Skip to main content

Persian - The Book of Leviticus

Page 1

‫لویان‬ ‫فصل ‪1‬‬ ‫‪1‬و خداوند موسی را صدا زد و از خیمه اجتماع با او گفت و گفت‪:‬‬ ‫‪2‬به بنیاسرائیل سخن بگو و به ایشان بگو‪ ،‬اگر کسی از شما برای خداوند قربانی بیاورد‪ ،‬از چهارپایان و گلهها قربانی خود را بیاورید‪.‬‬ ‫‪3‬اگر قربانی او قربانی سوختنی گله باشد‪ ،‬یک نر بی عیب تقدیم کند‪.‬‬ ‫‪4‬و دست خود را بر سر قربانی سوختنی بگذارد ‪.‬و برای او پذیرفته می شود که برای او کفاره بدهد‪.‬‬ ‫‪5‬و گاو نر را به حضور خداوند بکشد و کاهنان پسر هارون خون را بیاورند و خون را به اطراف بر مذبح که در کنار در خیمه اجتماع‬ ‫است بپاشند‪.‬‬ ‫‪6‬و قربانی سوختنی را پوست کنده‪ ،‬آن را تکه تکه کند‪.‬‬ ‫‪7‬و پسران هارون کاهن آتش را بر مذبح بیندازند و هیزمها را به ترتیب بر آتش بگذارند‪.‬‬ ‫‪ ۸‬و کاهنان‪ ،‬پسران هارون‪ ،‬اجزاء‪ ،‬سر و چربی را به ترتیب بر هیزمی که بر آتشی که بر مذبح است بگذارند‪.‬‬ ‫‪ ۹‬ا مما اندام و پاهایش را در آب بشوید و کاهن همه را بر مذبح بسوزاند تا قربانی سوختنی و قربانی آتشین و خوشبو برای خداوند باشد‪.‬‬ ‫‪10‬و اگر قربانی او از گلهها‪ ،‬یعنی از گوسفند یا بز‪ ،‬برای قربانی سوختنی باشد ‪.‬برای آن نر بی عیب بیاورد‪.‬‬ ‫‪11‬و آن را در طرف شمال مذبح در حضور خداوند بکشد و کاهنان پسران هارون خون او را به دور مذبح بپاشند‪.‬‬ ‫‪12‬و آن را با سر و چربی خود قطعه قطعه کند و کاهن آنها را به ترتیب بر هیزمی که بر آتشی که بر مذبح است بگذارد‪.‬‬ ‫‪13‬ا مما اندام و پاها را با آب بشوید و کاهن همه را بیاورد و بر مذبح بسوزاند ‪.‬این قربانی سوختنی است‪ ،‬قربانی آتشین و خوشبو برای‬ ‫خداوند‪.‬‬ ‫‪14‬و اگر قربانی سوختنی برای قربانی او برای خداوند از پرندگان باشد‪ ،‬قربانی خود را از لک پشت یا کبوتر جوان بیاورد‪.‬‬ ‫‪15‬و کاهن آن را به مذبح بیاورد و سر خود را از تن جدا کند و بر مذبح بسوزاند ‪.‬و خون آن در کنار مذبح کوبیده شود‪.‬‬ ‫‪16‬و محصول خود را با پرهای خود بچیند و در کنار مذبح در سمت مشرق‪ ،‬در محل خاکستر بیندازد‪.‬‬ ‫‪17‬و آن را با بالهایش شکافته‪ ،‬ولی از هم جدا نکند‪ ،‬و کاهن آن را بر مذبح‪ ،‬بر هیزمی که بر آتش است بسوزاند‪.‬‬ ‫فصل ‪2‬‬ ‫‪1‬و هرگاه کسی برای خداوند قربانی گوشت تقدیم کند‪ ،‬قربانی او از آرد مرغوب باشد ‪.‬و بر آن روغن بریزد و کندر بر آن بگذارد‪.‬‬ ‫‪2‬و آن را نزد کاهنان پسران هارون بیاورد و مشتی از آرد و روغن آن را با تمام کندر آن بیرون بیاورد ‪.‬و کاهن یادبود آن را بر مذبح‬ ‫بسوزاند تا قربانی آتشین و خوشبو برای خداوند باشد‪.‬‬ ‫‪3‬و باقیمانده هدایای گوشت مال هارون و پسرانش باشد‪.‬‬ ‫‪4‬و اگر هدایای گوشتی که در تنور پخته شده است بیاوری‪ ،‬آن نانهای فطیر از آرد مرغوب مخلوط با روغن یا ویفرهای فطیر مسحشده با‬ ‫روغن باشد‪.‬‬ ‫‪5‬و اگر تقدیم شما هدایای گوشتی باشد که در تابه پخته شده باشد‪ ،‬از آرد مرغوب فطیر و مخلوط با روغن باشد‪.‬‬ ‫‪6‬آن را تکه تکه کن و روغن بر آن بپاش‪ ،‬زیرا این یک قربانی گوشت است‪.‬‬ ‫‪7‬و اگر تقدیم شما هدایای گوشتی باشد که در ماهیتابه پخته شده باشد‪ ،‬از آرد مرغوب با روغن تهیه شود‪.‬‬ ‫‪8‬و هدیۀ گوشتی را که از این چیزها ساخته شده است‪ ،‬نزد خداوند بیاور و چون به کاهن تقدیم شود‪ ،‬آن را به مذبح بیاورد‪.‬‬ ‫‪9‬و کاهن از هدیۀ گوشت یادگاری از آن گرفته‪ ،‬آن را بر مذبح بسوزاند ‪.‬این قربانی آتشین و خوشبو برای خداوند است‪.‬‬ ‫‪10‬و آنچه از قربانی گوشت باقی میماند مال هارون و پسرانش خواهد بود‪.‬‬ ‫‪11‬هیچ هدایای گوشتی که برای خداوند بیاورید‪ ،‬با خمیرمایه نگذارید‪ ،‬زیرا در هیچ هدیهای که خداوند به آتش میدهند‪ ،‬خمیرمایه و عسل‬ ‫نسوزی‪.‬‬ ‫‪12‬و در مورد تقدیم اولین میوهها‪ ،‬آنها را برای خداوند تقدیم کنید‪ ،‬اما آنها را به عنوان طعم خوش بر مذبح بسوزانید‪.‬‬ ‫‪13‬و هر هدایایی از قربانی گوشت خود را با نمک مزه دار کن ‪.‬نمک عهد خدایت را از هدایای گوشت کم نده‪.‬‬ ‫‪14‬و اگر از اولین میوههای خود هدیهای برای خداوند تقدیم كنی‪ ،‬برای قربانی گوشت خوشههای سبز خشك شده در آتش‪ ،‬حتمی ذرت‬ ‫کوبیده شده از خوشههای پر‪ ،‬تقدیم كن‪.‬‬ ‫‪15‬و بر آن روغن بمال‪ ،‬و کندر بر آن بگذار‪ ،‬زیرا این یک قربانی گوشت است‪.‬‬ ‫‪16‬و کاهن یادبود آن را بخشی از ذرت کوبیده و مقداری از روغن آن را با تمام کندر آن بسوزاند ‪.‬این قربانی آتشین برای خداوند است‪.‬‬ ‫فصل ‪3‬‬ ‫‪1‬و اگر قربانی او قربانی سلمتی باشد‪ ،‬اگر آن را از گله تقدیم کند ‪.‬خواه مرد باشد یا زن‪ ،‬آن را بدون عیب به حضور خداوند تقدیم کند‪.‬‬ ‫‪2‬و دست خود را بر سر قربانی خود بگذارد و آن را در در خیمه اجتماع بكشد و كاهنان پسران هارون خون را بر مذبح اطراف بپاشند‪.‬‬ ‫‪3‬و از قربانی سلمتی قربانی آتشین برای خداوند تقدیم کند ‪.‬چربی که باطن را می پوشاند و تمام چربی که روی باطن است‪،‬‬ ‫‪4‬و دو کلیه و چربی روی آنها که در پهلوها است و لکه بالی جگر با کلیهها را ببرد‪.‬‬


‫لویان‬

‫‪5‬و پسران هارون آن را بر مذبح بر قربانی سوختنی که بر هیزمی که بر آتش است بسوزانند ‪.‬این قربانی آتشین و خوشبو برای خداوند‬ ‫است‪.‬‬ ‫‪6‬و اگر قربانی او برای قربانی سلمتی برای خداوند از گله باشد ‪.‬مرد یا زن‪ ،‬آن را بدون عیب تقدیم کند‪.‬‬ ‫‪ ۷‬اگر برای قربانی خود بره ای تقدیم کند‪ ،‬آن را به حضور خداوند تقدیم کند‪.‬‬ ‫‪8‬و دست خود را بر سر قربانی خود بگذارد و آن را در مقابل خیمه اجتماع بكشد و پسران هارون خون آن را به دور مذبح بپاشند‪.‬‬ ‫‪9‬و از قربانی سلمتی قربانی آتشین برای خداوند تقدیم کند ‪.‬چربی آن و تمام دنده آن را به سختی از ستون فقرات جدا خواهد کرد ‪.‬و چربی‬ ‫که باطن را می پوشاند‪ ،‬و تمام چربی که روی باطن است‪،‬‬ ‫‪10‬و دو کلیه و چربی روی آنها که در پهلوها است و لکه بالی جگر با کلیهها را ببرد‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬و کاهن آن را بر مذبح بسوزاند‪ ،‬زیرا این غذای قربانی آتشین برای خداوند است‪.‬‬ ‫‪12‬و اگر قربانی او بزی باشد‪ ،‬آن را به حضور خداوند تقدیم کند‪.‬‬ ‫‪13‬و دست خود را بر سر آن بگذارد و آن را در مقابل خیمه اجتماع بكشد و پسران هارون خون آن را بر مذبح اطراف بپاشند‪.‬‬ ‫‪14‬و از آن قربانی خود‪ ،‬حتمی قربانی آتشین‪ ،‬برای خداوند تقدیم خواهد کرد ‪.‬چربی که باطن را می پوشاند و تمام چربی که روی باطن‬ ‫است‪،‬‬ ‫‪15‬و دو کلیه و چربی که روی آنهاست که در پهلوها است و لکه بالی جگر با کلیه ها را ببرد‪.‬‬ ‫‪16‬و کاهن آنها را بر مذبح بسوزاند‪ ،‬زیرا این غذای قربانی آتشی است که برای طعمی خوشبو میشود ‪.‬تمام چربی از آن خداوند است‪.‬‬ ‫‪17‬برای نسلهای شما در تمامی خانههایتان حکمی ابدی باشد که نه چربی بخورید و نه خون‪.‬‬ ‫فصل ‪4‬‬ ‫‪1‬و خداوند به موسی خطاب کرده‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫‪2‬به بنیاسرائیل بگو‪ ،‬اگر شخصی از روی نادانی نسبت به احکام خداوند در مورد کارهایی که نباید انجام شود‪ ،‬گناه کند و بر علیه یکی از‬ ‫آنها انجام دهد‪.‬‬ ‫‪3‬اگر کاهنی که مسح میشود بر اساس گناه قوم گناه کند ‪.‬آنگاه برای گناهی که مرتکب شده است‪ ،‬یک گاو نر بدون عیب برای قربانی گناه‬ ‫نزد خداوند بیاورد‪.‬‬ ‫‪4‬و گاو نر را به درگاه خیمه اجتماع به حضور خداوند بیاورد ‪.‬و دست خود را بر سر گاو بگذارد و گاو را در حضور خداوند بکشد‪.‬‬ ‫‪5‬و کاهنی که مسح میشود‪ ،‬از خون گاو نر گرفته‪ ،‬آن را به خیمه اجتماع بیاورد‪.‬‬ ‫‪6‬و كاهن انگشت خود را در خون غوطه ور كند و هفت بار خون را در حضور خداوند در مقابل پرده قدس بپاشد‪.‬‬ ‫‪7‬و کاهن مقداری از خون را بر شاخهای مذبح بخور شیرین به حضور خداوند که در خیمه اجتماع است بگذارد ‪.‬و تمام خون گاو نر را در‬ ‫ته مذبح قربانی سوختنی که در درب خیمه اجتماع است بریزد‪.‬‬ ‫‪8‬و تمام چربی گوساله را برای قربانی گناه از آن جدا کند ‪.‬چربی که باطن را می پوشاند و تمام چربی که روی باطن است‪،‬‬ ‫‪9‬و دو کلیه و چربی که بر آنهاست که در پهلوها است و لکه بالی جگر با کلیهها را ببرد‪.‬‬ ‫‪10‬همانطور که از گاو قربانی سلمتی برداشته شد‪ ،‬و کاهن آنها را بر مذبح قربانی سوختنی بسوزاند‪.‬‬ ‫‪11‬و پوست گاو و تمام گوشتش با سر و پاها و اندامش و سرگینش‪.‬‬ ‫‪12‬و تمام گاو نر را به خارج از اردوگاه به مکانی تمیز که در آن خاکستر ریخته میشود‪ ،‬برد و او را بر هیزم با آتش بسوزاند و در جایی‬ ‫که خاکستر ریخته شود‪ ،‬سوزانده شود‪.‬‬ ‫‪13‬و اگر تمام جماعت اسرائیل از روی جهل گناه کنند و آن چیز از چشمان جماعت پنهان بماند و بر خلف یکی از احکام خداوند در‬ ‫مورد کارهایی که نباید انجام شود عمل کرده باشند و گناهکار باشند‪.‬‬ ‫‪14‬وقتی گناهی که به آن مرتکب شدهاند معلوم شود‪ ،‬آنگاه جماعت یک گاو نر جوان برای گناه تقدیم کرده‪ ،‬او را به خیمه اجتماع بیاورند‪.‬‬ ‫‪15‬و بزرگان جماعت دستهای خود را بر سر گاو نزد خداوند بگذارند و گاو نر در حضور خداوند کشته شود‪.‬‬ ‫‪16‬و کاهن مسح شده باید از خون گاو به خیمه اجتماع بیاورد‪.‬‬ ‫‪17‬و کاهن انگشت خود را در مقداری از خون فرو کرده‪ ،‬آن را هفت بار به حضور خداوند‪ ،‬حتی در مقابل پرده‪ ،‬بپاشد‪.‬‬ ‫‪ ۱۸‬و مقداری از خون را بر شاخهای مذبح که در حضور خداوند است‪ ،‬که در خیمه اجتماع است‪ ،‬بریزد و تمام خون را در ته مذبح‬ ‫قربانی سوختنی که در درب خیمه اجتماع است بریزد‪.‬‬ ‫‪19‬و تمام چربی خود را از او گرفته‪ ،‬بر مذبح بسوزاند‪.‬‬ ‫‪20‬و با گاو نر همان گونه که با گاو نر برای قربانی گناه کرد‪ ،‬چنین خواهد کرد‪.‬‬ ‫‪21‬و گاو را از اردوگاه بیرون آورده‪ ،‬او را چنانکه گاو اول را سوزاند بسوزاند ‪.‬این قربانی گناه برای جماعت است‪.‬‬ ‫‪22‬هنگامی که فرمانروایی در برابر احکام یهوه خدای خود در مورد کارهایی که نباید انجام شود‪ ،‬گناه کرده و از روی نادانی تا حدی‬ ‫عمل کرده باشد‪ ،‬و گناهکار باشد‪.‬‬ ‫‪23‬یا اگر گناه او که در آن مرتکب شده است‪ ،‬به علم او برسد ‪.‬او قربانی خود را‪ ،‬یک بز‪ ،‬یک نر بی عیب بیاورد‪.‬‬ ‫‪ ۲۴‬و دست خود را بر سر بز بگذارد و آن را در محلی که قربانی سوختنی را به حضور خداوند میکشند‪ ،‬بکشد‪ ،‬زیرا این قربانی گناه‬ ‫است‪.‬‬ ‫‪25‬و کاهن از خون قربانی گناه با انگشت خود گرفته‪ ،‬آن را بر شاخهای مذبح قربانی سوختنی بگذارد و خون خود را در ته مذبح قربانی‬ ‫سوختنی بریزد‪.‬‬


‫لویان‬

‫‪26‬و تمام چربی خود را به عنوان چربی قربانی سلمتی بر مذبح بسوزاند و کاهن برای او در مورد گناهش کفاره دهد و برای او آمرزیده‬ ‫شود‪.‬‬ ‫‪27‬و اگر یکی از مردم عادی از روی نادانی مرتکب گناه شود‪ ،‬در حالی که نسبت به احکام خداوند در مورد کارهایی که نباید انجام شود‪،‬‬ ‫تا حدودی عمل کند و گناهکار باشد‪.‬‬ ‫‪28‬یا اگر گناه او را که مرتکب شده است‪ ،‬معلوم شود‪ ،‬آنگاه قربانی خود را‪ ،‬یک بز‪ ،‬ماده بی عیب‪ ،‬برای گناهی که مرتکب شده است‪،‬‬ ‫بیاورد‪.‬‬ ‫‪29‬و دست خود را بر سر قربانی گناه بگذارد و قربانی گناه را در محل قربانی سوختنی بكشد‪.‬‬ ‫‪30‬و کاهن از خون آن را با انگشت خود گرفته‪ ،‬بر شاخهای مذبح قربانی سوختنی بگذارد‪ ،‬و تمام خون آن را در ته مذبح بریزد‪.‬‬ ‫‪31‬و تمام چربی آن را بگیرد‪ ،‬همانطور که چربی از قربانی سلمتی برداشته میشود ‪.‬و کاهن آن را بر مذبح بسوزاند تا بوی خوشی برای‬ ‫خداوند داشته باشد ‪.‬و کاهن برای او کفاره خواهد کرد و برای او آمرزیده خواهد شد‪.‬‬ ‫‪32‬و اگر برای قربانی گناه بره بیاورد‪ ،‬ماده بی عیب بیاورد‪.‬‬ ‫‪33‬و دست خود را بر سر قربانی گناه بگذارد و آن را به عنوان قربانی گناه در محلی که قربانی سوختنی را میکشند‪ ،‬بکشد‪.‬‬ ‫‪34‬و کاهن از خون قربانی گناه با انگشت خود گرفته‪ ،‬آن را بر شاخهای مذبح قربانی سوختنی بگذارد و تمام خون آن را در ته مذبح‬ ‫بریزد‪.‬‬ ‫‪35‬و تمام چربی آن را ببرد‪ ،‬همانطور که چربی بره از قربانی سلمتی گرفته میشود ‪.‬و کاهن آنها را بر مذبح برحسب هدایای آتشین برای‬ ‫خداوند بسوزاند‪.‬‬ ‫فصل ‪5‬‬ ‫‪1‬و اگر نفسی گناه کند و صدای سوگند را بشنود و شاهد باشد خواه آن را دیده باشد یا بداند ‪.‬اگر آن را به زبان نیاورد‪ ،‬گناه خود را متحمل‬ ‫خواهد شد‪.‬‬ ‫‪2‬یا اگر جانی به چیز ناپاک دست بزند‪ ،‬خواه لشه حیوان نجس باشد‪ ،‬یا لشه گاو نجس‪ ،‬یا لشه خزنده نجس‪ ،‬و اگر از او پنهان باشد ‪.‬او‬ ‫نیز ناپاک و گناهکار خواهد بود‪.‬‬ ‫‪3‬یا اگر ناپاکی انسان را لمس کند‪ ،‬هر نجاستی که باشد انسان نجس شود و از او پنهان شود ‪.‬چون بداند گناهکار است‪.‬‬ ‫‪4‬یا اگر شخصی با لبهای خود سوگند یاد کند که کار بد یا نیکی انجام دهد‪ ،‬آنچه را که انسان با سوگند بگوید و از او پنهان بماند ‪.‬چون بداند‬ ‫در یکی از اینها گناهکار است‪.‬‬ ‫‪5‬و هنگامی که در یکی از این چیزها مقصر باشد‪ ،‬اعتراف خواهد کرد که در آن چیز گناه کرده است‪:‬‬ ‫‪6‬و او قربانی گناه خود را برای گناهی که مرتکب شده است برای خداوند بیاورد‪ ،‬ماده ای از گله‪ ،‬بره یا بز‪ ،‬برای قربانی گناه ‪.‬و کاهن‬ ‫برای گناه او کفاره بدهد‪.‬‬ ‫‪7‬و اگر نتواند برهای بیاورد‪ ،‬برای تقصیری که مرتکب شده است‪ ،‬دو لکپشت یا دو کبوتر جوان نزد خداوند بیاورد ‪.‬یکی برای قربانی‬ ‫گناه و دیگری برای قربانی سوختنی‪.‬‬ ‫‪8‬و آنها را نزد کاهن بیاورد‪ ،‬و او ابتدا آنچه را برای قربانی گناه است بگذراند‪ ،‬و سر او را از گردنش کند‪ ،‬اما آن را از هم جدا نکند‪.‬‬ ‫‪9‬و از خون قربانی گناه بر پهلوی مذبح بپاشد ‪.‬و بقیه خون را در ته مذبح بکوبند ‪.‬این قربانی گناه است‪.‬‬ ‫‪10‬و دومین قربانی سوختنی را برحسب روش بگذراند و کاهن برای گناهی که مرتکب شده برای او کفاره دهد و برای او آمرزیده شود‪.‬‬ ‫‪11‬اما اگر نتواند دو لکپشت یا دو کبوتر جوان بیاورد‪ ،‬آنگاه که گناه کرده است برای قربانی خود یک دهم یک افففه آرد خوب برای قربانی‬ ‫گناه بیاورد ‪.‬روی آن روغن نریزد و کندر بر آن نریزد‪ ،‬زیرا این قربانی گناه است‪.‬‬ ‫‪12‬آنگاه آن را نزد کاهن بیاورد و کاهن مشتی از آن را که یادگاری از آن است گرفته‪ ،‬بر مذبح بسوزاند‪ ،‬برحسب هدایایی که برای خداوند‬ ‫به آتش فرستاده شده است‪ ،‬زیرا این قربانی گناه است‪.‬‬ ‫‪13‬و كاهن كفاره گناه او را كه در یكی از اینها مرتكب شده است برای او بپردازد و برای او آمرزیده شود و باقیمانده كاهن به عنوان‬ ‫قربانی گوشت باشد‪.‬‬ ‫‪14‬و خداوند به موسی خطاب کرده‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫‪15‬اگر شخصی در مقدسات خداوند مرتکب گناه شود و از روی نادانی گناه کند ‪.‬آنگاه برای تقصیر خود قوچ بی عیب از گلهها را نزد‬ ‫خداوند بیاورد‪ ،‬بر حسب مثقال نقره‪ ،‬بر حسب مثقال قدس‪ ،‬برای قربانی گناه‪.‬‬ ‫‪ ۱۶‬و ضرری را که در امر مقدمس کرده است جبران کند و یک پنجم را به آن بیفزاید و به کاهن بدهد و کاهن با قوچ قربانی تقصیر برای‬ ‫او کفاره دهد و برای او آمرزیده شود‪.‬‬ ‫‪17‬و اگر شخصی گناه کند و مرتکب هر یک از این کارهایی شود که به موجب اوامر خداوند از انجام آن منع شده است ‪.‬اگر چه نداند‪ ،‬اما‬ ‫گناهکار است و گناه خود را به دوش خواهد کشید‪.‬‬ ‫‪18‬و قوچ بی عیب از گله با برآورد تو برای کاهن بیاورد و کاهن برای او در مورد جهلش که خطا کرده و ندانسته است کفاره بدهد و‬ ‫برای او آمرزیده خواهد شد‪.‬‬ ‫‪19‬این قربانی گناه است‪.‬‬ ‫فصل ‪6‬‬ ‫‪1‬و خداوند به موسی خطاب کرده‪ ،‬گفت‪:‬‬


