اشعیا فصل ۱ ۱رؤیای اشعیا پسر آموص که آن را درباره یهودا و اورشلیم در ایام عزیا و یوتام و آحاز و حزقیا ،پادشاهان یهودا ،دید. ۲ای آسمان بشنو و ای زمین گوش فرا ده ،زیرا خداوند فرموده است :من فرزندان را پرورانده و بزرگ کردهام ،اما آنها علیه من شورش کردهاند. ۳گاو صاحب خود را و الغ آخور صاحبش را میشناسد ،اما اسرائیل نمیشناسد و قوم من نمیفهمد. ۴ای امت گناهکار ،ای قومی که بار گناه بر دوش دارید ،ای نسل شریران ،ای فرزندان فاسد !ایشان خداوند را ترک کردهاند ،ای قدوس اسرائیل را به خشم آوردهاند ،و به عقب برگشتهاند. ۵چرا باید بیشتر آسیب ببینید؟ شما بیشتر و بیشتر طغیان خواهید کرد :تمام سرتان بیمار و تمام دلتان بیمار است. ۶از کف پا تا به سر در آن هیچ تندرستی نیست ،بلکه جراحات و کوفتگیها و زخمهای متعفن که نه بخیه شدهاند و نه بسته شدهاند و نه با مرهم التیام یافتهاند. ۷کشور شما ویران شده و شهرهایتان در آتش سوخته است .سرزمین شما را بیگانگان در حضورتان میخورند و ویران شده ،گویی به دست بیگانگان سرنگون شده است. ۸و دختر صهیون مثل کلبهای در تاکستان ،مانند کلبهای در باغ خیار ،و مانند شهری محاصره شده ،متروک مانده است. ۹اگر یهوه صبایوت باقیماندگان بسیار اندکی برای ما باقی نمیگذاشت ،مانند سدوم میشدیم و مانند عموره میگشتیم. ۱۰ای حاکمان سدوم ،کلم خداوند را بشنوید؛ ای قوم عموره ،به شریعت خدای ما گوش فرا دهید. ۱۱خداوند میگوید :از کثرت قربانیهای شما برای من چه فایدهای دارد؟ من از قربانیهای سوختنی قوچها و پیه پرواریها سیر شدهام و از خون گاوها و برهها و بزهای نر لذت نمیبرم. ۱۲وقتی که میآیید تا در حضور من حاضر شوید ،چه کسی این را از شما خواسته است که دربار مرا پایمال کنید؟ ۱۳دیگر هدایای بیهوده نیاورید؛ بخور نزد من مکروه است؛ من نمیتوانم از هلل ماه و سبت و دعوت به گردهماییها چشمپوشی کنم؛ حتی جلس هه رسمی نیز گناه است. ۱۴جان من از ماههای نو و اعیاد شما بیزار است؛ آنها مای هه زحمت من شدهاند و از تحمل آنها خسته شدهام. ۱۵و چون دستهای خود را دراز کنید ،چشمان خود را از شما خواهم پوشانید ،و چون دعای بسیار کنید ،اجابت نخواهم کرد ،زیرا دستهای شما پر از خون است. بدی اعمالتان را از نظر من دور کنید؛ از شرارت دست بردارید. کنید؛ پاک ۱۶خود را بشویید و ی ۱۷نیکویی کردن را بیاموزید؛ به دنبال عدالت باشید ،مظلومان را یاری کنید ،یتیمان را دادرسی کنید و از بیوهزنان حمایت کنید. ۱۸اکنون بیایید و با هم استدلل کنیم ،خداوند میگوید :اگرچه گناهان شما چون ارغوان باشد ،مانند برف سفید خواهد شد؛ اگرچه مانند قرمز سرخ باشد ،مانند پشم خواهد شد. ۱۹اگر راغب و مطیع باشید ،از نیکویی زمین خواهید خورد. ۲۰اما اگر ابا کنید و تمرد ورزید ،شمشیر شما را خواهد خورد ،زیرا دهان خداوند این را گفته است. ۲۱چگونه شهر امین ،فاحشه شده است؟ شهری که پر از عدالت بود و عدالت در آن ساکن بود ،اما اکنون قاتلن در آن ساکنند. ۲۲نقرهات ددرد شده و شرابت با آب آمیخته گشته است. ۲۳سروران تو یاغی و رفیق دزدانند .هم هه ایشان هدیه را دوست میدارند و در پی پاداش میروند .یتیمان را دادرسی نمیکنند و دعوی بیوهزنان به ایشان نمیرسد. ۲۴بنابراین خداوند ،یهوه صبایوت ،قدیر اسرائیل میگوید« :هان ،من خود را از دشمنانم آرام خواهم کرد و از دشمنانم انتقام خواهم گرفت». ل ۲۵و دست خود را بر تو برگردانیده ،کثافت تو را کامل پاک خواهم کرد ،و تمامی زنگار تو را خواهم برداشت. ۲۶و داوران تو را مانند اول و مشیران تو را مانند ابتدا خواهم برگردانید و بعد از آن ،تو شهر عدالت و شهر امین نامیده خواهی شد. ۲۷صهیون با داوری نجات خواهد یافت و ایمان آورندگانش با عدالت. ۲۸و هلکت عاصیان و گناهکاران با هم خواهد بود ،و آنانی که خداوند را ترک میکنند ،هلک خواهند شد. ۲۹زیرا ایشان از بلوطهایی که شما آرزو داشتید ،شرمنده خواهند شد ،و شما از باغهایی که برگزیدهاید ،شرمنده خواهید گردید. ۳۰زیرا شما مانند بلوطی خواهید بود که برگش پژمرده میشود ،و مانند باغی که آب ندارد. ۳۱و زورآور مثل یدککش و سازندهاش مانند جرقه خواهد بود ،و هر دو با هم خواهند سوخت و خاموشکنندهای نخواهد بود. فصل ۲ ۱کلمی که اشعیا ابن آموص درباره یهودا و اورشلیم دید. ۲و در ایام آخر واقع خواهد شد که کوه خانه خداوند بر قله کوهها ثابت خواهد شد و بر فراز تپهها برافراشته خواهد گردید و جمیع امتها به سوی آن روان خواهند شد. ۳و قومهای بسیاری خواهند رفت و خواهند گفت« :بیایید تا به کوه خداوند ،به خانه خدای یعقوب ،برویم تا راههای خود را به ما بیاموزد و ما در راههای او گام برداریم ».زیرا شریعت از صهیون و کلم خداوند از اورشلیم صادر خواهد شد.
اشعیا
۴و او در میان امتها داوری خواهد کرد و قومهای بسیاری را توبیخ خواهد نمود و ایشان شمشیرهای خود را برای گاوآهن و نیزههای ارهها خواهند شکست .امتی بر امتی شمشیر نخواهد کشید و دیگر جنگ را نخواهند آموخت. خود را برای ر ۵ای خاندان یعقوب ،بیایید و در نور خداوند گام برداریم. ۶بنابراین قوم خود ،خاندان یعقوب را ترک کردهای ،زیرا ایشان از مشرق تجدید نیرو شدهاند و مانند فلسطینیان فالگیر هستند و از فرزندان بیگانگان خشنودند. ۷سرزمین ایشان نیز پر از نقره و طلست ،و خزاین ایشان را پایانی نیست؛ سرزمین ایشان نیز پر از اسب است ،و ارابههای ایشان را پایانی نیست. ۸سرزمین ایشان نیز پر از بتهاست؛ صنعت دست خود را که با انگشتان خویش ساختهاند ،میپرستند. ۹و شخص پست و حقیر خم میشود و شخص بزرگ فروتن میگردد ،پس ایشان را مبخش. ۱۰از ترس خداوند و از کبریای جلل او ،به صخره داخل شو و خود را در خاک پنهان کن. ۱۱نگاههای متکبران هه انسان پست و تکبر مردان خم خواهد شد ،و در آن روز تنها خداوند متعال خواهد بود. ۱۲زیرا روز یهوه صبایوت بر هر که متکبر و مغرور است و بر هر که خود را مغرور میسازد ،خواهد بود و او پست خواهد گردید. ۱۳و بر هم هه سروهای بلند و برافراشت هه لبنان ،و بر هم هه بلوطهای باشان، ۱۴و بر همه کوههای بلند و بر همه تپههای مرتفع، ۱۵و بر هر برج بلند و بر هر دیوار حصاردار، ۱۶و بر همه کشتیهای ترشیش و بر همه تصاویر زیبا. ۱۷و تکبر انسان خم خواهد شد و تکبر مردان پست خواهد گردید ،و در آن روز تنها خداوند متعال خواهد بود. ۱۸و بتها را بالکل نابود خواهد کرد. ۱۹و ایشان به مغارههای صخرهها و غارهای زمین خواهند رفت ،از ترس خداوند و از کبریای جلل او ،هنگامی که او برخیزد تا زمین را به شدت بلرزاند. ۲۰در آن روز ،آدمیان بتهای نقره و بتهای طلی خود را که هر یک برای پرستش خود ساختهاند ،نزد موشهای کور و خفاشها خواهند انداخت. ۲۱تا به شکاف صخرهها و به قلههای صخرههای ناهموار بروند ،از ترس خداوند و از کبریای جلل او ،هنگامی که او برخیزد تا زمین را به شدت متزلزل کند. ۲۲از انسانی که نفسش در بینیاش است دست بردارید ،زیرا او به چه چیزی محسوب میشود؟ فصل ۳ ۱زیرا اینک خداوند ،خداوند لشکرها ،عصا و چوبدستی را از اورشلیم و یهودا دور خواهد کرد ،یعنی تمامی نان و تمامی آب را. ۲مرد دلور و مرد جنگ ،داور و نبی و دانا و پیر، ۳سردار پنجاه نفر و مرد شریف و مشاور و صنعتگر ماهر و خطیب فصیح. ۴و کودکان را بر ایشان حاکم خواهم ساخت و نوزادان بر ایشان حکومت خواهند کرد. ۵و قوم مظلوم خواهند شد ،هر کس از دیگری و هر کس از همسایهاش .کودک با تکبر بر پیران و فرومایگان بر شریفان رفتار خواهند کرد. ۶چون مردی برادر خود را از خاندان پدرش گرفته ،گوید« :تو را رخت است ،حاکم ما باش و این ویرانی زیر دست تو باشد». ۷در آن روز او سوگند یاد خواهد کرد و خواهد گفت« :من شفادهنده نخواهم بود ،زیرا در خانه من نه نان است و نه لباس .مرا حاکم مردم قرار ندهید». ۸زیرا اورشلیم ویران شده و یهودا سقوط کرده است ،زیرا زبان و اعمال ایشان بر ضد خداوند است تا چشمان جلل او را به خشم آورند. ۹ظاهر چهرههایشان علیه آنها شهادت میدهد و گناه خود را مانند سدوم آشکار میکنند و آن را پنهان نمیدارند .وای بر جانشان ،زیرا به خود بدی کردهاند. ۱۰به پارسایان بگویید که برایشان سعادتمند خواهد بود ،زیرا از ثمره اعمال خود خواهند خورد. ۱۱وای بر شریر ،او را عذاب خواهد داد ،زیرا پاداش اعمالش به او داده خواهد شد. ۱۲اما قوم من ،کودکان بر ایشان ستم میکنند و زنان بر ایشان حکومت میکنند .ای قوم من ،آنان که شما را هدایت میکنند ،شما را گمراه میکنند و راه شما را خراب میکنند. ۱۳خداوند برای دادخواهی برمیخیزد ،و برای داوری قومها ایستاده است. ۱۴خداوند با بزرگان قوم خود و بزرگانشان به محاکمه خواهد آمد ،زیرا شما تاکستان را خوردهاید و غنیمت فقرا در خانههای شماست. ۱۵خداوند یهوه صبایوت میگوید :شما را چه شده است که قوم مرا تکهتکه میکنید و روی فقیران را میکوبید؟ ۱۶و خداوند میگوید« :از این جهت که دختران صهیون متکبر هستند و با گردنهای افراشته و چشمان پر از گناه راه میروند ،و با ناز و نوازش راه میروند و با پاهای خود جرنگ جرنگ به صدا در میآورند». ۱۷بنابراین خداوند فرق سر دختران صهیون را به ککل خواهد زد ،و خداوند اعضای پنهان ایشان را آشکار خواهد ساخت. ۱۸در آن روز ،خداوند زینتهای جرنگ جرنگ دور پاهایشان ،و پاشنههایشان ،و چرخهای گردشان مانند ماه را از آنها خواهد گرفت. ۱۹زنجیرها و دستبندها و شالها، ۲۰کلهها و زینتهای ساق پا و پیشانیبندها و لوحها و گوشوارهها، ۲۱انگشترها و نگینهای بینی،
اشعیا
۲۲جامههای متغیر ،و رداها ،و شالها ،و سنجاقهای ترد، ۲۳عینکها و پارچههای کتانی نفیس و کلهها و روبندها. ۲۴و چنین خواهد شد که به جای بوی خوش ،بوی بد ،و به جای کمربند ،پارگی ،و به جای موی خوشفرم ،کچلی ،و به جای لباس زیر، کمربند پلس ،و به جای زیبایی ،سوزش خواهد بود. ۲۵مردانت به شمشیر و شجاعانت در جنگ خواهند افتاد. ۲۶و دروازههایش ناله و ماتم خواهند کرد ،و او ویران شده ،بر زمین خواهد نشست. فصل ۴ ۱و در آن روز ،هفت زن به یک مرد متمسک شده ،خواهند گفت« :ما نان خود را خواهیم خورد و لباس خود را خواهیم پوشید ،فقط بگذار نام تو بر ما خوانده شود تا ننگ ما برداشته شود». ۲در آن روز شاخه خداوند زیبا و باشکوه خواهد بود ،و میوه زمین برای نجاتیافتگان اسرائیل عالی و دلربا خواهد بود. ۳و واقع خواهد شد که هر که در صهیون باقی بماند و هر که در اورشلیم باقی بماند ،مقدس خوانده خواهد شد ،یعنی هر که در اورشلیم در شمار زندگان مکتوب باشد. ۴هنگامی که خداوند پلیدی دختران صهیون را بشوید و خون اورشلیم را از میان آن به روح داوری و به روح آتش پاک کند. ۵و خداوند بر هر مسکن کوه صهیون و بر محفلهایش ،ابر و دود در روز و درخشش آتش مشتعل در شب خواهد آفرید ،زیرا بر تمامی جلل ،دفاعی خواهد بود. ۶و در روز ،سایبانی برای سایه از گرما و برای پناهگاه و برای پناه از طوفان و باران خواهد بود. فصل ۵ ۱اکنون سرودی از محبوبم که تاکستانش را لمس میکند ،برای محبوبم خواهم خواند .محبوب من تاکستانی در تپهای بسیار بارور دارد. ۲و آن را حصار کشید و سنگهایش را جمع کرد و بهترین تاک را در آن کاشت و برجی در میانش ساخت و چرخشتی نیز در آن کند .و منتظر بود که انگور بیاورد ،و انگور وحشی آورد. ۳و حال ،ای ساکنان اورشلیم و ای مردان یهودا ،از شما خواهش میکنم که میان من و تاکستانم داوری کنید. ۴دیگر چه کاری میتوانست با تاکستان من انجام شود که در آن انجام ندادم؟ از این رو ،چون منتظر بودم که انگور بیاورد ،انگور وحشی آورد. ۵و اکنون برو تا به تو بگویم که با تاکستان خود چه خواهم کرد :پرچین آن را برمیدارم و خورده خواهد شد و دیوارش را خراب میکنم و پایمال خواهد شد. ۶و آن را ویران خواهم کرد؛ نه هرس خواهد شد و نه کنده خواهد شد ،بلکه خار و خس در آن خواهد رویید .به ابرها نیز امر خواهم کرد که بر آن باران نبارانند. ۷زیرا تاکستان یهوه صبایوت ،خاندان اسرائیل است و مردان یهودا نهال دلنگیز او .او برای انصاف انتظار کشید ،اما اینک ظلم؛ برای عدالت ،اما اینک فریاد. ۸وای بر آنان که خانه را به خانه ملحق میکنند و مزرعه را به مزرعه پهن میکنند تا جایی باقی نماند ،و در میان زمین تنها میمانند! ۹خداوند لشکرها در گوش من گفت« :به راستی بسیاری از خانهها ،حتی خانههای بزرگ و زیبا ،ویران و غیرمسکون خواهند شد». ۱۰آری ،ده جریب تاکستان یک بط (نوعی انگور )و بذر یک حومر یک ایفه (نوعی شراب )خواهد داد. ۱۱وای بر آنان که صبح زود برمیخیزند تا در پی مسکرات بروند؛ و تا شب دوام میآورند ،تا شراب ایشان را مشتعل سازد! ۱۲و بربط و بربط و دف و نی و شراب در ضیافتهای ایشان است ،اما به عمل خداوند نظر نمیکنند و به عمل دستهای او نمیاندیشند. ۱۳از این رو قوم من به سبب بیدانشی به اسارت رفتهاند و شریفانشان گرسنه و جمعیتشان از تشنگی خشک شدهاند. ۱۴از این رو ،جهنم خود را بزرگ کرده و دهان خود را بیحد و حصر گشوده است .و جلل و کثرت و جلل ایشان ،و هر که شادمان شود ،به آن فرود خواهد آمد. ۱۵و مرد پست به زیر خواهد آمد و مرد قدرتمند پست خواهد شد ،و چشمان متکبران پست خواهد گردید. ۱۶اما یهوه صبایوت در داوری متعال خواهد بود ،و خدای قدوس در عدالت تقدیس خواهد گردید. بایر فربهها خواهند خورد. ۱۷آنگاه برهها به عادت خود خواهند چرید ،و غریبان از جایهای ی ۱۸وای بر آنان که گناه را با ریسمانهای بطالت و گناه را گویی با طناب ارابه میکشند. ۱۹که میگویند« :بگذارید او شتاب کند و کار خود را شتاب بخشد تا آن را ببینیم .و بگذارید تدبیر قدوس اسرائیل نزدیک شود و بیاید تا آن را بدانیم». ۲۰وای بر آنان که بدی را نیکویی و نیکی را بدی مینامند؛ که تاریکی را به جای نور و نور را به جای تاریکی میگذارند؛ که تلخی را به جای شیرینی و شیرینی را به جای تلخی میگذارند! ۲۱وای بر آنان که خود را حکیم و خود را دانا میپندارند! ۲۲وای بر آنان که برای نوشیدن شراب زورآورند ،و برای آمیختن مسکرات ،مردانی زورمندند. ۲۳که شریر را برای پاداش عادل میشمارند ،و پارسایی پارسا را از او میگیرند! ۲۴بنابراین ،چنانکه آتش کاه را میخورد و شعله ،کاه را از بین میبرد ،ریشه ایشان پوسیدگی و شکوفههایشان مانند غبار پراکنده خواهد شد ،زیرا شریعت یهوه صبایوت را کنار گذاشته و کلم قدوس اسرائیل را خوار شمردهاند.
اشعیا
۲۵از این رو خشم خداوند بر قوم خود افروخته شده است و دست خود را بر ایشان دراز کرده ،ایشان را زده است .تپهها لرزیدند و لشههای ایشان در میان کوچهها پاره پاره شد .با این همه ،خشم او برگردانیده نشده ،بلکه دست او هنوز دراز است. ۲۶و او پرچمی را از دوردستها برای ملتها بلند خواهد کرد و از اقصای زمین برایشان صفیر خواهد زد؛ و اینک ،ایشان با شتاب خواهند آمد. ۲۷هیچکس در میان آنها خسته یا لغزان نخواهد بود؛ هیچکس چرت نخواهد زد و نخواهد خوابید؛ کمربند کمرشان باز نخواهد شد و بند کفششان گسیخته نخواهد شد. ۲۸که تیرهایشان تیز و کمانهایشان خمیده است ،سمهای اسبانشان مانند سنگ خارا و چرخهایشان مانند گردباد شمرده خواهد شد. ۲۹غرش ایشان مثل شیر خواهد بود ،مانند شیرهای ژیان غرش خواهند کرد .آری ،غرش خواهند کرد و طعمه را گرفته ،آن را به سلمت خواهند برد و کسی نیست که آن را رهایی دهد. ۳۰و در آن روز ،مانند خروش دریا بر ایشان خواهند خروشید .و اگر کسی به زمین بنگرد ،تاریکی و غم را خواهد دید و نور در آسمانش به تاریکی گراییده است. فصل ۶ ع رزیای پادشاه درگذشت ،خداوند را نیز دیدم که بر تختی بلند و رفیع نشسته بود و دامنهایش معبد را پر کرده بود. ۱در سالی که د ۲سرافیمها بالی آن ایستاده بودند :هر یک شش بال داشت؛ با دو بال روی خود را میپوشاند ،و با دو بال پاهای خود را ،و با دو بال پرواز میکرد. ۳و یکی دیگری را صدا زده ،میگفت« :قدوس ،قدوس ،قدوس ،یهوه صبایوت !تمامی زمین از جلل او مملو است». ۴و ستونهای در از آواز آن که فریاد میزد ،لرزید و خانه از دود پر شد. ۵آنگاه گفتم« :وای بر من که هلک شدهام ،زیرا مردی ناپاک لب هستم و در میان قومی ناپاک لب ساکنم ،زیرا چشمانم پادشاه ،یهوه صبایوت را دیده است». ۶آنگاه یکی از سرافین نزد من پرواز کرد ،در حالی که زغال گداختهای در دست داشت که آن را با انبر از روی قربانگاه گرفته بود. ۷و آن را بر دهانم گذاشت و گفت« :اینک این لبهای تو را لمس کرده است؛ و خطای تو رفع شده و گناه تو کفاره گشته است». ۸و آواز خداوند را شنیدم که میگفت« :که را بفرستم و کیست که برای ما برود؟ »پس گفتم« :اینک من هستم؛ مرا بفرست». ۹و گفت« :برو و به این قوم بگو :البته خواهید شنید ،اما نخواهید فهمید ،و البته خواهید دید ،اما نخواهید دید». ۱۰دل این قوم را فربه و گوشهایشان را سنگین کنید و چشمانشان را ببندید ،مبادا با چشمان خود ببینند و با گوشهای خود بشنوند و با دل خود بفهمند و بازگشت کنند و شفا یابند. ۱۱آنگاه گفتم ،ای خداوند ،تا به کی؟ او پاسخ داد« :تا زمانی که شهرها ویران و خالی از سکنه شوند ،و خانهها خالی از آدمی ،و زمین کاملل ویران گردد». ۱۲و خداوند آدمیان را به دوردستها برده است ،و ویرانی بزرگی در میان زمین پدید آمده است. ۱۳اما با این حال ،یک دهم آن در آن خواهد بود و دوباره برگردانده شده و خورده خواهد شد ،مانند درخت چنار و بلوط که وقتی برگهایشان ریخته میشود ،عصاره آنها در آنهاست؛ همچنین ذریرت مقدس عصاره آن خواهد بود. فصل ۷ ۱و در روزگار آحاز پسر یوتام ،پسر عزیا ،پادشاه یهودا ،واقع شد که رزین ،پادشاه سوریه ،و فقح ،پسر رملیا ،پادشاه اسرائیل ،به سوی اورشلیم رفتند تا با آن جنگ کنند ،اما نتوانستند بر آن پیروز شوند. ۲و به خاندان داود خبر رسید که سوریه با افرایم متحد شده است .پس دل او و دل قومش لرزید ،چنانکه درختان جنگل از باد به لرزه در میآیند. ۳آنگاه خداوند به اشعیا گفت« :تو و پسرت شاریاشوب ،به انتهای مجرای برکه بالیی ،در راه مزرعه گازر ،برای استقبال آحاز بیرون بروید». ۴و به او بگو« :آگاه باش و خاموش باش؛ از دو دم این شعلههای آتش ،از خشم شدید رزین با سوریه و پسر رملیا ،مترس و ضعیف مشو». ۵زیرا که سوریه و افرایم و پسر رملیا بر تو مشورت بد کردهاند و گفتهاند: 6بیایید بر یهودا یورش بریم و آن را محاصره کنیم و در آن رخنه ایجاد کنیم و پادشاهی در میانش قرار دهیم ،یعنی پسر طبئیل. ۷خداوند یهوه چنین میگوید« :این بجا آورده نخواهد شد و واقع نخواهد گردید». ۸زیرا که سر سوریه دمشق است و سر دمشق رصین ،و بعد از شصت و پنج سال افرایم شکسته خواهد شد ،به طوری که دیگر قومی نخواهد بود. ۹و سر افرایم سامره است و سر سامره پسر رملیا .اگر ایمان نیاورید ،هر آینه استوار نخواهید ماند. ۱۰و خداوند بار دیگر آحاز را خطاب کرده ،گفت: بلندی آسمان. در یا بخواه، ژرفا در ۱۱از یهوه ،خدای خود ،نشانهای بخواه؛ آن را یا ی ۱۲اما آحاز گفت« :من نخواهم پرسید و خداوند را امتحان نخواهم کرد». ۱۳و گفت« :ای خاندان داود ،بشنوید !آیا برای شما چیز کوچکی است که مردم را خسته کنید ،آیا میخواهید خدای مرا نیز خسته کنید؟» ۱۴بنابراین خود خداوند به شما آیتی خواهد داد :اینک باکرهای حامله شده ،پسری خواهد زایید و نام او را عمانوئیل خواهد نامید.
اشعیا
۱۵کره و عسل خواهد خورد تا بداند که از بدی دوری کند و خوبی را اختیار کند. ۱۶زیرا پیش از آنکه کودک بداند که بدی را ترک کند و خوبی را برگزیند ،زمینی که تو از آن بیزار هستی ،از هر دو پادشاهش متروک خواهد شد. ۱۷خداوند بر تو و بر قوم تو و بر خاندان پدرت ،ایامی را که از روزی که افرایم از یهودا جدا شد ،نیامده است ،یعنی پادشاه آشور را، نازل خواهد کرد. ۱۸و در آن روز واقع خواهد شد که خداوند برای مگسی که در اقصای نهرهای مصر است و برای زنبوری که در زمین آشور است صفیر خواهد زد. ۱۹و آنها خواهند آمد و همگی در درههای متروک و در سوراخهای صخرهها و بر روی همه خارها و بر روی همه بوتهها خواهند نشست. ۲۰در همان روز ،خداوند با تیغی که از آن سوی نهر ،یعنی از پادشاه آشور ،اجیر شده است ،موی سر و موی پاها را خواهد تراشید و ریش را نیز خواهد سوزاند. ۲۱و در آن روز واقع خواهد شد که مردی یک گاو جوان و دو گوسفند را پرورش خواهد داد. ۲۲و چنین خواهد شد که به سبب فراوانی شیری که به او میدهند ،کره خواهد خورد؛ زیرا هر که در زمین باقی بماند ،کره و عسل خواهد خورد. ۲۳و در آن روز واقع خواهد شد که هر جایی که هزار تاک به ازای هزار سکه نقره وجود داشته ،به جای خار و خس خواهد بود. ۲۴مردم با تیر و کمان به آنجا خواهند آمد ،زیرا تمام زمین پر از خار و خس خواهد شد. ۲۵و بر همه تپههایی که با بیل کنده میشوند ،ترس از خار و خس به آنجا نخواهد آمد ،بلکه برای فرستادن گاوان و پایمال کردن حیوانات پستتر خواهد بود. فصل ۸ ۱و خداوند به من گفت« :طوماری بزرگ برای خود بردار و با قلمی مردانه درباره کم یهرشکللحاشبکز در آن بنویس». ۲و من شاهدان امینی را برای شهادت نزد خود بردم ،یعنی اوریای کاهن و زکریا پسر یبرکیا. ۳و من نزد آن نبیه رفتم و او حامله شده پسری زایید .آنگاه خداوند به من گفت« :نام او را مهیرشاللحاشباز بگذار». ۴زیرا پیش از آنکه کودک بتواند فریاد بزند ،ای پدر من و ای مادر من ،ثروت دمشق و غنیمت سامره پیش پادشاه آشور به یغما خواهد رفت. ۵خداوند بار دیگر با من سخن گفت و گفت: ۶از آنجا که این قوم آبهای شیلوه را که به آرامی جاری است ،رد میکنند و از رصین و پسر رملیا شادمان هستند، ۷بنابراین ،اکنون اینک خداوند آبهای نیرومند و فراوان رودخانه ،یعنی پادشاه آشور و تمامی جلل او را بر ایشان برمیآورد .و او از همه جویهایش بال خواهد آمد و از همه کنارههایش عبور خواهد کرد. ۸و او از یهودا عبور خواهد کرد؛ طغیان خواهد کرد و عبور خواهد نمود ،تا به گردن خواهد رسید؛ و بالهایش ،ای عمانوئیل ،پهنای سرزمین تو را پر خواهد کرد. ۹ای قوم ،متحد شوید و تکه تکه شوید؛ و ای هم هه کشورهای دوردست ،گوش فرا دهید :کمر خود را ببندید و تکه تکه شوید؛ کمر خود را ببندید و تکه تکه شوید. ۱۰با هم مشورت کنید ،و باطل خواهد شد؛ سخن بگویید ،و بجا آورده نخواهد شد ،زیرا خدا با ماست. ۱۱زیرا خداوند با دست قوی با من چنین سخن گفت و مرا تعلیم داد که در راه این قوم گام برندارم و گفت: ۱۲به هم هه کسانی که این قوم به آنها میگویند« ،یک کنفدراسیون »نگویید؛ از ترس آنها نهراسید و نه هراسان باشید. ۱۳خداوند لشکرها را تقدیس کنید؛ و او ترس شما و ترس شما باشد. ۱۴و او برای هر دو خاندان اسرائیل سنگ لغزش و صخره لغزش ،و برای ساکنان اورشلیم دام و تله خواهد بود. ۱۵و بسیاری از ایشان لغزش خورده ،خواهند افتاد و شکسته شده ،به دام افتاده و گرفتار خواهند شد. ۱۶شهادت را ببند ،شریعت را در میان شاگردانم دمهر کن. ۱۷و من برای خداوند که روی خود را از خاندان یعقوب پنهان میکند ،انتظار خواهم کشید و او را خواهم طلبید. ۱۸اینک من و فرزندانی که خداوند به من داده است ،از جانب یهوه صبایوت که در کوه صهیون ساکن است ،برای اسرائیل آیات و معجزات هستیم. ۱۹و چون به شما گویند :از صاحبان اجنه و جادوگرانی که جیک جیک میکنند و زمزمه میکنند ،بپرسید ،آیا نباید قومی از خدای خود بپرسد؟ آیا نباید از زندگان از مردگان؟ ۲۰به شریعت و شهادت :اگر موافق این کلم سخن نگویند ،از آن است که در ایشان نوری نیست. ۲۱و ایشان از آن به سختی و گرسنگی عبور خواهند کرد .و واقع خواهد شد که چون گرسنه شوند ،خویشتن را مضطرب ساخته ،پادشاه و خدای خود را نفرین خواهند کرد و به بال خواهند نگریست. ۲۲و به زمین نگاه خواهند کرد و اینک تنگی و تاریکی و تیرگی پریشانی خواهند دید و به تاریکی رانده خواهند شد.
