درز یک پیام محرمانه خامنهای به احمدینژاد در یک جلسه خصوصی خامنهای خطاب به احمدینژاد :کاری نکن مثل بنیصدر با لباس زنانه فرار کنی!
تریبـون آزاد ،شمـاره شانردهم 15 ،خرداد1392
15می ، 2013بها در انگلستان 80پنس و در اروپا 1یورو Issue no 16. Friday 31 May 2013
محمود احمــدیژاد که به پایان دوره 8ســاله رئیس جمهوری خود نزدیک میشود و برای اینکه قدرت را در میان یاران خود حفظ کند و رحیم مشائی را به عنوان کاندیدای جدی این منایش فرمایشــی میخواهد بــه صحنه بیاورد که مشــائی از نظر خامنهای که خود را رهبر و همه کاره حکومت میداند حضور رحیم مشایی در حد و قواره حکومتی نیســت و چند بار به احمدی نژاد تذکر داده اســت که رحیم مشایی خیلی جلو ننداز ،ولی احمدی نژاد که میداند تا دو ماه دیگر رفتنی اســت زیاد حرفهای رهبرش را جــدی نگرفته اســت و کماکان به
حضــور رحیم مشــایی که پدرزن پسرش هم میباشــد پای فشاری مــی کند و از نظــر ولی نظام که خامنــه ای باشــد حرکت احمدی نــژاد نوعــی ســرپیچی و اطاعت نکردن از فرمانهای رهبری اســت و به همین دلیل در جلسه محرمانه روسای سه قوه به طور خصوصی به او میگوید :فراموش نکن اگر 8 ســال بر صندلی ریاست جمهوری نشستهای را با تائید و حمایت من بدســت آوردهای و باز هم فراموش نکن بنده در مقــام رهبری نظام و بعنوان ولی فقیه مسلمین میتوامن هر کــس را که تشــخیص دهم برخالف نظام و خط اسالم حرکت میکند عزل یا دستور مجازات او را صــادر کنم .این یکی دو ماه را هم بدون دردسر و حادثه آفرینی بگذران و کاری نکن مجبور شوی مثل بنی صدر با لباس و آرایش زنانه از ایران فرار کنی! در میــان چنــد تنــی از نزدیــکان
خصوصــی علــی خامنــهای که درجلســه حضور داشــته است و معتقد اســت تصاویر و حرفهای رهبر به احمدی نژاد از نظر امنیتی ضبط هم شــده است در محفل خانوادگی گفته است :احمدینژاد درمقابــل حرفهای آقا در حالی که ســرش پائین بود و با انگشتانش بازی میکرد فقط ســرش را تکان
میداد کــه معلوم نبــود از تائید حرفهای آقایاست یا منظورش این بوده که :خواهید دید! ولــی از ســوی دیگــر هاشــمی رفســجانی در دیــداری دیگــر و خصوصــی از علــی خامنــهای
خواسته است تا پایان انتخابات با احمدی نژاد مدارا کند و او را حتریک نکند و به خامنــهای یادآوری کرده که مواظب بعضــی از فرماندهان سپاه باشــد که تالش دارند پشت ســر خامنــهای پنهان شــوند و شــیطنت کنند تا اوضاع را برهم زنند. احمدینــژاد میدانــد کــه پس از برکناری از مقام ریاست جمهوری با چالشهای جدی روبرو خواهد بود که در آن دســتگیری فرزندان هم میتواند متصور باشــد .به همین دلیل او میخواهد با فرستادن رحیم مشــایی به صحنه بعنوان نامزد رئیس جمهوری و استفاده از روابط خود با جناحهائی از رژیم بتواند در سایه قدرت پدرزن پسرش در مقام رئیس جمهوری ســرپناهی داشته باشــد وگرنه چنان که احساس کند در این بازی شکســت خواهد خــورد و مغلوب علــی خامنهای و برادران الریجانی خواهد شد ممکن
کنفرانس های دکتر فرهنگ هالکوئی 4کنفرانس در 2روز در لندن شنبه و یکشنبه 6و 7جوالی شنبه 6جوالی از ساعت 2تا 5بعدازظهر: خودخواهی ،خوددوستی و عشق
یکشنبه 7جوالی از ساعت 2تا 5بعدازظهر: با خشم و عصبانیت خود و دیگران چه میتوان کرد؟
شنبه 6جوالی از ساعت 6تا 9بعدازظهر: روشنفکر و خردمند کیست؟
یکشنبه 7جوالی از ساعت 6تا 9بعدازظهر: نقش رابطه جنسی در شخصیت!
Loyola Hall, Heythrop College, 23 Kensington Square, London, W8 5HN
نزدیکترین ایستگاه اندرگراند:
اطالعات و رزرو کارت ورودی:
ورودی برای
هر کنفرانس 20پوند
High Street Kensington
لندن: 07796 888 444 لس آنجلس: 001 310 926 5026 www.drholakouee.com
در صورت موجود بودن جا می توانید کارت ورودی را در محل برنامه تهیه فرمائید
1392 خرداد15 - شمار ه شانزده
2 صفحه
.kÃGI¶oÎ ®ÅIe tIµU oÄp ÁI¿¹ÿ±U »I¶ ·IMp ÂwnIÎ ·HnI§µÀ IM I] »npn » oTzÃM ÂÀI¬A ÁHoM
0221 - 9247 133 s
Partner:
ºHoÄH ·I¹ö¼µÀ ÁHoM ½sÄ» þÃÿhU IM oÄp oLT÷¶ ÁI¿T¨o{ IM RoÎIv¶
Neumarkt 49 - 50667 Koln www.aeroplan.de info@aeroplan.de
Mauritiussteinweg - 50676 Mauritiussteinweg 116 116 - 50676 KölnKöln
شمار ه شانزده 15 -خرداد 1392
صفحه 3
LEMOGE CLINIC
کلینیک زیبایی
دکتر عباس شیرافکن ،دکتر ویلیامز و بیوتراپیستهای با سابقه
همه راهها به کلینیک لموژ ختم میشود ،می پرسید چرا؟ چون بهترین سرویس را با ارزانترین قیمت و بهداشتی ترین خدمات را به مشتریان خود عرضه می کند.
.
جهت هرگونه راهنمائی در زمینه های زیبایی و بهداشتی به کلینیک لموژ و دکتر عباس شیرافکن تماس بگیرید.
-1لیزر برای از بین بردن مو:
صورت از - £45زیر بغل از - £35چانه از - £ 20باالی لب از £ 20
بیکینی از - £ 45پا از - £ 99پشت گردن از - £30گونه ها از £30
-2تزریق بتاکس در ناحیه پیشانی و اطراف چشم ،اطراف دهان و کنار بینی برای از بین بردن چروک از £100به باال -بزرگ کردن لب £150 -3از بین بردن مویرگهای قرمز - £35الیه برداری پوست صورت جوان کردن پوست £35 -4تمیز کردن صورت از £16الی - £50کلیه درمانهای زیبایی الکترولیز -5الیه برداری پوست صورت £35 Contact Lens, Fresh look -6رنگی برای ایرانیان £10 -7جدیدترین مدلهای آرایش و رنگ مو -آرایش عروس پوت آپ
TATOO
با بهترین شادباشهای نوروزی فرارسیدن سال نو را به متامی هموطنان عزیز تبریک می گوید 020 73720044
020 73724433
Mon-Fri 9:30 – 7:00 Sat 9:00-6 :00 Sun 10:00-5:30
)191 Kilburn High Road London NW6 7HY (near Bingo
LEMOGE DENTAL CLINIC
کلینیک دندانپزشکی لموژ زیر نظر دکترحکیم و دکترآتنا
(با بیش از 12سال تجربه در لندن )
معاینه رایگان
Quality Dental care for all familly at affordable prices Free Consultation, Check up & X-Ray free of charge Filling £25 341 kilburn High Road NW6 7QB Extraction from £40 We look forward to welcoming you Crown & Denture from £150 to mak an appointment please contact on: Bridge from £150 02076256060 - 02076255500 Whitening from £120
لیزر موهای زائد گاهی اوقات خانمها یا آقایان به ما مراجعه میکنند و میگویند با اینکه روش اصالح خود را بهطور مکرر تغییر میدهند و امیدوارند با روش جدید ،مشکل جوش زدن به خاطر موهای زیرپوستیشان حل شود اما این اتفاق نمیافتد... به عنوان نمونه ،برخی مراجعان میگویند« :دکتر! مدتی است به جای اصالح کردن موهای زایدم با دستگاه اپیلیدی از تیغ استفاده میکنم اما همچنان موهایم زیرپوستی در میآید». متاسفانه باید بگویم که در بعضی خانمها و آقایان پس از چند بار اصالح موهای زاید ،چنین اتفاقی میافتد و راهحلی هم ندارد؛ به خصوص در ناحیه صورت و گردن .ولی اگر فرد بتواند پیش از اصالح با نوک سوزن ،سر موها را از پوست خارج کند ،جلوی جوش زدن را میگیرد. البته این کار بسیار مشکل است و ممکن است در اثر یک اشتباه کوچک، فرد به پوست خودش صدمه بزند .بنابراین بهترین درمان ،لیزر موهای زاید برای خانمهاست و در آقایان هم استفاده از داروهای خاص پیش و پس از اصالح تا حد زیادی جلوی اینگونه جوشها را میگیرد .نوع و تغییر روش اصالح اثر زیادی در بهبود جوشها ندارد. در ضمن لیزر کردن برای از بین بردن موهای زاید، محدودیت سنی ندارد و در دختر خانمهای جوان هم امکانپذیر است. در واقع ،مناسبترین روش برای از بین بردن موهای زاید ،همین لیزر است که موجب کاهش التهاب و
تورم ناحیه میشود .این روش اگر به وسیله فرد متخصص و ماهر انجام شود ،بهطوری که با توجه به انتخاب بیمار ،استفاده از دستگاه لیزر و پارامترهای لیزر متناسب با هر فرد و رعایت مراقبتهای پیش و پس از لیزر صورت گیرد، تقریبا یک روش درمانی بدون عارضه و موثر است. البته انجام الکترولیز هم چنانچه به وسیله تکنیسین ماهر و مسلط انجام شود، لک و جوشگاه به جای نمیگذارد و اگر درد آن از سوی بیمار قابلتحمل باشد ،با توجه به ارزان بودن، روش درمانی موثری است. به هر حال باید پذیرفت موهای فرورفته در پوست، یکی از شایعترین شکایات هنگام اصالح کردن است. اغلب آقایان هم به خصوص اگر پوستشان تیره باشد، چنین تجربه ناخوشایندی را داشتهاند .هر چه موهای شخص ،مجعدتر و خشنتر باشد ،امکان برگشتن نوک آن به عقب پس از اصالح و فرورفتن در پوست بیشتر است .در موارد دیگر، اصالح مکرر به فواصل کوتاه در جهت خالف رویش موها میتواند عامل این مشکل باشد .استفاده از ریشتراشهای دو تیغه باعث اعمال فشار بیشتر و قطع مو در یک حالت زاویه تنگ و تیز میشود .موهای تیز و دارای زاویه بسته بیشتر به حالت فرو رفته درمیآیند. اگر با وجود همه این مسایل هنوز از موهای فرورفته در پوست رنج میبرید ،با پزشک متخصص پوست ما مشورت کنید.
جراحی پالستیک و زیبایی
شمار ه شانزده 15 -خرداد 1392
صفحه 4
در غرب لندن
زیر نظر :دکتر جهانگیر تقی پور عضو کالج های سلطنتی جراحان انگلسی و اسکاتلند عضو هیأت ممتحنه امتحانات جراحی در کالج های سلطنتی جراحان بریتانیا و ایرلند با همکاری متخصصین جراحی پالستیک و کادر پاراپزشکی و زیبائی (بیوتراپیست ها)
برای کسب اطالعات بیشتر و مشاوره رایگان با شماره تلفن زیر تماس بگیرید
020 8868 0555
•انواع ماشینهای لیزر برای از بین بردن موهای راید بدن •لیزر لیپو ساکشن با تنگ کردن پوست •بزرگ و کوچک کردن سینه,باسن,گونه,چانه و ...بدون جراحی •جراحی پالستیک پلک چشم و ...تهت بی حسی موضعی •استفاده از چربی به عنوان جاگیرنده دایمی انواع دیگر
110 Marsh road, Pinner
شما می توانید در صورت داشتن شرایط الزم از وامهای بدونبهرهجهتجراحیهایزیباییخوداستفادهکنید
020 8868 0555
www.cosmeticsurgery-uk.com Middlesex, Greater London Email: info@cosmeticsurgery-uk.com HA5 5NA
شمار ه شانزده 15 -خرداد 1392
صفحه 5
نزدیک به چهل و چند سال است قلم مونس و همراه من است ولی 72 سال است به عنوان یک روزنامهنگار حرفهای مینویسم و شاید هزاران صفحه نوشته باشم .ولی خط ،سطر یا نوشتهای از من وجود ندارد که محتوای آن تغییری کرده باشد. حس من و قلم یک احساس مشترک است گویی او میداند در قلب ،روح و جان من چه میگذرد؟ او میداند هر آنچه را که مینویسم نقش گزارشگری هستم مسئول و متعهد در برابر کشور و منافع کشورم72 . سال است از خشم و کینه و نفرت ایرانیانی اصیل مینویسم .نسبت به حکومتی دست نشانده ،مزدور ،عرب تبار و ضد ایرانی ،البته برای ایرانیان اصیل نه هر درپتی بی هویتی که از نام مقدس ایران فقط فرصت طلبی و منفعت جویی میکند. ایرانی که خودش را مدیون و بدهکار کشورش میداند ،شب و روز غصه میخورد ،درد میکشد و تالش میکند بتواند کمکی به آزادی کشورش بنماید .او هرگز فکر نمیکند چه چیز بدست خواهد آورد او فقط در تالش است هر آنچه را که دارد در راه وطنش هزینه کند. وقتی انسانی میتواند حس و
از پای نیفتادگانیم درک و تشخیص داشته باشد که نسبت به هر چیز مشترکاتی داشته باشد .وقتی حرف از درد است باید طرف دردکشیده باشد تا حرف ترا بفهمد .وقتی از محرومیت حرف میزنی باید مخاطب تو ،محرومیت کشیده باشد! وقتی از وطن حرف میزنی روبروی تو باید معنای وطن و احساسات وطن پرستی را بشناسد. وقتی از گذشت و فداکاری حرف میزنی باید مقابلت کس یا کسانی باشند که بویی از درک این جمالت برده باشند و یا در کل زندگیشان تمرینی کرده باشند! همه بدبختیها همین جاست. به جماعتی اکثریت طرف هستی که خودش هم تکلیفش با خودش روشن نیست .میگوید دین دار است ولی معتقد به هیچیک از فرایض دینی نیست .میگوید انسان است ولی نشان از کردار ،گفتار و اندیشه انسانی در او نمیبینیم! میگوید ایرانی است و آرزوی آزادی کشورش را دارد ،ولی میبینی همه حرکات و رفتار و عملکردش در جهت تقویت و ماندگاری حکومت جنایتکاری است که ایران را ویران و ملتی را بدبخت کرده است. به همین دلیل میگویم باید با
شماره بعدی نشریه تریبون آزاد
اول ماه جوالی در سراسر اروپا منتشر
میگردد
جهت درج پیامهای آگهیهای خود
با دفتر مرکزی نشریه تریبون آزاد در
لندن هرچه زودتر تماس حاصل نمائید.
نشریهای آزاد
برای ایرانی آزاد و ایرانیان آزاده
زیر نظر شورای نویسندگان P.O.Box 2821, LONDON NW2 1DS Tel: 020 8208 0010 Email: rangarang_London@hotmail.com www.rangarang.co.uk
من نویسنده و این نوشتهها حس مشترکی باشد و گرنه برای آنانی که حس ارتباطی با من ندارند در پایانش شاید پوزخند و تمسخری باشد! آنان که شالق خوردند ،محرومیت کشیدهاند ،زندان رفتهاند ،تحقیر شدهاند ،سالمت و خانواده و جوانی خود را هزینه کردهاند ،چگونه میتوانند زبان مشترکی با کسانی داشته باشند که تنها و تنها در فکر عاقبت طلبی و سودجویی شخصی است و در هر شکلی خود را به آن قیافه میآراید؟ من درد خود را برای خود مینویسم و صدها بار میخوانم تا فراموش نکنم چقدر به کشورم و سرزمینم بدهکارم ،آنقدر مینویسم و میخوانم تا باور کنم همشکل دیگران نشدهام. آنقدر تاوان فشارهای روزمره زندگی را میدهم تا احساس کنم مظلومیت و محرومیت یعنی چه! از در و دیوار صدای آوار وحشتناک مشکالت مالی بر سر این نشریه میباید و گاهی نفس آن به شماره میافتد .ولی حس مقدس آزادی ایران دمای جادویی به پیکره ماست .ما خواهیم ماند .ما خواهیم نوشت .ما فریاد خواهیم زد. زنده باد آزادی زنده باد ایران برای من خارجی چه سخته
باورش .فوتبال بدون فرگوسن مزه ندارد .همانطور که در این شماره نوشتهام فوتبال یک مذهب است و میلیاردها انسان در سراسر جهان آن را پرستش میکنند و پیامبران مستطیل سبز را در قلب و روح خود جای میدهند .عشق پاک و مقدس انسانها به ورزش بخصوص به فوتبال، همه مرزهای جغرافیایی را برهم زده است .احساس و عواطف یک انسان افریقانشین همانقدر گرم و صادقانه و بیریاست نسبت به اسطورههایش همچون انسان اروپانشین یا آسیایی و ...از محرومترین قشر یک جامعه فقیر تا ثروتمندان انسانهای عالم همه و همه در برابر پرستش ستارگان فوتبال یکسان هستند .پله، مارادونا ،بابی چارلتون ،بکن باوئر، زیدان ،رونالدو ،مسی ،فن پرسی و ...اینان پیامبران قلب ملتهای جهان بوده و هستند و حاال یکی از این پیامبران بیتکرار فوتبال اعالم بازنشستگی میکند .خبر این خداحافظی همانقدر که برای من خارجی غمگین و سخت است حس مشترکی است با آن انگلیسی ساکن منچستر یا هر انسانی دیگر در جهان پهناور .چون یکی از پیامبران صاحب کتاب و کارنامه به تاریخ پیوست.
یک خبر مهم و تاثیرگذار در بازار تجارت و کسب و کار شما. تلویزیون جهانی پارس با همکاری نشریه تریبون آزاد در لندن به صاحبان تجارت و کسب و کار مژده میدهد که در یک بسته بندی تبلیغاتی جهانی ،شما میتوانید پیام آگهی خود را در 03ثانیه در 081 بار در ماه از طریق تلویزیون پارس و همراه یک صفحه کامل آگهی در نشریه تریبون آزاد با قیمتی باورنکردنی به منازل میلیونها فارسی زبان در سراسر
تصور فوتبال بدون پیرمرد لجوج و یک دنده اسکاتلندی چقدر غمناک است. 72سال بر تخت سلطنت منچستر یونایتد حکومت کرد. تختی که گاهی 72روز هم به هیچ مربی دیگری ممکن است وفادار نباشد .ولی او با غرور و افتخار جنگهای سرزمین سبز را پی در پی فتح کرد .سربازان تیمهای دیروز او ،امروز مربیان بزرگی شدهاند و حاال میخواهد به خانه برود و با نوههایش سرگرم باشد .نوهها و فرزندانی که سایه پدر و پدربزرگ را کمتر در خانه حس کردهاند ولی او پدر و پدربزرگ میلیونها نوجوان و جوان و میانسال و سالمند در سراسر جهان بوده است 72 .سال به میلیونها انسان لذت شیرین پیروزی را بخشیده است. به پا میخیریم و در برابرش کاله احترام از سر بر میداریم و میگوئیم سپاس مرد بیتکرار.
جهان ببرید. این یک فرصت طالیی و استثنایی است که تکرار شدنی نیست. منتظر چه هستید؟! تلفن را بردارید و از این فرصت مناسب جهت معرفی بیشتر کسب و کار خود استفاده کنید. دفتر مرکزی تلویزیون پارس و نشریه تریبون آزاد در لندن
(0044) 7875238544
تریبون آزاد هر دوشنبه در تلویزیون پارس با حضور محمود سرابی
هر شنبه ساعت 9شب به وقت لندن و 01شب در سراسر اروپا و 1 بعد از ظهر در سراسر آمریکا برنامه تریبون آزاد از لندن پخش میگردد. محمود سرابی مدیر و سردبیر نشریات رنگارنگ و تریبون آزاد هر دوشنبه نگاهی ویژه و افشاگرانه و روشنگر به مسائل و رویدادهای مختلف سیاسی ،اجتماعی ،تجاری و
ورزشی دارد. در چند برنامه گذشته محور سخن سرابی بر فعالیتهای رژیم اسالمی و گسیل نمایندگانش زیر پوشش تاسیس شرکتهای تجاری بوده است که اهداف آنان بر اساس چه فعالیتهایی بنا شده است .تأسیس تلویزیونهای 42ساعته ،نشریات ریز و درشت در اروپا ،مراکز فرهنگی،
هنری و ...که در این گردش برنامه، پولشویی حرف اول را میزند. عالقمندان به این برنامه میتوانند هر دوشنبه ساعت 9شب در انگلستان و 01شب در سراسر اروپا این برنامه را تماشا کنند و چنانچه سواالتی درباره این برنامه داشتند میتوانند با دفتر مرکزی در لندن تماس بگیرند.
رادیو جهانی اسرائیل و چهارشنبهها «جهان ورزش»
تریبون آزاد در قبال مطالب و مقاالتی که بهوسیله افراد دیگر نوشته میشود و هر چهارشنبه از رادیو جهانی اسرائیل برنامهای تحت فعالیتهای ورزشی در ایران دارد و هر هفته با افشاگری آگهیها مسئولیتی نمیپذیرد و چنانچه نام و اسامی افرادی برده میشود آنان نیز حق خواهند داشت که جوابیه و نظریات خود را بر اساس قانون مطبوعات برای ما عنوان «جهان ورزش» پخش میگردد .محمود سرابی و روشنگری پشت پرده ورزش مافیایی ،اطالعاتی رژیم را ارسال و ما نیز اقدام به چاپ آن خواهیم نمود. به عنوان کارشناس ورزشی در این برنامه نگاهی به برمال میکند.
شمار ه شانزده 15 -خرداد 1392
صفحه 6
رضا پهلوی :خواست ما برگزاری انتخابات آزاد است
واشنگتن پست امروز -جمعه سوم ماه مه -در گزارشی نوشت شاهزاده رضا پهلوی ،پسر شاه سابق ایران ،سخنگوی جنبش نوپایی است که به هدف برگزاری انتخابات آزاد و عادالنه و کارزار نافرمانی مدنی ،حکومت روحانیون ایران را به چالش می کشد. وی گفته است «حکومت بار دیگر می خواهند سیرک و نمایش دیگری به راه بیاندازد .این فرصتی برای به چالش کشیدن نظامی است که اگر برای ما راهی به جز سازماندهی کارزاری برای نافرمانی مدنی باقی نمی گذارد تا در نهایت این حکومت را به زور سرنگون کنیم». شاهزاده رضا پهلوی روز پنج شنبه در جمع حضار «شورای ملی ایرانیان» در پاریس گفته بود این شورا ده ها هزار هوادار دموکراسی داخل و خارج از ایران را گرد هم می آورد .او همچنین گفته بود این شورا خواهان «تحریم کامل» انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه
در ایران است و افزوده بود فقط تحریم «کافی نیست». آقای پهلوی که ٢٥سال دارد می گوید این شورا و وی قصد دارند تا بر اساس معیارهای بین المللی انتخابات آزاد و منصفانه در ایران برگزار کنند. «شورای ملی ایرانیان» در اولین کنگره هفته گذشته خود رضا پهلوی را به مقام سخنگوی خود برگزید .به نظر می رسد مجموعه ای از گروه های مخالف ایرانیان در تبعید دیدگاه های سیاسی این شورا را شکل می دهند و آقای پهلوی اصرار دارد که او ابزاری برای حمایت و یا تبلیغ از یک هدف و برنامه سیاسی خاص نیست. او می گوید «ما برای گفتگو در مورد ساختار یک حکومت این جا نیامده ایم ،این وظیفه ما نیست» .او افزود سازمان او مجموعه ای از احزاب سیاسی مختلفی است که از استقرار یک حکومت عرفی (سکوالر) حمایت می کند. شاهزاده رضا پهلوی گفت «ما خواهان احقاق حق خود برای برگزاری انتخابات آزاد در ایران هستیم و این شورا ،با کمک فعاالن داخل کشور و حمایت جامعه مهاجر خارج از کشور مسئولیت هماهنگی این کارزار را به عهده دارد». خبرگزاری آسوشیتدپرس می نویسد «ارزیابی تاثیر مخالفان حکومت (ایران) ،به ویژه ایرانیان در تبعید غیرممکن است و آقای پهلوی ادعا می کند که این شورا ثمره تماس افرادی همچون او با ایرانیان داخل و خارج از کشور است .این شورا ادعا کرده است که نیمی از بیش از بیست هزار نفری که منشور آن را از طریق اینترنت امضا کرده اند ،مقیم ایران هستند. وی از جامعه بین الملل خواسته است تا برای برگزاری انتخابات آزاد با این شورا هم صدا شود .او می گوید: برگزاری انتخابات باید با حضور ناظران بین المللی برگزار شود....فشارهای خارجی می توانند پویایی یک ملت را تغییر دهند. آقای پهلوی گفته است امروز قدرت های جهانی به طور عمده فقط بر فعالیت های اتمی ایران و ظن و گمان ها در مورد ساخت سالح های اتمی تهران تمرکز کرده اند؛ و تاکید کرده است در شرایطی که جهان در انتظار «تغییر رفتار» ایران است ،او و دیگر مخالفان حکومت اسالمی در پی استقرار یک حکومت جدید و دموکراتیک در ایران هستند
پشتیبانی از هم میهنان پناهجو
هم میهنان عزیز، دبیرخانه شاهزاده رضا پهلوی سی و اندی سال است که در راستای پشتیبانی از هم میهنان پناهجو و در کمال حسن نیت مبادرت به صدور تاییدیه جهت اخذ پناهندگی برای عزیزان پناهجو نموده است .اکنون بعد از سال ها به دلیل تغییر در انگیزه مهاجرت و پناهجویی ،برخورد ها و مسایلی پیش آمده است که دبیرخانه را با مشکالتی مواجه نموده است که نیاز به تجدید نظر در روند صدور تاییدیه احساس شده است .بدین روی از هم میهنان عزیز متقاضی درخواست می شود به نکات مشروحه زیر دقت نموده و قبل از تماس با این دبیرخانه مطمئن باشند که شرایط الزم را دارا می باشند: • پیش از تماس با این دبیرخانه درخواست پناهندگی به دفتر پناهندگان سازمان ملل داده و دارای شماره پرونده پناهندگی باشند .این دبیرخانه بدون شماره پرونده پناهندگی از دفتر پناهندگان سازمان ملل از صدور تاییدیه معذور است. • فرم ارسالی دبیرخانه را کامال تکمیل و مطمئن شوند که در بخش معرف ها ،دو فرد موجه و شناخته شده برای این دبیرخانه را در خارج از کشور به عنوان معرف ذکر کنند .اگر فرم فاقد نام معرف باشد ،این دبیرخانه از صدور تاییدیه معذور است. • همراه با فرم تکمیل شده ،مدارک الزم که مشخص کننده نوع فعالیت های متقاضی ودلیل عدم امکان بازگشت به ایران را توجیه نماید پیوست نمایند .نقص مدارک موجب عدم صدور تاییدیه خواهد شد. • از این تاریخ دبیرخانه شاهزاده رضا پهلوی ،به هیچ روی درخواست و مدارک ارسالی از طریق پست الکترونیکی را نخواهد پذیرفت و بر اساس آن تاییدیه صادر نخواهد کرد. • متقاضیان زمان الزم برای ارسال مدارک از طریق پست و دریافت تاییدیه را در نظر بگیرند و این عذر که در چند روز آینده دادگاه خواهند داشت و باید سریعا نامه را به دادگاه ارایه دهند از این پس پذیرفته نخواهد شد. * * * * * * * * هم چنین الزم به ذکر است که : • صدور تاییدیه یکی از بی شمار مسئولیت های این دبیرخانه می باشد ،و بطور معمول مدارک متقاضیان به محض رسیدن به این دبیرخانه بررسی واقدام به صدور تاییدیه می شود. • پیگیری دریافت و عدم دریافت مدارک و تاییدیه جز مسئولیت های این دبیرخانه نیست و دیرکرد دریافت مدارک بهر دلیلی می تواند باشد ،لذا از متقاضیان خواسته می شود که رعایت وقت مسئولین این دبیرخانه را بنمایند. در پایان از همکاری هم میهنان عزیز پناهجو سپاسگزاریم و مطمئنا با رعایت موارد فوق کارآیی این دبیرخانه را در تسریع روند صدور تاییدیه افزایش خواهند داد. با تالش برای آزادی ایران و ایرانی دبیرخانه شاهزاده رضا پهلوی
انجمن هنردر تبعید
بیانیه جبهه ملی ایران درباره انتخابات 1392بیانیه شماره ۱ جبهه ملی ایران هم میهنان گرامی، یکصد و اندی سال پیش ،ملت ایران ،در دورانی که در آسیا تنها پنج کشور مستقل و در آفریقا دو کشور در تعامالت سیاسی وقت مطرح بودند، انقالبی را برای رسیدن به آزادی ،عدالت اجتماعی و حکومت قانون ،زیر عنوان نظام مشروطه با پیروزی به ثمر رساند .ولی شوربختانه ،دو قدرت استعماری وقت ،پس از عهدنامه ،۷۰۹۱ناظر بر تقسیم ایران به مناطق نفوذ خود ،از آنجا که تحقق و شکوفایی و باروری ارزشهای مندرج در انقالب مشروطیت را در تعارض با منافع سیاسی وقت خود میدیدند ،بر آن شدند تا با ایجاد نفاق و اختالل ،و در نتیجه عقیم ساختن فرایند پویای انقالب ،آن را در یک مفهوم اسمی محدود نمایند و از اجرایی شدن هدفهای آن جلوگیری نمایند. در نتیجه ،جامعه ایران دوباره به گونه دیگری از نظام استبدادی دچار شد .پس از گذار از یک دوره استبدادی پرتالطم شانزده ساله ،که در آن نوسازی اداری ،اقتصادی و اجتماعی به شکلی ناموزون انجام گرفت ،ولی از نوسازی سیاسی مبتنی بر وجود سازمانهای مدنی ،حزبهای سیاسی ،مطبوعات آزاد ،و عملکرد مستقل مجلس شورای ملی ،و مهمتر و فراتر از همه انتخابات آزاد، جلوگیری شد .در نتیجه ،جامعه ما از آشنایی و تجربه و دمسازی با ارزشها ،اصول ،مضامین و مکانیسم های اجتماعی-سیاسی یک دموکراسی، یا یک فرهنگ دموکراسی ،محروم ماند .به این ترتیب ،جامعه ایرانی جز در مقاطع زمانی بسیار کوتاه دوران نهضت ملی شدن صنعت نفت و ۸۲ماه حکومت ملی دکتر محمد مصدق ،مانند گذشته با شکلهای متفاوتی از نظامهای استبدادی
اطالعیه دبیرخانه شاهزاده رضا پهلوی
دست به گریبان بوده است. اینک ،در شرایطی که جامعه با نابسامانی ها، نارسایی ها در عرصه اقتصادی ،اجتماعی ،سیاسی و پیامدهای نگران کننده آنها روبرو است ،و با توجه به آنکه رابطه تنگاتنگی میان روند تحوالت داخلی و روابط بین المللی وجود دارد ،بی شک چگونگی نحوه برگزاری انتخابات و فرآیند آن ،وقتی می تواند در برونرفت از تنگناها و بن بستهای موجود اثر گذار باشد که انجام آن در فضای باز سیاسی، از جمله آزادی همه زندانیان سیاسی ،عقیدتی ،و مطبوعاتی از یک سو و مشارکت سایر آگاهان و فعاالن سیاسی باورمند به ارزشهای ملی و آزادی های بنیادین و حقوق بشری ،صورت گیرد. جبهه ملی ایران در راستای پایبندی خود به آزادی ،مردم ساالری ،حقوق بشر و حکومت قانون ،از هر روندی که منتهی به خروج کشور از تنگاها و بن بست های اقتصادی ،سیاسی و اجتماعی موجود شود و همچنین تحقق بخش رفاه عمومی ،آزادیهای بنیادین ،توسعه اقتصادی پایدار ،اعتالی علمی و فرهنگی ،پیشرفت اجتماعی و احراز و ارتقای جایگاه شایسته ایران در صحنه بین المللی و حضور و شرکت موثر در تصمیم گیریهای منطقه ای و جهانی قویا ارج می نهد .ولی در حال حاضر ،با توجه به شرایط حاکم بر انتخابات ،از هیچ نامزدی پشتیبانی نمیکند. باشد که در این آزمایش سیاسی-اجتماعی پیش رو ،خردمندی ،واقع نگری و جهان بینی رهنما و رهنمون دست اندرکاران باشد. داود هرمیداس باوند سخنگوی جبهه ملی ایران 20اردیبهشت 1392
اعتصاب غذای مدیرهنری انجمن هنردرتبعید به آگاهی عزیزان میرسانیم که جواد دادستان مدیر هنری انجمن هنر در تبعید ،به اعتراض به حضور اصغر فرهادی نماینده ی رسمی سینمای جمهوری اسالمی در شصت و ششمین جشنواره سینمایی کن ،بی اعتناعی مسئولین این جشنواره به اعتراضات پیاپی و هرساله ی انجمن هنر در تبعید به حضوردائمی آرایشگران رﮊﻳم و تبعیضات آشکار و پنهان مسئولین فرهنگی وهنری فرانسه در مورد هنرمندان تبعیدی واقعی ایرانی ،یک اعتصاب غذای نامحدود را ازساعت یازده سه شنبه چهاردهم ماه مه 2013در مقابل ساختمان تلویزیون کانال پلوس در پاریس با سپاس از همه ی عزیزانی که از این اعتصاف غذا حمایت می کنند و به همه ی آن خارجه نشینان بی غم که اهمیت نقش اصغرفرهادی و دیگرتاجران کالهبردار فیلم سازشده درآرایش چهره ی رﮊیم را آگاهانه به هیچ می گیرند با این که به خوبی می دانندکه درایران هزاران هنرمند (با شرف) دیگر هم هستند که چون با جمهوری اسالمی راه نمی آیند از همه ی تسهیالتی که برای برخی کالهبردارهنرمند شده فراهم است،
محرومند ،انتقاد از باصطالح چند هنرمند خودفروش را هم عیب می دانند ،گویی هنرمند تافته ای جدا بافته است! و از ما هم انتظار دارند که به این گونه تاجران بی اخالق و بی پرنسیپ هنرمند شده برخوردی دوستانه داشته باشیم و با آنهاهمراهی کنیم. آیا این ها هیچ گاه برحسب اتفاق شنیده اندیا خوانده اند که پناه جویانی در کنار گوششان پس ازجواب رد کشورها به درخواست شان خودسوزی کرده اند؟ چه می شود اگر این دلسوزان سینمای رﮊیم یک لحظه خودشان را جای این پناه جویان بگزارند که حاضر نشده اند به ایران بازگردند و مرگ را در کشورهای غریب به بازگشت به دامان پر مهر و عطوفت ج.ا .که امثال فرهادی ،کیا رستمی وو راپرورانده ترجیح داده اند. این خانمها و آقایان فراری از جمهوری اسالمی که در تعطیالت دایمی شان مرض فراموشی هم گرفته اند چرا به جای تبلیغات برای محصوالت تبلیغاتی رﮊیم از هنرمندان تبعیدی واقعی دفاع نمی کنند؟؟ جواد دادستان مدیر انجمن هنر در تبعید (پاریس)
شماره بعدی نشریه تریبون آزاد اول ماه جوالی در سراسر
اروپا منتشر میگردد
جهت درج پیامهای آگهیهای خود با دفتر مرکزی نشریه
تریبون آزاد در لندن هرچه زودتر تماس حاصل نمائید.
