Skip to main content

تریبون آزاد (شماره 9)

Page 1

‫فحشای دولتی در تهران‬ ‫صفحه‪13‬‬

‫تریبـون آزاد ‪ ،‬شمـاره‌ی نهم‪ 30 ،‬تیر ماه ‪139۱‬‬ ‫‪ 20‬جوالی ‪ ، 2012‬بها در انگلستان ‪ 80‬پنس و در اروپا ‪ 1‬یورو‬ ‫‪Issue no 9. Friday 20 July 2012‬‬

‫پدیده دو و میدانی انگلستان در دانشجویان قهرمان ایران زمین‬ ‫المپیک ایرانی است‬

‫صفحه ‪25‬‬

‫صفحه ‪4‬‬

‫برای‬ ‫ثبت‬ ‫در تاریخ‬ ‫صفحه‪16‬‬

‫نازنین افشین جم ‪ ،‬خواستار بسته شدن سفارت جمهوری اسالمی در اوتاوا شد‬ ‫نازنین افشین جم‪ ،‬که امروز همسر پیتر مک کی‪ ،‬وزیر دفاع‬ ‫کاناداست‪ ،‬گفته است که سفارتخانۀ جمهوری اسالمی‬ ‫در اوتاوا به بهانۀ رویدادهای فرهنگی‪ ،‬صرف ًا تبلیغات‬ ‫ایدئولوژیک به سود رژیم جمهوری اسالمی را می کند‪.‬‬ ‫دولت کانادا نسبت به اقدامات سفارتخانۀ جمهوری اسالمی‬ ‫ایران در به کارگیری ایرانیان مهاجر تحت عنوان فعالیت‌های‬ ‫فرهنگی هشدار داد‪ .‬سخنگوی وزرات امور خارجۀ کانادا در‬ ‫اینباره گفته است که کانادایی‌های ایرانی تبار برای فرار از‬ ‫سرکوب رژیم اسالمی ایران به کانادا مهاجرت کرده اند‬ ‫تا زندگی بهتری را در این کشور پی بگیرند‪ .‬وزارت امور‬ ‫خارجۀ کانادا از سفارتخانۀ ایران در اوتاوا خواسته است که‬ ‫در انتخاب و گزینه‌های زندگی ایرانیان مهاجر در کانادا‬ ‫دخالت نکند‪.‬‬ ‫دولت کانادا همچنین به سفارتخانۀ جمهوری اسالمی‬ ‫هشدار داده است که سرویس‌های امنیتی کانادا اعمال‬ ‫دیپلمات‌های ایرانی را تحت نظر دارند تا مانع از اقدام‌های‬ ‫آنان برای تهدید و ارعاب شهروندان کانادایی شوند‪.‬‬ ‫هشدار دولت کانادا واکنشی است در واقع به اظهارات‬ ‫حمید محمدی کاردار فرهنگی سفارت ایران در اوتاوا که‬ ‫در مصاحبه‌ای خواستار استفاده از ایرانیان مقیم کانادا به‬ ‫سود منافع دولت ایران در خارج از کشور شده بود‪ .‬حمید‬

‫محمدی در این مصاحبه از ایرانیان مهاجر خواسته بود که‬ ‫با کسب مقام‌های مهم در کانادا از جذب شدن در فرهنگ‬ ‫کانادایی پرهیز کنند‪.‬‬ ‫به گزارش منوتو‪ ،‬در این حال‪ ،‬نازنین افشین جم‪ ،‬فعال‬ ‫حقوق بشر و شهروند کانادایی ایرانی تبار در واکنش به‬ ‫تالش رژیم ایران برای استفاده از کانادایی های ایرانی تبار‬ ‫در خدمت منافع حکومت اسالمی ایران خواستار بسته شدن‬ ‫سفارت جمهوری اسالمی در اوتاوا شد‪ .‬روزنامۀ کانادایی‬ ‫«نشنال پست» با گزارش این خبر افزوده است که نارنین‬ ‫افشین جم در سال ‪ ۱۹۷۹‬به دنبال دستگیری و شکنجۀ پدرش‬ ‫در ایران به همراه خانواده اش این کشور را ترک کرد‪.‬‬ ‫نازنین افشین جم در جای دیگری از سخنانش افزوده است‬ ‫که بارها افرادی او و خانواده اش را به دلیل موضعگیری‬ ‫هایش در اعتراض به نقض حقوق بشر در ایران تهدید جانی‬ ‫کرده اند‪ .‬خانم افشین جم که امروز همسر پیتر مک کی‪،‬‬ ‫وزیر دفاع کاناداست‪ ،‬گفته است که سفارتخانۀ جمهوری‬ ‫اسالمی در اوتاوا به بهانۀ رویدادهای فرهنگی‪ ،‬صرف ًا تبلیغات‬ ‫ایدئولوژیک به سود رژیم اسالمی ایران می کند‪ .‬در واکنش‬ ‫به این سخنان یک دیپلمات جمهوری اسالمی در کانادا‬ ‫گفته است که سفارتخانۀ ایران در کانادا قصد به کارگیری‬ ‫کانادایی های ایرانی تبار را ندارد‪.‬‬

‫‪0221 - 9247 133‬‬

‫‪Mauritiussteinweg 116 - 50676 Köln‬‬

‫‪Mauritiussteinweg‬‬ ‫‪- 50676‬‬ ‫‪Mauritiussteinweg‬‬ ‫‪116 116‬‬ ‫‪- 50676‬‬ ‫‪KölnKöln‬‬ ‫‪info@aeroplan.de‬‬

‫‪www.aeroplan.de‬‬


‫شماره‌ی نهم ‪ 30 -‬تیر ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪2‬‬

‫بحث آزاد در تریبون آزاد فضایی‬ ‫برای نقد و بررسی عقاید و نظریات‬ ‫شما که خواننده ما هستید در این‬ ‫شــماره آقای مرداویج زیاری از‬ ‫لندن نظریات خود را بیان کرده اند‬ ‫شماهم میتوانید با بین عقاید خود‬ ‫دیگران را آگاه سازید‬

‫نامه یک سردار اخراجی سپاه دادگاه ‪ 5‬نفره‬ ‫نظامی برای تصفیه سپاهیان معترض‬

‫نامه زیر که ما آن را خالصه کرده و نکات‬ ‫خبری و اساسی آن را – به زعم خویش‪-‬‬ ‫استخراج کرده ایم‪ ،‬ظاهرا توسط یکی از‬ ‫سرداران سپاه نوشته شده است‪:‬‬ ‫درهمین دوسه سال اخیر‪ ،‬من باتفاق عده ای‬ ‫دیگر از دوستانم ازسپاه اخراج شدیم‪ .‬اخراج‬ ‫درسکوت وپشت درهای بسته وباحضورسه‬ ‫تا پنج نفری که خودشان اسم این جمع را‬ ‫گذاشته بودند‪ :‬دادگاه نظامی‪.‬‬ ‫توجیه کــردن ما هم کارساده ای نبود‪.‬‬ ‫چقدرمی توانستند با “آقا اینطورخواسته” ما‬ ‫را از معبر حرامخواری های خود عبوربدهند؟‬ ‫اول سعی کردند با کشاندن ما که تعدادمان‬ ‫هم کم نبود به داخل کعده های خودشان که‬ ‫از پولهای بادآورده پر بود را تطمیع کنند‪.‬‬ ‫ورود سپاه به کارقاچاق کاال و ارز درحالی‬ ‫صورت گرفت که باالدستی های ما ضرورت‬ ‫جذب سرمایه را برای اهداف انقالبی سپاه‬ ‫بهانه می کردند‪.‬‬ ‫ریاست جمهوری یک تشکیالتی درست کرده‬ ‫بود به اسم “ستاد مبارزه با قاچاق کاال وارز”‬ ‫وهمزمان سرداران باالدستی سپاه ازجزیره‬ ‫های قشم وهرمز و ابوموسی و حتی ازطریق‬ ‫پروازهای رسمی و بین المللی به همین‬ ‫کار یعنی قاچاق کاال وارز مشغول بودند‪.‬‬ ‫اعتراض گاه گاه ما باعث شد که ما به یک‬ ‫جمع ناراضی تبدیل شویم‪ .‬شناسایی ما برای‬ ‫حفاظت اطالعات سپاه کارشاقی نبود‪.‬‬

‫ورود سپاه به مسایل امنیتی واطالعاتی را به‬ ‫اسم این که “وزارت اطالعات” قاب دستمال‬ ‫دولت هاست وهیچ اعتمادی به آن نیست‬ ‫پذیرفتیم‪ .‬با ورود سپاه به مسایل سیاسی به‬ ‫صرف این که غفلت درمجلس و دولت و‬ ‫نبود سپاه درجاهای حساس کشور ممکن‬ ‫است همانجاها را به دست معاندان ودشمنان‬ ‫بیندازد کنارآمدیم‪ .‬اما سکوت دربرابر خونی‬ ‫که بعد ازانتخابات سه سال پیش از مردم‬ ‫برزمین ریخته شد دیگر با “آقا اینطورخواسته”‬ ‫توجیه پذیرنبود‪ .‬این شد که اعتراض های‬ ‫ما باال گرفت‪ .‬اول اعتراض بود و بعد شد‬ ‫تمرد‪ .‬گفتند دستجمعی اعدامتان می کنیم‪.‬‬ ‫بعدش که دیدند ما تا پای مرگ ایستاده ایم‬ ‫خودشان کوتاه آمدند وما را به حبس های ده‬ ‫سال و هفت سال و پنج سال محکوم کردند‬ ‫و بعدا خودشان با وساطت این و آن که‬ ‫انصاف نیست اینها از استوانه های سپاه هستند‪،‬‬ ‫منت اغماض و اخراج و بازنشستگی را حلقه‬ ‫گوشمان کردند‪.‬‬ ‫من حاال می فهمم خروج یک کمپرسی جنازه‬ ‫از زندان اوین درسال شصت وهفت هیچ‬ ‫تعریفی جز جنایت نداشته و من که سالها پیش‬ ‫این کمپرسی های پر از جنازه را به چشم خود‬ ‫دیده بودم وآن را به اسم ضرورت انقالبی‬ ‫توجیه کرده بودم‪ ،‬یک کور به تمام معنا بوده‬ ‫ام‪.‬‬ ‫این نامه را بخاطراین می نویسم که به مردم‬ ‫بگویم هنوز نیز درسپاه سرداران و افسرانی‬ ‫هستند که نسبت به جنایت ها و خیانت های‬ ‫سپاه حساس و معترضند‬ ‫من بدلیل شاخص بودن مسئولیتم هرچه‬ ‫بگویم شناسایی می شوم‪ .‬مجبورم کلی بگویم‬ ‫وبگذرم‪ .‬سپاه رسما برنامه ریزی کرد و مستقیم‬ ‫ازخود رهبردستخط داشت و قدم به قدم هم‬ ‫با خود رهبرهماهنگ شد و قدم به قدم هم‬ ‫برای زدن ها و کشتن هایش از بیت معظم‬ ‫اجازه گرفت‪.‬‬ ‫امید من به پاسدارانی است که پاک وانسان‬ ‫هستند‪ .‬اینها ازداخل سپاه با سپاه دست به‬ ‫یقه خواهند شد‪ .‬ما نیز مانده بودیم برای‬ ‫یک چنین روزهایی‪ .‬اما شناسایی شدیم یا بی‬ ‫گداربه آب زدیم و اخراج شدیم‪ .‬اما نوید‬ ‫بدهم که درداخل سپاه فراوانند پاسدارانی‬ ‫که اصل و نسب دارند‪.‬‬ ‫نمایندگان مجلس طرح دوفوریتی بستن‬ ‫تنگه هرمز را تصویب کرده اند‪ .‬بعنوان یک‬ ‫کارشناس نظامی بگویم که همه ُعده و ُعرضه‬ ‫ما زیاد دوام بیاورد نهایتا دوازده ساعت تا یک‬ ‫روز است‪ .‬بعدش که همه زیرساخت های ما‬ ‫را زدند و کاری هم ازموشک های مشکوک‬ ‫ما برنیامد‪ ،‬ملت ما را به گلوله می بندند‪.‬‬ ‫الف – میم ‪ :‬سردار اخراجی سپاه‬

‫دستها را بوسه نزدید‬ ‫فکری برای پاهای برهنه بکنید‬

‫اینجا یکی از ‪ 60‬کوره آجرپزی در شهر یزد است‪.‬‬ ‫آنها که صاحب این کوره ها هستند کبکشان خروس‬ ‫می خواند و درآمدشان باالست‪ ،‬و آنها که دراین‬ ‫کوره ها جان می کنند تا نانی به کف آورده و به‬ ‫خانه ببرند‪ ،‬بخت آینه هم ندارند که خنده حکومت‬ ‫را در آن ببینند!‬ ‫« بخت آینه ندارم که در آن می نگری‪ -‬خاک بازار‬ ‫نیارزم که بر آن می گذری»‬ ‫درکنار این ‪ 60‬کوره آجرپزی دستی‪ 140 ،‬کوره‬ ‫فشاری و صنعتی نیز در یزد فعال است که نان‬ ‫صاحبان آنها هم در روغن است‪ ،‬گرچه کارگران‬ ‫آنها در این روغن جلز و ولز می کنند!‬ ‫فعال خاک و آب ارزان و مجانی در یزد و حکومتی‬ ‫که خدمتگذار پولداران است و بقول حافظ «دوران‬ ‫به کام» است! انقالبی که با اعتصاب کارگران نفت‬ ‫ایران به پیروزی رسید و حکومتی که از قول پیامبر‬ ‫اسالم می گفت «بردست های کارگران بوسه می‬ ‫زنیم» حاال نه تنها بر این دستها بوسه نزده و نمی زند‪،‬‬ ‫تازه اگر کارگران شانس بیآورندکه به گوشه زندان‬ ‫نیافتند‪ .‬پاافزارشان هم همین است که درعکس می‬ ‫بینید! آن دستهای بی بوسه مانده و این پاهای بی‬ ‫کفش مانده سرانجام به پیوندی برای حرکت و‬ ‫گرفتن گریبان حکومتیان خواهند رسید؟‬

‫خیرش به بیت رهبری می رسد!‬

‫در تهران ‪ 200‬هزار صندوق صدقه نصب شده است و اگر هر روز ‪ 50‬نفر‪ ،‬نفری ‪ 100‬تومان به این صندوق ها‬ ‫بیاندازند حساب کنید در طول روز و ماه چند میلیارد تومان جمع می شود‪ .‬هر ماه می شود ‪ 30‬میلیارد تومان و‬ ‫سالش می شود ‪ -36‬میلیارد تومان‪ .‬این صندوق ها را کمیته امداد امام نصب کرده و موتلفه اسالمی اداره آنها را‬ ‫برعهده دارد‪ ،‬اما حساب و کتاب اصلی دست بیت رهبری است‪.‬همانجائی که حاضر نیست کوچکترین حسابی نه‬ ‫به مردم‪ ،‬نه به مجلس و نه به هیچ ارگان دیگریبدهد و بگوید‪ :‬این پول ها کجا می رود؟ بودجه بیت چقدر است و‬ ‫چگونه خرج میشود؟ این درجات نظامی که مرتب روی شانه های فرماندهان سپاه سبز می شود بر چه اساسی داده‬ ‫می شود؟ انتصاب آنها به فرماندهی چه معیاری دارد و کدام ضابطه را؟ و‪....‬‬

‫ی جتـاری خود را در نشریه تریبـون آزاد به چاپ برسانید‪.‬‬ ‫آگـه ‌‬ ‫ی و ویژه را از دســـت ندهید و فراموش نکنید که نشـریه تریبـون‬ ‫ایـن فرصــت استثنای ‌‬ ‫آزاد با باالترین تیراژ در سراسر اروپـا به منـازل هزاران فارسـی زبـان می‌رود‪.‬‬ ‫‪۰۲۰۸۲۰۸۰۰۱۰‬‬ ‫تریبون آزاد زیر نظر‬ ‫شورای نویسندگان‬

‫نشریه آزاد برای ایرانی‬ ‫آزاد و ایـرانــی آزاده‬

‫تریبون آزاد در قبال مطالب و مقاالتی که به‌وسیله‬ ‫افراد دیگر نوشته می‌شود و آگهی‌ها مسئولیتی‬ ‫را نمی‌پذیرد و چنانچه نام و اسامی افرادی برده‬ ‫می‌شود آنان نیز حق خواهند داشت که جوابیه و‬ ‫نظریات خود را بر اساس قانون مطبوعات برای ما‬ ‫ارسال و ما نیز اقدام به چاپ آن خواهیم نمود‪.‬‬ ‫تریبون آزاد‬

‫‪P.O.Box 2821, LONDON NW2 1DS‬‬ ‫‪Tel: 020 8208 0010‬‬ ‫‪Email: rangarang_London@hotmail.com‬‬ ‫‪www.rangarang.co.uk‬‬


‫شماره‌ی نهم ‪ 30 -‬تیر ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪3‬‬

‫ما ایرانیها !؟ ‪...‬‬

‫در هر مجلس و محفلی‬ ‫یا گفتگویــی حتی دو‬ ‫نفره در میان ایرانیان‬ ‫یک ســوژه و موضوع‪،‬‬ ‫تبدیل به حرف اول شده‬ ‫است و معمو ً‬ ‫ال هم آغاز‬ ‫این بحــث با تعریف از‬ ‫ملیتهای دیگر شروع و با‬ ‫انتقاد شدید به جامعه‬ ‫ایرانیان خامته می یابد‬ ‫که مث ً‬ ‫ال منونه هایی از‬ ‫این حرفهــا این چنین‬ ‫است‪.‬‬

‫ترکها‪ ،‬افغانها و جهودها همه هوای‬ ‫همدیگر را دارنــد ولــی تنها ملیتی‬ ‫که فقط تــاش می کنند زیــر آب‬ ‫هموطنش را بزند ما ایرانیها هستیم‬ ‫! فقط بلدیم کاله سر هم بگذاریم!‬ ‫حسادت و تنگ نظری کورمان کرده !‬ ‫در ظاهر قربان صدقه هم میرویم و‬ ‫در پشت سر ریشه همدیگر را میزنیم‬ ‫! خالصه قطاری از واژه ها و کلمات‬ ‫مایوس کننده و منفی که چنانچه‬ ‫شنونده عشق و عالقه ای هم به روابط‬

‫جامعه ایرانی داشته باشد دلسرد و نا امید‬ ‫میشود‪ .‬براستی از خود پرسیده ایم که‬ ‫چرا؟ آیا طی ‪ 33‬سال گذشته و همان‬ ‫سالهای قبل و اولیه انقالب هم این‬ ‫حرفها زده میشد ؟‬ ‫شاید ریشه یابی و کند و کاو ساده‬ ‫روانشناسی یک جامعه نیاز به بررسی‬ ‫‪ ،‬تجزیه ‪ ،‬تحقیق و پژوهش دارد‬ ‫ولی در یک زبان ساده میتوان گفت‬ ‫جامعه ای که بیمار میشود ابتدا هویت‬ ‫و شناسنامه خود را گم می کند‪ .‬در‬ ‫تمام دوران تاریخ بشری نشان داده‬ ‫شده که کشورها و مردم مورد تهاجم‬ ‫قرار گرفته شده جدا از صدمات مالی‬ ‫وجانی دچار آسیب های اجتماعی و‬ ‫فرهنگی هم شده اند‪ .‬تاثیرات روحی‬ ‫و روانــی حمله کنندگان به حمله‬ ‫شوندگان کام ً‬ ‫ال در زمانهای گوناگون‬ ‫خود را نمایان می سازد‪ .‬همچنان که‬ ‫وقتی حاکمان مهاجم از کشورها‬ ‫تسخیر شــده میروند بــاز هم زمان‬ ‫زیادی می خواهد تا دوباره مردمان‬ ‫آن سرزمین اشغال شده به حاالت‬ ‫عادی و طبیعی خود برگردند‪.‬‬ ‫در ایران سال ‪ 57‬یک قوم بر ایران‬ ‫حاکم شد که پرچمدار و پیشقراول‬ ‫تفکری ‪ 1400‬ساله بــود و دستور‬ ‫العملی را سر لوحه حکومت خود‬ ‫قــرار داده بــود که نشات گرفته از‬ ‫کتابی مجهول بنام «توضیح المسائل»‬ ‫بود که چنین کتابهایی تعیین کننده‬ ‫راه و روش زندگی انسانها میشود و‬ ‫در واقع به حاکمان پیرو چنین تفکری‬

‫اجازه میدهد در تمامی مسائل زندگی‬ ‫روزمــره مردمان زیر سلطه و فرمان‬ ‫خود دخالت و نظارت داشته باشند‪ .‬از‬ ‫رختخواب زناشویی گرفته تا تربیت‬ ‫فرزندان و داد وستد و جنگ و جدل‪،‬‬ ‫همه چیز پایه و اساسش بر مبانی نهاده‬ ‫میشود که فردی بنام ولی فقیه صاحب‬ ‫قدرت مطلقه میگردد و این فرد حق‬ ‫خواهد داشــت به تمامی افــراد یک‬ ‫کشور بگوید شما نمی فهمید و تنها‬ ‫من هستم که قادرم تشخیص دهم یک‬ ‫ملت ‪ 70-80‬میلیون نفری چگونه باید‬ ‫زندگی کنند‪.‬‬ ‫و ایــن ســرآغــاز تـــراژدی و سقوط‬ ‫اخــاقــی یــک ملت اســت کــه حق‬ ‫زندگی و تعیین سرنوشت او را ازش‬ ‫می گیرند و این تحقیر و خوار شدن‬ ‫یک انسان است که حتی حق رای او را‬ ‫هم باطل می کنند و میگویند چنانچه‬ ‫اگر همه مردم ایران به یک فرد و یا‬ ‫موضوعی خاص رای بدهند ولی فقیه‬ ‫میتواند آرا را باطل کند زیرا غیر از‬ ‫ولی فقیه بقیه مردم صغیر هستند‪ ،‬یعنی‬ ‫حق انتخاب نهایی را ندارند ‪.‬‬ ‫‪ 33‬ســال در چنین محیط و فضایی‬ ‫مسموم و آلوده به خرافات‪ ،‬غبییات و‬ ‫توهمات دروغین مذهبی و امدادهای‬ ‫ساختگی غیبی! باید توقع چگونه‬ ‫مردمانی را داشت ؟! سالم و شاداب‬ ‫و تندرست؟! مسلماً از شکم چنین‬ ‫حکومتی واپسگرا و غاصب‪ ،‬مردمانی‬ ‫تربیت میشوند‪ ،‬سیاهکار و دغل باز‪،‬‬ ‫ظاهر نمای دروغین و پنهان نمای‬

‫همت عالی و مراحم انسانی و گاهی ملی و میهنی‬

‫اهل زد و بند و درآمدهای نامشروع نبوده و نیستیم‪ .‬پول در ادامه زندگی نشریه‬ ‫تریبون آزاد بسیار مهم و حیاتی است ولی نه هر پولی! بدنبال کسب درآمد جهت‬ ‫سر پا نگهداشتن نشریه هستیم ولی با حفظ اصول و پایبندی به مسئولیت و تعهدات‬ ‫انسانی‪ ،‬ایرانی و حرفه ای‪.‬‬ ‫پس نه گدایی می کنیم و نه دست در برابر دشمنان ملت ایران دراز می نمائیم‪ .‬بلکه‬ ‫با کمال افتخار و سربلندی از تو هموطن انسان با شرف ایرانی تقاضای کمک می‬ ‫نمائیم و انتظار داریم بر اساس بضاعت و توانایی تان و با امید به همت عالی تان به‬ ‫نشریه ای که متعلق به خودتان است کمک کنید زیرا کمکهای شما باعث خواهد‬ ‫شد تریبون آزاد هر شماره چون شناسنامه هویت ایرانیان به منازل شما بیاید‪.‬‬ ‫در فضایی مسموم و آلوده مطبوعاتی که رژیم در خارج از کشور بخصوص در‬ ‫لندن براه انداخته است و با سرازیر کردن پولهای کثیف مافیایی – دولتی هر‬ ‫روز یک ورق پاره ای جدید به فهرست نشریات حکومتی لندن اضافه میگردد که‬ ‫همگی مجانی و قیمت آگهی هایشان هم در حد مجانی است‪ ،‬زیرا هزینه هایشان‬ ‫را حکومت تامین کرده است ‪ ،‬شرایطی بسیار سخت و طاقت فرسا برای ما فراهم‬ ‫کرده اند ولی ایمان و اعتقاد به همت عالی شما ما را امیدوار به ادامه کارمان‬ ‫مینماید‪ .‬در هر کجای اروپا که زندگی می کنید کافیست هر مبلغی که به همت‬ ‫عالی تان بستگی دارد بصورت نقد در پاکتی قرار داده و به آدرس ما که مشاهده‬ ‫می کنید به دفتر نشریه ارسال نمائید‪.‬‬ ‫پیشاپیش دستهای مهربان شما را میفشارم‪.‬‬

‫‪RANGARANG‬‬

‫‪P.O.Box 2821, LONDON NW2 1DS‬‬

‫آلوده‪.‬‬ ‫چنین حکومتی ‪ 33‬ســال ملتی را‬ ‫آمــوزش داده که احساس کنند این‬ ‫کشور و مــردم و ثــروت و تاریخ و‬ ‫فرهنگش آلــوده به طاغوت است و‬ ‫طاغوتیان مردمی را به بیراهه برده‬ ‫بودند و حاال ما این کشور را فتح‬ ‫کــرده ایــم ‪ .‬و ما بــه فاتحان اجــازه‬ ‫میدهیم هرگونه که می خواهند با جان‬ ‫‪ ،‬مال و ناموس ‪ ،‬شرف و سرنوشت‬ ‫این مردم رفتار کنند‪.‬‬ ‫زندگی دوگانه و تضادهای علنی‬ ‫زندگی عمومی و مخفی‪ ،‬محصولش‬ ‫مردمی بیمار میشود که همیشه و همه‬ ‫گاه سایه ای از وحشت و نگرانی را‬ ‫با خود همراه دارد که نکند بفهمند؟‬ ‫نکند لو برود ؟! نکند سنگسار شوم؟!‬ ‫نکند زندان شوم؟! نکند محکوم به‬ ‫شکنجه و شالق شوم؟! و هزاران ترس‬ ‫و نگرانی و وحشت و هراس از سوی‬ ‫حکومتی که به نام اهلل انسان کشی می‬ ‫کند و شخصیت و هویت انسانها را‬ ‫پایمال و لگد کوب مینماید‪ .‬چگونه‬ ‫میتوان توقع داشت اهالی آن جامعه‬ ‫انسانهایی سالم و عادی باشند؟ ‪33‬‬ ‫سال آموزش شبانه روزی در جهت‬ ‫سقوط اخالقی مردمان یک کشور‬ ‫نتیجه اش همین میشود که معرفت‬ ‫و اخــاق‪ ،‬احساس و عاطفه واقعی‪،‬‬ ‫حس مسئولیت انسانی از پیکره جامعه‬ ‫کنده شده و فساد دلخواه حکومتی‬ ‫جایگزین آن میگردد‪.‬‬ ‫جامعه ای که هیچ چیزش سر جای‬

‫خــودش نیست‪ ،‬از رهبر گرفته که‬ ‫آخوند شارالتان و روضه خوانی ‪5‬‬ ‫تومانی بــوده تا مشتی الت و چاقو‬ ‫کش و عوضی بنام سردار‪ ،‬پاسدار و ‪...‬‬ ‫توقع بیش از حد نمیتوان از مردمان آن‬ ‫جامعه داشت‪ .‬فحشاء‪ ،‬اعتیاد‪ ،‬دزدی‪،‬‬ ‫قاچاق‪ ،‬همگی دولتی و کام ً‬ ‫ال تحت‬ ‫نظارت و کنترل حکومت میباشد و‬ ‫رژیم برای گسترش آن برنامه ریزی‬ ‫کرده است‪ .‬از همان سرزمین و از آن‬ ‫جامعه بیمار و آلوده گروهی کوچ می‬ ‫کنند و به خارج میایند و طی دهسال‬ ‫گذشته حضور دهها هزار ایرانی در‬ ‫خــارج از کشور که متاثر از شیوه‬ ‫زندگی پلیسی و مافیایی در ایران‬ ‫بوده اند باعث ارمغانی شوم در جامعه‬ ‫ایرانیان خارج از کشور هم شده و‬ ‫بهمین دلیل سوژه حرفها و بحث ها‬ ‫به رفتار و کردار و گفتار بد و منفی‬ ‫درباره ایرانیان ختم میشود‪.‬‬ ‫دوستان‪ ،‬گرفتاران فــراری ایرانی با‬ ‫تمام عیب ها و ایراداتی که دارند‪،‬‬ ‫شیوه زنــدگــی شــان متاثر از شیوه‬ ‫اجباری زندگی در سایه حکومتی‬ ‫فاسد اســت‪ .‬در واقــع همه ایرانیان‬ ‫قربانیان حادثه ای وحشتناک و شوم‬ ‫بنام «انقالب اسالمی خمینی‪ ،‬هستند‬ ‫که ثمره اش امروز در خارج از کشور‬ ‫حضور دارد‪.‬‬ ‫این بحث ادامه دارد‪.‬‬

‫اطالعیه جدید نشریه تریبون آزاد‬

‫به اطالع کلیه هموطنان و فارسی زبانان عزیز میرساند که با‬ ‫توجه به اینکه نشریه تریبون آزاد در لندن منتشر و در سراسر‬ ‫اروپا و همچنین امریکا توزیع میگردد و با در نظر گرفتن‬ ‫حجم سنگین تولید و توزیع و مسافتهای طوالنی سکونت‬ ‫خوانندگان‪ ،‬این نشریه در هیات تحریر تصمیم گرفته شد از‬ ‫ماه آگوست و سپس ‪ 25‬هر ماه تریبون آزاد منتشر و بفاصله‬ ‫‪ 5‬روزه پس از انتشار در اروپا و امریکا این نشریه در دسترس‬ ‫عزیزان هوادار تریبون آزاد قرار داده شود‪.‬‬ ‫در ازای ماهانه شدن نشریه تریبون آزاد این تغییرات نیز از‬ ‫شماره دهم که ‪ 25‬آگوست خواهد بود شما شاهد آن خواهید‬ ‫بود‪.‬‬ ‫‪-1‬افزایش صفحات از ‪ 32‬صفحه به ‪ 40‬صفحه‪.‬‬ ‫‪-2‬چهار صفحه ‪ 40-39-2-1‬در کاغذ براق و گالسه چاپ‬ ‫خواهد شد‪.‬‬ ‫‪ 6-3‬چهره سرشناس و محبوب نیز به جمع همکاران نشریه‬ ‫اضافه خواهد شد‪.‬‬ ‫امیدواریم که هر یک از شما عزیزانی که تشخیص میدهید‬ ‫نشریه تریبون آزاد ارزش کمک و همیاری را دارد ما را‬ ‫تنها نگذارید و از طریق دادن آگهی های تجاری خود و یا‬ ‫دوستانی که می شناسید و تشویق آنان جهت چاپ آگهی‬ ‫های تجاری شان کمکی به تداوم این نشریه کرده باشید‪.‬‬


‫شماره‌ی نهم ‪ 30 -‬تیر ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪4‬‬

‫عليه افغاني ستيزي جمهوري اسالمي بپا خيزيم!‬

‫رضا پهلوی‬

‫دانشجویان قهرمان ایران زمین‬ ‫پیام رضا پهلوی به مناسبت گرامیداشت‬ ‫سالگرد جنبش دانشجویی ‪ ۱۸‬تیر‬ ‫‪ ۱۸‬تیر ‪ ،۱۳۷۸‬نقطه عطفی در تاریخ جنبش های‬ ‫دانشجویی ایران بود که جرقه آن از اعتراض به‬ ‫تعطیلی غیر قانونی یک روزنامه آغــاز شد و به‬ ‫خیزشی اجتماعی بدل گشت‪ .‬جنبشی که با الگوی‬ ‫نافرمانی های مدنی و مبارزه بدور از خشونت‪ ،‬اصل‬ ‫نظام جمهوری اسالمی و دیکتاتوری مذهبی آن را‬ ‫به زیر سوال برد‪ .‬خیزش دانشجویی ایران‪ ،‬جنبش‬ ‫مستقل و پویای قشر فرهیخته و جوانی با اندیشه‬ ‫های دموکرات و سکوالر بود که با فاصله گرفتن‬ ‫از آرمان های دوم خرداد ‪ ۱۳۷۶‬یعنی اصالح رژیم‪،‬‬ ‫آغازی شد بر جدایی نهاد های مستقل دانشجویی‬ ‫از نظام مستبد و تمامیت خواه والیت فقیه‪ .‬حرکتی‬ ‫که تبلور خواسته ها و آرمــان های دانشجویان‪،‬‬ ‫روشنفکران و دگراندیشان ایرانی بود‪ ،‬به سرعت‬ ‫گسترش یافت و گروه های دیگر جامعه را جذب‬ ‫خود کرد‪.‬‬ ‫برخورد رژیم والیت فقیه با خواسته های برحق‬ ‫دانشجویان‪ ،‬قلع و قمع شدید وحشیانه آنان بود‬ ‫که به کشته شدن و مجروح شدن شمار زیادی‬ ‫از دانشجویان منجرگشت‪ .‬بسیاری از دانشجویان‬ ‫به زندان افتادند و شکنجه شدند و پس از آن هم‬ ‫محروم از تحصیل؛ برخی ناچار از ترک وطن بودند‬ ‫و امروز در سنگر مبارزه علیه جمهوری اسالمی و‬ ‫درمیان اپوزیسیون خارج از کشور هستند‪ .‬سرکوب‬ ‫دانشجویان کوی دانشگاه‪ ،‬جنایتی بود که هیچ گاه‬

‫از یاد و خاطره مردم ایران پاک نخواهد شد‪.‬‬ ‫ده سال پس از حادثه ‪ ۱۸‬تیر‪ ،‬جنبش سبز ایران‬ ‫توانست دامنه مبارزات مدنی را از حوزه دانشگاه به‬ ‫سطح جامعه بکشاند و فراگیر شود‪ .‬دانشجویان که‬ ‫بخش های مختلف جامعه‪ ،‬همچون زنان‪ ،‬کارگران‪،‬‬ ‫بازاریان‪ ،‬هنرمندان‪ ،‬نظامیان‪ ،‬اقوام‪ ،‬ادیان و دیگر‬ ‫اقشار را نمایندگی می کنند‪ ،‬علیرغم سرکوب‬ ‫نهادهای حکومتی‪ ،‬نقش پررنگی در جنبش کثرات‬ ‫گرای سبز ایفا نمودند و چراغ دار مسیر مبارزات‬ ‫بدور از خشونت بودند‪.‬‬ ‫دانشجویان قهرمان ایران زمین‪،‬‬ ‫مبارزات شیرزنــان و دلیرمردان مبارز راه آزادی‪،‬‬ ‫شعله هــای جنبش آزادیخواهانه مــردم ایــران را‬ ‫فروزان تر نموده و پایه های این نظام مستبد و دانش‬ ‫ستیز را به لرزه انداخته است‪.‬‬ ‫در شرایط کنونی که کشورمان با آن روبروست‪،‬‬ ‫شما دانشجویان مبارز می بایست با آگاهی بخشی‬ ‫و ایجاد شبکه های اجتماعی‪ ،‬در خانواده‪ ،‬محله‬ ‫و همچنین در کل جامعه‪ ،‬حرکت های اعتراضی‬ ‫آگاهانه را سازماندهی نمایید‪.‬‬ ‫همچنین در فضای سرکوب و اختناق حاکم بر‬ ‫کشور‪ ،‬دانشجویان ایرانی بــرون مــرز‪ ،‬به منظور‬ ‫رســانــدن پیام جنبش دانشجویی درون مــرز به‬ ‫جهانیان‪ ،‬با استفــاده از فضای حقیقی و مجازی‬ ‫همچون وبالگ‪ ،‬شبکه های اجتماعی‪ ،‬رسانه های‬ ‫خبری بین المللی‪ ،‬وظیفه سنگینی را بر دوش دارند‪.‬‬ ‫یقین دارم کــه مــبــارزات آزادیــخــواهــانــه مــردم‬ ‫کشورمان در راه دستیابی به حقوق بشر‪ ،‬مدرنیته‪،‬‬ ‫رفاه‪ ،‬عدالت اجتماعی‪ ،‬برابری‪ ،‬آزادی‪ ،‬دموکراسی‬ ‫و سکوالریسم‪ ،‬تنها با اتحاد در یک حرکت منسجم‬ ‫و ملی‪ ،‬به ثمر خواهد نشست‪.‬‬ ‫یاد و خاطره کشته شدگــان کوی دانشگــاه را‬ ‫گرامی می دارم و بر مـادران پارک اللــه و بر همه‬ ‫خانواده های جان باختگان و آسیب دیده گان و‬ ‫زندانیان در بند حاکمیت تمامیت خواه جمهوری‬ ‫اسالمی‪ ،‬که جان و جهان خود را در راه آزادی‬ ‫کشور و آرمان های آزادی خواهانه مردم ایران به‬ ‫خطر انداختند‪ ،‬درود می فرستم‪.‬‬ ‫خداوند نگهدار ایران باد‬ ‫رضا پهلوی‬ ‫‪ ۱۸‬تیرماه ‪۱۳۹۱‬‬

‫پیام رضا پهلوی به همایش‬ ‫دفاع از متامیت ارضی ایران‬ ‫پیام رضا پهلوی به همایش دفاع از تمامیت ارضی‬ ‫ایران‬ ‫در طی هزاره ها ایرانیان بارها و بارها ثابت کرده اند‬ ‫که حفظ و حراست از تمامیت ارضی میهن برایشان‬ ‫از باالترین اولویت هاست و در این راستا از بذل‬ ‫جان نیز دریغ نداشته اند‪.‬‬ ‫یکپارچگی و تمامیت ارضی ایران مهمی است که‬ ‫به هیچ روی ایرانی در مقابل تهاجم به آن سکوت‬ ‫نخواهد کرد و پاسداری از آن را نمادی ازهویت‬ ‫ملی خود می داند‪.‬‬ ‫برای ایرانیان راستین همانقدر که کاهش سهم ایران‬ ‫در دریای خزر دردناک است‪ ،‬که مخدوش شدن‬ ‫نام خلیج فارس بوسیله همسایگان و یا موسسات‬ ‫علمی و فرهنگی جهان‪ .‬بی درایتی رژیم حاکم‪،‬‬

‫زمینه ساز پایمال شدن حق ایران و ایرانی در گسترۀ‬ ‫جهانی شده است‪.‬‬ ‫در این راستا ست‪ ،‬که من تالش های هم میهنانی‬ ‫که همواره در صحنه جهانی حضور می یابند تا‬ ‫صدای حق خواهانه ایرانیان را به گوش جهانیان‬ ‫برسانند و حراست از مرز و بوم میهن عزیزمان را‬ ‫یک وظیفه میهنی تلقی می کنند را قدر می دارم‬ ‫و هم صدا با آنان به جهانیان گوشزد می کنم که‬ ‫ایرانیان نه متجاوز به حقوق دیگرانند و نه تجاوز‬ ‫دیگران به حقوق حقه خود را بر می تابند‪.‬‬ ‫خداوند نگهدار ایران باد‬ ‫رضا پهلوی‬ ‫هفتم تیرماه ‪۱۳۹۱‬‬

‫عليه افغاني ستيزي جمهوري اسالمي‬ ‫بپا خيزيم!‬ ‫به دنبال یــورش وحشيانه به توده‬ ‫های افغانی و ضرب و شتم آن ها‬ ‫و به آتش کشيدن منازلشان‪ ،‬اکنون‬ ‫بسياری از این توده های مورد هجوم‬ ‫قرار گرفته مجبور شده اند که در‬ ‫خانه آشنایان خود مخفی شده و یا‬ ‫شهر یزد را ترک کنند‪ .‬برخی از‬ ‫مقامات دولتی و از جمله سخنگوی‬ ‫سفارت جمهوری اسالمی در کابل‪،‬‬ ‫این تعرض وحشيانه و بيرحمانه را به‬ ‫حساب "واکنش عمومی" نسبت به‬ ‫تجاوز و قتل یک دختر ‪ ١٨‬ساله در‬ ‫شهر یزد جلوه داده و در تالش اند این‬ ‫طور وانمود کنند که گویا نيرو های‬ ‫انتظامی و دیگر نيروهای مزدور وابسته‬ ‫به دولت دخالتی در این امر نداشته اند‪.‬‬ ‫اما‪ ،‬صرف نظر از تمام تبليغات سازمان‬ ‫یافته دولتی عليه مردم ستمدیده افغانی‬ ‫مقيم ایران در جهت ایجاد تفرقه فيما‬ ‫بين آن ها و مردم تحت ستم ایران‪ ،‬بر‬ ‫کسی پوشيده نيست که در کشوری‬ ‫که از ترس خيزش توده های جان‬ ‫به لب رسيده‪ ،‬سر هر چــهــارراه و‬ ‫محل تجمع مردمی ‪ ،‬تعدادی پاسدار‬ ‫ایستاده و ماموران انتظامی حتی محل‬ ‫های کم رفت و آمد را هم کنترل می‬ ‫کنند‪ ،‬چنين اقداماتی نمی تواند و نمی‬ ‫توانسته است بدون پشتيبانی نهاد های‬ ‫دولتی رخ داده و تداوم یابد‪ .‬تعرض‬ ‫ضد مردمی به توده های افغان در شهر‬ ‫یزد در شرایطی رخ داده که هنوز از‬ ‫نظر قانونی روشن نشده است که قاتل‬ ‫دختر مورد نظر چه کسی است‪ .‬واضح‬ ‫است که حتی اگر قاتل یک افغانی هم‬ ‫بوده باشد‪ ،‬این امر باز نمی تواند توجيه‬ ‫گر حمله به افغانی ها قرار گيرد‪ .‬چرا‬ ‫که اگر قرار باشد به خاطر جنایت یک‬ ‫فرد یا هر کار خالفی‪ ،‬فاميل ‪ ،‬دوستان‬ ‫و آشنایان وی و یا همشهری هایش‬

‫مورد تعرض قرار گيرند آن گا ه باید‬ ‫در نظر گرفت که در کشوری که در‬ ‫هر گوشه اش هر روز این همه دزدی‬ ‫و جنایت رخ می دهد چه وضعی می‬ ‫تواند پيش آید؟‬ ‫در شرایطی که کشور افغانستان دهه‬ ‫هاست که مــورد تهاجم نيروهای‬ ‫امپریاليستی قرار داشته و جنگ و‬ ‫خونریزی در جهت اهداف پليد این‬ ‫نيروها همچنان در این کشور جریان‬ ‫دارد‪ ،‬طبيعی است که می شنویم که‬ ‫افغانستان بزرگترین رقم مهاجران را در‬ ‫سطح جهان دارا می باشد‪ .‬بخشی از آن‬ ‫مردم سال هاست که در ایران اسکان‬

‫گرفته و زیر بال خفاش جمهوری‬ ‫اسالمی ظلم و جور و سرکوب و‬ ‫دیکتاتوری این رژیم را همراه مردم‬ ‫ستمدیده ایران و البته در ابعادی به‬ ‫مراتب فــزون تر متحمل شده اند‪.‬‬ ‫سال هاست که از یک طرف سرمایه‬ ‫داران خونخوار ایران با استثمار هر چه‬ ‫شدیدتر کارگران و زحمتکشان افغان‬ ‫و بيکارسازی کارگران ایرانی می‬ ‫کوشند بين آن ها تضاد هائی را دامن‬ ‫زنند و از طرف دیگر مبلغين جمهوری‬ ‫اسالمی به هزار شگرد سعی کرده‬ ‫اند مسبب بسياری از نابسامانی های‬ ‫موجود در جامعه را وجود افغانی ها در‬ ‫ایران جلوه داده و ضمن ایجاد تفرقه‬ ‫بين مردم ستمدیده ایران و افغانستان‬ ‫خود را در بسياری از امور از آماج‬

‫خشم مردم دور نگاه دارد‪ .‬برخورد‬ ‫وحشيانه اخير به مردم رنج دیده افغان‬ ‫در یزد در همين چهارچوب قرار‬ ‫دارد‪ ،‬بعالوه این که جمهوری اسالمی‬ ‫با ایجاد فضای رعب و وحشت برای‬ ‫افغانی ها و تحت فشار قرار دادن آن‬ ‫ها این هدف را هم دنبال می کند که‬ ‫آن ها را مجبور به ترک کشور کنند‪.‬‬ ‫نگاهی به سوابق جمهوری اسالمی‬ ‫در اشاعه افغانی ستيزی همچون‬ ‫جلوگيری از ورود آن ها در روز‬ ‫سيزده بدر امسال به پارک "صفه"‬ ‫در اصفهان و اخيرا هم در فارس‬ ‫تبليغ "ممنوعيت ارائه خدمات و مواد‬ ‫غذایی به اتباع بيگانه غير مجاز"‪ ،‬به‬ ‫روشنی نشان می دهد که چه کسانی‬ ‫در پشت موج اخير افغانی ستيزی‬ ‫قرار داشته و به این واسطه می کوشند‬ ‫اذهان مردم را از مسایل اصلی و درد‬ ‫هائی که همه اهالی کشور را رنج می‬ ‫دهد منحرف سازند‪.‬‬ ‫چریکهای فدائی خلق ضمن محکوم‬ ‫کردن تعرض به برادران و خواهران‬ ‫افغانی در یزد و هر جای دیگر ایران‬ ‫و با تاکيد بر مبارزه با هر شکل تظاهر‬ ‫افغانی ستيزی که از افکار و اندیشه‬ ‫های ارتجاعی نژادپرستانه نشأت می‬ ‫گيرد‪ ،‬جمهوری اسالمی را مسبب‬ ‫و عامل هجوم وحشيانه به توده های‬ ‫افغان در یزد دانسته و ضمن همدردی‬ ‫نه فقط با توده های مورد تهاجم قرار‬ ‫گرفته افغان در شهر یزد بلکه با تمام‬ ‫افغانی های تحت ستم مقيم در ایران‪،‬‬ ‫باز هم بر ضرورت نابودی رژیم پليد و‬ ‫وابسته به امپریاليسم جمهوری اسالمی‬ ‫تأکيد کرده و همه ستمدیده گان را‬ ‫برای پيمودن هر چه قاطع تر این راه‬ ‫فرا می خواند‪.‬‬ ‫نابود باد رژیم وابسته به امپریاليسم‬ ‫جمهوری اسالمی!‬ ‫زنده باد انقالب!‬

‫به دفاع از مهاجرین افغان برخیزیم!‬ ‫تهاجم وحشیانه و سازمان یافته رژیم‬ ‫جمهوری اسالمی به مهاجرین افغان‬ ‫ساکن ایران در روزهــای اخیر اوج‬ ‫سیاستهای راسیستی و فاشیستی این‬ ‫رژیم در طول سه ده گذشته است‪.‬‬ ‫بهانه ایــن بــار کشف جسد یک‬ ‫دختر هجده ساله از درون چاهی در‬ ‫اطراف شهر یزد است‪ .‬هنوز هم بعد‬ ‫از گذشت چند روز هیچ سندی دال‬ ‫بر اینکه این رویداد توسط یک فرد‬ ‫افغانستانی صورت گرفته باشد ارائه‬ ‫نگردیده است‪ .‬پیدا شدن یک جسد‬ ‫کافی است که روزنامه های دولتی‬ ‫شایع سازند که این عمل توسط یک‬ ‫مهاجرافغانستانی صورت گرفته و خود‬ ‫این امر کافی است تا اراذل و اوباش‬ ‫رژیم به محالت افغان نشین مغول‬ ‫وار هجوم برده مهاجرین‪ ،‬کارگران‬ ‫و زحمتکشان افغانستانی را مصدوم‬ ‫نموده‪ ،‬خانه و کاشانه آنها را به آتش‬ ‫کشیده و پیر و جوان و کودکشان را‬ ‫زیر دست و پا له کنند‪.‬‬ ‫طنز تاریخ اینکه اوباشان رژیمی که‬ ‫خود یکی از زن ستیزترین رژیم های‬ ‫دوران معاصر می باشد به بهانه کشف‬ ‫جسد یک دختر‪ ،‬مردمی را مورد‬ ‫هجوم قرار می دهند که هیچ نقشی در‬ ‫این رویداد نداشته اند‪ .‬این تهاجم در‬ ‫واقع به اجرا گذاشتن قانون ضد انسانی‬ ‫قصاص جمهوری اسالمی در ابعاد‬ ‫توده ای بوده و در خدمت گسترش‬ ‫جو ارعاب در جامعه در متن تداوم‬ ‫بحران اقتصادی‪ -‬سیاسی‪ ،‬بده و بستان‬ ‫با قدرتهای سرمایه داری جهان بر سر‬

‫سرنوشت برنامه های هسته ای رژیم‪،‬‬ ‫و گسترش ابعاد فقر و فالکت عمومی‬ ‫و مقابله با خطر انفجار اجتماعی است‪.‬‬ ‫سرنوشت مهاجرین افغانستانی در ایران‬ ‫آیینه تمام نمای سرنوشت دردناک‬ ‫مردمی است که سرزمینشان بیش از‬ ‫سه دهه میدان تاخت و تاز نیروهای‬ ‫امپریالیستی و رقابت افسار گسیخته‬ ‫جریانات مرتجع اسالمی است‪.‬‬ ‫آنچه در طــول بیش از سه ده به‬ ‫مهاجرین افغان ساکن ایران گذشته‬ ‫است بیان روشن بی حقوقی انسان‬ ‫افغان است‪ .‬زمانی باید گوشت دم‬ ‫تــوپ رژیــم جمهوری اسالمی در‬ ‫جریان جنگ هشت ساله ایران و عراق‬ ‫شوند‪ ،‬زمانی باید رونق بخش نماز‬ ‫جمعه بی رونق رژیم گردند‪ ،‬زمانی‬ ‫باید به عنوان کارگر ارزان بی حق و‬ ‫حقوق به بردگی کشیده شوند‪ ،‬زمانی‬ ‫کودکانشان اجازه ورود به مدارس‬ ‫را نداشته باشند و اخیرا رسما آنان را‬ ‫از حضور در ‪ 15‬استان کشور ممنوع‬ ‫کرده و در یک اقدام فاشیستی‪ ،‬طی‬ ‫مصوبه ای همه مدارک هویتی و ثبت‬ ‫شده بسیاری از انان را از درجه اعتبار‬ ‫ساقط کرده و آنان را واداشته اند تا‬ ‫بدون درنگ ایران را ترک کنند و‬ ‫آنهایی که قصد خروج دارند در مرز‬ ‫ایران و ترکیه مورد تیراندازی نیروهای‬ ‫انتظامی جمهوری اسالمی قرار می‬ ‫گیرند‪ .‬آخرین نمونه در این مورد‬ ‫کشته شدن ‪ 18‬تن از مسافران افغان در‬ ‫مرز ایران و ترکیه بود‪.‬‬ ‫تردیدی نباید داشت که تهاجم اخیر‬

‫اوباشان رژیم به مهاجرین افغانستانی‬ ‫در یزد بخشی از سیاست مــدون و‬ ‫راسیستی جمهوری اسالمی علیه‬ ‫مهاجرین افغانی است‪ .‬سیاستی که‬ ‫یادآور تهاجم نازی ها به یهودیان‬ ‫ساکن آلمان و پیش درآمد گسیل‬ ‫میلیونی آنان به اردوگاههای مرگ می‬ ‫باشد‪ .‬فراموش نکنیم که فاصله زمانی‬ ‫زیادی مابین آتش زدن محل کار و‬ ‫کاشانه یهودیان تا ارسال آنان به کوره‬ ‫های آدم سوزی موجود نبود‪.‬‬ ‫نباید گذاشت که رژیم جمهوری‬ ‫اسالمی سیاست فاشیستی و ضد‬ ‫انسانی خود را به پیش برد‪ .‬باید تمام‬ ‫وجدانهای بیدار جهانی را به دفاع‬ ‫از مهاجرین افغاانستانی فراخوانده و‬ ‫اعتراض گسترده ای را علیه سیاستهای‬ ‫راسیستی و فاشیستی جمهوری اسالمی‬ ‫سازمان داد‪.‬‬ ‫سرنگون باد رژیم جمهوری اسالمی‬ ‫زنده باد آزادی‪ ،‬برابری‪ ،‬حکومت‬ ‫کارگری‬ ‫زنده باد سوسیالیسم‬ ‫کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران‬


‫شماره‌ی نهم ‪ 30 -‬تیر ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪5‬‬