اشعیا
فصل ۹ ۱با این وجود ،این تاریکی مانند زمانی که او را رنجاند ،نخواهد بود ،زمانی که در ابتدا سرزمین زبولون و سرزمین نفتالی را به آرامی رنج داد ،و سپس او را به شدت بیشتر از طریق دریا ،آن سوی اردن ،در جلی یل امتها ،رنج داد. ۲قومی که در تاریکی سالک بودند ،نور عظیمی دیدند؛ بر ساکنان سرزمین سایه مرگ ،نور تابید. ۳تو قوم را کثیر ساختهای ،اما شادی آنها را افزایش ندادهای .آنها در حضور تو شادی میکنند ،مانند شادی درو ،و مانند شادی مردان هنگام تقسیم غنیمت. ۴زیرا یوغ بار او و عصای دوش او ،یعنی عصای ستمگرش را شکستی ،چنانکه در روز مدیان چنین کردی. ۵زیرا هر نبرد جنگجو با سر و صدای آشفته و جامههای آغشته به خون است؛ اما این با سوختن و هیزم آتش خواهد بود. ۶زیرا که برای ما ولدی زاییده و پسری به ما بخشیده شده است و سلطنت بر دوش او خواهد بود و نام او عجیب و مشیر و خدای قدیر و پدر سرمدی و سرور سلمتی خوانده خواهد شد. ۷ترقی سلطنت و آرامش او بر تخت داوود و بر مملکت او پایانی نخواهد داشت تا آن را با انصاف و عدالت از اکنون تا ابد برقرار و استوار سازد .غیرت یهوه صبایوت این را به جا خواهد آورد. ۸خداوند کلمی نزد یعقوب فرستاد و آن بر اسرائیل نازل شد. ۹و تمامی قوم ،حتی افرایم و ساکنان سامره که از روی غرور و تکبر دل میگویند ،خواهند دانست: ۱۰خشتها فرو ریختهاند ،اما ما با سنگهای تراشیده بنا خواهیم کرد .درختان چنار بریده شدهاند ،اما ما آنها را به سروهای آزاد تبدیل خواهیم کرد. ۱۱بنابراین خداوند دشمنان رصین را بر ضد او خواهد برانگیخت و دشمنانش را با هم متحد خواهد کرد. ۱۲سوریها از پیش ،و فلسطینیها از پس؛ و ایشان اسرائیل را با دهان باز خواهند خورد .با این همه ،خشم او فروکش نکرده ،بلکه دست او هنوز دراز است. ۱۳زیرا قوم به سوی کسی که ایشان را میزند روی نمیآورند ،و یهوه صبایوت را نمیجویند. ۱۴بنابراین خداوند سر و دم ،شاخه و نی را از اسرائیل در یک روز خواهد برید. ۱۵پیر و محترم ،سر است و نبیای که دروغ میگوید ،دم. ۱۶زیرا رهبران این قوم ،ایشان را گمراه میکنند و کسانی که از ایشان هدایت میشوند ،هلک میگردند. ۱۷بنابراین ،خداوند از جوانان آنها شادی نخواهد کرد و بر یتیمان و بیوهزنان آنها رحم نخواهد نمود ،زیرا همه آنها ریاکار و بدکارند و هر دهانی به حماقت سخن میگوید .با این همه ،خشم او فروکش نکرده ،بلکه دست او همچنان دراز است. ۱۸زیرا شرارت مانند آتش میسوزاند ،خار و خس را میبلعد و در بیشههای جنگل شعلهور میشود و مانند دودی که بال میرود ،بال میرود. ۱۹از خشم یهوه صبایوت ،زمین تاریک شده است و قوم ،هیزم آتش خواهند بود .هیچکس برادر خود را امان نخواهد داد. ۲۰و از دست راست خواهد ربود و گرسنه خواهد ماند و از دست چپ خواهد خورد و سیر نخواهند شد ،بلکه هر کس گوشت بازوی خود را خواهد خورد. ۲۱کمنکسری ،ایفرا ییم؛ و ایفرا ییم ،کمنکسری؛ و ایشان با هم بر یهودا خواهند بود .با این همه ،خشم او فروکش نکرده ،بلکه دست او هنوز دراز است. فصل ۱۰ ۱وای بر آنان که احکام نادرست صادر میکنند و ظلمی را که خود تجویز کردهاند ،مینویسند. ۲تا نیازمندان را از داوری منحرف سازند و حق را از فقیران قوم من بربایند تا بیوهزنان طعمه ایشان شوند و یتیمان را غارت کنند. ۳و در روز بازخواست و در ویرانی که از دور میآید چه خواهید کرد؟ به که برای کمک خواهید گریخت؟ و جلل خود را کجا خواهید گذاشت؟ ۴بدون من ،زیر پای اسیران خم میشوند و زیر پای کشتگان میافتند .با این همه ،خشم او فروکش نکرده ،بلکه دست او همچنان دراز است. ۵ای آشور ،عصای خشم من و عصایی که در دست ایشان است ،غضب من است. ۶من او را علیه ملتی ریاکار خواهم فرستاد ،و علیه قوم مغضوب خود او را مأمور خواهم کرد تا غنیمت بگیرد و غنیمت بگیرد ،و آنها را مانند یگل کوچهها پایمال کند. ۷اما او چنین قصدی ندارد ،و دلش نیز چنین نمیاندیشد؛ بلکه در دل اوست که ملتهایی نه چندان کم را نابود و منقطع سازد. ۸زیرا میگوید« :آیا سروران من جملگی پادشاه نیستند؟» ۹آیا ککلنو مانند کرکمیش نیست؟ آیا حمات مانند ارفاد نیست؟ آیا سامره مانند دمشق نیست؟ ۱۰چنانکه دست من پادشاهی بتها را یافته است ،و تصاویر تراشیده شده آنها از تصاویر اورشلیم و سامره برتر بودند؛ ۱۱آیا چنانکه با سامره و بتهایش کردم ،با اورشلیم و بتهایش نیز چنین نکنم؟ ۱۲بنابراین ،هنگامی که خداوند تمام کار خود را بر کوه صهیون و اورشلیم انجام داده باشد ،من ثمره دل قوی پادشاه آشور و شکوه نگاههای متکبرانه او را مجازات خواهم کرد. قوت دست خود و به حکمت خود این کار را کردهام ،زیرا من فهیم هستم .و حدود قوم را جابجا کرده و خزاین ایشان ۱۳زیرا میگوید« :به ر را غارت نمودهام ،و ساکنان را مانند مردی شجاع به زیر پا گذاشتهام». ۱۴و دست من ثروت قوم را مثل لنهای یافته است ،و چنانکه کسی تخمهای باقیمانده را جمع میکند ،من تمام زمین را جمع کردهام؛ و کسی نبود که بال خود را بجنباند یا دهان خود را بگشاید یا چیزی بشنود.
اشعیا
۱۵آیا تبر بر کسی که با آن میشکند فخر خواهد کرد ،یا اره بر کسی که آن را تکان میدهد فخر خواهد نمود ،چنانکه گویی عصا بر کسانی که آن را بلند میکنند خود را تکان میدهد ،یا چنانکه گویی عصا خود را بلند میکند ،چنانکه گویی چوبی نیست؟ ۱۶بنابراین خداوند ،خداوند لشکرها ،در میان فربهانش لغری خواهد فرستاد؛ و زیر جللش سوزشی مانند سوزش آتش افروخته خواهد کرد. ۱۷و نور اسرائیل آتش و قدوس او شعله خواهد بود و خار و خس او را در یک روز خواهد سوزاند و خواهد خورد. ۱۸و جلل جنگل و کشتزار بارور او را ،هم روح و هم جسم ،خواهند سوزاند ،و ایشان مثل کسی خواهند بود که پرچمداری بیهوش شود. ۱۹و بقیه درختان جنگلش اندک خواهند بود ،چنانکه طفلی بتواند آنها را بنویسد. ۲۰و در آن روز واقع خواهد شد که بقیه اسرائیل و کسانی که از خاندان یعقوب رستگار شدهاند ،دیگر بر آن که ایشان را زد ،تکیه نخواهند کرد ،بلکه بر خداوند ،قدوس اسرائیل ،به راستی تکیه خواهند نمود. ۲۱بازماندگان ،یعنی بازماندگان یعقوب ،به سوی خدای قادر مطلق بازخواهند گشت. ۲۲زیرا اگرچه قوم تو اسرائیل مانند ریگ دریا باشند ،اما بازماندگانی از ایشان بازخواهند گشت و هلکت مقدر شده ،از عدالت لبریز خواهد شد. ۲۳زیرا خداوند یهوه صبایوت در میان تمام زمین هلکتی مقدر خواهد کرد. ۲۴بنابراین خداوند یهوه صبایوت چنین میگوید :ای قوم من که در صهیون ساکنید ،از آشور مترسید .او شما را با چوب خواهد زد و عصای خود را به شیوه مصریان بر شما بلند خواهد کرد. ۲۵زیرا که اندک زمانی دیگر ،غضب و خشم من در هلکت ایشان فرو خواهد نشست. ۲۶و یهوه صبایوت تازیانهای برای او خواهد برانگیخت ،چنانکه مدیان را بر صخره غراب کشتند ،و چنانکه عصای او بر دریا بود، همچنان آن را به رسم مصر بلند خواهد کرد. ۲۷و در آن روز واقع خواهد شد که بار او از دوش تو و یوغ او از گردن تو برداشته خواهد شد ،و یوغ به سبب مسح شکسته خواهد شد. ۲۸او به عیات رسیده ،به یمغرون رسیده و در یمخماس ارابههای خود را گذاشته است. ۲۹از گذرگاه گذشتهاند و در جبع منزل گزیدهاند؛ رامه هراسان است و جبعه شائول گریخته است. ۳۰ای دختر جلیم ،صدایت را بلند کن؛ ای عناتوت بیچاره ،صدایت را به لیش برسان. ۳۱مدمینه آواره شده است؛ ساکنان جبیم برای فرار گرد هم آمدهاند. ۳۲او هنوز در آن روز در نوب خواهد ماند و دست خود را بر کوه دختر صهیون ،بر تپه اورشلیم ،دراز خواهد کرد. ۳۳اینک خداوند ،خداوند لشکرها ،شاخه را با وحشت قطع خواهد کرد و بلندقامتان بریده خواهند شد و متکبران پست خواهند گردید. ۳۴و او بیشههای جنگل را با آهن خواهد برید ،و لبنان به دست قدرتمندی فرو خواهد ریخت. فصل ۱۱ ۱و نهالی از تنه یکسی بیرون خواهد آمد و شاخهای از ریشههایش خواهد شکفت. ۲و روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت ،روح حکمت و فهم ،روح مشورت و قدرت ،روح معرفت و ترس از خداوند؛ ۳و او را در ترس خداوند تیزهوش خواهد گردانید .و موافق رؤیت چشم خود داوری نخواهد کرد و بر وفق سمع گوشهای خویش تنبیه نخواهد نمود. ۴بلکه مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد و برای مظلومان زمین به راستی حکم خواهد نمود و زمین را به عصای دهان خود خواهد زد و شریران را به نفخه لبهای خود خواهد کشت. ۵و کمربند کمرش عدالت و کمربند دامنش امانت خواهد بود. ۶گرگ نیز با بره سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید؛ و گوساله و شیر جوان و پرواری با هم؛ و طفل کوچک آنها را خواهد راند. ۷و گاو و خرس خواهند چرید؛ بچههایشان با هم خواهند خوابید؛ و شیر مانند گاو ،کاه خواهد خورد. ۸و طفل شیرخوار بر سوراخ مار بازی خواهد کرد ،و طفل از شیر باز داشته شده دست خود را بر لنه افعی خواهد گذاشت. ۹در تمامی کوه مقدس من ضرر و فسادی نخواهند کرد ،زیرا زمین از شناخت خداوند پر خواهد شد ،چنانکه آبها دریا را میپوشانند. ۱۰و در آن روز ریشهای از یکسرا خواهد بود که همچون پرچمی برای قوم خواهد ایستاد؛ و غیریهودیان آن را خواهند طلبید؛ و آسایش او باشکوه خواهد بود. ۱۱و در آن روز واقع خواهد شد که خداوند بار دیگر دست خود را دراز خواهد کرد تا بقیه قوم خود را که از آشور و مصر و فتروس و کوش و عیلم و شنعار و حمات و از جزایر دریا باقی ماندهاند ،باز آورد. ۱۲و او برای امتها پرچمی برخواهد افراشت و راندهشدگان اسرائیل را جمع خواهد کرد و پراکندهشدگان یهودا را از چهار گوشه زمین فراهم خواهد آورد. ۱۳و حسادت افرایم نیز از بین خواهد رفت و دشمنان یهودا منقطع خواهند شد .افرایم به یهودا حسادت نخواهد ورزید و یهودا افرایم را آزار نخواهد رساند. ۱۴اما ایشان بر دوش فلسطینیان به سوی غرب پرواز خواهند کرد؛ و ایشان را از شرق با هم غارت خواهند نمود؛ و دست خود را بر ادوم و موآب دراز خواهند کرد؛ و بنی عمون از ایشان اطاعت خواهند نمود. ۱۵و خداوند زبان هه دریای مصر را به کلی ویران خواهد کرد؛ و با باد سهمگین خود ،دست خود را بر رودخانه تکان خواهد داد و آن را در هفت نهر خواهد زد و مردم را مجبور خواهد کرد که بدون کفش از آن عبور کنند.
اشعیا
۱۶و برای بازماندگان قوم او که از آشور باقی میمانند ،شاهراهی خواهد بود ،چنانکه برای اسرائیل در روزی که از سرزمین مصر بیرون آمدند ،بود. فصل ۱۲ ۱و در آن روز خواهی گفت ،ای خداوند ،تو را ستایش خواهم کرد :اگرچه بر من خشمگین بودی ،خشم تو برگردانده شده و مرا تسلی دادهای. قوت و سرود من است؛ او نجات من نیز شده ۲اینک خدا نجات من است؛ من به او توکل خواهم کرد و نخواهم ترسید ،زیرا خداوند یهوه ر است. ۳بنابراین ،با شادی از چاههای نجات آب خواهید کشید. ۴و در آن روز خواهید گفت :خداوند را ستایش کنید ،نام او را بخوانید ،کارهای او را در میان قوم اعلم کنید ،ذکر کنید که نام او متعال است. ۵برای خداوند سرود بخوانید ،زیرا او کارهای عظیم انجام داده است و این در تمامی زمین مشهور است. ۶ای ساکن صهیون ،فریاد برآور و آواز بلند بده ،زیرا قدوس اسرائیل در میان تو عظیم است. فصل ۱۳ ۱وحی بابل که اشعیا پسر آموص آن را دید. ۲پرچمی بر فراز کوه بلند برافرازید ،آواز خود را به سوی ایشان بلند کنید ،دستشان را بفشارید تا به دروازههای بزرگان داخل شوند. ۳من مقدسین خود را امر فرمودهام ،و قدرتمندان خود را نیز برای خشم خود فراخواندهام ،یعنی آنانی را که در کبریایی من شادمان هستند. ۴غوغای گروهی در کوهستان ،همچون غوغای مردمی عظیم؛ غوغای غوغای ممالک امتها که گرد هم آمدهاند؛ یهوه صبایوت لشکریان جنگ را گرد هم میآورد. ۵ایشان از سرزمینی دور ،از کرانههای آسمان میآیند ،یعنی خداوند و سلح خشم او ،تا تمامی زمین را ویران کنند. ۶ناله و شیون کنید ،زیرا روز خداوند نزدیک است؛ روزی که همچون هلکتی از جانب قادر مطلق خواهد آمد. ۷از این رو ،همه دستها سست میشود و دلهای همه مردم گداخته میگردد. ۸و ایشان خواهند ترسید؛ درد و رنج ایشان را فرا خواهد گرفت؛ مانند زنی که میزاید ،درد خواهند کشید؛ از یکدیگر شگفتزده خواهند شد؛ چهرههایشان مانند شعلههای آتش خواهد شد. ۹اینک روز خداوند میآید ،با خشم و غضب شدید و بیرحمانه ،تا زمین را ویران کند و گناهکاران را از میانش هلک سازد. ۱۰زیرا ستارگان آسمان و صورتهای فلکی آن نور خود را نخواهند داد؛ خورشید در طلوع خود تاریک خواهد شد و ماه نور خود را نخواهد تاباند. ۱۱و من جهان را به خاطر شرارتش ،و شریران را به خاطر گناهشان مجازات خواهم کرد؛ و باعث خواهم شد که تکبر متکبران پایان یابد ،و تکبر وحشتناکان را فرو خواهم نشاند. ۱۲من انسان را از زر ناب گرانبهاتر خواهم ساخت ،و انسان را از شمش طلی اوفیر. ۱۳بنابراین ،آسمانها را متزلزل خواهم ساخت و زمین از جای خود حرکت خواهد کرد ،در غضب یهوه صبایوت و در روز خشم شدید او. ۱۴و مثل آهوی رانده شده و مانند گوسفندی که کسی آن را جمع نمیکند ،خواهند بود .هر کس به سوی قوم خود توجه خواهد کرد و هر کس به زمین خود فرار خواهد نمود. ۱۵هر که یافت شود با نیزه زده خواهد شد و هر که به ایشان ملحق شود با شمشیر خواهد افتاد. ۱۶فرزندانشان نیز در برابر چشمانشان تکهتکه خواهند شد؛ خانههایشان غارت و زنانشان بیعصمت خواهند شد. ۱۷اینک من مادیان را بر ایشان خواهم برانگیخت ،که نقره را به حساب نمیآورند و طل را دوست نخواهند داشت. ۱۸کمانهای ایشان جوانان را نیز خرد خواهد کرد و بر ثمره رحم رحم نخواهند کرد و چشم ایشان بر اطفال شفقت نخواهد نمود. ۱۹و بابل ،جلل ممالک ،زیبایی جلل کلدانیان ،مانند واژگون ساختن سدوم و عموره توسط خدا خواهد بود. ۲۰دیگر هرگز آباد نخواهد شد و نسل اندر نسل مسکون نخواهد گردید؛ و اعراب در آنجا خیمه نخواهند زد و چوپانان آغل خود را در آنجا نخواهند ساخت. ۲۱اما حیوانات وحشی بیابان در آنجا خواهند خوابید و خانههایشان پر از موجودات غمانگیز خواهد شد و جغدها در آنجا ساکن خواهند شد و دیوها در آنجا رقص خواهند کرد. ۲۲و حیوانات وحشی جزایر در خانههای ویران خود و اژدهاها در قصرهای زیبای خود فریاد خواهند زد .و زمان او نزدیک است و روزهایش طولنی نخواهد بود. فصل ۱۴ ۱زیرا خداوند بر یعقوب ترحم خواهد فرمود و اسرائیل را بار دیگر خواهد برگزید و ایشان را در زمین خودشان ساکن خواهد ساخت و غریبان به ایشان ملحق شده ،به خاندان یعقوب خواهند پیوست.
اشعیا
۲و قوم ایشان را برداشته ،به مکانشان خواهند آورد و خاندان اسرائیل ایشان را در زمین خداوند برای غلمی و کنیزی به تصرف خواهند آورد و ایشان را که اسیر ایشان بودند ،به اسیری خواهند برد و بر ستمگران ایشان حکومت خواهند کرد. ۳و روزی فرا خواهد رسید که خداوند تو را از غم و ترس و بندگی سختی که در آن به بندگی گرفته شدهای ،رهایی بخشد. ۴که این ضربالمثل را علیه پادشاه بابل بگویی و بگویی :چگونه آن ستمگر از میان رفت !شهر طلیی از میان رفت! ۵خداوند عصای شریران و چوگان فرمانروایان را شکسته است. ۶آنکه قومها را با خشم و ضربات مداوم میزد ،آنکه بر ا رمتها با خشم حکومت میکرد ،مورد آزار و اذیت قرار میگیرد و کسی مانع او نمیشود. ۷تمامی زمین آرام و ساکت است؛ آنها با شادی آواز میخوانند. ۸آری ،درختان صنوبر و سروهای لبنان از تو شادمان میشوند و میگویند :از زمانی که تو به زمین افتادهای ،هیچ قطعکنندهای بر ما حمله نکرده است. ۹جهنم از زیر برای تو به حرکت درآمده است تا به هنگام آمدنت از تو استقبال کند .مردگان را برای تو برمیخیزاند ،یعنی همه بزرگان زمین را؛ و همه پادشاهان امتها را از تختهایشان برمیخیزاند. ۱۰هم هه ایشان به تو خواهند گفت« :آیا تو نیز چون ما ضعیف شدهای؟ آیا مانند ما گشتهای؟» ۱۱جلل تو و صدای بربطهایت به گور فرود آمده است .کرم زیر تو گسترده شده و کرمها تو را میپوشانند. ۱۲ای لوسیفر ،پسر صبح ،چگونه از آسمان افتادهای !چگونه به زمین افکنده شدهای ،ای که امتها را ضعیف میکردی! ۱۳زیرا در دل خود گفتهای که به آسمان صعود خواهم کرد ،و تخت خود را بالی ستارگان خدا خواهم افراشت ،و بر کوه اجتماع ،در اطراف شمال ،جلوس خواهم نمود. ۱۴من به بالی ابرها صعود خواهم کرد؛ مانند خدای متعال خواهم بود. ۱۵با این حال ،تو به جهنم ،به کنارههای گودال ،فرود خواهی آمد. ۱۶آنان که تو را میبینند ،با دقت بر تو خواهند نگریست و تو را در نظر خواهند گرفت و خواهند گفت« :آیا این همان کسی است که زمین را لرزاند و ممالک را متزلزل ساخت؟» ۱۷که جهان را به بیابانی تبدیل کرد و شهرهایش را ویران نمود ،و خانههای اسیران خود را باز نکرد؟ ۱۸همه پادشاهان امتها ،یعنی جمیع ایشان ،هر یک در خانه خود با جلل آرمیدهاند. ۱۹اما تو از قبر خود بیرون افکنده میشوی ،مانند شاخهای نفرتانگیز ،و مانند لباس کشتگانی که با شمشیر زده شدهاند و به سنگهای گودال فرو میروند ،و مانند لشهای که زیر پاها لگدمال میشود. ۲۰تو نباید در دفن با ایشان شریک شوی ،زیرا سرزمین خود را ویران کردهای و قوم خود را کشتهای .نسل شریران هرگز شناخته نخواهد شد. ۲۱برای فرزندانش به سبب گناه پدرانشان قتل عام را آماده کنید ،تا برنخیزند ،زمین را تصرف نکنند و روی زمین را از شهرها پر نکنند. ۲۲زیرا یهوه صبایوت میگوید :من بر ایشان خواهم برخاست و نام و باقیمانده و پسر و برادرزاده را از بابل منقطع خواهم ساخت ،خداوند میگوید: ۲۳و آن را ملک تلخپوستان و برکههای آب خواهم ساخت و آن را به باد نابودی خواهم روبید ،میگوید یهوه صبایوت. ۲۴یهوه صبایوت قسم خورده ،گفته است« :یقینا ل چنانکه قصد کردهام ،همچنان واقع خواهد شد و چنانکه تقدیر کردهام ،همچنان بجا آورده خواهد شد». ۲۵که من آشور را در سرزمین خود خواهم شکست و او را بر کوههایم زیر پا خواهم گذاشت .آنگاه یوغ او از دوش ایشان برداشته خواهد شد و بار او از دوش ایشان برداشته خواهد شد. ۲۶این تقدیری است که بر تمامی زمین مقدر شده است و این دستی است که بر تمامی امتها دراز شده است. ۲۷زیرا یهوه صبایوت تقدیر کرده است ،و کیست که آن را باطل کند؟ و دست او دراز شده است ،و کیست که آن را برگرداند؟ ۲۸در سالی که آحاز پادشاه درگذشت ،این بار بر دوش او سنگینی میکرد. ۲۹ای تمامی فلسطین ،شادی نکنید ،زیرا عصای آن که شما را زد ،شکسته است؛ زیرا از ریشه مار ،افعی بیرون خواهد آمد و میوهاش، مار آتشین پرنده خواهد بود. ۳۰و نخستزاده فقیران خواهد چرید ،و نیازمندان در امنیت خواهند آرمید .و من ریش هه تو را با قحطی خواهم کشت ،و او باقیمانده تو را خواهد کشت. ۳۱ای دروازه ،شیون کن؛ ای شهر ،فریاد بزن؛ تو ،ای تمامی فلسطین ،از هم پاشیدهای :زیرا از شمال دودی خواهد آمد و هیچکس در زمانهای مقرر خود تنها نخواهد بود. ۳۲پس به فرستادگان قوم چه باید گفت؟ اینکه خداوند صهیون را بنیان نهاده است و فقیران قوم او به آن توکل خواهند کرد. فصل ۱۵ ۱وحی درباره موآب .زیرا که در شبی عار موآب ویران و خاموش شده است .زیرا در شبی قیر موآب ویران و خاموش شده است. ۲او به باجیت و دیبون ،یعنی به مکانهای بلند ،برای گریه کردن رفته است .موآبیان برای نبو و میدبا شیون خواهند کرد .سر هم هه آنها طاسی خواهد شد و ریش هم هه آنها بریده خواهد شد. ۳در کوچههای خود کمر به پلس خواهند بست؛ بر پشت بام خانههای خود و در کوچههای خود ،هر کس شیون خواهد کرد و بسیار گریه خواهد نمود.
اشعیا
۴و حشبون و العاله فریاد خواهند زد :آواز ایشان تا یاهاز شنیده خواهد شد .بنابراین سربازان مسلح موآب فریاد خواهند زد و جانش برایش سخت خواهد بود. ۵دلم برای موآب فریاد میزند؛ فراریانش به صوغر ،به گوسالهای سه ساله ،فرار میکنند؛ زیرا با گریه به بالی لوحیت میروند؛ زیرا در راه حورونایم فریاد نابودی سر میدهند. ۶زیرا آبهای نمریم ویران خواهد شد ،زیرا کاه خشک شده ،علف از بین رفته و هیچ چیز سبزی باقی نمانده است. ۷بنابراین ،آنچه را که اندوختهاند و آنچه را که به دست آوردهاند ،به نهر بیدها خواهند برد. ۸زیرا فریاد موآبیان به اطراف و اکلیم و بئرئیلیم رسیده است. شیران بسیار خواهم فرستاد ،بر فراریان موآب و بر بقیه زمین. ۹زیرا آبهای دیمون از خون پر خواهد شد ،زیرا که بر دیمون، ی فصل ۱۶ ۱بره را از سالع به بیابان ،به کوه دختر صهیون ،نزد حاکم زمین بفرستید. ۲زیرا دختران موآب مانند پرندهای سرگردان که از لنه بیرون رانده شده باشد ،در گذرگاههای ارنون خواهند بود. ۳مشورت کن و داوری را اجرا نما؛ سایه خود را چون شب در نیمروز بساز؛ راندهشدگان را پنهان کن؛ به گمراهان خیانت مکن. ۴ای موآب ،بگذار راندهشدگانم با تو ساکن شوند؛ تو برای ایشان از روی تاراجگر ،پوششی باش ،زیرا ستمگر نابود شده و تاراجگر نابود گشته و ستمگران از زمین نابود شدهاند. ۵و تخت سلطنت به رحمت استوار خواهد شد و او به راستی در خیمه داوود بر آن خواهد نشست ،داوری خواهد کرد و انصاف را خواهد طلبید و عدالت را خواهد شتافت. ۶ما غرور موآب را شنیدهایم؛ او بسیار مغرور است ،حتی از تکبر و غرور و خشم خود ،اما دروغهای او چنین نخواهد بود. ۷بنابراین موآب برای موآب ولوله خواهد کرد ،همه ولوله خواهند نمود ،زیرا پایههای قیرحارست را خواهید سوگواری کرد ،زیرا که آنها ویران شدهاند. ۸زیرا مزارع حشبون و تاکستان سبمه پژمرده شدهاند .اربابان امتها بوتههای اصلی آن را شکستهاند ،حتی به یعزیر رسیدهاند ،در بیابان سرگردان شدهاند .شاخههایش گسترده شده ،از دریا گذشتهاند. ۹بنابراین من با گریه یعزیر ،مو یسب کمه ،سوگواری خواهم کرد .ای یحشبون و ایلعالکه ،شما را با اشکهایم سیراب خواهم کرد ،زیرا فریاد برای میوههای تابستانی و برای درو شما افتاده است. ۱۰و شادی و سرور از کشتزارهای پربار رخت بربسته است؛ و در تاکستانها سرود و فریادی نخواهد بود؛ پایمالکنندگان شراب را در چرخشتهای خود پایمال نخواهند کرد؛ و من فریاد انگورشان را خاموش خواهم ساخت. ۱۱از این رو ،احشای من مانند چنگ برای موآب و احشای درونم برای قیرحارس به صدا در خواهد آمد. ۱۲و چون موآب در مکان بلند خسته شود ،برای دعا به محراب خود خواهد آمد ،اما غالب نخواهد آمد. ۱۳این کلمی است که خداوند از آن زمان تاکنون درباره موآب گفته است. ۱۴اما اکنون خداوند سخن گفته و گفته است« :بعد از سه سال ،مانند سالهای مزدوران ،جلل موآب و تمامی آن جمعیت عظیمش خوار خواهد شد و بقیه بسیار کم و ضعیف خواهند گردید». فصل ۱۷ ۱وحی درباره دمشق .اینک دمشق از شهر بودن برداشته میشود و به تودهای ویران تبدیل خواهد گردید. ۲شهرهای عروعیر متروک میشوند و برای گلههایی که میخوابند ،خواهند بود و کسی آنها را نخواهد ترساند. ۳و قلعه از افرایم و سلطنت از دمشق و بقیه سوریه نابود خواهد شد .ایشان مانند جلل بنیاسرائیل خواهند بود ،میگوید یهوه صبایوت. ۴و در آن روز ،جلل یعقوب لغر خواهد شد و فربهی جسدش به لغری مبدل خواهد گردید. ۵و مانند وقتی خواهد بود که دروگر ،غله را جمع میکند و خوشهها را با بازوی خود درو میکند ،و مانند کسی خواهد بود که در وادی رفائیم خوشهها را جمع میکند. ۶اما انگورهای خوشهچین در آن باقی خواهند ماند ،مانند تکان دادن درخت زیتون ،دو یا سه دانه در بالی شاخه بالیی و چهار یا پنج دانه در شاخههای پربار آن ،این است فرمودهی یهوه خدای اسرائیل. ۷در آن روز ،انسان به سوی خالق خود خواهد نگریست ،و چشمانش به سوی قدوس اسرائیل خواهد نگریست. ۸و به قربانگاههایی که به دست خود ساخته است ،نظر نخواهد کرد ،و به آنچه با انگشتان خود ساخته است ،نه به بتها و نه به بتها ،احترام نخواهد گذاشت. ۹در آن روز شهرهای مستحکم او مانند شاخهای متروک و شاخهای برتر خواهند بود که به خاطر بنیاسرائیل ترک کردند و آنجا ویران خواهد شد. ۱۰چون خدای نجات خود را فراموش کردی و صخره قدرت خود را به یاد نیاوردی ،پس نهالهای دلپذیر خواهی کاشت و آن را با بوتههای عجیب و غریب خواهی کاشت. ۱۱در روز ،نهال خود را رشد خواهی داد ،و در بامداد ،بذر خود را شکوفا خواهی ساخت ،اما محصول در روز غم و اندو یه شدید ،انبوه خواهد شد. ۱۲وای بر انبوه قومهای بسیار که خروشی چون خروش دریاها دارند ،و خروش ا رمتهایی که خروشی چون خروش آبهای خروشان دارند!