(0044) 7875238544
شمار ه شانزده 15 -خرداد 1392
صفحه 7
اعطای تندیس دانیل میتران توسط مریم رجوی پاریس :مراسم اعطای تندیس نیم تنه دانیل میتران توسط خانم مریم رجوی پرزیدنت منتخب شورای ملی مقاومت ایران به بنیاد فرانس لیبرته در گرامیداشت دانیل میتران و ۰۳سال دوستی او با مقاومت ایران سخنرانی مریم رجوی در بنیاد دانیل میتران ـ فرانس لیبرته آقای ژیلبر میتران ،رییس بنیاد دانیل میتران -فرانس لیبرته اجازهبدهیدبهشمابهدلیلتضمیندرخشانریاستاینبنیاددرودبفرستم. دوستان عزیز! با خوشوقتی بسیار از حضور مجدد در فرانس لیبرته ،برای من بنیانگذار این بنیاد ،دانیل میتران ،مدافع بزرگ حقوق خلقهای سرکوب شده ،همانند یک خواهر بود. نمیتوان فراموش کرد که در سال ،۴۸۹۱وقتی که خمینی هر روز صدها عضو مجاهدین خلق را اعدام میکرد ،او برای دفاع از حقوق بشر ایران در کنار رهبر مقاومت ،مسعود ،حضور یافت. نمیتوان فراموش کرد که در سال ۷۸۹۱وقتی که پناهندگان ایرانی در فرانسه قربانی معامله شده و به گابن اخراج شدند ،او از خانوادههای آنها که اعتصاب غذا کرده بودند دیدار کرد تا حمایت خود نسبت به آنها ابراز نماید. نمیتوان فراموش کرد ،که ده سال پیش ،در ۷۱ژوئن ،۳۰۰۲وقتی که متحدان مالها و حامیان مماشاتگر آنها به ما در اورسوراواز حمله کردند ،او با چه شجاعتی دفاع از بیگناهان را در مقابل مطبوعات را بر عهده گرفت و با چه قدرتی با کارزار شیطان سازی مقابله کرد. آن روز ،این وجدان فرانسه بود که از طریق او سخن میگفت.
ساکنان اشرف و مردم ایران هرگز کلمات سرشار از عاطفه و درایت او برای دفاع از حق مقاومت رزمندگان آزادی در اشرف را فراموش نمیکنند. در آخرین پیام خود او نوشت” :دوستان عزیز مهربانم در اشرف ،فداکاری شما آینده را تدارک میبیند .این فقط قیمتی نیست که شما می پردازید، بلکه الگویی است که شما به سرکوب شدگان ارائه میکنید و پیام امید است که با خون خود خطاب به بشریت میدهید”. و االن ،دانیل عزیزم، ای کاش که اینجا بودی تا صدای دوستان اشرفیت را که در کمپ لیبرتی زندانی شده اند به گوشها میرساندی. آنها بصورت اجباری جابجا شده و از حقوق ابتدایی زندگی و درمانهای پزشکی محروم گشتهاند .و این باعث مرگ عدهیی از آنها شده است. به همین دلیل است که آنها خواهان یک بازگشت فوری به اشرف هستند که از یک امنیت نسبی در مقابل تهدیدات رژیم مالیان برخوردار است. این رژیم در یک بحران عمیق بسر میبرد و نمایش مسخره انتخاباتی باعث افزایش درگیری های درونی آن شده است. رفسنجانی که یکی از بنیانگذاران این دیکتاتوری است ،بر اساس دستور خامنهای از مسابقه ریاست جمهوری حذف شده و این امر که یک جراحی بزرگ در رأس حکومت مالهاست ،باعث یک تجزیه عمیق در این رژیم شده است. من مردم ایران را به تحریم کامل این انتخابات تقلبی فرا میخوانم و به دولتهای غربی باز هم هشدار میدهم که هرگونه معامله و مماشات با این رژیم منحصرا در خدمت سرکوب و کشتار مردم ایران ،مسابقه برای بدست آوردن سالح هسته ای ،صدور بنیادگرایی و تروریسم و تشدید جنگ در منطقه ـ مانند بحران سوریه ـ است. دوستان عزیز،
چریکهای فدایی خلق و بختک حزب توده خائن
امسال ناگهان حجم وسیعی از مطالب مختلف در مورد حزب توده تحت عنوان هفتادمین سالگرد تأسیس آن حزب منتشر شدند که مجموعهای از آن ها هم اکنون در صفحه ویژه سایت فارسی بیبیسی زیر نام "بررسی کارنامه حزب توده ایران" در دسترس است .هر چند که جریان سیاسیای که امروز به نام حزب توده شناخته میشود در شرایط کنونی کمترین وزنه سیاسی را داراست ،اما از آن جا که نام حزب توده اساساً با یک دوره از تاریخ مبارزاتی مردم ایران در دهه بیست و اوایل دهه سی در ایران گره خورده است همواره در ارتباط با این نام ،چه در جهت تحریف و قلب واقعیتهای مبارزاتی آن دوره و چه به منظور تجربه اندوزی از گذشته برای ساختن آینده، تالشهائی صورت میگیرد .این امر مسلماً در مورد مطالب اخیرا ً منتشر شده در بیبیسی نیز صادق است.
در باره آن مطالب از زاویهای میتوان گفت که در حالی که کم و بیش اطالعات درستی در میان آن ها وجود دارد ولی تا جائی که به موضوع نقد و بررسی و تحلیل واقعیت حزب توده در گذشته یا در حال حاضر بر میگردد ،برخورد در این نوشتهها در مجموع سطحی و ژورنالیستی است و از حد موضع گیری بر له و علیه حزب توده فراتر نرفته است .همچنین دیده میشود که در طی مطالب منتشر شده دست به تالش مجددی زده شده تا همچون گذشته (به طور برجسته قبل از آغاز مبارزه چریکهای فدائی خلق) کمونیسم و کمونیستها در ایران با توسل به رسوائیها و ننگها و خیانتهای حزب توده مورد تبلیغات منفی قرار گرفته و کوبیده شوند .عالوه بر این ها ،یک ایراد اصلی در مطالب مورد بحث ،قاطی کردن مرز بین حزب توده دهه بیست و سالهای اول دهه سی با حزب توده
سوپر دنا
SUPER DENA کلیه مایحتاج یک خانواده ایرانی را زیر یک سقف گرد آوری منوده است
مردم ایران و اشرفیها میدانند که در همه جای جهان ،مانند اینجا ،زنان و مردان آزادهیی هستند که در کنارشان قرار دارند. آنها میدانند که تنها نیستند و مشعل دانیل میتران همواره در دستان اعضای این بنیاد که با موفقیت بسیار در جای پای دانیل قدم برمیدارند می درخشد. مایلم از بنیاد فرانس لیبرته بهخصوص آقای ژیلبر میتران و آقای میشل جولی به خاطر حمایتشان از حقوق اشرفیها و مردم ایران تشکر کنم. مقاومت ایران مایل است به شما مجسمه دانیل میتران ،شیفته ابدی آزادی و بانوی اول مقاومت علیه بی عدالتی را تقدیم کند. بله این چهره تا ابد در قلبهای تمامی اعضای مقاومت ایران بهخصوص در اشرف و لیبرتی حک خواهد شد .همانگونه که بر قلبهای خلقهای تحت ستم در جهان حک شده است. از شما متشکرم
تغییر ماهیت داده بعدی میباشد؛ به گونهای که آن حزب توده که در میان نیروهای مردمی جا داشت با حزب توده کنونی که دارای ماهیت ارتجاعی و ضد خلقی است صرفاً به خاطر داشتن یک اسم واحد یکی گرفته شده است .مسلم است که این نوع برخورد با وقایع تاریخی و عدم تفکیک پدیدههای مشخص با ماهیتهای متفاوت و متضاد از یکدیگر -هر چند آن ها دارای یک اسم واحد بوده باشند -در فهم درست واقعیتهای تاریخی اخالل ایجاد نموده و مانع از درک درست و علمی وقایع و تجزیه و تحلیل آن ها و اخذ تجربه برای پیشبرد مبارزات کنونی و آینده میگردد .اهمیت این امر به خصوص در آن جاست که در سال های اخیر نشانههای روشنی از گرایش نسل جوان مبارز امروز ایران به کنکاش در تاریخ مبارزاتی نسل پیش از خود به منظور تجربه اندوزی از آن بروز یافته و به سرعت در حال گسترش است و لذا بسیار ضروری است که هم اطالعات درست از گذشته در اختیار این نسل قرار داده شود و هم کوشش شود با
شبهای خاطره انگیز و بیاد ماندنی خود را در فضای صمیمی و متفاوت رستوران کندو زنده کنید
تجزیه وتحلیل علمی و مارکسیستی مسایل تاریخی، نسل جوان مبارز ایران را در پیشبرد مبارزات خود در جهت رهائی مردم ایران از زیر سلطه دشمنانشان (امپریالیستها و رژیم جمهوری اسالمی) یاری رساند. نگارنده این سطور که در دهه چهل خود شاهد تاثیرات مخرب خیانت و رسوائیهای حزب توده در میان مردم بوده و همچنین بر زمینه تالشهائی که منجر به تشکیل چریکهای فدائی خلق شد در جریان برخورد انتقادی به گذشته حزب توده توسط کمونیستهای فدائی (در جهت از میان برداشتن بختک حزب توده از سر راه جنبش) قرار داشته، وظیفه بازگوئی مهمترین مسایل و نکات برجسته تاریخی در ارتباط با حزب توده ،شکل گیری جنبش نوین کمونیستی و کمونیستهای فدائی و تجزیه و تحلیل آن ها را درمقابل خود می بیند -که امید است نوشته زیر ضمن انجام این وظیفه در خدمت روشن کردن نقصهای عمده مطالب اخیرا ً منتشر شده در مورد حزب توده نیز قرار گیرد. اشرف دهقانی
رستوران کندو مناسبترین مکان برای برگذاری مراسم جشنها
و میهمانیهای شما
محصوالت ایرانی به صورت عمده و خرده
Tel: 020 85 66 93 60
6 Ashbourne Parade (On Hanger Lane Roundabout) London W5 3QS
Geöffnet: Mo - Do: 12:00 - 22:00 Fr, So: 12:00 - 23:00 Sa: 13:00 - 23:00 دوشنبه تا پنج شنبه از ظهر تا 10شب جمعه تا یکشنبه از ظهر تا 11شب شنبه از 1تا 11شب
Restaurant kandu Martinstraße 34, 40223 Düsseldorf
1579 1541
Tel: 0211
شمار ه شانزده 15 -خرداد 1392
صفحه 8
شهره با آلبوم تازه «اصرار» با استایل و آرایش تازه
شهره بعد از 3سال ،که دوستداران صدایش انتظار آلبوم تازه اش را می کشیدند ،جدیدترین آلبوم خود را با نام «اصرار» روانه بازار می کند. از شهره می پرسم چه هنرمندانی در تهیه این آلبوم تو را یاری داده اند و مسلما در شرایط کنونی که ارائه آلبوم ،درآمدی که بتواند جوابگوی هزینه های آن باشد ببار نمی آورد ،مسلما تهیه وارائه یک آلبوم جدید با هدف خاصی همراه است. شهره می گوید :آلبوم همیشه شناسنامه کاری یک خواننده است ،نمی توان خواننده فعالی بود ،به روی صحنه ها رفت ،ولی آلبوم جدیدی ارائه نداد ،اگر خیلی ها نام آن را فداکاری هنری می گذارند ولی من عقیده دارم هم شناسنامه کاری به حساب می آید و هم هدیه ای برای دوستداران خوب و مهربان درسراسر جهان که بدانند به خواسته هایشان توجه شده تا نفس های تازه ای را در صحنه ها احساس کنند. این آلبوم را من با همکاری هنرمندان جوان داخل ایران تهیه کردم ،گروهی ترانه سرا ،آهنگساز و تنظیم کننده که پر از چشمه های خروشان هنر هستند ،با خود کلی تازگی و تنوع می آورند و خوشبختانه با جنس صدای بیشتر خوانندگان هم آشنا هستند من 4ماه در ترکیه همه وقت خود را گذاشتم تا این هنرمندان جوان که از ایران آمده بودند ،همه 21شعر و آهنگ و تنظیم ها را آماده نمایند و من با آنها به استودیو رفتم ،ضبط کردم و آلبوم را آماده پخش نمودم. این هنرمندان را از کجا می شناسید ،چگونه با آنها ارتباط برقرار می کنی؟ من در طی هفته شاید ده ها ترانه و آهنگ از هنرمندان داخل به صورت ایمیل دریافت می کنم ،ولی خیلی از این آثار با فضای فکری من و جنس صدای من هماهنگی ندارد ولی از میان همین استعدادهای درخشان ،آثار زیبایی پیدا می شود که من برای این مجموعه 21اثر را برگزیدم و با چند هنرمند براستی نابغه آشنا شدم. این همکاری فقط در رشته ترانه و آهنگ بود؟ من چهار موزیک ویدیو هم در ترکیه با همکاری همین هنرمندان ساختم ،از جمله موزیک ویدیوی :فرشته ،پشیمونم، اینقدر دوستت دارم ،بیا تا برقصیم ،که همه با رگه های تازه ای از نوگرایی و احساس ویژه همراه است .من ترجیح می دهم در این شرایط نام هیچکدام از این دوستان هنرمند را نبرم چون می ترسم برایشان در ایران مشکالتی پیش آید. البته دلم می خواهد حادثه ای اتفاق بیفتد و شرایط فروش آلبوم ها پیش آید تا بتوانیم جوابگوی هنرمندان برجسته و با سابقه در خارج باشم.
. .
Apadana Restaurant
.
در جریان هستیم که مرتب به ترکیه می روی ،فعالیت هایی داری و دلبستگی هایی؟ من معموال 4ماه در سال را در ترکیه می گذراندم ،یک نایت کالب را در اختیار داشتم که هم خود و هم همکاران هنرمندم چون فرشید امین ،راستین و مایکل در آن برنامه اجرا کردند و همیشه مورد استقبال ایرانیان مسافر و مقیم ترکیه قرار گرفته است من فضای ترکیه را دوست دارم ،چون عاشق مردم آن و برخوردهای صمیمانه شان هستم و فرهنگ شان بسیار شبیه ایرانیان است ما که سالهاست از ایران دور هستیم ،در ترکیه خودمان را درون ایران احساس می کنیم. شنیدیم در ترکیه ،برای آواره ها و پناهندگان هم برنامه اجرا کردی؟ من همیشه در هر شرایطی به سراغ شان می رفتم ،خصوصا به یک کمپ که گروهی زیاد از بچه های همجنس گرا آنجا بودند ،همان ها که در ایران کلی اذیت شدند و در مسیر تازه هم بسیار ضربه خوردند ،درحالیکه این مسئله ژنتیکی است ،آنها به راستی گناهی ندارند ،که آن گونه ظالمانه با آنها برخورد شود. من در یک کنسرت مجانی برای حدود هزار نفر خواندم ،با مسئوالن سازمان ملل در آنجا همکاری کردم ،با سازمان های حقوق بشر و حمایت از پناهندگان دیدار کردم ،که برای من تجربه تازه ای بود وکلی به من آرامش بخشید .من در ترکیه یک شانس دیگر هم داشتم ،آن هم دیدار با خانواده ام بود 4 ،خواهر و برادرم را با خانواده هایشان مرتب دیدار می کردم ،خاطرات کودکی و نوجوانی ام را زنده می کردم. به دلیل برنامه های ترکیه و کنسرت هایت ،مرتب از لس آنجلس دور می افتی ،به نظرت شهر فرشته ها هیچ تغییراتی را به خود دیده است؟ شهر فرشته ها ،مثل هوایش مرتب در حال تغییر است، مردم عوض می شوند ،ولی جالب است بدانید که هنرمندان بر خالف سال های گذشته به هم نزدیک شده و رفاقت هایشان محکم شده است ،دیگر از آن رقابت های غیر حرفه ای و کینه توزانه خبری نیست ،فراز و نشیب های جامعه ،سختی های زندگی ،همه و همه کمک کرده تا هنرمندان بیشتر بهم دست رفاقت بدهند این نوید خوبی برای آینده جامعه هنری است. در طی این یکی دو سال اخیر ،کار همکاران خود را هم زیر نظر داشتی ،آیا از آنها کارهای خوب و قابل ارزشی شنیده ای؟ من به همه آلبوم ها و سینگل ها گوش می کنم ،همه شان زحمت می کشند ،در شرایط امروز کار تازه به بازار دادن ،براستی فداکاری و عشق به مردم می خواهد ،هرکسی با توجه به توانایی خود ،در میدان هنر فعالیت دارد.
. .
رستوران آپادانا
.
شهره که همیشه رک گو است ،این بار به قولی مالحظه کارانه و چرچیل وار جواب می دهد ،چرا؟ خودتان می دانید که من آدم خالص و بی شیله پیله ای هستم اگر از کسی دلخور باشم ،بالفاصله با او در میان می گذارم، حرف دلم را می زنم ،همین ها کمک می کند که من همیشه در آرامش زندگی کنم .بنابراین من با تعارف و خبر چینی حرف نمی زنم ،من با عشق به همکارانم نگاه می کنم خصوصا این روزها که در تدارک تشکیل یک انجمن هستیم. چه خوب شد ،این مسئله را پیش کشیدی ،این تالش صمیمانه به کجا کشیده؟ ما سال ها بود در این شهر زندگی می کردیم ،به فکر همه بودیم به جز خودمان ،ولی وقتی آن شب مراسم بزرگداشت طوفان را برگزار کردیم انگار به خود آمدیم ،وقتی هم طوفان رفت ،همه تکان خوردیم ،به آینده اندیشیدیم ،به بی پناهی هنرمندان ،به روزهای نه چندان روشن فردا ،همین سبب شد هنرمندان احساس کنند می توانند همه زیر یک سقف بیایند، می توانند هم صدا برای یک همکار قدمی بردارند ،بنظر من این انجمن که دارد پا می گیرد ،از همان رویداد نشئت می گیرد ،از همان شب بزرگداشت طوفان و سفر ابدی اش ،نشئت می گیرد. امیدوارم این همبستگی و رفاقت ،دوام یابد ،ما بتوانیم دست در دست هم ،برای آینده خود ،پیش بینی ها و پیشگیری ها ،راه های دوام و ماندگاری و راحتی خیال را فراهم سازیم.
.
با تشکر از سایت قدیمی ها
قنادی و خشکبار بهار و سوپر مارکت زمان
واقع در قلب کنزینگتون
و با كليه محصوالت ايرانى از قبيل شيرينيجات خوشمزه ،خشكبار ،
شمار ه شانزده 15 -خرداد 1392
صفحه 9
سازنده سریال تلویزیونی یوسف پیامبر
می گوید :سینمای ایران فاحشه خانه است آقای سلحشور در گفتگوی با پانا (خبرگزاری کانون دانش آموزی ایران) با انتقاد از تالش یک تهیه کننده سینما برای دعوت از آنجلینا جولی ،هنرپیشه پرآوازه هالیوود به ایران ،گفته بود" :آمدن آنجلینا جولی به ایران اتفاق خوبی است برای سینمایی که «فاحشهخانه» است .این سینما باید هم برای ادامه فعالیت خود فاحشه بینالمللی بیاورد. فرج اهلل سلحشور که سریال تلویزیونی یوسف پیامبر را ساخته است به خاطر دستبرد به نوشته اصلی این سریال که متعلق به شهاب الدین طاهری بوده در دادگاه محکوم هم میشود. سلحشور در مصاحبهای درباره سینمای جمهوری اسالمی اعالم میکند: سینمای ایران فاحشه خانه است؟ البته بسیاری از سینماگران بر او تاختهاند ولی سوال پیش میآید و باید از آقای سلحشور که خود را مذهبی و وابسته به حکومت والیت فقیه میداند پرسید :اگر سینمای ایران فاحشه خانه است ،صاحبخانه و داللهای محبت و ژتون فروشهای این فاحشه خانه چه کسانی هستند؟ غیر از این که نمایندگان ولی فقیه و سربازان گمنام امام زمان حکومت شما همه جا ناظرو حاضر هستند. شاید سلحشور در عمرش یک حرف درست هم زده باشد همین است ولی نه درباره
زنان سینماگر بلکه در کلیت حکومت اربابان ایشان که واقعا او میبایست می گفت حکومت والیت فقیه یعنی فاحشه خانه که مردهایش هم فاحشه هستند و برای قدرت و پول در بغل هر صاحب قدرتی میخوابند! مجلس و دولت، شورای مصلحت ،مجلس خبرگان ،وزارت اطالعات، سپاه و... فاحشه گان درباره علی یکدست بزم گرم کن حوزه علمیه مشهد هستند فاحشگی فیزیکی فقط نیست بلکه روح، روان ،تفکر و عمل مشتی اراذل و اوباش حکومتی است که همه چیزشان را به راحتی میفروشند .انسانیت ،شرف، وجدان ،احساس ،عاطفه، وطن ،هم وطن ...آری آقای سلحشور .اگر کلمه شما را تصحیح باید کرد که گفتهاید: سینمای ایران فاحشه خانه است .سینما را بردارید و بگوئید بارگاه والیت فقیه فاحشه خانه است .کام ً ال حق با شماست ما هم موافق هستیم.
لیال صالحی، صدای زن ممنوع ارتش فروهر نام گروه هنری جدیدی میباشد که در آن لیال صالحی با صدایی متفاوت و زیبا میخواند. لیال ترانهای با نام «صدای زن ممنوع» را خوانده است که دارای پیامی بسیار زیبا و تاثیرگذار میباشد و ما به همه ایرانیان توصیه میکنیم با استفاده از نام ترانه یا نام لیال صالحی آن را در یوتیوپ کوش کنند.
براستی چه باید نوشت؟
جمشید رضایی در تدارک کنسرتی بزرگ جمشید رضایی که سالهاست با گروه نغمه در صحنههای مختلف هنری ظاهر میشود و از معدود چهرههایی است که توانسته است بارها سالنهای خود را مملو از تماشاگر کند در تدارک آن است که با تجربیات گذشته و استفاده از فضا و امکانات فعلی کنسرت بزرگی را تدارک ببیند .احتماالً ممکن است در این کنسرت حضور چون اکبر گلپایگانی ،عهدیه، چهرههای دیگری هم گنجانده شهال سرشار به صحنه رفته شود. است و موفق عمل کرده است. ولی آنچه مهم است و دیکته جمشید رضایی که مدتی نوشته نشده غلط ندارد ،وقتی کم کار شده بود آن را فرصتی در صحنه حضور مییابی عنوان کرد که به مرور و مطالعه مورد قضاوت هم خواهی بود کارهای گذشته بپردازد و و مسلماً جمشید رضایی هم با ارزیابی و شناخت بهتر و از این قضیه بخوبی آگاهی بیشتری در صحنه ظاهر شود .دارد و بر همین اساس این بار جمشید رضایی طی چند میخواهد کاری متفاوت را به سال اخیر با هنرمندان بزرگی صحنه ببرد.