‫بیانیه جبهه دموکراتیک ایران به مناسبت فرا رسیدن سالروز ‪ 18‬تیر ماه‬ ‫هجدهم تیر ماه آغاز جنبش نوین دانشجویی ایران‬ ‫هجده تیر ماه آغاز جنبش نوین دانشجویی در ایران است که دیگر حکومت جمهوری اسالمی نمی تواند آن را به نام خود‬ ‫مصادره نماید ‪ .‬اگر چه ‪ 16‬آذر ماه ‪ 1332‬و به خون غلتیدن سه آذر آهورایی در صحن دانشگاه به دست عوامل استبداد‬ ‫باعث شد که این روز به نام روز دانشجو در تقویم تاریخی ملت ایران به ثبت برسد‪ ،‬ولی اکنون می بینیم تمامیت خواهان بر‬ ‫سریر حکومت اسالمی نشسته که همه چیز این ملت را به نام خود مصادره کرده اند تا اندکی بر دروغ هایشان رنگ راستی‬ ‫بزنند‪ 16 ،‬آذر ماه را هم به وسیله بسیج‪ ،‬نیروهای شبه نظامی درون دانشگاه و دیگر کار به مزدان حکومتی به انحصار خود‬ ‫درآورده و می خواهند مانند دیگر رویدادهای ملی این سرزمین آن را از حقیقت تهی و رخت دروغ و تزویر بر تن آن‬ ‫نمایند ‪ .‬دریغ از ‪ 18‬تیر ماه که حاکمیت بتواند آن را با فریب از حقیقت آن چه که رویداده است‪ ،‬دور نماید و اذهان مردم و‬ ‫افکار عمومی را به سوی خواسته های خود منحرف نماید ‪ .‬آن چه که از روز ‪ 18‬تیر ماه سال ‪ 1378‬شروع شد و در روزهای‬ ‫بعدی ادامه یافت به عنوان نقطه عطف در مبارزات آزادی خواهانه دانشجویان یاد می شود‪ ،‬پرچمی که سال هاست جنبش‬ ‫دانشجویی در این سرزمین بر دوش می کشد و حاصل آن ده ها کشته و صدها زندانی و هزاران آسیب دیده می باشد ‪.‬‬ ‫جنبش دانشجویی ایران به عنوان یک حرکت اصیل و بر خواسته از متن مردم و همگام با خواسته های آنان و به عنوان مشعل‬ ‫دار راه آزادی‪ ،‬عدالت و مردم ساالری‪ ،‬سعادت و رفاه را برای مردمان این کهن دیار می خواهد ‪ .‬آن چه که بیش از یک‬ ‫قرن است و از مبارزات مردم در برقراری مشروطیت آغاز شده و هنوز به سر منزل مقصود نرسیده است‪.‬‬ ‫بی گمان آن چه در‪ 18‬تیر ماه سال ‪ 1378‬رویداد در ادبیات آزادی خواهانه ملت ما و دیگر ملت های آزادی خواه به یادگار‬ ‫مانده است و سندی گویا بر رسوایی کسانی است که می خواهند بر بنیان دروغ و نیرنگ حکومت کنند ‪ .‬ولی آنان هر چه‬ ‫در توان داشته باشند در مقابل شفافیت حرکت دانشجویی ‪ 18‬تیر ماه رنگ باخته و راهی دیگر برایشان به غیر از حذف ‪18‬‬ ‫تیر ماه از اذهان مردم باقی نمی ماند‪ ،‬که هرگز چنین خواستی مقرر نخواهد شد ‪ .‬چون هر سال به هنگام فرا رسیدن تیر ماه‬ ‫آن چه بیش از هر چیزی رخ می نماید بزرگداشت جنبش نوین دانشجویی و پاسداشت یاد و خاطره جان باختگان‪ ،‬زندانیان‬ ‫و آسیب دیدگان این رویداد است ‪ .‬جان باختگانی که هیچ گاه تعداد واقعی آنان مشخص نشد و تنها نامی از عزت ابراهیم‬ ‫نژاد نام برده شد که همواره نیروهای امنیتی از برگزاری مراسم یادبود برای این شهید عزیز جلوگیری می نمایند‪.‬‬ ‫جنبش دانشجویی ‪ 18‬تیر ماه آمیخته است به نام جاودانه اکبر محمدی این یار دبستانی ما و عضو جبهه متحد دانشجویی که‬ ‫شدیدترین شکنجه ها را از زمان بازداشت در تیر ماه ‪ 1378‬در زندان های حکومت جمهوری اسالمی تحمل کرد تا این که‬ ‫در هشتم مرداد ماه سال ‪ 1385‬در بند ‪ 350‬زندان اوین بر اثر اعتصاب غذا و ممانعت زندانبان ها از رسیدگی های پزشکی به‬ ‫دیگر یاران جان باخته جنبش دانشجویی ایران پیوست تا همواره نام او بر تارک شهدای دانشجومی بدرخشد ‪.‬‬ ‫زنده باد آزادی ‪ -‬برقرار باد دموکراسی ‪ -‬گسسته باد زنجیر استبداد‬ ‫شانزدهم تیر ماه سال ‪1391‬‬ ‫جبهه دموکراتیک ایران‬

‫كارگران حمل آهن آالت در سنندج‬ ‫کارفرما و اداره کار را تسلیم خواست خود کردند‬ ‫طبق گزارشی كه به كمیته كردستان حزب كمونیست كارگری رسیده است‪ ٬‬روز سه شنبه ‪ ١٣‬تیرماه نزدیك به ‪ ٢٠٠‬نفر از‬ ‫كارگران حمل آهن آالت سنندج در اعتراض به ناچیز بودن حقوق خود دست از كار میكشند و در مقابل اداره كار سنندج‬ ‫تجمع می كنند‪ .‬تجمع كارگران با بی اعتنائی اداره كار مواجه می شود‪ .‬اداره کار از خود سلب مسئولیت میکند و اعالم‬ ‫میکند که کاری از دستش ساخته نیست‪.‬‬ ‫كارگران متحدانه اعالم می كنند كه تا زمانی که به خواست آنها رسیدگی نشود به اعتراض و تجمع ادامه خواهند داد‪ .‬الزم‬ ‫به ذكر است كه این كارگران در ازای بار زدن هرکیلو آهن ‪ ٧‬تومان دریافت میکنند و این در حالی است که قیمت آهن‬ ‫بیش از دو برابر شده و هزینه های زندگی سرسام آور باال رفته است‪ .‬با پافشاری کارگران و اتحاد و یکپارچگی آنها‪ ،‬اداره‬ ‫كار و كارفرمایان ناچار به عقب نشینی می شوند و همانجا اداره كار قول می دهد كه دستمزد كارگران از بار زدن هر كیلو‬ ‫آهن از ‪ ٧‬تومان به ‪ ١٠‬تومان افزایش خواهد یافت‪ .‬با این موفقیت کارگران به تجمع خود پایان میدهند‪.‬‬ ‫زنده باد کارگران حمل آهن سنندج و عزم و اتحاد آنها‪ .‬ما بارها اعالم کرده ایم که دولت بشدت نگران شعله ور شدن‬ ‫خشم میلیونی مردم است و میداند که هر مبارزه جمعی و متحدانه ای بویژه در شهری مانند سنندج اگر ادامه پیدا کند میتواند‬ ‫بقیه کارگران و مردم را به میدان بیاورد و مجبور به عقب نشینی میشود‪ .‬حزب کارگران کلیه مراکز کارگری را به تشدید‬ ‫مبارزه برای افزایش دستمزد و سایر مطالبات بحق خود فرامیخواند‪ .‬حضور اعضای خانواده های کارگری در تجمعات‬ ‫اعتراضی‪ ،‬اطالع رسانی دائمی به جامعه و برگزاری مجمع عمومی و تصمیمات متحد و یکپارچه و پافشاری بر تداوم مبارزه‪،‬‬ ‫فاکتورهای مهم موفقیت کارگران در اعتراضات آنها است‪.‬‬ ‫کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ایران‬

‫سوپر دنا‬

‫‪SUPER DENA‬‬ ‫کلیه مایحتاج یک خانواده ایرانی را‬ ‫زیر یک سقف گرد آوری منوده است‬

‫مریم رجوی از حتریمهای نفتی احتادیه اروپا استقبال میکند‬ ‫یک‌شنبه‪ ۱۱ ،‬تیر ‪۱۳۹۱‬‬ ‫مریم رجــوی از تحریمهای نفتی اتحادیه اروپا‬ ‫استقبال میکند و خواستار همه جانبه شدن تحریمها‬ ‫و پیوستن سایر کشورها است‬ ‫رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایــران از اعمال‬ ‫تحریمهای نفتی اتحادیه اروپا علیه فاشیسم دینی‬ ‫حاکم بر ایــران به مثابه یک قدم ضــروری برای‬ ‫جلوگیری از دستیابی این رژیــم به بمب اتمی‪،‬‬ ‫استقبال کرد و خواستار اجرای کامل و بی شکاف‬ ‫آن و پیوستن سایر کشورها به اتحادیه اروپا در‬ ‫اعمال این تحریمها شد‪.‬‬ ‫وی تأکید کرد که ضروری است این تحریمها به‬ ‫عنوان اهرمی برای واداشتن آخوندها به برچیدن‬ ‫کامل برنامه اتمی به کار رود‪ .‬وگرنه مردم ایران‬ ‫هرگونه کوتاه آمدن از قطعنامه‌های شورای امنیت‬ ‫و به رسمیت شناختن غنی‌سازی اروانیوم توسط‬ ‫این رژیم را مطلقاً نمی‌پذیرند‪ .‬مریم رجوی افزود‪:‬‬ ‫مقاومت ایران از ‪ ۲۵‬سال پیش و به ویژه از سال‬ ‫‪ ۲۰۰۲‬پس از اینکه سایتهای اتمی نطنز و اراک را‬ ‫افشا کرد‪ ،‬خواستار این تحریمها بوده است و صلح‬ ‫و آرامش در منطقه و در سطح بین المللی از این‬ ‫تأخیر خسارات زیادی دیده است‪.‬‬

‫مریم رجوی با یادآوری اینکه بخش عمده اقتصاد‬ ‫ایران به ویژه واردات و صــادرات در دست سپاه‬ ‫پــاســداران اســت‪ ،‬تأکید کرد ؛اعمال تحریمهای‬ ‫همه جانبه نه تنها به‌خاطر پروژه های اتمی رژیم‬ ‫بلکه به‌خاطر نقض وحشیانه حقوق بشر و صدور‬ ‫تروریسم بیش از همیشه ضروری است و باید عالوه‬ ‫بر نفت‪ ،‬عرصه های بانکی‪ ،‬تجاری و تکنولوژیک‬ ‫این رژیم را نیز دربرگیرد‪.‬‬ ‫دستیابی بــه بمب اتــمــی‪ ،‬بخشی از استراتژی‬ ‫دیکتاتوری مذهبی برای بقا است و هرگز از آن‬ ‫دست نمی‌کشد‪ .‬به همین خاطر است که مذاکرات‬ ‫با ایــن رژیــم به‌رغم همه امتیازها و انعطافهای‬ ‫کشورهای ‪ ۵‬بعالوه ‪ ۱‬به هیچ کجا نرسیده است‪ .‬از‬ ‫این رو هر چند اعمال تحریمها یک جزء ضروری‬ ‫و غیرقابل صرفنظر کردن برای متوقف کردن پروژه‬ ‫تسلیحاتی این رژیم است‪ ،‬اما راه حل نهایی و قطعی‬ ‫برای خالصی جامعه جهانی از دستیابی رژیم مالیان‬ ‫به بمب اتمی‪ ،‬حمایت از تغییر این رژیم به‌دست‬ ‫مردم و مقاومت و استقرار دموکراسی در ایران‬ ‫است‪.‬‬ ‫دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران‬ ‫‪۱۱‬تیر‪( ۱۳۹۱‬اول ژوییه‪)۲۰۱۲‬‬

‫گردهمایی بزرگ مقاومت ایران در پاریس‬ ‫روز شنبه سوم تیرماه گردهمایی بزرگی در ویلپنت‬ ‫پاریس برگزار گردید‪ .‬تلویزیون فاکس با عنوان تجمع‬ ‫عظیم مقاومت ایران در پاریس نوشت‪ - :‬هزاران نفر‬ ‫ایرانی تبعیدی در یک تجمع در پاریس خواهان تغییر‬ ‫دموکراتیک در ایران و کمک به اعضای مقاومت‬ ‫ایران در کمپهای پناهجویی در عراق شدند‪ .‬شورای‬ ‫ملی مقاومت ایران که مراسم روز شنبه را در یک‬ ‫مرکز کنوانسیون در حومه شمالی ویلپنت ترتیب داده‬ ‫بود تخمین زد نزدیک به ‪۱۰۰‬هزار نفر در این مراسم‬ ‫شرکت کردند‪.‬‬

‫رستوران کندو‬ ‫شبهای خاطره انگیز و‬ ‫بیاد ماندنی خود را در مناسب‌ترین مکان برای‬ ‫فضای صمیمی و متفاوت برگذاری مراسم جشنها‬ ‫و میهمانیهای شما‬ ‫رستوران کندو زنده کنید‬

‫محصوالت ایرانی به صورت عمده و خرده‬

‫‪Tel: 020 85 66 93 60‬‬

‫‪6 Ashbourne Parade (On Hanger Lane‬‬ ‫‪Roundabout) London W5 3QS‬‬

‫‪Geöffnet:‬‬ ‫‪Mo - Do: 12:00 - 22:00‬‬ ‫‪Fr, So: 12:00 - 23:00‬‬ ‫‪Sa: 13:00 - 23:00‬‬ ‫دوشنبه تا پنج شنبه از ظهر تا ‪ 10‬شب‬ ‫جمعه تا یکشنبه از ظهر تا ‪ 11‬شب‬ ‫شنبه از ‪ 1‬تا ‪ 11‬شب‬

‫‪Restaurant kandu‬‬ ‫‪Martinstraße 34, 40223‬‬ ‫‪Düsseldorf‬‬

‫‪1579 1541‬‬

‫‪Tel: 0211‬‬


‫شماره‌ی نهم ‪ 30 -‬تیر ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪6‬‬

‫‪۷‬ایرانی موفق در هالیوود‬

‫داریوش خنجی‬ ‫داریوش خنجی‬ ‫او از اولین سینماگران بین المللی ایرانی‬ ‫االصلی است که در داخل کشور هم‬ ‫شهرت قابل توجهی کسب کرده‬ ‫است‪ .‬خنجی که از پدری ایرانی و‬ ‫مــادری فرانسوی در تهران متولد‬ ‫شــده‪ ،‬تحصیالت سینمایی خود را‬ ‫در آمریکا دنبال کرده است‪ .‬خنجی‪،‬‬ ‫با فیلمبرداری «هفت» و تیزرهای‬ ‫دیوید فینچر به شهرت رسید و برای‬ ‫فیلمبرداری «اویتا» نامزد اسکار شد‪.‬‬ ‫خنجی تاکنون با کارگردانان بزرگی‬ ‫همچون برناردوبرتولوچی‪ ،‬آلن‬ ‫پارکر‪ ،‬رومــن پوالنسکی‪ ،‬سیدنی‬ ‫پوالک‪ ،‬وونگ کار وای و وودی آلن‬ ‫همکاری کرده است‪ .‬عالوه بر دو فیلم‬ ‫آخر وودی‪« ،‬عشق» جدید‌ترین فیلم‬ ‫می‌شائیل هانکه کارگردان مشهور‬ ‫اتریشی را هم خنجی فیلمبرداری‬ ‫کرده که نخل طالیی کن ‪ ۲۰۱۲‬را‬ ‫برد‪.‬‬

‫نظر هانس زیمر را به خــود جلب‬ ‫کرد و باعث شد تا جوادی کارش‬ ‫را در آمریکا به عنوان دستیار زیمر‬ ‫و کــاوس بدلت دنبال کند‪ .‬پس‬ ‫از همکاری در پروژه‌های بزرگی‬ ‫همچون «دزدان دریایی کارائیب» و‬ ‫«بتمن آغاز می‌کند»‪ ،‬جوادی موسیقی‬ ‫متن قسمت سوم از سری فیلم‌های‬ ‫«بلید» را ساخت و پس از آن کار‬ ‫خود را با ساخت موسیقی متن فیلم‌ها‬ ‫و سریال‌هایی همچون «مرد آهنی»‪،‬‬ ‫«فصل شکار»‪« ،‬نبرد تایتان‌ها»‪« ،‬فرار از‬ ‫زندان»‪« ،‬فلش فوروارد» و «بازی تاج و‬ ‫تخت» ادامه داد‪.‬‬ ‫فرهاد صفی نیا‬ ‫آخرین ساخته مل گیبسون‪ ،‬یک‬ ‫ایرانی را به جامعه سینمایی هالیوود‬ ‫معرفی کرد‪ .‬صفی نیا ‪ ۳۷‬ساله که در‬ ‫اروپا اقتصاد خوانده‪ ،‬برای تحصیل‬ ‫سینما به آمرریکا رفــت و پس از‬ ‫آشنایی با مل گیبسون در جریان‬

‫رامین جوادی‬

‫رامین جوادی‬ ‫این آهنگساز ایرانی ‪ ۳۷‬ساله و متولد‬ ‫آلمان در حــال حاضر به یکی از‬ ‫پرکار‌ترین چهره‌های هالیوود تبدیل‬ ‫شده اســت‪ .‬جــوادی در سال ‪۱۹۹۸‬‬ ‫تحصیالت خود را در رشته موسیقی‬ ‫به پایان رساند‪ .‬کارهای اولیه جوادی‬

‫ساخت «مصائب مسیح»‪ ،‬با او در‬ ‫نوشتن فیلمنامه و تهیه فیلم بعدی او‬ ‫«آپو کالیپتو» همکاری کرد‪.‬‬ ‫سال گذشته هم صفی نیا به عنوان اولین‬ ‫ایرانی‪ ،‬تهیه و طراحی یک سریال مهم‬ ‫آمریکایی را به عهده گرفت‪ .‬یکی‬ ‫دو سال قبل هم که صحبت‌هایی از‬

‫با بررسی کارنامه تعدادی از این سینماگران ایرانی که شاید در‬ ‫داخل کشور هم چندان شناخته شده نباشند‪ ،‬می‌بینیم که یک تیم‬ ‫کامل از لژیونرهای سینمایی در حال حاضر بر سر پروژه‌های بزرگ‬ ‫هالیوودی و اروپایی مشغول به کارند‬ ‫هفت صبح‪ :‬با بررسی کارنامه تعدادی از این سینماگران ایرانی که‬ ‫شاید در داخل کشور هم چندان شناخته شده نباشند‪ ،‬می‌بینیم که‬ ‫یک تیم کامل از لژیونرهای سینمایی در حال حاضر بر سر پروژه‌های‬ ‫بزرگ هالیوودی و اروپایی مشغول به کارند؛ سینماگرانی که چندین‬ ‫نامزدی اسکار و جوایز معتبر دیگر را در کارنامه خود ثبت کرده‌اند‬ ‫و شاید نام بسیاری از آن‌ها به گوش شما خنورده باشد‪ ۷ .‬چهره مهم‬ ‫این فهرست را انتخاب کرده‌ایم که آشنایی با آن‌ها خالی از لطف‬ ‫نیست‪.‬‬

‫اقتباس سینمایی رمان مشهور «دنیای‬ ‫قشنگ نو» توسط ریدلی اسکات به‬ ‫گوش می‌رسید‪ ،‬نام صفی نیا به عنوان‬ ‫نویسنده فیلمنامه مطرح بود‪.‬‬

‫فرهاد صفی نیا‬ ‫حسین امینی‬ ‫حسین امینی که سال گذشته فیلمنامه‬ ‫«درایو» اثر نیکالس ویندینگ رفن را‬ ‫نوشته بود‪ ،‬یکی از شناخته شده‌ترین‬ ‫ایرانیان فعال در سینمای جهان است‪.‬‬ ‫امینی که کارش را با نوشتن تله فیلم‬ ‫شروع کرده‪ ،‬در سال ‪ ۱۹۹۷‬برای فیلم‬ ‫«بال‌های فاخته» نامزد جایزه اسکار‬ ‫بهترین فیلمنامه اقتباسی شد‪.‬‬ ‫او در سال ‪ ۲۰۱۰‬تریلر جاسوسوی‬ ‫«شانگهای» ساخته مایکل هفستروم را‬ ‫نوشت و امسال هم دو فیلم پرخرج‬ ‫را در اکران دارد؛ اکشن رزمی «‪۴۷‬‬ ‫رونین» با حضور کیانو ریوز و فیلم‬ ‫فانتزی «سفیدبرفی و شکارچی» با بازی‬ ‫چارلیز ترون و کریستین استوارت‪.‬‬

‫رامین بحرانی‬ ‫رامین بحرانی ‪ ۳۷‬ساله که متولد‬ ‫آمریکاست‪ ،‬یکی از شناخته شده‌ترین‬ ‫چهره‌های سینمای مستقل آمریکا‬ ‫محسوب می‌شود که فیلم‌های بلند‬ ‫و همینطور فیلم‌های کوتاه او در‬ ‫جشنواره‌های کن‪ ،‬ونیز‪ ،‬برلین‪ ،‬تورنتو‬ ‫و ساندنس حضوری موفق داشته‬ ‫است‪.‬‬ ‫راجر ایبرت منتقد معروف شیکاگو‬ ‫سان تایمز‪« ،‬چاپ شاپ» دومین فیلم‬ ‫بلند بحرانی را به عنوان ششمین فیلم‬ ‫بر‌تر سینمای جهان در دهه اول قرن‬ ‫بیست و یکم و بحرانی را به عنوان‬ ‫بر‌ترین کارگردان دهه گذشته انتخاب‬ ‫کرده است! لئونارد مالتین هم آثار او را‬ ‫در فهرست ‪ ۱۵۱‬فیلم برتری که دیده‬ ‫نشده قرار داده است‪.‬‬ ‫حبیب زرگرپور‬ ‫زرگرپور یکی دیگر از ایرانیانی است‬ ‫که نامزد جایزه اسکار شده‪ ،‬آن هم دو‬ ‫بار! زرگرپور از اوایل دهه ‪ ۹۰‬به عنوان‬ ‫طراح جلوه‌های ویژه به کمپانی ‪ILM‬‬ ‫پیوست‪ .‬زرگرپور با عناوین مختلف‬ ‫حسین امینی‬

‫{‪¸ÃÀI‬‬ ‫‪k¹±M ¾ºHj ÂUIµwIM [ºoM‬‬ ‫‪NET WT: 5 Kg‬‬ ‫‪LONG KORN BASMATI RICE‬‬

‫‪SHAHIN‬‬ ‫‪www.shahin-food.com‬‬ ‫‪info@shahin-food.com‬‬ ‫‪Tel.:(+49) 02131 - 59 69 299‬‬ ‫‪(+49) 0177 - 450 90 58‬‬ ‫‪BEST BEFORE: 30.12.2014‬‬ ‫‪KEEP IN DRY PLACE‬‬

‫رامین بحرانی‬ ‫در طراحی جلوه‌های ویژه فیلم‌های‬ ‫مشهوری همچون «ماسک»‪« ،‬پیشتازان‬ ‫فضا»‪« ،‬جومانجی»‪« ،‬اسپاون»‪« ،‬چشمان‬ ‫مــار»‪« ،‬گــردبــاد»‪« ،‬جنگ ستارگان‪:‬‬ ‫اپیزود اول – تهدید شبح»‪« ،‬توفان‬ ‫کامل»‪« ،‬هویت بــورن» و «نشانه‌ها»‬ ‫همکاری داشته و برای فیلم‌های توفان‬ ‫کامل و گردباد هم نامزد اسکار شده‬ ‫اســت‪ .‬زرگــرپــور از ســال ‪ ۲۰۰۳‬به‬

‫کارهای شاخص او محسوب می‌شود‪.‬‬ ‫زرگرپور هم اکنون از اعضای فعال‬ ‫آکادمی هنر‌ها و علوم سینمایی آمریکا‬ ‫و بفتا در زمینه جلوه‌های ویژه است‪.‬‬ ‫دانیال پاسدار‬ ‫در بین ایرانیانی که در فیلم‌ها و‬ ‫سریال‌های هالیوودی بازی کرده‌اند‬ ‫معموال همه تنها فرصت ایفای نقش‬ ‫دانیال پاسدار‬

‫حبیب زرگرپور‬ ‫عنوان مدیر هنری به کمپانی بازی‌های‬ ‫کامپیوتری ‪ EA‬پیوسته و سری‬ ‫بازی‌های «نید فور اسپید» از جمله‬

‫شخصیت‌های اهل خاورمیانه را پیدا‬ ‫کرده‌اند‪ .‬شاید دانیال پاسدار تنها‬ ‫بازیگر ایرانی االصلی است که در‬ ‫پروژه‌های هالیوودی نقش شهروندان‬ ‫آمریکایی را بازی کرده است‪.‬‬ ‫پاسدار که پدرش ایرانی است‪ ،‬کار‬ ‫خود را با ایفای نقشی کوتاه در «تاپ‬ ‫گان» شروع کرد‪ ..‬در بین کارهای‬ ‫قدیمی پاسدار «راه کارلیتو» اثر‬ ‫برایان دی پالما شاخص‌ترین فیلم او‬ ‫محسوب می‌شود اما پاسدار با ایفای‬ ‫نقش در سریال‌ها بود که به شهرت‬ ‫رسید‪ .‬پاسدار عالوه بر حضور در‬ ‫سریال‌های پرطرفداری همچون «خانه‬ ‫دارهای مستاصل» و «کسل» یکیک‬ ‫از نقش‌های اصلی سریال پربیننده‬ ‫«قهرمانان» را هم برعهده داشت‪.‬‬


‫شماره‌ی نهم ‪ 30 -‬تیر ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪7‬‬

‫« پرویز فنی زاده » نیز خفنه است‬

‫آن «گوزن» شمالی را «اعتیاد» شکار کرد!‬

‫تو شهر مــا‪ ،‬یکنفر بــود که‬ ‫خاطرخواه ایــران و مردمش‬ ‫بــود‪ 32 .‬سال پیش‪ ،‬پنداری‬ ‫دود شد و رفت به آسمان‪ .‬او‬ ‫آنقدر ملیجک ناصرالدین شاه‬ ‫ماند تا جنازه ایستاده سلطان‬ ‫صاحبقران را از شاه عبدالعظیم‬ ‫به کاخ سلطنتی باز آوردند‪ ،‬در‬ ‫انتظار پروانه معصومی در فیلم‬ ‫لطیف و عاشقانه «رگبار» زیر‬ ‫رگبار بهاری ایستاد‪ ،‬اما خیس‬ ‫نشد‪ ،‬کنار گــاو مش حسن‬ ‫همراه با عــزت اهلل انتظامی‬ ‫گریست و باالخره در گوزن‬ ‫ها‪ ،‬شاخ بلند او در انبوه شاخه‬ ‫های هرز جنگل رویدادهای‬ ‫شگفت روزگـــار مــا در دو‬ ‫دهه ‪ 40‬و ‪ 50‬گیر کرد و به‬ ‫تیر اعتیاد از پای در آمد‪ .‬آن‬ ‫روز‪ 7 ،‬اسفند سال ‪ 1358‬بود‬ ‫و انقالب ایــران تازه یکساله‬ ‫شــده بــود و هیچکس نمی‬ ‫دانست کودکی که درگهواره‬ ‫خوابیده‪ 33 ،‬سال بعد هیوالئی‬ ‫می شــود مهار نشدنی‪ ،‬بنام‬

‫جمهوری والیت آقای خامنه ای‪.‬‬ ‫آن گوزنی که به تیر اعتیاد از‬ ‫پای در آمد «پرویز فنی زاده»‬ ‫بود‪ .‬اگر‪ ،‬تنها چند نام برای‬ ‫همیشه در تاریخ سینمای ایران‬ ‫ثبت بماند‪ ،‬بی شک او یکی‬ ‫از آنهاست‪ .‬بقول عزت اهلل‬ ‫انتظامی که او نیز خود در این‬ ‫لیست است‪« :‬فنی زاده یک‬ ‫استثنا بود»‪ .‬استثنائی که فارغ‬ ‫التحصیل دانشگده هنرهای‬ ‫دراماتیک دانشگاه تهران بود‪.‬‬ ‫در آغــاز دهــه ‪ ،1350‬یکی‬ ‫دوبــار که بــرای مصاحبه به‬ ‫بخش هنری روزنامه کیهان‬ ‫آمده بود‪ ،‬او را دیدم‪ .‬آنقدر‬ ‫آرام حرف می زد که گوئی‬ ‫خجالت می کشد ذهنش را‬ ‫بر زبــان جــاری کند‪ .‬بعدها‬ ‫خود‪ ،‬گوزن فیلم «گوزن ها»‬ ‫شد‪ .‬فیلمی که سناریوی آن‬ ‫بر اســاس ماجرای محاصره‬ ‫و کشته شدن «احمد زیبرم»‬ ‫(یکی از چریک های فدائی‬ ‫خلق) در یکی از جنوبی ترین‬ ‫محالت تهران نوشته شده بود‪.‬‬ ‫و شاملو سوگوارانه ســرود‪:‬‬ ‫«گنجشک اشی مشی‪ ،‬روی بام‬ ‫ما مشین‪ -‬بارون می آد خیس‬ ‫میشی‪ ،»...‬و سپس نوبت پری‬ ‫زنگنه بود که بغض در گلو آن‬ ‫را بخواند تا بشود موزیک متن‬

‫ازعلی خدایی‬

‫فیلم «گوزن ها»‪.‬‬ ‫سال ‪ ،1356‬ایران خود را برای‬ ‫حوادث بزرگ تاریخی آماده‬ ‫می کــرد‪ .‬یک نیمروز‪ ،‬در‬ ‫یک اغذیه فروشی کوچک‬ ‫در خیابان سلطنت آباد تهران‪،‬‬ ‫تازه غذائی سرپائی سفارش‬ ‫داده بودیم که فنی زاده را‬ ‫پشت در‪ ،‬تکیه به دیوار دیدم‪.‬‬ ‫تکیده شده بود‪ ،‬آنچنان که‬

‫گوئی پوستی بــود خشک‬ ‫شده بر کاسه تاری شکسته‪.‬‬ ‫آهسته به «هاتفی» که هنوز‬ ‫معاون سردبیر کیهان بود و نه‬ ‫سردبیر آن‪ ،‬اشاره کردم‪ .‬رفت‬ ‫بیرون و با فنی زاده بازگشت‪.‬‬ ‫تاب ایستادن نداشت‪ .‬تعارف‬ ‫به غذا کردیم‪ .‬رد کرد‪ .‬چند‬ ‫جمله ای گفت که سیاسی‬ ‫بود و علیه رژیم‪ .‬هاتفی یک‬ ‫صد تومانی از جیبش درآورد‬ ‫و آهسته گذاشت در جیب او‬ ‫و فنی زاده بقول خودش‪ :‬رفت‬ ‫که زنده شود!‬ ‫چه خیال باطلی! رفت که خود‬ ‫را به نا بودی بسپارد‪ ،‬رفت که فیلم «اعدامی « را به پایان نبرد‬ ‫و خود جلوتر از اعدامی ها لب‬ ‫مرگ را ببوسد‪ .‬آن یاس و‬ ‫دلمردگی آلوده به خشم نسل‬ ‫جوان دهه ‪ 50‬را چگونه می‬ ‫توان توصیف کرد؟‬ ‫سکوت را هاتفی شکست و‬ ‫گفت‪ :‬فنی زاده گلسرخی‬ ‫دوم است‪ ،‬با این تفاوت که او‬ ‫خودش‪ ،‬خودش را اعدام می‬ ‫کند!‬ ‫نیمه های سال ‪ ،1358‬زیر آوار‬ ‫آن همه حادثه و رویداد‪ ،‬که‬ ‫هیچکس را فرصت پرسیدن‬ ‫حال و روز غایبین نبود‪ ،‬خبر‬ ‫آوردند‪ ... :‬قبول کرده ترک‬ ‫اعتیاد کند‪ .‬پذیرفته که در‬ ‫بیمارستان بستری شود‪.‬‬ ‫اما‪ ،‬دیگر کار از کار آن گوزن‬ ‫شمالی گذشته بود‪ .‬آنقدر که‬ ‫بهار بعدی را ندید‪ .‬آمپول‬ ‫آلوده‪ ،‬با او همان کرد که با‬ ‫داریوش رفیعی کرد‪ :‬کزاز‬

‫‪LEMOGE CLINIC‬‬

‫کلینیک زیبایی‬

‫دکتر عباس شیرافکن‪ ،‬دکتر ویلیامز و بیوتراپیستهای با سابقه‬

‫همه راهها به کلینیک لموژ ختم میشود‪ ،‬می پرسید چرا؟‬

‫چون بهترین سرویس را با ارزانترین قیمت و بهداشتی ترین خدمات را به مشتریان خود عرضه می کند‪.‬‬ ‫جهت هرگونه راهنمائی در زمینه های زیبایی و بهداشتی به کلینیک لموژ و دکتر عباس شیرافکن تماس بگیرید‪.‬‬ ‫‪-1 .‬لیزر برای از بین بردن مو‪:‬‬ ‫صورت از ‪ - £45‬زیر بغل از ‪ - £35‬چانه از ‪ - £ 20‬باالی لب از‬ ‫‪- £ 20‬‬ ‫بیکینی از ‪ - £ 45‬پا از ‪ - £ 99‬پشت گردن از ‪ - £30‬گونه ها از ‪£30‬‬ ‫‪ -2‬تزریق بتاکس در ناحیه پیشانی و اطراف چشم ‪ ،‬اطراف دهان و‬ ‫کنــار بینی برای از بین بردن چروک از ‪ £100‬به باال ‪ -‬بزرگ کردن‬ ‫لب ‪£150‬‬ ‫‪ -3‬از بین بردن مویرگهای قرمز ‪ - £35‬الیه برداری پوست صورت‬ ‫‪،‬‬ ‫جوان کردن پوست ‪£35‬‬ ‫‪ -4‬متیز کردن صورت از ‪ £16‬الی ‪ - £50‬کلیه درمانهای زیبایی‬ ‫الکترولیز‬ ‫‪ -5‬الیه برداری پوست صورت ‪£35‬‬ ‫‪Contact Lens, Fresh look -6‬رنگی برای ایرانیان ‪£10‬‬ ‫‪ -7‬جدیدترین مدلهای آرایش و رنگ مو ‪ -‬آرایش عروس پوت‬ ‫آپ‬

‫‪TATOO‬‬

‫‪191 Kilburn High Road‬‬ ‫‪London NW6 7HY‬‬ ‫‪Mon-Fri 9:30 – 7:00‬‬ ‫‪Sat 9:00-6 :00‬‬ ‫‪Sun 10:00-5:30‬‬

‫‪020 73720044‬‬ ‫‪020 73724433‬‬

‫نیمه جـــان‪ ،‬رســانــدنــش به‬ ‫بیمارستان ایرانمهر‪ ،‬اما همه‬ ‫تالش ها بیهوده شد‪ .‬و حاال‪،‬‬ ‫در یک گوشه ای از گورستانی‬ ‫که پایتخت مردگان دوران‬ ‫ما شده‪ ،‬پرویز فنی زاده نیز‬ ‫خفنه است‪ .‬همراه با آرزوهای‬ ‫بلند انسانی اش‪ .‬تنها ‪ 42‬سال‬ ‫داشــت‪ .‬از او یک فیلم نیمه‬ ‫تمام باقی مانده با نام «اعدامی»‬ ‫که گوئی پایانش خود فنی‬ ‫زاده بود!‬ ‫در پایان بخش کوچکی از‬ ‫سریال دائی جان ناپلئون که‬ ‫با کلیک روی لینک زیر می‬ ‫بینید‪ ،‬به آن «آه» افسوس دقت‬ ‫کنید‪ .‬این ابتکار فیلمبردار‬ ‫نیست‪ ،‬در سناریو نیآمده و‬ ‫توصیه کارگردان نیست‪ ،‬بلکه‬ ‫هنر و ابتکار فنی زاده است‪.‬‬ ‫تفاوت ها میان بازیگران تئاتر‬ ‫و سینما در همین ریزه کاری‬ ‫ها نهفته است‪.‬‬

‫اطالعاتی درباره بوتاکس‬ ‫چروک‌های صورت دو نوع‌اند‪:‬‬ ‫‪ -1‬نوع دینامیک که بر اثر حرکت‬ ‫مکرر عضالت صورت در طی‬ ‫سال‌ها ایجاد می‌شوند‪.‬‬ ‫‪ -2‬نوع استاتیک که در اثر کاهش‬ ‫کشسانی پوست به علل متفاوتی از‬ ‫جمله جاذبه زمین به وجود می‌آیند‪.‬‬ ‫سال‌ها تنها راه درمان چروک‌های‬ ‫استاتیک‪ ،‬لیفتینگ (‪)lifting‬‬ ‫صورت و ابرو بود که البته‬ ‫چروک‌های دینامیک را درمان‬ ‫نمی‌کرد‪.‬‬ ‫تزریق بوتاکس که در واقع نوعی سم‬ ‫به دست آمده از یک باکتری خاص‬ ‫است‪ ،‬برای درمان خطوطی که در اثر‬ ‫فعالیت زیاد در صورت پیدا شده‌اند‪،‬‬ ‫یک روش سریع و نسبتا غیرتهاجمی‬ ‫است‪.‬‬ ‫چون بوتاکس نوعی سم است‪ ،‬بهتر‬ ‫است مادران باردار و حتی مادرانی‬ ‫که به فرزندشان شیر می‌دهند تا‬ ‫پایان این دوران از انجام این تزریق‬ ‫خودداری کنند‪.‬‬ ‫افرادی که لب فوقانی باریکی دارند‬ ‫و یا کسانی که فاصله انتهای بینی‬ ‫با لب باالیشان زیاد است‪ ،‬ممکن‬ ‫است با تزریق زیاد بوتاکس ظاهری‬ ‫ناخوشایند پیدا کنند‪.‬‬

‫بعضی از افراد لبخندی تحت‬ ‫عنوان «لبخند مونالیزا» دارند که‬ ‫گوشه‌های دهان در حالت طبیعی‬ ‫به طرف پایین لب فوقانی کشیده‬ ‫می‌شود‪ .‬درمان با بوتاکس در‬ ‫این افراد این حالت را تشدید‬ ‫کرده و ظاهری غیرطبیعی به بیمار‬ ‫می‌بخشد‪.‬‬ ‫در عوض افرادی که در آنها‬ ‫لثه‌های باال و پایین دیده می‌شود‪،‬‬ ‫ممکن است به درمان هم‌زمان‬ ‫عضله پایین کشنده لب تحتانی نیاز‬ ‫داشته باشند تا دچار لبخندی مانند‬ ‫شکلک درآوردن و یا دهان‌کجی‬ ‫نشوند‪.‬‬


‫شماره‌ی نهم ‪ 30 -‬تیر ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪8‬‬

‫چه خبر وحید؟‬

‫هادی‬ ‫خرسندی‬ ‫در‬

‫تریبونآزاد‬

‫جای مهر بر پیشانی!‬

‫ابوموسای خالی‬

‫گفتمکهفالنکسکعجبمردخداست‬ ‫انگار که دائما به تسبیح و دعاست‬ ‫از بس بکند عبادت و راز و نیاز‬ ‫پیشانی او سوخته از مهر نماز!‬ ‫گفتا نه ز دین بود نه از بی‏دینی‬ ‫آن پینه که در ناصیه اش می‏بینی‬ ‫او صاحب جسم و جان حاصلخیز است‬ ‫زینگونه موادّ قهوه‏ای لبریز است‬ ‫وان مادّ ه‏ای که هست تنها هنرش‬ ‫از باسن او آمده تا مغز سرش!‬ ‫از غایت انباشتگی‪ ،‬در َغ َلیان‬ ‫در جان و تن‏اش هماره دارد جریان‬ ‫یکذره که نشت کرده در پیشانی‬ ‫تو ساده دل از عبادتش میدانی!‬ ‫خوب است توجه بکند دشمن و دوست‬ ‫کز کوزه همان برون تراود که در اوست‬

‫پریشب بچه ام با ناله شد جفت‪،‬‬ ‫«شدیداً ضعف کرده»‪ ،‬مادرش گفت‪.‬‬ ‫به او گفتم که الی نان بپیچد‬ ‫برای او‪ ،‬ابوموسای یامفت!‬ ‫روانم تا سحر زین غصه افسرد‬ ‫که طفل از گشنگی خوابش نمیبرد‪.‬‬ ‫به سفره نان نبود و کودک ما‬ ‫بدون نان ابوموسا نمیخورد!‬

‫عجبا !‬ ‫خلقی ز پی خودت کشاندی عجبا‬ ‫بر جنبش خود فاتحه خواندی عجبا‬ ‫من رد شده ام ز خط قرمز‪ ،‬اما‬ ‫تو پشت چراغ سبز ماندی عجبا‬

‫ چه خبر وحید؟‬‫ سالمتی قربان‪.‬‬‫ بچه ها خوبند؟‬‫ الحمداهلل بد نیستند‪ .‬ده دوازده نفرشان‬‫مختصر جراحاتی برداشته اند اما بقیه چندین‬ ‫خانواده را سر بریده اند‪.‬‬ ‫ بارک اهلل‪ .‬بارک اهلل‪ .‬معلوم که نشده ما‬‫فرستادیم؟‬ ‫ خیر قربان‪ .‬برای همه شان المثنای سوری‬‫گرفته بودیم‪.‬‬ ‫ بشار در چه حاله؟‬‫ خوبه‪ .‬چند روزی گردن درد داشت ولی‬‫ژنرال فذال ماساژش داده بهتره‪.‬‬ ‫ چی گفت؟‬‫ تشکر کرد‪ .‬گفت چند سال پیش که رئیس‬‫جمهورتان آمد در تشییع جنازه پدرم زیر‬ ‫تابوتش را گرفت من از همان موقع فهمیدم‬ ‫شما ما را تنها نمیگذارید‪.‬‬ ‫ خواستی بگی خاتمی هم از همون موقع‬‫کمر درد گرفت‪.‬‬ ‫ باید همون موقع میداد ژنرال فذال‬‫ماساژش بده‪.‬‬ ‫ نگفت کشت و کشتار تا کی باید ادامه‬‫داشته باشه؟‬ ‫ گفت خودم خبرتون میکنم‪ .‬ضمن ًا قربان‬‫چندتن از نیروهای شبه نظامی که فرستادیم‬ ‫‪....‬‬ ‫‪ -‬اینا شبه نظامی حساب میشن یا اراذل و‬

‫نان داغ از تنور در آمده‬ ‫با کباب تازه و لذیذ‬

‫اوباش؟‬ ‫ً‬ ‫ تقریبا شبه اراذل و اوباش حساب میشن‪.‬‬‫حاال چندتاشون پرسیده اند اگر در جریان‬ ‫کشت و کشتار غیرنظامیان اشتباهی کشته‬ ‫بشن ‪...‬‬ ‫ یعنی چی اشتباهی کشته بشن؟‬‫ یعنی به جای زن و بچۀ مردم اشتباهی تیر‬‫بخوره بهشون‪.‬‬ ‫ خب‪.‬‬‫ میخوان بدونن شهید حساب میشن یا نه؟‬‫ بعله‪ .‬بگو میرین بهشت!‬‫ نه قربان‪ .‬این ها بچه مدرسۀ زمان جنگ‬‫نیستند‪ .‬شهید نمیشن نمیشن‪ ،‬اگر هم بشن‪،‬‬ ‫حرفه ای شهید میشن‪ .‬میخوان ببینن کوچه‬ ‫موچه بهشون تعلق میگیره یا نه؟‬ ‫ آهان‪ .‬از اون نظر‪ .‬خب به بشار میگیم‬‫کوچه به اسمشون بکنه‪.‬‬ ‫ تو دمشق قربان؟‬‫ پ نه پ‪ .‬تو تهرون!‪ ،‬که عالم و آدم بفهمن‬‫ما نفر فرستادیم سوریه‪.‬‬ ‫ ببخشید قربان‪.‬‬‫ دیگه چه خبر؟ دریاچه ارومیه در چه حاله؟‬‫ قربان متأسفانه هنوز نم داره!‬‫ خب‪ .‬انشاهلل تابستون که میاد درست میشه‪.‬‬‫حاال من یک طرح بزرگتری هم دارم فع ً‬ ‫ال‬ ‫صداشو در نیار‪.‬‬ ‫ خشکاندن خلیج فارس قربان؟‬‫‪ -‬خفه‪ .‬دیگه سر لپ تاپ من نمیری!‬


‫شماره‌ی نهم ‪ 30 -‬تیر ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪9‬‬

‫رييس‌مجلس در پاسخ به‬ ‫ايسنا‪:‬‬ ‫طرح بستن تنگه هرمز هنوز به‬ ‫طور رسمي تهيه نشده است‬

‫پشت پرده دستگیری دیپلمات‬ ‫ایرانی در آلمان‬ ‫دستگیری دیپلمات ایرانی در‬ ‫آلمان عنوان يادداشتي است‬ ‫كه سايت تابناك منتشر كرده‬ ‫است‪.‬‬ ‫رسانه‌های آلمانی‪ ،‬از تالش این‬ ‫دیپلمات ایرانی برای تجاوز به‬ ‫یک دختربچه خبر دادند‪ ،‬بدون‬ ‫این که از جزئیات این اتهام و‬ ‫مدارک و مستندات خود سخن‬ ‫بگویند‬

‫روزنامه كيهان‪:‬‬ ‫تحريم ايران دامن غرب را گرفت‬

‫ناتوانان مالي‬ ‫بدهكاران مهريه و ديه ديگر به‬ ‫زندان نمي‌روند‬

‫زیرا ما منتظر دستور از سوی‬ ‫آمریکا و اروپا هستیم که باید‬ ‫به ما بگویند چه نقشی را باید‬ ‫بازی کنیم‪.‬‬ ‫روزنامه اطالعات‪:‬‬ ‫تصميمات ويژه سران ‪ 3‬قوه‬ ‫براي مقابله با گراني‌ها‬

‫روزنامه كيهان‪:‬‬ ‫دشمن درباره گراني آدرس غلط‬ ‫مي‌دهد‬ ‫حسين شريعتمداري در سرمقاله‬ ‫امروز روزنامه كيهان نوشت‪:‬برخي‬ ‫شواهد و قرائن حاكي از طرح‬ ‫فريب دشمن و تالش براي ارائه‬ ‫«آدرس غلط» به مردم‬

‫منظور از جنگ نرم غرب اینکه‪،‬‬ ‫بدون درد‪ ،‬بدون سوزش‪ ،‬با‬ ‫کمی مالش و نوازش تا دسته‬ ‫از این شماره بخشی را اختصاص داده ایم به عنوان سر تیتر‬ ‫در ماتحت ملتی بدبخت و‬ ‫خبرهایی که در رسانه های مختلف چاپ یا عنوان می شود‬ ‫اسیر و نوکرانی چون حکومت‬ ‫و ما هم بعنوان یک رسانه نگاه دیگر بر آن داریم ‪.‬‬ ‫آدرس سرراست و صحیح ‪ ،‬بعد گردانان اسالمی‪.‬‬ ‫روزنامه ابتكار‪:‬‬ ‫روزنامه رسالت‪:‬‬ ‫اوین‬ ‫زندان‬ ‫چپ‬ ‫سمت‬ ‫اتوبان‬ ‫كنار‬ ‫را‬ ‫رقابت‬ ‫هنوز‬ ‫اصولگرايان‬ ‫ديروز‪،‬‬ ‫برنامه‬ ‫در‬ ‫واليتي‬ ‫دكتر‬ ‫روزنامه جوان‪:‬‬ ‫است‪.‬‬ ‫‌اند؟‬ ‫نگذاشته‬ ‫فردا‪:‬‬ ‫امروز‪،‬‬ ‫وزير اطالعات با تاكيد بر اشراف‬

‫سه قــوه تصمیم گرفتند‬ ‫خریداران معترض به گرانی را منظور از ارائــه جزئیات در‬ ‫منظور از رقابت و جدال یعنی‬ ‫تجاوز؟! یعنی اینکه آلت تجاوز‬ ‫دستگیری و اعدام کنند‪.‬‬ ‫اینکه قصد دارند ملت ایران با‬ ‫کننده و تجاوز شونده را باید‬ ‫روزنامه تهران امروز‪:‬‬ ‫برنامه ریزی اقلیت نابود کنند یا‬ ‫توافق دوبــاره بــراي ادامــه نشانمیدادند!‬ ‫کار را یکسره کرده اکثریت را‬ ‫روزنامه تفاهم‪:‬‬ ‫مذاكرات هسته‌اي‬ ‫اعدامنمایند‪.‬‬ ‫و جشن سی و سه سال الس رييس كل بيمه مركزي‪:‬‬ ‫سرمايه ارزي سرمايه‌گذاران روزنامه جمهوري اسالمي‪:‬‬ ‫زدن با رژیم از سوی آمریکا و‬ ‫هشدار مسكو به غــرب در‬ ‫اروپا و مردم را سر کار گذاشتن ‪ .‬خارجي بيمه مي‌شود‬ ‫البته بیمه ابوالفضل با شرکاء خصوص اجــاس ضدسوري‬ ‫خبرگزاری فــارس‪ :‬معاون یکی بخر هر چی می خواهی پاريس‬ ‫پارلمانی رئیس‌جمهور‬ ‫سهم ما در سوریه فراموش‬ ‫دولت دنبال خالف قانون نیست ببر!‬ ‫نشود‪ ،‬اســد‪ ،‬مسد سرمان‬ ‫بلکه سر تا پای دولت خالف ماهنامه فرهنگ آشتي‪:‬‬ ‫نمیشود!‬ ‫خبر خوش رييس قوه قضائيه به‬ ‫قانون است‪.‬‬ ‫و غرب با مایو پرید تو بغل‬ ‫خامنه ای ‪.‬‬

‫بلکه اعدام می شوند‪.‬‬

‫روزنامه اعتماد‪:‬‬ ‫وزير اطالعات هشدار داد‪:‬‬ ‫جنگ نرم غرب‬

‫جدال بر سر اقليت و اكثريت‬

‫سوريه حلقه طاليي مقاومت در‬ ‫برابر صهيونيست‌هاست‬

‫ولی این حلقه مثل خودتان‬ ‫خیلی سوراخش بزرگه!‬

‫روزنامه همشهري‪:‬‬ ‫اقتصاد‌دانان و كارشناسان‬ ‫معتقدند‬ ‫گراني راه حل داخلي دارد‬

‫با گرفتن رشــوه بیشتر از‬ ‫داللهای اروپایی و آمریکایی‪.‬‬

‫به گزارش ايسنا‪« ،‬تابناک»‬ ‫نوشت‪:‬‬ ‫بودجه‌بندي بر مبناي صفر‬ ‫موضوع جالبي است تا براساس‬ ‫آن ايده‌ي «زندگي بر مبناي صفر»‬ ‫مطرح شود‪ .‬در «زندگي بر مبناي‬ ‫صفر» هر سال براي يكي دو روز‬ ‫خودمان را از ش ‌ر ّ روزمرگي‌هاي‬ ‫زندگي خالص كنيم و لختي از اين‬ ‫چرخ و فلك زندگي پياده شويم و‬ ‫بينديشيم به كجا مي‌رويم؟‬ ‫برمبناي «بـودجـه صـفـر»‬ ‫زندگي كنيم!‬

‫اطالعاتي بر جريان‌هاي فتنه‌گر‪:‬‬ ‫اجازه تكرار فتنه ‪ 88‬را نخواهيم‬ ‫داد‬

‫زیرا فتنه گران ماموران و رفقای‬ ‫خودمان هستند‪ ،‬موسوی و‬ ‫کروبی را دوبــاره به میدان‬ ‫میفرستیم‪.‬‬

‫روزنامه فرهيختگان‪:‬‬ ‫آيت‌اهلل جوادي آملي‪:‬‬ ‫رسالت دانشجويان متدين‪،‬‬ ‫اسالمي‌كردندانشگاههاست‬

‫روزنامه مردم‌ساالري‪:‬‬ ‫به سبک عبدالکریم سروش‬ ‫رييس مجلس تاکيد کرد‬ ‫رهبر انقالب فرهنگی جمهوری‬ ‫به گزارش ايسنا‪:‬‬ ‫مهار‬ ‫براي‬ ‫کمک‌رساني به دولت‬ ‫یعنی یک بیالخ بزرگ به مردم اسالمی خمینی‪ ،‬یعنی دانشگاه‬ ‫آزمايشگاه‪ :‬اين مرد باردار است! گراني‌ها‬ ‫که فکر نکنند در ایران چیزی جای سینه زنی و شو و ادا‬ ‫‪ 33‬سال است که مرد ایرانی‬ ‫با استخدام تعدادی زیاد غیر از صفر به آنها میرسد ‪.‬‬ ‫درآوردن است‪.‬‬ ‫باردار از خمینی است‪.‬‬ ‫آدمکشلبنانی‪،‬فلسطینی‪.‬‬

‫سوپر مارکت ایران‬ ‫پرسپولیس‬

‫‪IRIPO‬‬

‫قدیمی ترین فروشگاه ایرانی در سطح آلمان‬ ‫نزدیک کلنیک دورتموند‬ ‫با پارکینگ رایگان (خصوصی) جلوی درب مغازه‬

‫ارايه بهترین و مرغوبترین محصوالت غذایی ایرانی‬ ‫انواع ترشیجات ‪ ،‬چای ‪،‬انواع میوه جات ‪ ،‬انواع شیرینی‬ ‫جات ‪ ،‬انواع برنج باسمانی ‪ ،‬جدیدترین سی دی های‬ ‫موزیک ‪ ،‬فیلم های ایرانی‪.‬‬ ‫‪BEURHAUSSTR.14‬‬ ‫‪44137 DOURTMUND‬‬ ‫‪TELEFAX 0231-1384000‬‬

‫دفاتر کار‬

‫در منطقه کریکل وود‪ ،‬برنت کراس‬ ‫با شرایطی ایده‌آل برای اجاره‌‬

‫‪02082080010‬‬


‫شماره‌ی نهم ‪ 30 -‬تیر ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪10‬‬

‫‪ 10‬ادویه معروف‪ ،‬نسخه سالمت شما‬

‫مجموعه ای از خبرها و گزارش ها و مطالبی که در‬ ‫این صفحات می‌خوانیددر برگیرنده تنوع سلیقه ها ی‬ ‫گوناگون است‪.‬‬ ‫چنانچه شما هم خبر ‪،‬گزارش‪ ،‬عکس یا مطلبی دارید‬ ‫که فکر می‌کنید برای دیگران نیز جالب خواهد بود‬ ‫میتوانید آنرا به آدرس یا ایمیل تریبون آزاد ارسال‬ ‫کنید که چنانچه مایل هم بودید به نام خودتان‬ ‫منعکس خواهد شد‪.‬‬

