ ‫را نفرین می‌کند و آن‌ها هر یک بعد از دیگری در یک سری از‬ ‫حوادث می‌میرند‪(.‬این داستان به همراه چند داستان اساطیری دیگر‬ ‫الهام بخش «ریچارد واگنر» (‪)Richad Wagner‬در ساخت اپرای‬ ‫مشهور «حلقه ی نیبلونگ» (‪)Der Ring des Nibelungen‬‬ ‫بود‪).‬‬ ‫در وینچستر ‪ 73‬هم چندین شخصیت بعد از «داچ» تفنگ قیمتی‬ ‫رو به دست می‌آورند و با مرگشان آن را از دست می‌دهند‪ .‬وینچستر‬ ‫یک خاصیت دیگر هم دارد‪،‬بسیاری از افراد دچار نوعی شیفتگی‬ ‫جنون‌آمیز نسبت به این اسلحه می‌شوند و حاضر به انجام هر کاری‬ ‫برای تصاحبش هستند‪،‬حتا قتل؛ و این هم شبیه به داستان آشنای‬ ‫یک حلقه است‪« ،‬ارباب حلقه‌ها» (‪ )Lord of The Ring‬و قدرت‬

‫عجیب حلقه‌ای که افراد زیادی خواهانش بودند‪ .‬تفنگ هم مثل‬ ‫حلقه نماد قدرت است و باید بدانیم که به تفنگ‪،‬ترس از آن و‬ ‫عالقه به آن در روان‌کاوی توجه خاصی شده است و بسیاری آن را‬ ‫یک نشانه‌ی قدرت‪ ،‬تمایالت جنسی و حس مستقل بودن دانسته‌اند‬ ‫و در فیلم هم اشاره‌ای به سایر دارندگان یک وینچستر می‌شود‪:‬‬ ‫رئیس جمهور «گرانت»(‪ )Grant‬و «بوفالو بیل»(‪،)Buffalo Bill‬‬ ‫دو چهره‌ی قدرتمند دیگر‪ .‬سالح به عنوان نماد و نشانه‌ی قدرت‬ ‫در بسیاری از آثار اسطوره‌ای و ملی در جهان شناخته شده است؛‬ ‫از شمشیر «شاه آرتور» (‪)King Arthur‬و پتک «تور»(‪ )Thor‬تا‬ ‫«گرز رستم» و نیزه‌ی «آشیل»(‪ .)Achilles‬اما چیزی که بسیاری‬ ‫از شاه‌کارهای تاریخ فرهنگ جهان رو ساخته‪ ،‬سرنوشت و داستان‬ ‫هنری افرادیست که به شکلی با قدرت در ارتباط بوده‌اند که در‬ ‫بعضی نمونه‌ها قدرت در یک شئ تجسم یافته‪ .‬در ضمن دراین‬ ‫فیلم مضمون‌های دیگری که آن‌ها هم از پایه‌های بسیاری از آثار‬ ‫اسطوره‌ای و کهن هستند‪ ،‬مثل نبرد خیر و شر‪ ،‬پدرکشی و انتقام‬ ‫وجود دارند و در این جا انتقام به عنوان یک وظیفه‌ی تلخ‪ ،‬باز هم‬ ‫شبیه به آثار کالسیک یونانی به کار رفته است‪.‬‬ ‫سرانجام در پایان فیلم دو داستان موازی وینچستر و «لین» به هم‬ ‫می‌رسند و تا حدودی گره‌های فیلم باز می‌شوند‪.‬‬ ‫فیلم عالوه بر داستان عمیق وجذاب و جزئیات شگفت‌انگیزی که‬ ‫با هر بار دیدن فیلم به بخشی از آن‌ها پی می‌بریم‪ ،‬دارای جمعی‬ ‫از بزرگ‌ترین بازیگران آن زمان است‪« ،‬جیمز استوارت»‪« ،‬شلی‬ ‫وینترز»(‪« ،)Shelley Winters‬تونی کورتیس»(‪،)Tony Curtis‬‬ ‫«دن دوریا»(‪ )Dan Duryea‬و‪...‬و با کارگردانی «آنتونی مان» که‬ ‫تمام صحنه‌های فیلم از جمله تعقیب‌ها‪ ،‬تیراندازی‌ها‪ ،‬مکالمه‌ها‪،‬‬ ‫مسابقه و غیره را به شکلی به یاد ماندنی خلق کرده‪.‬‬ ‫اگر عالقه به فیلمی صد در صد کالسیک به سبک وسترن با‬ ‫داستانی عمیق دارید و یا حتا فیلمی ماجرایی و هیجان‌انگیز با‬ ‫بازی‌های عالی‪ ،‬این فیلم را حتمن در لیست فیلم‌هایی که باید‬ ‫ببینید قرار دهید‪.‬‬


‫سفر ابتدای بیداری است‬ ‫اکبرترشیزاد‬ ‫زندگی غیرقابل پیش‌بینی است گر چه که ما فکر می‌کنیم‬ ‫می‌توانیم کنترلش کنیم اما حقیقت این است که ما به‬ ‫واقع نمی‌دانیم که چه پیش خواهد آمد‪ .‬هر چیزی ممکن‬ ‫است در یک لحظه عوض شود و از همه دردناک‌تر این‌که‬ ‫شرایط فرهنگی‪ ،‬اجتماعی‪ ،‬اقتصادی‪ ،‬تحصیلی‪ ،‬سنی و‬ ‫حتا کشوری که در آن زندگی می‌کنیم تاثیر چندانی در‬ ‫اصل ماجرا ندارند‪ .‬مبتال شدن یکی از عزیزانمان به یک‬ ‫بیماری غیرقابل درمان‪ ،‬شغلی لرزان و اعتمادناپذیر که هر‬ ‫لحظه امکان از دست دادنش هست‪ ،‬بدنی که در ظاهر‬ ‫سالم به نظر می‌رسد اما به ناگاه دچار بیماری‌ها و خستگی‬ ‫و سالخوردگی می‌شود‪ ،‬روابط انسانی و عاطفی شکننده و‬ ‫غیرقابل پیش‌بینی و در یک کالم بی‌‌نظمی و بی‌قاعدگی‬ ‫حاکم بر زندگی بشری از نمونه چیزهایی است که ما هیچ‬ ‫کنترلی بر آن‌ها نداریم‪.‬‬ ‫اگر چه که همه‌ی ما به طور منطقی از این موضوع که همه‬

‫حقایق زندگی روزمره به ما نشان می‌دهد‬ ‫که وظیفه ما جست وجو برای یافتن تجربیات‬ ‫جدید و باالبردن ظرفیت‌مان برای پذیرش‬ ‫موقعیت‌های تازه است‪ .‬از این رو است که‬ ‫من به سفر به عنوان راه حلی کارساز‬ ‫نگاه می‌کنم‬

‫چیز‬ ‫د ر‬ ‫زندگی غیر‬ ‫پایدار است آگاهیم‪،‬‬ ‫اما برایمان سخت است که‬ ‫این حقیقت را بپذیریم‪ .‬ما به طور‬ ‫معمول آن‌را نادیده گرفته و بر تالشمان برای‬ ‫پایداری زندگی ادامه می‌دهیم‪ .‬ما ساده‌اندیشانه تصور‬ ‫می‌کنیم که می‌توانیم اتفاقات آینده را پیش‌بینی و مدیریت‬ ‫کنیم‪ .‬ما گمان می‌کنیم که توانایی کنترل اتفاقات بیرونی‬ ‫را داریم و یا حداقل می‌توانیم بیشترین میزان تاثیر را بر‬ ‫آن‌ها بگذاریم‪ .‬اما دردناک‌تر از همه این است که تالش ما‬ ‫برای تاثیر بر حوادث جهان بیرون از خودمان به نوعی هدر‬

‫دادن انرژی است چرا که ما آقا و مدیر جهان خارج نیستیم‪،‬‬ ‫ما نمی‌توانیم آینده را پیش‌بینی کنیم و بهترین طرح‌های ما‬ ‫برای روزهای پیش رو زمینه‌ی اشتباهات فاجعه‌بار بعدی‌اند‪.‬‬ ‫در جهان خارج (بیرونی) هیچ امنیتی وجود ندارد‪ .‬هیچ گونه‬ ‫شغل‪ ،‬رابطه و موقعیت تضمین شده‌ای یافت نمی‌شود‪ .‬همه‬ ‫چیز به سرعت تغییر می‌کند و ممکن است در چشم بهم‌ زدنی‬ ‫همه چیز را از دست بدهیم‪ .‬پس کجا می‌شود امنیت را یافت؟‬ ‫به طور حتم در جهان خارج نمی‌شود اما در درون شاید‪.‬‬ ‫پس چاره‌ای نداریم به جز به این‌که به خودمان اعتماد کنیم‬ ‫تا هنگامی که مصیبت از راه می‌رسد قادر باشیم تا از خود‬ ‫واکنش مناسبی نشان دهیم‪ .‬ترس و نگرانی‪ ،‬تنها ترس از‬ ‫اعتماد به خودمان است‪ .‬امنیت واقعی در اعتماد به خود است‪.‬‬ ‫امنیتی که از قابلیت پذیرش و سازگاری با شرایط برمی‌خیزد‪.‬‬ ‫آرامشی که از اتکاء بنفس روحی و روانی برمی‌خیزد نه از چیز‬ ‫دیگری‪ .‬بیشتر از آن‌که فقط به اتفاقات بیرونی بیاندیشیم‬ ‫بهتر این است که با تکیه بر نیروهای درونی‪ ،‬خودمان را حفظ‬ ‫کنیم‪ .‬امنیت و خوشحالی ما فقط از درونمان بر می‌خیزد و‬ ‫ال غیر‪ .‬البته فراموش نکنید که منظور به هیچ عنوان مفاهیم‬ ‫مجرد و یا عرفانی و مذهبی نیست‪ ،‬گفت وگو بر سر چیز‬ ‫دیگری است‪ ،‬توانایی ما برای پذیرش شرایط موجود و کنار‬ ‫آمدن با آن‪ ،‬استفاده و درس گرفتن از حوادث و شاید پیروزی‬ ‫بر آن‪ .‬هر چه که بیشتر بتوانیم چنین کاری را انجام دهیم به‬ ‫اعتماد به نفس بیشتری دست یافته و در طول زمان احساس‌‬ ‫امنیت بیشتری به زندگی‌مان پیدا خواهیم کرد که البته این‬ ‫موضوع به شدت از شرایط بیرونی مستقل خواهد بود‪.‬‬ ‫حقایق زندگی روزمره به ما نشان می‌دهد که وظیفه ما جست‬ ‫وجو برای یافتن تجربیات جدید و باالبردن ظرفیت‌مان برای‬ ‫پذیرش موقعیت‌های تازه است‪ .‬از این رو است که من به سفر‬ ‫به عنوان راه حلی کارساز نگاه می‌کنم‪ ،‬یک امکان و تمرین‬ ‫روحی و روانی‪.‬‬ ‫سفر‪ ،‬به خصوص‬ ‫اگر که طوالنی‪،‬‬ ‫دشوار‪ ،‬و بدون‬ ‫پیش‌بینی‌های آن‬ ‫چنانی باشد‪ ،‬توانایی‬ ‫ما را برای پذیرش و‬ ‫کنارآمدن بر چیزهای‬ ‫غیرقابل پیش‌بینی‬ ‫و ناشناخته گسترش‬ ‫می‌دهد‪ .‬این گونه از‬ ‫سفرها تمرکز ما را در‬ ‫ناپایداری‌ها و تغییرات‬ ‫ناگهانی پرورش خواهد‬ ‫داد‪.‬‬ ‫اسطوره‌ای‬ ‫سفرهای‬ ‫هم‌چون «هفت‌خان» و‬ ‫یا «منطق‌الطیر» بیشتر‬ ‫از آن‌که به کار تفسیرهای‬ ‫مذهبی و عرفانی غیرقابل‬ ‫کاربرد بیایند‪ ،‬نمودی درونی‬ ‫از سفرهای بیرونی‌اند‪ .‬درسی که با زبانی گویا به ما می‌گوید‬ ‫که در پایان باید خانه‌ی راحت و مطمئن خود را ترک کنیم‪،‬‬ ‫ما باید با تغییرات و مشکالت زندگی روبرو شویم‪ ،‬باید از‬ ‫دست دادن و رسیدن به درک شخصی از ناپایداری و خرد‬ ‫درونی‌مان را خود تجربه کنیم‪.‬‬ ‫‪18‬‬ ‫‪18‬‬

