Skip to main content

Persian - The Book of Prophet Hosea

Page 1

‫هوشع‬ ‫فصل ‪۱‬‬ ‫‪ ۱‬کلم خداوند که در ایام عزیا و یوتام و آحاز و حزقیا‪ ،‬پادشاهان یهودا‪ ،‬و در ایام یربعام بن یوآش‪ ،‬پادشاه اسرائیل‪ ،‬بر هوشع بن بیری‬ ‫نازل شد‪.‬‬ ‫‪ ۲‬آغاز کلم خداوند به هوشع ‪.‬و خداوند به هوشع گفت« ‪:‬برو و زنی زانیه و اولد زانیه برای خود بگیر‪ ،‬زیرا این زمین از خداوند‬ ‫برگشته‪ ،‬سخت زناکار شدهاند»‪.‬‬ ‫‪ ۳‬پس او رفت و جومر‪ ،‬دختر دبلیم را گرفت؛ و او حامله شد و پسری برایش زایید‪.‬‬ ‫‪ ۴‬و خداوند به او گفت« ‪:‬نام او را یزرعیل بگذار‪ ،‬زیرا اندک زمانی دیگر‪ ،‬انتقام خون یزرعیل را از خاندان ییهو خواهم گرفت و پادشاهی‬ ‫خاندان اسرائیل را پایان خواهم داد»‪.‬‬ ‫‪ ۵‬و در آن روز‪ ،‬کمان اسرائیل را در وادی یزرعیل خواهم شکست‪.‬‬ ‫‪ ۶‬و او بار دیگر باردار شد و دختری زایید ‪.‬و خدا به او فرمود« ‪:‬نام او را لوروحامه بگذار‪ ،‬زیرا دیگر بر خاندان اسرائیل رحم نخواهم‬ ‫کرد‪ ،‬بلکه ایشان را بالکل از میان خواهم برد»‪.‬‬ ‫‪ ۷‬اما من بر خاندان یهودا رحم خواهم کرد و ایشان را به یهوه خدای ایشان نجات خواهم داد‪ ،‬و ایشان را به کمان و شمشیر و جنگ و اسبان‬ ‫و سواران نجات نخواهم داد‪.‬‬ ‫‪ ۸‬و چون لوروحامه را از شیر باز داشت‪ ،‬باردار شده‪ ،‬پسری زایید‪.‬‬ ‫عمی بگذارید‪ ،‬زیرا شما قوم من نیستید و من خدای شما نخواهم بود»‪.‬‬ ‫‪ ۹‬آنگاه خدا گفت« ‪:‬نام او را لو ع‬ ‫‪ ۱۰‬با این حال‪ ،‬تعداد بنیاسرائیل مانند ریگ دریا خواهد بود که نمیتوان آن را سنجید و یا شمرد؛ و در جایی که به ایشان گفته میشد« ‪:‬شما‬ ‫قوم من نیستید»‪ ،‬در آنجا به ایشان گفته خواهد شد« ‪:‬شما پسران خدای زنده هستید»‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬آنگاه بنییهودا و بنیاسرائیل با هم جمع خواهند شد و یک رهبر برای خود تعیین خواهند کرد و از آن سرزمین بیرون خواهند آمد‪ ،‬زیرا‬ ‫روز یزرعیل‪ ،‬روز بزرگی خواهد بود‪.‬‬ ‫فصل ‪۲‬‬ ‫‪ ۱‬به برادرانت بگو‪ ،‬عمی‪ ،‬و به خواهرانت‪ ،‬روحامه‪.‬‬ ‫‪ ۲‬از مادرت دفاع کن‪ ،‬دفاع کن‪ ،‬زیرا او همسر من نیست و من شوهر او نیستم ‪.‬پس بگذار زناکاری خود را از پیش رویش و زناکاریهایش‬ ‫را از میان سینههایش کنار بگذارد‪.‬‬ ‫‪ ۳‬مبادا او را برهنه کنم و مانند روزی که زاده شد‪ ،‬به حال خود رهایش سازم‪ ،‬و او را مانند بیابان گردانم‪ ،‬و مانند زمین خشک قرارش‬ ‫دهم‪ ،‬و از تشنگی او را بکشم‪.‬‬ ‫‪ ۴‬و بر فرزندانش رحم نخواهم کرد‪ ،‬زیرا که ایشان فرزندان زنا هستند‪.‬‬ ‫‪ ۵‬زیرا مادرشان فاحشگی کرده است‪ ،‬و آن که ایشان را آبستن شده است‪ ،‬بیشرمانه عمل کرده است‪ ،‬زیرا گفته است« ‪:‬از پی عاشقان خود‬ ‫خواهم رفت که نان و آب‪ ،‬پشم و کتان‪ ،‬روغن و نوشیدنی مرا میدهند»‪.‬‬ ‫‪ ۶‬بنابراین‪ ،‬اینک من راه تو را با خارها خواهم پوشاند و دیواری خواهم ساخت تا او راههای خود را نیابد‪.‬‬ ‫‪ ۷‬و او از پی عاشقان خود خواهد رفت‪ ،‬اما به ایشان نخواهد رسید؛ و ایشان را خواهد ججست‪ ،‬اما نخواهد یافت؛ آنگاه خواهد گفت« ‪:‬میروم‬ ‫و نزد شوهر اول خود برمیگردم؛ زیرا در آن وقت حال من بهتر از اکنون بود»‪.‬‬ ‫‪ ۸‬زیرا او نمیدانست که من به او غله و شراب و روغن میدادم و نقره و الیی را که برای بعل آماده میکردند‪ ،‬بر او میافزودم‪.‬‬ ‫‪ ۹‬بنابراین‪ ،‬من باز خواهم گشت و غله خود را در زمان مناسب و شراب خود را در موسمش خواهم برد و پشم و کتان خود را که برای‬ ‫پوشاندن برهنگی او داده شده بود‪ ،‬پس خواهم گرفت‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬و اکنون قباحت او را در نظر عاشقانش آشکار خواهم کرد‪ ،‬و هیچکس او را از دست من رهایی نخواهد داد‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬و تمامی شادیهایش را‪ ،‬اعیادش را‪ ،‬ماههای نو و سبتهایش را‪ ،‬و تمامی اعیاد مقدسش را‪ ،‬متوقف خواهم ساخت‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬و تاکستانها و انجیرهایش را که دربارهشان گفته است« ‪:‬اینها پاداش من است که عاشقانم به من دادهاند »نابود خواهم کرد و آنها را به‬ ‫جنگلی تبدیل خواهم کرد تا حیوانات صحرا آنها را بخورند‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬و خداوند میگوید« ‪:‬من روزهای بعل را که در آنها برای آنها بخور میسوزاند و خود را با گوشوارهها و جواهراتش میآراست و از پی‬ ‫عاشقان خود میرفت و مرا فراموش میکرد‪ ،‬بر او مجازات خواهم کرد»‪.‬‬ ‫‪ ۱۴‬بنابراین‪ ،‬اینک او را فریفته‪ ،‬به بیابان خواهم آورد و با او سخنان دلویز خواهم گفت‪.‬‬ ‫‪ ۱۵‬و تاکستانهایش را از آنجا به او خواهم داد‪ ،‬و وادی عخور را به دروازه امیدی برای او تبدیل خواهم کرد‪ ،‬و او در آنجا مانند روزهای‬ ‫جوانیاش و مانند روزی که از سرزمین مصر بیرون آمد‪ ،‬خواهد سرایید‪.‬‬ ‫‪ ۱۶‬و خداوند میگوید ‪:‬در آن روز مرا ایشی خواهید نامید و دیگر مرا بعلی نخواهید خواند‪.‬‬ ‫‪ ۱۷‬زیرا نامهای بعل را از دهانش دور خواهم کرد و دیگر نامشان به یاد آورده نخواهد شد‪.‬‬ ‫‪ ۱۸‬و در آن روز برای ایشان با حیوانات صحرا و پرندگان آسمان و خزندگان زمین عهد خواهم بست و کمان و شمشیر و جنگ را از‬ ‫زمین خواهم شکست و ایشان را در امنیت خواهم خوابانید‪.‬‬ ‫‪ ۱۹‬و تو را تا ابد نامزد خود خواهم ساخت؛ آری‪ ،‬تو را با عدالت و انصاف و محبت و رحمت نامزد خود خواهم کرد‪.‬‬