‫لویان‬

‫‪2‬اگر شخصی گناه کند و به خداوند تجاوز کند و به همسایه خود در آنچه که به او سپرده شده است دروغ بگوید یا در مشارکت یا در چیزی‬ ‫که با خشونت گرفته شده است یا همسایه خود را فریب داده است‪.‬‬ ‫‪3‬یا گمشدهای را یافتهاند و در مورد آن دروغ میگویند و سوگند دروغ میخورند ‪.‬در هر یک از اینها که انسان انجام دهد و در آن گناه کند‪:‬‬ ‫‪4‬آنگاه چون گناه کرده و گناهکار است‪ ،‬آنچه را که با خشونت برداشته است‪ ،‬یا چیزی را که با فریب به دست آورده است‪ ،‬یا آنچه را که‬ ‫او را برای نگهداری تسلیم کرده است‪ ،‬یا گمشده ای را که یافته است‪ ،‬باز می گرداند‪.‬‬ ‫‪5‬یا هر آنچه در مورد آن سوگند دروغ گفته است ‪.‬او حتی آن را در اصل آن بازگرداند‪ ،‬و یک پنجم دیگر را نیز به آن بیافزاید‪ ،‬و در روز‬ ‫قربانی تقصیر خود‪ ،‬به هرکسی که متعلق است بدهد‪.‬‬ ‫‪6‬و او قربانی خطای خود را برای خداوند‪ ،‬قوچ بی عیب از گله‪ ،‬با برآورد تو‪ ،‬به عنوان قربانی خطا‪ ،‬نزد کاهن بیاورد‪.‬‬ ‫‪7‬و کاهن برای او در حضور خداوند کفاره خواهد کرد و هر کاری که در آن تقصیری کرده است برای او آمرزیده خواهد شد‪.‬‬ ‫‪8‬و خداوند به موسی خطاب کرده‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫‪9‬به هارون و پسرانش فرمان ده و بگو ‪:‬این است شریعت قربانی سوختنی ‪:‬این قربانی سوختنی است‪ ،‬زیرا تمام شب تا صبح بر مذبح می‬ ‫سوزد‪ ،‬و آتش مذبح در آن شعله ور باشد‪.‬‬ ‫‪10‬و کاهن جامه کتانی خود را بپوشد و شلوار کتانی خود را بر گوشت خود بپوشاند و خاکستری را که آتش با قربانی سوختنی بر مذبح‬ ‫سوخته است بردارد و در کنار مذبح بگذارد‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬و جامههای خود را درآورد و جامههای دیگر بپوشد‪ ،‬و خاکستر را خارج از اردوگاه به مکانی تمیز ببرد‪.‬‬ ‫‪12‬و آتش بر مذبح در آن شعله ور شود ‪.‬آن را خاموش نخواهد کرد و کاهن هر روز صبح هیزم را بر آن بسوزاند و قربانی سوختنی را به‬ ‫ترتیب بر آن بگذارد ‪.‬و چربی قربانی های سلمتی را بر آن بسوزاند‪.‬‬ ‫‪13‬آتش همیشه بر مذبح روشن خواهد شد ‪.‬هرگز بیرون نخواهد رفت‬ ‫‪14‬و شریعت هدایای غذا این است ‪:‬پسران هارون آن را به حضور خداوند در مقابل مذبح تقدیم کنند‪.‬‬ ‫‪15‬و از آن مشت خود‪ ،‬از آرد هدیۀ گوشت و روغن آن‪ ،‬و تمام کندر که بر هدیۀ گوشت است‪ ،‬گرفته‪ ،‬آن را بر مذبح بهعنوان طعمی‬ ‫خوش‪ ،‬به یادبود آن‪ ،‬برای خداوند بسوزاند‪.‬‬ ‫‪16‬و باقیمانده آن هارون و پسرانش بخورند و با نان فطیر در مکان مقدس خورده شود ‪.‬در صحن خیمه ی اجتماع‪ ،‬آن را بخورند‪.‬‬ ‫‪17‬با خمیرمایه پخته نشود ‪.‬من آن را به عنوان سهمشان از هدایای آتشین خود به آنها دادم ‪.‬مانند قربانی گناه و مانند قربانی گناه مقدس است‪.‬‬ ‫‪18‬همه نرهای بنی هارون از آن بخورند ‪.‬هدایای آتشین خداوند در نسلهای شما حکمی برای همیشه خواهد بود ‪.‬هر که به آنها دست بزند‬ ‫مقدس خواهد بود‪.‬‬ ‫‪19‬و خداوند به موسی خطاب کرده‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫‪20‬این است هدیه هارون و پسرانش که در روز مسح شدن او برای خداوند تقدیم کنند ‪.‬دهم یک قه آرد خوب برای هدایای گوشتی دائمی‪،‬‬ ‫نیمی از آن صبح و نیمی از آن در شب‪.‬‬ ‫‪21‬در تابه با روغن درست شود ‪.‬و وقتی پخته شد‪ ،‬آن را در بیاور و تکه های پخته شده قربانی گوشت را برای عطر خوش برای خداوند‬ ‫تقدیم کن‪.‬‬ ‫‪22‬و کاهن پسران او که به جای او مسح شده است‪ ،‬آن را تقدیم کند ‪.‬باید به طور کامل سوخته شود‪.‬‬ ‫‪23‬برای هر قربانی گوشتی برای کاهن باید کاملل سوزانده شود و خورده نشود‪.‬‬ ‫‪24‬و خداوند به موسی خطاب کرده‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫‪ ۲۵‬به هارون و پسرانش بگو‪ ،‬شریعت قربانی گناه این است ‪:‬قربانی گناه در جایی که قربانی سوختنی کشته میشود‪ ،‬به حضور خداوند‬ ‫کشته شود‪.‬‬ ‫‪26‬کاهنی که آن را برای گناه تقدیم میکند‪ ،‬آن را بخورد‪ ،‬در مکان مقدس‪ ،‬در صحن خیمه اجتماع‪ ،‬خورده شود‪.‬‬ ‫‪27‬هر چه به گوشت آن دست بزند مقدس خواهد بود و چون از خون آن بر جامه ای پاشیده شود‪ ،‬آنچه را که بر آن پاشیده شده است در‬ ‫مکان مقدس بشویی‪.‬‬ ‫‪28‬اما ظرف سفالی که در آن خیس میشود‪ ،‬شکسته میشود و اگر در دیگ برنجی خمیر شود‪ ،‬آن را هم بتراشند و هم در آب بشویید‪.‬‬ ‫‪29‬تمام مردان کاهنان از آن بخورند‪ ،‬زیرا مقدس است‪.‬‬ ‫‪30‬و هیچ قربانی گناهی که خونی از آن به خیمه اجتماع آورده شود تا در مکان مقدمس با هم مصالحه کنند‪ ،‬خورده نشود‪ ،‬بلکه در آتش‬ ‫سوزانده شود‪.‬‬ ‫فصل ‪7‬‬ ‫‪1‬شریعت قربانی تقصیر نیز این است ‪:‬مقدس است‪.‬‬ ‫‪2‬در جایی که قربانی سوختنی را میکشند قربانی تقصیر را بکشند و خون آن را به اطراف مذبح بپاشند‪.‬‬ ‫‪3‬و تمام چربی آن را از آن بگذراند ‪.‬کفل و چربی که داخل را می پوشاند‪،‬‬ ‫‪4‬و دو کلیه و چربی روی آنها که کنار پهلوها است و لکهای که بالی جگر است با کلیهها را ببرد‪.‬‬ ‫‪5‬و کاهن آنها را برای قربانی آتشین برای خداوند بر مذبح بسوزاند‪.‬‬ ‫‪6‬هر مردی از کاهنان باید از آن بخورد‪ ،‬در مکان مقدس خورده شود‪ ،‬مقدس است‪.‬‬ ‫‪7‬قربانی گناه نیز مانند قربانی گناه است ‪:‬برای آنها یک قانون است ‪:‬کاهنی که با آن کفاره می کند‪ ،‬آن را خواهد داشت‪.‬‬ ‫‪8‬و کاهنی که قربانی سوختنی کسی را تقدیم میکند‪ ،‬حتی کاهن باید پوست قربانی سوختنی را که تقدیم کرده است‪ ،‬برای خود داشته باشد‪.‬‬ ‫‪9‬و تمام هدایای گوشتی که در تنور پخته میشود و هرچه در ماهیتابه و تابه پخته میشود از آن کاهن باشد که آن را تقدیم میکند‪.‬‬


‫لویان‬

‫‪10‬و هر هدایای گوشتی که با روغن مخلوط شده و خشک شده باشد‪ ،‬همه پسران هارون هر یک به اندازه دیگری خواهند داشت‪.‬‬ ‫‪11‬و این است شریعت قربانی سلمتی که برای خداوند تقدیم خواهد کرد‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬اگر آن را برای شکرگزاری تقدیم کند‪ ،‬با قربانی شکر‪ ،‬نانهای فطیر مخلوط با روغن‪ ،‬و ویفرهای فطیر مسحشده با روغن‪ ،‬و‬ ‫کلوچههای مخلوط شده با روغن‪ ،‬از آرد مرغوب سرخ شده‪ ،‬تقدیم کند‪.‬‬ ‫‪13‬او علوه بر نانها‪ ،‬نان مخمری را برای قربانی خود با قربانی شکرگزاری قربانی سلمتی خود تقدیم کند‪.‬‬ ‫‪14‬و از آن یکی از کل تقدیم را به عنوان هدیه بال برای خداوند تقدیم کند و آن کاهن باشد که خون قربانی سلمتی را بپاشد‪.‬‬ ‫‪15‬و گوشت قربانی سلمتی او برای شکرگزاری در همان روزی که تقدیم می شود خورده شود ‪.‬او هیچ یک از آن را تا صبح ترک‬ ‫نخواهد کرد‪.‬‬ ‫‪16‬اما اگر قربانی قربانی او نذری یا قربانی اختیاری باشد‪ ،‬در همان روزی که قربانی خود را تقدیم میکند‪ ،‬خورده شود و فردای آن روز‬ ‫باقیمانده آن نیز خورده شود‪.‬‬ ‫‪17‬اما باقیمانده گوشت قربانی در روز سوم با آتش سوزانده شود‪.‬‬ ‫‪18‬و اگر هر یک از گوشت قربانی سلمتی او در روز سوم خورده شود‪ ،‬پذیرفته نمیشود و برای کسی که آن را تقدیم میکند تلقی نمیشود‪،‬‬ ‫مکروه است و کسی که از آن میخورد گناه خود را متحمل خواهد شد‪.‬‬ ‫‪19‬و گوشتی که به چیز ناپاک دست مییابد‪ ،‬خورده نشود ‪.‬با آتش سوزانده خواهد شد و گوشت هر که پاک است از آن بخورد‪.‬‬ ‫‪20‬ا مما جانی که از گوشت قربانی سلمتی که مربوط به خداوند است بخورد و نجس او بر او باشد‪ ،‬آن جان نیز از قوم خود منقطع خواهد‬ ‫شد‪.‬‬ ‫‪21‬و جانی که به هر چیز ناپاک دست بزند‪ ،‬مانند نجس انسان‪ ،‬یا هر حیوان ناپاک‪ ،‬یا هر چیز ناپاک مکروه‪ ،‬و از گوشت قربانی سلمتی‬ ‫که برای خداوند است بخورد‪ ،‬آن جان نیز از قوم او منقطع خواهد شد‪.‬‬ ‫‪ ۲۲‬و خداوند به موسی خطاب کرده‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫‪ ۲۳‬به بنیاسرائیل بگویید‪ ،‬هیچچیز چربی‪ ،‬گاو‪ ،‬گوسفند یا بز نخورید‪.‬‬ ‫‪24‬و چربی حیوانی که به خودی خود می میرد و چربی حیوانی که با حیوانات دریده می شود‪ ،‬می تواند به کار دیگری استفاده شود‪ ،‬اما‬ ‫هرگز از آن نخورید‪.‬‬ ‫‪25‬زیرا هر که چربی وحشی را که قربانی آتشی برای خداوند تقدیم میکنند بخورد‪ ،‬جانی که آن را بخورد از قوم خود منقطع خواهد شد‪.‬‬ ‫‪26‬و در هیچ یک از خانههای خود خونی نخورید‪ ،‬خواه از پرندگان باشد یا از حیوانات‪.‬‬ ‫‪27‬هر جانی که هر نوع خونی بخورد‪ ،‬از قوم خود منقطع خواهد شد‪.‬‬ ‫‪28‬و خداوند به موسی خطاب کرده‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫‪ ۲۹‬به بنیاسرائیل بگو‪ ،‬هر که قربانی سلمتی خود را برای خداوند تقدیم کند‪ ،‬قربانی سلمتی خود را برای خداوند تقدیم کند‪.‬‬ ‫‪30‬هدایای آتشی خداوند را به دست خود بیاورد‪ ،‬چربی را با سینهها بیاورد تا سینهها بهعنوان قربانی متحرک به حضور خداوند تکان داده‬ ‫شود‪.‬‬ ‫‪31‬و کاهن چربی را بر مذبح بسوزاند‪ ،‬اما سینه مال هارون و پسرانش باشد‪.‬‬ ‫‪32‬و کتف راست را به کاهن به عنوان قربانی بال از قربانیهای سلمتی خود بدهید‪.‬‬ ‫‪33‬کسی که از پسران هارون خون قربانی سلمتی و چربی را تقدیم میکند‪ ،‬شانه راست او را خواهد داشت‪.‬‬ ‫‪34‬زیرا سینه موج و شانههای بلند را از بنیاسرائیل از قربانیهای سلمتی ایشان گرفتهام و آنها را به هارون کاهن و پسرانش به حکمی‬ ‫برای همیشه از میان بنیاسرائیل دادم‪.‬‬ ‫‪35‬این است نصیب مسح هارون و مسح پسرانش از هدایای آتشین خداوند در روزی که آنها را برای خدمت خداوند در کاهنان عرضه‬ ‫کرد‪.‬‬ ‫‪36‬که خداوند امر فرمود که از بنیاسرائیل به ایشان داده شود‪ ،‬در روزی که ایشان را مسح کرد‪ ،‬به حکمی تا ابد در تمام نسلهای ایشان‪.‬‬ ‫‪37‬این است شریعت قربانی سوختنی و قربانی گوشت و قربانی گناه و قربانی گناه و تقدیس و قربانی سلمتی‪.‬‬ ‫‪38‬خداوند موسی را در کوه سینا در روزی که به بنیاسرائیل امر کرد که هدایای خود را در بیابان سینا برای خداوند تقدیم کنند‪ ،‬امر‬ ‫فرمود‪.‬‬ ‫فصل ‪8‬‬ ‫‪1‬و خداوند به موسی خطاب کرده‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫‪2‬هارون و پسرانش و جامهها و روغن مسح و یک گاو برای قربانی گناه و دو قوچ و یک سبد نان فطیر با خود ببر‪.‬‬ ‫در خیمه ی اجتماع جمع کن‪.‬‬ ‫‪3‬و تمام جماعت را نزد ر‬ ‫‪4‬و موسی چنانکه خداوند او را امر فرموده بود کرد ‪.‬و جماعت نزد در خیمه اجتماع جمع شدند‪.‬‬ ‫‪5‬و موسی به جماعت گفت ‪:‬این همان چیزی است که خداوند امر فرموده است که انجام شود‪.‬‬ ‫‪6‬و موسی هارون و پسرانش را آورد و آنها را با آب شست‪.‬‬ ‫‪7‬و کت را بر او پوشید و کمربند را بر او بست و جامه را به او پوشاند و اپود را بر او پوشانید و او را به کمربند عجیب اپود بست و با آن‬ ‫به او بست‪.‬‬ ‫‪8‬و سینه بند را بر او نهاد و اوریم و ثمیم را نیز در سینه بند گذاشت‪.‬‬ ‫‪9‬و میتر را بر سر خود گذاشت ‪.‬همچنین بر روی میتر‪ ،‬حتی در پیشانی خود‪ ،‬صفحه طلیی‪ ،‬تاج مقدس را گذاشت ‪.‬همانطور که خداوند‬ ‫به موسی امر فرمود‪.‬‬


