Skip to main content

تریبون آزاد - شماره 12

Page 1

‫در این شماره می خوانید‬

‫تریبـون آزاد ‪ ،‬شمـاره‌ دوازدهم‪ 10 ،‬آبان ماه ‪139۱‬‬ ‫‪ 31‬اکتبر ‪ ، 2012‬بها در انگلستان ‪ 80‬پنس و در اروپا ‪ 1‬یورو‬ ‫‪Issue no 12. Friday 31 October 2012‬‬

‫سهراب سپهری‬

‫سعيدی سيرجانی‬

‫اسماعیل خوئی‬

‫اشرفدهقانی‬

‫هادی خرسندی‬

‫مینا اسدی‬

‫فوتبال سنتی و آماتور گونه‬ ‫تنها راه درمان فوتبال ایران است‬

‫یادواره خاموشی مرضیه‬

‫مرتضی برجسته‬

‫جمشید رضائی‬

‫مرحله دوم محاکمه جمهوری اسالمی ایران‪ ،‬که از روز پنج شنبه ‪ 25‬اکتبر‬ ‫‪ 2012‬برابر با ‪ 4‬آبان ‪ 1391‬آغاز شده‪ ،‬امروز ‪ 27‬اکتبر ساعت ‪ 9‬صبح‪ ،‬کار‬ ‫خود را در سالن صلح‪ ،‬ساختمان دادگاه الهه آغاز کرده بود در روز‪ 27‬اکتبر‬ ‫رای خود را علیه جمهوری اسالمی ایران صادر کرد‪.‬‬ ‫در فاصله ای که قضات برای شور و مشورت و تصمیم گیری سالن را‬ ‫ترک کرده بودند‪ ،‬در آن جا چند نفر از دست اندرکاران تریبونال و حضار‬ ‫میزگردی تشکیل داده بودند که هر کدام از شرکت کنندگان در این‬ ‫میزگرد‪ ،‬روند دادگاه مردمی تریبونال را از زوایایی مختلفی مورد بحث و‬ ‫بررسی قرار دادند‪ .‬هم اکنون بیش از صد نفر در سالن حضور دارند و با‬ ‫هیجان بی سابقه ای منتظرند هیئت قضات وارد سالن شوند و حکم خود‬ ‫علیه جمهوری اسالمی را اعالم نمایند‪ .‬در طول سی و چهار سال حاکیت‬ ‫نکبت بار و خونین جمهوری اسالمی‪ ،‬این اولین بار است که یک دادگاه‬ ‫بی طرف و مستقل در مقر الهه‪ ،‬حکومت اسالمی ایران را به جنایت‬ ‫علیه بشریت محکوم می کند‪ .‬ساعت ‪ 16‬و ‪ 42‬دقیقه قضات وارد سالن‬ ‫شدند‪ .‬رییس دیوان اعالم کرد‪ :‬دیوان از کمیته حقیق یاب‪ ،‬فعالین و دست‬ ‫اندرکاران تریبونال ایران و هم چنین حضار تشکر می کند‪.‬‬ ‫دیوان از جمهوری اسالمی از طریق سفارتش در الهه دعوت کرده بود که‬

‫در این دادگاه شرکت کند و جوابگو باشد اما جواب ما را ندادند‪.‬‬ ‫دیوان تحت تاثیر مطالبی قرار گرفته که محکم و مستند هستند‪ .‬دیوان‬ ‫در روند تالش های چندین ساله به این نتیجه رسیده است‪ .‬این دیوان‬ ‫بر اساس قوانین بین الملل و مستقل و بی طرف تشکیل شده و هر کدام‬ ‫از قضات مستقل هستند‪ .‬کمیته حقیقت یاب قبال سخنان ‪ 75‬شاهد را‬ ‫به ما داده بود و این جا نیز ‪ 19‬شهود را شنیدیم‪ .‬تمامی این ادله موجود‬ ‫است و ضمیمه های تکمیلی نیز گزارش است‪ .‬کمیسیون یک گزارش‬ ‫‪ 65‬صفحه ای را همراه با مطلب تکمیلی تدوین کرده است ادله الزم برای‬ ‫محکومیتجمهوریاسالمیدرآنوجوددارد‪.‬همهاسنادنشانمیدهند‬ ‫که جمهوری اسالمی‪ ،‬مجموعه از جرایم را علیه زندانیان اعمال کرده است‬ ‫و نمایانگر این حقیقت غیرقابل انکار است که در جمهوری اسالمی ایران‪،‬‬ ‫شکنجه و اعدام‪ ،‬تجاوزات جنسی‪ ،‬ناپدید شدن در جریان بوده است‪.‬‬ ‫بنابراین‪ ،‬جمهوری اسالمی مرتکب قتل و جنایت شده است‪ .‬هم چنین‬ ‫در یک شب شصت جنازه به یک گورکن تحویل داده که گورکن در فیلم‬ ‫آن ها را بیان می کند و قبرها را نشان می دهد‪ .‬مامورین ایرانی‪ ،‬سنگ قبر‬ ‫زندانیان را می شکنند‪ .‬به بسیاری از اعدامیان پس از اعدام تیر خالص زده‬ ‫اند‪ .‬برخی موارد کودکان زندانی را وادار کرده اند‪.‬بقیه در صفحه ‪16‬‬


139۱ ‫ آبان ماه‬10 - ‫شماره‌ دوازدهم‬

2 ‫صفحه‬

.kÃGI¶oÎ ®ÅIe tIµU oÄp ÁI¿¹ÿ±U »I¶ ·IMp ÂwnIÎ ·HnI§µÀ IM I] »npn » oTzÃM ÂÀI¬A ÁHoM

0221 - 9247 133 s

Partner:

ºHoÄH ·I¹ö¼µÀ ÁHoM ½sÄ» þÃÿhU IM oÄp oLT÷¶ ÁI¿T¨o{ IM RoÎIv¶

Neumarkt 49 - 50667 Koln www.aeroplan.de info@aeroplan.de

Mauritiussteinweg - 50676 Mauritiussteinweg 116 116 - 50676 KölnKöln www.aeroplan.de

info@aeroplan.de


‫شماره‌ دوازدهم ‪ 10 -‬آبان ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪3‬‬

‫واقعیت تلخ‪ .‬متاسفم که یاد نگرفتم چطور سرتان کاله بگذارم‬

‫احساس بدی است‬ ‫وقتی دور و برت را‬ ‫مشتی وقیح دروغگو و‬ ‫شارالتان و بی‌مایه پر‬ ‫کرد ه‌اند‪.‬‬ ‫از ‪ Facebook‬گرفته که پاتوق مشتی‬ ‫از این قماش شده تا تلویزیونهای خارج‬ ‫از کشور که آدمهایی با این جعبه‌های‬ ‫خودفروخته معرفی شده‌اند که معلوم نبوده‬ ‫قب ًال کجا بوده و چه کارنامه‌ای دارند؟ اینان‬ ‫استاد و متخصص کاله گذاران سر مردم‬ ‫هستند و برای مردم چهره‌های سرشناس‬

‫خورده هم آرام بنشیند ولی از راه ریا و‬ ‫کاغذی شده‌اند! هر چقدر بخواهند مردم‬ ‫تزویر و بی‌شرفی وارد می‌شوند‪ .‬شایعه و‬ ‫را سرکیسه می‌کنند و پول به عنوان کمک‬ ‫می‌گیرند یا با خوش خدمتی و وظیفه‌ای که حرفهای بی اساس را رواج می‌دهند‪ ،‬توطئه‬ ‫انجام می‌دهند از اربابانشان مزد می‌گیرند‪ .‬می‌کنند و گزارشهایی رذیالنه و سخیف‬ ‫به ادارات دولتی و پلیس انگلستان بدون‬ ‫همه دلسوخته و دلسوز ایران هستند ولی‬ ‫نام یا نامهای جعلی ارسال می‌کنند و این‬ ‫معلوم نیست درتمام عمرشان می‌توانند‬ ‫معجزه خدای ایران است که هیچیک از‬ ‫ثابت کنند یک قدم هم مجانی در این راه‬ ‫این ترفندهای کثیف آنان کارگر نبوده و‬ ‫برداشته‌اند!‬ ‫در پایان تمام ماجراها‪ ،‬پلیس و ارگانهای‬ ‫همیشه قصه زندگی ما ایرانیان همان‬ ‫داستان تلخ کتابهای درسی‌مان بود که مردم دولتی بوده‌اند که عذرخواهی کرده‌اند‪.‬‬ ‫این مایه افتخار و سربلندی من است و تنها‬ ‫به مارکش اعتماد می‌کردند نه مارنویس‪.‬‬ ‫‪ 25‬سال است در یک مسیر و هدف رفته‌ام‪ .‬خودم و خدای ایران می‌داند چه سختی‌ها‪،‬‬ ‫کارنامه‌ام جوابگوی تمام دهانهای متعفنی نامهربانی‌ها و نارفیقی‌ها را تحمل کرده‌ام‪.‬‬ ‫دوستی می‌گفت‪ :‬با شیوه برخوردت همه‬ ‫است که برای اندازه کردن دیگران به‬ ‫را به نوعی علیه خودت می‌کنی وقتی در‬ ‫اندازه ذلیل خود فقط حرف درگوشی‬ ‫یک جامعه منفعت طلب و آرتیست باز‬ ‫می‌زنند اگر کسی شرف و وجدان دارد و‬ ‫می‌خواهی اصول انسانی‪ ،‬ایرانی را به سؤال‬ ‫می‌تواند درباره من خطی مستند بنویسد‬ ‫بکشانی!‬ ‫که به آرمانهای ملت و کشورم خیانت‬ ‫از جامعه‌ای که حداقل ‪ 90‬درصد آن به‬ ‫کرده‌ام‪ ،‬از فردا خانه نشین خواهم شد‬ ‫ایران رفت و آمد می‌کنند و تو از آنان انتقاد‬ ‫ولی ‪ 25‬سال است با رژیم روی در روی‬ ‫می‌کنی هرچند همه حرفهایت اصولی‪،‬‬ ‫بوده‌ام و هم مزدورانشان را افشاء کرده‌ام‬ ‫انسانی و ایرانی باشد ولی از مجرم چه‬ ‫و نباید فراموش کرد این لشگر سیلی‬

‫توقعی داری؟ ترا دوست داشته باشند!؟‬ ‫از تو حمایت کنند!؟ تو هم باید مانند‬ ‫سایر شارالتانهای همکار رژیم بگویی‪:‬‬ ‫آزادی یعنی اینکه هرکس هر طور که دلش‬ ‫می‌خواهد باید بتواند زندگی کند!!! و‬ ‫رفتن به کشورش حق طبیعی آنان است!!!‬ ‫ولی تو نقش زنگ و تلنگر وجدانی‬ ‫می‌خواهی باشی که کسی دوست ندارد‬ ‫گوش کند! تو رژیم و همکارانش را به‬ ‫خوبی می‌شناسی و بازی‌هایشان را افشاء‬ ‫می‌کنی ولی آنها هستند که می‌دانند چطور‬ ‫مردم را فریب دهند زیرا همه امکانات را‬ ‫در اختیار گرفته‌اند و تو مانند رستم و یک‬ ‫دست اسلحه در این میدان نابرابر له و‬ ‫نابود می‌شوی‪.‬‬ ‫به دوستم گفتم‪ :‬آنکه له و نابود می‌شود من‬ ‫نیستم ایران و جوانان نسل طالیی کشور‬ ‫من است که دارد نابود می‌شود‪ .‬من حداقل‬ ‫و کمترین وظایف ایرانی ـ انسانی خود را‬ ‫انجام می‌دهد‪.‬‬ ‫در عمل حرفهای دوستم به واقعیت‬ ‫نزدیکتر است چون وقتی این بار از صف‬

‫طویلی که همیشه به من از لطف و محبت‬ ‫حرف زده است کمک خواستم تا چرخ‬ ‫این نشریه در این میدان نابرابر از حرکت‬ ‫نایستد زهی خیال باطل‪ .‬از صد نفری که‬ ‫با رویی گشاده و آغوش باز قول دادند‬ ‫که هر ماهه کمکی به نشریه نمایند‪ ،‬دریغ‬ ‫و افسوس از دورویی‌ها! علی ماند و‬ ‫حوضش‪.‬‬ ‫مهم نیست این نیز بگذرد‪ .‬تازه متوجه‬ ‫شدم که بدون بازی کردن و کاله سر‬ ‫مردم گذاردن نمی‌توان راه به جایی‬ ‫برد‪ .‬بی‌جهت نیست که امثال هخاها‪،‬‬ ‫فوالدوندها‪ ،‬شهرام همایون‌ها‪ ،‬نوری‌زاده‌ها‪،‬‬ ‫بهنودها‪ ،‬فرخ نگهدارها‪ ،‬فروزنده‌ها و‪...‬‬ ‫چهره‌های خوب مردم می‌شوند! گویی‬ ‫ذات مردمان ما را در تاریخ با خمیره گول‬ ‫خوردن گره زده‌اند! دیگر توقعی از خدا هم‬ ‫ندارم چه رسد به بندگان خدا‪ .‬تنها عشقی‬ ‫در دل و داغی در سینه دارم که به خاطر آن‬ ‫تا آخرین لحظه زندگیم برای آزادی کشورم‬ ‫نفس می‌کشم و مبارزه می‌کنم‪.‬‬

‫دوباره برگشتیم‪ ،‬با تجربه بیشتر‪ ،‬با ایده‌های بهتر تلویزیون جهانی رنگارنگ این بار در وب سایت‬

‫‪www.rangarang.co.uk‬‬ ‫شما می‌توانید با مارجعه به وب سایت ما دسترسی به آرشیو مجالت‬ ‫رنگارنگ و نشریه تریبون آزاد را داشته باشید‪.‬‬ ‫وب سایت رنگارنگ با مجموعه‌ای که حاصل ‪ 25‬سال تالش و‬ ‫کوشش است‪.‬‬ ‫در این مجموعه شما می‌توانید برنامه‌های تلویزیون رنگارنگ لندن را‬ ‫تماشا کنید و سپس قضاوت نمائید‪.‬‬ ‫بخش ورزشی وب سایت رنگارنگ قابل مقایسه با هیچیک از‬

‫تولیدات رژیم جمهوری اسالمی و شبکه‌های برون مرزی نیست‪.‬‬ ‫چون در برنامه‌های ورزشی تلویزیون رنگارنگ لندن‪ ،‬بحث و‬ ‫تحلیل‌ها و نقطه نظرهایی بیان می‌شود که از پشتیبانی و کارنامه‌ای‬ ‫شناخته شده و سرشناس بهره می‌گیرد‪.‬‬ ‫برنامه‌های تلویزیونی رنگارنگ لندن‪ ،‬شامل برنامه‌ها و ایده‌هایی‬ ‫است که طی ‪ 25‬سال تجربه تهیه می‌شود و بسیاری از کانال‌های‬ ‫تلویزیون‌های ایرانی خارج از کشور با تقلید از برنامه‌های رنگارنگ‬ ‫ادای یک برنامه خوب را درآورده‌اند‪.‬‬ ‫به اطالع عالقمندان در سراسر اروپا جهت شرکت در برنامه‌های‬ ‫تلویزیونی رنگارنگ می‌رساند چنانچه از استعداد و آمادگی خود‬

‫اطمینان دارند در زمینه زیر می‌توانند با دفتر مرکزی رنگارنگ تماس‬ ‫حاصل نمایند‪.‬‬ ‫‪ 1‬ـ مجری‬ ‫‪ 2‬ـ گزارشگر‬ ‫‪ 3‬ـ بازیگر‬ ‫‪ 4‬ـ رقص‬ ‫‪ 5‬ـ نوازندگی‬ ‫‪ 6‬ـ خوانندگی‬ ‫‪)0044( 2082080010‬‬ ‫‪ 02082080010‬انگلستان‬

‫همت عالی و مراحم انسانی و گاهی ملی و میهنی‬

‫اهل زد و بند و درآمدهای نامشروع نبوده و نیستیم‪ .‬پول در ادامه زندگی نشریه تریبون آزاد بسیار مهم و حیاتی است ولی نه هر پولی! بدنبال کسب درآمد جهت سر پا نگهداشتن نشریه هستیم ولی با حفظ اصول و‬ ‫پایبندی به مسئولیت و تعهدات انسانی‪ ،‬ایرانی و حرفه ای‪.‬‬ ‫پس نه گدایی می کنیم و نه دست در برابر دشمنان ملت ایران دراز می نمائیم‪ .‬بلکه با کمال افتخار و سربلندی از تو هموطن انسان با شرف ایرانی تقاضای کمک می نمائیم و انتظار داریم بر اساس بضاعت و توانایی تان‬ ‫و با امید به همت عالی تان به نشریه ای که متعلق به خودتان است کمک کنید زیرا کمکهای شما باعث خواهد شد تریبون آزاد هر شماره چون شناسنامه هویت ایرانیان به منازل شما بیاید‪.‬‬ ‫در فضایی مسموم و آلوده مطبوعاتی که رژیم در خارج از کشور بخصوص در لندن براه انداخته است و با سرازیر کردن پولهای کثیف مافیایی – دولتی هر روز یک ورق پاره ای جدید به فهرست نشریات حکومتی‬ ‫لندن اضافه میگردد که همگی مجانی و قیمت آگهی هایشان هم در حد مجانی است‪ ،‬زیرا هزینه هایشان را حکومت تامین کرده است ‪ ،‬شرایطی بسیار سخت و طاقت فرسا برای ما فراهم کرده اند ولی ایمان و اعتقاد‬ ‫به همت عالی شما ما را امیدوار به ادامه کارمان مینماید‪ .‬در هر کجای اروپا که زندگی می کنید کافیست هر مبلغی که به همت عالی تان بستگی دارد بصورت نقد در پاکتی قرار داده و به آدرس ما که مشاهده می‬

‫شماره حساب در اروپا‬ ‫‪DEUTSCHE BANK‬‬ ‫‪BLZ 37070024‬‬ ‫‪KTO-NR 2138204‬‬ ‫‪M.SARABI‬‬

‫کنید به دفتر نشریه ارسال و یا به شماره حسابهای درج شده واریز نمائید‪.‬‬ ‫پیشاپیش دستهای مهربان شما را میفشارم‪.‬‬

‫تریبون آزاد زیر نظر‬ ‫شورای نویسندگان‬

‫نشریه آزاد برای ایرانی‬ ‫آزاد و ایـرانــی آزاده‬

‫تریبون آزاد در قبال مطالب و مقاالتی که به‌وسیله افراد‬ ‫دیگر نوشته می‌شود و آگهی‌ها مسئولیتی را نمی‌پذیرد‬ ‫و چنانچه نام و اسامی افرادی برده می‌شود آنان نیز حق‬ ‫خواهند داشت که جوابیه و نظریات خود را بر اساس‬ ‫قانون مطبوعات برای ما ارسال و ما نیز اقدام به چاپ آن‬ ‫خواهیم نمود‪.‬‬ ‫تریبون آزاد‬

‫شماره حساب در انگلستان‬ ‫‪NATWEST BANK‬‬ ‫‪RANGARANG‬‬ ‫‪SORT CODE: 600905‬‬ ‫‪ACCOUNT No.: 70151466‬‬

‫‪P.O.Box 2821, LONDON NW2 1DS‬‬ ‫‪Tel: 020 8208 0010‬‬ ‫‪Email: rangarang_London@hotmail.com‬‬ ‫‪www.rangarang.co.uk‬‬


‫شماره‌ دوازدهم ‪ 10 -‬آبان ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪4‬‬

‫•محدودیت سنی برای لیزر مو نداریم‬

‫‪LEMOGE CLINIC‬‬

‫کلینیک زیبایی‬

‫دکتر عباس شیرافکن‪ ،‬دکتر ویلیامز و بیوتراپیستهای با سابقه‬

‫همه راهها به کلینیک لموژ ختم میشود‪ ،‬می پرسید چرا؟‬

‫‪.‬‬

‫چون بهترین سرویس را با ارزانترین قیمت و بهداشتی ترین خدمات را به مشتریان خود عرضه می کند‪.‬‬ ‫جهت هرگونه راهنمائی در زمینه های زیبایی و بهداشتی به کلینیک لموژ و دکتر عباس شیرافکن تماس بگیرید‪.‬‬

‫‪-1‬لیزر برای از بین بردن مو‪:‬‬ ‫صورت از ‪ - £45‬زیر بغل از ‪ - £35‬چانه از ‪ - £ 20‬باالی لب از ‪- £ 20‬‬ ‫بیکینی از ‪ - £ 45‬پا از ‪ - £ 99‬پشــت گردن از ‪ - £30‬گونه ها از ‪£30‬‬ ‫‪ -2‬تزریق بتاکس در ناحیه پیشــانی و اطراف چشــم ‪ ،‬اطراف دهان و کنار بینی برای از بین بردن‬ ‫چروک از ‪ £100‬به باال ‪ -‬بزرگ کردن لب ‪£150‬‬ ‫‪ -3‬از بین بردن مویرگهای قرمز ‪ - £35‬الیه برداری پوســت صورت ‪،‬‬ ‫جوان کردن پوست ‪£35‬‬ ‫‪ -4‬تمیــز کردن صورت از ‪ £16‬الی ‪ - £50‬کلیه درمانهای زیبایی الکترولیز‬ ‫‪ -5‬الیه برداری پوست صورت ‪£35‬‬ ‫‪Contact Lens, Fresh look -6‬رنگی برای ایرانیان ‪£10‬‬ ‫‪ -7‬جدیدتریــن مدلهای آرایش و رنگ مو ‪ -‬آرایش عروس پوت آپ‬

‫‪TATOO‬‬ ‫‪020 73720044‬‬

‫‪020 73724433‬‬

‫‪Mon-Fri 9:30 – 7:00 Sat 9:00-6 :00 Sun 10:00-5:30‬‬

‫)‪191 Kilburn High Road London NW6 7HY (near Bingo‬‬

‫کلینیک دندانپزشکی لموژ‬ ‫زیر نظر دکترحکیم و دکترآتنا‬

‫(با بیش از ‪ 12‬سال تجربه در لندن )‬

‫‪LEMOGE DENTAL CLINIC‬‬ ‫‪Quality Dental care for all familly at affordable prices‬‬

‫معاینه‬ ‫رایگان‬ ‫‪We look forward to welcoming you‬‬ ‫‪to mak an appointment please contact on:‬‬

‫‪02076256060 - 02076255500‬‬

‫امروزه از لیزرهای خاص برای از بین‬ ‫بردن موهای زاید تمام بدن(نه فقط‬ ‫صورت)‪ ،‬با موفقیت و سرعت عمل‬ ‫زیاد و حداقل عوارض استفاده می‌شود‬ ‫و انواع مختلف لیزر با طول موج‌های‬ ‫متفاوت برای از بین بردن موها با‬ ‫رنگ‌های روشن تا سیاه در دسترس‬ ‫است‪.‬‬ ‫استفاده از لیزر مانند الکترولیز دردناک‬ ‫نیست و لیزر با از بین بردن موها در‬ ‫برای لیزر موهای زاید‪ ،‬باید ابتدا موها سطح وسیع و بدون ‌درد و با سرعت‬ ‫را با تیغ از سطح پوست تراشید و نباید عمل خوب می‌تواند برای موهای‬ ‫آنها را از ریشه درآورد(با نخ یا موم یا نواحی دست‌ها‪ ،‬پاها‪ ،‬سینه‪ ،‬پشت و‬ ‫دستگاه اپیلیدی) زیرا با این کار‪ ،‬بافت سایر مناطق مفید باشد‪.‬‬ ‫هدف که مو است از بین می‌رود‪ .‬سپس‬ ‫پزشک متخصص و آگاه به لیزر‪ ،‬با ژل ضمنا عوارض مهمی در لیزر مشاهده‬ ‫شفاف‌کننده یا بدون آن‪ ،‬موها را تحت نمی‌شود و فقط امکان دارد قرمزی‬ ‫تابش نور قرار می‌دهد‪ .‬بافت هدف در پوست که در عرض چند روز برطرف‬ ‫این روش‪ ،‬قسمت بالج مو (منطقه‌ای می‌شود‪ ،‬به وجود آید ‪.‬‬ ‫از مو که در حد فاصل اتصال غده چربی بروز عوارض (مثل به جا گذاشتن‬ ‫و عضله راست کننده مو قرار دارد) و اسکار) با استفاده از سیستم لیزری‬ ‫رنگدانه‌های مو است‪ .‬منطقه بالج برای مناسب توسط پزشک متخصص‪ ،‬تقریبا‬ ‫ترمیم و رشد مجدد مو خیلی مهم است‪ .‬منتفی است‪.‬‬ ‫تنها مراقبت از چشم‌ها با استفاده از عینک‬ ‫در اوایل مرحله ی رشد مو(آناژن)‪ ،‬مخصوص ‪ ،‬هنگام لیزر الزامی است‪.‬‬ ‫سلول‌های سازنده بالج به سطح پوست‬ ‫نزدیک‌تر هستند و سلول‌ها حداکثر‬ ‫سنتز کراتین را دارند و موها در این حساب ليزررا بايد از بقيه روش‌ها جدا‬ ‫مرحله حساس‌ترند‪.‬‬ ‫کرد‪ ،‬چون جديدترين و موثرترين روش‬ ‫رنگدانه مو خیلی مهم است و سبب حذف موهاي زايد است‪ .‬در اين روش‬ ‫جذب نور لیزر می‌شود‪ ،‬بنابراین با استفاده از ليزر‪ ،‬فوليکول موهاي زايد‬ ‫موهایی بیشتر مورد هدف نور لیزر قرار تخريب مي‌شود و امکان رشد مجدد‬ ‫می‌گیرند که در مرحله رشد (آناژن) و موهاي زايد در آن ناحيه خاص از بين‬ ‫حاوی رنگدانه فراوان باشند (یعنی تیره مي‌رود‪ ،‬يا خيلي کم مي شود‪.‬‬ ‫تر باشند)‪.‬‬ ‫اين درمان در چند مرحله و طي چند ماه‬ ‫انجام مي‌شود‪.‬‬ ‫با این توضیحات متوجه می‌شوید که نتيجه حاصل از اين روش در اغلب‬ ‫محدودیت سنی برای کاربرد لیزر در مواقع‪ ،‬موفقيت‌آميز و دايمي است‬ ‫از بین بردن موهای زاید وجود ندارد‪،‬‬ ‫ولی وقتی مو خاکستری شد‪ ،‬به دلیل‬ ‫عدم جذب نور لیزر دیگر استفاده از آن‬ ‫تاثیری ندارد‪ .‬لیزر کردن در این شرایط‪،‬‬ ‫به عبارتی پول هدر دادن و اتالف وقت‬ ‫است‪.‬‬

‫‪Free Consultation,‬‬ ‫‪Check up & X-Ray free of charge‬‬ ‫‪Filling £25‬‬ ‫‪Extraction from £40‬‬ ‫‪Crown & Denture from £150‬‬ ‫‪Bridge from £150‬‬ ‫‪Whitening from £120‬‬

‫‪341 kilburn High Road NW6 7QB‬‬


‫شماره‌ دوازدهم ‪ 10 -‬آبان ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪5‬‬

‫‪www.rangarang-london.co.uk‬‬


‫شماره‌ دوازدهم ‪ 10 -‬آبان ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪6‬‬

‫پیام رضا پهلوی بمناسبت‬ ‫آغاز سال تحصیلی‬

‫هم میهنان عزیزم‪ ،‬استادان‪ ،‬آموزگاران‪،‬‬ ‫دانشجویان و دانش آموزان‬ ‫فـرارسیدن مـاه مهر و مهرورزی‪ ،‬فصل آغـازین دانش‬ ‫انـدوختن و دانش آمـوختن و بـازگشایی دروازه های‬ ‫دانش آموزی بر جامعه فرهیخته پژوهشگر‪ ،‬محقق‪،‬‬ ‫دانشگاهی‪ ،‬اساتید‪،‬معلمان‪ ،‬دبیران و بویژه دانش آموزان‬ ‫و دانشجویان‪ ،‬خجسته و شاد باد‪ .‬امیدوارم که در این سال‬ ‫جدید به هدف های خود در زمینه تحصیلی و آموزشی و‬ ‫دیگر عرصه های زندگی نزدیک تر شوید‪.‬‬

‫سال تحصیلی جدید را در شرایطی آغاز می نماییم که فرزندان خطه آذربایجانمان‪ ،‬پس از زلزله اخیر و به دلیل بی‬ ‫کفایتی حکومت جمهوری اسالمی در وضعیت نامطلوب و وخیم بسر می برند‪ .‬اول مهر در راه است و فرزندان‬ ‫نسرین ستوده‪ ،‬رضا شهابی و بهنام ابراهیم زاده محرومیت از مادر و یا پدر را دگر بار تجربه می کنند‪ .‬فصل کالس و‬ ‫درس دیگری را محروم از حضور معلم ها و اساتید مبارز همچون‪ ،‬رسول بداغی‪ ،‬عبدالرضا قنبری و فرزاد کمانگر‪،‬‬ ‫نماد استقامت و مبارز مدنی‪ ،‬که در راه آزادی جاودانه شد‪ ،‬آغاز می شود‪ .‬سالی که دانشگاه دلتنگ بهاره هدایت‪،‬‬ ‫مجید توکلی‪ ،‬مهدیه گلرو‪ ،‬شبنم مددزاده‪ ،‬ضیا نبوی‪ ،‬عبداهلل مومنی‪ ،‬مجید دری‪ ،‬میالد اسدی‪ ،‬کوهیار گودرزی و‬ ‫دیگر دانشجویان مبارز و آزادیخواه خود است‪.‬حکومت اسالمی‪ ،‬با استفاده ابزاری از مدرسه و دانشگاه به نـام دین‬ ‫و معنویت‪ ،‬شستشـوی مغزها‪ ،‬علم زدایی‪ ،‬سلب آزادی بیان و اندیشه‪ ،‬فرهنگ ستیزی‪ ،‬تبعیض جنسیتی‪ ،‬پوشش‬ ‫اجباری‪ ،‬محروم ساختن هرچه بیشتر نظام آموزشی از رشته های گوناگون علوم انسانی و تمدن کشی‪ ،‬ویرانی‬ ‫نظام آموزشی را به بار آورده است‪.‬آنچه که بیش از پیش خشم و نگرانی جمهوری اسالمی را موجب شده‪ ،‬همت و‬ ‫توانمندی باالی دانشجویان و نخبگان فرهیخته ایرانی‪ ،‬آزاد اندیشی‪ ،‬حفظ و استحکام فرهنگ و هنر این مرز و بوم‬ ‫و زنده نگه داشتن «دانشگاه » است‪ .‬اکنون‪ ،‬با وجود آن که استادان و دانشجویان ارجمند و عزیزمان در اعتراض به‬ ‫حقوق پایمال شده در بند هستند و گروهی نیز به ترک وطن اجباری تن داده اند‪ ،‬ولی شاهد هستیم که رشته مهر‬ ‫آنان به میهن مستحکم تر شده و از تالش برای رهایی ایران و ایرانی باز نیایستاده اند‪ .‬وجود آنــان چون نــوری‬ ‫است که بـر تاریک راه مبارزان می تابـد و رهایی را نــوید می دهد‪ .‬سال جدید تحصیلی را با نام مجید توکلی‪،‬‬ ‫فرزند هوشیار ایرانزمین آغاز می نماییم‪ ،‬دانشجوی دربند که به دلیل فعالیت های صلح آمیز در راه آزادی بیان و‬ ‫دمکراسی‪ ،‬برنده جایزه جهانی صلح دانشجویی ‪ ۲۰۱۳‬شده است‪ .‬دست شما اساتید محترم‪ ،‬آموزگاران دلسوز و‬ ‫دانشجویان و دانش آموزان گرامی را می فشارم و یقین دارم که شما دانشجويان فرهيخته‪ ،‬با یاری استادان آزاده و‬ ‫دانش پژوه و به یاری همۀ مردم ایران‪ ،‬در راه تحقق هدف های انسانی و میهن دوستانۀ خویش پیروز خواهید شد‪.‬‬ ‫نوردانش بر تاریکی جهل پیروز است‬

‫پیام رضا پهلوی در مورد اعدام ها‬ ‫اول آبان ماه ‪۱۳۹۱‬‬

‫کشتار نوجوانان در خدمت تحریف تاریخ‬ ‫روز شنبه ‪ 29‬مهر اتوبوس حامل ‪ 44‬دختر‬ ‫دانش آموز دوره دوم دبیرستان در خوزستان‬ ‫واژگون شد‪ .‬در این حادثه ‪ 26‬نوجوان کشته‬ ‫شدند و بقیه زخمی گردیدند‪ .‬این دانش‬ ‫آمــوزان بخشی از کــاروان بزرگتری بودند‬ ‫که تحت عنوان "کاروان راهیان نور" توسط‬ ‫جمهوری اسالمی جهت بازدید به جبهه‬ ‫های قدیم جنگ ایــران و عراق اعــزام شده‬ ‫بودند‪ .‬مقامات آموزشی جمهوری اسالمی‬ ‫هر سال دانش آمــوزان دوره دوم دبیرستان‬ ‫را ناچار میکنند برای گذراندن یک واحد‬ ‫درسی و گرفتن نمره با مخارج والدینشان‬ ‫به کشتارگاههای جنگ ایران و عراق بروند‪.‬‬ ‫مدتی است که فرستادن دانش آموزان به جبهه‬ ‫های جنگ ‪ 33‬روزه حزب اهلل و اسراییل در‬ ‫لبنان نیز باب شده است‪.‬‬ ‫خبر مرگ ‪ 26‬دانــش آمــوز نوجوان بر در‬ ‫مطبوعات داخل کشور و نیز رسانه¬های‬ ‫خارجی انعکاس وسیعی یافت‪ .‬در نتیجه‬ ‫مطلع شدن مــردم از آن حادثه دلخراش‪،‬‬ ‫موجی از همدردی نسبت به آن غنچه های‬ ‫پرپر شده‪ ،‬خانواده هایشان و نفرت از چنین‬ ‫حرکاتی برخاست‪ .‬مردم در ضمن مطلع‬ ‫شدند که از اینگونه تصادفات مرگ آور در‬ ‫قالب همین کاروان¬ها هر سال روی داده‬ ‫و جز خانواده قربانیان و اطرافیانشان کسی از‬ ‫آن مطلع نشده است‪ .‬اکنون اشکار شده است‬ ‫که تاکنون ‪ ۸۰‬نوجوان در حوادث مشابه در‬ ‫این کاروانها جان خود را از دست داده اند‪.‬‬ ‫فرستادان دانش¬اموزان مدارس به مناطق‬ ‫جنگی بخشی از درسی است بنام "آمادگی‬ ‫دفاعی" که در دوره دوم راهنمائی تدریس‬ ‫می¬شود واز سال ‪ ۱۳۸۰‬باب شده است‪.‬‬ ‫بازدید از مناطق جنگی در دوران جنگ ایران‬ ‫و عراق اجباری است و بدست اوردن نمره‬ ‫این درس موکول به شرکت کردن در این‬ ‫کاروانها است‪ .‬پس از وقوع این حادثه مقامات‬ ‫رژیم ادعا کردند که اجازه کتبی خانواده¬ها‬ ‫برای شرکت کودکان در این کاروان کسب‬

‫شده است‪ ،‬اما بسیاری از خانواده¬ های‬ ‫کودکان از وجود چنین اجازه نامه¬ای اظهار‬ ‫بی اطالعی کرده اند‪" .‬کاروان راهیان نور"‬ ‫و گذاشتن درسی در دوره دوم راهنمایی در‬ ‫رابطه با تحریف تاریخ جنگ و شستشوی‬ ‫مغزی نوجوانان طراحی گردید‪ .‬برخی از‬ ‫واقعیتهائی که از جمله در این سفرهای ضد‬ ‫علمی واژگونه نشان داده میشوند از این قرار‬ ‫اند‪ :‬اگرچه تحریکات رژیم صدام در مرزهای‬ ‫غربی ایران نقطه آغاز این جنگ ارتجاعی بود‪،‬‬ ‫اما پافشاری بر ادامه جنگ بمدت ‪ 8‬سال‬ ‫با شعار ارتجاعی‪ ":‬رسیدن به قدس از راه‬ ‫کربال"‪ ،‬از جانب جمهوری اسالمی صورت‬ ‫گرفت‪ .‬ادامــه جنگ در خدمت سرکوب‬ ‫مخالفان رژیم و مردمی که از دست¬اوردهای‬ ‫خود دفاع می¬کردند‪ ،‬به کار گرفته شد‪.‬‬ ‫سرکوب انقالب ایران که از دوره حکومت شاه‬ ‫آغاز شده بود در سالهای نخست پس از سقوط‬ ‫رژیم شاه توسط رژیم جمهوری اسالمی زیر‬ ‫سایه این جنگ تکمیل گردید‪ .‬بدین ترتیب‬ ‫ادامــه این جنگ به ابــزار تثبیت حاکمیت‬ ‫جمهوری اسالمی در ایران تبدیل شد‪ .‬از‬ ‫همین لحاظ بود که خمینی اگر چه پذیرش‬ ‫خاتمه آنرا به نوشیدن جام زهر تشبیه کرد ‪ ،‬اما‬ ‫همواره این جنگ را برکت الهی می¬خواند‪.‬‬ ‫طبق آمار خود حکومت اسالمی در آن جنگ‬ ‫ارتجاعی بیش از ‪ 700‬هزار نفر از فرزندان مردم‬ ‫کشته و بیش از یک میلیون زخمی و ناقص‬ ‫العضو شدند‪ .‬خمینی که دریافته بود مردم به‬ ‫سادگی از خطاها و جنایات رژیمش نخواهند‬ ‫گذشت با صدور کشتار عام زندانیان سیاسی‬ ‫بی دفاع‪ ،‬برای ایجاد وحشت در جامعه به‬ ‫مقابله مردم شتافت‪ .‬او برای تامین منظور‬ ‫خود فرمان داد تا ‪ 7‬هزار زندانی سیاسی طی‬ ‫دو ماه در سال ‪ 67‬قتل عام شوند‪.‬‬ ‫در طول جنگ ‪ 8‬ساله هزاران نفر از اینگونه‬ ‫نوجوانان در همین جبهه¬های جنگ به‬ ‫ابزار پاک کردن میادین مین تبدیل شدند و‬ ‫از حق حیات محروم گردیدند‪ .‬گوئی این‬

‫حجم جنایت کافی نبوده است که امروز‬ ‫نیز نوجوانان این کشور‪ ،‬اینبار در خدمت‬ ‫الپوشانی کردن جنایات جنگی و تحریف‬ ‫تاریخ این جنگ باید به جبهه¬ها اعزام‬ ‫شوند‪ .‬اما عکس العمل گسترده و خشمناک‬ ‫مردم علیه رژیم در به کشتن دادن ‪ 26‬نوجوان‬ ‫دانش آموز نمایانگر شکست تالشهای رژیم‬ ‫در تحریف تاریخ جنگ است‪ .‬دانش آموزان‬ ‫گرچه مجبور میشوند به خاطر گرفتن نمره و‬ ‫استفاده از سایر امتیازات "کاروان راهیان نور"‬ ‫به اینگونه سفرها بروند‪ ،‬اما از آن نفرت دارند‪.‬‬ ‫آنها عالقمندند به جای سرزدن به محلهای‬ ‫قربانیان جنگ‪ ،‬به سفرهای علمی بروند‪.‬‬ ‫آنها نیاز دارند به جای سرزدن به محل نفرت‬ ‫و کشتار به کارخانه ها‪ ،‬معادن‪ ،‬باغات و موزه‬ ‫ها سربزنند‪.‬‬ ‫الزم اســت والــدیــن‪ ،‬معلمین آگــاه و همه‬ ‫کسانیکه با جوانان و نوجوانان ایران احساس‬ ‫همدردی دارنــد حقایق جنگ را به دانش‬ ‫آموزان بگویند‪ .‬این دانش آموزان در کالسهای‬ ‫درس با خرافات مذهبی بمباران میشوند‬ ‫و در سفرهایی نظیر کاروان راهیان نور نیز به‬ ‫لحاظ تاریخی منحرف میشوند‪ .‬آنها نیاز به‬ ‫پشتیبانی علمی دارند‪ .‬جمهوری اسالمی‬ ‫پا به پای تضعیف پایه هایش به خرافی بار‬ ‫آوردن جوانان و نو جوانان نیاز بیشتری خواهد‬ ‫داشت‪ .‬سران جنایتکار این رژیم در این راه از به‬ ‫کشتن دادن جوانان و نوجوانان ابایی نخواهند‬ ‫داشت‪ .‬کشتار جوانان و نوجوانان در سفرهایی‬ ‫نظیر کاروان راهیان نور مکمل کشتار خالقیت‬ ‫و آزادگی دانش آموزان است‪ .‬تکرار اینگونه‬ ‫جنایتها را با سرنگون کردن جمهوری اسالمی‬ ‫باید متوقف ساخت‪.‬‬

‫قوم پرستی و جداخواهی نمی تواند‬ ‫راهبرد مبارزه برای احقاق حقوق‬ ‫شهروندی اقوام ایرانی باشد!‬

‫«هر فردی حق زندگی‪ ،‬آزادی و امنیت شخصی دارد‪ ».‬ماده سه از اعالمیه جهانی حقوق بشر‬ ‫با انتشار “توافقنامه بین حزب دمکرات کردستان ایران و حزب‬ ‫«هیچ انسانی نمی بایست مورد شکنجه یا سایر رفتارهای بی رحمانه و غیر انسانی یا مغایربا شان انسان قرار گیرد که منجر به تنزل مقام کومله کردستان ایران” و واکنش تند و بحق بسیاری از ایرانیان‬ ‫دمکرات به مفاد این توافقنامه‪ ،‬باالخره گفتمانی درباره موضوع‬ ‫انسانی وی گردد‪ ».‬ماده پنج از اعالمیه جهانی حقوق بشر‬ ‫داغی که همواره از سوی سازمانهای بزرگ اپوزیسیون ایران پرهیز‬ ‫«کشورها‪ ،‬تمام اقدامات الزم را در جهت منسوخ کردن مجازات مرگ در قلمرو قضایی خود‪ ،‬بعمل آورند‪ ».‬بند دوم ماده یک از پروتکل میشد‪ ،‬آغاز گشته است‪ .‬جبهه ملی ایران‪ -‬اروپا بارها به مناسبت‬ ‫های گوناگون در باره مبحث ملی در ایران بیانیه داده و مواضع‬ ‫اختیاری میثاق بین المللی حقوق سیاسی و مدنی به منظور الغای مجازات مرگ‬ ‫خود را روشن اعالم نموده است‪ .‬آخرین بیانیه ما درست درباره‬ ‫خبر غم انگیز اجرای اعدام ده نفر از هم میهنانم چند روزی است که در تارنماها و شبکه های اجتماعی گردش می نماید‪ .‬کنشگران‬ ‫جداساختن حساب مبارزه برای کسب حقوق شهروندی در‬ ‫حقوق بشر و فعالین سیاسی ـ مدنی اقدام به ارسال نامه های سرگشاده به دبیران و مسئوالن سازمان های مختلف حقوق بشری نموده‪ ،‬کردستان از دیگر استانهای ایران در شکل تقاضای حزب دمکرات‬ ‫بستگان این ده تن در مقابل مکان اعدام دلبندانشان مظلومانه تجمع نموده و در مقابل زندان اوین مورد حمله گارد ضد شورش قرار می کردستان ایران از ناتو مبنی بر ایجاد منطقه پرواز ممنوع برای‬ ‫گیرند‪ .‬در حالیکه کارزار لغو مجازات اعدام جهان شمول شده و هر ساله بسیاری از کشورها به جمعیت جنبش لغو کنندگان اعدام می آسمان کردستان ایران بود‪ .‬درحالیکه بیانیه نامبرده میان بسیاری‬ ‫از ایرانیان عالقمند به سرنوشت کشور بازتاب گسترده ای یافت‪،‬‬ ‫پیوندند‪ ،‬نتیجه آن است که پس از گذراندن یک شب طوالنی در انتظار اعدام سرمایه های کشورمان‪ ،‬صبح را با خبر اسفناک قتل عمد بازهم اکثر سازمانهای اپوزیسیون از رویکرد به این موضوع دوری‬ ‫فرزندانمان آغاز می نمائیم‪.‬‬ ‫جستند‪.‬‬ ‫وظیفه دولت صرف هزینه سرمایه های کشور در کنترل جرم و جنایت در جامعه و بازپروری مجرمین است‪ .‬همچنین استقرار عدالت “توافقنامه” نامبرده دیگر کاسه صبر بسیاری را لبریز کرد‪ .‬این تابو‬ ‫شکسته شد و به گفتگوهایی که فقط در خفا انجام می گرفت و‬ ‫کیفری از مجرای قوانین مبتنی بر اعالمیه جهانی حقوق بشر‪ ،‬تامین حق آزادی و حق امنیت هر شهروند بر دوش همه نهادهای حکومتی هیچگاه نتوانسته بود از دور شدن بویژه حزب دموکرات کردستان‬ ‫است‪ .‬هیچ حکومت و هیچ دولتی حق ندارد زیستن را از انسانی دیگر سلب کند‪ .‬وظیفه دولت تامین امنیت فرد فرد شهروندان جامعه ایران از مابقی اپوزیسیون و بازکردن حساب جداگانه برای‬ ‫کردستان ایران جلوگیری کند‪ ،‬خاتمه داد‪.‬‬ ‫است و نمی باید اعدام را همچون ابزاری برای بقای خود در مقابل امنیت شهروندی قرار دهد‪.‬‬ ‫در راستای خبر غم انگیزی که باردیگر سحرگــاه امــروز صبح در اخبــار مختلف منتشر شد‪ ،‬ضمن همراهی با خانواده های داغدار‪ ،‬اعتراض خوشبختانه در این میان دو حزب نامبرده مواضع خود را تاحدی‬ ‫خود را علیه مجازات ضد انسانی اعدام توسط رژیم فقاهتی ایران اعالم نموده و هر نوع خشونت پنهان و آشکار علیه هم میهنانم را شدیدا محکوم تعدیل داده و به روشن کردن"سوء تفاهمات پیش آمده” پرداخته‬ ‫می نمایم‪.‬‬ ‫اند‪.‬‬ ‫در‬ ‫فردی‪،‬‬ ‫امنیت‬ ‫و‬ ‫آزادی‬ ‫به‬ ‫رسیدن‬ ‫برای‬ ‫ما‬ ‫مبارزه‬ ‫که‬ ‫دارم‬ ‫ایمان‬ ‫نماییم‪.‬‬ ‫بی تفاوت نمانیم و فرصت را از جنایتکاران جمهوری اسالمی سلب‬ ‫با این وجود هنوز هم ابهامات ّمهم دیگر در"توافقنامه" پابرجاست‬ ‫آینده ایی نزدیک پیروز خواهد شد‪.‬‬ ‫که برطرف کردن آنها در یک گفتگوی علنی برای رفع مشکالت‬ ‫پاینده ایران‬ ‫موجود بر سر راه همکاری موثر برای پیکار علیه استبداد جمهوری‬ ‫رضا پهلوی‬