‫دفتر حقوقی هریسچی‬

‫امور مهاجرت‬ ‫ویزای سرمایه گذاری‬ ‫گرین کارت سرمایه گذاری‬ ‫گرین کارت از طریق کار یا پناهندگی‬ ‫ویزای دانشجوی‬ ‫امور تجاری‬ ‫امور تحریم های تجاری‬ ‫پرونده های دادگاه های مهاجرت و اخراج از امریکا‬ ‫‪www.ibhlaw.com Tel . 301 363 4540‬‬ ‫‪Wisconsin Ave Suite 450 Bethesda MD 20814 7201‬‬ ‫‪ADS 120-001-1‬‬


‫پشت پرده آزادی هفتاد زندانی سیاسی‬

‫حسن زارع زاده اردشیر‬

‫آزادی زندانیان سیاسی دغدغه مهمی برای فعاالن سیاسی‬ ‫و مدافعان حقوق بشر است که همواره آن را در راس‬ ‫فعالیت‌های خود قرار داده‌اند‪ .‬بسیاری بر این باورند که آزادی‬ ‫زندانیان سیاسی گام اصلی در تحقق مسیر دمکراسی خواهی‬ ‫و برقراری حقوق بشر است‪ .‬از این رو این موضوع برای‬ ‫جمهوری اسالمی نیز اهمیت پیدا کرده است اما این اهمیت‬ ‫از زاویه دیگری مطرح می‌شود‪ .‬نگاهی به موضوع آن‌چه که‬ ‫به عنوان «آزادی یک‌صد زندانی امنیتی (سیاسی)» از سوی‬ ‫دادستان تهران عنوان شده‪ ،‬روشن می‌سازد که چه هدفی‬ ‫پشت آن نهفته است‪.‬‬ ‫رژیم جمهوری اسالمی زندانی سیاسی را به رسمیت‬ ‫نمی‌شناسد و به لحاظ حقوقی این دسته از زندانیان را مجرمان‬ ‫امنیتی می‌نامند‪ .‬اگرچه در زبان غیر رسمی زندانیان سیاسی‬ ‫را اراذل و اوباش معرفی می‌کند و برای آن‌ها حقوقی قایل‬ ‫نیست‪ .‬تجربه زندانیان سیاسی در زندان‌ها و نحوه برخورد‬ ‫ماموران و دادگاه‌ها با آن‌ها و از سویی دیگر گفته‌های مقامات‬ ‫رسمی جمهوری اسالمی بر این ادعا انگشت تایید می‌گذارد‪.‬‬ ‫حال چه شده است که دادستان تهران نوید آزادی یک‌صد‬ ‫زندانی امنیتی – بخوانید سیاسی – را می‌دهد‪.‬‬

‫مشمول مجازات می‌شدند بنابراین می‌توانستند با استفاده از‬ ‫«قانون آزادی مشروط» از زندان رها شوند‪ .‬در اصل آزادی‬ ‫به افرادی تعلق یافته است که قرار نبوده مدت زیاد دیگری‬ ‫در زندان بمانند‪.‬‬ ‫بر طبق گفته‌ی دادستان تهران‪ ،‬همه زندانیان درخواست عفو‬ ‫و بخشش داده‌اند و این درحالی است که تعداد قابل توجهی‬ ‫از زندانیان سیاسی اصلن درخواستی نداده‌اند و نمی‌خواسته‌اند‬ ‫که مورد عفو خامنه‌ای قرار گیرند‪ .‬قوه قضائیه در این نمایش‬ ‫سیاسی تبلیغاتی به دروغ مدعی می‌شود که همه زندانیان‬ ‫سیاسی ابراز ندامت کرده‌اند و در واقع می‌کوشد آزادی آن‌ها را‬ ‫به پذیرش جرم و پشیمانی از سوی زندانیان سیاسی ربط دهد‪.‬‬ ‫از سویی دیگر عدم وجود زندانیان تبعیدی از جمله در زندان‬ ‫رجایی شهر کرج یا همان گوهردشت در لیست زندانیان‬ ‫آزاد شده سوال برانگیز است‪ .‬سرسخت‌ترین مخالفان رهبر‬ ‫جمهوری اسالمی از جمله حشمت‌اهلل طبرزدی‪ ،‬بهروز جاوید‬ ‫تهرانی‪ ،‬مجید توکلی‪ ،‬احمد زیدآبادی‪ ،‬عیسی سحرخیز‪ ،‬کیوان‬ ‫صمیمی و دیگران در زندان گوهردشت کرج محبوس هستند‪.‬‬ ‫در زندان اوین نیز زندانیان سیاسی سرشناسی وجود دارند که‬ ‫فعالیت‌های آن‌ها در دفاع حقوق مردم ایران همواره مورد‬ ‫ستایش است و از آزادی آن‌ها خبری نیست؛ محمد صدیق‬ ‫کبودوند‪ ،‬نسرین ستوده‪ ،‬مهدیه گلرو‪ ،‬بهاره هدایت‪ ،‬حسین‬ ‫رونقی ملکی‪ ،‬بهمن احمدی عمویی‪ ،‬عبداله مومنی‪ ،‬مهدی‬ ‫خدایی و دیگران‪.‬‬

‫دادستان تهران عباس جعفری دولت آبادی روز شنبه اعالم‬ ‫کرد که یک‌صد زندانی امنیتی (سیاسی) با عفو رهبری‬ ‫آزاد می‌شوند‪ .‬جمالت او به نقل خبرگزاری‌های وابسته به آزادی زندانی سیاسی با صدقه و منت معنی‬ ‫جمهوری اسالمی چنین است‪« :‬عفو این دسته از‬ ‫محکومان ندارد‪ .‬این جمهوری اسالمی است که باید‬ ‫بر پایه تقاضای عفو ارایه شده و نیز ابراز پشیمانی از ارتکاب‬ ‫جرایم ارتکابی توسط آنان صورت گرفته است‪ .‬جعفری گفت‪ :‬به دلیل سرکوب فعاالن مدنی عذرخواهی‬ ‫بر پایه موافقت مقام معظم رهبری‪ ،‬صد نفر از محکومان و ابراز ندامت کند نه زندانیان سیاسی‬ ‫جرایم امنیتی مشمول عفو شده‌اند که از این تعداد‪ ،‬هفتاد نفر‬ ‫آزادی زندانی سیاسی با صدقه و منت معنی ندارد‪ .‬این‬ ‫آنان از زندان شنبه شب آزاد خواهند شد‪».‬‬ ‫جمهوری اسالمی است که باید به دلیل سرکوب فعاالن‬ ‫آن‌چه از گفته‌های دادستان به دست می‌آید «تقاضای عفو و مدنی عذرخواهی و ابراز ندامت کند نه زندانیان سیاسی‪ .‬آزادی‬ ‫ابراز ندامت زندانیان» و «موافقت رهبر جمهوری اسالمی» زندانی به هر بهانه‌ای که صورت بگیرد موجب خوشحالی است‬ ‫است‪ .‬او در واقع کوشیده است تا یک‪ :‬نشان دهد که زندانیان ولی زمانی که آزادی آن‌ها با حق فعالیت آزاد در فضای آزاد‬ ‫سیاسی با درخواست عفو پذیرفته‌اند دست به اعمال مجرمانه همراه نباشد و از طرفی مخالفان سرسخت خامنه‌ای و رژیم‬ ‫زده‌اند و حال پشیمان هستند و از رهبری طلب بخشش والیی سپاهی هم‌چنان در زندان‌ها تحت فشار باشند معنی‬ ‫کرده‌اند و دوم‪ :‬رهبر معظم‌اش این درخواست‌ها پذیرفته است‪ .‬ندارد‪ .‬جز این‌که تالش می‌کنند اعتباری برای شخص ولی‬ ‫یعنی آن‌چه اتفاق می‌افتد تنها به نفع جمهوری اسالمی تمام فقیه و نظام در آستانه انتخابات مجلس و سفر گزارش‌گر ویژه‬ ‫حقوق بشر سازمان ملل به ایران بدست آورند‪ .‬به طور قطع‬ ‫می‌شود‪ .‬حال دقیق‌تر موضوع را پی می‌گیرم‪.‬‬ ‫دادستانی تهران عنوان کرده است که هفتاد زندانی در روز وقایع دور از انتظار در ایران و خاورمیانه که جهان را تحت‬ ‫شنبه و سی نفر دیگر در روزهای بعد آزاد خواهند شد و این تاثیر قرار داده است خواب راحت را از سردم‌داران رژیم والیی‬ ‫درحالی است که روز شنبه نزدیک چهل نفر آزاد شده‌اند و سپاهی گرفته است‪ .‬بر اساس تجربه تاریخی باید گفت رژیمی‬ ‫با حساب آزادی در روزهای بعد هنوز رقم به هفتاد زندانی که زندانیان سیاسی را خطر بزرگی برای امنیت خود می‌داند‬ ‫آن‌ها را نخواهد بخشید و حتا در صورت امکان به چوبه‌های‬ ‫نرسیده است چه رسد به یک‌صد زندانی سیاسی‪.‬‬ ‫تعداد قابل توجهی از زندانیان آزاد شده قرار بود به زودی آزاد دار خواهد سپرد‪ .‬بنابراین و با دقت در ماهیت «آزادی صد‬ ‫شوند چرا که مدت محکومیت آن‌ها رو به اتمام بود و یا دسته زندانی» در می‌یابیم که جمهوری اسالمی عوام‌فریبی می‌کند‬ ‫دیگری از زندانیان سیاسی بیش از نیمی از مدت محکومیت و یک شوی تبلیغاتی راه انداخته است‪.‬‬ ‫خود را تحمل کرده بودند و به دلیل این‌که اولین بار بود که مقابله با اعمال چنین خشونتی اگر چه سخت ولی برای گذار‬ ‫‪21‬‬ ‫به دموکراسی اجتناب‌ناپذیر است‪.‬‬ ‫‪21‬‬

‫‪Aesthetic Dental Of Kentlands‬‬ ‫‪Your Smile Is Our Top Priority‬‬

‫دکتر چیترا غفاری طبیب زاده‬

‫‪Dr.Chitra Ghafari DOC‬‬ ‫‪Bonding/White Filligs , Bridges , Crowns , Hygiene/Periodontal Health‬‬ ‫‪Teeyh Whitening , ZOOMWhitening , Veneers , Dental Implants‬‬ ‫)‪Dentures/Partial Dentures , Extractions,Invisaling ,Root Canal (Endodontics‬‬ ‫‪Inlays/Onlays , Crown Lengthening , Post Op Instructions‬‬

‫با بیش از ‪ ۱۲‬سال سابقه طبابت‬

‫‪Address .60 Market st Gaithersburg MD 20878‬‬ ‫‪Tel . 240 631 9363 www.cgdentist.com‬‬

