نام "خلیج فارس" پنج قرن پیش از میالد مسیح به کار رفته است
تریبـون آزاد ،شمـارهی هفتم 5 ،خرداد ماه 139۱ 25می ، 2012بها در انگلستان 80پنس و در اروپا 1یورو
ملکه زیبایی کانادا ایرانی است
شاه و مصدق و ساواک
نوشته رحیم شریفی
روزنامه انگلیســی دیلیمیل ،در گزارشی اذعان کرد که نام این خلیج از ۵قــرت پیش از میالد مسیح ،خلیج فارس بوده است. دیلیمیل نوشــت :نام خلیج فــارس از قرن پنجم پیش از میالد مســیح همین بوده است، زمانــی که داریوش بــزرگ ،این آبراه را دریایی دانســت که از سرزمین پارس جاری میشود. بنابرایــن گــزارش ،در همیــن زمــان، نویسندگان یونانی از این خلیج تحت عنوان «پریســکونکایتاس» بــه معنــای خلیج فارس یــاد کردهاند .برخــی نامهای دیگــر نظیر «پرسیکوس سینوس»« ،آکواریوس پرسیکو»، «بحر فــارس»« ،دریــای فــارس»« ،خلیج العجمی» و ...نیز به کار رفتهاند که همگی به معنای خلیج یا دریای فارس هستند. در دوران امپراطــوری عثمانی ،از این خلیج بعضا به عنوان خلیج بصره یاد میشــد اما این تنهــا در دوران ملیگرایی عربــی در دهه 1960میالدی بــود که نام خلیــج فارس به چالش کشیده شد. دیلیمیل تصریح کرده است که سازمان ملل متحــد نیز این خلیج را به عنوان خلیج فارس شــناخته و آخرین بار در بیســت و سومین جلســه ســال 2006میالدی بر این موضوع تاکید کرده است. دیلیمیــل دفاعیات گوگل را نیز در گزارش خود مطرح کرده است .یک سخنگوی گوگل میگوید که این شــرکت نام خلیج فارس را حذف نکرده بلکه این نام هرگز در این نقشه نبوده اســت! اما در نقشههای دقیقتر گوگل نام خلیج فارس قید شده است.
0221 - 9247 133
Mauritiussteinweg 116 - 50676 Köln
Mauritiussteinweg - 50676 Mauritiussteinweg 116 116 - 50676 KölnKöln www.aeroplan.de info@aeroplan.de
صفحه 2
شمارهی هفتم 5 -خرداد ماه 139۱ حامیان حریری:
نام «خلیج فارس» هم از نظر تاریخی و هم از نظر بینالمللی معتبر است
«ایران آتش بیار تحرکات جدید لبنان است»
اسوشیتدپرس
آیا برادر جنایتکار بشار اسد هالک شده است؟
خبرگزاری فارس :اسوشــیتدپرس در ضمن گزارشی در خصوص احتمال شــکایت ایران از سایت گوگل بهخاطر حذف نام خلیج فارس از نقشه اینترنتی خود، تاکید کــرد که این نــام هم از نظــر تاریخی و هم بینالمللی معتبر است. اسوشیتدپرس نوشت :ایران میگوید که از گوگل بابت از قلم انداختن نام خلیج فارس در نقشههای خود شکایت میکند. اسوشیتدپرس افزود :ایرانیان به شدت نسبت به نام خلیج فارس حساســیت دارند .این خلیج هم از نظر تاریخــی و هم از نظر بینالمللی خلیج فارس شناخته میشود .برخی کشورهای عربی اصــرار دارند که این خلیج را «خلیــج ع ر ب ی» بنامند .این موضوع تنشهایی را ایرانیان و اعراب به بار آورده است.
تریبون آزاد زیر نظر شورای نویسندگان
نشریه آزاد برای ایرانی آزاد و ایـرانــی آزاده
در سوریه در حالی که همچنان علیرغم حضور ناظران سازمان ملل متحد آدم کشــی های بی محابا ادامه یافت ،بسیاری از رسانه های عربی طرفدار مخالفان بشار اسد گزارشــی را تکرار می کردند که مدعی بود ماهر االسد ،برادر بشار اسد توسط یکی از همراهان خود کشته شده است. از پانزده ماه پیش که کشــتارهای هولناک مردم سوریه آغاز شده است ،همه شواهد حاکی است که نیروهای تحت امر ماهر االسد به عنوان یگان حفاظت از بشــار اســد ،در این جنایات نقش بزرگی ایفا می کنند .حکومت سوریه به شایعات مبنی بر کشته شدن ماهر االسد هنوز واکنش روشنی نشان نداده است. بر اســاس آخرین گزارش ،شبکه تلویزیونی عرب زبان ایران« ،العالم» ،توسط مدیر دفتر خود در سوریه ،گزارش های مربوط به هالک شدن ماهر اسد را رد کرد .مدیر «العالم» در ســوریه که یک خبرنگار لبنانی رژیم ایران به نام حسین مرتضی است ،شامگاه امروز به خبرگزاری «فارس» گفت :ماهر اسد زنده است و گزارش ها در مورد سرنوشت او به دلیل توان باالی تیپ چهارم نظامی سوریه به فرماندهی او است. در همیــن حال ،امروز چند نقطه ســوریه شــاهد انفجارهــا و زد و خوردهای مسلحانه پر تلفاتی بود؛ از جمله در شهر دیرالزور ،در شرق سوریه ،انفجار یک اتومبیل حاوی مواد تخریبی در کنار دو ســتاد نیروهای نظامی و امنیتی ،شمار زیادی را کشته و خساراتی سنگین به این اماکن وارد کرد. در این میان ،آقای بان گی مون که چند روز پیش گفته بود احســاس می کند که تروریســت های القاعدة عامل برخی از انفجارهای مهیب در سوریه باشند (و این ســخنان بالفاصله مورد استقبال بشار اسد و حکومت او قرار گرفت که خود را مظلوم و قربانی در برابر القاعدة نشان دهد) ،امروز گفت حرف خود را پس می گیرد و در هر حال ،تحقیقات درباره اینکه چنین انفجارهای پرقدرتی می تواند کار چه کسانی باشد ،ادامه خواهد یافت .نیروهای نظامی گریخته از ارتش سوریه می گویند حکومت اسد عامل این جنایات است تا مظلوم نمایی کند
تریبون آزاد در قبال مطالب و مقاالتی که بهوسیله افراد دیگر نوشته میشود و آگهیها مسئولیتی را نمیپذیرد و چنانچه نام و اسامی افرادی برده میشود آنان نیز حق خواهند داشت که جوابیه و نظریات خود را بر اساس قانون مطبوعات برای ما ارسال و ما نیز اقدام به چاپ آن خواهیم نمود. تریبون آزاد
در تریپولی (طرابلس) در شــمال لبنان ،درگیری های مسلحانه میان موافقان و مخالفان بشار اســد ادامه یافت .وضعیت مشابهی در تمامی یک هفته اخیر در جریان بوده و دســتکم هشت نفر کشته شده اند .نیروهای وفادار به آقای سعد حریری (نخســت وزیر پیشین لبنان و از مخالفان سرسخت اسد) می گویند که سپاه پاســداران ایران و حزب اهلل لبنان در ایجاد این درگیری ها در لبنان نقش دارند. ســوریه نیز به نوبه خود لبنان را متهم می کند که به «تروریســت های القاعدة» امکان ورود به خاک ســوریه را به منظور خرابکاری علیه حکومت اســد داده است .این اتهام را سوریه چنان با قاطعیت به دولت لبنان وارد می کند که بشار جعفری ،سفیر سوریه در سازمان ملل نامه ای اعتراضی در این زمینه برای دبیر کل سازمان ملل متحد و شورای امنیت فرستاده است. همزمان ،آقای رجب طیب اردوغان ،نخست وزیر ترکیه که در هفته های اخیر از لحن انتقادی خود علیه بشــار اسد تا حد زیادی کاسته بود ،دیروز بار دیگر گفت وضعیت سوریه را «غیر قابل تحمل» می داند .او سازمان ملل متحد را نیز فراخواند که سیصد نفر ناظران سازمان ملل در سوریه را ده برابر کرده و شمار آنها را به سه هزار نفر افزایش دهد. آقای اردوغان که آدینه در منطقه «وارنا» در بلغارســتان بود ،گفت سیصد ناظر کافی نیســت و هر جا که ناظران حضور دارند ،قوای بشــار اســد ظاهرا کمتر آتشباری می کنند.
تأکید جی – 8بر نیاز ملت سوریه به حاکمیت جدید .آخرین گزارش ها از نشســت سران هشت کشــور صنعتی ( )8 -Gدر کمپ دیوید آمریکا حاکی اســت که رهبران بر لزوم ســاقط شــدن حکومت بشار اسد تأکید دارند .نشست ســران «جی – »8در حالی برگزار شد که پرزیدنت فرانســوا اوالند ،رییس جمهوری جدید فرانسه در آن حضور دارد ولی آقای والدیمیر پوتین که در روزهای اخیر به مقام ریاست جمهوری روسیه بازگشت، با خودداری از حضور در نشســت ،آقای دمیتری مدودیف ،نخست وزیر را به جای خود به این همایش اعزام کرده است. یک مقام آمریکایی که در نشســت شــب گذشــته ســران حضور داشت ،به خبرگزاری «رویترز» گفت که رهبران بر «نیاز ملت سوریه به داشتن حکومتی جدید» تأکید داشتند.
P.O.Box 2821, LONDON NW2 1DS Tel: 020 8208 0010 Email: rangarang_London@hotmail.com www.rangarang.co.uk
صفحه 3
شمارهی هفتم 5 -خرداد ماه 139۱
جا اندازها جای براندازها
هر چه عمــر نکبت بار حکومت اسالمی طوالنی تر می شــود شکل و قیافه اپوزیسیون هم تغییــر می کند، اپوزیســیون در عرف سیاســی به افراد یا گروه هایی می گویند که علیه حکومتی در کشــور خود قیام می کنند تــا حکومت را ساقط و براندازند.
اپوزیسیون ایران امروز به 2بخش داخل و خارج تقسیم شده است و جالب اینکه از 2بخش داخل و خارج هم یک بخش دیگر اضافه شده است که باز هم عجیب است که بخش سوم تأثیر بسیار بیشتر بر 2بخش اصلی گذارده است ،آن دو گروهی که داخــل و خــارج از کشور نقش اپوزیسیون را ایفا می کنند دارای تضاد عقاید و مرام های سیاسی گوناگون هستند و طی 33سال گذشته بخشی از نیرو و انرژی خود را صرف دفع یکدیگر کرده اند و به موازات مبارزه علیه رژیم آخوندی ،علیه یکدیگر هم فعال بوده اند که بعنوان مثال: کلیت هواداران حکومت پادشاهی سازمان مجاهدین خلق جبهه ملی ها سازمان های چپ آنچه در این میان بحث من است اشاره به نیروی سومی است که چون استخوانی الی زخم میان اپوزیسیون قرار گرفته است و باعث مشکالت و گرفتاریهای زیادی شده است. این نیروی سوم که 2بخش داخل ایران
و خارج را بعهده گرفته است در ظاهر حرف از براندازی می کند ولی درعمل جا اندازی رژیم را می کند از شکم این نیروی سوم خاتمی ،موسوی ،کروبی و صدها چهره ریز و درشت دیگر در داخل حضور دارند و بر سر سفره 22ساله رژیم نشسته اند و در تمام جنایات حکومت سهیم هستند ولی اپوزیسیون هم محسوب می شوند!؟ چهره های خارج از کشور این نیروی سوم با اشغال صحنه مبارزاتی بدلیل داشتن پول و سرمایه و حمایت سیاستهای حکومت های اروپایی و آمریکایی بیشتر میدان مانور را پیدا کرده اند .این نیروی سوپاپ ایمنی رژیم مالیان در کانالهای تصویری به وفور دیده می شوند که در ظاهر قصد براندازی حکومت را دارند و عمأل وظیفه شان جااندازی حکومت است .این چهره ها هر کدام طی این سالها همه جور پشتک و جفتک زده اند بسیاری سالها در کنار رژیم حامی آن بوده اند و این روزها نقش دالل معرکه گیر را بعهده گرفته اند. اینان را می توان بیشتر از همه در کانالهای
BBCبخش فارسی ،صدای آمریکا، رادیو فردا ،کانال وان و ...مشاهده کرد و نمایندگان این نیروی سوم جا انداز را می توان درعلیرضا نوری زاده ،کدیور، مهاجرانی،تفرشی ،مجتهدزاده ،سازگار، گنجی ،مخملباف ،فرخ نگهدار ،مسعود بهنود و صدها دنبالیچ َه ریز و درشت دید. اپوزیسیون واقعی در داخل نیروی عظیم و فعالی هستند که طی همه این سالها با رژیم علنی مبارزه کرده اند و تاوان سنگین آن را هم داده اند و قدر مسلم نیروی تعیین کننده هم همین شیر زنان و مــردان دالور هستند که امــروزه در همه جای ایران در کمین فرصتی برای سرنگونی این رژیم اند. نیروی خارج از کشور هم اگر بتواند به درک الویت مبارزه برسد و نیروی پراکنده و کم بضاعت مالی خود را در مسیر یکطرفه مبارزه فقط با رژیم معطوف کند و اغفال بازیهای نیروی سوم جا انداز حکومت در خارج نشود می تواند بلندگو و سخن گوی مبارزان داخل باشد و افکار عمومی جهان را علیه جنایات رژیم برانگیزد.
اپوزیسیون واقعی و برانداز نباید اسیر ترفندهایی شود که بازیگران جا اندازه همه گاه از آن برای تفرقه میان مبارزان واقعی استفاده می کنند مانند 28مرداد و شاه و مصدق. که آیا 28مرداد کودتا بود یا قیام ؟ رخداد ، 57انقالب بود یا شورش !؟ در به قدرت رسیدن خمینی ،مجاهدین و گروههای چپ تعیین کننده بودن یا نه !؟ اینها کلیدهای موثر تفرقه اندازی نیروی سوم جاانداز است که هر زمان اپوزیسیون به همسویی و نزدیکی میرسند این بحث های انحرافی و تفرقه انگیز شروع می شود. بحث هات و سوژه هایی که تنها به درد مطالعه نسل های محقق در آینده می خورد و امروز گرهی را نمی گشاید و دردی را دوا نمی کند. اپوزیسیون چگونه باید این نیروی سوم را افشا و رسوا کند. این بحث ادامه دارد ...
تسلیت بخاطر از دست دادن رفیقی عزیز اصغر محمدی دوست و رفیق خومبان با وجود ماهها مبارزه با بیماری که داشت ما را تنها گذاشت و رفت .همیشه یاد و خاطره اش برایمان عزیز و محترم خواهد بود. ولی جای دارد سپاس و قدردانی داشته باشیم از علی جنفی دیگر رفیق مان که در این دوران سخت و بیماری اصغر را تا حلظه آخر تنها نگذاشت و رفاقت را با او متام کرد. این مصیبت را به خانواده محترم اصغر محمدی و سایر دوستان و آشنایان او تسلیت می گوئیم. بهنام خرسندی و دوستان او در دوسلدورف آملان
تسلیت به دوست و همرزم عزیز ،بهرام مودت بهرام جان، خبر درگذشت علی برادرت ،مرا هم بسیار متاسف کرد در شرایطی که حتی روابط انسانی ایرانیان به دلیل حضور حکومتی ضد انسانی بهم ریخته است خبرهای ناگوار دردناک تر هستند ،در غمت مرا هم شریک بدان. محمود سرابی -لندن
سوپر مارکت ایران پرسپولیس
IRIPO
قدیمی ترین فروشگاه ایرانی در سطح آلمان نزدیک کلنیک دورتموند با پارکینگ رایگان (خصوصی) جلوی درب مغازه
ارايه بهترین و مرغوبترین محصوالت غذایی ایرانی انواع ترشیجات ،چای ،انواع میوه جات ،انواع شیرینی جات ،انواع برنج باسمانی ،جدیدترین سی دی های موزیک ،فیلم های ایرانی. BEURHAUSSTR.14 44137 DOURTMUND TELEFAX 0231-1384000
صفحه 4
شمارهی هفتم 5 -خرداد ماه 139۱
بیانیه رضا پهلوی در مورد جزایر سه گانه « ُتنب بزرگُ ،تنب کوچک و ابوموسی»
رضا پهلوی خلیج همیشه فارس در همه اسناد ،مدارک تاریخی و نقشه های جهان از ۲۵۰۰سال پیش ،نام این آب ها خلیج فارس ذکر شده است .خلیج فارس ،توسط نهادهای مرجع بین الملل مانند سازمان ملل متحد پذیرفته شده و در اسناد و مکاتبات رسمی بین المللی استفاده می شود .مگر اقیانوس هند را می توان اقیانوس آفریقا نامید؟ مگر می توان با تاریخ مقابله کرد؟ چه بر سر ما ایرانیان و سرزمین عزیزمان آمده است که نام خلیج فارس از برنامه نقشه گوگل حذف می شود؟ مالکیت جزایر سه گانه زیر سئوال می رود؟ تصویر خشک شدن دریاچه ارومیه در صفحات مختلف مجازی به چشم می خــورد؟ دریاچه خزر به حراج گذاشته می شود؟ و سرمایه های کشورمان اینچنین به تاراج می رود؟ مگر نه اینکه تمامیت ارضی ایران برای ما ملت ایران ،اصلی مسلم و انکار ناپذیر است؟ هوشیار باشیم ،که ادامه حیات جمهوری اسالمی ،تهدید جدی علیه تمامیت ارضی کشور و وحدت ملی ما است .متاسفانه ،نظام جمهوری اسالمی به سبب سیاست های نابخردانه ،تنش آفرین و بی تجربگی در عرصه دیپلماسی ،جهانی را در تقابل با ایران برخاسته است. هم میهنان عزیزم، از نفاق ،کینه ورزی ،تهمت و افترا زدن به دیگری بپرهیزیم و در این شرایط حساس تاریخی که سرزمینمان ایران با آن روبروست ،دست در دست هم ،با همبستگی، همدلی و اتحاد ،بــرای اجتناب از بــروز یک فاجعه خانمانسوز برای حفظ تمامیت ارضی ایران به پا خیزیم و کشورمان را از این بحران که ناشی از وجود و دوام این رژیم تنش آفرین و غیرمردمی است ،نجات بخشیم. چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم خانه اش ویران باد رضا پهلوی
تاریخ سیاست خارجی میهنمان ایران با کشورهای جهان به ویــژه همسایگان حــوزه خلیج فــارس به خصوص پس از پایان جنگ جهانی دوم ،بر پایه حسن همجواری و احترام متقابل به حقوق یکدیگر بوده است .هرگونه اختـالفی در منطقه سعی می شد که در محیطی دوستانه حل شود. بر این اساس پس از سال ها مذاکره در مورد حق حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه «ت ُنب بزرگ ،ت ُنب کوچک و ابوموسی» در سال )۱۳۵۰( ۱۹۷۱قبل از استقالل امارات متحده عربی ،دولت ایران موفق شد، براساس تفاهم نامه ،)۱۳۵۰( ۱۹۷۱اختالف دولت شاهنشاهی وقت ایران با دادن امتیازاتی در جزیره ابوموسی با حکومت شارجه را حل نماید و به این طریق حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه روز ۳۰نوامبر ۹( ۱۹۷۱آذر ماه )۱۳۵۰تثبیت و نیروهای نظامی ایران در جزیره ابوموسی پیاده و مورد استقبال برادر حاکم شارجه قرار گرفتند. متاسفانه ،پس از برقراری نظام آشوبگر جمهوری اسالمی ،به سبب سیاست های نابخردانه ،سرکوبگر و بی تجربگی این رژیم در عرصه دیپلماسی ،اعراب منطقه در تقابل با ایران برخاستند و کشور ما به خاطر سیاست های غلط و تنش آفرین رژیم مطلقه فقاهتی، به انزوای بین المللی سوق داده شد.
اعالمیه حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات) حکم ارتداد و قتل
حکم ارتداد و فتوای مستقیم و غیر مستقیم قتل آقای شاهین نجفی ،هنرمند جوان و ارزشمند ایرانی در آلمان که از سوی مراجع تقلید شیعه در ایران صادر شده و جایزه یکصد هزار دالری تعیین شده از سوی»شیعه آنالین» برای قاتل ،امر تازهای نیست .تکرار روندی است که بارها و بارها علمای شیعه در طول قرنها برای حفظ و حراست از مقام و منزلتی که به دروغ به عنوان جانشینان امامان شیعه برای خود ساخته و پرداختهاند به کار بردهاند و این بار نیز بار دیگر چنین کردهاند. علمای شیعه گویا تنها تاب تحمل خدشهدار شدن قداست ساخته و پرداخته پیرامون امامان شیعه که خود بیش از آن امامان از آن قداست بهرهمند میشوند توسط غیرخودیها را ندارند واال هیچ جنایتی هر اندازه شنیع و کریه به نام آن امامان ،جنایاتی که مردم ایران سی و سه سال است شاهدان زنده آنها هستند ،از اعدام و تجاوز به دختران محکوم به مرگ و گورهای دستهجمعی و تجاوز به زندانیان در کهریزک و غارتهای چندین و چند میلیارد دالری اموال عمومی گرفته تا اشاعه اعتیاد و فحشا و هزاران مصیبت دیگر توسط حکومت اسالمی ،حکومتی که میلیاردها دالر به بیت و جیب آنان سرازیر میکند و آنان حفظاش را از اوجب واجبات میدانند، احساسات حضرات آیات عظام و علمای اعالم شیعه در قم
و نجف را جریهدار نمیکند .هیچکدام از این جنایات به نام امامان شیعه توسط جانشینان خود خوانده آن امامان توهین به امامان شیعه تلقی نمیشود. انداختن دانشجو از پنجره خوابگاه و سردادن فریاد «یا زهرا» و یا حسین» هنگام ارتکاب این جنایت شنیع توسط ماموران حکومت اسالمی حکم ارتداد هیچ آمر و عامل حکومتی را در پی ندارد که آنها هر چه باشند از آقایاناند و خودی! حافظان همان قداست خود ساختهای هستند که آقایان علما بیش از هر کس از آن بهرهمند میشوند. هدف اینگونه برخوردهها مشخص است :ایجاد فضای رعب و وحشت و تشویق مردم به خود سانسوری برای حفظ منافع طبقاتی روحانییون شیعه! حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات) ضمن محکوم کردن حکم ارتداد و فتوای قتل هنرمند جوان آقای شاهین نجفی و دفاع از آزادی بیان و اندیشه او به هموطنان خود یادآور میشود که هیچ قداستی باالتر از آزادی بیان و اندیشه و حق پرسشگری نیست .هیچ واقعییتی از آزادی بیان ،اندیشه و پرسشگری زیان ندیده و نخواهد دید .آنان که با خشونت و اشاعه جو رعب و وحشت قصد سرکوب آزادی بیان و اندیشه و سرکوب روح پرسشگری و انتقاد در جامعه را دارند بیش از هر پرسشگری درستی اعتقادات خود را زیر سوال میبرند. حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات) به آقایان علما و مراجع تقلید یادآور میشود که مسئولییت مستقیم هرگونه گزندی به آقای شاهین نجفی بر شانه آنان بوده و در آینده در یک دادگاه بیطرف شریک جرم شناخته خواهند شد و میباید پاسخگوی فتاوی و اشاعه خشونت خود باشند. پاينده ايران زنده باد ملت ايران حزب مشروطه ايران (لیبرال دموکرات)
15ژوئن شماره ۸ تریبون آزاد منتشر خواهد شد
هم میهنان عزیزم، تمامیت ارضی ایران برای ما ملت ایران ،اصلی مسلم و انکار ناپذیر است .اختالفات ایران با کشورهای همسایه می تواند همچون گذشته از طریق مذاکره و با اتخاذ سیاست های درست و صلح جویانه متقابل برطرف شود و این تنها با برقراری حکومتی ملی و با درایت که از طرف ملت ایران مشروعیت داشته باشد، ممکن می شود. حاکمان جمهوری اسالمی ،برای انحراف اذهان ملت شریف و ستمدیده ایران ،از مشکالت فراوانی که شما هم میهنانم با آن دست به گریبان هستید ،هرچند گاهی با مظلوم نمایی و تظاهر به ملی گرایی ،با اتخاذ سیاست های غلط و ماجراجویانه با دخالت در امور کشورهای همجوار ،با تحریک امــارات متحده عربی و جامعه عرب ،دست به اقداماتی می زنند که کشور عزیزمان را به آستانه خطرات جدی سوق می دهند. زیرا همانطور که بنیانگذار این رژیم غیرانسانی ،جنگ را موهبت خداوند می دانست ،رهبران کنونی نیز با اقدامات تحریک آمیزشـان در پیروی از خط فکــری و سیاست رهبـرشان در همان مسیر گـام بر می دارند و پیوسته بر طبل جنگ می کوبند وتنش می آفرینند. هم میهنان عزیزم، هوشیار باشیم ،که ادامه حیات جمهوری اسالمی،
تهدید جدی علیه تمامیت ارضی کشور و وحدت ملی ما است .از لحاظ حقوقی مالکیت و حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه «ت ُنب بزرگ ،ت ُنب کوچک و ابوموسی» غیرقابل انکار و بالمنازع است. ولی این خطر وجود دارد که با باال گرفتن این تعارض بین ایران و همسایگان عرب ،پای کشورهای غیر منطقه ای به میان آید و سرزمین ما ،عرصه منازعه مبارزات بی ثمری شود ،که منافع ملی و تمامیت ارضی ما را به خطر اندازد. هم میهنانم، در این شرایط حساس تاریخی که سرزمینمان ایران با آن روبروست ،وظیفه همه بخش های جامعه به ویژه نیروهای مسلح است ،که دست در دست مردم ایران، در چارچوب یک جنبش نافرمانی مدنی ،برای اجتناب از بروز یک فاجعه نظامی ،و ترفند رژیم و یا بعضی منافع خارجی برای ایجاد در گیری مابین ایرانی و عرب ،شیعه و سنی و برای حفظ تمامیت ارضی ایران اهتمام ورزند. براین اساس ،من به عنوان یک ایرانی ،از همه نیروهای سیاسی و مدنی ایرانی داخل و خارج از کشور ،بار دیگر دعوت می کنم ،تا با همبستگی ،همدلی و اتحاد، پیرامون هدف مشترک یعنی «حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی ایران» ،به پا خیزند و کشور را از این بحران که ناشی از وجود و دوام این رژیم تنش آفرین و غیرمردمی است ،نجات بخشند. خداوند نگهدار ایران باد رضا پهلوی
۹اردیبهشت ماه ۱۳۹۱
گردهمايي در پاريس
23ژوئن 3( 2012تير )1391
در حمايت از دموكراسي و آزادي در ايران و ساكنان اشرف و ليبرتي
Paris Gathering on 23rd June 2012 In solidarity with residents of Camp Ashraf and Liberty & in support of democracy and freedom in Iran كميته برگزاري گردهمايي پاريس june.2012.for.ashraf@gmail.com
Tel: 07534506951
www.scafi.co.uk
صفحه 5
شمارهی هفتم 5 -خرداد ماه 139۱
مراسم بزرگداشت قهرمان بزرگ مقاومت فرانسه ،ریموند ابراک در اور سور اواز
تغییر مسیر دادن و برگرداندن خودروهای خدماتی از میانه راه لیبرتی یک خیانت و حقه کثیف برای جابهجا کردن پنجمین گروه از اشرف به لیبرتی بدون آب و سوخت و خودروهای خدماتی
مریم رجوی خواستار مداخله بالدرنگ دبیرکل ملل متحد و مقامهای آمریکایی شد و اعالم کرد تا حل و فصل این موضوع و اجرای کامل همه توافقها دیگر توصیه نخواهد کرد کسی از اشرف به لیبرتی برود.
پس از دو هفته گفتگوی فرساینده و پس از تعویض هشت پیشنویس با مارتین کوبلر ،نماینده ویژه دبیرکل در عراق ،که سراپا نقض عهد و پایمال کردن یادداشت تفاهم ( )MOUو نامه ها و توافقات پیشین با دولت عراق بود ،سرانجام در روز جمعه ۱۵اردیبهشت ،حوالی ساعت ۲۰به وقت محلی ،بیش از ۴۰۰ تن از ساکنان اشرف ،عازم کمپ لیبرتی شدند .بازرسی وسایل و افراد در گرمای طاقتفرسا از روز جمعه ۸اردیبهشت ( ۲۷آوریل) تا غروب روز جمعه ۱۵اردیبهشت ،یعنی در مجموع هشت روز بهطول انجامید و انتقال نیمی از بارهای ساکنان هم به بعد موکول شده است. حرکت پنجمین گروه به اصرار مشاور ویژه وزیر خارجه آمریکا در امور اشرف و نماینده ویژه دبیرکل در حالی صورت گرفت که بر خالف نامه و ایمیلهای متعدد آقای کوبلر ،مقامهای عراقی حتی با بردن خودروها و بنگالهای ویژه افراد فلج و معلوالن کمر به پایین مخالفت کردند .پس از دو هفته مذاکرات و مکاتبات فشرده ،تنها با بردن یک مینی بوس برای ۴۰۰نفر و ۶خودروی خدماتی ( ۳تانکر آب ۲ ،تانکر فاضالب و ۱تانکر سوخت) موافقت شد که با پنجمین ستون همراه شدند. اما ساعتی پس از حرکت ستون خودروها که ناظران ملل متحد حرکت آن را مانیتور می کردند ،ساکنان اشرف که سوار بر
اتوبوسها بودند متوجه شدند که اثری از ماشینهای خدماتی نیست و با تلفن دستی به دوستانشان در اشرف اطالع دادند. در نخستین ساعت کسی از اشرف و از داخل این ستون موفق به تماس با ناظران ملل متحد نشد .متعاقباً معلوم شد که خودروهای خدماتی را که در هرکدام از آنها یکی از ساکنان اشرف حضور داشت بهدستور مقامهای عراقی از میانه راه به اشرف برگردانده شده اند. قبول کردن انتقال شش خودروی خدماتی و سپس تغییر مسیر دادن و برگرداندن آنها از میانه راه یک خیانت و حقه کثیف و نقض آشکار همه توافقات در زیر چشم ملل متحد و ناظران آن است تا ۴۰۰نفر بدون خودروهای آب و سوخت و فاضالب، تحت فشار هر چه بیشتر قرار گیرند. به قرار اطالع نفرات پنجمین گروه در میانه راه لیبرتی در تماس با نماینده ویژه دبیرکل و مقامهای آمریکایی ،خواهان بازگشت بالدرنگ همگی به اشرف شده اند. خانم رجوی که به درخواست او ساکنان اشرف انتقال به لیبرتی را پذیرفتند ،خواستار مداخله بالدرنگ دبیرکل ملل متحد و مسئوالن آمریکایی شد و اعالم کرد تا حل و فصل این موضوع و اجرای کامل همه توافقات ،دیگر توصیه نخواهد کرد کسی از اشرف به لیبرتی برود. کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد در اطالعیه های پیاپی خود بر حق آزادی رفت و آمد ساکنان لیبرتی تأکید کرده است اما لیبرتی همچنان یک زندان احاطه شده با زرهپوشها باقی مانده است. دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران ۱۵اردیبهشت ۴( ۱۳۹۱مه )۲۰۱۲
حذف نام خلیج فارس توسط کمپانی گوگل را محکوم میکنیم!
اخیرا شرکت گوگل نام خلیج فارس را از نقشه جغرافیای خود حذف نموده است .ما این حذف را یک اقدام سیاسی درجهت پوشاندن واقعیات تاریخی ،به نفع نیروهای تجاوزگر و ماجراجو در منطقه و بمنظور پراکندن تخم دشمنی و بی اعتمادی در میان کشورهای همسایه خلیج فارس میدانیم و
آن را به عنوان اقدامی مغرضانه و سودجویانه شدیدآمحکوممینمائیم. ما در عین حال تاکید میکنیم که اقدامات تجاوزگرایانه ای که این روزها مکررا شاهد آنیم عمدتا ناشی از برخوردهای تنش آمیز و سیاستهاینابخردانهسردمدارانجمهوری اسالمی در قبال کشورهای همسایه است. سیاست هائی که ایران را به انزوای کامل در سیاست خارجی و در منطقه کشانده و باعث شده که هر روز صدائی به تحریک علیه ایران و تمامیت ارضی آن بلند شود، بدون آنکه حکومت توان مقابله با آن را
سوپر دنا
داشتهباشد. سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور راه حل دفع تمامی خطرات علیه ایران و تمامیت ارضی آن را برکناری این حکومت ضد مردمی و خودکامه و استقرار یک حکومت ملی مسئول در مقابل مردم و آیندهکشور میداند. هیات اجرائی سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور مهندس کامبیز قائم مقام ـ مهندس بهمن مبشری – دکتر همایون مهمنش شانزدهماردیبهشت۱۳۹۱
SUPER DENA کلیه مایحتاج یک خانواده ایرانی را زیر یک سقف گرد آوری منوده است
خانوادهعزیزاوبراک،الیزابتعزیز، خانمهاوآقایان،دوستانعزیز! از جانب مقاومت ایران به شما خوشآمد میگویم. ما اینجا جمع شده ایم تا به ریموند اوبراک وجدان سرشار از درایت مردم فرانسه که بهتازگی دار فانی را وداع گفته است ،ادای احترام کنیم؛ادایاحترامنسبتبهمبارزهشجاعانهوقهرمانانهاودربرابر نازیها، ادای احترام نسبت به ارزشهایی که تجلی بخش تمامی زندگی او بود :یعنی انسانیت ،اصول و مبارزه ،ادای احترام به وفاداری او به برنامه شورای ملی مقاومت فرانسه که ۶۸سال پیش تدوین شد .و احترام به درسهایی که او به نسلهای آینده داد. من همچنین میخواهم خاطره خواهر عزیزم ،لوسی ،قهرمان بزرگ ی بدارم .او برای من سمبل شجاعت زنان مقاومت فرانسه را گرام فرانسوی است .او و ریمون ,همراه با شخصیتهایی چون دانیل میتران، آبه پیر ،اسقف گایو و ژان فرا ,ژان لوک مالنشون و فرانسوا هوالند در سال ۲۰۰۳نسبت به بی عدالتی که بر مقاومت ایران روا شد و به حملهپلیسی۱۷ژوئنبهاینجاوبهخانههایپناهندگانایرانیشجاعانه اعتراض کردند .ریمون ابراک یکی از اولین بنیانگذاران کمیتهی فرانسوی برای ایران دمکراتیک بود که در سال ۲۰۰۷برای حمایت از مقاومت ایران تشکیل شد .او در حمایت قاطع از مقاومت و ساکنین اشرف ،در سختترین شرایط آن ،به خود تردیدی راه نداد .او همچنینپایداریمجاهدینخلقدرشهراشرفراکهتحتمحاصره بیرحمانهقرارداشتند،تشویقمینمود. ما هر گز نقش آقای اوبراک را که یک پدر برای مجاهدان آزادی در اشرفبودراازیادنمیبریم.اونگرانآنهابود؛چراکهاومتعهدبهدفاع از ارزشهای مقاومت برای آزادی و عدالت بود. آقای اوبراک در ژوئن گذشته برای نشان دادن حمایت قاطع خود در گردهمآیی بزرگ مقاومت در ویلپنت شرکت نمود .او همچنین به ما سعادت و افتخار این را داد که به اینجا ،مقر شورای ملی مقاومت ایران بیاید .این دیداری است که برای همیشه در قلبها و تاریخ ما باقی خواهدماند. انگیزهاینسخاوتوحمایتازیکجنبشتحتسرکوبوشیطان سازی شده ،چهبود؟
انگیزه حمایت خستگی ناپذیر او از ساکنین اشرف که برای آزادی میهنشانمبارزهمیکنند،چهبود؟ من فکر میکنم برای او ،در همه جا و در همه لحظات ،دفاع از ک اولویت بود .هر زن و مرد مقاومی برای او ارزشهای مقاومت ،ی یک خواهر یا برادر بود .او کامال رنجهای آنها را فهم میکرد .روشن است که بهدلیل فرهنگ و تاریخ ایران ،شرایط ما با مقاومت فرانسه تفاوت دارد .اما اگر ما به لوسی و ریموند ابراک درود میفرستیم، به دلیل ارزشهای مشترک مقاومت است .به خاطر دفاع از این ارزشهاست که ساکنین اشرف الگوی زنان و جوانان ایران شدهاند: یعنی بهدلیل تسلیم نشدن در برابر فاشیسم مذهبی ،بهدلیل پراکندن امید ،بهدلیل دفاع از آزادی و بهدلیل مقاومت.به همین خاطر است که تک تک اعضای مقاومت ایران به ریمون و لوسی عشق می ورزند و بهخوبی ارزش تمامی کارهای آنها را درک میکنند .اگرچه آنها دیگر در میان نیستند ،ولی امید ،عشق و رزمندگیشان همچنان زنده است. آنهاهمچنیندروجدانمردمفرانسهوبهارتغییریکهدرفرانسهوزیده است ،حاضرند .آنها با مقاومتشان جوهر بهار را نمایندگی میکردند. هرکجاکهمشعلمقاومتباشد،آنهاآنجاهستند. در فرانسه و در جهان ،نسلهای آینده راهی را که آنها گشودند ادامه خواهند داد .نوه های ریمون و لوسی و همچنین نوه های معنوی آنها، بی شک حامل ارزشهای آنها خواهند بود. بار دیگر از حضور شما در اینجا تشکر میکنم .بهطور خاص ،از صمیم قلب از الیزابت که امروز خانواده ابراک را در این مراسم نمایندگی میکند ،تشکر میکنم .شما االن مانند عضوی از خانواده بزرگ ما هستی .د ازحضورتانامروزمتشکرم
اعالم موجودیت « کمپین دفاع برای آزادی رضا شهابی» -گوتنبرگ (سوئد) کارگر زندانی ،زندانی سیاسی آزاد باید گردد!