‫ادویــه و گیاهــان طعم‪ ،‬رنــگ‪ ،‬بو و‬ ‫خاصیت درمانی به غذاها می بخشد‪...‬‬ ‫در ایــن مطلــب بــه نقــل از‬ ‫«‪ ،»Prevention‬بــه ‪۱۰‬نــوع از این‬ ‫مــواد که با ســرطان و بیمــاری های‬ ‫قلبی مقابله می کند‪ ،‬اشــاره شده که‬ ‫خواندنی است‪.‬‬ ‫مرزنگوش‪:‬میزان آنتی اکســیدان این‬ ‫گیاه ‪۴۲‬بار بیشــتر از ســیب اســت و‬ ‫خاصیت از بین بــردن التهاب را دارد‪.‬‬ ‫کنترل التهاب بدن ‪ ،‬خطر بیماری ها از‬ ‫جمله سرطان را کاهش می دهد‪.‬‬ ‫زعفران‪:‬این ادویه گــران ترین ادویه‬ ‫جهــان و حاوی ترکیب هایی اســت‬ ‫که افســردگی و اضطراب را کاهش‬ ‫می دهد‪.‬‬ ‫رزماری‪:‬افزودن این گیاه به گوشــت‬ ‫قبــل از کباب کردن‪ ،‬عــاوه بر طعم‬ ‫دادن احتمال ایجاد ماده سرطان زایی‬ ‫به نام هتروســیکلیک آمین را کاهش‬ ‫می دهد‪ .‬نتایج بررســی ها نشــان می‬ ‫دهد‪ ،‬این گیاه مانع از تکثیر سلول های‬ ‫سرطان سینه و لوسمی نیز می شود‪.‬‬ ‫جعفری‪:‬عالوه بر خوشبوکردن دهان‪،‬‬ ‫از مردان در برابر ســرطان پروســتات‬ ‫محافظت می کند‪.‬‬

‫زنجبیل‪:‬این گیاه تــرش کردن و درد‬ ‫زانو را از بین می برد‪ .‬میزان کلسترول‬ ‫را کاهش می دهد و مانع از بروز سلول‬ ‫های سرطان و التهاب می شود‪.‬‬ ‫دارچین‪:‬این ادویه با کنترل کردن قند‬ ‫خون‪ ،‬از دیابــت جلوگیری می کند‪.‬‬ ‫دارچین به سلول ها کمک می کند تا‬ ‫گلوکز را بهتر مصرف کند‪.‬‬ ‫فلفل سیاه‪:‬این ادویه طعم دهنده‪ ،‬مانع‬ ‫از رشد و تکثیر سلول های سرطان می‬ ‫شود‪.‬‬ ‫پیازچه‪:‬این گیاه‪ ،‬اثر ماده سرطان زا را‬ ‫خنثی می کند و مانع از رشد غده های‬ ‫سرطانی مختلف می شود‪ .‬این گیاه از‬ ‫خانواده پیاز‪ ،‬سیر‪ ،‬تره و‪ ...‬است‪.‬‬ ‫آویشــن‪:‬این گیاه ضدعفونی کننده‪،‬‬ ‫خاصیت ضدالتهابی قــوی نیز دارد و‬ ‫این امر باعث کاهش یافتن التهاب بدن‬ ‫می شود و به سالمت قلب کمک می‬ ‫کند‪.‬‬ ‫زردچوبه‪:‬ایــن ادویه عالوه بر افزودن‬ ‫طعم و رنــگ حاوی ترکیبــی به نام‬ ‫کورکومین نیز است که با مقابله کردن‬ ‫با التهاب‪ ،‬از آسیب رسیدن به رگ ها‬ ‫پیشــگیری می کند و حافظه را قوی‬ ‫نگه می دارد‪.‬‬

‫کفشهای ویژه مبتالیان آلزایمر‬ ‫هشدار گم شدن روی تلفن همراه‬ ‫اســتفاده از فناوری سیستم موقعیت‬ ‫یــاب جهانــی در تولیــد کفــش‬ ‫می‌توانــد بــه مبتالیــان آلزایمــر‬ ‫و افــرادی کــه از آنهــا مراقبــت‬ ‫می‌کننــد این اطمینــان را بدهد که‬ ‫هرکجا کــه بروند محل قرارگیری‬ ‫آنها روی نقشــه مشــخص اســت‪.‬‬ ‫کفشــهای هوشــمند مجهــز بــه‬ ‫موقعیت یاب جهانــی دربرگیرنده‬ ‫یک گیرنــده موقعیت یاب جهانی‬ ‫و یــک ســیم کارت برای ارســال‬ ‫موقعیت کفشها اســت که به یافتن‬ ‫مبتالیــان بــه آلزایمــر کمک می‬ ‫کند‪ .‬در بریتانیا تعداد افراد مبتال به‬ ‫آلزایمر ‪ 800‬هزار نفر است و پیش‬ ‫بینی شده که این تعداد ظرف یک‬ ‫دهه آینده از مرز یــک میلیون نفر‬ ‫نیز تجاوز کند از این رو آئترکس‬ ‫بــه عنوان تولید کننده این کفشــها‬ ‫اظهار داشــته که ایــن فناوری می‬ ‫توانــد برای افزایــش حمایتهای از‬

‫بیماران مبتال به آلزایمر بهره بگیرد‬ ‫این کفشها و گیرنده موقعیت یاب‬ ‫آن می تواند رد افرادی که آنها را‬ ‫به پا کرده اند در ســایتهای ردیابی‬ ‫مشخص کند‬ ‫فرســتنده رادیویی در پاشنه راست‬ ‫کفش کار گذاشــته شــده که می‬ ‫توانــد محــل دقیق کاربر را نشــان‬ ‫دهد و اطالعات را بــا فاصله های‬ ‫مشــخص به ایســتگاه مرکز تعیین‬ ‫شــده ارســال کند‪.‬اگــر کاربر از‬ ‫یک منطقه مشــخص عبــور کند‪،‬‬ ‫فــردی که کنتــرل را برعهده دارد‬ ‫می تواند موقعیت را مشــخص کند‬ ‫و محل دقیــق کاربر را تشــخیص‬ ‫دهــد؛ اگر هــم کاربر ســرگردان‬ ‫شود فردی که مسئولیت نگهداری‬ ‫وی را برعهده دارد هشداری روی‬ ‫تلفن همــراه و رایانه خود دریافت‬ ‫می کند که موقعیت دقیق کاربر را‬ ‫نشان می دهد‬

‫طب سوزنی حمالت وقفه تنفسی را کاهش می دهد‬

‫محققــان ژاپنــی دریافتنــد که طب‬ ‫سوزنی چینی می تواند حمالت وقفه‬ ‫تنفســی در جریان خــواب را کاهش‬ ‫دهد‬ ‫تحقیقــات جدید در ژاپن نشــان می‬ ‫دهد‪ :‬کمک کردن از شــیوه درمانی‬ ‫طب ســوزنی مــی توانــد بــه بهبود‬ ‫حمالت وقفه تنفسی به هنگام خواب‬ ‫در بیماران مبتال به آن کمک کند‪.‬این‬ ‫درحالی است که پیش بینی می شود‬ ‫موارد وقفه تنفســی در جریان خواب‬ ‫یک سوم علل اصلی افزایش مرگ و‬ ‫میر در جهان را با فرارسیدن سال ‪2020‬‬

‫میالدی تشــکیل دهد‪.‬محققان ژاپنی‬ ‫بیماران را به دو گروه ‪ 34‬تایی تقسیم‬ ‫کردنــد که به گــروه اول به مدت ‪12‬‬ ‫هفته تحت جلســات درمانی با سوزن‬ ‫قرار گرفتند و به گروه دوم نیز دارویی‬ ‫بــی اثــر داده شــد‪.‬محققان دریافتند‬ ‫افرادی که تحت درمان طب ســوزنی‬ ‫قرار گرفتند به میزان ‪ 38‬درصد موفق‬ ‫شــدند که از شــدت عالئم حمالت‬ ‫وقفه تنفسی در جریان خواب بکاهند‬ ‫درحالی که این میــزان در افرادی که‬ ‫دارویی ســاختگی و بــی اثر دریافت‬ ‫کردند‪ ،‬تنها پنج درصد بود‬

‫از شکم تنفس کنید تا‬ ‫شکم تان کوچک شود‬

‫‪ 7‬توصیۀ طبیعی برای شما داریم که با به کار بستن آنها می‌توانید به این هدف دست‬ ‫یابید‪....‬‬ ‫چگونه شکم مان را صاف نگه داریم؟‬ ‫در واقع‪ ،‬آنچه که اهمیت دارد‪ ،‬نظم و ترتیب در به کار بردن این توصیه هاست‪ .‬به‬ ‫بیان دیگر‪ ،‬رعایت اصول بهداشتی و تغذیه ای در زندگی است که یک شکم صاف‬ ‫را تا همیشه برای شما تضمین می‌کند‪.‬‬ ‫برای داشــتن شــکمی صاف‪ ،‬در کمترین موقعیت ها هم تحرک‬ ‫داشتهباشید‬ ‫در تحرک داشــتن خساست به خرج ندهید‪ .‬در هر موقعیتی تحرک داشته باشید‪،‬‬ ‫ضمناً برای تحرک داشتن برای خودتان موقعیت خلق کنید‪ :‬باال رفتن از پله ها به‬ ‫جای استفاده از آسانسور‪ ،‬پیاده روی‪ ،‬و البته کارهای خانه‪ ،‬باغبانی و ‪ . ...‬هر حرکتی‬ ‫به حساب می‌آید زیرا تک تک این حرکات هستند که مجموعۀ فعالیت های روزانه‬ ‫را تشکیل می‌دهند‪.‬‬ ‫یاد بگیرید که از شکم تنفس کنید‬ ‫یکی از بهترین روش ها برای به کار واداشتن شکم‪ ،‬تنفس از طریق این ناحیه است‪:‬‬ ‫هنگامی که هوا را به داخل می‌برید‪ ،‬شــکم تان را پر از هوا کنید (و نه شــش های‬ ‫تان را)‪ ،‬سپس هوای بازدم را از شکم بیرون بدهید‪ .‬تنفس توسط شکم راهی بسیار‬ ‫خوب برای ریلکسیشن هم هست‪.‬‬ ‫سعی کنید همیشه شکم تان را منقبض نگه دارید‬ ‫در زمــان انتظار‪ ،‬در محل کار‪ ،‬در انتظار مترو و ‪ ...‬ســعی کنید روی وضعیت بدن‬ ‫تان کار کنید‪ :‬بدن تان را صاف نگه دارید‪ ،‬شــکم تان را به داخل بدهید باسن تان‬ ‫را منقبض کنید‪ .‬این تمرین ساده و کوچک را خیلی زیاد انجام دهید‪ :‬شکم تان را‬ ‫چندین بار در روز منقبض کنید‪.‬‬ ‫ورزش کنید‪ ،‬ورزش برای داشتن شکمی صاف ضروری است‬ ‫فرقی نمی‌کند که چه ورزشی می‌کنید‪ ،‬این فعالیت را با تمرین هایی که توده های‬ ‫چربی شــکمی را به کار می‌اندازند‪ ،‬تکمیل کنید‪ :‬حرکات پدالی‪ ،‬دراز نشســت‪،‬‬ ‫چرخش نیم تنه و ‪ . ...‬این تمرین ها را با نظم و ترتیب انجام دهید‪.‬‬ ‫غذاهای سبک بخورید‬ ‫بر کیفیت تأکید داشته باشــید نه بر کمیت‪ .‬از خوردن غذاهای حجیم خودداری‬ ‫کنید‪ ،‬مصرف فرآورده های چرب را محدود کنید‪ .‬خوراکی هایی مانند‪ :‬نان های‬ ‫چرب‪ ،‬چیپس‪ ،‬بسیکویت‪ ،‬سس‪ ،‬پیراشکی و‪ . ...‬به جای استفاده از غذاهای آماده‬ ‫خودتان با استفاده از دستورالعمل های ساده آشپزی کنید‪.‬‬ ‫با یبوست مبارزه کنید‬ ‫میوه و ســبزی زیادی بخورید و غالت کامــل را در الویت قرار دهید‪ :‬ماکارونی‪،‬‬ ‫برنج‪ ،‬نان‪ ...‬این سه گروه غذایی تضمین کنندۀ یک گوارش سالم و خوب هستند‪.‬‬ ‫زیاد آب بنوشید‪ .‬خودتان را مجبور کنید که به میزان کافی آب بنوشید یعنی ‪1.5‬‬ ‫لیتر در روز‪ .‬آب نوشیدنی بسیار خوبی است اما می‌توانید به جای آن از چای یا انواع‬ ‫جوشانده ها (اگر الزم است این نوشیدنی ها را با جایگزین های قندی‪ ،‬شیرین کنید)‬ ‫هم استفاده کنید‪ .‬اما به هیچ وجه سودا یا الکل ننوشید‪.‬‬ ‫شکم تان را ماساژ دهید‬ ‫در رختخواب‪ ،‬هنگام چرت بعد از ظهر‪ ،‬در زیر دوش آب و هر موقعیت مناسب‬ ‫دیگری شــکم تان را ماســاژ دهید‪ ،‬این کار را با حرکات دایره ای شکل به انجام‬ ‫برسانید‪ .‬از نزدیک ناف تان شروع کنید سپس حرکت را به تدریج به سمت کمرتان‬ ‫امتداد دهید و چرخش های دایره وار را به سمت ران های تان بکشانید‪.‬‬


‫شماره‌ی نهم ‪ 30 -‬تیر ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪11‬‬

‫داستان کوتاه کوروش کبیر و دختر زیبا‬

‫روزی دختــری زیبا نزد کوروش کبیر رفت وبه او گفت ‪ :‬من عاشــق تو‬ ‫شــدم با من ازدواج کن کوروش به دخترک گفت ‪. . .‬‬ ‫من شایســته ی تو نیستم من برادری دارم که زیبا و جوان است او شایسته‬ ‫ی شماست االن پشت شما ایستاده‬ ‫دختر برگشــت وپشت خود را نگاه کرد …‬ ‫اما کسی نبود…‬ ‫کوروش به او گفت اگر عاشــقم بودی برنمی گشتی…‬

‫داستان مسافرکش‬ ‫این قضیه میگن واقعیت داره و توی مشــهد اتفاق افتاده‬ ‫مســافرکش بدون مســافر داشــته‬ ‫میرفتــه یهو کنار خیابون یه مســافر‬ ‫مــرد با قیافه ی مذهبــی میبینه کنار‬ ‫میزنــه ســوارش میکنــه و مســافر‬ ‫صندلی جلو میشــینه یــه دقیقه بعد‬ ‫مســافر از راننده تاکســی میپرســه‬ ‫‪:‬آقــا منو میشناســی ؟راننده میگه ‪:‬‬ ‫نه یهو راننده واســه یه مسافر خانوم‬ ‫که دســت تکون میــده نگه میداره‬ ‫و خانومــه عقــب میشــینه مســافر‬

‫مــرد از راننده دوباره میپرســه منو‬ ‫میشناســی؟راننده میگــه ‪ :‬نه‪ .‬شــما‬ ‫؟مســافر مرد میگه ‪ :‬مــن عزرائیلم‬ ‫راننده میگه ‪ :‬برو بابا اُســکول گیر‬ ‫آوردی؟ یهــو خانومــه از عقــب‬ ‫بــه راننده میگه ‪:‬ببخشــید آقا شــما‬ ‫دارین با کی حرف میزنین؟ راننده‬ ‫تا اینو میشنوه ترمز میزنه و از ترس‬ ‫فــرار میکنه‪ .‬بعد زنــه و مرده با هم‬ ‫ماشینو میدزدن‬

‫بدبینی در زندگی مشترک و راهکارهای آن‬

‫فرد بدبین به خود و شریک زندگی اش‬ ‫صدمه می زند و جایی برای محبت و‬ ‫عالقهباقینمیگذاردکهناخودآگاهاین‬ ‫رابطه به سمت سردی روی می آورد‪.‬‬ ‫برخی از افراد دچار مشکلی به نام بدبینی‬ ‫هستند و نسبت به اخالق و رفتار دیگران‬ ‫حتی نزدیکانشان هم شک و تردید‬ ‫دارند‪.‬‬ ‫این معضل می تواند به سادگی یک‬ ‫زندگیرابهتباهیبکشاند‪.‬زیراشخصی‬ ‫که این مشکل را دارد احساس می کند‬ ‫چیزی را که می بیند یا می شنود واقعیت‬ ‫ندارد و با چیزی که در پشت صحنه‬ ‫وجــود دارد متفاوت اســت‪ .‬در واقع‬ ‫در ایجاد بیماری بدبینی‪ ،‬هم خانواده‪،‬‬ ‫الگوهای اجتماعی و زیست شناختی هر‬ ‫کدام به سهم خود در این بیماری نقش‬ ‫دارندکهمتاسفانههیچچیزمثلبدبینیدر‬ ‫خراب کردن یک رابطه مخصوصاً در‬ ‫زندگیمشترکقدرتمندنیست‪.‬‬ ‫فرد بدبین به خود و شریک زندگی اش‬ ‫صدمه می زند و جایی برای محبت و‬ ‫عالقهباقینمیگذاردکهناخودآگاهاین‬ ‫رابطه به سمت سردی روی می آورد‪.‬‬ ‫ادوارد رمسون روانشناس از دانشگاه‬ ‫سوآز لند در این باره می گوید‪ :‬شخصی‬ ‫کهدچاربدبینیاستنمیتواندحقیقت‬ ‫را قبول کند‪ .‬البته ما با دو گروه افراد‬ ‫بدبین مواجه هستیم؛ یکی افرادی که‬ ‫ممکن است در طول زندگی شان دچار‬ ‫بدبینی شوند و درحالت طبیعی دانستن و‬ ‫ندانستن قرار گیرند که فرد با آگاهی می‬ ‫تواند به قطعیت برسد اما گروه دوم شامل‬ ‫همان افرادی میشود که رگهشخصیتی‬ ‫بدبینیشانغیرقابلکنترلاستوفرددر‬ ‫حالت ترس به سر می برد و به دلیل ترس‬ ‫و اضطراب دچار حالت توهم یا همان‬ ‫پارانوییدمیشود‪.‬‬ ‫فردبدبینبهنکاتمنفیبسیارتوجهدارد‬ ‫و نکات ریز و کوچک را خوب می‬ ‫بیند‪ .‬همیشه دارای عدم اطمینان است‬ ‫و خودش را از همه مسائل مبرا می داند‬ ‫و حق به جانب است که گاهی ممکن‬ ‫است همراه با خودشیفتگی باشد و‬ ‫همچنین از مکانیسم های روانی بسیاری‬ ‫استفاده می کند و به شدت پرخاشگر‬ ‫اســت‪ .‬وجــود مــوارد ژنتیکی باعث‬ ‫آمادگی اختالل در فرد می شود و محیط‬ ‫محرک آن به شمار می رود‪.‬‬ ‫متاسفانه در زندگی مشترک امروزی‪،‬‬ ‫بدبینی بسیار دیده می شود که از طرف‬ ‫زن یا مرد نمایان است‪ .‬فرد در اول نسبت‬ ‫به خود آگاهی داشته باشد و سپس وارد‬ ‫رابطه جدی شود و آن هنگام است که‬ ‫می تواند از یک رابطه مطمئن برخوردار‬ ‫باشد‪ ،‬زن یا شوهر ممکن است نسبت به‬ ‫یک امری شک کنند‪.‬در این صورت‬

‫در درجه اول سوالشان را می پرسند و‬ ‫با توجه به خود آگاهی آن را هضم می‬ ‫کنند و به واقعیت می رسند‪.‬‬ ‫ما به عنوان همسر در زندگی مشترک‬ ‫حق داریم که بدانیم در زندگیمان چه‬ ‫می گذرد‪ .‬وقتی با مساله ای مواجه می‬ ‫شویم که برایمان سوءظن یا بدبینی پیش‬ ‫بیاید باید با شریک زندگیمان در میان‬ ‫بگذاریم که بتوانیم به قطعیت برسیم و‬ ‫نسبت به دانستن امری ناخوشایند خود را‬ ‫آمادهکنیم‪.‬‬ ‫تعصب در روان شناسی به معنای فکر‬ ‫غیرمنطقی است که با موقعیت متناسب‬ ‫نیستامابدبینیبهمعنایآناستکهمن‬ ‫می ترسم آن اتفاقی را که دوست ندارم‪،‬‬ ‫بیفتد و دلیل واقعی و منطقی برای آن‬ ‫ندارم‪ .‬البته فرد بدبین هیچ وقت خودش‬ ‫را با تعصب توجیه نمی کند بلکه همسر‬ ‫یا طرف مقابلش است که طرف بدبین را‬ ‫متعصبمینامد‪.‬‬ ‫آن کسی که باید مشاوره و تحت روان‬ ‫درمانی قرار گیرد شریک فرد بدبین‬ ‫است‪.‬یکسریالگوهایرفتاریوجود‬ ‫دارد که همسر فرد بدبین باید آنها را‬ ‫رعایت کند که عبارتند از ‪:‬‬ ‫‪ - 1‬رفتارشان با همسرشان باثبات و با‬ ‫اقتدارباشد‪.‬‬ ‫‪ - 2‬بحث کالمی نداشته باشند‪.‬‬ ‫‪ - 3‬وارد بازی های طرف مقابله نشود‬ ‫حساسیتهایخودرانشانندهند‪.‬‬ ‫‪ - 4‬اگر این افراد با رعایت الگوهای‬ ‫رفتاری فوق به نتیجه نرسیدند باید از‬ ‫مشاورهکمکگیرند‪.‬‬ ‫‪ - 5‬اگر در زندگی مشترک‪ ،‬یکی از‬ ‫دو نفر نسبت به هم بدبینی شدید داشته‬ ‫باشند‪ ،‬دیگر رابطه ای باقی نمی ماند و‬ ‫فقط انگار این دو نفر همدیگر را دارند‬ ‫اذیتمیکنند‪.‬‬ ‫‪ - 6‬رابطه زناشویی بهنجار رابطه ای‬ ‫است که دو طرف نسبت به هم اطمینان‬ ‫و اعتماد دارند‪.‬‬ ‫‪ - 7‬بدبینی در زندگی مشترک یک‬ ‫آفت است که باعث خشم طرف مقابل‬ ‫می شود‪ .‬در زندگی زناشویی‪ ،‬اصل بر‬ ‫صداقت‪ ،‬تعهد و صمیمیت است و اگر‬ ‫این موارد وجود نداشته باشد اسم این‬ ‫رابطه‪،‬زندگینیست‪.‬‬ ‫‪ - 8‬ایجاد ابهام و پاسخ ندادن به آن‪،‬‬ ‫توجه نکردن به عالیق و مسایلی که برای‬ ‫فردمقابلمهماست‪.‬‬ ‫‪ - 9‬اگر هر کدام از زوجین نسبت به‬ ‫امری در زندگی شک دارند و باعث‬ ‫ابهام برایشان شده از طرف مقابل شان‬ ‫سؤال بپرسند و سعی کنند برای این‬ ‫کار از سؤاالت انعکاسی و بدون تهدید‬ ‫استفادهکنند‪.‬‬

‫ویولونیست‬

‫در یکــی از روزهــای ســرد مــاه‬ ‫ژانویــه و در یکــی از محــات‬ ‫فقیرنشــین در شــهر واشــنگتن‬ ‫دی‪.‬ســی صبح زود کــه مردم آن‬ ‫منطقــه که اکثرا یــا کارگر معدن‬ ‫بودند و یا صاحب مشــاغل سیاه از‬ ‫خانه هایشــان بیــرون زدند تا یک‬ ‫روز پــر از رنــج و مشــقت دیگر‬ ‫را آغــاز کننــد‪ ٬‬زنــان و مردانی‬ ‫کــه تفریح و لذت در زندگیشــان‬ ‫نامفهــوم بــود و به قــول معروف‬ ‫آنهــا زندگــی نمیکردنــد بلکه به‬ ‫اجبــار زنــده بودنــد تــا ریاضت‬ ‫بکشــند که نمیرنــدآن روز نیز آن‬

‫مــردم بینــوا در حالی کــه خیلی‬ ‫هایشــان کارگر روزمــزد بودند و‬ ‫نمی دانســتند آیا امشب هم با چند‬ ‫دالر به خانــه بازمیگردند و یا باید‬ ‫با دســت خالی به خانه های نکبت‬ ‫زده شــان بروند و از فرزندانشــان‬ ‫خجالــت بکشــند خــود را بــرای‬ ‫روزی مشــقت بــار آمــاده مــی‬ ‫کردند که ناگهــان صدای ویولن‬ ‫زیبایــی از گوشــه یــک خرابه به‬ ‫گوش رســید آوای ویولن آنقدر‬ ‫زیبا و مســحور کننده بود که پای‬ ‫آن مــردم فقیــر از رفتن بــاز ماند‬ ‫اکثــرا آنها بــا اینکه می دانســتند‬ ‫اگر دیر برســند جریمه می شــوند‬ ‫بــدون توجــه بــه این مشــکل در‬ ‫آن خرابــه کــه اندازه یک ســالن‬ ‫کنســرت بود جمع شدند و حدود‬ ‫دو ســاعت و نیــم با گــوش دادن‬ ‫بــه آن آهنگهای زیبا و اســتثنایی‬ ‫اشــک ریختنــد خندیدنــد بــه‬

‫خاطراتشان فکر کردند………‬ ‫ســرانجام نیز ویولونیســت خیابانی‬ ‫کــه مردی ‪ ۳۵‬ســاله بــود کارش‬ ‫تمام شــد ویولن خود را برداشت‬ ‫و آمــاده رفتن شــد امــا در همین‬ ‫حــال و احوال تشــویق بــی امان‬ ‫مــردم همه آنها را بــه صف کرد‬ ‫و به همگــی که حــدود ‪ ۳۰۰‬نفر‬ ‫بودنــد نفری ‪ ۵‬دالر داد و ســپس‬ ‫درحالیکــه بــرای آنان بوســه می‬ ‫فرســتاد سوار تاکســی شد و رفت‬ ‫تا مردمــان فقیر از فردا این ماجرا‬ ‫را همچون افســانه به دوستانشــان‬ ‫بگوینــد امــا در آن روز هیچکس‬

‫نفهمیــد ویولونیســت ‪ ۳۵‬ســاله‬ ‫کســی نیست جز جاشــوا بل یکی‬ ‫از بهتریــن موســیقی دانــان جهان‬ ‫کــه ‪ ۳‬روز قبــل بلیت کنســرتش‬ ‫هرکــدام ‪ ۱۰۰‬دالر به فروش رفته‬ ‫بود فردای آن روز جاشوا به یکی‬ ‫از دوســتانش کــه از این موضوع‬ ‫با خبر شــده بود گفــت من فرزند‬ ‫فقــرم آن روز وقتی در کنســرت‬ ‫فقــط مــردم ثروتمنــد را دیدم از‬ ‫خودم خجالت کشــیدم که فقیران‬ ‫را از یاد برده ام‬ ‫بــه همیــن خاطــر بــه آن محلــه‬ ‫فقیرنشــین رفتم و همان کنســرت‬ ‫دو ســاعت و نیمه را تکرار کردم‬ ‫بعد هم وقتی یــادم آمد اکثر آنها‬ ‫بــه خاطر مــن باید جریمه شــوند‬ ‫تمام پولی را که از کنسرت نصیبم‬ ‫شده بود را میان آنها تقسیم کردم‬ ‫و چقدر هم لذت بردم‬


‫شماره‌ی نهم ‪ 30 -‬تیر ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪12‬‬

‫گزارشهایی از تهران‬

‫گزارشهایی را که می خوانید بوسیله دو خبرنگار در داخل ایران تهیه شده‬ ‫است ‪ .‬آنچه او نوشته است تصویری کوچک از پایتخت کشوری بزرگ‬ ‫است‪.‬‬ ‫در اولین سر مقاله مجله رنگارنگ در سال ‪ 1990‬نوشتم که اعتیاد‪ ،‬فحشاء و‬ ‫دزدی در رژیم خمینی برنامه ریزی شده و کام ً‬ ‫ال دولتی – حکومتی است‪.‬‬ ‫بسیاری بر ما خرده گرفتند که مگر نمی بینی دولت و حکومت قاچاقچیان‬ ‫و عامالن فساد و دزدی را اعدام می کنند ؟! البته این ساده انگاری آن سالها‬ ‫هنوز به شکلهای مختلفی وجود دارد و هنوز خود فریبی و توهم یقه بخشی‬ ‫از ایرانیان خارج از کشور را گرفته و رها نمی کند این گروه توهم زده و‬ ‫خود فریب در پایان هر شکستی دوباره زیر بیرق بخشی از رژیم سینه میزنند‪.‬‬ ‫خاتمی‪ ،‬اکبر گنجی‪ ،‬شیرین عبادی‪ ،‬سازگارا‪ ،‬میر حسین موسوی‪ ،‬آخوند‬ ‫کروبی و ‪ ...‬دون کیشوتهای رویایی این جماعت میشوند و هستند و اما این‬ ‫گزارش با تمام سانسورها و مالحظات نویسنده گویای نکات بسیار زیادی از‬ ‫حکومتی سیاهکار و فاسد است‪ ،‬با هم می خوانیم‪.‬‬

‫شهر نو را ممنوع کردند تا فحشا برچیده شود؛‬ ‫اکنون تمام تهران شهر نو شده‬ ‫ردیس مهدوی‪ ،‬نویسنده کتابی درباره‬ ‫روابط جنسی در ایران می گوید‪«:‬‬ ‫هنگامی که اقتصاد رو به رکود می‬ ‫رود اقتصاد غیر رسمی و شبکه های‬ ‫غیرقانونیجذابیتبیشتریپیدامیکنند‪.‬‬ ‫فناوری هم راه آن را هموار می کند‪».‬‬ ‫در زمان شاه محله بدنام تهران‪ ،‬شهر نو‪،‬‬ ‫محله ای بود که مردان جوان زیادی‬ ‫برای اولین بار تجربه جنسی را در آن می‬ ‫آزمودند‪.‬جمهوریاسالمیمثلبسیاری‬ ‫دیگر از مسائل گمان کرد که با ممنوع‬ ‫کردن آن‪ ،‬آثار فحشا از جامعه رخت‬ ‫بر می بندد‪ .‬ولی ظاهرا باروت ریختن از‬ ‫مناره‪ ،‬کا ِر کارزار را یکسره نکرده است‪.‬‬ ‫روزییککارگربازنشستهبهمنگفت‬ ‫که «آن ها شهر نو را با خاک یکسان‬ ‫کردند تا فحشا برچیده شود؛ اکنون تمام‬ ‫تهران شهر نو شده است‪».‬‬ ‫جای تعجب نیست که طبیعت ظاهرا‬ ‫پرهیزکارانه به شیوه خمینی گراها‬ ‫رفتارهای جنسی را به انحراف کشانده‬ ‫است و کنجکاوی های عجیب و‬ ‫غریب‪ ،‬میل ارتکاب به منهیات را به‬ ‫ویژه در میان مقامات ایران افزایش داده‬ ‫است‪ .‬امید معماریان روزنامه نگاری که‬ ‫به خاطر مقاله های انتقادی اش از دولت‬ ‫چند ماه را در زندان رسوای اوین سپری‬ ‫کرده به من گفت که بازجوهایش به‬ ‫سر درآوردن از جزییات روابط جنسی‬ ‫او به مراتب بیش از خطاهای کوچک‬ ‫سیاسی اش عالقمند بوده اند‪« .‬سعی می‬ ‫کردم به این گونه پرسش های آن ها‬ ‫جواب کلی بدهم؛ که وسط حرفم می‬ ‫پریدند تا از چگونگی جزییات بپرسند‪».‬‬ ‫به یاد می آورد که پرسیده بودند‪« :‬از‬

‫جایی شروع کن که دگمه های لباسش‬ ‫را باز کردی‪ »....‬امید معماریان می گوید‬ ‫که در یک لحظه با دیدن این که بازجو‬ ‫هنگام گوش کردن به حرف هایش‬ ‫خودش را می مالد وحشت کرده بود‪.‬‬ ‫امریکا سرزمین آدم هایی است چون‬ ‫جیمی سواگارت موسس دانشکده‬ ‫انجیل‪-‬مارکسنفوردسناتورجمهوری‬ ‫خواه کارولینا و نیوت گینگریچ نامزد‬ ‫انتخابات ریاست جمهوری‪( .‬هر سه‬ ‫این افراد رسوایی اخالقی به بار آورده‬ ‫اند‪-‬م)‪ .‬و ناظران سیاست امریکا تعجب‬ ‫نکنند که مثال همین آقای گینگریچ‬ ‫به عنوان پرچمدار صریح ارزش های‬ ‫سنتی امریکا شناخته می شود؛ ارزش‬ ‫هایی که خودش در پاسداشت آن ها‬ ‫ناکام ماند‪ .‬معماریان بخشی از خدمت‬ ‫اجباری سربازی اش را در تهران‪ ،‬به‬ ‫نوشتن متن سخنرانی یکی از فرماندهان‬ ‫ارشد سپاه پاسداران سپری کرد‪ .‬وی‬ ‫معموال فصل الخطاب جمله هایش را با‬ ‫حمله به فساد «استکبار جهانی‪ -‬امریکا»‬ ‫آغاز می کند‪ .‬کسی که برایش سی دی‬ ‫فیلم های قاچاق می آورد ‪-‬اصطالحا‬ ‫فیلمیِ او‪ -‬به من گفت که جناب فرمانده‬ ‫همیشه درخواست فیلم های «صحنه دار‬ ‫» می کند‪ .‬لفظ «صحنه دار» حسن تعبیر‬ ‫مودبانه تری است از همان کلمه «پورنو»‪.‬‬ ‫در رسوایی که در سال ‪ ۲۰۰۸‬علنی‬ ‫و عمومی شد‪ ،‬فرمانده پلیس تهران‬ ‫بزرگ‪ ،‬رضا زارعی‪ ،‬مسئول اجرای‬ ‫قوانین سفت و سخت ضد فساد‪ ،‬در‬ ‫فاحشه خانه ای به همراه شش زن دیگر‬ ‫هنگامیدستگیرشدکهعریانبود‪.‬یکی‬ ‫از زنان می گوید که جناب فرمانده از او‬

‫خواسته بود بدون لباس نماز بخواند‪ .‬در‬ ‫حالی که سیاستمداران امریکا با لو رفتن‬ ‫تخلفات اینچنینی و پخش برنامه های‬ ‫تلویزیونی مربوط به آن عقب نشینی‬ ‫می کنند (رجوع به ماجرای اسپیتزر و‬ ‫الیوت)‪ ،‬پرده برداری از تخلف زارعی‬ ‫باعث شد که وی در زندان اقدام به‬ ‫خودکشیکند‪.‬‬ ‫مسئله شرم از خالف (و اتهام) های‬ ‫جنسی‪ ،‬به عنوان نوعی از ارعاب و‬ ‫اجبار سیاسی پیاپی از سوی حکومت‬ ‫مورد استفاده قرار گرفته است‪ .‬وقتی‬ ‫محمد ابطحی‪ ،‬روحانی شوخ طبع و‬ ‫اصالح طلب و معاون رییس جمهور در‬ ‫دوره خاتمی پس از بحث و مجادله بر‬ ‫سر (تقلب در) انتخابات ‪ ۲۰۰۹‬ریاست‬ ‫جمهوری ایران دستگیر و روانه زندان‬ ‫شد‪ ،‬با اعترافی پر آب و تاب در باب‬ ‫مبادرت به توطئه انقالب مخملی به‬ ‫حمایت غرب‪ ،‬هوادارانش را شگفت‬ ‫زده کرد‪ .‬هرچند وی بدون شک مجبور‬ ‫به اعتراف شده است ولی همکارانش‬ ‫می گویند که چیزی که او را مجبور به‬ ‫اعتراف کرد شکنجه فیزیکی و یا روانی‬ ‫نبوده است بلکه عکس هایی از او بوده‬ ‫که در عشرتکده مخفی حین ارتکاب‬ ‫جرم از وی داشته اند‪ .‬می گویند که‬ ‫این خانه مخفی مدت ها تحت نظر بوده‬ ‫است‪.‬‬ ‫البته جمهوری اسالمی همیشه این‬ ‫قدر محتاط و نسبت به قضایای جنسی‬ ‫سخت گیر نیست‪ .‬در واقع سیاست‬ ‫جمهوری اسالمی ایجاب می کند که‬ ‫ازقضایایجنسیبهعنوانشیوهمملکت‬ ‫داری استفاده کند‪ .‬مثال در بخش مربوط‬ ‫به اطالعات وزارت کشور امریکا در‬ ‫سایت ویکی لیکس از رییس قبیله ای‬ ‫در عراق به نام «ابوشفات» نام برده شده‪،‬‬ ‫که اسرار خود را برای یک دیپلمات‬ ‫امریکایی در بغداد بازگو کرده بود‪ .‬وی‬ ‫می گوید که تهران به شیوه ای موثر بر‬ ‫سیاستمداران عراق نفوذ دارد و آن ها که‬ ‫ظاهرا برای «درمان پزشکی» به ایران می‬ ‫روند با انگیزه های گوناگونی از جمله‬ ‫«ازدواج موقت» با زنان ایرانی تشویق می‬ ‫شوند‪ .‬الزم به ذکر نیست که «شفات» با‬ ‫یک مقایسه ساده خاطر نشان می کند‬ ‫که جذابیت ها و مشوق هایی که در‬ ‫تهران هست به مراتب بیش تر از جاذبه‬ ‫های بازدید از کاخ سفید و دیدار وی‬ ‫با پرزیدنت بوش در سال ‪ ۲۰۰۸‬بوده‬ ‫است‪ .‬می گوید‪« :‬بی خود نیست که‬ ‫قدرت نرم (و خاموش) ایران به طبلِ بلند‬ ‫ِ‬ ‫بانگ سلطهامریکامیچربد‪».‬‬ ‫همینچندوقتپیش‪،‬فروردینگذشته‪،‬‬ ‫سه تن از عامالن وزارت اطالعات ایران‬

‫که تالششان برای کشتن مقامات‬ ‫اسرائیل در بانکوک ناکام ماند‪ ،‬در یک‬ ‫بار تفریحی در پاتایا عکس هایی از خود‬ ‫به جا گذاشتند که در آن ها چندین‬ ‫خانم تایلندی کارمند بار محلی در‬ ‫همراهی آن ها دیده می شوند‪ .‬هنگامی‬ ‫که از فرزند روحانی بانفوذی در تهران‬ ‫پرسیدم که چگونه این جان بر کفان‬ ‫مذهب خمینی از ِ‬ ‫پس حل تناقض «دین»‬ ‫با «همراهی پی در پی روسپی های غیر‬ ‫مسلمان و نوشیدن الکل» بر آمده اند‪ ،‬بی‬ ‫درنگ پاسخ داد که هیچ مشکل مذهبی‬ ‫در این باره وجود ندارد‪« :‬روحانیون‬ ‫حکومتی هستند که به سادگی برای‬ ‫چنین قضایایی مجوز شرعی صادر می‬ ‫کنند‪ ».‬وی توضیح داد‪« :‬می توان قضیه‬ ‫را این طور بیان کرد که اگر به همراه‬ ‫چندین روسپی دیده نشوند و از نوشیدن‬ ‫الکل پرهیز کنند مورد شک و تردید‬ ‫قرار بگیرند (که تروریست اند)‪».‬‬ ‫در واقع رویکرد رژیم ایران نسبت به‬ ‫مسئله جنسیت و غریزه جنسی‪ ،‬درست‬ ‫مثل فلسفه مملکتداری اش بر مبنای‬ ‫مصلحت است و از آن پیاپی به عنوان‬ ‫ابزار سرکوب‪ ،‬تشویق و تحریک‬ ‫استفاده می کند‪ .‬در تابستان ‪۲۰۰۹‬‬ ‫(پس از انتخابات ‪ )۸۸‬زمانی که صدها‬ ‫هزار ایرانی معترض به نشان اعتراض به‬ ‫انتخاب دوباره احمدی نژاد به خیابان ها‬ ‫ریختند بسیاری از تظاهرات کننده ها به‬ ‫طرز وحشیانه ای به وسیله نیروهای شبه‬ ‫نظامی بسیج‪ ،‬دسته های اراذل و اوباش‬ ‫حکومت و جوان های موتورسوار‬ ‫سرکوب شدند‪ .‬به آن ها چراغ سبز نشان‬ ‫داده شده بود که از ضرب و شتم مردم‬ ‫همابایینداشتهباشند‪.‬شروینملکزاده‬ ‫یکامریکاییایرانیتباردانشگاهی‪،‬که‬

‫از تهران گزارش تهیه می کرد حرف‬ ‫جالبی زد‪ :‬به نظر می رسید موتور بسیج با‬ ‫ترکیبی از خشم طبقاتی و سرخوردگی‬ ‫از قید و بند کار می کند‪« .‬با سیگار و‬ ‫مشروب و باقی کشیدنی ها میانه ای‬ ‫ندارند‪ ،‬انرژی جنسی شان را هم جایی‬ ‫مصرف نمی کنند‪ ».‬آن وقت یکی از‬ ‫همکارانش در دفتر مرکزی پرسید‪:‬‬ ‫«خوب‪ ،‬دیگر می خواهند با این همه‬ ‫انرژی چه کار کنند؟»‬ ‫ولی شاید نطفه جنبش سبز و یکی از‬ ‫دلخراش ترین لحظات آن‪ ،‬کشته شدن‬ ‫دختر معترض ‪ ۲۶‬ساله‪ ،‬ندا آقا سلطان‬ ‫بود که دوربین تلفن های همراه مرگ‬ ‫خونین وی را ثبت کردند و این صحنه‬ ‫یکی از بیشترین ویدیوهایی است که‬ ‫در تاریخ (وب) دست به دست و به‬ ‫اشتراک گذاشته شد‪ .‬در مستند‪HBO‬‬ ‫اچ بی ئو‪ ،‬که درباره کشته شدن ندا‬ ‫ساخته شد مادر ندا به یاد می آورد که‬ ‫یک زن بسیجی یک روز پیش از تیر‬ ‫خوردن و کشته شدن ندا دلسوزانه به‬ ‫او گفته بود‪« :‬عزیزم‪ ،‬بیرون از خانه این‬ ‫قدر زیبا ظاهر نشو‪ ....‬لطف کن و اصال‬ ‫بیروننیاچونمردانبسیجیدخترانزیبا‬ ‫را هدف می گیرند‪ .‬به تو هم شلیک می‬ ‫کنند‪».‬‬ ‫در حالی که مردان ریشوی میانسال‬ ‫چهره های نمادین انقالب ‪( ۱۹۷۹‬بهمن‬ ‫‪ )۱۳۵۷‬را تشکیل می دادند‪ ،‬ندا آمده‬ ‫بود تا چهره تازه ای از مخالفان (همان)‬ ‫نظام را در قرن بیست و یکم به نمایش‬ ‫بگذارد؛ چهره زن جوان‪ ،‬مدرن و‬ ‫تحصیلکرده ایرانی را‪ .‬از دید خامنه‬ ‫ای‪ ،‬ندا به خاطر مخالفتش با حکومت و‬ ‫حجاب‪،‬تجسمفتنهاست‪.‬‬ ‫بسیاری از ناظران مسائل ایران تاکید می‬

‫کنند که برای متقاعد کردن ایران به پی‬ ‫نگرفتن برنامه هسته ای‪ ،‬واشنگتن باید‬ ‫خامنه ای را مطمئن کند که امریکا تنها‬ ‫به دنبال تغییر رفتار ایران است و نه تغییر‬ ‫رژیم‪.‬‬ ‫چیزی که معموال به آن توجه نمی شود‬ ‫این است که خامنه ای عمیقا معتقد‬ ‫است که طرح امریکا برای سرنگونی‬ ‫جمهوری اسالمی در گرو حمله نظامی‬ ‫نیست‪،‬بلکهبراندازییکبرنامهسیاسی‬ ‫فرهنگی نرم است که دامن زدن «انقالب‬ ‫مخملی» از درون ایران را هدف قرار‬ ‫داده است‪ .‬به افشاگری تلویزیون ایران‬ ‫در سال ‪ ۲۰۰۵‬توجه کنید‪:‬‬ ‫مجموعه بزرگ نوشته ها و سخنرانی‬ ‫های خامنه ای روشن می کند که سالح‬ ‫کشتار جمعی که وی از آن هراس دارد‬ ‫بیشتر از نوع سالح فرهنگی است‪ .‬وی‬ ‫از کیم کارداشیان و لیدی گاکا بیشتر‬ ‫می هراسد تا ناو هواپیمابر و بمب های‬ ‫ضد پناهگاه‪ .‬به بیان دیگر تهران تنها به‬ ‫خاطر «اعمال امریکا» احساس خطر نمی‬ ‫کند‪ ،‬بلکه به همان اندازه اساسا به خاطر‬ ‫«خو ِد شیوه بودن امریکا» نیز خطر حس‬ ‫می کند‪ :‬یک قدرت پسا مدرن فاسد و‬ ‫استعمارگرکهدرپیدستیابیبههژمونی‬ ‫و تسلط بر فرهنگ جهانی است‪ .‬خامنه‬ ‫ای گفته است‪« :‬سیاست آن ها این است‬ ‫که زنان را به بی قیدی بکشانند‪ ».‬سخنان‬ ‫خامنه ای گویای تناقض و انحراف ایران‬ ‫مدرن امروز است‪ .‬بمباران حکومت‬ ‫ایران می تواند به تمدید عمر نظام منجر‬ ‫شود‪ ،‬در حالی که از رژیمی سخن می‬ ‫گوییم که موی زنان تهدید جدی برای‬ ‫موجودیتش به شمار می رود‪ .‬باید گفت‬ ‫که تاریخ مصرف چنین حکومتی به سر‬ ‫رسیدهاست‪.‬‬


‫شماره‌ی نهم ‪ 30 -‬تیر ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪13‬‬

‫در خیابان چه می گذرد؟ شب های تهران سیاه و بد منظره است!‬

‫ساعت حدود نیمه شب را‬ ‫نشان میدهد‪ .‬شنیده بودم‪ ،‬اما‬ ‫میخواستم خود نیز ماجرا را‬ ‫دیده و روایت کنم‪ .‬حوالی ضلع‬ ‫غربی میدان محسنی (مادر) به‬ ‫گمان من بهترین نقطه بود‪ .‬آخر‬ ‫گفته بودند نیاز به صبر زیاد‬ ‫نیست و می توانی در کوتاه‬ ‫زمان با سیستم و رویه حاکم در‬ ‫آنجا آشنا شوی!‬ ‫خیابان ها خلوت نیست و چندین‬ ‫مامور نیروی انتظامی همراه با‬ ‫ماشین هایشان را می شود در‬ ‫آن حوالی به خوبی دید‪ .‬در‬ ‫اندک زمانی سوژه ها را می‬ ‫یابم‪ .‬چندین زن پرسه می زنند‬ ‫و ماشین هایی که گاه و بی گاه‬ ‫چشمه ای برایشان می آورند‪ .‬اما‬ ‫روایتی که من به دنبالش بودم‬ ‫چیز دیگری بود‪ .‬زیرا آنچه را‬ ‫که اکنون میدیدم‪ ،‬نیاز به این‬ ‫همه جستجو و کمین و …‬ ‫نداشت‪ .‬آنچه من شنیده بودم و‬ ‫به دنبال مستند نمودن آن بودم‪،‬‬ ‫حکایت فساد جاری مامورانی‬ ‫بود که نه به عنوان عامل‬ ‫بازدارنده و اجرای شعارهای‬ ‫روئسایشان؛ بلکه به عنوان ناظر‬ ‫و حتی واسط‪ ،‬انجام فعالیت و یا‬ ‫وظیفه می کردند‪.‬‬ ‫دیدن صحنه های دست تکان‬

‫دادن روسپیان و ماموران و نیز‬ ‫واسطه گری ماموران در این‬ ‫امر‪ ،‬نکات قابل تاملی بود‪ .‬در‬ ‫برهه ای از این مشاهدات‪ ،‬متوجه‬ ‫آشنایی ماموران با رانندگان‬ ‫برخی خودروهای عبوری شدم‪.‬‬ ‫به طوری که رفتارهای دوگانه‬ ‫با ماشین های عامل‪ ،‬خبر از‬ ‫دستچین نمودن عاملین توسط‬ ‫ماموران داشت‪ .‬گویا هر کسی‬ ‫اجازه پیشنهاد مبلغ به روسپیان را‬ ‫نداشت و ماموران در این میان‬ ‫نقش آفرینی می کردند‪.‬‬ ‫حوالی خواجه عبداهلل ولوله‬ ‫ای بر پا بود‪ .‬دو ماشین گشت‬ ‫ارشاد دختری را گرفته بودند و‬ ‫ماموران زن با همراهی ماموران‬ ‫مرد سعی داشتند وی را به زور‬ ‫وارد ون نیروی انتظامی کنند‪.‬‬

‫دخترک با تمام وجود مانع از‬ ‫این کار می شد‪ .‬این کشمکش‬ ‫ها ادامه داشت تا اینکه پس از‬ ‫مدتی کوتاه‪ ،‬مردمی که جمع‬ ‫شده بودند شروع به “هوو”‬ ‫نمودن ماموران انتظامی کردند‪.‬‬ ‫آخر آنچنان رفتار ماموران‪،‬‬ ‫آنهم با آن دخترک نحیف‪،‬‬ ‫تند و وحشیانه بود که مردم هم‬ ‫صدایشان در آمده بود‪ .‬متاسفانه‬ ‫از این دست روایت را بسیار‬ ‫شنیدیم و دیدم‪ ،‬اما نکته تاسف‬ ‫برانگیز این ماجرا لحظه ای بود‬ ‫که مامور نیروی انتظامی از‬ ‫پشت بلندگوی ماشین‪ ،‬در پاسخ‬ ‫به “هوو” نمودن اعتراضی مردم؛‬ ‫لفظ بسیار رکیکی را خطاب به‬ ‫مردم گفت‪.‬‬ ‫این کلمه آنچنان رکیک زشت‬

‫و حیوانی بود که مردم بی‬ ‫درنگ به سمت دو خودرو حمله‬ ‫ور شدند‪ .‬شیشه های دو ماشین‬ ‫را شکستند و مامورانی که جان‬ ‫خود را در خطر می دیدند‪ ،‬سوار‬ ‫بر آن دو خودرو‪ ،‬مکان را به‬ ‫سرعت ترک کردند‪.‬‬ ‫در آن طرف ماجرا مردم خرسند‬ ‫و خوشحال از نجات دادن‬ ‫دخترک‪ ،‬و خشمگین از برخورد‬ ‫وحشیانه ماموران با آن زن و نیز‬ ‫فحاشی ماموری که وظیفه اش‬ ‫امنیت روانی و اخالقی جامعه‬ ‫بود‪.‬‬ ‫هر روزه از تریبون نماز جمعه‬ ‫و سخنرانی های مسئوالن نظامی‬ ‫و امنیتی و نمایندگان مجلس‪،‬‬ ‫سخن هایی را از زبان آنان و‬ ‫به نام مردم‪ ،‬می شنویم‪ .‬بارها‬ ‫همه ما شنیده ایم این جمله را‬ ‫که “مردم خواستار برخوردند” ؛‬ ‫“مردم از جمع آوری کنندگان‬ ‫ماهواره هایشان با شیرینی‬ ‫استقبال کردند” ؛ “زنان از راه‬ ‫ندادنشان به سینما و ورزشگاه‬ ‫از ما تقدیر کردند” و مواردی‬ ‫از این دست که بارها و بارها از‬ ‫طرف مردم گفته شده است‪ .‬اما‬ ‫آیا واقعیت خواسته مردم شنیده‬ ‫می شود؟ آیا این نظر مردم است‬ ‫یا تخیالت مسئوالن؟ چگونه‬ ‫است که مسئوالن همه مردم را‬ ‫به چشم بیمارگونه خود نظاره‬ ‫می کنند و معترضین به انتخابات‬ ‫را عامالن و گول خوردگان‬ ‫استکبار و اسرائیل نام می‬ ‫گذارند و زنان کوچه و خیابان را‬ ‫روسپیانی که پول از دول غربی‬ ‫گرفته اند تا ظاهر جامعه را فاسد‬ ‫جلوه دهند! اکنون در جامعه ما‪،‬‬ ‫مسئوالن خود را دلسوزان مردم‬ ‫می دانند و با نگاهی بیمارگونه‬ ‫دائما در پی پیاده سازی و نسخه‬ ‫پیچی تصورات کوکورانه شان‬ ‫هستند ‪.‬‬ ‫به جای محکوم کردن تجاوز‬ ‫کننده؛ انگشت اتهام را به سمت‬ ‫متجاوز شده نشانه می گیرند و‬

‫علت تجاوز را پوشش آن زن‬ ‫تشخیص می دهند‪.‬‬ ‫به جای خشکاندن ریشه های‬ ‫اعتیاد و حل مشکالت اقتصادی‬ ‫و بیکاری‪ ،‬سعی در زیر خاک‬ ‫نمودن تمام کاستی ها دارند‪.‬‬ ‫این شیوه رفتار از همان شیوه‬ ‫مدیریتی رئیس دولتی ریشه‬ ‫گرفته است که به هنگام گران‬ ‫شدن هر ماده غذایی‪ ،‬از مردم‬ ‫میخواهد مدتی از آن محصول‬ ‫خرید نکنند تا ارزان شود!‬ ‫حکایت زیر پوست این شهر‪،‬‬ ‫حکایت گندیدن نمک است و‬ ‫حکایت شعارهای تبلیغاتی برای‬ ‫برگزاری مانورهای وحشت‪،‬‬ ‫تا طعم تلخ هجوم غیرانسانی و‬ ‫خوی وحشیانه خود در حوادث‬