‫مقاومت حامیان رهبر متواری لیبی هم‌چنان ادامه دارد‪،‬‬

‫«مخالفان قذافی وارد سرت‪ ،‬زادگاه قذافی شدند»‬

‫روز جمعه‪ 16 ،‬سپتامبر‪ ،‬مقام‌های دولت موقت لیبی می‌گویند‬ ‫انقالبیون وارد شهر ساحلی سرت‪ ،‬یکی از آخرین پای‌گاه‌های‬ ‫معمر قذافی رهبر متواری این کشور شده‌اند‪ .‬یک سخن‌گوی‬ ‫شورای انتقالی گفت که نیروهای مخالف خطوط دفاعی شهر‬ ‫سرت را در هم شکسته‌اند اما هم‌چنان با مقاومت سنگینی‬ ‫روبه‌رو هستند‪ .‬یک سخن‌گوی شورای انتقالی گفته است‬ ‫که نیروهای آن‌ها خطوط دفاعی جنوب و غرب سرت را‬ ‫شکسته‌اند و در ‪ ۸‬تا ‪ ۱۰‬کیلومتری مرکز شهر هستند‪ .‬وی‬ ‫افزود مقاومت شدید طرف‌داران سرهنگ قذافی در بعضی‬ ‫مناطق آن‌ها را مجبور به چند کیلومتر عقب‌نشینی کرده است‪.‬‬ ‫در همین حال‪ ،‬دیوید کامرون نخست وزیر بریتانیا و نیکال‬ ‫سارکوزی رییس جمهور فرانسه در میان استقبال وسیع مردم‬

‫وارد لیبی شده‌اند‪ .‬این دو نخستین رهبران خارجی هستند‬ ‫که پس از سقوط معمر قذافی از لیبی دیدار می‌کنند‪ .‬رهبران‬ ‫بریتانیا و فرانسه در بنغازی قول دادند که به استقرار صلح و‬ ‫ثبات در لیبی کمک کنند‪ .‬آن‌ها متعهد شدند میلیاردها دالر‬ ‫سرمایه‌های مسدود شده لیبی را آزاد کنند و کمک‌هایی نیز‬ ‫برای پاک‌سازی مناطق مین‌گذاری شده ارایه کنند‪ .‬آقای‬ ‫کامرون و آقای سارکوزی پیش از بنغازی به طرابلس رفتند‬ ‫و در یک کنفرانس خبری گفتند ناتو کار خود را تا شکست‬ ‫نیروهای طرفدار قذافی ادامه دهد‪ .‬قرار است سران بریتانیا‬ ‫و فرانسه پس از مالقات با مقامات شورای ملی انتقالی‪ ،‬به‬ ‫بنغازی مرکز اصلی اعتراضات علیه معمرقذافی بروند و در‬ ‫میدان آزادی این شهر سخن‌رانی کنند‪.‬‬


‫گزارشی از اعتصابات بازار پارچه و طالی تهران‬

‫شعله‌های خرمن سوخته‬ ‫اقتصاد ایران‬

‫سایه کوثری‬ ‫بیشتر از یک‌ماه از اعتصاب پارچه فروشان تهرانی می‌گذرد‪.‬‬ ‫اعتراضی که نسبت به اجرای قانون پرداخت مالیات بر ارزش‬ ‫افزوده صورت گرفت و در واقع به گونه‌ای ادامه اعتصابات و‬ ‫اعتراضات صنف طالفروشان در سال گذشته بود‪.‬‬ ‫هرچند این اعتراضات تقریبن یک سال پس از اعتصاب بازار‬ ‫طال صورت گرفت اما بیست روز پس از شروع اعتصابات بازار‬ ‫پارچه‪ ،‬اکنون طالفروشان هم به آنان پیوسته‌اند‪.‬‬ ‫این اعتصابات در واکنش به تقاضای دولت از اصناف برای‬ ‫پرداخت مالیات بر ارزش افزوده صورت گرفته است‪.‬‬ ‫با این که قانون مالیات بر ارزش افزوده از سال ‪ 1387‬در‬ ‫ایران برای برخی از اصناف به اجرا درآمده است اما تاکنون با‬ ‫مخالفت‌هایی جدی از سوی اصناف مختلف روبرو شده است‪.‬‬ ‫سال گذشته طالفروشان تهران و برخی شهرهای بزرگ ایران‬ ‫دو بار در اعتراض به اجرای این قانون دست به اعتصاب زدند‬ ‫و در نهایت با اینکه با دولت به توافق رسیدند اما اعالم کردند‬ ‫سه درصد مالیاتی که باید از مشتری بگیرند و به دولت تحویل‬ ‫بدهند قابل اجرا نبوده و نشدنی‌ است‪.‬‬ ‫بعد از طالفروشان امسال نوبت به پارچه فروشان رسیده است‬ ‫که هنوز در اعتصاب به سر می‌برند‪ .‬آن ها هم نسبت به‬ ‫اجرای این قانون و پرداخت چهاردرصد مالیات بر ارزش افزوده‬ ‫خود اعتراض دارند و مذاکرات مختلف اتحادیه این صنف‬ ‫با نمایندگان مجلس و دولت هنوز به جایی نرسیده است و‬ ‫پارچه‌فروشان هم‌چنان ناراضی بوده و حاضر به شروع کار‬ ‫نیستند‪ .‬و حاال پارچه فروشان اعتصاب کننده در بازار تهران‪،‬‬ ‫همراهان جدیدی پیدا کرده‌اند‪.‬‬ ‫طالفروشان بازار تهران هم به آن‌ها ملحق شده‌اند‪.‬‬ ‫طالفروشان در حوادث اعتصابات سه سال قبل بازار پیش‌رو‬ ‫بودند ولی بیست روز قبل هنگامی که پارچه‌فروشان بانگ‬ ‫اعتراض سردادند‪ ،‬طالفروشان تهرانی اعالم کردند هنوز‬ ‫قصدی برای گالیه از سازمان امور مالیاتی ندارند‪ .‬این رفتار‬ ‫آن موقع بسیار طبیعی به نظر می‌رسید چرا که عالوه بر به‬ ‫توافق رسیدن طالفروشان با دولت در سال گذشته‪ ،‬در زمان‬ ‫اعتراض و اعتصاب آن‌ها هیچ صنفی به یاری‌شان برنخاست‬ ‫و طبیعی بود که پارچه‌فروشان هم نمی‌توانستند از زرگران‬ ‫درخواست همراهی کنند‪.‬‬ ‫از سویی طالفروشان پس از اعتصابات سال گذشته دل به‬ ‫توافق سال قبل بسته بودند‪ .‬براساس توافق سال گذشته‬ ‫طالفروشان شرایطی برای گذر یک‌ساله باز بحران مالیاتی‬ ‫پیدا کرده بودند‪ .‬اما سازمان امور مالیاتی در سال نود‬ ‫سیاست‌گذاری‌های تازه‌ای پیش گرفته است‪ .‬سازمان به‬ ‫صورت ناگهانی به طالفروشان خبر داده تا مالیات برارزش‬ ‫افزوده باید در سال جاری به محاسبات طالفروشان افزوده‬ ‫شود‪ .‬همین جریان مقدمات را برای اعتراض جدید بازار مهیا‬ ‫کرد‪ .‬این اتفاق در شرایطی رخ می‌داد که پیش‌تر رئیس شورای‬ ‫اصناف کشور پارچه‌فروشان را تهدید به برخورد کرده بود‪.‬‬ ‫اما انگار طالفروشان فکرهای‌شان را کرده‌اند و باالخره‬ ‫تصمیم به پیوستن به اعتراضات گرفته‌اند‪ .‬اعتصاباتی که بیش‬ ‫از آن‌که اعتراض و واکنشی نسبت به پرداخت این مالیات باشد‬ ‫متوجه سیاست‌های کلی اقتصادی دولت و نوعی نشان‌دادن‬ ‫عدم رضایت از انتخابات ریاست‌جمهوری گذشته باشد‪ .‬چرا‬ ‫که یکی از معترضان اصلی احمدی‌نژاد در انتخابات سال ‪88‬‬ ‫بازاریان بودند‪.‬‬ ‫اعتراض طالفروشان در سال گذشته به گمان دولت به خیر و‬ ‫خوشی پایان یافت و همین شاید سبب شده بود که اعتصابات‬

‫امسال پارچه‌فروشان هم در بدو امر چندان جدی گرفته نشود‬ ‫اما پیوستن صنف طال به آن‌ها این اتفاقات را نگران‌کننده‬ ‫کرده است‪.‬‬ ‫پس از شروع اعتصاب طالفروشان خبر آنالین در این مورد‬ ‫نوشت‪« :‬ورود بازار طال به ماجرای اعتصابات گرفتارهای‬ ‫بسیاری را برای سازمان امور مالیاتی رقم خواهد زد‪».‬‬ ‫اکنون دولت نگران آن است که تداوم اعتصاب بازار تهران‪،‬‬ ‫شاید به صنوف دیگر نیز سرایت کند و منجر به انتقال‬ ‫نارضایتی‌ها به استان‌های دیگر شود‪.‬‬ ‫هم زمان با شروع اعتصاب طالفروشان خبرگزاری‌ها از‬ ‫باالرفتن قیمت سکه و طال خبر دادند‪.‬‬ ‫خبرگزاری‌های رسمی ایران با تاکید بر رکوردزدن قیمت طالو‬ ‫سکه نوشتند‪« :‬قیمت سکه طرح قدیم در بازار به ‪ ۶۰۵‬هزار‬ ‫تومان‪ ،‬و سکه طرح جدید ‪ ۵۹۳‬هزار تومان‪ ،‬و هر دالر آمریکا‬ ‫‪ ۱۲۳۸‬تومان شد‪».‬‬ ‫به گفته کارشناسان بازار از آن‌جا که قیمت سکه در ایران‬ ‫بیش از این که متأثر از شاخص‌های اقتصادی باشد تحت‬ ‫تأثر جو روانی حاکم بر اقتصاد است و همین سبب شده است‬ ‫که بالفاصله پس از شروع اعتصابات‪ ،‬قیمت طال شروع به‬ ‫افزایش کرد‪.‬‬ ‫به گفته احمد علوی‪ ،‬کارشناس اقتصادی که با صدای آمریکا‬ ‫در مورد افزایش قیمت سکه و طال در ایران گفت ‌وگو کرده‬ ‫است‪ ،‬اعتصاب کسبه و صنف های مختلف‪ ،‬فقدان سرمایه‬ ‫اجتماعی دولت‪ ،‬کاهش اعتبار پول ایران و هم چنین نشان‬ ‫ناتوانی ناتوانی دولت در مدیریت مساله کنترل قیمت طال و‬ ‫سکه‪ ،‬هم زمان با اعتصابات بازار تهران؛ دو پدیده متفاوت از‬ ‫یک‌دیگر نیستند‪.‬‬ ‫«فرهاد دلق‌پوش»‪ ،‬عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای‬ ‫اعتراض طالفروشان در سال گذشته به گمان دولت‬ ‫به خیر و خوشی پایان یافت و همین شاید سبب‬ ‫شده بود که اعتصابات امسال پارچه‌فروشان هم در‬ ‫بدو امر چندان جدی گرفته نشود اما پیوستن صنف‬ ‫طال به آن‌ها این اتفاقات را نگران‌کننده کرده است‬