‫اسالمی‪ ،‬ارتجاع‪ ،‬فساد‪ ،‬تبعیض های فرهنگی‪ -‬مذهبی و‬ ‫اقتصادی‪ ،‬ضرورت دارد‪ .‬بباو ِر ما‪ ،‬پیش شرط اساسی دستیابی‬ ‫به حقوق شهروندی‪ ،‬پیشرفت اقتصادی و عدالت اجتماعی‪،‬‬ ‫مبارزات همراه و همگام همه ایرانیان در چارچوب ایران و در‬ ‫پایبندی به ِ‬ ‫تمامیت ارضی کشور است‪ .‬ایران‬ ‫حفظ استقالل و ّ‬ ‫ملک مشاع و کشور همه اقوام‪ ،‬آحاد و افراد ملت ایران است‪ ،‬ملتی‬ ‫که بیشترینش تشنه آزادی‪ ،‬دمکراسی‪ ،‬رفاه و زندگی شرافتمندانه‬ ‫در ایرانی امن‪ ،‬آباد و سربلند میباشد‪.‬‬ ‫برای مقابله با اتهامات ناروا و مغرضانه‪ ،‬جبهه ملی ایران بازهم‬ ‫صراحتا مخالفت خود را با هرگونه تبعیض قومی و دینی در ایران‬ ‫اعالم می کند‪ ،‬بر حق همه اقوام ایرانی در آموزش زبان مادری‬ ‫پافشاری میکند و خواهان تمرکز زدایی کارشناسانه درخدمت‬ ‫خودگردانی آنان در اداره امور مناطق مسکونیشان می باشد‪ .‬در‬ ‫عین حال ما قویا هرگونه مداخله نظامی و جداخواهی قومی‪-‬‬ ‫جغرافیایی را که یکپارچگی ارضی ایران و همبستگی ملی ایرانیان‬ ‫را بزیر پرسش ببرد‪ ،‬قویا طرد و محکوم میکنیم‪.‬‬ ‫پویا و پابرجا باد مبارزات همبسته همه ایرانیان برای ایرانی آزاد‪،‬‬ ‫آباد و دموکراتیک‬ ‫پاینده ایران‬ ‫جبهه ملی ایران‪ -‬اروپا و آمریکا‬


‫شماره‌ دوازدهم ‪ 10 -‬آبان ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪7‬‬

‫پس از یازده سال یازده سال پیش نیروهای امریکایی با حمله به افغانستان‪ ،‬حاکمیت‬ ‫طالبان را درهم شکستند‪.‬‬

‫اکنون افغانستان و کشورهای عضو‬ ‫حکومت طالبان‪ ،‬تجربه تلخی‬ ‫ناتو آماده می شوند تا خروج نیروهای‬ ‫برای مردم افغانستان و جهان بود‪.‬‬ ‫نظامی خارجی از افغانستان و انتقال‬ ‫افغانستان در دوره حکومت طالبان‬ ‫مسئولیت های امنیتی به نیروهای‬ ‫وضعیت خاصی را آزمود‪.‬‬ ‫افغان را تجربه کنند‪.‬‬ ‫جنگ رویاروی نظامیان ناتو در این‬ ‫فقر‪ ،‬تنگدستی‪ ،‬ظلم و اجحاف‪،‬‬ ‫شالق و تازیانه به بهانه های مختلف‪ ،‬صورت خاتمه می یابد‪ .‬اما بیش از‬ ‫زندان و مرگ‪ ،‬بسته شدن دروازه های یک دهه جنگ با تروریزم و طالبان و‬ ‫القاعده که صدها میلیارد دالر خرج‬ ‫مدارس به روی دختران‪ ،‬مسدود‬ ‫با تمام این وجود حضور نیروهای‬ ‫برای کشورهای حاضر در جنگ‬ ‫شدن راه ورود به ادارات برای زنان‪،‬‬ ‫هزینه داشته است‪ ،‬دستاورد مطمئن و خارجی در افغانستان موقعیت و‬ ‫منع نشرات تصویری‪ ،‬شهرهای‬ ‫زمینه مناسبی بوده که دولت مرکزی‬ ‫نسبتا خالی از سکنه‪ ،‬کسادی و رکود مستحکمی را در پی نداشته است‪.‬‬ ‫با خیالی نسبتا آرام به تحکیم پایه‬ ‫فعالیت های اقتصادی و‪ ...‬زندگی‬ ‫برخالف روند سریع سقوط طالبان‪ ،‬خود بپردازد و خرابی های ناشی از‬ ‫را به کام مردم افغانستان تلخ ساخته‬ ‫چندین سال جنگ توسط کمک های‬ ‫این گروه به زودی از خاکستر جنگ‬ ‫بود‪.‬‬ ‫هنگفت مالی کشورهای کمک دهنده‬ ‫برخاسته و با تجدید قوا اکنون به‬ ‫مردم دیگر کشورهای جهان نیز با‬ ‫بازسازی شود‪ .‬اینکه افغانستان چه‬ ‫یک نیروی تهدید کننده هم برای‬ ‫حادثه یازده سپتامبر به برج های‬ ‫میزان توانسته از این امکانات استفاده‬ ‫قوای بین المللی و هم برای دولت‬ ‫دوگانه امریکا‪ ،‬خطر این گروه را‬ ‫نماید بحث دیگری است‪.‬‬ ‫افغانستان تبدیل ساخت‪.‬‬ ‫احساس کردند‪ .‬حضور نظامیان‬ ‫امریکایی در افغانستان و حمله سریع‪ ،‬یادآوری شعارها و وعده ها و وعید‬ ‫جدی و سهمگین نیروهای امریکایی‪ ،‬های کشورهای حاضر در جنگ علیه ولی افغانستان واقعا در محراق توجه‬ ‫فصل جدیدی را در تاریخ افغانستان تروریزم‪ ،‬به خوبی نشان می دهد که جهانی قرار گرفته است‪.‬‬ ‫میلیاردها دالر به افغانستان کمک‬ ‫میزان امیدواری ها تا چه اندازه باال‬ ‫گشود‪.‬‬ ‫مردم افغانستان حضور نیروهای بین بوده است‪ .‬این امیدواری ها به مردم مالی شده است و صدها تن از‬ ‫افغانستان نیز منتقل شده بود و مردم سربازان خارجی در کنار همرزمان‬ ‫المللی را به مثابه پایان حکومت‬ ‫خود کشته شده اند ‪ .‬امضای تفاهم‬ ‫انتظار داشتند تا سقوط حاکمیت‬ ‫طالبان و تغییر عمده ای در تاریخ‬ ‫های همکاری استراتژیک با بزرگترین‬ ‫طالبان مساوی با تامین امنیت و‬ ‫افغانستان به حساب آوردند‪ .‬حمله‬ ‫کشورهای جهان و روند رو به افزایش‬ ‫نیروهای نظامی خارجی به افغانستان آرامش برای کشور باشد‪.‬‬ ‫امضای این گونه قراردادها خود‬ ‫و سقوط حاکمیت طالبان تغییرات‬ ‫نشانی از این است که افغانستان‬ ‫اساسی و حساسی را برای افغانستان ولی به درازا کشیده شدن جنگ‪ ،‬هر‬ ‫روز از امیدواری مردم نسبت به آینده در آینده نیز تا حدودی مورد توجه‬ ‫به ارمغان آورد‪ .‬تغییراتی که در‬ ‫جهانیان خواهد بود‪.‬‬ ‫افغانستان به وجود آمده اند قابل انکار کشور کاست و حال که نیروهای‬ ‫خارجی با نداشتن دستاورد معتنابهی‬ ‫نیستند‪.‬‬ ‫افغانستان را ترک می کنند‪ ،،‬مردم به به هر صورت افغانستان با حضور‬ ‫اما سئوال اساسی که ذهن مردم‬ ‫افغانستان و جهان را به خود مشغول حضور و خروج نیروهای نظامی بین نیروهای خارجی موقعیت های‬ ‫ممتازی را به دست آورد‪ .‬ولی این‬ ‫المللی همراه با سئواالت بسیاری‬ ‫داشته این است که نتیجه حضور‬ ‫جنگ به پایان خود نرسیده است‬ ‫نیروهای نظامی امریکایی و نیروهای می نگرند و به فرصت ها و زمینه‬ ‫هایی می اندیشند که قسمتی از آن‬ ‫نظامی ناتو در افغانستان بعد از‬ ‫محمد رضا هویدا‬ ‫شاید از دست رفته باشد‪.‬‬ ‫گذشت یازده سال چیست؟‬

‫سوپر دنا‬

‫‪SUPER DENA‬‬ ‫کلیه مایحتاج یک خانواده ایرانی را‬ ‫زیر یک سقف گرد آوری منوده است‬

‫واشنگنت پست‪ :‬مریم رجوی از تصمیم احتادیه اروپا استقبال کرد‬ ‫در پی انتشار بیانیه وزیران خارجه اتحادیه اروپا درمورد‬ ‫تصویب تحریمهای بیشتری علیه رژیم ایران در بخشهای‬ ‫مالی‪ ،‬تــجــاری‪ ،‬انــرژی و حمل ‌ونقل‪ ،‬مریم رجوی‬ ‫رئیس‌جمهور منتخب مقاومت ایران‪ ،‬جنبشی که خواهان‬ ‫برکناری رژیم ایران است از تصمیم اتحادیه اروپا استقبال‬ ‫کرد وخواستار قطع تمامی روابط اقتصادی و تجاری اتحادیه‬ ‫اروپا با این رژیم شد‪.‬‬ ‫وزیران خارجه ‪ ۲۷‬کشور اتحادیه اروپا گفتند رژیم ایران‬ ‫آشکارا التزامات بین‌المللی خود را نقض می‌کند و هنوز‬ ‫برای برطرف کردن نگرانیهای بین‌المللی از همکاری کامل‬ ‫با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی سر باز میزند‪.‬‬

‫فاکس نیوز‪ :‬گزارش کرد‪ :‬اتحادیه اروپا که نگران سر پیچی‬ ‫رژیم ایران از بازگو کردن حقایق مربوط به برنامه اتمی این‬ ‫رژیم است‪ ،‬مجموعه ای از تحریمهای جدید را روز دوشنبه‬ ‫علیه رژیم ایران اعالم کرد تا فشاربین المللی بر این رژیم را‬ ‫افزایش دهد‪.‬‬ ‫مریم رجــوی رئیس‌جمهور منتخب مقاومت ایــران‪ ،‬با‬ ‫استقبال از این تصمیم اتحادیه اروپا ‪ ،‬گسترش تحریمها را‬ ‫”یک گام ضروری برای جلوگیری از کسب تسلیحات اتمی‬ ‫توسط این رژیم دانست”‪ .‬او از اتحادیه اروپا خواست تمامی‬ ‫روابط اقتصادی و تجاری با فاشیسم مذهبی حاکم در ایران‬ ‫را قطع کند‪.‬‬

‫مریم رجوی از گسترش تحریمها استقبال کرد‬ ‫پاریس‪ ،‬خانم رجوی تصمیم اروپا در این رابطه را «اقدامی‬ ‫آسوشیتدپرس‪ :‬مریم رجوی رئیس جمهور منتخب‬ ‫ضروری برای جلوگیری از دستیابی رژیم به بمب اتمی»‬ ‫مقاومت ایران‪ ،‬جنبشی که در پی سرنگون کردن رژیم‬ ‫ایران است‪ ،‬از تصمیم اتحادیه اروپا برای گسترش تحریم توصیف کرد و گفت« بخش عمده واردات و صادرات‬ ‫ایران در دست سپاه پاسداران است و روابط اقتصادی‬ ‫ها استقبال کرد و گفت این تحریمها یک گام ضروری‬ ‫اتحادیه اروپا با این رژیم به طور عملی در خدمت‬ ‫برای جلوگیری از دستیابی رژیم ایران به تسلیحات‬ ‫سرکوب مردم و پروژه های اتمی و قتل عام مردم سوریه‬ ‫اتمی است‪.‬‬ ‫توسط سپاه پاسداران قرار می‌گیرد»‪.‬‬ ‫مریم رجوی از اتحادیه اروپا خواست تمامی روابط‬ ‫اقتصادی و بازرگانی خود را با فاشیسم مذهبی حاکم بر ‪:‬مریم رجوی خاطرنشان کرد «دستیابی به بمب اتمی‬ ‫بخشی از استراتژی دیکتاتوری مذهبی برای بقا است‬ ‫ایران قطع کند‪.‬‬ ‫سازمان مجاهدین خلق ایران براساس منابع مردمی خود و هرگز از آن دست نمی‌کشد‪ ،‬لذا هر چند تحریمهای‬ ‫همه جانبه‪ ،‬یک جزء ضروری برای متوقف کردن پروژه‬ ‫در داخل ایران می گوید که حکومت ایران از مراودات‬ ‫تبدیل ارز در بانکها‪ ،‬عالوه بر شعبات شرکت نفت‪ ،‬برای تسلیحاتی اتمی رژیم آخوندی است‪ ،‬اما راه‌حل نهایی و‬ ‫قطعی برای خالصی جامعه جهانی از دستیابی مالیان‬ ‫دور زدن تحریمهای نفتی‪ ،‬استفاده می‌کند‪.‬‬ ‫به بمب اتمی‪ ،‬تغییر رژیم توسط مردم و مقاومت‬ ‫الیوم السابع (مصر)‪« :‬اپوزیسیون ایران از تشدید‬ ‫ایران است‪ ،‬از همین رو به رسمیت شناختن مقاومت‬ ‫تحریمهای اروپایی علیه رژیم تهران استقبال میکند»‪،‬‬ ‫مریم رجوی از تصمیم اتحادیه اروپا برای تشدید تحریمها مردم ایران برای سرنگونی فاشیسم دینی و استقرار‬ ‫دموکراسی‪ ،‬بیش از هر زمان دیگر ضرورت دارد‪.‬‬ ‫علیه رژیم ایران استقبال کرد‪.‬‬ ‫بنا به اطالعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت مستقر در‬

‫رستوران کندو‬ ‫شبهای خاطره انگیز و‬ ‫بیاد ماندنی خود را در مناسب‌ترین مکان برای‬ ‫فضای صمیمی و متفاوت برگذاری مراسم جشنها‬ ‫و میهمانیهای شما‬ ‫رستوران کندو زنده کنید‬

‫محصوالت ایرانی به صورت عمده و خرده‬

‫‪Tel: 020 85 66 93 60‬‬

‫‪6 Ashbourne Parade (On Hanger Lane‬‬ ‫‪Roundabout) London W5 3QS‬‬

‫‪Geöffnet:‬‬ ‫‪Mo - Do: 12:00 - 22:00‬‬ ‫‪Fr, So: 12:00 - 23:00‬‬ ‫‪Sa: 13:00 - 23:00‬‬ ‫دوشنبه تا پنج شنبه از ظهر تا ‪ 10‬شب‬ ‫جمعه تا یکشنبه از ظهر تا ‪ 11‬شب‬ ‫شنبه از ‪ 1‬تا ‪ 11‬شب‬

‫‪Restaurant kandu‬‬ ‫‪Martinstraße 34, 40223‬‬ ‫‪Düsseldorf‬‬

‫‪1579 1541‬‬

‫‪Tel: 0211‬‬


‫شماره‌ دوازدهم ‪ 10 -‬آبان ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪8‬‬

‫نگاهی به کارنامه‬ ‫مرتضی برجسته‬

‫مرضیه‪ ،‬پل آشتی ملی ایرانیان‬ ‫بخوان بخوان به نام گل سرخ‬ ‫برگرفته از مجله رنگارنگ به مناسبت‬ ‫سومین سال خاموشی مرضیه‬

‫ساعت ‪ 4‬صبح است‪ .‬خواب‬ ‫از چشم و روحم فراری است‪ .‬در‬ ‫خلوت تنهایی خویش به صدای زنی‬ ‫گوش فرا می‌سپارم که پژواک ندایش‬ ‫منقلبم می‌کند‪ .‬نمی‌دانم شاید هم‬ ‫صدای او تداعی حضور زنی است‬ ‫در قامت بلند باالی بانوی موسیقی‬ ‫ایران و سیلی است بر صورت رژیم‬ ‫زن ستیز آخوندی‪ .‬مرضیه حضور و‬ ‫مرگش در ‪ 15‬سال اخیر در صحنه‬ ‫سیاسی هنری ایران یک تاثیر تاریخی‬ ‫و جاودانه و ماندگار را به ثبت رساند‬ ‫و نقش یک هنرمند ملی و مردمی‬ ‫را به تصویر کشید‪ .‬مرضیه هم‬ ‫می‌توانست طعمه تبلیغات حکومت‬ ‫ضد بشری و ایرانی آخوندی شود‪.‬‬ ‫او هم می‌توانست بیاید و در دهها‬ ‫رسانه بی‌ارزش بدون محتوا خارج از‬ ‫کشور جوالن بدهد و مانند گوگوش‬ ‫سر و کارش با داللها و شارالتانهای‬ ‫کنسرت برگذار لس آنجلسی‪،‬‬ ‫اروپایی باشد و پشت صحنه چانه و‬ ‫فحش کاری برای دریافت دستمزدش‬ ‫را داشته باشد‪ .‬جنس و ذات مرضیه‬ ‫گوهر ناب انسان شریف ایرانی بود‪.‬‬ ‫او آمده بود تا فریاد میلیونها زن اسیر‬ ‫و محروم کشورش باشد‪ .‬او آمده بود‬ ‫تیری در قلب سیاه جنایتکاران متجاوز‬ ‫به سرزمینش باشد‪ .‬او بغض ‪ 15‬ساله‬ ‫خانه نشینی خود در ایران را با فریادی‬ ‫رسا به گوش جهانیان رساند‪ .‬خطوط‬ ‫تیره جلوی چشمانم که پرده ای از‬ ‫اشک آن را پوشانده بغضی است ‪30‬‬ ‫ساله از این همه ظلم و ستم و بیداد‬ ‫جنایتکارانی که کشورم را به آتش ظلم‬ ‫خود سوزانده‌اند و چهره زنی به نام‬ ‫مرضیه که مرگش هم حماسه‌ای بزرگ‬ ‫بود‪ .‬او تیرکمان آرش زمان بر قلب‬ ‫سیاه مالیان بود‪ .‬رژیمی که چقدر‬ ‫هزینه کرد و چه افرادی را خرید و‬ ‫مامور کرد تا مرضیه را به منجالب‬ ‫حکومتی برگرداند همچنان که به الهه‬ ‫کرد‪ .‬رژیم با پادوهایی چون نوری‌زاده‬ ‫و پسر خودفروش مرضیه را هم به‬ ‫این بازی وارد کرد تا مادر و پسر را در‬ ‫برابر هم قرار دهد و مرضیه به خاطر‬ ‫هزاران پسر جوانش که به دست رژیم‬ ‫جنایتکار کشته شدند عطای پسر‬ ‫ناخلف را به لقایش بخشید و قید او‬

‫را زد تا نشان دهد تعهد و مسئولیت‬ ‫انسانی باالتر و فراتر از روابط زندگی‬ ‫خصوصی است‪ .‬مرگ مرضیه و‬ ‫حضور هزاران ایرانی در مراسم‬ ‫خاکسپاری او تابلویی زیبا و حماسه‬ ‫آمیز از آشتی ایرانیان با یکدیگر بود‪.‬‬ ‫هزاران ایرانی از سراسر اروپا با افکار و‬ ‫عقاید سیاسی گوناگون برای نخستین‬ ‫بار در کنار هم و با هم در مراسمی‬ ‫شرکت کردند تا رژیم شاهد شکستن‬ ‫تابویی باشد که ‪ 28‬سال با صرف‬ ‫میلیاردها دالر هزینه از کیسه ملت‬ ‫دربند ایران تالش کرده بود شکافی‬ ‫میان مجاهدین و مردم ایجاد کند‪.‬‬ ‫در مراسم خاکسپاری مرضیه کسانی‬ ‫شرکت کرده بودند و همدوش و‬ ‫همگام با مجاهدین شده بودند که در‬ ‫زمانی نه چندان دور‪ ،‬خود را دشمن‬ ‫قسم خورده مجاهدین می‌شمارند‬ ‫ولی شمشیرهای تهاجمی را رها کرده‬ ‫و با لبخند مهر در کنار مجاهدین و‬ ‫سایرین حضور یافتند‪ .‬معجزه نام‬ ‫مرضیه باعث شد مرگ او هم تولدی‬ ‫دوباره باشد‪ .‬تولد اعجازبرانگیز زنی‬ ‫که در ‪ 71‬سالگی پرچمدار مبارزه‬ ‫علیه ظلم و ستم شد و نامش را بر‬ ‫تارک تاریخ هنر ایران زمین حک کرد‪.‬‬

‫حکایتی و یادی‬ ‫از مرضیه‬ ‫‪ 15‬سال پیش و در لندن‪ ،‬تلویزیون‬ ‫رنگارنگ تازه آغاز به کار کرده بود‪.‬‬ ‫کنسرت بزرگی قرار بود در سالن‬ ‫معروف رویال فستیوال هال لندن‬ ‫با حضور مرضیه برگذار شود‪ .‬قبل‬ ‫از کنسرت تلفنی گفتگویی با گل‬ ‫بانوی موسیقی ایران مرضیه داشتم‬ ‫و حرفهای زیاید زدیم و در تلویزیون‬ ‫و مجله رنگارنگ هم منعکس شد‪.‬‬ ‫علیرضا نوری زاده که هنوز چهره‬ ‫اصلی خود را نشان نداده بود و‬ ‫متاسفانه از جمله همکاران من بود‪،‬‬ ‫که البته حقوق بگیر من بود‪ ،‬تلفنی‬ ‫زد و گفت پسر مرضیه از ایران آمده‬ ‫و دلش می‌خواهد با او درباره مادرش‬ ‫گفتگویی انجام دهی‪ .‬محمود ملک‬ ‫افضلی پسر مرضیه با نوری زاده و‬

‫رودلف آقابگیان به استودیو تلویزیون‬ ‫آمدند و من هم که در آن سالها هنوز‬ ‫آشنا و تجربه با بازی‌های کثیف‬ ‫وزارت اطالعاتی نداشتم‪ ،‬تصورم این‬ ‫بود که واقع ًا او آمده مادرش را ببیند‬ ‫و در کنسرت او هم حضور پیدا کند‬ ‫و در اواسط مصاحبه با او متوجه شدم‬ ‫که او دارد خطی سیاسی و حتی علیه‬ ‫مادرش را پیش می‌برد‪ .‬که مصاحبه را‬ ‫جمع و جور کردم و به پایان رساندم‪.‬‬ ‫دو روز بعد نوری‌زاده به من زنگ زد و‬ ‫گفت‪ :‬دیدی مجاهدین با پسر مرضیه‬ ‫چه کردند؟ او را کتک زده و از سالن‬ ‫بیرون انداخته‌اند‪ .‬حاال او می‌خواهد‬ ‫دوباره با تو صحبت کند‪ .‬من که بار‬ ‫اول متوجه موضوع نشده بودم‪ ،‬این بار‬ ‫آگاهانه قبول کردم او بیاید و رودلف‬ ‫آقابگیان این کادو وزارت اطالعاتی را به‬ ‫سفارش نوری‌زاده آورد‪ .‬در آن مصاحبه‬ ‫برخالف بار اول‪ ،‬پسر مرضیه دید که‬ ‫گویی در دام افتاده و به جای مصاحبه‪،‬‬ ‫محاکمه می‌شود‪ .‬که چرا می‌خواسته با‬ ‫ایجاد آشوب کنسرت مادرش را بر هم‬ ‫بزند که در نهایت عصبانی و شاکی با‬ ‫رودلف آقابگیان رفتند‪ .‬فردای آن روز‬ ‫خانم مرضیه به من زنگ زد و گله کرد‬ ‫که چرا با پسر او که با رژیم فاسد مالیان‬ ‫همکاری می‌کند‪ ،‬مصاحبه کرده‌ام‪ .‬او‬ ‫گفت پسرش خود را به خاطر پول و‬ ‫موقعیت در اختیار رژیم قرار داده است‬ ‫و این چندین بار است که در زمانهای‬ ‫برگذاری کنسرتهای من می‌آید و ایجاد‬ ‫آشوب می‌کند و از تهران هم به امثال‬ ‫نوری‌زاده‌ها وصل می‌شود‪ .‬یک حرف‬ ‫خانم مرضیه هنوز در گوشم هست که‬ ‫می‌گفت‪ :‬سرابی جان‪ ،‬من یک مادرم‪.‬‬ ‫فرزند برای مادر عزیز است‪ .‬ولی نه‬ ‫هر فرزندی! امروز برای من سرنوشت‬ ‫و آینده میلیونها جوان مهم است که‬ ‫فرزندان من هستند و حاضرم جانم را‬ ‫برای آزادی و رهایی آنان قربانی کنم‪.‬‬ ‫‪ 15‬سال از آن روز می‌گذرد‪ .‬مرضیه‬ ‫نامی شد فراتر از یک خواننده و انسانی‬ ‫معمولی‪ .‬او تعریفی شد از نقش یک‬ ‫هنرمند مسئول و متعهد تا معیار و‬ ‫اندازه‌ای باشد در مقایسه با مطربها‬ ‫و خودفروش های دوره گرد که نام‬ ‫هنرمند بر خود گذارده‌اند و هر روز در‬ ‫بستری به بهایی خوابیده‌اند‪.‬‬

‫در سال ‪ ۱۳۳۰‬خورشیدی در شهر‬ ‫تهران بدنیا آمد‪ .‬تحصیالت ابتدایی‬ ‫و متوسطه خویش را در زادگاهش‬ ‫به انجام رساند و سپس تحصیالت‬ ‫دانشگاهی خود را در رشته معماری‬ ‫ادامه داد و به پایان رسانید‪ .‬وی که از‬ ‫دوران نوجوانی به طراحی عالقمند‬ ‫بود‪ ،‬از سنین جوانی به فعالیت در‬ ‫زمینه طراحی و گرافیک مشغول شد و‬ ‫تا زمانی که در ایران بود (بخصوص‬ ‫در سالهای قبل از انقالب اسالمی)‬ ‫در چند شرکت تبلیغاتی به انجام‬ ‫کارهای طراحی و تبلیغاتی پرداخت‪.‬‬ ‫اولین ترانه رسمی‬ ‫نام مرتضی وقتی به عنوان یک‬ ‫خواننده بر سر زبانها افتاد‪ ،‬که اولین‬ ‫کار هنری او‪ ،‬با نام «عشق زودگذر»‬ ‫منتشر شد‪ .‬خود مرتضی درباره این‬ ‫ترانه که با مسعود هوشمند و پرویز‬ ‫مقصدی کار کرده بود‪ ،‬می‌گوید‪:‬‬ ‫آن زمان سرباز بودم‪ .‬یک روز‪ ،‬آقای‬ ‫سرهنگی آمدند گفتند که تو صدای‬ ‫خوبی داری‪( .‬من تابستان‌ها‪ ،‬در‬ ‫کمپ افسران می‌خواندم‪ ).‬بعد مرا‬ ‫معرفی کردند به آقایی به اسم یادگار‬ ‫که در خیابان الله زار‪ ،‬بغل سینما‬ ‫رکس یا سینما اسکار‪ ،‬صفحه‌فروشی‬ ‫داشت‪ .‬من می‌رفتم پیش ایشان‪.‬‬ ‫آقای یادگار مرا معرفی کرد به پرویز‬ ‫مقصدی‪ .‬پرویز مقصدی آهنگی‬ ‫ساخته بود به اسم «عشق زودگذر» که‬ ‫شخصی به اسم منفرد آن را اجرا کرده‬ ‫بود و از حق نباید گذشت‪ ،‬انصاف ًا‬ ‫هم قشنگ خوانده بود‪ .‬اما بین او و‬ ‫پرویز مقصدی گویا درگیری لفظی‬ ‫پیش آمده بود‪ .‬در نتیجه‪ ،‬مقصدی‬ ‫دلش نمی‌خواست آن آهنگ را بدهد‬ ‫به او بخواند‪ .‬آمد به من گفت‪« :‬تو‬ ‫بیا این آهنگ را بخوان‪ ،‬امتحان کنیم‬ ‫ببینیم چطور می‌شود‪ ».‬رفتیم استودیو‬ ‫و من آن را خواندم‪ .‬مقصدی گفت‪:‬‬ ‫«من از صدای تو خوشم آمده‪ ،‬اما‬ ‫باید تحریرها را کمی تمرین کنی‪».‬‬ ‫بار دوم که رفتم خواندم‪ ،‬مقصدی‬ ‫به آقای یادگار گفت‪« :‬من این آهنگ‬ ‫را روی صدای این شخص [یعنی‬ ‫من مرتضی] بیشتر می‌پسندم و دلم‬ ‫نمی‌خواهد آن را بدهم به منفرد‪ ».‬البته‬ ‫گفتم که مرحوم منفرد آهنگ را خیلی‬ ‫قشنگ خوانده بود‪ ،‬ولی آن شرایط به‬ ‫نفع من تمام شد و آن آهنگ با صدای‬ ‫من ضبط و پخش شد‪.‬‬ ‫حضور در شو میخک نقره‌ای‬ ‫شو میخک نقره‌ای‪ ،‬یکی از موفقترین‬ ‫شوهای تلویریونی تاریخ تلویزیون‬ ‫ایران بود که به همت و ابتکار فریدون‬ ‫فرخزاد‪ ،‬در اواخر دهه چهل و و اوایل‬ ‫دهه پنجاه از شبکه اول تلویزیون ایران‬ ‫پخش می‌شد‪ .‬افزون بر مرتضی جمع‬ ‫کثیری از حوانندگان ایرانی که بعدها‬ ‫به شهرت و محبوبیت بسیار رسیدند‪،‬‬ ‫کار خود را برای اولین بار با همین‬ ‫شو آغاز نمودند‪ .‬به جز مرتضی‪،‬‬ ‫هنرمندان و خوانندگانی چون‪ :‬ابی‪،‬‬ ‫ُسلی‪ ،‬نلی‪ ،‬شهرام‪ ،‬نوش آفرین‪ ،‬لیال‬ ‫فروهر‪ ...‬همه از جمله خوانندگانی‬ ‫بودند که در برنامه‌های فریدون‬ ‫فرخزاد معرفی شدند‬ ‫بدین ترتیب مرتضی برجسته با نام‬

‫رشته درسی در سراسر زندگی وی‬ ‫هنری مرتضی از اواخر دهه چهل‬ ‫اثر داشت‪ .‬در مقابل وی چون عالقه‬ ‫(سال ‪ ،)۱۳۴۸‬مطرح گردید و‬ ‫زیادی به کار طراحی داشت‪ ،‬به انجام‬ ‫نزد مردم شناخته شد‪ .‬در این دوران‬ ‫کار طراحی و گرافیک‪ ،‬که بعدها‬ ‫وی ضمن فعالیت خوانندگی با‬ ‫ویدیو هم بدان اضافه شد‪ ،‬مشغول‬ ‫ترانه سرایان و آهنگسازان متعددی‬ ‫شد‪ .‬اولین کار طراحی که مرتضی‬ ‫همکاری کرد و تا قبل از پیروزی‬ ‫انقالب اسالمی‪ ،‬در حدود ‪ ۱۸۰‬ترانه انجام داد‪ ،‬برای کارهای خودش بود‪،‬‬ ‫وی که تا زمان حضور در ایران در‬ ‫مختلف اجرا نمود‪.‬‬ ‫چند شرکت تبلیغاتی کارهای طراحی‬ ‫کرده بود‪ ،‬پس از مهاجرت به آمریکا‬ ‫خروج از ایران‬ ‫و در لوس آنجلس‪ ،‬از کامپیوتر نیز در‬ ‫مرتضی در سال ‪ ۱۹۸۱‬میالدی‬ ‫کارهایش استفاده کرد و برای اولین بار‬ ‫(‪ ۱۳۶۰‬خورشیدی) از ایران خارج‬ ‫شد و به آمریکا رفت و با این که قصد در سال ‪ ۱۳۶۲‬خورشیدی‪ ،‬از کامپیوتر‬ ‫برای طراحی بهره برد‪ .‬تا قبل از آن‬ ‫ماندن در این کشور را نداشت ا ّما‬ ‫شرایطی پیش آمد که وی را در امریکا هیچ کسی از کامپیوتر برای طراحی‬ ‫استفاده نمی‌کرد‪.‬‬ ‫ماندگار کرد‪ .‬بدین ترتیب که وقتی‬ ‫‪.‬‬ ‫که او‪ ،‬گذرنامه‌اش را برای تمدید‬ ‫تأسیس فرهنگسرای خانه فرهنگ‬ ‫به سفارت ایران فرستاد‪ ،‬مسئوالن‬ ‫ایران‬ ‫سفارت‪ ،‬آن را به وی پس ندادند و‬ ‫وی به همین دلیل مجبور شد که مقیم مرتضی برجسته در حدود سال‬ ‫‪ ۱۳۸۳‬خورشیدی‪ ،‬استودیوی‬ ‫آمریکا بشود‪.‬‬ ‫بزرگی خرید که در آمریکا معروف‬ ‫بود‪ .‬هدف وی از این اقدام به گردهم‬ ‫اجرای ترانه‌های سیاسی‬ ‫مرتضی در نخستین سالهای اقامت در جمع کردن جامعه ایرانی‪ ،‬و ایرانیانی‬ ‫امریکا‪ ،‬به اجرای چند ترانه سیاسی نیز که متجاوز از سی سال در خارج از‬ ‫پرداخت که نمونه شاخص آن‪ ،‬آهنگ کشور مقیم هستند بود و بدین ترتیب‬ ‫سعی داشت که هم از طریق هنر و هم‬ ‫«داروغه» با شعر مسعود امینی بود‪.‬‬ ‫از طریق شغل‌هایی دیگر‪ ،‬زمینه‌ای‬ ‫وی درباره اجرای این قبیل ترانه‌ها‬ ‫برای فعالیت ایرانیان آمریکا به وجود‬ ‫گفته‌است‪:‬‬ ‫بیاورد‪.‬‬ ‫آن زمان که ما این آهنگ‌ها را‬ ‫قبل از این فعالیت وی راجع به خانه‬ ‫می‌خواندیم‪ ،‬نسلی که االن احتما ًال‬ ‫حدود سی‪ ،‬سی و پنج ساله‌است‪ ،‬آن ایران بارها صحبت کرده بود ولی‬ ‫قصد او برای بنیانگزاری خانه ایران‬ ‫وقت‌ها هفت هشت ساله بود‪ .‬این‬ ‫هیچ وقت به ثمر نرسید‪ .‬به همین‬ ‫آهنگ‌ها باعث شدند که زبان فارسی‬ ‫سبب وی نسبت به تأسیس فرهنگسرا‬ ‫در خارج از کشور از بین نرود‪ .‬و اما‬ ‫اقدام نمود‪ ،‬و اسم این فرهنگسرا را‬ ‫در مورد سیاسی خواندن‪ ...‬هنرمند‪،‬‬ ‫خانه فرهنگ ایران گذاشت‪ .‬در این‬ ‫از هر نوع که باشد‪ ،‬در مواقع خاص‬ ‫فرهنگسرا سعی بر آن است تا تمرکز‬ ‫بحران‌های اجتماعی سیاسی در‬ ‫بیشتری بر فعالیت‌های فرهنگی باشد‬ ‫مملکت خودش‪ ،‬احساس وظیفه‬ ‫و از مسائل سیاسی و مذهبی حتی‬ ‫می‌کند که کاری انجام بدهد‪ .‬مسئله‬ ‫المقدور پرهیز شود‪ .‬به همین دلیل‬ ‫مهم این است که ما این آهنگ‌ها را با‬ ‫سرمایه شخصی خودمان می‌ساختیم؛ این فرهنگسرا فقط به مسائل هنری و‬ ‫مسائلی که مربوط به اجتماع است‪،‬‬ ‫از نظر مادی در بازار‪ ،‬هیچ بازدهی‬ ‫می‌پردازد و سعی مرتضی در اینجا بر‬ ‫برایمان نداشت‪.‬‬ ‫آن است که یک سری کارهای سالم و‬ ‫فعالیت در زمینه طراحی و گرافیک‬ ‫مرتضی گرچه تحصیالت دانشگاهی برگزیده‪ ،‬که از نظر هنری ارزش داشته‬ ‫باشد‪ ،‬انجام دهد‪.‬‬ ‫خود را در رشته معماری به انجام‬ ‫مرتضی همچنین تصمیم دارد در‬ ‫رسانیده بود‪ ،‬ا ّما هیچ وقت استفاده‬ ‫آینده و به محض فراغت داستان شکل‬ ‫شغلی از رشته تخصصیش نکرد‪،‬‬ ‫گیری تک تک آهنگ‌هایش را بنویسد‪.‬‬ ‫هرچند که بنا به گفته خود او‪ ،‬این‬


‫صفحه ‪9‬‬

‫شماره‌ دوازدهم ‪ 10 -‬آبان ماه ‪139۱‬‬


‫صفحه ‪10‬‬

‫شماره‌ دوازدهم ‪ 10 -‬آبان ماه ‪139۱‬‬


‫صفحه ‪11‬‬

‫شماره‌ دوازدهم ‪ 10 -‬آبان ماه ‪139۱‬‬


‫صفحه ‪12‬‬

‫شماره‌ دوازدهم ‪ 10 -‬آبان ماه ‪139۱‬‬


‫شماره‌ دوازدهم ‪ 10 -‬آبان ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪13‬‬

‫رادیو فردا و وظیفه خوش خدمتی بهر شکل!!!‬

‫با اعالم رسمی وزارت امور خارجه آمریکا مبنی بر خروج نام سازمان مجاهدین خلق از لیست تروریستی امریکا و اشاره به عملکرد دهساله مجاهدین بعنوان یک گروه فعال سیاسی که در زمینه های زیادی نشان داده است در جهت اقدامات تروریستی نیست و همکاریهای فراوانی با‬ ‫سازمان ها و گروه های جهانی در جهت ایجاد آرامش و امنیت داشته است‪.‬‬

‫ولی مذاق نوکری و مزدوری بسیاری از افراد و رسانه های حقوق بگیر گویی چیزی در‪ ...‬فشار آورده است و بعنوان یک رسانه کامال دست نشانده و حقوق بگیر هم نمی توانند حتی یک خبر چند خطی را همانطور که اطالعیه صادر شده است را منتشر کنند و بنوعی خوش رقصی‬ ‫خود را برای مالبان انجام میدهند‪ .‬که آمریکا هنوز نگران است مجاهدین دوباره تروریست نشوند!! تف بر آن شرف نداشته تان این متن رسمی وزارت امور خارجه امریکاست که منتشر شده است‪..‬‬ ‫نمونه خبر اصلی و خبر رادیو فردا را با هم مقایسه کنید‬

‫آمریکا سازمان مجاهدین را رسما از فهرست‬ ‫گروه‌های تروریستی خارج کرد‬

‫به گزارش رادیو فردا‪ :‬سازمان مجاهدین را رسما از‬

‫فهرست گروه‌های تروریستی خارج کرد‬

‫سازمان مجاهدین خلق از فهرست گروه‌های تروریستی آمریکا‬

‫خارج شد‪ .‬وزارت خارجه‌ی آمریکا نام سازمان مجاهدین خلق را‬

‫رسما از فهرست گروه‌های تروریستی خارج کرد‪.‬‬

‫وزارت خارجه آمریکا دالیل این اقدام را چنین برشمرده است‪:‬‬

‫اعالم برائت علنی مجاهدین خلق از اقدامات خشونت آمیز‪ ،‬عدم‬ ‫انجام عملیات تروریستی در بیش از یک دهۀ گذشته و همکاری‬

‫برای بستن مسالمت آمیز اردوگاه اشرف‪.‬‬

‫به گزارش رادیو فردا‪ ،‬در بیانیه‌ی وزارت‬

‫خارجه‌ی آمریکا‪ ،‬که روز جمعه منتشر شد‪،‬‬

‫گفته شده است «نگرانی‌های جدی در مورد‬ ‫این سازمان همچنان وجود دارد»‪.‬‬

‫همچنین در قسمتی از این بیانیه آمده است‪ :‬وزارت خارجه با این‬

‫تصمیم خود‪« ،‬اقدامات تروریستی گذشته‌ی این سازمان‪ ،‬از جمله‬

‫دست داشتن در قتل شهروندان آمریکایی در ایران در دهه‌ی‬

‫‪ ۱۹۷۰‬و نیز حمله‌اش در خاک آمریکا در سال ‪ ۱۹۹۲‬را نادیده‬

‫نمی‌گیرد و به دست فراموشی نمی‌سپارد»‪.‬‬

‫اطالعیه رسمی‬

‫آمریکا نام سازمان مجاهدین خلق را از‬ ‫فهرست گروههای‬ ‫تروریستی حذف‬ ‫کرده است‪.‬‬

‫وزارت امورخارجۀ ایاالت‬ ‫متحده ساعتی پیش اعالم‬ ‫کرد که از آنجا که اعضای مجاهدین خلق‪ ،‬بیش از یک‬ ‫دهه است که از فعالیتهای تروریستی احتراز کرده اند و‬ ‫به خواست دولت عراق‪ ،‬اردوگاه اشرف را با مسالمت‬ ‫ترک کرده اند‪،‬‬ ‫این سازمان که نام آن پیشتر در اروپا از فهرست‬ ‫گروههای تروریست خارج شده بود‪ ،‬از این پس در‬ ‫آمریکا نیز به عنوان گروهی تروریستی شناخته نمی‬ ‫شود‪.‬‬ ‫هیالری کلینتون‪ ،‬وزیر امورخارجۀ آمریکا‪ ،‬گفت‬ ‫از همین امروز(جمعه درآمریکا)‪ ،‬انجام معامالت‬ ‫بازرگانی با اعضای مجاهدین خلق بالمانع است‬ ‫و حسابهای بانکی آنها در آمریکا نیز دیگر مسدود‬ ‫نخواهد بود‪.‬‬