کارگران ،مردم آزاده ؛ ما تعدادی از فعالین و مدافعین کارگری ساکن در شهر گوتنبرگ (سوئد ) بنابر ضرورت ،در تاریخ 09/05/2012برابر با 20 اردیبهشت ماه 1391در سالن هاگا بیو گرد هم آمدیم تا در باره احکام ناعادالنه صادره برای کارگر زندانی ،رضا شهابی به تبادل نظر بپردازیم .ماحصل آن ایجاد « کمپین دفاع برای آزادی رضا شهابی « شد. این جلسه که با حضور افراد با تجربه در عرصه جنبش کارگری برگزار شد از زوایای مختلف مسئله کمپین دفاع برای آزادی رضا شهابی را مورد بررسی قرار داد .
در این جلسه با رای اکثریت اعضای حاضر تصمیماتذیل حاصلشد: تعیین گرو ه های کاریتعیینسخنگو برنامه ریزی اولین پیشنهاد کار عملی (برگزاریآکسیون) برگزاریبرنامههایشبهمبستگی مراجعه به اتحادیه های کارگری کشورسوئد دعوت از خوانندگان مطرح چپ سوئد ،جهت اجرای کنسرت موسیقی همچنین قرارشد که در جریان کار و با شناخت ظرفیت ها ،این کمپین در صورت امکان کار های جدید را در دستور کار خود قرار دهد. ضمنا قرار شد که سخنگو باز گو کننده اهداف و نظرات این کمپین باشد و نقطه نظرات مشورتی کمپین را از طریق مصاحبه با رسانه ها به اطالع عموم برساند.
ما از تمامی ،نهاد ها ،سازما نها ،احزاب ، تشکل ها و افراد منفرد انتظار داریم با هم و در کنار هم به زندان و شکنجه ،به اعدام و بازداشت و دیگر مصائبی که توسط دولت سرمایه داری جمهوری اسالمی بر جامعه ایران تحمیل شده است اعتراض کنیم .ماباید در حد توان صدای اعتراض جنبش کارگری ایران و فعالین این جنبش از جمله رضا شهابی باشیم وچهرهکریهوضدانسانیواستثمارگر حاکمیت ایران را بیشتر از گذشته افشا کنیم . در اولین کار مشترک به حکم صادره برای رضا شهابی اعتراض خواهیم کرد و بعنوان انسانهای سوسیالیست در کنار هم طبقه ای های خود برای رسیدن به جامعه ای آزاد وبرابر و رفع استثمار انسان از انسان تالش خواهیمکرد. در ضمن منبع خبری ما در باره وضعیت رضا شهابی « کمیته دفاع از رضا شهابی «می باشد
رستوران کندو شبهای خاطره انگیز و بیاد ماندنی خود را در مناسبترین مکان برای فضای صمیمی و متفاوت برگذاری مراسم جشنها و میهمانیهای شما رستوران کندو زنده کنید
محصوالت ایرانی به صورت عمده و خرده
Tel: 020 85 66 93 60
6 Ashbourne Parade (On Hanger Lane Roundabout) London W5 3QS
Geöffnet: Mo - Do: 12:00 - 22:00 Fr, So: 12:00 - 23:00 Sa: 13:00 - 23:00 دوشنبه تا پنج شنبه از ظهر تا 10شب جمعه تا یکشنبه از ظهر تا 11شب شنبه از 1تا 11شب
Restaurant kandu Martinstraße 34, 40223 Düsseldorf
1579 1541
Tel: 0211
صفحه 6
شمارهی هفتم 5 -خرداد ماه 139۱
هادیخرسندی در تریبون آزاد
مصاحب ِۀ تاریخی پرویز ثابتی مدیرکل امنیت داخلی ساواک (برای اختصار :مقام امنیتی) و عرفان قانعی فرد خبرنگار و پژوهشگر و مصاحبه چی (برای اختصار :خبرنگار امنیتی)، تقل بسیار پیدا کرده که یکیش حضور خبرنگار امنیتی در تلویزیون اندیشه و پاسخ دادن به سواالت مدیر خجالتی این تلویزیون (آقای فروزنده) بود. در این برنامه سه نکتۀ سکسی بر الغگو روشن شد :یکی اینکه مقام امنیتی اطالع دارد که جهان پهلوان غالمرضا تختی ضعف قوای جنسی داشته و برای همین خودکشی کرده. دو اینکه مقام امنیتی آگاه است که زنده یاد غالمحسین ساعدی در مطب روانکاویش به همسر یکی ا زدوستانش تجاوز کرده و سه اینکه مقام امنیتی ادعای خانم هما ناطق را رد
سنجه های سکسی مقام امنیتی و نوچه اش میکند که در زندان ساواک به او تجاوز شده. ردیه مقام امنیتی بر این استدالل استوار است که خانم ناطق لعبت شهرآشوبی نبوده که به او تجاوز بشود. الغگو اجازه میخواهد که این هفته همین سومی را بچسبد و دو افشاگری خاله زنکی(عمو مردکی) دیگر را بگذارد برای هفتۀ بعد. اینکه در سازمان متبوعۀ مقام امنیتی ،استاندارد شهرآشوبی چه مختصات و مشخصه هائی داشته و ایشان رغبت تجاوز به چه نوع زندانی را در شأن سلیقۀ زندانبانان تحت رهبری خود میدانستند ،بر الغگو معلوم نیست .جا دارد که مقام امنیتی به زودی در مصاحبۀ دیگری ،اندازۀ دور سینه و باسن و قد و قوارۀ زندانی مستحق تجاوز را اعالم فرمایند که از قدیم گفته اند گذشته چراغ راه آینده است! خبرنگار امنیتی که در تلویزیون اندیشه نقش نوچۀ مقام امنیتی را بازی میکرد در مورد ادعای تجاوز به خانم هما ناطق ،فرمود« :هما ناطق که من برای ایشون احترام قائلم (وای به حال آن بانوی بزرگ) و البته ایشون را زیارت نکردم (چه سعادتی برای آن بانوی بزرگ) بهرحال اون چیزی که در اشعار فارسی هست که معموال شهرآشوبی و لعبت فتانی باشه ایشون منافات داره با این قضیه .ولی ایشون در آن ایام عنوان کرده که من را بردند به ساواک و تجاوز جنسی شد به من» بعد تازه معلوم میشود که خبرنگار امنیتی عین فرمایشات استادش را کپی کرده و خوشخدمتانه با افزودن پیازداغ و لفت و لعاب اضافه ،از قول خودش بیان کرده! چرا که ادامه داد :مقام امنیتی هم همین را میگوید و «طنز هم در درش هست» که «ایشان لعبت شهرآشوبی نبوده و هرکسی اون چهره را نگاه میکرد به طبع میخندید بر این قضیه». پرسش از خبرنگار امنیتی: شما خودتان چه زنی را شهرآشوب و لعبت فتان میدانید؟ مث ً ال :شما که با این جدیت و پشتکار توانسته اید بعد از چهل سال مقام امنیتی را به حرف بیاورید ،و از یک خط درمیان کتابتان معلوم است که مرید و مطاع ایشان بوده اید و برای انجام مصاحبه همۀ تقاضاهایش
را برآورده اید ،اگر آقای ثابتی تقاضا میکرد وقتی برای مصاحبه میروید یک لعبت فتان و شهرآشوب هم با خودتان ببرید ،چه جوری زنی برایش میبردید؟ میدانم که شما در این رشته تازه کارید و باید سالها زیر دست و پای مقام امنیتی کار کنید ،اما همینطوری دوستانه میپرسم :چه جور زنی میبردید که «منافات نداشته باشد»؟ اص ً ال زن میبردید یا مرد؟ (البته اگر مرد فتان و شهرآشوب میخواست الزم نمیشد کسی را همراهتان ببرید!) سوال از مقام امنیتی: چنانکه از خاطرات اسداهلل علم برمیآید، محمدرضا شاه اهل عیش و عشق بوده یا به قول خودش زیادی میرفته «گردش» .بی شک هویت زن هائی که برای معظم له میآوردند یا میبردند ،نمیتوانست و نمیشد از دید تیزبین ساواک و چشم های درشت مقام امنیتی پنهان بماند ،به خصوص بلوندهای چشم آبی که از خارج وارد میشدند. پرسش من اینکه ،در بررسی صالحیت امنیتی این خانم ها - ،که مث ً ال مبادا «کا.گ.ب» یا «سی.آی.ا» فرستاده باشندشان – آیا به مراتب شهرآشوبی و فتانی آنها هم توجه میکردید یا خیر؟ و بعد از رد شدن طرف از فیلتر ساواک – آیا برای رعایت شرایط امنیتی ،خودتان میبردیدشان برای شاه یا بی احتیاطی میکردید و میدادید دیگران ببرند؟ در خاتمه نظر به اینکه فرموده بودید که «هرکسی اون چهره را نگاه میکرد به طبع میخندید ».و از آنجا که به نظر میرسد شما و خبرنگارتان زیادی به این قضیه خندیده باشید، الزم میدانم حکایتی از عبید زاکانی برایتان نقل کنم که این هم خوشبختانه «طنز هم درش هست!»: «مادر جحی ب ُمرد .غساله چون از غسل فارغ شد گفت مادرت زنی بهشتی بود .در آن زمان که او را می شستم می خنديد( – .عبید با رعایت عفت کالم از قول جحی به آن زنک میگوید): او به فالن تو و از آن خود می خنديد .آن جايگاه که او بود چه جای خنده بود».
تله ویزیون های فارسی و شعور بیننده و شرمساری تکنولژی! قار قارست در تله ویزیون دار دارست در تله ویزیون با ریموت کنترل تماشا کن فانفارست در تله ویزیون غلط فارسی و دستوری بیشمارست در تله ویزیون غلطش بازپخش هم دارد! شاهکارست در تله ویزیون بلبشو ،قشقرق ،الم شنگه برقرارست در تله ویزیون این یکی مژده میدهد که رژیم تار و مارست در تله ویزیون آن یکی آمده ز سوی رژیم پاسدارست در تله ویزیون سومی داد میزند :حرکت! تیمسار است در تله ویزیون زوم کرده به مدفن کورش افتخارست در تله ویزیون! دیگری با عزای موروثی سوگوارست در تله ویزیون آن یکی مدعی که بی طرف است کهنه کارست در تله ویزیون یکنفر محو میشود ناگه بدبیارست در تله ویزیون آن که پای پیاده آمده بود تک سوارست در تله ویزیون این یکی کاسب است و میداند که دالرست در تله ویزیون دیگری از برای برنامه جان نثارست در تله ویزیون همدلی با رژیم اسالمی آشکارست در تله ویزیون روی خط یکنفر کند گریه بیقرارست در تله ویزیون یکنفر میکند روانکاوی
غمگسارست در تله ویزیون این یکی چاه را نکنده ولی با منارست در تله ویزیون آن یکی فحش میدهد به همه سگ هارست در تله ویزیون نه تله ویزیون ،تله و زیان! زهرمارست در تله ویزیون هر گروهی به آن ندارد راه انحصارست در تله ویزیون باد دارد دماغ گوینده اشتهارست در تله ویزیون تازگی دوبله هم اضافه شده سوسمارست در تله ویزیون! آنکه یکخرده کار میداند برکنارست در تله ویزیون کارشان ،جز سه چار تن الیق زار زارست در تله ویزیون وین رفیق عزیز من یکی از آن سه چارست در تله ویزیون! دشمن از پشت صحنه پنداری گرم کارست در تله ویزیون گوش دادن به انتقاد طرف ننگ و عارست در تله ویزیون ناگهان میشود صدایت قطع اقتدارست در تله ویزیون همه را دیده ام ،که میگویم! کارزارست در تله ویزیون این میانه شعور بیننده سنگسارست در تله ویزیون شک ندارم که روح تکنولژی شرمسارست در تله ویزیون آسمان مبارزه باری پر غبارست در تله ویزیون تا به کی باید اینچنین عالف من و انگشت خویش و دگمۀ OFF
صفحه 7
اتاق فکر از محمود سرابی در ۲شماره گذشته نشریه تریبون آزاد مقاله ای تحت عنوان «اتاق فکر» نوشتم که چنانچه مورد توجه قرار بگیرد در این ۲قسمت بخشی کلیدی از فعالیت های رژیم جمهوری اسالمی را نوشتم و در واقع مانند پازلی سعی کرده ام آن را برای خوانندگان محترم نشریه تریبون آزاد باز کرده و سپس به تشریح فصل به فصل فعالیت های رژیم در خارج از کشور بپردازم. ً ولی متأسفانه به دلیل اشتبا هات و غلط های تایپی این مقاله برای خوانندگان عزیز کامال واضح و روشن نبود و به همین دلیل یکبار دیگر با تصحیح کامل مقاله را تقدیم حضورتان می کنیم و تقاضا دارم شما که این مقاله را می خوانید از طریق ایمیل ٬نامه ٬تلفن و یا فکس نقطه نظرهای خود را برای دفتر نشریه تریبون آزاد ارسال نمائید. حکومت جمهوری اسالمی را چند آخوند عقب مانده اداره و کنترل نمی کنند بلکه نسل جوان و تحصیل کرده ای درپس پرده و در (اتاق فکر) حکومت را می چرخانند .اگر دنیای امروز را دهکده ای فرض کنیم این جغرافیای جهانی تقسیم بندی خود را دارد ٥قاره جهان در شکل ظاهری به کشورهای مختلفی تقسیم بندیتقسیم شده اند و باز هم در ظاهر هر کشور حکومت و دولتی با ملیت مردمان آن کشور دارد که باید مدافع منافع ملی کشور خود باشد و روابط بین المللی خود راهم با تمام کشورهای جهان براساس داد و ستدهای اقتصادی در برابر اندیشه سود کشور خود قرار دهند و بازهم در ظاهر هیچ کشوری حق دخالت،تجاوز و به کشور دیگری را ندارد،ولی آیا واقعا روابط جهانی در پس پرده هم همین گونه است؟ یعنی در صحنه جهانی سیاست گذاری واقعا جایگاه مستقل یک کشور افریقایی،آسیایی و حتی بعضی از کشور های اروپایی همان گونه است که جایگاه امریکا,انگلستان،فرانسه ،آلمان،ایتالیا ،اسپانیا قرار دارد؟ یعنی همانطور که یک امریکایی و انگلیسی و ...صاحب ثروت ملی کشور خودش میباشد یک عرب یا ایرانی با افریقایی و ...هم صاحب اصلی ثروت ملی خودش میباشد ؟همانطور که یک ایرانی یا افریقایی یا عرب و...هرگز نمیتواند تصور کند که امکان دارد آنان بتوانند در امور داخلی امریکا یا اروپائیان دخالت کنند در عمل آیا دولت گذاران امریکایی و اروپایی هم اینگونه فکر می کنند؟ مسلما بر خالف شکل ظاهری دهکده جهانی در پس پرده سناریو این گونه رقم خورده است که در این دهکده جهانی کدخدا و کدخدایانی هستند که باید اهالی دهکده به آنان احترام بگذارند و حرفشان را گوش کنند و هم سهم برتر بودن کدخدایی شان را بپردازند، کدخداهای جهانی که چند کشور بیشتر نیستند به صدو اندی از کشورهای جهان بطور نامریی حکومت می کنند و منافع ملی آنان را به تاراج می برند ولی در ظاهر صورت مسئله اینگونه نیست .حکومت هایی برای این کدخداها ایده ال است که چنانچه در ظاهر هم شعار مردم و منافع مردم را میدهند در پس پرده خود را مطیع اوامر کدخدایان نشان دهند و هرزمان که این حکومتگران دست نشانده هر زمان ادعای منافع ملی کردند کدخدایان جهانی با طرح و برنامه ترتیب سرنگونی آنان بدست گروهی دیگر از مردمان همان کشور خواهند داد و در ظاهر هم هیچ دخالتی این کدخدایان ندارند برای مثال می توان به همین حوادث یکی ،دوسال گذشته در کشورهای یمن،مصر ،لیبی ,سودان وعراق ...نگاه کرد بناگاه رهبران این کشورها با پیشینه دهها سال حکومت در اندک مدتی سرنگون شدند همان گونه که با شاه شد ولی حکومتی مانند مالیان جمهوری اسالمی که ٣۳سال زیر تهدید جهانی است سرجایش نشسته است زیرا در پس پرده و توافق های رذیالنه منافع کدخدایان جهانی را تامین می کنند ولی در
ظاهر؟تحریم ،؟تهدید ٣۳ســال است رواج دارد. دوستان عزیر در دهکده جهانی کدخدایان با تشکیل (اتاق فکر) که با حضور اساتید و صاحب نظران و ایده لوگ های درجه اول جهان است می نشیند و برای هر کشوری که صاحب ثروتی است بخشی دایر می کنند و در آن بخش هر کشوری را بر اساس مردم آن کشور آنالیز و تجزیه و تحلیل می نمایند. تاریخچه ،سابقه قومی ،ملی و مذهبی این کشورها را مالک طرحهای خود قرار میدهندکه تعصبات یا احساسات و عواطف مردمان این کشورها چگونه تحریک و برانگیخته می گــردد چگونه میتوان مردمان هریک از کشورهایی را که می خواهند به خیابانها بریزند و به محور موضوعات از قبل تعین شده قیام انقالب راه بندازند .البته همیشه در کنار حکومت های دست نشانده خود عوامل و جاسوسهای داخلی خود را جاسازی می کنند که سربزنگاه اینان نقش تعیین کننده خود را بازی کنند که میتوان به حسین فدوست ،قره باغی در حکومت شاه اشاره کرد و آنچه مورد بحث ماست مسئله «اتاق فکر» در جمهوری اسالمی است.اتاق فکری که در ارتباط مستقیم با سیاست جهانی و اتاق فکر کداخدایان قرار دارد و طی حداقل ۲۰سال گذشته تعداد بسیاری از جوانان تحصیل کرده و با استعداد از درون شکم همین رژیم راهی مهم ترین و بزرگترین مراکز علمی جهان شده و آموزش دیده اند هر ساله در دوره های دکترا،در دانشگاههای آکسفورد ،کمبریح،لندن و تعداد بسیاری از همین فرستادگان حکومت اسالمی حضور دارند که با آخرین متدهای آموزشی تعلیم و تربیت و روانشناسی و روانکاری با جامعه آشنا می شوند و این زنجیره آموزشی جهانی به دانشگاههای هاروارد و سوربن و سایر مراکز مهم علمی جهان کشیده میشود و همین آموزش دیدگان در اتاق فکر حکومت اسالمی می نشینند و با ارائه طرحها و برنامه های گوناگون در زمینه تولید خوراک فکری به ایرانیان داخل و خارج از کشور تالش می کنند و سپس این خوراک آماده را بخورد مردم میدهند و با افکار آنان بازی می کنند. در این بازی شوم و قبول آن به مردم عادی نقش رسانه های خارج از کشور مهم ترین نقش را دارد تا مردم آن قبول کنند چون گروهی بوسیله همین رسانه ها توانسته اند چهر های قالبی و دروغین برای خود بسازند که مخالف رژیم هستند و طبق طرح -۸۰ ۲۰همین طراحان اتاق فکر که به گروهی خط میدهند که مثال تا ٪۸۰به رژیم حمله کنید تا مردم شما را مخالف قبول کنند و سپس ٪۲۰هم بخشی از حکومت را خوب و مبارزه نشان دهید تا مردم آنان را بپذیرند که اینان فردا بتوانند جایگزن نیروی تندرو حکومت باشند امثال ،خاتمی ها ،موسوی ها، کروبی ها... در اتاق فکر حکومت اسالمی ابزار و امکانات کامل مالی و بقولی سخت افزاری نرم افزاری وجود دارد
شمارهی هفتم 5 -خرداد ماه 139۱
جمهوری اسالمی را٢اتاق فکر (جهانی و داخلی) حفظ می کند حکومت جمهوری اســامی را چند آخوند عقب مانده اداره و کنترل نمی کنند بلکه نسل جوان و تحصیل کرده ای درپس پرده و در (اتاق فکر) حکومت را می چرخاند. و دست اینان برای اجرای طرحهای خود کامال باز است و هر چقدر که بخواهند میتوانند هزینه کنند. در این اتاق فکر طی ۲۰سال گذشته بتدریج اتفاقات و حوادثی هم بوقوع پیوسته است که در عمل به طراحان اتاق فکر کمک شایانی نموده از جمله ظهورسته الیت اتفاقی از سوی تلویزیون پارس و NITVکه بدون برنامه ریزی و تصادفی درایران دیده شد و بیکباره موج سته الیت سواری راه افتاد که در نهایت اتاق فکر حکومت اسالمی توانست این موج راکنترل و بنفع خود بازی را بگرداند. امروز شاهد بیش از ۹۰کانال ۲۴ساعته هستیم که ٪۹۹آن در خدمت اهداف استراتژیک حکومت مالیان است. طراحان اتاق فکر رژیم اسالمی در زیر پوشش شرکتهای تجاری انتشار نشریات تأسیس کانالهای تلویزیونی تأسیس کالج های دانشجویی تأسیس رستوران ،کالب،سوپرمارکت و مغازه های تجاری مختلف تأسیس دفاتر تجاری واردات و صادرات جابه جایی دفاتر دولتی قبلی به اسامی جدید با تعیین هیأت مدیره هایی که در هر کشوری چند تایی از نمایندگان با نفوذ آن کشور که بازنشسته شده باشند وجود دارند. وزارت اطالعات ،سپاه و بسیج در ۳سال گذشته تنها در انگلستان متجاوز از ۸هزار نفر از اعضای خود را زیر پوشش پناهندگی به این کشور آورده و با ۲ هویت و پاسپورت برای آنان اخذ پناهندگی کرده اند -۱خبرچینی و کسب اطالعات از ایرانیان ساکن هر کشوری -۲کنترل و هدایت سمت و سوی تظاهرات سیاسی. .1حفظ حکومت رژیم بر مبنای اجرای طرح 2تقسیم بندی خوب و بد در دل همین حکومت که اپوزیسیون این رژیم هم در داخل همین رژیم است و اگر روزی قرار است رژیم دچار تغییر شود و جانشینان آینده هم امثال خاتمی ،موسوی و کروبی و ...هستند. .2بخش ممنوعیت های حکومتی مانند موزیک ،رقص ،مد ،برنامه های بی محتوای سرگرمی کننده آبکی را هم با ایجاد دهها کانال تلویزیونی که تماما ً زیر نظر اتاق فکر رژیم می باشد را راه اندازی کرده اند تا در خانواده هر ایرانی در داخل کشور ماهواره ای سته الیتی باشد و سرشان را با آن گرم کنند و در تلویزیون های به اصطالح سیاسی هم خط رژیم دارای 2قسمت خوب و بد است را جا بیندازند. .3بخش اقتصادی اتاق فکر جمهوری اسالمی در تمای کشورهای جهان که اهمیت سیاسی یا اجنماعی بیشتر ایرانیان را دارد زیر پوشش شرکت های تجاری مهم ترین کانال پول شویی را دایر کرده است و بر خالف سال های گذشته که پول قاچاق را بوسیله تعدادی قاچاقچی به خارج می آورد که مبلغ آن نمی توانست عدد باالیی باشد و بسیاری مواقع هم این قاچاقچی های پول شو گیر پلیس کشور های اروپائی و آسیایی می افتادند ولی امروز زیر پوشش این شرکت های تجاری و به عنوان سرمایه اولیه میلیاردها پوند و دالر را به عنوان پشتوانه تاسیس این شرکت ها وارد بازارا تجارت می کنند و در شرح وظایف هر کدام از این شرکت ها که امروز تعدادشان از مرز هزار هم گذشته است وظایف آنان در هر شرکتی به این شکل می باشد. .1صادرات و واردات به ایران و از ایران به خارج هدف از صادرات و وادرات عمالً به دنبال نیازهای خاصی می باشد که ظاهراً در لیست ممنوع در داد و ستد های جهانی قرار دارد مانند تسلیحات نظامی مرگبار ،نیازهای ممنوعه اتمی رژیم ،وسایل و ابزار
شکنجه و اقرارگیری از زندانیان سیاسی در ایران، کنترل بازار خرید ایرانیان در خارج از کشور که در هر سوپر مارکت ایرانی شاهد صدها نمونه اجناس داخلی هستیم. دایر کردن حساب هایی که بتوان به عنوان پشتوانه ای بزرگ زمان های ضروری از آن جهت تامین اهداف رژیم استفاده کرد. .2تاسیس کالج های اعزام دانشجویی ارتباط و کنترل دانشجویان به خارج از کشور در بسیاری از مواقع اعزام اعضای سپاه ،بسیج و وزارت اطالعات زیر پوشش دانشجو و در بسیاری از مــوارد پناهندگی .این به اصطالع دانشجویان یا پناهندگان بتوانند زیر پوشش ظاهری در میان ایرانیان دیگر نفوذ کنند و هر اطالعاتی را که می توانند جمع آوری نمایند و در اختیار اتاق فکر حکومت قرار دهند .بسیاری از این به اصطالح دانشجویان و پناهندگان که ظاهراً نباید هم وضع مالیشان خوب باشد .امروز در اروپا و امریکا و بخشی از کشور های آسیایی مانند مالزی ،ژاپن و ...یا اروپا ،انگلستان ،آلمان ،کانادا ،استرالیا صدها رستوران ،سوپر مارکت و شغل های دیگر راه اندازی کرده اند که سرمایه آن از سوی رژیم تامین می شود. .3فعالیت های فرهنگی ،هنری و ایجاد کانال های تلویزیونی ماهواره ای مهم ترین وظیفه این کانال ها صورت حساب سازی های کالن زیر پوشش آگهی های تجارتی است ده ها کانال ماهواره ای که ظاهراً فیلم سینمایی ایرانی و خارجی نمایش می دهند و جالب و عجب فیلم های دوبله شده است که اکثریت با صداهای دوبلورهای سرشناس در داخل ایران انجام می گردد یا موزیک پخش می کنند و به نوعی کمبود های سرگرم کننده در داخل ایران تامین می کنند ولی با نمایش دادن تعدادی آکهی تجارتی که متعلق بخودشان هم می باشد با ساختن صورت حساب های جعلی که نشان دهد صاحبان این آگهی ها بابت تبلیغاتشان رقم های زیــادی پرداخت کرده اند که هر ساله هر کانالی متجاوز از حداقل یک میلیارد پوند یا دالر و یورو نشان می دهد که از سوی آگهی دهندگان که آن هم از خودشان است به حسابهایشان واریز شده و مالیات آنرا هم می دهند زیرا تمامی این پول ها از طریق پول شویی انجام می گردد و به نفع رژیم است که مالیات به کشورهایی که این شرکت ها در آنجا قرار دارند بپردازد و خطر دستگیری قاچاقچی ها را کم کند. زیر پوشش این شرکت ها بخشی به فعالیت های فرهنگی ،هنری اختصاص دارد که در بخش به ظاهر فرهنگی شاهد حضور دهها نشریه بی هویت در اروپا هستیم که با پشتوانه رژیم به بازار آمده اند و همگی مجانی و قیمت آگهی هایشان هم در حد مجانی است .این نشریات هدفشان ترویج و گسترش بی تفاوتی در جامعه ایرانیان در خارج از کشور است و بی اعتبار و بی ارزش نمودند نقش مهم رسانه ای به همین دلیل هم اکثریت مطلق گردانندگان این نشریات حتی سوادی در حد یک نامه نوشتن برای عمه شان را هم ندارند .برگزاری کنسرت ها، نمایش فیلم های سینمایی از داخل ایران ،مجموع این بخش از فعالیت های رژیم را چنان که توضیح دادم از درون اتاق فکر رژیم تولید می شود و من بطور گذرا و خالصه آنرا برایتان شرح می دهم. در شماره آینده به ارتباطات اتاق فکر حکومت با دالل ها و واسطه های ایرانی و خارجی خواهم پرداخت و برایتان خواهم نوشت که شرح وظایف و فعالیت های این افراد با رژیم مالیان چیست و این گروه مزدور و دالل چگونه با ترفند ها وشیوه های روانشناسانه با افکار مردم بازی می کنند. ....ادامه دارد
صفحه 8
شمارهی هفتم 5 -خرداد ماه 139۱
«بهرام فروهر» خواننده و شومن تلویزیون ،آلبوم جدید او بنام «سرمست» روانه بازار شد
آ لبوم شهر مرتضیقمصریخبرنگارسرشناس از لس آنجلس گزارش می دهد. مرتض قمصری چهره ای شناخته شده و سرشناس و قدیمی در دنیای مطبوعات و هنر ایرانی است .قمصری سال هاست در آمریکا زندگی می کند و از این شماره نشریه تریبون آزاد قول داده تا هر شماره مجموعه ای از خبرهای جالب و خواندنی را برای خوانندگان این نشریه ارسال دارد. این اولین دستچین مرتضی قمری برای شماست.
گردهمایی سه نفره جهت بیمه برای هنرمندان در لس آجنلس
چنــدی پیش «امیر رســائی» خواننده پــر آوازه و قدیمــی و «بهرام فروهر» خواننــده خــوش صــدا بــه اتفــاق «مهنــدس بهروز دماونــدی» در یک گردهمائی ســه نفره برای چگونگی و همیاری به هنرمنــدان برای گرفتن «بیمــه» صحبــت کردنــد و تصمیم
گرفته شــد که در آینده ای نه چندان دور از دیگر هنرمندان و چند رســانه برای همــکاری و چگونگی گرفتن «بیمه» و صندوق تعاونی دعوتی بعمل آوردند .این پیشنهاد از طرف مهندس بهروز دماوندی که همیشــه در یاری به هنرمندان پیش قدم بود ،مطرح شد.
به همت یک بانوی ایرانی ،سازمان اطالعات مشاغل بانوان حتت عنوان « » PINK PAGESدر لس آجنلس تشکیل شد به ابتکار «باهره اردالن» برای بانوان ایرانی که به کارهای مختلف مشــغول فعالیت هســتند ،مرکزی را تحــت عنوان «مرکز اطالعات مشاغل بانوان ایرانی « NEW » PINK PAGESدر اینترنــت بــراه انداخته که بســیار مورد اســتقبال گرفته اســت .و در ضمن هر چنــد یکبار طی مراسمی در یکی از هتلهای لس آنجلس گردهمائی این بانوان تشــکیل می شود. و آن بخاطر آشــنائی بیشــتر در رابطه با موفقیت زنان ایرانی در غربت میباشد.
بهــرام فروهر خواننده ای که با ترانه «تمام عمــر چند تا بهــاره» با شــعر و آهنگی از جهانبخش پازوکــی و تنظیمی از «کاظم عالمی» سر و صدای فراوانی در آمریکا و اروپا بپا کرد. بهرام فروهر مدتهاســت که در تلویزیون
تصویــر ایران برنامــه ای بنام «یک وجب خاطره» بصورت زنــده اجرا می کند که بسیار مورد اســتقبال قرار گرفته است .در این برنامه هر هفته بهرام فروهر با شخصت هــای هنری گفتگو می کنــد و در ضمن ترانــه های خواننــدگان قدیمی را پخش می کند و خاطرات گذشــته هنرمندان را یادآور میشود. بزودی آلبوم جدیدی از او بنام «سرمست» به بازار خواهد آمد که در نوع خود بسیار جالب و شنیدنی است. ناگفته نماند که بهــرام فروهر به دخترش عالقه فراوانی دارد و همینطور به ورزش و هر وقت او را می بینی پیشنهاد می کند که گوشت قرمز نخورید ،تا می توانید ساالد بخورید .بهرام فروهر اهل جنجال و هیاهو نیســت و کمتــر او را در مجالس و پارتی های خصوصی می بینید و شاید به همین دلیل است که در کارش موفق است
ابتکار «ساسان کمالی» در برنامه رادیوئی ساسان کمالی برنامه گذار رادیو تلویزیون در ایران ،سالهاست که با رادیو AM 670 در لس آنجلس همکاری می کند. ساســان کمالــی ابتکار جالبــی در برنامه صبحگاهــی خــود که قبــ َ ا بنــام «موج بامدادی» بود ،و اخیرا ً به دســتور مدیریت جدید بنام «خورشــید» ،بکار برده است. رندی می گفت چون هوای لس آنجلس همیشه بارانی و ابری است !؟ از خورشید خواهش کردنــد که جون مادرت آفتابی شو. بهر حال ابتکار ساســان کمالــی در ارائه برنامه که در ساعت 6صبح آغاز تا ساعت 9بامداد ادامه دارد ،به این قرار اســت که
ساسان شعری از یک ترانه دکلمه می کند و بالفاصله ترانه بــا صدای خواننده همان
یکی از خوانندگانی که در «دبی» سالها فعالیت داشــته ،مدتی اســت که به لس آنجلــس آمده .گرچه قبــ ً ا هم در لس آنجلس در چند مکان برنامه اجرا نموده ولی بنا به دعوت چنــد کاباره به «دبی» بازگشته است. آلبــوم «جلوه های معنویــات» از طرف شــرکت ترانه به بازار آمــد ولی بدلیل ســفرهای پــی در پــی و دعــوت برای برنامه به کشورهای اروپائی ،این آلبوم
آنطور که باید در دسترس عالقه مندان موســیقی قرار نگرفت .گرچه شــرکت خــوب ترانه تمام ســعی خــود را بکار برد .این آلبوم با 6ترانه بســیار شنیدنی با همــکاری هنرمندان خوبــی از جمله: بابک رادمنــش ،مجیدرضا زاده و علی فخرایی تهیه شده است. ناگفته نماند که ملینــا هنرمند زیبارو ،با تمام آالت موسیقی آشنائی کامل دارد و نوازنده بسیار خوبی است.
«ژینوس حکاک» در ارائه بخش تبلیغات بزرگترین رقم فروش را داشته است.
شعر خوانده میشود و این باعث میشود که شنوندگان رادیو با شعرهای ترانه آشنائی بیشتری داشته باشند.
«شهره و شهرام صولتی» برای کنسرت به «دبی» نرفتند؟
شهره و شــهرام صولتی خوانندگان قدیمــی و محبــوب ،کنســرت خــود را بــه دلیــل اینکــه عرب ها نــام خلیــج فــارس را خلیــج عربی نهــاده بودنــد ،نرفتنــد و قــرارداد خــود را حذف کردند .سالهاســت کــه بعــد از اجــرای خلیــج فارس کــه از ســاخته های محمد شــمس بــا صــدای ابــی میباشــد ،دیگــر خواننــدگان هم ،کــه هم زمان در
«ملینا» با آلبوم «جلوه های معنویات» به لس آجنلس آمد
کشــورهای عربی کنســرت داشــته انــد بــه دلیــل همبســتگی ،منجمله «هنگامــه» و «مرتضــی برجســته» ترانــه خلیج فــارس را اجرا کرده انــد ووقتــی کــه کنســرت گذار اجازه نــداده اســت برنامــه خود را قطــع کــرده انــد .بطوریکــه شــنیده ایم اخیر ا ً شــهره و شــهرام صولتی چنیــن کاری کردند ،بقول معروف دمشــان گرم .
«ژینوس حکاک» سالهاست با تلویزیون ایران ،حمید شــب خیز در لس آنجلس همکاری مــی کندو مدیریت ســازمان تبلیغاتــی «ایــده» را دارد .وی بــه دلیل ابتــکارات جالبــی کــه در نــوع بخش آگهــی ها ارائــه میدهــد باالترین رقم فــروش را داشــته و یکــی از دالیــل موفقیت ژینوس در این 18سال فعالیت، از زمانی شروع شد که همکاری خود را با «تلویزیون ایران» شروع نمود.
همکار ی «آزیتا شیرازی» با تلویزیون جدیدی بنام « » P.N.G
مدتی اســت کــه آزیتا شــیرازی چهره محبوب رادیو و تلویزیون همکاری خود را با تلویزیون جدیدی بنام « » P.N.Gدر روزهــای دوشــنبه- چهارشنبه -جمعه از ساعت 9تا 10صبح شروع نموده است .ناگفته نماند هر زمان که آزیتا شــیرازی با رسانه ای همکاری می کند ،آگهــی های تبلیغاتی بســوی آن رســانه ســرازیر میشــود و این مهم ترین مســئله ای اســت برای یک رسانه. امیدواریم مدیریت تلویزیون « P.N.G » قدر آزیتا را بداند.
