رساله عمومی برنابا فصل ۱ ۱پسران و دخترانم ،به نام خداوندمان عیسی مسیح که ما را دوست داشت ،در آرامش ،شادی و خوشبختی را برای شما آرزومندم. ۲چون دانش فراوان شما را در مورد قوانین بزرگ و عالی خدا دریافتهام ،از روانهای مبارک و ستودنی شما بینهایت شادمانم ،زیرا شما به شایستگی فیضی را که در شما پیوند زده شده است ،دریافت کردهاید. ۳از این رو ،من سرشار از شادی هستم ،و بیشتر به نجاتیافتگان امیدوارم؛ زیرا به راستی روحی را میبینم که از سرچشمه پاک خدا در تو دمیده شده است: ۴با این اطمینان و یقین کامل ،از آن رو که از زمانی که به سخن گفتن با شما آغاز کردهام ،در راه شریعت خداوند که در مسیح است، بیش از حد معمول کامیاب شدهام. ۵از این رو ای برادران ،من نیز به راستی گمان میکنم که شما را بیش از جان خود دوست دارم ،زیرا در آن ،عظمت ایمان و محبت و همچنین امید به حیات آینده ساکن است. .۶بنابراین ،با توجه به اینکه اگر بخشی از آنچه دریافت کردهام را به شما منتقل کنم ،پاداشی برای من خواهد بود که به چنین ارواح خوبی خدمت کردهام ،سعی کردم چند کلمهای برای شما بنویسم تا همراه با ایمان شما ،دانش نیز کامل شود. ۷بنابراین ،سه چیز از جانب خداوند مقدر شده است :امید به زندگی؛ آغاز و انجام آن. ۸زیرا خداوند به وسیل هه انبیا ،گذشته را برای ما بیان کرده و آغاز آنچه را که خواهد آمد ،برای ما آشکار ساخته است. ۹از این رو ،چنانکه او گفته است ،بر ما واجب است که مقدستر و به قربانگاه او نزدیکتر شویم. ۱۰بنابراین ،من نه به عنوان یک معلم ،بلکه به عنوان یکی از شما ،تلش خواهم کرد تا چند نکته را پیش روی شما قرار دهم که به دلیل مختلف ،بتوانید با آنها شادتر شوید. فصل ۲ ۱پس چون این روزها به شدت شریر شدهاند و دشمن بر این جهان حاضر تسلط یافته است ،باید با جدیت بیشتری در پی داوریهای عادلنه خداوند باشیم. ۲اما یاران ایمان ما ترس و صبر هستند؛ یاران ما بردباری و پرهیزگاری. ۳در حالی که اینان در آنچه به خداوند مربوط میشود ،پاک میمانند ،حکمت و فهم و علم و دانش با ایشان شادمان میشوند. ۴زیرا خدا به وسیل هه جمیع انبیا به ما آشکار کرده است که او را دلیلی برای قربانیها و قربانیهای سوختنی و هدایای ما نیست .پس چنین میگوید« :کثرت قربانیهای شما برای من چه فایدهای دارد؟» این گفت هه خداوند است. ۵من از قربانیهای سوختنی قوچها و پیه پرواریها سیر شدهام و از خون گاوها و بزهای نر لذت نمیبرم. ۶وقتی که بیایید تا در حضور من حاضر شوید ،چه کسی این را از شما خواسته است؟ دیگر دربار مرا پایمال نخواهید کرد. ۷دیگر هدایای بیهوده نیاورید ،بخور نزد من مکروه است؛ هللها و سبتهای شما؛ دعوت به گردهماییها را نمیتوانم رد کنم ،گناه است ،حتی جلس هه رسمی؛ هللها و اعیاد مقرر شما را جان من نفرت دارد. ۸پس خدا این چیزها را منسوخ کرد تا شریعت جدید خداوند ما عیسی مسیح ،که از هرگونه یوغ چنین ضرورتی بیبهره است ،بتواند هدیه روحانی خود انسانها را داشته باشد. ۹زیرا خداوند بار دیگر به پیشینیان چنین میگوید :آیا هنگامی که پدران شما از سرزمین مصر بیرون آمدند ،من هیچ فرمانی در مورد قربانیهای سوختنی به آنها ندادم؟ ۱۰اما این را به ایشان امر کرده ،گفتم :هیچیک از شما در دل خود نسبت به همسایهاش بدی نیندیشد و سوگند دروغ را دوست نداشته باشد. ۱۱پس از آنجا که ما بیفهم نیستیم ،باید تدبیر پدر مهربان خود را درک کنیم .زیرا او با ما سخن میگوید ،زیرا میخواهد ما که در مورد قربانیها در همان اشتباه بودهایم ،بجوییم و راه نزدیک شدن به او را بیابیم. ۱۲و از این رو او چنین به ما میگوید :قربانی خدا (روحی شکسته است) ،قلبی شکسته و پشیمان که خدا آن را خوار نخواهد شمرد. ۱۳پس ای برادران ،باید با دقت بیشتری در مورد این چیزهایی که به نجات ما مربوط میشود ،تحقیق کنیم تا مبادا دشمن به درون ما راه یابد و ما را از زندگی روحانیمان محروم سازد. ۱۴از این رو ،او بار دیگر در این باره به ایشان میگوید« :دیگر مانند امروز روزه نخواهید گرفت تا صدایتان به گوش جهانیان برسد». ۱۵آیا روزه ای که من برگزیده ام چنین است؟ روزی که انسان جان خود را رنج دهد؟ آیا سر خود را مانند نی خم کند و پلس و خاکستر زیر خود بگستراند؟ آیا این را روزه و روز مقبول خداوند می نامی؟ ۱۶اما به ما چنین میگوید« :آیا روزهداری که من میپسندم این نیست که بندهای شرارت را بگشایید ،بارهای سنگین را سبک کنید و ستمدیدگان را آزاد سازید و هر یوغ را بشکنید؟» ۱۷آیا این نیست که نان خود را به گرسنگان بدهی و فقیران رانده شده را به خانه خود بیاوری؟ چون برهنه را میبینی ،او را بپوشانی و خود را از قوم خود پنهان نکنی؟ ۱۸آنگاه نور تو چون صبح طلوع خواهد کرد و سلمتی تو به سرعت خواهد رویید و پارسایی تو پیشاپیش تو خواهد خرامید و جلل خداوند پاداش تو خواهد بود.
