Skip to main content

تریبون آزاد - شماره 16

Page 1

‫درز یک پیام محرمانه خامنه‌ای به احمدی‌نژاد در یک جلسه خصوصی‬ ‫خامنه‌ای خطاب به احمدی‌نژاد‪ :‬کاری نکن مثل بنی‌‌صدر با لباس زنانه فرار کنی!‬

‫تریبـون آزاد ‪ ،‬شمـاره‌ شانردهم‪ 15 ،‬خرداد‪1392‬‬

‫‪ 15‬می ‪ ، 2013‬بها در انگلستان ‪ 80‬پنس و در اروپا ‪ 1‬یورو‬ ‫‪Issue no 16. Friday 31 May 2013‬‬

‫محمود احمــدی‌ژاد که به پایان دوره‬ ‫‪ 8‬ســاله رئیس جمهوری خود نزدیک‬ ‫می‌شود و برای اینکه قدرت را در میان‬ ‫یاران خود حفظ کند و رحیم مشائی‬ ‫را به عنوان کاندیدای جدی این منایش‬ ‫فرمایشــی می‌خواهد بــه صحنه‬ ‫بیاورد که مشــائی از نظر خامنه‌ای‬ ‫که خود را رهبر و همه کاره حکومت‬ ‫می‌داند حضور رحیم مشایی در حد‬ ‫و قواره حکومتی نیســت و چند بار‬ ‫به احمدی نژاد تذکر داده اســت که‬ ‫رحیم مشایی خیلی جلو ننداز‪ ،‬ولی‬ ‫احمدی نژاد که میداند تا دو ماه دیگر‬ ‫رفتنی اســت زیاد حرفهای رهبرش را‬ ‫جــدی نگرفته اســت و کماکان به‬

‫حضــور رحیم مشــایی که پدرزن‬ ‫پسرش هم میباشــد پای فشاری‬ ‫مــی کند و از نظــر ولی نظام که‬ ‫خامنــه ای باشــد حرکت احمدی‬ ‫نــژاد نوعــی ســرپیچی و اطاعت‬ ‫نکردن از فرمانهای رهبری اســت و‬ ‫به همین دلیل در جلسه محرمانه‬ ‫روسای سه قوه به طور خصوصی‬ ‫به او میگوید‪ :‬فراموش نکن اگر ‪8‬‬ ‫ســال بر صندلی ریاست جمهوری‬ ‫نشسته‌ای را با تائید و حمایت من‬ ‫بدســت آورده‌ای و باز هم فراموش‬ ‫نکن بنده در مقــام رهبری نظام و‬ ‫بعنوان ولی فقیه مسلمین میتوامن‬ ‫هر کــس را که تشــخیص دهم‬ ‫برخالف نظام و خط اسالم حرکت‬ ‫میکند عزل یا دستور مجازات او را‬ ‫صــادر کنم‪ .‬این یکی دو ماه را هم‬ ‫بدون دردسر و حادثه آفرینی بگذران‬ ‫و کاری نکن مجبور شوی مثل بنی‬ ‫صدر با لباس و آرایش زنانه از ایران‬ ‫فرار کنی!‬ ‫در میــان چنــد تنــی از نزدیــکان‬

‫خصوصــی علــی خامنــه‌ای که‬ ‫درجلســه حضور داشــته است و‬ ‫معتقد اســت تصاویر و حرفهای‬ ‫رهبر به احمدی نژاد از نظر امنیتی‬ ‫ضبط هم شــده است در محفل‬ ‫خانوادگی گفته است‪ :‬احمدی‌نژاد‬ ‫درمقابــل حرفهای آقا در حالی که‬ ‫ســرش پائین بود و با انگشتانش‬ ‫بازی میکرد فقط ســرش را تکان‬

‫میداد کــه معلوم نبــود از تائید‬ ‫حرفهای آقایاست یا منظورش این‬ ‫بوده که‪ :‬خواهید دید!‬ ‫ولــی از ســوی دیگــر هاشــمی‬ ‫رفســجانی در دیــداری دیگــر و‬ ‫خصوصــی از علــی خامنــه‌ای‬

‫خواسته است تا پایان انتخابات با‬ ‫احمدی نژاد مدارا کند و او را حتریک‬ ‫نکند و به خامنــه‌ای یادآوری کرده‬ ‫که مواظب بعضــی از فرماندهان‬ ‫سپاه باشــد که تالش دارند پشت‬ ‫ســر خامنــه‌ای پنهان شــوند و‬ ‫شــیطنت کنند تا اوضاع را برهم‬ ‫زنند‪.‬‬ ‫احمدی‌نــژاد میدانــد کــه پس از‬ ‫برکناری از مقام ریاست جمهوری‬ ‫با چالشهای جدی روبرو خواهد بود‬ ‫که در آن دســتگیری فرزندان هم‬ ‫میتواند متصور باشــد‪ .‬به همین‬ ‫دلیل او میخواهد با فرستادن رحیم‬ ‫مشــایی به صحنه بعنوان نامزد‬ ‫رئیس جمهوری و استفاده از روابط‬ ‫خود با جناحهائی از رژیم بتواند در‬ ‫سایه قدرت پدرزن پسرش در مقام‬ ‫رئیس جمهوری ســرپناهی داشته‬ ‫باشــد وگرنه چنان که احساس‬ ‫کند در این بازی شکســت خواهد‬ ‫خــورد و مغلوب علــی خامنه‌ای و‬ ‫برادران الریجانی خواهد شد ممکن‬

‫کنفرانس های دکتر فرهنگ هالکوئی‬ ‫‪ 4‬کنفرانس در ‪ 2‬روز در لندن شنبه و یکشنبه ‪ 6‬و ‪ 7‬جوالی‬ ‫شنبه ‪ 6‬جوالی از ساعت ‪ 2‬تا ‪ 5‬بعدازظهر‪:‬‬ ‫خودخواهی‪ ،‬خوددوستی و عشق‬

‫یکشنبه ‪ 7‬جوالی از ساعت ‪ 2‬تا ‪ 5‬بعدازظهر‪:‬‬ ‫با خشم و عصبانیت خود و دیگران چه میتوان کرد؟‬

‫شنبه ‪ 6‬جوالی از ساعت ‪ 6‬تا ‪ 9‬بعدازظهر‪:‬‬ ‫روشنفکر و خردمند کیست؟‬

‫یکشنبه ‪ 7‬جوالی از ساعت ‪ 6‬تا ‪ 9‬بعدازظهر‪:‬‬ ‫نقش رابطه جنسی در شخصیت!‬

‫‪Loyola Hall, Heythrop College,‬‬ ‫‪23 Kensington Square, London, W8 5HN‬‬

‫نزدیکترین ایستگاه اندرگراند‪:‬‬

‫اطالعات و رزرو کارت ورودی‪:‬‬

‫ورودی برای‬

‫هر کنفرانس‬ ‫‪ 20‬پوند‬

‫‪High Street Kensington‬‬

‫لندن‪:‬‬ ‫‪07796 888 444‬‬ ‫لس آنجلس‪:‬‬ ‫‪001 310 926 5026‬‬ ‫‪www.drholakouee.com‬‬

‫در صورت موجود بودن جا می توانید کارت ورودی را در محل برنامه تهیه فرمائید‬


1392 ‫ خرداد‬15 - ‫شمار ‌ه شانزده‬

2 ‫صفحه‬

.kÃGI¶oÎ ®ÅIe tIµU oÄp ÁI¿¹ÿ±U »I¶ ·IMp ÂwnIÎ ·HnI§µÀ IM I] »npn » oTzÃM ÂÀI¬A ÁHoM

0221 - 9247 133 s

Partner:

ºHoÄH ·I¹ö¼µÀ ÁHoM ½sÄ» þÃÿhU IM oÄp oLT÷¶ ÁI¿T¨o{ IM RoÎIv¶

Neumarkt 49 - 50667 Koln www.aeroplan.de info@aeroplan.de

Mauritiussteinweg - 50676 Mauritiussteinweg 116 116 - 50676 KölnKöln


‫شمار ‌ه شانزده ‪ 15 -‬خرداد ‪1392‬‬

‫صفحه ‪3‬‬

‫‪LEMOGE CLINIC‬‬

‫کلینیک زیبایی‬

‫دکتر عباس شیرافکن‪ ،‬دکتر ویلیامز و بیوتراپیستهای با سابقه‬

‫همه راهها به کلینیک لموژ ختم میشود‪ ،‬می پرسید چرا؟‬ ‫چون بهترین سرویس را با ارزانترین قیمت و بهداشتی ترین خدمات را به مشتریان خود عرضه می کند‪.‬‬

‫‪.‬‬

‫جهت هرگونه راهنمائی در زمینه های زیبایی و بهداشتی به کلینیک لموژ و دکتر عباس شیرافکن تماس بگیرید‪.‬‬

‫‪-1‬لیزر برای از بین بردن مو‪:‬‬

‫صورت از ‪ - £45‬زیر بغل از ‪ - £35‬چانه از ‪ - £ 20‬باالی لب از ‪£ 20‬‬

‫بیکینی از ‪ - £ 45‬پا از ‪ - £ 99‬پشت گردن از ‪ - £30‬گونه ها از ‪£30‬‬

‫‪ -2‬تزریق بتاکس در ناحیه پیشانی و اطراف چشم ‪ ،‬اطراف دهان و کنار بینی‬ ‫برای از بین بردن چروک از ‪ £100‬به باال ‪ -‬بزرگ کردن لب ‪£150‬‬ ‫‪ -3‬از بین بردن مویرگهای قرمز ‪ - £35‬الیه برداری پوست صورت‬ ‫جوان کردن پوست ‪£35‬‬ ‫‪ -4‬تمیز کردن صورت از ‪ £16‬الی ‪ - £50‬کلیه درمانهای زیبایی الکترولیز‬ ‫‪ -5‬الیه برداری پوست صورت ‪£35‬‬ ‫‪ Contact Lens, Fresh look -6‬رنگی برای ایرانیان ‪£10‬‬ ‫‪ -7‬جدیدترین مدلهای آرایش و رنگ مو ‪ -‬آرایش عروس پوت آپ‬

‫‪TATOO‬‬

‫با بهترین شادباشهای نوروزی فرارسیدن سال نو را به‬ ‫متامی هموطنان عزیز تبریک می گوید‬ ‫‪020 73720044‬‬

‫‪020 73724433‬‬

‫‪Mon-Fri 9:30 – 7:00 Sat 9:00-6 :00 Sun 10:00-5:30‬‬

‫)‪191 Kilburn High Road London NW6 7HY (near Bingo‬‬

‫‪LEMOGE DENTAL CLINIC‬‬

‫کلینیک دندانپزشکی لموژ‬ ‫زیر نظر دکترحکیم و دکترآتنا‬

‫(با بیش از ‪ 12‬سال تجربه در لندن )‬

‫معاینه‬ ‫رایگان‬

‫‪Quality Dental care for all familly at affordable prices‬‬ ‫‪Free Consultation,‬‬ ‫‪Check up & X-Ray free of charge‬‬ ‫‪Filling £25‬‬ ‫‪341 kilburn High Road NW6 7QB‬‬ ‫‪Extraction from £40‬‬ ‫‪We look forward to welcoming you‬‬ ‫‪Crown & Denture from £150‬‬ ‫‪to mak an appointment please contact on:‬‬ ‫‪Bridge from £150‬‬ ‫‪02076256060 - 02076255500‬‬ ‫‪Whitening from £120‬‬

‫لیزر موهای‬ ‫زائد‬ ‫گاهی اوقات خانم‌ها یا‬ ‫آقایان به ما مراجعه می‌کنند‬ ‫و می‌گویند با اینکه روش‬ ‫اصالح خود را به‌طور مکرر‬ ‫تغییر می‌دهند و امیدوارند‬ ‫با روش جدید‪ ،‬مشکل‬ ‫جوش زدن به خاطر موهای‬ ‫زیرپوستی‌شان حل شود اما‬ ‫این اتفاق نمی‌افتد‪...‬‬ ‫به عنوان نمونه‪ ،‬برخی‬ ‫مراجعان می‌گویند‪« :‬دکتر‍!‬ ‫مدتی است به جای اصالح‬ ‫کردن موهای زایدم با‬ ‫دستگاه اپی‌لیدی از تیغ‬ ‫استفاده می‌کنم اما همچنان‬ ‫موهایم زیرپوستی در‬ ‫می‌آید‪».‬‬ ‫متاسفانه باید بگویم که در‬ ‫بعضی خانم‌ها و آقایان پس‬ ‫از چند بار اصالح موهای‬ ‫زاید‪ ،‬چنین اتفاقی می‌افتد‬ ‫و راه‌حلی هم ندارد؛ به‬ ‫خصوص در ناحیه صورت‬ ‫و گردن‪ .‬ولی اگر فرد بتواند‬ ‫پیش از اصالح با نوک‬ ‫سوزن‪ ،‬سر موها را از پوست‬ ‫خارج کند‪ ،‬جلوی جوش‬ ‫زدن را می‌گیرد‪.‬‬ ‫البته این کار بسیار مشکل‬ ‫است و ممکن است در‬ ‫اثر یک اشتباه کوچک‪،‬‬ ‫فرد به پوست خودش‬ ‫صدمه بزند‪ .‬بنابراین‬ ‫بهترین درمان‪ ،‬لیزر موهای‬ ‫زاید برای خانم‌هاست و‬ ‫در آقایان هم استفاده از‬ ‫داروهای خاص پیش و‬ ‫پس از اصالح تا حد زیادی‬ ‫جلوی این‌گونه جوش‌ها را‬ ‫می‌گیرد‪ .‬نوع و تغییر روش‬ ‫اصالح اثر زیادی در بهبود‬ ‫جوش‌ها ندارد‪.‬‬ ‫در ضمن لیزر کردن برای‬ ‫از بین بردن موهای زاید‪،‬‬ ‫محدودیت سنی ندارد و در‬ ‫دختر خانم‌های جوان هم‬ ‫امکان‌پذیر است‪.‬‬ ‫در واقع‪ ،‬مناسب‌ترین روش‬ ‫برای از بین بردن موهای‬ ‫زاید‪ ،‬همین لیزر است که‬ ‫موجب کاهش التهاب و‬

‫تورم ناحیه می‌شود‪ .‬این‬ ‫روش اگر به وسیله فرد‬ ‫متخصص و ماهر انجام‬ ‫شود‪ ،‬به‌طوری که با توجه‬ ‫به انتخاب بیمار‪ ،‬استفاده از‬ ‫دستگاه لیزر و پارامترهای‬ ‫لیزر متناسب با هر فرد و‬ ‫رعایت مراقبت‌های پیش و‬ ‫پس از لیزر صورت گیرد‪،‬‬ ‫تقریبا یک روش درمانی‬ ‫بدون عارضه و موثر است‪.‬‬ ‫البته انجام الکترولیز هم‬ ‫چنانچه به وسیله تکنیسین‬ ‫ماهر و مسلط انجام شود‪،‬‬ ‫لک و جوشگاه به جای‬ ‫نمی‌گذارد و اگر درد آن‬ ‫از سوی بیمار قابل‌تحمل‬ ‫باشد‪ ،‬با توجه به ارزان بودن‪،‬‬ ‫روش درمانی موثری است‪.‬‬ ‫به هر حال باید پذیرفت‬ ‫موهای فرورفته در پوست‪،‬‬ ‫یکی از شایع‌ترین شکایات‬ ‫هنگام اصالح کردن است‪.‬‬ ‫اغلب آقایان هم به خصوص‬ ‫اگر پوستشان تیره باشد‪،‬‬ ‫چنین تجربه ناخوشایندی‬ ‫را داشته‌اند‪ .‬هر چه موهای‬ ‫شخص‪ ،‬مجعدتر و خشن‌تر‬ ‫باشد‪ ،‬امکان برگشتن نوک‬ ‫آن به عقب پس از اصالح‬ ‫و فرورفتن در پوست بیشتر‬ ‫است‪ .‬در موارد دیگر‪،‬‬ ‫اصالح مکرر به فواصل‬ ‫کوتاه در جهت خالف‬ ‫رویش موها می‌تواند عامل‬ ‫این مشکل باشد‪ .‬استفاده‬ ‫از ریش‌تراش‌های دو تیغه‬ ‫باعث اعمال فشار بیشتر و‬ ‫قطع مو در یک حالت زاویه‬ ‫تنگ و تیز می‌شود‪ .‬موهای‬ ‫تیز و دارای زاویه بسته‬ ‫بیشتر به حالت فرو رفته‬ ‫درمی‌آیند‪.‬‬ ‫اگر با وجود همه این مسایل‬ ‫هنوز از موهای فرورفته در‬ ‫پوست رنج می‌برید‪ ،‬با‬ ‫پزشک متخصص پوست ما‬ ‫مشورت کنید‪.‬‬


‫جراحی‬ ‫پالستیک و‬ ‫زیبایی‬

‫شمار ‌ه شانزده ‪ 15 -‬خرداد ‪1392‬‬

‫صفحه ‪4‬‬

‫در غرب لندن‬

‫زیر نظر‪ :‬دکتر جهانگیر تقی پور‬ ‫عضو کالج های سلطنتی جراحان انگلسی و اسکاتلند‬ ‫عضو هیأت ممتحنه امتحانات جراحی‬ ‫در کالج های سلطنتی جراحان بریتانیا و ایرلند‬ ‫با همکاری متخصصین جراحی پالستیک‬ ‫و کادر پاراپزشکی و زیبائی (بیوتراپیست ها)‬

‫برای کسب اطالعات بیشتر و مشاوره رایگان با شماره تلفن زیر تماس بگیرید‬

‫‪020 8868 0555‬‬

‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬

‫•انواع ماشینهای لیزر برای از بین بردن موهای راید بدن‬ ‫•لیزر لیپو ساکشن با تنگ کردن پوست‬ ‫•بزرگ و کوچک کردن سینه‪,‬باسن‪,‬گونه‪,‬چانه و ‪...‬بدون جراحی‬ ‫•جراحی پالستیک پلک چشم و ‪...‬تهت بی حسی موضعی‬ ‫•استفاده از چربی به عنوان جاگیرنده دایمی انواع دیگر‬

‫‪110 Marsh road, Pinner‬‬

‫شما می توانید در صورت داشتن شرایط الزم از وامهای‬ ‫بدونبهرهجهتجراحیهایزیباییخوداستفادهکنید‬

‫‪020 8868 0555‬‬

‫‪www.cosmeticsurgery-uk.com Middlesex, Greater London‬‬ ‫‪Email: info@cosmeticsurgery-uk.com‬‬ ‫‪HA5 5NA‬‬


‫شمار ‌ه شانزده ‪ 15 -‬خرداد ‪1392‬‬

‫صفحه ‪5‬‬

‫نزدیک به چهل و چند سال است‬ ‫قلم مونس و همراه من است ولی ‪72‬‬ ‫سال است به عنوان یک روزنامه‌نگار‬ ‫حرفه‌ای می‌نویسم و شاید هزاران‬ ‫صفحه نوشته باشم‪ .‬ولی خط‪ ،‬سطر‬ ‫یا نوشته‌ای از من وجود ندارد که‬ ‫محتوای آن تغییری کرده باشد‪.‬‬ ‫حس من و قلم یک احساس مشترک‬ ‫است گویی او می‌داند در قلب‪ ،‬روح‬ ‫و جان من چه می‌گذرد؟ او می‌داند‬ ‫هر آنچه را که می‌نویسم نقش‬ ‫گزارشگری هستم مسئول و متعهد‬ ‫در برابر کشور و منافع کشورم‪72 .‬‬ ‫سال است از خشم و کینه و نفرت‬ ‫ایرانیانی اصیل می‌نویسم‪ .‬نسبت به‬ ‫حکومتی دست نشانده‪ ،‬مزدور‪ ،‬عرب‬ ‫تبار و ضد ایرانی‪ ،‬البته برای ایرانیان‬ ‫اصیل نه هر درپتی بی هویتی که از‬ ‫نام مقدس ایران فقط فرصت طلبی و‬ ‫منفعت جویی می‌کند‪.‬‬ ‫ایرانی که خودش را مدیون و‬ ‫بدهکار کشورش می‌داند‪ ،‬شب و‬ ‫روز غصه می‌خورد‪ ،‬درد می‌کشد‬ ‫و تالش می‌کند بتواند کمکی به‬ ‫آزادی کشورش بنماید‪ .‬او هرگز فکر‬ ‫نمی‌کند چه چیز بدست خواهد آورد‬ ‫او فقط در تالش است هر آنچه را که‬ ‫دارد در راه وطنش هزینه کند‪.‬‬ ‫وقتی انسانی می‌تواند حس و‬

‫از پای نیفتادگانیم‬ ‫درک و تشخیص داشته باشد که‬ ‫نسبت به هر چیز مشترکاتی داشته‬ ‫باشد‪ .‬وقتی حرف از درد است باید‬ ‫طرف دردکشیده باشد تا حرف ترا‬ ‫بفهمد‪ .‬وقتی از محرومیت حرف‬ ‫می‌زنی باید مخاطب تو‪ ،‬محرومیت‬ ‫کشیده باشد! وقتی از وطن حرف‬ ‫می‌زنی روبروی تو باید معنای وطن‬ ‫و احساسات وطن پرستی را بشناسد‪.‬‬ ‫وقتی از گذشت و فداکاری حرف‬ ‫می‌زنی باید مقابلت کس یا کسانی‬ ‫باشند که بویی از درک این جمالت‬ ‫برده باشند و یا در کل زندگیشان‬ ‫تمرینی کرده باشند!‬ ‫همه بدبختی‌ها همین جاست‪.‬‬ ‫به جماعتی اکثریت طرف هستی‬ ‫که خودش هم تکلیفش با خودش‬ ‫روشن نیست‪ .‬می‌گوید دین دار است‬ ‫ولی معتقد به هیچیک از فرایض‬ ‫دینی نیست‪ .‬می‌گوید انسان است‬ ‫ولی نشان از کردار‪ ،‬گفتار و اندیشه‬ ‫انسانی در او نمی‌بینیم! می‌گوید‬ ‫ایرانی است و آرزوی آزادی کشورش‬ ‫را دارد‪ ،‬ولی می‌بینی همه حرکات و‬ ‫رفتار و عملکردش در جهت تقویت و‬ ‫ماندگاری حکومت جنایتکاری است‬ ‫که ایران را ویران و ملتی را بدبخت‬ ‫کرده است‪.‬‬ ‫به همین دلیل می‌گویم باید با‬

‫شماره بعدی نشریه تریبون آزاد‬

‫اول ماه جوالی در سراسر اروپا منتشر‬

‫می‌گردد‬

‫جهت درج پیام‌های آگهی‌های خود‬

‫با دفتر مرکزی نشریه تریبون آزاد در‬

‫لندن هرچه زودتر تماس حاصل نمائید‪.‬‬

‫نشریه‌ای آزاد‬

‫برای ایرانی آزاد‬ ‫و ایرانیان آزاده‬

‫زیر نظر شورای نویسندگان‬ ‫‪P.O.Box 2821, LONDON NW2 1DS‬‬ ‫‪Tel: 020 8208 0010‬‬ ‫‪Email: rangarang_London@hotmail.com‬‬ ‫‪www.rangarang.co.uk‬‬

‫من نویسنده و این نوشته‌ها حس‬ ‫مشترکی باشد و گرنه برای آنانی که‬ ‫حس ارتباطی با من ندارند در پایانش‬ ‫شاید پوزخند و تمسخری باشد!‬ ‫آنان که شالق خوردند‪ ،‬محرومیت‬ ‫کشیده‌اند‪ ،‬زندان رفته‌اند‪ ،‬تحقیر‬ ‫شده‌اند‪ ،‬سالمت و خانواده و جوانی‬ ‫خود را هزینه کرده‌اند‪ ،‬چگونه‬ ‫می‌توانند زبان مشترکی با کسانی‬ ‫داشته باشند که تنها و تنها در فکر‬ ‫عاقبت طلبی و سودجویی شخصی‬ ‫است و در هر شکلی خود را به آن‬ ‫قیافه می‌آراید؟‬ ‫من درد خود را برای خود می‌نویسم‬ ‫و صدها بار می‌خوانم تا فراموش‬ ‫نکنم چقدر به کشورم و سرزمینم‬ ‫بدهکارم‪ ،‬آنقدر می‌نویسم و می‌خوانم‬ ‫تا باور کنم همشکل دیگران نشده‌ام‪.‬‬ ‫آنقدر تاوان فشارهای روزمره زندگی‬ ‫را می‌دهم تا احساس کنم مظلومیت‬ ‫و محرومیت یعنی چه! از در و دیوار‬ ‫صدای آوار وحشتناک مشکالت مالی‬ ‫بر سر این نشریه می‌باید و گاهی‬ ‫نفس آن به شماره می‌افتد‪ .‬ولی حس‬ ‫مقدس آزادی ایران دمای جادویی‬ ‫به پیکره ماست‪ .‬ما خواهیم ماند‪ .‬ما‬ ‫خواهیم نوشت‪ .‬ما فریاد خواهیم زد‪.‬‬ ‫زنده باد آزادی زنده باد ایران‬ ‫برای من خارجی چه سخته‬

‫باورش‪ .‬فوتبال بدون فرگوسن مزه‬ ‫ندارد‪ .‬همانطور که در این شماره‬ ‫نوشته‌ام فوتبال یک مذهب است‬ ‫و میلیاردها انسان در سراسر جهان‬ ‫آن را پرستش می‌کنند و پیامبران‬ ‫مستطیل سبز را در قلب و روح خود‬ ‫جای می‌دهند‪ .‬عشق پاک و مقدس‬ ‫انسانها به ورزش بخصوص به فوتبال‪،‬‬ ‫همه مرزهای جغرافیایی را برهم زده‬ ‫است‪ .‬احساس و عواطف یک انسان‬ ‫افریقانشین همانقدر گرم و صادقانه‬ ‫و بی‌ریاست نسبت به اسطوره‌هایش‬ ‫همچون انسان اروپانشین یا آسیایی‬ ‫و‪ ...‬از محروم‌ترین قشر یک جامعه‬ ‫فقیر تا ثروتمندان انسانهای عالم‬ ‫همه و همه در برابر پرستش‬ ‫ستارگان فوتبال یکسان هستند‪ .‬پله‪،‬‬ ‫مارادونا‪ ،‬بابی چارلتون‪ ،‬بکن باوئر‪،‬‬ ‫زیدان‪ ،‬رونالدو‪ ،‬مسی‪ ،‬فن پرسی‬ ‫و‪ ...‬اینان پیامبران قلب ملتهای‬ ‫جهان بوده و هستند و حاال یکی‬ ‫از این پیامبران بی‌تکرار فوتبال‬ ‫اعالم بازنشستگی می‌کند‪ .‬خبر این‬ ‫خداحافظی همانقدر که برای من‬ ‫خارجی غمگین و سخت است حس‬ ‫مشترکی است با آن انگلیسی ساکن‬ ‫منچستر یا هر انسانی دیگر در جهان‬ ‫پهناور‪ .‬چون یکی از پیامبران صاحب‬ ‫کتاب و کارنامه به تاریخ پیوست‪.‬‬

‫یک خبر مهم و تاثیرگذار در بازار تجارت و کسب و‬ ‫کار شما‪.‬‬ ‫تلویزیون جهانی پارس با همکاری نشریه تریبون‬ ‫آزاد در لندن به صاحبان تجارت و کسب و کار مژده‬ ‫می‌دهد که در یک بسته بندی تبلیغاتی جهانی‪ ،‬شما‬ ‫می‌توانید پیام آگهی خود را در ‪ 03‬ثانیه در ‪081‬‬ ‫بار در ماه از طریق تلویزیون پارس و همراه یک‬ ‫صفحه کامل آگهی در نشریه تریبون آزاد با قیمتی‬ ‫باورنکردنی به منازل میلیونها فارسی زبان در سراسر‬

‫تصور فوتبال بدون پیرمرد لجوج و‬ ‫یک دنده اسکاتلندی چقدر غمناک‬ ‫است‪.‬‬ ‫‪ 72‬سال بر تخت سلطنت‬ ‫منچستر یونایتد حکومت کرد‪.‬‬ ‫تختی که گاهی ‪ 72‬روز هم به‬ ‫هیچ مربی دیگری ممکن است‬ ‫وفادار نباشد‪ .‬ولی او با غرور و افتخار‬ ‫جنگهای سرزمین سبز را پی در پی‬ ‫فتح کرد‪ .‬سربازان تیم‌های دیروز‬ ‫او‪ ،‬امروز مربیان بزرگی شده‌اند و‬ ‫حاال می‌خواهد به خانه برود و با‬ ‫نوه‌هایش سرگرم باشد‪ .‬نوه‌ها و‬ ‫فرزندانی که سایه پدر و پدربزرگ‬ ‫را کمتر در خانه حس کرده‌اند ولی‬ ‫او پدر و پدربزرگ میلیونها نوجوان‬ ‫و جوان و میانسال و سالمند در‬ ‫سراسر جهان بوده است‪ 72 .‬سال به‬ ‫میلیونها انسان لذت شیرین پیروزی‬ ‫را بخشیده است‪.‬‬ ‫به پا می‌خیریم و در برابرش کاله‬ ‫احترام از سر بر می‌داریم و می‌گوئیم‬ ‫سپاس مرد بی‌تکرار‪.‬‬

‫جهان ببرید‪.‬‬ ‫این یک فرصت طالیی و استثنایی است که تکرار‬ ‫شدنی نیست‪.‬‬ ‫منتظر چه هستید؟! تلفن را بردارید و از این فرصت‬ ‫مناسب جهت معرفی بیشتر کسب و کار خود استفاده‬ ‫کنید‪.‬‬ ‫دفتر مرکزی تلویزیون پارس و نشریه تریبون آزاد در لندن‬

‫‪(0044) 7875238544‬‬

‫تریبون آزاد هر دوشنبه در تلویزیون پارس‬ ‫با حضور محمود سرابی‬

‫هر شنبه ساعت ‪ 9‬شب به وقت‬ ‫لندن و ‪ 01‬شب در سراسر اروپا و ‪1‬‬ ‫بعد از ظهر در سراسر آمریکا برنامه‬ ‫تریبون آزاد از لندن پخش می‌گردد‪.‬‬ ‫محمود سرابی مدیر و سردبیر‬ ‫نشریات رنگارنگ و تریبون آزاد هر‬ ‫دوشنبه نگاهی ویژه و افشاگرانه‬ ‫و روشنگر به مسائل و رویدادهای‬ ‫مختلف سیاسی‪ ،‬اجتماعی‪ ،‬تجاری و‬

‫ورزشی دارد‪.‬‬ ‫در چند برنامه گذشته محور سخن‬ ‫سرابی بر فعالیت‌های رژیم اسالمی‬ ‫و گسیل نمایندگانش زیر پوشش‬ ‫تاسیس شرکتهای تجاری بوده‬ ‫است که اهداف آنان بر اساس چه‬ ‫فعالیت‌هایی بنا شده است‪ .‬تأسیس‬ ‫تلویزیون‌های ‪ 42‬ساعته‪ ،‬نشریات‬ ‫ریز و درشت در اروپا‪ ،‬مراکز فرهنگی‪،‬‬

‫هنری و‪ ...‬که در این گردش برنامه‪،‬‬ ‫پولشویی حرف اول را می‌زند‪.‬‬ ‫عالقمندان به این برنامه می‌توانند‬ ‫هر دوشنبه ساعت ‪ 9‬شب در‬ ‫انگلستان و ‪ 01‬شب در سراسر اروپا‬ ‫این برنامه را تماشا کنند و چنانچه‬ ‫سواالتی درباره این برنامه داشتند‬ ‫می‌توانند با دفتر مرکزی در لندن‬ ‫تماس بگیرند‪.‬‬

‫رادیو جهانی اسرائیل و چهارشنبه‌ها «جهان ورزش»‬

‫تریبون آزاد در قبال مطالب و مقاالتی که به‌وسیله افراد دیگر نوشته می‌شود و‬ ‫هر چهارشنبه از رادیو جهانی اسرائیل برنامه‌ای تحت فعالیت‌های ورزشی در ایران دارد و هر هفته با افشاگری‬ ‫آگهی‌ها مسئولیتی نمی‌پذیرد و چنانچه نام و اسامی افرادی برده می‌شود آنان نیز‬ ‫حق خواهند داشت که جوابیه و نظریات خود را بر اساس قانون مطبوعات برای ما عنوان «جهان ورزش» پخش می‌گردد‪ .‬محمود سرابی و روشنگری پشت پرده ورزش مافیایی‪ ،‬اطالعاتی رژیم را‬ ‫ارسال و ما نیز اقدام به چاپ آن خواهیم نمود‪.‬‬ ‫به عنوان کارشناس ورزشی در این برنامه نگاهی به برمال می‌کند‪.‬‬


‫شمار ‌ه شانزده ‪ 15 -‬خرداد ‪1392‬‬

‫صفحه ‪6‬‬

‫رضا پهلوی‪ :‬خواست‬ ‫ما برگزاری انتخابات‬ ‫آزاد است‬

‫واشنگتن پست امروز ‪ -‬جمعه سوم ماه مه ‪ -‬در‬ ‫گزارشی نوشت شاهزاده رضا پهلوی‪ ،‬پسر شاه سابق‬ ‫ایران‪ ،‬سخنگوی جنبش نوپایی است که به هدف‬ ‫برگزاری انتخابات آزاد و عادالنه و کارزار نافرمانی‬ ‫مدنی‪ ،‬حکومت روحانیون ایران را به چالش می کشد‪.‬‬ ‫وی گفته است «حکومت بار دیگر می خواهند سیرک‬ ‫و نمایش دیگری به راه بیاندازد‪ .‬این فرصتی برای به‬ ‫چالش کشیدن نظامی است که اگر برای ما راهی به‬ ‫جز سازماندهی کارزاری برای نافرمانی مدنی باقی‬ ‫نمی گذارد تا در نهایت این حکومت را به زور سرنگون‬ ‫کنیم»‪.‬‬ ‫شاهزاده رضا پهلوی روز پنج شنبه در جمع حضار‬ ‫«شورای ملی ایرانیان» در پاریس گفته بود این شورا ده‬ ‫ها هزار هوادار دموکراسی داخل و خارج از ایران را گرد‬ ‫هم می آورد‪ .‬او همچنین گفته بود این شورا خواهان‬ ‫«تحریم کامل» انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه‬

‫در ایران است و افزوده بود فقط تحریم «کافی نیست»‪.‬‬ ‫آقای پهلوی که ‪ ٢٥‬سال دارد می گوید این شورا‬ ‫و وی قصد دارند تا بر اساس معیارهای بین المللی‬ ‫انتخابات آزاد و منصفانه در ایران برگزار کنند‪.‬‬ ‫«شورای ملی ایرانیان» در اولین کنگره هفته گذشته‬ ‫خود رضا پهلوی را به مقام سخنگوی خود برگزید‪ .‬به‬ ‫نظر می رسد مجموعه ای از گروه های مخالف ایرانیان‬ ‫در تبعید دیدگاه های سیاسی این شورا را شکل می‬ ‫دهند و آقای پهلوی اصرار دارد که او ابزاری برای حمایت‬ ‫و یا تبلیغ از یک هدف و برنامه سیاسی خاص نیست‪.‬‬ ‫او می گوید «ما برای گفتگو در مورد ساختار یک‬ ‫حکومت این جا نیامده ایم‪ ،‬این وظیفه ما نیست»‪ .‬او‬ ‫افزود سازمان او مجموعه ای از احزاب سیاسی مختلفی‬ ‫است که از استقرار یک حکومت عرفی (سکوالر)‬ ‫حمایت می کند‪.‬‬ ‫شاهزاده رضا پهلوی گفت «ما خواهان احقاق حق‬ ‫خود برای برگزاری انتخابات آزاد در ایران هستیم و این‬ ‫شورا‪ ،‬با کمک فعاالن داخل کشور و حمایت جامعه‬ ‫مهاجر خارج از کشور مسئولیت هماهنگی این کارزار‬ ‫را به عهده دارد»‪.‬‬ ‫خبرگزاری آسوشیتدپرس می نویسد «ارزیابی تاثیر‬ ‫مخالفان حکومت (ایران)‪ ،‬به ویژه ایرانیان در تبعید‬ ‫غیرممکن است و آقای پهلوی ادعا می کند که این‬ ‫شورا ثمره تماس افرادی همچون او با ایرانیان داخل‬ ‫و خارج از کشور است‪ .‬این شورا ادعا کرده است که‬ ‫نیمی از بیش از بیست هزار نفری که منشور آن را‬ ‫از طریق اینترنت امضا کرده اند‪ ،‬مقیم ایران هستند‪.‬‬ ‫وی از جامعه بین الملل خواسته است تا برای برگزاری‬ ‫انتخابات آزاد با این شورا هم صدا شود‪ .‬او می گوید‪:‬‬ ‫برگزاری انتخابات باید با حضور ناظران بین المللی‬ ‫برگزار شود‪....‬فشارهای خارجی می توانند پویایی یک‬ ‫ملت را تغییر دهند‪.‬‬ ‫آقای پهلوی گفته است امروز قدرت های جهانی‬ ‫به طور عمده فقط بر فعالیت های اتمی ایران و ظن و‬ ‫گمان ها در مورد ساخت سالح های اتمی تهران تمرکز‬ ‫کرده اند؛ و تاکید کرده است در شرایطی که جهان در‬ ‫انتظار «تغییر رفتار» ایران است‪ ،‬او و دیگر مخالفان‬ ‫حکومت اسالمی در پی استقرار یک حکومت جدید و‬ ‫دموکراتیک در ایران هستند‬

‫پشتیبانی از هم میهنان پناهجو‬

‫هم میهنان عزیز‪،‬‬ ‫دبیرخانه شاهزاده رضا پهلوی سی و اندی سال است که در راستای پشتیبانی از هم میهنان پناهجو و در‬ ‫کمال حسن نیت مبادرت به صدور تاییدیه جهت اخذ پناهندگی برای عزیزان پناهجو نموده است‪ .‬اکنون بعد‬ ‫از سال ها به دلیل تغییر در انگیزه مهاجرت و پناهجویی‪ ،‬برخورد ها و مسایلی پیش آمده است که دبیرخانه‬ ‫را با مشکالتی مواجه نموده است که نیاز به تجدید نظر در روند صدور تاییدیه احساس شده است‪ .‬بدین روی‬ ‫از هم میهنان عزیز متقاضی درخواست می شود به نکات مشروحه زیر دقت نموده و قبل از تماس با این‬ ‫دبیرخانه مطمئن باشند که شرایط الزم را دارا می باشند‪:‬‬ ‫• پیش از تماس با این دبیرخانه درخواست پناهندگی به دفتر پناهندگان سازمان ملل داده و دارای‬ ‫شماره پرونده پناهندگی باشند‪ .‬این دبیرخانه بدون شماره پرونده پناهندگی از دفتر پناهندگان سازمان ملل‬ ‫از صدور تاییدیه معذور است‪.‬‬ ‫• فرم ارسالی دبیرخانه را کامال تکمیل و مطمئن شوند که در بخش معرف ها‪ ،‬دو فرد موجه و شناخته‬ ‫شده برای این دبیرخانه را در خارج از کشور به عنوان معرف ذکر کنند‪ .‬اگر فرم فاقد نام معرف باشد‪ ،‬این‬ ‫دبیرخانه از صدور تاییدیه معذور است‪.‬‬ ‫• همراه با فرم تکمیل شده‪ ،‬مدارک الزم که مشخص کننده نوع فعالیت های متقاضی ودلیل عدم امکان‬ ‫بازگشت به ایران را توجیه نماید پیوست نمایند‪ .‬نقص مدارک موجب عدم صدور تاییدیه خواهد شد‪.‬‬ ‫• از این تاریخ دبیرخانه شاهزاده رضا پهلوی‪ ،‬به هیچ روی درخواست و مدارک ارسالی از طریق پست‬ ‫الکترونیکی را نخواهد پذیرفت و بر اساس آن تاییدیه صادر نخواهد کرد‪.‬‬ ‫• متقاضیان زمان الزم برای ارسال مدارک از طریق پست و دریافت تاییدیه را در نظر بگیرند و این عذر‬ ‫که در چند روز آینده دادگاه خواهند داشت و باید سریعا نامه را به دادگاه ارایه دهند از این پس پذیرفته‬ ‫نخواهد شد‪.‬‬ ‫* * * * * * * *‬ ‫هم چنین الزم به ذکر است که ‪:‬‬ ‫• صدور تاییدیه یکی از بی شمار مسئولیت های این دبیرخانه می باشد‪ ،‬و بطور معمول مدارک متقاضیان‬ ‫به محض رسیدن به این دبیرخانه بررسی واقدام به صدور تاییدیه می شود‪.‬‬ ‫• پیگیری دریافت و عدم دریافت مدارک و تاییدیه جز مسئولیت های این دبیرخانه نیست و دیرکرد‬ ‫دریافت مدارک بهر دلیلی می تواند باشد‪ ،‬لذا از متقاضیان خواسته می شود که رعایت وقت مسئولین این‬ ‫دبیرخانه را بنمایند‪.‬‬ ‫در پایان از همکاری هم میهنان عزیز پناهجو سپاسگزاریم و مطمئنا با رعایت موارد فوق کارآیی این‬ ‫دبیرخانه را در تسریع روند صدور تاییدیه افزایش خواهند داد‪.‬‬ ‫با تالش برای آزادی ایران و ایرانی‬ ‫دبیرخانه شاهزاده رضا پهلوی‬

