مطالبی که در این شماره می خوانید: آفتاب مبارزه ،چهرۀ آدم برفیها را آب میکند
ویترنهای ریا ،تصویرهای مسموم ،چهرههای مزدور و آلوده!
...و خلیج همیشگی فارس :فریاد خواهم زد
Issue no 16. Friday 22 February 2013 تریبـون آزاد ،شمـاره بیستم ،آبان 1392
اکتبر ، 2013بها در انگلستان 80پنس و در اروپا 1یورو
شماره آینده تریبون آزاد بیست و پنجم نوامبر منتشر میشود
جهت چاپ آگهیهای خود از همین حاال اقدام نمائید آگهی در تریبون آزاد معرف کسب و کار شما به هزاران فارسی زبان در سراسر اروپا است آگهی در تریبون آزاد ,انتخاب صحیح و منطقی شما در نشریهای که باالترین تیراژ و بیشترین خواننده را دارد. آگهیتان را در نشریه تریبون آزاد که آگاهی به خوانندگان خود میدهد چاپ کنید. جهت درج آگهیهای خود با دفتر مرکزی در لندن تماس بگیرید.
00442082080010
سیگنالهای سبز و خون سرخ
گریز آگاهانه از زندانی به بزرگی ایران
مبارزه با رژیم جمهوری اسالمی یک نبرد جهانی است نگاهی به روزهایی که لندن در کنترل و هدایت ایرانیان دلسوخته و مبارز واقعی علیه رژیم بود
صدای آمریکا و BBCکارواش جمهوری اسالمی
نقش تاریخی و تاثیرگذار هنرمند راستین به یاد او که سلطان همه قلبهاست
در اینجا هر روز ما میمیریم و زنده میشویم
سی ان ان:
حکم اعدام مجدد نشان دهنده بربريت آخوندها
يک مقام عفو بين الملل درباره اعدام مجدد يک زندانی در ايران که پس از اعدام زنده مانده است ،به تلويزيون سی ان ان گفت ،قصد رژيم مالها برای اعدام مجدد این زندانی نشان دهنده بربريت اجرای حکم مرگ توسط حکومت اسالمی است. عفو بین الملل پیش تر در بیانیه ای از رژیم تهران خواسته بود از اعدام دوباره این زندانی خودداری کند. در بیانیه عفو بین الملل آمده است: این زندانی اعدامی به نام علیرضا73 ، ساله در زندان بجنورد در شمال شرق ایران به دار آویخته شد و پزشکی قانونی نیز مرگ او را تایید کرد اما خانواده علیرضا به هنگام مراجعه برای دریافت جنازه وی ،متوجه شدند او زنده است. سانجيو بری ،مدير ارشد خاورميانه و شمال آفريقای عفو بين الملل در این باره و با اشاره به تغییر دولت در ایران به سی ان ان گفت ،عفو بين الملل در رابطه با حکم اعدام در ايران ،تغييری را ثبت نکرده است .طی سال جاری بيش از 500نفر در ايران اعدام شده اند و مشکل روز به روز بدتر می شود. فيليپ لوتر مدير بخش خاورميانه و شمال آفريقا در سازمان عفو بين الملل نیز در این رابطه به خبرگزاری فرانسه گفت، وضعيت دهشتناک اين زندانی که با اعدام مجدد مواجه است ،نشان دهنده بيرحمی و ضدبشری بودن جمهوری اسالمی است.
.kÃGI¶oÎ ®ÅIe tIµU oÄp ÁI¿¹ÿ±U »I¶ ·IMp ÂwnIÎ ·HnI§µÀ IM I] »npn » oTzÃM ÂÀI¬A ÁHoM
0221 - 9247 133 s
Partner:
ºHoÄH ·I¹ö¼µÀ ÁHoM ½sÄ» þÃÿhU IM oÄp oLT÷¶ ÁI¿T¨o{ IM RoÎIv¶
Neumarkt 49 - 50667 Koln www.aeroplan.de info@aeroplan.de
Mauritiussteinweg - 50676 Mauritiussteinweg 116 116 - 50676 KölnKöln
دکتر عباس شیرافکن:
LEMOGE CLINIC
کلینیک زیبایی
دکتر عباس شیرافکن ،دکتر ویلیامز و بیوتراپیستهای با سابقه
آیا پوست و موهای زائد بدن آزار دهنده نیست؟ آیا چروک های صورت به زیبائی صدمه نمی زند؟ آیا مسن شدن پوست صورت ناراحت کننده نیست؟ پس چرا به دنبال راه چاره نیستید؟
همه راهها به کلینیک لموژ ختم میشود، می پرسید چرا؟
چون بهترین سرویس با ارزانترین قیمت و بهداشتی ترین خدمات را به مشتریان خود عرضه می کند -1لیزر برای از بین بردن مو: صورت از - £45زیر بغل از - £35چانه از - £ 20باالی لب از £ 20 بیکینی از - £ 45پا از - £ 99پشت گردن از - £30گونه ها از £30 -2تزریق بتاکس در ناحیه پیشانی و اطراف چشم ،اطراف دهان و کنار بینی برای از بین بردن چروک از £100به باال -بزرگ کردن لب £150 -3از بین بردن مویرگهای قرمز - £35الیه برداری پوست صورت جوان کردن پوست £35 -4تمیز کردن صورت از £16الی - £50کلیه درمانهای زیبایی الکترولیز -5الیه برداری پوست صورت £35 Contact Lens, Fresh look -6رنگی برای ایرانیان £10
TATOO
جهت هرگونه راهنمائی در زمینه های
زیبایی و بهداشتی به کلینیک لموژ و دکتر عباس شیرافکن تماس بگیرید. 020 73724433 020 73720044 Mon-Fri 9:30 – 7:00 Sat 9:00-6 :00 Sun 10:00-5:30
191 Kilburn High Road )London NW6 7HY (near Bingo
پيری و چين و چروک پوست در خانم ها و بافت پوستی ساختار استخوان نیز تغییر میکند .هاوارد النگستین ،رییس مرکز جراحی پالستیک و ترمیمی در دانشگاه روچستر ،در اینباره گفت: «مدتهاست که پزشکان دریافته?اند علت اصلی پیری نزول بافت نرم و از دست رفتن خاصیت ارتجاعی پوست است ».وی افزود« :اما تا امروز تغییر طول و عرض استخوانها به خصوص در ناحیه صورت ارزیابی نشده بود».
وقتی ردپای پیری ،از چین و چروک گرفته تا افتادگی پلک ،در صورت خانمها پیدا میشود؛ خیلیها به این فکر میافتند که با مراجعه به یک متخصص زیبایی صورتشان را دوباره زیبا کنند. این درمانهای زیبایی از کشیدن پوست صورت تا تزریق ژل و بوتاکس متغیر است با پیر شدن ،اسکلت صورت است که پیر میشود و تغییر میکند .با تغییر شکل استخوانهای صورت زیر ساخت تغییرات اسکلتی با افزایش سن پوست و عضالت صورت دچار اختالل به گفته رییس مرکز جراحی و پوست و بافتهای نرم صورت از پالستیک و ترمیمی در دانشگاه روچستر این امر با سی تی اسکن 06 حالت اصلی خود خارج میشوند. مرد و 06زن در سنین جوانی بین 02 نتایج مطالعات جدید تا 04ساله ،میانسال 14تا 46ساله و مطالعات جدید نشان میدهند که مسن 56ساله به باال به دست آمده نه تنها چین و چروک آشکار کننده است .تحقیقان نشان داد با افزایش افزایش سن است ،بلکه با باال رفتن سن ،کاسه چشم افراد گستردهتر سن ،ساختار استخوانهای صورت نیز میشود ،فاصله بین برجستهترین تغییر میکند .به گفته دانشمندان ،بخش از پیشانی تا باالی بینی کاهش با افزایش سن ،همه استخوانها در مییابد ،گردی استخوانهای گونه بدن انسان تغییر شکل میدهند و در کمتر میشود ،استخوان بینی بازتر بسیاری از قسمتها نیز استخوانها به و فک پایین منقبض میشود .البته شدت نازک میشوند .این پژوهشگران تغییر در اندازه چشمها ممکن است در با استفاده از توموگرافی کامپیوتری اثر چین و چروک پیشانی نیز باشد. (سیتیاسکن) به تجزیه و تحلیل همچنین این مطالعات نشان داد که استخوانهای صورت مردان و زنان در این تغییرات در زنان زودتر از مردان بروز میکند گروههای سنی متفاوت پرداختند. این تحقیقات نشان داد که با افزایش سن و تغییر در نفوذپذیری ماهیچهها
LEMOGE DENTAL CLINIC
کلینیک دندانپزشکی لموژ زیر نظر دکترحکیم و دکترآتنا
(با بیش از 12سال تجربه در لندن )
معاینه رایگان
Quality Dental care for all familly at affordable prices Free Consultation, Check up & X-Ray free of charge Filling £25 341 kilburn High Road NW6 Extraction from £40 We look forward to welcoming you Crown & Denture from £150 to mak an appointment please contact on: Bridge from £150 02076256060 - 02076255500 Whitening from £120
2 فروشگاه شماره
Cricklewood Lane NW2 1EX Tel: 020 8450 8000
EVER FRESH FISH
5
شمار ه بیستم -اکتبر 2013
آفتاب مبارزه ،چهرۀ آدم برفیها را آب میکند مینویسم چون خود را وام دار سرزمینی میدانم که حداقل طی این 35سال شاهد مرگ شیرزنان و شیرمردانی بوده است که در راه آزادی این سرزمین جانهای پاک و خونهای مقدس خود را نثار کردهاند. مینویسم چون بیرحمترین و ناعادالنهترین دوران تاریخ سرزمینمان را شاهد هستیم .دوران مردانی که عصا از کور میدزدند و نان را از سفره فقیر پنهان میکنند. مینویسم از دوران سیاه نکبت بار حاکمیت دست نشانده و خونخوار که سرزمینمان را به این خشکسالی اندیشه و قحطیزدگی محبت و عاطفه و حس انسانیت دچار کرده است! مبارزه سفری بیپایان است وقتی هدفی مقدس و روشن چون آزادی وطن در پیش باشد .آنان که از جنس آب دیدگان تاریخ بوده و هستند ،مانند همه نامهای ماندگار تاریخ ،از خود نامی و نشانی به جای میگذارند. مینویسم چون در دل تاریخ ناگفته 35ساله کشورم نام هزاران انسان دلیر و به خون خفته نقش بسته است. اینان یادگاران عزیز دردانههای تاریخ هستند. به پاس خون پاکشان مینویسم .فریاد میکنم. چنگ بر چهره دزدان وطن میکشم .افشا میکنم، رسوا میکنم تا در دل تاریخ 35ساله مطبوعات ایران ثبت شود که در بازار حراج معرفت ،انسانیت و ایرانیت بودند کسانی که با اندک بضاعتی و با مشقت و دستی تنها راه آنان را پاس داشتند و تالش کردند رهرو همان مسیر مقدس باشند و بهای آن را هم هر ثانیه ،دقیقه ،ساعت ،روز ،هفته و ماه و سال با شیرازه جان خود پرداختند. می نویسم و از فشارهای طاقت فرسای مالی، حمالت بیامان شایعه سازی ،بستن راههای کسب درآمد از محل آگهیهای تجاری ،توطئههای کثیف با گزارشهای ساختگی به مراکز پلیس و ...جهت ایجاد دردسرهای شخصی ،و ...نهراسیدم و نایستادم. مینویسم ،میگویم و ادامه خواهم داد هرچند افتان و خیزان .هستم و خواهم بود تا خاری در چشمان دزدان وطنم باشم. من سعی می کنم امانتدار همه روزنامهنگاران شریف و وطنپرست کشورم باشم .سی و اندی سال است همانطور مینویسم و میگویم که روز اول آغاز کردم .اگر شمایان شاهد تاخیرهای مکرر نشریه تریبون آزاد هستید حتماً میدانید در جنگ
تریبون آزاد
نشریهای آزاد ،برای ایرانی آزاد و ایرانیان آزاده
زیر نظر شورای نویسندگان
,P.O.Box 2821 LONDON NW2 1DS Tel: 020 3730 1775
Email: rangarang_London
@hotmail.com www.rangarang.co.uk
تریبون آزاد در قبال مطالب و مقاالتی که بهوسیله افراد دیگر نوشته میشود و آگهیها مسئولیتی نمیپذیرد چنانچه نام و اسامی افرادی برده میشود آنان نیز حق خواهند داشت که جوابیه و نظریات خود را بر اساس قانون مطبوعات برای ما ارسال و ما نیز اقدام به چاپ آن خواهیم نمود. 5
نابرابر با حکومتی که پولهای آغشته به خون جوانان ایران را چون علفهای هرز در خارج از کشور جلوی مشتی اراذل و اوباش ریخته که میداندار فعالیتهای رسانهای باشند و با شیوه همه چیز مجانی فضایی مسموم بسازند. من یک تنه در این میدان دوام آورده ام گرچه کاری مشکل و طاقت فرساست .درآمد ما از طریق آگهیها و تبلیغات است که بتوانیم زندگی مطبوعاتی خود را ادامه دهیم و اینان ناجوانمردانه بازاری کاذب به وجود آوردهاند که دیگر قیمت ها بیارزش شده است و همه چیز رنگ مجانی یا در حد مجانی به خود گرفته است. برای مثال پاسداری در لندن نشریه دار شده است و قیمت آگهیها را به اندازه یک صفحه روزنامه به 5پوند و حتی خوردن یک وعده غذا در رستوران و یا بردن پاکتی میوه معامله میکند .اما چه باک هر چه کار سختتر ،مبارزه لذتبخشتر ،میدان مبارزه آدمهای سنگی میخواهد با روح و قلبی انسانی نه چهرههایی برفی که در مقابل نیاز احتیاج و تمنا آب میشوند چون جنسشان آفتابی نیست. مینویسم چون هنوز انسانهایی شریف و مظلوم هستند که نیاز دارند قلمی در رسانههایی همراه و همسوی آنان باشد تا احساس تنهایی و نارفیقی نکنند .من در هر مسئله و موضوع که در عرصه رسانه ها و دیدگاه همگان باشد دخالت میکنم ،نظر میدهم و موضع میگیرم ،چون خود را بخشی از تاریخ 35ساله رویدادهای کشورم میدانم. من کاله خود را به احترام همه کسانی که طی 35 سال اخیر مقابل این رژیم ضد ایرانی ایستادهاند از سر بر میدارم و سر تعظیم مقابلشان فرود میآورم و در مسیری که میروند همراه و همدوششان خواهم بود ،خواهم گفت و خواهم نوشت .وظیفه من نگارش تاریخ این دوران است ولی از نگاهی ملی ،میهنی و گفتن حقایق و روشنگری در جهت حفظ منافع ملی سرزمینم! باکی از هیچ بنی بشری نداشته و ندارم .نگران هیچ چیز نیستم .زندگی و داراییام نشریهای است که 25سال از عمرش میگذرد و در این گذران به شکل ماندگاری به نامهای مجله رنگارنگ ،تریبون آزاد ،هفت روز هفته در عرصه تاریخ مطبوعات خارج از کشور حضور داشتهاند و نقش مهم خود را ایفا کردهاند.
«بازارچه اروپا»
کلید گمشده قفل تجارت فارسی زبانان در اروپا با تولد مجله «بازارچه اروپا» پیدا شدو از این پس مجله بازارچه اروپا پل ارتباطی محکمی در میان فارسی زبانان در اروپا میباشد و شناسنامه زیبا و باهویتی خواهد بود که معرف کسب و کار و تجارت و نیازمندیهای شما خواهد بود. آگهی باید آگاهی دهنده و چشمگیر و زیبا باشد و با کادر حرفهای و ورزیده خود تجارب 25ساله خود را در خدمت شما قرار دادهایم و بازارچه اروپا تولدی است که پشتوانهای غنی و شناخته شده و معتبر را با خود همراه دارد .در بازارچه اروپا هر فارسی زبان یا هر ملیتی میتواند پیام تجاری خود را در معرض دید هزاران شهروند در سراسر اروپا قرار دهد. فقط کافیست شما یکبار پیام تجاری و آگهی خود را در بازارچه اروپا امتحان کنید .مطمئن باشید که دیگر از ما جدا نخواهید شد و از حامیان و مشتریان مجله بازارچه اروپا خواهید شد!
و اما تریبون آزاد
تریبون آزاد نشریهای است که با حضورش بر سرمایهگذاری و برنامهریزی 20ساله حکومت جمهوری اسالمی خط بظالن می کشد. جمهوری آخوندی طی این سالها با هزینه میلیونها پوند و یورو و با استخدام مزدورانی بسیار موفق شده بود فاصلهای میان اپوزیسیون و منازل ایرانیان در اروپا به وجود آورد و نشریات مورد عالقه مردم را یکی یکی از دور خارج کند ،ولی نشریه تریبون آزاد در تیراژ 4رقمی موفق شد تابوی ساخته به وسیله رژیم را بشکند و با چاپ اطالعیهها و اعالمیههای سازمانها و احزاب سیاسی به خانههای فارسی زبانان برود و نقشه شوم رژیم را خنثی کند. این بزرگترین تاثیر و نقش یک نشریه مستقل و ملی است که بتواند طرحها و سرمایهگذارها و چهرههای مزدور رژیم را بسوزاند و نشریه تریبون آزاد موفق به این کار شده است و تنها دل نگرانی ما مشکالت مالی است که تعداد آگهیها و قیمتهای آگهیها در بازار جوابگوی هزینههای نشریه نیست. و به هر حال امیدواریم در این بازار مسموم و آشفته بتوانیم کماکان نشریه تریبون آزاد را چون تیری در قلب رژیم و همکارانش فرونشانیم. به امید آزادی سرزمینمان
راست و دروغ! خادم و خائن!
این شماره از نشریه تریبون آزاد را که شما میخوانید در طول 35سال زندگی اجتماعی ،ورزشی، سیاسی من در بعد از انقالب یک تفاوت اساسی دارد و این تفاوت هم دو بخش دارد که بخشی مربوط به من و بخشی مربوط به قول و قراری است که نمیتوانم درباره آن حرف بزنم. در رابطه با من برای نخستین بار در طول زندگیم کمکی را قبول کردم که بر خالف شیوه حفظ استقالل همیشگی من بوده است .ولی بهر حال کمکی بود تا این نشریه خار چشم دشمنان ملت ایران منتشر شود .کمک کننده عزیز هم با آشنائی کامل با من ،ضمن تامین بخشی از هزینه انتشار، با محترم شماردن آزادی و استقالل شیوه حرفهای این نشریه نخواسته است که من نامی از او بیاورم. میتوانستم همین چند خط را هم ننویسم .میتوانستم طی همه سالها هزاران برابر بیشتر از این رقمها بگیرم و آب از آب هم تکان نخورد! و امروز مجبور نباشم به خاطر حضور نشریهای که تمامی خط قرمزهای رژیم را در هم میشکند و چون خاری در چشمان رژیم و مزدوران آن است دست یاری دراز کنم ولی به تنها ارزش واقعی زندگیم یعنی ایران قسم ،نتوانستم شاهد میدانی خالی از حضور نشریه تریبون آزاد باشم و این شادمانی یرای دشمنان ایران باشد که« :دیدی تعطیلش کردیم» !!! تریبون آزاد در دستان شماست تا سیلی محکمی بر چهره آنان باشد!
تریبون آزاد هر دوشنبه در تلویزیون پارس با حضور محمود سرابی هر شنبه ساعت 10شب به وقت لندن و 11 شب در سراسر اروپا و 1بعد از ظهر در سراسر آمریکا برنامه تریبون آزاد از لندن پخش میگردد. محمود سرابی مدیر و سردبیر نشریات رنگارنگ و تریبون آزاد هر دوشنبه نگاهی ویژه و افشاگرانه و روشنگر به مسائل و رویدادهای مختلف سیاسی ،اجتماعی ،تجاری و ورزشی دارد. در چند برنامه گذشته محور سخن سرابی بر فعالیتهای رژیم اسالمی و گسیل نمایندگانش زیر پوشش تاسیس شرکتهای تجاری بوده
است که اهداف آنان بر اساس چه فعالیتهایی بنا شده است .تأسیس تلویزیونهای 24 ساعته ،نشریات ریز و درشت در اروپا ،مراکز فرهنگی ،هنری و ...که در این گردش برنامه، پولشویی حرف اول را میزند. عالقمندان به این برنامه میتوانند هر دوشنبه ساعت 10شب در انگلستان و 11 شب در سراسر اروپا این برنامه را تماشا کنند و چنانچه سواالتی درباره این برنامه داشتند میتوانند با دفتر مرکزی در لندن تماس بگیرند.
0044 - 20 - 3730 1775
رادیو جهانی اسرائیل و چهارشنبهها «جهان ورزش»
هر چهارشنبه از رادیو جهانی اسرائیل در این برنامه نگاهی به فعالیتهای ورزشی در برنامهای تحت عنوان «جهان ورزش» پخش ایران دارد و هر هفته با افشاگری و روشنگری پشت پرده ورزش مافیایی ،اطالعاتی رژیم را میگردد. محمود سرابی به عنوان کارشناس ورزشی برمال میکند.
شمار ه بیستم -اول آبانماه 1292
بیانیه شاهزاده رضا پهلوی در مورد حمله وحشیانه به کمپ اشرف
بار دیگر با نهایت تاسف شاهد اقدام غیرانسانی دولت دست نشانده عراق در حمله به هم میهنان اسیر و بی پناهمان در کمپ اشرف هستیم .جای بسی شگفتی است که سازمان های مدعی دفاع از حقوق بشر ،چشم بر روی چنین فجایعی می بندند و هیچگونه اقدامی در پیشگیری از بروز آن به عمل نمی آورند. این فاجعه غیر انسانی را شدیدا محکوم می نمایم
و با بازماندگان همدردی نموده و برایشانشکیبایی آرزو دارم. آیا زمان آن نرسیده است که هم صدا در مقابل هر ستمی بیایستیم و نقطه پایان بر تمامی بی خانمانی ها ،آوارگی ها و سرگردانی ها بنهیم. خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی
هوشیاری در مبارزه ،شرط الزم برای پیروزی است
نظام مستبد و تمامیت خواه جمهوری اسالمی با اتخاذ سیاست های قرون وسطایی در طی سی و چهار سال گذشته ،هر صدای آزادیخواهی را با بکارگیری روش های مختلف از زندان و شکنجه ،اعدام و قتل های گروهی در درون کشور تا ترور فیزیکی در برون از مرزهای کشورمان سرکوب نموده است. هنوز زخم قتل های دهشتناک دکتر شاپور بختیار، داریوش و پروانه فروهر ،عبدالرحمن برومند ،شهریار شفیق ،محمد مختاری ،هایک هوسپیان مهر ،رضا مظلومان ،سالخی ناجوانمردانه فریدون فرخزاد، بمب گذاری آمیا ،ترور میکونوس ،ماجرای اتوبوس ارمنستان و همه دیگر جانباختگان راه آزادی و انسانیت توسط عوامل جمهوری اسالمی بر بدنه جنبش آزادیخواهان ایرانی التیام نیافته است. قلع و قمع شدید دانشجویان معترض کوی دانشگاه تهران هیجدهم تیرماه ،۱۳۷۸نسبت به بسته شدن روزنامه سالم به دلیل فاش نمودن نقش سعید امامی در قتل های زنجیره ایی و نیز قدرت سیاسی پشت پرده ی اطالعات جمهوری اسالمی، توسط رژیم والیت فقیه منجر به کشتار شمار زیادی از آنان گشت. همه تالش و هم و غم من از ابتدای بروی کارآمدن این نظام مستبد ،یاری دادن به همبستگی و همیاری هم میهنانم بوده است .اما تحوالت چندساله اخیر در ایران ،نسل جدیدی را وارد صحنه مبارزات مدنی کشورمان کرده که به دور از هرگونه وابستگی ایدوئولوژیکی ،تنها به ایران و ساختن آینده ایی شایسته ملت بزرگ ایران ،می اندیشد. پس از سرکوب و ضرب و شتم معترضین به دور از خشونت واقعه خرداد ،۸۸اعدام و زندانی کردن کنشگران سیاسی ـ مدنی ،نسلی دیگر به برون از مرزهای کشورمان مهاجرت نمود و باری دیگر صدای آزادیخواهان رو به خاموشی رفت .در چنین شرایط حساس سرنوشت ساز و تاریخی سرزمینمان ،از همه نیروهایی که بر یافتن راهی به دور از خشونت و مبتنی بر اعالمیه جهانی حقوق بشر تاکید دارند، دعوت نمودم تا همگام با نیروهای سیاسی -مدنی درون مرز ،برای تشکیل شورای ملی ایران برای
انتخابات آزاد در مقابل حکومت تمامیت خواه جمهوری اسالمی ،با یکدیگر همکاری نمایند. پس از گذشت دوسال گفتگوهای پی در پی و رایزنی های گوناگون با همه نیروهای مبارز ایرانی، مجمع موسس شورای ملی ایران به تاریخ ۷و ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲خورشیدی در شهر پاریس نه با « دعوت و گزینش » بلکه با برگزاری یک « انتخابات آزاد » تشکیل و تاسیس شد .هرچند بسیاری براین باور بودند که برگزاری انتخابات آزاد برای تشکیل مجمع موسس ،راه را برای ورود نیروهای فرافکن باز می گذارد ،ولیکن کمیته هماهنگی پایبند به آرمان محوری منشور شورای ملی ایران ،با قبول پرداخت هزینه های ممکن در این مسیر پرفراز و نشیب، برگزاری انتخابات آزاد را به دعوت و گزینش ترجیح داده و مجمع موسس شورای ملی ایران را آبرومند برگزار نمودند. اکنون چهارماه از تاسیس شورای ملی ایران می گذرد ،عده ایی در درون شورای ملی برآن شدند تا در مقابله با اساسنامه و آیین نامه داخلی شورا با ایجاد هرج و مرج ،با اتهام زنی و فرافکنی و اتالف وقت در پیشبرد کارها ،در مقابل پا گرفتن این نهاد نوپا بایستند و با موازی سازی این نهاد فراحزبی و فراجناحی را به نام « طرفداران اینجانب » برهم زنند.
با دریافت اسناد گوناگون از مراجع معتبر ،به آگاهی شما می رسانم که جمهوری اسالمی با پرداخت هزینه های گزاف پس از سه دهه ترور و کشتار در خارج از کشور به سیاست های جدید دیگری همچون ترور شخصیتی ،افترا و تهمت زدن به دیگری و ایجاد شکاف اقدام نموده است. بار دیگر از همه شما مبارزین راه آزادی و انسانیت دعوت بعمل می آورم تا فریب عوامل این نظام فریبکار را نخورده و دست در دست هم با باور به منشور شورای ملی ایران برای رسیدن به آزادی و احترام به انسانیت کوشا باشیم. چه آنها که غرض ورز هستند ،چه آنها که تجارت سیاسی خود را در خطر می بینند ،چه آنها که عوامل مستقیم و یا غیر مستقیم نظام جنایتکار جمهوری اسالمی هستند و چه آنها که از نام اینجانب برای تخریب این جنبش ملی در تالش و تقلی هستند، بدانند که شورای ملی ایران به جلو حرکت می نماید و من بعنوان سخنگوی این نهاد فراحزبی و فراجناحی همچنان باورمند به منشور شورای ملی ایران ،همراه و همگام با یاران آزادیخواه درون و برون مرزهای کشورم تا برگزاری انتخابات آزاد در ایران می ایستم و مبارزه را تا پیروزی نهایی ادامه می دهیم. افق سیاسی من ،گذر از شرایط کنونی در چارچوب نافرمانی های مدنی به دور از خشونت و آشتی ملی برای گذار به فردایی بهتر برای مردم کشورم ایران است .و هیچ نیرو و قدرتی نمی تواند اندیشه آزادیخواهی را حذف و یا نابود نماید. خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی
اشرف دهقانی:
6
چریکهای فدایی خلق و بختک حزب توده خائن
امسال ناگهان حجم وسیعی از مطالب مختلف در مورد حزب توده تحت عنوان هفتادمین سالگرد تأسیس آن حزب منتشر شدند که مجموعهای از آن ها هم اکنون در صفحه ویژه سایت فارسی بیبیسی زیر نام "بررسی کارنامه حزب توده ایران" در دسترس است .هر چند که جریان سیاسیای که امروز به نام حزب توده شناخته میشود در شرایط کنونی کمترین وزنه سیاسی را داراست ،اما از آن جا که نام حزب توده اساساً با یک دوره از تاریخ مبارزاتی مردم ایران در دهه بیست و اوایل دهه سی در ایران گره خورده است همواره در ارتباط با این نام ،چه در جهت تحریف و قلب واقعیتهای مبارزاتی آن دوره و چه به منظور تجربه اندوزی از گذشته برای ساختن آینده ،تالشهائی صورت میگیرد .این امر مسلماً در مورد مطالب اخیرا ً منتشر شده در بیبیسی نیز صادق است. در باره آن مطالب از زاویهای میتوان گفت که در حالی که کم و بیش اطالعات درستی در میان آن ها وجود دارد ولی تا جائی که به موضوع نقد و بررسی و تحلیل واقعیت حزب توده در گذشته یا در حال حاضر بر میگردد ،برخورد در این نوشتهها در مجموع سطحی و ژورنالیستی است و از حد موضع گیری بر له و علیه حزب توده فراتر نرفته است .همچنین دیده میشود که در طی مطالب منتشر شده دست به تالش مجددی زده شده تا همچون گذشته (به
طور برجسته قبل از آغاز مبارزه چریکهای فدائی خلق) کمونیسم و کمونیستها در ایران با توسل به رسوائیها و ننگها و خیانتهای حزب توده مورد تبلیغات منفی قرار گرفته و کوبیده شوند .عالوه بر این ها ،یک ایراد اصلی در مطالب مورد بحث ،قاطی کردن مرز بین حزب توده دهه بیست و سالهای اول دهه سی با حزب توده تغییر ماهیت داده بعدی میباشد؛ به گونهای که آن حزب توده که در میان نیروهای مردمی جا داشت با حزب توده کنونی که دارای ماهیت ارتجاعی و ضد خلقی است صرفاً به خاطر داشتن یک اسم واحد یکی گرفته شده است .مسلم است که این نوع برخورد با وقایع تاریخی و عدم تفکیک پدیدههای مشخص با ماهیتهای متفاوت و متضاد از یکدیگر -هر چند آن ها دارای یک اسم واحد بوده باشند -در فهم درست واقعیتهای تاریخی اخالل ایجاد نموده و مانع از درک درست و علمی وقایع و تجزیه و تحلیل آن ها و اخذ تجربه برای پیشبرد مبارزات کنونی و آینده میگردد .اهمیت این امر به خصوص در آن جاست که در سال های اخیر نشانههای روشنی از گرایش نسل جوان مبارز امروز ایران به کنکاش در تاریخ مبارزاتی نسل پیش از خود به منظور تجربه اندوزی از آن بروز یافته و به سرعت در حال گسترش است و لذا بسیار ضروری است که هم اطالعات درست از گذشته در اختیار این نسل قرار داده شود و
از اولین ساعات یکشنبه 10 شهریور ،نیروهای سرکوبگر نوری المالکی اقدام به حمله مسلحانه به 100تن از ساکنان کمپ اشرف نمودند .این حمله جنایتکارانه بر خالف توافقهای صورت گرفته با ساکنان و در هماهنگی کامل با سپاه تروریستی قدس ،تحت امر خامنه ای صورت گرفته است. بر اساس اخبار دریافتی در این یورش وحشیانه تا این لحظه (9 صبح یکشنبه 10شهریور) 23 تن از مجاهدان دلیر شهر اشرف به شهادت رسیده و دهها تن دیگر مجروح شده که حال بسیاری از مجروحان به شدت وخیم است. 19تن از مجاهدان شهید عبارتند از زهره قائمی ،گيتی گيوه چيان ،ميترا باقرزاده ،ژيال طلوع ،فاطمه کامياب ،مريم حسينی ،مهدی فتح اهلل نژاد، مجيد شيوياری ،عظيم نارويی، رحمان منانی ،حسن جباری،
سعيد اخوان ،حسين رسولی ،ناصر حبشی ،علی اصغر مکانيک ،علی محمودی ،ابراهيم اسدی ،عليرضا خوشنويس و محمود رضا صفوی سازمان چریکهای فدایی خلق ایران با محکوم کردن این حمله جنایتکارانه که مصداق کامل جنایت علیه بشریت است، از سازمان ملل متحد خواستار اقدام فوری جهت جلوگیری از ادامه کشتار ساکنان کمپ اشرف می باشد. سازمان ما شهادت قهرمانانه زنان و مردان مجاهد شهر اشرف را به خانواده این شهدا ،به سازمان مجاهدین خلق ایران و به همه آزادیخواهان تسلیت می گوید. یورش شهدای اسامی تروریستی به اشرف حسين سلطاني ،امير حسين افضل نيا ،بيژن ميرزايي ،ناصر كرمانيان و امير نظري. زهره قائمي ،گيتي گيوه چيان،
هم کوشش شود با تجزیه وتحلیل علمی و مارکسیستی مسایل تاریخی ،نسل جوان مبارز ایران را در پیشبرد مبارزات خود در جهت رهائی مردم ایران از زیر سلطه دشمنانشان (امپریالیستها و رژیم جمهوری اسالمی) یاری رساند. نگارنده این سطور که در دهه چهل خود شاهد تاثیرات مخرب خیانت و رسوائیهای حزب توده در میان مردم بوده و همچنین بر زمینه تالشهائی که منجر به تشکیل چریکهای فدائی خلق شد در جریان برخورد انتقادی به گذشته حزب توده توسط کمونیستهای فدائی (در جهت از میان برداشتن بختک حزب توده از سر راه جنبش) قرار داشته، وظیفه بازگوئی مهمترین مسایل و نکات برجسته تاریخی در ارتباط با حزب توده ،شکل گیری جنبش نوین کمونیستی و کمونیستهای فدائی و تجزیه و تحلیل آن ها را درمقابل خود می بیند -که امید است نوشته زیر ضمن انجام این وظیفه در خدمت روشن کردن نقصهای عمده مطالب اخیرا ً منتشر شده در مورد حزب توده نیز قرار گیرد.
