مطالبیکهدراینشمارهمیخوانید:
تریبـون آزاد ،شمـاره بیستم و پنجم ،خرداد -1393
May 2014
شماره آینده تریبون آزاد بیست و پنجم ژوئن منتشر میشود
جهت چاپ آگهیهای خود از همین حاال اقدام نمائید آگهی در تریبون آزاد معرف کسب و کار شما به هزاران فارسی زبان در سراسر اروپا است آگهی در تریبون آزاد ،انتخاب صحیح و منطقی شما در نشریهای که باالترین تیراژ و بیشترین خواننده را دارد. آگهیتان را در نشریه تریبون آزاد که آگاهی به خوانندگان خود میدهد چاپ کنید. تریبون آزاد بر روی وبسایت ما در سراسر دنیا خواننده دارد جهت درج آگهیهای خود با دفتر مرکزی در لندن تماس بگیرید.
00442037301775 www.rangaranguk.tv
گنجشک پرانی معصومه ابتکار
چرا «سال دیگر»ها به تعویق میافتد!؟ کالهبرداران در لندن چه می کنند؟ همیشه یک سوژه هست که مردم را بترساند بیالخ را برای چی گذاشتهاند؟ اتحادیه کارورزان هنر ،ادب ،فرهنگ و ورزش ایرانیان در تبعید میخواهند ایرج جنتی عطایی صدای همیشه معترض غربت ما را بدزدند «قلم و شرف» فوتبال، 35سال توهین و حاال تحقیر! تماشاگر، روحانی با زن و بچه سرزده به خانه کابوس شجریان میرود!؟ حکومت فاحشگی به شیوه جمهوری اسالمی! موج جدیدی در راه است با نامهایی معتبر اسالمی اشرف ،لیبرتی ،قتلگاه انسانیت مظلوم «رای!؟» ( 1388ـ »1358 سفر کشف حقیقت چارپایان! جمهوری اسالمی و ایران جعلی سنگسار پر برکت! به شیرمردی که به افسانه پیوست فرشتهای انسان نما گریز آگاهانه از زندانی به بزرگی ایران!
سوپر دنا
SUPER DENA کلیه مایحتاج یک خانواده ایرانی را زیر یک سقف گرد آوری منوده است
شبهای خاطره انگیز و بیاد ماندنی خود را در فضای صمیمی و متفاوت رستوران کندو زنده کنید
شعری زیبا و افشاگرانه از هادی خرسندی
رستوران کندو مناسبترین مکان برای برگذاری مراسم جشنها
و میهمانیهای شما
محصوالت ایرانی به صورت عمده و خرده
Tel: 020 85 66 93 60
6 Ashbourne Parade (On Hanger Lane Roundabout) London W5 3QS
Geöffnet: Mo - Do: 12:00 - 22:00 Fr, So: 12:00 - 23:00 Sa: 13:00 - 23:00 دوشنبه تا پنج شنبه از ظهر تا 10شب جمعه تا یکشنبه از ظهر تا 11شب شنبه از 1تا 11شب
Restaurant kandu Martinstraße 34, 40223 Düsseldorf
1579 1541
Tel: 0211
دفتر مشاوره حقوقی
لطیف زمانی
کلید حل تمامی مشکالت شما در امور سرمایهگذاری ،تجارت ،مهاجرت و خرید و فروش خانه در انگلستان
در هر کجای دنیا که میخواهید سرمایهگذاری کنید یا مهاجرت نمائید ما تمام مراحل قانونی و انتقال شما و خانوادههایتان را به کشور مورد نظرتان انجام میدهیم فقط کافی است با دفتر ما در لندن تماس بگیرید.
دفتر مشاوره حقوقی لطیف زمانی
با تجربه 20ساله خود میتواند بهترین راهنما و مشاور شما در خرید اقالم مورد نیاز شرکتها در ایران باشد. تلفن)+44( 0207 993 5432 :
تلفن همراه برای خارج از انگلستان +44 795 821 1911
فکس)+44( 0207 900 3321 : صندوق پستی61448 :
Cental House 1 Ballards Lane London N3 1LQ
LEMOGE CLINIC کلینیک زیبایی ملوژ
دکتر عباس شیرافکن ،دکتر ویلیامز و بیوتراپیستهای با سابقه
آیا پوست و موهای زائد بدن آزار دهنده نیست؟ آیا چروک های صورت به زیبائی صدمه نمی زند؟ آیا مسن شدن پوست صورت ناراحت کننده نیست؟ پس چرا به دنبال راه چاره نیستید؟
همه راهها به کلینیک لموژ ختم میشود، می پرسید چرا؟
چون بهترین سرویس با ارزانترین قیمت و بهداشتی ترین خدمات را به مشتریان خود عرضه می کند لیزر برای از بین بردن موهای زائد:
صورت از - £45زیر بغل از - £23چانه از - £ 19باالی لب از £ 20 بیکینی از - £ 39پا از - £ 69دست از - £60پشت گردن از £22 گونه ها از £20
TATOO کلینیک زیبایی ملوژ LEMOGE CLINIC
191 Kilburn High Road )London NW6 7HY (near Bingo 020 73720044
020 73724433
Mon-Fri 9:30 – 7:00 Sat 9:00-6 :00 Sun 10:00-5:30
جهت هرگونه
راهنمائی در زمینه های زیبایی و بهداشتی با
کلینیک لموژ
دکتر عباس شیرافکن تماس بگیرید.
دکتر عباس شیرافکن:
پيری و چين و چروک پوست در خانم ها جوانسازی پوست اولین مرحله برای رفع چینوچروک و آسیبهای پوستی است .برای درمان باید بتوان تا حدی چروکها را پر کرد، برای همین از مزوتراپ ی در کنار سایر روشها مانند میکرودرمابرژین (الیهبرداری مکانیکی ظریف) و بوتاکس استفاده میشود .درمانهای ترکیبی در رفع چروکها و آسیبهای پوستی نتیجه مطلوبتری خواهند داشت .به طور مثال برای فردی که به دلیل آکنه ،پوستی ناصاف و پر از فرو رفتگی دارد ،ابتدا از روش میکرودرمابرژین استفاده میشود و بعد از الیهبرداری با تزریق دارو در مزودرم (الیه میانی پوست) مزوتراپی انجام میشود .مزوتراپی باعث آغاز فعل و انفعاالتی مانند تولید مثل سلولها در پوست میشود و به این شکل سلولهای جدید تولید شده ،سلولهای قدیمی به صورت الیهای مرده با روش میکرودرمابرژین برداشته میشوند. برای درمان چروکهای پیشانی و کنار چشمها (مناطقی که حرکت عضالنی ضروری نیست) میتوان از بوتاکس (فلجکننده عضالت) استفاده کرد تا از پیشرفت چروکها جلوگیری شود و بعد با مزوتراپی به کشیدگی پوست و رفع چینوچروکها کمک کرد. برخی از داروهایی که به وسیله تزریق در مزوتراپی وارد پوست میشوند عبارتن د از :انواع آمینواسیدها ،ویتامینها (بهطور مثال ویتامین C برای روشن شدن پوست) ،آنتیاکسیدانهای ضد پیری و اسید هیالورونیک. تفاوت بین ژل های دائم پاژ و اکرامید -ایجاد عوارضی همچون حساسیت نسبت به نوع آکرامید خیلی کم تر می باشد و با توجه به اینکه فرمول هر دو ژل دارای ماندگاری یکسانی می باشد، تفاوت عمده در میزان درجه خلوص و مواد افزودنی به ژل پاژ و بسته بندی و تکنولوژی تولید آنهاست و ژل پاژ برای جاهای ظریف مانند لب و خط خنده مناسب نمی باشد. آیا تزریق بوتاکس ،عوارضی را به دنبال دارد؟ عوارض بوتاکس به طور معمول ،جز ضعف عضالت ناحیه اطراف محل تزریق ،جدی نمی باشد .البته در صورتی که تزریق توسط پزشک با تجربه انجام شود ،هیچ گونه عارضه ای نخواهد
داشت ،ولی بیمارانی که بیماری های عصبی و عضالنی دارندو در فاز حاد هستند و يا زنان باردارو شيرده نبایستی از آمپول بوتاکس استفاده کنند .مضاف بر اين كه دیده شده تزریق بوتاکس باعث فروکش کردن سردردهای میگرنی در بسیاری از افراد می شود ،اما گاهی ممکن است سردرد به صورت موقت برای مدت چند روز اتفاق افتد و یا عالیمی دال بر حساسيت ایجاد شود که آن هم موقتی و گذراست. تزریق ژل به چه صورت می باشد و آیا عوارضی هم به دنبال دارد؟ در مورد ژل های موقت ،از آنجایی که خیلی از این ژل ها نوعی پروتئین بوده و بدن آن ها را به عنوان مواد بیگانه شناسایی نمی کند ،معمو ًال عوارضی نیز مشاهده نمی شود .حتی در موارد نادر اگر عوارضی ایجاد شود ،چون به تدریج بدن این مواد را جذب و تجزیه می کند ،هیچ گونه عارضه ماندگاری باقی نخواهد گذاشت. اما در مورد ژل های دائم ،گاهی عوارضی همچون حساسیت و حتی عفونت و گاهی جابه جایی ژل مشاهده می شود که برای پرهیز از آن، او ًال باید این کار توسط متخصص این کار انجام شود. ثانی ًا در مورد افرادی که سابقه بیماری های خود ایمنی همچون آلرژی و آسم دارند بایستی آزمایش انجام شود و در بیماری های خود ایمنی شدید مانند لوپوس ،روماتیسم و سندرم نفروتیک و نیز بیماری های سیستمیک ماننددیابت ،بهتر است به طور کلی تزریق انجام نشود. ثالث ٌا برای جاهای ظریف تر بهتر است فقط از انواع مرغوب استفاده شود .و حجم مقدار ماده تزریق شده زیاد نباشد. چند توصیه حتم ًا خانواده در جریان قرار بگیرند ،چونتا یک هفته کبودی وجود دارد و نمیتوان آن را مخفی کرد. مراقبت از پوست و استفاده از کرمهای ضدآفتاب ضروری است اما بیمار میتواند در طی دوره درمان از کرمهای شب و الیهبردار استفاده کنند.
کلینیک زیبایی ملوژ
شماره 2
-1تزریق بتاکس در ناحیه پیشانی و اطراف چشم ،اطراف دهان و کنار بینی برای از بین بردن چروک از £130به باال -بزرگ کردن لب £200 -2از بین بردن مویرگهای قرمز - £35الیه برداری پوست صورت جوان کردن پوست £50برداشتن خالهای پوستی از £35 -3تمیز کردن صورت از £16الی £50 -4الیه برداری پوست صورت £35 Contact Lens, Fresh look -5رنگی برای ایرانیان از £3/5
LEMOGE CLINIC
341 Kilburn High Road London NW6 7QB Tel: 020 7625 5500/020 7625 6060
5
شمار ه بیستم و پنجم May 2014 -
چرا «سال دیگر»ها به تعویق میافتد!؟
35سال است ایرانیان در آستانه سال نو آرزو میکنند و به یکدیگر شادباش میدهند که :امسال آخوندها خواهند رفت! و این امید به سال دیگر ،در واقع تعارف عیدانه شده است! در این اظهار در واقع نفرت ملتی از حکومت کام ً ال قابل درک و فهم است ولی ابزار و امکانات رسیدن به این آرزو فرسوده و نخ نما شده است که صد البته شیطنت رژیم هم در بزرگنمایی و تکرار «سال دیگر اینها میروند» تخم یاس و ناامیدی را میپروراند! و ا ّما اینها یعنی حکومت ضد ایرانی و ضد بشری آخوندی پس چرا نمیرود! یک آمار سرانگشتی ثابت میکند نزدیک به 99درصد ملت ایران خواهان سقوط این حکومت هستند ولی تانک جنگندهای میخواهد با دالورانی رشید و رزمآور که به ریزش این حکومت قوت عمل دهند! ولی مهمتر از همه این تانک جنگنده نیاز به بنزین هم برای حرکت دارد و آن بنزین نیرو و ایمان و بخشش و از خودگذشتگی، ایثار و جانبازی از سوی ملتی است که چنین آرزویی دارد ولی گویی تانک این آرزو با به گل نشسته است!؟ چرایش را پاسخهایی پیچیده در سادگی دارد. ساده از این نگاه که منافع دزدان جهانی بنام دولتهای امریکا ،اروپا و چین با این حکومت غیرایرانی و ضد بشری تامین گردد پس الزم است این حکومتها این رژیم حرامزاده و بی تعصب به ایران و ایرانی را حکومت حفظ کنند ولی سوال این خواهد بود که چگونه میتوان رژیمی را بر خالف آرزوی ملتی که خواهان سرنگونی این رژیم هستند را از لباس رزمی به پوشش بزمی تغییر داد؟ در این نمایش تهوع آور جهانی برای دولتهای غارتگر تنها چیزی که ارزش ندارد جان انسانهاست .نگاهی به دور و برمان بیندازیم در همین سی سال اخیر در خاورمیانه و افریقا و ...چند صد هزار انسان بیگناه خونشان بر زمین شرم جهانیان ریخت!؟
حکومتهای غارتگر با اتاقهای فکرشان تولیداتی را به خورد جوامع بشری میدهند که سراپا نیرنگ و دروغ و فریبکاری است که آرزوهای ملتها را برای آزادی به بازی بگیرند و حقوق بشر آنقدر بیرنگ شده که دیگر به درد خنده هم نمیخورد ،آژانسهای خبری ،تلویزیون ،رادیو ،اینترنت در سطح جهان که به منازل مردم برود و بذر تزویر و دروغ و نیرگ بکارد در رابطه با ایران بخواهم بگویم صورت مسئله سادهتر از سایر نقاط مورد ظلم جهان است و چنان صورت مسئله ساده را پیچاندهاند که دیگر سخت میشود مار و مارنویس را نشان داد. افرادی با شناسنامه و هویت ایرانی را به جنگ عوامفریبانه مردم فرستادهاند اینان چهره فروشهای مزدوری امثال نوریزادهها ،بهنودها ،سازگاراها، شیرین عبادیها ،گنجیها ،فرخ نگهدارها ،صدای آمریکا ،BBC ،من و تو و ...هستند که دیواری دفاعی بدور رژیم کشیدهاند و با بازی کثیف 20ـ 80تالش دارند منافع اربابان خود و در کنارش سود خود را تامین نمایند .ولی مردمی که هر سال آرزو میکنند سال آخر عمر این حکومت ننگین باشد ،باید بداند در جنگی نابرابر و ظالمانه با ارابه تکنولوژی و پول دولتهای جهانی باید در این میدان مقدس جنگید. و البته جنگ رزمی نه حرفهای بند تنبانی بزمی... باید بضاعت واقعی نیروهای مخالف حکومت را در براندازی بررسی کرد و با دیدگاهی انسانی و ملی و میهنی به قضاوت نشست و با وجدان بیدار و آگاه و منصفانه به میدان نگریست چه گروه یا گروههایی در مبارزه رزمی و بیامان و تمام وقت حضور دارند!؟ من به عنوان روزنامهنگاری قدیمی و صاحب کارنامه و پرونده مبارزاتی حرفهای علیه حکومت خون و جنایت مالیان به وجدان انسانی و حرفهای خود سوگند میخورد در کمال بیطرفی و حفظ عقاید شخصی خودم باید اعتراف کنم در این میدان بیامان
باالخره منتشر شدیم