‫دین زدگی از کمترین نتایج این‬ ‫شیوه مدیریتی بوده که اکنون‬ ‫در کشور ساری و جاریست‪.‬‬ ‫حاکمیت برای سرپوش گذاشتن‬ ‫به همه این ناتوانی ها و به جای‬ ‫اندیشیدن تدبیر و پیاده سازی‬ ‫روشی کارآمد‪ ،‬روی به امنیتی‬ ‫کردن و نظامیزه کردن فضای‬ ‫کشور کرده است‪.‬‬ ‫این روزها‪ ،‬باتوم عدالت‬ ‫جمهوری اسالمی‪ ،‬تنها بر سر‬ ‫و بدن زنان و مردان کوچه و‬ ‫خیابانی نواخته می شود که‬ ‫کمرشان زیر تمام فشارهای‬ ‫اقتصادی و اجتماعی‪ ،‬خم شده‬ ‫و آقایان مسند دار‪ ،‬درحاشیه‬ ‫ای امن‪ ،‬به زمین خواری و رشوه‬ ‫خواری و … مشغولند‪.‬‬

‫پس از انتخابات را همچنان در‬ ‫دهان مردم نگه دارند‪ .‬شیرینی‬ ‫که قرار بود با بهبود اوضاع‬ ‫اقتصادی در پی درآمد بی سابقه‬ ‫نفتی طی ‪ ۷‬ساله اخیر حاصل‬ ‫آید‪ ،‬اکنون در پی عدم مدیریت‬ ‫و نیز فساد گسترده و رخنه کننده‬ ‫در تمامی سطوح حکومتی‪ ،‬به‬ ‫تلخی گراییده است‪.‬‬ ‫بی کاری‪ ،‬فساد‪ ،‬اعتیاد‪ ،‬تورم و‬

‫هدف از انتشار این مطلب‪ ،‬تنها‬ ‫نشان دادن فساد سیستماتیک‬ ‫بود‪ .‬این فساد نه تنها در ماموران‬ ‫خیابان‪ ،‬که در بدنه ساختارهای‬ ‫سازمانی ریشه دوانیده است‪.‬‬ ‫چرا که ‪ ،‬زمانی ماموران رده‬ ‫پایین گستاخانه روی به فساد‬ ‫و رشوه می آورند‪ ،‬که سطوح‬ ‫باالدستی‪ ،‬خود در این امر‪،‬‬


‫شماره‌ی نهم ‪ 30 -‬تیر ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪14‬‬

‫گشت و گذاری در کشور‬

‫‪ FACE BOOK‬با جمعیتی متجاوز از پانصد میلیون ساکن‬ ‫یکی از بزرگترین کشــورهای مجازی جهان است‪ .‬در این‬ ‫جهان اینترنتی میلیونها ایرانی نیز ساکن هستند‪ .‬نشریه تریبون‬ ‫آزاد در هر شماره تالش دارد گلچینی کوچک از نوشته ها‪،‬‬ ‫نظریات و عقاید ایرانیان را برای شما گردآوری نماید که با‬ ‫هم می خوانیم‪.‬‬ ‫خواننده گرامی شما هم‪ ،‬قصه زندگی خود و یا دوستان دور‬ ‫و نزدیکتان را برای ما ارسال کنید تا ما نیز آن را چاپ نمائیم‬ ‫مواظب ترفندهای این‬ ‫حکومت ضد انسان باشیم‬ ‫نویسنده‪:‬جاسمین زندی‬ ‫کاملن عیان است یک ترفند امنیتی‬ ‫کلید خورده است تا مردم به جان‬ ‫آمده از گرانی و فقر را به جان‬ ‫پناهجویانی افغانی بیاندازد‪ .‬فواید‬ ‫این ترفند جدید بــرای حکومت‬ ‫آنــقــدر زیـــاد اســت کــه نتوانیم‬ ‫سناریوی دیگری برای آن بیابیم‪.‬‬ ‫حمله نیروهای امنیتی و تعدادی از‬ ‫مردم فریب خورده به اماکن افغانها‬ ‫در یزد و طرح جدید ممنوعیت‬ ‫ارائه خدمات و مواد غذایی به اتباع‬ ‫بیگانه غیر مجاز در استان فارس و‬ ‫طرحهای دیگری که از مدتی‬ ‫پیش رسمآ به اجرا گذاشته شده‬ ‫اند‪ ،‬عامل گرانی و فقر و رواج‬ ‫بیماری و هر چه بالی آسمانی‬ ‫و زمینی است متوجه افغانها می‬ ‫کند و تالش دارد تا مردم را بر‬ ‫علیه آنها بشوراند‪ .‬با این هدف که‬ ‫حکومت را از زیر حمالت بابت‬ ‫گرانی و بدی کسب و کار برهاند‬ ‫و از سویی دیگر روند مهاجرت‬ ‫افغانها به ایران را با هزینه کردن‬ ‫از شرافت مردم ایران متوقف کند‪.‬‬

‫حمله اعراب به ایران‬

‫نویسنده‪:‬دوستار‬ ‫من ایرانی نیستم چون موقعه ای که‬ ‫بچه بودم تو گوشم عربی خوندند‬ ‫من ایرانی نیستم چون عربها پ‬ ‫ندارند به پارسها میگن فارس و ما‬ ‫هم همینو میگیم من ایرانی نیستم‬ ‫چون به جای درود میگم سالم و‬ ‫به جای بدرود میگم خداحافظ من‬ ‫ایرانی نیستم چون هنوز نمیدونم‬ ‫کورش کیه و چه کرد اما خوب‬ ‫میدونم این عربها کی هستند‪ .‬من‬ ‫ایرانی نیستم چون به جای اینکه‬ ‫بــه کــورش بگم کــورش بــزرگ‬ ‫میگم کورش کبیر من ایرانی نیستم‬ ‫چون نمیدونم روز کورش بزرگ‬ ‫کی هست(‪ 7‬آبــان) و ایــن روز‬ ‫فقط درتقویم ایران نیست؟! اینها‬ ‫میخواهند اصل و نصب ما ایرانیها‬ ‫رو با مشتی عرب کثیف مقایسه‬ ‫کنند و حتی به ذلت بکشند پس‬ ‫غیرتت کجا رفته ایرانی‪.‬‬

‫با عوض کردن سرپرست یک‬ ‫دیوانه خانه‪ ،‬دیوانگان عاقلتر‬ ‫نخواهند شد‬ ‫نویسنده‪ :‬ساقی‬ ‫امروز ‪ 1400‬سال است از اشغال‬ ‫ایــران بوسیله تــازیــان می گذرد‬ ‫‪ .‬ابوبکر و ُع َمر وعثمان و علی‪،‬‬ ‫همه مــرده اند ولی اثــرات حملة‬ ‫تازیان درمغز ما ایرانیان همچنان‬ ‫باقی مانده اســت‪ .‬امــروز ایرانیان‬ ‫بجای اعیاد ملی خود‪ ،‬اعیاد مذهبی‬ ‫تازی را جشن می گیرند ‪ .‬سالروز‬ ‫تولد (قاتالن پدرانشان) را شربت‬ ‫و شیرینی می دهند‪ .‬سالروز وفات‬ ‫آنان را بر سر و سینة خود میکوبند‬ ‫ایرانیان نام (قاتالن پدرانشان) را‬ ‫با پیشوند غالم ‪ ،‬بر روی فرزندان‬ ‫خــود مــی گــذارنــد و بــر ســر قبر‬ ‫(قاتالن پــدر) میروند و بــرآورده‬ ‫شدن آرزوهــای خود را از روح‬ ‫خبیث آنــان میخواهند‪ .‬تصویر‬ ‫خمینی گجستک را‪ ،‬در ماه می‬ ‫بینند و کریه المنظر ترین بازماندة‬ ‫تازی را بر تخت پادشاهی کورش‬ ‫می نشانند ‪ .‬یکهزارو چهارصد سال‬ ‫است از جنگ قادسیه می گذرد‬ ‫بازماندگان تــازی هنوز فرزندان‬ ‫ایران را سنگسار می کنند و در زیر‬ ‫شکنجه می کشند و یا گردنهایشان‬

‫را بر چوبة دار آویزان می نمایند و‬ ‫زیبا رویان ایرانی را در بازار های‬ ‫تن فروشان ‪ ،‬به اعــراب شهوت‬ ‫پرست بــرون مــرز میفروشند‪ .‬و‬ ‫در حالیکه مــردم دنیا چشم به‬ ‫تسخیرکرات آسمانی دوخته اند‪،‬‬ ‫چشم ایرانیان بر ته چاه دوخته شده‬ ‫است و منتظر آخرین بازماندة تازی‬ ‫هستند که از ته چاه بیرون بیآید‪،‬‬ ‫و مانند اجداد کثیفش حمام خون‬ ‫راه بیاندازد و نسل ایرانیان را بکلّی‬ ‫براندازد و برای خلیفة چالق مغز‬ ‫تازیان که همکنون چالغ دست‬ ‫هم می باشد‪ ،‬شرایطی پیش بیاورد‬ ‫تا بتواند راحت تر اموال ایرانیان را‬ ‫بغارت ببرد ‪ ،‬نیمی را برای سرکوب‬ ‫ملت ایران بکار گیرد و نیم دیگر را‬ ‫در اختیار برادران تروریست برون‬ ‫مرزش قرار دهد زهر اسالم درمغز‬ ‫ماست که چنین بی تفاوت نشسته‬ ‫ایــم‪ .‬تنها راه نجات ایــران‪ ،‬پاک‬ ‫شدن مغز ایرانیان است از اثرات‬ ‫حملة تــازیــان ‪ ،‬وگرنه با عوض‬ ‫کردن سرپرست یک دیوانه خانه‪،‬‬ ‫دیوانگان عاقلتر نخواهند‪ .‬خرد و‬ ‫روشنگری‪ ,‬خروج انسان از خامی‬ ‫خود خواسته ی خویش است‪* .‬فرا‬ ‫گیریم‪ ,‬دریابیم‪ ,‬و بفهمیم* ‪ /‬با مهر‬ ‫و احترام‪،‬‬

‫چنانچه به مطلب جالبی‌ در‬ ‫فیس‌بوک برخورد کردید‪ ،‬به‬ ‫ایمیل ما ارسال کنید‬ ‫‪rangarang_London@hotmail.com‬‬

‫در پاسخ به همای عزیز‬ ‫که گفت‪" :‬خود میرحسین‬ ‫موسوی وکروبی حامیشان‬ ‫اوباماست‬ ‫از اینکه مردم ایران رفته رفته به‬ ‫حقایق پیدایش پدیده ی سبز اهلل و‬ ‫پشتیبانی غرب از آن پی برده اند‬ ‫بسیار خوشحالم‬ ‫گرچه حسین اوباما فقط ابزاری‬ ‫بس بی اختیار و بس بیسواد در‬ ‫سیاست داخلی و خارجی است و‬ ‫فقط دستورات اربابان جهان شمول‬ ‫خود مثل قماش برژنسکی اسالم‬ ‫پرور و کنسول سیاست خارجی‬ ‫اش را مانند یک عروسک اجرا‬ ‫میکند‬

‫همینها بودند که پروژه ی اسالمیسم‬ ‫اول را در ایران در ‪ ۱۹۷۹‬پیاده‬ ‫کردند که نسلی سوخته و کشوری‬ ‫به قهقرا پرتاب شده را بوجود آورد‬ ‫ولی بوی آن می آید که حسین‬ ‫انتخاب نشود در نوامبر و باید دید‬ ‫که اگر رامنی بشود آیا سیاست‬ ‫اسالمیسم پروری و اسالم نوازی‬ ‫غرب با آوردن سگ سبز به جای‬ ‫شغال سیاه ادامه پیدا خواهد کرد‬ ‫یا نه‪ .‬مجال به نیرو های سکوالر و‬ ‫ناسیونالیست و ملی در ایران داده‬ ‫خواهد شد یا نه‬

‫مامور آمریکا رو به خمینی‪:‬‬ ‫نویسنده‪ :‬سیروس پردیس‬ ‫همان جور که زیر درختهای نوفل‬ ‫لوشاتو در فرانسه در زمان سرنگونی‬ ‫شاه قرار گذاشتیم !!! دنیا مثل (یک‬ ‫شاپینگ سنتر ) یعنی یک مجموعه‬

‫از چندین دکان در یک مرکز خرید‬ ‫میماند من صاحب این مجموعه هستم‬ ‫‪ ،‬خودت میدونی شاه را برای این از‬ ‫مغازه بیرون کردم چون شش سال‬ ‫پیش از عن قالب گفت باج نمیدم !!!‬ ‫از شاه که قویتر نیستی !!! به تو گفتم‬ ‫آخوندک !!! میارمت مغازه سر کار‬ ‫به چند شرط !!! اول باج یادت نره !!!‬ ‫دوم تظاهر کن ضد آمریکائی و ضد‬ ‫غربی هستی !!! چون مردم حساس‬ ‫هستند بفهمند نوکر غربی سرنگونت‬ ‫میکنند !!! سیاه بازی مرگ بر آمریکا‬ ‫یادت نره !!! تو که دست به دروغ ات‬ ‫خوبه !!! بگو دارم ابر قدرت میشم !!!‬ ‫نگران نباش ‪ ۱+۵‬هم از این سریالهای‬ ‫تلویزیونی سر کاری !!! ما و اسراییلی‬ ‫ها هم تهدید های حمله تو خالی‬ ‫میکنیم !!! قبال فرانسه شریک بود ولی‬ ‫االن باج بگیر زیاد شده !!! روسیه و‬ ‫چین هم دو تا سگ هار هستند این‬ ‫وسط باج میخواهند !!! اونا هم باج‬ ‫بگیرند از تو استفاده میخواهند !!!‬ ‫ما برنامه ریــزی میکنیم !!! همه را‬ ‫سرکوب کن ما میدزدیم تو هم بدزد‬ ‫بریز تو حساب بانکی خودت هوا‬ ‫پس شد بتونی در بری !!! عوام رو خر‬ ‫کن افراد آگاه را هم بکش !!! کاری‬ ‫که همه دیکتاتور ها میکنند !!!‬


‫شماره‌ی نهم ‪ 30 -‬تیر ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪15‬‬

‫آیا سیگار به کم شدن استرس‬ ‫کمک می‌کند؟‬

‫آیا سیگار به کم شدن استرس کمک‬ ‫می‌کند؟ این تصور کام ً‬ ‫ال اشتباه است!‬ ‫«زمانــی که اســترس دارم‪ ،‬ســیگار‬ ‫می‌کشم‪ ،‬این کار آرامم می‌کند‪.‬‬ ‫به همین خاطر اســت که ســیگار را‬ ‫تــرک نمی‌کنم‪ .‬می‌ترســم که دچار‬ ‫اضطراب و استرس بیش از حد بشوم‪».‬‬ ‫به نظر می‌رسد استدالل لیدی منطقی‬ ‫باشد‪ .‬اما‪...‬‬ ‫نکاتــی دربــارۀ ارتبــاط اســترس و‬ ‫دخانیات وجود دارد‪.‬‬ ‫در واقــع‪ ،‬تنباکو یک ضد اســترس‬ ‫جعلی است‪ .‬این خود تنباکو است که‬ ‫استرس آور است!‬ ‫سیگار یک ضد استرس جعلی است!‬ ‫تا مدت های طوالنی‪ ،‬تصور می‌شــد‬ ‫که افراد پراسترس تر برای آرام کردن‬ ‫خود‪ ،‬تمایل به سیگار کشیدن دارند‪.‬‬ ‫امــروزه همه می‌دانند کــه این تصور‬ ‫کام ً‬ ‫ال اشتباه است‪.‬‬ ‫احتمال مشــکالت اضطرابی در بین‬ ‫سیگاری ها بیشتر است‪ :‬احتمال بروز‬ ‫اضطراب بین ســیگاری ها ‪ 5.5‬برابر‬ ‫(‪ %550‬برابر) دیگران و احتمال بروز‬ ‫عارضۀ وحشــت در بین آنها ‪ 15‬برابر‬

‫(‪ %1500‬برابر) دیگران است‪...‬‬ ‫در نتیجه‪ ،‬ســیگار افــراد را مضطرب‬ ‫می‌کند!‬ ‫بنابراین به نظر می‌رسد‪ ،‬این که گفته‬ ‫می‌شود نیکوتین سیگار باعث آرامش‬ ‫و آســودگی می‌شــود‪ ،‬دامــی بیش‬ ‫نیست!‬ ‫اگر شــما هم احســاس می‌کنید که‬ ‫دخانیــات اســترس تــان را افزایش‬ ‫می‌دهند‪ ،‬از این به بعد دیگر سراغ این‬ ‫مواد نروید و شــیوۀ آرام شدن تان را‬ ‫تغییر دهید‪.‬‬ ‫برای سیگار نکشیدن در زمان استرس‪،‬‬ ‫منبع استرس را شناسایی کرده و سعی‬ ‫کنید آن را از بین ببرید‬ ‫در ابتــدا ســعی کنید علت ســیگار‬ ‫کشــیدن در زمــان های اســترس را‬ ‫تشخیص دهید‪.‬‬ ‫به طــور مثــال‪ ،‬در دوران امتحانات‪،‬‬ ‫بــه عنوان بهانــه ای برای اســتراحت‬ ‫ســیگار می‌کشــید‪ .‬چرا نوع دیگری‬ ‫از اســتراحت را بــرای خــود در نظر‬ ‫نمی‌گیرد؟ مث ً‬ ‫ال یک چای بنوشــید یا‬ ‫از خانه بیرون بروید و هوایی بخورید‪،‬‬ ‫گل هــا را آب بدهیــد‪ ،‬چند صفحه‬ ‫داستان طنز بخوانید و ‪...‬‬ ‫اگر زمانی که رئیس تان به شما فشار‬ ‫می‌آورد‪ ،‬استرس دارید‪ ،‬شاید بتوانید‬ ‫با یکی از همکاران تان صحبت کنید‪،‬‬ ‫سئواالت بیشــتری بپرســید‪ ،‬یا حتی‬ ‫برایش توضیح دهید کــه رئیس تان‬ ‫چگونه با شما حرف زده است‪...‬‬ ‫زمانی که احساس اضطراب و استرس‬ ‫می‌کنید‪ ،‬به طور خــودکار دنبال راه‬ ‫حل دیگری جایگزین سیگار بگردید‪.‬‬ ‫روش دیگری برای رفع استرس بیابید‪،‬‬ ‫دخانیات کمکی به شما نمی‌کنند!‬ ‫سیگار کشــیدن‪ ،‬بعضی اوقات‪ ،‬یک‬

‫سری چیزها را از بین می‌برد‪.‬‬ ‫شاید به نظر برسد که سیگار کشیدن‬ ‫گاهــی اوقــات خشــونت را هدایت‬ ‫می‌کند‪.‬‬ ‫بنابرایــن می‌توانیــد به جای ســیگار‬ ‫کشــیدن شــیپور بزنید‪ ،‬خمیر نان را‬ ‫در دســت تان ورز بدهیــد و یا یک‬ ‫آدامس بجوید‪ .‬پــس می‌بینید که به‬ ‫جای سیگار کشیدن می‌توان با روش‬ ‫های دیگــر هم برخی معضالت را از‬ ‫بین برد‪.‬‬ ‫برخــی اوقات افراد بــه خاطر تنهایی‬ ‫سیگار می‌کشند‪.‬‬ ‫بنابراین وقتی که تنها هســتید به جای‬ ‫سیگار کشیدن به یکی از دوستان تان‬ ‫تلفن کنید‪ .‬با این کار احساس تنهایی‬ ‫کمتری می‌کنید و روش مناسب تری‬ ‫را هم برگزیده اید‪.‬‬ ‫سیگار کشیدن‪ ،‬آرامش بخش است؟‬ ‫گوش دادن یک موسیقی ‪ 2‬یا ‪ 3‬دقیقه‬ ‫ای هــم می‌تواند شــما را آرام کند‪...‬‬ ‫پس چرا سیگار؟‬ ‫هر کسی می‌تواند دنبال چیزی بگردد‬ ‫که متناسب با شــخصیت و روحیات‬ ‫اوست‪.‬‬ ‫مثــ ً‬ ‫ا آلیس وقتی که عصبی اســت‪،‬‬ ‫یک توپ خمیری را در دستانش ورز‬ ‫می‌دهد‪ .‬خودش می‌گوید‪« :‬خنده دار‬ ‫اســت‪ ،‬اما این کار حس خوبی به من‬ ‫می‌دهد‪».‬‬ ‫هلن دندان هایش را مسواک می‌زند!‬ ‫او در ایــن باره می‌گوید‪« :‬ســر کار‪،‬‬ ‫زمانــی که دلــم می‌خواهد ســیگار‬ ‫بکشــم‪ ،‬زمانــی را به مســواک زدن‬ ‫دندان هایم اختصــاص می‌دهم‪ .‬این‬ ‫کار باعــث خوشــبوتر شــدن دهانم‬ ‫نســبت به زمانی که ســیگار بکشم‪،‬‬ ‫می‌شود! حداقل ‪ 4‬بار در روز این کار‬

‫را انجــام می‌دهم‪ ،‬این کار باعث کم‬ ‫شدن دفعات ســیگار کشیدن خواهد‬ ‫شد‪».‬‬ ‫بــرای کمتر مضطرب بودن‪ ،‬ســیگار‬ ‫کشیدن را متوقف کنید!‬ ‫کسانی که سیگار را ترک کرده اند‪،‬‬ ‫کمتر از سیگاری ها مضطرب هستند‪.‬‬ ‫بنابرایــن اگر ســیگار را ترک کنید‪،‬‬ ‫خیلی سریع متوجه فوایدش خواهید‬ ‫شــد‪ .‬این فواید زمانی بیشــتر خواهد‬ ‫شــد که یاد بگیرید اضطــراب تان را‬ ‫بشناسید و قبل از ترک سیگار راه حل‬ ‫های دیگری برای آن بیابید‪.‬‬ ‫بــرای ایــن که کمــک بیشــتری به‬ ‫خودتان بکنید‪ ،‬می‌توانید به مشاورانی‬ ‫که در این زمینه فعالیت دارند‪ ،‬مراجعه‬ ‫نمایید‪.‬‬ ‫بعد از حــدود ‪ 4‬هفته پــس از ترک‬ ‫ســیگار‪ ،‬متوجــه خواهیــد شــد که‬ ‫اضطراب تان نســبت بــه قبل کاهش‬ ‫چشم گیری داشته است‪.‬‬ ‫آیا می‌دانســتید که ســیگار کشیدن‬ ‫می‌تواند شما را افسرده کند؟‬ ‫اضطراب و البته افسردگی!‬ ‫مشاهده شده در افرادی که سیگاری‬ ‫های قهاری هســتند و میزان مصرف‬ ‫شان باال است‪ ،‬نیکوتین احتمال ابتال به‬ ‫افسردگی را در آنها افزایش می‌دهد‪.‬‬ ‫در موارد ترک ســیگار‪ ،‬افســردگی‬ ‫کاهش می‌یابد‪.‬‬ ‫و احتمال خودکشی در بین سیگاری‬ ‫ها باالتــر از دیگران اســت‪ .‬احتمال‬ ‫تمایل به خودکشــی در بین سیگاری‬ ‫هایــی که کمتر از ‪ 25‬نخ ســیگار در‬ ‫روز می‌کشند دو برابر دیگران و بین‬ ‫کسانی که بیشتر از ‪ 25‬نخ می‌کشند‪،‬‬ ‫‪ 4‬برابر بقیۀ افراد است‪.‬‬ ‫در موارد ترک ســیگار‪ ،‬افســردگی‬ ‫بیــن ‪ 3‬هفته تا ‪ 3‬مــاه کاهش می‌یابد‬ ‫و ســقوط قابل توجهی در میزان آن‬ ‫مشاهده می‌شود‪.‬‬

‫تلویزیون رنگارنگ لندن به مناسبت ‪ 20‬سال فعالیت‬ ‫دوباره به منزل شما در سراسر جهان می آید‪.‬‬ ‫اولین کانال تصویری ایرانیان در اروپا از طریق تلویزیون جهانی‬ ‫پارس با مجموعه برنامه هایی متفاوت و جذاب و تاثیرگذار مهمان‬ ‫منازل شما خواهد بود‪.‬‬ ‫تلویریون رنگارنگ لندن با نام «تریبون آزاد» شامل برنامه هایی‬ ‫چون‪ :‬ورزش از نگاهی دیگر ‪،‬روشنگری و افشاگری‪ ،‬زمزمه های‬ ‫یک شب سی ساله ‪ ،‬قصه های خاکستری ‪ ،‬مصاحبه ای با او که‬ ‫دیگر نیست ‪ ،‬موزیک نو و چهره نو خواهد بود که مسلماَ تالش‬ ‫خواهیم کرد مانند گذشته همکاری چهره هایی محبوب و سر‬ ‫شناس چون پرویز صیاد‪ ،‬ایرج جنتی عطایی ‪ ،‬فخری نیکزاد ‪،‬هادی‬ ‫خرسندی‪ ،‬ایرج مصداقی و چهره هایی با استعداد و جدید را هم‬ ‫با خود داشته باشیم‪.‬‬ ‫تلویزیون رنگارنگ لندن دعوت به همکاری می نماید‬ ‫‪-1‬مجری جهت برنامه های ‪ ،‬ورزشی‪ ،‬هنری ‪،‬فرهنگی و ادبی‬ ‫‪-2‬بازیگری ‪ ،‬جهت نمایشنامه های کوتاه ‪ ،‬سریالهای تلویزیونی‬ ‫‪-3‬افراد خوش صدا جهت برنامه های موسیقی‬ ‫عالقه مندان میتوانند با دفتر تلویزیون رنگارنگ تماس بگیرند‪.‬‬ ‫‪02082080010‬‬ ‫منتظر اطالعیه بعدی در همین نشریه باشید و جهت کسب اطالعات‬ ‫بیشتر می توانید با دفتر مرکزی با شماره ‪0044-2082080010‬‬ ‫تماس بگیرید‪.‬‬


‫شماره‌ی نهم ‪ 30 -‬تیر ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪16‬‬

‫برگزیده هایی از مطالبی که طی ‪ 25‬سال گذشته نوشته ام تا همگان بدانند دلیل ماندگاری‬ ‫و احترام و اطمینان ایران دوستان واقعی از ما بخاطر ‪ 25‬سال مسیری است بسوی آزادی‬ ‫ایران و فقط منافع مردم کشورمان‪.‬‬ ‫ویراژ نداده ایم‪ ،‬با تهدید و ترفندها جا نزده ایم‪ ،‬وسوســه پولهای هنگفت نشده ایم‪ ،‬بر‬ ‫ســر اصول انسانی ایرانمان با هیچکس مالحظه و رودروایسی نکرده ایم‪ .‬هرگز به آنچه‬ ‫گفته و نوشته ایم دودلی و ترس و عاقبت اندیشی را راه نداده ایم‪ ،‬مهم نیست چگونه‬ ‫ما را قضاوت خواهند کرد‪ ،‬مهم اســت که خــود در محکمه وجدانمان میدانیم چه‬ ‫کرده ایم‪ ،‬چه مشکالت و ســختی هایی را بجان خریده ایم و چه روزها و هفته ها‬ ‫و ماهها و ســالهایی را یک نفس جنگیده ایم تا صدای واقعی و هویت ملی‪ ،‬میهنی‬ ‫کشورمان باشیم‪.‬‬ ‫هرگز در زندگیمان به فکر این نبوده ایم که چه چیزی گیرمان میآید بلکه همیشــه‬ ‫خود را بدهکار و تاوان دار مردم و کشورمان دانسته ایم‪.‬‬ ‫مروری بر کارنامه خودمان را شروع کرده ایم تا الگویی باشد برای همه مدعیان حضور در صحنه تا‬ ‫آنان نیز بیایند و کارنامه هایشان را برای مردم ارائه دهند تا مردم بدانند چه کسی در کنار آنهاست‬ ‫و چه کسانی آنان را فریب میدهند! این آغاز مروری بر کارنامه خود ماست‪.‬‬ ‫خط ارتباطشــان از طریق ســفارت ها و مرتبط به ایران می‬ ‫شماره نوروزی ‪ 39-40‬مارچ ‪1994‬‬ ‫شود‪.‬‬ ‫در خارج از کشور‬ ‫پرده ششم‬ ‫فضای غم انگیز زندگی در محله های پست و فقیر نشین در‬ ‫نمایشی در چند پرده‬ ‫کشورهای پاکستان‪ ،‬ترکیه‪ ،‬هندوستان و ‪...‬‬ ‫فکل کراواتی ها طرفدار رژیم شده اند هزاران خانواده محتاج و دردمند‪ ،‬کسانی که در قاموسشان‪،‬‬ ‫ناموسشــان زندگیشان است‪ ،‬در فشــار غیر طبیعی زندگی‬ ‫پرده اول‬ ‫اســارت بارشــان نه زنان و دخترانشــان‪ ،‬بلکه با شرمساری‬ ‫از ماشین آخر سیســتم در جلوی یکی از شیک ترین هتل پسرانشان نیز به خود فروشی تن داده اند‪.‬‬ ‫هــای لندن خانم و آقایی که بوی عطــر و ادوکلن و لباس صدها هزار زن و شــوهرانی که به امید فردای روشن و بهتر‬ ‫های شــیک و آخرین مدل و زیور آالت گران قیمت شان وصلت کــرده اند و فرزندانی گرمی بخــش خانواده آنان‬ ‫نگاه همگان را متوجه آنان می کند پیاده میشوند و به داخل بوده اســت در این کوچ هایی که بخاطر فشــار و اختناق و‬ ‫هتل میروند‪.‬‬ ‫زورگویی بوده است آواره شده اند و زیر فشارهای روحی‬ ‫در سالن مجلل و اشرافی هتل یک مهمانی برپاست و تعداد و روانــی به طالق ها و جدایــی هایی تن داده اند و موجب‬ ‫زیادی خانم و آقای پرقیمت با گیالس های مشروبات خود زندگی و آینده ای مبهم و نامعلوم برای خود و فزندانشــان‬ ‫به چپ و راست در حرکت هستند‪ .‬موضوع این گردهمایی شده اند‪.‬‬ ‫درباره سازمان خیریه ‪ ...‬است‪.‬‬ ‫پرده هفتم‬ ‫حضار آمده اند که صدقه ها و خیرات خود را به مستمندان حاج آقا عرض نکردم براحتی هر کس را می شــود خرید!‬ ‫و فقرا اهدا کنند و شفا بخش بیماری یا نونوار کردن فقیری فقط باید از راهش وارد شــد مالحظه کردید در همین دو‬ ‫یا سیر کردن شکم گرسنه ای در ایران را چاره ساز باشند‪ .‬سه سال تا شما چراغ سبز را روشن کردید این ها خودشان‬ ‫پرده دوم‬ ‫راه هــا را پیدا می کنند و هر کدام بســاطی راه می اندازند‬ ‫فصلنامه یا مجلــه‪ ،‬روزنامه یا اطالعیه هایی که دریافت می تا خودشــان را بهتر نشان دهند‪ .‬حاال از راه کتاب‪ ،‬روزنامه‪،‬‬ ‫کنیم ســر تیترها و مقــاالت جنبه های ارشــادی و هدایت فصلنامه‪ ،‬بنگاه های خیریه و خالصه این جماعت برای حفظ‬ ‫کننده پیدا کرده اســت سمت و ســوها در جهت دلسوزی منافعشان خوب بلدند چگونه بازی کنند‪ ،‬بعد هم که حاج‬ ‫و یادآوری خاطرات خانه مــادری و گردوی فالی‪ ،‬کباب آقا رفت و آمدشان هم که به ایران شروع شد مانند کفترهای‬ ‫کوبیده شاه عبدالعظیم‪ ،‬سربند‪ ،‬ساحل شمال و نهایت فرار از دست آموز هر کجا که خواستید می نشینند‪.‬‬ ‫سیاست و آمیزش و همگامی در راه رفتن به مام عزیزوطن تبسم شیرینی لب های حاج آقا را تزئین می کند! و زیر لب‬ ‫که در فراق فرزندانش بی تاب است‪.‬‬ ‫فاتحه ای برای میلیون ها انسان آواره ایرانی در سراسر جهان‬ ‫در یکــی از این فصلنامه ها آمده اســت کــه در یک آمار و ختم امید ‪ 60‬میلیون ایرانی دیگر می خواند ‪.‬‬ ‫تقریبی اکثر کسانی که به کشور بازگشته اند در عمل دیده‬ ‫اند که دیگر از آن بگیر و ببندهایی که در باره شــان حرف شماره ‪2000 –650‬‬ ‫میزدند خبری نیســت‪ .‬و مراسم سنگســاری که مطبوعات خمینی باطراحی متحدان اروپایی‬ ‫خارجــی اخیــرا ً از آن صحبت می کنند و عکســهایی از خود بنیاد و اساس جامعه سنتی ایران‬ ‫آن منتشــر می کنند( که ما دو نمونــه آن را نقل کرده ایم)‬ ‫را هدف قرار داد‪.‬‬ ‫شایعاتی بیش نیست‪.‬‬ ‫از بــروز حضور روح اهلل خمینی در ایران تصویر مردی با دو‬ ‫پرده سوم‬ ‫چهره نمایان شد‪ .‬تصویر بیرونی و قابل رویت مردی بود که‬ ‫مدیر مســئول روزنامه ‪ ...‬به اصطــاح مخالف جدی رژیم داعییهپیامبریسیاسی‪،‬دینیداشتبظاهربرعلیهسیستمیقیام‬ ‫کــه مدتی قبل از کاه‪ ،‬کوهی می ســاختند علیه جمهوری کرده بود که ادعا داشت ‪ 2500‬سال حکومتهای پادشاهی با‬ ‫اسالمی‪ ،‬این روزها لبه تیز خود را با ظرافت تغییر جهت داده دیکتاتوری و فســاد و چپاول ملت ایران را اســیر کرده اند و‬ ‫اند و مســئله مهم و حیاتی برایشان مبارزه با مجاهدین شده‬ ‫است و با اجرای خیمه شب بازی های شناخته شده و بازی‬ ‫گرفتن یکی دو تا عروســک تواب به اصطالح جواز سفر‬ ‫گرفته اند که زن و بچه هایشــان سالی یکی دو بار به ایران‬ ‫در رفت و آمد باشند و مسلماً اینان از دیوار به داخل کشور‬ ‫نمیپرند بلکه از سانسور شدید رژیم اجازه ؟! ‪ ...‬می گیرند‪.‬‬ ‫پرده چهارم‬ ‫جشن از سوی سفارت به مناسبت ‪ ...‬مدعوین که با دعوتنامه‬ ‫قبلی حضور یافته اند‪ ،‬چهره شــناخته شــده در صنف های‬ ‫مختلف‪ ،‬اعم از مطبوعات‪ ،‬تجار‪ ،‬کسبه و مبارزین سیاسی‬ ‫که هر کدام سال هایی نه خیلی دور مدعی براندازی رژیم‬ ‫بوده اند که سوابق و مدارک آنان وجود دارد‪.‬‬ ‫اولین کالم متداول از سوی مهمانان به میزبان این است‪:‬‬ ‫حاج آقا‪ ،‬سالم علیکم‪ ،‬انشااهلل ‪...‬‬‫پرده پنجم‬ ‫مراسم های مختلف با حضور مســافران مختلف‪ ،‬میزبانان‬ ‫چهره های شناخته شده و مشخص‪ .‬یکی وارث کتاب می‬ ‫شــود یکی وارث ورزش می شــود یکی وارث فرهنگ و‬ ‫ادب می شود و یکی وارث هنر می شود و همه این وارثان‬

‫معیارهای‬ ‫ا خال قــی‬ ‫و دینــی‬ ‫را نابــود‬ ‫ســاخته اند‬ ‫او آمده بود‬ ‫کــه جبــران‬ ‫همه مسافات‬ ‫تا ر یخــی‬ ‫را بنمایــد‬ ‫و حمایــت وپشــتیبانی‬ ‫اکثریــت مطلــق ملت‬ ‫ایــران نیــز از او باعــث‬ ‫گردیده بود که خمینی‬ ‫با قدرت کامل هر طرح‬ ‫و برنامه و نقشه ای را که‬ ‫دارد پیاده کنــد‪ .‬در آن‬ ‫دوران انقالبی که احساســات بدون منطق حرف اول را میزد‬ ‫هیچکس جز خمینی نمیدانست که نیروی طغیان احساسات و‬ ‫هیاهوها فروکش خواهد و مطالبات مردم شروع خواهد شد و‬ ‫مراحل روی در رویی مردم و حکومتگران آغاز خواهد شد‬ ‫و ضروریت پیشگیری و پیش بینی آینده نه چندان دور چهره‬ ‫دوم درونی و واقعی خمینی بود‪ .‬او که مردی با هویتی مجهول‬ ‫و ضد هویت ملی و تاریخی ایرانیان بود در آن دوران ســوار‬ ‫بر هیجانات و احساســات و اعتقادات مذهبی مردم شده بود‬ ‫و با طرحی خائنانه و ضد بشــری و با مقاصدی شوم ‪ 2‬هدف‬ ‫محوری را نشانه گرفته بود که بتواند در برنامه ای کوتاه مدت‬ ‫و بلند مدت به اهداف پلید خود برسد‪ .‬در اختیار داشتن ابزار‬ ‫و امکانات قدرت حکومتی نیز بــه او این اجازه را میداد که‬ ‫برای اعمال طرحها و برنامه های خود از تمامی اشــکاالت و‬ ‫ســاختار دیکتاتوری مطلق استفاده کند‪ .‬حمایت و پشتیبانی‬ ‫مذهبی مردم را در اختیار داشــت و به دلیل شــرایط خاص‬ ‫آن زمان انقالب کفه مذهب در برابر تعصبات سنتی و بومی‬ ‫و عالئق ملی و میهنی ســنگین تر بود و خمینی از این حربه‬ ‫مذهبی برای حمله به ریشــه های سنتی و ملی استفاده کرد‪.‬‬ ‫جامعه ‪ 26‬ســال پیش ایران در هر شــهر و منطقه و محله ای‬ ‫آداب و سنن خاص خود را داشت ولی در ‪ 2‬محور شراکت‬ ‫عمومی نمایان بود‪ .‬ایرانیان وطن پرست و پایبند به هویت و‬ ‫بجای مانده های تاریخی خود مانند مراسم ملی و میهنی بودند‬ ‫از جمله چهارشنبه سوری‪ ،‬نوروز‪ ،‬سیزده بدرو جشن مهرگان‬ ‫و دهها هاد ملی دیگر که در تار و پود ایرانیان طی صد ســال‬ ‫ریشه دوانده بود و شاخص دیگر تعصبات شهری و محله ای‬ ‫بود که اهالی یک شــهر یا حتی یک محله تعصبات بومی و‬ ‫قومی و همشــهری گری یا هم محله ای بودن را در زندگی‬ ‫روزانه خــود رایج کرده بودند‪ .‬نمونه هایی که هر روزه و به‬ ‫تکرار قابل دیدن بود تعصب به نوامیس خانواده ها‪ ،‬همسایه‪،‬‬ ‫هم کوچه‪ ،‬هم محله و همشــهری بود و چنانچه غریبه ای یا‬ ‫نامحرمی از محله ای می گذشت و چشم به زن و یا دختری‬ ‫از ساکنان آن محله داشت با تهاجمی عمومی روبرو می شد‪.‬‬ ‫ناموس و تعصبات سنتی و بومی حرف اول را در هر کجای‬ ‫ایران میزد و عشق و ایمان و عالئق به تاریخ کهن و نمادهای‬ ‫ملی و میهنی نیز از سه رکن بنیادین و ساختاری ملت ایران بود‬ ‫و خمینی شیطان و فریبکار و حیله گر تاریخ میدانست جامعه‬ ‫زنده و پویا و سرحال و با نشاط هرگز از خواسته ها و مطالبات‬ ‫بر حق خود گذشت نخواهد کرد و به همین دلیل طرح هایی‬ ‫در جلسات محرمانه و خصوصی مطرح کرده بود که چگونه‬ ‫به این ‪ 2‬هدف اصلی یورش برده تا تخم شومی در میان مردم‬ ‫پراکنده گردد که ثمره آن در کوتاه مدت و بلند مدت قابل‬ ‫رویت بود‪ .‬خمینی برای اجرای طرح های کثیف و پلید خود‬ ‫از راه کارهــای ‪ -1‬ایجاد محدودیت و محرومیت های غیر‬ ‫متعــارف برای زنان و تحقیر و توهین به آنــان و ایجاد دایره‬

‫منکرات‬ ‫کــه هدف‬ ‫آن حملــه‬ ‫به شــخصیت‬ ‫و ارزشــهای زن‬ ‫ایرانی بود و خمینی‬ ‫بــه خوبی میدانســت‬ ‫فراینــد چنین فضایی از‬ ‫آن ســو بی جهــت و بی‬ ‫پروایی و گرایشهای مخفیانه‬ ‫بــه هرگونه عملی که مخالف‬ ‫قوانین ظاهری رژیم باشد‪ -2 .‬زیر‬ ‫پوشــش قوانین ساختگی اسالمی‬ ‫خمینی در منــزوی کردن جوانان از‬ ‫هر فعالیت هیجان زا وبا نشاط که الزمه‬ ‫حیاتی زندگی جوانان اســت که باعث‬ ‫سرخوردگی و خمودگی و بی تحرکی‬ ‫آنان باشــد و از ســوی دیگر رواج سیل‬ ‫آســای انواع و اقسام مواد مخدر در میان‬ ‫آنان‪ -3 .‬طرح مخرب یورش به کاراکتر‬ ‫کلی جامعه و از بین بردن حرمت و احترام‬ ‫و عدم رعایت اخالق های سنتی و در هم‬ ‫گسستن مرزهای کســوت و اخالقیات‬ ‫خانوادگی ابتدا و بظاهر اختالفات شکل‬ ‫روی در رویی سیاسی و عقیدتی در میان‬ ‫خانواده ها داشت و سپس به بی پروایی‬ ‫های اخالقی کشید‪.‬‬ ‫تزلزل و فروپاشــی اخــاق در خانواده‬ ‫زمینه ساز طرحهای بعدی بود‪ .‬معنویات و‬ ‫اخالقیــات ایرانی در رژیم خمینی تبدیل به تنازل های بقای‬ ‫اقتصادی شد‪ .‬پدر مقابل فرزند‪ ،‬زن برابر شوهر‪ ،‬خواهر مقابل‬ ‫برادر و جنگهای خانمانســوز که «پــول» بازیگردان نابودی‬ ‫حرمت و احترام جامعه شد‪.‬‬

‫جنگ ‪ 8‬ســاله که موهبت و نعمتی برای خمینی محســوب‬ ‫میشد که خود او آتش افروز اصلی آن بود عواقب وحشتناک‬ ‫دیگری را بر مردم ایران تحمیل کرد‪ .‬متجاوز از یک میلیون‬ ‫کشته و مجروح کشوری ویران و در هم شکسته که مجبود‬ ‫بود خسارت و تاوانی را بپردازد که چون محکومی بی گناه‬ ‫به مسلخ گاه برده شده باشند‪ .‬آنان که در سالهای ‪ 58‬تا ‪ 67‬در‬ ‫ایران زندگی کرده اند بخوبی با چنین فضایی آشنایی دارند‪.‬‬ ‫فقر و گرانی و تورم و بیکاری از سویی‪ ،‬فروپاشی اخالقی و‬ ‫سنتی جامعه از سویی دیگر‪ ،‬موج اعتیاد روز افزون و سیل بی‬ ‫کنترل مواد مخدر دولتی از سویی دیگر فضایی غیر طبیعی‬ ‫وآلوده و هیستریک ساخته بود که روزنه ای به امیدواری در‬ ‫آن جایی نداشــت‪ .‬طی دهسال اول انقالب خمینی وظیفه و‬ ‫رسالت خود را انجام داد و طی همین مدت بالیی سر ایران و‬ ‫ایرانی آورد که هیچ دشمن خارجی و متجاوزی به گرد پای‬ ‫او نمیرسید‪ .‬ملت متمدن و در حال پیشرفت و دارای امکانات‬ ‫رفاهی و مالی نسبتاً خوب و حق استفاده از تمامی مظاهر شهر‬ ‫نشینی هم طراز کشورهای اروپایی سال ‪ 57‬تبدیل به ویرانه ای‬


‫شماره‌ی نهم ‪ 30 -‬تیر ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪17‬‬

‫است و چون عموماًمراجعه کنندگان این سایتها جوانان هستند‬ ‫و حال و هوای جوانی نیز هیجان و لذت و تفریح است رژیم‬ ‫در این زمینه کثیف ترین حربه و طرح خود را اجرا کرده است‬ ‫‪.‬ولی قبل از پرداختن به آن بد نیست اشاره ای به آخرین آمار و‬ ‫ارقام سایتهای اینترنتی داشته باشیم که مرکز آمار و اطالعات‬ ‫جهانی اعالم کرده است‪ .‬باالترین تعداد سایتهای اینترنتی در‬ ‫ایران وجود دارد و بیشترین تعداد سایت های سکسی نیز در‬ ‫ایران برنامه ریزی میگردد‪ .‬در کشوری که ظاهرا ًچند صباحی‬ ‫است اینترنت شناس شده است و ظاهرا ً درگیر فیلتر و کنترل‬ ‫دولتی هم بوده اســت بیشترین سایتهای سکســی را درایران‬ ‫دارد؟ چگونه؟ مگر کسی اینقدر احمق میتواند باشد که در‬ ‫داخل کشور دست به چنین ریسک خطرناکی بزند‪ ،‬که چه‬ ‫چیزی عایدش بشود؟ اگر هدف سایتهای سکسی این است‬ ‫صدها سایت در سراسر جهان وجود دارد‪ .‬نکته اصلی همین‬ ‫است که فرزندان خمینی جنایتکار هنوز طرحها و برنامه های‬ ‫شــوم در سر دارند‪ .‬راه اندازی این سایتهای سکسی ایرانی به‬ ‫منظور از هم پاشیده شــدن تتمه آخر حرمت خانواده است‪.‬‬ ‫این حرام زاده های کثیف خمینی بــا آگاهی از روحیات و‬ ‫احساسات و نیازهای جوان و کشاندن آنان به چنین سایتهایی‬ ‫که بسیار دقیق و روانکاوانه طراحی شده زهر شوم را به پیکره‬ ‫جوانان ما وارد می کنند و مســلماً هر تعدادی از جوانان که‬ ‫تحت تاثیــر این محرک شــوم و کثیف قرار بگیــرد برای‬ ‫فروپاشی اخالقی خانوادگی کافی است‪.‬‬ ‫اینان جوان را تحریک به افکار شــیطانی جنســی در محیط‬ ‫خانواده می کنند و با ایجاد فضایی سکسی و شهوانی در افکار‬ ‫جوان او را ســوق به پلیدی میدهنــد که میتوان در خانواده با‬ ‫مادر‪ ،‬خواهــر‪ ،‬برادر‪ ،‬پدر‪ ،‬عمه‪ ،‬خالــه‪ ،‬عموو خالصه همه‬ ‫ســکس داشــت و معیارهای اخالقی ناشــدنی ها را زیر پا‬ ‫گذاشــت‪ .‬جوانی کــه در آن حال و هوا گرفتار میشــود با‬ ‫خواندن داستانهای کثیف و ساختگی و غیر اخالقی طراحان‬ ‫وزارت اطالعات دچار وسوسه های جوانی میشود و حتی اگر‬ ‫کاری هم نکند افکارش مشغول میشود و نگاهش به اعضای‬ ‫خانواده تغییر می کند و چون بی گناهی مسخ شده به قتلگاه‬ ‫میرود‪ .‬دیگر تعصب و غیرت و پاسداری از نوامیس و حرمت‬ ‫خانواده بی ارزش میشــود و آینده ای وحشتناک و سیاه در‬ ‫برابر ملتی قرار میگیرد که وای بر امروزش‪ ،‬فردا که خیلی دیر‬ ‫است‪.‬‬

‫در هم شکســته با قوانین قرون غیر متعارف در جهان و‬ ‫مصیبت کشــیده بــا مردمی در هم ریختــه و عاصی و زخم‬ ‫خورده و کشوری با قوانینی هرج و مرج آفرین و نسل جوانی‬ ‫که طعمه این حریق انقالب شده بود که ثمره اش نصیب آنان‬ ‫شد‪.‬‬ ‫‪-1‬اعتیاد‬ ‫‪-2‬بیکاری و فقر‬ ‫‪-3‬ناامیدی و سرخوردگی‬ ‫‪-4‬بی اعتقادی و واخوردگی‬ ‫‪-5‬فروپاشی معیارهای اخالقی در خانواده ها و جامعه‬ ‫‪-6‬رایج شــدن دزدی و رشــوه و کالهبرداری و شغل های‬ ‫کاذب‬ ‫‪-7‬آمادگی گرایش به سوی انحرافات اخالقی‬ ‫مرحلــه دوم طرح نابــودی ملت ایــران در این مقطع بعهده‬ ‫بازماندگان شــیطان بــزرگ خمینی افتــاد‪ .‬احمد خمینی ‪+‬‬ ‫رفســنجانی ‪ +‬خامنــه ای ‪ +‬کروبــی ‪ +‬جنتی ‪ +‬مشــکینی ‪+‬‬ ‫شاهرودی و ‪ ...‬دهها آخوند لعنتی بی هویت ماموریت یافتند‬ ‫مرحله دوم فروپاشی اخالقی در جامعه مذهبی‪ ،‬سنتی و ملی‬ ‫ایرانی پیاده کننــد و این وظیفه به عهــده وزارت اطالعات‬ ‫و وزارت ارشــاد سپرده شــد‪ .‬هدف نسل جوان و سرکش و‬ ‫هیجان زده بود و طرح کثیف سقوط اخالقی نسلی که خمینی‬ ‫گفته بود اینان که در گهواره اند پاسداران انقالب او هستند‬ ‫چون سیل به حرکت درآمد‪ .‬طرح اعتیاد شیوع عمومی یافته‬ ‫بود و حاال نوبت به ترویج فحشــاء بود که زمینه آن به وسیله‬ ‫خمینی مهیا شده بود و چهار چوب های اخالقی خانواده های‬ ‫سنتی از هم گسسته شده بود که نمونه آمار طالق های بیشمار‬ ‫و آغــاز زندگی های تباه آلود بود‪ .‬وزارت ارشــاد و وزارت‬ ‫اطالعات بسرکردگی فالحیان و خاتمی که بعدا خاتمی به‬ ‫ریاست جمهوری رســید از کانالهای ارتباطی روزمره نسل‬ ‫جوان یورش خود را آغاز کردند‪.‬‬ ‫سینما‪ ،‬اینترنت‪ ،‬کانالهای ماهواره ای‬ ‫فیلمهای سینمایی دهه اخیر را که شما مشاهده می کنید تماما‬ ‫بر محور زندگی نسل جوان ایران تهیه شده است که سناریو‬ ‫ها و فیلمنامه های آن دقیقا بر اساس جامعه شناسی و روانکاوی‬ ‫نســل امروز طراحی شده اســت‪ .‬در این فیلم ها همه ناگفته‬ ‫های بظاهر ممنوع عریان گفته میشــود‪ .‬دختر و پسر نوجوان‬ ‫و جــوان ایرانی با دیدن این فیلمهای تحریک به فرار از خانه‬ ‫میگردد در این فیلم ها آموزش وارده داده میشــود و به آنان‬ ‫القاء میگردد‪ .‬در خارج از خانه وکنترل شدید خانواده ‪،‬فضایی‬ ‫آزاد‪ ،‬لذت بخش و هیجان آمیز وجود دارد‪ .‬پارکها و اماکن‬ ‫عمومی بهترین پناهگاه و میعادگاه این نسل فراری است و در‬ ‫این فرارها اعتیاد و فحشــاء در انتظار نسلی است که با طرح‬ ‫حکومتی به قتلگاه میرود‪ .‬اعتبار و ارزش و منزلت «خانواده»‬ ‫در جامعه ایرانی و پایبند به قراردادهای ســنتی از میان رفته و‬ ‫رژیم به هدف نهایی خود نزدیکتر شده است‪.‬‬ ‫کانالهای ماهواره ای بخش دیگری از سیاستهای مخرب رژیم‬ ‫و مجری آن وزارت اطالعات اجرای طرح کانالهای ماهواره‬ ‫ای بود که رژیم ده ســال پیش با راه انــدازی کانال ماهواره‬ ‫ای جام جم ایرانی توفیقــی در جلب افکار عمومی ایرانیان‬ ‫خارج از کشور نداشــت در صدد راه یابی به منازل میلیونها‬ ‫ایرانی در خارج از کشور بود که راه اندازی دو کانال پارس‬ ‫و د راروپا و داخل ایران و اســتقبال بی ســابقه مردم از این‬ ‫کانالها باعث شــد رژیم دست به کار و دست به جیب شود‬