جمشید مشایخی در آلبوم کوروش بزرگ عکس سادهای است با تفسیرهایی متفاوت .تکلیف بهروز وثوقی و گلشیفته معلوم است .میماند آقای شجریان که ظاهرا ً در همین عکس خط قرمزهای رژیم را ظاهراً؟! زیر پا گذاشته است .عکس طاغوتیها و فاسدهای هنری از نظر رژیم .کراوات زدن و دستی بر شانه استاد شجریان؟ پیدا کنید پرتقال فروش را!
دستامو محکم تر بگیر
پویا آخرین آلبوم خود را به نام دستامو محکمتر بگیرد تقدیم دوستداران موزیک نموده است.
در آلبوم بنام کورش بزرگ ،جمشید مشایخی فرمان معروف کورش را در ابتدای این آلبوم مرور میکند و تکههایی را هم در قسمتهای مختلف از این آلبوم بیان مینماید. در این آلبوم ترانه کوروش بزرگ دانیل داور اجرا میکند.
شمار ه شانزده 15 -خرداد 1392
صفحه 10
یادداشتتلخناصر ملكمطيعي در فراق ايرج قادری
بودن من شرمندگی دارد وقتی رفقايم نيستند .از اينکه آنها يک به يک می روند و من می مانم .من می مانم که ديگر کسی را ندارم بلند شوم ،قصد ديدارش کنم و به خانه اش بروم .مرگ حق است و بايد راضی به رضای حق باشيم ،اما اين يک تسلی است برای قلب غمباری که دوستی عزيز را از دست داده است، برای دردی که تاسف شديدی به همراه دارد .اما ما تساليی داريم و آن احترام مردم است :مردمی که لطف دارند ،مهر دارند و به هنرمند عالقه مند هستند. ايرج را راه دوری به خاک سپردند :او را در غربت و به دور از ما در خاک گذاشتند .غربت فقط معنای خارج از کشور را ندارد. وقتی هنرمندی مثل قادری در سکوت به خاک سپرده می شود اين مفهوم غربت است .اما هنرمندان بايد سپاسگزار باشند که اگر کسی را ندارند ،مردم در کنار آنان هستند و می دانم اين مردم به ديدار ايرج می روند و غربت خاکسپاری او را به فراموشی می سپارند
یک انگلستان
فرهاد ،فریدون فروغیومازیار در اصل دق کردند
فرهاد اکثرا شب هایی که برنامه نداشت به خصوص بعد از انقالب -به من و یامن به او زنگ می زدم ،خدا رحمتش کند بسیار دل شکسته و خسته بود .فرهاد، فریدون فروغی و مازیار در اصل دق کردند این ها به صورت عادی نمردند ،بلکه کشته شدند و چه کسی این ها را کشته ،مردم باید خودشان تشخیص بدهند. مازیار دو سال پله های ارشاد را باال رفت تا یک آلبوم یا کنسرت بدهد ،به او اجازه ندادند بعد از اینکه فوت کرد عزیز شد و رادیو پیام اّهنگ های او را پخش می کرد و سی دی هایش در بازار راه یافت برای اینکه پولش را بخورند و به خود او ندهند، هنرمند در این مملکت باید روزگار خود را اینگونه طی کند؟ شما کدام هنرمندی را می شناسید که با جیب خالی کار کند و بشاش و شاد هم باشد ،این چیز وجود ندارد .دل من برای موسیقی کباب هست و خود من کباب شدم و فکر قدیمی ها را که می کنم دلم درد می گیرد .ما قبل از انقالب بازار خوبی داشتیم ،االن هم که کار می کنیم انگار نکردیم ،و پولش نه اّنچنان خوب هست و نه اّن ارزش گذشته را به ما می دهند ،مثل قدیم از کار لذت نمی برم. من با 7الی 8خواننده درجه یک در
يک لندن
ایران شروع به کار کردم ،بیش از 003 آهنگ و 4موسیقی فیلم دارم با اینکه 71 سال کار نکردم و بعد از اینکه اجازه گرفتم، فقط کار می کردم که سرم گرم باشد. به جوانان توصیه می کنم که اگر پاپ کار می کنند می توانند از دستگاه های ایرانی استفاده کنند همانطور که ما در گذشته این کار را می کردیم و به همین دلیل کار ما جذاب می شد و مردم دنبال می کردند ،نه اینکه یک چیزی که سیاه پوست خارجی از زندگی خود دلخور بوده و چیزی را به نام رپ به صورت اعتراض خوانده و همان را در ایران اّمدند فارسی کردند ،در صورتی که ادبیات ما کجا و آن کجا و موسیقی ما جلف بازی نیست. چند سال پیش مصاحبه ای داشتم
و گفتم :اگر من تجربه ای دارم و نتوانم موسیقی را به جوان امروزی بدهم، معلوم است که جوان امروزی چیزی به غلط یاد می گیرد ،من باید کار کنم که او برداشت کند ولی ما چگونه کار کنیم وقتی برای کار ما ارزش قائل نیستند و آن جوان ما در موسیقی هرز می رود و مقصر این سیاست گذاری غلط است که برای موسیقی صورت گرفته است .اگر ما در گذشته آهنگی برای خواننده ای می ساختیم چندین بار در تلویزیون ،رادیو و کنسرت ها مطرح می شد ،ولی امروزه خواننده بیسار خرج می کند و فقط یک بار در روی اّنتن پخش می شود و دیگر خداحافظ ،این مسئله به ضرر جوانان است.
نامى كه مى شناسيد و در عرض 30 سال به آن اطمينان داريد
همه روزه انواع شیرینیجات خشك و تر در قنادى رضا طبخ و به مشتریان عرضه مى شود
سوپرقنادى رضا عرضه کننده کلیه مایحتاج خانوادههای ایرانی با بهترین کیفیت و قیمت
345 High Street Kensington London W8 6NW Tel: 020 - 7603 0924
شمار ه شانزده 15 -خرداد 1392
صفحه 11
حادثه اتفاق می افتد ،اما شما نگران نباشید!
متخصصین ما خسارت وارده به شما را از طریق قانونی جبران میکنند
Accident Claims Experts
Car/Minicab Replacement Recovery & Storage Claims Highest Compensation Personal Injury Specialist Panel of Experts Solicitors
دریافت خسارت بیمه شخصی جایگزینی اتومبیل تصادفی با اتومبیل جدید دریافت باالترین خسارات بوسیله وکالی مجرب دریافت درآمد شما در مدت بیکاری و تصادف حمایت کردن از باال نرفتن بیمه شما
با خیال آسوده امور تصادفات خود را به ما بسپارید 0784412244
Fax: 02030063022
02030020074
Ace-br@lawyer.com
شمار ه شانزده 15 -خرداد 1392
صفحه 12
.
ازدواج ۱۱درصد مردان ایرانی با زنان بزرگتر از خود
آمارهای سازمان ثبت احوال ایران از سه ماه نخست سال گذشته نشان میدهد که در ۱۱درصد ازدواجها ،سن زنان بیش از مردان بوده است
از کل ۴۲۲هزار ازدواج که در بهار ۱۹۳۱ ثبت شده است ،حدود 25هزار مرد ایرانی با زنانی ازدواج کردهاند که یک تا 20سال از آنها بزرگتر بودهاند .از این میزان، اختالف سنی یک سال با حدود هشت هزار مورد ازدواج ،بیشترین تعداد بوده است و اختالف سنی 20سال با ۱۸۱مورد ازدواج ،کمترین فراوانی را داشته است. هرچند این آمار نسبت به مدت مشابه سال قبل آن فقط کمتر از یک درصد افزایش داشته ،اما بررسی آمار سازمان ثبت احوال از سال 1383نشان میدهد، به تدریج هر سال درصد مردانی که با زنان بزرگتر از خود ازدواج میکنند ،به نسبت سال قبل افزایش مییابد.مجید ابهری، توگو با خبرگزاری جامعهشناس ،در گف فارس ،علت افزایش تمایل ازدواج پسران با زنانی بزرگتر را مشکالت اقتصادی، باالرفتن قیمت مسکن و تورم میداند. استدالل جامعهشناسان برای توصیف این پدیده اجتماعی این است که مردان تمایل
گاراژ
دارند با دختران شاغلی ازدواج کنند که وضعیت مالی بهتری دارند مقامهای ایران در چند سال گذشته، بارها درباره افزایش سن ازدواج و کاهش تمایل جوانان به ازدواج هشدار دادهاند. در سال 1391ازدواجهای ثبت شده نسبت به سال قبل آن 10درصد کاهش داشته است.کاهش تمایل به ازدواج به طور متوسط بیشتر در روستاها ثبت شده است. به طوری که به گفته مدیران سازمان ثبت احوال ،در سال ،1391حدود 40درصد از میزان ثبت ازدواجها در روستاها کاسته شده است.مدیر دفتر آمار و اطالعات جمعیتی سازمان ثبت احوال ایران اسفندماه گذشته گفته بود ۱۱میلیون نفر، یعنی ۸۴درصد زنان و ۶۴درصد مردان در سن ازدواج هستند اما هرگز ازدواج نکردهاند.به گفته علی اکبر محزون۵۸ ، درصد مردان در فاصله 20تا 34سالگی و 85درصد زنان بین 15تا 29سالگی ازدواج میکنند.
با مدیریت استاد نوروزی کلیه
تلفن همراه چهل ساله شد
چهل سال پیش در روز سوم آوریل 14( 1973فروردین ،) 1352مردی به نام مارتین کوپر در حالی که از خیابان رد می شد ،دستگاه کوچکی را در دستش می فشرد که بعدها تاریخ بشریت را برای همیشه متحول کرد.این دستگاه نخستین تلفن دستی جهان بود و آقای کوپر گروهی خبرنگار را برای تماشای «اولین تماس عمومی با تلفن همراه» دعوت کرده بود .در آن زمان چنین ادعایی حتی برای نیویورکی ها هم عجیب و غریب می نمود .تلفن جدید نه فقط بی سبک هم سیم ،که کوچک و ُ بود ۰۱ ،اینچ ( ۴.۵۲سانتی متر ) طولش بود و ۵.۲پوند ( یک کیلو و ۴۳۱گرم) وزنش .سایت «دیلی بیست» در چهلمین سالگرد این روز تاریخی می نویسد :مارتین کوپر هم اکنون ۴۸سال سن دارد و کماکان در «دره سیلیکون» ( سیلیکون ولی ) قطب فن آوری جهان ،به کار مشغول است.این مخترع سالخورده که در ابتدای کار خود به عنوان مهندس در استخدام نیروی دریایی ایاالت متحده بود ،در سال 1952به شرکت موتوروال پیوست .کار آقای کوپر در این شرکت نصب پخش رادیو بر روی خودروها و فعال کردن بر روی نسخه اولیه پیجر مخصوص پزشکان بود. اواسط دهه 1960پلیس شیکاگو از کوپر دعوت کرد تا سامانه تلفن های سنگین و بدقواره درون خودروهای پلیس را اصالح کند، بعد از مدتی آزمایش ،کوپر نوعی میکروفون را به این سامانه افزود که به وسیله آن نیروهای پلیس میکروفونی کوچک را بر روی لباس خود وصل می کردند و در محدوده اطراف خودرو به سامانه ارتباطی پلیس دسترسی داشتند.
5روش طبیعی برای کاهش چین و چروک صورت
سفیده تخممرغ چند تا سفیده تخممرغ را داخل کاسهای کوچک ریخته ،هم بزنید .صورت خود را با آن ماساژ دهید .بگذارید 51دقیقه روی ی مانده ،خشک شود .با آب گرم صورت خود را بشویید و از آن باق جادوی جوانی ویتامینهای Bو سرشار Cبهرهمند شوید. روغن زیتون روغن زیتون طبیعی کمک میکند پوست شما نرم و انعطافپذیر باقی بماند .به آرامی چند قطره از آن را قبل از خواب روی صورت خود ماساژ دهید و با حولهای نرم آن را پاک کنید .بعد از خواب متوجه نرم و سالم به نظر رسیدن پوست خود خواهید شد. ماساژ چند دقیقه وقت بگذارید .لوسیون مورد عالقه خود را روی صورت ماساژ دهید .در مورد قسمتهایی مانند گردن ،زیر چشم و پیشانی بیشتر دقت کنید .میتوانید برای آرامش بیشتر و درمان به ماساژورهای ماهر که با نقاط حساس صورت و گردن آشنا هستند ،مراجعه کنید. میوه و سبزیجات میوه و سبزیجات تازه که سرشار از ویتامینهای Aو Dباشند، صورت شما را پرتر نشان میدهند .نوشیدن آب سبزیجات یا آبمیوه تازه به ترمیم پوست از داخل و شادابی آن کمک میکند. ب لیمو آ یک برش لیمو را روی چینو چروکها و خطوط ریز صورت خود ماساژ دهید .اسید لیمو کمک میکند پوست روشنتر به نظر ن و چروک را به تعویقاندازد .با کشیدن نفسی برسد و بروز چی عمیق از رایحه خوش مرکبات تازه بهرهمند شوید.
www.China-Consultants.biz
Mob : +86 137 571 734 11 tel (China): +86 571 866 999 80 ext: 8023
سرویسهای با استفاده از تجهیزات مدرن این مرکز مشکالت فنی اتومبیل خود را به راحتی رفع کرده و در هزینه های سنگین آن صرفه جوئی کنید )(Nantes
namayandegi FRANCE
mail box :fr@china-consultants.biz tel: +33(0)977199445 a.nouri@china-consultants.biz mob: +33(0)669084956
شمار ه شانزده 15 -خرداد 1392
صفحه 13
روانشناسی لباس پوشیدن سبز:
انتخاب رنگ سبز برای لباس معموالً نشان دهنده آن است که صاحبان آن, شخصیتی قوی و اراده ای باال دارند .در تصمیم گیری ها خیلی محکم عمل کرده و تا حدی خود رأی و مغرورند .این افراد اعتماد به نفس باالیی دارند و در کمک به دیگران پیشقدم می شوند.
آبی:
اکثر آبی پوشها دارای نگاهی عمیق بوده وشخصیتی حساس وشفاف دارند .این افراد به راحتی فکر و نظر خود را به دیگران منتقل می کنند و به همین نسبت شجاعت و جرأت ویژه ای هم از خودشان نشان می دهند .آنها زندگی را زیبا دیده و بیشترین تالش را برای استفاده بهینه از آن می کنند.
مشکی:
بیشتر اوقات انتخاب رنگ مشکی نشان دهنده آن است که این افراد انسانهایی رؤیایی هستند که در فضایی شاعرانه زندگی می کنند و در عین حال بسیار دست و دلبازند و تالش میکنند با هر آنچه دارند به کمک دیگران رفته و گرهی از مشکالت آنها باز کنند .آنها بسیار اجتماعی ،ظریف و ساده پسند هستند.
قهوه ای:
این افراد سمبل مهربانی و محبت هستند .برخی روان شناسان می گویند رنگ قهوه ای هر چه تیره تر باشد مهر ومحبت صاحبش بیشتر است .این افراد بسیار خونسردند و تقریباً هر چه را می خواهند به راحتی تصاحب می کنند .آنها در بدترین شرایط می توانند بهترین تصمیم ها را اتخاذ کنند.
خاکستری:
انتخاب رنگ خاکستری نشان دهنده این نکته است که این افراد معموالً شخصییتی آرام و با اعتماد به نفس دارند .هر چند روان شناسان میگویند افرادی که دل در گرو رنگ خاکستری دارند ,دو دسته هستند :یا از شخصیتی عصبی وانقالبی دارند وهمیشه به دنبال آرامش می گردند .آنها در مجموع انسانهایی سر سخت و سنگین دل هستند .نفوذ کردی برای همیشه در دلشان جای خواهی داشت.
سفید:
افرادی که لباسهای سفید را دوست دارند انسانهای خوش قلبی هستند و همیشه به دنبال دوست می گردند .این افراد معموالً از کودکی روی پای خود بزرگ شده و دوست ندارند به دیگران تکیه کنند .در موقعیت های کاری ,همیشه در حال ساختن نردبانی برای باال رفتن از آن هستند ,چرا که معتقدند از هر فرصتی باید استفاده کرد.
رنگهای روشن:
انتخاب این نوع رنگها ,نشان دهنده این است که این افراد بشدت سر شار از انرژی مثبت بوده و عشق و بالندگی را به اطراف خود پخش میکنند .دیدار با این افراد ,اگر چه ممکن است همیشه خوشایند نباشد ,اما بازگیری انرژی مثبت و سازنده از آنها می تواند بقیه روز را برای شما زیباتر ,دلچسب تر و قابل تحمل تر سازد.
لباس های تنگ:
افرادی که لباس های تنگ میپوشند عموماً افرادی مغرور و زود رنج اند .همچنین افرادی بسیار جذاب هستند .افرادی شایسته و معقول اند.
لباس های گشاد:
افرادی که لباس های گشاد میپوشند افرادی بخشنده هستند .به هیچ وجه حسود نبوده و دوستان زیادی دارند .فداکار و صادق نیز هستند.
لباس های تیره:
افرادی که لباس های تیره میپوشند عموماً افرادی خودخواه بود و بسیار خونسرد هستند .به ندرت عصبانی می شوند و سلیقه ی خوبی در انتخاب لباس دارند.
لباس های روشن:
افرادی که لباس های روشن میپوشند افرادی فداکار و صادق هستند .افرادی مهربان و شوخ طبع هستند و عاشق صلح و صفا و آرامش اند.
با سیستمهای ستالیت ما می توانید کانالهای ایرانی ،افغانی ،عربی، اروپایی و هندی را با دستگاه های دیجیتال دریافت نمایید
شمار ه شانزده 15 -خرداد 1392
صفحه 14
مهدی اخوان را سالهاست میشناسم و همیشه او را تحسین کردم چون سخت کوش و پرتالش در عرصه زندگی تاخت و تاز میکند .او از نسلی است که در زمان خود آموختهاند که باید از هیچ ،همه چیز ساخت. او بیکار نمینشیند در تجارت و کسب و کار یکی از فعالترین چهرههاست .در عرصه هنر بازی میکند ،مینویسد ،شعر میگوید، یک تنه همه جا حضور دارد و یک سالی است که بنیانگذار سندیکای هنرمندان و کانون دوستداران فرهنگ ایران شده است. اخوان را همیشه به عنوان چهرهای متفاوت و منحصر به فرد معرفی کردهام هر چند در جامعه ایرانی ماندگاری و دوام
مردی از تبار روزگاران ناب
کاری است سخت و مشکل .ولی او بیش از سه دهه حضور خود را ثابت نگهداشته است. از محدود ایرانیانی است که توانسته است در جامعه انگلیسی هم خود را مطرح سازد .در چند نمایش بزرگ و مهم به عنوان هنرپیشه اول حضور داشته است که بهترین نمونه آن در تئاتر سویس کاتج بود که بسیاری از انگلیسیها آرزو داشتند روزی در صحنه آن حضور یافند و مهدی اخوان به این مهم دست یافت .بارها تا مرز نهایی انتخابات شهرداری و نمایندگی مجلس انگلستان پیش رفته است و دوباره قصد شرکت فعال دارد. در 12مارس امسال روز اول فروردین و
بنیان گذار سندیکای هنرمندان و کانون دوستداران فرهنگ ایران
مهدی فرشچی
اولین مجموعه اشعار سروده خود رادر کتابی به نام مجموعه اشعار نوین چاپ و منتشر خواهد کرد و از کلیه شاعران دعوت میشود که گزیده اشعار خود را برای درج در مجموعه اشعار نوین با خط خوانا و یا تایپ شده برای ما به آدرس زیر ارسال دارند تا در مجموعه اشعار نوین چاپ و در دسترس عالقمندان قرار گیرد.
لطفاً تلفن و Emailخود را برای ما فرستید. 26 Queens Parade Frier Barnet Road London N11 3DA
Tel: 07930315175 Email: akfarshtchi@gmailco
نوروز ،در جشن باشکوهی که در هندون تاون هال برگذار شد و برگذار کننده آن شهرداری بارنت بود ،در میان نامزدهای فراوانی که از سوی مسئولین شهرداری بارنت برگزیده شده بودند تا عنوان پرافتخار عضو شایسته بارنت را به دست بیاورند ،در پایان سخنگوی شهرداری بارنت نام مهدی اخوان فرشچی را جهت دریافت گواهینامه شایستگی اعالم کرد و او برای دومین بار به چنین افتخاری دست یافت. مهدی اخوان مردی است با ویژگیهای خاص خودش که باید او را شناخت تا متوجه کاراکتر پیچیده او شد .از کاسبکاری سرسخت و بیگذشت بناگاه در قالب شاعری با احساساتی جلوه میکند از مردی که نشانههایی از سادگی و یکنواختی در ظاهرش دارد بناگاه در صحنه هنرپیشه چند چهره میشود که شما را حیرتزده میکند. او از نمونه مردان متفاوت نسلی است که دیگر کمیاب و نایاب شدهاند .او شناسنامه و تاریخها و زمان را به کناری نهاده است و هر روز فعالتر از روز قبل با انرژی و پراراده به دهها کار سرکشی میکند .هنوز تشنه یادگیری است در کالسهای مختلف آموزشی با شوق و اشتیاق شرکت میکند و اعتقاد دارد برای یادگیری هر آنچه بدانی کم است و برای نسل جوان الگویی فعال چون او میتواند تلنگری هشیارکننده باشد .بیش از یک سال است سندیکایی را به ثبت رسانده است و در تدارک هماهنگی و برنامهریزی برای هنرمندان و دوستداران فرهنگ ایران زمین است .ایدهها و فکرهای زیادی در سر دارد و میخواهد کتابی به چاپ برساند و
کارنامه مهدی اخوان
* شاگرد تئاتر و دانشجوی تئاتر سعدی تهران * هنرپیشه پیشکسوت تئاترهای تهران ـ پارس ـ تفکری * دبلور فیلمهای خارجی در ایران * عکاس مخصوص سندیکای هنرپیشه گان و هنرمندان فیلم ایرانی قبل از انقالب * مدیر و موسس استودیو گالری عکس اخوان در ایران * روزنامهنگار عضویت تحریر روزنامه تهران ژورنال وابسته به روزنامه اطالعات * مدیرعامل آژانس ستارگانی بر فراز آسمان جهت معرفی هنرمندان به تئاترها و استودیوهای فیلم برداری * بنیان گذار تروپ تئاتر هدایت و کالسهای تئاتر با همکاری زنده یاد پرویز بهرام در تهران * روزنامهنگار ـ نویسنده ـ نمایش نامه نویس و شاعر * نویسنده دو نمایشنامه و نقش آفرین دو کاراکتر اصلی که در تئاتر همستد در سوئیس کاتج در لندن با موفقیت به روی صحنه آمد * بازیگر و نقش آفرین یکی از کاراکترهای اصلی فیلم هیچستان که به زودی به روی اکران سینماها خواهد آمد * مدیرعامل بنیاد نیکوکاری کاسپین جهت حمایت از کودکان نیازمند * مدیرعامل مهدکودک و کودکستان نی نی متل در تهران * نویسنده نمایشنامههای خر در پوست شیر ـ مهریه ـ خان واال و مال نصرالدین در فرنگ که به زودی به روی صحنه توسط گروههای مختلف خواهد آمد * بنیانگذار و مدیرعامل کانون هنرمندان و دوستداران فرهنگ ایران
اشعار شعرایی را در آن بگنجاند که برای اولین بار شعرش در معرض دید عموم قرار خواهد گرفت تا بدین وسیله این کتاب شناسنامه هنری آنها باشد .او نام کتاب را مجموعه اشعار نوین نام نهاده است. او خطاطی هنرمند است و بسیاری از نوشتههایش را بدون تایپ کردن برای مراکز اداری هم ارسال میکند .قصد داریم در شماره آینده نشریه تریبون آزاد گفتگویی با او داشته باشیم زیرا میدانیم او حرفهایی بسیار جالب و شنیدنی دارد که هرگز فرصت بیان آنها را پیدا نکرده است زیرا مهدی اخوان یک کتاب قطور با فصلهایی جالب و خواندنی است .کسی که در 8دهه زندگیش از تئاترهای اللهزار و بازیگری و دوبلوری و عکاسی شروع میشود تا به افتخار دریافت لوح شایستگی در لندن و این قصه هنوز هم ادامه دارد و نباید فراموش کرد که در این مسیر پرهیاهو همه گاه یک یار و یاور درکنار او بوده است. خانم اخوان همسر ایشان که حمایت خود را هرگز از ایشان دریغ نکرد. وعده ما با شما در نشریه تریبون آزاد با مهدی اخوان فرشچی
کانون هنرمندان و دوستداران فرهنگ ایران
این کانون در سپتامبر 2012قانوناً در ثبت شرکتها به شماره 822061به ثبت رسیده است تا بتواند با همکاری و هم گامی کلیه دوستداران فرهنگ ایران و هنرمندان در کلیه رشتههای هنری مقیم انگلستان قدمهای مثبت و سازنده در پیشبرد هدفهای مثبت در راه شناسائی هنر و هنرمندان و فرهنگ ایران و شناسائی آن به ایرانیان و سایر ملل بردارد. این کانون تریبون آزاد کلیه هنردوستان و هنرمندان خواهد بود و در اجتماعات ماهیانه که کانون برگذار خواهد کرد با اعالم قبلی از هنرمندان و هنردوستان دعوت خواهد شد تا در اجتماعات کانون شرکت کنند.
اگر عالقمند به قبول مسئولیت در زمینهای در کانون هستید آمادگی خود و سوابق خود را برای ما بنویسید. خواهشمند است برای پیوستن به کانون فرم عضویت رایگان کانون را پر نموده و تحویل بدهید تا کارت عضویت رایگان شما صادر شده و تحویل شما در اجتماعات کانون بشود.
با تشکر مدیر کانون مهدی اخوان
شمار ه شانزده 15 -خرداد 1392
صفحه 15
اگر سهراب سپهری در زمان ما دانشجو بود..... FACE BOOKبــا جمعیتی متجاوز از پانصد میلیون ساکن یکی از بزرگترین کشورهای مجازی جهان است .در این جهان اینترنتی میلیونها ایرانی نیز ســاکن هســتند .نشــریه تریبــون آزاد در هــر شــماره تالش دارد گلچینی کوچک از نوشــته ها، نظریات و عقاید ایرانیان را برای شما گردآوری نماید که با هم می خوانیم. خواننــده گرامی شــما هــم ،قصه زندگــی خــود و یا دوســتان دور و نزدیکتان را برای ما ارسال کنید تا ما نیز آن را چاپ نمائیم
پناهنده سیاسی
می گویم :خوشحالم که به این زودی تقاضای پناهندگیت قبول شد و پناهنده سیاسی شدی .البد دالیلت خیلی قوی بوده و کارهایی که کردی رو اینا به عنوان فعالیتهای سیاسی مهم قبول کردن. می گوید :خوب آره دیگه .کیسم خیلی قوی بود. می گویم :آها! حاال اینجا دوستای خوبم پیدا کردی؟ می گوید :دوسه هفته بود که یکی دوست شده بودم .آدم خوبی بود ولی مجبور شدم ولش کنم و دیگه بهش زنگ نزنم. می گویم :ای بابا! چرا؟ رژیمی بود؟ می گوید :نه بابا رژیمی چیه؟ همش می خواست
*اهل دانشگاهم* *رشته ام عالفیست* *جیبهایم خالیست* *پدری دارم* *حسرتش یک شب خواب!* *دوستانی همه از دم ناباب* *و خدایی که مرا کرده جواب* *اهل دانشگاهم* *قبله ام استاد است* *جانمازم نمره!* *خوب میفهمم سهم آینده من بیکاریست* *من نمیدانم که چرا میگویند* *مرد تاجر خوب است و مهندس بیکار* *و چرا در وسط سفره ما مدرک نیست* *چشم ها را باید شست* *جور دیگر باید دید* *باید از مردم دانا ترسید!* *باید از قیمت دانش نالید!* *وبه آنها راجع به مسائل سیاسی حرف بزنه و منو هم مثل فهماند* *که من اینجا فهم را خودش سیاسی بکنه فهمیدم* *من به گور پدر علم و هنر خندیدم حسین پویا Klins Klinsmann
نگرانی آقای «نگهدار» از چيست؟
در اينکه آقای نگهدار طرفدار حفظ رژيم کنونی هستند شکی نيست .در واقع ايشان از معدود کسانی هستند که موضع سياسی خود در اسم خود حمل میکنند و جزو «نگهداران و حافظان» رژيم محسوب میشوند و همواره نيز نگرانی خود را از اينکه «مبادا اين رژيم سرنگون شود» به صور مختلف نشان داده و نقش «مشاور از راه دور» وزارت [*]... و نهادهای سياستگزار رژيم را بخوبی بازی کردهاند .اما طبيعی
هم هست که وقتی با چهرهای سياسی و کهن کار که ظاهرا ً از تهران گريخته و در لندن پناهنده است اما از «راه دور» به رژيمی که ياران خود او را درو کرده اينگونه عشق میورزد ،نمیتوانيم از طرح اين پرسش خودداری کنيم که دستمايه و گوهر اين عشق در چيست؟ و ايشان بر اساس اين عشق چرا اين مقاله را نوشته و اين آدرس عوضی را دا دهاند؟
اسماعيل نوری عال
استاد تصور می کنم این جا مغلطه ای هم صورت گرفته است .موضوع اصال ارمیا و گلشیفته و سلیقه متفاوت در پوشیدن لباس نیست .مسئله وجود یک کانال تلویزیونی است که بدون هیچ درآمدی برنامه ای چنین پر هزینه را برای سرگرم کردن جامعه ای که شما آنچنان تحلیلش می کنید تهیه و پخش می کند و بعد هم برنده را با رای 8میلیونی آن هم از ایران اعالم می کند .هرگز به این مسائل فکر کرده اید و اینکه 8میلیون دارنده تلفن در ایران به خود زحمت داده اند که به این کانال تلویزیونی زنگ بزنند و رای بدهند .واهلل اعلم
کمال خرسندی
مي گويند: به هنگام دفن جنازه ،اگر متوفي متولد دهه ی 06 خورشيدي ست ،قبرش را خيلي عميق تر حفر کنيد! مي پرسند :چرا؟ مي گويند: آخر مي دانيد ،اين نسل آرزوهاي زيادي براي به گور بردن با خودشان به همراه دارند!!!...
