Skip to main content

تریبون آزاد - شماره 20

Page 1

‫مطالبی که در این شماره می خوانید‪:‬‬ ‫آفتاب مبارزه‪ ،‬چهرۀ آدم برفی‌ها را آب می‌کند‬

‫ویترن‌های ریا‪ ،‬تصویرهای مسموم‪ ،‬چهره‌های مزدور و آلوده!‬

‫‪ ...‬و خلیج همیشگی فارس‪ :‬فریاد خواهم زد‬

‫‪Issue no 16. Friday 22 February 2013‬‬ ‫تریبـون آزاد ‪ ،‬شمـاره‌ بیستم‪ ،‬آبان ‪1392‬‬

‫اکتبر ‪ ، 2013‬بها در انگلستان ‪ 80‬پنس و در اروپا ‪ 1‬یورو‬

‫شماره آینده تریبون آزاد‬ ‫بیست و پنجم نوامبر‬ ‫منتشر می‌شود‬

‫جهت چاپ آگهی‌های خود از همین حاال‬ ‫اقدام نمائید‬ ‫آگهی در تریبون آزاد معرف کسب و کار‬ ‫شما به هزاران فارسی زبان در سراسر‬ ‫اروپا است‬ ‫آگهی در تریبون آزاد‪ ,‬انتخاب صحیح‬ ‫و منطقی شما در نشریه‌ای که باالترین‬ ‫تیراژ و بیشترین خواننده را دارد‪.‬‬ ‫آگهی‌تان را در نشریه تریبون آزاد‬ ‫که آگاهی به خوانندگان خود می‌دهد‬ ‫چاپ کنید‪.‬‬ ‫جهت درج آگهی‌های خود با دفتر مرکزی‬ ‫در لندن تماس بگیرید‪.‬‬

‫‪00442082080010‬‬

‫سیگنال‌های سبز و خون سرخ‬

‫گریز آگاهانه از زندانی به بزرگی ایران‬

‫مبارزه با رژیم جمهوری اسالمی یک نبرد جهانی است‬ ‫نگاهی به روزهایی که لندن در کنترل و هدایت‬ ‫ایرانیان دلسوخته و مبارز واقعی علیه رژیم بود‬

‫صدای آمریکا و ‪ BBC‬کارواش جمهوری اسالمی‬

‫نقش تاریخی و تاثیرگذار هنرمند راستین‬ ‫به یاد او که سلطان همه قلبهاست‬

‫در اینجا هر روز ما می‌میریم و زنده می‌شویم‬

‫سی ان ان‪:‬‬

‫حکم اعدام مجدد‬ ‫نشان دهنده بربريت‬ ‫آخوندها‬

‫يک مقام عفو بين الملل درباره اعدام‬ ‫مجدد يک زندانی در ايران که پس از‬ ‫اعدام زنده مانده است‪ ،‬به تلويزيون سی‬ ‫ان ان گفت‪ ،‬قصد رژيم مالها برای اعدام‬ ‫مجدد این زندانی نشان دهنده بربريت‬ ‫اجرای حکم مرگ توسط حکومت اسالمی‬ ‫است‪.‬‬ ‫عفو بین الملل پیش تر در بیانیه ای از‬ ‫رژیم تهران خواسته بود از اعدام دوباره این‬ ‫زندانی خودداری کند‪.‬‬ ‫در بیانیه عفو بین الملل آمده است‪:‬‬ ‫این زندانی اعدامی به نام علیرضا‪73 ،‬‬ ‫ساله در زندان بجنورد در شمال شرق‬ ‫ایران به دار آویخته شد و پزشکی قانونی‬ ‫نیز مرگ او را تایید کرد اما خانواده‬ ‫علیرضا به هنگام مراجعه برای دریافت‬ ‫جنازه وی‪ ،‬متوجه شدند او زنده است‪.‬‬ ‫سانجيو بری‪ ،‬مدير ارشد خاورميانه و‬ ‫شمال آفريقای عفو بين الملل در این باره‬ ‫و با اشاره به تغییر دولت در ایران به سی‬ ‫ان ان گفت‪ ،‬عفو بين الملل در رابطه با‬ ‫حکم اعدام در ايران‪ ،‬تغييری را ثبت نکرده‬ ‫است‪ .‬طی سال جاری بيش از ‪ 500‬نفر در‬ ‫ايران اعدام شده اند و مشکل روز به روز‬ ‫بدتر می شود‪.‬‬ ‫فيليپ لوتر مدير بخش خاورميانه و‬ ‫شمال آفريقا در سازمان عفو بين الملل نیز‬ ‫در این رابطه به خبرگزاری فرانسه گفت‪،‬‬ ‫وضعيت دهشتناک اين زندانی که با اعدام‬ ‫مجدد مواجه است‪ ،‬نشان دهنده بيرحمی‬ ‫و ضدبشری بودن جمهوری اسالمی است‪.‬‬


.kÃGI¶oÎ ®ÅIe tIµU oÄp ÁI¿¹ÿ±U »I¶ ·IMp ÂwnIÎ ·HnI§µÀ IM I] »npn » oTzÃM ÂÀI¬A ÁHoM

0221 - 9247 133 s

Partner:

ºHoÄH ·I¹ö¼µÀ ÁHoM ½sÄ» þÃÿhU IM oÄp oLT÷¶ ÁI¿T¨o{ IM RoÎIv¶

Neumarkt 49 - 50667 Koln www.aeroplan.de info@aeroplan.de

Mauritiussteinweg - 50676 Mauritiussteinweg 116 116 - 50676 KölnKöln


‫دکتر عباس‬ ‫شیرافکن‪:‬‬

‫‪LEMOGE CLINIC‬‬

‫کلینیک زیبایی‬

‫دکتر عباس شیرافکن‪ ،‬دکتر ویلیامز و بیوتراپیستهای با سابقه‬

‫آیا پوست و موهای زائد بدن آزار دهنده نیست؟‬ ‫آیا چروک های صورت به زیبائی صدمه نمی زند؟‬ ‫آیا مسن شدن پوست صورت ناراحت کننده نیست؟‬ ‫پس چرا به دنبال راه چاره نیستید؟‬

‫همه راهها به کلینیک لموژ ختم میشود‪،‬‬ ‫می پرسید چرا؟‬

‫چون بهترین سرویس با ارزانترین قیمت و‬ ‫بهداشتی ترین خدمات را به مشتریان خود عرضه می کند‬ ‫‪ -1‬لیزر برای از بین بردن مو‪:‬‬ ‫صورت از ‪ - £45‬زیر بغل از ‪ - £35‬چانه از ‪ - £ 20‬باالی لب از ‪£ 20‬‬ ‫بیکینی از ‪ - £ 45‬پا از ‪ - £ 99‬پشت گردن از ‪ - £30‬گونه ها از ‪£30‬‬ ‫‪ -2‬تزریق بتاکس در ناحیه پیشانی و اطراف چشم ‪ ،‬اطراف دهان و کنار بینی‬ ‫برای از بین بردن چروک از ‪ £100‬به باال ‪ -‬بزرگ کردن لب ‪£150‬‬ ‫‪ -3‬از بین بردن مویرگهای قرمز ‪ - £35‬الیه برداری پوست صورت‬ ‫جوان کردن پوست ‪£35‬‬ ‫‪ -4‬تمیز کردن صورت از ‪ £16‬الی ‪ - £50‬کلیه درمانهای زیبایی الکترولیز‬ ‫‪ -5‬الیه برداری پوست صورت ‪£35‬‬ ‫‪ Contact Lens, Fresh look -6‬رنگی برای ایرانیان ‪£10‬‬

‫‪TATOO‬‬

‫جهت هرگونه راهنمائی در زمینه های‬

‫زیبایی و بهداشتی به کلینیک لموژ و دکتر‬ ‫عباس شیرافکن تماس بگیرید‪.‬‬ ‫‪020 73724433 020 73720044‬‬ ‫‪Mon-Fri 9:30 – 7:00‬‬ ‫‪Sat 9:00-6 :00 Sun 10:00-5:30‬‬

‫‪191 Kilburn High Road‬‬ ‫)‪London NW6 7HY (near Bingo‬‬

‫پيری و چين و‬ ‫چروک پوست‬ ‫در خانم ها‬ ‫و بافت پوستی ساختار استخوان نیز‬ ‫تغییر می‌کند‪ .‬هاوارد النگستین‪ ،‬رییس‬ ‫مرکز جراحی پالستیک و ترمیمی در‬ ‫دانشگاه روچستر‪ ،‬در این‌باره گفت‪:‬‬ ‫«مدت‌هاست که پزشکان دریافته?اند‬ ‫علت اصلی پیری نزول بافت نرم و از‬ ‫دست رفتن خاصیت ارتجاعی پوست‬ ‫است‪ ».‬وی افزود‪« :‬اما تا امروز تغییر‬ ‫طول و عرض استخوان‌ها به خصوص‬ ‫در ناحیه صورت ارزیابی نشده بود‪».‬‬

‫وقتی ردپای پیری‪ ،‬از چین و چروک‬ ‫گرفته تا افتادگی پلک‪ ،‬در صورت‬ ‫خانم‌ها پیدا می‌شود؛ خیلی‌ها به این‬ ‫فکر می‌افتند که با مراجعه به یک‬ ‫متخصص زیبایی صورت‌شان را دوباره‬ ‫زیبا کنند‪.‬‬ ‫این درمان‌های زیبایی از کشیدن‬ ‫پوست صورت تا تزریق ژل و بوتاکس‬ ‫متغیر است‬ ‫با پیر شدن‪ ،‬اسکلت صورت است که‬ ‫پیر می‌شود و تغییر می‌کند‪ .‬با تغییر‬ ‫شکل استخوان‌های صورت زیر ساخت تغییرات اسکلتی با افزایش سن‬ ‫پوست و عضالت صورت دچار اختالل به گفته رییس مرکز جراحی‬ ‫و پوست و بافت‌های نرم صورت از پالستیک و ترمیمی در دانشگاه‬ ‫روچستر این امر با سی تی اسکن ‪06‬‬ ‫حالت اصلی خود خارج می‌شوند‪.‬‬ ‫مرد و ‪ 06‬زن در سنین جوانی بین ‪02‬‬ ‫نتایج مطالعات جدید‬ ‫تا ‪ 04‬ساله‪ ،‬میانسال ‪14‬تا ‪ 46‬ساله و‬ ‫مطالعات جدید نشان می‌دهند که مسن ‪ 56‬ساله به باال به دست آمده‬ ‫نه تنها چین و چروک آشکار کننده است‪ .‬تحقیقان نشان داد با افزایش‬ ‫افزایش سن است‪ ،‬بلکه با باال رفتن سن‪ ،‬کاسه چشم افراد گسترده‌تر‬ ‫سن‪ ،‬ساختار استخوان‌های صورت نیز می‌شود‪ ،‬فاصله بین برجسته‌ترین‬ ‫تغییر می‌کند‪ .‬به گفته دانشمندان‪ ،‬بخش از پیشانی تا باالی بینی کاهش‬ ‫با افزایش سن‪ ،‬همه استخوان‌ها در می‌یابد‪ ،‬گردی استخوان‌های گونه‬ ‫بدن انسان تغییر شکل می‌دهند و در کمتر می‌شود‪ ،‬استخوان بینی بازتر‬ ‫بسیاری از قسمت‌ها نیز استخوان‌ها به و فک پایین منقبض می‌شود‪ .‬البته‬ ‫شدت نازک می‌شوند‪ .‬این پژوهشگران تغییر در اندازه چشم‌ها ممکن است در‬ ‫با استفاده از توموگرافی کامپیوتری اثر چین و چروک پیشانی نیز باشد‪.‬‬ ‫(سی‌تی‌اسکن) به تجزیه و تحلیل همچنین این مطالعات نشان داد که‬ ‫استخوان‌های صورت مردان و زنان در این تغییرات در زنان زودتر از مردان‬ ‫بروز می‌کند‬ ‫گروه‌های سنی متفاوت پرداختند‪.‬‬ ‫این تحقیقات نشان داد که با افزایش‬ ‫سن و تغییر در نفوذپذیری ماهیچه‌ها‬

‫‪LEMOGE DENTAL CLINIC‬‬

‫کلینیک دندانپزشکی لموژ‬ ‫زیر نظر دکترحکیم و دکترآتنا‬

‫(با بیش از ‪ 12‬سال تجربه در لندن )‬

‫معاینه‬ ‫رایگان‬

‫‪Quality Dental care for all familly at affordable prices‬‬ ‫‪Free Consultation,‬‬ ‫‪Check up & X-Ray free of charge‬‬ ‫‪Filling £25‬‬ ‫‪341 kilburn High Road NW6‬‬ ‫‪Extraction from £40‬‬ ‫‪We look forward to welcoming you‬‬ ‫‪Crown & Denture from £150 to mak an appointment please contact on:‬‬ ‫‪Bridge from £150‬‬ ‫‪02076256060 - 02076255500‬‬ ‫‪Whitening from £120‬‬


2 ‫فروشگاه شماره‬

Cricklewood Lane NW2 1EX Tel: 020 8450 8000

EVER FRESH FISH


‫‪5‬‬

‫شمار ‌ه بیستم ‪ -‬اکتبر ‪2013‬‬

‫آفتاب مبارزه‪ ،‬چهرۀ آدم برفی‌ها را آب می‌کند‬ ‫می‌نویسم چون خود را وام دار سرزمینی می‌دانم‬ ‫که حداقل طی این ‪ 35‬سال شاهد مرگ شیرزنان و‬ ‫شیرمردانی بوده است که در راه آزادی این سرزمین‬ ‫جانهای پاک و خونهای مقدس خود را نثار کرده‌اند‪.‬‬ ‫می‌نویسم چون بی‌رحم‌ترین و ناعادالنه‌ترین‬ ‫دوران تاریخ سرزمین‌مان را شاهد هستیم‪ .‬دوران‬ ‫مردانی که عصا از کور می‌دزدند و نان را از سفره‬ ‫فقیر پنهان می‌کنند‪.‬‬ ‫می‌نویسم از دوران سیاه نکبت بار حاکمیت‬ ‫دست نشانده و خونخوار که سرزمین‌مان را به این‬ ‫خشکسالی اندیشه و قحطی‌زدگی محبت و عاطفه و‬ ‫حس انسانیت دچار کرده است!‬ ‫مبارزه سفری بی‌پایان است وقتی هدفی مقدس و‬ ‫روشن چون آزادی وطن در پیش باشد‪ .‬آنان که از‬ ‫جنس آب دیدگان تاریخ بوده و هستند‪ ،‬مانند همه‬ ‫نامهای ماندگار تاریخ‪ ،‬از خود نامی و نشانی به جای‬ ‫می‌گذارند‪.‬‬ ‫می‌نویسم چون در دل تاریخ ناگفته ‪ 35‬ساله کشورم‬ ‫نام هزاران انسان دلیر و به خون خفته نقش بسته است‪.‬‬ ‫اینان یادگاران عزیز دردانه‌های تاریخ هستند‪.‬‬ ‫به پاس خون پاکشان می‌نویسم‪ .‬فریاد می‌کنم‪.‬‬ ‫چنگ بر چهره دزدان وطن می‌کشم‪ .‬افشا می‌کنم‪،‬‬ ‫رسوا می‌کنم تا در دل تاریخ ‪ 35‬ساله مطبوعات‬ ‫ایران ثبت شود که در بازار حراج معرفت‪ ،‬انسانیت‬ ‫و ایرانیت بودند کسانی که با اندک بضاعتی و با‬ ‫مشقت و دستی تنها راه آنان را پاس داشتند و تالش‬ ‫کردند رهرو همان مسیر مقدس باشند و بهای آن را‬ ‫هم هر ثانیه‪ ،‬دقیقه‪ ،‬ساعت‪ ،‬روز‪ ،‬هفته و ماه و سال‬ ‫با شیرازه جان خود پرداختند‪.‬‬ ‫می نویسم و از فشارهای طاقت فرسای مالی‪،‬‬ ‫حمالت بی‌امان شایعه سازی‪ ،‬بستن راههای کسب‬ ‫درآمد از محل آگهی‌های تجاری‪ ،‬توطئه‌های کثیف‬ ‫با گزارشهای ساختگی به مراکز پلیس و‪ ...‬جهت‬ ‫ایجاد دردسرهای شخصی‪ ،‬و‪ ...‬نهراسیدم و نایستادم‪.‬‬ ‫می‌نویسم‪ ،‬می‌گویم و ادامه خواهم داد هرچند‬ ‫افتان و خیزان‪ .‬هستم و خواهم بود تا خاری در‬ ‫چشمان دزدان وطنم باشم‪.‬‬ ‫من سعی می کنم امانت‌دار همه روزنامه‌نگاران‬ ‫شریف و وطنپرست کشورم باشم‪ .‬سی و اندی‬ ‫سال است همانطور می‌نویسم و میگویم که روز‬ ‫اول آغاز کردم‪ .‬اگر شمایان شاهد تاخیرهای مکرر‬ ‫نشریه تریبون آزاد هستید حتماً می‌دانید در جنگ‬

‫تریبون آزاد‬

‫نشریه‌ای آزاد‪ ،‬برای ایرانی آزاد‬ ‫و ایرانیان آزاده‬

‫زیر نظر شورای نویسندگان‬

‫‪,P.O.Box 2821‬‬ ‫‪LONDON NW2 1DS‬‬ ‫‪Tel: 020 3730 1775‬‬

‫‪Email: rangarang_London‬‬

‫‪@hotmail.com‬‬ ‫‪www.rangarang.co.uk‬‬

‫تریبون آزاد در قبال مطالب و مقاالتی که‬ ‫به‌وسیله افراد دیگر نوشته می‌شود و آگهی‌ها‬ ‫مسئولیتی نمی‌پذیرد‬ ‫چنانچه نام و اسامی افرادی برده می‌شود آنان‬ ‫نیز حق خواهند داشت که جوابیه و نظریات خود‬ ‫را بر اساس قانون مطبوعات برای ما ارسال و ما نیز‬ ‫اقدام به چاپ آن خواهیم نمود‪.‬‬ ‫‪5‬‬

‫نابرابر با حکومتی که پولهای آغشته به خون جوانان‬ ‫ایران را چون علفهای هرز در خارج از کشور جلوی‬ ‫مشتی اراذل و اوباش ریخته که میداندار فعالیتهای‬ ‫رسانه‌ای باشند و با شیوه همه چیز مجانی فضایی‬ ‫مسموم بسازند‪.‬‬ ‫من یک تنه در این میدان دوام آورده ام گرچه‬ ‫کاری مشکل و طاقت فرساست‪ .‬درآمد ما از‬ ‫طریق آگهی‌ها و تبلیغات است که بتوانیم زندگی‬ ‫مطبوعاتی خود را ادامه دهیم و اینان ناجوانمردانه‬ ‫بازاری کاذب به وجود آورده‌اند که دیگر قیمت ها‬ ‫بی‌ارزش شده است و همه چیز رنگ مجانی یا در‬ ‫حد مجانی به خود گرفته است‪.‬‬ ‫برای مثال پاسداری در لندن نشریه دار شده است‬ ‫و قیمت آگهی‌ها را به اندازه یک صفحه روزنامه به‬ ‫‪ 5‬پوند و حتی خوردن یک وعده غذا در رستوران و‬ ‫یا بردن پاکتی میوه معامله می‌کند‪ .‬اما چه باک هر‬ ‫چه کار سخت‌تر‪ ،‬مبارزه لذت‌بخش‌تر‪ ،‬میدان مبارزه‬ ‫آدمهای سنگی می‌خواهد با روح و قلبی انسانی نه‬ ‫چهره‌هایی برفی که در مقابل نیاز احتیاج و تمنا آب‬ ‫می‌شوند چون جنس‌شان آفتابی نیست‪.‬‬ ‫می‌نویسم چون هنوز انسانهایی شریف و مظلوم‬ ‫هستند که نیاز دارند قلمی در رسانه‌هایی همراه‬ ‫و همسوی آنان باشد تا احساس تنهایی و نارفیقی‬ ‫نکنند‪ .‬من در هر مسئله و موضوع که در عرصه‬ ‫رسانه ها و دیدگاه همگان باشد دخالت می‌کنم‪ ،‬نظر‬ ‫می‌دهم و موضع می‌گیرم‪ ،‬چون خود را بخشی از‬ ‫تاریخ ‪ 35‬ساله رویدادهای کشورم می‌دانم‪.‬‬ ‫من کاله خود را به احترام همه کسانی که طی ‪35‬‬ ‫سال اخیر مقابل این رژیم ضد ایرانی ایستاده‌اند از‬ ‫سر بر می‌دارم و سر تعظیم مقابلشان فرود می‌آورم‬ ‫و در مسیری که می‌روند همراه و همدوششان‬ ‫خواهم بود‪ ،‬خواهم گفت و خواهم نوشت‪ .‬وظیفه‬ ‫من نگارش تاریخ این دوران است ولی از نگاهی‬ ‫ملی‪ ،‬میهنی و گفتن حقایق و روشنگری در جهت‬ ‫حفظ منافع ملی سرزمینم!‬ ‫باکی از هیچ بنی بشری نداشته و ندارم‪ .‬نگران‬ ‫هیچ چیز نیستم‪ .‬زندگی و دارایی‌ام نشریه‌ای است‬ ‫که ‪ 25‬سال از عمرش می‌گذرد و در این گذران به‬ ‫شکل ماندگاری به نامهای مجله رنگارنگ‪ ،‬تریبون‬ ‫آزاد‪ ،‬هفت روز هفته در عرصه تاریخ مطبوعات خارج‬ ‫از کشور حضور داشته‌اند و نقش مهم خود را ایفا‬ ‫کرده‌اند‪.‬‬

‫«بازارچه اروپا»‬

‫کلید گمشده قفل تجارت فارسی زبانان در‬ ‫اروپا با تولد مجله «بازارچه اروپا» پیدا شدو از این‬ ‫پس مجله بازارچه اروپا پل ارتباطی محکمی در‬ ‫میان فارسی زبانان در اروپا می‌باشد و شناسنامه‬ ‫زیبا و باهویتی خواهد بود که معرف کسب و‬ ‫کار و تجارت و نیازمندیهای شما خواهد بود‪.‬‬ ‫آگهی باید آگاهی دهنده و چشمگیر و زیبا‬ ‫باشد و با کادر حرفه‌ای و ورزیده خود تجارب‬ ‫‪ 25‬ساله خود را در خدمت شما قرار داده‌ایم‬ ‫و بازارچه اروپا تولدی است که پشتوانه‌ای‬ ‫غنی و شناخته شده و معتبر را با خود همراه‬ ‫دارد‪ .‬در بازارچه اروپا هر فارسی زبان یا هر‬ ‫ملیتی می‌تواند پیام تجاری خود را در معرض‬ ‫دید هزاران شهروند در سراسر اروپا قرار دهد‪.‬‬ ‫فقط کافیست شما یکبار پیام تجاری و آگهی‬ ‫خود را در بازارچه اروپا امتحان کنید‪ .‬مطمئن‬ ‫باشید که دیگر از ما جدا نخواهید شد و از‬ ‫حامیان و مشتریان مجله بازارچه اروپا خواهید‬ ‫شد!‬

‫و اما تریبون آزاد‬

‫تریبون آزاد نشریه‌ای است که با حضورش بر‬ ‫سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی ‪ 20‬ساله حکومت‬ ‫جمهوری اسالمی خط بظالن می کشد‪.‬‬ ‫جمهوری آخوندی طی این سالها با هزینه میلیونها‬ ‫پوند و یورو و با استخدام مزدورانی بسیار موفق شده‬ ‫بود فاصله‌ای میان اپوزیسیون و منازل ایرانیان در‬ ‫اروپا به وجود آورد و نشریات مورد عالقه مردم را‬ ‫یکی یکی از دور خارج کند‪ ،‬ولی نشریه تریبون آزاد‬ ‫در تیراژ ‪ 4‬رقمی موفق شد تابوی ساخته به وسیله‬ ‫رژیم را بشکند و با چاپ اطالعیه‌ها و اعالمیه‌های‬ ‫سازمانها و احزاب سیاسی به خانه‌های فارسی زبانان‬ ‫برود و نقشه شوم رژیم را خنثی کند‪.‬‬ ‫این بزرگترین تاثیر و نقش یک نشریه مستقل‬ ‫و ملی است که بتواند طرحها و سرمایه‌گذارها و‬ ‫چهره‌های مزدور رژیم را بسوزاند و نشریه تریبون‬ ‫آزاد موفق به این کار شده است و تنها دل نگرانی ما‬ ‫مشکالت مالی است که تعداد آگهی‌ها و قیمتهای‬ ‫آگهی‌ها در بازار جوابگوی هزینه‌های نشریه نیست‪.‬‬ ‫و به هر حال امیدواریم در این بازار مسموم و‬ ‫آشفته بتوانیم کماکان نشریه تریبون آزاد را چون‬ ‫تیری در قلب رژیم و همکارانش فرونشانیم‪.‬‬ ‫به امید آزادی سرزمینمان‬

‫راست و دروغ! خادم و خائن!‬

‫این شماره از نشریه تریبون آزاد را که شما می‌خوانید در طول ‪ 35‬سال زندگی اجتماعی‪ ،‬ورزشی‪،‬‬ ‫سیاسی من در بعد از انقالب یک تفاوت اساسی دارد و این تفاوت هم دو بخش دارد که بخشی مربوط‬ ‫به من و بخشی مربوط به قول و قراری است که نمی‌توانم درباره آن حرف بزنم‪.‬‬ ‫در رابطه با من برای نخستین بار در طول زندگیم کمکی را قبول کردم که بر خالف شیوه حفظ‬ ‫استقالل همیشگی من بوده است‪ .‬ولی بهر حال کمکی بود تا این نشریه خار چشم دشمنان ملت‬ ‫ایران منتشر شود‪ .‬کمک کننده عزیز هم با آشنائی کامل با من‪ ،‬ضمن تامین بخشی از هزینه انتشار‪،‬‬ ‫با محترم شماردن آزادی و استقالل شیوه حرفه‌ای این نشریه نخواسته است که من نامی از او بیاورم‪.‬‬ ‫می‌توانستم همین چند خط را هم ننویسم‪ .‬می‌توانستم طی همه سالها هزاران برابر بیشتر از این‬ ‫رقم‌ها بگیرم و آب از آب هم تکان نخورد! و امروز مجبور نباشم به خاطر حضور نشریه‌ای که تمامی‬ ‫خط قرمزهای رژیم را در هم می‌شکند و چون خاری در چشمان رژیم و مزدوران آن است دست یاری‬ ‫دراز کنم ولی به تنها ارزش واقعی زندگیم یعنی ایران قسم‪ ،‬نتوانستم شاهد میدانی خالی از حضور‬ ‫نشریه تریبون آزاد باشم و این شادمانی یرای دشمنان ایران باشد که‪« :‬دیدی تعطیلش کردیم» !!!‬ ‫تریبون آزاد در دستان شماست تا سیلی محکمی بر چهره آنان باشد!‬

‫تریبون آزاد هر دوشنبه در تلویزیون پارس‬ ‫با حضور محمود سرابی‬ ‫هر شنبه ساعت ‪ 10‬شب به وقت لندن و ‪11‬‬ ‫شب در سراسر اروپا و ‪ 1‬بعد از ظهر در سراسر‬ ‫آمریکا برنامه تریبون آزاد از لندن پخش‬ ‫می‌گردد‪.‬‬ ‫محمود سرابی مدیر و سردبیر نشریات‬ ‫رنگارنگ و تریبون آزاد هر دوشنبه نگاهی‬ ‫ویژه و افشاگرانه و روشنگر به مسائل و‬ ‫رویدادهای مختلف سیاسی‪ ،‬اجتماعی‪ ،‬تجاری‬ ‫و ورزشی دارد‪.‬‬ ‫در چند برنامه گذشته محور سخن سرابی بر‬ ‫فعالیت‌های رژیم اسالمی و گسیل نمایندگانش‬ ‫زیر پوشش تاسیس شرکتهای تجاری بوده‬

‫است که اهداف آنان بر اساس چه فعالیت‌هایی‬ ‫بنا شده است‪ .‬تأسیس تلویزیون‌های ‪24‬‬ ‫ساعته‪ ،‬نشریات ریز و درشت در اروپا‪ ،‬مراکز‬ ‫فرهنگی‪ ،‬هنری و‪ ...‬که در این گردش برنامه‪،‬‬ ‫پولشویی حرف اول را می‌زند‪.‬‬ ‫عالقمندان به این برنامه می‌توانند هر‬ ‫دوشنبه ساعت ‪ 10‬شب در انگلستان و ‪11‬‬ ‫شب در سراسر اروپا این برنامه را تماشا کنند‬ ‫و چنانچه سواالتی درباره این برنامه داشتند‬ ‫می‌توانند با دفتر مرکزی در لندن تماس بگیرند‪.‬‬

‫‪0044 - 20 - 3730 1775‬‬

‫رادیو جهانی اسرائیل و چهارشنبه‌ها «جهان ورزش»‬

‫هر چهارشنبه از رادیو جهانی اسرائیل در این برنامه نگاهی به فعالیت‌های ورزشی در‬ ‫برنامه‌ای تحت عنوان «جهان ورزش» پخش ایران دارد و هر هفته با افشاگری و روشنگری‬ ‫پشت پرده ورزش مافیایی‪ ،‬اطالعاتی رژیم را‬ ‫می‌گردد‪.‬‬ ‫محمود سرابی به عنوان کارشناس ورزشی برمال می‌کند‪.‬‬


‫شمار ‌ه بیستم ‪ -‬اول آبانماه ‪1292‬‬

‫بیانیه شاهزاده رضا پهلوی‬ ‫در مورد حمله وحشیانه به کمپ اشرف‬

‫بار دیگر با نهایت تاسف شاهد اقدام غیرانسانی‬ ‫دولت دست نشانده عراق در حمله به هم میهنان‬ ‫اسیر و بی پناهمان در کمپ اشرف هستیم‪ .‬جای‬ ‫بسی شگفتی است که سازمان های مدعی دفاع از‬ ‫حقوق بشر‪ ،‬چشم بر روی چنین فجایعی می بندند‬ ‫و هیچگونه اقدامی در پیشگیری از بروز آن به عمل‬ ‫نمی آورند‪.‬‬ ‫این فاجعه غیر انسانی را شدیدا محکوم می نمایم‬

‫و با بازماندگان همدردی نموده و برایشانشکیبایی‬ ‫آرزو دارم‪.‬‬ ‫آیا زمان آن نرسیده است که هم صدا در مقابل هر‬ ‫ستمی بیایستیم و نقطه پایان بر تمامی بی خانمانی‬ ‫ها‪ ،‬آوارگی ها و سرگردانی ها بنهیم‪.‬‬ ‫خداوند نگهدار ایران باد‬

‫رضا پهلوی‬

‫هوشیاری در مبارزه‪ ،‬شرط الزم برای پیروزی است‬

‫نظام مستبد و تمامیت خواه جمهوری اسالمی با‬ ‫اتخاذ سیاست های قرون وسطایی در طی سی و چهار‬ ‫سال گذشته‪ ،‬هر صدای آزادیخواهی را با بکارگیری‬ ‫روش های مختلف از زندان و شکنجه‪ ،‬اعدام و قتل‬ ‫های گروهی در درون کشور تا ترور فیزیکی در برون‬ ‫از مرزهای کشورمان سرکوب نموده است‪.‬‬ ‫هنوز زخم قتل های دهشتناک دکتر شاپور بختیار‪،‬‬ ‫داریوش و پروانه فروهر‪ ،‬عبدالرحمن برومند‪ ،‬شهریار‬ ‫شفیق‪ ،‬محمد مختاری‪ ،‬هایک هوسپیان مهر‪ ،‬رضا‬ ‫مظلومان‪ ،‬سالخی ناجوانمردانه فریدون فرخزاد‪،‬‬ ‫بمب گذاری آمیا‪ ،‬ترور میکونوس‪ ،‬ماجرای اتوبوس‬ ‫ارمنستان و همه دیگر جانباختگان راه آزادی و‬ ‫انسانیت توسط عوامل جمهوری اسالمی بر بدنه‬ ‫جنبش آزادیخواهان ایرانی التیام نیافته است‪.‬‬ ‫قلع و قمع شدید دانشجویان معترض کوی‬ ‫دانشگاه تهران هیجدهم تیرماه ‪ ،۱۳۷۸‬نسبت به‬ ‫بسته شدن روزنامه سالم به دلیل فاش نمودن نقش‬ ‫سعید امامی در قتل های زنجیره ایی و نیز قدرت‬ ‫سیاسی پشت پرده ی اطالعات جمهوری اسالمی‪،‬‬ ‫توسط رژیم والیت فقیه منجر به کشتار شمار زیادی‬ ‫از آنان گشت‪.‬‬ ‫همه تالش و هم و غم من از ابتدای بروی کارآمدن‬ ‫این نظام مستبد‪ ،‬یاری دادن به همبستگی و همیاری‬ ‫هم میهنانم بوده است‪ .‬اما تحوالت چندساله اخیر‬ ‫در ایران‪ ،‬نسل جدیدی را وارد صحنه مبارزات‬ ‫مدنی کشورمان کرده که به دور از هرگونه وابستگی‬ ‫ایدوئولوژیکی‪ ،‬تنها به ایران و ساختن آینده ایی‬ ‫شایسته ملت بزرگ ایران‪ ،‬می اندیشد‪.‬‬ ‫پس از سرکوب و ضرب و شتم معترضین به دور‬ ‫از خشونت واقعه خرداد ‪ ،۸۸‬اعدام و زندانی کردن‬ ‫کنشگران سیاسی ـ مدنی‪ ،‬نسلی دیگر به برون از‬ ‫مرزهای کشورمان مهاجرت نمود و باری دیگر صدای‬ ‫آزادیخواهان رو به خاموشی رفت‪ .‬در چنین شرایط‬ ‫حساس سرنوشت ساز و تاریخی سرزمینمان‪ ،‬از‬ ‫همه نیروهایی که بر یافتن راهی به دور از خشونت‬ ‫و مبتنی بر اعالمیه جهانی حقوق بشر تاکید دارند‪،‬‬ ‫دعوت نمودم تا همگام با نیروهای سیاسی ‪ -‬مدنی‬ ‫درون مرز‪ ،‬برای تشکیل شورای ملی ایران برای‬

‫انتخابات آزاد در مقابل حکومت تمامیت خواه‬ ‫جمهوری اسالمی‪ ،‬با یکدیگر همکاری نمایند‪.‬‬ ‫پس از گذشت دوسال گفتگوهای پی در پی و‬ ‫رایزنی های گوناگون با همه نیروهای مبارز ایرانی‪،‬‬ ‫مجمع موسس شورای ملی ایران به تاریخ ‪ ۷‬و ‪۸‬‬ ‫اردیبهشت ‪ ۱۳۹۲‬خورشیدی در شهر پاریس نه با «‬ ‫دعوت و گزینش » بلکه با برگزاری یک « انتخابات‬ ‫آزاد » تشکیل و تاسیس شد‪ .‬هرچند بسیاری براین‬ ‫باور بودند که برگزاری انتخابات آزاد برای تشکیل‬ ‫مجمع موسس‪ ،‬راه را برای ورود نیروهای فرافکن باز‬ ‫می گذارد‪ ،‬ولیکن کمیته هماهنگی پایبند به آرمان‬ ‫محوری منشور شورای ملی ایران‪ ،‬با قبول پرداخت‬ ‫هزینه های ممکن در این مسیر پرفراز و نشیب‪،‬‬ ‫برگزاری انتخابات آزاد را به دعوت و گزینش ترجیح‬ ‫داده و مجمع موسس شورای ملی ایران را آبرومند‬ ‫برگزار نمودند‪.‬‬ ‫اکنون چهارماه از تاسیس شورای ملی ایران می‬ ‫گذرد‪ ،‬عده ایی در درون شورای ملی برآن شدند‬ ‫تا در مقابله با اساسنامه و آیین نامه داخلی شورا با‬ ‫ایجاد هرج و مرج‪ ،‬با اتهام زنی و فرافکنی و اتالف‬ ‫وقت در پیشبرد کارها‪ ،‬در مقابل پا گرفتن این نهاد‬ ‫نوپا بایستند و با موازی سازی این نهاد فراحزبی و‬ ‫فراجناحی را به نام « طرفداران اینجانب » برهم زنند‪.‬‬

‫با دریافت اسناد گوناگون از مراجع معتبر‪ ،‬به آگاهی‬ ‫شما می رسانم که جمهوری اسالمی با پرداخت هزینه‬ ‫های گزاف پس از سه دهه ترور و کشتار در خارج‬ ‫از کشور به سیاست های جدید دیگری همچون ترور‬ ‫شخصیتی‪ ،‬افترا و تهمت زدن به دیگری و ایجاد‬ ‫شکاف اقدام نموده است‪.‬‬ ‫بار دیگر از همه شما مبارزین راه آزادی و انسانیت‬ ‫دعوت بعمل می آورم تا فریب عوامل این نظام‬ ‫فریبکار را نخورده و دست در دست هم با باور به‬ ‫منشور شورای ملی ایران برای رسیدن به آزادی و‬ ‫احترام به انسانیت کوشا باشیم‪.‬‬ ‫چه آنها که غرض ورز هستند‪ ،‬چه آنها که تجارت‬ ‫سیاسی خود را در خطر می بینند‪ ،‬چه آنها که عوامل‬ ‫مستقیم و یا غیر مستقیم نظام جنایتکار جمهوری‬ ‫اسالمی هستند و چه آنها که از نام اینجانب برای‬ ‫تخریب این جنبش ملی در تالش و تقلی هستند‪،‬‬ ‫بدانند که شورای ملی ایران به جلو حرکت می نماید‬ ‫و من بعنوان سخنگوی این نهاد فراحزبی و فراجناحی‬ ‫همچنان باورمند به منشور شورای ملی ایران‪ ،‬همراه‬ ‫و همگام با یاران آزادیخواه درون و برون مرزهای‬ ‫کشورم تا برگزاری انتخابات آزاد در ایران می ایستم و‬ ‫مبارزه را تا پیروزی نهایی ادامه می دهیم‪.‬‬ ‫افق سیاسی من‪ ،‬گذر از شرایط کنونی در چارچوب‬ ‫نافرمانی های مدنی به دور از خشونت و آشتی‬ ‫ملی برای گذار به فردایی بهتر برای مردم کشورم‬ ‫ایران است‪ .‬و هیچ نیرو و قدرتی نمی تواند اندیشه‬ ‫آزادیخواهی را حذف و یا نابود نماید‪.‬‬ ‫خداوند نگهدار ایران باد‬

‫رضا پهلوی‬

‫اشرف دهقانی‪:‬‬

‫‪6‬‬

‫چریکهای فدایی خلق و بختک حزب توده خائن‬ ‫‪ ‬‬

‫امسال ناگهان حجم وسیعی‬ ‫از مطالب مختلف در مورد حزب‬ ‫توده تحت عنوان هفتادمین‬ ‫سالگرد تأسیس آن حزب‬ ‫منتشر شدند که مجموعه‌ای‬ ‫از آن ها هم اکنون‪ ‬در صفحه‬ ‫ویژه سایت فارسی بی‌بی‌سی زیر‬ ‫نام "بررسی کارنامه حزب توده‬ ‫ایران"‪ ‬در‪ ‬دسترس است‪ .‬هر چند‬ ‫که جریان سیاسی‌ای که امروز به‬ ‫نام حزب توده شناخته می‌شود‬ ‫در شرایط کنونی کمترین وزنه‬ ‫سیاسی را داراست‪ ،‬اما از آن جا‬ ‫که نام حزب توده اساساً با یک‬ ‫دوره از تاریخ مبارزاتی مردم ایران‬ ‫در دهه بیست و اوایل دهه سی‬ ‫در ایران گره خورده است همواره‬ ‫در ارتباط با این نام‪ ،‬چه در‬ ‫جهت تحریف و قلب واقعیت‌های‬ ‫مبارزاتی آن دوره و چه به منظور‬ ‫تجربه اندوزی از گذشته برای‬ ‫ساختن آینده‪ ،‬تالش‌هائی صورت‬ ‫می‌گیرد‪ .‬این امر مسلماً در مورد‬ ‫مطالب اخیرا ً منتشر شده در‬ ‫بی‌بی‌سی نیز صادق است‪.‬‬ ‫در باره آن مطالب از زاویه‌ای‬ ‫می‌توان گفت که در حالی که کم‬ ‫و بیش اطالعات درستی در میان‬ ‫آن ها وجود دارد ولی تا جائی که‬ ‫به موضوع نقد و بررسی و تحلیل‬ ‫واقعیت حزب توده در گذشته یا در‬ ‫حال حاضر بر می‌گردد‪ ،‬برخورد در‬ ‫این نوشته‌ها در مجموع سطحی و‬ ‫ژورنالیستی است و از حد موضع‬ ‫گیری بر له و علیه حزب توده‬ ‫فراتر نرفته است‪ .‬همچنین دیده‬ ‫می‌شود که در طی مطالب منتشر‬ ‫شده دست به تالش مجددی‬ ‫زده شده تا همچون گذشته (به‬

‫طور برجسته قبل از آغاز مبارزه‬ ‫چریکهای فدائی خلق) کمونیسم‬ ‫و کمونیست‌ها در ایران با توسل به‬ ‫رسوائی‌ها و ننگ‌ها و خیانت‌های‬ ‫حزب توده مورد تبلیغات منفی‬ ‫قرار گرفته و کوبیده شوند‪ .‬عالوه‬ ‫بر این ها‪ ،‬یک ایراد اصلی در‬ ‫مطالب مورد بحث‪ ،‬قاطی کردن‬ ‫مرز بین حزب توده دهه بیست‬ ‫و سال‌های اول دهه سی با حزب‬ ‫توده تغییر ماهیت داده بعدی‬ ‫می‌باشد؛ به گونه‌ای که آن حزب‬ ‫توده که در میان نیروهای مردمی‬ ‫جا داشت با حزب توده کنونی‬ ‫که دارای ماهیت ارتجاعی و ضد‬ ‫خلقی است صرفاً به خاطر داشتن‬ ‫یک اسم واحد یکی گرفته شده‬ ‫است‪ .‬مسلم است که این نوع‬ ‫برخورد با وقایع تاریخی و عدم‬ ‫تفکیک پدیده‌های مشخص با‬ ‫ماهیت‌های متفاوت و متضاد از‬ ‫یکدیگر ‪ -‬هر چند آن ها دارای‬ ‫یک اسم واحد بوده باشند ‪ -‬در‬ ‫فهم درست واقعیت‌های تاریخی‬ ‫اخالل ایجاد نموده و مانع از درک‬ ‫درست و علمی وقایع و تجزیه و‬ ‫تحلیل آن ها و اخذ تجربه برای‬ ‫پیشبرد مبارزات کنونی و آینده‬ ‫می‌گردد‪ .‬اهمیت این امر به‬ ‫خصوص در آن جاست که در‬ ‫سال های اخیر نشانه‌های روشنی‬ ‫از گرایش نسل جوان مبارز امروز‬ ‫ایران به کنکاش در تاریخ مبارزاتی‬ ‫نسل پیش از خود به منظور‬ ‫تجربه اندوزی از آن بروز یافته و‬ ‫به سرعت در حال گسترش است‬ ‫و‪ ‬لذا بسیار ضروری است که هم‬ ‫اطالعات درست از گذشته در‬ ‫اختیار این نسل قرار داده شود و‬