‫‪PYKNET‬‬

‫تریبون حزب توده سایتی است که از سوی رژیم تغذیه میشود و هدغش‬ ‫همان طرح معروف ‪ 80-20‬است که ‪ %80‬به بخشی از رژیم حمله می‬ ‫کنند تا خواننده مطالب به این نتیجه برسند که این سیاست ظاهرا مخالف‬ ‫رژیم است ولی ‪ % 20‬را صرف اپوزیسیون سازی در دل رژیم می کنند و‬ ‫وانمود میسازند که چهره هایی مبارز و آزادیخواه در بخشی از حکومت‬ ‫حضور دارند که قهرمانان مردم هستند !؟ امثال کروبی ‪ ,‬موسوی ‪,‬‬ ‫رفسنجانی ‪ ,‬خاتمی و‪ ...‬یعنی کسانی که ‪ 33‬سال دستشان بخون جوانان‬ ‫ایران آلوده است و در تمامی جنایات رژیم شریک بوده اند را با طرح‬ ‫‪ 80_20‬قهرمان سازی می کنند‪ .‬این یکی از همان ترفند های کثیف و‬ ‫ضد مردمی است که برایتان انتخاب کرده ایم‪.‬‬ ‫البته در آینده درباره زنجیر بهم پیوسته توده ایها را که زیر پوشش انجمن ها‬ ‫و سازمان های مختلف به اصطالح فرهنگی و کتابفروشی های زیر فرمان‬ ‫توده ایها را خواهیم نوشت مانند انجمن سخن در لندن و‪...‬‬ ‫‪-1‬ایشان در زندان نظام مافیایی و خونخوار مالیان اسیر است و گویی‬ ‫در سواحل اسپانیا زندگی می کند نامه هایی این چنینی می نویسد!؟‬ ‫یعنی زندانهای حکومت والیت فقیه مترقی ترین روشهای حقوق بشر را‬ ‫رعایت می کنند!؟‬ ‫‪-2‬ملت ایران باید مدیون و سپاسگذار کروبی و موسوی و رفسنجانی هم‬ ‫باشد و روزی این بدهکاری را به این مبارزان ادا کند که یکی از راهکارهای‬ ‫ادای سپاس ‪,‬حتما شرکت در انتخابات آرام و گوسفند وار است‪.‬‬ ‫آهای ساده لوح های گوسفندی گول امثال این مردک و مردک هایی‬ ‫چون بهنود ‪ ,‬فرخ نگهدار ‪ ,‬علیرضا نوری زاده و سازگارا ‪,‬اکبر گنجی‬ ‫و‪ ..‬نخورید ‪ 8.‬سال با خاتمی ‪ 4‬سال با یاد و خاطره موسوی حاال ‪4‬سال‬ ‫آینده چه بازی خواهد بود؟!‬

‫جنبش اصالحات در این مرحله قرار گرفته‪:‬‬

‫قدرت مردم‬ ‫در برابر قدرت مطلقه‬ ‫ابوالفضل قدیانی عضو‬ ‫ارشد رهبری سازمان‬ ‫انقالب‬ ‫مجاهدین‬ ‫اسالمی که از جمله‬ ‫زندانیان کودتای ‪22‬‬ ‫خرداد است و تاکنون نظرات تحلیلی خود را با جسارت‬ ‫در داخل زندان نوشته و به بیرون از زندان فرستاده است‪،‬‬ ‫در آخرین طرح تحلیلی خود درباره انتخابات آینده‬ ‫ریاست جمهوری و موقعیت جنبش اصالحات‪ ،‬از جمله‬ ‫نوشت ‪:‬‬ ‫بنیان جنبش سبز بر آشکار شدن این اصل اساسی نزد اصالح‬ ‫طلبان شکل گرفت که «قدرت مطلقه را تنها با قدرت می توان‬ ‫مهار کرد و قدرت ما در نیروی اجتماعی نهفته است»‪.‬‬ ‫رهبران جنبش سبز آقایان موسوی و کروبی مومنانه بر سر‬ ‫پیمان خویش با مردم ماندند و تا آخرین دم آزادی شان تکیه بر‬ ‫جنبش اجتماعی را ادامه داده و استراتژی مهار قدرت مطلقه را‬ ‫با نگاهی به نیروی عظیم مردمی تابدان جا پیش بردند که در‬ ‫جامعه ای که اعتماد به سیاسیون به گوهری کمیاب بدل شده‬ ‫است تا آخرین فراخوان همراهی میلیونی مردم در خیابان ها‬ ‫را به نام خود و جنبش سبز ثبت کردند‪.‬‬


‫صفحه ‪14‬‬

‫شماره‌ دوازدهم ‪ 10 -‬آبان ماه ‪139۱‬‬


‫شماره‌ دوازدهم ‪ 10 -‬آبان ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪15‬‬

‫گشت و گذاری در کشور‬

‫‪ FACE BOOK‬با جمعیتی متجاوز از پانصد میلیون‬ ‫ساکن یکی از بزرگترین کشورهای مجازی جهان است‪ .‬در‬ ‫این جهان اینترنتی میلیونها ایرانی نیز ساکن هستند‪ .‬نشریه‬ ‫تریبون آزاد در هر شــماره تــاش دارد گلچینی کوچک از‬ ‫نوشــته ها‪ ،‬نظریات و عقاید ایرانیان را برای شما گردآوری‬ ‫نماید که با هم می خوانیم‪.‬‬ ‫خواننده گرامی شما هم‪ ،‬قصه زندگی خود و یا دوستان دور‬ ‫و نزدیکتان را برای ما ارسال کنید تا ما نیز آن را چاپ نمائیم‬

‫‪Masoud Reahi‬‬ ‫گريزانم از اين مردم كه با من‬ ‫به ظاهر همدم و يكرنگ هستند‬ ‫ولي در باطن از فرط حقارت‬ ‫به دامانم دو صد پيرايه بستند‬ ‫از اين مردم‪ ،‬كه تا شعرم شنيدند‬ ‫به رويم چون گلي خوشبو شكفتند‬ ‫ولي آن دم كه در خلوت نشستند‬ ‫مرا ديوانه اي بد نام گفتند‪.‬‬ ‫فروغ فرخزاد‬

‫‪Aria Chaharlang‬‬

‫من اگر بنشینم‪.‬تواگر بنشینی‪.‬چه کسی برخیزد؟چه کسی با دشمن بستیزد؟پنجه در پنجه هر دشمن دون اویزد؟من اگر برخیزم‪.‬تو اگر برخیزی‪.‬همه برمیخیزند‪....‬‬

‫کافیست گذرتان به فروشگاههای ایرانی در شهرهای اروپایی بیافتد تا متوجه صدها روزنامه‪.‬مجله‪.‬ماهنامه و نشریات غیر سیاسی شوید که روی میز بچشم میخورد و بصورت مجانی ارائه‬ ‫میشود!؟بیش از دهها کانال تلویزیونی فارسی زبان و غیر سیاسی با بودجه های کالن بصورت شبانه روز مشغول پخش برنامه های بیمحتوا و غیرآموزنده نظیر سریالهای ترکی‪ .‬مکزیکی‪.‬‬ ‫کره ای‪.‬چینی‪.‬ژاپنی هستنددر این رسانه ها از همه جیز و همه جا سخن گفته میشود اما فشار اقتصادی ‪.‬بیکاری‪.‬اعتیاد جوانان‪ .‬فقر وسرکوب در ایران سخنی بمیان نماید‪.‬گویی ماموریت این‬ ‫رسانه ها ونشریات چیزی بجز این نیست‪.‬‬ ‫در این کشاکش تنها نشریه ای که بصورت مستقل و یک تنه رودر روی این روزنامه ها ایستاده و حرف دل مردم ستمدیده ایران و نسل سوخته را میزند و ماهنامه وزین تریبون آزاد چاپ لندن‬ ‫بسردبیری آقای محمود سرابی تالشگر راستین سیاسی است‪.‬براستی میتوان این ماهنامه وزین را تریبون آزاد ملت ایران نام نهاد‪.‬این نشریه که بطور ماهانه در لندن‬ ‫انتشار میابد مجانی هم هست صدای تمام سازمانها‪.‬احزاب سیاسی مخالف نظام و گروهای اپوزیسیون با هر عقیده و باوری را منعکس میدهد‪ .‬از جمله هواداران پادشاهی پارلمانی‪.‬ملیگرا‬ ‫ها‪ .‬سازمان مجاهدین و دیگر کنشگران سیاسی مخالف رژیم را در بر میگیرد‪.‬تنوع اندیشه های مختلف بخوبی در این ماهنامه بچشم میخورد و امتیاز ویژه تریبون آزاد این است که به هیچ‬ ‫سازمان و گروهی بستگی ندارد و فرا سازمانی عمل میکند و به جز منافع ملت ایران به هیچ چیز دیگری نمی اندیشد‪.‬از این رو وظیفه همه ایراندوستان از هر طیف و باوریست که به حمایت‬ ‫از این نشریه برخیزند و نگذاریم این صدای راستین ملت ایران به حاشیه کشیده شود و خاموش شود‪.‬حمایت هر ایرانی هر چند ناچیز از این نشریه میتواند این سنگر راستین مخالفین رژیم‬ ‫آخوندی را همچنان استوار بر جای خود نگهدارد‪.‬به امید اتحاد تمام گروه ها و سازمانها با هر مرام و باور سیاسی در جهت سرنگونی و براندازی رژیم زن ستیز اسالمی در ایران و بدست مردم‬ ‫ایران و استقرار آزادی ‪.‬دمکراسی‪ .‬سکوالریزم ‪.‬رفاه و امنیت و یکپارچگی ایران عزبزمان‪ .‬با احترام آریا چهارلنگ_ آلمان‬ ‫آری امروز مردم ایران فهمیدند چه سخت است حتی یکسال‬ ‫امیر عباس هویدا در بیدادگاه‬ ‫نرخ یک کاال را ثابت نگه داشت چه رسد به ‪ 13‬سال‬ ‫آخوندی ‪57‬‬ ‫آری مردم ایران نیز فهمیدند حکومت اسالمی عدل علی و‬ ‫محمد یعنی چه‪ .‬اما با چه بهای سنگینی فهمیدند‬ ‫آخوند صادق خلخالی از هویدا پرسید که در این مدت ‪ ۱۳‬با سپاس نیک جعفرزاده‬ ‫سال که نخست وزیر بودی چه غلطی کردی؟‬ ‫یک خودکار بیک از جیب کتش در آورد و گفت‪:‬‬ ‫جایگاه زن در ایران باستان‪:‬‬ ‫‪۵‬‬ ‫خودکار‬ ‫در ابتدای دوران نخست وزیری من‪ ،‬قیمت این‬ ‫‪Tailor Sam‬‬ ‫ریال بود و تا پایان آن که ‪ ۱۳‬سال طول کشید ‪ ۵‬ریال باقی در ایران باستان که از اقوام بسیار متمدن جهان بود زن را‬ ‫ماند و همه بهش خندیدند‪ .....‬صادق خلخالی به هویدا موجودی مقدس و پاک میدانستند و او را الزمه حیات‬ ‫گفت مردک‬ ‫میشمردند و مقام وی را ارج مینهادند‪.‬کوروش نیز برای زنان‬ ‫هنر کردی؟‬ ‫ارزش بسیار زیادی قائل بود‪.‬‬ ‫آخوندهای احمق که نه معنای این جمله را می فهمیدند و ایرانیان نه‬ ‫نه معنای اقتصاد را برایش خندیدند زیرا خمینی گفته بود همچون اعراب زن را ننگ دانسته و نه همچون یونانیان آنرا‬ ‫اقتصاد مال خر است‪.‬‬ ‫مظهر شهوت و عیاشی مردان قلمداد کرده اند‪ ،‬بلکه او را‬ ‫برود‬ ‫دستشویی‬ ‫به‬ ‫خواست‬ ‫سپس وقتی هویدا‬ ‫موجودی مقدس و پاک که الزمه حیات است دانسته و مقام‬ ‫آخوند هادی غفاری از پشت سر با ُکـلت به سر هویدا او را ارج نهاده اند‬ ‫شلیک کرد‬ ‫‪.‬نشانه عظمت و بزرگی کوروش تدوین اولین منشور حقوق‬ ‫و بدون محاکمه وی را کشتند‬ ‫بشر است که در گنجینه بریتانیا نگهداری میشود و مدرکی‬ ‫برای اثبات عدالت جنسیتی است و تایید میکند که کوروش‬

‫به مقام و شخصیت زن توجه خاصی داشت‪.‬در زمان‬ ‫کوروش زن حامله حق کار کردن نداشت و به دستور وی‬ ‫تا زمان تولد نوزاد به آن زن جیره و حقوق میدادند‪.‬در کتاب‬ ‫مقدس زرتشتیان یعنی اوستا هیچ مردی از لحاظ مذهبی و‬ ‫اخالقی بر زنان برتری ندارد‪.‬‬

‫‪Alexander Ahmadi‬‬

‫مرد را به عقلش نه به ثروتش‬ ‫زن را به وفايش نه به جمالش‬ ‫دوست را به محبتش نه به کالمش‬ ‫عاشق را به صبرش نه به ادعايش‬ ‫مال را به برکتش نه به مقدارش‬ ‫خانه را به آرامشش نه به اندازه اش‬ ‫اتومبيل را به کاراییش نه به مدلش‬ ‫غذا را به کيفيتش نه به کميتش‬ ‫درس را به استادش نه به سختیش‬ ‫دانشمند را به علمش نه به مدرکش‬ ‫مدير را به عمل کردش نه به جایگاهش‬ ‫نويسنده را به باورهايش نه به تعداد کتابهايش‬ ‫شخص را به انسانيتش نه به ظاهرش‬ ‫دل را به پاکیش نه به صاحبش‬ ‫سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش‬


‫شماره‌ دوازدهم ‪ 10 -‬آبان ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪16‬‬

‫یک خبر مهم تاریخی‪:‬مرحله دوم محاکمه‬

‫جمهوری اسالمی ایران‪ ،‬که از روز پنج شنبه‬ ‫‪ 25‬اکتبر ‪ 2012‬برابر با ‪ 4‬آبان ‪ 1391‬آغاز‬ ‫شده‪ ،‬امروز ‪ 27‬اکتبر ساعت ‪ 9‬صبح‪ ،‬کار‬

‫خود را در سالن صلح‪ ،‬ساختمان دادگاه الهه‬ ‫آغاز کرده بود در روز ‪ 27‬اکتبر رای خود‬

‫را علیه جمهوری اسالمی ایران صادر کرد‪.‬‬ ‫در فاصله ای که قضات برای شور و مشورت و تصمیم گیری‬ ‫سالن را ترک کرده بودند‪ ،‬در آن جا چند نفر از دست اندرکاران‬ ‫تریبونال و حضار میزگردی تشکیل داده بودند که هر کدام از‬ ‫شرکت کنندگان در این میزگرد‪ ،‬روند دادگاه مردمی تریبونال‬ ‫را از زوایایی مختلفی مورد بحث و بررسی قرار دادند‪.‬‬ ‫هم اکنون بیش از صد نفر در سالن حضور دارند و با هیجان‬ ‫بی سابقه ای منتظرند هیئت قضات وارد سالن شوند و حکم‬ ‫خود علیه جمهوری اسالمی را اعالم نمایند‪ .‬در طول سی و‬ ‫چهار سال حاکیت نکبت بار و خونین جمهوری اسالمی‪ ،‬این‬ ‫اولین بار است که یک دادگاه بی طرف و مستقل در مقر الهه‪،‬‬ ‫حکومت اسالمی ایران را به جنایت علیه بشریت محکوم می‬ ‫کند‪ .‬ساعت ‪ 16‬و ‪ 42‬دقیقه قضات وارد سالن شدند‪ .‬رییس‬ ‫دیوان اعالم کرد‪ :‬دیوان از کمیته حقیق یاب‪ ،‬فعالین و دست‬ ‫اندرکاران تریبونال ایران و هم چنین حضار تشکر می کند‪.‬‬ ‫دیوان از جمهوری اسالمی از طریق سفارتش در الهه دعوت‬ ‫کرده بود که در این دادگاه شرکت کند و جوابگو باشد اما‬ ‫جواب ما را ندادند‪ .‬دیوان تحت تاثیر مطالبی قرار گرفته که‬ ‫محکم و مستند هستند‪ .‬دیوان در روند تالش های چندین‬ ‫ساله به این نتیجه رسیده است‪ .‬این دیوان بر اساس قوانین بین‬ ‫الملل و مستقل و بی طرف تشکیل شده و هر کدام از قضات‬ ‫مستقل هستند‪ .‬کمیته حقیقت یاب قبال سخنان ‪ 75‬شاهد‬ ‫را به ما داده بود و این جا نیز ‪ 19‬شهود را شنیدیم‪ .‬تمامی این‬ ‫ادله موجود است و ضمیمه های تکمیلی نیز گزارش است‪.‬‬ ‫کمیسیون یک گزارش ‪ 65‬صفحه ای را همراه با مطلب تکمیلی‬ ‫تدوین کرده است ادله الزم برای محکومیت جمهوری اسالمی‬ ‫در آن وجود دارد‪ .‬همه اسناد نشان می دهند که جمهوری‬ ‫اسالمی‪ ،‬مجموعه از جرایم را علیه زندانیان اعمال کرده است‬

‫و نمایانگر این حقیقت غیرقابل انکار است که در جمهوری‬ ‫اسالمی ایران‪ ،‬شکنجه و اعدام‪ ،‬تجاوزات جنسی‪ ،‬ناپدید شدن‬ ‫در جریان بوده است‪ .‬بنابراین‪ ،‬جمهوری اسالمی مرتکب‬ ‫قتل و جنایت شده است‪ .‬هم چنین در یک شب شصت جنازه‬ ‫به یک گورکن تحویل داده که گورکن در فیلم آن ها را بیان‬ ‫می کند و قبرها را نشان می دهد‪ .‬مامورین ایرانی‪ ،‬سنگ قبر‬ ‫زندانیان را می شکنند‪ .‬به بسیاری از اعدامیان پس از اعدام تیر‬ ‫خالص زده اند‪ .‬برخی موارد کودکان زندانی را وادار کرده اند‬ ‫که به زندانیان تیر خالص بزنند‪ .‬عالوه بر این ها‪ ،‬خانواده های‬ ‫زندانیان تحت آزارهای شدید قرار گرفته اند‪ .‬از آن ها پول تیر‬ ‫گرفته اند‪ .‬مصطفی سلطانی موقعی که رفته بود جنازه برادرش‬ ‫را زا یندان تبریز بگیرد به او آن قدر گلوله زده بودند که تمامی‬ ‫ارگان های درونی بدنش بیرون ریخته بود‪ .‬شکنجه و کشتار‬ ‫در تمانی زندان های جمهوری اسالمی صورت گرفته است‪.‬‬ ‫شهود نشان دادند که اعدام های فراقضایی هم در سراسر ایران‬ ‫صورت گرفته است‪ .‬این جنایات براساس دستگاه مرکزی‬ ‫حکومتی صورت گرفته و جمهوری اسالمی مسئول همه این‬ ‫جنایات است‪ .‬اکنون عمال ایران‪ ،‬باید مسئولیت قضایی این‬ ‫جنایات خود را به عهده بگیرند و جواب گو باشند‪ .‬هر کدام از‬ ‫مقامات جمهوری اسالمی هم مسئول هستند‪.‬‬ ‫ما اعالم می کنیم که‪ :‬دولت جمهوری اسالمی ایران‪ ،‬مسئول‬ ‫جرایم فاحش خود بر علیه شهروندان است و دولت ایران‬ ‫مرتکب جنایت بر علیه بشریت شده است‪ .‬پیشنهاد دیوان‪:‬‬ ‫جوامع بین المللی‪ ،‬باید در باره این جنایت گسترده علیه‬ ‫بشریت تحقیق کنند‪.‬‬ ‫کمیسیونی تشکیل شود برای پیگیری این جنایات‬ ‫کمیسییون دایمی تشکیل شود تا درباره جنایات جهموری‬ ‫اسالمی تحقیق کند‪ .‬دولت ها طبق قوانین بین المللی باید‬ ‫پیگرد مقامات ایرانی شوند که مرتکب جنایت علیه بشریت‬ ‫شده اند‪ .‬دیوان یک بار دیگر از شهود و فراد حاضرر در این جا‬ ‫تشکر می کند که این فرایند را به این جا رساندند‪ .‬ختم جلسه‬ ‫را اعالم می کنم‪ .‬دیوان از همه تشکر می کند‪.‬‬ ‫سپس به عنوان تقدیر به هر کدام از قضات یک دسته گل داده‬ ‫شد‪ .‬و آن ها هر کدام در سخنان کوتاه خود‪ ،‬آزادی مردم ایران‬ ‫را آرزو کردند‪.‬‬ ‫در پایان حضار تصاویر جان باخته گان را باال بردند و با‬

‫همدیگر سرودهای انقالبی دسته جمعی خواندند و با شور و‬ ‫شوق و گریه این پیروزی و موفقیت بزرگ را تاریخی را به مردم‬ ‫ایران و جهان و همدیگر تبریک گفتند‪.‬‬ ‫در مورد دادگاه مردمی ایران تریبونال‪ ،‬باید جمع بندی همه‬ ‫جانبه و عمیق تری صورت گیرد‪ .‬اما اگر بخواهم در این جا‬ ‫جمع بندی کوتاهی از نتایج ایران تریبونال بدهم باید تاکید‬ ‫کنم که این اقدام‪ ،‬یکی از آن پروژه ها یا کمپین های موفق‬ ‫خانواده های قربانیان و جان بدربردگان از سرکوب ها و‬ ‫کشتارها و جهنم سوزان جمهوری اسالمی ایران‪ ،‬اپوزیسیون‬ ‫آزادی خواه و عدالت جو در خارج کشور در این سه دهه‬ ‫گذشته است‪ .‬کمپینی که پس از پنج سال تالش به بار نشست‬ ‫و جنایات حکومت جهل و جنایت اسالمی‪ ،‬به ویژه دهه‬ ‫شصت را با صدای بلند دادخواهی به گوش مردم ایران و‬ ‫جهان رساند و این حکومت را به نسل کشی محکوم کرد‪.‬‬ ‫پیام این تریبونال به سران و مقامات خیلی صریح و واضح و‬ ‫روشن این است که برای آن ها گریزی از دست عدالت وجود‬ ‫ندارد‪ .‬اکنون آن ها بیش از گذشته در نزد افکار عمومی جامعه‬ ‫ایران و جهان‪ ،‬محکوم به آدم کشی‪ ،‬نسل کسی و آزادی کشی‬ ‫شده اند‪ .‬کل حکومت آن ها محکوم به شکست و نابودی‬ ‫است‪ .‬هم اکنون طرح وسیع جنایات جمهوری اسالمی‪،‬‬ ‫تشویش و نگرانی سران این حکومت جانی را چندین برابر‬ ‫از کرده است‪ .‬آن ها می دانند که رفت و آمد آن ها به خارج‬ ‫کشور و حضورشان در مجامع بین المللی‪ ،‬سخت تر از‬ ‫گدشته خواهد شد‪ .‬آن ها بعد از این‪ ،‬هرگز قادر نخواهند شد‬ ‫با مستندسازی جنایات شان توسط تریبونال‪ ،‬از ارتکاب به‬ ‫نسل کشی شانه خالی کنند‪ .‬اکنون اسناد این تریبونال به خانه‬ ‫های مردم ایران و بخشا جهان نیز رفته است‪ .‬فیلم و نوشته‬ ‫های نزدیک به یک صد نفر شهودی که در در دو مرحله دادگاه‬ ‫مردمی ایران تریبونال شهادت داند آن چنان قوی و محکم‬ ‫است که هیچ کس نمی تواند منکر جنایات حکومت اسالمی‬ ‫اکنون تالش های دادگاه مردمی ایران تریبونال‪ ،‬تریبونال‬ ‫مردمی ایران‪ ،‬به عنوان یک شبکه مستقل و متکی به خود‬ ‫و حامیانش‪ ،‬خواهان لغو هرگونه شکنجه روحی و جسمی‬ ‫و اعدام و سنگسار و هم چنین خواهان آزادی همه زندانیان‬ ‫سیاسی و آزادی بیان و اندیشه و تشکل است‪.‬‬ ‫هر چند که حکومت‬

‫اسالمی هنوز بر سر کار است اما از هم اکنون توسط یک دادگاه‬ ‫مستقل و مردمی به نسل کشی محکوم شد و این امید را در‬ ‫دل ها به ویژه مادارن و پدران و فرزندان داغ دیده و جامعه‬ ‫آزادی خواه و عدالت جوی ایران‪ ،‬روشن کرد که روزی سران‬ ‫و مقامات جمهوری اسالمی ایران را که در این نسل کشی‬ ‫ها و آزادی کشی ها دست داشتند هم چون دادگاه نورنبرگ‬ ‫که سران آلمان نازی را محاکمه کرد و اقرار کردند که مرتکب‬ ‫چه جنایات هولناکی علیه بشریت شده اند‪ ،‬سران حکومت‬ ‫اسالمی ایران نیز به نسل کشی و جنایات طوالنی خود اقرار‬ ‫کنند‪ .‬آن روز دور نیست و امیدواریم که در آینده نزدیک‬ ‫حکومت اسالمی با قدرت و همبستگی و مبارزه مردم آزاده‬ ‫ایران سرنگون شود و با دخالت مستقیم همه شهروندان‪ ،‬جامعه‬ ‫نوینی ساخته شود که در آن جامعه‪ ،‬زندان ها همانند اردوگاه‬ ‫های مرگ نازی‪ ،‬به موزه هایی برای باید عمومی تبدیل شوند‬ ‫و نه تنها هیچ زندانی سیاسی در ایران وجود نداشته باشد‪ ،‬بلکه‬ ‫هیچ انسانی نیز به دلیل فقر و نداری دست به بزهکاری های‬ ‫اجتماعی زده است زندانی نگردد و تحت کنترل نهادهای‬ ‫بازسازی قرار گیرند‪ .‬نهایتا جامعه ای که در آن‪ ،‬حرمت و‬ ‫موجودیت انسانی باالتر از هر منفعت و مصلحت حکومت‬ ‫قرار گیرد‪ .‬به امید آن روز!‬ ‫به این ترتیب‪ ،‬تیر دادخواهی و عدالت جویی و آزادی خواهی‬ ‫که از دادگاه مردمی ایران تریبونال از الهه شلیک شد دقیقا به‬ ‫قلب حکومت اسالمی فرو رفت‪.‬‬ ‫بهرام رحمانی‬


‫صفحه ‪17‬‬

‫شماره‌ دوازدهم ‪ 10 -‬آبان ماه ‪139۱‬‬


‫صفحه ‪18‬‬

‫شماره‌ دوازدهم ‪ 10 -‬آبان ماه ‪139۱‬‬


‫شماره‌ دوازدهم ‪ 10 -‬آبان ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪19‬‬

‫پنج شنبه‬

‫به یکدیگر اخترام بگذاریم ‪.‬با هم آشتی‬ ‫کنید !!‬ ‫دوشنبه‬ ‫بسیاری از خوانندگان نشریه تریبون آزاد طی تماسهای‬ ‫خود تلفنی نامه یا ایمیل به من می گویند در چنین‬ ‫نشریه ای وزین و معتبر از الفاظ و کلمات تند و اهانت‬ ‫آمیز پرهیز نماییم‪.‬‬ ‫وجدانم را خدایم را گواه میگیرم بیشتر از همه شمایان‬ ‫که عزیزان من هستید تالش و سعی می کنم در نوشته‬ ‫هایم رعایت استفاده از جمالت و کلمات را بنمایم‬ ‫ولی وقتی به اسامی و نامهایی می رسم به یقین و اعتقاد‬ ‫رسیده ایم که اینان دست کمی از جنایتکاران حکومت‬ ‫ندارند باور کنید خدا شاهد میگیرم که قلمم بی اختیار‬ ‫دچار طپش و لرزش و عصبانیت و کینه میشود نسبت‬ ‫به کسانی که به عقیده من بیشتر ضرباتت را به ملت‬ ‫ایران زده اند و باعث کم رنگ شدن خون صدها هزار‬ ‫جوان کشورمان شده اند که البته در سر مقاله این شماره‬ ‫هم نوشته ام‪.‬‬ ‫سه شنبه‬ ‫یارانی که همه بار هستند‬ ‫وقتی به تعطیل شدن رسانه های نوشتاری و تصویری‬ ‫نگاه می کنم با تجربه ای ‪ 25‬ساله که خود دارم غیر از‬ ‫مزدوران رژیم اسالمی با پولهای کثیف شان که از سوی‬ ‫مردم بدبخت ایران دزدیده شده است به گروهی دیگر‬ ‫میرسی که خود را انسانهایی وارسته ‪ ,‬اهل علم و ادب و‬ ‫فرهنگ و هنرو سیست هم می دانند مانند مسافرانی در‬ ‫صف اتوبوسی هستند که اینان را سوار و بهرکجا که می‬ ‫خواهند مجانی ببرد‪ .‬برای این گروه که نوشته هایشان‬ ‫یا تصاویری با هزینه هایی کمر شکن پخش یا چاپ می‬ ‫شود مهم نیست که این اتوبوس رسانه ای نیاز به بنزین‬ ‫و مخارج تعمیر دارد هر کجا هم که اتوبوس رسانه ای‬ ‫از کار اقتصاد این مسافران بی مسئولیت پیاده میشوند و‬ ‫بدنبال اتوبوسی دیگر می گردند‪.‬‬ ‫چهار شنبه‬

‫درود بر امثال اوباماها‬

‫باراک اوباما شاید در تمام عمر سیاسی خود یک حرف‬ ‫ملی و بزرگ زده باشد که این حرف کلید رمز پیروزی‬ ‫کشورهای بزرگ جهان است که اقلیتی بر اکثریتی در‬ ‫دنیا امروز حکومت می کنند‪ .‬او می گوید‪:‬‬ ‫اوباما‪:‬در اموری که به تصميمات امنيت ملی (آمريکا)‬ ‫مربوط می شود‪ ،‬تنها فشاری که احساس می کنم انجام‬ ‫کارهای درست برای ملت آمريکا است و می کوشم که‬ ‫از توجه به سر و صداهای حاشيه ای بپرهيزم‪.‬‬ ‫امثال اوباما ها در طول تاریخ حداقل دویست سال اخیر‬ ‫در آمریکا و کشورهایی نظیر انگلستان بوده اند که تنها‬ ‫بر ایشان ملت و منافع ملت مهم بوده است و بخاطر‬ ‫ملت های خودشان از هر تالش و کوششی فروگذار‬ ‫نکرده اند و نمی کنند ولی امثال ما ‪ ,‬به این انسانهای‬ ‫وطن پرست فحش و نا سزا میدهیم و این در حالیست‬ ‫که باید این دشنام ها را بخودمان و کسانی را که ملتی را‬ ‫گوسفند وار تربیت می کنند و پای برهنه به فالن امام‬ ‫زاده می برند یا در صف طویل نامه اندازی در جمکران‬ ‫قرار میدهند بدهیم‪.‬‬ ‫تاریخ نشان میدهد صف طویلی از وطن فرونشان بی‬ ‫وجدانی در راس حکومت و امور حیاتی کشور ما بوده‬ ‫اند که تنها چیزی که بر ایشان مهم نبوده است منافع‬ ‫ملت ایران است‪.‬‬ ‫چرا راه دور میرویم بعد از بهمن ‪ 57‬آن همه مدعی‬ ‫وطنپرستی با عناوین ارتشبد‪ ,‬تیمسار تا وزیر و وکیل چه‬ ‫شدند چگونه رنگ عوض کردند و کشور و ملت را به‬ ‫آخوندی فروختند ‪.‬همین ‪ 33‬سال را ببینید حکومتی‬ ‫ضد ایرانی ‪ ,‬کشور را تاراج کرده است و در خارج ببینید‬ ‫چه خبر است ؟ برای وطن فروشی و خیانت چه صف‬ ‫طویلی تشکیل شده است که حاضرند برای منافع کوتاه‬ ‫مدت خودشان هر آسیب و ضرری به ایران برسانند‪,‬‬ ‫آقا ‪,‬خانم ‪ ,‬برید دنبال کارتون ‪.‬فحش ها را به خودتان‬ ‫بدهید که فقط زبان هایتان خوب فعال است!‬

‫گپی با صاحبان اصلی فوتبال ایران‬

‫در فیس بوک یادداشتی از بزرگمرد فوتبال ایران عزیز اصلی دریافت کردم مثل همیشه با مهر و محبت و حمایت و تشویق‬ ‫من در راه سختی که در پیش گرفته ام تماس گرفتم و مانند همه گاه گاه خانم اصلی با صدای همیشه مهربان و مادرانه خود‬ ‫لحظاتی ابراز محبت کردند و سپس عزیز خان گوشی را گرفت نیم ساعتی با هم حرف زدیم از گذشته و حال و آینده !؟‬ ‫سپس قرار دیداری را در دوسلدورف گذاشتیم که خدمت ایشان باشم‪.‬‬ ‫وقتی گوشی را گذاشتم لحظاتی با خود فکر کردم این صدای مردی بود یا در واقع صدای نسلی بود که باعث و بانی‬ ‫جان گرفتن و قدرت یافتن فوتبال در ایران شدند این نسل پرچمدار غرور و افتخار و سر بلندی ایران بودند نسلی که به‬ ‫مربیگری استاد مسلم فوتبال ایران آقا فکری بزرگ و شاگردانی چون عزیز اصلی‪ ,‬جالل طالبی ‪,‬پرویز دهداری ‪,‬حمید‬ ‫برمکی‪ ,‬همایون بهزاد ‪,‬حمید شیرزادگان‪ ,‬منصور امیر آصفی ‪,‬مهراب شاهرانی‪ ,‬محمد رنجبر‪ ,‬حسن حبیب ‪,‬نادر‬ ‫لطیفی‪,‬کامبیز جمالی ‪ ,‬کرم نیرلو‪ ,‬عبداهلل ساعدی‪ ,‬غالمحسین نوریان‪ ,‬فریبرز اسماعیلی‪ ,‬پرویز قلیح خانی ‪,‬داریوش‬ ‫مصطفوی و ‪...‬‬ ‫اینان بودند که نخستین بار نام ایران را در صفخات طالیی تاریخ با پیروزی نوشتد و فوتبال ایران را در سال ‪ 1964‬به‬ ‫المپیک بردند و شناسنامه و هویتی ارزشمند برای فوتبال ایران ساختند ‪.‬‬ ‫اکنون بعد از ‪ 48‬سال بسیاری از صاحبان اصلی فوتبال و بزرگان آن سالها مانند عزیز اصلی در خانه هایشان ‪ 33‬سال از‬ ‫فوتبالی که متعلق به انان است محروم شده اند و اراذل اوباشی صاحب فوتبال شده اند که حتی در زندگیشان یک مسابقه‬ ‫فوتبال را تا آخر تماشا نکردند!‬ ‫و رژیمی جنایتکار با سوزاندن تاریخچه با عظمت فوتبال ایران تالش دارد نسلهای تازه ندانند چه کسانی فوتبال ایران را به‬ ‫افتخار رسانده اند ولی هرگز قهرمانان و پهلوانان افتخار آفرین کشورمان از ذهن تاریخی مردم زدوده نخواهد شد‪.‬‬ ‫جمعه‬

‫چقدر نمیدانیم ‪ ،‬فکر می کنیم‬ ‫چقدر میدانیم‬

‫در زندگی روزمره هر یک از ما حرفها و بحثهایی‬ ‫میاید که یا شنونده هستیم یا گوینده ! ولی اگر واقع ًا‬ ‫در خلوت خویش صادق و روراست باشیم و از خود‬ ‫بپرسیم درباره مسائلی مانند سیاسی‪ ،‬اجتماعی ‪،‬‬ ‫فرهنگی ‪ ،‬هنری و ‪ ...‬که اظهار نظر می کنیم آیا استدالل‬ ‫و پایه اساسی هم حرفهایمان دارد که نتیجه مطالعه و‬ ‫یادگیری باشد؟‬ ‫حداقل از خود بپرسیم طی چند سال گذشته چقدر‬ ‫مطالعه کرده ایم ؟ چی خوانده ایم ؟ چقدر بر‬ ‫معلوماتمان افزوده ایم ؟ ولی در عوض چقدر اظهار‬ ‫نظرهای حدسی و گمانی کرده ایم که بعنوان یقین و‬ ‫باورمان بوده است ؟ برای بسیاری هورا کشیدیم برای‬ ‫بسیاری خط و نشان کشیدیم به بسیاری دشنام دادیم‬ ‫ولی هرگز از خودمان نپرسیدیم آیا بر اساس مطالعه‬ ‫و جستجوهای تحقیقی به این مرحله رسیده ایم که‬ ‫بسیاری را با الفاظ زشت خطاب کنیم؟‬ ‫تاریخ و مذهب دو بال گسترده در کشورما هستند‪.‬‬ ‫تعصب‪ ،‬غیرت‪ ،‬عشق و ‪ ...‬همه را به پای این دو عامل‬ ‫نثار می کنیم ‪ .‬برای مذهبمان یا تاریخمان حاضریم‬ ‫حتی آدم هم بکشیم و آنرا افتخار یا شهادت غروز‬ ‫انگیز بنامیم ولی حتی یکبار از خود پرسیده ایم چقدر‬ ‫وقت صرف مطالعه درباره تاریخ کشورمان یا مذهب‬ ‫وارداتی مان کردیم آیا میتوانیم فقط و فقط سلسله های‬ ‫گوناگونی را که ‪ 2500‬سال به کشورمان را حکومت‬ ‫کردندد را به روی کاغذ بیاوریم ؟!‬ ‫آیا اسامی ‪ 12‬امام و ‪ 14‬معصوم را می توانیم نام ببریم‬ ‫بقیه اش پشیکشتان ؟‬ ‫فقط کمی با خودمان روراست باشیم و از خود بپرسیم‬ ‫چقدر نمیدانیم و چقدر مدعی هستیم همه چیز را‬ ‫میداینم ‪.‬‬

‫هرگز در ایران نه جنگی اتفاق خواهد افتاد و در هیچ‬ ‫جای ایران تجزیه و جدایی پیش نخواهد آمد‪ .‬آهای‬ ‫روشنفکر بیشرف قلم و میکروفون به دست ‪ ،‬آهای‬ ‫پتیاره های سیاسی لچک به سر‪ ،‬حیا کنید چند نسل‬ ‫جوان ایرانی را قربانی خوش خدمتی های خود به‬ ‫قدرت حاکم کردید بس کنید ای فاحشه های هر‬ ‫بستر قدرت روشنفکر چقدر از این کلمه نفرت دارم‬ ‫سیاسیون استخوان خورد کرده چقدر از این سیاسیون‬ ‫مردم فروش متنفرم‪.‬‬ ‫حداقل اگر به پنجاه سال اخیر بپردازیم که بخشی زمان‬ ‫شاه بود و همه کسانی که در بحبوحه انقالب امریکایی‬ ‫انگلیسی سال ‪ 57‬برای سقوط شاه قلم از میان بر‬ ‫کشیدن و قلم را چاقوو ساختن و بر پیکر شاه فروکردن‬ ‫هر کدامشان در زمان قدرت شاه صدها مقاله‪ ،‬شعر و‬ ‫قصیده و داستان و فیلم و نمایش در مدح و ثنا شاه‬ ‫تولید کرده بودند و همین هرزگان بیشرف در سال ‪57‬‬ ‫همه گذشته خود را با وقاحت پنهان کردند و مدعی‬ ‫مبارزه بی امان با شاه بودند و خمینی را بتی ساخته و‬ ‫قلمها را در این باره در تقدیس مذهبی سیاسی حمینی‬ ‫به فروش گذاردند تا امامشان را در ماه کنند و نسلی را‬ ‫فریب دهند امروز این پس مانده های بی همه چیز هنوز‬ ‫هم در پی فریب افکار مردم هستند و چون فاحشگان‬ ‫یکبار مصرف قلم هایشان را در خدمت اهداف شوم‬ ‫سیاست جهانی و حفظ رژیم کنونی بکار می گیرند‬ ‫و هیاهو و جنجال جنگ و یا تجزیه به مردم را فریب‬ ‫میدهند‪.‬‬ ‫در ایران نه جنگی خواهد شد و نه بخشی از ایران تجزیه‬ ‫خواهد شد ‪ .‬بیش از چند دهه میگذرد و هنوز این‬ ‫بیشرفان هرزه قلم با ایجاد وحشت و نگرانی از جنگ و‬ ‫برانگیختن احساسات ملی مردم از تجزیه ایران آنان را‬ ‫فریب میدهند که مجبور شوند بپذیرند که با جنگ با‬ ‫متجاوز خواهند جنگید حتی اگر مجبور شوند در کنار‬ ‫حکومت منفور اسالمی بایستند اگر تجزیه ای در ایران‬ ‫بخواهد پیش بیاید مردم حاضرند این حکومت باشد تا‬

‫حداقل تمامیت ارضی ایران حفظ شود ؟!‬ ‫روشنفکران سیاسیون استخوان خرد کرده تلویزیون‬ ‫داران تازه چهره شده روزنامه نگاران و کارشناسان چهره‬ ‫فروش در رسانه ها همه و همه انباشته ای پرونده و‬ ‫کارنامه دارن که با سخنان و قلم هایشان در پنجاه سال‬ ‫گذشته که حاصل مستند کارشان است چگونه سر‬ ‫این ملت بدبخت را شیره مالیدند و فریبشان دادند‪.‬‬ ‫آروز روزی را می کنم و تصویری را مجسم مینمایم که‬ ‫دادگاههای ملی و مردمی پرونده این خود فروختگان‬ ‫هرزه بازخوانی شود و چهره های واقعی و کثیف این‬ ‫روشنفکران و قلم و میکروفون بدستان هزار رختخواب‬ ‫اعمال و کردارشان افشا گردد و آه ‪،‬نفرین ‪ ،‬دشنام و‬ ‫افسوس برای ملتی بماند که چگونه آلت دست و‬ ‫بازیچه ایشان شدند‪.‬‬ ‫سیاست جهانی با کمک همین نوکران خوش خدمت‬ ‫هزاران سوژه ای علم می کنند تا مردم را فریب دهند تا‬ ‫از هدف نهایی شان که سرنگونی این رژیم است دورتر‬ ‫شوند‪ .‬ولی آتش زیر خاکستر نبرد ملی نسل طالیی‬ ‫ایران بزودی سر برون خواهد کرد و با جرات میگویم‬ ‫یک شبه این رژیم را به زباله دان تاریخ خواهند انداخت‬ ‫و سپس نوبت این نوکران خواهد بود‪.‬‬ ‫شنیه‬

‫بازخوانی یک خبر‬ ‫نماینده کنگره امریکا بنام دنا رورباکر طی نامه ای به‬ ‫هیالری کلینتون وزیر امور خارجه امریکا تقاضا می‬ ‫کند که آذربایجان را از خاک ایران جدا کرده و به ترک‬ ‫زبانان ایرانی خود مختاری داده شود ؟‬ ‫پخش چنین خبری در میان ملتی گسترده بنام ایرانی‬ ‫که با هر کنشی‪ ،‬واکنشی احساساتی و هیجان زده بروز‬ ‫میدهد و هرگز هم در طول تاریخ حداقل همین سی‬ ‫و اندی سال حکومت مالیان درس نگرفته است و‬ ‫نیاموخته است که تجزیه و تحلیل هر حرف‪ ،‬خبرو‬ ‫مسئله حادثه ای نیاز به تجربه دانش وشناخت دارد و‬ ‫نباید دچار احساساتی شد که نتیجه اش همین میشود‬ ‫که از شکم چنین هیجاناتی بی پایه و اساس خمینی‬ ‫بیرون میاید و حکومت اسالمی جا می افتد و ‪...‬‬ ‫سیاست جهانی را باید شناخت بازیهایش را باید‬ ‫دانست وگرنه مانند امروز مشتی مارنویس شیاد راهنما‬ ‫و مرشد ملت ایران میشوند و آنان را به سویی هل‬ ‫میدهند که منافع سیاستهای جهانی می خواهند ‪.‬‬ ‫در شرایطی که ظاهر ًا رژیم مالیان در تهران زیر فشار‬ ‫تهدیدات و تحریم های جهانی است و گوشه گیری‬ ‫و انزوای بین المللی مانند تیر خالصی بر پیکره این‬ ‫حکومت جنایتکاراست بناگاه مانند همیشه و طبق‬ ‫روال سی و سه سال گذشته که جنگ زرگری میان‬ ‫مالیان و اروپا و امریکا بر صحنه است‪ .‬نماینده ای که نه‬ ‫ته پیاز است نه سر پیاز میآید و چنین حرف غیرممکن‬ ‫و ناشدنی میزند که حتی در عرف بین المللی هم جرم‬ ‫دارد و دخالت مستقیم در امور داخلی و ضربه زدن‬ ‫به منافع یک ملت است ولی هدف بازیگران غارتگر‬ ‫جهانی از این بازی هدیه ای است که به مالیان تهران‬ ‫میدهند و در یک نمایش تهوع آور با کمک رسانه هایی‬ ‫چون صدای آمریکا‪ BBC ،‬فارسی‪ ،‬من و تو‪ ،‬زمانه‪،‬‬ ‫رادیو فردا و ‪...‬‬