‫انجمن هنردر تبعید‬

‫بیانیه جبهه ملی ایران درباره‬ ‫انتخابات ‪ 1392‬بیانیه شماره ‪۱‬‬ ‫جبهه ملی ایران‬ ‫هم میهنان گرامی‪،‬‬ ‫یکصد و اندی سال پیش‪ ،‬ملت ایران‪ ،‬در دورانی‬ ‫که در آسیا تنها پنج کشور مستقل و در آفریقا‬ ‫دو کشور در تعامالت سیاسی وقت مطرح بودند‪،‬‬ ‫انقالبی را برای رسیدن به آزادی‪ ،‬عدالت اجتماعی‬ ‫و حکومت قانون‪ ،‬زیر عنوان نظام مشروطه با‬ ‫پیروزی به ثمر رساند‪ .‬ولی شوربختانه‪ ،‬دو قدرت‬ ‫استعماری وقت‪ ،‬پس از عهدنامه ‪ ،۷۰۹۱‬ناظر‬ ‫بر تقسیم ایران به مناطق نفوذ خود‪ ،‬از آنجا که‬ ‫تحقق و شکوفایی و باروری ارزشهای مندرج در‬ ‫انقالب مشروطیت را در تعارض با منافع سیاسی‬ ‫وقت خود میدیدند‪ ،‬بر آن شدند تا با ایجاد نفاق‬ ‫و اختالل‪ ،‬و در نتیجه عقیم ساختن فرایند پویای‬ ‫انقالب‪ ،‬آن را در یک مفهوم اسمی محدود نمایند‬ ‫و از اجرایی شدن هدفهای آن جلوگیری نمایند‪.‬‬ ‫در نتیجه‪ ،‬جامعه ایران دوباره به گونه دیگری از‬ ‫نظام استبدادی دچار شد‪ .‬پس از گذار از یک‬ ‫دوره استبدادی پرتالطم شانزده ساله‪ ،‬که در آن‬ ‫نوسازی اداری‪ ،‬اقتصادی و اجتماعی به شکلی‬ ‫ناموزون انجام گرفت‪ ،‬ولی از نوسازی سیاسی‬ ‫مبتنی بر وجود سازمانهای مدنی‪ ،‬حزبهای‬ ‫سیاسی‪ ،‬مطبوعات آزاد‪ ،‬و عملکرد مستقل مجلس‬ ‫شورای ملی‪ ،‬و مهمتر و فراتر از همه انتخابات آزاد‪،‬‬ ‫جلوگیری شد‪ .‬در نتیجه‪ ،‬جامعه ما از آشنایی و‬ ‫تجربه و دمسازی با ارزشها‪ ،‬اصول‪ ،‬مضامین و‬ ‫مکانیسم های اجتماعی‪-‬سیاسی یک دموکراسی‪،‬‬ ‫یا یک فرهنگ دموکراسی‪ ،‬محروم ماند‪ .‬به این‬ ‫ترتیب‪ ،‬جامعه ایرانی جز در مقاطع زمانی بسیار‬ ‫کوتاه دوران نهضت ملی شدن صنعت نفت و‬ ‫‪ ۸۲‬ماه حکومت ملی دکتر محمد مصدق‪ ،‬مانند‬ ‫گذشته با شکلهای متفاوتی از نظامهای استبدادی‬

‫اطالعیه دبیرخانه شاهزاده رضا پهلوی‬

‫دست به گریبان بوده است‪.‬‬ ‫اینک‪ ،‬در شرایطی که جامعه با نابسامانی ها‪،‬‬ ‫نارسایی ها در عرصه اقتصادی‪ ،‬اجتماعی‪ ،‬سیاسی‬ ‫و پیامدهای نگران کننده آنها روبرو است‪ ،‬و با توجه‬ ‫به آنکه رابطه تنگاتنگی میان روند تحوالت داخلی‬ ‫و روابط بین المللی وجود دارد‪ ،‬بی شک چگونگی‬ ‫نحوه برگزاری انتخابات و فرآیند آن‪ ،‬وقتی می‬ ‫تواند در برونرفت از تنگناها و بن بستهای موجود‬ ‫اثر گذار باشد که انجام آن در فضای باز سیاسی‪،‬‬ ‫از جمله آزادی همه زندانیان سیاسی‪ ،‬عقیدتی‪ ،‬و‬ ‫مطبوعاتی از یک سو و مشارکت سایر آگاهان و‬ ‫فعاالن سیاسی باورمند به ارزشهای ملی و آزادی‬ ‫های بنیادین و حقوق بشری‪ ،‬صورت گیرد‪.‬‬ ‫جبهه ملی ایران در راستای پایبندی خود‬ ‫به آزادی‪ ،‬مردم ساالری‪ ،‬حقوق بشر و حکومت‬ ‫قانون‪ ،‬از هر روندی که منتهی به خروج کشور‬ ‫از تنگاها و بن بست های اقتصادی‪ ،‬سیاسی و‬ ‫اجتماعی موجود شود و همچنین تحقق بخش‬ ‫رفاه عمومی‪ ،‬آزادیهای بنیادین‪ ،‬توسعه اقتصادی‬ ‫پایدار‪ ،‬اعتالی علمی و فرهنگی‪ ،‬پیشرفت‬ ‫اجتماعی و احراز و ارتقای جایگاه شایسته ایران‬ ‫در صحنه بین المللی و حضور و شرکت موثر در‬ ‫تصمیم گیریهای منطقه ای و جهانی قویا ارج می‬ ‫نهد‪ .‬ولی در حال حاضر‪ ،‬با توجه به شرایط حاکم‬ ‫بر انتخابات‪ ،‬از هیچ نامزدی پشتیبانی نمیکند‪.‬‬ ‫باشد که در این آزمایش سیاسی‪-‬اجتماعی پیش‬ ‫رو‪ ،‬خردمندی‪ ،‬واقع نگری و جهان بینی رهنما و‬ ‫رهنمون دست اندرکاران باشد‪.‬‬ ‫داود هرمیداس باوند‬ ‫سخنگوی جبهه ملی ایران‬ ‫‪ 20‬اردیبهشت ‪1392‬‬

‫اعتصاب غذای مدیرهنری انجمن هنردرتبعید‬ ‫به آگاهی عزیزان میرسانیم که جواد دادستان‬ ‫مدیر هنری انجمن هنر در تبعید‪ ،‬به اعتراض به‬ ‫حضور اصغر فرهادی نماینده ی رسمی سینمای‬ ‫جمهوری اسالمی در شصت و ششمین جشنواره‬ ‫سینمایی کن‪ ،‬بی اعتناعی مسئولین این جشنواره‬ ‫به اعتراضات پیاپی و هرساله ی انجمن هنر در‬ ‫تبعید به حضوردائمی آرایشگران رﮊﻳم و تبعیضات‬ ‫آشکار و پنهان مسئولین فرهنگی وهنری فرانسه‬ ‫در مورد هنرمندان تبعیدی واقعی ایرانی‪ ،‬یک‬ ‫اعتصاب غذای نامحدود را ازساعت یازده سه‬ ‫شنبه چهاردهم ماه مه ‪ 2013‬در مقابل ساختمان‬ ‫تلویزیون کانال پلوس در پاریس‬ ‫با سپاس از همه ی عزیزانی که از این اعتصاف‬ ‫غذا حمایت می کنند و به همه ی آن خارجه‬ ‫نشینان بی غم که اهمیت نقش اصغرفرهادی و‬ ‫دیگرتاجران کالهبردار فیلم سازشده درآرایش‬ ‫چهره ی رﮊیم را آگاهانه به هیچ می گیرند با این‬ ‫که به خوبی می دانندکه درایران هزاران هنرمند‬ ‫(با شرف) دیگر هم هستند که چون با جمهوری‬ ‫اسالمی راه نمی آیند از همه ی تسهیالتی که‬ ‫برای برخی کالهبردارهنرمند شده فراهم است‪،‬‬

‫محرومند‪ ،‬انتقاد از باصطالح چند هنرمند‬ ‫خودفروش را هم عیب می دانند‪ ،‬گویی هنرمند‬ ‫تافته ای جدا بافته است! و از ما هم انتظار دارند‬ ‫که به این گونه تاجران بی اخالق و بی پرنسیپ‬ ‫هنرمند شده برخوردی دوستانه داشته باشیم و با‬ ‫آنهاهمراهی کنیم‪.‬‬ ‫ آیا این ها هیچ گاه برحسب اتفاق شنیده اند‬‫یا خوانده اند که پناه جویانی در کنار گوششان‬ ‫پس ازجواب رد کشورها به درخواست شان‬ ‫خودسوزی کرده اند؟ چه می شود اگر این‬ ‫دلسوزان سینمای رﮊیم یک لحظه خودشان را‬ ‫جای این پناه جویان بگزارند که حاضر نشده اند‬ ‫به ایران بازگردند و مرگ را در کشورهای غریب به‬ ‫بازگشت به دامان پر مهر و عطوفت ج‪.‬ا‪ .‬که امثال‬ ‫فرهادی‪ ،‬کیا رستمی وو راپرورانده ترجیح داده اند‪.‬‬ ‫این خانمها و آقایان فراری از جمهوری اسالمی‬ ‫که در تعطیالت دایمی شان مرض فراموشی هم‬ ‫گرفته اند چرا به جای تبلیغات برای محصوالت‬ ‫تبلیغاتی رﮊیم از هنرمندان تبعیدی واقعی دفاع‬ ‫نمی کنند؟؟‬ ‫جواد دادستان مدیر انجمن هنر در تبعید (پاریس)‬

‫شماره بعدی نشریه تریبون آزاد اول ماه جوالی در سراسر‬

‫اروپا منتشر می‌گردد‬

‫جهت درج پیام‌های آگهی‌های خود با دفتر مرکزی نشریه‬

‫تریبون آزاد در لندن هرچه زودتر تماس حاصل نمائید‪.‬‬

‫‪(0044) 7875238544‬‬


‫شمار ‌ه شانزده ‪ 15 -‬خرداد ‪1392‬‬

‫صفحه ‪7‬‬

‫اعطای تندیس دانیل میتران توسط مریم رجوی‬ ‫پاریس‪ :‬مراسم اعطای تندیس نیم تنه دانیل میتران‬ ‫توسط خانم مریم رجوی پرزیدنت منتخب شورای ملی‬ ‫مقاومت ایران به بنیاد فرانس لیبرته در گرامیداشت دانیل‬ ‫میتران و ‪ ۰۳‬سال دوستی او با مقاومت ایران‬ ‫سخنرانی مریم رجوی در بنیاد دانیل میتران ـ فرانس لیبرته‬ ‫آقای ژیلبر میتران‪ ،‬رییس بنیاد دانیل میتران‪ -‬فرانس لیبرته‬ ‫اجازهبدهیدبهشمابهدلیلتضمیندرخشانریاستاینبنیاددرودبفرستم‪.‬‬ ‫دوستان عزیز!‬ ‫با خوشوقتی بسیار از حضور مجدد در فرانس لیبرته‪ ،‬برای من بنیانگذار‬ ‫این بنیاد‪ ،‬دانیل میتران‪ ،‬مدافع بزرگ حقوق خلقهای سرکوب شده‪ ،‬همانند‬ ‫یک خواهر بود‪.‬‬ ‫نمیتوان فراموش کرد که در سال ‪ ،۴۸۹۱‬وقتی که خمینی هر روز‬ ‫صدها عضو مجاهدین خلق را اعدام میکرد‪ ،‬او برای دفاع از حقوق بشر‬ ‫ایران در کنار رهبر مقاومت‪ ،‬مسعود‪ ،‬حضور یافت‪.‬‬ ‫نمیتوان فراموش کرد که در سال ‪ ۷۸۹۱‬وقتی که پناهندگان ایرانی در‬ ‫فرانسه قربانی معامله شده و به گابن اخراج شدند‪ ،‬او از خانوادههای آنها که‬ ‫اعتصاب غذا کرده بودند دیدار کرد تا حمایت خود نسبت به آنها ابراز نماید‪.‬‬ ‫نمیتوان فراموش کرد‪ ،‬که ده سال پیش‪ ،‬در ‪ ۷۱‬ژوئن ‪ ،۳۰۰۲‬وقتی که‬ ‫متحدان مالها و حامیان مماشاتگر آنها به ما در اورسوراواز حمله کردند‪ ،‬او‬ ‫با چه شجاعتی دفاع از بیگناهان را در مقابل مطبوعات را بر عهده گرفت و‬ ‫با چه قدرتی با کارزار شیطان سازی مقابله کرد‪.‬‬ ‫آن روز‪ ،‬این وجدان فرانسه بود که از طریق او سخن میگفت‪.‬‬

‫ساکنان اشرف و مردم ایران هرگز کلمات سرشار از عاطفه و درایت او‬ ‫برای دفاع از حق مقاومت رزمندگان آزادی در اشرف را فراموش نمیکنند‪.‬‬ ‫در آخرین پیام خود او نوشت‪” :‬دوستان عزیز مهربانم در اشرف‪ ،‬فداکاری‬ ‫شما آینده را تدارک میبیند‪ .‬این فقط قیمتی نیست که شما می پردازید‪،‬‬ ‫بلکه الگویی است که شما به سرکوب شدگان ارائه میکنید و پیام امید است‬ ‫که با خون خود خطاب به بشریت میدهید”‪.‬‬ ‫و االن‪ ،‬دانیل عزیزم‪،‬‬ ‫ای کاش که اینجا بودی تا صدای دوستان اشرفیت را که در کمپ‬ ‫لیبرتی زندانی شده اند به گوشها میرساندی‪.‬‬ ‫آنها بصورت اجباری جابجا شده و از حقوق ابتدایی زندگی و درمانهای‬ ‫پزشکی محروم گشتهاند‪ .‬و این باعث مرگ عدهیی از آنها شده است‪.‬‬ ‫به همین دلیل است که آنها خواهان یک بازگشت فوری به اشرف هستند‬ ‫که از یک امنیت نسبی در مقابل تهدیدات رژیم مالیان برخوردار است‪.‬‬ ‫این رژیم در یک بحران عمیق بسر میبرد و نمایش مسخره انتخاباتی‬ ‫باعث افزایش درگیری های درونی آن شده است‪.‬‬ ‫رفسنجانی که یکی از بنیانگذاران این دیکتاتوری است‪ ،‬بر اساس دستور‬ ‫خامنهای از مسابقه ریاست جمهوری حذف شده و این امر که یک جراحی‬ ‫بزرگ در رأس حکومت مالهاست‪ ،‬باعث یک تجزیه عمیق در این رژیم‬ ‫شده است‪.‬‬ ‫من مردم ایران را به تحریم کامل این انتخابات تقلبی فرا میخوانم و به‬ ‫دولتهای غربی باز هم هشدار میدهم که هرگونه معامله و مماشات با این‬ ‫رژیم منحصرا در خدمت سرکوب و کشتار مردم ایران‪ ،‬مسابقه برای بدست‬ ‫آوردن سالح هسته ای‪ ،‬صدور بنیادگرایی و تروریسم و تشدید جنگ در‬ ‫منطقه ـ مانند بحران سوریه ـ است‪.‬‬ ‫دوستان عزیز‪،‬‬

‫چریکهای فدایی خلق و بختک حزب توده خائن‬

‫امسال ناگهان حجم وسیعی از مطالب مختلف‬ ‫در مورد حزب توده تحت عنوان هفتادمین سالگرد‬ ‫تأسیس آن حزب منتشر شدند که مجموعه‌ای از آن‬ ‫ها هم اکنون در صفحه ویژه سایت فارسی بی‌بی‌سی‬ ‫زیر نام "بررسی کارنامه حزب توده ایران" در دسترس‬ ‫است‪ .‬هر چند که جریان سیاسی‌ای که امروز به نام‬ ‫حزب توده شناخته می‌شود در شرایط کنونی کمترین‬ ‫وزنه سیاسی را داراست‪ ،‬اما از آن جا که نام حزب‬ ‫توده اساساً با یک دوره از تاریخ مبارزاتی مردم ایران‬ ‫در دهه بیست و اوایل دهه سی در ایران گره خورده‬ ‫است همواره در ارتباط با این نام‪ ،‬چه در جهت‬ ‫تحریف و قلب واقعیت‌های مبارزاتی آن دوره و چه‬ ‫به منظور تجربه اندوزی از گذشته برای ساختن آینده‪،‬‬ ‫تالش‌هائی صورت می‌گیرد‪ .‬این امر مسلماً در مورد‬ ‫مطالب اخیرا ً منتشر شده در بی‌بی‌سی نیز صادق است‪.‬‬

‫در باره آن مطالب از زاویه‌ای می‌توان گفت که در‬ ‫حالی که کم و بیش اطالعات درستی در میان آن ها‬ ‫وجود دارد ولی تا جائی که به موضوع نقد و بررسی‬ ‫و تحلیل واقعیت حزب توده در گذشته یا در حال‬ ‫حاضر بر می‌گردد‪ ،‬برخورد در این نوشته‌ها در مجموع‬ ‫سطحی و ژورنالیستی است و از حد موضع گیری بر‬ ‫له و علیه حزب توده فراتر نرفته است‪ .‬همچنین دیده‬ ‫می‌شود که در طی مطالب منتشر شده دست به تالش‬ ‫مجددی زده شده تا همچون گذشته (به طور برجسته‬ ‫قبل از آغاز مبارزه چریکهای فدائی خلق) کمونیسم و‬ ‫کمونیست‌ها در ایران با توسل به رسوائی‌ها و ننگ‌ها و‬ ‫خیانت‌های حزب توده مورد تبلیغات منفی قرار گرفته‬ ‫و کوبیده شوند‪ .‬عالوه بر این ها‪ ،‬یک ایراد اصلی در‬ ‫مطالب مورد بحث‪ ،‬قاطی کردن مرز بین حزب توده‬ ‫دهه بیست و سال‌های اول دهه سی با حزب توده‬

‫سوپر دنا‬

‫‪SUPER DENA‬‬ ‫کلیه مایحتاج یک خانواده ایرانی را‬ ‫زیر یک سقف گرد آوری منوده است‬

‫مردم ایران و اشرفیها میدانند که در همه جای جهان‪ ،‬مانند اینجا‪ ،‬زنان‬ ‫و مردان آزادهیی هستند که در کنارشان قرار دارند‪.‬‬ ‫آنها میدانند که تنها نیستند و مشعل دانیل میتران همواره در دستان‬ ‫اعضای این بنیاد که با موفقیت بسیار در جای پای دانیل قدم برمیدارند‬ ‫می درخشد‪.‬‬ ‫مایلم از بنیاد فرانس لیبرته بهخصوص آقای ژیلبر میتران و آقای میشل‬ ‫جولی به خاطر حمایتشان از حقوق اشرفیها و مردم ایران تشکر کنم‪.‬‬ ‫مقاومت ایران مایل است به شما مجسمه دانیل میتران‪ ،‬شیفته ابدی‬ ‫آزادی و بانوی اول مقاومت علیه بی عدالتی را تقدیم کند‪.‬‬ ‫بله این چهره تا ابد در قلبهای تمامی اعضای مقاومت ایران بهخصوص‬ ‫در اشرف و لیبرتی حک خواهد شد‪ .‬همانگونه که بر قلبهای خلقهای تحت‬ ‫ستم در جهان حک شده است‪.‬‬ ‫از شما متشکرم‬

‫تغییر ماهیت داده بعدی می‌باشد؛ به گونه‌ای که آن‬ ‫حزب توده که در میان نیروهای مردمی جا داشت با‬ ‫حزب توده کنونی که دارای ماهیت ارتجاعی و ضد‬ ‫خلقی است صرفاً به خاطر داشتن یک اسم واحد یکی‬ ‫گرفته شده است‪ .‬مسلم است که این نوع برخورد با‬ ‫وقایع تاریخی و عدم تفکیک پدیده‌های مشخص با‬ ‫ماهیت‌های متفاوت و متضاد از یکدیگر ‪ -‬هر چند‬ ‫آن ها دارای یک اسم واحد بوده باشند ‪ -‬در فهم‬ ‫درست واقعیت‌های تاریخی اخالل ایجاد نموده و مانع‬ ‫از درک درست و علمی وقایع و تجزیه و تحلیل آن‬ ‫ها و اخذ تجربه برای پیشبرد مبارزات کنونی و آینده‬ ‫می‌گردد‪ .‬اهمیت این امر به خصوص در آن جاست که‬ ‫در سال های اخیر نشانه‌های روشنی از گرایش نسل‬ ‫جوان مبارز امروز ایران به کنکاش در تاریخ مبارزاتی‬ ‫نسل پیش از خود به منظور تجربه اندوزی از آن بروز‬ ‫یافته و به سرعت در حال گسترش است و لذا بسیار‬ ‫ضروری است که هم اطالعات درست از گذشته در‬ ‫اختیار این نسل قرار داده شود و هم کوشش شود با‬

‫شبهای خاطره انگیز و‬ ‫بیاد ماندنی خود را در‬ ‫فضای صمیمی و متفاوت‬ ‫رستوران کندو زنده کنید‬

‫تجزیه وتحلیل علمی و مارکسیستی مسایل تاریخی‪،‬‬ ‫نسل جوان مبارز ایران را در پیشبرد مبارزات خود‬ ‫در جهت رهائی مردم ایران از زیر سلطه دشمنانشان‬ ‫(امپریالیست‌ها و رژیم جمهوری اسالمی) یاری رساند‪.‬‬ ‫نگارنده این سطور که در دهه چهل خود شاهد‬ ‫تاثیرات مخرب خیانت و رسوائی‌های حزب توده‬ ‫در میان مردم بوده و همچنین بر زمینه تالش‌هائی‬ ‫که منجر به تشکیل چریکهای فدائی خلق شد در‬ ‫جریان برخورد انتقادی به گذشته حزب توده توسط‬ ‫کمونیست‌های فدائی (در جهت از میان برداشتن‬ ‫بختک حزب توده از سر راه جنبش) قرار داشته‪،‬‬ ‫وظیفه بازگوئی مهمترین مسایل و نکات برجسته‬ ‫تاریخی در ارتباط با حزب توده‪ ،‬شکل گیری جنبش‬ ‫نوین کمونیستی و کمونیست‌های فدائی و تجزیه و‬ ‫تحلیل آن ها را درمقابل خود می بیند ‪ -‬که امید است‬ ‫نوشته زیر ضمن انجام این وظیفه در خدمت روشن‬ ‫کردن نقص‌های عمده مطالب اخیرا ً منتشر شده در‬ ‫مورد حزب توده نیز قرار گیرد‪.‬‬ ‫اشرف دهقانی‬

‫رستوران کندو‬ ‫مناسب‌ترین مکان برای‬ ‫برگذاری مراسم جشنها‬

‫و میهمانیهای شما‬

‫محصوالت ایرانی به صورت عمده و خرده‬

‫‪Tel: 020 85 66 93 60‬‬

‫‪6 Ashbourne Parade (On Hanger Lane‬‬ ‫‪Roundabout) London W5 3QS‬‬

‫‪Geöffnet:‬‬ ‫‪Mo - Do: 12:00 - 22:00‬‬ ‫‪Fr, So: 12:00 - 23:00‬‬ ‫‪Sa: 13:00 - 23:00‬‬ ‫دوشنبه تا پنج شنبه از ظهر تا ‪ 10‬شب‬ ‫جمعه تا یکشنبه از ظهر تا ‪ 11‬شب‬ ‫شنبه از ‪ 1‬تا ‪ 11‬شب‬

‫‪Restaurant kandu‬‬ ‫‪Martinstraße 34, 40223‬‬ ‫‪Düsseldorf‬‬

‫‪1579 1541‬‬

‫‪Tel: 0211‬‬


‫شمار ‌ه شانزده ‪ 15 -‬خرداد ‪1392‬‬

‫صفحه ‪8‬‬

‫شهره با آلبوم تازه «اصرار» با استایل و آرایش تازه‬

‫شهره بعد از ‪ 3‬سال‪ ،‬که دوستداران صدایش انتظار آلبوم تازه‬ ‫اش را می کشیدند‪ ،‬جدیدترین آلبوم خود را با نام «اصرار» روانه‬ ‫بازار می کند‪.‬‬ ‫از شهره می پرسم چه هنرمندانی در تهیه این آلبوم تو را یاری‬ ‫داده اند و مسلما در شرایط کنونی که ارائه آلبوم‪ ،‬درآمدی که‬ ‫بتواند جوابگوی هزینه های آن باشد ببار نمی آورد‪ ،‬مسلما تهیه‬ ‫وارائه یک آلبوم جدید با هدف خاصی همراه است‪.‬‬ ‫شهره می گوید‪ :‬آلبوم همیشه شناسنامه کاری یک خواننده‬ ‫است‪ ،‬نمی توان خواننده فعالی بود‪ ،‬به روی صحنه ها رفت‪ ،‬ولی‬ ‫آلبوم جدیدی ارائه نداد‪ ،‬اگر خیلی ها نام آن را فداکاری هنری‬ ‫می گذارند ولی من عقیده دارم هم شناسنامه کاری به حساب‬ ‫می آید و هم هدیه ای برای دوستداران خوب و مهربان درسراسر‬ ‫جهان که بدانند به خواسته هایشان توجه شده تا نفس های تازه‬ ‫ای را در صحنه ها احساس کنند‪.‬‬ ‫این آلبوم را من با همکاری هنرمندان جوان داخل ایران تهیه‬ ‫کردم‪ ،‬گروهی ترانه سرا‪ ،‬آهنگساز و تنظیم کننده که پر از چشمه‬ ‫های خروشان هنر هستند‪ ،‬با خود کلی تازگی و تنوع می آورند‬ ‫و خوشبختانه با جنس صدای بیشتر خوانندگان هم آشنا هستند‬ ‫من ‪ 4‬ماه در ترکیه همه وقت خود را گذاشتم تا این هنرمندان‬ ‫جوان که از ایران آمده بودند‪ ،‬همه ‪ 21‬شعر و آهنگ و تنظیم ها‬ ‫را آماده نمایند و من با آنها به استودیو رفتم‪ ،‬ضبط کردم و آلبوم‬ ‫را آماده پخش نمودم‪.‬‬ ‫این هنرمندان را از کجا می شناسید‪ ،‬چگونه با آنها‬ ‫ارتباط برقرار می کنی؟‬ ‫من در طی هفته شاید ده ها ترانه و آهنگ از هنرمندان‬ ‫داخل به صورت ایمیل دریافت می کنم‪ ،‬ولی خیلی از این آثار با‬ ‫فضای فکری من و جنس صدای من هماهنگی ندارد ولی از میان‬ ‫همین استعدادهای درخشان‪ ،‬آثار زیبایی پیدا می شود که من‬ ‫برای این مجموعه ‪ 21‬اثر را برگزیدم و با چند هنرمند براستی‬ ‫نابغه آشنا شدم‪.‬‬ ‫این همکاری فقط در رشته ترانه و آهنگ بود؟‬ ‫من چهار موزیک ویدیو هم در ترکیه با همکاری همین‬ ‫هنرمندان ساختم‪ ،‬از جمله موزیک ویدیوی‪ :‬فرشته‪ ،‬پشیمونم‪،‬‬ ‫اینقدر دوستت دارم‪ ،‬بیا تا برقصیم‪ ،‬که همه با رگه های تازه ای‬ ‫از نوگرایی و احساس ویژه همراه است‪ .‬من ترجیح می دهم در‬ ‫این شرایط نام هیچکدام از این دوستان هنرمند را نبرم چون می‬ ‫ترسم برایشان در ایران مشکالتی پیش آید‪.‬‬ ‫البته دلم می خواهد حادثه ای اتفاق بیفتد و شرایط فروش‬ ‫آلبوم ها پیش آید تا بتوانیم جوابگوی هنرمندان برجسته و با‬ ‫سابقه در خارج باشم‪.‬‬

‫‪.‬‬ ‫‪.‬‬

‫‪Apadana‬‬ ‫‪Restaurant‬‬

‫‪.‬‬

‫در جریان هستیم که مرتب به ترکیه می روی‪ ،‬فعالیت‬ ‫هایی داری و دلبستگی هایی؟‬ ‫من معموال ‪ 4‬ماه در سال را در ترکیه می گذراندم‪ ،‬یک نایت‬ ‫کالب را در اختیار داشتم که هم خود و هم همکاران هنرمندم‬ ‫چون فرشید امین‪ ،‬راستین و مایکل در آن برنامه اجرا کردند و‬ ‫همیشه مورد استقبال ایرانیان مسافر و مقیم ترکیه قرار گرفته‬ ‫است من فضای ترکیه را دوست دارم‪ ،‬چون عاشق مردم آن و‬ ‫برخوردهای صمیمانه شان هستم و فرهنگ شان بسیار شبیه‬ ‫ایرانیان است ما که سالهاست از ایران دور هستیم‪ ،‬در ترکیه‬ ‫خودمان را درون ایران احساس می کنیم‪.‬‬ ‫شنیدیم در ترکیه‪ ،‬برای آواره ها و پناهندگان هم برنامه‬ ‫اجرا کردی؟‬ ‫من همیشه در هر شرایطی به سراغ شان می رفتم‪ ،‬خصوصا‬ ‫به یک کمپ که گروهی زیاد از بچه های همجنس گرا آنجا‬ ‫بودند‪ ،‬همان ها که در ایران کلی اذیت شدند و در مسیر تازه هم‬ ‫بسیار ضربه خوردند‪ ،‬درحالیکه این مسئله ژنتیکی است‪ ،‬آنها به‬ ‫راستی گناهی ندارند‪ ،‬که آن گونه ظالمانه با آنها برخورد شود‪.‬‬ ‫من در یک کنسرت مجانی برای حدود هزار نفر خواندم‪ ،‬با‬ ‫مسئوالن سازمان ملل در آنجا همکاری کردم‪ ،‬با سازمان های‬ ‫حقوق بشر و حمایت از پناهندگان دیدار کردم‪ ،‬که برای من‬ ‫تجربه تازه ای بود وکلی به من آرامش بخشید‪ .‬من در ترکیه یک‬ ‫شانس دیگر هم داشتم‪ ،‬آن هم دیدار با خانواده ام بود‪ 4 ،‬خواهر‬ ‫و برادرم را با خانواده هایشان مرتب دیدار می کردم‪ ،‬خاطرات‬ ‫کودکی و نوجوانی ام را زنده می کردم‪.‬‬ ‫به دلیل برنامه های ترکیه و کنسرت هایت‪ ،‬مرتب از‬ ‫لس آنجلس دور می افتی‪ ،‬به نظرت شهر فرشته ها هیچ‬ ‫تغییراتی را به خود دیده است؟‬ ‫شهر فرشته ها‪ ،‬مثل هوایش مرتب در حال تغییر است‪،‬‬ ‫مردم عوض می شوند‪ ،‬ولی جالب است بدانید که هنرمندان بر‬ ‫خالف سال های گذشته به هم نزدیک شده و رفاقت هایشان‬ ‫محکم شده است‪ ،‬دیگر از آن رقابت های غیر حرفه ای و کینه‬ ‫توزانه خبری نیست‪ ،‬فراز و نشیب های جامعه‪ ،‬سختی های‬ ‫زندگی‪ ،‬همه و همه کمک کرده تا هنرمندان بیشتر بهم دست‬ ‫رفاقت بدهند این نوید خوبی برای آینده جامعه هنری است‪.‬‬ ‫در طی این یکی دو سال اخیر‪ ،‬کار همکاران خود را هم زیر‬ ‫نظر داشتی‪ ،‬آیا از آنها کارهای خوب و قابل ارزشی شنیده ای؟‬ ‫من به همه آلبوم ها و سینگل ها گوش می کنم‪ ،‬همه شان‬ ‫زحمت می کشند‪ ،‬در شرایط امروز کار تازه به بازار دادن‪ ،‬براستی‬ ‫فداکاری و عشق به مردم می خواهد‪ ،‬هرکسی با توجه به توانایی‬ ‫خود‪ ،‬در میدان هنر فعالیت دارد‪.‬‬

‫‪.‬‬ ‫‪.‬‬

‫رستوران آپادانا‬

‫‪.‬‬

‫شهره که همیشه رک گو است‪ ،‬این بار به قولی مالحظه‬ ‫کارانه و چرچیل وار جواب می دهد‪ ،‬چرا؟‬ ‫خودتان می دانید که من آدم خالص و بی شیله پیله ای‬ ‫هستم اگر از کسی دلخور باشم‪ ،‬بالفاصله با او در میان می گذارم‪،‬‬ ‫حرف دلم را می زنم‪ ،‬همین ها کمک می کند که من همیشه در‬ ‫آرامش زندگی کنم‪ .‬بنابراین من با تعارف و خبر چینی حرف نمی‬ ‫زنم‪ ،‬من با عشق به همکارانم نگاه می کنم خصوصا این روزها که‬ ‫در تدارک تشکیل یک انجمن هستیم‪.‬‬ ‫چه خوب شد‪ ،‬این مسئله را پیش کشیدی‪ ،‬این تالش‬ ‫صمیمانه به کجا کشیده؟‬ ‫ما سال ها بود در این شهر زندگی می کردیم‪ ،‬به فکر همه‬ ‫بودیم به جز خودمان‪ ،‬ولی وقتی آن شب مراسم بزرگداشت‬ ‫طوفان را برگزار کردیم انگار به خود آمدیم‪ ،‬وقتی هم طوفان‬ ‫رفت‪ ،‬همه تکان خوردیم‪ ،‬به آینده اندیشیدیم‪ ،‬به بی پناهی‬ ‫هنرمندان‪ ،‬به روزهای نه چندان روشن فردا‪ ،‬همین سبب شد‬ ‫هنرمندان احساس کنند می توانند همه زیر یک سقف بیایند‪،‬‬ ‫می توانند هم صدا برای یک همکار قدمی بردارند‪ ،‬بنظر من این‬ ‫انجمن که دارد پا می گیرد‪ ،‬از همان رویداد نشئت می گیرد‪ ،‬از‬ ‫همان شب بزرگداشت طوفان و سفر ابدی اش‪ ،‬نشئت می گیرد‪.‬‬ ‫امیدوارم این همبستگی و رفاقت‪ ،‬دوام یابد‪ ،‬ما بتوانیم دست در‬ ‫دست هم‪ ،‬برای آینده خود‪ ،‬پیش بینی ها و پیشگیری ها‪ ،‬راه‬ ‫های دوام و ماندگاری و راحتی خیال را فراهم سازیم‪.‬‬

‫‪.‬‬

‫با تشکر از سایت قدیمی ها‬

‫قنادی و خشکبار بهار و سوپر مارکت زمان‬

‫واقع در قلب کنزینگتون‬

‫و با كليه محصوالت ايرانى از قبيل شيرينيجات خوشمزه ‪ ،‬خشكبار ‪،‬‬


‫شمار ‌ه شانزده ‪ 15 -‬خرداد ‪1392‬‬

‫صفحه ‪9‬‬

‫سازنده سریال تلویزیونی یوسف پیامبر‬

‫می گوید‪ :‬سینمای ایران فاحشه خانه است‬ ‫آقای سلحشور در گفتگوی با پانا (خبرگزاری کانون‬ ‫دانش آموزی ایران) با انتقاد از تالش یک تهیه کننده‬ ‫سینما برای دعوت از آنجلینا جولی‪ ،‬هنرپیشه پرآوازه‬ ‫هالیوود به ایران‪ ،‬گفته بود‪" :‬آمدن آنجلینا جولی به‬ ‫ایران اتفاق خوبی است برای سینمایی که «فاحشه‌خانه»‬ ‫است‪ .‬این سینما باید هم برای ادامه فعالیت خود فاحشه‬ ‫بین‌المللی بیاورد‪.‬‬ ‫فرج اهلل سلحشور که سریال‬ ‫تلویزیونی یوسف پیامبر را‬ ‫ساخته است به خاطر دستبرد‬ ‫به نوشته اصلی این سریال که‬ ‫متعلق به شهاب الدین طاهری‬ ‫بوده در دادگاه محکوم هم‬ ‫می‌شود‪.‬‬ ‫سلحشور در مصاحبه‌ای‬ ‫درباره سینمای جمهوری‬ ‫اسالمی اعالم می‌کند‪:‬‬ ‫سینمای ایران فاحشه خانه‬ ‫است؟‬ ‫البته بسیاری از سینماگران‬ ‫بر او تاخته‌اند ولی سوال پیش‬ ‫می‌آید و باید از آقای سلحشور‬ ‫که خود را مذهبی و وابسته به‬ ‫حکومت والیت فقیه میداند‬ ‫پرسید‪ :‬اگر سینمای ایران‬ ‫فاحشه خانه است‪ ،‬صاحبخانه‬ ‫و دالل‌های محبت و ژتون‬ ‫فروشهای این فاحشه خانه چه‬ ‫کسانی هستند؟ غیر از این که‬ ‫نمایندگان ولی فقیه و سربازان‬ ‫گمنام امام زمان حکومت شما‬ ‫همه جا ناظرو حاضر هستند‪.‬‬ ‫شاید سلحشور در عمرش یک‬ ‫حرف درست هم زده باشد‬ ‫همین است ولی نه درباره‬

‫زنان سینماگر بلکه در کلیت‬ ‫حکومت اربابان ایشان که‬ ‫واقعا او می‌بایست می گفت‬ ‫حکومت والیت فقیه یعنی‬ ‫فاحشه خانه که مردهایش هم‬ ‫فاحشه هستند و برای قدرت و‬ ‫پول در بغل هر صاحب قدرتی‬ ‫می‌خوابند! مجلس و دولت‪،‬‬ ‫شورای مصلحت‪ ،‬مجلس‬ ‫خبرگان‪ ،‬وزارت اطالعات‪،‬‬ ‫سپاه و‪...‬‬ ‫فاحشه گان درباره علی‬ ‫یکدست بزم گرم کن حوزه‬ ‫علمیه مشهد هستند فاحشگی‬ ‫فیزیکی فقط نیست بلکه روح‪،‬‬ ‫روان‪ ،‬تفکر و عمل مشتی‬ ‫اراذل و اوباش حکومتی است‬ ‫که همه چیزشان را به راحتی‬ ‫می‌فروشند‪ .‬انسانیت‪ ،‬شرف‪،‬‬ ‫وجدان‪ ،‬احساس‪ ،‬عاطفه‪،‬‬ ‫وطن‪ ،‬هم وطن‪ ...‬آری آقای‬ ‫سلحشور‪ .‬اگر کلمه شما را‬ ‫تصحیح باید کرد که گفته‌اید‪:‬‬ ‫سینمای ایران فاحشه خانه‬ ‫است‪ .‬سینما را بردارید و‬ ‫بگوئید بارگاه والیت فقیه‬ ‫فاحشه خانه است‪ .‬کام ً‬ ‫ال حق با‬ ‫شماست ما هم موافق هستیم‪.‬‬

‫لیال صالحی‪،‬‬ ‫صدای زن‬ ‫ممنوع‬ ‫ارتش فروهر نام گروه هنری جدیدی میباشد که در آن لیال‬ ‫صالحی با صدایی متفاوت و زیبا میخواند‪.‬‬ ‫لیال ترانه‌ای با نام «صدای زن ممنوع» را خوانده است که دارای‬ ‫پیامی بسیار زیبا و تاثیرگذار میباشد و ما به همه ایرانیان توصیه‬ ‫میکنیم با استفاده از نام ترانه یا نام لیال صالحی آن را در یوتیوپ‬ ‫کوش کنند‪.‬‬