صدف سرابی
گوگوش چگونه از کشور خارج و به کدام کشور وبرای چه رفت؟
•رستورانی در کرویدن به ظرفیت 200نفر با دکراسیون مجلل و استتثنایی با لیز طوالنی واجاره کم با فروش هفته ای 8000پوند به قیمت 17000پوند بفروش می رسد با بدنبال شریک و سرمایه گذار می گردد .آشنایی و مهارت در کار رستوران دارای الویت قرار دارد. •رستوران در ناحیه فینچلی سنترال بدون سرقفلی با اجازه کم واگذار میشود. • Chicken Shopدر ناحیه شمال لندن North Finchley با کلیه وسایل و فروش هفتگی خوب به قیمت 50000پوند بفروش می رسد.
سایت تابناک وابسته به پاسدار محسن رضایی بدون آنکه بگوید گوگوش چگونه از کشور خارج و به کدام کشور وبرای چه رفت؟ یا چرا به وی مجوز خروج از کشور داده شد؟ یا گفته شود خروج وی در ر استای چه اهدافی بود؟ چرا آن موقع که وی خارج شد .همسر مسعود کیمیایی بود که معلوم شد همکاری هم با سعید امامی داشته است؟ از سوی دیگر بدون آنکه گفته شود برای چه رژیم فاشیستی مذهبی زن ستیز اجازه آزاد هنری به ویژه به زنان نمی دهد تا که هنرمندان زن مجبور شوند کشور را ترک نمایند تا بتوانند فعالیت هنری داشته باشند؟ مهمتر اینکه گفته نشده است که چرا آنقدر برنامه شبکه های تلویزیون پاسدار ضرغامی آزار دهنده وبی محتوا باتبلیغات ارتجاعی دروغ همراه با سانسور و ...می باشد که مردم روی به برنامه های ماهواره ای برون مرز آورده اند؟ بهر حال اکنون آکادمی هنری یا برپایی رقابت هنری که گوگوش در شبکه تلویزیونی ماهواره ای من وتو بر پا کرده است و جایزه ی هنری به یک خواننده محجبه ای داده است .البته از یک سو تبلیغ می شد که چون این خواننده با حجاب است پس هوادار مجاهدین است .از طرف دیگر سایت تابناک پاسدار رضایی حال فتوا داده است این نوع برخورد با دین یکی از انگلیسی ترین شیوه های برخورد با اعتقادات سایر ملل تلقی می شود که با حفظ پوسته و سطح دین نظیر حجاب مشکلی ندارد اما
به شدت پیگیر به تغییر تمامی الیه زیرین دین است .همچنین افزوده جایزه اول دادن به وی به واقع این پیغام غیرمستقیم برای تماشاچی ارسال شده است که می توان ظاهر دینی داشت و دیگر احکام را نیز رعایت نکرد و من باب مثال با حجاب بود اما رقاصه بود یا دست به شرب خمر زد یا مکرر دروغ گفت و خیانت کرد .این قرائت پرتناقض از دین ساده تر از کنار گذاشتن کامل دین مورد توجه قرار می گیرد و از این منظر در این برنامه نیز به صورت کام ً ال حساب شده ،چنین جمع بندی برای مخاطب پیش کشید .باالخره در پایان از موضع نماینده نه ملت که ایرانی شده و گفته است یا این برنامه با آمارهای غیرمنطقی رای دهندگانش یک طراحی ویژه را در پیش گرفته باشند ،هر انسان فاقد حداقل منطق می تواند درک کند که چنین پارادوکسی را نمی توان به مخاطب ایرانی ارائه کرد و توقع پذیرشش را داشت و برای عادی سازی چنین فتواهای تازه و من درآوردی ،نیاز به ده ها برنده محجبه دیگر در این سلسله برنامه هاست! ناگفته نماند که برای منتقد همچون حاکمان ایران مشکل زنان تن فروش که در میان شان زنان شوهر دار می باشند نیست، بلکه مشکل این خانم محجبه این است که چرا طبق اصول و فتوای آخوندهای حوزوی قم حامی ولی فقیه رعایت نکرده است؟
ی نسرین پازوک
شمار ه شانزده 15 -خرداد 1392
صفحه 16
مصاحبه اختصاصی با امیر برادران تهیه کننده و گزارشگر برنامه های ورزشی سرشناس امیر برادران تهیه کننده و گزارشگر برنامه ورزشی ،ورزش و مردم شبکه اول صدا و سیما در دهه شصت ،ورزشی نویس مجله دانش ورزش به سر دبیری حسین جباری ،کارشناس و تحلیگر مسائل فوتبال در شبکه بی بی سی فارسی و صدای آمریکا و همینطور تهیه کننده برنامه ورزشی آفساید در شبکه من و تو ،همه اینها کافی است تا پای صحبت های او بنشینیم تا از تجربه و آگاهی او در مورد فوتبال و رسانه های ورزشی آگاه شویم . آقای برادران ،شما تجربه کافی کار بارسانه های داخل و خارج از کشور را داشتید به عنوان اولین سئوال می خواستم نظر شما در باره رسانه های خارج از کشور بدانم ؟ رسانه های خارج از کشور را باید به دودسته تقسیم کرد: صدای امریکا و بی بی سی فارسی با بودجه های تقریبا 02 میلیون دالری در سال که زیر نظر دولتهای این دو کشور اداره می شود و دیگر رسانه ها که بطور رسمی مشخص نیست که بودجه آنان ازکجا تامین می شود و ظاهرا بسیاری از آنها با مشکالت زیاد مالی روبرو هستند.درمورد شبکه های بی بی سی فارسی یا صدای امریکا ،شما بعنوان بیننده درواقع تکلیفتان با این دو شبکه مشخص است که با سیاست های این کشور ها اداره می شود و توقع شما هم در همان حد است .چراکه در پس پرده سیاست و ارتباطی که با جمهوری اسالمی دارند خبر ها و برنامه های تولیدی خودشان را تنظیم می کنندو بقول معروف فتیله را باال و پایین می برنند و اینها بستگی دارد به منافع سیاسی شان که اگر تامین شود فتیله پایین میآید و اگر تامین نشود فتیله باال می رود! تاریخ نشان می دهد که سرویس جهانی بی بی سی در سال 1932میالدی آغازبه کار کرد که اول هم به نام "سرويس امپراطوري" معرفی شد .ديويد ميليبند وزير خارجه پيشين بريتانيا در وب سايت خود به نقش بي بي سي در کنار 150 سفارتخانه بريتانيا اشاره مي کند و مشخصا ً به تلويزيون فارسي و عربي زبان بي بي سي بعنوان اهرم نفوذ بريتانيا تاکيد کرده است .ديويد کامرون نخست وزير و ويليام هئيگ وزيرخارجه بريتانيا نيز مشخصا با اشاره به شورا يا مرکز فرهنگي بريتانيا ( )British Councilو سرويس جهاني بي بي سي ،از آنها بعنوان قدرت نرم بريتانيا در تاثيرگذاري افکار عمومي و ديپلماسي جهان ياد مي کنند .حتي وبالگ بانک جهاني به نقل ار جان سيمپسون گزارشگر معتبر و قديمي بي بي سي به نقش و رسالت دستگاه خبرپراکني بريتانيا در شکل گيري افکار عمومي مردم جهان سوم اذعان دارد .نقش صداي آمريکا نيز در بسياري از حوادث جهان از جمله قيام مردم مجارستان در سال 1956 ميالدي و يا ميدان تيانامن در چين و بخصوص تاثيرگذاري بر روي آمريکاي التين بر کسي پوشيده نيست. سئوال :درباره شبکه های دیگر و به عنوان مثال شبکه تلویزیونی من و تو که پول زیادی هم دارند و مانند بی بی سی و صدای امریکا ظاهرا وابسته به دو لتها هم نیستند، چه نظر ی دارید؟
این شبکه ها نیز به دو بخش تقسیم می شوند،
”
”
شبکه های لس آنجلسی در یک طرف و من و تو
خیلی پولدار در طرف دیگر!
مشکل بزرگ شبکه های لس آنجلسی اول مسئله مالی است و دوم نداشتن آدمهای کاردان که بیشتر در واقع کار تلویزیونی انجام نمیدهند .به عنوان مثال یک دوربین ثابت می گذارند و نزدیک به یک ساعت فقط حرف می زنند ! این کار تلویزیونی نیست و گیرایی هم ندارد و این سالهاست که تکرار می شود .اوایل همگی کار سیاسی می کردند و بعد هم به دسته های مختلف تقسیم شدند و گروهی فقط سیاسی و گروه دیگر به
دنبال موزیک و برنامه های تفریحی و روی هم رفته توفیق چندانی نداشتند. اما در مورد من و تو قضیه چیز دیگری است و متاسفانه تا به امروز حاميان مالي واقعي و دست اندرکاران پشت پرده شبکه من و تومعرفی و شناخته نشده اند .شبکه من و تو برای تهیه برنامه ظاهرا با شبکه انگليسي آي تي وي ( )ITVهمکاري دارد و بطور کلی باید بگویم که همه چیز این شبکه در هاله اي از ابهام براي بسياري از هموطنان قرار دارد .ضمن آنکه باید اشاره کنم در بخش "درباره ما" در سايت من و تو هيچگونه اشاره اي به اينکه "ما" کي هستيم و از کجا آمده ايم نشده است!!!!. سئوال :اما شما به مدت شش ماه در آنجا هم کار کردید ،آیا می توانید بیشتراز این شبکه ای که صاحبان آن بطور رسمی نا مشخص هستند ،بگویید ؟ من در آغاز همکاری با این شبکه احساس کردم که خط قرمزی وجود ندارد و کارهایی را هم که ارائه دادم خیلی مورد توجه قرار گرفت و اطرافیان مدیریت شبکه خیلی تحسین می کردند .همین باعث شد که بعد از چند ماه با من جلسه ای گذاشتند و گفتند که شما مسئول برنامه های ورزشی باشید و بعد از صحبت در باره مسائل مالی و زمانی که باید صرف شود کار را ادامه دادیم تا امکانات فنی هم آماده شود .اما در ادامه راه ،بعد از چند هفته یکباره 180درجه تغییر روش دادند و گفتند ما نمی توانیم با شما کار کنیم چون شما خیلی ریشه ای به مسائل نگاه می کنید و ما می خواهیم برنامه سرگرم کننده داشته باشیم!!! استنباط من از این اتفاقات این است که مدیران ظاهری این شبکه اختیاری از خود ندارند و صاحبان اصلی این شبکه در بیرون هستند .صاحبان پشت پرده پول فراوانی را سرمایه گذاری کرده اند و در پس آن فقط اهداف و خواسته های سیاسی قرار دارد .چرا که اگر دقت داشته باشیم این شبکه تلویزیونی هیچ در آمدی از آگهی های تجاری ندارد که همه می دانند در آمد هر شبکه تلویزیونی از این راه است .پرسش این است که وقتی یک تلویزیون مثل هر تلویزیون حرفه ای دارای آگهی و در آمدی از این راه نیست ،آیا می توان این شبکه را طبیعی و بدور از وابستگی های پشت پرده دانست؟ اداره کنندگان ظاهری شبکه << من وتو>> خانواده عباسی هستند که سالها در آمریکا زندگی کرده و تلویزیون آزادی را داشتند و به اصطالح مخالف جمهوری اسالمی بودند .اما یکشبه و ناگهانی و بدون هیچ دلیل مشخص این شبکه تعطیل می شود و مسئوالن آن ،شبکه اینترنتی << ببین تی وی >> را راه اندازی می کنند .کیوان عباسی مدیر حال حاضر شبکه من و تو ،مدتی هم برای امیر قاسمی در تلویزیون طپش کار میکرد و بعد از دوسال سر از لندن و مدیریت شبکه من و تو در می آورد! خانواده ای که سالها طرفدار پاد شاهی بودند و کیوان عباسی عضو کمپینی بود که چند سال پیش رضا پهلوی برای دمکراسی در ایران ایجاد کرده بود! اما جالب اینجاست که در این شبکه هیچ حرفی از فعالیت های سیاسی رضا پهلوی بر ضد جمهوری اسالمی عنوان نمی شود!! شنیده ها در مورد این شبکه تلویزیونی گویای این است که بعد از انتخابات سال 88و سرکوب مردم در داخل و همزمان با کم رنگ شدن نقش و قدرت هاشمی رفسنجانی ،پسر ارشد او مهدی هاشمی از ایران خارج می شود و به انگلستان میاید و مقامات انگلیسی ها هم با او صحبت می کنند. هاشمی رفسنجانی در جمع آخوند های حکومتی تنها آخوند سیاستمداری است که پیش و پس از انقالب اسالمی رابطه نزدیکی با انگلیسیها داشته و بنای جمهوری اسالمی را با کمک آنها گذاشته است .همچنین می شنویم که هاشمی رفسنجانی این روزها ظاهرا نقش کم رنگی در این نظام پیدا کرده است و انگیسیها می کوشند دو باره او را فعا ل کنند تا بتوانند نظام جمهوری اسالمی را نگه دارند. در این رهگذر گفته می شود که مهدی هاشمی با راهنمایی انگلیسیها سرمایه گذاری بزرگی را در کانادا را راه انداخته و حتی
اتوبانی را در این کشور ساخته و 200میلیون دالر را در اختیار دولت کانادا تحت عنوان سازمان خیریه و به اصطالح کارهای فرهنگی قرار داده است!! در راستای همین نقشه ها و در پوشش کارهای فرهنگی می بینیم که تلویزیون من و تو با بودجه کالن راه اندازی می شود، در این راستا باز هم می گویند که تلویزیونی با تفکر و اندیشه انگلیسیها .با کپی برداری از کانا ل های تلویزیونی این کشور، مانند آی تی وی و شبکه چهار در قالب <<من و تو >> شکل گرفته است تابرنامه هایی چون آکادمی گوگوش و بفرمائید شام روانه ایران شود و بگویند که مردم ایران دیگر از حرف های سیاسی خسته شده اند و فقط طالب برنامه های سرگرم کننده هستند !!نقشه ای بسیار فریبکارانه برای خاموش ساختن جنبش جوانان آزادی خواه ایران و آغاز راهی برای تحمیق افکار عمومی مردم و تزریق ابتذال به خانه ها و خانواده های ایرانی!! ضمن آنکه با فرستادن این برنامه ها می باید کاری کنند تا همگان باور داشته باشند که دیگر خبری از خیزش جوانان برای سرنگونی جمهوری اسالمی در کار نخواهد بود . واقعیت این است که این تفکر و برنامه ها در تلویزیون من و تو در حد خود موفق بوده و زمینه های پذیرش برنامه های مبتذ ل را تا آنجا فراهم ساخته اند که کانال های << من و تو ،جم تی وی،تی وی پرشیا>> فریبنده و منطبق با ذائقه های ارزان پسند از پر بینده ترین کانا ل های ماهواره ای در داخل ایران هستند. سئوال :برنامه ورزشی که بنام آفساید در تلویزیون من و تو شما تهیه می کردید ،االن به چه شکلی تهیه و پخش می شود؟ آن برنامه کال تعطیل شد و دیگر ادامه پیدا نکرد و کار عجیبی که خیلی هم سئوال برانگیز بود ،انجام شد این بود که تمام آن برنامه های تهیه شده را از روی یوتیوپ حذف کردند که اکنون غیر قابل دیدن است .جالب آنکه برای تهیه آن برنامه ها همین آقایان بسیار مرا تشویق کردند و حتی پیشنهاد اداره برنامه های ورزشی شبکه من و تو را به من دادند که گویا ناگهان به اصطالح از باال دستورآمد باید این برنامه برای همیشه قطع شود ! البته من از اوایل شروع کار ،هر برنامه را روی یوتیوپ می گذاشتم و به همین دلیل خوشبختانه تعداد زیادی از آن برنامه ها قابل دیدن است. سئوال:برخورد دیگر رسانه ها مثل بی بی سی فارسی و صدای امریکا با فوتبال چگونه بوده است؟ به اعتقاد من فوتبال در هر کشوری دارای نمایی از اوضاع و احوال سیاسی ،اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی آن کشور است .میدانیم که همه چیز از فردای انقالب اسالمی آمیخته و درست تر بگویم آلوده به مسائل سیاسی و امنیتی شد و از این رو فوتبال در جمهوری اسالمی سالهاست که سیاسی و امنیتی است . همین واقعیت انکار ناپذیر باعث شده که برخورد این رسانه ها همواره با توجه به شرایط سیاسی همراه با مالحظه کاری باشد
شمار ه شانزده 15 -خرداد 1392
صفحه 17
.از آنجا که چون این شبکه ها مستقل نیستند و اگر بخواهند با مسائل فوتبال به شکل واقعی وجدی برخورد کنند ،بدون شک باید از خط قرمز عبور کنند که هرگز از طرف دولت متبوعه به آنان چنین اجازه ای داده نمی شود .از این رو تمامی این رسانه ها هماهنگ و همراه با سیاست های داخل ایران به اجرا برنامه می پردازند .در واقع محتوا ی برنامه های ورزشی به ویژه فوتبال در این رسانه ها همان آشی است که جمهوری اسالمی پخته است و اینها هم آن را هم میزند!!! سئوال :شما می گویید که فوتبال در جمهوری اسالمی امنیتی است و همیشه هم روی این مسائل تا آنجا که من نوشته ها و برنامه های شما را خوانده و دیده ام ،تاکید داشته اید .چرا و چه اتفاقاتی افتاد که چنین برداشتی از فوتبال در جمهوری اسالمی دارید و فکر میکنید فوتبال و ورزش با سیاست ارتباط دارد ؟ من هیچوقت فوتبال و ورزش را جدا از کل شرایط جامعه نمی بینم. فراورده فوتبال و حاصل ورزش هر کشوری هویت و روح حاکم بر مدیریت آن جامعه را به نوعی نشان میدهد. مدیریت ورزش در ایران دو کار انجام می دهد :یکی این که ازدر آمد و پول نفت ریخت و پاش می کند و دیگر آنکه مسئوالن رژیم قهرمانان ورزشی و مدالهای آنان را خرج تبلیغات خود می کنند .در آخرین المپیک دیدیم که بیشترین مدال را تا این دوره بدست آوردیم و تک ستاره ها و خود ساخته های ورزش ما در رشته های انفرادی چون کشتی ،وزنه برداری و...... خوش درخشیدند و چگونه سران جمهوری اسالمی به این ستاره های ایرانی چسبیدند .در این رهگذر هنوز به یاد داریم که کشتی گیران و مربیان فرنگی تا چه اندازه از رفتار و سر و صدای حکومتی ها در خصوص تالش و درخشش آنان در المپیک دلگیر شدند ومربی بزرگی چون محمد بنا با آن همه عشق به شاگردان از صحنه بیرون رفت تا بیش از این تماشاگر نا حقی و تبلیغات فریب کارانه نباشد .در این جا برای آنکه بیشتر بدانیم که ورزش در جمهوری اسالمی تا کجا بدون ریشه و پایه است ،باید پرسید که چرا در مملکتی که سه میلیون نیروی مسلح دارد و برای کشوری که این همه آن و دریا دارد ،هیچ نشانی از یک تیرانداز شایسته و یک شناگر ارزشمند دیده نمی شود ؟ از نگاه کارشناس ورزش می توان گفت که مدال گرفتن ما در کشتی مثل مدال گرفتن جامائیکا یا سودان در دو سرعت و استقامت است. در هر آوردگاه ورزشی از مردم می خواهند که برای پیروزی و قهرمانی دعا کنند و در کنار آن همیشه از مردم انتظار صبر و اعتماد به مدیران دارند و از هر هزینه ای برای اجرا ی خواسته های مقامات حکومتی کوتاهی نمی کنند .اما این مردم در موقع شکست هم حق دارند گله مند باشند و پاسخ بخواهند! وقتی هیچکس پاسخگوی شکست های پی در پی در میدانهای بین المللی نیست ،مردم نا خواسته دچار بی تفاوتی و رخوت می شوند و گویی به شکست عادت می کنند که به راستی بدترین حالت برای یک ملت است. سئوال :به نظر شما فوتبال در بعد از انقالب با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی کشور چه حال و هوایی داشته ؟ نگاهی به فوتبال و ورزش در جمهوری اسالمی ،سه دوره را به ما نشان میدهد و یاد آوری میکند .دوره اول را می توان در دهه اول وزمان خمینی دانست که این دوره شامل درگیری های همه جانبه در ایران و زیر و رو شدن همه چیز بود که جنگ با عراق بیشتر از همه بر زندگی ایرانیها سایه انداخت .در دهه اول فوتبال در تقالی حفظ شکل و شمایل گذشته توسط قدیمها بود که فشار نفسگیر حکومتی های انقالبی سر انجام این تقال را از میان برداشت تا پس از یک دهه نیز هیچکس نداند فوتبال قرار است با چه شکل و فرمی اداره شود. با پایان یافتن جنگ ایران و عراق و به دنبال آن حیات خمینی ،زندگانی ایرانیها وارد دومین دوره در جمهوری اسالمی شد که فوتبال نیز چنین بود .در این دوره فوتبال بیش از گذشته باید در صحنه های بین المللی حضور می یافت و در این حال نظامی ها و امنیتی ها ی حکومت همراه با دیگر زمینه های اقتصادی و اجتماعی به فوتبال نیز ورود کردند .در دومین دهه می بینیم که سر و کله سردار های سپاه پاسداران در اینجا و آنجا ی فوتبال پیدا می شودکه شماری از آنان مثل مهدی تاج ،عزیز محمدی
و....هنوز هم همراه با بعدی ها به فوتبال چسبیده اند .در همین حال وزارت اطالعات جمهوری اسالمی با احساس جبر زمان و نیاز به تغییرات حتی ظاهری نیز خواسته یا نا خواسته به فوتبال نیز نظری ویژه نسبت به دیگر ورزشها پیدا کرد و کار را در اواسط دهه هفتاد خورشیدی به آنجا که بخشی خاص برای اهالی فوتبال در این وزرات خانه به راه انداخت. اگر روند جامعه ایران در حکومت اسالمی و بعد از انقالب رادنبال کنیم می بینیم که در سال 1998که تیم ملی فوتبال برای اولین بار بعد از انقالب به جام جهانی صعود کرد ،شرایط فوتبال کامال عوض شد .این زمان آغاز سومین دوره فوتبال در جمهوری اسالمی به حساب می آید که فشار های کنفدارسیون فوتبال آسیا باعث بود تا اعالم فوتبال حرفه ای شود .حاال در فوتبالی که به لحاظ امکانات و مدیریت حتی از آماتوری نیز پایین تر بود ،پولهای بی حساب و کتاب و بدون تناسب با ارزش و کیفیت بازیکنان به فوتبال سرازیر شد تا فساد و آلودگی همراه با تمام زمینه های دیگر بر فوتبال نیز سایه بیاندازد .در این دوره هر روز بیش از پیش فوتبال غرق در فساد و کثافت اخالقی و مالی بوده است و در چند سال گذشته گند کار تا آنجا در آمده که حتی عوامل و سازندگان این بساط ننگ آلود نیز برای فریب دیگران فریاد فوتبال فاسد سر داده اند . سئوال :آیا کسانی هم در فوتبال به عنوان بازیکن و مربی ایران سراغ دارید که نظرات متفاوت با دیگران داشته باشند ؟ در اینجا الزم میدانم اشاره ای به نظرات دو چهره خوش نام و شایسته از دو نسل فوتبال ایران داشته باشم تا بهتر بدانیم بر فوتبال ما چه گذشته و می گذرد.منصور خان امیر آصفی شخصیت استثنایی در فوتبال ایران گفته است : مشكالت فوتبال ملي ما آنقدر ابتدايي است كه نيازي به مطالعه تطبيقي و استفاده از كارشناسان متخصص ندارد!! این سخن منصور امیر آصفی کامال صحیح و منطقی است .فوتبال برای اداره کردنش و پیشرفتش قانون و ضوابط مشخصی دارد که در همه جای دنیا این کاررا انجام می دهند اما در حال حاضر در ایران زیر حکومت جمهوری اسالمی امکان پذیر نیست !! چون فوتبال یک مقوله کامال امنیتی است و قرار نیست که اساس پیشرفت فوتبال که باشگاه های خصوصی هستند در ایران انجام شود! سئوال :چرا باشگاه ها خصوصی نمی شوند ؟ چون اختیار آنها از دست دولت و حکومت خارج می شود!بزرگترین مشکل حال حاضر این پولهای بی حساب و کتابی است که برای کنترل فوتبال به آن وارد شده و در کنار آن انتصاب های سیاسی و دولتی و هیچ کس هم در بدنه مدیریتی جامعه پاسخگوی مسئولیتی که به عهده دارد ،نیست!روندی که از سال 1998توسط آدم های سیاسی در بدنه این حکومت پایه ریزی شد!! روز 8آذر 76را باید روز ملی فوتبال نام گذاشت روزی که مردم بعداز پیروزی بر استرالیا به خیابانها ریختند و غرور ملی خودشان را نشان دادند و نظام دیکتاتوری وایدئولوژیک در این روز حضور میلیونی مردم را یک خطر بزرگ احساس کرد! محمد خاکپور یکی از ستاره های آن نسل طالیی فوتبال بعد از انقالب در این مورد نظر جالبی دارد :احساسم این است که در سال 98یک اتفاقاتی در فوتبال و کشور افتاد که تصمیم گرفته شد فوتبال کنترل شود و از آن مسیری که حرکت میکرد مسیرش را تغییر داد .روزی که ما از استرالیا بردیم ،تمام مردم کشور در همه جا آمدند بیرون و یک احساس ملی داشتند و هیچکس نمیتواند این را انکار بکند ولی بعد از آن جریان این بیرون آمدنها بهانهای شد برای عدهای که بیایند بیرون و اعتراض کنند .این شد که یکسری تصمیماتی گرفته شد از
سوی مسئوالن که این را کنترل کنند و مسیر فوتبال را عوض کردند که آن احساس را برای مردم به وجود نیاورند. سئوال :در چنین فوتبالی معموال گزینش ها چگونه صورت می گیرد ؟ اگر به روند انتخاب مربیان نگاه کنیم به عنوان مثال :افشین قطبی با زد و بند های یک سری ظاهرا کارشناس فوتبال و روزنامه نگار ورزشی که نقش دالل را بازی می کردند و همنیطور شبکه های امنیتی و سیاسی به فوتبال ایران وارد شد و فضایی در رسانه ها بوجود آوردند که یک نوع قطبی گرایی بود ! که االن تبدیل شده به کی روش گرایی!! وقتی قطبی را داللها پیشنهاد دادند ،حبیب کاشانی که عضو تشکیالتی در وزارت اطالعات برای آدم های خارج از کشور است وارد عمل شد و به دوبی رفت و با قطبی گفتگو کرد وبعد از چند هفته او با سالم و صلوات ،انداختن پرچم جمهوری اسالمی بر دوشش که جنبه تبلیغاتی برای نظام داشت ،وارد ایران شد و بعداز مدتی هم روی نیمکت تیم ملی نشست وخودش هم بعد ها در حاشیه یک مصاحبه بعد از قهرمانی پرسپولیس در باره هاپولی شدن 100هزار دالر نا قابل از قراردادش توسط رسانه چی ها و خبرنگاران ،تیکه انداخت که معلوم نیست این سرقت مودبانه! در روز روشن متعلق به کدام جریان ژورنالیسم داللی در این دوره از ورزشی نویسی ایران است!