بازیگران از ورود خود به سینمامیگویند این كه هر یك از ســتارههای ســینما چطور سر از سینما درآوردهاند ،خیلی حساب و كتاب ندارد؛ این كه محمدرضا فروتن ،كیو چطور ،محمدرضا فروتن شــد و عكس بهرام رادان از چه زمان و..... بعضیهــا اعتقــاد دارند این روزها اســتعداد ذاتی ،بعــاوه موقعیت خوب و آموزشهــای حرفــهای ،منهای پارتی و پول و داشــتن نســبت فامیلی با یك ســینماگر ،مساوی اســت با بازیگر شــدن! این همان معادلهای است كه بازیگرهای ســینما در جواب ســوال كلیشــهای «چه شد سر از سینما درآوردید» تحویلتان میدهند. با این اوصاف ،این كه هر یك از ســتارههای ســینما چطور ســر از سینما درآوردهاند ،خیلی حســاب و كتاب ندارد؛ این كه محمدرضا فروتن ،ك ی و چطــور ،محمدرضا فروتن شــد و عكس بهرام رادان از چــه زمان و در چه شرایطی روی سردر ســینماها جا خوش كرد و هدیه تهرانی ،چگونه روی كرسی ستارگی نشست و دیگران چطور این مسیر را طی كردند ،هر كدام ماجراهای جالبی دارد كه شاید شنیدن برخی از آنها خالی از لطف نباشد. محمدرضــا فروتــن :كاظمی مشوقم بود اوایــل دهــه 70بــه واســطه یكی از دوستانم به نام اكبر اصفهانی «عكاس فیلمها و ســریالها» ،به بهرام كاظمی كه برای نقش كوتاهی در فیلمش به
مهناز افشار :علی شاهحاتمی مرا به سینما كشاند ســه ســال پیش از ورود به سینما ،در موسســهای غیرانتفاعی ،كار تدوین را زیرنظــر مجیــد میرفخرایینــژاد دنبــال میكــردم و همان جــا «علی
دنبال یك بازیگر تازهكار میگشت، معرفی شــدم .پس از اجرای نخستین پالن فیلم «هدف» و تشویق كاظمی، به كالسهــای آزاد بازیگری رفتم و زیــر نظر حمید ســمندریان آموزش دیدم.
شــاهحاتمی» را كه برای كاری آمده بود ،دیدم و هم برای فیلم «دوســتان» او انتخــاب شــدم ،ناگفتــه نماند كه ورود پرســر و صدای مهناز افشار به سینما ،از آن ورودهای جنجالی بود و در همان زمان اكران ،آنقدر دیده شد كه دیگر مهناز افشــار بابت كارهای
صفحه 9
بعدی هیچگونه نگرانی نداشت. بهرام رادان :نه پول داشتم ،نه پارتی خیلی از آدمها بعد از ســربازی دنبال كار میگردند .مــن هم یكی از آنها بودم كه بین آگهیهای روزنامه دنبال یك شــغل مناسب میگشتم .چشمم كــه به آگهی كالسهــای بازیگری «هیوا فیلم» خورد ،گوشی را برداشتم و بعد هم سر از كالسها درآوردم و یك هفته از كالسها نگذشته بود كه فرم انتخاب بازیگر یك فیلم سینمایی
برای نقش ترانه پرنیان انتخاب شدم، نقشــی كه مــرا در نخســتین حضور سینماییام به ســیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن رســاند .جالب اینجاست كه هنوز هم در كالسهای بازیگــری امین تارخ ،فیلم نخســتین تســت بازیگریام بــرای تازهواردها پخش میشود. نیكــی كریمی :با «وسوســه» حیدری آمدم بیشتر مردم مرا با «عروس» میشناسند و خیلیها یادشان نیست كه مرا برای
واقعیت این اســت كه من زمانی كه كار تئاتر میكــردم در یك همایش سینمایی با محمدحسین لطیفی آشنا شــدم و بعــد از آن بــرای بــازی در
را پــر كردم .در كالس ثریا قاســمی فیلمنامه «شور عشــق» به من داده شد كه روی نقش «كیــان» تمركز كنم؛ نقشــی كه فكر میكردم یكی دو تا دیالوگ بیشتر ندارد ،غافل از این كه
ی ثریا قاسمی كشف شدم! كارگردان این آشــنایی با ثریا قاسمیباعث شد ی برای فیلم كه او مرا به اصغ ر هاشــم «دو همسفر» معرفی كند و بعد از آن هم كه... نخســتین بــار در ســال 68در فیلــم «وسوسه» جمشــید حیدری دیدهاند. من از دوران دبیرستان ،عالقه زیادی به تئاترهای مدرســهای داشــتم و به واسطه جمشــید حیدری وارد سینما شدم. پوریا پورســرخ :دوســتی با حسین لطیفی خیلیهــا ورود مرا به ســینما مربوط بــه نزدیكیام با لطیفــی میدانند .اما
یكی از دو نقش اصلی فیلم بود. ترانه علیدوســتی :كالسهای امین تارخ موثر بود مــن از طریق كالسهــای بازیگری وارد سینما شدم .دبیرستانی بودم كه در كالسهــای امین تــارخ ثبت نام كــردم و با معرفی او بــه صدرعاملی
شمارهی هفتم 5 -خرداد ماه 139۱
نقش فرهــاد «فرار بــزرگ» انتخاب شدم .البته بعد از آن ،سریال «وفا» مرا مشهور كرد. امیــن حیایی :مدیــون ثریا قاسمیام من در جریان یــك تئاتر كودك به
هدیه تهرانی :یك اتفاق ساده بود در فروشــگاه در حــال قــدم زدن بودم و میخواســتم بــرای كارهای دكوراسیونم حصیر بخرم كه سنگینی نگاه دو نفر را البهالی قفســهها روی خودم احســاس كردم .آزیتا حاجیان و محمدرضا شــریفینیا كه آنها هم برای خرید به فروشــگاه آمده بودند. من در ابتدا به پیشــنهاد حاجیان برای بــازی جواب «نــه» دادم ،اما حاجیان و شــریفینیا شــماره تماس مادرم را گرفتنــد و تماسشــان را بــا ما قطع نكردنــد .رفتــن بــه دفتر ســینمایی هدایت فیلم و عكس «رضا رخشان» برای تســت گریم كافی بود تا وارد حرفه بازیگری شــوم .مــن هم مانند خیلیهای دیگر با مســعود كیمیایی شروع كردم« .سلطان» نخستین فیلمم با قرارداد 600هزار تومانی بود.
صفحه 10
شمارهی هفتم 5 -خرداد ماه 139۱
براي سوزاندن چربي از دارچني استفاده کنيد ادويههاي بسياري وجود دارند که توانايي بدن را در سوزاندن چربي بهبود و افزايش ميدهند .دارچين يکي از مشهورترين آنهاست! دارچين يکي از پرکاربردترين ادويههاي موجود است که در غذاهاي گوناگوني مورد استفاده قرار ميگيرد .دارچين ادويه محبوب سرآشپزهاست که عالوه بر خوش طعم کردن غذاها ،به بدن در کاهش دادن وزن کمک شايان توجهي ميکند. رازهاي دارچين و قدرتش در سوزاندن چربي تحقيقات نشان دادهاند که مصرف دارچين ،سوختوساز (متابوليسم) بدن را بهبود بخشيده و افزايش ميدهد .يافتههاي حاصل شده از اين تحقيقات نشان ميدهند که مصرف روزانه يکچهارم قاشق چايخوري از اين ادويه ،سوخت و ساز (متابوليسم) بدن را تا 20بار فراتر از توانايي طبيعي بدن افزايش ميدهد و به بدن اجازه ميدهد تا چربي و کالريهاي ذخيره شده را با سرعت بيشتر و کارآمدي بهتري بسوزاند .در حقيقت ،هنگامي که سوخت و ساز (متابوليسم) بدن افزايش مييابد ،بدن اين توانايي را پيدا ميکند که براي انرژي خود از چربي ذخيره شده در سلولها استفاده کند .اگر بدن افراد داراي رژيم ،از سوخت و ساز (متابوليسم) پاييني برخوردار باشد ،بدن آنها نميتواند چربي ذخيره شده را
بسوزاند ،در نتيجه وزن آنها افزايش يافته يا به عبارتي وزني از دست نميدهند. براساس مطالعات ،هنگامي که دارچين را با غذا مصرف کنيم نهبهصورت جداگانه ،به بدن کمک ميکند تا قند ذخيره شده را بهتر و کارآمدتر بسوزاند و در نتيجه اين کار ،سطوح قند خون کاهش مييابد .با کاهش يافتن سطوح قند خون ،بدن ميتواند سطوح انرژي، ميل به غذا و سيگنالهاي گرسنگي خود را تنظيم کند .عالوه بر اين، تمايل بدن براي ذخيره چربي را نيز کاهش ميدهد .با فوايدي که به خاطر افزايش سوختوساز (متابوليسم) و تعادل قند خون نصيب بدن ميشود ،دارچين در نهايت به سلولهاي چربي درون بدن کمک ميکند تا نسبت به سطح انسولين خون پاسخده و داراي عکسالعملي سريع باشد .و نتيجه اين پاسخدهي فوايدي است که از سوزاندن چربي و کاهش وزن به دست ميآيد. دارچين را وارد زندگي خود کنيد دارچين ،اين ادويه خوش طعم را ميتوانيد به غذاهاي مورد عالقه خود اضافه کنيد .غذاها و نوشيدنيهايي که بهطور معمول اين ادويه در آنها به کار برده ميشود، عبارتند از: کمي دارچين به چاي يا قهوه اضافه کنيد .بسياري از چاييهايي که طعم ندارند با دارچين بسيار خوش طعم ميشوند .حتي ميتوانيد به
چاييهاي طعمدار هم دارچين اضافه کنيد. در تمام غذاها ميتوانيد از دارچين استفاده کنيد .اگر مقدار دارچيني را که به غذا اضافه ميکنيد، جوانههاي چشايي شما را تحريک نميکند ،مقدار آن را افزايش دهيد .نگران نباشيد ،طعم غذايتان بد نخواهد شد. بلغور بدون طعم هم در سوزاندن سلولهاي چربي بسيار فوقالعاده عمل ميکند .اگر ميخواهيد فوايد آن را افزايش دهيد ،بلغور را با دارچين بپزيد. ماست ساده و بدون چربي هم در کاهش وزن مؤثر است .اما رژيمگيرندگان به نداشتن طعم آن معترض هستند .به همين خاطر پيشنهاد ميکنيم که به ماست خود دارچين اضافه کنيد. پنير روستايي -يا به عبارت ديگر دستساز -بهدليل چربي پايين و ميزان پروتئين باال ،ماده غذايي پرطرفداري است .براي شيرين کردن اين نوع از پنير ،از دارچين استفاده کنيد.
دارچين را ميتوانيد همراه با ميوههاي فصلي نيز مصرف کنيد. کمي از آن را به سيب و کدو تنبل اضافه کنيد .بسيار لذيذ خواهد شد. رابطه دارچين و ديابت براي هر بيمارياي که مردم ميشناسند و از آن آگاهي دارند، يک نوع درمان طبيعي ارائه شده است .محدوده اين نوع درمانها از بيماريهاي خوشخيم تا بيماريهاي بدخيم را در برميگيرد. با اين حال اين بدان معنا نيست که هيچ نوع درمان طبيعي مؤثري براي بيماريها وجود ندارد .براي مثال ميتوان از درمان ديابت به وسيله دارچين نام برد اما اين چگونه عمل ميکند و اينکه آيا خطري ندارد؟ هنگامي که به ديابت مبتال شويد، مشکل شما با انسولين و قند خواهد بود؛ چه زماني که لوزالمعده (پانکراس) شما به اندازه کافي انسولين توليد نکند -همانطور که در ديابت نوع اول ديده ميشود -و چه زماني که سلولهاي بدن شما به انسولين توليد شده پاسخ ندهند، همانطور که در ديابت نوع دوم
ديده ميشود. درمانهاي موجود ،براي درمان اين دو نوع ديابت و کاهش شدت بيماري است ،اما هدف اصلي از درمان اين دو نوع از بيماري ديابت، دستيابي به ميزان کافي انسولين و اطمينان يافتن از اين موضوع است که سلولها انسولين را پس نزده و ميپذيرند .اما چرا؟ براي اينکه از اين گلوکز يا قند براي سوخت در جريان خون استفاده شده و خون به خوبي در رگها جريان يابد. گاهي اوقات براي درمان ،استفاده از رژيم غذايي مناسب و ورزش کردن پيشنهاد ميشود و در رابطه با ديابت نوع اول ،درمان با انسولين جايگزين يا داروهاي مخصوص اين بيماري تجويز ميشود اما همواره اين سؤال در ذهن مردم بود که آيا درمان طبيعي براي اين بيماري وجود دارد؟ و گويا استفاده از دارچين پاسخ اين سؤال بود. از آنجا که ديابت نوع اول درباره موضوعي فيزيکي است و استفاده از دارچين ميتواند در درمان آن مؤثر واقع شود اما در ديابت نوع دوم ،لوزالمعده (پانکراس) به خاطر آسيبي که ديده است نميتواند به اندازه کافي انسولين توليد کند و در نتيجه دارچين هيچ تأثيري در بهبود يا درمان بيماري نخواهد داشت. بايد اين نکته را به شما يادآور شد که همواره قبل از آنکه تغييري در روش درمان خود بهوجود آوريد- بهخصوص زماني که به ديابت مبتال هستيد -حتما با پزشک خود مشورت کنيد .حال به بررسي اين موضوع ميپردازيم که چگونه دارچين بر سطوح قند موجود در بدن تأثير ميگذارد. مطالعاتي که در مرکز تحقيقاتي تغذيه انسان در وزارت کشاورزي
اياالت متحده آمريکا انجام شده است ،به مطالعه اثرات 54گياه گوناگون بر همرنگي استتاري انسولين در آنها پرداخته است و گياهي که از اين مطالعه سربلند بيرون آمد ،دارچين بود. عنصري که در دارچين به انسولين شباهت دارد MHCP ،نام دارد. اين ،عنصري شيميايي و محلول در آب است که در سيستم بدن شبيه به انسولين عمل کرده و مصرف قند را در سلولها افزايش ميدهد .بهطور کلي ،اين تحقيقات اميدوارکننده بهنظر ميرسد اما بايد خاطر نشانسازيم که اين تحقيقات آزمايشگاهي بوده و تاکنون روي انسان انجام نشدهاند. با تکيه بر اين تحقيقات ،درماني هم به صورت آزمايشي در کلينيک باليني کوچکي در پاکستان صورت گرفت60 .داوطلب بيمار با ميانگين سني 52سال انتخاب شدند که هر کدام حداقل 7سال بوده که به ديابت مبتال بودند .گروه به 2بخش تقسيم شد؛ در يک دوره چهلروزه، به نيمي از آنها دارچين داده شد و به نيمي دارونما (پالسيبو)؛ نتايج کسب شده از اين روش درماني شگفتانگيز و حيرتآور بود! ابتداي آزمايش ،وسط آزمايش و انتهاي آن ،سطوح قندخون بيماران اندازهگيري شد .سطوح قندخون گروهي که دارچين مصرف کرده بود ،پس از پايان آزمايش به مقدار قابل توجهي پايين آمده بود اما در گروهي که از دارونما استفاده کرده بود ،هيچ تغيير خاصي رخ نداده بود. پس اگر به ديابت مبتال هستيد، مصرف دارچين را در رژيم غذايي خود قرار دهيد .مطمئن باشيد که ضرر نخواهيد کرد.
وزن و شخصیت زرد شدن دندان و راه هاي جلوگيري از آن
همه آرزوي داشتن دندان هايي زيبا، مرتب و سفيد ،را دارند اما اغلب از کدر بودن دندان هاي مان هنگام خنده ،ناخرسند ميشويم. چه چيزي دندان هايم را زرد ميکند؟ و چه طور ميتوان دندان ها را کام ً ال سفيد نگه داشت؟ عادات غذايي نادرست دندان ها را زرد ميکنند متهم شمار? يک زرد شدن دندان ها، قطعاً سيگار است .در واقع ،نيکوتين موجود در سيگارها که استنشاق ميشود ،زرد رنگ است و با گذشت زمان به سطح دندان ها منتقل ميگردد. برخي خوراکي ها نيز به خوبي به عنوان زرد کنند? دندان شناخته شده اند. اغلب قهوه و چاي را به عنوان زرد کننده نام ميبرند ،اما فقط اين دو، عامل زرد شدن نيستند .مصرف مرتب خوراکي هاي پررنگ (شراب قرمز، ميوه هاي قرمز و برخي نوشيدني ها) ميتواند همين نتيجه را در پي داشته باشد. از سوي ديگر ،خوردن بسيار زياد خوراکي هاي ترش (خصوصاً مرکبات و سوداها) ،ميناي دندان را فرسوده ميکند .و اين در حالي است که مينا ،به دندان سفيدي ميدهد ،عاج دندان که پوشيده شده است ،پررنگ تر است .يک ميناي نازک دندان ها را زرد يا متمايل به زرد ميکند. داروهايي که رنگ دندان را تغيير ميدهند داروها عامل چندان متداولي براي زرد شدن دندان ها نيستند اما بايد دانست که برخي آنتي بيوتيک ها ميتوانند بر رنگي شدن دندان ها اثر بگذارند. به خانم هاي باردار توصيه ميشود که از مصرف آنتي بيوتيک هاي خانواد? تتراسايکلين خودداري کنند ،اين توصيه براي بچه ها تا زماني که هنوز دندان هاي دائمي شان شکل نگرفته است (حدود هشت سال) ،نيز معتبر است. يک آنتي بيوتيک که ديگر که خيلي زياد مصرف ميشود ،آموکسي سيلين
است ،که اين دارو هم ميتواند دندان ها را زرد کند .اغلب اين رنگي شدن، با گذشت زمان و مسواک زدن رفع ميشود ،اما برخي افراد مالحظه ميکنند که دندان شان به رنگ سابق برنگشته است. اين احتماالت براي تمام بيماران وجود ندارد .از سوي ديگر اين افراد بايد نسبت به بيماري که بايد توسط آنتي بيوتيک درمان شود هم حساس باشند! در اين باره حتماً با پزشک تان مشورت کنيد. چگونه ميتوان مانع زرد شدن دندان ها شد؟ در ابتدا بايد تصريح کنيم که اين کار هميشه ممکن نيست .رنگ دندان هاي ما ،مانند رنگ مو و رنگ پوست مان از طريق ژنتيک تعيين ميشود .با اين حال ،کنار گذاشتن عاداتي که در باال ذکر شد ،به شما اين امکان را ميدهد که تا بيشترين حد ممکن ،سفيدي طبيعي دندان هاي تان را حفظ کنيد. رعايت بهداشت دهان و دندان نيز ميتواند مؤثر باشد .پالک دنداني نيز زرد رنگ است .دو بار مسواک زدن در روز و جرم گيري دندان ها توسط دندانپزشک ،دندان هاي شما را سفيدترميکند. بنابراين دو نکته دربار? مسواک زدن يادآور ميشويم: وقت بگذاريد :براي مسواک زدن، بايد دو دقيقه کامل زمان بگذاريد. محکم تر مسواک زدن طي مدت بيشتر ،باعث حصول نتيج? بهتر نميشود ،اين کار فقط به ميناي دندان آسيب وارد ميکند. اگر شما دندان هاي تان را فورا ً بعد از غذا مسواک ميکنيد ،در ابتدا بايد حمله هاي اسيدي را کاهش دهيد، براي کاهش حمله هاي اسيدي، جويدن آدامس يا نوشيدن يک ليوان آب توصيه ميشود .در واقع، ميناي دندان توسط اسيدها حساس شده است .اگر شما دندان هاي تان را مستقيماً بعد از غذا مسواک کنيد، آسيب زيادي به ميناي دندان وارد خواهد شد.
شخصیت افراد چاق -۱افرادی که به غذا حمله میبرند. -۲افرادی که شبها سراغ غذا میروند و در طول شب دزدکی چیزی میخورند. -۳کسانی که خیلی راحت و با خیالی آسوده مقدار زیادی غذا میخورند. -۴روز ه داران میوه و افرادی که به ندرت از میوهجات و سبزیجات استفادهمیکنند. -۵افرادی که دائماً در حال ت ه بندی هستند و همیشه سرپایی غذا میخورند. -۶افرادی که غذا را با تکههای بسیار بزرگ میخورند( .لقمههای بزرگی دارند) -۷افرادی که دائماً در حال نوسان هستند(افرادی که در هر دوره مدتی رعایت میکنند و رژیم غذایی سالمی را در پیش میگیرند ،ولی چند روز بعد به جای قبلی خود بازمیگردند). تأثیر ورزش بر شخصیت -۱برای ورزش کردن احساس خجالت میکنند .ورزش را دوست دارند ،ولی از ورزش کردن خجالت میکشند. -۲تاز ه کاران ورزشی و مبتدی ها -۳افرادی که مدتی بسیار پرتحرک هستند و ورزش میکنند و مدتی هیچ حرکتی ندارند. -۴ورزشکارانی که بیتحرک هستند و به ندرت حرکت میکنند. -۵همیشه و به طور مرتب ورزشهای ثابتی انجام میدهند. -۶افراد نازک نارنجی و حساس که سریع آسیب میبینند و دردهای مختلف آنها را محدود میکند. -۷اهداف خوبی از ورزش کردن دارند و با انگیزه ورزش میکنند. چند نکته دیگر چ گاه در گذشته نمانید و برای هی آینده هم رویاپردازی نکنید .ذهن خود را متمرکز زمان حال کنید (بودا). هر آنچه که به آن بیشتر فکر میکنید، پیش میآید (بودا). وقتی که میخواهید کاری را شروع کنید ،حتی اگر آن کار شروع یک برنامه رژیمی یا ورزشی برای کاهش وزن باشد ،خوشبین باشید .هیچگاه
از خودتان توقعات بسیار باال نداشته باشید .اگر در ابتدای کار موفق نشدید، منصرف نشوید و دوباره تالش کنید. این هدف کمی زمانبر است و باید صبر بیشتری داشته باشید. مدیتیشن کنید تا با خود درونیتان حرف بزنید ،خود را بیشتر بشناسید و تمام چیزهایی که ذهن شما را آلوده میکنند ،از خود دور کنید. تأثیر استرس بر شخصیت -۱افرادی که با احساسات خود غذا میخورند؛ یعنی وقتی که دچار احساسی میشوند ،به غذا خوردن رو میآورند. -۲افرادی که تصویرشان از خود منفی است و با خودشان رفتار نامالیمی دارند. -۳افرادی که عادت دارند همیشه هم ه چیز را به تعویق بیندازند و همواره میگویند« :از فردا شروع میکنم». -۴افرادی که همواره روی دیگران متمرکز هستند و انرژی خود را صرف دیگران میکنند و در نهایت برای خودشان هیچ انرژی ندارند. -۵افرادی که دائماً در حال حرکتند. زندگیشان در حرکت سریع خالصه میشود و زمانی برای داشتن یک برنامه زندگی سالم ندارند. -۶افراد مردد و آنهایی که تصمیم میگیرند وزن خود را کاهش دهند؛ اما تردید دارند که در این کار موفق باشند. ت نیافتنی -۷افرادی که رویاهای دس دارند و اهداف آنها واقعی نیست؛ به همین دلیل خیلی زود دلسرد و ناامید میشوند. تأثیر شخصیت روی وزن افرادی که احساس وظیفهشناسی اندکی دارند و افرادی که از نظر روانی رنجور هستند ،بیشتر از دیگران دچار چرخه افزایش و کاهش وزن میشوند .حدود ۵۰سال متوالی روی این موضوع تحقیق و بررسی شده است .افرادی که انگیزههای کوتاهمدت دارند و بدون فکر قبلی عمل میکنند ،معموالً دچار اضافه وزن میشوند .با مطالعه و بررسی ۱۹۸۸نفر مشخص شد افرادی که
صفحه 11
ویژگیهای شخصیتی ضعیفی دارند، بیشتر در معرض چاقی هستند .افرادی که از روی انگیزههای آنی تصمیم به انجام کارها میگیرند ،از ریسک کردن لذت میبرند ،اهل ستیز و مقابله ،غرغرو ،عیبجو ،پرخاشگر و سلطهجوهستند. وقتی که احساسات منفی داریم و شاد نیستیم ،احتماالً به سراغ ورزش نمیرویم .حتی در چنین مواقعی انتخابهای غذایی خوب نیز نخواهیم داشت و ممکن است به دالیل احساسی شروع به غذا خوردن و حتی پرخوری کنیم .بنابراین شخصیت شما تأثیر زیادی در موفقیت یا عدم موفقیت برای کاهش وزنتان دارد. شما دوست دارید یک برنامه مؤثر برای کاهش وزن شروع کنید و در عین حال وقت خود را با برخی از برنامههای رژیمی و کارهای دیگری که از آنها لذت نمیبرید ،تلف نکنید. شخصیت شما روی چگونگی کاهش وزنتان اثر میگذارد .عادتهای ذهنی و رفتاری که شخصیت شما را منحصر به فرد میکنند ،موجب میشوند که شما به سراغ انجام برخی فعالیتهای خاص بروید و از برخی فعالیتها دوری کنید و در نتیجه به دلیل عدم عالقه به فعالیتهای جسمی، مسأله کاهش وزن مورد بیتوجهی قرار میگیرد و چاق میشوید .شاید خودتان متوجه این موضوع نباشید، اما این خود شما هستید که ترجیح میدهید برخی کارها را انجام ندهید و کارهای مورد عالقهتان را انجام دهید. راهحل این است که شخصیت خود را بیشتر بشناسید .افکار شما به شدت روی اعمالتان تأثیر میگذارد .اگر این مسأله را در خودتان کشف کنید که گرایش به اجتناب از فعالیتهای خاص مربوط به کاهش وزن و تناسب اندام دارید ،میتوانید تصمیم به تغییر اوضاع بگیرید و این فعالیتها را در برنامه خود بگنجانید .اینکه از چاقی رنج میبرید و یا نیاز به کاهش وزن دارید ،در کلیه جوامعی که مردم توجه زیادی به ظاهر فیزیکی خود دارند ،باعث میشود همواره مورد انتقاد و عیبجویی قرار بگیرید؛ اما مهمترین جنبه این مسأله ،جنبه سالمت
شمارهی هفتم 5 -خرداد ماه 139۱
آن است .هر چه وزن بیشتری را با خود حمل میکنید ،بیشتر دچار بیماریها و مشکالت مربوط به سالمت میشوید؛ مثل بیماریهای قلبی ،دیابت ،سرطان، آرتروز و بیماریهای مربوط به صفرا. چاقی حتی روی خواب نیز تأثیر میگذارد و موجب قطع تنفس در حین خواب میشود. کاهش ۲۰ -۱۰کیلوگرم از وزن تأثیر زیادی در سالمتی خواهد داشت .حتی اگر بتوانید فقط با ورزش کردن و یا فقط با رژیم غذایی الغر شوید ،یکی بدون دیگری ،روش سالمی نخواهد بود و حتماً شما را با برخی مشکالت در آینده مواجه خواهد کرد .ضمن اینکه به نتیجه رسیدن شما به تعویق میافتد و این تأخیر ممکن است باعث ناامیدی و دلسردی شود .کاهش وزن همیشه قانون ثابت خود را دارد. وقتی که کالری دریافتی شما کمتر از کالری باشد که میسوزانید ،وزن کاهش مییابد؛ بنابراین با ورزش کردن کالری بیشتری بسوزانید تا مقدار کالری مصرفیتان بیشتر از کالری دریافتی باشد .شاید بخواهید سطح ورزش خود را افزایش دهید و با انجام ورزشهای سنگین به هدف خود برسید؛ اما این کار آسیبهای جدی به همراه خواهد داشت .همچنین اگر تقریباً هر چیزی را که دوست دارید ،میخورید ،انجام ورزشهای سنگین و زیاد برایتان مناسب نخواهد بود .بنابراین ،کاهش کالری دریافتی و انجام ورزش متناسب در کنار هم باعث کاهش وزن میشود .بدن شما به غذا نیاز دارد .برای کاهش وزن و حذف کالریهای اضافی ،باید مواد مغذی مورد نیاز بدن را تأمین کنید. بهترین غذاها برای کاهش وزن، بهترین غذاها برای افزایش سالمت هستند .منظور از رژیم غذایی سالم، کم خوردن نیست ،بلکه سالم خوردن است.
صفحه 12
شمارهی هفتم 5 -خرداد ماه 139۱
صفحه 13
ورزش
المپیک نظامی یا المپیک اقتصادی؟
در حالی که تا زمان برگزاری بازی های المپیک 2012زمان چندانی نمانده ،شاهد اوج گیری جدال میان دولت انگلیس و مسئوالن برگزاری این رقابت ها هستیم. به گزارش مشرق ،جهان در حالی خود را آماده برگزاری بازی های 2012لندن می کند که اختالف میان انگلیسی ها و مسئوالن کمیته بین المللی المپیک به شدت افزایش یافته است .این موضوع ،به رفتار میزبان باز می گردد که با تدابیر شدید امنیتی، زمینه ای را جهت نگرانی حامیان مالی وسرمایه گذاران فراهم کرده است .آنها نگرانند که مبادا تداوم این رفتار پلیسی موجب شود تا چرخش
مالی این رویداد بزرگ ،به آن چیزی که پیش بینی کرده اند ،نرسد. همین نکته نیز چالش های فراوانی را موجب شده است. اعتراض رسمی یک مقام اصلی المپیک لرد کوئه ،رئیس ساماندهی بازی های المپیک لندن در این باره با اعتراض به رفتار پلیسی صورت گرفته و تشدید شده در روزهای اخیر ،به حمایت از حقوق حامیان مالی این رویداد پرداخته و نسبت به تداوم روند کنونی ،هشدار داده است .این در حالی است که برخی همچنان نگران وضعیت امنیتی این رویداد هستند و بر افزودن دامنه تمهیدات نظامی اصرار دارند. این صحبت ها در حالی بیان می شود که دو سوم از بودجه برگزاری این
مدرسه فوتبال ایران آغاز شد
یکشنبه 20می بسیاری از خانواده ها فرزندانشان را برای آموزش فوتبال به مدرسه وایت فیلد آورده بودند. از نونهاالن ،نوجوانان و جوانان با شور و هیجان و نشاطی دیدنی به زمین فوتبال پای می گذارند .در چهر ه هر یک از آنان میشد امید و آرزو و عشق را دید که می خواهند یکی از ستارگان محبوب فردای فوتبال باشند .ساعت 10صبح یکشنبه است و مربیان مدرسه فوتبال ایران با خوشرویی و مهربانی پذیرای
مهمانانخودمیشوند. امیر رضایی منش که روزگاری از چهره های پر امید و مستعد فوتبال ایران بود و چنانچه در ایران مانده بود سالها در نوک حملهتیمملیایرانمیتوانستبازیکند. او امروز هم مربی است و هم پدر ،زیرا فرزند او هم در تمرینات شرکت دارد. بابک زند از دیگر مربیان مدرسه فوتبال است .بابک یکی از با اخالق ترین ورزشکاران در لندن است که اولین تجربه خود را در زمینه آموزشی می
بازی ها در لندن ،از سوی حامیان مالی و بخش خصوصی پرداخت شده است .البته ،هدف از چنین هزینه ای نیز قطعا ،بهره برداری مناسب مالی است که برخی ،فضای کنونی را مانع جدی برای رسیدن به این هدف می دانند .البته ،نباید فراموش کرد با این وجود ،این رقابت ها همچنان با کمبود بودجه مواجه است و همچنان نیز بر هزینه های آن افزوده می شود. هدف از برگزاری المپیک چیست؟ "همواره اهداف آموزشی در اولیت اصلی ما در مواجهه با برخوردهای قانونی و قضایی بوده است؛ اما این بسیار مهم است که یادمان باشد چه کمپانی هایی به حمایت از برگزاری این رقابت ها پرداخته اند .اگر نتوانیم به اهداف اقتصادی خود دست یابیم، گذراند. امیر عابدینی هم از مربیان مدرسه فوتبال است .او نیز سالها در باشگاههای تهران از جمله استقالل بازی کرده است و از چهره های خوش اخالق و متین فوتبال است. آموزش تکنیک و تاکتیک به نوجوانان و جوانان در مدرسه آموزش فوتبال ایران بر اساس اصول فنی ،تکنیکی و علم و آگاهی طراحی شده است ،که سابقه25 ساله فعالیت این مرکز آموزشی بخوبی نشان میدهد که کسانی در این فعالیت حضور دارند که دارای پیشینه ،آگاهی وصالحیتهستند.
شهروندان ما هستند که بایستی این تعهد را بر دوش بکشند ".این را می توان دقیقترین تحلیل از وضعیت این مسابقات دانست که کوئه در گفت و گویی به آن اشاره کرده بود. رئیس ساماندهی بازی ها در واکنش به انتقادات درباره نحوه توزیع بلیت ها ،می گوید" :هنگامی که نزدیک به دو میلیون نفر به دنبال تعداد محدودی بلیت هستند ،این آغاز یک پایان خوب نمی تواند باشد .مردم نا امید می شوند و این را درک می کنم ".وی ادامه می دهد " :در حال بررسی راه های جدید هستیم .در تاریخ برگزاری رویدادهای ورزشی، سابقه نداشته با چنین وضعیتی مواجه شده و چنین میزان داوطلبی برای تهیه بلیت وجود داشته باشد". چندی پیش آخرین بخش بلیت های
این رویداد که حدود یک میلیون بود ،به فروش گذاشته شد .این بلیت ها مربوط به مراسم روز افتتاحیه تا روز اختتامیه در لندن بود که در اختیار مردم قرار گرفت؛ اگرچه میلیون ها نفر نیز نخواهند توانست خود را به محل برگزاری این دوره برسانند. المپیک نظامی می شود؟ این اتفاقات در حالی روی می دهد که کوئه از آمادگی کامل این تشکیالت برای برگزاری این دوره می گوید؛ اما نمی تواند نگرانی اش درباره تاثیرات منفی بر حامیان مالی را پنهان کند .او عنوان می دارد المپیک آوردگاهی برای حضور و بازی جوانانی است که اکنون در سایه فعالیت های پلیسی دولت انگلیس قرار گرفته است. در این بین ،واکنش فیلیپ هاموند، دبیر امنیتی المپیک نیز جالب است که متذکر می شود ،حضور گسترده نظامی در بازی ها آسیبی به فضای
شمارهی هفتم 5 -خرداد ماه 139۱
این رویداد نخواهد زد" .تمامی دوره های المپیک از آتالنتا تا کنون ،با حضور نیروهای امنیتی -نظامی در اطراف بازی ها همراه بوده است. یک رزمایش همه جانبه ای را برگزار کردیم و در حاشیه این رقابت ها خواهیم بود .می خواهیم المپیک، فستیوالی فرهنگی و ورزشی باشد". این صحبت ها در حالی عنوان می شود که به نظر می رسد ،اختالفات میان دولت انگلیس و مقامات برگزار کننده هر روز جدی تر می شود .نگاه نظامی به این رویداد باعث شده تا هر روز بر حضور نیروهای حفاظتی افزوده شود؛ اما کمیته بین المللی المپیک می داند تداوم این روند، اصل برگزاری را زیر سوال می برد. این نیز نه به نفع ورزش و نه به نفع کمپانی ها و کارتل هایی است که به دالرهای حاصل از این رویداد می اندیشند .باید صبر کرد و دید کدامیک برنده این رویارویی می شوند.