‫هوشع‬

‫‪ ۲۰‬من تو را با وفاداری نامزد خود خواهم کرد و تو خداوند را خواهی شناخت‪.‬‬ ‫‪ ۲۱‬و خداوند میگوید ‪:‬در آن روز خواهم شنید‪ ،‬آسمانها را خواهم شنید و زمین را خواهند شنید‪.‬‬ ‫‪ ۲۲‬و زمین غله و شراب و روغن را خواهد شنید و ایشان یزرعیل را خواهند شنید‪.‬‬ ‫‪ ۲۳‬و او را برای خود در زمین خواهم کاشت و بر او که رحم نکرده بود‪ ،‬رحم خواهم کرد و به کسانی که قوم من نبودند‪ ،‬خواهم گفت ‪:‬‬ ‫«تو قوم من هستی »و ایشان خواهند گفت« ‪:‬تو خدای من هستی»‪.‬‬ ‫فصل ‪۳‬‬ ‫‪ ۱‬آنگاه خداوند به من گفت« ‪:‬بار دیگر برو و زنی را که محبوب دوستش است‪ ،‬اما زناکار است‪ ،‬دوست بدار‪ ،‬چنانکه خداوند بنیاسرائیل را‬ ‫دوست میدارد که به خدایان دیگر چشم دوخته و کوزههای شراب را دوست میدارند»‪.‬‬ ‫‪ ۲‬پس او را به پانزده مثقال نقره و یک حومر جو و نیم حومر جو برای خود خریدم‪.‬‬ ‫‪ ۳‬و به او گفتم« ‪:‬تو روزهای زیادی برای من خواهی ماند؛ تو فاحشگی نخواهی کرد و برای مرد دیگری نخواهی بود؛ من نیز برای تو‬ ‫خواهم بود»‪.‬‬ ‫‪ ۴‬زیرا بنیاسرائیل روزهای زیادی را بدون پادشاه و بدون رئیس و بدون قربانی و بدون تمثال و بدون ایفود و بدون ترافیم سپری خواهند‬ ‫کرد‪.‬‬ ‫‪ ۵‬پس از آن‪ ،‬بنیاسرائیل بازخواهند گشت و یهوه خدای خود و داوود پادشاه خود را خواهند البید و در روزهای آخر از خداوند و نیکویی‬ ‫او خواهند ترسید‪.‬‬ ‫فصل ‪۴‬‬ ‫‪ ۱‬ای بنیاسرائیل‪ ،‬کلم خداوند را بشنوید‪ ،‬زیرا خداوند با ساکنان این سرزمین اختلفی دارد‪ ،‬زیرا در این سرزمین نه راستی هست‪ ،‬نه‬ ‫رحمت‪ ،‬نه شناخت خدا‪.‬‬ ‫‪ ۲‬با قسم خوردن و دروغ گفتن و کشتن و دزدی کردن و زنا کردن‪ ،‬آنها اغیان میکنند و خون‪ ،‬خون را لمس میکند‪.‬‬ ‫‪ ۳‬بنابراین‪ ،‬زمین سوگواری خواهد کرد و هر که در آن ساکن است‪ ،‬با حیوانات صحرا و پرندگان آسمان‪ ،‬پژمرده خواهد شد؛ حتی ماهیان‬ ‫دریا نیز از بین خواهند رفت‪.‬‬ ‫‪ ۴‬اما هیچکس نباید با دیگری مجادله کند و او را سرزنش نماید‪ ،‬زیرا قوم تو مانند کسانی هستند که با کاهن مجادله میکنند‪.‬‬ ‫‪ ۵‬بنابراین تو در روز خواهی افتاد و پیامبر نیز در شب با تو خواهد افتاد و من مادرت را هلک خواهم کرد‪.‬‬ ‫‪ ۶‬قوم من از بیمعرفتی هلک شدهاند ‪.‬چون تو معرفت را ترک کردی‪ ،‬من نیز تو را ترک خواهم کرد تا برای من کاهن نباشی ‪.‬چون تو‬ ‫شریعت خدای خود را فراموش کردی‪ ،‬من نیز فرزندان تو را فراموش خواهم کرد‪.‬‬ ‫‪ ۷‬همچنان که افزون میشدند‪ ،‬به من گناه ورزیدند ‪.‬بنابراین‪ ،‬جلل ایشان را به رسوایی تبدیل خواهم کرد‪.‬‬ ‫‪ ۸‬گناه قوم مرا میخورند و دل خود را به گناه ایشان مشغول میدارند‪.‬‬ ‫‪ ۹‬و کاهنانی مانند مردم خواهند بود و من آنها را به خاار راههایشان مجازات خواهم کرد و به خاار اعمالشان به آنها پاداش خواهم داد‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬زیرا خواهند خورد و سیر نخواهند شد ‪.‬مرتکب زنا خواهند شد و افزایش نخواهند یافت‪ ،‬زیرا از اااعت خداوند دست کشیدهاند‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬زنا و شراب و شراب تازه دل را میرباید‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬قوم من از چوبدستی خود مشورت میخواهند و عصای ایشان بدیشان خبر میدهد‪ ،‬زیرا روح زناکاری ایشان را گمراه کرده است و از‬ ‫فرمان خدای خود زنا کردهاند‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬بر قله کوهها قربانی میکنند و بر تپهها‪ ،‬زیر درختان بلوا و سپیدار و نارون‪ ،‬بخور میسوزانند‪ ،‬زیرا سایه آنها نیکوست ‪.‬از این رو‪،‬‬ ‫دختران شما مرتکب زنا و همسران شما مرتکب زنا خواهند شد‪.‬‬ ‫‪ ۱۴‬من دختران شما را وقتی که زنا میکنند و نه همسران شما را وقتی که زنا میکنند‪ ،‬مجازات نخواهم کرد‪ ،‬زیرا خودشان با فاحشهها جدا‬ ‫شدهاند و با فاحشهها قربانی میکنند ‪.‬از این رو قومی که نمیفهمد‪ ،‬سقوا خواهد کرد‪.‬‬ ‫‪ ۱۵‬اگرچه تو ای اسرائیل‪ ،‬زنا کنی‪ ،‬اما یهودا گناه نکند و به جلجال نیایید و به بیتآون نروید و به حیات خداوند قسم نخورید‪.‬‬ ‫‪ ۱۶‬زیرا اسرائیل مانند گاوی که سر به عقب برداشته باشد‪ ،‬به عقب برمیگردد ‪.‬اکنون خداوند آنها را مانند برههایی در سرزمین وسیع‬ ‫خواهد چرانید‪.‬‬ ‫‪ ۱۷‬ایفراییم به بتها پیوسته است؛ او را به حال خود واگذارید‪.‬‬ ‫‪ ۱۸‬نوشیدنی ایشان ترش است و پیوسته مرتکب زنا شدهاند ‪.‬حاکمانش با شرمساری دوست میدارند‪ ،‬پس بدهید‪.‬‬ ‫‪ ۱۹‬باد او را در بالهایش فرو برده است‪ ،‬و ایشان به سبب قربانیهای خود شرمنده خواهند شد‪.‬‬ ‫فصل ‪۵‬‬ ‫‪ ۱‬ای کاهنان‪ ،‬این را بشنوید و ای خاندان اسرائیل گوش فرا دهید و ای خاندان پادشاه گوش فرا دهید‪ ،‬زیرا داوری بر شماست‪ ،‬زیرا شما‬ ‫دامی در مصفه و دامی گسترده بر تابور بودهاید‪.‬‬ ‫‪ ۲‬و شورشیان برای کشتار بسیار سختگیر هستند‪ ،‬هرچند من هم هه آنها را سرزنش کردهام‪.‬‬ ‫‪ ۳‬من افرایم را میشناسم و اسرائیل از من پنهان نیست ‪.‬زیرا اکنون ای افرایم‪ ،‬تو مرتکب زنا شدهای و اسرائیل نجس شده است‪.‬‬ ‫‪ ۴‬ایشان اعمال خود را به سوی خدای خود برنمیگردانند‪ ،‬زیرا روح زناکاری در میان ایشان است و خداوند را نشناختهاند‪.‬‬