شماره بیست و پنجم نشریه تریبون آزاد دچار وقفهای شد و دلیل آن هم دیگر احتیاج به توضیح ندارد مثل همیشه مشکل مالی!!!؟ آن هم در حالی که در تمامی شهرهای اروپا هر روز روزنامه و مجالت بسیاری با کیفیتی اعال به صورت هفتگی یا ماهانه منتشر میشود و این در حالیست که تماماً مجانی و قیمت آگهیهایشان هم تقریباً مجانی است یعنی پولی که بابت مث ً ال یک صفحه آگهی از مشتری میگیرند جوابگوی حتی پول کاغذ تنهای نشریات هم نیست با توجه که پول از دست ایرانیان گرفتن جهت آگهی هم کار سادهای نیست که این افرادی که بتازگی سر و کلهشان در مطبوعات خارج از کشور پیدا شده هر هفته یا ماه مرتب نشریاتشان چپ و راست منتشر میشود ولی نشریهای چون تریبون آزاد با پشتوانه 27ساله و آشنایی و دوستی با اکثر کسبه و تجار ایرانی در اروپا نمیتواند حتی ماهانه هم انتشار یابد!! چون بازی کثیف رژیم اسالمی در خارج از کشور تولیداتی از این قبیل نشریات و کانالهای تلویزیونی 24ساعته که با پولشویی گروه کثیری از ایرانیان فرصت طلب را سر کار گذاشتهاند ولی در این بازار آشفته نشریهای ملی و مستقل چون تریبون آزاد چگونه میتواند بدون درآمد از فروش یا اندک آگهی به زندگی مطبوعاتی خویش ادامه دهد!؟ و پس از مدتها که این شماره را منتشر کردهایم همت و غیرت و محبت دوستانی بوده که همیشه یار و یاور ما هستند و اندک کمک مالی یا همکاری و همیاری آنان ثمرهاش این شماره نشریه تریبون آزاد است. البته گفتن و نوشتن این حرفها برای انسانهایی است که درد وطن دارند غم نان هموطن در ایران اسیر را دارند .در حافظهشان دهها هزار چهره ،اسم و نشان از کسانی است که رژیم جنایتکار اسالمی در ایران اعدام کرده است وگرنه برای کسانی که در ییالق و قشالق زندگی میکنند اهل بفرما شام هستند! ما سوته دالنی هستیم که بدنبال هویت ،آزادی و رهایی ایران و ایرانی از یوغ سلطه این اجنبیان ضد ایرانی حاکم در کشورمان هستیم و هنوز امیدمان به همت ،غیرت و معرفت این انسانهاست که با کمک مالی یا دادن آگهی تجاری ما را در این مسیر مشکل حمایت می کنند .امیدواریم شما هم یکی از ایرانیان همیار به ما باشید. با سپاس
5
مبارزه نابرابر کسانی که از جان و مال و زندگی خود گذشتهاند شورای مقاومت ملی و سازمان مجاهدین خلق هستند و معیار من صحنهای واقعی مبارزه است که سالها شاهد آن هستم که با اینکه فعال سیاسی و مبارزاتی سالهاست علیه حکومت در لندن و اروپا بودهام بجرات میتوانم بگویم شاهد حضور انسانهایی در قالب تشکیالتی سیاسی بودهام که سالها بندهای کفشهایشان را برای مبارزه باز نکردهاند هر چند ممکن است در حرف ه روزنامهنگاری من هم سواالتی از هر تشکیالت از جمله مجاهدین دارم که این کام ً ال طبیعی و حرفهای است و هرگز سواالت خود را در قالب گلولهای بسود رژیم بسوی اپوزیسیون مبارز ایران شلیک نمیکنم تا رژیم بیلبخند شاد شود بلکه بیالخی با فریاد و اعتراض در برابر چشمان رژیم و مزدورانش میگیرم که بفرما ،من آلت بازی کثیف شما نمیشوم که دلتان خوش شود. تانک جنگنده آرزوی هر ساله هر ایرانی باید در جهت تقویت و حمایت گروهی شود که با ایثار جان و مال و زندگیشان رزمی با رژیم میجنگند نه چهار زانو و با پیژامه کنار منقل ،عرق و ..چوس نالههای من درآوردی میکنند .در میدان مبارزه واقعی در طول تاریخ نیازمند نیروهای صادق و متعهد و ایثارگر بوده است. بیائیم اگر واقعاً آرزو داریم این رژیم سرنگون شود به نیروهای واقعی مبارزه کمک کنیم تا پیروز شوند و این درخواست من از انسانهایی است که با عقل و شعور و منطق به دور و برشان نگاه میکنند نه آدمهایی با دهانهای گشاد و بیمنطق فحاش که بلندگوی حکومتی شدهاندکه ادعای سرنگونیش را دارند. سوال من از آرزوکنندگان هر ساله این است که امسال همتی باید کرد کاری باید انجام داد ،قدمی در میدان گذاشت ،دست از شعار و ادعا و حرفهای بزمی برداشت ،به میدان آمد و به در میدان ماندگان
شب قراره برم پاریس طول روز درگیر برنامهریزی کارهایم بودم .ظهر بود یکی از دوستان تماس گرفت و کاری داشت و قرار شد دوباره زنگ بزند تا درباره کارش به او بگویم به کجا رسید .ولی قبل از قطع مکالمه به من گفت :اگر شما نبودین به منشیتان بگوئید نتیجه چه شده تا من از ایشان بپرسم! با خنده گفتم :باشه. لحظهای به فکر فرو رفتم و از خودم پرسیدم: واقعاً چگونه میشود نشریهای چون تریبون آزاد با تیراژی 12هزارتایی را در سراسر اروپا پخش کرد و دهها هزار خواننده داشته باشد و مورد نقد و بررسی و توجه بسیاری از ایرانیان قرار بگیرد ولی هیچکس نمیتواند باور نماید به دلیل فشارهای مالی و کمبود امکانات در دفتر نشریه فقط خود من هستم که جای همه کمبودها را پر کردهام و تنها دو همکار خوب و در واقع یار و یاور قدیمی دارم که مرا تنها نگذاشتهاند و همچنان کمک حال نشریه هستند .رویا خانم سالهاست زحمت تایپ نشریه با لطف و محبت انجام میدهد و کمال خان خرسندی هم رفیق وار جور صفحه بندی و دیزاین این نشریه را میکشد و امیرخان مسئولیت پخش نشریه را به عهده دارد و در آخرین لحظات که قصد ترک دفتر را داشتم امیرخان آمد و با لطف و محبت همیشگی با ماشینش مرا ببرد تا چند کار نیمه تمام را انجام دهم .و طول راه صحبت درباره نشریه داشت .او میگفت: ـ آدمها عوض شدند .دیگه ذرهای احترام، محبت و رفاقت را نمیبینی! همه انگاری چهره عوض کردند و گوی سبقت را از یکدیگر ربودهاند .باور کنید آقای سرابی من زمانی که نشریه را پخش میکنم و برخورد بعضی از این صاحبان کسب و کار را میبینم که برای چندر غاز پول آگهی چقدر ادا در میآورند دلم
گپی با امیر
مبارزه دست کمک و همراهی داد .و هم داغی بر دل حکومت و مزدورانش نهاد و گامی در جهت تقویت تانک جنگنده مبارزان واقعی در برابر رژیم و حامیان جهانیش برداشت.
برای شما میسوزد که چه میکشید .و باز هم خوب تحمل میکنید! واقعاً چرا این همه فشار و سختیها را تحمل میکنید و باز هم میخواهید ادامه دهید .به خدا فکر سالمت خودتان باشید .این همه فشار و ناراحتی برای شما که مشکالت قلبی و بدنی هم دارید خطرناک است و خدای ناکرده باعث اتفاقی بد خواهد شد! از لحن صمیمانه و دوستان تشکر کردم و گفتم: ـ امیرجان هر انسانی برای خودش متر و اندازهای دارد و با آن زندگیش را تنظیم میکند .متر و اندازه من در برابر این مشکالتی که تو میگویی ،شرایط زندگی عادی در اروپا نیست من خود را در برابر هزاران خواهر ،برادر، پدر و مادری مسئول میدانم که در زندانهای رژیم جان عزیزشان را نثار راه آزادی کردند .در دل من داغ و دردی است از هزاران تجاوز و شکنجه و آزار از سوی حیوانات رژیم آخوندی به پسران و دخترانی که احساس میکنم همه آنها فرزندان من هم بودهاند! داغ بیتفاوتی
و بیهویتی بر پیشانی ایرانی یعنی هویت انسانی را از او گرفته باشی .امیر عزیزم ،همه تالشها ،کوششها و فعالیتهای من در برابر یک روز از عمر دالورانی که در برابر رژیم با شکوه ایستادند و هنوز ایستادهاند قابل بیان نیست. من خود را شرمنده همه کسانی میدانم که سینههای پرامیدشان را سپر گلولههای سربی رژیم کردند تا ثابت کنند برای زندگی خود نجنگیدهاند بلکه به دنبال آزادی و روزهای بهتر برای امثال من و تو و دیگران بودهاند تا شرایط را عوض کنند و بهای آن را با جانشان پرداختهاند .امیر عزیزم ،من سربازی کوچک در پشت جبهه زنان و مردان بزرگ کشور هستم که با شکوه و استوار انسانیت را معنا بخشیدند و خط پر خون سی و چند سال مبارزه با این حکومت جالد را ادامه دادهاند. امیرخان همچنان ساکت و خاموش گوش میکرد و در پایان حرفهای من گفت: ـ واقعاً راست میگویی ،من هم هر کمکی بتوانم در این راه به شما میکنم. با او دست میدهم و از هم جدا میشویم ولی میدانم او را دچار درگیری فکری و احساسی کردم که حتماً از خود سواالت بسیاری خواهد کرد.
تقاضایی ملی و میهنی
مقدمات آغاز پخش برنامه تلویزیون رنگارنگ «تریبون آزاد» بتدریج آماده میشود ولی متاسفانه مشکالت مالی برای خرید وسایل مورد نیاز و همچنین حداقل پرداختن دستمزدها باعث کندی کارمان شده است. بدین وسیله از همه سازمانها و گروههای سیاسی و افرادی که به شیوه کار ما اطمینان دارند و به استقالل و ملی بودن کارنامه ما احترام میگذارند ،تقاضا داریم در این امر مهم و تاثیرگذار ما را حمایت و پشتیبانی مالی نمایند .پیشاپیش سپاس و تشکر ما را پذیرا باشید. محمود سرابی
شمار ه بیستم و پنجم -خرداد 1393
کالهبرداران در لندن چه می کنند؟
آنچه امروز در جامعه ایرانیان و روابط عمومی آنان میگذرد هر روز از روز پیش تیرهتر و نگران کنندهتر میشود. جامعه ایرانی متاسفانه دارد هویت ملی ،میهنی ،عواطفی و اخالقی خود را به سرعت زیر پا میگذارد و این تاثیرات هولناک، نشأت گرفته از دل حکومتی جنایتکار میباشد که سی و چند سال است همه معیارها و ارزشهای اخالقی ایرانیان را نشانه رفته است که متاسفانه شاهد تاثیرات منفی آن در خارج هم هستیم. وقتی روضه خوانی 5تومانی خود را ولی و صاحب مملکتی 80میلیون نفری میداند، چاقوکشی در شهر نو سردار سپاه میشود ،عملهای رئیس جمهور ،دیگر عجیب نیست در خارج از کشور هرکس و ناکسی هر ادعایی داشته باشد. متاسفانه همین بی سروسامانی و کنترل مشخص که نباشد هر روز مثل قارچ ورق پارههایی با کمکهای امداد غیبی از زمین
میروید و جای تاسف بسیاری از این افراد چنانچه دیکتهای به آنها گفته شود بیشتر از صفر حاصل امتحانشان نیست چون سواد ،اطالعات ،شعور، قلم حرفهای ،ضوابط حرفهای و ...اص ً ال که نمیدانند هیچ ،فکر میکنند رسانه و نشریه چاقوی باجگیری و الت بازی است.
آگهی چون بنزین حرکتی برای هر نشریهای است که البته سالم و مستقل باشد .آگهی گرفتن و دادن هم توافقی و تفاهمی است .آگهی دهنده مختار و مجاز خواهد بود چنانچه صالح دانست به نشریهای آگهی بدهد حق اوست که انتخاب کند همچنین که حق هر نشریهای است که آگهی را بپذیرد یا نه. ولی متاسفانه در بازار آشفته جامعه ایرانی که هیچ چیزش سر جایش نیست ،هرکسی میتواند مدعی هرچیز باشد ولی مجله رنگارنگ به اعتبار 27ساله و پشتوانه صدها شماره مجله و جایگاه قابل احترام آن در میان
مردم ،کسبه و قشرهای مختلف که همگی اذعان دارند مجله رنگارنگ 27سال است که بر محور یک خط بدون ویراژ حافظ منافع ملی ایرانیان بوده و هست و در این راه هیچگونه مماشاتی با هیچکس نخواهیم داشت.
ما با حفظ احترام به حریم شخصی زندگی اشخاص هرگز طول این سالهای زیاد درباره مسائل زندگی هیچکس حتی خطی هم ننوشتهایم و اسامی صدها نفر را با عکس و اسم حقیقی آنان منتشر کردهایم و عملکرد و شیوه ضد ملی ،ایرانی و انسانیشان منعکس کردهایم و تا به امروز هم حتی یک نمونه وجود ندارد که این افراد جرئت مقابله داشته باشند چون ما بر اساس سند و مدارک و واقعیات و عملکرد اینان نوشتهایم. بنابراین مانند همیشه مدافع انسانهای خوب و رو در روی مردم آزارها هستیم.
دوباره میآئیم!
تلویزیون جهانی رنگارنگ لندن در فصل بهاران بار دیگر به منازل میلیونها فارسی زبان در سراسر جهان خواهد رفت.
اینترنتی تلویزیون رنگارنگ لندن با پشتوانه آرشیو ارزشمند صدها ساعت برنامههای اختصاصی که حاصل بیست سال فعالیت تصویری میباشد با طراحی برنامههای جدید یکبار دیگر آغاز به کار میکند. تلویزیون اینترنتی رنگارنگ لندن مانند سه دهه گذشته تالش دارد شناسنامه هویت ایرانیان تبعیدی و پناهنده واقعی باشد و با افشاگری و روشنگری بازیهای عوامفریبانه حکومت جنایتکار مالیان و مزدورانش در خارج از کشور را برمال سازد .تلویزیون اینترنتی رنگارنگ لندن با برنامههایی روزانه به مدت یک و گاهی 2 ساعته در خدمت اهداف مبارزه با حکومت مالیان خواهد بود و با برنامههایی چون: * اخبار روزنامه * ورزش سیاسی
* بحث روز * مهمان برنامه * سوال از شما مهمان از ما * شما و تلویزیون * آن سفر کرده... * رژیم در خارج از کشور چه فعالیتهایی میکند * حقوق بشر پیشکشتان، حقوقمان را میخواهیم * قصههای خاکستری * میز گرد هفته با حضور چهرههای سیاسی ،هنری، فرهنگی ،ادبی و ورزشی * تریبون آزاد * اپوزیسیون و مردم در تلویزیون اینترنتی رنگارنگ لندن کماکان تالش
خواهیم داشت چون گذشته از همکاری و همراهی چهرههایی چون پرویز صیاد ،فخری نیکزاد ،ایرج جنتی عطایی، بصیر نصیبی ،گیسو شاکری و هادی خرسندی و محمد شمس برخوردار باشیم. در حال حاضر در تالش فراهم کردن امکانات فنی و تکنیکی هستیم و امیدوار هم هستیم ک از کمک همه عزیزانی که داغ وطن دارند بهرهمند شویم تا چون دو دهه گذشته تلویزیون رنگارنگ لندن تاثیرات تصویری خود را بر جامعه ایرانیان خارج و داخل کشور نشان دهد.
برای تماس با ما جهت پرسشهای خود یا عالقمندی به همکاری و یا پخش آگهیهای تجاری خود با شماره 00447875238544و از انگلستان 07875238544تماس حاصل نمائید.
www.rangaranguk.tv
رادیو جهانی اسرائیل و چهارشنبهها «جهان ورزش»
هر چهارشنبه از رادیو جهانی اسرائیل در این برنامه نگاهی به فعالیتهای ورزشی در برنامهای تحت عنوان «جهان ورزش» پخش ایران دارد و هر هفته با افشاگری و روشنگری پشت پرده ورزش مافیایی ،اطالعاتی رژیم را میگردد. محمود سرابی به عنوان کارشناس ورزشی برمال میکند.