اشعیا
۱۳قومها مانند خروش آبهای بسیار هجوم خواهند آورد ،اما خدا آنها را توبیخ خواهد کرد و آنها به دوردستها خواهند گریخت و مانند کاه کوهها در برابر باد و مانند چیزی که در برابر گردباد میغلتد ،رانده خواهند شد. ۱۴و اینک در وقت شام ،تنگی است و پیش از صبح او نیست .این است نصیب غارتگران ما و نصیب غارتگران ما. فصل ۱۸ ۱وای بر زمینی که بالهایش بر آن سوی نهرهای حبشه سایه میافکند! ۲که سفیرانی را به دریا میفرستد ،حتی در کشتیهای نی بر روی آبها ،و میگوید :ای فرستادگان تیزپا ،نزد امتی پراکنده و پوستکنده بروید، نزد قومی که از آغاز تاکنون وحشتناک بودهاند؛ امتی که ستمدیده و پایمال شده است ،و نهرها زمین ایشان را غارت کردهاند! ۳ای تمامی ساکنان جهان و ساکنان زمین ،هنگامی که او کعلکمی را بر فراز کوهها برمیافرازد ،بنگرید و هنگامی که شیپور را مینوازد، بشنوید. ۴زیرا خداوند به من چنین گفته است« :آرام خواهم گرفت و در مسکن خود مانند گرمای شفاف بر گیاهان و مانند ابر شبنم در گرمای درو ،خواهم اندیشید». ۵زیرا پیش از برداشت ،هنگامی که جوانه کامل شود و انگور ترش در گل برسد ،او هم شاخهها را با قلبهای هرس خواهد برید و هم شاخهها را جدا کرده و خواهد برید. ۶آنها با هم برای مرغان کوهها و حیوانات زمین باقی خواهند ماند؛ و مرغان تابستان را بر آنها و همه حیوانات زمین زمستان را بر آنها خواهند گذراند. ۷در آن زمان ،هدیهای نزد خداوند لشکرها آورده خواهد شد ،از قومی پراکنده و پوستکنده ،و از قومی که از آغاز تاکنون وحشتناک بودهاند ،از قومی که ستمدیده و پایمال شده ،و نهرها زمینشان را غارت کردهاند ،به مکان نام خداوند لشکرها ،یعنی کوه صهیون. فصل ۱۹ ۱وحی درباره مصر .اینک خداوند بر ابر تیزپا سوار شده ،به مصر خواهد آمد و بتهای مصر از حضور او متزلزل خواهند شد و دل مصر در میانش گداخته خواهد گردید. ۲و مصریان را به جان مصریان خواهم انداخت و هر یک با برادر خود و هر یک با همسایه خود ،شهر با شهر و مملکت با مملکت خواهند جنگید. ۳و روح مصر در اندرونش سست خواهد شد و مشورتش را باطل خواهم ساخت و ایشان به بتها و ساحران و صاحبان اجنه و جادوگران روی خواهند آورد. ۴و مصریان را به دست سروری ستمگر خواهم سپرد و پادشاهی ستمگر بر ایشان حکومت خواهد کرد ،میگوید خداوند ،یهوه صبایوت. ۵و آب از دریا کم خواهد شد و نهر تلف شده ،خشک خواهد گردید. ۶و نهرها را دور خواهند کرد و جویبارهای دژ خالی و خشک خواهند شد و نیزارها و بیدهای خشک خواهند گردید. ۷نیهای کاغذی کنار نهرها ،کنار دهانه نهرها ،و هر چه که کنار نهرها کاشته میشود ،خشک و رانده شده و دیگر وجود نخواهد داشت. ۸ماهیگیران نیز سوگواری خواهند کرد و هم هه آنانی که به نهرها قلب میاندازند ،نوحهگری خواهند کرد و آنانی که دام بر آب میگسترانند ،پژمرده خواهند شد. ۹و آنانی که با کتان ظریف کار میکنند و آنانی که تور میبافند ،خجل خواهند شد. ۱۰و هر که برای ماهی آبگیر و برکه میسازد ،در کارهایش شکست خواهد خورد. ۱۱به درستی که سروران صوعن احمقند و مشورت مشاوران حکیم فرعون وحشی شده است .پس چگونه به فرعون میگویید که من پسر حکما و پسر پادشاهان قدیم هستم؟ ۱۲آنها کجا هستند؟ حکیمان تو کجا هستند؟ تا اکنون تو را خبر دهند و بدانند که یهوه صبایوت درباره مصر چه تقدیری کرده است؟ ۱۳سروران صوعن احمق شدهاند و سروران نوف فریب خوردهاند؛ ایشان مصر را نیز گمراه کردهاند ،یعنی آنانی که تکیهگاه اسباط آن هستند. ۱۴خداوند روحی منحرف در میانش دمیده است ،و ایشان مصر را در هر کارشان گمراه کردهاند ،چنانکه مست در استفراغ خود تلوتلو میخورد. ۱۵و هیچ کاری برای مصر نخواهد بود که سر یا دم ،شاخه یا نی بتواند انجام دهد. ۱۶در آن روز ،مصر مانند زنان خواهد بود و از لرزش دست خداوند قادر مطلق که آن را بر آن تکان میدهد ،ترسان و هراسان خواهد بود. ۱۷و سرزمین یهودا مایه وحشت مصر خواهد شد ،به طوری که هر که نام آن را ببرد ،به سبب تدبیری که یهوه صبایوت علیه آن مقدر فرموده است ،در دل خود خواهد ترسید. ۱۸در آن روز ،پنج شهر در سرزمین مصر به زبان کنعان سخن خواهند گفت و برای یهوه صبایوت سوگند یاد خواهند کرد؛ و یکی شهر هلکت نامیده خواهد شد. ۱۹در آن روز ،در میان سرزمین مصر ،مذبحی برای خداوند و در مرز آن ،ستونی برای خداوند خواهد بود. ۲۰و این آیتی و شاهدی برای یهوه صبایوت در زمین مصر خواهد بود ،زیرا که به سبب ستمگران نزد خداوند فریاد برخواهند آورد ،و او برای ایشان نجاتدهندهای بزرگ خواهد فرستاد و ایشان را رهایی خواهد داد.
اشعیا
۲۱و خداوند بر مصریان شناخته خواهد شد ،و مصریان در آن روز خداوند را خواهند شناخت ،و قربانی و نذر خواهند کرد ،و برای خداوند نذر خواهند نمود و آن را وفا خواهند نمود. ۲۲و خداوند مصر را خواهد زد .او آن را خواهد زد و شفا خواهد داد .و آنها به سوی خداوند بازگشت خواهند کرد ،و او از آنها پذیرفته خواهد شد و آنها را شفا خواهد داد. ۲۳در آن روز شاهراهی از مصر به آشور خواهد بود و آشوریان به مصر و مصریان به آشور خواهند آمد و مصریان با آشوریان خدمت خواهند کرد. ۲۴در آن روز ،اسرائیل با مصر و آشور سوم خواهد شد و در میان زمین برکت خواهند بود. ۲۵که یهوه صبایوت ایشان را برکت داده ،خواهد گفت :مبارک باد قوم من مصر و صنعت دست من آشور و میراث من اسرائیل. فصل ۲۰ ۱در سالی که ت کرتان به اکشدود آمد( ،هنگامی که سارگون پادشاه آشور او را فرستاد )و با اکشدود جنگید و آن را تصرف کرد. ۲در آن زمان خداوند به واسطه اشعیا پسر آموص تکلم کرده ،گفت« :برو و پلس را از کمرت باز کن و کفش را از پایت بیرون بیاور ». و او چنین کرد و برهنه و پابرهنه راه رفت. ۳و خداوند گفت« :همانطور که بنده من اشعیا سه سال برهنه و پابرهنه راه رفت تا نشانه و علمتی برای مصر و حبشه باشد، ۴همچنین پادشاه آشور ،اسیران مصری و اسیران حبشی را ،از پیر و جوان ،برهنه و پابرهنه ،حتی با باسن برهنه ،برای ننگ مصر خواهد برد. ۵و ایشان از حبشه که امید ایشان است ،و از مصر که جلل ایشان است ،خواهند ترسید و شرمنده خواهند شد. ۶و ساکنان این جزیره در آن روز خواهند گفت« :اینک ،ما برای کمک به سوی نجات از دست پادشاه آشور به کجا فرار میکنیم؟ پس چگونه میتوانیم فرار کنیم؟» فصل ۲۱ وحی زمین هولناک میآید. بیابان دریا .چنانکه گردبادها در جنوب میآیند ،همچنان از بیابان ،از ۱ ی ی ی ۲رؤیایی هولناک بر من آشکار شده است؛ خیانتکار خیانت میکند و تاراجگر غارت میکند .ای عیلم ،برخیز و ای ماد ،آنجا را محاصره کن؛ تمام نالههایش را خاموش خواهم ساخت. ۳از این رو کمرم از درد پر شده است .دردهای زایمان مرا فرا گرفته است ،مانند دردهای زنی که میزاید .از شنیدن این خبر ،منقلب شدم و از دیدن آن ،وحشت کردم. ۴دلم به تپش افتاد ،ترس مرا ترساند .شب لذت مرا به ترس تبدیل کرد. ۵سفره را آماده کنید ،در برج دیدهبانی نگهبانی دهید ،بخورید و بنوشید .ای سروران ،برخیزید و سپر را مسح کنید. ۶زیرا خداوند به من چنین گفته است :برو و دیدهبانی قرار بده تا آنچه را که میبیند ،اعلم کند. ۷و ارابهای با دو سوار ،یک ارابه الغ و یک ارابه شتر دید ،و با دقرت و دقرت فراوان گوش فرا داد. ۸و او فریاد زد« :ای شیر ،ای آقای من ،من پیوسته در روز بر برج دیدهبانی میایستم و تمام شب در نگهبانی خود مشغولم». ۹و اینک ،ارابهای از مردان با دو سوارکار میآید .و او پاسخ داد و گفت« :بابل سقوط کرده است ،سقوط کرده است؛ و تمام بتهای تراشیده شده خدایانش را بر زمین شکسته است». ۱۰ای خرمن من و ای خرمن خرمن من ،آنچه از یهوه صبایوت ،خدای اسرائیل شنیدهام ،برای شما بیان کردهام. ۱۱وحی دومه .او از سعیر مرا صدا میزند« :ای دیدهبان ،از شب چه خبر؟ »ای دیدهبان ،از شب چه خبر؟ ۱۲دیدهبان گفت« :صبح میآید و شب نیز .اگر میخواهید چیزی بپرسید ،بپرسید .برگردید و بیایید». ۱۳باری که بر دوش عربستان است .ای کاروانهای ددانیم ،در جنگلهای عربستان منزل کنید. ۱۴ساکنان سرزمین تیما برای تشنهگان آب آوردند و با نان خود مانع فراریان شدند. ۱۵زیرا که از شمشیرها گریختند ،از شمشیر برهنه و از کمان کشیده و از سختی جنگ. ۱۶زیرا خداوند به من چنین گفته است :ظرف یک سال ،موافق سالهای مزدور ،تمام جلل قیدار رو به زوال خواهد رفت. ۱۷و بقی هه کمانداران و شجاعان بنیقیدار قلیل خواهند شد ،زیرا یهوه خدای اسرائیل این را گفته است. فصل ۲۲ وحی وادی رؤیا .اکنون تو را چه شده است که کاملل بر فراز بامها رفتهای؟ ۱ ی ۲ای شهر پر آشوب و شهر پر شور و شادی ،کشتگان تو نه با شمشیر کشته شدهاند و نه در جنگ مردهاند. ۳جمیع سرورانت با هم گریختهاند ،و به دست تیراندازان اسیر شدهاند .هر که در تو یافت میشود ،که از دوردست گریخته است ،با هم اسیر شدهاند. ۴از این رو گفتم« :روی خود را از من برگردان؛ به تلخی خواهم گریست ،و به سبب غارت دختر قومم ،مرا تسلی مده». ۵زیرا آن روز ،روز پریشانی و پایمال شدن و پریشانی از جانب خداوند یهوه صبایوت در وادی رؤیا است ،دیوارها را فرو میریزد و فریادها به کوهها میرسد. ۶و عیلم ترکش را با ارابههای مردان و سواران برداشت ،و قیر سپر را برداشت.
اشعیا
۷و واقع خواهد شد که بهترین درههایت از ارابهها پر خواهد شد ،و سواران نزد دروازهها صفآرایی خواهند کرد. ۸و او پوشش یهودا را کشف کرد ،و تو در آن روز به زره خانه جنگل نگاه کردی. ۹و رخنههای شهر داود را نیز دیدهاید که بسیارند ،و آب برکه پایینی را جمع کردید. ۱۰و خانههای اورشلیم را شمردهاید ،و خانهها را برای استحکام دیوار خراب کردهاید. ۱۱شما همچنین بین دو دیوار ،جوی آبی برای آب برکه قدیمی ساختید ،اما به سازنده آن نگاه نکردید و به کسی که آن را از قدیم ساخته بود ،احترام نگذاشتید. ۱۲و در آن روز خداوند یهوه صبایوت به گریه و ماتم و کچلی و پوشیدن پلس فراخواند. ۱۳و اینک شادی و سرور ،کشتن گاو و ذبح گوسفند ،خوردن گوشت و نوشیدن شراب .بیایید بخوریم و بنوشیم ،زیرا فردا خواهیم مرد. ۱۴و یهوه صبایوت به گوش من وحی فرمود که این گناه تا مرگت فرا نرسد از تو پاک نخواهد شد ،این فرموده خداوند یهوه صبایوت است. ۱۵خداوند یهوه صبایوت چنین میگوید :برو و نزد این خزانهدار ،یعنی شبنا که ناظر خانه است ،برو و بگو: ۱۶اینجا چه داری و چه کسی را داری که در اینجا قبری برای خود کندهای ،چنانکه کسی برای خود قبری در آسمان میکند و برای خود در صخرهای مسکن میسازد؟ ۱۷اینک خداوند تو را به سختی اسیر خواهد کرد و البته تو را خواهد پوشانید. ۱۸او بیشک تو را مانند گوی به سرزمینی وسیع پرتاب خواهد کرد .در آنجا خواهی مرد و ارابههای جلل تو مای هه ننگ خاندان سرورت خواهند بود. ۱۹و من تو را از جایگاهت خواهم راند ،و او تو را از جایگاهت به زیر خواهد کشید. ۲۰و در آن روز واقع خواهد شد که بنده خود الیاقیم بن حلقیا را فرا خواهم خواند. ۲۱و او را به ردای تو ملبس خواهم ساخت و به کمربند تو محکم خواهم کرد و سلطنت تو را به دست او خواهم سپرد .و او پدر ساکنان اورشلیم و خاندان یهودا خواهد بود. ۲۲و کلید خانه داود را بر دوش او خواهم نهاد؛ پس چون بگشاید ،کسی نخواهد بست؛ و چون ببندد ،کسی نخواهد گشود. ۲۳و او را چون میخ در جایی محکم خواهم بست ،و او برای خاندان پدرش تخت جلل خواهد بود. ۲۴و تمامی جلل خاندان پدرش را ،از اولد و ذریت و همه ظروف کوچک را ،از ظروف پیالهها گرفته تا همه ظروف تدنگها ،بر او خواهند آویخت. ۲۵یهوه صبایوت میگوید که در آن روز ،میخی که در جای محکم محکم شده است ،برداشته خواهد شد و قطع شده ،خواهد افتاد و باری که بر آن است ،قطع خواهد گردید ،زیرا خداوند این را گفته است. فصل ۲۳ ۱وحی صور !ای کشتیهای ترشیش ،شیون کنید ،زیرا ویران شده است ،به طوری که نه خانهای هست و نه ورودی ،از سرزمین چیتیم بر ایشان مکشوف شده است. ۲ای ساکنان جزیره ،آرام باشید ،ای کسانی که بازرگانان صیدون ،که از دریا عبور میکنند ،شما را دوباره پر کردهاند. ۳و بذر سیحور و محصول نهر ،درآمد او نزد آبهای بسیار است و او بازار امتها میباشد. ۴ای صیدون ،شرمنده شو ،زیرا دریا ،یعنی قدرت دریا ،سخن گفته و گفته است« :من درد زایمان نمیکشم و فرزندی نمیزایم ،جوانان را بزرگ نمیکنم و دوشیزگان را بزرگ نمیکنم». ۵همانطور که از خبر مصر شنیدند ،از خبر صور نیز بسیار دردناک خواهند شد. ۶ای ساکنان جزیره ،به ترشیش گذر کنید و ولوله کنید. ۷آیا این شهر شادمانه شماست که قدمتش از ایام قدیم است؟ پاهایش او را به جای دوری خواهد برد تا در آنجا ساکن شود؟ ۸کیست که این مشورت را درباره صور ،شهر تاجدار ،که بازرگانانش سروران و سوداگرانش شریفان جهانند ،کرده است؟ ۹یهوه صبایوت این را مقدر فرموده است تا تکبر تمامی جلل را لکهدار سازد و جمیع شرفای زمین را خوار سازد. ۱۰ای دختر ترشیش ،همچون نهری از سرزمین خود عبور کن ،دیگر هیچ نیرویی نیست. ۱۱او دست خود را بر دریا دراز کرد و ممالک را متزلزل ساخت .خداوند علیه شهر بازرگان فرمان داده است که قلعههای آن را ویران کنند. ۱۲و گفت« :ای باکره ستمدیده ،دختر صیدون ،دیگر شاد نخواهی بود .برخیز و به کتیم برو ،زیرا در آنجا نیز آرام نخواهی گرفت». ۱۳اینک سرزمین کلدانیان؛ این قوم وجود نداشت تا اینکه آشور آن را برای ساکنان بیابان بنیان نهاد؛ برجهایش را برپا کردند ،کاخهایش را برافراشتند؛ و او آن را ویران ساخت. ۱۴ای کشتیهای ترشیش ،شیون کنید ،زیرا قدرت شما ویران شده است. ۱۵و در آن روز واقع خواهد شد که صور هفتاد سال فراموش خواهد شد ،موافق ایام یک پادشاه؛ و پس از انقضای هفتاد سال ،صور مانند فاحشهای خواهد سرایید. ۱۶ای فاحشهای که فراموش شدهای ،چنگ را بردار و در شهر گردش کن؛ نغمههای شیرین بنواز و سرودهای بسیار بخوان تا به یاد آورده شوی. ۱۷و پس از انقضای هفتاد سال ،واقع خواهد شد که خداوند از صور تفقد خواهد کرد و او به سوی مزدور خود بازگشته ،با تمام ممالک جهان که بر روی زمین هستند ،زنا خواهد کرد.
اشعیا
۱۸و تجارت و اجرت او برای خداوند مقدس خواهد بود :گنج و ذخیره نخواهد شد ،زیرا تجارت او برای ساکنان در حضور خداوند خواهد بود تا به سیری بخورند و لباسهای بادوام بپوشند. فصل ۲۴ ۱اینک خداوند زمین را خالی و ویران میکند و آن را واژگون ساخته ،ساکنانش را پراکنده میسازد. ۲و چنانکه با مردم است ،با کاهن نیز چنین خواهد بود؛ چنانکه با بنده است ،با آقایش نیز چنین خواهد بود؛ چنانکه با کنیز است ،با بانویش نیز چنین خواهد بود؛ چنانکه با خریدار است ،با فروشنده نیز چنین است؛ چنانکه با وام دهنده است ،با وام گیرنده نیز چنین خواهد بود؛ چنانکه با گیرنده ربا ،با دهنده ربا به او نیز چنین خواهد بود. ۳زمین کاملل خالی و کاملل غارت خواهد شد ،زیرا خداوند این سخن را گفته است. ۴زمین سوگواری میکند و پژمرده میشود ،جهان پژمرده میشود و پژمرده میگردد ،متکبران زمین پژمرده میشوند. ۵زمین نیز زیر ساکنانش نجس شده است ،زیرا از قوانین تجاوز کردهاند ،فرایض را تغییر دادهاند و عهد ابدی را شکستهاند. ۶از این رو ،لعنت ،زمین را فرو بلعیده است و ساکنان آن ویران شدهاند .از این رو ساکنان زمین سوخته و مردمان کمی باقی ماندهاند. ۷شراب تازه سوگواری میکند ،تاک پژمرده میشود ،و هم هه شادمانان آه میکشند. ۸شادی دفها خاموش میشود ،سر و صدای شادمانان پایان مییابد ،شادی چنگ خاموش میشود. ۹شراب را با سرود نخواهند نوشید؛ مسکرات برای نوشندگانش تلخ خواهد بود. ۱۰شهر آشوب ویران شده است و هر خانهای بسته است تا کسی داخل نشود. ۱۱فریاد شراب در کوچهها به گوش میرسد؛ شادی همه جا تاریک شده و شادی از زمین رخت بربسته است. ۱۲ویرانی در شهر باقی مانده است و دروازههای آن به ویرانی شکسته شده است. ۱۳هنگامی که چنین شود ،در میان قوم ،در میان زمین ،مانند تکان دادن درخت زیتون و مانند خوشهچینی انگور پس از چیدن میوه، خواهد بود. ۱۴آنها صدای خود را بلند خواهند کرد ،برای جلل خداوند سرود خواهند خواند ،و از دریا فریاد برخواهند آورد. ۱۵از این رو ،خداوند را در آتشها و نام یهوه ،خدای اسرائیل را در جزایر دریا ستایش کنید. ۱۶از اقصای زمین سرودها شنیدیم ،یعنی جلل بر عادلن .اما من گفتم :لغری من ،لغری من ،وای بر من !خیانتکاران خیانت کردهاند؛ آری ،خیانتکاران بسیار خیانت کردهاند. ۱۷ای ساکن زمین ،ترس و گودال و دام بر توست. ۱۸و واقع خواهد شد که هر که از صدای ترس بگریزد ،به چاه خواهد افتاد و هر که از میان چاه برآید ،گرفتار دام خواهد شد ،زیرا پنجرههای آسمان باز است و پایههای زمین میلرزد. ۱۹زمین کاملل متلشی شده ،زمین کاملل از هم پاشیده ،زمین به شدت متزلزل شده است. ۲۰زمین مانند مستان به این سو و آن سو خواهد رفت و مانند کلبهای به این سو و آن سو خواهد رفت و گناهانش بر آن سنگین خواهد بود و فرو خواهد ریخت و دیگر برنخواهد خاست. ۲۱و در آن روز واقع خواهد شد که خداوند لشکر بلندپایگان را که در آسمانند و پادشاهان زمین را که بر زمینند ،مجازات خواهد کرد. ۲۲و ایشان را مانند اسیران در چاه جمع خواهند کرد و در زندان محبوس خواهند نمود و پس از روزهای بسیار از ایشان دیدار خواهد شد. ۲۳آنگاه ماه خجل و خورشید رسوا خواهد شد ،هنگامی که یهوه صبایوت در کوه صهیون و در اورشلیم و در حضور مشایخ خود با جلل سلطنت خواهد کرد. فصل ۲۵ ۱ای خداوند ،تو خدای من هستی؛ تو را ستایش میکنم و نام تو را ستایش میکنم ،زیرا کارهای شگفتانگیز انجام دادهای؛ و اندرزهای قدیمی تو ،ایمان و راستی است. ۲زیرا شهری را به تلری از خاک و شهری مستحکم را به ویرانهای تبدیل کردهای ،کاخی برای بیگانگان که دیگر شهری نخواهد بود و هرگز ساخته نخواهد شد. شهر قومهای ستمگر از تو خواهد ترسید. و کرد، خواهد ستایش را تو نیرومند ۳از این رو ،قوم ی ۴زیرا تو برای فقیران ،نیرویی برای نیازمندان در سختیهایشان ،پناهگاهی در برابر طوفان و سایهای در برابر گرما بودهای ،هنگامی که باد ستمگران همچون طوفانی بر دیوار میوزد. ۵تو غوغای بیگانگان را فرو خواهی نشاند ،چنانکه گرما در جای خشک ،و گرما با سایه ابر .شاخه ستمگران پست خواهد شد. ۶و یهوه صبایوت در این کوه برای همه قومها ضیافتی از چیزهای فربه برپا خواهد کرد ،ضیافتی از شرابهای کهنه ،از چیزهای فربه پر مغز ،از شرابهای کهنه مصفرا. ۷و او در این کوه ،روی پوششی را که بر هم هه قومها گسترده شده و نقابی را که بر هم هه ا رمتها گسترده شده است ،نابود خواهد کرد. خداوندگار یهوه اشکها را از هر چهرهای پاک خواهد کرد؛ و سرزنش قوم خود را از روی ۸او مرگ را با پیروزی فرو خواهد بلعید؛ و ر تمامی زمین برطرف خواهد کرد ،زیرا خداوند این را گفته است. ۹و در آن روز گفته خواهد شد« :اینک ،این خدای ماست؛ ما منتظر او بودهایم و او ما را نجات خواهد داد؛ این خداوند است؛ ما منتظر او بودهایم ،پس از نجات او شادمان و مسرور خواهیم شد». ۱۰زیرا دست خداوند بر این کوه قرار خواهد گرفت و موآب زیر پای او پایمال خواهد شد ،چنانکه کاه برای مزبله پایمال میشود.
اشعیا
۱۱و دستهای خود را در میان ایشان خواهد گشود ،چنانکه شناگر دستهای خود را برای شنا کردن میگشاید ،و غرور ایشان را با غنیمت دستهایشان به زیر خواهد افکند. ۱۲و قلع هه بلند دیوارهایت را به زیر خواهد کشید ،به زیر خواهد انداخت و با خاک یکسان خواهد ساخت. فصل ۲۶ ۱در آن روز این سرود در سرزمین یهودا سروده خواهد شد :ما شهری مستحکم داریم؛ خدا برای دیوارها و دیوارهایش نجات قرار خواهد داد. ۲دروازهها را بگشایید تا قوم عادل که حقیقت را حفظ میکنند ،داخل شوند. ۳کسی را که دل به تو بسته است ،در آرامش کامل نگاه خواهی داشت ،زیرا بر تو توکل دارد. ۴تا به ابد بر خداوند توکل کنید ،زیرا در خداوند یهوه قوت جاودانی است. شهر رفیع را به زیر میکشد؛ آن را تا به زمین پست میکند؛ آن را با خاک یکسان میکند. ۵زیرا او ساکنان بلندمرتبه را به زیر میکشد؛ ی ی ۶قدمها آن را پایمال خواهند کرد ،حتی پاهای فقیران و قدمهای نیازمندان. ۷راه عادلن ،راستی است .تو ،ای راستترین ،راه عادلن را میسنجی. ۸آری ،ای خداوند ،در طریق داوریهای تو ،منتظر تو بودهایم؛ جان ما مشتاق نام تو و ذکر توست. ۹شبانگاه با جان خود تو را آرزو کردم؛ آری ،بامدادان با روح خود در درونم تو را خواهم طلبید ،زیرا هنگامی که داوریهای تو بر زمین باشد ،ساکنان جهان پارسایی را خواهند آموخت. ۱۰اگر شریر مورد لطف قرار گیرد ،عدالت را نخواهد آموخت .در زمین راستی ،بیانصافی خواهد کرد و جلل خداوند را نخواهد دید. ۱۱ای خداوند ،هنگامی که دست تو بلند شود ،نخواهند دید ،اما خواهند دید و از حسادت خود بر قوم شرمنده خواهند شد؛ بلکه آتش دشمنان تو آنها را خواهد سوزاند. ۱۲ای خداوند ،تو برای ما صلح و آرامش برقرار خواهی کرد ،زیرا تو نیز تمام کارهای ما را در ما به انجام رساندهای. ۱۳ای یهوه خدای ما ،اربابان دیگری غیر از تو بر ما حکومت کردهاند ،اما ما فقط به وسیل هه تو نام تو را ذکر خواهیم کرد. ۱۴آنها مردهاند ،زنده نخواهند شد؛ آنها مردهاند ،برنخواهند خاست .از این رو ،تو از آنها تفقد کرده ،آنها را نابود ساختهای و تمام یاد آنها را از بین بردهای. ۱۵ای خداوند ،تو قوم را افزونی دادهای ،تو قوم را افزونی دادهای .تو جلل یافتهای .تو آن را تا دوردستها و تا هم هه کرانههای زمین پراکنده ساختهای. ۱۶ای خداوند ،در سختیها به تو روی آوردند ،هنگامی که تو ایشان را تنبیه کردی ،برایت دعا کردند. ۱۷مانند زنی حامله که نزدیک به زمان زایمان خود است و درد میکشد و از درد فریاد میزند ،ما نیز ای خداوند ،در نظر تو چنین بودهایم. ۱۸ما حامله بودهایم ،درد کشیدهایم ،گویی باد ما را آورده است؛ ما هیچ نجاتی در زمین انجام ندادهایم و ساکنان جهان نیز سقوط نکردهاند. ۱۹مردگان تو زنده خواهند شد و با جسد من برخیزند .ای شما که در خاک ساکنید ،بیدار شوید و ترنم کنید ،زیرا شبنم تو مانند شبنم گیاهان است و زمین مردگان را بیرون خواهد افکند. ۲۰ای قوم من ،بیایید و به حجرههای خود داخل شوید و درهایتان را ببندید .خود را برای لحظهای کوتاه پنهان کنید تا خشم فرو نشیند. ۲۱زیرا اینک خداوند از مکان خود بیرون میآید تا ساکنان زمین را به سبب گناهانشان مجازات کند .زمین نیز خون خود را آشکار خواهد ساخت و دیگر کشتگان خود را پنهان نخواهد کرد. فصل ۲۷ مار کجخلق را مجازات خواهد کرد و ۱در آن روز ،خداوند با شمشیر دردناک و بزرگ و محکم خود ،لویاتان ،آن مار تیزرو ،لویاتان ،آن ی اژدهایی را که در دریاست ،خواهد کشت. ۲در آن روز ،برای او بسرایید ،ای تاکستانی از شراب سرخ. ۳من که یهوه هستم ،آن را نگاه میدارم؛ هر لحظه آن را آبیاری میکنم؛ مبادا کسی به آن آسیبی برساند ،من آن را شب و روز نگاه میدارم. ۴خشم در من نیست .کیست که خار و خس را در جنگ به من بتاباند؟ از میان آنها میگذشتم و همه را با هم میسوزاندم. ۵یا اینکه به قدرت من متمسک شود تا با من صلح کند و با من صلح خواهد نمود. ۶او فرزندان یعقوب را ریشه خواهد داد :اسرائیل شکوفا و غنچه خواهد داد و روی جهان را از میوه پر خواهد کرد. ۷آیا او را زد ،چنانکه آنانی را که او را زدند ،زد؟ یا اینکه او کشته شد ،چنانکه آنانی که به دست او کشته شدند ،کشته شدند؟ 8به اندازهای که چون فوران کند ،با آن بحث خواهی کرد .او باد تند خود را در روز باد شرقی بازمیدارد. ۹بنابراین ،گناه یعقوب به این وسیله پاک خواهد شد و این تمام ثمرهای است که گناه او را پاک میکند :هنگامی که او تمام سنگهای قربانگاه را مانند سنگهای گچ خرد شده بسازد ،بتها و مجسمهها دیگر پابرجا نخواهند ماند. ۱۰اما شهر مستحکم ویران و مسکن متروک و مانند بیابان رها خواهد شد .در آنجا گوساله خواهد چرید و در آنجا خواهد خوابید و شاخههایش را خواهد خورد. ۱۱چون شاخههایش خشک شوند ،شکسته خواهند شد .زنان آمده ،آنها را آتش خواهند زد ،زیرا این قوم بیفهم هستند .از این رو ،آفرینندهی آنها بر آنها رحم نخواهد کرد و آفرینندهی آنها بر آنها رحم نخواهد نمود.