‫از اولین ساعات یکشنبه ‪10‬‬ ‫شهریور‪ ،‬نیروهای سرکوبگر نوری‬ ‫المالکی اقدام به حمله مسلحانه به‬ ‫‪ 100‬تن از ساکنان کمپ اشرف‬ ‫نمودند‪ .‬این حمله جنایتکارانه بر‬ ‫خالف توافقهای صورت گرفته با‬ ‫ساکنان و در هماهنگی کامل با‬ ‫سپاه تروریستی قدس‪ ،‬تحت امر‬ ‫خامنه ای صورت گرفته است‪.‬‬ ‫بر اساس اخبار دریافتی در این‬ ‫یورش وحشیانه تا این لحظه (‪9‬‬ ‫صبح یکشنبه ‪ 10‬شهریور) ‪23‬‬ ‫تن از مجاهدان دلیر شهر اشرف‬ ‫به شهادت رسیده و دهها تن دیگر‬ ‫مجروح شده که حال بسیاری از‬ ‫مجروحان به شدت وخیم است‪.‬‬ ‫‪ 19‬تن از مجاهدان شهید‬ ‫عبارتند از زهره قائمی‪ ،‬گيتی‬ ‫گيوه چيان‪ ،‬ميترا باقرزاده‪ ،‬ژيال‬ ‫طلوع‪ ،‬فاطمه کامياب‪ ،‬مريم‬ ‫حسينی‪ ،‬مهدی فتح اهلل نژاد‪،‬‬ ‫مجيد شيوياری‪ ،‬عظيم نارويی‪،‬‬ ‫رحمان منانی‪ ،‬حسن جباری‪،‬‬

‫سعيد اخوان‪ ،‬حسين رسولی‪ ،‬ناصر‬ ‫حبشی‪ ،‬علی اصغر مکانيک‪ ،‬علی‬ ‫محمودی‪ ،‬ابراهيم اسدی‪ ،‬عليرضا‬ ‫خوشنويس و محمود رضا صفوی‬ ‫سازمان چریکهای فدایی‬ ‫خلق ایران با محکوم کردن‬ ‫این حمله جنایتکارانه که مصداق‬ ‫کامل جنایت علیه بشریت است‪،‬‬ ‫از سازمان ملل متحد خواستار‬ ‫اقدام فوری جهت جلوگیری از‬ ‫ادامه کشتار ساکنان کمپ اشرف‬ ‫می باشد‪.‬‬ ‫سازمان ما شهادت قهرمانانه‬ ‫زنان و مردان مجاهد شهر اشرف‬ ‫را به خانواده این شهدا‪ ،‬به سازمان‬ ‫مجاهدین خلق ایران و به همه‬ ‫آزادیخواهان تسلیت می گوید‪.‬‬ ‫یورش‬ ‫شهدای‬ ‫اسامی‬ ‫تروریستی به اشرف‬ ‫حسين سلطاني‪ ،‬امير حسين‬ ‫افضل نيا‪ ،‬بيژن ميرزايي‪ ،‬ناصر‬ ‫كرمانيان و امير نظري‪.‬‬ ‫زهره قائمي‪ ،‬گيتي گيوه چيان‪،‬‬

‫هم کوشش شود با تجزیه وتحلیل‬ ‫علمی و مارکسیستی مسایل‬ ‫تاریخی‪ ،‬نسل جوان مبارز ایران‬ ‫را در پیشبرد مبارزات خود در‬ ‫جهت رهائی مردم ایران از زیر‬ ‫سلطه دشمنانشان (امپریالیست‌ها‬ ‫و رژیم جمهوری اسالمی) یاری‬ ‫رساند‪.‬‬ ‫نگارنده این سطور که در دهه‬ ‫چهل خود شاهد تاثیرات مخرب‬ ‫خیانت و رسوائی‌های حزب توده‬ ‫در میان مردم بوده و همچنین‬ ‫بر زمینه تالش‌هائی که منجر به‬ ‫تشکیل چریکهای فدائی خلق‬ ‫شد در جریان برخورد انتقادی‬ ‫به گذشته حزب توده توسط‬ ‫کمونیست‌های فدائی (در جهت از‬ ‫میان برداشتن بختک حزب توده‬ ‫از سر راه جنبش) قرار داشته‪،‬‬ ‫وظیفه بازگوئی مهمترین مسایل‬ ‫و نکات برجسته تاریخی در ارتباط‬ ‫با حزب توده‪ ،‬شکل گیری جنبش‬ ‫نوین کمونیستی و کمونیست‌های‬ ‫فدائی و تجزیه و تحلیل آن ها را‬ ‫درمقابل خود می بیند ‪ -‬که امید‬ ‫است نوشته زیر ضمن انجام این‬ ‫وظیفه در خدمت روشن کردن‬ ‫نقص‌های عمده مطالب اخیرا ً‬ ‫منتشر شده در مورد حزب توده‬ ‫نیز قرار گیرد‪.‬‬

‫حمله مسلحانه به کمپ اشرف را محکوم می کنیم‬ ‫ميترا باقر زاده‪ ،‬ژيال طلوع‪ ،‬فاطمه‬ ‫كامياب‪ ،‬مريم حسيني‪ ،‬مجيد‬ ‫شيوياري‪ ،‬عظيم نارويي‪ ،‬رحمان‬ ‫مناني‪ ،‬حسن جباري‪ ،‬سعيد‬ ‫اخوان‪ ،‬حسين رسولي‪ ،‬ناصر‬ ‫حبشي‪ ،‬علي اصغر مكانيك‪ ،‬علي‬ ‫محمودي‪ ،‬ابراهيم اسدي‪ ،‬مهدي‬ ‫فتح اهلل نژاد‪ ،‬عليرضا خوشنويس و‬ ‫محمود رضا صفوي‪ ،‬اصغر عمادي‪،‬‬ ‫شهرام ياسري‪ ،‬سعيد نورسي‪،‬‬ ‫سيد علي سيد احمدي‪ ،‬سيروس‬ ‫فتحي‪ ،‬حيدر گرمابي‪ ،‬كوروش‬ ‫سعيدي‪ ،‬علي فيض شبانگاهي و‬ ‫حميد صابري‪ .‬نبي سيف‪ ،‬هادي‬ ‫نخجيري و شاهرخ اوحدي‪،‬‬ ‫علي اصغر قديري شجاع متولي‪،‬‬ ‫مهرداد جعفر زاده‪ ،‬محمد گرجي‪،‬‬ ‫قاسم رضواني‪ ،‬احمد بوستاني‪،‬‬ ‫حسين مدني‪ ،‬ناصر سرابي‪ ،‬قباد‬ ‫سعيد پور‪ ،‬ياسر حاجيان‪ ،‬عليرضا‬ ‫پورمحمدي‪ ،‬اردشير شريفيان‪،‬‬ ‫احمد وشاق‪ ،‬فريبرز شيخ االسالم‪،‬‬ ‫حميد باطبي و حسن غالمپور‪.‬‬ ‫‪6‬‬


‫‪7‬‬

‫شمار ‌ه بیستم ‪ -‬اکتبر ‪2013‬‬

‫مریم رجوی‪:‬‬

‫پرونده نقض حقوق بشر در ایران باید به شورای امنیت ارجاع شود‬ ‫ایران‪ ۴۷۱ :‬اعدام ثبت شده از ابتدای ‪ ۲۰۱۳‬تا روز جهانی علیه اعدام در ایران تحت حاکمیت مالیان‬

‫ـ اعدام ‪ ۲۳۱‬زندانی شامل ‪ ۱۰‬زن بعد از‬ ‫انتخابات ریاست جمهوری‬ ‫ـ ‪ ۳۰۰۰‬زندانی در زندان قزل حصار در‬ ‫نوبت اعدام هستند‪.‬‬ ‫ـ فریب جامعه جهانی و توجیه معامله‬ ‫و مماشات با رژیم آخوندی با دامن زدن‬ ‫به توهم اعتدال و میانه روی‬

‫از ابتدای سال ‪ ۲۰۱۳‬تا روز ‪۱۰‬اکتبر‪ ،‬روز‬ ‫جهانی علیه اعدام‪ ،‬اعدام ‪۴۷۱‬زندانی توسط‬ ‫دژخیمان رژیم آخوندی ثبت شده که ‪ ۲۳۱‬تن‬ ‫از آنان شامل ‪۱۰‬زن بعد از نمایش انتخابات در‬ ‫روز ‪۲۴‬خرداد (‪۱۴‬ژوئن) به دار آویخته شدند‪.‬‬ ‫این درحالیست که اطالعات بسیاری از اعدامها‬ ‫هرگز به بیرون از زندان درز نمی کند‪ .‬شماری‬

‫از قربانیان جوانانی بودند که هنگام ارتکاب‬ ‫جرم انتسابی‪ ،‬کمتر از ‪۱۸‬سال داشتند‪ .‬طبق‬ ‫احکام دژخیمان قضاییه‪ ،‬به تعدادی از محکومان‬ ‫ساعاتی قبل از اعدام دهها ضربه شالق زدند‪ .‬در‬ ‫همین حال ‪۳۰۰۰‬زندانی فقط در زندان قزلحصار‬ ‫در نوبت اعدام هستند‪.‬در بسیاری از شهرها برای‬ ‫ایجاد رعب و وحشت‪ ،‬زندانیان در مألعام اعدام‬ ‫شدند‪.‬‬

‫برخی از شهرهایی که شاهد صحنه اعدام در‬ ‫مألعام بودند عبارتند از نوشهر‪ ،‬بابل‪ ،‬قائمشهر‪،‬‬ ‫تنکابن‪ ،‬شیراز‪ ،‬جهرم‪ ،‬فسا‪ ،‬اهواز‪ ،‬دهدشت‪،‬‬ ‫هندیجان‪ ،‬شهرکرد‪ ،‬ایالم و کرج‪ .‬بسیاری از‬ ‫اعدامها به صورت جمعی و در گروههای‪۲۰-۱۰‬‬ ‫نفره صورت گرفت‪ .‬رسانه های حکومتی برای‬ ‫ایجاد وحشت بیشتر تصاویر فجیع این اعدامها را‬

‫بارونس موریل ترنر‪ ،‬معاون سابق پارلمان انگلستان‬

‫حمایت از مقاومتی با رهبری زنان‪ ،‬گامی منطقی به پیش‬ ‫در برابر تمام تهدیداتی که رژیم کنونی ایران‬ ‫تحمیل کرده‪ ،‬از نقض حقوق‌بشر‪ ،‬تا حمایت از‬ ‫تروریسم و رسیدن به توانایی تولید تسلیحات‬ ‫هسته‌یی‪ ،‬غرب با کمال میل باید این جایگزین را که‬ ‫راه حل ارائه می دهد‪ ،‬بپذیرد و از آن حمایت‌کند‪.‬‬ ‫این راه‌حل‪ ،‬در طرح ‪ ۱۰‬ماده‌یی برای ایران آینده‪،‬‬ ‫به رهبری خانم مریم رجوی‪ ،‬رئیس‌جمهور برگزیده‬ ‫شورای ملی مقاومت ایران قید شده است‪ .‬این طرح‬ ‫به تفصیل به چشم‌انداز ایران آینده‪ ،‬ایرانی آزاد‪،‬‬ ‫دموکراتیک و سکوالر می‌پردازد‪ ،‬ایرانی که متعهد‬ ‫به اعالمیه حقوق‌بشر‪ ،‬به مشارکت زنان در تمامی‬ ‫جنبه‌های سیاسی‪ ،‬اجتماعی و پهنه‌های اقتصادی‪،‬‬ ‫و متعهد به لغو حکم اعدام می‌باشد‪ .‬این طرح‬ ‫صحبت از ایرانی می‌کند که پشتیبان سعادت و صلح‬

‫برای خاورمیانه است و نه ایرانی که در جستجوی‬ ‫تسلیحات کشتار جمعی و تسلیحات هسته‌یی است‪.‬‬ ‫به همین خاطر من و همکارانم در کمیته پارلمانی‬ ‫بریتانیا برای ایران آزاد از طرح ‪ ۱۰‬ماده‌یی خانم مریم‬ ‫رجوی و خواسته شورای ملی مقاومت در به اجرا‬ ‫گذاشتن این تغییرات حمایت می‌کنیم‪ .‬همان‌طور‬ ‫که بعد از اعالم روحانی به‌عنوان رئیس‌جمهور جدید‬ ‫رژیم ایران‪ ،‬خانم مریم رجوی در سخنرانی خود در‬ ‫گردهمایی ایرانیان تبعیدی در پاریس گفتند‪:‬‬ ‫ن ِ آزادی بیان و حقوق بشر‪ ،‬و تا وقتی‬ ‫«بدو ‌‬ ‫ِ‬ ‫فعالیت احزاب‪ ،‬آزاد نشده‪ ،‬تا‬ ‫ن سیاسی و‬ ‫زندانیا ‌‬ ‫ِ‬ ‫سیاست تجاوزکارانه رژیم در سوریه و عراق‬ ‫وقتیکه‬ ‫بمب‬ ‫ادامه دارد و تا وقتی که رژیم برای دستیابی به ِ‬ ‫اتمی پا می فشارد‪ ،‬هیچ چیز عوض نمی‌شود»‪...‬‬

‫سوپر دنا‬

‫‪SUPER DENA‬‬ ‫کلیه مایحتاج یک خانواده ایرانی را‬ ‫زیر یک سقف گرد آوری منوده است‬

‫بطور گسترده منتشر می کنند‪.‬‬ ‫نمونه های تکاندهندهیی چون اعدام دو جوان‬ ‫‪ ۲۰‬و ‪۲۳‬ساله در مألعام‪ ،‬به خاطر سرقت کمتر از‬ ‫‪۳۵‬یورو‪ ،‬اعدام سه جوان که در هنگام دستگیری‬ ‫‪ ۱۲‬و ‪ ۱۵‬و ‪۱۷‬ساله بودند‪ ،‬به دار کشیدن بدن‬ ‫خونین و مجروح یک جوان ‪۲۸‬ساله در زندان‬ ‫بندرعباس که ساعاتی قبل از اعدام دست به‬ ‫خودکشی زده بود و به دار کشیدن جسد یک‬ ‫زندانی ‪۲۳‬ساله در زندان زاهدان که ساعاتی‬ ‫قبل از اجرای حکم بر اثر سکته جان سپرده بود‪،‬‬ ‫بیش از پیش رسواگر ماهیت ضدبشری جانیانی‬ ‫است که طی ‪۳۵‬سال حاکمیت سیاه خود از هیچ‬ ‫جنایت و دنائتی در حق مردم ایران فروگذار‬ ‫نکرده اند‪.‬‬ ‫در همین حال ‪۳۰۰۰‬زندانی فقط در زندان‬ ‫قزلحصار در نوبت اعدام هستند‪ .‬رژیم آخوندی‬ ‫برای تسهیل اعدامهای جمعی سکوهای دار ‪۲۴‬‬ ‫نفره در قزل حصار برپا کرده و هر هفته شماری‬ ‫از زندانیان را مخفیانه حلق آویز می‌کند‪.‬‬ ‫همزمان با اعدامهای خودسرانه مجازاتهای‬ ‫قرون وسطایی چون قطع دست‪ ،‬کور کردن‬ ‫چشم و بریدن گوش نیز مکمل چرخه جنایت‬ ‫و وحشت در رژیم آخوندی است‪ .‬صدور شش‬ ‫حکم قطع دست در شیراز و چهار حکم سنگسار‬ ‫شامل دو زن در تبریز‪ ،‬و حکم درآوردن چشم و‬ ‫بریدن گوش یک کارگر زندانی در تهران‪ ،‬گوشه‬ ‫دیگری از شقاوت دژخیمان حاکم بر ایران است‪.‬‬ ‫مریم رجوی‪ ،‬رئیس جمهور برگزیده مقاومت‬ ‫ایران‪ ،‬با تأکید مجدد بر ضرورت ارجاع پرونده‬ ‫نقض سیستماتیک و وحشیانه حقوق بشر در‬ ‫ایران به شورای امنیت ملل متحد گفت‪ :‬روند‬ ‫فزاینده اعدامها در ایران نشان می‌دهد دامن زدن‬

‫شبهای خاطره انگیز و‬ ‫بیاد ماندنی خود را در‬ ‫فضای صمیمی و متفاوت‬ ‫رستوران کندو زنده کنید‬

‫و تبلیغ اعتدال و میانه روی در فاشیسم دینی‬ ‫حاکم بر ایران‪ ،‬هدفی جز فریب جامعه جهانی‬ ‫یا توجیه معامله و مماشات با این رژیم قرون‬ ‫وسطایی ندارد‪ .‬وی افزود‪ :‬رژیم در حالیکه با‬ ‫ژستهای بی‌محتوا در نیویورک خواستار لغو‬ ‫تحریمهاست‪ ،‬با افزایش اعدامها‪ ،‬قتل عام در‬ ‫اشرف توسط دولت مالکی در عراق‪ ،‬کشتار‬ ‫بیرحمانه در سوریه‪ ،‬تشدید صدور بنیادگرایی و‬ ‫تروریسم و تسریع پروژه تولید بمب اتمی‪ ،‬تالش‬ ‫می‌کند از بروز خشم مردم و سرنگونی محتوم‬ ‫خود جلوگیری کند‪.‬‬ ‫دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران‬

‫رستوران کندو‬ ‫مناسب‌ترین مکان برای‬ ‫برگذاری مراسم جشنها‬

‫و میهمانیهای شما‬

‫محصوالت ایرانی به صورت عمده و خرده‬

‫‪Tel: 020 85 66 93 60‬‬

‫‪6 Ashbourne Parade (On Hanger Lane‬‬ ‫‪Roundabout) London W5 3QS‬‬ ‫‪7‬‬

‫‪Geöffnet:‬‬ ‫‪Mo - Do: 12:00 - 22:00‬‬ ‫‪Fr, So: 12:00 - 23:00‬‬ ‫‪Sa: 13:00 - 23:00‬‬ ‫دوشنبه تا پنج شنبه از ظهر تا ‪ 10‬شب‬ ‫جمعه تا یکشنبه از ظهر تا ‪ 11‬شب‬ ‫شنبه از ‪ 1‬تا ‪ 11‬شب‬

‫‪Restaurant kandu‬‬ ‫‪Martinstraße 34, 40223‬‬ ‫‪Düsseldorf‬‬

‫‪1579 1541‬‬

‫‪Tel: 0211‬‬


‫‪9‬‬

‫شمار ‌ه بیستم ‪ -‬اکتبر ‪2013‬‬

‫‪ ...‬و خلیج همیشگی فارس‪:‬‬

‫فریاد خواهم زد‬

‫آهنگسازی که ریتم و ترانه با واژه اعتراض گره زده است‬

‫در لیست برترینهای رهبری ارکسترهای جهان‪ ،‬نام محمد شمس از ایران می‌درخشد‬

‫از زمانی که جست و خیزهای کودکی را آغاز نمود‬ ‫موسیقی در روح و جانش خانه کرد چون خانه آنان‬ ‫میعادگاه عاشقان موسیقی بود و پدرش پشتیبانی‬ ‫مهربان و استادی سخت‌گیر که از ‪ 5‬سالگی تنبک را‬ ‫به جای اسباب بازی به دست او داد تا بنوازد‪.‬‬ ‫در دهسالگی‪ ،‬ساز زیر بغل‪ ،‬راهی هنرستان موسیقی‬ ‫شد‪ 14 .‬سال بیشتر نداشت که در میان نوازندگان‬ ‫صاحب نام و مشهور در اکستر فارابی جای گرفت و‬ ‫خوش نشین برنامه‌های رادیو‪ ،‬تلویزیون ملی ایران شد‪.‬‬ ‫طفل نوپای گروه فارابی پس از اخذ لیسانس‬ ‫کارشناسی موسیقی به رهبری همین گروه برگزیده‬ ‫شد که تا آن زمان تاریخ نشان نداده است که پسری‬ ‫جوان باالنشین ارکسترهای معتبر و بین‌المللی شود‪.‬‬ ‫در بهار آزادی سرپرست موسیقی صدا و سیما شد‬ ‫شنبه ‪ 14‬سپتامبر روز تولد کانون‬ ‫هنرمندان لندن در صحنه بود و سالن‬ ‫زیبای کلیسای پاریش سنت ماری در‬ ‫منطقه سوئیس کاتج محل برگزاری اولین‬ ‫جشنواره موسیقی هنرمندان لندن بود‬ ‫که د راین گردهمایی هنری در ‪ 5‬قسمت‬ ‫اجرا شد در اولین اجرا زیبا تبریزی با‬ ‫رقص هنرمندانه خودش شور و حالی‬ ‫آفرید‪ .‬در اجرای بعد گروه سورنا به صحنه‬ ‫آمد و برنامه‌ای متفاوت اجرا کرد و مورد‬ ‫استقبال قرار گرفت‪ .‬این گروه نشان داد که‬ ‫توانایی‌های هنری بیشتری می‌تواند داشته‬ ‫باشد چنانچه هماهنگی و تمرینات گروهی‬ ‫خود را افزایش دهند‪.‬‬ ‫سپس خواننده جوان و خوش صدایی‬ ‫به نام موریس به اجرای برنامه تک نفره‬ ‫پرداخت و چند آهنگ خاطره انگیز را اجرا‬ ‫کرد و تشویق بسیار شد‪.‬‬ ‫نوا آهنگ گروه بعدی بودند که به‬ ‫صحنه آمدند و با تلفیقی از موسیقی‬ ‫پاپ و سنتی به اجرای برنامه پرداختند‪.‬‬ ‫و در پایان گروه نغمه به صحنه آمد و‬ ‫اجرای آهنگهایی زیبا و دلنشین حاضرین را‬ ‫به وجد آوردند و متن زیر را که می‌خوانید‬ ‫گزارش کوتاهی از سوی برگذارکنندگان‬ ‫این برنامه است‪.‬‬ ‫نگاهی از سوی ژورنالیستی که مهمان‬ ‫برنامه بوده است که در کل به برنامه نمره‬ ‫قبولی داده است ولی نکاتی را دیده است‬ ‫که شاید با نوشتن آن کمکی به برنامه‌های‬ ‫آتی بنماید‪.‬‬ ‫ابتدا باید پذیرفت دیکته ننوشته غلط‬ ‫ندارد ولی وقتی حضورت را در صحنه‬ ‫اعالم می‌کنی حق طبیعی دیگران است‬ ‫که هر آنچه را می‌بینند درباره‌اش اظهار‬ ‫نظر کنند التبه با در نظر گرفتن اینکه چه‬ ‫کسی می‌گوید یا می‌نویسد متاسفانه چند‬ ‫سالی است فضای لندن آشفته و درهم‬ ‫شده است و مانند ایران که هیچکس سر‬ ‫جای خود براساس لیاقت و شایستگی و‬ ‫به علم و دانش نیست این ویروس همه‬ ‫گیر به لندن هم رسیده است و به یمن‬ ‫وجود کانالهای مسمومی که با پولهای‬ ‫نامرئی اداره می‌شوند مانند ‪ BBC‬فارسی‪،‬‬ ‫من و تو‪ ،‬ایران فردا و صدای آمریکا و‪...‬‬ ‫چهره‌هایی را به مردم فروخته‌اند که اینان‬ ‫در شرایط عادی آدمهای درجه پنجم و‬ ‫ششم یک جامعه سالم و معمولی هستند‬ ‫ولی از هنر تصویری آلوده اینان به زور به‬ ‫خورد جامعه داده‌اند تا انسانهای درجه یک‬ ‫و سالم و وطنپرست را به ظاهر بایکوت‬ ‫کنند‪ .‬این مقدمه را نوشتم تا فضای کلی‬

‫‪9‬‬

‫که زمستان سیاه دیکتاتوری از راه رسید و محمد‬ ‫شمس که ابزار عشقبازی عارفانه‌اش با سازها مهر‬ ‫ممنوع خورد عطای کار را به لقایش بخشید و عشق‬ ‫را در صندوقخانه ممنوعه‌های حکومتی پنهان نکرد‬ ‫بلکه پرید و بر شاخه استوار کمان آرش نشست تا‬ ‫تیری شود تا در چشمان دشمنان ایران‪.‬‬ ‫او هر آنچه ساخت و می‌سازد صدای فریاد‬ ‫آزادیخواهی در دل آهنگهایش است‪.‬‬ ‫محمد شمس که امروز در جهان پراعتبار موسیقی‬ ‫و رهبری ارکسترهای بزرگ‪ ،‬نامش را با خط زرین‬ ‫نگاشته‌اند و بارها و بارها برجسته‌ترین نوازندگان‬ ‫بزرگ جهان را در ارکسترهای بین‌المللی رهبری کرده‬ ‫است هنوز در آرزوی روزی است که در وطن سوخته‬ ‫الله‌های سرخ و ترانه‌ها و آهنگهای حماسی خلق کند‪.‬‬

‫حرکتی تازه در لندن‬

‫به همت گروه موسیقی نغمه‪،‬‬ ‫کانونهنرمندانلندنآغازبهکارکرد‬

‫اولین جشنواره موسیقی هنرمندان لندن با استقبال روبرو شد‬

‫اجتماعات حال حاضر ایرانیان را در لندن‬ ‫ترسیم کرده باشم‪ .‬در چنین فضایی القاب‬ ‫به آسانی حارج می‌شود و «استاد» قاب‬ ‫دستمال تعارفات شده است و به زور به‬ ‫اسامی افراد می‌چسبانند که طرف به ظاهر‬ ‫کسی جلوه کند این استادان که اکثرا ً از‬ ‫توبره حکومتی مالیان سر و کله شان در‬ ‫لندن چند سالی است پیدا شده است در‬ ‫هر محفل و مجلسی برای خبرچینی هم‬ ‫شده حضور دارند که البته چند سالی است‬ ‫غیبت افرادی که سه دهه در لندن تالش و‬ ‫کوششی خستگی ناپذی در حفظ و اتحاد‬ ‫جامعه ایرانیان در لندن را به دوش کشیده‬ ‫اند باعث این آشفتگی بوده است که از این‬ ‫پس خواهیم بود و کارنامه و شناسنامه‬ ‫بودارها را معرفی خواهیم کرد چون حرفه‬ ‫روزنامه‌نگاری این است که وجدان جامعه‬ ‫خود باشدو چشم و زبان و گوش جامعه از‬ ‫وظایف ژورنالیستی حرفه‌ای و سالم است و‬ ‫اما این برنامه‪:‬‬ ‫آنچه که مسلم است ما ایرانیان در‬ ‫کارهای گروهی و تیمی ید طوالیی در‬ ‫جر زدن داریم و همیشه می‌خواهیم یک‬ ‫خود را با ‪ 99‬دیگران مساوی بدانیم و به‬ ‫همین دلیل اکثر کارهای دسته جمعی و‬ ‫گروهی ما به ندرت عاقبت بخیر می‌شود‪.‬‬ ‫این جشنواره از ابتدا ایده تا پایان اجرا‬ ‫قدر مسلم زحمات و مشکالت آن به طور‬ ‫دسته جمعی تقسیم نشده بود و گروه نغمه‬ ‫با حضور جمشید رضایی و ناصر کندازی‬

‫بیشترین سهم را داشتند و مهمترین‬ ‫قسمت هر کاری مسئله مالی است که‬ ‫دست چه کسانی به جیب می رود! و باعث‬ ‫و بانی اجرای هدف می شود؟ چه کس یا‬ ‫کسانی بیشترین وقت و زمان زندگی خود‬ ‫را صرف روزهای دوندگی و تدارکات برنامه‬ ‫می‌کنند؟ چه میزان کس یا کسانی به‬ ‫دنبال برگذاری چنین برنامه‌هایی هستند با‬ ‫ایرانیان لندن نشین آشنایی و ارتباط دارند‬ ‫و مورد پذیرش هستند؟ اینان که نوشتم‬ ‫بخشهایی روبنایی و ساده یک کار گروهی‬ ‫است و جهت اطالع بگویم نزدیک به سی‬ ‫سال است بنده پرچمدار فعالیتهای ایرانیان‬ ‫در زمینه‌های ورزشی‪ ،‬سیاسی‪ ،‬فرهنگی‬ ‫بوده‌ام و با داشتن کانال تلویزیونی و مجله‬ ‫رنگارنگ بیشترین خدمات را برای جامعه‬ ‫انجام داده‌ام و به همین دلیل می‌دانم یک‬ ‫کار دسته جمعی چه مشکالتی دارد‪.‬‬ ‫قبل از هر چیز گفتم که با آگاهی باید‬ ‫درباره هر چیز نوشت یا گفت تا حق مطلب‬ ‫ادا شده باشد‪ .‬اولین بار در محلی جدید و‬ ‫ناشناس و در شبی که چند برنامه دیگر هم‬ ‫در لندن اجرا می‌شود و برای این برنامه‬ ‫حضور نزدیک به چهارصد نفر عالی بود‪.‬‬ ‫اجراها در حد نام و سابقه اجرا کنندگان‬ ‫در کل خوب بود و با توجه که گروه اول‬ ‫به نام سورنا و خاننده گروه بسادگی نشان‬ ‫می‌داد هماهنگی الزم را نداشته‌اند و جالب‬ ‫بود برای پایان دادن برماه خود گویی دلخور‬ ‫هم شدند و مانند مهمانی که از میزبان‬

‫وقتی به ساخته‌های او که جان گرفته از ریشه‬ ‫وجودی انسانهای آزادطلب است گوش می‌دهی به‬ ‫تو حس و قدرت مقابله با حریف عمامه بسر می‌دهد‪.‬‬ ‫ما زن و مرد جنگیم‪ ،‬بجنگ تا بجنگیم‪ .‬یا وقتی‬ ‫از ساخته‌های جاودانی او «خلیج همیشگی فارس»‬ ‫را می‌شنویم حس یکپارچگی وطنمان ایران در رگ‬ ‫و پی انسان می‌دود‪.‬‬ ‫ترانه دوباره می‌سازمت وطن‪ ،‬عشق و امید به فردا را‬ ‫با تک تک نت‌ها و مضرابها و سازها به جانت می‌ریزد‪.‬‬ ‫او در شاهکاری بی‌نظیر اثری به نام خاورمیانه‬ ‫ایران را با پیوند موسیقی و سازهای ایرانی در‬ ‫همخوانی با سمفونی بتهوون با ارکستر جهانی خلق‬ ‫کرده است که اساتید و صاحبان تفکر و تجربه و‬ ‫شناخت در دنیای موسیقی جهان بپا خاسته‌اند و‬ ‫برایش هورا کشیده‌اند‪.‬‬ ‫او موفق شد با مرضیه بانوی شهسوار موسیقی‬ ‫ایران کارهایی ماندگار و جاودانه بوجود بیاورد‪.‬‬ ‫محمدش شمس مرضیه را مرضیه تر کرد‪.‬‬ ‫محمد شمس به دنبال فصل‌هایی است فصلی که‬ ‫مقاومت ایران بتواند دژخیم النه کرده در وطن را‬ ‫به گور بسپارد و او سرودی جاودان برای سرزمین و‬ ‫مردمش خلق نماید‪.‬‬

‫طلبکار باشد عکس العمل‌هایی شنیده شد‬ ‫که امیدوارم چنین نباشد‪.‬‬ ‫نوا آهنگ گروه دیگری بود که به صحنه‬ ‫آمد و با تلفیقی جالب از سازهای سنتی و‬ ‫پاپ برنامه‌ای بسیار دیدنی و جالب اجرا‬ ‫نمودند‪.‬‬ ‫رقص خانم زیبا تبریزی بنام سماع‬ ‫بسیار حرفه‌ای و چشم نواز بود و همرند‬ ‫اجرا کننده با حرکاتی موزون و ریتمیک‬ ‫نشان از تبحر خود می‌داد‪.‬‬ ‫گروه سنتور و صدا هم باحضور منصور‬ ‫ایزدپناه و پیام حیدریان که نغمه‌های‬ ‫کردی را نجوا شد و به دل نشست هر دو‬ ‫بدون ادعا و دلمشغول به کار خود بودند‪.‬‬ ‫حضور گروه نغمه در صحنه با‬ ‫استقبال گرم و پرشور حاضرین همراه‬ ‫بود‪ .‬جمشید رضایی به عنوان خواننده‬ ‫در کنار هنرمندانی خوبی چون ناصر‬ ‫کندازی‪ ،‬رامین نیلفروشان‪ ،‬محمد جابری‪،‬‬ ‫رشید بهمنی و بهروز رحیمیان که الحق با‬ ‫استادی سنتور و قانون نواخت و نشان داد‬ ‫دستهایش بوی هنر اصیل و ناب استادی‬ ‫را می‌دهد باید از دو تک نواز ضرب و دف‬ ‫ناصر کندازی و محمد جابری هم گفت‬ ‫که با یکدیگر دقایقی سالن را به شور و‬ ‫شعف درآوردند و رامین نیلفروشان در‬ ‫نقش رهبری گروه به شایستگی کارش‬ ‫را انجام داد و همین رشید حجتی تارنواز‬ ‫ماهری که تحسین حاضران را برانگیخت‪.‬‬ ‫در کنار جمشید رضایی خواننده جوان‬ ‫و همخوانی به نام آرزو توجه حاضران را به‬ ‫خود جلب کرد‪.‬‬ ‫آنچه باید به آن توجه داشت اجرایی‬ ‫بود که قدم اول اجراهای هر ماهه کانون‬ ‫هنرمندان لندن نشین بود و چننچه طبق‬ ‫اعالم این کانون که یک سال در پیش روی‬ ‫سالن کلیسا هر ماهه یک روز در اختیار‬ ‫کانون خواهد بود که برنامه برگذار کند‬ ‫خبری خوش می‌تواند باشد‪ .‬زیرا جمشید‬ ‫رضای که نفر اول فعالیتهای این کانون‬ ‫خواهد بود زحمات بسیار زیادی را هر‬ ‫ماهه باید بدوش بکشد تا مقدمات هر‬ ‫برنامه آماده شود و به همین دلیل گپ‬ ‫کوتاهی با هم زده‌ایم‪.‬‬ ‫ـ آقای رضایی از اجرای اولین‬ ‫جشنواره هنرمندان لندن نشین‬ ‫راضی بودید؟‬

‫رضایی‪ :‬با سپاس و تشکر از شما‪ .‬باید‬ ‫بگویم کانون هنرمندان لندن کمتر از یک‬ ‫سال است تشکیل شده است و واقعاً هم ما‬ ‫در این کانون هدفمان شناسایی و معرفی‬

‫چهره‌های جدید به جامعه هنری است‬ ‫چون افراد و گروههایی چون خود ما به‬ ‫نام نغمه که سالهاست در لندن به صحنه‬ ‫رفته‌ایم و همانطور که نشریه رنگارنگ‬ ‫و تریبون آزاد منعکس کننده کارهای‬ ‫ما بوده است به عنوان یک گروه محلی‬ ‫بارها توانسته‌ایم صدها نفر را به سالنهای‬ ‫مختلف گرد هم بیاوریم ولی در کانون‬ ‫هدف کارهای دسته جمعی و مشترک‬ ‫همه اعضا را می‌طلبد‪ .‬باید هرکس خود‬ ‫را در هر زمینه‌ای هنرمند می‌داند بیاید و‬ ‫آستین‌های همت را باال ببرند و گوشه‌ای‬ ‫از کار را بگیرد تا فضایی هم برای خودش‬ ‫مهیا شود تا بتواند هنرش را به مردم از‬ ‫طریق این کانون معرفی نماید‪.‬‬ ‫س‪ :‬گام بعدی کانون چیست؟‬ ‫رضایی‪ :‬قصد داریم به زودی انتخابات‬ ‫کانون را برگزار کنیم و هیات مدیره‬ ‫انتخابی اعضا را به مردم معرفی کنیم و‬ ‫شکل کام ً‬ ‫ال رسمی و قانونی به کانون‬ ‫هنرمندان بدهیم و حتماً همه مید انند که‬ ‫چنین کارهایی نیازمند تالش بسیار است‬ ‫و به وقت و انرژی و مدیریت و برنامه ریزی‬ ‫نیاز دارد تا کارها بخوبی پیش برود‪ .‬ما‬ ‫طبق قراردادی که با کلیسای پاریش سنت‬ ‫ماری بسته‌ایم به مدت یک سال‪ ،‬هر ماهه‬ ‫در آنجا برنامه خواهیم داشت که دومین‬ ‫برنامه ما ‪ 12‬اکتبر خواهد بود که آگهی آن‬ ‫در نشریه تریبون آزاد به چاپ رسیده است‬ ‫و امیدوارم در این برنامه که به صورت ورک‬ ‫شاپ می‌باشد شاهد حضور چشمگیراهای‬ ‫لندن باشیم‪.‬‬ ‫با سپاس از آقای رضایی گفتگوی‬ ‫مفصل تری به آینده موکول می‌کنیم‪.‬‬


‫‪11‬‬

‫شمار ‌ه بیستم ‪ -‬اکتبر ‪2013‬‬

‫نقش تاریخی و تاثیرگذار هنرمند راستین‬

‫هر کشوری با الگوها و اسطوره‌های خود زندگی می‌کند‪ .‬در این ویترین پرافتخار ملتهای بسیاری زمانهای‬ ‫مدلهای تقلبی و بی ارزش هم میتوانند در مقطعی مردم را گول بزنند و بفریبند ولی تاریخ داوری صادق و‬ ‫راستگوست و خار و خاشاک را از گل و الله جدا می‌کند‪.‬‬ ‫هنرمند بخاطر عالقه مردم و توجه و محبت آنان جایگاهی ویژه دارند‪ .‬مهم نیست این هنرمند می‌خواند‪،‬‬ ‫میسراید‪ ،‬می نوازد‪ ،‬میرقصد بازیگر یا کارگردان است مهم نگاههای پرمهر و محبت ملتی به آنان است و این‬ ‫هنرمندان یک ملت هستند که در سربزنگاههای تاریخی کشورشان حضور پررنگ و تاثیرگذار خود را نشان میدهند‪.‬‬ ‫ویکتور خارا خواننده و نوازنده بزرگ شیلیایی علیه یک حکومت دیکتاتوری در کشورش بپاخاست و در‬ ‫راه آرمانهای مردم و کشورش جانش را هم دریغ نکرد و تا امروز او قهرمان نه تنها مردم شیلی بلکه هنرمند‬ ‫اسطوره‌ای همه ملتهای جهان است‪ .‬مروری بر زندگی او را در این شماره به شما تقدیم میکنیم تا تفاوت‬ ‫هنرمند واقعی با هنرمندهای مطرب چهره خودمان را مقایسه‌ای کرده باشیم و شاید‪ ،‬شاید لحظه‌ای به شما‬ ‫نیز فرصتی دهد فکر کنید و احساس و وقت و پولتان را هزینه کسانی کنید که ارزش آن را داشته باشند‪.‬‬ ‫و نمونه دیگری از هنرمند مردمی و ملی و تاثیرگذار در مسیر حرکت ملت خود به سوی رهایی را می‌خوانیم‬ ‫او میکیس تئودوراکیس آهنگ ساز یونانی است که علیه دیکتاتوری در کشورش نقش هنرمندی مردمی را‬ ‫ایفا کرد هر چند تاوانهای بسیاری نیز پرداخت تا اعتبار و ارزش هنرمند واقعی مردم کشورش را نشان دهد‪.‬‬

‫ژوييه امسال ميکيس تئودوراکيس آهنگساز و مبارز‬ ‫برجسته يونانی وارد ‪ 89‬سال زندگی خود ميشود‪.‬‬ ‫تئودوراکيس در سال ‪ 1925‬در جزيره شيوس يونان‬ ‫متولد گشت‪ .‬هفده ساله بود که نخستين کنسرت خود‬ ‫را در در تريپوليس برگزار کرد و در همان دوران به‬ ‫جنبش مقاومت عليه اشغال يونان پيوست‪ .‬در جريان‬ ‫تظاهرات معروف ‪ 52‬مارس ‪ 1943‬توسط نظاميان‬ ‫ايتاليايی دستگير شد و زير شکنجه قرار گرفت‪ .‬به‬ ‫آتن فرار کرد و در جنبش مقاومت ملی به مبارزه با‬ ‫اشغالگران آلمانی ادامه داد‪ .‬با پايان چنگ جهانی دوم‬ ‫و با شروع جنگ داخلی در يونان مخفی شد‪ .‬پس از‬ ‫خاتمه جنگ داخلی يونان تئودوراکيس به تحصيالتش‬ ‫ادامه داد و در کنسرت های مختلف موسيقی در اروپا‬ ‫شرکت کرد و چندين اهنگ برای باله و فيلمهای‬ ‫سينمايی تدوين کرد‪.‬‬ ‫در ‪ 1957‬برنده جايزه نخست فستيوال مسکو شد‬

‫و در همين دهه به سمت اهنگهای فولکور و خلقی رو‬ ‫اورد که خود او از ان بعنوان يک «نقطه عطف» ياد‬ ‫ميکند‪.‬‬ ‫با پايه گذاری جنبش جوانان المبارکيس بدنبال‬ ‫قتل گريگوريس المبارکيس نماينده پارلمان يونان‪،‬‬ ‫تئودوراکيس به رياست اين جنبش برگزيده شد‪.‬‬ ‫همزمان از سوی «حزب اتحاد دمکراتيک چپ»‬ ‫بعنوان نماينده به پارلمان يونان راه يافت‪ .‬در اوريل‬ ‫‪ 1967‬بدنبال کوتای سرهنگان در يونان تئودوراکيس‬ ‫مخفی شد و از مخفی گاه نخستين فراخوان خود برای‬ ‫مقاومت دربرابر کودتاچيان را انتشار داد‪ .‬در مه ‪1967‬‬ ‫همراه با چند تن ديگر «جبهه ميهنی» ‪ -‬نخستين‬ ‫سازمان مقاومت عليه ديکتاتوری ‪ -‬را سازمان داد و به‬ ‫رياست ان برگزيده شد‪ .‬در همين ماه بموجب فرمان‬ ‫شماره ‪ 13‬سرهنگان کودتاچی نواختن و حتی شنيدن‬ ‫اثار تئودوراکيس ممنوع اعالم شد‪.‬‬ ‫چند ماه بعد در اوت ‪ 1967‬تئودوراکيس دستگير‬ ‫شد و به زندان معروف بابولينا انتقال يافت‪ .‬در اين‬ ‫زندان بود که او نخستين اعتصاب غذای بزرگ خود‬ ‫را اغاز کزد که در نتيجه ان به بيمارستان منتقل و‬ ‫سرانجام همراه با خانواده اش به کمپ اوروپوس تبعيد‬ ‫شد‪ .‬در اروپوس بيماری او به وخامت گراييد و يک‬ ‫جنبش جهانی برای ازادی وی به راه افتاد‪ .‬هنرمندان‬ ‫برجسته ای چون لويی آراگون‪ ،‬لئونارد برنشتين‪،‬‬ ‫چنگيز آيتماتف‪ ،‬آرتور ميلر‪ ،‬لورانس اليويه‪ ،‬ايومونتان‬ ‫و بسياری ديگر مبارزه جهانی برای ازادی او را سازمان‬ ‫دادند‪ .‬سرانجام زير فشار اين اعتراضات تئودوراکيس‬ ‫ازاد شد و به پاريس تبعيد گشت‪.‬‬ ‫در خارج از کشور تئودوراکيس همچنان به مبارزه‬ ‫برای دمکراسی در يونان ادامه داد و ضمنا در کارزار‬ ‫مبارزه عليه ديکتاتوری در کشورهای ترکيه‪ ،‬اسپانيا‪،‬‬ ‫شيلی‪ ،‬فلسطين و همچنين ايران فعاالنه شرکت کرد‪.‬‬