‫ایکاش گوگوش برای اجرای کنسرت به خارج‬ ‫از کشور نیاید‬ ‫محبوبیت خارق العاده گوگوش در جاذبه سکوت اوست‪.‬‬ ‫حیف از گوگوش که خرج تبلیغات رژیم آخوندی شود‪.‬‬ ‫حدود ‪ 4‬ســال پیش که زمزه آمدن گوگوش به صحنه بود‪،‬‬ ‫مطلبی در این باره نوشتیم که امروز خواندن آن معنایی دیگر‬ ‫دارد‪.‬‬ ‫امروز دیگر نه گوگوش برای ما آن چهره گذشته است و نه‬ ‫دیگر جایگاه دســت نیافتنی قبلی را دارد و در بازار تبلیغات‬ ‫مســموم رژیم ضد ایرانی‪ ،‬گوگوش نیز چوب حراج خورد‬ ‫که قیمت و ســود و زیان آن را زمان و آینده تعیین خواهد‬ ‫کرد‪.‬‬

‫و چند کانال ماهواره ای زیر پوشــش سیاسی و غیر سیاسی‬ ‫راه اندازی نماید ‪ .‬نادر رفیعی ‪ ،‬مهاجر‪ ،‬هما و کانالهای دیگر‬ ‫که هدف نهایی رژیم سر خورده کردن مردم از امیدواری به‬ ‫آینده و مبارزان واقعی سیاسی باشد‪ .‬ولی هدف نهایی رژیم‬ ‫حاصل شــده بود و بشقابهای ماهواره ای به منازل مردم رفته‬ ‫بود تا جام جم رژیم در میان آنان خود را بهتر نشــان دهد و‬ ‫مخاطبان بیشتری را جلب نماید‪ .‬چون حمایت مالی گسترده‬ ‫حکومتی و تمامی ابزارها و امکانات دولتی را در اختیار دارند‬ ‫و وظیفه سایر کانالهای غیر سیاسی هم سرگرم کردن مردم به‬ ‫برنامه هایی بی محتوا و تکراری است و بخش سیاسی هم این‬ ‫کانالها دکانهایی برای افراد عقده ای بی ظرفیت کالهبردار و‬ ‫شارالتان شده است که یکی خود را پادشاه دیگری سردار و‬ ‫رهبر آن یکــی ناجی و رهایی بخش ایران بداند که در برابر‬ ‫مردم حیرت زده رژیم ادعا کند اینان دلقکها ومیمونهای آدم‬ ‫نما ســیرک مخالفان جدی ما هستند تا همه چیز به تمسخر‬ ‫گرفتهشود‪.‬‬ ‫اینترنت‬ ‫نقطه پایان سیاهی طرح رژیم در سایتهای اینترنتی طراحی شده‬

‫شماره ‪1378 – 511‬‬ ‫زمزمه بازگشت گوگوش معبود میلیونها ایرانی به صحنه آنهم‬ ‫در خارج از کشور جدی تر از گذشته بنظر میرسد‪.‬‬ ‫گوگوش هنرمند برجسته و ماندگار کشورمان که سکوت‬ ‫‪ 22‬ســاله او بخاطر رژیمی ضد آزادیهای انسانی باعث شده‬ ‫است از او هنرمندی افسانه ای و همیشه دست نیافتنی بماند‪،‬‬ ‫گویا قرار است برای اجرای کنسرتهای بیشماری به خارج از‬ ‫کشور بیاید‪ .‬حضور او در صحنه میتواند انگیزه های متفاوتی‬ ‫داشــته باشد‪ .‬گوگوش چنانچه در طول این سالها در خارج‬ ‫از کشــور بود‪ ،‬امروز چهره ای کماکان محبوب ولی عادی‬ ‫بنظر میرسید و دیگر چهره ای افسانه ای نمی توانست باشد‪.‬‬ ‫محبوبیت غیر قابل تصــور او در ذهن ملتش بخاطر هاله ای‬ ‫از محرومیت و ظلم رژیم اســامی ایران اســت و احساس‬ ‫همدردی و در ظلمی است که به او اعمال شده است‪.‬‬ ‫گوگوش در طی این ســالهای تبعیدی در کشــورش بارها‬ ‫میتوانســت در خارج از کشــور به صحنه بیاید ولی او مانع‬ ‫تمامی خواسته ها و نیازهای روحی‪ ،‬عاطفی و مالی خود شد‬ ‫تا بت ملتش باقی بماند و بعنوان سمبلی از استقامت و پایداری‬ ‫در مقابل ظالمین‪ ،‬نقشی تاریخی بخود بگیرد و الگویی افسانه‬ ‫ای برای همگان باشد‪.‬‬ ‫ولی گویا رژیم پلید و ترفندســاز و حیله گر آخوندی او را‬ ‫برای فریبی بزرگ بعنوان برگی برنده به صحنه کشیده است‬ ‫تا نمایشی عوامفریبانه را تدارک ببیند‪ .‬برای رژیم گوگوش‬ ‫یک طعمه تبلیغاتی یک بار مصرف است که او را به صحنه‬ ‫بکشــاند و ســپس او را به ایران بازگرداند تا نمایشی گول‬ ‫زنــک بوجود بیاورد که گوگوش هم بــرای رفت و آمد و‬ ‫حتی اجرای برنامه مشــکلی ندارد و مث ً‬ ‫ال رژیم چهره بزک‬ ‫کرده است وماسکی با نیم لبخندی مسخره بر صورت پلید و‬ ‫ضد انسانی خود زده است که با تمامی مظاهر طبیعی و سالم‬

‫زندگی بشری در طول ‪ 22‬سال گذشته در ستیز بوده است و‬ ‫کماکانهست‪.‬‬ ‫گوگوش ملکه خاطرات و رویای شــیرین و دست نیافتنی‬ ‫ملتی است که با چند بار دیدن او عطششان سیراب و اسطوره‬ ‫عاطفی شان شکسته میشود و گوگوش با شناسنامه ای که به‬ ‫رقم پنجاه سالگی نزدیک میشود آیا میتواند دختر شاداب و‬ ‫سرزنده ایی باشد که آخرین خاطراتش در ذهن نقش بسته‬ ‫اســت؟ آیا گوگوش در صحنه همچنان شیطان و دلربا و پر‬ ‫جنــب و جوش خواهــد بود؟ آیا رژیمی کــه کف زدن را‬ ‫هم جرم می شناســد و صدای زن حرام محسوب می شود‪،‬‬ ‫گوگــوش را چگونه پذیرا میگردد و خواندن و رقصیدن او‬ ‫را ندیده می گیرد؟ البته اینها سواالتی است که شاید طراح‬ ‫اصلی صحنه مســعود کیمیایی باید پاسخ دهد یا اگر سعید‬ ‫امامی زنده بود پاسخ الزم را او میداد!‬ ‫گوگوش با تمامی تجارب و آموخته هایش هنوز چون همه‬ ‫دوران زندگیش قربانی ســودجویان و فرصت طلبان شــده‬ ‫است‪ ،‬آنان که از وجود گوگوش به همه چیز رسیدند‪.‬‬ ‫گوگوش را پول‪ ،‬شهرت یا محبوبیت وسوسه کرده است؟‬ ‫او از همه این چیزها بی نیاز اســت‪ .‬هر کجا پا میگذارد نظم‬ ‫آنجا بهم میخورد‪ .‬هر کس به او میرســد عاشقانه پذیرایش‬ ‫می شــود و اراده کند و نیاز و خواســته ای داشته باشد‪ ،‬همه‬ ‫در خدمت حل مشکل او خواهند بود‪ .‬همه اینها را گوگوش‬ ‫بهتر از همه میداند و مســلماً نمیتواند بخاطر مردم هم باشد‪.‬‬ ‫زیرا مردم همیشــه با او بوده انــد‪ ،‬گوگوش گیریم که صد‬ ‫کنســرت بگذارد که در هر کنسرت ده هزار نفر هم بروند‪،‬‬ ‫جمعاً یک میلیون نفر حداکثر این برآورد تخیلی میشود ولی‬ ‫گوگوش شصت و چند میلیون نفر دوستدار دارد‪ .‬اگر حقی‬ ‫باشــد گوگوش باید روزی به صحنه بیاید که آن شصت و‬ ‫چند میلیون ساکن ایران او را در وطن تماشا کنند که از همه‬ ‫چیز محروم هستند و در زندانی به بزرگی وطن اسیر میباشند‪.‬‬

‫معنای آنچه آن روز نوشتیم‬ ‫‪1998‬‬

‫ولی ما ایرانیان خارج که در این زمینه محرومیت و مشکلی‬ ‫نداریم‪ .‬تمامی هنرمندان ریز و درشت خارج نشین در صف‬ ‫اجرای کنسرت هستند و ایرانیان خارج نشین جالد باالسری‬ ‫هم ندارند که شب و نیمه شب به خانه هایشان هجوم ببرند و‬ ‫انها را به مسلخ بیرحمانه آخوندی بکشند که چرا در خانه شان‬ ‫شادی و پایکوبی کرده اند!‬ ‫حضور گوگوش برای اجرای کنســرت چنانچه بازگشتی‬ ‫به ایران داشــته باشد عملی است غیر منصفانه که پشت پا به‬ ‫تمامی مبارزات و محرومیتها و زجرهای ملتی است که برای‬ ‫آزادی کشورشــان با رژیمی ددمنش مبارزه کرده اند و در‬ ‫واقع گوگوش با این آمد و رفتنش میخواهد بگوید او با رژیم‬ ‫فعلی مشکلی ندارد و با هم کنار آمده اند‪ ،‬که دیگر این چهره‬ ‫بر صحنه عزیز دردانه ملت نیست بلکه عروسک خیمه شب‬ ‫بازی حکومتی ضد انسانی است که مسلما باید گفت این بار‬ ‫در صحنه زندگی واقعی گوگوش یکی از بدترین بازیهای‬ ‫عمر خود را انجام داده اســت و در نقشی ضد مردمی و ضد‬ ‫ایرانی ظاهر شــده است‪ .‬ولی اگر گوگوش به صحنه بیاد و‬ ‫صدای معترض ملتش باشــد و دیگر به وطن اسیر در دست‬ ‫قــداره بندان آدمکش آخوندی برنگردد که طعمه تبلیغات‬ ‫آنان شود‪ ،‬کاوه آهنگر زمان خواهد بود و دین و مسئولیت‬ ‫خــود را همچون یک شــیر زن آزاده ایرانی به رخ جهانیان‬ ‫خواهد کشید و رســالت و نقش تاریخی مهمی در خیزش‬ ‫عواطــف ملی ملتش بازی خواهد کرد که تاریخ جایگاهی‬ ‫واال به او خواهد بخشید و اسطوره جاویدانی گوگوش الگو‬ ‫و سمبلی برای همه آزادیخواهان حال و آینده ایران خواهد‬ ‫بود که چگونه آمد و صــدای اعتراض میلیونها زن محروم‬ ‫و دربند وطنش شد که خود قربانی همین افکار ضد انسانی‬

‫حکومت ایران اســت‪ .‬ایکاش گوگوش در بازی سرنوشت‬ ‫ســاز خود را ارزان نفروشــد که ارزش آن رقم و عدد مالی‬ ‫نمیتواندباشد‪.‬‬ ‫مسلماً گوگوش هنرمندی حساس و مسئول است و با شرافت‬ ‫انســانی محک میزند که صدها هزار اعدامی و صدها هزار‬ ‫زندانی در ایران بخاطر روزی جان خود را فدا کرده اند که‬ ‫گوگوش و ســایر هنرمندان ایرانی در وطنشان حقی داشته‬ ‫باشــند‪ ،‬به صحنه بروند و طبیعی و عادی برای ملتشان برنامه‬ ‫اجرا کنند‪.‬‬ ‫گوگوش پشــت پا به ارزشــها و معیارهای انســانی و ملی‬ ‫کشورش نخواهد زد‪ .‬مهره قمار بیشرمانه رژیم نخواهد شد‪.‬‬ ‫حضور گوگوش در صحنه طراحی شده رژیم فروریزی و‬ ‫مرگ سمبلی است که خود قربانی همین رژیم مکار است و‬ ‫تمامی عشقها به او بخاطر ظلمی است که بر او روا شده است‪.‬‬ ‫اگراو با ظالم همراه باشد‪ ،‬وای بر ما که عاشقانه بر مظلومیتش‬ ‫اشکها ریخته ایم‪.‬‬ ‫گوگوش وقتی پس از سالها آمد و آنچنان هم ضد مردمی‬ ‫و طلبکار و ناســپاس آمد تصویری ماندگار را شکســت و‬ ‫جایگزین عکسی زشت و ناموزون و تاسف بار شد‪.‬‬ ‫گوگوش در یک مصاحبه و چند کالم تمامی ارزشهای هنر‬ ‫و محبوبیت های خود را فرو ریخت و فروخت آنهم به چه‬ ‫بهایی؟ خود بهتر میدانــد کار را به حمله و توهین به جامعه‬ ‫هنرمندان کشید جامعه ای که باعث شده بودند که دخترک‬ ‫نوجوان شاه ماهی هنر ایران شود‪.‬‬ ‫گوگوش چون عروسکی مسخ شده از سوی بارگاه والیت‬ ‫فقیه به خارج آمد تا عروســک سخنگوی کسانی باشد که‬ ‫قاتلین ملت ایران هستند‪ .‬گوگوش با خود ثمره بیست و چند‬ ‫سال خانه نشینی را هم آورده بود تا به رخ جامعه هنری تبعید‬ ‫بکشد‪.‬‬ ‫آلبومی به نام «زرتشت » که از گوگوش نام آور خواننده ای‬ ‫معمولی به نمایش گذاشت تا درس عبرتی برای او باشد که‬ ‫بداند هر چه دارد از یمن وجود همین سرمایه داران ماندگار‬ ‫دنیای هنر بوده است‪ .‬امثال جنتی عطایی ها‪ ،‬شهیار قنبری ها‪،‬‬ ‫اردالن سرفرازها و همان نســلی که دنیای موزیک ایران را‬ ‫متحول ساختند و گوگوش مجبور شد برای تداوم حضورش‬ ‫باز هم دســت به دامان آنان شود وگرنه با شعارهایی آبکی‬ ‫بــه نام شــعر و ترانه و آهنگ مانند آنچــه گوگوش بعنوان‬ ‫سوغات بیست و چند ســاله اش آورد جایی در میان همین‬ ‫لس آنجلس نشین ها که او آنان را به باد انتقاد گرفته بود هم‬ ‫نداشــت‪ .‬سرکار خانم گوگوش به شهادت ‪ 16‬سال فعالیت‬ ‫رســانه ای رنگارنگ در انگلســتان بیش از هر رسانه ای در‬ ‫خارج از کشور یاد و خاطرات را زنده و گرامی داشتیم‪ .‬هر‬ ‫آنچــه الزم بود نام و خاطره تــرا در یادها زنده کند و حتی‬ ‫آن را به نســل جوانتر منتقل ســازد بی مــزد و منت برایت‬ ‫انجام دادیم‪ .‬چون ترا ســمبل ظلم و ستم رژیمی میدانستیم‬ ‫که مهر باطل شد بر پرونده زندگی انسانها زده است‪ .‬دلمان‬ ‫می خواست اســطوره ای که در دنیای هنر کشورمان به نام‬ ‫گوگوش ســاخته بویدم‪ ،‬همانطور دست نیافتنی برای همه‬ ‫نسلها بجای بماند‪ .‬نخواندنت‪ ،‬حضور نداشتنت‪ ،‬مظلومیتت‪،‬‬ ‫هاله ای از ابهام‪ ،‬ستایش‪ ،‬جاودانگی و محبوبیت برایت شده‬ ‫بود و تو چون نامهربانی ناسپاس در ازای همه احساسات و و‬ ‫عواطف مردمانی که حفظ و حراستت کردند آمدی و چه‬ ‫آمدنی ؟!‬ ‫بدلیل تبلیغات رژیمی شــدی که در طول تاریخ هیچ رژیم‬ ‫اجنبی نیز چنین جنایات و بیرحمی و قســاوتی با ملت ایران‬ ‫نکرده بود ولی تو با بی لطفی و بی مسئولیتی و نامهربانی در‬ ‫کنار آدمکشــان وزارت اطالعات رژیم و ستایش و تشکر‬ ‫از چنیــن رژیمی به حریم غربت ما آمدی تا نمکی بر زخم‬ ‫های آوارگی و غربت مان بپاشــی؟ و چه کردی فائقه خانم‬ ‫آتشین البته نه با مردم بلکه با خودت چه کردی ؟ بی انصاف‬ ‫شاید بگویی استقبال و حمایت مردم پاسخی است د رمقابل‬ ‫حرفهای ما ولی این مردم احساساتی برای خمینی و خاتمی‬ ‫نیز چنین کردنــد ولی وقتی فهمیدند چه کالهی سرشــان‬ ‫رفته‪ ،‬آنان را لعن و نفرین کردند البته تو رهبر مردم نیســتی‪.‬‬ ‫هنرپیشــه و خواننده و رقصنده ای هستی که بهتر از خیلیها‬ ‫اینکار را بلدی ولی ایکاش پاســخگویی در برابر ملت خود‬ ‫را هم بخاطر همه محبتهایشان قدر می دانستی و آنچنان برای‬ ‫ســر کیسه کردن مردم قیمتهای باور نکردنی و غیر منصفانه‬ ‫برای حراج خودت انتخاب نمیکردی و سود آن را به جیب‬ ‫آدمکشان وزارت اطالعات سرازیر نمیکردی‪ ،‬آنچه امروز‬ ‫باقی اســت حضورت در حریم غربت ماست ولی تو هنوز‬ ‫غریبه ای هستی که معلوم نیست کجا ایستاده ای ؟ آنان که‬ ‫دور و برت را گرفته اند مثل همیشــه کاســبکارانی منفعت‬ ‫طلب هستند که برایشان فرقی نمی کند چه کسی سود بهشان‬ ‫میرساند ولی سرکار خانم گوگوش فراموش نکن پرونده ای‬ ‫را که گشوده ای فقط خودت نیز میتوانی آن را ببندی‪ ،‬جامعه‬ ‫ما از انسانهای آگاه و باهوش تشکیل شده است‪ .‬هنوز خطی‬ ‫را که دنبال می کنی ریشــه هایش به رژیم اســامی وصل‬ ‫اســت‪ .‬انتخاب رســانه های تصویری برای منعکس کردن‬ ‫حرفهایت و مصاحبه های کلیشه ای و تبلیغاتی برای کاسبی‬ ‫و تجارت خوب اســت ولی هستند رســانه ها و کسانی که‬ ‫سواالتی اساسی از تو دارند و منتظر پاسخ هستند‪ .‬همانهایی‬ ‫که گوگوش را محبوب مردم کردند‪.‬‬


‫خنده بازار‬

‫شماره‌ی نهم ‪ 30 -‬تیر ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪18‬‬

‫طرف عروسي ميكنه‪ ،‬هفته بعد دست‬ ‫خانوم رو ميگيره ميبره دكتر ‪ ،‬ميگه‪:‬‬ ‫اقاي دكتر ما بچه دار نميشيم!! دكتره‬ ‫ميپرسه‪ :‬چند وقته ازدواج كردين؟‬ ‫طرف ميگه‪ :‬يك هفته است!! دكتره‬ ‫شاكي ميشه‪ ،‬ميگه‪ :‬داداش من‪ ،‬اين زنه‬ ‫‪ ،‬مايكرو ِويو كه نيست‬

‫به در آيد‬ ‫یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن‬ ‫اولی میگه چه روزگاری شده ‪ ،‬دیشب‬ ‫تو کیف دخترم یه عکس جوجه‬ ‫خروس پیدا کردم ‪ .....‬دومی ميگه این‬ ‫که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم‬ ‫تو خیابون داره با یه خروسه ميگه و‬ ‫ميخنده ‪ ....‬سومی ميگه اینها که چیزی‬ ‫نیست من دیشب تو کیف دخترم یه‬ ‫تخم مرغ پیدا کردم‬

‫شکمو داشته نوار روضه گوش میداده‬ ‫میزنه آخر نوار ببینه شام ميدن یا نه‬ ‫ت ُو قلبمی ‪ ،‬ت ُو خونمی ‪ ،‬ت ُو تموم‬ ‫وجودمی ‪ ........‬رفتم دکتر ‪ ،‬ميگن به غضنفر ميگن سه تا اسم بگو توش‬ ‫اهلل داشته باشه ‪ ..‬ميگه شکراهلل ‪ ،‬حمدهلل‬ ‫انگل داری‬ ‫‪ ،‬سيندراله‬ ‫يه برره ای به رفيقش مي گه من يه‬ ‫تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه يه دفعه يه آفتاب پرست ميره رو جعبه‬ ‫ببرش باغ وحش‪ .‬فردا رفقيش مي گه مداد رنگی « هنگ « ميکنه‬ ‫برديش؟ يارو مي گه ‪ :‬آره ‪ ،‬تازه امشب‬ ‫!!!! يه دفعه پليس (غضنفر) را ميگيره‬ ‫هم مي خوام ببرمش سينما‬ ‫بهش ميگه کارت ماشين ‪ ،‬گواهينامه ‪،‬‬ ‫غضنفر میمیره ‪ ،‬شب اول قبر ‪ ۶۲‬تا بيمه ‪ .....‬غضنفر ميگه بايد با اينها جمله‬ ‫فرشته میان سراغش‪۲ .‬تاشون سوال می بسازم‬ ‫کردن ‪ ۶۰ ....‬تاشون حالیش می کردن‬ ‫دکتر نظام وظيفه پسر الغری را معاينه‬ ‫سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ‪ ،‬که کرد و در برگه نوشت ‪ :‬معاف‪ ،‬به دليل‬ ‫ترکش موجب بي مدرکي است و به ضعف جسماني‬ ‫کالس اندرش مزيد در به دري ‪ ،‬هر پسره با خوشحالي گفت ‪ :‬آخ جون‬ ‫ترمي که آغاز مي شود موجب پرداخت فوری ميرم زن ميگيرم‬ ‫زر است و چون به پايان رسد مايه ضرر دکتره نوشت ‪ :‬و همچنين ضعف‬ ‫‪ ،‬پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر عقالني‬ ‫ترمي شهريه اي واجب ‪ .....‬از جيب و‬ ‫جان که بر آيد ‪ ......‬کز عهده خرجش يه روز چند تا رفيق ميخواستن برن‬

‫گردش ‪ ،‬اولی ميگه ماشينش با من ‪،‬‬ ‫دومی ميگه نهارش هم با من ‪ ،‬سومی‬ ‫هم ميگه تخمه و چای هم با من ‪،‬‬ ‫چهارمی ميگه پس حاال که همتون يه‬ ‫چيز ميارين منم داداشم را ميارم‬ ‫مادر ‪ :‬پسرم ‪ ،‬من دارم مي رم خريد يه‬ ‫وقت به كبريت دست نزني ها‬ ‫پسر ‪ :‬نه مامان جون من خودم فندك‬ ‫دارم‬

‫این دو اول شدند‬

‫يه بچه ايي تازه بدنيا اومده بوده ‪ ،‬شير‬ ‫مامانشو نمي خورده ‪ ،‬هر زن ديگه اي‬ ‫هم آوردن ‪ ،‬فايده نداشته بچه شير اونا درمسابقات زشت‌ترین حیوانات روی زمین‪ ،‬این دو برنده‬ ‫رو هم نمي خورده تا اينکه يه زن سياه‬ ‫شدند و از خوشحالی‌ در پوست خود نمی‌گنجند‬ ‫ميارن بچه شيرشو مي خوره بابائه مي‬ ‫گه ‪ :‬آهان ‪ ،‬پدر سوخته ‪ ،‬تو شيرکاکائو‬ ‫يك بابايي داشته از سر كار برميگشته پشت سر‪ ،‬ميگه‪ :‬برو ته صف!‬ ‫مي خواستي ما نمي دونستيم‬ ‫خونه‪ ،‬يهو ميبينه يك جمع عظيمي‬ ‫يک روز غضنفر خواب ميبينه بزرگترين دارن تشييع جنازه ميكنند‪ ،‬منتها يجور علی‪:‬خانومت و دختر کوچولوت‬ ‫نون بربري دنيا را خورده صبح که بلند عجيب غريبي‪ :‬اول صف يك سري چطورن؟‬ ‫ملت دارن دو تا تابوت رو ميبرن‪ ،‬بعد دانیال‪ :‬خوبن‪ .‬اتفاقا معصومه و پارمیدا‬ ‫ميشه ميبينه الحافش نيست‬ ‫يك يارو مرده با سگش راه ميره‪ ،‬هم خیلی دوست دارن تو رو ببینن‪.‬‬ ‫بعد ازون هم يك صف ‪ 500‬متري علی‪:‬آره منم همینطور‪ .‬آخ که اگه من‬ ‫فرق يك مرد با يك گربه چيه؟‬ ‫ يكيشون يه موجود دله است كه بي ملت دارن دنبالشون ميرن‪ .‬يارو كف اون پارمیدای خوشگل و نازتو ببینم‪،‬‬‫چشم و روئه و براش مهم نيست كه ميكنه‪ ،‬ميره پيش جناب سگ دار‪ ،‬می نشونمش توی بغلم و یه دل سیر‬ ‫كي بهش غذا ميده‪ ,‬اون يكي يه حيوان ميگه‪ :‬تسليت عرض ميكنم قربان‪ ،‬خيلي ماچش می کنم و حسابی اون چشمای‬ ‫شرمندم‪ ...‬ميشه بگيد جريان چيه؟ يارو قشنگشو می بوسم‪.‬‬ ‫ملوس خانگيه‪.‬‬ ‫ميگه‪ :‬واهلل تابوت جلوييه خانممه‪ ،‬وای که چه موهای لختی داره پارمیدا‪.‬‬ ‫دو نفر رفته بودن شكار‪ ،‬اولی از دور پشتيش هم مادر خانومم‪ ...‬هردوشون آدم دوست داره دستشو بکنه الی‬ ‫يك شير ميبينه‪ ،‬نشونه ميگيره ميزنه‪ ...‬رو ديشب اين سگم پاره پاره كرده! موهاش‪ .‬با اینکه فقط‬ ‫تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره‪ .‬مرده ناراحت ميشه‪ ،‬همينجور شروع عکسشو دیدما‪ ،‬ولی عاشقش شدم‪ .‬وای‬ ‫شيره هم شاكي ميشه‪ ،‬ميدوه طرفشون ميكنه پشت سر يارو راه رفتن‪ ،‬بعد از که این پارمیدا‬ ‫كه سرويسش كنه‪ .‬اولی جنگي ميره يك مدت برميگرده ميگه‪ :‬ببخشيد چقدر ناز و خوردنیه! باور کن ببینمش‬ ‫باالي درخت‪ ،‬ميبينه رفیقش همينجور من خيلي براتون متاسفم‪ ،‬ميدونم االنم اصن نمی ذارم‬ ‫اون پايين واستاده‪ ،‬بهش ميگه‪ :‬بابا بيا وقت پرسيدن اينجور سواال نيست‪ ،‬از توی بغلم تکون ‪...‬‬ ‫باال‪ ،‬االن مياد دهنتو سرويس ميكنه‪ .‬ولي ممكنه من يك شب سگ شما رو دانیال‪ :‬ببین ادامه نده‪ .‬پارمیدا اسم زنمه!‬ ‫یارو يك نگاهي بهش ميكنه‪ ،‬ميگه‪ :‬برو قرض بگيرم؟! مرده يك نگاهي بهش اسم دخترم معصومه ست!‬ ‫ميكنه‪ ،‬اشاره ميکنه به ‪ 500‬متر جمعيتي‬ ‫گمشو ! مگه من زدم؟!‬

‫ی جتـاری خود را در نشریه تریبـون آزاد به چاپ برسانید‪.‬‬ ‫آگـه ‌‬ ‫ی و ویژه را از دســـت ندهید و فراموش نکنید که نشـریه تریبـون آزاد با باالترین تیراژ در سراسر اروپـا به منـازل هزاران‬ ‫ایـن فرصــت استثنای ‌‬ ‫فارسـی زبـان می‌رود‪.‬‬ ‫‪۰۲۰۸۲۰۸۰۰۱۰‬‬

‫صرافی انتقال‬ ‫‪(+44) 020 8200 6834‬‬ ‫‪(+44) 020 8133 1375‬‬ ‫‪Finchley House, 707 High Road‬‬ ‫‪North Finchley, London, N12 0BT‬‬

‫‪info@enteghalltd.com‬‬ ‫‪w w w. e n t e g h a l l t d . c o m‬‬


‫شماره‌ی نهم ‪ 30 -‬تیر ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪19‬‬

‫روزهفته‬ ‫هفت روز‬ ‫هفته‬ ‫هفت‬ ‫جمعه‬ ‫مگر سهم ما از دنیا چیست؟‬ ‫به این عکس خوب نگاه کنید چند تا ‪ 5‬و‪ ۱۰‬یورویی و تعدادی سکه می بینید‪.‬‬ ‫این پول به ظاهر اندک‪ ،‬دریایی ارزش و اعتبار معنوی ‪ ،‬انسانی و میهنی دارد‪.‬‬

‫در شهر کلن یک هموطن که به کسب و کا رمشغول است از من خواست‬ ‫زمانی که به آلمان میروم مالقاتی هم با ایشان داشته باشم‪ .‬جمعه بعدازظهر این‬ ‫مالقات دست داد و این هموطن درد آشنا و مسئول که میداند چه بار سنگینی‬ ‫از نظر مالی بر دوش من است‪ ،‬صادقانه و بی ریا قوطی کوچکی را آورد و این‬ ‫مبلغ را روی میز نهاد و گفت‪ :‬آقای سرابی نمیدانم کارم از نظر شما درست‬ ‫بوده یا نه ‪ ،‬ولی نشریه تریبون آزاد را زمانی که به هموطنانمان میدهم می گویم‬ ‫که این نشریه را ما کسبه به شما هدیه میدهیم اما اگر شما خوانندگان تریبون‬ ‫آزاد چنانچه مایل هستید‪ ،‬البته اجباری در کار نیست‪ ،‬میتوانید یک یورو نوشته‬ ‫شده را بپردازید و در این قوطی بیندازید و من این را به مسئولین این نشریه‬ ‫تحویل میدهم تا بتوانیم هر کدام به سهم خود کمکی هر چند کوچک به‬ ‫تداوم نشریه تریبون آزاد داشته باشیم‪.‬‬ ‫لحظاتی سکوت کردم و لحظه ای آرزو کردم ایکاش در برهوت بی مسئولیتی‬ ‫و بی معرفتی‪ ،‬انسانهایی این چنین اهل دل و عشق و معرفت بیشتر پیدا شوند‬ ‫تا هر روز بیشتر از روز پیش ایرانیان به جامعه خود احساس امیدواری پیدا‬ ‫کنندو این واژه و کلمات سیاه و مانوس کننده رایج تکراری را که هر روزه‬ ‫همه میگوئیم «ما ایرانیان بدترین آدمهایی هستیم که هیچگونه حس همکاری‬ ‫و همیاری دسته جمعی را نداریم» از میان ما کمرنگ تر و بی رنگ شود‪ .‬از‬ ‫آقای حیدری تشکر کردم نه بخاطر پول بلکه به دلیل احساسات ارزشمندی‬ ‫که او نسبت به حرکتی ملی و مستقل درباره نشریه ای که شناسنامه هویت‬ ‫ایرانیان است‪ ،‬از خود نشان داده و سپاسی هم دارم از تمامی کسانی که همین‬ ‫یک یورویی ها را دریغ نکردند و شانه های بی تفاوتی باال نینداختند ‪ .‬درود بر‬ ‫شرف‪ ،‬حس و محبت همه شما‪.‬‬ ‫شنبه‬ ‫آدمهایی که میشد دوستشان داشت ولی نشد ‪.‬‬ ‫‪ 25‬سال پیش که به لندن آمدم و شروع به جمع کردن ایرانیان کنار هم شدم با‬ ‫خیلی ها آشنا شدم‪ ،‬با خیلی ها از گذشته آشنا بودم‪ ،‬فضای آن سالها این پیام‬ ‫بود که «سوته دالن گرد هم آئیم» همه آنهایی که به خارج از کشور بنوعی‬ ‫گریخته بودند تنها امید و آرزویشان سرنگونی حکومت خمینی بود و بازگشت‬

‫کلینیک دندانپزشکی لموژ‬ ‫زیر نظر دکترحکیم و دکترآتنا‬

‫‪Quality Dental care for all familly at‬‬ ‫‪affordable prices‬‬ ‫معاینه‬ ‫ایگان‬ ‫‪Free Consultation,‬‬ ‫ر‬ ‫‪Check up & X-Ray free of charge‬‬ ‫‪Filling £25‬‬ ‫‪Extraction from £40‬‬ ‫‪Crown & Denture from £150‬‬ ‫‪Bridge from £150‬‬ ‫‪Whitening from £120‬‬ ‫‪We look forward to welcoming you‬‬ ‫‪to mak an appointment please contact‬‬ ‫‪on:‬‬ ‫‪341 kilburn High Road NW6 7QB‬‬ ‫‪02076256060 - 02076255500‬‬

‫به ایران بدون حضور رژیم مالیان!‬ ‫همه دو آتشه بودند ‪ ،‬هر روز در لندن اجتماعات مختلف سیاسی و تظاهرات و‬ ‫راه پیمائی انجام میشد چنانچه کسی پیشوند اسم خمینی را با آیت اهلل می آورد‬ ‫بقیه یقه اش را می گرفتند و سرزنشش میکردند‪ .‬هر کس به فراخور موقعیت و‬ ‫سابقه و سواد و هنرش مشغول بکار بود ولی از مقاالت تا کنسرتها تا نمایشنامه‬ ‫ها و ‪ ...‬همه سیاسی و ضد رژیم مالیان بود‪.‬‬ ‫در این گرد همایی ها و اجتماعات که در میان آنان از تیمسارهای زمان شاه‬ ‫‪ ،‬وکیل‪ ،‬وزیر بود تا بچه های چپ و گروههای دو آتشه رادیکال‪ ،‬نویسنده‪،‬‬ ‫شاعر صاحب نام داشتیم تا قهرمان و ورزشکار سرشناس و همه در انتظار‬ ‫سرنگونی! و غافل از اینکه امدادهای غیبی که خمینی می گفت نگهدار اوست‬ ‫و راست هم میگفت چون منظورش دولتمردان امریکا و اروپا بود که در خفا او‬ ‫و رژیمش را حمایت می نمایند و چون زمان مبارزه طوالنی شد بسیاری از دو‬ ‫آتشه های مبارز یکی یکی هر کدام در ایستگاهی از قطار مبارزه پیاده شدند و‬ ‫بشکلی دیگر درآمدند‪.‬‬ ‫تعدادی به خود فروشی پرداختند و در زد و بندهای رژیم حل شدند‪ .‬گروهی‬ ‫بتدریج تحت تاثیر تبلیغات رژیم راهی ایران شدند‪ ،‬بطور کامل و گسترده‬ ‫روابط ایرانیان‪ ،‬پناهنده‪ ،‬فراری‪ ،‬مهاجر و تفاوت اساسی کرد زیرا دیگر میان‬ ‫جامعه غربت و رژیم خط قرمزی بجای نماند غیر از گروهی اندک که در‬ ‫اقلیت مطلق باید جور همه رفته ها را بکشد‪ ،‬مورد تهاجم طرحها و ترفندهای‬ ‫حکومت هم قرار بگیرد‪ .‬از سوی همه آنانی که روزگاری با هم بودیم مورد‬ ‫شایعات و سانسور و طرد شدن هم قرار بگیرد! روزگاری بسیاری از این خود‬ ‫فروختگان یاران خط جبهه مبارزه با رژیم مالیان با هم بودیم عالقه‪ ،‬محبت‪،‬‬ ‫احترام‪ ،‬احساس و عاطفه در میان ما موج میزد‪ ..‬شرایط زندگی همه ما یکسان‬ ‫بود همه با حداقل امکانات روزگار می گذراندیم ولی محکم و استوار بودیم‪.‬‬ ‫شما هیچ کدام از وابستگان و عوامل حکومت را در هیچ مکان عمومی نمی‬ ‫دیدی مگر در سفارتخانه های آشغالی!‬ ‫ولی امروز زندگی ما در خارج از کشور هم بازیچه طرحها و ترفندهای رژیم‬ ‫مالیان شده و اینجا هم ما را از هم جدا کرده اند و این در حالیست که با‬ ‫بسیاری از این جدا شدگان‪ ،‬ریشه و الفت و عالقه بسیاری میان ما بود‪.‬‬ ‫یکشنبه‬ ‫زبان دیکتاتوری و ماله کشی روشنفکری‬ ‫واقعاً باید از خودمان بپرسیم چه چیزمان شکل همه مردم متمدن جهان است که‬ ‫طبقه روشنفکرمان باشد؟ در جوامع متمدن بشری که همه چیز سر جای خودش‬ ‫است از سیاست‪ ،‬فرهنگ وادب‪ ،‬اقتصاد‪ ،‬ورزش و ‪ ...‬همه در مسیری سالم و‬ ‫منطقی پیش میرود ولی در نا کجا آباد سرزمین ما چند قرن است هیچ چیز سر‬ ‫جای خودش نیست و هر کس در هر شکل و شمایل‪ ،‬پست و مقام و صنفی که‬ ‫حضور دارد بخاطر ویژگیهای تخصصی‪ ،‬علمی‪ ،‬آموزشی‪ ،‬لیاقت و کاردانی‬ ‫نیست بلکه در مسیر حادثه و اتفاق رابطه به چنین موقعیت هایی رسیده اند‪ .‬مگر‬ ‫قرار بوده روضه خوانهایی ‪ 5‬تومانی رئیس و روسای کشور باشند؟ مگر قرار‬ ‫بوده حیوانی مانند احمدی نژاد منتخب ملتی چون ایرانیان باشد؟ مگر قرار بوده‬ ‫شیادی چون خاتمی محبوب مردم باشد؟ مگر قرار بوده قاتل و جنایتکارانی‬ ‫چون گنجی‪ ،‬سازگارا و مهاجرانی‪ ،‬موسوی و کروبی و‪ ....‬سر دسته گان مبارز‬ ‫با حکومت خودشان باشند؟ مگر قرار بوده هر بی سرو پایی صاحب تلویزیون‬ ‫و رسانه که مهم ترین نقش را در اجتماع دارد باشد؟ مگر قرار بوده فاحشه گان‬ ‫زن و مرد در این رسانه ها خود را نمایندگان هفتاد‪ ،‬هشتاد میلیون ایرانی معرفی‬ ‫کنند؟ حاال حکایت پس مانده های روشنفکری ماست که بیش از ‪ 50‬سال‬ ‫است از مردم بیچاره کولی می گیرند و هر غلطی هم که می خواهند به اسم‬ ‫مردم انجام میدهند‪ .‬روشنفکر در ایران البته غیر از استثناها‪ ،‬یعنی چرخ پنجم هر‬ ‫حکومتی که سر کار است‪ ،‬روشنفکر یعنی دیکتاتور کوچولویی که هر آنچه‬ ‫را که تولید می کند با حس دیکتاتوری می خواهد به خورد مردم دهد و هر‬ ‫کاری را که انجام میدهد با ماله کشی سرپوش میگذارد‪ .‬نوشته ها ‪ ،‬گفته ها و‬ ‫آثارشان را طی چند سال که کنار هم بگذاری همه جور ویراژی داده اند‪ ،‬از‬ ‫کسی بت ساخته اند و چند مدت بعد آن را به لجن کشیده اند! هر وقت خواسته‬ ‫اند برای مردم راه وروش تعیین کرده اند و وقتی منافعشان تغییر کرده‪ ،‬عقاید و‬

‫اصولشان هم تغییر مسیر داده است!‬ ‫خالصه خوشبخت جامعه ای که روشنفکر نماهایی چون از جنس تحفه های‬ ‫ایرانی نداشته باشد‪.‬‬ ‫دوشنبه‬ ‫حکومت را اینان می چرخانند!‬ ‫به این عکس نگاه کنید صحنه ای از فیلم سینمایی نیست ! حضور عده ای‬

‫الت و چاقوکش و بی پدر و مادر است که این چنین کشور را به ورطه سقوط‬ ‫کشانده اند‪ ،‬به این اراذل می گویند سردار‪ ،‬برادر‪ ،‬بسیجی‪ ،‬پاسدار و ‪...‬‬ ‫این عکس هر بیننده ای را دچار نفرت و کینه از حکومتی می کند که جان و‬ ‫مال و ناموس ملتی را به تاراج برده است‪.‬‬ ‫سه شنبه‬ ‫خبری خواندم که برای لحظاتی دچار افسوس شدم و بخود گفتم ایکاش‬ ‫دزدان و فاسد های حکومتی مالیان نیز شرف دولتمردان کشورهای مختلف‬ ‫جهان را داشتند‪ .‬در خبر آمده بود که ناستاس نخست وزیر سابق رومانی که‬ ‫بجرم فساد مالی محکوم به زندان‬ ‫شده بود خود را کشت‪ .‬مدت‬ ‫حکم ‪ 2‬سال تعیین شده بود و جرم‬ ‫او هم استفاده غیر قانونی از یک‬ ‫و نیم میلیون یورو جهت استفاده‬ ‫تبلیغاتی در انتخابات بوده است!‬ ‫حاال شما حساب کنید که اگر‬ ‫مویی یا رگی شرافتمندانه در تمام وجود این اراذل و اوباش حکومتی در ایران‬ ‫بود هر روزه چند صد نفر باید خودکشی میکردند؟!‬ ‫چهارشنبه‬ ‫خمینی از سر پدر بعضی از این به اصطالح ایرانیان هم زیاد هست‪.‬‬ ‫خمینی را میتوان سمبل جنایت‪ ،‬خیانت‪ ،‬ضد انسانیت و فاقد تمامی ارزشهای‬ ‫رایج در جهان امروز نامید که ثمره اش نابودی کشوری چون ایران و ملتی‬ ‫دربند شده است‪.‬‬ ‫ولی دردناکتر از آن کسانی هستند که به ظاهر‪،‬عنوان و تیتررا هم چون پاالن‬ ‫یدک می کشند و قلم و میکروفن صحنه را گدایی می کنند‪ ،‬به راستی که از‬ ‫شخصیتی کثیف و صد هزار بار بدتر از خمینی برخودارند‪ .‬درباره همه چیز‬ ‫صاحب تخصص و دانش و آگاهی هستند‪ ،‬از عادت ماهیانه زنانه تا تحقیقات‬ ‫فضایی ناسا‪ .‬دریدگی و وقاحتشان هیچ مرزو اندازه ای ندارد‪ ،‬چون تن فروشان‬ ‫در کناری ایستاده اند تا وسیله ای مجانی سوارشان کند حال می خواهد‬ ‫تلویزیون‪ ،‬رادیو و یا هر نشریه ای دیگر باشد و هر زمان هم که کسی ایشان را‬ ‫شناخت و به بازی نگرفت از خشتک های شلوارشان صدها شایعه‪ ،‬فرضیه و‬ ‫امریه صادر کنند‪ .‬بدبخت مردمان جامعه ای که این انگلها را بعنوان نمایندگان‬ ‫مردم معرفی می کنند‪ .‬نویسنده‪ ،‬شاعر‪ ،‬طنز پرداز‪ ،‬مفسر و نویسنده ورزشی‪،‬‬ ‫مفسر سیاسی همه جور جنس آشغالی هم در این ویترین فساد هست‪ .‬واقعاً‬ ‫خمینی میتواند پدر واقعی اینان باشد‪.‬‬


‫شماره‌ی نهم ‪ 30 -‬تیر ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪20‬‬

‫فردین هنرمندی که سینمای ایران به‌نام او ثبت شـد فریـدون فـرخ‌زاد‌‌شخصیـتی‌‌استـثنایی و‌‌‌یـگانـه‬

‫محمدعلی فردین قهرمان کشتی جهان و سلطان قلب‌های میلیون‌ها ایرانی اسطوره‌ای بود که همیشه و نسل به‬ ‫نسل در خاطره و قلب مردم جاودانه خواهد ماند‪.‬‬ ‫هفت ‌ه نامه‌ی تریبون آزاد به احترام و ستایش از این چهره‌ی بزرگ از اولین شماره‌ی خود اقدام به درج خاطرات‬ ‫فردین به زبان خودش‌منوده است‪ .‬امیدواریم به سهم خود قدمی در راه حفظ نام و احترام به او برداشته باشیم‪.‬‬

‫گفت و گو (بخش نهم)‬

‫اما کسی را که نقش برادر او را بازی‬ ‫کند پیدا نکرده بودند‪ .‬به من پیشنهاد‬ ‫بازی در فیلم داد‪ ،‬و من که اصأل به بازی‬ ‫در سینما فکر نکرده بودم از او آدرس‬ ‫دفترش را گرفتم و شب با همسرم‬ ‫مشورت کردم و او هم استقبال کرد‪.‬‬ ‫صبح روز بعد به دفتر دکتر کوشان‬ ‫رفتم‪ ،‬در آن جا با سیامک و شاپور‬ ‫یاسمی‪،‬هوشنگسارنگوایرجقادری‬ ‫آشنا شدم‪ .‬یکی دو ساعت که ماندم‬ ‫ملک مطیعی آمد‪ .‬قبأل با ملک مطیعی‬ ‫آشنا بودم‪ .‬رفت و آمد خانوادگی‬ ‫داشتیم و به دیدن تئاترها و فیلم هایش‬ ‫می رفتم‪ .‬یک قرارداد با من بستند هزار‬ ‫و پانصد تومان‪ ،‬و یک سناریو هم دادند‬ ‫تا بخوانم‪ ،‬و به این ترتیب کار من با‬ ‫چشم ُه آب حیات شروع شد‪.‬‬ ‫آن موقع که کشتی می گرفتید هیچ‬ ‫وقت شد که از مسابقات شما فیلم‬ ‫برداری هم بشود؟‬ ‫آن اواخر که ما به تدریج کشتی را کنار‬ ‫می گذاشتیم استفاده از دوربین های‬ ‫فیلم برداری متداول شده بود‪ ،‬ولی قبل‬ ‫از آن فقط عکس می گرفتند‪.‬‬ ‫یعنی فکر نمی کنید جایی فیلمی از‬ ‫مسابقاتکشتیشماباشد؟‬ ‫فکر نمی کنم‪.‬‬ ‫با خودتان هیچ مشکل درونی نداشتید‬ ‫که کار بازیگری در سینما را بپذیرید؟‬ ‫نه هیچ مشکلی نداشتم‪ .‬اما یادم می‬ ‫آید که مرحوم مادرم زیاد از این کار‬ ‫راضی نبود‪ .‬ولی پدرم دوست داشت‪.‬‬ ‫ماردم خاطر ُه خوشی از کار هنری پدرم‬ ‫نداشت‪ ،‬به ویژه با آن جنجالی که در‬ ‫سالن تئاتر راه افتاده بود‪ ،‬می ترسید که‬ ‫در سینما هم یک چنین اتفاقی پیش‬ ‫بیاید‪ .‬البته به تدریج مادرم هم راضی‬

‫شد‪.‬‬ ‫اولین باری که جلو دوربین رفتید چه‬ ‫احساسی داشتید‪ .‬آیا فکر نمی کردید‬ ‫نسبت به عرص ُه کشتی و تئاتر دنیای‬ ‫غریب تری است؟‬ ‫قبل از این که ما برای کار فیلم برداری‬ ‫به طرف شیراز حرکت کنیم آقای‬ ‫ملک مطیعی خیلی با من صحبت‬ ‫کرد‪ .‬توصیه او این بود که جلو دوربین‬ ‫خودم باشم‪ ،‬و این یکی از بهترین راه‬ ‫های موفقیت است‪ .‬اتفاقاً حرف ایشان‬ ‫خیلی مفید واقع شد‪ .‬ولی در اولین باری‬

‫که جلو دوربین رفتم به دلیل ناپختگی‬ ‫و بی تجربگی کارگردان اولین صحنه‬ ‫ای را که ایشان برای من گذاشت صحنه‬ ‫رویارویی و آشنا شدن با غزال (ایرن)‬ ‫بود‪ .‬این صحنه برای من‪ ،‬که تجربه ای‬ ‫در این کار نداشتم‪ ،‬خیلی دشوار بود‪ .‬به‬ ‫طوری که‪ ،‬به رغم این که‪ ،‬مرا گریم‬ ‫کرده بودند از زیر پودرهای صورتم‬ ‫مثل چشمه عرق بیرون می آمد‪.‬‬ ‫مثل چشمه آب حیات (با خنده)‪.‬‬

‫آره جان شما خیس عرق می شدم‪.‬‬ ‫به طوری که فکر می کردند در نتیجه‬ ‫حرارت پروژکتورها است‪ .‬باالخره به‬ ‫سیامک ماجرا را گفتم و قرار شد این‬ ‫صحنه را بعد بگیریم‪.‬‬ ‫سیامک یاسمی سناریوی مدون داشت‪،‬‬ ‫یا بر اساس طرحی چند صفحه ای کار‬ ‫می کرد‪ ،‬و اساسأ مهارتش موقع کار چه‬ ‫قدر بوده؟‬ ‫متاسفانه کلیه کارگردان هایی که ما در‬ ‫سینما داشتیم ‪ ،‬قبل از اینکه بچه های‬ ‫تحصیل کرده که دوره هایی دیده‬ ‫بودند و تجربه هایی داشتند بیایند‪ ،‬هیچ‬ ‫نوع تجربه ای در کارشان نداشتند؛ یعنی‬ ‫به معنای دیگر کارشان را بلد نبودند‪.‬‬ ‫البته این را من آن موقع متوجه نشدم‪.‬‬ ‫چشمه آب حیات را که بازی کردم‬ ‫درکی راجع به این قضیه نداشتم‪ ،‬که آیا‬ ‫آقای سیامک یاسمی یا بقیه کارشان را‬ ‫بلدند یا نه‪ .‬در آن موقع فکر می کردم‬ ‫که حتمأ کارش را بلد است‪ ،‬یا از جنبه‬ ‫تکنیکی فکر می کردم محمود کوشان‬ ‫کارش خیلی عالی است‪ ،‬یا تصور می‬ ‫کردم آن هندیه ‪...‬‬ ‫بله سردار ساگر کارش را خوب بلد‬ ‫است‪ ،‬ولی بعد از این که شش هفت‬ ‫سالی گذشت و خودم یکی دو فیلم‬ ‫تهیه کردم و به خصوص رفتم «چینه‬ ‫چیتا»ی ایتالیا و مردانه بکش را بازی‬ ‫کردم و با طرز کارگردانی آشنایی‬ ‫پیدا کردم متوجه ضعف اینها شدم‪.‬‬ ‫منهای چندتایی که تسلط داشتند بر‬ ‫کار خودشان‪ .‬به تدریج با بسیاری از‬ ‫این ها که کار می کردم عاجز می‬ ‫شدم‪ ،‬گاهی اوقات هم اگر من کمک‬ ‫شان نمی کردم نمی توانستند کار کنند‪.‬‬ ‫گاهی اوقات دیالوگ ها را که بایستی‬ ‫با حال و هوای کار جور در می آمد‬ ‫اشتباهی استفاده می کردند‪ .‬مثأل نمی‬ ‫توانستند تشخیص بدهند که هنرپیشه‬ ‫بایستی در حال ایستاده جیغ بزند یا‬ ‫بنشیند‪ ،‬باید تو تاریکی باشد‪ ،‬یا لب‬ ‫پرتگاه باشد‪ ،‬در اغلب موارد حالتش‬ ‫را نمی توانستند حس کنند‪ ،‬که به قول‬ ‫تئاتریهابتوانند«میزانسن»بدهند؛ایناز‬ ‫جنب ُه کارگردانی ‪ ،‬از جنبه تکنیک هم‬ ‫به قدری عاجز بودند که اصأل دوربین‬ ‫را نمی شناختند‪ .‬مثأل حتی نمی دانستند‬ ‫برای فالن پالن اندازه سه پایه دوربین‬ ‫بایستی چه قدر باشد‪ .‬برداشت ها در‬ ‫بسیاری موارد اشتباه بود ‪...‬ادامه دارد‬

‫فــرخ زاد را در صحنـه به جـرات می‌تــوان در میان ‪ 10‬چهـره برتر جهان به‌عنــوان شــومن برگــزید‪.‬‬

‫زندگی نامه (بخش نهم)‬ ‫فردای آن روز یعنی شنبه ‪ 16‬مهر‬ ‫‪ 1348‬روزنامه كیهان یكی از دو‬ ‫روزنامه متداول پر تیراژ آن دوران‬ ‫ضمن چاپ عكس فریدون در صفحه‬ ‫اول خود در حالی كه دستانش را‬ ‫كام ً‬ ‫ال باز كرده بود با تیتر درشت‬ ‫نوشت‪ :‬مرد پرنده در تلویزیون !‪ .‬در‬ ‫ادامه مطلب هم ضمن خوش آمد‬ ‫گویی به فریدون فرخزاد به خاطر‬ ‫آوردن شو به ایران مطلبی یكی به نعل‬ ‫بزن یكی به میخ نوشته بود‪ .‬در حقیقت‬ ‫اولین مردی كه در تلویزیون ملی‬ ‫ایران رقصید فریدون فرخزاد بود و تا‬ ‫آن زمان رقصیدن مردها مساوی با بی‬ ‫آبرویی و ده ها عیب ناگفته دیگر بود‬ ‫ولی زمانی رسید كه آقایان بیشتر از‬ ‫خانم ها می رقصیدند و این دیوار هم‬ ‫مثل بسیاری دیوارهای دیگر توسط‬ ‫فریدون فرخزاد برداشته شده بود‪.‬‬ ‫صفحه گرامافون (كاست هنوز مد‬ ‫نشده بود) «ترانه شب بود بیابان بود»‬ ‫دو روز بعد به قیمت ‪ 25‬ریال در‬ ‫سراسر كشور در دسترس بود كه‬ ‫پشت آن را هم با ترانه «له لوال» كه‬ ‫یك ترانه انگلیسی با صدای فریدون‬ ‫و دسته كر او بود‪ ،‬پر كرده بودند‪.‬‬ ‫عكس روی جلد این صفحه هم همان‬