‫لویان‬

‫‪10‬و موسی روغن مسح را گرفت و خیمه و هر چه در آن بود مسح کرد و آنها را تقدیس کرد‪.‬‬ ‫‪11‬و هفت بار از آن بر مذبح پاشید و مذبح و جمیع ظروف خود را اعم از آبگیر و پای خود مسح کرد تا آنها را تقدیس کند‪.‬‬ ‫‪12‬و از روغن مسح بر سر هارون ریخت و او را مسح کرد تا او را تقدیس کند‪.‬‬ ‫‪13‬و موسی پسران هارون را آورد و بر آنها کت پوشید و آنها را به کمربندها بست و کله بر آنها انداخت ‪.‬همانطور که خداوند به موسی‬ ‫امر فرمود‪.‬‬ ‫‪14‬و گاو را برای قربانی گناه آورد و هارون و پسرانش دستهای خود را بر سر گاو برای قربانی گناه گذاشتند‪.‬‬ ‫‪15‬و آن را کشت ‪.‬و موسی خون را گرفت و با انگشت خود بر شاخهای مذبح گرداگرد گذاشت و مذبح را تطهیر کرد و خون را در ته‬ ‫مذبح ریخت و آن را تقدیس کرد تا بر آن آشتی کند‪.‬‬ ‫‪16‬و تمام چربی را که بر اندام بود و کاسه بالی جگر و دو کلیه و چربی آنها را گرفت و موسی آن را بر مذبح سوزاند‪.‬‬ ‫‪17‬اما گاو نر و پوست و گوشت و سرگین او را بدون اردوگاه با آتش سوزاند ‪.‬همانطور که خداوند به موسی امر فرمود‪.‬‬ ‫‪18‬و قوچ را برای قربانی سوختنی آورد و هارون و پسرانش دستهای خود را بر سر قوچ گذاشتند‪.‬‬ ‫‪19‬و آن را کشت ‪.‬و موسی خون را در اطراف مذبح پاشید‪.‬‬ ‫‪20‬و قوچ را تکه تکه کرد ‪.‬و موسی سر و تکه ها و چربی را سوزاند‪.‬‬ ‫‪21‬و اندام و پاها را با آب شست ‪.‬و موسی تمام قوچ را بر مذبح سوزاند ‪.‬این قربانی سوختنی برای طعم خوش و قربانی آتشین برای‬ ‫خداوند بود ‪.‬همانطور که خداوند به موسی امر فرمود‪.‬‬ ‫‪22‬و قوچ دیگر‪ ،‬قوچ تقدیس را آورد و هارون و پسرانش دستهای خود را بر سر قوچ گذاشتند‪.‬‬ ‫‪23‬و او آن را کشت ‪.‬و موسی از خون آن را گرفت و بر نوک گوش راست هارون و شست دست راست و شست بزرگ پای راست او‬ ‫گذاشت‪.‬‬ ‫‪ ۲۴‬و پسران هارون را آورد و موسی از خون را بر نوک گوش راست ایشان و بر شست دست راست ایشان و بر انگشتان بزرگ پای‬ ‫راست ایشان گذاشت و موسی خون را بر مذبح دور تا دور پاشید‪.‬‬ ‫‪25‬و چربی و کفل و تمام چربی را که بر اندام بود و لکه بالی جگر و دو کلیه و چربی آنها و شانه راست را گرفت‪.‬‬ ‫‪26‬و از سبد نان فطیر که در حضور خداوند بود‪ ،‬یک نان فطیر و یک کیک نان روغنی و یک ویفر برداشت و آنها را بر چربی و بر‬ ‫شانه راست گذاشت‪.‬‬ ‫‪27‬و همه را بر دستهای هارون و پسرانش گذاشت و آنها را بهعنوان هدیهای متحرک به حضور خداوند تکان داد‪.‬‬ ‫‪28‬و موسی ایشان را از دست ایشان گرفته‪ ،‬بر قربانگاه بر قربانی سوختنی سوزاند ‪.‬اینها تقدیس عطری شیرین بودند ‪.‬این قربانی آتشین‬ ‫برای خداوند است‪.‬‬ ‫‪29‬و موسی سینه را گرفت و آن را به عنوان قربانی متحرک به حضور خداوند تکان داد‪ ،‬زیرا از قوچ تقدیس آن قسمت موسی بود ‪.‬‬ ‫همانطور که خداوند به موسی امر فرمود‪.‬‬ ‫‪30‬و موسی از روغن مسح و خونی که بر مذبح بود گرفت و آن را بر هارون و جامههای او و بر پسرانش و بر جامههای پسرانش پاشید ‪.‬‬ ‫و هارون و لباسهای او و پسرانش و لباسهای پسرانش را با او تقدیس کرد‪.‬‬ ‫‪31‬و موسی به هارون و پسرانش گفت ‪:‬گوشت را در خیمه اجتماع بجوشانید و در آنجا با نانی که در سبد تقدیس است بخورید‪ ،‬همانطور‬ ‫که من دستور دادم‪ ،‬گفتم هارون و پسرانش آن را بخورند‪.‬‬ ‫‪32‬و آنچه از گوشت و نان باقی می ماند با آتش بسوزانید‪.‬‬ ‫‪33‬و در هفت روز از در خیمه اجتماع بیرون نروید تا ایام تقدیس شما به پایان برسد‪.‬‬ ‫‪34‬همانطور که او امروز انجام داد‪ ،‬خداوند امر فرموده است تا برای شما کفاره بپردازد‪.‬‬ ‫‪35‬پس هفت روز شبانه روز بر در خیمه اجتماع بمانید و فرمان خداوند را نگه دارید تا نمردید‪ ،‬زیرا به من امر شده است‪.‬‬ ‫‪36‬پس هارون و پسرانش هر آنچه را که خداوند به دست موسی امر فرموده بود انجام دادند‪.‬‬ ‫فصل ‪9‬‬ ‫‪1‬و در روز هشتم واقع شد که موسی هارون و پسرانش و مشایخ اسرائیل را خواند‪.‬‬ ‫‪2‬و به هارون گفت« ‪:‬گوسالهای برای قربانی گناه و قوچی برای قربانی سوختنی بیعیب بردار و به حضور خداوند تقدیم کن»‪.‬‬ ‫‪3‬و با بنیاسرائیل صحبت کن‪ ،‬بگو ‪:‬یک بز برای قربانی گناه بگیرید ‪.‬و یک گوساله و یک بره هر دو یکسال بدون عیب برای قربانی‬ ‫سوختنی‪.‬‬ ‫‪4‬همچنین یک گاو نر و یک قوچ برای قربانی سلمتی برای قربانی کردن در حضور خداوند ‪.‬و هدیۀ گوشتی که با روغن مخلوط شده‬ ‫باشد‪ ،‬زیرا امروز خداوند بر شما ظاهر خواهد شد‪.‬‬ ‫‪5‬و آنچه را که موسی امر فرموده بود به حضور خیمه اجتماع آوردند و تمامی جماعت نزدیک شدند و در حضور خداوند ایستادند‪.‬‬ ‫‪6‬و موسی گفت ‪:‬این چیزی است که خداوند امر فرموده است که انجام دهید و جلل خداوند بر شما ظاهر خواهد شد‪.‬‬ ‫‪7‬و موسی به هارون گفت« ‪:‬به قربانگاه برو و قربانی گناه و قربانی سوختنی خود را بگذران و برای خود و قوم کفاره بده ‪.‬همانطور که‬ ‫خداوند امر کرده است‪.‬‬ ‫‪8‬پس هارون به قربانگاه رفت و گوساله قربانی گناه را که برای خودش بود‪ ،‬کشت‪.‬‬ ‫‪9‬و پسران هارون خون را نزد او آوردند و او انگشت خود را در خون فرو برد و آن را بر شاخ های مذبح گذاشت و خون را در ته مذبح‬ ‫ریخت‪.‬‬ ‫‪10‬اما چربی و کلیهها و قلب بالی جگر قربانی گناه را بر مذبح سوزاند ‪.‬همانطور که خداوند به موسی امر فرمود‪.‬‬


‫لویان‬

‫‪11‬و گوشت و پوست را بدون اردوگاه با آتش سوزاند‪.‬‬ ‫‪12‬و قربانی سوختنی را کشت ‪.‬و پسران هارون خون را به او تقدیم کردند و او در اطراف مذبح پاشید‪.‬‬ ‫‪13‬و قربانی سوختنی را با تکههای آن و سر به او تقدیم کردند و او آنها را بر مذبح سوزاند‪.‬‬ ‫‪14‬و اندامها و پاها را شست و آنها را بر قربانی سوختنی بر مذبح سوزاند‪.‬‬ ‫‪15‬و قربانی قوم را آورد و بزی را که قربانی گناه برای قوم بود‪ ،‬گرفت و آن را کشت و به عنوان اولین قربانی برای گناه تقدیم کرد‪.‬‬ ‫‪16‬و قربانی سوختنی را آورد و بر طبق روش تقدیم کرد‪.‬‬ ‫‪17‬و قربانی گوشت را آورد و مشتی از آن را برداشت و آن را در کنار قربانی سوختنی صبحگاهی بر مذبح سوزاند‪.‬‬ ‫‪18‬او گاو و قوچ را برای قربانی سلمتی که برای قوم بود‪ ،‬کشت و پسران هارون خون را که بر مذبح در اطراف پاشید‪ ،‬به او تقدیم‬ ‫کردند‪.‬‬ ‫‪19‬و چربی گاو نر و قوچ و دنده و آنچه که داخل و کلیهها را میپوشاند و گوسفند بالی جگر‪.‬‬ ‫‪20‬و چربی را بر سینهها گذاشتند و او چربی را بر مذبح سوزاند‪.‬‬ ‫‪21‬و هارون سینهها و کتف راست را بهعنوان قربانی متحرک به حضور خداوند تکان داد ‪.‬همانطور که موسی دستور داد‪.‬‬ ‫‪ ۲۲‬و هارون دست خود را به سوی قوم بلند کرده‪ ،‬ایشان را برکت داد‪ ،‬و از تقدیم قربانی گناه و قربانی سوختنی و قربانیهای سلمتی پایین‬ ‫آمد‪.‬‬ ‫‪23‬و موسی و هارون به خیمه اجتماع رفته‪ ،‬بیرون آمده‪ ،‬قوم را برکت دادند و جلل خداوند بر تمامی قوم ظاهر شد‪.‬‬ ‫‪24‬و آتشی از حضور خداوند بیرون آمد و قربانی سوختنی و چربی را بر مذبح سوزاند و چون همه قوم آن را دیدند‪ ،‬فریاد زدند و به روی‬ ‫خود افتادند‪.‬‬ ‫فصل ‪10‬‬ ‫‪1‬و ناداب و ابیهو‪ ،‬پسران هارون‪ ،‬هر یک از آنها مشعل خود را گرفتند و آتش در آن گذاشتند و بخور بر آن گذاشتند و آتش عجیبی را به‬ ‫حضور خداوند تقدیم کردند که او به آنها امر نکرده بود‪.‬‬ ‫‪2‬و آتشی از جانب خداوند بیرون آمد و ایشان را بلعید و در حضور خداوند مردند‪.‬‬ ‫‪3‬آنگاه موسی به هارون گفت« ‪:‬این همان است که خداوند فرموده‪ ،‬گفت ‪:‬من در کسانی که به من نزدیک میشوند تقدیس خواهم شد و در‬ ‫حضور تمامی قوم جلل خواهم یافت ‪.‬و هارون سکوت کرد‪.‬‬ ‫‪4‬و موسی‪ ،‬میشائیل و الصافان‪ ،‬پسران عزیئیل‪ ،‬عموی هارون را صدا زد و به ایشان گفت ‪:‬نزدیک بیایید‪ ،‬برادران خود را از جلوی‬ ‫عبادتگاه به بیرون از اردوگاه ببرید‪.‬‬ ‫‪5‬پس نزدیك شدند و ایشان را در لباسهاي خود از اردوگاه بیرون بردند ‪.‬همانطور که موسی گفته بود‪.‬‬ ‫‪6‬و موسی به هارون و به الزار و به ایتامار پسرانش گفت ‪:‬سرهای خود را باز نکنید و لباسهای خود را پاره نکنید ‪.‬مبادا بمیرید و غضب‬ ‫بر جمیع قوم نازل شود‪ ،‬بلکه برادران شما‪ ،‬یعنی تمامی خاندان اسرائیل‪ ،‬برای آتشی که خداوند افروخته است گریه کنند‪.‬‬ ‫‪7‬و از در خیمه اجتماع بیرون نروید‪ ،‬مبادا بمیرید‪ ،‬زیرا روغن مسح خداوند بر شماست ‪.‬و طبق قول موسی عمل کردند‪.‬‬ ‫‪8‬و خداوند به هارون گفت‪:‬‬ ‫‪9‬تو و پسرانت با تو شراب و مشروبات الکلی ننوشی‪ ،‬چون به خیمه اجتماع میروی‪ ،‬مبادا بمیری‪ ،‬زیرا این حکمی خواهد بود تا ابدالباد‬ ‫در تمام نسلهای تو‪.‬‬ ‫‪10‬و برای اینکه بین مقدس و نامقدس و بین نجس و پاک تفاوت قائل شوید‪.‬‬ ‫‪11‬و تا تمامی فرایض را که خداوند به دست موسی به ایشان گفته است‪ ،‬به بنی اسرائیل بیاموزید‪.‬‬ ‫‪12‬و موسی به هارون و ارلعازار و ایتامار‪ ،‬پسرانش که باقی مانده بودند‪ ،‬گفت« ‪:‬هدیه گوشت باقیمانده از هدایای آتشی خداوند را بگیرید و‬ ‫آن را بدون خمیرمایه در کنار مذبح بخورید‪ ،‬زیرا بسیار مقدمس است‪.‬‬ ‫‪13‬و آن را در مکان مقدمس بخورید‪ ،‬زیرا حق شما و پسران شماست‪ ،‬از قربانیهای آتشی که خداوند انجام میشود‪ ،‬زیرا به من امر شده‬ ‫است‪.‬‬ ‫‪14‬و سینه و شانه موج را در مکانی تمیز بخورید ‪.‬تو و پسران و دخترانت با تو‪ ،‬زیرا حق تو و پسران توست که از قربانی های سلمتی‬ ‫بنی اسرائیل داده می شود‪.‬‬ ‫‪15‬شانه و سینه موجدار را با هدایای آتشین چربی بیاورند تا به عنوان قربانی متحرک به حضور خداوند تکان دهند ‪.‬و این از تو خواهد‬ ‫بود و پسران تو با تو‪ ،‬طبق قانون تا ابد ‪.‬همانطور که خداوند امر کرده است‪.‬‬ ‫‪16‬و موسی در جستجوی بز قربانی گناه شد و اینک سوخته شد و بر العازار و ایتامار پسران هارون که زنده مانده بودند خشمگین شد و‬ ‫گفت‪:‬‬ ‫‪17‬پس چرا قربانی گناه را در مکان مقدمس نخوردهاید‪ ،‬زیرا که بسیار مقدمس است‪ ،‬و خدا آن را به شما داده است تا گناهان جماعت را‬ ‫تحمل کنید تا برای ایشان در حضور خداوند کفاره بدهید؟‬ ‫‪18‬اینک‪ ،‬خون آن به داخل مکان مقدس نیامده است‪ ،‬همانطور که من دستور دادم باید آن را در مکان مقدس میخوردید‪.‬‬ ‫‪19‬و هارون به موسی گفت« ‪:‬اینک امروز قربانی گناه و قربانی سوختنی خود را به حضور خداوند تقدیم میکنند ‪.‬و چنین چیزهایی برای‬ ‫من رخ داده است ‪:‬و اگر امروز قربانی گناه را خورده بودم‪ ،‬آیا باید در نظر خداوند پذیرفته می شد؟‬ ‫‪20‬و چون موسی این را شنید‪ ،‬راضی شد‪.‬‬


‫لویان‬

‫فصل ‪11‬‬ ‫‪1‬و خداوند با موسی و هارون خطاب کرده‪ ،‬به ایشان گفت‪:‬‬ ‫‪2‬به بنیاسرائیل بگو‪ ،‬اینها حیواناتی هستند که در میان تمام حیواناتی که روی زمین هستند بخورید‪.‬‬ ‫‪3‬در میان حیوانات‪ ،‬هر چه را که سم میشکافد و پا میشکافد‪ ،‬میجوید‪ ،‬آن را بخورید‪.‬‬ ‫‪4‬ا مما اینها را از آنها که سم می جوند یا از سم شکافته می کنند‪ ،‬نخورید ‪.‬او برای شما نجس است‪.‬‬ ‫‪5‬و مخروط‪ ،‬زیرا او می جود‪ ،‬اما سم را تقسیم نمی کند ‪.‬او برای شما نجس است‪.‬‬ ‫‪6‬و خرگوش‪ ،‬زیرا او را می جود‪ ،‬اما سم را تقسیم نمی کند ‪.‬او برای شما نجس است‪.‬‬ ‫‪7‬و خوک با اینکه سم را شکافته و پاهایش جدا شده باشد‪ ،‬اما او را نجوید ‪.‬او برای شما نجس است‪.‬‬ ‫‪8‬از گوشت آنها نخورید و لشه آنها را لمس نکنید ‪.‬آنها برای شما نجس هستند‪.‬‬ ‫‪9‬اینها را از همه آنچه در آب است بخورید ‪:‬هر چه در آبها و دریاها و نهرها باله و فلس دارد‪ ،‬آنها را بخورید‪.‬‬ ‫‪10‬و هر که در دریاها و نهرها باله و فلس ندارد‪ ،‬از هر چه در آبها حرکت می کند‪ ،‬و هر موجود زنده ای که در آب است‪ ،‬برای شما‬ ‫مکروه خواهد بود‪.‬‬ ‫‪11‬آنها حتی برای شما مکروه خواهند بود ‪.‬از گوشت آنها نخورید‪ ،‬بلکه لشه آنها را مکروه خواهید داشت‪.‬‬ ‫‪12‬هر چه در آبها باله و فلس نباشد‪ ،‬برای شما مکروه خواهد بود‪.‬‬ ‫‪13‬و اینها کسانی هستند که در میان پرندگان نفرت دارند ‪.‬آنها خورده نخواهند شد‪ ،‬آنها مکروه هستند ‪:‬عقاب‪ ،‬و قیچی‪ ،‬و سمپاشی‪،‬‬ ‫‪14‬و کرکس و بادبادک بر حسب نوع خود‪.‬‬ ‫‪15‬هر زاغ بر حسب نوع خود‪.‬‬ ‫‪16‬و جغد و شاهین شب و فاخته و شاهین بر حسب نوع خود‪،‬‬ ‫‪17‬و جغد کوچک و باکلن و جغد بزرگ‪،‬‬ ‫‪18‬و قو و پلیکان و عقاب‪،‬‬ ‫‪19‬و لکلک و حواصیل بر حسب جنس خود و لپنگ و خفاش‪.‬‬ ‫‪20‬همه پرندگانی که بر هر چهار خزنده میروند‪ ،‬برای شما مکروه خواهند بود‪.‬‬ ‫‪21‬ا مما اینها را می توانید از هر خزنده پرنده ای که بر هر چهار نفر می رود بخورید‪ ،‬که پاهایشان بالی پایشان است تا با هم بر روی‬ ‫زمین بپرند‪.‬‬ ‫‪22‬حتی اینها را می توانید بخورید ‪.‬ملخ پس از جنس خود و ملخ پس از جنس خود و سوسک پس از جنس خود و ملخ پس از جنس خود‪.‬‬ ‫‪23‬ا مما سایر خزندگان پرنده‪ ،‬که چهار پا دارند‪ ،‬برای شما مکروه خواهند بود‪.‬‬ ‫‪24‬و برای اینها نجس خواهید بود‪.‬‬ ‫‪25‬و هر که لشه آنها را حمل کند‪ ،‬لباسهای خود را بشوید و تا شام نجس باشد‪.‬‬ ‫‪26‬لشه هر حیوانی که سم را تقسیم میکند و پا نمیجوید‪ ،‬برای شما نجس است‪ ،‬هر که آنها را لمس کند نجس است‪.‬‬ ‫‪27‬و هر چه بر پنجههای او برود‪ ،‬در میان همه حیواناتی که بر هر چهار میروند‪ ،‬برای شما نجس هستند‪.‬‬ ‫‪28‬و کسی که لشه آنها را به دوش میکشد‪ ،‬لباسهای خود را بشوید و تا شام نجس باشد‪ ،‬زیرا برای شما نجس است‪.‬‬ ‫‪29‬اینها نیز در میان خزندههایی که بر زمین میخزند برای شما نجس خواهند بود ‪.‬راسو و موش و لک پشت از جنس خود‬ ‫‪30‬و موز‪ ،‬و آفتاب پرست‪ ،‬و مارمولک‪ ،‬و حلزون‪ ،‬و خال‪.‬‬ ‫‪31‬اینها در میان همه خزندهها برای شما نجس هستند ‪.‬هر که به آنها دست بزند‪ ،‬وقتی مردند‪ ،‬تا شام نجس خواهد بود‪.‬‬ ‫‪32‬و بر هر یک از آنها‪ ،‬هنگامی که آنها مرده‪ ،‬بیفتد‪ ،‬ناپاک خواهد بود ‪.‬ظروف چوبی‪ ،‬لباس‪ ،‬پوست‪ ،‬یا گونی‪ ،‬هر ظرفی که در آن کار‬ ‫انجام میشود‪ ،‬باید در آب ریخته شود و تا شام نجس باشد ‪.‬پس باید پاک شود‪.‬‬ ‫‪33‬و هر ظرف سفالی که در آن بیفتد‪ ،‬هر چه در آن باشد نجس خواهد بود ‪.‬و شما آن را خواهید شکست‪.‬‬ ‫‪34‬از هر گوشتی که میتوان خورد‪ ،‬آن آب که بر آن میآید نجس خواهد بود و هر نوشیدنی که در هر ظرفی مینوشید نجس خواهد بود‪.‬‬ ‫‪35‬و هر چیزی که قسمتی از لشه آنها بر آن بیفتد نجس خواهد بود ‪.‬خواه تنور باشد و خواه ظروف دیگ‪ ،‬خراب شوند زیرا نجس هستند و‬ ‫برای شما نجس خواهند بود‪.‬‬ ‫‪36‬ا مما چشمه یا گودالی که در آن آب فراوان باشد‪ ،‬پاک خواهد بود‪ ،‬اما آنچه به لشه آنها برسد‪ ،‬نجس خواهد بود‪.‬‬ ‫‪37‬و اگر قسمتی از لشه آنها بر بذر کاشتی که قرار است کاشته شود بیفتد‪ ،‬پاک باشد‪.‬‬ ‫‪38‬اما اگر آبی بر دانه ریخته شود و قسمتی از لشه آنها بر آن بیفتد‪ ،‬برای شما نجس باشد‪.‬‬ ‫‪39‬و اگر حیوانی که از آن بخورید بمیرید ‪.‬کسی که لشه آن را لمس کند تا شام نجس خواهد بود‪.‬‬ ‫‪40‬و هر که از لشه آن بخورد‪ ،‬لباس خود را بشوید و تا شام نجس باشد‪ ،‬و هر که لشه آن را حمل کند‪ ،‬لباس خود را بشوید و تا شام نجس‬ ‫باشد‪.‬‬ ‫‪41‬و هر خزنده ای که بر روی زمین می خزند مکروه خواهد بود ‪.‬نباید خورده شود‪.‬‬ ‫‪42‬از میان همه خزندههایی که بر روی زمین میخزند‪ ،‬هرچه بر روی شکم میرود‪ ،‬و هر چهار پا را میرود‪ ،‬یا هر چه پاهای بیشتری‬ ‫دارد‪ ،‬آنها را نخورید ‪.‬زیرا آنها مکروه هستند‪.‬‬ ‫‪43‬خود را با هیچ چیز خزنده مکروه نکنید و با آنها نجس نشوید تا به وسیله آن نجس شوید‪.‬‬ ‫‪44‬زیرا من یهوه خدای شما هستم ‪.‬زیرا که من مقدس هستم ‪.‬خود را به هیچ گونه خزنده ای که بر روی زمین می خزند نجس نسازید‪.‬‬ ‫‪45‬زیرا من خداوند هستم که شما را از زمین مصر بیرون میآورم تا خدای شما باشم‪.‬‬ ‫‪46‬این است شریعت جانوران و پرندگان و هر موجود زندهای که در آبها حرکت میکند و هر موجودی که بر روی زمین میخزد‪.‬‬