‫«خرداد»‬ ‫ترانه‌ای‬ ‫با حس مردمی‬

‫هاتف تافته جدا بافته از‬ ‫هنرمندان روحوضی و مطرب‬ ‫نماست‪ .‬هر چه تولید می‌کند خط‬ ‫حس مردمی و ملی و میهنی درش‬ ‫موج میزند‪ .‬هر چند کارهای بازاری‬ ‫هم کرده است ولی کارنامه او‬ ‫پربارتر از حتی بسیاری از مدعیان‬ ‫است‪ .‬ترانه «خرداد» که به تازگی‬ ‫هاتف خوانده است با تم و فضایی‬ ‫است که در ‪ 4‬سال پیش ملت ایران‬ ‫بپا خاست و با رژیم پنجه در پنجه‬ ‫شد و هاتف راوی لحظاتی از آن‬ ‫روزهاست‪.‬‬ ‫‪11‬‬

‫ویکتور خارا در روستایی فقیر در شیلی به دنیا آمد‪.‬‬ ‫مادرش شعرهای بومی می‌سرود و بدین ترتیب خارا‬ ‫از کودکی با ترانه‌های روستایی آشنا شد‪ .‬با نقل مکان‬ ‫خانوادۀ خارا به شهر سانتیاگو‪ ،‬او با محیطی متفاوت از‬ ‫جامعۀ روستایی آشنا شد‪ .‬خارا پس از مرگ مادرش‬ ‫دچار خالء عاطفی شد و به مدرسه دینی رفت‪ .‬اما پس‬ ‫از دو سال آن‌جا را ترک کرد و عازم دورۀ اجباری نظامی‬ ‫شد‪ .‬پس از پایان دورۀ سربازی خارا به دانشگاه رفت و‬ ‫در آن جا به مطالعۀ موسیقی بومی شیلی پرداخت‪.‬‬ ‫«شعر من در مدح هیچ کس نیست و نمی‌سرایم‬ ‫تا بیگانه‌ای بگرید من برای بخش کوچک و دوردست‬ ‫سرزمینم می‌سرایم که هر چند باریکه‌ای بیش نیست‬ ‫اما ژرفایش را پایانی نیست شعر من آغاز و پایان همه‬ ‫چیز است شعری سرشار از شجاعت‪ ،‬شعری همیشه‬ ‫زنده و تازه و پویا»‬

‫فعالیت‌ها‬

‫وی در سال ‪ 1969‬هم‌زمان با سال‌های پرالتهاب در‬ ‫شیلی‪ ،‬نخستین آلبوم خود را به بازار فرستاد‪ .‬آشنایی با‬ ‫تفکرات سوسیالیستی تأثیر مهمی در افکار و زندگی او به جا‬ ‫گذاشت و هویتی ضدامپریالیستی به موسیقی او بخشید‪.‬‬ ‫در سال ‪ 1969‬حزب کمونیست‪ ،‬سوسیالیست‌ها‬ ‫و دیگر گروه‌های چپ شیلی ائتالفی به نام‬ ‫«جمعیت مردم» تشکیل دادند که یک سال بعد‬ ‫با معرفی سالوادور آلنده به عنوان کاندیدا وارد‬ ‫رقابت انتخاباتی شد‪ .‬در این زمان خارا در استادیوم‬ ‫شیلی شهر سانتیاگو کنسرت بزرگی برپا کرد‪.‬‬ ‫پس از پیروزی حزب «اتحاد مردم» در انتخابات‪،‬‬ ‫خارا طی سال‌های ‪ 70‬تا ‪ 73‬به سراسر شیلی سفر‬ ‫کرد و برای کارگران معدن و کارخانه‌ها‪ ،‬دانشجویان‬ ‫و دانش‌آموزان کنسرت برپا کرد و در این مدت چهار‬ ‫آلبوم منتشر نمود‪.‬‬

‫و بسیاری دیگر نیز بازداشت شدند‪ .‬خارا نیز در جمع‬ ‫دانشجویان دانشکده فنی دستگیر شد و به همراه تعداد‬ ‫زیادی از دانشجویان به استادیوم سانتیاگو منتقل شد‪ .‬در‬ ‫آن‌جا استخوان‌های دست و انگشت‌های او را شکستند‬ ‫و از او خواستند در حضور سایر بازداشت‌شدگان‬ ‫آواز بخواند و او ترانه «ما پیروز خواهیم شد»‪ ،‬سرود‬ ‫مخصوص حزب اتحاد مردمی را خواند‪.‬‬ ‫در روز ‪ 16‬سپتامبر جسد تیرباران شدۀ او را در کنار‬ ‫خیابان پیدا کردند‪.‬‬

‫آخرین ترانه‬

‫آخرین ترانۀ او که حکم وصیت‌نامه‌اش را داشت‪ ،‬بر‬ ‫روی تکه‌ای از روزنامه نوشته شده بود و توسط یکی از‬ ‫افرادی که از استادیوم شیلی جان به در برد‪ ،‬به دست‬ ‫همسرش رسید‪.‬‬ ‫پنج هزار نفر این جاییم‪ /‬در این بخش کوچک شهر‪/‬‬ ‫چه دشوار است سرودی سرکردن‪ /‬آن‌گاه که وحشت را‬ ‫آواز می‌خوانیم‪ /‬وحشت آن‌که من زنده‌ام‪ /‬وحشت آن‌که‬ ‫می‌میرم من‪ /‬خود را در انبوه این همه دیدن‪ /‬و در میان‬ ‫این لحظه‌های بی‌شمار ابدیت‪ /‬که در آن سکوت و فریاد‬ ‫هست‪ /‬لحظه پایان آوازم رقم می‌خورد‪.‬‬

‫مرگ‬

‫در سال ‪ 1973‬با وقوع کودتای پینوشه بسیاری‬ ‫از انقالبی‌های پیشرو از جمله آلنده به قتل رسیدند‬

‫مقبرۀ خارا در گورستان عمومی سانتیاگو‬

‫با سیستمهای ستالیت ما می توانید کانالهای ایرانی‪ ،‬افغانی‪ ،‬عربی‪ ،‬اروپایی‬ ‫و هندی را با دستگاه های دیجیتال دریافت نمایید‬


‫حادثه اتفاق می افتد‪ ،‬اما شما نگران نباشید!‬

‫متخصصین ما خسارت وارده به شما را از طریق قانونی جبران می‌کنند‬

‫‪Accident Claims Experts‬‬

‫‪Car/Minicab Replacement‬‬ ‫‪Recovery & Storage‬‬ ‫‪Claims Highest Compensation‬‬ ‫‪Personal Injury Specialist‬‬ ‫‪Panel of Experts Solicitors‬‬

‫دریافت خسارت بیمه شخصی‬ ‫با خیال آسوده امور تصادفات‬ ‫جایگزینی اتومبیل تصادفی با اتومبیل جدید‬ ‫خود را به ما بسپارید‬ ‫دریافت باالترین خسارات بوسیله وکالی مجرب‬ ‫دریافت درآمد شما در مدت بیکاری و تصادف‬ ‫‪02030020074‬‬ ‫‪0784412244‬‬ ‫حمایت کردن از باال نرفتن بیمه شما‬ ‫‪Ace-br@lawyer.com Fax: 02030063022‬‬ ‫یک انگلستان‬

‫يک لندن‬

‫نامى كه مى شناسيد و به ‪ 30‬سال‬ ‫خدمات ما اطمينان داريد‬

‫همه روزه انواع شیرینیجات خشك و تر در‬ ‫قنادى رضا طبخ و به مشتریان عرضه مى شود‬

‫سوپرقنادى رضا عرضه کننده کلیه مایحتاج خانواده‌های ایرانی با بهترین کیفیت و قیمت‬

‫‪345 High Street Kensington London W8 6NW Tel: 020 - 7603 0924‬‬


‫‪13‬‬

‫شمار ‌ه بیستم ‪ -‬اکتبر ‪2013‬‬

‫به یاد او که سلطان همه قلبهاست‬

‫در اینجا هر روز ما می‌میریم و زنده می‌شویم‬ ‫‪ 11‬سال پیش درباره فردین محبوب‌ترین چهره‬ ‫تاریخ هنری ایران این مطلب را نوشتم و امروز قاتلین‬ ‫فردین که ابتدا روح او را کشتند و سپس جسمش‬ ‫را امروز همان وزیر رژیم جنایتکار اسالمی در لندن‬ ‫جا خوش کرده و در کمال وقاحت و بی‌شرمی جوالن‬ ‫می‌دهد و طلبکار پرونده کثیف و مملو از خیانت و‬ ‫جنایت خود نسبت به ملت دربند ایران هم هست‪ .‬بله‬ ‫منظور همین مهاجرانی است که در لندن و در حریم‬ ‫تبعیدی ما ایرانیان با دار و دسته‌اش آمده‌اند و جوالن‬ ‫می‌دهند و وای بر ما که چنین بی‌هویت و بی‌تفاوت‬ ‫شده‌ایم!!‬ ‫مرگ فردین محبوب‌ترین هنرپیشه تاریخ سینمای‬ ‫ایران‪ ،‬مرگی عادی و طبیعی نبود‪ .‬مرگ او در چند‬ ‫مرحله به وقوع پیوست‪ .‬نخستین بار در سالهای اول‬ ‫انقالب که چهره عبوس بدون لبخند مالیان با خشونت‬ ‫و ارعاب و توهین و تهدید او و بسیاری دیگر از چهره‌های‬ ‫هنری را به مسلخ دادگاههای غرورشکن خود بردند و با‬ ‫کثیف‌ترین برخوردهای مختلف حتی درباره همخوابگی‬ ‫هنرپیشه‌ها پرس و جو می‌کردند تا روح شیطانی و‬ ‫بیمار خود را با این اذیت و آزارها آرام کنند‪.‬‬ ‫فردین در طول سالهای بیست و دو ساله انقالب‬ ‫بارها به دادگاههای من درآوردی انقالب فراخوانده شد‬ ‫و به عناوین مختلف او را مورد بازجویی‌های مختلف‬ ‫قرار می‌دادند و به اتهامات واهی باعث اذیت و آزار او‬ ‫می‌شدند‪.‬‬ ‫با اینکه او را از تمامی فعالیت‌های هنری و اجتماعی‬ ‫محروم کرده بودند‪ ،‬ولی محبوبیت فردین هر روز بیشتر‬ ‫و بیشتر می‌شد و دلیل آن هم حضور هر روز و شب‬ ‫فردین با فیلمهایش از طریق نوارهای ویدیویی بود که‬ ‫نسل گذشته و امروز در داخل و خارج از کشور آن‬ ‫را تماشا می‌کردند‪ .‬فردین در طول همه این سالهای‬ ‫سخت چون کوه استوار ایستاد‪ .‬او کسی نبود که رژیم‬ ‫با تمام خشونت ذاتی خود بتواند او را درهم شکند‪ .‬ولی‬ ‫فردین به عنوان یک انسان واقعی در قالب قهرمان ملی‬ ‫کشتی ایران و هنرمندی محبوب و دوست داشتنی‬ ‫روحی حساس و پرعاطفه داشت و در جایی که پای‬ ‫قلب و احساس در میان بود‪ ،‬او توان زیادی نداشت‬ ‫همانطور که در فیلمهایش ظاهر می‌شد‪.‬‬ ‫سه حادثه و برخورد باعث شکست غرور سلطان‬ ‫قلبهای ایران شد که آخرینش به مرگ او منجر گشت‪.‬‬ ‫یک بار در لحظه ورود به تاالر رودکی بود که همزمان با‬ ‫حضور وزیر ارشاد آن زمان سید محمد خاتمی بود که‬ ‫یکباره مردم با دیدن فردین به طرف او هجوم بردند و‬ ‫فردین را که به طرف ماشینش بازگشته بود‪ ،‬با ماشین‬ ‫به روی دست بلند کردند و ماشین را از این سوی‬ ‫خیابان به آن سو بردند‪ .‬مردم بدون اعتنا به وزیر ارشاد‬ ‫و دار و دسته‌اش چنان استقبالی از فردین به عمل‬ ‫آوردند که باعث خشم و عصبانیت خاتمی و اعوان و‬ ‫انصارش شد که متعاقب آن از حضور فردین به بهانه‬ ‫تجمع مردم جلوگیری کردند‪.‬‬ ‫ضربه دوم و تاثیرگذار رژیم در سال بعد از آن اتفاق‬ ‫افتاد و در جریان مسابقات جهانی کشتی که در تهران‬ ‫برگذار شد‪ ،‬فردین پس از سالها سکوت و خانه نشینی‬

‫برای دیدن مسابقات کشتی که حقی واال به گردن آن‬ ‫دارد‪ ،‬و سالها برای ورزش کشتی افتخار آفریده است‪ ،‬به‬ ‫سالن دوازده هزار نفری استادیوم آزادی رفت‪ .‬سلطان‬ ‫قلهای سپیدموی و پیشکسوت ورزش کشتی ایران را‬ ‫مامورین رژیم با نهایت خشونت و بی‌احترامی از راه‬ ‫آمده برگرداندند و با چشم گریان راهی خانه‌اش کردند‬ ‫و ضربه‌ای سخت به روحیه او زدند تا باالخره آخرین‬ ‫ضربه کاری را هم وزیر ارشاد دولت خاتمی عطاءاهلل‬ ‫مهاجرانی به او زد و غرور و شخصیت پیرمرد را درهم‬ ‫شکست‪ .‬فردین که صاحب سینما نیاگارای سابق و‬ ‫جمهوری فعلی است‪ ،‬بارها با اشکال‌تراشیهای مختلف‬ ‫باعث تعطیل سینمایش شده بودند که آخرین بار آن‬ ‫نوروز سال ‪ 97‬بود که مجبور شد برای رفع مشکل خود‬ ‫موضوع را با مهاجرانی مطرع کند که در ظاهر مدعی‬ ‫رفع مشکالت هنر و هنرمندان است‪ .‬و باالخره پس‬ ‫از مدتها به او وقت مالقاتی داده می‌شود‪ .‬او با دنیایی‬ ‫امید و روزنه‌ای برای رفع مشکالتش به وزارت ارشاد‬ ‫می‌رود و در کمال ناجوانمردی به او اطالع می‌دهند که‬ ‫او نمی‌تواند وزیر را ببیند و یک بار دیگر سلطان قلبها‬ ‫را با قلبی شکسته و روحیه‌ای عصیانی راهی خانه‌اش‬ ‫می‌کنند‪.‬‬ ‫رژیم و عواملش با غرور و شخصیت قهرمانی ملی‬ ‫و هنرمندی بزرگ ناجوانمردانه بازی کردند و فردین‬ ‫در فاصله کمتر از ‪ 84‬ساعت تاب و توان ادامه زندگی‬ ‫این چنینی را از کف داد و دنیا را با تمام خوب و بدش‬ ‫برای کسانی وانهاد که برای ارضای عقده‌های حقارت‬ ‫و کمبودهای شخصی دست به هر رذالتی می‌زنند‪.‬‬ ‫هر چند وزیر ناجوانمردانه ارشاد با شیوه همیشگی و‬ ‫توسل به عوامل تبلیغاتی خود پس از شنیدن خبر مرگ‬ ‫فردین با تزویر و ریا سعی در وارونه جلوه دادن قضیه‬ ‫داشت‪ .‬ولی او بهتر از هرکسی می‌داند که فردین ضربه‬ ‫آخر را از چه کسی خورد!‬ ‫شاید بهترین سخن را خودش گفته باشد که چند‬ ‫سال پیش در گفتگویی اعالم کرد که در اینجا هر روز‬ ‫ما می‌میریم و زنده می‌شویم‪.‬‬

‫شهرام‬ ‫کاشانی هم‬ ‫می‌خوونه که‪:‬‬

‫باید‬ ‫برگردی‬

‫‪13‬‬

‫آلبوم‬ ‫تازه‌ترین‬ ‫شهرام کاشانی به نام‬ ‫باید برگردی به بازار‬ ‫عرضه شد‪ .‬مریم ذاکری‬ ‫شعر این ترانه را گفته‬ ‫و فاتح فتحی هم آهنگ‬ ‫را تنظیم کرده است‪.‬‬

‫نیکی کریمی‪:‬‬

‫ب و گونه‌های تزریق شده در بازیگران زن داغ است‬ ‫بازار ل ‌‬ ‫نیکی کریمی‪ ،‬بازیگر سینمای ایران‪ ،‬در‬ ‫صفحه شخصی‌اش اعتراض خود را نسبت‬ ‫به برخی از بازیگران ایرانی و عالقه آن‌ها به‬ ‫عمل‌های زیبایی ابراز کرد‪.‬‬ ‫به گزارش پارس توریسم‪ ،‬او در این رابطه‬ ‫نوشته است‪« :‬ماه گذشته زیاد سینما رفتم‬ ‫و فیلم دیدم و چیزی که خیلی توجهم را‬ ‫جلب کرد متاسفانه بازار داغ لب‌ها و چانه‌ها‬ ‫و گونه‌های تزریق شده و کاشته شده و‬ ‫خالصه انواع و اقسام عمل‌ها و تزریق‌ها برای‬ ‫رسیدن به زیبایی و کمال مطلوب بود‪ .‬بعد از‬ ‫دیدن فیلم «گذشته» و دیدن سیمای ساده‬ ‫«برنیس بژو» با خودم فکر کردم واقعا چه بر‬ ‫سر این جامعه آمده؟‬ ‫بازیگری که فیلمش برنده اسکار است و‬ ‫اینقدر شانس کار در اروپا و هالیوود را دارد‬ ‫و تازه شاید رقابت گسترده‌ای پیش رو دارد‬ ‫با این سیمای ساده در فیلم‌ها حاضر می‌شود‬ ‫اما بازیگران ما برای زیبا دیده شدن (به زعم‬ ‫خودشان) در تنها گستره پیش رو یعنی‬ ‫سینمای ایران دست به هر کاری می‌زنند که‬ ‫تازه نتیجه‌اش قیافه‌ای مصنوعی و غیرعادی‬ ‫و غیر قابل باور است‪.‬‬ ‫واقعا آیا زیبایی‌شناسی جامعه ما تغییر‬ ‫کرده و مردم ما از قیافه‌های مصنوعی‬ ‫خوش‌شان می‌آید یا من نمی‌دانم این همه‬ ‫تالش برای چیست؟»‬

‫عارف در طوفان زندگی‬ ‫هنریش را می‌جوید‬ ‫جدیدترین آلبوم عارف به نام طوفان به بازار آمد‪.‬‬ ‫شرکت آونگ این آلبوم را اسپانسر کرده است‪.‬‬ ‫عارف در ترانه طوفان به وسیله ترانه سرا بابک‬ ‫سحری تالش دارد گریزی هم به ترانه‌های قدیمی بزند‬ ‫و بنوعی یادآور کارهای دیگرش هم هست‪ .‬آهنگساز‬ ‫این آلبوم هم حامد حنیفی و تنظیم کننده نیکان است‪.‬‬

‫گروه سندی و خشایار آذر‬

‫پس از مدتها گروه سندی با همکاری خشایار آذر‬ ‫آلبوم جدیدی به نام ‪ ENIMA‬را به بازار عرضه‬ ‫کرده‌اند‪.‬‬ ‫شعر و ترانه از خشایار آذر است و گریزی به سبک‬ ‫سنتی بندری در جنوب ایران می‌باشد و حضور شهرام‬ ‫و خشایار آذر در این آلبوم نشان از دو نسل در کنار‬ ‫یکدیگر است‪.‬‬

‫صدای فرهاد زمینه ساز‬ ‫کار جدیدی از‬ ‫‪JD ISMAM‬‬

‫‪ JD ISMAM‬با کمک کمپانی آونگ ترانه‌ای به‬ ‫بازار داده‌اند که با صدای رایسا می‌باشد‪ .‬آغاز این ترانه‬ ‫با صدای فرهاد است‪ .‬رایسا ترانه‌ای با شعری از محمد‬ ‫باکرانی را اجرا می‌کند‪.‬‬


‫شمار ‌ه بیستم ‪ -‬اول آبانماه ‪1292‬‬

‫نگاهی به روزهایی که لندن در کنترل و هدایت ایرانیان‬ ‫دلسوخته و مبارز واقعی علیه رژیم بود‬

‫‪14‬‬

‫امروز در لندن سر و کله کسانی پیدا شده است که به دنبال اجرای‬ ‫طرحها و بازیهای رزیم هستند و در ظاهر مخالف رژیم آب به آسیای‬ ‫مالیان را تامین می‌کنند‪.‬‬ ‫امروز در لندن شاهد پولدار شدن کسانی هستیم که تا دیروز‬ ‫دست گدایی‌شاه به هر سوی برای صد پوند و پنجاه پوند دراز بود ولی‬ ‫حاال صد هزار پوند هم برایشان پولی نیست‪ .‬ریخت و پاشهاشان در‬ ‫تلویزیونها و نشریاتی که راه انداخته‌اند پیداست‪.‬‬ ‫از کجا آورده‌ای؟ پولش را چه کسی یا کسانی می‌دهند که‬ ‫تلویزیونهایی مانند ایران فردا و من و تو و‪ ...‬راه افتاده‌اند‪ .‬ماشین پول‬ ‫خرج کردن شده‌اند را هیچکس پاسخی نمی‌دهد!!!‬ ‫برای نمونه دو مورد از تظاهراتی را که ده سال پیش مقابل دفتر‬ ‫نخست وزیری انگلستان و مقابل مجمع اسالمی برگذار کردیم و بیش‬ ‫از هزار نفر در آن شرکت کردند را برایتان چاپ کرده‌ایم تا شماهایی‬ ‫که یادتان رفته است یا تازه به لندن تشریف آورده‌اید بدانید ‪25‬‬ ‫سال جور همه گردهمایی و اعتراضات علیه رژیم جنایتکار را برگذار‬ ‫می‌کردیم و وحشت و ترس را در دل نوکران رژیم انداخته بودیم و‬ ‫آنان سوراخ موش را با هر قیمتی می‌خریدند تا سرشان در آخور خود‬ ‫باشد‪ .‬مثل امروز نبود که این بی سر و پاهای حکومتی با خریدن‬ ‫آدمهای ارزان بی اصل و نسب این جوری جوالن بدهند و یادآوری‬ ‫اینکه در تدارک و برنامه ریزی هستیم که دوباره به عنوان نمایندگان‬ ‫واقعی ملت ایران بر گردیم و تظاهرات و گردهمایی‌های گذشته را‬ ‫زنده نمائیم‪.‬‬ ‫زنده باد آزادی‪ ،‬پاینده باد ایران‪ ،‬سرفراز باد ایرانی‬

‫‪ 9‬ماه مه‬

‫محمود سرابی‬

‫فریاد اعتراض ایرانیان‪ ،‬کاخ‬ ‫نخست وزیر انگلستان را به لرزه درآورد‬

‫جمعه ‪ 9‬مه نقطه عطفی در مبارزات‬ ‫ایرانیان خارج از کشور بود‪ .‬ایرانیان آزاده‬ ‫و آزادیخواه با اجتماع اعتراضی خود مقابل‬ ‫دفتر نخست وزیری انگلستان با فریادهای‬ ‫کوبنده خود نسبت به سیاستهای ضد‬ ‫ایرانی دولت تونی بلر اعتراض داشتند و‬ ‫از او و وزیر امور خارجه‌اش می‌خواستند‬ ‫دست از حمایت رژیم مالیان بردارد‪.‬‬ ‫تظاهرکنندگان که برای نخستین‬ ‫بار یک حرکت ملی و هدفدار در جهت‬ ‫رسوایی رژیم را در لندن برگذار می‌کردند‪،‬‬ ‫با شعارهای قاطع و کوبنده خود که به‬ ‫زبان انگلیسی بود‪ ،‬توجه هزاران عابر را‬ ‫در شلوغترین ساعات روز منطقه پارلمان‬ ‫و دفتر نخست وزیری انگلستان جلب‬ ‫کرده بودند‪ .‬تصاویر جنایات هولناک رژیم‪،‬‬ ‫شعارها و پالکاردهایی با نوشته‌هایی به‬ ‫زبان انگلیسی که به دولتمردان حکومت‬ ‫تونی بلر هشدار و اخطار می‌داد که آینده‬ ‫روابط کشور خود با ملت ایران را بیش‬ ‫از این مخدوش نسازند‪ ،‬و به خاطر زد‬ ‫و بندهای ضد انسانی و چپاولگرانه خود‬ ‫بیش از این از حکومت جنایتکار اسالمی‬ ‫حمایت نکنند‪.‬‬ ‫محور اعتراضات براساس عملکرد تونی‬ ‫بلر‪ ،‬جک استراو‪ ،‬تمپل موریس و اما‬ ‫نیکلسون بود که با حمایتهای منفعت‬ ‫جویانه خود باعث خسارت عظیمی به‬ ‫سرنوشت و منافع ملی ایرانیان زده‌اند‪.‬‬ ‫تظاهرات از ساعت سه بعد از ظهر آغاز‬ ‫شد و دکتر داریوش لیثی‪ ،‬شعله الوندی‬

‫و اکبر قضایی پور مسئول قرائت شعارها‬ ‫بودند که با حمایت و فریادهای رسای‬ ‫تظاهرکنندگان حمایت می‌شد‪.‬‬ ‫حضور چهره‌های سرشناسی در این‬ ‫تظاهرات نشان میداد که واقعا چه کسانی‬ ‫دلسوخته وطن هستند و به اهداف و‬ ‫ارزشهای ملی فکر میکنند و با حضور و‬ ‫حمایت خود از مبارزان آزادی ایران به‬ ‫سرنگونی رژیم اسالمی کمک میکنند‬ ‫تا کسانی که طی اسن الها با جلسات‬ ‫ورشکسته ‪ 5‬ـ ‪ 6‬نفره بزمی و ادعاهای‬ ‫توخالی و پوشالی تنها به فکر تفرقه و‬ ‫سنگ اندازی در راه اتحاد ملی بوده‌اند‬ ‫چند چهره ورشکسته افیونی و مزدبگیر‬ ‫که در هر منبری خوش رقصی کرده‌اند‬ ‫و ثمره وجود شوم این ابواش بوده است‬ ‫که اجازه نداده است ایرانیان بتوانند‬ ‫گردهمایی‌هایی چشمگیر در لندن داشته‬ ‫باشند‪ ،‬کسانی که از جیب مشتی پناهنده‬ ‫ارتزاق می‌کنند‪ ،‬آن را به بیگاری میکشند‬ ‫و با پخش شایعات باعث تفرقه میشوند‪،‬‬ ‫که ثمره‌اش باعث شده است در لندن که‬ ‫متجاوز از صدهزار ایرانی زندگی میکند‪،‬‬ ‫پانصد نفر گردهم جمع نمیشوند و تابلوی‬ ‫نکبت بار آن زندگی خود اینان است که‬ ‫دلخوش هستند خیر سر نامبارکشان گروه‬ ‫و سازمان و جبهه سیاسی دارند که روی‬ ‫هم رفته به اندازه انگشتان یکدست هم‬ ‫نمی‌شود‪ .‬اگر تابحال رعایت می‌کردیم و‬ ‫سکوت‪ ،‬در این اندیشه بودیم که بهرحال‬ ‫اینان نیز هدفشان رهایی ایران است ولی‬

‫‪14‬‬


‫‪15‬‬

‫شمار ‌ه بیستم ‪ -‬اکتبر ‪2013‬‬

‫مدتی است که در عمل ثابت شده است‬ ‫که اینان سنگ اندازان جلوی راه مبارزان‬ ‫واقعی ایران هستند‪ .‬اینان همان همگامان‬ ‫آشغالهایی چون نوری‌زاده ها و خوانساریها‬ ‫هستند که وقتی از توبره لجن مالیان‬ ‫ارتزاق میکردند با ولع و اشتها هم بهره‬ ‫برداری میکردند‪.‬‬ ‫متاسفانه سوال بزرگی که به صورت‬ ‫مبهم و مرموزی در برابر گروهی که خود‬ ‫را پیروان شاهزاده رضا پهلوی معرفی‬ ‫میکنند‪ ،‬به جای مانده است‪ ،‬این است‬ ‫که باید ایشان تکلیف خود را با چنین‬ ‫اراذل و اوباشی فسیل شده و مضر اتحاد‬ ‫و آزادی روشن سازند که زیر حمایت از‬ ‫ایشان این دکانهای تفرقه و نفاق برچیده‬ ‫شود که هرکس و ناکسی با زدن یک آرم‬ ‫و پرچم و شیر و خورشید خود را نماینده‬ ‫و وکیل ایشان معرفی نکند‪ .‬قشری که‬ ‫طی این ‪ 24‬ساله حرکتی غیر از تفرقه‬ ‫و چنددستگی انجام نداده‌اند و هنوز‬ ‫هم ارث پدرشان را طلبکار هستند در‬ ‫شرایط حساس و تاریخی امروز وظیفه‬ ‫ایشان است که خود را در جامعه به‬ ‫عنوان یک آزادیخواه معرفی کند و تکلیف‬ ‫خود با این سنگ اندازان را روشن کند‬ ‫که چه کسی با تشکیالت به بسیاری از‬ ‫اینان اجازه داده است با موضع گیریهای‬ ‫همطراز جمهوری اسالمی رفتار کنند و با‬ ‫ایجاد شایعات و اراجیف شایسته خود به‬ ‫نیروهای مبارز و ملی ضربه بزنند‪ .‬حرکتی‬ ‫که باعث شده جامعه خارج از کشور بی‬ ‫هویت‪ ،‬دچار تفرقه و ملتهب باقی بماند و‬ ‫آگاهی و اطالعات رسانی به مردم به جایی‬ ‫برسد که آشغالهای تبلیغاتی خارج کشور‬ ‫نشین بتوانند از عواطف و احساسات مردم‬ ‫بهره‌برداری کنند و مردم را به سوی هر‬ ‫دامی که میخواهند بکشند که سرانجام‬ ‫از شکم آن امثال خاتمی‌های دیروز و‬ ‫طبرزدیهای امروز بدر می‌آید‪.‬‬ ‫در این باره در شماره آینده به تفصیل‬ ‫خواهیم نوشت چون اعتقاد داریم مبارزه‬

‫ما در همه سطوح است و فرقی بین آن‬ ‫آخوند سفاک و این فکل کراواتی خارج‬ ‫نشین نیست و اسامی و پرونده و عملکرد‬ ‫چند تایی از این سنگرگرفته‌های دروغین‬ ‫که نه از پول کنسرت وزارت اطالعات‬ ‫می‌گذرند نه از پول قوم بلوچ سازمان سیا‬ ‫و غیره خواهیم نوشت‪.‬‬ ‫جمعه ‪ 9‬مه بسیاری تالش کردند‬ ‫نگذارند این تظاهرات برگذار شود‪.‬‬ ‫جلساتی برگذار کردند‪ ،‬شایعاتی رواج‬ ‫دادند و به اصطالح از حضور وجود‬ ‫نامبارک تعداد انگشتانی خود این روز را‬ ‫محروم کردند‪ .‬اینان خود کرده‌اند کفتر‬ ‫جلد حرم سفارتخانه باشند و آب و دانه‬ ‫آنجا را مصرف کنند که هم بی‌خطر‬ ‫است و بی‌زحمت و هم رفع مسئولیت‬ ‫کردن تا لیست دریافتی پول ماهیانه‌های‬ ‫پناهندگان به هرز نرود‪.‬‬ ‫اتحادیه مبارزان آزادی ایران طی چند‬ ‫ماه فعالیت خود که پرچمدار اعتراضات‬ ‫ملی و میهنی ایرانیان شده است‪ ،‬حضورش‬ ‫خاری در چشم بسیاری از اینان است‪ .‬این‬ ‫اتحادیه در اعالم موجودیت بیان کرده‬ ‫است که به شرح زیر است‪.‬‬ ‫این اتحایده طول چند ماه گذشته به‬ ‫برگذاری برنامه‌هایی مانند‪:‬‬ ‫‪ 1‬ـ پرده‌ها فرو می‌افتد‪ ،‬سخنرانی و‬ ‫افشاگری محمود سرابی‬ ‫‪ 2‬ـ تظاهرات مقابل بانک ملی در ماه‬ ‫اکتبر‬ ‫‪ 3‬ـ تظاهرات مقابل پارلمان انگلیس‬ ‫‪ 4‬ـ تظاهرات مقابل بانک ملی در ماه نوامبر‬ ‫اتحادیه مبارزان آزادی ایران طی‬ ‫ماههای گذشته محور فعالیتهای خود‬ ‫را بر جذب و عضویت جوانان آزادیخواه‬ ‫بنا نهاده است و با ارتباطات و تماسهای‬ ‫مستمر با سایر شهرهای انگلستان و با‬ ‫برگذاری جلساتی با آنان بتدریج هسته‬ ‫و پایگاه ملی و میهنی قابل ارزشی را‬ ‫ساخته‌اند که نمونه آن را در تظاهرات ‪9‬‬ ‫مه به نمایش گذاردند و حضور این اتحادیه‬

‫نمونه ای دیگر از تظاهرات مستقل ملی در مقابل‬ ‫مجمع اسالمی رژیم در لندن‬ ‫که سالها پیش به همت مجله رنگارنگ برگذار شد‬

‫هموطن بپاخيز‬ ‫ايران و ايرانی به تو نياز دارد‬ ‫تظاهرات بزرگ روز دانشجو‬

‫‪ 18‬تیرماه روز خیزش و قیام ملی دانشجویان علیه دیکتاتوری حاکم را‬ ‫گرامی می‌داریم‬ ‫به همین مناسبت چهارشنبه ‪ 9‬جوالی برابر با ‪ 18‬تیرماه از ساعت ‪ 3‬تا ‪5‬‬ ‫بعد از ظهر مقابل النه فساد‪ ،‬چپاول و غارت نمایندگان والیت فقیه به نام‬ ‫مجمع اسالمی جمهوری اسالمی در منطقه میداول‪ ،‬تظاهراتی با شعارهای‬ ‫کوبنده و افشاگرانه برگذار خواهیم نمود‪ .‬و به عوامل و مزدوران رژیم ضد‬ ‫بشری و خونخوار مالیان در لندن هشدار خواهیم داد که روز سرنگونی‬ ‫رژیم خمینی فرا رسیده است و دادگاههای ملی و مردمی در انتظارتان‬ ‫خواهد بود‪.‬‬ ‫هموطن‪ ،‬شما با هر مرام و مسلک و عقیده سیاسی وظیفه ملی و میهنی‬ ‫دارید در این تظاهرات شرکت کنید و زیر پرچم سه رنگ شیر و خورشید‬ ‫نشان کشورمان به مبارزان آزادی ایران بپیوندید‪.‬‬ ‫ما در این تظاهرات نشان خواهیم داد ما انسانهای ایرانی خواهان آزادی‬ ‫کشورمان از دست دیکتاتوری مذهبی آخوندها هستیم‪ .‬در این تظاهرات‬ ‫هیچگونه عکس و پرچم و شعار حزبی‪ ،‬سازمانی و گروهی آورده نخواهد‬ ‫شد و تنها پرچم شیر و خورشید و شعارها و تصاویر جنایات رژیم حضور‬ ‫خواهد داشت‪.‬‬ ‫روز تظاهرات‪ :‬چهارشنبه ‪ 9‬جوالی برابر با ‪ 18‬تیر‬ ‫ساعات تظاهرات‪ :‬از ساعت ‪ 3‬تا ‪ 5‬بعد از ظهر‬ ‫محل تظاهرات‪ :‬مقابل مجمع اسالمی رژیم آخوندی‬ ‫‪15‬‬

‫که براساس فعالیتهای رادیکال و بدون زد‬ ‫و بند و مماشات شکل گرفته است‪ ،‬باعث‬ ‫خواهد شد هر روز فضای زندگی منحوس‬ ‫عوامل رژیم در لندن سخت‌تر شود و‬ ‫ترفندهای مختلف نیز تاثیری در روند کار‬ ‫این اتحادیه نداشته باشد‪.‬‬ ‫نکته دیگر در تظاهرات ‪ 9‬مه حضور‬ ‫خبرنگاران مزدور جمهوری اسالمی‬ ‫بود که با طراحی برنامه‌ای کثیف که از‬ ‫افکار چنین حیواناتی دوپا برمی‌خیزد که‬ ‫با حضور خود می‌خواستند چند ترفند‬ ‫وزارت اطالعاتی خود را پیاده کنند که‬ ‫فرضاً حضورشان با دوربین باعث ایجاد‬ ‫ترس و وحشت شود که ایرانیان بادادن‬ ‫شعارهای کوبنده‪ ،‬مزدور برو گمشو‪ ،‬نقشه‬ ‫آنان را نقش بر آب کردند‪ .‬ترفند دیگر‬ ‫خبرنگار مزدور با طرح سوالی از محمود‬ ‫سرابی که شما چرا اینجا جمع شده‌اید‪ ،‬آیا‬ ‫تقاضا دارید دولت انگلستان و آمریکا هم‬ ‫به ایران حمله کند‪ ،‬پاسخ محمود سرابی‬ ‫به این اراجیف از قبل تعیین شده‪ ،‬چنین‬ ‫بود‪:‬‬ ‫اوال ما به هیچ کشور خارجی اجازه‬ ‫نخواهیم داد برای کشور ما تعیین سرنوشت‬ ‫کند و تنها از آنان می‌خواهیم دست از‬ ‫حمایت رژیم جنایتکار و خونخوار مالیان‬ ‫بردارند آنگاه ملت ایران بسیار زود این‬ ‫رژیم را به زباله‌دان تاریخ خواهد انداخت‪.‬‬ ‫و تظاهرکنندگان که هر لحظه با‬ ‫فریادهای رساتر اعالم کردند خبرنگار مزدور‬ ‫برو گمشو‪ ،‬حضور آنان را غیرممکن ساخته‬ ‫بودند و پس از چند دقیقه که احساس‬ ‫کردند که دیگر امکان ماندن نیست‪،‬‬ ‫پای به فرار گذاردند و تظاهرکنندگان‬ ‫به فرار رقت بار آنان می‌خندیدند و‬ ‫مزدوران که با خیال ایجاد آشوب آمده‬ ‫بودند‪ ،‬با فرار صحنه را ترک کردند‪.‬‬ ‫تظاهرکنندگان با قرائت قطعنامه و‬ ‫خواندن سرود ای ایران و پخش اعالمیه‬ ‫تظاهرات ‪ 18‬تیر مقابل مجمع اسالمی النه‬ ‫فساد مالیان به برنامه خود پایان دادند‪.‬‬


‫‪18‬‬

‫شمار ‌ه بیستم ‪ -‬اول آبانماه ‪1292‬‬

‫ایرج مصداقی تصور می‌کند فقط اوست که باید سخن بگوید!‬

‫ایرج مصداقی را چند سالی است می‌شناسم‪.‬‬ ‫اولین بار او را در بروکسل دیدم و سپس تماسها‬ ‫تداوم یافت‪ .‬گاهی به خاطر چاپ مقاالتش یا گفتگو‬ ‫درباره مسائل مختلف بارها و بارها با هم گپ زده‬ ‫بودیم ولی آنچه امروز درباره او می‌نویسم با تمام‬ ‫صمیمیت و دوستی و رفاقت است‪ .‬همچنانکه دو‬ ‫بار آخر گفتگوهایمان با دلخوری او پایان یافت و در‬ ‫برابر اعتراض من به خاطر حضورش در رسانه‌های‬ ‫تصویری «بودار»‪ .‬او مدعی بود هر کجا که به او‬ ‫اجازه بدهند حرفش را بزند می‌رود و می‌زند!؟‬ ‫ابتدا باید پذیرفت پس از ‪ 35‬سال حضور‬ ‫حکومتی ضد بشری و ایرانی‪ ،‬اکثریت ما هم‬ ‫طی این سالها دچار امراض روحی ـ روانی‬ ‫شدید شده‌ایم و ک ً‬ ‫ال انسانهایی معمولی و سالم‬ ‫با استانداردهای جهانی نیستیم‪ .‬هزاران حادثه‪،‬‬ ‫هزاران تراژدی‪ ،‬هزاران ضربه روحی و عاطفی‪ ،‬دور‬ ‫از وطن و‪ ...‬خالصه هر کدام از ما دچار آسیب‌هایی‬ ‫روحی‪ ،‬عاطفی و جسمی شده‌ایم و هر انسانی هم‬ ‫بهر حال اندازه‌ای تحمل فشارهای گوناگون را دارد‬ ‫که البته مشکالت مالی هم مزید بر علت است‪.‬‬ ‫و امِا اینکه من بخود اجازه می‌دهم در این عرصه‬ ‫وارد شوم و رفاقت نامه‌ای برای ایرج عزیزم بنویسم‬ ‫از دل نگرانی‌ها و ترس از فرداهاست و اینکه ‪30‬‬ ‫سال است در عرصه رسانه‌ای حضوری فعال و‬ ‫شبانروزی دارم و طی این ‪ 30‬سال همه مراحل‬ ‫و فراز و نشیب‌های زندگی در تبعید و مقابله با‬ ‫رژیم و مزدورانش را بیشتر از همه تجربه کرده‌ام‬ ‫از تهدیدات ترور و ضرب و شتم‌هایی با ترفندهایی‬ ‫حکومتی تا وسوسه وعده پرداختهای مالی چند‬ ‫صد هزار پوند تا شارالتانیسم مطبوعاتی به وسیله‬ ‫پادوهایش تا‪...‬‬ ‫منظور اینکه حتی به عنوان یک ژورنالیست‬ ‫قدیمی هم این حق را دارم که وارد عرصه‌هایی‬ ‫این چنین بشوم‪.‬‬ ‫ایرج مصداقی خود را وام دار رفقا و هموطنانی‬ ‫می‌داند که در زندانهای رژیم کشته شدند و این‬ ‫تعهد را برای او بر جای نهادند که تالش کند‬ ‫ناگفته‌ها و ظلم‌ها و جنایات رژیم را افشا نماید‬ ‫که الحق بسیار کوشان و درخشنده با حافظه‌ای‬ ‫بی‌نظیر همه چیز را به نگارش درآورده است‪.‬‬ ‫ولی آنچه طی چند سال اخیر یا حداقل سه چهار‬ ‫سالی که سر و کله رسانه‌های تصویر دولتی به راه‬ ‫افتاده است شرایطی نابرابر و نامتعادل رقم خورده‬ ‫است‪ .‬آدمهای درجه چندمی که قبل از این که‬ ‫رسانه‌های بودار دولتی راه بیفتد محلی در اعراب‬