6
همیشه یک سوژه هست که مردم را بترساند دستگاههای تبلیغاتی جهان سرمایهداری تنها چند حروف روی کاغذ نیست که هرکس یا هر گروهی براساس عقاید سیاسیشان آن را تعریف کنند. سرمایه یعنی ثروت کشورها. بسیاری از کشورها صاحب ثروت خود هستند و آن را ثروت ملی مینامند یعنی تمامی افراد آن کشور در تمامی ثروتهای کشورشان سهیم هستند و بسیاری کشورها هم در جهان وجود دارد که ثروت بسیاری هم دارا میباشند ولی صاحب آن نیستند و ثروت آنان متعلق به سرمایه داری جهانی است که دولتهای دست نشانده در این کشورها نمایندگان وصول سرمایهداران جهانی هستند!؟ تعجب نکنید خیلی پیچیده نیست .برای مثال کشور خودمان ایران را در نظر بگیریم و حتی راه دور هم نرویم و به همین 35سال اخیر نگاه کنیم .پس از سقوط شاه که حجم داراییهای ایران را بر اساس نفت موجود در سال 1357محاسبه میکردند پس از انقالب حجم ذخایر نفتی ایران باحفر چاههای نفتی زیادی بناگاه چندین برابر قبل از انقالب شد .سرمایه گاز ایران به طور نجومی باال رفت .مس، اورانیوم وطال و ...در کنار فرش، پسته ،خاویار و ...بناگاه ایرانی جدید با سرمایهای باالتر از همه کشورهای جهان را ساخت .یعنی با توجه به جمعیت و وسعت کشور حجم درآمدهای ایران در ردیف اول جهان قرار گرفت. ولی هرگز این اعالم نشد زیرا دولت دست نشانده وظیفهاش انتقال این ثروت عظیم به خزانههای سرمایهداران جهانی بود .یعنی اینکه داراییهای ایران را نمیتوان ثروت ملی نام نهاد زیرا عوایدش شامل حال ایرانیان نمیشود .ایرانیان نقشی مانند کارمند بانک را بازی میکنند و در حالی که رقمهای درشتی هر روز زیر دستان آنان قرار دارد ولی صاحبش نیستند و باید تقدیم مشتریان خود کنند .ثروت ملی زمانی به افراد کشوری تعلق میگیرد که دولت و مجلس و ارتش آن کشور ملی باشند و نمایندگان واقعی مردم خود باشند و حافظ منافع کشورشان باشند .ولی متاسفانه در برابر ما تصویری وجود دارد که به روشنی نشان میدهد که در برابر ثروت افزایش یافته در ایران ملت ایران در فقر شدید مالی قرار دارد .بیکاری ،اعتیاد، فحشاء ،در باالترین نرخ جهان
قرار دارد! آمار نشان میدهد که میزان درآمد متوسط ایرانیان در برابر مخارج آنان قابل مقایسه نیست و این عدم تعادل غیرطبیعی درآمد و مخارج باعث شده است کسب درآمد به شیوههای غیرمعقول را وارد زندگی روزمره ایرانیان نماید .یعنی اگر چنانچه کسی شانس داشته باشد و مث ً ال کارمند دولت یا ارتش یا هر ارگان دیگری باشد ،باید پس از پایان وقت اداری به کارهای دیگری هم بپردازد تا بخشی از مخارج خود و خانوادهاش را تامین کند .این کارهای دوم و سوم از مسافرکشی آغاز میشود تا دست فروشی و داللی و ...این در حالی است که چنانچه ثروت ایران ملی بود و درآمد سرانه به طور ملی تقسیم میشد درآمد بطور تقریبی برابر با مخارج بود ولی آنچه باعث میشود ثروت ملی ایرانیان بر باد رود حکومتی غیر ملی و مردمی بر راس کشور است و در کنارش اقلیتی در حکومت که تمام منابع مالی ایران را در دست گرفتهاند و در پس پرده سیاست ،کلید در سرمایههای ایران را در اختیار سرمایهداران جهان قرار دادهاند و عم ً ال مردم ایران را از حق بهرهبری از ثروت خود محروم کردهاند و در کنار دولت خودفروخته هم بلندگوهایی را جهان سرمایهداری به کمک حکومت ضد ایرانی در سراسر جهان راهاندازی کردهاند تا با استفاده از تکنولوژی سته الیت و اینترنت و مطبوعات راهی خانه ایرانیان شوند و آنان را گمراه کنند و با سوژههای عوامفریبانه حمله آمریکا به ایران ،تجزیه ایران ،اپوزیسیون حکومت ایران خطرناکتر هستند .حمایت از یک جناح رژیم و ...مردم را میترساند که همین رژیم را تحمل کنند .و این در حالیست که بخشی از بلندگوهای ضد منافع ملی ایرانیان در قالب تلویزیونهایی مانند BBCبخش فارسی ،صدای امریکا ،ایران فردا ،من وتو و ...رادیو فردا ،رادیو زمانه ،تالششان تامین حفظ منافع دولتهای خارجی وسرپا نگهداشتن همین حکومت ضد ایرانی است که در این باره مفصل بارها و بارها نوشتهام! راه مقابله با چنین حکومتی ایجاد شرایط و امکانات بیشتر تکنولوژی و برابری تریبون در صحنه اجتماعی زندگی ایرانیان است تا اپوزیسیون واقعی ایران بتواند وارد خانههای ایرانیان شود
و حقایق و صورت مسئله اصلی را مقابل چشمشان قرار دهد و آگاهی را به آنان آموزش دهد ولی در عرصه نابرابر مبارزه که ابزار و امکانات آن را تکنولوژی امروز تامین میکند دست خالی تالشها کمتر به نتیجه میرسد. در برابر رژیم ایران نیروهایی هم وجود دارند که کمتر نمونههایی مانند آن را به عنوان اپوزیسیون میتوان در جهان یافت ولی سرمایه داران جهانی که در قالب حکومتها خود را نشان میدهند اجازه نمیدهند مردم براستی چهره واقعی مبارزان کشور خود را بشناسند. برای نمونه شورای مقاومت ملی و سازمان مجاهدین خلق که سی و چند سال است به طور واقعی و شبانروز با حکومت ضد ایرانی مالیان در جنگ هستند ولی تنها رژیم در برابرشان نیست بلکه با صدها ترفند سیاست بازان جهانی از جمله امریکا و اروپا هم در ستیز نامریی هستند مانند ملت ایران که چون سال 88رگ حیات رژیم را قطع کردند ولی سرمایه داری جهانی سراسیمه به کمک رژیم شتافت و با ابزار تبلیغاتی تلویزیونهای خارج از کشور تب انقالب مردم را پائین آورد و با تزریق زهرآگین رنگ سبز مردم عوام و ساده اندیش را رنگ کرد! باید به دنبال ایجاد فضا و امکانات برای ایرانیانی بود که در این دوران نابرابری امکانات خانه نشین شدهاند و چنانچه امکاناتی بیابند میتواند تعادل را برهم بزنند و کفه ترازو را به سود مردم ایران ببرند و این تنها راه مقابله در میدانی است که بتوان حرف اپوزیسیون واقعی را در خانههای ایرانیان شبانروز رواج داد و آنان را آماده قیام ملی واقعی کرد و در کارزاری ملی و میهنی رژیم و دیوار محافظ آن را فروریخت .رژیم ضد ایرانی جمهوری اسالمی هیچ پایگاه و نفوذی در میان ملت ایران ندارد چون آیندهای امیدوارکننده برای هیچکس وجود ندارد و ملت ایران نگران از دست دادن چیزی نیست چون نه امنیت مالی دارد و نه امنیت جانی و نه حتی آسایش و راحتی شیوه زندگی دلخواه خود را دارد بهمین دلیل چنانچه نیروهای گسترده مخالف حکومت دارای امکانات شوند ،در کنار اپوزیسیون شورای مقاومت و سازمان مجاهدین میتوانند دست جهانیان و ریشه حیات حکومت را قطع کنند. 6
7
شمار ه بیستم و پنجم May 2014 -
بیالخ را برای چی گذاشتهاند؟
در میان ما ایرانیان ضربالمثلهای بسیاری وجود دارد که واقعاً هر یک دنیایی پیام را در خود جای دادهاند ولی فقط یک عالمت خاص چند دهه است بعنوان سمبل در میان ایرانیان شناخته شده است و آنهم «بیالخ» است و معموالً مورد استفاده آن از طرف شخص مصرف کننده بدین شکل است که انگشت بزرگ خود را بنام سبابه را به طرف مقابل میگیرند که از زمره عالئم بسیار زشت و توهین آمیز تلقی میشد. و کسی حاضر بود دهها دشنام را تحمل کند ولی این عالمت بیالخ را کسی بطرف نشان ندهد و حاال چنانچه براساس حضور تاریخی این بیالخ در زندگی ما و با شرایط کنونی واقعاً روزی چند بار ما ایرانیان باید این بیالخ را که معنی الفاظ و دشنامهای زشت را دارد بطرف چه کسانی؟ چه گروههایی؟ و چه رسانههایی از صبح تا شب حواله برویم!؟ مث ً ال وقتی شما میبینید اپوزیسیون تقلبی و مادر ...هایی چون اکبر گنجی ،محسن سازگارا ،ابراهیم نبوی ،محسن مخملباف، شیرین عبادی ،نوریزاد ،عطااهلل مهاجرانی ،کدیور ،مسعود بهنود ،علیرضا نوریزاده، چارلنگی و ...میشوند واقعاً دلتان نمیخواهد این سمبل توهین را در هرچه نبتر این افراد فرو کنید؟ براستی وقتی تصاویری آلوده با عوامفریبی و کالهبرداری از کانالهایی چون صدای امریکا BBC ،بخش فارسی ،من و تو ،ایران فردا و ...پخش میشود از خشم و نفرت واقعاً دلتان نمیخواهد این عالمت سمبولیک را در سوراخ به سوراخ از دم هرکس در این کانالها حضور دارد فرو نمائید؟ واقعاً چه کسی دلش نمیخواهد این بیالخ معروف و سرشناس را در برابر چشم کسانی قرار بدهد و با نفرت به آنان بگوید این در ...خواهر مادرت اگر دروغ بگویی مانند خامنهای ،خاتمی ،رفسنجانی ،روحانی و... و پیشنهاد اینست که حاال که هیچ کمکی به آزادی ایران و ایرانی نمیکنیم حداقل این شهامت را داشته باشیم و در اتاقهایمان که کسی هم نیست تمرینات باال را انجام دهیم که خیلی هم درد وجدان نمیگیریم و حداقل با این تمرینات یک احترامی به شعورهایمان هم بگذاریم تا مشتی جنایتکار ،دزد ،مزدور ،حقوق بگیر و ...شما را آلوده بیشعوری و ساده لوحی نکنند .امیدوارم این توصیه ملی را از همین حاال تمرین کنید و در هر لحظهای که احساس کردید سرتان کاله میگذارند عالمت مقدس را باال بگیرید و روزنانه بشمارید چند بار این کار را خواهید کرد .حداقل کمکی به اعصابتان خواهد بود .من شما را با انگشتان ووجدان و شعورتان تنها میگذارم.
قلم برای کسانی که خود را اهل قلم میدانند یعنی ،شرف ،وجدان ،انصاف، آبرو ،افتخار ،قضاوت و... براستی اگر مبنای قلمزنی امتحان و آزمایش و کنکور داشت از این لشگر طلبکار و بیسواد ،بیشرف ،خودفروش و منفعت طلب و هر برنگی و ...چند نفر اجازه نوشتن پیدا میکردند!؟ تعریف آزادی و دمکراسی این نیست که من حق دارم باشعور و منافع ملی مردم بازی کنم .سر جامعه کاله بگذارم، حافظه جامعه را به هیچ انگارم و... قلم برای قلم زدن واقعی تلنگری لحظهای بر تفکر و تعهد و مسئولیت او در قبال نوشتن است .کاغذ و قلم در هر خانه و مکانی میتوان یافت و هر آنکس که اندک بهرهای از خواندن و نوشتن را داشته باشد میتوان هر آنچه را که دلش میخواهد بنویسد و هرکس را که میخواهد مخاطب قرار دهد .ولی آنان که خود را مدعیان روشنفکری ،پیشرو بودن و مبارز میدانند حسابشان از مردم عادی جداست. کسی و کسانی که به خود اجازه میدهند خود را به صف اول قلم زنان برسانند مسئولیت هر آنچه را که مینویسند به 7
«قلم و شرف»
عهده دارند .هرچند ممکن است تنها یک نفر تحت تاثیر آنان قرار بگیرد ولی هر نوشته تولیدی بار سنگین پاسخگویی و تعهد و مسئولیت برای نویسندهاش دارد. در روزگارانی زندگی میکنیم که دست تقدیر و سرنوشت روزهایی چنین سیاه و دردناک بر کشورمان و مردمان در ایران بوجود آورده است. دوران امتحان و آزمایش است و در این کنکور سخت و دشوار قلم زنان عرصه پاالیش ذات انسانی امتحان پس میدهند .آنان که درد وطن و غصه مردم و نگرانی آینده کشورشان را دارند قلم را در دست پرچم مبارزه با دشمنان کشورشان میکنند و میدانند در پیکار با دشمنی که همه امکانات و نیروها و منابع سرشار مالی را دارد باید فقط و فقط با سرمایه اعتقاد و ایمان ایستاد .در جنگی بیامان و نابرابر فقط و فقط ندای وجدان و شرف انسانی است که تو را سر پا نگه میدارد. از زندگی عادی و تفریح و خوشگذرانیهای معمول زندگی دل میکنی 35سال از عمر رژیم و بچه مارها که امروز افعی شدهاند میگذرد .زن باباهای
اتحادیه کارورزان هنر ،ادب، فرهنگ و ورزش ایرانیان در تبعید کانون هنرمندان ،نویسندگان و شعرا و ورزشکاران در تبعید به زودی برنامههای اجرایی خود در اروپا را اعالم خواهد نمود. سفری در پیش است .مسافران این سفر پیام آوران ملت ایران در تبعید هستند رسالت ملی و میهنی در برابر ملت بزرگ ایران تعهد این مسافران است که میخواهند با طنین فریاد «نه» به حکومت جهل و جنایت جمهوری اسالمی تولیدکنندگان ناب هنر و فرهنگ و ورزش باشند بزودی در شهرهای مختلف اروپا جشنواره «نه» شامل فیلم ،تئاتر، سخنرانی ،شعرخوانی ،موسیقی و مسابقات ورزشی اجرا خواهد شد. شهر به شهر ،کشور به کشور ،چهره کریه رژیم جمهوری اسالمی را بیشتر رسوا خواهیم کرد. کارورزان عرصه هنر ،ادب ،فرهنگ و ورزش ایران زمین با حضور نامهای برجسته و محبوب به صحنه خواهند آمد و با هنر متعهد و مسئول پژواک صدای ملت دربند ایران خواهند بود. جشنواره «نه» در امداد تالشهای جمعی از کارورزان صاحب نامی است که میخواهند فضاشکنی کنند و به رقابت جامعه تبعیدی و پناهندگی رخت پرتالوت و پرشکوه واقعی را بپوشانند. سیاسی بچه ناقص العقل خود را با دروهای کمکی و تغذیه کنترل شده به آن سویی که دلخواهشان است میبرند .در این بچه حرام زاده که از دل تاریخ سیاه بدر آمده چون ضحاک هر روز باید مغز جوانها را بخورد مارش بدهند ضحاکیان حاکم بر ایران چون حلقه نوکری را بگوش انداختهاند و منافع گردن کلفتهای جهان را تامین میکنند هرچند با نمایشهای مسخره و ادا و اصولهای تکراری .یک روز مسئله اتمی است فردایش حمله امریکا به ایران و انگلستان دکان شش نبش را در خیابان فردوسی به عنوان سفارت درش را میبندد ولی هزار در دیگر باز میکند. در این بازی همه سر برد تنها ملت ایران است که بازنده اصلی است .دلیل آن هم نداشتن سرمایهای بیهمتا و ارزشمند است که در جهان میگویند «شعور سیاسی ملی ،تالش برای حفظ و افزایش منافع ملی ،شناخت و تجربه و شهامت و جرئت مقابله با کسانی که منافع ایرانیان را میدزدند وقتی این برگهای زرین در دست ملتی نیست با باالخانه اجارهای اسیر مستاجرهای طلبکار میشود و هر روز یک بازی سرش در میآورند.
میخواهند ایرج جنتی عطایی صدای همیشه معترض غربت ما را بدزدند
و سایتهایی که در تهران فعال هستند و ادا و اصول های دلبرانه میکنند ،جاندازها و کارچاق کنهای رژیم شدهاند. برای مثال برای ایرج جنتی عطایی که 35سال از عمرش را در راه مبارزه با این رژیم طی کرده است در تمامی کارهایش از نمایش ،ترانه و کتاب یک سیلی محکم به صورت رژیم زده است و آن کلمه «نه» بوده است. حاال در تهران و زیرنگاه حکومت هنرکش برای او بزرگداشت میگیرند که در واقع قامت برجسته و ایستاده او را خم نشان دهند و پیام بدهند که دیگر اینان برای ما خطر و مشکلی نیستند! و حتی بدون اجازه او کتابش را با سانسور چاپ می کنند .در واقع به نوعی میخواهند چند دهه از عمر مردانی چون ایرج جنتی عطایی را بدزدند و به بیآبرویی حکومت سنجاق کنند. مسلماً ایرج جنتی عطایی خود بهتر از همه میداند که چه تاوان سخت و پربهایی را در طی سالهای دلگیر غربت هزینه کرده است و خود را وارد این بازیهای شارالتانیسم نخواهد کرد!
پارس در راه لیگ اروپایی
با تالشها و هماهنگیهای محمود سرابی با جمعی از فوتبالیستهای صاحب نام قرار است که بزودی طرح لیگ سراسری اروپایی ایرانیان برگذار شود. افرادی چون بهرام مودت ،حسن نایب آقا ،کامل ایخنی ،عباس رضوی ،حسین زمانیان ،علی سجادی ،عزیر اصلی در جهت هماهنگی و تشکیل تیمها اقدام نمایند که خبرهای اقدامات آنان را به اطالع همگان خواهیم رساند. چنانچه افرادی هستند که عالقمند به سرپرست ورزش ایرانیان در لندن تماس شرکت در تیمی در کشورهای انگلستان ،بگیرند و اطالعات الزم را دریافت نمایند. آلمان ،فرانسه و سوئد هستند میتوانند با 07875238544
«نگاهی به پشت پرده ورزش ایران»
برنامه ای از رادیو اسرائیل با اجرای محمود سرابی کارشناس امور ورزشی برای نگاهی به پشت پرده ورزش ایران ،برنامه «ستون ورزشی هفته» با اجرای محمود سرابی کارشناس امور ورزشی را هر چهارشنبه از رادیو اسرائیل بشنوید موعد پخش برنامه رادیو اسرائیل: اروپای مرکزی و غربی ساعت ،16بریتانیا ساعت 15بعدازظهر ماهواره هاتبرد :فرکانس 12597 سیمبل ریت 3/4 - V 27500
8
35سال توهین و حاال تحقیر!