‫عكسی بود كه در روی جلد قسمت‬ ‫اول این زنگینامه آورده شد كه در‬ ‫ابتدا با توجه به عدم ریسك پذیری‬ ‫كمپانی صفحه پر كنی رویال تیراژ‬ ‫این صفحه صد هزار نسخه و سهم‬ ‫فریدون ‪ 25‬درصد از قیمت پشت‬ ‫جلد بود كه ظرف یك هفته به فروش‬ ‫رسید و برای تیراژ دوم فریدون رقم‬

‫پنجاه درصد را ارائه داد كه باالخره با‬ ‫آن موافقت شد‪ .‬در نهایت تیراژ این‬ ‫صفحه روی سیصد و هفتاد هزار نسخه‬ ‫متوقف شد كه برای آن زمان غیر قابل‬ ‫باور بود و بدین وسیله كمپانی رویال‬ ‫نیز به شماره یك تبدیل شد‪.‬‬ ‫از فردای آن روز صدای زنگ تلفن‬ ‫خانه ‪ 637879‬یك لحظه هم قطع‬ ‫نمی شد و همه تبریك می گفتند‪.‬‬ ‫من جمله از دربار و نخست وزیری‬ ‫و بسیاری شخصیت های دولتی آن‬ ‫زمان و‪ ..........‬البته هنرمندانی كه حاال‬ ‫دیگر برای شركت در میخك نقره‬ ‫ای به انواع و اقسام راه ها و اشخاص‬ ‫ذینفوذ متوصل می شدند و هر كس‬ ‫با هر كدام از خانواده فرخزاد آشنایی‬ ‫داشت خواهان معرفی به مبتكر میخك‬ ‫نقره ای می شد‪ .‬مهندس قطبی هم مرد‬ ‫و مردانه در برابر هجوم كلیه مخالفین‬ ‫و مخالفت ها و از هر مرجعی بیش از‬ ‫دو سال ایستادگی كرد تا نود و دومین‬ ‫قسمت میخك نقره ای از شبكه یك‬ ‫تلویزیون ملی ایران پخش شد‪ .‬در این‬ ‫پشتیبانی بسیاری از خانم های رده‬ ‫باالی كشور نقش اساسی داشتند كه‬ ‫هرگز از آنها تشكری نشد مگر توسط‬ ‫خود فریدون فرخزاد آن هم در نهان‪.‬‬ ‫هنوز سه برنامه ضبط شده برای پخش‬ ‫باقی مانده بود كه متاسفانه یك‬ ‫درگیری لفظی بین فریدون و خانمی‬ ‫كه داستان مفصلی دارد پیش آمد‬ ‫و با نفوذ بسیار زیادی كه آن خانم‬ ‫داشت فریدون از تلویزیون ملی ایران‬ ‫اخراج و آن سه برنامه هم به آرشیو‬ ‫منتقل و هرگز پخش نشد‪ .‬ولی یك‬ ‫سال بعد فریدون با شو جدید سالم‬ ‫همسایه ها و ترانه باغ ستاره كه در‬

‫آن می خواند «برگشتم دوباره» و این‬ ‫جمله را با شدت هر چه تمامتر ادا می‬ ‫كرد بازگشت‪ .‬دستمزد فریدون برای‬ ‫اجرای هر كدام از شو های میخك‬ ‫نقره ای ‪ 1500‬تومان بود‪ .‬تا قسمت‬ ‫بعدی همه شما عزیزان را به پناه یزدان‬ ‫پاك كه تا ابد نگهبان ایران و ایرانی‬ ‫خواهد بود می سپارم‪.‬‬ ‫با پخش اولین شو میخك نقره ای‬ ‫و انعكاس آن در سطوح مختلف‬ ‫اجتماع گویی یك زلزله هنری‬ ‫رخ داده بود‪ .‬روزنامه ها و مجالت‬ ‫خبرنگاران خود را برای مصاحبه با‬ ‫كسی كه یكشبه ره صد ساله پیموده‬ ‫بود اعزام داشتند‪ .‬شركت های‬ ‫تبلیغاتی اصرار داشتند كه فرخزاد‬ ‫را راضی به شركت در آگهی های‬ ‫تبلیغاتی خود كنند كه چون جواب‬ ‫رد می شنیدند از كسانی كه شباهتی‬ ‫به او داشتند و این شباهت با گریم‬ ‫آن اشخاص بیشتر می شد استفاده‬ ‫می كردند كه همه سعی می كردند‬ ‫هر چقدر شبیه تر اداهای منحصر بفرد‬ ‫او را تكرار كنند‪ .‬آقایی كه تقریباً شبیه‬ ‫فرخزاد بود منتها بیست سانت كوتاه‬ ‫تر آگهی صابون گلنار را بر وزن ترانه‬ ‫«لب دریا» خانم رامش برای این كاال‬ ‫بازی كرد كه بالفاصله از او شكایت‬ ‫نمودیم و رای هم گرفتیم (فیلم آن‬ ‫موجود است)‪ .‬هر مردی كه در هر‬ ‫كجا شباهتی به فرخزاد داشت سعی‬ ‫می كرد از آن شباهت استفاده كند و‬ ‫در بعضی موارد سوء استفاده ! كاباره‬ ‫های معروف تهران برای عقد قرارداد‬ ‫بارها پیشنهاد خود را افزایش دادند‬ ‫ولی جواب رد شنیدند‪ .‬ف‪.‬‬ ‫‪....‬ادامه دارد‬


‫شماره‌ی نهم ‪ 30 -‬تیر ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪21‬‬

‫‪ 3 7‬ر و ز نـخست و ز یر ی شا هپو ر بختیا ر‬ ‫سا یه ‪ ،‬ر و شن‌ها ی تا ر یـخ معا صر ایـران‬

‫رحیم شریفی با ارسال جزوه‌ای به نام «شاپور بختیار را بهتر بشناسیم» اطالعات کامل و‬ ‫مفصل‌تری را در اختیار ما قرار دادند که به چاپ آن مبادرت می‌کنیم و از همه چهره‌هایی‌‬ ‫که روزگاری را در کنار شاپور بختیار گذراندند‪ ،‬تقاضا می‌کنیم برای هر چه بیشتر شدن‬ ‫ذهن عمومی مردم ایران بخصوص نسل جوان ‪ ،‬نشریه تریبون آزاد را همراهی کنید و وظیفه‬ ‫و مسئولیت خود را در قبال شاپور بختیار به اجنام برسانند‪.‬‬ ‫ی و میهنی‬ ‫هدف تشکیل دادگاه و دادن رای به برائت یا خیانت نیست بلکه تالشی است مل ‌‬ ‫ی جامعه که بداند واقعًا در پس پرده حوادث و اتفاقات‬ ‫در جهت شفاف سازی ذهن تاریخ ‌‬ ‫ی که به تقاضای ما جواب مثبت بدهند‪.‬‬ ‫سیاسی کشورمان چه گذشته است‪ .‬با سپاس از کسان ‌‬

‫کاندیداتوری بختیار برای دوم از‬ ‫در ســال‪١٣٣٩‬حــزب ایــران تصمیم‬ ‫گرفت بختیار را از آبادان کاندیدا نماید‪.‬‬ ‫آن زمان عضو هیئت اجرائیه حزب در‬ ‫آبادان بودم‪ .‬ما توانسته بودیم انجمن‬ ‫انتخابات را در اختیار بگیریم ‪.‬آقای دیبا‬ ‫عضو شرکت نفت و عضو حزب ایران‬ ‫‪،‬رئیس انجمن انتخابات شد‪ .‬نگارنده‬ ‫سفری به کاشان کردم تا ازآقای اللهیار‬ ‫صالح که آن موقع دبیر کل خزب‬ ‫ایران بود توصیه ای خطاب به مردم‬ ‫آبادان بگریم‪.‬سپس اعالمیه ای از طرف‬ ‫بختیار آماده کردیم که در آن شاپور‬ ‫بختیار‪،‬مهندس حسم ایزدی و طاهری‬ ‫یکی از نمایندگان کارگردان که ملی و‬ ‫مورد احترام کارگران و مردم آبادان بود‬ ‫بعنوان کاندیدای جبهه ملی معرفی شده‬ ‫بودند‪ .‬طبق قرار قبلی بختیار وارد آبادن‬ ‫شد‪ .‬از فرودگاه باتفاق به روبروی درب‬ ‫خروجی پاالیشگاه رفتیم ‪ .‬کارگران‬ ‫هنگام خروج با بختیار روبرو می شدندو‬ ‫بختیار ضمن دست دادن با کارگران‬ ‫یک نسخه اعالمیه به آنها می داد‪ .‬فریاد‬ ‫سالم بر بختیار فضا را پر کرد‪ .‬بعدازظهر‬ ‫به بازار آبادان رفتیم‪ .‬او به هر مغازه ای‬ ‫که وارد می شد سالم میداد خودش را‬ ‫معرفی می کرد و یک نسخه از اعالمیه‬ ‫را بدستشان می داد‪.‬در پایان روز اول‬

‫انتخاب او قطعی بنظر می رسیدآقای‬ ‫کرباسچی(پدر)خانه ای را برای ستاد‬ ‫تبلیغاتی در اختیار گذاشت‪ .‬روز سوم‬ ‫ورود بختیار رئیس سازمان امنیت آبادان‬ ‫سرهنگ امجدی مرا احضار و تهدید‬ ‫نمود‪ .‬بدنبال مشاجره ای که رخ داد‬ ‫فردای آن روز تلگرافی به مرکز احضار‬ ‫شدم‪ .‬خانه و زندگی را به بختیار سپردم‬ ‫و به تهران آمدم ‪ .‬چون انتخاب بختیار‬ ‫قطعی بود انتخابات را متوقف کردند‪.‬‬ ‫در دور دوم کاندیداهای دولتی مرکب‬ ‫از مهندس اخالقی و مهندس رضوی‬ ‫رئیس کار که تازه به آبادان آمده بود‬ ‫و شناختی از آبادان نداشت و یکی از‬ ‫کارگران حلبی سازی بنام شاه خوئی‬ ‫که سواد چندانی هم نداشت از صندوق‬ ‫ها سردرآوردند‪ .‬مسئول انتخابات در‬ ‫فرمانداری آبادان از عالقمندان به بختیار‬ ‫بود‪ ،‬به وی گفته بود که تمام آراء اسم‬ ‫بختیار و طاهری بود ولی همه را بنام‬ ‫کاندیداهای دولتی میخواندیم که البته‬ ‫امری طبیعی بود و تازگی نداشت‬ ‫تماس شاه با سران زندانی‬ ‫جبهه ملی‬ ‫در ‪١٦‬اردیبهشت‪ ١٣٤٠‬امینی نخست‬ ‫وزیر شد‪ .‬در طول صدارت ‪ ١٤‬ماهه‬ ‫او سران جبهه ملی از جمله بختیار‪١٠‬ماه‬ ‫در زندان ماندند‪ .‬آقای صنعتی زاده‪،‬‬

‫از طرف شاه مامور مذاکره با سران‬ ‫جبهه ملی در زندان قزل قلعه شد ولی‬ ‫مذاکرات به نتیجه نرسید و بهرحال‬ ‫ســران جبهه ملی آزاد شدند‪ .‬دکتر‬ ‫صدیقی در پایان این دوره از زندان ‪،‬‬ ‫اعالم کرد که از عضویت جبهه ملی‬ ‫کنار می زود‪.‬‬ ‫میتینگ جاللیه‬ ‫در تجمع و سخنرانی روز ‪١٣٤٠/٠٢/٢٨‬‬ ‫میدان جاللیه سخنرانان عبات بودند‬ ‫از سنجابی‪ ،‬صدیقی و شاپور بختیار ‪.‬‬ ‫سخنرانی بختیار بسیار تند و پرشور بود‬ ‫که با کف زدن های ممتد از طرف‬ ‫شنوندگان استقبال شد که در پایان‬ ‫منجر به تظاهرات خیابانی گردید‪ .‬این‬ ‫سخنرانی بعدها مورد اعتراض سنجابی‬ ‫قرار گرفت که بختیار با حمله به پیمان‬ ‫ناتوء آمریکائی ها را از جبهه ملی‬ ‫رنجانید‪.‬‬ ‫کنگره جبهه ملی‬ ‫در دیماه ‪ ١٣٤١‬کنگره جبهه ملی در‬ ‫منزل آقای حاج قاسمیه در تهران پارس‬ ‫تشکیل شد‪ .‬آنچه در کنگره روی داد‬ ‫بحث امروز ما نیست ‪ ،‬در این کنگره‬ ‫باز بختیار کماکان به عضویت شورا و‬ ‫هیئت اجرائی انتخاب شد‪.‬‬ ‫تصمیمات کنگره مــورد اعتراض‬ ‫مصدق قــرار گرفت و طی نامه ای‬ ‫اعــام کــرد که جبهه ملی باید از‬ ‫نمایندگان نیروها تشکیل شود تا برای‬ ‫اجرای مصوبات شورا نیرو در اختیار‬ ‫جبهه باشد‪ .‬جندین نامه بین مسئولین‬ ‫ردوبدل درآورند‪ ،‬جبهه ملی را منحل‬ ‫اعالم کردند‪ .‬بختیار تنها مخالف تعطیل‬ ‫جبهه ملی بود و با اعتراض و برخورد‬ ‫با صالح جلسه را ترک کرد‪ .‬سال ها‬ ‫این کــدورت ادامــه داشــت‪ .‬در سال‬ ‫‪ ١٣٥٧‬باالخره صالح را وادار کردم که‬ ‫دیداری با بختیار داشته باشد ‪ .‬قرار روز و‬ ‫ساعت دیدار را گذاشتم‪ ،‬من بختیار را به‬ ‫خانه صالح بردم متاسفانه صالح خانه را‬ ‫ترک کرده بود ‪ .‬خانم صالح مهین بانو‬

‫بمن گفت که امیر عالئی مانع این دیدار‬ ‫شد و صالح را با خود برد‪ .‬درباره جبهه‬ ‫ملی‪،‬مصدق در چهارم مهرماه ‪١٣٤٣‬‬ ‫نامه ای به دکتر شایگان در آمریکا می‬ ‫نویسد که خواندنی است و قسمت هائی‬ ‫از آن را در اینجا منعکس می کنم‪...(:‬‬ ‫اکنون قدری از جبهه ملی عرض می‬ ‫کنم که چون نخواست با نظرات بنده‬ ‫راجع به تجدیدنظر اساسنامه و آئین نامه‬ ‫موافقت کند دست از کار کشید و جبه‬ ‫منحلگردید‪.‬نظریاتماینبود‪:‬اشخاص‬ ‫منفرد که در هیج اجتماعی نیستند وارد‬ ‫جبهه نشوند‪...‬انتخاب اعضای شورا که‬ ‫اکثریتشان در هیچ اجتماعی نبودند‬ ‫بدست کنگره والیات که هر دوسال‬ ‫یکبار اگر تشکیل می شد سد بزرگی‬ ‫در راه پیشرفت جبهه ملی بود‪...‬بعضی‬ ‫از اشخاص منفرد که وارد شورا شده‬ ‫بودند مقصودشان این بود وقت خود‬ ‫را در یک احتماعی بگذارنند و برخی‬ ‫دیگر ماموریت داشتند که در کار‬ ‫جبهه نظارت کنند و گزارش خود را به‬ ‫جاهای الزم برسانند‪)...‬‬ ‫قبول شغل در اصفهان‬ ‫در آن زمان بختیار از نظر مالی فوق‬ ‫العاده در مضیقه بود و زندگی را با‬ ‫ترجمه کارهای شرکت های فرانسوی‬ ‫می گذارند‪ ،‬تا این که آقای خردجو‬ ‫رئیس بانک توسعه صنعتی او را به‬ ‫مدیریت کارخانه وطن در اصفهان‬ ‫فرستاد‪ .‬او مدیریت موسسه ای را‬ ‫پذیرفته بود که مبالغ زیــادی بدهی‬ ‫داشــت و قــادر به پــرداخــت حقوق‬ ‫کارکنانش نبود‪ .‬نظر صاحبان سهام را‬ ‫برای فروش محل کارخانه که در کنار‬ ‫زاینده رود قرار داشت و بهای زمین آن‬ ‫خیلی باال بود جلب کرد ‪ ،‬زاینده رود‬ ‫قرار داشت و بهای زمین آن خیلی‬ ‫باال بود جلب کرد‪ ،‬زمین کارخانه را‬ ‫فروخت مبلغی را صرف ساختن محل‬ ‫کارخانه در جاده تهران کرد‪ ،‬بدهی‬ ‫ها را داد‪ ،‬مقداری هم به هر یک از‬ ‫سهامداران رسید‪ .‬بختیار چون در جهت‬ ‫رفاه کارگران تالش می کرد برای‬ ‫آنها همه نوع امکانات حتی ممحلی‬ ‫برای نگهداری کودکان کارگران زن‬ ‫تدارک دیده بود‪ .‬کارفرمایان سایر‬ ‫کارخانه ها دست بکار شدند و بوسیله‬ ‫ساواک عذرش خواسته شد‪.‬‬

‫مدیریتکارخانهشیشهقزوین(آبگینه)‬ ‫پس از چندی آقای خردجو که صاحب‬ ‫سهم کارخانه بود مدیریت کارخانه‬ ‫شیشه قزوین را به وی واگذار نمود‪ .‬در‬ ‫آنجا نیز پس از یکسال و اندی همین‬ ‫ماجراتکرار شد و شغلش را از دست‬ ‫داد‪ .‬در این رابطه یکی از اعضای هیئت‬ ‫مدیرهتعریفکردکهموقعخداحافظی‬ ‫قالیچه بسیار نفیسی را به او هدیه کردیم‬ ‫ولی او قبول نکرد و گفت پول ان را به‬ ‫کارگراننیازمندبدهید‪.‬‬ ‫مدیریت شرکت داکتیران‬ ‫آخرین کاربختیار مدیریت عامل‬ ‫شرکتداکتیرانبودکهتوسطفرانسوی‬ ‫ها بوجود آمده بود که متاسفانه این کار‬ ‫هم دیری نپائید بگوئید دو شاه یک روز‬ ‫توسظ جمشید اعلم پیامی فرستاد که به‬ ‫بخیار بگوئید دو سره بار کردن درست‬ ‫نیست ‪ .‬بختیار بالفاصله از پشت میزش‬ ‫بلند می شود کلید اتومبیل را روی‬ ‫میز می گذارد و کیفش را بر میدارد‬ ‫و با حاضرین خداحافظی و شرکت‬ ‫را برای همیشه ترک می کند‪ .‬در این‬ ‫رابطه مطلبی به خاطرم رسید که خالی‬ ‫از لطف نیست‪ .‬او برای ‪٥‬روز از طرف‬ ‫شرکت به ماموریتی به پاریس رفته‬ ‫بود‪ .‬در مراجعت بدیدنش رفتم‪ ،‬جلسه‬ ‫داشت‪ .‬به اطاق رئیس مالی شرکت رفم‬ ‫که من معرفی کرده بودم و نشستم‪ .‬او‬ ‫سندی را بمن نشان داد و گفت به بین‬ ‫رفیقت چه نوشته است ‪ .‬بختیار نوشته‬ ‫بود آقای رئیس حسابداری من از ‪٥‬روز‬ ‫ماموریت سه روزش رابرای آشتی بنی‬ ‫صدر و سالمتیان صرف کردم که مثل‬ ‫سگ و گربه بهم می پریدند‪ ،‬سند را‬ ‫اصالح و برای من دو روز ماموریت‬ ‫بنویسید‬ ‫جبهه ملی چهارم‬ ‫یک روز باتفاق ابوالفضل قاسمی سراغ‬ ‫دکتر بختیار رفتیم و با توجه به فضای‬ ‫باز سیاسی موضوع آغاز فعالیت جبهه‬ ‫ملی را مطرح کردیم‪ .‬بختیار گفت‬ ‫در تشکیل دوره جدید باید نظر دکتر‬ ‫مصدق را تامین کنیم چون از افراد‬ ‫منفرد کــاری ساخته نیست‪ ،‬بعالوه‬ ‫جبهه حزب نیست‪ .‬هر سه در این باره‬ ‫توافق داشتیم‪ .‬هفته بعد در نشستی با‬ ‫فروهر در منزل دکتر بختیاری موضوع‬ ‫رامطرح کردیم و این افراد را بعنوان‬

‫نماینده نیروها و شخصیت های سیاسی‬ ‫در نظر گرفتیم‪،‬بختیار بعنوان نماینده‬ ‫نیروها و شخصیت های سیاسی در نظر‬ ‫گرفتیم‪ ،‬بختیار و سنجابی از شخصیت‬ ‫های سیاسی‪ ،‬فروهر و سیف از حزب‬ ‫ملت ایران‪،‬شایان و عاقلی زاده از‬ ‫سوسیالیستها‪،‬حاجصدیهوقاسملباسچی‬ ‫از بازار‪ ،‬شاه حسینی از اصناف‪،‬ذوالقدر‬ ‫از طرف فرهنگیان‪،‬نفردوم اصناف و‬ ‫فرهنگیان قرارشد با مشورت خود آنان‬ ‫تعیین شود و از نهضت آزادی پیش بینی‬ ‫شد سنجابی ضمن تماس با بازرگان دو‬ ‫نماینده معرفی نماید‪ .‬اولین گردهمائی‬ ‫این گروه روز‪ ١٩‬خرداد‪ ١٣٥٦‬در منزل‬ ‫بختیار صورت گرفت‬ ‫نامه ای سه امضائی به شاه‬ ‫موضوع ارســال نامه به شــاه مفصل‬ ‫است که خالصه آن از این قرار است‪.‬‬ ‫روزی در اسفندماه‪١٣٥٥‬نگارنده باتفاق‬ ‫یکی از دوستان به دفتر نزیه در خیابان‬ ‫پهلوی رفتیم‪.‬ضمن صحبت از اوضاع‬ ‫روز او مطلبی راکه در ‪٢٥‬صفحه نوشته‬ ‫بود نشان داد و گفت می خواهد آن‬ ‫را منتشر کند‪.‬بخواهش من نامه را داد‬ ‫که مطالعه کنم و نظر بدهم‪ .‬نامه را‬ ‫خواندم بنظرم جالب آمد‪ .‬آن رانزد‬ ‫دکتر سنجابی بردم‪ .‬روز بعد تلفن کرد‬ ‫که مطلب جالبی است و خواست که‬ ‫بدیدنش بروم که درباره آن صحبت‬ ‫کنیم‪.‬البته آن روزها بین رفقای حزب‬ ‫ایران این بحث بود که نامه ای به شاه‬ ‫نوشته شود و با تشریح اوضاع نابسامان‬ ‫تقاضای اجرای قانون اساسی بشود‪.‬‬ ‫وقتی به دیدن سنجابی رفتم او گفت من‬ ‫دو صفحه از مطالب نزیه را استخراج‬ ‫کــرده ام بنظرم اگر در نامه به شاه‬ ‫بیاوریم بد نیست ‪ .‬نگارنده نامه نزیه و‬ ‫دو صفحه ای که آقای دکتر سنجابی‬ ‫از آن ر خالصه کرده بود نزد بختیار‬ ‫بردم‪ .‬چند روز به تلفن کرد که بدیدنش‬ ‫بروم‪.‬آنچه سنجابی از نامه نزیه خالصه‬ ‫کرده بود نپسندیده بود‪ .‬نشستیم نامه‬ ‫جدیدی که برخی نکات نامه نزیه را هم‬ ‫درخود داشت‪،‬نوشتیم‪ .‬اصل نامه به خط‬ ‫و انشای من است ‪ .‬آن را به سنجابی‬ ‫و فروهر ارائه دادیم‪ .‬آنها هم نظراتی‬ ‫ابراز کردند که همه را نوشتم و نامه‬ ‫آماده شد‪.‬این نامه در اوایل فروردین‬ ‫آماده بود‪.‬آقای سنجابی اصل نامه را به‬ ‫بازرگان ماند‪ .‬او گاه پیشنهاد می کرد‬ ‫که امضاها گسترده باشد گاه لیستی می‬ ‫داد که اکثریت مذهبی بودند‪ .‬باالخره‬ ‫نامه را توسط سنجابی پس گرفتیم‬ ‫‪.‬روز‪١٩‬خــرداد ‪١٣٥٦‬از نماینده نیروها‬ ‫دعوت کردیم در منزل دکتر بختیار‬ ‫گردآمدند‪ .‬موضوع جبهه ملی چهارم‬ ‫مطرح شد و همه قبول کردند‪.‬در این‬ ‫جلسه تصمیم گرفته شد نامه با امضای‬ ‫سه نفر آقایان بختیار‪،‬سنجابی‪،‬فروهر‬ ‫ارسال شود‪.‬صورت جلسه این نشست‬ ‫نیز به خط من تنظیم شده است‪.‬‬ ‫‪... .‬ادامه دارد‬


‫شماره‌ی نهم ‪ 30 -‬تیر ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪22‬‬

‫رفت و تنها رفت‬ ‫و یک انبوه رفت‬ ‫از‪ :‬بهرام معصومی‬

‫بیتباالکهبرایعنواننوشتاراینشمارهانتخابگردیدهاست‪،‬‬ ‫از سروده «شعر بت شکن» شاعر گرانمایه شادروان دکتر حمید‬ ‫شــیرازی است‪ ،‬که هر بار صحبتی از ایران دربند به میان میآید‪،‬‬ ‫مصداقبارزیپیدامینماید‪.‬‬ ‫اخیرا ًباری دیگر در یکی از رسانه های گروهی همگانی تحت‬ ‫اشغال نظام خون آشام والیت فقیه یکی از عمله های نظام به نام‬ ‫مالمرتضیآقاتهرانیباددرغبغبانداختهوگستاخانهاندیشهپلید‬ ‫و عرب پرستانه خود را در راستای تحقیر فرهنگ واالی ایرانی‬ ‫آشکارساختهاست‪.‬‬ ‫ویمیگوید‪«:‬غلطکردندکهبااینکتاب(شاهنامه)سراسرتخیل‬ ‫موجبشدندکهزبانقرآنکنارگذاشتهشودوبهجایآنعجم‬ ‫زندهکردند‪.‬منخودفارسیزبانهستمولیمیگویماینفارسی‬ ‫چه گلی به سر ما زده ؟! »‬ ‫قبلازاونیزتازیپرستدیگریبنامآخوندمطهریبزرگداشت‬ ‫جشنباستانینوروزوآئینهایویژهآنرا(چهارشنبهسوری)به‬ ‫باد تمسخر گرفته و پدران ما را «احمق» نامیده که در آن مراسم از‬ ‫رویآتشمیجهندودرنهایتمردمرا ازشادیوسروربرحذر‬ ‫داشــته و سینه زنی‪ ،‬قمه زنی‪ ،‬گریه و زاری را ترغیب و ثواب و‬ ‫آرامش در آن جهان کذائی را وعده داده است ؛ که البته به موقع‬ ‫خودبااعتراضشدیدایرانیانآزادهروبروگردیدهاست‪.‬‬ ‫این تازی پرســتان که در کارنامه سیاه سی ساله خود جز فقر و‬ ‫وبدبختی‪،‬قتلوغارتوتهدیدوتحقیراثرینمیبینند‪،‬درتالش‬ ‫هستندبابحرانهایخودساختههرچهبیشترمردممهربانوآزاده‬ ‫ایرانراازواقعیاتزندگیدوربرندازند‪.‬بودجهمساجدوامامزاده‬ ‫های کاذب از بودجه وزارت فرهنگ یا وزارت بهداشت فزونی‬ ‫گرفتهاست‪.‬‬ ‫باکوششیبیسابقهوبسیارگستردهمردمرابهزیارتقبورامامان‬ ‫شــیعه در عراق و سوریه و زیارت خانه خدا (حج) در عربستان‬ ‫سعودی تشویق می نمایند و از این طریق سالیانه بیلیون ها تومان‬ ‫اندوخته ملت ستمدیده ایران را رهسپار کشورهای نامبرده می‬ ‫نمایند‪ ،‬در حالیکه در همان ایران عزیزمان میلیون ها نفر زیر خط‬ ‫فقر زندگی نموده و ســالیانه هزاران نفر بر اثر عدم دسترسی به‬ ‫پزشکویابیمارستانجانخودراازدستمیدهند‪.‬درهیچزمانی‬ ‫ازتاریخمعاصرایرانبیعدالتیتااینحدگسترشنداشتهاست‪.‬‬ ‫فسادازهرنوعشبیدادمیکند‪،‬اعتیادبهموادمخدروفحشاءدر‬ ‫سطح جهانی رتبه نخست را به خود اختصاص داده است و در‬ ‫این نوشتار روی سخنم با کسانی است که کشوری را به نابودی‬ ‫و ملتی را به سراشیب سقوط رشانیده اند و به خیال خام کودکانه‬ ‫خودروزنهامیدیدرراستایتداومحیاتنکبتبارخودمیبینند‬ ‫(معاملهباغربدرارتباطباانرژیهستهای)‪.‬‬

‫حال که با کمک ابر و باد و مه و وخورشــید و فلک اهرمهای‬ ‫قدرت را در یکی از مهمترین کشــورهای خاورمیانه در دست‬ ‫گرفته اید‪ ،‬از این همه اهانت و تحقیر‪ ،‬قتل و کشــتار‪ ،‬غارت و‬ ‫چپاول دست بردارید‪ .‬تاریخ در برابر غارتگران و چپاولگران و‬ ‫قاتلین به قضاوتی سخت ولی واقع بینانه دست خواهد زد‪ .‬مردم‬ ‫ایران آتش سوزی سینما رکس آبادان را که توسط مالیان و به‬ ‫فتوای مالیان در آن ‪ 400‬زن و مرد‪ ،‬دختر و پسر زنده سوختند‪،‬‬ ‫سنگسارها‪،‬اعدامها‪،‬کشتارهاسدستهجمعی‪،‬دالرامها‪،‬عاطفه‬ ‫ها‪ ،‬نداها را فراموش ننموده است‪ .‬روز حساب دیر یا زود خواهد‬ ‫رسید‪.‬ازسرنوشتدیگرخودکامگانوجالدانتاریخپندگیرید‬ ‫ذرهایتردیدنداشتهباشیدکهپیروزیازآنملتستمدیدهایران‬ ‫است‪.‬‬ ‫نوشــته «ابن اثیر» را که بر مرگ اسکندر مقدونی‪ ،‬که یکی از‬ ‫جالدانتاریخبشریتاسترادرذیلمیآورم‪،‬شایدبراندیشهپلید‬ ‫برخی از زروگویان و فریبکاران نظام حاکم اندک اثری داشته‬ ‫باشد و از اینهمه بی عدالتی که سرچشمه تمامی فسادهای رایج‬ ‫است‪،‬دستبرکشیدهوبیشازاینننگونفرتبهمالتاریسمرا‬ ‫ابدینسازند‪،‬شایدملتستمدیدهاندکترحمیبهآنهاوخانواده‬ ‫آنهاروادارند‪.‬‬ ‫ابناثیردرتاریخکاملحاشیهایبرمرگاسکندرمقدونیداردو‬ ‫مینویسد‪«:‬اسکندردر‪ 36‬سالگیمرگشفرارسیددرحالیکه‪14‬‬ ‫سالجهانگشائینمودهبود‪.‬درهمانمدتکوتاهبسیاریازملت‬ ‫هارابهمذلتوخواریدچارنمود‪،‬ولیهمچنانکهسیرهطبیعت‬ ‫است خود او هم در سن کم بر خاک مذلت افتاد» ‪ .‬پس از مرگ‬

‫بگوید و بدون هراس از عقوبت مطلب خود بیان نماید‪ .‬اما باید‬ ‫توجه داشته باشید که ســخنش خواص را دلداری و برای عوام‬ ‫اندرزیجانانهبیاورد»‪.‬‬ ‫آنگاه خود دست بر تابوت نهاد و سر بلند کرد و گفت‪ « :‬اسیر‬ ‫کننده اسیران‪ ،‬به روال طبیعت خود امروز اسیر شده است و از آن‬ ‫همهقدرتوشکوههیچاثریباقینماندهاست‪.‬دومیننفرگفت‪:‬‬ ‫به خاطر دارید که این مرد طال را با ولع به محفظه ها می سپرد و‬ ‫نگاهداریمیکرد‪،‬تاپیشازسایرینثروتاندوختهباشد‪،‬امروز‬ ‫می بینید که همان طالها او را به محفظه تاریخ سپرده و در خود‬ ‫پنهاننمودهاستتادیگراثریازاوآشکارنگردد»‪.‬‬ ‫بسیاری دیگر دهان به سخن گشودند که به خاطر محدودیت‬ ‫صفحات نشــریه تریبون آزاد از ذکر آن چشم می پوشیم و به‬ ‫گفتهآخریننفربهنقلازکتابابناثیربسندهمینمائیم‪.‬آخرین‬ ‫نفر سربلند کرد و گفت‪« :‬بگذارید همه کسانیکه از هراس و بیم‬ ‫حضور و وجود او خاموش مانده بودند به سخن بیایند و از درد‬ ‫جانکاهعمریسکوتووحشتخودرابرهانند»‪.‬‬ ‫کوچکترین تردیدی ندارم که این ملت کهن و بزرگ به زودی‬ ‫سرنوشت خود و کشــور را در دست خواهد گرفت‪ .‬این نظام‬ ‫قرونوسطائیازهماننخستینساعاتحیاتنکبتبارخودنشان‬ ‫داد که سودای دگر در سر داشته و با خوشبختی و سعادت ملت‬ ‫ایران عناد و دشمنی دارد‪ ،‬ولی ملت آزاده ایران بیش از این فریب‬ ‫ایندغلبازانودکانداراندینیرانخوردهوبااتحادوهمبستگیبه‬ ‫عمرایننظامقرونوسطائیوفاسدپایانخواهدداد‪.‬‬ ‫درذیلابیاتیازدوسرودهشاعرگرانمایهشادروانحمیدشیرازی‬

‫اسکندرپیکرشراباتشریفاتیکاملدرتابوتیطالئیگذاشتند‪.‬‬ ‫بااینتصورکهآنتشریفاتوآنتابوتطالازهرحیثشایسته‬ ‫نامشباشدتادرصفحاتتاریخعظمتزندگیومرگاوثبت‬ ‫گردد‪ ،‬ولی غافل از آنکه تاریخ فقط وقایع و حقایق را بدون کم‬ ‫و کاست نگهبان است و آیندگان را از آنچه به حقیقت گذشته‬ ‫مطلعخواهدنمود‪.‬بهمینسببهنوزتابوتزرینورنگیناورابه‬ ‫دخمهتاریکابدیانتقالندادهبودندکهگفتگوهادراطرافآن‬ ‫آغاز گردید‪ .‬ابن اثیر در جای دیگر میافزاید‪ :‬بسیاری از حکیمان‬ ‫ایران و یونان که مشهور و سرآمد زمان بودند در حین گذاردن‬ ‫پیکراسکندربهتابوتزریندراطرافتابوتحلقهزدهتاپیکراو‬ ‫را برای رفتن از این جهان بدرقه نمایند‪ .‬کسی که بزرگ و سرور‬ ‫آن جمع بود با تاثر کامل روی به حضار نموده و گفت‪ « :‬او دیگر‬ ‫نه می شنود و نه میتواند عتاب و خطاب کند‪ .‬پس اجازه دهید تا‬ ‫هر کس که در این جا حضور دارد و مایل است سخنی دلخواه‬

‫را با هم می خوانیم‪ ،‬شاید عده ای را از خواب غفلت و بی تفاوتی‬ ‫بیدارنماید‪.‬‬ ‫رو به دیر آورد و کوهی پشت او‬ ‫و آن تبرزین کالن در مشت او‬ ‫رفت و تنها رفت و یک انبوه رفت‬ ‫نه بت و نه معبد و نه عود ماند‬ ‫نهتبرزینماندوونهنمرودماند‬ ‫حمید شیرازی همان شاعری است که سروده (شنیدم که چون‬ ‫قوی زیبا بمیرد) را از خود به یادگار گذاشــت و در سال ‪1330‬‬ ‫خورشیدیجایزهنخستمسابقهویژهرابهخوداختصاصداد‪.‬‬ ‫شبیآمدکهمیبایدفداکرد‬ ‫به راه مملکت فرزند و زن را‬ ‫بهپیشدشمنانایستادوجنگید‬ ‫رهندازبنداهریمنوطنرا‬

‫(تازه ترین تک آهنگ) اثری از فریدیوسفی‬ ‫این اثر تقدیم به غیور ترین فرزندان میهن میشــود عزیزان‬ ‫همیهنی با هــر گونه گرایش فکری ‪.‬پــس از قتل عام در‬ ‫گورســتانهای گمنام و با نام وگــروه انبوهی از هزاران در‬ ‫گورســتان خاوران تهران بطــور جمعــی در گودالهایی‬ ‫بطور جمعی دفن شــدند و علیه اعتراض به حاکمیت ستم‬ ‫و ستمکارن ‪ ،‬جباران ســیاهکاری که ‪ 33‬سال است مردم‬ ‫میهنمان را به تباهی کشــیدن آبروئی برای ایران و ایرانی‬ ‫در جهان باقی نگذاردند و بهترین و با شرف ترین فرزندان‬ ‫ســرزمینمان را به جرم حق گوئی و حق خواهی به جوخه‬ ‫های اعدام و تیرباران سپرد و تنها در نخستین سالهای سیاه‬ ‫بر قراری ســیادت خود هزاران زن و مرد را که عاشــقانه‬ ‫خواهان آزادی و عدالت اجتماعی بودند را به جوخه های‬ ‫مرگ ســپرد زیرا آنان به آرمانهای خود وفادار بودند و به‬ ‫ایدلوژی کور حاکم که باآزادگی منافات داشت نه گفتن‬ ‫وآنرا زیر عالمت ســئوال قرار دادند وکمی بعد بســیاری‬ ‫ازادگان را با اندیشه های مختلف هزاران کیلو متر دور تر‬ ‫از مرزهای سرزمینمان با شیادی و نامردی خدعه و فریب‬ ‫ترور نمودند دکانداران دین و بدین بســنده نکرده حکم‬ ‫قتل یک نویســندۀ خارجی را صادر کردند که با واکنش‬ ‫مردم آزادۀ جهان روبرو شــد و رسوائی بر رسوائی دستار‬ ‫بسران حاکم افزوده گشــت با اینکه در یک دادگاه جان‬ ‫به درباختگان شــکایتی جمعی به اجــراء گذاردند اخیرآ‬ ‫به اصطالح فتوا و حکم قتل یــک خواننده رپ ایرانی را‬ ‫صادر نمودند که تنها جرمش اعتراض به جو حاکم میباشد‬ ‫که با تفکر جزم اندیشان منافات دارد حکم توسط یک دو‬ ‫اخوند متحجر صادر شده آنانی که میهن ما را به لجنزاری‬ ‫از فقر و فحشا و گرسنگی و تن فروشی آنهم در ابعاد یک‬ ‫ســر زمین بزرگ که از احترام جهانی برخوردار بود آنان‬ ‫با نــام اهلل ‪/‬خدا‪ /‬جنایت میکنند تا پایه های لرزان و نگبت‬ ‫بار خودرا تداوم ومستحکم کنند و چون کبک سر در زیر‬ ‫برف نموده اند بر افتادن دیکتارهای در سراسر گیتی بویژه‬ ‫منطقۀ را نمی بینند‪.‬‬

‫اکنون شعر ترانۀ ‪ //‬میالد دوباره‬ ‫شعر و آهنگ و صدا‪ :‬فرید یوسفی‬ ‫آرانژمان ‪ :‬استاد ایرج هیت‬ ‫شبا مون از غم چه سرده‬ ‫دالمون اسیر درده‬ ‫بیعدالت ناخدای شرع‬ ‫و بیدادی چه کرده‬ ‫بینمون فاصله و سد‬ ‫جنگ قدرت و نبرده‬ ‫قلب و عاجین میکنه تیر و تفنگ گال رو پر پر‬ ‫صدای گوله هنوز میکنه گوش فلک و کر‬ ‫ما روی باور پوچ پا میفشاریم‬ ‫خود رو هر یک میدونیم از همدیگه سر‬ ‫حا ال افسوس همه جا تیره و خاموش‬ ‫مثل گورستون غم مات و سیاهپوش‬ ‫مردم شهر های ما همه عزادار‬ ‫جونامون توی زندان یا سر دار‬ ‫ای وطن روشنی و نور حاال مثل غباره‬ ‫مرغ آزادی چه وقت از تو برام خبر میآره‬ ‫خبر از اون روزای روشن روز میالد دوباره‬ ‫چشمۀ اشک چشام خشک شد و دل به انتظاره‬ ‫حاال افسوس همه جا تیره و خاموش‬ ‫مثل گورستون غم مات و سیاهپوش‬ ‫مردم شهر های ما همه عزادار‬ ‫جونامون توی زندان یا سر دار‬ ‫می بینی قساوت و بازم نشستی توی خونه‬ ‫میگی درد ما که نیست شکنج و درد دیگرونه‬ ‫همه لبها رو میدوزن می بینی کتابسوزونه‬ ‫دم فرو بستی نشستی توی خونه هی میگی قستمونه‬ ‫حاال افسوس همه جا تیره و خاموش‬ ‫مثل گورستون غم مات و سیاهپوش‬ ‫مردم شهرهای ما همه عزادار‬

‫سکوت با درد‬ ‫چندی است که جمعی از متقاضیان پناهندگی ایرانی در‬ ‫شــهر ‪( WUERZBURG‬آلمان) واقع در ایالت بایرن‬ ‫به خاطر تاخیر در رســیدگی به تقاضای پناهندگی خود و‬ ‫شرایط نامساعد زندگی دســت به تحسن و اعتصاب غذا‬ ‫زده اند‪ .‬نشــریه آلمانی زبان ‪( AZ‬چاپ آکسبورگ) در‬ ‫شماره ‪ 131‬خود صفحه کاملی را به مشکالت پناهندگان‬ ‫ایرانی اختصاص داده اســت و یادآور گردیده که حدود‬ ‫‪ 60‬متقاضی پناهندگی ایرانی در این شهر سکونت گزیده‬ ‫اند‪ ،‬کــه همگی در یک پادگان ســابق ارتشــی روزگار‬ ‫میگذرانند‪.‬‬ ‫پس از ســلطه مالیان در ایران در ســال ‪ 1357‬خورشیدی‬ ‫به خاطر ظلم و ســتم‪ ،‬قتل و غارت و نبود هرگونه آزادی‬ ‫میلیونهــا ایرانی جالی وطن نموده و بــه آوارگی و تبعید‬ ‫روی آوردند و همه روزه نیز بر تعداد آنان افزوده میگردد‪.‬‬ ‫عده بسیاری در حین فرار و دربدری به وضع فجیعی جان‬ ‫باختند و یا دستگیر و روانه زندانهای والیت فقیه گردیدند‪.‬‬ ‫تقاضای پناهندگی حتی در کشورهای غربی با مشکالت‬ ‫فراوانی روبرو و عده ای سالهاســت که در انتظار موافقت‬ ‫با درخواســت پناهنگی خود بســر میبرنــد‪ .‬اردوگاههای‬ ‫غیر بهداشــتی و ســکونت اجباری با ملیت های مختلف‬ ‫و فرهنــگ های گوناگون‪ ،‬نداشــتن اجــازه کار و غذای‬ ‫یکنواخــت و جیره نقدی بســیار ناچیز و انــدک ماهیانه‬ ‫بسیاری را بیمار و حتی به خودکشی کشانیده است‪.‬‬ ‫این نشریه آلمانی که تصویر دو متقاضی پناهندگی ایرانی‬ ‫را بــه لب های دوخته به چاپ رســانیده اســت‪ ،‬در ادامه‬ ‫گزارش خود میافزاید‪ ...« :‬ایرانیان با تحسن و اعتصاب غذا‬ ‫در نظر دارند که توجه مسئولین را به تغییر قوانین پناهدگان‬ ‫در ایالت بایرن جلب نمایند‪ .‬آنان به محل های ســکونت‬ ‫مختلف‪ ،‬پاکت های غذا‪ ،‬ممنوعیت سفر و طوالنی بودن‬ ‫زمان رسیدگی به درخواست پناهندگی اعتراض داشته و‬ ‫در نهایــت میخواهند که هر چه زودتر بــه عنوان پناهنده‬ ‫سیاسی شناخته گردند»‪ .‬اعتراض ایرانیان که از ‪ 19‬مارس‬ ‫شــروع شده است‪ ،‬همچنان ادامه دارد و امیدواریم که در‬ ‫راستای خواسته های خود پیروز گردند‪.‬‬


‫شماره‌ی نهم ‪ 30 -‬تیر ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪23‬‬

‫استعمار‬ ‫آخوند‬ ‫اخوان المسلمین‬

‫اتفاقی که حیرت‬ ‫جهانیان را برانگیخت‬

‫از فرخ فروزین‬

‫قبل از پرداختن به موضوع اصلی الزم میدانم توضیح‬ ‫کوتاهی داده شود و آن اینکه ‪ :‬مقال این شماره که میتواند‬ ‫ادامه از مطلب شماره قبل باشد را با اتنخاب جمهوری‬ ‫اخوان المسلمین در مصر گره زده ام‪ ،‬چون همواره معتقد‬ ‫و باورمند به مقاصد استعمار در خاور میانه میباشم ‪ ،‬بدین‬ ‫جهت قسمتهائی ازاین نوشته را از مقاله ام تحت عنوان «‬ ‫استعمار کهن بازایشی نو در خاور میانه » که یکسال و نیم‬ ‫قبل در کیهان لندن قلم زده بودم می آورم‪.‬‬ ‫تاریخ ایران بعد از ظهور اسالم گواهی میدهد که اگر‬ ‫چه این سرزمین دانشمندان و متفکرین بسسیار مشهور‬ ‫و برجسته داشته معهذا دانش و سواد عمومی در سطح‬ ‫فوق العاده محدود پائین قرار داشته است‪ .‬هرگاه مناسبتی‬ ‫حاصل شده تا حکومتهای ایران و یا شخصیتهای علمی‬ ‫و عالقمند در هر زمان در صدد توسعه دانش و فنون‬ ‫متناسب با زمان برآیند‪ ،‬با مقاومت و ستیزه مستقیم و‬ ‫غیر مستقیم آخوندها و ایادی متعصب آنها مواجه‬ ‫شده اند‪ .‬قتل خواجه نظام الملک وزیر دانشمند و دانش‬ ‫گستر ایرانی که به پایه گذاری دانشگاههای متعدد دست‬ ‫زد و بدست متعصبان و تروریست های فرقه اسماعیلیه ترور‬ ‫شد‪ ،‬مقاومت آخوندها در مقابل اصالحات میرزا تقی خان‬ ‫امیر کبیر متفکر و اصالح طلب ایران و بخصوص به هنگام‬ ‫تاسیس مدرسه دارالفنون تهران و بعدا ً تلقی قتل او بعنوان‬ ‫پیروزی اسالم ! و یا تحریم دبستانها و دبیرستانهای پیشرفته‬ ‫ای که به سبک اروپا در آخر سلطنت قاجاریه تشکیل شده‬ ‫بود‪ ،‬توسط مالها و باالخره مبارزات مداوم آخوندها با‬ ‫نوسازی ایران و گسترش علم جدید طی نیم قرن گذشته‬ ‫نمونه هائی کوچک از ضدیت جماعت آخوند با بیداری و‬ ‫دانش آموزی مردم بوده است‪.‬‬ ‫بی سبب نیست ملتی که در سه هزار سال قبل‬ ‫مخترع حساب و مقیاس و خط بود‪25 ،‬‬ ‫قرن پیش پایه گذار پیشرفته ترین نظام‬ ‫حکومتی و منادی و پرچمدار‬ ‫حقوق بشر بود و در همان دوران‬ ‫منظم ترین راههای شوسه را‬ ‫بر پهنه مشرق زمین ساخته‬ ‫بــود‪ ،‬اولین بنیانگذار نظام‬ ‫پستی‪ ،‬بزرگترین دانشگاهها‬ ‫و مراکز علمی جهان را در‬ ‫‪ 18‬قرن قبل تاسیس کرده بود‪،‬‬ ‫عظیمترین کتابخانه ها و گنجینه‬ ‫ها ی علمی را در ‪ 16‬قرن قبل در‬ ‫اختیار داشت‪ ،‬در ستاره شناسی و‬ ‫کشف شگفتیهای منظومه های نجومی‬ ‫شگفتی آفرین بود و صدها فن و هنر و‬ ‫ابتکار و ابداع و سازندگی در رشته های مختلف که‬ ‫مخلوق اندیشه پر توان و خالق فرزندانش بود‪ ،‬که به برکت‬ ‫وجود جماعت آخوند و تالشی که در طول ده قرن برای به‬ ‫زنجیر کشیدن اندیشه مردم و به اسارت در آوردن دانش و‬ ‫هنر و فن به کار برده بود‪ ،‬به چنان ذات و بی مایگی و فقر‬ ‫از لحاظ سواد و دانش و فن گرفتار آمد‪.‬‬ ‫در آن هنگام که ملل عالم در راه پیشرفت و تعالی بودند‪،‬‬ ‫آخوندهای ایرانی «مسخ کنندگان مذهب شیعه» سرگرم‬ ‫ظهور دادن امام زمان و اثبات صحت و سقم ادعای مدعیان‬ ‫امامت مشغول داشتن مردم و به جان هم انداختن آنها و به‬ ‫کشتن دادن صدها نفر در مناطق مختلف بودند‪.‬‬ ‫نتیجه آنکه کار فقر علمی و نبودن متخصص در ایران را‬ ‫به آنجا رسانیدند که وقتی بنا به اجبار و ضرورتهای زمان‬ ‫و با همت سازندگان ایران نو‪ ،‬توسعه و تعالی کشور وجهه‬ ‫رهبران مملکت قرار گرفت و دوران سیاه بی خبری به پایان‬ ‫آمد ناچار شدند که برای هر کار کوچک و یا بزرگی‬ ‫از کشورهای خارجی کارشناس استخدام کنند‪ .‬همه اینها‬ ‫حاصل مستقر شدن جماعت آخوند در مقام رهبری فکری‬ ‫مردم و مرجعیت تقلید و مساعی او در انحصاری کردن‬ ‫علم و محدود کردن آن به آموختن خرافات و جعلیاتی‬ ‫است که نه برای دنیای کسی مفید است و نه برای آخرت‬ ‫او موثر! آخوندها آنقدر به ادامه این جنایت پرداختند که از‬ ‫ملتی دانشمند و دانش پژوه و متمدن‪ ،‬بقول خودشان جمعی‬ ‫عوام‪ ،‬جاهل و مرید مطیع کر و کور ساختند‪.‬‬ ‫حاکمین آخونیسم پس از تحمیل خود به مردم ایران‬ ‫بعنوان حکومت جمهوری اسالمی از همه سو دست به‬ ‫انتقام گشود‪ .‬انتقام از تمدن‪ ،‬از ترقی و پیشرفت اجتماعی‪،‬‬ ‫از علم‪ ،‬از دانشگاه‪ ،‬از دانشجویان‪ ،‬از دانشمندان و فارغ‬ ‫التحصیالن‪ ،‬از هنرمندان‪ ،‬از نظامیان‪ ،‬از سازندگان ایران نو و‬ ‫از همه نمایان تر از زنان و حقوق آزادی زنان‪ ،‬حقوقی که‬ ‫فقط چهل سال از دانه پاشی آن و کمی کمتر از دهسال از‬ ‫جوانه زدن آن گذشته بود‪ ،‬قوانین حمایت خانواده را لغو‬ ‫کرد و بار دیگر بساط چند همسری و اختیار مطلق شوهر‬