‫هوشع‬

‫‪ ۵‬و غرور اسرائیل پیش روی او شهادت میدهد ‪:‬بنابراین اسرائیل و افرایم در گناه خود سقوا خواهند کرد و یهودا نیز با آنها سقوا خواهد‬ ‫نمود‪.‬‬ ‫‪ ۶‬ایشان با گلهها و رمههای خود خواهند رفت تا خداوند را بجویند‪ ،‬اما او را نخواهند یافت‪ ،‬زیرا او خود را از ایشان دور کرده است‪.‬‬ ‫‪ ۷‬ایشان به خداوند خیانت ورزیدهاند‪ ،‬زیرا فرزندان غریب به دنیا آوردهاند ‪.‬اکنون یک ماه ایشان را با نصیبهایشان خواهد بلعید‪.‬‬ ‫بیتآون فریاد برآورید و از پی خود بیایید‪.‬‬ ‫‪ ۸‬در یجبععه ک یعرننا و در را عمه ک یعرننا بنوازید ‪.‬ای یبنیامین‪ ،‬در ع‬ ‫‪ ۹‬ایفراییم در روز عتاب ویران خواهد شد ‪.‬در میان قبایل اسرائیل آنچه را که بیگمان واقع خواهد شد‪ ،‬اعلم کردهام‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬سروران یهودا مانند کسانی بودند که قید و بند را میشکنند‪ ،‬بنابراین خشم خود را مانند آب بر ایشان خواهم ریخت‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬افرایم مظلوم و در داوری شکسته شده است‪ ،‬زیرا با میل و رغبت از فرمان پیروی کرده است‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬بنابراین من برای افرایم مثل بید و برای خاندان یهودا مانند پوسیدگی خواهم بود‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬چون افرایم بیماری خود را دید و یهودا جراحت خود را‪ ،‬افرایم به آشور رفت و نزد پادشاه یارب فرستاد‪ ،‬اما او نتوانست تو را شفا دهد‬ ‫و زخمت را التیام بخشد‪.‬‬ ‫‪ ۱۴‬زیرا من برای افرایم مثل شیر و برای خاندان یهودا مانند شیر ژیان خواهم بود ‪.‬من‪ ،‬من‪ ،‬خواهم درید و خواهم رفت ‪.‬من خواهم برد و‬ ‫کسی او را رهایی نخواهد داد‪.‬‬ ‫‪ ۱۵‬من میروم و به جای خود برمیگردم تا زمانی که آنها به گناه خود اعتراف کنند و روی مرا بجویند ‪.‬در سختیهایشان‪ ،‬صبح زود مرا‬ ‫خواهند البید‪.‬‬ ‫فصل ‪۶‬‬ ‫‪ ۱‬بیایید و به سوی خداوند بازگشت کنیم‪ ،‬زیرا او دریده است و ما را شفا خواهد داد؛ او زده است و ما را بستهبندی خواهد کرد‪.‬‬ ‫‪ ۲‬پس از دو روز ما را زنده خواهد کرد؛ در روز سوم ما را زنده خواهد ساخت و در حضور او زندگی خواهیم کرد‪.‬‬ ‫‪ ۳‬آنگاه خواهیم دانست‪ ،‬اگر خداوند را بشناسیم ‪:‬الوع او مانند صبح آماده است؛ و او مانند باران بر ما خواهد آمد‪ ،‬مانند بارانهای گذشته و‬ ‫حال بر زمین‪.‬‬ ‫‪ ۴‬ای افرایم‪ ،‬با تو چه کنم؟ ای یهودا‪ ،‬با تو چه کنم؟ زیرا خوبی تو مانند ابر صبحگاهی است و مانند شبنم صبحگاهی که میگذرد‪.‬‬ ‫‪ ۵‬بنابراین من ایشان را به وسیله انبیاء قطع کردم و به سخنان دهانم ایشان را کشتم و احکام تو مثل نوری است که سااع میشود‪.‬‬ ‫‪ ۶‬زیرا من رحمت را ترجیح دادم نه قربانی را‪ ،‬و شناخت خدا را بیشتر از قربانیهای سوختنی‪.‬‬ ‫‪ ۷‬اما ایشان همچون آدمیان از عهد خود تجاوز کردند‪ ،‬و در آنجا به من خیانت ورزیدند‪.‬‬ ‫‪ ۸‬جلعاد شهر گناهکاران و آلوده به خون است‪.‬‬ ‫‪ ۹‬و چنانکه دستههای راهزنان در کمین انسان هستند‪ ،‬همچنان گروه کاهنان در راه با هم قتل میکنند‪ ،‬زیرا مرتکب قباحت میشوند‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬در خاندان اسرائیل عملی هولناک دیدهام ‪:‬افرایم در آنجا زنا کرده است‪ ،‬اسرائیل نجس شده است‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬همچنین ای یهودا‪ ،‬او برای تو حصادی تعیین کرده است‪ ،‬هنگامی که اسیران قوم خود را بازگرداندم‪.‬‬ ‫فصل ‪۷‬‬ ‫‪ ۱‬هنگامی که میخواستم اسرائیل را شفا دهم‪ ،‬گناه افرایم و شرارت سامره آشکار شد‪ ،‬زیرا آنها مرتکب دروغ میشوند و دزد وارد میشود و‬ ‫گروه راهزنان در بیرون غارت میکنند‪.‬‬ ‫‪ ۲‬و در دل خود نمیدانند که من تمامی شرارتشان را به یاد میآورم ‪.‬اکنون اعمال خودشان آنها را احااه کرده است؛ آنها در برابر دیدگان‬ ‫من هستند‪.‬‬ ‫‪ ۳‬پادشاه را به شرارت خود و سروران را به دروغهایشان شادمان میکنند‪.‬‬ ‫‪ ۴‬جمیع ایشان زناکارند‪ ،‬همچون تنوری که نانوا آن را گرم میکند و پس از ورز دادن خمیر‪ ،‬از ور آمدن آن تا زمان ور آمدنش باز‬ ‫میایستد‪.‬‬ ‫‪ ۵‬در روزگار پادشاه ما‪ ،‬سروران او را با مشکهای شراب بیمار کردند؛ او دست خود را به سوی تمسخرکنندگان دراز کرد‪.‬‬ ‫‪ ۶‬زیرا دل خود را مثل تنور آماده کردهاند‪ ،‬در حالی که در کمین نشستهاند؛ نانوای ایشان تمام شب میخوابد؛ و بامدادان چون آتش مشتعل‬ ‫میسوزد‪.‬‬ ‫‪ ۷‬جمیع ایشان چون تنور داغ شدهاند و داوران خود را بلعیدهاند؛ همه پادشاهان ایشان افتادهاند؛ در میان ایشان کسی نیست که مرا بخواند‪.‬‬ ‫‪ ۸‬ایفرا ییم‪ ،‬خود را با قومها آمیخته است؛ ایفرا ییم همچون قرص نانی است که تبدیل نشده است‪.‬‬ ‫‪ ۹‬بیگانگان قوت او را خوردهاند و او نمیداند؛ آری‪ ،‬موهای سفید نیز گاه و بیگاه بر او نشسته است‪ ،‬اما او نمیداند‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬و غرور اسرائیل پیش روی او شهادت میدهد‪ ،‬و ایشان به سوی یهوه خدای خود بازگشت نمیکنند و با وجود این همه‪ ،‬او را نمیجویند‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬افرایم نیز مانند کبوتری نادان و بیدل است ‪:‬به مصر آواز میخوانند و به آشور میروند‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬وقتی بروند‪ ،‬دام خود را بر آنها خواهم گسترانید؛ آنها را مانند مرغان هوا به زیر خواهم کشید؛ همانطور که جماعتشان شنیدهاند‪ ،‬آنها‬ ‫را تنبیه خواهم کرد‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬وای بر آنها‪ ،‬زیرا از من گریختهاند !هلکت بر آنها باد !زیرا به من خیانت ورزیدهاند ‪.‬با اینکه آنها را رهایی دادهام‪ ،‬علیه من دروغ‬ ‫گفتهاند‪.‬‬ ‫‪ ۱۴‬و از صمیم قلب نزد من فریاد برنیاوردهاند‪ ،‬بلکه بر بسترهای خود شیون کردهاند ‪.‬برای غله و شراب گرد هم آمدهاند و از من‬ ‫سرکشی کردهاند‪.‬‬