‫حاکمیت‬

‫حسن زارع زاده اردشیر‬ ‫بخش چهارم‬ ‫جناح چپ حاکمیت که تحت دگردیسی بود و قدرت را‬ ‫دیرزمانی از دست داده بود‪ ،‬روی به اصالحات آورد چرا که‬ ‫خفقان حاکم موجب می‌شد تا مردم به پای صندوق‌های رای‬ ‫کشانده شوند‪ .‬در حقیقت کلمه اصالحات نه برای مردم ‪ ،‬بلکه‬ ‫برای قشر جناح‌های حاکم مطرح بود تا زیر سایه اصالحات‬ ‫قدرت را تقسیم کنند‪ .‬نظام که تحت فشار مردم قرار داشت و‬ ‫به ناچار به دولت اصالحات تن داد تا به فرصتی برای تداوم‬ ‫بقای خود تبدیل کند‪ ،‬شرایطی را موجب گردید تا در فضای‬ ‫اصالح طلبی موج جدیدی در مردم و به خصوص جوانان‬ ‫ایجاد شده و نهادهای دموکراتیک دانشجویی‪ ،‬معلمان‪ ،‬زنان و‬ ‫غیره که همیشه در تالش بودند آن را بوجود آورند‪ ،‬پا بگیرد‪.‬‬ ‫خاتمی و سران اصالح‌طلب تنها قادر بودند دو سال به فریب‬ ‫مردم ادامه دهند و سرانجام پوسته نظام از ظاهر دلفریبش‬ ‫آشکار گشت؛ قتل‌های زنجیره‌ای‪ ،‬سرکوب دانش‌جویان و‬ ‫کشتار ‪ ۱۸‬تیر ‪ ،۷۶‬سرکوب سندیکاهای مستقل کارگری‪،‬‬ ‫سرکوب کمپین‌های زنان‪ ،‬سرکوب تشکل معلمان و موارد‬ ‫دیگر همه از همان زمان اصالحات آغاز شد‪.‬‬ ‫قیمت پایین نفت و تحریم های اقتصادی و موارد دیگر‬ ‫از جمله نبود مدیریت کارآمد به نفع مردم منجر به کم‬ ‫شدن سرمایه گذاری‌های خارجی و فساد بی اندازه مدیران‬ ‫و مقامات شد که از همه گروه‌های حاکمیت از موتلفه و‬ ‫مجاهدین انقالب‪ ،‬روحانیون و روحانیت و سپاه پاسداران و‬ ‫نیروهای امنیتی در آن حضور داشتند‪ .‬دو فرد اول کشور یعنی‬ ‫خامنه‌ای و رفسنجانی در راس غارت منابع کشور قرار داشتند‪.‬‬ ‫دستمزد پایین‪ ،‬نرخ تورم‪ ،‬واگذاری رانتی صنایع و امکانات‬ ‫بانکی و غیره‪ ،‬نشریات و رسانه‌های تحت کنترل‪ ،‬باج‌های‬ ‫بی‌حساب به کشورها و تروریست‌ها‪ ،‬هزینه سرسام‌آور انرژی‬ ‫هسته‌ای عقب مانده روس‌ها که هنوز افتتاح نشده‪ ،‬واردات‬ ‫بی رویه که منجر به کم‌تر شدن تولید داخل می‌شد و مسایل‬ ‫دیگر همه محصول شرایطی بود که از ابتدای پیروزی نظام‬

‫اسالمی هم بعد از روز دوشنبه ‪ ۱۴‬شهریور ماه‪ ،‬در گفتگو با‬ ‫خبرگزاری مجلس شورای اسالمی در این مورد گفت‪« :‬اقتصاد‬ ‫ایران در زمینه‌های مختلف از جمله بازار طال و سکه با اقتصاد‬ ‫جهانی هم‌گام نیست‪».‬‬ ‫از سویی پارچه‌فروشان هم تاکنون حاضر به توافق با دولت‬ ‫نشده‌اند و هر اقدام دولت و مجلس برای راضی کردن آن‌ها‬ ‫بی‌نتیجه مانده است‪ .‬پیش از این رئیس شورای اصناف در کلید زده باشند‪ .‬براساس اخباری که از بازار تهران مخابره‬ ‫واکنش به ادامه اعتراضات صنف پارچه در ایران به صراحت شده طالفروشانی اعتصاب را کلید زده‌اند که بازارشان در‬ ‫اعالم کرده بود‪« :‬تا زمانی که اعتراض‌ها ادامه یابد‪ ،‬خبری از همسایگی پارچه‌فروشان قرار گرفته است‪.‬‬ ‫به نظر می‌رسد ورود بازار طال به ماجرای اعتصابات‬ ‫توافق نخواهد بود‪».‬‬ ‫اما این گفته‌ هم پارچه‌فروشان تهرانی را وادار به عقب‌نشینی گرفتارهای بسیاری را برای سازمان امور مالیاتی رقم خواهد‬ ‫نکرد‪ .‬آن‌ها هم‌چنان بر مواضع خود پایدار ایستاده‌اند و حاضر زد‪ .‬تداوم اعتصاب تهران منجر به انتقال نارضایتی‌ها به‬ ‫استان‌های دیگر می‌شود‌‪ .‬سال گذشته هم بازار تهران کلید‬ ‫به دست کشیدن از اعتصابات خود نیستند‪.‬‬ ‫چندی پیش رئیس اتحادیه پارچه‌فروشان با ناکام ماندن در اعتصاب را زد و سه هفته بر مواضع‌اش پافشاری کرد‪ .‬مدتی‬ ‫گفت‌وگو و مذاکره با پارچه فروشان هم اعالم کرد‪« :‬از دالیل بعد بازارهای شهرستانی به تهرانی‌ها ملحق شدند و ماجراها‬ ‫اعتصاب بازاریان اطالعی ندارم‪ ».‬و پس از آن راهی تازه را قدری باال گرفت‪ .‬سازمان امورمالیاتی ولی تنها یک‌سال به‬ ‫دستور احمدی‌نژاد اجرای قانون را عقب انداخت‪ .‬یکسال به‬ ‫در پیش گرفت‪.‬‬ ‫بالفاصله پای خود را از ماجرا بیرون کشید و با این‌که پیش پایان رسید و بازهم اعتصابات کلید خورد‪ .‬پارچه‌فروشان‪،‬‬ ‫از این صنف متبوع او مذاکراتی با سازمان امور مالیاتی طالفروشان و شاید صنوفی دیگر‪.‬‬ ‫ترتیب داده بود ولی نتیجه گفت‌ وگوها بر استواری سازمان اما آیا ماجرا به همین ختم می‌شود؟ به نظر می‌رسد تداوم‬ ‫و پافشاری بازاریان داللت داشت‪ .‬بحران‌ها میان سازمان سیاست‌های اقتصادی فعلی دولت هر از چند گاهی اعتراضاتی‬ ‫را در پی داشته باشد‪ .‬اکنون نیز نباید از نظر دور داشت که‬ ‫امورمالیاتی و اصناف باالگرفت‪.‬‬ ‫و حاال طالفروشان هم به این جمع پیوسته‌اند‪ .‬آنان هم‌چون مدت‌ها پیش از شروع اعتراضات بازاریان‪ ،‬اعتصابات کارگری‬ ‫سال‌های گذشته کمی بعد از ارایه اظهارنامه‌های مالیاتی و در ایران کلید خورده است و هم‌چنان ادامه دارد و در حال‬ ‫شدت گرفتن است‪.‬‬ ‫وصول میزان مالیات پرداختی‪ ،‬کرکره‌های مغازه‌های خود‬ ‫را پایین کشیده‌اند تا جدالی تازه با سازمان امور مالیاتی را ‪20‬‬ ‫‪20‬‬

‫آغاز شده بود و اینک خود را به روشنی بروز می‌داد‪.‬‬ ‫خاتمی که تنها به فکر ارایه تصویر روحانی و مدنی از نظام‬ ‫بود و مشکالت مردم بعد از کسب قدرت را فراموش کرده‬ ‫بود‪ ،‬پیرو تفکر «فشار از پایین و چانه زنی از باال» رای مردم‬ ‫را مورد استفاده ابزاری قرار داد و خود را به سوپاپ اطمینانی‬ ‫برای نظام تبدیل کرد‪ .‬او نقش بانیان اصلی قتل‌های زنجیره‌ای‬ ‫یعنی دو فرد اصلی نظام ‪ -‬شخص رهبر و نیز رفسنجانی ‪ -‬را‬ ‫به کمک دوستان مجاهدین انقالب و مشارکتی‌ها که از دل‬ ‫درگیری جناحی بوجود آمده بودند الپوشانی کرد تا سال‌ها بعد‬ ‫او و دوستان مشارکتی و مجاهد خود قدرت را از دست دهند و‬ ‫تازه به عمق بازی که به دلیل انحصارطلبی و تمامت خواهی‬ ‫ت وگوی تمدن‌ها‬ ‫گرفتارش شده بودند پی ببرند‪ .‬در اصل گف ‌‬ ‫سرپوشی بود تا بحران داخلی و خارجی رژیم را بپوشاند ‪ ،‬در‬ ‫حالی‌که نظام به بن بست رسیده بود و اگر به همین صورت‬ ‫پیش می‌رفت‪ ،‬جنبش‌های دموکراتیک گسترش می‌یافت و‬ ‫لذا شکل جدیدی از حاکمیت می‌بایست جایگزین گردد‪ .‬البته‬ ‫جناح اصالح طلب در سودای در دست گرفتن قدرت کامل‬ ‫حاکم نیز بود و تصور می‌کرد در چارچوب ولی فقیه می‌تواند‬ ‫همه سنگرها را فتح کند‪.‬‬ ‫آن ها با شعارهای عوام‌فریبانه سیاسی نه تنها در برابر رهبر‬ ‫قرار گرفتند بلکه با حمله به یار دیرین خود رفسنجانی او را‬

‫قتل‌های زنجیره‌ای‪ ،‬سرکوب دانش‌جویان‬ ‫و کشتار ‪ ۱۸‬تیر ‪ ،۷۶‬سرکوب سندیکاهای‬ ‫مستقل کارگری‪ ،‬سرکوب کمپین‌های زنان‪،‬‬ ‫سرکوب تشکل معلمان و موارد دیگر همه از‬ ‫همان زمان اصالحات آغاز شد‬ ‫نیز از دست دادند‪ .‬سازمان مجاهدین انقالب یک بار دیگر‬ ‫نشان داد که از علم سیاست تهی است و رشداش تنها در‬ ‫سایه رانت‌ها امکان پذیر بوده است‪ .‬اما رهبری نظام که در‬ ‫عین مدیریت بحران‪ ،‬نگران تبدیل شدن به شخص دوم بعد‬ ‫از رفسنجانی بود و در خواب خرگوشی دگردیسی رهبری را‬ ‫نمی‌دید‪ ،‬به کمک سپاه‪ ،‬مجلس و روحانیت را کنترل نموده‬ ‫و با نهادهای ارتجاعی هم‌چون شورای نگهبان و مجلس‬ ‫خبرگان توانست قدرت مجریه را نیز با تقلبی آشکار قبضه کند‬ ‫تا سیکل قدرت انحصاری نظامی‪ ،‬اقتصادی‪ ،‬سیاسی‪ ،‬اجتماعی‬ ‫‪ ،‬قوه قضاییه‪ ،‬نیروی انتظامی‪ ،‬مجلس شورا‪ ،‬مجلس خبرگان‬ ‫و صدا و سیما را یکسره در دست گیرد‪ .‬رفسنجانی و سران‬ ‫اصالح طلب که باور نمی‌کردند قافله را باین راحتی ببازند ‪ ،‬به‬ ‫اشتباه خود در مورد عدم حمایت کامل از رفسنجانی پی برده و‬ ‫تالش کردند تا قوای خود را برای انتخابات مجلس و ریاست‬ ‫جمهوری بعدی هماهنگ نمایند‪ ،‬غافل از این که رهبری‬ ‫نظام و سپاه پشتیبان قدرت را نگرفته بودند که براحتی واگذار‬ ‫نمایند‪ .‬خامنه‌ای که می دانست اگر با رفسنجانی هم‌کاری‬ ‫کند بازهم قدرت را باید شریک باشد و در پروسه‌ای آن را‬ ‫از دست خواهد داد‪ ،‬رفته رفته خود را از او دور نمود ولی در‬ ‫عین حال کوشش می‌کرد تا از پیوستن رفسنجانی به اردوگاه‬ ‫چپ جلوگیری کند‪ .‬رفسنجانی نیز می‌دانست و هم‌چنان باین‬ ‫باور است که رفتن در اردوگاه اصالح طلب‪ ،‬موجب کاهش‬ ‫قدرتش شده و چه بسا در این بازی کل قدرت بدست مردم‬ ‫بیفتد‪ ،‬لذا منتظر ماند و هم‌چنان منتظر است تا خامنه‌ای از‬ ‫وی برای حل مشکالت دعوت کند که خیال خامی است‪،‬‬ ‫مگر این‌که تحوالت غیر منتظره‌ای پیش آید‪ .‬انتخابات بعدی‬ ‫و تقلب سراسری با وجود حمایت بی سابقه مردم و جوانان از‬ ‫سران اصالح طلب‪ ،‬شکست سختی بود که در مجلس و دولت‬ ‫نصیب اصالح‌طلبان گردید و آن‌ها را بدلیل از دست رفتن‬ ‫قدرت و نداشتن برنامه سیاسی کارآمد آشفته کرد‪.‬‬