رژیم اسالمی 35سال هنرمندان را مورد تحقیر و توهین قرار دارده و عمرشان را تباه کرده و حاال در پیرانه سری آنان را میفریبد .آب نبات و عروسک به کودکان پیرانه سر میدهند تا با شادی بچه گانه آنان 35سال زندگی دزدیده شان را بیاد نیاورند .ناصر ملک مطیعی را با نیرنگ پرونده افتخارش را که 35سال محرومیت بوده است را از دستش در میآورند جنایتکاران وزارت اطالعات و سپاه با بیرحمی سراغ زخمیهایی میروند که در روزهای واپسین زندگیشان هستند ولی باز هم این جغدهای 35ساله آنان را رها نمیکنند و زخمی دیگر بر پیکرشان میزنند این دردنامهای است بر هر آنچه که رژیم ددمنش بر سر ملتی آورده است .مجلس شکنجهگاهی برپا کردهاند و سفیران خون
و جنایت مانند حسین هدایتی ،بابک زنجانی و رویانیان (تصویر باال) مردی را دوره کردهاند که آبرو و هویت سینمای ایران است و تالش دارند شناسنامهاش که 35سال زندگی هدر رفتهاش را نشان میدهد خط خطی کنند و به اصطالح او را به سینمای دولتی بیاورند و لحظاتی چهرهای را که 35سال سیلی زدهاند را ناز کنند!! شرم آور است فرمان کاله مخملی برادر بزرگتر قیصر باز هم سالخی میشود و این بار به دست برادران آب منگل اطالعاتی ضربه میخورد. در سن هشتاد و چند سالگی او را در چند صحنه یک فیلم دولتی به بازی میگیرند تا نشان دهند در سینمای جمهوری اسالمی به روی همه باز است. حتی بازیگری بینفس ،سرخورده و محروم و زخمی از دست نامردان!
روحانی با زن و بچه سرزده به خانه شجریان میرود!؟
چندی پیش خبری منتشر شد که روحانی دست زنش را میگیرد و قابلمه زیر بغل ،سرزده به خانه شجریان میرود و دست بر قضا شجریان هفتاد و چند ساله هم پشت در منتظر دقالباب بوده و وقتی حسن آقا در میزند شجریان به بغل او میپرد و تصادفی یک دوجین خبرنگار هم آنجا پیدایشان میشود .حسن آقا میگوید آمدم تا از تو به خاطر خواندن سرودهای انتخاباتی خودم تشکر کنم! اگرچه خبر بعدا ٌ تکذیب شد ولی انتشار خبری چنین دروغین بدون اطالع آقای رئیس جمهور نمی تواند بوده باشد واضح است که انتشار این خبر سعی دارد از حسنک مرد صلح و دوستی بیافریند و حتی افشا کند که جناب شجریان سرودخوان حضرتش میباشد!! در خارج از هم تلویزیونهایی مانند BBC بخش فارسی ،صدای امریکا ،من و تو ... ،با مشتی بچههای حرامزاده حکومتی که در خارج از کشور النه کردهاند مانند عطاءاهلل مهاجرانی ،کدیور ،عبدالکریم سروش، محسن سازگارا ،اکبر گنجی ،ابراهیم نبوی دلقک ،و مزدورانی چون نوریزاده، چالنگی ،مسعود بهنود ،فرخ نگهدار و یک طویل صف حقوق بگیر دیگر ،خبرخوانان سرتیترهای نشریات رژیم می شوند که نشان دهند با آمدن این مردک بدسابقه و جنایتکار پوزه پرخون رژیم حاال خندان شده است!
فاحشگی به شیوه جمهوری اسالمی!
8زن ایرانی باتهام فاحشگی در میان مقامات کلیدی ترکیه بازداشت شدند
8زن ایرانی باتهام نفوذ در میان مقامات کلیدی ترکیه برای جاسوسی بازداشت شدند. روزنامه حریت ترکیه دراین باره نوشت: این 8زن پس از ورود غیرقانونی به ترکیه، با تشکیل گروهی 24نفره که 10نفر آنها زن بودند ،کار جاسوسی از مقامات کلیدی ترکیه را شروع کردند تا آن که در تاریخ 23ماه اپریل (چند روز پیش) توسط مسئولیت امنیت داخلی ترکیه بازداشت شدند .زنان دستگیر شده متهم اند که با برقراری رابطه جنسی با ماموران برجسته پلیس ،ارتش و دیگر مناصب حساس و عقد متعه از آنها کسب اطالعات کرده و آن را دراختیار سرویس امنیتی ایران می گذاشتند. در بازرسی از خانه این زنان تصاویر برهنه ای از مقاماتی که با آنها در ارتباط بودند به دست آمده است .یکی از بازداشت شدگان بنام "زهرا.ی" در بازجوئی مدعی شد که تنها برای تجارت سنگ های زینتی وارد ترکیه شده بود اما وقتی از تلفن همراه وی تصاویری از روابط جنسی وی با مقامات نظامی ترکیه به دست آمد ،به ارتباط خود با ماموران امنیتی ایران اعتراف کرد. در بازرسی از اتاق یکی دیگر از زنان ایرانی مرتبط با سرویس های امنیتی جمهوری اسالمی در هتلی در شهر ایغدیر ،یادداشت ها و تصاویری به دست آمد که نشانگرجاسوسی وی از تعدادی از مقامات نظامی و اداری این شهر ایغدیر و مناطق اطراف بوده است. 8
شمار ه بیستم و پنجم May 2014 -
آفرین معصــومه بــا ابتــکار باریکال منجی گنجشـک و ســار خوش رها سازی پرنده از قفس تا که برگردد به سوی شاخسار میکنی احسان به همنوعان خویش چون تو خود زاغی و صوتت قار قار ورنه مهر تو به ابنای بشر از گروگانگیری ات بود آشکار جان تو این چشمه را خوب آمدی باز هم از این اداها در بیار غافل از این صحنه سازی ها مشو تا محیط زیست گردد چون بهار هرکه شد در خدمت حفظ نظام این اداها راست از او انتظار در پس آزادی گنجشک تو هست صدها تن به زندان و حصار پشت پرواز پرنده از قفس هست زندان و شکنجه برقرار این اداهای تو و امثال تو پوشش زجر است و فریاد و هوار در پس لبخند ناز خاتمی جرثقیل آماده است و چوب دار پشت رفتار متین اکبری است های و هوی حمله سگ های هار هر سه تان خوشخدمتان رهبری تا که این نهضت بماند استوار پس دو تا گنجشک دیگر ول بده رهبری بنشسته در ایوان خمار گر که گنجشکی نمامده در قفس امر کن فوری به تجدید شکار آخر بازیست خواهر جان بکن «پیش از آن کز تو نیاید هیچ کا َر» قبل از اینکه با همین نهضت بِری یک کمی تعجیل کن خواهر مری
هادی خرسندی
موججدیدیدرراهاستبانامهاییمعتبر گروهی از صاحب نامان تبعیدی و معتقد به سرنگونی حکومت آخوندی رژیم جمهوری اسالمی در ایران در تدارک برپایی حرکتی جدید هستند که موجی از امیدواری را به دوستداران هنر و فرهنگ و ادب و ورزش ایران میدهند که این گروه قصد دارند فضایی تازه و جدید در صحنه ارتباطات مردم و هنرمندان به وجود بیاورند. با در نظر گرفتن شرایط و فضای فعلی که رژیم جمهوری اسالمی با ارسال نمایندگانش در قالبهای مبارز سیاسی ،هنرمند فراری و تاجر دست و دلباز و تلویزیوندار حقهباز ،پیوند اینان با چهرههایی که ظاهرا ً خود را مخالف رژیم به مردم معرفی کردهاند مردم را گول
میزنند و مسیر حرکت را به سود رژیم اداره میکنند و در چنین فضایی مسموم و آلوده که در ظاهر جای دوست و دشمن معلوم نیست و هویت زندگی تبعیدی ایرانیان زیر سوال رفته است جمعی از صاحب نامان رشتههای مختلف فعالیتهای اجتماعی ،هنری ،فرهنگی و ورزشی تصمیم گرفتهاند با هماهنگی وهمفکری گروهی آغازگر فعالیتهای جدیدی باشند که هویت تبعیدی را در تولید کارهایشان نشان دهد به پاس و احترام جان دهها هزار انسان ایرانی که از سوی این حکومت خیانتکار جان سپردهاند و سی و چند سال آوارگی و تبعیدی این گروه مصمم هستند با تولیدات خود در زمینه گوناگون چهره واقعی زندگی تبعیدی نشان دهند.
9
شمار ه بیستم و پنجم May 2014 -
اشرف ،لیبرتی ،قتلگاه انسانیت مظلوم
زندگی هر روز آزمایش و امتحان است .انسانها در کوران زمان صیقل میخورند و بازسازی شخصیتی میشوند. 35سال اعتراض ،فریاد ،درد و اندوه و طغیان در ملتی دربند که اسیر طمع جهانیان است .حکومتی باتفکری که کشوری را اشغال کرده است و حس و مسئولیتی با آن آب و خاک حس نمیکند و تنها بقایش ادامه زندگی حکومت برای آنان الویت دارد بر جان و مال و ناموس مردم ایران زمین حاکم گشته اند. در مرور کارنامه این رژیم اشغالگر اعداد و ارقامی وجود دارد که به جرئت میتوان گفت در طول تاریخ بشریت بیسابقه است .در جنگی خودخواهانه از سوی حکومت مالیان در ایران که میخواستند انقالبشان را صادر کنند بیش از یک میلیون نفر کشته و مجروح و علیل شدند .اعتیاد و فحشاء اعدادش به 6میلیون نفر رسیده است. نرخ بیکاری بیداد میکند .ثبات و حرمت خانوادهها ریزش کرده و دچار سقوط اخالقی شده است .در زندانهای رژیم چند صد هزار ایرانی شریف جان خود را از دست دادهاند .در زندانهای امروز رژیم مالیان دهها هزار دختر و پسر و زن و مرد ایرانی زیر شدیدترین شکنجههای روانی و جسمی و روحی قرار دارند .تجاوز کثیفترین شیوه شناخته شده ،ابزار مزدوران رژیم در ایران است .و صدها نمونه تجاوز رژیم به حق و حقوق و سرمایههای ملی ایرانیان که یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان را به بدبختی و فالکت انداختهاند و جیبهای بیانتهای سرمایهداران جهانی و خودشان را پر کرده و میکنند و در مقابل خاموش کردن صداهای اعتراض مردم یا زندان و شکنجه و اعدام را اعمال کردهاند یا میل ترک وطن را تقویت نمودهند. نزدیک به 8میلیون تبعیدی ،فراری، پناهنده محصول این کوچ ایرانیان است .این صورت مسئله ساده و کوتاه حتماً در مقابل خود پاسخی نیز میطلبد که پس چه شد؟ ملتی که در گذرگاه چند هزار ساله تاریخ همه گاه شاهد تاخت و تاز اجنبیان بر کشورشان بودهاند و سرانجام با همت، غیرت ،شجاعت و بیباکی دشمن را از ایران بیرون راندهند در این برهه زمانی آنان را چه میشود؟ و چرا هر از گاه یاحساس ملی ،میهنی نبرد به آنان دست میدهد و پنجه در پنجه رژیم جنایتکار مالیان میاندازند ولی در زدن ضرب آخر مبارزه نیمه کاره میماند. برای مثال 30خرداد نبرد مجاهدین و رژیم 18 ،تیر جنگ دانشجویان و مردم ،انتخابات ساختگی و بازی بچه گرگهای رژیم ،موسوی ،احمدینژاد، درا ین نمایش و حماسه مردم ایران و استفاده از فضای آماده و بردن رژیم تا لبه پرتگاه و سقوط و باز هم ناکامی. چراهایش از نظر من میتواند بطور ساده و آمارگونه این باشد که: جهان سرمایهداری و سیاستهای 9
عوامفریبانه دولتهای امریکا و اروپا در حفظ حکومت مالیان بخاطر منافع سرشارشان از کشوری که همه چیز دارد غیر از صاحب که مردم باشند. رسانههای تصویری 24ساعته، سایتهای اینترنتی ،نشریات نقش دیوار دفاعی رژیم هستند که در لحظههای بحرانی به کمک رژیم مالیان میآیند و با حضور دهها مزدور بیوطن در لباسهای مجری ،کارشناس ،محقق، دکتر ،استاد که با بازیهای عوامفریبانه آب در آسیاب رژیم و منافع اربابان خارجی میریزند و هدفشان گمراه کردن مردم است و در این میان که همه ابزار و امکانات تبلیغات و تکنولوژی در دست دشمنان ملت ایران است ،ولی متاسفانه در خانه هر ایرانی این رسانههای مسموم رخنه کرده و با علم روانشناسی با افکار عمومی مردم بازی میکنند و کار به جایی میرسانند که در سرنوشت سازترین لحظات و روزهای زندگی چند هزار ایرانی شریف و آزادیخواه در عراق و قرارگاه مجاهدین در زد و بندی کثیف میان امریکا ،ایران و عراق مورد حمله مزدوران حکومتهای ایران و عراق قرار میگیرند و دهها انسان بیدفع و بیسالح را قتل عام وحشیانه میکنند. تصاویری از این شبیخون ناجوانمردانه و غیرانسانی بجای مانده که چناچه ذرهای از شرف و انسانیت در هر کس باشد قیامی علیه این ظلم و ستم میکند. هزاران انسان که سه دهه قید لذت زندگی عادی و عمومی زدهاند زنان و مردانی که زندگی عادی خود را تبدیل به میدان مبارزه بیامان مقابل همه حمالت همه جانبه کردهاند و هر روز با خون پاک خود بانگ ندای بیداری ملت ایران را پرطنین میکنند تا تلنگری بر وجدانهای مردم بزنند و دادخواهی از ظلم بیکران بر خود باشند .به راستی اگر تصاویری ،فیلمهایی صداهایی میتوانست حماسه مظلومیت سرداران رشید در قفس لیبرتی و بر خون خفته اشرف به منازل ایرانیان ببرد و شرح حادثه دهد ،آیا هنوز ایرانیان بر زمین نشسته و بیتفاوت میماندند؟ ولی شرم و نفرین بر چهرههای مزدور و کثیف که شبانروز در تالش بوده و هستند که نگاهها و افکار مردم را بفریبند و بدزدند و احساس بیداری
مردم را به یغما ببرند .مگر میشود انسان بود و از دیدن تصاویر دلخراش و تکان دهنده بر خاک افتادگان اشرف منقلب نشد و دست و دهان و پا بسوی نشان اعتراض نگشود؟ عقاید سیاسی و انسانهای معتقد و پایبند به اصول دمکراسی و آزادی برای هر فرد و گروهی مورد حترام است و مگر میشود حماسه مرگ بلندقامتان آزادیخواه را دید و خود را به کوچه علی چپ زد!؟ یا اشک تمساح ریخت و زهر حمله به متجاوزان به جان این عزیزان را منحرف کرد و بسوی رهبریت کشته شدگان نشانه رفت؟ اشرف ،لیبرتی ،فیلتری است که کنش و واکنشها نسبت به آن نشان میدهد عیار و صیقل وجودی انسانها در چه درجهای قرار دارد؟ مظلومیت تاریخی گروهی در زندان لیبرتی و برجای مانده اشرف بغضی در گلوی انسانیت است .قطره اشکی بر گونه شرمگین مردمانی فرصت طلب و منفعت جوست. در میدان مبارزهای نابرابر و غیرانسانی که سیاست بازان جهانی در کنار رژیم جنایتکار آخوندی با کمک مزدوران وطن فروش علیه چند هزار ایرانی مبارز شریف در گوشهای از جهان براه انداخته اند در ذات خود جوهرهای را میپروراند که چنانچه نصیب هر انسانی شود به او هویت غرور و افتخار میدهد همچون قهرمانان بزرگ تاریخ که ایستاده با مرگ مالقات کردهاند. زندگی هر روز ما آزمایش و امتحان است و محکی بر اینکه آیا بعنوان انسان، ایرانی مسئولیت و تعهدی دربرابر حال و آینده سرزمینمان داریم؟ آیا حاضریم نشانهایی نشان دهم چون چو عضوی به درد آورد روزگار .و اگر عضوها را نماند قرار؟ آیا مظلومیت اسیری و کشته شدگان اشرف و لیبرتی در من انسان ،ایرانی دردی را در روح و جان و جسمم احساس میکنم؟ و در برابر این حس حرکت و نشانی در جامعه نشان میدهم اگر میتوانم مینویسم و میگویم .اگر میتوانم با صدای بلند این مظلومیت را فریاد میزنم .اگر میتوانم کمک میکنم .اگر میتوانم بلندگوی دهانهای بسته در لیبرتی میشوم .اگر میتوانم .اگر میتوانم ...انسان بودن را از حرف به عمل در میآورم.