اشعیا
۱۲و در آن روز واقع خواهد شد که خداوند از مجرای نهر به سوی نهر مصر خواهد راند ،و شما ای بنیاسرائیل ،یکییکی جمع خواهید شد. ۱۳و در آن روز واقع خواهد شد که شیپور بزرگ نواخته شود و آنانی که در سرزمین آشور در شرف هلکت بودند و راندهشدگان سرزمین مصر خواهند آمد و خداوند را در کوه مقدس در اورشلیم پرستش خواهند کرد. فصل ۲۸ ۱وای بر تاج تکبر ،بر میگساران افرایم ،که زیبایی جلل ایشان گلی پژمرده است ،که بر سر درههای بارور مغلوبان شراب قرار دارند! ۲اینک خداوند کسی نیرومند و زورآور دارد که مانند تگرگ شدید و طوفان مهلک ،و مانند سیل آبهای عظیم طغیانگر ،با دست خود بر زمین خواهد انداخت. ۳تاج غرور ،یعنی میخوارگان افرایم ،زیر پاها لگدمال خواهد شد. ۴و زیبایی باشکوهی که بر فراز دره بارور است ،گلی پژمرده خواهد بود ،و مانند میوه تازه قبل از تابستان که چون کسی بر آن بنگرد، آن را میبیند ،در حالی که هنوز در دستش است ،آن را میبلعد. ۵در آن روز ،خداوند لشکرها برای بقیه قوم خود تاج جلل و افسر زیبایی خواهد بود. قوت برای آنانی که جنگ را به دروازهها برمیگردانند. ۶و برای روح داوری برای آنکه بر داوری مینشیند ،و برای ر ۷بلکه ایشان نیز از شراب گمراه شدهاند و از مسکرات گمراه گشتهاند؛ کاهن و نبی از مسکرات گمراه شدهاند ،از شراب بلعیده شدهاند، از مسکرات گمراه گشتهاند؛ در رؤیا گمراه میشوند و در داوری میلغزند. ۸زیرا همه سفرهها از استفراغ و نجاست پر شده است ،به طوری که هیچ جایی پاک نیست. ۹به که معرفت خواهد آموخت و به که تعلیم خواهد فهماند؟ آنانی را که از شیر باز داشته شده و از پستانها گرفته شدهاند. ۱۰زیرا حکم باید بر حکم ،حکم بر حکم؛ سطر بر سطر ،سطر بر سطر؛ اینجا اندکی و آنجا اندکی. ۱۱زیرا با لبهای الکن و زبانی غریب با این قوم سخن خواهد گفت. ۱۲که به ایشان گفت« :این است آسایشی که خستگان را به آن آرام میدهید و این است آسایش ».اما ایشان نشنیدند. ۱۳اما کلم خداوند برای ایشان حکم بر حکم ،حکم بر حکم؛ خط بر خط ،خط بر خط؛ کمی اینجا و کمی آنجا؛ بود تا بروند و به عقب بیفتند و شکسته شوند و به دام بیفتند و گرفتار شوند. ۱۴پس ای مردان حقیر که بر این قوم که در اورشلیم هستند حکومت میکنید ،کلم خداوند را بشنوید. ۱۵زیرا گفتهاید که با مرگ پیمان بستهایم و با هاویه همداستانیم ،پس چون تازیان هه مهیب بگذرد ،به ما نخواهد رسید ،زیرا دروغ را پناهگاه خود ساختهایم و خود را در زیر نیرنگ پنهان کردهایم. ۱۶بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید :اینک من در صهیون سنگی به عنوان بنیاد نهادم ،سنگی آزموده ،سنگی گرانبها و بنیادی محکم .هر که ایمان آورد ،شتاب نخواهد کرد. ۱۷و انصاف را به ریسمان و عدالت را به شاقول خواهم نهاد .و تگرگ پناهگاه دروغ را خواهد روفت و آبها از مخفیگاه سرازیر خواهند شد. ۱۸و عهد شما با مرگ باطل خواهد شد ،و پیمان شما با جهنم پایدار نخواهد ماند؛ چون تازیان هه مهیب بگذرد ،شما از آن پایمال خواهید شد. ۱۹از وقتی که بیرون میرود ،شما را گرفتار خواهد کرد ،زیرا هر صبح ،هم در روز و هم در شب ،خواهد گذشت و فهمیدن خبر آن فقط مای هه دردسر خواهد بود. ۲۰زیرا تخت کوتاهتر از آن است که کسی بتواند خود را روی آن دراز کند ،و لحاف باریکتر از آن است که کسی بتواند خود را در آن بپیچد. ۲۱زیرا خداوند چنانکه در کوه فکراصیم نمود ،خواهد برخاست ،چنانکه در وادی جبعون نمود ،خشمگین خواهد شد ،تا کار خود ،کار عجیب خود را انجام دهد و عمل خود ،عمل غریب خود را به انجام رساند. ۲۲پس اکنون مسخره نکنید ،مبادا بندهایتان محکم شود ،زیرا از جانب خداوند یهوه صبایوت ،هلکتی را شنیدهام که بر تمامی زمین مقدر شده است. ۲۳گوش فرا دهید و صدای مرا بشنوید؛ گوش فرا دهید و به سخنان من گوش فرا دهید. ۲۴آیا برزگر تمام روز برای کاشتن شخم میزند؟ آیا او زمین خود را میشکافد و کلوخها را میشکند؟ ۲۵آیا وقتی روی آن را صاف کرد ،خاشاک را بیرون نمیریزد و زیره را نمیپاشد و گندم اصلی و جو و آرد مخصوص را به جای آنها نمیریزد؟ ۲۶زیرا خدایش او را به تدبیر تعلیم میدهد و تعلیم میدهد. ۲۷زیرا فطیرها را با خرمن کوب نمیکوبند و چرخ ارابه را بر زیره نمیگردانند ،بلکه فطیرها را با چوب و زیره را با چوب میکوبند. ۲۸گندم کوبیده میشود ،زیرا او هرگز آن را خرمن کوبی نخواهد کرد ،و آن را با چرخ ارابهاش نخواهد شکست ،و با سوارانش آن را نخواهد کوبید. ۲۹این نیز از جانب یهوه صبایوت صادر میشود که در تدبیر عجیب و در عمل عظیم است. فصل ۲۹ ۱وای بر آرئیل ،بر آرئیل ،شهری که داوود در آن ساکن بود !سال به سال بیفزایید؛ بگذارید قربانیها بکشند. ۲با این حال ،من آریل را به تنگ خواهم آورد و سنگینی و غم و اندوه وجود خواهد داشت و برای من مانند آریل خواهد بود.
اشعیا
۳و من دور تا دور تو اردو خواهم زد و تو را با کوه محاصره خواهم کرد و قلعههایی علیه تو برپا خواهم نمود. ۴و تو به زیر افکنده خواهی شد و از زمین سخن خواهی گفت ،و کلم تو از میان غبار پست خواهد بود ،و صدای تو ،همچون صدای کسی که روحی جنزده دارد ،از زمین خواهد بود ،و کلم تو از میان غبار زمزمه خواهد کرد. ۵و انبوه غریبان تو مانند غبار خرد خواهند بود ،و انبوه ستمگران مانند کاهی که میگذرد؛ آری ،این ناگهان و در یک لحظه خواهد بود. ۶از جانب خداوند لشکرها با رعد و زلزله و صدای عظیم و طوفان و تندباد و شعله آتش سوزان از تو انتقام گرفته خواهد شد. ۷و انبوه تمام ملتهایی که با آریل میجنگند ،یعنی تمام کسانی که با او و مهماتش میجنگند و او را آزار میدهند ،مانند خوابی در خواب خواهند بود. ۸چنانکه مرد گرسنهای خواب میبیند و اینک میخورد ،اما چون بیدار میشود ،دلش خالی است؛ یا چون مرد تشنهای خواب میبیند که اینک مینوشد ،اما چون بیدار میشود ،اینک بیحال است و دلش گرسنه است؛ همچنین گروه جمیع امتهایی که با کوه صهیون میجنگند ،چنین خواهند بود. ۹خودتان بمانید و متحیر باشید؛ فریاد بزنید و فریاد برآورید :آنها مست هستند ،اما نه از شراب؛ تلوتلو میخورند ،اما نه از مسکرات. ۱۰زیرا خداوند روح خواب سنگین را بر شما عارض کرده و چشمان شما را بسته است .انبیا و حاکمان و رائیان شما را محجوب ساخته است. ۱۱و رؤیای همه برای شما مانند کلم کتابی دمهر شده شده است که آن را به کسی که داناست میدهند و میگویند« :این را بخوان ».و او میگوید« :نمیتوانم زیرا دمهر شده است». ۱۲و طومار را به کسی که سواد ندارد میدهند و میگویند« :این را بخوان ».و او میگوید« :من سواد ندارم». ۱۳از این رو خداوند گفت« :چون این قوم با دهان خود به من نزدیک میشوند و با لبهای خود مرا تمجید میکنند ،اما دل خود را از من دور کردهاند و ترس آنها از من از طریق تعلیم انسان است، ۱۴بنابراین ،اینک من بار دیگر در میان این قوم کاری شگفتانگیز انجام خواهم داد ،کاری شگفتانگیز و شگفتانگیز :زیرا حکمت حکیمان ایشان از بین خواهد رفت و فهم فهیمان ایشان پنهان خواهد شد. ۱۵وای بر آنان که مشورت خود را از خداوند عمیقا ل پنهان میکنند ،و اعمال ایشان در تاریکی است ،و میگویند« :کیست که ما را میبیند و کیست که ما را میشناسد؟» ۱۶آیا وارونه کردن چیزها توسط شما مانند یگل کوزهگر شمرده خواهد شد؟ آیا مصنوع درباره سازندهاش خواهد گفت که مرا نساخته است؟ یا مصنوع درباره مصورکنندهاش خواهد گفت که او فهم نداشته است؟ ۱۷آیا اندک زمانی نخواهد گذشت که لبنان به کشتزاری حاصلخیز تبدیل شود و کشتزار حاصلخیز همچون جنگلی شمرده شود؟ ۱۸و در آن روز ،ناشنوایان سخنان کتاب را خواهند شنید ،و چشمان نابینایان از میان تاریکی و ظلمت خواهد دید. ۱۹حلیمان نیز شادی خود را در خداوند افزون خواهند کرد ،و فقیران مردم در قدوس اسرائیل به وجد خواهند آمد. ۲۰زیرا آن ستمگر نابود میشود و تمسخرگر نابود میگردد ،و هم هه کسانی که در پی گناه هستند ،منقطع میگردند. ۲۱که انسان را به سخنی مجرم میسازند و برای کسی که در محکمه نکوهش میکند دام میگسترانند و عادل را به بطالت منحرف میسازند. ۲۲بنابراین خداوند که ابراهیم را نجات داد ،در مورد خاندان یعقوب چنین میگوید :یعقوب دیگر شرمنده نخواهد شد و رنگ چهرهاش دیگر پریده نخواهد گشت. ۲۳اما چون فرزندان خود را که عمل دست من هستند ،در میان خود ببیند ،نام مرا تقدیس خواهند کرد و قدوس یعقوب را تقدیس خواهند نمود و از خدای اسرائیل خواهند ترسید. ۲۴آنانی که در روح گمراه بودند ،نیز فهیم خواهند شد ،و آنانی که گله و شکایت میکردند ،تعلیم را خواهند آموخت. فصل ۳۰ ۱وای بر پسران سرکش ،خداوند میگوید که مشورت میکنند اما نه از من ،و خود را با پوشش میپوشانند اما نه از روح من ،تا گناه را بر گناه بیفزایند. ۲که برای فرود آمدن به مصر حرکت میکنند و از دهان من سوال نپرسیدهاند ،تا خویشتن را در قوت فرعون تقویت کنند و به سایه مصر توکل نمایند. ۳بنابراین ،قدرت فرعون مایه شرمساری شما و اعتماد به سایه مصر مایه رسوایی شما خواهد بود. ۴زیرا که سرداران او در صوعن بودند و سفیران او به حانیس آمدند. ۵هم هه ایشان از قومی خجل بودند که نه میتوانستند برایشان سودی داشته باشند ،نه کمکی و نه سودی ،بلکه مای هه شرمساری و ننگ نیز بودند. مار ت خود را بار وحوش جنوب :به آتشین پرنده از آنجا میآیند ،ایشان ثرو ی شیر جوان و پیر ،افعی و ی سرزمین تنگی و پریشانی ،جایی که ی ۶ی ی ی دستههای شتران ،نز ید قومی که برایشان سودی نخواهد داشت ،خواهند برد. بر را خود گنجینههای و جوان الغهای دوش بر ی ی ی ۷زیرا مصریان بیهوده و بیفایده کمک خواهند کرد .از این روست که در این باره فریاد زدهام که قوت ایشان در نشستن است. ۸اکنون برو و آن را در برابر ایشان بر لوحی بنویس و در طوماری ثبت کن تا برای زمان آینده تا ابدالباد بماند. ۹که این قوم ،قوم سرکش و فرزندان دروغگو هستند ،فرزندانی که نمیخواهند شریعت خداوند را بشنوند. ۱۰که به رائیان میگویند« :نمیبینید »و به انبیا میگویند« :برای ما سخنان راست نبوت نکنید ،سخنان شیرین به ما نگویید و به نیرنگها نبوت کنید». ۱۱از راه کنار بروید ،از مسیر منحرف شوید ،و قدوس اسرائیل را از حضور ما دور کنید. ۱۲از این رو ،قدوس اسرائیل چنین میگوید« :چون شما این کلم را خوار میشمارید و به ظلم و فساد اعتماد کرده ،بر آن تکیه میکنید،
اشعیا
۱۳بنابراین ،این گناه برای شما مانند شکافی نزدیک به افتادن خواهد بود که در دیوار بلند پیش آمده و خرابی آن در یک لحظه ناگهان رخ میدهد. ۱۴و آن را خواهد شکست ،چنانکه کوزه کوزهگر را که خرد میشود ،و رحم نخواهد کرد ،به طوری که در شکسته شدن آن ،پارهای برای گرفتن آتش از آتشدان یا برای گرفتن آب از چاه یافت نخواهد شد. ۱۵زیرا خداوند یهوه ،قدوس اسرائیل ،چنین میگوید :با بازگشت و استراحت نجات خواهید یافت؛ در آرامش و اطمینان ،قدرت شما خواهد بود؛ و شما نخواستید. ۱۶اما شما گفتید« :نه ،زیرا ما بر اسبان فرار خواهیم کرد ،از این رو شما فرار خواهید کرد و ما بر اسبان تیزرو سوار خواهیم شد ،از این رو کسانی که شما را تعقیب میکنند تیزرو خواهند بود». ۱۷هزار نفر از نهیب یک نفر فرار خواهند کرد ،و شما از نهیب پنج نفر فرار خواهید کرد ،تا اینکه مثل چراغ راهنمایی بر قله کوه و مانند پرچمی بر تپهای باقی بمانید. ۱۸و از این رو خداوند منتظر خواهد ماند تا بر شما رحم کند ،و از این رو متعال خواهد شد تا بر شما رحم کند ،زیرا خداوند خدای عدالت است .خوشا به حال همه کسانی که منتظر او هستند. ۱۹زیرا قوم در صهیون در اورشلیم ساکن خواهند شد ،دیگر گریه نخواهی کرد ،و او به آواز فریاد تو بر تو بسیار ترحم خواهد کرد؛ و چون آن را بشنود ،تو را اجابت خواهد نمود. معلمان چشمان شما معلمان شما دیگر به گوشهای رانده نخواهند شد ،بلکه ب مصیبت را به شما بدهد ،اما نان تنگی و آ ی ی ی ی ۲۰و اگرچه خداوند ی شما را خواهد دید. ۲۱و گوشهایت سخنی را از پشت سرت خواهند شنید که میگوید :راه این است ،در آن سلوک کنید ،هنگامی که به راست میپیچید و هنگامی که به چپ میپیچید. ۲۲همچنین پوشش بتهای نقرهای و زینت بتهای ریختهشده طلی خود را نجس خواهید ساخت .آنها را مانند پارچ هه حیض دور خواهید انداخت و به آن خواهید گفت« :از اینجا برو». ۲۳آنگاه باران بذر تو را خواهد داد تا زمین را با آن بکاری ،و نان از محصول زمین را خواهد داد ،و آن پربار و فراوان خواهد شد .در آن روز ،دامهای تو در مراتع وسیع خواهند چرید. ۲۴همچنین گاوها و الغهای جوان که زمین را شخم میزنند ،علوفه پاکی را که با بیل و بادبزن پاک شده باشد ،خواهند خورد. ۲۵و در روز کشتار بزرگ ،هنگامی که برجها فرو ریزند ،بر هر کوه بلند و بر هر تپه مرتفع ،نهرها و جویهای آب جاری خواهد شد. ۲۶و در روزی که خداوند زخم قوم خود را میبندد و زخم ایشان را التیام میبخشد ،نور ماه مانند نور خورشید و نور خورشید هفت چندان مانند نور هفت روز خواهد بود. ۲۷اینک نام خداوند از دوردستها میآید ،در حالی که خشم او سوزان و بار آن سنگین است .لبهایش پر از خشم و زبانش مانند آتش سوزان است. ۲۸و نفخه او چون نهر سرشار ،تا به میان گردن خواهد رسید تا امتها را با غربال باطل بیازارد ،و لگامی بر چانههای قومها خواهد بود که ایشان را گمراه میکند. ۲۹شما سرودی خواهید داشت ،مانند شبی که جشن مقدس برگزار میشود؛ و شادی دل ،مانند کسی که با نی به کوه خداوند ،نزد قادر اسرائیل ،میرود. ۳۰و خداوند آواز جلل خود را خواهد شنید و فرونشاندن بازوی خود را با خشم و غضب خود و با شعله آتش سوزان ،با باران و طوفان و تگرگ آشکار خواهد ساخت. ۳۱زیرا به آواز خداوند ،آشوری که با عصا زده میشود ،مغلوب خواهد شد. ۳۲و در هر جایی که عصای استوار که خداوند بر او خواهد نهاد ،عبور کند ،با دفها و بربطها خواهد بود و در جنگهای لرزان با آن خواهد جنگید. ۳۳زیرا توفت از قدیم مقدر شده است؛ آری ،برای پادشاه آماده شده است؛ او آن را عمیق و بزرگ ساخته است :توده آن آتش و هیزم فراوان است؛ نفس خداوند مانند جویباری از گوگرد ،آن را شعلهور میکند. فصل ۳۱ ۱وای بر آنانی که برای کمک به مصر فرود میآیند و بر اسبان سوار میشوند و به ارابهها اعتماد دارند ،زیرا تعدادشان زیاد است ،و به سواران ،زیرا بسیار قوی هستند ،اما به قدوس اسرائیل نگاه نمیکنند و خداوند را نمیجویند! ۲اما او نیز حکیم است و بل را میآورد و سخنان خود را برنمیگرداند ،بلکه بر ضد خاندان شریران و بر ضد یاری بدکاران برخواهد خاست. ۳اما مصریان انسانند و نه خدا؛ و اسبان ایشان جسمند و نه روح .چون خداوند دست خود را دراز کند ،هم آن که یاری میدهد خواهد افتاد و هم آن که یاریدهنده است ،و همه با هم شکست خواهند خورد. ۴زیرا خداوند به من چنین گفته است :چنانکه شیر و شیر جوان بر شکار خود غرش میکنند ،هنگامی که انبوهی از چوپانان بر او فراخوانده شوند ،از صدای آنها نخواهد ترسید و از غوغای آنها سر فرود نخواهد آورد ،همچنین یهوه صبایوت نازل خواهد شد تا برای کوه صهیون و تپه آن بجنگد. ۵چنانکه پرندگان در پروازند ،خداوند لشکرها از اورشلیم دفاع خواهد کرد؛ او نیز دفاع خواهد نمود و آن را نجات خواهد داد و از آن عبور خواهد کرد و آن را حفظ خواهد نمود. ۶به سوی کسی که بنیاسرائیل از او سخت سرکشی کردهاند ،روی آورید.
اشعیا
۷زیرا در آن روز هر کس بتهای نقره و بتهای طلی خود را که دستهای شما برای گناه خود ساختهاند ،ترک خواهد کرد. ۸آنگاه آشوری با شمشیری که از مردی زورمند نیست ،خواهد افتاد؛ و شمشیری که از مردی پست نیست ،او را خواهد خورد؛ اما او از شمشیر خواهد گریخت و جوانانش شکست خواهند خورد. کوره او ۹و او از ترس به قلع هه مستحکم خود خواهد گذشت و سرورانش از پرچم خواهند ترسید ،خداوند میگوید ،که آتش او در صهیون و ه در اورشلیم است. فصل ۳۲ ۱اینک پادشاهی به عدالت سلطنت خواهد کرد و سروران به انصاف حکومت خواهند نمود. ۲و آدمی همچون پناهگاهی از باد و پوششی از طوفان خواهد بود؛ همچون جویبارهای آب در مکانی خشک ،و همچون سایه صخرهای بزرگ در زمینی خسته. ۳و چشمان بینندگان تار نخواهد شد ،و گوشهای شنوایان خواهد شنید. گفتن آشکار آماده خواهد شد. زبان الکنها برای ۴د یل تندخویان نیز معرفت را خواهد فهمید ،و ی ی ۵دیگر شخص پست و رذل را سخاوتمند نخواهند نامید ،و نه شخص پست و حقیر را سخاوتمند. ۶زیرا شخص پست ،سخنان زشت خواهد گفت و دلش به گناه آلوده خواهد شد تا ریاکاری پیشه کند و علیه خداوند سخنان نادرست بگوید، جان گرسنگان را تهی سازد و آب تشنگان را از بین ببرد. ۷اسباب و آلت شیطان نیز شریر است .او نقشههای پلید میکشد تا فقیر را با سخنان دروغ نابود کند ،حتی هنگامی که نیازمندان راست میگویند. ۸اما مرد آزاداندیش ،تدبیرهای آزاداندیشانه میکند و به وسیل هه آنها پایدار خواهد ماند. ۹ای زنان آسوده خاطر ،برخیزید؛ ای دختران بیخیال ،صدای مرا بشنوید؛ به سخنان من گوش فرا دهید. ۱۰ای زنان بیخیال ،روزها و سالهای بسیاری پریشان خواهید بود ،زیرا محصول از بین میرود و محصول جمعآوری نمیشود. ۱۱ای زنان آسوده خاطر ،بلرزید؛ ای غافلن ،پریشان شوید؛ خود را برهنه و لخت کنید و پلس بر کمر خود ببندید. ۱۲برای پستانکها ،برای مزارع دلپذیر ،برای تاکهای بارور سوگواری خواهند کرد. ۱۳بر سرزمین قوم من خار و خس خواهد رویید ،آری ،بر همه خانههای شادی در شهر شادمانه. ۱۴زیرا کاخها متروک خواهند شد و جمعیت شهر باقی خواهد ماند؛ قلعهها و برجها برای همیشه به لنه تبدیل خواهند شد ،مای هه شادی خرهای وحشی و چراگاه گلهها. ۱۵تا زمانی که روح از اعلی بر ما ریخته شود ،و بیابان به مزرعهای آباد تبدیل گردد ،و مزرعهای آباد به جنگلی سرسبز تبدیل شود. ۱۶آنگاه انصاف در بیابان ساکن خواهد شد و عدالت در بوستان پایدار خواهد ماند. ۱۷و عمل عدالت ،سلمتی و نتیجه عدالت ،آرامی و اطمینان ابدی خواهد بود. ۱۸و قوم من در مسکن امن و در مساکن مطمئن و در منزلگاههای آرام ساکن خواهند شد. ۱۹هنگامی که تگرگ بر جنگل ببارد و شهر در مکانی پست فرو رود. ۲۰خوشا به حال شما که در کنار همه آبها میکارید و پای گاو و الغ را به آنجا میفرستید. فصل ۳۳ ۱وای بر تو که غارت میکنی ،در حالی که غارت نشدهای؛ و خیانت میکنی ،در حالی که به تو خیانت نکردهاند !وقتی از غارت کردن دست برداری ،غارت خواهی شد؛ و چون از خیانت کردن دست برداری ،با تو خیانت خواهند کرد. ۲ای خداوند ،بر ما رحم فرما ،زیرا ما منتظر تو بودهایم .هر بامداد بازوی ایشان باش ،و در زمان تنگی نیز نجات ما باش. ۳از غوغای تو ،قومها گریختند؛ و از بلند کردن تو ،امتها پراکنده شدند. ۴و غنیمت شما مانند جمع کردن کرم ،جمع خواهد شد؛ مانند دویدن ملخ بر آنها خواهد دوید. ۵خداوند متعال است ،زیرا در اعلی علیین ساکن است .او صهیون را از انصاف و عدالت پر کرده است. قوت نجات خواهد بود .ترس خداوند ،گنج اوست. ۶و حکمت و دانش ،ثبات زمانهای تو و ر ۷اینک شجاعان ایشان در بیرون فریاد خواهند زد و سفیران صلح به تلخی گریه خواهند کرد. ۸راهها ویران شدهاند ،و راهزن از رفتن باز ایستاده است .او عهد را شکسته ،شهرها را خوار شمرده و به هیچکس اعتنا نمیکند. ۹زمین ماتم گرفته و پژمرده شده است؛ لبنان خجل و ویران گشته است؛ شارون مانند بیابان شده است؛ و باشان و کرمل میوههای خود را میریزند. ۱۰خداوند میگوید :اکنون برخیزم؛ اکنون سرافراز خواهم شد؛ اکنون خود را برافراشته خواهم ساخت. ۱۱کاه را حامله خواهید شد و خاشاک خواهید زایید .نفس شما مثل آتش ،شما را خواهد سوزانید. ۱۲و قوم مثل آهک سوخته خواهند شد ،و مانند خارهای بریده شده در آتش سوخته خواهند گردید. ۱۳ای شما که دور هستید ،بشنوید آنچه را که من کردهام و ای شما که نزدیک هستید ،قدرت مرا دریابید. ۱۴گناهکاران در صهیون میترسند و ترس ،ریاکاران را غافلگیر کرده است .کدام یک از ما در آتش سوزان ساکن خواهد شد و کدام یک از ما در آتش ابدی خواهد سوخت؟ ۱۵آنکه به راستی رفتار کند و به راستی سخن گوید؛ آنکه سود ظلم را ناچیز شمارد ،دست خود را از گرفتن رشوه بجنباند ،گوش خود را از شنیدن خونریزی ببندد و چشمان خود را از دیدن بدی فرو بندد.
اشعیا
۱۶او در مکانهای بلند ساکن خواهد شد .پناهگاه او سنگرهای صخرهها خواهد بود .نان به او داده خواهد شد و آبهایش مطمئن خواهد بود. ۱۷چشمان تو پادشاه را در زیباییاش خواهد دید؛ سرزمین بسیار دور را خواهد نگریست. ۱۸دل تو در ترس و وحشت فرو خواهد رفت .کجاست کاتب؟ کجاست گیرنده؟ کجاست آنکه برجها را شمرد؟ ۱۹قومی وحشی و قومی که زبانشان چنان عمیق است که تو نمیتوانی بشنوی ،و زبانی لکنتدار که نمیتوانی بفهمی ،نخواهی دید. ۲۰به صهیون ،شهر جشنهای ما ،بنگر :چشمان تو اورشلیم را مسکنی آرام ،خیمهای که فرو نخواهد افتاد ،خواهد دید؛ هیچ یک از تیرکهایش هرگز جابجا نخواهد شد و هیچ یک از بندهایش گسیخته نخواهد گردید. ۲۱اما در آنجا خداون ید جلل برای ما مکانی پر از رودخانهها و نهرهای وسیع خواهد بود که در آن هیچ کشتی پارویی نخواهد رفت و هیچ کشتی بزرگی از آن عبور نخواهد کرد. ۲۲زیرا خداوند داور ماست ،خداوند شریعتدهنده ماست ،خداوند پادشاه ماست؛ او ما را نجات خواهد داد. ۲۳قلبهایت شل شدهاند؛ دکل خود را محکم نتوانستند محکم کنند ،بادبان را نتوانستند پهن کنند؛ آنگاه غنیمت عظیم تقسیم میشود؛ لنگان، غنیمت را میبرند. ۲۴و ساکن آن نخواهد گفت که بیمار هستم ،زیرا گناه مردمی که در آن ساکنند بخشیده خواهد شد. فصل ۳۴ ۱ای ا رمتها ،نزدیک آیید تا بشنوید؛ و ای قومها گوش فرا دهید؛ زمین و هر چه در آن است ،جهان و هر چه از آن بیرون میآید ،بشنوند. ۲زیرا غضب خداوند بر هم هه ا رمتها و خشم او بر هم هه لشکرهای ایشان است .او ایشان را بالکل هلک کرده ،به قتل رسانده است. ۳کشتگان ایشان نیز بیرون افکنده خواهند شد و بوی تعفن از لشههایشان برخواهد آمد و کوهها از خونشان گداخته خواهد شد. ۴و تمامی لشکر آسمان گداخته خواهند شد و آسمانها مانند طوماری در هم پیچیده خواهند شد و تمامی لشکر آنها فرو خواهند ریخت، چنانکه برگ از تاک میافتد ،و مانند انجیری که از درخت انجیر میافتد. ۵زیرا شمشیر من در آسمان غوطهور خواهد شد .اینک ،بر ادومیه و بر قوم نفرین شده من ،برای داوری فرود خواهد آمد. ۶شمشیر خداوند پر از خون است ،از چربی فربه شده است ،و از خون برهها و بزها ،و از پیه قلوههای قوچها ،زیرا خداوند در بصره قربانی دارد و در سرزمین ادومیه کشتار عظیمی. ۷و اسبهای شاخدار با آنها فرود خواهند آمد ،و گاوها با گاوهای نر؛ و سرزمینشان از خون سیراب خواهد شد ،و خاکشان از چربی فربه خواهد گردید. ۸زیرا که آن روز انتقام خداوند و سال مکافات برای منازعه صهیون است. ۹و نهرهای آن به قیر و غبار آن به گوگرد تبدیل خواهد شد و زمین آن به قیر سوزان مبدرل خواهد گردید. ۱۰شب و روز خاموش نخواهد شد؛ دود آن تا ابد بال خواهد رفت؛ نسل اندر نسل ویران خواهد ماند؛ هیچکس تا ابد از آن عبور نخواهد کرد. ۱۱اما مرغابی و مرغابی تلخ آن را تصرف خواهند کرد؛ جغد و کلغ نیز در آن ساکن خواهند شد؛ و او ریسمان آشفتگی و سنگهای پوچی را بر آن خواهد کشید. ۱۲بزرگان آن را به پادشاهی فرا خواهند خواند ،اما هیچکس آنجا نخواهد بود ،و هم هه سرورانش هیچ خواهند بود. ۱۳و در قصرهایش خار و در قلعههایش گزنه و خار خواهد رویید و مسکن اژدها و باغ جغدها خواهد شد. ۱۴وحوش صحرا نیز با وحوش جزیره خواهند رسید و ساتیر به رفیق خود فریاد خواهد زد؛ جغد نیز در آنجا آرام خواهد گرفت و برای خود جایی برای استراحت خواهد یافت. ۱۵جغد بزرگ در آنجا لنه خواهد ساخت و تخم خواهد گذاشت و جوجه خواهد آورد و زیر سایهاش جمع خواهد شد .لشخورها نیز در آنجا جمع خواهند شد ،هر کدام با جفت خود. ۱۶از کتاب خداوند جستجو کنید و بخوانید :هیچیک از اینها گم نخواهد شد ،هیچکس جفت خود را نخواهد خواست ،زیرا دهان من این را امر فرموده و روح او آنها را جمع کرده است. ۱۷و او برای ایشان قرعه انداخته و دست او آن را با ریسمان برای ایشان تقسیم کرده است .ایشان تا به ابد آن را متصرف خواهند شد و نسل اندر نسل در آن ساکن خواهند بود. فصل ۳۵ ۱بیابان و صحرا از ایشان شادمان خواهد شد و صحرا به وجد آمده ،مانند گل سرخ خواهد شکفت. ۲شکوفههای فراوان خواهد داد و با شادی و سرود شادی خواهد کرد .جلل لبنان و زیبایی کرمل و شارون به آن داده خواهد شد .آنها جلل خداوند و زیبایی خدای ما را خواهند دید. ۳دستهای سست را تقویت دهید و زانوهای لرزان را استوار سازید. ۴به آنان که دلی ترسان دارند ،بگو :قوی باشید و مترسید ،اینک خدای شما با انتقام خواهد آمد ،خدای شما با انتقام خواهد آمد و شما را نجات خواهد داد. ۵آنگاه چشمان نابینایان باز خواهد شد و گوشهای ناشنوایان گشوده خواهد گردید. ۶آنگاه لنگان مانند غزال جست و خیز خواهند کرد و زبان گنگ خواهد سرایید ،زیرا آبها در بیابان و نهرها در صحرا جاری خواهد شد. ۷و زمین خشک به برکه و زمین تشنه به چشمههای آب تبدیل خواهد شد .در مسکن اژدها ،جایی که هر یک میخوابند ،علف با نی و نی خواهد بود.