‫هوشع‬

‫‪ ۱۵‬اگرچه بازوهایشان را بسته و تقویت کردهام‪ ،‬اما آنها علیه من نقشه شومی در سر میپرورانند‪.‬‬ ‫‪ ۱۶‬آنها باز میگردند‪ ،‬اما نه به سوی خدای متعال ‪:‬آنها مانند کمانی فریبنده هستند ‪.‬سرورانشان به سبب خشم زبانشان با شمشیر کشته‬ ‫خواهند شد ‪.‬این مایه تمسخر آنها در سرزمین مصر خواهد بود‪.‬‬ ‫فصل ‪۸‬‬ ‫‪ ۱‬شیپور را به دهان خود بگذار ‪.‬او مانند عقابی بر ضد خانه خداوند خواهد آمد‪ ،‬زیرا از عهد من تجاوز کردهاند و از شریعت من سرپیچی‬ ‫کردهاند‪.‬‬ ‫‪ ۲‬اسرائیل نزد من فریاد بر خواهد آورد که ای خدای من‪ ،‬ما تو را میشناسیم‪.‬‬ ‫‪ ۳‬اسرائیل نیکویی را ترک کرده است‪ ،‬دشمن او را تعقیب خواهد کرد‪.‬‬ ‫‪ ۴‬ایشان پادشاهانی بر پا کردند‪ ،‬اما نه از جانب من؛ سرورانی بر پا کردند‪ ،‬و من ندانستم؛ از نقره و الی خود‪ ،‬بتهایی برای خود ساختند‬ ‫تا نابود شوند‪.‬‬ ‫‪ ۵‬ای سامره‪ ،‬گوسالهات تو را ارد کرده است؛ خشم من بر ایشان افروخته شده است ‪.‬تا به کی بیگناه خواهند شد؟‬ ‫‪ ۶‬زیرا که آن نیز از اسرائیل بود ‪:‬صنعتگر آن را ساخت؛ از این رو خدا نیست ‪.‬اما گوساله سامره تکه تکه خواهد شد‪.‬‬ ‫‪ ۷‬زیرا باد کاشتند و گردباد را درو خواهند کرد‪ ،‬ساقهای ندارد‪ ،‬جوانهای آرد نخواهد داد‪ ،‬و اگر هم ثمر دهد‪ ،‬بیگانگان آن را خواهند بلعید‪.‬‬ ‫‪ ۸‬اسرائیل بلعیده شده است؛ اکنون ایشان در میان امتها مانند ظرفی خواهند بود که در آن هیچ لذتی نیست‪.‬‬ ‫‪ ۹‬زیرا که ایشان به آشور رفتهاند‪ ،‬همچون گورخری تنها و بیکس ‪.‬افرایم عاشقانی اجیر کرده است‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬آری‪ ،‬اگرچه در میان امتها اجیر کردهاند‪ ،‬اکنون ایشان را جمع خواهم کرد و برای بار پادشا یه سروران اندکی اندوهگین خواهند شد‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬چونکه افرایم مذبحهای بسیار برای گناه ساخت‪ ،‬مذبحها برای او برای گناه خواهند بود‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬من احکام بزرگ شریعت خود را برای او نوشتم‪ ،‬اما آنها را عجیب شمردند‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬ایشان گوشت قربانیهای من را قربانی میکنند و میخورند‪ ،‬اما خداوند ایشان را نمیپذیرد؛ اکنون گناه ایشان را به یاد خواهد آورد و‬ ‫گناهانشان را مجازات خواهد کرد و ایشان به مصر بازخواهند گشت‪.‬‬ ‫‪ ۱۴‬زیرا اسرائیل خالق خود را فراموش کرده و معابد میسازد و یهودا شهرهای حصاردار بسیار ساخته است‪ ،‬اما من آتشی بر شهرهایش‬ ‫خواهم فرستاد که کاخهایشان را خواهد سوزاند‪.‬‬ ‫فصل ‪۹‬‬ ‫‪ ۱‬ای اسرائیل‪ ،‬مانند دیگر قومها از شادی شادی مکن‪ ،‬زیرا از خدای خود زنا کردهای و پاداشی را در هر مزرعه دوست داشتهای‪.