صفحه 14
شمارهی هفتم 5 -خرداد ماه 139۱
گشت و گذاری در کشور
FACE BOOKبا جمعیتی متجاوز از پانصد میلیون ساکن یکی از بزرگترین کشــورهای مجازی جهان است .در این جهان اینترنتی میلیونها ایرانی نیز ساکن هستند .نشریه تریبون آزاد در هر شماره تالش دارد گلچینی کوچک از نوشته ها، نظریات و عقاید ایرانیان را برای شما گردآوری نماید که با هم می خوانیم. خواننده گرامی شما هم ،قصه زندگی خود و یا دوستان دور و نزدیکتان را برای ما ارسال کنید تا ما نیز آن را چاپ نمائیم علیرضا یعقوبی اندر احوال "قول شرف" در رژیم آخوندی! یکی از خصوصیات منحصر بفرد جکومتهای دیکتاتوری تنگ بودن دایره "گردش قدرت" در چنین حکومتهائی است باالخص که این حکومت داعیه رسالت الهی هم داشته باشند .گردش قدرت در چنین حکومتهائی طیف محدودی را در بر می گیرد که همه "خودی" هستند و دایره این "خودی" ها همواره در حال محدود شدن است .آنی که تا دیروز "خودی" محسوب می شده بعلت "بی بصیرت" شدن پایش به زندانی کشیده می شود که روزگاری خود در آن به شکنجه و اعدام و تیرخالص زدن دگر اندیشان و مخالفان سیاسی مشغول بوده است .این جماعت بنا به موقعیت متغییر چنین رژیمهائی روزی "فتنه گر" و روزی دیگر عضو "جریان انحرافی" خوانده شده و با تمامی خدماتی که در چنین حکومتی در راستای تداوم جنایات و نابودی حرث و نسل کشور و در راستای حفاظت از "یادگار گرانسنگ امام" به "عمود خیمه نظام" یعنی "ولی فقیه" کرده اند باید ناچارا تن به حصر خانگی هم بدهند .کارگزاران چنین رژیمی چسبیده به جایگاهی هستند که به آن تکیه زده اند .آنچه که کارگزاران حکومتهای مذهبی را به چهارچنگولی چسبیدن به قدرت وادار ساخته است همان "احساس
تکلیف" بوده و می باشد .این "احساس تکلیف" آنها را وادار می سازد که هیچگاه به امری بنام استعفا نیندیشند حتی اگر در پستی که اشغال کرده اند بزرگترین خیانتها و جنایتها را در حق حرث و نسل ملت روا داشته باشند .آنها واژه ای بنام "استعفا" را نشنیده و به گوششان نامانوس است .در تفکر فرمالیستی و بی مختوای چنین عناصری هدف از گرفتن هر پستی و اشغال هر شغلی تنها رضایت الهی و رضایت نماینده تام االختیار او بر روی زمین یعنی شخص "ولی فقیه" می باشد .خالقی که هیچگونه رابطه ای با مخلوق نداشته و لذا کسانی را بعنوان والی و حاکم بر آنها گمارده که همین دنیا را هم بر آنها "جهنم" گردانند. یکی از چسبیده ها در حکومت آخوندی فردی است بنام "سعید مرتضوی" .او جوانکی بیش نبود که بدون اینکه تحصیالتی در رشته حقوق داشته باشد صرفا بخاطر خوشرقصی برای "ولی فقیه " در شعبه 1410کارمندان دولت قوه قضائیه رژیم بعنوان قاضی مشغول بکار شد و بطور همزمان با 32 سال سن بعنوان قاضی رسیدگی به پرونده های مطبوعاتی منصوب شد .کافی بود که شخص ولی فقیه لبی می جنباند تا با استناد به قوانین جزائی 50سال پیش مربوط به اراذل و اوباش یکشبه بطور فله ای بیش از سی و اندی روزنامه و مجله و ماهنامه را از ادامه فعالیت بازدارد .ماشااهلل شمس الواعظین
سردبیر روزنامه های به اصطالح اصالح طلب جامعه و توس و ... طی مصاحبه ای از ترفندهائی که مرتضوی برای به اقرار وادار کردن متهمین استفاده می کرد یاد کرده بود که طی آن خارج از دادگاه مرتضوی به متهم قول می داد که در صورتیکه به خطای خود اقرار کند او در مجازات آنها تخفیف قائل خواهد شد .ماشااهلل شمس الواعظین اعتراف کرد که دو بار فریب مرتضوی را در همین رابطه خورده است!. مرتضوی به خدمات خود به شخص رهبر ادامه داده و هرگاه هم هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه وقت بنا به رسوائی او تصمیم به عزل او گرفته بود ولی فقیه پادرمیانی کرده و او اینکار بازداشته بود .مرتضوی حتی تا مقام دادستانی عمومی و انقالب تهران هم بنا به حمایت شخص "ولی فقیه" باال کشیده شد .نتیجه آنکه چنین عناصر ضعیف النفسی دیگر به هیچ خدائی بنده نخواهند بود و به هیچ جریانی و یا مافوقی هم جوابگو نیستند .حتی جنایت مستقیم مرتضوی و دخالت او در تجاوز و شکنجه منجر به قتل خانم زهرا کاظمی روزنامه نگار ایرانی تبار کانادائی هم نه تنها نتوانست تغییری در موقعیت ممتاز مرتضوی ایجاد کند بلکه او را بیش از پیش در ادامه جنایت مصمم ساخت تا اینکه ماجرای "کهریزک" بوقوع پیوست و افتضاح جنایت تا آنجا باال گرفت که شخص "ولی فقیه" هم زیر عالمت سوال رفت .در چنین مواقعی باید "خواص با بصیرت" آمادگی خود را برای قربانی شدن برای حفظ جایگاه رهبر اعالم کنند همانگونه که در ماجرای قتل های زنجیره ای برای "سعید"ی دیگر آن بار امامی نام همین ماجرا اتفاق افتاد .سعید مرتضوی با پیگیری خانواده های قربانیان که از جمله یکی از انها کارگزار رژیم هم بودند از مقام خود عزل گردید .علیرغم اینکه "خواص بی بصیرت" شرکت کننده در ماجرای "فتنه" توسط همکاران سعید مرتضوی بصورت فله ای محاکمه شده و دوران محکومیت خود را می گذرانند و "سران بی بصیرت" جریان فتنه
بیش از 400روز است که در حصر خانگی بسر می برند هنوز زمان محاکمه "خواص با بصیرت" همچون سعید مرتضوی که در جنایات و تجاوز و کشتن جوانان کشور دست داشته اند فرا نرسیده است!. دولت مهرورزی به جنایتکاران و متجاوزان به عنف سعید امامی را بعنوان مسئول "ستاد قاچاق کاال" منصوب نمود تا کماکان از خوان نعمت بطور قانونی برخوردار باشد علیرغم آنکه او بنا به گزارش هیئت تحقیق و تفحص مجلس رژیم در جنایات کهریزک مقصر شناخته شده و حتی اعالم شده بود که او در چند فقره اختالس و ارتشا ناقابل! هم دست داشته است و اموالی را بطور غیر قانونی غصب نموده است .خوب اگر قرار باشد که در شهر هرآنکه مست تجاوز و خیانت و آدمکشی گیرند هرآنکس که در این رژیم کاره ای است پس باید گیرند! .بنا به تشخیص احمدی نژاد رئیس دولت مهرورزی جایگاه مرتضوی در ستاد قاچاق کاال چندان شایسته او نبوده پس او را به عنوان مدیر کل سازمان تامین اجتماعی به کار گماشت. دهان کجی آشکار احمدی نژاد به گزارش هیئت تحقیق و تفحص مجلس نمایندگان مجلس را بر آن داشت که شیخ االسالمی وزیر کار رژیم را که حکم مرتضوی را امضا کرده بود استیضاح کنند. در چنین شرایطی برای افشا نشدن عمق جنایات مرتضوی و همچنین افشا متقابل نمایندگان استیضاح کننده توسط احمدی نژاد مسئله حکمیت احمد توکلی نماینده مجلس توسط خود مرتضوی مطرح شد که بین او و علیرضا زاکانی یکی نمایندگان امضا کننده طرح استیضاح قضاوت کند .گویا در آن جلسه مرتضوی بعد از حکمیت توکلی قول می دهد که از منصب خود استعفا نماید .در روز مطرح شدن طرح استیضاح در صحن مجلس احمدی نژاد شخصا وارد مجلس می شود که مطلع می گردد که حداد عادل از سوی "ولی فقیه" مسئول رتق و فتق امور شده است. حداد عادل طی دیداری با مرتضوی از او می خواهد که استعفا دهد.
مرتضوی که از جایگاه حداد عادل در نزد بارگاه "ولی فقیه" مطلع بوده است ضمن قول استعفا از حداد عادل می خواهد که پرونده او در رابطه با جنایات کهریزک را همچون پرونده حمله به کوی دانشگاه تهران در سال 78را رفع و رجوع نموده تا او بتواند بر سر شغل مورد عالقه خود برگشته و به خدمت خود به شخص "ولی فقیه" تداوم بخشد و گویا حداد عادل در این رابطه بنا به اعتراف خود به مرتضوی قول مساعد می دهد. حداد عادل در پی مذاکرات خود با مرتضوی از نمایندگان امضا کننده طرح استیضاح می خواهد که امضای خود را پس بگیرند و احمدی نژاد هم از دم درب مجلس بازگردانده می شود .اما بازگشت مرتضوی به پست قبلی خود در قوه قضائیه چنان عوارضی را برای شخص ولی فقیه بهمراه خواهد داشت که فعال زمان را برای اعاده حیثیت برای مرتضوی مناسب نمی داند لذا مرتضوی بنا به خواست احمدی نژاد به گرو کشی پست خود در سازمان تامین اجتماعی پرداخته و مدعی شده است که به توکلی "قول شرف" برای استعفا نداده و قول او قولی معمولی همچون قولهائی که به متهمین خود برای تخفیف در مجازات آنها می داده بوده است. حسین نجابت یکی از نمایندگان مجلس در گفتگوئی با سایت "فرارو" اعالم می دارد مگر ما قول بی شرفی هم داریم!؟ لذا در جنگ و دعوای بین الزیجانی و حداد عادل برای ریاست مجلس نهم قضیه دخالت حداد عادل در استیضاح مرتضوی و درخواست
او از نمایندگان درخواست کننده استیضاح مبنی بر پس گیری امضا خود در طرح استیضاح به چنان معضلی برای حداد عادل تبدیل شده است که تمامی نمایندگانی که همچون حسین نجابت ادعا می کنند که باید تنها مسئولیت رئیس مجلس نگریستن دو چشمی به نظر و دهان رهبر باشد و در این راستا حداد را بر الریجانی مرجح می دانند را در مخمصه و تنگنا قرار داده است. آری حکومتهای استبدادی حکومتهایی هستند که بقای خود را در بحران جستجو کرده و ماهیتا بحران زی هستند بحرانهائی که خود مولد آن هستند و در نهایت چنین رژیمهائی در گرداب بحران های خود ساخته غرق خواهند شد. ماجرای "سعید مرتضوی" جدا از قضایای "سعید امامی" نبوده و هر چند شاید راه حل های همگونی نداشته باشند اما در ماهیت قضایا و بحران هیچ تضادی با هم ندارند و آن اینکه هر دو مهره ای هستند که تاریخ مصرف آنها در رژیم فاشیسم مذهبی به پایان رسیده است قویترین آدم جهان دختر ایرانیه که با وجود تجاوز فردی و گروهی و اسید پاشی و گشت ارشاد و مزاحمهاى خیابونی و،زور گیری و ،قتل و هزار خطر دیگه هنوزم تو این مملکت درس میخونه، ورزش میکنه،رانندگى میکنه،کار میکنه، عاشق میشه،اعتماد میکنه،مادر میشه و به بچش یاد میده آدم باشه...
صفحه 15
حسن داعی موضعگیریجدیدشیرینعبادی را به فال نیک بگیریم !!!؟؟؟ شیرین عبادی در مصاحبه اخیرش گفته است که مردم ایران مخالف برنامه هسته ای هستند .ایشان در سالیان گذشته از مدافعان برنامه هسته ای رژیم در خارج بود و در مقاله ایکه بهمراه محمد سهیمی (دستیار تریتا پارسی) نوشت مدعی شد که مردم ایران از برنامه هسته ای حمایت میکنند زیرا این برنامه، مایه غرور برای ملت ایران با تاریخی پرافتخار شده است شیرین عبادی در مصاحبه ای با روزنامه تاگس اشپیگل گفته است که اکثریت مردم ایران مخالف
در یکی از این مقاالت که با امضای ایشان و محمد سهیمی (پادوی تریتا پارسی) منتشر گردید ،همچنین گفته شده بود: "اگرچه اکثریت بزرگ مردم ایران از تند روهای کشور بیزارند و خواهان کنار رفتن آنها هستند اما همین مردم ،از برنامه هسته ای حمایت میکنند زیرا این برنامه هسته ای ،مایه غرور برای ملتی با تاریخی پرافتخار شده است". اگرچه شیرین عبادی در کنار تریتا پارسی و دوستان وی در آمریکا، سالیان سال از برنامه هسته ای رژیم دفاع کرد و بدین ترتیب ،به البی طرفدار مماشات کمک کرد تا این پروژه ضد ایرانی را صلح آمیز جلوه داده و افکار عمومی آمریکا و اروپا را بنفع رژیم ایران تحت تاثیر قرار دهد ،با اینحال موضعگیری جدید ایشان را بایستی به فال نیک گرفت و امید داشت که این اقدام، اولین گام برای دور شدن از حلقه نایاک ،تریتا پارسی و صلح طلبان دروغینی باشد که بطور آشکار با دفتر احمدی نژاد همکاری میکنند * میهمانی نایاک برای شیرین عبادی و فروش کتاب وی در آمریکا یک نمونه از دوستی ایشان با حلقه تریتا پارسی در واشنگتن است
برنامه هسته ای هستند .این یک چرخش 180درجه ای از طرف ایشان است .شیرین عبادی چند سال پیش که جامعه بین المللی به مقابله با همین برنامه هسته ای برخاسته بود ،در چندین مقاله در نشریات انگلیسی ،از برنامه هسته ای دفاع کرد و مدعی گردید که اکثریت مردم ایران از این برنامه حمایت میکنند.
ربابه جو يکي از دوستام تعريف ميکرد: مامانم موقع نماز خوندن عادت داره به زبون اهلل اکبري با ما مکالمه کنه! ِ وسط نماز هر اهلل اکبر يعني اينکه بلندي که ميگه،يه منظوري داره! اونموقع ست که ما هي چک ميکنيم ببينيم منظورش چيه! يه روز وسط نماز يه اهلل اکبر کشداري گفت!
منم مثل فشنگ از جام پريدم و زير گازو چک کردم؛ پشت درو نگاه کردم که ببينم کسي در نزده باشه! چراغارو چک کردم مبادا يکي روشن مونده باشه! چيزي پيدا نکردم به مامانم نگاه کردم ديدم داره هي با چشم و ابروش واسه من ناز ميکنه! آخر که ديد من نفهميدم يه اخمي کرد و يه اهلل اکبر شديد و بيخيال شد! وقتي نمازش تموم شد با عصبانيت برگشت گفت: واقعا که خـــــــــــــري! مگه کوري نميبيني گرممه! يه ساعته ميگم کــولر رو روشن کن .. آریا ارییسم مبارزان و هموطنان واقعی گویا جنایت و تشبسات و شانتاژها و ی و فیزیکی ترورهای روحی و روان در پایان حکومت ملیجک نظام و بیت رهبری در هر گوشه و کنار به اوج خود دارد میرسد ..بنابر این از تمامی مبارزان و هموطنان واقعی میخواهم که از یک دالر یا پونت یا یورو برای جامعه آوری مبلغی قابل توجه برای اقدام متقابل پیشگرانه به جان و مال و ناموس و حیثیت و شرف و تمدنی ۶۵۰۰ساله این ملتی در غربت و تابید اجباری ، باری مبارزان و هموطنان سیاسی و هنرمند و ورزشکاران و حوقوقدانان و اساتیدها در رشتهای مختلف ، جم آوری نموده و هر کس زنده یا مرده این فتوا دهندگان را تحویل `` اینتر پول سرویس `` و به دادگاه `` بین مللی `` دهد ،مبلغ جمع آوری شده به او داده خواهد
شد ..شایان یاد آوری هستم که بیش از ۳۰۰مبارز سیاسی و حقوق بشری و ورزشکاران و هنرمندان در ۵قاره جهان به خصوص در اروپا و آمریکا توسط حاکمان اشغال گران و گروگان بگیران داخلی و صادراتیهای آنها و هم پیالههای آنها از کشورهای اسالمی استخدام شده برای اهداف و مقاصد شوم خود استفاده و سواستفاده نمداند ..در این نقطه میتوان و بایستی که جایگاه یکا یک شماها نسبت به وطن و هم وطن مشخص شده و بدانید که در کجا قرار گرفتید .. یک با برای همیشه یا با ما یا با آنها !!! ...؟؟؟ با تشکر سارا عباسی تصور کن برنده یک مسابقه شدی و جایزه ات اینه که بانک هرروز صبح یک حساب برات باز می کنه و توش هشتاد و شش هزار و چهارصد دالر پول می گذاره ولی دوتا شرط داره .یکی اینکه همه پول را باید تا شب خرج کنی ،وگرنه هرچی اضافه بیاد ازت پس می گیرند. نمی تونی تقلب کنی و یا اضافه پول را به حساب دیگه ای منتقل کنی .هرروز صبح بانک برات یک حساب جدید با همون موجودی باز می کنه .شرط بعدی اینه که بانک می تونه هروقت بخواد بدون اطالع قبلی حسابو ببنده و بگه جایزه تموم شد .حاال بگو چه طوری عمل می کنی؟» زمان زیادی برای پاسخ به این سوال نداری و سریعا" « .....همه ما این حساب جادویی را در اختیار داریم :زمان .این حساب با ثانیه ها پر می شه .هرروزکه از خواب بیدار میشیم هشتاد و شش هزار و
چهارصد ثانیه به ما جایزه میدن و شب که می خوابیم مقداری را که مصرف نکردیم نمیتونیم به روز بعد منتقل کنیم .لحظه هایی که زندگی نکردیم از دستمون رفته .دیروز ناپدید شده .هرروز صبح جادو می شه و هشتاد و شش هزار و چهارصد ثانیه به ما میدن .یادت باشه که من و تو فعال" از این نعمت برخورداریم ولی بانک می تونه هروقت بخواد حسابو بدون اطالع قبلی ببنده .ما به جای استفاده از موجودیمون نشستیم بحث و جدل می کنیم و غصه می خوریم .بیا اززمانی که برامون باقی مونده لذت ببریم.
شمارهی هفتم 5 -خرداد ماه 139۱
ثانیه ها را غنیمت بشماریم و از وقت طالئی بهترین و مثبت ترین بهره را ببریم بهرام مودت آیا می دانید کرایه هر االغ در امامزاده داوود ساعتی بیست هزار تومان است و حق التدریس یک استادیار دانشگاه ساعتی ده هزارتومان بیش نیست و یارانه هر ایرانی در یک ماه برابر کرایه دو ساعت یک االغ است حال پیدا کنید االغ واقعی را !!!
برای دومین بار یک دختر زیباروی ایرانی ملکه زیبایی کانادا شد
یک دختر ایرانی از بین 61زیباروی به عنوان ملکه زیبایی کانادا معرفی شد. سحر بی نیاز دختر ایرانی تبار شب گذشته در رقابت با دختران زیبای کانادا به عنوان ملکه زیبایی معرفی شد. سحر 26ساله در هند متولد شد و به همراه خانواده خود چند سال در ایران زندگی کرد سپس به کانادا مهاجرت کرد .او که در وانکوور به عنوان مدل تبلیغاتی فعالیت می کند با 61دختر دیگر رقابت کرد. این برای دومین بار است که یک دختر ایرانی در کانادا به عنوان ملکه زیبایی می رسد. نازنین جم همسر وزیر دفاع کانادا که یک کرد ایرانی است پیش از این نیز به این مقام دست یافته بود. سحر بی نیاز قرار است در دسامبر آینده کانادا را در مسابقات جهانی نمایندگی کند. او اکنون در دانشگاه بریتیش کلمبیا تحصیل می کند و عالوه بر فعالیت در بازار تبلیغات به عنوان هنرپیشه در سریال های تلویزیونی نیز ظاهر می شود. آنچه رقابت های امسال انتخاب ملکه زیبایی را متفاوت جلوه داده است شرکت یک پسر دختر شده ای است که در پی شکست در ورود به مرحله پایانی به شدت گریه کرد. جینا تاالکووا توانست بین 12رقابت کننده تا مرحله حساس
مسابقه انتخاب ملکه زیبایی پیش رود اما از رسیدن به دور بعدی بازماند .او اولین دو جنسیتی است که در چنین رقابت هایی شرکت می کند. جين ّا تاالکووا 23سال پيش پسر به دنيا آمد .چهار پنج ساله بود که خانواده اش دريافتند که پسرشان ،وضع متفاوتى دارد .با مشورت پزشکان به مدت 10الى 12سال تحت درمان هورمونى قرارش دادند .در 19سالگى عمل جراحى تغيير جنسيت بر او انجام شد .اما 2سال گذشت تا توانست در 21سالگى شناسنامه اى با عنوان "خانم" بگيرد. این مسابقات در شهر تورنتوى کانادا برگزار شد .چنين مسابقه اى همه ساله در سطح کانادا غالباً بيش از 100ميليون تماشاگر داشته که در امريکا و کانادا جزئيات آن را از طريق تلويزيون ها دنبال مى کنند. در رقابت های امسال همچنین 4دختر عرب نیز شرکت داشتند که از بین آنها مجد السعودی که یک اردنی تبار است توانست به عنوان دوم دست یابد.
صفحه 16
شمارهی هفتم 5 -خرداد ماه 139۱
این چنینم خبرها و چهرهها در اروپا آرزوست
ادر قحطــی مهر و محبت ,در دورانی کــه مردمان عصا از کــور می دزدند و در برهــوت رفاقــت و دوســتی ها مســئولیت پذیر ,اوهنــوز تالش دارد ثابت کند انسانیت ,ایرانیت و رفاقت هنوز نفس می کشد. درباره کسی می نویسم که بیش از ۵۰ سال از عمر رفاقت و دوستی مان می گــذرد ,من خود ادعا دارم رفیق باز و در دوستی های با دیگران ید طوالیی دارم ولی وقتی زمان مقایسه با اوپیش می آید باید اقرار کنم کم می آورم. درباره رفیق 50ســاله ام حسن متقیان می گویــم از او که قلبــی چون دریا بزرگ و روحی چون آســمان پاک دارد. بیــش از ۳۰ســال اســت در پاریس زندگی می کند ,در شهری که حتی فرانسویان هم شاید سالی دوبار مهمان به منزلشــان دعوت نکننــد ،ایرانیان فــراری کــه دیگر جای خــود دارند .حــرف اول را در روابــط زندگــی پاریس نشینان ماشین حساب می زند و اینکه اگر کســی را به منزل دعوت کنید چقدر هزینه خواهد داشت! ولی او بیش از ۳۰ســال اســت مانند ماشــینی ,وقفه ناپذیر بــه صدها نفر ایرانی از فامیل و اقوام گرفته تا دوستان دور و نزدیک و حتی کسانی که اص َ ال نمی شناسد سرویس داده است . از پذیرایــی در خانه اش ,از مهمانانی که گاهی مدت اقامتشان از روز ,هفته ,ماه و حتی سال هم می گذرد .او هر ایرانــی نیازمند کمک و حمایت را با
رویی خــوش و صحبــت و پذیرایی میزبــان و از جیبــش هزینه کــرده تا مهمانانش هر کســی که می خواهد باشــد راحت و آســوده ســر بر بالین بگذارند. او نــه مــددکار اجتماعی اشــت و نه عضو ســازمانهای خیریه می باشــد. او فقط انسانی اســت که تالش دارد نمایندگی نام ایران را به خوبی به اجرا در آورد ,هر چند در قلب و روحش صدها زخم از بی معرفتی ها و نمک نشناسی ها دارد ولی او حسن متقیان است ,بخشنده و سخاوتمند و مهربان و یکرنگ ,با همه تنگدستی هایی که دارد ثمره بذل و بخشش های دوستانه اوست هنوز هم خانه اش روزی بدون مسافر و مهمان نیست. از فرودگاه تا ایستگاه قطار یا هر نقطه پاریس او در حال بــردن و یا آوردن مهمانــان ناخوانــده اســت .او امروز به خاطــر دریــا دلــی مهربانانه خود جســمی زخمــی و نــا آرام دارد که اگر فقط مانند میلیونهــا ایرانی دیگر فقط بــه خودش و زن و بچه اش فکر می کرد شــاید چندین حسابدار می بایست سرمایه های مالی او را کنترل کنند ,ولی امروز تنها چیزی که دارد همسری است که بیش از ۴۰سال در کنارش چون رفبقی ایستاده است و ۲ فرزندی که سرمایه زندگی آنهاست. ایــن نوشــته بــرای رفیقم نیســت , یادداشــتهایی اســت برای کسی که تــاش کرده اســت ایرانــی در برابر انسانیت شرمنده نشود.
از فرزانه و بهروز چه خبر ؟
فرزانــه تائیــدی و بهــروز بــه نژاد دو هنرمنــد مطرح تئاتر و ســینمای ایران سالهاســت که ســاکن لندن هســتند .هر چند از فعالیتهای هنری دور هســتند ولی بعنوان دو هنرمند مسئول و متعهد طی سالهای غربت
بهرام مودت عزادار شد بهرام مودت دروازه بان سرشــناس فوتبال ایران ماه گذشــته در غم از دست دادن برادرش عزادار شد ،ما نیــز در این غم با او همراه هســتیم و برایش صبرو ســامت آرزو می کنیم.
جمشید رضایی و زندگی دوباره جمشید رضایی خواننده خوب لندن نشین که طی 15ســال گذشته برنامه های خــوب و خاطره انگیــزی را در لندن اجرا کرده اســت ،چند ماهی را با سختی و مشــکالت شدید بیماری دســت و پنجه نرم کرد و خوشبختانه دوباره سالمت خود را بدست آورد. ما نیز امیدواریم سالیان متمادی جمشید رضایی در کنار خانواده اش با سالمت کامل زندگی کند و کماکان او را در صحنه هنری شاداب و سرحال ببینیم.
خود که بیش از 30ســال اســت، مرزبنــدی خــود را بــا حکومــت آخوندی حفــظ کرده انــد .برای هر دو این عزیزان آرزوی سالمت داریم و در آینــده نزدیک با آنان گفتگویی خواهیم داشت.
بهاره مظفریان ،جانشین بزرگانجواهر در ایران
بهاره مظفریان یکی از سه دختر عباس مظفریــان مردی که نام خانــواده او با جواهــر در ایران گره خورده اســت. مدتی است که مدیریت و اداره جواهر فروشی مظفریان را به بهاره سپرده اند. دختــری تحصیــل کــرده ،آگاه و با استعداد و بسیار باهوش. بهاره در حرفه ای پر رقابت ،به نام های مطرح جواهر در جهان بســیار خوش درخشیده اســت .طرحهای او سخت مــورد توجه دوســتداران جواهر قرار گرفته است .در همین نشریه گفتگویی با او را بزودی خواهیم داشت.
یادگار سلطان جاز در صحنه ویگنسلطانجاودانهموزیکپاپایران که چند سالی است که صحنه را خالی، و از میان عاشقان خود رخت سفر ابدی بستهاست،جانشینیشایستهیافتهاست. آرمین پسر ویگن که شباهتی کم نظیر هم با پدر دارد ،مدتی اســت به صحنه آمده است .ویگن را میتوان در سالهای جوانیشدید. آرمین با خوانــدن آهنگهای پدر جای خالی سلطان را پر کرده است.
کمال خرسندی ،مسبل انسانی خوب
سورن در باالترین نقطه پاریس می خواند ســورن خواننــده خــوش صدا و قدیمــی کــه مدیریت رســتوران کلبــه را هم دارد ،سالهاســت در کلبه مــی خواند .رســتوران کلبه در یکــی از زیباتریــن و معروف تریــن منطقه پاریــس قرار دارد و به نوعی بام پاریس محســوب می شود.
کمــال خرســندی از چهــره هــای شــناخته شــده در نیــای مطبوعاتی ایرانیان در خارج از کشــور اســت.
او سالهاســت که در چاپ و انتشــار نشریاتی چون کیهان لندن ،نیمروز و مجله رنگارنگ نقشی پررنگ داشته است .کمال خرســندی را می توان الحق ســمبل انسانی خوب و شریف دانســت کــه در رفاقت و دوســتی هرگز کــم نمی گــذارد و آنچه را هم که میداند با صفا و صمیمیت در اختیار دوستان خود قرار می دهد.
صفحه 17
شمارهی هفتم 5 -خرداد ماه 139۱
مرثیه برای مردی که بخاطر سینما همه کار کرد!
ایرج قادری سکانس آخر زندگی را کات کرد. ایرج قادری را می توان اســتثنای ســینمای ایران نامی .او نزدیک به 60سال در ســینمای ایران حضور داشــت .از زمانی که در ســال 1334به دعوت ساموئل خاچیکیان در فیلم چهارراه حوادث شرکت کرد تا آخرین فیلمش شبکه امروز که بر پرده سینماهای ایران است. ایــرج قادری در بحبوحه انقالب فیلم برزخی ها را ســاخت که رکورد فروش تاریخ سینما را بجای گذاشت. حکومت جهل و ســیاه خمینی او را مانند صدها چهــره مورد عالقه مردم خانه نشــین کرد .بســیاری از یاران و همکاران او جالی وطــن کردند .او ماند چون حسی به او می گفت به سینما برمیگردد .او برای راهیابی به سینما همه کار کرد. باب دوســتی و رابطه با هر کس و ناکســی را باز کرد که شاید فرجی شود و او دوبــاره به صحنه بازگردد .آخوندکی بنام «زم» که نفوذ و نقشــی در حکومت داشــت باالخره جواز حضور او را صادر کرد ولی با فاصله ای نزدیک به ســی سال !....؟ ایرج قادری میانســال در پیرانه ســری به سینما رسید .همه تحقیرها ،اهانت ها و محرومیت هایی را که از سوی این رژیم به او و سایر همکارانش رسیده بود را با سیلی جانانه ای بر چهره حکومت جبران کرد .او آمد و هر فیلمی را که ساخت مردم ســاعتها در صف ایســتادند تا آن را تماشا کنند .ســینمایی که حکومت آخوندی سی سال قبضه اش کرده بود را ایرج قادری تخته کرد .او نشان داد که تفاوت جنس اصیل با تقلبی چیست؟ بهر حال سکانس فیلم زندگی او در پالن آخر کات شد. او در سال 1314متولد و در سال 1391وفات یافت و به جرات می توان گقت از تاثیرگذار ترین چهره های سینمای ایران بوده است. ايرج قادری داراي تحصيالت ناتمام در رشــته داروســازي است .وي فعاليت سينمايي را سال 1334با بازي در فيلم «چهار راه حوادث» به كارگرداني ساموئل خاچيكيان آغاز كرد .او سال 1341شركت سينمايي «پانوراما» را تأسيس كرد.
قادری که اغلب به عنوان یکی از فیلمسازان سینمای پیش از انقالب شناخته شده فعالیت خود در دوران پس از پیروزی انقالب را با ساخت «تاراج» ادامه داد اما بعد از این فیلم حدودا ده سال ممنو ع الفعالیت بود تا اوایل دهه هفتاد که توانست درام جنایی «میخواهم زنده بمانم» را بر مبنای فیلمنامهای از رسول صدرعاملی و براساس داستان زندگی پدرام تجریشی جلوی دوربین ببرد. ایرج قادری طی 56ســال فعالیت در ســینما 41 ،فیلم ســینمایی را کارگردانی کرده است .او همچنین در 72فیلم سینمایی به عنوان بازیگر ایفای نقش کرده و تهیهکنندگی نه فیلم سینمایی را نیز برعهده داشته است .این کارگردان تجربه نویســندگی چهار فیلمنامه را نیز در کارنامه کاری خود دارد .او در حال حاضر فیلم سینمایی «شبکه» را آماده اکران دارد. زندگی خصوصی ایرج قادری از همسرش تهمینه اطمینان مقدم (بازیگر سینما) که در سال 1331 با هم ازدواج کردند پســری داشت با نام تورج كه در رشته پزشكی در آمریکا مشغول به تحصیل بود و متاسفانه در سال 1372بر اثر سانحه رانندگی در اورگان آمریکا درگذشــت .ایرج قادری از ازدواج موقتش با فاطمه محمودی شــنگل آبادی نیز یک پسر به نام ژوبین قادری دارد. درگذشت ایرج قادری مدتها به بیماری ســرطان ریه مبتال بود و در اردیبهشــت ۱۳۹۱به دلیل تشــدید بیماری در بیمارستان بستری گشت در حالی که به گفته پزشکان حال وی به شــدت وخیم بود .ایرج قادری نهایتاً در در ســاعت چهار صبح ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۱بر اثر بیماری سرطان دار فانی را وداع گفت. خاکســپاری ایرج قادری طبق خواست همســرش در همان روز مرگ او (۱۷ اردیبهشت) و در یکی از امامزادههای کرج (آرامگاه بهشت سکینه) برگزار شد. طبق وصیت ایرج قادری کلیه هزینه مراســم و یادبود وی به موسسه حمایت از کودکان سرطانی اهدا گردید.
LEMOGE CLINIC
کلینیک زیبایی
دکتر عباس شیرافکن ،دکتر ویلیامز و بیوتراپیستهای با سابقه
همه راهها به کلینیک لموژ ختم میشود ،می پرسید چرا؟
چون بهترین سرویس را با ارزانترین قیمت و بهداشتی ترین خدمات را به مشتریان خود عرضه می کند. جهت هرگونه راهنمائی در زمینه های زیبایی و بهداشتی به کلینیک لموژ و دکتر عباس شیرافکن تماس بگیرید. -1 .لیزر برای از بین بردن مو: صورت از - £45زیر بغل از - £35چانه از - £ 20باالی لب از - £ 20 بیکینی از - £ 45پا از - £ 99پشت گردن از - £30گونه ها از £30 -2تزریق بتاکس در ناحیه پیشانی و اطراف چشم ،اطراف دهان و کنــار بینی برای از بین بردن چروک از £100به باال -بزرگ کردن لب £150 -3از بین بردن مویرگهای قرمز - £35الیه برداری پوست صورت ، جوان کردن پوست £35 -4متیز کردن صورت از £16الی - £50کلیه درمانهای زیبایی الکترولیز -5الیه برداری پوست صورت £35 Contact Lens, Fresh look -6رنگی برای ایرانیان £10 -7جدیدترین مدلهای آرایش و رنگ مو -آرایش عروس پوت آپ
TATOO
191 Kilburn High Road London NW6 7HY Mon-Fri 9:30 – 7:00 Sat 9:00-6 :00 Sun 10:00-5:30
020 73720044 020 73724433
چگونه جوان و زیبا شویم بوتاکس BOTOX پیدا شدن خطوط ریز و درشت و یا به اصطالح چین و چروک در صورت نشانه افزایش سن و القای حس پیری درآدمی می باشد و انسان که ذاتا طالب زیبایی است از زمانهای دور درفکر چاره ای برای حل این معضل بوده است . بسیاری از این خطوط دینامیکی هستند ( DYNAMIC ) LINESکه براثر انقباضات مکرر عضالت صورت بوجود می آیند که بیشتر درنواحی بین ابروها ( خط اخم ) ،پیشانی ، گردن و اطراف چشم ها می باشند . امروزه بهترین درمان برای کاهش و یا از بین بردن این خطوط تزریق توکسین بوتولینیوم ( ) Botulinum Toxinیا BOTOXاست .بوتاکس یک ماده پروتئینی می باشد که نزدیک به نیم قرن است توسط متخصصین اعصاب برای رفع گرفتگی عضالت و درمان میگرن استفاده می شود و برای زیبایی چهره و از بین بردی چین و چروکهای آن آزمایشات و تجربیات بسیاری را پشت سر
گذاشته است . تزریق مقادیر مشخص و استاندارد ازاین ماده می تواند باعث فلج موقت عضالت به مدت 5 - 4ماه بشود و به این ترتیب چروکهای ناشی از انقباض این عضالت نیز بطور موقت از بین می روند .بدیهی است با کاهش اثر دارو و بازگشت قدرت عضالت چین و چروکها نیز به همان وضعیت سابق باز خواهند گشت . تزریق بوتاکس برای باال بردن ابروها نیز استفاده می شود . درحال حاضر محصوالت گوناگونی از بوتاکس که تولید کشورهای مختلف است بفروش می رسد .