اشعیا
۸و در آنجا شاهراهی و طریقی خواهد بود و آن طریق ،طریق مقدس نامیده خواهد شد؛ ناپاکان از آن عبور نخواهند کرد ،بلکه برای آنان خواهد بود؛ رهروان ،هرچند نادان باشند ،در آن گمراه نخواهند شد. ۹شیری در آنجا نخواهد بود و هیچ حیوان درندهای بر آن بال نخواهد رفت ،در آنجا یافت نخواهد شد ،بلکه رستگاران در آنجا راه خواهند رفت. ۱۰و فدیهشدگان خداوند بازگشته ،با سرودها و شادی جاودانی بر سر خود به صهیون خواهند آمد .ایشان شادی و خوشی را خواهند یافت و غم و ناله فرار خواهد کرد. فصل ۳۶ ۱و در چهاردهمین سال حزقیا پادشاه ،واقع شد که سنحاریب ،پادشاه آشور ،بر تمام شهرهای حصاردار یهودا هجوم آورده ،آنها را تصرف کرد. ۲و پادشاه آشور ،ربشاقی را با لشکری عظیم از لکیش به اورشلیم نزد حزقیای پادشاه فرستاد و او نزد مجرای برکه بالیی ،به راه مزرعه گازر ،ایستاد. آساف وقایعنگار ،نزد او بیرون آمدند. پسر یوآخ، و کاتب، شبنای و بود، خانه ناظر که حلقیا ۳آنگاه الیاقیم ،پسر ی ۴و ربشاقی به ایشان گفت« :به حزقیا بگویید :پادشاه بزرگ ،پادشاه آشور چنین میگوید :این چه اعتمادی است که بر آن توکل میکنی؟» ۵من میگویم ،آیا تو میگویی؟ (اما اینها سخنان باطلی هستند )من مشورت و قدرت جنگ دارم .اکنون به که توکل میکنی که بر من عصیان میکنی؟ ۶اینک تو به عصای این نی شکسته ،بر مصر توکل میکنی ،که اگر کسی بر آن تکیه کند ،به دستش فرو رفته ،آن را سوراخ میکند . همچنین است فرعون ،پادشاه مصر ،برای همه کسانی که بر او توکل میکنند. ۷اما اگر به من بگویی که ما به یهوه خدای خود توکل داریم ،آیا او همان نیست که حزقیا اماکن بلند و مذبحهای او را برداشته و به یهودا و اورشلیم گفته است که پیش این مذبح سجده کنید؟ ۸پس اکنون ،تمنا دارم که با آقایم ،پادشاه آشور ،پیمان ببندی و اگر از جانب خود بتوانی سوارکارانی بر آنها بگماری ،دو هزار اسب به تو میدهم. ۹پس چگونه روی یک سردار از کوچکترین بندگان آقایم را خواهی برگردانید و بر مصر برای ارابهها و سواران توکل خواهی کرد؟ ۱۰و آیا من الن بدون اذن خداوند بر این زمین برای نابودی آن برآمدهام؟ خداوند به من گفته است :بر این زمین برآی و آن را ویران کن. ۱۱آنگاه الیاقیم و شبنا و یوآخ به ربشاقی گفتند« :تمنا اینکه با بندگانت به زبان آرامی سخن بگویی زیرا آن را میفهمیم و با ما به زبان یهود در گوش مردمی که بر حصارند سخن مگو». ۱۲ربشاقی گفت« :آیا آقایم مرا نزد آقای تو و نزد تو فرستاده است تا این سخنان را بگویم؟ آیا مرا نزد مردانی که بر دیوار نشستهاند نفرستاده است تا با شما مدفوع خود را بخورند و ادرار خود را بنوشند؟» ۱۳آنگاه ربشاقی ایستاد و با صدای بلند به زبان یهودیان فریاد زد و گفت« :سخنان پادشاه بزرگ ،پادشاه آشور را بشنوید». ۱۴پادشاه چنین میگوید :حزقیا شما را فریب ندهد ،زیرا او نمیتواند شما را نجات دهد. ۱۵و حزقیا شما را بر خداوند مطمئن نسازد و نگوید که خداوند ما را البته خواهد رهانید ،و این شهر به دست پادشاه آشور تسلیم نخواهد شد. ۱۶به حزقیا گوش مدهید ،زیرا پادشاه آشور چنین میگوید« :با من عهد کنید و هدیهای به من بدهید و نزد من بیایید تا هر کس از مو و هر کس از انجیر خود بخورد و هر کس از آب چاه خود بنوشد». ۱۷تا زمانی که بیایم و شما را به سرزمینی مانند سرزمین خودتان ببرم ،سرزمینی پر از غله و شراب ،سرزمینی پر از نان و تاکستان. ۱۸مراقب باشید که حزقیا شما را فریب ندهد و نگوید« :خداوند ما را نجات خواهد داد ».آیا هیچ یک از خدایان امتها سرزمین خود را از دست پادشاه آشور نجات داده است؟ ۱۹خدایان حمات و ارفاد کجایند؟ خدایان سفروایم کجایند؟ و آیا سامره را از دست من رهانیده اند؟ ۲۰از میان تمامی خدایان این سرزمینها ،کدامند که سرزمین خود را از دست من نجات دادهاند تا خداوند اورشلیم را از دست من نجات دهد؟ ۲۱اما ایشان سکوت کرده ،به او هیچ جواب ندادند ،زیرا فرمان پادشاه این بود که به او جواب ندهید. آساف وقایعنگار ،با جامههای دریده نزد حزقیا آمدند و سخنان ۲۲آنگاه الیاقیم ،پسر حلقیا که ناظر خانه بود ،و شبنای کاتب ،و یوآخ ،پسر ی ربشاقی را به او بازگفتند. فصل ۳۷ ۱و چون حزقیای پادشاه این را شنید ،لباس خود را چاک زد و پلس پوشید و به خانه خداوند درآمد. ۲و الیاقیم ،ناظر خانه ،و شبنای کاتب و مشایخ کاهنان را ملبس به پلس ،نزد اشعیا پسر آموص نبی فرستاد. ۳و به او گفتند« :حزقیا چنین میگوید :امروز روز مصیبت و سرزنش و کفر است ،زیرا که پسران به رحم رسیدهاند و قوت زاییدن نیست». ۴شاید یهوه ،خدایت ،سخنان ربشاقی را که پادشاه آشور ،آقایش ،او را برای اهانت به خدای زنده فرستاده است ،بشنود و سخنانی را که یهوه ،خدایت ،شنیده است ،توبیخ کند .پس برای بقیهای که باقی ماندهاند ،دعای خود را بلند کن. ۵پس خادمان حزقیای پادشاه نزد اشعیا آمدند.
اشعیا
۶و اشعیا به ایشان گفت« :به آقای خود چنین گویید :خداوند چنین میگوید :از سخنانی که شنیدهای و بندگان پادشاه آشور به آنها مرا کفر گفتهاند ،مترس». ۷اینک من بر او بلیی خواهم فرستاد و او خبری خواهد شنید و به سرزمین خود باز خواهد گشت و او را در سرزمین خودش به شمشیر خواهم کشت. ۸پس ربشاقی برگشت و پادشاه آشور را دید که با لبنه میجنگد ،زیرا شنیده بود که از لکیش رفته است. درباره تیرهاقه ،پادشاه حبشه ،شنید که برای جنگ با تو بیرون آمده است .و چون این را شنید ،رسولنی نزد حزقیا فرستاد و گفت: ۹و او ه ۱۰به حزقیا پادشاه یهودا چنین بگویید :خدای تو که به او توکل داری ،تو را فریب ندهد و نگوید که اورشلیم به دست پادشاه آشور تسلیم نخواهد شد. ۱۱اینک شنیدهای که پادشاهان آشور با هم هه سرزمینها چه کردهاند و آنها را به کلی نابود ساختهاند؛ و آیا رهایی خواهی یافت؟ ۱۲آیا خدایان امتهایی که پدران من آنها را هلک کردند ،مانند جوزان و حاران و یر یزف و بنیعدن که در تیلسار بودند ،ایشان را رهایی دادند؟ ۱۳پادشاه حمات و پادشاه ارفاد و پادشاه شهر سفروایم و هینا و یعوا کجا هستند؟ ۱۴و حزقیا نامه را از دست فرستادگان گرفته ،آن را خواند و حزقیا به خانه خداوند رفت و آن را در حضور خداوند پهن کرد. ۱۵و حزقیا نزد خداوند دعا کرده ،گفت: ۱۶ای یهوه صبایوت ،خدای اسرائیل ،که بر کروبیان ساکن هستی ،تو به تنهایی خدای تمامی ممالک زمین هستی .تو آسمان و زمین را آفریدهای. ۱۷ای خداوند ،گوش خود را فرا دار و بشنو؛ ای خداوند ،چشمان خود را باز کن و ببین؛ و به سخنان سنحاریب که برای اهانت به خدای زنده فرستاده است ،گوش فرا ده. ۱۸ای خداوند ،به درستی که پادشاهان آشور هم هه قومها و کشورهای ایشان را ویران کردهاند، ۱۹و خدایان ایشان را به آتش افکندند ،زیرا که خدا نبودند ،بلکه ساخته دست بشر از چوب و سنگ .از این جهت ایشان را هلک کردند. ۲۰پس اکنون ای یهوه خدای ما ،ما را از دست او رهایی ده تا جمیع ممالک جهان بدانند که تو تنها یهوه هستی. ۲۱آنگاه اشعیا پسر آموص نزد حزقیا فرستاده ،گفت« :یهوه خدای اسرائیل چنین میگوید :چونکه تو از من علیه سنحاریب پادشاه آشور دعا کردی، ۲۲این کلمی است که خداوند درباره او گفته است :آن باکره ،دختر صهیون ،تو را حقیر شمرده و به تو استهزا کرده است؛ دختر اورشلیم سر خود را به تو تکان داده است. ۲۳که را تحقیر و کفر گفتی و بر که آواز خود را بلند کردی و چشمان خود را به اعلی برافراشتی ،حتی بر قدوس اسرائیل؟ ۲۴به وسیل هه بندگانت ،خداوند را تحقیر کردهای و گفتهای« :به کثرت ارابههای خود به بلندی کوهها و به کنارههای لبنان رسیدهام و سروهای بلند و صنوبرهای مرغوب آن را قطع کرده ،به بلندی مرزهایش و جنگل کرملش وارد شدهام». ۲۵من کنده و آب نوشیدهام و با کف پای خود تمام نهرهای شهرهای محاصره شده را خشک کردهام. ۲۶آیا از قدیم نشنیدهای که چگونه این کار را کردهام و از ایام قدیم نشنیدهای که چگونه آن را ساختهام؟ اکنون آن را به انجام رساندهام که تو شهرهای مستحکم را به تودههای ویران تبدیل خواهی کرد. ۲۷از این رو ،ساکنان آنها کمتوان و هراسان و شرمنده بودند .آنها مانند علف صحرا و علف سبز ،و مانند علف پشت بامها و مانند غله ای که قبل از رسیدن پژمرده میشود ،گشتند. ۲۸اما من از اقامت تو و خروج و دخول تو و خشمی که بر من داری ،آگاهم. ۲۹چون خشم تو بر من و غضب تو به گوشهای من رسیده است ،بنابراین مهار خود را بر بینی تو و لگام خود را بر لبانت خواهم گذاشت و تو را از راهی که آمدهای ،باز خواهم گرداند. ۳۰و این برای تو نشانهای خواهد بود که امسال آنچه خود روید خواهید خورد ،و سال دوم آنچه از آن بروید ،و در سال سوم بکارید و درو کنید ،و تاکستانها غرس کنید و میوه آنها را بخورید. ۳۱و بقیهای که از خاندان یهودا رستگار شدهاند ،دوباره به پایین ریشه خواهند دوانید و به بال میوه خواهند داد. ۳۲زیرا که از اورشلیم بقیهای بیرون خواهند آمد و نجاتیافتگان از کوه صهیون .غیرت یهوه صبایوت این را به جا خواهد آورد. ۳۳بنابراین خداوند درباره پادشاه آشور چنین میگوید :او به این شهر داخل نخواهد شد و به آنجا تیر نخواهد انداخت و با سپر در مقابلش نخواهد آمد و سنگری در برابرش نخواهد افراشت. ۳۴خداوند میگوید :از راهی که آمده است ،باز خواهد گشت و به این شهر داخل نخواهد شد. ۳۵زیرا من به خاطر خودم و به خاطر بندهام داوود ،از این شهر دفاع خواهم کرد و آن را نجات خواهم داد. ۳۶آنگاه فرشته خداوند بیرون رفت و صد و هشتاد و پنج هزار نفر از اردوی آشوریان را زد و چون صبح زود برخاستند ،اینک همه آنها لشههای مرده بودند. ۳۷پس سنحاریب ،پادشاه آشور ،کوچ کرد و رفت و برگشت و در نینوا ساکن شد. آصر او را به شمشیر زدند و ایشان به ۳۸و واقع شد که چون او در خانه خدای خود ،نیسرروک ،عبادت میکرد ،پسرانش اکد کرر کملکک و ش ککر ی سر کحددون ،به جای او سلطنت نمود. زمین ارمنستان فرار کردند و پسرش ،ا ک ک فصل ۳۸ ۱در آن روزها حزقیا بیمار و مشرف به مرگ شد .و اشعیا نبی پسر آموص نزد او آمد و به او گفت« :خداوند چنین میگوید :خانه خود را آماده کن ،زیرا خواهی مرد و زنده نخواهی ماند».
اشعیا
۲آنگاه حزقیا روی خود را به سوی دیوار برگرداند و نزد خداوند دعا کرد، ۳و گفت« :ای خداوند ،اکنون به یاد آور که چگونه با راستی و با دل کامل در حضور تو سلوک کردهام و آنچه را که در نظر تو نیکو بوده است ،انجام دادهام ».و حزقیا به شدت گریست. ۴آنگاه کلم خداوند بر اشعیا نازل شده ،گفت: ۵برو و به حزقیا بگو :یهوه ،خدای پدرت داوود ،چنین میگوید :دعای تو را شنیدم و اشکهای تو را دیدم .اینک پانزده سال بر عمر تو خواهم افزود. ۶و من تو و این شهر را از دست پادشاه آشور رهایی خواهم داد و از این شهر دفاع خواهم کرد. ۷و این از جانب خداوند برای تو نشانهای خواهد بود که خداوند این سخن را که گفته است ،بجا خواهد آورد. ۸اینک سای هه درجاتی را که در ساعت آفتابی آحاز پایین رفته است ،ده درجه به عقب برمیگردانم .پس خورشید ده درجه ،از هر درجهای که پایین رفته بود ،به عقب برگشت. ۹نوشتهی حزقیا ،پادشاه یهودا ،هنگامی که بیمار بود و از بیماریاش شفا یافت: ۱۰گفتم در پایان عمرم به دروازههای گور خواهم رفت :از باقیماندهی سالهایم محروم خواهم شد. ۱۱گفتم« :خداوند ،یعنی خداوند را در سرزمین زندگان نخواهم دید .دیگر انسان را با ساکنان جهان نخواهم دید». بیماری درد ۱۲عمرم به پایان رسیده و همچون خیمهی شبانی از من دور شده است .همچون بافندهای جان خود را بریدهام .او مرا به ی خواهد برید .از روز تا شب مرا خواهی کشت. ۱۳تا صبح گمان بردم که او همچون شیری ،تمام استخوانهای مرا خواهد شکست .از روز تا شب ،مرا نابود خواهی کرد. ۱۴مانند درنا یا پرستو ،جار و جنجال میکردم؛ مانند کبوتر ناله میکردم؛ چشمانم از نگریستن به بال تار میشد .ای خداوند ،من مظلوم هستم؛ برای من کاری انجام بده. ۱۵چه بگویم؟ او با من سخن گفته و خود نیز چنین کرده است .من در تمام سالهای زندگیام ،در تلخی جانم ،به آرامی خواهم زیست. ۱۶ای خداوند ،آدمیان به این چیزها زندهاند ،و در هم هه این چیزها حیات روح من است .پس مرا شفا خواهی داد و زنده خواهی ساخت. ۱۷اینک ،برای آرامش ،تلخی بسیار کشیدم ،اما تو با محبت به جانم ،آن را از چاه فساد رهایی بخشیدی ،زیرا تمامی گناهانم را پشت سر خود انداختی. ۱۸زیرا گور نمیتواند تو را ستایش کند ،مرگ نمیتواند تو را ستایش کند :آنان که به گودال فرو میروند نمیتوانند به راستی تو امیدوار باشند. ۱۹زندگان ،زندگان ،تو را ستایش خواهند کرد ،چنانکه من امروز میکنم .پدر ،راستی تو را به فرزندان اعلم خواهد کرد. ۲۰خداوند آماده بود تا مرا نجات دهد ،بنابراین ما سرودهای مرا با سازهای زهی در تمام روزهای زندگی خود در خانه خداوند خواهیم خواند. ۲۱زیرا اشعیا گفته بود« :مقداری انجیر بگیرند و آن را مانند مرهمی بر دمل بگذارند و شفا خواهد یافت». ۲۲حزقیا نیز گفته بود« :نشانه رفتن من به خانه خداوند چیست؟» فصل ۳۹ ۱در آن زمان ،مرودکبلدان ،پسر بلدان ،پادشاه بابل ،نامهها و هدیهای نزد حزقیا فرستاد ،زیرا شنیده بود که او بیمار بوده و شفا یافته است. ۲و حزقیا از ایشان شادمان شد و خان هه اشیای نفیس خود را از نقره و طل و ادویه و روغن گرانبها و تمام خان هه اسلحهاش و هر آنچه را که در خزانههایش یافت میشد به ایشان نشان داد ،و چیزی در خانهاش و در تمام قلمروش نبود که حزقیا به ایشان نشان نداده باشد. ۳آنگاه اشعیا نبی نزد حزقیای پادشاه آمد و از او پرسید« :این مردان چه گفتند و از کجا نزد تو آمدند؟ »حزقیا گفت« :از سرزمینی دور، یعنی از بابل ،نزد من آمدهاند». ۴آنگاه او گفت« :در خانه تو چه دیدهاند؟ »حزقیا پاسخ داد« :هر آنچه در خانه من است دیدهاند و چیزی در خزانههای من نیست که به ایشان نشان نداده باشم». ۵آنگاه اشعیا به حزقیا گفت« :کلم خداوند لشکرها را بشنو: ۶اینک ایامی میآید که هر آنچه در خانه توست و آنچه پدرانت تا امروز ذخیره کردهاند ،به بابل برده خواهد شد و هیچ چیز باقی نخواهد ماند ،میگوید خداوند. ۷و از پسرانت که از تو پدید آیند و تو آنها را تولید کنی ،آنها را خواهند برد و آنها در قصر پادشاه بابل خواجه خواهند شد. ۸آنگاه حزقیا به اشعیا گفت« :کلم خداوند که گفتی نیکوست ».او همچنین گفت« :زیرا در روزگار من صلح و راستی برقرار خواهد بود». فصل ۴۰ ۱خدای شما میگوید :تسلی دهید ،قوم مرا تسلی دهید. ۲با اورشلیم با سخنان دلجویانه سخن گویید و او را ندا دهید که جنگش به پایان رسیده و گناهش بخشیده شده است ،زیرا از دست خداوند برای همه گناهانش دو چندان پاداش یافته است. ۳صدای فریادکنندهای در بیابان که راه خداوند را آماده کنید و در صحرا طریقی برای خدای ما راست سازید. ۴هر درهای برافراشته و هر کوه و تپهای پست خواهد شد؛ و کجیها راست و ناهمواریها هموار خواهند گردید. ۵و جلل خداوند آشکار خواهد شد و تمامی بشر آن را با هم خواهند دید ،زیرا دهان خداوند این را گفته است.
اشعیا
۶صدا گفت« :بخوان ».و او گفت« :چه بگویم؟ هر بشری علف است و تمام زیباییهایش مانند گل صحراست. ۷علف خشک میشود و گل پژمرده میگردد ،زیرا روح خداوند بر آن دمیده میشود .بیشک قوم ،علف هستند. ۸علف خشک میشود و گل پژمرده میگردد ،اما کلم خدای ما تا ابد پایدار خواهد ماند. ۹ای صهیون که مژده میدهی ،به کوه بلند برو؛ ای اورشلیم که مژده میدهی ،صدایت را با قدرت بلند کن؛ آن را بلند کن و نترس؛ به شهرهای یهودا بگو« :اینک خدای شما»! ۱۰اینک خداوند یهوه با دست قوی میآید و بازوی او برایش حکومت خواهد کرد .اینک پاداش او با اوست و عملش پیش روی اوست. ۱۱او مانند شبان گله خود را خواهد چرانید .برهها را به بازوی خود جمع کرده ،در آغوش خود خواهد گرفت و شیردهندگان را به ملیمت رهبری خواهد کرد. ۱۲کیست که آبها را به کف دست خود پیموده و آسمان را با وجب اندازه گرفته و غبار زمین را در پیمانه گنجانیده و کوهها را به قپان و تپهها را به ترازو وزن کرده است؟ ۱۳کیست که روح خداوند را هدایت کرده باشد ،یا مشاور او بوده باشد و او را تعلیم داده باشد؟ ۱۴با چه کسی مشورت کرد و چه کسی او را راهنمایی کرد و راه درست را به او آموخت و به او معرفت آموخت و راه فهم را به او نشان داد؟ ۱۵اینک ،امتها مثل قطره دلو هستند و مانند غبار ترازو شمرده میشوند .اینک ،جزیرهها را مثل چیز بسیار ناچیز برمیدارد. ۱۶و لبنان برای سوزاندن کافی نیست ،و حیواناتش برای قربانی سوختنی کافی نیستند. ۱۷جمیع امتها در نظر او هیچند و از هیچ و باطل نزد او کمتر شمرده میشوند. ۱۸پس خدا را به که تشبیه میکنید و کدامین شبیه را با او برابر میدانید؟ ۱۹صنعتگر بت تراشیده را ذوب میکند ،و زرگر آن را با طل میپوشاند ،و زنجیرهای نقرهای میریزد. ۲۰کسی که آنقدر فقیر است که هیچ نذری ندارد ،درختی را انتخاب میکند که نمیپوسد؛ او به دنبال صنعتگری ماهر میگردد تا بتی تراشیده بسازد که تکان نخورد. ۲۱آیا ندانستهاید و نشنیدهاید؟ آیا از ابتدا به شما گفته نشده است؟ آیا از بنیاد زمین نفهمیدهاید؟ ۲۲اوست که بر کره زمین نشسته است و ساکنانش مانند ملخ میباشند؛ آسمانها را مانند پردهای میگستراند و آنها را مانند خیمهای برای سکونت پهن میکند. ۲۳که سروران را نابود میکند و داوران جهان را به بطالت میگرداند. ۲۴آری ،کاشته نخواهند شد؛ آری ،کاشته نخواهند شد؛ آری ،تنه آنها در زمین ریشه نخواهد دواند؛ و او نیز بر آنها خواهد دمید و پژمرده خواهند شد ،و گردباد آنها را مانند کاه خواهد ربود. ۲۵پس مرا به که تشبیه میکنید یا با که برابرم؟ میگوید قدوس. ۲۶چشمان خود را به اعلی برافرازید و ببینید کیست که این چیزها را آفریده است ،که لشکر آنها را به شماره بیرون میآورد ،و جمیع آنها را به نام میخواند به عظمت قوت خود ،زیرا که او در قوت قوی است و یکی از آنها شکست نمیخورد. ۲۷ای یعقوب ،چرا میگویی و ای اسرائیل ،چرا میگویی :راه من از خداوند پنهان است و خدای من از داوری من صرف نظر کرده است؟ ۲۸آیا ندانستهای و نشنیدهای که خدای سرمدی ،یهوه ،آفرینندهی اقصای زمین ،درمانده و خسته نمیشود و فهم او را کسی تفتیش نمیکند؟ ۲۹او به ضعیفان قدرت میبخشد و به ناتوانان قدرت میبخشد. ۳۰حتی جوانان نیز درمانده و خسته خواهند شد ،و مردان جوان به کلی خواهند افتاد. ۳۱اما آنان که برای خداوند انتظار میکشند ،نیروی تازه خواهند یافت؛ با بالهایی همچون عقاب اوج خواهند گرفت؛ خواهند دوید و خسته نخواهند شد؛ خواهند خرامید و درمانده نخواهند گشت. فصل ۴۱ ۱ای جزیرهها ،در حضور من خاموش باشید و بگذارید قوم قوت خود را تجدید کنند؛ بگذارید نزدیک بیایند؛ آنگاه سخن بگویند؛ بیایید با هم برای داوری نزدیک شویم. ۲کیست که مرد عادل را از مشرق برانگیخته ،او را به پای خود خواند ،امتها را پیش روی او تسلیم کرد و او را بر پادشاهان مسلط گردانید؟ او ایشان را چون غبار به شمشیر خود و چون کاه پراکنده به کمان خود سپرد. ۳او ایشان را تعقیب کرد و به سلمت گذشت ،حتی از راهی که با پاهای خود نرفته بود. ۴کیست که این را کرده و به انجام رسانیده و نسلها را از ابتدا دعوت نموده است؟ من یهوه هستم ،از ابتدا تا به آخر .من او هستم. ۵جزیرهها این را دیدند و ترسیدند؛ اقصای زمین ترسیدند ،نزدیک شدند و آمدند. ۶هر یک از آنها به همسایه خود کمک میکرد و هر یک به برادر خود میگفت« :دل قوی دار». ۷پس نجار ،زرگر را و کسی را که با چکش صاف میکرد ،کسی را که سندان میزد ،تشویق کرد و گفت« :برای جوش دادن آماده است ». و آن را با میخها محکم کرد تا جابجا نشود. ۸اما تو ای اسرائیل ،بنده من هستی ،ای یعقوب که تو را برگزیدهام ،ای نسل دوست من ابراهیم. ۹تو را از اقصای زمین گرفتهام و تو را از میان بزرگانش خواندهام و به تو گفتهام :تو بنده من هستی؛ من تو را برگزیدهام و تو را ترک نکردهام. ۱۰مترس زیرا من با تو هستم و هراسان مباش زیرا من خدای تو هستم .من تو را تقویت خواهم کرد؛ و تو را یاری خواهم داد؛ و تو را با دست راست عدالت خود حمایت خواهم نمود.
اشعیا
۱۱اینک ،هم هه آنانی که بر تو خشم گرفتند ،خجل و شرمنده خواهند شد؛ ایشان هیچ خواهند شد؛ و آنانی که با تو ستیزه میکنند ،هلک خواهند گردید. ۱۲آنان را که با تو مجادله کردند ،خواهی جست و نخواهی یافت .آنان که با تو جنگ کنند ،نیست و نابود خواهند شد. ۱۳زیرا من که یهوه ،خدای تو هستم ،دست راست تو را خواهم گرفت و به تو خواهم گفت :مترس ،من تو را یاری خواهم کرد. ی ول که اسرائیل، ۱۴ای کرم یعقوب و ای مردان اسرائیل ،مترسید .من به شما کمک خواهم کرد ،این گفتهی خداوند است ،و من ،قدوس ر شما هستم. ۱۵اینک من برای تو خرمنکوب تیز و دندانهای خواهم ساخت .کوهها را کوبیده ،آنها را خرد خواهی کرد و تپهها را مانند کاه خواهی ساخت. ۱۶آنها را خواهی دمید و باد آنها را خواهد برد و گردباد آنها را پراکنده خواهد کرد .و تو در خداوند شادی خواهی کرد و در قدوس اسرائیل فخر خواهی نمود. ۱۷هنگامی که فقیران و نیازمندان آب میجویند و نمییابند ،و زبانشان از تشنگی خشک میشود ،من که یهوه هستم ،دعای ایشان را اجابت خواهم کرد ،من که خدای اسرائیل هستم ،ایشان را ترک نخواهم کرد. ۱۸در بلندیها نهرها و در میان درهها چشمهها جاری خواهم ساخت .بیابان را به برکه آب و زمین خشک را به چشمههای آب تبدیل خواهم کرد. ۱۹در بیابان سرو آزاد ،شطیم ،آس و درخت زیتون خواهم کاشت؛ در صحرا صنوبر و کاج و شمشاد را با هم غرس خواهم نمود. ۲۰تا ببینند و بدانند و تفکر کنند و با هم بفهمند که دست خداوند این را به جا آورده و قدوس اسرائیل آن را آفریده است. ۲۱خداوند میگوید :دلیل خود را بیاورید؛ پادشاه یعقوب میگوید :دلیل محکم خود را ارائه دهید. ۲۲بگذارید آنها را بیاورند و آنچه را که اتفاق خواهد افتاد به ما نشان دهند؛ بگذارید چیزهای پیشین را که هستند ،نشان دهند تا آنها را در نظر بگیریم و پایان آنها را بدانیم؛ یا چیزهای آینده را برای ما اعلم کنند. ۲۳چیزهایی را که پس از این رخ خواهد داد ،بیان کنید تا بدانیم که شما خدایان هستید .آری ،نیکی کنید یا بدی کنید تا ما متحیر شویم و با هم آن را ببینیم. ۲۴اینک شما هیچ هستید و عمل شما هیچ است .هر که شما را برمیگزیند ،رجس است. ۲۵من کسی را از شمال برانگیختهام و او خواهد آمد .از مشرق خورشید نام مرا خواهد خواند .و او بر سروران خواهد آمد ،چنانکه بر ملت و چنانکه کوزهگر گل را پایمال میکند. ۲۶کیست که از ابتدا اعلم کرده است تا بدانیم و از قبل تا بگوییم که او عادل است؟ آری ،کسی نیست که بیان کند ،آری ،کسی نیست که اعلم کند ،آری ،کسی نیست که سخنان شما را بشنود. ۲۷اولین به صهیون خواهند گفت« :اینک ،اینک آنها »!و من به اورشلیم کسی را خواهم داد که مژده میآورد. ۲۸زیرا نگریستم و کسی نبود؛ و در میان ایشان نیز مشاوری نبود که چون از ایشان بپرسم ،بتواند سخنی پاسخ دهد. ۲۹اینک جمیع ایشان باطلند و اعمال ایشان هیچ است و بتهای ریختهشده ایشان باد و بطالت است. فصل ۴۲ ۱اینک بنده من که او را حمایت میکنم؛ برگزیده من که جانم از او شادمان است؛ من روح خود را بر او نهادهام؛ او داوری را برای امتها صادر خواهد کرد. ۲او فریاد نخواهد زد ،فریاد نخواهد زد و صدایش را در کوچهها نخواهد شنید. نی خرد شده را نخواهد شکست و فتیله نیمسوخته را خاموش نخواهد کرد .او داوری را به راستی صادر خواهد نمود. ۳ی ۴او ناتوان و دلسرد نخواهد شد تا زمانی که عدالت را بر زمین برقرار سازد ،و جزیرهها منتظر شریعت او خواهند بود. ۵چنین میگوید خدا ،یهوه ،آنکه آسمانها را آفرید و آنها را گسترانید ،آنکه زمین و آنچه از آن بیرون میآید را گسترانید ،آنکه نفس را به مردمی که در آن هستند و روح را به کسانی که در آن سالک هستند میدهد: ۶من ،یهوه ،تو را به عدالت خواندهام و دست تو را خواهم گرفت و تو را حفظ خواهم کرد و تو را عهد قوم و چراغ امتها خواهم گردانید. ۷تا چشمان کوران را باز کنم ،زندانیان را از زندان و ساکنان تاریکی را از محبس بیرون آورم. ۸من یهوه هستم و نام من همین است و جلل خود را به کسی دیگر و ستایش خویش را به بتهای تراشیده نخواهم داد. ۹اینک وقایع پیشین به وقوع پیوسته است و من از چیزهای نو خبر میدهم :پیش از آنکه پدید آیند ،شما را از آنها آگاه میسازم. ۱۰ای شما که به دریا فرود میروید و ای هر آنچه در آن است ،ای جزیرهها و ساکنان آنها ،سرودی تازه برای خداوند بسرایید و ستایش او را از کرانههای زمین بخوانید. ۱۱بیابان و شهرهایش ،و روستاهایی که قیدار در آنها ساکن است ،آواز خود را بلند کنند .ساکنان صخرهها ترنم کنند و از بالی کوهها فریاد برآورند. ۱۲بگذارید خداوند را جلل دهند و ستایش او را در جزایر بخوانند. ۱۳خداوند همچون مردی جبار بیرون خواهد آمد ،همچون مرد جنگی غیرت را برمیانگیزد؛ فریاد میزند و غرش میکند؛ بر دشمنان خود پیروز خواهد شد. ۱۴من مدت مدیدی خاموش بودهام؛ آرام بودهام و خویشتنداری کردهام .اکنون مانند زنی که میزاید فریاد خواهم زد؛ بیدرنگ نابود خواهم کرد و خواهم بلعید. ۱۵کوهها و تپهها را ویران خواهم کرد و تمام گیاهان آنها را خشک خواهم نمود؛ و رودخانهها را جزیرهها خواهم ساخت و برکهها را خشک خواهم نمود.