‫براستی چه باید نوشت؟‬

‫جمشید رضایی در تدارک‬ ‫کنسرتی بزرگ‬ ‫جمشید رضایی که سالهاست‬ ‫با گروه نغمه در صحنه‌های‬ ‫مختلف هنری ظاهر می‌شود و‬ ‫از معدود چهره‌هایی است که‬ ‫توانسته است بارها سالنهای‬ ‫خود را مملو از تماشاگر کند در‬ ‫تدارک آن است که با تجربیات‬ ‫گذشته و استفاده از فضا و‬ ‫امکانات فعلی کنسرت بزرگی‬ ‫را تدارک ببیند‪ .‬احتماالً ممکن‬ ‫است در این کنسرت حضور چون اکبر گلپایگانی‪ ،‬عهدیه‪،‬‬ ‫چهره‌های دیگری هم گنجانده شهال سرشار به صحنه رفته‬ ‫شود‪.‬‬ ‫است و موفق عمل کرده است‪.‬‬ ‫ولی آنچه مهم است و دیکته‬ ‫جمشید رضایی که مدتی نوشته نشده غلط ندارد‪ ،‬وقتی‬ ‫کم کار شده بود آن را فرصتی در صحنه حضور می‌یابی‬ ‫عنوان کرد که به مرور و مطالعه مورد قضاوت هم خواهی بود‬ ‫کارهای گذشته بپردازد و و مسلماً جمشید رضایی هم‬ ‫با ارزیابی و شناخت بهتر و از این قضیه بخوبی آگاهی‬ ‫بیشتری در صحنه ظاهر شود‪ .‬دارد و بر همین اساس این بار‬ ‫جمشید رضایی طی چند می‌خواهد کاری متفاوت را به‬ ‫سال اخیر با هنرمندان بزرگی صحنه ببرد‪.‬‬

‫جمشید مشایخی در آلبوم کوروش بزرگ‬ ‫عکس ساده‌ای است با تفسیرهایی متفاوت‪ .‬تکلیف بهروز‬ ‫وثوقی و گلشیفته معلوم است‪ .‬می‌ماند آقای شجریان که ظاهرا ً‬ ‫در همین عکس خط قرمزهای رژیم را ظاهراً؟! زیر پا گذاشته‬ ‫است‪ .‬عکس طاغوتی‌ها و فاسدهای هنری از نظر رژیم‪ .‬کراوات‬ ‫زدن و دستی بر شانه استاد شجریان؟ پیدا کنید پرتقال فروش را!‬

‫دستامو محکم تر بگیر‬

‫پویا آخرین آلبوم خود را به نام دستامو محکمتر بگیرد‬ ‫تقدیم دوستداران موزیک نموده است‪.‬‬

‫در آلبوم بنام کورش‬ ‫بزرگ‪ ،‬جمشید مشایخی‬ ‫فرمان معروف کورش را‬ ‫در ابتدای این آلبوم مرور‬ ‫می‌کند و تکه‌هایی را هم‬ ‫در قسمتهای مختلف از‬ ‫این آلبوم بیان می‌نماید‪.‬‬ ‫در این آلبوم ترانه‬ ‫کوروش بزرگ دانیل‬ ‫داور اجرا می‌کند‪.‬‬


‫شمار ‌ه شانزده ‪ 15 -‬خرداد ‪1392‬‬

‫صفحه ‪10‬‬

‫یادداشتتلخناصر‬ ‫ملكمطيعي‬ ‫در فراق ايرج قادری‬

‫بودن من شرمندگی دارد وقتی رفقايم نيستند‪ .‬از اينکه آنها‬ ‫يک به يک می روند و من می مانم‪ .‬من می مانم که ديگر کسی‬ ‫را ندارم بلند شوم‪ ،‬قصد ديدارش کنم و به خانه اش بروم‪ .‬مرگ‬ ‫حق است و بايد راضی به رضای حق باشيم‪ ،‬اما اين يک تسلی‬ ‫است برای قلب غمباری که دوستی عزيز را از دست داده است‪،‬‬ ‫برای دردی که تاسف شديدی به همراه دارد‪ .‬اما ما تساليی داريم‬ ‫و آن احترام مردم است‪ :‬مردمی که لطف دارند‪ ،‬مهر دارند و به‬ ‫هنرمند عالقه مند هستند‪.‬‬ ‫ايرج را راه دوری به خاک سپردند‪ :‬او را در غربت و به دور از‬ ‫ما در خاک گذاشتند‪ .‬غربت فقط معنای خارج از کشور را ندارد‪.‬‬ ‫وقتی هنرمندی مثل قادری در سکوت به خاک سپرده می شود‬ ‫اين مفهوم غربت است‪ .‬اما هنرمندان بايد سپاسگزار باشند که‬ ‫اگر کسی را ندارند‪ ،‬مردم در کنار آنان هستند و می دانم اين‬ ‫مردم به ديدار ايرج می روند و غربت خاکسپاری او را به فراموشی‬ ‫می سپارند‬

‫یک انگلستان‬

‫فرهاد‪ ،‬فریدون فروغیومازیار‬ ‫در اصل دق کردند‬

‫فرهاد اکثرا شب هایی که برنامه نداشت‬ ‫ به خصوص بعد از انقالب ‪ -‬به من و یا‬‫من به او زنگ می زدم‪ ،‬خدا رحمتش کند‬ ‫بسیار دل شکسته و خسته بود‪ .‬فرهاد‪،‬‬ ‫فریدون فروغی و مازیار در اصل دق کردند‬ ‫این ها به صورت عادی نمردند‪ ،‬بلکه کشته‬ ‫شدند و چه کسی این ها را کشته‪ ،‬مردم‬ ‫باید خودشان تشخیص بدهند‪.‬‬ ‫مازیار دو سال پله های ارشاد را باال رفت‬ ‫تا یک آلبوم یا کنسرت بدهد‪ ،‬به او اجازه‬ ‫ندادند بعد از اینکه فوت کرد عزیز شد و‬ ‫رادیو پیام اّهنگ های او را پخش می کرد‬ ‫و سی دی هایش در بازار راه یافت برای‬ ‫اینکه پولش را بخورند و به خود او ندهند‪،‬‬ ‫هنرمند در این مملکت باید روزگار خود‬ ‫را اینگونه طی کند؟ شما کدام هنرمندی‬ ‫را می شناسید که با جیب خالی کار کند‬ ‫و بشاش و شاد هم باشد‪ ،‬این چیز وجود‬ ‫ندارد‪ .‬دل من برای موسیقی کباب هست‬ ‫و خود من کباب شدم و فکر قدیمی ها را‬ ‫که می کنم دلم درد می گیرد‪ .‬ما قبل از‬ ‫انقالب بازار خوبی داشتیم‪ ،‬االن هم که کار‬ ‫می کنیم انگار نکردیم‪ ،‬و پولش نه اّنچنان‬ ‫خوب هست و نه اّن ارزش گذشته را به ما‬ ‫می دهند‪ ،‬مثل قدیم از کار لذت نمی برم‪.‬‬ ‫من با ‪ 7‬الی ‪ 8‬خواننده درجه یک در‬

‫يک لندن‬

‫ایران شروع به کار کردم‪ ،‬بیش از ‪003‬‬ ‫آهنگ و ‪ 4‬موسیقی فیلم دارم با اینکه ‪71‬‬ ‫سال کار نکردم و بعد از اینکه اجازه گرفتم‪،‬‬ ‫فقط کار می کردم که سرم گرم باشد‪.‬‬ ‫به جوانان توصیه می کنم که اگر پاپ‬ ‫کار می کنند می توانند از دستگاه های‬ ‫ایرانی استفاده کنند همانطور که ما در‬ ‫گذشته این کار را می کردیم و به همین‬ ‫دلیل کار ما جذاب می شد و مردم دنبال‬ ‫می کردند‪ ،‬نه اینکه یک چیزی که سیاه‬ ‫پوست خارجی از زندگی خود دلخور بوده‬ ‫و چیزی را به نام رپ به صورت اعتراض‬ ‫خوانده و همان را در ایران اّمدند فارسی‬ ‫کردند‪ ،‬در صورتی که ادبیات ما کجا و آن‬ ‫کجا و موسیقی ما جلف بازی نیست‪.‬‬ ‫چند سال پیش مصاحبه ای داشتم‬

‫و گفتم‪ :‬اگر من تجربه ای دارم و نتوانم‬ ‫موسیقی را به جوان امروزی بدهم‪،‬‬ ‫معلوم است که جوان امروزی چیزی به‬ ‫غلط یاد می گیرد‪ ،‬من باید کار کنم که‬ ‫او برداشت کند ولی ما چگونه کار کنیم‬ ‫وقتی برای کار ما ارزش قائل نیستند و‬ ‫آن جوان ما در موسیقی هرز می رود و‬ ‫مقصر این سیاست گذاری غلط است که‬ ‫برای موسیقی صورت گرفته است‪ .‬اگر ما‬ ‫در گذشته آهنگی برای خواننده ای می‬ ‫ساختیم چندین بار در تلویزیون‪ ،‬رادیو‬ ‫و کنسرت ها مطرح می شد‪ ،‬ولی امروزه‬ ‫خواننده بیسار خرج می کند و فقط یک‬ ‫بار در روی اّنتن پخش می شود و دیگر‬ ‫خداحافظ‪ ،‬این مسئله به ضرر جوانان‬ ‫است‪.‬‬

‫نامى كه مى شناسيد و در عرض ‪30‬‬ ‫سال به آن اطمينان داريد‬

‫همه روزه انواع شیرینیجات خشك و تر در‬ ‫قنادى رضا طبخ و به مشتریان عرضه مى شود‬

‫سوپرقنادى رضا عرضه کننده کلیه مایحتاج خانواده‌های ایرانی با بهترین کیفیت و قیمت‬

‫‪345 High Street Kensington London W8 6NW Tel: 020 - 7603 0924‬‬


‫شمار ‌ه شانزده ‪ 15 -‬خرداد ‪1392‬‬

‫صفحه ‪11‬‬

‫حادثه اتفاق می افتد‪ ،‬اما شما نگران نباشید!‬

‫متخصصین ما خسارت وارده به شما را از طریق قانونی جبران می‌کنند‬

‫‪Accident Claims Experts‬‬

‫‪Car/Minicab Replacement‬‬ ‫‪Recovery & Storage‬‬ ‫‪Claims Highest Compensation‬‬ ‫‪Personal Injury Specialist‬‬ ‫‪Panel of Experts Solicitors‬‬

‫دریافت خسارت بیمه شخصی‬ ‫جایگزینی اتومبیل تصادفی با اتومبیل جدید‬ ‫دریافت باالترین خسارات بوسیله وکالی مجرب‬ ‫دریافت درآمد شما در مدت بیکاری و تصادف‬ ‫حمایت کردن از باال نرفتن بیمه شما‬

‫با خیال آسوده امور تصادفات‬ ‫خود را به ما بسپارید‬ ‫‪0784412244‬‬

‫‪Fax: 02030063022‬‬

‫‪02030020074‬‬

‫‪Ace-br@lawyer.com‬‬


‫شمار ‌ه شانزده ‪ 15 -‬خرداد ‪1392‬‬

‫صفحه ‪12‬‬

‫‪.‬‬

‫ازدواج ‪ ۱۱‬درصد مردان ایرانی با زنان‬ ‫بزرگ‌تر از خود‬

‫آمارهای سازمان ثبت احوال ایران از سه ماه نخست سال گذشته نشان‬ ‫می‌دهد که در ‪ ۱۱‬درصد ازدواج‌ها‪ ،‬سن زنان بیش از مردان بوده است‬

‫از کل ‪ ۴۲۲‬هزار ازدواج که در بهار ‪۱۹۳۱‬‬ ‫ثبت شده است‪ ،‬حدود ‪ 25‬هزار مرد ایرانی‬ ‫با زنانی ازدواج کرده‌اند که یک تا ‪ 20‬سال‬ ‫از آن‌ها بزرگ‌تر بوده‌اند‪ .‬از این میزان‪،‬‬ ‫اختالف سنی یک سال با حدود هشت‬ ‫هزار مورد ازدواج‪ ،‬بیشترین تعداد بوده‬ ‫است و اختالف سنی ‪ 20‬سال با ‪ ۱۸۱‬مورد‬ ‫ازدواج‪ ،‬کم‌ترین فراوانی را داشته است‪.‬‬ ‫هرچند این آمار نسبت به مدت مشابه‬ ‫سال قبل آن فقط کم‌تر از یک درصد‬ ‫افزایش داشته‪ ،‬اما بررسی آمار سازمان‬ ‫ثبت احوال از سال ‪ 1383‬نشان می‌دهد‪،‬‬ ‫به تدریج هر سال درصد مردانی که با زنان‬ ‫بزرگ‌تر از خود ازدواج می‌کنند‪ ،‬به نسبت‬ ‫سال قبل افزایش می‌یابد‪.‬مجید ابهری‪،‬‬ ‫تو‌گو با خبرگزاری‬ ‫جامعه‌شناس‪ ،‬در گف ‌‬ ‫فارس‪ ،‬علت افزایش تمایل ازدواج پسران‬ ‫با زنانی بزرگ‌تر را مشکالت اقتصادی‪،‬‬ ‫باالرفتن قیمت مسکن و تورم می‌داند‪.‬‬ ‫استدالل جامعه‌شناسان برای توصیف این‬ ‫پدیده اجتماعی این است که مردان تمایل‬

‫گاراژ‬

‫دارند با دختران شاغلی ازدواج کنند که‬ ‫وضعیت مالی بهتری دارند‬ ‫مقام‌های ایران در چند سال گذشته‪،‬‬ ‫بارها درباره افزایش سن ازدواج و کاهش‬ ‫تمایل جوانان به ازدواج هشدار داده‌اند‪.‬‬ ‫در سال ‪ 1391‬ازدواج‌های ثبت شده‬ ‫نسبت به سال قبل آن ‪ 10‬درصد کاهش‬ ‫داشته است‪.‬کاهش تمایل به ازدواج به طور‬ ‫متوسط بیشتر در روستا‌ها ثبت شده است‪.‬‬ ‫به طوری که به گفته مدیران سازمان ثبت‬ ‫احوال‪ ،‬در سال ‪ ،1391‬حدود ‪ 40‬درصد از‬ ‫میزان ثبت ازدواج‌ها در روستا‌ها کاسته‬ ‫شده است‪.‬مدیر دفتر آمار و اطالعات‬ ‫جمعیتی سازمان ثبت احوال ایران‬ ‫اسفندماه گذشته گفته بود ‪ ۱۱‬میلیون نفر‪،‬‬ ‫یعنی ‪ ۸۴‬درصد زنان و ‪ ۶۴‬درصد مردان‬ ‫در سن ازدواج هستند اما هرگز ازدواج‬ ‫نکرده‌اند‪.‬به گفته علی اکبر محزون‪۵۸ ،‬‬ ‫درصد مردان در فاصله ‪ 20‬تا ‪ 34‬سالگی‬ ‫و ‪ 85‬درصد زنان بین ‪ 15‬تا ‪ 29‬سالگی‬ ‫ازدواج می‌کنند‪.‬‬

‫با مدیریت استاد‬ ‫نوروزی‬ ‫کلیه‬

‫تلفن همراه‬ ‫چهل ساله شد‬

‫چهل سال پیش در روز سوم‬ ‫آوریل ‪ 14( 1973‬فروردین‬ ‫‪ ،) 1352‬مردی به نام مارتین‬ ‫کوپر در حالی که از خیابان رد‬ ‫می شد‪ ،‬دستگاه کوچکی را در‬ ‫دستش می فشرد که بعدها تاریخ‬ ‫بشریت را برای همیشه متحول‬ ‫کرد‪.‬این دستگاه نخستین تلفن‬ ‫دستی جهان بود و آقای کوپر‬ ‫گروهی خبرنگار را برای تماشای‬ ‫«اولین تماس عمومی با تلفن‬ ‫همراه» دعوت کرده بود‪ .‬در آن‬ ‫زمان چنین ادعایی حتی برای‬ ‫نیویورکی ها هم عجیب و غریب‬ ‫می نمود‪ .‬تلفن جدید نه فقط بی‬ ‫سبک هم‬ ‫سیم‪ ،‬که کوچک و ُ‬ ‫بود‪ ۰۱ ،‬اینچ (‪ ۴.۵۲‬سانتی متر )‬ ‫طولش بود و ‪ ۵.۲‬پوند ( یک کیلو‬ ‫و ‪ ۴۳۱‬گرم) وزنش‪ .‬سایت «دیلی‬ ‫بیست» در چهلمین سالگرد این‬ ‫روز تاریخی می نویسد‪ :‬مارتین‬ ‫کوپر هم اکنون ‪ ۴۸‬سال سن دارد‬ ‫و کماکان در «دره سیلیکون» (‬ ‫سیلیکون ولی ) قطب فن آوری‬ ‫جهان‪ ،‬به کار مشغول است‪.‬این‬ ‫مخترع سالخورده که در ابتدای‬ ‫کار خود به عنوان مهندس در‬ ‫استخدام نیروی دریایی ایاالت‬ ‫متحده بود‪ ،‬در سال ‪ 1952‬به‬ ‫شرکت موتوروال پیوست‪ .‬کار‬ ‫آقای کوپر در این شرکت نصب‬ ‫پخش رادیو بر روی خودروها و‬ ‫فعال کردن بر روی نسخه اولیه‬ ‫پیجر مخصوص پزشکان بود‪.‬‬ ‫اواسط دهه ‪ 1960‬پلیس شیکاگو‬ ‫از کوپر دعوت کرد تا سامانه تلفن‬ ‫های سنگین و بدقواره درون‬ ‫خودروهای پلیس را اصالح کند‪،‬‬ ‫بعد از مدتی آزمایش‪ ،‬کوپر نوعی‬ ‫میکروفون را به این سامانه افزود‬ ‫که به وسیله آن نیروهای پلیس‬ ‫میکروفونی کوچک را بر روی‬ ‫لباس خود وصل می کردند و در‬ ‫محدوده اطراف خودرو به سامانه‬ ‫ارتباطی پلیس دسترسی داشتند‪.‬‬

‫‪ 5‬روش طبیعی برای کاهش‬ ‫چین و چروک صورت‬

‫سفیده تخم‌مرغ‬ ‫چند تا سفیده تخم‌مرغ را داخل کاسه‌ای کوچک ریخته‪ ،‬هم‬ ‫بزنید‪ .‬صورت خود را با آن ماساژ دهید‪ .‬بگذارید ‪ 51‬دقیقه روی‬ ‫ی مانده‪ ،‬خشک شود‪ .‬با آب گرم صورت خود را بشویید و از‬ ‫آن باق ‌‬ ‫جادوی جوانی ویتامین‌های ‪ B‬و سرشار ‪ C‬بهره‌مند شوید‪.‬‬ ‫روغن زیتون‬ ‫روغن زیتون طبیعی کمک می‌کند پوست شما نرم و انعطاف‌پذیر‬ ‫باقی بماند‪ .‬به آرامی چند قطره از آن را قبل از خواب روی صورت‬ ‫خود ماساژ دهید و با حوله‌ای نرم آن را پاک کنید‪ .‬بعد از خواب‬ ‫متوجه نرم و سالم به نظر رسیدن پوست خود خواهید شد‪.‬‬ ‫ماساژ‬ ‫چند دقیقه وقت بگذارید‪ .‬لوسیون مورد عالقه خود را روی‬ ‫صورت ماساژ دهید‪ .‬در مورد قسمت‌هایی مانند گردن‪ ،‬زیر چشم‬ ‫و پیشانی بیش‌تر دقت کنید‪ .‬می‌توانید برای آرامش بیش‌تر و‬ ‫درمان به ماساژورهای ماهر که با نقاط حساس صورت و گردن‬ ‫آشنا هستند‪ ،‬مراجعه کنید‪.‬‬ ‫میوه و سبزیجات‬ ‫میوه و سبزیجات تازه که سرشار از ویتامین‌های ‪ A‬و ‪ D‬باشند‪،‬‬ ‫صورت شما را پرتر نشان می‌دهند‪ .‬نوشیدن آب سبزیجات یا‬ ‫آبمیوه تازه به ترمیم پوست از داخل و شادابی آن کمک می‌کند‪.‬‬ ‫ب لیمو‬ ‫آ ‌‬ ‫یک برش لیمو را روی چین‌و چروک‌ها و خطوط ریز صورت‬ ‫خود ماساژ دهید‪ .‬اسید لیمو کمک می‌کند پوست روشن‌تر به نظر‬ ‫ن و چروک را به تعویق‌اندازد‪ .‬با کشیدن نفسی‬ ‫برسد و بروز چی ‌‬ ‫عمیق از رایحه خوش مرکبات تازه بهره‌مند شوید‪.‬‬

‫‪www.China-Consultants.biz‬‬

‫‪Mob : +86 137 571 734 11‬‬ ‫‪tel (China): +86 571 866 999 80 ext: 8023‬‬

‫سرویس‌های‬ ‫با استفاده از‬ ‫تجهیزات مدرن این‬ ‫مرکز مشکالت فنی‬ ‫اتومبیل خود را به‬ ‫راحتی رفع کرده‬ ‫و در هزینه های‬ ‫سنگین آن‬ ‫صرفه جوئی کنید‬ ‫)‪(Nantes‬‬

‫‪namayandegi FRANCE‬‬

‫‪mail box :fr@china-consultants.biz tel: +33(0)977199445‬‬ ‫‪a.nouri@china-consultants.biz‬‬ ‫‪mob: +33(0)669084956‬‬


‫شمار ‌ه شانزده ‪ 15 -‬خرداد ‪1392‬‬

‫صفحه ‪13‬‬

‫روانشناسی لباس پوشیدن‬ ‫سبز‪:‬‬

‫انتخاب رنگ سبز برای لباس معموالً نشان دهنده آن است که صاحبان آن‪,‬‬ ‫شخصیتی قوی و اراده ای باال دارند‪ .‬در تصمیم گیری ها خیلی محکم عمل کرده‬ ‫و تا حدی خود رأی و مغرورند‪ .‬این افراد اعتماد به نفس باالیی دارند و در کمک به‬ ‫دیگران پیشقدم می شوند‪.‬‬

‫آبی‪:‬‬

‫اکثر آبی پوشها دارای نگاهی عمیق بوده وشخصیتی حساس وشفاف دارند ‪.‬این‬ ‫افراد به راحتی فکر و نظر خود را به دیگران منتقل می کنند و به همین نسبت‬ ‫شجاعت و جرأت ویژه ای هم از خودشان نشان می دهند ‪ .‬آنها زندگی را زیبا دیده‬ ‫و بیشترین تالش را برای استفاده بهینه از آن می کنند‪.‬‬

‫مشکی‪:‬‬

‫بیشتر اوقات انتخاب رنگ مشکی نشان دهنده آن است که این افراد انسانهایی‬ ‫رؤیایی هستند که در فضایی شاعرانه زندگی می کنند و در عین حال بسیار دست و‬ ‫دلبازند و تالش میکنند با هر آنچه دارند به کمک دیگران رفته و گرهی از مشکالت‬ ‫آنها باز کنند‪ .‬آنها بسیار اجتماعی‪ ،‬ظریف و ساده پسند هستند‪.‬‬

‫قهوه ای‪:‬‬

‫این افراد سمبل مهربانی و محبت هستند‪ .‬برخی روان شناسان می گویند رنگ‬ ‫قهوه ای هر چه تیره تر باشد مهر ومحبت صاحبش بیشتر است‪ .‬این افراد بسیار‬ ‫خونسردند و تقریباً هر چه را می خواهند به راحتی تصاحب می کنند‪ .‬آنها در‬ ‫بدترین شرایط می توانند بهترین تصمیم ها را اتخاذ کنند‪.‬‬

‫خاکستری‪:‬‬

‫انتخاب رنگ خاکستری نشان دهنده این نکته است که این افراد معموالً‬ ‫شخصییتی آرام و با اعتماد به نفس دارند‪ .‬هر چند روان شناسان میگویند افرادی‬ ‫که دل در گرو رنگ خاکستری دارند ‪ ,‬دو دسته هستند ‪ :‬یا از شخصیتی عصبی‬ ‫وانقالبی دارند وهمیشه به دنبال آرامش می گردند‪ .‬آنها در مجموع انسانهایی سر‬ ‫سخت و سنگین دل هستند‪ .‬نفوذ کردی برای همیشه در دلشان جای خواهی‬ ‫داشت‪.‬‬

‫سفید‪:‬‬

‫افرادی که لباسهای سفید را دوست دارند انسانهای خوش قلبی هستند و‬ ‫همیشه به دنبال دوست می گردند‪ .‬این افراد معموالً از کودکی روی پای خود بزرگ‬ ‫شده و دوست ندارند به دیگران تکیه کنند ‪ .‬در موقعیت های کاری‪ ,‬همیشه در‬ ‫حال ساختن نردبانی برای باال رفتن از آن هستند‪ ,‬چرا که معتقدند از هر فرصتی‬ ‫باید استفاده کرد‪.‬‬

‫رنگهای روشن‪:‬‬

‫انتخاب این نوع رنگها‪ ,‬نشان دهنده این است که این افراد بشدت سر شار از‬ ‫انرژی مثبت بوده و عشق و بالندگی را به اطراف خود پخش میکنند‪ .‬دیدار با این‬ ‫افراد‪ ,‬اگر چه ممکن است همیشه خوشایند نباشد‪ ,‬اما بازگیری انرژی مثبت و‬ ‫سازنده از آنها می تواند بقیه روز را برای شما زیباتر ‪ ,‬دلچسب تر و قابل تحمل تر‬ ‫سازد‪.‬‬

‫لباس های تنگ‪:‬‬

‫افرادی که لباس های تنگ میپوشند عموماً افرادی مغرور و زود رنج اند‪ .‬همچنین‬ ‫افرادی بسیار جذاب هستند‪ .‬افرادی شایسته و معقول اند‪.‬‬

‫لباس های گشاد‪:‬‬

‫افرادی که لباس های گشاد میپوشند افرادی بخشنده هستند‪ .‬به هیچ وجه‬ ‫حسود نبوده و دوستان زیادی دارند‪ .‬فداکار و صادق نیز هستند‪.‬‬

‫لباس های تیره‪:‬‬

‫افرادی که لباس های تیره میپوشند عموماً افرادی خودخواه بود و بسیار خونسرد‬ ‫هستند‪ .‬به ندرت عصبانی می شوند و سلیقه ی خوبی در انتخاب لباس دارند‪.‬‬

‫لباس های روشن‪:‬‬

‫افرادی که لباس های روشن میپوشند افرادی فداکار و صادق هستند‪ .‬افرادی‬ ‫مهربان و شوخ طبع هستند و عاشق صلح و صفا و آرامش اند‪.‬‬

‫با سیستمهای ستالیت ما می توانید کانالهای ایرانی‪ ،‬افغانی‪ ،‬عربی‪،‬‬ ‫اروپایی و هندی را با دستگاه های دیجیتال دریافت نمایید‬


‫شمار ‌ه شانزده ‪ 15 -‬خرداد ‪1392‬‬

‫صفحه ‪14‬‬

‫مهدی اخوان را سالهاست می‌شناسم و‬ ‫همیشه او را تحسین کردم چون سخت‬ ‫کوش و پرتالش در عرصه زندگی تاخت و‬ ‫تاز می‌کند‪ .‬او از نسلی است که در زمان‬ ‫خود آموخته‌اند که باید از هیچ‪ ،‬همه چیز‬ ‫ساخت‪.‬‬ ‫او بیکار نمی‌نشیند در تجارت و کسب و‬ ‫کار یکی از فعالترین چهره‌هاست‪ .‬در عرصه‬ ‫هنر بازی می‌کند‪ ،‬می‌نویسد‪ ،‬شعر می‌گوید‪،‬‬ ‫یک تنه همه جا حضور دارد و یک سالی‬ ‫است که بنیانگذار سندیکای هنرمندان و‬ ‫کانون دوستداران فرهنگ ایران شده است‪.‬‬ ‫اخوان را همیشه به عنوان چهره‌ای‬ ‫متفاوت و منحصر به فرد معرفی کرده‌ام‬ ‫هر چند در جامعه ایرانی ماندگاری و دوام‬

‫مردی از تبار روزگاران ناب‬

‫کاری است سخت و مشکل‪ .‬ولی او بیش‬ ‫از سه دهه حضور خود را ثابت نگهداشته‬ ‫است‪.‬‬ ‫از محدود ایرانیانی است که توانسته‬ ‫است در جامعه انگلیسی هم خود را مطرح‬ ‫سازد‪ .‬در چند نمایش بزرگ و مهم به‬ ‫عنوان هنرپیشه اول حضور داشته است‬ ‫که بهترین نمونه آن در تئاتر سویس کاتج‬ ‫بود که بسیاری از انگلیسی‌ها آرزو داشتند‬ ‫روزی در صحنه آن حضور یافند و مهدی‬ ‫اخوان به این مهم دست یافت‪ .‬بارها تا‬ ‫مرز نهایی انتخابات شهرداری و نمایندگی‬ ‫مجلس انگلستان پیش رفته است و دوباره‬ ‫قصد شرکت فعال دارد‪.‬‬ ‫در ‪ 12‬مارس امسال روز اول فروردین و‬

‫بنیان گذار سندیکای هنرمندان‬ ‫و کانون دوستداران فرهنگ‬ ‫ایران‬

‫مهدی فرشچی‬

‫اولین مجموعه اشعار سروده خود رادر کتابی به نام‬ ‫مجموعه اشعار نوین چاپ و منتشر خواهد کرد و از کلیه‬ ‫شاعران دعوت می‌شود که گزیده اشعار خود را برای‬ ‫درج در مجموعه اشعار نوین با خط خوانا و یا تایپ شده‬ ‫برای ما به آدرس زیر ارسال دارند تا در مجموعه اشعار‬ ‫نوین چاپ و در دسترس عالقمندان قرار گیرد‪.‬‬

‫لطفاً تلفن و ‪ Email‬خود را برای ما فرستید‪.‬‬ ‫‪26 Queens Parade‬‬ ‫‪Frier Barnet Road‬‬ ‫‪London N11 3DA‬‬

‫‪Tel: 07930315175‬‬ ‫‪Email: akfarshtchi@gmailco‬‬

‫نوروز‪ ،‬در جشن باشکوهی که در هندون‬ ‫تاون هال برگذار شد و برگذار کننده آن‬ ‫شهرداری بارنت بود‪ ،‬در میان نامزدهای‬ ‫فراوانی که از سوی مسئولین شهرداری‬ ‫بارنت برگزیده شده بودند تا عنوان پرافتخار‬ ‫عضو شایسته بارنت را به دست بیاورند‪ ،‬در‬ ‫پایان سخنگوی شهرداری بارنت نام مهدی‬ ‫اخوان فرشچی را جهت دریافت گواهینامه‬ ‫شایستگی اعالم کرد و او برای دومین بار به‬ ‫چنین افتخاری دست یافت‪.‬‬ ‫مهدی اخوان مردی است با ویژگی‌های‬ ‫خاص خودش که باید او را شناخت تا‬ ‫متوجه کاراکتر پیچیده او شد‪ .‬از کاسبکاری‬ ‫سرسخت و بی‌گذشت بناگاه در قالب‬ ‫شاعری با احساساتی جلوه می‌کند از مردی‬ ‫که نشانه‌هایی از سادگی و یکنواختی در‬ ‫ظاهرش دارد بناگاه در صحنه هنرپیشه‬ ‫چند چهره می‌شود که شما را حیرت‌زده‬ ‫می‌کند‪.‬‬ ‫او از نمونه مردان متفاوت نسلی است که‬ ‫دیگر کمیاب و نایاب شده‌اند‪ .‬او شناسنامه‬ ‫و تاریخ‌ها و زمان را به کناری نهاده است‬ ‫و هر روز فعال‌تر از روز قبل با انرژی و‬ ‫پراراده به دهها کار سرکشی می‌کند‪ .‬هنوز‬ ‫تشنه یادگیری است در کالسهای مختلف‬ ‫آموزشی با شوق و اشتیاق شرکت می‌کند و‬ ‫اعتقاد دارد برای یادگیری هر آنچه بدانی کم‬ ‫است و برای نسل جوان الگویی فعال چون او‬ ‫می‌تواند تلنگری هشیارکننده باشد‪ .‬بیش از‬ ‫یک سال است سندیکایی را به ثبت رسانده‬ ‫است و در تدارک هماهنگی و برنامه‌ریزی‬ ‫برای هنرمندان و دوستداران فرهنگ ایران‬ ‫زمین است‪ .‬ایده‌ها و فکرهای زیادی در سر‬ ‫دارد و می‌خواهد کتابی به چاپ برساند و‬

‫کارنامه مهدی اخوان‬

‫* شاگرد تئاتر و دانشجوی تئاتر سعدی تهران‬ ‫* هنرپیشه پیشکسوت تئاترهای تهران ـ پارس ـ تفکری‬ ‫* دبلور فیلم‌های خارجی در ایران‬ ‫* عکاس مخصوص سندیکای هنرپیشه گان و هنرمندان فیلم ایرانی قبل‬ ‫از انقالب‬ ‫* مدیر و موسس استودیو گالری عکس اخوان در ایران‬ ‫* روزنامه‌نگار عضویت تحریر روزنامه تهران ژورنال وابسته به‬ ‫روزنامه اطالعات‬ ‫* مدیرعامل آژانس ستارگانی بر فراز آسمان جهت معرفی هنرمندان به‬ ‫تئاترها و استودیوهای فیلم برداری‬ ‫* بنیان گذار تروپ تئاتر هدایت و کالس‌های تئاتر با همکاری زنده یاد‬ ‫پرویز بهرام در تهران‬ ‫* روزنامه‌نگار ـ نویسنده ـ نمایش نامه نویس و شاعر‬ ‫* نویسنده دو نمایشنامه و نقش آفرین دو کاراکتر اصلی که در تئاتر‬ ‫همستد در سوئیس کاتج در لندن با موفقیت به روی صحنه آمد‬ ‫* بازیگر و نقش آفرین یکی از کاراکترهای اصلی فیلم هیچستان که به‬ ‫زودی به روی اکران سینماها خواهد آمد‬ ‫* مدیرعامل بنیاد نیکوکاری کاسپین جهت حمایت از کودکان نیازمند‬ ‫* مدیرعامل مهدکودک و کودکستان نی نی متل در تهران‬ ‫* نویسنده نمایشنامه‌های خر در پوست شیر ـ مهریه ـ خان واال و مال‬ ‫نصرالدین در فرنگ که به زودی به روی صحنه توسط گروههای‬ ‫مختلف خواهد آمد‬ ‫* بنیانگذار و مدیرعامل کانون هنرمندان و دوستداران فرهنگ ایران‬

‫اشعار شعرایی را در آن بگنجاند که برای‬ ‫اولین بار شعرش در معرض دید عموم قرار‬ ‫خواهد گرفت تا بدین وسیله این کتاب‬ ‫شناسنامه هنری آنها باشد‪ .‬او نام کتاب را‬ ‫مجموعه اشعار نوین نام نهاده است‪.‬‬ ‫او خطاطی هنرمند است و بسیاری از‬ ‫نوشته‌هایش را بدون تایپ کردن برای‬ ‫مراکز اداری هم ارسال می‌کند‪ .‬قصد‬ ‫داریم در شماره آینده نشریه تریبون آزاد‬ ‫گفتگویی با او داشته باشیم زیرا می‌دانیم‬ ‫او حرفهایی بسیار جالب و شنیدنی دارد‬ ‫که هرگز فرصت بیان آنها را پیدا نکرده‬ ‫است زیرا مهدی اخوان یک کتاب قطور‬ ‫با فصلهایی جالب و خواندنی است‪ .‬کسی‬ ‫که در ‪ 8‬دهه زندگیش از تئاترهای الله‌زار‬ ‫و بازیگری و دوبلوری و عکاسی شروع‬ ‫می‌شود تا به افتخار دریافت لوح شایستگی‬ ‫در لندن و این قصه هنوز هم ادامه دارد و‬ ‫نباید فراموش کرد که در این مسیر پرهیاهو‬ ‫همه گاه یک یار و یاور درکنار او بوده است‪.‬‬ ‫خانم اخوان همسر ایشان که حمایت خود‬ ‫را هرگز از ایشان دریغ نکرد‪.‬‬ ‫وعده ما با شما در نشریه تریبون آزاد‬ ‫با مهدی اخوان فرشچی‬

‫کانون هنرمندان و دوستداران‬ ‫فرهنگ ایران‬

‫این کانون در سپتامبر ‪ 2012‬قانوناً در ثبت شرکت‌ها به‬ ‫شماره ‪ 822061‬به ثبت رسیده است تا بتواند با همکاری‬ ‫و هم گامی کلیه دوستداران فرهنگ ایران و هنرمندان در‬ ‫کلیه رشته‌های هنری مقیم انگلستان قدم‌های مثبت و‬ ‫سازنده در پیشبرد هدف‌های مثبت در راه شناسائی هنر‬ ‫و هنرمندان و فرهنگ ایران و شناسائی آن به ایرانیان و‬ ‫سایر ملل بردارد‪.‬‬ ‫این کانون تریبون آزاد کلیه هنردوستان و هنرمندان‬ ‫خواهد بود و در اجتماعات ماهیانه که کانون برگذار‬ ‫خواهد کرد با اعالم قبلی از هنرمندان و هنردوستان‬ ‫دعوت خواهد شد تا در اجتماعات کانون شرکت کنند‪.‬‬

‫اگر عالقمند به قبول مسئولیت در زمینه‌ای در کانون‬ ‫هستید آمادگی خود و سوابق خود را برای ما بنویسید‪.‬‬ ‫خواهشمند است برای پیوستن به کانون فرم عضویت‬ ‫رایگان کانون را پر نموده و تحویل بدهید تا کارت عضویت‬ ‫رایگان شما صادر شده و تحویل شما در اجتماعات کانون‬ ‫بشود‪.‬‬

‫با تشکر مدیر کانون مهدی اخوان‬


‫شمار ‌ه شانزده ‪ 15 -‬خرداد ‪1392‬‬

‫صفحه ‪15‬‬

‫‪‎‬اگر سهراب سپهری در زمان ما‬ ‫دانشجو بود‪.....‬‬ ‫‪ FACE BOOK‬بــا جمعیتی‬ ‫متجاوز از پانصد میلیون ساکن یکی‬ ‫از بزرگترین کشورهای مجازی جهان‬ ‫است‪ .‬در این جهان اینترنتی میلیونها‬ ‫ایرانی نیز ســاکن هســتند‪ .‬نشــریه‬ ‫تریبــون آزاد در هــر شــماره تالش‬ ‫دارد گلچینی کوچک از نوشــته ها‪،‬‬ ‫نظریات و عقاید ایرانیان را برای شما‬ ‫گردآوری نماید که با هم می خوانیم‪.‬‬ ‫خواننــده گرامی شــما هــم‪ ،‬قصه‬ ‫زندگــی خــود و یا دوســتان دور و‬ ‫نزدیکتان را برای ما ارسال کنید تا ما‬ ‫نیز آن را چاپ نمائیم‬

‫پناهنده سیاسی‬

‫می گویم‪ :‬خوشحالم که به این زودی تقاضای‬ ‫پناهندگیت قبول شد و پناهنده سیاسی شدی‪ .‬البد‬ ‫دالیلت خیلی قوی بوده و کارهایی که کردی رو اینا‬ ‫به عنوان فعالیتهای سیاسی مهم قبول کردن‪.‬‬ ‫می گوید‪ :‬خوب آره دیگه‪ .‬کیسم خیلی قوی بود‪.‬‬ ‫می گویم‪ :‬آها! حاال اینجا دوستای خوبم پیدا کردی؟‬ ‫می گوید‪ :‬دوسه هفته بود که یکی دوست شده بودم‬ ‫‪ .‬آدم خوبی بود ولی مجبور شدم ولش کنم و دیگه‬ ‫بهش زنگ نزنم‪.‬‬ ‫می گویم‪ :‬ای بابا! چرا؟ رژیمی بود؟‬ ‫می گوید‪ :‬نه بابا رژیمی چیه؟ همش می خواست‬

‫*اهل دانشگاهم* *رشته ام عالفیست* *جیبهایم‬ ‫خالیست* *پدری دارم* *حسرتش یک شب‬ ‫خواب!* *دوستانی همه از دم ناباب* *و خدایی که‬ ‫مرا کرده جواب* *اهل دانشگاهم*‬ ‫*قبله ام استاد است* *جانمازم نمره!* *خوب‬ ‫میفهمم سهم آینده من بیکاریست* *من‬ ‫نمیدانم که چرا میگویند* *مرد تاجر خوب است و‬ ‫مهندس بیکار* *و چرا در وسط سفره‬ ‫ما مدرک نیست* *چشم ها را باید شست* *جور‬ ‫دیگر باید دید* *باید از مردم دانا‬ ‫ترسید!* *باید از قیمت دانش نالید!* *وبه آنها‬ ‫راجع به مسائل سیاسی حرف بزنه و منو هم مثل‬ ‫فهماند* *که من اینجا فهم را‬ ‫خودش سیاسی بکنه‬ ‫فهمیدم* *من به گور پدر علم و هنر خندیدم‬ ‫حسین پویا‬ ‫‪Klins Klinsmann‬‬