رساله عمومی برنابا
۱۹آنگاه دعا خواهی کرد و خداوند پاسخ خواهد داد؛ فریاد خواهی زد و او خواهد گفت« :اینک من حاضرم» .اگر یوغ ،انگشت اشاره و سخنان بیهوده را از میان خود دور کنی؛ و اگر جان خود را به گرسنگان ببخشی؛ و جان رنجدیدگان را سیر کنی. ۲۰پس در این برادران ،خدا پیشدانی و محبت خود را به ما آشکار کرده است ،زیرا قومی را که او برای پسر عزیزش خریده است، میبایست به اخلص ایمان آورند؛ و از این رو ،این امور را به همه ما آشکار کرده است تا ما به شریعت یهود روی نیاوریم. فصل ۳ ۱از این رو ،لزم است با دقت در مورد چیزهایی که قرار است اتفاق بیفتند ،تحقیق کنیم و آنچه را که میتواند به سلمت شما کمک کند، برای شما بنویسیم. ۲برای این منظور ،از هر کار بد بگریزیم و از خطاهای زمان حال نفرت کنیم تا در آینده شاد باشیم: ۳بیایید به خود اجازه ندهیم که با شریران و گناهکاران بحث کنیم ،مبادا به مرور زمان مانند آنها شویم. ۴زیرا چنانکه مکتوب است و دانیال نبی میگوید ،گناه به اوج خود رسیده است .و برای این منظور ،خداوند زمانها و ایام را کوتاه کرده است تا محبوبش رسیدن او را به میراثش تسریع کند. ۵زیرا نبی چنین میگوید :ده پادشاه در دلها سلطنت خواهند کرد ،و آخرین نفر از همه کوچک دیگری خواهد برخاست ،و او سه پادشاه را خوار خواهد ساخت. ۶و باز دانیال درباره ممالک به همین منوال سخن میگوید؛ و من حیوان چهارم را دیدم که هولناک و مهیب و بسیار قوی بود؛ و ده شاخ داشت .من به شاخها نگاه کردم و اینک از میان آنها شاخ کوچک دیگری بیرون آمد ،و پیش روی آن سه شاخ از شاخهای اول از ریشه کنده شده بودند. ۷بنابراین ،ما باید این را نیز درک کنیم :و من به عنوان یکی از برادران شما ،که شما را فراتر از جان خود دوست دارم ،از شما التماس میکنم که به خودتان خوب نگاه کنید و مانند کسانی نباشید که گناه را به گناه میافزایند و میگویند :عهد آنها عهد ماست .نه ،بلکه فقط عهد ماست :زیرا آنها برای همیشه آنچه را که موسی دریافت کرد ،از دست دادهاند. ۸زیرا کتاب مقدس چنین میگوید :و موسی چهل شبانهروز در کوه روزه گرفت و عهد را از خداوند دریافت کرد ،یعنی دو لوح سنگی را که به دست خدا نوشته شده بود. ۹اما چون به بتها گرویدند ،آن را از دست دادند؛ چنانکه خداوند به موسی نیز گفت« :ای موسی ،زود فرود آی ،زیرا قوم تو که از مصر بیرون آوردهای ،فاسد شدهاند و از راهی که به ایشان امر فرموده بودم ،منحرف گشتهاند» .و موسی دو لوح را از دستان خود انداخت و عهد ایشان شکسته شد؛ تا محبت عیسی در دلهای شما ممهر شود ،به امید ایمان او». ۱۰پس بیایید به زمانهای آخر توجه کنیم .زیرا تمام عمر گذشته و ایمان ما هیچ سودی برای ما نخواهد داشت ،مگر اینکه همچنان از بدی متنفر باشیم و در برابر وسوسههای آینده مقاومت کنیم .پسر خدا به ما میگوید :بیایید در برابر هر گناهی مقاومت کنیم و از آن متنفر باشیم. ۱۱پس در اعمال راه بد تأمل کنید .از دیگران کنارهگیری نکنید ،چنانکه گویی از پیش پارسا شمرده شدهاید .بلکه چون همگی به جایی میرسید ،جویا شوید که چه چیزی برای محبوب خدا خوشایند و سودمند است .زیرا کتاب مقدس میگوید :وای بر آنان که در نظر خود حکیم و در نظر دیگران عاقلند. ۱۲بیایید روحانی شویم ،معبدی کامل برای خدا .تا آنجا که در ما نهفته است ،در ترس از خدا تأمل کنیم و با تمام توان خود تلش کنیم تا احکام او را نگه داریم تا در داوریهای عادلنه او شادمان شویم. ۱۳زیرا خدا جهان را بدون تبعیض داوری خواهد کرد و هر کس بر حسب اعمالش پاداش خواهد گرفت. ۱۴اگر مردی نیکو باشد ،پارساییاش پیشاپیش او خواهد رفت؛ و اگر بدکار باشد ،مکافات شرارتش از پی او خواهد رفت. ۱۵پس مراقب باشید ،مبادا اکنون که فراخوانده شدهایم ،آرام نشسته ،در گناهان خود بخوابیم و آن شریر بر ما مسلط شود ،ما را برانگیزد و از پادشاهی خداوند بیرونمان کند. ۱۶به این نیز توجه کنید :اگرچه شما چنین آیات و معجزات بزرگی را که در میان قوم یهود انجام شده است دیدهاید ،با این وجود خداوند آنها را ترک کرده است. ۱۷پس مراقب باشید که چنین اتفاقی برای ما نیفتد ،چنانکه نوشته شده است :دعوتشدگان بسیارند ،اما برگزیدگان کم. فصل ۴ ۱از این رو ،خداوند ما اجازه داد که بدن خود را به هلکت بسپارد تا ما به وسیل هه آمرزش گناهانمان ،یعنی با پاشیدن خون او ،تقدیس شویم. ۲اما در مورد مطالبی که درباره او نوشته شده است ،برخی متعلق به قوم یهود و برخی متعلق به ماست. ۳زیرا کتاب چنین میگوید :او به سبب گناهان ما مجروح و به سبب گناهان ما کوفته شد و به خون او ما شفا یافتیم .او را چون برهای به کشتارگاه بردند و چون گوسفندی که نزد پشمبرندگانش بیزبان است ،دهان خود را نگشودند. ۴پس ما باید بیشتر خدا را شکر کنیم که هم از آنچه گذشته است به ما خبر داده و هم نگذاشته است که از آنچه در پیش است بیخبر باشیم. ۵اما به ایشان میگوید« :لنهها برای پرندگان به ناحق گسترده نشدهاند». ۶او این را گفت ،زیرا کسی که راه حقیقت را بشناسد ،به حق هلک خواهد شد ،با این حال از راه تاریکی باز نخواهد ایستاد. ۷و از این جهت خداوند راضی شد که برای جانهای ما رنج بکشد ،با اینکه او خداوند تمام زمین است؛ همان کسی که خدا پیش از آغاز جهان به او گفت« :انسان را به صورت و شبیه خود بسازیم». ۸و اما اینکه چگونه برای ما رنج کشید ،چونکه به دست بشر متحمل آن شد ،به تو نشان خواهم داد.
رساله عمومی برنابا
۹انبیاء از او عطیه نبوت را دریافت کردند و پیش از او درباره او سخن گفتند. ۱۰اما او ،برای اینکه مرگ را از بین ببرد و رستاخیز مردگان را آشکار سازد ،چنانکه لزم بود ،به ظاهر شدن در جسم بسنده کرد تا وعدهای را که از پیش به پدران ما داده شده بود ،به انجام رساند و خود را به عنوان قومی جدید آماده کند و در حالی که بر روی زمین است ،به آنها نشان دهد که پس از رستاخیز ،جهان را داوری خواهد کرد. ۱۱و سرانجام ،قوم اسرائیل را تعلیم داد و با انجام معجزات و نشانههای بسیار در میان آنها ،به آنها موعظه کرد و محبت بینهایت عظیمی را که نسبت به آنها نشان میداد ،ابراز نمود. ۱۲و هنگامی که رسولن خود را برگزید ،که بعدها انجیل او را منتشر کردند ،مردانی را برگزید که گناهکاران بسیار بزرگی بودند؛ تا بدین وسیله آشکارا نشان دهد که او نیامده است تا پرهیزکاران را دعوت کند ،بلکه گناهکاران را به توبه. ۱۳آنگاه او آشکارا خود را به عنوان پسر خدا آشکار کرد .زیرا اگر او در جسم نیامده بود ،چگونه مردم میتوانستند برای نجات به او بنگرند؟ ۱۴زیرا اگر فقط خورشید را میدیدند ،که ساختهی دست اوست و از این پس نخواهد بود ،نمیتوانستند تاب بیاورند و در برابر پرتوهای آن بایستند. ۱۵از این رو ،پسر خدا به این دلیل در جسم آمد تا گناه آنان را که پیامبران او را تا به مرگ آزار رساندهاند ،به کمال رساند .و به همین دلیل نیز رنج کشید. ۱۶زیرا خدا درباره زخمهای جسم خود گفته است که از ایشان است .و من شبان را خواهم زد و گوسفندان گله پراکنده خواهند شد. ۱۷بدین ترتیب او رنج میکشید ،زیرا شایسته بود که بر روی صلیب رنج بکشد. ا نبوت میکند چنین میگوید« :جان مرا از شمشیر رهایی بخش» .و ایضا ،از ترس خود ،گوشت مرا پاره پاره ۱۸زیرا کسی که درباره او و کن. ۱۹و باز جماعت شریران بر من برخاستند( ،دستها و پاهای مرا سوراخ کردهاند). ۲۰و باز میگوید« :پشت خود را به شلقزنندگان سپردم ۱ ،و روی خود را چون صخرهای سخت نهادم». فصل ۵ ۱و چون فرمان خدا را به جا آورد ،چه میگوید؟ کیست که با من مجادله کند؟ بگذار در برابر من بایستد؟ یا کیست که مانع من شود؟ بگذار به بنده خداوند نزدیک شود .وای بر شما! زیرا همه شما مانند جامه کهنه خواهید شد ،بید شما را خواهد خورد. ۲و باز نبی میافزاید« :او سنگی برای لغزش قرار داده شده است .اینک من در صهیون بنیادی نهادم ،سنگی گرانبها ،سنگی زاویهای ممتاز؛ سنگی محترم .و چه چیزی در پی آن میآید؟ و کسی که به او امید دارد ،تا ابد زنده خواهد ماند». ۳پس چه؟ آیا امید ما بر سنگ بنا شده است؟ خدای ناکرده .بلکه چون خداوند جسم خود را در برابر رنجها سخت کرده است ،میگوید« :من خود را همچون صخرهای محکم قرار دادهام». ۴و پیامبر دوباره اضافه میکند« :سنگی که معماران از آن امتناع ورزیدند ،سر زاویه شده است» .و دوباره میگوید« :این روز بزرگ و شگفتانگیزی است که خداوند ساخته است .این چیزها را برای شما واضحتر مینویسم تا بفهمید :زیرا من حتی میتوانستم راضی شوم که به خاطر شما بمیرم». ۵اما نبی چه میگوید؟ مشورت شریران مرا احاطه کرد .آنها مانند زنبورهایی که به دور شانه عسل میگردند ،دور من آمدند و بر لباس من قرعه انداختند. ۶از آنجا که قرار بود نجاتدهنده ما در جسم ظاهر شود و رنج بکشد ،رنج او از پیش پیشبینی شده بود. ۷زیرا نبی علیه اسرائیل چنین میگوید :وای بر جان ایشان زیرا که برای خود مشورت بد کردهاند و گفتهاند :بیایید برای عادل دام بگسترانیم زیرا او برای ما سودی ندارد. ۸موسی نیز به همین طریق به ایشان میگوید« :ببینید ،خداوند متعال چنین میفرماید :به سرزمین نیکویی که خداوند برای ابراهیم و اسحاق و یعقوب سوگند یاد کرد که آن را به شما بدهد و مالک آن شود ،وارد شوید؛ سرزمینی که در آن شیر و عسل جاری است». ۹حال ،معنای روحانی این را بیاموزید؛ گویی گفته شده است :به عیسی توکل کنید ،که در جسم بر شما آشکار خواهد شد .زیرا انسان زمین است که رنج میکشد ،زیرا آدم از جوهر زمین آفریده شد. ۱۰پس منظور او چیست وقتی میگوید ،به سرزمین نیکویی که شیر و عسل در آن جاری است؟ متبارک باد پروردگار ما که به ما حکمت و دلی داده است تا اسرار او را بفهمیم .زیرا پیامبر چنین میگوید :چه کسی سخنان سخت خداوند را خواهد فهمید؟ مگر آنکه حکیم و دانا باشد و پروردگار خود را دوست بدارد. ۱۱پس چون ما را با آمرزش گناهانمان تازه کرده است ،ما را در کالبدی دیگر قرار داده است تا جانهایی مانند جان کودکان داشته باشیم، و خود ما را دوباره به وسیل هه روح شکل داده است. ۱۲زیرا کتاب مقدس درباره ما چنین میگوید ،آنجا که پدر را به پسر معرفی میکند« :بیایید انسان را به شباهت و همانندی خود بسازیم و او بر حیوانات زمین و پرندگان آسمان و ماهیان دریا حکومت کند». ۱۳و چون خداوند مردی را که آفریده بود دید که اینک بسیار نیکوست ،گفت« :بارور و کثیر شو و زمین را پر کن» .و این را به پسرش گفت. ۱۴اکنون به شما نشان خواهم داد که چگونه او در ایام آخر ما را به خلقتی تازه آفرید. ۱۵خداوند میگوید« :اینک من آخرین را چون اولین خواهم ساخت» .از این رو ،پیامبر چنین گفت« :به سرزمینی که به شیر و عسل جاری است ،وارد شوید و بر آن فرمانروایی کنید».
رساله عمومی برنابا
۱۶از این رو میبینید که چگونه ما دوباره از نو ساخته شدهایم؛ چنانکه او نیز از طریق پیامبر دیگری میگوید :اینک خداوند میگوید :من از ایشان ،یعنی از کسانی که روح خداوند آنها را پیش بینی کرده بود ،دلهای سنگیشان را خواهم گرفت و دلهای گوشتی در آنها خواهم نهاد. ۱۷زیرا قرار بود که او در جسم آشکار شود و در ما ساکن گردد. ۱۸زیرا ای برادران من ،مسکن دل ما معبد مقدس خداوند است .زیرا خداوند باز میگوید :در چه مکانی در حضور خداوند ،خدای خود، حاضر خواهم شد و جلل خواهم یافت؟ ۱۹او پاسخ میدهد« :در میان برادرانم ،در حضور تو اعتراف خواهم کرد و در کلیسای مقدسین برای تو سرود خواهم خواند». ۲۰از این رو ،ما کسانی هستیم که او به آن سرزمین نیکو آورده است. ۲۱اما منظور از شیر و عسل چیست؟ زیرا همانطور که کودک ابتدا با شیر و سپس با عسل تغذیه میشود ،ما نیز با ایمان به وعدهها و کلم او زنده خواهیم ماند و بر زمین حکومت خواهیم کرد. ۲۲زیرا او در بال پیشگویی کرد و گفت :بارور و کثیر شوید و بر ماهیان حکومت کنید و غیره. ۲۳اما کیست که اکنون بتواند بر حیوانات وحشی یا ماهیان یا پرندگان آسمان چنین تسلطی داشته باشد؟ زیرا میدانید که حکومت کردن به معنای قدرت داشتن است ،و اینکه انسان بر آنچه حکومت میکند ،مسلط باشد. ۲۴اما از آنجایی که اکنون این را نداریم ،او به ما میگوید چه زمانی آن را خواهیم داشت؛ یعنی چه زمانی کامل خواهیم شد تا وارث عهد خداوند گردیم. فصل ۶ ۱پس فرزندان عزیزم ،بدانید که خدای نیکو همه چیز را از پیش بر ما آشکار کرده است تا بدانیم که همواره باید از چه کسی سپاسگزاری و ستایش کنیم. ۲پس اگر پسر خدا که خداوند همه است و برای داوری زندگان و مردگان میآید ،رنج کشیده است تا ما از زخمهای او زنده بمانیم ،بیایید باور کنیم که پسر خدا نمیتوانست رنج بکشد جز برای ما .اما چون مصلوب شد ،به او سرکه و زرداب دادند تا بنوشد. ۳پس بشنوید که کاهنان معبد چگونه این را نیز از پیش اعلم کردند :خداوند به فرمان مکتوب خود اعلم کرد که هر که روزه مقرر را نگیرد ،باید بمیرد؛ زیرا او نیز روزی باید بدن خود را برای گناهان ما قربانی کند؛ تا نمونه آنچه در اسحاق انجام شد ،که بر قربانگاه قربانی شد ،به انجام رسد. ۴پس چه چیزی از طریق نبی میگوید؟ و بگذارید از بزی که در روز روزه برای گناهانشان قربانی میشود ،بخورند .برادران من و همه کاهنان به دقت گوش فرا دهید و فقط احشاء را که با سرکه شسته نشدهاند ،بخورند. ۵چرا چنین است؟ زیرا میدانم که وقتی از این پس گوشت خود را برای گناهان قوم جدیدی قربانی کنم ،به من سرکهای آمیخته با صفرا خواهید نوشانید؛ از این رو ،شما فقط میخورید ،در حالی که قوم در این مدت روزه میگیرند و در پلس و خاکستر سوگواری میکنند. ۶و تا از پیش بداند که برای ایشان رنج خواهد کشید ،پس بشنوید که چگونه آن را مقرر فرمود. ۷او میگوید ،دو بز نر زیبا و یکسان بگیرید و آنها را قربانی کنید ،و کاهن اعظم یکی از آنها را برای قربانی سوختنی بگیرد .و با دیگری چه باید کرد؟ گفته میشود که او ملعون است. ۸ملحظه کنید که این دقیقا ا چگونه نمادی از عیسی به نظر میرسد .و بگذارید تمام جماعت بر آن آب دهان بیندازند و آن را سیخ کنند؛ و پشم قرمز را بر سرش بگذارند و بدین ترتیب آن را به بیابان ببرند. ۹پس از انجام این کار ،کسی که برای حمل بز تعیین شده بود ،آن را به بیابان برد و پشم قرمز را برداشت و آن را روی بوته خار گذاشت، که ما عادت داریم جوانههای آن را وقتی در مزرعه مییابیم بخوریم :بنابراین فقط میوه آن خار شیرین است. ۱۰و این مراسم به چه منظوری بود؟ توجه کنید :یکی بر قربانگاه تقدیم شد و دیگری نفرین گردید. ۱۱و چرا آن که ملعون بود ،تاجگذاری شد؟ زیرا در آن روز مسیح را خواهند دید که جامهای سرخ بر تن دارد و خواهند گفت :آیا این آن نیست که ما او را مصلوب کردیم ،او را تحقیر کردیم ،به او نیزه زدیم و مسخرهاش کردیم؟ مسلماا ،این همان کسی است که در آن زمان گفت پسر خداست. ۱۲چنانکه او در آن زمان مانند آنچه بر روی زمین بود خواهد بود ،یهودیان پیش از این نیز فرمان یافته بودند که دو بز زیبا و برابر را بگیرند .تا وقتی که نجاتدهنده ما را در آینده در ابرهای آسمان ببینند ،از شباهت بزها شگفتزده شوند. ۱۳پس شما اینجا دوباره نمونهای از عیسی را میبینید که قرار بود برای ما رنج بکشد. ۱۴اما پس معنی این چیست؟ اینکه پشم باید در میان خارها قرار داده شود؟ ۱۵این نیز نمونهای از عیسی است که به کلیسا فرستاده شده است .زیرا همانطور که کسی که میخواهد پشم قرمز را بردارد ،باید سختیهای زیادی را متحمل شود ،زیرا آن خار بسیار تیز بود و به سختی آن را به دست آورد ،مسیح میگوید ،کسانی که مرا خواهند دید و به پادشاهی من خواهند رسید ،باید از میان رنجها و مشکلت بسیاری به من برسند. فصل ۷ ۱اما به نظر شما این چه نوع آیینی بوده است ،در جایی که به قوم اسرائیل دستور داده شده است که افراد بالغی که گناهانشان به کمال رسیده است ،باید گوسالهای را قربانی کنند و پس از ذبح ،آن را بسوزانند. ۲اما آنگاه جوانان خاکستر را بردارند و در ظرفهایی بریزند و تکهای پشم قرمز و زوفا را بر چوبی ببندند و بدین ترتیب جوانان بر هر یک از مردم بپاشند و آنها از گناهان خود پاک شوند.