‬‬ ‫‪ ۲‬زمین و چرخشت ایشان را سیر نخواهد کرد‪ ،‬و شراب تازه در آن فاسد خواهد شد‪.‬‬ ‫‪ ۳‬ایشان در زمین خداوند ساکن نخواهند شد‪ ،‬بلکه افرایم به مصر خواهد برگشت و در آشور چیزهای نجس خواهند خورد‪.‬‬ ‫‪ ۴‬ایشان هدایای شراب برای خداوند تقدیم نخواهند کرد و او را خشنود نخواهند ساخت ‪.‬قربانیهای ایشان برای ایشان مانند نان سوگواران‬ ‫خواهد بود؛ هر که از آن بخورد‪ ،‬نجس خواهد شد‪ ،‬زیرا نان ایشان برای جانشان به خانه خداوند داخل نخواهد شد‪.‬‬ ‫‪ ۵‬در روز موعود و در روز عید خداوند چه خواهید کرد؟‬ ‫‪ ۶‬زیرا اینک‪ ،‬ایشان از هلکت رفتهاند ‪.‬مصر ایشان را جمع خواهد کرد‪ ،‬ممفیس ایشان را دفن خواهد نمود ‪.‬جاهای دلپذیر نقره ایشان را‬ ‫گزنهها ایشان را تصرف خواهند کرد ‪.‬خارها در خیمههای ایشان خواهند بود‪.‬‬ ‫‪ ۷‬روزهای مجازات فرا رسیده است‪ ،‬روزهای مکافات فرا رسیده است؛ اسرائیل خواهد دانست که پیامبر احمق است و مرد روحانی‬ ‫دیوانه‪ ،‬به سبب کثرت گناهان و نفرت عظیم تو‪.‬‬ ‫‪ ۸‬نگهبان افرایم با خدای من بود‪ ،‬اما نبی در تمام راههایش دام صیاد است و در خانه خدایش نفرت‪.‬‬ ‫‪ ۹‬ایشان خود را چنان فاسد کردهاند که در روزگار یجبععه بودند ‪.‬بنابراین‪ ،‬او گناه ایشان را به یاد خواهد آورد و گناهانشان را مجازات‬ ‫خواهد کرد‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬من اسرائیل را مانند انگور در بیابان یافتم؛ پدران شما را مانند نوبر انجیر در اولین فصلش دیدم؛ اما آنها به بعل فغور رفتند و خود را‬ ‫به آن ننگ جدا کردند؛ و رجاسات آنها مطابق میلشان بود‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬اما جلل افرایم مانند پرندهای از رحم مادر و از زمان لقاح‪ ،‬پرواز خواهد کرد‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬اگرچه فرزندان خود را بزرگ کنند‪ ،‬من آنها را چنان بیخانمان خواهم کرد که حتی یک نفر هم باقی نخواهد ماند ‪.‬وای بر آنها‪ ،‬آنگاه که‬ ‫من از آنها جدا شوم!‬ ‫‪ ۱۳‬افرایم‪ ،‬چنانکه صور را دیدم‪ ،‬در جای نیکو غرس شده است‪ ،‬اما افرایم فرزندان خود را برای قاتل خواهد زایید‪.‬‬ ‫‪ ۱۴‬ای خداوند‪ ،‬به ایشان بده ‪.‬چه خواهی داد؟ رحمی سقط کننده و پستانهایی خشک به ایشان بده‪.‬‬ ‫‪ ۱۵‬تمام شرارت ایشان در یجلجال است‪ ،‬زیرا در آنجا از ایشان نفرت داشتم ‪.‬به سبب شرارت اعمالشان‪ ،‬ایشان را از خانه خود بیرون‬ ‫خواهم راند و دیگر ایشان را دوست نخواهم داشت ‪.‬هم هه سروران ایشان یاغی هستند‪.‬‬ ‫‪ ۱۶‬افرایم زده شده‪ ،‬ریشهاش خشک گشته‪ ،‬میوهای نخواهد داد ‪.‬اگرچه فرزند بیاورد‪ ،‬من حتی میوه محبوب رحمش را خواهم کشت‪.‬‬ ‫‪ ۱۷‬خدای من آنها را ارد خواهد کرد‪ ،‬زیرا به او گوش ندادند و در میان امتها آواره خواهند شد‪.‬‬