‫نگرانی آقای «نگهدار» از چيست؟‬

‫در اينکه آقای نگهدار طرفدار‬ ‫حفظ رژيم کنونی هستند شکی‬ ‫نيست‪ .‬در واقع ايشان از معدود‬ ‫کسانی هستند که موضع سياسی‬ ‫خود در اسم خود حمل می‌کنند‬ ‫و جزو «نگهداران و حافظان»‬ ‫رژيم محسوب می‌شوند و همواره‬ ‫نيز نگرانی خود را از اينکه «مبادا‬ ‫اين رژيم سرنگون شود» به‬ ‫صور مختلف نشان داده و نقش‬ ‫«مشاور از راه دور» وزارت [‪*]...‬‬ ‫و نهادهای سياستگزار رژيم را‬ ‫بخوبی بازی کرده‌اند‪ .‬اما طبيعی‬

‫هم هست که وقتی با چهره‌ای‬ ‫سياسی و کهن کار که ظاهرا ً از‬ ‫تهران گريخته و در لندن پناهنده‬ ‫است اما از «راه دور» به رژيمی‬ ‫که ياران خود او را درو کرده‬ ‫اينگونه عشق می‌ورزد‪ ،‬نمی‌توانيم‬ ‫از طرح اين پرسش خودداری‬ ‫کنيم که دستمايه و گوهر اين‬ ‫عشق در چيست؟ و ايشان بر‬ ‫اساس اين عشق چرا اين مقاله‬ ‫را نوشته و اين آدرس عوضی را‬ ‫دا ‌ده‌اند؟‬

‫اسماعيل نوری عال‬

‫استاد تصور می کنم این‬ ‫جا مغلطه ای هم صورت‬ ‫گرفته است‪ .‬موضوع اصال‬ ‫ارمیا و گلشیفته و سلیقه‬ ‫متفاوت در پوشیدن لباس‬ ‫نیست‪ .‬مسئله وجود یک‬ ‫کانال تلویزیونی است که‬ ‫بدون هیچ درآمدی برنامه‬ ‫ای چنین پر هزینه را برای‬ ‫سرگرم کردن جامعه ای‬ ‫که شما آنچنان تحلیلش‬ ‫می کنید تهیه و پخش‬ ‫می کند و بعد هم برنده را‬ ‫با رای ‪ 8‬میلیونی آن هم از‬ ‫ایران اعالم می کند‪ .‬هرگز‬ ‫به این مسائل فکر کرده اید‬ ‫و اینکه ‪ 8‬میلیون دارنده‬ ‫تلفن در ایران به خود‬ ‫زحمت داده اند که به این‬ ‫کانال تلویزیونی زنگ بزنند‬ ‫و رای بدهند‪ .‬واهلل اعلم‬

‫کمال خرسندی‬

‫مي گويند‪:‬‬ ‫به هنگام دفن جنازه‪ ،‬اگر‬ ‫متوفي متولد دهه ی ‪06‬‬ ‫خورشيدي ست‪ ،‬قبرش را‬ ‫خيلي عميق تر حفر کنيد!‬ ‫مي پرسند‪ :‬چرا؟‬ ‫مي گويند‪:‬‬ ‫آخر مي دانيد‪ ،‬اين نسل‬ ‫آرزوهاي زيادي براي به گور‬ ‫بردن با خودشان به همراه‬ ‫دارند‪!!!...‬‬

‫صدف سرابی‬

‫گوگوش چگونه از کشور خارج و به کدام کشور‬ ‫وبرای چه رفت؟‬

‫ •رستورانی در کرویدن به ظرفیت ‪ 200‬نفر با دکراسیون مجلل و‬ ‫استتثنایی با لیز طوالنی واجاره کم با فروش هفته ای ‪ 8000‬پوند‬ ‫به قیمت ‪ 17000‬پوند بفروش می رسد با بدنبال شریک و سرمایه‬ ‫گذار می گردد‪ .‬آشنایی و مهارت در کار رستوران دارای الویت‬ ‫قرار دارد‪.‬‬ ‫ •رستوران در ناحیه فینچلی سنترال بدون سرقفلی با اجازه کم‬ ‫واگذار میشود‪.‬‬ ‫ • ‪ Chicken Shop‬در ناحیه شمال لندن ‪North Finchley‬‬ ‫با کلیه وسایل و فروش هفتگی خوب به قیمت ‪ 50000‬پوند بفروش‬ ‫می رسد‪.‬‬

‫سایت تابناک وابسته به پاسدار محسن رضایی‬ ‫بدون آنکه بگوید گوگوش چگونه از کشور‬ ‫خارج و به کدام کشور وبرای چه رفت؟ یا‬ ‫چرا به وی مجوز خروج از کشور داده شد؟ یا‬ ‫گفته شود خروج وی در ر استای چه اهدافی‬ ‫بود؟ چرا آن موقع که وی خارج شد‪ .‬همسر‬ ‫مسعود کیمیایی بود که معلوم شد همکاری‬ ‫هم با سعید امامی داشته است؟ از سوی‬ ‫دیگر بدون آنکه گفته شود برای چه رژیم‬ ‫فاشیستی مذهبی زن ستیز اجازه آزاد هنری‬ ‫به ویژه به زنان نمی دهد تا که هنرمندان زن‬ ‫مجبور شوند کشور را ترک نمایند تا بتوانند‬ ‫فعالیت هنری داشته باشند؟ مهمتر اینکه‬ ‫گفته نشده است که چرا آنقدر برنامه شبکه‬ ‫های تلویزیون پاسدار ضرغامی آزار دهنده‬ ‫وبی محتوا باتبلیغات ارتجاعی دروغ همراه با‬ ‫سانسور و‪ ...‬می باشد که مردم روی به برنامه‬ ‫های ماهواره ای برون مرز آورده اند؟ بهر حال‬ ‫اکنون آکادمی هنری یا برپایی رقابت هنری‬ ‫که گوگوش در شبکه تلویزیونی ماهواره ای‬ ‫من وتو بر پا کرده است و جایزه ی هنری به‬ ‫یک خواننده محجبه ای داده است ‪ .‬البته از‬ ‫یک سو تبلیغ می شد که چون این خواننده‬ ‫با حجاب است پس هوادار مجاهدین است ‪.‬از‬ ‫طرف دیگر سایت تابناک پاسدار رضایی حال‬ ‫فتوا داده است این نوع برخورد با دین یکی از‬ ‫انگلیسی ترین شیوه های برخورد با اعتقادات‬ ‫سایر ملل تلقی می شود که با حفظ پوسته‬ ‫و سطح دین نظیر حجاب مشکلی ندارد اما‬

‫به شدت پیگیر به تغییر تمامی الیه زیرین‬ ‫دین است‪ .‬همچنین افزوده جایزه اول دادن‬ ‫به وی به واقع این پیغام غیرمستقیم برای‬ ‫تماشاچی ارسال شده است که می توان ظاهر‬ ‫دینی داشت و دیگر احکام را نیز رعایت نکرد‬ ‫و من باب مثال با حجاب بود اما رقاصه بود یا‬ ‫دست به شرب خمر زد یا مکرر دروغ گفت و‬ ‫خیانت کرد‪ .‬این قرائت پرتناقض از دین ساده‬ ‫تر از کنار گذاشتن کامل دین مورد توجه قرار‬ ‫می گیرد و از این منظر در این برنامه نیز به‬ ‫صورت کام ً‬ ‫ال حساب شده‪ ،‬چنین جمع بندی‬ ‫برای مخاطب پیش کشید‪ .‬باالخره در پایان از‬ ‫موضع نماینده نه ملت که ایرانی شده و گفته‬ ‫است یا این برنامه با آمارهای غیرمنطقی رای‬ ‫دهندگانش یک طراحی ویژه را در پیش‬ ‫گرفته باشند‪ ،‬هر انسان فاقد حداقل منطق‬ ‫می تواند درک کند که چنین پارادوکسی‬ ‫را نمی توان به مخاطب ایرانی ارائه کرد و‬ ‫توقع پذیرشش را داشت و برای عادی سازی‬ ‫چنین فتواهای تازه و من درآوردی‪ ،‬نیاز به ده‬ ‫ها برنده محجبه دیگر در این سلسله برنامه‬ ‫هاست! ناگفته نماند که برای منتقد همچون‬ ‫حاکمان ایران مشکل زنان تن فروش که در‬ ‫میان شان زنان شوهر دار می باشند نیست‪،‬‬ ‫بلکه مشکل این خانم محجبه این است که‬ ‫چرا طبق اصول و فتوای آخوندهای حوزوی‬ ‫قم حامی ولی فقیه رعایت نکرده است؟‬

‫ی‬ ‫نسرین پازوک ‪‎‬‬


‫شمار ‌ه شانزده ‪ 15 -‬خرداد ‪1392‬‬

‫صفحه ‪16‬‬

‫مصاحبه اختصاصی با امیر برادران تهیه کننده‬ ‫و گزارشگر برنامه های ورزشی سرشناس‬ ‫امیر برادران تهیه کننده و گزارشگر برنامه ورزشی ‪ ،‬ورزش‬ ‫و مردم شبکه اول صدا و سیما در دهه شصت ‪ ،‬ورزشی نویس‬ ‫مجله دانش ورزش به سر دبیری حسین جباری ‪ ،‬کارشناس‬ ‫و تحلیگر مسائل فوتبال در شبکه بی بی سی فارسی و صدای‬ ‫آمریکا و همینطور تهیه کننده برنامه ورزشی آفساید در شبکه‬ ‫من و تو ‪ ،‬همه اینها کافی است تا پای صحبت های او بنشینیم‬ ‫تا از تجربه و آگاهی او در مورد فوتبال و رسانه های ورزشی آگاه‬ ‫شویم ‪.‬‬ ‫آقای برادران ‪ ،‬شما تجربه کافی کار بارسانه های داخل‬ ‫و خارج از کشور را داشتید به عنوان اولین سئوال می‬ ‫خواستم نظر شما در باره رسانه های خارج از کشور بدانم ؟‬ ‫رسانه های خارج از کشور را باید به دودسته تقسیم کرد‪:‬‬ ‫صدای امریکا و بی بی سی فارسی با بودجه های تقریبا ‪02‬‬ ‫میلیون دالری در سال که زیر نظر دولتهای این دو کشور اداره‬ ‫می شود و دیگر رسانه ها که بطور رسمی مشخص نیست‬ ‫که بودجه آنان ازکجا تامین می شود و ظاهرا بسیاری از آنها با‬ ‫مشکالت زیاد مالی روبرو هستند‪.‬درمورد شبکه های بی بی سی‬ ‫فارسی یا صدای امریکا ‪،‬شما بعنوان بیننده درواقع تکلیفتان با‬ ‫این دو شبکه مشخص است که با سیاست های این کشور ها اداره‬ ‫می شود و توقع شما هم در همان حد است‪ .‬چراکه در پس پرده‬ ‫سیاست و ارتباطی که با جمهوری اسالمی دارند خبر ها و برنامه‬ ‫های تولیدی خودشان را تنظیم می کنندو بقول معروف فتیله‬ ‫را باال و پایین می برنند و اینها بستگی دارد به منافع سیاسی‬ ‫شان که اگر تامین شود فتیله پایین میآید و اگر تامین نشود‬ ‫فتیله باال می رود!‬ ‫تاریخ نشان می دهد که سرویس جهانی بی بی سی در سال‬ ‫‪ 1932‬میالدی آغازبه کار کرد که اول هم به نام "سرويس‬ ‫امپراطوري" معرفی شد ‪ .‬ديويد ميليبند وزير خارجه پيشين‬ ‫بريتانيا در وب سايت خود به نقش بي بي سي در کنار ‪150‬‬ ‫سفارتخانه بريتانيا اشاره مي کند و مشخصا ً به تلويزيون فارسي‬ ‫و عربي زبان بي بي سي بعنوان اهرم نفوذ بريتانيا تاکيد کرده‬ ‫است‪ .‬ديويد کامرون نخست وزير و ويليام هئيگ وزيرخارجه‬ ‫بريتانيا نيز مشخصا با اشاره به شورا يا مرکز فرهنگي بريتانيا‬ ‫(‪ )British Council‬و سرويس جهاني بي بي سي‪ ،‬از‬ ‫آنها بعنوان قدرت نرم بريتانيا در تاثيرگذاري افکار عمومي و‬ ‫ديپلماسي جهان ياد مي کنند‪ .‬حتي وبالگ بانک جهاني به نقل‬ ‫ار جان سيمپسون گزارشگر معتبر و قديمي بي بي سي به نقش‬ ‫و رسالت دستگاه خبرپراکني بريتانيا در شکل گيري افکار عمومي‬ ‫مردم جهان سوم اذعان دارد‪ .‬نقش صداي آمريکا نيز در بسياري‬ ‫از حوادث جهان از جمله قيام مردم مجارستان در سال ‪1956‬‬ ‫ميالدي و يا ميدان تيانامن در چين و بخصوص تاثيرگذاري بر‬ ‫روي آمريکاي التين بر کسي پوشيده نيست‪.‬‬ ‫سئوال ‪:‬درباره شبکه های دیگر و به عنوان مثال شبکه‬ ‫تلویزیونی من و تو که پول زیادی هم دارند و مانند بی بی‬ ‫سی و صدای امریکا ظاهرا وابسته به دو لتها هم نیستند‪،‬‬ ‫چه نظر ی دارید؟‬

‫این شبکه ها نیز به دو بخش تقسیم می شوند‪،‬‬

‫”‬

‫”‬

‫شبکه های لس آنجلسی در یک طرف و من و تو‬

‫خیلی پولدار در طرف دیگر!‬

‫مشکل بزرگ شبکه های لس آنجلسی اول مسئله مالی است‬ ‫و دوم نداشتن آدمهای کاردان که بیشتر در واقع کار تلویزیونی‬ ‫انجام نمیدهند ‪.‬به عنوان مثال یک دوربین ثابت می گذارند و‬ ‫نزدیک به یک ساعت فقط حرف می زنند ! این کار تلویزیونی‬ ‫نیست و گیرایی هم ندارد و این سالهاست که تکرار می شود‬ ‫‪.‬اوایل همگی کار سیاسی می کردند و بعد هم به دسته های‬ ‫مختلف تقسیم شدند و گروهی فقط سیاسی و گروه دیگر به‬

‫دنبال موزیک و برنامه های تفریحی و روی هم رفته توفیق‬ ‫چندانی نداشتند‪.‬‬ ‫اما در مورد من و تو قضیه چیز دیگری است و متاسفانه تا به‬ ‫امروز حاميان مالي واقعي و دست اندرکاران پشت پرده شبکه من‬ ‫و تومعرفی و شناخته نشده اند ‪ .‬شبکه من و تو برای تهیه برنامه‬ ‫ظاهرا با شبکه انگليسي آي تي وي (‪ )ITV‬همکاري دارد و بطور‬ ‫کلی باید بگویم که همه چیز این شبکه در هاله اي از ابهام براي‬ ‫بسياري از هموطنان قرار دارد ‪.‬ضمن آنکه باید اشاره کنم در‬ ‫بخش "درباره ما" در سايت من و تو هيچگونه اشاره اي به اينکه‬ ‫"ما" کي هستيم و از کجا آمده ايم نشده است‪!!!!.‬‬ ‫سئوال‪ :‬اما شما به مدت شش ماه در آنجا هم کار کردید‬ ‫‪ ،‬آیا می توانید بیشتراز این شبکه ای که صاحبان آن بطور‬ ‫رسمی نا مشخص هستند ‪ ،‬بگویید ؟‬ ‫من در آغاز همکاری با این شبکه احساس کردم که خط‬ ‫قرمزی وجود ندارد و کارهایی را هم که ارائه دادم خیلی مورد‬ ‫توجه قرار گرفت و اطرافیان مدیریت شبکه خیلی تحسین می‬ ‫کردند ‪.‬همین باعث شد که بعد از چند ماه با من جلسه ای‬ ‫گذاشتند و گفتند که شما مسئول برنامه های ورزشی باشید و‬ ‫بعد از صحبت در باره مسائل مالی و زمانی که باید صرف شود‬ ‫کار را ادامه دادیم تا امکانات فنی هم آماده شود‪ .‬اما در ادامه راه‬ ‫‪،‬بعد از چند هفته یکباره ‪ 180‬درجه تغییر روش دادند و گفتند‬ ‫ما نمی توانیم با شما کار کنیم چون شما خیلی ریشه ای به‬ ‫مسائل نگاه می کنید و ما می خواهیم برنامه سرگرم کننده داشته‬ ‫باشیم!!! استنباط من از این اتفاقات این است که مدیران ظاهری‬ ‫این شبکه اختیاری از خود ندارند و صاحبان اصلی این شبکه در‬ ‫بیرون هستند ‪ .‬صاحبان پشت پرده پول فراوانی را سرمایه گذاری‬ ‫کرده اند و در پس آن فقط اهداف و خواسته های سیاسی قرار‬ ‫دارد ‪.‬چرا که اگر دقت داشته باشیم این شبکه تلویزیونی هیچ در‬ ‫آمدی از آگهی های تجاری ندارد که همه می دانند در آمد هر‬ ‫شبکه تلویزیونی از این راه است ‪.‬پرسش این است که وقتی یک‬ ‫تلویزیون مثل هر تلویزیون حرفه ای دارای آگهی و در آمدی‬ ‫از این راه نیست ‪ ،‬آیا می توان این شبکه را طبیعی و بدور از‬ ‫وابستگی های پشت پرده دانست؟‬ ‫اداره کنندگان ظاهری شبکه << من وتو>> خانواده عباسی‬ ‫هستند که سالها در آمریکا زندگی کرده و تلویزیون آزادی را‬ ‫داشتند و به اصطالح مخالف جمهوری اسالمی بودند ‪.‬اما یکشبه‬ ‫و ناگهانی و بدون هیچ دلیل مشخص این شبکه تعطیل می شود‬ ‫و مسئوالن آن ‪ ،‬شبکه اینترنتی << ببین تی وی >> را راه‬ ‫اندازی می کنند ‪ .‬کیوان عباسی مدیر حال حاضر شبکه من و‬ ‫تو ‪ ،‬مدتی هم برای امیر قاسمی در تلویزیون طپش کار میکرد و‬ ‫بعد از دوسال سر از لندن و مدیریت شبکه من و تو در می آورد!‬ ‫خانواده ای که سالها طرفدار پاد شاهی بودند و کیوان عباسی‬ ‫عضو کمپینی بود که چند سال پیش رضا پهلوی برای دمکراسی‬ ‫در ایران ایجاد کرده بود! اما جالب اینجاست که در این شبکه‬ ‫هیچ حرفی از فعالیت های سیاسی رضا پهلوی بر ضد جمهوری‬ ‫اسالمی عنوان نمی شود!!‬ ‫شنیده ها در مورد این شبکه تلویزیونی گویای این است که‬ ‫بعد از انتخابات سال ‪ 88‬و سرکوب مردم در داخل و همزمان با‬ ‫کم رنگ شدن نقش و قدرت هاشمی رفسنجانی ‪ ،‬پسر ارشد او‬ ‫مهدی هاشمی از ایران خارج می شود و به انگلستان میاید و‬ ‫مقامات انگلیسی ها هم با او صحبت می کنند‪.‬‬ ‫هاشمی رفسنجانی در جمع آخوند های حکومتی تنها آخوند‬ ‫سیاستمداری است که پیش و پس از انقالب اسالمی رابطه‬ ‫نزدیکی با انگلیسیها داشته و بنای جمهوری اسالمی را با کمک‬ ‫آنها گذاشته است‪ .‬همچنین می شنویم که هاشمی رفسنجانی‬ ‫این روزها ظاهرا نقش کم رنگی در این نظام پیدا کرده است و‬ ‫انگیسیها می کوشند دو باره او را فعا ل کنند تا بتوانند نظام‬ ‫جمهوری اسالمی را نگه دارند‪.‬‬ ‫در این رهگذر گفته می شود که مهدی هاشمی با راهنمایی‬ ‫انگلیسیها سرمایه گذاری بزرگی را در کانادا را راه انداخته و حتی‬

‫اتوبانی را در این کشور ساخته و ‪ 200‬میلیون دالر را در اختیار‬ ‫دولت کانادا تحت عنوان سازمان خیریه و به اصطالح کارهای‬ ‫فرهنگی قرار داده است!!‬ ‫در راستای همین نقشه ها و در پوشش کارهای فرهنگی می‬ ‫بینیم که تلویزیون من و تو با بودجه کالن راه اندازی می شود‪،‬‬ ‫در این راستا باز هم می گویند که تلویزیونی با تفکر و اندیشه‬ ‫انگلیسیها ‪ .‬با کپی برداری از کانا ل های تلویزیونی این کشور‪،‬‬ ‫مانند آی تی وی و شبکه چهار در قالب <<من و تو >> شکل‬ ‫گرفته است تابرنامه هایی چون آکادمی گوگوش و بفرمائید شام‬ ‫روانه ایران شود و بگویند که مردم ایران دیگر از حرف های‬ ‫سیاسی خسته شده اند و فقط طالب برنامه های سرگرم کننده‬ ‫هستند !!نقشه ای بسیار فریبکارانه برای خاموش ساختن جنبش‬ ‫جوانان آزادی خواه ایران و آغاز راهی برای تحمیق افکار عمومی‬ ‫مردم و تزریق ابتذال به خانه ها و خانواده های ایرانی!! ضمن‬ ‫آنکه با فرستادن این برنامه ها می باید کاری کنند تا همگان باور‬ ‫داشته باشند که دیگر خبری از خیزش جوانان برای سرنگونی‬ ‫جمهوری اسالمی در کار نخواهد بود ‪.‬‬ ‫واقعیت این است که این تفکر و برنامه ها در تلویزیون من و تو‬ ‫در حد خود موفق بوده و زمینه های پذیرش برنامه های مبتذ ل‬ ‫را تا آنجا فراهم ساخته اند که کانال های << من و تو ‪ ،‬جم تی‬ ‫وی‪،‬تی وی پرشیا>> فریبنده و منطبق با ذائقه های ارزان پسند‬ ‫از پر بینده ترین کانا ل های ماهواره ای در داخل ایران هستند‪.‬‬ ‫سئوال‪ :‬برنامه ورزشی که بنام آفساید در تلویزیون من و تو شما‬ ‫تهیه می کردید ‪،‬االن به چه شکلی تهیه و پخش می شود؟‬ ‫آن برنامه کال تعطیل شد و دیگر ادامه پیدا نکرد و کار عجیبی‬ ‫که خیلی هم سئوال برانگیز بود ‪ ،‬انجام شد این بود که تمام آن‬ ‫برنامه های تهیه شده را از روی یوتیوپ حذف کردند که اکنون‬ ‫غیر قابل دیدن است ‪ .‬جالب آنکه برای تهیه آن برنامه ها همین‬ ‫آقایان بسیار مرا تشویق کردند و حتی پیشنهاد اداره برنامه های‬ ‫ورزشی شبکه من و تو را به من دادند که گویا ناگهان به اصطالح‬ ‫از باال دستورآمد باید این برنامه برای همیشه قطع شود !‬ ‫البته من از اوایل شروع کار ‪ ،‬هر برنامه را روی یوتیوپ می‬ ‫گذاشتم و به همین دلیل خوشبختانه تعداد زیادی از آن برنامه‬ ‫ها قابل دیدن است‪.‬‬ ‫سئوال‪:‬برخورد دیگر رسانه ها مثل بی بی سی فارسی و‬ ‫صدای امریکا با فوتبال چگونه بوده است؟‬ ‫به اعتقاد من فوتبال در هر کشوری دارای نمایی از اوضاع و‬ ‫احوال سیاسی ‪ ،‬اقتصادی‪ ،‬اجتماعی و فرهنگی آن کشور است‬ ‫‪.‬میدانیم که همه چیز از فردای انقالب اسالمی آمیخته و درست‬ ‫تر بگویم آلوده به مسائل سیاسی و امنیتی شد و از این رو فوتبال‬ ‫در جمهوری اسالمی سالهاست که سیاسی و امنیتی است ‪.‬‬ ‫همین واقعیت انکار ناپذیر باعث شده که برخورد این رسانه ها‬ ‫همواره با توجه به شرایط سیاسی همراه با مالحظه کاری باشد‬


‫شمار ‌ه شانزده ‪ 15 -‬خرداد ‪1392‬‬

‫صفحه ‪17‬‬

‫‪ .‬از آنجا که چون این شبکه ها مستقل نیستند و اگر بخواهند با‬ ‫مسائل فوتبال به شکل واقعی وجدی برخورد کنند ‪ ،‬بدون شک‬ ‫باید از خط قرمز عبور کنند که هرگز از طرف دولت متبوعه به‬ ‫آنان چنین اجازه ای داده نمی شود ‪.‬از این رو تمامی این رسانه ها‬ ‫هماهنگ و همراه با سیاست های داخل ایران به اجرا برنامه می‬ ‫پردازند ‪ .‬در واقع محتوا ی برنامه های ورزشی به ویژه فوتبال در‬ ‫این رسانه ها همان آشی است که جمهوری اسالمی پخته است‬ ‫و اینها هم آن را هم میزند!!!‬ ‫سئوال‪ :‬شما می گویید که فوتبال در جمهوری اسالمی‬ ‫امنیتی است و همیشه هم روی این مسائل تا آنجا که من‬ ‫نوشته ها و برنامه های شما را خوانده و دیده ام ‪،‬تاکید‬ ‫داشته اید ‪ .‬چرا و چه اتفاقاتی افتاد که چنین برداشتی از‬ ‫فوتبال در جمهوری اسالمی دارید و فکر میکنید فوتبال‬ ‫و ورزش با سیاست ارتباط دارد ؟‬ ‫من هیچوقت فوتبال و ورزش را جدا از کل شرایط جامعه‬ ‫نمی بینم‪.‬‬ ‫فراورده فوتبال و حاصل ورزش هر کشوری هویت و روح حاکم‬ ‫بر مدیریت آن جامعه را به نوعی نشان میدهد‪.‬‬ ‫مدیریت ورزش در ایران دو کار انجام می دهد‪ :‬یکی این‬ ‫که ازدر آمد و پول نفت ریخت و پاش می کند و دیگر آنکه‬ ‫مسئوالن رژیم قهرمانان ورزشی و مدالهای آنان را خرج تبلیغات‬ ‫خود می کنند ‪.‬در آخرین المپیک دیدیم که بیشترین مدال را‬ ‫تا این دوره بدست آوردیم و تک ستاره ها و خود ساخته های‬ ‫ورزش ما در رشته های انفرادی چون کشتی ‪ ،‬وزنه برداری و‪......‬‬ ‫خوش درخشیدند و چگونه سران جمهوری اسالمی به این ستاره‬ ‫های ایرانی چسبیدند ‪ .‬در این رهگذر هنوز به یاد داریم که‬ ‫کشتی گیران و مربیان فرنگی تا چه اندازه از رفتار و سر و صدای‬ ‫حکومتی ها در خصوص تالش و درخشش آنان در المپیک دلگیر‬ ‫شدند ومربی بزرگی چون محمد بنا با آن همه عشق به شاگردان‬ ‫از صحنه بیرون رفت تا بیش از این تماشاگر نا حقی و تبلیغات‬ ‫فریب کارانه نباشد ‪.‬در این جا برای آنکه بیشتر بدانیم که ورزش‬ ‫در جمهوری اسالمی تا کجا بدون ریشه و پایه است ‪،‬باید پرسید‬ ‫که چرا در مملکتی که سه میلیون نیروی مسلح دارد و برای‬ ‫کشوری که این همه آن و دریا دارد ‪ ،‬هیچ نشانی از یک تیرانداز‬ ‫شایسته و یک شناگر ارزشمند دیده نمی شود ؟ از نگاه کارشناس‬ ‫ورزش می توان گفت که مدال گرفتن ما در کشتی مثل مدال‬ ‫گرفتن جامائیکا یا سودان در دو سرعت و استقامت است‪.‬‬ ‫در هر آوردگاه ورزشی از مردم می خواهند که برای پیروزی‬ ‫و قهرمانی دعا کنند و در کنار آن همیشه از مردم انتظار صبر و‬ ‫اعتماد به مدیران دارند و از هر هزینه ای برای اجرا ی خواسته‬ ‫های مقامات حکومتی کوتاهی نمی کنند ‪.‬اما این مردم در موقع‬ ‫شکست هم حق دارند گله مند باشند و پاسخ بخواهند! وقتی‬ ‫هیچکس پاسخگوی شکست های پی در پی در میدانهای بین‬ ‫المللی نیست ‪ ،‬مردم نا خواسته دچار بی تفاوتی و رخوت می‬ ‫شوند و گویی به شکست عادت می کنند که به راستی بدترین‬ ‫حالت برای یک ملت است‪.‬‬ ‫سئوال ‪ :‬به نظر شما فوتبال در بعد از انقالب با توجه‬ ‫به شرایط سیاسی و اجتماعی کشور چه حال و هوایی‬ ‫داشته ؟‬ ‫نگاهی به فوتبال و ورزش در جمهوری اسالمی ‪ ،‬سه دوره را‬ ‫به ما نشان میدهد و یاد آوری میکند ‪ .‬دوره اول را می توان در‬ ‫دهه اول وزمان خمینی دانست که این دوره شامل درگیری های‬ ‫همه جانبه در ایران و زیر و رو شدن همه چیز بود که جنگ با‬ ‫عراق بیشتر از همه بر زندگی ایرانیها سایه انداخت ‪ .‬در دهه اول‬ ‫فوتبال در تقالی حفظ شکل و شمایل گذشته توسط قدیمها‬ ‫بود که فشار نفسگیر حکومتی های انقالبی سر انجام این تقال‬ ‫را از میان برداشت تا پس از یک دهه نیز هیچکس نداند فوتبال‬ ‫قرار است با چه شکل و فرمی اداره شود‪.‬‬ ‫با پایان یافتن جنگ ایران و عراق و به دنبال آن حیات خمینی‬ ‫‪ ،‬زندگانی ایرانیها وارد دومین دوره در جمهوری اسالمی شد که‬ ‫فوتبال نیز چنین بود ‪ .‬در این دوره فوتبال بیش از گذشته باید‬ ‫در صحنه های بین المللی حضور می یافت و در این حال نظامی‬ ‫ها و امنیتی ها ی حکومت همراه با دیگر زمینه های اقتصادی و‬ ‫اجتماعی به فوتبال نیز ورود کردند‪ .‬در دومین دهه می بینیم که‬ ‫سر و کله سردار های سپاه پاسداران در اینجا و آنجا ی فوتبال‬ ‫پیدا می شودکه شماری از آنان مثل مهدی تاج ‪ ،‬عزیز محمدی‬

‫و‪....‬هنوز هم همراه با بعدی ها‬ ‫به فوتبال چسبیده اند ‪ .‬در‬ ‫همین حال وزارت اطالعات‬ ‫جمهوری اسالمی با احساس‬ ‫جبر زمان و نیاز به تغییرات‬ ‫حتی ظاهری نیز خواسته یا‬ ‫نا خواسته به فوتبال نیز نظری‬ ‫ویژه نسبت به دیگر ورزشها‬ ‫پیدا کرد و کار را در اواسط‬ ‫دهه هفتاد خورشیدی به آنجا‬ ‫که بخشی خاص برای اهالی‬ ‫فوتبال در این وزرات خانه به‬ ‫راه انداخت‪.‬‬ ‫اگر روند جامعه ایران در‬ ‫حکومت اسالمی و بعد از‬ ‫انقالب رادنبال کنیم می بینیم‬ ‫که در سال ‪ 1998‬که تیم ملی‬ ‫فوتبال برای اولین بار بعد از‬ ‫انقالب به جام جهانی صعود‬ ‫کرد ‪،‬شرایط فوتبال کامال عوض شد‪ .‬این زمان آغاز سومین دوره‬ ‫فوتبال در جمهوری اسالمی به حساب می آید که فشار های‬ ‫کنفدارسیون فوتبال آسیا باعث بود تا اعالم فوتبال حرفه ای‬ ‫شود ‪.‬حاال در فوتبالی که به لحاظ امکانات و مدیریت حتی از‬ ‫آماتوری نیز پایین تر بود ‪ ،‬پولهای بی حساب و کتاب و بدون‬ ‫تناسب با ارزش و کیفیت بازیکنان به فوتبال سرازیر شد تا‬ ‫فساد و آلودگی همراه با تمام زمینه های دیگر بر فوتبال نیز‬ ‫سایه بیاندازد ‪.‬در این دوره هر روز بیش از پیش فوتبال غرق در‬ ‫فساد و کثافت اخالقی و مالی بوده است و در چند سال گذشته‬ ‫گند کار تا آنجا در آمده که حتی عوامل و سازندگان این بساط‬ ‫ننگ آلود نیز برای فریب دیگران فریاد فوتبال فاسد سر داده اند ‪.‬‬ ‫سئوال ‪ :‬آیا کسانی هم در فوتبال به عنوان بازیکن و مربی ایران‬ ‫سراغ دارید که نظرات متفاوت با دیگران داشته باشند ؟‬ ‫در اینجا الزم میدانم اشاره ای به نظرات دو چهره خوش نام‬ ‫و شایسته از دو نسل فوتبال ایران داشته باشم تا بهتر بدانیم‬ ‫بر فوتبال ما چه گذشته و می گذرد‪.‬منصور خان امیر آصفی‬ ‫شخصیت استثنایی در فوتبال ایران گفته است ‪:‬‬ ‫مشكالت فوتبال ملي ما آنقدر ابتدايي است كه نيازي به‬ ‫مطالعه تطبيقي و استفاده از كارشناسان متخصص ندارد!!‬ ‫این سخن منصور امیر آصفی کامال صحیح و منطقی است‬ ‫‪.‬فوتبال برای اداره کردنش و پیشرفتش قانون و ضوابط مشخصی‬ ‫دارد که در همه جای دنیا این کاررا انجام می دهند اما در حال‬ ‫حاضر در ایران زیر حکومت جمهوری اسالمی امکان پذیر نیست !!‬ ‫چون فوتبال یک مقوله کامال امنیتی است و قرار نیست که‬ ‫اساس پیشرفت فوتبال که باشگاه های خصوصی هستند در ایران‬ ‫انجام شود!‬ ‫سئوال ‪ :‬چرا باشگاه ها خصوصی نمی شوند ؟‬ ‫چون اختیار آنها از دست دولت و حکومت خارج می‬ ‫شود!بزرگترین مشکل حال حاضر این پولهای بی حساب و کتابی‬ ‫است که برای کنترل فوتبال به آن وارد شده و در کنار آن انتصاب‬ ‫های سیاسی و دولتی و هیچ کس هم در بدنه مدیریتی جامعه‬ ‫پاسخگوی مسئولیتی که به عهده دارد‪ ،‬نیست!روندی که از سال‬ ‫‪ 1998‬توسط آدم های سیاسی در بدنه این حکومت پایه ریزی‬ ‫شد!!‬ ‫روز ‪ 8‬آذر‪ 76‬را باید روز ملی فوتبال نام گذاشت روزی که مردم‬ ‫بعداز پیروزی بر استرالیا به خیابانها ریختند و غرور ملی خودشان‬ ‫را نشان دادند و نظام دیکتاتوری وایدئولوژیک در این روز حضور‬ ‫میلیونی مردم را یک خطر بزرگ احساس کرد!‬ ‫محمد خاکپور یکی از ستاره های آن نسل طالیی فوتبال بعد‬ ‫از انقالب در این مورد نظر جالبی دارد ‪ :‬احساسم این است که‬ ‫در سال ‪ 98‬یک اتفاقاتی در فوتبال و کشور افتاد که تصمیم‬ ‫گرفته شد فوتبال کنترل شود و از آن مسیری که حرکت می‌کرد‬ ‫مسیرش را تغییر داد‪ .‬روزی که ما از استرالیا بردیم‪ ،‬تمام مردم‬ ‫کشور در همه جا آمدند بیرون و یک احساس ملی داشتند‬ ‫و هیچ‌کس نمی‌تواند این را انکار بکند ولی بعد از آن جریان‬ ‫این بیرون آمدن‌ها بهانه‌ای شد برای عده‌ای که بیایند بیرون‬ ‫و اعتراض کنند‪ .‬این شد که یک‌سری تصمیماتی گرفته شد از‬

‫سوی مسئوالن که این را کنترل کنند و مسیر فوتبال را عوض‬ ‫کردند که آن احساس را برای مردم به وجود نیاورند‪.‬‬ ‫سئوال‪ :‬در چنین فوتبالی معموال گزینش ها چگونه‬ ‫صورت می گیرد ؟‬ ‫اگر به روند انتخاب مربیان نگاه کنیم به عنوان مثال ‪ :‬افشین‬ ‫قطبی با زد و بند های یک سری ظاهرا کارشناس فوتبال و‬ ‫روزنامه نگار ورزشی که نقش دالل را بازی می کردند و همنیطور‬ ‫شبکه های امنیتی و سیاسی به فوتبال ایران وارد شد و فضایی‬ ‫در رسانه ها بوجود آوردند که یک نوع قطبی گرایی بود ! که االن‬ ‫تبدیل شده به کی روش گرایی!!‬ ‫وقتی قطبی را داللها پیشنهاد دادند ‪ ،‬حبیب کاشانی که عضو‬ ‫تشکیالتی در وزارت اطالعات برای آدم های خارج از کشور است‬ ‫وارد عمل شد و به دوبی رفت و با قطبی گفتگو کرد وبعد از چند‬ ‫هفته او با سالم و صلوات ‪ ،‬انداختن پرچم جمهوری اسالمی بر‬ ‫دوشش که جنبه تبلیغاتی برای نظام داشت‪ ،‬وارد ایران شد و‬ ‫بعداز مدتی هم روی نیمکت تیم ملی نشست وخودش هم بعد‬ ‫ها در حاشیه یک مصاحبه بعد از قهرمانی پرسپولیس در باره‬ ‫هاپولی شدن ‪ 100‬هزار دالر نا قابل از قراردادش توسط رسانه‬ ‫چی ها و خبرنگاران‪ ،‬تیکه انداخت که معلوم نیست این سرقت‬ ‫مودبانه! در روز روشن متعلق به کدام جریان ژورنالیسم داللی در‬ ‫این دوره از ورزشی نویسی ایران است!‬

‫ادامه در صفحه بعد‬


‫شمار ‌ه شانزده ‪ 15 -‬خرداد ‪1392‬‬

‫صفحه ‪18‬‬

‫تمامی مربیان که روی نیمکت تیم ملی به عنوان‬ ‫سرمربی نشستند از سال ‪ 1998‬با رفتن ایران برای‬ ‫اولین بار در پس از انقالب اسالمی به جام جهانی ‪،‬از‬ ‫کانا لهای سیاسی عبور کردند !‬ ‫سئوال‪:‬جضور آدمهای سیاسی در فوتبال‬ ‫جمهوری اسالمی از چه زمانی آغاز شد؟‬ ‫این بدعت را بطور رسمی رئیس جمهور وقت‬ ‫محمد خاتمی گذاشت و با آوردن صفایی فراهانی‬ ‫عمال و رسما پای آدم های سیاسی را به فوتبال باز‬ ‫کرد ‪ .‬با این کار در اولین قدم یک آدم فوتبالی و‬ ‫خوش نام چون منصور امیر آصفی که ثمره کارش‬ ‫در فدارسیون فوتبال یک مربی تاثیر گذار بنام اویچ‬ ‫بود را از صحنه فوتبال حذف کردند و به دنبال آن‬ ‫اویچ را هم اخراج کردند و با آوردن جالل طالبی می‬ ‫خواستند مانند قبل از انقالب که فوتبال ایران با یک‬ ‫مربی ایرانی( حشمت مهاجرانی) به جام جهانی رفت‬ ‫رونوشتی از آن هنگام داشته باشند!‬ ‫آمدن صفایی فراهانی و دستورات خاتمی به‬ ‫وزارتخانه ها برای دادن پول به فدارسیون فوتبال در واقع‬ ‫آغازتزریق پولهای بدون و حساب و کتاب دولتی به فوتبال بود که‬ ‫گفتیم همزمان با فشار های کنفدارسیون فوتبال آسیا برای حرفه‬ ‫ای کردن فوتبال ایران اتفاق افتاد ‪.‬‬ ‫پولهایی که بعد از دوازده سال امروز وقتی در برنامه نود نظر‬ ‫خواهی در باره افت فوتبال ایران و شکست به لبنان صورت می‬ ‫گیرد ‪ 71‬درصد علت را همین پولها می دانند!!‬ ‫نا گفته نماند مربیانی هم که از آن زمان به تیم ملی آمدند‬ ‫‪ ،‬همگی از کانال های امنیتی و سیاسی گذشته اند‪ .‬محمد‬ ‫مایلی کهن که از طریق معاون وقت سازمان تربیت بدنی فائقی‬ ‫باهماهنگی وزارت اطالعات با یک تلفن مربی تیم ملی شد و‬ ‫رئیس فدارسیون وقت (داریوش مصطفوی )هم هیچ نقشی‬ ‫نداشت! و بعد هامصطفی تاج‌زاده از اعضای دولت اصالحات تائید‬ ‫کرد که سالها قبل گزارشی را درباره عملکرد مصطفوی به محمد‬ ‫خاتمی داده است‪ .‬همین گزارش را سعید فائقی معاون وقت‬ ‫سازمان ورزش عامل اصلی برکناری داریوش مصطفوی می‌داند!!‬ ‫البته این گزارش به روزهای بعد از صعود تیم ملی به جام جهانی‬ ‫‪ 1998‬برمی‌گردد و مصطفوی که بی‌اجازه (وزارت اطالعات )حکم‬ ‫برکناری مایلی‌کهن را هم صادر کرده بود به خوبی می‌دانست که‬ ‫دیگر جایی در فدراسیون نخواهد داشت!! این نکته‌ای بود که‬ ‫هاشمی‌طبا در مصاحبه‌اش با خبرآنالین بی‌آنکه مستقیما به زبان‬ ‫بیاورد‪ ،‬تاییدش می‌کرد!!‬ ‫مربی دیگری چون علی دایی که با اطرفیان احمدی نژاد‬ ‫(مهرداد بذر پاش رئیس انجمن اسالمی دانشجویان ‪،‬رضا زاده و‬ ‫نماینده مردم اردبیل در مجلس)البی کرد مربی تیم ملی شد !!‬ ‫و این آخری هم کارلوس کی روش‪ ،‬که بار اول جواب منفی داد‬