رساله عمومی برنابا
۳ملحظه کنید که چگونه همه اینها در قالب یک شکل به ما ارائه شده است. ۴این گوساله ،عیسی مسیح است؛ مردان شریری که قرار بود آن را قربانی کنند ،همان گناهکارانی هستند که او را به کام مرگ کشاندند :و پس از آن دیگر کاری با آن ندارند؛ گناهکاران دیگر افتخار دست زدن به آن را ندارند. ۵اما جوانانی که پاشیدن آب را انجام دادند ،کسانی بودند که به ما آمرزش گناهان و طهارت قلب را موعظه میکنند ،کسانی که خداوند به آنها قدرت داده است تا انجیل خود را موعظه کنند .آنها در ابتدا دوازده نفر بودند ،تا نشانهای از قبایل باشند ،زیرا دوازده قبیله اسرائیل وجود داشت. ۶اما چرا سه مرد جوان برای پاشیدن آب تعیین شدند؟ تا به ابراهیم و اسحاق و یعقوب اشاره کنند ،زیرا آنها در پیشگاه خدا بزرگ بودند. ۷و چرا پشم را بر چوب بستند؟ زیرا پادشاهی عیسی بر صلیب بنا نهاده شد؛ و از این رو ،کسانی که به او توکل کنند ،تا ابد زنده خواهند ماند. ۸اما چرا پشم و زوفا با هم ترکیب شدند؟ تا نشان دهند که در پادشاهی مسیح روزهای بد و پلیدی وجود خواهد داشت که در آنها ما نجات خواهیم یافت؛ و زیرا کسی که به دلیل خلطهای پلید ،بیماری جسمی دارد ،با زوفا شفا مییابد. ۹از این رو ،این امور که بدین گونه انجام شدهاند ،برای ما آشکارند ،اما برای یهودیان پوشیده میمانند؛ زیرا به صدای خداوند گوش فرا ندادند. فصل ۸ ۱و از این رو ،کتاب مقدس بار دیگر درباره گوشهای ما میگوید که خدا آنها را ختنه کرده است ،همراه با دلهای ما .زیرا خداوند به وسیله انبیای مقدس چنین میگوید« :آنها به شنیدن گوش ،از من اطاعت کردند». ۲و باز ،آنان که دورند ،خواهند شنید و خواهند فهمید که من چه کردهام .و باز ،خداوند میگوید :دلهای خود را مختون سازید. ۳و باز میگوید« :ای اسرائیل بشنو! زیرا خداوند ،خدای تو ،چنین میگوید» .و باز روح خدا نبوت میکند و میگوید« :کیست که بخواهد تا ابد زنده بماند؟ بگذار صدای پسر مرا بشنود». ۴و ای آسمان ،بشنو و ای زمین ،گوش فرا ده! زیرا خداوند این چیزها را به عنوان شاهد گفته است. ۵و باز میگوید« :ای بزرگان قوم ،کلم خداوند را بشنوید» .و باز میگوید« :ای فرزندان ،صدای فریادزنندهای را در بیابان بشنوید». ۶از این رو ،گوشهای ما را ختنه کرد تا کلمش را بشنویم و ایمان آوریم .اما آن ختنهای که یهودیان به آن اعتماد دارند ،منسوخ شده است. زیرا ختنهای که خدا از آن سخن گفت ،از روی جسم نبود. ۷اما ایشان از فرمان او سرپیچی کردهاند ،زیرا آن شریر ایشان را فریب داده است .زیرا خدا بدینگونه به ایشان میگوید؛ خداوند خدای شما چنین میگوید (در اینجا قانون جدید را میبینم ):در میان خارها نکارید ،بلکه خود را برای خداوند خدایتان ختنه کنید .و منظور او از این گفته چیست؟ به خداوند خود گوش فرا دهید. ۸و باز میگوید« :سنگدلی خود را ختنه کنید و گردن خود را سخت مسازید» .و باز میگوید« :اینک ،خداوند میگوید ،هم هه قومها ختنه نشدهاند( ،زیرا پوست ختن هه خود را از دست ندادهاند) ،اما این قوم در دل ختنه نشدهاند». ۹اما شما خواهید گفت که یهودیان به عنوان یک نشانه ختنه شدند .و همچنین همه سوریها و عربها و همه کاهنان بتپرست .اما آیا آنها از این رو از عهد اسرائیل هستند؟ و حتی خود مصریها نیز ختنه شدهاند. ۱۰پس ای فرزندان ،این امور را به طور کاملتر درک کنید که ابراهیم ،که نخستین کسی بود که ختنه را آورد ،در روح ،چشم به راه عیسی بود و ختنه شد ،زیرا راز سه حرف را دریافت کرده بود. ۱۱زیرا کتاب مقدس میگوید که ابراهیم سیصد و هجده نفر از اهل خانه خود را ختنه کرد .اما آن رازی که بر او آشکار شد چه بود؟ ۱۲مرقس ،اول هجده و بعد سیصد .زیرا حروف عددی ده و هشت ،ای اچ هستند .و اینها نشان دهنده عیسی هستند. ۱۳و چون صلیب چیزی بود که ما به وسیله آن فیض مییافتیم؛ بنابراین اضافه میکند ،سیصد؛ که نت آن ( Tشکل صلیب او) است .از این رو با دو حرف ،عیسی و با حرف سوم ،صلیب او را نشان داد. ۱۴آن که موهبت آموزههایش را در ما کاشته است ،میداند که من هرگز به کسی حقیقتی قطعیتر از این نیاموختهام؛ اما من به شما ایمان دارم که شایستهی آن هستید. فصل ۹ ۱اما چرا موسی گفت« :از خوک ،عقاب ،شاهین ،کلغ و هیچ ماهی بدون فلس نخورید؟ » -پاسخ این است که از نظر معنوی ،او سه آموزه را که باید از آنجا جمعآوری میشدند ،درک کرده است. ۲علوه بر این ،در کتاب تثنیه به آنها میگوید« :من فرایض خود را به این قوم خواهم داد» .از این رو ،فرمان خدا این نیست که آنها این چیزها را نخورند ،بلکه موسی در روح با آنها سخن گفت. ۳اما او خوردن خوک را برای ایشان ممنوع کرد؛ یعنی :با کسانی که مانند خوکان هستند ،همراه مشو؛ کسانی که در عیش و نوش خدای خود را فراموش میکنند؛ اما چون نیازی ایشان را در تنگنا قرار دهد ،خداوند را میشناسند؛ چنانکه خوک وقتی سیر میشود ،صاحب خود را نمیشناسد؛ اما وقتی گرسنه میشود ،سر و صدا میکند؛ و چون دوباره سیر شود ،خاموش میگردد. ۴او میگوید ،نه عقاب را بخور ،نه شاهین را ،نه بادبادک را ،نه کلغ را؛ یعنی با چنین کسانی که نمیدانند چگونه با کار و عرق خود غذا به دست آورند ،بلکه به اموال دیگران آسیب میرسانند و مراقبند که چگونه برای آنها دام پهن کنند ،در حالی که در همان حال به نظر میرسد که در کمال بیگناهی زندگی میکنند.