صفحه 18
شمارهی هفتم 5 -خرداد ماه 139۱
فرخ فروزین میرزا ابوالقاســم قایم مقام و میرزا تقی خان امیر کبیر
در فضای سیاسی و اجتماعی تاریک و مالمت بار دوران سلطنت سلسله قاجاریه بر ایران بندرت ستاره های فروزانی درخشیده اند ،ستاره هائی که توانسته باشند با فــروغ عقل و میهن پرستی ،در آن دوران ،نور امید و مایه حرکتی بسوی کمال و تعالی ملت ایران زمین باشند .میرزا ابوالقاسم قایم مقام و میرزا تقی خان امیر کبیر از جمله دو تن از فرزندان این مرز و بوم هستند که چنانچه وجود آنان در این دوره نمی بود بایستی فصل مربوط به این قسمت از تاریخ ایران را تا حد زیادی تهی از هرگونه جلو ُه میهن پرستی و ایران دوستی دانست. چه هر برگ از تاریخ این دوران که مورد مطالعه قرار گیرد ،مملو است از خیانتهای رجال ایرانی و سر سپردگی آنــان به سیاستهای بیگانه شمال و جنوب ایران فروشی و سهل انگاری و مال انــدوزی و چاپلوسی و سفله پروری و از همه نمایان تر ،خیانت و جنایات جماعتی که تحت عنوان پیشوایان دین لباس مقدس زهد بر تن کرده و در کسوت میش و شریکان دزد و رفیقان قافله ،بساط رزق و ریا و فریب و سالوس گسترده و در انحطاط ملت ایران و اخمحالل سرزمین پاک آریاها با شناخته ترین دشمنان ایرانیان عقد و مودت و پیمان شرکت بسته اند .صادقانه باید اذعان داشت که در چنین محشر رذالت و برهوت خیانت وجود مردانی چون قایم مقام و امیر کبیر اکثیری افسانه ای بوده و چنان گلهائی زیبا و خوشبو در شوره زار روئیده و صد افسوس که هر دوی
آنها درست در لحظاتی که کاروان وامانده و ملت درمانده و پراکنده را با آهنگی پر توان تجهیز کرده و بسوی استقالل و اقتدار و آزادگی و ترقی و تکامل به حرکت در آورده و با داس صداقت و تدبیر ،خارهای راه و علفهای هرز ُه مسیر را درو می کرده اند قربانی توطعه های جنایت آمیز دزدان طریقت و مخالفان فضیلت شده و از آن نادره مردان فقط نامی درخشان در تاریخ مانده و آه افسوس از نهاد ایران پرستان بر آمده است. این عجیب نیست که در آن دوران بیگانه پرستی و خیانتکاری ،این هر دو چهره تابناک امید بخش خاموش شدند .زیرا هر دوی آنها که در واقع معلم و شاگرد یکدیگر بودند ،به راهی گام نهاده بودند که چنانچه به پایان آن می رسیدند ،ناقوس مرگ نفوذ استعمار و دیگر جاسوسان آنها را تحت فشار و محدودیت فرار داده بود و میدان داری را از دست آخوندها گرفته بود و نقشه تجزیه ایــران را استادانه خنثی کرده بود ،تدارک قتل امیرکبیر را کردندچون توسط «منهیان» خود یا به عبارت دیگر از طریق سازمان اطالعاتی منظم خویش پرده از اسرار ارتباطات آنها و عمال داخلی آنها بر می گرفت و نقشه های آنان را خنثی می ساخت و به نوسازی ایران و گسترش علم و فرهنگ در میان همگان و تقویت میهن خود کمر بسته و مصمم بود .در قتل ناجوانمردانه این بزرگ مرد تاریخ ایران انگشت جنایت آلود آخوند و سوء استفاد از عامل مذهب و از همه مهمتر امام زاده سازی به خوبی نمایان است .اگر چه در تاریخ ،قتل امیر کبیر بطور مطلق به مهد علیا (جهان خانم) مادر ناصرالدین شاه و همدستی آقاخان نوری صدراعظم نسبت داده شده، معهذا با مطالعه مجدد گوشه های این رخداد تاریخی و علل و انگیزه های
اساسی آن می توان به روشنی مشاهده کرد که حتی مادر شاه جوان قاجار نیز در این رابطه واسطه اجرای مقصود بوده و در شرایط آنروز تنها کسی که می توانسه قدم نهائی را برای از میان برداشتن امیر کبیر برداردو فرمان عزل و قتل او را از شاه بگیرد ،مادر او بوده است و لذا برای تسهیل و تسریع کار، از او استفاده شایان بعمل آورده اند و از حس انتقامجوئی و کینه زنانه او بهره برداری کرده اند .مطالب تاریخی که در زیر نقل میگردد می توان تا حدی ترکیب عوامل دست اندرکار رانشان دهد: « یک روز یکی از علمای طراز اول اصفهان توسط یکی از کارکنان مهد علیا که در رکاب آمده بود عریضه ای به شاه (ناصرالدین شاه) نوشته و تقاضای مستمری و تیول و غیره کرده بود ،شاه عریضه را برای میرزا تقی خان فرستاد .امیر در حاشیه نوشت: در زمان مرحوم نایب السلطنه (عباس میرزا) هر وقت این قبیل اشخاص توقع بیجا می کردند ،موالی من مرحوم میرزا ابوالقاسم قایم مقام می گفت شاه سرباز الزم دارد ،دعا گو الزم ندارد .رفقای بی بی زبیده این کاغذ به این تفصیل را هم بنظر علمای اصفهان رسانیده و آنها را با امیر طرف کردند». در میان نوشته های تاریخی در جای دیگر مطالبی را مالجظه می کنیم که نشان می دهد چگونه وقتی تیرها برای از بین بردن امیر کبیر به سنگ می خورد ،برای توطئه چینی و گرد هم آئی به ترتیبی که جلب توجه نکند و قابل مدافعه و مرافعه نباشد و نیز ماهرانه تدابیر امیر کبیر را برای قطع مراوده با مهد علیا بی اثر سازد ،به هر حیله مذهبی متوسل می شوند و حل مشکالت را به آخوند محول می کنند و او نیز چاره کار را «امام زاده سازی» نشان می دهند: « در راه حضرت عبدالعظیم در
زمینهای ری ،پیرمردی بنام حاج علی پسر جعفر ،باغی داشت که دختر خود زبیده را در آنجا دفن کرده بود. کسانی ،حتمأ خود آخوند و یا آخوند دیگری خواب دیدند که زبیده خاتون دختر امــام حسین از کربال به ری گریخته و دراین نقطه مدفون شده است .مهد علیا را وا داشتند که گنبد و بارگاهی در آنجا بنا کند و به اسم سرکشی به بنائی به باغ حاجی علی بن جعفر آمده و در آنجا همدستان به بهانه زیارت قبر زبیده خاتون و یا در پوشش کارگر با او حرفهایشان را بزنند و یا بوسیله عمله جات در موارد الزم مکاتبه کنند. یکی از روزهــا وقتی که مهد علیا برای سرکشی آمده بود یکی از زوار یا آخوند زیارتنامه خوان با خانم صحبت کرد و گفت که تنها راهی که برای زمین زدن امیر بنظر میرسد این است که همه کس در همه جا شهرت دهند که امیر خیال دارد شاه را معزول کند و خودش بجای او بنشیند. به این ترتیب با ابتکار آخوند و معجزه امام زاده کار برای ترسانیدن شاه و ایجاد نفرت در او نسبت به امیر کبیر کشف گردید. میرزا تقی خان امیر کبیر فرزند قربان خان آشپز میرزا ابوالقاسم قایم مقام قراهانی بود که در سایه هوش و فطانت خود و تعالیم مجددانه قایم مقام دانــش انــدوخــت و دردهــای مملکت را شناخت و هنگامی که حکمران آذربایجان بود ناصرالدین میرزا ولیعهد را طبق سنت آن زمان به تبریز فرستادند و میرزا تقی خان پیشکار و مربی او شد .امیر کبیر در آغازکر با ایجاد یک سازمان اطالعاتی و ضد اطالعاتی بسیار نیرومند بنام منهیان امیر ،کوشید تا هر چه بیشتر از وقایع جاری مملکتی با خبر شود و بموقع انحرافات و کار شکنیها را خنثی کند و در سایه امنیت
ATLAS ESTATES Sales, Lettings, Management
خدمات امالك اطلس
با سالها تجربه و سابقه فروش .خريد .اجاره .مديريت مسكن
برای اطالعات بیشتر ،با ما تماس بگیرید
02084506931
کتابفروشی آیدا در شهر بوخوم مرکز پخش شراب کورش
و نفوذی که در سراسر کشور بدست آورده بود ،بسرعت بر اوضاع تسلط و با برقراری ثبات و امنیت برای مردم چرخهای اقتصاد را به گردش درآورد و به اصــاح نابسامانیها و ترمیم ویرانیها پرداخت و صنایع را توسعه داد و برای اولین بار تجارب صنعتی خارجی را در ایــران بکار گرفت و از همه مهمتر به توسع ُه علم و ترویج فرهنگ پرداخت و دارالفنون را بسبک مدارس پیشرفته جهان پایه گذارد تا پرورش افراد تحصیلکرده و کاردان و الیق ،مایه ساز ترقیات آینده مملکت شود. امیر کبیر با وسواس عجیبی به قطع نفوذ بیگانگان هست گماشت و مخصوصأ از طریق مامورین اطالعاتی خود از راز ارتباطات جیره خواران بیگانه با سفارت خانه های خارجی پرده برداشت و تحریکات آنان را تا حد مقدور بی اثر کرد و از جمله به ارتباط پنهانی آخوندها با سفارت خانه های روس و انگلیس واقف شد و کوشید تا دست آنها را از دخالت در امور سیاسی مملکتی کوتاه کند. مجموع اقدامات امیر کبیر و خاصه توجه او به توسعه دانش عمومی، در میان آخوندها و دشمنان فراوانی برای او بوجود آورد .زیرا اگر فقط همین اقدام او یعنی با سواد کردن مردم ،به نتیجه میرسید و استمراری می یافت ،کافی بود که برای همیشه دکان عوام فریبی و جاهل پروری جماعت آخوند را بی رونــق ســازد .بعالوه نیرومند شدن ایران از جهات اقتصادی و نظامی و فرهنگی و استقالل واقعی، به صالح استعمارگران بعنوان دوستان و شرکای جماعت آخوند نبود و به همین جهت بود که وقتی خبر شهادت آن مرد وطن خواه منتشر شد، آخوندها بعنوان پیروزی اسالم ابراز خوشنودی کردند و مردم را به جشن و شادمانی فرا خواندند.
آهای آزادی!
آهای آزادی! اگر روزی به سرزمین من رسیدی ،در قالب پیرمردی سیاه پوش با ریش سپید و عبای سیاه با لهجهای غریب و فرهنگی عرب و چشمهایی سرد و ترسناک نیا .برایمان از مرگ نگو .به گورستان نرو، گورستان پایان است ،نباید آغاز باشد .این بار توی دهان هیچ کس نزن ،وعدهی توخالی نده ،نفت را بر سر سفرهها نیار، نانمان را بر سر سفرههایمان باقی بگذار .از آب و برق مجانی نگو .از تالش انسانی بگو، از سازندگی و آبادانی بگو .از تعهد کور نگو ،از تخصص و دانش و شور بگو .آی آزادی! اگر روزی به سرزمین من رسیدی، با شادی بیا .با چادر سیاه و تحجر و ریش نیا ،با مارش نظامی و جنگ نیا ،با آواز و موسیقی و رنگ بیا .با تفنگهای بزرگ در دست کودکان کوچک نیا ،با گل و بوسه و کتاب بیا .اززهد و جنگ و شهادت نگو، از انسانیت و صلح و شهامت بگو .برایمان از زندگی بگو ،از پنجرههای باز بگو، دلهای ما را با نسیم آشتی بده ،با دوستی و عشق آشنایمان کن .به ما بیاموز که چگونه زندگی کنیم ،چگونه مردن را به وقت خود خواهیم آموخت .به ما شأن انسان بودن را بیاموز ،به خدا ”خود” خواهیم رسید .آی آزادی ،اگر به سرزمین من رسیدی ،بر قلبهای عاشق ما قدم بگذار ،مهرت را در دلهای ما بیفکن تا آزادگی در درون ما بجوشد و تو را با هیچ چیز دیگری تاخت نزنیم .با هر نفس یادمان بماند که تو از نفس عزیزتری! بدانیم که آزادی یک نعمت نیست ،یک مسئولیت است .به ما بیاموز که داشتن و نگه داشتن تو سخت است! ما را با خودت آشنا کن ،ما از تو چیز زیادی نمیدانیم .ما فقط نامت را زمزمه کردهایم .ما به وسعت یک تاریخ از تو محروم ماندهایم. ای نادیدهترین! اگر آمدی با نشانی بیا که تو را بشناسیم .هان! آی آزادی ،اگر به سرزمین ما آمدی ،با آگاهی بیا تا بر دروازههای این شهر تو را با شمشیر گردن نزنیم ،تا در حافظهی کند تاریخ نگذاریم که تو را از ما بدزدند ،تا تو را با بیبند وباری و هیچ بدل دیگریاشتباهنگیریم. آخر میدانی؟ بهای قدمهای تو بر این خاک خونهای خوبترین فرزندان این سرزمین بوده است .بهای تو سنگینترین بهای دنیاست .پس این بار با آگاهی بیا با آگاهی
روزهفته هفت روز هفته هفت دو شنبه چگونه می توان باور کرد ملتی هنوز این جماعت همیشه گمراه کننده را ناشناخته باشد ! آیا ایشان واقعاً نوشته ها ,گفته ها و بیانیه ها و اطالعیه های خود را باور دارند؟ اینان جمعی فروشنده هستند که طی همه سالهای عمر خود اجناسشان را بخورد گروهی از جامعه داده اند .تضاد ,تناقض گویی ,بی اعتقادی و ...از الی درز کارنامه همگی اینان و بسیاری دیگر چون اینان بیرون زده است .اسامی شان و ادعایشان به درد هیچ ناکجا آبادی نمی خورد غیر از خودشان که در سایه همین ادا اصول ها همه عمرشان از کنار سفره ملت دولپی خوره اند ,کشیده اند ,نوشیده اند و دراز کش کیف کرده اند! چگونه می توان باورکرد این جماعت به اصطالح روشنفکر نمی دانند که در حکومت والیت فقیه در بر چه پاشنه ای می چرخد؟ همین نمونه عوام فریبی را به عنوان نمونه جهت مقایسه در نظر بگیرید در بحبوحه ای که ظاهرا ً حکومت ناب محمدی در ایران مورد خشم مردم جهان واقع می شود مانند همیشه و سربزنگاه سر و کله فیلمی نوظهور پیدا می شود و انگاری پدیده ای در عالم هنر و تسخیر هنر هفتم بدست انچوچک مانند برنده شدن شیرین عبادی و جایزه الناری نوبل ...باز هم همین جماعت در کنار محمد خاتمی و رژیم واسه فاطمه شیرین غش و ضعف کردند تا مثل همیشه جماعتی از ملت بدبخت ایران را فریب دهند. چگونه می توان باور کرد اینان نمی دانند در سینما مافیایی ,اطالعاتی ,سپاهی حکومت آخوندی از سانسور وزارت ارشاد گرفته تا بررسی و بازبینی سانسور و فیلنامه تا کمیسیون اجازه پروانه نمایش ,تا تصویب اسامی بازیگران زن و مرد و چندین ایستگاه دیگر حراستی و غیره و بعضی از فیلمها که باید برایشان تبلیغات عوام فریبانه بشود و از دست همه این نگاه های زل زده ،سالم بدر میرود و جالب اینکه رژیم هم در کنار همین مخالفان آبکی می ایستد و برای این فیلمها و آدمها هورا می کشد .بابا عجب خواهر ...هایی هستی شماها! سه شنبه پاریس ،ایرانیان ,آفتابه لگن هفت دست ,شام و ناهار هیچی ! برای ایرانیان پاریس شهری است که تحصیل و زندگی در آنجا مایه مباهات است .پاریس نشینان ایرانی خود را تافته ای جدا بافته می دانند ,هر چند اگر گذرشان بر حسب حادثه و اتفاق به این شهر بوده باشد. لیست بلند باالیی از ایران و وزیران و صاجب منصبان رژیم گذشته و حکومت مالیان در این شهر وجود دارد ,خانم و آقایانی که حاال مادام و مسیو شده اند از اقشار گوناگون هستند .بیش از سیاست ایران درباره سیاست فرانسه بحث و گفتگو می کنند .بر خالف سایر کشورهای اروپایی مانند انگلستان ،آلمان، سوئد و ...که ایرانیان مراکز تجاری مانند رستوران و سوپر مارکت وغیره دارند ،در پاریس با این همه ایرانی تعداد رستورانها و سوپر مارکتهای ایرانی به اندازه انگشتان 2دست هم نمی باشد! شاید هم دلیلش دماغ سرباالهایی هستند که چنین مشاغلی را دور از شأن خود می دانند و یا خوشبختانه فرزندان
15ژوئن شماره ۸ تریبون آزاد منتشر خواهد شد
کلینیک دندانپزشکی لموژ زیر نظر دکترحکیم و دکترآتنا
Quality Dental care for all familly at affordable prices معاینه ایگان Free Consultation, ر Check up & X-Ray free of charge Filling £25 Extraction from £40 Crown & Denture from £150 Bridge from £150 Whitening from £120 We look forward to welcoming you to mak an appointment please contact on: 341 kilburn High Road NW6 7QB 02076256060 - 02076255500
صفحه 19
این خانواده های کوچ کرده که امروز زنان و مردانی در سنین 20تا 35ساله هستنداکثرا ُتحصیلکردهواشتغالبهمشاغلیعلمیوتخصصیدرسیتمکار در فرانسه دارند. ولی هر چه هست این دماغ سر باالهای ایرانی طبع و ذائقه شان بیشتر فرانسوی شده است و فقط قلم و کالم را برای محاوره دلتنگی و خاطراتشان حفظ کرده اند. چهارشنبه امروز نشریه شماره ششم منتشر شد طبق روال هر شماره باید منتظر کامیون شرکتی باشم که بیاید و پالت چند هزار نشریه ای تریبون آزاد را بطرف آلمان حمل کند .امیر خان با َون َش باید بیاید و بیش از چند هزار نشریه سهمیه لندن را تحویل بگیرد و زحمت توزیع آنرا انجام دهد ,سپس نوبت صدها پاکت پستی با نشریه به سراسر اروپا و آمریکاست که برای بسیاری از چهره های سرشناس ایرانیدرزمینههایمطبوعاتی,ورزشی,سیاسی,اجتماعیومدیرانتلویزیون ها و رسانه های نوشتاری ارسال گردد. تازه اصل مشکالت آغاز می شود و آن حساب و کتاب و به اصطالح خرج و دخل است .از پول هزینه زیاد پست ها گرفته تا چاپ نشریه ,صفحه بندی, تاپیست ,توزیع کننده ,هزینه های ارسال به اروپا ,اجاره و ...همه و همه باید از طریق آگهی ها تامین شود آنهم در روزگاری که رژیمی بی پدر و مادر دهها روزنامه و مجله مجانی را توسط افرادی خود فروخته در جامعه فراری ایرانیان بسط داده است و باید در این فضای طاقت فرسا ونابرابر ماند و پایداری کرد. ولی وقتی پای منافع ملی و مردم ایران در میان است چه باک ! پنجشنبه داشتم برنامه ای از تلویزیون اندیشه را نگاه می کردم و آقای دکتری که متاًسفانه اسمش را هم فراموش کرده ام دربار ُه مسائل سیاسی ایران با مجری برنامه بنام فروزنده حرف میزد و در میان حرفهایش اشاره ای به علیرضا نوری زاده داشت و اینکه نوری زاده در گفته هایش آسمان و ریسمان را راست و دروغ به هم می بافد تا بینده را گول بزند. مجری برنامه اعالم کرد چانچه نوری زاده این برنامه را می بیند میتواند تماس بگیرد و نظریاتش را بگوید. لجظاتی بعد نوری زاده سر و کله اش پیدا شد و مانند همیشه که در تنگنای بازیهای خود قرار می گیرد با ترفند و کلک های خاص خود از در چاپلوسی و تملق از این آقای دکتر برآمد: بله من از شاگردان و یادگیران جنابعالی هستم و ...بعد سعی کرد از در دوستی طرف را آرام کند و طوری زهر حرفهای آقای دکتر را بگیرد ,و در نهایت پس از نیم ساعتی بحث و جدل آقای دکتر به نوری زاده گفت :آقا بس کن هر کس که مرده نزدیکترین رفیق تو بوده ,هر خبر غیر واقعی را با داستان سازی به خورد مردم میدهی و ...حرفهای دیگر که هر کس جای نوری زاده بود مدتها پنهان میشد ,ولی مگر بچه پرروهایی مثل او خجالت می کشند!
شمارهی هفتم 5 -خردادماه 139۱
نرسیدهبودوموکولبهسهشنبهشد!حاالحسابکنیدباچهمشکالتیوهزینه هایی به آلمان رفته ای و نشریه نرسیده است! واقعاً بعضی وقتها احساس می کنمتاحدسکتهمیروم,همهمشکالتهمیشگیبجایخودباقیاستگاهی چنین گرفتاری هایی هم بروز می کند و باید دست خالی به لندن برگردم! هر چند دوستان نازنین قرار می گذارند جور کار را بکشند ,و سه شنبه توزیع و پخش نشریه در سراسر آلمان و ارسال به کشورهای دیگر را انجام دهند که واقعاً از همگی شان سپاسگذار و ممنون هستم ولی جای تأسف و تعجب است که در کنار همه گرفتاریها و سختی ها ,بعضی از دوستان که می خواهند پول آگهی های خو را بدهند هر چند اندک مبلغی هم باشد چقدر بازی در می آورند و بقولی « دبه » می کنند و تصور نمی کنند که نشریه مسیری پر فشاربا مشکالت وسختی های زیادی را طی می کند تا به دست خوانندگان برسد. شنبه از دفتر ارزی صرافی با من آقایی تماس گرفت و گفت آقایی .......گفته لطفاً آگهی ما را در نشریه تریبون آزاد چاپ نکنید! پرسیدم پرا؟ ایشان گفت :چون با ایران داد و ستد داریم و نشریه شما سیاسی است برای ما دردسر می شود!؟ از ایشان پرسیدم دردسر چی؟ از طرف رژیم بهشما گفته اند که به ان نشریه در سالن انتظار فرودگاه شهر کلن نشسته ام و فکر می کنم چقدر سالها پشت سر هم گذشت 8 ,سال از اولین توزیع مجله رنگارنگ و امروز نشریه تریبون آزاد می گذرد 8,سال یعنی متجاوز صد بار سفر به آلمان ,صدها بار سفر شهر به شهر جهت توزیع مجله و نشریه از فرانکفورت به بن ,کلن ,دوسلدورف, آخن ,دورتموند ,هامبورگ و ...سفرهایی با هزاران مجله و نشریه و به عشق پیامی ملی و میهنی که در ال به الی صفحات و نوشته های تریبون آزاد و رنگارنگ وجود دارد ,آنهم در دورانی که گویی گرد مرگ و بی رخوتی و سستی را بر سراسر ایرانیان ریخته اند .این نشریه نقش بلند گوی اعتراض, افشاگری و روشنگری ملتی شده است که آنان را از خواب سنگین بیدار می کند و مسئولیتها و تعهدات ملی ,میهنی و انسانی را بیادشان می آورد. باران بشدت می بارد و برای لحظه ای فکر می کنم آسمان چشمان منهم بارانی است.
یکشنبه با خانمی بحث می کردم و ایشان معترضانه به بنده انتقاد داشت که چرا در سه سخن شماره پیش به چهره های تلویزیونی ,سیاسی ایراد گرفته ام ؟! به این خانم محترم گفتم :عزیز من مشکل هزاران ایرانی مانند شما ,نگاه از دریچه احساسات است و عدم شناخت از کسانی که مدعی مبارزه با رژیم هستند اکثریت این چهره ها دروغگو ,شارالتان و کالهبردارند .اینان فرصتی به دست آورده و از برکت وجود کانالهای ماهواره ای چهره خود را به مردم ساده لوح فروخته اند و با ژست و ادا با عواطف و احساسات مردم بازی می کنند. اکثریت این چهره ها کارنامه و پیشینه دارند ،تا دیروز به شغل و بازی دیگری جمعه مشغول بوده اند و امروز به این نان دانی رسیده اند .اکثریت اینان اگر جرأت صبح رسیدم کلن و با دوست نازنینی چون ماندانا که چند سفری است جور دارند بیایند زندگی و کارنامه خود را به مردم بگویند که آیا قبل از ظهور این زحمت توزیع نشریه را می کشد راهی دفتر مراد خان صرافیان شدیم برای کانالها هم اینان حرفهای سیاسی یا فعالیت هایی داشته اند ؟! آن وقت خواهید تحویل نشریه ,ولی متأسفانه بدلیل مشکالت ترانسپورتی نشریات به آلمان دید چند نفر اینان از جنس تقلبی هستند.
ی جتـاری خود را در نشریه تریبـون آزاد به چاپ برسانید. آگـه ی و ویژه را از دســـت ندهید و فراموش نکنید که نشـریه تریبـون آزاد با ایـن فرصــت استثنای باالترین تیراژ در سراسر اروپـا به منـازل هزاران فارسـی زبـان میرود. ۰۲۰۸۲۰۸۰۰۱۰
صفحه 20
شمارهی هفتم 5 -خرداد ماه 139۱
فردین هنرمندی که سینمای ایران بهنام او ثبت شـد فریـدون فـرخزادشخصیـتیاستـثنایی ویـگانـه
محمدعلی فردین قهرمان کشتی جهان و سلطان قلبهای میلیونها ایرانی اسطورهای بود که همیشه و نسل به نسل در خاطره و قلب مردم جاودانه خواهد ماند. هفته نامهی تریبون آزاد به احترام و ستایش از این چهرهی بزرگ از اولین شمارهی خود اقدام به درج خاطرات فردین به زبان خودش میمناید .امیدواریم به سهم خود قدمی در راه حفظ نام و احترام به او برداشته باشیم.
گفت و گو (بخش هفتم) یک بارش حدود دو سال بود که کشتی نمیگرفتم .آقای خسروانی ،رییس باشگاه، به من تلفن کرد گفت در وزن پنجم کسی را ندارند و باید بیایم و برای باشگاه کشتی بگیرم .رفتم و اول شدم .باز در یک مسابقۀ تیم ایران و ترکیه پس از گذشت سه یا چهار سال شرکت کردم. از ته دل از تشک کشتی کنده نشدهبودم، ولی نیرو برای ادامۀ کار ورزشی نداشتم. البته برای کار مربیگری خیلی امادگی داشتم،ولی چون عادت کرده بودم دنبال شهرت میگشتم ،دنبال یک چیزی که اگر ورزش را گذاشتم کنار در آن زمینه صاحب شهرت بشوم.برای همین همیشه به تئاتر فکر میکردم،که شاید بتوانم مقامی کسب کنم. همکاری با تئاتر آناهیتا را چقدر ادامه دادید؟ هفت یا هشت ماه بیشتر نبود. چرا جدا شدید؟ حقیقتش این است که آقای اسکویی، متأسفانه ،با تمام تجربیاتی که داشت ،که من نمیدانستم در چه حدی است ،بچه های تئاتر خودش را درک نمیکرد .همه هفت هشت ماه تالش کردند .تئاتر آناهیتا یک سینمای درب و داغون بود،که آقای اسکویی یک ریال خرج نقاش و کارگر و بنا و جوشکار نکرد،همه را خود بچه ها انجام دادند و بعد از کار تازه میرفتند روی سن برای تمرین پیس اتللو .من در این مدت یک شب نشد که زودتر از ساعت سه نصف شب بروم خانه؛ سه،س هونیم، چهار بعد از نصفشب میرفتم خانه .البته
در پیس اتللو من هیچ ُرلی نداشتم .گفته بود که در پیس بعدی به من ُرل خواهد داد .من و آقای باالسانیان تمام دکورها را درست کردیم،نقاشیهایش هم با ما بود؛آخر من یک مقدار نقاشی هم میدانم. کار ما این بود ،تا این که پیس آماده شد ،و شروع کردند به فروش بلیت ،و دعوت از اشخاص .باز همۀ این کارها را
خود هنرپیشهها انجام دادند .اولین شب نمایش پیس ،یک آقایی بود از رفقای بسیار صمیمی آقای اسکویی .اسمش را نمیآورمف از آدمهای شناخته شدۀ این شهر است که از لحاظ مالی خیلی کمک میکرد .تازه ازدواج کرده بود .این آقا به من زنگ زد گفت که همسرم میآید، او را ببرید توی سالن تا من بیایم .وقتی خواستم این خانم را به سالن هدایت کنم مأمور کنترل جلو در از من خواست که برای این خانم بلیت تهیه کنم .به آقای
اسکویی گفتم ،او هم گفت که باید بلیت بخرم .هرچه گفتم که کمکهای مالی شوهر او باعث شده که این تشکیالت راه بیفتد نپذیرفت.من چیزی به آن خانم نگفتم.یک ماشین فولکس واگن قراضه داشتم که رفتیم در آن نشستیم تا شوهرش آمد ،و گفتم که وضع اینجوری است. واقعاً داشت شاخ درمیآورد .من و این آقا رفتیم پیش اسکویی .دعواشان شد .بعد من هم با این آقا آمدم بیرون و دیگر برنگشتم. یادم هست وقتی که چند سالی بود وارد کار سینما شده بودم آقای اسکویی آمد سراغ من و گفت میخواهد پیس رستم و سهراب را بگذارد و بیایم بازی کنم.گفتم چهقدر دستمزد میدهی؟ گفت مث ً ال همه میگیرند شبی بیست یا بیست و پنج تومان، تو بگیر شبی پنجاه تومان .گفتم که چند جلسه باید بیایم تمرین کنم تا پیس آماده بشود .گفت یک ماه کافی است .گفتم شبی بیست و پنج هزار تومان برای تمرین میخواهم .موقعی هم که تئاتر شروع شد هشتاد درصد فروش را میگیرم .هرچه اصرار کرد گفتم من از تئاتر گذشتهام. یعنی بعد از آن وسوسه نشدید که بجز با گروه آناهیتا با یک گروه تئاتری دیگر کار کنید؟ بههیچوجه .اتفاقاً تئاتر تهران هم یک پیس گذاشته بود ،که مدیرشهرچه اصرار کرد نپذیرفتم. خدمت نظام هم رفتید؟ بله.داستانش خیلی مفصل است .زمانی که ورزش میکردیم سروان بیات،سرپرست باشگاه لشکر یک ،ورزشکارهای نخبه و مشهور را جمع میکرد و به باشگاه لشکر میبرد ،با این شرط که سر خدمت نروند. فقط وقتی که ارتش مسابقهای داشت آنها را لباس نظام میپوشاند و برای انجام مسابقه میبرد و باشگاه اول میشد .بعد اینها برمیگشتند لباسها را در میآوردند و میرفت برای یک مسابقۀ دیگر .تعداد اینها با اینکه خیلی زیاد بود هیچوقت خدمت نمیکردند .یکی از اینها هم من بودم.مدتی بعد باشگاه لشکر یک بههم خورد .ما هم نمیدانستیم .سروان بیات بورس تحصیلی گرفت رفت فرانسه .یک روز یک ژاندارم و یک آژان آمدند خانهمان را زدند که شما سرباز فراری هستید. ادامه دارد
فــرخ زاد را در صحنـه به جـرات میتــوان در میان 10چهـره برتر جهان بهعنــوان شــومن برگــزید. زندگی نامه (بخش هفتم) وهمانطور كه در شماره قبل اشاره نمودم این قسمت را به صورت اختصاصی برای اولین و بقولی بهترین و در عین حال پر شایعه ترین شو میخك نقره ای كه همانا شماره یك آن بود در نظر گرفتم .تهیه سناریو و تنظیم برنامه ها و جلب موافقت هنرمندانی كه باید برای اولین بار در یك «شو» شركت می كردند و از همه مهمتر اخذ موافقت از مقامات ذیربط ،هم برای اجازه پخش و هم تامین هزینه و نهایتاً ساخت دكور در سالنی كه قبل از آن فقط با قرار دادن میز و صندلی مصاحبه ای در آن صورت می گرفت و استقرار دوربین ها و میكروفن ها و پرژكتورها و تجهیزات ضبط مغناطیسی صوت و تصویر و غیره در حدود شش ماه بطول انجامید. فریدون چند روزی برای انتخاب اسمی برای «شو» محبوبش فكر كرد زیرا می خواست نامی جدید و استثنایی باشد كه با شنیدن آن فقط آن برنامه به فكر شنونده متبادر شود و نه چیز دیگری و درعین حال وجود خارجی هم نداشته باشد تا بیشتر جلب توجه كند .در آن زمان تازه یاد گرفته بودند گل میخك را به رنگ های قرمز و زرد و آبی رنگ كنند ولی به رنگ نقره ای و طالیی نه و برای همین
هم بین انتخاب دو اسم میخك طالیی و میخك نقره ای مردد بود كه نهایتاً با توجه به سیاه و سفید بودن تصویر در آن زمان كه به نقره ای بیشتر شبیه بود ،میخك نقره ای را انتخاب و به شورای عالی تلویزیون اعالم نمود. قرار بود صبح دوشنبه 28شهریور 1348 همه برای ضبط در سالن باشند .مسئولین فنی امیدوار بودند كه ضبط تا بعد از ظهر تمام شود .فریدون مشغول صحبت با همه دست اندر كاران و شركت كنندگان و
مدعوین بود و با انرژی كه پایان ناپذیر بنظر می رسید فعالیت می نمود .فریدون پیراهن مشكی پاگن دار و بدون جیبی پوشیده بود و دكمه های آنرا هم تا روی سینه اش باز گذاشته بود و پائین آن را هم روی شلوارش انداخته بود .همه فكر می كردیم به هنگام شروع ضبط با لباس دیگری مث ً ال كت و شلوار ظاهر خواهد شد ولی با كمال نا باوری دیدیم كه با همان پیراهن شروع به اجرای برنامه نمود و از آنجایی كه شخص مدیر عامل او را آزاد گذاشته بود و همه این را می دانستند لذا كسی نمی توانست ایرادی به او بگیرد. در اینجا الزم است متذكر شوم برخی موارد در تمامی شوهایی كه فریدون در طول ده سال به ترتیب :میخك نقره ای ،تلویزیون آموزشی ،ناسیونال شو، سالم همسایه ها ،بزرگترین نمایش هفته، مخصوص مراسم سالگرد ششم بهمن (هفت شب متوالی) و نهایتاً دو ساعت با فریدون فرخزاد ،اجرا كرد جزء الینفك آنها بودند .مث ً ال ابتدا و انتهای هر برنامه با خواندن ترانه ای توسط خود او شروع و ختم می شد ،دست خانم ها را به نشانه احترام می بوسید ،یك شاخه میخك به عنوان تشكر به همه شركت كنندگان اهدا می نمود ،برای باال آمدن از پله های صحنه به خانم ها كمك می كرد ،قبل از اجرای برنامه توسط هر میهمان مصاحبه ای با او انجام می داد كه بسیاری از شركت كنندگان به خاطر صراحت لهجه و شوخی هایی كه خاص فریدون بود قبل از برنامه از او می خواستند كه این قسمت را برای آنها حذف كند كه در این گونه موارد اكثرا ً همین خواسته آنها را در جلوی دوربین مطرح و اتفاقاً بیشتر با آنها صحبت می
كرد و دقیق می شد و غالباً اسم اصلی آنها را اعالم می كرد ،در ترانه هایی كه خوانندگان دیگر می خواندند اگر از ریتم آن ترانه خوشش می آمد در كنار آنها می رقصید كه رقص او منحصر بفرد و دوستداران زیادی داشت ،غالباً شعری از خواهر نامدارش فروغ دكلمه و سپس ترانه آنرا می خواند ،از بچه های عقب افتاده یادی می كرد و غالباً یكی دو نفر از آنها میهمان برنامه اش بودند ،از پیشكسوتان اكثر رشته های هنری و ورزشی تجلیل و تقدیر می كرد .مثل مرحومین بانو پروانه و روح انگیز ،از اقشار زحمتكش اجتماع مثل رفتگر ها و پستچی ها و پاسبان ها و رانندگان اتوبوس های واحد و پرستاران و فرهنگیان و غیره دعوت می كرد و زحمات آنها را پاس می داشت ،خودش را به كسوت بچه ها در می آورد و برای آنها می خواند ،با پوشیدن لباس های محلی كشور و اجرای ترانه محلی آنها سعی می كرد اقوام مختلف كشور را به همه بشناساند ،از افكاری كه باعث تعدیل ثروت در كشور می شد صحبت می كرد، از مهربانی می گفت ،مصاحبه هایی در سطح شهر با مردم عادی انجام می داد تا همه حس كنند موضوعات روزمره می توانند یكنواخت نشوند و تازگی داشته باشند؛ مثل مصاحبه معروف «چرا سه راه شاه چهار راه است» یا «نام میدان اعدام از كجا آمده است» یا «باغ شاه باغ كدام شاه بوده است» و غیره كه اكثرا ً مردم هر پاسخی می دادند به جز پاسخ صحیح را و این پاسخ ها كه با اعتقاد كامل به درست بودنشان و با جدیت بیان می شدند بسیار طنز گونه از آب در می آمدند. ادامه دارد
صفحه 21
مروری بر پیـدایش سازمانهای امنیتی در ایران تولد ساواک
3 7ر و ز نـخست و ز یر ی شا هپو ر بختیا ر سا یه ،ر و شنها ی تا ر یـخ معا صر ایـران
ی ایشان محبت کردند و با قسمت اول گفتگوی اختصاصی با رحیم شریفی را خواندیم .ول ارسال جزوهای به نام «شاپور بختیار را بهتر بشناسیم» اطالعات کامل و مفصلتری را در ی که اختیار ما قرار دادند که از این شماره به چاپ آن مبادرت میکنیم و از همه چهرههای روزگاری را در کنار شاپور بختیار گذراندند ،تقاضا میکنیم برای هر چه بیشتر شدن ذهن عمومی مردم ایران بخصوص نسل جوان ،نشریه تریبون آزاد را همراهی کنید و وظیفه و مسئولیت خود را در قبال شاپور بختیار به اجنام برسانند. ی و میهنی هدف تشکیل دادگاه و دادن رای به برائت یا خیانت نیست بلکه تالشی است مل ی جامعه که بداند واقعًا در پس پرده حوادث و اتفاقات در جهت شفاف سازی ذهن تاریخ ی که به تقاضای ما جواب مثبت بدهند. سیاسی کشورمان چه گذشته است .با سپاس از کسان
بختیار از قلم نزدیکترین یار و همسنگر 50سالهاش رحیم شریفی .برای آشنایی بیشتر با کارنامهی بختیار مصاحبهای اختصاصی داشتیم با رحیم شریفی .در این بخش از زبان او سیر حتول و تاریخ جبهه ملی را میشنویم .شریفی یک شاهد بیمانند در حساسترین حلظات تاریخ جبههی ملی است .امیدواریم این بررسی راه را برای تامل در زندگی و کارنامهی بختیار هموارتر کند. شما هم در این بحث روشنگر شرکت کنید و چنانچه میتوانید به پربارتر شدن بخشی از تاریخ معاصر ایران کمک کنید. کمکهای جنسی کارگران را نیز که توسط مشتی دالل و مقاطعه کار اداره می شد در اختیــار کارگران و نماینده آنهــا قرار داد. شرکت نغت را موظف نمود که به هریک از ســاکنان حصیر آباد روزانه دو قالب یخ ،صبح و عصر بدهنــد و آب برای نظاقت بوسیله تانکر در اختیار آنها بگذارد.سپس شــرکت نفت را وادار ســاخت که طرح خانه ســازی برای کارگران را آغاز نماید. امروزه آنچه در احمدآباد آبادان به چشم می خورد یادگار اوست .بدنبال این روش بختیار ،شــرکت نفت گزارشــی به دفتر مرکزی در لندن فرستاد که بختیار توده ای ها را تحریک و باعث اغتشــاش و ناارامی شــده اســت .جوابی که دفتر مرکزی داد جالب بود :در این نامه اظهار نظر شده بود که بختیار با توده ای ها و مرکز خود آنقدر گرفتاری دارد که به این کارها نمی رسد و اقداماتی که او در جهت رفاه کارگران می کند با توجه به شــرایط روز به نفع ماست. متن انگلیسی و ترجمه فارسی آن در دست است.
کاندیداینمایندگیمجلس بختیار در خوزستان چنان محبوبیتی بدست آورد کــه خود را کاندیــدای نمایندگی مجلــس از آبادان نمــود و چون انتخابش قطعی می نمود،شــرکت نفــت که دکتر راجــی را کاندیــدا کرده بــود و این مقام ســالها در تیول شرکت نفت بود به تکاپو افتاد و با فشــار به وزیر کار حکم انتقال او به مرکز صادر شــد و آقای محمد مشیری به جانشــینی او برگزیده شد.برای این که از نگرانــی مقامات داخلــی و خارجی از انتخاب بختیار به نمایندگی مجلس مطلع
شوید به اظهارات آقای محمد مشیری در این رابطه توجــه کنید « :قبل از عزیمت به آبادان بدیدن آقای غالم حسین فروهر وزیر کار رفتم او گفت پیش از رفتن به ابادان با رئیس ستاد ارتش دیداری بکنید و بالفاصله بــه رزم آرا تلفن کرد و به من دســتور داد کــه به دیدن سزلشــگر رزم آرا بــروم .در آن موقع کارگران با شــنیدن انتقال بختیار تظاهرات عظیمی راه انداختند که موجب نگرانی مقامات شرکت نفت و دولت شد و بالقاصله در آبــادان حکومت نظامی بر قرار گردید.رزم آرا ضمن انتقاد شــدید از بختیار گفت به سرهنگ معین پور فرماندار نظامی دستور داده ام که اگر بختیار تمکین نکرد باســتناد ماده ۵حکومت نظامی او را دستگیر به تهران بفرستد .بختیار راهی تهران شــد.در دیدار با غالمحســین فروهر وزیر کار برخورد تند و مشــاجره شــدیدی رخ داد،بختیار دفتر وزیر را ترک کرد.روز بغد از کار برکنار شد».