ادامه در صفحه بعد
شمار ه شانزده 15 -خرداد 1392
صفحه 18
تمامی مربیان که روی نیمکت تیم ملی به عنوان سرمربی نشستند از سال 1998با رفتن ایران برای اولین بار در پس از انقالب اسالمی به جام جهانی ،از کانا لهای سیاسی عبور کردند ! سئوال:جضور آدمهای سیاسی در فوتبال جمهوری اسالمی از چه زمانی آغاز شد؟ این بدعت را بطور رسمی رئیس جمهور وقت محمد خاتمی گذاشت و با آوردن صفایی فراهانی عمال و رسما پای آدم های سیاسی را به فوتبال باز کرد .با این کار در اولین قدم یک آدم فوتبالی و خوش نام چون منصور امیر آصفی که ثمره کارش در فدارسیون فوتبال یک مربی تاثیر گذار بنام اویچ بود را از صحنه فوتبال حذف کردند و به دنبال آن اویچ را هم اخراج کردند و با آوردن جالل طالبی می خواستند مانند قبل از انقالب که فوتبال ایران با یک مربی ایرانی( حشمت مهاجرانی) به جام جهانی رفت رونوشتی از آن هنگام داشته باشند! آمدن صفایی فراهانی و دستورات خاتمی به وزارتخانه ها برای دادن پول به فدارسیون فوتبال در واقع آغازتزریق پولهای بدون و حساب و کتاب دولتی به فوتبال بود که گفتیم همزمان با فشار های کنفدارسیون فوتبال آسیا برای حرفه ای کردن فوتبال ایران اتفاق افتاد . پولهایی که بعد از دوازده سال امروز وقتی در برنامه نود نظر خواهی در باره افت فوتبال ایران و شکست به لبنان صورت می گیرد 71درصد علت را همین پولها می دانند!! نا گفته نماند مربیانی هم که از آن زمان به تیم ملی آمدند ،همگی از کانال های امنیتی و سیاسی گذشته اند .محمد مایلی کهن که از طریق معاون وقت سازمان تربیت بدنی فائقی باهماهنگی وزارت اطالعات با یک تلفن مربی تیم ملی شد و رئیس فدارسیون وقت (داریوش مصطفوی )هم هیچ نقشی نداشت! و بعد هامصطفی تاجزاده از اعضای دولت اصالحات تائید کرد که سالها قبل گزارشی را درباره عملکرد مصطفوی به محمد خاتمی داده است .همین گزارش را سعید فائقی معاون وقت سازمان ورزش عامل اصلی برکناری داریوش مصطفوی میداند!! البته این گزارش به روزهای بعد از صعود تیم ملی به جام جهانی 1998برمیگردد و مصطفوی که بیاجازه (وزارت اطالعات )حکم برکناری مایلیکهن را هم صادر کرده بود به خوبی میدانست که دیگر جایی در فدراسیون نخواهد داشت!! این نکتهای بود که هاشمیطبا در مصاحبهاش با خبرآنالین بیآنکه مستقیما به زبان بیاورد ،تاییدش میکرد!! مربی دیگری چون علی دایی که با اطرفیان احمدی نژاد (مهرداد بذر پاش رئیس انجمن اسالمی دانشجویان ،رضا زاده و نماینده مردم اردبیل در مجلس)البی کرد مربی تیم ملی شد !! و این آخری هم کارلوس کی روش ،که بار اول جواب منفی داد
برای من خارجی چه سخته باورش .فوتبال بدون فرگوسن مزه ندارد .همانطور که در این شماره
با توجه به تجربه های سراسر تلخ و مردود در عمر 34ساله جمهوری اسالمی هرگز نمی توان با این رژیم ضد ارزشها به امید واری برای آینده دست یافت و این حکومت بارها و بارها نشان داده که به هیچ اصولی در هیچ زمینه ای پایبند نیست و فقط به خواسته ها و سلیقه های شخصی و در قالب نظام والیت مطلقه فقیه می اندیشد و عمل می کند.از این رو باور دارم که امید واری نه تنها در ورزش بلکه در کل جامعه ایران آن زمان وجود خواهد داشت که دیگر جمهوری اسالمی وجود نداشته باشد ! با سرنگونی این رژیم ویرانگر و خود کامه می توان همه چیز را از نو ساخت و مطمئن هستم با این نسل آگاه و بیدار امروز ایران می توان شاهد روزهای خوش و همدلی ملی بود که فوتبال و ورزش را بار دیگر در دوران افتخار و غرور به تماشا بنشینیم و ما نیز مثل مردم جهان از فوتبال به لذت برسیم. و چون آن جواب همزمان شده بود با تظاهرات مردم در خیابانها و بار منفی سیاسی برای رژیم داشت ،خود سیاسیون وارد عمل شدند و با دادن پول بیشتر رقمی نزدیک به 9میلیون دالر او را به ایران آوردند تا بگویند هیچ ربطی به تظاهرات مردم در خیابان نداشته است و او هم در اولین مصاحبه مطبوعاتی گفت:آمده ام که آرزو های شما را تحقق ببخشم و تیم را به جام جهانی ببرم!!حرفی کامال فریبنده و مشابه زمانی که افشین قطبی مصدر کار شد و حرف از قهرمانی در جام ملتهای آسیا زد.جامی که 37 سال است از آن بی نصیب هستیم و حتی در هیچ فینالی در جام ملتها هم حضور نداشتیم و ریشه های این ناکامی ها را باید در زمینه های مدیریتی جامعه در همه ابعاد آن دانست. سئوال :پس همه چیز با آمدن اصالح طلبان جنبه قانونی گرفت؟ دقیقا پولهای دولتی که االن مشکالت فراوانی در جامعه ایجاد کرده از زمان خاتمی و صفایی فراهانی به فوتبال وارد شد .در ابعاد وسیعتر نیز در تشکیالت ورزش و حتی کمیته ملی المپیک اتفاق افتاد که پیامد آن از دست دادن کرسی های بین المللی بود .دیگر نمونه بارز آن آمدن مهر علیزاده به ریاست سازمان تربیت بدنی ازسوی دولت اصالحات بود که باعث شد تا علی کفاشیان به کمیته المپیک برود و بدترین نتایج تاریخ المپیک را که فقط یک نقره و یک برنز بود در پکن رقم زدیم .علی کفاشیان با این کارنامه مردود مدیریتی رابه فدارسیون فوتبال آوردند تا روند شکست های فوتبال در تمام رده ها همچنان ادامه داشته باشد. سئوال:به عنوان آخرین سئوال آینده ورزش و به ویژه فوتبال را چگونه می بینی ؟
برای مرد اسکاتلندی
نوشتهام فوتبال یک مذهب است و میلیاردها انسان در سراسر جهان آن را پرستش میکنند و پیامبران
مستطیل سبز را در قلب و روح خود جای میدهند .عشق پاک و مقدس انسانها به ورزش بخصوص به فوتبال، همه مرزهای جغرافیایی را برهم زده است .احساس و عواطف یک انسان افریقانشین همانقدر گرم و صادقانه و بیریاست نسبت به اسطورههایش همچون انسان اروپانشین یا آسیایی و ...از محرومترین قشر یک جامعه فقیر تا ثروتمندان انسانهای عالم همه و همه در برابر پرستش ستارگان فوتبال یکسان هستند .پله ،مارادونا، بابی چارلتون ،بکن باوئر ،زیدان، رونالدو ،مسی ،فن پرسی و ...اینان پیامبران قلب ملتهای جهان بوده و
در پایان از امیر برادران تشکری داریم بخاطر حرف های صادقانه و روشنگرانه اش
هستند و حاال یکی از این پیامبران بیتکرار فوتبال اعالم بازنشستگی میکند .خبر این خداحافظی همانقدر که برای من خارجی غمگین و سخت است حس مشترکی است با آن انگلیسی ساکن منچستر یا هر انسانی دیگر در جهان پهناور .چون یکی از پیامبران صاحب کتاب و کارنامه به تاریخ پیوست .تصور فوتبال بدون پیرمرد لجوج و یک دنده اسکاتلندی چقدر غمناک است. 72سال بر تخت سلطنت منچستر یونایتد حکومت کرد .تختی که گاهی 72روز هم به هیچ مربی دیگری ممکن است وفادار نباشد .ولی او
با غرور و افتخار جنگهای سرزمین سبز را پی در پی فتح کرد .سربازان تیمهای دیروز او ،امروز مربیان بزرگی شدهاند و حاال میخواهد به خانه برود و با نوههایش سرگرم باشد .نوهها و فرزندانی که سایه پدر و پدربزرگ را کمتر در خانه حس کردهاند ولی او پدر و پدربزرگ میلیونها نوجوان و جوان و میانسال و سالمند در سراسر جهان بوده است 72 .سال به میلیونها انسان لذت شیرین پیروزی را بخشیده است .به پا میخیریم و در برابرش کاله احترام از سر بر میداریم و میگوئیم سپاس مرد بیتکرار. محمود سرابی
شمار ه شانزده 15 -خرداد 1392
صفحه 19
فرخ فروزین
در آغاز تسخیر ایران توسط نیروهای یورشگر ،بکلی و سپس با مرور زمان به ندرت کسی بخود اجازه داد که فکر کند و یا اظهار نماید که آنچه بر سر ایران و ملت ایران آمده در واقع چیزی در ردیف حملۀ اعراب در قرن هفتم میالدی و یا حداثل هجوم افغانها در آغاز قرن هجدهم و یا یورش استعمار در طول دو قرن اخیر است. با وجود همۀ شواهد عینی ،از قبیل پراکده شدن وحدت ملی و تباه شدن سرمایههای عظیم مادی و معنوی جامعه و انهدام کلیۀ نهادهای کارساز و مفید اجتماعی و نابودی اکثر موسسات بزرگ اقتصادی کشور و برهم خوردن طرحهای پرارزش آینده ساز در بخشهای صنعتی و علمی و اقتصاد ایران و هتک حیثیت بینالمللی ایرانیان ،که میتواند نمونههائی از تاثیرات انهدامی این هجوم بوده باشد ،معهذا هنوز برای خیلی از ایرانیها که مورد مغزشوئی شدید تبلیغاتی بودهاند قابل قبول نیست که ایران زمین مورد هجوم قرار گرفته و آنچه که در ایران رخ داده و انقالب به آن نام دادهاند در حقیقت جلوههای اجرای یک توطئه حساب شدۀ بین المللی است که با مشارکت فعاالنه قدرتها و سیاستهای بزرگ ضد ایرانی و نو و کهنه استعماری و عمال ایرانی آنها مورد اجراء واقع شده است. گروههائی از مردم و مخصوصاً نسل جوان ایران که تحت فشار تبلیغات همه جانبه و بسیار نیرومند و کارساز مورد مغزشوئی دائمی قرار گرفتهاند و متاسفانه اغلب آنها در این رابطه فقط آلت دست و وسیلۀ اجرای مقصود بودهاند ،نه عهدهدار رسالت انقالبی برای تکامل و بهروزی جامعۀ خود؟! اینها نمیدانند و نیز آیا نمیخواهند بدانند که :آخوندها اصالتاً ایرانی نیستند و اعراب تغییر محل دادهای هستند که برای نیل به این روز و شرایط بیش از هزار و سیصد سال کوشیدهاند تا قلب ماهیت دین اسالم و جعل و انتشار هزاران حدیث و روایت دروغ تا کنون راه دراز و پر از مکر و حیلهای را پیمودهاند ،استعمار کهنه و نو سیصد و پنجاه سال است مستعمرا ً با آخوندها شرکت غارت و چپاول و بدبختی ملت ایران تشکیل دادهاند و همکاری نزدیک دارند مدت یکصد سال برای پایه گذاری نهضتهای قالبی مذهبی در مراکز تحقیقاتی بزرگ انگلستان مطالعه و برنامه ریزی شده و محصوالتی از قبیل سید جمال الدین افغانی ،شیخ محمد عبده ،اقبال پاکستانی ،حسن البناء مصری ،مهندس مهدی بازرگان ،دکتر علی شریعتی ،دکتر ابراهیم یزدی ،عباس امیرانتظام ،مصطفی چمران ساوهای و ابوالحسن بنیصدر و مانند اینها داشته است. از زمانی که تحمیل شرایط اجباری از سوی قدرتهای بزرگ استعماری به رژیم ایران موجب شد تا گروههای مزدور و وطن فروش به طور جدی و با آزادی عمل بیشتر وارد در صحنه خرابکاری و آتش سوزی در نقاط مختلف ایران شوند ،دهها سینما و اماکن عمومی دیگر و منازل مردم و مغازهها و بانکها هدف غارت و آتشسوزی و خرابکاری و انفجار تروریستها و خرابکاران قرار گرفت و تعدادی افراد بیگناه قربانی این جنایات شدند .سینما
تسخیر ایران زمین رکس آبادان یکی از دهها سینمائی بود که در این روند مورد آتشسوزی واقع شد که در نتیجه این جنایت بینظیر صدها انسان بیگناه و بیخبر از همه جا در شعلههای بیامان آتش برشته شدهاند! تا راه اشغال ایران هموار گردد. همانطور که سران متفقین در جریان جنگ دوم در یالتا برای اشغال نظامی ایران توافق کردند و در سوم شهریور ایران به اشغال قوای متفقین درآمد بار دیگر در گوادولوپ همان توافق منتها به شکل دیگر و با به بکار بردن نیروی دیگر بین سران غرب به عمل آمد. ایران به برکت منابع سرشار زیرزمینی و مدیریت صحیح و رهبری دلسوزانه و مستقل و متکی بر نیازها و امکانات ایران زمین ،میرفت تا در سالهای نه چندان طوالنی ،بلکه خیلی زود به پنجمین قدرت نظامی ،اقتصادی و سیاسی جهان تبدیل شود و برای همیشه خود را از قید اسارتهای تحمیلی ابرقدرتها رها سازد و خود به صورت یک نیروی قابل محاسبه جهان عرض وجود کند .همۀ توطئهها و تحریکات و تبلیغات و سرانجام حمله و حوادث بهمن ماه 7531فقط به این جهت به ایران تحمیل گردید که چنین نشود و ملت ایران ترقی و تعالی را برای همیشه از یاد ببرد ،تا ایران به دوران تازهای از انحطات و اضمحالل و ویرانی و ملت ایران به مرحلۀ جدیدی از اسارت و عقب ماندگی و فقر و بدبختی برگردانیده شود و این همان مأموریتی است که عمال ارتجاع با استحمار مردم ،به نفع مقاصد استعمار انجام دادند و بسیاری موارد و حقایق دیگر که باید در خالل سخنهای فراوان و بحثهای طوالنی به آنها رسید و وارسید و روشن ساخت. تروریسم بینالمللی که سهم عمده را از جهت نظامی در به قدرت نشاندن آخوندها در ایران داشته و هم اکنون بر سر خوان یغمای تاراج ایران نشسته ،از بابت پرداخت حق سهم و مشارکت در غارت هم که شده ،در تمام جهان در تعقیب کسانی است که میخواهند گوشۀ پردهای از جنایات حکام غاصب ایران و شریکان آنها بردارند و لذا باید بی پروا در احوال و پیشینه گروهها و سازمانها و نیروها و شخصیتهائی که در نابود کردن ایران مشارکت داشتهاند مطالعه کنیم و ببینیم که آیا واقعاً آنها ملی بودهاند و مصالح ایران را میشناختهاند و برای حفظ این مصالح اقدام کردهاند و یا آنکه زیر بهانۀ ملی و آزادی و تامین استقالل و تکامل جامعه و شعارهائی همانند آن تن به رذالت و خیانت دادهاند. آخوندها در اصل اعراب فراری و مهاجر و مهاجم و سرگردان بودند که در آغاز و در نسلهای اولیه ،خانه به دوش و آواره و بیوطن بودهاند و برای مفاهیمی مانند وطن و میهن و ملیت نه ارزشی قایل بودند و نه هرگز خود را مقید به اینگونه تعلقات کردهاند .آخوندها مطمئناً در باطن هنوز هم به وطن عربی تعلق میورزند و با حیله گری گاهی از آن به نام مملکت اسالم یاد میکنند ،ولی چون قرنهاست از آن وطن نیز رانده و بریده شده، لذا بتدریج این یادمانده را نیز الاقل از نظر جغرافیائی از یاد برده و چنین است که در طول تاریخ بندرت دیده شده که آخوندها نسبت به میهن و ملت و دفاع از استقالل
مملکت و نوامیس ملی عالقهای نشان داده باشند و اگر گاهی اتفاق افتاد که در این باره حرفی زدهاند ،من باب تامین منافع و حفظ مصالح خودشان بوده است و شواهد فراوانی از ضدیت آخوندها با دانش آموزی مردم و مبارزه این جماعت خبیث با توسعۀ علم و فرهنگ در جاعه به دست آمده است .آخوندهای معمم و کالهی و همدستان خائن آنها (روشنفکران ملی و مذهبی) ضمن اینکه با تحریکات مستمر تخود از داخل و خارج ایران طی سالهای 65 و ،75دانشگاهها و مدارس کشور را به تعطیل کشانیدند و پس از سقوط ایران و نشستن بر مسند قدرت غاصب ،با گشاده دستی و آزادگی کامل ،بدست آن تحصیلکردههای دانشگاههای ایران و دانشگاه عظیم تهران، دست به انتقامجویی وحشیانهای از دانش و أانشگاه و دانشجو و دانشمند و فرهنگ ملی ایران زدند و آنچه را که طی سالها و با رنج بسیار بدست آمده بود یکباره نابود کردند، دانشگاهها را بکلی تعطیل کردند .سیستم تحصیل در مدارس ابتدائی و متوسطه را به شیوۀ مکتب خانهای برگردانیدند .مؤسسات آموزشی فنی و حرفهای را به نیستی کشانیدند و یا بالاستفاده ساختند .تعداد زیادی از بهترین دانشمندان ایران را تحت بهانههای گوناگون و مسخره به قتل رسانیدند و صدها برابر آنها را به سیاهچالهای زندان انداختند و هزاران مغز اندیشمند و پژوهشگر دانشگاهی را زیر نام اسالمی کردن تعلیم و تربیت و مبارزه با فرهنگ غربی و طاغوتی و ساواکی و امثال آن تصفیه و پاکسازی کردند و دانش آخوندها و آخوندکهای قم را کافی دانستند .نمیدانم امروز آن روشنفکر دینی ما که ستاد تغییر دانشگاهها را ریاست میکرد هنوز در همان باور است یا به علت اخراج تغییر عقیده داده است و در خلوت خلوصاش با ملوی ندامت را بر خود پذیرفته؟!! بیتردید آنچه ملت ما امروز تحت سلطه سیاه جمهوری اسالمی میکشد ،این هم خونهائی که بر زمین ریخته شده و میریزد، آن همه خسارات مادی و معنوی که میهن و مردم ایران تحمل کردهاند و میکنند و این لطمه عظیمی که به وحدت ملی و حیثیت بینالمللی و آینده ایران و ایرانی وارد آمده ومیآید نتیجه کار و کوشش همین روشنفکران تهی مغز و وطن فروشی است که هزاران البته به این بهای گزاف مشتشان نزد ملت ایران باز شده است. «آری ،ایران مادرهای خوب دارد و دشتهای دلپذیر و روشنفکران بد» وطن امروز اسیر دو سه تن بیوطن است انهدام وطن از نکبت این چند تن است این یک الشخور و آن دگری جغد سیاه این یکی مرده خور و آن دگر گورکن است آن شده پیشنماز چمن دانشگاه واقعاً قصه او قصه خر در چمن است حاکم شرع به حیوان عجیبی ماند که دمش گاو و تنش خوک و سرش کرگدن است روزگاری که وطن دست کفن دزدان است عجبی نیست اگر مرده ما بیکفن است
چاره ی کار
تب انتخابات آنقدر که گریبان احزاب...سازمانها و نیرو ها ی برون مرزی را گرفت مردم ایران را بخود مشغول نکرد...هنوز کلمه از دهان سران و سرسپرده گان رژیم اسالمی بیرون نیامده ...گرم گرم ،با حروف درشت ،و با تحلیل و تفسیر به گوش فارسی زبانان جهان می رسد ...و چون همه ،هم کمونیست هستند و هم سوسیالیست و هم پژوهشگر و هم شاعر وهم مقاله نویس و هم کنشگر اجتماعی و باالتر از همه روزنامه نگار و آن زیر ها*بفهمی ،نفهمی* کمی هم مسلمان...با گوشهای تیز و چشمهای باز ،دم تنور مخابرات دولت نشسته اند که نان گرم خبر را پیش از حریفان بربایند و شاگرد اول شوند.ملت اما ،بیخبر از سازش و بند و بست در حال دویدن به دنبا ل نان و کرایه خانه ...روز مرگی را زندگی نام می نهند و نه کیش را می شناسند و نه از گلگشت و تماشا و سیر و سفر وآسایش وامنییت نامی شنیده اند...مثل اسب عصاری گرد خویش می گردند تا مرگ آنان را از بند زندگی رها کند.آقای مشایی *همشهری من* همان قدر خاک توسری ست که آقای *رفسنجانی* همشهری شماست...قد بلند مشایی همان اندازه در سرنوشت مردم بی اهمیت است که قد کوتاه احمدی نژاد...من در هیچ انتخابی سانتیمتر ندارم...همه ی اینها سقف کشور را بر سر مردم آوار کرده اند... من اگر جای احمدی نژاد بودم خودم رییس جمهور مادام العمر می شدم و از کیسه ی مردم این همه آفتابه لگن نمی خریدم و میلیاردها تومان خرج انتصابات نمی کردم و آنقدر می ماندم که دمار از روزگار مردم برآورم تا روزی که مردم خودشان ....به دست خودشان ...بی واسطه ی من وتو چنان کنند که :کرد باید کار ...وگرنه این برود و آن بیاید در زندگی آنها تاثیری که ندارد هیچ آنها را کالف سر در گمی می کند که گره کور آن هرگز باز شدنی نیست. مینااسدی...شانزدهم ماه مه ...دو هزار و سیزده
مینا اسدی
صفحه 20
شمار ه شانزده 15 -خرداد 1392
بیاد او که هرگز یادش رهایت نمیکند تقدیم به خانم لقایی همسر و همراه ستار
در برگ ریزان دلگیر و غمناک آدمهای ناب قسمت سخت و دردناک آنجاست که یاد و خاطرهشان رهایت نمیکند .خیلیها میمیرند حتی نزدیکترین افراد خانواده و یا دوست و آشنا .مدتی کوتاه داغدار و عزادار هستی ولی به زندگی بر میگردی و آن مرگ میشود یادآور تکراری مانند همه مرگهای دیگر که در زندگی تجربه کردهاید. ولی وقتی صحبت از آدمهای ناب و اصیل میشود مشکل هم شروع میشود .او رفته و در آرامش ابدی آرمیده است ولی مشکل با من و ماست که نمیتوانیم رهایش کنیم. ستار لقایی از جمله انسانهای ناب و اصیل بود وقتی رفاقت میکرد تا حد غیرمتعارفی مایه میگذاشت و گاهی از آدمهایی درجه چندم هم تعاریف پرنمایی مینمود چون رفیق باز بود در خانه و مغازهاش به روی همه باز بود. بسیاری از کسانی که توانستند برای خودشان کارنامهای فرهنگی ،ادبی و هنری بسازند به لطف ستار لقایی با توصیهها و سفارشاتش بود .و مهمتر آنکه صدها کتاب برای همین افراد چاپ ،ویراستاری کرد تا شناسنامهشان باشد و گاهی پول کاغذ چاپ را هم نمیگرفت .از رفتن او هرچه بیشتر میگذرد جای خالیش بیشتر حس میشود. برای من که دوستی کوچک و برادری حرف شنو از او بودم این روزها بسیار دلگیر و غمناک میگذرد. حاال باید حال و روز خانم لقایی را حس کرد که چقدر سختتر میگذرد .سوژههای گمشده کتابی است با 7 قصه که ستار لقایی تقدیم به کسی کرده است که خودش در آغاز کتاب مینویسد. در مهربانی سلیس آفتاب با هم به صدای سبز باران رفتیم و خروش ققنوس وار موج را در لطافت غزل تجربه کردیم به رفیقم به شریکم جوجو و جوجو همان یاور همیشگی خانم لقایی عزیز است این مجموعه قصهها را از این شماره تقدیم شما میکنیم.
خورشید در قفس
مرد ژنده پوش آشفته مو ،به دکهدار گفت :آبجو ،باز هم آبجو ..و باز هم. دکهدار لیوانها را برداشت و سالنه سالنه رفت. «او» گفت :باز هم؟ مرد گفت :امشب ماه نیست... «او» با خونسردی گفت :بهتر. مرد گفت :جدی میگی؟ «او» پرسید :صاحب خونهات چی شد؟ مرد گفت :آمد بیرون... «او» گفت :بهش حسودیم شد .هم کشته ،هم قلبش رو خورده... مرد گفت :براهمینه که ازش میترسی؟ «او» جوابی ندارد .برگشت دخترها را نگاه کرد که پشت میز کنار پنجره نشسته بودند. دخترها پکی زدند زیر خنده« .او» گفت :امشب ماه نیست. مرد گفت :میخوای روشنش کنم؟ «او» گفت :محاقه. و به دخترها نگاه کرد. مرد گفت :برم دعوتشون کنم؟
«او» بدجنسی را که در چشمهای مرد آشفته مود خواند. غمگین شد .گفت :خسته شدی از من .میخوای گم شم. مرد گفت :نه ،اما باید قبول کنی که آدمهای دیگر هم میتونن باشن... «او» نگاهش را ،از مرد آشفته مو گرفت .آبجوش را تا ته نوشید .بعد به نقطهای نامعلوم خیره شد و گفت :پس میگی تقصیر خورشید بوده؟ مرد گفت :کی؟ «او» گفت :همون زنیکه ،صاحب خونهات. مرد گفت :هان! «او» گفت :اما تو هیچ وقت خورشیدرو خفه نکردی... مرد گفت :دیدی که خواستم بشکنمش ،دستم نرسید. «او» گفت :باید بریم باالتر... مرد گفت :باشه ،آبجوتو بنوش. «او» گفت :نه یه چیزی می خوام بخورم ،یه چیز دندون گیر. مرد پنجههای دو دستش را به درون موهای آشفتهاش فرو برد ،چنگ زد و آشفتهترشان کرد ،لبهایش را گزید و با هیجان گفت :مست بکنیم. ِ مست مست .امشب محاقه. «او» گفت: مرد گفت :باید یه آپارتمان ،توی یکی از اون ساختمون بلندا کریه کنیم .موافقی؟ «او» گفت :هوم! مرد گفت :اونوقت ،هر وقت بخوای میتونی اونو مثل یک تکه کاغذ ،توی مشتات مچاله کنی. «او» گفت :فایدهاش چی؟ یکی دیگه میسازن .پرنورتر... مرد به دکهدار گفت :آبجو بیار آقا ...باز هم آبجو. دخترها بلند شدند و رفتند« .او» با چشم دنبالشون کرد و برگشت طرف مرد آشفته مو .گفت :دیشب... مرد گفت :هنوز دلخوری/ «او» گفت :آخه... مرد گفت :دیدی که ...ول نمیکرد... «او» گفت :من ازت خواهش کردم در رو وا نکنی. مرد گفت :نمیشد. «او» گفت :زنیکه پدرسوخته... مرد گفت :باید قبول کنی ،بعضی وقتها... «او» گفت :قلب تو رو هم میخوره... مرد گفت :من مواظبم .مطمئن باش .کارش که تموم شد، خودش میره... «او» گفت :آپارتمان رو بگیر ...آخرین طبقه اون ساختمون بلندا. و با انگشت جهتی را نشان داد .میز دوباره پر شده بود از لیوانهای خالی. مرد گفت :میگیریم .پاشو بریم. «او» گفت :کجا؟ مرد گفت :زیر زمین... «او» گفت :عرق خوری؟ * * * مرد ،موهای آشفتهاش را با دست از روی پیشانی عقب زد و گفت :آره عرق بیار .بچین رو میز گوش تا گوش. پیرمرد خندید ،با حوله روی میز را پاک کرد و دور شد. «او» گفت :اینجارو دوست دارم. مرد گفت :واسه اینکه ته زمینه .شاید! «او» گفت :یا باالی بلندترین ساختمونها ،یا ت ِه ت ِه زمین. و خندید .گیالسش را الجرعه سر کشید .بطری دوم خالی شده بود. مرد گفت :من االن باال میآرم. «او» خندید .آرام و مرد را نگاه کرد که دل و رودهاش ریخت روی زمین.
مرد گفت :بریم. «او» گفت :اینا چی میشه؟ «او» نشست و همه را جمع کرد و ریخت توی جیبهایش. روی زمین فقط یک لطکه مرطوب به جای ماند ...و بعد گفت :حاال بریم. * * * مرد گفت :هنوز چراغ صاحب خونه روشنه. «او» گفت :بیصدا بریم ...نفهمه برگشتیم ...اگه نه ،میآید سراغت ،ها. آهسته وارد شدند .اما زن گوشتالو وسط راهرو سبز شد. «او» غیبش زد. مرد گفت :نصف شب به خیر. زن گفت :بیا اتاق من. مرد گفت :فردا. داخل اتاقش شد .در را بست« .او» برگشت ،گفت :خوب ردش کردی... ِ میخک سفید .جیبهایش را خالی گلدان و رفت پهلوی ِ کرد و همه را با دست پخش کرد روی در و دیوار و کف اتاق ...مرد هم کمکش کرد. «او» گفت :قشنگ شد .مگه نه؟ مرد گفت :عطرش تلخ. «او» گفت :تلخ تر از عطر این زنیکه؟ و رفت کنار پنجره .ماه درآمده بود .گفت :خفهاش کن. مرد پرده را کشید .در باز شد« .زن» داخل شد .گفت: کسی باهاته؟ مرد گفت :نه! «زن» بو کشید .گفت :چه بوی تلخی ...سیگار داری؟ مرد گفت :روی میزه. زن گفت :موزیک گوش کنیم. مرد گفت :نه. «زن» گفت :بخوابیم؟ مرد گفت :تنها. «زن» نشست روی لبه تخت .سیگارش را روشن کرد. گفت :فردا دادگاهه. مرد گفت :چه زود... «زن» گفت :تقصیر من نبود .بود؟ البته که نبود. مرد گفت :هوم. «زن» گفت :خورشید افتاده بود تو چشام .تقصیر من نبود. چشمهایش برق زد .پاهایش را روی هم انداخت و مرد را نگاه کرد. مرد گفت :دلم گرفت .دلم میخواست میآمد و کنار ما مینشست .حرفی میزد .قصهای میگفت .اما نه ،او رفته است. زن گفت :اینجا نیستی؟
صفحه 21
شمار ه شانزده 15 -خرداد 1392
هادی خرسندی
انتخابات
نه من دیگر به اکبر میدهم رأی نه بر کاندید رهبر میدهم رأی وگر شرکت کنم در انتخابات بهشخصخود،بهاینخر....میدهمرأی!
