Skip to main content

Persian - The General Epistle of Barnabas

Page 1

‫رساله عمومی برنابا‬ ‫فصل ‪۱‬‬ ‫‪ ۱‬پسران و دخترانم‪ ،‬به نام خداوندمان عیسی مسیح که ما را دوست داشت‪ ،‬در آرامش‪ ،‬شادی و خوشبختی را برای شما آرزومندم‪.‬‬ ‫‪ ۲‬چون دانش فراوان شما را در مورد قوانین بزرگ و عالی خدا دریافتهام‪ ،‬از روانهای مبارک و ستودنی شما بینهایت شادمانم‪ ،‬زیرا شما‬ ‫به شایستگی فیضی را که در شما پیوند زده شده است‪ ،‬دریافت کردهاید‪.‬‬ ‫‪ ۳‬از این رو‪ ،‬من سرشار از شادی هستم‪ ،‬و بیشتر به نجاتیافتگان امیدوارم؛ زیرا به راستی روحی را میبینم که از سرچشمه پاک خدا در تو‬ ‫دمیده شده است‪:‬‬ ‫‪ ۴‬با این اطمینان و یقین کامل‪ ،‬از آن رو که از زمانی که به سخن گفتن با شما آغاز کردهام‪ ،‬در راه شریعت خداوند که در مسیح است‪،‬‬ ‫بیش از حد معمول کامیاب شدهام‪.‬‬ ‫‪ ۵‬از این رو ای برادران‪ ،‬من نیز به راستی گمان میکنم که شما را بیش از جان خود دوست دارم‪ ،‬زیرا در آن‪ ،‬عظمت ایمان و محبت و‬ ‫همچنین امید به حیات آینده ساکن است‪.‬‬ ‫‪ .۶‬بنابراین‪ ،‬با توجه به اینکه اگر بخشی از آنچه دریافت کردهام را به شما منتقل کنم‪ ،‬پاداشی برای من خواهد بود که به چنین ارواح خوبی‬ ‫خدمت کردهام‪ ،‬سعی کردم چند کلمهای برای شما بنویسم تا همراه با ایمان شما‪ ،‬دانش نیز کامل شود‪.‬‬ ‫‪ ۷‬بنابراین‪ ،‬سه چیز از جانب خداوند مقدر شده است‪ :‬امید به زندگی؛ آغاز و انجام آن‪.‬‬ ‫‪ ۸‬زیرا خداوند به وسیل هه انبیا‪ ،‬گذشته را برای ما بیان کرده و آغاز آنچه را که خواهد آمد‪ ،‬برای ما آشکار ساخته است‪.‬‬ ‫‪ ۹‬از این رو‪ ،‬چنانکه او گفته است‪ ،‬بر ما واجب است که مقدستر و به قربانگاه او نزدیکتر شویم‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬بنابراین‪ ،‬من نه به عنوان یک معلم‪ ،‬بلکه به عنوان یکی از شما‪ ،‬تلش خواهم کرد تا چند نکته را پیش روی شما قرار دهم که به دلیل‬ ‫مختلف‪ ،‬بتوانید با آنها شادتر شوید‪.‬‬ ‫فصل ‪۲‬‬ ‫‪ ۱‬پس چون این روزها به شدت شریر شدهاند و دشمن بر این جهان حاضر تسلط یافته است‪ ،‬باید با جدیت بیشتری در پی داوریهای عادلنه‬ ‫خداوند باشیم‪.‬‬ ‫‪ ۲‬اما یاران ایمان ما ترس و صبر هستند؛ یاران ما بردباری و پرهیزگاری‪.‬‬ ‫‪ ۳‬در حالی که اینان در آنچه به خداوند مربوط میشود‪ ،‬پاک میمانند‪ ،‬حکمت و فهم و علم و دانش با ایشان شادمان میشوند‪.‬‬ ‫‪ ۴‬زیرا خدا به وسیل هه جمیع انبیا به ما آشکار کرده است که او را دلیلی برای قربانیها و قربانیهای سوختنی و هدایای ما نیست‪ .‬پس چنین‬ ‫میگوید« ‪:‬کثرت قربانیهای شما برای من چه فایدهای دارد؟» این گفت هه خداوند است‪.‬‬ ‫‪ ۵‬من از قربانیهای سوختنی قوچها و پیه پرواریها سیر شدهام و از خون گاوها و بزهای نر لذت نمیبرم‪.‬‬ ‫‪ ۶‬وقتی که بیایید تا در حضور من حاضر شوید‪ ،‬چه کسی این را از شما خواسته است؟ دیگر دربار مرا پایمال نخواهید کرد‪.‬‬ ‫‪ ۷‬دیگر هدایای بیهوده نیاورید‪ ،‬بخور نزد من مکروه است؛ هللها و سبتهای شما؛ دعوت به گردهماییها را نمیتوانم رد کنم‪ ،‬گناه است‪ ،‬حتی‬ ‫جلس هه رسمی؛ هللها و اعیاد مقرر شما را جان من نفرت دارد‪.‬‬ ‫‪ ۸‬پس خدا این چیزها را منسوخ کرد تا شریعت جدید خداوند ما عیسی مسیح‪ ،‬که از هرگونه یوغ چنین ضرورتی بیبهره است‪ ،‬بتواند هدیه‬ ‫روحانی خود انسانها را داشته باشد‪.‬‬ ‫‪ ۹‬زیرا خداوند بار دیگر به پیشینیان چنین میگوید‪ :‬آیا هنگامی که پدران شما از سرزمین مصر بیرون آمدند‪ ،‬من هیچ فرمانی در مورد‬ ‫قربانیهای سوختنی به آنها ندادم؟‬ ‫‪ ۱۰‬اما این را به ایشان امر کرده‪ ،‬گفتم‪ :‬هیچیک از شما در دل خود نسبت به همسایهاش بدی نیندیشد و سوگند دروغ را دوست نداشته باشد‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬پس از آنجا که ما بیفهم نیستیم‪ ،‬باید تدبیر پدر مهربان خود را درک کنیم‪ .‬زیرا او با ما سخن میگوید‪ ،‬زیرا میخواهد ما که در مورد‬ ‫قربانیها در همان اشتباه بودهایم‪ ،‬بجوییم و راه نزدیک شدن به او را بیابیم‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬و از این رو او چنین به ما میگوید‪ :‬قربانی خدا (روحی شکسته است)‪ ،‬قلبی شکسته و پشیمان که خدا آن را خوار نخواهد شمرد‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬پس ای برادران‪ ،‬باید با دقت بیشتری در مورد این چیزهایی که به نجات ما مربوط میشود‪ ،‬تحقیق کنیم تا مبادا دشمن به درون ما راه‬ ‫یابد و ما را از زندگی روحانیمان محروم سازد‪.‬‬ ‫‪ ۱۴‬از این رو‪ ،‬او بار دیگر در این باره به ایشان میگوید« ‪:‬دیگر مانند امروز روزه نخواهید گرفت تا صدایتان به گوش جهانیان برسد»‪.‬‬ ‫‪ ۱۵‬آیا روزه ای که من برگزیده ام چنین است؟ روزی که انسان جان خود را رنج دهد؟ آیا سر خود را مانند نی خم کند و پلس و خاکستر‬ ‫زیر خود بگستراند؟ آیا این را روزه و روز مقبول خداوند می نامی؟‬ ‫‪ ۱۶‬اما به ما چنین میگوید« ‪:‬آیا روزهداری که من میپسندم این نیست که بندهای شرارت را بگشایید‪ ،‬بارهای سنگین را سبک کنید و‬ ‫ستمدیدگان را آزاد سازید و هر یوغ را بشکنید؟»‬ ‫‪ ۱۷‬آیا این نیست که نان خود را به گرسنگان بدهی و فقیران رانده شده را به خانه خود بیاوری؟ چون برهنه را میبینی‪ ،‬او را بپوشانی و‬ ‫خود را از قوم خود پنهان نکنی؟‬ ‫‪ ۱۸‬آنگاه نور تو چون صبح طلوع خواهد کرد و سلمتی تو به سرعت خواهد رویید و پارسایی تو پیشاپیش تو خواهد خرامید و جلل‬ ‫خداوند پاداش تو خواهد بود‪.‬‬