«رای!؟» ( 1388ـ »1358
کلماتی مانند دمکراسی ،آزادی، مردساالری ،در جوامعی وجود دارد که سرمنشاء این برکات انسانی از درون صندوقهای رای مردم آن سرزمینها پدیدار میگردد. «رای» برای هر انسانی هویت، سیاسی ،اجتماعی ،فرهنگی ،هنری و اقتصادی و ورزشی اوست و «رای» هر انسان و عقاید و خواستههای زیر پوشش او در این «رای» در جهان مترقی بسیار باارزش ،مهم و تاثیرگذار است و همین مجموعه آراء سرنوشت یک کشور را تعیین میکند. 92سال است در انگلستان زندگی میکنم .بارها و بارها در انتخابات نمایندگان منطقه زندگیم شرکت کرده و رای دادهام و هر بار پس از پایان انتخابات از سوی نماینده یا نمایندگانی که به آنها رای دادهام چه انتخاب شده باشند یا نه ،نامهای تشکرآمیز برای من ارسال شده است و از اینکه «رای» اعتماد خود را به آنان دادهام قدردانی کردهاند. یاد میآید برای اولین بار در فروردین 8531که دو ماه و اندی از عمر انقالب ایران میگذشت در مهمترین رای گیری تعیین سرنوشت آینده ایران میلیونها ایرانی در بهار آزادی در برابر استبداد حاکم بر قدرت مجبور بودند به یک سرنوشت تعیین شده رای بدهند .آری یا نه عم ً ال اوج قدرت طلبی ،دیکتاتوری و مردم را به «هیچ» انگاشتن بود. آری یعنی قبول حکومتی که سر و تهاش معلوم نبود .جمهوری اسالمی آری یا نه .یعنی به من رای دهنده دستور میداد و امر میکرد به آری «رای» بدهم و خود را در آیندهای که نمیدانستم به کجا خواهد رفت شریک و مسئول کنم. اولین تجربه زندگی نسلی چون من که 42سال داشتم از «رای» دادن شوربختانه شرکت کردن در جنایاتی بود که بعد از آن رژیم جمهوری اسالمی مرتکب شد و پشتوانه خود را در اجرای این جنایات همان «رای» امثال من معرفی میکرد. یادم میآید شایعه شده بود هرکس رای ندهد دچار مشکالت بسیاری خواهد شد و محرومیت از کار و تحصیل و خروج از کشور برایش فراهم خواهند کرد .تازه ازدواج کرده بودم و در مهندسی نیروی دریایی هم استخدام شده بودم که همسرم هم در آن زمان در همان مهندسی مشغول به کار بود .به همسرم گفتم اگر میخواهی برو و رای بده .ولی من «رای نمیدهم» و «رای» خودم را که میدانستم هیچ تاثیری در انتخاباتی از پیش تعیین شده بحساب نمیآید پس انداز کردم. 53سال از عمر آن «رای» اول در نظام جمهوری اسالمی میگذرد و همان «اولین رای» پایهگذار حکومتی شد که امروز شاهد آن هستیم و بدون «آگاهی» بدون «بینش سیاسی» بدون شناخت از مال و آخوند و نهایتاً حکومتی که اسمش «جمهوری اسالمی» بود یعنی دو نام متضاد در کنار هم!؟ جمهوری که یعنی شراکت
مردم در آنچه که خواستهشان است واسالمی خمینی یعنی تفکرات ضد انسانی و ایرانی مردی که از درون ماه با ایرفرانس به ایران آمده بود!؟ پس از دو هزار و پانصد سال میلیونها ایرانی دلشان خوش بود که به پایان عمر سلطنت در ایران پایان دادهاند و میخواهند به جرگه دمکراسی دهکده جهانی با «رای» دادن بپیوندند! «جمهوری اسالمی» یعنی حکومتی که مبنایش بر اساس «والیت فقیه» نهاده شد و والیت فقیه یعنی اینکه یک نفر بعنوان «ولی فقیه» میتواند سرنوشت میلیونها انسان را بدست بگیرد و «یک رای» او باالتر از تمامی مردم ایران است! اوست که میتواند رای دهها میلیون نفر را باطل کند و بگوید این دهها میلیون انسان عقلشان نمیرسد و ولی فقیه تشخیص میدهد باید چه تصمیمی گرفته شود. جمهوری اسالمی یعنی عقل و شهور و فهم ،دانش و تواناییهای فکری دهها میلیون انسان به اندازه عقل ولی فقیه نیست و اوست که باالتر از هرکس و هرچیز تعیین تکلیف میکند. «رای» فروردین 8531در ایران به آری یا نه 53سال تکرار میشود وکماکان همان آری یا نه ادامه دارد. چند جنایتکار را خودشان تعیین میکنند و نفر آخر هم تعیین شده است .بعد دهها میلیون ایرانی را در نمایشهای مسخره و تشریفاتی به پای صندوقهایی میآورند که تهوعآور است .صندوقی که هر رایی در آن ریخته شود و در نهایت هر آنچه که به عنوان رای نهایی خواهد بود .قبل از اعالم ولی فقیه میگوید « آری یا نه» ولی بقیه داستان ادامهدار است. ولی آنچه در همین انتخابات مضحک حکومت در سال 8831در ایران رخ داد و پس از 03سال از آن «آری» خفت بار ،نسلی بر خالف نسل من با جرئت و آگاهی و از خود گذشتگی بجای «رای بازی» به خیابانها آمدند و «رای» «نه» خود را به رژیم مقابل چشم جهانیان گرفتند و رژیم جمهوری اسالمی را تا لب پرتگاه سقوط بردند ولی مجموعهای از منافع کشورهای سودجو ،شرکتها و کارتلهای نفتی ،زد و بندچیهای ایرانی خارج از کشور ،تلویزیونهای ماهوارهای، سیاستها و قلمهای خودفروش و... همه و همه بسیج و در مقابل رای نه نسل سلحشور ایران ایستادند و تجربه و سرنوشتی تلخ را تجربه کردند ولی آموختن که در حضوری تاریخی دیگر چگونه فریب سیاستهای جهانی و مزدوران خارج نشین را نخورند و «رای» نهایی «نه» خود را در آزمایشی دیگر چنان به سر و روی رژیم و هواداران آن خواهند زد که شک نکنید این رای نه تاریخی و سرنوشت ساز در ایران طنین انداز خواهد شد و نقطه این قیام ملی میتواند در هر گوشهای از ایران بسته شده باشد فقط و فقط یک جرقه نیاز است تا باروت ملی و میهنی ایرانیان منفجر شود .و «رای آری» خفت بار نسل سال 85را به «نه» نسل طالیی امروز تبدیل کند!
10
سفر کشف حقیقت
هیچگاه در اینه با حسرت به خود نگاه کرده اید؟ ردپای اندوه را درنگاهتان دیده اید؟ هیچگاه از خود پرسیده اید که از کجا به اینجا رسیده اید؟ دلتان برای یک گریه عمیق تنگ نشده؟ برای دستی که غبار واهمه ها را از جانتان بتکاند. این روزها بیش از هر زمان دیگری انسانها در عین پیوستگی احساس تنهایی میکنند .خسته از نصیحت های بی مصرف ،در جستجوی مرهمی بر زخمهای جانکاه روحشان پر و بال می زنند .بر مرکب ادراک نشسته ،در جستجوی ارامش به انتظار نشسته اند. ادمی وجودی متعالیست که تنها با شهد اگاهی سیراب میشود .اگاهی سفریست متالطم ،پر مخاطره و بی برگشت ،و جوهر وجودی ما جز از حقیقت رنگ نمیگیرد .در اغاز سفری هستیم که ما را به یگانگی میخواند، یگانگی با خود ،سفری که ما را به بلوغ می رساند .بلوغ شخصیت انسان چالشی پویاست ،چالشی که همواره می تواند اغاز شود مگر انکه ما تسلیم شویم و از زیبایی تبلور کمال خود را محروم کنیم .دانش روانکاوی ،علم جستجو است .حنا سیگال ،روانکاو توانمند انگلیسی می گوید« :دانش روانکاوی بر اساس تشخیص حقیقت از دروغ بنا شده و البته جستجوی حقیقت است که شفا می بخشد» 2011-1918 او به سادگی و زیبایی بی نظیری ما را به سفر کشف حقیقت دعوت می کند ،سفری که با خواست یک انسان اغاز میشود و تنها با عشق به تحول و تکامل میسر است .همگونه که میدانیم انسان وجودش در تکامل است، تکاملی که از رحم مادر شروع میشود. در درون دل مادر روح میگیرد ،جان میشود و از همان اغاز احساس می کند .با صدای قلب مادر ارام می گیرد، گهواره رحم مادر برایش اولین تجربه اغوش است .اغوشی که او را پذیرفته وهمواره پاسخگوی نیازهای جسم و روح اوست .گهواره ای که نه تنها از حرکتهای ناگهانیش از هم نمیگسلد بلکه با انعطاف پذیری بی نظیری او را حمایت می کند .و اینگونه بود که ما اغوش گرم محبت را شناختیم و همواره به ان نیازمند خواهیم بود. انسان این هستی هوشمند ،از مادر متولد میشود و از همان اغاز نا خوداگاه می داند که کسی هست و او را می جوید و این اغاز نیاز ما به تعلق داشتن است. انسان موجودیست اجتماعی که مهم ترین نیاز انسانیش داشتن ارتباط عاطفی با دیگریست .مادر اولین سرچشمه احساس و محبت است
10
شمار ه بیستم و پنجم May 2014 -
چارپایان!
به گزارش خبرگزاری فارس نزدیک به سپاه پاسداران محمدرضا نقدی روز پنجشنبه ۱۴فروردینماه در سخنانی در رشت با اعالم اینکه «اتحادیه اروپا غلط میکند در تهران دفتر بزند» گفت« :اتحادیه اروپا مصداق این آیه قرآن است که فرمود از چارپایان بدتر هستند» وی با حمله به اتحادیه اروپا اظهار داشت« :همجنسبازان مانند حیوانات آمیزش میکنند .در خصوص مواد مخدر نیز چندین برابر افزایش تولید داده و با قیمت پایین در اختیار جوان قرار میدهند ،سپس در قطعنامه میگویند حق ندارید قاچاقچیان را اعدام کنید و همجنسبازان را آزاد کنید و میگویند بیایند در ایران دفتر بزنند ،شما غلط میکنید که در ایران دفتر بزنید». یکشنبه 17 ،فروردین ۱۳۹۳ دفتر اتحادیه اروپا در تهران باز شد!!
کیا که بنیاد روحی سالم را در نوزاد بنا می کند .مالنی کالین،1960-1882 روانکاو کودکان و از تئوریسینهای دانش روانکاوی کودک ،در تحقیقات خود به حقایقی شگفت انگیز دست یافت ،از جمله که اولین رابطه انسانی بین یک نوزاد و مادر شکل میگیرد و بنیاد اساسی سایر روابط ما در طول زنگی خواهد بود. در بستر روانکاوی و روان درمانی حرکتی بی وقفه و پیش بینی نشده در تکاپوست .در این گذر ،من قصد دارم که همسفر راه شما باشم .با چراغی که نور گرانقدرش همواره روشنی بخش جاده زندگی شما شود .از این رو ،با یاری اقای محمود سرابی که در مبارزه مداوم و مستقل خود برای اگاه سازی افکار عمومی همواره در تالش بوده ،فضای مجازی مختصری را برای گفتگو با شما اختصاص داده ایم. هدف از این گفتگو ،به چالش کشیدن دردهاییست که روح انسانها را دست خوش دلتنگی کرده است و امید ان دارم که با هم شاهد تحول و به کمال رسیدن روح وجان شما باشیم.اولین قدم برای اغاز این سفر از جانب من خواهد بود. من مشاور روانکاو هستم و در جهت کسب تخصص در روانکاوی و روان درمانی روابط زناشویی و خانواده دریک مرکز پژوهش های روانکاوی مشغول به کارو تحصیل هستم .شما می توانید پرسش های خود را به ایمل مجله بفرستید و پاسخ های خود را در همین صفحه دریافت کنید .الزم به ذکر است که از دادن هر گونه اطالعات شخصی خودداری کنید. من برای پاسخ گویی به سواالت نیازی به دانستن نام یا محل سکونت شما ندارم .از هر گروه سنی کودکی تا کهولت ،نگرانی های ناگفته را به چالش بکشید تا ارامش را به جان خود هدیه کنید.
صحنه اول -دفتر کاترین اشتون .مقر اتحادیه اروپا اشتون به جک استرا :جک عزیز قرار است به شما ماموریت مهمی داده بشه؛ با توجه به شناخت شما از مردان سیاسی ایران و بخصوص با توجه به سابقه دوستی شما با آقای روحانی و دیگران و زحماتی که شما برای حل مشکالت تحصیلی آقایان در آکسفورد کشیده اید ،بنده ماموریت دارم که از طرف اتحادیه اروپا به شما نمایندگی بدهم که به تهران بروید و یک دفتر کوچک اونجا باز کنید .یک دکان یا حتی دکه هم باشد برای ما کافیه .دستتون برای خرج کردن بازه. هرچقدر خرجش باشه با پورسانت و حقوق و حق ماموریت و مخارج سفر خودتان به روی چشم. ***
جک استرا ،تلفن سوم :حاج آقا سالم علیکم .صبحکم اله بالخیر و العافیه .... .بنده جک استرا هستم و میخوام باحضرت آیت اله جنتی عرض ادب کنم ...بله حاج آقا .جک استرای انگلیس ...نخیر از طرف ملکه انگلیس نیست .از طرف بارونس اشتون ماموریت دارم که خدمت حضرت آیت اله عرض ادب کنم ...حضرت آیت اله عرض ادب دارم ....امیدوارم که خداوند به حق چهارده معصوم عمر شما رو دراز کنه ....بله قرار شده که یک دفتر در تهران راه بندازیم که برای ارتباط با سرکار و بقیه مسئوالن کشور مشکل رفت و آمد نداشته باشیم ...بله صدر درصد .شما هر کاری که در اروپا داشته باشید از طریق همین دفتر براتون انجام میشه .البته برای معالجات و چک آپ حتما باید
خودتون تشریف بیارین لندن ...واله قیمت مستقالت و خونه توی لندن خیلی رفته باال .اما اگه الزم باشد خودم یک بنگاه معامالتی مطمئن سراغ دارم ...بله یک خونه هفت هشت اطاق خوابه مستقل با همه تجهیزات پزشکی و بهداشتی مثل استخر و جاکوزی و سونا در منطقه خوب لندن براتون پیدا می کنم ...اختیار دارید حاجی آقا .قابل شما رو نداره .ما به شما بیش از اینها بدهکاریم ...ها ها ها ها ها .چوبکاری می فرماین حاج آقا .به اقساط سه هزارساله .صدسال اولش هم پرداخت نداره ...نخیر شما الزم نیست تشریف بیارید انگلیس. اسنادش رو می فرستم به همین دفتر که میخوایم باز کنیم و میارن خدمت شما که امضا کنید ...چشم حتما خدمتتون شرفیاب میشم .فقط میخواستم اگه میشه یه سفارشی هم به مقام عظما بکنید..