گفتم به یک َو ِرش!
گفتم طرف دوباره کال رفته بر سرش گفتا به یکو ِرش گفتم که گشته ر ّد صالح ّیت آخ ِرش گفتا به یکو ِرش گفتم که مونده باقی از آن جمله هشت تن گفتا که وای من گفتم که رهبری همه را کرده منت ِرش گفتا به یکو ِرش گفتم یکی به بیت طرف هست قوم و خویش گفتا بگو سریش! گفتم عروس حضرت آقاست دخت ِرش گفتا به یکورش گفتم بیا و قالی ابریشمی ببین گفتا بگو از این! گفتم که بافته ست طرف بهر رهب ِرش گفتا به یکو ِرش گفتم یکی که فکر پرزیدنت بودن است بدجور کودن است آقا به او تشر بزند مثل نوک ِرش گفتا به یکو ِرش گفتم که بی تفاوتی ات حیرت آوره گفتا نگو خره! اینها تفاوت است که کردم مکر ِرش: "گفتم به یکو ِرش" گفتا در آن دیار که یک شیخ روضه خوان گردیده حکمران هرکس که خواست دق نکنه بهر کشو ِرش میگه به یکو ِرش!
شمار ه شانزده 15 -خرداد 1392
صفحه 22
عکسها سخن می گویند
ادعای الریجانی رئیس قوه قضائیه رژیم:اعدام سیاسی در ایران نداریم
علی گدا :بده در راه خدا، بدبختم ،بیچارهام!
شاه و تختی در نشستی دونفره درباره ورزش و شاید مسائل دیگری حرف میزنند جالب نگاه دوستانه هر دو بهم است و نشستن شاه که گویی به احترام جهان پهلوان ،دستشهایش را به سینه نهاده است
فرخ و مسعود زوج شبهای زفاف حکومت اهلل
در همین رابطه خبرنگار نشریه تریبون آزاد به این نتیجه رسیده است :رژیم بخاطر حفظ تناسب اندام و زیبایی چهره کسانی را که زندانی میکند این افراد بخاطر خوشی زیادی که زیر دلشان میزند با برنامه ریزی و طرحهای مافیایی نیمه شبها یا دم دمای صبح که پرستاران جان بر کف زندانها خواب هستند یواشکی میروند و دوتا دوتا به هم کمک میکنند و طنابی را که قایم کرده بودند به گردن خود میاندازند و خود را اعدام میکنند تا رژیم را بدنام کنند. بعضی از این زندانیان تفریحی و خوشگذران و ناشکر کار را به جایی میرساندند که از محبت و مهربانی و دلسوزی پرستاران جان بر کف و امام پرست سوءاسفتاده می نمایند و میروند جرثقیل پیدا میکنند با کت و شلوار و کراوات سوت زنان از زندان خارج میشوند و بعد لباسهایشان را عوض میکنند با پیژاما و دمپایی کثیف و پاره خودشان را در مالء عام دار میزنند تا در چشم مردم و عابرین خشونت ندیده رژیم را بد جلوه دهند و در این زمینه به سازمانهای حقوق بشر نامه نوشتهایم و از این افراد که خود را اعدام میکنند شکایت کردهایم. سپس آیت اهلل صادق الریجانی ادامه داد حتی دستهایی در کار بود که چندین هکتار زمین مرغوب و گرانقیمت را با طرح و نقشه شیطانی گورستان کنند و چون بهشت زهرا دیگر جای ندارد این چند هکتار را محل دفن خود اعدام شدگان قرار دهند ولی با تائید رهبر معظم انقالب و توصیههای برادران عزیزم حاج ....حاج ...ولی قضیه این زمینها را که محل دفن نشود را به نام خودمان کردیم تا توطئههای دشمنان انقالب را خنثی کنیم.
اگر اصغر قاتل زنده بود به بهنودها ،نوریزادهها، نگهدارها ،تفرشیها، سازگارها ،گنجیها و ...چقدر خوش میگذشت
دختران ایرانی در بلندای غرور، گیسوها را رها کردهاند و یا با ژستهایی این چنین به خیابانها میآیند تا حجاب اجباری رژیم را به مسخره بگیرند
خیمه شب بازی رژیم آخوندی در سایه حمایت دولتهای غربی به نام انتخابات آغاز شده و دوباره بغل خوابیدگان هرزه خودفروش به راه افتادهاند تا بازی نخ نمای حکومتی را رونق بخشند. آدم فروشهایی که صدها جوان بیگناه را در جنگلهای شمال و سراسر ایران لو داد و به دم تیغ بیرحم رژیم سپرد سالهاست همان قبای جا…؟ را که حکومت برتنش کرد را با افتخار در بازیهای رژیم میپوشد و نمایان میشود. اشک تمساح ریزان خارج از کشورنشین با هزینه و حمایت دولتهای اروپایی وآمریکایی به منبر میروند تا کلیت رژیم را برای اربابان جهانی حفظ کنند .چه نجیب ،سر به زیر و با چشمانی به رنگ پشیمانی بودند فاحشگان شهر نو ،و چه وقیح ،دریده و زیر هزار خوابیده هستند این فکل کراواتیهای هار و رها شده که سی و چند سال است زنان فاحشه فریاد میزنند با این مردان فاحشه نسبتی نداریم و شرم داریم که بگوئیم اینان نیز همکاران ما هستند.
صفحه 23
شمار ه شانزده 15 -خرداد 1392
صفحه 24
شمار ه شانزده 15 -خرداد 1392
شمار ه شانزده 15 -خرداد 1392
صفحه 25
ظلم و ستم حکومتگران جمهوری اسالمی بر افغان ها در ایران باعث شرمساری تاریخ است
صفحه اختصاصی «هم زبان» از این شماره تالش خواهیم کرد صفحهای را اختصاص دهیم به 2کشور هم زبان و مشترک در بسیاری از بخشهای فرهنگی ،ادبی و هنری با ایران .این دو کشور افغانستان و تاجیکستان هستند. مشترکات بسیاری سه کشور ایران ،افغانستان و تاجیکستان را بهم پیوند میزند. آنچه مورد نظر ماست نشریه تریبون آزاد در میان هم زبانان افغان و تاجیک هواداران زیادی دارد و بهمین دلیل در هیات تحریریه نشریه تصمیم گرفته شد نگاه ویژهای هم به انعکاس مطالبی از این دو کشور داشته باشیم .و از همه هم زبانان افغان و تاجیک هم میخواهیم در این راه با ما همکاری کنید. از ارسال شعر ،مقاله و گزارش گرفته تا دادن آگهیهای کسب و کار خود در نشریه تریبون آزاد کمک حال ما باشند.
تاجیکستان یا جمهوری تاجیکستان کشوری در آسیای میانه است .این کشور از جنوب با افغانستان ،از باختر با ازبکستان ،از شمال با قرقیزستان ،و از خاور با چین همسایهاست .تاجیکستان یک کشور محاط در خشکی است که در گذشته راه ابریشم از آن گذر میکردهاست .پهناوری تاجیکستان 143100 کیلومتر مربع (۵۹ام در جهان) است .این کشور، کوهستانی و پربارش است و منابع آب فراوانی دارد. نام واژهها تاجیکستان از دو بخش «تاجیک» و «ستان» تشکیل شدهاست که به معنای «سرزمین تاجیکها» است .پایتخت تاجیکستان شهر دوشنبه است و زبان رسمی آن پارسی با گویش تاجیکی است ،گرچه زبان روسی نیز کاربرد گستردهها بازرگانی و حکومتی دارد .یکای پول تاجیکستان، سامانی نام دارد .این کشور در سال 1370هجری خورشیدی ( )۱۹۹۱با فروپاشی شوروی ،استقالل یافت. تاریخ سرزمین سغد باستان که سرزمین کنونی تاجیکستان را دربر میگیرد ،در زمان داریوش یکم به جزئی از امپراتوری هخامنشی تبدیل شد .پس از یورش اسکندر مقدونی ،تاجیکستان به ترتیب جزئی از پادشاهیهای سلوکی ،دولت یونانی باختر ،تخارستان ،کوشانیان ،ساسانیان ،هفتالیان و خیونان بود. در سال 715میالدی (در زمان امویان) ،این سرزمین به تصرف عربها درآمد و مردم تاجیک دین اسالم را پذیرفتند .پس از اسالم تاجیکستان
تبدیل به مهد زبان فارسی دری و فرهنگ و علوم گوناگون شد. در سدهها دهم میالدی ،سامانیان اولین حکومت مستقل ایرانی پس از اسالم در این منطقه تشکیل شد .پس از سقوط سامانیان با اتحاد غزنویان و قراخانیان پس از تاجیکستان به ترتیب جزئی از حکومتهای قراخانیان ،خوارزمشاهیان ،ایلخانان مغول و تیموریان شد .پس از سقوط تیموریان تا سدهها نوزدهم میالدی حکومتهای مختلف ازبک کنترل این سرزمین را در دست داشتند ،البته نادر شاه افشار پادشاه ایران برای دورهها کوتاهی آن را به تصرف خود درآورد .در سدهها نوزدهم شمال تاجیکستان (خجند) جزئی از خانات خوقند ،و جنوب تاجیکستان جزئی از خانات بخارا بود .خانات بخارا در سال 1245خورشیدی ( 1866میالدی)، و خانات خوقند در سال 1868( 1247میالدی)، زیر سلطه ی روسیه تزاری درآمدند. پس از انقالب اکتبر ،تاجیکستان ابتدا بخشی از جمهوری ازبکستان در اتحاد جماهیر شوروی بود تا اینکه در سال 1928( 1307م) ،جمهوری سوسیالیستی شوروی تاجیکستان به عنوان جزئی از اتحاد جماهیر شوروی) تشکیل شد .پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ،در سال 1370 ( ،)۱۹۹۱تاجیکستان به استقالل دست یافت. کمی پس از استقالل تاجیکستان در سال ۱۹۹۱( ۰۷۳۱میالدی) ،جنگ داخلی پنج ساله بین دولت تحت حمایت مسکو و مخالفان اسالمگرا (به رهبری عبداهلل نوری) درگرفت. در این جنگ ،بیش از ۰۵هزار نفر کشته و بیش از 700هزار نفر بیخانمان شدند .در سال 1376 (( 1997میالدی) با وساطت سازمان ملل متحد، پیمان صلح به امضای دو طرف رسید.
ظهور گروهی آدمکش و بیرحم که با نام خدا افغانستان را به قصابخانهای تبدیل کرده بودند به نام طالبان که تنها طالب مرگ و کشتار افغانها بودند کافی بود که حداقل یک میلیون افغانی بیپناه و جستجوگر مکانی حداقل برای نفس کشیدن بودند که نزدیکترین راه ایران بود همسایهای با مشترکات بسیار که نوید زندگی آرامی را به هم زبانان افغان میداد که در کنار ایرانیان همسایگانی جدید باشند. ولی حکومت جمهوری اسالمی که باید آن را استاد و معلم طالبان نامید این همسایگان مسافر را چون اسیر و غنایم جنگی به حساب میآورد و با تبلیغات مسموم و دروغین هر حادثه و جنایتی را به آنان نسبت داد .هر چند مردم ایران این همسایگان مسافر را به گرمی پذیرفتند و در خانههایشان را به رویشان گشودند و زندگی مشترک شهروندی را با آنان آغاز کردند در بسیاری از شهرها شاهد ازدواجها، شراکتهای تجاری و بکارگیری نیروی انسانی افغانها بودیم و سایه شوم حکومت که انگاری بهانهای یافته بود که بخش بزرگی از مشکالت و معضالت ایران را به گردن افغانها بیندازد و رسانههای حکومتی با مجرم نشان دادن این همسایگان مسافر فضا را متشنج سازد و مردم را علیه افغانها برانگیزد.
علمای افغان و مصر حمله های انتحاری را حرام دانستند کانون علمی وپژوهشی اسالمی افغانستان روز پنج شنبه در نشست کابل همراه با شماری از عالمان مصری حمله های انتحاری و کشتن افراد بی گناه را کامال حرام میدانند و تاکید می ورزند که چنین اعمالی از سوی بسیاری از عالمان جهان اسالم حرام دانسته شده است. کانون علمی و پژوهشی اسالمی افغانستان می افزاید که نباید از آموزه های دینی برداشت نا درست شود. این عالمان دین در نشستی در کابل نقش علمای دین را در تامین امنیت در کشور بسیار مهم میدانند. در نشست کانون علمی و پژوهشی اسالمی افغانستان شماری از عالمان دین از مصر و افغانستان در کابل شرکت کرده بودند ،این عالمان دین بر حرام بودن حمله های انتحاری تاکید می ورزند. از سویی هم این عالمان دین ،نقش علما را
افغانها در ایران از هیچ حق و حقوقی بهرهمند نبودند و حکومت ایران ظالمانه آنان را زیر ضرب و شتم فراوان قرار داده بود حتی کار را به جایی رساندند که ازدواج افغانها با ایرانیان را نیز غیرقانونی اعالم کنند و فضایی پر از وحشت و ترس از آینده را میان این خانوادههایی که پیوند زناشویی بسته بودند را برده بودند .در بسیاری از زندانهای رژیم ،افغانهای بیگناهی به جرمهای واهی سالها در زندان ماندند و حتی اعدام شدند. در شهرهای بسیار در مالء عام آنان را شالق زدند و قطع اعضای بدن کردند. ولی افغانها صبورانه و با درک اینکه مردم ایران آنان را به گرمی پذیرفتهاند نزدیک به سه دهه در ایران زندگی کردهاند. ولی تاریخ روزی ظلم و ستم آخوندهای حکومت خمینی را به همسایگان مسافر از کشور بالزده افغانستان در زمان طالبان در معرض دید جهانیان قرار خواهد داد. آنجلینا جولی در افغانستان هنرپیشه سرشناس و محبوب جهان که مدرسهای دیگر را در افغانستان بازگشایی کرد که نزدیک به سیصد شاگرد را پذیرا خواهد بود.جولی و براد پیت دیگر هنرپیشه سرشناس جهان در تالش هستند بتوانند مدارس آموزشی مختلفی را در افغانستان بنیان بگذارند. در تامین امنیت در کشور بسیار مهم میدانند. مفتی مصر ،احسان حق گفته است که «: من به خود و به شما میگویم که اگر علما صالح و نیک باشند جامعه هم نیک خواهد بود .گفته های علما باید همیشه حق باشد و نباید سخن هایی بگویند که در میان مردم اختالف را به بار آرد». امام مسجد پل خشتی و مشاور رییس جمهور ،عنایت اهلل بلیغ گفته است که «:علما نباید در هیچ موضوعی مزدور باشند ،و باید تنها چیزی که حق است بگویند». رییس کانون علمی و پژوهشی اسالمی افغانستان گفته است که ،در حالی که مخالفان مسلح دولت برای گفتگوهای صلح آماده نیستند شورای عالی صلح برای تامین صلح باید از شیوه های دیگری کار بگیرد. رییس کانون علمی و پژوهشی اسالمی افغانستان ،عطاء الرحمان سلیم گفته است که «:صلح شیوه های زیادی دارند که باید از آن استفاده شود و شورای عالی صلح باید بپذیرند که آنان اشتباه داشته اند». پیش از این حمله های انتحاری از سوی بسیاری از عالمان جهان اسالم به ویژه مفتی اعظم عربستان سعودی حرام دانسته شده است.
میتوانید از طریق تلفن یا ایمیل با ما تماس بگیرید .ممنون خواهیم شد. RANGARANG, P.O.BOX 2821,LONDON, NW2 1DS RANGARANG_LONDON@HOTMAIL.COM
TEL: (0044) 078 7523 8544
شمار ه شانزده 15 -خرداد 1392
صفحه 26
شیر کیان
نگذاریم تاریخ ورزش کشورمان را مصادره کنند تریبون آزاد وظیفه خود میداند در این شماره یکی از اسطورههای ورزش ایران قبل از انقالب رونمایی نماید تا نسل جوان بداند چه چهرههای تابناک و بزرگی در ورزش ایران حضور داشتهاند و هرگز به آنچه درجه لیاقتشان بوده است نرسیدهاند. رژیم خمینی 43سال است تالش کرده است خیلی سخت است که بخواهی تصویری از مردی در ذهن جوان نسل امروز ایران بسازی که متاسفانه حکومتی جنایتکار و ضد ایرانی حافظه تاریخی و یادگارهای گذشته ملتی را به قصد نابودی به آن حمله ور شده است. سی و چهار سال این حکومت عرب تبار تالش کرده است چهرههای محبوب و اسطورههای مورد عالقه مردم را در عرصه ورزش ،سینما ،موزیک و فرهنگ و ادب را به بند بکشد و اعدام نماید یا مجبور به فرار کند یا در حبس خانگی اسیر نماید تا حضور اینان الگو و سمبل نسل جوان نشود ولی تا امروز حکومت نتوانسته است ذرهای از محبوبیت اینان بکاهد بلکه چهرههایی در زمینه هنر بخصوص سینما و موزیک مانند فردین، ناصر ملک مطیعی ،بهروز وثوقی و گلپایگانی و ...محبوبتر هم شدهاند ولی در ورزش آشیو و بایگانی حضور قهرمانان بزرگ را رژیم به پستوخانه سانسور برد و سالهاست آنجا حبس کرده است. برای خود یک وظیفه میدانیم تا حد توانمان تالش کنیم و به عنوان یک رسانه ملی و مستقل چهرههای اسطورهای و بزرگ ورزش ایران را معرفی نمائیم. این شماره سراغ «شیر کیان» میرویم .فوتبالیستی که چنان امروز با همان ویژه گیهای استثنایی و تماشایی خود با پیراهن هر تیمی با میدان میرفت معیار مقیاس بازیکنانی در حد ستارگان امروز جهان بود .غلو و بزرگ نمایی نیست .این مطلب را من مینویسم که حداقل 05سال با فوتبال زندگی کردهام .هزاران مسابقه فوتبال دیدهام و در میادین مختلف هم به میدان رفتهام و 72سال است در لندن فوتبال حرفهای جهان را دنبال میکنم و معیارهای فنی و تخصصی فوتبال را به خوبی میشناسم و در یک جدول بندی ارزشهای یک بازیکن بخوبی میدانم چه بازیکنانی در چه استانداردی میتوانند قرار بگیرند و پرویز قلیچ خانی را بجرات من بعنوان کاملترین فوتبالیست تاریخ فوتبال ایران معرفی می نمایم و حاضرم در برابر هر کارشناس و مفسری آگاه از این موضوع دفاع نمایم .هر چند نیاز به دفاع نیست بلکه از نوشتن این چند خط فضاسازی واقعی در ذهن کسانی است که بازی قلیچ خانی را ندیدهاند. در معیارهای جهانی یک بازیکن حتی در اندازه مسی و رونالدو میباید حداقل 11نمونه از توانایی های استثنایی خود را نشان دهند مانند: 1ـ سرعت
بزرگان ورزش ایران را از تاریخ پرافتخار ورزش حذف کند و الگویی پوشالی و دولتی را جایگزین نماید .که خوشبختانه موفق هم نشده است و نشریه تریبون آزاد وظیفه خود میداند به نسل جوان ایرانی از گذشتگانش و بزرگانش سخن بگوید. در این شماره به سراغ شیر کیان میرویم.
2ـ پرش و سر زدن 3ـ دریبل 4ـ شوت در حرکت 5ـ جنگندگی و قدرت بدنی 6ـ دوندگی در کل بازی 7ـ شوتهای کاشته 8ـ حس همکاری تیمی 9ـ روحیه پیروزی خواهی تا لحظه آخر بازی 01ـ قدرت در پاسهای کوتاه و بلند دقیق 11ـ حس رهبری در زمین پرویز قلیچ خانی در تمامی نمونههای اعالم شده امتیازاتی در مقیاس با بزرگان فوتبال جهان را داشت. او با قد متوسط ولی با پرش اعجاب انگیز باالتر از بهترین سرزنان در فوتبال سر میزد ،کنترلهای تکنیکی او در مهار توپهای کوتاه و بلند ،قدرتی و سرعتی بی نظیر بود .در استارتهای سرعتی کوتاه و بلند با سریعترین بازیکنان آن زمان او همه گاه موفقتر بود .ضربات وحشتناک شوتهای راه دور او هر دروازه بانی را به وحشت میانداخت که نمونه های آن در بازی ایران و استرالیا و ایران و اسرائیل دیدیم. و نگاهی داشته باشیم به زندگی او و استفاده از فایل قلیچ خانی .ذاتاً بازیکنی بود که حضورش در میدان دیگران را وادار میکرد در سایه او حرکت کنند و پرویز نقش فرماندهی و رهبری را بعهده میگیرت .او 8بار پیراهن باشگاههای مختلف را بتن کرد و چنانچه اولین پیراهن باشگاهیش که البرز بود را پایه حساب کنیم و آخرین پیراهنش باشگاهیش که سن خوزه در امریکا بود را پایان کار بنامیم ،او در باشگاههای کیان لقب شیر گرفت .در تیم ملی لقب «سردار قلیچ» گرفت.