‫رساله عمومی برنابا‬

‫‪ ۱۹‬آنگاه دعا خواهی کرد و خداوند پاسخ خواهد داد؛ فریاد خواهی زد و او خواهد گفت« ‪:‬اینک من حاضرم»‪ .‬اگر یوغ‪ ،‬انگشت اشاره و‬ ‫سخنان بیهوده را از میان خود دور کنی؛ و اگر جان خود را به گرسنگان ببخشی؛ و جان رنجدیدگان را سیر کنی‪.‬‬ ‫‪ ۲۰‬پس در این برادران‪ ،‬خدا پیشدانی و محبت خود را به ما آشکار کرده است‪ ،‬زیرا قومی را که او برای پسر عزیزش خریده است‪،‬‬ ‫میبایست به اخلص ایمان آورند؛ و از این رو‪ ،‬این امور را به همه ما آشکار کرده است تا ما به شریعت یهود روی نیاوریم‪.‬‬ ‫فصل ‪۳‬‬ ‫‪ ۱‬از این رو‪ ،‬لزم است با دقت در مورد چیزهایی که قرار است اتفاق بیفتند‪ ،‬تحقیق کنیم و آنچه را که میتواند به سلمت شما کمک کند‪،‬‬ ‫برای شما بنویسیم‪.‬‬ ‫‪ ۲‬برای این منظور‪ ،‬از هر کار بد بگریزیم و از خطاهای زمان حال نفرت کنیم تا در آینده شاد باشیم‪:‬‬ ‫‪ ۳‬بیایید به خود اجازه ندهیم که با شریران و گناهکاران بحث کنیم‪ ،‬مبادا به مرور زمان مانند آنها شویم‪.‬‬ ‫‪ ۴‬زیرا چنانکه مکتوب است و دانیال نبی میگوید‪ ،‬گناه به اوج خود رسیده است‪ .‬و برای این منظور‪ ،‬خداوند زمانها و ایام را کوتاه کرده‬ ‫است تا محبوبش رسیدن او را به میراثش تسریع کند‪.‬‬ ‫‪ ۵‬زیرا نبی چنین میگوید‪ :‬ده پادشاه در دلها سلطنت خواهند کرد‪ ،‬و آخرین نفر از همه کوچک دیگری خواهد برخاست‪ ،‬و او سه پادشاه را‬ ‫خوار خواهد ساخت‪.‬‬ ‫‪ ۶‬و باز دانیال درباره ممالک به همین منوال سخن میگوید؛ و من حیوان چهارم را دیدم که هولناک و مهیب و بسیار قوی بود؛ و ده شاخ‬ ‫داشت‪ .‬من به شاخها نگاه کردم و اینک از میان آنها شاخ کوچک دیگری بیرون آمد‪ ،‬و پیش روی آن سه شاخ از شاخهای اول از ریشه کنده‬ ‫شده بودند‪.‬‬ ‫‪ ۷‬بنابراین‪ ،‬ما باید این را نیز درک کنیم‪ :‬و من به عنوان یکی از برادران شما‪ ،‬که شما را فراتر از جان خود دوست دارم‪ ،‬از شما التماس‬ ‫میکنم که به خودتان خوب نگاه کنید و مانند کسانی نباشید که گناه را به گناه میافزایند و میگویند‪ :‬عهد آنها عهد ماست‪ .‬نه‪ ،‬بلکه فقط عهد‬ ‫ماست‪ :‬زیرا آنها برای همیشه آنچه را که موسی دریافت کرد‪ ،‬از دست دادهاند‪.‬‬ ‫‪ ۸‬زیرا کتاب مقدس چنین میگوید‪ :‬و موسی چهل شبانهروز در کوه روزه گرفت و عهد را از خداوند دریافت کرد‪ ،‬یعنی دو لوح سنگی را‬ ‫که به دست خدا نوشته شده بود‪.‬‬ ‫‪ ۹‬اما چون به بتها گرویدند‪ ،‬آن را از دست دادند؛ چنانکه خداوند به موسی نیز گفت« ‪:‬ای موسی‪ ،‬زود فرود آی‪ ،‬زیرا قوم تو که از مصر‬ ‫بیرون آوردهای‪ ،‬فاسد شدهاند و از راهی که به ایشان امر فرموده بودم‪ ،‬منحرف گشتهاند»‪ .‬و موسی دو لوح را از دستان خود انداخت و‬ ‫عهد ایشان شکسته شد؛ تا محبت عیسی در دلهای شما ممهر شود‪ ،‬به امید ایمان او»‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬پس بیایید به زمانهای آخر توجه کنیم‪ .‬زیرا تمام عمر گذشته و ایمان ما هیچ سودی برای ما نخواهد داشت‪ ،‬مگر اینکه همچنان از بدی‬ ‫متنفر باشیم و در برابر وسوسههای آینده مقاومت کنیم‪ .‬پسر خدا به ما میگوید‪ :‬بیایید در برابر هر گناهی مقاومت کنیم و از آن متنفر باشیم‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬پس در اعمال راه بد تأمل کنید‪ .‬از دیگران کنارهگیری نکنید‪ ،‬چنانکه گویی از پیش پارسا شمرده شدهاید‪ .‬بلکه چون همگی به جایی‬ ‫میرسید‪ ،‬جویا شوید که چه چیزی برای محبوب خدا خوشایند و سودمند است‪ .‬زیرا کتاب مقدس میگوید‪ :‬وای بر آنان که در نظر خود حکیم‬ ‫و در نظر دیگران عاقلند‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬بیایید روحانی شویم‪ ،‬معبدی کامل برای خدا‪ .‬تا آنجا که در ما نهفته است‪ ،‬در ترس از خدا تأمل کنیم و با تمام توان خود تلش کنیم تا‬ ‫احکام او را نگه داریم تا در داوریهای عادلنه او شادمان شویم‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬زیرا خدا جهان را بدون تبعیض داوری خواهد کرد و هر کس بر حسب اعمالش پاداش خواهد گرفت‪.‬‬ ‫‪ ۱۴‬اگر مردی نیکو باشد‪ ،‬پارساییاش پیشاپیش او خواهد رفت؛ و اگر بدکار باشد‪ ،‬مکافات شرارتش از پی او خواهد رفت‪.‬‬ ‫‪ ۱۵‬پس مراقب باشید‪ ،‬مبادا اکنون که فراخوانده شدهایم‪ ،‬آرام نشسته‪ ،‬در گناهان خود بخوابیم و آن شریر بر ما مسلط شود‪ ،‬ما را برانگیزد‬ ‫و از پادشاهی خداوند بیرونمان کند‪.‬‬ ‫‪ ۱۶‬به این نیز توجه کنید‪ :‬اگرچه شما چنین آیات و معجزات بزرگی را که در میان قوم یهود انجام شده است دیدهاید‪ ،‬با این وجود خداوند‬ ‫آنها را ترک کرده است‪.‬‬ ‫‪ ۱۷‬پس مراقب باشید که چنین اتفاقی برای ما نیفتد‪ ،‬چنانکه نوشته شده است‪ :‬دعوتشدگان بسیارند‪ ،‬اما برگزیدگان کم‪.‬‬ ‫فصل ‪۴‬‬ ‫‪ ۱‬از این رو‪ ،‬خداوند ما اجازه داد که بدن خود را به هلکت بسپارد تا ما به وسیل هه آمرزش گناهانمان‪ ،‬یعنی با پاشیدن خون او‪ ،‬تقدیس‬ ‫شویم‪.‬‬ ‫‪ ۲‬اما در مورد مطالبی که درباره او نوشته شده است‪ ،‬برخی متعلق به قوم یهود و برخی متعلق به ماست‪.‬‬ ‫‪ ۳‬زیرا کتاب چنین میگوید‪ :‬او به سبب گناهان ما مجروح و به سبب گناهان ما کوفته شد و به خون او ما شفا یافتیم‪ .‬او را چون برهای به‬ ‫کشتارگاه بردند و چون گوسفندی که نزد پشمبرندگانش بیزبان است‪ ،‬دهان خود را نگشودند‪.‬‬ ‫‪ ۴‬پس ما باید بیشتر خدا را شکر کنیم که هم از آنچه گذشته است به ما خبر داده و هم نگذاشته است که از آنچه در پیش است بیخبر باشیم‪.‬‬ ‫‪ ۵‬اما به ایشان میگوید« ‪:‬لنهها برای پرندگان به ناحق گسترده نشدهاند»‪.‬‬ ‫‪ ۶‬او این را گفت‪ ،‬زیرا کسی که راه حقیقت را بشناسد‪ ،‬به حق هلک خواهد شد‪ ،‬با این حال از راه تاریکی باز نخواهد ایستاد‪.‬‬ ‫‪ ۷‬و از این جهت خداوند راضی شد که برای جانهای ما رنج بکشد‪ ،‬با اینکه او خداوند تمام زمین است؛ همان کسی که خدا پیش از آغاز‬ ‫جهان به او گفت« ‪:‬انسان را به صورت و شبیه خود بسازیم»‪.‬‬ ‫‪ ۸‬و اما اینکه چگونه برای ما رنج کشید‪ ،‬چونکه به دست بشر متحمل آن شد‪ ،‬به تو نشان خواهم داد‪.‬‬


‫رساله عمومی برنابا‬

‫‪ ۹‬انبیاء از او عطیه نبوت را دریافت کردند و پیش از او درباره او سخن گفتند‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬اما او‪ ،‬برای اینکه مرگ را از بین ببرد و رستاخیز مردگان را آشکار سازد‪ ،‬چنانکه لزم بود‪ ،‬به ظاهر شدن در جسم بسنده کرد تا‬ ‫وعدهای را که از پیش به پدران ما داده شده بود‪ ،‬به انجام رساند و خود را به عنوان قومی جدید آماده کند و در حالی که بر روی زمین‬ ‫است‪ ،‬به آنها نشان دهد که پس از رستاخیز‪ ،‬جهان را داوری خواهد کرد‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬و سرانجام‪ ،‬قوم اسرائیل را تعلیم داد و با انجام معجزات و نشانههای بسیار در میان آنها‪ ،‬به آنها موعظه کرد و محبت بینهایت عظیمی‬ ‫را که نسبت به آنها نشان میداد‪ ،‬ابراز نمود‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬و هنگامی که رسولن خود را برگزید‪ ،‬که بعدها انجیل او را منتشر کردند‪ ،‬مردانی را برگزید که گناهکاران بسیار بزرگی بودند؛ تا‬ ‫بدین وسیله آشکارا نشان دهد که او نیامده است تا پرهیزکاران را دعوت کند‪ ،‬بلکه گناهکاران را به توبه‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬آنگاه او آشکارا خود را به عنوان پسر خدا آشکار کرد‪ .‬زیرا اگر او در جسم نیامده بود‪ ،‬چگونه مردم میتوانستند برای نجات به او‬ ‫بنگرند؟‬ ‫‪ ۱۴‬زیرا اگر فقط خورشید را میدیدند‪ ،‬که ساختهی دست اوست و از این پس نخواهد بود‪ ،‬نمیتوانستند تاب بیاورند و در برابر پرتوهای آن‬ ‫بایستند‪.‬‬ ‫‪ ۱۵‬از این رو‪ ،‬پسر خدا به این دلیل در جسم آمد تا گناه آنان را که پیامبران او را تا به مرگ آزار رساندهاند‪ ،‬به کمال رساند‪ .‬و به همین‬ ‫دلیل نیز رنج کشید‪.‬‬ ‫‪ ۱۶‬زیرا خدا درباره زخمهای جسم خود گفته است که از ایشان است‪ .‬و من شبان را خواهم زد و گوسفندان گله پراکنده خواهند شد‪.‬‬ ‫‪ ۱۷‬بدین ترتیب او رنج میکشید‪ ،‬زیرا شایسته بود که بر روی صلیب رنج بکشد‪.‬‬ ‫ا‬ ‫نبوت میکند چنین میگوید« ‪:‬جان مرا از شمشیر رهایی بخش»‪ .‬و ایضا‪ ،‬از ترس خود‪ ،‬گوشت مرا پاره پاره‬ ‫‪ ۱۸‬زیرا کسی که درباره او و‬ ‫کن‪.‬‬ ‫‪ ۱۹‬و باز جماعت شریران بر من برخاستند‪( ،‬دستها و پاهای مرا سوراخ کردهاند)‪.‬‬ ‫‪ ۲۰‬و باز میگوید« ‪:‬پشت خود را به شلقزنندگان سپردم‪ ۱ ،‬و روی خود را چون صخرهای سخت نهادم»‪.‬‬ ‫فصل ‪۵‬‬ ‫‪ ۱‬و چون فرمان خدا را به جا آورد‪ ،‬چه میگوید؟ کیست که با من مجادله کند؟ بگذار در برابر من بایستد؟ یا کیست که مانع من شود؟ بگذار‬ ‫به بنده خداوند نزدیک شود‪ .‬وای بر شما! زیرا همه شما مانند جامه کهنه خواهید شد‪ ،‬بید شما را خواهد خورد‪.‬‬ ‫‪ ۲‬و باز نبی میافزاید« ‪:‬او سنگی برای لغزش قرار داده شده است‪ .‬اینک من در صهیون بنیادی نهادم‪ ،‬سنگی گرانبها‪ ،‬سنگی زاویهای‬ ‫ممتاز؛ سنگی محترم‪ .‬و چه چیزی در پی آن میآید؟ و کسی که به او امید دارد‪ ،‬تا ابد زنده خواهد ماند»‪.‬‬ ‫‪ ۳‬پس چه؟ آیا امید ما بر سنگ بنا شده است؟ خدای ناکرده‪ .‬بلکه چون خداوند جسم خود را در برابر رنجها سخت کرده است‪ ،‬میگوید« ‪:‬من‬ ‫خود را همچون صخرهای محکم قرار دادهام»‪.‬‬ ‫‪ ۴‬و پیامبر دوباره اضافه میکند« ‪:‬سنگی که معماران از آن امتناع ورزیدند‪ ،‬سر زاویه شده است»‪ .‬و دوباره میگوید« ‪:‬این روز بزرگ و‬ ‫شگفتانگیزی است که خداوند ساخته است‪ .‬این چیزها را برای شما واضحتر مینویسم تا بفهمید‪ :‬زیرا من حتی میتوانستم راضی شوم که به‬ ‫خاطر شما بمیرم»‪.‬‬ ‫‪ ۵‬اما نبی چه میگوید؟ مشورت شریران مرا احاطه کرد‪ .‬آنها مانند زنبورهایی که به دور شانه عسل میگردند‪ ،‬دور من آمدند و بر لباس من‬ ‫قرعه انداختند‪.‬‬ ‫‪ ۶‬از آنجا که قرار بود نجاتدهنده ما در جسم ظاهر شود و رنج بکشد‪ ،‬رنج او از پیش پیشبینی شده بود‪.‬‬ ‫‪ ۷‬زیرا نبی علیه اسرائیل چنین میگوید‪ :‬وای بر جان ایشان زیرا که برای خود مشورت بد کردهاند و گفتهاند‪ :‬بیایید برای عادل دام‬ ‫بگسترانیم زیرا او برای ما سودی ندارد‪.‬‬ ‫‪ ۸‬موسی نیز به همین طریق به ایشان میگوید« ‪:‬ببینید‪ ،‬خداوند متعال چنین میفرماید‪ :‬به سرزمین نیکویی که خداوند برای ابراهیم و اسحاق‬ ‫و یعقوب سوگند یاد کرد که آن را به شما بدهد و مالک آن شود‪ ،‬وارد شوید؛ سرزمینی که در آن شیر و عسل جاری است»‪.‬‬ ‫‪ ۹‬حال‪ ،‬معنای روحانی این را بیاموزید؛ گویی گفته شده است‪ :‬به عیسی توکل کنید‪ ،‬که در جسم بر شما آشکار خواهد شد‪ .‬زیرا انسان زمین‬ ‫است که رنج میکشد‪ ،‬زیرا آدم از جوهر زمین آفریده شد‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬پس منظور او چیست وقتی میگوید‪ ،‬به سرزمین نیکویی که شیر و عسل در آن جاری است؟ متبارک باد پروردگار ما که به ما حکمت‬ ‫و دلی داده است تا اسرار او را بفهمیم‪ .‬زیرا پیامبر چنین میگوید‪ :‬چه کسی سخنان سخت خداوند را خواهد فهمید؟ مگر آنکه حکیم و دانا‬ ‫باشد و پروردگار خود را دوست بدارد‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬پس چون ما را با آمرزش گناهانمان تازه کرده است‪ ،‬ما را در کالبدی دیگر قرار داده است تا جانهایی مانند جان کودکان داشته باشیم‪،‬‬ ‫و خود ما را دوباره به وسیل هه روح شکل داده است‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬زیرا کتاب مقدس درباره ما چنین میگوید‪ ،‬آنجا که پدر را به پسر معرفی میکند« ‪:‬بیایید انسان را به شباهت و همانندی خود بسازیم و او‬ ‫بر حیوانات زمین و پرندگان آسمان و ماهیان دریا حکومت کند»‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬و چون خداوند مردی را که آفریده بود دید که اینک بسیار نیکوست‪ ،‬گفت« ‪:‬بارور و کثیر شو و زمین را پر کن»‪ .‬و این را به پسرش‬ ‫گفت‪.‬‬ ‫‪ ۱۴‬اکنون به شما نشان خواهم داد که چگونه او در ایام آخر ما را به خلقتی تازه آفرید‪.‬‬ ‫‪ ۱۵‬خداوند میگوید« ‪:‬اینک من آخرین را چون اولین خواهم ساخت»‪ .‬از این رو‪ ،‬پیامبر چنین گفت« ‪:‬به سرزمینی که به شیر و عسل‬ ‫جاری است‪ ،‬وارد شوید و بر آن فرمانروایی کنید»‪.‬‬