رساله عمومی برنابا
۵پس این پرندگان تنها برای خود خوراک نمیجویند ،بلکه بیکار مینشینند و در پی آنند که چگونه از گوشتی که دیگران فراهم کردهاند، بخورند؛ و با شرارت خود ویرانگرند. ۶او میگوید ،نه ماهی مکنده را بخور ،نه ماهی پولیپ و نه ماهی مرکب؛ یعنی مانند چنین کسانی نباش که با آنها گفتگو میکنند؛ کسانی که کاملا شرور و محکوم به مرگ هستند .زیرا آن ماهیها تنها ملعون هستند و در گل و لی غوطهورند و مانند ماهیهای دیگر شنا نمیکنند، بلکه در گل و لی ته اعماق دریا میغلتند. ۷اما اضافه میکند که از گوشت خرگوش هم نخور .به چه منظور؟ -تا این را به ما نشان دهد :زناکار مباش؛ و خود را به چنین اشخاصی تشبیه مکن .زیرا خرگوش هر سال محلهای لقاح خود را چند برابر میکند؛ و هر چند سال که زندگی کند ،به همان اندازه خواهد داشت. ۸و از کفتار مخور؛ یعنی ،باز هم ،زناکار و فاسدکنندهی دیگران مباش؛ و مانند چنین کسانی مباش .و از چه رو چنین است؟ زیرا آن موجود هر سال نوع خود را تغییر میدهد و گاهی نر و گاهی ماده است. ۹به همین دلیل نیز او به حق از راسو متنفر بود؛ تا آنها مانند کسانی نباشند که به دلیل ناپاکی خود با دهان خود مرتکب گناه میشوند؛ و با آن زنان ناپاک که با دهان خود مرتکب گناه میشوند ،نپیوندند .زیرا آن حیوان از دهان خود باردار میشود. ۱۰بنابراین ،موسی در مورد گوشتها ،در واقع سه فرمان بزرگ را به معنای معنوی آن فرامین به آنها ابلغ کرد .اما آنها طبق خواستههای نفسانی ،سخنان او را طوری فهمیدند که گویی فقط در مورد گوشتها منظورش بوده است. ۱۱و از این رو ،داوود فرمان سهگانه خود را به خوبی دریافت و به همان شیوه گفت. ۱۲خوشا به حال کسی که به مشورت شریران نرود ،چنانکه ماهیان پیش از این در قعر اعماق ،در تاریکی ،از او یاد شد. ۱۳و مانند کسانی که ظاهرا ا از خداوند میترسند ،اما گناه میکنند ،مانند خوک ،در راه گناهکاران نایستاد. ۱۴و در مجلس استهزاکنندگان ننشسته است ،مانند پرندگانی که مینشینند و تماشا میکنند تا بخورند. ۱۵در اینجا قانون مربوط به گوشت را به طور کامل و مطابق با دانش واقعی آن ،بیان میکنید. ۱۶اما موسی میگوید :هر آنچه سم شکافته دارد و نشخوار میکند را خواهید خورد .بدین وسیله اشاره میکند که کسی که غذای خود را خورده ،کسی را که او را تغذیه میکند میشناسد و بر او تکیه میکند و از او شادمان میشود. ۱۷و در این سخن ،او در مورد فرمان نیکو گفت .پس منظور او چیست؟ -اینکه ما باید به کسانی که از خداوند میترسند ،بچسبیم؛ با کسانی که در مورد فرمان کلمی که در قلب خود دریافت کردهاند ،تفکر میکنند؛ با کسانی که احکام عادلنه خداوند را اعلم میکنند و فرامین او را نگه میدارند؛ ۱۸خلصه ،با کسانی که میدانند تفکر کاری لذتبخش است ،و بنابراین خود را در کلم خداوند تمرین میکنند. ۱۹اما چرا باید سمشکنها را بخورند؟ زیرا عادل در این جهان زندگی میکند ،اما امیدش به جهان دیگر است .ببینید ،برادران ،موسی چقدر با تحسین این چیزها را فرمان داد. ۲۰اما چگونه میتوانیم همه اینها را بدانیم و بفهمیم؟ بنابراین ،ما که احکام را به درستی درک میکنیم ،همانطور که خداوند از ما میخواهد سخن میگوییم .از این رو ،او گوشها و دلهای ما را ختنه کرده است تا این چیزها را بدانیم. فصل ۱۰ ۱اکنون بیایید بررسی کنیم که آیا خداوند از قبل در مورد آب و صلیب چیزی را آشکار کرده است یا خیر. اولین اینها ،برای بنیاسرائیل نوشته شده است که چگونه آن تعمیدی را که به آمرزش گناهان میانجامد ،نخواهند پذیرفت ،بلکه ۲اما برای ن تعمید دیگری را برای خود مقرر خواهند کرد که نمیتواند. ۳زیرا پیامبر چنین میگوید :ای آسمان ،شگفتزده شو و زمین از آن بلرزد ،زیرا این قوم دو کار بزرگ و شریرانه انجام دادهاند :مرا که سرچشمه آب حیات هستم ترک کردهاند و برای خود حوضهای شکسته کندهاند که آب را در خود جای نمیدهد. ۴آیا کوه مقدس من صهیون است ،بیابانی متروک؟ زیرا شما مانند جوجه پرندهای خواهید بود که لنهاش را از او میگیرند. ۵و باز نبی میگوید« :من پیشاپیش تو خواهم رفت و کوهها را هموار خواهم ساخت و دروازههای برنجی را خواهم شکست و میلههای آهن را خواهم شکست و گنجهای تاریک و پنهان و نامرئی را به تو خواهم داد تا بدانند که من خداوند هستم». ۶و باز :او در غار بلند صخره محکم ساکن خواهد شد .و سپس ،در همان پیامبر چه خواهد آمد؟ آب او امین است؛ پادشاه را با جلل خواهید دید ،و جان شما ترس خداوند را خواهد آموخت. ۷و باز در یکی دیگر از پیامبران میگوید« :کسی که این کارها را انجام میدهد ،مانند درختی خواهد بود که در کنار نهرهای آب کاشته شده است و میوه خود را در موسمش میدهد .برگش نیز پژمرده نمیشود و هر کاری که انجام میدهد ،نیکو خواهد بود». ۸اما شریران چنین نیستند ،بلکه مانند غباری هستند که باد از روی زمین پراکنده میکند. ۹بنابراین ،شریران در داوری نخواهند ایستاد و گناهکاران در محفل صالحان نیز نخواهند بود .زیرا خداوند راه صالحان را میداند و راه شریران هلک خواهد شد. ۱۰بنگرید که چگونه او هم صلیب و هم آب را به هم پیوند داده است. ۱۱زیرا او چنین میگوید :خوشا به حال کسانی که به صلیب توکل میکنند و به آب فرو میروند؛ زیرا پاداش خود را در زمان مناسب خواهند گرفت؛ آنگاه ،او میگوید ،من آن را به آنها خواهم داد. ۱۲اما در مورد زمان حاضر ،او میگوید ،برگهای آنها نخواهد ریخت؛ یعنی هر کلمهای که از دهان شما بیرون میآید ،از طریق ایمان و محبت ،برای تبدیل و امید بسیاری خواهد بود. ۱۳به همین ترتیب ،پیامبر دیگری سخن میگوید .و سرزمین یعقوب ستایش تمام زمین بود و بدین وسیله ،ظرف روح او را بزرگ میداشت.