در تاج ،پرسپولیس ،دارایی ،عقاب و پاس فرمانده مطلق در زمین بود حتی زمانی که در باشگاههای عقاب و تاج دو دستگی بوجود آمد ،و مصطفی عرب در عقاب و علی جباری در تاج ،جمعی دیگر علیه حضور پررنگ او قیام کنند پرویز قلیچ خانی در زمین مسابقه ثابت کرد یک تنه خودش یک تیم است و در هر باشگاه بازیهایی که او در میدان بود و معترضین روی سکوها بودند شاهد درخشش های بیادماندنی سردار قلیچ در زمین بودند که نمونه آن بازی تاج و هما بود که با وجود برتری دو صفر هماییها و قهر جمعی از بازیکنان تاج، پرویز قلیچ با دو گل تماشایی و جواد آراب زننده گل دیگر بازی سه بر دو به سود تاج تمام کردند. از المپیک 4691توکیو او پیراهن تیمی ملی بتن کرد و 31سال در اوج ی و قدرت در تیم ملی بازیهایی توانای تماشایی و بیادماندنی را بیادگار گذاشت .او سه بار جام قهرمانی ملتهای آسیا بر سر دست بلند کرد جامی که پس از سی و پنج سال حکومت آخوندی در حسرت تکرار آن است. با تیم ملی به المپیکهای مونترال، مونیخ به مصاف تیمهای برتر جهان رفتند و در المپیک مونترال تیم ملی ایران در مصاف با تیم ملی لهستان با تمام ستارگانش که عنوان سومی جهان را یدک میکشید در یک بازی نفسگیر سه بر دو لسهانی به سختی پیروز شدند که در مقایسه با امروز و حتی تیم فعلی در برابر آرژانتین یا اسپانیا بخواهد حاضر شود! پرویز قلیچ خانی از معدود فوتبالیستهای تیم ملی ایران بود که مدرک لیسانس از دانشسرای عالی تربیت بدنی را داشت و با وجود شهرت و محبوبیت بسیار او در میان مردم و
نمایشهای درخشان و تماشایی او در زمین و حس تحسین همه بازیکنان آن زمان را نیز همراه داشت .پرویز قلیچ خانی میتوانست اولین لژیونر فوتبال ایران باشد زیرا از سوی سه باشگاه در کشورهای ترکیه ،آلمان و یوگسالوی به او پیشنهادهای چشمگیر مالی هم شد ولی او نرفت .در ایران ماند و تنها در سالهای آخر فوتبالش به سن خوزه در امریکا رفت و بازی کرد. قبل از اینکه بخواهیم به فراز و نشیبهای زندگی پرویز قلیچ خانی نگاه کنیم الزم است یادآور شوم برخالف حرفهایی که درباره او میزنند که همیشه بدنبال منفعت خودش بوده است میتوانم بگویم اگر پرویز قلیچ خانی در همان سالهای قبل از انقالب به منافع خودش فکر میکرد با توجه به اینکه محبوب ترین و برترین فوتبالیست ایران بود و از معدود ورزشکاران تحصیلکرده به حساب می آمد میتوانست پستهای مهم و درآمدسازی را بعهده بگیرد .در پس از انقالب هم که برگشت با کارنامه و پروندهای که داشت و زندان و مبارزه با رژیم گذشته را هم یدک میکشید براحتی میتوانست رئیس سازمان ورزش ایران شود ولی او از سوی هر دو رژیم مورد عتاب و غضب قرار گرفت و اگر سال 2631بموقع از ایران فرار نکرده بود ،رژیم او را اعدام میکرد .و اما پرویز قلیچ خانی هم منند هر انسان دیگری در زندگی شخصی و موضع سیاسی خود آنطور که خود تشخیص داده عمل کرده است. در این مقاله هدف اصلی شناساندن قهرمانانی است که حتی فرصت خداحافظی از دنیای ورزش را در
مراسمی رسمی هم به دست نیاوردند و مظلومانه در سکوت رها شدند. یادم میآید پسربچهای خردسال بودم و به عشق دیدن بازی پرویز قلیچ خانی به امجدیه میرفتم .آن سالها بعضی بازیها در جمعه صبح هم برگذار میشد و من عاشق این ساعت بازیها بودم چون امجدیه خلوت بود و گاهی میتوانستیم داخل زمین هم بشویم و بازیکنان را از نزدیک ببینیم .هرچند رختکن ها در آن سالها زیر سکوی روبروی استخر هم بود .پرویز قلیچ خانی در تیم کیان با آن پیراهنهای راه راه آبی و سفید که شورت و جورابشان نیز سفید بود الگو و یکی از بتهای آن زمان من بود .او و جالل طالبی را بنوعی بیشتر از همه دوست داشتم. پرویز قلیچ خانی در کنار مردی بازی میکرد که بحق از مردان ماندگار در فوتبال ایران است .منصور خان امیرآصفی با اینکه خود جوان بود در تیم ملی هم بازی میکرد سه تیم را هم اداره میکرد .این تیمها در دسته سوم دوم و اول باشگاههای تهران بودند و کیان کنکور دو تیم دیگر بود که بازیکنان بااستعداد و الیق از آن دو تیم به کیان که می آمدند یعنی نمره قبولی در فوتبال را گرفتهاند. منصورخان با همین کیان بی بضاعت و دست خالی تعداد زیادی بازیکن شایسته به فوتبال ایران و تیم ملی معرفی کرد از جمله علی پروین، عزت جان ملکی ،داود میرطوسی ،اکبر خشکباریه ،محمود قمری و... و پرویز شیر کیان بود و انصافاً چون شیر در زمین میغرید. اگر قلیچ خانی امروز فوتبال بازی میکرد و از او تستهائی میگرفتند
شمار ه شانزده 15 -خرداد 1392
صفحه 27
که از رونالدو ،مسی ،رونی ،فرد بناند، راموس میگیرند شک نکنید اگر از اینان بیشتر امتیاز نمی آورد کمتر هم نشان نمیداد. سه معیار مهم ارزش گذاری یک بازیکن را چنانچه بر اساس موارد زیر درنظر بگیریم: 1ـ قدرت بدنی 2ـ توانایی تکنیکی 3ـ هماهنگی تاکتیکی یا تاکتیک پذیری البته نمیخواهم مطلب را خیلی فنی کنم و وارد بحث علمی فوتبال شوم .تنها میخواهم معیار به شمای خواننده بدهم که فرضاً قلیچ خانی را با دائی ،خداداد ،نصرتی و ...مقایسه نکنید و فضای شایسته او را در حد بازیکنان جهانی که نام بردهام در نظر بگیرید زیرا امتیاز در فوتبال همه معیارهای براساس رکورد و قسمتهای مختلف با استفاده از تکنولوژی محاسبه میشود به همین دلیل می گویم پرویز قلیچ خانی در آن سالها چهره برتر فوتبال ایران و آسیا بود ولی فوتبال آن سالها مانند امروز از تکنولوژی سته الیت و اینترنت برخوردار نبود. سردار قلیچ بازیکنی بود که حتی دشمنان قسم خورده او هم اذعان داشتند فاصله او با دیگران بحدی است که هرگز کسی پیدا نشد در برابر قد علم کند و ادعایی داشته باشد و همه پذیرفته بودند که تالش کنند خود را پس از قلیچ خانی در رده دوم معرفی نمایند .اگر بخواهم مقایسه دیگری داغشته باشم فوتبال ایران در آن سالها از تمامی قاره آسیا به سه المپیک پی در پی رفت .سه بار پی در پی قهرمان جام ملتهای آسیا شد و تیمهای کره جنوبی و ژاپن و بقیه پذیرفته بودند که تالش کنند تیم دوم قاره باشند و پرویز قلیچ خانی تاجی بر تارک فوتبال ایران در آن سالها بود. با قد 271سانتی متری خود باالتر از همه میپرید .سریعتر هم میدوید. قدرت شوتهایش با پای چپ و راست
هر دروازه بانی را به وحشت میانداخت و مهمترین ویژگیهای او آمادگی برجسته جسمانیش بود که همه گاه آماده و قبراق و سرحال در میدان ظاهر میشد و رمز این موفقیت این بود که در تمرینات باشگاهی و تیم ملی زودتر می آمد و دیرتر میرفت و با جدیت مثال زدنی تالش و کوشش میکرد ولی جداگانه بخصوص زمانهایی که برف زمستانی همه جا را تعطیل می کرد پرویز هر روز کیلومترها میدوید و میپرید و تالش میکرد آماده بماند در حالی که همه فوتبالیستها در آن روزها استراحت میکردند. فراز و نشیب فوتبال قلیچ خانی هرگز فنی نبود بلکه سایه سیاسی اثراتش را بر زندگی ورزشی انداخت ولی آنچه بیادگار از او بجای ماند هزاران نوجوان و جوان بود که دلشان میخواست پرویز قلیچ خانی شوند و هر چند پرویز نشدند ولی صدها فوتبالیست درجه یک در تیمهای باشگاهی و ملی شدند. وقتی حافظه تاریخی ملتی را تالش میکنند بسوزانند و الگوها و مدلهای تقلبی و کم ارزش را قالب کنند بسیار سخت است از کسانی بگویی که سرآمد دوران خود و ملتی بودهاند .خیلیها تالش کردند پرویز را چهرهای ضد ملی معرفی کنند ولی وقتی عکس او را پس از پیروزی در جام ملتهای آسیا میبینیم که با چه غرور و افتخاری سرود ایران میخواند و صورتش مملو از اشک غرور ملی است پاسخی به تمامی این پرونده سازان است .من به عنوان نگارنده این مطلب هرگز در این نوشته سعی نکردهام از احساسات و عواطف و رابطه شخصی و ورزشی خودم با پرویز قلیچ خانی استفاده کنیم و اگر قرار بر آن بود حتماً بسیاری دلخوریها و دلگیریهای شخصی با او دارم که هیچ ارتباطی به جایگاه ممتاز و ویژه او در فوتبال ندارد .در یک کالم پرویز قلیچ خانی کاملترین فوتبالیست تاریخ فوتبال ایران بوده و تا امروز هم هست .هنوز بازیکنی مانند او که تمام
ویژه گیهای درجه اول فنی و بدنی را داشته باشد ما در فوتبال کشورمان تابحال نداشتهایم و به همین دلیل است که تمامی اسطورههای فوتبال ایران مانند علی پروین ،ناصر حجازی، همایون بهزادی ،علی جباری ،حسن حبیبی و ...پرویز قلیچ خانی را در رأس همه قرار میدهند و این مقایسه را بازیکنان دوران بعد و پس از انقالب انجام میدهند یعنی کسانی که حداقل طی 05ـ 06سال اخیر را در فوتبال ایران زندگی کردهاند و چندین نسل را در میدان دیدهاند. شاید اغراق نباشد اگر ترکیب سه بازیکن مانند خداداد عزیزی به خاطر سرعت و تکنیک ،کریم باقری قدرت شوتزنی و مقاومت بدنی ،علی دایی قدرت سرزنی و موقعیت شناسی را در یک بازیکن جمع شود شاید بشود پرویز قلیچ خانی و بیدلیل نبود در دورانی که به کسی لقب و القاب نمیدادند او را شیر کیان ،سردار قلیچ، فرمانده قلب سپاه تیم ملی مینامیدند. و افسوس که نسلهای پس از انقالب این شانس را نداشت که شاهد دیدن فیلمهای بازیهای اوج پرویز قلیچ خانی و سایر فوتبالیستهای برتر آن زمان باشد .این حداقل حق پرویز قلیچ خانی است که من به عنوان یک روزنامهنگار و عضوی از خانواده فوتبال در حداقل امکانات خود چهرههای برتر ورزش کشورم را به نسلهای جوانتر معرفی کنم هر چند ممکن است قلیچ خانی با تواضع و منش ورزشکاری هرگز خود را برتر از دیگران نشمارد و اسامی دیگری را غیر از خود معرفی نماید ولی شک نکنید انتخاب او به عنوان کاملترین فوتبالیست تاریخ فوتبال ایران را تمامی ستارگان فوتبال آن سالهای طالیی تائید میکنند. و ا ّما این مرد به خاطر عقاید و افکار سیاسی خود تاوانهای سنگین و دردناکی را پرداخت کرده است .از هر دو رژیم تازیانه خورده است .اینکه او راهش درست بوده یا نه مربوط به
خود اوست ولی کسی که میتوانست تا امروز بر باالترین پستهای مملکتی در هر دو رژیم برسد ،ولی طغیان کرد و یاغی وار به سیستمهائی که باور نداشت تاخت تا نشان دهد نان را به نرخ دولتی نمیخورد. سالها گذشته است پرویز و نشریه آرش او با هم قدیمی میشوند .بیان یک خاطره تصویری تمام قد از روزگار مردانی که خدایان رویاهای مردم خود بودند و امروز در ناکجا آبادهای دنیا سرگردان هستند شاید تلنگری بر همه ما باشد .در یک غروب دلگیر پائیزی در لندن همیشه غبار گرفته در گاراژ اتوبوسهای مسافرتی قصد سفر به پاریس را داشتیم .بناگاه پرویز قلیچ خانی را دیدم که در گوشهای چمباتمه زده و نشسته است .چانهاش را بر عصایی نهاده و چهرهاش مانند کتابی هزار برگ مملو از فکر و خاطره و اندیشه است. لحظه عجیبی برای من بود .اشک بیاختیار خود را رها کرده بود .دلم نمیخواست خلوت او را برهم بزنم و لرزش بدن و اشکهای بیکنترلم توان جلو رفتن و با او هم صحبت شدن را از من گرفته بود .همراهم پرسید :چرا گریه میکنی؟ من تا بحال اشک ترا ندیده بودم .او کیه؟ گفتم :او که این چنین سالخورده و غمگین و چمباتمه زده در این گوشه دلگیر هویت و شناسنامه افتخار فوتبال کشور منه .او شرف و آبرو و غرور ملتی است که دو دهه بر قاره آسیا آقایی کرده است .او الگویی برای میلیونها نوجوان و جوان فقیر و پاپتی در سراسر ایران بوده که عکسهای او را بر جلد کتابهایشان میچسباندند! او ...او ...و دیگر گریه امان حرف زدن نداد. مردان تاریخ ساز را دیگران سرمایه و ارزش میدانند در ایران آنان را اعدام می کنند فرانک لمپارد بازیکن باشگاه چلسی
و تیم ملی انگلستان در آخرین مصاحبه چنین میگوید. در همین چند خط کوتاه مردان تاریخ ساز فوتبال انگلستان را لمپارد نام میبرد و ستایش میکند و حافظه تاریخی ورزش انگلستان را ارج مینهد. او به خوبی میداند جایگاه بابی مور کجاست .او میداند بابی چارلتون ،جف هورست چه قهرمانان بزرگی بودهاند زیرا یادگارهای این بزرگان در دسترس همه جوانان کشور انگلستان موجود میباشد .بازیهای باشگاهی و تیم ملی انگلستان را در سالهای گذشته حتی 07ـ 06سال پیش را مرتب نشان میدهند و از قهرمانان بزرگ آن سالها یاد میکنند و الگویی مناسب برای جوانانی چون لمپارد میسازند که امروز در مرز بازنشستگی خودش از اسطورههای گذشته بگوید. ولی 43سال در سرزمین بالزده ایران مشتی عرب تبار ضد ایرانی تالش کردهاند قهرمانان و اسطورههای ملت ایران را بسوزانند و به دار بیاویزند. تا حافظه تاریخی نسلهای جوانتر از گذشتگان خود خاطرهای نداشته باشند. شاید بیان یک خاطره دردناک بد نباشد تا بیشتر متوجه این خیانت بزرگ رژیم به نسلهای جوان ایران باشید .چند سال پیش « 5سال» یکی از بازیکنان سرشناس و مطرح فوتبال ایران در دفتر من در لندن بود .او در مقطعی نیز کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران هم بود و در جام جهانی هم شرکت کرده بود و زمانی هم که انقالب شده بود نوجوانی بین 41ـ 01 ساله بوده است .تصادفاً آن روز پرویز قلیچ خانی اسطوره بزرگ فوتبال ایران به من زنگ زد و در باره موضوعی با هم حرف زدیم و در میان گفتگو به مهمان خود گفتم :پرویز خان هستند .می خواهی با ایشان صحبت کنی؟ خجالت زده گفت :من ایشان را نمیشناسم!؟؟
شمار ه شانزده 15 -خرداد 1392
صفحه 28
قلمی برای همه
محمود سرابی
عیار شما چنده!؟
محبت ،احساس، مسئولیت ،تعهد ،وجدان
اجناس خرید و فروشی نیستند .ارزش ،معیار عیار انسان هستند. در ماه گذشته که نشریه تریبون آزاد منتشر شد به جرات میتوانم بگویم سخت ترین روزهای انتشار یک نشریه طی 52 سال گذشته بود. فشار طاقت فرسای تهیه هزینه چاپ نشریه بارها باعث شد زمان چاپ عقب بیفتد و به دفعات صفحاتی را که آماده چاپ کرده بودیم مجددا ً عوض نمودیم! بسیاری از من در نهان خرده می گیرند که چرا همه چیز را همانطور که هست به مردم گزارش میدهم و بسیاری از مسائل را الزم نیست در نشریه نوشت! پاسخ من به این دوستان حرف درگوشی این است که :اگر من باور دارم این نشریه برای مردم منتشر میشود و آنان هدف اصلی هستند چرا نباید بدانند نشریهای که در دست دارند چگونه زندگی میکند و چرا اینهمه فشار و درد و عذاب را مسئول این نشریه بر جان می خرد؟ در دورانی که حجب و حیا جایش را به وقاحت و بیشرمی داده است و خیانتکاران به ملت ایران آشکارا با پولهای خونین ملت دربند ایران در همین لندن جوالن میدهند و تلویزیون راه می اندازند و روزنامه و مجله منتشر می کنند و بدون کوچکترین خجالت و حتی نگرانی از آینده در مسیر حفظ کلیت رژیم مالیان حرکت می کنند و از بی تفاوتی و آسان گرفتن مسئله از سوی مردم که شما باشید بهره برداری می کنند و تنها نشریهای که در سراسر اروپا مقابل این مزدوران میایستد و آنان را افشاء میکند و به شما که مردم هستید گزارش میدهد و مسلماً بسیاری از دشمنیها و درگیریها را هم بجان میخرد ولی اعتقاد داریم تمامی این مشکالت بخشی از وظیفه ملی و میهنی ما در مقابل شماست که مردم هستید. در این جنگ نابرابر که در یک سو مزدوران رژیم با میلیونها پوند ،یورو و دالر ایستادهاند و نشریهای با کمترین سرمایه با اینان مبارزه میکند و نقاب از چهره پلیدشان بر میدارد توقع داریم شما که مردم هستید ما را تنها نگذارید و در این سنگر مقدس همراه و هم رزم ما باشید که هدفمان حفظ منافع ایران و ایرانی است و بخدای ایران سوگند هرگز طی این 52سال لحظهای به منافع شخصی خودمان فکر نکردهایم و نخواهیم کرد و تنها سرنوشت و منافع ملت ایران که شما هم بخشی از آن هستید برایمان مهم بوده و هست پس محبت و کمک خود را دریغ نکنید. در اینجا جای دارد از یاران ودوستانی که با محبتهایشان و کمکهایشان ما را یاری رساندهاند تشکر کنیم. آریا چالنگی ،محمد و خانم ماندانا ،مهراب شهریاری ،کمال خرسندی ،رامتین ،نوروزی ،حسن متقیان که هر یک با زحمات بسیار جور نشریه ملی و میهنی تریبون آزاد را میکشند و دوستانی که با کمکهای مالی هرچند و هر مقدار به تریبون آزاد کمک نمودند که از آنها هم سپاسگزار هستیم .خانم شهره ،فرخ فروزین ،اسماعیل مقربی لندن ،آقای نوری ،فرزانه فرانسه ،رحمان پورو عضدی سوئد ،جمال فر هلند.
خنده بر هر درد بیدرمان دواست شیوه هخایی در شورای ملی ایران!؟
وزنه سنگین آزادی را این جماعت توان بلند کردنش را ندارند. شاهزاده رضا پهلوی با طرح شورای ملی مسئولیت جمعی تشکیل حزب سیاسی را از شانه خود برداشت! به عنوان یکی از قدیمیترین نشریات شناخته شده در خارج از کشور که طی 25سال فعالیت در زمینههای رسانهای، تلویزیون ،مجله ،روزنامه حضور پررنگ دارد واکثر ایرانیان به خوبی میدانند در رسانههای تحت پوشش بنده هیچگاه با هیچ بنی بشری بر سر منافع ایران و ایرانی الس و چانه نمیزنیم و کارنامه و پرونده 52ساله ما نشان میدهد از ارقام چشمگیر و وسوسهانگیز به راحتی گذشتهایم .از تهدید و ارعاب و شانتاژ بازیهای خارج از کشور هراسی نداشتهایم .هرگز گول بازیهای رژیم را نخوردهایم و همیشه اعتقاد داشتهایم این حکومت باید در کلیتش سرنگون شود .طی این 52سال آدمهای بسیاری را دیدهایم که در برهههای مختلف زمان چگونه چهره عوض میکنند و از هر سوی بوی کباب به مشامشان بخورد درد و ویرار میگیرند به دلیل اینکه حداقل در لندن مرکز تمام رفت و آمدهای چهرههای گوناگون در دفتر کار ما بوده و از ریز و درشت اسامی چهرههای سیاسی ،هنری ،فرهنگی و ورزشی در آرشیو رسانههای ما رکوردی از آنان ثبت شده است و هر آنچه امروز مینویسم براساس مدرک و سند و کارنامه است 02 .سال تمام تظاهرات مهم را در لندن هدایت و برپا کردهایم .هزاران بار نقاب از چهره دودوزه بازان برداشتهایم و افشاگری و روشنگری از ویژگیهای مهم کار ماست .ولی درباره شورای ملی ایران و شخص شاهزاده رضا پهلوی در این برهه حساس و سرنوشت ساز سخنی با او داریم. اعتقاد بر این داشته و هنوز هم داریم که رضا پهلوی به عنوان چهرهای استثنایی و یگانه که از گذشته میراث شاهزاده بودن را همراه دارد ولی ایشان طی مراحل گوناگون سیر تکاملی سیاسی را پیموده است و نمیتوان منکر آگاهیها و تواناییهای ایشان در شناخته سیاست جهانی شد ولی حداقل دو دهه اخیر ایشان با اینکه بخوبی میدانستند حضور سیاسی موثر و قوی بدون ساختار حزبی و تشکیالتی امکان پذیر نیست سرسختاغنه مقاومت میکردند که مسئولیت فردی هیچکس را در سازمان و حزبی واسطه به خود نپذیرند و برای فرار از این مسئولیت هرمی حزبی هر بار دالیل و نقطهنظرهای مختلفی را عنوان میکردند و باالخره به همان نقطه آغاز رسیدند که اجتناب ناپذیر است و باید تشکیالتی وجود داشته باشد ا ّما این بار بار مسئولیت گروه را از شانه برداشتند و با اعالم موجودیت شورای ملی ایران عم ً ال تنها مسئول عملکرد خودشان هستند و اعضای دیگر هر کدام باید جوابگوی خود باشند!؟ این طرح زیرکانه ایشان ممکن است ظاهری مانند صدها حزب و سازمان چون قارچ روئیده در خارج از کشور باشد که هست ولی تنها حضور یک نام به آن اهمیت ویژه داده است و او شخص رضا پهلوی است .از عالم خبر این شورا تا به امروز که چند ماه میگذرد برای بنده روزنامهنگار سواالت و ابهامات بسیاری بوده و هست و با چندتایی از افرادی که در این شورا عضو بودهاند صحبتهای فراوانی داشتهایم و جالب اینکه این دوستان در نهایت پاسخی مناسب به سواالت و ابهامات بنده نداشتند و برای اطالع بگویم حداقل سه نفر از این افراد در میان ده عضو اول این شورا هستند. در زبان رایج بنده از 25سال پیش به این سو همیشه در عرصه سیاست آدمها را به 2گروه تقسیم کردهام ،رزمی و بزمی. رزمی به اندک افرادی میگویند که بدون وقفه ویراژ دادند با هر آنچه امکانات در اختیار دارند علیه حکومت جنایتکار مالیان به کار میگیرند .این گروه که طی این سالها هر روز از تعدادشان کاست ه شده است دیدهاند که چگونه بسیاری از کسانی که ادعای مبارزه با حکومت را داشتهاند ،در اولین وسوسه و منفعت شخصی به جاده خاکی زدهاند و مسیر عوض کردهاند و ا ّما این شورایی که در بوق و کرنا کردهاند که عجب آدمهای باسواد و معلوماتی از ناکجاآبادهای دنیا پیدا شدهاند که جراح است و مهندس خالق ،تاجر است و ثروتمند و ...ولی هیچکس نگفته
است این لشگر یکشبه اکثریت سیاسی شده کارنامه فعالیتهای ثبت شده در محلهای زندگی خود را هم به معرض قضاوت بگذارند و اجازه دهند در شهرها و کشورهایی که زندگی کردهاند دیگران حق داشته باشند با ارائه دلیل و مدرک اینان را تائید یا مردود نمایند نه اینکه طرف کیلویی انسان خوب و وطنپرستی است .چه کس تائید باید بکند!؟ شاهزاده رضا پهلوی که این همه سال این همه فرصت طالیی بوجود آوردن تشکل سیاسی را بر باد داد که زیر بار مسئولیت اعضای حزبش نرود ،حاال کسانی را گرد خود جمع کرده است که بنده حاضرم حداقل اسامی 20تن از بلندپایگان این شورا را اعالم کنم و در یک مناظره حضوری با آنان شرکت کنم و ثابت نمایم اینان همه از قماش بزمی هستند. شاهزاده عزیز سرنوشت یک ملت در میان است و حکومتی که نورچشم مافیای جهانی است دولتهای آمریکا و اروپایی دو دستی این مالیان را چسبیدهاند و خودش بهتر از هر کس میداند منافع دنیای غرب و شرق 2چهره دارد یکی برای افکار عمومی و بازیهای رسانهای و دیگر در خفا و حفاظت از درآمدهایشان و رژیم اسالمی در ایران بهترین مشتری بیآبروی جهانیان است ولی حصار و دیوارهای دفاعی این حکومت را در خارج از کشور بنا کردهاند و بخاطر منافع سرشارشان حاضر میشوند صدای آمریکا ،رادیو فردا ،رادیو زمانه BBC ،فارسی ،یورونیوز فارسی، ایران فردا ،من و تو و ...صدها رسانه ریز و درشت با هزینههای هنگفت را راه اندازی کنند تا خاک در چشم ملت ایران بپاشند. همه دنیا با کمک رسانههای وابسته یک هدف اصلی را دنبال میکنند و آن اینکه رژیم 2بخش دارد بد و خوب .بد گروهی از حکومت هستند مانند خامنهای و دار و دستهاش مث ً ال و خوبها مظلومان و انسانهای شریفی مانند رفسنجانی ،خاتمی ،موسوی، کروبی و ...حرام زادههایی دیگر هستند و مردم را با ترافیک سنگین انحراف افکار عمومی بر سر دو راهی انتخاب بد از بدتر میکشانند .هدفی که طی 30سال گذشته دنبال شده است و هنوز جواب مثبت به حکومت و هواداران جهانی آنان داده است. و در بر همان پاشنه میچرخد .عواملی هم چون موریانههای ویروسی حکومتی مانند عبدالکریم سروش ،کدیور ،اکبر گنجی، عطاءاهلل مهاجرانی ،محسن سازگارا ،ابراهیم نبوی ،محسن مخملباف ،شیرین عبادی و ...با همکاری علیرضا نوریزاده، فرخ نگهدار ،مجید تفرشی ،پیروز مجتهدزاده ،حسین باقرزاده، مسعود بهنود و ...و صدها چهره ریز و درشت دیگر در اجرای این سناریوی وطن فروشانه شرکت فعال دارند و هویت جامعه خارج از کشور را به تاراج بردهاند .وقتی پناهنده سیاسی در خارج در صف میایستد تا به داخل سفارتخان ه حکومتی برود و رای بدهد، باید فاتحه ایرانیت و انسانیت را خواند که مسبب اصلی آن همین پفیوزهای پولدارشده قلم ،میکروفن ،دوربین بدست هستند. شاهزاده عزیز ،اسیر متملق گویان نشوید اینان بزمیهایی هستند که بوی کباب منفعت طلبی دیوانهشان کرده است .آنچه من میگویم حاصل 25سال شناخت و تجربه است .این گروه توان بلند کردن کارنامهای برای خود را هم ندارند چه رسد به میدانی به وسعت مرگ و زندگی و جنگ! خطابه شورا به رهبری حکومت مالیان برای زنگ تفریح و مزاح هم خوب نبود .این نامه در واقع پیامی از سوی شورای شما بود که اولتیماتومی به رهبر حکومت مالیان داده است!؟ سوال این است که حتماً رهبری جمهوری اسالمی نخوانده، سیفون را برای این خطابه خواهد کشید .عکسالعمل بعدی شورا چیست؟ ارسال خطابههای شماره 5 ،4 ،3 ،2و ...واالخر؟ آیا در برآوردها و محاسبات سیاسی شورای ملی شما چنین تصوری هخایی وجود دارد که علی خامنهای در پاسخ خواهد گفت: •غلط کردم .این کشور و این حکومت مال شما. تشریف بیاورید و با هم شاد و خندان ،انتخابات آزاد را برقرار کنیم و شب هم سری به درکه و اوین بزنیم و کبابی بخوریم و حالی بکنیم!
شمار ه شانزده 15 -خرداد 1392
صفحه 29
عوامل و مزدوران رژیم در برابر سناریوی وزارت اطالعات با بازیگری نشریه تریبون آزاد از کدهای تعیین گوگوش و مسعود کیمیایی که چه ناشیانه شده وزارت اطالعات استفاده میکنند در صحنه بازی میکنند ما نند :به همه فحش میدهد!!؟ از مجاهدین خلق پول میگیرد!؟ شاهزاده رضا پهلوی هزینه نشریه را میدهد!؟ با رژیم زد و بند دارد!؟ و... نشریه تریبون آزاد در تاریخ مطبوعات خارج از کشور رکورددار است .بیش از پانزده هزار نسخه از هر شماره تریبون آزاد در چند روز نایاب میشود و تمامی مراکز فروش ایرانی و غیره میتوانند شهادت دهند چون این نشریه زبان و هویت زندگی واقعی ایرانیان در خارج از کشور است. تنها نشریهای هستیم که بازیها و ترفندهای رژیم مالیان را که با همکاری مزدوران بیشمار آنان اجرا میشود را افشاء میکنیم و در این جنگ ملی و میهنی به خاطر منافع کشور و هموطنانمان مسلماً سختیها و مشکالت فراوانی را به جان میخریم و باید بدانید رژیم و نوکران حقوق بگیرش تا به امروز طی 52سال نتوانستهاند کوچکترین خدشهای به کارنامه پربار و افتخارآمیز ما وارد کنندو تنها اسلحه و حربه آنان شایعات درگوشی و نقشهکشیهای غیرانسانی بوده است. شایعاتی که وزارت اطالعات در خارج از کشور از دهان مزدورانش میپراکند مانند: از مجاهدین پول میگیرد؟ شاهزاده رضا پهلوی او را حمایت میکند؟ با رژیم زد و بند دارد؟ و مشتی اراجیف در حد شأن و اندازه و لیاقت همین پادورهای هرزهگرد بیکار. نشریه تریبون آزاد متعلق به توست .تویی که داری این نشریه را میخوانی .باید ذرهای حس خشم و کینه به رژیم جنایتکار در ایران داشته باشی تا این نوشتهها ترا نیرویی ببخشد .تو باید ذرهای نسبت به کسانی که در لباس مخالف جناحی از رژیم بازی میکنند حس نفرت و تنفر داشته باشید تا این نوشتهها به تو لذت خواندن ببخشد .تو باید ذرهای از جریاناتی که به وسیله رژیم در دهها تلویزیون خارج از کشور اداره میگردد باید خشمگین و ناراحت باشی تا نوشته نشریه تریبون آزاد خواندنش برایت لذت بخش باشد. آری هموطن ،این نشریه صدای همه ایرانیان داغدار وطن است نه آنان که وطن، مسئولیت ،شرف و وجدانشان در چمدانی برای سفر با چشمانی و عقلهایی آبکی است و اصرار دارند گول بخورند .ولی نشریه تریبون آزاد به همه کسانی که این نشریه را میخوانند اعالم میکند ،هموطن عزیز 52سال است ما با انتشار بیش از 1700 شماره نشریه و مجله رنگارنگ در هر شماره نشریات خود یا تلویزیون رنگارنگ چهره و
عکس و اسامی کسانی را افشاء کردهایم که هر یک از اینان اگر مقصر نبودند و ریگی در کفش نداشتند ما را صدها بار به دادگاه برده و محکوم کرده بودند و نمونههای آن بسیار است که در موارد دیگری بسیار پیش پا افتادهتر از نوشتههای ما ،آنان دیگران را به دادگاه کشاندهاند ولی اگر مقابل ما سکوت میکنند ،و خفه شدهاند ،شک نکنید نوشتهها ما بر واقعیت استوار است وگرنه این پاچه ورمالیدهها هر کدام رئیس یک باند مافیا هستند و سر نخشان به هزار جا بند است .سکوت و در سوراخ قایم شدنشان از ترس و وحشت از قلم و زبان و شهامت و شجاعت ماست وگرنه شک نکنید دمار ما را در میآوردند و لطفاً کسی کاسه داغتر از آش هم نشود! در هر جامعه سالم و بیداری رسانهها وجدان ،چشم و گوش و زبان مردم هستند البته رسانههایی که در آن انسانهایی باشرف، وطنپرست و حرفهای مشغول به کار باشند. نه کسانی که فقط با پولهای رژیم سر و کلهشان در این حرفه مقدس پیدا شده است .و عم ً ال نقش محلل و جاانداز رژیم را بازی میکنند و با عنوان کردن ما سیاسی نیستیم تابوت رژیم را میگردانند. ما سیاسی نیستیم یعنی ما آدمنماهایی هستیم که ادای انسان را در میآوریم و به جنایات و چپاول و کشتار مشتی جنایتکار در داخل و خارج از کشورمان کاری نداریم و تنها هدفمان این است که با شما از فواید سیب زمینی و رنگ مو و عمل باسن حرف بزنیم!! ما مانند 52سال گذشته با انرژی بیشتر، قدرت و شهامت و جسارت بیشتر و با ایمانی راسخ به کارمان ادامه میدهیم و تنها امیدمان شما هستید .شمایی چون ما داغدار ایران و میلیونها ایرانی دیگر هستید و امیدوار روزی هستیم که این رژیم و پادوهایش به زبالهدان تاریخ روانه شوند. سربلند و پیروز باشید
سناریوی وزارت اطالعات در مورد آوردن گوگوش به خارج و هیاهوی تبلیغاتی او که شعار به نفع رژیم اسالمی میداد و به اصطالحات محمد خاتمی افتخار میکرد و سربلند و غرور بود که آزادانه با پاسپورت خرچنگ نشان رژیم اسالمی به خارج آمده است و هر زمان هم که بخواهد به کشورش بر میگردد و هیچ مشکلی نخواهد داشت. وزارت اطالعات با طراحی سعید امامی و همکاری مستقیم و آگاهانه برادران شایسته وابسته به اطالعات ،مسعود کیمیایی و گوگوش و منوچهر خوش زبان با نام جعلی اعضای اصلی این نمایش بودند که در سالگرد خونین 18تیر و کشته شدن گروهی از بهترین فرزندان ایران به دست حکومت جالد و حسی که در مردم وجود داشت که به جنگ رژیم در سالگرد این قیام ملی بروند. گوگوش آمد و خاک در بازی مردم و رژیم ریخت .حضور پرهیاهوی او سایه بر بسیاری از مردم نهاد .او شمشیر چوبی از رو برای همه هنرمندان خارج از کشور بسته بود و با لحن و کلماتی توهین آمیز از هنرمندان خارج از کشور یاد میکرد. نقش او در قالب زمانی سربزنگاه بود که انجام شد و سپس زمان ماستمالی رسیده
بود .گوگوش کادو شده در بغل ماموران وزارت اطالعات یواش یواش رها شد و یواش یواش لحن و حرف زدن او هم عوض شد .برای فرار و سرپوشی گذاشتن بر مسیری او تالش داشت با چند مصاحبه حساب شده ،افکار عمومی مردم را تغییر دهد و بخشی از طرح وزارت اطالعات را گفت و اقرار کرد که در دام افتاده ولی بدون اینکه بداند بازیچه شده است .از لحظه خروج گوگوش از ایران مجله و تلویزیون رنگارنگ اولین و تنها رسانهای بود که اعالم کرد گوگوش بوی اطالعات گرفته و مصرف بازیهای حکومتی شده است .و حتی وقتی کنسرت گذاران گوگوش در لندن هم به سراغ ما آمدند و با مبلغ چشمگیر آگهی به آنان گفتیم در رسانههای ملی و مستقل پولهای بودار جایی ندارد که شاهد زنده آن منوچهر وثوق که ظاهرا ً کنسرت گذار بود و قره گوزلو از آلمان آمده بودند و دو تا از همکاران بنده هم در آن روز حضور داشتند. از شماره آینده گزارشی مفصل در این باره خواهیم نوشت که آغاز جای پا باز کردنهای رژیم در خارج از کشور چگونه از کجا و با چه افرادی شروع شد که کار به منجالب امروز کشیده شد.