‫رساله عمومی برنابا‬

‫‪ ۱۶‬از این رو میبینید که چگونه ما دوباره از نو ساخته شدهایم؛ چنانکه او نیز از طریق پیامبر دیگری میگوید‪ :‬اینک خداوند میگوید‪ :‬من‬ ‫از ایشان‪ ،‬یعنی از کسانی که روح خداوند آنها را پیش بینی کرده بود‪ ،‬دلهای سنگیشان را خواهم گرفت و دلهای گوشتی در آنها خواهم‬ ‫نهاد‪.‬‬ ‫‪ ۱۷‬زیرا قرار بود که او در جسم آشکار شود و در ما ساکن گردد‪.‬‬ ‫‪ ۱۸‬زیرا ای برادران من‪ ،‬مسکن دل ما معبد مقدس خداوند است‪ .‬زیرا خداوند باز میگوید‪ :‬در چه مکانی در حضور خداوند‪ ،‬خدای خود‪،‬‬ ‫حاضر خواهم شد و جلل خواهم یافت؟‬ ‫‪ ۱۹‬او پاسخ میدهد« ‪:‬در میان برادرانم‪ ،‬در حضور تو اعتراف خواهم کرد و در کلیسای مقدسین برای تو سرود خواهم خواند»‪.‬‬ ‫‪ ۲۰‬از این رو‪ ،‬ما کسانی هستیم که او به آن سرزمین نیکو آورده است‪.‬‬ ‫‪ ۲۱‬اما منظور از شیر و عسل چیست؟ زیرا همانطور که کودک ابتدا با شیر و سپس با عسل تغذیه میشود‪ ،‬ما نیز با ایمان به وعدهها و‬ ‫کلم او زنده خواهیم ماند و بر زمین حکومت خواهیم کرد‪.‬‬ ‫‪ ۲۲‬زیرا او در بال پیشگویی کرد و گفت‪ :‬بارور و کثیر شوید و بر ماهیان حکومت کنید و غیره‪.‬‬ ‫‪ ۲۳‬اما کیست که اکنون بتواند بر حیوانات وحشی یا ماهیان یا پرندگان آسمان چنین تسلطی داشته باشد؟ زیرا میدانید که حکومت کردن به‬ ‫معنای قدرت داشتن است‪ ،‬و اینکه انسان بر آنچه حکومت میکند‪ ،‬مسلط باشد‪.‬‬ ‫‪ ۲۴‬اما از آنجایی که اکنون این را نداریم‪ ،‬او به ما میگوید چه زمانی آن را خواهیم داشت؛ یعنی چه زمانی کامل خواهیم شد تا وارث عهد‬ ‫خداوند گردیم‪.‬‬ ‫فصل ‪۶‬‬ ‫‪ ۱‬پس فرزندان عزیزم‪ ،‬بدانید که خدای نیکو همه چیز را از پیش بر ما آشکار کرده است تا بدانیم که همواره باید از چه کسی سپاسگزاری‬ ‫و ستایش کنیم‪.‬‬ ‫‪ ۲‬پس اگر پسر خدا که خداوند همه است و برای داوری زندگان و مردگان میآید‪ ،‬رنج کشیده است تا ما از زخمهای او زنده بمانیم‪ ،‬بیایید‬ ‫باور کنیم که پسر خدا نمیتوانست رنج بکشد جز برای ما‪ .‬اما چون مصلوب شد‪ ،‬به او سرکه و زرداب دادند تا بنوشد‪.‬‬ ‫‪ ۳‬پس بشنوید که کاهنان معبد چگونه این را نیز از پیش اعلم کردند‪ :‬خداوند به فرمان مکتوب خود اعلم کرد که هر که روزه مقرر را‬ ‫نگیرد‪ ،‬باید بمیرد؛ زیرا او نیز روزی باید بدن خود را برای گناهان ما قربانی کند؛ تا نمونه آنچه در اسحاق انجام شد‪ ،‬که بر قربانگاه‬ ‫قربانی شد‪ ،‬به انجام رسد‪.‬‬ ‫‪ ۴‬پس چه چیزی از طریق نبی میگوید؟ و بگذارید از بزی که در روز روزه برای گناهانشان قربانی میشود‪ ،‬بخورند‪ .‬برادران من و همه‬ ‫کاهنان به دقت گوش فرا دهید و فقط احشاء را که با سرکه شسته نشدهاند‪ ،‬بخورند‪.‬‬ ‫‪ ۵‬چرا چنین است؟ زیرا میدانم که وقتی از این پس گوشت خود را برای گناهان قوم جدیدی قربانی کنم‪ ،‬به من سرکهای آمیخته با صفرا‬ ‫خواهید نوشانید؛ از این رو‪ ،‬شما فقط میخورید‪ ،‬در حالی که قوم در این مدت روزه میگیرند و در پلس و خاکستر سوگواری میکنند‪.‬‬ ‫‪ ۶‬و تا از پیش بداند که برای ایشان رنج خواهد کشید‪ ،‬پس بشنوید که چگونه آن را مقرر فرمود‪.‬‬ ‫‪ ۷‬او میگوید‪ ،‬دو بز نر زیبا و یکسان بگیرید و آنها را قربانی کنید‪ ،‬و کاهن اعظم یکی از آنها را برای قربانی سوختنی بگیرد‪ .‬و با دیگری‬ ‫چه باید کرد؟ گفته میشود که او ملعون است‪.‬‬ ‫‪ ۸‬ملحظه کنید که این دقیقا ا چگونه نمادی از عیسی به نظر میرسد‪ .‬و بگذارید تمام جماعت بر آن آب دهان بیندازند و آن را سیخ کنند؛ و‬ ‫پشم قرمز را بر سرش بگذارند و بدین ترتیب آن را به بیابان ببرند‪.‬‬ ‫‪ ۹‬پس از انجام این کار‪ ،‬کسی که برای حمل بز تعیین شده بود‪ ،‬آن را به بیابان برد و پشم قرمز را برداشت و آن را روی بوته خار گذاشت‪،‬‬ ‫که ما عادت داریم جوانههای آن را وقتی در مزرعه مییابیم بخوریم‪ :‬بنابراین فقط میوه آن خار شیرین است‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬و این مراسم به چه منظوری بود؟ توجه کنید‪ :‬یکی بر قربانگاه تقدیم شد و دیگری نفرین گردید‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬و چرا آن که ملعون بود‪ ،‬تاجگذاری شد؟ زیرا در آن روز مسیح را خواهند دید که جامهای سرخ بر تن دارد و خواهند گفت‪ :‬آیا این آن‬ ‫نیست که ما او را مصلوب کردیم‪ ،‬او را تحقیر کردیم‪ ،‬به او نیزه زدیم و مسخرهاش کردیم؟ مسلماا‪ ،‬این همان کسی است که در آن زمان‬ ‫گفت پسر خداست‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬چنانکه او در آن زمان مانند آنچه بر روی زمین بود خواهد بود‪ ،‬یهودیان پیش از این نیز فرمان یافته بودند که دو بز زیبا و برابر را‬ ‫بگیرند‪ .‬تا وقتی که نجاتدهنده ما را در آینده در ابرهای آسمان ببینند‪ ،‬از شباهت بزها شگفتزده شوند‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬پس شما اینجا دوباره نمونهای از عیسی را میبینید که قرار بود برای ما رنج بکشد‪.‬‬ ‫‪ ۱۴‬اما پس معنی این چیست؟ اینکه پشم باید در میان خارها قرار داده شود؟‬ ‫‪ ۱۵‬این نیز نمونهای از عیسی است که به کلیسا فرستاده شده است‪ .‬زیرا همانطور که کسی که میخواهد پشم قرمز را بردارد‪ ،‬باید سختیهای‬ ‫زیادی را متحمل شود‪ ،‬زیرا آن خار بسیار تیز بود و به سختی آن را به دست آورد‪ ،‬مسیح میگوید‪ ،‬کسانی که مرا خواهند دید و به پادشاهی‬ ‫من خواهند رسید‪ ،‬باید از میان رنجها و مشکلت بسیاری به من برسند‪.‬‬ ‫فصل ‪۷‬‬ ‫‪ ۱‬اما به نظر شما این چه نوع آیینی بوده است‪ ،‬در جایی که به قوم اسرائیل دستور داده شده است که افراد بالغی که گناهانشان به کمال‬ ‫رسیده است‪ ،‬باید گوسالهای را قربانی کنند و پس از ذبح‪ ،‬آن را بسوزانند‪.‬‬ ‫‪ ۲‬اما آنگاه جوانان خاکستر را بردارند و در ظرفهایی بریزند و تکهای پشم قرمز و زوفا را بر چوبی ببندند و بدین ترتیب جوانان بر هر‬ ‫یک از مردم بپاشند و آنها از گناهان خود پاک شوند‪.‬‬