‫هوشع‬

‫فصل ‪۱۰‬‬ ‫‪ ۱‬اسرائیل مانند تاکی خالی است که میوه میدهد ‪.‬بر حسب فراوانی میوهاش‪ ،‬مذبحها را افزایش میدهد و بر حسب خوبی سرزمینش‪ ،‬بتهای‬ ‫زیبا میسازد‪.‬‬ ‫‪ ۲‬دل ایشان پراکنده است؛ اکنون گناهکار شناخته خواهند شد؛ قربانگاههایشان را ویران خواهد کرد و بتهایشان را تباه خواهد ساخت‪.‬‬ ‫‪ ۳‬زیرا اکنون خواهند گفت« ‪:‬ما پادشاهی نداریم‪ ،‬زیرا از خداوند نترسیدیم »‪.‬پس پادشاه با ما چه خواهد کرد؟‬ ‫‪ ۴‬سخنانی میگویند و به دروغ سوگند یاد میکنند و پیمان میبندند ‪.‬بدینسان‪ ،‬داوری همچون شوکران در شیارهای مزرعه میروید‪.‬‬ ‫‪ ۵‬ساکنان سامره به خاار گوسالههای بیتآون خواهند ترسید‪ ،‬زیرا مردمش برای آن سوگواری خواهند کرد و کاهنانش که برای جللش‬ ‫شادی میکردند‪ ،‬زیرا از آن دور شده است‪.‬‬ ‫‪ ۶‬همچنین به عنوان هدیه برای پادشاه یارب به آشور برده خواهد شد ‪.‬افرایم شرمنده خواهد شد و اسرائیل از تدبیر خود شرمنده خواهد‬ ‫گردید‪.‬‬ ‫‪ ۷‬و اما سامره‪ ،‬پادشاهش مثل کف روی آب منقطع شده است‪.‬‬ ‫‪ ۸‬و مکانهای بلند آون که گناه اسرائیل است‪ ،‬ویران خواهد شد و خار و خس بر مذبحهای ایشان خواهد رویید و به کوهها خواهند گفت ‪:‬ما‬ ‫را بپوشانید و به تپهها خواهند گفت ‪:‬بر ما بیفتید‪.‬‬ ‫‪ ۹‬ای اسرائیل‪ ،‬تو از روزهای یجبععه گناه کردهای ‪.‬آنها آنجا ایستاده بودند و جنگ در یجبععه علیه فرزندان شرارت به آنها نرسید‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬آرزوی من این است که آنها را تنبیه کنم و قوم بر ضد آنها جمع شوند‪ ،‬هنگامی که آنها خود را در دو شیار خود ببندند‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬و افرایم مانند گوسالهای است که آموخته شده و دوست دارد خرمن را بکوبد‪ ،‬اما من بر گردن زیبای او گذشتم ‪.‬من افرایم را سوار‬ ‫خواهم کرد ‪.‬یهودا شخم خواهد زد و یعقوب کلوخهایش را خواهد شکست‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬برای خود به عدالت بکارید‪ ،‬به رحمت درو کنید؛ زمین بایر خود را شخم بزنید‪ ،‬زیرا وقت آن است که خداوند را بجویید تا بیاید و‬ ‫عدالت را بر شما بباراند‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬شما شرارت را شخم زدهاید‪ ،‬و گناه را درو کردهاید‪ ،‬و میوه دروغ را خوردهاید‪ ،‬زیرا به راه خود و به کثرت جبناران خود توکل‬ ‫داشتهاید‪.‬‬ ‫‪ ۱۴‬بنابراین‪ ،‬آشوبی در میان قوم تو برخواهد خاست و تمام قلعههایت ویران خواهد شد‪ ،‬چنانکه شعلمان در روز جنگ‪ ،‬یبت عربیل را ویران‬ ‫کرد و مادر بر روی فرزندانش تکهتکه شد‪.‬‬ ‫‪ ۱۵‬بیتئیل نیز به سبب شرارت عظیم شما با شما چنین خواهد کرد ‪:‬بامدادان پادشاه اسرائیل به کلی هلک خواهد شد‪.‬‬ ‫فصل ‪۱۱‬‬ ‫‪ ۱‬هنگامی که اسرائیل کودک بود‪ ،‬او را دوست داشتم و پسرم را از مصر فراخواندم‪.‬‬ ‫‪ ۲‬چنانکه ایشان را خواندند‪ ،‬همچنان از ایشان رفتند ‪.‬برای بعل قربانی گذرانیدند و برای بتهای تراشیده بخور سوزاندند‪.‬‬ ‫‪ ۳‬من به افرایم نیز رفتن را آموختم و آنها را از آغوششان گرفتم‪ ،‬اما آنها ندانستند که من آنها را شفا دادهام‪.‬‬ ‫‪ ۴‬ایشان را با ریسمانهای انسانی و با بندهای محبت جذب کردم و با ایشان چون کسانی بودم که یوغ را از چانههایشان برمیدارند و برایشان‬ ‫خوراک میفرستادم‪.‬‬ ‫‪ ۵‬او به سرزمین مصر بازنخواهد گشت‪ ،‬بلکه آشور پادشاه او خواهد بود‪ ،‬زیرا آنها از بازگشتن امتناع ورزیدند‪.‬‬ ‫‪ ۶‬و شمشیر بر شهرهایش ساکن خواهد شد و شاخههایش را خواهد سوزاند و آنها را به سبب مشورتهایشان خواهد بلعید‪.‬‬ ‫‪ ۷‬و قوم من از من رویگردان شدهاند‪ ،‬هرچند ایشان را به سوی خدای متعال فراخواندند‪ ،‬اما هیچکس او را ستایش نکرد‪.‬‬ ‫‪ ۸‬ای افرایم‪ ،‬چگونه تو را ترک کنم؟ ای اسرائیل‪ ،‬چگونه تو را رهایی دهم؟ چگونه تو را مانند آدما سازم؟ چگونه تو را مانند صبوئیم قرار‬ ‫دهم؟ دلم در اندرونم منقلب شده و توبههایم با هم افروخته شده است‪.‬‬ ‫‪ ۹‬من خشم شدید خود را فرو نخواهم نشاند و برای نابودی افرایم برنخواهم گشت‪ ،‬زیرا من خدا هستم و انسان نیستم؛ من در میان تو قدوس‬ ‫هستم؛ پس به شهر داخل نخواهم شد‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬ایشان از خداوند پیروی خواهند کرد ‪.‬او مانند شیر غرش خواهد کرد ‪.‬وقتی غرش کند‪ ،‬کودکان از غرب به لرزه خواهند افتاد‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬ایشان مثل پرندهای از مصر و مانند کبوتری از سرزمین آشور لرزان خواهند بود و من ایشان را در خانههایشان جای خواهم داد‪،‬‬ ‫فرمودهی خداوند است‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬افرایم مرا به دروغ و خاندان اسرائیل را به فریب احااه کردهاند‪ ،‬اما یهودا هنوز با خدا حکومت میکند و با مقدسین امین است‪.‬‬ ‫فصل ‪۱۲‬‬ ‫‪ ۱‬افرایم از باد تغذیه میکند و باد شرقی را دنبال میکند ‪.‬او هر روز دروغ و ویرانی میافزاید؛ و آنها با آشوریان پیمان میبندند و نفت به‬ ‫مصر برده میشود‪.‬‬ ‫‪ ۲‬خداوند نیز با یهودا اختلفی دارد و یعقوب را بر حسب راههایش مجازات خواهد کرد و بر حسب اعمالش او را جزا خواهد داد‪.‬‬ ‫‪ ۳‬او در رحم‪ ،‬پاشنه برادر خود را گرفت و به قدرت خود‪ ،‬نزد خدا قدرت داشت‪.‬‬ ‫‪ ۴‬آری‪ ،‬او بر فرشته قدرت داشت و غالب آمد ‪.‬گریست و نزد او تضرع کرد ‪.‬او را در بیتئیل یافت و در آنجا با ما سخن گفت‪.‬‬ ‫‪ ۵‬حتی خداوند‪ ،‬خدای لشکرها؛ خداوند یادگار اوست‪.‬‬ ‫‪ ۶‬پس به سوی خدای خود بازگشت کن ‪.‬رحمت و انصاف را نگاه دار و پیوسته منتظر خدای خود باش‪.‬‬