با سیستمهای ستالیت ما می توانید کانالهای ایرانی ،افغانی ،عربی ،اروپایی و هندی را با دستگاه های دیجیتال دریافت نمایید
شمار ه بیستم و پنجم -خرداد 1393
جمهوری اسالمی و ایران جعلی
فرخ فروزین استقرار جماعت آخوند در مقام رهبری فکری مردم و مرجعیت تقلید و مساعی او در انحصاری کردن علم و محدود کردن آن به آموختن خرافات و جعلیاتی است که نه برای دنیای کسی مفید است و نه برای آخرت او موثر! آخوندها آنقدر به ادامه این جنایت پرداختند که از ملتی دانشمند و دانش پژوه و متمدن و وطنپرست، به قول خودشان جمعی عوام ،جاهل و مرید مطیع کر و کور ساختند. حاکمیت آخوندیسم پ ساز تحمیل خود به مردم ایران ،به عنوان حکومت جمهوری اسالمی از همه سو دست به انتقام گشود .انتقام از تمدن ،از ترقی و پیشرفت اجتماعیف از علم ،از دانشگاه و دانشجویان ،از دانشمندان و فارغ التحصیالن ،از هنرمندان ،از نظامیان، از زنان و حقوق و آزادی زنان و از همه نمایانتر از وطنخواهی و ملی گرائی. آخوندها اصالتاً ایرانی نیستند و اعراب تغییر محل دادهای هستند که برای نیل به این روز و شرایط بیش از هزار و چهارصد سال کوشیدهاند و راه دراز و پر از مکر و حیلهای را پیمودهاند. آخوندها در اصل اعراب فراری و مهاجم و سرگردان بودند که در آغاز و در نسلهای اولیه ،خانه بدوش و آواره و بیوطن بودهاند و برای مفاهیمی مانند وطن و میهن و ملیت نه ارزشی قایل بودند و نه هرگز خود را مقید به این گونه تعلقات کردهاند .آخوندها مطمئناً در باطن هنوز هم به وطن عربی تعلق میورزند و با حیلهگری گاهی از آن به نام مملکت اسالم یاد میکنند .و چون قرنهاست از آن وطن نیز رانده و بریده شده ،لذا به تدریج این یاد مانده را نیز الاقل از نظر جغرافیائی از یاد برده و چنین است که در طول تاریخ به ندرت دیده شده که آخوندها نسبت به میهن و ملت و دفاع از استقالل مملکت و نوامیس ملی عالقهای نشان داده باشند و اگر گاهی اتفاقی افتاد که در این باره حرفی زدهاند ،من باب تامین منافع و حفظ مصالح خودشان بوده است و شواهد فراوانی از ضدیت آخوندها با دانش آموزی مردم و مبارزه این جماعت خبیث با وطن و ملیت در جامعه به دست آمده است. بدین سبب است که وقتی ایران را جعلی مینامند صدای اعتراضی در
داخل شنیده نمیشود و شنیده نشده است و چگونه است هر روزه اینگونه اهانتهای ملی از زبان بیگانگان پس از استقرار آخوند به گوش میرسد و چرا قبل از آن هیچ کشوری جرأت بیان این اراجیف را به خود نمیداد .دالیل بسیار روشن است. چرا ما به جای اینکه صدای اعتراض خود را به سوی جمهوری اسالمی رساتر کنیم و نشانه بگیریم ،به سخن پراکنی بی.بی.سی معترض میشویم، این جمهوری اسالمی بیوطن است که این اجازه را پس از یورش به ایران به جهانیان داده است .وقتی بی.بی. سی و یا هر سازمان و دستگاه دیگری میبیند توهین به ایران و ملیت و وطن ایرانی هیچ عکس العملی ندارد بیشتر و سنگینتر از قبل به جلو میرود .حقیقتاً چرا در زمان پادشاهان پهلوی چنین تهمت و جسارتهایی به گوش نمیرسید؟ بیسبب نیست ملتی که در سه هزار سال قبل مخترع حساب و مقیاس و خط بود 52 ،قرن پیش پایهگذار پیشرفتهترین نظام حکومتی و منادی و پرچمدار حقوق بشر بود و در همان دوران منظمترین راههای شوسه را بر پهنۀ مشرق زمین ساخته، اولین بنیانگذار نظام پستی ،بزرگترین دانشگاهها و مراکز علمی جهان را در 81قرن قبل تاسیس کرده بود، عظیمترین کتابخانهها و گنجینههای علمی را در 61قرن قبل در اختیار داشت و صدها فن و هنر و ابتکار و ابداع و سازندگی در رشتههای مختلف ،که مخلوق اندیشۀ پرتوان و خالق فرزندانش بود ،به برکت وجود جماعت آخوند و تالشی که در طول ده قرن برای به زنجیر کشیدن اندیشه مردم و به اسارت درآوردن دانش و هنر و فن به کار برده بود ،به چنین ذلت و بیمایگی و فقر گرفتار آمد. آخرین یورشی که با درنده خویی و غارتگری و ویران کنندگی بینظیر متوجه سرزمین ما ایران و ملت عزیز و بزرگ شده ،تهاجمی است که در 53سال گذشته ظاهرا ً زیر نام و عنوان انقالب اسالمی و به رهبری یک آخوند و همدستی سازمانهای ظاهرا ً ایرانی و حمایت نیروهای چند گانه خارجی ،یک بار دیگر رشته تداوم و نظام حکومتی ایران را از هم گسسته و همۀ تالشها و امیدها و آرمانها برای پیشرفت و ترقی و تکامل آن را نقش بر آب کرده است. زمانی که یورش آخوندها به ایران، میرفت تا آنچه بر ایران تحمیل شد انقالب نام گیرد ،رادیو بی.بی.سی لندن در برنامه جام جهان نما ،ناگهان به پیش بینی غیب گویانهای مبادرت ورزید و درباره آینده ایران چنین گفت: «ایران در طول 2تا 5سال آینده دستخوش تغییرات بنیادی عمیقی
خواهد شد و پس از این تغییرات، برای کنترل و به دست گرفتن قدرت، کشمکشهای فراوانی در صحنۀ سیاسی ایران پدیدار خواهد شد ،که از پیآمدهای آن سبب ضعف شدید بنیه مالی و نظامی ایران خواهد بود که احتماالً قطع صدور نفت را نیز در بر خواهد داشت و پس از این دورۀ افت و خیز ،دولتی زمام امور را به دست خواهد گرفت که به علت ناتوانی مالی و نظامی در برنامههایش جائی برای رویای تمدن بزرگ وجود نخواهد داشت ،و به سبب شرایط حاکم بر جو سیاسی ،اقتصادی و اجتماعی ایران ،این کشور مقامی همپایه کشور همجوارش افغانستان را خواهد داشت و رویای تمدن بزرگ و پنجمین قدرت نظامی ،سیاسی و اقتصادی برای همیشه فراموش خواهد شد!!» این پیش بینی غیب گویانه در آذرماه سال 7531از رادیو لندن ،جام جهان نما گفتار فارسی پخش شد. در طول این 53ساله از یورش آخوندها به سرزمین ایران کرارا ً چنین جسارتها و گستاخیها گفته و شنیده شده است و جای تعجبی نیست که امروز ایران ما را با تمدنی چهار هزار ساله ،به برکت وجود این روضه خوانها جعلی بنامند. آری آنچه بر ایران تحمیل شد انقالب نبود ،بلکه انهدام بود تا ایران به دوران تازهای از انحطات و اضمحالل و ویرانی و ملت ایران به مرحلۀ جدیدی از اسارت و عقب ماندگی و فقر و بدبختی برگردانیده شود و این همان ماموریتی بود که آخوند مرتجع با استحمار مردم به نفع مقاصد استعمار انجام دادند. با این همه ،چگونه میتوان نشست و بیطرفی و بیتفاوتی پیشه کرد در حالی که حاکمان رژیم حاضر ،حتی از بردن نام ایران به عنوان یک محدوده جغرافیایی اکراه دارند ،چگونه میتوان بیتفاوت و بیطرف بود در شرایطی که عدل از قاموس این کشور رخت بربسته است ،چگونه میتوان نشست و نظاره کرد که گروهی در نقاب اسالم با جمیع وسایل ممکن ،ایران را به سوی فقر و نیستی سوق میدهند .چگونه و اساساً چرا باید بیتفاوت بمانیم تا ملت ایران از طریق تحمیل یک رژیم بیدادگر و واپسگرا زیر ماسک مذهب بروز سیاه بنشیند. رجعت به قرن اول هجری به هر دلیلی که باشد در شأن تاریخ درخشان ایران نیست و سزاوار نیست ملت بزرگ ایران ،استحاله یک فرهنگ مثبت چند هزار ساله را در فرهنگ بدوی تماشا کند .نه در شأن ایران نیست و فراموش نکنیم ایران، جمهوری اسالمی نیست و جمهوری اسالمی ایران نیست.
سنگسار پر برکت!
11
مثنوی آخوند منکراتی و همسر هوسباز و شیرینکارش
دید آن زیبا زن صاحبنظر یک جوان ناز را در رهگذر پس هوس او را فکندی در کلک پنجره بگشاد کای آقا کمک! آن جوان بشتافت تا یاری کند زان پری رفع گرفتاری کند
لرزه افتادی جوان را بر بدن گفتکوشلوارمن؟کوشورتمن؟
تا که آمد از در خانه درون زن در او آویخت تا حد جنون
وای اگر از ره رسد این ریش و پشم هر دومان را میکشد از روی خشم
لب فشردی بر لب آن رادمرد آتشی انداخت در اندام سرد
زن گرفت او را دو دستی از کمر میفشردش بر خود آن قرص قمر
زینطرف یک دست او بر گردنش دست دیگر کنجکاوان بر تنش
گفت حظ کن از من و اندام من نوش جان کن تا نیفتد از دهن!
بند خود بگشاد و از آن مرد هم مرد آسود از فشار و درد هم!
ای جوان باال بیا ،پائین برو نه به فکر شوهر بیدین برو
زن کشاند آنگه به سوی بسترش تا بسوزاند ،کند خاکسترش
شوهر من هست عضو منکرات!! لیک اخبار خوشی دارم برات
دید ناگه چشم آن مرد خجول قابعکسیروبروپرعرضوطول
او نخواهد یافت دراینجا حضور رفته با هیئت به شهری دو ِر دور
داخل آن قاب ،شیخی خیره سر در کف اش گرز و سالحش بر کمر
یک زنی کرده زنا در آن دیار رفته این هیئت برای سنگسار!
چشمچهخونباروگردنچهکلفت هیکلیپرطولوعرضازمالمفت
شوهر من هم رئیس هیئت است! پس ترا کلی در اینجا مهلت است!
گفتپساینکیست؟گفتاشویمن!!
نیست از برگشتنش فع ً ال خبر پس به من لذت بده ،لذت ببر!
خود چرا برخاستی از روی من؟
«نگاهی به پشت پرده ورزش ایران»
برنامه ای از رادیو اسرائیل با اجرای محمود سرابی کارشناس امور ورزشی برای نگاهی به پشت پرده ورزش ایران ،برنامه «ستون ورزشی هفته» با اجرای محمود سرابی کارشناس امور ورزشی را هر چهارشنبه از رادیو اسرائیل بشنوید موعد پخش برنامه رادیو اسرائیل: اروپای مرکزی و غربی ساعت ،16بریتانیا ساعت 15بعدازظهر ماهواره هاتبرد :فرکانس - 12597سیمبل ریت 27500 3/4 - V
11
12
شمار ه بیستم و پنجم May 2014 -
ورزش
به شیرمردی که به افسانه پیوست از آسمان آمد به آسمان پیوست با لبخندی جادویی ،با پیام مهربانی وقتی میخواهیم از او بنویسم میترسم ،دستهایم با قلم خوب نمیچرخد .وحشت دارم. در سی و چند سال گذشته هزاران مطلب و مقاله و خطابه نوشتهام که مجموعه آنان را اگر بخواهم کتاب کنم دهها جلد کتاب خواهد شد. نویسندگی حرفه اصلی زندگی من شده است ولی به حکم رفاقت ،به حکم سالها دوستی به حکم سزاواری لیاقتها و شایستگیهای او ،به دلیل شهامت ،رشادت او و به دلیل جان سپردن قهرمانانهاش میترسم که نتوانم حق مطلب را درباره او ادا کنم. به شرف و وجدانم و ایرانم که برای او هم عزیزترین بود سوگند میخورم از نوشتن در باره حبیب خیبری وحشت دارم. سی سال از مرگ باشکوه او میگذرد .بهارانه سینه او گلگون کردند .آنان که در زندان اوین سال 1363زندانی بودند ،به یاد دارند که در حسینیه اوین الجوردی جالد حبیب را با پیکری شکنجه شده آورد و با صدای بلند فریاد زد حاال که جلوی دوربین تلویزیون توبه نمیکنی ،همین جا توبه کن و فردا آزادت می کنم. حاضران میگوید :حبیب سرش را به سویی دیگر کرد تا حتی نگاهش به چشم مرد جالد نیفتد و باز هم حاضران در آن سالن در زندان اوین میگویند :شیرزنی نیز از میان زندانیان زن فریاد زد :حبیب مردانه بمیر. و الجوردی جالد که در مقابل زنان تحقیر شده بود هر دو را به
12
جوخه اعدام سپرد. حبیب از جنس ناب انسانیت بود .هر آنچه همه داشتند او زیادی داشت .مانند پرشهایش در فوتبال بود .با قد کوتاهی باالتر از همه قدبلندهای فوتبال ایران در آسیا سر میزد .اندازه قد خودش میپرید. طوفان سیاه خمینی شوم شکوفایی فوتبال او را به خزان کشید ولی حماسه حبیب ماندگار شد تا نسلهای جوانان ایران زمین نام حبیب را در شاهنامه واقعی تاریخ حماسهای جاودانه کنند. در خانه حاج آقا خیبری در پامنار سه پسر پا به توپ به دنیا آمدند. مهدی ،هادی و حبیب .حاجی در مغازهاش به روی همه باز بود .اص ً ال حبیب عکس برگردان حاجی خیبری بود .همان صفا و محبت و مهربانی. مهدی اول همایی شد در دفاع راست تیم هما تا پوشیدن پیراهن تیم مل یهم رفت ولی تحصیل را به فوتبال ترجیح داد .و قبل از انقالب به امریکا رفت تا تحصیل کند .هادی برادر میانی بود و با من در باشگاه اقبال همبازی شد و حبیب هم همایی شد .رفاقت من و حبیب از بازیهای دوستانه زمینهای خاکی شروع شد. جایی که در کنار بازیکنانی چون: مهدی خیبری ،میرفخرایی ،حسن نایب آقا ،سجاد صادقی ،مهدی غزال، بهروز داریان ،محمد جهانی 2 ،جوان کم و سن و سال هم حبیب و من بودیم و عشقمان هم بعضی ظهرها سر بازار تهران چلوکباب نایب و مش نوروز بود.
لبخندی شیرین حبیب نشأت گرفته از قلب پاک و صفای روحش بود .و اینجا با کودکان چینی در سفر چین
با حبیب جفت و جور شده بودیم. خیلی وقتها که تمرین و مسابقات نبود را با هم میگذراندیم .تفریحمان هم خوردنیهای مختلف بود از بستنی اکبر مشدی تا گل و بلیل تا آبمیوه فروشیها و جگرکیهای تهران و از شاید باور نکردنی باشد کمتر حرفمان فوتبالی بود .حبیب آهن ربای محبت داشت .غیرممکن بود ساعاتی با او باشی و هرگز چهره، حرف زدن و آن لبخند جادوئیش را فراموش کنی .با ادب ،نزاکت ،محبت و شرم ،رفاقتش و فروافتادگیش
حبیب خبیری (نفر دوم نشسته از چپ) همراه با دیگر اعضای تیم ملی
اسیرت میکرد .و عجیب بامزه و شیرینکار در جمع بود .یادم میآید یکی از شیرینکاریهایش این بودکه اسم هر کس را از پشت سرش طوری صدا میزد که فکر میکردی کسی از 20 ،10متری صدایت میکند و بر میگشتی و دنبال صدا میگشتی و او با آن قیافه معصوم و مظلوم چنان نگاهت میکرد که تنها به او فکر نمیکردی صدا کرده باشد .از این قبیل شوخیهای بامزه که نقل مجلس بازیهای فوتبال مان بود .که با اتوبوس میرفتیم. حبیب در تیم هما از پسربچهای کم نام و نشان به سرعت به بازیکنی طراز اول تبدیل شد .سرعت فوقالعاده ،تکنیک نابش ،پرشی حیرت انگیز و هوشی سرشار از حبیب بازیکنی در قد و قواره تیم ملی سالهایی ساخت که بازیکنان بزرگی در دفاع راست مانند حسن نظری ،پورحیدری ،مجید حلوایی، تابش و ...بودند ولی بزرگمرد کوچک فوتبال ایران در مسابقات مقدماتی جام جهانی آرژانتین در برابر کویت با پیراهن مقدس تیم ملی فوتبال ایران یکی از دو گل پیروزی ساز را به ثمر رساند تا نشان دهد فوتبال ایران صاحب اعجوبهای استثنایی در فوتبال و اخالق شده است .هرگز کسی بیاد ندارد با حیبی خیبری حتی به بگو و مگو هم کارش کشیده
باشد و در برابر همه ترشروییهای دیگران تنها با لبخند جادوییاش همه را خلع سالح محبتش میکرد. انقالب رسید و دیو سیاهپوش همه چیز را مصادره کرد .با حبیب از بحبوبه آن روزها صحبت از چه خواهد شد میکردیم .خیلی زود اعتقاد و احترامش از خمینی بریده شد .معلم شده بود به بچههای بیبضاعت جنوب شهر درس میداد. ساعاتی هم به زندان قصر میرفت زندانیان دربند و معتاد را به ورزش میکشاند .در افکار بلند و انسانیش فردایی روشن و مملو از آزادی و شادابی و شادکامی میدید. او به سازمان مجاهدین خلق پیوسته بود .در صحبتهایی که باهم میکردیم آرزوهای خود را در قالب این سازمان میدید .وقتی هم جدی یعنی جدی بود آنقدر جدی بود که سینهاش را تعارف گلولههای سربی دژخیمان خمینی کرد. گفتم وحشت دارم بنویسم. همیشه از این میترسم نتوانم حق مطلب را ادا کنم و به همان لحظه رسیدم صدها حرف ،خاطره و حماسه در قلب و خاطره و قلم خود دارم ولی به روحبزرگ خودش قادر به نوشتن بیشتر نیستم چون بغض در گلوی نشسته و اشک در چشمان آرمیده دیگر مجال نمیدهد فقط میگویم فرشتهای انسان نما بود.