پرونده سازی علیه بختیار وزیر کار ازکه برخورد تند بختیار ناراحت می شــود ،برای پرونده ســازی علیــه او با همکاری گلشــائیان وزیر دارائی یکی از کارکنــان وزارت دارائی را بــه آبادان می فرســتد.مأمور اعزامی پس از ســه ماه کند و کاو گــزارش می دهد که بختیار نه تنها خطائی مرتکب نشده بلکه بخاطر خدماتی کــه کرده باید مورد تشــویق و تقدیر قرار بگیرد. نامه به شاه بختیــار وقتی از این ماجرا آگاه می شــود گزارش مأمور اعزامی را بدست می آورد
و همراه نامه ای خطاب به شــاه بدربار می فرســتد و می نویســد که در این کشور با کســانی که قصد خدمت دارند این چنین بر خــورد می کنند .آقای شــکوه الملک که در آن زمان رئیس دفتر شاه بود بختیار را احضــار و در دیــدارش فریفته دانش و شخصیت او می شــود و این دیدار بعد ها ادامه پیدا می کند.آقای شکوه الملک پس از یک ماه تحقیق ،بختیار را دعوت می کند و ضمن تجلیل از خدمات او می می گوید شاه در مســافرت اســت پس از مراجعت ماجرا را بعرضشان خواهد رساند .دو ماه بعد کابینه مستعفی می شود و دو روز بعد همان کابینه منهای غالمحســین فروهر بر روی کار می آید و دکتر نخعی بعنوان وزیر کار تعیین می گردد.چندی بعد بختیار به وزارت کار بر می گردد و بعنوان مدیر کل مشغول می شود.سال ها بعد که نگارنده مأموریتی در خوزســتان پیدا کزدم هنوز کارگران از او به نیکی یاد مــی کردند و خاطره اش را گرامی می داشتند .آقای طاهری که یکی از نمایندگان مورد احترام کارگران بود برایم تعریف کرد که روزی باتفاق عازم باشگاه شــرکت نفت شــدیم وقتی مقابل باشگاه رســیدیم بختیار وقتی جشمش به تابلوئی افتاد که روی آن نوشــته شــده بود « ورود ســگ و ایرانی ممنوع اســت» پیش رفت تابلو را کند و بطــرف فرمانداری راه افتاد. وقتی وارد فرمانداری شدیم بدون توجه به رئیس دفتر در اطاق فرماندار را باز کرد تابلو را بــه روی میز پرتاپ کرد و با تغیر گفت خجالت نمی کشــی بعنوان فرماندار اینجا نشســته ای و این مزخرفــات را می بینی و سکوت می کنی .آقای طاهری از شجاعت و قاطعیت او تعریف کرد و گفت کارگری را بدون رأی شورای کارگاه اخراج کرده بودند ،او پس از تحقیق متوجه شــد که او بی گناه بوده است ،باتفاق کارگر مستقیما به اطاق مستر دریک رئیس شرکت رفت و بدنبال برخوردی تند آقای دریک دستور لغو حکم اخراج آن کارگر را صادر کرد و کارگر بر سر کار خود برگشت. بختیار بنا به اظهار کارگران کار جالبی نیز کرده بود ،یکی از کارگران را مأمور پخت و پز کرده بوده و ظهر ها به کارگران بیکار غذا می داد عضویت در حزب ایران بختیار در کتاب یکرنگــی دراین باره می نویسد«:از نظر سیاسی من راهم را بالفاصله پیدا کردم .در سالهای تحصیل سخت شیفته ی گفته ها و ســخنان مصدق شــده بودم. فقط یک حزب می توانســت مناسب من باشد:حزب ایران که بعد ستون فقرات جبهه ملی شد ۳۵ .سال ار ان روز گذشته است و من هنوز عضو آن حزبم و روشن است که از این پس هم خواهد بود». بختیار در حزب ایران مســئیولیت سازمان جوانــا را بعهــده گرفت و نشــریه ای بنام جوانان سوسیالیست منتشر نمود که ارگان سازمان جوانان بود.او به دبیر کلی حزب نیز دست یافت ... .ادامه دارد
بخش ششم بنا به توصیه و صالحدید مقدم در 7 دی 1357در کاخ نیاوران ،شاه به شاپور بختیار دستور تشکیل آخرین کابینه شاهنشاهی را داد .و در کمتر از 1ماه بعد ،که شاه هم از ایران رفته بود ،در روز 4بهمن 1357 شاپور بختیار – نخست وزیر وقت – الیجه انحالل ساواک را به مجلس شورای ملی برد البته شاپور بختیار درباره انحالل ساواک می گوید : « یکی از اولین اقدامات دولت من انحالل این دستگاه بود.ساواک به کمک آمریکائی ها و متاسفانه به دست یکی از خویشان من ،تیمور بختیار ،سازمان یافت که خود ریاست آن را تا سال 1961بر عهده داشت و 6سال پس از این تاریخ، به دست یکی از مزدوران همین ساواک به قتل رسید .به هر تقدیر من این رضایت خاطر را دارم که این تشکیالت منفور به دست بختیار دیگری منحل شد ...گاهی در ذهنم جلسه مجلس را – که یک بار دیگر با اکثریت قاطع به من رای داده بود، مرور کردم .نمی توانستم به ابتذال این جمع باور کنم که همگی 1شبه دمکرات و ناسیونالیست شده اند و با اینکه کرسی وکالتشان را مدیون ساوک بودند به من می گفتند :اگر بدانید ساواک چه بالهایی بر سر مملکت آورده است ،وحشتناک است! .آنگاه برای رای دادن به انحالل ساواک که خود ماموران وفاداش بودند و نانشان را داده بود، سر و دست می شکستند. »... گرچه گروهی بر این باورند که با اوج گیری ناآرامیهای قبل از انقالب در ایران ،شاه دستور انحالل ساواک را داد و رئیس پیشین ساواک تیمسار نصیری که در آن زمان سفیر ایران در پاکستان بود به ایران فراخوانده شد و به زندان افتاد ،که این اقدامات نتیجهای در بر نداشت .و بعد مقدم به بختیار گفته است که الیحه انحالل ساواک را به مجلس ببرد ،زیرا مقدم
در پشت پرده با انقالبیون به توافق رسیده بود و حتی زمینه ورود آیت اله خمینی به ایران و تضمین سالمت وی را انجام داده بود. شاه در 26دی 1357از ایران خارج شد و روز 4بهمن 1357ساواک منحل اعالم شد .از ان تاریخ به بعد تحلیل های متفاوتی از موافقان و مخالفان درباره ساواک انتشار یافته است .گروهی ضعف ساواک در این اواخر را در نبود نیروی زبده می دانند .برخی از کارشناسان ساواک بر این باورند که در ابتدای تشکیل ساواک « یک سری افراد تحصیلکرده و برجسته و باهوش و ناسیونالیست برای خدمت در این سازمان ،انتخاب می شدند اما بعدها از سطح هوش و دانش و فهم این افراد در دورا نصیری کاسته شد و کمتر به متخصص توجه می شد و تحصیلکرده ها و متخصص ها هم در ساواک دیگر یواش یواش نماندند ، برای اینکه می دیدند که انجا فقط حقوق زیاد است وگرنه محل ترقی این نیست که مثال وزیر بشود....... عالیخانی و بعد هم تاجبخش رفت و نمی شد جلوی ترقی و آینده انها را گرفت». اما مشکل شاه ،وجود ساواک نبود و شاید به توصیه کارشناسان زبده امنیتی هم توجهی نمی کرد .مثال پرویز ثابتی برای شاه سال 1355 گزارشی نوشت که شاه آن را سیاه و منفی می دانست و بعدها برای کنترل انقالب دوباره ثابتی پیشنهاد داد تا 1500نفر از مخالفان را به زندان بیاندازند و در برابر آمریکا هم ضعفی نشان ندهند و تا دیر نشده جلوی مخالفان و موج عصیان را گرفت که فردا پشیمانی حاصل نشود .اما شاید در آن دوران ،دیگر حرفهای ثابتی ،راه به جایی نداشت هرچند که آخرین تیر ترکش بود و ثابتی از 1342در گزارش هایش می نوشت که نارضایتی را از سرچشمه ببندد ،و بعد می خواست ،و بعدها در 1353تکرار کرد با آزادی بیان به هواداران سلطنت موافقت شود اما نشد و روی گزارش ثابتی ،فقط، نوشته شد « :به شرفعرض همایونی اعلیحضرت رسید! ».و ثابتی اظهار کرد که « اعلیحضرت ،سگ را گشوده و سنگ را بسته ! محمدرضا شاه در شرایط جنگ سرد ،داشتن روابط استراتژیک با غرب به ویژه آمریکا و انگلستان را استراتژی سیاست خارجی خود در جهت منافع ملی تشخیص داده بود و به محض اینکه سیاست او در زمینه نفت با منافع آنان برخورد پیدا کرد و انها به
شمارهی هفتم 5 -خرداد ماه 139۱ بهانه رعایت حقوق بشر او را تحت فشار قرار دادند و او برای احتراز از درگیری ،شروع به دادن امتیازات نمود و قدم به قدم عقب نشینی کرد تا اینکه نهایتا کنترل اوضاع را از دست داد و منجر به وقوع فاجعه ای برای کشور شد « در این باره حاجعلی کیا معتقد است « شاه نمی خواست کسی از خودش بافهم و شعورتر باشد و کارش جلو برود .این دیگر خصلت پادشاهان است « و شریف امامی می گوید : « شاه می فرمود که من به هیچکس ،به طور مطلق اعتماد نمی کنم و باید کارها همه به خودم گفته شود. ایشان سی و چند سال سلطنت کردند و تجربهممتد پیدا کردند و افراد را می شناختند و به کارها اشنا شده بودند ولی تردیدی نیست که در خیلی از مسائل نمی توانستند صاحب نظر باشد ولی کار به جایی رسید که دیگر هیچکس را قبول نداشت و نظر خودش را صائب ترین نظر می دانست .در این اواخر اصال مشورت نمی کرد ،گاهی هم ناراحت می شد و نمی پذیرفت». گروهی هم انگشت اتهام را به سوی حسین فردوست دراز می کنند .یکی از کارشناسان امنیتی معتقد است که فردوست از شاه نا امید شده بود و یکی از پرسنل خود – مقدم – را با توصیه کردن به شاه ،بر کرسی ساواک نشانید و مشخص نیست که از دور ورود آیت اله خمینی را هدایت کرد یا خیر و بعد سازمان امنیت را بدون فروپاشی در اختیار حکومت جدید گذاشت و گروهی معتقدند که شاه هم از او خواسته بود که انتقال قدرت صورت می گیرد او سازمان امنیت را مانند یک امانت در اختیار دولت مردان جدید قرار دهد.اما گروه اکثری هم می گویند شاه نمی خواسته چنین شود و حتی بعدها به برخی ارتشیان امید داشت که کاری بکنند و ساختار درونی ساواک تقریبا دست نخورده باقی ماند و کارشناسان اداری ان هم اکثرا دوباره به کار دعوت شدند .که البته علوی کیا می گوید :این اواخر همه ساواک کامپیوتری شده بود و اگر واقعا یک ذره عقل می داشتند تمام این میکروفیلم ها را از بین برده باشند .همان روزی که می دیدند که می آیند از بین نبردند و تمام مانده تمام اطالعات میکروفیلمش...و ابراهیم یزدی هم می گوید « : من به چند نفر از ژنرال ها و مقام های بزرگ ساواک با اطالع آقای خمینی ،امان نامه دادم که بیایند و سیستم جدید را به ما نشان دهند. البته مشکالتی داشتیم و هر کدام از آقایان شرکت کننده در انقالب هم آمده بودند و دنبال پرونده خود می گشتند که با دخالت آقای خمینی، برطرف شد « ..ادامه دارد
صفحه 22
شمارهی هفتم 5 -خرداد ماه 139۱
نقدی بر مصاحبه پرویز ثابتی با کیهان لندن
مقاله ای از سوی آقای رحیم شریفی از یاران نزدیک شاهپور بختیار و از فعاالن سیاسی ایران به دستمان رسید که این مقاله جوابیه است به مصاحبه پرویز ثابتی در روزنامه کیهان چاپ لندن که گویا کیهانی ها مبادرت به چاپ کامل جوابیه آقای شریفی نکرده اند و در اعتراض ایشان هم به چاپ ناقص جوابیه شان کیهانی ها گفته اند سعی کردیم طوری از قسمتها یی از مطالب شما را استفاده کنیم که جنحال نشود!؟ بهر سوی در نشریه تریبون آزاد همانطو که از اسمش پیداست تریبونی است برای همه عقاید و نظریات بدون
مطلبی را تحت عنــوان گفتگویی با پرویــز ثابتی در کیهان لندن شــماره هــای ۱۳۹۶و ۹۷خوانــدم که مفاد آن مایــه تعجب و تاَســف من شــد. آقای ثابتی می گوید در ســال ۱۳۳۷ در ۲۲ســالگی از دانشــکده حقوق فارغ التحصیل و ســه ماه بعد رســما فعالیت خودرا در ســازمان اطالعات کشور ( ســاواک ) آغاز کرده است ولی اطالعات مفید و درست در باره رویدادهای پیش و همزمان خود ارائه نمی دهد .با توجه به برخی رویدادها و شــخصیت ها ی مورد نظر و مورد بررســی ایشــان ( که نمونه هایش را متعاقبا یادآور خواهم شــد ) می توان گفــت که اطالعــات و آگاهی های ایشان اکثرانادرست جهت دار و حتی می تــوان گفت مغرضانه اســت و با اشتغاالت اطالعاتی و امنیتی مهم در سطح کشور ناخواناست. ابتــدا در ایــن فکر بودم کــه پس از مطالعه کتاب در دســت انتشــار « در دامگه حادثه » نظرات ایشان را تجزیه و تحلیــل کنم ولی از آنجا که کتاب نمی توانــد در دســترس اکثریتی از ایرانیــان چه در خارج و چه در داخل کشور قرار گیرد ,به ویژه نسل جوان که در جریــان رویدادهای آن زمان نبوده ولی تشــنه دانســتن واقعیت ها هســتند .الجرم به نقد و بررسی آنچه در مصاحبه با کیهان لندن آمده است بسنده کرده ام ،بخصوص که کیهان لنــدن در دســترس عده بیشــتری از هموطنان قرار دارد. هــدف مــن جلوگیــری از تحریف تاریــخ و مقابله با نظرات هدف دار و مغرضانه است .از این رو به روشنگری و بیــان واقعیت ها دربارهشــخصیت هائی کــه آماج حمالت ایشــان در این مصاحبه هســتند ،می پردازم که شــخصیت های شــناخته شــده ملی و آزادیخــواه نظیر بختیــار مصدق و صدیقی قابل احترام ایرانیان میباشند. آقای ثابتی راجع به بختیار می گوید: شــاپور بختیار وقتی کــه رئیس کار خوزســتان بود با انگلیس مربوط شد و از شــرکت نفت حقــوق دریافت می کرده اســت و در کنفرانس کار در ژنو از کارفرما که شــرکت نفت باشــد دفاع نموده است .در این مورد یــادآوری ایــن نکته مهم اســت که شرکت غارتگر نفت با تقبل پرداخت بخشــی از هزینه های تشــکیالتی و پرســنلی کارکنان در خوزســتان می کوشــید چهره مثبتی از خودش ارائه نماید ،بر این اســاس همه ماه مبلغی به ادارات ارســال می شد .این حقوق مورد ادعائی دریافتــی بختیار از این مقوله می تواند باشــد ،ولــی بختیار دریناری از این مبالغ را بر نمی داشت و این نوع امکانــات را بین کارکنان تقسیم میکرد .عالوه بر این هر روز به کارگران بیکار با هزینه شخصی ناهار می داد و خودش هم با آنها هم سفره می شد .شش ســال بعد که نگارنده
سانسور ،مصلحت اندیشی و بدون اینکه چه سود و زیانی میتواند چاپ مقاله ای برای ما داشته باشد. جوابیه آقای رحیم شریفی را با هم می خوانیم .
به خوزستان رفتم،کارکنان اجاقی را که در محوطه پشــت ساختمان اداره برای کارگــران غذا می پختند به من نشان دادند که آن را به عنوان یادگار نگهداشته بودند. راجــع بــه حمایــت از کارفرمــا در کنفرانــس کار در ژنو بختیار نماینده دولــت و طبعا نقطــه نظرهای دولت ایــران را مطرح می کــرد و بحث از حمایت بــه ویــژه از کارقرما در آن کمیسیون مفهومی نداشت. جالــب تر از همــه داســتان مجعول تقاضــای نماینــده شــرکت نفت از گلشــائیان (وزیر دارائی) اســت که دولت اجــازه دهد بختیــار از آبادان وکیل شــود ! جریان درست عکس گفته های آقای ثابتی اســت .یکی از مقامات شــرکت نفت به دیدن وزیر دارائــی می رود و اظهار می دارد که کاندیداتوری بختیار باعث ناآرامی و اعتصاب کارگران و موجب کاهش میزان تولید گشته و تقاضای تعویض و احضــار او را به مرکــز مطرح می کند .گلشــائیان موضوع را در جلسه هیئت دولت در حضور شاه عنوان می کند و دستور احضار بختیار از طرف دولت صادر می شود .بهتر است بقیه داستان را از زبان آقای محمد مشیری یزدی جانشین آن زمان بختیار بشنویم که سال ها پیش در روزنامه قیام ایران چاپ شده اســت« :در مهر ماه ۱۳۲۸ شمسی آقای غالمحسین فروهر وزیر کابینه آقای ساعد مرا که در اصفهان رئیس کار استان بودم به تهران احضار نمودند که بالفاصله به تهران آمدم و به مالقاتش رفتم. آقای وزیــر کار فرمودند« :می دانید که آقای شــاپور بختیارچه دردسری برای دولــت فراهم کرده اســت .او خود را کاندیدای نمایندگی مجلس
نموده ،در حالی که مقامات شرکت به مــن تلفن کــرده و مخالفت خود را صریحا با ابن قصد ابراز داشته اند. موضوع در هیئــت دولت در حضور اعلیحضرت مطرح و دستور برکناری او را تصویــب نموده اند ،لذا تصمیم گرفته ام شــما را به جانشینی او تعیین کنم». از آنجائی که با بختیار دوســت بودم رغبتی بــه این ما موریت نداشــتم و مهلت خواســتم که در این باره فکر کنــم .آقــای وزیر کار جــواب داد: «چــون موضــوع فوریــت دارد فقط یکــروز فرصــت دارید کــه تصمیم بگیریــد ولــی ایــن موضــوع را هم بدانید که اگــر قبول نکنید در اختیار کارگزینــی خواهید بود» .در این باره با پدرم و مهندس حبیب نفیسی معاون وزارت کار مشــورت نمودم .هر دو تشــویقم کردند که این مــا موریت را بپذیــرم .موافقت خودم را به آقای وزیر اعــام نمودم .فروهــر با اظهار خوشوقتی اظهار داشت هر چه زودتر باید عزیمت نمائید ولی الزم اســت قبل از رفتن با تیســمار رزم آرا رئیس ســتاد ارتــش مالقات نمائیــد و با او تلفنی صحبت کرد .قرار شد که همان روز او را مالقات کنم و سراغ رزم آرا رفتم .او فورا مرا پذیرفت و گفت می دانید شاپور بختیار خود را کاندیدای وکالت مجلــس از آبــادان نموده و موجب اعتصاب کارگران و در نتیجه تعلیــق تولیــد نفت گردیــده ،به این جهت دولت تصمیم گرفته است در آبادان حکومت نظامی اعالم و بختیار را احضــار نماید و بالفاصله آجودان خود را احضار و گفت که این مطلب را رمز نمائید« :سرکار سرهنگ معین پور فرماندار حکومت نظامی آبادان، آقای محمد مشیری به جانشینی شاپور بختیــار عازم آبادان اســت با ایشــان همکاری نمائید و موجبات بازگشت شاپور بختیار را به تهران فراهم نمائید». دو روز بعد عازم آبادان شــدم .یک ســره از فرودگاره نزد سرهنگ معین پــور رفتم .دربــاره اوضــاع و احوال آبادان و موضوع کاندیداتوری بختیار پرســش نمودم .او در جواب گفت: «حقیقــت را بخواهیــد او در دوران ریاســتش خدمــات بیشــماری برای کارگــران انجــام داده و آنهــا او را حقیقتا دوســت دارند ولی کاندیدای مقامات شــرکت نفــت دکتر راجی می باشــد» .از آنجا بــه دکتر بختیار تلفن زدم .او از حضور من در آبادان تعجب کــرد .قرار شــد بالفاصله او را مالقات کنم .عازم دفتر او گشــتم و ماجرا را مشــروحا برای او تعریف
کردم و اضافه کــردم« :آقای بختیار اینجــا هایــد پارک لندن نیســت که بتوانیــد آزادانه صحبــت نمائید اگر حکــم حکومتی را اجــرا نکنید و به تهــران برنگردید به موجــب ماده ۵ حکومت نظامی توقیف خواهید شد. ولــی صمیمانه می گویــم چنانچه با ما موریت من موافق نباشــید به حکم دوستی حاضر نیســتم این ماموریت را قبول نمایم و با همین طیاره ای که آمدم برمی گردم». دکتر بختیار لبخندی زد و فکری کرد و گفت با شــما همراهــم .فردای آن روز بــه تهران برگشــت و با برخورد تندی که با غالمحســین فروهر وزیر کار داشــت از خدمــت وزارت کار برکنار گردید». جالب اینکه آقای ثابتی در این رابطه مطلــب تازه ای عنوان کــرده اند که تیمســار رزم آرا رئیس ســتاد ارتش از پرویز خوانســاری خواست بختیار را از وزارت کار رد کنــد و ایشــان حکمــی به عنوان مشــاور وزیر برای بختیار صادر می کند که بی اســاس و غیر واقع اســت چون بختیار موقعی که از آبادان احضار می شود به دنبال درگیری با غالمحســین فروهر وزیر کار از وزارت کار اخراج شــده بود، دادن پست به شخصی که اخراج شده بود معنی نداشت ! اضافــه کنم کــه آقای وزیــر کار با همدستی گلشائیان وزیر دارائی هیاتی را برای پرونده ســازی علیه بختیار به خوزستان میفرستد .این هیات پس از سه ماه بررسی در خوزستان گزارش می دهد کــه بختیار نــه تنها خالفی مرتکب نشده ،بلکه به خاطر خدماتی که در دوران خدمت خود انجام داده باید تشویق شود .آثای نفیسی معاون وزارت کار که با بختیار دوســت بود یک نسخه از گزارش را به بختیار می دهد .بختیار ایــن گزارش را همراه با نامه ای به شاه ،به سخنان شاه در دیدار سال ۱۳۲۴اشاره میکند و یادآور می شود که در دیدار سال ۱۳۲۴فرمودید: «ایران مشکالت فراوان دارد ،شما می توانید به مملکت خدمت کنید هم با تحصیالتی که دارید و هم چون مرد مبارزی هستید ». حاال در قبال خدماتی که در اصفهان و خوزســتان انحــام داده ام با من این گونه رفتــار می کنند .آقای شــکوه الملک رئیس دفتر پادشــاه ،بختیار را احضار و ضمن اســتمالت می گوید: اعلیحضرت نامه شما را مطالعه فرموده انــد ،چون عــازم خارج هســتند در مراجعت در این باره تصمیم خواهند گرفت. بعــد از مراجعت شــاه کابینه ســاعد سقوط می کند و همان کابینه منهای غالمحسین فروهر بر سر کار می آید. بختیــار نیز به عنــوان مدیر کل امور اداری وزارت کار بــه آن وزارتخانه برمیگردد. و امــا ادعای آقــای ثابتــی در مورد انگلیسی بودن بختیار. بختیــار از بدو ورود مزاحم شــرکت نفت می شود .یک هفته بعد از شروع کارش کارگری را به عنوان اهانت به راننده مستر «رید» اخراج کرده بودند. او شکایت به اداره کار می برد .بختیار در این باره تحقیق و معلوم می شــود که بی گناه اســت .دســت کارگر را می گیرد ،مســتقیما به اتاق مستر رید می برد و بعد از یک مشاجره باالخره کارگر را به سر کارش بر میگردانند. بختیار بالفاصله شورای کارگاه ها را علیرغم مخالفت مقامات شرکت نفت که سال ها از تشکیل آنها جلوگیری مــی کردند در تمام نقاط مناطق نفت خیز تشــکیل و سرنوشــت کارگران را طبق قانون به شــورای کارگاه که
مرکب از نماینده کارفرمایان ،نماینده دولت و نماینده کارگران تشکیل می شد ،محول می سازد. عــاوه بــر این،کمک های جنســی شرکت به وسیله مقاطعه کاران آنهم با وضع بســیار بد و با مواد خوراکی نامرغوب انجام می شد .بختیار توزیع کمک های جنســی را هــم به خود کارگران و نماینده انتخابی آنها محول مــی کند .در حصیر آبــاد عده ای از کارگــران با زن و بچــه در کپرهای بــدون آب و بــرق در آن گرمــای ۴۰درجــه زندگی می کردند .بختیار شــرکت نفــت را وادار می ســازد با تانکر به آنها آب آشامیدنی برساند و روزانه ۲قالب یخ صبح و عصر به هر خانــواده ای بدهند .او بالفاصله طرح خانه ســازی برای کارگران را در آن ناحیه مطرح و مقدمات اجرای آن را فراهم می سازد.
سنتو را مورد حمله قرار دهد». همین مطلب بی اطالعی شخص مهم اطالعاتی را آشکار می سازد .توضیح آنکه در آن روزگار ،پیمانی نظامی و دفاعی به نام آتالنتیک شمالی (ناتو) بیشــتر به هدایت آمریکا و انگلستان شــامل آمریکا تا ترکیــه علیه بلوک شوروی وجود داشــت .در شرق نیز آمریکائیان پیمان سنتو را ایجاد کردند کــه امثال ویتنام و کــره در آن عضو بودند .بعدها بــرای وصل کردن این دو پیمــان در واقــع ســاخته آمریکا، انگلستان و متحدانشان ،پیمان سنتو (و بعد مرکــزی) بوجود آمد که ترکیه، عــراق (تا زمان عبدالکریم قاســم) و ایران و پاکستان را در بر می گرفت. با توجه به مطالــب فوق ما نفهمیدیم علت دشــمنی انگلســتان مورد ذکر آقــای ثابتی با پیمان ســنتو دیگر چه صیغه ایست؟!