‫نداشتند و عالف‌هایی ناآشنا بودند به یمن چهره‬ ‫سازی این رسانه مطرح شدند و فضایی کاذب در‬ ‫جامعه ایرانیان ساختند که افکار عمومی تربیت‬ ‫شود که واقعاً این کوتوله‌های بی‌ارزش صاحبان‬ ‫تفکر کارنامه جامعه خارج از کشور هستند و همین‬ ‫حضورهای آدم کوتوله‌ها برای کسانی که خود را‬ ‫صاحب حق و جایگاه می‌دانستند گران آمد و ‪2‬‬ ‫راه باقی گذاشت یا همچنان با خط قرمز با رژیم‬ ‫همه وابستگان و حامیان آنان ادامه داد یا قاطی‬ ‫بازی شد و جنس ویترین آنان شد تا ویترینشان‬ ‫را با چندتایی غیر خودی بیارایند تا بیشتر مردم‬ ‫را بفریبند‪ .‬آقای مصداقی همچنان که به خود من‬ ‫هم گفت رفت تا حرفهایش را بزند و قاطی بازی‬ ‫شود و در معرکه‌ای که جنایتکاران رژیم در آن‬ ‫جوالن می‌دهند مانند اکبر گنجی‪ ،‬محسن سازگارا‪،‬‬ ‫عطاءاهلل مهاجرانی و‪ ...‬ایرج خان در صفی ایستاد که‬ ‫آنان ایستاده‌اند‪ .‬البته اگر این بیان ساده را کسی با‬ ‫کسانی دال بر سفارشی بودن این نوشته‌ها از سوی‬ ‫حزب‪ ،‬گروه و سازمانی ندانند‪.‬‬ ‫بحث من با ایرج مصداقی بر اساس شناختی است‬ ‫که از شرایط او و جامعه خود دارم‪ .‬او برای گفتن‬ ‫حرفهایش به دنبال وسیله‌ای است که هدفش را‬ ‫توجیه کند‪ .‬ولی به چه قیمت و هزینه‌ای!؟ این‬ ‫گفتن بی‌مالحظه در هر کجا و با هرکس‪ ،‬سودش به‬ ‫نفع کیست!؟ و مرزبندی و خط کشی با رسانه‌هایی‬ ‫که علیه منافع مردم ایران حرکت می‌کنند و طرح‬ ‫و برنامه‌شان تامین منافع ارباب است چه می‌شود!؟‬ ‫آقای مصداقی عزیز به شهادت نشریات مجله‬ ‫رنگارنگ و تریبون آزاد‪ ،‬دهها مقاله از شما با حفظ‬ ‫رعایت آزادی کامل در کمال شرافت حرفه‌ای طی‬ ‫این سالها چاپ کرده‌ایم بدون کم یا اضافه کردن‬ ‫نقطه یا ویرگولی‪ ،‬که نشان دهیم مستقل و آزاد و‬ ‫بدون وابستگی به عقاید گروهی هستیم و تنها مردم‬ ‫ایران و آزادی آنان برایمان مهم است و در آخرین‬ ‫مکالمه‌ای که با شما داشتم اعتراضم به حضور شما‬ ‫در رسانه‌های بودار بود و شما در نهایت گفتی که‬ ‫من حرفهایی دارم که باید بزنم حاال هر کی که‬ ‫این تریبون را در اختیار من قرار دهد‪ ،‬میروم و‬ ‫میزنم! هرچند ال به الی این حرفها به نقل قولی هم‬ ‫اشاره کردی که مث ً‬ ‫ال نشریه تریبون آزاد هم آگهی‬ ‫از سوپرمارکتهایی می‌گیرد که محصوالت غذایی‬ ‫تهیه شده در ایران را تبلیغ می‌کند!!!‬ ‫ایرج خان عزیز‪ ،‬قلم بر کاغذها کردن و غلط‬ ‫امالیی از کارنامه دیگران گرفتن شیوه‌ای دبستانی‬ ‫و ابتدایی است‪ .‬مهم در نظر گرفتن شرایط و درک‬

‫صدای آمریکا و ‪BBC‬‬

‫زمان و سود و زیان به سود کی مهم می‌باشد‪.‬‬ ‫‪ 1‬ـ ایراد گرفتن و بزرگنمایی کارنامه اپوزیسیون‬ ‫واقعی که خواهان سرنگونی کلیت این رژیم هستند‬ ‫به نفع کیست؟ آنهم رسانه‌ای کردند! آنهم از سویی‬ ‫در تظاهرات و برنامه‌های اعتراضی این گروه در‬ ‫سراسر اروپا شرکت کنی و در کنارشان بایستی ولی‬ ‫در خلوت خانه قلم از نیام برکشی و حریف بطلبی!!‬ ‫‪ 2‬ـ مگر می‌شود در صحنه حضور داشت شبانروز‬ ‫تالش کرد و رژیم‪ ،‬مزدوران و دولتهای هوادار آنان‬ ‫یک نفس جنگید و اشتباه هم نداشت!؟ مهم این‬ ‫است که چه کسی و به چه هدفی قصد غلط گیری‬ ‫کارنامه اپوزیسیون را داشته باشد!؟‬ ‫آقای مصداقی‪ ،‬زبان و دیالوگ سیاسی در میان‬ ‫فعاالن سیاسی کام ً‬ ‫ال شناخته شده و آشناست و‬ ‫بمانند تو «ن» گویی همه تا ناکجا آباد را می‌خواندند‬ ‫نیازی به رمز‪ ،‬کد ندارد‪ .‬انشاء نوشتار یا گفتاری‬ ‫برای اهالی جامعه سیاسی کام ً‬ ‫ال خواناست و اهداف‬ ‫و نیت نگارنده و گوینده را می‌توان از میان الفاظ‬ ‫و کلمات و تعبیرات بخوبی شناخت و غش کردن‬ ‫گوینده و نویسنده هر مطلبی را در آغوش نظام امام‬ ‫زمانی را فهمید‪ .‬دیگر نمی‌توان برای چنگ زدن بر‬ ‫چهره هرکس اسم آن را نوازش گذاشت‪ .‬یا سیلی را‬ ‫محبت دوستانه شمارد‪ .‬مگر اینکه خود را بی‌نهایت‬ ‫زرنگ‪ ،‬کارآزموده و ختم روزگار بدانیم و دیگران را‬ ‫هالو فرض کنیم!‬ ‫بحث من با بسیاری از دوستان و عزیزان‬ ‫مستعفی و ناراضی‪ ،‬قهر کرده و ناز کرده این است‬ ‫که اگر تهمت و افتراء و برچسب زدن خالف اخالق‬ ‫سیاسی و انسانی است حداقل یکبار فقط یک بار‬ ‫رجوعی به نوشته‌ها و گفته‌های خودمان هم بکنیم‬ ‫و در مقایسه کنار شیوه نگارش و گفتار توابها‪،‬‬ ‫بریده‌ها‪ ،‬مزدورها هم بگذاریم و سپس تفاوتهای‬ ‫آن را نشان دهیم!! اگر بسیار بهم شبیه نبودند!!‬ ‫البته اگر کمی با وجدان انسانی این مقایسه را انجام‬ ‫دهیم!‬ ‫شما دوستان معتقد هستید سازمان یا شورا‪،‬‬ ‫شمایان را با القاب‪ ،‬تواب و بریده خطای می‌کند‪،‬‬ ‫شمایان نیز تمامی اصول و پایبندی‌های رفقای‬ ‫سابق خود را در مسلخگاه کلمات ساطورکشی‬ ‫می‌کنید و با طرح سواالتی به سبک نگارش‬ ‫شریعتمداری کیهان‪ ،‬بازجووار همان گونه که در‬ ‫زندان با شما کردند و اصولی را که برایش تا پای‬ ‫جان هم ایستاده بودید امروز شمایان نیز گویی‬ ‫امتحان پس می‌دهید و آن گونه دیروز را اینگونه‬ ‫امروز نشان می‌دهید‪.‬‬

‫کارواش جمهوری اسالمی‬

‫عجب مشتی ایرانی اجاره شده‬ ‫در یک کانال تلویزیون دولتی در‬ ‫انگلستان به خود باوری رسیده‌اند‬ ‫که اینان آدم نماهایی بسیار باهوش‪،‬‬ ‫زرنگ و فرصت طلب هستند و به‬ ‫خوبی توانسته‌اند افکار عمومی ایرانیان‬ ‫داخل و خارج از کشور را کنترل کنند‬ ‫و به سمت و سویی که می‌خواهند‬ ‫ببرند!! و به نوعی نقش کارواش را ایفا‬ ‫می‌کنند که افرادی جنایتکار‪ ،‬مجرم‬ ‫و آلوده به تمامی خیانتها و جنایتهای‬ ‫‪ 35‬ساله رژیم مالیان را از آن سو به‬ ‫زیر دوربین‌های مسموم خود می‌برد‬ ‫و از آن سوی دیگر افرادی مبارز‪،‬‬ ‫آزادیخواه‪ ،‬بشردوست و تحصیل‬ ‫کرده‪ ،‬و بزرک کرده را به خورد‬ ‫کسانی می‌دهد که مگر ساله لوحانه‬ ‫به این تصاویر نگاه کند وگرنه چگونه‬ ‫ممکن است شخصی مانند عطااهلل‬ ‫مهاجرانی از ارکانهای تاثیرگذار و‬ ‫مهم در حکومت جنایتکار حکومت‬ ‫اسالمی که حداقل دویست هزار‬

‫انسان ایرانی را به خاطر عقایدشان‬ ‫اعدام کردند و این شخص بر مسند‬ ‫حساسترین ستون حکومت یعنی‬ ‫وزیر ارشاد که وظیفه‌اش سانسور و‬ ‫کنترل تمامی خبرخایی از این فجایع‬ ‫بوده که او تالش کرده خون پاک‬ ‫جوانان ایرانی را پایمال کند و حتی‬ ‫با القابی مانند مفاسد‪ ،‬منافق‪ ،‬مرتد‬ ‫کشتار آنان را حق مسلم حکومت‬ ‫بداند‪ .‬در مجلس آخوندی مهره‌ای‬ ‫خوش رقص‪ ،‬خوش عشوه بوده که‬ ‫می‌خواسته اربابش رفسنجانی را‬ ‫رئیس جمهور مادام العمر کند!؟‬ ‫و‪ ...‬حاال در کارواش ‪ BBC‬او را‬ ‫می‌آورند تا تمامی این بیشه ننگین‬ ‫و ضد ایرانی او را بشویند و از او آدم‬ ‫نمایی اهل فلسفه‪ ،‬انسان دوست و‬ ‫انسان شناس و معتقد و پاینده اصول‬ ‫زندگی بشری در جامعه‌ای سرشار از‬ ‫امنیت و سالمت که گویی تمام غم‬ ‫و غصه این شخص طبیعی و سالم‬ ‫زندگی کردن انسانهاست!!؟‬

‫عطااهلل مهاجرانی (سمت چپ) دست به زانو در خدمت آقا!‬ ‫یا محسن سازگارا بنیان گذار‬ ‫وزارت اطالعات خونخوار و مخوف‬ ‫رژیم مالیان یا اکبر گنجی پاسدار‬ ‫حلقه بگوش خمینی با پرونده‬ ‫جنایات او در کردستان و ترکیه و‪...‬‬ ‫چهره‌هایی بسیار که همه هر هفته در‬ ‫صف هستند تا در این کارواش‌های‬ ‫مسموم به ظاهر تغییر قیافه بدهند‬ ‫و بزک شوند تا سر مردم را کاله‬ ‫بگذارند‪ .‬امثال مهاجرانی‌ها‪ ،‬گنجی‌ها‬ ‫و سازگاراها را در کنار آدم‌های بودار‬

‫نگذارید حتی یکبار اینان را در همین‬ ‫کارواشها با حضور کسانی بیاورید‬ ‫تا سوال و جوابها مسیری درجهت‬ ‫روشن کردن واقعی افکار عمومی‬ ‫داشته باشد‪.‬‬ ‫مسلماً چنین اتفاقی نخواهد افتاد و‬ ‫کماکان این عوضی‌ها را می‌آورند که‬ ‫مث ً‬ ‫ال مشروعیت انسانی به اینان دادند!‬ ‫ولی این ننگ‌ها با این رنگ‌ها پاک‬ ‫نمی شود‪.‬‬

‫دست نوشته ها در‬

‫ازدنیایمجازیتاواقعیت‬ ‫سخنی با اسماعیل خان یغمایی و دوستان‬

‫مجاهد شعر و ترانه تحریک کننده احساسات و عواطف‬ ‫اسماعیل عزیز مهم نیست ما با هم دوستی داشته‌ایم یا نه! مهم‬ ‫این است که شما و شمایان مانند کریم قصیم و دکتر روحانی‬ ‫(البته حساب ایرج مصداقی جداست) که بیش از ‪ 30‬سال تالش‬ ‫کرده‌اید با شعرهایتان‪ ،‬سرودهایتان‪ ،‬نوشته‌هایتان‪ ،‬سخنرانی‌هایتان‪،‬‬ ‫کتابهایتان و‪ ...‬چند نسل را از نظر احساس و عاطفه روحی و روانی‬ ‫و به قول خودتان شستشوی عقیدتی بدهید!؟ دیگر نمی‌توان انکار‬ ‫کرد و شانه از زیر بار این مسئولیت بزرگ انسانی خالی کرد و با‬ ‫عذر و بهانه بدتر از گناه زیر سایه ما هم گول خوردیم رفت‪ .‬شمایان‬ ‫چند دهه تالش شبانروزی کرده‌اید و جوانان چند نسل را به سوی‬ ‫تشکیالتی که افتخار عضویتش را داشته‌اید بکشانید!؟‬ ‫آقایان یغمایی و روحانی و قصیم عزیز‪ .‬بسیار حیرت آور عجیب‬ ‫و سوال برانگیز که شمایان گول خورده در سنین میان ‪ 70‬ـ ‪60‬‬ ‫سالگی چه آسان و کودکانه می‌گوئید گذشته را ولش کن حرفها‪،‬‬ ‫نوشته‌ها‪ ،‬شعرها‪ ،‬سخنرانی‌ها‪ ،‬مصاحبه‌ها و کتابهای ما را از االن‬ ‫جدی بگیرید و توصیه کنید و راهنما میشوید که دوباره چند‬ ‫نسل را به کجا ببرید که شاید بر عمرتان در ‪ 100‬ـ ‪ 90‬سالگی‬

‫باقی بود باز هم بگوئید این‬ ‫سی و چند سال را هم‬ ‫اشتباه کردیم‪ .‬سوال من از‬ ‫شمایان به عنوان روزنامه‌نگار‬ ‫حرفه‌ای و با سابقه ‪ 30‬ساله‬ ‫است‪ .‬سوال من به عنوان‬ ‫یک ایرانی شاهد در صحنه‬ ‫حضور افرادی چون شماست‬ ‫درطی این چند دهه است‪.‬‬ ‫آقای قصیم شما که با‬ ‫چشمانی اشکبار و احساساتی حماسه ای چند روز قبل از انشعابتان‬ ‫آخرین کتاب خود را به مریم رجوی هدیه می‌کنید چه می شود‬ ‫که چند روز بعد آن هم با دلیلی که فقط خودتان را راضی می کند‬ ‫استعفا می دهید!‬ ‫آیا واقعاً فکر می‌کنید من و امثال من قبول می‌کنیم که فقط به‬ ‫خاطر نامه‌ای که مسعود رجوی بدون اطالع شمایان به رفسنجانی‬ ‫نوشته است (البته این گونه نامه ها در اصطالح سیاسی شکاف در‬ ‫جناح دشمن ایجاد کردن است) یعنی این اولین بار بوده است که‬ ‫نامه هایی بدون اطالع شمایان نوشته شده است!؟ آیا مسعود رجوی‬ ‫این حق طبیعی را ندارد به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین‬ ‫خلق چنین نامه‌هایی بنویسد؟ و شورای مقاومت ملی با تاکید‬ ‫همیشگی شمایان از سازمان مجاهدین خلق جداست و مسئولیت‬ ‫در باره تصمیمات و اقدامات این سازمان ندارد! بیائیم روراست تر‬ ‫باشیم بیائیم منصف تر باشیم‪ .‬بیائیم حداقل نامهایمان برای قضاوت‬ ‫کنندگان و آیندگان شطرنجی نسازیم! دیگران را در ابهام گذاردن‬ ‫قضاوتها را مخدوش می کند‪ .‬شمایان عضو یک صنف خیارفروش‬ ‫نبوده‌اید‪ .‬شمایان مدعی مبارزه جهت براندازی رژیمی بوده اید که‬ ‫حداقل ‪ 30‬سال جلوی اذهان هر کس را که می خواسته است حتی‬ ‫نظر و انتقادی به عملکرد شمایان بدهد گرفته اید و گفته اید این‬ ‫حرفها را نزنید رژیم جنایتکار از این حرفها سوء استفاده می‌کند! و‬ ‫برای مثال از آدمهایی نمونه می آورید که اینان مزدور‪ ،‬خودفروش‬ ‫و بریده هستند!‬

‫‪18‬‬


‫‪19‬‬ ‫سفید کاکل‌های امروز‪ ،‬دسترنج‬ ‫سفره جنگشان خامی است‪ .‬شیر‬ ‫پسرهای بیشه جوانی دیروز در‬ ‫پیرانه سری قلم را تفنگی نشانه‬ ‫می‌روند دیروز قلب دشمن خونخوار‬ ‫هدف بود و سرنگونی حکومت‬ ‫جهل و جنایت آخوندی و امروز‬ ‫حریف‌مان خودی است‪ .‬خسته‬ ‫شدیم‪ .‬انگاری از همه سالهایی که‬ ‫آرزوهایمان را فرسوده کرد امسال‬ ‫سال آخر است‪ 35 .‬باز تکرار شده‬ ‫ولی دیگر توان شرکت در این جنگ‬ ‫بی‌غنیمت را نداریم‪ .‬سالهایی اندک‬ ‫باقی است‪ .‬حداقل چهره‌‌هایمان‬ ‫را رسانه‌ای کنیم‪ .‬فقط کافی‬ ‫نیست ماشه قلم را به سوی یاران‬ ‫دیروزمان شلیک کنیم و با زخمی‬ ‫کردن خط مشترک چند دهه با‬ ‫یاران‪ .‬کلید قفل بسته رسانه‌ها را‬ ‫کادو خواهیم گرفت‪ .‬صورت مسئله‬ ‫بسیار ساده و روشن است‪ .‬رژیم را‬ ‫بکوب و بکوب و بکوب تا باورت‬ ‫کنند مخالفی و سپس آرزو و نیاز‬ ‫و خواسته رژیم را برآورده کن و‬ ‫اپوزیسیون کشی کن‪ .‬حریم‌ها را‪،‬‬ ‫دوستی‌ها و رفاقت‌ها و روزهای هم‬ ‫بند بودن‌ها را صدها بار در صف‌ها‬ ‫در کنار هم ایستادنها فریادهای‬ ‫مشترک زدن‌ها را اگر کسی جرئت‬ ‫می‌کرد باورهای دیروزمان را انتقاد‬ ‫نمونه‌های آن سالهای شمایان‬ ‫پاشاهسوند‪ ،‬فریدون گیالنی‪ ،‬مجید‬ ‫تفرشی‪ ،‬خدابنده‪ ،‬فرخ نگهدار و‪...‬‬ ‫بودند و امروز شمایان مانند آنان‬ ‫شده‌اید و حتی بسیار بی پرواتر‪،‬‬ ‫دریده گوی تر و‪...‬‬ ‫سوال من این است که جوانان و‬ ‫آنانی که سی سال شمایان آنان را‬ ‫تشویق به آمدن به سوی خودتان‪،‬‬ ‫شورایتان و رهبرتان می‌کردید‬ ‫چه می‌شود؟ چه کس و کسانی‬ ‫غرامت هدر رفتن همه سالهای عمر‬ ‫این جوانان را می‌دهد؟ چه کسی‬ ‫مسئولیت از دست دادن جان‪ ،‬سال‬ ‫و زندگی این جوانان را میدهد‬ ‫که اگر شمایان حرفهای امروزتان‬ ‫حقیقت داشته باشد؟‬ ‫یکی از همین شمایان کمتر از‬ ‫یک سال و نیم پیش در لندن مرا‬ ‫در آغوشت چنان می‌فشاردی و‬ ‫ابراز احساسات می کردی و گفتی‪:‬‬ ‫ـ سرابی جان‪ ،‬تو از مایی‪ .‬چرا‬ ‫نمی آیی همدوش هم در این مسیر‬ ‫پر افتخار مبارزه کنیم؟‬ ‫و منظور شما از با هم بودن در‬ ‫این مسیر پرافتخار همین مسیری‬ ‫است که امروز شما آن را گمراه‪،‬‬ ‫نمحرف‪ ،‬شیاد‪ ،‬خیانتکار‪ ،‬جالد و ‪...‬‬ ‫می‌خوانید!‬ ‫تکلیف من و هزاران من در‬ ‫این تضاد ویران کننده چه خواهد‬ ‫بود؟ برادران‪ ،‬دوستان و کسانی که‬ ‫شمایان آنان را سی و چند سال‬ ‫در آغوش گرفتید و تشویق کردید‬ ‫به شمایان بپیوندند و در مسیر‬ ‫پرافتخار بیایند چه می شود!؟‬ ‫شمایان دوستان مسئول هستید و‬ ‫جرمی بسیار بزرگ مرتکب شده‌اید‬ ‫اینک از تشکیالتی بیرون آمده‌اید‬ ‫‪19‬‬

‫آرزوهای فرسوده‪ ،‬جنگ بی‌غنیمت!‬ ‫کند بی‌پروا چنان بر او می‌تاختیم‬ ‫که طرف وحشتزده بگریزد! و امروز‬ ‫نقش همان دشمن دیروز را چنان‬ ‫بازی می‌کنیم که گویی آنهای‬ ‫دیروز مای امروز نبودند‪ .‬در مجلس‬ ‫ختمی خصوصی دیروزی‌هایمان‬ ‫را به خاک می‌سپاریم و جسمی‬ ‫متحرک با همان نام و شناسنامه‬ ‫قبلی نقش دشمن را بازی می‌کنیم‪.‬‬ ‫و من تماشاگر که چند دهه با امید‬ ‫و آرزو و غرور و افتخار به شمایان‬ ‫می‌بالیدم حیرت زده به پایان این‬ ‫نمایش رقت انگیز نگاه می‌کنم و‬ ‫تکلیفم با خودم هم روشن نیست‬ ‫که چطور سناریوی ملی و میهنی‬ ‫در نزدیک‌های پایان نمایشنامه‬ ‫عوض شد و جای دوست و دشمن‬ ‫تغییر کرد؟ هنوز حیرانم‪ .‬عجب‬ ‫نمایش حیرت انگیزی است این‬ ‫جنگهای بی‌غنیمت!؟‬ ‫به تنها ارزش زندگیم ایرانم‬ ‫قسم که برایم مهمتر از همه چیز‬ ‫و همه کس در دنیاست‪ .‬از این‬ ‫نمایشی که ناگهان نقش‌ها تغییر‬ ‫کرد و جای دوست و دشمن عوض‬ ‫شد سخت غمگینم! حتی قلمی‬ ‫که ‪ 35‬سال است هویت من به‬ ‫عنوان روزنامه‌نگاری شناخته شده‬ ‫است برای نوشتن واقعیت‌ها پا‬ ‫پس می‌کشد گویی حس حرکتش‬

‫را روی کاغذ از دست داده است!‬ ‫من انسانی مستقل و آزادم هرگز‬ ‫در عمرم برای کسی‪ ،‬گروهی نه کار‬ ‫کرده‌ام و نه سفارش گرفته‌ام‪ .‬هر‬ ‫آنچه را نوشته‌ام براساس معیارها‬ ‫و سنجش‌های خودم بوده است‬ ‫و شاید تنها روزنامه‌نگار صاحب‬ ‫تریبونی بوده‌ام که در رسانه‌هایم‬ ‫اعم از مجله‪ ،‬تلویزیون و روزنامه‬ ‫خودم در طی همه این سالها‬ ‫به دنبال سرنگونی این رژیم در‬ ‫کلیت آن بوده‌ام و به عنوان یک‬ ‫روزنامه‌نگار ملی و میهنی نقش‬ ‫خود را در افشای رژیم و مزدورانش‬ ‫در خارج از کشور ایفا کرده‌ام و با‬ ‫وجود تمام تهدیدات‪ ،‬دسیسه‌ها‪،‬‬ ‫شایعات و وسوسه‌های مالی رژیم‬ ‫در همان خط مقدس مانده‌ام و‬ ‫امروز نمی‌دانم که واقعاً چه باید‬ ‫نوشت!؟ و این احساسی که من دارم‬ ‫سرمنشاء عالقه و احترامی است که‬ ‫به ایرج مصداقی‪ ،‬اسماغیل یغمایی‪،‬‬ ‫رضا روحانی و تصمیم دارم هر چند‬ ‫ممکن است آنها متوجه نباشند این‬ ‫احساس محمود سرابی شامل همه‬ ‫کسانی می‌شود که همه این سالها‬ ‫در جبهه‌ای مشخص با دشمن‬ ‫ایستاده‌اند‪ .‬من همین احساس‬ ‫را به مهدی اصالنی دارم‪ .‬همین‬ ‫احساس را به سعید اطلس دارم‪.‬‬

‫که این حق مسلم و طبیعی هر‬ ‫انسانی در هر مقطعی از عمرشان‬ ‫است که به دلخواه تصمیم بگیرد‬ ‫و عملی را انجام دهد ولی نه با‬ ‫این شیوه مخرب و ویران کننده‬ ‫که تمامی ساخته‌های عمر چند‬ ‫نسل را نابود کند و بر تمام باورها‬ ‫و اعتقادات خود و همراه شدگان‬ ‫با خود را به لجن و تعفن به قول‬ ‫یغمایی بکشد!!!‬ ‫شمایان که سیاسی خود چند‬ ‫دهه نشان داده بودید در خروج‬ ‫تان هم همانطور با حفظ عقیده‬ ‫سیاسی عمل می‌کردید و در ابراز‬ ‫دالیل استعفایتان به قصد نابودی‬ ‫و ویرانی تشکیالت وابسته به خود‬ ‫برنمی‌آمدید‪ ،‬من هم به عنوان‬ ‫یک نظاره گر ‪ 30‬ساله شمایان‬ ‫می‌گفتم‪ :‬جدایی این دوستان و‬ ‫دالیل سیاسی شان امری شخصی‬ ‫است که چنین تصمیم گرفته‌اند‬ ‫و با حفظ حرمت یاران‪ ،‬دوستان‬ ‫و رفقای حداقل سی چهل ساله با‬ ‫ادبیات سیاسی خداحافظی می کند‬ ‫نه با شیوه‌ای که به قول حرفها و‬ ‫تاکیدهای آن روزهای شمایان به‬ ‫سودش فقط و فقط و فقط به جیب‬ ‫رژیم‪ ،‬رادیو آمریکا‪ ،‬بی‪.‬بی‪.‬سی‪،‬‬ ‫تلویزیون ایران فردا و‪ ...‬می‌رود‪.‬‬ ‫شمایان در برابر نسلهایی چون من‬ ‫مسئول و بدهکار هستید و نه امروز‬ ‫بلکه تا آخر رهایتان نخواهم کرد‬ ‫که مگر با شرافت از دلیل اصلی و‬ ‫پنهان بگوئید!!! و توضیح به جامعه‬ ‫بدهید که چگونه تا روزهای آخر در‬ ‫باالترین رده و حضور در محرمانه‬ ‫ترین جلسات شرکت کرده‌اید‬ ‫بدون اینکه کوچکترین نشانی از‬ ‫خود بروز دهید که در سرتان چه‬ ‫می‌گذرد؟ من سوالم به عنوان یک‬

‫ایرانی است که نظاره گر رفتارها‬ ‫و عملکردهایی است که کدها و‬ ‫سیگنال ها عالیمی روشن و واضح‬ ‫است و به قولی به کسی گفتند‪:‬‬ ‫ـ چطوری؟‬ ‫ـ روبراهم‪.‬‬ ‫ـ رو به کدام راهی؟!‬ ‫حاال حکایت زندگی امثال‬ ‫ماست که هر روز باید شاهد حرس‬ ‫شاخه‌هایی از درخت مبارزه باشیم!‬ ‫این نوشته ساده و دوستانه را به‬ ‫عنوان مقدمه‌ای بر نوشتاری خواهد‬ ‫بود چنانچه شمایان دالیل و مسائل‬ ‫را نشکافید وگرنه تا آخرین روزها‬ ‫در تمامی جلسات با رفقا حاضر‬ ‫باشید و گل بگوئید و گل بشنوید و‬ ‫کتاب تعارف کنید و آروزی پیروزی‬ ‫نور بر ظلمت نمائید و به یک باره‬ ‫به جاده خاکی بزنید و هوار هوار راه‬ ‫بیندازید که به ما فحش داده‌اند و‬ ‫حاال ماهم به جای فحش‪ ،‬تیشه به‬ ‫ریشه می‌زنیم تا به خاطر دستمالی‬ ‫قیطریه را به آتش بکشیم!‬ ‫یا بقول آقای قصیم که می‌گوید‪:‬‬ ‫واگذار کنندکان فکر به مرشد نشان‬ ‫از فشار و سنگینی فکر و زحمت‬ ‫انتقاد و سختی آزمایش و خطا‬ ‫خالص می‌شوند‪.‬‬ ‫آقای قصیم حداقل به امثال‬ ‫ماهایی که از شمایان نبوده‌ایم‬ ‫مرحمت کنید و بفرمائید واقعیتها‬ ‫چیست؟ ما که نه مرشد داریم و‬ ‫نه امام‪ .‬و دغدغه‌مان نگرانی‌های‬ ‫فکریمان می‌باشد و متاسفانه درد‬ ‫انتقاد و خطا را داریم حداقل به‬ ‫احترام گفته‌های خودتان با صداقت‬ ‫بگوئید شمایان را طی چند روز چه‬ ‫شد! که از کجا به ناکجاآباد پریدید؟‬ ‫ادامه دارد‬

‫همین احساس را به دهها چهره‬ ‫دیگری که فرا از سازمان و گروه‬ ‫مقابل رژیم ایستاده‌اند را دارم‪.‬‬ ‫ولی با شمایان حیرانم!؟ حتی‬ ‫جرئت نمی‌کنم بگویم آب به‬ ‫آسیاب دشمن نریزید! هر انسانی‬ ‫آزاد است براساس سلیقه و اعتقاد‬ ‫منشی که دوست دارد زندگی‬ ‫کند ولی حق ندارد از اصول و‬ ‫قاعده بازی خارج شود‪ .‬شمایان‬ ‫می‌توانستید در کنار هم با و هم‬ ‫هر آنچه را می‌خواستید بنویسید‬ ‫و بگوئید ولی در حریم و چارچوبی‬ ‫که خودتان می‌ساختید و متعلق به‬ ‫خودتان بود اعم از سایت اینترنتی‬ ‫یا هر آنچه باعث می‌شود صدا و‬ ‫چهره و نوشته‌هایتان دیده شود‪.‬‬ ‫نه اینکه کلید قفل درهایی شوید‬ ‫که به سوی منافع رژیم باز می‌شود‪.‬‬ ‫شمایان در رسانه‌هایی رفتید‬ ‫و نمایان شدید که آن رسانه‌ها‬ ‫براساس حفظ رژیم و منافع‬ ‫حکومتهای چپاولگر جهانی اداره‬ ‫می‌شود‪ .‬من و تو‪ ،‬صدای آمریکا‪،‬‬ ‫رادیو فردا‪ ،BBC ،‬ایران فردا و‪....‬‬ ‫همه این رسانه‌ها وظیفه‌شان خاک‬ ‫ریختن در بازی ملت ایران است‪.‬‬ ‫مگر می‌شود یک پیکارگر سیاسی‬ ‫و مبارزی که تا پای اعدام هم پیش‬ ‫رفته است بیاید برود در رسانه‌هایی‬ ‫که از همان کانالهای مسموم امثال‬ ‫گنجی‌ها‪ ،‬سازگارها‪ ،‬مهاجرانی‌ها‪،‬‬ ‫سروش‌ها و‪ ...‬بچه دزدها و قاتلین‬ ‫مردم ایران را نمایش می‌دهند!!‬ ‫لعنت و نفرین بر کسانی باد که‬ ‫نمایش زیبا و غرور انگیز مبارزین‬ ‫خستگی‌ناپذیر سرنگونی رژیم را‬ ‫این چنین تغییر دادند و جای‬ ‫دوست و دشمن را عوض کردند‪.‬‬ ‫اینکه ایرج مصداقی عزیز در برابر‬ ‫اعتراض من در حضورش در‬ ‫رسانه‌های مسموم می‌گوید‪:‬‬ ‫ـ من هرکجا که اجازه دهند‬ ‫حرفهایم را بزنم می‌روم! البته ‪25‬‬ ‫سال است من با چنین افکار و‬ ‫افرادی درگیر هستم‪ .‬و یا به قولی‬ ‫معترض هستم جنس ویترین‬ ‫دشمن منافع ملی مردم شدن‬ ‫چنین توجهی می‌داند داشته باشد!؟‬ ‫اینکه قاطی بازی شدن که‬ ‫خودمان هم می‌دانیم آنها در‬ ‫پی حفظ منافع ارباب و مطیع‬ ‫دستورات وزارت امور خارجه‬ ‫کشورهایی هستند که سرمایه این‬ ‫رسانه‌ها را تامین می‌کنند و حقوق‬ ‫این افراد را می‌پردازند و این را هر‬ ‫بچه دبستانی هم می‌داند‪.‬‬ ‫جهان غرب خواهان حفظ این‬ ‫رژیم ضد ایرانی است و تمامی‬ ‫این تحریم‌ها و تهدیدات حمله به‬ ‫ایران و مسئله هسته‌ای رژیم و‪...‬‬ ‫بازی‌هایی است برای فریب افکار‬ ‫عمومی و مسلماً شمایان هم این‬ ‫را می‌دانید‪ .‬حاال چگونه می‌روید و‬ ‫جنس این ویترینهای ریا می‌شوید‪.‬‬ ‫برای من سوال است و آنهم آتش‬ ‫به جان رفقا و همسنگران دیروز‬ ‫خود انداختن بیشتر سوال برانگیز‬ ‫که شمایان چه می‌شود‪.‬‬ ‫این بحث ادامه دارد!‬

‫شمار ‌ه بیستم ‪ -‬اکتبر ‪2013‬‬

‫دست نوشته ها در‬

‫از دنیای مجازی تا واقعیت‬

‫برنامه‌ای مدتهاست از صدای‬ ‫آمریکا پخش می‌گردد به نام‬ ‫پارازیت‪ .‬شیوه و سیاست این برنامه‬ ‫که طنز و نمایشی و انتقادی است‬ ‫دقیقاً مانند برنامه ورزشی ‪ 90‬در‬ ‫تلویزیون جمهوری اسالمی است‬ ‫و خط قرمز روشن و مشخصی‬ ‫دارد اگر بیننده اهل تفکر و‬ ‫آگاهی و شناخت باشد برنامه‬ ‫پارازیت با همان شیوه ‪ 20‬ـ ‪80‬‬ ‫را اجرا می‌کند یعنی ‪ 80‬درصد‬ ‫به رژیم می‌تازد تا شما را بباوراند‬ ‫که عجب برنامه ضد رژیمی است‬ ‫و آنگاه با تردستی و ظرافت در‬ ‫قالب همان طنز افرادی را از دل‬ ‫همین رژیم خوب و مامانی و سالم‬ ‫نشان می‌دهد‪ .‬برای مثال در یکی‬ ‫از برنامه‌های ماه سپتامبر در پایان‬ ‫مجری هنرپیشه با صراحت اعالم‬ ‫کرد که همه ملت ایران و جهانیان‬ ‫منتظر اقدامات دولت آقای روحانی‬ ‫هستند و ابراز امیدواری کرد که‬ ‫عین جمله امیدواریم که خدا‬ ‫ناکرده مجبور نشویم آقای روحانی‬ ‫را با محمود احمدی‌نژاد مقایسه‬ ‫کنیم!!! امیدهای مردم ایران از‬ ‫ایشان به سردی گراید!!!؟‬ ‫یا معصومه خانم که از جمله‬ ‫سوغاتهای رژیم اسالمی به خارج‬ ‫از کشور است هر هفته در این‬ ‫برنامه به سراغ نمایندگان مجلس‬ ‫شورای اسالمی می‌رود با آنان‬ ‫مصاحبه تلفنی می‌کند یا به سراغ‬ ‫افراد دیگری در داخل ایران می‌رود‬ ‫و بدون سانسور و مشکلی با آنان‬ ‫مصاحبه می‌کند و گزارش تهیه‬ ‫می‌نماید و در برنامه‌ای که مث ً‬ ‫ال‬ ‫بر علیه حکومت اسالمی است‬ ‫پخش می‌کنند و از عجایب روزگار‬ ‫است که اص ً‬ ‫ال ممنوعیت و بگیر و‬ ‫ببندی هم برای این افراد که در‬ ‫ایران هستند بوجود نمی‌آید!!؟‬ ‫یعنی اینکه حکومت اسالمی از‬ ‫دولت سوئیس هم از نظر آزادی‬

‫و دمکراسی جلو زده است‬ ‫و عجیب‌تر اینکه همین خانم‬ ‫پناهنده سیاسی فرار کرده و به‬ ‫ظاهر از همین حکومت بوده است‬ ‫و حاال با کارت سبز همین حکومت‬ ‫اسالمی در میان نمایندگان مجلس‬ ‫و دولتمردان بازی می‌کند و لوندی‬ ‫و عشوه مخالف زنی می‌نماید!!!‬ ‫عجب بابا‪ ....‬معلوم نیست اینان‬ ‫خودشان را سر کار گذاشته‌اند یا‬ ‫مرم نجیب ایران را‪......‬‬ ‫در تلویزیون به ظاهر بزن برقص‬ ‫شام یادت نره و شعر بفرمائید سر‬ ‫سفره از امروز اول تاسیس آن چند‬ ‫تا دخترت و پسر جویای نام و به‬ ‫دنبال کسب افتخار را دور میز‬ ‫جمع کردند و طفلکی‌ها مانند‬ ‫مرغ دست آموز نشاندند و اینان‬ ‫وظیفه‌شان روخوانی از نشریات‬ ‫داخل حکومت اسالمی شد البته‬ ‫خبرها و ستونهای مشخص شده‬ ‫که مث ً‬ ‫ال به من بیننده القاء کنند‬ ‫که در رژیم اسالمی عجب نشریات‬ ‫و مطبوعات شجاعانه و آزادانه همه‬ ‫چیز را می‌نویسند و افشاء می‌کنند‬ ‫و فضایی حسابی دمکراتیک‬ ‫برپاست فقط جای شاه خالی‬ ‫است!!!‬ ‫هرچند تلویزیونی که آغازش‬ ‫را با گوگوش و برنامه‌ای از پلو و‬ ‫خورشت جلوی مجمع اسالمی‬ ‫شروع می‌کند شاهنامه‌اش را آخر‬ ‫پائیز می‌شمارند!!!‬

‫آیا دوست دارید شعر یا‬ ‫مطلبی از شما چاپ شود؟‬

‫نشریه تریبون آزاد تالش دارد فرصتی در اختیار کسانی‬ ‫قرار دهد که عالقه مند به نوشتن در زمینه ی «شعر‪ ،‬مقاله‪،‬‬ ‫داستان‪ ،‬گزارش» هستند‪ .‬این عزیزان میتوانند نمونه هایی‬ ‫از کارهای خود را به آدرس پستی یا ایمیل آدرس نشریه‬ ‫ارسال نمایند ‪.‬هیات تحریریه با حضور نفراتی صاحب‬ ‫تخصص و صاحب نام که بزودی اسامی شان اعالم خواهد‬ ‫شد ‪ ،‬نوشته ها را بررسی و چاپ خواهد خواهند کرد‪.‬‬ ‫امید است این حرکت نشریه تریبون آزاد تشویق و‬ ‫حمایتی باشد برای عالقه مندان به نوشتن و راه را برای‬ ‫آنان باز نمایند‪.‬‬ ‫‪RANGARANG P.O. BOX 2821,LONDON,NW2 1DS‬‬ ‫‪E-Mail : RANGARANG_LONDON@HOTMAIL.COM‬‬


‫شمار ‌ه بیستم ‪ -‬اول آبانماه ‪1292‬‬

‫ویترن‌های ریا‪ ،‬تصویرهای مسموم‪،‬‬ ‫چهره‌های مزدور و آلوده!‬

‫خانه‌های شما‪ ،‬ذهن و تفکرات شما‬ ‫می‌دزدند‪ ،‬منحرف می‌کنند و آدرس‬ ‫عوضی می‌دهند‪ .‬هجوم بی‌سابقه و‬ ‫پرشمار تلویزیونهای ‪ 24‬ساعته به منازل‬ ‫میلیونها فارسی زبان براساس چه هدف و‬ ‫منظوری راه اندازی شده است!؟‬ ‫چرا باید دولتهای آمریکا و انگلستان‬ ‫هر ساله دهها میلیون پوند و دالر هزینه‬ ‫کنند تا فارسی زبانان در سراسر جهان از‬ ‫جمله در ایران برنامه‌های تصویری داشته‬ ‫باشند!؟ این هزینه‌های سرسام آور که از‬ ‫سوی وزرای خارجه دولتهای آمریکا و‬ ‫انگلیس به پارلمان کشورشان ارائه می‌شود‬ ‫تا آنان هم تصویب گر پرداختهایی این‬ ‫چنین سنگین باشند برای چیست؟ حضور‬ ‫دهها چهره ریز و درشت در این کانالهای‬ ‫به راه افتاده برای چه هدفی است؟ انتخاب‬ ‫افراد ناشناس و بدون کارنامه که بسیرای‬ ‫از آنان هم از کانالهای روابط رژیم ایران‬ ‫فرستاده می‌شوند برای چیست!؟‬ ‫یک هدف مشترک در کارنامه تمامی‬ ‫این کانالهای تصویری دنبال می‌شود و‬ ‫آن اینکه رژیم مالیان را باید حفظ کرد!‬ ‫و البته با یک نمایش عوامفریبانه که به‬ ‫بخشی از حکومت حمله کنند تا شمای‬ ‫بیننده باور کنید اینان مخالف رژیم‬ ‫هستند و سپس سرتان کاله بگذارند و‬ ‫بخشی دیگر از رژیم را به عنوان چهره‌های‬ ‫خوب به شما قالب کنند و سرتان را گرم‬ ‫نمایند‪ .‬این حقه بازان تصویری به شکل‬ ‫مجری پیاده کنندگان طرح اصلی هدف‬ ‫تعیین شده هستند و با آوردن افرادی‬ ‫به نام میهمان برنامه و چیدن این افراد‬ ‫به نامهای مختلف تامین کننده نهایی‬ ‫طرح حفظ نظام مالیان هستند و با‬ ‫شیوه یکی به میخ و یکی به نعل‪ ،‬شما‬ ‫را سرگرم و فریب می‌دهند‪ .‬برنامه افق در‬ ‫صدای آمریکا‪ ،‬پرگار در ‪ ،BBC‬نگاهی به‬ ‫نشریات مسعود بهنود‪ ،‬بازخوانی نشریات‬

‫داخل ایران در تلویزیون من و تو‪ ،‬و دهها‬ ‫نمونه ریز و درشت و شکل اجرای این‬ ‫برنامه کام ً‬ ‫ال در جهت منافع اروپا و آمریکا‬ ‫و نهایت رژیم اسالمی است‪.‬‬ ‫و برای تزیین ویترین ریای خود هر از‬ ‫گاهی چهره‌ای مخالف واقعی رژیم را هم‬ ‫می‌آورند تا جنبش ویترینشان جور باشد‬ ‫و این میهمانان هر از گاهی هرگز از خود‬ ‫نمی‌پرسند که فرضاً چرا هر از گاهی سراغ‬ ‫ما می‌آیند ولی امثال گنجی‌ها‪ ،‬سازگاراها‪،‬‬ ‫مهاجرانی‌ها‪ ،‬کدیورها‪ ،‬نوری‌زاده‌ها‬ ‫و‪ ...‬لحاف و تشکشان همیشه در این‬ ‫تلویزیونها پهن است؟ ولی متاسفانه‬ ‫شهوت دیده شدن این افراد باعث می‌شود‬ ‫تن به این بازی کثیف و شوم هم بدهند‬ ‫با این شعار آبکی‪ :‬که هر کجا بگذارند من‬ ‫حرفم را بزنم می‌روم!؟ و این اجازه که‬ ‫بگذارند این دوستان حرفشان را بزنند متر‬ ‫و اندازه دارد‪ .‬حضور هر از گاهی آنان و‬ ‫محور بحثشان کنترل شده و براساس میل‬ ‫مجری برنامه باید پیش برود و برای این‬ ‫هدف نهایی بناگاه سر و کله میهمانانی‬ ‫ناخوانده هم پیدا میشود که بیایند و پایان‬ ‫این نمایشنامه از پیش تعیین شده را به‬ ‫سود مجری تمام کنند!‬ ‫امروز دنیای ژورنالیستی با وجود‬ ‫تکنولوژی پیش رفته با اینترنت و سته‬ ‫الیت حرف اول را در جهان سیاست‬ ‫می‌زند و در هر خانه‌ای تلویزیون و‬ ‫کامپیوتری وجود دارد که جهان را مانند‬ ‫دهکده بهم وصل کرده است و اکثر اوقات‬ ‫مردم دهکده جهانی هم صرف تماشا یا‬ ‫گوش کردن به وسایل تکنولوژی در‬ ‫خانه‌هایشان است و این بهترین وسیله‌ای‬ ‫است که دولت پیشگان جهان باالترین و‬ ‫بیشترین بهره را از کنترل افکار عمومی‬ ‫بسود خود تمام کنند‪.‬‬ ‫این بحث ادامه دارد!‬