‫رساله عمومی برنابا‬

‫‪ ۳‬ملحظه کنید که چگونه همه اینها در قالب یک شکل به ما ارائه شده است‪.‬‬ ‫‪ ۴‬این گوساله‪ ،‬عیسی مسیح است؛ مردان شریری که قرار بود آن را قربانی کنند‪ ،‬همان گناهکارانی هستند که او را به کام مرگ کشاندند‪ :‬و‬ ‫پس از آن دیگر کاری با آن ندارند؛ گناهکاران دیگر افتخار دست زدن به آن را ندارند‪.‬‬ ‫‪ ۵‬اما جوانانی که پاشیدن آب را انجام دادند‪ ،‬کسانی بودند که به ما آمرزش گناهان و طهارت قلب را موعظه میکنند‪ ،‬کسانی که خداوند به‬ ‫آنها قدرت داده است تا انجیل خود را موعظه کنند‪ .‬آنها در ابتدا دوازده نفر بودند‪ ،‬تا نشانهای از قبایل باشند‪ ،‬زیرا دوازده قبیله اسرائیل‬ ‫وجود داشت‪.‬‬ ‫‪ ۶‬اما چرا سه مرد جوان برای پاشیدن آب تعیین شدند؟ تا به ابراهیم و اسحاق و یعقوب اشاره کنند‪ ،‬زیرا آنها در پیشگاه خدا بزرگ بودند‪.‬‬ ‫‪ ۷‬و چرا پشم را بر چوب بستند؟ زیرا پادشاهی عیسی بر صلیب بنا نهاده شد؛ و از این رو‪ ،‬کسانی که به او توکل کنند‪ ،‬تا ابد زنده خواهند‬ ‫ماند‪.‬‬ ‫‪ ۸‬اما چرا پشم و زوفا با هم ترکیب شدند؟ تا نشان دهند که در پادشاهی مسیح روزهای بد و پلیدی وجود خواهد داشت که در آنها ما نجات‬ ‫خواهیم یافت؛ و زیرا کسی که به دلیل خلطهای پلید‪ ،‬بیماری جسمی دارد‪ ،‬با زوفا شفا مییابد‪.‬‬ ‫‪ ۹‬از این رو‪ ،‬این امور که بدین گونه انجام شدهاند‪ ،‬برای ما آشکارند‪ ،‬اما برای یهودیان پوشیده میمانند؛ زیرا به صدای خداوند گوش فرا‬ ‫ندادند‪.‬‬ ‫فصل ‪۸‬‬ ‫‪ ۱‬و از این رو‪ ،‬کتاب مقدس بار دیگر درباره گوشهای ما میگوید که خدا آنها را ختنه کرده است‪ ،‬همراه با دلهای ما‪ .‬زیرا خداوند به وسیله‬ ‫انبیای مقدس چنین میگوید« ‪:‬آنها به شنیدن گوش‪ ،‬از من اطاعت کردند»‪.‬‬ ‫‪ ۲‬و باز‪ ،‬آنان که دورند‪ ،‬خواهند شنید و خواهند فهمید که من چه کردهام‪ .‬و باز‪ ،‬خداوند میگوید‪ :‬دلهای خود را مختون سازید‪.‬‬ ‫‪ ۳‬و باز میگوید« ‪:‬ای اسرائیل بشنو! زیرا خداوند‪ ،‬خدای تو‪ ،‬چنین میگوید»‪ .‬و باز روح خدا نبوت میکند و میگوید« ‪:‬کیست که بخواهد تا‬ ‫ابد زنده بماند؟ بگذار صدای پسر مرا بشنود»‪.‬‬ ‫‪ ۴‬و ای آسمان‪ ،‬بشنو و ای زمین‪ ،‬گوش فرا ده! زیرا خداوند این چیزها را به عنوان شاهد گفته است‪.‬‬ ‫‪ ۵‬و باز میگوید« ‪:‬ای بزرگان قوم‪ ،‬کلم خداوند را بشنوید»‪ .‬و باز میگوید« ‪:‬ای فرزندان‪ ،‬صدای فریادزنندهای را در بیابان بشنوید»‪.‬‬ ‫‪ ۶‬از این رو‪ ،‬گوشهای ما را ختنه کرد تا کلمش را بشنویم و ایمان آوریم‪ .‬اما آن ختنهای که یهودیان به آن اعتماد دارند‪ ،‬منسوخ شده است‪.‬‬ ‫زیرا ختنهای که خدا از آن سخن گفت‪ ،‬از روی جسم نبود‪.‬‬ ‫‪ ۷‬اما ایشان از فرمان او سرپیچی کردهاند‪ ،‬زیرا آن شریر ایشان را فریب داده است‪ .‬زیرا خدا بدینگونه به ایشان میگوید؛ خداوند خدای‬ ‫شما چنین میگوید (در اینجا قانون جدید را میبینم‪ ):‬در میان خارها نکارید‪ ،‬بلکه خود را برای خداوند خدایتان ختنه کنید‪ .‬و منظور او از این‬ ‫گفته چیست؟ به خداوند خود گوش فرا دهید‪.‬‬ ‫‪ ۸‬و باز میگوید« ‪:‬سنگدلی خود را ختنه کنید و گردن خود را سخت مسازید»‪ .‬و باز میگوید« ‪:‬اینک‪ ،‬خداوند میگوید‪ ،‬هم هه قومها ختنه‬ ‫نشدهاند‪( ،‬زیرا پوست ختن هه خود را از دست ندادهاند)‪ ،‬اما این قوم در دل ختنه نشدهاند»‪.‬‬ ‫‪ ۹‬اما شما خواهید گفت که یهودیان به عنوان یک نشانه ختنه شدند‪ .‬و همچنین همه سوریها و عربها و همه کاهنان بتپرست‪ .‬اما آیا آنها از‬ ‫این رو از عهد اسرائیل هستند؟ و حتی خود مصریها نیز ختنه شدهاند‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬پس ای فرزندان‪ ،‬این امور را به طور کاملتر درک کنید که ابراهیم‪ ،‬که نخستین کسی بود که ختنه را آورد‪ ،‬در روح‪ ،‬چشم به راه‬ ‫عیسی بود و ختنه شد‪ ،‬زیرا راز سه حرف را دریافت کرده بود‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬زیرا کتاب مقدس میگوید که ابراهیم سیصد و هجده نفر از اهل خانه خود را ختنه کرد‪ .‬اما آن رازی که بر او آشکار شد چه بود؟‬ ‫‪ ۱۲‬مرقس‪ ،‬اول هجده و بعد سیصد‪ .‬زیرا حروف عددی ده و هشت‪ ،‬ای اچ هستند‪ .‬و اینها نشان دهنده عیسی هستند‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬و چون صلیب چیزی بود که ما به وسیله آن فیض مییافتیم؛ بنابراین اضافه میکند‪ ،‬سیصد؛ که نت آن ( ‪T‬شکل صلیب او) است‪ .‬از این‬ ‫رو با دو حرف‪ ،‬عیسی و با حرف سوم‪ ،‬صلیب او را نشان داد‪.‬‬ ‫‪ ۱۴‬آن که موهبت آموزههایش را در ما کاشته است‪ ،‬میداند که من هرگز به کسی حقیقتی قطعیتر از این نیاموختهام؛ اما من به شما ایمان‬ ‫دارم که شایستهی آن هستید‪.‬‬ ‫فصل ‪۹‬‬ ‫‪ ۱‬اما چرا موسی گفت« ‪:‬از خوک‪ ،‬عقاب‪ ،‬شاهین‪ ،‬کلغ و هیچ ماهی بدون فلس نخورید؟‪ » -‬پاسخ این است که از نظر معنوی‪ ،‬او سه‬ ‫آموزه را که باید از آنجا جمعآوری میشدند‪ ،‬درک کرده است‪.‬‬ ‫‪ ۲‬علوه بر این‪ ،‬در کتاب تثنیه به آنها میگوید« ‪:‬من فرایض خود را به این قوم خواهم داد»‪ .‬از این رو‪ ،‬فرمان خدا این نیست که آنها این‬ ‫چیزها را نخورند‪ ،‬بلکه موسی در روح با آنها سخن گفت‪.‬‬ ‫‪ ۳‬اما او خوردن خوک را برای ایشان ممنوع کرد؛ یعنی‪ :‬با کسانی که مانند خوکان هستند‪ ،‬همراه مشو؛ کسانی که در عیش و نوش خدای‬ ‫خود را فراموش میکنند؛ اما چون نیازی ایشان را در تنگنا قرار دهد‪ ،‬خداوند را میشناسند؛ چنانکه خوک وقتی سیر میشود‪ ،‬صاحب خود را‬ ‫نمیشناسد؛ اما وقتی گرسنه میشود‪ ،‬سر و صدا میکند؛ و چون دوباره سیر شود‪ ،‬خاموش میگردد‪.‬‬ ‫‪ ۴‬او میگوید‪ ،‬نه عقاب را بخور‪ ،‬نه شاهین را‪ ،‬نه بادبادک را‪ ،‬نه کلغ را؛ یعنی با چنین کسانی که نمیدانند چگونه با کار و عرق خود غذا‬ ‫به دست آورند‪ ،‬بلکه به اموال دیگران آسیب میرسانند و مراقبند که چگونه برای آنها دام پهن کنند‪ ،‬در حالی که در همان حال به نظر‬ ‫میرسد که در کمال بیگناهی زندگی میکنند‪.‬‬