‫مصطفا خلجی‬

‫بررسی تطبیقی سریال‌های تلویزیون جمهوری اسالمی ویژه‬ ‫ماه رمضان با آثار پائولو کوئیلو‪ ،‬به خوبی میزان تأثیرپذیری‬ ‫سازندگان این سریال‌ها را از آثار این نویسنده‌ نشان می‌دهد‪.‬‬ ‫این در حالی است که مقامات جمهوری اسالمی طی سال‌های‬ ‫اخیر با حمالت گسترده علیه پائولو کوئیلو‪ ،‬ضمن ممنوع کردن‬ ‫ترجمه‪ ،‬انتشار و توزیع کتاب‌هایش‪ ،‬آن ها را منبع «افکار‬ ‫خرافی»‪« ،‬عرفان‌های دروغین»‪« ،‬فساد اخالقی»‪« ،‬همجنس‬ ‫گرایی» و ‪ ...‬می‌دانند‪.‬‬ ‫به نظر می‌رسد‪ ،‬پس از آن که پائولو کوئلیو ترجمه فارسی‬ ‫آثارش را به صورت رایگان روی اینترنت قرار داد‪ ،‬این نویسنده‬ ‫مشهور برزیلی با حضور ناخواسته‌اش در سریال‌های تلویزیونی‪،‬‬ ‫یک بار دیگر به جمهوری اسالمی «رودست» زده است‪.‬‬ ‫عالوه بر «مذهبی‌سازی» سریال‌های تاریخی‪ ،‬چند سالی‬ ‫است که سیاست تلویزیون جمهوری اسالمی در تولید فیلم و‬ ‫سریال‌های اجتماعی‪-‬خانوادگی نیز از نگاه و پرداخت رئالیستی‬ ‫به قصه‌ها‪ ،‬به روی کردی دینی سوق پیدا کرده است و تالش‬ ‫می‌شود با ساخت هر سریال‪ ،‬پیامی دینی‪ ،‬منطبق با قرائت‬ ‫رسمی جمهوری اسالمی از دین‪ ،‬به مخاطب منتقل شود‪.‬‬ ‫اما این سیاست از آن جا که یک «دستور از باال به پایین» از‬ ‫سوی کسانی است که صرفن به نتیجه‌گیری دینی می‌اندیشند‪،‬‬ ‫امر فیلم و سریال‌سازی را در تلویزیون جمهوری اسالمی مختل‬ ‫کرده و آشفتگی‌ و بی‌کیفیتی سریال‌ها را به حد بسیار پایینی‬ ‫رسانده‪ ،‬که حتا صدای اعتراض رسانه‌های حکومتی را نیز بلند‬ ‫کرده است‪.‬‬ ‫یکی از نشانه‌های آشفتگی در سریال‌های مذهبی تلویزیون‪،‬‬ ‫که پخش آنها در ماه رمضان بیشتر می‌شود‪« ،‬سردرگمی»‬ ‫سازندگان این سریال‌ها در پیدا کردن سوژه‌های مذهبی‬ ‫است‪ .‬این سردرگمی ناشی از فقدان دانش دینی و همچنین‬ ‫محدودیت‌های گمراه‌کننده تلویزیون جمهوری اسالمی است‬ ‫که سریال‌سازان را به سمت مضامینی پیش‌پاافتاده می‌کشاند؛‬ ‫مضامینی که قبال جمهوری اسالمی خود علیه آنها موضع گرفته‬ ‫و نقدشان کرده است‪.‬‬ ‫به نظر می‌رسد سیاست‬ ‫دینی‌سازی سریال‌ها در‬ ‫تلویزیون ایران‪ ،‬عرصه را‬ ‫برای جوالن جن و پری‬ ‫باز کرده و گویی تنها با‬ ‫«ارواح»‪« ،‬فرشتگان» و‬ ‫«شیاطین» می‌توان به‬ ‫مخاطب مفهومی دینی را‬ ‫منتقل کرد‪.‬‬ ‫کپی‌برداری از رمان‌های‬ ‫پائولو کوئیلو‬ ‫تلویزیونی‬ ‫مجموعه‬ ‫«سقوط یک فرشته»‬ ‫ساخته بهرام بهرامیان‬ ‫که ماه رمضان امسال‬ ‫از شبکه یک سیما‬ ‫پخش شد‪ ،‬داستان دو‬ ‫دختر جوان است که با هم بزرگ شده‌اند؛ یکی‬ ‫به همراه مادرش و تحت سرپرستی او تولیت یک امامزاده را به‬ ‫عهده دارد و دیگری با پدرش زندگی می‌کند‪ .‬داستان اصلی از‬ ‫آنجا شروع می‌شود که پسری جوان و ناشناس‪ ،‬وارد محله آنها‬ ‫می‌شود و بعد از مدتی سارا‪ ،‬دختری که با پدرش زندگی می‌کند‪،‬‬ ‫چنان به عشق این پسر که در واقع نماد شیطان است و روایت‬ ‫داستان را هم به عهده دارد‪ ،‬گرفتار می‌شود که همه حرمت‌ها‬ ‫را می‌شکند و هرچه را بد ا‌ست انجام می‌دهد‪.‬‬ ‫داستان «سقوط یک فرشته»‪ ،‬همان قصه قدیمی فریفتن آدم‬ ‫از سوی شیطان و نبرد خیر و شر است‪ .‬این قص ‌ه تکراری که با‬

‫سریال «او یک فرشته بود»‬ ‫آغاز شد و در سریال «کما»‬ ‫ادامه پیدا کرد‪ ،‬اکنون نیز تنها‬ ‫کپی‌برداری‬ ‫با تغییر شخصیت‌ها یک بار دیگر‬ ‫شده است‪.‬‬ ‫اما به نظر می‌رسد «سقوط یک فرشته» و دیگر‬ ‫سریال‌های مشابه‪ ،‬به گونه‌ای متأثر از رمان «شیطان‬ ‫و دوشیزه پریم» نوشته پائولو کوئیلو ساخته شده‌اند‪.‬‬ ‫در «شیطان و دوشیزه پریم» مردی غریبه وارد دهکده‌ای‬ ‫می‌شود‪ ،‬و با یک توطئه‪ ،‬دهکده را درگیر مکر خود می‌کند‪ .‬او‬ ‫در جست و جوی پاسخ این پرسش است که آیا انسان در ذات‬ ‫خویش نیک است یا بد‪.‬‬ ‫ت کند‬ ‫ل پری ‌م را انتخاب‌ می‌کند تا ثاب ‌‬ ‫در این داستان‪ ،‬غریبه‪ ،‬شانتا ‌‬ ‫ن ذاتا شر است‪ .‬درست مثل سریال «سقوط یک فرشته» که‬ ‫انسا ‌‬ ‫نیما‪ ،‬شیطان داستان و غریبه قصه‪ ،‬سارا را انتخاب می‌کند‪.‬‬ ‫در «سقوط یک فرشته» هم بیگانه قرار است همه را آزمایش‬ ‫کند اما در میان اعضای خانواده فقط یک نفر و در میان افراد‬ ‫محل فقط عده کمی به او می‌گرایند‪.‬‬

‫پائولو کوئیلو و سریال‌های ماه رمضان‬

‫جوان اسپانیایی در صحرا با مردی روبه‌رو می‌شود که به او‬ ‫می‌آموزد نوشته‌های روی شن‌ها را بخواند یا در «سفر به دشت‬ ‫ستارگان» سالک از استاد خود می‌آموزد که روی آب ریخته بر‬ ‫زمین نقش‌هایی بکشد و آنها را بخواند‪ .‬یا دیالوگ‌هایی مانند‬ ‫«مردم قرآن خودشونو می‌خوان‪ ،‬دیگه نمیشه مثل این قرآنو پیدا‬ ‫کرد و نمی‌شه روش قیمت گذاشت» که در این سریال از زبان‬ ‫«یاور»‪ ،‬گفته می‌شود یادآور شمشیر مقدسی ست که در داستان‬ ‫«سفر به دشت ستارگان» با شمشیرهای دیگر فرق دارد‪ .‬در‬ ‫«سقوط یک فرشته» هم قرآن دزدیده شده با دیگر قرآن‌ها فرق‬ ‫دارد‪ ،‬اما دقیقا مشخص نیست تفاوت آن در چیست‪.‬‬ ‫سریال «سی‌امین روز»‪ ،‬ساخته جواد افشار نیز که ماه رمضان‬ ‫امسال هر شب از شبکه دوم پخش شد‪ ،‬داستان یک محکوم‬ ‫به اعدام است که وقتی باالی دار می‌رود‪ ،‬طناب دار یک دفعه‬ ‫بریده و جوان نجات پیدا می‌کند‪ ،‬اما درست بعد از نجات از‬ ‫مرگ است که یک فرشته بر او نازل می‌شود و خبر می‌دهد‬ ‫که به خاطر فطرت پاکش از قصاص نجات پیدا کرده! و البته‬ ‫ماموریتی دارد که باید تا سی روز آینده انجام دهد و پس از آن‬ ‫از دنیا خواهد رفت‪.‬‬ ‫این سریال را می‌توان با رمان «دیدار با فرشتگان» پائولو کوئیلو‬ ‫مقایسه کرد که قهرمان داستان برای دیدار با فرشته نگهبانش‬ ‫راهی سفری چهل روزه به صحرا می‌شود‪ .‬همچنین می‌شود‬ ‫تیتراژ آغازین سریال را که دو فرشته روی قبرها نشسته‌اند و‬ ‫یکی از سکانس‌ها را که سیاوش داخل یکی از قبرها می‌خوابد‬ ‫تا تمرین مرگ کند‪ ،‬با «خاطرات یک مغ» مقایسه کرد که‬ ‫شخصیت اصلی مجبور به انجام تمرین مردن و به خاک سپرده‬ ‫شدن در قبر داخل ذهن خود است‪.‬‬ ‫همانطور که در داستان «دیدار با فرشتگان»‪ ،‬راهنمای کوئیلو‬ ‫به او می‌آموزد که فرشته نگهبانش باید چه ویژگی‌هایی داشته‬ ‫باشد‪ ،‬در سریال «سی‌امین روز» هم سیاوش‪ ،‬شخصیت اصلی که‬ ‫اما باز هم شباهت‌هایی میان سریال «سقوط یک فرشته» موفق به دیدار البته ناخواسته فرشته نگهبان خود با نام «پارسان»‬ ‫و رمان‌های کوئیلو وجود دارد؛ به عنوان نمونه‪ ،‬نوشتن قرآن شده‪ ،‬به نزد روحانی محله خود می‌رود تا ویژگی‌های فرشته‌‬ ‫روی دیوار توسط بازیگر نقش «یاور»‪ ،‬جوان عقب‌افتاده‪ ،‬یادآور واقعی را از او بپرسد‪ .‬روحانی هم به او یاد می‌دهد که چگونه‬ ‫بخش‌هایی از رمان‌های مختلف پائولو کوئیلو مثل «سفر به فرشته‌اش را امتحان کند تا قالبی نباشد و به او می‌آموزد که در‬ ‫مقابل فرشته نام «امام زمان» را بر زبان بیاورد؛ اگر تعظیم کرد‪،‬‬ ‫دشت ستارگان» یا «کیمیاگر» است‪ .‬در داستان کیمیاگر هم‬ ‫‪ 23‬فرشته واقعی ا‌ست و اگر نه‪ ،‬شیطان است‪.‬‬