‫هوشع‬

‫‪ ۷‬او تاجر است‪ ،‬ترازوی فریب در دست اوست‪ ،‬و ظلم را دوست میدارد‪.‬‬ ‫‪ ۸‬و افرایم گفت« ‪:‬با این حال‪ ،‬من ثروتمند شدهام و ثروتی برای خود یافتهام ‪:‬در تمام زحمات من‪ ،‬هیچ بیانصافی که گناه باشد‪ ،‬در من‬ ‫نخواهند یافت»‪.‬‬ ‫‪ ۹‬و من که یهوه خدای تو هستم‪ ،‬از سرزمین مصر‪ ،‬تو را بار دیگر مانند ایام عید‪ ،‬در خیمهها ساکن خواهم ساخت‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬من نیز به وسیل هه انبیا سخن گفتهام و رؤیاها را بسیار گفتهام و به وسیل هه انبیا‪ ،‬عمثعلها آوردهام‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬آیا در جلعاد بیانصافی است؟ آیا ایشان باالند؟ در جلجال گاو قربانی میکنند و مذبحهای ایشان مثل تودههای انبوه در شیارهای مزارع‬ ‫است‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬و یعقوب به سرزمین سوریه فرار کرد‪ ،‬و اسرائیل برای همسری خدمت میکرد‪ ،‬و برای همسری گوسفندان را میچراند‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬و خداوند اسرائیل را به وسیل هه نبی از مصر بیرون آورد‪ ،‬و او به وسیل هه نبی حفظ شد‪.‬‬ ‫‪ ۱۴‬افرایم او را به تلخی خشمگین کرد‪ ،‬پس خونش را بر خود خواهد گذاشت و ننگش به سوی او باز خواهد گشت‪.‬‬ ‫فصل ‪۱۳‬‬ ‫‪ ۱‬هنگامی که افرایم با لرز سخن میگفت‪ ،‬خود را در اسرائیل سربلند میکرد؛ اما هنگامی که در بعل گناه ورزید‪ ،‬جمرد‪.‬‬ ‫‪ ۲‬و اکنون ایشان بیشتر و بیشتر گناه میکنند و از نقره خود بتهای ریختهشده و بتهایی مطابق فهم خود ساختهاند که همه کار صنعتگران‬ ‫است ‪.‬درباره آنها میگویند« ‪:‬کسانی که قربانی میکنند‪ ،‬گوسالهها را ببوسند»‪.‬‬ ‫‪ ۳‬بنابراین‪ ،‬آنها مانند ابر صبحگاهی و مانند شبنم صبحگاهی که میگذرد‪ ،‬و مانند کاهی که با گردباد از زمین پراکنده میشود‪ ،‬و مانند دودی‬ ‫که از دودکش بیرون میآید‪ ،‬خواهند بود‪.‬‬ ‫‪ ۴‬اما من از سرزمین مصر‪ ،‬یهوه خدای تو هستم و خدایی جز من نخواهی شناخت‪ ،‬زیرا غیر از من نجاتدهندهای نیست‪.‬‬ ‫‪ ۵‬من تو را در بیابان‪ ،‬در سرزمین خشکسالی شدید شناختم‪.‬‬ ‫‪ ۶‬بر حسب چراگاه خود‪ ،‬سیر شدند؛ سیر شدند و دلشان مغرور گشت؛ از این رو مرا فراموش کردند‪.‬‬ ‫‪ ۷‬بنابراین من برای ایشان مثل شیر خواهم بود و مانند پلنگ در راه‪ ،‬ایشان را زیر نظر خواهم داشت‪.‬‬ ‫‪ ۸‬من مانند خرسی که از بچههایش جدا شده باشد‪ ،‬با آنها روبرو خواهم شد و قلبشان را خواهم درید و مانند شیر آنها را در آنجا خواهم‬ ‫خورد و حیوانات وحشی آنها را خواهند درید‪.‬‬ ‫‪ ۹‬ای اسرائیل‪ ،‬تو خود را نابود کردی‪ ،‬اما یاری تو در من است‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬من پادشاه تو خواهم بود ‪.‬در تمام شهرهایت‪ ،‬چه کسی میتواند تو را نجات دهد؟ و داورانت که دربارهشان گفتی« ‪:‬پادشاه و سرورانی‬ ‫به من بده»؟‬ ‫‪ ۱۱‬از خشم خود پادشاهی به تو دادم و از خشم خود او را گرفتم‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬گناه افرایم آشکار و گناهش پنهان است‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬دردهای زایمان بر او نازل خواهد شد ‪:‬او پسری نادان است‪ ،‬زیرا در محل تولد فرزندان دیر نخواهد ماند‪.‬‬ ‫‪ ۱۴‬من ایشان را از قدرت گور رهایی خواهم بخشید؛ ایشان را از مرگ رهایی خواهم بخشید ‪.‬ای مرگ‪ ،‬من بلهای تو خواهم بود؛ ای‬ ‫گور‪ ،‬من نابودی تو خواهم بود ‪.‬توبه از چشمان من پنهان خواهد ماند‪.‬‬ ‫‪ ۱۵‬اگرچه او در میان برادرانش ثمربخش باشد‪ ،‬باد شرقی خواهد وزید‪ ،‬باد خداوند از بیابان خواهد وزید‪ ،‬و چشمهاش خشک خواهد شد‪ ،‬و‬ ‫چشمهاش خشک خواهد شد ‪.‬او گنجین هه هم هه ظروف نفیس را غارت خواهد کرد‪.‬‬ ‫‪ ۱۶‬سامره ویران خواهد شد‪ ،‬زیرا بر خدای خود شوریده است ‪.‬ایشان به شمشیر خواهند افتاد ‪.‬نوزادانشان تکه تکه و زنان حاملهشان‬ ‫شکمشان پاره پاره خواهد شد‪.‬‬ ‫فصل ‪۱۴‬‬ ‫‪ ۱‬ای اسرائیل‪ ،‬به سوی خداوند‪ ،‬خدای خود‪ ،‬بازگشت کن‪ ،‬زیرا در اثر گناهانت سقوا کردهای‪.‬‬ ‫‪ ۲‬سخنان خود را با خود ببرید و به سوی خداوند بازگردید و به او بگویید« ‪:‬تمام گناهان را دور کن و ما را به لطف خود بپذیر »‪.‬پس ما‬ ‫نیز ساقهای لبهای خود را خواهیم بخشید‪.‬‬ ‫‪ ۳‬آشور ما را نجات نخواهد داد؛ ما بر اسبان سوار نخواهیم شد و دیگر به ساختههای دست خود نخواهیم گفت که شما خدایان ما هستید‪،‬‬ ‫زیرا یتیمان از شما رحمت مییابند‪.‬‬ ‫‪ ۴‬من ارتداد ایشان را شفا خواهم داد‪ ،‬ایشان را آزادانه دوست خواهم داشت‪ ،‬زیرا خشم من از او برگردانده شده است‪.‬‬ ‫‪ ۵‬من برای اسرائیل مثل شبنم خواهم بود؛ او مانند سوسن رشد خواهد کرد و مانند لبنان ریشههای خود را خواهد دوانید‪.‬‬ ‫‪ ۶‬شاخههایش گسترده خواهد شد و زیباییاش مانند درخت زیتون و عطرش مانند لبنان خواهد بود‪.‬‬ ‫‪ ۷‬آنان که زیر سایه او ساکنند‪ ،‬باز خواهند گشت؛ مانند گندم زنده خواهند شد و مانند مو رشد خواهند کرد؛ بوی آنها مانند شراب لبنان‬ ‫خواهد بود‪.‬‬ ‫‪ ۸‬افرایم خواهد گفت« ‪:‬دیگر مرا با بتها چه کار است؟ من او را شنیدهام و به او توجه کردهام ‪.‬من مانند درخت صنوبر سرسبز هستم ‪.‬میوه‬ ‫تو از من یافت میشود»‪.‬‬ ‫‪ ۹‬کیست حکیم که این چیزها را بفهمد؟ کیست فهیم که آنها را بداند؟ زیرا راههای خداوند راست است و عادلن در آنها سلوک خواهند کرد‪،‬‬ ‫اما خطاکاران در آنها خواهند افتاد‪.‬‬


Turn static files into dynamic content formats.

Create a flipbook
Persian - The Book of Prophet Hosea by Filipino Tracts and Literature Society Inc. - Issuu