حمله مسلحانه به کمپ اشرف را محکوم می کنیم ميترا باقر زاده ،ژيال طلوع ،فاطمه كامياب ،مريم حسيني ،مجيد شيوياري ،عظيم نارويي ،رحمان مناني ،حسن جباري ،سعيد اخوان ،حسين رسولي ،ناصر حبشي ،علي اصغر مكانيك ،علي محمودي ،ابراهيم اسدي ،مهدي فتح اهلل نژاد ،عليرضا خوشنويس و محمود رضا صفوي ،اصغر عمادي، شهرام ياسري ،سعيد نورسي، سيد علي سيد احمدي ،سيروس فتحي ،حيدر گرمابي ،كوروش سعيدي ،علي فيض شبانگاهي و حميد صابري .نبي سيف ،هادي نخجيري و شاهرخ اوحدي، علي اصغر قديري شجاع متولي، مهرداد جعفر زاده ،محمد گرجي، قاسم رضواني ،احمد بوستاني، حسين مدني ،ناصر سرابي ،قباد سعيد پور ،ياسر حاجيان ،عليرضا پورمحمدي ،اردشير شريفيان، احمد وشاق ،فريبرز شيخ االسالم، حميد باطبي و حسن غالمپور. 6
7
شمار ه بیستم -اکتبر 2013
مریم رجوی:
پرونده نقض حقوق بشر در ایران باید به شورای امنیت ارجاع شود ایران ۴۷۱ :اعدام ثبت شده از ابتدای ۲۰۱۳تا روز جهانی علیه اعدام در ایران تحت حاکمیت مالیان
ـ اعدام ۲۳۱زندانی شامل ۱۰زن بعد از انتخابات ریاست جمهوری ـ ۳۰۰۰زندانی در زندان قزل حصار در نوبت اعدام هستند. ـ فریب جامعه جهانی و توجیه معامله و مماشات با رژیم آخوندی با دامن زدن به توهم اعتدال و میانه روی
از ابتدای سال ۲۰۱۳تا روز ۱۰اکتبر ،روز جهانی علیه اعدام ،اعدام ۴۷۱زندانی توسط دژخیمان رژیم آخوندی ثبت شده که ۲۳۱تن از آنان شامل ۱۰زن بعد از نمایش انتخابات در روز ۲۴خرداد (۱۴ژوئن) به دار آویخته شدند. این درحالیست که اطالعات بسیاری از اعدامها هرگز به بیرون از زندان درز نمی کند .شماری
از قربانیان جوانانی بودند که هنگام ارتکاب جرم انتسابی ،کمتر از ۱۸سال داشتند .طبق احکام دژخیمان قضاییه ،به تعدادی از محکومان ساعاتی قبل از اعدام دهها ضربه شالق زدند .در همین حال ۳۰۰۰زندانی فقط در زندان قزلحصار در نوبت اعدام هستند.در بسیاری از شهرها برای ایجاد رعب و وحشت ،زندانیان در مألعام اعدام شدند.
برخی از شهرهایی که شاهد صحنه اعدام در مألعام بودند عبارتند از نوشهر ،بابل ،قائمشهر، تنکابن ،شیراز ،جهرم ،فسا ،اهواز ،دهدشت، هندیجان ،شهرکرد ،ایالم و کرج .بسیاری از اعدامها به صورت جمعی و در گروههای۲۰-۱۰ نفره صورت گرفت .رسانه های حکومتی برای ایجاد وحشت بیشتر تصاویر فجیع این اعدامها را
بارونس موریل ترنر ،معاون سابق پارلمان انگلستان
حمایت از مقاومتی با رهبری زنان ،گامی منطقی به پیش در برابر تمام تهدیداتی که رژیم کنونی ایران تحمیل کرده ،از نقض حقوقبشر ،تا حمایت از تروریسم و رسیدن به توانایی تولید تسلیحات هستهیی ،غرب با کمال میل باید این جایگزین را که راه حل ارائه می دهد ،بپذیرد و از آن حمایتکند. این راهحل ،در طرح ۱۰مادهیی برای ایران آینده، به رهبری خانم مریم رجوی ،رئیسجمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران قید شده است .این طرح به تفصیل به چشمانداز ایران آینده ،ایرانی آزاد، دموکراتیک و سکوالر میپردازد ،ایرانی که متعهد به اعالمیه حقوقبشر ،به مشارکت زنان در تمامی جنبههای سیاسی ،اجتماعی و پهنههای اقتصادی، و متعهد به لغو حکم اعدام میباشد .این طرح صحبت از ایرانی میکند که پشتیبان سعادت و صلح
برای خاورمیانه است و نه ایرانی که در جستجوی تسلیحات کشتار جمعی و تسلیحات هستهیی است. به همین خاطر من و همکارانم در کمیته پارلمانی بریتانیا برای ایران آزاد از طرح ۱۰مادهیی خانم مریم رجوی و خواسته شورای ملی مقاومت در به اجرا گذاشتن این تغییرات حمایت میکنیم .همانطور که بعد از اعالم روحانی بهعنوان رئیسجمهور جدید رژیم ایران ،خانم مریم رجوی در سخنرانی خود در گردهمایی ایرانیان تبعیدی در پاریس گفتند: ن ِ آزادی بیان و حقوق بشر ،و تا وقتی «بدو ِ فعالیت احزاب ،آزاد نشده ،تا ن سیاسی و زندانیا ِ سیاست تجاوزکارانه رژیم در سوریه و عراق وقتیکه بمب ادامه دارد و تا وقتی که رژیم برای دستیابی به ِ اتمی پا می فشارد ،هیچ چیز عوض نمیشود»...
سوپر دنا
SUPER DENA کلیه مایحتاج یک خانواده ایرانی را زیر یک سقف گرد آوری منوده است
بطور گسترده منتشر می کنند. نمونه های تکاندهندهیی چون اعدام دو جوان ۲۰و ۲۳ساله در مألعام ،به خاطر سرقت کمتر از ۳۵یورو ،اعدام سه جوان که در هنگام دستگیری ۱۲و ۱۵و ۱۷ساله بودند ،به دار کشیدن بدن خونین و مجروح یک جوان ۲۸ساله در زندان بندرعباس که ساعاتی قبل از اعدام دست به خودکشی زده بود و به دار کشیدن جسد یک زندانی ۲۳ساله در زندان زاهدان که ساعاتی قبل از اجرای حکم بر اثر سکته جان سپرده بود، بیش از پیش رسواگر ماهیت ضدبشری جانیانی است که طی ۳۵سال حاکمیت سیاه خود از هیچ جنایت و دنائتی در حق مردم ایران فروگذار نکرده اند. در همین حال ۳۰۰۰زندانی فقط در زندان قزلحصار در نوبت اعدام هستند .رژیم آخوندی برای تسهیل اعدامهای جمعی سکوهای دار ۲۴ نفره در قزل حصار برپا کرده و هر هفته شماری از زندانیان را مخفیانه حلق آویز میکند. همزمان با اعدامهای خودسرانه مجازاتهای قرون وسطایی چون قطع دست ،کور کردن چشم و بریدن گوش نیز مکمل چرخه جنایت و وحشت در رژیم آخوندی است .صدور شش حکم قطع دست در شیراز و چهار حکم سنگسار شامل دو زن در تبریز ،و حکم درآوردن چشم و بریدن گوش یک کارگر زندانی در تهران ،گوشه دیگری از شقاوت دژخیمان حاکم بر ایران است. مریم رجوی ،رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران ،با تأکید مجدد بر ضرورت ارجاع پرونده نقض سیستماتیک و وحشیانه حقوق بشر در ایران به شورای امنیت ملل متحد گفت :روند فزاینده اعدامها در ایران نشان میدهد دامن زدن
شبهای خاطره انگیز و بیاد ماندنی خود را در فضای صمیمی و متفاوت رستوران کندو زنده کنید
و تبلیغ اعتدال و میانه روی در فاشیسم دینی حاکم بر ایران ،هدفی جز فریب جامعه جهانی یا توجیه معامله و مماشات با این رژیم قرون وسطایی ندارد .وی افزود :رژیم در حالیکه با ژستهای بیمحتوا در نیویورک خواستار لغو تحریمهاست ،با افزایش اعدامها ،قتل عام در اشرف توسط دولت مالکی در عراق ،کشتار بیرحمانه در سوریه ،تشدید صدور بنیادگرایی و تروریسم و تسریع پروژه تولید بمب اتمی ،تالش میکند از بروز خشم مردم و سرنگونی محتوم خود جلوگیری کند. دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
رستوران کندو مناسبترین مکان برای برگذاری مراسم جشنها
و میهمانیهای شما
محصوالت ایرانی به صورت عمده و خرده
Tel: 020 85 66 93 60
6 Ashbourne Parade (On Hanger Lane Roundabout) London W5 3QS 7
Geöffnet: Mo - Do: 12:00 - 22:00 Fr, So: 12:00 - 23:00 Sa: 13:00 - 23:00 دوشنبه تا پنج شنبه از ظهر تا 10شب جمعه تا یکشنبه از ظهر تا 11شب شنبه از 1تا 11شب
Restaurant kandu Martinstraße 34, 40223 Düsseldorf
1579 1541
Tel: 0211
9
شمار ه بیستم -اکتبر 2013
...و خلیج همیشگی فارس:
فریاد خواهم زد
آهنگسازی که ریتم و ترانه با واژه اعتراض گره زده است
در لیست برترینهای رهبری ارکسترهای جهان ،نام محمد شمس از ایران میدرخشد
از زمانی که جست و خیزهای کودکی را آغاز نمود موسیقی در روح و جانش خانه کرد چون خانه آنان میعادگاه عاشقان موسیقی بود و پدرش پشتیبانی مهربان و استادی سختگیر که از 5سالگی تنبک را به جای اسباب بازی به دست او داد تا بنوازد. در دهسالگی ،ساز زیر بغل ،راهی هنرستان موسیقی شد 14 .سال بیشتر نداشت که در میان نوازندگان صاحب نام و مشهور در اکستر فارابی جای گرفت و خوش نشین برنامههای رادیو ،تلویزیون ملی ایران شد. طفل نوپای گروه فارابی پس از اخذ لیسانس کارشناسی موسیقی به رهبری همین گروه برگزیده شد که تا آن زمان تاریخ نشان نداده است که پسری جوان باالنشین ارکسترهای معتبر و بینالمللی شود. در بهار آزادی سرپرست موسیقی صدا و سیما شد شنبه 14سپتامبر روز تولد کانون هنرمندان لندن در صحنه بود و سالن زیبای کلیسای پاریش سنت ماری در منطقه سوئیس کاتج محل برگزاری اولین جشنواره موسیقی هنرمندان لندن بود که د راین گردهمایی هنری در 5قسمت اجرا شد در اولین اجرا زیبا تبریزی با رقص هنرمندانه خودش شور و حالی آفرید .در اجرای بعد گروه سورنا به صحنه آمد و برنامهای متفاوت اجرا کرد و مورد استقبال قرار گرفت .این گروه نشان داد که تواناییهای هنری بیشتری میتواند داشته باشد چنانچه هماهنگی و تمرینات گروهی خود را افزایش دهند. سپس خواننده جوان و خوش صدایی به نام موریس به اجرای برنامه تک نفره پرداخت و چند آهنگ خاطره انگیز را اجرا کرد و تشویق بسیار شد. نوا آهنگ گروه بعدی بودند که به صحنه آمدند و با تلفیقی از موسیقی پاپ و سنتی به اجرای برنامه پرداختند. و در پایان گروه نغمه به صحنه آمد و اجرای آهنگهایی زیبا و دلنشین حاضرین را به وجد آوردند و متن زیر را که میخوانید گزارش کوتاهی از سوی برگذارکنندگان این برنامه است. نگاهی از سوی ژورنالیستی که مهمان برنامه بوده است که در کل به برنامه نمره قبولی داده است ولی نکاتی را دیده است که شاید با نوشتن آن کمکی به برنامههای آتی بنماید. ابتدا باید پذیرفت دیکته ننوشته غلط ندارد ولی وقتی حضورت را در صحنه اعالم میکنی حق طبیعی دیگران است که هر آنچه را میبینند دربارهاش اظهار نظر کنند التبه با در نظر گرفتن اینکه چه کسی میگوید یا مینویسد متاسفانه چند سالی است فضای لندن آشفته و درهم شده است و مانند ایران که هیچکس سر جای خود براساس لیاقت و شایستگی و به علم و دانش نیست این ویروس همه گیر به لندن هم رسیده است و به یمن وجود کانالهای مسمومی که با پولهای نامرئی اداره میشوند مانند BBCفارسی، من و تو ،ایران فردا و صدای آمریکا و... چهرههایی را به مردم فروختهاند که اینان در شرایط عادی آدمهای درجه پنجم و ششم یک جامعه سالم و معمولی هستند ولی از هنر تصویری آلوده اینان به زور به خورد جامعه دادهاند تا انسانهای درجه یک و سالم و وطنپرست را به ظاهر بایکوت کنند .این مقدمه را نوشتم تا فضای کلی
9
که زمستان سیاه دیکتاتوری از راه رسید و محمد شمس که ابزار عشقبازی عارفانهاش با سازها مهر ممنوع خورد عطای کار را به لقایش بخشید و عشق را در صندوقخانه ممنوعههای حکومتی پنهان نکرد بلکه پرید و بر شاخه استوار کمان آرش نشست تا تیری شود تا در چشمان دشمنان ایران. او هر آنچه ساخت و میسازد صدای فریاد آزادیخواهی در دل آهنگهایش است. محمد شمس که امروز در جهان پراعتبار موسیقی و رهبری ارکسترهای بزرگ ،نامش را با خط زرین نگاشتهاند و بارها و بارها برجستهترین نوازندگان بزرگ جهان را در ارکسترهای بینالمللی رهبری کرده است هنوز در آرزوی روزی است که در وطن سوخته اللههای سرخ و ترانهها و آهنگهای حماسی خلق کند.
حرکتی تازه در لندن
به همت گروه موسیقی نغمه، کانونهنرمندانلندنآغازبهکارکرد
اولین جشنواره موسیقی هنرمندان لندن با استقبال روبرو شد
اجتماعات حال حاضر ایرانیان را در لندن ترسیم کرده باشم .در چنین فضایی القاب به آسانی حارج میشود و «استاد» قاب دستمال تعارفات شده است و به زور به اسامی افراد میچسبانند که طرف به ظاهر کسی جلوه کند این استادان که اکثرا ً از توبره حکومتی مالیان سر و کله شان در لندن چند سالی است پیدا شده است در هر محفل و مجلسی برای خبرچینی هم شده حضور دارند که البته چند سالی است غیبت افرادی که سه دهه در لندن تالش و کوششی خستگی ناپذی در حفظ و اتحاد جامعه ایرانیان در لندن را به دوش کشیده اند باعث این آشفتگی بوده است که از این پس خواهیم بود و کارنامه و شناسنامه بودارها را معرفی خواهیم کرد چون حرفه روزنامهنگاری این است که وجدان جامعه خود باشدو چشم و زبان و گوش جامعه از وظایف ژورنالیستی حرفهای و سالم است و اما این برنامه: آنچه که مسلم است ما ایرانیان در کارهای گروهی و تیمی ید طوالیی در جر زدن داریم و همیشه میخواهیم یک خود را با 99دیگران مساوی بدانیم و به همین دلیل اکثر کارهای دسته جمعی و گروهی ما به ندرت عاقبت بخیر میشود. این جشنواره از ابتدا ایده تا پایان اجرا قدر مسلم زحمات و مشکالت آن به طور دسته جمعی تقسیم نشده بود و گروه نغمه با حضور جمشید رضایی و ناصر کندازی
بیشترین سهم را داشتند و مهمترین قسمت هر کاری مسئله مالی است که دست چه کسانی به جیب می رود! و باعث و بانی اجرای هدف می شود؟ چه کس یا کسانی بیشترین وقت و زمان زندگی خود را صرف روزهای دوندگی و تدارکات برنامه میکنند؟ چه میزان کس یا کسانی به دنبال برگذاری چنین برنامههایی هستند با ایرانیان لندن نشین آشنایی و ارتباط دارند و مورد پذیرش هستند؟ اینان که نوشتم بخشهایی روبنایی و ساده یک کار گروهی است و جهت اطالع بگویم نزدیک به سی سال است بنده پرچمدار فعالیتهای ایرانیان در زمینههای ورزشی ،سیاسی ،فرهنگی بودهام و با داشتن کانال تلویزیونی و مجله رنگارنگ بیشترین خدمات را برای جامعه انجام دادهام و به همین دلیل میدانم یک کار دسته جمعی چه مشکالتی دارد. قبل از هر چیز گفتم که با آگاهی باید درباره هر چیز نوشت یا گفت تا حق مطلب ادا شده باشد .اولین بار در محلی جدید و ناشناس و در شبی که چند برنامه دیگر هم در لندن اجرا میشود و برای این برنامه حضور نزدیک به چهارصد نفر عالی بود. اجراها در حد نام و سابقه اجرا کنندگان در کل خوب بود و با توجه که گروه اول به نام سورنا و خاننده گروه بسادگی نشان میداد هماهنگی الزم را نداشتهاند و جالب بود برای پایان دادن برماه خود گویی دلخور هم شدند و مانند مهمانی که از میزبان
وقتی به ساختههای او که جان گرفته از ریشه وجودی انسانهای آزادطلب است گوش میدهی به تو حس و قدرت مقابله با حریف عمامه بسر میدهد. ما زن و مرد جنگیم ،بجنگ تا بجنگیم .یا وقتی از ساختههای جاودانی او «خلیج همیشگی فارس» را میشنویم حس یکپارچگی وطنمان ایران در رگ و پی انسان میدود. ترانه دوباره میسازمت وطن ،عشق و امید به فردا را با تک تک نتها و مضرابها و سازها به جانت میریزد. او در شاهکاری بینظیر اثری به نام خاورمیانه ایران را با پیوند موسیقی و سازهای ایرانی در همخوانی با سمفونی بتهوون با ارکستر جهانی خلق کرده است که اساتید و صاحبان تفکر و تجربه و شناخت در دنیای موسیقی جهان بپا خاستهاند و برایش هورا کشیدهاند. او موفق شد با مرضیه بانوی شهسوار موسیقی ایران کارهایی ماندگار و جاودانه بوجود بیاورد. محمدش شمس مرضیه را مرضیه تر کرد. محمد شمس به دنبال فصلهایی است فصلی که مقاومت ایران بتواند دژخیم النه کرده در وطن را به گور بسپارد و او سرودی جاودان برای سرزمین و مردمش خلق نماید.
طلبکار باشد عکس العملهایی شنیده شد که امیدوارم چنین نباشد. نوا آهنگ گروه دیگری بود که به صحنه آمد و با تلفیقی جالب از سازهای سنتی و پاپ برنامهای بسیار دیدنی و جالب اجرا نمودند. رقص خانم زیبا تبریزی بنام سماع بسیار حرفهای و چشم نواز بود و همرند اجرا کننده با حرکاتی موزون و ریتمیک نشان از تبحر خود میداد. گروه سنتور و صدا هم باحضور منصور ایزدپناه و پیام حیدریان که نغمههای کردی را نجوا شد و به دل نشست هر دو بدون ادعا و دلمشغول به کار خود بودند. حضور گروه نغمه در صحنه با استقبال گرم و پرشور حاضرین همراه بود .جمشید رضایی به عنوان خواننده در کنار هنرمندانی خوبی چون ناصر کندازی ،رامین نیلفروشان ،محمد جابری، رشید بهمنی و بهروز رحیمیان که الحق با استادی سنتور و قانون نواخت و نشان داد دستهایش بوی هنر اصیل و ناب استادی را میدهد باید از دو تک نواز ضرب و دف ناصر کندازی و محمد جابری هم گفت که با یکدیگر دقایقی سالن را به شور و شعف درآوردند و رامین نیلفروشان در نقش رهبری گروه به شایستگی کارش را انجام داد و همین رشید حجتی تارنواز ماهری که تحسین حاضران را برانگیخت. در کنار جمشید رضایی خواننده جوان و همخوانی به نام آرزو توجه حاضران را به خود جلب کرد. آنچه باید به آن توجه داشت اجرایی بود که قدم اول اجراهای هر ماهه کانون هنرمندان لندن نشین بود و چننچه طبق اعالم این کانون که یک سال در پیش روی سالن کلیسا هر ماهه یک روز در اختیار کانون خواهد بود که برنامه برگذار کند خبری خوش میتواند باشد .زیرا جمشید رضای که نفر اول فعالیتهای این کانون خواهد بود زحمات بسیار زیادی را هر ماهه باید بدوش بکشد تا مقدمات هر برنامه آماده شود و به همین دلیل گپ کوتاهی با هم زدهایم. ـ آقای رضایی از اجرای اولین جشنواره هنرمندان لندن نشین راضی بودید؟
رضایی :با سپاس و تشکر از شما .باید بگویم کانون هنرمندان لندن کمتر از یک سال است تشکیل شده است و واقعاً هم ما در این کانون هدفمان شناسایی و معرفی
چهرههای جدید به جامعه هنری است چون افراد و گروههایی چون خود ما به نام نغمه که سالهاست در لندن به صحنه رفتهایم و همانطور که نشریه رنگارنگ و تریبون آزاد منعکس کننده کارهای ما بوده است به عنوان یک گروه محلی بارها توانستهایم صدها نفر را به سالنهای مختلف گرد هم بیاوریم ولی در کانون هدف کارهای دسته جمعی و مشترک همه اعضا را میطلبد .باید هرکس خود را در هر زمینهای هنرمند میداند بیاید و آستینهای همت را باال ببرند و گوشهای از کار را بگیرد تا فضایی هم برای خودش مهیا شود تا بتواند هنرش را به مردم از طریق این کانون معرفی نماید. س :گام بعدی کانون چیست؟ رضایی :قصد داریم به زودی انتخابات کانون را برگزار کنیم و هیات مدیره انتخابی اعضا را به مردم معرفی کنیم و شکل کام ً ال رسمی و قانونی به کانون هنرمندان بدهیم و حتماً همه مید انند که چنین کارهایی نیازمند تالش بسیار است و به وقت و انرژی و مدیریت و برنامه ریزی نیاز دارد تا کارها بخوبی پیش برود .ما طبق قراردادی که با کلیسای پاریش سنت ماری بستهایم به مدت یک سال ،هر ماهه در آنجا برنامه خواهیم داشت که دومین برنامه ما 12اکتبر خواهد بود که آگهی آن در نشریه تریبون آزاد به چاپ رسیده است و امیدوارم در این برنامه که به صورت ورک شاپ میباشد شاهد حضور چشمگیراهای لندن باشیم. با سپاس از آقای رضایی گفتگوی مفصل تری به آینده موکول میکنیم.
11
شمار ه بیستم -اکتبر 2013
نقش تاریخی و تاثیرگذار هنرمند راستین
هر کشوری با الگوها و اسطورههای خود زندگی میکند .در این ویترین پرافتخار ملتهای بسیاری زمانهای مدلهای تقلبی و بی ارزش هم میتوانند در مقطعی مردم را گول بزنند و بفریبند ولی تاریخ داوری صادق و راستگوست و خار و خاشاک را از گل و الله جدا میکند. هنرمند بخاطر عالقه مردم و توجه و محبت آنان جایگاهی ویژه دارند .مهم نیست این هنرمند میخواند، میسراید ،می نوازد ،میرقصد بازیگر یا کارگردان است مهم نگاههای پرمهر و محبت ملتی به آنان است و این هنرمندان یک ملت هستند که در سربزنگاههای تاریخی کشورشان حضور پررنگ و تاثیرگذار خود را نشان میدهند. ویکتور خارا خواننده و نوازنده بزرگ شیلیایی علیه یک حکومت دیکتاتوری در کشورش بپاخاست و در راه آرمانهای مردم و کشورش جانش را هم دریغ نکرد و تا امروز او قهرمان نه تنها مردم شیلی بلکه هنرمند اسطورهای همه ملتهای جهان است .مروری بر زندگی او را در این شماره به شما تقدیم میکنیم تا تفاوت هنرمند واقعی با هنرمندهای مطرب چهره خودمان را مقایسهای کرده باشیم و شاید ،شاید لحظهای به شما نیز فرصتی دهد فکر کنید و احساس و وقت و پولتان را هزینه کسانی کنید که ارزش آن را داشته باشند. و نمونه دیگری از هنرمند مردمی و ملی و تاثیرگذار در مسیر حرکت ملت خود به سوی رهایی را میخوانیم او میکیس تئودوراکیس آهنگ ساز یونانی است که علیه دیکتاتوری در کشورش نقش هنرمندی مردمی را ایفا کرد هر چند تاوانهای بسیاری نیز پرداخت تا اعتبار و ارزش هنرمند واقعی مردم کشورش را نشان دهد.
ژوييه امسال ميکيس تئودوراکيس آهنگساز و مبارز برجسته يونانی وارد 89سال زندگی خود ميشود. تئودوراکيس در سال 1925در جزيره شيوس يونان متولد گشت .هفده ساله بود که نخستين کنسرت خود را در در تريپوليس برگزار کرد و در همان دوران به جنبش مقاومت عليه اشغال يونان پيوست .در جريان تظاهرات معروف 52مارس 1943توسط نظاميان ايتاليايی دستگير شد و زير شکنجه قرار گرفت .به آتن فرار کرد و در جنبش مقاومت ملی به مبارزه با اشغالگران آلمانی ادامه داد .با پايان چنگ جهانی دوم و با شروع جنگ داخلی در يونان مخفی شد .پس از خاتمه جنگ داخلی يونان تئودوراکيس به تحصيالتش ادامه داد و در کنسرت های مختلف موسيقی در اروپا شرکت کرد و چندين اهنگ برای باله و فيلمهای سينمايی تدوين کرد. در 1957برنده جايزه نخست فستيوال مسکو شد
و در همين دهه به سمت اهنگهای فولکور و خلقی رو اورد که خود او از ان بعنوان يک «نقطه عطف» ياد ميکند. با پايه گذاری جنبش جوانان المبارکيس بدنبال قتل گريگوريس المبارکيس نماينده پارلمان يونان، تئودوراکيس به رياست اين جنبش برگزيده شد. همزمان از سوی «حزب اتحاد دمکراتيک چپ» بعنوان نماينده به پارلمان يونان راه يافت .در اوريل 1967بدنبال کوتای سرهنگان در يونان تئودوراکيس مخفی شد و از مخفی گاه نخستين فراخوان خود برای مقاومت دربرابر کودتاچيان را انتشار داد .در مه 1967 همراه با چند تن ديگر «جبهه ميهنی» -نخستين سازمان مقاومت عليه ديکتاتوری -را سازمان داد و به رياست ان برگزيده شد .در همين ماه بموجب فرمان شماره 13سرهنگان کودتاچی نواختن و حتی شنيدن اثار تئودوراکيس ممنوع اعالم شد. چند ماه بعد در اوت 1967تئودوراکيس دستگير شد و به زندان معروف بابولينا انتقال يافت .در اين زندان بود که او نخستين اعتصاب غذای بزرگ خود را اغاز کزد که در نتيجه ان به بيمارستان منتقل و سرانجام همراه با خانواده اش به کمپ اوروپوس تبعيد شد .در اروپوس بيماری او به وخامت گراييد و يک جنبش جهانی برای ازادی وی به راه افتاد .هنرمندان برجسته ای چون لويی آراگون ،لئونارد برنشتين، چنگيز آيتماتف ،آرتور ميلر ،لورانس اليويه ،ايومونتان و بسياری ديگر مبارزه جهانی برای ازادی او را سازمان دادند .سرانجام زير فشار اين اعتراضات تئودوراکيس ازاد شد و به پاريس تبعيد گشت. در خارج از کشور تئودوراکيس همچنان به مبارزه برای دمکراسی در يونان ادامه داد و ضمنا در کارزار مبارزه عليه ديکتاتوری در کشورهای ترکيه ،اسپانيا، شيلی ،فلسطين و همچنين ايران فعاالنه شرکت کرد.