‫رساله عمومی برنابا‬

‫‪ ۵‬پس این پرندگان تنها برای خود خوراک نمیجویند‪ ،‬بلکه بیکار مینشینند و در پی آنند که چگونه از گوشتی که دیگران فراهم کردهاند‪،‬‬ ‫بخورند؛ و با شرارت خود ویرانگرند‪.‬‬ ‫‪ ۶‬او میگوید‪ ،‬نه ماهی مکنده را بخور‪ ،‬نه ماهی پولیپ و نه ماهی مرکب؛ یعنی مانند چنین کسانی نباش که با آنها گفتگو میکنند؛ کسانی که‬ ‫کاملا شرور و محکوم به مرگ هستند‪ .‬زیرا آن ماهیها تنها ملعون هستند و در گل و لی غوطهورند و مانند ماهیهای دیگر شنا نمیکنند‪،‬‬ ‫بلکه در گل و لی ته اعماق دریا میغلتند‪.‬‬ ‫‪ ۷‬اما اضافه میکند که از گوشت خرگوش هم نخور‪ .‬به چه منظور؟ ‪ -‬تا این را به ما نشان دهد‪ :‬زناکار مباش؛ و خود را به چنین اشخاصی‬ ‫تشبیه مکن‪ .‬زیرا خرگوش هر سال محلهای لقاح خود را چند برابر میکند؛ و هر چند سال که زندگی کند‪ ،‬به همان اندازه خواهد داشت‪.‬‬ ‫‪ ۸‬و از کفتار مخور؛ یعنی‪ ،‬باز هم‪ ،‬زناکار و فاسدکنندهی دیگران مباش؛ و مانند چنین کسانی مباش‪ .‬و از چه رو چنین است؟ زیرا آن‬ ‫موجود هر سال نوع خود را تغییر میدهد و گاهی نر و گاهی ماده است‪.‬‬ ‫‪ ۹‬به همین دلیل نیز او به حق از راسو متنفر بود؛ تا آنها مانند کسانی نباشند که به دلیل ناپاکی خود با دهان خود مرتکب گناه میشوند؛ و با‬ ‫آن زنان ناپاک که با دهان خود مرتکب گناه میشوند‪ ،‬نپیوندند‪ .‬زیرا آن حیوان از دهان خود باردار میشود‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬بنابراین‪ ،‬موسی در مورد گوشتها‪ ،‬در واقع سه فرمان بزرگ را به معنای معنوی آن فرامین به آنها ابلغ کرد‪ .‬اما آنها طبق‬ ‫خواستههای نفسانی‪ ،‬سخنان او را طوری فهمیدند که گویی فقط در مورد گوشتها منظورش بوده است‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬و از این رو‪ ،‬داوود فرمان سهگانه خود را به خوبی دریافت و به همان شیوه گفت‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬خوشا به حال کسی که به مشورت شریران نرود‪ ،‬چنانکه ماهیان پیش از این در قعر اعماق‪ ،‬در تاریکی‪ ،‬از او یاد شد‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬و مانند کسانی که ظاهرا ا از خداوند میترسند‪ ،‬اما گناه میکنند‪ ،‬مانند خوک‪ ،‬در راه گناهکاران نایستاد‪.‬‬ ‫‪ ۱۴‬و در مجلس استهزاکنندگان ننشسته است‪ ،‬مانند پرندگانی که مینشینند و تماشا میکنند تا بخورند‪.‬‬ ‫‪ ۱۵‬در اینجا قانون مربوط به گوشت را به طور کامل و مطابق با دانش واقعی آن‪ ،‬بیان میکنید‪.‬‬ ‫‪ ۱۶‬اما موسی میگوید‪ :‬هر آنچه سم شکافته دارد و نشخوار میکند را خواهید خورد‪ .‬بدین وسیله اشاره میکند که کسی که غذای خود را‬ ‫خورده‪ ،‬کسی را که او را تغذیه میکند میشناسد و بر او تکیه میکند و از او شادمان میشود‪.‬‬ ‫‪ ۱۷‬و در این سخن‪ ،‬او در مورد فرمان نیکو گفت‪ .‬پس منظور او چیست؟ ‪ -‬اینکه ما باید به کسانی که از خداوند میترسند‪ ،‬بچسبیم؛ با‬ ‫کسانی که در مورد فرمان کلمی که در قلب خود دریافت کردهاند‪ ،‬تفکر میکنند؛ با کسانی که احکام عادلنه خداوند را اعلم میکنند و‬ ‫فرامین او را نگه میدارند؛‬ ‫‪ ۱۸‬خلصه‪ ،‬با کسانی که میدانند تفکر کاری لذتبخش است‪ ،‬و بنابراین خود را در کلم خداوند تمرین میکنند‪.‬‬ ‫‪ ۱۹‬اما چرا باید سمشکنها را بخورند؟ زیرا عادل در این جهان زندگی میکند‪ ،‬اما امیدش به جهان دیگر است‪ .‬ببینید‪ ،‬برادران‪ ،‬موسی چقدر‬ ‫با تحسین این چیزها را فرمان داد‪.‬‬ ‫‪ ۲۰‬اما چگونه میتوانیم همه اینها را بدانیم و بفهمیم؟ بنابراین‪ ،‬ما که احکام را به درستی درک میکنیم‪ ،‬همانطور که خداوند از ما میخواهد‬ ‫سخن میگوییم‪ .‬از این رو‪ ،‬او گوشها و دلهای ما را ختنه کرده است تا این چیزها را بدانیم‪.‬‬ ‫فصل ‪۱۰‬‬ ‫‪ ۱‬اکنون بیایید بررسی کنیم که آیا خداوند از قبل در مورد آب و صلیب چیزی را آشکار کرده است یا خیر‪.‬‬ ‫اولین اینها‪ ،‬برای بنیاسرائیل نوشته شده است که چگونه آن تعمیدی را که به آمرزش گناهان میانجامد‪ ،‬نخواهند پذیرفت‪ ،‬بلکه‬ ‫‪ ۲‬اما برای‬ ‫ن‬ ‫تعمید دیگری را برای خود مقرر خواهند کرد که نمیتواند‪.‬‬ ‫‪ ۳‬زیرا پیامبر چنین میگوید‪ :‬ای آسمان‪ ،‬شگفتزده شو و زمین از آن بلرزد‪ ،‬زیرا این قوم دو کار بزرگ و شریرانه انجام دادهاند‪ :‬مرا که‬ ‫سرچشمه آب حیات هستم ترک کردهاند و برای خود حوضهای شکسته کندهاند که آب را در خود جای نمیدهد‪.‬‬ ‫‪ ۴‬آیا کوه مقدس من صهیون است‪ ،‬بیابانی متروک؟ زیرا شما مانند جوجه پرندهای خواهید بود که لنهاش را از او میگیرند‪.‬‬ ‫‪ ۵‬و باز نبی میگوید« ‪:‬من پیشاپیش تو خواهم رفت و کوهها را هموار خواهم ساخت و دروازههای برنجی را خواهم شکست و میلههای‬ ‫آهن را خواهم شکست و گنجهای تاریک و پنهان و نامرئی را به تو خواهم داد تا بدانند که من خداوند هستم»‪.‬‬ ‫‪ ۶‬و باز‪ :‬او در غار بلند صخره محکم ساکن خواهد شد‪ .‬و سپس‪ ،‬در همان پیامبر چه خواهد آمد؟ آب او امین است؛ پادشاه را با جلل‬ ‫خواهید دید‪ ،‬و جان شما ترس خداوند را خواهد آموخت‪.‬‬ ‫‪ ۷‬و باز در یکی دیگر از پیامبران میگوید« ‪:‬کسی که این کارها را انجام میدهد‪ ،‬مانند درختی خواهد بود که در کنار نهرهای آب کاشته‬ ‫شده است و میوه خود را در موسمش میدهد‪ .‬برگش نیز پژمرده نمیشود و هر کاری که انجام میدهد‪ ،‬نیکو خواهد بود»‪.‬‬ ‫‪ ۸‬اما شریران چنین نیستند‪ ،‬بلکه مانند غباری هستند که باد از روی زمین پراکنده میکند‪.‬‬ ‫‪ ۹‬بنابراین‪ ،‬شریران در داوری نخواهند ایستاد و گناهکاران در محفل صالحان نیز نخواهند بود‪ .‬زیرا خداوند راه صالحان را میداند و راه‬ ‫شریران هلک خواهد شد‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬بنگرید که چگونه او هم صلیب و هم آب را به هم پیوند داده است‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬زیرا او چنین میگوید‪ :‬خوشا به حال کسانی که به صلیب توکل میکنند و به آب فرو میروند؛ زیرا پاداش خود را در زمان مناسب‬ ‫خواهند گرفت؛ آنگاه‪ ،‬او میگوید‪ ،‬من آن را به آنها خواهم داد‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬اما در مورد زمان حاضر‪ ،‬او میگوید‪ ،‬برگهای آنها نخواهد ریخت؛ یعنی هر کلمهای که از دهان شما بیرون میآید‪ ،‬از طریق ایمان و‬ ‫محبت‪ ،‬برای تبدیل و امید بسیاری خواهد بود‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬به همین ترتیب‪ ،‬پیامبر دیگری سخن میگوید‪ .‬و سرزمین یعقوب ستایش تمام زمین بود و بدین وسیله‪ ،‬ظرف روح او را بزرگ‬ ‫میداشت‪.‬‬