‫لویان‬

‫‪47‬تا بین ناپاک و پاک و بین حیوانی که ممکن است خورده شود و حیوانی که نباید خورده شود‪ ،‬فرق بگذارد‪.‬‬ ‫فصل ‪12‬‬ ‫‪1‬و خداوند به موسی خطاب کرده‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫‪2‬به بنیاسرائیل بگو‪ ،‬اگر زنی باردار شده و پسری به دنیا بیاورد‪ ،‬هفت روز نجس خواهد بود ‪.‬طبق روزهای جدایی به دلیل ناتوانی او‬ ‫نجس خواهد بود‪.‬‬ ‫‪3‬و در روز هشتم گوشت ختنه گاه او ختنه خواهد شد‪.‬‬ ‫‪4‬و پس از آن سی روز در خون تطهیر خود باقی خواهد ماند ‪.‬هیچ چیز مقدسی را لمس نخواهد کرد و به محراب نخواهد آمد تا روزهای‬ ‫تطهیر او تمام شود‪.‬‬ ‫‪ ۵‬اما اگر کنیز زایید‪ ،‬دو هفته نجس خواهد بود‪ ،‬مانند دوران جداییاش‪ ،‬و شصت و شش روز در خون تطهیر خود بماند‪.‬‬ ‫‪6‬و هنگامی که روزهای تطهیر او به پایان رسید‪ ،‬برای پسر یا دختر‪ ،‬بره یکساله برای قربانی سوختنی و کبوتر جوان یا لک پشت برای‬ ‫قربانی گناه به در خیمه اجتماع نزد کاهن بیاورد‪.‬‬ ‫‪7‬که آن را به حضور خداوند تقدیم کرده و برای او کفاره خواهد کرد ‪.‬و او از جریان خون خود پاک خواهد شد ‪.‬این قانون برای کسی است‬ ‫که مرد یا زن به دنیا آورده است‪.‬‬ ‫‪8‬و اگر نتواند بره بیاورد‪ ،‬دو لک پشت یا دو کبوتر جوان بیاورد ‪.‬یکی برای قربانی سوختنی و دیگری برای قربانی گناه‪ ،‬و کاهن برای‬ ‫او کفاره خواهد کرد و او پاک خواهد بود‪.‬‬ ‫فصل ‪13‬‬ ‫‪1‬و خداوند به موسی و هارون خطاب کرده‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫‪2‬هنگامی که انسان در پوست بدن خود برآمدگی‪ ،‬دلمه یا لکه درخشان داشته باشد و در پوست بدن او مانند طاعون جذام باشد ‪.‬سپس او را‬ ‫نزد هارون کاهن یا نزد یکی از پسرانش کاهن ببرند‪.‬‬ ‫‪3‬و کاهن به وبا در پوست بدن نگاه کند و چون موی بل سفید شود و طاعون از پوست بدنش عمیقتر شود‪ ،‬بلی جذام است و کاهن به او‬ ‫نگاه کرده‪ ،‬او را نجس اعلم کند‪.‬‬ ‫‪4‬اگر لکه روشن در پوست گوشت او سفید باشد و از پوست عمیقتر نباشد و موی آن سفید نشود ‪.‬آنگاه کاهن مبتل به طاعون را هفت روز‬ ‫ببندد‪.‬‬ ‫‪5‬و کاهن او را در روز هفتم نگاه خواهد کرد ‪.‬سپس کاهن او را هفت روز دیگر ببندد‪.‬‬ ‫‪6‬و كاهن در روز هفتم دوباره به او نگاه خواهد كرد و بنگر‪ ،‬اگر طاعون كمي تیره باشد و طاعون در پوست سرایت نكند‪ ،‬كاهن او را پاك‬ ‫اعلم كند كه جز دلمه است‪ ،‬و لباس خود را بشوید و پاك باشد‪.‬‬ ‫‪7‬اما اگر زخم بسیار در پوست پخش شود‪ ،‬پس از آنكه كاهن را برای تطهیر خود دید‪ ،‬مجددا ل از كاهن دیده شود‪.‬‬ ‫‪8‬و اگر کاهن ببیند که دلمه در پوست پخش شده است‪ ،‬کاهن او را نجس اعلم کند ‪:‬جذام است‪.‬‬ ‫‪9‬هنگامی که بلی جذام در مردی باشد‪ ،‬او را نزد کاهن ببرند‪.‬‬ ‫‪10‬و کاهن او را ببیند‪ ،‬و اینک‪ ،‬اگر برآمدگی در پوست سفید باشد‪ ،‬و مو را سفید کرده باشد‪ ،‬و در برآمدن گوشت خام سریع باشد‪.‬‬ ‫‪11‬این یک جذام کهنه در پوست بدن او است‪ ،‬و کاهن او را نجس میداند و او را محبوس نخواهد کرد‪ ،‬زیرا او نجس است‪.‬‬ ‫‪12‬و اگر جذام در پوست ظاهر شود و جذام تمام پوست مبتل به بل را از سر تا پایش بپوشاند‪ ،‬هر جا که کاهن نگاه کند‪.‬‬ ‫‪13‬آنگاه کاهن ملحظه خواهد کرد و اینک‪ ،‬اگر جذام تمام بدن او را پوشانده باشد‪ ،‬او را که مبتل به طاعون است پاک اعلم کند‪ ،‬زیرا‬ ‫همه آن سفید شده است‪.‬‬ ‫‪14‬اما چون گوشت خام در او ظاهر شود‪ ،‬نجس خواهد بود‪.‬‬ ‫‪15‬و کاهن گوشت خام را ببیند و او را نجس اعلم کند زیرا که گوشت خام نجس است و جذام است‪.‬‬ ‫‪16‬یا اگر گوشت خام دوباره برگشت و به سفید تبدیل شد‪ ،‬نزد کاهن بیاید‪.‬‬ ‫‪17‬و کاهن او را خواهد دید و اینک اگر بل سفید شود ‪.‬آنگاه کاهن او را که مبتل به طاعون است پاک اعلم کند ‪:‬او پاک است‪.‬‬ ‫‪18‬همچنین گوشتی که حتی در پوستش جوش بود و شفا یافت‪.‬‬ ‫‪19‬و در محل جوش‪ ،‬برآمدگی سفید یا لکهای روشن‪ ،‬سفید و تا حدودی مایل به قرمز وجود دارد و به کاهن نشان داده میشود‪.‬‬ ‫‪20‬و اگر وقتی کاهن آن را ببیند‪ ،‬ببیند که از پوست پایینتر است و موهایش سفید شده است ‪.‬کاهن باید او را نجس اعلم کند‪.‬‬ ‫‪21‬اما اگر کاهن به آن نگاه کند و ببیند که هیچ موی سفیدی در آن نیست‪ ،‬و اگر پایین تر از پوست نباشد‪ ،‬بلکه کمی تیره باشد ‪.‬سپس کاهن‬ ‫او را هفت روز ببندد‪.‬‬ ‫‪22‬و اگر در پوست زیاد پخش شود‪ ،‬کاهن او را نجس اعلم کند ‪:‬طاعون است‪.‬‬ ‫‪23‬اما اگر نقطه روشن در جای خود بماند و گسترش نیابد‪ ،‬جوش سوزان است ‪.‬و کاهن او را پاک اعلم کند‪.‬‬ ‫‪24‬یا اگر گوشتی وجود داشته باشد‪ ،‬در پوست آن سوزش داغ باشد‪ ،‬و گوشتی که میسوزد‪ ،‬لکهای سفید روشن‪ ،‬تا حدودی مایل به قرمز یا‬ ‫سفید داشته باشد‪.‬‬ ‫‪25‬آنگاه کاهن به آن نگاه خواهد کرد ‪.‬این یک جذام است که از سوختگی بیرون آمده است ‪.‬از این رو کاهن او را نجس میداند ‪.‬این بلی‬ ‫جذام است‪.‬‬


‫لویان‬

‫‪26‬اما اگر کاهن به آن نگاه کند و ببیند که در نقطه روشن هیچ موی سفیدی وجود ندارد و از پوست دیگر پایینتر نیست‪ ،‬بلکه تا حدودی‬ ‫تیره است ‪.‬سپس کاهن او را هفت روز ببندد‪.‬‬ ‫‪27‬و کاهن او را در روز هفتم نگاه خواهد کرد و اگر آن را بسیار در پوست پخش شده است‪ ،‬آنگاه کاهن او را نجس اعلم کند ‪.‬این بلی‬ ‫جذام است‪.‬‬ ‫‪28‬و اگر لکه روشن در جای خود بماند و در پوست گسترش نیابد‪ ،‬اما کمی تیره باشد ‪.‬این آتش سوزی است و کاهن باید او را پاک اعلم‬ ‫کند‪ ،‬زیرا که التهاب سوزش است‪.‬‬ ‫‪29‬اگر مرد یا زنی به سر یا ریش مبتل باشد‪.‬‬ ‫‪30‬آنگاه کاهن طاعون را ببیند و اینک اگر از پوست عمیقتر باشد ‪.‬و در آن موهای نازک زردی وجود دارد ‪.‬آنگاه کاهن او را نجس اعلم‬ ‫کند‪.‬‬ ‫‪31‬و اگر کاهن به طاعون زخم نگاه کند و ببیند که از پوست عمیقتر نیست و هیچ موی سیاهی در آن نیست ‪.‬آنگاه کاهن هر که مبتل به‬ ‫بیماری زخم است را هفت روز ببندد‪.‬‬ ‫‪32‬و در روز هفتم‪ ،‬کاهن به طاعون نگاه خواهد کرد‪ ،‬و اینک‪ ،‬اگر زخم گسترش نیافته و در آن موی زرد نباشد‪ ،‬و زخم از پوست عمیقتر‬ ‫دیده نشود‪.‬‬ ‫‪33‬او تراشیده خواهد شد‪ ،‬اما پوست سر را نخواهد تراشید ‪.‬و کاهن هفت روز دیگر کسی را که زخم دارد را ببندد‪.‬‬ ‫‪34‬و در روز هفتم‪ ،‬کاهن باید بر روی پوست نگاه کند ‪.‬آنگاه کاهن او را پاک اعلم کند و لباس خود را بشوید و پاک باشد‪.‬‬ ‫‪35‬اما اگر پس از پاک شدن پوست‪ ،‬پوسته پوسته زیاد شود‪.‬‬ ‫‪36‬آنگاه کاهن به او نگاه خواهد کرد‪ ،‬و اینک‪ ،‬اگر زخم در پوست پخش شده باشد‪ ،‬کاهن به دنبال موهای زرد نگردد ‪.‬او نجس است‬ ‫‪37‬اما اگر زخم در نزد او باشد و موی سیاه در آن روییده باشد ‪.‬زخم شفا یافته‪ ،‬او پاک است‪ ،‬و کاهن او را پاک اعلم خواهد کرد‪.‬‬ ‫‪38‬اگر مرد یا زنی در پوست بدن خود لکههای روشن‪ ،‬حتی لکههای روشن سفید داشته باشد‪.‬‬ ‫‪39‬آنگاه کاهن نگاه خواهد کرد ‪.‬این یک نقطه کک و مک است که در پوست رشد می کند ‪.‬او پاک است‬ ‫‪40‬و مردی که مو از سرش ریخته است‪ ،‬کچل است ‪.‬با این حال او پاک است‬ ‫‪41‬و هر که موهایش از قسمت سرش به طرف صورتش ریخته باشد‪ ،‬پیشانی کچل است‪ ،‬اما پاک است‪.‬‬ ‫‪42‬و اگر در سر طاس یا پیشانی‪ ،‬زخم سفید مایل به قرمز باشد ‪.‬جذامی است که در سر طاس او یا پیشانی کچل او ظاهر شده است‪.‬‬ ‫‪43‬آنگاه کاهن به آن نگاه کند‪ ،‬و اینک‪ ،‬اگر برآمدگی زخم در سر طاس او یا در پیشانی کچل او قرمز مایل به سفید باشد‪ ،‬چنانکه جذام در‬ ‫پوست بدن ظاهر میشود‪.‬‬ ‫‪44‬او جذامی است‪ ،‬نجس است ‪.‬كاهن او را كامل نجس اعلم كند ‪.‬طاعون او در سرش است‬ ‫‪45‬و جذامی که طاعون در او باشد‪ ،‬لباسش پاره شود و سرش برهنه‪ ،‬و پوششی بر لب بالیی خود بگذارد‪ ،‬ندا کند نجس‪ ،‬نجس‪.‬‬ ‫‪46‬تمام روزهایی که بل در او باشد‪ ،‬نجس خواهد شد ‪.‬او نجس است ‪.‬او تنها خواهد ماند ‪.‬بدون اردوگاه‪ ،‬مسکن او خواهد بود‪.‬‬ ‫‪47‬همچنین جامه ای که طاعون جذام در آن است‪ ،‬خواه جامه پشمی باشد یا کتانی‪.‬‬ ‫‪48‬خواه در تار باشد یا در تار ‪.‬از کتان یا پشمی؛ چه در پوست‪ ،‬چه در هر چیزی که از پوست ساخته شده باشد‪.‬‬ ‫‪49‬و اگر طاعون در جامه یا در پوست یا در تار یا در پارچه یا هر چیز پوستی مایل به سبز یا قرمز باشد ‪.‬این بلی جذام است و به کاهن‬ ‫نشان داده شود‪.‬‬ ‫‪50‬و کاهن بل را ببیند و آن را که مبتل به بل است هفت روز ببندد‪.‬‬ ‫‪51‬و در روز هفتم طاعون را ببیند ‪:‬اگر بل در جامه پخش شود‪ ،‬یا در تار‪ ،‬یا در تار‪ ،‬یا در پوست‪ ،‬یا در هر کاری که از پوست ساخته‬ ‫شده است ‪.‬طاعون یک جذام ناراحت کننده است ‪.‬نجس است‬ ‫‪52‬پس آن جامه را اعم از تار یا بافته‪ ،‬پشمی یا کتان یا هر چیز پوستی که طاعون در آن است بسوزاند ‪.‬در آتش می سوزد‪.‬‬ ‫‪53‬و اگر کاهن نگاه کند‪ ،‬و ببیند که طاعون در جامه‪ ،‬یا در تار‪ ،‬یا در پارچه‪ ،‬یا در هیچ چیز پوستی پخش نمیشود‪.‬‬ ‫‪54‬آنگاه کاهن امر خواهد کرد که چیزی را که در آن طاعون است بشویند و هفت روز دیگر آن را ببندد‪.‬‬ ‫‪55‬و کاهن باید طاعون را پس از شستن آن نگاه کند ‪.‬نجس است؛ آن را در آتش بسوزان ‪.‬چه از درون و چه از بیرون‪ ،‬از درون نگران‬ ‫است‪.‬‬ ‫‪56‬و اگر کاهن نگاه کند و ببیند که طاعون پس از شستن آن تا حدودی تیره شده است ‪.‬آنگاه آن را از جامه‪ ،‬یا از پوست‪ ،‬یا از تار‪ ،‬یا از‬ ‫بافته‪ ،‬درآورد‪.‬‬ ‫‪57‬و اگر هنوز در جامه ظاهر شود‪ ،‬یا در تار‪ ،‬یا در بافت‪ ،‬یا در هر چیز پوستی ‪.‬این طاعون است که در آن طاعون است با آتش‬ ‫بسوزانید‪.‬‬ ‫‪58‬و جامه اعم از تار یا بافته یا هر چیز پوستی که باشد‪ ،‬که آن را بشویید‪ ،‬اگر طاعون از آنها جدا شود‪ ،‬بار دوم شسته شود و پاک باشد‪.‬‬ ‫‪59‬این است شریعت طاعون جذام در جامه پشمی یا کتان‪ ،‬چه در تار‪ ،‬چه بافته‪ ،‬یا هر چیز از پوست‪ ،‬که آن را پاک یا نجس اعلم کنند‪.‬‬ ‫فصل ‪14‬‬ ‫‪1‬و خداوند به موسی خطاب کرده‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫‪2‬شریعت جذامی در روز پاک شدنش این است ‪:‬او را نزد کاهن ببرند‪.‬‬ ‫‪3‬و كاهن از اردوگاه بیرون خواهد رفت ‪.‬و کاهن نگاه خواهد کرد و ببیند اگر بلی جذام در جذامی شفا یابد‪.‬‬ ‫‪4‬آنگاه کاهن دستور خواهد داد که برای کسی که باید پاک شود دو پرنده زنده و پاک و چوب سرو و قرمز و زوفا را بگیرند‪.‬‬ ‫‪ ۵‬و کاهن دستور دهد که یکی از پرندگان را در ظرفی سفالی روی آب جاری بکشند‪.‬‬