«خرداد» ترانهای با حس مردمی
هاتف تافته جدا بافته از هنرمندان روحوضی و مطرب نماست .هر چه تولید میکند خط حس مردمی و ملی و میهنی درش موج میزند .هر چند کارهای بازاری هم کرده است ولی کارنامه او پربارتر از حتی بسیاری از مدعیان است .ترانه «خرداد» که به تازگی هاتف خوانده است با تم و فضایی است که در 4سال پیش ملت ایران بپا خاست و با رژیم پنجه در پنجه شد و هاتف راوی لحظاتی از آن روزهاست. 11
ویکتور خارا در روستایی فقیر در شیلی به دنیا آمد. مادرش شعرهای بومی میسرود و بدین ترتیب خارا از کودکی با ترانههای روستایی آشنا شد .با نقل مکان خانوادۀ خارا به شهر سانتیاگو ،او با محیطی متفاوت از جامعۀ روستایی آشنا شد .خارا پس از مرگ مادرش دچار خالء عاطفی شد و به مدرسه دینی رفت .اما پس از دو سال آنجا را ترک کرد و عازم دورۀ اجباری نظامی شد .پس از پایان دورۀ سربازی خارا به دانشگاه رفت و در آن جا به مطالعۀ موسیقی بومی شیلی پرداخت. «شعر من در مدح هیچ کس نیست و نمیسرایم تا بیگانهای بگرید من برای بخش کوچک و دوردست سرزمینم میسرایم که هر چند باریکهای بیش نیست اما ژرفایش را پایانی نیست شعر من آغاز و پایان همه چیز است شعری سرشار از شجاعت ،شعری همیشه زنده و تازه و پویا»
فعالیتها
وی در سال 1969همزمان با سالهای پرالتهاب در شیلی ،نخستین آلبوم خود را به بازار فرستاد .آشنایی با تفکرات سوسیالیستی تأثیر مهمی در افکار و زندگی او به جا گذاشت و هویتی ضدامپریالیستی به موسیقی او بخشید. در سال 1969حزب کمونیست ،سوسیالیستها و دیگر گروههای چپ شیلی ائتالفی به نام «جمعیت مردم» تشکیل دادند که یک سال بعد با معرفی سالوادور آلنده به عنوان کاندیدا وارد رقابت انتخاباتی شد .در این زمان خارا در استادیوم شیلی شهر سانتیاگو کنسرت بزرگی برپا کرد. پس از پیروزی حزب «اتحاد مردم» در انتخابات، خارا طی سالهای 70تا 73به سراسر شیلی سفر کرد و برای کارگران معدن و کارخانهها ،دانشجویان و دانشآموزان کنسرت برپا کرد و در این مدت چهار آلبوم منتشر نمود.
و بسیاری دیگر نیز بازداشت شدند .خارا نیز در جمع دانشجویان دانشکده فنی دستگیر شد و به همراه تعداد زیادی از دانشجویان به استادیوم سانتیاگو منتقل شد .در آنجا استخوانهای دست و انگشتهای او را شکستند و از او خواستند در حضور سایر بازداشتشدگان آواز بخواند و او ترانه «ما پیروز خواهیم شد» ،سرود مخصوص حزب اتحاد مردمی را خواند. در روز 16سپتامبر جسد تیرباران شدۀ او را در کنار خیابان پیدا کردند.
آخرین ترانه
آخرین ترانۀ او که حکم وصیتنامهاش را داشت ،بر روی تکهای از روزنامه نوشته شده بود و توسط یکی از افرادی که از استادیوم شیلی جان به در برد ،به دست همسرش رسید. پنج هزار نفر این جاییم /در این بخش کوچک شهر/ چه دشوار است سرودی سرکردن /آنگاه که وحشت را آواز میخوانیم /وحشت آنکه من زندهام /وحشت آنکه میمیرم من /خود را در انبوه این همه دیدن /و در میان این لحظههای بیشمار ابدیت /که در آن سکوت و فریاد هست /لحظه پایان آوازم رقم میخورد.
مرگ
در سال 1973با وقوع کودتای پینوشه بسیاری از انقالبیهای پیشرو از جمله آلنده به قتل رسیدند
مقبرۀ خارا در گورستان عمومی سانتیاگو
با سیستمهای ستالیت ما می توانید کانالهای ایرانی ،افغانی ،عربی ،اروپایی و هندی را با دستگاه های دیجیتال دریافت نمایید
حادثه اتفاق می افتد ،اما شما نگران نباشید!
متخصصین ما خسارت وارده به شما را از طریق قانونی جبران میکنند
Accident Claims Experts
Car/Minicab Replacement Recovery & Storage Claims Highest Compensation Personal Injury Specialist Panel of Experts Solicitors
دریافت خسارت بیمه شخصی با خیال آسوده امور تصادفات جایگزینی اتومبیل تصادفی با اتومبیل جدید خود را به ما بسپارید دریافت باالترین خسارات بوسیله وکالی مجرب دریافت درآمد شما در مدت بیکاری و تصادف 02030020074 0784412244 حمایت کردن از باال نرفتن بیمه شما Ace-br@lawyer.com Fax: 02030063022 یک انگلستان
يک لندن
نامى كه مى شناسيد و به 30سال خدمات ما اطمينان داريد
همه روزه انواع شیرینیجات خشك و تر در قنادى رضا طبخ و به مشتریان عرضه مى شود
سوپرقنادى رضا عرضه کننده کلیه مایحتاج خانوادههای ایرانی با بهترین کیفیت و قیمت
345 High Street Kensington London W8 6NW Tel: 020 - 7603 0924
13
شمار ه بیستم -اکتبر 2013
به یاد او که سلطان همه قلبهاست
در اینجا هر روز ما میمیریم و زنده میشویم 11سال پیش درباره فردین محبوبترین چهره تاریخ هنری ایران این مطلب را نوشتم و امروز قاتلین فردین که ابتدا روح او را کشتند و سپس جسمش را امروز همان وزیر رژیم جنایتکار اسالمی در لندن جا خوش کرده و در کمال وقاحت و بیشرمی جوالن میدهد و طلبکار پرونده کثیف و مملو از خیانت و جنایت خود نسبت به ملت دربند ایران هم هست .بله منظور همین مهاجرانی است که در لندن و در حریم تبعیدی ما ایرانیان با دار و دستهاش آمدهاند و جوالن میدهند و وای بر ما که چنین بیهویت و بیتفاوت شدهایم!! مرگ فردین محبوبترین هنرپیشه تاریخ سینمای ایران ،مرگی عادی و طبیعی نبود .مرگ او در چند مرحله به وقوع پیوست .نخستین بار در سالهای اول انقالب که چهره عبوس بدون لبخند مالیان با خشونت و ارعاب و توهین و تهدید او و بسیاری دیگر از چهرههای هنری را به مسلخ دادگاههای غرورشکن خود بردند و با کثیفترین برخوردهای مختلف حتی درباره همخوابگی هنرپیشهها پرس و جو میکردند تا روح شیطانی و بیمار خود را با این اذیت و آزارها آرام کنند. فردین در طول سالهای بیست و دو ساله انقالب بارها به دادگاههای من درآوردی انقالب فراخوانده شد و به عناوین مختلف او را مورد بازجوییهای مختلف قرار میدادند و به اتهامات واهی باعث اذیت و آزار او میشدند. با اینکه او را از تمامی فعالیتهای هنری و اجتماعی محروم کرده بودند ،ولی محبوبیت فردین هر روز بیشتر و بیشتر میشد و دلیل آن هم حضور هر روز و شب فردین با فیلمهایش از طریق نوارهای ویدیویی بود که نسل گذشته و امروز در داخل و خارج از کشور آن را تماشا میکردند .فردین در طول همه این سالهای سخت چون کوه استوار ایستاد .او کسی نبود که رژیم با تمام خشونت ذاتی خود بتواند او را درهم شکند .ولی فردین به عنوان یک انسان واقعی در قالب قهرمان ملی کشتی ایران و هنرمندی محبوب و دوست داشتنی روحی حساس و پرعاطفه داشت و در جایی که پای قلب و احساس در میان بود ،او توان زیادی نداشت همانطور که در فیلمهایش ظاهر میشد. سه حادثه و برخورد باعث شکست غرور سلطان قلبهای ایران شد که آخرینش به مرگ او منجر گشت. یک بار در لحظه ورود به تاالر رودکی بود که همزمان با حضور وزیر ارشاد آن زمان سید محمد خاتمی بود که یکباره مردم با دیدن فردین به طرف او هجوم بردند و فردین را که به طرف ماشینش بازگشته بود ،با ماشین به روی دست بلند کردند و ماشین را از این سوی خیابان به آن سو بردند .مردم بدون اعتنا به وزیر ارشاد و دار و دستهاش چنان استقبالی از فردین به عمل آوردند که باعث خشم و عصبانیت خاتمی و اعوان و انصارش شد که متعاقب آن از حضور فردین به بهانه تجمع مردم جلوگیری کردند. ضربه دوم و تاثیرگذار رژیم در سال بعد از آن اتفاق افتاد و در جریان مسابقات جهانی کشتی که در تهران برگذار شد ،فردین پس از سالها سکوت و خانه نشینی
برای دیدن مسابقات کشتی که حقی واال به گردن آن دارد ،و سالها برای ورزش کشتی افتخار آفریده است ،به سالن دوازده هزار نفری استادیوم آزادی رفت .سلطان قلهای سپیدموی و پیشکسوت ورزش کشتی ایران را مامورین رژیم با نهایت خشونت و بیاحترامی از راه آمده برگرداندند و با چشم گریان راهی خانهاش کردند و ضربهای سخت به روحیه او زدند تا باالخره آخرین ضربه کاری را هم وزیر ارشاد دولت خاتمی عطاءاهلل مهاجرانی به او زد و غرور و شخصیت پیرمرد را درهم شکست .فردین که صاحب سینما نیاگارای سابق و جمهوری فعلی است ،بارها با اشکالتراشیهای مختلف باعث تعطیل سینمایش شده بودند که آخرین بار آن نوروز سال 97بود که مجبور شد برای رفع مشکل خود موضوع را با مهاجرانی مطرع کند که در ظاهر مدعی رفع مشکالت هنر و هنرمندان است .و باالخره پس از مدتها به او وقت مالقاتی داده میشود .او با دنیایی امید و روزنهای برای رفع مشکالتش به وزارت ارشاد میرود و در کمال ناجوانمردی به او اطالع میدهند که او نمیتواند وزیر را ببیند و یک بار دیگر سلطان قلبها را با قلبی شکسته و روحیهای عصیانی راهی خانهاش میکنند. رژیم و عواملش با غرور و شخصیت قهرمانی ملی و هنرمندی بزرگ ناجوانمردانه بازی کردند و فردین در فاصله کمتر از 84ساعت تاب و توان ادامه زندگی این چنینی را از کف داد و دنیا را با تمام خوب و بدش برای کسانی وانهاد که برای ارضای عقدههای حقارت و کمبودهای شخصی دست به هر رذالتی میزنند. هر چند وزیر ناجوانمردانه ارشاد با شیوه همیشگی و توسل به عوامل تبلیغاتی خود پس از شنیدن خبر مرگ فردین با تزویر و ریا سعی در وارونه جلوه دادن قضیه داشت .ولی او بهتر از هرکسی میداند که فردین ضربه آخر را از چه کسی خورد! شاید بهترین سخن را خودش گفته باشد که چند سال پیش در گفتگویی اعالم کرد که در اینجا هر روز ما میمیریم و زنده میشویم.
شهرام کاشانی هم میخوونه که:
باید برگردی
13
آلبوم تازهترین شهرام کاشانی به نام باید برگردی به بازار عرضه شد .مریم ذاکری شعر این ترانه را گفته و فاتح فتحی هم آهنگ را تنظیم کرده است.
نیکی کریمی:
ب و گونههای تزریق شده در بازیگران زن داغ است بازار ل نیکی کریمی ،بازیگر سینمای ایران ،در صفحه شخصیاش اعتراض خود را نسبت به برخی از بازیگران ایرانی و عالقه آنها به عملهای زیبایی ابراز کرد. به گزارش پارس توریسم ،او در این رابطه نوشته است« :ماه گذشته زیاد سینما رفتم و فیلم دیدم و چیزی که خیلی توجهم را جلب کرد متاسفانه بازار داغ لبها و چانهها و گونههای تزریق شده و کاشته شده و خالصه انواع و اقسام عملها و تزریقها برای رسیدن به زیبایی و کمال مطلوب بود .بعد از دیدن فیلم «گذشته» و دیدن سیمای ساده «برنیس بژو» با خودم فکر کردم واقعا چه بر سر این جامعه آمده؟ بازیگری که فیلمش برنده اسکار است و اینقدر شانس کار در اروپا و هالیوود را دارد و تازه شاید رقابت گستردهای پیش رو دارد با این سیمای ساده در فیلمها حاضر میشود اما بازیگران ما برای زیبا دیده شدن (به زعم خودشان) در تنها گستره پیش رو یعنی سینمای ایران دست به هر کاری میزنند که تازه نتیجهاش قیافهای مصنوعی و غیرعادی و غیر قابل باور است. واقعا آیا زیباییشناسی جامعه ما تغییر کرده و مردم ما از قیافههای مصنوعی خوششان میآید یا من نمیدانم این همه تالش برای چیست؟»
عارف در طوفان زندگی هنریش را میجوید جدیدترین آلبوم عارف به نام طوفان به بازار آمد. شرکت آونگ این آلبوم را اسپانسر کرده است. عارف در ترانه طوفان به وسیله ترانه سرا بابک سحری تالش دارد گریزی هم به ترانههای قدیمی بزند و بنوعی یادآور کارهای دیگرش هم هست .آهنگساز این آلبوم هم حامد حنیفی و تنظیم کننده نیکان است.
گروه سندی و خشایار آذر
پس از مدتها گروه سندی با همکاری خشایار آذر آلبوم جدیدی به نام ENIMAرا به بازار عرضه کردهاند. شعر و ترانه از خشایار آذر است و گریزی به سبک سنتی بندری در جنوب ایران میباشد و حضور شهرام و خشایار آذر در این آلبوم نشان از دو نسل در کنار یکدیگر است.
صدای فرهاد زمینه ساز کار جدیدی از JD ISMAM
JD ISMAMبا کمک کمپانی آونگ ترانهای به بازار دادهاند که با صدای رایسا میباشد .آغاز این ترانه با صدای فرهاد است .رایسا ترانهای با شعری از محمد باکرانی را اجرا میکند.
شمار ه بیستم -اول آبانماه 1292
نگاهی به روزهایی که لندن در کنترل و هدایت ایرانیان دلسوخته و مبارز واقعی علیه رژیم بود
14
امروز در لندن سر و کله کسانی پیدا شده است که به دنبال اجرای طرحها و بازیهای رزیم هستند و در ظاهر مخالف رژیم آب به آسیای مالیان را تامین میکنند. امروز در لندن شاهد پولدار شدن کسانی هستیم که تا دیروز دست گداییشاه به هر سوی برای صد پوند و پنجاه پوند دراز بود ولی حاال صد هزار پوند هم برایشان پولی نیست .ریخت و پاشهاشان در تلویزیونها و نشریاتی که راه انداختهاند پیداست. از کجا آوردهای؟ پولش را چه کسی یا کسانی میدهند که تلویزیونهایی مانند ایران فردا و من و تو و ...راه افتادهاند .ماشین پول خرج کردن شدهاند را هیچکس پاسخی نمیدهد!!! برای نمونه دو مورد از تظاهراتی را که ده سال پیش مقابل دفتر نخست وزیری انگلستان و مقابل مجمع اسالمی برگذار کردیم و بیش از هزار نفر در آن شرکت کردند را برایتان چاپ کردهایم تا شماهایی که یادتان رفته است یا تازه به لندن تشریف آوردهاید بدانید 25 سال جور همه گردهمایی و اعتراضات علیه رژیم جنایتکار را برگذار میکردیم و وحشت و ترس را در دل نوکران رژیم انداخته بودیم و آنان سوراخ موش را با هر قیمتی میخریدند تا سرشان در آخور خود باشد .مثل امروز نبود که این بی سر و پاهای حکومتی با خریدن آدمهای ارزان بی اصل و نسب این جوری جوالن بدهند و یادآوری اینکه در تدارک و برنامه ریزی هستیم که دوباره به عنوان نمایندگان واقعی ملت ایران بر گردیم و تظاهرات و گردهماییهای گذشته را زنده نمائیم. زنده باد آزادی ،پاینده باد ایران ،سرفراز باد ایرانی
9ماه مه
محمود سرابی
فریاد اعتراض ایرانیان ،کاخ نخست وزیر انگلستان را به لرزه درآورد
جمعه 9مه نقطه عطفی در مبارزات ایرانیان خارج از کشور بود .ایرانیان آزاده و آزادیخواه با اجتماع اعتراضی خود مقابل دفتر نخست وزیری انگلستان با فریادهای کوبنده خود نسبت به سیاستهای ضد ایرانی دولت تونی بلر اعتراض داشتند و از او و وزیر امور خارجهاش میخواستند دست از حمایت رژیم مالیان بردارد. تظاهرکنندگان که برای نخستین بار یک حرکت ملی و هدفدار در جهت رسوایی رژیم را در لندن برگذار میکردند، با شعارهای قاطع و کوبنده خود که به زبان انگلیسی بود ،توجه هزاران عابر را در شلوغترین ساعات روز منطقه پارلمان و دفتر نخست وزیری انگلستان جلب کرده بودند .تصاویر جنایات هولناک رژیم، شعارها و پالکاردهایی با نوشتههایی به زبان انگلیسی که به دولتمردان حکومت تونی بلر هشدار و اخطار میداد که آینده روابط کشور خود با ملت ایران را بیش از این مخدوش نسازند ،و به خاطر زد و بندهای ضد انسانی و چپاولگرانه خود بیش از این از حکومت جنایتکار اسالمی حمایت نکنند. محور اعتراضات براساس عملکرد تونی بلر ،جک استراو ،تمپل موریس و اما نیکلسون بود که با حمایتهای منفعت جویانه خود باعث خسارت عظیمی به سرنوشت و منافع ملی ایرانیان زدهاند. تظاهرات از ساعت سه بعد از ظهر آغاز شد و دکتر داریوش لیثی ،شعله الوندی
و اکبر قضایی پور مسئول قرائت شعارها بودند که با حمایت و فریادهای رسای تظاهرکنندگان حمایت میشد. حضور چهرههای سرشناسی در این تظاهرات نشان میداد که واقعا چه کسانی دلسوخته وطن هستند و به اهداف و ارزشهای ملی فکر میکنند و با حضور و حمایت خود از مبارزان آزادی ایران به سرنگونی رژیم اسالمی کمک میکنند تا کسانی که طی اسن الها با جلسات ورشکسته 5ـ 6نفره بزمی و ادعاهای توخالی و پوشالی تنها به فکر تفرقه و سنگ اندازی در راه اتحاد ملی بودهاند چند چهره ورشکسته افیونی و مزدبگیر که در هر منبری خوش رقصی کردهاند و ثمره وجود شوم این ابواش بوده است که اجازه نداده است ایرانیان بتوانند گردهماییهایی چشمگیر در لندن داشته باشند ،کسانی که از جیب مشتی پناهنده ارتزاق میکنند ،آن را به بیگاری میکشند و با پخش شایعات باعث تفرقه میشوند، که ثمرهاش باعث شده است در لندن که متجاوز از صدهزار ایرانی زندگی میکند، پانصد نفر گردهم جمع نمیشوند و تابلوی نکبت بار آن زندگی خود اینان است که دلخوش هستند خیر سر نامبارکشان گروه و سازمان و جبهه سیاسی دارند که روی هم رفته به اندازه انگشتان یکدست هم نمیشود .اگر تابحال رعایت میکردیم و سکوت ،در این اندیشه بودیم که بهرحال اینان نیز هدفشان رهایی ایران است ولی
14
15
شمار ه بیستم -اکتبر 2013
مدتی است که در عمل ثابت شده است که اینان سنگ اندازان جلوی راه مبارزان واقعی ایران هستند .اینان همان همگامان آشغالهایی چون نوریزاده ها و خوانساریها هستند که وقتی از توبره لجن مالیان ارتزاق میکردند با ولع و اشتها هم بهره برداری میکردند. متاسفانه سوال بزرگی که به صورت مبهم و مرموزی در برابر گروهی که خود را پیروان شاهزاده رضا پهلوی معرفی میکنند ،به جای مانده است ،این است که باید ایشان تکلیف خود را با چنین اراذل و اوباشی فسیل شده و مضر اتحاد و آزادی روشن سازند که زیر حمایت از ایشان این دکانهای تفرقه و نفاق برچیده شود که هرکس و ناکسی با زدن یک آرم و پرچم و شیر و خورشید خود را نماینده و وکیل ایشان معرفی نکند .قشری که طی این 24ساله حرکتی غیر از تفرقه و چنددستگی انجام ندادهاند و هنوز هم ارث پدرشان را طلبکار هستند در شرایط حساس و تاریخی امروز وظیفه ایشان است که خود را در جامعه به عنوان یک آزادیخواه معرفی کند و تکلیف خود با این سنگ اندازان را روشن کند که چه کسی با تشکیالت به بسیاری از اینان اجازه داده است با موضع گیریهای همطراز جمهوری اسالمی رفتار کنند و با ایجاد شایعات و اراجیف شایسته خود به نیروهای مبارز و ملی ضربه بزنند .حرکتی که باعث شده جامعه خارج از کشور بی هویت ،دچار تفرقه و ملتهب باقی بماند و آگاهی و اطالعات رسانی به مردم به جایی برسد که آشغالهای تبلیغاتی خارج کشور نشین بتوانند از عواطف و احساسات مردم بهرهبرداری کنند و مردم را به سوی هر دامی که میخواهند بکشند که سرانجام از شکم آن امثال خاتمیهای دیروز و طبرزدیهای امروز بدر میآید. در این باره در شماره آینده به تفصیل خواهیم نوشت چون اعتقاد داریم مبارزه
ما در همه سطوح است و فرقی بین آن آخوند سفاک و این فکل کراواتی خارج نشین نیست و اسامی و پرونده و عملکرد چند تایی از این سنگرگرفتههای دروغین که نه از پول کنسرت وزارت اطالعات میگذرند نه از پول قوم بلوچ سازمان سیا و غیره خواهیم نوشت. جمعه 9مه بسیاری تالش کردند نگذارند این تظاهرات برگذار شود. جلساتی برگذار کردند ،شایعاتی رواج دادند و به اصطالح از حضور وجود نامبارک تعداد انگشتانی خود این روز را محروم کردند .اینان خود کردهاند کفتر جلد حرم سفارتخانه باشند و آب و دانه آنجا را مصرف کنند که هم بیخطر است و بیزحمت و هم رفع مسئولیت کردن تا لیست دریافتی پول ماهیانههای پناهندگان به هرز نرود. اتحادیه مبارزان آزادی ایران طی چند ماه فعالیت خود که پرچمدار اعتراضات ملی و میهنی ایرانیان شده است ،حضورش خاری در چشم بسیاری از اینان است .این اتحادیه در اعالم موجودیت بیان کرده است که به شرح زیر است. این اتحایده طول چند ماه گذشته به برگذاری برنامههایی مانند: 1ـ پردهها فرو میافتد ،سخنرانی و افشاگری محمود سرابی 2ـ تظاهرات مقابل بانک ملی در ماه اکتبر 3ـ تظاهرات مقابل پارلمان انگلیس 4ـ تظاهرات مقابل بانک ملی در ماه نوامبر اتحادیه مبارزان آزادی ایران طی ماههای گذشته محور فعالیتهای خود را بر جذب و عضویت جوانان آزادیخواه بنا نهاده است و با ارتباطات و تماسهای مستمر با سایر شهرهای انگلستان و با برگذاری جلساتی با آنان بتدریج هسته و پایگاه ملی و میهنی قابل ارزشی را ساختهاند که نمونه آن را در تظاهرات 9 مه به نمایش گذاردند و حضور این اتحادیه
نمونه ای دیگر از تظاهرات مستقل ملی در مقابل مجمع اسالمی رژیم در لندن که سالها پیش به همت مجله رنگارنگ برگذار شد
هموطن بپاخيز ايران و ايرانی به تو نياز دارد تظاهرات بزرگ روز دانشجو
18تیرماه روز خیزش و قیام ملی دانشجویان علیه دیکتاتوری حاکم را گرامی میداریم به همین مناسبت چهارشنبه 9جوالی برابر با 18تیرماه از ساعت 3تا 5 بعد از ظهر مقابل النه فساد ،چپاول و غارت نمایندگان والیت فقیه به نام مجمع اسالمی جمهوری اسالمی در منطقه میداول ،تظاهراتی با شعارهای کوبنده و افشاگرانه برگذار خواهیم نمود .و به عوامل و مزدوران رژیم ضد بشری و خونخوار مالیان در لندن هشدار خواهیم داد که روز سرنگونی رژیم خمینی فرا رسیده است و دادگاههای ملی و مردمی در انتظارتان خواهد بود. هموطن ،شما با هر مرام و مسلک و عقیده سیاسی وظیفه ملی و میهنی دارید در این تظاهرات شرکت کنید و زیر پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان کشورمان به مبارزان آزادی ایران بپیوندید. ما در این تظاهرات نشان خواهیم داد ما انسانهای ایرانی خواهان آزادی کشورمان از دست دیکتاتوری مذهبی آخوندها هستیم .در این تظاهرات هیچگونه عکس و پرچم و شعار حزبی ،سازمانی و گروهی آورده نخواهد شد و تنها پرچم شیر و خورشید و شعارها و تصاویر جنایات رژیم حضور خواهد داشت. روز تظاهرات :چهارشنبه 9جوالی برابر با 18تیر ساعات تظاهرات :از ساعت 3تا 5بعد از ظهر محل تظاهرات :مقابل مجمع اسالمی رژیم آخوندی 15
که براساس فعالیتهای رادیکال و بدون زد و بند و مماشات شکل گرفته است ،باعث خواهد شد هر روز فضای زندگی منحوس عوامل رژیم در لندن سختتر شود و ترفندهای مختلف نیز تاثیری در روند کار این اتحادیه نداشته باشد. نکته دیگر در تظاهرات 9مه حضور خبرنگاران مزدور جمهوری اسالمی بود که با طراحی برنامهای کثیف که از افکار چنین حیواناتی دوپا برمیخیزد که با حضور خود میخواستند چند ترفند وزارت اطالعاتی خود را پیاده کنند که فرضاً حضورشان با دوربین باعث ایجاد ترس و وحشت شود که ایرانیان بادادن شعارهای کوبنده ،مزدور برو گمشو ،نقشه آنان را نقش بر آب کردند .ترفند دیگر خبرنگار مزدور با طرح سوالی از محمود سرابی که شما چرا اینجا جمع شدهاید ،آیا تقاضا دارید دولت انگلستان و آمریکا هم به ایران حمله کند ،پاسخ محمود سرابی به این اراجیف از قبل تعیین شده ،چنین بود: اوال ما به هیچ کشور خارجی اجازه نخواهیم داد برای کشور ما تعیین سرنوشت کند و تنها از آنان میخواهیم دست از حمایت رژیم جنایتکار و خونخوار مالیان بردارند آنگاه ملت ایران بسیار زود این رژیم را به زبالهدان تاریخ خواهد انداخت. و تظاهرکنندگان که هر لحظه با فریادهای رساتر اعالم کردند خبرنگار مزدور برو گمشو ،حضور آنان را غیرممکن ساخته بودند و پس از چند دقیقه که احساس کردند که دیگر امکان ماندن نیست، پای به فرار گذاردند و تظاهرکنندگان به فرار رقت بار آنان میخندیدند و مزدوران که با خیال ایجاد آشوب آمده بودند ،با فرار صحنه را ترک کردند. تظاهرکنندگان با قرائت قطعنامه و خواندن سرود ای ایران و پخش اعالمیه تظاهرات 18تیر مقابل مجمع اسالمی النه فساد مالیان به برنامه خود پایان دادند.
18
شمار ه بیستم -اول آبانماه 1292
ایرج مصداقی تصور میکند فقط اوست که باید سخن بگوید!