‫نشان دهند حتی ایرانیان فراری و اپوزیسیون ساختگی‬ ‫در خارج از کشور هم اعالم می کنند اگر ذره ای‬ ‫از خاک ایران جدا شود همه مخالفان و دشمنان و‬ ‫اپوزیسیون هم در کنار حکومت اسامی میا یستند و این‬ ‫پیامی است به افکار عمومی جهانیان که این حکومت‬ ‫با وجود بد بودن ولی در عرصه ملی و بین المللی در‬ ‫میان ایرانیان بعنوان رژیمی که همه حاضرند به محور‬ ‫این حکومت با هر متجاوزی بجنگند؟ یک حرف‬ ‫خارج از قوانین دیپلماتیک بناگاه موجی انحرافی‬ ‫بوجود میآورد تا رژیم دلخواه کماکان به سر کار باشد‪.‬‬


‫شماره‌ دوازدهم ‪ 10 -‬آبان ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪20‬‬

‫فردین هنرمندی که سینمای ایران به‌نام او ثبت شـد فریـدون فـرخ‌زاد‌‌شخصیـتی‌‌استـثنایی و‌‌‌یـگانـه‬

‫محمدعلی فردین قهرمان کشتی جهان و سلطان قلب‌های میلیون‌ها ایرانی اسطوره‌ای بود که همیشه و نسل به‬ ‫نسل در خاطره و قلب مردم جاودانه خواهد ماند‪.‬‬ ‫هفت ‌ه نامه‌ی تریبون آزاد به احترام و ستایش از این چهره‌ی بزرگ از اولین شماره‌ی خود اقدام به درج خاطرات‬ ‫فردین به زبان خودش‌منوده است‪ .‬امیدواریم به سهم خود قدمی در راه حفظ نام و احترام به او برداشته باشیم‪.‬‬

‫گفت و گو (بخش دوازدهم)‬ ‫گفتممایکتیمهشتنفریبودیمکهششنفراز‬ ‫ماقربانیشدهاندوچرانبایدبهآنهاکمکبشود‪،‬و‬ ‫آمدم بیرون‪ .‬دو سه روز بعد تختی تلفن کرد و آمد‬ ‫سراف من‪ ،‬و به اصرار خواست آن پول را بگیرم‪،‬‬ ‫و من گرفتم‪ .‬او اصأل بخل و کینه ای به هیچ کس‬ ‫نداشت‪ .‬گاهی با من در مورد مسایل ساسی‬ ‫صحبت میکرد‪ ،‬من امتناع میکردم‪ .‬همیشه می‬ ‫گفتم که شعور سیاسی ندارم‪ .‬آن موقع تعدادی از‬ ‫کشتی گیرها عضو حزب توده بودند و شعارهای‬ ‫بچه گانه می دادند که من خیلی بدم می آمد‪.‬‬ ‫چند بار دعوتم کردند که به اجتماعات آن ها بروم ‪،‬‬ ‫امانرفتم‪.‬‬ ‫بیزازشماازسیاستبهچهدلیلبود؟‬ ‫شاید مثأل دلیل خاصش این بود که فکر می کرده‬ ‫گل من چسبندگی این فعل را ندارد‪ .‬از نظر من‬ ‫کسی می توانست وارد سیاست بشود که بتواند‬ ‫راحت دروغ بگوید‪ ،‬بتواند راحت عواطف‬ ‫خودش را بکشد‪ ،‬غیر از آن آدم ها را خیلی راحت‬ ‫بکشد‪.‬فکرمیکردمسیاستزیرسرپوشیازکلک‬ ‫ودروغوبیعاطفگیاشت‪.‬‬ ‫این حاصل تجربیان شما در ده بیشت سال اخیر‬ ‫است‪،‬یاازاولاینطورفکرمیکردید؟‬ ‫نهخیر‪.‬تاآنجاکهیادممیآیدازدهپانزدهسالگیاین‬ ‫طورفکرمیکردم‪.‬‬ ‫دوستی‪ ،‬پدری‪ ،‬آشنایی موجب این بیزازی نبود؟‬ ‫کسیبهشماتوصیهاینکرد؟‬ ‫نه خیر‪ .‬شاید علت این که تختی مرا به عنوان یک‬ ‫معاشرانتخابکرداینبودکههرچهفکرمیکردم‬ ‫عین ًابهاومیگقتم‪.‬‬ ‫تختیهمهمسنوسالشمابود؟‬ ‫بله‪.‬اوهممتولئ‪ 1309‬بود‪.‬‬ ‫همانطورکهاشارهکردیدشمایکمرتبهواردسینما‬ ‫شدید و تقریب ًا نقش اول گرفتید‪ .‬بعد از نمایش‬ ‫عمومی چشمه آب حیات راغب نشدید که فیلم‬ ‫هایبیشتریببینید؟‬ ‫من که دانشکده سینمایی نرفته بودم و موقعی که‬ ‫وارد سینما شدم جز محله شهباز و تشک کشتی‬

‫ندیدهبودم‪،‬وبعدهاهمکهبهخارجمیرفتیمفیلم‬ ‫نمی دیدم‪ ،‬چون زبانش را نمی فهمیدم حوصله‬ ‫اش را نداشتم‪ ،‬اما موقعی که خودم می خواشتم به‬ ‫عنوانکارگردانفیلمبسازمچیزیکهمیتوانستبه‬ ‫منتعلیمبدهدفیلمخارجیبود‪.‬آنهممیگشتم‬ ‫تافیلمیپیداکنمکهتومایهقصهخودمباشد‪،‬تاچه‬ ‫از نظر کارگردانی‪ ،‬چه از نظر بازیگری و حرکت‬ ‫دوربینچیزهاییداشتهباشدکهیادداشتکنموبه‬ ‫کارمبیاید‪.‬گاهیکهمیخواشتمفیلمبسازمشایدده‬ ‫هافیلممیدیدم‪.‬‬ ‫چیزیازاینفیلمهاخاطرتانهست‪،‬یانوعفیلمها‬ ‫وکارگردانیهایآنها؟‬ ‫نه ‪ ،‬یادم نیست‪ .‬اما برای فیلم سلطان قلبها یادم‬ ‫هست که می گشتم دنبال آهنگی که تکرار بشود‪،‬‬

‫چونتاآنموقعدرفیلمهاعکساینعملمیشد‬ ‫ومیگشتندچهاریاپنجتاآهنگمتفاوتاستفاده‬ ‫میکردند‪.‬‬ ‫سفری پیش آمد و رفتم هندوستان و بیش از چهل‬ ‫پنجاهصفحهسیوسهدورآوازهندیکهآهنگمتن‬ ‫فیلمهابودخریدم‪.‬حدسماینبودکهممکناست‬ ‫توی این ها آهنگ مورد نظرم پیدا بشود‪ .‬ساعت ها‬ ‫باانوشیروانروحانینشستیموصفحههاراگوش‬ ‫کردیم‪ .‬در یکی از صفحه ها آهنگ کوتاهی بود‪،‬‬ ‫سه یا چهار ثانیه‪ ،‬که به صورت والس زده بودند‪.‬‬

‫روحانی این را نگه داشت و گفت آهنگ مورد‬ ‫نظرش را پیدا کرده است‪ .‬داستان فیلم سلطان‬ ‫قلبها را هم می دانست‪ .‬چند روزی گذشت و این‬ ‫را گسترش داد‪ .‬همان چیزی بود که می خواستم‪.‬‬ ‫من به موسیقی خیلی اهمیت میدادم‪ .‬در موزیک‬ ‫متنوآهنگهادقتداشتم‪.‬سرضبطکلیهموزیک‬ ‫فیلم هایی که من بازی داشتم حاضر بودم‪ .‬یک‬ ‫تجسمفضاییداشتمکهآنرادیگرانیکهبامنکار‬ ‫میکردند نداشتند‪ .‬در انتعاب موزیک صحنه ها را‬ ‫حسمیکردم‪،‬میدیدم‪.‬میدانستمبایدکجااجرا‬ ‫شود‪ ،‬شب باشد‪ ،‬روز باشد‪ ،‬داخل خانه باشد‪ ،‬زیر‬ ‫باشد‪(( ،‬بک گراند)) کوه باشد‪ ،‬یا کنار رودخانه‬ ‫باشد‪ .‬همه را حس میکردم‪ .‬وقتی حس میکردم‬ ‫سرتنظیمشهمدخالتمیکردم‪،‬سرضبطشهم‬ ‫حضورداشتم‪.‬گفتیدکهنقاشیهممیکردید‪،‬مث ًال‬ ‫کارنقاشیباعثتقویتاینحسشدهبود؟‬ ‫شاید‪.‬البتههیچوقتبهاینفکرنکردهبودم‪.‬‬ ‫بهنقاشیازچهزمانیعالقهمندبودید؟‬ ‫از دوازده سیزده سالگی عالقه مند شده بودم به‬ ‫نقاشی‪ .‬یادم هست کالس پنجم بودم یا ششم‬ ‫روی یک تکه کاغذ یک روی اسکناس پنج ریالی‬ ‫را نقاشی کردم‪ ،‬آن رویش که عکس شاه بود‪ .‬معلم‬ ‫ادبیاتمان که نقاشی را دید گوش مرا گرفت و‬ ‫صورتمراکوباندبهتختهسیاه‪،‬کهتختهازجاکندهشد‬ ‫و اول به سر خود او خورد(با خنده)‪ .‬خالصه کار‬ ‫کشید به مدیر مدرسه و می خواستند من را اخراج‬ ‫کنند‪.‬میگفتندکهاسکناسراجعلکردهام‪.‬واقع ًا‬ ‫طبیعی هم شده بود‪ .‬عکس پدرم را همان موقع با‬ ‫سیاهقلمکشیدمکههنوزهمآنرادرخانهدارم‪.‬‬ ‫نقاشیراتاچهموقعادامهدادید؟‬ ‫تامئقعیکهرفتمتئاترآناهیتا‪،‬بعدرهاکردم‪.‬‬ ‫خب باز برگردیم به چشمه |آب حیات‪ .‬گفت‬ ‫وگوهای فیلم را یاسمی می گفت یا فی البداهه‬ ‫ساختهوپرداختهمیشدند؟‬ ‫نه‪ .‬نوشته شده بود‪ ،‬و سر صحنه به ما می دادند‪.‬‬ ‫ابته موقع عقد قرارداد یم نسخه از سناریو را به من‬ ‫دادند که کامل هم نبود‪ .‬قصه ای بود که نوشته‬ ‫بودند‪ .‬من خواندم و خوشم آمد‪ .‬الزم بود صحنه‬ ‫به صحنه بنویسند و شب بدهند به ما‪ ،‬اما این طور‬ ‫نبود‪.‬سیامکشبنکاتیراخالصهیادداشتمی‬ ‫کرد برای کار صبح روز بعد‪ ،‬البته نه ((دکوپاژ))‬ ‫شده‪.‬صبخجایدوربینراتعیینمیکردوحرکات‬ ‫هنرپیشههاراتوضیحمیداد‪.‬اگرحرفیهمبودیک‬ ‫نفربودکه((سوفله))میکرد‪.‬‬ ‫این زمانی آشتیانی که اسمش در تیتراژ فیلم آمده‬ ‫کیبود؟‬ ‫سرهنگیبودکهاکثراقصههایفیلمهایسیامکرا‬ ‫مینوشت‪،‬ومنچندباراورابعدازاینفیلمدیدم‪.‬‬ ‫سرصحنهفیلمبردارینمیآمد‪.‬‬ ‫فیلمبرداریدرشیرازچقدرطولکشید؟‬ ‫‪...‬ادامه دارد‬

‫فــرخ زاد را در صحنـه به جـرات می‌تــوان در میان ‪ 10‬چهـره برتر جهان به‌عنــوان شــومن برگــزید‪.‬‬

‫زندگی نامه (بخش دوازدهم)‬ ‫شهرت فریدون فرخزاد در سال های ‪1351‬‬ ‫و ‪1352‬به اوج خود رسید و حاال همه او را‬ ‫می شناختند و به عنوان معروفترین هنرمند‬ ‫ایرانی‪ ،‬پولسازترین آنها نیز بود‪ .‬پس از آن‬ ‫این شهرت تا سال ‪ 1355‬به تدریج و به‬ ‫آهستگی رو به كاهش گذاشت كه دلیل‬ ‫عمده آن زیاد شدن تعداد دیگر شو های‬ ‫تلویزیونی و قطع برنامه های رادیویی او بود‬ ‫كه از نتایج كار همان دشمنان دیرین به شمار‬ ‫می رفت‪ ،‬از آن به بعد هم با سرعت بیشتری‬ ‫رو به افول گذاشت و از ‪ 1357‬تا ‪ 1361‬كه‬ ‫خانه نشین شد دیگر به ندرت خبری از او‬ ‫شنیده می شد‪ .‬تا این كه از سال ‪ 1364‬او‬ ‫با سبك و سیاقی به كلی متفاوت و این بار‬ ‫در صحنه بین المللی ظاهر گردید‪ .‬ناگفته‬ ‫نماند كه او هم همانند اكثر هنرمندان دیگر‬ ‫در سال ‪ 1358‬بارها به دادگاه انقالب در‬ ‫اوین احضار شد‪ .‬تا شماره بعد همه شما را به‬ ‫پناه یزدان پاك كه تا ابد نگهبان ایران و ایرانی‬ ‫خواهد بود می سپارم‪ )1(.‬در مورد حمید‬ ‫شب خیز باید بگویم علی رغم تمام تظاهر و‬ ‫اظهاراتش به دوستی بین فریدون فرخزاد و‬ ‫او‪ ،‬پرونده و عملكرد كامل این شخص بر‬ ‫علیه فریدون فرخزاد به طور كامل با اسناد‬ ‫و مدارك و تاریخ ها و مكان ها برای روز‬ ‫موعود نزد ما موجود است و من متاسفم از‬ ‫این همه دورویی او كه حتی از مرگ كسی‬ ‫مثل فریدون فرخزاد هم به در جهت منافع‬ ‫مادی خودش سوء استفاده می كند)‪.‬‬ ‫قسمتهفتم‪:‬‬ ‫فریدون فرخزاد همیشه عاشق ایفای نقش‬ ‫در یك فیلم سینمایی با ژانر عشقی بود و‬ ‫به سینما با دید صحنه ای برتر از تلویزیون‬ ‫نگاه می كرد كه مخاطبین خاص خودش را‬ ‫دارد‪ .‬او می دانست تماشاگران سینما طیف‬ ‫متفاوتی از تماشاگران تلویزیون را تشكیل‬ ‫می دهند و شاید نقطه اشتراك آنها با توجه‬ ‫به تعداد اندك خانه هایی كه تلویزیون در‬ ‫آنها وجود دارد (در آن زمان) بسیار اندك‬ ‫باشد و الزام ًا موفقیت در یكی از آنها نمی‬ ‫تواند ضمانتی برای موفقیت در دیگری‬ ‫باشد‪ .‬او از اولین روز هایی كه میخك نقره‬ ‫ای اش با استقبال عمومی مردم و رسانه ها و‬ ‫دوائر ذیربط دولتی رو به رو شد به این فكر‬ ‫افتاد كه به سینما وارد شود و در این زمینه هم‬ ‫بخت خود را بیازماید‪ ،‬ولی متاسفانه نه زمان‬ ‫و نه عوامل فیلم را درست انتخاب نكرد زیرا‬ ‫تجربه آن را نداشت و فقط با اتكاء به شهرت‬ ‫خود قدم در این راه پر پیچ و خم‪ ،‬گران‬ ‫قیمت و پر دردسر گذاشت كه علی رغم‬ ‫كوشش های بسیار آقای اسماعیل ریاحی‬ ‫كارگردان آن‪ ،‬دلهای بی آرام نتوانست به‬ ‫موفقیتیدستیابد‪.‬‬

‫فریدون به هنگام آغاز ساخت دل های بی‬ ‫آرام یعنی زمستان ‪ 1349‬نه خودش و نه‬ ‫هیچ كس دیگری فكر نمی كرد كه این‬ ‫تجربه به شكستی بزرگ منتهی شود‪ ،‬بلكه‬ ‫همه فكر می كردیم این آغاز موفقیت آمیزی‬ ‫برای فیلم های بعدی او می باشد‪ .‬البته باید‬ ‫اذعان داشت كه او خودش در این شكست‬ ‫هیچ نقشی نداشت و اگر فیلم با تبلیغات‬ ‫زیادی كه برایش شد‪ ،‬هزینه خودش را به‬ ‫سختی در آورد باز هم مرهون وجود او در‬ ‫آن فیلم بود و در غیر این صورت دل های‬ ‫بی آرام با شكستی به مراتب سنگین تر رو به‬ ‫رو می شد‪ .‬عوامل شكست دلهای بی آرام را‬ ‫می توان چنین بر شمرد‪:‬‬ ‫‪ -1‬سینما برو های فیلمفارسی آن زمان‬ ‫عمدت ًا آقایان بودند كه بنا بدالیلی كه در‬ ‫شماره های قبل به آنها اشاره شد نه تنها‬ ‫عالقه ای به فریدون فرخزاد نداشتند بلكه‬ ‫حس رقابت‪ ،‬عداوت‪ ،‬بد بینی‪ ،‬حسادت و‬ ‫‪ ...‬نیز نسبت به او داشتند و لذا اگر سی ریال‬ ‫هم دستی به آنها داده می شد باز هم به دیدن‬ ‫آن فیلم نمی رفتند‪.‬‬ ‫‪ -2‬طبق قراردادی كه با شركت یلدیز فیلم‬ ‫تركیه بسته شده بود و عكس رنگی كه‬ ‫آنها ارسال نموده بودند قرار بر این بود كه‬ ‫خانمی به نام امل ساین (در آن زمان هنوز‬ ‫امل ساین به ایران نیامده بود و هیچ آشنایی‬ ‫بین فریدون و او وجود نداشت) كه هم از‬ ‫نظر زیبایی و هم قد و قواره و هم تطبیق‬ ‫تیپیك بودن نقش سینمایی مقابل فریدون‬ ‫به عنوان نقش اول زن فیلم و فتوژنیك بودن‬

‫داشت به طهران آمده در این فیلم نقش‬ ‫آفرینی كند‪ ،‬زیرا قرار بود این فیلم به طور‬ ‫همزمان در ایران و تركیه اكران شود‪ .‬ولی‬ ‫وقتی به مهرآباد رفتیم با كمال تعجب دیدیم‬ ‫كه به جای امل ساین خانمی به نام سحر كه‬ ‫ازنظرظاهرهیچسنخیتیبافریدوننداشت‬ ‫زیرا هم كوتاه بود و هم صورت سردی‬ ‫داشت و هم اصو ًال هنرپیشه نبود و این‬ ‫می رفت تا به اصطالح اولین كارسینمایی‬ ‫او شود و از طرفی بقول سینمایی ها «نمی‬ ‫توانست حس بگیرد» را فرستاده بودند!‬ ‫تلفن هایی به عنوان اعتراض به «یلدیز‬ ‫فیلم» شد ولی از آنجایی كه مبلغ قرارداد‬ ‫قب ًال برای آنها ارسال شده بود ترك ها زیر‬ ‫بار نرفتند و گفتند این خانم همان كسی‬ ‫است كه عكسش را قب ًال فرستاده ایم و فقط‬ ‫موهایش را رنگ كرده! ما كه دیدیم اعتراض‬ ‫فایده ای ندارد و وقت دارد از دست می‬ ‫رود و به زودی همین سحر هم باید به تركیه‬ ‫برگردد‪ .‬لذا با دو دلی فیلم برداری شروع‬ ‫شد‪ .‬شروعی كه تقریب ًا از ابتدا شكستش‬ ‫رقم خورده بود‪ .‬ولی سحر به هر ترتیبی‬ ‫كه بود و با قولی كه مبنی بر اعمال حداكثر‬ ‫تالشش برای موفقیت فیلم داد باالخره‬ ‫همه را راضی كرد تا نقش اول زن این فیلم‬ ‫به او داده شود! ولی در عمل همه دیدیم كه‬ ‫این كار از او بر نمی آید‪ .‬یا به عبارتی تحت‬ ‫هیچ شرایطی نمی توانست سردی و یخ‬ ‫بودن چهره اش را باالخص در سكانس‬ ‫های عشقی و احساسی فیلم زایل نماید‪.‬‬ ‫‪...‬ادامه دارد‬


‫شماره‌ دوازدهم ‪ 10 -‬آبان ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪21‬‬

‫توصیه های پزشکی دکتر جهانگیر‬ ‫تقی پور‬

‫عضو کالجهای سلطنتی جراحان انگلیس و‬ ‫اسکاتلند‬ ‫عضو هیأت ممتحنه امتحانات جراحی در‬ ‫کالجهای سلطنتی جراحان بریتانیا و ایرلند‬ ‫برنامه غذائی سالم کدام است؟‬

‫غذا نقشی اساسی در سالمت ما دارد و‬ ‫احتیاجات غذائی هر فرد در طول زندگی‬ ‫بستگی بعوامل زیادی دارد ولی برنامه غذائی‬ ‫سالم آنست که تنوع فراواان داشته باشد و به‬ ‫نسبت فعالیت بدنی هر فرد مصرف شود‪.‬‬ ‫گر چه تنوع مواد غذائی مختلف با عث‬ ‫رساندن مواد حیاتی مورد احتیاج بدن میشود‬ ‫بحث در مورد اینکه آیا قسمت اعظم غذای‬ ‫روزانه هر فرد از مواد قندی (کربوهیدراتها)‬ ‫و یا پروتئن ها باشد و چقدر چربی و چه‬ ‫نمونه ئی از آن در برنامه غذائی روزانه باشد‬ ‫خود موضوع علمی حل نشده جالبی است‬ ‫ونسبت وجود آنها در برنامه غذائی روزانه هر‬

‫فرد بستگی به سن‪ ،‬وزن و وضع سالمت آن‬ ‫فرد دارد‪ .‬بنابراین نه تنها برنامه غذائی ایده‬ ‫آل برای یک نوزاد‪ ،‬بچه‪ ،‬بالغ وسالمند فرق‬ ‫دارد‪ ،‬بلکه برای هر فرد نیز بطور روزانه‬ ‫باتوجه به فعالیت بدنی او مقداری تغییر کند‪.‬‬ ‫مواد غذائی مختلف به نسبتهای متفاوت از‬ ‫مواد قندی (کربوهیدراتها)‪ ،‬مواد پروتئنی‬ ‫و مواد روغنی (چربی ها) تشکیل شده اند‪.‬‬ ‫سه ماده اصلی موجود در تمام‬ ‫مواد غذائی چه هستند؟‬

‫‪.1‬مواد قندی و نشاسته ئی (کربوهیدراتها)‬ ‫که در اغلب مواد غذائی وجود دارند مثال‬ ‫حدود ‪ 90‬درصد برنج‪ 75 ،‬در نان معمولی‬ ‫(‪ 60‬درصد نان سبوس دار)‪ 12 ،‬در صد میوه‬ ‫جات مثل سیب و هلو ولی ‪ 2‬تا ‪ 5‬در صد‬ ‫سبزیجات‪ ،‬بخصوص آنهائی که برگهای سبز‬ ‫دارند‪.‬‬ ‫در این گروه شکر سفید تقریبا ‪ 100‬در صد‬ ‫کربوهیدرات خالص است بقیه شرینی جات‬ ‫به نسبت مقدار مصرفی شکر در ساخت‬ ‫هر کدام از آنها حاوی مواد کربوهیدراتی‬ ‫هستند‪ .‬کربوهیدرتها بهرشکل که وارد بدن‬ ‫شده باشند مثال با خوردن مقداری شیرینی‬ ‫و یا خوردن سیبی‪ ،‬در بدن سرانجام تبدیل‬ ‫به واحد ساختمانی شان «گلوکز» میشوند که‬ ‫بعنوان سوخت اولیه در بدن مصرف شده و با‬ ‫عث تداوم فعالیتهای مختلف بدن می شوند‬ ‫و زیادی آن در آفرینش ذخایر چربی و چاق‬ ‫شدن نقش اساسی دارد‪.‬‬ ‫بنابراین چنانچه فرد غذای پر کربوهیدرات‬

‫معمولی ایرانی مثل برنج و نان استفاده کرده بافتهای بدن مشغولند‪.‬‬ ‫و فعالیت بدنی هم نداشته باشد اغلب این‬ ‫مواد قندی یا کربوهیدرات ها که در بدن ‪.3‬مواد چربی (روغنها) لذت و طعم‬ ‫تبدیل به گلوکز شده اند نه تنها تبدیل به مواد غذائی را مدیون خود می دانند و در‬ ‫چربی و فربه شدن شخص می شوند بلکه حقیقت آزمایش نشان میدهد که چنانچه‬ ‫در مدت طوالنی غذای پر کربوهیدرات چربی را بمرور زمان از برنامه غذائی موشها‬ ‫بدونه فعالیت قابل توجه بدنی نظم و تنظیم حذف کنیم سرانجام بجائی خواهند رسید که‬ ‫و سرانجام نظام دقیق هورمونی داخل بدن را دیگر از خوردن غذای بدونه هرگونه چربی‬ ‫بهم ریخته که ثمرۀ این تغیرات داخلی بدن خوداری کرده حتی اگر بقیمت جانشان تمام‬ ‫چاقی بیشتر و پدیدار شدن بیماری هائی شود‪ .‬بنابراین برای اینکه بدن سالم بماند‬ ‫چون بیماری قند‪ ،‬فشار خون باال‪ ،‬عوارض وجود مقداری چربی در غذا ضروری است‬ ‫قلبی و آرتورز زانوها بدلیل تحمل بار زیاد ولی نه تنها مقدار مصرف چربی در برنامه‬ ‫غذائی روزانه هر فرد مهم است بلکه کفیت‬ ‫میباشد‪.‬‬ ‫و نوع چربی نیز در سالمت هر فرد تاثیر‬ ‫‪.2‬مواد پروتئینی که نسبت به مواد قندی فراوان دارد‪.‬‬ ‫در تعداد کمتری مواد غذائی وجود دارند‪ .‬چربی ها هم مانند مواد قندی و پروتئینی در‬ ‫مثال در هر ‪ 100‬گرم گوشت قرمز (گاو و بدن به واحد ساختمانی خود «اسید چرب»‬ ‫گوسفند) حدود ‪ 20‬گرم‪ ،‬گوشت سفید تبدیل می شوند‪ .‬بعضی از این اسیدهای‬ ‫(مرغ و ماهی) ‪ 25‬گرم و پنیر حدود ‪ 30‬گرم چرب نقش اساسی ضدسرطان در بدن بازی‬ ‫پروتئین وجود دارد‪.‬دراین گروه سفیده تخم می کنند و امگا ‪ 3‬و ‪ 9‬در سالمت قلب مفید‬ ‫هستند‪ .‬از نظر نقش اجرائی در بدن چربیها‬ ‫مرغ تقریبا ‪ 100‬در صد پروتئین است‪.‬‬ ‫البته منابع غذائی دیگر چون تخمه و در ساختمان دیواره اطراف تمام سلولهای‬ ‫بادامجات نیز دارای مقدار قابل توجهی بدن و غشاء محافظ سلولهای عصبی و‬ ‫پروتئین هستند‪ .‬پروتئینها از هر منبعی که تارهای عصبی مغز شرکت دارند‪.‬‬ ‫باشند تبدیل به واحد ساختمانی خویش گر چه چربیها از نظر ساختمانی به چهار‬ ‫یعنی «اسید آمینه» می شوند‪ .‬تمام پروتئینها نوع تقسیم می شوند ولی بطور کلی آنها به‬ ‫از حدود ‪ 20‬اسید آمینه تشکیل شده اند که آنها چربیهای اشباه شده (چربی های بد یا مضر)‬ ‫مثل حروف «الف با» عضالت و تاندونها و و چربیهای غیراشباع (چربیهای خوب یا‬ ‫آنزیمهای بدن را ساخته اند و نه تنها در رشد مفید) تقسیم کرده اند‪.‬‬ ‫و بدن سازی در تمام مراحل مختلف زندگی چربیهائی اشباع‪ ،‬معموال در دمای معمولی‬ ‫بسیار مهم هستند بلکه در تمام طول عمر به منزل جامد هستند و بیشتر در غذاهائی که‬ ‫حرفه بازرسی‪ ،‬تعمیر‪ ،‬بنائی و بازسازی تمام منشاء حیوانی دارند مثل گوشت و لبنیات و‬

‫یا بعضی که منشاء گیاهی دارند برای نمونه‬ ‫روغن نارگیل و کاکائو همچنین روغن های‬ ‫گیاهی را که با درجه دمای باال پخته اند و‬ ‫بصورت ناکامل هیدروژن ساز شده اند و‬ ‫در صنایع غذاسازی برای سرخ کردن سیب‬ ‫زمینی‪ ،‬برگر‪ ،‬کیک و شرینی جات مختلف‬ ‫استفاده میشود نیز مانند چربیهای با منشاء‬ ‫حیوانی با عث ازدیاد چربی های بد و مضر‬ ‫خون (کلسترل و تریگلیسرید) می شوند‪.‬‬ ‫از طرف دیگر چربیهای غیراشباع که با عث‬ ‫کاهش چربیهای خون می شوند‪.‬‬ ‫مقدار قابل توجهی از چربی های موجود‬ ‫در تخمه و بادامجات‪ ،‬روغنهای سویا‪،‬‬ ‫آفتابگردان‪ ،‬کنجد‪ ،‬ذرت‪ ،‬روغن ماهی که‬ ‫همچنین حاوی امگاه ‪ 3‬هستند که عالوه بر‬ ‫اٍثرات مفید برروی چربیهای خون با عث‬ ‫کاهش فشار خون می شود‪.‬‬ ‫باید بخاطر داشت که گر چه روغن زیتون‬ ‫دست نخورده به عنوان منبع خالص‬ ‫چربیهای مفید غیراشباع معرفی می شود‬ ‫ولی اغلب چربیهای موجود در بازار ترکیبی‬ ‫از چربی های اشباع و غی اشباع که معموال‬ ‫طبق قوانین موجود در اروپا مقدار آنها برروی‬ ‫برچسب آنها مشخص شده است‪.‬‬


‫شماره‌ دوازدهم ‪ 10 -‬آبان ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪22‬‬

‫آن مدعیان روشنفکری‬

‫فرخفروزین‬

‫ا ایران را به ایران پرستان بسپارید‬

‫استعمار کهن ســیصد و پنجاه سال است‬ ‫که مســتمر ًا با آخوندها شــرکت سهامی‬ ‫غارت و چپاول و ســیه روزی ملت ایران‬ ‫را تشــکیل داده‌اند و همــکاری نزدیک‬ ‫دارنــد و مدت یکصد ســال بــرای پایه‬ ‫گــذاری نهضت‌های قالبــی مذهبی و‬ ‫مدرنیزه کردن اسالم در مراکز تحقیقاتی‬ ‫بزرگ انگلســتان مطالعــه و برنامه ریزی‬ ‫شــده و محصوالتی از قبیل سید جمال‬ ‫الدین افغانی ـ شــیخ محمد عبده ـ اقبال‬ ‫پاکستانی ـ حسن البناء مصری ـ مهندس‬ ‫مهدی بــازرگان ـ دکتر علی شــریعتی ـ‬ ‫دکتــر ابراهیم یزدی ـ عبــاس امیرانتظام‬ ‫ـ مصطفی چمران ســاوه‌ای ـ ابوالحسن‬ ‫بنی‌صدر ـ دکتر محمد بهشتی و‪ ...‬مانند‬ ‫اینها داشته است‪.‬‬ ‫سیصد ســال مداوم از طرف روسها برای‬ ‫تســلط مطلق بر ایران کوشــش شــده و‬ ‫بیش از شصت ســال آن صرف پرورش‬ ‫حزب توده و سازمانهای وابسته و مشابه‬ ‫آن گردیــده اســت‪ ،‬همانطــور که حزب‬ ‫تــوده هــم شــهادت داده و در روزنامــه‬ ‫مردم نوشته‪ ،‬کنفدراســیون دانشجویان‬ ‫ایرانی امکانات مالی خود را از ســازمان‬ ‫اطالعات آمریکا «سیا» دریافت می‌داشته‬ ‫است‪ .‬از بعد از جنگ جهانی دوم دولت‬

‫آمریکا به آخوندهــای ایرانی مقرر منظم‬ ‫می‌داده و مجموع رقم پرداختی «سیا» به‬ ‫آیت‌اهلل‌های ایران در ســال ‪ 1356‬به رقم‬ ‫سیصد و بیســت میلیون دالر آمریکائی‬ ‫بالغ بوده است‪.‬‬ ‫تعدادی از رهبران موثر جبهه ملی از سی‬ ‫و چند ســال قبل از انقــاب به آمریکا و‬ ‫انگلستان سرسپردگی داشته‌اند‪ .‬نهضت‬ ‫مقاومت ملی و دار و دسته بازرگان از ‪28‬‬ ‫مرداد سال ‪ 1332‬تا هنگام شورش اخیر‬ ‫در ارتباط مســتقیم با آمریکا و انگلستان‬ ‫بوده‌انــد و برای روزی که مأموریت خود‬ ‫را برای سقوط ایران انجام دهند پرورش‬ ‫می‌یافتند‪.‬‬ ‫همانطــور که ســران متفقیــن در جریان‬ ‫جنگ جهانی دوم در «یالتا» برای اشغال‬ ‫نظامــی ایران توافــق کردند و در ســوم‬ ‫شــهریور ایران به اشــغال قوای متفقین‬ ‫درآمد بار دیگــر در «گوادولوپ» همان‬ ‫توافــق منتها به شــکل دیگر و بــا بکار‬ ‫بردن نیــروی دیگر بین ســران غرب به‬ ‫عمل آمد و ناگفته روشــن است که سهم‬ ‫عمده این توافق بــه همکاری و همیاری‬ ‫آن روشــنفکران خیانتــکار و سازشــکار‬ ‫داده خواهد شــد‪ .‬برای نمونه به بخشی‬ ‫از گفتــار مهندس مهدی بــازرگان توجه‬ ‫کنید‪:‬‬ ‫«پایــه گــذاران و اعضــا و عالقمندان به‬ ‫نهضت آزادی ایــران و نهضت مقاومت‬ ‫ملی نه تنها با آمریــکا‪ ،‬بلکه با بعضی از‬ ‫کشــورهای اروپا (انگلســتان) و نیز با‬ ‫دولت وقت ارتباطهائی پنهانی داشته‌اند‬ ‫و نــه تنها از چنــد ماه مانده بــه پیروزی‬ ‫درخشــان انقالب‪ ،‬بلکه از ‪ 26‬سال پیش‬ ‫بعد از کودتای ‪ 28‬مرداد ‪ 1332‬و نه تنها‬ ‫این گروهها بلکه گروهها و شخصیتهای‬ ‫ملی و مذهبی دیگری نیز چنین شیوه‌ای‬ ‫داشــته‌اند بنابراین اگر ارتباط سیاســی‬

‫جرم و خیانت باشد همگی شریک‌اند‪».‬‬ ‫زهی‪....‬‬ ‫پاسخ به این سؤال که چرا بیگانگان برای‬ ‫تامین منافــع خود و بــرای رویاروئی با‬ ‫رژیم‌هایــی کــه حاضر به سرســپردگی‬ ‫نبودند یکباره مدافع حقوق بشر و لیبرال‬ ‫و آزادیخواه شده و مداخالتشان نیز رنگ‬ ‫دلســوزی برای چنین جوامعی و دفاع از‬ ‫حقــوق آنها پیدا کــرد و واقعیت این امر‬ ‫که ایــن نیرنگ جز با همــکاری عواملی‬ ‫از قبیل روشــنفکران و رهبران سیاســی‬ ‫جامعــه از داخل امکان‌پذیر نمی‌باشــند‬ ‫و اهــرم حقوق بشــر در واقع بــه منظور‬ ‫ایجاد مانعی بــرای اینگونــه رژیم‌ها در‬ ‫جلوگیری و خنثی ســازی فعالیت‌های‬ ‫این خیانتکاران بود‪.‬‬ ‫تبلیغات شــرط اجتناب ناپذیر موفقیت‬ ‫در هر تالشــی از این نوع است و چنین‬ ‫تالشی هر قدر بیشتر در پوشش سازمانها‬ ‫و احزاب و روشــنفکران خریداری شده‬ ‫انجام گیرد و نقش گردانندگان خارجی‬ ‫در آن کمتر احساس شود اثر آن قطعی‌تر‬ ‫خواهــد بــود‪ .‬ســازمانهای اطالعاتــی‬ ‫کشــورهای غربــی از راه خریــد مدیران‬ ‫روزنامه‌هــا و نویســندگان و مجالت و‬ ‫سرویســای مطبوعاتی عمل می‌کنند که‬ ‫در کشــور ما کــم نبودند کســانی از این‬ ‫دســت و امروز هم به شــیوه دیگری در‬ ‫خارج برای عدم تشــکیل مبارزات ملی‬ ‫در مقابل جمهوری خونخوار اســامی‬ ‫در تالش روزمــره به فعالیت پرداخته‌اند‬ ‫تا م انع از شورای ملی ایجاد شده گردند‪.‬‬ ‫بی جا نخواهد بود که الزم هم می‌باشد‪،‬‬ ‫به مطلــب اخیر خانم شــکوه میرزادگی‬ ‫(همسر اسماعیل نوری عال) با آن سابقه‬ ‫سیاسی شناخته شــده تحت عنوان «ژن‬ ‫اصالح نشــده دیکتاتورهــای کوچک»‬ ‫توجه کنیم‪ .‬ایشان می‌فرمایند‪:‬‬

‫«‪ ...‬نکته قابل تاســف دیگر آن است که‬ ‫بیشتر این افراد هتاک و زورگو و دیکتاتور‬ ‫صفت خود را طرفداران شــاهزاده رضا‬ ‫پهلوی معرفی می‌کنند‪ .‬من رضا پهلوی‬ ‫را هیچوقت ندیده‌ام که زبان او به زشت‬ ‫گویی و تهمت زنی‪ ،‬حتی به کسانی که‬ ‫به او ناسزا می‌گویند آلوده شود و چگونه‬ ‫است که هر وقت ایشان در میدان مبارزه‬ ‫با جمهوری اسالمی قرار می‌گیرند‪ ،‬این‬ ‫عده ناشناس و هتاک پیدایشان می‌شود‬ ‫و بــه عنوان طرفداران ایشــان به مبارزان‬ ‫دیگر سیاسی یا فرهنگی می‌تازند» (به‬ ‫نظر می‌رسد کنایه ایشــان به همسرشان‬ ‫اسماعیل نوری عال باشد)‪.‬‬

‫درختان آگاهی‬

‫شب آرامی بود‬ ‫می روم در ایوان‪ ،‬تا بپرسم از خود‬ ‫زندگی یعنی چه؟‬ ‫مادرم سینی چایی در دست‬ ‫گل لبخندی چید ‪،‬هدیه اش داد به من‬ ‫خواهرم تکه نانی آورد ‪ ،‬آمد آنجا‬ ‫لب پاشویه نشست‬ ‫پدرم دفتر شعری آورد‪ ،‬تکيه بر پشتی داد‬ ‫شعر زیبایی خواند ‪ ،‬و مرا برد‪ ،‬به آرامش زیبای‬ ‫یقین‬ ‫با خودم می گفتم‪:‬‬ ‫زندگی‪ ،‬راز بزرگی است که در ما جاریست‬ ‫زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست‬ ‫رود دنیا جاریست‬ ‫زندگی ‪ ،‬آبتنی کردن در این رود است‬ ‫وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود‬ ‫آمده ایم‬ ‫دست ما در کف این رود به دنبال چه می‬ ‫گردد؟‬ ‫هیچ!‬ ‫زندگی ‪ ،‬وزن نگاهی است که در خاطره ها‬ ‫می ماند‬

‫فطرت مال فریب است دوروغ‬ ‫این شــعر تقدیم بــه افغانــان در میهن‬ ‫دربندم ایران‬ ‫هر زمان که رژیم نژادپرســت وادمکش‬ ‫جمهوری نگبت وپلشتی حاکم در برابر‬ ‫اماج مشگالت داخلی قرار میگیرد برای‬ ‫منحرف کردن توجــه عمومی به گرانی‬ ‫افســار گریخته وبیعدالتی مظاعف بهانه‬ ‫ای را علم میکند و چــه دیواری از دیوار‬ ‫افغانان مظلوم کوتاه تر که پناه به میهن مان‬ ‫آورده اند‬ ‫از مدتها قبل در سراســر ایــران به انهای‬ ‫مختلف بر سرراه آنان مشگالتی را قرار‬ ‫داده انــد ‪،‬محروم کردن آنــان از آموزش‬ ‫ودبستان تا دبیرستان ودانشگاه‬ ‫غدغن کــردن ورود آنان بــه تعدادی از‬ ‫شهرهای ایران که خود عملی نژادپرستانه‬ ‫وضدبشــری اســت آزار واذیتــت آنان‬ ‫ومدت کوتاهی اســت که در شهر یزد با‬ ‫برنامه ای سازمان یافته گروهائی صدنفره‬ ‫ارا ذل اوباش حمله وآتش زدن خانه های‬ ‫افغانان که عده ای به شد ت مجروح عده‬ ‫ای به دشــت وصحرا از ترس گریخته یا‬ ‫در خانه های دوستان وآشنایان پنهان شده‬ ‫وجرعت بیرون آمــدن را ندارند ‪،‬از دیو‬ ‫وددملولم انسانم آرزو است‬

‫و در شــروع مطلب می‌نویسد‪ :‬کسانی‬ ‫هســتند که با وجود دهها ســال در این‬ ‫کشــورها از آنجائی که تن به تغییر نداده‬ ‫و دایــم در پیله خــود تنیده‌انــد نه تنها‬ ‫هیچ تفاوتی با زمان بودن خود در ایران‬ ‫نکرده‌انــد بلکه ســخت‌تر و منجمدتر‬ ‫شده (شــکوه خانم مگر نمی‌دانند توبه‬ ‫گرگ مرگ اســت) و خشــونت طلبی‬ ‫و دیکتاتــوری را در بیــرون از مرزهــا‬ ‫دیکتاتــوری نیز بازتولیــد می‌کند و در‬ ‫نتیجــه از زبان تهمت و شــایعه پراکنی‬ ‫و دروغ و ناســزا و هتاکی استفاده کرده‬ ‫و از النه‌هــای دیکتاتوری خــود فرمان‬ ‫می‌رانند‪.‬‬ ‫شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری‬ ‫شعله گرمی امید تو را‪ ،‬خواهد کشت‬ ‫زندگی درک همین اکنون است‬ ‫زندگی شوق رسیدن به همان‬ ‫فردایی است‪ ،‬که نخواهد آمد‬ ‫تو نه در دیروزی‪ ،‬و نه در فردایی‬ ‫ظرف امروز‪ ،‬پر از بودن توست‬ ‫شاید این خنده که امروز‪ ،‬دریغش کردی‬ ‫آخرین فرصت همراهی با‪ ،‬امید است‬ ‫زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک‬ ‫به جا می ماند‬ ‫زندگی ‪ ،‬سبزترین آیه ‪ ،‬در اندیشه برگ‬ ‫زندگی‪ ،‬خاطر دریایی یک قطره‪ ،‬در آرامش رود‬ ‫زندگی‪ ،‬حس شکوفایی یک مزرعه‪ ،‬در باور‬ ‫بذر‬ ‫زندگی‪ ،‬باور دریاست در اندیشه ماهی‪ ،‬در‬ ‫تنگ‬ ‫زندگی‪ ،‬ترجمه روشن خاک است‪ ،‬در آیینه‬ ‫عشق‬ ‫زندگی‪ ،‬فهم نفهمیدن هاست‬ ‫زندگی‪ ،‬پنجره ای باز‪ ،‬به دنیای وجود‬ ‫تا که این پنجره باز است‪ ،‬جهانی با ماست‬ ‫آسمان‪ ،‬نور‪ ،‬خدا‪ ،‬عشق‪ ،‬سعادت با ماست‬ ‫فرصت بازی این پنجره را دریابیم‬ ‫در نبندیم به نور‪ ،‬در نبندیم به آرامش پر مهر‬