رساله عمومی برنابا
۱۴و در ادامه چه خواهد شد؟ — و نهری در سمت راست جاری بود و درختان زیبایی در کنار آن رویید؛ و هر که از آنها بخورد ،تا ابد زنده خواهد ماند .معنی آن این است :ما به درون آبی پر از گناهان و آلودگیها فرو میرویم؛ اما دوباره برمیآییم و میوه میآوریم ،در حالی که در دلهایمان ترس و امیدی را که در عیسی است ،به واسطه روح ،داریم .و هر که از آنها بخورد ،تا ابد زنده خواهد ماند. ۱۵یعنی هر که به کسانی که آنها را میخوانند گوش دهد و ایمان آورد ،تا ابد زنده خواهد ماند. فصل ۱۱ ۱به همین ترتیب ،او در مورد صلیب در پیامبر دیگری چنین میگوید :و این امور چه زمانی به وقوع خواهند پیوست؟ ۲خداوند پاسخ میدهد :چه زمانی درختی که افتاده است ،برخیزد و چه زمانی خون از درخت بچکد .در اینجا دوباره به صلیب و کسی که قرار بود بر روی آن مصلوب شود ،اشاره کردید. ۳و باز هم فراتر ،او از طریق موسی میگوید( :هنگامی که اسرائیل با قومی بیگانه میجنگید و توسط آنها شکست میخورد؛ تا خدا آنها را به یاد آورد که چگونه به خاطر گناهانشان به مرگ سپرده شدند) آری ،روح القدس آن را در قلب موسی قرار داد تا هم نشان صلیب و هم نشان کسی باشد که قرار است رنج بکشد؛ تا بدانند که اگر به او ایمان نیاورند ،برای همیشه مغلوب خواهند شد. ۴پس موسی در میان تپهای ،زره بر زره انباشت و بالتر از همه آنها ایستاد و دستانش را دراز کرد و بدین ترتیب اسرائیل دوباره پیروز شد. ۵اما به محض اینکه دستانش را پایین آورد ،آنها دوباره کشته شدند .و چرا چنین شد؟ تا بدانند که جز با توکل به او ،نجات نخواهند یافت. ۶و در یکی دیگر از انبیا میگوید« :تمام روز دستهای خود را به سوی قومی نافرمان دراز کردهام که به ضد طریق عادلنهی من سخن میگویند». ۷و باز موسی نمونهای از عیسی میسازد ،تا نشان دهد که او میبایست بمیرد ،و سپس آنکه ایشان او را مرده پنداشتند ،میبایست به دیگران زندگی بخشد؛ در نمونهای از کسانی که در اسرائیل افتادند. ۸زیرا خدا انواع مارها را واداشت تا آنها را بگزند و آنها مردند؛ زیرا از طریق یک مار ،حوا مرتکب گناه شد :تا آنها را متقاعد کند که به خاطر گناهانشان به درد مرگ گرفتار خواهند شد. ۹پس خود موسی که ایشان را امر کرده و گفته بود« :هیچ صورت تراشیده یا ریختهشدهای را خدای خود مسازید» .اکنون خود چنین کرد تا چهره خداوند عیسی را برایشان نمایان سازد. ۱۰زیرا او ماری برنجی ساخت و آن را بر فراز بلندی برپا کرد و قوم را با فریاد فراخواند .چون آمدند ،از موسی التماس کردند که برای آنها کفاره کند و دعا کردند که شفا یابند. ۱۱آنگاه موسی به ایشان خطاب کرده ،گفت« :هرگاه کسی از شما گزیده شود ،نزد ماری که بر تیرک قرار دارد بیاید و به او یقینا ا توکل کند که اگرچه مرده است ،اما قادر است زنده کند و به زودی نجات خواهد یافت» .و چنین کردند .پس ببینید که چگونه در اینجا نیز جلل عیسی را دارید و اینکه همه چیز در او و برای اوست. ۱۲باز هم؛ موسی به عیسی بن نون چه میگوید ،وقتی که این نام را به او داد ،به عنوان پیامبری که همه مردم میتوانند او را به تنهایی بشنوند ،زیرا پدر همه چیز را در مورد پسرش عیسی ،در عیسی بن نون آشکار کرد؛ و این نام را به او داد وقتی که او را برای جاسوسی به سرزمین کنعان فرستاد؛ او گفت :کتابی در دست بگیر و آنچه خداوند میگوید را بنویس :زیرا عیسی پسر خدا در روزهای آخر تمام خاندان عمالیق را از ریشه خواهد کند .دوباره اینجا را ببینید ،عیسی نه پسر انسان ،بلکه پسر خدا ،که در یک نمونه و در جسم آشکار شده است. ۱۳اما از آنجا که ممکن است از این پس گفته شود که مسیح پسر داوود بود؛ بنابراین داوود با ترس و آگاهی کامل از خطاهای شریران، میگوید :خداوند به پروردگار من میگوید« :در دست راست من بنشین تا دشمنانت را زیر پای تو اندازم». ۱۴و اشعیا باز به این حکمت میگوید :خداوند به مسیح ،پروردگار من ،گفت :من دست راست او را گرفتهام تا امتها از او اطاعت کنند و قدرت پادشاهان را در هم بشکنم. ۱۵بنگرید ،چگونه داوود و اشعیا او را خداوند و پسر خدا میخوانند؟ فصل ۱۲ ۱اما بیایید فراتر رویم و بررسی کنیم که آیا این قوم وارث است یا قوم پیشین ،و آیا عهد با ماست یا با ایشان. ۲و اما اولا ،در مورد قوم ،اکنون بشنوید که کتاب مقدس چه میگوید. ۳اسحاق برای همسرش ربکا دعا کرد ،زیرا او نازا بود و ربکا باردار شد .پس از آن ،ربکا برای مشورت با خداوند بیرون رفت. ۴و خداوند به او گفت« :دو ملت در رحم تو هستند و دو قوم از صلب تو به وجود خواهند آمد و یکی بر دیگری تسلط خواهد داشت و بزرگتر ،کوچکتر را بندگی خواهد کرد» .از اینجا بفهم که اسحاق که بود و ربکا که بود و درباره چه کسی پیشگویی شده بود که این قوم از آن قوم بزرگتر خواهند بود. ۵و در نبوت دیگری ،یعقوب با وضوح بیشتری به پسرش یوسف میگوید« :اینک خداوند مرا از دیدن روی تو محروم نکرده است، پسرانت را نزد من بیاور تا آنها را برکت دهم» .و او منسی و افرایم را نزد پدرش آورد و خواست که منسی را برکت دهد ،زیرا او بزرگتر بود. ۶پس یوسف او را به دست راست پدرش یعقوب آورد .اما یعقوب به واسطه روح ،سیمای قومی را که قرار بود بیایند ،از پیش دید.
رساله عمومی برنابا
۷و کتاب مقدس چه میگوید؟ و یعقوب دستهای خود را به صلیب کشید و دست راست خود را بر افرایم ،پسر دوم و کوچکتر خود ،گذاشت و او را برکت داد .و یوسف به یعقوب گفت« :دست راست خود را بر سر منسی بگذار ،زیرا او پسر نخستزاده من است» .و یعقوب به یوسف گفت« :میدانم ،پسرم ،میدانم؛ اما بزرگتر ،کوچکتر را بندگی خواهد کرد؛ اگرچه او نیز برکت خواهد یافت». ۸میبینید که او این را از چه کسانی قرار داد تا ایشان قوم اول و وارثان عهد باشند. ۹بنابراین اگر خداوند این نکته را بیشتر از ابراهیم نیز مورد توجه قرار داده باشد ،درک ما از آن کاملا تثبیت خواهد شد. ۱۰پس کتاب مقدس به ابراهیم چه میگوید ،هنگامی که ایمان آورد و این ایمان برای او پارسایی محسوب شد؟ اینک من تو را پدر امتهایی قرار دادهام که بدون ختنه به خداوند ایمان دارند. ۱۱پس حال ببینیم آیا خدا به عهدی که با پدران ما بسته بود ،وفا کرده است که به این قوم بدهد؟ آری ،آری ،او آن را داد ،اما ایشان به سبب گناهانشان شایستهی دریافت آن نبودند. ۱۲زیرا نبی چنین میگوید :و موسی در کوه سینا چهل روز و چهل شب روزه گرفت تا عهد خداوند را با قوم دریافت کند. ۱۳و او از خداوند دو لوح که با انگشت دست خداوند در روح نوشته شده بود ،دریافت کرد .و موسی چون آنها را دریافت کرد ،آنها را پایین آورد تا به قوم بسپارد. ۱۴و خداوند به موسی گفت« :موسی ،موسی ،زود پایین برو ،زیرا قومی که از سرزمین مصر بیرون آوردی ،شرارت ورزیدهاند». ۱۵و موسی فهمید که دوباره تمثال ریختهشدهای برپا کردهاند ،پس دو لوح را از دست خود انداخت و لوحهای عهد خداوند شکسته شد. پس موسی آنها را پذیرفت ،اما آنها شایسته نبودند. ۱۶پس اکنون ببینید که چگونه آنها را پذیرفتهایم .