شمار ه شانزده 15 -خرداد 1392
صفحه 30
فال ماهانه
ابتکارات و خالقیت های خود را بهمین سبب از دست داده اند .به این گروه توصیه میشود باامید بکار بپردازند و روحیه خود را نبازند که هنوز شانس های خوبی در راه است. خرداد : باید استعدادها و خالقیت های متولدین این ماه را دو بار بررسی نمود چرا که اغلب آنها به دلیل فروتنی و خضوع سعی دارند قدرت خود را به رخ نکشند و به همین جهت از خیلی موقعیت های ممتاز بدور می افتند .اغلب دختر خانم های متولد این ماه از لحاظ استعداد در تحصیل و کار در مرحله ای خاص قرار دارند و از میان آنها عده ای به درجه و مقام های باالئی دست می یابند. تیر : فرد مورد عالقه متولدین این ماه خیلی روی رفتار و اخالق
فروردین : اگر جواب خیلی از فداکاریها و محبت ها به متولدین این ماه برنگشته است ولی فضائی از خوش نامی و محبوبیت و یادآوری های دلنشین می تواند آینده ای زیبا برای این گروه ترسیم کند .در حالیکه بعضی متولدین این ماه سعی دارند از عشق و دردسرهایش فرار کنند و خود را در زندگی معمولی و آدم های نرمال غرق نمایند. اردیبهشت : در زمینه کسب و کار و شغل بعضی از متولدین این ماه بسیار پولساز و موفق و مبتکر هستند ،برخی بدلیل رکود اقتصادی ناگهان دچار ترس و دلهره شده و حتی
1
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
مهربان و انسانی شان حساب میکند .اگر دلیل خستگی و مشغله و غیره ،این رفتار تغییر کند مسلما" این روابط را بهم میریزد .روحیه کمک در متولدین این ماه بسیار باال ست .همیشه برای یاری دادن به محتاجان و اطرافیان آماده هستند ،در این میان بدلیل اشتباه و یا سوء تعبیر عده ای تصمیم گرفته اند دیگر دست یاری به سوی کسی دراز نکنند که مسلما" صحیح نیست . مرداد : شاید اکنون احساس نموده باشید نمیتوانید روی هیچکس حساب نمائید .بنابراین بهترین دوره را دارید که تمام قید و بندهای بیهوده را از دور خود جدا نموده و با تمرکز نمودن روی آنچه که واقعا میتوانید خوشحالتان سازد، هدف و روش جدید زندگی را پیش گیرید .در زندگی
11
12
13
2
3 4
5
14
15
زناشوئی و احساسی اگر منطقانه تصمیمات خود را بگیرید ،خودتان را خوشبخت تر خواهید یافت .در دوره فشارهای شدید مالی قرار دارید. شهریور : بار دیگر آرامش خود را بدست آورده و همین باعث میشود که در عشق بتوانید روزهای شادی را تجربه نمائید بشرطی که به افراد دیگر خانواده ،بخصوص خانواده خودتان اجازه دخالت در زندگی خصوصی و زناشوئیتان را ندهید .خواهید توانست با همکاران تبادل نظر نموده و مسئولیتهای را زودتر به پایان برسانید .بسیاری از شماها عالقمند به فعالیتهائی خواهید گشت ..نامه های شادی دریافت خواهید نمود. مهر : اجازه ندهید برخی مسایل شما را آزار دهد .برخی کارهای شما متوقف شده است ولی در این ماه بنیه و توان بیشتری برای انجام آنها خواهید داشت. این ماه ،میتواند ماه پیشرفت و ترقی برای شما باشد ،ا ّما این موضوع یک شرط دارد و آن تمرکز شما بر چیزهای مهم است ،که در این صورت بهترین نتیجه را برای شما پی خواهد داشت .سعی کنید
خودتان باشید و کارهایتان را به خوبی انجام دهید. آبان : امروز ،روز مهمیست برای انجام یک مصاحبه کاری، مالقات با دوست عزیز ،امتحان دادن و یا کارهای خاصی که از قبل برایش نقشه های که از پیش زیاد به آن فکر کردید. در این روز نزدیکترین ارتباط شما با دیگران بر روی پایه های محکم بنا میشود. آذر : شما مانند درختی که برگهای خشک خود را میریزد میخواهید دگرگون شوید اما بهتر است این کار را نکنید. حتی اگر در آرزوی فرار و گریز میسوزید از جای خود تکان نخورید .زمان بهترین تغییرات را در شرایط زندگی شما بوجود خواهد آورد. دی : از افراد خودخواه فاصله بگیرید .برخی از صفات خوب شما در محیط کار باعث میشود وظایف مهمی به شما ارجاع شود .دو مالقات مهم خواهید داشت که یکی در مورد مسائل تحصیلی و شغلی است و دیگری در مورد زندگی آینده تان .به یک سفر کوتاه ولی جالب خواهید رفت .یکی از دوستانتان که از شما دلخور بود ،به اشتباه خود پی خواهد
افقی: -1کشوری در قاره اروپا با مرکز تیرانا -شرکت فرنگی -2تاالب و آبگیر -دلتنگی و افسردگی -3 عید ویتنامی ها -زن گندمگون -ایالت جدایی طلب اسپانیا -مرغابی -4نیروها -نتیجه ارزیابی- میوه تلفنی -5بزرگتر -از اجرام آسمانی -همان دارایی است -6مالقات -پول خارجی -حکمرانی و ریاست -7تیغه آزمایشگاهی -زمین لغزنده- گربه عرب -نگارش مطلبی در کتاب یا روزنامه -8آزرده -نام قدیم مشکین شهر -9بخشندگی- عضوی بر صورت -رنگ موی فوری -فریب و حیله -10مطابق روز -چین و شکن پوست -طمانینه و آرامش -11شهری در کردستان -سبب و دستاویز- از فرشتگان شب اول قبر -12محور سنگ آسیاب- بنیاد و پی عمارت -بانگ و آواز -13قلب -بهشت و فردوس -گرمابه -قلب قرآن -14از درجات نظامی -یار سالمان -15شهری در استان همدان- شیطان.
6
7
8 9
10 11
12
13 14
15
به آنان که دوستشان دارید و میخواهید همیشه با یاد شما باشند تریبون آزاد را هدیه کنید
فرم اشتراک
نام و نام فامیل .............................................................. آدرس کامل ................................................................ ... .................................................................. میزان حق اشتراک............................... : در انگلستان یک ساله ۴۰پوند در اروپا یک ساله ۶۰یورو در آمریکا یک ساله ۱۰۰دالر لطفا چک خود را به نام M.Sarabiصادر فرمائید
M.sarabi RANGARANG International , PoBox 2821 London NW2 1DS United Kingdom Email: rangarang_london@hotmail.com
برد و از شما دلجویی خواهد کرد .گمشده ای را بعد از سالیان طوالنی پیدا خواهید نمود. بهمن : بعضی از متولدین این ماه بخاطر نیش زبان و متلکهای بعضی ها به تنگ آمده و آماده عکس العمل تندی هستند که توصیه میشود با آرامش و صبورانه عمل کنند و تا حد ممکن آنرا به یک گفتگوی آرام مبدل سازند البته حق با آنهاست ولی به جنجال و درگیری های بزرگتر نمی ارزد. آن عده از متولدین این ماه که دچار بیماری سوءظن و شک و تردید هستند باید در درمان خود اقدام نمایند وگرنه از نطر روحی دچار صدمه خواهند شد ،خصوصا" آنها که زندگی زناشوئی دارند. اسفند : عشق شما را تنها نگذاشته است بلکه کامال برعکس، مدتی سخت کار کرده اید، زیادی بخشیده اید و اکنون زمان استراحت شماست. استراحت واقعی و روز آرامش برای شما رقم خورده است. از زندگیتان لذت ببرید و از تجربه هایتان برای ارج نهادن به روی آن بهره بگیرید.
عمودی: -1خرده گیری سازنده -از بنادر مهم در استان خوزستان -2نمایندگی دادن -زنجیرها -3شهر مرکبات -قهوه خانه اداره! -پسوند شباهت -4رود مرزی شمالی -کتابی از مهاتما گاندی -شهری در خراسان قدیم -5جمع ندیم -فغان و فریاد -6 مددکار -آسان -انبوه و فراوان -7کشاورز -استوانه ای در سیلندر که موجب حرکت میل لنگ می شود -8دوست و رفیق -سنگریزه -9جنگ و پیکار -تنگه ای که اندونزی و سنگاپور را از هم جدا می کند -10سردرگم -اسب رستم -کاستی -11از مشتقات شیر -اره درودگری -12پوشش چشم -قوی و پر زور -همنشین گل -13اسب آذری -کتابی از هربرت جرج ولز -قدم یکپا -14لک لک -منسوب به دنیا -15کنایه از مهارت و زبردستی -در حال ترس و بیم.
شمار ه شانزده 15 -خرداد 1392
صفحه 31
نامههای رسیده حضور آقای محمود سرابی مدیر و سردبیر محترم ماهنامههای رنگارنگ و تریبون آزاد لندن با درود بی پایان به شما به خاطر مبارزه بی امان با حکومت خودکامه و خونریز جمهوری اسالمی از جوانی و سالمتی زندگی خود صادقانه مایه گذاشتید و از تهدیدهای دائمی نهراسیدید و همچنین نتوانستند شما را تطمیع و با پولی کالن مسیر ملی و میهنی شما را عوض نمایند. و اینجانب بعنوان یک ایرانی از شما قدردانی و سپاسگزاری مینمایم. آقای سرابی غرض از نوشتن این نامه یادآوری وقایع و رویدادهای مهمی که پس از اشغال وطن عزیزمان ایران توسط ارتش سرخ از شمال کشور و جنوب کشور توسط انگلیس و آمریکا پس از شروع جنگ دوم جهانی ببهانه وجود جاسوسان آلمانی در ایران ،شمال و جنوب ایران اشغال گردید. قبل از اینکه وقایع مرداد ماه 1332را بازگو نمایم ،الزم است نظری گذرا به جدائی آذربایجان از ایران که با حمایت بیدریغ ارتش سرخ از مزدوران حزب دمکرات و تودهای که منجر به تجزیه آذربایجان گردید بیاندازیم. در سال 1324شمسی مزدوری به نام پیشهوری که از شوروی به استان آذربایجان آمده بود با مزدور دیگری به نام غالم سحیی حکومت دمکرات را در آذربایجان بنیان نهادند و دولت پوشالی را با حمایت همه جانبه حزب توده ایران رسماً اعالم کردند. حتی اسکناس مخصوص دولت مستقل آذربایجان را چاپ و در سطح استان جایگزین پول رایج ایران نمودند .در دوره 14ماهه حکومت پیشهورزی و غالم یحیی ،تا توانستند غارت ،قتل ،تجاوز در سطح استان آذربایجان انجام دادند که هزاران مدرک مستند وجود دارد. در سال 1325شمسی مرحوم قوام السلطنه نخست وزیر با یک هیئت سیاسی عازم مسکو جهت مذاکره با استالین گردید .و درمالقاتی که با شخص استالین و مولوتف وزیر امور خارجه صورت گرفت قراردادی را امضاء نمود که پس از خارج شدن نیروهای شوروی از کل خاک ایران امتیاز کشف استخراج نفت شمال به شوروی داده شود .در متن قرارداد قوام السلطنه با زیرکی خاصی اضافه کرد این قرارداد پس از تائید نمایندگان مجلس شورای ملی ایران رسمیت می یابد. پس از امضاء طرفین قرارداد استالین به مولوتف دستور خارج شدن نیروهای شوروی از ایران را میدهد .مرحوم قوام السلطنه پس از مراجعت و گزارش کامل مذاکره با اعلیحضرت همایون شاهنشاه مورد لطف و محبت معظم له قرار میگیرد .و در اولین نشست نمایندگان مجلس شورای ملی به تعدادی از نمایندگان صاحب نام و بانفوذ در مجلس بطور خصوصی میگوید به هیچ وجه قرارداد منعقده با استالین را تائید ننمایند. وبدینسان این سیاستمدار وطن پرست خدمت بزرگی به وطنش ایران نمود .یادش گرامی باد. و بالفاصله پس از خروج سربازان شوروی به دستور و فرماندهی پادشاه جوان ایران ،ارتش شاهنشاهی بسرعت قزوین ،زنجان ،میانه ،اردبیل و هزاران دهکده در استان را از لوث وجود افراد حزب دموکرات و حزب توده خائن پاکسازی نموده و با حمایت بیدریغ مردم آذربایجان وارد شهر تبریز گردید .روز 21آر 1325ارتش دلیر شاهنشاهی بطور کامل در تمام استان آذربایجان مستقر گردید .و حکومت قانون برقرار گردید. الزم بیاد آوری است در آن دوران پرآشوب پادشاه جوان ایرانی را برای جدائی آذربایجان تحت فشار گذاشته بودند که پادشاه در نطق تاریخی خود گفته بود اگر دستم را قطع کنند ،جدائی آذربایجان را امضا نمیکنم. من در سال 1332در کالس اول دبیرستان طباطبائی واقع در چهارراه امیریه خیابان پهلوی نام نویسی نموده و تا روز شروع سال تحصیلی که مهر ماه بود ،همه روزه به اتفاق پدرم و یک افسر بازنشسته ارتش که در خانه ما 2اطاق اجاره کرده بود با همسر و مادرش زندگی میکرد. او مردی باسواد و بسیار آگاه به مسائل روز و همچو پدرم عالقه وافری به رضاشاه و محمدرضا شاه جوان و خاندان جلیل سلطنت داشتند .من تمام ایام هفته بجز جمعه پول توجیبی خود را روزنامه اطالعات میخریدم و با عالقه زیادی حوادث و رویدادهای ایران و جهان را مطالعه و هر اشکالی برای فهمیدن بعضی از مقاالت برایم پیش میآمد ،از پدرم یا آن افسر میپرسیدم و طی چند سال از آنها خیلی آموختم که روانشان شاد. طرق معمول هر روز سه نفری به طرف میدان بهارستان رفتیم و در میدان بهارستان دور تا دور میدان از زن و مرد پر بود .ج لو در مجلس شورای ملی حدودا ً 005نفر که اکثر آنها با پیراهن سفید جمع شده بودند. الزم است به این نکته توجه فرمائید که حزب توده در سراسر ایران اکثرا ً با پیراهن سفید یقه ارو میپوشیدند و یا سبیل استالینی میگذاشتند. پس از دقایقی آن افراد جلو در مجلس زنده باد مصدق را سر دادند .پس از چند دقیقه دکتر محمد مصدق رفت روی صندلی با صدای بزرگ دوبار تکرار کرد :هر جا که مردم هستند آنجا مجلس است .در این اثنا پدرم و تعدادی از تماشاچیان در پیاده رو با عصبانیت گفته دکتر مصدق را مسخره کرده و به شدت از مصدق انتقاد مینمودند .من که خیلی تعجب کرده بودم از پدرم پرسیدم مگر مصدق چه گفت که آنها که در پیاده رو ایستاده بودند مصدق را هو زدند و شما از مصدق عصبانی شدید؟ پدرم در جواب من گفت نخست وزیر رئیس قوه مجریه میباشد و حافظ قانون اساسی حاال خود نخست وزیر قانون اساسی را پایمال کرده و این برای مملکت فاجعه بار میباشد .جالب آنجائی بود که تودهایها بیشتر از افراد جبهه ملی مصدق را تشویق میکردند. در چند نقطه میدان بهارستان درگیریهای پراکنده بین عدهای از تودهایها و افرادی از حزب سومکا رخ داد که با دخالت مامورین کالنتری میدان بهارستان به اتمام رسید.
چند روز بعد در تهران شایع شد که کودتائی در حال انجام بوده که شکست خورده و طرفداران مصدق و تودهایها در خیابانها به همه مردم میگفتند کودتا علیه دکتر مصدق شکست خورده است. 25مرداد ماه 1332 البته پدرم از مستاجرمان پرسید کودتا صحیح است؟ آن افسر بازنشسته در جواب گفت صد درصد دروغ میباشد چون کودتا باید توسط ارتش و نیروی زرهی انجام شود .بجز چند تانک و تعدادی سرباز به فرماندهی سرهنگ ممتاز که محافظ خانه دکتر مصدق میباشند در هیچ خیابانی سربازی وجود ندارد .فردای آن روز مجددا ً به اتفاق پدرم و افسر مستأجرمان وقتی از خانه بیرون آمدیم شنیدیم میگویند تودهایها در ایستگاه راه آهن دارند مجسمه رضاشاه را تخریب میکنند با عجله خودمان را به میدان راه آهن رساندیم .با کمال تأسف دیدیم حدود 300نفر با کمک یک جرثقیل و کوبیدن پتک به پاهای اسب مجسمه بعد از نیم ساعت مجسمه رضاشاه بزرگ را به پائین انداخته و با پتک مشغول شکستن آن میباشند .ناگهان پدرم بشدت مشغول گریستن شد که تا آنروز من و برادرم اشک پدر را ندیده بودیم .در حالیکه دست مرا محکم گرفته بود گفتم پدر گریه برای چیست؟ گفت پسرم تو نمیدانی رضاشاه بزرگ چه خدماتی به کشور ایران کرده .من گفتم پس چرا مجسمهاش را میشکنند؟ گفت اینها مشتی تودهای وطن فروش هستند که برای نابودی ایران تالش میکنند. آنروز بجز پدرم و آن و افسر چند نفر دیگر در پیاده رو را دیدم که اشک میریزند و ما با دلی شکسته به طرف منزل رفتیم .در منزل تا پاسی از شب گذشته خانواده همسایه و ما مشغول گفتگو بودیم .و رادیو تهران هم جریان کودتای 25مرداد و سرنگون کردن مجسمههای رضاشاه و شاه جوان را چند بار تکرار کرد 27 .مرداد طبق روال همیشگی بخیابان رفتیم. فقط چند درگیری بین افراد حزب سومکا و تودهایها انجام گرفت که با تاریک شدن هوا ما بخانه برگشتیم 28 .مرداد ما پس از نهار طبق معمول به خیابان پهلوی رفته تا بطرف مجلس برویم .آنزمان در تهران هنوز شرکت واحد بوجود نیامده بود .اتوبوسها را تعدادی افراد شخصی اداره میکردند. مث ً ال یک سرویس اتوبوس بود به شماره خط 1از میدان راه آهن حرکت میکرد اولین ایستگاه چهارراه مختاری ،ایستگاههای بعدی بترتیب ،دلبخواه، چهارراه گمرک ،معز السلطان ،چهارراه امیریه ،میدان منیریه ،چهارراه سپه، چهارراه شاهرضا ،ایستگاه بزرگمهر ،آخرین ایستگاه آب کرج بود .آب کرج، نام قدیمی بلوار الیزابت ،بلوار کشاورز فعلی میباشد. ما سه نفر در ایستگاه اتوبوس منتظر بودیم .شنیدیم یک نفر میگفت مردم میروند بطرف منزل مصدق .اتوبوس که آمد بزحمت سوار شدیم .پس از چند ایستگاه رسید به چهارراه امیریه .پاسبان راهنمائی اتوبوس را متوقف کرد و گفت راه مستقیم به طرف آب کرج بسته یا بطرف خیابان شاپور برو یا سمت چپ خیابان کارگر .بدینجهت ما هم مثل بقیه پیاده شدیم و با عجله به طرف خانه دکتر مصدق که در خیابان پاستور پشت کاخ مرمر بود راه افتادیم .پس از 20دقیقه بنزدیکی چهارراه سپه رسیده بودیم که صدای تیراندازی مرتباً بگوش میرسید .تعدادی از مردم با گفتن زنده باد شاه بطرف کاخ مرمر میرفتند من با چشم خودم دیدم تعداد زیادی مرد و تعدادی هم زن و دختر مرتباً شعار زنده باد شاه را میفگتند .خانمی را دیدم دو طرفش دخترانش بودند .این خانم یک قندشکن در دستش بود و مرتباً دست راستس را در هوا تکان میداد و با دخترانش از ته دل فریاد میزد زنده باد شاه .صدای تیراندازی بسیار شدید بود و حتی مسلسلها هم یک آن ساکت نمیشدند .نزدیک کاخ مرمر پدرم یک مغازه خیاطی از دوستانش بود مرا دست او سپرد .خودش با همسایهمان با گفتن زنده باد شاه بصورت دویدن به اتفاق تعداد زیادی از مردم بطرف خانه دکتر مصدق روان شدند. ضمناً بعضی از رهگذران که از چهارراه شاه بپائین آمده بودند میگفتند تعداد زیادی از مردم نزدیک خانه دکتر مصدق بوسیله سربازان محافظ مصدق کشته شدهاند .من بسیار نگران ووحشت زده به انتظار نشسته بودم .پس از نیم ساعت پدرم به اتفاق همسایهمان آمدند .تیراندازی بکلی قطع شده بود. صاحب خیاطی پرسید نتیجه چی شد پدرم گفت مصدق با نردبان چوبی از راه پشت بام به منزل پشتی متواری شده و مردم خانه به خانه دنبال او هستند .پدرم راجع به افراد کشته شده گفت خیلی زیاد کشته شدند حدودا ً 30زن و دختر هم کشته شدند و نیروهای محافظ مصدق تسلیم مردم شدند و خانه مصدق توسط مردم غارت شد. خواننده گرامی سالهای زیادیست ارتجاع سرخ و سیاه دنباله رو گفته لنین نظریه پرداز کمونیستها که (هدف وسیله را توجیه میکند) اگر خوب دقت کنید بزبان ساده لنین به عدهای ابله وطن فروش میگوید برای رسیدن به هدف میتوانی دروغ بگویی ،تهمت بزنی ،قتل بکنی ،تجاوز بکنی ،خیانت بکنی ،تا به هدفت برسی. از روزی که ارتش سرخ به ایران تجاوز کرده تا به امروز براستی که ارتجاع سرخ و سیاه دقیقاً خط فکری لنین را انجام داده و میدهند. نمونهاش دروغ بزرگی راجع به کودتای شکست خورده 25مرداد 1332 و 28مرداد جریان از این قرار بود طبق قانون اساسی معتبر آن زمان پادشاه میتواند بهر دلیل نخست وزیر را برکنار کند .زنده یاد آریامهر طبق همین قانون دکتر مصدق را از پست نخست وزیری برکنار میکند و بوسیله سرهنگ نصیری افسر گارد دم در منزل مصدق دستخط شاه تحویل مصدق میگردد. دکتر مصدق بجای اینکه از قانون تبعیت نماید دستور بازداشت سرهنگ نصیری و رانندهاش را میدهد .برای فریب مردم ایران به رادیو تهران دستور میدهد که پشت سر هم اعالمیه دولت را بخوانند که کودتا شکست خورده است .آیا یک افسر که حتی هفت تیر هم نداشته با یک راننده میخواستند کودتا کنند؟ الزم بیادآوریست پس از عزیمت اضطراری پادشاه به عراق گارد شاهنشاهی کام ً ال خلع سالح شده بودند. برای دومین بار آقای مصدق قانون اساسی را پایمال مینمایند.
هوطنان عزیز
در خاتمه برای اینکه عرایض بنده ثابت شود ،از تمام گروههای چپ و جمهوری خواهان بپرسید اگر شما به تمامیت ارضی ایران معتقد بودیم چرا برای یک بار هم شده روز 21آذر 1332 که بزرگترین رویداد ایران در دو قرن گذشته میباشد را به ملت تبریک نمیگوئید؟ و اص ً ال نامی از 21آذر در هیچ نشریه و رادیو و تلویزیون که مرتباً راجع بکودتای دروغین 28مرداد بخورد جوان میدهد ،نمیبرند. هموطن خواهشمندم از کسی که مخالف نظام پادشاهی میباشد راجع به 21آذر سئوال کنید تا عرایض بنده به شما ثابت شود که تمام گروههای چپ دروغ میگویند. اسماعیل مقربی
نامههای رسیده
علی جلیلوند پاریس ـ فرانسه
با درود خدمت دست اندرکاران نشریه تریبون آزاد سوالی از شما داشتم درباره زمان انتشار نشریه چون من هر بار که به فروشگاههای ایرانی در پاریس میروم و از آنان هم سوال میکنم جواب کاملی نمیگیرم .نشری تریبون آزاد را بسیار دوست دارم و بجرات تنها نشریهای است که تابوهای متداول در بازار مطبوعات ایرانی را شکسته است و زمانی که مطالب آن را میخوانم ،با تمام وجود حس میکنم از زبان و قلب من و حتی میلیونها ایرانی مانند من نوشته شده است. پاسخ سردبیر :هموطن عزیز ،نشریه تریبون آزاد ماهانه میباشد و توزیع آن در سراسر اروپا و متجاوز 250مرکز پخش ساده و آسان نیست وقتی نشریه دوشنبه در لندن توزیع میشود همان روز شرکت هزاران شماره نشریه را به آلمان میبرد و از شهر کلن توزیع میگردد و به شهرهای مختلف آلمان و همچنین کشورهای مختلف و بهمین دلیل زمان بیشتری میبرد که نشریه بدست شما برسد و نباید فراموش کرد این مسیر ماهانه از آغاز هر شماره تا پایان آن مانند سفری پر از مشکالت و گرفتاریهای طاقت فرساست و بار مالی همیشه فشارش را چنان بر ما سنگین میکند که نفس کشیدن هم سخت میشود. جواد ناظر ،سوئد
نشریه تریبون آزاد را از فروشگاه آقای احمد ایرانی چند شماره ای است میگیرم و فکر می کنم نشریه ای خاص میباشد .در قدم اول شکستن تابوها و خط قرمزهای حکومت آخوندی است که شما با زیرکی و تیزهوشی روزنامهنگاری آن شکستهاید .من به عنوان یک خواننده حرفهای مطبوعات بخوبی این شیوه شما را فهمیدم و این در حالیست که حکومت آخوندی سه دهه است سرمایه گذاری سرشاری نموده است تا میان اپوزیسیون و مردم دیواری بکشد و صدها نشریه رنگ و وارنگ را وارد بازار کرده است تا هیچ نشریهای یا پ یامی سیاسی ولی ملی و مستقل و سنت شکن به منازل مردم نرود ولی نشریه تریبون آزاد این سنت شکنی را کرده است. اما فکر می کنم نشریه تریبون آزاد کمبودهایی هم دارد که برای کامل شدن باید مسئولین نشریه در نظر بگیرند. 1ـ تهیه گزارش و گفتگو 2ـ مقاالت نویسندگان سرشناس برای نشریه تریبون آزاد 3ـ مقاالت تحلیلی بر اساس مدارک و اسنادهای معتبر یا حتی افشاگری. این سه نکته به نظر من نشریه را پربارتر می نماید. کامران از آلمان
آقای سرابی مدیر مسئول نشریه تریبون آزاد در لندن در آغاز بگویم از توقف انتشار مجله رنگارنگ بسیار بسیار متاسف شدم چون رنگارنگ به نظر من بهترین و کاملترین نشریه ایرانیان در خارج از کشور بود و با کیفیت و زیبایی چاپش که واقعاً خواندنی و دیدنی بود .البته میدانم دلیل آن هزینه گران چاپ بوده و بهمین دلیل به روزنامهای روی آوردهاید که دست مریزاد و با دست خالی. آقای سرابی در همین ایالت ما هر روز یک مجله و روزنامه سر و کلهاش پیدا میشود و بدون شک همه آنها هم آبستن رژیمت هران هستند چون یکی دو نفرشان را خوب میشناسم آه نداشتند با ناله سودا کنند بیکباره صاحب دفتر و دستک و ماشین شدهاند و نشریه چاپ میکنند!؟ و فکر میکنند مردم نمیدانند اینها از کجا تغذیه میشوند!؟ مانند کبک سرشان را کردهاند زیر برف!؟ ژاله مهربانی ،انگلستان
میخواستم به این آقای سرابی بگم به این آقای نوریزاده هر چی بیشتر حمله کردید حال و وضع ایشان که بهتر شد .بارها در تلویزیون و مجله رنگارنگ نوشتی ایشان برای شما کار میکرده و حقوق بگیرتان بود ولی امروز صاحب شبکهای تلویزیونی گرانقیمت و دهها کارمند شده است و شما هر روز در نشریه تریبون آزاد ناله می کنید کمک میخواهید! چه اشکالی دارد مدتی شما بروید برای ایشان کار کنید. البته اگر ایشان شما را بپذیرد! ربابه حسنی ،لندن
نشریه تریبون آزاد را هر شماره میخوانم و احترام و عالقهام به این نشریه بیشتر میشود و شماره نوروزتان پرصفحهتر هم شده بود. از اینکه از هنرمندان خوب کشورمان یاد میکنید بسیار خوب است اگر بخشی را هم اختصاص بدهید به زنان و مسائل آنها فکر می کنم عالقمندان زیادی دارد.