‫خون افغــان پناه آوردۀ مظلــوم در میهنم‬ ‫ریخت برسنگفرش وزمین‬ ‫وای برما وای برایران زمین‬ ‫ننگ بر شیخ پتیاره بازکرده دکان دین‬ ‫کودک محروم او واماند از درس ودبستان‬ ‫روحش همواره غمین‬ ‫همزبان آتش زدند بر هستی وبرخانه ات‬ ‫مردان دین‬ ‫راه دانش بســتند برکــودک دوردانه ات‬ ‫نامردم ومومنین‬ ‫شرمساریم ‪،‬شرمساریم‪،‬همزبان شرمسار‬ ‫غم مخور پایان رسد این زمستان سیاه آید‬ ‫بهار‬ ‫اه تــو هربیگنــاه آتــش زنــد برخانمان‬ ‫شیخکان خونخوار‬ ‫در جهــان جایــی نخواهندیافــت ایــن‬ ‫وحوش عصرحجر‬ ‫دیرنیســت خواهی تو دید میکند هرسو‬ ‫فرار مال خرسوار‬ ‫ریشــها بتراشــن و پنهان شــوند سوراخ‬ ‫موش ودرموال‬ ‫بگذرد این روزگاره چون شــبق این قیل‬ ‫وقال روسیاه ماند ذغال‬ ‫بگذرد این روزگار سنگســار‪،‬چوب دار‬

‫حال این گفتار را با مقاله اسماعیل نوری‬ ‫عال همسرشــان با عنوان «چــرا نباید از‬ ‫رضا پهلوی ترســید؟» مطابقت کنید که‬ ‫چگونــه یکی به نعــل و دیگری به میخ‬ ‫می‌زند‪.‬‬ ‫آری هستند کسان بســیاری که هنوز بر‬ ‫آن ســوگند ایران ستیزی و مزدور بیگانه‬ ‫بودن‪ ،‬زندگی را بــه پایان می‌برند‪ .‬پس‬ ‫بدانید وطنپرســتان ایرانــی دیگر هرگز‬ ‫فریب نخواهند خورد‪ ،‬فقط لحظه‌ای به‬ ‫خود بیاندیشید و از دیگر یارانتان درس‬ ‫عبرت بگیرید‪ .‬ایران را به ایران پرســتان‬ ‫واقعی بسپارید‪.‬‬

‫نسیم‬ ‫پرده از ساحت دل برگیریم‬ ‫رو به این پنجره‪ ،‬با شوق‪ ،‬سالمی بکنیم‬ ‫زندگی‪ ،‬رسم پذیرایی از تقدیر است‬ ‫وزن خوشبختی من‪ ،‬وزن رضایتمندی ست‬ ‫زندگی‪ ،‬شاید شعر پدرم بود که خواند‬ ‫چای مادر‪ ،‬که مرا گرم نمود‬ ‫نان خواهر‪ ،‬که به ماهی ها داد‬ ‫زندگی شاید آن لبخندی ست‪ ،‬که دریغش‬ ‫کردیم‬ ‫زندگی زمزمه پاک حیات ست ‪ ،‬میان دو‬ ‫سکوت‬ ‫زندگی ‪ ،‬خاطره آمدن و رفتن ماست‬ ‫لحظه آمدن و رفتن ما ‪ ،‬تنهایی ست‬ ‫من دلم می خواهد‬ ‫قدر این خاطره را دریابیم‪.‬‬ ‫زنده یاد سهراب سپهری‬

‫فریدیوسفی‬

‫خون وخشم وکین‬ ‫کس نخواند مدح وسنای آن امام قاصبین‬ ‫وظالمین‬ ‫جائل هندو تبار ختم شیادان برروی زمین‬ ‫روسپیدشد پیش اوشمرلئین‬ ‫پل پوت وهم استالین فریدیوسفی‬ ‫خدعه گر وعده داد خانه نخر کوخ نشین‬ ‫پول برق وآب وگاز هم رایگان‬ ‫سادگی دیگربس است فطرت مال دروغ‬ ‫است فریب ای نازنین‬ ‫ای فریدا تــا که اوضاع چــرت وخواب‬ ‫است نآگهی تاکه میچرخد زمین‬ ‫پادشاهی میکند رمال شهر مالعلی‬ ‫میرحسین جن گیر بانام دین‬

‫شماره بعدی نشریه تریبون آزاد اول دسامبر در سراسر اروپا در‬ ‫دسترس شماست‪.‬‬ ‫جهت درج آگهی های خود در پر تیراژترین نشریه ایرانی در اروپا‬ ‫هر چه زودتر اقدام کنید و تاثیر گذار بودن آگهی در تریبون آزاد را‬ ‫امتحان نمائید‪.‬‬

‫در انگلستان ‪02082080010‬‬ ‫در اروپا ‪00442082080010‬‬


‫شماره‌ دوازدهم ‪ 10 -‬آبان ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪23‬‬

‫مینا اسدی‬

‫دیالوگ‬

‫نام عام آمدمان"روشنفکر"!‬ ‫ِ‬

‫می گوید‪ :‬دیالوگ انتقادی ‪...‬‬ ‫می گویم‪ :‬هنوز هم می کشند ‪..‬‬ ‫می گوید‪ :‬دیالوگ انتقادی ‪...‬‬ ‫می گویم‪ :‬به مردم تجاوز کرده اند ‪ ...‬به آزادی‬ ‫های فردی و اجتماعی مردم تجاوز کرده اند ‪...‬‬ ‫همه ی ارزش های انسانی را از آنها گرفته اند ‪...‬‬ ‫می گوید‪ :‬دیالوگ بابا جان ‪ ...‬دیالوگ انتقادی‬ ‫من با گرگ چه گفتگویی دارم‪ ...‬با کسانی که‬ ‫بچه های مردم را به گلوله بسته اند و به گلوله‬ ‫می بندند چه گفتگویی دارم‪ ...‬با کسانی که‬ ‫زنان باردار را تکه تکه کرده اند و حمام خون‬ ‫به راه انداخته اند چه گفتگویی دارم ‪ ...‬با این‬ ‫قداره بندان ِ دهان بند ِ فرهنگ ستیز ِ آزادی‬ ‫کُ ش که نگذاشتند یک قطره آب خوش از‬ ‫گلوی مردم ما پائین رود چه گفتگویی دارم ‪...‬‬ ‫ساده لو حم‪ ...‬خامم‪ ...‬نادانم ‪ ...‬اگر که به نام‬ ‫دمکراسی و آزادی‪ ،‬دست و پا بسته به کُ نجی‬ ‫بنشینم تا گرگ ها بیایند و مرا بدرند ‪ ...‬من از‬ ‫دیدن تصاویر این جانیان‪ ،‬حتا در روزنامه ها به‬ ‫لرزه می افتم‪ ...‬من از شنیدن نام این ها به یاد‬ ‫همه ی خانه های ویران ‪ ...‬جان های ویران و‬ ‫باغ های ویران می افتم ‪ ...‬به هر چه نگاه‬ ‫می کنم سیاه است‪ ...‬سیاه و گریه آور‪...‬‬ ‫بیست سال ویرانی ‪ ...‬جنگ ‪ ...‬مرگ ‪...‬‬ ‫بازگشت به عهد بربریت ‪ ...‬چگونه می توانم‬ ‫بر این همه جنایت که هنوز و تا پایان حیات‬ ‫رژیم اسالمی ادامه خواهد داشت دیده فرو‬ ‫بندم ‪ ...‬من هرگز ‪ ...‬هرگز‪ ...‬هرگز با کسانی‬ ‫که دستانشان به خون هزاران هزار زندانی‬ ‫سیاسی آغشته است و میهنم را هزار سال به‬ ‫عقب برده اند به نام آزادی و دمکراسی هم‬ ‫کالم نمی شوم‪ ...‬این ها می خواهند به نام‬ ‫دمکراسی از شانه های من ِتبعیدی ُپل عبور‬ ‫بسازند‪ ...‬از شانه های من که از جور و ظلم و‬ ‫ستم این خود فروشان به این سر دنیا پناهنده‬ ‫شده ام‪.‬‬ ‫می خواهید من تبعیدی‪،‬به جای اعتراض به‬ ‫این آدمکشان از ُمبلغان ِ دولت جهل و جنایت‬ ‫استقبال کنم و الل بمانم؟‬ ‫مردم بر روی طنابی باریک تر از مو راه می‬ ‫روند و زیر پایشان اژدهای ده سر دهان باز کرده‬ ‫است‪ ،‬و آن وقت من روشنفکر بیایم با قاتالن‬ ‫مردم‪ ...‬با دشمنان قسم خورده ی آزادی‪،‬‬ ‫دیالوگ انتقادی داشته باشم؟ این ها شعار‬ ‫نیست‪ ،‬یک واقعیت ُعریان است‪ ،‬واقعیتی که‬ ‫اگر روشنفکری‪ ...‬شاعری‪ ...‬نویسنده ای‪...‬‬ ‫هنرمندی‪ ...‬از آن نادیده بگذرد و از آن سخن‬ ‫نگوید‪ ،‬شرمسار آیندگان و تاریخ خواهد بود‪.‬‬ ‫مملکت امام زمانی بلکه‬ ‫سرزمین انشاءاهلل ماشااهلل است‬ ‫یاد سعيدی سيرجانی بخير؛ ؛‬

‫همان نويسنده ای که در زندان ؛ به دست‬ ‫سعيد امامی با آن وضع فجيع به قتل رسيد‪.‬‬ ‫سعيدی سيرجانی؛ از ايران به عنوان " مظهر‬ ‫العجائب " ياد ميکرد ‪.‬‬ ‫مظهر العجائب؛ يعنی کشوری که در آن‬ ‫اتفاقات نادر روی ميدهد ‪ :‬يعنی کشوری‬ ‫که هيچ چيز سر جای خودش نيست و‬ ‫هيچ آدميزادی در جايگاه واقعی خودش‬ ‫قرار ندارد‪.‬‬ ‫مظهر العجائب؛ يعنی کشوری که چريک‬ ‫های خلقش ‪ -‬که برای مارکس و لنين‬ ‫سينه ميزدند ‪ -‬اغلب شان فرزندان آيت اهلل‬ ‫ها بودند ‪ .‬کمونيست هايش‬ ‫فرزندان فئودال ها و رهبران حزب‬ ‫کمونيست اش نماز می خواندند و روزه‬ ‫ميگرفتند ‪.‬‬ ‫مظهر العجائب؛ يعنی کشوری که مردمانش‬ ‫با دست خود گور خود را می کنند و‬ ‫بعد گناهش را به گردن امريکا و انگلستان و‬

‫آشنائی با «علی میرموسموس»‬

‫اسماعیل خوئی‬

‫هادی خرسندی‬

‫• در عمل دشمنِ خویش و به شعار‬ ‫دشمنِ کلِ نظام ایم همه‪.‬‬ ‫بیم داریم ز خونین شدن اش‪:‬‬ ‫گر چه خواها ِن قیام ایم همه! ‪...‬‬ ‫ِ‬ ‫لب بام ایم همه‪:‬‬ ‫آفتاب ِ‬ ‫نیک نزدیک به شام ایم همه‪.‬‬ ‫کوره ی تجربه مان سوخته است‪:‬‬ ‫لیک‪ ،‬با این همه‪ ،‬خام ایم همه‪.‬‬ ‫در عمل دشمنِ خویش و به شعار‬ ‫دشمنِ کلِ نظام ایم همه‪.‬‬ ‫بیم داریم ز خونین شدن اش‪:‬‬ ‫گر چه خواها ِن قیام ایم همه!‬ ‫نا ِم عام آمدمان "روشنفکر"‪:‬‬ ‫یعنی" آزاده " به نام ایم همه‪.‬‬ ‫لیکن آزاده نیابی در ما‪:‬‬ ‫بنده ی نام و مقام ایم همه‪.‬‬ ‫چراغ خردی روشنگر‪،‬‬ ‫بی ِ‬ ‫رهنوردا ِن ظالم ایم همه‪.‬‬ ‫فرصتی نیست که کاری بکنیم‪:‬‬ ‫گر ِم گفتا ِر مدام ایم همه‪.‬‬ ‫هرچه گوییم‪ ،‬به معنا‪ ،‬هیچ است‪:‬‬ ‫گرچه استا ِد کالم ایم همه‪.‬‬ ‫به عمل پیر ِو مردم‪ ،‬هرچند‬ ‫پیشروشان به مرام ایم همه‪.‬‬ ‫به دغل کاری و در خدعه گری‪،‬‬ ‫از مریدا ِن امام ایم همه‪.‬‬ ‫هم ُپر آزار و هم آزار پذیر‪:‬‬ ‫نیم دد‪ ،‬نیمی دام ایم همه‪.‬‬ ‫دام چین مان َب َرد آسان از راه‪:‬‬ ‫زآن که پروده ی دام ایم همه‪.‬‬ ‫تیز و رخشنده چو شمشیر نه ایم‪:‬‬ ‫تار و خالی چو نیام ایم همه‪.‬‬ ‫ُپر ز گفتار و تهی از کردار‪:‬‬ ‫ِ‬ ‫عینِ‬ ‫"آیات عظام" ایم همه!‬ ‫نسبتی نیست به خاصان ما را‪:‬‬ ‫نو ِع خاصی ز عوام ایم همه‪.‬‬ ‫زاده ی جامعه ای بس بیمار‪:‬‬ ‫همچو طاعون و ُجذام ایم همه‪.‬‬ ‫ناگزیر است ز ما ِ‬ ‫نفرت عام‪:‬‬ ‫که‪ ،‬چو جهل‪ِ ،‬‬ ‫آفت عام ایم همه‪.‬‬ ‫نسلِ نو شادا کز ما برهد‪:‬‬ ‫ِ‬ ‫لب بام ایم همه‪.‬‬ ‫کآفتاب ِ‬ ‫هفتم مرداد‪،۱٣۹۱‬‬ ‫بیدرکجای لندن‬

‫شاهد عینی میگفت هادی جان! سرباز آمریکائی‬ ‫با یال و کوپال و قمقمه و واکسیل و یونیفورمی که‬ ‫انگار بادش هم کرده بودند تا بیشتر ما را بترسانند‪،‬‬ ‫وارد بقالی کوچک کابل شد و کبریتی خرید‪.‬‬ ‫حجم حضورش رعب انگیز بود و مدتی طول‬ ‫کشید تا خودش را از تنگنای بقالی بیرون بکشد‪.‬‬ ‫وقت رفتن دوتا لوله المپا به کت و کولش گیر‬ ‫کرد و صداش شکستنشان از زمین برخاست‪ .‬بقال‬ ‫بیچاره شیشه ها را که جمع میکرد زیر لب غرید‪:‬‬ ‫«پدرسگ پول کبریتشم نداد!»‬ ‫نره خر بیرون بقالی پک به سیگار میزد و دودش‬ ‫را بیخیال به درون مغازه میفرستاد‪ .‬من (شاهد‬ ‫عینی) از ترسم داشتم فرو میرفتم به دیوار انتهای‬ ‫بقالی! رفته بودم از تلفن دیواریش استفاده کنم‪.‬‬ ‫«پرچم آمریکا در کوچه پسکوچه های افغانستان‬ ‫رعب و نفرت میپراکند‪ .‬اخبار تجاوز سربازان‬ ‫آمریکائی به زنان و دختران افغان با همۀ سانسوری‬ ‫که اعمال میشود‪ ،‬به سازمان های حقوق بشر‬ ‫میرسد‪».‬‬ ‫آیا آمریکا به ایران حمله خواهد کرد؟ آیا ملت ایران‬ ‫برای رهائی از حکومت سفاک جمهوری اسالمی‪،‬‬ ‫دست به دامن جنایتکاران آمریکائی میشود؟ در‬ ‫واقع تصمیم قطعی آمریکا برای حمله به ایران‬ ‫حدود یک سال پیش گرفته شد‪ ،‬آنهم به دنبال‬ ‫تقاضای «علی میرموسموس»!‬ ‫«علی میرموسموس» کیست؟‬ ‫پ‪-‬چس»‬ ‫میرچ‬ ‫«علی‬ ‫وی پیش از انقالب خود را‬ ‫َ‬ ‫ُ‬ ‫معرفی میکرد اما پس از انقالب و مهاجرت به‬ ‫خارج‪ ،‬ضمن آشنائی با برخی سلطنت طلبان‬ ‫دست و دلباز و دیدن خانه های بزرگ و اتومبیل‬ ‫های گرانقیمت آنها‪ ،‬نام او به «علی میرموسموس»‬ ‫تغییر یافت‪.‬‬ ‫در بارۀ نحوۀ خوابنما شدن میرموسموس و‬ ‫سلطنت شدن یکشبۀ وی‪ ،‬روایت است که شبی‬ ‫یک آقائی به خواب او میآید‪ ،‬یک دسته اسکناس‬ ‫زیر بالش او میگذارد و میگوید علی‪ ،‬تو از فردا‬ ‫صبح سلطنت طلبی! علی صبح که از خواب‬ ‫برمیخیزد‪ ،‬اسکناس ها را از زیر بالش برمیدارد و‬ ‫سلطنت طلب میشود!‬ ‫اولین مأموریت «علی میرموسموس»‬ ‫اولین مأموریت میرموسموس‪ ،‬الئیک نشان‬ ‫دادن محمدرضاشاه و بی اعتنا وانمود کردن او‬ ‫به معجرات حضرتعباس بود‪ .‬در مقابل‪ ،‬وی‬ ‫باید میکوشید برعکس‪ ،‬دکتر مصدق را گرفتار‬ ‫خرافات مذهبی نشان دهد و ثابت کند کسی که‬ ‫حضرتعباس در راه امامزاده داود نجاتش داده و‬ ‫نگذاشته از اسب بیفتد‪ ،‬دکتر مصدق بوده است!‬ ‫ضمن ًا میرموسموس که هنر تاریخنویسی و‬ ‫پژوهشگری را در مکتب «عرفان قانعی فرد»‬

‫استعمار و امپرياليزم و‬ ‫صهیونیزم می اندازند ‪.‬‬ ‫مظهر العجائب؛ يعنی کشوری که مردمانش؛‬ ‫صبح مصدقی اند؛ عصرش توده ای اند؛‬ ‫غروبش سلطنت طلب اند؛ و شامگاهش‬ ‫امت اسالم !‬ ‫مظهر العجائب يعنی کشوری که از ميان‬ ‫خيل عظيم روشنفکران و سياستمداران و‬ ‫درس خواندگان و اهل تفکرش؛ مردی بنام‬ ‫احمدی نژاد بيرون ميآيد و بر کرسی‬ ‫رياست جمهوری اش می نشيند ‪.‬‬ ‫مظهر العجائب؛ يعنی مملکتی که مردمش‬ ‫همواره هوار می کشند که ‪ :‬قربان‬ ‫آنکسی که دلش با زبان يکی است؛ اما‬ ‫خودشان نه تنها دل شان با زبان شان؛‬ ‫بلکه دل شان با دل خودشان هم يکی‬ ‫نيست ‪.‬‬ ‫مظهر العجائب؛ يعنی کشوری که مردمش؛‬ ‫به هوخشتره و خشايارشاه و اردشير‬ ‫بابکان و شاپور ذواالکتاف و کمبوجيه و بو‬ ‫علی سينا و موالنا و زکريای‬ ‫رازی اش مينازند؛ اما يک کالم در باره آنها‬ ‫نميدانند‬ ‫مظهر العجائب؛ يعنی کشوری که مردمانش‬ ‫به خونخواران ميهن شان لقب کبير؛ به‬

‫بيداد گرانش لقب عادل ؛ و به جنايت‬ ‫پيشگان آدمخوارش لقب امام ميدهند ‪.‬‬ ‫مظهر العجائب ؛ يعنی کشوری که مردمانش‬ ‫؛ برای ويران کنندگان ميهن شان و‬ ‫برای آدمخوارانی که خواهران و مادران شان‬ ‫را به اسارت برده و آنها را در‬ ‫بازار های برده فروشان بصره و بغداد فروخته‬ ‫و پدران شان را از بار شمشير‬ ‫آبدار سبکبار کرده اند ؛ قمه ميزنند و زنجير‬ ‫ميزنند و گريه ميکنند و نوحه‬ ‫می سرايند ‪.‬‬ ‫مظهر العجائب ؛ يعنی مملکتی که‬ ‫مردمانش هر سال تنها يک دقيقه کتاب می‬ ‫خوانند اما در همه عرصه های علمی و‬ ‫فلسفی و اقتصادی و تاريخی و سياسی ؛‬ ‫نه تنها استاد؛ بلکه فيلسوف اند ‪.‬‬ ‫مظهر العجائب ؛ يعنی کشوری که‬ ‫روشنفکرانش ؛ پس از گذشت هشتاد نود‬ ‫سال ؛‬ ‫هنوز بر سر اينکه رضا شاه را انگليسی ها‬ ‫آورده بودند يا نه برای هم شاخ و‬ ‫شانه ميکشند ‪.‬‬ ‫مظهر العجائب ؛ يعنی کشوری که مردمانش‬ ‫اگر دو نفر دور هم جمع بشوند حزب‬

‫آموخته‪ ،‬هفتۀ آینده در یک برنامۀ تلویزیونی با شرم‬ ‫و حیای ذاتی خودش ثابت خواهد کرد که قهرمان‬ ‫ملی کردن نفت ایران محمدرضاشاه بوده که دکتر‬ ‫مصدق او را حبس میکند و به احمدآباد میفرستد و‬ ‫آن قهرمان ملی تا پایان عمر در تبعید میماند‪.‬‬ ‫آمادگی برای حملۀ آمریکا‬ ‫از مطلب دور نیفتیم‪ .‬در نامه ای که سال گذشته‬ ‫میرموسموس به سناتور لیندسی گراهام آمریکائی‬ ‫نوشت آمادگی خود را برای حملۀ آمریکا به ایران‬ ‫اعالم نمود! در این نامه وی رهنمودهای الزم‬ ‫را برای حمله به چند نقطۀ حساس در ایران و‬ ‫منزل شوهر خالۀ خودش در لنگرود (به خاطر‬ ‫اختالفات فامیلی) در اختیار آمریکائیان قرار داد‪.‬‬ ‫متعاقب ًا ستاد مشترک ارتش آمریکا در جلسۀ فوق‬ ‫العاده ای‪ ،‬انتساب نامه را به میرموسموس مورد‬ ‫شک قرار داد‪ .‬در واقع دستگاه های اطالعاتی‬ ‫اسرائیل‪ ،‬آمریکائی ها را هشیار کردند که ممکن‬ ‫است نامه از میرموسموس نباسد و کسی خواسته‬ ‫باشد آنها را دست بیندازد!‬ ‫این شک و شبهه موقعی به اوج خود رسید که‬ ‫میرموسموس هم خودش در انتساب این نامه به‬ ‫خود‪ ،‬دچار تردید شد و به تلطیف و ترمیم و پس و‬ ‫پیش کردن قضیه برآمد اما از یک نظر دیر شده بود‬ ‫و آن اینکه دانشگاهی که دکترای افتخاری به او داده‬ ‫بود‪ ،‬طی نامۀ شدیداللحنی‪ ،‬او را به بی اخالقی‬ ‫و تحریک دشمن برای حمله به وطن و کشته‬ ‫شدن آمریکائیان و هم میهنان متهم کرد و دکترای‬ ‫افتخاری او را پس گرفت‪.‬‬ ‫متقاب ًال دکتر میرموسموس سابق! چنان از بی‬ ‫اهمیتی دکترائی که پس گرفته میشد‪ ،‬سخن گفت‬ ‫که گوئی وقتی اعطایش را به او ابالغ کرده بودند‪،‬‬ ‫شوکه شده و سه روز در بستر بیماری افتاده و روز‬ ‫چهارم رفته کالنتری از آن دانشگا ه شکایت کرده‬ ‫که اینها بدون این که من واسطه تراشیده باشم و‬ ‫خواهش و تمنا کرده باشم و تملق گفته باشم‪،‬‬ ‫زرپی به من دکترای افتخاری داده اند! شدت‬ ‫نفرتی که او از این دکترا نشان داد به حدی بود که‬ ‫احتمال میرفت در یک عکس العمل انتقامی‪ ،‬از‬ ‫آمریکا بخواهد سر راه حمله به ایران‪ ،‬چند تا بمب‬ ‫هم روی این دانشگاه بیندازد‪.‬‬ ‫این ترجمۀ متن نامۀ دکتر صمدانی‪ ،‬رئیس دانشگاه‬ ‫آمریکائی گلوبال است‪:‬‬ ‫ً‬ ‫آقای میرفطروس (احتماال منظورش همان‬ ‫میرمسموس بوده) فهم این نکته ضروری است‬ ‫که ‪ ،‬اعطای مدرک افتخاری بر پایه شرف و لیاقت‬ ‫کسی که مدرک را می گیرد‪ ،‬بنا شده است‪ .‬یکی‬ ‫از این ها آن گونه که در بند یک آیین نامه ی مربوط‬ ‫به اعطای مدرک دکترای دانشگاه آمریکایی گلوبال‬ ‫قید شده است آن است که گیرندۀدکترای افتخاری‪،‬‬ ‫خود را وقف کوششهای انسانی برای استقرار‬ ‫صلح در سراسر جهان کند‪ .‬در حالیکه شما در نامۀ‬ ‫حیرت آورتان‪ ،‬به سناتور لیندزی گراهام (بگونه‬

‫تشکيل ميدهند و اگر تعداد شان به سه نفر‬ ‫رسيد انشعاب ميکنند ‪.‬‬ ‫مظهر العجائب ؛ يعنی سر زمينی که‬ ‫مردمانش ؛ پس از پنجاه و چند سال هنوز در‬ ‫جنگ و دعوای بی پایان اند؛‬ ‫که رويداد ‪ 28‬مرداد يک کودتای امريکايی‬ ‫بوده است يا يک قيام ملی ‪.‬‬ ‫مظهر العجائب ؛ يعنی کشور رويداد های‬ ‫باور نکردنی و اتفاقات نادر‬ ‫باز هم بگویم ؟؟‬ ‫در کتاب " روضه الصفا " می خوانيم که ‪:‬‬ ‫در دوره خالفت عبد الملک مروان ؛ مردی‬ ‫بنام عمرو بن سعيد ؛ با وی از در‬ ‫مخالفت در آمد و عليه وی قيام کرد ‪.‬‬ ‫بدستور مروان ؛ او را دستگير و سرش را از‬ ‫تن جدا کردند ‪.‬‬ ‫مردم به اعتراض بر آمدند و شور و غوغا‬ ‫بر خاست‬ ‫عبدالملک پرسيد ‪ :‬اين چه غوغا و فرياد‬ ‫است ؟؟‬ ‫گفتند ‪ :‬يحيی بن سعيد با جمعی از متابعان‬ ‫؛ بر در قصر ايستاده اند ؛ عمرو‬ ‫را ميطلبند ‪.‬‬ ‫عبدالملک گفت ‪ :‬از بام کوشک ( قصر) سر‬

‫ای شرم آور و ناامید کننده) موافقت خود را با‬ ‫حمله نظامی قدرتهای جهانی (از جمله آمریکا) به‬ ‫سرزمین پدری خود اعالم کرده اید‪.‬‬ ‫‪ .....‬آقای میرفطروس‪( ،‬ای بابا‪ .‬مثل اینکه من‬ ‫اسمش را عوضی نوشته بودم!) شما و عزیزانتان‪،‬‬ ‫در زیر چتر امنیتی کشور قدرتمند و متمدن فرانسه‬ ‫زندگی میکنید‪ .‬از این رو ‪ ،‬شما و خانوداده تان‬ ‫از نعمت امنیت برخوردارید‪ .‬با این وجود این‬ ‫گونه به نظر میرسد که‪ ،‬برای شما میلیونها نفر زن‬ ‫و مرد و کودک بیگناه و بی دفاع ایرانی (که در‬ ‫نتیجه چنیین حمله خانمانسوزی وحشتهای غیر‬ ‫قابل توصیف جنگی را تجربه خواهند کرد) مهم‬ ‫نیستند ‪ ......‬سرانجام ‪ ،‬تشویق شما برای حمله‬ ‫نظامی [ به ایران ] آنقدر مسخره و غیرمنطقی‬ ‫است که لیاقت داشتن دکترای افتخاری را که‬ ‫(ای‪-‬جی‪ -‬یو به شما اعطا کرده بود) از شما‬ ‫سلب میکند ‪.‬‬ ‫بنابراین دکترای افتخاری شما (از تاریخ ارسال‬ ‫ایمیل ‪ ،‬در جهت ابطال آن ) لغو خواهد شد‪.‬‬ ‫پیشاپیش به شما اخطار میشود که از این تاریخ به‬ ‫بعد‪ ،‬افزودن عنوان دکتر به نامتان‪ ،‬یا امضا کردن و‬ ‫چاپ نام خود با عنوان دکتر و یا معرفی خود به هر‬ ‫شکلی که نشان از این داشته باشد که از «ای جی‬ ‫یو » دکترا دارید‪ ،‬از منظر قانونی و اخالقی‪ ،‬نقض‬ ‫حقوق دانشگاه تلقی خواهد شد‪ .‬شما موظف‬ ‫هستید‪ ،‬دکترای افتخاری خود را تا ‪۱۵‬تاریخ‬ ‫دسامبر ‪ ،۲۰۱۱‬به ‪ AGU‬عودت دهید ‪.‬‬ ‫دکتر صمدانی ‪ ،‬رئیس دانشگاه آمریکایی گلوبال‪.‬‬ ‫آخرین خبر‬ ‫آنطور که ما اطالع داریم این آقای میرموسموس‬ ‫یا میرفطروس یا میرهرچی اُس! تا این تاریخ نه‬ ‫تنها دکترا را پس نداده‪ ،‬بلکه دارد با آن طبابت هم‬ ‫میکند!‬ ‫در خاتمه‬ ‫شاهد عینی میگفت وقتی از بقالی بیرون آمدم‬ ‫سرباز مزدور آمریکائی (اینها سرباز وظیفه نیستند‪.‬‬ ‫مثل عمله ساختمانی روزمزد هستند که آمریکا از‬ ‫سر چهارراه سیدعلی نیویورک سوارشان میکند‬ ‫به جای بیل و کلنگ‪ ،‬تفنگ و مسلسل دستشان‬ ‫میدهد میفرستد خاورمیانه‪- .‬این پرانتز را البته‬ ‫شاهد عینی نگفت‪ .‬برویم بیرون ببینیم چی‬ ‫میگفت) که نمیدانم چه جوری فهمیده بود من‬ ‫خبرنگار ایرانی هستم‪ ،‬پکی به سیگارش زد و‬ ‫گفت‪ :‬شنیده ام زن های ایرانی هم خیلی خوشگل‬ ‫هستند‪ .‬اگر کسی غیرت کند پای ما را به ایران باز‬ ‫کند‪ ،‬ما یکجوری از خجالتش درمیآئیم‪( .‬راستش‬ ‫نمیدانم یارو واقع ًا این را گفته یا این شاهد عینی –‬ ‫دوست از کابل برگشتۀ من – از خودش درآورده‬ ‫که میرموسموس ما و همۀ طرفداران حملۀ‬

‫آمریکا را شرمنده کند!)‬ ‫هادی خرسندی – مهر ‪92‬‬

‫عمرو را در ميان اهل غوغا بينداز ؛‬ ‫و ده هزار درهم هم بر سر ايشان بپاش ‪....‬‬ ‫به موجب فرموده عمل کردند‪ .‬مردم چون "‬ ‫زر " و " سر " ديدند ؛ بعد از‬ ‫برچيدن زر ؛ سر خود گرفتند ‪ --...‬يعنی‬ ‫به خانه های خود باز گشتند ‪-.‬‬ ‫حاال از شما خواهش ميکنم به اين پرسش‬ ‫پاسخ دهيد‪:‬‬ ‫آيا مردم زمانه ما ؛ فرقی با مردم زمانه‬ ‫عبدالملک مروان کرده اند ؟ و يا‬ ‫اينکه با ديدن" زر " سر خود ميگيرند و به‬ ‫خانه های خويش باز ميگردند؟؟‬ ‫چند وقت پیش دادگاهی در ایران مردی‬ ‫را که به اتهام تجاوز جنسی محاکمه میکرد‪،‬‬ ‫تبرئه کرد‬ ‫متهم در عين حال که به جرم خود اعتراف‬ ‫کرد ؛ مدعی شد که شيطان او را گول‬ ‫زده است !!‬ ‫رييس دادگاه اين عذر را موجه تشخيص داد‬ ‫و حکم برائت او را صادر کرد‪.‬‬ ‫در حکم آمده است که گول خوردن متهم از‬ ‫شيطان محرز است و چون امکان‬

‫دستگيری شيطان وجود ندارد مگر در روز‬ ‫قيامت !!پس بايد دستگيری و محاکمه‬ ‫شيطان را ‪ -‬که متهم اصلی و مسبب واقعی‬ ‫است ‪ -‬به روز قيامت موکول کرد!!‬ ‫دادستان دادگاه پس از شنيدن اين حکم به آن‬ ‫اعتراض کرد و نوشت که تجاوز به‬ ‫عنف (زور ) صورت گرفته و متهم نيز به آن‬ ‫اعتراف کرده است ؛ بنا بر اين‬ ‫پيش کشيدن فريب شيطانی خالف رويه‬ ‫قضايی است و حکم بايد بر اساس قوانين‬ ‫جاری صادر گردد‪.‬‬ ‫واکنش رييس دادگاه اين بود که ‪ :‬حکم‬ ‫کامال درست و مطابق موازين اسالمی‬ ‫است ؛ و دادستان " به ريش نداشته اش می‬ ‫خندد که به اين حکم اعتراض می کند‬ ‫براستی که مملکت ما سرزمين عجايب‬ ‫است و هر روز و هر ساعت اتفاقات‬ ‫عجایب وغرایبی روی میدهد که آدمیزاد‬ ‫انگشت بر دهان میماند ‪ .‬اصال آقا ! مملکت‬ ‫ما‬ ‫نه تنها مملکت امام زمانی بلکه سرزمین‬ ‫انشاءاهلل ماشااهلل است ‪ .‬همیشه هم‬ ‫همینطور بوده و بگمانم تا روز قیامت هم‬ ‫همینطور خواهد ماند‬


‫شماره‌ دوازدهم ‪ 10 -‬آبان ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪24‬‬

‫مرثیه ای بر ویران ای بنام فوتبال‬ ‫جمهوری اسالمی‬

‫خبرنگاری بنام مهستا اخباری ککه باید دفتر خانمی جوان‬ ‫هم باشد قلم بدست گرفته و مرثیه ای برای فوتبال جمهوری‬ ‫اسالمی نوشته است ‪ .‬این نوشته با نکات کلیدی که دارد و‬ ‫با توجه به جو و حوسازی حکومت نوشته شده است و این‬ ‫نوشته درسی است یا کالسی آموزشی است برای مدعیان‬ ‫بیسواد ورزشی در خارج از کشور و تنها و تنها بدلیل آزادی‬ ‫بیان در کشور های اروپایی و امریکا حرافی می کنند و‬ ‫بنوعی اخبار داخل را بزک می کنند و دوباره رسانه ایش می‬ ‫نمایند این آدم کاغذهایی بیسواد حتی جرات و شهامت این‬ ‫را هم ندارند که بگویند بحث ورزش در جمهوری اسالمی‬ ‫را ‪ 25‬سال است چه کسی شروع کرده و طی این سالها‬ ‫چقدر از اطالعات عمومی جامعه جلوتر حرکت کرده و‬ ‫چهره مافیایی ‪,‬اطالعاتی ‪ ,‬سپاهی رژیم را افشا نموده است !‬ ‫این گزارش را بخوانید‬

‫خوابتان ترک برندارد در این فوتبال‬ ‫لجام‌گسیخته!‬ ‫‪ :‬فوتبال ایران این روزها دچار لجام‌گسیختگی شدیدی شده‬ ‫که همه را آزار می‌دهد‪.‬‬ ‫‪ ،‬تا به حال دچار لجام گسیختگی شده اید؟ تا به حال شده‬ ‫این قدر تحت فشار باشید که سر سوزنی تحمل نداشته‬ ‫باشید و بر سر هر چیزی با هر کسی سر نزاع داشته باشید؟‬ ‫لجام گسیختگی از بی برنامگی‪ ،‬خودخواهی‪ ،‬بی توجهی‬ ‫و نداشتن مدیریت به وجود می آید‪ .‬چیزی که این روزها‬ ‫فوتبال ایران دچار آن شده است‪.‬‬ ‫با این کج روی‌ها‪ ،‬بدتر از شکست مقابل لبنان هم سراغ‬ ‫فوتبال ایران خواهد آمد‪ .‬نباید امیدی داشت که این فوتبال‬ ‫لجام گسیخته که برخی مسئوالنش برای حفظ قدرت و‬ ‫جایگاهشان از هیچ تالشی دریغ نمی کنند درست شود‪.‬‬ ‫زهی خیال باطل که فکر کنیم با چنین شکست هایی به خود‬ ‫می آییم و همه چیز به یک باره درست می شود‪.‬‬ ‫این روزها اگر رهگذری که فقط عادت دارد پشت کیوسک‬ ‫های روزنامه فروشی تیتروار مطالب روزنامه های ورزشی را‬ ‫بخواند آیا چیزی جز تنش و بگو و مگو عایدش می شود؟‌‬ ‫عصاره مطالب روزنامه ها و خبرگزاری ها چیزی جز انعکاس‬ ‫دعواهای بی سر و ته نیست‪ .‬این موضوع البته همیشه وجود‬ ‫داشته اما اکنون به نظر می رسد بیشتر شده است‬

‫یک جوان با استعداد و پر هنر‬ ‫نامش پوریا فضل اللهی است ‪ 25‬سال دارد ورزش را‬ ‫از تشک کشتی شروع کرد و تا تیم منتخب تهران در رده‬ ‫سنی نوجوانان و جوانان هم رفت ولی عشق به توپ گرد و‬ ‫ورزش فوتبال او را به میدانهای سبز کشید در تیم بانک ملی‬ ‫فوتبالس را آغاز کرد و با استعداد و فیزیک بدنی مناسبش‬ ‫مورد توجه باشگاه ذوب آهن ‪,‬سایپا و امید استقالل جنوب‬ ‫قرار گرفت ولی فضای زندگی برای جوانی چون او که امید‬ ‫های بسیاری در سر می پروراند باعث شد راهی خارج از‬ ‫کشور شود و به تحصیل روی آورد و تالش دارد بتواند در‬ ‫رشته ورزش تحصیل کند ‪ .‬او مدتی هم به ایران بازگشت‬ ‫و در تست باشگاه استیل آذین شرکت کرد و قبول شد‬ ‫آنهم زمانی که بازیکنان بسیاری به این باشگاه رفته بودند‬ ‫چون علی کریمی ‪ ,‬مهدوی کیا ‪,‬فریدون زندی ‪ ,‬عابدزاده‬ ‫‪ ,‬حسین کاظمی ‪ ,‬کاظمیان و‪...‬‬ ‫با این حال او جواز شرکت در تیم استیل آذین را گرفت‬ ‫ولی روحیه او با فضای مسموم و آلوده فوتبال حمهوری‬ ‫اسالمی جور نبود و عطای کار را به لقایش نبخشید و به‬ ‫لندن بازگشت او سالها ست در لندن در تیم فوتبال پارس‬ ‫بازی می کند‪.‬‬ ‫پوریا در لندن کشتی هم گرفت و عنوان قهرمانی انگلستان‬ ‫را هم بدست آورد ولی باز هم به فوتبال بازگشته و کماکان‬ ‫در تیم پارس بازی می کند‪.‬‬ ‫پوریا امروز در سن ‪ 25‬سالگی با آمادگی بدنی و تکنیکی‬ ‫ناب چنانچه کمی هم به مسائل تیمی و گروهی و تاکتیکی‬ ‫توجه کند براحتی میتواند در لیگهای نیمه حرفه ای‬ ‫انگلستان بازی کند‪.‬‬

‫مصاحبه محمود سرابی با رادیو فرانسه در باره فوتیال‬ ‫نوشتۀ آرش ادیب زاده‬ ‫در روزهای اخیر و به دنبال شکست تیم ملی فوتبال ایران در برابر‬ ‫لبنان‪ ،‬حریفی که به عنوان ساده‌ترین رقیب ایران در این رقابت‌ها و‬ ‫ضعیف‌ترین تیم گروه در راه جام جهانی ‪ ۲۰۱۴‬برزیل تلقی می‌شد‪،‬‬ ‫سکان هدایت تیم ملی فوتبال ایران به بحث‌انگیزترین موضوع‬ ‫ورزش ایران تبدیل شده است‪.‬‬ ‫در این میان‪ ،‬بسیاری کارلوس کی‌روش را شدید ًا به باد انتقاد‬ ‫گرفته‌اند و خواهان برکناری وی هستند و از سوی دیگر‪ ،‬بسیار‬ ‫معتقدند که باید به سرمربی پرتغالی تیم ملی وقت داد تا تیم ایران‬ ‫را راهی جام جهانی ‪ ۲۰۱۴‬برزیل کند‪.‬‬ ‫توضیحات بیشتر از محمود سرابی‪ ،‬روزنامه‌نگار و کارشناس‬ ‫فوتبال در لندن‪:‬‬ ‫من به طور مشخص جواب سئوال شما را می‌دهم و بعد به‬ ‫توضیحاتی می‌رسم؛ این‌که تیم جمهوری اسالمی به لبنان باخت‪،‬‬ ‫تعداد باخت‌های چند سال اخیر فوتبال ایران غیرمنتظره بوده‪،‬‬ ‫یعنی یک اتفاق خاص افتاده است‪ .‬فوتبال ما‪ ،‬یا در واقع فوتبال‬ ‫امروز جمهوری اسالمی‪ ،‬فوتبالی است که در آسیا بین درجه‌ی دو‬ ‫و سه نوسان دارد‪ .‬یعنی از آن سطحی که یک تاریخچه‌ی قدیمی‬ ‫را به عنوان تیم برتر آسیا یدک می‌کشد‪ ،‬خارج شده و این برای‬ ‫کسانی که اهل فوتبال هستند و از نظر فنی قضیه را نگاه می‌کنند‪،‬‬ ‫کام ًال مشخص است‪ .‬یعنی چیز غیرمنتظره‌ای نیست که این اتفاق‬ ‫افتاده‪ ،‬ولی آن‌چه مسلم است ما نمی‌توانیم در توانایی و کارنامه‌ی‬ ‫شخصی به نام کی‌روش شک کنیم‪ .‬حال او بر هر اساسی آمده و‬ ‫تیم فوتبال جمهوری اسالمی را تحویل گرفته‪ ،‬در واقع‪ ،‬یک بچه‌ی‬ ‫ناقص‌العضو به نام فوتبال جمهوری اسالمی را تحویل گرفته‬ ‫و حاال از او توقع دارند که معجزه‌ای بیافریند‪ .‬او باید سعی کند‬ ‫این بچه‌ی ناقص‌العضو را که خودش هم فکر نمی‌کرد این‌گونه‬ ‫است‪ ،‬به شکلی حداکثر توانایی‌هایش را بیابد‪ .‬ولی به هرحال‬ ‫باید پذیرفت که این یک بچه‌ی ناقص‌العضو است‪ ،‬معلول است‪،‬‬ ‫معلولی است که از شکم ساختاری به نام فوتبال جمهوری اسالمی‬ ‫می‌آید بیرون‪ ،‬از مجموعه‌ی ضعیفی که کلیت این ورزش را احاطه‬ ‫کرده‌اند و تمام این آدم‌ها اص ًال نباید این‌جا باشند و هستند‪.‬‬ ‫برای این‌که از جواب سئوال شما بیرون نیایم‪ ،‬وقتی نگاه می‌کنیم‬ ‫تیمی را که آقای کی‌روش سعی می‌کند با حداکثر توانایی و دانشش‬ ‫پرورش بدهد‪ ،‬یک مجموعه بازیکن متوسط هستند‪ .‬اسم‌ها ممکن‬ ‫است علی کریمی‪ ،‬نکونام و‪ ...‬باشد‪ ،‬اما این‌ها اسم‌هایی بوده‌اند‬ ‫که شاید تا چهار‪ ،‬پنج سال پیش و تا زمانی که خارج از ایران بازی‬ ‫می‌کرده‌اند‪ ،‬کارآیی‌ای داشته‌اند‪ ،‬ولی االن فقط یک اسم را یدک‬ ‫می‌کشند‪ .‬تازه این‌ها گل‌های سرسبد این مجموعه هستند‪.‬‬ ‫وقتی یک مجموعه بازیکن از شکم یک سری مسابقات ضعیف و‬ ‫بیمار بیرون می‌آیند‪ ،‬خیلی توقع بی‌جایی است که ما چرا در مقابل‬ ‫لبنان نبردیم‪ .‬حال اگر حوادث و معجزات فوتبال را کنار بگذاریم‪.‬‬ ‫چون تیم جمهوری اسالمی هنوز پنج بازی دارد و ‪ ۱۵‬امتیاز در‬ ‫همین پنج بازی خوابیده است‪ .‬هر امکانی ممکن است پیش بیاید‪.‬‬ ‫ولی بحث من این است که توانایی فوتبال ایران در شرایط فرم‬ ‫مسابقات آسیایی االن ‪-‬که زمانی از دو قاره‪ ،‬یک تیم می‌رفت‪ ،‬حاال‬ ‫از قاره‌ی آسیا گاهی تا پنج تیم به راحتی می‌روند‪ -‬ما توانایی و‬ ‫بضاعت این را داشتیم که با استان خوزستان‪ ،‬با استان اصفهان‪ ،‬با‬