موسی ،چون بنده بود ،آنها را گرفت ،اما خود خداوند آنها را به ما داده است تا ما قوم میراث او باشیم ،زیرا برای ما رنج کشیده است. ۱۷پس او آشکار شد تا ایشان پیمانه گناهان خود را به کمال رسانند و ما که از طریق او وارث شدهایم ،عهد خداوند عیسی را دریافت کنیم. ۱۸و باز پیامبر میگوید« :اینک تو را نوری برای امتها قرار دادهام تا نجاتدهنده هم هه اقصای زمین باشی» .این را خداوند خدایی که تو را نجات داده است میگوید. ۱۹که برای همین منظور آماده شده بود تا با ظهور خود ،دلهای ما را که پیش از این توسط مرگ بلعیده شده و به بینظمی گمراهی سپرده شده بود ،از تاریکی رهایی بخشد و با کلم خود با ما عهدی استوار سازد. ۲۰زیرا چنین نوشته شده است که پدر با رهایی ما از تاریکی ،به او فرمان داد تا قومی مقدس برای خود آماده کند. ۲۱از این رو ،پیامبر میگوید :من ،خداوند ،خدای تو ،تو را به پارسایی خواندهام ،و تو را به دستت خواهم گرفت و تقویت خواهم کرد .و تو را عهد قوم ،و نور امتها خواهم گردانید .تا چشمان نابینایان را باز کنی ،زندانیان را از زندان و کسانی را که در تاریکی نشستهاند ،از زندان بیرون آوری. ۲۲پس بنگرید که از کجا نجات یافتهایم .و باز پیامبر میگوید :روح خداوند بر من است ،زیرا مرا مسح کرده است .او مرا فرستاده است تا به فروتنان مژده دهم ،دلهای شکسته را التیام بخشم ،به اسیران بخشش و به نابینایان بینایی را موعظه کنم ،سال پسندیده خداوند و روز جبران را اعلم کنم و همه سوگواران را تسلی دهم. فصل ۱۳ ۱علوه بر این ،در مورد سبت ،در ده فرمانی که خدا در کوه سینا رو در رو با موسی فرمود ،نوشته شده است :سبت خداوند را با دستان پاک و دلی پاک تقدیس کنید. ۲و در جای دیگر میگوید« :اگر فرزندان تو سبتهای مرا نگه دارند ،رحمت خود را بر آنها خواهم نهاد». ۳و حتی در آغاز آفرینش ،از روز سبت یاد میکند .و خدا در شش روز کارهای دست خود را ساخت؛ و آنها را در روز هفتم به پایان رساند ،و روز هفتم را آرام گرفت و آن را تقدیس کرد. ۴فرزندانم ،ببینید این چه معنایی دارد ،او آنها را در شش روز به پایان رساند .معنایش این است که در شش هزار سال ،خداوند همه چیز را به پایان خواهد رساند. ۵زیرا نزد او یک روز هزار سال است ،چنانکه خودش شهادت میدهد و میگوید« :اینک این روز مانند هزار سال خواهد بود» .بنابراین، ای فرزندان ،در شش روز ،یعنی در شش هزار سال ،همه چیز به انجام خواهد رسید. ۶و منظور او از اینکه میگوید« :و روز هفتم را آرام گرفت» ،این است که وقتی پسرش بیاید و دوره شریران را لغو کند و بیدینان را داوری کند و خورشید و ماه و ستارگان را تغییر دهد ،آنگاه او در آن روز هفتم با شکوه آرام خواهد گرفت. ۷او در آخر اضافه میکند« :آن را با دستان پاک و قلب پاک تقدیس خواهی کرد» .بنابراین ،اگر تصور کنیم که اکنون کسی میتواند آن روزی را که خدا مقدس کرده است ،بدون داشتن قلبی پاک در همه چیز ،تقدیس کند ،بسیار فریب خوردهایم. ۸پس بنگرید ،آنگاه او آن را به راستی با آرامشی فرخنده تقدیس خواهد کرد ،آنگاه که ما (پس از دریافت وعده پارسایی ،آنگاه که دیگر گناهی نباشد ،همه چیز از جانب خداوند تازه شود) بتوانیم آن را تقدیس کنیم ،زیرا خود نخست مقدس شدهایم. ۹در آخر ،به ایشان میگوید« :ماههای نو شما و شما :من نمیتوانم آنها را تحمل کنم .ببینید منظور او از این حرف چیست؛ او میگوید : «سبتهایی که اکنون شما نگه میدارید برای من قابل قبول نیستند ،بلکه آنهایی هستند که من ساختهام؛ وقتی از همه چیز آرام بگیرم ،روز هشتم ،یعنی آغاز جهان دیگر را آغاز خواهم کرد». ۱۰به همین دلیل ،ما روز هشتم را با شادی جشن میگیریم ،روزی که عیسی از مردگان برخاست و پس از آنکه خود را به شاگردانش آشکار کرد ،به آسمان صعود نمود. ۱۱هنوز مانده است که درباره معبد با شما سخن بگویم که چگونه این مردان بدبخت ،فریب خورده ،به این خانه توکل کردهاند و نه به خو ند خدایی که آنها را ساخته است ،گویی که آنجا مسکن خداست.
رساله عمومی برنابا
۱۲زیرا بسیار شبیه به غیریهودیان ،او را در معبد تقدیس کردند. ۱۳پس بیاموزید که خداوند چگونه سخن میگوید و معبد را بیهوده میداند :کیست که آسمان را با وجب و زمین را با دست خود پیموده است؟ آیا من نیستم؟ خداوند چنین میگوید :آسمان تخت من و زمین کرسی زیر پای من است .خانهای که برای من خواهید ساخت چیست؟ یا مکان آرامش من چیست؟ پس بدانید که تمام امید ایشان بیهوده است. ۱۴و باز به این طریق میگوید« :اینک آنان که این معبد را ویران کردند ،دوباره آن را خواهند ساخت» .و چنین شد؛ زیرا اکنون دشمنانشان در جنگهایشان آن را ویران کردهاند و بندگان دشمنانشان آن را ساختهاند. ۱۵علوه بر این ،آشکار شده است که چگونه شهر و معبد و قوم اسرائیل باید تسلیم شوند .زیرا کتاب مقدس میگوید« :و در روزهای آخر چنین خواهد شد که خداوند گوسفندان مرتع خود و آغل و برج آنها را به نابودی تسلیم خواهد کرد» .و همانطور که خداوند گفته بود ،چنین خواهد شد. ۱۶پس بیایید بپرسیم که آیا معبدی برای خدا وجود دارد؟ بله ،وجود دارد؛ و در آنجا ،جایی که خود او اعلم میکند که آن را خواهد ساخت و کامل خواهد کرد .زیرا نوشته شده است :و به محض اینکه هفته به پایان برسد ،معبد خداوند با شکوه به نام خداوند ساخته خواهد شد. ۱۷بنابراین ،من دریافتهام که معبدی وجود دارد .اما چگونه میتوان آن را به نام خداوند ساخت؟ من به شما نشان خواهم داد. ۱۸پیش از آن ،ما به خدا ایمان داشتیم ،اما خانه دل ما همچون معبدی که به دست خود ساخته شده باشد ،فاسد و سست بود. ۱۹زیرا آن خانهای پر از بتپرستی و خان هه شیاطین بود ،زیرا در آن هر آنچه خلف خدا بود ،انجام میشد .اما به نام خداوند ساخته خواهد شد. ۲۰در نظر بگیرید که چگونه معبد خداوند با شکوه بسیار ساخته خواهد شد؛ و به چه وسیلهای این کار انجام خواهد شد ،بیاموزید. ۲۱پس از دریافت آمرزش گناهانمان و توکل به نام خداوند ،ما تازه میشویم و از نو آفریده میشویم ،گویی از ابتدا آفریده شدهایم .از این رو ،خدا حقیقتا ا در خانه ما ،یعنی در ما ،ساکن است. ۲۲اما او چگونه در ما ساکن میشود؟ کلم ایمان او ،دعوت وعده او ،حکمت احکام عادلنه او ،احکام تعلیم او؛ او خود در ما نبوت میکند، او خود در ما ساکن است و دروازه معبد ما ،یعنی دهان حکمت را به روی ما که در بند مرگ بودیم ،میگشاید ،زیرا به ما توبه بخشیده است؛ و به این وسیله ما را به معبدی فسادناپذیر تبدیل کرده است. ۲۳پس آنکه میخواهد نجات یابد ،به آن مرد نمینگرد ،بلکه به آن کسی که در او ساکن است و به وسیل هه او سخن میگوید ،و از اینکه هرگز چنین سخنانی را از دهان او نشنیده و هرگز نخواسته است بشنود ،متحیر میشود. ۲۴این آن معبد روحانی است که برای خداوند ساخته شده است. فصل ۱۴ ۱و بدین ترتیب ،امیدوارم که تا حد امکان و با نهایت سادگی ،چیزهایی را که برای رستگاری شما لزم است ،برای شما بیان کرده باشم، به طوری که چیزی را که ممکن است برای آن لزم باشد ،از قلم نینداخته باشم. ث ۲زیرا اگر درباره امور حال و آینده بیشتر سخن بگویم ،شما هنوز آنها را نخواهید فهمید ،زیرا در قالب ثمثل بیان میشوند .