‫در نقدهایی که جمهوری اسالمی علیه پائولو کوئیلو منتشر‬ ‫کرده آمده است که چرا «میکائیل»‪ ،‬یکی از بزرگ ترین‬ ‫فرشتگان الهی‪ ،‬بر یک زن جادوگر نازل می‌شود و این زن‬ ‫مخاطب الهام فرشته قرار می‌گیرد و حتا به وی دستوراتی‬ ‫می‌دهد‪ .‬در صورتی که در سریال «سی‌امین روز» یک قاتل‬ ‫محکوم به مرگ فرشته نگهبانش را بی‌آنکه بخواهد می‌بیند‬ ‫و فرشته حتی به او زمان مرگش را هم اعالم کرده و از او‬ ‫می‌خواهد که در این سی روز باقیمانده از عمرش وظیفه خود‬ ‫را انجام دهد‪.‬‬ ‫سریال «پنج کیلومتر تا بهشت»‪ ،‬به کارگردانی علیرضا افخمی‬ ‫نیز که ماه رمضان امسال از شبکه سوم سیما پخش می‌شود‪،‬‬ ‫قصه یک «روح سرگردان» است‪ .‬این سریال‪ ،‬قصه‌ی یک‬ ‫پسری است که عاشق دختر قیم خود شده و پس از یک‬ ‫درگیری به کما می‌رود و بازی ارواح شروع می‌شود‪ .‬نمی‌توان‬ ‫گفت که موضوع «روح سرگردان» که پیشتر نیز در چند فیلم‬ ‫و سریال دیگر تکرار شده‪ ،‬به طور مشخص از آثار پائولو‬ ‫کوئیلو گرفته شده‪ ،‬بلکه این موضوع الگوبرداری از فیلم‌ها‬ ‫و رمان‌هایی است که در غرب و بر اساس تفکر مسیحیت‬ ‫شکل گرفته‪ .‬این در حالی است که یکی از اتهامات جمهوری‬ ‫اسالمی به پائولو کوئیلو «ترویج مسیحیت» است‪.‬‬ ‫در اسالم برخالف الهیات مسیحی چیزی به نام روح سرگردان‬ ‫ی است که سریال‌سازان‬ ‫وجود ندارد‪ .‬به همین دلیل چند سال ‌‬ ‫تلویزیون جمهوری اسالمی به این نتیجه رسیده‌اند برای نشان‬ ‫دادن روح سرگردان می‌توانند از روح آدم‌های به کما رفته‬ ‫استفاده کنند‪ .‬در واقع سازندگان این سریال‌ها‪ ،‬اعتقادات کسانی‬ ‫مثل پائولو کوئیلو یا جری زوکر‪ ،‬کارگردان فیلم معروف «روح»‬ ‫را اسالمیزه کرده‌اند‪ .‬به عنوان نمونه‪ ،‬برخی از سکانس‌های‬ ‫«پنج کیلومتر تا بهشت» مثل سکانس رد شدن روح از دیوار‪،‬‬ ‫یا جسم انسان‌ها یا چگونگی بردن روح مرده به عالم دیگر‪،‬‬ ‫کپی دقیق و بدون تغییر از فیلم «روح» است‪.‬‬ ‫اما یک تفاوت بنیادین میان سریال‌های تلویزیون با آثار پائولو‬ ‫کوئیلو وجود دارد‪ :‬در این سریال‌ها همیشه یک شخصیت‬ ‫روحانی درستکار‪ ،‬شخصیت داستان را به خیر راهنمایی می‌کند‪،‬‬ ‫اما در اغلب رمان‌های کوئیلو کشیشی وجود دارد که به بدی‬ ‫گرایش داشته و گاه منشا شر می‌شود‪.‬‬


‫ادامه مطلب از صفحه ‪8‬‬

‫کافه رنسانس‬

‫مبذول داريم؛ یعنی نیاز عميق اين بخش بزرگ از جامعه به‬ ‫داد و ستد فرهنگی‪ ،‬به تداوم آموختن و آموزاندن»‪ .‬این چند‬ ‫سطر باید نشان‌دهنده‌ی سابقه و زمینه‌ی این خالء‪ ،‬و نیز توجه‬ ‫به آن بوده باشد‪ .‬به طور طبیعی عالقه و فعالیت شخصی من‬ ‫هم تاثیر خاص خودش را داشته است‪.‬‬ ‫تصمیم دارید چه برنامه‌هایی را در جامعه ایرانی‬ ‫ارایه دهید؟‬ ‫در حال حاضر نخستین گام ما تشکیل دوره‌های آموزشی‬ ‫ادبی و هنری بوده و هم‌زمان‪ ،‬برای گسترش امکانات‬ ‫و فعالیت‌ها هم تالش می‌کنیم‪ .‬گام بعدی‪ ،‬ایجاد محل‬ ‫مستقل کافه رنسانس خواهد بود‪ ،‬با تالش برای ایجاد یک‬ ‫کلوپ فرهنگی‪ ،‬ترکیبی از «کافه» یا محل گرد هم‌آیی‌های‬ ‫تفریحی و دوستانه و تخصصی‪ ،‬در کنار کالس‌ها و نشست‌ها‬ ‫و کارگاه‌های آموزشی‪ .‬مراحل ثبت رسمی کافه‌ رنسانس‬ ‫آکادمی‪ ،‬هم به عنوان یک نهاد غیرانتفاعی فرهنگی و‬ ‫هم یک آموزشگاه خصوصی و کسب مجوز صدور مدرک‬ ‫تحصیلی معتبر در دست انجام است و در آینده‪ ،‬دوره‌های‬ ‫آموزشی دیگری نیز به دوره‌های کنونی افزوده خواهد شد‪.‬‬ ‫برگزاری سمینارها و کارگاه‌های آموزشی و عملی کوتاه‬ ‫مدت با هم‌کاری استادان و دانش‌پژوهان و هنرمندان پیش‬ ‫کسوت و نیز دوره‌های آموزشی تجربی با هم‌یاری نسل‬ ‫جوان‪ ،‬کتابخانه‪ ،‬نشر‪ ،‬هم‌چنین تالش برای ایجاد امکان‬ ‫آموزش از راه دور یا امکان اعطای پذیرش و بورس تحصیلی‬ ‫به دانش‌پژوهان مقیم ایران‪ ،‬در زمره هدف‌ها و برنامه‌های‬ ‫درازمدت کافه رنسانس آکادمی است‪.‬‬ ‫در حال حاضر با توجه به تازه تاسیس بودن چه‬ ‫برنامه‌هایی ارایه می‌دهید و ایرانیان تورنتو چگونه‬ ‫می‌توانند از برنامه‌های شما استفاده کنند؟‬ ‫همان‌طور که اشاره کردم‪ ،‬در حال حاضر و در این نخستین‬ ‫گام‪ ،‬دوره‌های آموزشی ادبیات (داستان نویسی‪ ،‬نگارش‬ ‫و ویرایش زبان فارسی‪ ،‬انواع‪ ،‬دوره‌ها و نظریه‌های ادبی و‬ ‫هنر تجسمی و نمایشی برقرار شده است و عالقه مندان می‬ ‫توانند در این دوره‌ها ثبت‌نام و شرکت کنند‪ .‬به زودی‬ ‫سامانه‌ی رسمی و دایمی کافه رنسانس آکادمی با اطالعات‬ ‫کامل در مورد دوره‌ها‪ ،‬برنامه‌ها‪ ،‬مدرسان‪ ،‬چگونگی ثبت‌نام و‬ ‫برنامه‌های آینده‪ ،‬در دسترس عالقه‌مندان قرار خواهد گرفت‪.‬‬ ‫تا آن هنگام‪ ،‬از عالقه‌مندان دعوت می‌کنیم تا با تماس از‬ ‫طریق پست الکترونیک برای ثبت‌نام و کسب اطالعات بیشتر‬ ‫اقدام کنند‪ .‬هم‌چنین‪ ،‬از تمامی دوست‌داران فرهنگ‪ ،‬ادبیات و‬ ‫هنر دعوت می‌کنیم تا با پیشنهادها و هم‌فکری‌های خود در‬ ‫هر زمینه‌ی مرتبط با برنامه‌های کنونی یا آتی کافه رنسانس‬ ‫آکادمی‪ ،‬به بهبود و گسترش این نهاد نوپای فرهنگی‪-‬‬ ‫آموزشی یاری رسانند‪ .‬در این نخستین گام‌ها در راهی روشن‬ ‫و بزرگ‪ ،‬کافه رنسانس آکادمی به یاری فرهنگ‌دوستان‪،‬‬ ‫دانش‌پژوهان و دوست‌داران ادبیات و هنر‪ ،‬رسانه‌ها و نهادهای‬ ‫فرهنگی و اجتماعی نیازمند است تا این نهال‪ ،‬به بار بنشیند‪ ،‬و‬ ‫گام موثر دیگری در مسیر ایجاد توازن در جامعه‌ی بزرگ ‪ -‬اما‬ ‫به باور من نامتوازن‪ -‬ایرانی در کانادا برداشته شود‪.‬‬ ‫جامعه ایرانی کانادا چگونه می‌تواند در رشد‬ ‫فرهنگی خود در کانادا موثر باشد؟ و این در‬ ‫اصل آیا می‌تواند در تغییر ذهنیت غرب نسبت به‬ ‫ایرانیان موثر باشد؟‬ ‫اجازه بدهید از بخش دوم پرسش شما آغاز کنم‪ ،‬و با یک‬ ‫مثال‪ .‬پنج شش سال پیش من در اظهار نظری در گروه‬ ‫ای – میلی ِ نویسند‌گان تبعیدی عضو انجمن قلم کانادا‪،‬‬