13
شمار ه بیستم و پنجم -خرداد 1393
ورزش
فرشتهای انسان نما
وقتی بخشی از زندگیت که مملو از خاطرات است به سینهات سنجاق میشود و سینهات با یادآوری خاطرات طپشش باال و پائین میرود، دیگر نمیتوانی جلوی باران چشمان ابری را گرفت .آرزو میکنی یک بار دیگر زندگیت به آن روزها برگردد و فرصت داشته باشی یک بار دیگر با آدمها و روزهای گذشته زندگی را تکرار کنی. هر کدام از شما که این نوشته رامیخوانید لحظهای خود را در این آرزو با من شریک کنید و سفری به خاطرات خود بکنید و هر لحظه ،ماه، یا سالهای گذشته را به یاد آورید که واقعاً دلتان میخواهد به آن لحظات برگردید. برای من طی چند دهه گذشته عمرم شاید مهمترینهایش 3خاطره عزیز و دوست داشتنی خواهد بود .یکی از آنان متعلق به حبیب است. رفیقی که بیشتر از برادرهایم دوستش داشتم و وقتی که دژخیمان خمینی جالد بدنبالش میگشتند میان آن همه دوست و رفیقی که سراسر ایران داشت به من زنگ زد و پرسید من محمودی هستم چند روزی مهمان نمیخواهی؟ حتی بوی صدایش را حس میکردم و میدانستم چرا خودش را با اسم جعلی معرفی میکند چون نگران بود که شاید تلفن من هم تحت کنترل باشد! در میدان توحید قرار مالقات گذاشتیم و وقتی سوار شد کالهی تا زیر ابروهایش کشیده بود و ریشی انبوه چهرهاش را پوشانده بود .وقتی دیدمش با خنده پرسیدم آقای محمودی با این ریش و سبیل که میبینمت یاد چند سال پیش میافتم که سبیل گذاشته بودی و میگفتی سبیل گذاشتم که بعضیها صدام نکنن «بچه بیا اینجا»! و چقدرخندیدیم... حبیب مدتی در خانه من بود و هر دو میدانستیم جالدان کمیتههای بازار و گلوبندک سخت به دنبالش هستند. در مدتی که در خانه من بود قرار گذاشتیم داللی او را از ایران خارج کند .چند نفر از کسانی که رازدار بودند را شبها به خانه دعوت میکردم تا با هم باشیم و حبیب خیلی احساس تنهایی نکند. حبیب بمن یاد میداد که چطور از کتاب بعنوان وسیلهای برای جاسازی مدارک استفاده کنم. فوت و فنهای مخفی کاری را بمن میآموخت و سرگرمی او دخترم هانیه بود که آن زمان حدود 2سالش بود. حبیب با کد و رمزهای خودش گهگاه از تلفن خانه استفاده میکرد و یکبار هم بمن گفت قراری گذاشته و میرود و برمیگردد!؟ به او گفتم ریسک بزرگی است مدت باقیمانده را بیرون نرو تا زمان خروجت از ایران برسد .ولی اصرار کرد و با همان خنده جادویی ما را مغلوب کرد ولی به کسی که اطمینان داشتم او را سپردم که ببرد و برگرداند .که همین گونه هم شد. روزی دیگر دوباره گفت باید باز هم برود و کسی را حوالی میدان فوزیه (امام حسین) مالقات کند و اصرار هم کرد که تنها برود و برگردد .ولی کسی که قرار بود حبیب را مالقات کند ،لو رفته بود و تحت نظر بود .هر دو را در محل مالقات دستگیر کردند .من چشم براه رفیقی بودم که داستان رفیق نیمه راه شد. حبیب پرکشید و لبخند جادوئیش را به میراث برای همیشه به ما بخشید.
فوتبال ،تماشاگر ،کابوس حکومت اسالمی
نسل جدیدی که فوتبال فعلی ایران را تماشا میکند ،نمیداند قبل از دو دهه پیش فوتبال ایران سرشار از استعداد ،نبوغ و تعصب و عشق بود. سخت است که برای کسانی حرف از فوتبال ایران زد که کمتر از 40سال دارند .رژیم جمهوری اسالمی حافظه تاریخی چند نسل در ایران را سوزانده است .در فوتبال دنیا الگو و اسطوره و پیشکسوت سرمایه گرانبهای جذب نسلهای جوانتر هستند. ولی رژیم ضد ایرانی حاکم در ایران از همان روز اول استقرارش در ایران تالش کرد الگوها و سمبلهای مورد عالقه مردم را از بین ببرد .اکثر آرشیوهای هنری ،ورزشی ،تاریخی را به دست امثال محسن مخملبافها، اکبر گنجیها ،ده نمکیها نابود کردند تا خودشان در ردیف اول باشند .چهرههای شایسته و مورد عالقه مردم را اعدام ،زندانی و شکنجه کردند با تحقیر مجبور به فرار یا خانهنشینشان کردند تا در حافظه نسلهای جدید جنسهای قالبی دولتی جای چهرههای ناب و پرهنر قبل را بگیرند. فوتبال با حضور پرشور دهها هزار نفری عالقمندان به این ورزش باعث ترس و وحشت رژیم شد و اولین شورش و اعتراض علیه حکومت اسالمی با شعار مرگ بر خمینی از امجدیه شروع شد که تماشاگران بازی کنسل شده پاس و پرسپولیس همه جا را به آتش کشیدند و رژیم چنان وحشتزده از این قیام ورزشی شد که بالفاصله با طرحهایی مانند 27سالهها به باال دیگر حق بازی در تیمهای ملی را ندارند ،طرح منطقهای یعنی همه باشگاهها منحل و بازیکنان در مناطق محل زندگیشان بازی کنند مانند مسابقات محالت آنهایی که سالهای 63ـ 60را یادشان میآید میدانند که سیاهترین سالهای ورزش ایران با ریاست مصطفی داوودی بود. آرشیو بازیهای تیم ملی ایران که سه دوره و طی 12سال قهرمان جام ملتهای آسیا شده بود را نابود کردند .بازی تیمهای ملی در مقدماتی جامهای جهانی را از بین بردند تا نسل جوان نداند پرویز قلیچ خانی، حسن روشن ،حسن نظری ،عبدالرضا برزگری و دهها چهره ناب فوتبال ایران چه کسانی بودند و رژیم تالش داشت چهرههای تقلبی چون محمد مایلی کهن ،محمد دادگان ،فریاد شیران، محمد پنجعلی و مهدی دینورزاده، رحیم میرآخوری و ...را جایگزین آنان کند که چنین مقایسهای خندهدار و مضحک بود .و اینان هیچیک محبوب و ماندگار نشدند. وحشت و ترش از فوتبال و تماشاگر
35سال است چون کابوسی روی پیکر رژیم افتاده است .با آغاز لیگ خلیج فارس حدود سیزده سال پیش رژیم آمد و فوتبال و اداره آن را به سپاه و وزارت اطالعات داد و آنان از راس سازمان ورزش تا هیات مدیره باشگاهها ،مدیرعاملهای
باشگاهها ،سرپرستان ،کادر اداری و بوق چیها به قولی لیدرها را از اطالعات و سپاه گذاشتند و عم ً ال فوتبال کام ً ال امنیتی و اطالعاتی شد و با سرمایه هنگفت دولتی و بریز و بپاشهای کاذب فضایی مسموم و آلوده ساختند که همه در آن آلوده باشند. از مربیان و کادرهای فنی گذشته تا بازیکنان همه را بنوعی با قراردادهای زیر میزی ،د ادن زمین ،خانه ،ماشین، بجای پول درآوردن مربیان و بازیکنان درجه چندم اروپای شرقی و افریقایی، برقراری صدها مدرسه فوتبال آلوده به مواد مخدر و اعتیاد که باعث خشکاندن پرورش استعدادها شوند. گرفتن فیلمهای خصوصی از مربیان و بازیکنان با برنامه ریزی قبلی و وادار کردن آنان با حفظ خط قرمز رژیم ،راه اندازی برنامهای به نام «نور» با حضور چهرهای اجارهای بنام فردوسیپور که با طرحهای وزارت اطالعات به مدیریت که مردم را بفریبند و با ظاهرسازی طوری وانمود کنند که در یک برنامه زنده تلویزیونی درباره همه چیز افشاگری میشود و مردم ساده بین هم باور کنند در حکومت اسالمی و در تلویزیون دولتی که ویترین رژیم است برنامهای مخالف هم وجود دارد!؟ و از فساد و دزدی و زد و بند و تقلب و اعتیاد در ورزش را نشان میدهند ولی همه این نابسامانیها در نهایت به فدراسیون فوتبال ختم میشود!؟ و رژیم در آن دخالت ندارد!!! و یک مجری تلویزیونی هم انگار در ایران زندگی نمیکند و نقش دن کیشوت را درآورده است و با عوامفریبی مسئول اجرای طرحهای وزارت اطالعات است
و هر روز هم بال و پر بیشتری به او میدهند!؟ فوتبال ناب ایران که 20سال در آسیا در رده نوجوانان ،جوانان و بزرگساالن آقایی میکرد و تیمهای کره جنوبی و ژاپن و سایر کشورهای آسیایی همه تالش میکردند بعد از ایران دوم شوند و جام تخت جمشید در 36سال پیش الگوی مسابقات باشگاهی در آسیا بود ولی امروز به یمن وجود نحس آخوندها حریفان جدی ما امارات ،عمان ،قطر و ...شدهاند! در برهوت فوتبال جمهوری اسالمی حکایت بادبادک در زیرزمین هوا کردن است. 35سال است دیگر نتوانستهایم قهرمان جام ملتهای آسیا شویم35 . سال است به المپیک نرفتهایم35 .
سال است هیچیک از تیمهای ملی امید ،جوانان و نوجوانان ایرانی به قهرمانی آسیا نرسید ه است!! در ده سال اخیر ریشه سازندگی در فوتبال را سوزاندهاند .وقتی به میانگین سنی باالی 28سال در فوتبال ایران نگاه میکنی و در مقایسه با ژاپن و کره که به 22سال میرسد متوجه خیلی تفاوتهای اساسی خواهی شد و به همین دلیل است که کیروش مربی ایران 2سال است چون مارکوپولو به کشورهای مختلف سفر میکند تا از میان فرزندان خانوادههای فراری از این رژیم را پیدا کند و به نمایندگی از سوی رژیم مالیان کاسه گدایی استعدادطلبی را بسوی آنان دراز کند تا آبرویی به نام ایران بوسیله فرزندان این سرزمین بدهد .و اگر اشکان دژآگه و قوچانی نژاد نبودند امروز حرفی هم از جام جهانی نبود.
جهت معرفی استعدادهای نوجوانان ایرانی به فوتبال انگلستان
کالسهای آموزش فوتبال رده سنی 16ـ 10سال
زیر نظر محمود سرابی دارای مدارک بین المللی مربیگری از فدراسیون جهانی فوتبال«فیفا»
در مدرسه وایت فیلد برگذار می شود.
والدین عالقمند به حضور فرزند یا فرزندانشان در این کالسها و کسب اطالعات بیشتر می توانند با دفتر انجمن ورزش لندن تماس حاصل نمایند.
WHITEFILD SCHOOL
Claremont Road NW2 1TR
Tel: 07875 238 544
13
14 زمین ناهموار و لغزنده و بسیار تاریک باعث گردید تمام گروه از زن و مرد گرفته دست یکدیگر را گرفته تا هم از زمین خوردن جلوگیری شود و هم اینکه در این جنگل انبوه گم نشویم .جنگلها در بوسنی هرزگووین با جنگلهای کشور عزیز خودمان ایران بسیار با یکدیگر فرق میکند. در آنجا درختان از قسمت باال بهم دیگر کالف شده و بسیار تاریک میباشد .در آنجا مطلقاً حیوان درنده وجود ندارد .بدینجهت بعضی از خانمها و بچهها خوشحال بودند. پس از 3ساعت پیادهروی که به سختی انجام شد به یک محوطه باز بدون درخت وارد شدیمکه علفهای بلند داشت .برای 20دقیقه استراحت اعالم شد .پس از استراحت دستور حرکت صادر شد .در دو کیلومتری به نزدیک رودخانهای که خط مرزی بین بوسنی هرزگووین و کروواسی بود رسیدیم .حدودا ً در 80متری رودخانه قاچاقچیان همه را به یک صف کرده و با اشاره دست گفتند بروی چمنها نشسته تا گروه را برای رفتن به آنسوی رودخانه به دو گروه تقسیم کنند .یکی از قاچاقچیها دست روی شانه من گذشت گفت بلند وقتی ایستادم خوش جلو من پشت سرش تا حدود 10متر جلوتر ایستاد و برگشت بیست نفر را انتخاب کرد به صورت یک صف ایستادیم از 45نفر حدودا ً 8نفر زن 3بچه و 34نفر جوان و بزرگسال بودند در گروه ما .آقای متوسل زاده به اتفاق دخترش و نوهاش و یک جوان و همسرش بودند .پس از 10دقیقه یکی از قاچاقچیان جلو من پشت سرش و بقیه بیست نفر هم بترتیب تا آ[رین نفر قاچاقچی دومی بود که به رودخانه رسیدیم .چون نیمه شب بود و هوا بسیار پاک و نور ماه کام ً ال رودخانه را روشن کرده بود .وقتی قایق چوبی 5متری را دیدم که در علفهای بلند کنار رودخانه پنهان کرده بودند .در انتهایش یک موتور وجود داشت .من روی تجربه وقتی دیدم رودخانه هیچ موجی ندارد در دلم گفتم حتما سه تا چهار متر عمق داردو ضمناً با خودم عهد کردم که اگر بیش از 8نفر سوار کرد من پیاده میشوم .چون مشابه این قایق را در کشور خودمان بین بندرپهلوی و غازیان تردد میکردند که من بارها از غازیان به طرف پهلوی و یا بالعکس جهت گردش یا خرید ماهی از بازار روز بندر پهلوی سوار این نوع قایقها شده بودم .حداکثر 8نفر را سوار میکردند و این 8نفر یا دو سه کیلو ماهی داشتند یا در همین حدود میوه و چیزهای دیگر .هیچ وقت خطر برای آنها که در قایق بودند پیش نمی آمد .وقتی قایق را از چند متری رودخانه به آهستگی وارد آب کردند یک قاچاقی داخل و دیگری برون ایستادند .اولین نفر به من گفت برو داخل من رفتم کنار موتور سمت چپ سمت راست موتور قاچاقچی اولی ایستاده بود .آن یکی کنار رودخانه دو نفر دو نفر داخل قایق میکردند .یکی سمت راست مینشست یکی سمت چپ قایق 8 .نفر که نشستند تا به دو نفر دیگر گفتند بروید داخل من از جای خودم بلند شدم که پیاده شوم .اعتراض کنان گفتم میخواهم پیاده شوم قاچاقچی داخل قایق وقتی سر و صدا و اعتراض مرا دید با دست بروی سینه من فشار آورد و با زبان بوسنی مرا به سکوت و نشستن دعوت کرد .و مجددا ً جوانهای بی تجربه که از ظلمها و ستمهای جنایتکاران در کشورشان به جان آمده بودند خطر مرگ را ندیده گرفته و داخل قایق شدند .اعتراض و سر و صدای من ادامه داشت .تا اینکه همه بیست و یک نفر سوار شدند و چون من لحظهای از اعتراض نمیایستادم قاچاقچی داخل با عصبانیت به
14
گریز آگاهانه از زندانی به بزرگی ایران
با درود به آقای محمود سرابی مدیر و سردبیر فرمائید که مزید بر تشکر و امتنان خواهد بود. شاید بتوانم گوشهای از هزاران جنایات این محترم ماهنامه تریبون آزاد لندن خواهشمند است سرگذشت واقعی اینجانب و رژیم ددمنش و نظام ضد بشری حاکم بر ایران همسفران شیرازیام را در تریبون آزاد امر به درج را افشاء نمایم. اسماعیل مقربی صورت تهدید داد و بیداد میکرد خالصه سر و صدای من نتیجهای نداشت چون هموطنان من در قایق مرا به آرامش دعوت میکردند .و می گفتند آقای مقربی توکل کن من چند بار به آنها گفتم خداوند به من و تو مغز داده .این قایق ایستاده آب داخل قایق میریزد و این قایق حتماً غرق میشود. وقتی آخرین نفر وارد قایق شد قاچاقچی داخل قایق هر چه گاز میداد قایق از جایش تکان نمی خورد .چون به جز 22نفر نزدیک به پانصد کیلو بار بیست نفر بود و قایق ظرفیت این وزن را نداشت. پس از تالش و فشار فوق العاده به موتور قایق هیچ نتیجهای نداشت آن قاچاقچی
بیرون رودخانه دو عدد چوب بلند شش متری با قطر مچ یک جوان 15ساله آورد یکی دست خودش و چوب دیگر را به دست فرد داخل قایق داد و با تکیه دادن چوبها به کنار رودخانه و داخل آب و تمام گاز آهسته به حرکت درآمد که من به شدت نگران منفجر شدن موتور بودم. خالصه حرکت الک پشتی شروع شد پس از چند دقیقه که وسط رودخانه رسید یک دفعه خانم فریبا متوسلزاده که جلوی قایق نشسته بود بلند شد و رو به من که در انتها نشسته بودم فریاد کشید آب آمد داخل. هنوز جملهاش تمام نشده بود که قایق و بیست نفر مسافر به زیر آب رفتند .فقط من و فرد قاچاقچی که دو طرف موتور بودیم با وحشت به غرقشدههای بیگناه مینگریستیم .قاچاقچی جنایتکار با جلیقه نجات خود با شیرجه به آن طرف رودخانه که جزو خاک کروواسی میباشد متواری گردید .یک قایق دیگر قاچاقچیها که ظاهرا ً راهنما بود بالفاصله رسید و 8نفر که یکی از آنها فریبا متوسلزاده بود را نجات داد ولی 11انسان بیگناه و آرزومند بخیل قربانیان خمینی ملعون پیوستند و غرق شدند که جنازه 8نفر که به دست آمد به شهر شیراز زادگاهشان فرستاده شد و چند بار هم برای بهرهبرداری جمهوری اسالمی