پس همین برای این امور کافی است. ۳حال به نوع دیگری از دانش و تعلیم میپردازیم .دو راه برای تعلیم و قدرت وجود دارد؛ یکی نور و دیگری تاریکی. ۴اما بین این دو راه تفاوت زیادی وجود دارد :زیرا بر یکی فرشتگان خدا ،رهبران راه نور ،و بر دیگری فرشتگان شیطان گمارده شدهاند .و یکی خداوند از ازل تا ابد است؛ دیگری فرمانروای زمان بیعدالتی. ۵حال ،راه نور این است ،اگر کسی بخواهد به مکانی که برای او مقرر شده است برسد و با اعمال خود به آنجا شتابد .و دانشی که به ما داده شده است تا در آن گام برداریم ،به این معنی است :او را که تو را آفریده دوست خواهی داشت .او را که تو را از مرگ رهایی داده است ،ستایش خواهی کرد. ۶سادهدل و غنیروح باش .به کسانی که در راه مرگ گام برمیدارند ،نچسب .از انجام هر کاری که خدا را خشنود نمیکند ،متنفر باش .از هرگونه ریاکاری بیزار باش .هیچ یک از فرامین خداوند را نادیده نگیر. ۷خود را بزرگ مشمار ،بلکه فروتن باش .برای خود عزت نفس قائل مشو .علیه همسایهات مشورت بد نکن .در دل خود بیش از حد مطمئن نباش. ۸زنا و فسق مکن .خود را با مردم فاسد مساز .کلم خدا را به هیچ ناپاکی به کار مبر. ۹وقتی کسی را به خاطر گناهش سرزنش میکنی ،از کسی ایراد نگیر .با ملیمت و آرامش رفتار کن .از شنیدن سخنان او بترس .در دلت کینهای نسبت به برادرت نگه ندار .در اینکه آیا این کار را خواهی کرد یا نه ،شکی به دل راه مده. ۱۰نام خداوند را بیهوده به زبان نیاور .همسایهات را بیش از جان خود دوست بدار. ۱۱نطفههای خود را پیش از به دنیا آمدنشان نابود مکن و پس از به دنیا آمدنشان آنها را نکش. ۱۲دست خود را از پسر یا دخترت برندار ،بلکه از کودکی ترس خداوند را به ایشان بیاموز. ۱۳به اموال همسایهات طمع نورز؛ و ستمگر مباش .دلت با متکبران نپیوند؛ بلکه در زمرهی پارسایان و فروتنان خواهی بود .هر اتفاقی که برایت بیفتد ،آن را نیکو خواهی یافت. ۱۴دو دل و دو زبان مباش ،زیرا دو زبانی دام مرگ است .با ترس و احترام ،مطیع خداوند و اربابان پستتر از خود باش ،چنانکه از نمایندگان خدا. ۱۵در فرمانهایت با هیچ یک از بندگانت که به خدا توکل دارند ،تلخی مکن ،مبادا از او که مافوق هر دو است ،بترسی؛ زیرا او نیامده است تا کسی را به طرفداری از اشخاص فرا بخواند ،بلکه هر که را که روح آماده کرده باشد.
رساله عمومی برنابا
۱۶از هر چه داری به همسایهات بگو؛ چیزی را از آن خود مپندار؛ زیرا اگر در چیزهای فسادناپذیر شریک میشوید ،چقدر بیشتر باید در چیزهای فسادپذیر شریک شوید؟ ۱۷در سخن گفتن پیشقدم مشو ،زیرا دهان دام مرگ است .با تمام توان برای جان خود تلش کن .دست خود را برای گرفتن دراز مکن ،و وقتی باید بدهی ،آن را دریغ منما. ۱۸هر که کلم خداوند را به تو میگوید ،همچون مردمک چشمت دوست بدار .روز و شب ،داوری آینده را به یاد خود بخوان. ۱۹هر روز اشخاص درستکار را جستجو کن و با هم مشورت کن و دیگران را با کلم نصیحت کن و در مورد چگونگی نجات جان دیگران تأمل کن. ۲۰همچنین با دستهای خود به فقرا کمک کن تا گناهانت بخشیده شود .در مورد دادن یا ندادن فکر نکن و پس از دادن ،از آن شکایت نکن. ۲۱به هر که سؤال میکند ،ببخش ،تا بدانی چه کسی پاداشدهندهی نیکوی هدایای توست. ۲۲آنچه را که دریافت کردهای ،نگه دار؛ نه چیزی به آن اضافه کن و نه از آن کم کن. ۲۳بگذار شریران همیشه مورد نفرت تو باشند .تو با عدالت داوری خواهی کرد .هرگز تفرقه ایجاد نخواهی کرد ،بلکه بین کسانی که با هم اختلف دارند صلح برقرار خواهی کرد و آنها را با هم متحد خواهی ساخت. ۲۴به گناهان خود اعتراف کن و با وجدان بد به دعای خود نیا. ۲۵این راه نور است. فصل ۱۵ ۱اما راه تاریکی کج و پر از لعنت است ،زیرا این راه ،راه مرگ ابدی با مجازات است؛ و کسانی که در آن گام برمیدارند ،با چیزهایی روبرو میشوند که جانشان را نابود میکند. ۲چنینند :بتپرستی ،اعتماد به نفس ،غرور قدرت ،ریا ،دو دلی ،زنا ،قتل ،تجاوز ،غرور ،گناه ،فریب ،بدخواهی ،تکبر ،جادوگری ،طمع و فقدان ترس از خدا. ۳در این راه ،کسانی گام برمیدارند که به نیکوکاران جفا میرسانند؛ از حقیقت متنفرند؛ دروغ را دوست دارند؛ پاداش پارسایی را نمیدانند و به هیچ چیز خوبی نمیچسبند. ۴که با بیوهزنان و یتیمان به عدالت رفتار نمیکنند ،و در پی شرارت هستند و نه از ترس خداوند، ۵از ایشان حلم و بردباری دور است؛ که بطالت را دوست میدارند و در پی پاداش هستند؛ بر فقیران ترحم نمیکنند و بر گرانباران و ستمدیدگان رنج نمیبرند. ۶آماده بدگویی هستند ،زیرا خالق خود را نمیشناسند؛ قاتلن کودکان؛ فاسدکنندگان مخلوقات خدا؛ که از نیازمندان روی میگردانند؛ بر ستمدیدگان ظلم میکنند؛ از ثروتمندان حمایت میکنند ،اما فقرا را به ناحق داوری میکنند؛ و همگی گناهکارند. ۷پس شایسته است که با آموختن فرامین عادلنه خداوند که پیش از این ذکر کردیم ،در آنها سلوک کنیم .زیرا هر که چنین کند ،در پادشاهی خدا جلل خواهد یافت. ۸اما کسی که بخش دیگر را برگزیند ،با اعمالش نابود خواهد شد .به همین دلیل ،هم رستاخیز و هم عذاب خواهد بود. ۹از کسانی که در میان شما جایگاه والیی دارند ،التماس میکنم (اگر چنین است ،نصیحتی را که با نیت خیر به شما ارائه میدهم ،بپذیرید)، کسانی را با خود دارید که میتوانید به آنها نیکی کنید؛ آنها را رها نکنید. ۱۰زیرا روزی که همه چیز به همراه شریر نابود خواهد شد ،نزدیک است .خداوند نزدیک است و پاداش او با اوست. ۱۱بنابراین ،بارها و بارها از شما التماس میکنم که برای یکدیگر قانونگذاران خوبی باشید؛ همچنان مشاوران وفاداری برای یکدیگر باشید؛ هرگونه ریاکاری را از میان خود دور کنید. ۱۲و باشد که خدا ،پروردگار تمام جهان ،به شما حکمت ،دانش ،مشورت و فهم داوریهایش را با صبر عطا فرماید. ۱۳از خدا تعلیم بگیرید؛ آنچه را که خداوند از شما میخواهد ،بجویید و آن را انجام دهید تا در روز داوری نجات یابید. ۱۴و اگر در میان شما خاطرهای از نیکی هست ،درباره من بیندیشید؛ در این چیزها تأمل کنید ،تا هم آرزوی من و هم مراقبت من برای شما به خیر و نیکی منجر شود. ۱۵از تو التماس میکنم؛ این را به عنوان لطفی از تو میخواهم که تا در این خیمه زیبای بدن هستی ،در هیچ یک از این چیزها محتاج نباشی؛ بلکه پیوسته آنها را بطلب و هر فرمان را به جا آور .زیرا این چیزها شایسته و سزاوار انجام دادن هستند. ۱۶از این رو ،با کوشش بیشتر ،به اندازه تواناییام ،برای شما نوشتم تا شاد شوید .بدرود ،فرزندان ،از عشق و آرامش. ۱۷ای خداون ند جلل و تمام فیض ،با روح تو باد ،آمین.