‫برای من خارجی چه سخته‬ ‫باورش‪ .‬فوتبال بدون فرگوسن مزه‬ ‫ندارد‪ .‬همانطور که در این شماره‬

‫با توجه به تجربه های سراسر تلخ و مردود در عمر‬ ‫‪ 34‬ساله جمهوری اسالمی هرگز نمی توان با این رژیم‬ ‫ضد ارزشها به امید واری برای آینده دست یافت و این‬ ‫حکومت بارها و بارها نشان داده که به هیچ اصولی در‬ ‫هیچ زمینه ای پایبند نیست و فقط به خواسته ها و‬ ‫سلیقه های شخصی و در قالب نظام والیت مطلقه فقیه‬ ‫می اندیشد و عمل می کند‪.‬از این رو باور دارم که امید‬ ‫واری نه تنها در ورزش بلکه در کل جامعه ایران آن‬ ‫زمان وجود خواهد داشت که دیگر جمهوری اسالمی‬ ‫وجود نداشته باشد !‬ ‫با سرنگونی این رژیم ویرانگر و خود کامه می توان‬ ‫همه چیز را از نو ساخت و مطمئن هستم با این نسل‬ ‫آگاه و بیدار امروز ایران می توان شاهد روزهای خوش‬ ‫و همدلی ملی بود که فوتبال و ورزش را بار دیگر در‬ ‫دوران افتخار و غرور به تماشا بنشینیم و ما نیز مثل‬ ‫مردم جهان از فوتبال به لذت برسیم‪.‬‬ ‫و چون آن جواب همزمان شده بود با تظاهرات مردم در خیابانها‬ ‫و بار منفی سیاسی برای رژیم داشت ‪،‬خود سیاسیون وارد عمل‬ ‫شدند و با دادن پول بیشتر رقمی نزدیک به ‪ 9‬میلیون دالر او را‬ ‫به ایران آوردند تا بگویند هیچ ربطی به تظاهرات مردم در خیابان‬ ‫نداشته است و او هم در اولین مصاحبه مطبوعاتی گفت‪:‬آمده‬ ‫ام که آرزو های شما را تحقق ببخشم و تیم را به جام جهانی‬ ‫ببرم!!حرفی کامال فریبنده و مشابه زمانی که افشین قطبی مصدر‬ ‫کار شد و حرف از قهرمانی در جام ملتهای آسیا زد‪.‬جامی که ‪37‬‬ ‫سال است از آن بی نصیب هستیم‬ ‫و حتی در هیچ فینالی در جام ملتها هم حضور نداشتیم و‬ ‫ریشه های این ناکامی ها را باید در زمینه های مدیریتی جامعه‬ ‫در همه ابعاد آن دانست‪.‬‬ ‫سئوال ‪ :‬پس همه چیز با آمدن اصالح طلبان جنبه‬ ‫قانونی گرفت؟‬ ‫دقیقا پولهای دولتی که االن مشکالت فراوانی در جامعه ایجاد‬ ‫کرده از زمان خاتمی و صفایی فراهانی به فوتبال وارد شد ‪ .‬در‬ ‫ابعاد وسیعتر نیز در تشکیالت ورزش و حتی کمیته ملی المپیک‬ ‫اتفاق افتاد که پیامد آن از دست دادن کرسی های بین المللی بود‬ ‫‪.‬دیگر نمونه بارز آن آمدن مهر علیزاده به ریاست سازمان تربیت‬ ‫بدنی ازسوی دولت اصالحات بود که باعث شد تا علی کفاشیان‬ ‫به کمیته المپیک برود و بدترین نتایج تاریخ المپیک را که فقط‬ ‫یک نقره و یک برنز بود در پکن رقم زدیم ‪.‬علی کفاشیان با این‬ ‫کارنامه مردود مدیریتی رابه فدارسیون فوتبال آوردند تا روند‬ ‫شکست های فوتبال در تمام رده ها همچنان ادامه داشته باشد‪.‬‬ ‫سئوال‪:‬به عنوان آخرین سئوال آینده ورزش و به ویژه‬ ‫فوتبال را چگونه می بینی ؟‬

‫برای مرد اسکاتلندی‬

‫نوشته‌ام فوتبال یک مذهب است‬ ‫و میلیاردها انسان در سراسر جهان‬ ‫آن را پرستش می‌کنند و پیامبران‬

‫مستطیل سبز را در قلب و روح خود‬ ‫جای می‌دهند‪ .‬عشق پاک و مقدس‬ ‫انسانها به ورزش بخصوص به فوتبال‪،‬‬ ‫همه مرزهای جغرافیایی را برهم زده‬ ‫است‪ .‬احساس و عواطف یک انسان‬ ‫افریقانشین همانقدر گرم و صادقانه‬ ‫و بی‌ریاست نسبت به اسطوره‌هایش‬ ‫همچون انسان اروپانشین یا آسیایی‬ ‫و‪ ...‬از محروم‌ترین قشر یک جامعه‬ ‫فقیر تا ثروتمندان انسانهای عالم همه‬ ‫و همه در برابر پرستش ستارگان‬ ‫فوتبال یکسان هستند‪ .‬پله‪ ،‬مارادونا‪،‬‬ ‫بابی چارلتون‪ ،‬بکن باوئر‪ ،‬زیدان‪،‬‬ ‫رونالدو‪ ،‬مسی‪ ،‬فن پرسی و‪ ...‬اینان‬ ‫پیامبران قلب ملتهای جهان بوده و‬

‫در پایان از امیر برادران تشکری داریم بخاطر‬ ‫حرف های صادقانه و روشنگرانه اش‬

‫هستند و حاال یکی از این پیامبران‬ ‫بی‌تکرار فوتبال اعالم بازنشستگی‬ ‫می‌کند‪ .‬خبر این خداحافظی همانقدر‬ ‫که برای من خارجی غمگین و سخت‬ ‫است حس مشترکی است با آن‬ ‫انگلیسی ساکن منچستر یا هر انسانی‬ ‫دیگر در جهان پهناور‪ .‬چون یکی از‬ ‫پیامبران صاحب کتاب و کارنامه به‬ ‫تاریخ پیوست‪ .‬تصور فوتبال بدون‬ ‫پیرمرد لجوج و یک دنده اسکاتلندی‬ ‫چقدر غمناک است‪.‬‬ ‫‪ 72‬سال بر تخت سلطنت منچستر‬ ‫یونایتد حکومت کرد‪ .‬تختی که گاهی‬ ‫‪ 72‬روز هم به هیچ مربی دیگری‬ ‫ممکن است وفادار نباشد‪ .‬ولی او‬

‫با غرور و افتخار جنگهای سرزمین‬ ‫سبز را پی در پی فتح کرد‪ .‬سربازان‬ ‫تیم‌های دیروز او‪ ،‬امروز مربیان بزرگی‬ ‫شده‌اند و حاال می‌خواهد به خانه برود‬ ‫و با نوه‌هایش سرگرم باشد‪ .‬نوه‌ها و‬ ‫فرزندانی که سایه پدر و پدربزرگ‬ ‫را کمتر در خانه حس کرده‌اند ولی‬ ‫او پدر و پدربزرگ میلیونها نوجوان‬ ‫و جوان و میانسال و سالمند در‬ ‫سراسر جهان بوده است‪ 72 .‬سال به‬ ‫میلیونها انسان لذت شیرین پیروزی‬ ‫را بخشیده است‪ .‬به پا می‌خیریم و در‬ ‫برابرش کاله احترام از سر بر می‌داریم‬ ‫و می‌گوئیم سپاس مرد بی‌تکرار‪.‬‬ ‫محمود سرابی‬


‫شمار ‌ه شانزده ‪ 15 -‬خرداد ‪1392‬‬

‫صفحه ‪19‬‬

‫فرخ فروزین‬

‫در آغاز تسخیر ایران توسط نیروهای‬ ‫یورشگر‪ ،‬بکلی و سپس با مرور زمان به ندرت‬ ‫کسی بخود اجازه داد که فکر کند و یا اظهار‬ ‫نماید که آنچه بر سر ایران و ملت ایران آمده‬ ‫در واقع چیزی در ردیف حملۀ اعراب در قرن‬ ‫هفتم میالدی و یا حداثل هجوم افغانها در آغاز‬ ‫قرن هجدهم و یا یورش استعمار در طول دو‬ ‫قرن اخیر است‪.‬‬ ‫با وجود همۀ شواهد عینی‪ ،‬از قبیل پراکده‬ ‫شدن وحدت ملی و تباه شدن سرمایه‌های‬ ‫عظیم مادی و معنوی جامعه و انهدام کلیۀ‬ ‫نهادهای کارساز و مفید اجتماعی و نابودی‬ ‫اکثر موسسات بزرگ اقتصادی کشور و برهم‬ ‫خوردن طرحهای پرارزش آینده ساز در‬ ‫بخش‌های صنعتی و علمی و اقتصاد ایران و‬ ‫هتک حیثیت بین‌المللی ایرانیان‪ ،‬که میتواند‬ ‫نمونه‌هائی از تاثیرات انهدامی این هجوم بوده‬ ‫باشد‪ ،‬معهذا هنوز برای خیلی از ایرانیها که‬ ‫مورد مغزشوئی شدید تبلیغاتی بوده‌اند قابل‬ ‫قبول نیست که ایران زمین مورد هجوم قرار‬ ‫گرفته و آنچه که در ایران رخ داده و انقالب‬ ‫به آن نام داده‌اند در حقیقت جلوه‌های اجرای‬ ‫یک توطئه حساب شدۀ بین المللی است که‬ ‫با مشارکت فعاالنه قدرتها و سیاستهای بزرگ‬ ‫ضد ایرانی و نو و کهنه استعماری و عمال‬ ‫ایرانی آنها مورد اجراء واقع شده است‪.‬‬ ‫گروههائی از مردم و مخصوصاً نسل جوان‬ ‫ایران که تحت فشار تبلیغات همه جانبه و‬ ‫بسیار نیرومند و کارساز مورد مغزشوئی دائمی‬ ‫قرار گرفته‌اند و متاسفانه اغلب آنها در این‬ ‫رابطه فقط آلت دست و وسیلۀ اجرای مقصود‬ ‫بوده‌اند‪ ،‬نه عهده‌دار رسالت انقالبی برای تکامل‬ ‫و بهروزی جامعۀ خود؟! اینها نمی‌دانند و نیز‬ ‫آیا نمیخواهند بدانند که‪ :‬آخوندها اصالتاً ایرانی‬ ‫نیستند و اعراب تغییر محل داده‌ای هستند‬ ‫که برای نیل به این روز و شرایط بیش از هزار‬ ‫و سیصد سال کوشیده‌اند تا قلب ماهیت دین‬ ‫اسالم و جعل و انتشار هزاران حدیث و روایت‬ ‫دروغ تا کنون راه دراز و پر از مکر و حیله‌ای‬ ‫را پیموده‌اند‪ ،‬استعمار کهنه و نو سیصد و‬ ‫پنجاه سال است مستعمرا ً با آخوندها شرکت‬ ‫غارت و چپاول و بدبختی ملت ایران تشکیل‬ ‫داده‌اند و همکاری نزدیک دارند مدت یکصد‬ ‫سال برای پایه گذاری نهضتهای قالبی مذهبی‬ ‫در مراکز تحقیقاتی بزرگ انگلستان مطالعه و‬ ‫برنامه ریزی شده و محصوالتی از قبیل سید‬ ‫جمال الدین افغانی‪ ،‬شیخ محمد عبده‪ ،‬اقبال‬ ‫پاکستانی‪ ،‬حسن البناء مصری‪ ،‬مهندس مهدی‬ ‫بازرگان‪ ،‬دکتر علی شریعتی‪ ،‬دکتر ابراهیم‬ ‫یزدی‪ ،‬عباس امیرانتظام‪ ،‬مصطفی چمران‬ ‫ساوه‌ای و ابوالحسن بنی‌صدر و مانند اینها‬ ‫داشته است‪.‬‬ ‫از زمانی که تحمیل شرایط اجباری از‬ ‫سوی قدرتهای بزرگ استعماری به رژیم‬ ‫ایران موجب شد تا گروههای مزدور و وطن‬ ‫فروش به طور جدی و با آزادی عمل بیشتر‬ ‫وارد در صحنه خرابکاری و آتش سوزی در‬ ‫نقاط مختلف ایران شوند‪ ،‬دهها سینما و اماکن‬ ‫عمومی دیگر و منازل مردم و مغازه‌ها و بانکها‬ ‫هدف غارت و آتشسوزی و خرابکاری و انفجار‬ ‫تروریستها و خرابکاران قرار گرفت و تعدادی‬ ‫افراد بیگناه قربانی این جنایات شدند‪ .‬سینما‬

‫تسخیر ایران زمین‬ ‫رکس آبادان یکی از دهها سینمائی بود که‬ ‫در این روند مورد آتشسوزی واقع شد که در‬ ‫نتیجه این جنایت بی‌نظیر صدها انسان بیگناه‬ ‫و بی‌خبر از همه جا در شعله‌های بی‌امان آتش‬ ‫برشته شده‌اند! تا راه اشغال ایران هموار گردد‪.‬‬ ‫همانطور که سران متفقین در جریان جنگ‬ ‫دوم در یالتا برای اشغال نظامی ایران توافق‬ ‫کردند و در سوم شهریور ایران به اشغال قوای‬ ‫متفقین درآمد بار دیگر در گوادولوپ همان‬ ‫توافق منتها به شکل دیگر و با به بکار بردن‬ ‫نیروی دیگر بین سران غرب به عمل آمد‪.‬‬ ‫ایران به برکت منابع سرشار زیرزمینی و‬ ‫مدیریت صحیح و رهبری دلسوزانه و مستقل و‬ ‫متکی بر نیازها و امکانات ایران زمین‪ ،‬می‌رفت‬ ‫تا در سالهای نه چندان طوالنی‪ ،‬بلکه خیلی زود‬ ‫به پنجمین قدرت نظامی‪ ،‬اقتصادی و سیاسی‬ ‫جهان تبدیل شود و برای همیشه خود را از‬ ‫قید اسارتهای تحمیلی ابرقدرتها رها سازد و‬ ‫خود به صورت یک نیروی قابل محاسبه جهان‬ ‫عرض وجود کند‪ .‬همۀ توطئه‌ها و تحریکات‬ ‫و تبلیغات و سرانجام حمله و حوادث بهمن‬ ‫ماه ‪ 7531‬فقط به این جهت به ایران تحمیل‬ ‫گردید که چنین نشود و ملت ایران ترقی و‬ ‫تعالی را برای همیشه از یاد ببرد‪ ،‬تا ایران به‬ ‫دوران تازه‌ای از انحطات و اضمحالل و ویرانی‬ ‫و ملت ایران به مرحلۀ جدیدی از اسارت و‬ ‫عقب ماندگی و فقر و بدبختی برگردانیده شود‬ ‫و این همان مأموریتی است که عمال ارتجاع‬ ‫با استحمار مردم‪ ،‬به نفع مقاصد استعمار انجام‬ ‫دادند و بسیاری موارد و حقایق دیگر که باید‬ ‫در خالل سخنهای فراوان و بحثهای طوالنی به‬ ‫آنها رسید و وارسید و روشن ساخت‪.‬‬ ‫تروریسم بین‌المللی که سهم عمده را از‬ ‫جهت نظامی در به قدرت نشاندن آخوندها در‬ ‫ایران داشته و هم اکنون بر سر خوان یغمای‬ ‫تاراج ایران نشسته‪ ،‬از بابت پرداخت حق سهم‬ ‫و مشارکت در غارت هم که شده‪ ،‬در تمام‬ ‫جهان در تعقیب کسانی است که می‌خواهند‬ ‫گوشۀ پرده‌ای از جنایات حکام غاصب ایران‬ ‫و شریکان آنها بردارند و لذا باید بی پروا در‬ ‫احوال و پیشینه گروهها و سازمانها و نیروها و‬ ‫شخصیتهائی که در نابود کردن ایران مشارکت‬ ‫داشته‌اند مطالعه کنیم و ببینیم که آیا واقعاً آنها‬ ‫ملی بوده‌اند و مصالح ایران را می‌شناخته‌اند‬ ‫و برای حفظ این مصالح اقدام کرده‌اند و یا‬ ‫آنکه زیر بهانۀ ملی و آزادی و تامین استقالل‬ ‫و تکامل جامعه و شعارهائی همانند آن تن به‬ ‫رذالت و خیانت داده‌اند‪.‬‬ ‫آخوندها در اصل اعراب فراری و مهاجر‬ ‫و مهاجم و سرگردان بودند که در آغاز و در‬ ‫نسلهای اولیه‪ ،‬خانه به دوش و آواره و بی‌وطن‬ ‫بوده‌اند و برای مفاهیمی مانند وطن و میهن‬ ‫و ملیت نه ارزشی قایل بودند و نه هرگز خود‬ ‫را مقید به اینگونه تعلقات کرده‌اند‪ .‬آخوندها‬ ‫مطمئناً در باطن هنوز هم به وطن عربی‬ ‫تعلق می‌ورزند و با حیله گری گاهی از آن‬ ‫به نام مملکت اسالم یاد می‌کنند‪ ،‬ولی چون‬ ‫قرنهاست از آن وطن نیز رانده و بریده شده‪،‬‬ ‫لذا بتدریج این یادمانده را نیز الاقل از نظر‬ ‫جغرافیائی از یاد برده و چنین است که در‬ ‫طول تاریخ بندرت دیده شده که آخوندها‬ ‫نسبت به میهن و ملت و دفاع از استقالل‬

‫مملکت و نوامیس ملی عالقه‌ای نشان داده‬ ‫باشند و اگر گاهی اتفاق افتاد که در این باره‬ ‫حرفی زده‌اند‪ ،‬من باب تامین منافع و حفظ‬ ‫مصالح خودشان بوده است و شواهد فراوانی از‬ ‫ضدیت آخوندها با دانش آموزی مردم و مبارزه‬ ‫این جماعت خبیث با توسعۀ علم و فرهنگ در‬ ‫جاعه به دست آمده است‪ .‬آخوندهای معمم‬ ‫و کالهی و همدستان خائن آنها (روشنفکران‬ ‫ملی و مذهبی) ضمن اینکه با تحریکات مستمر‬ ‫تخود از داخل و خارج ایران طی سالهای ‪65‬‬ ‫و ‪ ،75‬دانشگاهها و مدارس کشور را به تعطیل‬ ‫کشانیدند و پس از سقوط ایران و نشستن‬ ‫بر مسند قدرت غاصب‪ ،‬با گشاده دستی و‬ ‫آزادگی کامل‪ ،‬بدست آن تحصیلکرده‌های‬ ‫دانشگاههای ایران و دانشگاه عظیم تهران‪،‬‬ ‫دست به انتقامجویی وحشیانه‌ای از دانش و‬ ‫أانشگاه و دانشجو و دانشمند و فرهنگ ملی‬ ‫ایران زدند و آنچه را که طی سالها و با رنج‬ ‫بسیار بدست آمده بود یکباره نابود کردند‪،‬‬ ‫دانشگاهها را بکلی تعطیل کردند‪ .‬سیستم‬ ‫تحصیل در مدارس ابتدائی و متوسطه را به‬ ‫شیوۀ مکتب خانه‌ای برگردانیدند‪ .‬مؤسسات‬ ‫آموزشی فنی و حرفه‌ای را به نیستی کشانیدند‬ ‫و یا بالاستفاده ساختند‪ .‬تعداد زیادی از بهترین‬ ‫دانشمندان ایران را تحت بهانه‌های گوناگون‬ ‫و مسخره به قتل رسانیدند و صدها برابر آنها‬ ‫را به سیاهچال‌های زندان انداختند و هزاران‬ ‫مغز اندیشمند و پژوهشگر دانشگاهی را زیر‬ ‫نام اسالمی کردن تعلیم و تربیت و مبارزه با‬ ‫فرهنگ غربی و طاغوتی و ساواکی و امثال آن‬ ‫تصفیه و پاکسازی کردند و دانش آخوندها و‬ ‫آخوندکهای قم را کافی دانستند‪ .‬نمیدانم‬ ‫امروز آن روشنفکر دینی ما که ستاد تغییر‬ ‫دانشگاهها را ریاست میکرد هنوز در همان باور‬ ‫است یا به علت اخراج تغییر عقیده داده است‬ ‫و در خلوت خلوص‌اش با ملوی ندامت را بر‬ ‫خود پذیرفته؟!!‬ ‫بی‌تردید آنچه ملت ما امروز تحت سلطه‬ ‫سیاه جمهوری اسالمی میکشد‪ ،‬این هم‬ ‫خونهائی که بر زمین ریخته شده و می‌ریزد‪،‬‬ ‫آن همه خسارات مادی و معنوی که میهن‬ ‫و مردم ایران تحمل کرده‌اند و میکنند و این‬ ‫لطمه عظیمی که به وحدت ملی و حیثیت‬ ‫بین‌المللی و آینده ایران و ایرانی وارد آمده‬ ‫ومیآید نتیجه کار و کوشش همین روشنفکران‬ ‫تهی مغز و وطن فروشی است که هزاران البته‬ ‫به این بهای گزاف مشتشان نزد ملت ایران باز‬ ‫شده است‪.‬‬ ‫«آری‪ ،‬ایران مادرهای خوب دارد و‬ ‫دشت‌های دلپذیر و روشنفکران بد»‬ ‫وطن امروز اسیر دو سه تن بی‌وطن است‬ ‫انهدام وطن از نکبت این چند تن است‬ ‫این یک الشخور و آن دگری جغد سیاه‬ ‫این یکی مرده خور و آن دگر گورکن است‬ ‫آن شده پیشنماز چمن دانشگاه‬ ‫واقعاً قصه او قصه خر در چمن است‬ ‫حاکم شرع به حیوان عجیبی ماند‬ ‫که دمش گاو و تنش خوک و سرش‬ ‫کرگدن است‬ ‫روزگاری که وطن دست کفن دزدان است‬ ‫عجبی نیست اگر مرده ما بی‌کفن است‬

‫چاره ی کار‬

‫تب انتخابات آنقدر که گریبان‬ ‫احزاب‪...‬سازمانها و نیرو ها ی برون‬ ‫مرزی را گرفت مردم ایران را بخود‬ ‫مشغول نکرد‪...‬هنوز کلمه از دهان‬ ‫سران و سرسپرده گان رژیم اسالمی‬ ‫بیرون نیامده ‪...‬گرم گرم‪ ،‬با حروف‬ ‫درشت ‪ ،‬و با تحلیل و تفسیر به گوش‬ ‫فارسی زبانان جهان می رسد‪ ...‬و چون‬ ‫همه‪ ،‬هم کمونیست هستند و هم‬ ‫سوسیالیست و هم پژوهشگر و هم‬ ‫شاعر وهم مقاله نویس و هم کنشگر‬ ‫اجتماعی و باالتر از همه روزنامه نگار‬ ‫و آن زیر ها*بفهمی ‪،‬نفهمی* کمی هم‬ ‫مسلمان‪...‬با گوشهای تیز و چشمهای باز‬ ‫‪،‬دم تنور مخابرات دولت نشسته اند که‬ ‫نان گرم خبر را پیش از حریفان بربایند‬ ‫و شاگرد اول شوند‪.‬ملت اما‪ ،‬بیخبر از‬ ‫سازش و بند و بست در حال دویدن به‬ ‫دنبا ل نان و کرایه خانه ‪ ...‬روز مرگی را‬ ‫زندگی نام می نهند و نه کیش را می‬ ‫شناسند و نه از گلگشت و تماشا و سیر‬ ‫و سفر وآسایش وامنییت نامی شنیده‬ ‫اند‪...‬مثل اسب عصاری گرد خویش می‬ ‫گردند تا مرگ آنان را از بند زندگی‬ ‫رها کند‪.‬آقای مشایی *همشهری من*‬ ‫همان قدر خاک توسری ست که آقای‬ ‫*رفسنجانی* همشهری شماست‪...‬قد‬ ‫بلند مشایی همان اندازه در سرنوشت‬ ‫مردم بی اهمیت است که قد کوتاه‬ ‫احمدی نژاد‪...‬من در هیچ انتخابی‬ ‫سانتیمتر ندارم‪...‬همه ی اینها سقف‬ ‫کشور را بر سر مردم آوار کرده اند‪...‬‬ ‫من اگر جای احمدی نژاد بودم خودم‬ ‫رییس جمهور مادام العمر می شدم و‬ ‫از کیسه ی مردم این همه آفتابه لگن‬ ‫نمی خریدم و میلیاردها تومان خرج‬ ‫انتصابات نمی کردم و آنقدر می ماندم‬ ‫که دمار از روزگار مردم برآورم تا روزی‬ ‫که مردم خودشان ‪....‬به دست خودشان‬ ‫‪...‬بی واسطه ی من وتو چنان کنند که‬ ‫‪:‬کرد باید کار‪ ...‬وگرنه این برود و آن‬ ‫بیاید در زندگی آنها تاثیری که ندارد‬ ‫هیچ آنها را کالف سر در گمی می کند‬ ‫که گره کور آن هرگز باز شدنی نیست‪.‬‬ ‫مینااسدی‪...‬شانزدهم ماه مه ‪ ...‬دو‬ ‫هزار و سیزده‬

‫مینا اسدی‬


‫صفحه ‪20‬‬

‫شمار ‌ه شانزده ‪ 15 -‬خرداد ‪1392‬‬

‫بیاد او که هرگز یادش رهایت نمی‌کند‬ ‫تقدیم به خانم لقایی همسر و همراه ستار‬

‫در برگ ریزان دلگیر و غمناک آدم‌های ناب قسمت‬ ‫سخت و دردناک آنجاست که یاد و خاطره‌شان رهایت‬ ‫نمی‌کند‪ .‬خیلی‌ها می‌میرند حتی نزدیکترین افراد خانواده‬ ‫و یا دوست و آشنا‪ .‬مدتی کوتاه داغدار و عزادار هستی‬ ‫ولی به زندگی بر می‌گردی و آن مرگ می‌شود یادآور‬ ‫تکراری مانند همه مرگهای دیگر که در زندگی تجربه‬ ‫کرده‌اید‪.‬‬ ‫ولی وقتی صحبت از آدمهای ناب و اصیل می‌شود‬ ‫مشکل هم شروع می‌شود‪ .‬او رفته و در آرامش ابدی‬ ‫آرمیده است ولی مشکل با من و ماست که نمی‌توانیم‬ ‫رهایش کنیم‪.‬‬ ‫ستار لقایی از جمله انسانهای ناب و اصیل بود وقتی‬ ‫رفاقت می‌کرد تا حد غیرمتعارفی مایه می‌گذاشت و گاهی‬ ‫از آدمهایی درجه چندم هم تعاریف پرنمایی می‌نمود‬ ‫چون رفیق باز بود در خانه و مغازه‌اش به روی همه باز بود‪.‬‬ ‫بسیاری از کسانی که توانستند برای خودشان کارنامه‌ای‬ ‫فرهنگی‪ ،‬ادبی و هنری بسازند به لطف ستار لقایی با‬ ‫توصیه‌ها و سفارشاتش بود‪ .‬و مهمتر آنکه صدها کتاب‬ ‫برای همین افراد چاپ‪ ،‬ویراستاری کرد تا شناسنامه‌شان‬ ‫باشد و گاهی پول کاغذ چاپ را هم نمی‌گرفت‪ .‬از رفتن او‬ ‫هرچه بیشتر می‌گذرد جای خالیش بیشتر حس می‌شود‪.‬‬ ‫برای من که دوستی کوچک و برادری حرف شنو از او بودم‬ ‫این روزها بسیار دلگیر و غمناک می‌گذرد‪.‬‬ ‫حاال باید حال و روز خانم لقایی را حس کرد که چقدر‬ ‫سخت‌تر می‌گذرد‪ .‬سوژه‌های گمشده کتابی است با ‪7‬‬ ‫قصه که ستار لقایی تقدیم به کسی کرده است که خودش‬ ‫در آغاز کتاب می‌نویسد‪.‬‬ ‫در مهربانی سلیس آفتاب‬ ‫با هم به صدای سبز باران رفتیم‬ ‫و‬ ‫خروش ققنوس وار موج را‬ ‫در لطافت غزل تجربه کردیم‬ ‫به رفیقم‬ ‫به شریکم‬ ‫جوجو‬ ‫و جوجو همان یاور همیشگی خانم لقایی عزیز است‬ ‫این مجموعه قصه‌ها را از این شماره تقدیم شما می‌کنیم‪.‬‬

‫خورشید در قفس‬

‫مرد ژنده پوش آشفته مو‪ ،‬به دکه‌دار گفت‪ :‬آبجو‪ ،‬باز هم‬ ‫آبجو‪ ..‬و باز هم‪.‬‬ ‫دکه‌دار لیوان‌ها را برداشت و سالنه سالنه رفت‪.‬‬ ‫«او» گفت‪ :‬باز هم؟‬ ‫مرد گفت‪ :‬امشب ماه نیست‪...‬‬ ‫«او» با خونسردی گفت‪ :‬بهتر‪.‬‬ ‫مرد گفت‪ :‬جدی میگی؟‬ ‫«او» پرسید‪ :‬صاحب خونه‌ات چی شد؟‬ ‫مرد گفت‪ :‬آمد بیرون‪...‬‬ ‫«او» گفت‪ :‬بهش حسودیم شد‪ .‬هم کشته‪ ،‬هم قلبش رو‬ ‫خورده‪...‬‬ ‫مرد گفت‪ :‬براهمینه که ازش می‌ترسی؟‬ ‫«او» جوابی ندارد‪ .‬برگشت دخترها را نگاه کرد که پشت‬ ‫میز کنار پنجره نشسته بودند‪.‬‬ ‫دخترها پکی زدند زیر خنده‪« .‬او» گفت‪ :‬امشب ماه نیست‪.‬‬ ‫مرد گفت‪ :‬می‌خوای روشنش کنم؟‬ ‫«او» گفت‪ :‬محاقه‪.‬‬ ‫و به دخترها نگاه کرد‪.‬‬ ‫مرد گفت‪ :‬برم دعوتشون کنم؟‬

‫«او» بدجنسی را که در چشمهای مرد آشفته مود خواند‪.‬‬ ‫غمگین شد‪ .‬گفت‪ :‬خسته شدی از من‪ .‬می‌خوای گم شم‪.‬‬ ‫مرد گفت‪ :‬نه‪ ،‬اما باید قبول کنی که آدمهای دیگر هم‬ ‫میتونن باشن‪...‬‬ ‫«او» نگاهش را‪ ،‬از مرد آشفته مو گرفت‪ .‬آبجوش را تا‬ ‫ته نوشید‪ .‬بعد به نقطه‌ای نامعلوم خیره شد و گفت‪ :‬پس‬ ‫میگی تقصیر خورشید بوده؟‬ ‫مرد گفت‪ :‬کی؟‬ ‫«او» گفت‪ :‬همون زنیکه‪ ،‬صاحب خونه‌ات‪.‬‬ ‫مرد گفت‪ :‬هان!‬ ‫«او» گفت‪ :‬اما تو هیچ وقت خورشیدرو خفه نکردی‪...‬‬ ‫مرد گفت‪ :‬دیدی که خواستم بشکنمش‪ ،‬دستم نرسید‪.‬‬ ‫«او» گفت‪ :‬باید بریم باالتر‪...‬‬ ‫مرد گفت‪ :‬باشه‪ ،‬آبجوتو بنوش‪.‬‬ ‫«او» گفت‪ :‬نه یه چیزی می خوام بخورم‪ ،‬یه چیز دندون‬ ‫گیر‪.‬‬ ‫مرد پنجه‌های دو دستش را به درون موهای آشفته‌اش‬ ‫فرو برد‪ ،‬چنگ زد و آشفته‌ترشان کرد‪ ،‬لبهایش را گزید و‬ ‫با هیجان گفت‪ :‬مست بکنیم‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫مست مست‪ .‬امشب محاقه‪.‬‬ ‫«او» گفت‪:‬‬ ‫مرد گفت‪ :‬باید یه آپارتمان‪ ،‬توی یکی از اون ساختمون‬ ‫بلندا کریه کنیم‪ .‬موافقی؟‬ ‫«او» گفت‪ :‬هوم!‬ ‫مرد گفت‪ :‬اونوقت‪ ،‬هر وقت بخوای میتونی اونو مثل یک‬ ‫تکه کاغذ‪ ،‬توی مشتات مچاله کنی‪.‬‬ ‫«او» گفت‪ :‬فایده‌اش چی؟ یکی دیگه میسازن‪ .‬پرنورتر‪...‬‬ ‫مرد به دکه‌دار گفت‪ :‬آبجو بیار آقا‪ ...‬باز هم آبجو‪.‬‬ ‫دخترها بلند شدند و رفتند‪« .‬او» با چشم دنبالشون کرد و‬ ‫برگشت طرف مرد آشفته مو‪ .‬گفت‪ :‬دیشب‪...‬‬ ‫مرد گفت‪ :‬هنوز دلخوری‪/‬‬ ‫«او» گفت‪ :‬آخه‪...‬‬ ‫مرد گفت‪ :‬دیدی که‪ ...‬ول نمی‌کرد‪...‬‬ ‫«او» گفت‪ :‬من ازت خواهش کردم در رو وا نکنی‪.‬‬ ‫مرد گفت‪ :‬نمی‌شد‪.‬‬ ‫«او» گفت‪ :‬زنیکه پدرسوخته‪...‬‬ ‫مرد گفت‪ :‬باید قبول کنی‪ ،‬بعضی وقت‌ها‪...‬‬ ‫«او» گفت‪ :‬قلب تو رو هم می‌خوره‪...‬‬ ‫مرد گفت‪ :‬من مواظبم‪ .‬مطمئن باش‪ .‬کارش که تموم شد‪،‬‬ ‫خودش میره‪...‬‬ ‫«او» گفت‪ :‬آپارتمان رو بگیر‪ ...‬آخرین طبقه اون ساختمون‬ ‫بلندا‪.‬‬ ‫و با انگشت جهتی را نشان داد‪ .‬میز دوباره پر شده بود از‬ ‫لیوان‌های خالی‪.‬‬ ‫مرد گفت‪ :‬می‌گیریم‪ .‬پاشو بریم‪.‬‬ ‫«او» گفت‪ :‬کجا؟‬ ‫مرد گفت‪ :‬زیر زمین‪...‬‬ ‫«او» گفت‪ :‬عرق خوری؟‬ ‫*‬ ‫*‬ ‫*‬ ‫مرد‪ ،‬موهای آشفته‌اش را با دست از روی پیشانی عقب زد‬ ‫و گفت‪ :‬آره عرق بیار‪ .‬بچین رو میز گوش تا گوش‪.‬‬ ‫پیرمرد خندید‪ ،‬با حوله روی میز را پاک کرد و دور شد‪.‬‬ ‫«او» گفت‪ :‬اینجارو دوست دارم‪.‬‬ ‫مرد گفت‪ :‬واسه اینکه ته زمینه‪ .‬شاید!‬ ‫«او» گفت‪ :‬یا باالی بلندترین ساختمون‌ها‪ ،‬یا ت ِه ت ِه زمین‪.‬‬ ‫و خندید‪ .‬گیالسش را الجرعه سر کشید‪ .‬بطری دوم خالی‬ ‫شده بود‪.‬‬ ‫مرد گفت‪ :‬من االن باال میآرم‪.‬‬ ‫«او» خندید‪ .‬آرام و مرد را نگاه کرد که دل و روده‌اش‬ ‫ریخت روی زمین‪.‬‬

‫مرد گفت‪ :‬بریم‪.‬‬ ‫«او» گفت‪ :‬اینا چی میشه؟‬ ‫«او» نشست و همه را جمع کرد و ریخت توی جیب‌هایش‪.‬‬ ‫روی زمین فقط یک لطکه مرطوب به جای ماند‪ ...‬و بعد‬ ‫گفت‪ :‬حاال بریم‪.‬‬ ‫*‬ ‫*‬ ‫*‬ ‫مرد گفت‪ :‬هنوز چراغ صاحب خونه روشنه‪.‬‬ ‫«او» گفت‪ :‬بی‌صدا بریم‪ ...‬نفهمه برگشتیم‪ ...‬اگه نه‪ ،‬میآید‬ ‫سراغت‪ ،‬ها‪.‬‬ ‫آهسته وارد شدند‪ .‬اما زن گوشتالو وسط راهرو سبز شد‪.‬‬ ‫«او» غیبش زد‪.‬‬ ‫مرد گفت‪ :‬نصف شب به خیر‪.‬‬ ‫زن گفت‪ :‬بیا اتاق من‪.‬‬ ‫مرد گفت‪ :‬فردا‪.‬‬ ‫داخل اتاقش شد‪ .‬در را بست‪« .‬او» برگشت‪ ،‬گفت‪ :‬خوب‬ ‫ردش کردی‪...‬‬ ‫ِ‬ ‫میخک سفید‪ .‬جیب‌هایش را خالی‬ ‫گلدان‬ ‫و رفت پهلوی‬ ‫ِ‬ ‫کرد و همه را با دست پخش کرد روی در و دیوار و کف‬ ‫اتاق‪ ...‬مرد هم کمکش کرد‪.‬‬ ‫«او» گفت‪ :‬قشنگ شد‪ .‬مگه نه؟‬ ‫مرد گفت‪ :‬عطرش تلخ‪.‬‬ ‫«او» گفت‪ :‬تلخ تر از عطر این زنیکه؟‬ ‫و رفت کنار پنجره‪ .‬ماه درآمده بود‪ .‬گفت‪ :‬خفه‌اش کن‪.‬‬ ‫مرد پرده را کشید‪ .‬در باز شد‪« .‬زن» داخل شد‪ .‬گفت‪:‬‬ ‫کسی باهاته؟‬ ‫مرد گفت‪ :‬نه!‬ ‫«زن» بو کشید‪ .‬گفت‪ :‬چه بوی تلخی‪ ...‬سیگار داری؟‬ ‫مرد گفت‪ :‬روی میزه‪.‬‬ ‫زن گفت‪ :‬موزیک گوش کنیم‪.‬‬ ‫مرد گفت‪ :‬نه‪.‬‬ ‫«زن» گفت‪ :‬بخوابیم؟‬ ‫مرد گفت‪ :‬تنها‪.‬‬ ‫«زن» نشست روی لبه تخت‪ .‬سیگارش را روشن کرد‪.‬‬ ‫گفت‪ :‬فردا دادگاهه‪.‬‬ ‫مرد گفت‪ :‬چه زود‪...‬‬ ‫«زن» گفت‪ :‬تقصیر من نبود‪ .‬بود؟ البته که نبود‪.‬‬ ‫مرد گفت‪ :‬هوم‪.‬‬ ‫«زن» گفت‪ :‬خورشید افتاده بود تو چشام‪ .‬تقصیر من نبود‪.‬‬ ‫چشم‌هایش برق زد‪ .‬پاهایش را روی هم انداخت و مرد را‬ ‫نگاه کرد‪.‬‬ ‫مرد گفت‪ :‬دلم گرفت‪ .‬دلم می‌خواست می‌آمد و کنار ما‬ ‫می‌نشست‪ .‬حرفی می‌زد‪ .‬قصه‌ای می‌گفت‪ .‬اما نه‪ ،‬او رفته‬ ‫است‪.‬‬ ‫زن گفت‪ :‬اینجا نیستی؟‬