‫لویان‬

‫‪6‬و پرندهی زنده را بگیرد و چوب سرو و قرمز و زوفا را بگیرد و آنها را و پرندهی زنده را در خون پرندهای که بر آب جاری کشته‬ ‫شده فرو ببرد‪.‬‬ ‫‪7‬و بر آن که از جذام پاک میشود هفت بار بپاشد و او را پاک اعلم کند و پرنده زنده را در زمین آزاد بگذارد‪.‬‬ ‫‪8‬و کسی که باید پاک شود باید لباس خود را بشوید و تمام موهای خود را بتراشد و خود را در آب بشوید تا پاک شود و پس از آن به‬ ‫لشکرگاه بیاید و هفت روز از خیمه خود خارج شود‪.‬‬ ‫‪9‬اما در روز هفتم باشد که تمام موهای سر و ریش و ابروهای خود را بتراشد و تمام موهای خود را بتراشد و لباسهای خود را بشوید و‬ ‫گوشت خود را با آب بشوید و پاک خواهد بود‪.‬‬ ‫‪10‬و در روز هشتم دو بره بی عیب و یک بره میش یکساله بی عیب و سه دهم آرد مرغوب برای هدایای گوشتی که با روغن مخلوط شده‬ ‫و یک چوب روغن گرفته شده است‪ ،‬بگیرد‪.‬‬ ‫‪11‬و کاهنی که او را پاک میکند‪ ،‬مردی را که باید پاک شود‪ ،‬و آن چیزها را به حضور خداوند در خیمه اجتماع حاضر کند‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬و کاهن یکی از برههای خود را گرفته‪ ،‬او را به عنوان قربانی تقصیر و لوگوی روغن تقدیم کرده‪ ،‬آنها را به عنوان قربانی متحرک به‬ ‫حضور خداوند تکان دهد‪.‬‬ ‫‪13‬و بره را در مکانی که قربانی گناه و قربانی سوختنی را در مکان مقدس بکشد‪ ،‬ذبح کند‪ ،‬زیرا همانطور که قربانی گناه از آن کاهن‬ ‫است‪ ،‬قربانی گناه نیز بسیار مقدس است‪.‬‬ ‫‪14‬و کاهن مقداری از خون قربانی تقصیر را بگیرد و کاهن آن را بر نوک گوش راست کسی که باید پاک شود و بر شست دست راست و‬ ‫شست بزرگ پای راستش بگذارد‪.‬‬ ‫‪15‬و کاهن مقداری از چوب روغن گرفته‪ ،‬آن را در کف دست چپ خود بریزد‪.‬‬ ‫‪16‬و كاهن انگشت راست خود را به روغني كه در دست چپ اوست فرو كند و با انگشت خود هفت بار در حضور خداوند از روغن‬ ‫بپاشد‪.‬‬ ‫‪17‬و از بقیه روغنی که در دست اوست‪ ،‬کاهن بر نوک گوش راست کسی که باید پاک شود‪ ،‬و بر شست دست راستش و بر انگشت بزرگ‬ ‫پای راستش‪ ،‬بر خون قربانی تقصیر بگذارد‪.‬‬ ‫‪18‬و باقیمانده روغنی را که در دست کاهن است بر سر کسی که باید پاک شود بریزد و کاهن برای او در حضور خداوند کفاره کند‪.‬‬ ‫‪19‬و کاهن قربانی گناه را تقدیم کرده‪ ،‬برای کسی که از ناپاکی پاک میشود‪ ،‬کفاره بدهد ‪.‬و پس از آن قربانی سوختنی را بکشد‪.‬‬ ‫‪20‬و کاهن قربانی سوختنی و قربانی گوشت را بر مذبح بگذراند و کاهن برای او کفاره کند و او پاک باشد‪.‬‬ ‫‪21‬و اگر فقیر باشد و نتواند اینقدر بدست آورد ‪.‬آنگاه یک بره را برای قربانی تقصیری که برای او کفاره کند‪ ،‬و یک دهم آرد مرغوب‬ ‫مخلوط با روغن برای قربانی گوشت و یک لوگ روغن بگیرد‪.‬‬ ‫‪22‬و دو لک پشت‪ ،‬یا دو کبوتر جوان‪ ،‬که او می تواند بدست آورد ‪.‬و یکی قربانی گناه و دیگری قربانی سوختنی باشد‪.‬‬ ‫‪23‬و آنها را در روز هشتم برای تطهیر نزد کاهن به در خیمه اجتماع در حضور خداوند خواهد آورد‪.‬‬ ‫‪24‬و کاهن بره قربانی تقصیر و چوب روغن را بگیرد و کاهن آنها را به عنوان قربانی متحرک به حضور خداوند تکان دهد‪.‬‬ ‫‪25‬و بره قربانی گناه را بکشد و کاهن مقداری از خون قربانی تقصیر را بگیرد و آن را بر نوک گوش راست کسی که باید پاک شود و بر‬ ‫شست دست راست او و بر انگشت بزرگ پای راستش بگذارد‪.‬‬ ‫‪26‬و کاهن از روغن در کف دست چپ خود بریزد‪.‬‬ ‫‪27‬و کاهن با انگشت راست خود مقداری از روغنی را که در دست چپ او است هفت بار به حضور خداوند بپاشد‪.‬‬ ‫‪28‬و کاهن روغنی را که در دست دارد‪ ،‬بر نوک گوش راست او که باید پاک شود‪ ،‬و بر شست دست راستش و بر انگشت بزرگ پای‬ ‫راستش‪ ،‬بر روی محل خون قربانی تقصیر بگذارد‪.‬‬ ‫‪29‬و بقیه روغنی را که در دست کاهن است بر سر کسی که باید پاک شود بگذارد تا برای او در حضور خداوند کفاره بدهد‪.‬‬ ‫‪30‬و یکی از لک پشتها یا کبوترهای جوان را که میتواند بخرد‪ ،‬تقدیم کند‪.‬‬ ‫‪31‬و آنچه را که میتواند یکی برای قربانی گناه و دیگری قربانی سوختنی همراه با قربانی گوشت بگیرد‪ ،‬و کاهن برای کسی که باید در‬ ‫حضور خداوند پاک شود‪ ،‬کفاره کند‪.‬‬ ‫‪32‬این است شریعت کسی که بلی جذام در اوست و دستش قادر نیست آنچه را که مربوط به تطهیر اوست بدست آورد‪.‬‬ ‫‪33‬و خداوند با موسی و هارون خطاب کرده‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫‪34‬هنگامی که به سرزمین کنعان که من به شما میدهم آن را به ملکیت میدهم و در خانهای از سرزمینی که در اختیار شماست‪ ،‬بلی جذام‬ ‫میزنم‪.‬‬ ‫‪35‬و کسی که صاحب خانه است بیاید و به کاهن بگوید‪ ،‬به نظر من مانند طاعون در خانه است‪.‬‬ ‫‪36‬آنگاه كاهن امر خواهد كرد كه قبل از آنكه كاهن برای دیدن طاعون داخل آن شود‪ ،‬خانه را خالی كنند تا هر چه در خانه است نجس‬ ‫نگردد و پس از آن كاهن برای دیدن خانه داخل شود‪.‬‬ ‫‪37‬و او به طاعون نگاه خواهد کرد‪ ،‬و بنگر‪ ،‬اگر طاعون در دیوارهای خانه با رگههای توخالی‪ ،‬سبز یا قرمز‪ ،‬که در دید پایینتر از دیوار‬ ‫است‪ ،‬باشد‪.‬‬ ‫‪38‬آنگاه کاهن از خانه بیرون رفته به درب خانه رفته‪ ،‬خانه را هفت روز ببندد‪.‬‬ ‫‪39‬و کاهن در روز هفتم باز خواهد آمد و نگاه خواهد کرد‪.‬‬ ‫‪40‬آنگاه کاهن امر خواهد کرد که سنگهایی را که در آن طاعون است بردارند و آنها را به مکانی ناپاک در خارج از شهر بیندازند‪.‬‬ ‫‪41‬و خانه را در اطراف خراشیده خواهد کرد و غباری را که خارج از شهر میتراشند به مکانی ناپاک بریزند‪.‬‬ ‫‪42‬و سنگهای دیگر را بردارند و در جای آن سنگها بگذارند ‪.‬و او ساروج دیگر بگیرد و خانه را گچ کاری کند‪.‬‬ ‫‪43‬و اگر طاعون دوباره آمد و در خانه شعله ور شد‪ ،‬پس از آن سنگها را بردارد و خانه را تراشیده و پس از گچ کاری‪.‬‬


‫لویان‬

‫‪44‬آنگاه کاهن بیاید و بنگرد‪ ،‬و اینک‪ ،‬اگر طاعون در خانه سرایت کند‪ ،‬جذام ناراحت کننده در خانه است‪ ،‬نجس است‪.‬‬ ‫‪45‬و او خانه‪ ،‬سنگهای آن‪ ،‬و الوار آن‪ ،‬و تمام خاک خراش خانه را خواهد شکست ‪.‬و آنها را از شهر به مکانی نجس خواهد برد‪.‬‬ ‫‪46‬و هر کس در تمام مدتی که در خانه بسته است به خانه برود تا شام نجس خواهد بود‪.‬‬ ‫‪47‬و هر که در خانه بخوابد باید لباس خود را بشوید ‪.‬و کسی که در خانه غذا می خورد باید لباس خود را بشوید‪.‬‬ ‫‪48‬و اگر کاهن داخل شود و آن را ببیند و ببیند که بل در خانه سرایت نکرده است‪ ،‬پس از آن که خانه گچ بری شد‪ ،‬آنگاه کاهن خانه را‬ ‫تمیز اعلم کند‪ ،‬زیرا بل شفا یافته است‪.‬‬ ‫‪49‬و دو پرنده و چوب سرو و قرمز و زوفا را برای تمیز کردن خانه خواهد برد‪.‬‬ ‫‪50‬و یکی از پرندگان را در ظرفی سفالی بر روی آب جاری خواهد کشت‪.‬‬ ‫‪51‬و چوب سرو و زوفا و قرمز و پرنده زنده را بگیرد و آنها را در خون پرنده مقتول و در آب جاری فرو ببرد و خانه را هفت بار بپاشد‪.‬‬ ‫‪52‬و خانه را با خون پرنده و با آب جاری و با پرنده زنده و با چوب سرو و با زوفا و با قرمز سرخ خواهد کرد‪.‬‬ ‫‪53‬ا مما پرنده زنده را از شهر به صحرای آزاد رها خواهد کرد و برای خانه کفاره خواهد کرد و پاک خواهد شد‪.‬‬ ‫‪54‬این است شریعت برای هر نوع بلی جذام و جوش‪،‬‬ ‫‪55‬و برای جذام جامه و خانه‪،‬‬ ‫‪56‬و برای برخاستن‪ ،‬و برای پوسته‪ ،‬و برای یک نقطه روشن‪.‬‬ ‫‪57‬تعلیم به زمانی که نجس است و زمانی که پاک است ‪:‬این قانون جذام است‪.‬‬ ‫فصل ‪15‬‬ ‫‪1‬و خداوند به موسی و هارون خطاب کرده‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫‪2‬به بنیاسرائیل سخن بگو و به ایشان بگو‪ ،‬هرگاه بدن شخصی تراوش کند‪ ،‬بهخاطر ترشح او نجس است‪.‬‬ ‫‪3‬و ناپاکی او در خروجش این خواهد بود ‪:‬خواه بدنش با خروجش بچرخد‪ ،‬یا گوشتش از خروجش منع شود‪ ،‬این ناپاکی اوست‪.‬‬ ‫‪4‬هر تختی که او بر آن بخوابد که جراحت دارد نجس است و هر چیزی که بر آن بنشیند نجس است‪.‬‬ ‫‪5‬و هر که بستر او را لمس کند‪ ،‬لباس خود را بشوید‪ ،‬و خود را در آب غسل دهد‪ ،‬و تا شام نجس باشد‪.‬‬ ‫‪6‬و کسی که بر هر چیزی که بر آن نشسته است بنشیند که به آن عارضه دارد‪ ،‬لباس خود را بشوید‪ ،‬و خود را در آب غسل دهد‪ ،‬و تا شام‬ ‫نجس باشد‪.‬‬ ‫‪7‬و هر که به بدن شخص مبتل به جراحات دست بزند‪ ،‬لباس خود را بشوید و خود را در آب غسل دهد و تا شام نجس باشد‪.‬‬ ‫‪8‬و اگر کسى که آن را دارد آب دهان بر او پاک کند ‪.‬سپس لباس خود را بشوید و خود را در آب غسل دهد و تا شام نجس باشد‪.‬‬ ‫‪9‬و هر زینی که بر آن خراش سوار شود نجس خواهد بود‪.‬‬ ‫‪10‬و هر که به چیزی که زیر او بود دست بزند تا غروب نجس خواهد بود و هر که یکی از آن چیزها را حمل می کند لباس خود را بشوید‬ ‫و خود را در آب غسل دهد و تا شام نجس باشد‪.‬‬ ‫‪11‬و هر که او را لمس کند و دست خود را در آب نشوید‪ ،‬لباس خود را بشوید و خود را در آب غسل دهد و تا شام نجس باشد‪.‬‬ ‫‪12‬و ظرف زمینی که او به آن تراوش میکند‪ ،‬شکسته خواهد شد و هر ظرف چوبی در آب شسته خواهد شد‪.‬‬ ‫‪13‬و هنگامی که مشکلی داشته باشد از نشئه خود پاک شود ‪.‬آنگاه برای خود هفت روز برای پاک شدن حساب کند و لباس خود را بشوید و‬ ‫گوشت خود را با آب روان غسل دهد و پاک شود‪.‬‬ ‫‪14‬و در روز هشتم دو لک پشت یا دو کبوتر جوان نزد خود گرفته‪ ،‬به حضور خداوند به در خیمه اجتماع آمده‪ ،‬آنها را به کاهن بدهد‪.‬‬ ‫‪15‬و کاهن آنها را یکی برای قربانی گناه و دیگری برای قربانی سوختنی تقدیم کند ‪.‬و کاهن برای او در حضور خداوند برای او کفاره‬ ‫دهد‪.‬‬ ‫‪16‬و اگر نطفهی مشترک کسی از او خارج شود‪ ،‬تمام گوشت خود را در آب بشوید و تا شام نجس باشد‪.‬‬ ‫‪17‬و هر جامه و هر پوستی که بر روی آن بذر جفت است با آب شسته شود و تا شام نجس باشد‪.‬‬ ‫‪18‬و زنی که مرد با او بخوابد‪ ،‬هر دو خود را در آب غسل داده و تا شام نجس خواهند بود‪.‬‬ ‫‪19‬و اگر زنی ترشح داشته باشد و ترشحاتش در بدنش خون باشد‪ ،‬هفت روز جدا شود و هر که او را لمس کند تا شام نجس خواهد بود‪.‬‬ ‫‪20‬و هر چیزی که او در جدایی خود بر آن بخوابد نجس است و هر چیزی که بر آن بنشیند نجس باشد‪.‬‬ ‫‪21‬و هر كه به بستر او دست بزند‪ ،‬لباس خود را بشوید و خود را در آب غسل دهد و تا شام نجس باشد‪.‬‬ ‫‪22‬و هر که به چیزی که زن بر آن نشسته دست بزند‪ ،‬لباس خود را بشوید و خود را در آب غسل دهد و تا شام نجس باشد‪.‬‬ ‫‪23‬و اگر بر تخت او باشد یا بر هر چیزی که روی آن بنشیند‪ ،‬وقتی به آن دست بزند‪ ،‬تا شام نجس باشد‪.‬‬ ‫‪24‬و اگر کسی با او بخوابد و گلهایش بر او باشد‪ ،‬هفت روز نجس باشد ‪.‬و تمام تختی که بر آن می خوابد نجس خواهد بود‪.‬‬ ‫‪25‬و اگر زنی چند روز از زمان جداییاش ریزش خون داشته باشد یا از زمان جداییاش بیشتر شود ‪.‬تمام روزهای ناپاک شدن او مانند‬ ‫روزهای جدایی او خواهد بود ‪.‬او نجس خواهد بود‪.‬‬ ‫‪26‬هر تختی که در تمام روزهای خروجش بر آن میخوابد‪ ،‬برای او مانند بستر جداییاش خواهد بود و هر چه بر آن بنشیند مانند ناپاک‬ ‫بودن جدایی او نجس خواهد بود‪.‬‬ ‫‪27‬و هر که به آن چیزها دست بزند‪ ،‬نجس باشد‪ ،‬و لباسهای خود را بشوید‪ ،‬و خود را در آب غسل دهد‪ ،‬و تا شام نجس باشد‪.‬‬ ‫‪28‬اما اگر از خراش خود پاک شود‪ ،‬هفت روز را برای خود حساب کند و پس از آن پاک خواهد بود‪.‬‬ ‫‪29‬و در روز هشتم‪ ،‬دو لکپشت یا دو کبوتر جوان را نزد کاهن‪ ،‬به در خیمه اجتماع بیاورد‪.‬‬