‫سیگنال‌های سبز و خون سرخ‬ ‫صحنه‌هایی که در سپیده دم اول‬ ‫سپتامبر در قرارگاه اشرف دیده شد‪،‬‬ ‫دل هر انسان آزاده‌ای را به درد آورد‪.‬‬ ‫بشریت در مقابل این تصاویر شرمگین‬ ‫شد‪ ،‬قامتهای تا شده و چهره‌های درهم‬ ‫شکسته و جای گلوله‌های سربی در‬ ‫صورتشان! با دستهای بسته و بی‌دفاع!‬ ‫مهم نبود چه ملیت یا مرامی دارند مهم‬ ‫است که انسان بودند و هر انسانی با دیدن‬ ‫انسانهایی دیگر که چنین بی‌رحمانه قتل‬ ‫عام شوند اشک بر چشم و غم بر دل‬ ‫حسن می‌کند و کینه‌ای شدید بر قاتلین‬ ‫این صحنه‌های شرم آگین در جود حس‬ ‫می‌نماید‪.‬‬ ‫من به عنوان یک انسانی ایرانی‬ ‫روزنامه‌نگار یاد گرفته‌ام هر آنچه را‬ ‫می‌شنوم یا می‌بینم و یا می‌خوانم به‬ ‫شکل پازلی نگاه کنم که هر قطعه یا‬ ‫بخش آن را در ذهنم بسپارم‪.‬‬ ‫در یکی دو ماه اخیر فضایی علیه‬ ‫سازمان مجاهدین خلق و شورای‬ ‫مقاومت ملی راه افتاد که طی دو دهه‬ ‫اخیر بی‌سابقه بود‪ .‬چند نفری از رفقا و‬ ‫دوستان‪ ،‬هم رزمان و هم بندان سابق‬ ‫مجاهدین و شورای خلق حمالتی را به‬ ‫سوی ایران سابق خود سازمان دهی‬ ‫کردند که بسیار عجیب و سوال برانگیز‬ ‫و خطرناک می‌نمود‪ .‬مگر می‌شود به‬ ‫سادگی قبول کرد چند نفر انسان عاقل‬ ‫و بالغ و تحصیل کرده‪ ،‬در تشکیالت‬ ‫سیاسی‪ ،‬نظامی چند دهه فعالیت کرده‬ ‫دست به اعتراضاتی بزنند و متوجه‬ ‫عواقب آن نباشند!؟ این حق طبیعی و‬ ‫حقوقی هر انسانی است از حزب‪ ،‬گروه‬ ‫و سازمان سیاسی جدا شود و با زبان‬ ‫متعارف و رایج سیاسی سخن بگوید و‬ ‫پاسخ و پرسشی منطقی را طلب کند‪.‬‬ ‫ولی نه با طرح سواالتی به عمد گمراه‬ ‫کننده و توهین آمیز با استفاده از‬ ‫کلماتی که معنی رمز تخریب سیاسی‬ ‫را می‌دهد!‬ ‫الفبا را پشت سر هم ردیف کنی چه‬ ‫معنی نمی‌دهد و چیدمان نوشتاری و جا‬ ‫به جایی حروف کلمه و جمله را می‌سازد‪.‬‬ ‫زبان سیاسی هم مفاهیم خاص خود را‬ ‫دارد و به کارگیری جمالت و سواالت‬ ‫انحرافی به خوبی در زبان سیاست قابل‬ ‫تشخیص است‪.‬‬ ‫من که یک روزنامه‌نگار مستقل و ملی‬

‫هستم که ‪ 30‬ساله اندازه ‪ 90‬سال در راه‬ ‫منافع ملی کشورم تالش کرده‌ام دوست‬ ‫و دشمن به فعالیتهای رادیکال من علیه‬ ‫نظام جنایت و خیانت آخوندی مهر تائید‬ ‫می‌زنند و هر آنکس و هر گروهی علیه‬ ‫این رژیم واقعی و رادیکال مبارزه کند‬ ‫خود را در کنار آنان حس می‌کنم‪.‬‬ ‫سوال من در این نوشته که سومین‬ ‫نوشته من در ‪ 2‬هفته اخیر است این‬ ‫است که این دوستان معترض و جدا‬ ‫شده با دیدن تصاویر قربانیان اشرف‬ ‫چه احساسی داشتند؟ آنهایی که با‬ ‫نوشته‌هایشان سیگنال‌های سبز خود را‬ ‫به چشم آبی‌های آمریکایی نشان دادند‬ ‫تا آمریکایی‌ها هدیه شوم خود را به این‬ ‫سیگنال‌ها سنجاق کنند و به مالیان‬ ‫بدهند که به سوی اشرف بروید و کشتار‬ ‫کنید ولی فتیله حمایت سوریه را پائین‬ ‫بیاورید که رفسنجانی در میان ناباوری‬ ‫عمل کرد!‬ ‫سوال ساده است کسانی که بناگاه در‬

‫یک زمان خاص تالش نمودند محوریت‬ ‫سازمان و شورا را هدف قرار دهند به‬ ‫دنبال چه بودند؟!‬ ‫هر بچه دبستانی می‌داند که وقتی‬ ‫شما هر سازمان یا حتی حکومتی را‬

‫‪20‬‬

‫محمود سرابی‬ ‫نشان می‌گیرید هدفتان نابودی متالشی‬ ‫کردن حریف است و این یاران سابق و‬ ‫همرزمان چند دهه‌ای چرا و به چه هدفی‬ ‫محور حمله خود را براساس تخریب هرم‬ ‫قرار دادند؟! به راستی در این مدت چه‬ ‫زمینه سازی شد که امثال نوری‌زاده‪،‬‬ ‫فیلم را علیه مجاهدین قایم کردند؟ و‬ ‫با شعور و شعف به خانه همسایه نگاه‬ ‫کردند که عروسی است!!‬ ‫روال و تهاجم گروهی این جداشدگان‬ ‫از شورا و مجاهدین در مقایسه با تمامی‬ ‫دورانی که وزارت اطالعات برای برده‌ها‬ ‫انشا و مشق می‌نوشت متفاوت‌تر است‬ ‫زیرا اینان صاحب کارنامه و پرونده‬ ‫حقیقی و حقوقی هستند و پیوندهای‬ ‫بسیاری با یاران سابق خود دارند‪.‬‬ ‫حکومت مالیان و آمریکا که هر دو‬ ‫در این جنایت شریک هستند حتماً در‬ ‫دفاعیه خود خواهند گفت وقتی پاره‌های‬

‫تن شورا و مجاهدین چنین حمالتی به‬ ‫یاران سابق خود می‌نمایند که دیگر این‬ ‫سازمان نیاز به دشمن نداردکه چنین‬ ‫بی‌پروا و گستاخ و سخیف قلم بر کاغذ‬ ‫بدوانند!‬

‫تیم فوتبال پارس به میدان می‌رود‬

‫تیم فوتبال پارس جهت آمادگی شرکت در مسابقات لیگ فوتبال لندن طی‌ دو هفته آینده به میدان میرود و دو بازی دستگرمی را برگزار می‌کند‪ .‬تیم فوتبال‬ ‫پارس که شرایط آماده سازی بازیکنان خود را میگذراند تا با آمادگی بیشتر در مسابقات لندن شرکت نماید‪ ،‬هر هفته یک شنبه‌ها از ساعت ‪ ۱۲‬تا ‪ ۲‬در منطقه‬ ‫برنت کراس به تمرینات خود ادامه میدهد‪.‬‬ ‫شرکت در تمرینات تیم فوتبال پارس آزاد می‌باشد و کسانی‌ که عالقمند هستند‪ ،‬میتواند با شماره اعالم شده تماس بگیرند و آمادگی خود را اعالم نمایند‬

‫‪۰۷۸۷۵۲۳۸۵۴۴‬‬

‫‪20‬‬


‫‪21‬‬

‫شمار ‌ه بیستم ‪ -‬اکتبر ‪2013‬‬

‫مبارزه با رژیم جمهوری اسالمی یک نبرد جهانی است‬

‫حضورگروهی بزمی‪ ،‬گروهی ییالقی و گروهی قشالقی در این میان خنده آور است‬

‫حکومت اسالمی والیت فقیه در ایران ستون محکم‬ ‫حفظ منافع دولتهای آمریکا و اروپائیان است‪35 .‬‬ ‫سال پیش وقتی رژیم پهلوی با ظاهر قدرتمندش‬ ‫و اوج ثروتمند شدن در چند م اه به سادگی فرو‬ ‫ریخت و آخوند خمینی نماینده شیطان به راحتی‬ ‫آمد و رهبر شد‪ .‬تصوری و تفکری در میان ایرانیان به‬ ‫غلط رشد کرد که این تغییر و تحوالت باز هم می‌تواند‬ ‫اتفاق بیفتد! و ‪ 35‬سال است که بارها و بارها در اوایل‬ ‫انقالب در ایران و سپس در خارج از کشور دیده‌ایم‬ ‫که افرادی خود را رهبر و میدان دار مبارزه با رژیم‬ ‫آخوندی معرفی کرده و می‌کنند و صحنه سیاسی را‬ ‫تبدیل به شو و تئاتر و بالماسکه کرده‌اند‪ .‬آنچه در‬ ‫ایران به نام انقالب رخ داد مجموعه‌ای از اضداد بود‬ ‫که بر اساس شرایط بوجود آمده در ایران در کنار هم‬ ‫و با هم گره خوردند از کمونیست‌ها‪ ،‬حزب توده‌ای‌ها‪،‬‬ ‫چریکها و مارکسیستهای ضد خدا و مذهب گرفته تا‬ ‫مرتجع‌ترین آخوندها و قشری‌ترین بازاریها در پی یک‬ ‫هدف مشترک به خیابانها ریختند هر چند سازمانهای‬ ‫سیاسی و چریکی در نهایت تصور می‌کردند پس از‬ ‫فروپاشی رژیم شاه آنان هستند که حکومت آینده‬ ‫را به دست خواهند گرفت و این آینده بینی را بر‬ ‫اساس سالها مبارزه و زندان و تجربیات به دست‬ ‫آمده می‌دانستند و باز هم تصورشان این بود که به‬ ‫زودی مردم سرنوشت آینده خود را به صندوقهای‬ ‫رای خواهند سپرد و مبارزان سیاسی‪ ،‬نظامی و حزب‬ ‫یا سازمانشان قدرت اداره کشور را به دست خواهند‬ ‫گرفت تو مالیان هم به حوزه‌ها و مساجد برخواهند‬ ‫گشت و به امور دینی مشغول خواهند شد! این‬ ‫ساده‌ترین تعریف آن روزهاست اگر نخواهیم کمی‬ ‫نگاه خود را بیشتر به روی مسائل باز کنیم و وارد‬ ‫بحث گسترده سیاست جیمی کارتر و جنگ و دعوای‬ ‫سایروس ونس و برژینسکی و جلسه گوادولوپ سران‬ ‫سیاست جهان و حضور مخفیانه ژنرال هایزر در ایران‬ ‫و‪ ....‬نشویم!‬ ‫صورت مسئله ساده این بوده است و همین سادگی‬ ‫ظاهری باعث همان تصور مالیخولیایی شد که هر‬ ‫کس باجمع آوری هفت‪ ،‬هشت نفر مدعی حکومت‬ ‫شد و صحنه سیاسی و مبارزانی در مقابل رژیم مالیان‬ ‫را تبدیل به شو و بالماسکه کردند‪ .‬امسال این رژیم‬ ‫می‌رود؟ حکایت چوپان دروغگو شد!‬ ‫حاال اگر به قدرت رسیدن صنف مالها را نخواهیم در‬ ‫سیاستهای جهانی بدانیم و قبول نکنیم که سوداگران‬ ‫جهانی دیوی را به نام آدم و رهبر از ایرفرانس پیاده‬ ‫کردند مسلماً منکر این نخواهیم شد که با حضور‬ ‫جمهوری اسالمی طی ‪ 35‬سال گذشته در منطقه و‬ ‫جهان باعث درآمد نجومی دولتهای آمریکا و اروپایی‬ ‫از راه فروش تسلیحات نظامی به کشورهای همسایه‬ ‫ایران و سایر کشورهای دور و نزدیک شده است‬ ‫نمی‌توان منکر آن شد که رژیمی در ایران ‪ 35‬سال‬ ‫حکومت می‌کند که کارنامه و عملکردش نشان می‌دهد‬ ‫برایشان منافع ملی مردم ایران ذره‌ای ارزش ندارد که‬ ‫کوچترین حس ایران دوستی را نشان نداده‌اند‪ .‬جال و‬ ‫مال و ناموس ایرانیان برای این حکومت مانند غنایم‬ ‫جنگی است که به دست آورده‌اند‪ .‬از چپاول‪ ،‬تجاوز و‬ ‫کشتن ابایی ندارند ولی هنوز حکومت می‌کنند و هر‬ ‫روز هم از روز پیش بیشتر نشان می‌دهند پشتشان‬ ‫به سیاستهای جهانی متکی است و برخالف جنگهای‬ ‫زرگری امریکا و اروپا با این رژیم در خفا چک سفید‬ ‫را گرفته‌اند‪ .‬ولی لیبی‪ ،‬مصر‪ ،‬عراق‪ ،‬سودان و‪ ...‬مانند‬ ‫رژیم شاه در چند ماه سرنگون شدند و این در حالی‬ ‫بود که باز هم مانند رژیم شاه رهبران این کشورها در‬ ‫اوج قدرت نشان می‌دادند ولی یکی را در چاه‪ ،‬یکی را‬ ‫در قفس و دیگری در بیابان و‪ ...‬به نقطه پایان رساندند‬ ‫و البته سوری هم میش و گرگ بازی است که پایان‬ ‫آن در سوریه رقم نمی‌خورد بلکه جایی تعیین‬ ‫تکلیف می‌شود که سهم‌های بازی تقسیم شود‪.‬حاال‬ ‫‪21‬‬

‫اگر نخواهیم دایی جان ناپلئونی به ماجرا نگاه کنم‬ ‫و جدی‌تر به مسائل سیاسی کشورمان بپردازم اینگونه‬ ‫خواهد بود که حکومت آخوندی حاکم در ایران در‬ ‫عمر ‪ 35‬ساله‌اش ‪ 34‬سال آن را در بیم سقوط در‬ ‫برابر مخالفان خود قرار داشته است‪ .‬در صف مبارزه‬ ‫با رژیم میتوان به سازمان مجاهدین خلق‪ ،‬چریکهای‬ ‫فدایی خلق «قبل از انشعاب» جمهوریخواهان حلقه‬ ‫بنی صدر و جبهه ملی‌ها را به عنوان اصلی‌ترین گروه‬ ‫مبارزه ابتدایی نامید و گروه سلطنت طلبان هم در‬ ‫خارج از کشور آغازی خوش و پرسرو صدا و پرتعداد‬ ‫نشان دادند که در طول سالهای خارج نشینی تحلیل‬ ‫رفتند ودکان حزب سازی راه انداختند و حتی کار به‬ ‫جایی رسید که یک نفر به تنهایی دو و سه حزب را‬ ‫اداره می‌کردند!!! تا باعث مزاح و خنده باشند!‬ ‫تجربیات من پس از ‪ 35‬سال از عمر حکومت‬ ‫مالیان نگاهی چند سو است‪.‬‬

‫سیاست جهانی‪ ،‬دیوارهای تدافعی‬ ‫رژیم‪ ،‬مبارزان واقعی رژیم‬ ‫به تجربه و مطالعه و کنکاش در امور سیاسی ایران‬ ‫و جهان و ‪ 30‬سال نوشتن و روزنامه‌نگاری تمام وقت‬ ‫که انجام داده‌ام به این نتیجه رسیده‌ام که امریکا‬ ‫ماشین جنگی سیاستهای درازمدت انگلیسی‌هاست‬ ‫و چین و روسیه و فرانسه و آلمان در مکانهای‬ ‫توازن قدرت هستندو تمامی کشورهای جهان امروز‬ ‫دهکده‌ای است که خدایان جهانی سهم عمده درآمد‬ ‫دهقانان این دهکده را متعلق به خود می‌دانند و‬ ‫چنانچه دهقانی یا زمین داری بر خالف منافع اربابان‬ ‫عملی نشان دهد مجازات سنگینی در انتظارش‬ ‫خواهد بود‪ .‬در این دهکده عربده کش‌ها و التهایی‬ ‫مانند مالیان هستند که ممکن است در ظاهر مخیل‬ ‫آسایش و آرامش باشند و حتی با چاقوهم بکشند و‬ ‫زخمی نمایند ولی کداخایان ارباب این التها هستند‬ ‫و برای ترساندن اهالی دهکده از اینان بهره می‌برند‬ ‫و مدام هم شعار می‌دهند که این مزاحم مان دهکده‬ ‫جهانی را به زودی ادب می‌کنیم و چاقو را از دستشان‬ ‫می‌گیریم و با قانون حقوق بشر دهکده مجازاتشان‬ ‫می‌نمائیم و سی و اندی سال است قصه ادامه دارد‪.‬‬ ‫و اما اپوزیسیون از مثلث جمهوریخواهان و‬ ‫بنی‌صدری‌ها و جبهه‌ ملی‌ها نهضت ملی و سازمان‬ ‫مجاهدین خلق و چریکهای فدایی خلق در طول این‬ ‫سالهای ‪ 35‬ساله رگه‌هایی از همسویی و همراهی با‬ ‫یکدیگر دیده شد ولی شتاب و نیروگیری و ابزار مالی‬ ‫و نظامی مجاهدین باعث شد جدی‌تر و خطرناکتر در‬ ‫برابر حکومت مالیان ظاهر شوند ولی مروز زمان و‬ ‫افزایش راحت طلبی و باالتر سن باعث شد بسیاری از‬ ‫رهبران گروههای دیگر بازنشسته و خانه نشین شوند‬ ‫و یا روی به کسب و کار بیاورند و یا مانند رهبران‬ ‫چریکهای فدایی مانند فرخ نگهدار و خانبابا تهرانی‬ ‫لباسی دیگر بر تن کنند و توده‌ای‌ها هم توابهای‬ ‫حکومت مالیان شدند ولی واداده و در رفته و لو‬ ‫داده و مزدور شده‪ .‬همه و همه مدعی مبارزه با رژیم‬ ‫هستند‪ .‬در سویی نیرویی با اسلحه می‌جنگند و در‬ ‫سویی گروهی با منقل و وافور‪ ،‬قمار و‪ ...‬مدعی جنگ‬ ‫با رژیم هستند‪.‬‬ ‫ولی اگر بدون حسن بچه گانه ساده نگری به‬ ‫رژیم و آسان گیری سقوط شان به صحنه واقعی‌تر‬ ‫نگاه کنیم‪ :‬باید بپذیریم که رژیم هم طی این سالها‬ ‫نیرویی تربیت کرده است که تحصیالت خود را در‬ ‫بهترین دانشگاهها و مراکز علمی جهان گذرانده‌اند‬ ‫و عضوهایی از اعضای اتاق فکر جهانی هستند و در‬ ‫اتاق فکر حکومت مالیان این تحصیل کرده و آموزش‬ ‫دیده‌ها هستند فکر و ایده و خوراک تبلیغاتی تولید‬ ‫می‌کنند‪ .‬اینان هستند که خط ارتباط با مراکز علمی و‬ ‫آموزش جهان برقرار می‌کنند و هر ساله هزاران نفر از‬

‫مسئولین و استادان دانشگاهها مجانی به ایران دعوت‬ ‫می‌کنند و تمامی مخارج و هدایای بسیار به آنان را‬ ‫متقبل می‌شوند تا آنان را نمک گیر کنند و به صورت‬ ‫یکی از دیوارهای دفاعی خود در بیاورند‪ .‬هر ساله‬ ‫بسیاری از مدیران و روزنامه‌نگاران نشریات جهانی با‬ ‫دعوت به سفر مجانی به ایران یا به صورت آگهی‌های‬ ‫ساختگی و پرداخت‌های چشمگیر به دیواری دیگر‬ ‫از دفاع از خود تبدیل کرده‌اند‪ .‬با پولهای ملت دربند‬ ‫ایران صدها چهره خود فروخته در خارج از کشور به‬ ‫عنوان بلندگوهایی که در نشریات‪ ،‬سایتهای اینترنتی‬ ‫و کانالهای تلویزیونی ‪ 24‬ساعت مشغول هستند را‬ ‫به استخدام خود درآورنده‌اند که در ظاهر هم مث ً‬ ‫ال‬ ‫با رژیم مبارزه می‌کنند و ‪ 2‬چهره خوب و بد از رژیم‬ ‫ساخته‌اند که باید چهره بد را نابود کرد و چهره خوب‬ ‫را جایگزین نمود که این بازی ساختگی در فضاهای‬ ‫مجازی و کانالهای تصویری خارج از کشور مردم را‬ ‫می‌فریبند‪ .‬تلویزیونهایی که با سرمایه‌های هنگفت و‬ ‫نجومی راه اندازی می‌شود و به دست همین افراد‬ ‫سپرده می‌گیردد که تا دیروزشان آه در بساط نداشتند‬ ‫تا با ناله سودا کنند و حاال زندگیشان نونوار شده است‪.‬‬ ‫و در این کانالهای گوناگون به شکلهای مختلف رژیم‬ ‫را با ‪ 2‬چهره خوب و بد به مردم می‌فروشند از این‬ ‫خیمه شب بازیها رفسنجانی‪ ،‬خاتمی‪ ،‬احمدی‌نژاد و‬ ‫موسوی و‪ ...‬و حاال هم روحانی را به مردم می‌خواهند‬ ‫قالب کنند!‬ ‫صحنه امروز را من روزنامه‌نگار اینگونه می‌بینم‬ ‫که رژیم والیت فقیه ستون حفظ منافع آمریکا و‬ ‫شریکانش در صحنه سیاسی جهان در منطقه است و‬ ‫اتاق فکر جهانی با ترسیم خط سیاستهای کالن‪ ،‬ریز‬ ‫برنامه‌ها را به اتاق فکر رژیم می‌سپارد که با حمایت‬ ‫و پشتیبانی متفکران اتاق فکر جهان بتوانند با اجرای‬ ‫طرحهایی عوامفریبانه که از کانالهای تصویری که‬ ‫درباره شان در همین مطلب اشاره کردم به خانه‌های‬ ‫مردم بروند و آنان را بفریبند و دلخوش به روزی‬ ‫خیالی کنند که در جنگ ساختگی رژیم مث ً‬ ‫ال جناح‬ ‫خوب جناح بد را شکست دهد!!!‬ ‫متاسفانه اکثریت ایرانیان خارج از کشور نشین برای‬ ‫جهانیان و رژیم ایران شده‌اند لشگریان حرف گوش‬ ‫کن و مطیع زیرا شما در خانه بسیاری از ایرانیان به‬ ‫اصطالح پناهنده و فراری ‪ 1‬چیز را حتماً خواهید‬ ‫دید‪ ،‬پاسپورت خرچنگ نشان جمهوری اسالمی‬ ‫و تلویزیونهای ماهواره ای با پاسپورت جسم ایرانی‬ ‫را به حکومت می‌فروشد زیرا وقتی این پناهندگان‬ ‫که هزاران مدرک و سند علیه رژیم به سازمانها ارائه‬ ‫کرده‌اند تا پناهندگی بگیرند و بعد به سفارتخانه‌های‬ ‫رژیم می‌روند و مثل یک کاسبکار رژیم با اینان‬ ‫معامله می‌کند و هرچه جنس بنجل دارد با قیمت‬ ‫باال و خوب به اینان می‌فروشد مانند کارت ملی‪،‬‬ ‫شناسنامه پاسپورت خرچنگ نشان‪ ،‬توبه نامه‪ ،‬و‪...‬‬ ‫و باالترین سود رژیم این است که این پناهندگان‬ ‫به توریست تبدیل شده نقش خاموش جامعه خارج‬ ‫از کشور را بازی می‌کنند و از نظر روحی و روانی‬ ‫کشش و عالقمندی بیشتری به فرار از مسائل سیاسی‬ ‫و مبارزاتی پیدا می‌کنند چون نگرانند که جاسوسهای‬ ‫رژیم آنان را زیر ذره بین داشته باشند‪ .‬صورت مسئله‬ ‫بسیار ساده است ولی متاسفانه حل آن پیچیده و‬ ‫مشکل بنظر می‌رسد زیرا همین صورت مسئله ساده‬ ‫را کانالهای ‪ 24‬ساعته تلویزیونی با کمک مجریان و‬ ‫مهمانان خاص! برنامه‌های گوناگون با مهارت و بازی‬ ‫با کلمات برای مردم پیچیده‌اش کرده‌اند‪.‬‬ ‫صورت مسئله این است که آمریکا و هم پیمانان‬ ‫اروپائیش علناً می‌گویند ما صاحب جهان هستیم و‬ ‫حق ماست که در تمامی ثروتهای کشورهای مختلف‬ ‫جهان شریک و صاحب حق باشیم و برای گرفتن‬ ‫و تصاحب حق خود از ابزارهای مختلف استفاده‬ ‫می‌کنند‪ .‬دولت دست نشانده بوجود می‌آورند و‬

‫محمود سرابی‬ ‫حتی شکل ظاهری آن را مخالف خود هم نشان‬ ‫می‌دهند تا راه چپاول راحت تر باشد مانند ایران‪،‬‬ ‫لیبی‪ ،‬سوریه‪ ،‬عراق‪ ،‬افغانستان‪ ،‬مصر و‪ ...‬صف طویلی‬ ‫از چهره‌های مختلف را در خدمت خود می‌گیرند و‬ ‫تغذیه مالی می‌کنند که تامین کننده منافع اروپا و‬ ‫امریکا باشند ولی این ترفند را بکار ببرند که افکار‬ ‫عمومی را به بازی بگیرند و ماهرانه به سوی هدف‬ ‫هدایت نمایند شیوه‌ای که در ‪ BBC‬فارسی‪ ،‬صدای‬ ‫امریکا‪ ،‬رادیو فردا‪ ،‬تلویزیون من و تو‪ ،‬رادیو زمانه‬ ‫و‪ ...‬عملی می‌شود‪ .‬یعنی برنامه‌هایی و تلویزیونهایی‬ ‫با هزینه‌های نجومی و سرسام آور تولید میشود که‬ ‫محور سیاسی آنان ‪ 100‬درصد اختصاص به داخل‬ ‫ایران دارد و اپوزیسیون فعال خارج از کشور نقشی و‬ ‫حضوری در این کانالهای تلویزیونی ندارند و اگر هم‬ ‫گهگاه برده میشوند و حرفی می‌زنند مقطعی و برای‬ ‫جور کردن جنس شان و ویترین ریایشان میباشد تا‬ ‫مردم را بفریبند که ببینید ما همه را می‌آوریم!؟! و‬ ‫متاسفانه چهره‌هایی هم که ادعای مبارزه سیاسی با‬ ‫رژیم را دارند تن به این بازی و ترفند این تلویزیونها‬ ‫می‌دهند‪.‬‬ ‫خط قرمز این تلویزیونها در داخل نیست بلکه در‬ ‫خارج از کشور است یعنی شما هرگز در این تلویزیونها‬ ‫نمی‌بینید که از مجاهدین خلق به عنوان یک نیروی‬ ‫جدی در مقابل رژیم مالیان برنامه‪ ،‬مصاحبه‪ ،‬گزارش‬ ‫خبری‪ ،‬پخش شود مگر زمانهایی که آن خبر‪ ،‬گزارش‬ ‫و مصاحبه سمت و سویی علیه این سازمان باشد و‬ ‫حتی کشتن وحشیانه و غیرانسانی اعضای سازمان‬ ‫مجاهدین خلق را این تلویزیونها با پوشش عوامفریبانه‬ ‫متاثر بودن و ابراز همدردی کردن را در هر برنامه‬ ‫نمایشی این چنین پایانش را ختم به محاکمه رهبران‬ ‫این سازمان می‌کنند! و در پایان به بیننده القا می‌کنند‬ ‫که این جنایت وحشتناک را که رژیم مالیان انجام‬ ‫داده مسبب آن رهبران این سازمان هستند و این نوع‬ ‫شانتاژ بازی‌های رسانه‌ای و تحریف خبر و وارونه جلوه‬ ‫دادن حقایق بیشتر از همه باعث خوشنودی رهبران‬ ‫جمهوری اسالمی می‌شود البته نمی‌توان منکر عدم‬ ‫حضور پررنگ‌تر سازمان مجاهدین خلق در میان‬ ‫رسانه‌های عمومی‌تر شد ولی آنچه مورد بحث من‬ ‫است عوامفریبی این رسانه‌های به اصطالح آزاد است‬ ‫ولی آزادی که پولش را دولتهای صاحبخانه در اروپا‬ ‫و امریکا از جیب ملت ایران می‌پردازند از نوع آزادی‬ ‫من درآوردی است‪ .‬برای مثال همین این تلویزیونهای‬ ‫بودار و خط دار طوری از حسن روحانی و خوشبینی‬ ‫از آینده حرف می‌زنند که انگاری او دیروز پس از‬ ‫‪ 50‬سال اقامت از سوئیس به ایران بازگشته است‪.‬‬ ‫حسن روحانی کسی است که یک سال قبل از انقالب‬ ‫دستمال یزدی را به رهبرش هدیه داد و لقب «امام»‬ ‫او خلق کرد!!‬ ‫طی ‪ 35‬سال گذشته او و برادرش در تمامی‬ ‫پستهای کلیدی و امنیتی حکومت حضور داشته‌اند‪ .‬او‬ ‫رئیس شورای امنیت ملی بوده است یعنی سرپرست‬ ‫تمامی جنایتکاران حکومت اسالمی! او حتی در اولین‬ ‫قدم به عنوان رئیس جمهوری از قوطی درآمده والیت‬ ‫فقیه نماد جنایت رژیم را به عنوان وزیر دادگستری‬ ‫انتخاب کرد تا نشان دهد او از احمدی‌نژاد هم جانی‌تر‬ ‫و خیانتکارتر است علناً اقتصاد کشور را به سپاه سپرد‬ ‫تا چپاول و دزدیهای نجومی سرداران عمله اکره سپاه‬ ‫رسمی و قانونی شود‪ .‬حاال در همین تلویزیونها برای‬ ‫اینکه بینندگان ساده اندیش را گول بزنند چنان‬ ‫امیدهای واهی و بی ریشه و اساس به آینده دولت‬ ‫روحانی نشان میدهد و با این بازیهای تلویزیونی و‬ ‫حضور چهره های آلوده فضای مسموم می سازند تا‬ ‫هر چه بیشتر به عمر کثیف این حکومت اضافه شود‪.‬‬ ‫این بحث ادامه دارد‪.‬‬


‫‪23‬‬

‫شمار ‌ه بیستم ‪ -‬اکتبر ‪2013‬‬

‫«برادرم مسیح دوم»‬

‫فرخ فروزین‬ ‫ضرورت پیدایش تغییر در‬ ‫نظام حکومتی و برقراری سیستم‬ ‫مشروطیت در ایران در واقع به علت‬ ‫انحرافاتی بود که در برشهای مختلف‬ ‫تاریخی‪ ،‬در نظام شاهنشاهی ایران و‬ ‫در اواخر شاهنشاهی صفویه و عمدتاً‬ ‫با بدعتگزاری آخوندها را یافت و‬ ‫در دوران شاهان قاجاریه به کمال‬ ‫خود رسید و به فساد و تبهکاری و‬ ‫استبداد واقعی گرائید‪.‬‬ ‫این ضرورت که در تمام دوران‬ ‫یکصد ساله قرن نوزدهم و براثر‬ ‫ندانم کاری‌های شاهان و خیانتهای‬ ‫گروهی از رجال مملکتی و ظلم و‬ ‫اجحافات بی حد و جاه طلبی مالها‬ ‫و تضاد درونی خودشان و در نتیجه‬ ‫ضعف و انحطاط ایرانیان‪ ،‬روز به روز‬ ‫نیرومندتر شده بود‪ ،‬وسیله‌ای به‬ ‫دست بیگانگان داد تا برای توفیق در‬ ‫عرصه رقابت با یکدیگر از آن بهره‬ ‫برداری کنند‪.‬‬ ‫در اینجا مجال کافی نیست که‬ ‫پیرامون نظام شاهنشاهی و بنیاد‬ ‫فلسفی و نظرگاههای سیاسی و‬ ‫اجتماعی و تاریخی تحوالت آن‪،‬‬ ‫آنطور که شایسته مطلب است سخن‬ ‫گفته شود‪ .‬اما در ارتباط با موضوع‬ ‫و اینکه در اکثر موارد تیرگیها و‬ ‫آلودگیهای دوران قاجاریه‪ ،‬پرده‌های‬ ‫کدورت بر پاکیزگیهای این نظام‬ ‫حکومتی کشیده و ارج و اعتبار آن‬ ‫را در چشم نسلهای معاصر ایرانی‬ ‫زدوده است‪ ،‬ناگزیر به ارائه توضیح‬ ‫مختصر نیاز است‪ .‬مضافاً بر این‪،‬‬ ‫محمدرضا شاه پهلوی به عنوان‬ ‫آخرین حلقه زنجیر نظام شاهنشاهی‬ ‫ایران در حالی که بار سنگین همه‬ ‫مسئولیتها و خوبیها و دبیهای این‬ ‫نظام را بر دوش داشته (عنوان‬ ‫مطلبم تحت عنوان‪ :‬برادرم مسیح‬ ‫دوم است در همین قسمت از مطلبم‬ ‫صدق مینماید که خواهم نوشت) و‬ ‫هم او بوده که بیش از هر پادشاه‬ ‫دیگری کوشیده تا حداقل بیان‬ ‫داشته و نشان داده که میخواهد تا به‬ ‫اسطوره‌های شکوهمند و معیارهای‬ ‫اصیل و از یادبرده شدۀ این نظام‬ ‫حیات تازه و جلوۀ خارجی بخشد‪.‬‬ ‫آماج شدیدترین حمالت داخلی و‬ ‫خارجی واقع و توسط جماعت آخوند‬ ‫و به دستیاری حمایت کنندگان‬ ‫خارجی آن‪ ،‬از صحنه خارج گردیده و‬ ‫با قیچی ریاکاری و خیانت رشته‌های‬ ‫آرمانها و کوششهایش در راه پیشبرد‬ ‫ایران و ایرانیان قطع گردیده است و‬ ‫باالخره همین حادثه و تالقی نظام‬ ‫شاهنشاهی و آخوندیسم‪ ،‬ضرورت‬ ‫توضیح مزبور را بیشتر می‌کند‪ ،‬خاصه‬ ‫آنکه جماعت آخوند و همدستان و‬ ‫‪23‬‬

‫متحدان راست و چپ او با تکیه بر‬ ‫تبلیغات بسیار شدید و پردامنه و در‬ ‫طول سالها کوشیده‌اند که از این نظم‬ ‫دیرپا هیوالی هولناکی در افکار مردم‬ ‫استحمار شده و آخوندزدۀ ایران و‬ ‫ملتهای دیگر ممالک جهان که با‬ ‫تاریخ ایران بیگانه‌اند ترسیم کنند‪.‬‬ ‫اسناد ناصر ملکی تاریخ نویس‬ ‫معاصر در توضیح عنوان «برادرم‬ ‫مسیح دوم است» می‌نویسد‪:‬‬ ‫در بهار سال ‪ 1359‬و در ایامی‬ ‫که محمدرضا شاه پهلوی از اسارت‬ ‫غیرمستقیم امپریالیستهای آمریکائی‬ ‫و انگلیسی در جزیره کنتادورا در‬ ‫پاناما جان بدر برد و به دعوت دوست‬ ‫جوانمردش محمد انور سادات رئیس‬ ‫جمهوری مصر به آن کشور رفت‪،‬‬ ‫شاهدخت اشرف پهلوی خواهر او‪،‬‬ ‫در مصاحبه‌ای با یکی از خبرنگاران‬ ‫معروف آمریکائی گفته بود‪ :‬برادرم‬ ‫مسیح دوم است‪ .‬آنهائی که عمق‬ ‫و مفهوم این گفته را درک نکردند‬ ‫و نیز آنهائی که واقعیتهای تاریخی‬ ‫را نمی‌شناختند و از رویدادهای‬ ‫اخیر ایران آنطور که پس پرده بود‬ ‫آگاهی نداشتند و چون گروههای‬ ‫کثیری تحت تاثیر تبلیغات منفی‬ ‫و ضد ایرانی بودند و باالخره کسانی‬ ‫که با خانوادۀ پهلوی و مخصوصاً شاه‬ ‫ایران دشمنی عمیق داشتند این‬ ‫گفته را پیراهن عثمان کردند و آن‬ ‫را به استهزاء گرفتند و به تفسیرهای‬ ‫مفرضانه و سطحی نشستند و آن را‬ ‫گزافه گویی وانمودند‪ .‬اما این گفته‬ ‫برای آنان که درک بهتر و آگاهی‬ ‫بیشتری از اوضاع داشتند و تاریخ‬ ‫ایران را می‌شناختند و ضمناً با‬ ‫داستان عیسی مسیح هم آشنا بودند‪،‬‬ ‫مفهوم دیگری داشت‪.‬‬ ‫در عقاید دینی آمده استکه آدم‬ ‫و حوا در بهشت بودند و در تنعم‬ ‫و آسودگی کامل‪ .‬لیکن با وسوسۀ‬ ‫شیطان میوه ممنوعه را خوردند و لذا‬ ‫نسبت به آفریدگار عالمیان عصیان‬ ‫کردند و از بهشت رانده شدند و در‬ ‫معرض دایمی تلقینات ابلیس قرار‬ ‫گرفتند‪ .‬این عصیان به صورت گناه‬ ‫اولیه در ذات آدم و اوالد آدم باقی‬ ‫ماند و از آن پس خداوند متعال‬ ‫نسبت به آدم و اوالد و احفاد او‬ ‫خشمگین بود و گناهان بعدی نوع‬ ‫انسان به تبع از همان گناه نخستین‬ ‫و با تلقینات و وسوسه‌های شیطان‬ ‫صورت میگرفت‪ .‬واقعه دیگری که‬ ‫چندی پس از ارتکاب گناه اولیه و در‬ ‫قالب قتل هابیل پسر خوب و مهربان‬ ‫و نجیب و با ایمان آدم به دست قابیل‬ ‫پسر زیاده‌طلب و متجاوز و حیله‌گر‬ ‫او اتفاق افتاد‪ ،‬رنجش خداوند را از‬ ‫آدمیان افزونتر ساخت‪ .‬نتیجه خشم‬ ‫الهی نسبت به آدمیان‪ ،‬رنج و سختی‬ ‫و نکبت و دربدری و حرمان دائمی‬ ‫فرزندان آدم در این جهان فانی و‬ ‫اسارت آنان به دست شیطان رجیم‬ ‫و اصحاف و پیروان او بود‪ .‬عیسی‬ ‫مسیح که آمیزه‌ای از انسان و روح‬ ‫خداوند بود با نوعی جذبه عاشقانه‬ ‫خود را برای نجات بنی آدم قربانی‬ ‫ساخت و دار قربانی خود را که آن‬ ‫هم به دست آدمیان ساخته شده بود‬ ‫همراه با بار گران همه گناهان آدم و‬ ‫اوالد آدم بدوش گرفت تا انسان گناه‬

‫آلود را در بارگاه آفریدگار توانا تبرئه‬ ‫کند و خود قربانی و سپر تمامی‬ ‫گناهان انسان باشد و ذات آدمی را‬ ‫از گناه اولیه پاک سازد‪.‬‬ ‫فلسفه شراب مقدس و بازماندۀ‬ ‫شام آخر و قصه خیانت یکی از‬ ‫نزدیکان عیسی نیز چ نین است‬ ‫که میگوند مقداری از آن شراب‬ ‫باقیمانده در کلیسا بدست پاپها و‬ ‫کشیشها در ظرف بزرگ می‌ریزند و‬ ‫در حالی که مایه اصلی وجود دارد‪،‬‬ ‫آب به آن می‌افزایند و جرعه‌ای از آن‬ ‫را به مومنین می‌دهند تا با آن شراب‬ ‫متبرکه که بازماده از روح مقدس‬ ‫است انسانها را از گناه که مایه اولیه‬ ‫آن در ذات آدم ابوالبشر بوجود آمده‬ ‫و به نسلهای بعدی انسان انتقال‬ ‫یافته پاک کنند‪ .‬به همین جهت‬ ‫است که عیسی مسیح را نجات‬ ‫دهنده می‌دانند‪ .‬نه فقط نجات بخش‬ ‫قوم یهود که نجات بخش همه اوالد‬ ‫آدم و صلیب یا داری که او را با آن‬ ‫شهید کردند مقدس می‌شمارند‪.‬‬ ‫بدیهی است که در اینجا مقصود‬ ‫تمثیل بوده نه تشبیه و فقط‬ ‫مقایسه‌ای نسبی و محمد رضاشاه‬ ‫نه در مقیاس عیسی مسیح‪ ،‬بلکه در‬ ‫مقام یک پادشاه ونه در بارگاه کبریائی‬ ‫خداوند‪ ،‬بلکه در پیشگاه ملت و تاریخ‬ ‫نه نسل حاضر که نسلهای گذشته و‬ ‫آینده‪ ،‬بار همۀ مسئولیتهای تاریخ‬ ‫معاصر ایران و کژیها و ناپاکیهای‬ ‫همۀ دست اندرکاران امور مردم و‬ ‫همچنین بدیها و ناروائیها و انحرافاتی‬ ‫که در نظام شاهنشاهی ایران و به‬ ‫دست دیگران وارد شده‪ ،‬با اعتقادی‬ ‫بس محکم به درستی و اصالت بنیاد‬ ‫فلسفی و جهان بینی این نظام در‬ ‫مقام یک پادشاه‪ ،‬یعنی یکی از‬ ‫حلقه‌های زنجیر شاهنشاهی ایران‪،‬‬ ‫یک تنه بدوش کشید و کوشیده‬ ‫بود تا غبار آلودگی از چهرۀ نظام‬ ‫شاهنشاهی ایران بزداید و مفاهیم‬ ‫آن را زنده کند و جاودانگی بخشد‬ ‫و در سایۀ رهنمودهای اصیل آن در‬ ‫گسترش عدالت و توسعه و تعمیم‬ ‫دانش و هنر و اعتال بخشیدن به‬ ‫سطح زندگی داخلی و حیثیت‬ ‫جهانی ایرانیان‪ ،‬آنها را به عظمت‬ ‫تاریخی گذشته برساند و به همین‬ ‫جهت هم بود که خود را هدف‬ ‫حمالت و ناسزاها و نارواهای مالها‬ ‫و همدستان آنها روشنفکران ملی و‬ ‫مذهبی و دیگر دشمنان ملت ایران‬ ‫قرار داد و مصلوبِ صلیب توطعه‌های‬ ‫مشترک گردید که برای نابودی‬ ‫ایران و به ذلت کشیدن ایرانیان‬ ‫تدارک شده بود‪.‬‬ ‫ناپلئون بناپارت امپراتور فرانسه‬ ‫زمانی که کوشش می‌کرد در آسیا و‬ ‫جنوب شرقی اروپا‪ ،‬بر ضد روس و‬ ‫انگلیس‪ ،‬با دولتهای ایران و عثمانی‬ ‫یک اتحادیۀ سیاسی ـ نظامی بوجود‬ ‫آورد‪ ،‬در نامه‌ای به فتحعلی شاه قاجار‬ ‫چنین نوشت‪ :‬هنگامی که کوروش‬ ‫بزرگ در ایران روش استواری را‬ ‫برای حکومت و نظام بنیاد نهاد و‬ ‫بعدا ً دولتهای جهان از آن سرمشق‬ ‫گرفتند‪ ،‬اجداد ما هنوز در جنگلها و‬ ‫بیابانها زندگی اولیه‌ای داشتند و‪...‬‬ ‫انتخابات‪ ،‬نیرنگ و ریائی دگر برای‬ ‫ملتی بزرگ‪ ،‬ملت اصیل ایران‪.‬‬