‫رساله عمومی برنابا‬

‫‪ ۱۴‬و در ادامه چه خواهد شد؟ — و نهری در سمت راست جاری بود و درختان زیبایی در کنار آن رویید؛ و هر که از آنها بخورد‪ ،‬تا ابد‬ ‫زنده خواهد ماند‪ .‬معنی آن این است‪ :‬ما به درون آبی پر از گناهان و آلودگیها فرو میرویم؛ اما دوباره برمیآییم و میوه میآوریم‪ ،‬در حالی که‬ ‫در دلهایمان ترس و امیدی را که در عیسی است‪ ،‬به واسطه روح‪ ،‬داریم‪ .‬و هر که از آنها بخورد‪ ،‬تا ابد زنده خواهد ماند‪.‬‬ ‫‪ ۱۵‬یعنی هر که به کسانی که آنها را میخوانند گوش دهد و ایمان آورد‪ ،‬تا ابد زنده خواهد ماند‪.‬‬ ‫فصل ‪۱۱‬‬ ‫‪ ۱‬به همین ترتیب‪ ،‬او در مورد صلیب در پیامبر دیگری چنین میگوید‪ :‬و این امور چه زمانی به وقوع خواهند پیوست؟‬ ‫‪ ۲‬خداوند پاسخ میدهد‪ :‬چه زمانی درختی که افتاده است‪ ،‬برخیزد و چه زمانی خون از درخت بچکد‪ .‬در اینجا دوباره به صلیب و کسی که‬ ‫قرار بود بر روی آن مصلوب شود‪ ،‬اشاره کردید‪.‬‬ ‫‪ ۳‬و باز هم فراتر‪ ،‬او از طریق موسی میگوید( ‪:‬هنگامی که اسرائیل با قومی بیگانه میجنگید و توسط آنها شکست میخورد؛ تا خدا آنها را به‬ ‫یاد آورد که چگونه به خاطر گناهانشان به مرگ سپرده شدند) آری‪ ،‬روح القدس آن را در قلب موسی قرار داد تا هم نشان صلیب و هم‬ ‫نشان کسی باشد که قرار است رنج بکشد؛ تا بدانند که اگر به او ایمان نیاورند‪ ،‬برای همیشه مغلوب خواهند شد‪.‬‬ ‫‪ ۴‬پس موسی در میان تپهای‪ ،‬زره بر زره انباشت و بالتر از همه آنها ایستاد و دستانش را دراز کرد و بدین ترتیب اسرائیل دوباره پیروز‬ ‫شد‪.‬‬ ‫‪ ۵‬اما به محض اینکه دستانش را پایین آورد‪ ،‬آنها دوباره کشته شدند‪ .‬و چرا چنین شد؟ تا بدانند که جز با توکل به او‪ ،‬نجات نخواهند یافت‪.‬‬ ‫‪ ۶‬و در یکی دیگر از انبیا میگوید« ‪:‬تمام روز دستهای خود را به سوی قومی نافرمان دراز کردهام که به ضد طریق عادلنهی من سخن‬ ‫میگویند»‪.‬‬ ‫‪ ۷‬و باز موسی نمونهای از عیسی میسازد‪ ،‬تا نشان دهد که او میبایست بمیرد‪ ،‬و سپس آنکه ایشان او را مرده پنداشتند‪ ،‬میبایست به دیگران‬ ‫زندگی بخشد؛ در نمونهای از کسانی که در اسرائیل افتادند‪.‬‬ ‫‪ ۸‬زیرا خدا انواع مارها را واداشت تا آنها را بگزند و آنها مردند؛ زیرا از طریق یک مار‪ ،‬حوا مرتکب گناه شد‪ :‬تا آنها را متقاعد کند که به‬ ‫خاطر گناهانشان به درد مرگ گرفتار خواهند شد‪.‬‬ ‫‪ ۹‬پس خود موسی که ایشان را امر کرده و گفته بود« ‪:‬هیچ صورت تراشیده یا ریختهشدهای را خدای خود مسازید»‪ .‬اکنون خود چنین کرد‬ ‫تا چهره خداوند عیسی را برایشان نمایان سازد‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬زیرا او ماری برنجی ساخت و آن را بر فراز بلندی برپا کرد و قوم را با فریاد فراخواند‪ .‬چون آمدند‪ ،‬از موسی التماس کردند که برای‬ ‫آنها کفاره کند و دعا کردند که شفا یابند‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬آنگاه موسی به ایشان خطاب کرده‪ ،‬گفت« ‪:‬هرگاه کسی از شما گزیده شود‪ ،‬نزد ماری که بر تیرک قرار دارد بیاید و به او یقینا ا توکل‬ ‫کند که اگرچه مرده است‪ ،‬اما قادر است زنده کند و به زودی نجات خواهد یافت»‪ .‬و چنین کردند‪ .‬پس ببینید که چگونه در اینجا نیز جلل‬ ‫عیسی را دارید و اینکه همه چیز در او و برای اوست‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬باز هم؛ موسی به عیسی بن نون چه میگوید‪ ،‬وقتی که این نام را به او داد‪ ،‬به عنوان پیامبری که همه مردم میتوانند او را به تنهایی‬ ‫بشنوند‪ ،‬زیرا پدر همه چیز را در مورد پسرش عیسی‪ ،‬در عیسی بن نون آشکار کرد؛ و این نام را به او داد وقتی که او را برای جاسوسی‬ ‫به سرزمین کنعان فرستاد؛ او گفت‪ :‬کتابی در دست بگیر و آنچه خداوند میگوید را بنویس‪ :‬زیرا عیسی پسر خدا در روزهای آخر تمام‬ ‫خاندان عمالیق را از ریشه خواهد کند‪ .‬دوباره اینجا را ببینید‪ ،‬عیسی نه پسر انسان‪ ،‬بلکه پسر خدا‪ ،‬که در یک نمونه و در جسم آشکار شده‬ ‫است‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬اما از آنجا که ممکن است از این پس گفته شود که مسیح پسر داوود بود؛ بنابراین داوود با ترس و آگاهی کامل از خطاهای شریران‪،‬‬ ‫میگوید‪ :‬خداوند به پروردگار من میگوید« ‪:‬در دست راست من بنشین تا دشمنانت را زیر پای تو اندازم»‪.‬‬ ‫‪ ۱۴‬و اشعیا باز به این حکمت میگوید‪ :‬خداوند به مسیح‪ ،‬پروردگار من‪ ،‬گفت‪ :‬من دست راست او را گرفتهام تا امتها از او اطاعت کنند و‬ ‫قدرت پادشاهان را در هم بشکنم‪.‬‬ ‫‪ ۱۵‬بنگرید‪ ،‬چگونه داوود و اشعیا او را خداوند و پسر خدا میخوانند؟‬ ‫فصل ‪۱۲‬‬ ‫‪ ۱‬اما بیایید فراتر رویم و بررسی کنیم که آیا این قوم وارث است یا قوم پیشین‪ ،‬و آیا عهد با ماست یا با ایشان‪.‬‬ ‫‪ ۲‬و اما اولا‪ ،‬در مورد قوم‪ ،‬اکنون بشنوید که کتاب مقدس چه میگوید‪.‬‬ ‫‪ ۳‬اسحاق برای همسرش ربکا دعا کرد‪ ،‬زیرا او نازا بود و ربکا باردار شد‪ .‬پس از آن‪ ،‬ربکا برای مشورت با خداوند بیرون رفت‪.‬‬ ‫‪ ۴‬و خداوند به او گفت« ‪:‬دو ملت در رحم تو هستند و دو قوم از صلب تو به وجود خواهند آمد و یکی بر دیگری تسلط خواهد داشت و‬ ‫بزرگتر‪ ،‬کوچکتر را بندگی خواهد کرد»‪ .‬از اینجا بفهم که اسحاق که بود و ربکا که بود و درباره چه کسی پیشگویی شده بود که این قوم از‬ ‫آن قوم بزرگتر خواهند بود‪.‬‬ ‫‪ ۵‬و در نبوت دیگری‪ ،‬یعقوب با وضوح بیشتری به پسرش یوسف میگوید« ‪:‬اینک خداوند مرا از دیدن روی تو محروم نکرده است‪،‬‬ ‫پسرانت را نزد من بیاور تا آنها را برکت دهم»‪ .‬و او منسی و افرایم را نزد پدرش آورد و خواست که منسی را برکت دهد‪ ،‬زیرا او‬ ‫بزرگتر بود‪.‬‬ ‫‪ ۶‬پس یوسف او را به دست راست پدرش یعقوب آورد‪ .‬اما یعقوب به واسطه روح‪ ،‬سیمای قومی را که قرار بود بیایند‪ ،‬از پیش دید‪.‬‬