‫استان شیراز (حتی تهران را هم نمی‌گویم) به راحتی به جام جهانی‬ ‫برویم‪ .‬ولی ما باید این را اول بپذیریم که ما وارث فوتبال معلول‬ ‫و بیماری هستیم به نام جمهوری اسالمی‪ ،‬مثل تمام زمینه‌های‬ ‫آن کشور و باید توقع‌مان در این حد باشد‪ .‬اگر توقع بیشتر از این‬ ‫برای خودمان درست می‌کنیم‪ ،‬فوتبال را نمی‌شناسیم‪ ،‬ورزش را‬ ‫نمی‌شناسیم‪.‬‬ ‫ولی آن‌چه مسلم است‪ ،‬نمی‌توانیم بگوییم آقای کی‌روش مربی‬ ‫رئال نبوده‪ ،‬مربی تیم پرتغال نبوده‪ ،‬دستیار آقای فرگوسن نبوده‪.‬‬ ‫کی‌روش دستیار آقای فرگوسن بوده که سیستم منچستر یونایتد را‬ ‫از نظر فنی تغییر داده است‪ .‬منظور این است که کی‌روش آدمی‬ ‫است توانا که کارنامه دارد‪ .‬در این که نمی‌شود شک کرد‪ .‬اما حاال‬ ‫آمده در یک سیستم بیمار و مسلم ًا بازده او هم می‌رسد به همین‬ ‫حدی که این تیم را تحویل گرفته‪.‬‬ ‫آقای سرابی‪ ،‬در همین زمینه‪ ،‬بسیاری به کی‌روش ایراد می‌گیرند‪،‬‬ ‫از او انتقاد می‌کنند که به هیچ وجه جوان‌گرایی نکرده و رو نیاورده‬ ‫به بازیکن‌های دیگری غیر از همین نام‌هایی که خود شما هم به آن‌ها‬ ‫اشاره کردید؛ یعنی علی کریمی‪ ،‬نکونام و بازیکنان دیگری که تا‬ ‫پنج سال پیش ستاره بودند‪ ،‬ولی االن تبدیل شده‌اند به بازیکن‌های‬ ‫متوسط‪ .‬در این زمینه‪ ،‬چه فکر می‌کنید؟ فکر می‌کنید کارلوس‬ ‫کی‌روش آیا امکان جوان‌گرایی دارد؟ یعنی اص ًال بازیکنان جوانی‬ ‫هستند که بتوانند بیایند در تیم ملی جای بازیکنان صاحب‌نام‬ ‫گذشته را بگیرند؟‬ ‫فوتبالی که االن در ایران هست و ساختار ندارد‪ ،‬جوان از کجا باید‬ ‫بیاورد؟ جوانی که می‌گویند پدیده می‌شود (آقای انصاری‌فرد)‪،‬‬ ‫وقتی نگاه می‌کنی می‌بینی در سنی مطرح شده که وقتی پشت‬ ‫سرش را نگاه می‌کنی‪ ،‬هیچ کارنامه‌ای ندارد‪ .‬وقتی به اوج فوتبال‬ ‫فرانسه نگاه می‌کنی که در سال ‪ ۱۹۹۸‬قهرمان جهان می‌شود و در‬ ‫سال ‪ ۲۰۰۰‬جام اروپا را می‌برد‪ ،‬با امی جاکوت و کلوده لیمنت؟؟؟‬ ‫فوتبال جوانان و نوجوانانش هم در سطح دنیا مطرح است‪ .‬یا االن‬ ‫اسپانیا که آمده حرف اول را می‌زند‪ ،‬سال ‪ ۲۰۰۸‬با آقای لوییس‬


‫شماره‌ دوازدهم ‪ 10 -‬آبان ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪25‬‬

‫آراگونس و با دلبوسکه جام ‪ ۲۰۱۰‬را‬ ‫می‌برد‪ ،‬تیم‌های جوانان و نوجوانانش‬ ‫در سطح دنیا مطرح‌اند‪ .‬شما نگاه کنید‪،‬‬ ‫تیم‌های جوانان و نوجوانان ما کجا‬ ‫هستند؟ همین دیروز (شنبه ‪ ۲۲‬سپتامبر)‬ ‫تیم نوجوانان جمهوری اسالمی در خود‬ ‫ایران بازی داشته است‪ .‬او ًال تلویزیون‬ ‫جمهوری اسالمی اص ًال این بازی را ندید‬ ‫گرفته‪ ،‬بعد هم هزار نفر رفته‌اند بازی‬ ‫مقدماتی برای حضور در مرحله‌ی بعدی‬ ‫را دیده‌اند‪ .‬خُ ب آقای کی‌روش می‌داند که‬ ‫بازیکن از دل باشگاه‌ها بیرون می‌آید‪ .‬این‬ ‫وظیفه‌ی باشگاه‌ها است که بازیکن تربیت‬ ‫کنند‪ .‬اص ًال به آقای کی‌روش ربطی ندارد‪.‬‬ ‫کی‌روش بازیکن جوان از کجا پیدا کند؟‬ ‫ولی جوانی که یک دالل می‌خواهد به زور‬ ‫به تیم ملی بفرستد را معلوم است که آقای‬ ‫کی‌‌روش زیر بار آن نمی‌رود‪.‬‬ ‫این است که که مسئله‌ی جوان و‬ ‫جوان‌گرایی در فوتبال ایران اص ًال مرده‬ ‫است‪ .‬آقای کی‌روش که نمی‌تواند‬ ‫خودش بازیکن بسازد‪ .‬آقای کی‌روش‬ ‫می‌رود نگاه می‌کند‪ ،‬یا دستیارهای‌اش‬ ‫نگاه می‌کنند و آن‌هایی را که فکر می‌کنند‬ ‫بضاعت بازی در تیم ملی کشور را دارند‪،‬‬ ‫انتخاب می‌کنند و با یک نگاه بی‌طرف‬ ‫و مسئول نگاه هم می‌کنند‪ .‬چون مسئول‬ ‫تیم خودش است‪ ،‬احمق نیست که به‬ ‫بضاعت کار خودش لطمه بزند‪ .‬ولی آن‬ ‫فوتبال بضاعتی ندارد‪ ،‬جوانی ندارد‪.‬‬ ‫در فوتبال‪ ،‬به جوانی که ‪ ۲۵‬ساله است‪،‬‬ ‫دیگر جوان نمی‌گویند‪ ۲۵ .‬ساله را‬ ‫پدیده می‌گویند‪ ۱۷-۱۶ .‬یا ‪ ۱۸‬ساله‌ها‬ ‫را جوان می‌نماند‪ .‬شما نگاه کنید‪ ،‬در آن‬ ‫فوتبال اص ًال پدیده‌اش کجاست؟! تیم‬ ‫پرسپولیس یا استقالل با همه‌ی اسمی‬ ‫که دارند که همیشه جوان‌های خودشان‬ ‫را می‌ساختند‪ ،‬اص ًال جوان‌های‌شان‬ ‫کجا هستند؟ به این تیم نگاه کنید‪۲۵ ،‬‬ ‫تا بازیکن گرفته‪ ،‬یک دانه‌ی آن از شکم‬ ‫باشگاه خودش بیرون نیامده‪ .‬آقای‬ ‫کی‌روش برود از کجا بازیکن بیاورد؟!‬ ‫آقای سرابی‪ ،‬محمد مایلی‌کهن‪ ،‬یکی از‬ ‫افرادی که در سال‌های اخیر فوتبال ایران‬ ‫بسیار جنجال‌برانگیز و بحث‌انگیز بوده‪،‬‬ ‫از کارلوس کی‌روش بسیار انتقاد کرده و‬ ‫گفته که «از زمانی که ایشان به ایران آمده‪،‬‬ ‫تیم ملی به هیچ وجه پیشرفت نکرده و‬ ‫االن با این کادر فنی‪ ،‬به احتمال ‪۹۹‬درصد‪،‬‬ ‫تیم ملی ایران به جام جهانی نمی‌رسد و‬ ‫باید این ریسک را فدراسیون قبول کند که‬ ‫کارلوس کی‌روش را عوض کند»‪ .‬در این‬ ‫زمینه نظرتان چیست؟‬ ‫آقای مایلی‌کهن‪ ،‬در واقع‪ ،‬خطی را در‬ ‫جمهوری اسالمی نمایندگی می‌کند‬ ‫که خودشان را بچه‌های حزب‌الهی‬

‫می‌دانستند‪ .‬این بچه حزب‌الهی‌ها که‬ ‫دوران اوج‌شان از انقالب شروع شد و تا‬ ‫سال‌های ‪ ۷۰‬ادامه داشت‪ ،‬همه‌ی مملکت‬ ‫را دست‌شان گرفته بودند‪ ،‬هرجوری‬ ‫دل‌شان می‌خواست‪ .‬این‌ها االن مقداری‬ ‫از بازی بیرون گذاشته شده‌اند‪ ،‬در همه‌ی‬ ‫زمینه‌ها‪ ،‬نه فقط در فوتبال‪ .‬این بچه‌‬ ‫حزب‌الهی‌هایی که بسیار هم متظاهرانه در‬ ‫این قضیه وارد شده‌اند و خودشان را در‬ ‫این قالب جا انداخته‌اند و بسیاری بیشتر‬ ‫از حق‌شان هم از همه چیز گرفته‌اند‪ ،‬حاال‬ ‫فکر می‌کنند در این قضیه آن‌ها را بازی‬ ‫نمی‌دهند‪ .‬این در واقع‪ ،‬فشار روحی‌‪-‬‬ ‫روانی است‪ ،‬مثل آدمی می‌ماند که زمانی‬ ‫خود را کدخدای یک ده می‌دانسته‪ ،‬حاال‬ ‫دیگر او را در ده اص ًال به بازی نمی‌گیرند‪.‬‬ ‫این هیاهو‪ ،‬این فشارها‪ ،‬این‌ها هیچ‌کدام‌شان‬ ‫نه دل‌شان برای فوتبال می‌سوزد‪ ،‬نه منافع‬ ‫ملی برای‌شان مهم است‪ ،‬این‌ها تمامش‬ ‫خواسته‌های شخصی خودشان است و فقط‬ ‫می‌خواهند بگویند که ما هم این‌جا هستیم‪.‬‬ ‫من حاضرم با هرکسی که ادعا دارد و‬ ‫انتقادی به آقای کی‌روش دارد‪ ،‬از طرف‬ ‫آقای کی‌روش به عنوان یک آدم فنی‪ ،‬در‬ ‫مناظره‌ای شرکت کنم و صحبت کنم که‬ ‫کجای کار آقای کی‌روش ایراد دارد؟ چه‌کار‬ ‫باید می‌کرده که نکرده؟ آقای مایلی‌کهن‪،‬‬ ‫کارنامه‌اش (ارتشی هم بخواهیم بگوییم)‬ ‫مثل این می‌ماند که یک سرباز بخواهد در‬ ‫باره‌ی یک ژنرال تحصیل‌کرده‌ی ارتش‬ ‫صحبت کند‪ .‬من از آقای کی‌روش دفاع‬ ‫نمی‌کنم‪ ،‬منظورم این است که نمی‌شود‬ ‫منکر توانایی‌ها و کارنامه‌اش شد‪ ،‬منکر‬ ‫شناختش در فوتبال شد‪ ،‬منکر جایگاهش‬ ‫در فوتبال شد‪ .‬حاال اگر با یک تیم بیمار‬ ‫نمی‌تواند نتیجه بگیرد‪ ،‬باید برگشت و‬ ‫داخل سیستم را نگاه کرد‪ .‬شاید بزرگ‌ترین‬ ‫ایرادی که من به آقای کی‌روش می‌گیرم‪ ،‬به‬ ‫عنوان یک آدم حرفه‌ای‪ ،‬این است که اص ًال‬ ‫نباید قبول می‌کرده به ایران بیاید‪.‬‬ ‫آقای سرابی‪ ،‬با این توصیف‪ ،‬فکر می‌کنید‬ ‫که کماکان تیم ملی فوتبال ایران با کارلوس‬ ‫کی‌روش‪ ،‬شانس راه‌یابی به جام جهانی‬ ‫‪ ۲۰۱۴‬برزیل را دارد یا خیر؟‬ ‫به نظر من‪ ،‬صددرصد روی کاغذ دارد‪ .‬به‬ ‫دلیل این‌که سه بازی در خانه دارد که ‪۹‬‬ ‫امتیاز در آن‌جاست و دو بازی را در بیرون‬ ‫دارد‪ .‬ولی آن‌چه مسلم است‪ ،‬اگر بخواهم‬ ‫خیلی سریع دورنمایی را توصیف کنم‪،‬‬ ‫تصور من این است که این تیم اگر نرود‬ ‫شاید به مراتب آبرومندانه‌تر باشد تا این‌که‬ ‫تا دو سال دیگر‪ ،‬چند بازیکن دیگر را‬ ‫قاطی‌اش کنند‪ ،‬بخواهد برود جام جهانی‬ ‫و نتایجی واقع ًا مفتضحانه بگیرد‪.‬‬

‫فوتبال سنتی و آماتور گونه‬ ‫تنها راه درمان فوتبال‬ ‫ایران است‬

‫ساختار و سیستم باشگاهی داری در جهان‬ ‫حرفه ای فوتبال به روشنی تعریف شده‬ ‫است درایران اصال باشگاه وجود ندارد تیم‬ ‫فروان هست ‪ .‬تیم فوتبال با باشگاه تفاوت‬ ‫اساسی دارد ‪ .‬باشگاه دارای مدیریت قوی‬ ‫سازمان اداری و اجرایی و مالی ‪ ,‬مکانی‬ ‫با امکاناتی شامل استادیوم با ظرفیت‬ ‫تماشاگران میزبان و مهمان زمینهای تمرینی‬ ‫مناسب و سالنهای متعدد بدنسازی و سونا‬ ‫و استخر و غیره و بخش پزشکی مستقل‬ ‫باشگاه و‪ ...‬هزاران نکته ریز و درشت‬ ‫دیگر ولی در ایران مجموعه ای را باشگاه‬ ‫می گویند که مدیریت آن اصال با فوتبال‬ ‫آشنا نیست چه برسد مدیریت علمی !؟‬ ‫استادیوم مستقلی ندارند و حتی تیم های‬ ‫پر طرفداری مانند استقالل و پرسپولیس‬ ‫هنوز در استادیوم آزادی بازی می کنند‬ ‫حتی زمین تمرینی مستقل ندارند ‪,‬تمام‬ ‫به اصطالح باشگاها در ایران از بودجه‬ ‫دولتی یعنی مالیات مردم زندگی می‬ ‫کنند و دیناری درآمد ندارند و تنها هزینه‬ ‫می کنند و سقف پول مسمومی که در‬ ‫فوتبال جمهوری اسالمی وجود دارد هزار‬ ‫برابر ظرفیت تکنیکی و تاکتیکی حاضر‬ ‫فوتبال جمهوری اسالمی است بازیکنانی‬ ‫که قابلیت فنی ‪,‬بدنی آنان ارزش گذاری‬ ‫حداکثر صد میلیون تومان را دارند روی‬ ‫کاغذ بیش از ‪ 900-800‬میلیون تومان می‬ ‫گیرند یعنی ده برابر قابلیت های فنی‬ ‫خود پول می گیرند ‪ .‬هیات مدیره ‪ ,‬مدیر‬ ‫عامل سرپرست باشگاه ها اکثریت پاسداران‬ ‫سپاه و ماموران وزارت اطالعات هستند و‬ ‫حضورشان فضای فوتبال را آلوده کرده اند‬ ‫و این آلودگی را به تیم ها هم سرایت دادند‪.‬‬ ‫باشگاهداری بر اساس سرمایه گذاری‬ ‫افراد یا گروه هایی که با طرح و برنامه‬ ‫سالم اقتصادی گام پیش می گذارند و‬ ‫سود و زیان مالی در زندگی هر باشگاهی‬

‫سرنوشت ساز است و باشگاه امروز در‬ ‫جهان ورزش تعریف شناخته شده دارد‬ ‫باشگاه مانند اتوبوس مانند هواپیما مانند‬ ‫سینما ‪ ,‬مانند پارک ‪ ,‬مانند هزاران نمونه‬ ‫دیگر دارای ویژگی و مشخصات شناخته‬ ‫شده است نمیتوان گفت این سینما است‬ ‫ولی صندلی ندارد ‪ ,‬آپارت ندارد ‪,‬پرده‬ ‫سالمی هم حتی ندارد دیگر به این مخروبه‬ ‫سینما نمی گویند ‪ ,‬نمی توان گفت این‬ ‫پارک است ولی فضای سبز و درخت ندارد‬ ‫این مثال ها را میزنم تا هر خواننده ای که این‬ ‫مطلب را می خواند و اهل ورزش هم نباشد‬ ‫بخوبی متوجه شود که در ایران اشغال شده‬ ‫چه خبر است!‬ ‫در ایران حتی تا یال ‪ 1370‬فوتبال جانی‬ ‫داشت و هنوز از دورن همان فوتبال به‬ ‫اصطالح سنتی که باید آنرا تیمداری نامید‬ ‫جرقه های امید دیده میشد هنوز مربیان‬ ‫زحمت کش و عاشق فوتبال در محالت و‬ ‫تیمهای پایه نوجوانان ‪,‬جوانان شبانروز در‬ ‫تالش بودند و استعداد های تازه ای را به‬ ‫چرخه فوتبال اضافه می کردند‪ .‬علی پروین‬ ‫یک تنه با پرسپولیس منصور پورحیدری‬ ‫با استقالل ‪ .‬دارایی با جالل طالبی ‪,‬بانک‬ ‫ملی با نایاب روئین دل و رجب فرامرزی‬ ‫‪,‬شاهین با نصر اهلل عبدالهی ‪,‬مهدی اربابی‬ ‫و امیر حاج رضایی با سعد آباد ‪ ,‬اکبر‬ ‫خشکباریه با کیان ‪,‬محمود سرابی با اقبال و‬ ‫بینام ‪ ,‬منصور تمیر آصفی با آ دارات ‪,‬حسن‬ ‫حبیبی با پاس و‪ ...‬و دهها نفر دیگر که به‬ ‫تنهایی باالی سر این تیم ها حضور داشتند‬

‫و حداقل سطح فوتبال و تولیدات چهره‬ ‫های پر آینده دهها برابر بیشتر امروز بود‬ ‫تماشگر ‪,‬مربی ‪,‬بازیکن این سه عامل مهم‬ ‫در یک وجه مشترک بودند و آن عشقشان به‬ ‫فوتبال بود ‪,‬پولی در کار نبود ‪,‬زیر میزی و‬ ‫رو میزی در کار نبود ‪,‬دالل و واسطه در کار‬ ‫نبود ‪ ,‬همه چیز عیان و شفاف بود ‪ ,‬هر چند‬ ‫سال یکبار بندرت اتفاق می افتاد بازیکنی‬ ‫پیراهن باشگاهش را عوض کند پیراهن‬ ‫تیمی یا باشگاهی قداست داشت و عوض‬ ‫کردن تیمها به مزاق اهالی فوتبال خوش‬ ‫نمی آمد‪ ,‬حرمت و احترام به پیشکسئت‬ ‫اجتناب نا پذیر بود زیرا موروثی بود و از‬ ‫بزرگتر ها به کوچکتر ها منتقل می شد‪.‬‬ ‫تیم ملی هم بسیار موفق تر بود در همان‬ ‫سالهای دهه اول انقالب با وجود رژیمی‬ ‫ضد ورزش همه گاه در میان ‪ 4‬تیم اول آسیا‬ ‫حضور داشت و یکبار هم با علی پروین‬ ‫قهرمان آسیا شد‪.‬‬ ‫فوتبال سنتی را نابود کردند تا فوتبال‬ ‫باشگاهی حرفه ای مدرن را جایگزین آن‬ ‫کنند همه سیستم عاشقانه سنتی را تبدیل‬ ‫به کارگاه دولتی کردند و عشق را تبدیل‬ ‫به پول کردند و مشتی الت و چاقوکش را‬ ‫در لباس لیدر ‪,‬مدیر عامل ‪,‬سرپرست وارد‬ ‫چرخه فوتبال کردند ‪ .‬زد و بند های مافیایی‬ ‫‪,‬ایجاد سیستم پلیسی ‪ ,‬اطالعاتی حیف و‬ ‫میل نجومی پولهای دولتی که متعلق به‬ ‫مردم محروم ایران است فوتبال حرفه ای با‬ ‫ساختاری غیر حرفه ای ‪,‬غیر استاندارد ‪,‬غیر‬ ‫اخالقی را جایگزین فوتبال سنتی کردند تا‬

‫نتیجه اش این باشد که امروز شاهد هستیم‬ ‫غرور و افتخار و سربلندی فوتبال را که در‬ ‫آسیا یکه تازی می کردند بجایی رسانده‬ ‫اند که لبنان ‪ ,‬بحرین هم فوتبال جمهوری‬ ‫اسالمی را می برند‪.‬‬ ‫من اعتقاد دارم چنانچه همین امروز هم این‬ ‫اراذل و اوباش سپاه و وزارت اطالعات از‬ ‫ورزش بروند و دوباره فوتبال به دست‬ ‫همان مردان سنتی بیفتد و آنان برگردند و‬ ‫امور کار را بدست بگیرند و مانند سال ‪57‬‬ ‫بعد از انقالب که جام تخت جمشید منحل‬ ‫شد و فوتبال حرفه ای آن روزها تعطیل شد‬ ‫دوباره شاهد حضور مردان سنتی فوتبال‬ ‫کشورمان بودیم که بعد از انقالب آمدند‬ ‫و فوتبال را زنده نگه داشتند ‪ .‬هنوز هم‬ ‫هستند کسانی که مانند جالل طالبی‬ ‫‪,‬عباس رضوی ‪ ,‬حسن حبیب ‪ ,‬علی پروین‬ ‫‪ ,‬رضا وطنخواه ‪ ,‬پور حیدری ‪,‬حسن روشن‬ ‫‪ ,‬نصراهلل عبدالهی و‪ ...‬میتوانند فوتبال‬ ‫ایران را نجات دهند و غیرت و شهامت و‬ ‫مردانگی و معرفت را جایگزین پول آلوده‬ ‫کنند‪ .‬این بحث در شماره آینده ادامه‬ ‫خواهد داشت با عنوان ‪ ,‬فوتبال ایران از‬ ‫آغاز انقالب تا امروز بدون شک این مقاله‬ ‫میتواند تاریخچه ای مستند ‪,‬بازگو نشده و‬ ‫سرشار از نکات بسیاری برای عالقه مندان‬ ‫به ورزش بخصوص فوتبال باشد‪.‬‬

‫تیم‌های پارس و عقاب بازی رفت و‬ ‫برگشت برگذار کردند‬

‫وقتی سردار عمله‌ای جایی می‌نشیند‬ ‫که جایگاه او نیست‬

‫دو تیم پارس و عقاب در دو دیدار رفت و برگشت به‬ ‫مصاف هم رفتند که در بازی اول در زمین عقاب‪ ،‬پارسیها‬ ‫یک بر صفر مغلوب شدند‬ ‫و در بازی دوم که در زمین پارس انجام شد این بار‬ ‫پارسیها بودند که با نتیجه شش بر صفر به پیروزی‬ ‫رسیدند و عقابی‌ها را به اصطالح شش تایی کردند‪.‬‬

‫محمد رویانیان از عمله و اکره‌های حکومت که مدیرعامل‬ ‫باشگاه پرسپولیس است در آخرین افاضات خود گفته است‪:‬‬ ‫پرسپولیس باید در هر ‪ 2‬بازی چهار امتیاز بگیرد!؟‬

‫تیم پارس هر یکشنبه در منطقه برنت کراس از ساعت‬ ‫‪ 11/30‬تا ‪ 1/30‬به تمرینات خود ادامه می‌دهد و از‬ ‫عالقمندان به فوتبال دعوت می‌نماید در این تمرینات‬ ‫شرکت نمایند‪07875238544 .‬‬

‫یعنی اینکه در ‪ 4‬بازی از ‪ 12‬امتیاز ‪ 8‬امتیاز هم کافی است‬ ‫یعنی اینکه پرسپولیسی‌ها می‌توانند در هر ‪ 4‬بازی‪ ،‬یک‬ ‫مساوی و یک باخت داشته باشند‬ ‫و با احتساب کلیه مسابقات‪ ،‬پرسپولیسی‌ها می‌توانند ‪9‬‬ ‫باخت و ‪ 9‬مساوی داشته باشند!؟ که با این نتایج حداکثر‬ ‫جایگاهشان از رده ششم تا دوازدهم خواهد بود‪ .‬این را‬ ‫می‌گویند عقل کل فوتبال حکومت اسالمی!‬


‫شماره‌ دوازدهم ‪ 10 -‬آبان ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪26‬‬

‫در هر شــماره از نشریه تریبون آزاد تالش خواهیم کرد اخبار فعالیتهای گروهها‬ ‫و سازمانهای سیاسی را به اطالع تمامی هموطنانمان در سراسر اروپا برسانیم‪ .‬البته‬ ‫با در نظر گرفتن اینکه از این پس نشــریه تریبون آزاد اول هر ماه منتشر میشود‪،‬‬ ‫برگزارکنندگان جلسات و تظاهرات سیاسی میتوانند اطالعیه های خود را تا بیستم‬ ‫هر ماه به دفتر نشریه ارسال نمایند و ما جهت اطالع عموم آن را چاپ خواهیم کرد‪.‬‬

‫اشرفدهقانی‬

‫دروغ های ثابتی علیه کتاب‬

‫"حماسهمقاومت"!‬ ‫پس از بــازار گرمی های رسانه های فارسی‬ ‫زبان غرب‪ ،‬کتاب ثابتی ‪ -‬قانعی فرد که اولی‬ ‫سردمدار اداره سوم ساواک و دیگری یکی از‬ ‫پیشبرندگانخطوزارتاطالعاتجهنمیرژیم‬ ‫جمهوریاسالمیعلیهتودههاونیروهایآزادی‬ ‫خواهومخالفاینرژیماست‪،‬منتشرشد‪.‬رسانه‬ ‫هایغربکهقانعیفردرابهمصداقمثلِ "کچل‬ ‫رازلفعلیخوانند"‪"،‬پژوهشگرتاریخمعاصر‬ ‫ایران" خواندند‪ ،‬پیشاپیش اطالع داده بودند که‬ ‫این کتاب در طی گفتگوی دو عنصر یاد شده با‬ ‫همتنظیمگشتهاست‪.‬‬ ‫با مطالعه کتاب مذکور که نام بی مسمای "در‬ ‫دامگه حادثه" برای آن انتخاب شده‪ ،‬هر کسی‬ ‫درمییابدکهدوعنصرفوقجهتوارونهجلوه‬ ‫دادن حقایق در مورد عملکردهای ساواک ‪-‬‬ ‫علیه نه فقط مردم مبارز ایران و فرزندان انقالبی‬ ‫آنان بلکه حتی علیه هر فرد مخالف رژیم های‬ ‫شاهوجمهوریاسالمی‪-‬تالشکام ًالآگاهانه‬ ‫وحسابشدهاینمودهاند؛واقعیتیکهدرعین‬ ‫حال بیانگر آن است که رسانه های فارسی زبان‬ ‫غرب در ضدیت با کدام حقایق و در جهت‬ ‫اشاعه کدام دروغ ها و تهمت ها‪ ،‬برنامه هائی را‬ ‫برایتبلیغکتابمزبوراختصاصدادند‪.‬‬ ‫دردستپختدوعنصرهممسلکوهمپیمان‬ ‫در خدمت گزاری به دستگاه های امنیتی و در‬ ‫حفظ و تداوم ظلم و ستم و جنایت در حق توده‬ ‫های ایران‪ ،‬یعنی ثابتی و قانعی فرد‪ ،‬عالوه بر‬ ‫همهدروغهاوافتراهائیکهبخشیازآنهاباتکرار‬ ‫یاوههایمزدورانشناختهشدهوغیرشناختهشده‬ ‫شاندرسالهایپیشتنظیمگشته‪،‬تهمتهای‬ ‫ناشیانهایهمعلیهکتاب"حماسهمقاومت"ساز‬ ‫شدهاست‪.‬‬ ‫پیشازاین‪،‬نگارندهاینسطوربراساسمصاحبه‬ ‫برنامه تلویزیونی "افق" صدای آمریکا با ثابتی‬ ‫و قانعی فرد‪ ،‬مقاله ای تحت عنوان "تنیدگی‬ ‫ساواک با شکنجه و قتل های زنجیره ای" نوشته‬ ‫وبهمعرفیچهرهقانعیفردوافشایعمدهترین‬ ‫مطالبی که ثابتی در برنامه تلویزیونی صدای‬ ‫آمریکا مطرح کرده بود پرداختم ‪ -‬بدون آن که‬ ‫در مورد شکنجه هائی که در شهربانی و در اوین‬ ‫برشخصمناعمالشدهبودکهپرویزثابتیهم‬ ‫بخش ًادرآنهادخالتداشتودرکتابحماسه‬ ‫مقاومتذکرشده*‪،‬صحبتکنم‪.‬‬ ‫مسلم است که یاوه گویانی چون پرویز ثابتی و‬ ‫قانعیفردوهمکارانعلنیوغیرعلنیشان‪،‬در‬ ‫پیشگاهمردمآگاهوقهرمانایراننازلتروحقیرتر‬ ‫از آنند که قابل برخورد بوده و نیاز به افشا شدن‬ ‫داشتهباشند‪.‬خودآنهاهممیدانندکهتودههای‬ ‫مردم که ظلم و ستم و جنایات رژیم های متبوع‬ ‫آنها را با گوشت و پوست خود لمس کرده اند‪،‬‬ ‫هرگز وقعی به سخنان آنان نخواهند گذاشت؛‬ ‫چرا که این توده ها حتی اگر قادر نباشند درک‬ ‫عمیق و راستین خود از آن سخنان را به صورت‬ ‫فرموله بیان کنند‪ ،‬به روشنی برایشان عیان است‬ ‫که چنین خدمت گزاران دستگاه امنیتی برای‬ ‫پیشبردچههدفهایضدخلقیداستانسرائی‬ ‫می کنند و چگونه دروغ هائی را با شگردهای‬ ‫آموخته از همان دستگاه های امنیتی سرهم‬ ‫بندی کرده و اشاعه می دهند‪ .‬اما علیرغم چنین‬ ‫واقعیتی‪ ،‬در جامعه طبقاتی ایران قلم به دستان‬ ‫تاریک اندیش بورژوا و خرده بورژواهائی وجود‬ ‫دارند که می کوشند با "هنر" سفسطه‪ ،‬چنان‬ ‫افتراها و دروغ هائی را تکرار و به نام خود‪ ،‬به‬ ‫خورد ناآگاهان و بی خبرانی در جامعه بدهند‪.‬‬ ‫ثابتی ها و قانعی فردها درست با امید به چنین‬ ‫قلم به دستانی است که به اشاعه افترا و اکاذیب‬ ‫درجامعهمیپردازند‪.‬ایندستهاز"روشنفکران"‬ ‫بورژوا و خرده بورژوا البته نه در یک حوزه بلکه‬

‫در حوزه های مختلف دست به کار سفسطه‬ ‫می زنند؛ همچنان که امروز به عنوان نمونه با به‬ ‫راه انداختن بحث های اسکوالستیک در مورد‬ ‫"سند" و یا "تاریخ" و غیره می کوشند خالیق‬ ‫را مجاب کنند که گویا هیچ سندی حتی اگر‬ ‫تجربه هزاران نفر شاهد عینی هم مؤید آن بوده‬ ‫باشد‪ ،‬قابل اتکاء نیست؛ و تاریخ دروغی است‬ ‫که بسته به راوی آن می تواند این طور یا آن طور‬ ‫تعبیرشود‪.‬چنینسفسطههائیکهبرمنطقغیر‬ ‫علمیاستوارهستندخورشیدحقیقتبرخاسته‬ ‫ازواقعیاتعینیراانکارمیکنندومدافعیناشان‬ ‫حتیباایجاد"تساوی"بینمث ًالشکنجهدهنده‬ ‫و شکنجه شده‪ ،‬خود را "دموکرات" هم جلوه‬ ‫می دهند‪ .‬این قبیل به اصطالح "دموکرات"‬ ‫های"تساویطلب"!!درواقعبرمنافعیکهافراد‬ ‫وابسته یا مدافع رژیم های ضد خلقی در اشاعه‬ ‫دروغتعقیبمیکنندومنافعیکهآزادیخواهان‬ ‫در بیان واقعیت ها و اشاعه راستی و حقیقت در‬ ‫جامعهدارند‪،‬چشممیبندندوچنانمنافعیرااز‬ ‫دیدههاپنهاننگاهمیدارند‪.‬همینهاهمهستند‬ ‫که در بحث هائی که بیشتر به کالف سردرگم‬ ‫شبیهمیشوندآنقدرخودوخوانندهراسردرگم‬ ‫میسازندتااینکهبهایننتیجهمیرسندکهگویا‬ ‫حقیقت اساس ًا دست نیافتنی است و یا اص ًال‬ ‫حقیقتیوجودنداردکهبراساسواقعیتشکل‬ ‫گرفته باشد! ثابتی ها و قانعی فردها به این قبیل‬ ‫بحث های غیر علمی "تاریک اندیشان" ‪ -‬که‬ ‫هر کدام نیز سعی می کنند عنوان دهن پرکنی‬ ‫برای خود دست و پا کنند‪ ،‬و یا همدستان شان‬ ‫چنانعناوینیبهآنهامیچسبانند‪-‬دلخوش‬ ‫اند‪ .‬چرا که چنان بحث هائی که مسلم ًا بوئی از‬ ‫مارکسیسموآخریندستآوردهایعلمیبشر‬ ‫در زمینه مسایل اجتماعی نبرده اند‪ ،‬تنها می‬ ‫تواننددرخدمتتوجیهاراجیفچنینعناصری‬ ‫قرارگیرند‪.‬بنابراینپیشاپیشبرایمقابلهبااین‬ ‫قبیل قلم به دستان تاریک اندیش‪ ،‬الزم است‬ ‫در مواجهه با دروغ ها و تهمت ها‪ ،‬روی حقایق‬ ‫و واقعیت های انکار ناپذیر تأکید کرد و به هیچ‬ ‫کساجازهندادتابامغلطهکاری‪،‬بهانکارحقایق‬ ‫مربوطبهتاریخمعاصرجامعهمابپردازند‪.‬براین‬ ‫اساس اکنون که کتاب "حماسه مقاومت" مورد‬ ‫یاوه گوئی های پرویز ثابتی‪ ،‬مهره ای از ساواک‪،‬‬ ‫کسی که در دیار غربت و در غربت خویش هم‬ ‫خود را ازآماج خشمتوده هایمبارز ایرانمصون‬ ‫نمی بیند‪ ،‬قرار گرفته الزم است به اختصار هم‬ ‫شدهپاسخیبهآنیاوهگوئیهادادهشود‪.‬‬ ‫واقعیت این است که "حماسه مقاومت" امروز‬ ‫دیگرصرف ًابهشخصمنتعلقندارد‪.‬اینکتاب‬ ‫متعلقبهکارگرانوزحمتکشانوهمهتودههای‬ ‫رنجکشیدهودربندایراناست؛متعلقبهکسانی‬ ‫استکهنهفقطدردهه‪ 50‬بلکهبعدهاوهنوزهم‬ ‫از آن تأثیر گرفته و از آن در مبارزه خود علیه ظلم‬ ‫و ستم و استثمار و مقابله با رژیم های وابسته به‬ ‫امپریالیسمحامیشرایطجهنمیدرجامعه‪،‬الهام‬ ‫گرفته و می گیرند؛ متعلق به کمونیست ها و‬ ‫آزادیخواهان دهه ‪ 60‬است که با همان عشقی به‬ ‫زندگی زیستند که پیشگامان شان در دهه‪ 50‬در‬ ‫مقابل آنها ترسیم کرده بودند ‪ -‬به همان گونه‬ ‫که بخش ًا در کتاب حماسه مقاومت نشان داده‬ ‫شده؛ و با همان خشم و کینه و نفرتی نسبت‬ ‫به دشمن جنگیدند و در راه ساختن جامعه ای‬ ‫آزاد و مطلوب اکثریت آحاد جامعه‪ ،‬جان خود‬ ‫را بی باکانه‪ ،‬فدا کردند که از پیشگامان شان‪،‬‬ ‫آموختهبودند‪.‬‬ ‫"حماسه مقاومت" به واقع انعکاس گوشه ای‬ ‫از تاریخ سراسر مبارزه جوانان و مردم سلحشور‬ ‫ایران در یک مقطع معین است؛ و سندی است‬ ‫که نه تنها از شکنجه های قرون وسطائی حاکم‬ ‫در زندان های رژیم شاه که پرویز ثابتی یکی از‬ ‫پادوهایش بود‪ ،‬پرده برداشته بلکه جو مبارزاتی‬ ‫بسیاردرخشندهایکهدرسال‪ 50‬باتکوینپدیده‬ ‫نوین و افتخار آفرین چریکهای فدائی خلق‪،‬‬

‫این فرزندان کمونیست کارگران و زحمتکشان‬ ‫و توده های رنجدیده‪ ،‬در جامعه ما ایجاد شده‬ ‫بود را ترسیم نموده و جنگندگی و قهرمانی ها‬ ‫و فداکاری های افسانه ای آنان را در سطحی هر‬ ‫چه گسترده تر به مردم ایران (و نه فقط آن ها)‬ ‫میشناساند‪.‬‬ ‫درست به همین دلیل که "حماسه مقاومت"‬ ‫به مردم ستمدیده ایران تعلق دارد‪ ،‬درست به‬ ‫همین دلیل که این کتاب بخشی هرچند کوتاه‬ ‫از تاریخ مبارزاتی مردم ایران را تشکیل می دهد‪،‬‬ ‫و درستبه همیندلیلکه ایننوشته هنوز الهام‬ ‫بخش مبارزه جوانان و دیگر نیروهای مبارز در‬ ‫جامعه تحت سلطه ایران می باشد‪ ،‬آری درست‬ ‫به این دالیل است که دو هم مسلک و هم پیمان‬ ‫درضدیتباتودههایمبارزایران‪،‬یعنیثابتیو‬ ‫قانعی فرد‪ ،‬صفحاتی از کتاب خود را به دروغ‬ ‫پراکنیعلیهکتابحماسهمقاومتاختصاص‬ ‫داده اند‪ .‬و ا ّال بحث بر سر یک شخص نیست‬ ‫که از به اصطالح "اغراق گوئی" های او به تنگ‬ ‫آمده باشند ‪ -‬تا جائی که ثابتی می گوید‪" :‬به‬ ‫نظر من‪ ،‬او هنوز هم از اغراق گوئی‪ ،‬دست‬ ‫بر نداشته است"‪ .‬نه‪ ،‬بحث نه مربوط به یک‬ ‫فرد بلکه مربوط به مردم رنجدیده‪ ،‬مربوط به‬ ‫روشنفکران و توده های مبارز ایران است‪ .‬بحث‬ ‫بر سر باورشکنی در میان این مردم و زدودن‬ ‫ِ‬ ‫مقاومت فرزندان دلیر توده های‬ ‫خاطره حماسه‬ ‫مبارز ایران در گذشته و حال از حافظه اجتماعی‬ ‫مردمماست‪،‬حماسههائیکهتعدادشانبهیکی‬ ‫دو تا و ده تا هم ختم نمی شود‪ .‬بحث بر سر‬ ‫کدر کردن چهره قهرمانان مردم‪ ،‬جلوگیری از‬ ‫گسترش تاثیرات اجتماعی آنان و خدشه دار‬ ‫کردن چهره کسانی است که الهام بخش توده‬ ‫های رنج دیده در مبارزات شان علیه ظلم و‬ ‫سرکوب و جنایات رژیم های مدافع سیستم‬ ‫سرمایه داری در ایران می باشند؛ بحث بر سر‬ ‫گرفتن حربه یا سالح "حماسه مقاومت" از‬ ‫دست کارگران و قشرهای وسیع تحت ستم‬ ‫مردم ایران است‪ .‬بحث این است که با بی اعتبار‬ ‫جلوه دادن "حماسه مقاومت"‪ ،‬مقاومت های‬ ‫تا پای جان انقالبیون در مقابل جنایات دستگاه‬ ‫های امنیتی شاه و جمهوری اسالمی‪ ،‬دروغ و‬ ‫یا حداقل "شک برانگیز" تلقی گردد‪ .‬بحث‬ ‫بر سر کتمان برخوردهای تهاجمی و دلیرانه و‬ ‫دشمن شکن چریکهای فدائی خلق و رفقای‬ ‫کبیریچونمسعوداحمدزادهوعباسمفتاحی‬ ‫در مقابله با دستگاه امنیتی رژیم شاه و مقاومت‬ ‫افسانهایآناندرزیرشکنجههایوحشیانهقرون‬ ‫وسطائی ساواک و شهربانی است؛ بحث این‬ ‫است که می خواهند خون پاک بهروز دهقانی‪،‬‬ ‫این اسطوره مقاومت ایران در سال ‪ 50‬را در زیر‬ ‫شکنجههای"جانورانوحشیخونخوار"‪،‬هدر‬ ‫شده جلوه دهند‪ .‬بحث این است که استقامت‬ ‫ها و رشادت های قهرمانانه زنان سلحشوری‬ ‫چون رفیق مادر (فاطمه سعیدی ‪ -‬شایگان)‪،‬‬ ‫شیرینمعاضد(فضیلتکالم)‪،‬فاطمهامینی‬ ‫(مجاهد انقالبی) و ده ها زن چریک فدائی و‬ ‫مجاهدین انقالبی در دهه پنجاه ‪ ،‬افسانه های‬ ‫دروغینپنداشتهشود‪.‬‬ ‫کتابحماسهمقاومتتنهایکسندونمونهای‬ ‫استکهواقعیتهایدرونزندانهایرژیمشاه‬ ‫در سال‪ 1350‬را برمال ساخته است‪ .‬با این حال‬ ‫"حماسهمقاومت"درتاریخمعاصرجامعهمابه‬ ‫سمبل مبارزه و مقاومت هزاران انقالبی با نام و‬ ‫گمنامیتبدیلشدهکهبارنجوخونخود‪،‬توده‬ ‫هایمیلیونیایرانرابرایمصافبادشمنانشان‬ ‫بهمیدانمبارزهکشاندند؛همانتودههایمبارزی‬ ‫که به عمر رژیم شاه به مثابه یکی از ننگین ترین‬ ‫حکومتهایسلطنتی‪،‬پایاندادند‪.‬آریبحث‬ ‫به هیچوجه صرف ًا بر سر یک شخص و یا یک‬ ‫کتاب نیست‪ ،‬بحث بر سر چنین واقعیت های‬ ‫انکارناپذیردرجنبشانقالبیایرانودرجامعه‬ ‫تحتسلطهماست‪.‬اینرادومفتریهممسلک‬ ‫وهمپیمان‪،‬خیلیخوبمیدانند‪.‬‬ ‫ثابتی و قانعی فرد در صفحات ‪ 308‬و ‪ 314‬و‬ ‫‪ 315‬کتابمزبورنوشتهاند‪:‬‬ ‫"ثابتی‪ ... :‬در مجموع می توان گفت که در‬ ‫زمینهاتهامشکنجهنیز‪...‬بسیاراغراقگوئیشده‬ ‫است‪ ...‬نمونه دیگری از این اغراق گوئی را می‬ ‫توان در کتاب خاطرات ربابه (اشرف) دهقانی‬ ‫دید که پس از انقالب اعتراف کرده است که‬ ‫‪ %70‬ادعاها در کتاب‪ ،‬غیر واقعی و برای تبلیغ‬ ‫علیه رژیم بوده است که به نظر من او هنوز هم از‬ ‫اغراق گوئی‪ ،‬دست بر نداشته است‪( ".‬صفحه‬