ایرج مصداقی را چند سالی است میشناسم. اولین بار او را در بروکسل دیدم و سپس تماسها تداوم یافت .گاهی به خاطر چاپ مقاالتش یا گفتگو درباره مسائل مختلف بارها و بارها با هم گپ زده بودیم ولی آنچه امروز درباره او مینویسم با تمام صمیمیت و دوستی و رفاقت است .همچنانکه دو بار آخر گفتگوهایمان با دلخوری او پایان یافت و در برابر اعتراض من به خاطر حضورش در رسانههای تصویری «بودار» .او مدعی بود هر کجا که به او اجازه بدهند حرفش را بزند میرود و میزند!؟ ابتدا باید پذیرفت پس از 35سال حضور حکومتی ضد بشری و ایرانی ،اکثریت ما هم طی این سالها دچار امراض روحی ـ روانی شدید شدهایم و ک ً ال انسانهایی معمولی و سالم با استانداردهای جهانی نیستیم .هزاران حادثه، هزاران تراژدی ،هزاران ضربه روحی و عاطفی ،دور از وطن و ...خالصه هر کدام از ما دچار آسیبهایی روحی ،عاطفی و جسمی شدهایم و هر انسانی هم بهر حال اندازهای تحمل فشارهای گوناگون را دارد که البته مشکالت مالی هم مزید بر علت است. و امِا اینکه من بخود اجازه میدهم در این عرصه وارد شوم و رفاقت نامهای برای ایرج عزیزم بنویسم از دل نگرانیها و ترس از فرداهاست و اینکه 30 سال است در عرصه رسانهای حضوری فعال و شبانروزی دارم و طی این 30سال همه مراحل و فراز و نشیبهای زندگی در تبعید و مقابله با رژیم و مزدورانش را بیشتر از همه تجربه کردهام از تهدیدات ترور و ضرب و شتمهایی با ترفندهایی حکومتی تا وسوسه وعده پرداختهای مالی چند صد هزار پوند تا شارالتانیسم مطبوعاتی به وسیله پادوهایش تا... منظور اینکه حتی به عنوان یک ژورنالیست قدیمی هم این حق را دارم که وارد عرصههایی این چنین بشوم. ایرج مصداقی خود را وام دار رفقا و هموطنانی میداند که در زندانهای رژیم کشته شدند و این تعهد را برای او بر جای نهادند که تالش کند ناگفتهها و ظلمها و جنایات رژیم را افشا نماید که الحق بسیار کوشان و درخشنده با حافظهای بینظیر همه چیز را به نگارش درآورده است. ولی آنچه طی چند سال اخیر یا حداقل سه چهار سالی که سر و کله رسانههای تصویر دولتی به راه افتاده است شرایطی نابرابر و نامتعادل رقم خورده است .آدمهای درجه چندمی که قبل از این که رسانههای بودار دولتی راه بیفتد محلی در اعراب
نداشتند و عالفهایی ناآشنا بودند به یمن چهره سازی این رسانه مطرح شدند و فضایی کاذب در جامعه ایرانیان ساختند که افکار عمومی تربیت شود که واقعاً این کوتولههای بیارزش صاحبان تفکر کارنامه جامعه خارج از کشور هستند و همین حضورهای آدم کوتولهها برای کسانی که خود را صاحب حق و جایگاه میدانستند گران آمد و 2 راه باقی گذاشت یا همچنان با خط قرمز با رژیم همه وابستگان و حامیان آنان ادامه داد یا قاطی بازی شد و جنس ویترین آنان شد تا ویترینشان را با چندتایی غیر خودی بیارایند تا بیشتر مردم را بفریبند .آقای مصداقی همچنان که به خود من هم گفت رفت تا حرفهایش را بزند و قاطی بازی شود و در معرکهای که جنایتکاران رژیم در آن جوالن میدهند مانند اکبر گنجی ،محسن سازگارا، عطاءاهلل مهاجرانی و ...ایرج خان در صفی ایستاد که آنان ایستادهاند .البته اگر این بیان ساده را کسی با کسانی دال بر سفارشی بودن این نوشتهها از سوی حزب ،گروه و سازمانی ندانند. بحث من با ایرج مصداقی بر اساس شناختی است که از شرایط او و جامعه خود دارم .او برای گفتن حرفهایش به دنبال وسیلهای است که هدفش را توجیه کند .ولی به چه قیمت و هزینهای!؟ این گفتن بیمالحظه در هر کجا و با هرکس ،سودش به نفع کیست!؟ و مرزبندی و خط کشی با رسانههایی که علیه منافع مردم ایران حرکت میکنند و طرح و برنامهشان تامین منافع ارباب است چه میشود!؟ آقای مصداقی عزیز به شهادت نشریات مجله رنگارنگ و تریبون آزاد ،دهها مقاله از شما با حفظ رعایت آزادی کامل در کمال شرافت حرفهای طی این سالها چاپ کردهایم بدون کم یا اضافه کردن نقطه یا ویرگولی ،که نشان دهیم مستقل و آزاد و بدون وابستگی به عقاید گروهی هستیم و تنها مردم ایران و آزادی آنان برایمان مهم است و در آخرین مکالمهای که با شما داشتم اعتراضم به حضور شما در رسانههای بودار بود و شما در نهایت گفتی که من حرفهایی دارم که باید بزنم حاال هر کی که این تریبون را در اختیار من قرار دهد ،میروم و میزنم! هرچند ال به الی این حرفها به نقل قولی هم اشاره کردی که مث ً ال نشریه تریبون آزاد هم آگهی از سوپرمارکتهایی میگیرد که محصوالت غذایی تهیه شده در ایران را تبلیغ میکند!!! ایرج خان عزیز ،قلم بر کاغذها کردن و غلط امالیی از کارنامه دیگران گرفتن شیوهای دبستانی و ابتدایی است .مهم در نظر گرفتن شرایط و درک
صدای آمریکا و BBC
زمان و سود و زیان به سود کی مهم میباشد. 1ـ ایراد گرفتن و بزرگنمایی کارنامه اپوزیسیون واقعی که خواهان سرنگونی کلیت این رژیم هستند به نفع کیست؟ آنهم رسانهای کردند! آنهم از سویی در تظاهرات و برنامههای اعتراضی این گروه در سراسر اروپا شرکت کنی و در کنارشان بایستی ولی در خلوت خانه قلم از نیام برکشی و حریف بطلبی!! 2ـ مگر میشود در صحنه حضور داشت شبانروز تالش کرد و رژیم ،مزدوران و دولتهای هوادار آنان یک نفس جنگید و اشتباه هم نداشت!؟ مهم این است که چه کسی و به چه هدفی قصد غلط گیری کارنامه اپوزیسیون را داشته باشد!؟ آقای مصداقی ،زبان و دیالوگ سیاسی در میان فعاالن سیاسی کام ً ال شناخته شده و آشناست و بمانند تو «ن» گویی همه تا ناکجا آباد را میخواندند نیازی به رمز ،کد ندارد .انشاء نوشتار یا گفتاری برای اهالی جامعه سیاسی کام ً ال خواناست و اهداف و نیت نگارنده و گوینده را میتوان از میان الفاظ و کلمات و تعبیرات بخوبی شناخت و غش کردن گوینده و نویسنده هر مطلبی را در آغوش نظام امام زمانی را فهمید .دیگر نمیتوان برای چنگ زدن بر چهره هرکس اسم آن را نوازش گذاشت .یا سیلی را محبت دوستانه شمارد .مگر اینکه خود را بینهایت زرنگ ،کارآزموده و ختم روزگار بدانیم و دیگران را هالو فرض کنیم! بحث من با بسیاری از دوستان و عزیزان مستعفی و ناراضی ،قهر کرده و ناز کرده این است که اگر تهمت و افتراء و برچسب زدن خالف اخالق سیاسی و انسانی است حداقل یکبار فقط یک بار رجوعی به نوشتهها و گفتههای خودمان هم بکنیم و در مقایسه کنار شیوه نگارش و گفتار توابها، بریدهها ،مزدورها هم بگذاریم و سپس تفاوتهای آن را نشان دهیم!! اگر بسیار بهم شبیه نبودند!! البته اگر کمی با وجدان انسانی این مقایسه را انجام دهیم! شما دوستان معتقد هستید سازمان یا شورا، شمایان را با القاب ،تواب و بریده خطای میکند، شمایان نیز تمامی اصول و پایبندیهای رفقای سابق خود را در مسلخگاه کلمات ساطورکشی میکنید و با طرح سواالتی به سبک نگارش شریعتمداری کیهان ،بازجووار همان گونه که در زندان با شما کردند و اصولی را که برایش تا پای جان هم ایستاده بودید امروز شمایان نیز گویی امتحان پس میدهید و آن گونه دیروز را اینگونه امروز نشان میدهید.
کارواش جمهوری اسالمی
عجب مشتی ایرانی اجاره شده در یک کانال تلویزیون دولتی در انگلستان به خود باوری رسیدهاند که اینان آدم نماهایی بسیار باهوش، زرنگ و فرصت طلب هستند و به خوبی توانستهاند افکار عمومی ایرانیان داخل و خارج از کشور را کنترل کنند و به سمت و سویی که میخواهند ببرند!! و به نوعی نقش کارواش را ایفا میکنند که افرادی جنایتکار ،مجرم و آلوده به تمامی خیانتها و جنایتهای 35ساله رژیم مالیان را از آن سو به زیر دوربینهای مسموم خود میبرد و از آن سوی دیگر افرادی مبارز، آزادیخواه ،بشردوست و تحصیل کرده ،و بزرک کرده را به خورد کسانی میدهد که مگر ساله لوحانه به این تصاویر نگاه کند وگرنه چگونه ممکن است شخصی مانند عطااهلل مهاجرانی از ارکانهای تاثیرگذار و مهم در حکومت جنایتکار حکومت اسالمی که حداقل دویست هزار
انسان ایرانی را به خاطر عقایدشان اعدام کردند و این شخص بر مسند حساسترین ستون حکومت یعنی وزیر ارشاد که وظیفهاش سانسور و کنترل تمامی خبرخایی از این فجایع بوده که او تالش کرده خون پاک جوانان ایرانی را پایمال کند و حتی با القابی مانند مفاسد ،منافق ،مرتد کشتار آنان را حق مسلم حکومت بداند .در مجلس آخوندی مهرهای خوش رقص ،خوش عشوه بوده که میخواسته اربابش رفسنجانی را رئیس جمهور مادام العمر کند!؟ و ...حاال در کارواش BBCاو را میآورند تا تمامی این بیشه ننگین و ضد ایرانی او را بشویند و از او آدم نمایی اهل فلسفه ،انسان دوست و انسان شناس و معتقد و پاینده اصول زندگی بشری در جامعهای سرشار از امنیت و سالمت که گویی تمام غم و غصه این شخص طبیعی و سالم زندگی کردن انسانهاست!!؟
عطااهلل مهاجرانی (سمت چپ) دست به زانو در خدمت آقا! یا محسن سازگارا بنیان گذار وزارت اطالعات خونخوار و مخوف رژیم مالیان یا اکبر گنجی پاسدار حلقه بگوش خمینی با پرونده جنایات او در کردستان و ترکیه و... چهرههایی بسیار که همه هر هفته در صف هستند تا در این کارواشهای مسموم به ظاهر تغییر قیافه بدهند و بزک شوند تا سر مردم را کاله بگذارند .امثال مهاجرانیها ،گنجیها و سازگاراها را در کنار آدمهای بودار
نگذارید حتی یکبار اینان را در همین کارواشها با حضور کسانی بیاورید تا سوال و جوابها مسیری درجهت روشن کردن واقعی افکار عمومی داشته باشد. مسلماً چنین اتفاقی نخواهد افتاد و کماکان این عوضیها را میآورند که مث ً ال مشروعیت انسانی به اینان دادند! ولی این ننگها با این رنگها پاک نمی شود.
دست نوشته ها در
ازدنیایمجازیتاواقعیت سخنی با اسماعیل خان یغمایی و دوستان
مجاهد شعر و ترانه تحریک کننده احساسات و عواطف اسماعیل عزیز مهم نیست ما با هم دوستی داشتهایم یا نه! مهم این است که شما و شمایان مانند کریم قصیم و دکتر روحانی (البته حساب ایرج مصداقی جداست) که بیش از 30سال تالش کردهاید با شعرهایتان ،سرودهایتان ،نوشتههایتان ،سخنرانیهایتان، کتابهایتان و ...چند نسل را از نظر احساس و عاطفه روحی و روانی و به قول خودتان شستشوی عقیدتی بدهید!؟ دیگر نمیتوان انکار کرد و شانه از زیر بار این مسئولیت بزرگ انسانی خالی کرد و با عذر و بهانه بدتر از گناه زیر سایه ما هم گول خوردیم رفت .شمایان چند دهه تالش شبانروزی کردهاید و جوانان چند نسل را به سوی تشکیالتی که افتخار عضویتش را داشتهاید بکشانید!؟ آقایان یغمایی و روحانی و قصیم عزیز .بسیار حیرت آور عجیب و سوال برانگیز که شمایان گول خورده در سنین میان 70ـ 60 سالگی چه آسان و کودکانه میگوئید گذشته را ولش کن حرفها، نوشتهها ،شعرها ،سخنرانیها ،مصاحبهها و کتابهای ما را از االن جدی بگیرید و توصیه کنید و راهنما میشوید که دوباره چند نسل را به کجا ببرید که شاید بر عمرتان در 100ـ 90سالگی
باقی بود باز هم بگوئید این سی و چند سال را هم اشتباه کردیم .سوال من از شمایان به عنوان روزنامهنگار حرفهای و با سابقه 30ساله است .سوال من به عنوان یک ایرانی شاهد در صحنه حضور افرادی چون شماست درطی این چند دهه است. آقای قصیم شما که با چشمانی اشکبار و احساساتی حماسه ای چند روز قبل از انشعابتان آخرین کتاب خود را به مریم رجوی هدیه میکنید چه می شود که چند روز بعد آن هم با دلیلی که فقط خودتان را راضی می کند استعفا می دهید! آیا واقعاً فکر میکنید من و امثال من قبول میکنیم که فقط به خاطر نامهای که مسعود رجوی بدون اطالع شمایان به رفسنجانی نوشته است (البته این گونه نامه ها در اصطالح سیاسی شکاف در جناح دشمن ایجاد کردن است) یعنی این اولین بار بوده است که نامه هایی بدون اطالع شمایان نوشته شده است!؟ آیا مسعود رجوی این حق طبیعی را ندارد به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق چنین نامههایی بنویسد؟ و شورای مقاومت ملی با تاکید همیشگی شمایان از سازمان مجاهدین خلق جداست و مسئولیت در باره تصمیمات و اقدامات این سازمان ندارد! بیائیم روراست تر باشیم بیائیم منصف تر باشیم .بیائیم حداقل نامهایمان برای قضاوت کنندگان و آیندگان شطرنجی نسازیم! دیگران را در ابهام گذاردن قضاوتها را مخدوش می کند .شمایان عضو یک صنف خیارفروش نبودهاید .شمایان مدعی مبارزه جهت براندازی رژیمی بوده اید که حداقل 30سال جلوی اذهان هر کس را که می خواسته است حتی نظر و انتقادی به عملکرد شمایان بدهد گرفته اید و گفته اید این حرفها را نزنید رژیم جنایتکار از این حرفها سوء استفاده میکند! و برای مثال از آدمهایی نمونه می آورید که اینان مزدور ،خودفروش و بریده هستند!
18
19 سفید کاکلهای امروز ،دسترنج سفره جنگشان خامی است .شیر پسرهای بیشه جوانی دیروز در پیرانه سری قلم را تفنگی نشانه میروند دیروز قلب دشمن خونخوار هدف بود و سرنگونی حکومت جهل و جنایت آخوندی و امروز حریفمان خودی است .خسته شدیم .انگاری از همه سالهایی که آرزوهایمان را فرسوده کرد امسال سال آخر است 35 .باز تکرار شده ولی دیگر توان شرکت در این جنگ بیغنیمت را نداریم .سالهایی اندک باقی است .حداقل چهرههایمان را رسانهای کنیم .فقط کافی نیست ماشه قلم را به سوی یاران دیروزمان شلیک کنیم و با زخمی کردن خط مشترک چند دهه با یاران .کلید قفل بسته رسانهها را کادو خواهیم گرفت .صورت مسئله بسیار ساده و روشن است .رژیم را بکوب و بکوب و بکوب تا باورت کنند مخالفی و سپس آرزو و نیاز و خواسته رژیم را برآورده کن و اپوزیسیون کشی کن .حریمها را، دوستیها و رفاقتها و روزهای هم بند بودنها را صدها بار در صفها در کنار هم ایستادنها فریادهای مشترک زدنها را اگر کسی جرئت میکرد باورهای دیروزمان را انتقاد نمونههای آن سالهای شمایان پاشاهسوند ،فریدون گیالنی ،مجید تفرشی ،خدابنده ،فرخ نگهدار و... بودند و امروز شمایان مانند آنان شدهاید و حتی بسیار بی پرواتر، دریده گوی تر و... سوال من این است که جوانان و آنانی که سی سال شمایان آنان را تشویق به آمدن به سوی خودتان، شورایتان و رهبرتان میکردید چه میشود؟ چه کس و کسانی غرامت هدر رفتن همه سالهای عمر این جوانان را میدهد؟ چه کسی مسئولیت از دست دادن جان ،سال و زندگی این جوانان را میدهد که اگر شمایان حرفهای امروزتان حقیقت داشته باشد؟ یکی از همین شمایان کمتر از یک سال و نیم پیش در لندن مرا در آغوشت چنان میفشاردی و ابراز احساسات می کردی و گفتی: ـ سرابی جان ،تو از مایی .چرا نمی آیی همدوش هم در این مسیر پر افتخار مبارزه کنیم؟ و منظور شما از با هم بودن در این مسیر پرافتخار همین مسیری است که امروز شما آن را گمراه، نمحرف ،شیاد ،خیانتکار ،جالد و ... میخوانید! تکلیف من و هزاران من در این تضاد ویران کننده چه خواهد بود؟ برادران ،دوستان و کسانی که شمایان آنان را سی و چند سال در آغوش گرفتید و تشویق کردید به شمایان بپیوندند و در مسیر پرافتخار بیایند چه می شود!؟ شمایان دوستان مسئول هستید و جرمی بسیار بزرگ مرتکب شدهاید اینک از تشکیالتی بیرون آمدهاید 19
آرزوهای فرسوده ،جنگ بیغنیمت! کند بیپروا چنان بر او میتاختیم که طرف وحشتزده بگریزد! و امروز نقش همان دشمن دیروز را چنان بازی میکنیم که گویی آنهای دیروز مای امروز نبودند .در مجلس ختمی خصوصی دیروزیهایمان را به خاک میسپاریم و جسمی متحرک با همان نام و شناسنامه قبلی نقش دشمن را بازی میکنیم. و من تماشاگر که چند دهه با امید و آرزو و غرور و افتخار به شمایان میبالیدم حیرت زده به پایان این نمایش رقت انگیز نگاه میکنم و تکلیفم با خودم هم روشن نیست که چطور سناریوی ملی و میهنی در نزدیکهای پایان نمایشنامه عوض شد و جای دوست و دشمن تغییر کرد؟ هنوز حیرانم .عجب نمایش حیرت انگیزی است این جنگهای بیغنیمت!؟ به تنها ارزش زندگیم ایرانم قسم که برایم مهمتر از همه چیز و همه کس در دنیاست .از این نمایشی که ناگهان نقشها تغییر کرد و جای دوست و دشمن عوض شد سخت غمگینم! حتی قلمی که 35سال است هویت من به عنوان روزنامهنگاری شناخته شده است برای نوشتن واقعیتها پا پس میکشد گویی حس حرکتش
را روی کاغذ از دست داده است! من انسانی مستقل و آزادم هرگز در عمرم برای کسی ،گروهی نه کار کردهام و نه سفارش گرفتهام .هر آنچه را نوشتهام براساس معیارها و سنجشهای خودم بوده است و شاید تنها روزنامهنگار صاحب تریبونی بودهام که در رسانههایم اعم از مجله ،تلویزیون و روزنامه خودم در طی همه این سالها به دنبال سرنگونی این رژیم در کلیت آن بودهام و به عنوان یک روزنامهنگار ملی و میهنی نقش خود را در افشای رژیم و مزدورانش در خارج از کشور ایفا کردهام و با وجود تمام تهدیدات ،دسیسهها، شایعات و وسوسههای مالی رژیم در همان خط مقدس ماندهام و امروز نمیدانم که واقعاً چه باید نوشت!؟ و این احساسی که من دارم سرمنشاء عالقه و احترامی است که به ایرج مصداقی ،اسماغیل یغمایی، رضا روحانی و تصمیم دارم هر چند ممکن است آنها متوجه نباشند این احساس محمود سرابی شامل همه کسانی میشود که همه این سالها در جبههای مشخص با دشمن ایستادهاند .من همین احساس را به مهدی اصالنی دارم .همین احساس را به سعید اطلس دارم.
که این حق مسلم و طبیعی هر انسانی در هر مقطعی از عمرشان است که به دلخواه تصمیم بگیرد و عملی را انجام دهد ولی نه با این شیوه مخرب و ویران کننده که تمامی ساختههای عمر چند نسل را نابود کند و بر تمام باورها و اعتقادات خود و همراه شدگان با خود را به لجن و تعفن به قول یغمایی بکشد!!! شمایان که سیاسی خود چند دهه نشان داده بودید در خروج تان هم همانطور با حفظ عقیده سیاسی عمل میکردید و در ابراز دالیل استعفایتان به قصد نابودی و ویرانی تشکیالت وابسته به خود برنمیآمدید ،من هم به عنوان یک نظاره گر 30ساله شمایان میگفتم :جدایی این دوستان و دالیل سیاسی شان امری شخصی است که چنین تصمیم گرفتهاند و با حفظ حرمت یاران ،دوستان و رفقای حداقل سی چهل ساله با ادبیات سیاسی خداحافظی می کند نه با شیوهای که به قول حرفها و تاکیدهای آن روزهای شمایان به سودش فقط و فقط و فقط به جیب رژیم ،رادیو آمریکا ،بی.بی.سی، تلویزیون ایران فردا و ...میرود. شمایان در برابر نسلهایی چون من مسئول و بدهکار هستید و نه امروز بلکه تا آخر رهایتان نخواهم کرد که مگر با شرافت از دلیل اصلی و پنهان بگوئید!!! و توضیح به جامعه بدهید که چگونه تا روزهای آخر در باالترین رده و حضور در محرمانه ترین جلسات شرکت کردهاید بدون اینکه کوچکترین نشانی از خود بروز دهید که در سرتان چه میگذرد؟ من سوالم به عنوان یک
ایرانی است که نظاره گر رفتارها و عملکردهایی است که کدها و سیگنال ها عالیمی روشن و واضح است و به قولی به کسی گفتند: ـ چطوری؟ ـ روبراهم. ـ رو به کدام راهی؟! حاال حکایت زندگی امثال ماست که هر روز باید شاهد حرس شاخههایی از درخت مبارزه باشیم! این نوشته ساده و دوستانه را به عنوان مقدمهای بر نوشتاری خواهد بود چنانچه شمایان دالیل و مسائل را نشکافید وگرنه تا آخرین روزها در تمامی جلسات با رفقا حاضر باشید و گل بگوئید و گل بشنوید و کتاب تعارف کنید و آروزی پیروزی نور بر ظلمت نمائید و به یک باره به جاده خاکی بزنید و هوار هوار راه بیندازید که به ما فحش دادهاند و حاال ماهم به جای فحش ،تیشه به ریشه میزنیم تا به خاطر دستمالی قیطریه را به آتش بکشیم! یا بقول آقای قصیم که میگوید: واگذار کنندکان فکر به مرشد نشان از فشار و سنگینی فکر و زحمت انتقاد و سختی آزمایش و خطا خالص میشوند. آقای قصیم حداقل به امثال ماهایی که از شمایان نبودهایم مرحمت کنید و بفرمائید واقعیتها چیست؟ ما که نه مرشد داریم و نه امام .و دغدغهمان نگرانیهای فکریمان میباشد و متاسفانه درد انتقاد و خطا را داریم حداقل به احترام گفتههای خودتان با صداقت بگوئید شمایان را طی چند روز چه شد! که از کجا به ناکجاآباد پریدید؟ ادامه دارد
همین احساس را به دهها چهره دیگری که فرا از سازمان و گروه مقابل رژیم ایستادهاند را دارم. ولی با شمایان حیرانم!؟ حتی جرئت نمیکنم بگویم آب به آسیاب دشمن نریزید! هر انسانی آزاد است براساس سلیقه و اعتقاد منشی که دوست دارد زندگی کند ولی حق ندارد از اصول و قاعده بازی خارج شود .شمایان میتوانستید در کنار هم با و هم هر آنچه را میخواستید بنویسید و بگوئید ولی در حریم و چارچوبی که خودتان میساختید و متعلق به خودتان بود اعم از سایت اینترنتی یا هر آنچه باعث میشود صدا و چهره و نوشتههایتان دیده شود. نه اینکه کلید قفل درهایی شوید که به سوی منافع رژیم باز میشود. شمایان در رسانههایی رفتید و نمایان شدید که آن رسانهها براساس حفظ رژیم و منافع حکومتهای چپاولگر جهانی اداره میشود .من و تو ،صدای آمریکا، رادیو فردا ،BBC ،ایران فردا و.... همه این رسانهها وظیفهشان خاک ریختن در بازی ملت ایران است. مگر میشود یک پیکارگر سیاسی و مبارزی که تا پای اعدام هم پیش رفته است بیاید برود در رسانههایی که از همان کانالهای مسموم امثال گنجیها ،سازگارها ،مهاجرانیها، سروشها و ...بچه دزدها و قاتلین مردم ایران را نمایش میدهند!! لعنت و نفرین بر کسانی باد که نمایش زیبا و غرور انگیز مبارزین خستگیناپذیر سرنگونی رژیم را این چنین تغییر دادند و جای دوست و دشمن را عوض کردند. اینکه ایرج مصداقی عزیز در برابر اعتراض من در حضورش در رسانههای مسموم میگوید: ـ من هرکجا که اجازه دهند حرفهایم را بزنم میروم! البته 25 سال است من با چنین افکار و افرادی درگیر هستم .و یا به قولی معترض هستم جنس ویترین دشمن منافع ملی مردم شدن چنین توجهی میداند داشته باشد!؟ اینکه قاطی بازی شدن که خودمان هم میدانیم آنها در پی حفظ منافع ارباب و مطیع دستورات وزارت امور خارجه کشورهایی هستند که سرمایه این رسانهها را تامین میکنند و حقوق این افراد را میپردازند و این را هر بچه دبستانی هم میداند. جهان غرب خواهان حفظ این رژیم ضد ایرانی است و تمامی این تحریمها و تهدیدات حمله به ایران و مسئله هستهای رژیم و... بازیهایی است برای فریب افکار عمومی و مسلماً شمایان هم این را میدانید .حاال چگونه میروید و جنس این ویترینهای ریا میشوید. برای من سوال است و آنهم آتش به جان رفقا و همسنگران دیروز خود انداختن بیشتر سوال برانگیز که شمایان چه میشود. این بحث ادامه دارد!
شمار ه بیستم -اکتبر 2013
دست نوشته ها در
از دنیای مجازی تا واقعیت
برنامهای مدتهاست از صدای آمریکا پخش میگردد به نام پارازیت .شیوه و سیاست این برنامه که طنز و نمایشی و انتقادی است دقیقاً مانند برنامه ورزشی 90در تلویزیون جمهوری اسالمی است و خط قرمز روشن و مشخصی دارد اگر بیننده اهل تفکر و آگاهی و شناخت باشد برنامه پارازیت با همان شیوه 20ـ 80 را اجرا میکند یعنی 80درصد به رژیم میتازد تا شما را بباوراند که عجب برنامه ضد رژیمی است و آنگاه با تردستی و ظرافت در قالب همان طنز افرادی را از دل همین رژیم خوب و مامانی و سالم نشان میدهد .برای مثال در یکی از برنامههای ماه سپتامبر در پایان مجری هنرپیشه با صراحت اعالم کرد که همه ملت ایران و جهانیان منتظر اقدامات دولت آقای روحانی هستند و ابراز امیدواری کرد که عین جمله امیدواریم که خدا ناکرده مجبور نشویم آقای روحانی را با محمود احمدینژاد مقایسه کنیم!!! امیدهای مردم ایران از ایشان به سردی گراید!!!؟ یا معصومه خانم که از جمله سوغاتهای رژیم اسالمی به خارج از کشور است هر هفته در این برنامه به سراغ نمایندگان مجلس شورای اسالمی میرود با آنان مصاحبه تلفنی میکند یا به سراغ افراد دیگری در داخل ایران میرود و بدون سانسور و مشکلی با آنان مصاحبه میکند و گزارش تهیه مینماید و در برنامهای که مث ً ال بر علیه حکومت اسالمی است پخش میکنند و از عجایب روزگار است که اص ً ال ممنوعیت و بگیر و ببندی هم برای این افراد که در ایران هستند بوجود نمیآید!!؟ یعنی اینکه حکومت اسالمی از دولت سوئیس هم از نظر آزادی
و دمکراسی جلو زده است و عجیبتر اینکه همین خانم پناهنده سیاسی فرار کرده و به ظاهر از همین حکومت بوده است و حاال با کارت سبز همین حکومت اسالمی در میان نمایندگان مجلس و دولتمردان بازی میکند و لوندی و عشوه مخالف زنی مینماید!!! عجب بابا ....معلوم نیست اینان خودشان را سر کار گذاشتهاند یا مرم نجیب ایران را...... در تلویزیون به ظاهر بزن برقص شام یادت نره و شعر بفرمائید سر سفره از امروز اول تاسیس آن چند تا دخترت و پسر جویای نام و به دنبال کسب افتخار را دور میز جمع کردند و طفلکیها مانند مرغ دست آموز نشاندند و اینان وظیفهشان روخوانی از نشریات داخل حکومت اسالمی شد البته خبرها و ستونهای مشخص شده که مث ً ال به من بیننده القاء کنند که در رژیم اسالمی عجب نشریات و مطبوعات شجاعانه و آزادانه همه چیز را مینویسند و افشاء میکنند و فضایی حسابی دمکراتیک برپاست فقط جای شاه خالی است!!! هرچند تلویزیونی که آغازش را با گوگوش و برنامهای از پلو و خورشت جلوی مجمع اسالمی شروع میکند شاهنامهاش را آخر پائیز میشمارند!!!
آیا دوست دارید شعر یا مطلبی از شما چاپ شود؟
نشریه تریبون آزاد تالش دارد فرصتی در اختیار کسانی قرار دهد که عالقه مند به نوشتن در زمینه ی «شعر ،مقاله، داستان ،گزارش» هستند .این عزیزان میتوانند نمونه هایی از کارهای خود را به آدرس پستی یا ایمیل آدرس نشریه ارسال نمایند .هیات تحریریه با حضور نفراتی صاحب تخصص و صاحب نام که بزودی اسامی شان اعالم خواهد شد ،نوشته ها را بررسی و چاپ خواهد خواهند کرد. امید است این حرکت نشریه تریبون آزاد تشویق و حمایتی باشد برای عالقه مندان به نوشتن و راه را برای آنان باز نمایند. RANGARANG P.O. BOX 2821,LONDON,NW2 1DS E-Mail : RANGARANG_LONDON@HOTMAIL.COM
شمار ه بیستم -اول آبانماه 1292
ویترنهای ریا ،تصویرهای مسموم، چهرههای مزدور و آلوده!