‫پاسخ فردوسی‬ ‫به روحانی‬ ‫که در اجالس‬ ‫سازمان ملل‬ ‫بیتی از شاهنامه در‬ ‫نطقش گنجانید‬

‫شنیدم فریدون صاحب کلید‬ ‫به تاالر (یو‪.‬ان) بیامد پدید‬ ‫بچسباند بر هم در و تخته را‬ ‫به هسته هلو زد زغال اخته را‬ ‫سخن گفت از صلح و نیز از ترور‬ ‫کهاینیکچطوراستوآنیکچطور‬

‫پس آنگه بیان را به اوجش رساند‬ ‫یکی بیت زیبای شهنامه خواند‬ ‫«بکوشید نیکی به کار آورید‬ ‫چو دیدید سرما بهار آورید»‬ ‫***‬ ‫من اول ز کارش شدم شادمان‬ ‫ز نام فریدون دلم شد جوان‬ ‫ولی بعد دیدم که آن‪ ،‬پوشش است‬ ‫به امنیتی کاریش کوشش است‬ ‫پس اینک بگویم که روحانیا‬ ‫تورو حضرتعباس کوتاه بیا‬ ‫مخوان شعر فردوسی پاکزاد‬ ‫بتو هیچکس این اجازه نداد‬ ‫ترا من فریدون نه بشناختم‬ ‫چه شد آن فریدون که من ساختم‬ ‫فریدون من ضد ضحاک بود‬ ‫نه در خدمتش مثل دالک بود‬ ‫فریدون من با بدی بود بد‬ ‫نه همدست بودی به بشار اسد‬

‫دم از نیکی و مردمی میزنی‬ ‫بنازم به گوزت که خوش باسنی‬ ‫کالم تو گوز است ای پهلوان‬ ‫رها گشته در مارکت مسگران*‬ ‫تو ای یکه آخوند امنیتی‬ ‫کجا باشدت جز بدی نیتی‬ ‫توبیچارهنیکیچهدانیکهچیست‬ ‫در انبان تو جز بدی هیچ نیست‬ ‫اگر یادت آید ز کشتار شصت‬ ‫تو هم داشتی در جنایات دست‬ ‫تو با آن امام جنایت شعار‬ ‫تو با رهبر ناقص نابکار‬ ‫تو با هاشمی‪ ،‬خاتمی‪ ،‬موسوی‬ ‫نمودید باند جنایت قوی‬ ‫کنون گر رسیدی به کاخ ملل‬ ‫وز آنجا اگر بگذری تا زحل‬ ‫مپندار گشتی عوض ای حسن‬ ‫ببین تا چه گفتم به شهنامه من‪:‬‬ ‫«درختی که تلخ است وی را سرشت»‬

‫«گرش برنشانی به باغ بهشت»‬ ‫«ور از جوی خلدش به هنگام آب»‬ ‫«به بیخ‪ ،‬انگبین ریزی و شهد ناب»‬ ‫«سرانجام گوهر بکار آورد»‬ ‫«همان میوۀ تلخ بار آورد»‬

‫پس اکنون تو ای جانی نابکار‬ ‫تو حاال برای فریب عوام‬ ‫غلط کن‪ ،‬بزن جا‪ ،‬درش را بذار‬ ‫پس از آنهمه کشتن و قتل عام‬ ‫_____________________________________________‬ ‫* اشاره به ضرب المثل «الف در غریبی‪ ،‬گوز در بازار مسگران» (که هچکدامش لو نمیرود‪).‬‬

‫کاریکاتور از‪:‬‬ ‫استاد احمد سخاورز‬


‫‪24‬‬

‫شمار ‌ه بیستم ‪ -‬اول آبانماه ‪1292‬‬

‫ورزش‬

‫نگذاریم شناسنامه و هویت فوتبال‬ ‫کشورمان را بسوزانند‬ ‫‪ 34‬سال است حکومت ضد ایرانی‬ ‫مالیان در تالش است هر آنچه باعث‬ ‫غرور‪ ،‬افتخار و سربلندی ایرانیان بوده‬ ‫است را نابود کند و هویتی تقلبی بجای‬ ‫آن قرار دهد‪ .‬تاریخ‪ ،‬فرهنگ‪ ،‬هنر‪ ،‬سیاست‬ ‫و ورزش این ضدیت رژیم با گذشتگان را‬ ‫بخوبی دیده‌ایم‪ .‬از همان ماههای اول‬ ‫تغییر رژیم در ایران همین مالیان فریاد‬ ‫می‌زدند‪ :‬خلیج اسالمی و نام همیشگی‬ ‫خلیج فارس را می‌خواستند تغییر دهند‬ ‫و یا خلخالی بیمار و دیوانه رفت که آثار‬ ‫تاریخی تخت جمشید را با بلدوزر ویران‬ ‫نماید‪ .‬و در ورزش هم اینان چهره‌ای به‬ ‫نمایش گذارده‌اند که غیر از فساد‪ ،‬دزدی‪،‬‬ ‫دالل بازی و بازیهای امنیتی دیگر اثری از‬ ‫ورزش سالم و سازنده نمی‌بینید!‬ ‫فوتبال ایران دارای شناسنامه‌ای‬ ‫پرافتخار و غرورانگیز قاره آسیا بوده است‪.‬‬ ‫سه دوره پی در پی قهرمان جام ملتهای‬ ‫آسیا‪ ،‬سه دوره پی در پی قهرمان جام‬ ‫جوانان آسیا‪ ،‬حضور در المپیکهای توکیو‪،‬‬ ‫مونترال‪ ،‬مونیخ و‪ ...‬به عنوان تنها نماینده‬ ‫‪ 2‬قاره آسیا و اقیانوسیه در جام جهانی ‪78‬‬ ‫آرژانتین و‪...‬‬ ‫افتخاراتی که ‪ 34‬سال است هیچیک از‬ ‫این دستاوردهای دیگر تکرار نشده است‪.‬‬ ‫‪ 34‬سال است به المپیک نرفته‌ایم و‬ ‫با شکست از رسیدن به المپیک حذف‬ ‫شده‌ایم‪.‬‬ ‫‪ 34‬سال است دیگر قهرمان جام‬ ‫ملتهای آسیا نشده‌ایم‪.‬‬ ‫‪ 34‬سال است در رده نوجوانان و جوانان‬ ‫و امیدها به هیچ جام معتبری نرسیده‌ایم‪.‬‬ ‫این کارنامه ننگین رژیم اسالمی است‬ ‫که تالش دارد حتی تاریخچه پیدایش‬ ‫سازندگان اصلی فوتبال را هم نابود کند‬ ‫که عم ً‬ ‫ال کرده است‪.‬‬ ‫در فوتبال ایران که قبل از انقالب آن‬ ‫چنان شکوفا و پرابهت شده بود را گروهی‬ ‫عاشق واقعی و دلسوخته فوتبال اداره‬ ‫می‌کردند‪ .‬این گروه بودند که در قالب‬ ‫باشگاههای سازنده هر سال دهها چهره‬ ‫و پدیده به فوتبال ایران معرفی می‌کردند‪.‬‬ ‫نسل امروز ایران شاید دیگر نمی‌داند چه‬ ‫اسم های پرارزش و تاثیرگذاری در فوتبال‬ ‫ایران بوده‌اند که شبانه روزی در زمینهای‬ ‫خاکی‪ ،‬آسفالت یا چمن گونه‌ای به پرورش‬ ‫و آموزش جوانان می‌پرداختند و به راستی‬ ‫اگر هزار فوتبالیست درجه یک ایران را‬ ‫در کنار هم قرار می‌دادید تفاوت و ارزش‬ ‫فنی نفر اول با نفر هزارم آنقدر زیاد و‬ ‫چشمگیر نبود زیرا ماشین تولید سازندگی‬ ‫فوتبال ایران را کسانی می‌گرداندند که‬ ‫سرمایه‌اشان عشق بود‪.‬‬ ‫نسل امروز ایران نمی‌داند باشگاههایی‬ ‫مانند شعاع‪ ،‬جعفری‪ ،‬آتش نشانی‪،‬‬ ‫کیان‪ ،‬اقبال‪ ،‬دارایی‪ ،‬تهرانجوان‪ ،‬شاهین‪،‬‬ ‫برق‪ ،‬بانک ملی‪ ،‬نیروی زمینی‪ ،‬راه آهن‬

‫واقعی‪ ،‬هما و‪ ...‬وجود داشتند که مربیان‬ ‫زحمتکش و دلسوز این باشگاهها را با‬ ‫هزینه شخصی اداره می‌کردند‪ .‬مردان‬ ‫بزرگی که باید نامشان دوباره زنده شود و‬ ‫بر تاریک فوتبال ایران با خط زرین نوشته‬ ‫شود‪.‬‬ ‫علی دانایی فر‪ ،‬آق مدد‪ ،‬عباس رضوی‪،‬‬ ‫ناصر ابراهیمی‪ ،‬منصور امیرآصفی‪ ،‬حسین‬ ‫فکری‪ ،‬ناصر عظیمی‪ ،‬باقر سپهساالری‪،‬‬ ‫علی کاظمی‪ ،‬اردشیر الرودی‪ ،‬امیر‬ ‫ابوطالب‪ ،‬نایب روئین دل‪ ،‬حسین صالحی‪،‬‬ ‫جمشید وطندوست‪ ،‬اکبر خشکباریه‪،‬‬ ‫حسن عضدی‪ ،‬عارف‪ ،‬و دهها چهره صاحب‬ ‫نام دیگر در شهرهای مختلف ایران به‬ ‫مربیگری و پرورش جوانان می‌پرداختند‪.‬‬ ‫و ‪ 99‬درصد همه این باشگاهها و مربیان‬ ‫در یک مسئله شریک بودند و آن کمبود‬ ‫امکانات حتی اولیه بود‪ .‬اکثرا ً تکه زمینی‬ ‫و چند توپ کهنه بضاعت تمریناتشان بود‬ ‫و هر سال حداقل صد چهره جدید در‬ ‫فوتبال ایران معرفی می‌شد ولی امروز با‬ ‫وجود صدها میلیارد تومان پول و امکانات‬ ‫الزم و تبلیغات بسیار نتیجه‌اش زیر صفر‬ ‫است‪.‬‬ ‫من فوتبالم را با اقبال آغاز کردم‪ .‬الس‬ ‫پنجم یا ششم دبستان بودم‪ .‬مردی عاشق‬ ‫ایثار گروه کارآمد و آگاه به نام آقای عباس‬ ‫رضوی مربی ما بود‪ .‬ما که می‌گویم تیم‬ ‫اقبال را می‌گویم‪ .‬در آن سن و سال من‬ ‫نقش نخودی را داشتم‪ .‬در ‪ 15‬سالگی‬ ‫برای اولین بار به میدان مسابقه رفتم که‬ ‫داور بازی محمد صالحی نگران حضورم در‬ ‫میدان بود که پسربچه‌ای الغر و نحیف در‬ ‫بازی که مردانه بود آسیب نبیند‪.‬‬ ‫تیم فوتبال اقبال را آقای رضوی‬ ‫پایه‌گذاری کرد و به عنوان نمونه و آمار‬ ‫سازندگی آن سالها همین اقبال بی‌بضاعت‬ ‫و کم امکانات توانست بازیکنانی در‬ ‫تیمهای ملی بزرگساالن‪ ،‬جوانان و‬ ‫باشگاههای بزرگ پرورش دهد‪ .‬مانند‬ ‫مصطفی سلمی‪ ،‬فرامرز امیدوار‪ ،‬حسین‬ ‫یاریار‪ ،‬رضا ماشاهلل زاده‪ ،‬هوشنگ شجاعی‪،‬‬ ‫حسن بهاریان‪ ،‬احمد جوان‪ ،‬رضا رجبی‪،‬‬ ‫ایرج امیدوار‪ ،‬تقی جهانی و‪....‬‬ ‫زمانی که عباس آقا رفت ودوره‌ای‬ ‫اقبال زیر نظر حسین آب شناسان قرار‬ ‫گرفت که سالها هم به عنوان رئیس‬ ‫فدراسیون بعد از انقالب مشغول به کار‬ ‫شد‪ .‬سال ‪ 60‬اقبال به من رسید چون‬ ‫کماکان با همان پیراهن اقبال که شروع‬ ‫کردم همه این سالها هم تن پوشم همین‬ ‫پیراهن اقبال بود‪ .‬همه همدوره‌های من‬ ‫به تیمهای دیگری مانند تاج «استقالل»‪،‬‬ ‫بانک ملی‪ ،‬برق شیراز‪ ،‬ابومسلم‪ ،‬شاهین‪،‬‬ ‫دارایی و‪ ...‬رفتند ولی گویی سرنوشت من‬ ‫با پیراهن اقبال گره خورده بود‪ .‬در حالی‬ ‫که سال ‪ 54‬با پیشنهاد خوبی میتوانستم‬ ‫به پرسپولیس بروم ولی تصور عوض کردن‬

‫پیراهن باشگاه برایم سخت بود‪ .‬منظور از‬ ‫نوشتن این سطور معرفی خودم نیست‬ ‫چون نیازی به معرفی ندارم‪ .‬هدفم تجسم‬ ‫حس و عاطفه‪ ،‬تعصب و عشق به پیراهن‬ ‫باشگاه در آن سالها بود و پرسپولیسی‌ها‪،‬‬ ‫باالترین رقم پیشنهادی فوتبال آن زمان‬ ‫ایران را به جیب خیبری کردند ولی‬ ‫بزرگمرد کوچک اندام فوتبال خندید و‬ ‫گفت‪ :‬ما همایی هستیم پولی نیستیم‪.‬‬ ‫فضای همان سالهای اول انقالب هم‬ ‫هنوز برای مردان سازنده امکان تالش‬ ‫وجود داشت‪ .‬سال ‪ 60‬که اقبال را از‬ ‫کشتی‌گیر نام آشنای جهان صنعتکاران‬ ‫صاحب باشگاه تحویل گرفتم با مبلغی‬ ‫پول و یک قالیچه ارزشمند بود و عم ً‬ ‫ال‬ ‫صاحب امتیاز باشگاه فوتبال اقبال شدم‪.‬‬ ‫تیم در دسته چهارم باشگاههای تهران‬ ‫بود که پس از سه سال به گروه اول صعود‬ ‫کردیم و هر ساله با موفقیت جواز حضور‬ ‫در مرحله باالتر به دست آوردیم‪.‬‬ ‫تیمهای نوجوانان و جوانان اقبال ‪5‬‬ ‫عنوان قهرمانی تهران و ایران را به دست‬ ‫آورد و شاید باور نکنید تمام امکانات ما‪،‬‬ ‫پارکینگ آسفالت روبروی امجدیده بود و‬ ‫تعدادی توپ و همین! با همین بضاعت‬ ‫ویترینی غرورانگیز داشتیم که بسیار‬ ‫تحسین برانگیزتر از همه باشگاههای‬ ‫صاحب نام و سرشناس بود‪ .‬پرسپولیس‪،‬‬ ‫استقالل‪ ،‬شاهین و دارایی و‪ ...‬همه در‬ ‫ارزش گذاری افتخارات و مقام بخصوص‬ ‫در رده‌های نوجوانان و جوانان پشت سر‬ ‫ما بودند‪.‬‬ ‫مشتی بچه فقیر و کم بضاعت را‬ ‫از چهارگوشه تهران به زمین اسفالت‬ ‫پارکینگ روبروی امجدیه آوردیم و‬ ‫تابستانها حرارت وحشتناک تابش‬ ‫خورشید بر زمین اسفالت پوست بدن‬ ‫را می‌سوزاند‪ .‬ولی مایه عشق واقعی و‬ ‫بیریا و خالصانه جبران همه سختی ها را‬ ‫می‌کرد و من به عنوان یکی از دهها چهره‬ ‫سازنده آن سالها که تمام عمر مربیگریم‬ ‫‪ 5‬سال بود چهره‌ها و پدیده‌هایی را به‬ ‫فوتبال ایران معرفی کردم‪ .‬مانند‪ :‬حمید‬ ‫روزبهانی‪ ،‬حمید بابازاده‪ ،‬حمید استیلی‪،‬‬ ‫پیام‪ ،‬بهروز عبدی‪ ،‬جمشید امیرخانلو‪،‬‬ ‫کامبیز سلطانی‪ ،‬بابک سیم بری‪ ،‬رضا‬ ‫محتشم پیام‪ ،‬ابوالفضل علم الهدی و‪...‬‬ ‫که هر یک از این بازیکنان در تیمهای‬ ‫ملی و باشگاههای بزرگ ایران بازی کردند‬ ‫ولی امروز دیگر نه نامی از آن باشگاهها‬ ‫باقی مانده است و خبری از نسل جوان‬ ‫مردان سازنده وجود دارد و امروز وظیفه‬ ‫همه کسانی است که سابقه و پیشینه‌ای‬ ‫در فوتبال داشته‌اند در فیس بوک و یا‬ ‫سایتهای اینترنتی نام باشگاهها و مربیان‬ ‫و زحمت کشان گذشته را زنده کنند تا‬ ‫شناسنامه فوتبال ایران گم نشود و هویت‬ ‫جعلی چون امروز به خود نگیرد‪.‬‬

‫مظلو‌م‌ترین قهرمان مدال آور‬ ‫المپیک ایران را کسی نمی‌شناسد‬

‫وقتی در ویرانه سرای حکومت ضد‬ ‫بشری و ضد ایرانی مالیان است که‬ ‫قهرمانان و اسطوره‌های بزرگ مردم‬ ‫در حاشیه قرار میگیرند و خانه نشین‬ ‫میشوند‪.‬‬ ‫علی میرزایی وزنه برداری که در‬ ‫المپیک هلسینکی در دسته خروس وزن‬ ‫مدال برنز المپیک را بر گردن آویخت و‬ ‫در مسابقات آسیایی سال ‪ 1950‬بعد از‬ ‫نامجو به مدال نقره رسید و در رقابت‌های‬ ‫جهانی سوئد او نامجو بزرگ را هم شکست‬ ‫داد هر چند تیم اعزام نشد و حوادث ‪28‬‬ ‫مرداد پیش آمد‪.‬‬ ‫میرزایی می‌گوید‪ :‬با آبگوشت و قورمه‬ ‫سبزی قهرمان آسیا و جهان شدیم و‬ ‫این در حالی بود که رقبای اروپایی و‬ ‫امریکایی ما از تمام امکانات جهان استفاده‬ ‫می‌کردند‪ .‬ما خودمان مربی خودمان‬ ‫بودیم و هر چه را انجام می‌دادیم براساس‬ ‫تجربه شخصی یا کمک سایر وزنه برداران‬ ‫به یکدیگر بود و اصول صحیح ورزش را‬ ‫نمی‌دانستیم‪ .‬ولی همیشه در مسابقات‬ ‫جهانی‪ ،‬المپیک و آسیایی با دست پر‬ ‫به ایران می‌آمدیم‪ .‬زندگی ما عشق به‬ ‫ورزش بود و افتخارآفرینی برای ملت‬ ‫ایران‪ .‬همیشه در هر مسابقه جهانی به‬

‫خود می‌گفتیم علی تو به خرج و هزینه‬ ‫مردان و زنان زحمت کش ایران به اینجا‬ ‫آمده‌ای‪ ،‬پس غیرت و همت کن جواب‬ ‫محتبهای آنان را با کسب مدال بده! در‬ ‫مسابقات جهانی میالن ستاره دنیا در وزنه‬ ‫برداری شناخته شدم و عکس و بیوگرافی‬ ‫مرا دهها نشریه چاپ کردند ولی امروز در‬ ‫ایران هیچکس مرا نمی‌شناسد‪ .‬چون اهل‬ ‫هیاهو و تبلیغ نیستم‪ .‬خیلی حتی پول‬ ‫می‌دهند تا مشهور شوند ولی من اهل این‬ ‫جار و جنجال نیستم‪ .‬هر چه کردم برای‬ ‫ایران و ایرانی کردم و افتخار هم می‌کنم‪.‬‬

‫جوان ‪ 86‬ساله‌ای در تشک کشتی با‬ ‫جوانان سر شاخ می‌شود‬

‫اسمش محمدرضا صحرایی است‪ 86 .‬سال دارد و عاشق ورزش کشتی است‪ .‬هم دوره‬ ‫آقا تختی است و می‌گوید آقا تختی ‪ 98‬کیلوگرم بود و وزن هفتم کشتی می‌گرفت و‬ ‫من ‪ 58‬کیلوگرم بودم و بارها آقاتختی را در تمرینات کشتی می‌گرفتم‪ .‬البته ایشان‬ ‫مواظب بودند که من آسیب نبینم‪ .‬آقا تختی یگانه بود‪ .‬مظهر پهلوانی و آقایی بود وقتی‬ ‫خبر مرگش را شنیدم چنان از کشتی دلسرد شدم که ‪ 20‬سال کشتی را فراموش کردم‪.‬‬ ‫تا اینکه حدود ‪ 20‬سال پیش آقا زیبا از مربیان صاحب نام کشتی آمد دنبالم و گفت‬ ‫که حیف است تجربیات را به جوانان منتقل نکنی و دوباره ساک به دست هفته‌ای یک‬ ‫روز به سالن هفتم تیر می‌آیم و با جوانان سر و کله می‌زنم‪ .‬ا ّما باید این را بگویم زمان‬ ‫ما کشتی واقعاً کشتی بود‪ .‬آن زمان ‪ 12‬دقیقه باید یک نفس کشتی می‌گرفتیم و در‬ ‫پایان هنوز انرژی داشتیم و این حرفها هم نبود که این روزها جوانان اینهمه ادا و اطوار‬ ‫در می‌آورند و روی تشک هم همدیگر را هل می‌دهند و زانوهایشان می‌لرزد! دلخوری‬ ‫او از فدراسیون جهانی است که اجازه نمی‌دهد در مسابقات جهانی پیشکسوتان کشتی‬ ‫بگیرد زیرا باالی هفتاد سال اجازه ندارد ولی جوان ‪ 86‬ساله ایرانی دلش لک زده برای‬ ‫مسابقه دادن و برنده شدن‪ .‬هر چند هنوز پس از یک ساعت تمرین پرفشار و سنگین‬ ‫کرکری می‌خواند و جوانان را به مبارزه می‌طلبد‪.‬‬ ‫‪24‬‬


‫‪25‬‬

‫گروهی از دانشجویان که در رشته‌های‬ ‫مختلف دانشگاهی تحصیل می‌کردند‬ ‫تصمیم گرفتند تیم فوتبالی را به نام پارس‬ ‫تاسیس کنند و در سال ‪ 1977‬این تیم با‬ ‫همت حمید مهرابی به عنوان کاپیتن و‬ ‫رجوی به عنوان مربی آغاز به کار کرد‪.‬‬ ‫در آن سالها بازیکنانی مانند حمید دهزاد‪،‬‬ ‫علی سرکشیک‪ ،‬کامران فرهنگ بنا‪ ،‬جواد‬ ‫حبیبی‪ ،‬بیژن بهزادی‪ ،‬شاهین بهزادی‪،‬‬ ‫سهراب قوامی و‪ ...‬عضو تیم پارس شدند‬ ‫و در لیگ محلی میدل سیکس شرکت‬ ‫کردند‪.‬‬ ‫در سال ‪ 1988‬محمود سرابی به لندن‬ ‫آمد و طراح برنامه ورزش ایرانیان شد و به‬ ‫دلیل تجارب حرفه‌ای در مربیگری و بازی‬ ‫در سطح باالی فوتبال ایران پایه گذار‬ ‫مسابقات فوتبال ایرانیان در لندن شد‬ ‫و شبانروز با تالشی باورنکردنی و انرژی‬ ‫مثال زدنی موفق شد اولین دوره مسابقات‬ ‫فوتبال ایرانیان را به نام جام دوستی به‬ ‫راه بیندازد‪ .‬حتی برای خوشبین‌ترین‬ ‫افراد هم این کار شدنی نبود و سرابی‬ ‫مانند کارگردانی ماهر که نمایشنامه‌ای‬ ‫می‌خواهد اجرا کند‪ ،‬تعدادی را با تشویق و‬ ‫حمایت به عنوان مربی و سرپرست هدایت‬ ‫کرد که تیمی درست کنند و از حمایت‬ ‫مالی اسپانسرهایی هم در جهت تقویت‬ ‫مالی این تیمها هم کمک گرفت‪.‬‬ ‫دور اول با تمامی مشکالت و سختی‌هایی‬ ‫که به همراه داشت گام به گام و با موفقیت‬ ‫پیش رفت و سرانجام به پایان رسید در‬ ‫جشنی که در سالن کان وی هال برگذار‬ ‫گردید نزدیک پانصد تن از اعضای تیمها‬ ‫و خانواده‌هایشان شرکت کردند و این‬ ‫حرکت زیبا بناگاه پرطرفدار و هوادار شد‪.‬‬ ‫همانهایی که به سرابی نصیحت می‌کردند‬ ‫که در لندن حتی نمی‌شود دو تا تیم هم‬ ‫درست کرد حاال چنان هیجان زده شده‬ ‫و کاسه داغ تر از آش نشان می‌دادند که‬ ‫تعجب انگیز بود‪.‬‬ ‫دور دوم مسابقات با ‪ 10‬تیم آغاز شد‬ ‫و محمود سرابی اولین مدرسه فوتبال‬ ‫آموزشی را هم برای سنین ‪ 18‬ـ ‪ 6‬سال‬ ‫افتتاح کرد و در کمتر از سه ماه نزدیک به‬ ‫‪ 90‬عالقمند نوجوان و جوان در تمرینات‬ ‫این مدرسه شرکت می‌کردند و سرابی‬ ‫همین طرح عمومی ورزش خود را اعالم‬ ‫کرد و به دنبال راه اندازی تیمهای والیبال‬ ‫زنان و مردان شد‪ .‬سپس رشته کشتی را‬ ‫به کمک زنده یاد نصرت تاجیک فعال‬ ‫کردند‪ .‬سرابی سپس به سراغ بسکتبال‬ ‫رفت و اولین تیم بسکتبال مردان ایرانی‬ ‫را لیگ لندن شرکت داد‪ .‬دو و میدانی‪،‬‬

‫تیم فوتبال پارس با ‪ 36‬سال سابقه‬ ‫اولین تیم فوتبال ایرانیان در خارج از کشور است‬

‫ورزشهای رزمی‪ ،‬شطرنج‪ ،‬پینگ پنگ و‬ ‫بدمینتون رشته‌های دیگری بودند که راه‬ ‫اندازی شدند و در سال ‪ 1990‬نزدیک به‬ ‫هفتصد ایرانی در رشته‌های گوناگون زیر‬ ‫پوشش انجمن ورزش ایرانیان به فعالیت‬ ‫می‌پرداختند و در مراسم نوروزی مارچ‬ ‫‪ 1990‬در ورزشگاه ویلزدن صدها ایرانی‬ ‫شاهد رژه نزدیک به ‪ 25‬تیم مختلف‬ ‫ورزشی بود که با سرود ای ایران در‬ ‫برابر چشمان پرغرور و به اشک نشسته‬ ‫ایرانیان رژه رفتند و در شب جشن ورزش‬ ‫که همان روز برگذار شد بیش از ‪2500‬‬ ‫نفر در سالن حضور داشتند و مدالها و‬ ‫جوایز خود را در برابر کف زدنها و تشویق‬ ‫ایرانیان دریافت کردند‪.‬‬ ‫در سال ‪ 92‬پنجمین دوره مسابقات‬ ‫فوتبال ایرانیان به ‪ 16‬تیم رسید‪ .‬و محمود‬ ‫سرابی اعالم کرد که از این پس تیمهای‬ ‫جدید و دو تیم آخر شده در مسابقات‬ ‫فوتبال پیش در گروه دوم جای می‌گیرند‬ ‫و هر دوره دو تیم اول دسته دوم به دسته‬ ‫اول صعود می‌کنند و دو تیم آخر دسته‬ ‫اول به گروه دوم سقوط خواهند کرد‪.‬‬ ‫هر هفته هم زمان چهار مسابقه با ‪8‬‬ ‫تیم انجام می‌شد و تیم داوری مسابقات‬ ‫را سرابی به ایان منسل داور شناخته شده‬ ‫سپرده بود و ایان هر هفته حداقل ‪ 20‬داور‬ ‫و کمک داور را برای قضاوت مسابقات با‬ ‫خود می‌آورد‪ .‬استادیوم وارن فارم شاهد‬ ‫حضور صدها ایرانی بود که هر هفته‬ ‫برای تشویق تیمهای مورد عالقه خود به‬ ‫آنجا می‌آمدند و نمایی بسیار غرور انگیز‬ ‫و شگفت آور زنده می‌کردند‪ .‬تیمهای‬ ‫منتخب والیبال مردان و زنان ایرانی‬ ‫در مسابقات والیبال لندن با پیروزیها و‬ ‫موفقیت‌های زیادی همراه شده بودند و‬ ‫این پیروزیها و موفقیت‌هایی که با ابتکار‬ ‫و تالش سرابی آغاز شده بود حسادتها و‬ ‫تنگ نظری‌ها را به همراه آورد‪ .‬خانمی که‬ ‫سالها ورزش را حتی فراموش کرده بود‬ ‫یا مردانی که در نمایشنامه سرابی نقش‬ ‫مربی و سرپرست را بازی می‌کردند به‬ ‫راستی باور کرده بودند واقعاً اینان مربی‬ ‫و سرپرست هستند و علم و دانش و تجربه‬ ‫این حرفه را دارند و همه این آدم کوتوله‌ها‬ ‫تالش می‌کردند نقش سرابی را کم رنگ و‬ ‫خودشان را بیشتر مطرح کنند ولی سرابی‬ ‫بدون توجه به این افراد با تالش بیشتر‬ ‫و طرحهای بهتر وزش ایرانیان لندن را‬ ‫به عنوان پرچمدار ورزش تمامی قوم‌ها‬ ‫و ملیتهای دیگر که از کشورشان خارج‬ ‫شده‌اند به ثبت رساند و ورزش ایرانیان‬ ‫لندن الگویی برای بسیاری از اقلیتهای‬

‫سایر کشورها شد که بتوانند با استفاده‬ ‫از تجارب و طرحهای سرابی به فعالیتهای‬ ‫ورزشی بپردازند و برای سایر ایرانیان در‬ ‫کشورهای دیگر هم الگو شد از جمله جام‬ ‫دوستی فوتبال در امریکا که سالها دوام‬ ‫داشت‪.‬‬ ‫در سال ‪ 1992‬سرابی طرحی باورنکردنی‬ ‫و عظیم را اعالم کرد به نام «اولین المپیک‬ ‫ایرانیان در تبعید»‪ .‬کاری عظیم‪ ،‬پرهزینه‬ ‫که سازمان دهی قوی و حرفه‌ای و پرکاری‬ ‫را می‌طلبید‪ ،‬با بودجه‌ای زیاد‪ .‬ولی سرابی‬ ‫برای اجرای فعل غیرممکن به ممکن با‬ ‫کمک افشین فربودی‪ ،‬مینا بیرجندی‪ ،‬زیبا‬ ‫صدیقی و محمد شیرازی قمصری هفته‌ها‬ ‫تالش کردند و ارتباط گسترده‌ای را با سایر‬ ‫کشورها برقرار نمودند و در پایان سرابی‬ ‫اولین المپیک رسمی را اعالم کرد که در‬ ‫ماه ژوئن ‪ 1992‬برگذار خواهد شد و ‪117‬‬ ‫ورزشکار از ‪ 7‬کشور اروپایی مهمان انجمن‬ ‫ورزش ایرانیان لندن خواهند بود‪ .‬برنامه‬ ‫ریزی و هماهنگی برای دعوت‌نامه‌ها و‬ ‫ویزای ورزشکاران‪ ،‬برنامه‌ریزی برای بردن‬ ‫ورزشکاران به خوابگاهی بسیار شیک‬ ‫و آبرومند در منطقه ریچموند لندن‪،‬‬ ‫برنامه‌ریزی صبحانه‪ ،‬نهار و شام ‪117‬‬ ‫نفر در سه روزی که در لندن هستند‪،‬‬ ‫ترتیب مسابقات کشتی‪ ،‬پینگ پنگ‪،‬‬ ‫والیبال مردان و زنان‪ ،‬ورزش باستانی‪،‬‬ ‫فوتبال‪ ،‬ورزش رزمی‪ ،‬اسپرت سنتر‬ ‫برومیارد میعادگاه این حرکت تاریخی‬ ‫و به یاد ماندنی بود‪ .‬تیمهای شرکت‬ ‫کننده از کشورهای مختلف در رژه تیمی‬ ‫حضور داشتند که در میان آنان قهرمانان‬ ‫پرآوازه‌ای مانند فیروز پژوهان‪ ،‬قهرمان‬ ‫وزنه برداری المپیک‪ ،‬محمد رضایی‬ ‫صاحب مدال نقره المپیک‪ ،‬حمید احتشام‬ ‫زاده و معراج علیزاده دو قهرمان سرشناس‬

‫پینگ پنگ‪ ،‬مهدی حاج محمد و حسین‬ ‫زمانیان دو فوتبالیست مطرح ایران‪ ،‬محمود‬ ‫میرفتاح والیبالیست شماره یک والیبال‬ ‫ایران در مسابقات جهانی چین‪ ،‬نصرت‬ ‫تاجیک چهره‌ای از خانواده کشتی ایران‪،‬‬ ‫عباس نجاتی یل شیرازی وزنه برداری با‬ ‫صندلی چرخدار هم اینجاست‪ .‬و در میان‬ ‫تماشاگران دکتر عباس اکرامی بنیان گذار‬ ‫باشگاه شاهین حضور دارد‪ .‬دکتر اسماعیل‬ ‫نوری‌عال‪ ،‬دکتر ناصر رحیمی‪ ،‬ستار لقایی‬ ‫از جمله حاضرین در این روز بیاد ماندنی‬ ‫و تاریخی هستند‪.‬‬ ‫در سال ‪ 1995‬مسئولیت تیم پارس به‬ ‫محمود سرابی محول شد و نزدیک به ‪19‬‬ ‫سال است او تیم پارس را سرپرستی و‬ ‫مربیگری می‌کند‪ .‬تیم پارس در این مدت‬ ‫جام‌های زیادی را به دست آورده است‪.‬‬ ‫چند عنوان قهرمانی در لیگ معتبر میدل‬ ‫سیکس حضور در ‪ 4‬فینال حذفی و سه‬ ‫عنوان قهرمانی‪ ،‬شرکت در مسابقات ‪ 5‬و‬

‫‪ 7‬نفره پاور لیگ و سه عنوان قهرمانی‪،‬‬ ‫شرکت در مسابقات ‪ 7‬نفره لندن لیگ و‬ ‫تصاحب هر دو جام منطقه‌ای و سراسری‬ ‫لندن با اختالف فاحش با رقبا که باعث‬ ‫تحسین و شگفتی همگان بود‪.‬‬ ‫تیم فوتبال پارس همچنان به فعالیت‬ ‫مشغول است و هر یکشنبه به تمرینات‬ ‫خود ادامه می‌دهد‪ .‬در مسابقات فوتبال‬ ‫ایرانیان که از اکتبر آغاز می‌شود حضوری‬ ‫پررنگ داشته باشد‪ .‬در این سالها چهره‌های‬ ‫سرشناسی چون ناصر محمدخانی‪ ،‬حمید‬ ‫درخشان‪ ،‬رحمان مرفاوی‪ ،‬مهدی حاج‬ ‫محمد‪ ،‬حسین زمانیان‪ ،‬نادر محمدخانی‬ ‫که چهره مطرح فوتبال ایران بوده‌اند‪،‬‬ ‫پیراهن پارس را پوشیده‌اند‪ .‬تیم فوتبال‬ ‫پارس مانند آموزشگاهی است که‬ ‫بازیکنان در این تیم اصول صحیح فوتبال‬ ‫را می‌آموزند چنانچه حوصله و عالقه هم‬ ‫داشته باشند‪.‬‬

‫جهت معرفی استعدادهای نوجوانان ایرانی به فوتبال انگلستان‬

‫کالسهای آموزش فوتبال رده سنی ‪ 13‬ـ ‪ 10‬سال‬

‫زیر نظر محمود سرابی‬ ‫دارای مدارک بین المللی مربیگری‬ ‫از فدراسیون جهانی فوتبال«فیفا»‬

‫در مدرسه وایت فیلد برگذار می شود‪.‬‬

‫والدین عالقمند به حضور فرزند یا‬ ‫فرزندانشان در این کالسها و کسب‬ ‫اطالعات بیشتر می توانند با دفتر‬ ‫انجمن ورزش لندن تماس حاصل‬ ‫نمایند‪.‬‬

‫‪WHITEFILD SCHOOL‬‬

‫‪Claremont Road NW2 1TR‬‬

‫‪Tel: 07875 238 544‬‬

‫‪25‬‬

‫شمار ‌ه بیستم ‪ -‬اکتبر ‪2013‬‬


‫‪26‬‬ ‫هفته نامه "تجارت فردا" در گزارشی تعدادی از‬ ‫ایرانیان خارج از کشور را که کسب و کارهای موفقی‬ ‫دارند‪ ،‬معرفی کرده است‪.‬‬

‫شمار ‌ه بیستم ‪ -‬اکتبر ‪2013‬‬

‫معرفی ثروتمندترین "ثروتمندان ایرانی" در جهان‬

‫پی‌یرمراد امیدیار‬

‫پی‌یرمراد امیدیار متولد ‪ 21‬ژوئن سال ‪،1967‬‬ ‫کارآفرین و خیر آمریکایی‪‌-‬ایرانی‌االصل متولد فرانسه‬ ‫است‪ .‬او موسس و رئیس ای‌بی (‪ ،)e-Bay‬وب‌سایت‬ ‫مخصوص حراج‌های اینترنتی است‪ .‬امیدیار در سال‬ ‫‪ ،1995‬در ‪28‬سالگی‪ ،‬برای فعال کردن فهرستی از‬ ‫حراج فرد به فرد مستقیم برای اقالم کلکسیونی‪ ،‬شروع‬ ‫به نوشتن یک کد کامپیوتری برای یک مکان آنالین‬ ‫کرد‪ .‬او یک نمونه ساده اولی ‌ه را بر روی صفحه وب‬ ‫شخصی خود ایجاد کرد‪ ،‬و در روز کارگر‪ ،‬روز دوشنبه‪،‬‬ ‫‪ 4‬سپتامبر ‪ ،1995‬یک سرویس آنالین به نام وب‌سایت‬ ‫حراج راه‌اندازی کرد که در نهایت تبدیل به سایت‬ ‫حراج ای‌بی شد‪.‬‬ ‫امیدیار در سال ‪ ،1996‬قراردادی را برای ارائه بلیت‬ ‫هواپیمایی آنالین امضا کرد؛ تا آن زمان این سایت‬ ‫‪ 250‬هزار حراج را میزبانی کرده بود و در ماه اول سال‬ ‫‪ ،1997‬میزبانی دو میلیون حراج را ثبت کرد‪ ،‬به طوری‬ ‫که تا اواسط همان سال‪ ،‬ای‌بی در حال میزبانی نزدیک‬ ‫به روزانه ‪ 800‬هزار حراج بود‪ .‬امیدیار در سال ‪1997‬‬ ‫نام شرکت را به‌ای‌بی تغییر داد و به طور گسترده‌ای‬ ‫شروع به تبلیغ این محصول کرد‪.‬‬ ‫امیدیار در سال ‪ 1998‬در ‪31‬سالگی با‪ IPO‬بی‌ای‪،‬‬ ‫میلیاردر شد؛ تا پایان سال ‪ 2.1 ،۱۹۹۸‬میلیون عضو‪،‬‬ ‫‪ ۷۵۰‬میلیون دالر حجم معامالت و حدود ‪ ۸‬میلیون‬ ‫دالر سود کسب کرده بود به طوری که بیش از شش‬ ‫هزار کارمند و ‪ ۴۶‬میلیون مشتری در کارنامه خود‬ ‫داشت‪.‬‬ ‫سود خالص ای‌بی در سال ‪ ۲۰۰۵‬بالغ بر ‪۴۴۱‬‬

‫طوالنی‌مدتش‪ ،‬صاحبان هلدینگ رد اند وایت (‪Red‬‬ ‫‪ )& White‬هستند‪.‬‬ ‫آنها در ماه آگوست سال ‪ 14.65 ،2007‬درصد از‬ ‫سهام باشگاه فوتبال آرسنال را از دیوید دین‪ ،‬نایب‬ ‫رئیس سابق این باشگاه‪ ،‬خریداری کردند‪.‬‬ ‫در ‪ 18‬سپتامبر ‪ ،2007‬هلدینگ رد اند وایت سهام‬ ‫خود در آرسنال را به ‪ 21‬درصد افزایش داد و در‬ ‫‪ 28‬سپتامبر ‪ 2007‬به ‪ 23‬درصد رساند‪ .‬تا ماه ژوئن‬ ‫‪ ،2012‬این هلدینگ حداقل ‪ 29.27‬درصد از کل‬ ‫سهام این باشگاه را به دست آورد‪.‬‬ ‫کیت ادلمن‪ ،‬مدیر عامل آرسنال‪ ،‬به رادیو زنده ‪5‬‬ ‫بی‌بی‌سی گفته بود‪ ،‬این دو قب ً‬ ‫ال گفته‌اند می‌خواهند‬ ‫سهامداران بلندمدت این باشگاه باشند‪ .‬ثروت مشیری‬ ‫‪ 2.8‬میلیارد دالر برآورد شده است‪.‬‬

‫می‌گویند تورجی ابتدا می‌خواست در صنعت نفت‬ ‫سرمایه‌گذاری کند‪ ،‬اما گزینه صندوق‌های تامینی او‬ ‫را وارد بازار کاالها ساخت و او درگیر این حوزه شد‪.‬‬ ‫مانی مشعوف‬ ‫ی‪‌-‬آمریکایی‬ ‫مانی مشعوف‪68 ،‬ساله‪( ،‬تاجر ایران ‌‬ ‫متولد مشهد) در دوران نوجوانی به ایاالت متحده‬ ‫آمریکا رفت و برای اولین بار در شیکاگو‪ ،‬و سپس در‬ ‫سان‌فرانسیسکو مسکن گزید‪ .‬در آنجا‪ ،‬او به دانشگاه‬ ‫ایالتی سان‌فرانسیسکو رفت و در سال ‪ 1966‬با مدرک‬ ‫علوم سیاسی فارغ‌التحصیل شد‪.‬‬ ‫مانی مشعوف پیش از افتتاح اولین بوتیک زنانه خود‬ ‫در سال ‪ ،۱۹۷۶‬استیک‌فروشی داشت و در اواخر دهه‬ ‫محصوالت خود را در سریال‌های محبوب تلویزیونی‬ ‫آمریکا به طور غیر‌مستقیم معرفی می‌کرد‪.‬‬ ‫او بنیانگذار و حال رئیس فروشگاه زنجیره‌ای‌بی‌بی‬ ‫(‪ )‌bebe‬بوده که در حال حاضر دارای ‪ 297‬شعبه‬ ‫در شمال آمریکاست‪ .‬او اخیرا ً به آلما ماتر خود‪ ،‬ایالت‬ ‫سان‌فرانسیسکو‪ ،‬قول ‪ 10‬میلیون دالر کمک داده‬ ‫است‪ .‬فوربس او را با ثروتی در حدود ‪ 1.3‬میلیارد دالر‬ ‫به عنوان سومین ثروتمند ایرانی معرفی کرده است‪.‬‬