‫‪)308‬‬ ‫"قانعی فرد‪ :‬یادم نیست اما شاید به قلم افراطی‬ ‫ها خوانده ام که در ساواک تجاوز به زنان شده و‬ ‫‪...‬مثلرقیهدانشگری‪.‬‬ ‫(عالمت سه نقطه‪ ...‬در خود متن کتاب آمده‬ ‫است)‬ ‫ثابتی‪ :‬این اتهام به کلی بی اساس است‪ .‬من با‬ ‫اطمینانمیتوانمبگویمدرتماممدت‪ 20‬سالی‬ ‫کهمنباساواکبودمهیچوقتحتینشنیدمکه‬ ‫یک زندانی چنین ادعائی را کرده باشد‪ .‬ربابه‬ ‫(اشرف)دهقانیکهچنینادعائیراپسازفرار‬ ‫از زندان و خروج از کشور‪ ،‬کرده بود ‪ .‬بعدا گفت‬ ‫‪%70‬درصدنوشتههایشازجملهادعایتجاوز‬ ‫ناصحیحوبرایبدنامکردنرژیمبودهاست‪.‬‬ ‫علیرضا نوری زاده نقل می کند که در روزهای‬ ‫اولیه انقالب به ستاد مرکزی چریکهای فدائی‬ ‫خلق واقع در خیابان میکده (ساختمان ساواک‬ ‫تهران) رفته تا با کسانی مصاحبه کند‪ .‬اشرف‬ ‫دهقانی را در آنجا دیده و با اشاره به کتاب‬ ‫خاطراتش‪ ،‬شروع به همدردی با وی کرده و او‬ ‫با کمال تعجب گفته است مطالب این کتاب‬ ‫بیشتر نادرست است‪ .‬ادعای رقیه دانشگری‬ ‫هم اگر خودش ادعا کرده و دیگران برای بد‬ ‫نام کردن ساواک ‪ ،‬جعل نکرده باشند‪ ،‬بیش از‬ ‫ادعایاشرفدهقانیاعتبارندارد‪( ".‬صفحات‬ ‫‪ 314‬و ‪.)315‬‬ ‫در برخورد به یاوه های این مفتریان‪ ،‬الزم است‬ ‫ابتدابهآنچهکهقانعیفردمصاحبهگر‪،‬ببخشید‬ ‫"پژوهشگر"!!تاریخمعاصر‪،‬دراینجامطرحکرده‬ ‫اشارهنمودهوبگویمکهرقیهدانشگریهیچوقت‬ ‫موضوعی را که این عنصر به او نسبت می دهد‬ ‫بیان نکرده است و این شگردی است که برای‬ ‫خلط مطلب و به خیال خود ایجاد تردید در‬ ‫حقیقت مربوط به تجاوز به زنان در زندان های‬ ‫رژیم شاه (به این خیال که گفته خواهد شد که‬ ‫اینموضوعاگردرموردرقیهدانشگریحقیقت‬ ‫نداشته پس موارد دیگر هم دروغ است) به‬ ‫کار می برد‪ .‬در حالی که اگر او ریگی در کفش‬ ‫نداشت برای این که ببیند که "در ساواک تجاوز‬ ‫به زنان شده"‪ ،‬می توانست مثال و نمونه خود‬ ‫را از کتابی ذکر کند (کتاب "داد بی داد") که‬ ‫نه فقط "به قلم افراطی ها" نیست بلکه به گونه‬ ‫ای تنظیم شده بود که وزارت اطالعات امکان‬ ‫یافتبهمنظورآذوقهرسانیبرایتدوین"کتاب‬ ‫دشمن" (چریکهای فدائی خلق از نخستین‬ ‫کنش ها تا بهمن ‪ ،)1357‬به آن در ایران اجازه‬ ‫تجدید چاپ بدهد (در سال ‪ - )1383‬البته‬ ‫با حذف جمالتی در آن که نشر آنها را در ایران‬ ‫مصلحت نمی دید‪ .‬ظاهر ًا قانعی فرد که عنوان‬ ‫"پژوهشگر تاریخ معاصر" به او چسبانده شده‪،‬‬ ‫نبایدبگویدکهاص ًالازوجودآنکتاببیاطالع‬ ‫بود‪.‬آری‪،‬اومیتوانستدراینکتابیکنمونه‬ ‫از این که "در ساواک تجاوز به زنان شده" را به قلم‬ ‫غیر "افراطی ها" بخواند‍! نمونه تجاوز به یک‬ ‫دختر‪ 19‬ساله در شکنجه گاه تبریز در فروردین‬ ‫سال ‪ ، 1353‬واقعیتی که به قلم خود او در آن‬ ‫کتابنوشتهشدهاست‪.‬‬ ‫اینکهایندختر‪ 19‬سالهدرمقابلشکنجهشنیع‬ ‫ذکرشدهوشکنجههایوحشیانهدیگریکهدر‬ ‫تبریز و سپس در تهران بر او اعمال شده بود تا‬ ‫چه حد توانسته بود دوام آورده و اسم و قراری را‬ ‫در اختیار اراذل و اوباش شکنجه گر ساواک قرار‬ ‫ندهد‪،‬اینکهاوبعد ًادرچهموضعسیاسیایستاد‬ ‫و امروز از طرف مرتجعین و نیروهای راست‪ ،‬به‬ ‫اصطالح "افراطی"یا"غیر افراطی" خواندهمی‬ ‫شود‪،‬امورینیستندکهبتوانندکمترینتغییری‬ ‫بر نهایت ستم و ظلمی که آن بی شرفان در‬ ‫حق چنان گلی تازه رسته‪ ،‬این دختر نوجوان‬ ‫اعمال کردند‪ ،‬بدهند‪ -‬در حق دختر نوجوانی‬ ‫که عشق به زندگی و رسیدن به جامعه ای آزاد‪،‬‬ ‫پای او را به صحنه مبارزه کشانده بود‪ .‬همه می‬ ‫دانندکهشنیعبودنایننوعشکنجهمانعازذکر‬ ‫نامومشخصاتاوشدهولیچنینامریذرهای‬ ‫ازسندیتموضوعکهخیلیاززندانیانسیاسی‬ ‫دردهه‪( 50‬وازجملهخودمن)ازآنمطلعبوده‬ ‫وهستند‪،‬نمیکاهد‪.‬‬ ‫آری‪"،‬پژوهشگرتاریخمعاصرایران"!!صرفنظر‬ ‫از این که از موضوع فوق واقع ًا مطلع یا غیر‬ ‫مطلع بود‪ ،‬به عمد به جای ذکر موارد واقعی‬ ‫در مورد شکنجه تجاوز در ساواک‪ ،‬از شگرد‬ ‫دادن اطالعات غلط استفاده می کند‪ .‬اتفاق ًا در‬ ‫دنبال این شگر ِد قاطی کردن راست و دروغ‬ ‫باهمبرایکتمانحقیقتاستکهطرفمقابل‬

‫مصاحبه گر می گوید‪" :‬ادعای رقیه دانشگری‬ ‫هم اگر خودش ادعا کرده و دیگران برای بد نام‬ ‫کردنساواک‪،‬جعلنکردهباشند‪،‬بیشازادعای‬ ‫اشرفدهقانیاعتبارندارد"‪.‬بگذریم‪.‬‬ ‫در البالی مطلب فوق‪ ،‬ثابتی با شیادی تمام‬ ‫اینطورالقاءمیکندکهکتابحماسهمقاومت‬ ‫گویا در خارج از کشور نوشته شده است‪ .‬این‬ ‫اولینباریاستکهعنصریچنینافتراوادعای‬ ‫دروغیرامطرحمیکند‪.‬تاکنونچنیندروغی‬ ‫در مورد "حماسه مقاومت" از طرف کسی ابراز‬ ‫نشده بود‪ ،‬چرا که دیگران حداقل این مالحظه‬ ‫را داشتند که از میان نسل جوان دهه‪ 50‬که از آدم‬ ‫کشی ها و خون ریزی های ساواک و وزارت‬ ‫اطالعاتجانبدربردهاند‪،‬امروزکسانیهستند‬ ‫که شهادت می دهند که این کتاب را در ایران در‬ ‫سال‪ 1352‬ویا‪ 1353‬یعنیدرزمانیکهپایمن‬ ‫هنوز به خارج از مرز موطن عزیزم‪ ،‬ایران نرسیده‬ ‫بود‪ ،‬خوانده اند؛ یا آن را در همان زمان در جامعه‬ ‫پخشکردهاند؛یابهخاطرخواندنویاگذاشتن‬ ‫اش در اختیار دیگران‪ ،‬با زندان و شکنجه مواجه‬ ‫شده و از طرف دستگاه های مربوطه رژیم شاه‪،‬‬ ‫محکومیت گرفته اند‪ .‬در ضمن اولین تاریخ‬ ‫انتشاراینکتابدرخارجازکشورهممدتیبعد‬ ‫ازانتشارآندرایرانبودهاست‪.‬اینهابرایهرکسی‬ ‫کهدرجستجویحقیقتباشد‪،‬براینسلجوان‬ ‫کنونی و حتی برای نسل های آینده‪ ،‬گواه بارزی‬ ‫دررداکاذیبثابتیهستند‪.‬‬ ‫در مقدمه ای که من در فروردین‪( 1383‬یعنی‬ ‫هشت سال پیش از آن که ثابتی در همآهنگی با‬ ‫وزارتاطالعات‪،‬بهچنیندروغیعلیه"حماسه‬ ‫مقاومت"دستبزند)برایچاپجدیدکتاب‬ ‫یاد شده نوشتم‪ ،‬به تفصیل توضیح داده ام که در‬ ‫سال‪ 1352‬من در کدام پایگاه چریکی و در چه‬ ‫شرایطی به نوشتن آنچه که در زندان های رژیم‬ ‫شاهشاهدبودم‪،‬پرداختموچگونهرفیقفراموش‬ ‫نشدنی‪ ،‬شیرین معاضد آن را تایپ کرد و کدام‬ ‫رفقا زحمت کار تکثیر (با دستگاه پلی کپی)‬ ‫و کارهای دیگر مربوط به انتشار آن را کشیدند‬ ‫و چطور با پیشنهاد رفیق کبیر فریدون جعفری‬ ‫آنچه در درونم نسبت به سرمایه داران (داخلی‬ ‫و خارجی)‪ ،‬رژیم حامی آنها و کلیه مزدوران و‬ ‫جنایتکارانرژیمشاهمیگذشتراتحتعنوان‬ ‫"خطاب به دشمن!" به رسته تحریر در آوردم‪.‬‬ ‫اتفاق ًا در آن مقدمه به این موضوع هم اشاره کرده‬ ‫ام که تنها هدف من از نوشتن‪ ،‬قرار دادن تجربه و‬ ‫اطالعاتمازشکنجهگاههایرژیمشاهومقاومت‬ ‫های رفقای شهید و زندانیم به رفقای مستقر‬ ‫در پایگاه های مختلف در سازمان چریکهای‬ ‫فدائی خلق بود؛ و هرگز تصور این که نوشته‬ ‫یا یادداشت های من از زندان ممکن است به‬ ‫صورت کتابی منتشر شود را هم نداشتم؛ و این‬ ‫رفقایمنبودندکهتصمیمگرفتندکهآنچهمن‬ ‫برایرفقایسازماننوشتهبودمرابهصورتیک‬ ‫کتابمنتشرکنند‪.‬ایننکتههمپیشاپیشکذب‬ ‫اتهام ثابتی را بر مال می سازد که گفته است که‬ ‫گویامن"حماسهمقاومت"رابهقصدتبلیغعلیه‬ ‫رژیمشاهوبرایبدنامکردنساواکنوشتهام‪.‬این‬ ‫که ثابتی از "بدنام کردن ساواک" صحبت می‬ ‫کندنیز واقع ًاخندهدار است‪.‬گویاساواکبهحد‬ ‫کافی "بدنام" نبود! شاید هم راست می گوید!!‬ ‫چون این ارگان امنیتی به طور ساده در میان مردم‬ ‫"بدنام" نبود‪ ،‬بلکه رسوای عام و خاص بوده و‬ ‫برایمردمایرانسمبلکثیفترینوزشتترین‬ ‫وبیشرفترینارگانهابود‪.‬‬ ‫در اینجا ضمن آن که برای تلخیص در کالم‪،‬‬

‫خواننده را به مطالعه متن کامل مقدمه چاپ‬ ‫جدیدکتابحماسهمقاومت‪،‬رجوعمیدهم‪،‬‬ ‫ازآنمقدمهتنهایکقسمتمربوطبهچگونگی‬ ‫آمادهسازیکتاببرایانتشاروپخشدرجامعه‬ ‫ایرانرانقلمیکنم‪:‬‬ ‫"‪...‬مامیبایستهرچهزودترکارهایتکنیکی‬ ‫(تایپ‪ ،‬چاپ و غیره) آن را انجام داده و کتاب‬ ‫را در جامعه پخش می کردیم‪ .‬زندگی مخفی‬ ‫شرایط خاص خود را داشــت‪ .‬به هیچوجه‬ ‫نباید وقت را از دست می دادیم‪ ،‬چرا که یک‬ ‫دستگیری و یا درگیری با مزدوران دشمن می‬ ‫توانستدرانتشارآناخاللایجادکندویاحتی‬ ‫باعث شود که هرگز منتشر نشود‪ .‬مسأله بر سر‬ ‫انتقال تجربه و تأثیر گذاری بود‪ .‬از این رو من به‬ ‫یاد ندارم که قبل از چاپ کتاب حتی یک بار از‬ ‫اولتابهآخرآنراخواندهباشمتامث ًالموضوعاتی‬ ‫کهاحتما ًالدرآغازازقلمافتادهبودندرابهآناضافه‬ ‫کنم‪ .‬امروز که به کتاب بر می گردم‪ ،‬می بینم که‬ ‫در شرح شکنجه ها و مقاومت ها‪ ،‬تا آن جا که‬ ‫مستقیم ًا به خود من مربوط است و یا در مورد‬ ‫مبارزینی است که خود از نزدیک به نحوی در‬ ‫جریان شکنجه و مقاومت آن ها قرار داشتم و یا‬ ‫درموردآنهادرهمانموقعاززبانخودمزدوران‬ ‫رژیم شنیده ام‪ ،‬دچار هیچ گونه اغراق گوئی‬ ‫نشده و عین واقعیت را توضیح داده ام (تأکید‬ ‫بر این واقعیت را از این جهت الزم می بینم که‬ ‫درسالهایاخیربرخیازمرتجعینومماشات‬ ‫طلباندرخدمتبهاشاعهایدهفریبکارانهبرقراری‬ ‫"صلح" و "صفا" بین شکنجه گر و قربانی‪ ،‬و‬ ‫برایخاموشکردنآتشخشمستمدیدگانبر‬ ‫علیهستمگران‪،‬کوشیدهاندتاجنایاتوحشتناک‬ ‫مزدورانساواکدرزندانهاراالپوشانیکنند‪.‬در‬ ‫اینچارچوباینهابهطرزسخیفانهایواقعیات‬ ‫مندرج در "حماسه مقاومت" را نیز هدف قرار‬ ‫داده و آنها را "مبالغه آمیز" و " خود ساخته"‬ ‫خواندهاند‪-).‬نقلازمقدمهحماسهمقاومت‪،‬‬ ‫چاپجدیداروپا‪،‬بهار‪.1383‬‬ ‫همانطور که دیده شد‪ ،‬ثابتی سخن دروغ خود‬ ‫راعلیهحماسهمقاومتاززبانیکمفتریحقیر‬ ‫و بی مقدار دیگر به نام نوری زاده نقل می‬ ‫کند‪.‬جهتآگاهیعمومدرموردشخصمزبور‬ ‫بگویم که وی اشاعه دروغ و تهمت علیه کتاب‬ ‫حماسهمقاومتراازچندینسالپیشآغازکرده‬ ‫وهربارهمداستانجدیدوپرازدروغوتناقضی‬ ‫را علیه "حماسه مقاومت" و نویسنده آن سرهم‬ ‫بندی کرده است‪ .‬رفقای من هم در طی سالیان‬ ‫اخیر‪ ،‬گاه گاهی به افشای دروغ های او پرداخته‬ ‫اند‪ .‬مث ًال او یک بار در برنامه رادیو ‪ -‬تلویزیون‬ ‫"یاران"کهدرتاریخ‪ 21‬جوالیسال‪ 2004‬پخش‬ ‫شد‪ ،‬در طی گفتگو با مجری برنامه (علیرضا‬ ‫میبدی)‪ ،‬این دروغ را گفت که‪ ..." :‬من چون‬ ‫آدمصادقیهستمدرانتقالپیام‪،‬یکافسررکن‪2‬‬ ‫نیرویهواییبهمنتلفنکرد‪...‬ایشانمیگفت‬ ‫بهخداقسم‪،‬سوگندمیخوردوگریست‪،‬گفت‬ ‫هرگز چنین چیزهایی درست نیست‪ .‬هرگز ما‬ ‫کسی را دست و پایش را نشکستیم‪ ،‬شکنجه‬ ‫نکردیم و این حرف هایی که زده می شد حرف‬ ‫هایی است که همه اش تبلیغات بوده و درست‬ ‫نبوده‪،‬طبیعت ًادررژیمگذشتهشکنجههاییاعمال‬ ‫شده‪ ،‬مواردی از شکنجه های بسیار بد بوده‪،‬‬ ‫اما بعد از انقالب ما پی بردیم تا چه حد مبالغه‬ ‫آمیز بوده بعضی از این توصیف ها‪ ،‬مثال خانه‬ ‫سرهنگ زیبایی که سال ها بود که او رفته و این‬ ‫خانهرارهاکردهبود‪،‬یکمقداراستخوانگوسفند‬ ‫ومرغوغیرهریختهبودندکهاینهااستخوانانسان‬


‫شماره‌ دوازدهم ‪ 10 -‬آبان ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪27‬‬

‫هاست‪ .‬بنده خودم رفتم آنجا را دیدم‪ .‬یا حتی‬ ‫اوین را که رفتم دیدم‪ ،‬صحبت از این بود که در‬ ‫اتاق ها خون به در و دیوارها مالیده از شکنجه‪.‬‬ ‫یا خاطرات اشرف دهقانی که بعدا معلوم شده‬ ‫تمام آن فصولی که از مار انداختن و تجاوز و غیره‬ ‫بود‪،‬دروغبود‪.‬ولیبعد ًادررژیموالیتفقیه‪،‬به‬ ‫دخترهاتجاوزکردند‪،‬درزندانبدترینشکنجه‬ ‫را اعمال کردند نسبت به آزاد اندیشان و هنوز هم‬ ‫میکنند‪"....‬‬ ‫مقالهتحتعنوان‪":‬ژورنالیسمعلیرضا‬ ‫نوری زاده بوی تعفن می دهد"‬

‫در پاسخ به این یاوه ها در همان زمان در نشریه‬ ‫"پیام فدائی" شماره ‪ 62‬تیر ماه ‪ ،1383‬ارگان‬ ‫چریکهای فدائی خلق ایران‪ ،‬مقاله ای تحت‬ ‫عنوان‪":‬ژورنالیسمعلیرضانوریزادهبویتعفن‬ ‫می دهد" درج شد که مطلب کوتاه زیر را از آن‬ ‫مقاله در اینجا ذکر می کنم‪" :‬اما اینکه با استناد به‬ ‫کدام دانسته و مدارک موثق او به این امر پی برده‬ ‫وازشنوندهخودنیزمیخواهدکهآنراباورکند‪،‬‬ ‫اساسامجهولگذاشتهمیشود"‪.‬‬ ‫در واقع‪ ،‬مرز میان "دروغ" و "واقعیت" و فرق‬ ‫بین "شایعه" و "حقیقت" نیز دقیقا در همین‬ ‫نکتهنهفتهاستکهدروغوشایعهبینیازازدلیل‬ ‫وبرهاناثباتی‪،‬و"وقایعنگاری"وحقیقتگویی‬ ‫محتاجبداناست‪.‬وعلیرضانوریزادهکهتااینجا‬ ‫فقطبهدروغوشایعهمتوسلشدهاستدرپایان‬ ‫"انتقالصادقانهپیام"آنافسرکذایی‪،‬رشتهزشت‬ ‫کالمخودرابادروغبزرگوبیشرمانهیدیگری‬ ‫به پایان می برد‪" :‬یا خاطرات اشرف دهقانی که‬ ‫بعدامعلومشدهتمامآنفصولیکهازمارانداختن‬ ‫و تجاوز و غیره بود‪ ،‬دروغ بود‪ ".‬اینکه چطور‬ ‫معلومشد‪،‬کهیاچهمعلومکرد‪،‬کجامعلومشد‪،‬‬ ‫و ِکی معلوم گردید که "تمام آن فصول ‪ ...‬دروغ‬ ‫بود"؟ ظاهرا نیاز به اثبات ندارد!! شنونده تنها‬ ‫کافیاستبداندکهاینعلیرضانوریزادهاست‬ ‫که دارد با او سخن می گوید‪ .‬همین و بس! اگر‬ ‫هم احیانا از او بپرسید شاهدت کو؟ بی معطلی‬ ‫بهشماخواهدگفت‪ُ :‬دمم!"‬ ‫ژورنالیستدروغگووخیالپردازمزبورکهساکن‬ ‫لندن است‪ ،‬یک بار دیگر باز از طریق همان رادیو‬ ‫تلویزیونادعاکردکهگویاویاشرفدهقانی‬‫را در یک مهمانی دیده و او به نوری زاده گفته‬ ‫است که مطالب کتاب حماسه مقاومت مبالغه‬ ‫آمیز و دروغ بوده اند‪ .‬پس از آن وی در شماره‬ ‫‪ 1211‬هفته نامه کیهان لندن مورخ پنج شنبه‪30‬‬ ‫خرداد ‪ ،1387‬در بخش "یک هفته باخبر"‬ ‫نوشت‪" :‬در سال ‪ 1357‬در آستانه انقالب‪ ،‬از‬ ‫راست ارتجاعی تا چپ انقالبی‪ ،‬از جبهه ملی‬ ‫میراث دار مصدق‪ ،‬تا آقای مهندس شهرستانی‬ ‫شهردار تهران‪ ،‬از وکالی مجلس رستاخیز تا‬ ‫تئوریسین حزب توده‪ ،‬استاد احسان طبری‪ ،‬از‬ ‫چریکسرفرازمبارزاشرفدهقانیتازندانینادم‬ ‫‪،‬برادرمسعودرجوی‪،‬یکصداستایشگرحضرت‬ ‫آیت اهلل العظمی امام خمینی‪ ،‬نویسنده تحریر‬ ‫الوسیلهوکتابمستطابانقالباسالمیونامه‬ ‫های کاشف الغطاء و ‪ ...‬شده بودند و هر کدام‬ ‫از ظن خود بر این باور بودند که ؛ امام حکومت‬ ‫عدل علی را بر پا می کند‪ ،‬امام به قم می رود و‬ ‫حکومترابهما(ملی‪-‬مذهبیهاملیهاوالبته‬ ‫موتلفه ای ها) تحویل می دهد‪ ،‬امام یک وسیله‬ ‫است‪ ،‬با او پهلوی را به زیر می کشیم و بعد ما‬ ‫(چپیها‪،‬پدرکیانوریرادرمقامرئیسجمهوری‬ ‫و اشرف خانم را در مقام نخست وزیر می‬ ‫نشانیم)وما(مجاهدینوتوابعنیزبرادرمسعود‬ ‫رابهریاستجمهوریمیرسانیمودولتینیزبه‬ ‫ریاستبرادرموسیتشکیلمیدهیموبرایاین‬ ‫کهمتهمنشویمکهدمکراتنیستیمواهلائتالف‬ ‫نمیباشیم‪،‬وزارتفوائدعامهرامیدهیمبهپدر‬ ‫طالقانی و وزارت نساجی را نیز می دهیم به پسر‬ ‫هولهبرقالمع)‪".‬‬ ‫در جهت مقابله با شایعه پراکنی فوق نیز رفقای‬ ‫منابتداتکذیبهایبرایکیهانلندنفرستادندو‬ ‫از آنجا که روزنامه یاد شده آن تکذیبه را به صورت‬ ‫سر و دم بریده چاپ کرد‪ ،‬در رد آن اتهامات‪ ،‬در‬ ‫نشریههایچریکهایفدائیخلقایرانمقاالتی‬ ‫دراینزمینهنوشتهشد‪.‬بخشهایکوتاهیازآن‬ ‫نوشتههارادراینجاذکرمیکنم‪:‬‬ ‫نشریه پیام فدائی شماره ‪ 110‬مــرداد ماه‬ ‫‪1387‬ضمن اعالم موضوع فوق و تأکید بر‬ ‫این که مطلب درج شده در کیهان لندن از طرف‬

‫علیرضا نوری زاده‪" ،‬حاوی افترا ها و دروغ‬ ‫های آشکاری بر علیه "چپ انقالبی" به ویژه‬ ‫چریکهای فدائی خلق ایران بود" اطالع داد‬ ‫که‪ " :‬روابط عمومی سازمان ما متن زیر را در‬ ‫تکذیب دروغ پردازیهای نامبرده به مسئولین‬ ‫نشریه هفتگی کیهان چاپ لندن ارسال نمود و‬ ‫ازآنهاخواستکهطبقعرفمطبوعاتیمبادرت‬ ‫بهدرجآننمایند‪.‬امامتاسفانهکیهانچاپلندن‬ ‫با سانسور آشکار این متن و حذف قسمتهائی‬ ‫که با منافع اش انطباق نداشت و از آن بدتر با‬ ‫اضافهکردنکلماتیازخود بهیکمتنرسمی‪،‬‬ ‫درتاریخ‪ 3‬مرداد ماه مبادرت به چاپ آن نمود‪.‬‬ ‫بههمیندلیلالزمدیدیمجهتاعتراضبهاین‬ ‫سانسور"متمدنانه"‪،‬نامهمزبوررابهطرقدیگری‬ ‫به اطالع مردم ایران برسانیم‪ ".‬متن تکذیبه به‬ ‫نشریه کیهان لندن به تاریخ ‪ 22‬تیرماه ‪1387‬‬ ‫برابر با‪ 12‬جوالی‪ 2008‬به شرح زیر در نشریه‬ ‫پیام فدائی فوق الذکر درج شده است‪..." :‬‬ ‫موضع گیریهای قاطع چریکهای فدایی خلق‬ ‫بر علیه خمینی و جمهوری اسالمی از همان‬ ‫بدو به قدرت رسیدنش بر هیچ فردی با اندک‬ ‫اطالعات و آگاهی سیاسی پوشیده نیست؛ و‬ ‫همگان می دانند چنان ادعائی اگر در مورد‬ ‫هر نیرو و فردی هم صدق کند در مورد رفیق‬ ‫اشرف دهقانی و یاران او (چریکهای فدایی‬ ‫خلق)کهازهمانآغازباشجاعتتمامبهافشای‬ ‫چهره مرتجع خمینی پرداخته و به مردم در‬ ‫بند ایران و روشنفکران و آزادیخواهان گفتند‬ ‫که جمهوری اسالمی ماهیتا هیچ فرقی با رژیم‬ ‫دیکتاتور شاه ندارد و مردم باید مبارزاتشان را تا‬ ‫رسیدن به آزادی و دمکراسی ادامه دهند‪ ،‬هرگز‬ ‫صادق نبوده و جز به منظور تهمت زنی و اشاعه‬ ‫یک دروغ آشکار ایراد نشده است‪ .‬در رد این‬ ‫دروغ پردازی علیرضا نوری زاده می توان هر‬ ‫عالقمندی را به اسناد و مدارک بسیار زیادی که‬ ‫موجودند رجوع داد‪ ،‬از جمله به لیست جامع‬ ‫نشریات و آثار چریکهای فدایی خلق ایران در‬ ‫سایت ‪ ))www.siahkal.com‬که‬ ‫مواضعوبرخوردهایچریکهایفدائیخلقو‬ ‫رفیق اشرف دهقانی از همان روز اول به قدرت‬ ‫رسیدنخمینیمرتجعدرآنهادرجشدهوکذب‬ ‫ادعاهای اخیر نویسنده و دروغپردازی های او را‬ ‫ثابتمیکنند‪".‬‬ ‫در نشریه ‪ 19‬بهمن‪ ،‬نشریه سیاسی‪ -‬خبری‬ ‫چریکهای فدائی خلق ایران نیز در رد اتهامات‬ ‫نوری زاده مطلبی درج گردید که بخشی از آن‬ ‫چنیناست‪:‬‬ ‫"هم زمان با حمله اخیر وزارت اطالعات رژیم‬ ‫جمهوری اسالمی به چریکهای فدایی خلق‬ ‫ایرانو رفیقاشرفدهقانی‪،‬یکیاز بهاصطالح‬ ‫ژورنالیستهایمعلومالحالبهنامعلیرضانوری‬ ‫زاده که روابط اش با نیرو های ارتجاعی از جمله‬ ‫دارو دسته های سرکوبگر جمهوری اسالمی‬ ‫بارهابرمالگشتهاستنیزطییکقلمفرسایی‬ ‫عوامفریبانه موجی از اتهامات رذیالنه را نثار‬ ‫سازمان ما و بویژه رفیق اشرف دهقانی نموده‬ ‫است‪...‬‬ ‫ادامهدرهفتهآینده‪......‬‬

‫گزارشی از مراسم یاد‬ ‫یاران در اسلو (نروژ)‬

‫در ساعت ‪ 7‬بعدازظهر شنبه ‪ 20‬اکتبر‬ ‫‪ 2102‬در شهر اسلو نروژ مراسمی به‬ ‫مناسبت سالگرد قتل عام زندانیان‬ ‫سیاسی توسط رژیم سرکوبگر جمهوری‬ ‫اسالمی در دهه ‪ 60‬که کشتار آزادیخواهان‬ ‫دربند در تابستان ‪ 67‬نقطه اوج آن بود‪،‬‬ ‫برگزار شد‪ .‬این مراسم با سخنان کوتاهی‬ ‫توسط مجری برنامه در گراميداشت‬ ‫خاطره زندانيانی که با شجاعت تمام‬ ‫در برابر دشمن مقاومت کرده‪ ،‬در هم‬ ‫نشکستند و تسلیم نشدند‪ ،‬آغاز شد‪.‬‬ ‫رفیق مجری برنامه در ابتدا ضمن‬ ‫خوش آمد گوئی به حضار و گرامی‬ ‫داشت یاد جانباختگان دهه ‪ 60‬در طی‬ ‫سخنان خود از جمله بر ابعاد جنایات‬ ‫جمهوری اسالمی در سال ‪ 67‬و سکوت‬ ‫امپریالیستهای مدعی «حقوق بشر» و‬ ‫«دمکراسی» در زمان انجام این قتل‬ ‫عام تاکید کرد‪ .‬سپس جمعیت حاضر‬

‫به مدت یک دقیقه به یاد عزیز تمامی‬ ‫جانباختگان دهــه ‪ 60‬و حقانیت‬ ‫آرمانهای آنان کف زدند‪.‬‬ ‫دربخش بعدی برنامه رفیق محمد‬ ‫ُهشی از زندانیان سیاسی دهه ‪ 60‬و‬ ‫یکی از جان به در بردگان قتل عام‬ ‫سال‪ 67‬به سخنرانی پرداخت‪ .‬سخنان‬ ‫رفیق محمد دو بخش داشــت‪ .‬در‬ ‫بخش اول وی به بیان گوشه ای از‬ ‫خاطرات خود از سالهای اسارت در‬ ‫سیاهچالهای جمهوری اسالمی در‬ ‫شهرهای اصفهان و تهران پرداخت و‬ ‫ضمن بازگوئی نمونه هایی از اوج‬ ‫قساوت جانیان در حق اسرای دربند‪،‬‬ ‫جلوه هایی از مقاومت درخشان و‬ ‫تاریخ ساز زندانیان سیاسی مقاوم در‬ ‫مقابل وحشی گری های جمهوری‬ ‫اسالمی را برای جمعیت حاضر به‬ ‫تصویر کشید‪ .‬او سپس با تاکید بر‬ ‫نقش فراموش نشدنی مقاومت و‬ ‫پایداری خانواده های زندانیان سیاسی‬ ‫در زنده نگاه داشتن یاد عزیزانشان‬ ‫و دفاع همیشگی شان از جگرگوشه‬ ‫های دربندشان‪ ،‬مطرح کرد که پرچم‬ ‫جنبش دفاع از حقوق زندانیان سیاسی‬ ‫در ایران را همین خانواده ها در سخت‬ ‫ترین شرایط دیکتاتوری و اختناق‬ ‫برافراشتند و در طول سالهای مدید با‬ ‫همیاری نیروهای چپ و آزادیخواه‪،‬‬ ‫این پرچم که درفش انقالب‪ ،‬آزادی و‬ ‫دمکراسی بود را بر دوش خود حمل‬ ‫کردند‪.‬‬ ‫رفیق سخنران سپس با اشاره به نقش‬ ‫نیروهای آزادیخواه و انقالبی در زنده‬ ‫نگاه داشتن یاد و آرمانهای جانباختگان‬ ‫دهه ‪ 60‬و جلسات مرتبی که در طول‬ ‫سالها در جهت افشای چهره ضدخلقی‬ ‫قاتلین آن عزیزان و پژواک فریاد آنان‬ ‫برگزار کرده اند‪ ،‬به جریانی پرداخت‬ ‫که اخیر ًا در زیر نام دادخواهی خانواده‬ ‫های زندانیان سیاسی اقدام به برگزاری‬ ‫یک «تریبونال بین المللی» با ادعای‬ ‫محاکمه عاملین این جنایت ورزیده‬ ‫اند‪.‬‬ ‫رفیق محمد در این بخش با تاکید بر‬ ‫ضرورت افشای هر چه بیشتر چهره‬ ‫جنایتکار و وابسته جمهوری اسالمی‬ ‫در افکار عمومی‪ ،‬به بررسی برخی‬ ‫مواضع و ادعاهای گردانندگان واقعی‬ ‫این تریبونال یعنی عناصر و نیروهائی‬ ‫که روابطشان با امپریالیستها امر پوشيده‬ ‫ای نيست نظیر دادستان این «دادگاه»‬ ‫(پیام اخوان) و تبلیغات دائمی که‬ ‫این گردانندگان در ترویج باصطالح‬ ‫خشونت زدایی و ضرورت دیالوگ‬ ‫و گفتگو بین «شکنجه شدگان» و‬ ‫«شکنجه گران» این نسل کشی تاریخی‬ ‫و ‪ ...‬می کنند پرداخت‪.‬‬ ‫وی با تاکید بر پوشش تبلیغاتی‬ ‫آشکاری که رسانه های امپریالیستی‬ ‫به پخش این ایده ها در افکار عمومی‬ ‫و گردانندگان جریان ایران تریبونال‬ ‫می دهند‪،‬‬ ‫بر این واقعیت انگشت گذارد که کارزار‬ ‫ایران تریبونال برغم ادعاهایی که در‬ ‫زمان شکل گیری آن شده‪ ،‬در عمل‪،‬‬ ‫یک دادگاه مردمی برای دادخواهی‬ ‫واقعی خانواده های رنج کشیده اعدام‬ ‫شدگان دهه ‪ 60‬و زندانیان سیاسی‬ ‫نبوده‪،‬‬ ‫بلکه برعکس هرادعائی هم که در‬ ‫آغاز داشته در پروسه خود به ابزاری‬ ‫برای نفوذ پیشبرد اهداف ضد انقالبی‬ ‫نیروهای ارتجاعی شناخته شده و‬

‫دشمنان مردم در این عرصه از مبارزات‬ ‫آزادیخواهانه و دمکراتیک تــوده ها‬ ‫تبدیل شده است‪.‬‬ ‫سخنان رفیق محمد با استقبال و تشویق‬ ‫جمعیت حاضر روبرو شد‪.‬‬ ‫پس از پایان سخنرانی تنفس اعالم شد‬ ‫و سپس گروه آذری «محمد تبریزی»‬ ‫به اجرای برنامه پرداخت و چند آواز‬ ‫زیبای ترکی را برای جمعیت حاضر‬ ‫اجرا کرد که با تشویق حاضرین پاسخ‬ ‫گرفت‪ .‬در بخش بعدی برنامه یکی‬ ‫از فرزندان جانباختگان سال ‪ 60‬به نام‬ ‫«صمدبهادری طوالبی»‪ ،‬که در زمان‬ ‫شهادت پدرش طفلی بیش نبوده طی‬ ‫سخنانی به معرفی شخصیت انقالبی‬ ‫پــدر و تاثیر مــبــارزات و شهادت او‬ ‫در رشد و پــرورش انقالبی خودش‬ ‫پرداخت و بر آرمانهای مبارزاتی نسل‬ ‫پدر و عزم نسل خود برای تداوم مبارزه‬ ‫به منظور تحقق آن آرمانهای مقدس‬ ‫تاکید کــرد‪ .‬او همچنین شعر بسیار‬ ‫زیبایی که یکی از همرزمان پدرش در‬ ‫دوران کودکی صمد‪ ،‬به یاد پدر و برای‬ ‫خود وی سروده و او را به تداوم راه‬ ‫پدر تشویق کرده بود‪ ،‬برای جمعیت‬ ‫حاضر خواند‪ .‬سخنان صمد با سخنان‬ ‫کوتاه یک دختر جوان ادامه یافت که‬ ‫پس از او در پشت میکروفون قرار‬ ‫گرفت و با قاطعیت از آرمانهای پدر و‬ ‫مادر انقالبیش در مبارزه برای تحقق‬ ‫انقالب و سوسیالیزم دفاع نمود‪ .‬در‬ ‫پایان‪ ،‬مشتهای گره کرده این دو جوان‬ ‫که نمایانگر عزم آنان در تداوم پیکار‬ ‫جویی و آرمانهای مردمی نسل پیشین‬ ‫بود احساسات جمعیت حاضر را به‬ ‫شدت برانگیخت و آنها مورد تشویق‬ ‫شدید حاضرین در جلسه قرار گرفتند‪.‬‬ ‫در ادامه برنامه‪ ،‬صمد یک شعر زیبای‬ ‫مبارزاتی که منتسب به مبارز نامی‬ ‫لرستان و یکی از فرزندان راستین مردم‬ ‫ایران‪ ،‬دکتر هوشنگ اعظمی است را‬ ‫برای جمعیت حاضر قرائت کرد که با‬ ‫استقبال شرکت کنندگان مواجه شد‪.‬‬ ‫سپس گروه موسیقی یکبار دیگر به‬ ‫صحنه آمد و چند ترانه سرود زیبای‬ ‫دیگر و از جمله «آراز‪ ،‬آراز» را به یاد‬ ‫گرامی معلم انقالبی‪ ،‬صمد بهرنگی‬ ‫اجرا کرد‪.‬‬ ‫بخش پایانی مراسم به پرسش و پاسخ‬ ‫و بحث و تبادل نظر بین حاضرین در‬ ‫مورد ماهیت و چشم انداز کارزار ایران‬ ‫تریبونال اختصاص داشت که پس از‬ ‫حدود یک ساعت پایان یافت‪.‬‬ ‫فعالین چریکهای فدایی خلق ایران‪-‬‬ ‫اسلو‬ ‫‪ 22‬اکتبر ‪2102‬‬

‫فراخوان شورای‬ ‫نمایندگان نیروهای‬ ‫چپ وکمونیست‬ ‫کارزار جهانی برای آزادی فعالین کارگری‬ ‫علیرغم اعتراضات گسترده در سطح‬ ‫بین المللی و در ایران برای آزادی‬ ‫فعالین کارگری در بند‪ ،‬رژیم سرمایه‬ ‫داری جمهوری اسالمی همچنان شمار‬ ‫زیادی ازفعالین و چهره های شناخته شده‬ ‫جنبش کارگری ایران را در اسارتگاه های‬ ‫قرون وسطایی خود حبس کرده است‪.‬‬ ‫این انسان های شریف و آزاده فقط به‬ ‫خاطر دفاع از حقوق خود‪ ،‬دستگیر و‬ ‫تحت شکنجه های روحی و جسمی قرار‬

‫گرفته اند‪ .‬اکنون رضا شهابی از اعضای‬ ‫هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت‬ ‫اتوبوسرانی واحد تهران در وضعیت‬ ‫بسیار وخیم جسمی بدون امکان دریافت‬ ‫خدمات پزشکی در زندان بسر می برد‪.‬‬ ‫شاهرخ زمانی‪ ،‬محمد جراحی و بهنام‬ ‫ابراهیم زاده از اعضای کمیته پیگیری‬ ‫برای ایجاد تشکل های کارگری‪ ،‬مهدی‬ ‫فراحی شاندیز‪ ،‬و دیگر فعاالن جنبش‬ ‫کارگری همچنان در زندان های ضد‬ ‫بشری جمهوری اسالمی هستند‪ .‬پدرام‬ ‫نصرالهی‪ ،‬فعال کارگری و عضو کمیته‬ ‫هماهنگی که قبال با قرار وثیقه سنگین‬ ‫آزاد شده بود را به سه سال حبس تعزیری‬ ‫محکوم کرد‪ .‬ريحانه انصاری‪ ،‬علیرضا‬ ‫عسگری‪ ،‬فعاالن کارگری و عضو کمیته‬ ‫هماهنگی و جليل محمدی را به یک‬ ‫سال حبس تعلیقی (با الزام به معرفی هر‬ ‫ماهه به مقامات امنیتی) محکوم شدند‪.‬‬ ‫همچنین عادله چراغی ‪،‬همسر علیرضا‬ ‫عسکری بعد از آزادی ایشان در محل‬ ‫کارگاه خیاطی اش دستگیرودربازداشت‬ ‫بسرمی برد‪ .‬شریف ساعد پناه و مظفر‬ ‫صالح نیا از اعضای هیئت مدیره اتحادیه‬ ‫آزاد کارگران ایران که با قراروثیقه آزاد شده‬ ‫بودند دوباره به دادگاه احضار شدند‪.‬‬ ‫رژیم جمهوری اسالمی عالوه بر فعالین‬ ‫جنبش کارگری‪ ،‬فعالین دیگر عرصه های‬ ‫مختلف اجتماعی را نیز تحت پیگرد قرار‬ ‫می دهد‪ .‬فریبرز رئیس دانا‪ ،‬اقتصاددان‪،‬‬ ‫عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان‬ ‫ایران و از یاران کانون مدافعان حقوق‬ ‫کارگر همچنان در زندان بسرمی برد‪.‬‬ ‫رژیم اسالمی در هفته های اخیر ده ها تن‬ ‫از فعالین دفاع از حقوق کودک‪ ،‬حقوق‬ ‫زنان و فعالین جنبش دانشجویی را احضار‬ ‫و یا روانه زندان کرده است‪.‬‬ ‫مبارزات کارگران ایران برای دریافت‬ ‫حقوق معوقه خود و همچنین برای‬ ‫افزایش دستمزدهایشان در شرایط فالکت‬ ‫باراقتصادی‪ ،‬در اشکال مختلف و متنوع‬ ‫درجریان بوده است‪ ،‬اما دردوراخیربه‬ ‫شکلی سراسری با طوماری بیش از ‪۲۰‬‬ ‫هزارامضاء‪ ،‬رژیم سرمایه داری را تحت‬ ‫فشار قرار داده است و همه وابستگان رژیم‬ ‫از قبیل "خانه کارگر"‪"،‬کمسیون کارگری‬ ‫مجلس" رژیم را‪ ،‬به صرافت راه حل‬ ‫انداخته است‪ .‬کارگران مستقل غیردولتی‬ ‫در طومارهای اعتراضی شان‪ ،‬دولت و‬ ‫کارفرمایان را تهدید کرده اند که اگر این‬ ‫بار خواست هایشان بی جواب بماند‪،‬‬ ‫اعتراضات خود را تشدید خواهند کرد‪.‬‬ ‫این تحوالت در شرایطی صورت می گیرد‬ ‫که از یک سو بحران اقتصادی‪ ،‬چپاول‬ ‫ثروت مردم توسط حکومت و آقازادگان‬ ‫‪ ....‬و تحریم های بین المللی زندگی‬ ‫کارگران و اکثریت مردم ایران را هر روز‬ ‫وخیم ترازروز قبل می کند‪ .‬مضافا تعمیق‬ ‫بحران اقتصادی‪ ،‬اعالم ورشکستگی و‬ ‫خوابیدن تولید در بخش های وسیعی از‬ ‫موسسات تولیدی و صنعتی موج گسترده‬ ‫ای از بیکارسازی مزد و حقوق بگیران را‬ ‫درشش ماه گذشته موجب گشته است‪.‬‬ ‫ازسوی دیگر بی حقوقی های سیاسی و‬ ‫اجتماعی حتی نفس کشیدن را هم برمردم‬ ‫نا ممکن کرده است‪ ،‬برای کارگران‪،‬‬ ‫زحمتکشان‪ ،‬زنان و جوانان ایران راهی‬ ‫جز مبارزه برای سرنگونی رژیم سرمایه‬ ‫داری جمهوری اسالمی و دگرگونی‬ ‫زندگیشان باقی نمانده است‪ ،‬ضرورت‬