خانههای شما ،ذهن و تفکرات شما میدزدند ،منحرف میکنند و آدرس عوضی میدهند .هجوم بیسابقه و پرشمار تلویزیونهای 24ساعته به منازل میلیونها فارسی زبان براساس چه هدف و منظوری راه اندازی شده است!؟ چرا باید دولتهای آمریکا و انگلستان هر ساله دهها میلیون پوند و دالر هزینه کنند تا فارسی زبانان در سراسر جهان از جمله در ایران برنامههای تصویری داشته باشند!؟ این هزینههای سرسام آور که از سوی وزرای خارجه دولتهای آمریکا و انگلیس به پارلمان کشورشان ارائه میشود تا آنان هم تصویب گر پرداختهایی این چنین سنگین باشند برای چیست؟ حضور دهها چهره ریز و درشت در این کانالهای به راه افتاده برای چه هدفی است؟ انتخاب افراد ناشناس و بدون کارنامه که بسیرای از آنان هم از کانالهای روابط رژیم ایران فرستاده میشوند برای چیست!؟ یک هدف مشترک در کارنامه تمامی این کانالهای تصویری دنبال میشود و آن اینکه رژیم مالیان را باید حفظ کرد! و البته با یک نمایش عوامفریبانه که به بخشی از حکومت حمله کنند تا شمای بیننده باور کنید اینان مخالف رژیم هستند و سپس سرتان کاله بگذارند و بخشی دیگر از رژیم را به عنوان چهرههای خوب به شما قالب کنند و سرتان را گرم نمایند .این حقه بازان تصویری به شکل مجری پیاده کنندگان طرح اصلی هدف تعیین شده هستند و با آوردن افرادی به نام میهمان برنامه و چیدن این افراد به نامهای مختلف تامین کننده نهایی طرح حفظ نظام مالیان هستند و با شیوه یکی به میخ و یکی به نعل ،شما را سرگرم و فریب میدهند .برنامه افق در صدای آمریکا ،پرگار در ،BBCنگاهی به نشریات مسعود بهنود ،بازخوانی نشریات
داخل ایران در تلویزیون من و تو ،و دهها نمونه ریز و درشت و شکل اجرای این برنامه کام ً ال در جهت منافع اروپا و آمریکا و نهایت رژیم اسالمی است. و برای تزیین ویترین ریای خود هر از گاهی چهرهای مخالف واقعی رژیم را هم میآورند تا جنبش ویترینشان جور باشد و این میهمانان هر از گاهی هرگز از خود نمیپرسند که فرضاً چرا هر از گاهی سراغ ما میآیند ولی امثال گنجیها ،سازگاراها، مهاجرانیها ،کدیورها ،نوریزادهها و ...لحاف و تشکشان همیشه در این تلویزیونها پهن است؟ ولی متاسفانه شهوت دیده شدن این افراد باعث میشود تن به این بازی کثیف و شوم هم بدهند با این شعار آبکی :که هر کجا بگذارند من حرفم را بزنم میروم!؟ و این اجازه که بگذارند این دوستان حرفشان را بزنند متر و اندازه دارد .حضور هر از گاهی آنان و محور بحثشان کنترل شده و براساس میل مجری برنامه باید پیش برود و برای این هدف نهایی بناگاه سر و کله میهمانانی ناخوانده هم پیدا میشود که بیایند و پایان این نمایشنامه از پیش تعیین شده را به سود مجری تمام کنند! امروز دنیای ژورنالیستی با وجود تکنولوژی پیش رفته با اینترنت و سته الیت حرف اول را در جهان سیاست میزند و در هر خانهای تلویزیون و کامپیوتری وجود دارد که جهان را مانند دهکده بهم وصل کرده است و اکثر اوقات مردم دهکده جهانی هم صرف تماشا یا گوش کردن به وسایل تکنولوژی در خانههایشان است و این بهترین وسیلهای است که دولت پیشگان جهان باالترین و بیشترین بهره را از کنترل افکار عمومی بسود خود تمام کنند. این بحث ادامه دارد!
سیگنالهای سبز و خون سرخ صحنههایی که در سپیده دم اول سپتامبر در قرارگاه اشرف دیده شد، دل هر انسان آزادهای را به درد آورد. بشریت در مقابل این تصاویر شرمگین شد ،قامتهای تا شده و چهرههای درهم شکسته و جای گلولههای سربی در صورتشان! با دستهای بسته و بیدفاع! مهم نبود چه ملیت یا مرامی دارند مهم است که انسان بودند و هر انسانی با دیدن انسانهایی دیگر که چنین بیرحمانه قتل عام شوند اشک بر چشم و غم بر دل حسن میکند و کینهای شدید بر قاتلین این صحنههای شرم آگین در جود حس مینماید. من به عنوان یک انسانی ایرانی روزنامهنگار یاد گرفتهام هر آنچه را میشنوم یا میبینم و یا میخوانم به شکل پازلی نگاه کنم که هر قطعه یا بخش آن را در ذهنم بسپارم. در یکی دو ماه اخیر فضایی علیه سازمان مجاهدین خلق و شورای مقاومت ملی راه افتاد که طی دو دهه اخیر بیسابقه بود .چند نفری از رفقا و دوستان ،هم رزمان و هم بندان سابق مجاهدین و شورای خلق حمالتی را به سوی ایران سابق خود سازمان دهی کردند که بسیار عجیب و سوال برانگیز و خطرناک مینمود .مگر میشود به سادگی قبول کرد چند نفر انسان عاقل و بالغ و تحصیل کرده ،در تشکیالت سیاسی ،نظامی چند دهه فعالیت کرده دست به اعتراضاتی بزنند و متوجه عواقب آن نباشند!؟ این حق طبیعی و حقوقی هر انسانی است از حزب ،گروه و سازمان سیاسی جدا شود و با زبان متعارف و رایج سیاسی سخن بگوید و پاسخ و پرسشی منطقی را طلب کند. ولی نه با طرح سواالتی به عمد گمراه کننده و توهین آمیز با استفاده از کلماتی که معنی رمز تخریب سیاسی را میدهد! الفبا را پشت سر هم ردیف کنی چه معنی نمیدهد و چیدمان نوشتاری و جا به جایی حروف کلمه و جمله را میسازد. زبان سیاسی هم مفاهیم خاص خود را دارد و به کارگیری جمالت و سواالت انحرافی به خوبی در زبان سیاست قابل تشخیص است. من که یک روزنامهنگار مستقل و ملی
هستم که 30ساله اندازه 90سال در راه منافع ملی کشورم تالش کردهام دوست و دشمن به فعالیتهای رادیکال من علیه نظام جنایت و خیانت آخوندی مهر تائید میزنند و هر آنکس و هر گروهی علیه این رژیم واقعی و رادیکال مبارزه کند خود را در کنار آنان حس میکنم. سوال من در این نوشته که سومین نوشته من در 2هفته اخیر است این است که این دوستان معترض و جدا شده با دیدن تصاویر قربانیان اشرف چه احساسی داشتند؟ آنهایی که با نوشتههایشان سیگنالهای سبز خود را به چشم آبیهای آمریکایی نشان دادند تا آمریکاییها هدیه شوم خود را به این سیگنالها سنجاق کنند و به مالیان بدهند که به سوی اشرف بروید و کشتار کنید ولی فتیله حمایت سوریه را پائین بیاورید که رفسنجانی در میان ناباوری عمل کرد! سوال ساده است کسانی که بناگاه در
یک زمان خاص تالش نمودند محوریت سازمان و شورا را هدف قرار دهند به دنبال چه بودند؟! هر بچه دبستانی میداند که وقتی شما هر سازمان یا حتی حکومتی را
20
محمود سرابی نشان میگیرید هدفتان نابودی متالشی کردن حریف است و این یاران سابق و همرزمان چند دههای چرا و به چه هدفی محور حمله خود را براساس تخریب هرم قرار دادند؟! به راستی در این مدت چه زمینه سازی شد که امثال نوریزاده، فیلم را علیه مجاهدین قایم کردند؟ و با شعور و شعف به خانه همسایه نگاه کردند که عروسی است!! روال و تهاجم گروهی این جداشدگان از شورا و مجاهدین در مقایسه با تمامی دورانی که وزارت اطالعات برای بردهها انشا و مشق مینوشت متفاوتتر است زیرا اینان صاحب کارنامه و پرونده حقیقی و حقوقی هستند و پیوندهای بسیاری با یاران سابق خود دارند. حکومت مالیان و آمریکا که هر دو در این جنایت شریک هستند حتماً در دفاعیه خود خواهند گفت وقتی پارههای
تن شورا و مجاهدین چنین حمالتی به یاران سابق خود مینمایند که دیگر این سازمان نیاز به دشمن نداردکه چنین بیپروا و گستاخ و سخیف قلم بر کاغذ بدوانند!
تیم فوتبال پارس به میدان میرود
تیم فوتبال پارس جهت آمادگی شرکت در مسابقات لیگ فوتبال لندن طی دو هفته آینده به میدان میرود و دو بازی دستگرمی را برگزار میکند .تیم فوتبال پارس که شرایط آماده سازی بازیکنان خود را میگذراند تا با آمادگی بیشتر در مسابقات لندن شرکت نماید ،هر هفته یک شنبهها از ساعت ۱۲تا ۲در منطقه برنت کراس به تمرینات خود ادامه میدهد. شرکت در تمرینات تیم فوتبال پارس آزاد میباشد و کسانی که عالقمند هستند ،میتواند با شماره اعالم شده تماس بگیرند و آمادگی خود را اعالم نمایند
۰۷۸۷۵۲۳۸۵۴۴
20
21
شمار ه بیستم -اکتبر 2013
مبارزه با رژیم جمهوری اسالمی یک نبرد جهانی است
حضورگروهی بزمی ،گروهی ییالقی و گروهی قشالقی در این میان خنده آور است
حکومت اسالمی والیت فقیه در ایران ستون محکم حفظ منافع دولتهای آمریکا و اروپائیان است35 . سال پیش وقتی رژیم پهلوی با ظاهر قدرتمندش و اوج ثروتمند شدن در چند م اه به سادگی فرو ریخت و آخوند خمینی نماینده شیطان به راحتی آمد و رهبر شد .تصوری و تفکری در میان ایرانیان به غلط رشد کرد که این تغییر و تحوالت باز هم میتواند اتفاق بیفتد! و 35سال است که بارها و بارها در اوایل انقالب در ایران و سپس در خارج از کشور دیدهایم که افرادی خود را رهبر و میدان دار مبارزه با رژیم آخوندی معرفی کرده و میکنند و صحنه سیاسی را تبدیل به شو و تئاتر و بالماسکه کردهاند .آنچه در ایران به نام انقالب رخ داد مجموعهای از اضداد بود که بر اساس شرایط بوجود آمده در ایران در کنار هم و با هم گره خوردند از کمونیستها ،حزب تودهایها، چریکها و مارکسیستهای ضد خدا و مذهب گرفته تا مرتجعترین آخوندها و قشریترین بازاریها در پی یک هدف مشترک به خیابانها ریختند هر چند سازمانهای سیاسی و چریکی در نهایت تصور میکردند پس از فروپاشی رژیم شاه آنان هستند که حکومت آینده را به دست خواهند گرفت و این آینده بینی را بر اساس سالها مبارزه و زندان و تجربیات به دست آمده میدانستند و باز هم تصورشان این بود که به زودی مردم سرنوشت آینده خود را به صندوقهای رای خواهند سپرد و مبارزان سیاسی ،نظامی و حزب یا سازمانشان قدرت اداره کشور را به دست خواهند گرفت تو مالیان هم به حوزهها و مساجد برخواهند گشت و به امور دینی مشغول خواهند شد! این سادهترین تعریف آن روزهاست اگر نخواهیم کمی نگاه خود را بیشتر به روی مسائل باز کنیم و وارد بحث گسترده سیاست جیمی کارتر و جنگ و دعوای سایروس ونس و برژینسکی و جلسه گوادولوپ سران سیاست جهان و حضور مخفیانه ژنرال هایزر در ایران و ....نشویم! صورت مسئله ساده این بوده است و همین سادگی ظاهری باعث همان تصور مالیخولیایی شد که هر کس باجمع آوری هفت ،هشت نفر مدعی حکومت شد و صحنه سیاسی و مبارزانی در مقابل رژیم مالیان را تبدیل به شو و بالماسکه کردند .امسال این رژیم میرود؟ حکایت چوپان دروغگو شد! حاال اگر به قدرت رسیدن صنف مالها را نخواهیم در سیاستهای جهانی بدانیم و قبول نکنیم که سوداگران جهانی دیوی را به نام آدم و رهبر از ایرفرانس پیاده کردند مسلماً منکر این نخواهیم شد که با حضور جمهوری اسالمی طی 35سال گذشته در منطقه و جهان باعث درآمد نجومی دولتهای آمریکا و اروپایی از راه فروش تسلیحات نظامی به کشورهای همسایه ایران و سایر کشورهای دور و نزدیک شده است نمیتوان منکر آن شد که رژیمی در ایران 35سال حکومت میکند که کارنامه و عملکردش نشان میدهد برایشان منافع ملی مردم ایران ذرهای ارزش ندارد که کوچترین حس ایران دوستی را نشان ندادهاند .جال و مال و ناموس ایرانیان برای این حکومت مانند غنایم جنگی است که به دست آوردهاند .از چپاول ،تجاوز و کشتن ابایی ندارند ولی هنوز حکومت میکنند و هر روز هم از روز پیش بیشتر نشان میدهند پشتشان به سیاستهای جهانی متکی است و برخالف جنگهای زرگری امریکا و اروپا با این رژیم در خفا چک سفید را گرفتهاند .ولی لیبی ،مصر ،عراق ،سودان و ...مانند رژیم شاه در چند ماه سرنگون شدند و این در حالی بود که باز هم مانند رژیم شاه رهبران این کشورها در اوج قدرت نشان میدادند ولی یکی را در چاه ،یکی را در قفس و دیگری در بیابان و ...به نقطه پایان رساندند و البته سوری هم میش و گرگ بازی است که پایان آن در سوریه رقم نمیخورد بلکه جایی تعیین تکلیف میشود که سهمهای بازی تقسیم شود.حاال 21
اگر نخواهیم دایی جان ناپلئونی به ماجرا نگاه کنم و جدیتر به مسائل سیاسی کشورمان بپردازم اینگونه خواهد بود که حکومت آخوندی حاکم در ایران در عمر 35سالهاش 34سال آن را در بیم سقوط در برابر مخالفان خود قرار داشته است .در صف مبارزه با رژیم میتوان به سازمان مجاهدین خلق ،چریکهای فدایی خلق «قبل از انشعاب» جمهوریخواهان حلقه بنی صدر و جبهه ملیها را به عنوان اصلیترین گروه مبارزه ابتدایی نامید و گروه سلطنت طلبان هم در خارج از کشور آغازی خوش و پرسرو صدا و پرتعداد نشان دادند که در طول سالهای خارج نشینی تحلیل رفتند ودکان حزب سازی راه انداختند و حتی کار به جایی رسید که یک نفر به تنهایی دو و سه حزب را اداره میکردند!!! تا باعث مزاح و خنده باشند! تجربیات من پس از 35سال از عمر حکومت مالیان نگاهی چند سو است.
سیاست جهانی ،دیوارهای تدافعی رژیم ،مبارزان واقعی رژیم به تجربه و مطالعه و کنکاش در امور سیاسی ایران و جهان و 30سال نوشتن و روزنامهنگاری تمام وقت که انجام دادهام به این نتیجه رسیدهام که امریکا ماشین جنگی سیاستهای درازمدت انگلیسیهاست و چین و روسیه و فرانسه و آلمان در مکانهای توازن قدرت هستندو تمامی کشورهای جهان امروز دهکدهای است که خدایان جهانی سهم عمده درآمد دهقانان این دهکده را متعلق به خود میدانند و چنانچه دهقانی یا زمین داری بر خالف منافع اربابان عملی نشان دهد مجازات سنگینی در انتظارش خواهد بود .در این دهکده عربده کشها و التهایی مانند مالیان هستند که ممکن است در ظاهر مخیل آسایش و آرامش باشند و حتی با چاقوهم بکشند و زخمی نمایند ولی کداخایان ارباب این التها هستند و برای ترساندن اهالی دهکده از اینان بهره میبرند و مدام هم شعار میدهند که این مزاحم مان دهکده جهانی را به زودی ادب میکنیم و چاقو را از دستشان میگیریم و با قانون حقوق بشر دهکده مجازاتشان مینمائیم و سی و اندی سال است قصه ادامه دارد. و اما اپوزیسیون از مثلث جمهوریخواهان و بنیصدریها و جبهه ملیها نهضت ملی و سازمان مجاهدین خلق و چریکهای فدایی خلق در طول این سالهای 35ساله رگههایی از همسویی و همراهی با یکدیگر دیده شد ولی شتاب و نیروگیری و ابزار مالی و نظامی مجاهدین باعث شد جدیتر و خطرناکتر در برابر حکومت مالیان ظاهر شوند ولی مروز زمان و افزایش راحت طلبی و باالتر سن باعث شد بسیاری از رهبران گروههای دیگر بازنشسته و خانه نشین شوند و یا روی به کسب و کار بیاورند و یا مانند رهبران چریکهای فدایی مانند فرخ نگهدار و خانبابا تهرانی لباسی دیگر بر تن کنند و تودهایها هم توابهای حکومت مالیان شدند ولی واداده و در رفته و لو داده و مزدور شده .همه و همه مدعی مبارزه با رژیم هستند .در سویی نیرویی با اسلحه میجنگند و در سویی گروهی با منقل و وافور ،قمار و ...مدعی جنگ با رژیم هستند. ولی اگر بدون حسن بچه گانه ساده نگری به رژیم و آسان گیری سقوط شان به صحنه واقعیتر نگاه کنیم :باید بپذیریم که رژیم هم طی این سالها نیرویی تربیت کرده است که تحصیالت خود را در بهترین دانشگاهها و مراکز علمی جهان گذراندهاند و عضوهایی از اعضای اتاق فکر جهانی هستند و در اتاق فکر حکومت مالیان این تحصیل کرده و آموزش دیدهها هستند فکر و ایده و خوراک تبلیغاتی تولید میکنند .اینان هستند که خط ارتباط با مراکز علمی و آموزش جهان برقرار میکنند و هر ساله هزاران نفر از
مسئولین و استادان دانشگاهها مجانی به ایران دعوت میکنند و تمامی مخارج و هدایای بسیار به آنان را متقبل میشوند تا آنان را نمک گیر کنند و به صورت یکی از دیوارهای دفاعی خود در بیاورند .هر ساله بسیاری از مدیران و روزنامهنگاران نشریات جهانی با دعوت به سفر مجانی به ایران یا به صورت آگهیهای ساختگی و پرداختهای چشمگیر به دیواری دیگر از دفاع از خود تبدیل کردهاند .با پولهای ملت دربند ایران صدها چهره خود فروخته در خارج از کشور به عنوان بلندگوهایی که در نشریات ،سایتهای اینترنتی و کانالهای تلویزیونی 24ساعت مشغول هستند را به استخدام خود درآورندهاند که در ظاهر هم مث ً ال با رژیم مبارزه میکنند و 2چهره خوب و بد از رژیم ساختهاند که باید چهره بد را نابود کرد و چهره خوب را جایگزین نمود که این بازی ساختگی در فضاهای مجازی و کانالهای تصویری خارج از کشور مردم را میفریبند .تلویزیونهایی که با سرمایههای هنگفت و نجومی راه اندازی میشود و به دست همین افراد سپرده میگیردد که تا دیروزشان آه در بساط نداشتند تا با ناله سودا کنند و حاال زندگیشان نونوار شده است. و در این کانالهای گوناگون به شکلهای مختلف رژیم را با 2چهره خوب و بد به مردم میفروشند از این خیمه شب بازیها رفسنجانی ،خاتمی ،احمدینژاد و موسوی و ...و حاال هم روحانی را به مردم میخواهند قالب کنند! صحنه امروز را من روزنامهنگار اینگونه میبینم که رژیم والیت فقیه ستون حفظ منافع آمریکا و شریکانش در صحنه سیاسی جهان در منطقه است و اتاق فکر جهانی با ترسیم خط سیاستهای کالن ،ریز برنامهها را به اتاق فکر رژیم میسپارد که با حمایت و پشتیبانی متفکران اتاق فکر جهان بتوانند با اجرای طرحهایی عوامفریبانه که از کانالهای تصویری که درباره شان در همین مطلب اشاره کردم به خانههای مردم بروند و آنان را بفریبند و دلخوش به روزی خیالی کنند که در جنگ ساختگی رژیم مث ً ال جناح خوب جناح بد را شکست دهد!!! متاسفانه اکثریت ایرانیان خارج از کشور نشین برای جهانیان و رژیم ایران شدهاند لشگریان حرف گوش کن و مطیع زیرا شما در خانه بسیاری از ایرانیان به اصطالح پناهنده و فراری 1چیز را حتماً خواهید دید ،پاسپورت خرچنگ نشان جمهوری اسالمی و تلویزیونهای ماهواره ای با پاسپورت جسم ایرانی را به حکومت میفروشد زیرا وقتی این پناهندگان که هزاران مدرک و سند علیه رژیم به سازمانها ارائه کردهاند تا پناهندگی بگیرند و بعد به سفارتخانههای رژیم میروند و مثل یک کاسبکار رژیم با اینان معامله میکند و هرچه جنس بنجل دارد با قیمت باال و خوب به اینان میفروشد مانند کارت ملی، شناسنامه پاسپورت خرچنگ نشان ،توبه نامه ،و... و باالترین سود رژیم این است که این پناهندگان به توریست تبدیل شده نقش خاموش جامعه خارج از کشور را بازی میکنند و از نظر روحی و روانی کشش و عالقمندی بیشتری به فرار از مسائل سیاسی و مبارزاتی پیدا میکنند چون نگرانند که جاسوسهای رژیم آنان را زیر ذره بین داشته باشند .صورت مسئله بسیار ساده است ولی متاسفانه حل آن پیچیده و مشکل بنظر میرسد زیرا همین صورت مسئله ساده را کانالهای 24ساعته تلویزیونی با کمک مجریان و مهمانان خاص! برنامههای گوناگون با مهارت و بازی با کلمات برای مردم پیچیدهاش کردهاند. صورت مسئله این است که آمریکا و هم پیمانان اروپائیش علناً میگویند ما صاحب جهان هستیم و حق ماست که در تمامی ثروتهای کشورهای مختلف جهان شریک و صاحب حق باشیم و برای گرفتن و تصاحب حق خود از ابزارهای مختلف استفاده میکنند .دولت دست نشانده بوجود میآورند و
محمود سرابی حتی شکل ظاهری آن را مخالف خود هم نشان میدهند تا راه چپاول راحت تر باشد مانند ایران، لیبی ،سوریه ،عراق ،افغانستان ،مصر و ...صف طویلی از چهرههای مختلف را در خدمت خود میگیرند و تغذیه مالی میکنند که تامین کننده منافع اروپا و امریکا باشند ولی این ترفند را بکار ببرند که افکار عمومی را به بازی بگیرند و ماهرانه به سوی هدف هدایت نمایند شیوهای که در BBCفارسی ،صدای امریکا ،رادیو فردا ،تلویزیون من و تو ،رادیو زمانه و ...عملی میشود .یعنی برنامههایی و تلویزیونهایی با هزینههای نجومی و سرسام آور تولید میشود که محور سیاسی آنان 100درصد اختصاص به داخل ایران دارد و اپوزیسیون فعال خارج از کشور نقشی و حضوری در این کانالهای تلویزیونی ندارند و اگر هم گهگاه برده میشوند و حرفی میزنند مقطعی و برای جور کردن جنس شان و ویترین ریایشان میباشد تا مردم را بفریبند که ببینید ما همه را میآوریم!؟! و متاسفانه چهرههایی هم که ادعای مبارزه سیاسی با رژیم را دارند تن به این بازی و ترفند این تلویزیونها میدهند. خط قرمز این تلویزیونها در داخل نیست بلکه در خارج از کشور است یعنی شما هرگز در این تلویزیونها نمیبینید که از مجاهدین خلق به عنوان یک نیروی جدی در مقابل رژیم مالیان برنامه ،مصاحبه ،گزارش خبری ،پخش شود مگر زمانهایی که آن خبر ،گزارش و مصاحبه سمت و سویی علیه این سازمان باشد و حتی کشتن وحشیانه و غیرانسانی اعضای سازمان مجاهدین خلق را این تلویزیونها با پوشش عوامفریبانه متاثر بودن و ابراز همدردی کردن را در هر برنامه نمایشی این چنین پایانش را ختم به محاکمه رهبران این سازمان میکنند! و در پایان به بیننده القا میکنند که این جنایت وحشتناک را که رژیم مالیان انجام داده مسبب آن رهبران این سازمان هستند و این نوع شانتاژ بازیهای رسانهای و تحریف خبر و وارونه جلوه دادن حقایق بیشتر از همه باعث خوشنودی رهبران جمهوری اسالمی میشود البته نمیتوان منکر عدم حضور پررنگتر سازمان مجاهدین خلق در میان رسانههای عمومیتر شد ولی آنچه مورد بحث من است عوامفریبی این رسانههای به اصطالح آزاد است ولی آزادی که پولش را دولتهای صاحبخانه در اروپا و امریکا از جیب ملت ایران میپردازند از نوع آزادی من درآوردی است .برای مثال همین این تلویزیونهای بودار و خط دار طوری از حسن روحانی و خوشبینی از آینده حرف میزنند که انگاری او دیروز پس از 50سال اقامت از سوئیس به ایران بازگشته است. حسن روحانی کسی است که یک سال قبل از انقالب دستمال یزدی را به رهبرش هدیه داد و لقب «امام» او خلق کرد!! طی 35سال گذشته او و برادرش در تمامی پستهای کلیدی و امنیتی حکومت حضور داشتهاند .او رئیس شورای امنیت ملی بوده است یعنی سرپرست تمامی جنایتکاران حکومت اسالمی! او حتی در اولین قدم به عنوان رئیس جمهوری از قوطی درآمده والیت فقیه نماد جنایت رژیم را به عنوان وزیر دادگستری انتخاب کرد تا نشان دهد او از احمدینژاد هم جانیتر و خیانتکارتر است علناً اقتصاد کشور را به سپاه سپرد تا چپاول و دزدیهای نجومی سرداران عمله اکره سپاه رسمی و قانونی شود .حاال در همین تلویزیونها برای اینکه بینندگان ساده اندیش را گول بزنند چنان امیدهای واهی و بی ریشه و اساس به آینده دولت روحانی نشان میدهد و با این بازیهای تلویزیونی و حضور چهره های آلوده فضای مسموم می سازند تا هر چه بیشتر به عمر کثیف این حکومت اضافه شود. این بحث ادامه دارد.
23
شمار ه بیستم -اکتبر 2013
«برادرم مسیح دوم»
فرخ فروزین ضرورت پیدایش تغییر در نظام حکومتی و برقراری سیستم مشروطیت در ایران در واقع به علت انحرافاتی بود که در برشهای مختلف تاریخی ،در نظام شاهنشاهی ایران و در اواخر شاهنشاهی صفویه و عمدتاً با بدعتگزاری آخوندها را یافت و در دوران شاهان قاجاریه به کمال خود رسید و به فساد و تبهکاری و استبداد واقعی گرائید. این ضرورت که در تمام دوران یکصد ساله قرن نوزدهم و براثر ندانم کاریهای شاهان و خیانتهای گروهی از رجال مملکتی و ظلم و اجحافات بی حد و جاه طلبی مالها و تضاد درونی خودشان و در نتیجه ضعف و انحطاط ایرانیان ،روز به روز نیرومندتر شده بود ،وسیلهای به دست بیگانگان داد تا برای توفیق در عرصه رقابت با یکدیگر از آن بهره برداری کنند. در اینجا مجال کافی نیست که پیرامون نظام شاهنشاهی و بنیاد فلسفی و نظرگاههای سیاسی و اجتماعی و تاریخی تحوالت آن، آنطور که شایسته مطلب است سخن گفته شود .اما در ارتباط با موضوع و اینکه در اکثر موارد تیرگیها و آلودگیهای دوران قاجاریه ،پردههای کدورت بر پاکیزگیهای این نظام حکومتی کشیده و ارج و اعتبار آن را در چشم نسلهای معاصر ایرانی زدوده است ،ناگزیر به ارائه توضیح مختصر نیاز است .مضافاً بر این، محمدرضا شاه پهلوی به عنوان آخرین حلقه زنجیر نظام شاهنشاهی ایران در حالی که بار سنگین همه مسئولیتها و خوبیها و دبیهای این نظام را بر دوش داشته (عنوان مطلبم تحت عنوان :برادرم مسیح دوم است در همین قسمت از مطلبم صدق مینماید که خواهم نوشت) و هم او بوده که بیش از هر پادشاه دیگری کوشیده تا حداقل بیان داشته و نشان داده که میخواهد تا به اسطورههای شکوهمند و معیارهای اصیل و از یادبرده شدۀ این نظام حیات تازه و جلوۀ خارجی بخشد. آماج شدیدترین حمالت داخلی و خارجی واقع و توسط جماعت آخوند و به دستیاری حمایت کنندگان خارجی آن ،از صحنه خارج گردیده و با قیچی ریاکاری و خیانت رشتههای آرمانها و کوششهایش در راه پیشبرد ایران و ایرانیان قطع گردیده است و باالخره همین حادثه و تالقی نظام شاهنشاهی و آخوندیسم ،ضرورت توضیح مزبور را بیشتر میکند ،خاصه آنکه جماعت آخوند و همدستان و 23
متحدان راست و چپ او با تکیه بر تبلیغات بسیار شدید و پردامنه و در طول سالها کوشیدهاند که از این نظم دیرپا هیوالی هولناکی در افکار مردم استحمار شده و آخوندزدۀ ایران و ملتهای دیگر ممالک جهان که با تاریخ ایران بیگانهاند ترسیم کنند. اسناد ناصر ملکی تاریخ نویس معاصر در توضیح عنوان «برادرم مسیح دوم است» مینویسد: در بهار سال 1359و در ایامی که محمدرضا شاه پهلوی از اسارت غیرمستقیم امپریالیستهای آمریکائی و انگلیسی در جزیره کنتادورا در پاناما جان بدر برد و به دعوت دوست جوانمردش محمد انور سادات رئیس جمهوری مصر به آن کشور رفت، شاهدخت اشرف پهلوی خواهر او، در مصاحبهای با یکی از خبرنگاران معروف آمریکائی گفته بود :برادرم مسیح دوم است .آنهائی که عمق و مفهوم این گفته را درک نکردند و نیز آنهائی که واقعیتهای تاریخی را نمیشناختند و از رویدادهای اخیر ایران آنطور که پس پرده بود آگاهی نداشتند و چون گروههای کثیری تحت تاثیر تبلیغات منفی و ضد ایرانی بودند و باالخره کسانی که با خانوادۀ پهلوی و مخصوصاً شاه ایران دشمنی عمیق داشتند این گفته را پیراهن عثمان کردند و آن را به استهزاء گرفتند و به تفسیرهای مفرضانه و سطحی نشستند و آن را گزافه گویی وانمودند .اما این گفته برای آنان که درک بهتر و آگاهی بیشتری از اوضاع داشتند و تاریخ ایران را میشناختند و ضمناً با داستان عیسی مسیح هم آشنا بودند، مفهوم دیگری داشت. در عقاید دینی آمده استکه آدم و حوا در بهشت بودند و در تنعم و آسودگی کامل .لیکن با وسوسۀ شیطان میوه ممنوعه را خوردند و لذا نسبت به آفریدگار عالمیان عصیان کردند و از بهشت رانده شدند و در معرض دایمی تلقینات ابلیس قرار گرفتند .این عصیان به صورت گناه اولیه در ذات آدم و اوالد آدم باقی ماند و از آن پس خداوند متعال نسبت به آدم و اوالد و احفاد او خشمگین بود و گناهان بعدی نوع انسان به تبع از همان گناه نخستین و با تلقینات و وسوسههای شیطان صورت میگرفت .واقعه دیگری که چندی پس از ارتکاب گناه اولیه و در قالب قتل هابیل پسر خوب و مهربان و نجیب و با ایمان آدم به دست قابیل پسر زیادهطلب و متجاوز و حیلهگر او اتفاق افتاد ،رنجش خداوند را از آدمیان افزونتر ساخت .نتیجه خشم الهی نسبت به آدمیان ،رنج و سختی و نکبت و دربدری و حرمان دائمی فرزندان آدم در این جهان فانی و اسارت آنان به دست شیطان رجیم و اصحاف و پیروان او بود .عیسی مسیح که آمیزهای از انسان و روح خداوند بود با نوعی جذبه عاشقانه خود را برای نجات بنی آدم قربانی ساخت و دار قربانی خود را که آن هم به دست آدمیان ساخته شده بود همراه با بار گران همه گناهان آدم و اوالد آدم بدوش گرفت تا انسان گناه
آلود را در بارگاه آفریدگار توانا تبرئه کند و خود قربانی و سپر تمامی گناهان انسان باشد و ذات آدمی را از گناه اولیه پاک سازد. فلسفه شراب مقدس و بازماندۀ شام آخر و قصه خیانت یکی از نزدیکان عیسی نیز چ نین است که میگوند مقداری از آن شراب باقیمانده در کلیسا بدست پاپها و کشیشها در ظرف بزرگ میریزند و در حالی که مایه اصلی وجود دارد، آب به آن میافزایند و جرعهای از آن را به مومنین میدهند تا با آن شراب متبرکه که بازماده از روح مقدس است انسانها را از گناه که مایه اولیه آن در ذات آدم ابوالبشر بوجود آمده و به نسلهای بعدی انسان انتقال یافته پاک کنند .به همین جهت است که عیسی مسیح را نجات دهنده میدانند .نه فقط نجات بخش قوم یهود که نجات بخش همه اوالد آدم و صلیب یا داری که او را با آن شهید کردند مقدس میشمارند. بدیهی است که در اینجا مقصود تمثیل بوده نه تشبیه و فقط مقایسهای نسبی و محمد رضاشاه نه در مقیاس عیسی مسیح ،بلکه در مقام یک پادشاه ونه در بارگاه کبریائی خداوند ،بلکه در پیشگاه ملت و تاریخ نه نسل حاضر که نسلهای گذشته و آینده ،بار همۀ مسئولیتهای تاریخ معاصر ایران و کژیها و ناپاکیهای همۀ دست اندرکاران امور مردم و همچنین بدیها و ناروائیها و انحرافاتی که در نظام شاهنشاهی ایران و به دست دیگران وارد شده ،با اعتقادی بس محکم به درستی و اصالت بنیاد فلسفی و جهان بینی این نظام در مقام یک پادشاه ،یعنی یکی از حلقههای زنجیر شاهنشاهی ایران، یک تنه بدوش کشید و کوشیده بود تا غبار آلودگی از چهرۀ نظام شاهنشاهی ایران بزداید و مفاهیم آن را زنده کند و جاودانگی بخشد و در سایۀ رهنمودهای اصیل آن در گسترش عدالت و توسعه و تعمیم دانش و هنر و اعتال بخشیدن به سطح زندگی داخلی و حیثیت جهانی ایرانیان ،آنها را به عظمت تاریخی گذشته برساند و به همین جهت هم بود که خود را هدف حمالت و ناسزاها و نارواهای مالها و همدستان آنها روشنفکران ملی و مذهبی و دیگر دشمنان ملت ایران قرار داد و مصلوبِ صلیب توطعههای مشترک گردید که برای نابودی ایران و به ذلت کشیدن ایرانیان تدارک شده بود. ناپلئون بناپارت امپراتور فرانسه زمانی که کوشش میکرد در آسیا و جنوب شرقی اروپا ،بر ضد روس و انگلیس ،با دولتهای ایران و عثمانی یک اتحادیۀ سیاسی ـ نظامی بوجود آورد ،در نامهای به فتحعلی شاه قاجار چنین نوشت :هنگامی که کوروش بزرگ در ایران روش استواری را برای حکومت و نظام بنیاد نهاد و بعدا ً دولتهای جهان از آن سرمشق گرفتند ،اجداد ما هنوز در جنگلها و بیابانها زندگی اولیهای داشتند و... انتخابات ،نیرنگ و ریائی دگر برای ملتی بزرگ ،ملت اصیل ایران.