‫رساله عمومی برنابا‬

‫‪ ۷‬و کتاب مقدس چه میگوید؟ و یعقوب دستهای خود را به صلیب کشید و دست راست خود را بر افرایم‪ ،‬پسر دوم و کوچکتر خود‪ ،‬گذاشت‬ ‫و او را برکت داد‪ .‬و یوسف به یعقوب گفت« ‪:‬دست راست خود را بر سر منسی بگذار‪ ،‬زیرا او پسر نخستزاده من است»‪ .‬و یعقوب به‬ ‫یوسف گفت« ‪:‬میدانم‪ ،‬پسرم‪ ،‬میدانم؛ اما بزرگتر‪ ،‬کوچکتر را بندگی خواهد کرد؛ اگرچه او نیز برکت خواهد یافت»‪.‬‬ ‫‪ ۸‬میبینید که او این را از چه کسانی قرار داد تا ایشان قوم اول و وارثان عهد باشند‪.‬‬ ‫‪ ۹‬بنابراین اگر خداوند این نکته را بیشتر از ابراهیم نیز مورد توجه قرار داده باشد‪ ،‬درک ما از آن کاملا تثبیت خواهد شد‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬پس کتاب مقدس به ابراهیم چه میگوید‪ ،‬هنگامی که ایمان آورد و این ایمان برای او پارسایی محسوب شد؟ اینک من تو را پدر امتهایی‬ ‫قرار دادهام که بدون ختنه به خداوند ایمان دارند‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬پس حال ببینیم آیا خدا به عهدی که با پدران ما بسته بود‪ ،‬وفا کرده است که به این قوم بدهد؟ آری‪ ،‬آری‪ ،‬او آن را داد‪ ،‬اما ایشان به‬ ‫سبب گناهانشان شایستهی دریافت آن نبودند‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬زیرا نبی چنین میگوید‪ :‬و موسی در کوه سینا چهل روز و چهل شب روزه گرفت تا عهد خداوند را با قوم دریافت کند‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬و او از خداوند دو لوح که با انگشت دست خداوند در روح نوشته شده بود‪ ،‬دریافت کرد‪ .‬و موسی چون آنها را دریافت کرد‪ ،‬آنها را‬ ‫پایین آورد تا به قوم بسپارد‪.‬‬ ‫‪ ۱۴‬و خداوند به موسی گفت« ‪:‬موسی‪ ،‬موسی‪ ،‬زود پایین برو‪ ،‬زیرا قومی که از سرزمین مصر بیرون آوردی‪ ،‬شرارت ورزیدهاند»‪.‬‬ ‫‪ ۱۵‬و موسی فهمید که دوباره تمثال ریختهشدهای برپا کردهاند‪ ،‬پس دو لوح را از دست خود انداخت و لوحهای عهد خداوند شکسته شد‪.‬‬ ‫پس موسی آنها را پذیرفت‪ ،‬اما آنها شایسته نبودند‪.‬‬ ‫‪ ۱۶‬پس اکنون ببینید که چگونه آنها را پذیرفتهایم‪ .‬موسی‪ ،‬چون بنده بود‪ ،‬آنها را گرفت‪ ،‬اما خود خداوند آنها را به ما داده است تا ما قوم‬ ‫میراث او باشیم‪ ،‬زیرا برای ما رنج کشیده است‪.‬‬ ‫‪ ۱۷‬پس او آشکار شد تا ایشان پیمانه گناهان خود را به کمال رسانند و ما که از طریق او وارث شدهایم‪ ،‬عهد خداوند عیسی را دریافت کنیم‪.‬‬ ‫‪ ۱۸‬و باز پیامبر میگوید« ‪:‬اینک تو را نوری برای امتها قرار دادهام تا نجاتدهنده هم هه اقصای زمین باشی»‪ .‬این را خداوند خدایی که تو را‬ ‫نجات داده است میگوید‪.‬‬ ‫‪ ۱۹‬که برای همین منظور آماده شده بود تا با ظهور خود‪ ،‬دلهای ما را که پیش از این توسط مرگ بلعیده شده و به بینظمی گمراهی سپرده‬ ‫شده بود‪ ،‬از تاریکی رهایی بخشد و با کلم خود با ما عهدی استوار سازد‪.‬‬ ‫‪ ۲۰‬زیرا چنین نوشته شده است که پدر با رهایی ما از تاریکی‪ ،‬به او فرمان داد تا قومی مقدس برای خود آماده کند‪.‬‬ ‫‪ ۲۱‬از این رو‪ ،‬پیامبر میگوید‪ :‬من‪ ،‬خداوند‪ ،‬خدای تو‪ ،‬تو را به پارسایی خواندهام‪ ،‬و تو را به دستت خواهم گرفت و تقویت خواهم کرد‪ .‬و‬ ‫تو را عهد قوم‪ ،‬و نور امتها خواهم گردانید‪ .‬تا چشمان نابینایان را باز کنی‪ ،‬زندانیان را از زندان و کسانی را که در تاریکی نشستهاند‪ ،‬از‬ ‫زندان بیرون آوری‪.‬‬ ‫‪ ۲۲‬پس بنگرید که از کجا نجات یافتهایم‪ .‬و باز پیامبر میگوید‪ :‬روح خداوند بر من است‪ ،‬زیرا مرا مسح کرده است‪ .‬او مرا فرستاده است تا‬ ‫به فروتنان مژده دهم‪ ،‬دلهای شکسته را التیام بخشم‪ ،‬به اسیران بخشش و به نابینایان بینایی را موعظه کنم‪ ،‬سال پسندیده خداوند و روز‬ ‫جبران را اعلم کنم و همه سوگواران را تسلی دهم‪.‬‬ ‫فصل ‪۱۳‬‬ ‫‪ ۱‬علوه بر این‪ ،‬در مورد سبت‪ ،‬در ده فرمانی که خدا در کوه سینا رو در رو با موسی فرمود‪ ،‬نوشته شده است‪ :‬سبت خداوند را با دستان‬ ‫پاک و دلی پاک تقدیس کنید‪.‬‬ ‫‪ ۲‬و در جای دیگر میگوید« ‪:‬اگر فرزندان تو سبتهای مرا نگه دارند‪ ،‬رحمت خود را بر آنها خواهم نهاد»‪.‬‬ ‫‪ ۳‬و حتی در آغاز آفرینش‪ ،‬از روز سبت یاد میکند‪ .‬و خدا در شش روز کارهای دست خود را ساخت؛ و آنها را در روز هفتم به پایان‬ ‫رساند‪ ،‬و روز هفتم را آرام گرفت و آن را تقدیس کرد‪.‬‬ ‫‪ ۴‬فرزندانم‪ ،‬ببینید این چه معنایی دارد‪ ،‬او آنها را در شش روز به پایان رساند‪ .‬معنایش این است که در شش هزار سال‪ ،‬خداوند همه چیز‬ ‫را به پایان خواهد رساند‪.‬‬ ‫‪ ۵‬زیرا نزد او یک روز هزار سال است‪ ،‬چنانکه خودش شهادت میدهد و میگوید« ‪:‬اینک این روز مانند هزار سال خواهد بود»‪ .‬بنابراین‪،‬‬ ‫ای فرزندان‪ ،‬در شش روز‪ ،‬یعنی در شش هزار سال‪ ،‬همه چیز به انجام خواهد رسید‪.‬‬ ‫‪ ۶‬و منظور او از اینکه میگوید« ‪:‬و روز هفتم را آرام گرفت»‪ ،‬این است که وقتی پسرش بیاید و دوره شریران را لغو کند و بیدینان را‬ ‫داوری کند و خورشید و ماه و ستارگان را تغییر دهد‪ ،‬آنگاه او در آن روز هفتم با شکوه آرام خواهد گرفت‪.‬‬ ‫‪ ۷‬او در آخر اضافه میکند« ‪:‬آن را با دستان پاک و قلب پاک تقدیس خواهی کرد»‪ .‬بنابراین‪ ،‬اگر تصور کنیم که اکنون کسی میتواند آن‬ ‫روزی را که خدا مقدس کرده است‪ ،‬بدون داشتن قلبی پاک در همه چیز‪ ،‬تقدیس کند‪ ،‬بسیار فریب خوردهایم‪.‬‬ ‫‪ ۸‬پس بنگرید‪ ،‬آنگاه او آن را به راستی با آرامشی فرخنده تقدیس خواهد کرد‪ ،‬آنگاه که ما (پس از دریافت وعده پارسایی‪ ،‬آنگاه که دیگر‬ ‫گناهی نباشد‪ ،‬همه چیز از جانب خداوند تازه شود) بتوانیم آن را تقدیس کنیم‪ ،‬زیرا خود نخست مقدس شدهایم‪.‬‬ ‫‪ ۹‬در آخر‪ ،‬به ایشان میگوید« ‪:‬ماههای نو شما و شما‪ :‬من نمیتوانم آنها را تحمل کنم‪ .‬ببینید منظور او از این حرف چیست؛ او میگوید ‪:‬‬ ‫«سبتهایی که اکنون شما نگه میدارید برای من قابل قبول نیستند‪ ،‬بلکه آنهایی هستند که من ساختهام؛ وقتی از همه چیز آرام بگیرم‪ ،‬روز‬ ‫هشتم‪ ،‬یعنی آغاز جهان دیگر را آغاز خواهم کرد»‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬به همین دلیل‪ ،‬ما روز هشتم را با شادی جشن میگیریم‪ ،‬روزی که عیسی از مردگان برخاست و پس از آنکه خود را به شاگردانش‬ ‫آشکار کرد‪ ،‬به آسمان صعود نمود‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬هنوز مانده است که درباره معبد با شما سخن بگویم که چگونه این مردان بدبخت‪ ،‬فریب خورده‪ ،‬به این خانه توکل کردهاند و نه به خو ند‬ ‫خدایی که آنها را ساخته است‪ ،‬گویی که آنجا مسکن خداست‪.‬‬


‫رساله عمومی برنابا‬

‫‪ ۱۲‬زیرا بسیار شبیه به غیریهودیان‪ ،‬او را در معبد تقدیس کردند‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬پس بیاموزید که خداوند چگونه سخن میگوید و معبد را بیهوده میداند‪ :‬کیست که آسمان را با وجب و زمین را با دست خود پیموده‬ ‫است؟ آیا من نیستم؟ خداوند چنین میگوید‪ :‬آسمان تخت من و زمین کرسی زیر پای من است‪ .‬خانهای که برای من خواهید ساخت چیست؟ یا‬ ‫مکان آرامش من چیست؟ پس بدانید که تمام امید ایشان بیهوده است‪.‬‬ ‫‪ ۱۴‬و باز به این طریق میگوید« ‪:‬اینک آنان که این معبد را ویران کردند‪ ،‬دوباره آن را خواهند ساخت»‪ .‬و چنین شد؛ زیرا اکنون‬ ‫دشمنانشان در جنگهایشان آن را ویران کردهاند و بندگان دشمنانشان آن را ساختهاند‪.‬‬ ‫‪ ۱۵‬علوه بر این‪ ،‬آشکار شده است که چگونه شهر و معبد و قوم اسرائیل باید تسلیم شوند‪ .‬زیرا کتاب مقدس میگوید« ‪:‬و در روزهای آخر‬ ‫چنین خواهد شد که خداوند گوسفندان مرتع خود و آغل و برج آنها را به نابودی تسلیم خواهد کرد»‪ .‬و همانطور که خداوند گفته بود‪ ،‬چنین‬ ‫خواهد شد‪.‬‬ ‫‪ ۱۶‬پس بیایید بپرسیم که آیا معبدی برای خدا وجود دارد؟ بله‪ ،‬وجود دارد؛ و در آنجا‪ ،‬جایی که خود او اعلم میکند که آن را خواهد ساخت‬ ‫و کامل خواهد کرد‪ .‬زیرا نوشته شده است‪ :‬و به محض اینکه هفته به پایان برسد‪ ،‬معبد خداوند با شکوه به نام خداوند ساخته خواهد شد‪.‬‬ ‫‪ ۱۷‬بنابراین‪ ،‬من دریافتهام که معبدی وجود دارد‪ .‬اما چگونه میتوان آن را به نام خداوند ساخت؟ من به شما نشان خواهم داد‪.‬‬ ‫‪ ۱۸‬پیش از آن‪ ،‬ما به خدا ایمان داشتیم‪ ،‬اما خانه دل ما همچون معبدی که به دست خود ساخته شده باشد‪ ،‬فاسد و سست بود‪.‬‬ ‫‪ ۱۹‬زیرا آن خانهای پر از بتپرستی و خان هه شیاطین بود‪ ،‬زیرا در آن هر آنچه خلف خدا بود‪ ،‬انجام میشد‪ .‬اما به نام خداوند ساخته خواهد‬ ‫شد‪.‬‬ ‫‪ ۲۰‬در نظر بگیرید که چگونه معبد خداوند با شکوه بسیار ساخته خواهد شد؛ و به چه وسیلهای این کار انجام خواهد شد‪ ،‬بیاموزید‪.‬‬ ‫‪ ۲۱‬پس از دریافت آمرزش گناهانمان و توکل به نام خداوند‪ ،‬ما تازه میشویم و از نو آفریده میشویم‪ ،‬گویی از ابتدا آفریده شدهایم‪ .‬از این‬ ‫رو‪ ،‬خدا حقیقتا ا در خانه ما‪ ،‬یعنی در ما‪ ،‬ساکن است‪.‬‬ ‫‪ ۲۲‬اما او چگونه در ما ساکن میشود؟ کلم ایمان او‪ ،‬دعوت وعده او‪ ،‬حکمت احکام عادلنه او‪ ،‬احکام تعلیم او؛ او خود در ما نبوت میکند‪،‬‬ ‫او خود در ما ساکن است و دروازه معبد ما‪ ،‬یعنی دهان حکمت را به روی ما که در بند مرگ بودیم‪ ،‬میگشاید‪ ،‬زیرا به ما توبه بخشیده‬ ‫است؛ و به این وسیله ما را به معبدی فسادناپذیر تبدیل کرده است‪.‬‬ ‫‪ ۲۳‬پس آنکه میخواهد نجات یابد‪ ،‬به آن مرد نمینگرد‪ ،‬بلکه به آن کسی که در او ساکن است و به وسیل هه او سخن میگوید‪ ،‬و از اینکه هرگز‬ ‫چنین سخنانی را از دهان او نشنیده و هرگز نخواسته است بشنود‪ ،‬متحیر میشود‪.‬‬ ‫‪ ۲۴‬این آن معبد روحانی است که برای خداوند ساخته شده است‪.‬‬ ‫فصل ‪۱۴‬‬ ‫‪ ۱‬و بدین ترتیب‪ ،‬امیدوارم که تا حد امکان و با نهایت سادگی‪ ،‬چیزهایی را که برای رستگاری شما لزم است‪ ،‬برای شما بیان کرده باشم‪،‬‬ ‫به طوری که چیزی را که ممکن است برای آن لزم باشد‪ ،‬از قلم نینداخته باشم‪.‬‬ ‫ث‬ ‫‪ ۲‬زیرا اگر درباره امور حال و آینده بیشتر سخن بگویم‪ ،‬شما هنوز آنها را نخواهید فهمید‪ ،‬زیرا در قالب ثمثل بیان میشوند‪ .‬پس همین برای‬ ‫این امور کافی است‪.‬‬ ‫‪ ۳‬حال به نوع دیگری از دانش و تعلیم میپردازیم‪ .‬دو راه برای تعلیم و قدرت وجود دارد؛ یکی نور و دیگری تاریکی‪.‬‬ ‫‪ ۴‬اما بین این دو راه تفاوت زیادی وجود دارد‪ :‬زیرا بر یکی فرشتگان خدا‪ ،‬رهبران راه نور‪ ،‬و بر دیگری فرشتگان شیطان گمارده‬ ‫شدهاند‪ .‬و یکی خداوند از ازل تا ابد است؛ دیگری فرمانروای زمان بیعدالتی‪.‬‬ ‫‪ ۵‬حال‪ ،‬راه نور این است‪ ،‬اگر کسی بخواهد به مکانی که برای او مقرر شده است برسد و با اعمال خود به آنجا شتابد‪ .‬و دانشی که به ما‬ ‫داده شده است تا در آن گام برداریم‪ ،‬به این معنی است‪ :‬او را که تو را آفریده دوست خواهی داشت‪ .‬او را که تو را از مرگ رهایی داده‬ ‫است‪ ،‬ستایش خواهی کرد‪.‬‬ ‫‪ ۶‬سادهدل و غنیروح باش‪ .‬به کسانی که در راه مرگ گام برمیدارند‪ ،‬نچسب‪ .‬از انجام هر کاری که خدا را خشنود نمیکند‪ ،‬متنفر باش‪ .‬از‬ ‫هرگونه ریاکاری بیزار باش‪ .‬هیچ یک از فرامین خداوند را نادیده نگیر‪.‬‬ ‫‪ ۷‬خود را بزرگ مشمار‪ ،‬بلکه فروتن باش‪ .‬برای خود عزت نفس قائل مشو‪ .‬علیه همسایهات مشورت بد نکن‪ .‬در دل خود بیش از حد‬ ‫مطمئن نباش‪.‬‬ ‫‪ ۸‬زنا و فسق مکن‪ .‬خود را با مردم فاسد مساز‪ .‬کلم خدا را به هیچ ناپاکی به کار مبر‪.‬‬ ‫‪ ۹‬وقتی کسی را به خاطر گناهش سرزنش میکنی‪ ،‬از کسی ایراد نگیر‪ .‬با ملیمت و آرامش رفتار کن‪ .‬از شنیدن سخنان او بترس‪ .‬در دلت‬ ‫کینهای نسبت به برادرت نگه ندار‪ .‬در اینکه آیا این کار را خواهی کرد یا نه‪ ،‬شکی به دل راه مده‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬نام خداوند را بیهوده به زبان نیاور‪ .‬همسایهات را بیش از جان خود دوست بدار‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬نطفههای خود را پیش از به دنیا آمدنشان نابود مکن و پس از به دنیا آمدنشان آنها را نکش‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬دست خود را از پسر یا دخترت برندار‪ ،‬بلکه از کودکی ترس خداوند را به ایشان بیاموز‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬به اموال همسایهات طمع نورز؛ و ستمگر مباش‪ .‬دلت با متکبران نپیوند؛ بلکه در زمرهی پارسایان و فروتنان خواهی بود‪ .‬هر اتفاقی‬ ‫که برایت بیفتد‪ ،‬آن را نیکو خواهی یافت‪.‬‬ ‫‪ ۱۴‬دو دل و دو زبان مباش‪ ،‬زیرا دو زبانی دام مرگ است‪ .‬با ترس و احترام‪ ،‬مطیع خداوند و اربابان پستتر از خود باش‪ ،‬چنانکه از‬ ‫نمایندگان خدا‪.‬‬ ‫‪ ۱۵‬در فرمانهایت با هیچ یک از بندگانت که به خدا توکل دارند‪ ،‬تلخی مکن‪ ،‬مبادا از او که مافوق هر دو است‪ ،‬بترسی؛ زیرا او نیامده‬ ‫است تا کسی را به طرفداری از اشخاص فرا بخواند‪ ،‬بلکه هر که را که روح آماده کرده باشد‪.‬‬