خانــه هائی که امــروزه در احمدآباد ساخته شده یادگار دکتر بختیار است. یکــی از کارهای جالب او که در آن زمان و ســال های بعد بر ســر زبانها بود کندن تابلوئی بود که در باشــگاه ایران با عنوان « ورود ســگ و ایرانی ممنوغ اســت» نصب شده بود .آقایان طاهری و بردبار کــه از نمایندگان با نفوذ کارگران بودند (اولی مصدقی و دومی درباری) برایم تعریف کردند، که روزی به اتفاق راهی باشگاه ایران شدیم .او به محض اینکه چشمش به ایــن تابلو افتاد جلــو رفت با زحمت آنــرا کنــد و راهی فرمانداری شــد، ناچار ما هم به دنبالش رفتیم .او وقتی وارد فرمانداری شــد یک راســت به اتاق فرماندار رفت ،تابلو را روی میز انداخت و فرمانــدار را مورد مالمت قرار داد که چرا اجازه داده است این تابلو تا به حال در آنجا بماند. جالب اینکه شــرکت نفت گزارشی علیه بختیار بــه دفتر مرکزی داده بود که شــاپور بختیار توده ای ها را علیه شــرکت نفــت تحریک مــی کند. جواب دفتر مرکــزی جالب بود :در آن آمده بود که بختیار مخالف حزب تــوده و آنها هم به خاطــر مبارزه ای که بــا آنها در اصفهان کــرده بود او را دشمن خود می دانند و تذکر داده بودند کــه دیگر از ایــن گزارش ها نفرســتید .یکی از دوســتان در همین پاریس یک نســخه انگلیسی آن نامه را بــرای من آورد کــه هم اکنون در اختیــار دارم که در کتــاب خاطراتم آورده ام. راجع به ســخنرانی میدان جاللیه روز ۲۷اردیبهشــت ، ۱۳۴۰آقــای ثابتی بــاز بختیار را هدف قــرار می دهد و می نویسد« :او بر خالف دو سخنران دیگــر پیمان ســنتو را مــورد حمله قــرار داد» و دلیــل اپن رفتــار بختیار را تحریــک انگلیس ها مــی دانند و اظهار نظر می کند که «چون او عامل انگلیســی هاســت ،با توجه به اینکه انگلیسی ها مخالف پیمان سنتو بودند به بختیار دستور داده بودند که پیمان
راجع به اعتصاب و تحصن دانشجویان در اول بهمــن ۱۳۴۰زمــان نخســت وزیری امینی ،آقای ثابتی می نویسد: «بختیار موجــب این تحصن و تجمع و تظاهرات را فراهم کرده اســت که تیمور بختیار نخســت وزیر شــود و سنجابی و بختیار وارد کابینه شوند»! از دنباله مطلــب چنین بر می آید که این مطالب را از قول امینی می گوید چون می نویســد« :به همین دلیل بنده دســتور بازداشــت عده ای از سران جبهه ملی و رشــیدیان و فتح اله فرود را دادم». برای آگاهی مقام امنیتی ســابق باید یادآور شــوم که آن زمان بختیار در امور دانشــجویان دخالتی نداشــت و دکتــر ســنجابی این مســيولیت را به عهده داشــت .بــه عــاوه ،بختیار با عمــو زاده اش تیمور بختیــار در دو صف مخالــف فکری قرار داشــتند و هیچگونــه ســنخیتی بــا هــم نمی توانســتند داشته باشــند و لذا ممکن نبود شخصیت آزاده ای مانند شاپور بختیــار که عمری برای دموکراســی مبارزه کــرده و در ارتش فرانســه با دیکتاتــوری هیتلر جنگیــده با تیمور بختیار جنایتکار ،همگامی و در کابینه اش شرکت کند. دکتر ســنجابی هم با تیمــور بختیار میانه خوبی نداشــت و در خاطراتش (امیدها و ناامیدی ها) به کرات تیمور بختیار را مورد حمله و انتقاد قرار داده اســت .به عالوه چگونــه امکان دارد بختیار و ســنجابی که دو بار پیشنهاد شاه را که یک بار توسط صنعتی زاده در زنــدان قزل قلعه که ســران جبهه ملــی در آنجا زندانی بودنــد .با آنها برای همکاری در میان گذاشــته شد و بار دوم توســط علم در منزل صالح نپذیرفتند چون معتقپ بودند که شاه بر اســاس قانون اساسی باید سلطنت کند نــه حکومت ،چگونه حاضر می شــوند در کابینه خیالی تیمور بختیار وزیر شوند؟ جالب اینکه در این مورد هم آقای ثابتی باز پای رشیدیان را به میان می کشــد و تالش می کند او را بــا بختیار و جبهه ملی نزدیک نشــان
دهــد به این نیت که چون رشــیدیان در کودتای ۲۸مــرداد یکی از مهره های اصلی بــوده نزدیکی بــا او می تواند نشــانگر وابســتگی با انگلستان باشــد .اگر فعالیت های امثال برادران رشــیدیان برای ســرنگونی مصدق و تدارک کودتــای ۲۸مرداد حاصلی و نتیجه های داشــته باشد که داشت برای کسانی چون آقای ثابتی و دست انــدرکاران حکومت کودتــا بود نه برای کسانی چون دکتر بختیار. درباره کارخانه شیشه قزوین باز آقای ثابتــی پای رشــیدیان را بــه میان می کشد و می نویســد« :منصور یاسینی صاحب شرکت شیشه قزوین نزد من آمد و گفت آقای رشــیدیان نزد من آمــد و تکلیــف کرد کــه بختیار را بــه عنوان رئیس هیئت مدیره شیشــه قزویــن انتخاب و ماهانه مبلغ بیســت هزار تومان حقوق بدهم .یاســینی از من خواســت من گزارشی برای شاه تهیه کردم بوســیله نصیری به عرض رسید .شــاه گفته بود «:مانعی ندارد». و اضافه می کند که بختیار از شاهین شــهر اصفهان هم که متعلق به اسداله رشیدیان و برادران برومند بود حقوق دریافت می کرد کــه هر دو خالف واقع و بی اســاس است چون شرکت شاهین شهر متعلق به رشیدیان نبود ،او هــم مانند برادران برومند که صاحب اصلی بودند و اشرف پهلوی صاحب ســهم بود و بختیــار هیچگونه رابطه ای با این شــرکت نداشت و حقوقی دریافت نمی کرد .برای آگاهی آقای ثابتی باید عرض کنــم با این حقوق هــای فرضی که یک رقــم آن را به اصطالح بر مال ساخته اند ،بختیار باید فرد ثروتمندی بوده باشد در صورتی کــه او در نهایت تنگدســتی زندگی میکــرد به همین دلیــل و زندان های طوالنــی کانون خانوادگی اش از هم پاشید .شــادروان مهندس خلیلی که یکی از دوســتان نزدیک بختیار بود ،بــا توجــه به افزایش قیمــت ها ،دو بار بدهــی بختیاررا به بانک پرداخت و تنهــا خانه ای را ،که با اســتفاده از کمک های بانک ساختمانی دست و پا کرده بود در یکی از بانک ها گرو گذاشــت و وامی دریافــت کرد که بتواند بدهی هایش را بپردازد. این را هــم باید بــرای آگاهی آقای ثابتی بنویســم کــه بختیــار را آقای خردجو رئیس بانک توســع ُه صنعتی ابتــدا به مدیریــت کارخانه بافندگی کازرون منصوب کرد. بختیار بــا درایــت و کاردانی ملک کارخانــه را که در کنــار زاینده رود قرار داشت و بهای زمین در آنجا فوق العــاده باال رفته بــود فروخت ،محل جدیدی بصورت مدرن برای کارخانه در جاد ُه تهران ســاخت .بدهی های کارخانه را پرداخــت و مقداری هم بــه هر یک از ســهامداران رســید و چون وسائل رفاهی کارگران را از هر حیث فراهم ساخته بود دیگر صاحبان کارخانــه ها به دســت و پــا افتادند و با همکاری ســاواک عــذر بختیار را خواســتند .چندی بعــد این آقای خردجو بود که بختیار را به ریاســت هیئت مدیره شیشه قزوین تععین نمود نه رشیدیان که هیچگونه رابطه ای با شیشه قزوین نداشت .متأسفانه این کار هم بیش از 6ماه طول نکشید .با اینکه بنا به نوشــت ُه آقای ثابتی شاه گفته بود «مانعی ندارد» باســتناد اینکه شاه می بخشد ولی شــیخ علیشاه نمی بخشد ساواک عذر بختیار را خواست. دربار ُه نامه شاه آقــای ثابتی در باره نام ُه ســه امضائی ســران جبهه ملی به شــاه می نویسد: «شاه ســوابق بختیار و ســنجابی را از ســاواک خواســت .پــس از مطالعه
گزارش ســاواک گقته بود شــاپور بختیار در جریــان اصالحات ارضی نامه ای به ما نوشــته بــود و تقاضائی کرده بود ،این ســوابق کجاســت که البته ما نتوانســتیم سابقه ای از آن پیدا کنیم .حضور آقای ثابتی باید عرض کنم که جبهه ملی در این باره اعالمیه ای منتشر و پیشنهاداتی را مطرح نموده بــود که ترتیب اثری داده نشــد .نام ُه دیگری از طــرف اعضای حبهه ملی نوشته نشد. نخست وزیری بختیار آقای ثابتی راجع به نخســت وزیری بختیار می نویسد« :جمشید آموزگار نام بختیــار را مطرح کــرد » که البته مثل سایر مطالب عنوان شده واقعیت ندارد .آقای آموزگار در مقاله ای که در ره آورد چاپ شد جزئیات دیدار بختیار و مذاکراتی کــه بین بختیارو او و شــاه به میان آمده به ریز نوشــته اســت .این بختیار اســت که ابتدا به دیدن شهبانو در منزل شادروان خانم لوئیــزا مــی رود و پیشــنهاد می کند که تا دیر نشــده حکومت را به جبهه ملی بســپارند بعد هم ســراغ جمشید آمــوزگار می رود (جریان مالفات با جمشــید آموزگار و سخنانی که بین بختیار و شاه با واسطه گری آموزگار پیش می آید عالوه بر نشریه ره آورد، در نشــریه ســهند به آدرسwww. : sahand.frنیــز منعکس اســت ). آقای ثابتی در رابطه با نخست وزیری بختیار باز هم دســت از سر رشیدیان بــر نمی دارد و مهندس گرمان را هم مطرح می کنــد .گرمان توده ای بود نــه از آن تــوده ای ها که هنوز هم به قبل ُه استالین نماز می گذارند .او فردی کاردان و آگاه به امور کارگری ،در دوستی ها یکرنگ و ثابت قدم بود و با بختیار دوســتی داشت .بختیار او را به همره با چند نفر دیگر به خوزستان برای همــکاری برد و آقــای گرمان مطلقــا ّ دخالتــی در جریان نخســت وزیری بختیار نداشت. شاه و براون و نخست وزیری بختیار آقای ثابتی باز دســت از سر انگلیسی ها بر نمی دارد و می نویســد« :شــاه پــس از دیدار بــا براون به نخســت وزیری بختیار تــن در می دهد .البته مدرکی هم بــرای این حرف های پا در هواعرضه نمی کند .در این رابطه آقای بنی صدر در شــماره 2فصلنامه مهرگان که در شــماره هــای 681و 682کیهان لندن نیز آمده اســت طی شــرح مفصلی در بار ُه قبول نخســت وزیری بختیار توســط خمینی با قید قسم خمینی می نویسد وقتی به تهران می آیند کشــف می کنند که بختیار از کارتر دســتور می گرفته است که در این صورت معلوم می شود بختیار نشــان از دو ســوء داشــته ،به دستور براون نخســت وزیر می شود ولی از کارتر دســتور می گیرد .در این باره می توانید به صفحه 293کتاب ســی ســال در گذر تاریخ نوشته اینجانب مراجعه نمائید. و اما در مرد مصدق دیکتاتور! آقــای ثابتی امکان نــدارد که ندانند مصدق تنهــا دیکتاتــوری در جهان است که بعد از قبول نخست وزیری اولیــن کارش نامــه ای بــود کــه به شهربانی نوشت و در آن توصیه کرد کســانی کــه در جرایــد از او انتقاد دارند تعقیب نشوند .در دوران نخست وزیــری ایــن دیکتاتورحــدود 150 روزنامه و مجله از جیره خواران دربار و حزب تــوده و بیگانگان او را مورد شدیدترین اهانت ها قرار می دادند و جراید حزب توده از انتقادات توهین آمیز و کاریکاتورهای موهن پر بود. بــه عالوه با حادثــه آفرینی دقیقه ای این خدمتگزار دلســوز و عاشق ایران
را آرام نمی گذاشتند. هــر روز حادثه جدیــدی بوجود می آوردند .رئیس شهربانی اش را ربودند و با آن طرز فجیع کشتند و قاتلین را با وجود اقرارهای صریح تبرئه نمودند. در 28مرداد طرفداران بقائی به دستور مســتقیم او ســرگرد ســخائی رئیس شــهربانی را به جیپ بستند در خیابان ها کشــاندند ،جسد نیمه جانش را در میدان مشتاقیه وارونه به دار آویختند کــه ســه روز در آن حالت باقی ماند و ســرانجام جان داد .ولی با این همه آقای ثابتی بقائی را برمصدق ترجیح می دهــد و از او جدا می شــود و به بقائی می پیوندد و پا را فراتر گذاشته او را بی گناه معرفی می کند .طبیعی است که امثال آقای ثابتی نمی توانند در صــف مصدقی ها قــرار بگیرند، باید از آبشخور امثال بقائی ها استفاده کننــد .اگر از مصــدق تعریف کنند بایــد در اصالت مصدق شــک کرد. در نهم اســفند قصد جانش کردند و چون موفق نشدند به عرض رساندند مرغ از قفس پرید .سرانجام خانه اش را به توپ بستند و به زندانش افکندند و بقیــه عمرش را در احمــد آباد در حبس خانگی گذرانــد ،حتی اجازه
شــیالت در دریای خــزر که یکی از منابع بزرگ خاویــار در جهان بود و درآمد هنگفتــی را به خزان ُه روس ها سرازیر می کرد لغو نمود .بزرگترین خدمت او جلوگیــری از دادن امتیاز نفت توسط دولت ها بود .او الیحه ای به مجلس پیشنهاد کرد که هیچ دولتی حق ندارد در بار ُه دادن امتیاز با دولت ها مذاکــره کنند که بصــورت ماده واحدی در مجلس به تصویب رسید و دست قوام السلطنه را در مذاکره با استالین برای دادن امتیاز نفت شمال به روسیه باز گذاشت که او با اطمینان از اینکه مجلس قرارداد امتیاز نفت شمال را تصویب نخواهد کرد ،با اســتالین توافق نمود و در نتیجه قوای شوروی از آذربایجان بیرون رفت. و امــا عضویت مصــدق در جمعیت فراماسون آقــای ثابتی این موضــوع را آگاهانه برای بدنام کردن مصدق و وابستگی اش به انگلیس ها مطرح نموده است. ولــی فقــط الاالهــه را گفته اســت. مصدق در خاطرات و تألمات صراحتاً نوشته اســت که ندانســته در انجمن آدمیت عضو شدم و سه ماه بعد دانسته بیــرون آمدم که این بیــرون آمدن را
ندادند طبق وصیتش جنازه اش را در کنار شــهدای 30تیر دفن کنند .تنها گناهش به قــو ل خودش ملی کردن صنعت نفت و بیرون راندن انگلیسی ها و بدســت آوردن استفالل کشور بود .او با افشــای جنایات انگلیســی هــا در مراجع بین المللی ماهیت پلید ذاتــی دولت انگلســتان را به جهانیان نشان داد. جالب است سالنام ُه اطالعات انگلیس در ســال 196دربار ُه مصدق نوشت: «خســاراتی که مصدق به انگلســتان وارد آورد از خســارانی که هیتلر در جنگ جهانی دوم به انگلســتان وارد نمود بیشتر بود» .و اضافه می کند که «معترف هستیم که انگلستان در برابر مصدق شکســتی غیر قابل جبران را متحمل می شود». حتماً در تلویزیون برنامه بی بی سی را برای انتخاب 6مرد نامدار ایرانی دیده یا شنیده اید .در چهارم فروردین 1391 برای برگزیدن شش شخصیت نامدار ایران 10نفر از اســتادان دانشــگاه و نویسندگان گرد هم آمدند و با مطرح کردن 50کتاب از پنجاه شــخصیت با مشــارکت مردم از طریق اینتر نت 6نفــر را انتخاب نمودند که نفر دوم مصــدق بود .او نه تنهــا صنعت نفت ایران را ملی نمــود ،قرارداد تحمیلی
آقای ثابتی ندیده گرفته اند. بخشودگی نواب صفوی آقای ثابتــی این اقــدام را به مصدق نســبت داده و آنرا به نام گناه بزرگ مصــدق در زیــر پا گذاشــتن قانو ن اساســی قلمــداد کرده انــد .این نوع مطالب بی پایه فقط توسط آقای ثابتی عنوان نمی شــود .در گذشــته از این مطالب بسیار گفته شــده وهنوز هم ادامه دارد .در همین شــمار ُه نوروزی کیهان لندن (شماره )1398به امضای آقای برزو پناهی تکرار شده است که عین مطلب ایشــان را مــی آورم...« : البته ایــن را هم اضافه کنم که همین مصدق که دست فدائیان اسالم را در هرگونه آدم کشــی از مسلمان گرفته تا مســیحی و بهائی باز گذاشت و به عنوان رهبر یکــی از هیئتی ( نهضت های سیاســی ) و البته غیر کمونیست یکی از ســران فدائیان اســام خلیل طهماســبی را قهرمان ملی نامید ،مهر تائید کوبید». آقای برزو پناهی نام ُه فدائیان اسالم و جواب مصدق را که اسنادش در همه جا در دســترس اســت نادیده گرفته است .نواب صفوی نامه ای به مصدق نوشت که باید احکام اسالم به مورد اجرا گذاشته شود و مشروب فروشی ها و مراکزی که مخالف شــرع عمل
صفحه 23
شمارهی هفتم 5 -خرداد ماه 139۱
می کنند تعطیل شوند .مصدق جواب داد کــه در حال حاضر ما با دشــمن بزرگی چون انگلســتان در جنگیم . وقت این حرفها نیست .فدائیان اسالم نامه ای تهدید آمیز ظاهرا ً با خون خود نوشــتند و مصدق را تهدید به مرگ کردند و او ناچار به مجلس ســنا پناه برد و مدتی در آنجا اقامت گزید. در این مورد آقای ثابتی را به بخشــی از مقال ُه «مصدق بســوی اقتصاد بدون نفــت» ارجاع میدهم کــه در صفحه 93ســهند شــماره 28آمــده که در آن مخالفــت کامل مصدق با آزادی خلیل طهماســبی ،ابتکار مظفر بقائی نماینــد ُه مجلس و پیشــنهاد او برای آزادی خلیل طهماسبی و عدم دخالت مصدق در این باره تصویب پیشنهاد بقائــی در مجلســی که بعدا ً توســط مصدق منحل شــد و به امضای شــاه رســانیدن و قانونــی شــدن آن بطور کامل آمده است که در واقع درست خالف نظر آقای ثابتی است. مصدق و حزب توده آقای ثابتــی مصدق را طرفدار حزب توده معرفــی می کند که در این باره بــه خاطره ای از 30تیــر و تظاهرات عظیمی که به اســم حزب توده طبق برنام ُه تنظیم شده از طرف سازمان سیا در اجرای طرح چکمه توسط عوامل سیا و برادران رشیدیان به اجرا گذاشته شد که در کتاب «تمام آدم های شاه جریان کودتا را منعکس کرده است از جمله مســئول انگلیســی در کتاب خاطراتش در صفحه 28می نویســد: «طرح چکمه توسط خود ما در ایران به اجرا در آمده و پس از صرف هزینه هائی معــادل 700هزار پوند چون به نتیجه نرســید به آمریکائی ها متوسل شــدیم و تالش کردیم به آمریکائی ها بقبوالنیم با ادامه حکومت مصدق ایران به دســت کمونیست ها خواهد افتــاد .او صراحتاُ می نویســد« :تمام برنامه ها طبق طرح ســازمان ســیا به اجرا در آمد .دستگیری افشار طوس رئیــس شــهربانی و نه کشــتن او در دستور و برنامه بود .ایجاد نا آرامی ها و پائین آوردن مجسمه ها همه توسط مأمورین ســیا به اجرا درآمد .برادران رشیدیان در بســته های بیسکویت به وکال و امــرا پول می دادنــد .آن دو بــرادر با دادن پول جمیعت کثیری را به خیابان ها آوردند که وانمود کنند کمونیســت ها اکثریت دارند و ادام ُه حکومت مصدق موجب تسلط حزب توده خواهد بود». بعد از این تظاهرات عده ای از بازاری ها به حــزب ایران آمدنــد و از نفوذ توده ای و نمایشــی کــه راه انداخته بودند نگران وبه دنبال چاره اندیشــی بودند که قرار شــد از هر گروهی دو نفر به دیــدن مصدق بروند و نگرانی خــود را از نفــوذ حزب تــوده ابراز نماینــد .در این جلســه چنــد نفر از بازاری ها ســخن گفتند .خلیل ملکی گریه کرد و از نفوذ حزب توده سخن گفت .مصدق در کمال خونســردی جواب جالبی داد .او گفت من معتقدم توده ای ها یک درصد ملت ایران هم نیستند ،با توجه به نفوذ مذهب آنها در ایــران جائی ندارند ،به عالوه آنها از خودشان اختیاری ندارند و از مسکو دســتور می گیرند ،با توجه به اوضاع سیاســی دنیا روس ها برنامه ای برای دادن قــدرت به دســت تــوده ای ها ندارند چون می دانند که دنیای غرب با توجــه به احتیاج مبرمی که به نفت دارند اجازه نخواهند داد که شــریان حیاتی غرب به دســت تــوده ای ها بیفتد ،به عالوه من کار خالف قانون نمی کنم .آقای ســنجابی از وکالت اســتعفا بدهند بیایند تصدی وزارت دادگستری را به عهده بگیرند ،الیحه
ای بــرای غیرقانونــی کــردن حزب توده بیاورند تــا بتوانیم این حزب را غیرقانونی اعالم کنیم. آقای ثابتی خوب می دانند که دربار ُه مصدق هزاران مقالــه مجله و کتاب در سراســر جهان نوشته و منتشر شده است ولی ایشان را راهنمائی می کنم که در ســهند شمار ُه 29صفحه 35به مقال ُه «باز هم مصدق» نظری بیفکنند تا اگر ریکی به کفش ندارند مصدق را بشناسند! دکتر صدیقی شکنجه گر آقــای ثابتی دکتر صدیقــی را هم از نظر دور نداشــته اند .مطلبــی دربار ُه ایشان نوشته اند که مرغ پخته به قول معروف به خنده می افتد .نوشــته اند بعد از ربودن افشار طوس آقای دکتر صدیقی که وزیر کشور بودند شخصاً به شــهربانی می رود و کشیده ای به صورت اردشــیر زاهدی مــی زند و به دو پاسبان دســتور می دهد که در حضــورش او را شــکنجه کنند .اوالً آقای ثابیتی باید در خاطرشــان باشد که در ماجرای ربودن و کشتن افشار طوس اســمی از اردشیر زاهدی نبود. آن فردی که در ماجرا شرکت داشت تیمسار نصراله زاهدی بود .ثانیاً دکتر صدیقی بــا آن مقام علمی و دانش و بینشی که داشت کسی نبود که انسانی را مورد اهانت قرار دهد چه رســه به ضرب و شــتم! شــخصیت و مقام و خصوصیات اخالقی او اجازه نمی داد که به صورت کسی سیلی بزند آنهم به صورت تیمساری که این کار حتی با ساختمان بدنی او همخوانی نداشت. کمتر کسی را می توانید بیابید که این حرف ها را باور کند. صدیقی در پیشــبرد نیات خود جز به استدالل و حقوق و قوانین کشور که به قول مصدق بــه افراط در آن پیش می رفت روشی نداشت. این حکایت کوچک و شنیدنی طرز فکر او را می شناســاند .از قول راننده اش تعریف می کنند که در سال های تدریس در دانشــگاه و م َوسسه علوم اجتماعــی ،روزی بــه راننده اش می گوید امــروز باید در جلســه امتحان شــرکت کنیم وقت کــم داریم می ترسم به موقع نرسم .راننده برای اینکه آقا را به موقع به جلسه امتحان برساند پا را روی پــدال گاز می گذارد و از دو چراغ قرمز هم رد می شود .وقتی به دانشگاه می رسد 10دقیقه بعد افسر راهنمائی و رانندگی که معموالً مقابل در ورودی رفــت و آمــد می کردند می رود و می گوید ســرکار این آقا هم ســرعت داشت و هم از دو چراغ قرمــز عبور کرد ،طبــق قانون جریمه اش بکنید .راننده هاج و واج می ماند و میگوید قربان خودتان خواســتید به موقع برسید ،جواب می دهد به موقع رسیدن یک مطلب است و تخلف از قانــون مطلب دیگر .ســئوال از آقای ثابتی این است که چنین شخصیتی با چنین طرز فکر می تواند شکنجه بکند یا دستور شکنجه بدهد و ناظر شکنجه کردن باشد ؟! بــه هر صورت جای تاًســف اســت که آقــای ثابتی به عنــوان یک مقام مهم اطالعاتی و امنیتی کشــور بدون توجه بــه گرایش هــا و موضع های سیاســی آنهم در گذشــته به ویژه در توجیه اشــخاصی چــون مظفر بقائی عمل کرده است .امیدوارم در کتاب «دامگــه حادثــه» که هنــوز نخوانده ام ایــن نقایــص را برطــرف کرده و رویدادهــای مبنی بر اطالعات واقعی را مالک و محک قرار داده باشند. رحیم شریفی پاریس ،آوریل 2012
صفحه 24
شمارهی هفتم 5 -خرداد ماه 139۱
کاترین زیتاجونز به بروس ویلیس و هلن میرن در اکشن «قرمز »2پیوست
رابرت دنیرو و مایکل داگالس در پروژه «آخرین وگاس»
مذاکرات پایانی کامرون دیاز برای پیوسنت به فیلم «مشاور» ریدلی اسکات "کامرون دیاز" در حال مذاکرات پایانی برای پیوســتن به تیــم بازیگری "ریدلی اســکات" کارگردان فیلم «مشاور» است. اگــر "دیاز" به این پروژه بپیوندد نقش دختری به نام "مالکینــا" را ایفا خواهد کرد و در کنار بازیگرانی چون "مایکل فاسبندر"" ،برد پیت"، "پنــه لوپه کــروز" و "خاویر بــاردم" به نقش آفرینی می پردازد. داســتان فیلم «مشاور» براســاس فیلمنامه ای به نویســندگی "کورمک مک کارتی" خواهد بود و در آن "مایکل فاسبندر" نقش وکیلی را ایفا می کند که خود را با مســائل مواد مخدر درگیر مــی کند و "باردم" نقــش رقیب او را بازی خواهد کرد. «مشــاور» اولیــن فیلمی اســت که براســاس فیلمنامــه ای از "مــک کارتی" ســاخته می شــود .او پیش از ایــن برای کتــاب «جاده» توانسته بود جایزه پولیتزر را از آن خود کند. «سرزمینی برای پیرمردها نیست» دیگر کتاب مشــهور "کورمک مک کارتی" اســت ،که دســت مایه ساخت فیلمی به همین نام توسط
بــرادران "کوئن" قرار گرفــت و فیلم برنده جایزه اسکار شد. از آخرین کارهای "کامرون دیاز" که در نوبت اکران قرار دارد ،فیلــم «چه انتظار داری وقتی انتظار می کشی» را می توان اشاره کرد که در آن با "جنیفر لوپز"" ،الیزابت بنکس"" ،کریس راک" و "دنیس کوائد" همبازی است. «چه انتظار داری وقتی انتظار می کشــی» قرار است در 18ماه می در سراسر آمریکا و 25می در انگلستان اکران شود. درام علمــی تخیلــی و ســ ه بعــدی «پرومته» جدیدترین ساخته "ریدلی اسکات" است که تابستان بر پرده سینماهای جهان خواهد رفت. "چارلیــز تــرون"" ،نومــی راپــاس"" ،مایکل فاســبندر" و "گای پیرس" از جمله بازیگرانی هســتند که در «پرومته» به ایفای نقش پرداخته اند. «بليد رانر»« ،تلما و لوئيز» و «گالدیاتور» از جمله مهمترین فیلمهای ســاخته شده توسط "ریدلی اسکات" است.
خالق «صورت زخمی» بعد از پنج سال دست به کار شد
اولين عکســهای "اشــتون کوچر" در نقش "اســتيو جابــز" در فيلمــی کــه از زندگی نامــه اين مخترع فقيد ســاخته خواهد شــد، رونمايی شد. وقتــی کــه خبرهايی از اينکه ســتاره برنامه دهــه 70ممکن اســت نقش "اســتيو جابز" را ايفــا کنــد پخش شــد" ،مــارک هولم" (تهيه کننده فيلم «جابز») از "اشتون کوچر" حمايت کرد. او در خصــوص اين انتخاب مي گويد" :از آنجايــی که فيلم ما ســالهای ابتدايی اپل را به تصوير مي کشــد ،زمانی کــه "جابز" در 20ســالگی خودش بود ،ما به بازيگری نياز داشــتيم که عالوه بر جوان بودن چهره اش نيــز به "جابــز" و جوانی او بخــورد .بخاطر شــباهت فيزيکی که "اشــتون" با "اســتيو" دارد ،بهتريــن و کاملتريــن انتخــاب بــرای فيلم بود". "جوشــا مايکل اســترن" کارگردانــی فيلم «جابز» را برعهــده دارد ،در حالی که "مت ويتلی" فيلمنامه آنرا نوشته است. فيلم قرار اســت که زندگی "استيو جابز" را بين ســالهای 1971تا 2000به تصوير بکشد و هزينه توليد آن نيز 15ميليون دالر برآورد شــده است" .اســتيو جابز" در سال 2004به ســرطان مبتال شــد و در 5اوکتبر 2011در ســن 56ســالگی دار فانــي را وداع گفت. او بــه همــراه دوســت بنيانگذارش "اســيتو وزنياک" سري دوم کامپيوترهای اپل را در سال 1977معرفي کرد و کمپانی را در سال 1980به همگان شناساند. او با کار و تالش موفق شــد کمپاني پيکسار که استديو فيلمسازي به رياست خودش بود را بچرخانــد و آن را به يکــی از بزرگترين کمپانی هاي ســاخت فيلــم در تاريخ تبديل کند و همچنين به يکی از بزرگترين سرمايه
گذارهای کمپانی ديزنی تبديل شود. از موفــق تريــن فيلمهايی کــه در کمپانی پيکسار ساخته شد ميتوان به «داستان اسباب بازی»« ،زندگی حشــره» و «در جســتجوی نيمو» اشاره داشت. "اســتيو جابز" در يازدهــم مارچ 2011در بيانيــه ايــی گفت" :مــن هميشــه گفتم اگر روزی بيايــد که نتوانم ديگــر از پس حرفه ام بربيايم و بــه عنوان بنيانگذار اپل توقعات را برآورده کنم ،آن روز اولين روزی است که به شماها اطالع خواهم داد .متاسفانه ،آن روز رسيده اســت .من معتقدم که روزهای طاليی اپل و اختراعات بيشتر آن پيش روی شماســت و من اين موفقيت ها را در جايی ديگر به تماشا می نشينم". ،فيلمبرداری اين فيلم قرار است ماه جاری در لوس آنجلس کليد بخورد.
"رابرت دنیرو" ستاره مقابل "مایکل داگالس" در کمدی «آخرین وگاس» شد. کمپانیجدید«»GoodUniverseبهسرپرستی "جو دراک" و "ناتان کاهان" قرار است مدیریت تولیداینفیلمرابرعهدهبگیرندومسئولیتعرضه بین المللی آن را در جشنواره کن عهده دار باشند. فیلمنامه این فیلــم را "دان فوگلمــن" (فیلمنامه نویس فیلم احمق ،دیوانه ،عشق) نوشته و "جون تورتیلتــاب" کارگردانــی آن را برعهده خواهد داشت. داستان«آخرینوگاس»داستانبازنشستگانیاست که برای مراسم عروسی دوستشان به الس وگاس دعوت می شوند .داماد مرد زن بازی بوده است که باالخره تصمیم می گیرد ازدواج کند ،آنهم با زنی نصف سن خودش... براســاس اعالم سیبیاس فیلمز کمپانی سازنده «آخرین وگاس»" ،رابرت دنیرو" قرار است نقش فردی مخالف ایــن ازدواج را با نام "پای کانلی" را ایفــا کند که به اکراه موافقت می کند دعوت دوســتش را بپذیرد و به الس وگاس ســفر کند. "پــای" و شــخصیت "مایکل داگالس" بر ســر دختری که در جوانی هر دو عاشــقش بوده اند، با هم مشکل دارند. به گزارش ســینمانگار ،تهیــه کنندگان این فیلم «الرنس مارک" و "امی بائر" می باشند.
بــه گــزارش ســینمانگار ،به نقــل از هالیوود ریپورترز" ،کاترین زیتاجونز" بازیگر اســکار گرفتــه هالیوود به تازگی بــه محصول جدید سامیت« ،قرمز »2پیوست. «قرمز »2فیلمی اکشن -کمدی درباره گروهی از قاتالن قراردادی است که بعد از بازنشستگی باز به صحنه باز می گردند. "کاتریــن زیتاجونز" در این فیلــم به "بروس ویلیــس"" ،هلن میرن"" ،جــان مالکوویچ" و "ماری لوئیز پارکر" – که همگی در قســمت اول ایــن فیلم حضور داشــته اند -می پیوندد. همچنین "بیون هان لــی" دیگر بازیگر جدید این پروژه است. عرضه «ســرخ »2در جشنواره کن را کمپانی
الینزگیت عهده دار شده است. "دین پاریســوت" قســمت دوم ایــن فیلم را کارگردانــی می کند و "اریک و جون هوبر" همانند قسمت اول ،فیلمنامه آن را نوشته اند. «جســتجوی کهکشــانی» و «خنده با دیک و جین» از جمله فیلمهایی هستند که "پاریسوت" کارگردانی آنها بر عهده داشته است. «نقاب زورو» ،ترافیک»« ،شیکاگو»« ،ترمینال»، «دوازده نفر اوشــن» و «افسانه زورو» از جمله فیلمهایی است که "کاترین زیتاجونز" در آنان به ایفای نقش پرداخته است. «قرمز »2قرار اســت در 2آگوســت 2013به اکران درآید .قسمت اول «قرمز» به کارگردانی "رابرت شونتکه" محصول سال 2010است.
جرج کلونی با شکل و شمایل ستاره بزرگ سینمای کالسیک آمریکا جرج کلونی که برای بسیاری از سینمادوستان یادآور بازیگران سینمای کالسیک است در این عکس با شــکل و شمایل ستاره بزرگ سینمای کالسیک آمریکا ،کالرک گیبل ،ظاهر شده است .پیش از این هوادارن کلونی ،او را با دیگر ستاره محبوب کمدی رومانسهای کالسیک، یعنی کری گرانت مقایسه میکردند.
صفحه 25
خاطرات پس از مرگ از زبان هنرپیشگان بازيگر
زنی كه در فيلم های كالسيك بازی می كرد و در سريال پزشك دهكده نقش دكتر كوئين را داشت ،در 36سالگی دچار سرماخوردگی شديد شد و در اثر حساسيت ....
به تزریق آمپول پنی ســیلین دچار ایست قلبی گردید. او اینگونه میگویــد :من بدن خود را ترك كردم .من میتوانســتم خودم را در تختخواب
در پزشــكی نوین ،بســیار اتفــاق میافتد كه بیمــاری ،دچار مرگ موقت شــده و پس از اندك زمانی دوباره به زندگی بازمیگردد. این بیماران در تمام مدت مرگ موقت خود، یك سری از خاطرهها را تجربه میكنند كه به آنها ( NDE (near death experience یا تجربیات نزدیك مرگ میگویند NDE. ممکن است در بزرگساالن ویا کودکان اتفاق بیافتــد و یــک نکته مهم این اســت که الزم نیســت فرد از لحاظ فیزیکی مرده باشد(قطع تنفس یا قلب)تــا NDEرا تجربه کنند بلکه ایــن تجربیات ممکن اســت تحت شــرایط
ببینم .عدهای دور و بر من جمع شده بودند .به یاد میآورم كه آنها سعی میكردند تا من را به زندگی بازگردانند . مــن در بــاالی آنها بودم و از گوشــه اتاق به پاییــن نگاه میكردم .آنها ســوزنها را به بدن من میزدند و ســعی میكردند تا من را پایین نگاه دارند . بــه یاد میآورم كه تمــام زندگی من از پیش چشــمانم گذشــت اما در آن لحظــه به بردن جایزه و چیزهایی شبیه به این فكر نمیكردم . تنهــا چیــزی كــه نگــران آن بودم ایــن بود كه میخواســتم بــه زندگی برگــردم چون نمیخواستم كس دیگری از بچههایم مراقبت كند . مــن در چنین افــكاری غوطه ور بــودم " نه، من نمیخواهم بمیــرم .من برای ترك كردن بچههایم آماده نیستم " ســپس در آن هنگام به خدا گفتــم " اگر تو آنجا هستی ،خدایا ،اگر تو واقعا وجود داری و اگــر من زنده بمانم ،هیچوقت دوباره نام تو را بیهوده نخواهم آورد ". بــا اینكه برای حدود ســی ثانیه مــرده بودم، میتوانم به یاد بیــاورم كه از دكترم خواهش میكــردم تا من را به زندگــی برگرداند .من اراده كرده بودم كه نمیرم .سپس ناگهان جین خود را در بدن خودش یافت . الیزابت تایلور () Elizabeth Taylor بازیگــر زن اهل انگلیس ،از هنگامیكه روی تخــت عمل جراحی مرده بود میگوید .او به یاد میآورد كه از داخل یك تونل به ســمت یك نور روشــن ســفید رنــگ میرفت .در برنامهی الری كینگ در شبكه ،CNNستاره افســانهای هالیوود میگفت كه چگونه برای پنج دقیقه بر روی تخت اتاق عمل مرده بود . خانم تایلور میگفت كه او از نظر بالینی مرده بــود و روح" میشــل تاد " ،یكی از شــوهران قبلیاش كه در گذشــته عاشــق او بوده است را دیده اســت .او میخواست كه با تاد بماند ولی ،تاد به او گفته اســت كه كاری بر عهده الیزابت است و زندگی منتظر او است" ،سپس او من را به سوی زندگی كشاند ". برای احیای خانم تایلــور و بازگرداندن او به زندگی یازده نفر از پزشكان و پرستاران تالش كردنــد .وقتی كه من نور را دیدم به من گفته شــد كه مرده ام .واقعاً گفتن و شرح دادن آن برای من مشكل است ،به خاطر اینكه آن صدا حالتی باستانی داشت . این در حدود پنجــاه ثانیه پایانی اتفاق افتاد و من پس از آن "تاد" را دیدم ( .تاد همسر سوم تایلور بود كه در یك حادثه هوایی در ســال 1958كشته شده بود ). وقتی من به آنجا برگشتم حدود یازده نفر در آن اتاق بودند .من برای حدود پنج دقیقه رفته بودم .آنها من را به زندگی فرستادند تا مرگ مــن را به عنــوان یك اخطار بــر روی دیوار بچسبانند ! مــن این جریان را به بقیه مردم گفتم و پس از آن به گروه دیگری از مردم و پس از آن فكر
متفاوتی کــه زندگی با تهدید مواجه اســت رخ دهد .این شرایط ممکن است شامل یک تصادف غیر کشنده ترافیکی یا یک اتفاق یا تصادف در حین کوهنوردی ویا هنگام تولد یک فرزند باشد. در مــورد این نوع از تجربیــات ،نكات مبهم بســیاری وجود دارد و تحقیقات بســیاری بر روی ایــن خاطرات در حال انجام اســت اما یكی از نكات جالــب در مورد این تجربیات این اســت كه صرفنظر از نوع فرهنگها ،ادیان و نژادهــای انســان ،این خاطــرات ماهیت و كیفیت مشــابهی داشــته و در بسیاری از افراد یكسان است . آنچه که واضح ومبرهن اســت NDEیک توهم یا عدم توانایی یا کارایی مغزی نیســت بلکــه یک تجربــه واقعی اســت .زمانیکه از تجربه کنندگان ســوال می گردد که آیا این تصاویــری که دیده اید هماننــد خواب بوده متفق القول جــواب منفی می دهند .تمام این تجربیات بطور وســیع و مســتند در فرهنگ پزشــکی ثبت شده اســت .لذا کســانیکه به NEDبــه دیده شــک وتردید مــی نگرند هرگز قادر به یافتن یک توصیف بیولوژیکی یا فیزیولوژیکی در آینده نخواهند بود.در این صفحه ما تعدادی از این خاطرات را در افراد مشهور مرور میكنیم . جین سیمور ( )jane seymour بازیگر زنی كه در فیلمهای كالســیك بازی میكرد و در ســریال پزشــك دهكده نقش دكتر كوئین را داشــت ،در 36سالگی دچار ســرماخوردگی شدید شد و در اثر حساسیت
كردم " وای ،آن صداها واقعا ترسناك بودند " ،من فكر كردم بهتر است چیزی نگویم. برای مدتــی طوالنی ،من چیــزی درباره آن نگفتم و هنوز هم برای من مشــكل است كه درباره آن حرف بزنم .اما من آن را با بیماران مبتــا به ایدز درمیان گذاشــتم چــرا كه من از مرگ نمیترســم چون آنجــا بودم .در یك مصاحبه دیگر با مجله ایدز "لیز" NDEخود را دوباره شرح داد :من داخل آن تونل رفتم، نور ســفید و مایــك ( تاد ) را دیــدم .گفتم مایك ،هر جا كه تو هستی من هم میخواهم آنجا باشــم و مایك گفت نه عزیزم ،تو باید برگردی ،كارهای مهمیاســت كــه تو باید انجام دهی . تو نباید تسلیم مرگ شوی . تحقیقات بر روی NDEاز این جهت بســیار مشــكل اســت كه معموالً در این موارد فرد دچار مرگ موقت شده و دستگاهی كه بتواند ایــن خاطرات را ببیند یا اندازه گیری كند در حال حاضر وجود ندارد .تا به حال تحقیقات فقط بر اساس خاطرات افرادی كه این تجربه را داشــتهاند انجام شده است و همچنان ادامه دارد . شارون استون در ســپتامبر سال 2001شــارون استون دچار
خونریزی مغزی شــد و در بیمارستان بستری شد. ســتاره مشــهور ســینما از مرگ مغزی خود میگوید. او میگوید :ناگهان ســردرد شــدیدی را در سمت چپ سرم احســاس كردم ،فكر كردم سرم دارد می تركد ،درد آنقدر شدید بود كه من نمی توانستم از جای خود حركت كنم و بر روی مبل افتادم. با همســرم كــه در خارج از شــهر بود تماس گرفتم و به او گفتم ،فكر كنم من دچار سكته مغزی شدهام. در زندگــی حرفهای فكر میكنم بســیار این جملهها را گفتهام كه ،من دچار ســكته قلبی شدهام ،من دچار سكته قلبی شدهام و... او تجربــه دیدن نور ســفید را هنگام آســیب مغزی خود داشته است. در گفتگو با USA Todayاو میگوید:نور سفیدی به شكل گردباد بسیار بزرگ در باالی ســر من بود و من به داخل آن گردباد كشیده شدم.سپس برخی از دوستانم را دیدماما بسیار سریع ،همه چیز تمام شد ،من برگشتم ،داخل اتاق بودم و داخل بدن خودم. اســتون در اثر یك ضایعه عروقی در رگهای
شمارهی هفتم 5 -خرداد ماه 139۱
زیرین مغز دچار عالیم مرگ مغزی شده بود. پس از ســردرد شــدید در سانفرانسیسكو ،او توسط همسرش "فیل برونشتاین" به سرعت به بیمارستان برده شد. پزشــكان گفتند كه شارون استون در اثر یك آنوریسم (نوعی ضایعه برآمده عروقی) در مغز خود دچار خونریزی مغزی شده است. من یك ســفر واقعی به جایی داشــتم كه هم اینجا بود و هم نبود ،یك تجربه عجیب كه بر روی من تاثیر گذاشت ،تجربهای كه مشابه آن در دنیا تكرار نخواهد شد. در حال حاضر او از نظر جسمی ،سالمت است اما هنوز هم گاهی از سردرد ،رنج میبرد. استون معتقد است كه تجربه نزدیك مرگ او، زندگی او را دگرگون كرده است. جرج لوكاس ،كارگردان فیلم معروف جنگ ستارگان جرج در جوانی بسیار خیالباف و كم رو بوده است و نیز ،بسیار به مسابقات رانندگی عالقه داشته است. ســه روز قبــل از فــارغ التحصیــل شــدن از دبیرســتان ،در یك تصادف شدید رانندگی به شــدت آســیب دید و ســه روز بین مرگ و زندگــی بــود و بــرای حــدود دو هفته در بیمارستان بستری بود. در مــورد آن روزهــا جرج میگوید :شــما نمیتوانید چنین تجربهای در دنیا داشته باشید و تا چنین تجربهای نداشــته باشید ،نمیتوانید این را احساس كنید كه علتی برای بودن شما در اینجا وجــود دارد .من فهمیدم كه باید در زندگی ســعی كنم تا علت بــودن خود را در دنیا كشف كنم و این كار را به پایان برسانم
صفحه 26
شمارهی هفتم 5 -خرداد ماه 139۱
داستان خانــه شـــــوم!
چشمان به اشک نشسته ،صورت تکیده و لباس عزایش تا چند وقت از جلوی چشمام محو نمیشد.