پاسخ فردوسی به روحانی که در اجالس سازمان ملل بیتی از شاهنامه در نطقش گنجانید
شنیدم فریدون صاحب کلید به تاالر (یو.ان) بیامد پدید بچسباند بر هم در و تخته را به هسته هلو زد زغال اخته را سخن گفت از صلح و نیز از ترور کهاینیکچطوراستوآنیکچطور
پس آنگه بیان را به اوجش رساند یکی بیت زیبای شهنامه خواند «بکوشید نیکی به کار آورید چو دیدید سرما بهار آورید» *** من اول ز کارش شدم شادمان ز نام فریدون دلم شد جوان ولی بعد دیدم که آن ،پوشش است به امنیتی کاریش کوشش است پس اینک بگویم که روحانیا تورو حضرتعباس کوتاه بیا مخوان شعر فردوسی پاکزاد بتو هیچکس این اجازه نداد ترا من فریدون نه بشناختم چه شد آن فریدون که من ساختم فریدون من ضد ضحاک بود نه در خدمتش مثل دالک بود فریدون من با بدی بود بد نه همدست بودی به بشار اسد
دم از نیکی و مردمی میزنی بنازم به گوزت که خوش باسنی کالم تو گوز است ای پهلوان رها گشته در مارکت مسگران* تو ای یکه آخوند امنیتی کجا باشدت جز بدی نیتی توبیچارهنیکیچهدانیکهچیست در انبان تو جز بدی هیچ نیست اگر یادت آید ز کشتار شصت تو هم داشتی در جنایات دست تو با آن امام جنایت شعار تو با رهبر ناقص نابکار تو با هاشمی ،خاتمی ،موسوی نمودید باند جنایت قوی کنون گر رسیدی به کاخ ملل وز آنجا اگر بگذری تا زحل مپندار گشتی عوض ای حسن ببین تا چه گفتم به شهنامه من: «درختی که تلخ است وی را سرشت»
«گرش برنشانی به باغ بهشت» «ور از جوی خلدش به هنگام آب» «به بیخ ،انگبین ریزی و شهد ناب» «سرانجام گوهر بکار آورد» «همان میوۀ تلخ بار آورد»
پس اکنون تو ای جانی نابکار تو حاال برای فریب عوام غلط کن ،بزن جا ،درش را بذار پس از آنهمه کشتن و قتل عام _____________________________________________ * اشاره به ضرب المثل «الف در غریبی ،گوز در بازار مسگران» (که هچکدامش لو نمیرود).
کاریکاتور از: استاد احمد سخاورز
24
شمار ه بیستم -اول آبانماه 1292
ورزش
نگذاریم شناسنامه و هویت فوتبال کشورمان را بسوزانند 34سال است حکومت ضد ایرانی مالیان در تالش است هر آنچه باعث غرور ،افتخار و سربلندی ایرانیان بوده است را نابود کند و هویتی تقلبی بجای آن قرار دهد .تاریخ ،فرهنگ ،هنر ،سیاست و ورزش این ضدیت رژیم با گذشتگان را بخوبی دیدهایم .از همان ماههای اول تغییر رژیم در ایران همین مالیان فریاد میزدند :خلیج اسالمی و نام همیشگی خلیج فارس را میخواستند تغییر دهند و یا خلخالی بیمار و دیوانه رفت که آثار تاریخی تخت جمشید را با بلدوزر ویران نماید .و در ورزش هم اینان چهرهای به نمایش گذاردهاند که غیر از فساد ،دزدی، دالل بازی و بازیهای امنیتی دیگر اثری از ورزش سالم و سازنده نمیبینید! فوتبال ایران دارای شناسنامهای پرافتخار و غرورانگیز قاره آسیا بوده است. سه دوره پی در پی قهرمان جام ملتهای آسیا ،سه دوره پی در پی قهرمان جام جوانان آسیا ،حضور در المپیکهای توکیو، مونترال ،مونیخ و ...به عنوان تنها نماینده 2قاره آسیا و اقیانوسیه در جام جهانی 78 آرژانتین و... افتخاراتی که 34سال است هیچیک از این دستاوردهای دیگر تکرار نشده است. 34سال است به المپیک نرفتهایم و با شکست از رسیدن به المپیک حذف شدهایم. 34سال است دیگر قهرمان جام ملتهای آسیا نشدهایم. 34سال است در رده نوجوانان و جوانان و امیدها به هیچ جام معتبری نرسیدهایم. این کارنامه ننگین رژیم اسالمی است که تالش دارد حتی تاریخچه پیدایش سازندگان اصلی فوتبال را هم نابود کند که عم ً ال کرده است. در فوتبال ایران که قبل از انقالب آن چنان شکوفا و پرابهت شده بود را گروهی عاشق واقعی و دلسوخته فوتبال اداره میکردند .این گروه بودند که در قالب باشگاههای سازنده هر سال دهها چهره و پدیده به فوتبال ایران معرفی میکردند. نسل امروز ایران شاید دیگر نمیداند چه اسم های پرارزش و تاثیرگذاری در فوتبال ایران بودهاند که شبانه روزی در زمینهای خاکی ،آسفالت یا چمن گونهای به پرورش و آموزش جوانان میپرداختند و به راستی اگر هزار فوتبالیست درجه یک ایران را در کنار هم قرار میدادید تفاوت و ارزش فنی نفر اول با نفر هزارم آنقدر زیاد و چشمگیر نبود زیرا ماشین تولید سازندگی فوتبال ایران را کسانی میگرداندند که سرمایهاشان عشق بود. نسل امروز ایران نمیداند باشگاههایی مانند شعاع ،جعفری ،آتش نشانی، کیان ،اقبال ،دارایی ،تهرانجوان ،شاهین، برق ،بانک ملی ،نیروی زمینی ،راه آهن
واقعی ،هما و ...وجود داشتند که مربیان زحمتکش و دلسوز این باشگاهها را با هزینه شخصی اداره میکردند .مردان بزرگی که باید نامشان دوباره زنده شود و بر تاریک فوتبال ایران با خط زرین نوشته شود. علی دانایی فر ،آق مدد ،عباس رضوی، ناصر ابراهیمی ،منصور امیرآصفی ،حسین فکری ،ناصر عظیمی ،باقر سپهساالری، علی کاظمی ،اردشیر الرودی ،امیر ابوطالب ،نایب روئین دل ،حسین صالحی، جمشید وطندوست ،اکبر خشکباریه، حسن عضدی ،عارف ،و دهها چهره صاحب نام دیگر در شهرهای مختلف ایران به مربیگری و پرورش جوانان میپرداختند. و 99درصد همه این باشگاهها و مربیان در یک مسئله شریک بودند و آن کمبود امکانات حتی اولیه بود .اکثرا ً تکه زمینی و چند توپ کهنه بضاعت تمریناتشان بود و هر سال حداقل صد چهره جدید در فوتبال ایران معرفی میشد ولی امروز با وجود صدها میلیارد تومان پول و امکانات الزم و تبلیغات بسیار نتیجهاش زیر صفر است. من فوتبالم را با اقبال آغاز کردم .الس پنجم یا ششم دبستان بودم .مردی عاشق ایثار گروه کارآمد و آگاه به نام آقای عباس رضوی مربی ما بود .ما که میگویم تیم اقبال را میگویم .در آن سن و سال من نقش نخودی را داشتم .در 15سالگی برای اولین بار به میدان مسابقه رفتم که داور بازی محمد صالحی نگران حضورم در میدان بود که پسربچهای الغر و نحیف در بازی که مردانه بود آسیب نبیند. تیم فوتبال اقبال را آقای رضوی پایهگذاری کرد و به عنوان نمونه و آمار سازندگی آن سالها همین اقبال بیبضاعت و کم امکانات توانست بازیکنانی در تیمهای ملی بزرگساالن ،جوانان و باشگاههای بزرگ پرورش دهد .مانند مصطفی سلمی ،فرامرز امیدوار ،حسین یاریار ،رضا ماشاهلل زاده ،هوشنگ شجاعی، حسن بهاریان ،احمد جوان ،رضا رجبی، ایرج امیدوار ،تقی جهانی و.... زمانی که عباس آقا رفت ودورهای اقبال زیر نظر حسین آب شناسان قرار گرفت که سالها هم به عنوان رئیس فدراسیون بعد از انقالب مشغول به کار شد .سال 60اقبال به من رسید چون کماکان با همان پیراهن اقبال که شروع کردم همه این سالها هم تن پوشم همین پیراهن اقبال بود .همه همدورههای من به تیمهای دیگری مانند تاج «استقالل»، بانک ملی ،برق شیراز ،ابومسلم ،شاهین، دارایی و ...رفتند ولی گویی سرنوشت من با پیراهن اقبال گره خورده بود .در حالی که سال 54با پیشنهاد خوبی میتوانستم به پرسپولیس بروم ولی تصور عوض کردن
پیراهن باشگاه برایم سخت بود .منظور از نوشتن این سطور معرفی خودم نیست چون نیازی به معرفی ندارم .هدفم تجسم حس و عاطفه ،تعصب و عشق به پیراهن باشگاه در آن سالها بود و پرسپولیسیها، باالترین رقم پیشنهادی فوتبال آن زمان ایران را به جیب خیبری کردند ولی بزرگمرد کوچک اندام فوتبال خندید و گفت :ما همایی هستیم پولی نیستیم. فضای همان سالهای اول انقالب هم هنوز برای مردان سازنده امکان تالش وجود داشت .سال 60که اقبال را از کشتیگیر نام آشنای جهان صنعتکاران صاحب باشگاه تحویل گرفتم با مبلغی پول و یک قالیچه ارزشمند بود و عم ً ال صاحب امتیاز باشگاه فوتبال اقبال شدم. تیم در دسته چهارم باشگاههای تهران بود که پس از سه سال به گروه اول صعود کردیم و هر ساله با موفقیت جواز حضور در مرحله باالتر به دست آوردیم. تیمهای نوجوانان و جوانان اقبال 5 عنوان قهرمانی تهران و ایران را به دست آورد و شاید باور نکنید تمام امکانات ما، پارکینگ آسفالت روبروی امجدیده بود و تعدادی توپ و همین! با همین بضاعت ویترینی غرورانگیز داشتیم که بسیار تحسین برانگیزتر از همه باشگاههای صاحب نام و سرشناس بود .پرسپولیس، استقالل ،شاهین و دارایی و ...همه در ارزش گذاری افتخارات و مقام بخصوص در ردههای نوجوانان و جوانان پشت سر ما بودند. مشتی بچه فقیر و کم بضاعت را از چهارگوشه تهران به زمین اسفالت پارکینگ روبروی امجدیه آوردیم و تابستانها حرارت وحشتناک تابش خورشید بر زمین اسفالت پوست بدن را میسوزاند .ولی مایه عشق واقعی و بیریا و خالصانه جبران همه سختی ها را میکرد و من به عنوان یکی از دهها چهره سازنده آن سالها که تمام عمر مربیگریم 5سال بود چهرهها و پدیدههایی را به فوتبال ایران معرفی کردم .مانند :حمید روزبهانی ،حمید بابازاده ،حمید استیلی، پیام ،بهروز عبدی ،جمشید امیرخانلو، کامبیز سلطانی ،بابک سیم بری ،رضا محتشم پیام ،ابوالفضل علم الهدی و... که هر یک از این بازیکنان در تیمهای ملی و باشگاههای بزرگ ایران بازی کردند ولی امروز دیگر نه نامی از آن باشگاهها باقی مانده است و خبری از نسل جوان مردان سازنده وجود دارد و امروز وظیفه همه کسانی است که سابقه و پیشینهای در فوتبال داشتهاند در فیس بوک و یا سایتهای اینترنتی نام باشگاهها و مربیان و زحمت کشان گذشته را زنده کنند تا شناسنامه فوتبال ایران گم نشود و هویت جعلی چون امروز به خود نگیرد.
مظلومترین قهرمان مدال آور المپیک ایران را کسی نمیشناسد
وقتی در ویرانه سرای حکومت ضد بشری و ضد ایرانی مالیان است که قهرمانان و اسطورههای بزرگ مردم در حاشیه قرار میگیرند و خانه نشین میشوند. علی میرزایی وزنه برداری که در المپیک هلسینکی در دسته خروس وزن مدال برنز المپیک را بر گردن آویخت و در مسابقات آسیایی سال 1950بعد از نامجو به مدال نقره رسید و در رقابتهای جهانی سوئد او نامجو بزرگ را هم شکست داد هر چند تیم اعزام نشد و حوادث 28 مرداد پیش آمد. میرزایی میگوید :با آبگوشت و قورمه سبزی قهرمان آسیا و جهان شدیم و این در حالی بود که رقبای اروپایی و امریکایی ما از تمام امکانات جهان استفاده میکردند .ما خودمان مربی خودمان بودیم و هر چه را انجام میدادیم براساس تجربه شخصی یا کمک سایر وزنه برداران به یکدیگر بود و اصول صحیح ورزش را نمیدانستیم .ولی همیشه در مسابقات جهانی ،المپیک و آسیایی با دست پر به ایران میآمدیم .زندگی ما عشق به ورزش بود و افتخارآفرینی برای ملت ایران .همیشه در هر مسابقه جهانی به
خود میگفتیم علی تو به خرج و هزینه مردان و زنان زحمت کش ایران به اینجا آمدهای ،پس غیرت و همت کن جواب محتبهای آنان را با کسب مدال بده! در مسابقات جهانی میالن ستاره دنیا در وزنه برداری شناخته شدم و عکس و بیوگرافی مرا دهها نشریه چاپ کردند ولی امروز در ایران هیچکس مرا نمیشناسد .چون اهل هیاهو و تبلیغ نیستم .خیلی حتی پول میدهند تا مشهور شوند ولی من اهل این جار و جنجال نیستم .هر چه کردم برای ایران و ایرانی کردم و افتخار هم میکنم.
جوان 86سالهای در تشک کشتی با جوانان سر شاخ میشود
اسمش محمدرضا صحرایی است 86 .سال دارد و عاشق ورزش کشتی است .هم دوره آقا تختی است و میگوید آقا تختی 98کیلوگرم بود و وزن هفتم کشتی میگرفت و من 58کیلوگرم بودم و بارها آقاتختی را در تمرینات کشتی میگرفتم .البته ایشان مواظب بودند که من آسیب نبینم .آقا تختی یگانه بود .مظهر پهلوانی و آقایی بود وقتی خبر مرگش را شنیدم چنان از کشتی دلسرد شدم که 20سال کشتی را فراموش کردم. تا اینکه حدود 20سال پیش آقا زیبا از مربیان صاحب نام کشتی آمد دنبالم و گفت که حیف است تجربیات را به جوانان منتقل نکنی و دوباره ساک به دست هفتهای یک روز به سالن هفتم تیر میآیم و با جوانان سر و کله میزنم .ا ّما باید این را بگویم زمان ما کشتی واقعاً کشتی بود .آن زمان 12دقیقه باید یک نفس کشتی میگرفتیم و در پایان هنوز انرژی داشتیم و این حرفها هم نبود که این روزها جوانان اینهمه ادا و اطوار در میآورند و روی تشک هم همدیگر را هل میدهند و زانوهایشان میلرزد! دلخوری او از فدراسیون جهانی است که اجازه نمیدهد در مسابقات جهانی پیشکسوتان کشتی بگیرد زیرا باالی هفتاد سال اجازه ندارد ولی جوان 86ساله ایرانی دلش لک زده برای مسابقه دادن و برنده شدن .هر چند هنوز پس از یک ساعت تمرین پرفشار و سنگین کرکری میخواند و جوانان را به مبارزه میطلبد. 24
25
گروهی از دانشجویان که در رشتههای مختلف دانشگاهی تحصیل میکردند تصمیم گرفتند تیم فوتبالی را به نام پارس تاسیس کنند و در سال 1977این تیم با همت حمید مهرابی به عنوان کاپیتن و رجوی به عنوان مربی آغاز به کار کرد. در آن سالها بازیکنانی مانند حمید دهزاد، علی سرکشیک ،کامران فرهنگ بنا ،جواد حبیبی ،بیژن بهزادی ،شاهین بهزادی، سهراب قوامی و ...عضو تیم پارس شدند و در لیگ محلی میدل سیکس شرکت کردند. در سال 1988محمود سرابی به لندن آمد و طراح برنامه ورزش ایرانیان شد و به دلیل تجارب حرفهای در مربیگری و بازی در سطح باالی فوتبال ایران پایه گذار مسابقات فوتبال ایرانیان در لندن شد و شبانروز با تالشی باورنکردنی و انرژی مثال زدنی موفق شد اولین دوره مسابقات فوتبال ایرانیان را به نام جام دوستی به راه بیندازد .حتی برای خوشبینترین افراد هم این کار شدنی نبود و سرابی مانند کارگردانی ماهر که نمایشنامهای میخواهد اجرا کند ،تعدادی را با تشویق و حمایت به عنوان مربی و سرپرست هدایت کرد که تیمی درست کنند و از حمایت مالی اسپانسرهایی هم در جهت تقویت مالی این تیمها هم کمک گرفت. دور اول با تمامی مشکالت و سختیهایی که به همراه داشت گام به گام و با موفقیت پیش رفت و سرانجام به پایان رسید در جشنی که در سالن کان وی هال برگذار گردید نزدیک پانصد تن از اعضای تیمها و خانوادههایشان شرکت کردند و این حرکت زیبا بناگاه پرطرفدار و هوادار شد. همانهایی که به سرابی نصیحت میکردند که در لندن حتی نمیشود دو تا تیم هم درست کرد حاال چنان هیجان زده شده و کاسه داغ تر از آش نشان میدادند که تعجب انگیز بود. دور دوم مسابقات با 10تیم آغاز شد و محمود سرابی اولین مدرسه فوتبال آموزشی را هم برای سنین 18ـ 6سال افتتاح کرد و در کمتر از سه ماه نزدیک به 90عالقمند نوجوان و جوان در تمرینات این مدرسه شرکت میکردند و سرابی همین طرح عمومی ورزش خود را اعالم کرد و به دنبال راه اندازی تیمهای والیبال زنان و مردان شد .سپس رشته کشتی را به کمک زنده یاد نصرت تاجیک فعال کردند .سرابی سپس به سراغ بسکتبال رفت و اولین تیم بسکتبال مردان ایرانی را لیگ لندن شرکت داد .دو و میدانی،
تیم فوتبال پارس با 36سال سابقه اولین تیم فوتبال ایرانیان در خارج از کشور است
ورزشهای رزمی ،شطرنج ،پینگ پنگ و بدمینتون رشتههای دیگری بودند که راه اندازی شدند و در سال 1990نزدیک به هفتصد ایرانی در رشتههای گوناگون زیر پوشش انجمن ورزش ایرانیان به فعالیت میپرداختند و در مراسم نوروزی مارچ 1990در ورزشگاه ویلزدن صدها ایرانی شاهد رژه نزدیک به 25تیم مختلف ورزشی بود که با سرود ای ایران در برابر چشمان پرغرور و به اشک نشسته ایرانیان رژه رفتند و در شب جشن ورزش که همان روز برگذار شد بیش از 2500 نفر در سالن حضور داشتند و مدالها و جوایز خود را در برابر کف زدنها و تشویق ایرانیان دریافت کردند. در سال 92پنجمین دوره مسابقات فوتبال ایرانیان به 16تیم رسید .و محمود سرابی اعالم کرد که از این پس تیمهای جدید و دو تیم آخر شده در مسابقات فوتبال پیش در گروه دوم جای میگیرند و هر دوره دو تیم اول دسته دوم به دسته اول صعود میکنند و دو تیم آخر دسته اول به گروه دوم سقوط خواهند کرد. هر هفته هم زمان چهار مسابقه با 8 تیم انجام میشد و تیم داوری مسابقات را سرابی به ایان منسل داور شناخته شده سپرده بود و ایان هر هفته حداقل 20داور و کمک داور را برای قضاوت مسابقات با خود میآورد .استادیوم وارن فارم شاهد حضور صدها ایرانی بود که هر هفته برای تشویق تیمهای مورد عالقه خود به آنجا میآمدند و نمایی بسیار غرور انگیز و شگفت آور زنده میکردند .تیمهای منتخب والیبال مردان و زنان ایرانی در مسابقات والیبال لندن با پیروزیها و موفقیتهای زیادی همراه شده بودند و این پیروزیها و موفقیتهایی که با ابتکار و تالش سرابی آغاز شده بود حسادتها و تنگ نظریها را به همراه آورد .خانمی که سالها ورزش را حتی فراموش کرده بود یا مردانی که در نمایشنامه سرابی نقش مربی و سرپرست را بازی میکردند به راستی باور کرده بودند واقعاً اینان مربی و سرپرست هستند و علم و دانش و تجربه این حرفه را دارند و همه این آدم کوتولهها تالش میکردند نقش سرابی را کم رنگ و خودشان را بیشتر مطرح کنند ولی سرابی بدون توجه به این افراد با تالش بیشتر و طرحهای بهتر وزش ایرانیان لندن را به عنوان پرچمدار ورزش تمامی قومها و ملیتهای دیگر که از کشورشان خارج شدهاند به ثبت رساند و ورزش ایرانیان لندن الگویی برای بسیاری از اقلیتهای
سایر کشورها شد که بتوانند با استفاده از تجارب و طرحهای سرابی به فعالیتهای ورزشی بپردازند و برای سایر ایرانیان در کشورهای دیگر هم الگو شد از جمله جام دوستی فوتبال در امریکا که سالها دوام داشت. در سال 1992سرابی طرحی باورنکردنی و عظیم را اعالم کرد به نام «اولین المپیک ایرانیان در تبعید» .کاری عظیم ،پرهزینه که سازمان دهی قوی و حرفهای و پرکاری را میطلبید ،با بودجهای زیاد .ولی سرابی برای اجرای فعل غیرممکن به ممکن با کمک افشین فربودی ،مینا بیرجندی ،زیبا صدیقی و محمد شیرازی قمصری هفتهها تالش کردند و ارتباط گستردهای را با سایر کشورها برقرار نمودند و در پایان سرابی اولین المپیک رسمی را اعالم کرد که در ماه ژوئن 1992برگذار خواهد شد و 117 ورزشکار از 7کشور اروپایی مهمان انجمن ورزش ایرانیان لندن خواهند بود .برنامه ریزی و هماهنگی برای دعوتنامهها و ویزای ورزشکاران ،برنامهریزی برای بردن ورزشکاران به خوابگاهی بسیار شیک و آبرومند در منطقه ریچموند لندن، برنامهریزی صبحانه ،نهار و شام 117 نفر در سه روزی که در لندن هستند، ترتیب مسابقات کشتی ،پینگ پنگ، والیبال مردان و زنان ،ورزش باستانی، فوتبال ،ورزش رزمی ،اسپرت سنتر برومیارد میعادگاه این حرکت تاریخی و به یاد ماندنی بود .تیمهای شرکت کننده از کشورهای مختلف در رژه تیمی حضور داشتند که در میان آنان قهرمانان پرآوازهای مانند فیروز پژوهان ،قهرمان وزنه برداری المپیک ،محمد رضایی صاحب مدال نقره المپیک ،حمید احتشام زاده و معراج علیزاده دو قهرمان سرشناس
پینگ پنگ ،مهدی حاج محمد و حسین زمانیان دو فوتبالیست مطرح ایران ،محمود میرفتاح والیبالیست شماره یک والیبال ایران در مسابقات جهانی چین ،نصرت تاجیک چهرهای از خانواده کشتی ایران، عباس نجاتی یل شیرازی وزنه برداری با صندلی چرخدار هم اینجاست .و در میان تماشاگران دکتر عباس اکرامی بنیان گذار باشگاه شاهین حضور دارد .دکتر اسماعیل نوریعال ،دکتر ناصر رحیمی ،ستار لقایی از جمله حاضرین در این روز بیاد ماندنی و تاریخی هستند. در سال 1995مسئولیت تیم پارس به محمود سرابی محول شد و نزدیک به 19 سال است او تیم پارس را سرپرستی و مربیگری میکند .تیم پارس در این مدت جامهای زیادی را به دست آورده است. چند عنوان قهرمانی در لیگ معتبر میدل سیکس حضور در 4فینال حذفی و سه عنوان قهرمانی ،شرکت در مسابقات 5و
7نفره پاور لیگ و سه عنوان قهرمانی، شرکت در مسابقات 7نفره لندن لیگ و تصاحب هر دو جام منطقهای و سراسری لندن با اختالف فاحش با رقبا که باعث تحسین و شگفتی همگان بود. تیم فوتبال پارس همچنان به فعالیت مشغول است و هر یکشنبه به تمرینات خود ادامه میدهد .در مسابقات فوتبال ایرانیان که از اکتبر آغاز میشود حضوری پررنگ داشته باشد .در این سالها چهرههای سرشناسی چون ناصر محمدخانی ،حمید درخشان ،رحمان مرفاوی ،مهدی حاج محمد ،حسین زمانیان ،نادر محمدخانی که چهره مطرح فوتبال ایران بودهاند، پیراهن پارس را پوشیدهاند .تیم فوتبال پارس مانند آموزشگاهی است که بازیکنان در این تیم اصول صحیح فوتبال را میآموزند چنانچه حوصله و عالقه هم داشته باشند.
جهت معرفی استعدادهای نوجوانان ایرانی به فوتبال انگلستان
کالسهای آموزش فوتبال رده سنی 13ـ 10سال
زیر نظر محمود سرابی دارای مدارک بین المللی مربیگری از فدراسیون جهانی فوتبال«فیفا»
در مدرسه وایت فیلد برگذار می شود.
والدین عالقمند به حضور فرزند یا فرزندانشان در این کالسها و کسب اطالعات بیشتر می توانند با دفتر انجمن ورزش لندن تماس حاصل نمایند.
WHITEFILD SCHOOL
Claremont Road NW2 1TR
Tel: 07875 238 544
25
شمار ه بیستم -اکتبر 2013
26 هفته نامه "تجارت فردا" در گزارشی تعدادی از ایرانیان خارج از کشور را که کسب و کارهای موفقی دارند ،معرفی کرده است.