اشعیا
۱۶و کوران را به راهی که ندانستهاند هدایت خواهم کرد و ایشان را به راههایی که نشناختهاند رهبری خواهم نمود .تاریکی را پیش روی ایشان به روشنایی و کجیها را به راست تبدیل خواهم نمود .این کارها را با ایشان خواهم کرد و ایشان را رها نخواهم نمود. ۱۷آنان که به بتهای تراشیده اعتماد دارند و به بتهای ریختهشده میگویند که خدایان ما شما هستید ،به عقب برگردانده شده ،بسیار شرمنده خواهند شد. ۱۸ای کران بشنوید و ای کوران بنگرید تا ببینید. ۱۹کیست که کور باشد ،مانند بنده من؟ یا کیست که کر باشد ،مانند رسول من که فرستادم؟ کیست که کور باشد مانند آن که کامل است ،و کیست که کور باشد مانند بنده خداوند؟ ۲۰چیزهای بسیار میبیند ،اما نگاه نمیکند؛ گوشها را میگشاید ،اما نمیشنود. ۲۱خداوند به خاطر عدالت خود بسیار خشنود است؛ او شریعت را بزرگ و محترم خواهد شمرد. ۲۲اما این قوم غارت شده و تاراج شده هستند؛ همگی در سوراخها به دام افتادهاند و در زندانها پنهان شدهاند .ایشان برای غارت هستند و کسی رهایی نمیدهد؛ برای غارت هستند و کسی نمیگوید« :بازگردانید». ۲۳کیست از شما که به این گوش فرا دهد؟ کیست که گوش فرا دهد و برای زمان آینده استماع کند؟ ۲۴کیست که یعقوب را به تاراج و اسرائیل را به غارت سپرد؟ آیا خداوند ،که به او گناه ورزیدهایم ،چنین نکرد؟ زیرا ایشان در راههای او سلوک نکردند و شریعت او را اطاعت ننمودند؟ ۲۵از این رو ،خشم و غضب خود و نیروی نبرد را بر او ریخت و آتشی از هر سو او را شعلهور ساخت ،اما ندانست؛ و او را سوزانید، اما آن را در دل خود جای نداد. فصل ۴۳ ۱اما اکنون خداوند که تو را آفرید ،ای یعقوب ،و او که تو را آفرید ،ای اسرائیل ،چنین میگوید :مترس ،زیرا من تو را فدیه دادهام ،تو را به نامت خواندهام؛ تو از آن من هستی. ۲چون از آبها عبور کنی ،من با تو خواهم بود و چون از نهرها عبور کنی ،تو را لبریز نخواهند کرد؛ و چون از آتش بگذری ،سوخته نخواهی شد و شعلهاش تو را نخواهد سوزاند. ۳زیرا من یهوه خدای تو ،قدوس اسرائیل ،نجاتدهنده تو هستم .مصر را به عنوان فدیه تو و حبشه و سبا را به عنوان قربانی تو دادم. ۴چونکه در نظر من گرانبها و محترم بودی و من تو را دوست میداشتم ،از این رو مردمان را در عوض تو و قومها را در عوض جان تو خواهم داد. ۵مترس ،زیرا من با تو هستم .نسل تو را از شرق خواهم آورد و تو را از غرب جمع خواهم کرد. ۶به شمال خواهم گفت که دست بردار و به جنوب خواهم گفت که عقبنشینی نکن .پسرانم را از دوردستها و دخترانم را از اقصای زمین بیاور. ۷یعنی هر که را به نام من نامیدهاند ،زیرا او را برای جلل خود آفریدهام ،او را شکل دادهام و ساختهام. ۸کورانی را که چشم دارند و کرانی را که گوش دارند ،بیرون آورید. ۹جمیع امتها جمع شوند و قومها فراهم آیند .کیست از ایشان که این را اعلم کند و امور سابق را به ما نشان دهد؟ شهود خود را بیاورند تا تصدیق شوند؟ یا بشنوند و بگویند که این حقیقت است. ۱۰خداوند میگوید :شما و بنده من که او را برگزیدهام ،شهود من هستید تا مرا بشناسید و به من ایمان آورید و بفهمید که من او هستم :پیش از من خدایی مصور نشده و پس از من نیز نخواهد شد. ۱۱من ،من ،یهوه هستم و غیر از من نجاتدهندهای نیست. ۱۲من اعلم کردهام و نجات دادهام و آشکار ساختهام ،زمانی که هیچ خدای بیگانهای در میان شما نبود .بنابراین ،خداوند میگوید :شما شاهدان من هستید که من خدا هستم. ۱۳آری ،پیش از آنکه روز باشد ،من او هستم و کسی نیست که از دست من رهایی بخشد .من کار خواهم کرد و کیست که آن را واگذارد؟ ۱۴خداوند ،ولی شما و قدوس اسرائیل ،چنین میگوید« :به خاطر شما به بابل فرستادم و تمام بزرگان آن و کلدانیان را که فریادشان در کشتیهاست ،سرنگون کردم». ۱۵من خداوند ،قدوس تو ،آفریننده اسرائیل ،پادشاه تو هستم. ۱۶خداوند که راهی در دریا و طریقی در آبهای عظیم میسازد ،چنین میگوید: قوت را بیرون میآورد ،ایشان با هم خواهند خوابید و برنخواهند خاست .منقرض شده ،مثل یدک خاموش ۱۷که ارابه و اسب و لشکر و ر خواهند شد. ۱۸چیزهای پیشین را به یاد نیاورید و در امور قدیم تفکر نکنید. ۱۹اینک من کار تازهای خواهم کرد؛ اکنون آن روی خواهد داد؛ آیا شما آن را نمیدانید؟ من حتی راهی در بیابان و نهرهایی در صحرا ایجاد خواهم کرد. ۲۰حیوانات صحرا ،حتی اژدهایان و جغدها ،مرا ستایش خواهند کرد ،زیرا من در بیابان آب و در صحرا نهرها جاری میکنم تا قوم برگزیدۀ خود را سیراب کنم. ۲۱این قوم را برای خود آفریدهام؛ ایشان ستایش مرا خواهند گفت. ۲۲اما تو ای یعقوب مرا نخواندی ،بلکه ای اسرائیل ،از من خسته شدی. ۲۳تو گوسفندان کوچک قربانیهای سوختنی خود را برای من نیاوردی و با قربانیهایت مرا تکریم نکردی .من تو را با قربانی به خدمت وا نداشتم و با بخور تو را خسته نکردم.
اشعیا
۲۴تو برای من نیشکر شیرین به پول نخریدی و مرا با چربی قربانیهایت سیر نکردی ،بلکه مرا به گناهانت به خدمت گرفتی و با گناهانت مرا به ستوه آوردی. ۲۵من ،من هستم که به خاطر خود ،خطاهای تو را محو میکنم و گناهانت را به یاد نخواهم آورد. ۲۶مرا به یاد آور .بیا با هم دادخواهی کنیم .تو اعلم کن تا عادل شمرده شوی. ۲۷پدر نخستین تو گناه کرده است ،و معلمان تو بر من عصیان ورزیدهاند. سروران قددس را بیحرمت ساختهام و یعقوب را به لعنت و اسرائیل را به سرزنش سپردهام. ۲۸بنابراین ،من ی فصل ۴۴ ۱اما اکنون بشنو ،ای بنده من یعقوب ،و ای اسرائیل که تو را برگزیدهام! ۲خداوند که تو را آفرید و از رحم بسرشت ،و تو را یاری خواهد داد ،چنین میگوید :ای یعقوب ،بنده من ،مترس ،و تو ای ییسورون ،که تو را برگزیدهام. ۳زیرا من بر تشنه آب خواهم ریخت و بر زمین خشک سیلب خواهم ریخت .روح خود را بر ذریت تو و برکت خود را بر اولد تو خواهم ریخت. ۴و ایشان همچون علفزارها ،همچون بیدها بر نهرهای آب ،خواهند رویید. آن خداوند هستم ».و دیگری خود را به نام یعقوب خواهد خواند؛ و دیگری با دست خود برای خداوند سوگند ۵یکی خواهد گفت« :من از ی یاد خواهد کرد و خود را به نام اسرائیل ملقب خواهد ساخت. ۶خداوند ،پادشاه اسرائیل و خداوند لشکرها که ولی ایشان است ،چنین میگوید :من اول هستم و من آخر هستم و غیر از من خدایی نیست. ۷و کیست که مانند من آن را بخواند و اعلم کند و برای من ترتیب دهد ،از زمانی که قوم قدیم را تعیین کردم؟ و چیزهایی را که میآیند و خواهند آمد ،به ایشان نشان دهد. ۸مترسید و هراسان مباشید .آیا از آن زمان به شما نگفتم و اعلم نکردم؟ شما شاهدان من هستید .آیا خدایی غیر از من هست؟ آری ،خدایی نیست و من کسی را نمیشناسم. ۹آنانی که بت تراشیده میسازند ،جملگی باطلند و چیزهای لذیذ ایشان سودی نخواهد داشت و خود شاهدان ایشانند؛ نمیبینند و نمیدانند تا شرمنده شوند. ۱۰کیست که خدایی ساخته باشد ،یا بتی تراشیده ریخته باشد که بیفایده باشد؟ ۱۱اینک ،هم هه یارانش شرمنده خواهند شد و کارگران ،از انسانند .بگذارید هم هه آنها با هم جمع شوند ،برخیزند؛ اما آنها خواهند ترسید و با هم شرمنده خواهند شد. ۱۲آهنگر با انبر ،هم با زغال کار میکند و هم آن را با چکش میسازد و هم با نیروی بازوی خود آن را میسازد .او گرسنه است و نیرویش تحلیل میرود .آب نمینوشد و بیحال است. ۱۳نجرار خطکش خود را پهن میکند؛ آن را با ریسمان میبافد؛ آن را با رنده میچیند و با پرگار آن را میتراشد؛ و آن را به شکل انسان، مطابق زیبایی انسان ،میسازد تا در خانه بماند. ۱۴سروها را برای خود قطع میکند و سرو و بلوط را میگیرد و آنها را در میان درختان جنگل برای خود تقویت میکند .زبان گنجشک میکارد و باران آن را پرورش میدهد. ۱۵آنگاه برای انسان مناسب خواهد بود که آن را بسوزاند ،زیرا از آن برمیدارد و خود را گرم میکند؛ آن را روشن میکند و نان میپزد؛ خدایی میسازد و آن را میپرستد؛ از آن بتی میسازد و در برابرش سجده میکند. ۱۶قسمتی از آن را در آتش میسوزاند؛ با قسمتی از آن گوشت میخورد؛ کباب میکند و سیر میشود؛ بلکه خود را گرم میکند و میگوید« :آه، گرم شدم ،آتش را دیدم». ۱۷و از بقیه آن خدایی ،یعنی بت تراشیده خود را میسازد؛ پیش آن سجده کرده ،آن را میپرستد و نزد آن دعا کرده ،میگوید« :مرا نجات بده ،زیرا تو خدای من هستی». ۱۸ایشان ندانستهاند و نفهمیدهاند ،زیرا چشمان ایشان را بسته است تا نبینند و دلهای ایشان را تا نفهمند. ۱۹و هیچکس در دل خود تأمل نمیکند ،و نه دانشی دارد و نه فهمی تا بگوید که من قسمتی از آن را در آتش سوزاندهام؛ بلکه بر زغالهایش نان پختهام؛ گوشت را کباب کرده و خوردهام؛ و آیا باقیماندهاش را مکروه خواهم ساخت؟ آیا به تنه درخت خواهم افتاد؟ ۲۰او خاکستر میخورد .دل فریبخوردهاش او را گمراه کرده است ،به طوری که نمیتواند جان خود را نجات دهد و نمیگوید« :آیا در دست راست من دروغ نیست؟» ۲۱ای یعقوب و ای اسرائیل ،اینها را به یاد آورید ،زیرا تو بنده من هستی :من تو را آفریدهام؛ تو بنده من هستی :ای اسرائیل ،تو از من فراموش نخواهی شد. ۲۲من گناهان تو را مانند ابری غلیظ و گناهانت را مانند ابری محو کردم .به سوی من بازگرد ،زیرا من تو را فدیه دادهام. ۲۳ای آسمانها ،سرود بخوانید ،زیرا خداوند این را کرده است .ای پایینترین نقاط زمین ،فریاد برآورید .ای کوهها ،ای جنگلها و هر درختی که در آنهاست ،بانگ شادی سر دهید .زیرا خداوند یعقوب را فدیه داده و خود را در اسرائیل جلل داده است. ۲۴خداوند ،که ولی توست و تو را از رحم سرشته است ،چنین میگوید :من یهوه هستم که همه چیز را ساختم؛ که به تنهایی آسمانها را گستردم؛ که به تنهایی زمین را پهن کردم. ۲۵که نشانههای دروغگویان را باطل میکند و فالگیران را دیوانه میسازد؛ که حکیمان را به عقب برمیگرداند و دانش ایشان را پوچ میسازد؛
اشعیا
بنده خود را تأیید میکند و مشورت فرستادگانش را به جا میآورد ،که به اورشلیم میگوید« :ساکن خواهی شد »و به شهرهای ۲۶که کلم ه یهودا میگوید« :بنا خواهید شد و خرابههایش را برپا خواهم نمود». ۲۷که به ژرفا میگوید :خشک شو ،و من نهرهایت را خشک خواهم کرد. درباره کوروش میگوید :او شبان من است و تمامی مسرت مرا به انجام خواهد رسانید ،و به اورشلیم میگوید :تو بنا خواهی شد و به ۲۸که ه معبد میگوید :بنیاد تو نهاده خواهد شد. فصل ۴۵ ۱خداوند به مسیح خود ،به کوروش ،که دست راستش را گرفتم تا ملتها را در برابر او مغلوب کنم ،چنین میگوید :و کمر پادشاهان را خواهم گشود تا دروازههای دو لنگه را در برابر او بگشایم و دروازهها دیگر بسته نخواهند شد. ۲من پیش روی تو خواهم رفت و جاهای ناهموار را هموار خواهم ساخت .دروازههای برنجی را خواهم شکست و پشتبندهای آهنی را خواهم برید. ۳و گنجهای تاریکی و گنجینههای پنهان جاهای مخفی را به تو خواهم بخشید ،تا بدانی که من ،یهوه ،که تو را به نامت میخوانم ،خدای اسرائیل هستم. ۴به خاطر بندهام یعقوب و برگزیدهام اسرائیل ،تو را به اسمت خواندم و با اینکه مرا نشناختی ،تو را ملقب ساختم. ۵من یهوه هستم و دیگری نیست ،خدایی جز من نیست .من کمر تو را بستم ،هرچند مرا نشناختی. ۶تا از مشرق آفتاب و از مغرب آن بدانند که غیر از من کسی نیست .من یهوه هستم و دیگری نیست. ۷من نور را پدید میآورم و تاریکی را میآفرینم؛ من صلح را برقرار میکنم و بدی را میآفرینم؛ من یهوه ،صانع هم هه این کارها هستم. ۸ای آسمانها ،از بال ببارید و افلک ،عدالت را فرو ریزد .زمین بشکافد و نجات را پدید آورد و عدالت با هم رویند؛ من ،یهوه ،این را آفریدهام. ۹وای بر کسی که با صانع خود ستیزه کند !سفال با سفالهای زمین ستیزه کند .آیا یگل به سازندهاش میگوید« :چه چیزی را ساختهای؟ »یا از صنعت تو میگوید« :او دست ندارد؟» ۱۰وای بر کسی که به پدرش بگوید« :تو چه چیزی را به دنیا آوردهای؟ »یا به زن بگوید« :چه چیزی را به دنیا آوردهای؟» ۱۱خداوند ،قدوس اسرائیل و خالق او ،چنین میگوید :از من درباره امور آینده درباره پسرانم بپرسید ،و درباره کارهای دستم مرا فرمان دهید. ۱۲من زمین را ساختم و انسان را بر آن آفریدم .من ،یعنی دستانم ،آسمانها را گسترانیدم و تمامی لشکر آنها را فرمان دادم. ۱۳من او را به عدالت برانگیختهام و تمامی راههایش را راست خواهم گردانید .او شهر مرا بنا خواهد کرد و اسیران مرا آزاد خواهد نمود ،نه برای قیمت و نه برای پاداش ،این است فرمودهی یهوه صبایوت. ۱۴خداوند چنین میگوید :حاصل مصر و تجارت حبشه و صابئین که مردان بلندقامت هستند ،نزد تو خواهند آمد و از آن تو خواهند بود . ایشان از عقب تو خواهند آمد؛ در زنجیر خواهند آمد و نزد تو خواهند افتاد و نزد تو تضرع کرده ،خواهند گفت« :یقینا ل خدا در توست و دیگری نیست ،خدایی نیست». ۱۵ای خدای اسرائیل ،ای نجاتدهنده ،تو خدایی هستی که خود را پنهان میکنی. ۱۶جمیع ایشان خجل و رسوا خواهند شد .ای سازندگان بتها ،با هم به رسوایی خواهند رفت. ۱۷اما اسرائیل در خداوند به نجات جاودانی نجات خواهند یافت :تا ابد شرمنده و رسوا نخواهید شد. ۱۸زیرا خداوند که آسمانها را آفرید ،خدایی که زمین را سرشت و ساخت ،او آن را استوار فرمود ،آن را بیهوده نیافرید ،بلکه برای سکونت مصور کرد ،چنین میگوید :من یهوه هستم و دیگری نیست. ۱۹من در خفا ،در جای تاریک زمین سخن نگفتهام ،و به فرزندان یعقوب نگفتهام که مرا بیهوده بجویید .من که یهوه هستم ،به عدالت سخن میگویم و چیزهای راست را اعلم میکنم. ۲۰ای نجاتیافتگان از ا رمتها ،گرد هم آیید و نزدیک آیید .آنان که چوب بتهای خود را برپا میکنند و نزد خدایی که نمیتواند نجات دهد دعا میکنند ،معرفت ندارند. ۲۱شما بگویید و ایشان را نزدیک آورید ،بلکه با هم مشورت کنند :کیست که این را از قدیم اعلم کرده است؟ کیست که از آن زمان آن را بیان کرده است؟ آیا من یهوه نیستم؟ و غیر از من خدایی نیست؛ خدای عادل و نجاتدهندهای؛ غیر از من کسی نیست. ۲۲ای جمیع کرانههای زمین ،به من توجه کنید و نجات یابید ،زیرا من خدا هستم و دیگری نیست. ۲۳به ذات خود قسم خوردم ،این کلم به عدالت از دهانم صادر شده و بر نخواهد گشت ،که هر زانویی در برابر من خم خواهد شد ،هر زبانی سوگند خواهد خورد. ۲۴بهیقین میتوان گفت که در خداوند پارسایی و قدرت دارم؛ حتی مردم به سوی او خواهند آمد؛ و هم هه کسانی که از او خشمگین هستند، شرمنده خواهند شد. ۲۵تمامی ذریت اسرائیل در خداوند عادل شمرده شده ،فخر خواهند کرد. فصل ۴۶ ۱بیل خم شده است ،نیبو سر فرود آورده است ،بتهایشان بر حیوانات و چهارپایان قرار داشت؛ ارابههایتان سنگین بودند؛ آنها باری بر دوش حیوانات خسته بودند. ۲آنها خم میشوند ،با هم تعظیم میکنند؛ آنها نتوانستند بار را تحویل دهند ،بلکه خودشان به اسارت رفتهاند.
اشعیا
۳ای خاندان یعقوب و ای تمامی بقیه خاندان اسرائیل که از شکم بر شما حمل شده و از رحم بر شما حمل گشتهام ،به من گوش فرا دهید. ۴و حتی تا پیریات من او هستم؛ و حتی تا سپیدی مو ،تو را حمل خواهم کرد .من ساختهام و خواهم برد؛ من تو را حمل خواهم کرد و رهایی خواهم داد. ۵مرا با که تشبیه و برابر میکنید و با که مقایسه میکنید تا مانند هم باشیم؟ ۶طل را از کیسه میریزند و نقره را به میزان میسنجند و زرگری اجیر میکنند و او از آن خدایی میسازد .آنها سجده میکنند و حتی آن را میپرستند. ۷او را بر دوش میگیرند ،حمل میکنند و در جایش میگذارند ،و او از جایش حرکت نخواهد کرد؛ بلکه کسی او را فریاد خواهد زد ،اما او نمیتواند پاسخ دهد و او را از تنگیاش نجات دهد. ۸این را به یاد آورید و خود را مردانه نشان دهید .ای خطاکاران ،آن را دوباره به خاطر آورید. روزگاران قدیم را به یاد آورید ،زیرا من خدا هستم و دیگری نیست؛ من خدا هستم و مانند من کسی نیست، نخستین ۹چیزهای ی ی مسرت خود را ۱۰آخر را از ابتدا و آنچه را که هنوز انجام نشده از قدیم بیان میکنم و میگویم« :اراده من پابرجا خواهد ماند و من تمامی ر به جا خواهم آورد». ۱۱مرغی گرسنه را از مشرق فرا میخوانم ،کسی را که نصیحت مرا از سرزمین دور به جا میآورد .آری ،من آن را گفتهام ،من نیز آن را به انجام خواهم رساند؛ من آن را اراده کردهام ،من آن را نیز به انجام خواهم رساند. ۱۲ای سختدلن که از پارسایی دور هستید ،به من گوش فرا دهید! ۱۳عدالت خود را نزدیک میآورم و دور نخواهد بود و نجات من تأخیر نخواهد کرد و نجات را برای اسرائیل که جلل من است در صهیون قرار خواهم داد. فصل ۴۷ ۱ای باکره دختر بابل ،فرود آی و بر خاک بنشین ،ای دختر کلدانیان ،بر زمین بنشین ،تختی نیست ،زیرا دیگر تو را لطیف و دلربا نخواهند خواند. ۲سنگهای آسیاب را بردارید و آرد را آسیاب کنید .گیسوان خود را بگشایید ،ساق پا را برهنه کنید ،ران را برهنه کنید و از رودخانهها عبور کنید. ۳برهنگیات آشکار خواهد شد ،و رسواییات آشکار خواهد گردید .من انتقام خواهم گرفت و مانند یک انسان با تو روبرو نخواهم شد. ۴و اما نجاتدهنده ما ،نام او یهوه صبایوت و قدوس اسرائیل است. ۵ای دختر کلدانیان ،خاموش بنشین و به تاریکی فرو برو ،زیرا دیگر تو را بانوی ممالک نخواهند خواند. ۶من بر قوم خود خشمگین بودم ،میراث خود را آلوده کردم و آنها را به دست تو سپردم .تو به آنها رحم نکردی و یوغ خود را بر دوش گذشتگان بسیار سنگین نهادی. ۷و تو گفتی« :من تا ابد بانویی خواهم بود ».پس این چیزها را در دل خود جای ندادی و سرانجام آن را به یاد نیاوردی. ۸پس اکنون بشنو ،ای که غرق در لذات هستی ،ای که در غفلت به سر میبری ،ای که در دلت میگویی :من هستم و جز من کسی نیست؛ من بیوه نخواهم ماند و بیاولدی را نخواهم دانست. ۹اما این دو چیز ،یعنی بیفرزندی و بیوگی ،در یک لحظه در یک روز به تو روی خواهد آورد .این دو چیز به سبب کثرت جادوگری تو و فراوانی افسونگری تو ،به کمال خود بر تو خواهند آمد. ۱۰زیرا به شرارت خود توکل کرده ،گفتهای کسی مرا نمیبیند .حکمت و علم تو ،تو را گمراه کرده است و در دل خود گفتهای :من هستم و غیر از من هیچکس نیست. ۱۱بنابراین ،بل بر تو نازل خواهد شد ،چنانکه نخواهی دانست از کجا میآید؛ و مصیبتی بر تو فرود خواهد آمد ،چنانکه نمیتوانی آن را دفع کنی؛ و ویرانیای که نخواهی دانست ،ناگهان بر تو فرود خواهد آمد. ۱۲اکنون با افسونگریهایت و با کثرت جادوگریهایت که از جوانی در آنها زحمت کشیدهای ،استوار باش؛ اگر چنین کنی ،سود خواهی برد ،اگر چنین کنی ،پیروز خواهی شد. ۱۳تو از کثرت تدبیرهایت خسته شدهای .پس بگذار منجمان ،اختربینان و پیشگویان ماه برخیزند و تو را از این چیزهایی که بر تو خواهد آمد ،نجات دهند. ۱۴اینک ،ایشان مثل کاه خواهند بود؛ آتش ایشان را خواهد سوزانید؛ خویشتن را از قدرت شعله رهایی نخواهند داد؛ نه زغالی برای گرم کردن خواهد بود و نه آتشی برای نشستن پیش آن. ۱۵کسانی که از جوانی با آنها کار کردهای ،یعنی بازرگانانت ،برای تو چنین خواهند بود :هر یک به خانه خود آواره خواهند شد و کسی تو را نجات نخواهد داد. فصل ۴۸ ۱ای خاندان یعقوب که به نام اسرائیل نامیده میشوید و از آب یهودا بیرون آمدهاید ،این را بشنوید ،که به نام یهوه قسم میخورید و خدای اسرائیل را ذکر میکنید ،اما نه به راستی و نه به عدالت. ۲زیرا خود را از شهر مقدس مینامند و به خدای اسرائیل که نام او یهوه صبایوت است ،توکل میکنند. ۳من چیزهای پیشین را از ابتدا بیان کردم؛ و آنها از دهان من صادر شده ،آنها را اعلم نمودم؛ آنها را ناگهان انجام دادم ،و آنها واقع شدند. ۴زیرا میدانستم که تو سرسخت هستی و گردنت بند آهنین و پیشانیات برنجین است.
اشعیا
۵من از ابتدا این را برای تو بیان کردم؛ پیش از وقوع ،آن را به تو اعلم نمودم ،مبادا بگویی :بت من آنها را به جا آورده و بت تراشیده و بت ریخته شده من آنها را فرمان داده است. ۶تو همه اینها را شنیدهای و میبینی ،و آیا آنها را اعلم نمیکنی؟ من از این زمان چیزهای تازهای را به تو نشان دادهام ،حتی چیزهای پنهانی را ،و تو آنها را نمیدانستی. ۷آنها اکنون آفریده شدهاند ،و نه در آغاز ،بلکه پیش از روزی که آنها را نشنیدی ،مبادا بگویی« :اینک ،من آنها را میدانستم». ۸آری ،نشنیدی؛ آری ،ندانستی؛ آری ،از آن زمان که گوش تو باز نشده بود ،زیرا میدانستم که بسیار خیانتکار خواهی بود و از رحم مادر، خطاکار خوانده شدی. ۹به خاطر نام خود ،خشم خود را به تأخیر میاندازم ،و به خاطر ستایش خود ،از تو دریغ میکنم ،مبادا تو را از خود برانم. ۱۰اینک تو را تصفیه کردهام ،اما نه با نقره؛ تو را در کوره مصیبت برگزیدهام. ۱۱به خاطر خودم ،به خاطر خودم ،این را خواهم کرد ،زیرا چگونه باید نام من بیحرمت شود و من جلل خود را به دیگری نخواهم داد؟ ۱۲ای یعقوب و ای اسرائیل ،ای فراخوانده شدهی من ،به من گوش فرا دهید؛ من او هستم؛ من اولین هستم ،من نیز آخرین هستم. ۱۳دست من بنیاد زمین را نهاده است ،و دست راست من آسمانها را گسترانیده است .وقتی آنها را میخوانم ،با هم برپا میشوند. ۱۴ای همه شما ،جمع شوید و بشنوید :کدام یک از ایشان این چیزها را بیان کرده است؟ خداوند او را دوست داشته است .او خشنودی خود را بر بابل به جا خواهد آورد و بازوی او بر کلدانیان خواهد بود. ۱۵من ،من ،سخن گفتهام؛ آری ،من او را خواندهام؛ من او را آوردهام ،و او راه خود را کامروا خواهد ساخت. ۱۶به من نزدیک شوید و این را بشنوید :من از ابتدا در خفا سخن نگفتهام؛ از زمانی که چنین بود ،من آنجا هستم و اکنون خداوند یهوه و روح او مرا فرستادهاند. ۱۷خداوند ،ولی تو ،قدوس اسرائیل ،چنین میگوید :من یهوه خدای تو هستم که تو را تعلیم میدهم تا سود ببری ،و تو را به راهی که باید بروی هدایت میکنم. ۱۸کاش که به فرمانهای من گوش فرا میدادی ،آنگاه آرامش تو مثل نهر و عدالت تو مانند امواج دریا میبود. ۱۹نسل تو نیز مانند ریگ میبود و نسل احشایت مانند ریگهای آن؛ نام او از حضور من منقطع و نابود نمیشد. ۲۰از بابل بیرون بروید ،از کلدانیان بگریزید ،با آواز ترنم این را اعلم کنید ،بگویید ،تا اقصای زمین شایع کنید ،بگویید ،بگویید :خداوند بنده خود یعقوب را فدیه داده است. ۲۱و هنگامی که ایشان را در بیابانها رهبری کرد ،تشنه نشدند .آبها را برای ایشان از صخره جاری ساخت .صخره را نیز شکافت و آبها فوران کرد. ۲۲خداوند میگوید ،شریران را سلمتی نیست. فصل ۴۹ ۱ای جزیرهها ،به من گوش دهید؛ و ای قومها ،از دوردستها گوش فرا دهید؛ خداوند مرا از رحم فراخوانده است؛ از احشاء مادرم نام مرا ذکر کرده است. ۲و دهان مرا چون شمشیری تیز ساخته است؛ مرا در سایه دست خود پنهان کرده و تیری صیقلی ساخته است؛ در ترکش خود مرا پنهان کرده است. ۳و به من گفت« :ای اسرائیل ،تو بنده من هستی ،که در تو جلل خواهم یافت». ۴آنگاه گفتم« :بیهوده زحمت کشیدهام ،نیروی خود را بیهوده و عبث صرف کردهام .لیکن یقینا ل داوری من با خداوند و عمل من با خدای من است». ۵و اکنون ،خداوند که مرا از رحم مادر آفرید تا بنده او باشم و یعقوب را نزد او بازگردانم ،میگوید :اگرچه اسرائیل گرد هم نیاید ،اما من در نظر خداوند جلل خواهم یافت و خدای من قوت من خواهد بود. ۶و گفت« :این چیز کمی است که تو بنده من باشی تا اسباط یعقوب را برپا کنی و نجاتیافتگان اسرائیل را بازآوری .من نیز تو را نوری برای امتها خواهم ساخت تا نجات من تا اقصای زمین باشی». ۷خداوند ،نجاتدهندهی اسرائیل و قدوس او ،به کسی که مردم او را حقیر میشمارند ،به کسی که قوم از او بیزارند ،به بندهی حاکمان ،چنین میگوید :پادشاهان خواهند دید و قیام خواهند کرد ،سروران نیز به خاطر خداوند وفادار و قدوس اسرائیل ،تو را خواهند پرستید و او تو را برخواهد گزید. ۸خداوند چنین میگوید :در زمان مقبول تو را اجابت کردم و در روز نجات تو را یاری نمودم .و تو را حفظ خواهم نمود و تو را عهد قوم خواهم گردانید تا زمین را آباد کنی و میراثهای ویران را به میراث آوری. ۹تا به اسیران بگویی :بیرون بروید و به آنان که در تاریکی هستند ،خود را نشان دهید .ایشان در راهها خواهند چرید و چراگاههایشان در هم هه بلندیها خواهد بود. ۱۰آنها گرسنه و تشنه نخواهند شد؛ گرما و آفتاب به آنها آسیبی نخواهد رساند ،زیرا کسی که بر آنها رحم میکند ،آنها را هدایت خواهد کرد ،حتی در کنار چشمههای آب ،آنها را راهنمایی خواهد نمود. ۱۱و من تمامی کوههای خود را راه خواهم ساخت ،و شاهراههای من برافراشته خواهد شد. ۱۲اینک ،اینها از دوردستها خواهند آمد؛ و اینک ،اینها از شمال و از مغرب؛ و اینها از سرزمین سینیم. ۱۳ای آسمانها ترنم کنید و ای زمین شادی کنید و ای کوهها بانگ شادی برآورید ،زیرا خداوند قوم خود را تسلی داده و بر ستمدیدگان خود رحم خواهد فرمود. ۱۴اما صهیون گفت« :خداوند مرا ترک کرده و پروردگارم مرا فراموش کرده است».