‫لویان‬

‫‪30‬و کاهن یکی را برای قربانی گناه و دیگری را برای قربانی سوختنی بگذراند ‪.‬و کاهن برای او در حضور خداوند برای ناپاکی او کفاره‬ ‫بدهد‪.‬‬ ‫‪31‬بدین ترتیب بنی اسرائیل را از ناپاکی ایشان جدا خواهید کرد ‪.‬هنگامی که خیمه من را که در میان آنها است نجس می کنند‪ ،‬در ناپاکی‬ ‫خود نمی میرند‪.‬‬ ‫‪32‬این است شریعت کسی که دچار مشکل است و ذریتش از او رفته و به آن نجس شده است‪.‬‬ ‫‪33‬و از او که از گلهایش مریض است‪ ،‬و از آن که نشئه دارد‪ ،‬از مرد و زن‪ ،‬و از آن که با او خوابیده است که نجس است‪.‬‬ ‫فصل ‪16‬‬ ‫‪1‬و خداوند پس از مرگ دو پسر هارون‪ ،‬هنگامی که به حضور خداوند قربانی کردند و مردند‪ ،‬با موسی صحبت کرد‪.‬‬ ‫‪2‬و خداوند به موسی گفت« ‪:‬به برادرت هارون بگو که او همیشه به مکان مقدمس در پرده در مقابل کرسی رحمتی که بر روی تابوت است‬ ‫وارد نشود ‪.‬که او نمیرد‪ ،‬زیرا من در ابر بر صندلی رحمت ظاهر خواهم شد‪.‬‬ ‫‪3‬این گونه هارون به مکان مقدس خواهد آمد ‪:‬با یک گاو نر جوان برای قربانی گناه و یک قوچ برای قربانی سوختنی‪.‬‬ ‫‪4‬او کت کتانی مقدس را بپوشد و شلوار کتان را بر بدن خود داشته باشد و به کمربند کتان ببندد و به کتانی بپوشد ‪.‬اینها لباسهای مقدس‬ ‫هستند ‪.‬پس گوشت خود را در آب بشوید و آنها را بپوشد‪.‬‬ ‫‪5‬و از جماعت بنیاسرائیل دو بز بز برای قربانی گناه و یک قوچ برای قربانی سوختنی بگیرد‪.‬‬ ‫‪6‬و هارون گاو خود را از قربانی گناه که برای خود است بگذراند و برای خود و خانهاش کفاره دهد‪.‬‬ ‫‪7‬و او دو بز را گرفته‪ ،‬آنها را به حضور خداوند در خیمه عبادت حاضر خواهد کرد‪.‬‬ ‫‪8‬و هارون بر دو بز قرعه بیندازد ‪.‬یکی قرعه برای خداوند و دیگری قرعه برای بزغاله‪.‬‬ ‫‪ ۹‬و هارون بزی را که قرعه خداوند بر آن افتاده است بیاورد و او را برای قربانی گناه بگذراند‪.‬‬ ‫‪10‬اما بزی که قرعه بر آن افتاد به عنوان بزغذایی‪ ،‬زنده به حضور خداوند تقدیم شود تا با او کفاره داده شود و او را برای بزغذایی به‬ ‫بیابان رها کنند‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬و هارون گاو قربانی گناه را که برای خود است بیاورد و برای خود و خانهاش کفاره دهد و گاو قربانی گناه را که برای خود است‬ ‫بکشد‪.‬‬ ‫‪12‬و از مذبح به حضور خداوند معطری پر از زغالهای آتشین و دستهایش پر از بخور شیرین و ریز کوبیده شده‪ ،‬در پرده بیاورد‪.‬‬ ‫‪13‬و بخور را به حضور خداوند بر آتش بگذارد تا ابر عود صندل رحمتی را که بر شهادت است بپوشاند تا نمرده‪.‬‬ ‫‪14‬و از خون گاو نر گرفته‪ ،‬آن را با انگشت خود بر صندل رحمت به طرف مشرق بپاشد ‪.‬و قبل از صحن رحمت هفت بار از خون را با‬ ‫انگشت خود بپاشد‪.‬‬ ‫‪15‬آنگاه بز قربانی گناه را که برای قوم است بکشد و خون او را در پرده بیاورد و با آن خون چنان کند که با خون گاو نر کرد و آن را بر‬ ‫صندل رحمت و جلوی جایگاه رحمت بپاشد‪.‬‬ ‫‪16‬و برای مکان مقدمس بهخاطر ناپاکی بنیاسرائیل و بهسبب تجاوزات ایشان در تمامی گناهانشان‪ ،‬کفاره خواهد داد‪ ،‬و برای خیمه اجتماع‬ ‫که در میان ایشان در میان ناپاکی ایشان باقی میماند‪ ،‬چنین خواهد کرد‪.‬‬ ‫‪17‬و هیچ کس در خیمه اجتماع نخواهد بود وقتی که برای کفاره در مکان مقدس داخل شود‪ ،‬تا زمانی که بیرون آمده و برای خود و خاندان‬ ‫خود و برای تمامی جماعت اسرائیل کفاره بپردازد‪.‬‬ ‫‪18‬و به قربانگاهی که در حضور خداوند است بیرون رفته‪ ،‬برای آن کفاره خواهد کرد ‪.‬و از خون گاو نر و خون بز گرفته‪ ،‬آن را بر‬ ‫شاخهای مذبح گرداگرد بگذارد‪.‬‬ ‫‪19‬و هفت مرتبه از خون را با انگشت خود بر آن بپاشد و آن را پاک کند و از ناپاکی بنی اسرائیل مقدس کند‪.‬‬ ‫‪20‬و هنگامی که مصالحه مکان مقدس و خیمه اجتماع و مذبح را به پایان رساند‪ ،‬بز زنده را بیاورد‪.‬‬ ‫‪21‬و هارون هر دو دست خود را بر سر بز زنده بگذارد و تمام گناهان بنی اسرائیل و تمام گناهان ایشان را در تمام گناهانشان بر او‬ ‫اعتراف کند و آنها را بر سر بز بگذارد و او را به دست مرد شایسته به بیابان بفرستد‪.‬‬ ‫‪22‬و بز تمام گناهان خود را به سرزمینی که سکنه نمی کند بر او خواهد برد و او بز را در بیابان رها خواهد کرد‪.‬‬ ‫‪23‬و هارون به خیمه اجتماع میآید و جامههای کتانی را که هنگام رفتن به مکان مقدس پوشیده بود‪ ،‬درآورده‪ ،‬آنها را در آنجا خواهد‬ ‫گذاشت‪.‬‬ ‫‪ ۲۴‬و گوشت خود را با آب در مکان مقدس بشوید و جامههای خود را بپوشد و بیرون آید و قربانی سوختنی خود و قربانی سوختنی قوم را‬ ‫بگذراند و برای خود و قوم کفاره دهد‪.‬‬ ‫‪25‬و چربی قربانی گناه را بر مذبح بسوزاند‪.‬‬ ‫‪26‬و کسی که بز را برای بزغذایی رها کرد‪ ،‬لباسهای خود را بشوید و گوشت خود را در آب غسل دهد و پس از آن به اردوگاه بیاید‪.‬‬ ‫‪27‬و گاو برای قربانی گناه و بزی برای قربانی گناه که خون آن برای کفاره در مکان مقدس آورده شده است‪ ،‬باید خارج از اردوگاه حمل‬ ‫شود ‪.‬و پوست و گوشت و سرگین خود را در آتش بسوزانند‪.‬‬ ‫‪28‬و کسی که آنها را میسوزاند‪ ،‬لباسهای خود را بشوید‪ ،‬و گوشت خود را در آب غسل دهد‪ ،‬و پس از آن به اردوگاه بیاید‪.‬‬ ‫‪29‬و این حکمی برای شما خواهد بود که تا ابد باشد ‪:‬در ماه هفتم‪ ،‬در روز دهم ماه‪ ،‬جانهای خود را آزار دهید و هیچ کاری انجام ندهید‪،‬‬ ‫خواه یکی از وطن خود باشد و خواه غریبه ای که در میان شما ساکن است‪.‬‬ ‫‪30‬زیرا در آن روز کاهن برای شما کفاره خواهد کرد تا شما را پاک کند تا از تمامی گناهان خود در حضور خداوند پاک شوید‪.‬‬ ‫‪31‬برای شما سبت استراحت خواهد بود و جانهای خود را بر اساس قانون تا ابد عذاب خواهید داد‪.‬‬


‫لویان‬

‫‪32‬و کاهنی که او را مسح خواهد کرد و او را وقف می کند تا به جای پدرش در مقام کاهن خدمت کند‪ ،‬کفاره را بجا آورد و جامه کتان و‬ ‫جامه مقدس را بپوشد‪.‬‬ ‫‪33‬و برای عبادتگاه مقدمس كفماره خواهد كرد و برای خیمه اجتماع و مذبح كفماره خواهد كرد و برای كاهنان و تمامی قوم جماعت كفاره‬ ‫خواهد كرد‪.‬‬ ‫‪34‬و این حکمی ابدی برای شما خواهد بود که سالی یک بار برای تمامی گناهان بنیاسرائیل کفاره بدهید ‪.‬و چنانکه خداوند به موسی امر‬ ‫فرموده بود عمل کرد‪.‬‬ ‫فصل ‪17‬‬ ‫‪1‬و خداوند به موسی خطاب کرده‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫‪2‬با هارون و پسرانش و با تمامی بنی اسرائیل صحبت کن و به ایشان بگو ‪.‬این چیزی است که خداوند امر فرموده است و می گوید‪:‬‬ ‫‪3‬هرکس از خاندان اسرائیل باشد که گاو یا بره یا بز را در لشکرگاه بکشد یا از اردوگاه بکشد‪،‬‬ ‫‪4‬و آن را به در خیمه اجتماع نمی آورد تا در حضور خیمه خداوند برای خداوند قربانی تقدیم کند ‪.‬خون به آن مرد نسبت داده خواهد شد ‪.‬او‬ ‫خون ریخته است ‪.‬و آن مرد از میان قوم خود منقطع خواهد شد‪.‬‬ ‫‪5‬تا بنیاسرائیل قربانیهای خود را که در صحرا تقدیم میکنند‪ ،‬نزد خداوند‪ ،‬به در خیمه اجتماع‪ ،‬نزد کاهن بیاورند‪ ،‬و آنها را برای قربانی‬ ‫سلمتی برای خداوند تقدیم کنند‪.‬‬ ‫‪6‬و کاهن خون را بر مذبح خداوند در در خیمه اجتماع بپاشد و چربی را بسوزاند تا عطری خوش برای خداوند باشد‪.‬‬ ‫‪7‬و دیگر قربانی های خود را برای شیاطینی که در پی آنها زنا کرده اند تقدیم نخواهند کرد ‪.‬این حکمی برای ایشان در تمام نسلهای ایشان‬ ‫برای همیشه خواهد بود‪.‬‬ ‫‪8‬و به ایشان بگو ‪:‬هر مردی از خاندان اسرائیل یا از غریبانی که در میان شما ساکن هستند‪ ،‬قربانی سوختنی یا قربانی تقدیم کنند‪،‬‬ ‫‪9‬و آن را به در خیمه اجتماع نمی آورد تا به خداوند تقدیم کند ‪.‬حتی آن مرد از میان قوم خود منقطع خواهد شد‪.‬‬ ‫‪10‬و هر مردی از خاندان اسرائیل یا از بیگانگانی که در میان شما ساکن هستند‪ ،‬هر گونه خون بخورند ‪.‬من حتی روی خود را بر روی‬ ‫آن جانی که خون می خورد‪ ،‬خواهم نشاند و او را از میان قوم خود قطع خواهم کرد‪.‬‬ ‫‪11‬زیرا حیات جسم در خون است و آن را بر مذبح به شما دادم تا برای جانهای شما کفاره کنید زیرا خون است که برای جان کفاره می‬ ‫کند‪.‬‬ ‫‪12‬پس به بنی اسرائیل گفتم‪ ،‬هیچ کس از شما خون نخورد و غریبه ای که در میان شما ساکن است خون نخورد‪.‬‬ ‫‪13‬و هر مردی از بنیاسرائیل یا از بیگانگانی که در میان شما ساکن هستند‪ ،‬که هر حیوان یا پرندهای را که ممکن است خورده شود‪،‬‬ ‫شکار کرده و صید کند ‪.‬او حتی خون آن را بریزد و آن را با خاک بپوشاند‪.‬‬ ‫‪14‬زیرا این حیات هر جسم است ‪.‬خون آن برای حیات آن است ‪.‬پس به بنی اسرائیل گفتم خون هیچ گوشتی را نخورید‪ ،‬زیرا حیات هر‬ ‫گوشتی خون آن است‪.‬‬ ‫‪15‬و هر کس که از خود مرده یا حیوان دریده شده بخورد‪ ،‬خواه از اهل وطن شما باشد یا غریبه‪ ،‬لباس خود را بشوید و خود را در آب‬ ‫غسل دهد و تا شام نجس باشد‪ ،‬آنگاه پاک خواهد بود‪.‬‬ ‫‪16‬اما اگر آنها را نشوید و گوشت خود را غسل ندهد ‪.‬سپس گناه خود را به دوش خواهد کشید‪.‬‬ ‫فصل ‪18‬‬ ‫‪1‬و خداوند به موسی خطاب کرده‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫‪2‬با بنیاسرائیل سخن بگو و به ایشان بگو‪ ،‬من یهوه خدای شما هستم‪.‬‬ ‫‪3‬پس از اعمال زمین مصر که در آن ساکن هستید‪ ،‬انجام ندهید‪ ،‬و پس از اعمال زمین کنعان‪ ،‬جایی که من شما را میآورم‪ ،‬انجام ندهید و‬ ‫به احکام ایشان رفتار نکنید‪.‬‬ ‫‪4‬احکام من را بجا آورید و احکام مرا نگاه دارید تا در آن راه بروید ‪.‬من یهوه خدای شما هستم‪.‬‬ ‫‪5‬پس فرایض و احکام من را نگاه دارید که اگر کسی انجام دهد در آنها زندگی خواهد کرد ‪.‬من خداوند هستم‪.‬‬ ‫‪6‬هیچ یک از شما به کسی که از خویشاوندان او نزدیک است نزدیک نشوید تا برهنگی آنها را آشکار کند ‪:‬من خداوند هستم‪.‬‬ ‫‪ ۷‬برهنگی پدرت یا برهنگی مادرت را آشکار مکن ‪.‬او مادر توست ‪.‬برهنگی او را آشکار مکن‪.‬‬ ‫‪8‬برهنگی زن پدرت را آشکار نکن‪ ،‬بلکه برهنگی پدرت است‪.‬‬ ‫‪9‬برهنگی خواهرت‪ ،‬دختر پدرت‪ ،‬یا دختر مادرت‪ ،‬خواه در خانه زاده شده باشد یا در خارج از کشور‪ ،‬حتی عریانی آنها را آشکار مکن‪.‬‬ ‫‪10‬برهنگی دختر پسرت یا دختر دخترت و برهنگی آنها را آشکار مکن زیرا برهنگی آنها از آن توست‪.‬‬ ‫‪11‬برهنگی دختر زن پدرت که از پدرت زاده شده است‪ ،‬او خواهر توست‪ ،‬برهنگی او را آشکار مکن‪.‬‬ ‫‪12‬برهنگی خواهر پدرت را آشکار مکن زیرا او از خویشاوندان نزدیک پدرت است‪.‬‬ ‫‪13‬برهنگی خواهر مادرت را آشکار مکن‪ ،‬زیرا او از خویشاوندان نزدیک مادرت است‪.‬‬ ‫‪14‬برهنگی برادر پدرت را آشکار مکن و به زن او نزدیک نشو زیرا او عمه توست‪.‬‬ ‫‪15‬برهنگی عروست را آشکار مکن زیرا او زن پسرت است ‪.‬برهنگی او را آشکار مکن‪.‬‬ ‫‪16‬برهنگی زن برادرت را آشکار مکن‪ ،‬بلکه برهنگی برادرت است‪.‬‬


‫لویان‬

‫‪17‬برهنگی زن و دخترش را نپوشان و دختر پسرش یا دختر دخترش را نگیری تا برهنگی او را کشف کنی ‪.‬زیرا آنها زنان خویشاوند او‬ ‫هستند ‪.‬این شرارت است‪.‬‬ ‫‪ ۱۸‬برای خواهرش همسری نگیری تا او را اذیت کند و عریانی او را در کنار دیگری در زمان حیاتش آشکار کند‪.‬‬ ‫‪19‬همچنین به زن نزدیک نشوید تا برهنگی خود را بپوشانید‪ ،‬تا زمانی که زن برای ناپاکی خود جدا شده است‪.‬‬ ‫‪20‬به علوه با زن همسایه خود از نظر بدنی دراز نکش تا خودت را با او نجس کنی‪.‬‬ ‫‪21‬و هیچ یک از ذریت خود را از آتش نزد مولک مگذار و نام خدای خود را بیحرمت مکن‪ ،‬زیرا من خداوند هستم‪.‬‬ ‫‪22‬با انسانها مثل جنس زن دراز نکش‪ ،‬زیرا مکروه است‪.‬‬ ‫‪23‬با هیچ وحشی همخواب نشو تا خودت را با آن نجس کنی‪ ،‬و هیچ زنی در برابر حیوانی بایستد تا بر آن دراز بکشد ‪.‬این آشفتگی است‪.‬‬ ‫‪24‬خود را در هیچ یک از این چیزها نجس نکنید زیرا در همه اینها امتهایی که من از حضور شما بیرون می کنم نجس هستند‪.‬‬ ‫‪25‬و زمین ناپاک می شود‪ ،‬بنابراین من گناه آن را بر آن می بینم‪ ،‬و خود زمین ساکنان خود را استفراغ می کند‪.‬‬ ‫‪26‬پس فرایض و احکام من را نگاه دارید و هیچ یک از این زشتکاریها را مرتکب نشوید ‪.‬نه هیچ یک از امت شما و نه غریبه ای که در‬ ‫میان شما ساکن باشد‪.‬‬ ‫( ‪27‬زیرا همه این زشتکاریها را مردان زمین که قبل از شما بودند انجام دادهاند و زمین نجس شده است)‪.‬‬ ‫‪28‬تا زمانی که آن سرزمین را نجس میکنید‪ ،‬شما را نیز بیرون نریزد‪ ،‬همانطور که امتهای قبل از شما را بیرون ریخت‪.‬‬ ‫‪29‬زیرا هر که هر یک از این زشتکاریها را مرتکب شود‪ ،‬حتی ارواح مرتکب آنها از میان قوم خود منقطع خواهند شد‪.‬‬ ‫‪30‬پس احکام مرا نگاه دارید که یکی از این آداب زشتی را که پیش از شما مرتکب شده است مرتکب نشوید و خود را در آن نجس نکنید ‪.‬‬ ‫من یهوه خدای شما هستم‪.‬‬ ‫فصل ‪19‬‬ ‫‪1‬و خداوند به موسی خطاب کرده‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫‪2‬به تمامی جماعت بنیاسرائیل سخن بگو و به ایشان بگو قدوس خواهید بود زیرا من یهوه خدای شما قدوس هستم‪.‬‬ ‫‪3‬هر کس از مادر و پدر خود بترسید و سبتهای مرا نگاه دارید ‪.‬من یهوه خدای شما هستم‪.‬‬ ‫‪4‬به بتها روی نیاورید و برای خود خدایان گداخته نسازید‪ ،‬زیرا من یهوه خدای شما هستم‪.‬‬ ‫‪5‬و اگر قربانی سلمتی برای خداوند تقدیم کنید‪ ،‬آن را به میل خود تقدیم کنید‪.‬‬ ‫‪6‬در همان روزی که آن را تقدیم کنید و فردای آن روز خورده شود و اگر تا روز سوم باقی بماند‪ ،‬در آتش سوزانده شود‪.‬‬ ‫‪7‬و اگر اصلل در روز سوم خورده شود‪ ،‬مکروه است ‪.‬پذیرفته نخواهد شد‬ ‫‪8‬پس هر که آن را بخورد گناه خود را متحمل خواهد شد زیرا که مقدسات خداوند را بیحرمت کرده است و آن جان از میان قوم خود منقطع‬ ‫خواهد شد‪.‬‬ ‫ل‬ ‫‪9‬و هنگامی که محصول زمین خود را درو میکنید‪ ،‬گوشههای مزرعه خود را کامل درو نکنید و برداشتهای محصول خود را جمع نکنید‪.‬‬ ‫‪10‬و تاکستان خود را کلوچه نکن‪ ،‬و تمام انگور تاکستان خود را جمع نکن ‪.‬آنها را برای فقیران و غریبان بگذار ‪.‬من یهوه خدای تو هستم‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬دزدی نکنید‪ ،‬دروغ نگویید‪ ،‬و به یکدیگر دروغ نگویید‪.‬‬ ‫‪12‬و به نام من سوگند دروغ نخورید و نام خدای خود را بیحرمت نکنید ‪:‬من خداوند هستم‪.‬‬ ‫‪13‬همسایه خود را فریب مکن و او را غارت مکن زیرا مزد اجیر شده تمام شب تا صبح با تو باقی نخواهد ماند‪.‬‬ ‫‪14‬ناشنوایان را لعنت مکن و در برابر نابینایان مانع قرار نده‪ ،‬بلکه از خدای خود بترس که من خداوند هستم‪.‬‬ ‫‪15‬در داوری ظلم نکنید ‪.‬به شخص فقیر احترام نگذارید و شخص قدرتمند را گرامی ندهید‪ ،‬بلکه به عدالت همسایه خود را داوری کنید‪.‬‬ ‫‪16‬در میان قوم خود به عنوان سخنگو بال و پایین نشو و در برابر خون همسایه خود بایستی‪ ،‬من خداوند هستم‪.‬‬ ‫‪17‬در دل خود از برادرت متنفر نباش‪ ،‬همسایه خود را به هر نحو عاقلنه سرزنش كن و بر او گناه نكن‪.‬‬ ‫‪18‬از فرزندان قوم خود انتقام نگیری و کینه ای قائل نشو‪ ،‬بلکه همسایه خود را مانند خود دوست بدار‪ ،‬من خداوند هستم‪.‬‬ ‫‪19‬فرایض مرا نگاه دارید ‪.‬اجازه نده که گاوهایت را با جنس های مختلف تقسیم کنند‪ ،‬مزرعه خود را با دانه های آمیخته نکارند و جامه ای‬ ‫که از کتان و پشم آمیخته شده اند بر تو نخواهد آمد‪.‬‬ ‫‪20‬و هر که با زنی از نظر جسمانی بخوابد‪ ،‬کنیز است‪ ،‬نامزد شوهری است‪ ،‬و اصلل فدیه نشده است‪ ،‬و به او آزادی داده نشده است ‪.‬او‬ ‫تازیانه خواهد خورد ‪.‬آنها کشته نخواهند شد‪ ،‬زیرا او آزاد نبود‪.‬‬ ‫‪21‬و او قربانی خطای خود را نزد خداوند به در خیمه اجتماع بیاورد‪ ،‬حتی یک قوچ برای قربانی خطا‪.‬‬ ‫‪22‬و کاهن با قوچ قربانی تقصیر در حضور خداوند برای گناهی که کرده است برای او کفاره خواهد داد و گناهی که کرده است برای او‬ ‫آمرزیده خواهد شد‪.‬‬ ‫‪23‬و چون به زمین بیایید و انواع درختان را برای غذا بكارید‪ ،‬میوه آن را ختنه نشده بشمارید‪.‬‬ ‫‪24‬اما در سال چهارم تمام میوه آن برای ستایش خداوند مقدس خواهد بود‪.‬‬ ‫‪25‬و در سال پنجم از میوه آن بخورید‪ ،‬تا برای شما افزایش یابد ‪.‬من یهوه خدای شما هستم‪.‬‬ ‫‪26‬هیچ چیز را با خون نخورید و از طلسم استفاده نکنید و اوقات را رعایت نکنید‪.‬‬ ‫‪27‬گوشههای سر خود را گرد نكنید‪ ،‬و گوشههای ریش خود را خدشهدار نكنید‪.‬‬ ‫‪28‬برای مردگان هیچ قلمهای در بدن خود نسازید و هیچ نشانی بر خود نگذارید‪ ،‬زیرا من خداوند هستم‪.‬‬ ‫‪29‬دخترت را فاحشه مکن تا او را فاحشه کنی ‪.‬مبادا زمین به فحشا برسد و زمین پر از شرارت شود‪.‬‬ ‫‪30‬سبتهای من را نگاه دارید و از قدس من قدردانی کنید ‪.‬من خداوند هستم‪.‬‬