‫صفحه ‪21‬‬

‫شمار ‌ه شانزده ‪ 15 -‬خرداد ‪1392‬‬

‫هادی‬ ‫خرسندی‬

‫انتخابات‬

‫نه من دیگر به اکبر میدهم رأی‬ ‫نه بر کاندید رهبر میدهم رأی‬ ‫وگر شرکت کنم در انتخابات‬ ‫بهشخصخود‪،‬بهاینخر‪....‬میدهمرأی!‬

‫گفتم به یک َو ِرش!‬

‫گفتم طرف دوباره کال رفته بر سرش‬ ‫گفتا به یکو ِرش‬ ‫گفتم که گشته ر ّد صالح ّیت آخ ِرش‬ ‫گفتا به یکو ِرش‬ ‫گفتم که مونده باقی از آن جمله هشت تن‬ ‫گفتا که وای من‬ ‫گفتم که رهبری همه را کرده منت ِرش‬ ‫گفتا به یکو ِرش‬ ‫گفتم یکی به بیت طرف هست قوم و خویش‬ ‫گفتا بگو سریش!‬ ‫گفتم عروس حضرت آقاست دخت ِرش‬ ‫گفتا به یکورش‬ ‫گفتم بیا و قالی ابریشمی ببین‬ ‫گفتا بگو از این!‬ ‫گفتم که بافته ست طرف بهر رهب ِرش‬ ‫گفتا به یکو ِرش‬ ‫گفتم یکی که فکر پرزیدنت بودن است‬ ‫بدجور کودن است‬ ‫آقا به او تشر بزند مثل نوک ِرش‬ ‫گفتا به یکو ِرش‬ ‫گفتم که بی تفاوتی ات حیرت آوره‬ ‫گفتا نگو خره!‬ ‫اینها تفاوت است که کردم مکر ِرش‪:‬‬ ‫"گفتم به یکو ِرش"‬ ‫گفتا در آن دیار که یک شیخ روضه خوان‬ ‫گردیده حکمران‬ ‫هرکس که خواست دق نکنه بهر کشو ِرش‬ ‫میگه به یکو ِرش!‬


‫شمار ‌ه شانزده ‪ 15 -‬خرداد ‪1392‬‬

‫صفحه ‪22‬‬

‫عکسها سخن می گویند‬

‫ادعای الریجانی‬ ‫رئیس قوه قضائیه‬ ‫رژیم‪:‬اعدام سیاسی‬ ‫در ایران نداریم‬

‫علی گدا‪ :‬بده در راه خدا‪،‬‬ ‫بدبختم‪ ،‬بیچاره‌ام!‬

‫شاه و تختی در نشستی دونفره درباره ورزش و شاید مسائل‬ ‫دیگری حرف می‌زنند‬ ‫جالب نگاه دوستانه هر دو بهم است و نشستن شاه که گویی به‬ ‫احترام جهان پهلوان‪ ،‬دستشهایش را به سینه نهاده است‬

‫فرخ و مسعود زوج شبهای زفاف حکومت اهلل‬

‫در همین رابطه خبرنگار نشریه تریبون آزاد‬ ‫به این نتیجه رسیده است‪ :‬رژیم بخاطر‬ ‫حفظ تناسب اندام و زیبایی چهره کسانی‬ ‫را که زندانی میکند این افراد بخاطر خوشی‬ ‫زیادی که زیر دلشان میزند با برنامه ریزی‬ ‫و طرحهای مافیایی نیمه شبها یا دم دمای‬ ‫صبح که پرستاران جان بر کف زندانها‬ ‫خواب هستند یواشکی میروند و دوتا دوتا‬ ‫به هم کمک میکنند و طنابی را که قایم‬ ‫کرده بودند به گردن خود می‌اندازند و‬ ‫خود را اعدام میکنند تا رژیم را بدنام کنند‪.‬‬ ‫بعضی از این زندانیان تفریحی و خوشگذران‬ ‫و ناشکر کار را به جایی میرساندند که از‬ ‫محبت و مهربانی و دلسوزی پرستاران جان‬ ‫بر کف و امام پرست سوءاسفتاده می نمایند‬ ‫و میروند جرثقیل پیدا میکنند با کت و‬ ‫شلوار و کراوات سوت زنان از زندان خارج‬ ‫میشوند و بعد لباسهایشان را عوض میکنند‬ ‫با پیژاما و دمپایی کثیف و پاره خودشان را‬ ‫در مالء عام دار میزنند تا در چشم مردم‬ ‫و عابرین خشونت ندیده رژیم را بد جلوه‬ ‫دهند و در این زمینه به سازمانهای حقوق‬ ‫بشر نامه نوشته‌ایم و از این افراد که خود را‬ ‫اعدام میکنند شکایت کرده‌ایم‪.‬‬ ‫سپس آیت اهلل صادق الریجانی ادامه داد‬ ‫حتی دستهایی در کار بود که چندین هکتار‬ ‫زمین مرغوب و گرانقیمت را با طرح و نقشه‬ ‫شیطانی گورستان کنند و چون بهشت زهرا‬ ‫دیگر جای ندارد این چند هکتار را محل‬ ‫دفن خود اعدام شدگان قرار دهند ولی‬ ‫با تائید رهبر معظم انقالب و توصیه‌های‬ ‫برادران عزیزم حاج‪ ....‬حاج‪ ...‬ولی قضیه‬ ‫این زمینها را که محل دفن نشود را به‬ ‫نام خودمان کردیم تا توطئه‌های دشمنان‬ ‫انقالب را خنثی کنیم‪.‬‬

‫اگر اصغر قاتل زنده بود‬ ‫به بهنودها‪ ،‬نوری‌زاده‌ها‪،‬‬ ‫نگهدارها‪ ،‬تفرشی‌ها‪،‬‬ ‫سازگارها‪ ،‬گنجی‌ها و‪ ...‬چقدر‬ ‫خوش می‌گذشت‬

‫دختران ایرانی‬ ‫در بلندای غرور‪،‬‬ ‫گیسوها را رها‬ ‫کرده‌اند‬ ‫و یا با ژستهایی این‬ ‫چنین به خیابانها‬ ‫می‌آیند تا حجاب‬ ‫اجباری رژیم را به‬ ‫مسخره بگیرند‬

‫خیمه شب بازی رژیم‬ ‫آخوندی در سایه‬ ‫حمایت دولتهای غربی‬ ‫به نام انتخابات آغاز شده‬ ‫و دوباره بغل خوابیدگان‬ ‫هرزه خودفروش به راه‬ ‫افتاده‌اند تا بازی نخ‬ ‫نمای حکومتی را رونق‬ ‫بخشند‪.‬‬ ‫آدم فروشهایی که‬ ‫صدها جوان بیگناه را‬ ‫در جنگلهای شمال و‬ ‫سراسر ایران لو داد و‬ ‫به دم تیغ بیرحم رژیم‬ ‫سپرد سالهاست همان‬ ‫قبای جا…؟ را که حکومت برتنش کرد را با افتخار در بازیهای رژیم میپوشد و نمایان میشود‪.‬‬ ‫اشک تمساح ریزان خارج از کشورنشین با هزینه و حمایت دولتهای اروپایی وآمریکایی به منبر‬ ‫می‌روند تا کلیت رژیم را برای اربابان جهانی حفظ کنند‪ .‬چه نجیب‪ ،‬سر به زیر و با چشمانی به‬ ‫رنگ پشیمانی بودند فاحشگان شهر نو‪ ،‬و چه وقیح‪ ،‬دریده و زیر هزار خوابیده هستند این فکل‬ ‫کراواتی‌های هار و رها شده که سی و چند سال است زنان فاحشه فریاد میزنند با این مردان‬ ‫فاحشه نسبتی نداریم و شرم داریم که بگوئیم اینان نیز همکاران ما هستند‪.‬‬


‫صفحه ‪23‬‬

‫شمار ‌ه شانزده ‪ 15 -‬خرداد ‪1392‬‬


‫صفحه ‪24‬‬

‫شمار ‌ه شانزده ‪ 15 -‬خرداد ‪1392‬‬


‫شمار ‌ه شانزده ‪ 15 -‬خرداد ‪1392‬‬

‫صفحه ‪25‬‬

‫ظلم و ستم حکومتگران جمهوری اسالمی بر افغان ها‬ ‫در ایران باعث شرمساری تاریخ است‬

‫صفحه اختصاصی «هم زبان»‬ ‫از این شماره تالش خواهیم کرد صفحه‌ای را اختصاص دهیم به ‪ 2‬کشور هم‬ ‫زبان و مشترک در بسیاری از بخشهای فرهنگی‪ ،‬ادبی و هنری با ایران‪ .‬این دو‬ ‫کشور افغانستان و تاجیکستان هستند‪.‬‬ ‫مشترکات بسیاری سه کشور ایران‪ ،‬افغانستان و تاجیکستان را بهم پیوند‬ ‫میزند‪.‬‬ ‫آنچه مورد نظر ماست نشریه تریبون آزاد در میان هم زبانان افغان و تاجیک‬ ‫هواداران زیادی دارد و بهمین دلیل در هیات تحریریه نشریه تصمیم گرفته شد‬ ‫نگاه ویژه‌ای هم به انعکاس مطالبی از این دو کشور داشته باشیم‪ .‬و از همه هم‬ ‫زبانان افغان و تاجیک هم میخواهیم در این راه با ما همکاری کنید‪.‬‬ ‫از ارسال شعر‪ ،‬مقاله و گزارش گرفته تا دادن آگهی‌های کسب و کار خود در‬ ‫نشریه تریبون آزاد کمک حال ما باشند‪.‬‬

‫تاجیکستان‬ ‫یا جمهوری تاجیکستان کشوری در آسیای میانه‬ ‫است‪ .‬این کشور از جنوب با افغانستان‪ ،‬از باختر‬ ‫با ازبکستان‪ ،‬از شمال با قرقیزستان‪ ،‬و از خاور با‬ ‫چین همسایه‌است‪ .‬تاجیکستان یک کشور محاط‬ ‫در خشکی است که در گذشته راه ابریشم از آن‬ ‫گذر می‌کرده‌است‪ .‬پهناوری تاجیکستان ‪143100‬‬ ‫کیلومتر مربع (‪۵۹‬ام در جهان) است‪ .‬این کشور‪،‬‬ ‫کوهستانی و پربارش است و منابع آب فراوانی دارد‪.‬‬ ‫نام‬ ‫واژهها تاجیکستان از دو بخش «تاجیک» و‬ ‫«ستان» تشکیل شده‌است که به معنای «سرزمین‬ ‫تاجیک‌ها» است‪ .‬پایتخت تاجیکستان شهر دوشنبه‬ ‫است و زبان رسمی آن پارسی با گویش تاجیکی‬ ‫است‪ ،‬گرچه زبان روسی نیز کاربرد گستردهها‬ ‫بازرگانی و حکومتی دارد‪ .‬یکای پول تاجیکستان‪،‬‬ ‫سامانی نام دارد‪ .‬این کشور در سال ‪ 1370‬هجری‬ ‫خورشیدی (‪ )۱۹۹۱‬با فروپاشی شوروی‪ ،‬استقالل‬ ‫یافت‪.‬‬ ‫تاریخ‬ ‫سرزمین سغد باستان که سرزمین کنونی‬ ‫تاجیکستان را دربر می‌گیرد‪ ،‬در زمان داریوش یکم‬ ‫به جزئی از امپراتوری هخامنشی تبدیل شد‪ .‬پس‬ ‫از یورش اسکندر مقدونی‪ ،‬تاجیکستان به ترتیب‬ ‫جزئی از پادشاهی‌های سلوکی‪ ،‬دولت یونانی‬ ‫باختر‪ ،‬تخارستان‪ ،‬کوشانیان‪ ،‬ساسانیان‪ ،‬هفتالیان‬ ‫و خیونان بود‪.‬‬ ‫در سال ‪ 715‬میالدی (در زمان امویان)‪ ،‬این‬ ‫سرزمین به تصرف عرب‌ها درآمد و مردم تاجیک‬ ‫دین اسالم را پذیرفتند‪ .‬پس از اسالم تاجیکستان‬

‫تبدیل به مهد زبان فارسی دری و فرهنگ و علوم‬ ‫گوناگون شد‪.‬‬ ‫در سدهها دهم میالدی‪ ،‬سامانیان اولین حکومت‬ ‫مستقل ایرانی پس از اسالم در این منطقه تشکیل‬ ‫شد‪ .‬پس از سقوط سامانیان با اتحاد غزنویان و‬ ‫قراخانیان پس از تاجیکستان به ترتیب جزئی از‬ ‫حکومتهای قراخانیان‪ ،‬خوارزمشاهیان‪ ،‬ایلخانان‬ ‫مغول و تیموریان شد‪ .‬پس از سقوط تیموریان تا‬ ‫سدهها نوزدهم میالدی حکومت‌های مختلف ازبک‬ ‫کنترل این سرزمین را در دست داشتند‪ ،‬البته نادر‬ ‫شاه افشار پادشاه ایران برای دورهها کوتاهی آن را‬ ‫به تصرف خود درآورد‪ .‬در سدهها نوزدهم شمال‬ ‫تاجیکستان (خجند) جزئی از خانات خوقند‪ ،‬و‬ ‫جنوب تاجیکستان جزئی از خانات بخارا بود‪ .‬خانات‬ ‫بخارا در سال ‪ 1245‬خورشیدی (‪ 1866‬میالدی)‪،‬‬ ‫و خانات خوقند در سال ‪ 1868( 1247‬میالدی)‪،‬‬ ‫زیر سلطه ی روسیه تزاری درآمدند‪.‬‬ ‫پس از انقالب اکتبر‪ ،‬تاجیکستان ابتدا بخشی‬ ‫از جمهوری ازبکستان در اتحاد جماهیر شوروی‬ ‫بود تا اینکه در سال ‪ 1928( 1307‬م)‪ ،‬جمهوری‬ ‫سوسیالیستی شوروی تاجیکستان به عنوان جزئی‬ ‫از اتحاد جماهیر شوروی) تشکیل شد‪ .‬پس از‬ ‫فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی‪ ،‬در سال ‪1370‬‬ ‫(‪ ،)۱۹۹۱‬تاجیکستان به استقالل دست یافت‪.‬‬ ‫کمی پس از استقالل تاجیکستان در سال‬ ‫‪ ۱۹۹۱( ۰۷۳۱‬میالدی)‪ ،‬جنگ داخلی پنج ساله‬ ‫بین دولت تحت حمایت مسکو و مخالفان اسالمگرا‬ ‫(به رهبری عبداهلل نوری) درگرفت‪.‬‬ ‫در این جنگ‪ ،‬بیش از ‪ ۰۵‬هزار نفر کشته و بیش‬ ‫از ‪ 700‬هزار نفر بی‌خانمان شدند‪ .‬در سال ‪1376‬‬ ‫(‪( 1997‬میالدی) با وساطت سازمان ملل متحد‪،‬‬ ‫پیمان صلح به امضای دو طرف رسید‪.‬‬

‫ظهور گروهی آدمکش و بیرحم که با نام‬ ‫خدا افغانستان را به قصابخانه‌ای تبدیل کرده‬ ‫بودند به نام طالبان که تنها طالب مرگ و‬ ‫کشتار افغان‌ها بودند کافی بود که حداقل‬ ‫یک میلیون افغانی بی‌پناه و جستجوگر‬ ‫مکانی حداقل برای نفس کشیدن بودند‬ ‫که نزدیکترین راه ایران بود همسایه‌ای با‬ ‫مشترکات بسیار که نوید زندگی آرامی را به‬ ‫هم زبانان افغان می‌داد که در کنار ایرانیان‬ ‫همسایگانی جدید باشند‪.‬‬ ‫ولی حکومت جمهوری اسالمی که‬ ‫باید آن را استاد و معلم طالبان نامید این‬ ‫همسایگان مسافر را چون اسیر و غنایم‬ ‫جنگی به حساب می‌آورد و با تبلیغات‬ ‫مسموم و دروغین هر حادثه و جنایتی را‬ ‫به آنان نسبت داد‪ .‬هر چند مردم ایران این‬ ‫همسایگان مسافر را به گرمی پذیرفتند و‬ ‫در خانه‌هایشان را به رویشان گشودند و‬ ‫زندگی مشترک شهروندی را با آنان آغاز‬ ‫کردند در بسیاری از شهرها شاهد ازدواج‌ها‪،‬‬ ‫شراکتهای تجاری و بکارگیری نیروی‬ ‫انسانی افغانها بودیم و سایه شوم حکومت‬ ‫که انگاری بهانه‌ای یافته بود که بخش‬ ‫بزرگی از مشکالت و معضالت ایران را به‬ ‫گردن افغانها بیندازد و رسانه‌های حکومتی‬ ‫با مجرم نشان دادن این همسایگان مسافر‬ ‫فضا را متشنج سازد و مردم را علیه افغانها‬ ‫برانگیزد‪.‬‬

‫علمای افغان و مصر‬ ‫حمله های انتحاری را‬ ‫حرام دانستند‬ ‫کانون علمی وپژوهشی اسالمی افغانستان‬ ‫روز پنج شنبه در نشست کابل همراه با شماری‬ ‫از عالمان مصری حمله های انتحاری و کشتن‬ ‫افراد بی گناه را کامال حرام میدانند و تاکید‬ ‫می ورزند که چنین اعمالی از سوی بسیاری‬ ‫از عالمان جهان اسالم حرام دانسته شده است‪.‬‬ ‫کانون علمی و پژوهشی اسالمی افغانستان‬ ‫می افزاید که نباید از آموزه های دینی برداشت‬ ‫نا درست شود‪.‬‬ ‫این عالمان دین در نشستی در کابل نقش‬ ‫علمای دین را در تامین امنیت در کشور بسیار‬ ‫مهم میدانند‪.‬‬ ‫در نشست کانون علمی و پژوهشی اسالمی‬ ‫افغانستان شماری از عالمان دین از مصر و‬ ‫افغانستان در کابل شرکت کرده بودند‪ ،‬این‬ ‫عالمان دین بر حرام بودن حمله های انتحاری‬ ‫تاکید می ورزند‪.‬‬ ‫از سویی هم این عالمان دین‪ ،‬نقش علما را‬

‫افغانها در ایران از هیچ حق و حقوقی‬ ‫بهره‌مند نبودند و حکومت ایران ظالمانه‬ ‫آنان را زیر ضرب و شتم فراوان قرار داده‬ ‫بود حتی کار را به جایی رساندند که ازدواج‬ ‫افغانها با ایرانیان را نیز غیرقانونی اعالم کنند‬ ‫و فضایی پر از وحشت و ترس از آینده را میان‬ ‫این خانواده‌هایی که پیوند زناشویی بسته‬ ‫بودند را برده بودند‪ .‬در بسیاری از زندانهای‬ ‫رژیم‪ ،‬افغانهای بیگناهی به جرمهای واهی‬ ‫سالها در زندان ماندند و حتی اعدام شدند‪.‬‬ ‫در شهرهای بسیار در مالء عام آنان را شالق‬ ‫زدند و قطع اعضای بدن کردند‪.‬‬ ‫ولی افغانها صبورانه و با درک اینکه مردم‬ ‫ایران آنان را به گرمی پذیرفته‌اند نزدیک به‬ ‫سه دهه در ایران زندگی کرده‌اند‪.‬‬ ‫ولی تاریخ روزی ظلم و ستم آخوندهای‬ ‫حکومت خمینی را به همسایگان مسافر از‬ ‫کشور بالزده افغانستان در زمان طالبان در‬ ‫معرض دید جهانیان قرار خواهد داد‪.‬‬ ‫آنجلینا جولی در افغانستان‬ ‫هنرپیشه سرشناس و محبوب جهان که‬ ‫مدرسه‌ای دیگر را در افغانستان بازگشایی‬ ‫کرد که نزدیک به سیصد شاگرد را پذیرا‬ ‫خواهد بود‪.‬جولی و براد پیت دیگر هنرپیشه‬ ‫سرشناس جهان در تالش هستند بتوانند‬ ‫مدارس آموزشی مختلفی را در افغانستان‬ ‫بنیان بگذارند‪.‬‬ ‫در تامین امنیت در کشور بسیار مهم میدانند‪.‬‬ ‫مفتی مصر‪ ،‬احسان حق گفته است که ‪«:‬‬ ‫من به خود و به شما میگویم که اگر علما صالح‬ ‫و نیک باشند جامعه هم نیک خواهد بود‪ .‬گفته‬ ‫های علما باید همیشه حق باشد و نباید سخن‬ ‫هایی بگویند که در میان مردم اختالف را به‬ ‫بار آرد‪».‬‬ ‫امام مسجد پل خشتی و مشاور رییس‬ ‫جمهور‪ ،‬عنایت اهلل بلیغ گفته است که ‪ «:‬علما‬ ‫نباید در هیچ موضوعی مزدور باشند‪ ،‬و باید تنها‬ ‫چیزی که حق است بگویند‪».‬‬ ‫رییس کانون علمی و پژوهشی اسالمی‬ ‫افغانستان گفته است که‪ ،‬در حالی که مخالفان‬ ‫مسلح دولت برای گفتگوهای صلح آماده‬ ‫نیستند شورای عالی صلح برای تامین صلح باید‬ ‫از شیوه های دیگری کار بگیرد‪.‬‬ ‫رییس کانون علمی و پژوهشی اسالمی‬ ‫افغانستان‪ ،‬عطاء الرحمان سلیم گفته است که‬ ‫‪ «:‬صلح شیوه های زیادی دارند که باید از آن‬ ‫استفاده شود و شورای عالی صلح باید بپذیرند‬ ‫که آنان اشتباه داشته اند‪».‬‬ ‫پیش از این حمله های انتحاری از سوی‬ ‫بسیاری از عالمان جهان اسالم به ویژه مفتی‬ ‫اعظم عربستان سعودی حرام دانسته شده است‪.‬‬

‫میتوانید از طریق تلفن یا ایمیل با ما تماس بگیرید‪ .‬ممنون خواهیم شد‪.‬‬ ‫‪RANGARANG, P.O.BOX 2821,LONDON, NW2 1DS‬‬ ‫‪RANGARANG_LONDON@HOTMAIL.COM‬‬

‫‪TEL: (0044) 078 7523 8544‬‬


‫شمار ‌ه شانزده ‪ 15 -‬خرداد ‪1392‬‬

‫صفحه ‪26‬‬

‫شیر کیان‬

‫نگذاریم تاریخ ورزش کشورمان را مصادره کنند‬ ‫تریبون آزاد وظیفه خود میداند در این شماره‬ ‫یکی از اسطوره‌های ورزش ایران قبل از انقالب‬ ‫رونمایی نماید تا نسل جوان بداند چه چهره‌های‬ ‫تابناک و بزرگی در ورزش ایران حضور داشته‌اند‬ ‫و هرگز به آنچه درجه لیاقتشان بوده است‬ ‫نرسیده‌اند‪.‬‬ ‫رژیم خمینی ‪ 43‬سال است تالش کرده است‬ ‫خیلی سخت است که بخواهی‬ ‫تصویری از مردی در ذهن جوان‬ ‫نسل امروز ایران بسازی که متاسفانه‬ ‫حکومتی جنایتکار و ضد ایرانی حافظه‬ ‫تاریخی و یادگارهای گذشته ملتی را به‬ ‫قصد نابودی به آن حمله ور شده است‪.‬‬ ‫سی و چهار سال این حکومت عرب تبار‬ ‫تالش کرده است چهره‌های محبوب و‬ ‫اسطوره‌های مورد عالقه مردم را در‬ ‫عرصه ورزش‪ ،‬سینما‪ ،‬موزیک و فرهنگ‬ ‫و ادب را به بند بکشد و اعدام نماید یا‬ ‫مجبور به فرار کند یا در حبس خانگی‬ ‫اسیر نماید تا حضور اینان الگو و سمبل‬ ‫نسل جوان نشود ولی تا امروز حکومت‬ ‫نتوانسته است ذره‌ای از محبوبیت اینان‬ ‫بکاهد بلکه چهره‌هایی در زمینه هنر‬ ‫بخصوص سینما و موزیک مانند فردین‪،‬‬ ‫ناصر ملک مطیعی‪ ،‬بهروز وثوقی و‬ ‫گلپایگانی و‪ ...‬محبوبتر هم شده‌اند‬ ‫ولی در ورزش آشیو و بایگانی حضور‬ ‫قهرمانان بزرگ را رژیم به پستوخانه‬ ‫سانسور برد و سالهاست آنجا حبس‬ ‫کرده است‪.‬‬ ‫برای خود یک وظیفه می‌دانیم تا‬ ‫حد توانمان تالش کنیم و به عنوان‬ ‫یک رسانه ملی و مستقل چهره‌های‬ ‫اسطوره‌ای و بزرگ ورزش ایران را‬ ‫معرفی نمائیم‪.‬‬ ‫این شماره سراغ «شیر کیان»‬ ‫می‌رویم‪ .‬فوتبالیستی که چنان امروز‬ ‫با همان ویژه گیهای استثنایی و‬ ‫تماشایی خود با پیراهن هر تیمی با‬ ‫میدان میرفت معیار مقیاس بازیکنانی‬ ‫در حد ستارگان امروز جهان بود‪ .‬غلو‬ ‫و بزرگ نمایی نیست‪ .‬این مطلب را‬ ‫من می‌نویسم که حداقل ‪ 05‬سال با‬ ‫فوتبال زندگی کرده‌ام‪ .‬هزاران مسابقه‬ ‫فوتبال دیده‌ام و در میادین مختلف هم‬ ‫به میدان رفته‌ام و ‪ 72‬سال است در‬ ‫لندن فوتبال حرفه‌ای جهان را دنبال‬ ‫می‌کنم و معیارهای فنی و تخصصی‬ ‫فوتبال را به خوبی می‌شناسم و در‬ ‫یک جدول بندی ارزشهای یک بازیکن‬ ‫بخوبی میدانم چه بازیکنانی در چه‬ ‫استانداردی میتوانند قرار بگیرند و‬ ‫پرویز قلیچ خانی را بجرات من بعنوان‬ ‫کاملترین فوتبالیست تاریخ فوتبال‬ ‫ایران معرفی می نمایم و حاضرم در‬ ‫برابر هر کارشناس و مفسری آگاه از‬ ‫این موضوع دفاع نمایم‪ .‬هر چند نیاز‬ ‫به دفاع نیست بلکه از نوشتن این چند‬ ‫خط فضاسازی واقعی در ذهن کسانی‬ ‫است که بازی قلیچ خانی را ندیده‌اند‪.‬‬ ‫در معیارهای جهانی یک بازیکن‬ ‫حتی در اندازه مسی و رونالدو میباید‬ ‫حداقل ‪ 11‬نمونه از توانایی های‬ ‫استثنایی خود را نشان دهند مانند‪:‬‬ ‫‪ 1‬ـ سرعت‬

‫بزرگان ورزش ایران را از تاریخ پرافتخار ورزش‬ ‫حذف کند و الگویی پوشالی و دولتی را جایگزین‬ ‫نماید‪ .‬که خوشبختانه موفق هم نشده است و‬ ‫نشریه تریبون آزاد وظیفه خود می‌داند به نسل‬ ‫جوان ایرانی از گذشتگانش و بزرگانش سخن‬ ‫بگوید‪.‬‬ ‫در این شماره به سراغ شیر کیان می‌رویم‪.‬‬

‫‪ 2‬ـ پرش و سر زدن‬ ‫‪ 3‬ـ دریبل‬ ‫‪ 4‬ـ شوت در حرکت‬ ‫‪ 5‬ـ جنگندگی و قدرت بدنی‬ ‫‪ 6‬ـ دوندگی در کل بازی‬ ‫‪ 7‬ـ شوتهای کاشته‬ ‫‪ 8‬ـ حس همکاری تیمی‬ ‫‪ 9‬ـ روحیه پیروزی خواهی تا‬ ‫لحظه آخر بازی‬ ‫‪ 01‬ـ قدرت در پاسهای کوتاه و‬ ‫بلند دقیق‬ ‫‪ 11‬ـ حس رهبری در زمین‬ ‫پرویز قلیچ خانی در تمامی‬ ‫نمونه‌های اعالم شده امتیازاتی در‬ ‫مقیاس با بزرگان فوتبال جهان را‬ ‫داشت‪.‬‬ ‫او با قد متوسط ولی با پرش اعجاب‬ ‫انگیز باالتر از بهترین سرزنان در فوتبال‬ ‫سر میزد‪ ،‬کنترلهای تکنیکی او در مهار‬ ‫توپهای کوتاه و بلند‪ ،‬قدرتی و سرعتی‬ ‫بی نظیر بود‪ .‬در استارتهای سرعتی‬ ‫کوتاه و بلند با سریعترین بازیکنان آن‬ ‫زمان او همه گاه موفقتر بود‪ .‬ضربات‬ ‫وحشتناک شوتهای راه دور او هر‬ ‫دروازه بانی را به وحشت می‌انداخت که‬ ‫نمونه های آن در بازی ایران و استرالیا‬ ‫و ایران و اسرائیل دیدیم‪.‬‬ ‫و نگاهی داشته باشیم به زندگی‬ ‫او و استفاده از فایل قلیچ خانی‪ .‬ذاتاً‬ ‫بازیکنی بود که حضورش در میدان‬ ‫دیگران را وادار می‌کرد در سایه او‬ ‫حرکت کنند و پرویز نقش فرماندهی‬ ‫و رهبری را بعهده میگیرت‪ .‬او ‪ 8‬بار‬ ‫پیراهن باشگاههای مختلف را بتن کرد‬ ‫و چنانچه اولین پیراهن باشگاهیش که‬ ‫البرز بود را پایه حساب کنیم و آخرین‬ ‫پیراهنش باشگاهیش که سن خوزه در‬ ‫امریکا بود را پایان کار بنامیم‪ ،‬او در‬ ‫باشگاههای کیان لقب شیر گرفت‪ .‬در‬ ‫تیم ملی لقب «سردار قلیچ» گرفت‪.‬‬

‫در تاج‪ ،‬پرسپولیس‪ ،‬دارایی‪ ،‬عقاب و‬ ‫پاس فرمانده مطلق در زمین بود حتی‬ ‫زمانی که در باشگاههای عقاب و تاج‬ ‫دو دستگی بوجود آمد‪ ،‬و مصطفی عرب‬ ‫در عقاب و علی جباری در تاج‪ ،‬جمعی‬ ‫دیگر علیه حضور پررنگ او قیام کنند‬ ‫پرویز قلیچ خانی در زمین مسابقه ثابت‬ ‫کرد یک تنه خودش یک تیم است و در‬ ‫هر باشگاه بازیهایی که او در میدان بود‬ ‫و معترضین روی سکوها بودند شاهد‬ ‫درخشش های بیادماندنی سردار قلیچ‬ ‫در زمین بودند که نمونه آن بازی تاج‬ ‫و هما بود که با وجود برتری دو صفر‬ ‫همایی‌ها و قهر جمعی از بازیکنان تاج‪،‬‬ ‫پرویز قلیچ با دو گل تماشایی و جواد‬ ‫آراب زننده گل دیگر بازی سه بر دو به‬ ‫سود تاج تمام کردند‪.‬‬ ‫از المپیک ‪ 4691‬توکیو او پیراهن‬ ‫تیمی ملی بتن کرد و ‪ 31‬سال در اوج‬ ‫ی و قدرت در تیم ملی بازیهایی‬ ‫توانای ‌‬ ‫تماشایی و بیادماندنی را بیادگار‬ ‫گذاشت‪ .‬او سه بار جام قهرمانی ملتهای‬ ‫آسیا بر سر دست بلند کرد جامی که‬ ‫پس از سی و پنج سال حکومت‬ ‫آخوندی در حسرت تکرار آن است‪.‬‬ ‫با تیم ملی به المپیک‌های مونترال‪،‬‬ ‫مونیخ به مصاف تیمهای برتر جهان‬ ‫رفتند و در المپیک مونترال تیم ملی‬ ‫ایران در مصاف با تیم ملی لهستان‬ ‫با تمام ستارگانش که عنوان سومی‬ ‫جهان را یدک می‌کشید در یک بازی‬ ‫نفسگیر سه بر دو لسهانی به سختی‬ ‫پیروز شدند که در مقایسه با امروز و‬ ‫حتی تیم فعلی در برابر آرژانتین یا‬ ‫اسپانیا بخواهد حاضر شود!‬ ‫پرویز قلیچ خانی از معدود‬ ‫فوتبالیستهای تیم ملی ایران بود که‬ ‫مدرک لیسانس از دانشسرای عالی‬ ‫تربیت بدنی را داشت و با وجود شهرت‬ ‫و محبوبیت بسیار او در میان مردم و‬

‫نمایشهای درخشان و تماشایی او در‬ ‫زمین و حس تحسین همه بازیکنان آن‬ ‫زمان را نیز همراه داشت‪ .‬پرویز قلیچ‬ ‫خانی میتوانست اولین لژیونر فوتبال‬ ‫ایران باشد زیرا از سوی سه باشگاه در‬ ‫کشورهای ترکیه‪ ،‬آلمان و یوگسالوی‬ ‫به او پیشنهادهای چشمگیر مالی هم‬ ‫شد ولی او نرفت‪ .‬در ایران ماند و تنها‬ ‫در سالهای آخر فوتبالش به سن خوزه‬ ‫در امریکا رفت و بازی کرد‪.‬‬ ‫قبل از اینکه بخواهیم به فراز و‬ ‫نشیبهای زندگی پرویز قلیچ خانی‬ ‫نگاه کنیم الزم است یادآور شوم‬ ‫برخالف حرفهایی که درباره او می‌زنند‬ ‫که همیشه بدنبال منفعت خودش‬ ‫بوده است می‌توانم بگویم اگر پرویز‬ ‫قلیچ خانی در همان سالهای قبل از‬ ‫انقالب به منافع خودش فکر میکرد با‬ ‫توجه به اینکه محبوب ترین و برترین‬ ‫فوتبالیست ایران بود و از معدود‬ ‫ورزشکاران تحصیلکرده به حساب‬ ‫می آمد میتوانست پستهای مهم و‬ ‫درآمدسازی را بعهده بگیرد‪ .‬در پس‬ ‫از انقالب هم که برگشت با کارنامه و‬ ‫پرونده‌ای که داشت و زندان و مبارزه‬ ‫با رژیم گذشته را هم یدک می‌کشید‬ ‫براحتی میتوانست رئیس سازمان‬ ‫ورزش ایران شود ولی او از سوی هر‬ ‫دو رژیم مورد عتاب و غضب قرار گرفت‬ ‫و اگر سال ‪ 2631‬بموقع از ایران فرار‬ ‫نکرده بود‪ ،‬رژیم او را اعدام میکرد‪ .‬و‬ ‫اما پرویز قلیچ خانی هم منند هر انسان‬ ‫دیگری در زندگی شخصی و موضع‬ ‫سیاسی خود آنطور که خود تشخیص‬ ‫داده عمل کرده است‪.‬‬ ‫در این مقاله هدف اصلی شناساندن‬ ‫قهرمانانی است که حتی فرصت‬ ‫خداحافظی از دنیای ورزش را در‬

‫مراسمی رسمی هم به دست نیاوردند‬ ‫و مظلومانه در سکوت رها شدند‪.‬‬ ‫یادم می‌آید پسربچه‌ای خردسال‬ ‫بودم و به عشق دیدن بازی پرویز قلیچ‬ ‫خانی به امجدیه میرفتم‪ .‬آن سالها‬ ‫بعضی بازیها در جمعه صبح هم برگذار‬ ‫میشد و من عاشق این ساعت بازیها‬ ‫بودم چون امجدیه خلوت بود و گاهی‬ ‫میتوانستیم داخل زمین هم بشویم و‬ ‫بازیکنان را از نزدیک ببینیم‪ .‬هرچند‬ ‫رختکن ها در آن سالها زیر سکوی‬ ‫روبروی استخر هم بود‪ .‬پرویز قلیچ‬ ‫خانی در تیم کیان با آن پیراهنهای راه‬ ‫راه آبی و سفید که شورت و جورابشان‬ ‫نیز سفید بود الگو و یکی از بتهای‬ ‫آن زمان من بود‪ .‬او و جالل طالبی را‬ ‫بنوعی بیشتر از همه دوست داشتم‪.‬‬ ‫پرویز قلیچ خانی در کنار مردی‬ ‫بازی میکرد که بحق از مردان ماندگار‬ ‫در فوتبال ایران است‪ .‬منصور خان‬ ‫امیرآصفی با اینکه خود جوان بود در‬ ‫تیم ملی هم بازی میکرد سه تیم را‬ ‫هم اداره میکرد‪ .‬این تیمها در دسته‬ ‫سوم دوم و اول باشگاههای تهران‬ ‫بودند و کیان کنکور دو تیم دیگر بود‬ ‫که بازیکنان بااستعداد و الیق از آن دو‬ ‫تیم به کیان که می آمدند یعنی نمره‬ ‫قبولی در فوتبال را گرفته‌اند‪.‬‬ ‫منصورخان با همین کیان بی‬ ‫بضاعت و دست خالی تعداد زیادی‬ ‫بازیکن شایسته به فوتبال ایران و تیم‬ ‫ملی معرفی کرد از جمله علی پروین‪،‬‬ ‫عزت جان ملکی‪ ،‬داود میرطوسی‪ ،‬اکبر‬ ‫خشکباریه‪ ،‬محمود قمری و‪...‬‬ ‫و پرویز شیر کیان بود و انصافاً چون‬ ‫شیر در زمین می‌غرید‪.‬‬ ‫اگر قلیچ خانی امروز فوتبال بازی‬ ‫می‌کرد و از او تستهائی می‌گرفتند‬


‫شمار ‌ه شانزده ‪ 15 -‬خرداد ‪1392‬‬

‫صفحه ‪27‬‬

‫که از رونالدو‪ ،‬مسی‪ ،‬رونی‪ ،‬فرد بناند‪،‬‬ ‫راموس میگیرند شک نکنید اگر از‬ ‫اینان بیشتر امتیاز نمی آورد کمتر هم‬ ‫نشان نمیداد‪.‬‬ ‫سه معیار مهم ارزش گذاری یک‬ ‫بازیکن را چنانچه بر اساس موارد زیر‬ ‫درنظر بگیریم‪:‬‬ ‫‪ 1‬ـ قدرت بدنی‬ ‫‪ 2‬ـ توانایی تکنیکی‬ ‫‪ 3‬ـ هماهنگی تاکتیکی یا‬ ‫تاکتیک پذیری‬ ‫البته نمی‌خواهم مطلب را خیلی‬ ‫فنی کنم و وارد بحث علمی فوتبال‬ ‫شوم‪ .‬تنها می‌خواهم معیار به شمای‬ ‫خواننده بدهم که فرضاً قلیچ خانی را با‬ ‫دائی‪ ،‬خداداد‪ ،‬نصرتی و‪ ...‬مقایسه نکنید‬ ‫و فضای شایسته او را در حد بازیکنان‬ ‫جهانی که نام برده‌ام در نظر بگیرید‬ ‫زیرا امتیاز در فوتبال همه معیارهای‬ ‫براساس رکورد و قسمت‌های مختلف با‬ ‫استفاده از تکنولوژی محاسبه می‌شود‬ ‫به همین دلیل می گویم پرویز قلیچ‬ ‫خانی در آن سالها چهره برتر فوتبال‬ ‫ایران و آسیا بود ولی فوتبال آن سالها‬ ‫مانند امروز از تکنولوژی سته الیت و‬ ‫اینترنت برخوردار نبود‪.‬‬ ‫سردار قلیچ بازیکنی بود که حتی‬ ‫دشمنان قسم خورده او هم اذعان‬ ‫داشتند فاصله او با دیگران بحدی است‬ ‫که هرگز کسی پیدا نشد در برابر قد‬ ‫علم کند و ادعایی داشته باشد و همه‬ ‫پذیرفته بودند که تالش کنند خود را‬ ‫پس از قلیچ خانی در رده دوم معرفی‬ ‫نمایند‪ .‬اگر بخواهم مقایسه دیگری‬ ‫داغشته باشم فوتبال ایران در آن سالها‬ ‫از تمامی قاره آسیا به سه المپیک پی‬ ‫در پی رفت‪ .‬سه بار پی در پی قهرمان‬ ‫جام ملتهای آسیا شد و تیمهای کره‬ ‫جنوبی و ژاپن و بقیه پذیرفته بودند که‬ ‫تالش کنند تیم دوم قاره باشند و پرویز‬ ‫قلیچ خانی تاجی بر تارک فوتبال ایران‬ ‫در آن سالها بود‪.‬‬ ‫با قد ‪ 271‬سانتی متری خود باالتر‬ ‫از همه می‌پرید‪ .‬سریعتر هم می‌دوید‪.‬‬ ‫قدرت شوتهایش با پای چپ و راست‬