‫در طالق همسر را بپا کرد‪ .‬زنان را به برگشت به خانه و‬ ‫چادر فراخواند و مجبور ساخت شعار یا روسری یا توسری‬ ‫را بر زبان متعصبان و ابلهان خود گم کرده جاری ساخت‪.‬‬ ‫آخوندها اصالتاً ایرانی نیستند و اعراب تغییر محل داده ای‬ ‫هستند که برای نیل به این روز و شرایط بیش از هزار و‬ ‫سیصد سال کوشیده اند و راه دراز و پر از مکر و حیله ای‬ ‫را پیموده اند‪.‬‬ ‫روزنامه نیوسولیداریتی چاپ نیویورک در مقاله ای در‬ ‫صفحه ‪ 9‬شماره ‪ 11‬مورخه ‪ 29‬آگوست ‪ 1980‬می نویسد‪:‬‬ ‫«در قرن ‪ 19‬فراماسونری انگلیس مامور بود برای بوجود‬ ‫آوردن یک سازمان ظاهرا ً لیبرال‪ -‬دموکرات ‪ ،‬تحت‬ ‫پوشش بازی بزرگ انگلیس‪ ،‬با هدف بی اعتبار کردن و‬ ‫نابود ساختن امپراتوری مزاحم عثمانی که انگلستان‬ ‫از آن بنام «ماجراجویان مذهبی» نام میبرد‬ ‫کوشش کند‪ .‬برای این بازی بزرگ‪،‬‬ ‫یک آخوند همجنس باز بنام سید‬ ‫جمال الدین افغانی در نظر گرفته‬ ‫شد و از طریق عوامل انگلیس‬ ‫در کمپانی هند شدقی‪،‬‬ ‫افغانستان و هند پرورش یافت‬ ‫و بعنوان یک انقالبی مسلمان‬ ‫و در پوشش مذهبی حرکت‬ ‫داده شد‪ ،‬او که در اصل به‬ ‫سازمان فراماسونری پیوسته‬ ‫بود به قاهره و اسالمبول و سایر‬ ‫مناطقی که مورد نظر انگلیس بود‬ ‫رفت و به بهانه حمایت از اقلیتهای‬ ‫مذهبی‪ ،‬سازمان متعدد و مختلف االسامی‪،‬‬ ‫پان عربیسم و پان اسالمیسم بوجود آورد‪.‬‬ ‫افغانی چندین چهره داشت و چندین بار تغییر شخصیت‬ ‫داد و به زبانهای عبری‪ ،‬عربی‪ ،‬ترکی‪ ،‬فارسی و انگلیسی‬ ‫صحبت میکرد و با سازمان صهیونیسم نیز رابطه داشت»‪.‬‬ ‫انگلستان و ایادی آن در باره سید جمال الدین افغانی‬ ‫کوشیده اند که از وی چهره ای انقالبی‪ ،‬مسلمان‪ ،‬ضد‬ ‫استعمار‪ ،‬آزادیخواه و شیدای وحدت و تعالی مسلمین‬ ‫ترسیم کنند و در نتیجه بعد از او ادامه دهندگان ماموریتهای‬ ‫او در سازمانهای مختلف االسامی و مشترک الهدفی‬ ‫چون‪ ،‬انجمن یا جمعیت اخوان المسلمین‪ ،‬انجمن های‬ ‫حسن تفاهم بین عربستان و بریتانیا‪ ،‬انجمنهای اسالمی‪،‬‬ ‫فدراسیون سازمانهای اسالمی اروپا و مرکز مطالعات عربی‬ ‫در خاورمیانه‪ ،‬قادر باشند بسادگی به خدمت خود در جهت‬ ‫هدفهای بعدی استعمار نوین ادامه دهند‪.‬‬ ‫الزم به یــادآوری است که اخوان المسلمین یا انجمن‬ ‫برادران مسلمان که در سالهای معاصر‪ ،‬افرادی چون دکتر‬ ‫علی شریعتی‪ ،‬حواری بومدین‪ ،‬یاسر عرفات‪ ،‬دکتر ابراهیم‬ ‫یزدی‪ ،‬مصطفی چمران‪ ،‬ساوه ای‪ ،‬جالل الدین فارسی و‬ ‫ابوالحسن بنی صدر (اولین رئیس جمهور اسالمی در ایران)‬ ‫از جمله اعضاء آن معرفی شده اند‪ ،‬بموجب اسناد موجود‬ ‫در دانشگاه آکسفورد انگلستان‪ ،‬چنین توصیف شده است‪:‬‬ ‫انجمن اخوان انشعابی از یک جنبش درون اسالم است که‬ ‫تحت رهبری دانشگاههای آکسفورد و کمبریج و جلسات‬ ‫سری فراماسونری در قرن ‪ 19‬بوجود آمد‪.‬‬ ‫نگاهی به مسیر حرکتهای استعماری در جهان و به ویژه در‬ ‫بخش اسالمی آسیا‪ ،‬نشان میدهد که در طول زمان هدفهای‬ ‫استعمار گران در پایه و اساس تغییری نکرده و فقط شیوه ها‬ ‫و تاکتیکها بوده که در هر زمان بنا به مقتضیات و شرایطی‬ ‫که بر اوضاع حاکم بوده‪ ،‬دستخوش تغییر گردیده و در هر‬ ‫زمان بشکلی و برنگی این بت عیار جلوه نموده‪.‬‬ ‫خدایشان نبخشاید روشنفکران مذهبی و رهبران سیاسی را‬ ‫که چنین بر ایران ما چوب حراج زدند و بر ملتی بزرگ‬ ‫خیانت و جنایتی بزرگ روا داشتند‪.‬‬

‫از پوپک حقیقی‬ ‫چندی پیش در منطقه فینیکس واقع در‬ ‫آریزونا در کشور آمریکا‪ ،‬کشاورزی‬ ‫بنام دیوید هادسون به ماده ی سفید‬ ‫رنگی که در سرتاسر زمینهای زراعی اش گسترده بود‬ ‫مشکوک شد و مقداری از آنرا به آزمایشگاههای معتبر‬ ‫سپرد تا به او بگویند که این ماده سفید رنگ متشکل‬ ‫از چه مواد اولیه ای است‪ .‬اما در عین ناباوری‪ ،‬پاسخ‬ ‫آزمایشگاه این بود‪You Have Pure Nothing:‬‬ ‫یعنی شما یک ماده ای دردست دارید که خالصاً هیچ‬ ‫چیز مشخصی که در جدول عناصر تعریف شده باشد‬ ‫در آن به چشم نمی خورد!‬ ‫اما پس از چندی یک آزمایشگاه روســی به روش‬ ‫آزمایش آمریکاییها شک کرد و روش جدیدی را برای‬ ‫آنالیز این ماده ی عجیب پیش رو گذاشت که صحیح‬ ‫تر بود و بالخره پرده ی جادویی کنار رفت و عنصر‬ ‫تشکیل دهنده رخ نمود‪.‬‬ ‫این ماده شکل دیگری از اتم های طال بود که بصورت‬ ‫یک نانو رشته (رشته ای از الکترونها که از پی هم‬ ‫قرار می گیرند و شکل یک تسبیح نخ شده را دارد)‬ ‫در آمده بود‪ .‬نام علمی آن‪ ORME‬یا ‪OR MUS‬‬ ‫مخفف ‪Orbit ally Rearranged Monotonic‬‬ ‫‪ Element‬می باشد‪.‬‬ ‫آزمایشات بعدی‪ ،‬اما‪ ،‬حیرت آورتر بودند‪ .‬برای وزن‬ ‫کردن آن‪ ،‬یک پیمانه ی خالی را ابتدا وزن کردند و‬ ‫سپس مقدار مشخصی از این گرد سفید رنگ را درون‬ ‫پیمانه ریخته مجددا ً وزن کردند و در عین ناباوری در‬ ‫تمام این توزینها‪ ،‬همواره وزن پیمانه‪+‬وزن گرد سفید‬ ‫رنگ از وزن پیمانه ی خالی “کمتر” بود! آزمایشی که‬ ‫چندین بار تکرار شد و همواره یک پاسخ را ارائه می‬ ‫داد‪ .‬گویی که ‪ 40‬درصد از جرم این ماده در جهان ما‬ ‫و ‪ 60‬درصد دیگر آن در جهانی موازی با جهان ما سیر‬ ‫می کند‪.‬‬ ‫نکته ی مهم زمانی به چشم آمد که محققان‪ ،‬پیمانه ی‬ ‫لبریز از ماده سفید رنگ را حرارت دادند و مشاهده‬ ‫کردند که در حرارت بسیار باال وزن پیمانه به سمت‬ ‫صفر گرم سوق پیدا کرد‪ .‬یعنی “با حرارت دادن به این‬ ‫ماده‪ ،‬می توان جاذبه را دفع نمود”‪.‬‬ ‫ناسا با بهره گیری از این ترکیب جدید طالی بسیار ناب‬ ‫(‪ )The Pure Gold‬توانست ماده ی جدیدی اختراع‬ ‫کند با نام آیروژل (‪ )AeroGel‬که به خودی خود از‬ ‫هوا سبک تر است و فرم خالص آن می تواند در هوا‬ ‫شناور باشد و همچنین با حرارت دادن به آیروژل‪ ،‬این‬ ‫ماده می تواند وزنهایی بیش از وزن خود را نیز در هوا‬ ‫معلق نگاه دارد‪ .‬ناسا از این ژل در تحقیقات گسترده ای‬ ‫بهره می برد‪( .‬در ویکیپدیا جستجو کنید‪) AeroGel‬‬ ‫اما چندی پیش‪ ،‬در “صحرای سینا” (عالقه مندان به‬ ‫آثار سیچین توجه فرمایند) معبدی متعلق به راهبان مصر‬

‫باستان کشف شد که درون آن آکنده بود از پودری‬ ‫سفید رنگ! آزمایش این ماده نشان داد که شباهت‬ ‫زیادی بین این پودر تازه کشف شده با نانو رشته ی طال‬ ‫وجود دارد‪ .‬مصریان باستان به این ماده “مفکات” می‬ ‫گفتند و راز تهیه آن در دست راهبان مقدس بوده است‪.‬‬ ‫ترکیب مفکات با حــرارت می توانسته بی وزنی را‬ ‫بهمراه آورد و شاید راز چگونگی ساخته شدن اهرام‬ ‫عظیم مصر در همینجا نهفته باشد‪.‬‬ ‫به این نکته توجه کنید‪ :‬نام تمام اشکال هندسی (چه به‬ ‫فارسی و چه به التین) مستقیما به شکل هندسی آنها‬ ‫اشاره می کند‪ .‬مث ً‬ ‫ال دایره از دوار بودن می گوید‪،‬‬ ‫مثلث از سه ضلعی بودن‪ .‬اما در این بین نامی که برای‬ ‫شکل هندسی “هرم” در نظر گرفته شده یک استثنای‬ ‫عجیب است‪ .‬هرم در التین ‪ Pyramid‬ترجمه شده‬ ‫که از ترکیب دو کلمه ی ‪ Pyro‬بمعنی “آتــش” و‬ ‫‪ Amid‬بمعنی “گرفته شده” تشکیل شده است‪ .‬بنابراین‬ ‫‪ Pyramid‬یعنی ‪ Fire Begotten‬یا از آتش گرفته‬ ‫شده!!! حتی اسم عربیِ “ ِهرم” نیز از ریشه ُهرم بمعنی‬ ‫حرارت و داغی گرفته شده و اشاره ای به شکل هندسی‬ ‫آن ندارد‪.‬‬ ‫می توان خصوصیات پودر سفید طال را به اینگونه بر‬ ‫شمرد‪:‬‬ ‫‪ -1‬خاصیت ضد جاذبه در حرارت های باال‬ ‫‪ -2‬خاصیت ابر رسانایی در حرارت باال‬ ‫‪ -3‬اتصال کوانتومی به دیگر جهانهای مــوازی‬ ‫‪Quantum Entanglement‬‬ ‫‪ -4‬عدم مشابهت با ساختار عناصر جدول مندلیف‬ ‫‪ -5‬درصورت برهم خوردن ساختار رشته ای‪ ،‬با نوری‬ ‫بسیار درخشان منفجر می شود‬ ‫‪ -6‬بدلیل ساختار اتمی تک رشته ای‪ ،‬امکان تبدیل این‬ ‫ماده به مواد دیگر وجود دارد‬ ‫‪ -7‬درصورت مصرف خوراکی‪ ،‬افزایش کارآیی مغز‬ ‫انسان را در دو نیمه چپ و راست بدنبال دارد‬ ‫‪ -8‬در صورت مصرف خوراکی‪ ،‬افزایش طول عمر‬ ‫‪ DNA‬که متعاقباً طول عمر انسان را بدنبال دارد‪.‬‬

‫کاش هنوزم همه رو ‪ ۱۰‬تا دوست داشتیم‬

‫کاش هنوزم همه رو ‪ ۱۰‬تا دوست داشتیم‬ ‫بچه که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم‬ ‫اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم‬ ‫کاش دلهامون به بزرگی بچگی بود‬ ‫کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش‬ ‫را از نگاهش می توان خواند‬ ‫کاش برای حرف زدن‬ ‫نیازی به صحبت کردن نداشتیم‬ ‫کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود‬ ‫کاش قلبها در چهره بود‬ ‫اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد‬ ‫و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم‬ ‫دنیا را ببین‪...‬‬ ‫بچه بودیم از آسمان باران می آمد‬ ‫بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید!‬ ‫بچه بودیم همه چشمای خیسمون رو میدیدن‬ ‫بزرگشدیمهیچکینمیبینه‬ ‫بچه بودیم تو جمع گریه می کردیم‬ ‫بزرگ شدیم تو خلوت‬ ‫بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست‬ ‫بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه‬ ‫بچه بودیم همه رو ‪ ۱۰‬تا دوست داشتیم‬ ‫بزرگ که شدیم بعضی ها رو هیچی‬ ‫بعضی هارو کم و بعضی ها رو بی نهایت دوست داریم‬ ‫بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم و همه یکسان بودن‬ ‫بزرگ که شدیم قضاوتهای درست و غلط باعث شد که‬ ‫اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه‬

‫کاش هنوزم همه رو‬ ‫به اندازه همون بچگی ‪ ۱۰‬تا دوست داشتیم‬ ‫بچه که بودیم اگه با کسی‬ ‫دعوا میکردیم ‪ ۱‬ساعت بعد از یادمون میرفت‬ ‫بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سالها تو یادمون مونده و‬ ‫آشتی نمی کنیم‬ ‫بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می شدیم‬ ‫بزرگ که شدیم حتی‪ ۱۰۰‬تا کالف نخم سرگرممون نمیکنه‬ ‫بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن کوچکترین چیز‬ ‫بود‬ ‫بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین‬ ‫چیزه‬ ‫بچه که بودیم آرزومون بزرگ شدن بود‬ ‫بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم‬ ‫بچه که بودیم تو بازیهامون همش ادای بزرگ ترها رو در‬ ‫می آوردیم‬ ‫بزرگ که شدیم همش تو خیالمون بر میگردیم به بچگی‬ ‫بچه بودیم درد دل ها را به هزار ناله می گفتیم همه می‬ ‫فهمیدند‬ ‫بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان به کسی می گوییم‪...‬‬ ‫هیچ کس‬ ‫نمیفهمد‬ ‫بچه بودیم دوستیامون تا نداشت‬ ‫بزرگ که شدیم همه دوستیامون تا داره‬ ‫بچه که بودیم بچه بودیم‬ ‫بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ؛ دیگه همون بچه هم‬ ‫نیستیم‬


‫شماره‌ی نهم ‪ 30 -‬تیر ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪24‬‬

‫برای بازی در کنار تام هنکس و ِاما تامپسون؛‬ ‫مذاکره کالین فارل برای پیوسنت به «جنات آقای َبنکس»‬ ‫"کالین فارل" بازیگر ایرلندی تبار هالیوود در حال مذاکره برای پیوســتن به‬ ‫"تــام هنکس" و "اِما تامپســون" در پروژه جدید دیزنی بــه نام «نجات آقای‬ ‫بَنکس» می باشد‪.‬‬ ‫این فیلم با داشــتن "جان لی هانکوک" در مقام کارگردانی‪ ،‬خلق شخصیت‬ ‫«مری پاپینز» را توســط "پی‪.‬ال‪ .‬تراورز" (با بازی تامپسون) به تصویر خواهد‬ ‫کشید‪.‬‬ ‫داســتان فیلم بین ســالهای ‪ 1961‬و ‪ 1907‬عقب جلو می شود‪ .‬ابتدا "تراورز"‬

‫اولین عکس از آجنلینا جولی در نقش شرور فیلم‬ ‫«زیبای خفته» منتشر شد‬ ‫کمپانی دیزنی اولین عکس از "آنجلینا جولی" در نقش شــرور داستان فیلم‬ ‫«زیبای خفته» را که پیش تر انیمیشــن آنرا از این کمپانی دیده بودیم‪ ،‬منتشــر‬ ‫کرد‪.‬‬ ‫ایــن عکس به همراه اعالمیــه جدید این کمپانی مبنی بــر اینکه این فیلم در‬ ‫انگلستان کلید می خورد‪ ،‬منتشر شد‪.‬‬ ‫فیلم همان داستان کالسیک «زیبای خفته» به سال ‪ 1959‬را به تصویر خواهد‬ ‫کشید‪ .‬داستان حوادثی را نشان می دهد که قلب سخت یک آدم شرور یک‬ ‫کودک را نفرین می کند و ‪...‬‬ ‫پیش تر "آنجلینا جولی" در فستیوال بین المللی فیلم برلین اعالم کرده بود که‬ ‫در پروژه جدید دیزنی حضور خواهد داشت‪.‬‬ ‫"جولی" در صحبت هایش گفته بود‪" :‬من برای دو ســال است که هیچ بازی‬ ‫نداشــته ام به جز پروژه «ســرزمین خون و عســل»‪ ،‬اما پروژه بعدی که من به‬ ‫دنبالش هستم‪ ،‬فیلمی از کمپانی دیزنی می باشد"‪.‬‬ ‫پــروژه «زیبــای خفته» توســط "رابــرت اســترومبرگ" که اولیــن تجربه‬ ‫کارگردانی اوست‪ ،‬کارگردانی خواهد شد‪.‬‬ ‫او پیش تر طراح تولید فیلمهایی چون «آواتار» و «آلیس در سرزمین عجایب»‬ ‫بوده است که تجربه جایزه اسکار را نیز دارد‪.‬‬ ‫از بازیگران این فیلم می توان به بازی "اِلی فانینگ" در نقش آئورا و "شارلتو‬ ‫کوپلی" در نقش اســتفان‪ ،‬یک کاراکتر نیمه انســان نیمه افسانه ایی که پسر‬ ‫یک پادشــاه است‪ ،‬اشــاره کرد‪ .‬همچنین"جونو تمپل"‪" ،‬ایمیلدا استانتون" و‬ ‫"لیسلی مانویل" نیز نقش سه پری جن را برعهده دارند‪.‬‬ ‫«زیبای خفته» قرار است در ‪ 14‬مارچ ‪ 2014‬بصورت سه بعدی اکران شود‪.‬‬

‫باربارا استرایسند پس از ‪ 16‬سال در مقام‬ ‫کارگردان ظاهر می‌شود‬

‫"باربارا استرایسند" پس از ‪ 16‬سال به دنبال کارگردانی پروژه اش است‪.‬‬ ‫«الغر و گربه» درام عاشقانه ایی است که به بررسی رابطه بین "ارسکین‬ ‫کالدول" (نویسنده فقید) و همسرش مارگارت بورک – وایت‪ ،‬که عکاس‬ ‫خبری آمریکایی است‪ ،‬می پردازد‪.‬‬ ‫"کالین فرث" و "کیت بالنشت" جزو اولین گزینه هایی هستند که قرار است‬ ‫نقش این زن و شوهر را ایفا کنند‪ .‬اما حضور آنها به محکم شدن پایه پروژه‪،‬‬ ‫و آنهم مسائل مالی آن مشروط می شود‪.‬‬ ‫"استرایسند" هفته گذشته نگرانی خود را برای عدم تامین مالی پروژه اعالم‬ ‫کرده بود و گفت‪" :‬آیا جمع آوری پول اینقدر سخت است؟ من ُشک زده‬ ‫شده ام‪ .‬هالیوود خیلی تغییر کرده است‪ .‬فیلم من درباره زنی است که جلوتر‬ ‫از زمانه خود پیش می رود‪ .‬این پروژه یک داستان شگفت انگیز است که‬ ‫بسیار امروزی است‪ .‬آیا برای جمع کردن پول باید دوباره گوشی را بردارم‬ ‫و تلفن کنم؟"‬ ‫"باربارا استرایسند" بازیگر و خواننده آمریکایی‪ ،‬اولین تجربه کارگردانی‬ ‫خود را در سال ‪ 1983‬برای فیلم «ینتل» داشت و آخرین ساخته اش با نام‬ ‫«آینه دو چهره دارد» در سال ‪ 1996‬اکران شد و از آن سال هیچ فیلمی را‬ ‫کارگردانی نکرده است‪.‬‬ ‫"استرایسند" همچنین بروی فیلم اقتباسی "استفان سوندهایم" با نام « ُکولی»‬ ‫کار می کند که قرار است هم تولید آن را برعهده داشته باشد و هم یکی‬ ‫از ستارگانش باشد‪.‬‬ ‫از آخرین بازی های "باربارا استرایسند" می توان به «سفر گناه»(در مرحله‬ ‫پس از تولید)‪« ،‬فاکرهای کوچک»‪« ،‬مالقات با فارکرها»‪« ،‬آینه دو چهره‬ ‫دارد» و‪ ..‬اشاره کرد‪.‬‬

‫را در زمــان بچگی در منطقه کوئن لند نشــان می دهد و در ادامه تجربیاتش‬ ‫دربــاره مذاکرات با کمپانی والت دیزنی برای ســاخت فیلم «مری پاپینز» را‬ ‫نشان خواهد داد‪.‬‬ ‫"کالیــن فارل" در این فیلم قرار اســت نقش پدر "تــراورز" که یک بانکدار‬ ‫اســت را نشــان دهد‪ .‬او بعد از اینکه خانواده اش با بحران شدید مالی روبرو‬ ‫میشــود رو به مشــروبات الکلی مــی آورد‪" .‬تراورز" که پــدرش را قهرمان‬ ‫زندگی اش می دیده اســت با دیدن شکســت پدر‪ ،‬روحش دچار تزلزل می‬ ‫شود و این ناراحتی ها او را به سمت نویسندگی سوق می دهد‪...‬‬ ‫کمپانی دیزنی قرار است در ماه پاییز فیلم را در لس آنجلس کلید بزند‪.‬‬

‫ژان دوژاردن پای میز مذاکره با اسکورسیزی‬ ‫جهت ایفای نقش در «گرگ وال استریت» نشست‬

‫نائومی واتس در نقش پرنسس دایانا‬ ‫اولین عکسها از پروژه «سرگردان در پرواز»‬ ‫اولین عکســها از "نائومی واتس" در نقش "پرنســس دایانا"(پرنســس سابق‬ ‫انگلستان) در فیلم «سرگردان در پرواز» بصورت آنالین منتشر شد‪.‬‬ ‫این بازیگر اســترالیایی تبار نامزد اسکار‪ ،‬در کرواسی مقابل دوربین عکاسی‬ ‫این پروژه قرار گرفت‪.‬‬

‫بازیگر فیلم‌های مارتی و این گروه خشمگین‬ ‫به پایان راه رسید‬

‫"ژان دوژاردن" برنده جایزه اسکار‪ ،‬در حال مذاکره برای پیوستن به فیلم‬ ‫«گرگ وال استریت» به کارگردانی "مارتین اسکورسیزی" می باشد‪.‬‬ ‫این پروژه برگرفته از کتاب زندگی نامه "جردن بلفورت" با همین نام است‪،‬‬ ‫که ستارگانی چون "لئوناردو دی کاپریو"‪" ،‬جونا هیل" و "کیلی چاندلر"‬ ‫در آن به ایفای نقش خواهند پرداخت‪.‬‬ ‫"دورژاردن" که امسال اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای نقش‬ ‫آفرینی در فیلم «هنرمند» دریافت کرد‪ ،‬قرار است در «گرگ وال استریت»‬ ‫نقش یک بانکدار سوئیسی با نام "ژان ژاک هاندالی" که به پول شویی‬ ‫مشغول است را ایفا کند‪.‬‬ ‫"دی کاپریو" نیز نقش "جردن بلفورت" را که یک کارگزار سهام در النگ‬ ‫آیلند است را ایفا خواهد کرد‪ .‬او به علت جعل در اوراق بهادر و درگیری‬ ‫در یک فساد گسترده در وال استریت در سال ‪ 1990‬مدت بیست ماه را در‬ ‫زندان فدرال گذراند‪.‬‬ ‫از آن طرف نیز "جونا هیل" در این فیلم نقش "دنی پوروش" را ایفا خواهد‬ ‫کرد که بهترین دوست و شریک شغلی "بلفورت" است‪.‬‬ ‫فیلمنامه «گرگ وال استریت» را "ترنس وینتر" نوشته است که داستان‬ ‫ظهور و سقوط "بلفورت" را در وال استریت نشان می دهد‪ .‬همچنین روش‬ ‫زندگی او که همراه با مهمانی های طوالنی مدت و زندگی شخصی پر سرو‬

‫صدایش که شامل اعتیادش به مواد مخدر است را به تصویر خواهد کشید‪.‬‬ ‫تهیه کنندگی این پروژه را "دی کاپریو" و "اسکورسیزی" به کمک "ریزا‬ ‫عزیز" و "جویی مک فارلند" از کمپانی « ِرد گرانیت» برعهده خواهند‬ ‫داشت‪.‬‬ ‫«گرگ وال استریت» پنجمین همکاری "اسکورسیزی" و "دی کاپریو" بعد‬ ‫از فیلمهایی چون «دار و دسته نیویورکی»‪« ،‬هوانورد»‪« ،‬مردگان» و «جزیره‬ ‫شاتر» می باشد‪.‬‬ ‫قرار است تولید «گرگ وال استریت» ماه آگوست در نیویورک آغاز شود‪.‬‬

‫«ارنست بورگناین» بازیگر برنده اسکار هالیوود که در فیلم‌های مطرح زیادی‬ ‫چون «مارتی» و «این گروه خشــمگین» ایفای نقش کرده اســت‪ ،‬در سن ‪۹۵‬‬ ‫سالگی درگذشت‪.‬‬ ‫«ارنست بورگناین» بازیگر ‪ 95‬ساله هالیوود که در سال ‪ 1955‬با بازی در فیلم‬ ‫«مارتی» ساخته موفق «دلبرت مان» برنده جایزه اسکار شد و به شهرت رسید‪،‬‬ ‫روز گذشته براثر نارسایی کلیه درگذشت‪.‬‬ ‫«ارنست بورگناین» ‪ 24‬ژانویه سال ‪ 1917‬میالدی در خانواده‌ای ایتالیایی تبار‬ ‫متولد شد‪.‬‬ ‫او کــه پــس از جدایی پدر و مادرش به همراه مــادرش زندگی می‌کرد‪ ،‬در‬ ‫ســال ‪ 1935‬به نیــروی دریایی آمریکا ملحق شــد و در جنــگ جهانی دوم‬ ‫حضور یافت‪.‬‬ ‫پــس از پایان جنگ به تشــویق مــادرش به تئاتــر روی آورد و در تئاتر‌های‬ ‫زیادی ایفای نقش کرد و ســرانجام در ســال ‪ 1951‬همراه همســر اولش به‬ ‫لس‌آنجلــس رفــت و اولین تجربه بازی خــود در هالیوود را با فیلم «دســته‬ ‫جنایتکاران» (چهره‌ بیادماندنی) ساخته «رابرت پاریش» آغاز کرد‪.‬‬ ‫البتــه اولین حضور مهــم و تاثیر گذار او در ســال ‪ 1953‬در فیلم «از اینجا تا‬ ‫ابدیت» ساخته «فرد زینه‌مان» بود‪.‬‬ ‫او دو سال بعد نیز در فیلم «مارتی» ساخته «دلبرت مان» بازی کرد و برای این‬ ‫فیلم برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد شود‪.‬‬ ‫از دیگر فیلم‌های این بازیگر هالیوودی می‌توان به «ســه مرد شجاع»‪« ،‬بهترین‬ ‫چیز در زندگی آزادیه»‪« ،‬وایکینگ‌ها»‪« ،‬باراباس»‪« ،‬پرواز بر فراز فونیکس»‪،‬‬ ‫«این گروه خشن» و «دوازده مرد خبیث» اشاره کرد‪.‬‬


‫صفحه ‪25‬‬

‫ورزش‬

‫از‪:‬محمود سرابی‬

‫شماره‌ی نهم ‪ 30 -‬تیر ماه ‪139۱‬‬

‫جام ملتهای اروپا‬ ‫دلفریب ولی کم محتوا و بی ستاره‬

‫جام ملتهای اروپا با تجدید قهرمانی اســپانیا به‬ ‫پایان رســید و یکبار دیگر ماتادورهای قرمز و‬ ‫مشکی پوش بر تخت قهرمانی نشستند‪.‬‬ ‫نگاهی به این دوره جام ملتهای اروپا در مقایسه‬ ‫با دوره گذشته بخوبی نشان داد که حداقل دو‬ ‫تفاوت اساسی یا در واقع ‪ 2‬کمبود تاکتیکی و‬ ‫تکنیکی در این دوره بیشــتر به چشم میخورد‪.‬‬ ‫اسپانیا قهرمان این جام در حالی به مرحله دوم‬ ‫صعود کرد که از ســه بازی خود ‪ 2‬برد و یک‬ ‫مساوی را بدســت آورده بود یعنی از ‪ 9‬امتیاز‬ ‫ممکن با ‪ 7‬امتیاز به مرحله دوم رفت و این در‬ ‫حالی بود که در سال ‪ 2008‬در مرحله مقدماتی‬ ‫‪ 9‬امتیاز را از سه بازی کسب کرده بود‪.‬‬ ‫اسپانیا در جام ‪ 2008‬فوتبالی بمراتب شناورتر‬ ‫و شاداب تر از جام ‪ 2012‬را ارائه کرد‪ .‬لوئیس‬ ‫آراگونس مربی ‪ 70‬ساله اسپانیا در جام ‪2008‬‬ ‫اســاس فوتبال تک ضــرب روی به جلو را با‬ ‫معرفی چهره هایی چون ژاوی‪ ،‬انیســتا‪ ،‬داوید‬

‫ویــا‪ ،‬فاندگس‪ ،‬تورس را به فوتبال دوســتان‬ ‫معرفی نمود‪.‬‬ ‫در دوره قبــل هلنــد بــا مربیگری ون باســتن‬ ‫فوتبالی کالســیک و زیبا را بــه نمایش نهاد‬ ‫در حالــی کــه این دوره با ســه باخت متوالی‬ ‫حذف شد‪.‬‬ ‫در این دوره کمبود ستاره هایی شاخص کام ً‬ ‫ال‬ ‫به چشــم میخورد و حتی ستارگان حاضر در‬ ‫این جام در حد و اندازه نام های خود نبودند‪،‬‬ ‫حتی بزرگان اســپانیا که غیر از بازی فینال در‬ ‫سایر دیدارها چنگی به دل نمیزدند‪.‬‬ ‫و در این قحطی ستارگان‪ ،‬ماریو بالوتلی بعنوان‬ ‫ســتاره مطرح میگردد که نشانی از یک ستاره‬ ‫در حد و اندازه های رایج را ندارد‪.‬‬ ‫ویترین سال ‪ 2012‬رنگین تر و پر تجمالتی تر‬ ‫از ‪ 2008‬بود ولی ســطح کیفی تیمها بمراتب‬ ‫از ‪ 4‬ســال گذشــته پائین تر نشــان میــداد از‬ ‫جمله بازیهای مقدماتی اسپانیا ‪ ،‬ایتالیا‪ ،‬فرانسه‪،‬‬

‫انگلیس که از کیفیتی بدور از نام هایشان ظاهر‬ ‫شدند‪.‬‬ ‫چهــره هــای بزرگ ایــن دوره چــون کریم‬ ‫بنزما‪ ،‬ابراهیمویج‪ ،‬رونی‪ ،‬روبن‪ ،‬نانی‪ ،‬رونالدو‪،‬‬ ‫اشــنایدر هیچکدام در حد نــام و اندازه خود‬ ‫نبودند‪.‬‬ ‫جام چهاردهــم پدیده ای هــم معرفی نکرد‪.‬‬ ‫ســطح بازیکنان در کلیت تفــاوت زیادی با‬ ‫یکدیگر در کارهای انفرادی نداشت و چهره‬ ‫هــای خوب هم در قالب تیمــی و چارچوب‬ ‫تاکتیکی خــوب بودند مانند ژاوی‪ ،‬انیســتا و‬ ‫پیرلو‪.‬‬ ‫شــاید در این دوره باید به مدافعان تیمها امتیاز‬ ‫بیشتری داد‪ .‬نمایش دلپذیر مدافعان که دیگر‬ ‫تنها دفع توپ نمیکردند بلکه طراح و آغازگر‬ ‫حمالت تیمهای خود بودند تکنیک چشمگیر‬ ‫و ســطح باالی مدافعان‪ ،‬همطراز با مهاجمان‬ ‫بود و شاید بتوان چهره برتر جام چهاردهم را‬

‫پدیده دو و میدانی انگلستان در المپیک ایرانی است‬

‫آدام جمیلی با پیراهن تیم ملی انگلســتان موفق شد رکورد جهانی دو‬ ‫صد متر جهان را بنام خود ثبت کند‪.‬‬ ‫جمیلی در مسابقات دو و میدانی جوانان جهان که در بارسلون اسپانیا‬ ‫برگزار گردید در فینال رشته صد متر موفق شد مدال طال را به گردن‬ ‫خــود بیندازد و با رکورد ‪ 10‬ثانیه و ‪ 5‬صدم ثانیه‪ ،‬رکوردی تازه برای‬ ‫جهان در رده جوانان ثبت کند‪.‬‬ ‫او بــا این قهرمانی جواز ورود به المپیک لندن را هم بدســت آورد و‬ ‫بعنوان عضوی در تیم ملی انگلستان معرفی شد که باید در نظر داشت‬ ‫که شانس حضور در تیم ملی دو و میدانی انگلستان بمراتب سخت تر‬

‫و دشــوارتر از حضور در تیم ملی فوتبال این کشور است زیرا فوتبال‬ ‫انگلستان در سطح ملی در جهان در حد تیمهای درجه ‪ 2‬جهان میباشد‬ ‫در حالیکــه تیم ملی دو و میدانی انگلســتان در رده درجه یک جهان‬ ‫محســوب میشود و حضور در چنین تیمی افتخاری بزرگ و تاریخی‬ ‫برای جوانی ایرانی اســت که امیدواریم سر و کله داللهای جمهوری‬ ‫اســامی در کنار خانواده جمیلی پیدا نشــود و آنان را اغفال و گول‬ ‫نزنند که بیائید شعار بدهید و به ایران بروید و حقوق های معوقه خود‬ ‫را بگیرید‪ .‬امثال اشتباهاتی که پدر ارغوان رضایی یا فریدون زندی و‬ ‫‪ ...‬دیگران کردند‪.‬‬

‫گرانترين مربي اين دوره رقابتهاي يورو ‪2012‬‬ ‫گرانترين مربي اين دوره رقابتهاي‬ ‫يورو‪ 2012‬ديک ادوکات سرمربي روسيه‬ ‫است که نتوانست تيمش را به مرحله حذفي‬ ‫رقابتهاي يورو برساند‪.‬‬ ‫اين درحاليست که دستمزد ادووکات تقريبا‬ ‫پانزده برابر فرناندو سانتوس‪،‬سرمربي يونان‬ ‫است که حکم به حذف روسها دادند‪.‬‬ ‫بنابراين گزارش چزاره پراندلي با ‪ 3.5‬ميليون‬ ‫يورو و يواخيم لوو با ‪ 2.5‬ميليون يورو در‬ ‫سال در رده بعدي اين رنکينگ قرار دارند‪.‬‬ ‫اين در حاليست که اسالويان بليچ سرمربي‬ ‫کرواسي که بازي شاگردانش تحصين‬ ‫همگان را در پي داشت تنها ‪ 160‬هزار دالر‬ ‫در سال حقوق در يافت ميکند‪.‬‬ ‫جدول دستمزدهاي سرمربيان حاضر در‬ ‫يورو ‪2012‬‬ ‫‪:1‬ديک ادووکات (روسيه) ‪ 7‬ميليون يورو‬ ‫‪:2‬چزاره پراندلي (ايتاليا) ‪ 3.5‬ميليون يورو‬ ‫‪:3‬يواخيم لوو (آلمان) ‪ 2.5‬ميليون يورو‬

‫‪:4‬روي هاجسون (انگليس) ‪ 2‬ميليون يورو‬ ‫‪:5‬برت فان مرويک (هلند) ‪ 1.8‬ميليون يورو‬ ‫‪:6‬جوواني تراپاتوني (جمهوري ايرلند) ‪1.5‬‬ ‫ميليون يورو‬ ‫‪:7‬ويسنته دل بوسکه (اسپانيا) ‪ 105‬ميليون‬ ‫يورو‬ ‫‪:8‬پائولو بنتو (پرتغال) ‪ 1.5‬ميليون يورو‬ ‫‪:9‬لورن بالن (فرانسه) ‪ 1.2‬ميليون يورو‬ ‫‪:10‬اولگ بلوخين (اوکراين) ‪ 600‬هزار يورو‬ ‫‪:11‬فرناندو سانتوس (يونان) ‪ 500‬هزار يورو‬ ‫‪:12‬اريک هامرن (سوئد) ‪ 400‬هزار يورو‬ ‫‪:13‬مورتن اولسن (دانمارک) ‪ 390‬هزار‬ ‫يورو‬ ‫‪ :14‬فرانسيسک اسمودا (لهستان) ‪ 300‬هزار‬ ‫يورو‬ ‫‪ :15‬ميخائيل بيلک (جمهوري چک) ‪200‬‬ ‫هزار يورو‬ ‫‪ :16‬اسالوان بليچ (کرواسي) ‪ 160‬هزار يورو‬

‫به راموس مدافع میانی اســپانیا داد که نماینده‬ ‫شایسته تمامی مدافعان خوب این دوره بود‪.‬‬ ‫آلمــان جوانترین تیم شــرکت کننده بود که‬ ‫از سطح کیفی بســیار خوبی برخوردار بود و‬ ‫شاید اگر قرعه کشی بشکلی دیگر بود آلمانها‬ ‫اســتحقاق حضور در فینال را هم داشــتند هر‬ ‫چند اسیر تنها نمایش خیره کننده یک هافتایم‬

‫ایتالیایــی ها و بالوتلی شــدند و در نیمه اول ‪2‬‬ ‫گل خوردند ولــی در نیمه دوم هر چه تالش‬ ‫کردند تنها یکبار موفق شــدند دروازه بوفون‬ ‫را بگشایند و در اوج سزاواری حذف شدند‪.‬‬ ‫پرونده جام چهاردهم هم بســته شد و اکنون‬ ‫همه نگاهها متوجه جــام جهانی در برزیل در‬ ‫تابستان ‪ 2014‬دوخته شده است‪.‬‬

‫این است چهره واقعی حکومتی ورزشکار کش‬ ‫ورزشبهدلیلجذابیتوپرطرفداریدرمیانمردم‬ ‫‪ 33‬ســال چون خاری در چشم حکومت مالیان‬ ‫است‪.‬آنانکهغیرازخودشانحاضرنیستندکسانی‬ ‫دیگر را بحساب بیاورند با حسد و تنگ نظری به‬ ‫ورزش و دنیای هنر هم رحم نکردند ‪ ،‬و با صدها‬ ‫ترفندوحیلهتالشکردهاندچهرههایمحبوبو‬ ‫موردعالقهمردمراخانهنشینیاآلودهکنندوبرای‬ ‫قهرمانان در ایران و چهره های مطرح و محبوب‬ ‫پروندهسازیمیکنندواززندگیخصوصیآنان‬ ‫مدرکسازیمیکنندواکثراوقاتنیزباطراحی‬ ‫و برنامه ریزی آنان را آلوده برنامه هایی می سازند‬ ‫کهبرایش نقشهکشیدهاند‪.‬تمامچهرههایمطرح‬ ‫ورزش و سینما و موزیک در ایران پرونده هایی در‬ ‫وازرت اطالعات دارند که بعنوان حق ســکوت‪،‬‬ ‫رژیمازآناستفادهمیکندتااینچهرههایمطرح‬ ‫از خــط قرمز رژیم پا را فراتر نگذارند‪ .‬از جنایات‬ ‫دیگررژیمآلودهکردنقهرمانانیاآسیبرساندن‬ ‫به آنان است که در برنامه هایی از پیش تعیین شده‬ ‫آنان را نابود می کنند‪ .‬در همین چند سال گذشته‬ ‫میبینیدکهچندچهرهمطرحدرنزاعهاییازپیش‬ ‫ساختهشدهبهقتلرسیدند‪،‬یادرگیرباندهایقاچاق‬ ‫شدند یا در معامالت مالی آلوده شان کردند مانند‬ ‫علیپروین‪،‬علیدایی‪،‬حمید‪...‬‬ ‫یکــی از این جنایات را کــه درباره یک قهرمان‬ ‫ورزشهایرزمیاستمیخوانیمتاعمقفاجعهدر‬ ‫حکومتیضدانسانیوضدایرانیرابهتربشناسید‪.‬‬ ‫در اين سال‌ها بسيار ديده شده كه ورزشكاران را تا‬ ‫زماني كه مدال آور هستند مدنظر قرار مي‌دهيم و‬ ‫به آنها توجه داريم‪ ،‬اما پس از كنار رفتن از دنياي‬ ‫قهرماني آنها را به دست فراموشي مي‌سپاريم‪ .‬اين‬ ‫بي‌وفايي‌ها تاثيرات مختلفي روي قهرمانان داشته‪،‬‬ ‫اماشايديكيازبدترينموارداينبيتوجهي‌ها‪،‬به‬ ‫ورزشكاري شد كه به نوعي زندگي‌اش را از بين‬ ‫برد‪ .‬اين ورزشكار كاظم ساريخاني‪ ،‬قهرمان سال‬ ‫‪ 2000‬جودوي آسيا است‪.‬‬ ‫كاظم ســاريخاني كه در دوران قهرماني‌اش در‬ ‫جودويجهاندراجرايفن"گهواره"تبحرداشت‬ ‫حدود پنج ســال پيش (در زمان رياســت محمد‬ ‫درخشان در جودو) پس از مذاكره فدراسيون‌هاي‬ ‫جــودوي ايران و عربســتان راهي رياض شــد تا‬ ‫سرمربيگرياينتيمرابرعهدهگيرد‪،‬امابهيكباره‬ ‫ودرحادثه‌ايعجيبازسويافراديناشناسبيمار‬ ‫شدهومدت‌هادربيمارستا ‌نبستريشد‪.‬‬ ‫ساريخانياكنونباگذشتمدت‌هاازآنحوادث‬ ‫تلخ وقتي به محل صندوق حمايت از قهرمانان و‬ ‫ورزشكاران و پيشكسوتان ورزشي مراجعه كرد‪،‬‬ ‫با مســئوالن اين صندوق به درگيري پرداخت و‬ ‫در نهايت با وساطت ماموران نيروي انتظامي اين‬ ‫ملي‌پوشاسبقايراندستگيرشد‪.‬بهمنظورآگاهي‬ ‫بيشتر از شرايط اين ورزشكار و توضيح اين حادثه‬ ‫مصاحبه‌ايبااوانجامداديمكهدرزيرمي‌خوانيد‪:‬‬ ‫درموردحادثهتلخپنجسالپيشبگوييد‪.‬‬ ‫ـ سال ‪ 86‬و طبق توافقي كه شده بود من به رياض‬ ‫رفتم تا ســرمربي تيم ملي عربستان شوم‪ ،‬اما چند‬

‫نفر قصد جان من را كردند‪ ،‬هم غذايم را مسموم‬ ‫كردند و هم در يك درگيري ساختگي در يك‬ ‫لحظــه به من آمپولي تزريق كردند كه بعد از آن‬ ‫ديگر نفهميدم چه شد‪ .‬تنها چيزي كه از آن حادثه‬ ‫يادم مانده اين اســت كه آن مسايل باعث شد من‬ ‫حدود ســه ســال در بيمارســتان رواني در تهران‬ ‫بستريباشم‪.‬‬ ‫در اين سال‌ها كه از بيمارستان مرخص شديد چه‬ ‫كاركرديد؟‬ ‫ـ هيچ شــغلي نداشــتم و اكنون هم بيكار هستم‪.‬‬ ‫هيچ درآمدي نداشتم و تنها با همان حقوق ناچيز‬ ‫صندوق حمايت از ورزشكاران و يارانه زندگي‌ام‬ ‫رامي‌چرخانم‪.‬وقتيديدمبااينحقوق‌هانمي‌شود‬ ‫زندگي را چرخاند و هزينه زندگي در تهران باال‬ ‫اســت و حتي پول نداشتم خانه اجاره كنم به يزد‬ ‫رفتموپيشخويشاوندانهمسرمزندگيمي‌كنم‪.‬‬ ‫وضعيتشمادرآنجاچطوراست؟‬ ‫شرايطم بهتر از تهران است‪ ،‬اما زندگي براي من‬ ‫سخت است حاال چه برسد براي خانواده‌ام كه اين‬ ‫سال‌هامراتحملمي‌كنند‪.‬‬ ‫جرياندرگيريدرصندوقحمايتازپيشكسوتان‬ ‫وقهرمانانچهبود؟‬ ‫حدود شش ماه بود كه براي مالقات با مدير عامل‬ ‫اين صندوق و توضيح وضعيت خودم و احتماال‬ ‫گرفتن كمك بيشتر دنبال گرفتن وقت بودم‪ ،‬اما‬ ‫وقت نمي‌دادند‪ .‬وقتي بــه محل صندوق رفتم و‬ ‫آن بي‌توجهي‌ها را ديدم اعصابم به هم ريخت و‬ ‫درگيرشدم‪.‬‬ ‫گويا پس از اين ماجرا بازداشت شديد؟‬ ‫ـ بلــه‪ ،‬آنها به نيروي انتظامي زنگ زدند و من ‪24‬‬ ‫ســاعت در بازداشــت بودم‪ ،‬اما پس از آن كه از‬ ‫بيمارستان نامه بردم كه من قرص اعصاب مصرف‬ ‫مي‌كنم‪،‬مسئوالنپذيرفتندوآزادشدم‪.‬‬ ‫ازخانواده‌اتبگو؟‬ ‫چيزي نــدارم بگويم‪ .‬آنها هم در اين ســال‌ها به‬ ‫واسطه بيماري من‪ ،‬بيمار شد‌هاند‪ .‬نه تنها همسر و‬ ‫فرزندم‪ ،‬بلكه پدر و مادرم و ديگر نزديكانم همه‬ ‫بيمارشد‌هاند‪.‬من‪ 22‬مدالبراياينكشورگرفته‌ام‪،‬‬ ‫اما متاسفانه كسي جوابگو نيست و به وضعيت من‬ ‫رسيدگينمي‌كند‪.‬‬


‫ارسالی‌های‬ ‫شما‬

‫شماره‌ی نهم ‪ 30 -‬تیر ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪26‬‬

‫هر چند ما اعتقاد داریم دو نفری که درباره شــان مطلب و‬ ‫یادداشت نوشته شده است مانند حکایتی است که میگویند‪،‬‬ ‫آب که از سر گذشت ‪ ،‬چه یک وجب چه هزار وجب‪ ،‬اینان‬ ‫چنان آلوده و آب از سرشــان گذشــته است که تنها حکم‬ ‫یک دادگاه ملی و مردمی دوای دردشان است مانند صدها‬ ‫همپالکی دیگرشان در خارج از کشور که فع ً‬ ‫ال زیر سایه زد و‬ ‫بندهای دولتهای اروپایی و آمریکایی با رژیم جوالن میدهند‬ ‫بهرحال آن روز خواهد رســید و حســاب و کتابی در کار‬

‫پاپادوک و انقالب ایران‬

‫ســر دبیر محترم عزیز نشریه تریبون آزاد آقای سرابی‪،‬‬ ‫با آرزوی پایداری و موفقیت ‪ ،‬یک برگ از مجله امید ایران مورخ‬ ‫دوســنبه ‪ 21‬خرداد ماه ‪ 1358‬شــماره ‪ -19‬مسلســل ‪ 1011‬صفحه ‪5‬‬ ‫تیــر (( پاپادوک و انقالب ایران )) بقلم علیرضا نوری زاده با عنوان‬ ‫(( نگاه ســر دبیر )) و مزین به تمثال ایشان ارائه میگردد‪ .‬بدون هیچ‬ ‫تفســیری تا خواننده گان گرامی این نشریه خود قضاوت نمایند‪.‬‬ ‫کیانوش موالئی – لندن‬

‫اين تابلو آيينه تمام نماي مردم ماست‬

‫مردمي که نمي‌دانند پروفسور به‬ ‫چه کســي اطالق مي‌شود و حتي‬ ‫نمي‌دانند چگونه نوشــته مي‌شود‬ ‫اما بــاز هم با اســتفاده از عناوين‬ ‫اســتاد و دکتر و پروفســور سعي‬ ‫در ساختن قهرمان براي خودشان‬ ‫دارند‪.‬‬ ‫ما چيــزي به نــام دکتــر آلبرت‬ ‫اينشــتين نداريم‪ ،‬استاد ولفگانگ‬ ‫موتــزارت تــا به حال به گوشــم‬ ‫نخــورده اســت‪ .‬دکتر اســتيفن‬ ‫هاوکينگ هم ترکيب مسخره‌اي‬ ‫به نظــر مي‌رســد‪ .‬مي‌دانيد چرا؟‬ ‫چون اين انســان‌ها با اين عناوين‬ ‫تعريــف نشــده‌اند‪ .‬موتــزارت‬ ‫را همــه جهــان با ســمفوني‌هاي‬ ‫بي‌نظيــرش مي‌شناســند‪ .‬آلبرت‬ ‫اينشــتين و ايزاک نيوتن مترادف‬ ‫علــم فيزيک هســتند و اســتيفن‬ ‫هاوکينگ هــم نيازي بــه تذکر‬ ‫“دکتر” پيش از اسمش ندارد‪..‬‬ ‫اما دکتر محمد اصفهاني را داريم‬ ‫که خواننده است ! دکتر محمود‬ ‫احمدي‌نــژاد را داريــم که همه‬ ‫کاره اســت ! مهندس علي آبادي‬ ‫را داريم کــه در ورزش همه فن‬ ‫حريف است ! و ‪. . .‬‬ ‫و از همه مســخره‌تر هم اسم اين‬ ‫کوچه اســت ‪“ :‬پروفسور دکتر”‬ ‫محمود حسابي!‬ ‫اين عناوين براي کســاني اســت‬ ‫کــه اگر اين عناوين را از پشــت‬ ‫اسمشــان برداريــم هيچ نيســتند‪.‬‬ ‫مردم ما کاري به اينکه علي دايي‬ ‫بــا ليســانس متالورژي دانشــگاه‬ ‫شريف چه گلي به سر صنعت اين‬ ‫مملکت زده ندارند‪ ،‬فقط برايشان‬ ‫مهم اســت که علي دايي مهندس‬ ‫است‪ ،‬از کجا؟ از دانشگاه صنعتي‬ ‫شــريف! پس فوتباليســت اليقي‬ ‫است‪ ،‬چرا؟ چون مهندس است!‬ ‫در چنين مملکتي و با چنين مردمي‬ ‫اگر افرادي مثل علي کردان همه‬ ‫آبروي داشــته و نداشته‌شــان را‬

‫مي‌دهنــد تا يــک “ورق پاره” با‬ ‫مهر دانشــگاه آکســفورد بگيرند‬ ‫نبايد تعجب کرد‪ .‬چون من و شما‬ ‫برايمان همان ورق مهم است و او‬ ‫هم همان ورق را برايمان آورده‪،‬‬ ‫اشکالي دارد؟‬ ‫تشــنگان ايــن عناوين هــم پايان‬ ‫ناپذيرند‪ ،‬آن يکي حاجي اســت‬ ‫و آن يکي دکتر‪ .‬ديگري اســتاد‬ ‫اســت و آن يکــي مهندس وآن‬ ‫يکي حضرت آيت ا ‪. . . .‬‬ ‫عناويني براي جميــع ملت ايران‬ ‫هم وجــود دارد‪ :‬باهــوش ترين‬ ‫مــردم دنيا‪ ،‬بــا “فرهنــگ” ترين‬ ‫مردم جهان‪ ،‬نويســندگان منشور‬ ‫حقوق بشر و…‬ ‫اما اينکه مــا دکتر‌ها و مهندس‌ها‬ ‫و اســاتيد در کجــاي کاروان پر‬ ‫شــتاب علم و فرهنگ جهان قرار‬ ‫داريم چيزي اســت که يا درباره‬ ‫آن ســکوت مي‌کنيم و يا دروغ‬ ‫مي‌گوييم! مهم آن پيشــوند است‬ ‫که ما داريم‪..‬‬ ‫اوريانا فاالچــي در يک مصاحبه‬ ‫از وينســتون چرچيل ســوال مي‬ ‫کند‬ ‫آقاي نخست وزير‪ ،‬شما چرا براي‬ ‫ايجــاد يک دولت اســتعماري و‬ ‫دست نشــانده به آنسوي اقيانوس‬ ‫هنــد مــي رويــد و دولــت هند‬ ‫شــرقي را بوجود مي آوريد ‪ ،‬اما‬ ‫ايــن کار را نمي توانيــد در بيخ‬ ‫گوش خودتان يعني در ايرلند که‬ ‫سالهاست با شما در جنگ و ستيز‬ ‫است انجام دهيد؟‬ ‫وينســتون چرچيل بعد از اندکي‬ ‫تامل پاسخ مي دهد‪:‬‬ ‫بــراي انجام اين کار بــه دو ابزار‬ ‫مهــم احتيــاج هســت کــه اين‬ ‫دوابزار مهم را درايرلند دراختيار‬ ‫نداريــم خبرنگار ســوال مي کند‬ ‫اين دوابزار چيســت؟ چرچيل در‬ ‫پاسخ مي گويد!‬ ‫اکثريت نادان و اقليت خائن‬