‫رساله عمومی برنابا‬

‫‪ ۱۶‬از هر چه داری به همسایهات بگو؛ چیزی را از آن خود مپندار؛ زیرا اگر در چیزهای فسادناپذیر شریک میشوید‪ ،‬چقدر بیشتر باید در‬ ‫چیزهای فسادپذیر شریک شوید؟‬ ‫‪ ۱۷‬در سخن گفتن پیشقدم مشو‪ ،‬زیرا دهان دام مرگ است‪ .‬با تمام توان برای جان خود تلش کن‪ .‬دست خود را برای گرفتن دراز مکن‪ ،‬و‬ ‫وقتی باید بدهی‪ ،‬آن را دریغ منما‪.‬‬ ‫‪ ۱۸‬هر که کلم خداوند را به تو میگوید‪ ،‬همچون مردمک چشمت دوست بدار‪ .‬روز و شب‪ ،‬داوری آینده را به یاد خود بخوان‪.‬‬ ‫‪ ۱۹‬هر روز اشخاص درستکار را جستجو کن و با هم مشورت کن و دیگران را با کلم نصیحت کن و در مورد چگونگی نجات جان‬ ‫دیگران تأمل کن‪.‬‬ ‫‪ ۲۰‬همچنین با دستهای خود به فقرا کمک کن تا گناهانت بخشیده شود‪ .‬در مورد دادن یا ندادن فکر نکن و پس از دادن‪ ،‬از آن شکایت نکن‪.‬‬ ‫‪ ۲۱‬به هر که سؤال میکند‪ ،‬ببخش‪ ،‬تا بدانی چه کسی پاداشدهندهی نیکوی هدایای توست‪.‬‬ ‫‪ ۲۲‬آنچه را که دریافت کردهای‪ ،‬نگه دار؛ نه چیزی به آن اضافه کن و نه از آن کم کن‪.‬‬ ‫‪ ۲۳‬بگذار شریران همیشه مورد نفرت تو باشند‪ .‬تو با عدالت داوری خواهی کرد‪ .‬هرگز تفرقه ایجاد نخواهی کرد‪ ،‬بلکه بین کسانی که با هم‬ ‫اختلف دارند صلح برقرار خواهی کرد و آنها را با هم متحد خواهی ساخت‪.‬‬ ‫‪ ۲۴‬به گناهان خود اعتراف کن و با وجدان بد به دعای خود نیا‪.‬‬ ‫‪ ۲۵‬این راه نور است‪.‬‬ ‫فصل ‪۱۵‬‬ ‫‪ ۱‬اما راه تاریکی کج و پر از لعنت است‪ ،‬زیرا این راه‪ ،‬راه مرگ ابدی با مجازات است؛ و کسانی که در آن گام برمیدارند‪ ،‬با چیزهایی‬ ‫روبرو میشوند که جانشان را نابود میکند‪.‬‬ ‫‪ ۲‬چنینند‪ :‬بتپرستی‪ ،‬اعتماد به نفس‪ ،‬غرور قدرت‪ ،‬ریا‪ ،‬دو دلی‪ ،‬زنا‪ ،‬قتل‪ ،‬تجاوز‪ ،‬غرور‪ ،‬گناه‪ ،‬فریب‪ ،‬بدخواهی‪ ،‬تکبر‪ ،‬جادوگری‪ ،‬طمع و‬ ‫فقدان ترس از خدا‪.‬‬ ‫‪ ۳‬در این راه‪ ،‬کسانی گام برمیدارند که به نیکوکاران جفا میرسانند؛ از حقیقت متنفرند؛ دروغ را دوست دارند؛ پاداش پارسایی را نمیدانند و‬ ‫به هیچ چیز خوبی نمیچسبند‪.‬‬ ‫‪ ۴‬که با بیوهزنان و یتیمان به عدالت رفتار نمیکنند‪ ،‬و در پی شرارت هستند و نه از ترس خداوند‪،‬‬ ‫‪ ۵‬از ایشان حلم و بردباری دور است؛ که بطالت را دوست میدارند و در پی پاداش هستند؛ بر فقیران ترحم نمیکنند و بر گرانباران و‬ ‫ستمدیدگان رنج نمیبرند‪.‬‬ ‫‪ ۶‬آماده بدگویی هستند‪ ،‬زیرا خالق خود را نمیشناسند؛ قاتلن کودکان؛ فاسدکنندگان مخلوقات خدا؛ که از نیازمندان روی میگردانند؛ بر‬ ‫ستمدیدگان ظلم میکنند؛ از ثروتمندان حمایت میکنند‪ ،‬اما فقرا را به ناحق داوری میکنند؛ و همگی گناهکارند‪.‬‬ ‫‪ ۷‬پس شایسته است که با آموختن فرامین عادلنه خداوند که پیش از این ذکر کردیم‪ ،‬در آنها سلوک کنیم‪ .‬زیرا هر که چنین کند‪ ،‬در پادشاهی‬ ‫خدا جلل خواهد یافت‪.‬‬ ‫‪ ۸‬اما کسی که بخش دیگر را برگزیند‪ ،‬با اعمالش نابود خواهد شد‪ .‬به همین دلیل‪ ،‬هم رستاخیز و هم عذاب خواهد بود‪.‬‬ ‫‪ ۹‬از کسانی که در میان شما جایگاه والیی دارند‪ ،‬التماس میکنم (اگر چنین است‪ ،‬نصیحتی را که با نیت خیر به شما ارائه میدهم‪ ،‬بپذیرید)‪،‬‬ ‫کسانی را با خود دارید که میتوانید به آنها نیکی کنید؛ آنها را رها نکنید‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬زیرا روزی که همه چیز به همراه شریر نابود خواهد شد‪ ،‬نزدیک است‪ .‬خداوند نزدیک است و پاداش او با اوست‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬بنابراین‪ ،‬بارها و بارها از شما التماس میکنم که برای یکدیگر قانونگذاران خوبی باشید؛ همچنان مشاوران وفاداری برای یکدیگر‬ ‫باشید؛ هرگونه ریاکاری را از میان خود دور کنید‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬و باشد که خدا‪ ،‬پروردگار تمام جهان‪ ،‬به شما حکمت‪ ،‬دانش‪ ،‬مشورت و فهم داوریهایش را با صبر عطا فرماید‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬از خدا تعلیم بگیرید؛ آنچه را که خداوند از شما میخواهد‪ ،‬بجویید و آن را انجام دهید تا در روز داوری نجات یابید‪.‬‬ ‫‪ ۱۴‬و اگر در میان شما خاطرهای از نیکی هست‪ ،‬درباره من بیندیشید؛ در این چیزها تأمل کنید‪ ،‬تا هم آرزوی من و هم مراقبت من برای‬ ‫شما به خیر و نیکی منجر شود‪.‬‬ ‫‪ ۱۵‬از تو التماس میکنم؛ این را به عنوان لطفی از تو میخواهم که تا در این خیمه زیبای بدن هستی‪ ،‬در هیچ یک از این چیزها محتاج‬ ‫نباشی؛ بلکه پیوسته آنها را بطلب و هر فرمان را به جا آور‪ .‬زیرا این چیزها شایسته و سزاوار انجام دادن هستند‪.‬‬ ‫‪ ۱۶‬از این رو‪ ،‬با کوشش بیشتر‪ ،‬به اندازه تواناییام‪ ،‬برای شما نوشتم تا شاد شوید‪ .‬بدرود‪ ،‬فرزندان‪ ،‬از عشق و آرامش‪.‬‬ ‫‪ ۱۷‬ای خداون ند جلل و تمام فیض‪ ،‬با روح تو باد‪ ،‬آمین‪.‬‬


Turn static files into dynamic content formats.

Create a flipbook
Persian - The General Epistle of Barnabas by Filipino Tracts and Literature Society Inc. - Issuu