وقتی ازدواج کردم زندگی مشــترکمان را در دو اتاقی که باالی خانه مادرشــوهرم بود آغاز کردیم .بقیه افراد خانواده در طبقه پایین زندگی میکردند هفت ســال پس از آغاز این زندگی دیگر زندگی کــردن در آن دو اتاق کوچک ممکــن نبود ما بودیم و ســه فرزند کوچک و بازیگوش و اون دو تا اتاق برای پنج نفر کفایت نمیکرد ،تصمیم به جابهجایی گرفتیم. آن روز خســته از گشتنهای مداوم در یکی از بنگاهها خانهای را که با شــرایط و پول ما جور در بیاد پیدا کردیم .شاگرد بنگاهی برای نشان دادن خانه همراه ما آمد .دم در که رسیدیم دلم لرزید .نگاهم به پرچم ســیاه باالی سر در خانه افتاد .شاگرد بنگاهی گفت :بنده خداها تو این دنیا همین یه پســر رو داشتند که از بد روزگار تصــادف کرد و مــرد چند روز پیش مراســم چهلمش بود .میگن بعــد از اون دیگه طاقت زندگــی کردن تو این خانه رو ندارن .به همین دلیل اینجا رو واسه فروش سپردن. عکس خندان پســر جوان بر روی دیوار سالن خانه و روبان مشکی دور قاب دلم را پر از درد کــرد .با بیحوصلگی خانــه را ورانداز کردم. مشــکلی نداشت ضمن اینکه با پول ما بهتر از این پیدا نمیشد .زن غمدیده به آرامی پرسید: به شگون یا بدشــگونی خانه اعتقاد داری؟ جا خوردم ،گفتم نه ،یعنی نمیدانم .گفت :من که
اعتقاد دارم ،این خانه واســه ما اومد نداشت... مرد که تا این لحظه ســاکت بود تو حرف زن پرید و گفت :این حرفــا چیه زن .مرگ حقه. شاهین تو تصادف رانندگی مرده ...به خانه چه ربطی داره. مراحل خرید خانه انجام میشد اما یک لحظه صورت زن ،عکــس روی دیوار و حرفهای رد و بدل شــده مرا رها نمیکــرد .در هر حال به خانه جدید نقلمکان کردیم .همســایههای خونگرمی داشتیم ،خیلی زود با چند تا از آنها ارتباط نزدیکی پیدا کرده و از تنهایی در آمدم. یــک روز که بــا یکی از همســایهها صحبت میکردم ناخــودآگاه پرســیدم از آدمایی که قبل از ما اینجا زندگی میکردند خبر دارید؟ گفت :بیخبر هم نیســتم ،اون پیرمرد و پیرزن بیچاره داشــتن خودشان را برای جشن دامادی تک پسرشــون آماده میکردند که اون حادثه لعنتــی به عزا نشاندشــون .اونا فقط پنج ســال در ایــن خانــه زندگی کردند ،پنج ســال پر از بدبختی نمیخوام بترســونمت اما حتما قربونی کن .آخه... دلهره عجیبی گرفتم آخه چی؟ هیچی ناراحت نشــو اما قبل از ایــن خانــواده ،آدمایی اینجا زندگی میکردن که یک دخترشــون خودش رو از پشــت بام پایین انداخت و مرد .این برای دومین بار بود که این خانه سیاهپوش و پر از غم
شد و ساکنانش رفتن را به ماندن ترجیح دادن. گفتم :خودکشی کردن و تصادف چه ربطی به خانه داره ،اینها همه خرافاته. تالش کردم فکرم را مشــغول این جریانات و حــرف و حدیثها نکنم .مــردم منتظرن یک اتفاق بیفته و ســالها در موردش داستانسرایی کنند .چندین ســال به خیر و خوشــی توی آن خانه گذشت .گذر این سالها خاطرات گذشته را از ذهنم پاک کرده بود. بچهها بزرگ شده بودند ،مریم ازدواج کرد و رفت سر زندگیش ،مهدی پسر بزرگم خودش را برای کنکور آماده میکرد و مجید دبیرستانی بود .یک روز مشــغول انجــام کارها بودم که مجیدمثل همیشه پرسر و صدا از بیرون اومد. مدتی بود که بنا بر اقتضای سنش و دوران بلوغ و جوانی در ظاهر و صدایش تغییراتی به وجود آمده بود که نشــان از بزرگ شــدنش داشت. صدای مردانه ،رشــد قد و هیکل و زیباتر شدن چهرهاش که اطرافیان را به تحسین وا میداشت. نگاهــم روی صورتش مانده بود و توی همین فکرها بــودم که صدایم کــرد .مامان مبهوت چی شــدی؟ تیپ من؟ حقــم داری آخه تیپ که تیپ نیست لشگره و با صدای بلند خندید. قاب عکسی تو دستش بود ازش پرسیدم عکس کیه؟ به طرف من برگردونش ببینم .گفت اجازه بــده رو دیوار یه جای مناســب براش پیدا کنم بعد مالحظه بفرمایید .اما نه ...یک دفعه جلوی چشمام سیاه شد و خانه دور سرم چرخید. عکــس مجید با خنــدهای بر لــب روی همان نقطه از دیوار ...چند ســال پیش عکس شاهین با خندهای بر لب و روبان مشــکی .گفتم مجید ایــن خانه .گفت چی؟ آخــه اینجا از همه جا بهتره .نمیخواســتم چیزهایی که تو ذهنم بود براش توضیح بدم عکس رو گرفتم و به قسمت دیگهای از خانه بروم ...مجید گفت ،مامان ببین عکاس چه هنری به خرج داده عکس رو زمینه مشکی! بیشــتر به درد اعالمیه میخوره تا سینه دیوار .عصبانی شــدم ،ســرش فریاد کشــیدم. زبانــت رو گاز بگیر و اینقــدر اراجیف به هم نباف. خاطراتی که تو این چند ســال در گوشه ذهنم خاک خورده بود ،واضحتر از همیشــه جلوی
{¸ÃÀI k¹±M ¾ºHj ÂUIµwIM [ºoM NET WT: 5 Kg LONG KORN BASMATI RICE
SHAHIN www.shahin-food.com info@shahin-food.com Tel.:(+49) 02131 - 59 69 299 (+49) 0177 - 450 90 58 BEST BEFORE: 30.12.2014 KEEP IN DRY PLACE
چشمم آمد .آن شب تا صبح خواب به چشمم نرفت .قــدم مــیزدم و مرتب ســرکی هم به اتاق بچهها میکشــیدم .مهــدی و مجید آرام خوابیده بودند ،اما نمیدانم چرا نمیتوانســتم آرام باشم .همیشه از بابت مهدی کمتر نگرانی داشتم .بچه ساکت و مهربانی بود .بیشتر اوقات مشــغول خواندن کتاب بود و با کســی کاری نداشت .اما مجید نه ،بیشتر تو چشم بود .با همه صمیمی میشد و با افراد در هر سن و سالی خو میگرفت ظاهرش درشتتر از برادر بزرگش بود و کسی باور نمیکرد که کوچکتر باشد. ســر و صدا و هیجان زیادی داشت و مرتب در حال شــوخی کردن بود .اکثر کارهای خانه و خرید بیرون هم بر عهده میگرفت .حضورش در هــر جــا ،فضا و حال و هــوای آن مکان را تغییر میداد. چند روز از این ماجرا گذشت ،دل تو دلم نبود. هنوز نتوانسته بودم جریان قاب عکس مجید و تداعی آن خاطره تلــخ را فراموش کنم« .باید خانه را عوض کنیم حاال میخواد خرافات باشه یا هــر چیز دیگه .آره اصال مــن آدم خرافاتی هستم اما دیگه نمیخوام اینجا زندگی کنم .با تحکم این را به همسرم گفتم و با اصرار من قرار شد که به زودی این اتفاق بیفتد». ۵خردادمــاه آن روز کذایی ،از خواب که بلند شــدم ،دیدم مجید جلوی آینه داره موهاش رو شانه میکند .با لبخند سالم کرد و گفت مامان اگه منو ندیدی حالل کن .عادت داشــت که هرازگاهــی با این حرفا ســر به ســر من بذاره. ســرش فریاد زدم مگه بیماری که با این چرند و پرنــدات منو آزار مــیدی؟ خندید و گفت: شاکی نشــو ،شــوخی کردم ،منظورم این بود کــه اگر منو ندیــدی عینک بــزن چون حتما چشمات ضعیف شده که هیکل به این درشتی را نمیبینی. لیست خرید به دســتش دادم گفت :اجازه بده از امتحان برگردم به روی چشم .رفت مدرسه!! جایی که هر پــدر و مادری با اطمینان بچهاش را میفرسته .اما مجید من هرگز برنگشت یک اتفــاق یا لجبازی کودکانه ،نمیدانم شــرارت یک همکالســی که عادت داشــت برای همه خط و نشــان بکشــد در قالب زخــم چاقوی
ضامندار به قلب مجید نشست و آنچنان رفت که دگر هیچ فرود نیامد. برای سومین بار این خانه سیاهپوش شد .عکس مجید با روبان مشکی به دیوار ،من در لباس عزا و خانه شــومی که برای فروش ســپرده بودیم. تحمل ایــن خانه برام غیرممکن بــود .خانه را فروختیــم ،آدمهای جدید با علــم به اتفاقات گذشــته که برایشــان توضیح داده بودم به این خانه آمدند .آنها گفتند قرار نیســت که اینجا زندگی کننــد .میخواهند خانه را ویران کرده و از نو بســازند .چند ســال گذشــت خبری از محل قدیمی نداشــتیم .دیدن آنجا ،برام قابل تحمل نبود ،اما از آشــناهایی که هرازگاهی با تلفن حالی از ما میگرفتند شنیدم که خانه هیچ تغییری نکرده و ســاکنان جدید در همان خانه قدیمی روزگار میگذرانند. و چندی بعد پســرم مهدی که بــرای دیدار با دوســتان قدیمی خود به آن محل رفته بود خبر آورد که پسر ،عروس و نوه آن خانواده در یک تصادف فوت کردند. برای شــرکت در مجلس ختم آنها رفتم .وارد خانه که شدم صدای خندههای مجید ،عکس خندان پســر آن مادر غمدیده و تصور دختری کــه از بام خودش را بــه پایین انداخت مرا رها نمیکرد و این بار قربانیان تازه این خانه لعنتی. زن و مــردی جوان و دخترکی خردســال که عکسشان روی میز بود و شمعی در کنار عکس میسوخت. هنوز هــم نمیدانم که آیا واقعا میتوان گفت که خانهای شــوم است یا نه .نمیدانم آیا توالی حوادث باعث میشود که ما چنین حکمی در مورد خانه یــا هر چیز دیگر صادر کنیم یا این مسائل در ذات اشیاء وجود دارد؟ مرگ اتفاق طبیعی اســت و راستترین راســتی زندگی... حقیقت ماجرا را نمیدانــم اما میدانم که این خانه هر وقت از کسی به کس دیگر سپرده شد تنها درد به ســوگ نشستن برای فرزند جوان و لباس عزا را برای ســاکنان خود به ارمغان آورد و چند بار با اشــک چشــم و لباس مشــکی از تملــک مالک قبلی بــه تملک صاحب جدید خود درآمد
صفحه 27
معرفی و نقد کتاب از :بهرام معصومی
سفرنامه دنیای ارواح خواب دیدن یکی از اولین و مهمترین عواملی است که انسان را به فکر زندگی پس از مرگ انداخت!! از :بهرام معصومی ســفرنامه دنیای ارواح عنوان اثر جدیدی اســت از پژوهشــگر و محقق فرازنه هوشنگ معینی زاده است که اخیرا ً با چاپ نفیس به قطع رقعی در 336صفحه توسط انتشارات آذرخش به دلباختگان ادب ایران پیش داشت شده است. انتشار این اثر ارزشمند از سوئی باعث خوشنودی وشعف عاشقان و دوستداران پیگیری حقیقت «کامدن و رفتن ماست» که نگارنده با چنان شفافیت و وسواس پــس از حدود 10اثر تحقیقی جالب و بســیار آموزنده (کمدی خدایان ،خیام و آن دروغ دالویز ،آنســوی ســراب ،وصیت نامه خدا ،ظهور ،حکایت من و امام زمان و )...با تالشی خستگی ناپذیر آنهم در برون مرز و امکانات محدود اقدام به انتشار آن نموده اند و شگفت آور از سوئی دیگر که در حالی که دنیا با ســرعتی سرسام آور به سوی پیشــرفت و تعالی در حرکت است ،جامعه ما هنوز به شــدت نیازمند روشنگری در راستای مبارزه با باورهای پوچ و خرافی بوده که از راه توارث و اغفال از ســوی ســوداگران و دکانــداران دینی به ما تحمیل گردیده است .به راستی اگر با خود پاکدل باشیم ،با آنچه به ویژه دراین ســه دهه اخیر بر میهن عزیز ما گذشــته است ،دردمندانه باید اذعان داشت که این نیاز بیش از هر زمان دیگری محســوس میباشــد .هر چند با تبلیغات بسیار گســترده ای که امروزه حاکمان ستمگر در راســتای ترویج و اشاعه فرهنگ ضــد ایرانی ،قرون وســطائی و مجهول در میهن عزیزمــان روا میدارند و ذهن و فکر مردم رابا چنان موهوماتی مشــغول داشــته ،تا به نام دین و مذهب ،رسم و تمدن تازیان وحشــی را باز هم بیشــتر به ما تحمیل نمایند ،بنابراین جا دارد که ما شکســت خوردگان پیروز ایرانی از هر لحاظ پشــتیبانی خود را از چنین نویســندگان و متفکرین دالور ایرانی دریغ نداریم ،دلهای خود را بهم نزدیک نموده و نیروهای خود را بهم پیوند دهیم. تقریباً تمامی اندیشــمندان بر این باورند که ادیان زائیده ناتوانی انسانها در برابر نیــروی طبیعت اســت .ویلهلم وندت ،روانشــناس آلمان ادعا دارد که ریشــه گرایشهای دین را باید در ترس و وحشت بشر از کار دادهای زندگی (طوفان، رعد و برق ،آتشفشــان و غیره) جستجو نمود .کارل مارکس ،فیلسوف بزرگ دیگری آلمانی نیز باور دارد که دین از ابداعات افراد توانمند اســت ،تا بهتر بر توده های مردم و بینوا حکومت نمایند .فویر باخ یکی از برجسته ترین فالسفه ســده نوزدهم که هگل ،کارل مارکس و زیگموند فروید در اندیشه گریهای خود از او الحام گرفته اند ،اعتقاد راسخ داشت که در اصل در جهان هستی خدا و یا خدایان وجود خارجی ندارند و واژه خدا بوســیله خود انسان آفریده شده اســت و خیام عزیزمان نیز بسیار پیش از آنها در دورانی که هر صدای تردید و دودلی در راستای حقانیت باورهای دینی در گلو خفه میگردید ،در حدود ده سده پیش فریاد برآورد که: در دایره ای کامدن و رفتن ماست آن را نه بدایت نه نهایت پیداست کس می نزند دمی در این عالم راست کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست و با ســروده های خود هرگونه شــبهه و شک را از بیان برد و از هر سوی آماج اهانت و دشــمنی قرار گرفــت و همچون زکریای رازی که با چشــمان باز و دور از تعصب دنیا را می نگریســت ،متهم به الحاد گردید (ابن الندیم-مهجم االدبا -ج-3صفحه .)79 کتاب «سفرنامه د نیای ارواح» با این سطور آغاز میگردد که نشان از بزرگواری و قدرشناسی معینی زاده دارد. «در آغاز فروردین ماه 1391همزمان با چهارمین ســالگرد از دست دادن زنده یاد منوچهر فرهنگی ،خاطره او و ســه فرزانه از دست رفته در این سالها ،زنده یادان شــجاع الدین شفا ،محمد عاصمی و ستار لقائی را گرامی میداریم و این کتاب را با نام این بزرگان که هر یک در حرکت روشــنگری نقش بزرگی بر عهده داشتند ،زینت میدهم». کتاب از ســه قصل تشــکیل گردیده و در دیباچــه آن میخوانیم« :کتاب برای کسانی نوشته شده که خواهان پی بردن به حقیقت هستند ،نه برای آنان که می خواهند همچنان با وعده های دروغ ،اما فریبنده عمر خود را به پایان برسانند». و در جای دیگر از این دیباچه آمده است: «تالش واقعی ان است که چراغی هر چند کم سو در کوره راه تاریک زندگی انسان افروخته شود ،تا جستجوگران بتوانند در فضای روشن تری ،معنای هستی و مسائل مربوط به آن را دنبال کنند». در مقدمه کتاب نبز ســطوری خودنمائی می کنند ،که حیفم آمد آن را از شما خواننده گرانمایه پنهان دارم. «بسیاری از دوستان طی نامه های پر مهری یادآور شده بودند که برای عبور از گذرگاه پر از ابهام دین و مذهب ،پیشاپیش باید همه جوانب امر مورد بررسی
و تجزیه و تحلیل قرار گیرد تا مبادا مردمان به بیراهه کشیده شوند .بسیاری هم نوشته بودند تا روزی که مسئله مرگ و قصه های دنیای پس از مرگ از ذهن انســان بیرون کشیده نشــود ،نه دکانداران دین و مذهب دست از سر مردم بر خواهند داشت و نه انسانهای ساده دل امید واهی خود را از خدای این دنیائی و آن دنیائی خواهند برید». از محتوای کتاب خیلی ســریع این مهم دستگیرمان میشود که در حالی که به گفته گرنفون (مورخ یونانی) : «در ایرانیان در اســتواری و پایداری در برابر سوگ و پریشانی آوازه جهانند و به ویژه گریه و زاری و شــیون و مویه را ننگ می شمارند »...امروزه این چنین اســیر داستانها و افســانه های خوفناک دکانداران دینی و فرهنگ زبون بیگانه گردیده ایم. نویســنده با قلمی توانا ،ســبکی روان و دانشی بسیار گسترده هر چند بعضی از مطالب را (ظهوری شگفت انگیز) بصورت تخیلی بیان میدارد ،ولی آنچنان در حقیقت ذوب گردیده است که با ژرف نگری کم نظیر خود هر جوینده ای را سیراب می کند .عنوان خود کتاب گویای آن است که ما با چه مطالبی روبرو هســتیم .سوای مرگ که با روح عجین شده اســت و در این راستا به خوبی و درســتی شکافته گردیده ،به خواب دیدن نیز اشاره شده است .وی می نویسد: «از شــگفتی های روزگار این اســت که به سبب خواب دیدن پای موهومی به نام «روح» به زندگی انسان باز شد» و یا «خواب دیدن یکی از اولین و مهمترین عواملی بود که انسان را به فکر زندگی پس از مرگ انداخت .»...در این کتاب میتوان به بســیاری از افسانه ها از جمله مکتب رستاخیز و یا برداشت های اهل تناسخ (ارواح انســان پس از مرگ از بدنب به بدن دیگر میروند) دست یافت و به داوری نشست و امید که به گامهای پیامد دیگر ما را به مقصد نزدیک تر سازد .ضمن توصیه مطالعه این اثر ارزشمند از پژوهشگر فرزانه هوشنگ معینی زاده ،ســطوری چند از فصل سوم (پایانه)را با هم میخوانیم و امیدواریم که بار دیگر شــاهد انتشار آثاری از ایشان باشــیم ،که تاکنون به سهم خود قدم های موثری در این حرکت سرنوشت ساز برداشته اند و بر آنچه در این دوران سیاه مالساالری بر کشور و مردمان مهربان و خوب میهن عزیزمان گذشته است ،بی تفاوت نبوده اند. غرض این نیســت کــه فرزانگان را به دین ســتیزی فرا بخوانیــم ،بلکه از آنها بخواهیم که ناهنجــاری هایی را که به نام دین و مذهب به مردم تحمیل کرده اند ،بر مال کنند و از مردم بخواهند که دین و ایمانشــان را بر واقعیت ها منطبق ســازند ،نه با مشتی خرافات و موهومات و نه با مشتی حدیث و روایت جعلی. این گونه افشاگریها مخالفت با دین و ایمان مردم نیست و ربطی هم به آزادی عقیده مردم ندارد .اگر اهل نظر از این معرکه خود را کناره بکشند و بی تفاوتی نشان دهند ،کارشان رنگ و روغن زدن به چاه هایی نظیر چاه جمکران خواهد بــود و تایید والیت فقیه ،یعنی والیت کســانی که با کمترین دانشــی ،ادعای والیت بر یک جامعه عصر جدید را می کنند. چاه جمکران تنها ساخته پرداخته آخوندهای فریبکار نیست .در هر سرزمینی که چنین بناهای فریبکارانه ساخته شود ،همه افراد آن جامعه بخصوص فرزانگان آن مقصر و گناهکارند .نشســتن و با بی تفاوتی ،خاموشی پیشه کردن ،نشانگر تایید ایجاد اینگونه بناهای جهل و خرافات است .درست است که سنگ بنای آن را دکانــداران دین و مذهــب فراهم می کنند و می چینند ،اما پایدار ماندن آن را ســکوت و بی تفاوتی کل جامعه و در راس آن خردمندان یک مملکت فراهم میکند. در اینجا ،روی ســخن من با ایرانیان خارج از کشــور و نخبگانی اســت که به سالمت در ساحل امن نشسته اند .کسانی که از گزند متشرعین در امان هستند، طفره رفتنشــان به هیچ وجه قابل پذیرش نیســت ،حتی به بهانه احترام به عقاید مردم. هم اکنون در میان ایرانیان غربت نشین ،بسیاری از آنها در زمینه های مختلف به موفقیت های چشمگیری نائل آمده اند که باعث سرفرازی همه ایرانیان هستند.
شمارهی هفتم 5 -خرداد ماه 139۱
این افراد بخصوص آنها که در زمینه های اقتصاد موفق هســتند ،به راحتی می تواننــد به کمک کوشــندگان فرهنگی برخیزند و امکانــات الزم را برای این بخش مهم و پر اهمیت مملکت فراهم کنند تا فرهیختگان این رشــته بتوانند با خیــال راحت ،وقت و انرژی خود را صرف زدودن هنجارهای فرهنگی جامعه بکنند. کمک به موسســات خیریه و سازمانهای گوناگون و دانشگاههای کشورهای غرب که در سالهای اخیر از جانب ایرانیان موفق انجام گرفته است ،جای خود را دارد ،اما پیش از آنها موسسات فرهنگی ایرانی و کوشندگان این رشته نیاز به یاری آنها دارد .بقول معروف چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. توانمدان ایرانی بجای اینکه به کمک دیگران بروند ،الزم اســت که نخســت به فکر جامعه خود باشــند و به یاری هم میهنان خود که می کوشــند رنسانس فرهنگی کشورمان را به سر منزل مقصود برسانند بشتابند. دریغ و دردا که در این راه جز عده ای معدود ،قدم به پیش نگذاشــته اند و ما شاهد هستیم که اندیشمندان و پژوهشگران و هنرمندان ودیگر مبارزان فرهنگی در شرایط بسیار سختی هستند و توجهی که باید به کوشش آنها نمی شود. در اینجا اشاره به چند نکته شاید سبب گردد که این هم میهنان ما به خود آیند و در این حرکت سرنوشت ساز سهمی در حد توان خود بر عهده بگیرند .در سی ســال گذشته در داخل ایران هزاران انسان فرهیخته باهمین نیتی که من و امثال من داریم ،پا به میدان گذاشــته و با صدای بلند فریاد اعتراض خود را به گوش جهانیان رسانده اند .آنها زندان و شکنجه و اعدام و تیرباران و حتی کشته شدن های آشکار و پنهانی را برای خاطر نجات مردم مملکتشان به جان خریده اند. زندان های امروز ایران پر اســت از کسانی که حکومت دینی را برنمی تابد و با سرســختی با آن به مبارزه می پردازند ،یقینــاً خون ما رنگین تر از خون آنها نیست.
شمارهی هفتم 5 -خرداد ماه 139۱
صفحه 28
بسياری از متولدين اين ماه چهره واقعي گروهي از اطرافيان خود را بشناسند و باصطالح با چنين شناسائي برای آينده خود تصميم منطقي بگيرند .در اين ميان بعضي سوء تفاهمات که ميان آشنايان کدورت و دلگيری بوجود آورده بود با حوادث تازه برطرف ميشود خرداد نا آرامي و سر گشتگي بعضي از متولدين اين ماه را بايد بحساب دوری از عزيزان ،اصوال» دورافتادن از گذشته ها و خاطرات شيريني که زندگي شان را دربر گرفته بود گذاشت ،در مجموع متولدين اين ماه آدمهای عاطفي ،پابند گذشته و مسائل بسيار عاطفي هستند .
فروردین متولدين اين ماه بايد در حفظ دوستان خوب خود و در مراقبت و پايداری روابط فاميلي تا حد امکان کوشا باشند .چرا که همين روابط خوب و محکم ،در همه شئونات زندگي آنها و حتي آينده ای که در پيش دارند موثر خواهد بود ،اينروزها ريسک برای متولدين اين ماه با نتايج خوب همراه است.
تیر مدتي است که خيال کمک به کسي را داريد و سرانجام آن را عملي خواهيد ساخت انجام يک عمل خير از طرف
اردیبهشت شرکت در يک ميهماني سبب ميشود
1
2
3
4
5
6
7
8
9
کسي که انتظار نداشتيد ،موجب ميشود نظر شما نسبت به او عوض شود .ممکن است يک پيشنهاد ازدواج شما را غافلگير کند . مرداد از افراد خودخواه فاصله بگيريد .برخي از صفات خوب شما در محيط کار باعث ميشود وظايف مهمي به شما ارجاع شود . دو مالقات مهم خواهيد داشت که يکي در مورد مسائل تحصيلي و شغلي است و ديگري در مورد زندگي آينده تان .به يک سفر کوتاه ولي جالب خواهيد رفت
شهریور در مورد مسائل شخصي تان منظم تر باشيد .پيشنهاد يک سفر به شما خواهد شد که هدف قابل توجهي در آن نهفته است .گاهي يکدنده و لجباز ميشويد که اين به نفع شما نيست واز توجه و ارادت ديگران نسبت به شما ميکاهد
مهر اجازه ندهيد خشم بر شما غلبه کند . در اين ماه توانايي پيشنهاد کردن طرحهای مختلف را خواهيد داشت و در اواخر ماه بهتر است کوشش جدی داشته باشيد . وقتي که طرحها و پيشنهادات خود را بيان کرديد ديگران شما را تشويق خواهند کرد .پس تالش خود را افزايش دهيد و آماده انجام کارهای سخت باشيد آبان با هر چه برخورد ميکنيد پيش خود بگوئيد ميتوانم انجام دهم .در اين ماه يک ديدگاه مناسب نسبت به چيزهايي که شما را برانگيخته مي کنند ،خواهيد داشت و حتي آن چيزها ميتوانند روياهای شما را برای کمک در اختيار بگيرند .از اين که در اين موقعيت پيشرو باشيد نهراسيد و اگر نيازی برای تغيير در زندگي خود وديگران احساس ميکنيد ،آن را بيان کنيد
14 13 12 11 10
1 2 3 4 5
افقى
6 7
:
-1تابلوئــي از ال گريکو نقاش چيره دست اســپانيائي – کشيش وفيلســوف نامدار فرانسوي خالق کتاب ثــروت ملــل -2اثري از ويليــام شکســپير انگليســي – مجموعه داستاني از منيرو رواني پــور -3نوعي عدســي -قوت اليموت – مطابق روز -عشــيره -4تيــر پيکانــدار – طريــق - خطيــب و سياســتمدار يونانــي االصــل رومــي و از طرفداران نظريــه رواقيون – صريح اللهجه -5بنيانگذار – کشــور مائو مائو – باج و خراج -6اثري از مادام فرانــس کوئت – اثر موســيقائي هرب آلپــرت آهنگســاز معاصر امريکائي -7آزاده -از بازيهاي
8 9 10 11 12 13 14 15
به آنان که دوستشان دارید و میخواهید همیشه با یاد شما باشند تریبون آزاد را هدیه کنید
فرم اشتراک
نام و نام فامیل .............................................................. آدرس کامل ................................................................... .................................................................. میزان حق اشتراک............................... : در انگلستان یک ساله ۴۰پوند در اروپا یک ساله ۶۰یورو در آمریکا یک ساله ۱۰۰دالر لطفا چک خود را به نام M.Sarabiصادر فرمائید
M.sarabi RANGARANG International , PoBox 2821 London NW2 1DS United Kingdom Email: rangarang_london@hotmail.com
آذر در اين ماه در موقعيت روحي مناسبي قرار داريد و مشتاق انجام کارهای مختلف هستيد و برای رسيدن به اهداف خود مسافت هاي طوالني را طي کنيد . جديت وتالش خود را گسترش دهيد که در اين صورت خوبي شما را احاطه خواهد کرد در اين ماه به عنوان پاداش و عوض چيزی را که آرزوی آن را داشته ايد دريافت خواهيد کرد
دی به نفع شماست که راحت از کنار مسائل عبور کنيد .هر چند انجام اين کار برای شخصي مثل شما بسيار دشوار است ،ولي الزم است اجازه دهيد که زمان مشکالت زيادی را حل کرده و مسايل راه تدريجي خود را طي کنند .سرنوشت و تقدير بهترين ها را برايتان رقم ميزنند .
رايانــه اي – صــف -8مرواريد چشــم – گازي صنعتــي با بوئي تند که توســط فريتز هابر آلماني کشف شــد – ابريشم پست -9 پرنــده اي با پاهاي باريک و بلند – رود پر آب روسيه که به درياچه خزر ميريزد – رايحه -10نوعي کرم و انــگل روده اي خطرناک – نخســتين دوره پالئوزوبيــک که از ادوار زمين شمناســي است -11قطعي – سازمان خواربار و کشــاورزي بين المللي – اندرون -12عمق -نان شيريت دوآتشه – درون دهان – رودي در استان فارس -13نوعي زغال سنگ – مرکز ايتاليا – دوســتي خالصانه مشــت زن مســلمان امريکائي -14نويســنده رمانميدل مارچ – مجرب و ماهر -15موســيقيدان ايرانــي مخترع چنگ – اثر جيمز راسل الول
عمودی : -1عنــوان اثــري از پيــر لوتــي نويســنده فرانســوي -2درختــي بــا ميــوه طبي – متلــس بازاري و نوشــته اي الکســاندر آستروتسکي اديــب روســي – نت ششــم -3 بدگوئــي ادبــي – ميخوش – نامي
بهمن در جستجوی زيبايي ها هستيد .در اواخر اين هفته با تغيير ناگهاني شخصيت مواجهه خواهيد شد ،پس از لحظه لحظه فرصتها نهايت لذت را ببريد ..شما هميشه عاشق خانه و خانواده هستيد . حتي المقدور ،برای انجام وظايف تان، اوقات خاصي را در نظر بگيريد
اسفند ممکن اســت به همراه شخصي عزيز سفری داشته باشيد ،شخصي که هميشه بــه او عالقمنــد بوديد .اين ســفر يکي از پرحادثــه تريــن و ماجراجويانه ترين ســفرهای عمرتان خواهد بود .اين نيمه زماني بسيار مســاعد برای ابراز عالقه به شخص مورد عالقه تان محسوب ميشود
براي منجنيــق – رماني از روديارد کيپلينگ داســتانپرداز انگليسي -4 خرس آســماني – آهنگساز ايتاليائي فيلم مــرگ روي نيــل – ويتامين انعقــاد خــون – فيلمي از محســن مخملبــاف -5ايالتي در اتازوني که مرکزش ســنت پل نام دارد – بخيه هنرمندانه – خط کش مهندسي -6 بي قيد و بند -فيلمي ســاخته ســام تيلــور -7پيامبري در کام نهنگ – برداشــت محصول -پسر کيومرث در شــاهنامه -8بــاال آمــدن آب دريا – پيشــقراول اعداد – شهري در آلمان – حــرف زيادي – غذاي ســاده -9داراي يک وزن ميباشند – سيخ نانوائي – مهاجم سيه چرده تيم منچســتر يونايتد -10تابلوئي از گوستاو کوربه – حرف زيادي -11 منقــار – از حروف الفباي فارســي خلبانــان انتحــاري ژاپن -12درحال تشــاط – آبديده – برگزيده از هر چيز – آز انســو ناپيداست ! -13 دانشــگاهي معتبر د رامريکا – پاي افزار چوبي – رود فرانســه – دوش و کتــف -14زيــاده خواهي – در ورزش رســيدن به مرحلــه باالتر را گويند – تمدني باســتاني در جنوب بيــن النهريــن -15اثــار غنائــي موريس راول آهنگســاز فرانســوي سده بيستم .
مراکز توزیع نشریه تریبون آزاد بازارچه اروپایی
لندن رستوران خیام سوپر تهران آژانس حمید رستوران تهران سوپر گلدرزگرین سوپر ترکی فرهنگسرا و هرمز سوپر سهند سوپر گیشا سوپر هما سوپر دحجله سوپر آری سوپر اصفهان رستوران 5 STAR رستوران االچیق رستوران آذربایجان قنادی عسل رستوران شیراز سوپر آلما سوپر پرشیا سوپر دنا سوپر مازندران رستوران پرشین باالس رستوران موالنا سوپر تواضع رستوران کوچک رستوران شبهای تهران سوپر زمان قنادی بهار رستوران آپادانا قنادی رضا سوپر المپیا رستوران شهرزاد رستوران نبشی رستوران یاس قنادی عسل رستوران عسل رستوران پردیس رستوران کندو رستوران rice رستوران کیش رستوران فانوس رستوران پرشیا رستوران زیتون رستوران میالد رستوران پرنس پرشیا سوپر آران
سوپر زاگرس سوپر فردیس سوپر منصور سوپر دنا سوپر مازندران سوپر SAVE TO SAVE کلینیک لموژ دفتر بازرگانی راوندی آرایشگاه بهرام ساندویچ پاپیون
آلمان کلن رستوران شیراز رستوران تهران بستنی منصور سوپر کیوسک سوپر چی چی نی سوپر کاکتوس سوپر ارکیده سوپر ژاله سوپر ایران فروشگاه گلستان فرانکفورت فروشگاه رویا فروشگاه مش قاسم فروشگاه نگین سوپر شیراز پخش ایران سوپر خراسان هتل آپولو فروشگاه ایران دارمشات پرایم بازار فروشگاه آسیا مونیخ بازارچه حافظ سوپرجردن هانوفر سیتی مارکت سوپرحافظ هامبورگ تماشا
پامیر بازار پرسپولیس نادی مارکت سوپر مارکت آریا نان بهزاد آخن فروشگاه همدان سوپر سینا سوپر آسیا بن سوپر پرسپولیس سوپر پارس
دورتموند فروشگاه پرسپولیس سوپر مارکت ایران پرسپولیس فروشگاه پارس فروشگاه فردوسی هلند آمستردام فروشگاه نوبهار بوخوم کتابفروشی آیدا دوسلدورف فروشگاه مهارانی اسن فروشگاه اهواز پاریس شهر فرنگ بازارچه اسکان رستوران بناپارت سوپر سپید رستوران شومینه رستوران کلبه سوپر ایران رستوران جت ست رستوران مزه
فروشگاه سوپر پارس در اکسبورگ «نماینده نشریه تریبون آزاد در منطقه بایرن»
مهرداد ملکزاده نماینده نشریه تریبون آزاد در منطقه هسن و رایلندفالس 017377777772
آگـهی جتـاری خود را در نشریه تریبـون آزاد به چاپ برسانید. ایـن فرصــت استثنایی و ویژه را از دســـت ندهید و فراموش نکنید که نشـریه تریبـون آزاد با باالترین تیراژ در سراسر اروپـا به منـازل هزاران فارسـی زبـان میرود. ۰۲۰۸۲۰۸۰۰۱۰
صفحه 29
شمارهی هفتم 5 -خرداد ماه 139۱
0044 208 731 9333 تریبون آزاد کلید طالیی دروازه کسب و کار و تجارت است. شما میتوانید با پیام تجاری و یا نیازمندی خود در تریبون آزاد به دهها هزار نفر فارسی زبان در سراسر اروپا معرفی شوید. تنها با پرداخت 20پوند یا یورو آگهی خود را در این اندازه به دهها هزار خواننده تریبون آزاد در اروپا معرفی نمائید. آشنایی فروشنده و خریدار ،جوینده و یابنده و ... هر کس به دنبال ارائه یا خواهان مطاعی باشد آن را خواهد یافت. شما هم امتحان نمائید و چون هزاران نفر از عواید پرخواننده این صفحات بهره مند شوید. جهت تماس لطف ًا با بخش بازاریابی تریبون آزاد تماس حاصل نمائید.
خرید خانه یا ویال در اسپانیا
هتل آپولو در قلب فرانکفورت
ماباشناختوتجربهکافیازمناطقجنوبیاسپانیا
خدمت هموطنان و فارسی زبانان گرامی در
با بهترین سرویس و مناسبترین قیمت در
(ماالگا) بهترینقیمتها را به شما ارایهمینماییم
سراسر اروپا میباشد
0034 65014 89 45
0049 (069) 43 22 28
فرصت طالیی جهت خرید و فروش خانه یا آپارتمان در لندن ما با تجربه سی ساله در امور خرید وفروش امالک در انگلستان درخدمت هموطنان و فارسی زبانان گرامی در سراسر اروپا میباشیم
جای آگـهی شما ۰۲۰۸۲۰۸۰۰۱۰
شعر شعر
0044 (078)25834408
مردی از هزارۀ تاریخ آمد با هزار وعده خدعه و فریب
وقتی منطق شب باوران سنگسار قطع چشم بسته بپذیر اجزای بدن زور بود وعد های تهی جویبار شیر و شکر آنگاه که دوشاب فروشان فریب پول ماهیانۀ نفت /حور غالم پسر /و میفروختن و دوروغ آنگاه ظلمت نور،روشنی راستی ،تسلیم دلهره بیم در چهرۀ فریب جان گرفت کسوف سیاه بیفروغ /وجان گرفت/ /مردی آمده بود از هزارۀ تاریخ/ تار مو ال بالی آیه فتح با بهمنی سیاه و سرد دیدن سیمای آن فقیه وقیح بی منطق ،پرکین از عهد عتیق و اخم فوج مسخ شدگان برای رسیدن به بهشت همواره بر جبین از راه بصره نینوا به کربال مهر در دل وسیمای او نبود هدیه آن سیاه دل باروت بود سفیر کلوله افق فکر او محدود قیرگون کبود مرگ خون میخواست منطق او گفت و شنود نبود اه ...شرمت باد ای پلشت جنگ آغاز شد جنگی بی سود که همه و همه از کین بود سرود مرگ بر لبان مسخ شده طلسم جنون تیر بال میبارید سبز سبز هالکت جوانه آنگاه گروه گروه دستار بسران با شالهای های نو رس سبز یف کلید بهشت هدیه میدادن بزیر گل و الی جزیرۀ مجنون به ایثارگران جان زیرا تشنگان قدرت ،پرتاب شدگان از کلیدهائی از جنس خدعه اوهام و فریب سیارۀ ظلمت؛ واژه های تازه آمده بود غریب /از هزارۀ تاریخ/ کلیدها از جنس آکریل برای جوان و نو بنام خدا و دین جوان و پیر اناد میفروختن با نام اهلل کین که مسخ شده که هر چه بگویند سئوال فرید یوسفی نکن 1988/12/12گوتینگن ،آلمان
صفحه 30
شمارهی هفتم 5 -خرداد ماه 139۱
صفحه 31
شمارهی هفتم 5 -خرداد ماه 139۱
صفحه 32
شمارهی هفتم 5 -خرداد ماه 139۱