‫برخی دفاتر حتی زیر‪ 13‬ساله ها را عقد می کنند‬

‫‪ 43‬هزار دختر ‪ 13‬ساله به خانه شوهر فرستاده شدند‬

‫به گــزارش خبرگــزاری ایلنا و به‬ ‫نقــل از رئیس انجمن مــددکاران‬ ‫اجتماعی‪ ،‬ســن ازدواج دختران در‬ ‫ایران با تشویق روحانیون حکومتی‬ ‫به زیر ‪ 13‬ســال رسیده است‪ .‬یعنی‬ ‫دختــر بچــه ای کــه هنــوز باید با‬ ‫همســاالنش عروسک بازی کند و‬ ‫در کوچه "لی لی"‪ ،‬می فرستندش‬ ‫حجله !‬ ‫به گفته همین مســئول‪ ،‬در سال ‪89‬‬ ‫نزدیک به ‪ 43‬هــزار دختر بچه ‪13‬‬ ‫تــا زیر ‪ 15‬ســال را به خانه شــوهر‬ ‫فرستاده اند‪.‬‬ ‫او گفته است برحی خانواده‌ها بدلیل‬ ‫شــرایط خاص زندگی دخترانشان‬ ‫را دراین سن شــوهر می دهند‪ ،‬اما‬ ‫از این شــرایط خاص چیزی نگفته‬ ‫اســت‪ .‬این شــرایط خاص جز فقر‬ ‫و تنگدســتی چیســت؟ دختر بچه‬ ‫ای کــه تازه باید دوره دبیرســتان و‬ ‫راهنمائی را شــروع کند‪ ،‬زیر کدام‬ ‫فشــار زندگی خانــواده اش باید به‬ ‫خانه شوهر برود؟‬ ‫مسئول انجمن مددکاران اجتماعی‬

‫که سرش در حســاب است‪ ،‬خود‬ ‫اضافه کرده اســت‪« :‬حداقل ســن‬ ‫ازدواج در ایــران برای دختران‪13 ،‬‬ ‫سال تعیین شــده که این سن پایین‬ ‫اســت زیرا دختر ‪ 13‬ساله خودش‬ ‫بچه است‪ .‬نمی‌تواند وظایف مادری‬ ‫و همســری را به درستی ایفا کند‪.‬‬ ‫برخی دفا‌تر ثبــت‪ ،‬حتی این قانون‬ ‫را هم رعایت نمی‌کننــد و ناظران‬ ‫دفا‌تر ثبت‪ ،‬نظارت جدی ندارند و‬ ‫دختران زیر ‪ 13‬سال را هم عقد می‬

‫کنند‪ .‬ایــن ازدواج‌ها گاه تحمیلی‬ ‫اســت و در درون خانواده‌هایــی با‬ ‫شرایط خاص و‌گاه به دلیل فقر رخ‬ ‫می‌دهد و برخی خانواده‌ها با تحمیل‬ ‫شرایط به دختر او را بر سر سفره عقد‬ ‫می‌نشانند‪ .‬حمیدرضا حاجی بابایی‪،‬‬ ‫وزیــر آمــوزش و پــرورش ایران‪،‬‬ ‫سه ســال پیش گفته بود از ازدواج‬ ‫دختــران دانش‌آمــوز خوشــحال‬ ‫می‌شــود و این‌گونه ازدواج‌ها هیچ‬ ‫اشکالی ندارد‪.‬‬

‫صد آفرین بشرف‬ ‫جاکشهای آنروزها‬

‫با عــرض معذرت از دوســتان بخاطر‬ ‫عنوان فوق‬ ‫یک راننده تاکسی در بغداد در دهه ی‬ ‫‪ 60‬میالدی یک خاطره ای را میگوید ‪:‬‬ ‫روزی از منطقه ا ی بنام میدان که مرکز‬ ‫خانه های فواحش مانند شهر نو تهران‬ ‫‪ ,‬مسافر مردی را سوار میکند و پس از‬ ‫حرکت‪ ،‬دو نفر زن قصد ســوار شدن‬ ‫در همان تاکسی را داشتند‪ ،‬مسافر مرد‬ ‫به راننده میگوید که آنها را سوار نکند‬ ‫و خود کرایه ی دو نفر را میپردازد‪.‬‬ ‫به مقصد که میرســند مسافر کرایه سه‬ ‫نفر را می پردازد و در پاســخ علت امر‬ ‫یعنی عدم موافقت او به ســوار کردن‬ ‫آن دو زن بــه راننده میگوید که چون‬ ‫او شغل جاکشی دارد و بسیاری از مردم‬ ‫او را میشناســند برای حفظ آبروی آن‬ ‫دو زن که زنان محترمی بنظر میرسیدند‬ ‫نباید با او در آن تاکسی دیده می شدند!‬ ‫راننــده تحت تاثیر اخالق و غیرت آن‬ ‫جاکش محترم قرار میگیرد و کرایه ی‬ ‫دو نفر را به او برمیگرداند‬ ‫اگر شــرف و ضمیر پــاک آن مرد با‬ ‫رجال سیاســت و دین امروزی مقایسه‬ ‫شود باید گفت که صد آفرین بشرف‬ ‫جاکشهای آنروزها‬


‫شماره‌ی نهم ‪ 30 -‬تیر ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪27‬‬

‫یادجانباختگانارتششاهنشاهیایراندرقیامشاهرخیراگرامیمیداریم‬

‫‫یاد روز ‪ ۱۸‬تیر ‪ ،۱۳۵۹‬جانباختگان ارتش شاهنشاهی ایران در قیام شاهرخی ‫ ‫‫جانباختگان ارتش‬ ‫شاهنشاهی ایران در قیام شاهرخی ‫‪-‬‫عملیات نقاب (نوژه) برای‫نجات ایران از چنگال جمهوری اسالمی‬ ‫‫در روز‪ ۲۰‬تير مــاه ‪۱۳۵۹‬دو روز‬ ‫پس از کشف عملیات نقاب ‪۱۸‬‬ ‫تير‪ ،‬دکترابوالحسن بني صدر رئيس‬ ‫جمهوری اسالمي به اتفاق سرهنگ‬ ‫جواد فکوری فرمانده نيروی هوائي و‬ ‫محسن رضايي مسئول اطالعات سپاه‬ ‫پاسداران در يک برنامه تلویزیونی‬ ‫شرکت کردند و از کشف يک‬ ‫کودتای نظامي به منظور براندازی‬ ‫رژيـــم جــمــهــوری اســامــي پــرده‬ ‫برداشتند‪ .‬در اين تاريخ ‪ ۵۱۳‬روزاز‬ ‫فاجعه ‪ ۲۲‬بهمن مي گذشت و کشتار‬ ‫بي امان ايرانيان و ويراني ايران به‬ ‫شدت ادامه داشت‪ .‬پادشاه فقيد ايران‬ ‫محمد رضا شاه پهلوی در قاهره و‬ ‫در يک بيمارستان نظامي آخرين‬ ‫روزهـــای زندگي خويش را مي‬ ‫گذراند‪ ۵۲ .‬تن از ديپلماتهای آمريکا‬ ‫همچنان در اسارت گروهي معروف‬ ‫به دانشجويان پيرو خط امام بسر مي‬ ‫بردند و دکتر شاهپور بختيار به نام‬ ‫نخست وزير قانوني ايران‪ ،‬در کشور‬ ‫فرانسه (پاريس) دفتری گشوده بود‬ ‫که برای براندازی حکومت اسالمي‬ ‫فعاليت مي کرد‪.‬‬ ‫شرکت کنندگان در اين قيام با اينکه‬ ‫مي دانستند در صورت دستگيری‬ ‫کمترين مجازات آنان مرگ است‪،‬‬ ‫همچنان با دل و جان خطر را پذيرفته‬ ‫و وارد این عملیات سخت و دشوار‬ ‫شدند‪.‬‬ ‫تیم هایی از تیپ ‪ ۲۳‬و تیپ ‪ ۵۵‬هوابرد‬ ‫شیراز می بایستی تا عصرروز ‪ ۱۷‬تير‬ ‫ماه خود را به پایگاه شاهرخی همدان‬ ‫می رساند تا با تصرف پایگاه هوایی‬ ‫خود را برای کنترل کامل پایگاه و‬ ‫آغاز عملیات هوایی آماده کنند و از‬ ‫دقایق آغازین بامداد روز ‪ ۱۸‬تیر ماه‬ ‫عملیات هوایی شروع شود‪ .‬با شروع‬ ‫عملیات قرار بود ابتدا منزل خمینی‬ ‫را در جماران بمباران کنند‪ .‬پس از‬ ‫بمباران هوایی جماران‪ ،‬صدا و سیما‪،‬‬ ‫ستاد نیروی زمینی ارتش‪ ،‬ستاد کل‬ ‫ارتش‪ ،‬پادگان باغ شاه ‪ ،‬پادگان قصر‪،‬‬ ‫پادگان جمشیدیه و زندان اوین باید‬ ‫به توسط کماندوهای تیپ ‪ ۲۳‬تسخیر‬ ‫می‌شدند‪.‬‬ ‫یکی از سیاست های جدی طراحان‬ ‫ایــن عملیات تاکید آنــان به عدم‬ ‫آسیب جدی بر افراد غیر نظامی در‬ ‫جریان این عملیات بوده است و پس‬ ‫از تثبیت اوضاع و با اعالم حکومت‬ ‫نظامی به مدت ‪ ۳‬روز از طریق تایید‬ ‫عملیات و با سقوط حکومت اسالمی‬ ‫حکومت به شاپور بختیار باید باز می‬ ‫گشت‪.‬‬ ‫صبح روز‪ ۱۷‬تير ماه تیم هایی از‬ ‫تیپ ‪ ۲۳‬و تیپ ‪ ۵۵‬هوابرد شیراز در‬ ‫تهران و قزوین از نقطه های تجمع‬ ‫گــرد هم آمــده و سپس به سمت‬ ‫همدان عزیمت کردن درعصرهمان‬ ‫روز نزدیک شهر همدان ماشینهای‬ ‫عملیات توسط گشت های سپاه که‬ ‫از عملیات با خبر بودن متوقف شدند‪.‬‬ ‫پاسداران از نوع ماشین و کفش که‬ ‫مشخصه همقطاران بــوده موفق به‬ ‫شناسایی شدند‪.‬‬ ‫قابل ذکر است که آن سه نفر نظامی‬ ‫که اطالعات این عملیات را افشا‬ ‫کــرده بودند‪ ،‬نیز در همان روزها‬ ‫همراه خانواده ها یشان مورد تجاوز‬ ‫قرار گرفته واعدام کرده اند محسن‬ ‫رضــايــي مسئول اطــاعــات سپاه‬ ‫پاسداران یکی از کسانی است که‬ ‫شخصا دراین تجاوزها شرکت داشته‪.‬‬ ‫در هنگام گشت پاسداران متوجه‬ ‫وانــت هایی می گردند که توسط‬

‫کامیون حمل می شدند‪ .‬آنها را‬ ‫متوقف و افراد داخل خودروها را‬ ‫دستگیر می کنند‪ .‬در این میان استوار‬ ‫یکم حبیب اهلل احمدی در هنگام‬ ‫خروج از خودرو موفق به خلع سالح‬ ‫یکی از پاسداران می شود و در همین‬ ‫هنگام اقدام به تیر اندازی می کند اما‬ ‫اسلحه عمل نمی کند ‪ .‬در اين فاصله‪،‬‬ ‫يکي دیگراز پاسداران با اسلحه‌اش‬ ‫به استوار یکم حبیب اهلل احمدی‬ ‫تيراندازي مي‌کند که استوار یکم‬ ‫حبیب اهلل احمدی با مهارت بسيار‬ ‫بااليي از معرکه دور می شود‪.‬‬ ‫بعد از فــرار درجــه دار نــام بــرده‬ ‫پاسداران طبق دستور بقیه دستگیر‬ ‫شدگان را در همانجا بــدون هیچ‬ ‫دادگاهی تیرباران می کنند‪ .‬و بعد‬ ‫از اعــدام گروهی نظامیان به دنبا‬ ‫ل استوار یکم حبیب اهلل احمدی‬ ‫مي‌روند‪ .‬جنازه‌هاي افسران و درجه‬ ‫داران عملیات نقاب را در همان جا‬ ‫رها می کنند‪.‬‬ ‫نکته قابل توجه این است که استوار‬ ‫یکم حبیب اهلل احمدی این عقاب‬ ‫چترباز ایران با این که نزدیک ‪۵۰۰‬‬ ‫متری نقطه تجمع درهمان منطقه بوده‬ ‫تا صبح روز ‪ ۱۸‬تیر به فرار ادامه می‬ ‫دهد‪ .‬او تا صبح به گریز خود ادامه‬ ‫می دهد تا پاسداران را گمراه کند‬ ‫و آنها متوجه نقطه تجمع نشوند‪ .‬در‬ ‫ابتدای صبح کنار يونجه زاری به‬ ‫خواب می رود در تاریک و روشنایی‬ ‫صبح پيرمردي با دامــادش که در‬ ‫زمينشان مشغول آبياري بودند او را‬ ‫دیده و به واسطه خبري که پاسداران‬ ‫به مردم بومی منطقه داده بودن مبنی‬ ‫بر تعدادی ((( قاچاقچی‪ ،‬یاغی و‬ ‫اشرار فراری در این منطقه متواری‬ ‫هستند ))) شناسایی می شود و پیرمرد‬ ‫و دامادش او را دستگیر می کنند و‬ ‫تحویل سپاه همدان می دهند‪.‬‬ ‫پایگاه شاهرخی توسط پاسداران‬ ‫محاصره می شود سپس دو تیم از‬ ‫پاسداران وارد پایگاه می شوند‪ .‬به‬ ‫پاسداران تاکید شده بود اگر كسي‬ ‫بخواهد به هواپیما نزدیک شود اعم‬ ‫از مرد‪ ،‬زن‪ ،‬پير‪ ،‬جوان‪ ،‬با تیر مورد‬ ‫هدف قراردهند و حتي اگر الزم‬ ‫شد هواپيماها را نیز منهدم کنند‪ .‬تیز‬ ‫پروازان ما بعد از ورود پاسداران به‬ ‫پایگاه آنچنان غافلگير شدند که‬ ‫نتوانستند تيری به دشمن شليک‬ ‫نمايند‪ .‬در طول اين دستگيريها تنها‬ ‫زنده ياد ستوان ناصر رکني بوده که‬ ‫به هنگام مراجعه پاسدارخانه برای‬ ‫دستگيری او‪ ،‬فرصت يافته به آنان‬ ‫تيراندازی کند و پاسداری بنام محمد‬ ‫اسماعيل قرباني را از پای در آورد‪.‬‬ ‫اعــدام ها از عصرروز ‪ ۱۷‬تير ماه‬ ‫‪ ۱۳۵۹‬بدون دادگــاه قانونی و بدن‬ ‫وکیال مدافعی پس از کشف به‬ ‫فرمان خمینی با حکم ري شهری‬ ‫حاکم شــرع دادگاههای انقالب‬ ‫اسالمی و ارتش و محسن رضايي‬ ‫مسئول اطالعات سپاه پاسداران‬ ‫پاسدار رضــوان از اطالعات سپاه‬ ‫تهران و پاسدار طايف نــوروزي‬ ‫فرمانده سپاه وقت همدان آغاز شد‪.‬‬ ‫و در آن روزها زنده يادان سرتيپ‬ ‫خلبان آيت محققي‪ ،‬سرگرد خلبان‬ ‫فرخ زاد جهانگيری‪ ،‬سروان خلبان‬ ‫محمد ملک و ســروان بيژن ايران‬ ‫نژاد ثابت افسر فني نيروی هوائي‬ ‫اعدام شدند‪ .‬يکي از شرم آورترين‬ ‫اعمال انجام شده در اين رويداد که‬ ‫در نوع خود در تاريخ کم نظير مي‬ ‫باشد‪ ،‬تيرباران جوان ‪۱۸‬ساله شهريار‬

‫نور است‪ .‬سرهنگ “امير هوشنگ‬ ‫نور” که در اين قيام شرکت داشته و‬ ‫در زيرزمين خانه اش مقداری سالح‬ ‫نيز کشف گرديد بود‪ ،‬برای نجات‬ ‫جان به خارج گريخت‪ .‬ولي رژيم‬ ‫جمهوری اسالمي فرزند ‪۱۸‬ساله او را‬ ‫به گروگان گرفتند و تهديد نمودند‬ ‫که اگر “امير هوشنگ نور” خود را‬ ‫تسليم آنان نکند‪ ،‬پسرش شهريار را‬ ‫تيرباران خواهند کرد و با انجام اين‬ ‫تهديد خود‪ ،‬يعني کشتن پسر بجای‬ ‫پــدر‪ ،‬لکه ننگ بــزرگ ديگری از‬ ‫خود در تاريخ برجای گذاشتند‪.‬‬ ‫اين کشتار وحشيانه تا روز دوشنبه‪۳۱‬‬ ‫شهريور ماه ‪ ۱۳۵۹‬زمانی که حمله‬ ‫ارتش عراق به ايــران بود همچنان‬ ‫به شدت ادامه يافت‪ .‬در طول اين‬ ‫‪ ۶۵‬روز‪ ،‬رژيم جمهوری اسالمي با‬ ‫اعدام‪ ۲۵۰۰‬تا ‪ ۳۷۰۰‬نفر از خلبانان‪،‬‬ ‫چتربازان‪ ،‬توپچيان و افراد نيروی ويژه‬ ‫زرهی تانک ايران را به جرم شرکت‬ ‫در اين کودتا تيرباران کرد و گوئي‬ ‫با تيرباران شاهين های بلند پرواز و‬ ‫آذر رخشان توپخاانه ايران‪ ،‬زرهی‬ ‫تانک صدام حسين را برای حمله به‬ ‫ايران دعوت مي کنند‪ .‬کشف اين‬ ‫قيام سبب گرديد که دولت عراق‬ ‫با آسودگي از ناتواني نيروی هوايي‬ ‫ايران به سرزمين ما بتازد و يک جنگ‬ ‫ويرانگر ‪ ۸‬ساله را به ايران و ايرانيان‬ ‫تحميل کند‪.‬‬ ‫به هر حال عملیات نقاب با خيانت ‪۲‬‬ ‫افسرحزب توده و ‪ ۱‬نفر فریب خورده‬ ‫در ‪ ۱۵‬و ‪ ۱۶‬تیر ماه قبل از شروع‬ ‫عمليات با شكست مواجه شد كه‬ ‫منجر به دستگيري و شکنجه‪ ،‬تجاوز‬ ‫جنسی‪ ،‬زندان و در بی نهایت اعدام‬ ‫بسياري از امرا و افسران و درجه داران‬ ‫و سربازان و حتی خانوادهای نظاميان‬ ‫گرديد ‪.‬‬ ‫از آن جمله مي‌توان به واحدهاي زير‬ ‫اشاره كرد‪:‬‬ ‫ واحدهايي از نيروي زمینی‬‫تیپ‪ ۲۳‬نيرو مخصوص‬ ‫تیپ ‪ ۵۵‬هوابرد‬ ‫توپخانه‬ ‫لشکر ‪ 92‬زرهی تانک اهواز‬ ‫ واحدهايي از نيروي هواي‬‫پایگاه شاهرخی همدان‬ ‫پایگاه مهرآباد تهران‬ ‫ واحدهايي از شهرباني كل كشور‬‫شهرباني تهران بزرگ‬ ‫نظامیان جانباخته عملیات نقاب ‪۱۸‬‬ ‫تير‪۱۳۵۹‬‬ ‫امرای جانباخته‬ ‫تیمسار سپهبد خلبان سعید مهدیون‬ ‫فرمانده کل عمليات نقاب فرمانده‬ ‫عمليات نیروی زمینی‬ ‫تیمسار سپهبد بهرامي فرمانده لشکر‬ ‫‪ 92‬زرهی اهواز‬ ‫تیمسار سپهبد علي مرادي جانشين‬ ‫فرمانده لشکر ‪ 92‬زرهی اهواز‬ ‫تیمسار سپهبد خلبان آیت محققی‬ ‫فرمانده عمليات نــیــروی هوایي‬ ‫عمليات نقاب‬ ‫سرهنگان جانباخته نیروی هوایي‬ ‫سرهنگ خلبان داریوش جاللی‬ ‫افسران جانباخته نیروی هوایي‬ ‫سرگرد خلبان ایرج سلطانی جی‬ ‫سرگرد خلبان فرخزاد جهانگیری‬ ‫سروان خلبان امید علی بویری‬ ‫سروان خلبان بیژن ایران نژاد‬ ‫سروان خلبان علی اصغر سلیمانی‬ ‫سروان خلبان علی شفیق‬

‫سروان خلبان کریم افروز‬ ‫سروان خلبان محمد بهروز فرد‬ ‫سروان خلبان محمد ملک‬ ‫سروان فنی ناصر زرندی‬ ‫ستوان یکم خلبان محمد مهدی‬ ‫عظیمی فرد‬ ‫ستوان یکم خلبان نجات یحیی‬ ‫ستوان یکم خلبان محمد علی ثغفی‬ ‫ستوان یکم خلبان جالل عسکری‬ ‫ستوان دوم خلبان جعفر راستگو‬ ‫ستوان دوم خلبان ناصر رکنی‬ ‫ستوان دوم خلبان حسین شکری‬ ‫همافران جانباخته نیروی هوایي‬ ‫همافر یوسف پور رضایي‬ ‫همافر جعفر مظاهری کاشانی‬ ‫درجه داران جانباخته نیروی هوایي‬ ‫گروهبان بخشعلی کریمیان‬ ‫سرهنگان جانباخته نیروی زمینی‬ ‫سرهنگ احمد آزموده‬ ‫سرهنگ ایرج خلف بیگی‬ ‫سرهنگ حسین مصطفوی قزوینی‬ ‫سرهنگ رحمت اهلل خلیفه بیگی‬ ‫سرهنگ سعید امیری‬ ‫سرهنگ علی فاریا‬ ‫سرهنگ غالم محسن بیگدلو‬ ‫سرهنگ منوچهر صادقی‬ ‫سرهنگ محمد رضا نادری (هوابرد‬ ‫ چترباز)‬‫سرهنگ نادر وحدتی پور‬ ‫سرهنگ هادی ایزدی‬ ‫سرهنگ دوم خسر و زرینه‬ ‫سرهنگ دوم خلیفه سلطانی‬ ‫افسران جانباخته نیروی زمینی‬ ‫سرگرد اسماعیل نوری مقدم‬ ‫سرگرد ایرج خلف بیگی‬ ‫سرگرد بهمن پرتوی‬ ‫سرگرد سیروس ستوده‬ ‫سرگرد حسن گوهری‬ ‫سرگرد کاووس علیزاده‬ ‫سرگرد محمد حسین عزیزیان‬ ‫سرگرد محمد هاشم صبوحی مقدم‬ ‫سرگرد کورس آذرتاش‬ ‫سرگرد محسن جاللی قاجار (هوابرد‬ ‫ چترباز)‬‫سروان اسماعیل اصغری‬ ‫سروان سیروس دهقان‬ ‫سروان علی حیدر آریانا‬ ‫سروان غالم رضا ثابتی آزاد‬ ‫سروان فضل اهلل رئیسی‬ ‫سروان محمد براتی‬ ‫سروان نوراهلل نجف نژاد‬ ‫سروان هرمز زمان پور‬ ‫ستوان یکم ابراهیم استاد محمد نظری‬ ‫ستوان یکم محمد تاجداری‬ ‫ستوان دوم محمدرضا جوادي‬ ‫سركار ستوان دوم ايوب حبيبي‬

‫ستوانیار یکم شکراهلل احمدی‬ ‫ستوانیار یکم منوچهر رهبر نژاد‬ ‫ستوانیار یکم حسین ها لکی‬ ‫ستوانیار سوم سیاوش پور فهمیده‬ ‫ستوانیار سوم اصغر الماسی‬ ‫ستوانیار ســوم رســول یحیی پسند‬ ‫کبوجانی‬ ‫ستوانیار سوم محمدرضا قربان نجف‬ ‫آبادی‬ ‫ستوانیار سوم محرم علی زاهدی‬ ‫ستوانیار سوم فریدون جواهرنیا‬ ‫ستوانیار سوم فیروز آذریان‬ ‫درجه داران جانباخته نیروی زميني‬ ‫استوار یکم عنایت اهلل آزاد یگانه‬ ‫استوار یکم حبیب اهلل احمدی‬ ‫استوار یکم محمد بهرامی‬ ‫استوار یکم جمشید بخیار‬ ‫استوار یکم علی پور کرباسی‬ ‫استوار یکم ابراهیم جوادزاده‬ ‫استوار یکم محمد تقی خاتون آبادی‬ ‫استوار یکم ایرج درخشنده‬ ‫استوار یکم خداداد رحمتی‬ ‫استوار یکم جمشید رنجبر‬ ‫استوار یکم ناصر ساجدی‬ ‫استوار یکم یکم سالمت‬ ‫استوار یکم محمد عابدینی مقدم‬ ‫استوار یکم خلیل عطری‬ ‫استوار یکم علی اکبر عیوض زاده‬ ‫استوار یکم اسداهلل علی پور کرباس‬ ‫دهی‬ ‫استوار یکم محمد علی فرزام‬ ‫استوار یکم محمد حسین فرنژاد‬ ‫استوار یکم جهانگیر فاتح پیروز‬ ‫استوار یکم جهانبخش فاتح جو‬ ‫استوار یکم منوچهر فتاحی نوده ای‬ ‫استوار یکم منصور ساجدی‬ ‫استوار یکم علی کمپانی‬ ‫استوار یکم لطف علی لطف الهی‬ ‫استوار یکم ایرج مرودشتی‬ ‫استوار یکم محمد علی مهرابی‬ ‫استوار یکم رسول یحیی پسند‬ ‫استوار یکم حسن کاظمی (هوابرد ‪-‬‬ ‫چترباز)‬ ‫استوار یکم حسن کریم پورتاری‬ ‫(هوابرد ‪ -‬چترباز)‬ ‫استوار یکم قاسم نقیب زاده (هوابرد‬ ‫ چترباز)‬‫استوار یکم غالم حسین همدانی‬ ‫(هوابرد ‪ -‬چترباز)‬

‫استوار یکم مجتبی مرادی (هوابرد ‪-‬‬ ‫چترباز)‬ ‫استوار یکم محسن عسکریان (هوابرد‬ ‫ چترباز)‬‫استوار یکم غالمحسین قایق رو‬ ‫گروهبان یکم سیاویش نوروزی‬ ‫گروهبان یکم محمد آبادچی‬ ‫گروهبان یکم علی سعادتی (هوابرد‬ ‫ چترباز)‬‫گروهبان احمد محمدی‬ ‫گروهبان محمد عابدینی مقدم‬ ‫گروهبان محمد باقر افتخاری‬ ‫گروهبان محمد رسول ابریشمی‬ ‫گروهبان مصطفی حجازی‬ ‫گروهبان خلیل خباز هاشمی‬ ‫گروهبان غالم حسین خرقانی خوب‬ ‫گروهبان مرتضی فرح پور‬ ‫گروهبان جهانبخش فاتح جو‬ ‫گروهبان منصور کثیر لو‬ ‫گروهبان محمود کیانی فر‬ ‫گروهبان علی مروارید‬ ‫گروهبان محمد تیغ تیز‬ ‫گروهبان محمد جواد میر مالکی‬ ‫گروهبان خسرو محمدی کوبائی‬ ‫سرهنگان جانباخته شهربانی کل‬ ‫کشور‬ ‫سرهنگ سعید امیری‬ ‫سرهنگ غالم علی وارسته پور‬ ‫یادشان جاوید و نامشان ماندگار‪.‬‬ ‫مذهب وسران حزب تشیع نمیتوانند‬ ‫درمــقــابــل عــصــیــان هـــای فکری‬ ‫واحساسات ناسیونالیستی‪ ،‬آبروی‬ ‫خود راحفظ کنند واین دیوارشکسته‬ ‫فرومیریزد‪.‬‬ ‫عــدم نــمــوداری مبارزه تنها بعلت‬ ‫یک کمبود اساسی است وآن عدم‬ ‫حضورفرماندهی ورهبری برای مبارزه‬ ‫است واگرمنطق عقل گرایانه وروحیه‬ ‫میهن پرستانه وفرهنگ کهن خودمآن‬ ‫رابیاری دعوت کنیم وباراستی پیوند‬ ‫ویاحقیقت همداستان شویم دانسته‬ ‫ایم که آن فرماندهی درهیچ شرائطی‬ ‫نمیتواند جزاقتدارکهن ملی وسنتی ‪...‬‬ ‫ايران باشد که درطول قرنها نگهبآن‬ ‫حیات ملی واستقالل کشوربوده‬ ‫کانچه کندیک تن تنهای شاه نیست‬ ‫میسرکه کند صد سپاه‬ ‫ّ‬


‫شماره‌ی نهم ‪ 30 -‬تیر ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪28‬‬

‫اردیبهشت‬ ‫در زمينه مسائل احساسي و عاطفي‬ ‫خيلي از خانمهای متولد اين ماه دچار‬ ‫يک گره کور در زندگي هستند!‬ ‫ايشان زندگي خود را طوری تنظيم‬ ‫کنند که اين گره های کور بر آن‬ ‫اثری نگذارد‪ .‬درضمن بعضي مجردها‬ ‫و حتي آنها که در گذشته وصلت و يا‬ ‫طالقي داشته اند‪ ،‬شرايط تازه ای برای‬ ‫تشکيل زندگي دلخواه خود خواهند‬ ‫داشت‪.‬‬

‫فروردین‬ ‫به مقامی میرسید که در این مقام‬ ‫احساس تازه ای در زندگی شما به‬ ‫همراه می اورد و از داشتن این مقام‬ ‫به خودتان می بالید و احساس غرور‬ ‫میکنید مدت هاست منتظر خبر خوش‬ ‫هستید و امیدواری که از این حال و‬ ‫وضع بیرون بیایی امیدتان را از دست‬ ‫ندهید این فرصت را به زودی به‬ ‫دست می اورید فقط بی تابی زیادی‬ ‫می کنید که بی فاییده است به زودی‬ ‫پیشنهاد هایی را که می خواهید به‬ ‫کسی بدهید میدهید و به نتایج مثبتی‬ ‫دست پیدا میکنید که این پیشنهاد در‬ ‫زمینه های احساسی است و اگر قصد‬ ‫شروع زندگی جدیدی دارید دنبالش‬ ‫بروید دست از غرور بیجا بر دارید و‬ ‫حرف دلت را به طرف مقابل بگویید‬

‫‪1‬‬

‫‪2‬‬

‫‪3‬‬

‫‪4‬‬

‫خرداد‬ ‫به پدر و مادرهای متولد اين ماه‬ ‫توصيه ميشود در روابط خود با‬ ‫فرزندان خود رعايت احتياط را کرده‬ ‫و اصوال» از خشونت و يا بي اعتنايي‬ ‫و بي تفاوتي دست بردارند‪ ،‬چرا که‬ ‫اين بچه ها با محبت و عشق و دوستي‬ ‫زودتر همراه و همگام ميشوند‬ ‫تیر‬ ‫دخترهای متولد اين ماه اغلب با‬ ‫خواستگاران متعدد روبرو هستند‪،‬‬

‫‪5‬‬

‫‪6‬‬

‫‪7‬‬

‫‪8‬‬

‫‪9‬‬

‫برخي اصوال» دير هنگام تن به وصلت‬ ‫ميدهند‪ ،‬بعضي ها بدون عشق ازدواج‬ ‫ميکنند که به آنها توصيه ميشود که در‬ ‫تصميمات خودشان تجديد نظر کنند‪.‬‬ ‫مرداد‬ ‫با مشاوره ‪ ،‬برای حل مشكالت‬ ‫خود راههای جديدی خواهيد يافت‪،‬‬ ‫كه بتوانيد زندگی را با آنها لذت‬ ‫بخش تر كنيد ‪ .‬غرور را زير پا‬ ‫بگذاريد و بپذيريد كه جواب اين‬ ‫سوالها را خودتان نمیدانيد‪ .‬بخواهيد‬ ‫كه شخصی از شما حمايت كند‪.‬‬ ‫اگر به دنبال كار جديدی هستيد‪،‬‬ ‫طی چند هفته آينده از طرف شركت‬ ‫بزرگی به همكاری دعوت خواهيد‬ ‫شد‪ .‬حواستان جمع باشد!‬ ‫شهریور‬ ‫به اهداف بزرگ خود در این‬ ‫هفته نزدیك میشوید‪ .‬آیا با توجه به‬ ‫انجام این پروژه ها‪ ،‬وقتی برای تفریح‬ ‫خواهید داشت؟ باید برای انجام این‬ ‫كارها‪ ،‬همراهان خوبی داشته باشید‪.‬‬

‫ظاهری آراسته و مجلل از خود‬ ‫برای دیگران بسازید‪ .‬اگر برای خود‬ ‫شركتی دارید‪ ،‬باید كارت ویزیت‪،‬‬ ‫سربرگ ‪ ،‬لوگو و بسته بندی های‬ ‫جدید طراحی كنید‪ .‬تا شش ماه آینده‬ ‫به هدف اصلی زندگی خود نزدیك‬ ‫میشوید‪.‬‬ ‫مهر‬ ‫دوراندیش باشید‪ .‬عادات خوب‬ ‫را پرورش داده و از هرگونه عادت‬ ‫بد قدیمی رهایی پیدا كنید‪ ،‬با كمی‬ ‫دقت می توانید عیوب خود را بیابید‪.‬‬ ‫صداقت یكی از خصیصه های فوق‬ ‫العاده شماست‪ .‬اگر با پیشامدهای‬ ‫روزگار خود موافق نباشید‪ ،‬هرچه‬ ‫زودتر اقدام كنید‪ .‬دیگران باید از شما‬ ‫حمایت كنند‬ ‫آبان‬ ‫جذابیت شما بیش از پیش خواهد‬ ‫شد‪ .‬چرا دیگران به شما خیره شده‬ ‫اند؟! چون شما مثل مغناطیسم آنها را‬ ‫سمت خود می كشید‪ .‬با دلگرمی به‬

‫‪14 13 12 11 10‬‬

‫‪1‬‬ ‫‪2‬‬ ‫‪3‬‬ ‫‪4‬‬ ‫‪5‬‬

‫افقى‬

‫‪6‬‬

‫‪:‬‬

‫‪ -1‬کتابي از شروود آندرسن‬ ‫نويسنده بزرگ شده نوزدهم‬ ‫– دروازه بان معروف تيم‬ ‫ملي برزيل ‪ -2‬گل خوشبوي‬ ‫باغچه اي – زين ساز –‬ ‫مالل و خفگي ‪ -3‬به هم فخز‬ ‫ورزيدن خوشگذران – مقابل‬ ‫درون ‪ -4‬چهار شاخ خرمن‬ ‫به باد ده – کافي – خوشرو‬ ‫و شادمان – بهشت ‪ -5‬نفس‬ ‫سوزناک – پهلوان شاهنامه –‬ ‫از شخصيتهاي معماري ايتاليا‬ ‫در قرن پانزدهم ‪ -6‬آبونمان‬ ‫مجله – ديبا – گذشتن ‪-7‬‬ ‫ضعف و ناتواني – نامتناسب‬ ‫– پرستار بچه ‪ -8‬کنجد‬

‫‪7‬‬ ‫‪8‬‬ ‫‪9‬‬ ‫‪10‬‬ ‫‪11‬‬ ‫‪12‬‬ ‫‪13‬‬ ‫‪14‬‬ ‫‪15‬‬

‫به آنان که دوستشان دارید و می‌خواهید همیشه با‬ ‫یاد شما باشند تریبون آزاد را هدیه کنید‬

‫فرم اشتراک‬

‫نام و نام فامیل ‪..............................................................‬‬ ‫آدرس کامل ‪...................................................................‬‬ ‫‪..................................................................‬‬ ‫میزان حق اشتراک‪............................... :‬‬ ‫در انگلستان یک ساله ‪ ۴۰‬پوند‬ ‫در اروپا یک ساله ‪ ۶۰‬یورو‬ ‫در آمریکا یک ساله ‪ ۱۰۰‬دالر‬ ‫لطفا چک خود را به نام ‪ M.Sarabi‬صادر فرمائید‬

‫‪M.sarabi‬‬ ‫‪RANGARANG International , PoBox 2821‬‬ ‫‪London NW2 1DS United Kingdom‬‬ ‫‪Email: rangarang_london@hotmail.com‬‬

‫كارهایتان ادامه دهید‪ .‬اگر استعداد و‬ ‫یا فكری برای شروع تجارت دارید‪،‬‬ ‫دست بكار شوید چون بهترین زمان‬ ‫برای شروع حاالست!‬ ‫آذر‬ ‫عدد دو‪ ،‬عدد جادویی شماست‪.‬‬ ‫ماه آینده بهترین زمان برای شروع‬ ‫كار شراكتی است‪ .‬با افرادی همكاری‬ ‫كنید مكمل شما باشند ‪ ،‬در غیر این‬ ‫صورت برای شما مثل آینه در مقابلتان‬ ‫عمل خواهند كرد‪ .‬مشكالت خیلی‬ ‫چیزها به شما یاد می دهند‪ .‬ماه آینده‬ ‫می توانید روابط عاطفی را بهتر از قبل‬ ‫پیش ببرید‪ .‬باید بیشتر به اوقات فراغت‬ ‫بپردازید‪.‬‬ ‫دی‬ ‫سرو سامان دادن به امور یكی از‬ ‫خصوصیات متولدین دی ماه است‪.‬‬ ‫ساختارهایی برای زندگی خود‬ ‫تعریف می كنید‪ ،‬همانطور كه برای‬ ‫كار برنامه ریزی می كنید برای تفریح‬ ‫نیز همین طور باشید‪ .‬با دوستان برنامه‬

‫کوبيده – سردار دلير اشکاني‬ ‫– پسر مازني ‪ -9‬از جنس‬ ‫ساز شاکي – چابکي – شهري‬ ‫در استان مرکزي ‪ -01‬واحد‬ ‫سطح – کشور آسيائي – دلخور‬ ‫شدن ‪ -11‬مخترع و فيزيکدان‬ ‫فرانسوي سده هجدهم – ميوه‬ ‫رسيده – ضمير جمع ‪-21‬‬ ‫سود حرام – کنابه ا زچشم‬ ‫معشوق – ضمير عربي – زندان‬ ‫‪ -31‬کمک – خراب و ويران‬ ‫– شهري مذهبي در عراق‬ ‫‪ -41‬شهري در ايتاليا – زين و‬ ‫برگ اسب – خانقاه ‪ -15‬تازه‬ ‫به مال و منال رسيده – دومين‬ ‫شهر بزرگ اندونزي ‪.‬‬

‫عمودی ‪:‬‬ ‫‪ -1‬برافروختگــي – شــاعر‬ ‫غزلســراي يوناني ســده پنجم‬ ‫و ششــم قبل از ميــاد ‪ -2‬قوه‬ ‫حافظــه – تخــت و اورنگ –‬ ‫قلعه ‪ -3‬راســتي و درستي – از‬ ‫شــعراي ايرانــي قــرن پنجم و‬ ‫خالق گرشاســب نامــه – پرنده‬ ‫اي کوچــک و خــوش آواز ‪-4‬‬

‫آخر هفته بگذارید‪ .‬گامهای بلند برای‬ ‫سالمتی بردارید و تغییراتی در تغذیه‬ ‫خود بدهید‪.‬‬ ‫بهمن‬ ‫ماه آینده بهترین ماه سال برای‬ ‫شماست و اقتدار دست شماست‪.‬‬ ‫خالقیت داشته باشید‪ .‬برای زندگی‬ ‫رمانتیك بیش از پیش جسارت‬ ‫خواهید داشت‪ .‬در روابط عاطفی‬ ‫سردی و خشكی را كنار بگذارید و‬ ‫احساسات را بیان كنید‪ .‬باید بیشتر به‬ ‫فكر ازدواج باشید‪ .‬میتوانید كالس‬ ‫آموزشی از آنچه میدانید برای دوستان‬ ‫خود ترتیب دهید‪.‬‬ ‫اسفند‬ ‫مهمانی در منزل خود ترتیب دهید‪.‬‬ ‫برای تغییر روحیه دكوراســیون منزل‬ ‫را تغییــر دهید و رنگ روشــن برای‬ ‫اتاقها اســتفاده كنید‪ .‬اوقات فراغت را‬ ‫به باغبانی‪ ،‬آشــپزی و كارهای دستی‬ ‫بپردازید‪.‬‬

‫گنجشــک – ريســمان – حرف‬ ‫جمع فارســي – تــازه و جديد‬ ‫ترکــي ‪ -5‬رفاقت – فيلســوف‬ ‫يوناني قبــل از ميالد و بنيانگذار‬ ‫مذهب رواقي – پايه ‪ -6‬معاون‬ ‫هيتلر – پرده و پوشش – نوعي‬ ‫لباس مردانه بلند ‪ -7‬پرهيزگاري‬ ‫– اثري از آنتوان ســم اگزوپري‬ ‫نويســنده شــاهزاده کوچولــو‬ ‫– ورزش خشــن ‪ -8‬شــتابان‬ ‫– طبقــه زحمتکــش – ويروس‬ ‫تنفســي که اخيرا شــايع شــده‬ ‫اســت ‪ -9‬کارگز کشتي – تمايز‬ ‫اندامها در انســان در اين دوره‬ ‫انجام ميشــود – نام پسر شاپور‬ ‫پادشــاه ساساني ‪ -01‬شهري در‬ ‫بلژيک – شــان و مقام – ظرف‬ ‫فرو رفتــه ‪ -11‬صدمه – نخجير‬ ‫– ا زتوابــع مثلثاتي ‪ -21‬گمان‬ ‫– عنصر شــيميائي – بازدارنده‬ ‫– حيوان مســابقه ‪ -31‬جوياي‬ ‫شــغل – شــهري در فرانسه –‬ ‫گندمگون ‪ -41‬فوتباليســت تيم‬ ‫چلســي – عنوان زنان در دربار‬ ‫شــاهان قديمي – تنهائي ‪-51‬‬ ‫موجودات عجيب و افســانه اي‬ ‫باســتان – کشوري در امريکاي‬ ‫مرکزي ‪.‬‬


‫شماره‌ی نهم ‪ 30 -‬تیر ماه ‪139۱‬‬

‫صفحه ‪29‬‬

‫مراکز توزیع نشریه تریبون آزاد بازارچه اروپایی‬

‫لندن‬ ‫رستوران خیام‬ ‫سوپر تهران‬ ‫آژانس حمید‬ ‫رستوران تهران‬ ‫سوپر گلدرزگرین‬ ‫سوپر ترکی‬ ‫فرهنگسرا و هرمز‬ ‫سوپر سهند‬ ‫سوپر گیشا‬ ‫سوپر هما‬ ‫سوپر دحجله‬ ‫سوپر آری‬ ‫سوپر اصفهان‬ ‫رستوران ‪5 STAR‬‬ ‫رستوران االچیق‬ ‫رستوران آذربایجان‬ ‫قنادی عسل‬ ‫رستوران شیراز‬ ‫سوپر آلما‬ ‫سوپر پرشیا‬ ‫سوپر دنا‬ ‫سوپر مازندران‬ ‫رستوران پرشین باالس‬ ‫رستوران موالنا‬ ‫سوپر تواضع‬ ‫رستوران کوچک‬ ‫رستوران شبهای تهران‬ ‫سوپر زمان‬ ‫قنادی بهار‬ ‫رستوران آپادانا‬ ‫قنادی رضا‬ ‫سوپر المپیا‬ ‫رستوران شهرزاد‬ ‫رستوران نبشی‬ ‫رستوران یاس‬ ‫قنادی عسل‬ ‫رستوران عسل‬ ‫رستوران پردیس‬ ‫رستوران کندو‬ ‫رستوران ‪rice‬‬ ‫رستوران کیش‬ ‫رستوران فانوس‬ ‫رستوران پرشیا‬ ‫رستوران زیتون‬ ‫رستوران میالد‬ ‫رستوران پرنس پرشیا‬ ‫سوپر آران‬ ‫سوپر زاگرس‬ ‫سوپر فردیس‬ ‫سوپر منصور‬ ‫سوپر دنا‬ ‫سوپر مازندران‬ ‫سوپر ‪SAVE TO‬‬

‫‪SAVE‬‬ ‫کلینیک لموژ‬ ‫دفتر بازرگانی راوندی‬ ‫آرایشگاه بهرام‬ ‫ساندویچ پاپیون‬

‫آلمان‬ ‫کلن‬ ‫رستوران شیراز‬ ‫رستوران تهران‬ ‫بستنی منصور‬ ‫سوپر کیوسک‬ ‫سوپر چی چی نی‬ ‫سوپر کاکتوس‬ ‫سوپر ارکیده‬ ‫سوپر ژاله‬ ‫سوپر ایران‬ ‫فروشگاه گلستان‬ ‫رستوران‪110‬‬ ‫دفتر بازرگانی مهیار‬ ‫آژانس هوایی ایر پالن‬ ‫کتابفروشی فروغ‬ ‫فروشگاه مهر‬ ‫رستوران صدف‬ ‫فرانکفورت‬ ‫فروشگاه رویا‬ ‫فروشگاه مش قاسم‬ ‫فروشگاه نگین‬ ‫سوپر شیراز‬ ‫پخش ایران‬ ‫سوپر خراسان‬ ‫هتل آپولو‬ ‫فروشگاه ایران‬ ‫دارمشات‬ ‫پرایم بازار‬ ‫فروشگاه آسیا‬ ‫مونیخ‬ ‫بازارچه حافظ‬ ‫سوپرجردن‬ ‫الکتریکی‌ مسعود‬ ‫سوپر پارس‬ ‫هانوفر‬ ‫سیتی مارکت‬ ‫سوپرحافظ‬ ‫تراول کاسپین‬ ‫رستوران بلدا‬ ‫سوپر شیرین‬ ‫نورمارکت‬ ‫کتابخانه ایرانیان فاست‬ ‫کارگاه ایرانیان‬ ‫پاکیزه مارکت‬

‫هامبورگ‬ ‫تماشا‬ ‫پامیر بازار‬ ‫پرسپولیس‬ ‫نادی مارکت‬ ‫سوپر مارکت آریا‬ ‫نان بهزاد‬ ‫آخن‬ ‫فروشگاه همدان‬ ‫سوپر سینا‬ ‫سوپر آسیا‬ ‫بن‬ ‫سوپر پرسپولیس‬ ‫سوپر پارس‬

‫دورتموند‬ ‫فروشگاه پرسپولیس‬ ‫سوپر مارکت ایران‬ ‫پرسپولیس‬ ‫فروشگاه پارس‬ ‫فروشگاه فردوسی‬ ‫هلند‬ ‫آمستردام‬ ‫فروشگاه نوبهار‬ ‫بوخوم‬ ‫کتابفروشی آیدا‬ ‫دوسلدورف‬ ‫فروشگاه مهارانی‬ ‫سوپر تک‬ ‫رستوران کندو‬ ‫قنادی جمیل‬ ‫سوپر آسیا‬ ‫اسن‬ ‫فروشگاه اهواز‬ ‫پاریس‬ ‫شهر فرنگ‬ ‫بازارچه‬ ‫اسکان‬ ‫رستوران بناپارت‬ ‫سوپر سپید‬ ‫رستوران شومینه‬ ‫رستوران کلبه‬ ‫سوپر ایران‬ ‫رستوران جت ست‬ ‫رستوران مزه‬

‫نمایندگی های نشریه تریبون آزاد درآلمان‬ ‫فروشگاه سوپر پارس در اکسبورگ «منطقه بایرن»‬ ‫مهرداد ملکزاده در منطقه هسن و رایلندفالس‬ ‫کامران پارسایی‪ -‬خانم ماندانا در کلن‬ ‫رامتین در هامبورگ‬ ‫بهرام معصومی در منطقه بایرن‬

‫نمایندگی نشریه تریبون آزاد در سوئد ‪ -‬استکهلم‬ ‫سوپر کاسپین احد ایرانی‌‬

‫‪0044 208 731 9333‬‬ ‫تریبون آزاد کلید طالیی دروازه کسب و کار و تجارت است‪.‬‬ ‫شما می‌توانید با پیام تجاری و یا نیازمندی خود در تریبون آزاد به دهها هزار نفر فارسی زبان‬ ‫در سراسر اروپا معرفی شوید‪.‬‬ ‫تنها با پرداخت ‪ 20‬پوند یا یورو آگهی خود را در این اندازه به دهها هزار خواننده تریبون‬ ‫آزاد در اروپا معرفی نمائید‪.‬‬ ‫آشنایی فروشنده و خریدار‪ ،‬جوینده و یابنده و ‪...‬‬ ‫هر کس به دنبال ارائه یا خواهان مطاعی باشد آن را خواهد یافت‪.‬‬ ‫شما هم امتحان نمائید و چون هزاران نفر از عواید پرخواننده این صفحات بهره مند شوید‪.‬‬ ‫جهت تماس لطف ًا با بخش بازاریابی تریبون آزاد تماس حاصل نمائید‪.‬‬

‫خرید خانه یا ویال در اسپانیا‬ ‫ماباشناختوتجربهکافیازمناطقجنوبیاسپانیا‬ ‫(ماالگا) بهترینقیمتها را به شما ارایهمینماییم‬

‫‪0034 65014 89 45‬‬

‫دفاتر کار‬

‫در منطقه کریکل وود‪ ،‬برنت کراس‬ ‫با شرایطی ایده‌آل برای اجاره‌‬

‫فرصت طالیی جهت خرید و‬ ‫فروش خانه یا آپارتمان در لندن‬ ‫ما با تجربه سی ساله در امور خرید وفروش‬ ‫امالک در انگلستان درخدمت هموطنان و‬ ‫فارسی زبانان گرامی در سراسر اروپا میباشیم‬

‫‪0044 (078)25834408‬‬

‫‪02082080010‬‬

‫قابل توجه فارسی زبانان محترم در کشور فرانسه ‪ ،‬سوئد‪ ،‬آلمان‪ ،‬اسپانیا‪،‬‬ ‫هلند و بلژیک ‪.‬‬ ‫نشریه تریبون آزاد به باالترین تیراژ ‪ ،‬پر خواننده ترین روزنامه ایراتی در‬ ‫سراسر اروپا و امریکاست‪.‬‬ ‫چنانچه مایل هستید پیام تبلیغاتی ‪ ،‬کسب و کار و تجارت شما به دهها‬ ‫هزار فارسی زبان در سراسر اروپا معرفی شود آگهی های خود را د رنشریه‬ ‫تریبون آزاد درج کنید و تاثیر مثبت و مفید آن را دریابید‪.‬‬ ‫منتظر چه هستید ؟ تلفن را بردارید و محل چاپ آگهی خود را در شماره‬ ‫بعدی نشریه تریبون آزاد مشخص نمائید‪.‬‬

‫‪00442082080010‬‬

‫سوپر پارس‬

‫آکسبورگ‬ ‫ انواع مواد غذائی ایرانی‪ ،‬افغانی و تاجیک‬‫ انواع وسائل خانگی الکتریکی (پلوپز و سماور)‬‫ انواع کتاب و سی دی و کارت تلفن‬‫ انواع نشریه از قبیل تریبون آزاد‪ ،‬کیهان لندن و مجله کاوه‬‫هرگونه سفارشات (سفره عقد‪ ،‬بلیطهای مسافرتی) پذیرفته میشود‪.‬‬ ‫نشانی‪:‬‬ ‫‪Super Pars, 86151 Augsburg, Auf dem kreuz 51‬‬ ‫تلفن‪0821-5080377 :‬‬ ‫لطفاً جهت سفارش درج آگهی در تریبون آزاد فقط شنبه ها از ساعت ‪ 9‬تا ‪ 17‬و دوشنبه‬ ‫ها از ساعت ‪ 18‬تا ‪ 19‬تلفن فرمائید‪.‬‬


139۱ ‫ تیر ماه‬30 - ‫شماره‌ی نهم‬

30 ‫صفحه‬

‫ تیم فوتبال پارس به میدان‬Hannah Modeling Agency Makes You Professional and Rich ‫می‌رود‬ ‫تیم فوتبال پارس جهت آمادگی شرکت در مسابقات لیگ‬ ‫فوتبال لندن طی‌ دو هفته آینده به میدان میرود و دو بازی‬ ‫ تیم فوتبال پارس که شرایط‬.‫دستگرمی را برگزار می‌کند‬ ‫آماده سازی بازیکنان خود را میگذراند تا با آمادگی‬ ‫ هر هفته یک شنبه‌ها‬،‫بیشتر در مسابقات لندن شرکت نماید‬ ‫ در منطقه برنت کراس به تمرینات خود‬۲ ‫ تا‬۱۲ ‫از ساعت‬ .‫ادامه میدهد‬

‫شرکت در تمرینات تیم فوتبال پارس آزاد می‌باشد و‬ ‫ میتواند با شماره اعالم شده‬،‫کسانی‌ که عالقمند هستند‬ ‫تماس بگیرند و آمادگی خود را اعالم نمایند‬

۰۷۸۷۵۲۳۸۵۴۴

The attractive and glamour fashion world is attracting millions of young people in the world of fashion. Every year the most famous stars of cinema and music world, politics and business wear the last designs of the designers. The fashion world has its own place in the world. Hundreds of thousands of modelling agencies in the world are trying to introduce the newest face and talent to the fashion world. The astronomical income and fame and success is waiting for those young people who wants to be a famous model but the important point is that these youth find the right path and find the fame through the right and known canals to continue their profession. Hanna Modelling is one of the known modelling agencies in Europe, is standing side by side to Rangarang Magazine, and has been suc-

cessful to discover and introduce many new faces to the fashion world. In today Fashion World, many talented and interested Iranian young people have been able to propound themselves in the international

world which you can see some of them in this issue. If you are interested to try your chance in the fashion world, you can contact with Hana modelling agency and hope you would be able to be successful.

Tel: 0208 208 0010


‫صفحه ‪31‬‬

‫شماره‌ی نهم ‪ 30 -‬تیر ماه ‪139۱‬‬


‫صفحه ‪32‬‬

‫شماره‌ی نهم ‪ 30 -‬تیر ماه ‪139۱‬‬


Turn static files into dynamic content formats.

Create a flipbook