‫میلیون دالر شده بود‪ .‬امیدیار و همسرش پامال‬ ‫بشردوستان شناخته‌شده‌ای هستند که در سال ‪2004‬‬ ‫شبکه امیدیار را به منظور گسترش تالش‌های خود‪،‬‬ ‫فراتر از اهداف مادی و سودآوری تاسیس کردند‪ .‬به‬ ‫گزارش فوربس‪ ،‬ثروت پی‌یر امیدیار‪ ،‬تا ماه مارس‬ ‫‪ 2013‬به ارزش ‪ 8.7‬میلیارد دالر رسیده بود‪.‬‬ ‫او صد و بیست و سومین ثروتمند جهان و چهل‬ ‫و دومین ثروتمند ساکن ایاالت متحده است‪ .‬امیدیار‬ ‫ثروتمندترین فرد ایرانی‪ ،‬البته بعد از بابک نظری‪ ،‬و‬ ‫پنجمین ثروتمند فرانسوی است‪.‬‬

‫فرهاد مشیری‬

‫اردوان فرهاد مشیری (متولد ‪ 18‬می سال ‪1955‬‬ ‫در ایران) تاجر و سرمایه‌گذار ایرانی‪‌-‬انگلیسی‪ ،‬ساکن‬ ‫موناکو است‪ .‬مشیری در انگلیس و روسیه صاحب‬ ‫سهام‌هایی در شرکت‌های متعدد انرژی و فوالد است‪.‬‬ ‫او حسابدار خبره گواهی‌شده‌ای است که قب ً‬ ‫ال برای‬ ‫ارنست اند یانگ‪ PKF ،‬و ‪ Deloitte‬کار می‌کرد‪.‬‬ ‫مشیری و علیشیر عثمانوف‪ ،‬شریک کسب و کار‬

‫‪26‬‬

‫حسن خسروشاهی‬

‫ناصر داود خلیلی‬

‫پل تورجی‬

‫پل تورجی ‪ 38‬ساله متولد ایران‪ ،‬با دارایی‌های‬ ‫تحت مدیریت ‪ 2.7‬میلیارد دالری خود‪ ،‬صندوق‬ ‫تامینی کاالی خود را به بزرگ‌ترین صندوق در ایاالت‬ ‫متحده مبدل ساخته است‪ .‬شرکت مدیریت سرمایه‬ ‫تورجی یک صندوق تامینی در شهر نیویورک است که‬ ‫دارایی‌های تحت مدیریت آن هم‌اکنون به ‪ 3.5‬میلیارد‬ ‫دالر می‌رسد‪.‬‬ ‫این شرکت توسط تورجی در ماه ژانویه سال ‪،2005‬‬ ‫پس از بسته شدن شرکت سرمایه‌گذاری قبلی او یعنی‬ ‫مدیریت دارایی‌های کتکقویل‪ ،‬در میان یک دعوای‬ ‫حقوقی‪ ،‬تاسیس شد‪ .‬تورجی معتقد است معامالت او‬ ‫در این صندوق به طور غیر‌منتظره‌ای در یک بازار فرار‬ ‫مدیریت می‌شود‪.‬‬ ‫از زمان شروع به کار صندوق تورجی در سال‬ ‫‪ ،2005‬صندوق او تا به حال هرگز زیان ندیده است؛‬ ‫در سال ‪ ،2008‬بازدهی صندوق او ‪ 13‬درصد شد و تا‬ ‫سال ‪ 2009‬نیز باالتر از ‪ 5.7‬درصد بوده است‪ .‬برخی‌ها‬

‫‪ ۲۰۰۷‬پنجمین ثروتمند ایرانی در بریتانیا شناخته‌‬ ‫شده است‪.‬‬ ‫ساندی‌تايمز ارزش کلکسیون خلیلی را ‪۵۰۰‬‬ ‫ميليون پوند تخمین زده که البته خليلی خود ارزش‬ ‫کلکسیون‌هایش را باالتر از يک ميليارد پوند می‌داند‪.‬‬ ‫عالوه بر این‪ ،‬خليلی مدیر دو شرکت سودآور بوده و در‬ ‫بازار امالک نيز فعالیت می‌کند‪.‬‬

‫دکتر ناصر داود خلیلی (متولد ‪ ۱۳۲۴‬خورشیدی‬ ‫در اصفهان) دانشمند و خیر ایرانی‪‌-‬بریتانیایی مشهور‬ ‫جهان یک یهودی ایرانی‌تبار است که در لندن زندگی‬ ‫می‌کند‪ .‬او دارای تابعیت انگلستان بوده و اغلب از سوی‬ ‫رهبران کشورهای مسلمان‪ ،‬با لقب «سفیر فرهنگی‬ ‫اسالم» خوانده می‌شود‪.‬‬ ‫او پس از اتمام تحصیالت و خدمت سربازی در‬ ‫ایران‪ ،‬در سال ‪ ،1967‬به ایاالت متحده آمریکا نقل‬ ‫مکان کرد و در آنجا به تحصیالت خود ادامه داد‪.‬‬ ‫خلیلی در نهایت در سال ‪ 1978‬در انگلستان اقامت‬ ‫گزید‪ .‬خلیلی به خاطر داشتن مجموعه‌‌ای از آثار هنری‬ ‫شهرت یافته است‪.‬‬ ‫بخش عمده دارایی‌های او را مجموعه‌‌ای از آثار‬ ‫هنری ایرانی و اسالمی تشکیل می‌دهد‪ ،‬که بالغ بر‬ ‫‪ 20‬هزار شیء هنری و عتیقه‌جات را شامل می‌شود‪.‬‬ ‫خلیلی از سال ‪ ،1970‬تحت نظارت شرکت «اعتماد‬ ‫خانواده خلیلی»‪ ،‬شش مورد از بهترین و جامع‌ترین‬ ‫کلکسیون‌های هنری جهان را جمع‌آوری کرده که‬ ‫شامل هنر جهان اسالم (‪ ،)700-2000‬هنر ژاپنی‬ ‫از دوره میجی (‪ 300 ،)1868-1912‬سال از کیمونو‬ ‫ژاپنی (‪ ،)1700 -2000‬منسوجات سوئدی (‪-‌1900‬‬ ‫‌‪ ،)1700‬فلزکاری‌های اسپانیایی (‪ )1850-1900‬و‬ ‫میناکاری جهان (‪ )1700-2000‬می‌شوند‪.‬‬ ‫این شش مجموعه در کل ‪ 25‬هزار اثر را شامل‬ ‫می‌شوند‪ .‬هر یک از این شش مجموعه بر اساس‬ ‫مرغوبیت آنها‪ ،‬بزرگ‌ترین و جامع‌ترین کلکسیون‌های‬ ‫جهان هستند‪ .‬مجموعه هنر اسالمی خلیلی تا ‪20‬‬ ‫هزار آیتم افزایش یافته که در نوع خود بزرگ‌ترین‬ ‫کلکسیون جهان به شمار می‌آید‪.‬‬ ‫خلیلی بر اساس فهرست ساندی تایمز در سال‬

‫حسن خسروشاهی (متولد ‪ ۱۳۱۹‬در تهران)‬ ‫کارآفرین کانادایی ایرانی‌تبار است که اصالتاً اهل‬ ‫خسروشهر از توابع استان آذربایجان شرقی است‪.‬‬ ‫خسروشاهی دارای دو مدرک در رشته‌های حقوق و‬ ‫اقتصاد از دانشگاه تهران است‪ .‬پس از انقالب ایران‬ ‫خانواده خسروشاهی به کانادا مهاجرت کرد‪.‬‬ ‫خسروشاهی در سال ‪ 1981‬در ونکوور اقامت گزید‬ ‫و یک سال بعد در سال ‪ ،1982‬فروشگاه‌های زنجیره‌ای‬ ‫الکترونیکی به نام «فیوچر‌شاپ» را تاسیس کرد‪ .‬این‬ ‫زنجیره بعدا ً در اواخر دهه ‪ 1980‬و اوایل دهه ‪1990‬‬ ‫در سراسر غرب کانادا و انتاریو گسترش یافت‪.‬‬ ‫در سال ‪ ،2006‬این خرده‌فروشی با ‪ 118‬فروشگاه‬ ‫در تمام ‪ 10‬استان کانادا فعال بود‪ .‬این خرده‌فروشی‬ ‫پس از تالش نافرجامی که برای توسعه در ایاالت‬ ‫متحده آمریکا داشت‪ ،‬که حدود یک دهه به طول‬ ‫انجامید‪ ،‬تمام فروشگاه‌های ایاالت متحده آن در سال‬ ‫‪ 1999‬بسته شدند‪.‬‬ ‫در مارس ‪ ،2001‬شرکت بست بای‪ ،‬مستقر در‬ ‫آمریکا‪ ،‬فروشگاه فیوچرز خسروشاهی را به قیمت‬ ‫‪ 580‬میلیون دالر (دالر کانادا) تصاحب کرد‪ .‬در آوریل‬ ‫‪ ،2007‬خسروشاهی رئیس هیات امنای موسسه فریزر‬ ‫شد‪ .‬او هلدینگ پرسیس را در سال ‪ 1981‬تاسیس‬ ‫کرد‪.‬‬ ‫این هلدینگ‪ ،‬سرمایه‌گذاری‌های قابل توجهی‬ ‫در کسب و کار خرده‌فروشی‪ ،‬امالک و مستغالت و‬ ‫داروسازی در کانادا و ایاالت متحده کرده است‪.‬‬ ‫خسروشاهی همچنین عضو کمیته اجرایی شورای‬ ‫کسب و کار بریتیش کلمبیا‪ ،‬و از اعضای هیات‌مدیره‬ ‫صندوق موقوفه ایگ لیدینگ است‪ .‬در سال ‪،2012‬‬ ‫ارزش خالص دارایی‌های خسروشاهی ‪ 940‬میلیون‬ ‫دالر برآورد شده بود‪ .‬ثروت خسروشاهی ‪ 950‬میلیون‬ ‫دالر برآورد شده است‪.‬‬

‫امید کردستانی‬

‫امید کردستانی ‪39‬ساله‪ ،‬بزرگ‌شده تهران‪ ،‬تاجر‬ ‫ایرانی آمریکایی است که هم‌اکنون به عنوان مشاور‬ ‫ارشد دفتر مدیر عامل و بنیانگذاران گوگل و به عنوان‬ ‫مدیر غیر‌اجرایی در وودافون کار می‌کند‪ .‬کردستانی تا‬ ‫‪ 16‬آوریل ‪ ،2009‬معاون ارشد رئیس فروش و عملیات‬ ‫گوگل بود‪ .‬او دارای بیش از ‪ 12‬سال تجربه‪ ،‬آن هم در‬ ‫موقعیت‌های کلیدی‪ ،‬در زمینه تکنولوژی سطح باال و‬ ‫سرمایه‌گذاری‪ ،‬در شرکت‌های پیشرو اینترنتی از جمله‬ ‫ارتباطات نت‌اسکیپ است‪.‬‬


‫‪27‬‬

‫او همچنین معاون توسعه کسب و کار و فروش‬ ‫وب‌سایت نت‌اسکیپ بود که توانسته بود ظرف ‪18‬‬ ‫ماه درآمد آن را از نرخ سالیانه ‪ 88‬میلیون دالر به‬ ‫بیش از ‪ 200‬میلیون دالر افزایش دهد‪ .‬او کار خود را‬ ‫در نت‌اسکیپ به عنوان مدیر فروش اُ‌ای‌‌ام (‪)OEM‬‬ ‫آغاز کرد و طی چهار سال فعالیت حرفه‌ای خود در‬ ‫این شرکت‪ ،‬مسوول ایجاد روابط با مشتریان عمده‌ای‬ ‫همچون سیتی بانک‪ ،AOL ،‬آمازون‪ ،‬اینچویت‪،‬‬ ‫ترولوسیتی‪ ،‬اینتل‪ ،‬اتسایم هوم‪ ،‬ای‌بی و ایکسایت بود‪.‬‬ ‫قبل از نت‌اسکیپ‪ ،‬کردستانی در شرکت‌های تری دو‬ ‫(‪ ،)3DO‬گو کورپرویشن و هیولت پاکارد در بخش‬ ‫بازاریابی‪ ،‬مدیریت محصول و توسعه کسب و کار‬ ‫فعالیت می‌کرد‪.‬‬ ‫کردستانی در ماه می سال ‪ 1999‬به گوگل پیوست‬ ‫و به هدایت توسعه و پیاده‌سازی مدل کسب و کار‬ ‫اولیه این شرکت پرداخت‪ .‬او در تالش‌های گوگل برای‬ ‫کسب درآمد و همچنین عملیات فروش شرکت نقش‬ ‫ایفا کرده است‪ .‬او تا ‪ 16‬آوریل ‪ ،2009‬معاون ارشد‬ ‫بخش فروش و عملیات گوگل بود‪ .‬در شماره ‪ 8‬می‬ ‫‪ 2006‬مجله تایم‪ ،‬کردستانی یکی از ‪ 100‬نفری بود‬ ‫که جهان ما را شکل داده است‪ .‬کردستانی یکی از‬ ‫ثروتمندترین ساکنان کالیفرنیای شمالی است‪.‬‬ ‫مجله سن خوزه ارزش خالص دارایی‌های او را‬ ‫‪ 1.9‬میلیارد دالر تخمین زده است‪ .‬کردستانی یکی‬ ‫از بنیانگذاران بنیاد ارتباطات پارسا‪ ،‬جامعه میراث‬ ‫فارسی‪ ،‬جامعه کارآفرینی و بشردوستانه است‪.‬‬

‫انوشه انصاری‬

‫انوشه انصاری (متولد ‪ 12‬سپتامبر ‪ 1966‬در‬ ‫مشهد) مهندس‪ ،‬همکاری در تاسیس و رئیس شرکت‬ ‫سیستم‌های پرادی (‪ )Prodea‬است‪ .‬او سابقاً به‬ ‫عنوان بنیانگذار جزء و مدیر عامل شرکت فناوری‌های‬ ‫مخابراتی تی‌تی‌آی (‪ )‌TTI‬مشغول به خدمت بوده‬ ‫است‪ .‬انوشه انصاری در تاریخ ‪ 18‬سپتامبر ‪ ،2006‬چند‬ ‫روز پس از تولد ‪40‬سالگی‌اش‪ ،‬به عنوان اولین ایرانی‬

‫شمار ‌ه بیستم ‪ -‬اکتبر ‪2013‬‬

‫به فضا سفر کرد‪.‬‬ ‫انوشه انصاری چهارمین توریست فضایی و اولین‬ ‫زنی شد که کل هزینه‌های سفر به ایستگاه فضایی‬ ‫بین‌المللی را خود بر عهده گرفت‪ .‬در سال ‪،1993‬‬ ‫او همسرش‪ ،‬حمید انصاری و برادر همسرش‪ ،‬امیر‬ ‫انصاری را متقاعد کرد تا شرکت فناوری‌های مخابراتی‬ ‫تی‌تی‌آی را با پس‌انداز خود و حساب‌های بازنشستگی‬ ‫شرکت‌های بزرگ تاسیس کنند‪.‬‬ ‫این شرکت یکی از تامین‌کنندگان سافت‌سوئیچ بود‬ ‫که ارائه‌دهندگان خدمات مخابراتی را قادر می‌ساخت‬ ‫تا کارایی سیستم را افزایش و هزینه‌های عملیاتی خود‬ ‫را کاهش دهند‪ ،‬همچنین فرصت‌های جدید کسب‬ ‫درآمد را ایجاد کنند‪ .‬این شرکت محصوالتی ارائه‬ ‫می‌دهد که ادغام بین شبکه‌های مخابراتی موجود و‬ ‫شبکه‌های برنامه‌محور نسل بعدی را از طریق فناوری‬ ‫سوئیچ نرم‌افزار امکان‌پذیر می‌سازد‪.‬‬ ‫شرکت تی‌تی‌آی در سال ‪ 2001‬توسط شرکت‬ ‫شبکه‌های سونوس در یک معامله سهام به سهام‬ ‫تصاحب شد‪ .‬انوشه انصاری نیز معاون رئیس سونوس و‬ ‫مدیر کل بخش ‪ INtelligentIP‬این شرکت شد و تا‬ ‫ماه مارس سال ‪ 2001‬در این پست باقی ماند‪ .‬ثروت او‬ ‫‪ 750‬میلیون دالر برآورد شده است‪.‬‬

‫اسحاق الریان‬

‫هوستون‪ ،‬در موسسه تکنولوژی ماساچوست‪ ،‬دراپ‬ ‫باکس را راه‌اندازی کرد‪.‬‬ ‫در سپتامبر ‪ 2007‬نیز آرش شرکت خود را به‬ ‫سان‌فرانسیسکو منتقل کرد و سرمایه شرکت را از طریق‬ ‫شرکت‌های کپیتال سکویا‪ ،‬همکاران آکس‪ ،‬ایگرگ‬ ‫کامبینیتور و تعداد انگشت‌شماری از سرمایه‌گذاران‬ ‫فردی افزایش داد‪ .‬ثروت آرش فردوسی‪ 400 ،‬میلیون‬ ‫دالر برآورد شده است‪.‬‬

‫فرزاد ناظم‬

‫فرزاد ناظم (متولد ‪ 1961‬در تهران) رئیس ارشد‬ ‫فناوری یاهو بود‪ .‬در ‪ 30‬می ‪ ،2007‬و در ‪46‬سالگی‪،‬‬ ‫اعالم کرد که از یاهو بازنشسته می‌شود و در ماه ژوئن‬ ‫همان سال نیز یاهو را ترک کرد‪ .‬از زمان بازنشستگی‪،‬‬ ‫ناظم بیشتر وقت خود را صرف سرمایه‌گذاری‪،‬‬ ‫فعالیت‌های انسان‌دوستانه و مربیگری حرفه‌ای‬ ‫کارآفرینان جوان در زمینه فناوری کرده است‪.‬‬ ‫ناظم کار حرفه‌ای خود را در شرکت ‪ Rolm‬آغاز‬ ‫کرد؛ این شرکت سوئیچ‌های بزرگ تلفن تولید می‌کرد‪.‬‬

‫اسحاق الریان (متولد ‪ ۱۳۳۳‬در کاشان) میلیاردر‬ ‫ایرانی آمریکایی و از یک خانواده یهودی است‪.‬‬ ‫الریان بنیانگذار و مدیر ارشد اجرایی ‪MGA‬‬ ‫‪‌ Entertainment‬است‪ .‬الریان به تنهایی‬ ‫در ‪17‬سالگی به ایاالت متحده رفت‪ .‬او پس از‬ ‫فارغ‌التحصیلی از دانشگاه ایالتی کالیفرنیا‪ ،‬در رشته‬ ‫مهندسی عمران‪ ،‬کسب و کار صادرات کاالهای‬ ‫الکترونیکی را آغاز کرد و بعدها در سال ‪ ،2000‬به‬ ‫گسترش این شرکت که شامل ایجاد‪ ،‬توسعه و بازاریابی‬ ‫عروسک برتز بود‪ ،‬پرداخت‪.‬‬ ‫ذهنیت اسحاق از همان کودکی که در بزازی‬ ‫پدرش کار می‌کرد‪ ،‬به سمت کسب و کار سوق یافته‬ ‫بود‪ .‬الریان در سال ‪ ،2004‬توسط ارنست اند یانگ‪،‬‬ ‫«کارآفرین سال» (در فهرست محصوالت مصرفی)‬ ‫نامگذاری شد‪.‬‬ ‫او همچنین در سال ‪ ،2004‬توسط ارنست اند یانگ‬ ‫«کارآفرین سال» ملی نام گرفت‪ .‬شعار او «آینده به‬ ‫نفع جسوران» در سراسر ساختمان ‪ MGA‬نمایش‬ ‫داده می‌شود‪ .‬ثروت الریان ‪ ۷۲۳‬میلیون دالر برآورد‬ ‫شده است‪.‬‬

‫آرش فردوسی‬

‫‪27‬‬

‫حرف های حساب!‬

‫آرش فردوسی متولد هفتم اکتبر ‪ ،1985‬به عنوان‬ ‫کارآفرین آمریکایی ایرانی‪ ،‬از بنیانگذاران و رئیس‬ ‫تکنولوژی ارشد شرکت دراپ باکس (‪)Dropbox‬‬ ‫است‪ .‬آرش در سال ‪ 2004‬از دبیرستان آبی شمال‬ ‫غربی در پارک زمینی کانزاس فارغ‌التحصیل شد‪.‬‬ ‫بعد از آن در موسسه تکنولوژی ماساچوست حضور‬ ‫رساند و بر روی کسب و کار خود متمرکز شد‪ .‬آرش‬ ‫در ژوئن سال ‪ 2007‬با شریک کسب و کار خود‪ ،‬درو‬

‫در سال ‪ ،1985‬ناظم به شرکت اوراکل پیوست‪ .‬او بیش‬ ‫از ‪ 10‬سال در این شرکت در کنار لری الیسون‪ ،‬مدیر‬ ‫عامل شرکت بر روی پروژه‌های استراتژیک کار می‌کرد‪.‬‬ ‫تا زمان ترک اوراکل‪ ،‬تعداد کارمندان این شرکت از‬ ‫‪ 350‬به حدود ‪ 350‬هزار رشد پیدا کرد‪.‬‬ ‫هنگامی که ناظم در سال ‪ 1996‬به استخدام یاهو‬ ‫درآمد‪ ،‬کمتر از یک سال از عمر این شرکت می‌گذشت‪.‬‬ ‫با مدیریت ناظم‪ ،‬یاهو به یک غول اینترنتی تبدیل‬ ‫شد‪ .‬ناظم با هدایت چندین طرح ابتکاری به سرعت‬ ‫رشد یاهو و تمایز آن از رقبایش کمک کرد‪ .‬در طول‬ ‫اوج‌گیری یاهو‪ ،‬ناظم سکاندار تصاحب بیش از ‪40‬‬ ‫شرکت بود‪.‬‬

‫طوری نذری بگیرید که مردم فکر‬ ‫نکنن بار چندمتان است‪.‬‬ ‫(یکی از مداحان در جمع نذری خوران)‬ ‫*****‬ ‫چرا حضرات از امام حسین یاد‬ ‫نمیگیرن که یه شب برق رو قطع کنن‪،‬‬ ‫مرز‌ها رو باز کنن‪ ،‬بگن هرکی میخواد‬ ‫بره بره؟‬ ‫*****‬ ‫یه حدیث داریم که میگه‪:‬‬ ‫سراغ‬ ‫ای کسانی که همش میرید‬ ‫ِ‬ ‫یخچال‪.‬‬ ‫هر از چند گاهی هم در فریزر رو هم باز‬ ‫کنید‪ ،‬شاید بستنی‌ای آنجا خفته باشد‪.‬‬ ‫*****‬ ‫تو جهنم همش میگی‪ :‬یادش بخیر‪.‬‬ ‫ایران هم این شکلی بود‪.‬‬ ‫*****‬ ‫یواش یواش داریم از شرایط بخور‬ ‫و نمیر به شرایط نخور و بمیر تغییر‬ ‫وضعیت میدیم!‬ ‫باشد که رستگار شویم‪.‬‬ ‫*****‬ ‫مسلمان نیست کسی که روی‬ ‫وایرلس اینترنتش پسورد میزاره در‬ ‫حالی که همسایه اش بدون اینترنت‬ ‫سر روی بالش میگذارد‪.‬‬ ‫*****‬ ‫به علت گران شدن تاید مراجع تقلید‬ ‫طی نشستی اعالم کردند‪:‬‬ ‫از این به بعد نظافت و پاکیزگی تنها‬ ‫یک پنجم ایمان است‪.‬‬ ‫*****‬ ‫بنظرم کشورو یه مدت تعطیل کنیم‬ ‫آبا از آسیاب بیوفته‪.‬‬ ‫*****‬ ‫خوب دیگه بحمدهلل مردم سوریه‬ ‫دارن تموم میشن و بحران داره برطرف‬ ‫میشه!‬ ‫*****‬ ‫مراسم سینه زنی و بر سر زنی‪،‬هرشب‬ ‫بعدازباالرفتنقیمتدالردرهمینصفحه‪.‬‬ ‫*****‬ ‫الحمداهلل تحریمها هیچ اثری از ما‬ ‫نخواهد گذاشت‪.‬‬ ‫*****‬ ‫میگن تو بهشت وقتی سوسکها یه‬ ‫خانوم رو میبینن‪ ،‬جیغ میکشن‪.‬‬ ‫*****‬ ‫ابراهیم عزیز و بزرگوار‪ ،‬بت شکستن‬ ‫که چیزی نیس اگه مردشی بیا فیلتر‬ ‫بشکن‪.‬‬


‫‪28‬‬

‫شمار ‌ه بیستم ‪ -‬اول آبانماه ‪1292‬‬

‫اولین خیابان تهران کجاست؟‬

‫شراب و آبجو‬ ‫کشف ایرانیان است!‬

‫روزنامه نیویورک تایمز چاپ غرب امریکا‪ ،‬در صفحه اول خود‪ ،‬سمت‬ ‫راست عکس یک کوزه دهن گشاد از گل پخته را منتشر کرد‪ .‬میدانید در‬ ‫زیر این عکس چی نوشت؟‬ ‫هر حدس و گمانی که زدید باطل است‪ .‬زیرا در زیر این کوزه نوشته‬ ‫شده بود‪ :‬به شهادت این کوزه‪ ،‬قدمت شراب سازی درایران به پنچ هزار‬ ‫سال پیش از میالد مسیح باز می گردد‪ .‬این کوزه را باستانشناسان در‬ ‫ارومیه که خودتان میدانید انگور آن شهرت دارد‪ ،‬از زیر خاک بیرون‬ ‫کشیدند و رسوبات کوزه که از جنبس سفال است نشان از تاریخ اولین‬ ‫شراب ساخته شده در جهان دارد‪ .‬خانم دکتر "مری ام‪ .‬وگتس" استاد‬ ‫مردم شناسی کالج "ویلیام مری" در ایالت ویرجینای این کوزه سفالی را‬ ‫در ویرانه های آشپزخانه خانه ای در دهی زیر خاک خفته به نام "حاجی‬ ‫فیروز" نزدیک ارومیه فعلی کشف کرده و آن را با خود به امریکا آورد‪.‬‬ ‫رسوبات این کوزه در دانشگاه پنسیلوانیا تحت نظارت پروفسور "پاتریک‬ ‫ای‪ .‬مک گاورن" استاد باستان شناسی این دانشگاه مورد تجزیه قرار گرفته‬ ‫تهران در زمان ناصر الدین شاه اولین رشد کالبدی موثرش را تجربه کرد‬ ‫تجربیات ناصر الدین شاه از سفر فرنگ وی را برآن داشت که پایتختی در‬ ‫خور قبله عالم برای خود فراهم کند‪.‬‬ ‫در حالی که امروزه در شهر تهران حجم بیشر ساخت و ساز بر آزادراه ها‬ ‫متمرکز است اما زمانی داشتن یک خیابان بدون گرد و خاک برای اعیان‬ ‫تهران یک آرزو محسوب می شد‪ .‬تهران در زمان ناصر الدین شاه اولین‬ ‫رشد کالبدی موثرش را تجربه کرد تجربیات ناصر الدین شاه از سفر فرنگ‬ ‫وی را برآن داشت که پایتختی در خور قبله عالم برای خود فراهم کند‪.‬‬ ‫حاصل این میل‪ ،‬خیابان کشی ها در تهران بود‪ .‬تهرانی که تا قبل از آن‬ ‫فقط کوی و برزن داشت‪.‬‬ ‫در بسیاری از شهرهای کهن سال ایران از قبیل اصفهان‪ ،‬خیابان کشی‬ ‫وجود داشته‪ ،‬ولی در پایتخت تا اواسط دوران سلطنت ناصرالدین شاه‪ ،‬که‬ ‫سطح شهر تهران و خانه سازی در آن دچار تحول عظیم گشت‪ ،‬کلمه‬ ‫«خیابان» در میان عناصر معماری در شهرسازی تهران وجود نداشت‪،‬‬ ‫نقشه موسیو کرشش‪ ،‬معلم دارالفنون در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه از‬ ‫سطح شهر برداشت و به سال ‪ ۱۲۷۵‬قمری‪ ،‬چاپ و منتشرشد‪ .‬در هر دو‬ ‫نقشه هیچ اثری از نام خیابان مشاهده نمی شود‪ .‬بلکه تمام معابر با نام‬ ‫های مرسوم آن دوره یعنی کوچه‪ ،‬گذر‪ ،‬گذار‪ ،‬بازارچه بازار‪ ،‬راسته‪ ،‬رسته‬ ‫و… مشخص شده است‪.‬‬ ‫در این سال ها به ضرورت و نیاز حصار صفوی را خراب کردند و حصار‬ ‫جدید ناصری را وسیع تر ساختند‪ .‬سطح شهر گسترش قابل توجهی یافت‪،‬‬ ‫معابر جدید بنا شد‪ ،‬گذرگاه های تازه ای احداث کردند که شکل کالبدی‬ ‫آن ها به خیابان های امروزی بیشتر شبیه بود‪ ،‬تا به کوچه باغ های قدیمی‪.‬‬ ‫این معابر کما بیش از کوچه ها و گذرهای قدیمی تهران‪ ،‬عریض تر و با‬ ‫کمی اغماض به خط مستقیم کشیده شده بودند‪ ،‬گذرگاه های جدید را‬ ‫خیابان نام نهادند و بدین ترتیب خیابان در معماری و شهرسازی این شهر‬ ‫تولد یافت‪.‬‬ ‫اولین نقشه تهران ترسیمی نجم الدوله (چاپ ‪ ۱۳۰۹‬قمری) پس از‬ ‫این دوره برای نخستین بار متضمن نام «خیابان» است‪ .‬اولین خیابان‬ ‫های پایتخت که در این زمان شکل گرفتند عبارتند از‪ :‬خیابان های باغ‬ ‫جنت (ولی عصر)‪ ،‬باغ انگوری (ولی عصر)‪ ،‬جناب وزیر (ولی عصر)‪ ،‬امیریه‬ ‫(ولی عصر)‪ ،‬امیریه (امام خمینی)‪ ،‬باغ شاه (امام خمینی)‪ ،‬جلو قبرستان‬ ‫(مولوی)‪ ،‬دروازه گمرک (مولوی) و …‬

‫آسفالت خیابان های تهران‬

‫نخستین بار بر اساس نوشته روزنامه «وقایع اتفاقیه» در دوران صدارت‬ ‫میرزا تقی خان امیر کبیر برخی از کوچه های ارگ تسطیح و سنگفرش‬ ‫شد‪ .‬تا آن ها برای عبور کالسکه مناسب و آماده گردد‪ .‬کالسکه هایی که از‬ ‫فرنگ می آمد و یا در کارخانه معیرالممالک ساخته می شد‪ .‬روزنامه وقایع‬ ‫اتفاقیه در شماره ‪ ۳۶‬به سال ‪ ۱۲۶۷‬قمری و در دوران صدارت میرزا تقی‬ ‫خان امیر کبیر نوشت که برخی از کوچه های ارگ تسطیح و سنگفرش‬ ‫شد تا آن ها برای عبور کالسکه مناسب و آماده شود‪ .‬کالسکه هایی که از‬ ‫فرنگ می آمد و یا در کارخانه معیر الممالک ساخته می شد‪.‬‬ ‫بعدها در دهه پایانی سلطنت طوالنی ناصرالدین شاه‪« ،‬شوسه» که‬ ‫طریقی بود برای آماده سازی سطح معابر جهت عبور راحت تر کالسکه‪،‬‬ ‫درشکه‪ ،‬گاری و… وارد عرصه راه سازی پایتخت شد‪ .‬اما هنوز خبری‬ ‫از«آسفالت» نبود‪ .‬با فرا رسیدن سال ‪ ۱۳۱۰‬خورشیدی آسفالت برای‬ ‫اولین بار وارد خیابان های تهران شد‪ .‬در این سال پیش از ورود ملک‬ ‫فیصل پادشاه عربستان به تهران‪ ،‬بلدیه پایتخت به تکاپو افتاد و برای‬ ‫نخستین بار آسفالت را که پدیده جدیدی در صنعت راه سازی به شمار‬ ‫می رفت‪ ،‬وارد خیابان های تهران کرد‪.‬‬ ‫در مدت زمان کمی خیابان کوتاه الماسیه (باب همایون)‪ ،‬میدان توپخانه‬ ‫و اوایل خیابان الله زار آسفالت شدند‪ .‬بعدها خیابان باغ شاه و خیابان ولی‬ ‫عصر و البته تا حدودی کافه بلدیه (تئاتر شهر امروز) و دیگر خیابان ها‬ ‫آسفالت شد و بدین ترتیب رفته رفته آسفالت نه تنها وارد خیابان ها و‬ ‫معابر تهران که به تمام شهرها و جاده های کشور کشیده شد‪.‬‬

‫و ثابت شد که این کوزه جای شراب بوده است‪ .‬دو نکته هنوز مشخص‬ ‫نشده است‪ :‬اول آنکه شراب از نوع سفید بوده یا قرمز؟ و دوم آن که انگور‬ ‫که دراین کوزه تبدیل به شراب شده از نوع انگور وحشی بوده یا انگور‬ ‫پرورش یافته که اکنون در صنعت شراب سازی به کار می رود‪.‬‬ ‫همان روزنامه‪ ،‬در زیر عکس اضافه کرده است‪:‬‬ ‫تا کنون تصور می شد که قدیمی ترین رد پای ساخت مشروب الکلی به‬ ‫سه هزار تا سه هزار و پانصد سال پیش از میالد مسیح میرسد و مدرک این‬ ‫اطالع باز هم کوزه سفالینی بوده است که در حوالی "گودین تیه" همدان‬ ‫واقع در ایران پیدا شده و در آن رسوبات آبجو کشف شده است‪.‬‬ ‫پروفسور "مک گارون" در مصاحبه ای که در پایان خبر آمده است‬ ‫اظهار داشته‪" :‬اینکه تردیدی نیست که کشاورزان ناحیه حاجی فیروز در‬ ‫هف یا هفت هزار و چهار صد سال پیش طرز ساخت و نگهداری شراب‬ ‫را میدانسته اند‪ .‬این کشف تازه ترین سندی است که در دست ماست و‬ ‫قدمت شراب سازی را در مملکتی که امروز نام آن ایران است به هفت‬ ‫هزار و چهار صد سال می رساند‪ .‬یعنی به دورانی که هنوز باکوس خدای‬ ‫شراب یونانیان متولد نشده بود و بشر سوار کاری‪ ،‬حفر چاه و نوشتن را‬ ‫نمی دانست‪.‬‬ ‫حاال باز هم فکر می کنید این همه از شرب مدام و شراب که در شعر‬ ‫ایران موج می زند و غزل های حافظ سرمست از آنست‪ ،‬بی زمینه است‪:‬‬

‫ساقی به نور باده برافروز جام ما‬ ‫مطرب بزن که کار جهان شد به کام ما‬ ‫‪.....‬‬ ‫میخواره و سرگشته و رندیم و نظر باز‬ ‫انکس که چو ما نیست در این شهر کدامست؟‬ ‫‪.....‬‬ ‫تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود‬ ‫سرما خاک ره پیر مغان خواهد بود‬

‫سخنانی دلنشین از جنس‬ ‫دلتنگی!‬

‫پيرمرد همسايه آلزايمر دارد ‪...‬‬ ‫ديروز زيادي شلوغش کرده بودند‬ ‫او فقط فراموش کرده بود‬ ‫از خواب بيدار شود ‪!...‬‬

‫عادت ندارم درد دلم را ‪،‬‬ ‫به همه کس بگویم ‪! ! !..‬‬ ‫پس خاکش میکنم زیر چهره‬ ‫ی خندانم‪، ..‬‬ ‫تا همه فکر کنند ‪. . .‬‬ ‫نه دردی دارم و نه قلبی‬ ‫‪ ‬‬ ‫اشک‌هاي مادر ‪... ,‬مرواريد شده‬ ‫است در صدف چشمانش‬ ‫دکترها اسمش را گذاشته‌اند آب‬ ‫مرواريد!‬ ‫حرف‌ها دارد چشمان مادر ؛ گويي‬ ‫زيرنويس فارسي دارد‬ ‫دستانش را نوازش مي کنم‬ ‫داستاني دارد دستانش‪...‬‬ ‫گنجشک می خندید به‬ ‫اینکه چرا هر روز‬ ‫بی هیچ پولی برایش دانه می‬ ‫پاشم‪...‬‬ ‫من می گریستم به اینکه حتی‬ ‫او هم محبت مرا از سادگی ام‬ ‫می پندارد‪...‬‬ ‫‪ ‬‬ ‫کودکی با پای برهنه بر روی‬ ‫برفها ایستاده بود و به ویترین‬ ‫فروشگاهی نگاه می کرد زنی‪ ...‬در‬ ‫حال عبور او را دید‪ ،‬او را به داخل‬ ‫فروشگاه برد و برایش لباس و‬ ‫کفش خرید و گفت‪:‬‬ ‫مواظب خودت باش‪ ،‬کودک‬ ‫پرسید‪:‬ببخشید خانم شما خدا‬ ‫هستید؟ زن لبخند زد و پاسخ داد‪:‬‬ ‫نه من فقط یکی از بنده های خدا‬ ‫هستم‪.‬‬ ‫کودک گفت‪ :‬می دانستم با او‬ ‫نسبتی داری!!!‬

‫‪ ‬در "نقاشی هایم" تنهاییم را‬ ‫پنهان می کنم‪...‬‬ ‫در "دلم" دلتنگی ام را‪...‬‬ ‫در "سکوتم" حرف های نگفته‬ ‫ام را‪...‬‬ ‫در "لبخندم" غصه هایم را‪...‬‬ ‫دل من‪...‬‬ ‫چه خردساااااال است !!!‬ ‫ساده می نگرد !‬ ‫ساده می خندد !‬ ‫ساده می پوشد !‬ ‫دل من‪...‬‬ ‫از تبار دیوارهای کاهگلی‬ ‫است!!!‬ ‫ساده می افتد !‬ ‫ساده می شکند !‬ ‫ساده می میرد !‬ ‫ساااااااااااااا ااااااااده‬

‫دلتنگم‪،‬‬ ‫مثل مادر بي سوادي‬ ‫که دلش هواي بچه اش را کرده‬ ‫ولي بلد نيست شماره اش را بگيره‪.‬‬ ‫‪ ‬‬ ‫توی یه جمعی یه پیرمردی‬ ‫خواست سالمتی بده گفت ‪:‬‬ ‫می خورم به سالمتی ‪ 2‬بوسه !!‬ ‫بعد همه خندیدن و هم همه‬ ‫شد و پرسیدن حاال بگو کدوم‬ ‫‪ 2‬بوسه ؟!!‬ ‫گفت ‪:‬‬ ‫اولیش اون بوسه ای كه مادر‬ ‫بر گونه بچه تازه متولد شده‬ ‫ميزنه و بچه نمی فهمه !‬ ‫دومیش اون بوسه ای که بچه‬ ‫بر گونه مادر فوت شدش ميزنه‬ ‫و مادرش متوجه نمیشه ‪....‬‬ ‫انسان های بزرگ دو دل دارند ‪:‬‬ ‫دلی که درد می کشد و پنهان‬ ‫است و دلی که می خندد و آشکار‬ ‫است ‪...‬‬

‫گوشی شده قیمت لپ تاپ‪ ،‬لپ تاپ شده قیمت‬ ‫ماشین‪ ،‬ماشین شده قیمت خونه‪ ،‬خونه شده قیمت‬ ‫مرگ‪ ،‬عوضش مرگ ارزونه‪.‬‬ ‫*****‬ ‫روایت داریم هروقت احساس افسردگی یا غمگین‬ ‫بودن کردین یکی از آهنگهای شهرام شب پره را‬ ‫گوش دهید‪،‬همانا معجزه میکند‪.‬‬ ‫*****‬ ‫انقدر حقمون رو خوردن که وقتی میگیریمش فکر‬ ‫میکنیم هدیه‌ست‪.‬‬ ‫*****‬ ‫االن تو ایران مسابقه صبر و تحمل بزارن حضرت‬ ‫ایوب جزو ‪10‬تای فینالیستم هم نمیاد!‬ ‫*****‬ ‫فلسطینیها رو بیارن تو همین قم کشور مستقل‬ ‫فلسطین را تشکیل بدن ضريح قدس هم درست كنن‬ ‫هزینه اش برای منافع ملی ایران کمتر از این وضعه‬ ‫تازه ايرانيا داخلش پول میریزند‪.‬‬ ‫‪28‬‬