‫هر دروازه بانی را به وحشت می‌انداخت‬ ‫و مهمترین ویژگیهای او آمادگی‬ ‫برجسته جسمانیش بود که همه گاه‬ ‫آماده و قبراق و سرحال در میدان‬ ‫ظاهر میشد و رمز این موفقیت این‬ ‫بود که در تمرینات باشگاهی و تیم‬ ‫ملی زودتر می آمد و دیرتر میرفت و‬ ‫با جدیت مثال زدنی تالش و کوشش‬ ‫میکرد ولی جداگانه بخصوص زمانهایی‬ ‫که برف زمستانی همه جا را تعطیل می‬ ‫کرد پرویز هر روز کیلومترها می‌دوید و‬ ‫میپرید و تالش میکرد آماده بماند در‬ ‫حالی که همه فوتبالیستها در آن روزها‬ ‫استراحت میکردند‪.‬‬ ‫فراز و نشیب فوتبال قلیچ خانی هرگز‬ ‫فنی نبود بلکه سایه سیاسی اثراتش را‬ ‫بر زندگی ورزشی انداخت ولی آنچه‬ ‫بیادگار از او بجای ماند هزاران نوجوان‬ ‫و جوان بود که دلشان میخواست پرویز‬ ‫قلیچ خانی شوند و هر چند پرویز‬ ‫نشدند ولی صدها فوتبالیست درجه‬ ‫یک در تیمهای باشگاهی و ملی شدند‪.‬‬ ‫وقتی حافظه تاریخی ملتی را تالش‬ ‫می‌کنند بسوزانند و الگوها و مدلهای‬ ‫تقلبی و کم ارزش را قالب کنند بسیار‬ ‫سخت است از کسانی بگویی که سرآمد‬ ‫دوران خود و ملتی بوده‌اند‪ .‬خیلی‌ها‬ ‫تالش کردند پرویز را چهره‌ای ضد‬ ‫ملی معرفی کنند ولی وقتی عکس او‬ ‫را پس از پیروزی در جام ملتهای آسیا‬ ‫می‌بینیم که با چه غرور و افتخاری‬ ‫سرود ایران می‌خواند و صورتش مملو‬ ‫از اشک غرور ملی است پاسخی به‬ ‫تمامی این پرونده سازان است‪ .‬من‬ ‫به عنوان نگارنده این مطلب هرگز در‬ ‫این نوشته سعی نکرده‌ام از احساسات‬ ‫و عواطف و رابطه شخصی و ورزشی‬ ‫خودم با پرویز قلیچ خانی استفاده‬ ‫کنیم و اگر قرار بر آن بود حتماً بسیاری‬ ‫دلخوریها و دلگیریهای شخصی با او‬ ‫دارم که هیچ ارتباطی به جایگاه ممتاز‬ ‫و ویژه او در فوتبال ندارد‪ .‬در یک کالم‬ ‫پرویز قلیچ خانی کاملترین فوتبالیست‬ ‫تاریخ فوتبال ایران بوده و تا امروز هم‬ ‫هست‪ .‬هنوز بازیکنی مانند او که تمام‬

‫ویژه گی‌های درجه اول فنی و بدنی‬ ‫را داشته باشد ما در فوتبال کشورمان‬ ‫تابحال نداشته‌ایم و به همین دلیل‬ ‫است که تمامی اسطوره‌های فوتبال‬ ‫ایران مانند علی پروین‪ ،‬ناصر حجازی‪،‬‬ ‫همایون بهزادی‪ ،‬علی جباری‪ ،‬حسن‬ ‫حبیبی و‪ ...‬پرویز قلیچ خانی را در‬ ‫رأس همه قرار میدهند و این مقایسه‬ ‫را بازیکنان دوران بعد و پس از انقالب‬ ‫انجام میدهند یعنی کسانی که حداقل‬ ‫طی ‪ 05‬ـ ‪ 06‬سال اخیر را در فوتبال‬ ‫ایران زندگی کرده‌اند و چندین نسل را‬ ‫در میدان دیده‌اند‪.‬‬ ‫شاید اغراق نباشد اگر ترکیب سه‬ ‫بازیکن مانند خداداد عزیزی به خاطر‬ ‫سرعت و تکنیک‪ ،‬کریم باقری قدرت‬ ‫شوتزنی و مقاومت بدنی‪ ،‬علی دایی‬ ‫قدرت سرزنی و موقعیت شناسی‬ ‫را در یک بازیکن جمع شود شاید‬ ‫بشود پرویز قلیچ خانی و بی‌دلیل نبود‬ ‫در دورانی که به کسی لقب و القاب‬ ‫نمی‌دادند او را شیر کیان‪ ،‬سردار قلیچ‪،‬‬ ‫فرمانده قلب سپاه تیم ملی می‌نامیدند‪.‬‬ ‫و افسوس که نسلهای پس از انقالب‬ ‫این شانس را نداشت که شاهد دیدن‬ ‫فیلمهای بازیهای اوج پرویز قلیچ خانی‬ ‫و سایر فوتبالیستهای برتر آن زمان‬ ‫باشد‪ .‬این حداقل حق پرویز قلیچ خانی‬ ‫است که من به عنوان یک روزنامه‌نگار‬ ‫و عضوی از خانواده فوتبال در حداقل‬ ‫امکانات خود چهره‌های برتر ورزش‬ ‫کشورم را به نسلهای جوانتر معرفی‬ ‫کنم هر چند ممکن است قلیچ خانی با‬ ‫تواضع و منش ورزشکاری هرگز خود را‬ ‫برتر از دیگران نشمارد و اسامی دیگری‬ ‫را غیر از خود معرفی نماید ولی شک‬ ‫نکنید انتخاب او به عنوان کاملترین‬ ‫فوتبالیست تاریخ فوتبال ایران را‬ ‫تمامی ستارگان فوتبال آن سالهای‬ ‫طالیی تائید می‌کنند‪.‬‬ ‫و ا ّما این مرد به خاطر عقاید و‬ ‫افکار سیاسی خود تاوان‌های سنگین‬ ‫و دردناکی را پرداخت کرده است‪ .‬از‬ ‫هر دو رژیم تازیانه خورده است‪ .‬اینکه‬ ‫او راهش درست بوده یا نه مربوط به‬

‫خود اوست ولی کسی که میتوانست تا‬ ‫امروز بر باالترین پستهای مملکتی در‬ ‫هر دو رژیم برسد‪ ،‬ولی طغیان کرد و‬ ‫یاغی وار به سیستمهائی که باور نداشت‬ ‫تاخت تا نشان دهد نان را به نرخ دولتی‬ ‫نمی‌خورد‪.‬‬ ‫سالها گذشته است پرویز و نشریه‬ ‫آرش او با هم قدیمی می‌شوند‪ .‬بیان‬ ‫یک خاطره تصویری تمام قد از روزگار‬ ‫مردانی که خدایان رویاهای مردم‬ ‫خود بودند و امروز در ناکجا آبادهای‬ ‫دنیا سرگردان هستند شاید تلنگری‬ ‫بر همه ما باشد‪ .‬در یک غروب دلگیر‬ ‫پائیزی در لندن همیشه غبار گرفته‬ ‫در گاراژ اتوبوسهای مسافرتی قصد‬ ‫سفر به پاریس را داشتیم‪ .‬بناگاه پرویز‬ ‫قلیچ خانی را دیدم که در گوشه‌ای‬ ‫چمباتمه زده و نشسته است‪ .‬چانه‌اش‬ ‫را بر عصایی نهاده و چهره‌اش مانند‬ ‫کتابی هزار برگ مملو از فکر و خاطره‬ ‫و اندیشه است‪.‬‬ ‫لحظه عجیبی برای من بود‪ .‬اشک‬ ‫بی‌اختیار خود را رها کرده بود‪ .‬دلم‬ ‫نمی‌خواست خلوت او را برهم بزنم و‬ ‫لرزش بدن و اشکهای بی‌کنترلم توان‬ ‫جلو رفتن و با او هم صحبت شدن را‬ ‫از من گرفته بود‪ .‬همراهم پرسید‪ :‬چرا‬ ‫گریه میکنی؟ من تا بحال اشک ترا‬ ‫ندیده بودم‪ .‬او کیه؟ گفتم‪ :‬او که این‬ ‫چنین سالخورده و غمگین و چمباتمه‬ ‫زده در این گوشه دلگیر هویت و‬ ‫شناسنامه افتخار فوتبال کشور منه‪ .‬او‬ ‫شرف و آبرو و غرور ملتی است که دو‬ ‫دهه بر قاره آسیا آقایی کرده است‪ .‬او‬ ‫الگویی برای میلیونها نوجوان و جوان‬ ‫فقیر و پاپتی در سراسر ایران بوده‬ ‫که عکسهای او را بر جلد کتابهایشان‬ ‫میچسباندند! او‪ ...‬او‪ ...‬و دیگر گریه امان‬ ‫حرف زدن نداد‪.‬‬ ‫مردان تاریخ ساز را دیگران‬ ‫سرمایه و ارزش می‌دانند در ایران‬ ‫آنان را اعدام می کنند‬ ‫فرانک لمپارد بازیکن باشگاه چلسی‬

‫و تیم ملی انگلستان در آخرین مصاحبه‬ ‫چنین میگوید‪.‬‬ ‫در همین چند خط کوتاه مردان‬ ‫تاریخ ساز فوتبال انگلستان را لمپارد‬ ‫نام می‌برد و ستایش می‌کند و حافظه‬ ‫تاریخی ورزش انگلستان را ارج می‌نهد‪.‬‬ ‫او به خوبی میداند جایگاه بابی مور‬ ‫کجاست‪ .‬او میداند بابی چارلتون‪ ،‬جف‬ ‫هورست چه قهرمانان بزرگی بوده‌اند‬ ‫زیرا یادگارهای این بزرگان در دسترس‬ ‫همه جوانان کشور انگلستان موجود‬ ‫میباشد‪ .‬بازیهای باشگاهی و تیم ملی‬ ‫انگلستان را در سالهای گذشته حتی‬ ‫‪ 07‬ـ ‪ 06‬سال پیش را مرتب نشان‬ ‫میدهند و از قهرمانان بزرگ آن سالها‬ ‫یاد میکنند و الگویی مناسب برای‬ ‫جوانانی چون لمپارد میسازند که‬ ‫امروز در مرز بازنشستگی خودش از‬ ‫اسطوره‌های گذشته بگوید‪.‬‬ ‫ولی ‪ 43‬سال در سرزمین بالزده‬ ‫ایران مشتی عرب تبار ضد ایرانی تالش‬ ‫کرده‌اند قهرمانان و اسطوره‌های ملت‬ ‫ایران را بسوزانند و به دار بیاویزند‪.‬‬ ‫تا حافظه تاریخی نسلهای جوانتر‬ ‫از گذشتگان خود خاطره‌ای نداشته‬ ‫باشند‪.‬‬ ‫شاید بیان یک خاطره دردناک بد‬ ‫نباشد تا بیشتر متوجه این خیانت‬ ‫بزرگ رژیم به نسلهای جوان ایران‬ ‫باشید‪ .‬چند سال پیش «‪ 5‬سال»‬ ‫یکی از بازیکنان سرشناس و مطرح‬ ‫فوتبال ایران در دفتر من در لندن‬ ‫بود‪ .‬او در مقطعی نیز کاپیتان تیم ملی‬ ‫فوتبال ایران هم بود و در جام جهانی‬ ‫هم شرکت کرده بود و زمانی هم که‬ ‫انقالب شده بود نوجوانی بین ‪ 41‬ـ ‪01‬‬ ‫ساله بوده است‪ .‬تصادفاً آن روز پرویز‬ ‫قلیچ خانی اسطوره بزرگ فوتبال ایران‬ ‫به من زنگ زد و در باره موضوعی با هم‬ ‫حرف زدیم و در میان گفتگو به مهمان‬ ‫خود گفتم‪ :‬پرویز خان هستند‪ .‬می‬ ‫خواهی با ایشان صحبت کنی؟ خجالت‬ ‫زده گفت‪ :‬من ایشان را نمی‌شناسم!؟؟‬


‫شمار ‌ه شانزده ‪ 15 -‬خرداد ‪1392‬‬

‫صفحه ‪28‬‬

‫قلمی‬ ‫برای‬ ‫همه‬

‫محمود‬ ‫سرابی‬

‫عیار شما چنده!؟‬

‫محبت‪ ،‬احساس‪،‬‬ ‫مسئولیت‪ ،‬تعهد‪ ،‬وجدان‬

‫اجناس خرید و فروشی نیستند‪ .‬ارزش‪ ،‬معیار عیار انسان‬ ‫هستند‪.‬‬ ‫در ماه گذشته که نشریه تریبون آزاد منتشر شد به جرات‬ ‫میتوانم بگویم سخت ترین روزهای انتشار یک نشریه طی ‪52‬‬ ‫سال گذشته بود‪.‬‬ ‫فشار طاقت فرسای تهیه هزینه چاپ نشریه بارها باعث شد‬ ‫زمان چاپ عقب بیفتد و به دفعات صفحاتی را که آماده چاپ‬ ‫کرده بودیم مجددا ً عوض نمودیم! بسیاری از من در نهان خرده‬ ‫می گیرند که چرا همه چیز را همانطور که هست به مردم گزارش‬ ‫میدهم و بسیاری از مسائل را الزم نیست در نشریه نوشت! پاسخ‬ ‫من به این دوستان حرف درگوشی این است که‪ :‬اگر من باور دارم‬ ‫این نشریه برای مردم منتشر میشود و آنان هدف اصلی هستند‬ ‫چرا نباید بدانند نشریه‌ای که در دست دارند چگونه زندگی میکند‬ ‫و چرا اینهمه فشار و درد و عذاب را مسئول این نشریه بر جان‬ ‫می خرد؟‬ ‫در دورانی که حجب و حیا جایش را به وقاحت و بیشرمی‬ ‫داده است و خیانتکاران به ملت ایران آشکارا با پولهای خونین‬ ‫ملت دربند ایران در همین لندن جوالن میدهند و تلویزیون راه‬ ‫می اندازند و روزنامه و مجله منتشر می کنند و بدون کوچکترین‬ ‫خجالت و حتی نگرانی از آینده در مسیر حفظ کلیت رژیم مالیان‬ ‫حرکت می کنند و از بی تفاوتی و آسان گرفتن مسئله از سوی‬ ‫مردم که شما باشید بهره برداری می کنند و تنها نشریه‌ای که در‬ ‫سراسر اروپا مقابل این مزدوران می‌ایستد و آنان را افشاء میکند‬ ‫و به شما که مردم هستید گزارش میدهد و مسلماً بسیاری از‬ ‫دشمنی‌ها و درگیریها را هم بجان می‌خرد ولی اعتقاد داریم‬ ‫تمامی این مشکالت بخشی از وظیفه ملی و میهنی ما در مقابل‬ ‫شماست که مردم هستید‪.‬‬ ‫در این جنگ نابرابر که در یک سو مزدوران رژیم با میلیونها‬ ‫پوند‪ ،‬یورو و دالر ایستاده‌اند و نشریه‌ای با کمترین سرمایه با اینان‬ ‫مبارزه می‌کند و نقاب از چهره پلیدشان بر می‌دارد توقع داریم‬ ‫شما که مردم هستید ما را تنها نگذارید و در این سنگر مقدس‬ ‫همراه و هم رزم ما باشید که هدفمان حفظ منافع ایران و ایرانی‬ ‫است و بخدای ایران سوگند هرگز طی این ‪ 52‬سال لحظه‌ای‬ ‫به منافع شخصی خودمان فکر نکرده‌ایم و نخواهیم کرد و تنها‬ ‫سرنوشت و منافع ملت ایران که شما هم بخشی از آن هستید‬ ‫برایمان مهم بوده و هست پس محبت و کمک خود را دریغ‬ ‫نکنید‪.‬‬ ‫در اینجا جای دارد از یاران ودوستانی که با محبتهایشان و‬ ‫کمکهایشان ما را یاری رسانده‌اند تشکر کنیم‪.‬‬ ‫آریا چالنگی‪ ،‬محمد و خانم ماندانا‪ ،‬مهراب شهریاری‪ ،‬کمال‬ ‫خرسندی‪ ،‬رامتین‪ ،‬نوروزی‪ ،‬حسن متقیان که هر یک با زحمات‬ ‫بسیار جور نشریه ملی و میهنی تریبون آزاد را می‌کشند و‬ ‫دوستانی که با کمکهای مالی هرچند و هر مقدار به تریبون آزاد‬ ‫کمک نمودند که از آن‌ها هم سپاسگزار هستیم‪ .‬خانم شهره‪ ،‬فرخ‬ ‫فروزین‪ ،‬اسماعیل مقربی لندن‪ ،‬آقای نوری‪ ،‬فرزانه فرانسه‪ ،‬رحمان‬ ‫پورو عضدی سوئد‪ ،‬جمال فر هلند‪.‬‬

‫خنده بر هر درد بی‌درمان دواست‬ ‫شیوه هخایی در شورای ملی ایران!؟‬

‫وزنه سنگین آزادی را این جماعت توان بلند کردنش را ندارند‪.‬‬ ‫شاهزاده رضا پهلوی با طرح شورای ملی مسئولیت جمعی‬ ‫تشکیل حزب سیاسی را از شانه خود برداشت!‬ ‫به عنوان یکی از قدیمی‌ترین نشریات شناخته شده در خارج‬ ‫از کشور که طی ‪ 25‬سال فعالیت در زمینه‌های رسانه‌ای‪،‬‬ ‫تلویزیون‪ ،‬مجله‪ ،‬روزنامه حضور پررنگ دارد واکثر ایرانیان به‬ ‫خوبی می‌دانند در رسانه‌های تحت پوشش بنده هیچگاه با هیچ‬ ‫بنی بشری بر سر منافع ایران و ایرانی الس و چانه نمی‌زنیم و‬ ‫کارنامه و پرونده ‪ 52‬ساله ما نشان می‌دهد از ارقام چشمگیر و‬ ‫وسوسه‌انگیز به راحتی گذشته‌ایم‪ .‬از تهدید و ارعاب و شانتاژ‬ ‫بازی‌های خارج از کشور هراسی نداشته‌ایم‪ .‬هرگز گول بازی‌های‬ ‫رژیم را نخورده‌ایم و همیشه اعتقاد داشته‌ایم این حکومت باید‬ ‫در کلیتش سرنگون شود‪ .‬طی این ‪ 52‬سال آدم‌های بسیاری‬ ‫را دیده‌ایم که در برهه‌های مختلف زمان چگونه چهره عوض‬ ‫می‌کنند و از هر سوی بوی کباب به مشامشان بخورد درد و‬ ‫ویرار می‌گیرند به دلیل اینکه حداقل در لندن مرکز تمام رفت‬ ‫و آمدهای چهره‌های گوناگون در دفتر کار ما بوده و از ریز و‬ ‫درشت اسامی چهره‌های سیاسی‪ ،‬هنری‪ ،‬فرهنگی و ورزشی در‬ ‫آرشیو رسانه‌های ما رکوردی از آنان ثبت شده است و هر آنچه‬ ‫امروز می‌نویسم براساس مدرک و سند و کارنامه است‪ 02 .‬سال‬ ‫تمام تظاهرات مهم را در لندن هدایت و برپا کرده‌ایم‪ .‬هزاران بار‬ ‫نقاب از چهره دودوزه بازان برداشته‌ایم و افشاگری و روشنگری‬ ‫از ویژگیهای مهم کار ماست‪ .‬ولی درباره شورای ملی ایران و‬ ‫شخص شاهزاده رضا پهلوی در این برهه حساس و سرنوشت‬ ‫ساز سخنی با او داریم‪.‬‬ ‫اعتقاد بر این داشته و هنوز هم داریم که رضا پهلوی به عنوان‬ ‫چهره‌ای استثنایی و یگانه که از گذشته میراث شاهزاده بودن را‬ ‫همراه دارد ولی ایشان طی مراحل گوناگون سیر تکاملی سیاسی‬ ‫را پیموده است و نمی‌توان منکر آگاهی‌ها و توانایی‌های ایشان‬ ‫در شناخته سیاست جهانی شد ولی حداقل دو دهه اخیر ایشان‬ ‫با اینکه بخوبی می‌دانستند حضور سیاسی موثر و قوی بدون‬ ‫ساختار حزبی و تشکیالتی امکان پذیر نیست سرسختاغنه‬ ‫مقاومت می‌کردند که مسئولیت فردی هیچکس را در سازمان و‬ ‫حزبی واسطه به خود نپذیرند و برای فرار از این مسئولیت هرمی‬ ‫حزبی هر بار دالیل و نقطه‌نظرهای مختلفی را عنوان می‌کردند‬ ‫و باالخره به همان نقطه آغاز رسیدند که اجتناب ناپذیر است و‬ ‫باید تشکیالتی وجود داشته باشد ا ّما این بار بار مسئولیت گروه‬ ‫را از شانه برداشتند و با اعالم موجودیت شورای ملی ایران عم ً‬ ‫ال‬ ‫تنها مسئول عملکرد خودشان هستند و اعضای دیگر هر کدام‬ ‫باید جوابگوی خود باشند!؟ این طرح زیرکانه ایشان ممکن است‬ ‫ظاهری مانند صدها حزب و سازمان چون قارچ روئیده در خارج‬ ‫از کشور باشد که هست ولی تنها حضور یک نام به آن اهمیت‬ ‫ویژه داده است و او شخص رضا پهلوی است‪ .‬از عالم خبر این‬ ‫شورا تا به امروز که چند ماه می‌گذرد برای بنده روزنامه‌نگار‬ ‫سواالت و ابهامات بسیاری بوده و هست و با چندتایی از افرادی‬ ‫که در این شورا عضو بوده‌اند صحبت‌های فراوانی داشته‌ایم و‬ ‫جالب اینکه این دوستان در نهایت پاسخی مناسب به سواالت و‬ ‫ابهامات بنده نداشتند و برای اطالع بگویم حداقل سه نفر از این‬ ‫افراد در میان ده عضو اول این شورا هستند‪.‬‬ ‫در زبان رایج بنده از ‪ 25‬سال پیش به این سو همیشه در‬ ‫عرصه سیاست آدمها را به ‪ 2‬گروه تقسیم کرده‌ام‪ ،‬رزمی و بزمی‪.‬‬ ‫رزمی به اندک افرادی می‌گویند که بدون وقفه ویراژ دادند با‬ ‫هر آنچه امکانات در اختیار دارند علیه حکومت جنایتکار مالیان‬ ‫به کار می‌گیرند‪ .‬این گروه که طی این سالها هر روز از تعدادشان‬ ‫کاست ‌ه شده است دیده‌اند که چگونه بسیاری از کسانی که‬ ‫ادعای مبارزه با حکومت را داشته‌اند‪ ،‬در اولین وسوسه و منفعت‬ ‫شخصی به جاده خاکی زده‌اند و مسیر عوض کرده‌اند و ا ّما این‬ ‫شورایی که در بوق و کرنا کرده‌اند که عجب آدمهای باسواد و‬ ‫معلوماتی از ناکجاآبادهای دنیا پیدا شده‌اند که جراح است و‬ ‫مهندس خالق‪ ،‬تاجر است و ثروتمند و‪ ...‬ولی هیچکس نگفته‬

‫است این لشگر یکشبه اکثریت سیاسی شده کارنامه فعالیتهای‬ ‫ثبت شده در محل‌های زندگی خود را هم به معرض قضاوت‬ ‫بگذارند و اجازه دهند در شهرها و کشورهایی که زندگی کرده‌اند‬ ‫دیگران حق داشته باشند با ارائه دلیل و مدرک اینان را تائید یا‬ ‫مردود نمایند نه اینکه طرف کیلویی انسان خوب و وطنپرستی‬ ‫است‪ .‬چه کس تائید باید بکند!؟‬ ‫شاهزاده رضا پهلوی که این همه سال این همه فرصت طالیی‬ ‫بوجود آوردن تشکل سیاسی را بر باد داد که زیر بار مسئولیت‬ ‫اعضای حزبش نرود‪ ،‬حاال کسانی را گرد خود جمع کرده است‬ ‫که بنده حاضرم حداقل اسامی ‪ 20‬تن از بلندپایگان این شورا را‬ ‫اعالم کنم و در یک مناظره حضوری با آنان شرکت کنم و ثابت‬ ‫نمایم اینان همه از قماش بزمی هستند‪.‬‬ ‫شاهزاده عزیز سرنوشت یک ملت در میان است و حکومتی که‬ ‫نورچشم مافیای جهانی است دولتهای آمریکا و اروپایی دو دستی‬ ‫این مالیان را چسبیده‌اند و خودش بهتر از هر کس می‌داند‬ ‫منافع دنیای غرب و شرق ‪ 2‬چهره دارد یکی برای افکار عمومی‬ ‫و بازیهای رسانه‌ای و دیگر در خفا و حفاظت از درآمدهایشان و‬ ‫رژیم اسالمی در ایران بهترین مشتری بی‌آبروی جهانیان است‬ ‫ولی حصار و دیوارهای دفاعی این حکومت را در خارج از کشور‬ ‫بنا کرده‌اند و بخاطر منافع سرشارشان حاضر میشوند صدای‬ ‫آمریکا‪ ،‬رادیو فردا‪ ،‬رادیو زمانه‪ BBC ،‬فارسی‪ ،‬یورونیوز فارسی‪،‬‬ ‫ایران فردا‪ ،‬من و تو و‪ ...‬صدها رسانه ریز و درشت با هزینه‌های‬ ‫هنگفت را راه اندازی کنند تا خاک در چشم ملت ایران بپاشند‪.‬‬ ‫همه دنیا با کمک رسانه‌های وابسته یک هدف اصلی را دنبال‬ ‫می‌کنند و آن اینکه رژیم ‪ 2‬بخش دارد بد و خوب‪ .‬بد گروهی از‬ ‫حکومت هستند مانند خامنه‌ای و دار و دسته‌اش مث ً‬ ‫ال و خوبها‬ ‫مظلومان و انسانهای شریفی مانند رفسنجانی‪ ،‬خاتمی‪ ،‬موسوی‪،‬‬ ‫کروبی و‪ ...‬حرام زاده‌هایی دیگر هستند و مردم را با ترافیک‬ ‫سنگین انحراف افکار عمومی بر سر دو راهی انتخاب بد از بدتر‬ ‫می‌کشانند‪ .‬هدفی که طی ‪ 30‬سال گذشته دنبال شده است و‬ ‫هنوز جواب مثبت به حکومت و هواداران جهانی آنان داده است‪.‬‬ ‫و در بر همان پاشنه می‌چرخد‪ .‬عواملی هم چون موریانه‌های‬ ‫ویروسی حکومتی مانند عبدالکریم سروش‪ ،‬کدیور‪ ،‬اکبر گنجی‪،‬‬ ‫عطاءاهلل مهاجرانی‪ ،‬محسن سازگارا‪ ،‬ابراهیم نبوی‪ ،‬محسن‬ ‫مخملباف‪ ،‬شیرین عبادی و‪ ...‬با همکاری علیرضا نوری‌زاده‪،‬‬ ‫فرخ نگهدار‪ ،‬مجید تفرشی‪ ،‬پیروز مجتهدزاده‪ ،‬حسین باقرزاده‪،‬‬ ‫مسعود بهنود و‪ ...‬و صدها چهره ریز و درشت دیگر در اجرای این‬ ‫سناریوی وطن فروشانه شرکت فعال دارند و هویت جامعه خارج‬ ‫از کشور را به تاراج برده‌اند‪ .‬وقتی پناهنده سیاسی در خارج در‬ ‫صف می‌ایستد تا به داخل سفارتخان ‌ه حکومتی برود و رای بدهد‪،‬‬ ‫باید فاتحه ایرانیت و انسانیت را خواند که مسبب اصلی آن همین‬ ‫پفیوزهای پولدارشده قلم‪ ،‬میکروفن‪ ،‬دوربین بدست هستند‪.‬‬ ‫شاهزاده عزیز‪ ،‬اسیر متملق گویان نشوید اینان بزمی‌هایی‬ ‫هستند که بوی کباب منفعت طلبی دیوانه‌شان کرده است‪ .‬آنچه‬ ‫من می‌گویم حاصل ‪ 25‬سال شناخت و تجربه است‪ .‬این گروه‬ ‫توان بلند کردن کارنامه‌ای برای خود را هم ندارند چه رسد به‬ ‫میدانی به وسعت مرگ و زندگی و جنگ!‬ ‫خطابه شورا به رهبری حکومت مالیان برای زنگ تفریح و‬ ‫مزاح هم خوب نبود‪ .‬این نامه در واقع پیامی از سوی شورای شما‬ ‫بود که اولتیماتومی به رهبر حکومت مالیان داده است!؟‬ ‫سوال این است که حتماً رهبری جمهوری اسالمی نخوانده‪،‬‬ ‫سیفون را برای این خطابه خواهد کشید‪ .‬عکس‌العمل بعدی شورا‬ ‫چیست؟ ارسال خطابه‌های شماره ‪ 5 ،4 ،3 ،2‬و ‪ ...‬واالخر؟‬ ‫آیا در برآوردها و محاسبات سیاسی شورای ملی شما چنین‬ ‫تصوری هخایی وجود دارد که علی خامنه‌ای در پاسخ خواهد‬ ‫گفت‪:‬‬ ‫ •غلط کردم‪ .‬این کشور و این حکومت مال شما‪.‬‬ ‫تشریف بیاورید و با هم شاد و خندان‪ ،‬انتخابات آزاد‬ ‫را برقرار کنیم و شب هم سری به درکه و اوین بزنیم‬ ‫و کبابی بخوریم و حالی بکنیم!‬


‫شمار ‌ه شانزده ‪ 15 -‬خرداد ‪1392‬‬

‫صفحه ‪29‬‬

‫عوامل و مزدوران رژیم در برابر‬ ‫سناریوی وزارت اطالعات با بازیگری‬ ‫نشریه تریبون آزاد از کدهای تعیین گوگوش و مسعود کیمیایی که چه ناشیانه‬ ‫شده وزارت اطالعات استفاده می‌کنند‬ ‫در صحنه بازی می‌کنند‬ ‫ما نند‪ :‬به همه فحش می‌دهد!!؟‬ ‫از مجاهدین خلق پول می‌گیرد!؟‬ ‫شاهزاده رضا پهلوی هزینه نشریه را‬ ‫می‌دهد!؟‬ ‫با رژیم زد و بند دارد!؟ و‪...‬‬ ‫نشریه تریبون آزاد در تاریخ مطبوعات‬ ‫خارج از کشور رکورددار است‪ .‬بیش از‬ ‫پانزده هزار نسخه از هر شماره تریبون آزاد‬ ‫در چند روز نایاب می‌شود و تمامی مراکز‬ ‫فروش ایرانی و غیره می‌توانند شهادت دهند‬ ‫چون این نشریه زبان و هویت زندگی واقعی‬ ‫ایرانیان در خارج از کشور است‪.‬‬ ‫تنها نشریه‌ای هستیم که بازیها و‬ ‫ترفندهای رژیم مالیان را که با همکاری‬ ‫مزدوران بیشمار آنان اجرا می‌شود را افشاء‬ ‫می‌کنیم و در این جنگ ملی و میهنی به‬ ‫خاطر منافع کشور و هموطنانمان مسلماً‬ ‫سختی‌ها و مشکالت فراوانی را به جان‬ ‫می‌خریم و باید بدانید رژیم و نوکران حقوق‬ ‫بگیرش تا به امروز طی ‪ 52‬سال نتوانسته‌اند‬ ‫کوچکترین خدشه‌ای به کارنامه پربار و‬ ‫افتخارآمیز ما وارد کنندو تنها اسلحه و حربه‬ ‫آنان شایعات درگوشی و نقشه‌کشی‌های‬ ‫غیرانسانی بوده است‪.‬‬ ‫شایعاتی که وزارت اطالعات در خارج از‬ ‫کشور از دهان مزدورانش می‌پراکند مانند‪:‬‬ ‫از مجاهدین پول می‌گیرد؟ شاهزاده رضا‬ ‫پهلوی او را حمایت می‌کند؟ با رژیم زد و‬ ‫بند دارد؟ و مشتی اراجیف در حد شأن و‬ ‫اندازه و لیاقت همین پادورهای هرزه‌گرد‬ ‫بیکار‪.‬‬ ‫نشریه تریبون آزاد متعلق به توست‪ .‬تویی‬ ‫که داری این نشریه را می‌خوانی‪ .‬باید ذره‌ای‬ ‫حس خشم و کینه به رژیم جنایتکار در‬ ‫ایران داشته باشی تا این نوشته‌ها ترا نیرویی‬ ‫ببخشد‪ .‬تو باید ذره‌ای نسبت به کسانی‬ ‫که در لباس مخالف جناحی از رژیم بازی‬ ‫می‌کنند حس نفرت و تنفر داشته باشید تا‬ ‫این نوشته‌ها به تو لذت خواندن ببخشد‪ .‬تو‬ ‫باید ذره‌ای از جریاناتی که به وسیله رژیم در‬ ‫دهها تلویزیون خارج از کشور اداره می‌گردد‬ ‫باید خشمگین و ناراحت باشی تا نوشته‬ ‫نشریه تریبون آزاد خواندنش برایت لذت‬ ‫بخش باشد‪.‬‬ ‫آری هموطن‪ ،‬این نشریه صدای همه‬ ‫ایرانیان داغدار وطن است نه آنان که وطن‪،‬‬ ‫مسئولیت‪ ،‬شرف و وجدانشان در چمدانی‬ ‫برای سفر با چشمانی و عقل‌هایی آبکی‬ ‫است و اصرار دارند گول بخورند‪ .‬ولی نشریه‬ ‫تریبون آزاد به همه کسانی که این نشریه‬ ‫را می‌خوانند اعالم می‌کند‪ ،‬هموطن عزیز‬ ‫‪ 52‬سال است ما با انتشار بیش از ‪1700‬‬ ‫شماره نشریه و مجله رنگارنگ در هر شماره‬ ‫نشریات خود یا تلویزیون رنگارنگ چهره و‬

‫عکس و اسامی کسانی را افشاء کرده‌ایم که‬ ‫هر یک از اینان اگر مقصر نبودند و ریگی‬ ‫در کفش نداشتند ما را صدها بار به دادگاه‬ ‫برده و محکوم کرده بودند و نمونه‌های آن‬ ‫بسیار است که در موارد دیگری بسیار پیش‬ ‫پا افتاده‌تر از نوشته‌های ما‪ ،‬آنان دیگران‬ ‫را به دادگاه کشانده‌اند ولی اگر مقابل ما‬ ‫سکوت می‌کنند‪ ،‬و خفه شده‌اند‪ ،‬شک نکنید‬ ‫نوشته‌ها ما بر واقعیت استوار است وگرنه‬ ‫این پاچه ورمالیده‌ها هر کدام رئیس یک‬ ‫باند مافیا هستند و سر نخشان به هزار جا‬ ‫بند است‪ .‬سکوت و در سوراخ قایم شدنشان‬ ‫از ترس و وحشت از قلم و زبان و شهامت‬ ‫و شجاعت ماست وگرنه شک نکنید دمار ما‬ ‫را در می‌آوردند و لطفاً کسی کاسه داغتر از‬ ‫آش هم نشود!‬ ‫در هر جامعه سالم و بیداری رسانه‌ها‬ ‫وجدان‪ ،‬چشم و گوش و زبان مردم هستند‬ ‫البته رسانه‌هایی که در آن انسانهایی باشرف‪،‬‬ ‫وطنپرست و حرفه‌ای مشغول به کار باشند‪.‬‬ ‫نه کسانی که فقط با پولهای رژیم سر و‬ ‫کله‌شان در این حرفه مقدس پیدا شده‬ ‫است‪ .‬و عم ً‬ ‫ال نقش محلل و جاانداز رژیم را‬ ‫بازی می‌کنند و با عنوان کردن ما سیاسی‬ ‫نیستیم تابوت رژیم را می‌گردانند‪.‬‬ ‫ما سیاسی نیستیم یعنی ما آدم‌نماهایی‬ ‫هستیم که ادای انسان را در می‌آوریم و به‬ ‫جنایات و چپاول و کشتار مشتی جنایتکار‬ ‫در داخل و خارج از کشورمان کاری نداریم‬ ‫و تنها هدفمان این است که با شما از فواید‬ ‫سیب زمینی و رنگ مو و عمل باسن حرف‬ ‫بزنیم!!‬ ‫ما مانند ‪ 52‬سال گذشته با انرژی بیشتر‪،‬‬ ‫قدرت و شهامت و جسارت بیشتر و با‬ ‫ایمانی راسخ به کارمان ادامه می‌دهیم و‬ ‫تنها امیدمان شما هستید‪ .‬شمایی چون ما‬ ‫داغدار ایران و میلیونها ایرانی دیگر هستید‬ ‫و امیدوار روزی هستیم که این رژیم و‬ ‫پادوهایش به زباله‌دان تاریخ روانه شوند‪.‬‬ ‫سربلند و پیروز باشید‬

‫سناریوی وزارت اطالعات در مورد آوردن‬ ‫گوگوش به خارج و هیاهوی تبلیغاتی او‬ ‫که شعار به نفع رژیم اسالمی می‌داد و به‬ ‫اصطالحات محمد خاتمی افتخار می‌کرد‬ ‫و سربلند و غرور بود که آزادانه با پاسپورت‬ ‫خرچنگ نشان رژیم اسالمی به خارج آمده‬ ‫است و هر زمان هم که بخواهد به کشورش بر‬ ‫می‌گردد و هیچ مشکلی نخواهد داشت‪.‬‬ ‫وزارت اطالعات با طراحی سعید امامی و‬ ‫همکاری مستقیم و آگاهانه برادران شایسته‬ ‫وابسته به اطالعات‪ ،‬مسعود کیمیایی و‬ ‫گوگوش و منوچهر خوش زبان با نام جعلی‬ ‫اعضای اصلی این نمایش بودند که در سالگرد‬ ‫خونین ‪ 18‬تیر و کشته شدن گروهی از بهترین‬ ‫فرزندان ایران به دست حکومت جالد و حسی‬ ‫که در مردم وجود داشت که به جنگ رژیم در‬ ‫سالگرد این قیام ملی بروند‪.‬‬ ‫گوگوش آمد و خاک در بازی مردم و رژیم‬ ‫ریخت‪ .‬حضور پرهیاهوی او سایه بر بسیاری از‬ ‫مردم نهاد‪ .‬او شمشیر چوبی از رو برای همه‬ ‫هنرمندان خارج از کشور بسته بود و با لحن‬ ‫و کلماتی توهین آمیز از هنرمندان خارج از‬ ‫کشور یاد می‌کرد‪.‬‬ ‫نقش او در قالب زمانی سربزنگاه بود که‬ ‫انجام شد و سپس زمان ماستمالی رسیده‬

‫بود‪ .‬گوگوش کادو شده در بغل ماموران وزارت‬ ‫اطالعات یواش یواش رها شد و یواش یواش‬ ‫لحن و حرف زدن او هم عوض شد‪ .‬برای فرار و‬ ‫سرپوشی گذاشتن بر مسیری او تالش داشت‬ ‫با چند مصاحبه حساب شده‪ ،‬افکار عمومی‬ ‫مردم را تغییر دهد و بخشی از طرح وزارت‬ ‫اطالعات را گفت و اقرار کرد که در دام افتاده‬ ‫ولی بدون اینکه بداند بازیچه شده است‪ .‬از‬ ‫لحظه خروج گوگوش از ایران مجله و تلویزیون‬ ‫رنگارنگ اولین و تنها رسانه‌ای بود که اعالم‬ ‫کرد گوگوش بوی اطالعات گرفته و مصرف‬ ‫بازیهای حکومتی شده است‪ .‬و حتی وقتی‬ ‫کنسرت گذاران گوگوش در لندن هم به سراغ‬ ‫ما آمدند و با مبلغ چشمگیر آگهی به آنان‬ ‫گفتیم در رسانه‌های ملی و مستقل پولهای‬ ‫بودار جایی ندارد که شاهد زنده آن منوچهر‬ ‫وثوق که ظاهرا ً کنسرت گذار بود و قره گوزلو‬ ‫از آلمان آمده بودند و دو تا از همکاران بنده‬ ‫هم در آن روز حضور داشتند‪.‬‬ ‫از شماره آینده گزارشی مفصل در این باره‬ ‫خواهیم نوشت که آغاز جای پا باز کردنهای‬ ‫رژیم در خارج از کشور چگونه از کجا و با چه‬ ‫افرادی شروع شد که کار به منجالب امروز‬ ‫کشیده شد‪.‬‬