‫به جمله‌ای که یک دوست نویسنده‌ی کانادایی نوشته بود‬ ‫اعتراض کردم‪ .‬بحث بر سرانتقال تجربه در زمینه‌ی چگونگی‬ ‫گرفتن بورس از شورای هنر انتاریو و فدرال برای چاپ و نشر‬ ‫کتاب بود‪ ،‬و آن دوست گفته بود « زیاد انتظار نداشته باشید‬ ‫که به طور حتم فرم تقاضاتان پذیرفته شود‪ .‬حتا نویسنده‌های‬ ‫کانادایی هم به سادگی این امکانات را به دست نمی‌آورند»‪.‬‬ ‫و من از او پرسیدم که منظورش از «نویسنده‌ی کانادایی»‬ ‫چیست؟ نوشتم که من بیست و دو سال است که ساکن کانادا‬ ‫هستم‪ ،‬هجده نوزده سال است که «شهروند کانادا» به شمار‬ ‫می‌آیم و پاسپورت این کشور را دارم‪ ،‬در این‌جا درس خوانده‌ام‪،‬‬ ‫کار کرده‌ام‪ ،‬مالیات داده‌ام‪ ،‬تدریس کرده‌ام و نویسنده‌ی هفت‬ ‫کتاب منتشر شده هم هستم‪ .‬پس هم نویسنده هستم‪ ،‬هم‬ ‫کانادایی‪ .‬ولی آیا فقط باید به «انگلیسی یا فرانسه» نوشته‬ ‫باشم تا «نویسنده‌ی کانادایی» به شمار بیایم؟ یا فقط دارای‬ ‫پیش‌زمینه‌ی قومی انگلیسی یا فرانسوی؟ پس این افتخارات‬ ‫«کشور چند فرهنگی» یعنی چه؟ و آن «حتا» یعنی چه؟‬ ‫باالخره من کی هستم؟ کانادایی؟ ایرانی؟ مهاجر؟ تبعیدی؟‬ ‫و به واقع «ما» کجا دیده می‌شویم و کجا باید دیده بشویم؟‬ ‫به قولی‪:‬‬ ‫نه در مسجد گذارندم که رندی‬ ‫نه در میخانه کاین خ ّمار خام است‬ ‫حال‪ ،‬اگرچه بیش از سه دهه از حضور فعال و جان‌دار‬ ‫ایرانیان در جامعه‌ی کانادا می‌گذرد و آنچه امروز شاهدش‬ ‫هستیم‪ ،‬زیرساخت‌ها و سنگ بنایی به این قدمت دارد‪ ،‬و‬ ‫اگرچه زمینه‌ و پایه‌ی بسیاری از فعالیت‌های جامعه‌ی ایرانی‬ ‫امروز در کانادا‪ ،‬در گام‌ها و تالش‌های دو سه دهه‌ی گذشته‬ ‫ریشه دارد‪« ،‬حضور» امروز این جامعه‪ ،‬با گذشته به هیچ وجه‬ ‫قابل قیاس نیست‪ .‬از این گذشته و بر همین پایه‪ ،‬چه پیوندها‬ ‫و ارتباط های این جامعه با جامعه ی مادر در ایران‪ ،‬و چه‬ ‫پیوندهای آن با جامعه‌ی کانادایی ‪ -‬در ابعاد مختلف‪ -‬نیز با‬ ‫گذشته قابل قیاس نیست‪ .‬بر این بستر‪ ،‬به باور من جامعه ی‬ ‫ایرانی کانادایی ما از جمله و به ویژه‪ ،‬با فعالیت‌های فرهنگی‬

‫و فرهنگ دوستان‪ ،‬جان و روان و وجدان جوامع انسانی بوده‬ ‫اند و هستند‪ .‬جامعه‌ی ما دوران بسیار دشواری را طی می‬ ‫انسان مهاجر‪ ،‬حق دارد انسانی و آرمانی ‪ .‬کند‪ .‬بحران های اجتماعی‪ ،‬فرهنگی‪ ،‬اقتصادی وسیاسی و‬ ‫زندگی کند‪ ،‬او نيز نگران هويت و فرهنگ هویتی‪ ،‬در طول چند دهه ی گذشته‪ ،‬گره‌های کور متعددی‬ ‫ملی خود است و خود را موظف به حفظ و در مسیر رشد جامعه‌ی جوان ما پدید آورده است‪ .‬در مهاجرت‪،‬‬ ‫ارتقاء آن می داند‪ .‬اما پيش و بيش از هر امکان انديشيدن به خود و به مسایل ويژه زندگی در گذشته و‬ ‫چيز موظف و نيازمند به شناخت آن است نيز امکان پرداختن به جزئيات پیش می آيد‪ .‬امکان شناخت‬ ‫بيشتر خود و مسایل اطراف خود و براساس شرايط محيط‪،‬‬ ‫و توجه به ضرورت و امکان تلفيق و امتزاج‬ ‫امکان انتخاب‪ .‬در چنين موقعيتی‪ ،‬فعالیت‌ها و آفرینش‌های‬ ‫فرهنگی‬ ‫فرهنگی‪ ،‬از جمله آثار نویسندان و هنرمندان‪ ،‬می‌تواند تاثیر‬ ‫بسزایی در پدید آوردن و توجه به ارزش‌های انسانی و‬ ‫و اجتماعی خود است که میتواند و باید در رشد فرهنگی هر انسان‌دوستانه داشته باشد‪ .‬جهان امروز‪ ،‬جهانی است نشان‬ ‫دو جامعه موثر باشد‪ .‬جامعه‌ی ما در این کشور‪ ،‬هنوز متاسفانه خورده از درهم آميختگی زبان‌ها و فرهنگ های‌ گوناگون‬ ‫توازن واقعی خود را به دست نیاورده‪ .‬در کنار رشد ناموزون که کاربرد نظريه ی فرهنگ بسته را به زير سوال میبرد‪ .‬در‬ ‫و تا حد زیادی سطحی‪ -‬بخش «بازار»‪ ،‬هویت فرهنگی ( و عین حال‪ ،‬روشن است که انسان مهاجر‪ ،‬حق دارد انسانی‬‫تا حدی اجتماعی‪ ،‬و علمی) ما از امکاناتی به مراتب ضعیف‌تر و آرمانی زندگی کند‪ ،‬او نيز نگران هويت و فرهنگ ملی خود‬ ‫برخوردار بوده و هست‪ ،‬و این ناموزونی‪ ،‬چهره‌ی واقعی ما است و خود را موظف به حفظ و ارتقاء آن می داند‪ .‬اما پيش‬ ‫به عنوان یک «جامعه» را مخدوش می‌کند‪ .‬به باور من‪ ،‬و و بيش از هر چيز موظف و نيازمند به شناخت آن است‬ ‫با پوزش از پرگویی‪ ،‬پاسخ به این معضل در پرسش شما و توجه به ضرورت و امکان تلفيق و امتزاج فرهنگی‪ .‬يا به‬ ‫نهفته است‪ .‬ما نیاز مبرمی به گسترش فعالیت‌های فرهنگی قولی‪ ،‬نخست باید بتواند حضوری ملموس و روشن داشته‬ ‫و اجتماعی‪ ،‬و تالش در جهت گسترش امکانات این بخش از باشد تا بتواند ارزش های خود را با ارزش های دیگر تلفيق‬ ‫هویت خود داریم؛ و صد البته با چنین تالشی است که خواهیم و ترکيب کند؛ و به رشد و شکوفایی‌ای موزون و همراه دست‬ ‫توانست چهره‌ی واقعی خود را در ذهنیت غرب تغییر دهیم‪.‬‬ ‫یابد‪ .‬اعضای اين جامعه در روند شکل بخشی به هويت و‬ ‫نظرگاه های خود‪ ،‬وادار می شوند تا به مقوالتی هم‌چون رابطه‬ ‫آیا تاثیر فرهنگی که در اثر کار شما و دیگر ی ميان هويت بومی و تازه‪ ،‬خود و ديگری‪ ،‬سنت و تغيير‪،‬‬ ‫هنرمندان و نویسندگان بوجود می‌آید می‌تواند آرمان بومی يا جهانی‪ ،‬وطن‪ ،‬مليت و ‪...‬با ديدی موشکاف‬ ‫در رشد ارزش های انسان دوستانه در جامعه ما و انتقادی بنگرند و به نتايج مشخصی برسند‪ .‬جستجو برای‬ ‫موثر باشد؟‬ ‫کسب هويت‪ ،‬در واقع جستجویی است در راه کسب تعادل‪ .‬اما‬ ‫موقعیت‬ ‫این‬ ‫و‬ ‫جامعه‬ ‫این‬ ‫مختص‬ ‫این‬ ‫و‬ ‫به طور حتم‬ ‫ناموزونی ها و دشواری ها و ناروشنی‌ها متعدد‪ ،‬در بسیاری‬ ‫‪22‬‬ ‫‌پژوهان‬ ‫ش‬ ‫دان‬ ‫هنرمندان‪،‬‬ ‫نویسندگان‪،‬‬ ‫نیست‪.‬‬ ‫‪ 22‬مواردمنجر شده است به نوعی سردرگمی در تحليل شرايط‬

‫ارزشيابی اقدامات يا برخوردهای مختلف اعضای کليتی‬ ‫و‬ ‫ِ‬ ‫ناهمگون که آن را «جامعه‌ی ايرانيان مقيم خارج از کشور»‬ ‫یا کانادا می نامیم‪ .‬اين سردرگمی در برخورد با اغلب جنبه‌های‬ ‫زندگی‪ ،‬از هنر و ادبيات گرفته تا بازار و اقتصاد‪ ،‬از خانواده و‬ ‫عشق و ازدواج و طالق گرفته تا تشکل و فعاليت اجتماعی‬ ‫و سياسی‪ ،‬به چشم می خورد‪ .‬در بطن اين سردرگمی‪ ،‬ماگاه‬ ‫ساده ترين راه برونرفت از بحران را در پناه بردن به انزوائی‬ ‫دوجانبه (هم از جامعه ی خودی و هم از جامعه‌ی ميزبان)‬ ‫و گاه در تالش برای ساختن جامعه ای محصور در حصار‬ ‫بومی مألوف می بينيم‪ .‬چنان انزوایی البته شايسته‬ ‫فرهنگ‬ ‫ِ‬ ‫ی انسان‌ نيست و ساختن يک مينياتور يا ايران کوچک در‬ ‫جامعه ميزبان نيز‪ ،‬نه کاری است شدنی و نه کار شدنی باشد‪،‬‬ ‫امری افتخار برانگيز‪ .‬شدنی نيست‪ ،‬زيرا بسياری از فاکتورهای‬ ‫الزم اين کار در جوامع مهاجر وجود ندارد‪ ،‬وافتخارآميز نيست‪،‬‬ ‫چرا که رو به سطح وگذشته دارد‪ .‬روشن است که سخن بر سر‬ ‫بريدن از ريشه ها و اعتبارهای فرهنگی نيست‪ .‬سخن بر سر‬ ‫نوعی تلقی بسيار سطحی و ظاهری از «ريشه» و «اعتبار» و‬ ‫«هويت» و «فرهنگ» است و خالصه کردن چهره ی «ايران‬ ‫کوچک» در آن‪ .‬از اين «سطح» که بگذريم و به عمق نزديک‬ ‫آزادی انديشه و دي ِد باز‪ ،‬آئين های می‌شود که در‬ ‫شويم‪،‬‬ ‫ِ‬ ‫واقعی خود را به عنوان انسان هایی رو به رشد‬ ‫آن چهره ی‬ ‫ِ‬ ‫در جامعه بشری ببينيم‪ .‬آن چنان گذشته خود را الک کنيم‪،‬‬ ‫ارزش‌مندترين بخش های ميراث بومی خود را بشناسيم و‬ ‫آن را به جوامع همراه خود عرضه کنيم‪ .‬راه را برای پيوندی‬ ‫مستحکم تر با مجموعه ای به نام بشريت بگشایيم و بدين‬ ‫سان سهم خود را در آموزش جوامع دیگر و آماده کردن آن‬ ‫برای برخورد درست و مثبت نيز ادا کنیم‪ .‬در این مسیر‪،‬‬ ‫البته و به ویژه‪ ،‬نویسندگان و هنرمندان بار سنگینی بر دوش‬ ‫دارند و جامعه نیز‪ ،‬بار و وظیفه‌ای جدی‪ ،‬در مسیر حمایت از‬ ‫فرهنگ‌سازان و فرهنگ دوستان خود‪.‬‬