‫لویان‬

‫‪31‬به کسانی که دارای روحهای آشنا هستند مبادا به دنبال جادوگران نباشید تا توسط ایشان نجس شوند‪ ،‬من یهوه خدای شما هستم‪.‬‬ ‫‪32‬در برابر سر خرخر برخیز و چهره پیرمرد را گرامی بدار و از خدایت بترس که من خداوند هستم‪.‬‬ ‫‪33‬و اگر غریبه ای با شما در زمین شما اقامت کند‪ ،‬او را آزار ندهید‪.‬‬ ‫‪34‬ا مما غریبی که با شما ساکن است برای شما مانند کسی خواهد بود که در میان شما متولد شده است و او را مانند خود دوست بدارید ‪.‬زیرا‬ ‫که در زمین مصر غریب بودید ‪.‬من یهوه خدای شما هستم‪.‬‬ ‫‪35‬در داوری‪ ،‬در اندازه‪ ،‬وزن‪ ،‬یا در اندازه بی عدالتی نکنید‪.‬‬ ‫‪36‬ترازوهای عادلنه‪ ،‬وزنهای درست‪ ،‬ایفای درست و هین عادلنه خواهید داشت ‪.‬من یهوه خدای شما هستم که شما را از زمین مصر‬ ‫بیرون آوردم‪.‬‬ ‫‪37‬پس جمیع فرایض و جمیع احکام مرا نگاه داشته‪ ،‬آنها را بجا آورید‪ ،‬زیرا من خداوند هستم‪.‬‬ ‫فصل ‪20‬‬ ‫‪1‬و خداوند به موسی خطاب کرده‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫‪2‬باز هم به بنی اسرائیل بگویید‪ ،‬هر که از بنی اسرائیل یا از بیگانگان ساکن اسرائیل باشد‪ ،‬هر یک از فرزندان خود را به مولک بدهد ‪.‬او‬ ‫قطعا ل کشته خواهد شد ‪.‬مردم زمین او را با سنگ سنگسار خواهند کرد‪.‬‬ ‫‪3‬و روی خود را بر آن مرد خواهم گذاشت و او را از میان قومش قطع خواهم کرد ‪.‬زیرا او از ذریت خود را به مولک داده است تا قدس‬ ‫مرا نجس کند و نام مقدس مرا بیحرمت سازد‪.‬‬ ‫‪4‬و اگر قوم آن زمین به هر طریقی چشمان خود را از آن مرد پنهان کنند‪ ،‬هنگامی که او از ذریت خود را به مولک میدهد‪ ،‬و او را نکش‪.‬‬ ‫‪5‬آنگاه روی خود را بر آن مرد و بر خاندانش خواهم زد و او و تمام کسانی را که پس از او فحشا میکنند تا با مولک از میان قوم خود‬ ‫فاحشه کنند‪ ،‬قطع خواهم کرد‪.‬‬ ‫‪6‬و جانی که به دنبال کسانی که ارواح آشنا و جادوگران دارند روی میآورد تا به دنبال آنها فاحشه کند‪ ،‬من حتی روی خود را به آن روح‬ ‫خواهم زد و او را از میان قومش قطع خواهم کرد‪.‬‬ ‫‪7‬پس خود را تقدیس کنید و مقدس باشید زیرا من یهوه خدای شما هستم‪.‬‬ ‫‪8‬و فرایض مرا نگاه دارید و آنها را بجا آورید ‪.‬من خداوند هستم که شما را تقدیس میکنم‪.‬‬ ‫‪9‬زیرا هر که پدر یا مادر خود را دشنام دهد حتما ل کشته خواهد شد ‪.‬خون او بر او خواهد بود‪.‬‬ ‫‪10‬و مردی که با زن مرد دیگری زنا کند‪ ،‬حتی کسی که با زن همسایه خود زنا کند‪ ،‬زناکار و زن زناکار حتما ل کشته خواهند شد‪.‬‬ ‫‪11‬و مردی که با زن پدر خود بخوابد‪ ،‬برهنگی پدر خود را آشکار کرده است ‪.‬خون آنها بر آنها خواهد بود‪.‬‬ ‫‪12‬و اگر مردی با عروس خود بخوابد‪ ،‬هر دوی آنها حتما ل کشته خواهند شد ‪.‬خون آنها بر آنها خواهد بود‪.‬‬ ‫‪13‬اگر مردی نیز مانند با زنی با مردم همخوابه شود‪ ،‬هر دو مرتکب عمل زشتی شدهاند ‪.‬خون آنها بر آنها خواهد بود‪.‬‬ ‫‪14‬و اگر مردی زن و مادرش را بگیرد‪ ،‬این شرارت است ‪.‬که در میان شما بدی نباشد‪.‬‬ ‫‪15‬و اگر کسی با وحشی بخوابد‪ ،‬حتما ل کشته خواهد شد و وحش را بکشید‪.‬‬ ‫‪16‬و اگر زنی به هر وحشی نزدیک شود و بر آن دراز بکشد‪ ،‬زن و وحش را بکشید ‪.‬خون آنها بر آنها خواهد بود‪.‬‬ ‫‪17‬و اگر مردی خواهر خود‪ ،‬دختر پدر یا دختر مادر خود را بگیرد و برهنگی او را ببیند و او برهنگی او را ببیند ‪.‬این یک چیز بد است ;‬ ‫او برهنگی خواهر خود را آشکار کرده است ‪.‬او گناه خود را تحمل خواهد کرد‪.‬‬ ‫‪18‬و اگر مردی با زنی که مریض است بخوابد و برهنگی او را آشکار کند ‪.‬او چشمه او را کشف کرد و او چشمه خون خود را کشف کرد‬ ‫و هر دو از میان قوم خود منقطع خواهند شد‪.‬‬ ‫‪19‬و برهنگی خواهر مادرت و خواهر پدرت را آشکار مکن‪ ،‬زیرا او خویشاوندان نزدیک خود را آشکار میسازد ‪.‬آنها گناه خود را متحمل‬ ‫خواهند شد‪.‬‬ ‫‪20‬و اگر مردی با زن عمویش بخوابد‪ ،‬برهنگی عموی خود را آشکار کرده است ‪.‬آنها بدون فرزند خواهند مرد‬ ‫‪21‬و اگر مردی زن برادر خود را بگیرد‪ ،‬این کار ناپاک است ‪.‬آنها بدون فرزند خواهند بود‪.‬‬ ‫‪22‬پس جمیع فرایض و جمیع احکام من را نگاه دارید و آنها را به جا آورید تا زمینی که شما را در آن ساکن می کنم‪ ،‬شما را بیرون نریزد‪.‬‬ ‫‪23‬و به آداب قومی که من از حضور شما بیرون راندهام رفتار نکنید‪ ،‬زیرا که آنها همه این چیزها را مرتکب شدند‪ ،‬بنابراین من از آنها‬ ‫بیزارم‪.‬‬ ‫‪ ۲۴‬اما من به شما گفتهام که زمین ایشان را به ارث خواهید برد و آن را به شما خواهم داد تا آن را تصرف کنید‪ ،‬زمینی که از شیر و عسل‬ ‫جاری است‪.‬‬ ‫‪25‬پس بین حیوانات پاک و ناپاک و بین مرغان ناپاک و پاک تفاوت قائل شوید و جانهای خود را از حیوان یا پرنده یا هر گونه موجود‬ ‫زنده ای که بر روی زمین می خزند و من آن را از شما نجس جدا کرده ام مکروه نکنید‪.‬‬ ‫‪26‬و شما برای من مقدس خواهید بود زیرا من یهوه قدوس هستم و شما را از مردم جدا کرده ام تا از آن من باشید‪.‬‬ ‫‪27‬مرد یا زنی که دارای روح آشنا یا جادوگر باشد‪ ،‬حتما ل کشته میشود و آنها را با سنگ سنگسار میکنند و خونشان بر آنها خواهد بود‪.‬‬ ‫فصل ‪21‬‬ ‫‪1‬و خداوند به موسی گفت« ‪:‬به کاهنان بنی هارون بگو و به ایشان بگو که در میان قومش هیچ کس برای مردگان نجس نخواهد شد‪.‬‬ ‫‪2‬اما برای خویشاوندان او که به او نزدیک هستند‪ ،‬یعنی مادر و پدر و پسر و دختر و برادرش‪.‬‬


‫لویان‬

‫‪3‬و برای خواهرش باکره ای نزدیک به اوست که شوهر نداشت ‪.‬برای او نجس شود‪.‬‬ ‫‪4‬ا مما او که در میان قوم خود رئیس است خود را نجس نکند تا خود را بیحرمت کند‪.‬‬ ‫‪5‬بر سر خود طاسی نخواهند ساخت و گوشه ریش خود را نتراشند و در گوشت خود هیچ قلمه نزنند‪.‬‬ ‫‪6‬برای خدای خود مقدس خواهند بود و نام خدای خود را بیحرمت نخواهند کرد‪ ،‬زیرا هدایایی که خداوند به آتش میدهند و نان خدای خود‬ ‫تقدیم میکنند‪ ،‬پس مقدس خواهند بود‪.‬‬ ‫‪7‬زن فاحشه یا فحشا نگیرند ‪.‬زنی را که از شوهرش جدا شده است نخواهند گرفت زیرا او نزد خدای خود مقدس است‪.‬‬ ‫‪8‬پس او را تقدیس خواهی کرد ‪.‬زیرا او نان خدای تو را تقدیم می کند ‪.‬او برای تو مقدس خواهد بود‪ ،‬زیرا من یهوه که تو را تقدیس می‬ ‫کنم‪ ،‬مقدس هستم‪.‬‬ ‫‪9‬و دختر هر کاهن اگر با فاحشه کردن خود را بیحرمت کند‪ ،‬پدر خود را بیحرمت میکند و در آتش سوزانده میشود‪.‬‬ ‫‪10‬و آن کاهن اعظم در میان برادران خود که روغن مسح بر سر او ریخته شده و برای پوشیدن جامه تقدیس شده است‪ ،‬سر خود را باز‬ ‫نکند و لباس خود را پاره نکند‪.‬‬ ‫‪11‬او به هیچ مردهای نرود و خود را برای پدر یا مادرش نجس نسازد‪.‬‬ ‫‪12‬از قدس بیرون نرود و قدس خدای خود را بیحرمت نکند ‪.‬زیرا تاج روغن مسح خدای او بر اوست ‪:‬من خداوند هستم‪.‬‬ ‫‪13‬و او در باکرگی خود زنی بگیرد‪.‬‬ ‫‪14‬بیوه یا زن مطلقه یا فاسق یا فاحشه اینها را نگیرد‪ ،‬بلکه باکره ای از قوم خود را به همسری بگیرد‪.‬‬ ‫‪15‬و ذریت خود را در میان قوم خود بیحرمت نکند‪ ،‬زیرا من یهوه او را تقدیس میکنم‪.‬‬ ‫‪16‬و خداوند به موسی خطاب کرده‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫‪17‬به هارون بگو‪ ،‬هر که از نسل تو باشد که عیب دارد‪ ،‬نان خدایش را تقدیم نکند‪.‬‬ ‫‪18‬زیرا به هر کس که عیب داشته باشد نزدیک نگردد ‪:‬کور یا لنگ یا دارای بینی صاف یا هر چیز زائد‪.‬‬ ‫‪19‬یا مردی که پا شکسته یا دست شکسته باشد‪،‬‬ ‫‪20‬یا پشت خمیده یا کوتوله‪ ،‬یا آن که در چشمش عیب داشته باشد‪ ،‬یا اسکوربوت باشد‪ ،‬یا دلمه باشد‪ ،‬یا سنگهایش شکسته باشد‪.‬‬ ‫‪21‬هیچکسی که از ذریت هارون کاهن عیب داشته باشد‪ ،‬برای تقدیم هدایای آتشی خداوند نزدیک نشود ‪.‬او برای تقدیم نان خدای خود‬ ‫نزدیک نخواهد شد‪.‬‬ ‫‪22‬او نان خدای خود را خواهد خورد‪ ،‬هم از مقدسات و هم از مقدسات‪.‬‬ ‫‪23‬فقط او نباید به پرده داخل شود و به مذبح نزدیک نشود‪ ،‬زیرا او عیب دارد ‪.‬که مقدسات مرا بیحرمت نکند‪ ،‬زیرا من خداوند آنها را‬ ‫تقدیس میکنم‪.‬‬ ‫‪24‬و موسی آن را به هارون و پسرانش و به تمامی بنی اسرائیل گفت‪.‬‬ ‫فصل ‪22‬‬ ‫‪1‬و خداوند به موسی خطاب کرده‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫‪2‬به هارون و پسرانش بگو که از مقدسات بنی اسرائیل جدا شوند و نام مقدس مرا در چیزهایی که برای من تقدیس میکنند بیحرمت نکنند ‪:‬‬ ‫من خداوند هستم‪.‬‬ ‫‪3‬به ایشان بگو‪ ،‬هر که از همۀ نسل شما در میان نسلهای شما باشد‪ ،‬که به چیزهای مقدسی که بنیاسرائیل برای خداوند تقدیس میکنند‪،‬‬ ‫میرود و نجاست او بر اوست‪ ،‬آن جان از حضور من منقطع میشود ‪:‬من خداوند هستم‪.‬‬ ‫‪4‬هر کسی از نسل هارون جذامی باشد یا دچار بیماری باشد ‪.‬از چیزهای مقدمس نخورد تا پاک شود ‪.‬و هر کس که مرده به چیز نجس یا‬ ‫مردی که تخمش از او برود دست بزند‪.‬‬ ‫‪5‬یا هر کس که به چیز خزنده ای دست بزند که به وسیله آن نجس شود‪ ،‬یا مردی که از او نجس باشد‪ ،‬هر نجاستی که دارد‪.‬‬ ‫‪6‬جانی که به چنین چیزی برخورد کرده است تا غروب نجس خواهد بود و از چیزهای مقدمس نمی خورد‪ ،‬مگر اینکه گوشت خود را با آب‬ ‫بشوید‪.‬‬ ‫‪7‬و چون خورشید غروب کند‪ ،‬پاک خواهد شد و پس از آن از چیزهای مقدس خواهد خورد ‪.‬چون غذای اوست‬ ‫‪8‬آنچه به خودی خود میمیرد یا به وحش دریده میشود‪ ،‬نباید بخورد تا خود را به آن نجس کند‪ ،‬من خداوند هستم‪.‬‬ ‫‪9‬پس احکام مرا نگاه خواهند داشت مبادا برای آن گناه را متحمل شوند و اگر آن را بیحرمت کنند بمیرند ‪.‬من یهوه آنها را تقدیس میکنم‪.‬‬ ‫‪10‬هیچ غریبهای از چیز مقدمس نخورد ‪:‬مهاجر کاهن یا اجیر از چیز مقدمس نخورد‪.‬‬ ‫‪11‬اما اگر کاهن با پول خود جانی را بخرد‪ ،‬از آن بخورد و هر که در خانه او به دنیا آمده باشد‪ ،‬از گوشت او بخورند‪.‬‬ ‫‪12‬اگر دختر کاهن نیز با غریبه ای ازدواج کند‪ ،‬نمی تواند از هدایای مقدس بخورد‪.‬‬ ‫‪13‬اما اگر دختر کاهن بیوه یا مطلقه باشد و فرزندی نداشته باشد و مانند دوران جوانی خود به خانه پدر بازگردانده شود‪ ،‬باید از گوشت‬ ‫پدر خود بخورد‪ ،‬اما هیچ غریبه ای نباید از آن بخورد‪.‬‬ ‫‪14‬و اگر شخصی ناخواسته از چیز مقدمس بخورد‪ ،‬یک پنجم آن را به آن بگذارد و آن را با چیز مقدمس به کاهن بدهد‪.‬‬ ‫‪15‬و مقدسات بنی اسرائیل را که برای خداوند تقدیم میکنند بیحرمت نخواهند کرد‪.‬‬ ‫‪16‬یا به آنها اجازه دهید که گناه گناه را به هنگام خوردن اقلم مقدس خود تحمل کنند‪ ،‬زیرا من یهوه آنها را تقدیس می کنم‪.‬‬ ‫‪17‬و خداوند به موسی خطاب کرده‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫‪18‬با هارون و پسرانش و جمیع بنیاسرائیل سخن بگو و به ایشان بگو هر چه او از خاندان اسرائیل یا از بیگانگان اسرائیل باشد‪ ،‬قربانی‬ ‫خود را برای تمام نذورات او و برای تمام قربانیهای اختیاری او که برای خداوند به عنوان قربانی سوختنی تقدیم کنند‪ ،‬تقدیم کند‪.‬‬