‫شمار ‌ه شانزده ‪ 15 -‬خرداد ‪1392‬‬

‫صفحه ‪30‬‬

‫فال ماهانه‬

‫ابتکارات و خالقیت های خود‬ ‫را بهمین سبب از دست داده‬ ‫اند‪ .‬به این گروه توصیه میشود‬ ‫باامید بکار بپردازند و روحیه‬ ‫خود را نبازند که هنوز شانس‬ ‫های خوبی در راه است‪.‬‬ ‫خرداد ‪:‬‬ ‫باید استعدادها و خالقیت‬ ‫های متولدین این ماه را دو‬ ‫بار بررسی نمود چرا که اغلب‬ ‫آنها به دلیل فروتنی و خضوع‬ ‫سعی دارند قدرت خود را به‬ ‫رخ نکشند و به همین جهت‬ ‫از خیلی موقعیت های ممتاز‬ ‫بدور می افتند‪ .‬اغلب دختر‬ ‫خانم های متولد این ماه از‬ ‫لحاظ استعداد در تحصیل و‬ ‫کار در مرحله ای خاص قرار‬ ‫دارند و از میان آنها عده ای به‬ ‫درجه و مقام های باالئی دست‬ ‫می یابند‪.‬‬ ‫تیر ‪:‬‬ ‫فرد مورد عالقه متولدین این‬ ‫ماه خیلی روی رفتار و اخالق‬

‫فروردین ‪:‬‬ ‫اگر جواب خیلی از فداکاریها‬ ‫و محبت ها به متولدین این‬ ‫ماه برنگشته است ولی فضائی‬ ‫از خوش نامی و محبوبیت و‬ ‫یادآوری های دلنشین می‬ ‫تواند آینده ای زیبا برای این‬ ‫گروه ترسیم کند‪ .‬در حالیکه‬ ‫بعضی متولدین این ماه سعی‬ ‫دارند از عشق و دردسرهایش‬ ‫فرار کنند و خود را در زندگی‬ ‫معمولی و آدم های نرمال غرق‬ ‫نمایند‪.‬‬ ‫اردیبهشت ‪:‬‬ ‫در زمینه کسب و کار و‬ ‫شغل بعضی از متولدین این‬ ‫ماه بسیار پولساز و موفق و‬ ‫مبتکر هستند‪ ،‬برخی بدلیل‬ ‫رکود اقتصادی ناگهان دچار‬ ‫ترس و دلهره شده و حتی‬

‫‪1‬‬

‫‪1‬‬

‫‪2‬‬

‫‪3‬‬

‫‪4‬‬

‫‪5‬‬

‫‪6‬‬

‫‪7‬‬

‫‪8‬‬

‫‪9‬‬

‫‪10‬‬

‫مهربان و انسانی شان حساب‬ ‫میکند ‪ .‬اگر دلیل خستگی‬ ‫و مشغله و غیره ‪ ،‬این رفتار‬ ‫تغییر کند مسلما" این روابط‬ ‫را بهم میریزد ‪ .‬روحیه کمک‬ ‫در متولدین این ماه بسیار باال‬ ‫ست ‪ .‬همیشه برای یاری دادن‬ ‫به محتاجان و اطرافیان آماده‬ ‫هستند ‪ ،‬در این میان بدلیل‬ ‫اشتباه و یا سوء تعبیر عده ای‬ ‫تصمیم گرفته اند دیگر دست‬ ‫یاری به سوی کسی دراز نکنند‬ ‫که مسلما" صحیح نیست ‪.‬‬ ‫مرداد ‪:‬‬ ‫شاید اکنون احساس نموده‬ ‫باشید نمیتوانید روی هیچکس‬ ‫حساب نمائید‪ .‬بنابراین بهترین‬ ‫دوره را دارید که تمام قید‬ ‫و بندهای بیهوده را از دور‬ ‫خود جدا نموده و با تمرکز‬ ‫نمودن روی آنچه که واقعا‬ ‫میتوانید خوشحالتان سازد‪،‬‬ ‫هدف و روش جدید زندگی‬ ‫را پیش گیرید‪ .‬در زندگی‬

‫‪11‬‬

‫‪12‬‬

‫‪13‬‬

‫‪2‬‬

‫‪3‬‬ ‫‪4‬‬

‫‪5‬‬

‫‪14‬‬

‫‪15‬‬

‫زناشوئی و احساسی اگر‬ ‫منطقانه تصمیمات خود را‬ ‫بگیرید‪ ،‬خودتان را خوشبخت‬ ‫تر خواهید یافت‪ .‬در دوره‬ ‫فشارهای شدید مالی قرار‬ ‫دارید‪.‬‬ ‫شهریور ‪:‬‬ ‫بار دیگر آرامش خود را‬ ‫بدست آورده و همین باعث‬ ‫میشود که در عشق بتوانید‬ ‫روزهای شادی را تجربه نمائید‬ ‫بشرطی که به افراد دیگر‬ ‫خانواده ‪ ،‬بخصوص خانواده‬ ‫خودتان اجازه دخالت در‬ ‫زندگی خصوصی و زناشوئیتان‬ ‫را ندهید‪ .‬خواهید توانست با‬ ‫همکاران تبادل نظر نموده و‬ ‫مسئولیتهای را زودتر به پایان‬ ‫برسانید‪ .‬بسیاری از شماها‬ ‫عالقمند به فعالیتهائی خواهید‬ ‫گشت‪ ..‬نامه های شادی‬ ‫دریافت خواهید نمود‪.‬‬ ‫مهر ‪:‬‬ ‫اجازه ندهید برخی مسایل‬ ‫شما را آزار دهد‪ .‬برخی کارهای‬ ‫شما متوقف شده است ولی در‬ ‫این ماه بنیه و توان بیشتری‬ ‫برای انجام آنها خواهید داشت‪.‬‬ ‫این ماه‪ ،‬میتواند ماه پیشرفت‬ ‫و ترقی برای شما باشد‪ ،‬ا ّما‬ ‫این موضوع یک شرط دارد‬ ‫و آن تمرکز شما بر چیزهای‬ ‫مهم است‪ ،‬که در این صورت‬ ‫بهترین نتیجه را برای شما‬ ‫پی خواهد داشت‪ .‬سعی کنید‬

‫خودتان باشید و کارهایتان را‬ ‫به خوبی انجام دهید‪.‬‬ ‫آبان ‪:‬‬ ‫امروز‪ ،‬روز مهمیست برای‬ ‫انجام یک مصاحبه کاری‪،‬‬ ‫مالقات با دوست عزیز‪ ،‬امتحان‬ ‫دادن و یا کارهای خاصی که از‬ ‫قبل برایش نقشه های که از‬ ‫پیش زیاد به آن فکر کردید‪.‬‬ ‫در این روز نزدیکترین ارتباط‬ ‫شما با دیگران بر روی پایه‬ ‫های محکم بنا میشود‪.‬‬ ‫آذر ‪:‬‬ ‫شما مانند درختی که‬ ‫برگهای خشک خود را میریزد‬ ‫میخواهید دگرگون شوید اما‬ ‫بهتر است این کار را نکنید‪.‬‬ ‫حتی اگر در آرزوی فرار و‬ ‫گریز میسوزید از جای خود‬ ‫تکان نخورید‪ .‬زمان بهترین‬ ‫تغییرات را در شرایط زندگی‬ ‫شما بوجود خواهد آورد‪.‬‬ ‫دی ‪:‬‬ ‫از افراد خودخواه فاصله‬ ‫بگیرید‪ .‬برخی از صفات خوب‬ ‫شما در محیط کار باعث‬ ‫میشود وظایف مهمی به شما‬ ‫ارجاع شود‪ .‬دو مالقات مهم‬ ‫خواهید داشت که یکی در‬ ‫مورد مسائل تحصیلی و شغلی‬ ‫است و دیگری در مورد زندگی‬ ‫آینده تان‪ .‬به یک سفر کوتاه‬ ‫ولی جالب خواهید رفت‪ .‬یکی‬ ‫از دوستانتان که از شما دلخور‬ ‫بود‪ ،‬به اشتباه خود پی خواهد‬

‫افقی‪:‬‬ ‫‪ -1‬کشوری در قاره اروپا با مرکز تیرانا‪ -‬شرکت‬ ‫فرنگی ‪ -2‬تاالب و آبگیر‪ -‬دلتنگی و افسردگی ‪-3‬‬ ‫عید ویتنامی ها‪ -‬زن گندمگون‪ -‬ایالت جدایی‬ ‫طلب اسپانیا‪ -‬مرغابی ‪ -4‬نیروها‪ -‬نتیجه ارزیابی‪-‬‬ ‫میوه تلفنی ‪ -5‬بزرگتر‪ -‬از اجرام آسمانی‪ -‬همان‬ ‫دارایی است ‪ -6‬مالقات‪ -‬پول خارجی‪ -‬حکمرانی‬ ‫و ریاست ‪ -7‬تیغه آزمایشگاهی‪ -‬زمین لغزنده‪-‬‬ ‫گربه عرب‪ -‬نگارش مطلبی در کتاب یا روزنامه‬ ‫‪ -8‬آزرده‪ -‬نام قدیم مشکین شهر ‪ -9‬بخشندگی‪-‬‬ ‫عضوی بر صورت‪ -‬رنگ موی فوری‪ -‬فریب و حیله‬ ‫‪ -10‬مطابق روز‪ -‬چین و شکن پوست‪ -‬طمانینه و‬ ‫آرامش ‪ -11‬شهری در کردستان‪ -‬سبب و دستاویز‪-‬‬ ‫از فرشتگان شب اول قبر ‪ -12‬محور سنگ آسیاب‪-‬‬ ‫بنیاد و پی عمارت‪ -‬بانگ و آواز ‪ -13‬قلب‪ -‬بهشت‬ ‫و فردوس‪ -‬گرمابه‪ -‬قلب قرآن ‪ -14‬از درجات‬ ‫نظامی‪ -‬یار سالمان ‪ -15‬شهری در استان همدان‪-‬‬ ‫شیطان‪.‬‬

‫‪6‬‬

‫‪7‬‬

‫‪8‬‬ ‫‪9‬‬

‫‪10‬‬ ‫‪11‬‬

‫‪12‬‬

‫‪13‬‬ ‫‪14‬‬

‫‪15‬‬

‫به آنان که دوستشان دارید و می‌خواهید همیشه‬ ‫با یاد شما باشند تریبون آزاد را هدیه کنید‬

‫فرم اشتراک‬

‫نام و نام فامیل ‪..............................................................‬‬ ‫آدرس کامل ‪................................................................‬‬ ‫‪...‬‬ ‫‪..................................................................‬‬ ‫میزان حق اشتراک‪............................... :‬‬ ‫در انگلستان یک ساله ‪ ۴۰‬پوند‬ ‫در اروپا یک ساله ‪ ۶۰‬یورو‬ ‫در آمریکا یک ساله ‪ ۱۰۰‬دالر‬ ‫لطفا چک خود را به نام ‪ M.Sarabi‬صادر فرمائید‬

‫‪M.sarabi‬‬ ‫‪RANGARANG International , PoBox 2821‬‬ ‫‪London NW2 1DS United Kingdom‬‬ ‫‪Email: rangarang_london@hotmail.com‬‬

‫برد و از شما دلجویی خواهد‬ ‫کرد‪ .‬گمشده ای را بعد از‬ ‫سالیان طوالنی پیدا خواهید‬ ‫نمود‪.‬‬ ‫بهمن ‪:‬‬ ‫بعضی از متولدین این ماه‬ ‫بخاطر نیش زبان و متلکهای‬ ‫بعضی ها به تنگ آمده و آماده‬ ‫عکس العمل تندی هستند‬ ‫که توصیه میشود با آرامش و‬ ‫صبورانه عمل کنند و تا حد‬ ‫ممکن آنرا به یک گفتگوی‬ ‫آرام مبدل سازند البته حق‬ ‫با آنهاست ولی به جنجال و‬ ‫درگیری های بزرگتر نمی ارزد‪.‬‬ ‫آن عده از متولدین این ماه که‬ ‫دچار بیماری سوءظن و شک‬ ‫و تردید هستند باید در درمان‬ ‫خود اقدام نمایند وگرنه از نطر‬ ‫روحی دچار صدمه خواهند‬ ‫شد‪ ،‬خصوصا" آنها که زندگی‬ ‫زناشوئی دارند‪.‬‬ ‫اسفند ‪:‬‬ ‫عشق شما را تنها نگذاشته‬ ‫است بلکه کامال برعکس‪،‬‬ ‫مدتی سخت کار کرده اید‪،‬‬ ‫زیادی بخشیده اید و اکنون‬ ‫زمان استراحت شماست‪.‬‬ ‫استراحت واقعی و روز آرامش‬ ‫برای شما رقم خورده است‪.‬‬ ‫از زندگیتان لذت ببرید و از‬ ‫تجربه هایتان برای ارج نهادن‬ ‫به روی آن بهره بگیرید‪.‬‬

‫عمودی‪:‬‬ ‫‪ -1‬خرده گیری سازنده‪ -‬از بنادر مهم در استان‬ ‫خوزستان ‪ -2‬نمایندگی دادن‪ -‬زنجیرها ‪ -3‬شهر‬ ‫مرکبات‪ -‬قهوه خانه اداره!‪ -‬پسوند شباهت ‪ -4‬رود‬ ‫مرزی شمالی‪ -‬کتابی از مهاتما گاندی‪ -‬شهری در‬ ‫خراسان قدیم ‪ -5‬جمع ندیم‪ -‬فغان و فریاد ‪-6‬‬ ‫مددکار‪ -‬آسان‪ -‬انبوه و فراوان ‪ -7‬کشاورز‪ -‬استوانه‬ ‫ای در سیلندر که موجب حرکت میل لنگ می شود‬ ‫‪ -8‬دوست و رفیق‪ -‬سنگریزه ‪ -9‬جنگ و پیکار‪ -‬تنگه‬ ‫ای که اندونزی و سنگاپور را از هم جدا می کند‬ ‫‪ -10‬سردرگم‪ -‬اسب رستم‪ -‬کاستی ‪ -11‬از مشتقات‬ ‫شیر‪ -‬اره درودگری ‪ -12‬پوشش چشم‪ -‬قوی و‬ ‫پر زور‪ -‬همنشین گل ‪ -13‬اسب آذری‪ -‬کتابی از‬ ‫هربرت جرج ولز‪ -‬قدم یکپا ‪ -14‬لک لک‪ -‬منسوب‬ ‫به دنیا ‪ -15‬کنایه از مهارت و زبردستی‪ -‬در حال‬ ‫ترس و بیم‪.‬‬


‫شمار ‌ه شانزده ‪ 15 -‬خرداد ‪1392‬‬

‫صفحه ‪31‬‬

‫نامه‌های رسیده‬ ‫حضور آقای محمود سرابی‬ ‫مدیر و سردبیر محترم ماهنامه‌های رنگارنگ و تریبون آزاد لندن‬ ‫با درود بی پایان به شما به خاطر مبارزه بی امان با حکومت‬ ‫خودکامه و خونریز جمهوری اسالمی‬ ‫از جوانی و سالمتی زندگی خود صادقانه مایه گذاشتید و از تهدیدهای‬ ‫دائمی نهراسیدید و همچنین نتوانستند شما را تطمیع و با پولی کالن مسیر‬ ‫ملی و میهنی شما را عوض نمایند‪.‬‬ ‫و اینجانب بعنوان یک ایرانی از شما قدردانی و سپاسگزاری مینمایم‪.‬‬ ‫آقای سرابی غرض از نوشتن این نامه یادآوری وقایع و رویدادهای مهمی‬ ‫که پس از اشغال وطن عزیزمان ایران توسط ارتش سرخ از شمال کشور و‬ ‫جنوب کشور توسط انگلیس و آمریکا پس از شروع جنگ دوم جهانی ببهانه‬ ‫وجود جاسوسان آلمانی در ایران‪ ،‬شمال و جنوب ایران اشغال گردید‪.‬‬ ‫قبل از اینکه وقایع مرداد ماه ‪ 1332‬را بازگو نمایم‪ ،‬الزم است نظری گذرا‬ ‫به جدائی آذربایجان از ایران که با حمایت بیدریغ ارتش سرخ از مزدوران‬ ‫حزب دمکرات و توده‌ای که منجر به تجزیه آذربایجان گردید بیاندازیم‪.‬‬ ‫در سال ‪ 1324‬شمسی مزدوری به نام پیشه‌وری که از شوروی به استان‬ ‫آذربایجان آمده بود با مزدور دیگری به نام غالم سحیی حکومت دمکرات‬ ‫را در آذربایجان بنیان نهادند و دولت پوشالی را با حمایت همه جانبه حزب‬ ‫توده ایران رسماً اعالم کردند‪.‬‬ ‫حتی اسکناس مخصوص دولت مستقل آذربایجان را چاپ و در سطح‬ ‫استان جایگزین پول رایج ایران نمودند‪ .‬در دوره ‪ 14‬ماهه حکومت‬ ‫پیشه‌ورزی و غالم یحیی‪ ،‬تا توانستند غارت‪ ،‬قتل‪ ،‬تجاوز در سطح استان‬ ‫آذربایجان انجام دادند که هزاران مدرک مستند وجود دارد‪.‬‬ ‫در سال ‪ 1325‬شمسی مرحوم قوام السلطنه نخست وزیر با یک هیئت‬ ‫سیاسی عازم مسکو جهت مذاکره با استالین گردید‪ .‬و درمالقاتی که با‬ ‫شخص استالین و مولوتف وزیر امور خارجه صورت گرفت قراردادی را امضاء‬ ‫نمود که پس از خارج شدن نیروهای شوروی از کل خاک ایران امتیاز کشف‬ ‫استخراج نفت شمال به شوروی داده شود‪ .‬در متن قرارداد قوام السلطنه با‬ ‫زیرکی خاصی اضافه کرد این قرارداد پس از تائید نمایندگان مجلس شورای‬ ‫ملی ایران رسمیت می یابد‪.‬‬ ‫پس از امضاء طرفین قرارداد استالین به مولوتف دستور خارج شدن‬ ‫نیروهای شوروی از ایران را می‌دهد‪ .‬مرحوم قوام السلطنه پس از مراجعت‬ ‫و گزارش کامل مذاکره با اعلیحضرت همایون شاهنشاه مورد لطف و محبت‬ ‫معظم له قرار میگیرد‪ .‬و در اولین نشست نمایندگان مجلس شورای ملی به‬ ‫تعدادی از نمایندگان صاحب نام و بانفوذ در مجلس بطور خصوصی میگوید‬ ‫به هیچ وجه قرارداد منعقده با استالین را تائید ننمایند‪.‬‬ ‫وبدینسان این سیاستمدار وطن پرست خدمت بزرگی به وطنش ایران‬ ‫نمود‪ .‬یادش گرامی باد‪.‬‬ ‫و بالفاصله پس از خروج سربازان شوروی به دستور و فرماندهی پادشاه‬ ‫جوان ایران‪ ،‬ارتش شاهنشاهی بسرعت قزوین‪ ،‬زنجان‪ ،‬میانه‪ ،‬اردبیل و‬ ‫هزاران دهکده در استان را از لوث وجود افراد حزب دموکرات و حزب توده‬ ‫خائن پاکسازی نموده و با حمایت بیدریغ مردم آذربایجان وارد شهر تبریز‬ ‫گردید‪ .‬روز ‪ 21‬آر ‪ 1325‬ارتش دلیر شاهنشاهی بطور کامل در تمام استان‬ ‫آذربایجان مستقر گردید‪ .‬و حکومت قانون برقرار گردید‪.‬‬ ‫الزم بیاد آوری است در آن دوران پرآشوب پادشاه جوان ایرانی را برای‬ ‫جدائی آذربایجان تحت فشار گذاشته بودند که پادشاه در نطق تاریخی خود‬ ‫گفته بود اگر دستم را قطع کنند‪ ،‬جدائی آذربایجان را امضا نمیکنم‪.‬‬ ‫من در سال ‪ 1332‬در کالس اول دبیرستان طباطبائی واقع در چهارراه‬ ‫امیریه خیابان پهلوی نام نویسی نموده و تا روز شروع سال تحصیلی که مهر‬ ‫ماه بود‪ ،‬همه روزه به اتفاق پدرم و یک افسر بازنشسته ارتش که در خانه ما‬ ‫‪ 2‬اطاق اجاره کرده بود با همسر و مادرش زندگی میکرد‪.‬‬ ‫او مردی باسواد و بسیار آگاه به مسائل روز و همچو پدرم عالقه وافری به‬ ‫رضاشاه و محمدرضا شاه جوان و خاندان جلیل سلطنت داشتند‪ .‬من تمام‬ ‫ایام هفته بجز جمعه پول توجیبی خود را روزنامه اطالعات می‌خریدم و با‬ ‫عالقه زیادی حوادث و رویدادهای ایران و جهان را مطالعه و هر اشکالی برای‬ ‫فهمیدن بعضی از مقاالت برایم پیش میآمد‪ ،‬از پدرم یا آن افسر میپرسیدم‬ ‫و طی چند سال از آنها خیلی آموختم که روانشان شاد‪.‬‬ ‫طرق معمول هر روز سه نفری به طرف میدان بهارستان رفتیم و در‬ ‫میدان بهارستان دور تا دور میدان از زن و مرد پر بود‪ .‬ج لو در مجلس‬ ‫شورای ملی حدودا ً ‪ 005‬نفر که اکثر آنها با پیراهن سفید جمع شده بودند‪.‬‬ ‫الزم است به این نکته توجه فرمائید که حزب توده در سراسر ایران اکثرا ً با‬ ‫پیراهن سفید یقه ارو میپوشیدند و یا سبیل استالینی میگذاشتند‪.‬‬ ‫پس از دقایقی آن افراد جلو در مجلس زنده باد مصدق را سر دادند‪ .‬پس‬ ‫از چند دقیقه دکتر محمد مصدق رفت روی صندلی با صدای بزرگ دوبار‬ ‫تکرار کرد‪ :‬هر جا که مردم هستند آنجا مجلس است‪ .‬در این اثنا پدرم و‬ ‫تعدادی از تماشاچیان در پیاده رو با عصبانیت گفته دکتر مصدق را مسخره‬ ‫کرده و به شدت از مصدق انتقاد مینمودند‪ .‬من که خیلی تعجب کرده بودم‬ ‫از پدرم پرسیدم مگر مصدق چه گفت که آنها که در پیاده رو ایستاده بودند‬ ‫مصدق را هو زدند و شما از مصدق عصبانی شدید؟ پدرم در جواب من‬ ‫گفت نخست وزیر رئیس قوه مجریه میباشد و حافظ قانون اساسی حاال‬ ‫خود نخست وزیر قانون اساسی را پایمال کرده و این برای مملکت فاجعه‬ ‫بار میباشد‪ .‬جالب آنجائی بود که توده‌ایها بیشتر از افراد جبهه ملی مصدق‬ ‫را تشویق میکردند‪.‬‬ ‫در چند نقطه میدان بهارستان درگیریهای پراکنده بین عده‌ای از توده‌ایها‬ ‫و افرادی از حزب سومکا رخ داد که با دخالت مامورین کالنتری میدان‬ ‫بهارستان به اتمام رسید‪.‬‬

‫چند روز بعد در تهران شایع شد که کودتائی در حال انجام بوده که‬ ‫شکست خورده و طرفداران مصدق و توده‌ایها در خیابانها به همه مردم‬ ‫میگفتند کودتا علیه دکتر مصدق شکست خورده است‪.‬‬ ‫‪ 25‬مرداد ماه ‪1332‬‬ ‫البته پدرم از مستاجرمان پرسید کودتا صحیح است؟ آن افسر بازنشسته‬ ‫در جواب گفت صد درصد دروغ میباشد چون کودتا باید توسط ارتش‬ ‫و نیروی زرهی انجام شود‪ .‬بجز چند تانک و تعدادی سرباز به فرماندهی‬ ‫سرهنگ ممتاز که محافظ خانه دکتر مصدق میباشند در هیچ خیابانی‬ ‫سربازی وجود ندارد‪ .‬فردای آن روز مجددا ً به اتفاق پدرم و افسر مستأجرمان‬ ‫وقتی از خانه بیرون آمدیم شنیدیم میگویند توده‌ایها در ایستگاه راه آهن‬ ‫دارند مجسمه رضاشاه را تخریب میکنند با عجله خودمان را به میدان راه‬ ‫آهن رساندیم‪ .‬با کمال تأسف دیدیم حدود ‪ 300‬نفر با کمک یک جرثقیل‬ ‫و کوبیدن پتک به پاهای اسب مجسمه بعد از نیم ساعت مجسمه رضاشاه‬ ‫بزرگ را به پائین انداخته و با پتک مشغول شکستن آن میباشند‪ .‬ناگهان‬ ‫پدرم بشدت مشغول گریستن شد که تا آنروز من و برادرم اشک پدر را ندیده‬ ‫بودیم‪ .‬در حالیکه دست مرا محکم گرفته بود گفتم پدر گریه برای چیست؟‬ ‫گفت پسرم تو نمیدانی رضاشاه بزرگ چه خدماتی به کشور ایران کرده‪ .‬من‬ ‫گفتم پس چرا مجسمه‌اش را میشکنند؟ گفت اینها مشتی توده‌ای وطن‬ ‫فروش هستند که برای نابودی ایران تالش میکنند‪.‬‬ ‫آنروز بجز پدرم و آن و افسر چند نفر دیگر در پیاده رو را دیدم که‬ ‫اشک میریزند و ما با دلی شکسته به طرف منزل رفتیم‪ .‬در منزل تا پاسی‬ ‫از شب گذشته خانواده همسایه و ما مشغول گفتگو بودیم‪ .‬و رادیو تهران‬ ‫هم جریان کودتای ‪ 25‬مرداد و سرنگون کردن مجسمه‌های رضاشاه و شاه‬ ‫جوان را چند بار تکرار کرد‪ 27 .‬مرداد طبق روال همیشگی بخیابان رفتیم‪.‬‬ ‫فقط چند درگیری بین افراد حزب سومکا و توده‌ایها انجام گرفت که با‬ ‫تاریک شدن هوا ما بخانه برگشتیم‪ 28 .‬مرداد ما پس از نهار طبق معمول‬ ‫به خیابان پهلوی رفته تا بطرف مجلس برویم‪ .‬آنزمان در تهران هنوز شرکت‬ ‫واحد بوجود نیامده بود‪ .‬اتوبوسها را تعدادی افراد شخصی اداره میکردند‪.‬‬ ‫مث ً‬ ‫ال یک سرویس اتوبوس بود به شماره خط ‪ 1‬از میدان راه آهن حرکت‬ ‫میکرد اولین ایستگاه چهارراه مختاری‪ ،‬ایستگاههای بعدی بترتیب‪ ،‬دلبخواه‪،‬‬ ‫چهارراه گمرک‪ ،‬معز السلطان‪ ،‬چهارراه امیریه‪ ،‬میدان منیریه‪ ،‬چهارراه سپه‪،‬‬ ‫چهارراه شاهرضا‪ ،‬ایستگاه بزرگمهر‪ ،‬آخرین ایستگاه آب کرج بود‪ .‬آب کرج‪،‬‬ ‫نام قدیمی بلوار الیزابت‪ ،‬بلوار کشاورز فعلی میباشد‪.‬‬ ‫ما سه نفر در ایستگاه اتوبوس منتظر بودیم ‪ .‬شنیدیم یک نفر میگفت‬ ‫مردم میروند بطرف منزل مصدق‪ .‬اتوبوس که آمد بزحمت سوار شدیم‪ .‬پس‬ ‫از چند ایستگاه رسید به چهارراه امیریه‪ .‬پاسبان راهنمائی اتوبوس را متوقف‬ ‫کرد و گفت راه مستقیم به طرف آب کرج بسته یا بطرف خیابان شاپور‬ ‫برو یا سمت چپ خیابان کارگر‪ .‬بدینجهت ما هم مثل بقیه پیاده شدیم و‬ ‫با عجله به طرف خانه دکتر مصدق که در خیابان پاستور پشت کاخ مرمر‬ ‫بود راه افتادیم‪ .‬پس از ‪ 20‬دقیقه بنزدیکی چهارراه سپه رسیده بودیم که‬ ‫صدای تیراندازی مرتباً بگوش میرسید‪ .‬تعدادی از مردم با گفتن زنده باد‬ ‫شاه بطرف کاخ مرمر میرفتند من با چشم خودم دیدم تعداد زیادی مرد‬ ‫و تعدادی هم زن و دختر مرتباً شعار زنده باد شاه را میفگتند‪ .‬خانمی را‬ ‫دیدم دو طرفش دخترانش بودند‪ .‬این خانم یک قندشکن در دستش بود و‬ ‫مرتباً دست راستس را در هوا تکان میداد و با دخترانش از ته دل فریاد میزد‬ ‫زنده باد شاه‪ .‬صدای تیراندازی بسیار شدید بود و حتی مسلسلها هم یک‬ ‫آن ساکت نمیشدند‪ .‬نزدیک کاخ مرمر پدرم یک مغازه خیاطی از دوستانش‬ ‫بود مرا دست او سپرد‪ .‬خودش با همسایه‌مان با گفتن زنده باد شاه بصورت‬ ‫دویدن به اتفاق تعداد زیادی از مردم بطرف خانه دکتر مصدق روان شدند‪.‬‬ ‫ضمناً بعضی از رهگذران که از چهارراه شاه بپائین آمده بودند میگفتند تعداد‬ ‫زیادی از مردم نزدیک خانه دکتر مصدق بوسیله سربازان محافظ مصدق‬ ‫کشته شده‌اند‪ .‬من بسیار نگران ووحشت زده به انتظار نشسته بودم‪ .‬پس از‬ ‫نیم ساعت پدرم به اتفاق همسایه‌مان آمدند‪ .‬تیراندازی بکلی قطع شده بود‪.‬‬ ‫صاحب خیاطی پرسید نتیجه چی شد پدرم گفت مصدق با نردبان چوبی‬ ‫از راه پشت بام به منزل پشتی متواری شده و مردم خانه به خانه دنبال او‬ ‫هستند‪ .‬پدرم راجع به افراد کشته شده گفت خیلی زیاد کشته شدند حدودا ً‬ ‫‪ 30‬زن و دختر هم کشته شدند و نیروهای محافظ مصدق تسلیم مردم‬ ‫شدند و خانه مصدق توسط مردم غارت شد‪.‬‬ ‫خواننده گرامی سالهای زیادیست ارتجاع سرخ و سیاه دنباله رو گفته‬ ‫لنین نظریه پرداز کمونیستها که (هدف وسیله را توجیه میکند)‬ ‫اگر خوب دقت کنید بزبان ساده لنین به عده‌ای ابله وطن فروش میگوید‬ ‫برای رسیدن به هدف میتوانی دروغ بگویی‪ ،‬تهمت بزنی‪ ،‬قتل بکنی‪ ،‬تجاوز‬ ‫بکنی‪ ،‬خیانت بکنی‪ ،‬تا به هدفت برسی‪.‬‬ ‫از روزی که ارتش سرخ به ایران تجاوز کرده تا به امروز براستی که ارتجاع‬ ‫سرخ و سیاه دقیقاً خط فکری لنین را انجام داده و میدهند‪.‬‬ ‫نمونه‌اش دروغ بزرگی راجع به کودتای شکست خورده ‪ 25‬مرداد ‪1332‬‬ ‫و ‪ 28‬مرداد‬ ‫جریان از این قرار بود طبق قانون اساسی معتبر آن زمان پادشاه میتواند‬ ‫بهر دلیل نخست وزیر را برکنار کند‪ .‬زنده یاد آریامهر طبق همین قانون‬ ‫دکتر مصدق را از پست نخست وزیری برکنار میکند و بوسیله سرهنگ‬ ‫نصیری افسر گارد دم در منزل مصدق دستخط شاه تحویل مصدق میگردد‪.‬‬ ‫دکتر مصدق بجای اینکه از قانون تبعیت نماید دستور بازداشت سرهنگ‬ ‫نصیری و راننده‌اش را میدهد‪ .‬برای فریب مردم ایران به رادیو تهران دستور‬ ‫میدهد که پشت سر هم اعالمیه دولت را بخوانند که کودتا شکست خورده‬ ‫است‪ .‬آیا یک افسر که حتی هفت تیر هم نداشته با یک راننده میخواستند‬ ‫کودتا کنند؟‬ ‫الزم بیادآوریست پس از عزیمت اضطراری پادشاه به عراق گارد‬ ‫شاهنشاهی کام ً‬ ‫ال خلع سالح شده بودند‪.‬‬ ‫برای دومین بار آقای مصدق قانون اساسی را پایمال مینمایند‪.‬‬

‫هوطنان عزیز‬

‫در خاتمه برای اینکه عرایض بنده ثابت شود‪ ،‬از تمام گروههای‬ ‫چپ و جمهوری خواهان بپرسید اگر شما به تمامیت ارضی‬ ‫ایران معتقد بودیم چرا برای یک بار هم شده روز ‪ 21‬آذر ‪1332‬‬ ‫که بزرگترین رویداد ایران در دو قرن گذشته میباشد را به ملت‬ ‫تبریک نمیگوئید؟ و اص ً‬ ‫ال نامی از ‪ 21‬آذر در هیچ نشریه و رادیو و‬ ‫تلویزیون که مرتباً راجع بکودتای دروغین ‪ 28‬مرداد بخورد جوان‬ ‫میدهد‪ ،‬نمیبرند‪.‬‬ ‫هموطن خواهشمندم از کسی که مخالف نظام پادشاهی میباشد‬ ‫راجع به ‪ 21‬آذر سئوال کنید تا عرایض بنده به شما ثابت شود که‬ ‫تمام گروههای چپ دروغ میگویند‪.‬‬ ‫اسماعیل مقربی‬

‫نامه‌های رسیده‬

‫علی جلیلوند پاریس ـ فرانسه‬

‫با درود خدمت دست اندرکاران نشریه تریبون آزاد‬ ‫سوالی از شما داشتم درباره زمان انتشار نشریه چون من هر بار که به‬ ‫فروشگاههای ایرانی در پاریس میروم و از آنان هم سوال میکنم جواب‬ ‫کاملی نمیگیرم‪ .‬نشری تریبون آزاد را بسیار دوست دارم و بجرات تنها‬ ‫نشریه‌ای است که تابوهای متداول در بازار مطبوعات ایرانی را شکسته‬ ‫است و زمانی که مطالب آن را میخوانم‪ ،‬با تمام وجود حس میکنم از‬ ‫زبان و قلب من و حتی میلیونها ایرانی مانند من نوشته شده است‪.‬‬ ‫پاسخ سردبیر‪ :‬هموطن عزیز‪ ،‬نشریه تریبون آزاد ماهانه میباشد و‬ ‫توزیع آن در سراسر اروپا و متجاوز ‪ 250‬مرکز پخش ساده و آسان‬ ‫نیست وقتی نشریه دوشنبه در لندن توزیع میشود همان روز شرکت‬ ‫هزاران شماره نشریه را به آلمان میبرد و از شهر کلن توزیع میگردد‬ ‫و به شهرهای مختلف آلمان و همچنین کشورهای مختلف و بهمین‬ ‫دلیل زمان بیشتری می‌برد که نشریه بدست شما برسد و نباید فراموش‬ ‫کرد این مسیر ماهانه از آغاز هر شماره تا پایان آن مانند سفری پر از‬ ‫مشکالت و گرفتاریهای طاقت فرساست و بار مالی همیشه فشارش را‬ ‫چنان بر ما سنگین میکند که نفس کشیدن هم سخت میشود‪.‬‬ ‫جواد ناظر‪ ،‬سوئد‬

‫نشریه تریبون آزاد را از فروشگاه آقای احمد ایرانی چند شماره‬ ‫ای است میگیرم و فکر می کنم نشریه ای خاص میباشد‪ .‬در قدم‬ ‫اول شکستن تابوها و خط قرمزهای حکومت آخوندی است که شما‬ ‫با زیرکی و تیزهوشی روزنامه‌نگاری آن شکسته‌اید‪ .‬من به عنوان یک‬ ‫خواننده حرفه‌ای مطبوعات بخوبی این شیوه شما را فهمیدم و این در‬ ‫حالیست که حکومت آخوندی سه دهه است سرمایه گذاری سرشاری‬ ‫نموده است تا میان اپوزیسیون و مردم دیواری بکشد و صدها نشریه‬ ‫رنگ و وارنگ را وارد بازار کرده است تا هیچ نشریه‌ای یا پ یامی‬ ‫سیاسی ولی ملی و مستقل و سنت شکن به منازل مردم نرود ولی‬ ‫نشریه تریبون آزاد این سنت شکنی را کرده است‪.‬‬ ‫اما فکر می کنم نشریه تریبون آزاد کمبودهایی هم دارد که برای‬ ‫کامل شدن باید مسئولین نشریه در نظر بگیرند‪.‬‬ ‫‪ 1‬ـ تهیه گزارش و گفتگو‬ ‫‪ 2‬ـ مقاالت نویسندگان سرشناس برای نشریه تریبون آزاد‬ ‫‪ 3‬ـ مقاالت تحلیلی بر اساس مدارک و اسنادهای معتبر یا‬ ‫حتی افشاگری‪.‬‬ ‫این سه نکته به نظر من نشریه را پربارتر می نماید‪.‬‬ ‫کامران از آلمان‬

‫آقای سرابی مدیر مسئول نشریه تریبون آزاد در لندن‬ ‫در آغاز بگویم از توقف انتشار مجله رنگارنگ بسیار بسیار متاسف‬ ‫شدم چون رنگارنگ به نظر من بهترین و کاملترین نشریه ایرانیان در‬ ‫خارج از کشور بود و با کیفیت و زیبایی چاپش که واقعاً خواندنی و‬ ‫دیدنی بود‪ .‬البته میدانم دلیل آن هزینه گران چاپ بوده و بهمین دلیل‬ ‫به روزنامه‌ای روی آورده‌اید که دست مریزاد و با دست خالی‪.‬‬ ‫آقای سرابی در همین ایالت ما هر روز یک مجله و روزنامه سر و‬ ‫کله‌اش پیدا میشود و بدون شک همه آنها هم آبستن رژیمت هران‬ ‫هستند چون یکی دو نفرشان را خوب می‌شناسم آه نداشتند با ناله‬ ‫سودا کنند بیکباره صاحب دفتر و دستک و ماشین شده‌اند و نشریه‬ ‫چاپ می‌کنند!؟ و فکر می‌کنند مردم نمی‌دانند اینها از کجا تغذیه‬ ‫میشوند!؟ مانند کبک سرشان را کرده‌اند زیر برف!؟‬ ‫ژاله مهربانی‪ ،‬انگلستان‬

‫میخواستم به این آقای سرابی بگم به این آقای نوری‌زاده هر چی‬ ‫بیشتر حمله کردید حال و وضع ایشان که بهتر شد‪ .‬بارها در تلویزیون‬ ‫و مجله رنگارنگ نوشتی ایشان برای شما کار می‌کرده و حقوق بگیرتان‬ ‫بود ولی امروز صاحب شبکه‌ای تلویزیونی گرانقیمت و دهها کارمند‬ ‫شده است و شما هر روز در نشریه تریبون آزاد ناله می کنید کمک‬ ‫می‌خواهید! چه اشکالی دارد مدتی شما بروید برای ایشان کار کنید‪.‬‬ ‫البته اگر ایشان شما را بپذیرد!‬ ‫ربابه حسنی‪ ،‬لندن‬

‫نشریه تریبون آزاد را هر شماره می‌خوانم و احترام و عالقه‌ام به‬ ‫این نشریه بیشتر می‌شود و شماره نوروزتان پرصفحه‌تر هم شده بود‪.‬‬ ‫از اینکه از هنرمندان خوب کشورمان یاد می‌کنید بسیار خوب است‬ ‫اگر بخشی را هم اختصاص بدهید به زنان و مسائل آنها فکر می کنم‬ ‫عالقمندان زیادی دارد‪.‬‬


Turn static files into dynamic content formats.

Create a flipbook