اشعیا
۱۵آیا زن میتواند کودک شیرخوار خود را فراموش کند و بر پسر رحم خود ترحم ننماید؟ آری ،آنها ممکن است فراموش کنند ،اما من تو را فراموش نخواهم کرد. ۱۶اینک تو را بر کف دستهای خود نقش کردهام؛ دیوارهایت پیوسته در نظر من است. ۱۷فرزندانت شتابان خواهند آمد؛ ویرانگران و ویرانکنندگانت از تو بیرون خواهند رفت. ۱۸چشمان خود را به اطراف برافراز و ببین :همه اینها جمع میشوند و نزد تو میآیند .خداوند میگوید :به حیات خودم قسم که تو خود را به همه آنها مانند زیور خواهی پوشانید و آنها را مانند عروس به خود خواهی بست. ۱۹زیرا ویرانهها و مکانهای متروک تو و سرزمین ویرانی تو ،اکنون نیز به سبب ساکنان بسیار تنگ خواهد شد ،و آنان که تو را فرو بلعیدند ،دور خواهند شد. ۲۰فرزندانی که پس از از دست دادن یکی از آنها خواهی داشت ،در گوش تو خواهند گفت« :این مکان برای من تنگ است .به من جایی بده تا ساکن شوم». ۲۱آنگاه در دل خود خواهی گفت :چه کسی اینها را برای من زاده است ،در حالی که من فرزندانم را از دست دادهام و تنها و اسیر و آواره هستم؟ و چه کسی اینها را بزرگ کرده است؟ اینک من تنها مانده بودم؛ اینها کجا بودند؟ ۲۲خداوند یهوه چنین میگوید :اینک من دست خود را به سوی امتها دراز خواهم کرد و پرچم خود را به سوی قومها خواهم افراشت .و ایشان پسران تو را در آغوش خود خواهند آورد و دختران تو را بر دوش خود خواهند برد. ۲۳و پادشاهان ،پدران شیرده تو و ملکههای ایشان ،دایههای تو خواهند بود .ایشان رو به زمین در برابر تو تعظیم خواهند کرد و خاک پای تو را خواهند لیسید؛ و تو خواهی دانست که من یهوه هستم ،زیرا آنان که منتظر من هستند ،خجل نخواهند شد. ۲۴آیا غنیمت از زورمندان گرفته شود ،یا اسیران قانونی رهایی یابند؟ ت ستمگران رهایی خواهد یافت ،زیرا من با کسی که با ۲۵اما خداوند چنین میگوید :حتی اسیران قدرتمندان نیز گرفته خواهند شد و غنیم ی ی تو ستیز کند ،ستیز خواهم کرد و فرزندانت را نجات خواهم داد. ۲۶و به آنان که بر تو ستم میکنند ،گوشت خودشان را خواهم خورانید؛ و ایشان از خون خود ،همچون شراب شیرین ،مست خواهند شد؛ و تمامی بشر خواهند دانست که من یهوه ،نجاتدهنده تو و ولی تو ،قادر مطلق یعقوب هستم. فصل ۵۰ ۱خداوند چنین میگوید :طلقنامه مادرتان که او را طلق دادم کجاست؟ یا کدام یک از طلبکارانم که شما را به او فروختم؟ اینک ،شما خود را به گناهانتان فروختهاید و مادرتان به سبب گناهانتان طلق داده شده است. ۲پس چرا وقتی آمدم ،کسی نبود؟ و چون خواندم ،کسی نبود که پاسخ دهد؟ آیا دست من کوتاه شده است که نتواند رهایی دهد؟ یا قدرت رهایی ندارم؟ اینک ،از عتاب من ،دریا را خشک میکنم و نهرها را بیابان میسازم :ماهیان آنها از نبود آب ،متعفن میشوند و از تشنگی میمیرند. ۳آسمانها را به سیاهی میپوشانم و پلس را پوشش آنها قرار میدهم. ۴خداوند یهوه زبان دانایان را به من داده است تا بدانم چگونه به خسته سخنی به موقع بگویم .او هر بامداد بیدار میکند ،گوش مرا بیدار میکند تا مانند دانایان بشنوم. ۵خداوند یهوه گوش مرا گشود و من سرکشی نکردم و به عقب برنگشتم. ۶پشت خود را به زنندگان و رخسار خود را به کندندگان مو دادم .روی خود را از رسوایی و آب دهان پنهان نکردم. ۷زیرا خداوند یهوه مرا یاری خواهد کرد ،پس رسوا نخواهم شد .از این رو روی خود را مانند سنگ خارا ساختهام و میدانم که شرمنده نخواهم شد. ۸آنکه مرا تبرئه میکند ،نزدیک است؛ کیست که با من مجادله کند؟ بیایید با هم بایستیم .کیست که دشمن من است؟ بگذارید به من نزدیک شود. ۹اینک خداوند یهوه مرا یاری خواهد کرد؛ کیست که مرا محکوم کند؟ هان ،جمیع ایشان چون جامه مندرس خواهند شد؛ بید ایشان را خواهد خورد. ۱۰کیست از شما که از خداوند میترسد و به سخن بندهاش گوش میدهد ،و در تاریکی راه میرود و نوری ندارد؟ پس به نام خداوند توکل کند و به خدای خود توکل نماید. ۱۱بنگرید ،ای هم هه شما که آتش میافروزید و خود را با جرقهها احاطه میکنید :در نور آتش خود و در جرقههایی که افروختهاید ،گام بردارید .این از دست من به شما خواهد رسید؛ در غم و اندوه خواهید خوابید. فصل ۵۱ ۱ای پیروان عدالت ،ای جویندگان خداوند ،به من گوش فرا دهید :به صخرهای که از آن بریده شدهاید و به حفره چاهی که از آن کنده شدهاید ،بنگرید. ۲به پدرتان ابراهیم و به ساره که شما را زایید ،بنگرید ،زیرا من او را تنها خواندم و برکت دادم و بزرگش کردم. ۳زیرا خداوند صهیون را تسلی خواهد داد؛ او تمام ویرانههایش را تسلی خواهد داد؛ و بیابانش را مانند عدن و صحرایش را مانند باغ خداوند خواهد ساخت؛ شادی و خوشی در آن یافت خواهد شد ،و شکرگزاری و آواز ترنم. ۴ای قوم من ،به من گوش فرا دهید و ای قوم من ،به من گوش فرا دهید ،زیرا شریعتی از من صادر خواهد شد و من داوری خود را برای روشنایی قوم قرار خواهم داد.
اشعیا
۵عدالت من نزدیک است؛ نجات من آشکار شده است ،و بازوهای من قومها را داوری خواهد کرد؛ جزیرهها منتظر من خواهند بود ،و به بازوی من توکل خواهند کرد. ۶چشمان خود را به سوی آسمان بلند کنید و به زمین پایین بنگرید ،زیرا آسمان مانند دود ناپدید خواهد شد و زمین مانند جامه کهنه خواهد گردید و ساکنان آن نیز به همین گونه خواهند مرد .اما نجات من تا ابد خواهد ماند و عدالت من زایل نخواهد شد. ۷ای کسانی که پارسایی را میشناسید ،ای مردمی که شریعت من در دل شماست ،به من گوش فرا دهید؛ از سرزنش مردم نترسید و از دشنامهای ایشان هراسان نشوید. ۸زیرا بید ایشان را چون جامه خواهد زد و کرم ایشان را چون پشم خواهد خورد .اما عدالت من تا ابدالباد و نجات من نسل اندر نسل خواهد ماند. قوت را بپوش؛ بیدار شو ،همچون ایرام قدیم و نسلهای پیشین .آیا تو آن نیستی که راحاب را خداوند، بازوی ای شو، بیدار شو، ۹بیدار ر بریدی و اژدها را زخمی کردی؟ ۱۰آیا تو آن نیستی که دریا و آبهای ژرفای عظیم را خشک کردی ،که ژرفای دریا را راهی ساختی تا فدیه شدگان عبور کنند؟ ۱۱بنابراین ،فدیه شدگان خداوند بازگشته ،با سرود به صهیون خواهند آمد و شادی جاودانی بر سر ایشان خواهد بود .شادی و خوشی را خواهند یافت و غم و اندوه فرار خواهد کرد. ۱۲من ،من هستم که شما را تسلی میدهم .تو کیستی که از انسانی که خواهد مرد و از پسر انسان که مانند علف خواهد شد ،بترسی؟ ۱۳و خداوند ،آفرینندهات را که آسمانها را گسترانید و بنیاد زمین را نهاد ،فراموش کردهای و هر روز پیوسته از خشم ستمگر میترسی، گویی آمادهی نابودی است؟ و خشم ستمگر کجاست؟ ۱۴اسیر و تبعیدی شتاب میکند تا رهایی یابد ،و در چاه نمیرد ،و نانش تمام نشود. ۱۵اما من یهوه خدای تو هستم که دریا را شکافتم ،امواجش غرش کردند .نام او یهوه صبایوت است. ۱۶و من کلم خود را در دهان تو نهادم و تو را در سایه دست خود پوشاندم ،تا آسمانها را غرس کنم و پایههای زمین را بگذارم و به صهیون بگویم که تو قوم من هستی. ۱۷بیدار شو ،بیدار شو ،برخیز ،ای اورشلیم ،که از دست خداوند جام خشم او را نوشیدهای؛ جرعههای جام لرز را نوشیده و آنها را فشردهای. ۱۸از جمیع پسرانی که زاییده است ،کسی نیست که او را راهنمایی کند ،و از جمیع پسرانی که تربیت کرده است ،کسی نیست که او را دستگیر کند. ۱۹این دو چیز بر تو عارض شده است ،کیست که برای تو دلسوزی کند؟ ویرانی و نابودی و قحطی و شمشیر .به چه کسی تو را تسلی دهم؟ ۲۰پسرانت بیهوش شدهاند ،در سر همه کوچهها ،مانند گاو وحشی در دام ،افتادهاند .ایشان از خشم خداوند و از سرزنش خدای تو آکندهاند. ۲۱پس ای رنجدیده و مست ،اما نه از شراب ،این را بشنو: ۲۲خداوند تو یهوه و خدای تو که در دعوی قوم خود داوری میکند ،چنین میگوید :اینک کاسه لرزان ،یعنی ته ماندههای کاسه خشم خود را از دست تو گرفتهام؛ دیگر هرگز آن را نخواهی نوشید. ۲۳اما آن را به دست آنانی خواهم سپرد که تو را آزار میدهند ،آنانی که به جان تو گفتند :خم شو تا عبور کنیم ،و تو بدن خود را مانند زمین و مانند خیابان ،برای آنانی که عبور کردند ،گذاشتی. فصل ۵۲ ۱بیدار شو ،بیدار شو؛ ای صهیون ،قدرت خود را بپوش؛ ای اورشلیم ،شهر مقدس ،جامههای زیبای خود را بپوش ،زیرا از این پس دیگر نامختون و ناپاک به تو راه نخواهند یافت. ۲ای اورشلیم ،خود را از خاک تکانده ،برخیز و بنشین ،ای دختر اسیر صهیون ،بندهای گردنت را از خود باز کن. ۳زیرا خداوند چنین میگوید« :شما خود را مفت فروختهاید و بینقد بازخرید خواهید شد». ۴زیرا خداوند یهوه چنین میگوید :قوم من پیش از این به مصر فرود آمدند تا در آنجا ساکن شوند و آشور ایشان را بیجهت آزار داد. ۵پس حال ،خداوند میگوید« :اینجا چه دارم که قوم من بیسبب گرفتار شدهاند؟ »حاکمانشان ایشان را به ناله و زاری وا میدارند ،و نام من پیوسته هر روز بیحرمت میشود». ۶بنابراین قوم من نام مرا خواهند شناخت؛ بنابراین در آن روز خواهند دانست که من هستم که سخن میگویم .اینک ،من هستم. ۷چه زیباست بر کوهها ،پایهای آن که مژده میآورد ،که صلح را ندا میکند؛ که مژده خیر میدهد ،که نجات را ندا میدهد؛ که به صهیون میگوید :خدای تو سلطنت میکند! ۸نگهبانان تو آواز خود را بلند خواهند کرد و با هم سرود خواهند خواند ،زیرا وقتی خداوند صهیون را دوباره بیاورد ،آنها با چشم خود خواهند دید. ۹ای ویرانههای اورشلیم ،با هم سرود شادی بخوانید ،زیرا خداوند قوم خود را تسلی داده و اورشلیم را نجات داده است. ۱۰خداوند بازوی قدوس خود را در نظر هم هه قومها آشکار کرده است؛ و هم هه کرانههای زمین نجات خدای ما را خواهند دید. ۱۱ای کسانی که ظروف خداوند را حمل میکنید ،از اینجا بروید ،بروید ،از آنجا بیرون بروید ،به چیز ناپاک دست نزنید ،از میان آن بیرون بروید و پاک باشید. ۱۲زیرا شما نباید با عجله بیرون بروید و نباید فرار کنید ،زیرا خداوند پیشاپیش شما خواهد رفت و خدای اسرائیل پاداش شما خواهد بود. ۱۳اینک بنده من با عقل رفتار خواهد کرد ،سرافراز و متعال و بسیار بلندمرتبه خواهد شد.
اشعیا
۱۴چنانکه بسیاری از تو در شگفت شدند ،زیرا که منظر او از هر انسانی و صورتش از بنیآدم تباهتر شده بود. ۱۵همچنان بر امتهای بسیار خواهد پاشید و پادشاهان دهان خود را به سبب او خواهند بست ،زیرا آنچه را که برای ایشان بیان نشده بود خواهند دید و آنچه را که نشنیده بودند ،خواهند فهمید. فصل ۵۳ ۱کیست که خبر ما را باور کرده باشد و بازوی خداوند بر که آشکار شده باشد؟ ۲زیرا او در برابر او مانند گیاهی نازک و مانند ریشهای از زمین خشک خواهد رویید :او نه صورتی دارد و نه زیبایی؛ و وقتی او را میبینیم ،هیچ زیباییای ندارد که مشتاق او شویم. ۳او مورد تنفر و طرد مردم است؛ مردی رنجکشیده و رنجکشیده؛ و ما گویی روی خود را از او پنهان کردیم؛ او مورد تنفر بود و ما او را گرامی نداشتیم. ۴بیگمان او غمهای ما را بر خود گرفته و اندوههای ما را بر خود حمل کرده است؛ با این حال ما او را رنجدیده ،مضروب و مبتل از جانب خدا پنداشتیم. ۵اما او به سبب تقصیرهای ما مجروح و به سبب گناهان ما کوفته گردید .تأدیب آرامش ما بر او آمد و از زخمهای او ما شفا یافتیم. ۶همه ما مانند گوسفندان گمراه شده بودیم؛ هر یک از ما به راه خود برگشته بودیم؛ و خداوند گناه همه ما را بر او نهاد. ۷او مظلوم و ستمدیده بود ،اما دهان خود را نگشود .او همچون بره ای که به کشتارگاه می برند ،و همچون گوسفندی که در برابر پشم چینانش بی زبان است ،همچنان دهان خود را نگشود. ۸او از زندان و از داوری گرفته شد .و کیست که نسل او را بیان کند؟ زیرا که از زمین زندگان منقطع شد .به سبب گناه قوم من مضروب گردید. ۹و او را با شریران و پس از مرگش با ثروتمندان دفن کردند ،زیرا هیچ ظلمی نکرده بود و هیچ فریبی در دهانش نبود. ۱۰با این حال ،خداوند را پسند آمد که او را مضروب کند؛ او را به غم و اندوه دچار ساخته است .هنگامی که جان او را قربانی گناه کنی، نسل خود را خواهد دید ،عمرش دراز خواهد شد و خشنودی خداوند در دست او به انجام خواهد رسید. ۱۱او رنج جان خود را خواهد دید و سیر خواهد شد .بنده عادل من به دانش خود بسیاری را عادل خواهد شمرد ،زیرا او گناهان ایشان را بر خود حمل خواهد کرد. ۱۲بنابراین او را در میان بزرگان نصیبی خواهم داد و غنیمت را با زورمندان تقسیم خواهد کرد ،زیرا جان خود را به کام مرگ ریخت و از خطاکاران محسوب شد و گناهان بسیاری را بر دوش کشید و برای خطاکاران شفاعت کرد. فصل ۵۴ ۱ای نازا که نزاییدهای ،سرود بخوان؛ ای که درد زایمان نکشیدهای ،با صدای بلند آواز بخوان و فریاد برآور ،زیرا خداوند میگوید : فرزندان زن بیکس از فرزندان زن شوهردار بیشترند. ۲مکان خیمه خود را وسیع گردان و پردههای مسکنهایت را پهن کن .دریغ مکن ،طنابهایت را دراز کن و میخهایت را محکم نما. ۳زیرا تو از راست و چپ گسترش خواهی یافت و نسل تو غیریهودیان را به ارث خواهند برد و شهرهای ویران را مسکون خواهند ساخت. ۴مترس ،زیرا شرمنده نخواهی شد؛ و سرافکنده نخواهی شد؛ زیرا شرمساری جوانیات را فراموش خواهی کرد و دیگر سرزنش بیوگیات را به یاد نخواهی آورد. ۵زیرا که آفریننده تو شوهر توست؛ نام او یهوه صبایوت است؛ و ولی تو قدوس اسرائیل است؛ او خدای تمام زمین نامیده خواهد شد. ۶زیرا خداوند تو را همچون زنی رها شده و رنجیده خاطر ،و همچون همسر جوانی که طرد شده بودی ،فراخوانده است ،این است فرمودهی خدای تو. ۷برای لحظهای کوتاه تو را ترک کردم ،اما با رحمتی عظیم تو را گرد خواهم آورد. ۸خداوند ،ولی تو ،میگوید :با خشمی اندک ،لحظهای روی خود را از تو پوشاندم ،اما با مهربانی جاودانی بر تو رحم خواهم کرد. ۹زیرا این برای من مانند آبهای نوح است ،زیرا همانطور که سوگند یاد کردم که آبهای نوح دیگر بر زمین جاری نشود ،همانطور سوگند یاد کردم که از تو خشمگین نشوم و تو را سرزنش نکنم. ۱۰زیرا کوهها از جا کنده میشوند و تپهها متحرک میگردند ،اما محبت من از تو منحرف نخواهد شد و پیمان صلح من متحرک نخواهد گردید ،این است فرموده خداوند که بر تو رحم میکند. ۱۱ای رنجدیده ،آشفته از طوفان و بیتسلی ،اینک من سنگهای تو را با رنگهای زیبا بنا خواهم کرد و پایههای تو را با یاقوت کبود خواهم نهاد. ۱۲و پنجرههایت را از عقیق و دروازههایت را از سنگهای قیمتی و تمامی مرزهایت را از سنگهای قیمتی خواهم ساخت. ۱۳و جمیع فرزندانت از خداوند تعلیم خواهند یافت و فرزندانت را سلمتی عظیم خواهد بود. ۱۴در عدالت استوار خواهی ماند ،از ظلم دور خواهی ماند زیرا نخواهی ترسید ،و از وحشت دور خواهی ماند زیرا به تو نزدیک نخواهد شد. ۱۵اینک ،ایشان البته جمع خواهند شد ،اما نه به فرمان من؛ هر که بر تو جمع شود ،به خاطر تو خواهد افتاد. ۱۶اینک من آهنگری را که زغالها را در آتش میدمد و ابزاری برای کار خود بیرون میآورد ،آفریدهام و مسرف را برای نابود کردن آفریدهام.
اشعیا
۱۷هیچ سلحی که علیه تو ساخته شود ،پیش نخواهد رفت و هر زبانی را که برای محاکمه علیه تو برخیزد ،محکوم خواهی کرد .این میراث بندگان خداوند است و عدالت ایشان از جانب من است ،فرموده خداوند. فصل ۵۵ ۱ای هر که تشنه است ،به آبها بیایید ،و هر که پول ندارد ،بیایید ،بخرید و بخورید؛ آری ،بیایید ،شراب و شیر را بینقره و بیقیمت بخرید. ۲چرا پول را برای چیزی که نان نیست و زحمت خود را برای چیزی که سیر نمیکند صرف میکنید؟ به من گوش فرا دهید و از چیزهای خوب بخورید و بگذارید جان شما از فربهی لذت ببرد. ۳گوش خود را فرا دار و نزد من آی .بشنو تا جانت زنده شود و من با تو عهدی جاودان خواهم بست ،یعنی رحمتهای مطمئن داوود. ۴اینک او را برای قوم شاهد قرار دادهام ،رهبر و فرمانروای قوم. ۵اینک قومی را که نمیشناسی دعوت خواهی کرد ،و قومی که تو را نمیشناختند ،به خاطر یهوه ،خدای تو ،و به خاطر قدوس اسرائیل ،نزد تو خواهند دوید ،زیرا او تو را جلل داده است. ۶خداوند را مادامی که یافت میشود بجویید ،و مادامی که نزدیک است او را بخوانید. ۷شریر راه خود را و گناهکار افکار خویش را ترک کند و به سوی خداوند بازگشت کند و او بر او رحم خواهد کرد و به سوی خدای ما، زیرا که او به فراوانی خواهد بخشید. ۸زیرا افکار من افکار شما نیست و راههای شما راههای من نیست ،این است فرموده خداوند. ۹زیرا چنانکه آسمان از زمین بلندتر است ،همچنان راههای من از راههای شما و افکار من از افکار شما بلندتر است. ۱۰زیرا چنانکه باران و برف از آسمان میبارد و به آنجا برنمیگردد ،بلکه زمین را سیراب کرده ،آن را بارور و شکوفا میسازد تا برزگر را بذر و خورنده را نان دهد، ۱۱همچنان کلم من که از دهانم صادر میشود ،بیثمر نزد من باز نخواهد گشت ،بلکه آنچه را که میخواهم به انجام خواهد رساند ،و در کاری که آن را برایش فرستادم ،کامران خواهد شد. ۱۲زیرا شما با شادی بیرون خواهید رفت و با سلمتی هدایت خواهید شد .کوهها و تپهها در حضور شما به ترنم خواهند پرداخت و همه درختان صحرا دستک خواهند زد. ۱۳به جای خار ،صنوبر و به جای خس ،آس خواهد رویید ،و این برای خداوند نامی و آیتی جاودانی خواهد بود که منقطع نخواهد شد. فصل ۵۶ ۱خداوند چنین میگوید« :انصاف را نگاه دارید و انصاف را اجرا کنید ،زیرا نجات من نزدیک است و عدالت من آشکار خواهد شد». ۲خوشا به حال کسی که این را انجام دهد ،و بنیآدمی که به آن تمسک جوید؛ کسی که سبت را از بیحرمتی آن نگاه میدارد ،و دست خود را از انجام هر کار بدی بازمیدارد. ۳و نه پسر غریبی که به خداوند پیوسته باشد ،بگوید :خداوند مرا از قوم خود کاملل جدا کرده است ،و نه خواجهای بگوید :اینک من درختی خشک هستم. ۴زیرا خداوند به خصیهایی که سبتهای مرا نگاه میدارند و چیزهایی را که مرا خشنود میسازد برمیگزینند و به عهد من چنگ میزنند، چنین میگوید: ۵به ایشان در خانهام و در اندرون دیوارهایم ،مکانی و نامی بهتر از پسران و دختران خواهم داد .به ایشان نامی جاودان خواهم بخشید که هرگز از بین نخواهد رفت. ۶و همچنین غریبانی که به خداوند میپیوندند تا او را خدمت کنند و نام خداوند را دوست داشته ،بندگان او باشند ،هر که سبت را نگاه دارد و آن را بیحرمت نکند و به عهد من چنگ زند، ۷حتی ایشان را به کوه مقدس خود خواهم آورد و ایشان را در خانه عبادت خود شادمان خواهم ساخت .قربانیهای سوختنی و ذبایح ایشان بر مذبح من پذیرفته خواهد شد ،زیرا خانه من خانه عبادت برای همه قوم نامیده خواهد شد. ۸خداوند یهوه که راندهشدگان اسرائیل را جمع میکند ،میگوید« :دیگران را نیز علوه بر آنان که نزد او جمع شدهاند ،نزد او جمع خواهم کرد». ۹ای هم هه حیوانات صحرا ،ای هم هه حیوانات جنگل ،برای خوردن بیایید. ۱۰نگهبانان او کورند ،همگی نادانند ،همگی سگهای گنگند ،نمیتوانند پارس کنند؛ خفتهاند ،دراز کشیدهاند و چرت زدن را دوست دارند. ۱۱آری ،آنها سگان حریصی هستند که هرگز سیر نمیشوند ،و شبانانی هستند که نمیفهمند :همه به راه خود مینگرند ،و هر کس از جایگاه خود در پی سود خویش است. ۱۲میگویند« :بیایید شراب بیاورم و خود را از مسکرات سیر کنیم و فردا نیز مانند امروز ،بلکه بسیار فراوانتر خواهد بود». فصل ۵۷ ۱عادلن هلک میشوند و هیچکس این را در دل نمیگذارد .و مردان رحمان ربوده میشوند ،و هیچکس فکر نمیکند که عادلن از بلی آینده ربوده میشوند. ۲او به صلح و آرامش خواهد رسید .ایشان در بسترهای خود آرام خواهند گرفت و هر یک در راه راست خود گام خواهد برداشت. ۳اما ای پسران جادوگر ،ای نسل زناکار و فاحشه ،به اینجا نزدیک شوید.
اشعیا
۴با که میجنگید؟ دهان گشاده بر که میگشایید و زبان دراز میکنید؟ آیا شما فرزندان گناه و بذر دروغ نیستید؟ ۵آیا زیر هر درخت سبز ،خود را با بتها آتش میزنید و کودکان را در درهها ،زیر شکاف صخرهها میکشید؟ ۶در میان سنگهای صاف نهر ،نصیب توست؛ آنها ،آنها نصیب تو هستند .حتی برای آنها هدیهای ریختنی ریختی ،هدیهای آردی تقدیم کردی .آیا باید از اینها تسلی بیابم؟ ۷بر کوهی بلند و رفیع بستر خود را گستردی و به آنجا نیز برای گذرانیدن قربانیها برآمدی. ۸و پشت درها و ستونها نیز یادگاری خود را برپا کردی ،زیرا خود را به کسی غیر از من شناساندی و بال رفتی؛ بستر خود را بزرگ کردی و با آنها پیمان بستی؛ بستر آنها را هر جا که دیدی دوست داشتی. ۹و با روغن به حضور پادشاه رفتی و عطرهای خود را زیاد کردی و فرستادگان خود را به جای دور فرستادی و خود را تا به هاویه پست ساختی. ۱۰از بزرگی راه خود خسته شدی ،اما نگفتی امیدی نیست .جان خود را بازیافتی ،از این رو غمگین نشدی. ۱۱و از که ترسیدی یا بیم داشتی که دروغ گفتی و مرا به یاد نیاوردی و آن را در دل خود نگذاشتی؟ آیا من از قدیم سکوت نکردم و تو از من نمیترسی؟ ۱۲من پارسایی تو و اعمال تو را بیان خواهم کرد ،زیرا آنها برای تو سودی نخواهند داشت. ۱۳هنگامی که فریاد برمیآوری ،بگذار جمعیت تو تو را نجات دهند؛ اما باد همه آنها را خواهد برد؛ غرور آنها را خواهد برد .اما کسی که به من توکل کند ،مالک زمین خواهد بود و کوه مقدس مرا به ارث خواهد برد. ۱۴و خواهد گفت« :برافکنید ،برافکنید ،راه را آماده کنید ،سنگ لغزش را از سر راه قوم من بردارید». ۱۵زیرا آن که وال و بلندمرتبه است و در ابدیت ساکن است و نامش قدوس است ،چنین میگوید :من در مکان وال و مقدس ساکنم ،و نیز با کسی که روح توبهکار و فروتن دارد ،تا روح فروتنان را احیا کنم و دل توبهکاران را زنده سازم. ۱۶زیرا من تا به ابد ستیزه نخواهم کرد و همیشه خشمگین نخواهم بود ،مبادا روح و جانهایی که آفریدهام ،از من شکست بخورند. ۱۷به سبب گناه طمع او ،خشمگین شدم و او را زدم .خود را پنهان کردم و خشمگین شدم ،و او با بیرحمی به راه دل خود رفت. ۱۸من راههای او را دیدهام و او را شفا خواهم داد .من او را هدایت خواهم کرد و به او و به کسانی که با او سوگواری میکنند ،تسلی خواهم داد. ۱۹من که ثمره لبها را آفریدم ،خداوند میگوید :بر آن که دور است و بر آن که نزدیک است ،صلح و سلمتی باد؛ و من او را شفا خواهم داد. ۲۰اما شریران مانند دریای متلطم هستند که نمیتواند آرام گیرد و آبهایش گل و لی به پا میکند. ۲۱خدای من میگوید ،شریران را سلمتی نیست. فصل ۵۸ ۱با صدای بلند فریاد بزن و دریغ مکن .صدایت را مثل شیپور بلند کن و به قوم من گناهانشان را و به خاندان یعقوب گناهانشان را نشان بده. ۲با این حال ،ایشان هر روز مرا میجویند و از دانستن راههای من شادمان میشوند ،همچون قومی که پارسایی را به جا آوردند و فرمان خدای خود را ترک نکردند .ایشان از من درباره فرایض عدالت میپرسند و از تقرب جستن به خدا شادمان میشوند. ۳میگویند چرا روزه گرفتیم و تو ندیدی؟ چرا جان خود را رنج دادیم و تو ندانستی؟ اینک در روز روزه خود ،لذت میبرید و تمام زحمات خود را به زور میکشید. ۴اینک شما برای نزاع و جدال و برای زدن با مشت شرارت روزه میگیرید .دیگر مانند امروز روزه نخواهید گرفت تا صدای خود را به اعلی علیین برسانید. ۵آیا روزه ای که من برگزیده ام چنین است؟ روزی که انسان جان خود را رنج دهد؟ آیا سر خود را مانند نی خم کند و پلس و خاکستر زیر خود بگستراند؟ آیا این را روزه و روز مقبول خداوند می نامی؟ ۶آیا روزه ای که من می پسندم این نیست که بندهای شرارت را بگشایید ،بارهای سنگین را سبک کنید ،مظلومان را آزاد سازید و هر یوغ را بشکنید؟ ۷آیا این نیست که نان خود را به گرسنگان بدهی و فقیران رانده شده را به خانه خود بیاوری و چون برهنه را ببینی او را بپوشانی و خود را از قوم خود پنهان نکنی؟ ۸آنگاه نور تو مانند صبح طلوع خواهد کرد و سلمتی تو به سرعت خواهد رویید و عدالت تو پیشاپیش تو خواهد رفت و جلل خداوند پاداش تو خواهد بود. ۹آنگاه دعا خواهی کرد و خداوند پاسخ خواهد داد؛ فریاد خواهی کرد و او خواهد گفت« :اینک من حاضرم ».اگر یوغ و انگشت اشاره و سخنان بیهوده را از میان خود دور کنی، ۱۰و اگر جان خود را به گرسنگان ببخشی و جان رنجدیدگان را سیر کنی ،آنگاه نور تو در تاریکی خواهد درخشید ،و تاریکی تو مانند ظهر خواهد بود. ۱۱و خداوند تو را پیوسته هدایت خواهد کرد و جان تو را در خشکسالی سیر خواهد نمود و استخوانهایت را نیرومند خواهد ساخت؛ و تو مانند باغی سیراب و مانند چشمهای خواهی بود که آبش کم نمیشود. ۱۲و کسانی از تو خواهند بود که خرابههای قدیمی را بنا خواهند کرد؛ تو پایههای نسلهای بسیار را برپا خواهی کرد؛ و تو «مرمتکنندهی شکافها »و «ترمیمکنندهی راههای سکونت »نامیده خواهی شد.