‫م ِن فیس‌بوکی!‬

‫دامون روزبه‪ /‬مونوریل‬ ‫شنبه‬

‫فک کنم عاشق شدم‪ .‬تا ساعت پنج صبح داشتم باهاش چت‬ ‫می‌کردم‪ .‬به همه عکساش الیک دادم‪ .‬همونیه که می‌خوام‪.‬‬ ‫آهنگ‌هایی که گوش می‌ده‪ ،‬فیلم‌هایی که می‌بینه‪ ،‬استاتوساش‪...‬‬ ‫خودشه‪ ،‬خودشه‪ .‬اصلن انگار تو وجود این آدم هیچ ضد‌حالی نیست‪،‬‬ ‫اینم از استاتوساش فهمیدم‪ .‬فقط تنها مشکلش اینه یه کم راهش‬ ‫دوره‪ ،‬از بچه‌های شمال برزیله‪ .‬حاال دارم رو مخش کار می‌کنم‬ ‫تعطیالت تابستونی پاشه بیاد مالزی‪ .‬آخ اگه بیاد‪ ،‬چی می‌شه‪ .‬من‪،‬‬ ‫اون‪ ،‬گنتینگ هایلند ‪ ...‬اوه یک نتیفیکیشن‪ ...‬وای باورم نمی‌شه!‬ ‫به عکسم الیک داده‪ .‬اونم چه عکسی! لخت مادرزاد دارم وسط‬ ‫باغ‌چه می‌رقصم! البته عکس مال سه‌سالگیمه‪ ،‬اما می‌دونی این‬ ‫الیک یعنی چی؟ یعنی که اونم عاشق منه‪ .‬وای خدا دارم می‌میرم‬ ‫از خوشحالی‪ .‬گفتی برزیل به ایرانیا ویزا می‌ده؟‬ ‫یک‌شنبه ای تف به این زندگی! یعنی یه تف به بزرگی‬ ‫تمام بدبخی‌های من‪ ،‬به این زندگی! دختره رو فیسبوکش زده که‬ ‫تو ریلیشن‌شیپه! مرغ پرید تو قفس! اشتباه از خودم بود‪ ...‬باید به‬ ‫استاتوساش هم الیک می‌دادم‪ .‬اصلن حس فیسبوک بازی نیست‪،‬‬ ‫شاید فیس‌بوکمو واسه همیشه ببندم! بزار فعلن یه استاتوس بزنم‬ ‫بگم حالم گرفته‪:‬‬ ‫«‪»!Halam az malezi beham mikhoreh‬‬ ‫دوشنبه ای بابا فیس‌بوک که تموم نشده‪ ،‬هم‌چنان ادامه داره‪.‬‬ ‫این چند روز این‌قدر درگیر ماجراهای عشق‌و‌عاشقی بودم وقت نشد‬ ‫بچه‌ها رو پوک کنم‪ 256 .‬تا پوک! به به! اصلن لذت عجیبی داره‬ ‫پوک کردن‪ ،‬یه چیزی تو مایه‌های قورمه سبزی با پیاز فراوون‪ .‬فقط‬ ‫فرقش اینه پوک هیچ وقت تموم نمی‌شه‪ .‬مثلن االن من همه رو‬ ‫پوک می‌کنم‪ ،‬تو همین فاصله یه سری باز پوک‌بک می‌کنن! یه‬ ‫چیزی تو مایه‌های چاه که هر چی توش تف کنی پر نمی‌شه‪ .‬ما‬ ‫بهش می‌گیم چاه پوک! هر چی پوک تو این چاه بریزی بازم پر‬ ‫نمی‌شه‪ .‬اصلن یه حس معنویه‪ .‬مثل یه زیارت‪ .‬اوه! گفتم زیارت یاد‬ ‫بازی فارم ویل افتادم‪ .‬خدا کنه تو این دو روز شیر گاوها خشک‬ ‫نشده باشه‪.‬‬ ‫سه‌شنبه کاشکی فیس بوک یک موتور جست‌وجوی قوی دخی‬ ‫داشت‪ .‬بهش اطالعات می‌دادی خودش می‌رفت پیدا می‌کرد‪،‬‬ ‫می‌آورد‪ .‬فک کن بین این شونصد میلیون تا آدم کی قراره قسمت‬ ‫من شه؟ من مطمئن همین روزا یه داف هلندی منو اد می‌کنه و‬ ‫زندگی رو باهاش شروع می‌کنم‪ .‬فک می‌کنم نیاز به یه نمه آرامش‬ ‫دارم‪ .‬می‌خوام امروز همه سوال‌های فیس بوک رو جواب بدم‪ .‬از‬ ‫رنگ شورت گرفته تا چند بار می خوای ازدواج کنی …‪.‬‬ ‫چهارشنبه رفیقم مسیج داده «اگه به یک سوال دیگه جواب‬ ‫بدی ایگنورت می‌کنم»‪ .‬ملت اعصاب ندارنا! اصلن نمی دونم چرا‬ ‫امروز همه قاطی کردن! زیر عکس بابابزرگ مامان‌بزرگ رفیقم زدم‪:‬‬

‫یازده سپتامبر ‪ 2001‬روزی است که نه تنها ساکنان منهتن آن را فراموش نخواهند کرد بلکه با تاثیری که بر زندگی بسیاری از مردم گذارد‬ ‫آن ها نیز منهتن و برج های دو قلویش را فراموش نخواهند کرد‪ .‬اینک ‪ 10‬سال از روز ‪ 11‬سپتامبر می گذرد‪ ،‬روزی که با گذشت ‪ 1‬دهه هنوز فراموش شدنی نیست‪.‬‬ ‫‪ 3‬عکس که توسط ماهواره ‪ IKONOS‬از محل برچها گرفته شده است‪ .‬عکس اول‪ 30 :‬ژوئن‪ ، 2001‬عکس دوم‪ 15 :‬سپتامبر‪ ،2001‬عکس سوم‪ 8 :‬ژوئن‪2002‬‬ ‫این جا نقطه صفر است‪.‬‬

‫‪Photos by Space Imaging’s IKONOS‬‬

‫«‪vayy che mami bozorg babi bozorge‬‬ ‫‪.»bahaliii‬‬ ‫مسیج داده «خاک بر سرت که سحابی‌ها رو نمی‌شناسی‪ ،‬کامنتتو‬ ‫پاک کردم»‪.‬‬ ‫پس بگو چرا همه استاتوس می‌زنن هاله با عزت رفت … ای وای!‬ ‫زیر استاتوس دوستم که اینو زده بود نوشتم ایشاال زودتر نوبت شما!‬ ‫پنجشنبه از صبح همه رو پوک کردم‪ ،‬به کلی سوال جواب دادم‪ ،‬به‬ ‫چهارصد تا صفحه الیک دادم‪ ،‬اینقدر آدم اد کردم که فیس بوک زده‬ ‫دیگه نمی‌تونی اد کنی … اه خسته شدم‪ ،‬اینم شد زندگی؟ استاتوس‬ ‫بزن‪ ،‬عکس بزار‪ ،‬فارم ویل بازی کن‪ ،‬الیک بده‪ ،‬خوب بعدش چی؟‬ ‫کی میاد باهات تو ریلیشن شیپ؟ … استاتوس روز‪« :‬فیس بوک‬ ‫هم دیگه خز شده!»‬ ‫جمعه یه دختره هست همش پوکش می‌کنم‪ ،‬اونم پوک‌بک‬ ‫می‌کنه‪ ،‬باز من پوک‌بک می‌کنم‪ ،‬اون پوک‌بک می‌کنه‪ ،‬هی من‪،‬‬ ‫هی اون … سر جمع به دوتا عکسم هم الیک داده‪ .‬بوی عالقه‬ ‫این وسط میاد‪ .‬چه حسه شوکوالتی‌ای قلبمو داره فشار می‌ده‪ .‬شاید‬ ‫خودش باشه …‪.‬‬ ‫هفته دیگری می گذرد و این منم‪ ،‬دون ژوان دنیای مجازی!‬

‫اخبار رویدادهای ایرانیان کانادا‬

‫نشریه هفت را در کتاب صورت (; دنبال کنید‬

‫خدمات اجتماعی به ایرانیان‬ ‫مشاوره ‪ ،‬کالس‌های درسی تفویتی‪ ،‬سالمت و ورزش‬ ‫توسط مرکز بین‌المللی حقوق بشر‬ ‫تماس با ایمیل‬ ‫‪info@humanrightsintl.com‬‬ ‫سمینار حقوقی رایگان‬ ‫توسط انجمن وکالی ایرانی کانادایی‬ ‫‪ 24‬سپتامبر – ‪ 9‬صبح‬ ‫اطالعات بیشتر در سایت انجمن ‪www.icla.ca‬‬ ‫آموزش کاریابی برای تازه واردان‬ ‫‪ 27‬سپتامبر – ‪ 6:30‬بعدازظهر‬ ‫در کتابحانه کامیونیتی سنتر تورن هیل‬ ‫‪.Bayview Ave 7755‬‬

‫کارگاه اطالع از مالیات و نحوه کار‬ ‫‪ 20‬سپتامبر – ‪ 3‬بعدازظهر‬ ‫در کتابحانه کامیونیتی سنتر تورن هیل‬ ‫‪.Bayview Ave 7755‬‬

‫کنسرت ارکستر ملی ایران‬ ‫به کوشش مرکز موسیقی نوا‬ ‫‪Markam theatre‬‬ ‫‪ 14‬اکتبر – ‪ 8‬شب‬ ‫برنامه گروه موسیقی باربد‬ ‫در دانشگاه یورک‪ /‬اول اکتبر‬ ‫برای حمایت از فعالیت‌های حقوق بشری دانشگاه یورک‬ ‫جشن بزرگ آذربایجانی‬ ‫‪ 15‬اکتبر در محل تاج بنکوت هال‬

‫‪Haft (Seven) is part of the Global Social Networks Inc. Haft is an independent weekly magazine for Persian community around the world. Haft’s mission is to provide‬‬ ‫‪an opportunity for Persian speaking people around the world to connect and communicate, this publication by using its online resources creating a forum for exchange‬‬ ‫‪of ideas and bettering the community. Articles published in each issue do not necessarily represent Haft or Global Social Networks Inc’s opinion or point of view.‬‬ ‫‪This publication welcomes articles and contribution without any geographical, ideological, racial, ethnical, or religious limitation. The editorial board will select the ar‬‬‫‪ticles; among the criteria for selecting an article for publication are quality, professionalism, and respect for the community. If you are interested to contribute, please‬‬ ‫‪send your article as an attachment to the editor. If you have translated an article, please send us the original article along with your translation. Selecting the material‬‬ ‫‪for printing is the sole discretion of the editorial board.‬‬ ‫‪Haft is published in the Unites States and US laws govern its operation. In addition, we are not responsible for the contents of each advertisement. It is your duty to‬‬ ‫‪research before doing business with them, we do not accept any responsibility for their business conduct.‬‬

‫‪Concessionaire:‬‬ ‫‪GSN / Global Social Networks‬‬ ‫‪Chief Editor: Ardavan Roozbeh / Executive‬‬ ‫‪Manager: Ali Herischi‬‬ ‫‪editor@haftmagazine.com / ali.herischi@haft‬‬‫‪magazine.com‬‬ ‫& ‪Graphic, Technical supervision‬‬ ‫‪Page editor: Darius Company‬‬ ‫‪Advertising Assistance:‬‬ ‫‪ads@haftmagazine.com‬‬ ‫‪For any question please contact:‬‬ ‫‪Contact@haftmagazine.com‬‬ ‫‪240-436-2536‬‬ ‫‪240-436-2535‬‬ ‫‪In USA and Canada‬‬ ‫‪Ardavan Roozbeh, Akbar Torshizad, Ali Herischi,‬‬ ‫‪Ali Anjidani, Ali Akbar Mousavi‬‬ ‫‪(Khoeini), Avideh Motmaen Far, Azadeh Pour Zand,‬‬ ‫‪Ala, Behnam Frouhar, Damoon Roozbeh, Faranak‬‬ ‫‪Masih Pour, Farvartish Rezvanieh, Hassan Zare‬‬ ‫‪Zadeh Ardeshir, Kian Amani, Kamran Mousavi,‬‬ ‫‪Kioumarth Sajadi, Mahshab Tajik, Mostafa Khalaji,‬‬ ‫‪Mahboobeh Shoa ,Roozbeh Mir Ebrahimi, Nirmala,‬‬ ‫‪Reza Mohades, Sayeh Kosari, Sahar J., Zohreh‬‬ ‫‪contact@haftmagazine.com‬‬

شماره چهارم نشریه هفت  

این نشریه را می توانید از مرکز های ایرانی و پارسی در آمریکا و کانادا به صورت کاغذی تهیه کنید.

Read more
Read more
Similar to
Popular now
Just for you