شمار ه بیستم -اکتبر 2013
معرفی ثروتمندترین "ثروتمندان ایرانی" در جهان
پییرمراد امیدیار
پییرمراد امیدیار متولد 21ژوئن سال ،1967 کارآفرین و خیر آمریکایی-ایرانیاالصل متولد فرانسه است .او موسس و رئیس ایبی ( ،)e-Bayوبسایت مخصوص حراجهای اینترنتی است .امیدیار در سال ،1995در 28سالگی ،برای فعال کردن فهرستی از حراج فرد به فرد مستقیم برای اقالم کلکسیونی ،شروع به نوشتن یک کد کامپیوتری برای یک مکان آنالین کرد .او یک نمونه ساده اولی ه را بر روی صفحه وب شخصی خود ایجاد کرد ،و در روز کارگر ،روز دوشنبه، 4سپتامبر ،1995یک سرویس آنالین به نام وبسایت حراج راهاندازی کرد که در نهایت تبدیل به سایت حراج ایبی شد. امیدیار در سال ،1996قراردادی را برای ارائه بلیت هواپیمایی آنالین امضا کرد؛ تا آن زمان این سایت 250هزار حراج را میزبانی کرده بود و در ماه اول سال ،1997میزبانی دو میلیون حراج را ثبت کرد ،به طوری که تا اواسط همان سال ،ایبی در حال میزبانی نزدیک به روزانه 800هزار حراج بود .امیدیار در سال 1997 نام شرکت را بهایبی تغییر داد و به طور گستردهای شروع به تبلیغ این محصول کرد. امیدیار در سال 1998در 31سالگی با IPOبیای، میلیاردر شد؛ تا پایان سال 2.1 ،۱۹۹۸میلیون عضو، ۷۵۰میلیون دالر حجم معامالت و حدود ۸میلیون دالر سود کسب کرده بود به طوری که بیش از شش هزار کارمند و ۴۶میلیون مشتری در کارنامه خود داشت. سود خالص ایبی در سال ۲۰۰۵بالغ بر ۴۴۱
طوالنیمدتش ،صاحبان هلدینگ رد اند وایت (Red )& Whiteهستند. آنها در ماه آگوست سال 14.65 ،2007درصد از سهام باشگاه فوتبال آرسنال را از دیوید دین ،نایب رئیس سابق این باشگاه ،خریداری کردند. در 18سپتامبر ،2007هلدینگ رد اند وایت سهام خود در آرسنال را به 21درصد افزایش داد و در 28سپتامبر 2007به 23درصد رساند .تا ماه ژوئن ،2012این هلدینگ حداقل 29.27درصد از کل سهام این باشگاه را به دست آورد. کیت ادلمن ،مدیر عامل آرسنال ،به رادیو زنده 5 بیبیسی گفته بود ،این دو قب ً ال گفتهاند میخواهند سهامداران بلندمدت این باشگاه باشند .ثروت مشیری 2.8میلیارد دالر برآورد شده است.
میگویند تورجی ابتدا میخواست در صنعت نفت سرمایهگذاری کند ،اما گزینه صندوقهای تامینی او را وارد بازار کاالها ساخت و او درگیر این حوزه شد. مانی مشعوف ی-آمریکایی مانی مشعوف68 ،ساله( ،تاجر ایران متولد مشهد) در دوران نوجوانی به ایاالت متحده آمریکا رفت و برای اولین بار در شیکاگو ،و سپس در سانفرانسیسکو مسکن گزید .در آنجا ،او به دانشگاه ایالتی سانفرانسیسکو رفت و در سال 1966با مدرک علوم سیاسی فارغالتحصیل شد. مانی مشعوف پیش از افتتاح اولین بوتیک زنانه خود در سال ،۱۹۷۶استیکفروشی داشت و در اواخر دهه محصوالت خود را در سریالهای محبوب تلویزیونی آمریکا به طور غیرمستقیم معرفی میکرد. او بنیانگذار و حال رئیس فروشگاه زنجیرهایبیبی ( )bebeبوده که در حال حاضر دارای 297شعبه در شمال آمریکاست .او اخیرا ً به آلما ماتر خود ،ایالت سانفرانسیسکو ،قول 10میلیون دالر کمک داده است .فوربس او را با ثروتی در حدود 1.3میلیارد دالر به عنوان سومین ثروتمند ایرانی معرفی کرده است.
میلیون دالر شده بود .امیدیار و همسرش پامال بشردوستان شناختهشدهای هستند که در سال 2004 شبکه امیدیار را به منظور گسترش تالشهای خود، فراتر از اهداف مادی و سودآوری تاسیس کردند .به گزارش فوربس ،ثروت پییر امیدیار ،تا ماه مارس 2013به ارزش 8.7میلیارد دالر رسیده بود. او صد و بیست و سومین ثروتمند جهان و چهل و دومین ثروتمند ساکن ایاالت متحده است .امیدیار ثروتمندترین فرد ایرانی ،البته بعد از بابک نظری ،و پنجمین ثروتمند فرانسوی است.
فرهاد مشیری
اردوان فرهاد مشیری (متولد 18می سال 1955 در ایران) تاجر و سرمایهگذار ایرانی-انگلیسی ،ساکن موناکو است .مشیری در انگلیس و روسیه صاحب سهامهایی در شرکتهای متعدد انرژی و فوالد است. او حسابدار خبره گواهیشدهای است که قب ً ال برای ارنست اند یانگ PKF ،و Deloitteکار میکرد. مشیری و علیشیر عثمانوف ،شریک کسب و کار
26
حسن خسروشاهی
ناصر داود خلیلی
پل تورجی
پل تورجی 38ساله متولد ایران ،با داراییهای تحت مدیریت 2.7میلیارد دالری خود ،صندوق تامینی کاالی خود را به بزرگترین صندوق در ایاالت متحده مبدل ساخته است .شرکت مدیریت سرمایه تورجی یک صندوق تامینی در شهر نیویورک است که داراییهای تحت مدیریت آن هماکنون به 3.5میلیارد دالر میرسد. این شرکت توسط تورجی در ماه ژانویه سال ،2005 پس از بسته شدن شرکت سرمایهگذاری قبلی او یعنی مدیریت داراییهای کتکقویل ،در میان یک دعوای حقوقی ،تاسیس شد .تورجی معتقد است معامالت او در این صندوق به طور غیرمنتظرهای در یک بازار فرار مدیریت میشود. از زمان شروع به کار صندوق تورجی در سال ،2005صندوق او تا به حال هرگز زیان ندیده است؛ در سال ،2008بازدهی صندوق او 13درصد شد و تا سال 2009نیز باالتر از 5.7درصد بوده است .برخیها
۲۰۰۷پنجمین ثروتمند ایرانی در بریتانیا شناخته شده است. ساندیتايمز ارزش کلکسیون خلیلی را ۵۰۰ ميليون پوند تخمین زده که البته خليلی خود ارزش کلکسیونهایش را باالتر از يک ميليارد پوند میداند. عالوه بر این ،خليلی مدیر دو شرکت سودآور بوده و در بازار امالک نيز فعالیت میکند.
دکتر ناصر داود خلیلی (متولد ۱۳۲۴خورشیدی در اصفهان) دانشمند و خیر ایرانی-بریتانیایی مشهور جهان یک یهودی ایرانیتبار است که در لندن زندگی میکند .او دارای تابعیت انگلستان بوده و اغلب از سوی رهبران کشورهای مسلمان ،با لقب «سفیر فرهنگی اسالم» خوانده میشود. او پس از اتمام تحصیالت و خدمت سربازی در ایران ،در سال ،1967به ایاالت متحده آمریکا نقل مکان کرد و در آنجا به تحصیالت خود ادامه داد. خلیلی در نهایت در سال 1978در انگلستان اقامت گزید .خلیلی به خاطر داشتن مجموعهای از آثار هنری شهرت یافته است. بخش عمده داراییهای او را مجموعهای از آثار هنری ایرانی و اسالمی تشکیل میدهد ،که بالغ بر 20هزار شیء هنری و عتیقهجات را شامل میشود. خلیلی از سال ،1970تحت نظارت شرکت «اعتماد خانواده خلیلی» ،شش مورد از بهترین و جامعترین کلکسیونهای هنری جهان را جمعآوری کرده که شامل هنر جهان اسالم ( ،)700-2000هنر ژاپنی از دوره میجی ( 300 ،)1868-1912سال از کیمونو ژاپنی ( ،)1700 -2000منسوجات سوئدی (-1900 ،)1700فلزکاریهای اسپانیایی ( )1850-1900و میناکاری جهان ( )1700-2000میشوند. این شش مجموعه در کل 25هزار اثر را شامل میشوند .هر یک از این شش مجموعه بر اساس مرغوبیت آنها ،بزرگترین و جامعترین کلکسیونهای جهان هستند .مجموعه هنر اسالمی خلیلی تا 20 هزار آیتم افزایش یافته که در نوع خود بزرگترین کلکسیون جهان به شمار میآید. خلیلی بر اساس فهرست ساندی تایمز در سال
حسن خسروشاهی (متولد ۱۳۱۹در تهران) کارآفرین کانادایی ایرانیتبار است که اصالتاً اهل خسروشهر از توابع استان آذربایجان شرقی است. خسروشاهی دارای دو مدرک در رشتههای حقوق و اقتصاد از دانشگاه تهران است .پس از انقالب ایران خانواده خسروشاهی به کانادا مهاجرت کرد. خسروشاهی در سال 1981در ونکوور اقامت گزید و یک سال بعد در سال ،1982فروشگاههای زنجیرهای الکترونیکی به نام «فیوچرشاپ» را تاسیس کرد .این زنجیره بعدا ً در اواخر دهه 1980و اوایل دهه 1990 در سراسر غرب کانادا و انتاریو گسترش یافت. در سال ،2006این خردهفروشی با 118فروشگاه در تمام 10استان کانادا فعال بود .این خردهفروشی پس از تالش نافرجامی که برای توسعه در ایاالت متحده آمریکا داشت ،که حدود یک دهه به طول انجامید ،تمام فروشگاههای ایاالت متحده آن در سال 1999بسته شدند. در مارس ،2001شرکت بست بای ،مستقر در آمریکا ،فروشگاه فیوچرز خسروشاهی را به قیمت 580میلیون دالر (دالر کانادا) تصاحب کرد .در آوریل ،2007خسروشاهی رئیس هیات امنای موسسه فریزر شد .او هلدینگ پرسیس را در سال 1981تاسیس کرد. این هلدینگ ،سرمایهگذاریهای قابل توجهی در کسب و کار خردهفروشی ،امالک و مستغالت و داروسازی در کانادا و ایاالت متحده کرده است. خسروشاهی همچنین عضو کمیته اجرایی شورای کسب و کار بریتیش کلمبیا ،و از اعضای هیاتمدیره صندوق موقوفه ایگ لیدینگ است .در سال ،2012 ارزش خالص داراییهای خسروشاهی 940میلیون دالر برآورد شده بود .ثروت خسروشاهی 950میلیون دالر برآورد شده است.
امید کردستانی
امید کردستانی 39ساله ،بزرگشده تهران ،تاجر ایرانی آمریکایی است که هماکنون به عنوان مشاور ارشد دفتر مدیر عامل و بنیانگذاران گوگل و به عنوان مدیر غیراجرایی در وودافون کار میکند .کردستانی تا 16آوریل ،2009معاون ارشد رئیس فروش و عملیات گوگل بود .او دارای بیش از 12سال تجربه ،آن هم در موقعیتهای کلیدی ،در زمینه تکنولوژی سطح باال و سرمایهگذاری ،در شرکتهای پیشرو اینترنتی از جمله ارتباطات نتاسکیپ است.
27
او همچنین معاون توسعه کسب و کار و فروش وبسایت نتاسکیپ بود که توانسته بود ظرف 18 ماه درآمد آن را از نرخ سالیانه 88میلیون دالر به بیش از 200میلیون دالر افزایش دهد .او کار خود را در نتاسکیپ به عنوان مدیر فروش اُایام ()OEM آغاز کرد و طی چهار سال فعالیت حرفهای خود در این شرکت ،مسوول ایجاد روابط با مشتریان عمدهای همچون سیتی بانک ،AOL ،آمازون ،اینچویت، ترولوسیتی ،اینتل ،اتسایم هوم ،ایبی و ایکسایت بود. قبل از نتاسکیپ ،کردستانی در شرکتهای تری دو ( ،)3DOگو کورپرویشن و هیولت پاکارد در بخش بازاریابی ،مدیریت محصول و توسعه کسب و کار فعالیت میکرد. کردستانی در ماه می سال 1999به گوگل پیوست و به هدایت توسعه و پیادهسازی مدل کسب و کار اولیه این شرکت پرداخت .او در تالشهای گوگل برای کسب درآمد و همچنین عملیات فروش شرکت نقش ایفا کرده است .او تا 16آوریل ،2009معاون ارشد بخش فروش و عملیات گوگل بود .در شماره 8می 2006مجله تایم ،کردستانی یکی از 100نفری بود که جهان ما را شکل داده است .کردستانی یکی از ثروتمندترین ساکنان کالیفرنیای شمالی است. مجله سن خوزه ارزش خالص داراییهای او را 1.9میلیارد دالر تخمین زده است .کردستانی یکی از بنیانگذاران بنیاد ارتباطات پارسا ،جامعه میراث فارسی ،جامعه کارآفرینی و بشردوستانه است.
انوشه انصاری
انوشه انصاری (متولد 12سپتامبر 1966در مشهد) مهندس ،همکاری در تاسیس و رئیس شرکت سیستمهای پرادی ( )Prodeaاست .او سابقاً به عنوان بنیانگذار جزء و مدیر عامل شرکت فناوریهای مخابراتی تیتیآی ( )TTIمشغول به خدمت بوده است .انوشه انصاری در تاریخ 18سپتامبر ،2006چند روز پس از تولد 40سالگیاش ،به عنوان اولین ایرانی
شمار ه بیستم -اکتبر 2013
به فضا سفر کرد. انوشه انصاری چهارمین توریست فضایی و اولین زنی شد که کل هزینههای سفر به ایستگاه فضایی بینالمللی را خود بر عهده گرفت .در سال ،1993 او همسرش ،حمید انصاری و برادر همسرش ،امیر انصاری را متقاعد کرد تا شرکت فناوریهای مخابراتی تیتیآی را با پسانداز خود و حسابهای بازنشستگی شرکتهای بزرگ تاسیس کنند. این شرکت یکی از تامینکنندگان سافتسوئیچ بود که ارائهدهندگان خدمات مخابراتی را قادر میساخت تا کارایی سیستم را افزایش و هزینههای عملیاتی خود را کاهش دهند ،همچنین فرصتهای جدید کسب درآمد را ایجاد کنند .این شرکت محصوالتی ارائه میدهد که ادغام بین شبکههای مخابراتی موجود و شبکههای برنامهمحور نسل بعدی را از طریق فناوری سوئیچ نرمافزار امکانپذیر میسازد. شرکت تیتیآی در سال 2001توسط شرکت شبکههای سونوس در یک معامله سهام به سهام تصاحب شد .انوشه انصاری نیز معاون رئیس سونوس و مدیر کل بخش INtelligentIPاین شرکت شد و تا ماه مارس سال 2001در این پست باقی ماند .ثروت او 750میلیون دالر برآورد شده است.
اسحاق الریان
هوستون ،در موسسه تکنولوژی ماساچوست ،دراپ باکس را راهاندازی کرد. در سپتامبر 2007نیز آرش شرکت خود را به سانفرانسیسکو منتقل کرد و سرمایه شرکت را از طریق شرکتهای کپیتال سکویا ،همکاران آکس ،ایگرگ کامبینیتور و تعداد انگشتشماری از سرمایهگذاران فردی افزایش داد .ثروت آرش فردوسی 400 ،میلیون دالر برآورد شده است.
فرزاد ناظم
فرزاد ناظم (متولد 1961در تهران) رئیس ارشد فناوری یاهو بود .در 30می ،2007و در 46سالگی، اعالم کرد که از یاهو بازنشسته میشود و در ماه ژوئن همان سال نیز یاهو را ترک کرد .از زمان بازنشستگی، ناظم بیشتر وقت خود را صرف سرمایهگذاری، فعالیتهای انساندوستانه و مربیگری حرفهای کارآفرینان جوان در زمینه فناوری کرده است. ناظم کار حرفهای خود را در شرکت Rolmآغاز کرد؛ این شرکت سوئیچهای بزرگ تلفن تولید میکرد.
اسحاق الریان (متولد ۱۳۳۳در کاشان) میلیاردر ایرانی آمریکایی و از یک خانواده یهودی است. الریان بنیانگذار و مدیر ارشد اجرایی MGA Entertainmentاست .الریان به تنهایی در 17سالگی به ایاالت متحده رفت .او پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه ایالتی کالیفرنیا ،در رشته مهندسی عمران ،کسب و کار صادرات کاالهای الکترونیکی را آغاز کرد و بعدها در سال ،2000به گسترش این شرکت که شامل ایجاد ،توسعه و بازاریابی عروسک برتز بود ،پرداخت. ذهنیت اسحاق از همان کودکی که در بزازی پدرش کار میکرد ،به سمت کسب و کار سوق یافته بود .الریان در سال ،2004توسط ارنست اند یانگ، «کارآفرین سال» (در فهرست محصوالت مصرفی) نامگذاری شد. او همچنین در سال ،2004توسط ارنست اند یانگ «کارآفرین سال» ملی نام گرفت .شعار او «آینده به نفع جسوران» در سراسر ساختمان MGAنمایش داده میشود .ثروت الریان ۷۲۳میلیون دالر برآورد شده است.
آرش فردوسی
27
حرف های حساب!
آرش فردوسی متولد هفتم اکتبر ،1985به عنوان کارآفرین آمریکایی ایرانی ،از بنیانگذاران و رئیس تکنولوژی ارشد شرکت دراپ باکس ()Dropbox است .آرش در سال 2004از دبیرستان آبی شمال غربی در پارک زمینی کانزاس فارغالتحصیل شد. بعد از آن در موسسه تکنولوژی ماساچوست حضور رساند و بر روی کسب و کار خود متمرکز شد .آرش در ژوئن سال 2007با شریک کسب و کار خود ،درو
در سال ،1985ناظم به شرکت اوراکل پیوست .او بیش از 10سال در این شرکت در کنار لری الیسون ،مدیر عامل شرکت بر روی پروژههای استراتژیک کار میکرد. تا زمان ترک اوراکل ،تعداد کارمندان این شرکت از 350به حدود 350هزار رشد پیدا کرد. هنگامی که ناظم در سال 1996به استخدام یاهو درآمد ،کمتر از یک سال از عمر این شرکت میگذشت. با مدیریت ناظم ،یاهو به یک غول اینترنتی تبدیل شد .ناظم با هدایت چندین طرح ابتکاری به سرعت رشد یاهو و تمایز آن از رقبایش کمک کرد .در طول اوجگیری یاهو ،ناظم سکاندار تصاحب بیش از 40 شرکت بود.
طوری نذری بگیرید که مردم فکر نکنن بار چندمتان است. (یکی از مداحان در جمع نذری خوران) ***** چرا حضرات از امام حسین یاد نمیگیرن که یه شب برق رو قطع کنن، مرزها رو باز کنن ،بگن هرکی میخواد بره بره؟ ***** یه حدیث داریم که میگه: سراغ ای کسانی که همش میرید ِ یخچال. هر از چند گاهی هم در فریزر رو هم باز کنید ،شاید بستنیای آنجا خفته باشد. ***** تو جهنم همش میگی :یادش بخیر. ایران هم این شکلی بود. ***** یواش یواش داریم از شرایط بخور و نمیر به شرایط نخور و بمیر تغییر وضعیت میدیم! باشد که رستگار شویم. ***** مسلمان نیست کسی که روی وایرلس اینترنتش پسورد میزاره در حالی که همسایه اش بدون اینترنت سر روی بالش میگذارد. ***** به علت گران شدن تاید مراجع تقلید طی نشستی اعالم کردند: از این به بعد نظافت و پاکیزگی تنها یک پنجم ایمان است. ***** بنظرم کشورو یه مدت تعطیل کنیم آبا از آسیاب بیوفته. ***** خوب دیگه بحمدهلل مردم سوریه دارن تموم میشن و بحران داره برطرف میشه! ***** مراسم سینه زنی و بر سر زنی،هرشب بعدازباالرفتنقیمتدالردرهمینصفحه. ***** الحمداهلل تحریمها هیچ اثری از ما نخواهد گذاشت. ***** میگن تو بهشت وقتی سوسکها یه خانوم رو میبینن ،جیغ میکشن. ***** ابراهیم عزیز و بزرگوار ،بت شکستن که چیزی نیس اگه مردشی بیا فیلتر بشکن.
28
شمار ه بیستم -اول آبانماه 1292
اولین خیابان تهران کجاست؟
شراب و آبجو کشف ایرانیان است!
روزنامه نیویورک تایمز چاپ غرب امریکا ،در صفحه اول خود ،سمت راست عکس یک کوزه دهن گشاد از گل پخته را منتشر کرد .میدانید در زیر این عکس چی نوشت؟ هر حدس و گمانی که زدید باطل است .زیرا در زیر این کوزه نوشته شده بود :به شهادت این کوزه ،قدمت شراب سازی درایران به پنچ هزار سال پیش از میالد مسیح باز می گردد .این کوزه را باستانشناسان در ارومیه که خودتان میدانید انگور آن شهرت دارد ،از زیر خاک بیرون کشیدند و رسوبات کوزه که از جنبس سفال است نشان از تاریخ اولین شراب ساخته شده در جهان دارد .خانم دکتر "مری ام .وگتس" استاد مردم شناسی کالج "ویلیام مری" در ایالت ویرجینای این کوزه سفالی را در ویرانه های آشپزخانه خانه ای در دهی زیر خاک خفته به نام "حاجی فیروز" نزدیک ارومیه فعلی کشف کرده و آن را با خود به امریکا آورد. رسوبات این کوزه در دانشگاه پنسیلوانیا تحت نظارت پروفسور "پاتریک ای .مک گاورن" استاد باستان شناسی این دانشگاه مورد تجزیه قرار گرفته تهران در زمان ناصر الدین شاه اولین رشد کالبدی موثرش را تجربه کرد تجربیات ناصر الدین شاه از سفر فرنگ وی را برآن داشت که پایتختی در خور قبله عالم برای خود فراهم کند. در حالی که امروزه در شهر تهران حجم بیشر ساخت و ساز بر آزادراه ها متمرکز است اما زمانی داشتن یک خیابان بدون گرد و خاک برای اعیان تهران یک آرزو محسوب می شد .تهران در زمان ناصر الدین شاه اولین رشد کالبدی موثرش را تجربه کرد تجربیات ناصر الدین شاه از سفر فرنگ وی را برآن داشت که پایتختی در خور قبله عالم برای خود فراهم کند. حاصل این میل ،خیابان کشی ها در تهران بود .تهرانی که تا قبل از آن فقط کوی و برزن داشت. در بسیاری از شهرهای کهن سال ایران از قبیل اصفهان ،خیابان کشی وجود داشته ،ولی در پایتخت تا اواسط دوران سلطنت ناصرالدین شاه ،که سطح شهر تهران و خانه سازی در آن دچار تحول عظیم گشت ،کلمه «خیابان» در میان عناصر معماری در شهرسازی تهران وجود نداشت، نقشه موسیو کرشش ،معلم دارالفنون در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه از سطح شهر برداشت و به سال ۱۲۷۵قمری ،چاپ و منتشرشد .در هر دو نقشه هیچ اثری از نام خیابان مشاهده نمی شود .بلکه تمام معابر با نام های مرسوم آن دوره یعنی کوچه ،گذر ،گذار ،بازارچه بازار ،راسته ،رسته و… مشخص شده است. در این سال ها به ضرورت و نیاز حصار صفوی را خراب کردند و حصار جدید ناصری را وسیع تر ساختند .سطح شهر گسترش قابل توجهی یافت، معابر جدید بنا شد ،گذرگاه های تازه ای احداث کردند که شکل کالبدی آن ها به خیابان های امروزی بیشتر شبیه بود ،تا به کوچه باغ های قدیمی. این معابر کما بیش از کوچه ها و گذرهای قدیمی تهران ،عریض تر و با کمی اغماض به خط مستقیم کشیده شده بودند ،گذرگاه های جدید را خیابان نام نهادند و بدین ترتیب خیابان در معماری و شهرسازی این شهر تولد یافت. اولین نقشه تهران ترسیمی نجم الدوله (چاپ ۱۳۰۹قمری) پس از این دوره برای نخستین بار متضمن نام «خیابان» است .اولین خیابان های پایتخت که در این زمان شکل گرفتند عبارتند از :خیابان های باغ جنت (ولی عصر) ،باغ انگوری (ولی عصر) ،جناب وزیر (ولی عصر) ،امیریه (ولی عصر) ،امیریه (امام خمینی) ،باغ شاه (امام خمینی) ،جلو قبرستان (مولوی) ،دروازه گمرک (مولوی) و …
آسفالت خیابان های تهران
نخستین بار بر اساس نوشته روزنامه «وقایع اتفاقیه» در دوران صدارت میرزا تقی خان امیر کبیر برخی از کوچه های ارگ تسطیح و سنگفرش شد .تا آن ها برای عبور کالسکه مناسب و آماده گردد .کالسکه هایی که از فرنگ می آمد و یا در کارخانه معیرالممالک ساخته می شد .روزنامه وقایع اتفاقیه در شماره ۳۶به سال ۱۲۶۷قمری و در دوران صدارت میرزا تقی خان امیر کبیر نوشت که برخی از کوچه های ارگ تسطیح و سنگفرش شد تا آن ها برای عبور کالسکه مناسب و آماده شود .کالسکه هایی که از فرنگ می آمد و یا در کارخانه معیر الممالک ساخته می شد. بعدها در دهه پایانی سلطنت طوالنی ناصرالدین شاه« ،شوسه» که طریقی بود برای آماده سازی سطح معابر جهت عبور راحت تر کالسکه، درشکه ،گاری و… وارد عرصه راه سازی پایتخت شد .اما هنوز خبری از«آسفالت» نبود .با فرا رسیدن سال ۱۳۱۰خورشیدی آسفالت برای اولین بار وارد خیابان های تهران شد .در این سال پیش از ورود ملک فیصل پادشاه عربستان به تهران ،بلدیه پایتخت به تکاپو افتاد و برای نخستین بار آسفالت را که پدیده جدیدی در صنعت راه سازی به شمار می رفت ،وارد خیابان های تهران کرد. در مدت زمان کمی خیابان کوتاه الماسیه (باب همایون) ،میدان توپخانه و اوایل خیابان الله زار آسفالت شدند .بعدها خیابان باغ شاه و خیابان ولی عصر و البته تا حدودی کافه بلدیه (تئاتر شهر امروز) و دیگر خیابان ها آسفالت شد و بدین ترتیب رفته رفته آسفالت نه تنها وارد خیابان ها و معابر تهران که به تمام شهرها و جاده های کشور کشیده شد.
و ثابت شد که این کوزه جای شراب بوده است .دو نکته هنوز مشخص نشده است :اول آنکه شراب از نوع سفید بوده یا قرمز؟ و دوم آن که انگور که دراین کوزه تبدیل به شراب شده از نوع انگور وحشی بوده یا انگور پرورش یافته که اکنون در صنعت شراب سازی به کار می رود. همان روزنامه ،در زیر عکس اضافه کرده است: تا کنون تصور می شد که قدیمی ترین رد پای ساخت مشروب الکلی به سه هزار تا سه هزار و پانصد سال پیش از میالد مسیح میرسد و مدرک این اطالع باز هم کوزه سفالینی بوده است که در حوالی "گودین تیه" همدان واقع در ایران پیدا شده و در آن رسوبات آبجو کشف شده است. پروفسور "مک گارون" در مصاحبه ای که در پایان خبر آمده است اظهار داشته" :اینکه تردیدی نیست که کشاورزان ناحیه حاجی فیروز در هف یا هفت هزار و چهار صد سال پیش طرز ساخت و نگهداری شراب را میدانسته اند .این کشف تازه ترین سندی است که در دست ماست و قدمت شراب سازی را در مملکتی که امروز نام آن ایران است به هفت هزار و چهار صد سال می رساند .یعنی به دورانی که هنوز باکوس خدای شراب یونانیان متولد نشده بود و بشر سوار کاری ،حفر چاه و نوشتن را نمی دانست. حاال باز هم فکر می کنید این همه از شرب مدام و شراب که در شعر ایران موج می زند و غزل های حافظ سرمست از آنست ،بی زمینه است:
ساقی به نور باده برافروز جام ما مطرب بزن که کار جهان شد به کام ما ..... میخواره و سرگشته و رندیم و نظر باز انکس که چو ما نیست در این شهر کدامست؟ ..... تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود سرما خاک ره پیر مغان خواهد بود
سخنانی دلنشین از جنس دلتنگی!
پيرمرد همسايه آلزايمر دارد ... ديروز زيادي شلوغش کرده بودند او فقط فراموش کرده بود از خواب بيدار شود !...
عادت ندارم درد دلم را ، به همه کس بگویم ! ! !.. پس خاکش میکنم زیر چهره ی خندانم، .. تا همه فکر کنند . . . نه دردی دارم و نه قلبی اشکهاي مادر ... ,مرواريد شده است در صدف چشمانش دکترها اسمش را گذاشتهاند آب مرواريد! حرفها دارد چشمان مادر ؛ گويي زيرنويس فارسي دارد دستانش را نوازش مي کنم داستاني دارد دستانش... گنجشک می خندید به اینکه چرا هر روز بی هیچ پولی برایش دانه می پاشم... من می گریستم به اینکه حتی او هم محبت مرا از سادگی ام می پندارد... کودکی با پای برهنه بر روی برفها ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد زنی ...در حال عبور او را دید ،او را به داخل فروشگاه برد و برایش لباس و کفش خرید و گفت: مواظب خودت باش ،کودک پرسید:ببخشید خانم شما خدا هستید؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط یکی از بنده های خدا هستم. کودک گفت :می دانستم با او نسبتی داری!!!
در "نقاشی هایم" تنهاییم را پنهان می کنم... در "دلم" دلتنگی ام را... در "سکوتم" حرف های نگفته ام را... در "لبخندم" غصه هایم را... دل من... چه خردساااااال است !!! ساده می نگرد ! ساده می خندد ! ساده می پوشد ! دل من... از تبار دیوارهای کاهگلی است!!! ساده می افتد ! ساده می شکند ! ساده می میرد ! ساااااااااااااا ااااااااده
دلتنگم، مثل مادر بي سوادي که دلش هواي بچه اش را کرده ولي بلد نيست شماره اش را بگيره. توی یه جمعی یه پیرمردی خواست سالمتی بده گفت : می خورم به سالمتی 2بوسه !! بعد همه خندیدن و هم همه شد و پرسیدن حاال بگو کدوم 2بوسه ؟!! گفت : اولیش اون بوسه ای كه مادر بر گونه بچه تازه متولد شده ميزنه و بچه نمی فهمه ! دومیش اون بوسه ای که بچه بر گونه مادر فوت شدش ميزنه و مادرش متوجه نمیشه .... انسان های بزرگ دو دل دارند : دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که می خندد و آشکار است ...