اشعیا
۱۳اگر پای خود را از سبت برداری ،و در روز مقدس من ،خوشی خود را به جا نیاوری ،و سبت را لذت و مقدس خداوند و محترم بخوانی ،و او را محترم بداری ،و به راههای خود عمل نکنی ،و خوشی خود را نجویی ،و سخنان خود را نگویی، ۱۴آنگاه در خداوند شادمان خواهی شد و تو را بر بلندیهای زمین سوار خواهم کرد و میراث پدرت یعقوب را به تو خواهم خورانید ،زیرا دهان خداوند این را گفته است. فصل ۵۹ ۱اینک دست خداوند کوتاه نیست که نتواند نجات دهد ،و گوش او سنگین نیست که نشنود. ۲اما خطاهای شما میان شما و خدایتان جدایی انداخته است ،و گناهان شما روی او را از شما پوشانده است ،تا نشنود. ۳زیرا دستهایتان به خون و انگشتهایتان به شرارت آلوده شده است؛ لبهایتان به دروغ سخن میگوید و زبانهایتان به دروغگویی. ۴هیچکس به عدالت دعوت نمیکند و هیچکس به حقیقت استدلل نمیکند؛ آنها به باطل توکل میکنند و دروغ میگویند؛ به شرارت حامله میشوند و شرارت میزایند. ۵آنها تخمهای عروس دریایی را بیرون میآورند و تار عنکبوت میبافند .هر که از تخمهای آنها بخورد ،میمیرد و آنچه کوبیده میشود ،به افعی تبدیل میشود. ۶تار و پود ایشان جامه نخواهد شد و خویشتن را با اعمال خود نخواهند پوشانید .اعمال ایشان اعمال شرارت است و عمل ظلم در دست ایشان است. ۷پاهایشان به سوی شرارت میدود و برای ریختن خون بیگناهان شتاب میکنند؛ افکارشان افکار شرارت است؛ در راههایشان ویرانی و نابودی است. ۸راه صلح را نمیدانند و در راه رفتنشان انصاف نیست ،راههای کج برای خود ساختهاند و هر که در آنها راه رود ،صلح را نخواهد شناخت. ۹از این رو ،انصاف از ما دور شده و عدالت به ما نرسیده است .ما منتظر نور هستیم ،اما تاریکی را میبینیم؛ منتظر روشنایی هستیم ،اما در تاریکی راه میرویم. ۱۰مانند نابینایان ،کورمال کورانه به دنبال دیوار میگردیم و گویی چشم نداریم ،در ظهر مانند شب میلغزیم و مانند مردگان در بیابانها هستیم. ۱۱ما همگی مثل خرسها غرش میکنیم و مانند کبوتران نالههای دردناک سر میدهیم .منتظر داوری هستیم و نیست؛ منتظر نجات هستیم و از ما دور است. ۱۲زیرا خطاهای ما در حضور تو بسیار شده است و گناهان ما علیه ما شهادت میدهند ،زیرا خطاهای ما با ماست و ما از گناهان خود آگاهیم. ۱۳در گناه و دروغ گفتن علیه خداوند ،و رویگردانی از خدای ما ،و گفتن ظلم و طغیان ،و باردار شدن و گفتن سخنان دروغ از دل. ۱۴و داوری به عقب رانده شده و عدالت دور ایستاده است ،زیرا که راستی در کوچهها افتاده است و انصاف نمیتواند داخل شود. ۱۵آری ،راستی فانی میشود و هر که از بدی دوری کند ،خود را طعمه میسازد .و خداوند این را دید و از اینکه داوری نبود ،ناخشنود گشت. ۱۶و او دید که کسی نیست و تعجب کرد که شفاعتکنندهای وجود ندارد؛ از این رو بازوی او برای او نجات آورد و پارسایی او او را یاری داد. ۱۷زیرا که عدالت را چون زره پوشید و کلهخود نجات را بر سر نهاد و جامه انتقام را به جای لباس پوشید و غیرت را چون ردا پوشید. ۱۸بر وفق اعمال ایشان ،بر طبق آن مکافات خواهد رسانید ،خشم به دشمنان خود ،مکافات به دشمنان خویش؛ و به جزیرهها مکافات خواهد رسانید. ۱۹پس از مغرب از نام خداوند و از طلوع آفتاب از جلل او خواهند ترسید .هنگامی که دشمن مانند سیل بیاید ،روح خداوند پرچمی علیه او برخواهد افراشت. ۲۰و خداوند میگوید که نجاتدهنده به صهیون و به سوی آنانی که در یعقوب از معصیت بازگشت میکنند ،خواهد آمد. ۲۱اما خداوند میگوید« :عهد من با ایشان این است :روح من که بر توست و کلم من که در دهان تو گذاشتهام ،از دهان تو و از دهان نسل تو و از دهان نسل نسل تو دور نخواهد شد ،از این پس و تا ابد». فصل ۶۰ ۱برخیز و بدرخش ،زیرا نور تو آمده و جلل خداوند بر تو طالع شده است. ۲زیرا اینک تاریکی زمین را و ظلمت غلیظ قوم را خواهد پوشانید ،اما خداوند بر تو طلوع خواهد کرد و جلل او بر تو ظاهر خواهد شد. ۳و امتها به سوی نور تو و پادشاهان به سوی درخشندگی طلوع تو خواهند آمد. ۴چشمان خود را به اطرافت برافراز و ببین :هم هه آنها گرد هم میآیند و نزد تو میآیند .پسرانت از دوردستها خواهند آمد و دخترانت در کنار تو شیر خواهند خورد. ۵آنگاه خواهی دید و به جوش خواهی آمد و دلت خواهد ترسید و وسیع خواهد شد؛ زیرا فراوانی دریا به سوی تو خواهد آمد و لشکرهای امتها نزد تو خواهند آمد. ۶انبوه شتران ،جمیع شتران مدیان و عیفا ،تو را خواهند پوشانید؛ جمیع اهل شبع خواهند آمد؛ طل و بخور خواهند آورد و تسبیح خداوند را خواهند خواند.
اشعیا
۷تمامی گلههای قیدار نزد تو جمع خواهند شد ،قوچهای نبایوت تو را خدمت خواهند کرد .ایشان با مقبولیت بر مذبح من خواهند آمد ،و من خانه جلل خود را جلل خواهم داد. ۸اینها کیستند که مثل ابر و مانند کبوتران به سوی پنجرههایشان پرواز میکنند؟ ۹بهیقین جزیرهها و کشتیهای ت کرشیش نخست منتظر من خواهند بود تا پسرانت را از دوردستها ،نقره و طلی ایشان را با ایشان ،به نام یهوه ،خدای تو ،و به سوی قدوس اسرائیل ،زیرا که تو را جلل داده است ،بیاورند. ۱۰و غریبان دیوارهای تو را بنا خواهند کرد و پادشاهان ایشان تو را خدمت خواهند نمود ،زیرا در غضب خود تو را زدم ،اما به لطف خود بر تو رحم خواهم کرد. ۱۱بنابراین دروازههای تو پیوسته باز خواهد بود و شب و روز بسته نخواهد شد تا لشکرهای امتها را نزد تو آورند و پادشاهان ایشان آورده شوند. ۱۲زیرا هر ملت و مملکتی که تو را خدمت نکند ،هلک خواهد شد؛ آری ،آن ملتها به کلی ویران خواهند شد. ۱۳شکوه لبنان ،صنوبر و کاج و شمشاد با هم نزد تو خواهند آمد تا مکان مقدس مرا زینت دهند و من جای پاهایم را باشکوه خواهم ساخت. ۱۴و پسران آنانی که تو را ستم کردند ،خم شده ،نزد تو خواهند آمد و جمیع آنانی که تو را تحقیر کردند ،پیش کف پای تو سجده خواهند کرد و تو را شهر خداوند و صهیون قدوس اسرائیل خواهند نامید. ۱۵حال که تو متروک و منفور بودی ،به طوری که هیچکس از میان تو عبور نمیکرد ،من تو را به جلل ابدی و شادی نسلهای بسیار تبدیل خواهم کرد. ۱۶و شیر امتها را خواهی مکید و سینه پادشاهان را خواهی مکید و خواهی دانست که من یهوه ،نجاتدهنده تو و ولی تو ،قادر یعقوب هستم. ۱۷به جای برنج ،طل خواهم آورد و به جای آهن ،نقره ،و به جای چوب ،برنج و به جای سنگ ،آهن .همچنین به مأموران تو ،صلح و به مأموران تو ،عدالت خواهم بخشید. ۱۸دیگر در سرزمین تو خشونت و در مرزهایت ویرانی و خرابی شنیده نخواهد شد ،بلکه دیوارهایت را نجات و دروازههایت را ستایش خواهی نامید. ۱۹دیگر خورشید در روز نور تو نخواهد بود و ماه نیز به درخشندگی خود ،تو را روشن نخواهد کرد ،بلکه خداوند نور جاودانی تو و خدای تو ،جلل تو خواهد بود. ۲۰خورشید تو دیگر غروب نخواهد کرد و ماه تو ناپدید نخواهد شد ،زیرا خداوند نور جاودانی تو خواهد بود و روزهای سوگواری تو به پایان خواهد رسید. ۲۱قوم تو نیز همگی پارسا خواهند بود :ایشان زمین را تا ابد به ارث خواهند برد ،شاخهای از کاشت من ،ساختهی دستهای من ،تا من جلل یابم. ۲۲یک کوچک هزار نفر خواهد شد و یک کوچک به ملتی قوی تبدیل خواهد شد .من ،یهوه ،آن را در زمان خود تسریع خواهم کرد. فصل ۶۱ ۱روح خداوند یهوه بر من است ،زیرا خداوند مرا مسح کرده است تا به فروتنان بشارت دهم؛ مرا فرستاده است تا شکستهدلن را التیام بخشم ،اسیران را به آزادی و محبوسان را به رهایی از زندان ندا کنم. ۲تا سال پسندیده خداوند و روز انتقام خدای ما را اعلم کنم و همه ماتمیان را تسلی دهم. ۳تا برای سوگواران صهیون مقرر فرماید ،تا به ایشان زیبایی به جای خاکستر ،روغن شادی به جای سوگواری ،و جامه ستایش به جای روح اندوه عطا فرماید؛ تا ایشان درختان عدالت نامیده شوند ،و غرس خداوند ،تا او جلل یابد. ۴و ایشان خرابههای قدیمی را بنا خواهند کرد ،ویرانههای پیشین را برپا خواهند داشت ،و شهرهای ویران ،ویرانههای نسلهای بسیار را تعمیر خواهند نمود. ۵و غریبان ایستاده ،گلههای شما را خواهند چرانید ،و پسران غریب ،کشاورزان و باغبانان شما خواهند بود. ۶اما شما کاهنان خداوند نامیده خواهید شد؛ مردم شما را خادمان خدای ما خواهند خواند؛ شما ثروت امتها را خواهید خورد و به جلل آنها خواهید بالید. ۷به جای شرمساریتان ،دو چندان نصیبتان خواهد شد و به جای رسوایی ،از نصیب خود شادمان خواهند شد؛ بنابراین در سرزمین خود، نصیبی دو چندان خواهند داشت و شادی جاودانی نصیبشان خواهد شد. ۸زیرا من که یهوه هستم ،عدالت را دوست میدارم و از دزدی برای قربانی سوختنی بیزارم؛ و کار ایشان را به راستی هدایت خواهم کرد و با ایشان عهد جاودانی خواهم بست. ۹و نسل ایشان در میان امتها و نسل ایشان در میان قومها شناخته خواهند شد .هر که ایشان را بیند ،ایشان را تصدیق خواهد کرد که ایشان نسلی هستند که خداوند ایشان را برکت داده است. ۱۰من در خداوند بسیار شادمان خواهم شد ،جان من در خدای من به وجد خواهد آمد؛ زیرا او مرا به جامه نجات ملبس کرده ،ردای پارسایی را به من پوشانده است ،چنانکه داماد خود را به زیورآلت میآراید ،و عروس خود را به جواهراتش زینت میدهد. خداوندگار یهوه نیز پارسایی و ۱۱زیرا چنانکه زمین جوانههای خود را میرویاند و باغ ،بذرهای کاشته شده در خود را شکوفا میکند، ر ستایش را در برابر دیدگان هم هه قومها خواهد رویاند.
اشعیا
فصل ۶۲ ۱به خاطر صهیون سکوت نخواهم کرد و به خاطر اورشلیم آرام نخواهم گرفت تا عدالتش چون روشنایی و نجاتش چون چراغی که میسوزد ،طلوع کند. ۲و امتها عدالت تو را و جمیع پادشاهان جلل تو را خواهند دید و تو به نام جدیدی که دهان خداوند آن را نامگذاری خواهد کرد ،نامیده خواهی شد. ۳و تو تاج جلل در دست خداوند و افسر ملوکانه در دست خدای خود خواهی بود. ۴دیگر تو را متروک نخواهند نامید و سرزمینت را ویران نخواهند نامید ،بلکه تو را یح رفصیبکه و سرزمینت را بیعدولکه خواهند نامید ،زیرا خداوند از تو خشنود خواهد بود و سرزمینت به عقد ازدواج در خواهد آمد. ۵زیرا چنانکه مرد جوانی با باکرهای ازدواج میکند ،پسرانت نیز تو را به زنی خواهند گرفت؛ و چنانکه داماد از عروس شادمان میشود، خدایت نیز از تو شادمان خواهد شد. ۶ای اورشلیم ،نگهبانانی بر دیوارهایت گماشتهام که هرگز روز و شب آرام نخواهند گرفت .ای کسانی که خداوند را ذکر میکنید ،خاموش مباشید. ۷و او را آرام مگذارید تا اورشلیم را استوار سازد و آن را در جهان محل ستایش قرار دهد. ۸خداوند به دست راست خود و به بازوی نیرومند خویش سوگند یاد کرده است که دیگر غله تو را خوراک دشمنانت نخواهم کرد و بیگانگان شراب تو را که برای آن زحمت کشیدهای ،نخواهند نوشید. ۹بلکه آنان که آن را چیدهاند ،آن را خواهند خورد و خداوند را ستایش خواهند کرد و آنان که آن را گرد آوردهاند ،آن را در صحنهای قدس من خواهند نوشید. ۱۰از دروازهها عبور کنید ،از دروازهها عبور کنید؛ راه را برای مردم آماده کنید؛ سنگها را جمع کنید ،جاده را بسازید؛ برای مردم پرچمی برافرازید. ۱۱اینک خداوند تا به اقصی نقاط جهان اعلم کرده است :به دختر صهیون بگویید :اینک نجات تو میآید؛ اینک پاداش او با اوست و عملش پیش روی اوست. ۱۲و ایشان را قوم مقدس و فدیه شدگان خداوند خواهند نامید ،و تو را شهری که جستجو شده و متروک نشده است ،خواهند نامید. فصل ۶۳ ۱این کیست که از ادوم با جامههای رنگین از بصره میآید؟ این کیست که لباس فاخر میپوشد و در کبریایی قدرت خود سیر میکند؟ من که به عدالت سخن میگویم و برای نجات دادن توانا هستم؟ ۲چرا لباست سرخ است و جامههایت مانند کسی است که چرخ شراب را پایمال میکند؟ ۳من به تنهایی چرخشت را پایمال کردم و هیچکس از قوم با من نبود ،زیرا ایشان را در خشم خود پایمال خواهم کرد و در خشم خود پایمال خواهم نمود و خون ایشان بر لباس من پاشیده خواهد شد و تمامی جامه خود را لکهدار خواهم ساخت. ۴زیرا روز انتقام در دل من است و سال فدیه شدگانم فرا رسیده است. ۵و من نگریستم و یاری دهندهای نبود؛ و از اینکه کسی نبود که حمایتم کند ،در شگفت شدم؛ پس بازوی خودم نجاتم داد؛ و خشم من ،مرا حمایت کرد. ۶و قومها را در خشم خود پایمال خواهم کرد و ایشان را در خشم خود مست خواهم ساخت و قدرتشان را به زمین خواهم افکند. ۷محبتهای خداوند و ستایشهای خداوند را ،مطابق هر آنچه خداوند به ما عطا فرموده است ،و احسان عظیم او را نسبت به خاندان اسرائیل که از روی رحمت و کثرت محبت خود به ایشان عطا فرموده است ،ذکر خواهم کرد. ۸زیرا او گفت« :ایشان قوم من هستند ،فرزندانی که دروغ نخواهند گفت ».پس او نجاتدهنده ایشان شد. ۹در تمامی رنج و سختی ایشان ،او رنج کشید و فرشته حضورش ایشان را نجات داد؛ در محبت و شفقت خود ،ایشان را رهایی داد؛ و ایشان را در تمامی ایام قدیم بر دوش کشید و حمل نمود. ۱۰اما ایشان عصیان ورزیدند و روح قدوس او را آزردند .از این رو ،او دشمن ایشان شد و با ایشان جنگید. ۱۱آنگاه ایام قدیم ،موسی و قومش را به یاد آورد و گفت« :کجاست آنکه ایشان را با شبان گلهاش از دریا بیرون آورد؟ کجاست آنکه روح القدس خود را در اندرون ایشان نهاد؟» ۱۲که ایشان را به دست راست موسی و بازوی جلیل خود رهبری کرد و آب را پیش روی ایشان شکافت تا برای خود نامی جاودان پیدا کند؟ ۱۳که ایشان را از میان ژرفاها ،همچون اسبی در بیابان ،رهبری کرد تا لغزش نخورند؟ ۱۴چنانکه حیوانی به دره فرود میآید ،روح خداوند او را آرام بخشید .تو نیز قوم خود را رهبری کردی تا برای خود نامی باشکوه بسازی. ۱۵از آسمان بنگر و از جایگاه قدوسیت و جلل خود بنگر :غیرت و قدرت تو کجاست ،و ندای احشاء و رحمت تو نسبت به من کجا رفته است؟ آیا آنها بازداشته شدهاند؟ ۱۶بیشک تو پدر ما هستی ،اگرچه ابراهیم ما را نشناسد و اسرائیل ما را نشناسد ،اما تو ای خداوند ،پدر ما و نجاتدهنده ما هستی؛ نام تو از ازل بوده است. ۱۷ای خداوند ،چرا ما را از راههای خود گمراه کردی و دلهای ما را از ترس خود سخت ساختی؟ به خاطر بندگانت ،ای قبایل میراث خود ،رجوع کن. ۱۸قوم مقدس تو ،اندک زمانی آن را در تصرف داشتند؛ دشمنان ما ،مکان مقدس تو را پایمال کردند.
اشعیا
آن تو هستیم؛ تو هرگز بر آنها حکومت نکردهای و آنها به نام تو نامیده نشدهاند. ۱۹ما از ی فصل ۶۴ ۱کاش که آسمانها را میشکافتی ،نازل میشدی ،و کوهها از روی تو به لرزه در میآمدند، ۲چنانکه آتش گدازنده میسوزاند ،آتش آبها را به جوش میآورد ،تا نام تو را بر دشمنانت آشکار سازد و امتها از حضور تو بلرزند! ۳هنگامی که کارهای وحشتناکی را که ما انتظار نداشتیم انجام دادی ،نازل شدی و کوهها از رویت تو به لرزه درآمدند. ۴زیرا از آغاز جهان ،هیچ انسانی نه با گوش شنیده و نه با گوش درک کرده است ،و نه چشمی دیده است ،ای خدا ،سوای تو ،آنچه را که او برای منتظرانش آماده کرده است. ۵تو کسی را که شادمان است و پارسایی میکند ،و تو را به راههایت به یاد میآورد ،ملقات خواهی کرد .اینک ،تو خشمگین هستی ،زیرا ما گناه کردهایم .در اینهاست که پایداری است و ما نجات خواهیم یافت. ۶اما همه ما مانند چیزهای نجس هستیم و همه اعمال نیک ما مانند پارچههای کثیف است و همه ما مانند برگ پژمرده میشویم و گناهان ما مانند باد ما را با خود برده است. ۷و کسی نیست که نام تو را بخواند ،یا خود را برانگیزاند تا به تو متمسک شود ،زیرا که روی خود را از ما پوشیدهای و ما را به سبب گناهان ما سوزاندی. ۸اما اکنون ای خداوند ،تو پدر ما هستی؛ ما یگل هستیم و تو کوزهگر ما؛ و هم هه ما ساخت هه دست تو هستیم. ۹ای خداوند ،بسیار خشمگین مشو و گناه را تا به ابد به یاد نیاور .اینک ،اینک ،از تو التماس میکنیم که ما همگی قوم تو هستیم. ۱۰شهرهای مقدس تو بیابان شدهاند ،صهیون بیابان و اورشلیم ویرانه شده است. ۱۱خان هه مقدس و زیبای ما که پدران ما تو را در آن ستایش میکردند ،در آتش سوخته و تمام نفایس ما ویران شده است. ۱۲ای خداوند ،آیا از این کارها خودداری خواهی کرد؟ آیا خاموش خواهی ماند و ما را سخت رنج خواهی داد؟ فصل ۶۵ ۱آنانی که مرا نطلبیدند ،مرا جستجو کردند؛ آنانی که مرا نطلبیدند ،مرا یافتند .گفتم« :اینک مرا ،اینک مرا ،به قومی که به نام من نامیده نشدند». ۲من تمام روز دستهای خود را به سوی قومی سرکش دراز کردهام که بر وفق خیالت خود به راهی ناپسندیده میروند. ۳قومی که پیوسته خشم مرا پیش رویم به هیجان میآورند ،که در باغها قربانی میکنند و بر مذبحهای آجری بخور میسوزانند. ۴که در میان قبرها ساکنند و در مقبرهها منزل دارند ،که گوشت خوک میخورند و خورش چیزهای نجس در ظروف ایشان است. ۵که میگویند« :خودت را کنار بکش و به من نزدیک نشو ،زیرا من از تو مقدسترم ».اینها دود در بینی من هستند ،آتشی که تمام روز میسوزد. ۶اینک ،پیش من مکتوب است :سکوت نخواهم کرد ،بلکه جزا خواهم داد ،حتی در آغوش ایشان جزا خواهم داد. ۷خداوند میگوید :گناهان شما و گناهان پدرانتان با هم ،که بر کوهها بخور سوزاندیدید و بر تپهها مرا بیحرمت کردید ،بنابراین اعمال گذشتهشان را به دامان خودشان خواهم رسانید. ۸خداوند چنین میگوید :چنانکه شراب تازه در خوشه یافت میشود و میگویند آن را تباه مکن زیرا برکت در آن است ،همچنین من به خاطر بندگانم عمل خواهم کرد تا همه ایشان را هلک نسازم. ۹و نسلی از یعقوب و وارثی برای کوههایم از یهودا به وجود خواهم آورد .برگزیدگان من آن را به ارث خواهند برد و بندگانم در آنجا ساکن خواهند شد. ۱۰و شارون آغل گلهها و وادی عاخور مکانی برای استراحت رمهها خواهد بود ،برای قوم من که مرا طلبیدهاند. ۱۱اما شما کسانی هستید که خداوند را ترک میکنید و کوه مقدس مرا فراموش میکنید ،و برای آن گروه سفره میاندازید و برای آن گروه هدی هه نوشیدنی میدهید. ۱۲بنابراین شما را به شمشیر خواهم سپرد و همگی برای قتل خم خواهید شد ،زیرا وقتی خواندم ،پاسخ ندادید و وقتی سخن گفتم ،نشنیدید، بلکه در نظر من شرارت ورزیدید و چیزی را برگزیدید که دلخواه من نبود. ۱۳بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید :اینک بندگان من خواهند خورد ،اما شما گرسنه خواهید بود؛ اینک بندگان من خواهند نوشید ،اما شما تشنه خواهید بود؛ اینک بندگان من شادمان خواهند شد ،اما شما شرمنده خواهید شد. ۱۴اینک بندگان من از شادی دل سرود خواهند خواند ،اما شما از کدورت دل فریاد خواهید زد و از پریشانی روح ولوله خواهید کرد. ۱۵و نام خود را برای برگزیدگان من به عنوان لعنت باقی خواهی گذاشت ،زیرا خداوند یهوه تو را خواهد کشت و بندگان خود را به نام دیگری خواهد خواند. ۱۶آنکه خود را در زمین برکت دهد ،خود را به خدای حق برکت دهد؛ و آنکه در زمین سوگند یاد کند ،به خدای حق سوگند یاد کند؛ زیرا رنجهای پیشین فراموش شده و از چشمان من پنهان مانده است. ۱۷زیرا اینک من آسمانی جدید و زمینی جدید خواهم آفرید ،و چیزهای پیشین به یاد نخواهد آمد و به خاطر نخواهد گذشت. ۱۸بلکه از آنچه من میآفرینم ،شادمان باشید و تا ابد وجد کنید ،زیرا اینک اورشلیم را محل وجد و قوم او را محل سرور خواهم آفرید. ۱۹و من در اورشلیم شادی خواهم کرد و در قوم خود شادی خواهم نمود و دیگر صدای گریه و نالهای در او شنیده نخواهد شد. ۲۰و بار دیگر طفل کم عمر از آنجا نخواهد بود و نه پیرمردی که عمر خود را به پایان نرسانده باشد ،زیرا طفل در سن صد سالگی خواهد مرد ،اما گناهکار در سن صد سالگی ملعون خواهد بود.
اشعیا
۲۱و خانهها بنا کرده ،در آنها ساکن خواهند شد و تاکستانها غرس کرده ،میوه آنها را خواهند خورد. ۲۲ایشان نخواهند ساخت تا دیگری در آن ساکن شود؛ ایشان نخواهند کاشت تا دیگری بخورد؛ زیرا ایام قوم من چون ایام درخت است و برگزیدگان من از عمل دستهای خود مدتها لذت خواهند برد. ۲۳ایشان زحمت بیهوده نخواهند کشید و فرزندی برای اضطراب نخواهند زایید ،زیرا ایشان نسل برکتیافتگان خداوند هستند و نسل ایشان با ایشان. ۲۴و پیش از آنکه بخوانند ،من پاسخ خواهم داد و پیش از آنکه سخن گویند ،من خواهم شنید. ۲۵گرگ و بره با هم خواهند چرید و شیر مانند گاو کاه خواهد خورد و خوراک مار خاک خواهد بود .خداوند میگوید :آنها در تمامی کوه مقدس من آسیب و فسادی نخواهند کرد. فصل ۶۶ ۱خداوند چنین میگوید :آسمان تخت من و زمین پایانداز من است .خانهای که برای من میسازید کجاست و مکان آرامش من کجاست؟ ۲زیرا خداوند میگوید :دست من هم هه این چیزها را ساخته است و هم هه این چیزها به وجود آمده است .اما به این شخص که فقیر و شکستهدل است و از کلم من میلرزد ،نگاه خواهم کرد. ۳آنکه گاوی را بکشد ،چنان است که گویی انسانی را کشته است؛ آنکه بره ای را قربانی کند ،چنان است که گویی گردن سگی را بریده است؛ آنکه قربانی تقدیم کند ،چنان است که گویی خون خوک تقدیم کرده است؛ آنکه بخور بسوزاند ،چنان است که گویی بتی را متبرک کرده است .آری ،ایشان راههای خود را برگزیدهاند و جانشان از پلیدیهایشان شادمان است. ۴من نیز خیالت باطل ایشان را برخواهم گزید و ترسهایشان را بر ایشان نازل خواهم کرد؛ زیرا وقتی خواندم ،کسی پاسخ نداد؛ و چون سخن گفتم ،نشنیدند؛ بلکه در نظر من بدی کردند و آنچه را که دوست نداشتم برگزیدند. ۵ای کسانی که از کلم خداوند میلرزید ،کلم او را بشنوید .برادران شما که از شما نفرت داشتند و شما را به خاطر نام من بیرون کردند، گفتند :خداوند جلل باد ،بلکه او در شادی شما ظاهر خواهد شد و ایشان شرمنده خواهند شد. ۶صدای غوغایی از شهر ،صدایی از معبد ،صدای خداوند که دشمنان خود را مجازات میکند. ۷پیش از آنکه درد زایمانش فرا رسد ،زایید؛ و پیش از آنکه دردش فرا رسد ،پسری به دنیا آورد. ۸کیست که چنین چیزی شنیده باشد و کیست که چنین چیزهایی دیده باشد؟ آیا زمین در یک روز زاییده شود و یا قومی فورا ل زاده شود؟ زیرا به محض اینکه صهیون درد زایمان کشید ،فرزندان خود را به دنیا آورد. ۹خداوند میگوید :آیا به زایمان برسم و نزایانم؟ آیا به زاییدن وادارم و رحم را ببندم؟ خدای تو میگوید: ۱۰ای هم هه کسانی که اورشلیم را دوست دارید ،با او شادی کنید و از آن شادمان باشید .ای هم هه کسانی که برای او سوگواری میکنید ،با او شادی و سرور کنید. ۱۱تا از سینههای تسلیبخش او بمکید و سیر شوید؛ تا دوشیده شوید و از فراوانی جلل او مسرور گردید. ۱۲زیرا خداوند چنین میگوید :اینک من سلمتی را مانند نهر و جلل امتها را مانند نهر روان به او خواهم رسانید .آنگاه شما خواهید مکید ،بر پهلوهای او رانده خواهید شد و بر زانوهایش آراسته خواهید گشت. ۱۳چنانکه کسی را مادرش تسلی میدهد ،من نیز شما را تسلی خواهم داد و شما در اورشلیم تسلی خواهید یافت. ۱۴و چون این را ببینید ،دل شما شادمان خواهد شد و استخوانهایتان مانند گیاه شکوفا خواهد گردید .و دست خداوند بر بندگانش و خشم او بر دشمنانش آشکار خواهد شد. ۱۵زیرا اینک خداوند با آتش و با ارابههایش مانند گردباد خواهد آمد تا خشم خود را با حدت و سرزنش خود را با شعلههای آتش به انجام رساند. ۱۶زیرا خداوند با آتش و شمشیر خود با تمامی بشر داوری خواهد کرد ،و کشتگان خداوند بسیار خواهند بود. ۱۷خداوند میگوید آنانی که در باغها ،پشت یک درخت در میان ،خود را تقدیس و پاک میکنند و گوشت خوک و چیزهای پلید و موش میخورند ،با هم هلک خواهند شد. ۱۸زیرا من اعمال و افکار ایشان را میدانم؛ و خواهد آمد که من هم هه ا رمتها و زبانها را گرد هم خواهم آورد؛ و ایشان خواهند آمد و جلل مرا خواهند دید. ۱۹و در میان ایشان آیتی قرار خواهم داد و کسانی را که از ایشان رهایی یابند ،نزد امتها خواهم فرستاد ،به ترشیش و پول و لود که کماندارانند ،به توبال و یاوان ،به جزایر بعیده که آوازه مرا نشنیدهاند و جلل مرا ندیدهاند ،تا ایشان جلل مرا در میان امتها اعلم کنند. ۲۰و خداوند میگوید« :ایشان جمیع برادران شما را از میان همه امتها بر اسبان و ارابهها و تخت روانها و قاطرها و حیوانات تیزرو برای خداوند به کوه مقدس من اورشلیم برای قربانی خواهند آورد ،چنانکه بنیاسرائیل قربانی را در ظرف پاک به خانه خداوند میآورند». ۲۱و خداوند میگوید :از ایشان نیز کاهنان و لویان را خواهم گرفت. ۲۲زیرا خداوند میگوید :چنانکه آسمانهای جدید و زمین جدیدی که من خواهم ساخت ،در حضور من پایدار خواهند ماند ،همچنان ذریت و نام شما پایدار خواهد ماند. ۲۳و خداوند میگوید« :از یک ماه نو تا ماه نو دیگر و از یک سبت تا سبت دیگر ،تمامی بشر برای پرستش من خواهند آمد». ۲۴و ایشان بیرون رفته ،لشههای مردمانی را که بر من عاصی شدهاند ،خواهند نگریست ،زیرا کرم ایشان نخواهد مرد و آتش ایشان خاموش نخواهد شد و ایشان نزد تمامی بشر مکروه خواهند بود.