از تلویزیون ایران پخش گردید. حدودا ً تا دو قیقه حالت شوک و بهت زدگی به من دست داده بود .جان دادن هموطنان عزیزم را میدیدم و هیچ کاری به جز فریاد زدن و کمک خواستن ازمن ساخته نبود. وقتی به حال عادی برگشتم و توانستم تصمیم درستی بگیرم ،رو به آسمان کرده و از خداوند کمک خواستم .با کت و شلوار و کفش دو عدد گرمکن که به تن کرده بودم و در دست راست سامسونت و در دست چپ دو کیلو پسته و یک بطر ودکا برای نجات به سمت محل سوار شدن شیرجه
بخش دوم
رفتم .آب بسیار سرد بود .بیش از 40متر شنا کرده و از رودخانه با دلی شکسته خارج شدم و شیب رودخانه را که پر از گل و الی بود سینه خیز باال رفته و به سمت گروه دوم که نزدیک رودخانه نشسته بودند رفتم .در اثر سرما و لرزیدن من چند نفر از خانمها بلوز اضافی خود را درآورده و آتش روشن کردند که من و چند نفر دیگر نجات یافته گرم شویم. پس از دو یا سه ساعت یک مینی بوس و یک ماشین سواری آمده و همگی ما را به یک هتل برده و پلیس خروج همه ما را از هتل ممنوع نمود .روز بعد حدود ساعت 4 بعد از ظهر گروه نمایندگان سازمان ملل که از دو نفر از آمریکا ،دو نفر از استرالیا، یک نفر از کانادا به اتفاق یک سرهنگ پاکستانی که به زبان فارسی کام ً ال آشنا بود وارد هتل شده و بالفاصله همه ما را در سالن هتل جمع کرده و اولین چیزی که گفتند دیدن گذرنامههای ما بود تا مطمئن شوند که ما همه ایرانی هستیم که متأسفانه بیشتر افراد به دروغ میگفتند پاسپورت ما پیش حاج حسن میباشد ولی من بالفاصله پاسپورت خود را به سرهنگ پاکستانی داده و به همین دلیل در عرض دو روز سه بار با من مصاحبه کردند .سرهنگ پاکستانی به
من گفت صداقت شما باعث شد که هیئت U.Nمیگویند شما آمریکا ـ استرالیا ـ کانادا یکی از این کشورها را انتخاب کن تا حداکثر سه ماه دیگر به آن کشور اعزام شوی .ولی من گفتم من عالقمند هستم به انگلستان بروم که باعث تعجب سرهنگ پاکستانی گردید .پس از سه روز و گزارش کامل حادثه همه ما را به یک کمپ حومه سارایوو انتقال دادند .در این کمپ تعداد زیادی اطاقک چوبی وجود داشت که از ملیتهای مختلف که بیشتر از کشورهای آفریقائی با خانواده به صورت پناهنده زندگی میکردند و یک مجموعه شبیه سوله بود که ک ً ال از کف سقف و دیوارها همه از چوب ساخته شده بود که داخل آن یک سالن و در راهرو حدود 14اطاق که هر طرف راهرو 7اطاق بود که همه ما را در اطاقها اسکان دادند .در محوطه کمپ یک مغازه بود که همه نوع مواد غذائی مشروب و میوه وجود داشت که افراد داخل کمپ از این مغازه برای رفع احتیاجاتشان خریداری میکردند. دو روز بعد پس از نهار در سالن نشسته بودیم مشغول صحبت بودیم که یک ایرانی مزدور به ما گفت 4نفر از سفارت ایران برای کمک به ما میآیند .من از پنجره نگاه کردم .در سی قدمی سالن دیدم چهار نفر ریش دار با دوربین ضبط صوت و وسائل جاسوسی دیگر به طرف سالن درحرکتند. رو کردم به 34نفر حاضر در جلسه و گفتم خانمها آقایان سرپرست این چهار نفر یا سفیر جمهوری اسالمی میباشد یا کاردار آمدن اینها به اینجا هیچ نفعی برای ما ندارد و هیچ گرهای از کار ما را باز نمیکند. اینها فقط برای جاسوسی به اینجا میآیند به اینها محل سگ نگذارید .و روی صندلی خود نشسته و سیگاری روشن نموده و پایم را روی پای دیگر گذاشته وقتی آنها وارد شدند تعدادی از جای خود بلند شده و جواب سالم آنها را دادند .بالفاصله آن جوان مزدور به آنها خوش آمد گفت و خواهش کرد خودشان را معرفی نمایند. یکی از آنها گفت ما از سفارت جمهوری اسالمی در سارایوو میآئیم و من سلطانپور کاردار سفارت و سه نفر دیگر را هم معرفی نمود .ضبط صوت را روشن کرده شروع کرد اول خودتان را معرفی کنید سپس هدف و انگیزه شما از سفر به بوسنی هرزگوین چیست .فقط همان مزدور جوابهای سلطانپور را می داد .بعد از این مزدور از یک خانم و همسرش پرسید که آنها گفتند معذرت میخواهیم .به ترتیب از چند جوان پرسید .جوانها همه اسم و فامیل خود را عوضی گفتند و در جواب سلطانپور همگی گفتند برای پیدا کردن کار به اروپا میرویم خالصه حدود دو ساعت سلطانپور را دست انداختند تا اینکه سلطانپور راجع به انتقال پیکرهای 8نفر از غرق شدگان پرسید .و چون حاضرین هیچکدام جواب درستی ندادند .سلطانپور گفت برای فرستادن درگذشتگان باید هر نفر 8000مارک آلمان به کنسولگری بپردازند تا جنازه را بفرستیم به شیراز .فقط فریبا متوسل زاده که پدر و فرزندش زیبا نادری را از دست
شمار ه بیستم و پنجم May 2014 -
داده بود در جلسه حضور نداشت و توسط حاج حسن به یک هتل لوکس انتقال داده شد و یک خانم و فرزندش از بستگان خانواده متوسلزاده هم همراه فریبا در هتل با هزینه حاج حسن اقامت کردند. در پایان صحبتهای سلطانپور آن مزدور با وقاحت زیادی به سلطانپور و همراهانش گفت لطفاً به اطاق من بیائید .و آنها را برد به اطاقش و در را بست .تقریباً یک ساعت بعد که در اطاق باز شد و کاردار وطن فروش و سه نفر از کارمندان و آن مزدور بیرون آمدند که بروند همه متوجه شدند که سلطانپور و کارمندانش با چه غضب و اخمی به من نگاه کردند و رفتند. پس از اینکه وطن فروشان رفتند من به آن مزدور گفتم کار تو درست نیست .او با کمال پرروئی گفت من کار شخصی داشتم .گفتم کار شخصی یک ساعت طول میکشد؟ و او در ادامه دروغ پردازیش گفت سلطانپور گفت شما چون مرتب به امام و خامنهای توهین کرده یا برگرد ایران یا ترا بر میگردانیم .من در جواب مزدور گفتم به سلطانپور بگو هیچ غلطی نمیتواند بکند. فردا حدود ساعت 4بعد از ظهر بود که سرهنگ پاکستانی و یک سرهنگ ارتش بوسنی هرزگوین با لندرور سازمان ملل که روی درهایش با خط سفید و بسیار زیبا کلمه UNبود وارد کمپ شده فورا ً به من گفتند وسائلت را جمع کن .تو باید سریعاً از این محل به جای مطمئنتری منتقلف شوی .که پرسیدم چرا؟ سرهنگ پاکستانی که به زبان فارسی کام ً ال مسلط بود گفت در بوسنی هرزگووین پر از تروریستهای جمهوری اسالمیست و تو در خطر حتمی هستی .من فورا ً آماده حرکت شده و با همسفران خداحافظی نمودم و سوار لندرور سازمان ملل شده و پس از گذشتن از مرکز سارایوو و شهر سارایوو ساعتی بعد وارد یک کمپ بسیار بزرگ و دو در بزرگ که یکی بسته و دیگری با نگهبان مسلح به طور بیست و چهار ساعته کنترل میشد در این کمپ که در بیست کیلومتری سارایوو روی یک تپه سبز بسیار زیبا با چندین ساختمان چوبی که با اطاقهائی به ابعاد 2/5در 3 متر جهت اسکان پناهندگان از ملیتهای مختلف ساخته شده بود تمام راهروها، دیوارها ،اطاقها و آشپزخانهها تماماً از چوب ساخته شده و به نسبت تعداد خانوادهها اطاق گذاشته میشد .و من چون تنها بودم یک اطاق که یک تختخواب و سرویس خواب تمیز سفید با یک کمد لباس و یک میز کوچک و یک صندلی جهت مطالعه و کف موکت شده و کلید برای قفل کردن اطاق تحویلم گردید .پس از چند دقیقه مرا به دفتر کمپ احضار کرده و با رئیس کمپ که مردی حدودا ً 50ساله و سری طاس داشت آشنا شدم .در این کمپ اینطور که رئیس کمپ گفت یک خانواده ایرانی و یک جوان ایرانی به نام حسین زندگی میکردند که پشت بلندگو به دفتر کمپ احضار شدند .در حضور من سرهنگ پاکستانی به سرپرست خانواده ایرانی و آن جوان گفت به هیچ وجه در این کمپ راجع به آقای مقربی صحبتی نکنید اگر از خارج کمپ ّ مقربی را آورد هم کسی آمد و اسم آقای ّ بگوئید اینجا کسی به این نام وجود ندارد. ضمناً همین مطالب را به زبان انگلیسی به سرهنگ بوسنی هرزگوین گفت .سپس به رئیس کمپ گفت که وجود ایشان باید کام ً ال محرمانه باشد و به من گفت تحت هیچ شرایطی نام واقعی خود را تا سه ماه آینده در این کمپ به کسی نگو تا ترتیب فرستادن تو به انگلستان داده شود. ادامه دارد
شمار ه بیستم و پنجم -خرداد 1393
هماهنگی مطلق با همسر را تجربه نمائید بشرطی که به افراد دیگر خانواده ،بخصوص خانواده خودتان اجازه دخالت در زندگی خصوصی و زناشوئیتان را ندهید. فروردین: شاید اکنون احساس نموده باشید که دارید به بن بست میرسید و نمیتوانید روی هیچکس حساب نمائید .بنابراین بهترین دوره را دارید که تمام قید و بندهای بیهوده را از دور خود جدا نموده و با تمرکز نمودن روی آنچه که واقعا میتوانید خوشحالتان سازد ،هدف و روش جدید زندگی را پیش گیرید. اردیبهشت: بار دیگر آرامش خود را بدست آورده و میتوانید قضاوت صحیح نموده و در تصمیم گیریهایتان از قلب و منطق ،یکسان استفاده میکنید .همین باعث میشود که در عشق بتوانید روزهای شادی را داشته و در زندگی زناشوئی 1 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13
2
3
4
خرداد: فرد مورد عالقه متولدین این ماه خیلی روی رفتار و اخالق مهربان و انسانی شان حساب میکند .اگر دلیل خستگی و مشغله و غیره ، این رفتار تغییر کند مسلما" این روابط را بهم میریزد .روحیه کمک در متولدین این ماه بسیار باال ست .همیشه برای یاری دادن به محتاجان و اطرافیان آماده هستند ،در این میان بدلیل اشتباه و یا سوء تعبیر عده ای تصمیم گرفته اند دیگر دست یاری به سوی کسی دراز نکنند که مسلما" صحیح نیست. تیر: اجازه ندهید برخی مسایل شما را آزار دهد .برخی کارهای شما متوقف شده است ولی در این ماه بنیه و توان بیشتری برای انجام آنها 5
6
7
8
9
10
خواهید داشت .این ماه ،میتواند ماه پیشرفت و ترقی برای شما باشد، ا ّما این موضوع یک شرط دارد و آن تمرکز شما بر چیزهای مهم است، که در این صورت بهترین نتیجه را برای شما پی خواهد داشت. مرداد: شما مانند درختی که برگهای خشک خود را میریزد میخواهید دگرگون شوید اما بهتر است این کار را نکنید .حتی اگر در آرزوی فرار و گریز میسوزید از جای خود تکان نخورید .زمان بهترین تغییرات را در شرایط زندگی شما بوجود خواهد آورد .فرار مشکالت را حل نمی کند. شهریور: باید استعدادها و خالقیت های متولدین این ماه را دو بار بررسی نمود چرا که اغلب آنها به دلیل فروتنی و خضوع سعی دارند قدرت خود را به رخ نکشند و به همین جهت از خیلی موقعیت های ممتاز بدور می افتند .اغلب دختر خانم های متولد این ماه از 11
13 12
لحاظ استعداد در تحصیل و کار در مرحله ای خاص قرار دارند و از میان آنها عده ای به درجه و مقام های باالئی دست می یابند. مهر: امروز ،روز مهمیست برای انجام یک مصاحبه کاری ،مالقات با دوست عزیز ،امتحان دادن و یا کارهای خاصی که از قبل برایش نقشه های که از پیش زیاد به آن فکر کردید .در این روز نزدیکترین ارتباط شما با دیگران بر روی پایه های محکم بنا میشود. آبان: در زمینه کسب و کار و شغل بعضی از متولدین این ماه بسیار پولساز و موفق و مبتکر هستند، برخی بدلیل رکود اقتصادی ناگهان دچار ترس و دلهره شده و حتی ابتکارات و خالقیت های خود را بهمین سبب از دست داده اند .به این گروه توصیه میشود باامید بکار بپردازند و روحیه خود را نبازند که هنوز شانس های خوبی در راه است.
15
آذر: بعضی از متولدین این ماه بخاطر نیش زبان و متلکهای بعضی ها به تنگ آمده و آماده عکس العمل تندی هستند که توصیه میشود با آرامش و صبورانه عمل کنند و تا حد ممکن آنرا به یک گفتگوی آرام مبدل سازند البته حق با آنهاست ولی به جنجال و درگیری های بزرگتر نمی ارزد .آن عده از متولدین این ماه که دچار بیماری سوءظن و شک و تردید هستند باید در درمان خود اقدام نمایند.
بهمن: عشق شما را تنها نگذاشته است بلکه کامال برعکس ،مدتی سخت کار کرده اید ،زیادی بخشیده اید و اکنون زمان استراحت شماست. استراحت واقعی و روز آرامش برای شما رقم خورده است .از زندگیتان لذت ببرید و از تجربه هایتان برای ارج نهادن به روی آن بهره بگیرید. به هیچکس اجازه دخالت در زندگی خصوصی و زناشوئیتان را ندهید.
دی: اگر جواب خیلی از فداکاریها و محبت ها به متولدین این ماه برنگشته است ولی فضائی ازخوش نامی و محبوبیت ویادآوری های دلنشین می تواند آینده ای زیبا برای این گروه ترسیم کند .در حالیکه بعضی متولدین این ماه سعی دارند از عشق و دردسرهایش فرار کنند و خود را در زندگی معمولی و آدم های نرمال غرق نمایند .اما باید در رابطه با آدمها جانب احتیاط را رعایت کنند.
اسفند: از افراد خودخواه فاصله بگیرید. برخی از صفات خوب شما در محیط کار باعث میشود وظایف مهمی به شما ارجاع شود .دو مالقات مهم خواهید داشت که یکی در مورد مسائل تحصیلی و شغلی است و دیگری در مورد زندگی آینده تان .به یک سفر کوتاه ولی جالب خواهید رفت. یکی از دوستانتان که از شما دلخور بود ،به اشتباه خود پی خواهد برد.
کشاورزی -4پند گرفتن -آرزوی بزرگ- ضمیر جمع -5کارمند -ســاح کاشتنی- یمانی معروف -6سپاسگزاری -کارگزار -7دیوار -توان و نیرو -8شیره چغندر -ایل و تبار -9خورشید -طبق فلزی -نقل خبر -10تصدیق انگلیسی -دشت و صحرا -کل و همه -11اصیل و خــوش نهاد -مایه تنفسی -12خشک -ســوگند راست- شهر مذهبی -13زندانی مخوف در فرانســه بود -بیم و ترس.
افقى: -1مجال و نوبت -نمک نشناس -2پسوند شباهت -شمشیرزن- چهره عمودی : -3برنــده -از ماشــین های -1کارکرده -آماده و فراهم
-2آتشگیره -نشستن -حرف انتخاب -3آدمیرال -سوره قرآنی -4خاک کوزه گری -نام مخترع برق -شکوه و بزرگی -5آوازه و شــهرت -پــرده و پوشش -از وسایط نقلیه شهری -6ستاره -پایین جامه -7داروشناسی -8نشستن به قصد حمله -پیک کاغذی -9ایالت -ماه -صومعه -10گاز مورد مصرف در المپهای الکتریکی -دشــمنی و کینه توزی -بوی رطوبت -11وسط بدن -برگ تحویل کاال -12گشــاده -تعمیــر کردن- سرگرد سابق -13دادگر -خمیده و مایل گشته.
15
16
1393 خرداد- شمار ه بیستم و پنجم
.kÃGI¶oÎ ®ÅIe tIµU oÄp ÁI¿¹ÿ±U »I¶ ·IMp ÂwnIÎ ·HnI§µÀ IM I] »npn » oTzÃM ÂÀI¬A ÁHoM
0221 - 9247 133 s
Partner:
ºHoÄH ·I¹ö¼µÀ ÁHoM ½sÄ» þÃÿhU IM oÄp oLT÷¶ ÁI¿T¨o{ IM RoÎIv¶
Neumarkt 49 - 50667 Koln www.aeroplan.de info@aeroplan.de
16
Mauritiussteinweg - 50676 Mauritiussteinweg 116 116 - 50676 KölnKöln