‫‪29‬‬ ‫برای فرار از ایران پس از تحقیقات از‬ ‫دوستان به این نتیجه رسیدم که بهترین و‬ ‫عاقالنه‌ترین راه رساندن خود به دنیای آزاد‬ ‫ورود به سارایوو پایتخت بوسنی هرزگووین‬ ‫می‌باشد چون مثل کشور ترکیه احتیاج به‬ ‫گرفتن ویزا ندارد‪.‬‬ ‫بدین جهت به آژانسی در خیابان ویال‬ ‫درتهران مراجعه کرده و طبق برنامه ارائه‬ ‫شده از طرف مدیر آژانس گفته شد پس‬ ‫از پرواز و ورود به شهر استانبول ترکیه‪،‬‬ ‫یکشب در هتلی لوکس اقامت نموده و بعد‬ ‫پس از صرف صبحانه با همان هواپیما به‬ ‫طرف سارایوو حرکت می‌کندی‪ .‬و برای‬ ‫رفت و برگشت مبلغی در حدود ‪380،000‬‬ ‫(سیصد و هشتاد هزار) تومان پرداخت‬ ‫نموده و بلیط را دریافت نمودم‪.‬‬ ‫تاریخ حرکت ‪ 29/5/2000‬تعیین گردید‪.‬‬ ‫صبح روز تعیین شده وارد فرودگاه‬ ‫مهرآباد تهران گردیده پس از کنترل و‬ ‫بازرسی بدنی بنده و مسافران همسفرم در‬ ‫سالن ترانزیت بیش از دو ساعت معطلی به‬ ‫طرف اتوبوس مخصوص فرودگاه حرکت‬ ‫کردیم‪ .‬اکثر مسافران نگران و مضطرب‬ ‫بودند‪.‬‬ ‫پس از رسیدن به واپیما مسافران به‬ ‫سرعت از اتوبوس پیاده شده و از پله‌های‬ ‫هواپیما باال رفته و در روی صندلی خود‬ ‫نشستند‪ .‬پس از اینکه همه مسافران سوار‬ ‫شدند‪ 20 ،‬دقیقه بعد در بلندگو گفته‬ ‫شد کمربندها را بسته آماده پروازیم‪ .‬من‬ ‫به شدت نگران و دلهره عجیبی داشتم‪.‬‬ ‫چون هر لحظه امکان داشت پاسداران‬ ‫فرودگاه مرا پیاده کرده به زندان اوین یا‬ ‫زندان مخوف توحید ببرند‪ .‬الزم می‌دانم‬ ‫برای اطالع خوانندگان گرامی قدری به‬ ‫سالهای قبل برگردیم و علت نگرانی شدیم‬ ‫را توضیح دهم‪.‬‬ ‫چند سال قبل در خیابان حافظ شمالی‬ ‫کوچه هورتاب جنب بیمارستان فیروزگر‬ ‫پشت ساختمانهای شرکت نفت یک‬ ‫آپارتمان دو خوابه اجاره کردم‪ .‬همسایه‌مان‬ ‫یک انگلیسی به نام لوئی که با همسر‬ ‫ایرانی خود به نام انسی و چهار فرزندش‬ ‫در آپارتمان دو خوابه روبروی ما همسایه‬ ‫هم بودیم و از همان هفته اول فرزندان من‬ ‫و بچه‌های لوئی با یکدیگر دوست شده و‬ ‫با هم بازی می‌کردند‪ .‬بدین جهت من و‬ ‫لوئی و همسرانمان مرتب با همدیگر مراوده‬ ‫و معاشرت می‌نمودیم‪ .‬لوئی بسیار مودب و‬ ‫باش خصیت و همچنین همسرش وفادار‬ ‫و خانه‌دار واقعاً نجیب و باکالس بود‪ .‬لوئی‬ ‫هر روز از ‪ 10‬صبح تا ‪ 2‬بعد از ظهر در‬ ‫منزلش کالس زبان انگلیسی دائر نموده بود‬ ‫و حدودا ً به ‪ 28‬زن و دختر زبان انگلیسی‬ ‫آموزش می‌داد و در دو نوبت ‪ 2‬ساعته و‬ ‫بدین وسیله امرار معاش می‌نمود‪ .‬بعد از‬ ‫ساعت ‪ 5‬بعد از ظهر هر روز بجز روز جمعه‬ ‫من و لوئی به منزل دوستان مشترک ایرانی‬ ‫و خارجی رفت و آمد می‌کردیم‪.‬‬ ‫تا اینکه یک روز صبح خیلی زود همسر‬ ‫لوئی سراسیمه به منزل من آمد و با‬ ‫چشمانی گریان و بسیار پریشان گفت نیمه‬ ‫شب ‪ 6‬نفر مرد ریشو با خشونت وارد منزل‬ ‫شده و همسرم را با لباس خواب دست‬ ‫بند زده و بردند‪ .‬من چون از توحش این‬ ‫جنایتکارها اطالع داشتم به همسرش که‬ ‫به کلی درمانده بود گفتم هر چه مدرک از‬ ‫لوئی دارد فورا ً بردارد و به سفارت انگلیس‬ ‫مراجعه نماید‪ .‬پس از رفتن همسر لوئی من‬ ‫به صاحبخانه لوئی مراجعه کرده و مسئله را‬ ‫از او پرسیدم‪ .‬صاحبخانه گفت هر مسئله‌ای‬ ‫که پیش بیاید من به شما خبر می‌دهم‬ ‫چون امکان دستگیری شما هم وجود دارد‪.‬‬ ‫من بالفاصله به یک شخصیت شاهدوست‬ ‫‪29‬‬

‫گریز آگاهانه از زندانی به بزرگی ایران‬

‫با درود به آقای محمود سرابی مدیر و سردبیر فرمائید که مزید بر تشکر و امتنان خواهد بود‪.‬‬ ‫شاید بتوانم گوشه‌ای از هزاران جنایات این‬ ‫محترم ماهنامه تریبون آزاد لندن‬ ‫خواهشمند است سرگذشت واقعی اینجانب و رژیم ددمنش و نظام ضد بشری حاکم بر ایران‬ ‫همسفران شیرازی‌ام را در تریبون آزاد امر به درج را افشاء نمایم‪.‬‬ ‫اسماعیل مقربی‬ ‫و وطن پرست واقعی که پست مهمی داشت‬ ‫و دارد مراجعه کرده و جریان را گفتم‪ .‬با‬ ‫عرض پوزش از خوانندگان فهیم و گرامی‬ ‫برای حفظ جان این بزرگ مرد که به طور‬ ‫محرمانه به مبارزان داخل کشور کمک‬ ‫کرده و می‌کند نمونه یکی از کارهایش‬ ‫فراری دادن ‪ 2‬خلبان پس از فتح خرمشهر‬ ‫به دست ارتش دالور و ادامه جنگ توسط‬ ‫خمینی خونخوار و ضد ایرانی‪ .‬یکی از‬ ‫خلبانها پسر خواهر خود من بود‪ .‬به این‬ ‫دلیل نمی‌توانم نامش را ذکر کنم‪ .‬همچنین‬ ‫یک سال قبل انجمن اسالمی در اکتشاف و‬ ‫تولید شرکت نفت به علت فعالیت ضد رژیم‬

‫پرونده قطوری به عنوان اینکه کارکنان‬ ‫شرکت نفت را وادار به شورش و اعتصاب‬ ‫می‌نماید آماده کردند که با کمک ایشان و‬ ‫کمک خداوند نجات پیدا کردم‪.‬‬ ‫بگذریم یک هفته بعد از دستگیری لوئی‬ ‫صبح برای خرید شیر به سوپر نزدیک‬ ‫منزل که روبروی بیمارستان فیروگز بود‬ ‫رفته بودم که ‪ 4‬نفر مرد متعفن و حرامزاده‬ ‫لباس شخصی داخل مغازه مرا گرفته و در‬ ‫حضور صاحب مغازه و یک خانم همسایه از‬ ‫پشت به من دستبند زده و مرا با خشونت‬ ‫به داخل پاترول انداخته و بردند‪ .‬و پس از‬ ‫یکساعت وارد محوطه زندان اوین گردیده‬ ‫و من از زیر پشم بند محوطه را دیدم و‬ ‫شناختم چون من سال ‪ 1361‬برای‬ ‫مالقات آقای دکتر شیخ‌االسالم زاده وزیر‬ ‫بهداری قبل از شورش سال ‪ 57‬که توسط‬ ‫بیدادگاه محکوم به اعدام گردید ولی چند‬ ‫ایرانی عاقل و باشعور با تالش زیاد حکم‬ ‫اعدام دکتر شیخ االسالم‌زاده را به حبس‬ ‫ابد تبدیل می‌نمایند‪ .‬به محوطه زندان رفته‬ ‫حدودا ً ‪ 10‬دقیقه دکتر را مالقات کردم‪.‬‬ ‫پس از اینکه از پاترول پیاده شدم با چشم‬ ‫بند و دست بند از تعدادی پله به پائین مرا‬ ‫برده و در یک سلول کوچک دست بند و‬ ‫چشم بند را باز کرده و در سلول را به روی‬ ‫من بسته و رفتند‪.‬‬

‫خواننده گرامی اگر بخواهم صدمات و همانطور که من علی گدا و خمینی‬ ‫جسمی و روحی در مدت زندانی بودنم هندی‌زاده را لعنت می‌کردم از نگاه همه‬ ‫یک هفته در اوین ‪ 2‬هفته در زندانی به نام ایرانیان معلوم بود که همه فراریان از گفتار‬ ‫توحید در خیابان سرگرد سخائی و حدودا ً من راضی و خوشحال هستند‪ .‬فقط یک‬ ‫‪ 14‬ماه در زندان قصر را بازگو کنم بسیار خانم که صندلی نزدیک من بود گفت آقای‬ ‫طوالنی و خسته کننده می‌باشد‪ .‬همین مقربی ممکن است هواپیما نقص فنی پیدا‬ ‫قدر می‌گویم همان دو هفته اول چون کرده و برگردد فرودگاه تو را می‌کشند در‬ ‫نتوانستند مرا وادار کنند علیه یک بیگناه جواب گفتم اگر هم برگردد خون من از‬ ‫شهادت بدهم مرا بشدت مضروب کرده خون جوانهای هموطنم رنگین‌تر نیست و‬ ‫و انگشت کوچک دست چپم را شکسته مجددا ً گفتم خاک ایران جای الشه متعفن‬ ‫که االن بعد از ‪ 23‬سال همانطور ناقص خمینی هندی‌زاده نیست‪ .‬الشه خمینی‬ ‫مانده است‪ .‬این دین فروشان خون آشام تنها یک جا دارد آن هم مستراح مسجد‬ ‫که نه بخدا اعتقاد دارند نه بوئی از انسانیت شاه می‌باشد‪ .‬آقائی که نزدیک بود گفت‬ ‫چرا مستراح مسجد شاه؟ گفتم به علت‬ ‫شلوغ بودن مستراح مسجد شاه‪ .‬خالصه‬ ‫پس از چند دقیقه وقتی برگشتم که روی‬ ‫صندلی‌ام استراحت کنم‪ ،.‬دیدم روی میز‬ ‫جلوی صندلی بیش از ‪ 8‬عدد آبجو قوطی‬ ‫می‌باشد‪ .‬چون مهماندارهای هواپیما به‬ ‫هر نفر مسافر یک آبجو قوطی می‌دادند‬ ‫فهمیدم که چند نفر نزدیک به من به این‬ ‫وسیله از من قدرشناسی نموده‌اند‪.‬‬ ‫هواپیما پس از ساعتی در فرودگاه‬ ‫استانبول به زمین نشست و اکثر ایرانی‌ها‬ ‫خداوند را شکر می‌کردند که سالم به‬ ‫ترکیه رسیده‌اند‪ .‬پس از کنترل پاسپورتها‬ ‫در فرودگاه استانبول‪ ،‬سوار اتوبوس شده و‬ ‫طبق قرارداد به هتل ‪ 5‬ستاره منتقل شدیم‪.‬‬ ‫پس از مشخص شدن اطاقها‪ ،‬در سالن‬ ‫هتل جمع شدیم‪ .‬اکثر مسافران مرا به نام‬ ‫می‌شناختند و توهین‌های من به خمینی و‬ ‫علی گدا را تائید و از من تشکر می‌کردند‪.‬‬ ‫من با یکی از همراهان با گرفتن کارت‬ ‫هتل به چند خیابان رفته و کمی گردش‬ ‫نموده و پس از ساعتی به هتل برگشتیم‪.‬‬ ‫و در جمع مسافران در سالن هتل نشسته‬ ‫و از جنایات هیئت حاکمه ایران مسائل‬ ‫برده‌اند به من می‌گفتند تو به قاضی بگو زیادی گفته شد‪ .‬آقای متوسل زاده که‬ ‫لوئی انگلیسی نقشه پاالیشگاه تهران در از پیمانکاران شیراز بودند به من خیلی‬ ‫شهر ری ونقشه نیروگاه حرارتی نکا در محبت می‌نمودند و از من پرسید قاچاقچی‬ ‫مازندران را از من می خواسته و من به هیچ شما کیست که از سارایوو شما را به اروپا‬ ‫وجه قبول نکردم که یک انسان بیگناه را به می‌برد‪ .‬گفتم من با توکل به خدا آمده‌ام و‬ ‫خاطر آزادی خودم قربانی نمایم‪ .‬و بیش هیچ قاچاقچی را نمی‌شناسم‪ .‬ایشان به من‬ ‫از ‪ 14‬ماه زندان را به جان خریدم و هرگز گفت شما نگران نباشید‪ .‬ما از شیراز ترتیب‬ ‫پشیمان نیستم‪.‬‬ ‫همه کارها را داده‌ایم و شخصی به نام حاج‬ ‫حسن قول داده که من به اتفاق دامادم‬ ‫و با اجازه خوانندگان محترم برگردیم آقای نادری و دخترم فریبا و پسرم به نام‬ ‫به اصل ماجرای فرار از ایران ـ صبح بهرام نوه‌ام به نام زیبا نادری را با گرفتن‬ ‫‪ 29/5/2000‬هواپیما سر ساعت از باند ‪ 8‬هزار مارک آلمان به انگلستان برساند‪.‬‬ ‫فرودگاه مهرآباد پرواز کرده و به طرف من ترتیبی می‌دهم حاج حسن از شما هم‬ ‫ترکیه حرکت کرد‪ .‬پس از ساعتی بلندگوی ‪ 1500‬مارک آلمان بگیرد و به انگلستان‬ ‫هواپیما اعالم کرد هم اکنون ما وارد فضای برساند‪ .‬من تشکر کردم‪ .‬پس از ساعتی‬ ‫ترکیه شدیم‪ .‬من به ساعتم نگاه کرده همه برای خواب به اطاقهای خود رفتیم و‬ ‫پس از گذشت ‪ 5‬دقیقه حساب کردم قرار شد ‪ 8‬صبح همه جهت صرف صبحانه‬ ‫که االن بیش از ‪ 100‬کیلومتر وارد خاک و رفتن به فرودگاه استانبول در سالن هتل‬ ‫ترکیه شده‌ایم‪ .‬باالفصله از جا بلند شدم و حاضر شویم‪.‬‬ ‫پاسپورتم را به چند نفر که در ردیف جلو‬ ‫سر ساعت ‪ 8‬صبح جهت صرف صبحانه و‬ ‫و ردیف پشت سر من بودند نشان دادم و عزیمت به فرودگاه به رستوران وارد شده و‬ ‫خودم را با صدای بلند معرفی کردم و شروع صبحانه مفصل و کاملی صرف نموده و آماده‬ ‫کردم لعنت به روح پلید خمینی هندی‌زاده حرکت به فرودگاه شدیم‪ .‬پس از ساعتی ‪2‬‬ ‫معلون و مرگ به سید علی گدا ـ خامنه‌ای اتوبوس همگی را سوار کرده و پس از ‪20‬‬ ‫رقاص شمع دزد مشهدی و لعنت بر پدر و دقیقه به فرودگاه بزرگ استانبول رسیده‬ ‫مادر خامنه‌ای خونخوار گفتن تا چند دقیقه و پس از ارائه پاسپورت و زدن مهر خروج‬ ‫سکوتی عجیب در هواپیما برقرار گردید وارد ‪ FREE SHOP‬شده هر کس بنا به‬

‫شمار ‌ه بیستم ‪ -‬اکتبر ‪2013‬‬

‫سلیقه خود خریدی می‌نمود‪ .‬بنده یک بطر‬ ‫ودکا اسمیرنوف خریده و با بقیه به سالن‬ ‫ترانزیت وارد شدم‪.‬‬ ‫در سالن ترانزیت من با کمال حیرت‬ ‫دیدم به جز من که سامسونت داشتم‬ ‫بقیه همگی ساک بزرگ سیاه و یک شکل‬ ‫و دو نفر نزدیک به من زیپ ساکها را باز‬ ‫کردند و من با حیرت و تعجب دیدم ساکها‬ ‫مملو از تن ماهی‪ ،‬تن لوبیا ـ خرما ـ نان‬ ‫لواش میباشد‪ .‬یکی از ساکها را بلند کردم‬ ‫حیرتم بیشتر چون چون حداقل ‪ 20‬کیلو‬ ‫وزن ساک بود‪ .‬گفتم مگر میخواهید به قله‬ ‫اورست بروید که اینقدر آذوقه برداشته‌اید‪.‬‬ ‫گفتند در مسیر اروپا از بوسنی هرزگووین ـ‬ ‫کروواسی ـ اسلوونی مقدار زیادی راهپیمایی‬ ‫داریم‪ .‬من دیگر چیزی نگفتم‪ .‬دقایقی بعد‬ ‫دستور حرکت به طرف در خروجی سالن‬ ‫ترانزیت داده شد که سوار هواپیما شویم‪.‬‬ ‫پس از خروج از سالن سوار اتوبوسهای‬ ‫مخصوص فرودگاه شده و پس از رسیدن‬ ‫به هواپیما وارد هواپیمای ترکیش شدیم‪ .‬و‬ ‫پس از نیمساعت هواپیما به طرف سارایوو‬ ‫پرواز کرد‪.‬‬ ‫بیش از یک ساعت طول کشید تا به‬ ‫فرودگاه کوچک سارایوو رسیدیم و پس‬ ‫از نشستن هواپیما و توقف ما از هواپیما‬ ‫پیاده شده و به ساختمان اداری فرودگاه‬ ‫وارد شدیم‪ .‬همه به یک صف جهت بازدید‬ ‫پاسپورتها و زدن مهر خروج تمام تشریفات‬ ‫بیش از یک ساعت طول نکشید و ما از‬ ‫ساختمان فرودگاه خارج شدیم و با تعداد‬ ‫زیادی ماشین سواری از مدلهای مختلف و‬ ‫چند مینی بوس روبرو گردیدیم‪ .‬من و آقای‬ ‫متوسل زاده و بهرام پسرش و یک جوان‬ ‫دیگر سوار یک بنز سیاه رنگ شدیم‪ .‬بقیه‬ ‫مسافران هم سوار ماشینهای دیگر شدند‬ ‫و عده‌ای هم سوار مینی‌بوسها‪ .‬گروه ما‬ ‫شامل ‪ 5‬ماشین سواری و یک مینی‌بوس‬ ‫بود که قاچاقچی حاج حسن از شیراز با آنها‬ ‫هماهنگی کرده بود‪.‬‬ ‫پس از ورود به سارایوو و خروج از شهر‬ ‫در یک محل خلوت ماشین جلوئی ایستاد‬ ‫و بقیه ماشینها هم ایستادند‪ .‬پس از چند‬ ‫لحظه شخصی شبیه قالیباف جنایتکار‬ ‫شهردار دزد تهران وارد بنز شده و خودش‬ ‫را حاج حسن معرفی کرده و با آقای‬ ‫متوسل‌زاده لیست را نشان داده و یکی‬ ‫یکی افراد را خواندند‪ 44 .‬نفر‪ .‬و گفت‬ ‫االن ‪ 45‬نفر هستید‪ .‬آقای متوسل‌زاده در‬ ‫جوابش گفت آقای مقربی از تهران به ما‬ ‫ملحق شده و آشنای من می‌باشد‪ .‬من به‬ ‫حاج حسن گفتم حاال پول بدهم؟ گفت نه‬ ‫در مسیر نماینده من پول می‌گیرد‪ .‬و به‬ ‫آقای متوسل‌زاده گفت در مسیر حداکثر‬ ‫‪ 2‬ساعت پیاده‌روی دارید تا برسید به‬ ‫ایتالیا بقیه‌اش با ماشین شماها را می‌برند‪.‬‬ ‫و از ماشین پیاده شد و رفت سوار ماشین‬ ‫خودش شد و رفت و ستون ماشینهای ما‬ ‫هم حرکت کرد‪ .‬پس از چند ساعت حرکت‬ ‫در منطقه‌ای که چند تپه متصل بهم و‬ ‫بسیار سرسبز و زیبا ماشین‌ها ایستادند‪ .‬یک‬ ‫جوان ایرانی خالفکار آمد پیش مسافرین و‬ ‫اسامی را خواند و به من که رسید گفت‬ ‫شما تا ایتالیا ‪ 500‬دالر بدهید و پس از‬ ‫گرفتن پول به ماشینها دستور حرکت داد‪.‬‬ ‫پس از یک ساعت ماشینها ایستادند و همه‬ ‫را پیاده کردند‪ 3 .‬نفر قاچاقچی از اهالی‬ ‫بوسنی هرزگووین که جلیقه نجات به تن و‬ ‫اسلحه کمری زیر جلیقه به کمر بسته بودند‬ ‫و بسیار مشروب خورده بودند از چند متری‬ ‫بوی تند ودکا کام ً‬ ‫ال به مشام میرسید‪ .‬ما‬ ‫را تحویل گرفتند و ما وارد جنگلی بی‌انتها‬ ‫شدیم‪.‬‬ ‫ادامه دارد‬


‫شمار ‌ه بیستم ‪ -‬اول آبانماه ‪1292‬‬

‫هماهنگی مطلق با همسر را تجربه‬ ‫نمائید بشرطی که به افراد دیگر‬ ‫خانواده ‪ ،‬بخصوص خانواده خودتان‬ ‫اجازه دخالت در زندگی خصوصی‬ ‫و زناشوئیتان را ندهید‪.‬‬ ‫فروردین‪:‬‬ ‫شاید اکنون احساس نموده‬ ‫باشید که دارید به بن بست میرسید‬ ‫و نمیتوانید روی هیچکس حساب‬ ‫نمائید‪ .‬بنابراین بهترین دوره را‬ ‫دارید که تمام قید و بندهای‬ ‫بیهوده را از دور خود جدا نموده و‬ ‫با تمرکز نمودن روی آنچه که واقعا‬ ‫میتوانید خوشحالتان سازد‪ ،‬هدف و‬ ‫روش جدید زندگی را پیش گیرید‪.‬‬ ‫اردیبهشت‪:‬‬ ‫بار دیگر آرامش خود را بدست‬ ‫آورده و میتوانید قضاوت صحیح‬ ‫نموده و در تصمیم گیریهایتان‬ ‫از قلب و منطق‪ ،‬یکسان استفاده‬ ‫میکنید‪ .‬همین باعث میشود که‬ ‫در عشق بتوانید روزهای شادی‬ ‫را داشته و در زندگی زناشوئی‬ ‫‪1‬‬

‫‪2‬‬

‫‪3‬‬

‫‪4‬‬

‫خرداد‪:‬‬ ‫فرد مورد عالقه متولدین این ماه‬ ‫خیلی روی رفتار و اخالق مهربان‬ ‫و انسانی شان حساب میکند ‪ .‬اگر‬ ‫دلیل خستگی و مشغله و غیره ‪،‬‬ ‫این رفتار تغییر کند مسلما" این‬ ‫روابط را بهم میریزد ‪ .‬روحیه کمک‬ ‫در متولدین این ماه بسیار باال‬ ‫ست ‪ .‬همیشه برای یاری دادن به‬ ‫محتاجان و اطرافیان آماده هستند‬ ‫‪ ،‬در این میان بدلیل اشتباه و یا‬ ‫سوء تعبیر عده ای تصمیم گرفته‬ ‫اند دیگر دست یاری به سوی‬ ‫کسی دراز نکنند که مسلما"‬ ‫صحیح نیست‪.‬‬ ‫تیر‪:‬‬ ‫اجازه ندهید برخی مسایل شما‬ ‫را آزار دهد‪ .‬برخی کارهای شما‬ ‫متوقف شده است ولی در این ماه‬ ‫بنیه و توان بیشتری برای انجام آنها‬ ‫‪5‬‬

‫‪6‬‬

‫‪7‬‬

‫‪8‬‬

‫‪9‬‬

‫‪10‬‬

‫خواهید داشت‪ .‬این ماه‪ ،‬میتواند ماه‬ ‫پیشرفت و ترقی برای شما باشد‪،‬‬ ‫ا ّما این موضوع یک شرط دارد و آن‬ ‫تمرکز شما بر چیزهای مهم است‪،‬‬ ‫که در این صورت بهترین نتیجه را‬ ‫برای شما پی خواهد داشت‪.‬‬ ‫مرداد‪:‬‬ ‫شما مانند درختی که برگهای‬ ‫خشک خود را میریزد میخواهید‬ ‫دگرگون شوید اما بهتر است این‬ ‫کار را نکنید‪ .‬حتی اگر در آرزوی‬ ‫فرار و گریز میسوزید از جای‬ ‫خود تکان نخورید‪ .‬زمان بهترین‬ ‫تغییرات را در شرایط زندگی شما‬ ‫بوجود خواهد آورد‪ .‬فرار مشکالت‬ ‫را حل نمی کند‪.‬‬ ‫شهریور‪:‬‬ ‫باید استعدادها و خالقیت های‬ ‫متولدین این ماه را دو بار بررسی‬ ‫نمود چرا که اغلب آنها به دلیل‬ ‫فروتنی و خضوع سعی دارند‬ ‫قدرت خود را به رخ نکشند و به‬ ‫همین جهت از خیلی موقعیت‬ ‫های ممتاز بدور می افتند‪ .‬اغلب‬ ‫دختر خانم های متولد این ماه از‬ ‫‪11‬‬

‫‪13 12‬‬

‫‪1‬‬ ‫‪2‬‬ ‫‪3‬‬ ‫‪4‬‬ ‫‪5‬‬ ‫‪6‬‬ ‫‪7‬‬ ‫‪8‬‬ ‫‪9‬‬ ‫‪10‬‬

‫مهر‪:‬‬ ‫امروز‪ ،‬روز مهمیست برای انجام‬ ‫یک مصاحبه کاری‪ ،‬مالقات با‬ ‫دوست عزیز‪ ،‬امتحان دادن و یا‬ ‫کارهای خاصی که از قبل برایش‬ ‫نقشه های که از پیش زیاد به آن‬ ‫فکر کردید‪ .‬در این روز نزدیکترین‬ ‫ارتباط شما با دیگران بر روی پایه‬ ‫های محکم بنا میشود‪.‬‬ ‫آبان‪:‬‬ ‫در زمینه کسب و کار و شغل‬ ‫بعضی از متولدین این ماه بسیار‬ ‫پولساز و موفق و مبتکر هستند‪،‬‬ ‫برخی بدلیل رکود اقتصادی‬ ‫ناگهان دچار ترس و دلهره شده‬ ‫و حتی ابتکارات و خالقیت های‬ ‫خود را بهمین سبب از دست داده‬ ‫اند‪ .‬به این گروه توصیه میشود‬ ‫باامید بکار بپردازند و روحیه خود‬ ‫را نبازند که هنوز شانس های‬ ‫خوبی در راه است‪.‬‬

‫آذر‪:‬‬ ‫بعضی از متولدین این ماه بخاطر‬ ‫نیش زبان و متلکهای بعضی ها به‬ ‫تنگ آمده و آماده عکس العمل‬ ‫تندی هستند که توصیه میشود‬ ‫با آرامش و صبورانه عمل کنند و‬ ‫تا حد ممکن آنرا به یک گفتگوی‬ ‫آرام مبدل سازند البته حق با‬ ‫آنهاست ولی به جنجال و درگیری‬ ‫های بزرگتر نمی ارزد‪ .‬آن عده از‬ ‫متولدین این ماه که دچار بیماری‬ ‫سوءظن و شک و تردید هستند‬ ‫باید در درمان خود اقدام نمایند‪.‬‬

‫بهمن‪:‬‬ ‫عشق شما را تنها نگذاشته است‬ ‫بلکه کامال برعکس‪ ،‬مدتی سخت‬ ‫کار کرده اید‪ ،‬زیادی بخشیده اید‬ ‫و اکنون زمان استراحت شماست‪.‬‬ ‫استراحت واقعی و روز آرامش برای‬ ‫شما رقم خورده است‪ .‬از زندگیتان‬ ‫لذت ببرید و از تجربه هایتان برای‬ ‫ارج نهادن به روی آن بهره بگیرید‪.‬‬ ‫به هیچکس اجازه دخالت در‬ ‫زندگی خصوصی و زناشوئیتان را‬ ‫ندهید‪.‬‬

‫دی‪:‬‬ ‫اگر جواب خیلی از فداکاریها‬ ‫و محبت ها به متولدین این ماه‬ ‫برنگشته است ولی فضائی ازخوش‬ ‫نامی و محبوبیت ویادآوری های‬ ‫دلنشین می تواند آینده ای زیبا‬ ‫برای این گروه ترسیم کند‪ .‬در‬ ‫حالیکه بعضی متولدین این ماه‬ ‫سعی دارند از عشق و دردسرهایش‬ ‫فرار کنند و خود را در زندگی‬ ‫معمولی و آدم های نرمال غرق‬ ‫نمایند‪ .‬اما باید در رابطه با آدمها‬ ‫جانب احتیاط را رعایت کنند‪.‬‬

‫اسفند‪:‬‬ ‫از افراد خودخواه فاصله بگیرید‪.‬‬ ‫برخی از صفات خوب شما در‬ ‫محیط کار باعث میشود وظایف‬ ‫مهمی به شما ارجاع شود‪ .‬دو‬ ‫مالقات مهم خواهید داشت که‬ ‫یکی در مورد مسائل تحصیلی و‬ ‫شغلی است و دیگری در مورد‬ ‫زندگی آینده تان‪ .‬به یک سفر‬ ‫کوتاه ولی جالب خواهید رفت‪.‬‬ ‫یکی از دوستانتان که از شما‬ ‫دلخور بود‪ ،‬به اشتباه خود پی‬ ‫خواهد برد‪.‬‬

‫کشاورزی‬ ‫‪ -4‬پند گرفتن‪ -‬آرزوی بزرگ‪-‬‬ ‫ضمیر جمع‬ ‫‪ -5‬کارمند‪ -‬ســاح کاشتنی‪-‬‬ ‫یمانی معروف‬ ‫‪ -6‬سپاسگزاری‪ -‬کارگزار‬ ‫‪ -7‬دیوار‪ -‬توان و نیرو‬ ‫‪ -8‬شیره چغندر‪ -‬ایل و تبار‬ ‫‪ -9‬خورشید‪ -‬طبق فلزی‪ -‬نقل‬ ‫خبر‬ ‫‪ -10‬تصدیق انگلیسی‪ -‬دشت و‬ ‫صحرا‪ -‬کل و همه‬ ‫‪ -11‬اصیل و خــوش نهاد‪ -‬مایه‬ ‫تنفسی‬ ‫‪ -12‬خشک‪ -‬ســوگند راست‪-‬‬ ‫شهر مذهبی‬ ‫‪ -13‬زندانی مخوف در فرانســه‬ ‫بود‪ -‬بیم و ترس‪.‬‬

‫افقى‪:‬‬ ‫‪-1‬مجال و نوبت‪ -‬نمک نشناس‬ ‫‪-2‬پسوند شباهت‪ -‬شمشیرزن‪-‬‬ ‫چهره‬ ‫عمودی ‪:‬‬ ‫‪ -3‬برنــده‪ -‬از ماشــین های ‪ -1‬کارکرده‪ -‬آماده و فراهم‬

‫‪11‬‬ ‫‪12‬‬ ‫‪13‬‬

‫فرم اشتراک‬

‫لحاظ استعداد در تحصیل و کار‬ ‫در مرحله ای خاص قرار دارند و از‬ ‫میان آنها عده ای به درجه و مقام‬ ‫های باالئی دست می یابند‪.‬‬

‫‪30‬‬

‫‪ -2‬آتشگیره‪ -‬نشستن‪ -‬حرف‬ ‫انتخاب‬ ‫‪ -3‬آدمیرال‪ -‬سوره قرآنی‬ ‫‪ -4‬خاک کوزه گری‪ -‬نام مخترع‬ ‫برق‪ -‬شکوه و بزرگی‬ ‫‪ -5‬آوازه و شــهرت‪ -‬پــرده و‬ ‫پوشش‪ -‬از وسایط نقلیه شهری‬ ‫‪ -6‬ستاره‪ -‬پایین جامه‬ ‫‪ -7‬داروشناسی‬ ‫‪ -8‬نشستن به قصد حمله‪ -‬پیک‬ ‫کاغذی‬ ‫‪ -9‬ایالت‪ -‬ماه‪ -‬صومعه‬ ‫‪ -10‬گاز مورد مصرف در المپ‌های‬ ‫الکتریکی‪ -‬دشــمنی و کینه‬ ‫توزی‪ -‬بوی رطوبت‬ ‫‪ -11‬وسط بدن‪ -‬برگ تحویل کاال‬ ‫‪ -12‬گشــاده‪ -‬تعمیــر کردن‪-‬‬ ‫سرگرد سابق‬ ‫‪ -13‬دادگر‪ -‬خمیده و مایل گشته‪.‬‬

‫به آنان که دوستشان دارید و می‌خواهید همیشه‬ ‫با یاد شما باشند تریبون آزاد را هدیه کنید‬

‫نام و نام فامیل ‪..............................................................‬‬ ‫آدرس کامل ‪...................................................................‬‬ ‫‪..................................................................‬‬ ‫میزان حق اشتراک‪............................... :‬‬ ‫در انگلستان یک ساله ‪ ۴۰‬پوند‬ ‫در اروپا یک ساله ‪ ۶۰‬یورو‬ ‫در آمریکا یک ساله ‪ ۱۰۰‬دالر‬ ‫لطفا چک خود را به نام ‪ M.Sarabi‬صادر فرمائید‬

‫‪M.sarabi‬‬ ‫‪RANGARANG International , PoBox 2821‬‬ ‫‪London NW2 1DS United Kingdom‬‬ ‫‪Email: rangarang_london@hotmail.com‬‬

‫‪30‬‬


‫‪31‬‬

‫شمار ‌ه بیستم ‪ -‬اکتبر ‪2013‬‬

‫مراکز توزیع نشریه تریبون آزاد‬ ‫لندن‬ ‫رستوران خیام‬ ‫سوپر تهران‬ ‫آژانس حمید‬ ‫رستوران تهران‬ ‫سوپر گلدرزگرین‬ ‫سوپر ترکی‬ ‫فرهنگسرا و هرمز‬ ‫سوپر سهند‬ ‫سوپر گیشا‬ ‫سوپر هما‬ ‫سوپر دحجله‬ ‫سوپر آری‬ ‫سوپر اصفهان‬ ‫رستوران ‪STAR‬‬ ‫رستوران االچیق‬ ‫رستوران آذربایجان‬ ‫قنادی عسل‬ ‫رستوران شیراز‬ ‫سوپر آلما‬ ‫سوپر پرشیا‬ ‫سوپر دنا‬ ‫سوپر مازندران‬ ‫رستوران پرشین باالس‬ ‫رستوران موالنا‬ ‫سوپر تواضع‬ ‫رستوران کوچک‬ ‫رستوران شبهای تهران‬ ‫سوپر زمان‬ ‫قنادی بهار‬ ‫رستوران آپادانا‬ ‫قنادی رضا‬ ‫سوپر المپیا‬ ‫رستوران شهرزاد‬ ‫رستوران نبشی‬ ‫رستوران یاس‬ ‫قنادی عسل‬ ‫رستوران عسل‬ ‫رستوران پردیس‬ ‫رستوران کندو‬ ‫رستوران ‪rice‬‬ ‫رستوران کیش‬ ‫رستوران فانوس‬ ‫رستوران پرشیا‬ ‫رستوران زیتون‬ ‫رستوران میالد‬ ‫رستوران پرنس پرشیا‬ ‫سوپر آران‬ ‫سوپر زاگرس‬ ‫سوپر فردیس‬ ‫سوپر منصور‬ ‫سوپر دنا‬ ‫سوپر مازندران‬ ‫سوپر ‪SAVE TO SAVE‬‬ ‫کلینیک لموژ‬ ‫دفتر بازرگانی راوندی‬ ‫آرایشگاه بهرام‬ ‫ساندویچ پاپیون‬ ‫‪31‬‬

‫کلن‬ ‫رستوران شیراز‬ ‫رستوران تهران‬ ‫بستنی منصور‬ ‫سوپر اکسپرس‬ ‫سوپر چی چی نی‬ ‫سوپر کاکتوس‬ ‫سوپر ارکیده‬ ‫سوپر ایران‬ ‫فروشگاه گلستان‬ ‫رستوران‪110‬‬ ‫دفتر بازرگانی مهیار‬ ‫آژانس هوایی ایر پالن‬ ‫کتابفروشی فروغ‬ ‫فروشگاه مهر‬ ‫رستوران صدف‬ ‫سوپر شرقی‬ ‫فرانکفورت‬ ‫فروشگاه رویا‬ ‫فروشگاه مش قاسم‬ ‫فروشگاه نگین‬ ‫سوپر شیراز‬ ‫پخش ایران‬ ‫سوپر خراسان‬ ‫هتل آپولو‬ ‫فروشگاه ایران‬ ‫دارمشات‬ ‫پرایم بازار‬ ‫فروشگاه آسیا‬ ‫مونیخ‬ ‫بازارچه حافظ‬ ‫آکسبورگ‬ ‫الکتریکی‌ مسعود‬ ‫سوپر پارس‬ ‫هانوفر‬ ‫سوپرحافظ‬ ‫تراول کاسپین‬ ‫رستوران بلدا‬ ‫سوپر شیرین‬ ‫نورمارکت‬ ‫کتابخانه ایرانیان فاست‬ ‫کارگاه ایرانیان‬ ‫مرکز پناهندگان هانوفر‬ ‫پاکیزه مارکت‬ ‫آرایشگاه آکامتو‬ ‫هامبورگ‬ ‫تماشا‬ ‫پامیر بازار‬ ‫پرسپولیس‬

‫نادی مارکت‬ ‫سوپر مارکت آریا‬ ‫نان بهزاد‬ ‫رستوران سپیده‬ ‫رستوران موالنا‬ ‫رستوران زعفران‬ ‫آخن‬ ‫فروشگاه همدان‬ ‫سوپر سینا‬ ‫سوپر آسیا‬ ‫بن‬ ‫سوپر پرسپولیس‬ ‫سوپر پارس‬ ‫دورتموند‬ ‫فروشگاه پرسپولیس‬ ‫سوپر مارکت ایران‬ ‫پرسپولیس‬ ‫فروشگاه پارس‬ ‫فروشگاه فردوسی‬ ‫آمستردام‬ ‫فروشگاه نوبهار‬ ‫بوخوم‬ ‫کتابفروشی آیدا‬ ‫دوسلدورف‬ ‫فروشگاه مهارانی‬ ‫سوپر تک‬ ‫رستوران کندو‬ ‫قنادی جمیل‬ ‫سوپر آسیا‬ ‫سوپر کلومبوس‬ ‫رستوران ونک‬ ‫اسن‬ ‫فروشگاه اهواز‬ ‫پاریس‬ ‫شهر فرنگ‬ ‫بازارچه‬ ‫اسکان‬ ‫رستوران بناپارت‬ ‫سوپر سپید‬ ‫رستوران شومینه‬ ‫رستوران کلبه‬ ‫سوپر ایران‬ ‫رستوران جت ست‬ ‫رستوران مزه‬ ‫برلین‬ ‫رستوران پرسپولیس‬ ‫فروشگاه خاورمیانه‬ ‫ایران شاپ‬ ‫رستوران سرای‬ ‫رستوران حافظ‬ ‫رستوران آپادانا‬

‫کاشکی ایناجوک بود !‬

‫جمله هایی جالب و خواندنی از مسئولین در این سالها‬

‫سردار رادان‪“ :‬قرار گرفتن چکمه بر =مسئولین نیروی انتظامی در مالقات‬ ‫روی شلوار به دلیل نشان دادن بخشی با یک گروه از وزارت کشور آلمان‪ ،‬آمادگی‬ ‫ازبرجستگی بدن‪ ،‬از مصادیق خالف شرع خود را برای تأمین امنیت بازیهای جام‬ ‫است و تب ّرج به حساب می آید‪”.‬‬ ‫جهانی (در آلمان) اعالم کردند‪.‬‬ ‫=آیت اهلل جوادی آملی‪“ :‬دانشمندان =اسماعیل ططری‪ ،‬نماینده سابق‬ ‫فیزیک‪ ،‬شیمی‪ ،‬بارانشناسی و زمین کرمانشاه‪“ :‬آلمانی ها اگر بشر بودند‪ ،‬یک‬ ‫شناسی‪ ،‬بدون پسوند اسالمی نفهمند‪”.‬‬ ‫زن رقاص رئیسشان نمی شد‪”.‬‬ ‫=حسنی‪ ،‬امام جمعه ارومیه‪“ :‬اگر فرد =احمدی نژاد‪“ :‬اینها… به اندازه بزغاله‬ ‫مشرکی را وقتی فهمیدیم که واقع ًا مشرک هم از دنیا فهم و شعور ندارند‪”.‬‬ ‫شده‪ ،‬باید او رابسوزانیم؛ اگر با گلوله هم‬ ‫=علی الریجانی در جریان رسیدگی به‬ ‫بود اشکالی ندارد‪”.‬‬ ‫پرونده هسته ای ایران‪“ :‬با شکالت راضی‬ ‫=امام جمعه شیراز‪“ :‬گرانی خانه باعث نمی شویم‪”.‬‬ ‫شد جوان پاک ما به جای مسکن‪ ،‬دوست‬ ‫=الله افتخاری‪ ،‬نماینده مجلس شورای‬ ‫دختر و دوست پسر بگیرد‪”.‬‬ ‫اسالمی‪“ :‬در سرزمین اسالمی نباید یک‬ ‫=شکوفه گلخو‪ ،‬رئیس دانشگاه الزهرا‪ :‬مریض زن به دست نامحرم مداوا شود‪”.‬‬ ‫“بدحجابی زنان موجب فعال شدن غده‬ ‫=شکراله عطارزاده‪ ،‬نماینده مجلس‬ ‫هیپوفیز مردان در تولید مثل می شود‪.‬‬ ‫هفتم‪“ :‬کوندالیزا رایس یک پیر دختر‬ ‫=قرائتی‪“ :‬ما آخوندها همیشه مثل گاز امریکایی ولگرد است که ناکامی های‬ ‫اشک آور عمل می کنیم؛ فقط بلدیم گریه جنسی وی موجب عقده شده است‪”.‬‬ ‫مردم را در آوریم‪.‬‬ ‫=سخنگوی دولت‪ ،‬پس از تصویب‬ ‫=س ّید حسین مرعشی‪“ :‬احمدی نژاد الیحه بودجه‪“ :‬دولت‪ ،‬مسئول گرانیهای‬ ‫نه فقط معجزه هزاره سوم‪ ،‬که معجزه سال آینده نخواهد بود‪”.‬‬ ‫هزاره چهارم هم هست‪.‬‬ ‫= وزیر کشور (در مورد انتخابات)‪:‬‬ ‫=امام جمعه تبریز‪“ :‬علت زلزله اخیر “آنقدر که به فکر آفتابه لگن هستیم‪ ،‬به‬ ‫تبریز‪ ،‬اظهارات اعلمی‪ ،‬نماینده تبریز در فکر تقویت محتوای برنامه ها نیستیم‪”.‬‬ ‫مورد س ّیدالشهدا بود‪”.‬‬ ‫= احمدی نژاد‪“ :‬امریکا به ایران حمله‬ ‫=آیت اهلل خزعلی‪“ :‬حجاب موجب باال نمی کند؛ چون من مهندسم و مسائل را‬ ‫رفتن معدل دانشجویان می شود‪”.‬‬ ‫تحلیل می کنم‪”.‬‬ ‫احمدی نژاد‪“ :‬ایران قدرت اول جهان‬ ‫=احمدی نژاد‪“ :‬یه دختر بچه دو ساله…‬ ‫است‪.‬‬ ‫زبونشون اسپانیولیه‪ ...‬یه نیگاه کرد به من‪،‬‬ ‫=آیت اهلل حسنی‪“ :‬اگر مؤمنین غسل گفت‪« :‬این محموده‪ ،‬این محموده‪”».‬‬ ‫جمعه را انجام ندهند‪ ،‬مشکالت کمبود گاز‬ ‫=احمدی نژاد‪“ :‬یکی از شخصیتهای‬ ‫مرتفع نمی شود‪”.‬‬ ‫شرق آسیا‪ ،‬از مسئولین درجه یک اومد‬ ‫=احمدی نژاد‪“ :‬نفت را سر سفره به دیدن ما‪ ...‬خالصه حرفش این بود که‬ ‫مردم می آوریم…”بعد از انتخابات‪“ :‬نفت اومده بود زنبیلش رو بذاره تو صف بگه ما‬ ‫خوردنی نیست که سر سفره ها بیاوریم‪ ”.‬مشتری شما هستیم‪”.‬‬ ‫=الهام‪ ،‬سخنگوی‪( ‬وقت) دولت‪“ :‬نفت =حجت االسالم و المسلمین مهدی‬ ‫را سر سفره مردم نمی آوریم‪ ،‬بوی بد می پور‪“ :‬رواج بی بند و باری در یک جامعه‪،‬‬ ‫باعث بروز زلزله می گردد‪.‬‬ ‫دهد‪”.‬‬


Turn static files into dynamic content formats.

Create a flipbook
تریبون آزاد - شماره 20 by Rangarang - Issuu