گوشی شده قیمت لپ تاپ ،لپ تاپ شده قیمت ماشین ،ماشین شده قیمت خونه ،خونه شده قیمت مرگ ،عوضش مرگ ارزونه. ***** روایت داریم هروقت احساس افسردگی یا غمگین بودن کردین یکی از آهنگهای شهرام شب پره را گوش دهید،همانا معجزه میکند. ***** انقدر حقمون رو خوردن که وقتی میگیریمش فکر میکنیم هدیهست. ***** االن تو ایران مسابقه صبر و تحمل بزارن حضرت ایوب جزو 10تای فینالیستم هم نمیاد! ***** فلسطینیها رو بیارن تو همین قم کشور مستقل فلسطین را تشکیل بدن ضريح قدس هم درست كنن هزینه اش برای منافع ملی ایران کمتر از این وضعه تازه ايرانيا داخلش پول میریزند. 28
29 برای فرار از ایران پس از تحقیقات از دوستان به این نتیجه رسیدم که بهترین و عاقالنهترین راه رساندن خود به دنیای آزاد ورود به سارایوو پایتخت بوسنی هرزگووین میباشد چون مثل کشور ترکیه احتیاج به گرفتن ویزا ندارد. بدین جهت به آژانسی در خیابان ویال درتهران مراجعه کرده و طبق برنامه ارائه شده از طرف مدیر آژانس گفته شد پس از پرواز و ورود به شهر استانبول ترکیه، یکشب در هتلی لوکس اقامت نموده و بعد پس از صرف صبحانه با همان هواپیما به طرف سارایوو حرکت میکندی .و برای رفت و برگشت مبلغی در حدود 380،000 (سیصد و هشتاد هزار) تومان پرداخت نموده و بلیط را دریافت نمودم. تاریخ حرکت 29/5/2000تعیین گردید. صبح روز تعیین شده وارد فرودگاه مهرآباد تهران گردیده پس از کنترل و بازرسی بدنی بنده و مسافران همسفرم در سالن ترانزیت بیش از دو ساعت معطلی به طرف اتوبوس مخصوص فرودگاه حرکت کردیم .اکثر مسافران نگران و مضطرب بودند. پس از رسیدن به واپیما مسافران به سرعت از اتوبوس پیاده شده و از پلههای هواپیما باال رفته و در روی صندلی خود نشستند .پس از اینکه همه مسافران سوار شدند 20 ،دقیقه بعد در بلندگو گفته شد کمربندها را بسته آماده پروازیم .من به شدت نگران و دلهره عجیبی داشتم. چون هر لحظه امکان داشت پاسداران فرودگاه مرا پیاده کرده به زندان اوین یا زندان مخوف توحید ببرند .الزم میدانم برای اطالع خوانندگان گرامی قدری به سالهای قبل برگردیم و علت نگرانی شدیم را توضیح دهم. چند سال قبل در خیابان حافظ شمالی کوچه هورتاب جنب بیمارستان فیروزگر پشت ساختمانهای شرکت نفت یک آپارتمان دو خوابه اجاره کردم .همسایهمان یک انگلیسی به نام لوئی که با همسر ایرانی خود به نام انسی و چهار فرزندش در آپارتمان دو خوابه روبروی ما همسایه هم بودیم و از همان هفته اول فرزندان من و بچههای لوئی با یکدیگر دوست شده و با هم بازی میکردند .بدین جهت من و لوئی و همسرانمان مرتب با همدیگر مراوده و معاشرت مینمودیم .لوئی بسیار مودب و باش خصیت و همچنین همسرش وفادار و خانهدار واقعاً نجیب و باکالس بود .لوئی هر روز از 10صبح تا 2بعد از ظهر در منزلش کالس زبان انگلیسی دائر نموده بود و حدودا ً به 28زن و دختر زبان انگلیسی آموزش میداد و در دو نوبت 2ساعته و بدین وسیله امرار معاش مینمود .بعد از ساعت 5بعد از ظهر هر روز بجز روز جمعه من و لوئی به منزل دوستان مشترک ایرانی و خارجی رفت و آمد میکردیم. تا اینکه یک روز صبح خیلی زود همسر لوئی سراسیمه به منزل من آمد و با چشمانی گریان و بسیار پریشان گفت نیمه شب 6نفر مرد ریشو با خشونت وارد منزل شده و همسرم را با لباس خواب دست بند زده و بردند .من چون از توحش این جنایتکارها اطالع داشتم به همسرش که به کلی درمانده بود گفتم هر چه مدرک از لوئی دارد فورا ً بردارد و به سفارت انگلیس مراجعه نماید .پس از رفتن همسر لوئی من به صاحبخانه لوئی مراجعه کرده و مسئله را از او پرسیدم .صاحبخانه گفت هر مسئلهای که پیش بیاید من به شما خبر میدهم چون امکان دستگیری شما هم وجود دارد. من بالفاصله به یک شخصیت شاهدوست 29
گریز آگاهانه از زندانی به بزرگی ایران
با درود به آقای محمود سرابی مدیر و سردبیر فرمائید که مزید بر تشکر و امتنان خواهد بود. شاید بتوانم گوشهای از هزاران جنایات این محترم ماهنامه تریبون آزاد لندن خواهشمند است سرگذشت واقعی اینجانب و رژیم ددمنش و نظام ضد بشری حاکم بر ایران همسفران شیرازیام را در تریبون آزاد امر به درج را افشاء نمایم. اسماعیل مقربی و وطن پرست واقعی که پست مهمی داشت و دارد مراجعه کرده و جریان را گفتم .با عرض پوزش از خوانندگان فهیم و گرامی برای حفظ جان این بزرگ مرد که به طور محرمانه به مبارزان داخل کشور کمک کرده و میکند نمونه یکی از کارهایش فراری دادن 2خلبان پس از فتح خرمشهر به دست ارتش دالور و ادامه جنگ توسط خمینی خونخوار و ضد ایرانی .یکی از خلبانها پسر خواهر خود من بود .به این دلیل نمیتوانم نامش را ذکر کنم .همچنین یک سال قبل انجمن اسالمی در اکتشاف و تولید شرکت نفت به علت فعالیت ضد رژیم
پرونده قطوری به عنوان اینکه کارکنان شرکت نفت را وادار به شورش و اعتصاب مینماید آماده کردند که با کمک ایشان و کمک خداوند نجات پیدا کردم. بگذریم یک هفته بعد از دستگیری لوئی صبح برای خرید شیر به سوپر نزدیک منزل که روبروی بیمارستان فیروگز بود رفته بودم که 4نفر مرد متعفن و حرامزاده لباس شخصی داخل مغازه مرا گرفته و در حضور صاحب مغازه و یک خانم همسایه از پشت به من دستبند زده و مرا با خشونت به داخل پاترول انداخته و بردند .و پس از یکساعت وارد محوطه زندان اوین گردیده و من از زیر پشم بند محوطه را دیدم و شناختم چون من سال 1361برای مالقات آقای دکتر شیخاالسالم زاده وزیر بهداری قبل از شورش سال 57که توسط بیدادگاه محکوم به اعدام گردید ولی چند ایرانی عاقل و باشعور با تالش زیاد حکم اعدام دکتر شیخ االسالمزاده را به حبس ابد تبدیل مینمایند .به محوطه زندان رفته حدودا ً 10دقیقه دکتر را مالقات کردم. پس از اینکه از پاترول پیاده شدم با چشم بند و دست بند از تعدادی پله به پائین مرا برده و در یک سلول کوچک دست بند و چشم بند را باز کرده و در سلول را به روی من بسته و رفتند.
خواننده گرامی اگر بخواهم صدمات و همانطور که من علی گدا و خمینی جسمی و روحی در مدت زندانی بودنم هندیزاده را لعنت میکردم از نگاه همه یک هفته در اوین 2هفته در زندانی به نام ایرانیان معلوم بود که همه فراریان از گفتار توحید در خیابان سرگرد سخائی و حدودا ً من راضی و خوشحال هستند .فقط یک 14ماه در زندان قصر را بازگو کنم بسیار خانم که صندلی نزدیک من بود گفت آقای طوالنی و خسته کننده میباشد .همین مقربی ممکن است هواپیما نقص فنی پیدا قدر میگویم همان دو هفته اول چون کرده و برگردد فرودگاه تو را میکشند در نتوانستند مرا وادار کنند علیه یک بیگناه جواب گفتم اگر هم برگردد خون من از شهادت بدهم مرا بشدت مضروب کرده خون جوانهای هموطنم رنگینتر نیست و و انگشت کوچک دست چپم را شکسته مجددا ً گفتم خاک ایران جای الشه متعفن که االن بعد از 23سال همانطور ناقص خمینی هندیزاده نیست .الشه خمینی مانده است .این دین فروشان خون آشام تنها یک جا دارد آن هم مستراح مسجد که نه بخدا اعتقاد دارند نه بوئی از انسانیت شاه میباشد .آقائی که نزدیک بود گفت چرا مستراح مسجد شاه؟ گفتم به علت شلوغ بودن مستراح مسجد شاه .خالصه پس از چند دقیقه وقتی برگشتم که روی صندلیام استراحت کنم ،.دیدم روی میز جلوی صندلی بیش از 8عدد آبجو قوطی میباشد .چون مهماندارهای هواپیما به هر نفر مسافر یک آبجو قوطی میدادند فهمیدم که چند نفر نزدیک به من به این وسیله از من قدرشناسی نمودهاند. هواپیما پس از ساعتی در فرودگاه استانبول به زمین نشست و اکثر ایرانیها خداوند را شکر میکردند که سالم به ترکیه رسیدهاند .پس از کنترل پاسپورتها در فرودگاه استانبول ،سوار اتوبوس شده و طبق قرارداد به هتل 5ستاره منتقل شدیم. پس از مشخص شدن اطاقها ،در سالن هتل جمع شدیم .اکثر مسافران مرا به نام میشناختند و توهینهای من به خمینی و علی گدا را تائید و از من تشکر میکردند. من با یکی از همراهان با گرفتن کارت هتل به چند خیابان رفته و کمی گردش نموده و پس از ساعتی به هتل برگشتیم. و در جمع مسافران در سالن هتل نشسته و از جنایات هیئت حاکمه ایران مسائل بردهاند به من میگفتند تو به قاضی بگو زیادی گفته شد .آقای متوسل زاده که لوئی انگلیسی نقشه پاالیشگاه تهران در از پیمانکاران شیراز بودند به من خیلی شهر ری ونقشه نیروگاه حرارتی نکا در محبت مینمودند و از من پرسید قاچاقچی مازندران را از من می خواسته و من به هیچ شما کیست که از سارایوو شما را به اروپا وجه قبول نکردم که یک انسان بیگناه را به میبرد .گفتم من با توکل به خدا آمدهام و خاطر آزادی خودم قربانی نمایم .و بیش هیچ قاچاقچی را نمیشناسم .ایشان به من از 14ماه زندان را به جان خریدم و هرگز گفت شما نگران نباشید .ما از شیراز ترتیب پشیمان نیستم. همه کارها را دادهایم و شخصی به نام حاج حسن قول داده که من به اتفاق دامادم و با اجازه خوانندگان محترم برگردیم آقای نادری و دخترم فریبا و پسرم به نام به اصل ماجرای فرار از ایران ـ صبح بهرام نوهام به نام زیبا نادری را با گرفتن 29/5/2000هواپیما سر ساعت از باند 8هزار مارک آلمان به انگلستان برساند. فرودگاه مهرآباد پرواز کرده و به طرف من ترتیبی میدهم حاج حسن از شما هم ترکیه حرکت کرد .پس از ساعتی بلندگوی 1500مارک آلمان بگیرد و به انگلستان هواپیما اعالم کرد هم اکنون ما وارد فضای برساند .من تشکر کردم .پس از ساعتی ترکیه شدیم .من به ساعتم نگاه کرده همه برای خواب به اطاقهای خود رفتیم و پس از گذشت 5دقیقه حساب کردم قرار شد 8صبح همه جهت صرف صبحانه که االن بیش از 100کیلومتر وارد خاک و رفتن به فرودگاه استانبول در سالن هتل ترکیه شدهایم .باالفصله از جا بلند شدم و حاضر شویم. پاسپورتم را به چند نفر که در ردیف جلو سر ساعت 8صبح جهت صرف صبحانه و و ردیف پشت سر من بودند نشان دادم و عزیمت به فرودگاه به رستوران وارد شده و خودم را با صدای بلند معرفی کردم و شروع صبحانه مفصل و کاملی صرف نموده و آماده کردم لعنت به روح پلید خمینی هندیزاده حرکت به فرودگاه شدیم .پس از ساعتی 2 معلون و مرگ به سید علی گدا ـ خامنهای اتوبوس همگی را سوار کرده و پس از 20 رقاص شمع دزد مشهدی و لعنت بر پدر و دقیقه به فرودگاه بزرگ استانبول رسیده مادر خامنهای خونخوار گفتن تا چند دقیقه و پس از ارائه پاسپورت و زدن مهر خروج سکوتی عجیب در هواپیما برقرار گردید وارد FREE SHOPشده هر کس بنا به
شمار ه بیستم -اکتبر 2013
سلیقه خود خریدی مینمود .بنده یک بطر ودکا اسمیرنوف خریده و با بقیه به سالن ترانزیت وارد شدم. در سالن ترانزیت من با کمال حیرت دیدم به جز من که سامسونت داشتم بقیه همگی ساک بزرگ سیاه و یک شکل و دو نفر نزدیک به من زیپ ساکها را باز کردند و من با حیرت و تعجب دیدم ساکها مملو از تن ماهی ،تن لوبیا ـ خرما ـ نان لواش میباشد .یکی از ساکها را بلند کردم حیرتم بیشتر چون چون حداقل 20کیلو وزن ساک بود .گفتم مگر میخواهید به قله اورست بروید که اینقدر آذوقه برداشتهاید. گفتند در مسیر اروپا از بوسنی هرزگووین ـ کروواسی ـ اسلوونی مقدار زیادی راهپیمایی داریم .من دیگر چیزی نگفتم .دقایقی بعد دستور حرکت به طرف در خروجی سالن ترانزیت داده شد که سوار هواپیما شویم. پس از خروج از سالن سوار اتوبوسهای مخصوص فرودگاه شده و پس از رسیدن به هواپیما وارد هواپیمای ترکیش شدیم .و پس از نیمساعت هواپیما به طرف سارایوو پرواز کرد. بیش از یک ساعت طول کشید تا به فرودگاه کوچک سارایوو رسیدیم و پس از نشستن هواپیما و توقف ما از هواپیما پیاده شده و به ساختمان اداری فرودگاه وارد شدیم .همه به یک صف جهت بازدید پاسپورتها و زدن مهر خروج تمام تشریفات بیش از یک ساعت طول نکشید و ما از ساختمان فرودگاه خارج شدیم و با تعداد زیادی ماشین سواری از مدلهای مختلف و چند مینی بوس روبرو گردیدیم .من و آقای متوسل زاده و بهرام پسرش و یک جوان دیگر سوار یک بنز سیاه رنگ شدیم .بقیه مسافران هم سوار ماشینهای دیگر شدند و عدهای هم سوار مینیبوسها .گروه ما شامل 5ماشین سواری و یک مینیبوس بود که قاچاقچی حاج حسن از شیراز با آنها هماهنگی کرده بود. پس از ورود به سارایوو و خروج از شهر در یک محل خلوت ماشین جلوئی ایستاد و بقیه ماشینها هم ایستادند .پس از چند لحظه شخصی شبیه قالیباف جنایتکار شهردار دزد تهران وارد بنز شده و خودش را حاج حسن معرفی کرده و با آقای متوسلزاده لیست را نشان داده و یکی یکی افراد را خواندند 44 .نفر .و گفت االن 45نفر هستید .آقای متوسلزاده در جوابش گفت آقای مقربی از تهران به ما ملحق شده و آشنای من میباشد .من به حاج حسن گفتم حاال پول بدهم؟ گفت نه در مسیر نماینده من پول میگیرد .و به آقای متوسلزاده گفت در مسیر حداکثر 2ساعت پیادهروی دارید تا برسید به ایتالیا بقیهاش با ماشین شماها را میبرند. و از ماشین پیاده شد و رفت سوار ماشین خودش شد و رفت و ستون ماشینهای ما هم حرکت کرد .پس از چند ساعت حرکت در منطقهای که چند تپه متصل بهم و بسیار سرسبز و زیبا ماشینها ایستادند .یک جوان ایرانی خالفکار آمد پیش مسافرین و اسامی را خواند و به من که رسید گفت شما تا ایتالیا 500دالر بدهید و پس از گرفتن پول به ماشینها دستور حرکت داد. پس از یک ساعت ماشینها ایستادند و همه را پیاده کردند 3 .نفر قاچاقچی از اهالی بوسنی هرزگووین که جلیقه نجات به تن و اسلحه کمری زیر جلیقه به کمر بسته بودند و بسیار مشروب خورده بودند از چند متری بوی تند ودکا کام ً ال به مشام میرسید .ما را تحویل گرفتند و ما وارد جنگلی بیانتها شدیم. ادامه دارد
شمار ه بیستم -اول آبانماه 1292
هماهنگی مطلق با همسر را تجربه نمائید بشرطی که به افراد دیگر خانواده ،بخصوص خانواده خودتان اجازه دخالت در زندگی خصوصی و زناشوئیتان را ندهید. فروردین: شاید اکنون احساس نموده باشید که دارید به بن بست میرسید و نمیتوانید روی هیچکس حساب نمائید .بنابراین بهترین دوره را دارید که تمام قید و بندهای بیهوده را از دور خود جدا نموده و با تمرکز نمودن روی آنچه که واقعا میتوانید خوشحالتان سازد ،هدف و روش جدید زندگی را پیش گیرید. اردیبهشت: بار دیگر آرامش خود را بدست آورده و میتوانید قضاوت صحیح نموده و در تصمیم گیریهایتان از قلب و منطق ،یکسان استفاده میکنید .همین باعث میشود که در عشق بتوانید روزهای شادی را داشته و در زندگی زناشوئی 1
2
3
4
خرداد: فرد مورد عالقه متولدین این ماه خیلی روی رفتار و اخالق مهربان و انسانی شان حساب میکند .اگر دلیل خستگی و مشغله و غیره ، این رفتار تغییر کند مسلما" این روابط را بهم میریزد .روحیه کمک در متولدین این ماه بسیار باال ست .همیشه برای یاری دادن به محتاجان و اطرافیان آماده هستند ،در این میان بدلیل اشتباه و یا سوء تعبیر عده ای تصمیم گرفته اند دیگر دست یاری به سوی کسی دراز نکنند که مسلما" صحیح نیست. تیر: اجازه ندهید برخی مسایل شما را آزار دهد .برخی کارهای شما متوقف شده است ولی در این ماه بنیه و توان بیشتری برای انجام آنها 5
6
7
8
9
10
خواهید داشت .این ماه ،میتواند ماه پیشرفت و ترقی برای شما باشد، ا ّما این موضوع یک شرط دارد و آن تمرکز شما بر چیزهای مهم است، که در این صورت بهترین نتیجه را برای شما پی خواهد داشت. مرداد: شما مانند درختی که برگهای خشک خود را میریزد میخواهید دگرگون شوید اما بهتر است این کار را نکنید .حتی اگر در آرزوی فرار و گریز میسوزید از جای خود تکان نخورید .زمان بهترین تغییرات را در شرایط زندگی شما بوجود خواهد آورد .فرار مشکالت را حل نمی کند. شهریور: باید استعدادها و خالقیت های متولدین این ماه را دو بار بررسی نمود چرا که اغلب آنها به دلیل فروتنی و خضوع سعی دارند قدرت خود را به رخ نکشند و به همین جهت از خیلی موقعیت های ممتاز بدور می افتند .اغلب دختر خانم های متولد این ماه از 11
13 12
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
مهر: امروز ،روز مهمیست برای انجام یک مصاحبه کاری ،مالقات با دوست عزیز ،امتحان دادن و یا کارهای خاصی که از قبل برایش نقشه های که از پیش زیاد به آن فکر کردید .در این روز نزدیکترین ارتباط شما با دیگران بر روی پایه های محکم بنا میشود. آبان: در زمینه کسب و کار و شغل بعضی از متولدین این ماه بسیار پولساز و موفق و مبتکر هستند، برخی بدلیل رکود اقتصادی ناگهان دچار ترس و دلهره شده و حتی ابتکارات و خالقیت های خود را بهمین سبب از دست داده اند .به این گروه توصیه میشود باامید بکار بپردازند و روحیه خود را نبازند که هنوز شانس های خوبی در راه است.
آذر: بعضی از متولدین این ماه بخاطر نیش زبان و متلکهای بعضی ها به تنگ آمده و آماده عکس العمل تندی هستند که توصیه میشود با آرامش و صبورانه عمل کنند و تا حد ممکن آنرا به یک گفتگوی آرام مبدل سازند البته حق با آنهاست ولی به جنجال و درگیری های بزرگتر نمی ارزد .آن عده از متولدین این ماه که دچار بیماری سوءظن و شک و تردید هستند باید در درمان خود اقدام نمایند.
بهمن: عشق شما را تنها نگذاشته است بلکه کامال برعکس ،مدتی سخت کار کرده اید ،زیادی بخشیده اید و اکنون زمان استراحت شماست. استراحت واقعی و روز آرامش برای شما رقم خورده است .از زندگیتان لذت ببرید و از تجربه هایتان برای ارج نهادن به روی آن بهره بگیرید. به هیچکس اجازه دخالت در زندگی خصوصی و زناشوئیتان را ندهید.
دی: اگر جواب خیلی از فداکاریها و محبت ها به متولدین این ماه برنگشته است ولی فضائی ازخوش نامی و محبوبیت ویادآوری های دلنشین می تواند آینده ای زیبا برای این گروه ترسیم کند .در حالیکه بعضی متولدین این ماه سعی دارند از عشق و دردسرهایش فرار کنند و خود را در زندگی معمولی و آدم های نرمال غرق نمایند .اما باید در رابطه با آدمها جانب احتیاط را رعایت کنند.
اسفند: از افراد خودخواه فاصله بگیرید. برخی از صفات خوب شما در محیط کار باعث میشود وظایف مهمی به شما ارجاع شود .دو مالقات مهم خواهید داشت که یکی در مورد مسائل تحصیلی و شغلی است و دیگری در مورد زندگی آینده تان .به یک سفر کوتاه ولی جالب خواهید رفت. یکی از دوستانتان که از شما دلخور بود ،به اشتباه خود پی خواهد برد.
کشاورزی -4پند گرفتن -آرزوی بزرگ- ضمیر جمع -5کارمند -ســاح کاشتنی- یمانی معروف -6سپاسگزاری -کارگزار -7دیوار -توان و نیرو -8شیره چغندر -ایل و تبار -9خورشید -طبق فلزی -نقل خبر -10تصدیق انگلیسی -دشت و صحرا -کل و همه -11اصیل و خــوش نهاد -مایه تنفسی -12خشک -ســوگند راست- شهر مذهبی -13زندانی مخوف در فرانســه بود -بیم و ترس.
افقى: -1مجال و نوبت -نمک نشناس -2پسوند شباهت -شمشیرزن- چهره عمودی : -3برنــده -از ماشــین های -1کارکرده -آماده و فراهم
11 12 13
فرم اشتراک
لحاظ استعداد در تحصیل و کار در مرحله ای خاص قرار دارند و از میان آنها عده ای به درجه و مقام های باالئی دست می یابند.
30
-2آتشگیره -نشستن -حرف انتخاب -3آدمیرال -سوره قرآنی -4خاک کوزه گری -نام مخترع برق -شکوه و بزرگی -5آوازه و شــهرت -پــرده و پوشش -از وسایط نقلیه شهری -6ستاره -پایین جامه -7داروشناسی -8نشستن به قصد حمله -پیک کاغذی -9ایالت -ماه -صومعه -10گاز مورد مصرف در المپهای الکتریکی -دشــمنی و کینه توزی -بوی رطوبت -11وسط بدن -برگ تحویل کاال -12گشــاده -تعمیــر کردن- سرگرد سابق -13دادگر -خمیده و مایل گشته.
به آنان که دوستشان دارید و میخواهید همیشه با یاد شما باشند تریبون آزاد را هدیه کنید
نام و نام فامیل .............................................................. آدرس کامل ................................................................... .................................................................. میزان حق اشتراک............................... : در انگلستان یک ساله ۴۰پوند در اروپا یک ساله ۶۰یورو در آمریکا یک ساله ۱۰۰دالر لطفا چک خود را به نام M.Sarabiصادر فرمائید
M.sarabi RANGARANG International , PoBox 2821 London NW2 1DS United Kingdom Email: rangarang_london@hotmail.com
30
31
شمار ه بیستم -اکتبر 2013
مراکز توزیع نشریه تریبون آزاد لندن رستوران خیام سوپر تهران آژانس حمید رستوران تهران سوپر گلدرزگرین سوپر ترکی فرهنگسرا و هرمز سوپر سهند سوپر گیشا سوپر هما سوپر دحجله سوپر آری سوپر اصفهان رستوران STAR رستوران االچیق رستوران آذربایجان قنادی عسل رستوران شیراز سوپر آلما سوپر پرشیا سوپر دنا سوپر مازندران رستوران پرشین باالس رستوران موالنا سوپر تواضع رستوران کوچک رستوران شبهای تهران سوپر زمان قنادی بهار رستوران آپادانا قنادی رضا سوپر المپیا رستوران شهرزاد رستوران نبشی رستوران یاس قنادی عسل رستوران عسل رستوران پردیس رستوران کندو رستوران rice رستوران کیش رستوران فانوس رستوران پرشیا رستوران زیتون رستوران میالد رستوران پرنس پرشیا سوپر آران سوپر زاگرس سوپر فردیس سوپر منصور سوپر دنا سوپر مازندران سوپر SAVE TO SAVE کلینیک لموژ دفتر بازرگانی راوندی آرایشگاه بهرام ساندویچ پاپیون 31
کلن رستوران شیراز رستوران تهران بستنی منصور سوپر اکسپرس سوپر چی چی نی سوپر کاکتوس سوپر ارکیده سوپر ایران فروشگاه گلستان رستوران110 دفتر بازرگانی مهیار آژانس هوایی ایر پالن کتابفروشی فروغ فروشگاه مهر رستوران صدف سوپر شرقی فرانکفورت فروشگاه رویا فروشگاه مش قاسم فروشگاه نگین سوپر شیراز پخش ایران سوپر خراسان هتل آپولو فروشگاه ایران دارمشات پرایم بازار فروشگاه آسیا مونیخ بازارچه حافظ آکسبورگ الکتریکی مسعود سوپر پارس هانوفر سوپرحافظ تراول کاسپین رستوران بلدا سوپر شیرین نورمارکت کتابخانه ایرانیان فاست کارگاه ایرانیان مرکز پناهندگان هانوفر پاکیزه مارکت آرایشگاه آکامتو هامبورگ تماشا پامیر بازار پرسپولیس
نادی مارکت سوپر مارکت آریا نان بهزاد رستوران سپیده رستوران موالنا رستوران زعفران آخن فروشگاه همدان سوپر سینا سوپر آسیا بن سوپر پرسپولیس سوپر پارس دورتموند فروشگاه پرسپولیس سوپر مارکت ایران پرسپولیس فروشگاه پارس فروشگاه فردوسی آمستردام فروشگاه نوبهار بوخوم کتابفروشی آیدا دوسلدورف فروشگاه مهارانی سوپر تک رستوران کندو قنادی جمیل سوپر آسیا سوپر کلومبوس رستوران ونک اسن فروشگاه اهواز پاریس شهر فرنگ بازارچه اسکان رستوران بناپارت سوپر سپید رستوران شومینه رستوران کلبه سوپر ایران رستوران جت ست رستوران مزه برلین رستوران پرسپولیس فروشگاه خاورمیانه ایران شاپ رستوران سرای رستوران حافظ رستوران آپادانا
کاشکی ایناجوک بود !
جمله هایی جالب و خواندنی از مسئولین در این سالها
سردار رادان“ :قرار گرفتن چکمه بر =مسئولین نیروی انتظامی در مالقات روی شلوار به دلیل نشان دادن بخشی با یک گروه از وزارت کشور آلمان ،آمادگی ازبرجستگی بدن ،از مصادیق خالف شرع خود را برای تأمین امنیت بازیهای جام است و تب ّرج به حساب می آید”. جهانی (در آلمان) اعالم کردند. =آیت اهلل جوادی آملی“ :دانشمندان =اسماعیل ططری ،نماینده سابق فیزیک ،شیمی ،بارانشناسی و زمین کرمانشاه“ :آلمانی ها اگر بشر بودند ،یک شناسی ،بدون پسوند اسالمی نفهمند”. زن رقاص رئیسشان نمی شد”. =حسنی ،امام جمعه ارومیه“ :اگر فرد =احمدی نژاد“ :اینها… به اندازه بزغاله مشرکی را وقتی فهمیدیم که واقع ًا مشرک هم از دنیا فهم و شعور ندارند”. شده ،باید او رابسوزانیم؛ اگر با گلوله هم =علی الریجانی در جریان رسیدگی به بود اشکالی ندارد”. پرونده هسته ای ایران“ :با شکالت راضی =امام جمعه شیراز“ :گرانی خانه باعث نمی شویم”. شد جوان پاک ما به جای مسکن ،دوست =الله افتخاری ،نماینده مجلس شورای دختر و دوست پسر بگیرد”. اسالمی“ :در سرزمین اسالمی نباید یک =شکوفه گلخو ،رئیس دانشگاه الزهرا :مریض زن به دست نامحرم مداوا شود”. “بدحجابی زنان موجب فعال شدن غده =شکراله عطارزاده ،نماینده مجلس هیپوفیز مردان در تولید مثل می شود. هفتم“ :کوندالیزا رایس یک پیر دختر =قرائتی“ :ما آخوندها همیشه مثل گاز امریکایی ولگرد است که ناکامی های اشک آور عمل می کنیم؛ فقط بلدیم گریه جنسی وی موجب عقده شده است”. مردم را در آوریم. =سخنگوی دولت ،پس از تصویب =س ّید حسین مرعشی“ :احمدی نژاد الیحه بودجه“ :دولت ،مسئول گرانیهای نه فقط معجزه هزاره سوم ،که معجزه سال آینده نخواهد بود”. هزاره چهارم هم هست. = وزیر کشور (در مورد انتخابات): =امام جمعه تبریز“ :علت زلزله اخیر “آنقدر که به فکر آفتابه لگن هستیم ،به تبریز ،اظهارات اعلمی ،نماینده تبریز در فکر تقویت محتوای برنامه ها نیستیم”. مورد س ّیدالشهدا بود”. = احمدی نژاد“ :امریکا به ایران حمله =آیت اهلل خزعلی“ :حجاب موجب باال نمی کند؛ چون من مهندسم و مسائل را رفتن معدل دانشجویان می شود”. تحلیل می کنم”. احمدی نژاد“ :ایران قدرت اول جهان =احمدی نژاد“ :یه دختر بچه دو ساله… است. زبونشون اسپانیولیه ...یه نیگاه کرد به من، =آیت اهلل حسنی“ :اگر مؤمنین غسل گفت« :این محموده ،این محموده”». جمعه را انجام ندهند ،مشکالت کمبود گاز =احمدی نژاد“ :یکی از شخصیتهای مرتفع نمی شود”. شرق آسیا ،از مسئولین درجه یک اومد =احمدی نژاد“ :نفت را سر سفره به دیدن ما ...خالصه حرفش این بود که مردم می آوریم…”بعد از انتخابات“ :نفت اومده بود زنبیلش رو بذاره تو صف بگه ما خوردنی نیست که سر سفره ها بیاوریم ”.مشتری شما هستیم”. =الهام ،سخنگوی( وقت) دولت“ :نفت =حجت االسالم و المسلمین مهدی را سر سفره مردم نمی آوریم ،بوی بد می پور“ :رواج بی بند و باری در یک جامعه، باعث بروز زلزله می گردد. دهد”.