‫به عقب راندن ماشین سرکوب رژیم‪ ،‬از‬ ‫همه ما‪ ،‬افراد‪ ،‬جمعیت ها‪ ،‬نهادها‪ ،‬احزاب‪،‬‬ ‫سازمان ها ودیگر تشکالت کارگری‪ ،‬چپ‪،‬‬ ‫سوسیالیستی و کمونیستی می خواهد که‬ ‫متحدانه تر وارد عمل شویم‪.‬‬ ‫ما درهمین راستا‪ ،‬همه احزاب‪ ،‬سازمان‬ ‫ها‪ ،‬نهادها و فعالین جنبش کارگری‪،‬‬ ‫کمونیستی‪ ،‬چپ و انقالبی ایران را برای‬ ‫برپائی یک کارزار بین المللی در دفاع از‬ ‫مطالبات بی پاسخ ماندۀ کارگران‪ ،‬به نشانه‬ ‫همبستگی با جنبش کارگری ایران‪ ،‬برای‬ ‫آزادی فوری وبدون قید و شرط فعالین‬ ‫کارگری و دیگر زندانیان سیاسی فرا می‬ ‫خوانیم و دست خود را برای همکاری‬ ‫بسوی همه پیش می آوریم‪.‬‬ ‫به این وسیله ازهمه این نیروها درخواست‬ ‫می کنیم که بعد از انجام یک کمپین سیاسی‬ ‫و تبلیغاتی گسترده در افشای ماهیت ضد‬ ‫مردمی وضد کارگری جمهوری اسالمی و‬ ‫برای جلب حمایت بین المللی ازجنبش‬ ‫کارگری ایران‪ ،‬ازهم اکنون در تدارک هفته‬ ‫همبستگی با جنبش کارگری فعاالنه‬ ‫شرکت کنند و این هفته را که از روز شنبه ‪۲۰‬‬ ‫اکتبر شروع می شود‪ ،‬با برپائی آکسیون در‬ ‫سراسر جهان برای آزادی فوری و بدون قید‬ ‫و شرط کارگران زندانی ودفاع از افزایش‬ ‫دستمزد کارگران بااتحاد درروز شبه ‪٢٧‬‬ ‫اکتبر با پيروزى به پايان رسانيم‪.‬‬ ‫کارگران در بند و کلیه زندانیان سیاسی آزاد‬ ‫باید گردند!‬ ‫زنده باد همبستگی بین المللی با جنبش‬ ‫کارگری ایران!‬ ‫سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری‬ ‫اسالمی!‬ ‫زنده باد آزادی و سوسیالیسم!‬ ‫فراخوان شورای نمایندگان نیروهای چپ‬ ‫وکمونیست ‪-‬کارزار جهانی برای آزادی‬ ‫فعالین کارگری‬ ‫امضا کنندگان‪:‬‬ ‫به ترتیب حروف الفبا‪:‬‬ ‫اتحاد چپ ایرانیان در خارج کشور‬ ‫اتحاد فداییان کمونیست‬ ‫پیوند در خدمت کمو نیست های ایران‬ ‫جمعی از چپ های کلن – آلمان‬ ‫حزب رنجبران ایران‬ ‫حزب کمونیست ایران‬ ‫سازمان کارگران انقالبی ایران (راه کارگر)‬ ‫کمیته مرکزی‬ ‫سازمان کارگران انقالبی ایران (راه‬ ‫کارگر)‪ -‬هیئت اجرایی‬ ‫شورای پشتیبانی از مبارزات مردم در‬ ‫ایران‪ -‬تورنتو‪ ،‬کانادا (ناظر)‬ ‫شورای حمایت از مبارزات آزادیخواهانه‬ ‫مردم ایران‪ -‬استکهلم‬ ‫شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران‬ ‫کانون همبستگی با کارگران ایران‪-‬‬ ‫گوتنبرگ‬ ‫کمیته بین المللی برای حمایت زندانیان‬ ‫سیاسی ایران (ناظر)‬ ‫کمیته خارج کشور سازمان فدائیان‬ ‫(اقلیت)‬ ‫کمیته یادمان کشتار سیاسی دهه ‪ ۶۰‬در‬ ‫ایران ‪ -‬مونترال‬ ‫نشست زنان چپ و کمونیست‬ ‫نهاد همبستگی با جنبش کارگری ایران‪-‬‬ ‫غرب آلمان‬ ‫هسته اقلیت‬


‫شماره‌ دوازدهم ‪ 10 -‬آبان ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪28‬‬

‫قبول دارید‪.‬‬ ‫خرداد‬ ‫دوستان بسيار سرحال هستند و روز‬ ‫شما را هم شاد و پر از نشاط مي كنند‬ ‫در حالي كه شما احساس مي كرديد‬ ‫امروز بايد روز كسل كننده اي باشد‪.‬‬ ‫فروردین‬ ‫در رابطه با مسائل احساسي منطقي اگر مجرد هستيد بيرون برويد حتماً‬ ‫هستيد و مي توانيد كارهاي نيمه تمام يك رابطه احساسي پيدا مي كنيد‪.‬‬ ‫خود را پايان دهيد‪ .‬افرادي كه هيچ‬ ‫تیر‬ ‫نقشي در زندگي تان ندارند را مي‬ ‫خورشید امروز به برج عقرب می‬ ‫توانيد حذف كنيد و به افرادي كه‬ ‫دوستشان داريد توجه بيشتري كنيد‪ .‬رود‪ .‬همه کاری بریا تفریح انجام می‬ ‫دهید ‪ .‬آماده اید تا به خودتان خوش‬ ‫بگذرانید و یگران هم دوست دارند با‬ ‫اردیبهشت‬ ‫خورشید به برج عقرب می رود‪ .‬شما همکاری کنند‪.‬‬ ‫برج متضاد شما ‪ .‬دیگران بیشتر از‬ ‫همیشه برایتان ارزش دارند‪ .‬همیشه‬ ‫خودتان به عنوان فردی متفکر می‬ ‫دانید اما همه ما گاهی خیلی مغرور‬ ‫می شویم‪.‬فکر می کنم خودتان هم‬

‫‪1‬‬

‫‪2‬‬

‫‪3‬‬

‫‪4‬‬

‫كه همه حقايق به شما گفته نشده‬ ‫وممكن است شما بدون اين كه‬ ‫بدانيد‪ ،‬آنها چه قصدي دارند‪ ،‬تصميم‬ ‫مهمي اتخاذ كنيد‪ .‬براي جلوگيري‬ ‫از انجام كاري كه بعدها منجر به‬ ‫پشيماني مي شود‪ ،‬بهتر است كمي‬ ‫صبر كرده و ببينيد كه در طي چند‬ ‫روز آينده چه اتفاقي مي افتد‪.‬‬

‫شهریور‬ ‫امروز فکرتان به همه طرف می‬ ‫رود و نمی توانید ذهن تان را‬ ‫به چیزی متمرکز کنید‪.‬شاید خسته‬ ‫باشید و موضوع دیگری ذهن تان را‬ ‫به خود مشغول کرده است‪.‬اگر کار‬ ‫مهمی انجام می دهید خوب آنرا‬ ‫مرداد‬ ‫بررسی کنید تا اشتباه نکنید‪.‬یا اگر‬ ‫اگر درگير هر نوع اصالحي در می توانید به روز دیگر موکل اش‬ ‫محيط خانه و يا معامله اي راجع کنید تا تمرکز بیشتری داشته باشید‪.‬‬ ‫به ملك خود هستيد‪ ،‬بسيار مراقب‬ ‫باشيد‪ .‬عميقاً اين طور به نظر مي رسد‬

‫‪5‬‬

‫‪6‬‬

‫‪7‬‬

‫‪8‬‬

‫‪9‬‬

‫مهر‬ ‫امروز خورشید وارد عالمت آبی‬ ‫عقرب شده و شما را تشویق می‬ ‫کند که به امور مالی زندگی تان‬ ‫بپردازید‪.‬این امر به خصوص در‬ ‫موردی اهمیت اش بیشتر به چشم‬ ‫می خورد که شما تصمیم گرفته‬ ‫باشید که دقیقاً حساب هزینه هایتان‬ ‫را داشته باشید و برای همه هدیه سال‬ ‫نو بخرید‪.‬اکنون سعی کنید که روی‬ ‫وضعیت مالی تان کار کنید چون‬ ‫هنوز فرصت این کار را دارید‪.‬‬ ‫آبان‬ ‫امروز خورشید وارد برج‬ ‫شما می شود‪.‬اگر انرژی تان زیاد‬ ‫است‪،‬فهرستی از کارهایی که باید‬ ‫انجام دهید تهیه کنید‪.‬شما یکی از‬ ‫برج های منطقه البروج هستید که هر‬ ‫چیزی را که بخواهید‪،‬می توانید به‬ ‫دست آورید‪.‬‬

‫‪14 13 12 11 10‬‬

‫‪1‬‬ ‫‪2‬‬ ‫‪3‬‬ ‫‪4‬‬ ‫‪5‬‬ ‫‪6‬‬ ‫‪7‬‬ ‫‪8‬‬ ‫‪9‬‬

‫افقى‬

‫‪10‬‬ ‫‪11‬‬

‫‪:‬‬

‫‪ -1‬دو صــورت فلکــي به نبــات النعش‬ ‫و هفت خواهــران هم خوانده ميشــود –‬ ‫هديــه و پيشــکش ‪ -2‬خــراب و زير و رو‬ ‫شــده – ماتم و عزا – عالقمنــد و راغب‬ ‫‪ 3‬فاقــد قــدرت و توانائــي حرکــت –‬ ‫نوعي ماشــين چــاپ – تزويــر و نيرنگ‬ ‫‪ -4‬دســتي – پســوند محافظ – از انواع‬

‫‪12‬‬ ‫‪13‬‬ ‫‪14‬‬ ‫‪15‬‬

‫به آنان که دوستشان دارید و می‌خواهید همیشه با‬ ‫یاد شما باشند تریبون آزاد را هدیه کنید‬

‫فرم اشتراک‬

‫نام و نام فامیل ‪..............................................................‬‬ ‫آدرس کامل ‪...................................................................‬‬ ‫‪..................................................................‬‬ ‫میزان حق اشتراک‪............................... :‬‬ ‫در انگلستان یک ساله ‪ ۴۰‬پوند‬ ‫در اروپا یک ساله ‪ ۶۰‬یورو‬ ‫در آمریکا یک ساله ‪ ۱۰۰‬دالر‬ ‫لطفا چک خود را به نام ‪ M.Sarabi‬صادر فرمائید‬

‫‪M.sarabi‬‬ ‫‪RANGARANG International , PoBox 2821‬‬ ‫‪London NW2 1DS United Kingdom‬‬ ‫‪Email: rangarang_london@hotmail.com‬‬

‫آذر‬ ‫امروز روز ريسك كردن نيست‪.‬‬ ‫خورشيد در خانه آبان به مركوري‬ ‫مي پيوندد و گرچه خيلي سر نترس‬ ‫داريد و احتياط را مي خواهيد بدور‬ ‫بريزيد ولي راجع به آنچه قصد‬ ‫انجامش را داريد خيلي مراقب‬ ‫باشيد‪ .‬ممكن است وسوسه شويد كه‬ ‫يك قمار بسيار بزرگ انجام دهيد‬ ‫ولي يك لحظه به عقب به ايستيد و‬ ‫از دور به نتايج آن نگاه كنيد‪ .‬مسايل‬ ‫امكان دارد خيلي بد پش بروند‪.‬‬ ‫دی‬ ‫گاهي تنبل و دست و پا چلفتي‬ ‫مي شويد‪ .‬امروز مراقب وسايل با‬ ‫ارزش باشيدو اگرنه وسيله اي را‬ ‫كه براي خريدش زحمت زيادي‬ ‫كشيده ايد‪ ،‬مي شكنيد‪ .‬اگر تصميم‬ ‫داريد خانه را تميز كنيد‪ ،‬اين كار‬ ‫را يك روز ديگر انجام دهيد‪ ،‬تنها‬ ‫براي اين كه در امان باشيد‪.‬‬ ‫مســابقات اتومبيلراني – کلمه تنبيه و ندا‬ ‫‪ -5‬خويشي داستن – نام قديم تايلند ‪-6‬‬ ‫سخن ياوه – آنکه اعتراف و اقرار ميکند –‬ ‫ظلم و ستم – مدح و ستايش ‪ -7‬از القاب‬ ‫اروپائي – حرف اخر – خرابه نشين اژدها‬ ‫پناه ! – آب رســانيدن به خلق تشــنه ‪-8‬‬ ‫نگهبان چماق نقره بدست کاخ – نيستي‬ ‫و فنا – اندوهگين ‪ -9‬کلفت و ضخيم – با‬ ‫اهميت – شکم بند زنانه – پرچم کوچک‬ ‫‪ -10‬عقيــده و نظر – جوهر بدن – اصل و‬ ‫مايه چيزي – بندگي ‪ -11‬نخستين رئيس‬ ‫دولت هند پــس از اســتقالل – پايتخت‬ ‫اســتراليا ‪ -12‬پروردگار – سبيل بلند که‬ ‫روي لب آمده – روزگاري ميگفتند پليس‬ ‫مخفي ‪ -13‬بشقاب بزرگ پلو خوري – از‬ ‫کارکنان سفارتخانه – شايسته باشد سزاوار‬ ‫است ‪ -14‬تصور و پندار – زندان مسعود‬ ‫سعد – منســوب به کشــوري باستاني و‬ ‫خاک شــده ‪ -15‬خوب و پسنديده – همه‬ ‫کشورها براي خود دارند ‪.‬‬

‫عمودی ‪:‬‬ ‫‪ -1‬تکيــه کالم درويــش – رماني از اوژن‬ ‫يونســکو نويسنده فرانســوي ‪ -2‬عنواني‬

‫بهمن‬ ‫امروز بهترین روش برای‬ ‫شناختن یک شخص این است که‬ ‫درباره موضوعی که هر نفرتان به‬ ‫آن عالقه دارید صحبت کنید‪ .‬از‬ ‫تفاهم فکری با این شخص لذت‬ ‫خواهید برد و این موضوع بسیار‬ ‫سازنده و درمانی است که بتوانید‬ ‫افکارتان را با کلمات بیان کنید‪.‬‬ ‫حساستر از همیشه هستید بنابراین‬ ‫نزدیک شدن به افرادی که آنها را‬ ‫به خوبی نمی شناسید بسیار راحت‬ ‫تر می باشد‪.‬‬ ‫اسفند‬

‫شگفت زده نشــوید اگر یک نوشابه‬ ‫یا یک وعده غذا دوســتتان ره به چیزی‬ ‫بیش از شــورش تبدیــل کند‪.‬همه برای‬ ‫یک جشن ســرحال به نظر می رسند و‬ ‫حتــی جذابیــت و الس زنــی هم یافت‬ ‫می شــود‪ .‬و شما طبق معمول به نظر می‬ ‫رسید که در قلب جشن هستید‪.‬‬

‫براي افســران ارشد در اروپا – ده و قريه –‬ ‫عضو بويائي ‪ -3‬تعمير و برطرف ساختن‬ ‫خرابيها – اتاق ناخدا در کشتي و خلبان د‬ ‫رهواپيما – از فنون کشــتي ‪ -4‬صداي بم‬ ‫د راپــرا – جانور تک ســلولي ذره بيني –‬ ‫کالغ زاغي ‪ -6‬امتداد در اصطالح فيزيک‬ ‫– آنچه در پس و پيش چيزي باشد ‪ -7‬از‬ ‫ميوه هــاي صيفي – مــاه محبت – جوان‬ ‫‪ -8‬جايز و شايســته واحــد وزن حرارت‬ ‫پيشه ! – پســوند جا و مکان ‪ -9‬هنرپيشه‬ ‫تئاتــر – دفتر شــعر و مطالب – جزيره اي‬ ‫مســتعمره پرتقال که به چين واگذار شــد‬ ‫‪ -10‬از مراکز استاني – ازاسم هاي دخترانه‬ ‫‪ -11‬نمايشــنامه نويــس فراســوي خالق‬ ‫بيمار خيالــي – صحبت از چند کرســي‬ ‫وعظ و خطابه اســت – پسوندي به مفهوم‬ ‫مثل و ماننــد ‪ -12‬از مرتجعين – تصديق‬ ‫آلمانــي – واحد زمان در بعضي ورزشــها‬ ‫– از زمامداران ســه گانــه روم که د رجنگ‬ ‫با پارتيان کشــته شــد ‪ -13‬از مايعات فرار‬ ‫– واحدي قديمي در وزن – از بيماريهاي‬ ‫پوســتي ‪ -14‬اين مهربانتر از مادر – زخم‬ ‫دســتکاري شــده – ميدهند و ميگيرند تا‬ ‫گمراه نشوند ‪ -15‬از جمله نخستين نشريه‬ ‫روزانــه ايران که با چــاپ ژالتين در کلکته‬ ‫منتشر ميشد – حرف دهن کجي‬


‫شماره‌ دوازدهم ‪ 10 -‬آبان ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪29‬‬

‫کامران خطیبی هنرمندی از دریچه دوربین‬

‫کامران خطیبی چنانچه به کسب و کار فعلی خود روی نمی‌آورد‪ ،‬مسلم ًا در عرصه هنر عکاسی از‬ ‫چهره‌های شناخته شده و مطرح می‌توانست باشد‪ .‬او سوژه‌هایی خاص و ناب را پیدا می‌کند و از‬ ‫زوایایی هنرمندانه تصویر برداری می‌کند و سپس عکسها را به زیبایی و مهارت رنگ آمیزی و طراحی‬ ‫می‌کند که هر بیننده‌ای را به تحسین وا می‌دارد‪.‬‬ ‫‪ 2‬نمونه از کارهای او را با هم می‌بینیم و مجموعه‌ای از عکسهای او در شماره مخصوص ژانویه در‬ ‫طرحی زیبا و تقویمی استثنایی به شما هدیه داده خواهد شد‪.‬‬

‫رستورانهای ایرانی خوب در اروپا‬ ‫رستوران کندو در‬ ‫دوسلدورف‬ ‫محیطی خانوادگی و فضایی آرامبخش هدیه‬ ‫مدیران رستوران کندو به مشتریان است‪.‬‬ ‫کبابهای خوشمزه و لذیذ کندو را هر کس‬ ‫یک بار امتحان کرده از مشتریان دایمی این‬ ‫رستوران شده است‪.‬‬

‫‪Tel: 0211 1579 1541‬‬

‫رستوران زعفران در هامبورگ‬

‫تریبون آزاد زنجیر وصل ارتباطی ایرانیان در اروپا‬ ‫قصد مسافرت به لندن‬ ‫را دارید؟‬

‫کافی است با یک تلفن به هتل‬ ‫ویمبلی با بهترین سرویسها و مناسب‬ ‫ترین قیمتها جای خود را رزرو‬ ‫نمائید‪ .‬می‌توانید با آقایان رحیمی به‬ ‫فارسی صحبت کنید‪.‬‬ ‫& ‪ENQUIRIES‬‬ ‫‪RESERVATIONS‬‬ ‫‪Tel: 0044 20 8733 9000‬‬

‫به کجای دنیا می‌خواهید با‬ ‫بلیط ارزان مسافرت کنید؟‬ ‫با دفتر مسافرتی ایروپالن در شهر کلن تماس‬ ‫بگیرید و با همکاران فارسی زبان این شرکت‬ ‫بزرگ مشاوره مسافرتی بگیرید و ارزان ترین‬ ‫قیمتها را دریافت کنید‪.‬‬ ‫‪(+49)221 - 9247 133‬‬

‫به دنبال گاراژ خوب‬ ‫و حرفه‌ای در پاریس‬ ‫می‌گردید؟‬ ‫در چشم‌اندازی زیبا و رویایی‬ ‫در نبال مدینا در منطقه ماالگا‬ ‫«اسپانیا»‬ ‫ساعاتی را در اسپرت بار ‪ COCOS‬به‬ ‫خوشی بگذرانید‪ .‬مشروبات اختصاصی‬ ‫‪ COCOS‬به همراه منوی غذای‬ ‫مخصوص با ارزان‌ترین قیمتها در اختیار شما‬ ‫خواهد بود‪.‬‬ ‫‪)0034( 635821510‬‬

‫آقای نوروزی مکانیک درجه یک شرکت‬ ‫‪ A-Z‬در گاراژ خود تمامی سرویسهای‬ ‫خدماتی اتومبیل را به شما عرضه می‌کند‪.‬‬

‫‪Tel: 0147853095‬‬

‫خانمهای ساکن پاریس‬ ‫زیباترین مدلهای لباس‬ ‫زنان را از کیگان تهیه‬ ‫کنید‬

‫مد‬ ‫پاریس عروس شهر جهان و مرکز ّ‬ ‫اروپاست‪ .‬خانمهای شیک پوش ایرانی‬ ‫پاریس نشین کافی است سری به کیگان‬ ‫بزنند و زیباترین مدلهای زنانه را انتخاب‬ ‫نمایند‪.‬‬

‫شهرزاد‪ ،‬کنزینگتون لندن‬ ‫مدیریت رستوران شهرزاد در خیابان‬ ‫کنزینگتون لندن را سهراب اشرافی به عهده‬ ‫دارد که یکی از قدیمی‌ترین مدیران ایرانی در‬ ‫اروپاست‪.‬‬ ‫هفته‌ای دو شب موزیک زنده با همراه غذاهایی‬ ‫باب ذائقه ایرانیان مجموعه‌ای دلپذیر را برای‬ ‫مشتریان این رستوران فراهم آورده است‪.‬‬ ‫‪For More Information, Call‬‬

‫‪02076039148‬‬

‫شانس یک بار به شما روی‬ ‫خوش نشان می‌دهد‬ ‫با ساده و آسان‌ترین شرایط در بهترین منطقه‬ ‫اسپانیا «ماالگا» صاحب خانه و ویال شوید‪.‬‬ ‫در شرایط اقتصادی حاضر در اسپانیا‬ ‫می‌توانید به راحتی صاحب خانه و‬ ‫ویالی مورد عالقه خود شوید‪ .‬تلفن را‬ ‫بردارید و شانس خود را امتحان کنید‪.‬‬ ‫‪003650148945‬‬ ‫اگر به ماالگا در اسپانیا سفر‬ ‫می‌کنید‪،‬‬ ‫حتم ًا سری هم به رستوران ایرانی ـ ایتالیایی ـ‬ ‫اسپانیایی تنور هم بزنید و از منوی بین المللی‬ ‫این رستوران استفاده کنید‪.‬‬ ‫‪)0034( 952575181‬‬

‫رستوران زعفران در هامبورگ با دکوراسیون‬ ‫جدید و فضایی صمیمی و محیطی گرم و‬ ‫دلچسب با منوی جدید نگینی که مورد‬ ‫عالقه ایرانیان در هامبورگ قرار گرفته است‪.‬‬ ‫رستوران زعفران چون عطر زعفران اشتها نواز‬ ‫و عطرآگین است‪.‬‬ ‫‪Tel: 04051328310‬‬

‫رستوران ونک در‬ ‫دوسلدورف‬ ‫رستوران ونک سرویسهای متفاوتی را به‬ ‫مشتریان خود عرضه می‌کند‪ .‬یکشنبه‌ها از‬ ‫ساعت ‪ 4‬صبح صبحانه مخصوص ایرانی‬ ‫به سحرخیزان خوش ذائقه ارائه می‌کند‪.‬‬ ‫سه شنبه تا پنجشنبه هر هفته از ساعت ‪ 12‬تا‬ ‫‪ 4‬بعد از ظهر منوی مخصوصی را با ‪7/50‬‬ ‫یورو در اختیار مشتریان خود قرار می‌دهد‬ ‫و مجموع ًا رستورانی برای همه سلیقه‌ها‬ ‫را به نام ونک آماده پذیرائی از فاسی زبانان‬ ‫کرده است‪.‬‬


‫شماره‌ دوازدهم ‪ 10 -‬آبان ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪30‬‬

‫مراکز توزیع نشریه تریبون آزاد‬ ‫لندن‬ ‫رستوران خیام‬ ‫سوپر تهران‬ ‫آژانس حمید‬ ‫رستوران تهران‬ ‫سوپر گلدرزگرین‬ ‫سوپر ترکی‬ ‫فرهنگسرا و هرمز‬ ‫سوپر سهند‬ ‫سوپر گیشا‬ ‫سوپر هما‬ ‫سوپر دحجله‬ ‫سوپر آری‬ ‫سوپر اصفهان‬ ‫رستوران ‪5 STAR‬‬ ‫رستوران االچیق‬ ‫رستوران آذربایجان‬ ‫قنادی عسل‬ ‫رستوران شیراز‬ ‫سوپر آلما‬ ‫سوپر پرشیا‬ ‫سوپر دنا‬ ‫سوپر مازندران‬ ‫رستوران پرشین باالس‬ ‫رستوران موالنا‬ ‫سوپر تواضع‬ ‫رستوران کوچک‬ ‫رستوران شبهای تهران‬ ‫سوپر زمان‬ ‫قنادی بهار‬ ‫رستوران آپادانا‬ ‫قنادی رضا‬ ‫سوپر المپیا‬ ‫رستوران شهرزاد‬ ‫رستوران نبشی‬ ‫رستوران یاس‬ ‫قنادی عسل‬ ‫رستوران عسل‬ ‫رستوران پردیس‬ ‫رستوران کندو‬ ‫رستوران ‪rice‬‬ ‫رستوران کیش‬ ‫رستوران فانوس‬ ‫رستوران پرشیا‬ ‫رستوران زیتون‬ ‫رستوران میالد‬ ‫رستوران پرنس پرشیا‬ ‫سوپر آران‬ ‫سوپر زاگرس‬ ‫سوپر فردیس‬ ‫سوپر منصور‬ ‫سوپر دنا‬ ‫سوپر مازندران‬

‫سوپر ‪SAVE TO SAVE‬‬ ‫کلینیک لموژ‬ ‫دفتر بازرگانی راوندی‬ ‫آرایشگاه بهرام‬ ‫ساندویچ پاپیون‬ ‫آلمان کلن‬ ‫رستوران شیراز‬ ‫رستوران تهران‬ ‫بستنی منصور‬ ‫سوپر اکسپرس‬ ‫سوپر چی چی نی‬ ‫سوپر کاکتوس‬ ‫سوپر ارکیده‬ ‫سوپر ایران‬ ‫فروشگاه گلستان‬ ‫رستوران‪110‬‬ ‫دفتر بازرگانی مهیار‬ ‫آژانس هوایی ایر پالن‬ ‫کتابفروشی فروغ‬ ‫فروشگاه مهر‬ ‫رستوران صدف‬ ‫سوپر شرقی‬ ‫فرانکفورت‬ ‫فروشگاه رویا‬ ‫فروشگاه مش قاسم‬ ‫فروشگاه نگین‬ ‫سوپر شیراز‬ ‫پخش ایران‬ ‫سوپر خراسان‬ ‫هتل آپولو‬ ‫فروشگاه ایران‬ ‫دارمشات‬ ‫پرایم بازار‬ ‫فروشگاه آسیا‬ ‫مونیخ‬ ‫بازارچه حافظ‬ ‫آکسبورگ‬ ‫الکتریکی‌ مسعود‬ ‫سوپر پارس‬ ‫هانوفر‬ ‫سوپرحافظ‬ ‫تراول کاسپین‬ ‫رستوران بلدا‬ ‫سوپر شیرین‬ ‫نورمارکت‬ ‫کتابخانه ایرانیان فاست‬ ‫کارگاه ایرانیان‬ ‫مرکز پناهندگان هانوفر‬ ‫پاکیزه مارکت‬ ‫آرایشگاه آکامتو‬

‫هامبورگ‬ ‫تماشا‬ ‫پامیر بازار‬ ‫پرسپولیس‬ ‫نادی مارکت‬ ‫سوپر مارکت آریا‬ ‫نان بهزاد‬ ‫رستوران سپیده‬ ‫رستوران موالنا‬ ‫رستوران زعفران‬ ‫آخن‬ ‫فروشگاه همدان‬ ‫سوپر سینا‬ ‫سوپر آسیا‬ ‫بن‬ ‫سوپر پرسپولیس‬ ‫سوپر پارس‬ ‫دورتموند‬ ‫فروشگاه پرسپولیس‬ ‫سوپر مارکت ایران‬ ‫پرسپولیس‬ ‫فروشگاه پارس‬ ‫فروشگاه فردوسی‬ ‫هلند‬ ‫آمستردام‬ ‫فروشگاه نوبهار‬ ‫بوخوم‬ ‫کتابفروشی آیدا‬ ‫دوسلدورف‬ ‫فروشگاه مهارانی‬ ‫سوپر تک‬ ‫رستوران کندو‬ ‫قنادی جمیل‬ ‫سوپر آسیا‬ ‫سوپر کلومبوس‬ ‫رستوران ونک‬ ‫اسن‬ ‫فروشگاه اهواز‬ ‫پاریس‬ ‫شهر فرنگ‬ ‫بازارچه‬ ‫اسکان‬ ‫رستوران بناپارت‬ ‫سوپر سپید‬ ‫رستوران شومینه‬ ‫رستوران کلبه‬ ‫سوپر ایران‬ ‫رستوران جت ست‬ ‫رستوران مزه‬

‫نمایندگی های نشریه تریبون آزاد درآلمان‬ ‫فروشگاه سوپر پارس در اکسبورگ «منطقه بایرن»‬ ‫مهرداد ملکزاده در منطقه هسن و رایلندفالس‬ ‫خانم ماندانا در کلن‬ ‫رامتین در هامبورگ‬

‫نمایندگی نشریه تریبون آزاد در سوئد ‪ -‬استکهلم‬ ‫سوپر کاسپین احد ایرانی‌‬

‫نامه‌های رسیده‬

‫مجید علم‬ ‫ارث شوم داریوش همایون به پادوهایش‬ ‫آقای سرابی عزیز‪ ،‬با درود و تبریک به خاطر نشریه وزین تریبون آزاد‬ ‫می‌خواستم به شما یادآوری کنم که در صفحات احزاب که در نشریه‬ ‫تریبون آزاد منتشر می‌شود شما اطالعیه‌های حزب مشروطه را هم چاپ‬ ‫کنید و من تعجب می‌کنم زیرا می‌دانم خط سیاسی شما رادیکال است‬ ‫و به احزابی توجه دارید که خواهان سرنگونی این رژیم در کلیت باشند‪.‬‬ ‫ولی شما بهتر از من می‌دانید که پایه گذار این حزب در یک حرکت‬ ‫انحرافی و عوام گول زنانه در جهت منافع رژیم حرکت می‌کرد و اعالم‬ ‫می‌کرد چنانچه هر کشوری به جمهوری اسالمی حمله کند‪ ،‬ما هم در‬ ‫کنار جمهوری اسالمی خواهیم ایستاد و این دقیق ًا همان شعاری است‬ ‫که امروز پادوهای داریوش همایون هم می‌دهند‪ .‬البته آقای سرابی شما‬ ‫باعث شدید که امثال کسانی مانند ‪ ..........‬که شما میکروفن به آنها‬ ‫دادید و جلوی دوربین فرستادید به عنوان گزارشگر‪ ،‬حاال مدعی رهبری‬ ‫حزبی باشند و جالب است بدانید پدر همین شخص رفت و آمد با‬ ‫سفارت دارد‪.‬‬ ‫تریبون آزاد زندگی و امید به من داده است‬ ‫جمال رضوانی‪ :‬هامبورگ‬ ‫مدتهاست که گوشه گیر و غم زده زندگی خود را می‌گذرانم‪ .‬تا چند‬ ‫ماه پیش روزنامه تریبون آزاد را از فروشگاه پ اپیر در هامبورگ دریافت‬ ‫کردم و امروز ششمین شماره آن را تا به حال گرفته‌ام و دلیل نوشتن این‬ ‫یادداشت هم این است که شش ماه شش شماره تریبون آزاد را بارها‬ ‫و بارها خوانده‌ام و به این یقیم و اعتماد رسیدم که در این دوران ایران‬ ‫فروشی مانند زمان قاجار تنها روزنامه تریبون آزاد است که حرف دل و‬ ‫داغ جگر امثال مرا می‌نویسد و امیدوار شدم که هنوز ایران بچه‌هایی دلیر‬ ‫و قهرمان دارد که به عشق کشورشان قلم به چشم می‌کشند و با شیره‬ ‫جانشان می‌نویسند‪ .‬به خدای ایران سوگند حال و روزم تغییر کرده است‬

‫و در زندگیم امید آمده است‪ .‬امید به اینکه وطن من سربازانی با شرافت‬ ‫و شهامت دارد که برای رهایی و آزادی ایران و ایرانیان تالش می‌کنند‪.‬‬ ‫دست همه همکاران روزنامه ملی و مردمی تریبون آزاد را می‌بوسم و‬ ‫افتخار می‌کنم چنین روزنامه‌ای در جامعه طاعون زده خارج از کشور‬ ‫وجود دارد‪.‬‬ ‫دزدان در زندان و همکاران در گریز‬ ‫نامه من خطاب به کسی نیست به جامعه‌ای افسارگسیخته و دچار هرج‬ ‫و مرج و آشوب است که در کنار ما زندگی می‌کنند و صد افسوس‬ ‫که نام هموطنان را با ما شریک هستند‪ ،‬ولی جنسشان از خمیره کثیف‬ ‫آخوندی است و برای پول و درآمد هیچ پیشنهادی را هر چند اندک رد‬ ‫نمی‌کنند‪ .‬این گروه درواقع کارچاق کن‌های مزدوران حکومت هستند‬ ‫که زیر پوشش به ظاهر کارهای تجاری مانند خرید و فروش خانه‪ ،‬دایر‬ ‫کردن رستوران‪ ،‬دفتر تصادفات و‪ ...‬خرید و فروش ارز و‪ ...‬راه و روش و‬ ‫یادگیری را به عمله اکره‌های رژیم نشان می‌دهند و زمانی که سر و کارشان‬ ‫به پلیس و زندان می‌افتد‪ ،‬برای رد گم کردن‪ ،‬شروع می‌کنند به جو سازی‬ ‫تا خودشان را پشت این بازی‌های حقارت آمیز پنهان کنند‪ .‬من از شما به‬ ‫عنوان یک نشریه حرفه‌ای می‌خواهم از شغل روزنامه‌نگاری خود استفاده‬ ‫کنید و سری به دادگاههای مختلفی بزنید که متاسفانه کسانی را محاکمه‬ ‫می‌کنند که نام مقدس ایرانی را یدک می‌کشند‪ .‬آن زمان متوجه خواهید‬ ‫شد که در همین لندن و دور و برمان چه می‌گذرد و چنانچه مایل باشید‬ ‫حاضرم اسامی کسانی را که در زندان هستند و رفقا و همکاران آنها را که‬ ‫امروز ژستی دیگر گرفته‌اند معرفی نمایم تا جامعه بداند دور و برشان چه‬ ‫خبر است!؟ پاسخ‪ :‬دوست عزیز‪ ،‬شیوه و روش کار ما که ‪ 25‬سال است‬ ‫مشخص است و در این راه با هیچکس تعارف نداریم‪ .‬چنانچه شما هم‬ ‫می‌توانید مدارکی به ما ارائه نمائید که محکومیت افرادی ثابت شده باشد‬ ‫و سوابق همکاری افراد دیگر که با آنان در یک مسیر بوده‌اند را خواهیم‬ ‫نوشت‪ .‬شما به ما مدرک نشان بدهید‪ .‬نگران چاپ آن نباشید‪.‬‬

‫دوست یابی‌‬ ‫هدف از چاپ پيام هاى دوست يابى كمك به كسانى است كه در غربت زندگى مى كنند و به داليلى امكان ارتباط به مكانهاى‬ ‫عمومى ايرانى را ندارند و تنهايى و يافتن هم زبانى مى تواند كمكى در جهت بهبود و شرايط سخت تنهايى آنان باشد‬ ‫مجله تریبون آزاد هيچ گونه مســئوليتى در قبال چاپ پيام هاى دوســتيابى ندارد و طريقه اين ارتباط تنها از راه ارسال نامه به‬ ‫آدرس مشــریه است و مسئول اين بخش نامه هاى رســيده را در اختيار كدهاى اعالم شده قرار خواهد داد ارسال مشخصات‬ ‫غير حقيقى يا هر گونه ســوء اســتفاده از اين كانال بعهده متقاضى تماس با نامه هاى دريافتى است كه مطمئن باشد انتخاب‬ ‫صحيح را انجام داده است‬

‫آدرس ارسال براى بخش دوست يابى‬ ‫رویا ‪ 54‬ساله ساکن فرانسه به دنبال دوستی به‬ ‫قصد ازدواج با آقایی ایرانی با میانگین ســنی‬ ‫‪ 55-65‬که عالقه مند به ادبیات و موســیقی‬ ‫باشد هستم‪.‬‬ ‫کد ‪43‬‬ ‫سوسن ‪ 38‬ساله در آمستردام زندگی می کنم‬ ‫از ازدواج اولم یک پســر و یک دختر ‪ 18‬و ‪15‬‬ ‫ساله دارم شغل مناسب با درآمد کافی دارم به‬ ‫دنبال آشــنایی با آقایی ایرانی با میانگین سنی‬ ‫‪ 40-50‬ســاله می باشم تفریحات مورد عالقه‬ ‫من سینما ورزش و موزیک می باشد‬ ‫کد ‪543‬‬ ‫امید ‪ 31‬ســاله ســاکن لندن ‪ 11‬ســال است‬ ‫بــه انگلســتان آمــده ام اقامت دائــم دارم به‬ ‫کارهای ســاختمانی مشغول هســتم ازدواج‬ ‫نکرده ام و تجربه دوســتی و آشــنایی با دختر‬ ‫خانمهای ایرانی را ندارم عاشق صفا ؛ محبت‬ ‫و روراســتی هستم به دنبال آشــنایی به قصد‬ ‫ازدواج با خانمی ایرانی با میانگین سنی ‪-30‬‬ ‫‪ 20‬ساله هستم‬ ‫کد ‪743‬‬ ‫رها ‪ 25‬ســاله ساکن اســپانیا در شهر ساحلی‬ ‫ماالگا زندگی می کنم ‪ 7‬سال است به اسپانیا‬ ‫آمده ام سال دوم دانشگاه عالقه مند به فرهنگ‬ ‫و سیاست و ورزش می باشم به دنبال آشنایی‬ ‫با جوانی ایرانی با میانگین سنی ‪ 25-30‬سال‬ ‫می باشم‬ ‫کد ‪844‬‬ ‫علی ســاکن لیدز انگلستان ‪ 29‬ســال دارم ‪4‬‬

‫‪P.O.Box 2821‬‬ ‫‪LONDON NW2 1DS‬‬

‫سال است به انگلســتان آمده ام جواب مثبت‬ ‫دارم در یک رســتوران انگلیسی شبها کار می‬ ‫کنم عالقــه مند به موزیک و ســینمای ایرانی‬ ‫می باشم به دنبال دوســتی و آشنایی با دختر‬ ‫خانمی ایرانی با میانگین ســنی ‪ 20-30‬ساله‬ ‫هستم‬ ‫کد ‪845‬‬ ‫مرجان ســاکن برایتون مدت ‪ 7‬سال است به‬ ‫انگلســتان آمده ام یک بــار ازدواج کرده ام و‬ ‫جدا شــده ام فرزندی نــدارم اقامت دائم دارم‬ ‫به دنبال دوستی و آشــنایی با آقایی ایرانی در‬ ‫کشور آلمان هســتم و عالقه مندم که در آلمان‬ ‫زندگی کنم عالقه منــد به ورزش و همچنین‬ ‫مذهب کاتولیک هستم‬ ‫کد ‪846‬‬ ‫شــهریار ‪ 22‬ساله ساکن شهر کلن در آلمان ‪11‬‬ ‫ســال پیش با خانواده ام به آلمــان آمدم دوره‬ ‫تخصصــی کامپیوتــر را می گذرانم عاشــق‬ ‫کامپیوتر؛ موزیک و ورزش می باشم به دنبال‬ ‫دوستی با دختر خانمی ایرانی می باشم‪.‬‬ ‫کد ‪848‬‬ ‫المیرا ‪ 28‬ساله ســاکن لندن ‪ 8‬سال است در‬ ‫این کشــور زندگی می کنم اقامــت دائم دارم‬ ‫رشــته آرایش و زیبایی را تمام کرده ام در حال‬ ‫حاضر فول تایم مشــغول به کار هســتم عاشق‬ ‫موزیــک؛ رقص و ورزش می باشــم به دنبال‬ ‫آشــنایی با آقایی ایرانی با شخصیت ؛ مهربان‬ ‫و راستگو می باشم‬ ‫کد ‪840‬‬ ‫مینو ‪ 36‬ســاله مدت ‪ 14‬ســال است در آلمان‬

‫زندگــی می کنم یک بار ازدواج کرده ام و یک‬ ‫دختر ‪ 8‬ســاله دارم در یک فروشگاه بزرگ کار‬ ‫می کنــم عالقه مند به سیاســت و فعالیتهای‬ ‫اجتماعی هســتم به دنبال دوســتی و آشنایی‬ ‫به قصد ازدواج با آقایی با میانگین سنی ‪-45‬‬ ‫‪ 38‬ساله هستم‬ ‫کد ‪747‬‬ ‫محمد رضا ‪ 49‬ســاله ســاکن پاریس ‪ 20‬سال‬ ‫اســت در فرانســه زندگــی می کنم همســر‬ ‫فرانسوی داشته ام ولی متارکه کرده ام فرزندی‬ ‫ندارم صاحب شــغلی بســیار خوب هستم به‬ ‫دنبــال خانمی تحصیل کــرده و جدی جهت‬ ‫زندگی مشترک می باشم‪.‬‬ ‫کد ‪851‬‬ ‫شقایق هســتم ‪ 32‬ســال دارم مدت ‪ 12‬سال‬ ‫است در انگلســتان در شهر نیوکاسل زندگی‬ ‫می کنم در یک فروشــگاه مشغول بکار هستم‬ ‫عاشق موزیک ‪،‬سینما و ورزش هستم به دنبال‬ ‫آشــنایی به قصد ازدواج با آقایــی با میانگین‬ ‫سنی ‪ 35-50‬سال هستم ‪.‬‬ ‫کد ‪850‬‬ ‫نیلوفر ‪ 41‬ســاله هســتم در شــهر بیرمنگام‬ ‫زندگی مــی کنم قبال ‪ 15‬ســال لنــدن بودم‬ ‫صاحب خانه و شــغل خوبی هستم دو دختر‬ ‫از ازدواج قبلی دارم به دنبال آشــنایی به قصد‬ ‫ازدواج با آقایی با شــخصیت ‪،‬تحصیل کرده‬ ‫و خانواده دوســت هســتم با میانگین ســنی‬ ‫‪45-55‬‬ ‫کد ‪852‬‬


‫صفحه ‪31‬‬

‫شماره‌ دوازدهم ‪ 10 -‬آبان ماه ‪139۱‬‬


‫صفحه ‪32‬‬

‫شماره‌ دوازدهم ‪ 10 -‬آبان ماه ‪139۱‬‬


Turn static files into dynamic content formats.

Create a flipbook