‫لویان‬

‫‪19‬به میل خود یک نر بی عیب از گاوها‪ ،‬گوسفندان یا بزها تقدیم کنید‪.‬‬ ‫‪20‬اما هر چیزی که عیب دارد تقدیم نکنید زیرا برای شما پسندیده نخواهد بود‪.‬‬ ‫‪21‬و هر که قربانی سلمتی برای خداوند برای انجام نذر خود‪ ،‬یا قربانی آزادانه در گاو یا گوسفند تقدیم کند‪ ،‬پذیرفته خواهد شد ‪.‬هیچ عیبی‬ ‫در آن نیست‪.‬‬ ‫‪22‬کور‪ ،‬شکسته‪ ،‬یا معلول‪ ،‬یا دارای غشاء‪ ،‬یا اسکوربوت یا پوسته پوسته‪ ،‬اینها را برای خداوند تقدیم نکنید‪ ،‬و از آنها بر مذبح برای‬ ‫خداوند قربانی آتش نکنید‪.‬‬ ‫‪23‬یا گاو نر یا بره ای که چیزی زائد یا کم داشته باشد‪ ،‬می توانی آن را به عنوان قربانی آزادانه تقدیم کنی ‪.‬اما برای نذر پذیرفته نمی شود‪.‬‬ ‫‪24‬آنچه را که ضربه خورده یا خرد شده یا شکسته یا بریده است به خداوند تقدیم نکنید ‪.‬از آن در زمین خود قربانی نکنید‪.‬‬ ‫‪25‬از دست بیگانه نان خدای خود را از هیچ یک از اینها تقدیم نکنید ‪.‬زیرا فسادشان در آنهاست و عیوب در آنهاست‪ ،‬آنها برای شما‬ ‫پذیرفته نخواهند شد‪.‬‬ ‫‪26‬و خداوند به موسی خطاب کرده‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫‪27‬هنگامی که یک گاو یا گوسفند یا بز بیرون آورده شود‪ ،‬آنگاه هفت روز زیر سد باشد ‪.‬و از روز هشتم و پس از آن برای قربانی آتشین‬ ‫برای خداوند پذیرفته خواهد شد‪.‬‬ ‫‪28‬و خواه گاو باشد یا میش‪ ،‬آن و بچههایش را در یک روز نکشید‪.‬‬ ‫‪29‬و هنگامی که قربانی شکرگزاری برای خداوند تقدیم کنید‪ ،‬آن را به میل خود تقدیم کنید‪.‬‬ ‫‪30‬در همان روز خورده شود ‪.‬هیچ یک از آن را تا فردا ترک نخواهید کرد ‪.‬من خداوند هستم‪.‬‬ ‫‪31‬پس احکام مرا نگاه دارید و آنها را به جا آورید ‪:‬من خداوند هستم‪.‬‬ ‫‪32‬و نام مقدس مرا ناسزا نگویید ‪.‬اما من در میان بنی اسرائیل مقدس خواهم شد‪.‬‬ ‫‪33‬که شما را از زمین مصر بیرون آورد تا خدای شما باشد‪ ،‬من خداوند هستم‪.‬‬ ‫فصل ‪23‬‬ ‫‪1‬و خداوند به موسی خطاب کرده‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫‪2‬با بنیاسرائیل سخن بگو و به ایشان بگو‪ ،‬در مورد اعیاد خداوند که آنها را به عنوان جلسات مقدس اعلم خواهید کرد‪ ،‬این عید من است‪.‬‬ ‫‪3‬شش روز باید انجام شود‪ ،‬اما روز هفتم‪ ،‬سبت استراحت است‪ ،‬یک جلسه مقدس ‪.‬هیچ کاری در آن انجام ندهید‪ ،‬زیرا در تمام خانه های‬ ‫شما سبت خداوند است‪.‬‬ ‫‪4‬اینها اعیاد خداوند‪ ،‬جماعتهای مقدمس است که در فصول خود اعلم خواهید کرد‪.‬‬ ‫‪5‬در روز چهاردهم ماه اول در شب عید فصح خداوند است‪.‬‬ ‫‪6‬و در روز پانزدهم همان ماه عید فطیر برای خداوند است ‪:‬هفت روز باید نان فطیر بخورید‪.‬‬ ‫‪7‬در روز اول جماعتی مقدس خواهید داشت و در آن هیچ کار مهمی انجام ندهید‪.‬‬ ‫‪8‬اما هفت روز قربانی آتشین برای خداوند تقدیم کنید‪.‬‬ ‫‪9‬و خداوند به موسی خطاب کرده‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫‪10‬به بنیاسرائیل سخن بگو و به آنها بگو ‪:‬هنگامی که به زمینی که به شما میدهم وارد شوید و محصول آن را درو کنید‪ ،‬آنگاه یک بافته از‬ ‫اولین میوههای محصول خود را نزد کاهن بیاورید‪.‬‬ ‫‪11‬و میل را در حضور خداوند تکان دهد تا برای شما مقبول باشد‪ ،‬فردای بعد از سبت‪ ،‬کاهن آن را تکان دهد‪.‬‬ ‫‪12‬و در آن روز که بره را تکان می دهید‪ ،‬یک بره یکساله بی عیب را برای قربانی سوختنی برای خداوند تقدیم کنید‪.‬‬ ‫‪13‬و هدایای گوشت آن دو دهم آرد مرغوب مخلوط شده با روغن‪ ،‬قربانی آتشین برای خداوند برای خوشبویی باشد‪ ،‬و هدیۀ نوشیدنی آن از‬ ‫شراب‪ ،‬یک چهارم هین باشد‪.‬‬ ‫‪14‬و تا روزی که برای خدای خود قربانی آورده اید‪ ،‬نان‪ ،‬و ذرت خشک شده‪ ،‬و خوشه سبز نخورید‪.‬‬ ‫‪15‬و از فردای روز سبت‪ ،‬از روزی که غلف هدایای موج را آوردید‪ ،‬برای خود حساب کنید ‪.‬هفت سبت کامل خواهد شد‪:‬‬ ‫‪16‬حتی تا فردا بعد از سبت هفتم پنجاه روز بشمارید ‪.‬و قربانی غذای جدیدی برای خداوند تقدیم کنید‪.‬‬ ‫‪17‬از خانههای خود دو نان موجدار از دو دهم بیاورید ‪.‬آنها باید با خمیر مایه پخته شوند ‪.‬آنها اولین ثمره برای خداوند هستند‪.‬‬ ‫‪18‬و با نان هفت بره بی عیب یکساله و یک گاو نر جوان و دو قوچ تقدیم کنید ‪:‬آنها برای قربانی سوختنی برای خداوند همراه با قربانی‬ ‫گوشت و هدایای نوشیدنی ایشان‪ ،‬یعنی قربانی آتشین و خوشبو برای خداوند تقدیم کنید‪.‬‬ ‫‪19‬سپس یک بز را برای قربانی گناه و دو بره یکساله را برای قربانی سلمتی قربانی کنید‪.‬‬ ‫‪20‬و کاهن آنها را با نان اولین میوهها بهعنوان قربانی موجدار به حضور خداوند همراه با دو بره تکان دهد ‪.‬آنها برای کاهن برای خداوند‬ ‫مقدس خواهند بود‪.‬‬ ‫‪21‬و در همان روز اعلم کنید تا برای شما اجتماع مقدس باشد‪.‬‬ ‫‪22‬و چون خرمن زمین خود را درو کردی‪ ،‬هنگام درو کردن‪ ،‬گوشههای مزرعه خود را پاکیزه نکن‪ ،‬و از خرمن خود خوشهای نچینی‪،‬‬ ‫بلکه آنها را به فقیر و بیگانه بسپار‪ ،‬زیرا من یهوه‪ ،‬خدای تو هستم‪.‬‬ ‫‪23‬و خداوند به موسی خطاب کرده‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫‪ ۲۴‬به بنیاسرائیل بگویید‪ ،‬در ماه هفتم‪ ،‬در روز اول ماه‪ ،‬سبت خواهید داشت‪ ،‬یادبود دمیدن در شیپور‪ ،‬اجتماع مقدس‪.‬‬ ‫‪25‬در آن هیچ کار بدی انجام ندهید‪ ،‬بلکه قربانی آتشین برای خداوند تقدیم کنید‪.‬‬ ‫‪26‬و خداوند به موسی خطاب کرده‪ ،‬گفت‪:‬‬


‫لویان‬

‫‪27‬همچنین در روز دهم این ماه هفتم‪ ،‬روز کفاره خواهد بود ‪.‬و جانهای خود را آزار خواهید داد و قربانی آتشین برای خداوند تقدیم خواهید‬ ‫کرد‪.‬‬ ‫‪28‬و در آن روز هیچ کاری انجام ندهید‪ ،‬زیرا روز کفاره است تا برای شما در حضور یهوه خدایتان کفاره بپردازم‪.‬‬ ‫‪29‬زیرا هر کس که در آن روز مبتل نشود‪ ،‬از میان قوم خود منقطع خواهد شد‪.‬‬ ‫‪30‬و هر شخصی که در آن روز کاری انجام دهد‪ ،‬همان روح را از میان قومش هلک خواهم کرد‪.‬‬ ‫‪31‬هیچ کاری انجام ندهید‪ ،‬زیرا این امری است برای همیشه در نسلهای شما در تمام خانه های شما‪.‬‬ ‫‪32‬برای شما سبت استراحت خواهد بود و جانهای خود را عذاب خواهید داد‪.‬‬ ‫‪33‬و خداوند به موسی خطاب کرده‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫‪34‬به بنیاسرائیل بگو‪ ،‬پانزدهمین روز این ماه هفتم‪ ،‬هفت روز عید خیمهها برای خداوند خواهد بود‪.‬‬ ‫‪35‬در روز اول جماعت مقدس خواهد بود و در آن هیچ کار مهمی انجام ندهید‪.‬‬ ‫‪36‬هفت روز قربانی آتشین برای خداوند تقدیم کنید ‪.‬و قربانی آتشین برای خداوند تقدیم کنید ‪.‬و در آن هیچ کار بدی انجام ندهید‪.‬‬ ‫‪37‬اینها اعیاد خداوند است که آنها را بهعنوان مجالس مقدمس اعلم کنید تا برای خداوند قربانی آتشین‪ ،‬قربانی سوختنی‪ ،‬و گوشت‪ ،‬قربانی و‬ ‫هدایای شرب‪ ،‬هر چیزی را در روز او تقدیم کنید‪.‬‬ ‫‪38‬غیر از سبتهای خداوند‪ ،‬و غیر از هدایای خود‪ ،‬و علوه بر تمام نذرهای خود‪ ،‬و علوه بر همه هدایای اختیاری خود که به خداوند‬ ‫میدهید‪.‬‬ ‫‪39‬همچنین در روز پانزدهم ماه هفتم‪ ،‬هنگامی که در میوه زمین جمع میکنید‪ ،‬هفت روز برای خداوند جشن بگیرید ‪:‬روز اول سبت و روز‬ ‫هشتم سبت باشد‪.‬‬ ‫‪40‬و در روز اول شاخههای درختان نیکو‪ ،‬شاخههای درختان خرما‪ ،‬شاخههای درختان کلفت و بیدهای نهر را خواهید گرفت ‪.‬و هفت روز‬ ‫در حضور یهوه خدای خود شادی خواهید کرد‪.‬‬ ‫‪41‬و آن را هفت روز در سال برای خداوند جشن بگیرید ‪.‬این حکمی برای همیشه در نسلهای شما خواهد بود ‪.‬آن را در ماه هفتم جشن‬ ‫بگیرید‪.‬‬ ‫‪42‬هفت روز در غرفهها ساکن خواهید شد ‪.‬همه فرزندان اسرائیل در غرفه ها ساکن خواهند شد‪.‬‬ ‫‪43‬تا نسلهای شما بدانند که بنیاسرائیل را در غرفهها ساکن کردم‪ ،‬چون ایشان را از زمین مصر بیرون آوردم ‪:‬من یهوه خدای شما هستم‪.‬‬ ‫‪44‬و موسی عیدهای خداوند را به بنی اسرائیل اعلم کرد‪.‬‬ ‫فصل ‪24‬‬ ‫‪1‬و خداوند به موسی خطاب کرده‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫‪2‬به بنیاسرائیل امر کن که روغن زیتون خالص را که برای روشنایی کوبیده شده است برای تو بیاورند تا چراغها دائما ل بسوزند‪.‬‬ ‫‪3‬هارون بدون پرده شهادت در خیمه اجتماع‪ ،‬آن را از شام تا بامداد همیشه در حضور خداوند امر خواهد کرد‪.‬‬ ‫‪4‬چراغها را بر شمعدان خالص به حضور خداوند مرتب خواهد کرد‪.‬‬ ‫‪5‬و آرد مرغوب گرفته و دوازده کیک از آن بپزید و دو دهم آن در یک کیک باشد‪.‬‬ ‫‪6‬و آنها را در دو ردیف‪ ،‬شش ردیف‪ ،‬بر میز خالص در حضور خداوند قرار ده‪.‬‬ ‫‪7‬و بر هر ردیف کندر خالص بگذار تا بهعنوان یادبود روی نان باشد‪ ،‬یعنی قربانی آتشین برای خداوند‪.‬‬ ‫‪8‬و هر سبت آن را در حضور خداوند مرتب خواهد کرد و به عهد جاودانی از بنی اسرائیل گرفته خواهد شد‪.‬‬ ‫‪9‬و از آن هارون و پسرانش خواهد بود ‪.‬و آن را در مکان مقدمس بخورند‪ ،‬زیرا از هدایایی که خداوند در آتش بهواسطه حکمی ابدی‬ ‫میسازد‪ ،‬برای او مقدستر است‪.‬‬ ‫‪10‬و پسر یک زن اسرائیلی که پدرش مصری بود‪ ،‬در میان بنیاسرائیل بیرون آمد‪.‬‬ ‫‪11‬و پسر زن اسرائیلی به نام خداوند کفر گفت و نفرین کرد ‪.‬و او را نزد موسی آوردند (و نام مادرش شلومیت دختر دیبری از قبیله دان‬ ‫بود)‪.‬‬ ‫‪12‬و او را در بند گذاشتند تا ذهن خداوند به آنها نشان داده شود‪.‬‬ ‫‪13‬و خداوند به موسی خطاب کرده‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫‪14‬کسی را که لعنت کرده است را از اردوگاه بیرون بیاورید ‪.‬و همه کسانی که او را شنیدند دستهای خود را بر سر او بگذارند و همه‬ ‫جماعت او را سنگسار کنند‪.‬‬ ‫‪15‬و به بنیاسرائیل بگویید‪ ،‬هر که خدای خود را نفرین کند‪ ،‬گناه خود را متحمل خواهد شد‪.‬‬ ‫‪16‬و هر که به نام خداوند ناسزا بگوید‪ ،‬حتما ل کشته خواهد شد‪ ،‬و تمام جماعت او را سنگسار خواهند کرد‪ ،‬و غریب نیز مانند آن که در‬ ‫زمین به دنیا آمده است‪ ،‬هنگامی که به نام خداوند ناسزا بگوید‪ ،‬کشته خواهد شد‪.‬‬ ‫‪17‬و هر كه كسي را بكشد حتما ل كشته خواهد شد‪.‬‬ ‫‪18‬و هر که حیوانی را بکشد‪ ،‬آن را خوب خواهد کرد ‪.‬جانور در برابر حیوان‬ ‫‪19‬و اگر کسی در همسایه خود عیب ایجاد کند ‪.‬همانطور که او کرده است‪ ،‬با او نیز خواهد شد‪.‬‬ ‫‪20‬شکستن در برابر شکاف‪ ،‬چشم در برابر چشم‪ ،‬دندان در مقابل دندان‪ ،‬همانطور که در انسان عیب ایجاد کرده است‪ ،‬برای او نیز چنین‬ ‫خواهد شد‪.‬‬ ‫‪21‬و هر كه جانوري را بكشد‪ ،‬آن را بازگرداند و هر كه انساني را بكشد‪ ،‬كشته شود‪.‬‬ ‫‪22‬و برای بیگانگان و برای یکی از وطن خود شریعت یکسانی خواهید داشت زیرا که من یهوه خدای شما هستم‪.‬‬


‫لویان‬

‫‪23‬و موسی به بنیاسرائیل گفت که او را که نفرین کرده بود از اردوگاه بیرون بیاورند و او را با سنگ سنگسار کنند ‪.‬و بنیاسرائیل‬ ‫همانطور که خداوند به موسی امر فرموده بود‪ ،‬عمل کردند‪.‬‬ ‫فصل ‪25‬‬ ‫‪1‬و خداوند در کوه سینا به موسی گفت و گفت‪:‬‬ ‫‪2‬با بنیاسرائیل سخن بگو و به ایشان بگو ‪:‬هنگامی که به زمینی که به شما میدهم وارد شوید‪ ،‬آنگاه آن زمین برای خداوند سبت خواهد‬ ‫داشت‪.‬‬ ‫‪3‬شش سال مزرعه خود را بکاری و شش سال تاکستان خود را هرس کرده و از میوه آن بچینی‪.‬‬ ‫‪4‬اما در سال هفتم برای زمین سبت استراحت برای خداوند خواهد بود ‪.‬مزرعه خود را نکار و تاکستان خود را هرس نکن‪.‬‬ ‫‪5‬آنچه را که از خرمن خود به خود میروید‪ ،‬درو نخواهی کرد‪ ،‬و انگور تاک خود را پاک نخواهی چید‪ ،‬زیرا سال استراحت برای زمین‬ ‫است‪.‬‬ ‫‪6‬و سبت زمین برای شما غذا خواهد بود ‪.‬برای تو و برای غلمت و برای کنیزت و برای غلمت و برای غریبه ات که نزد تو اقامت‬ ‫دارد‪.‬‬ ‫‪7‬و برای گاوهای تو و برای حیواناتی که در زمین تو هستند‪ ،‬همه حاصل آن گوشت باشد‪.‬‬ ‫‪8‬و هفت سبت سال را برای خودت بشمار‪ ،‬هفت برابر هفت سال ‪.‬و فاصله هفت سبت سال برای تو چهل و نه سال باشد‪.‬‬ ‫‪9‬آنگاه در روز دهم ماه هفتم‪ ،‬شیپور یوبیل را به صدا درآور‪ ،‬در روز کفاره‪ ،‬شیپور را در سراسر زمین خود بنواز‪.‬‬ ‫‪10‬و سال پنجاهم را تقدیس کنید و آزادی را در تمام زمین برای تمامی ساکنان آن اعلم کنید ‪.‬و هر کس را به ملک خود باز گردانید و هر‬ ‫کس را به خانواده اش برگردانید‪.‬‬ ‫‪11‬آن پنجاهمین سال جشن برای شما خواهد بود‪ ،‬نه بکارید و نه چیزی را که از خود در آن می روید درو کنید و نه انگور را از تاک خود‬ ‫در آن بچینید‪.‬‬ ‫‪12‬زیرا این جشن است ‪.‬برای شما مقدس خواهد بود ‪.‬محصول آن را از مزرعه خواهید خورد‪.‬‬ ‫‪13‬در سال این جشن‪ ،‬هر کس را به ملک خود بازگردانید‪.‬‬ ‫‪14‬و اگر چیزی به همسایه خود بفروشید یا از دست همسایه خود چیزی بخرید‪ ،‬به یکدیگر ظلم نکنید‪.‬‬ ‫‪15‬به تعداد سالهای بعد از جشن از همسایه خود بخر و به تعداد سالهای میوه به تو بفروش‪.‬‬ ‫‪16‬بر حسب تعداد سالها‪ ،‬قیمت آن را افزایش خواهی داد‪ ،‬و بر حسب اندک سالها‪ ،‬قیمت آن را کم خواهی کرد‪ ،‬زیرا به تعداد سالهای میوه‬ ‫به تو می فروشد‪.‬‬ ‫‪17‬پس به یکدیگر ستم نکنید ‪.‬اما تو از خدایت بترس زیرا من یهوه خدای تو هستم‪.‬‬ ‫‪18‬پس فرایض مرا بجا آورید و احکام مرا نگاه دارید و آنها را به جا آورید ‪.‬و در زمین در امنیت ساکن خواهید شد‪.‬‬ ‫‪19‬و زمین میوههای خود را خواهد داد و سیر خواهید شد و در آن در امنیت ساکن خواهید شد‪.‬‬ ‫‪20‬و اگر بگویید‪ ،‬سال هفتم چه بخوریم؟ اینک ما نه کاشت می کنیم و نه در محصول خود جمع می کنیم‪.‬‬ ‫‪ ۲۱‬آنگاه برکت خود را در سال ششم بر شما فرمان خواهم داد و برای سه سال ثمر خواهد داد‪.‬‬ ‫‪22‬و سال هشتم را بکارید و تا سال نهم از میوه کهنه بخورید ‪.‬تا زمانی که میوه های او وارد شود‪ ،‬از انبار قدیمی بخورید‪.‬‬ ‫‪23‬زمین تا ابد فروخته نخواهد شد‪ ،‬زیرا زمین از آن من است ‪.‬زیرا شما با من غریب و مهاجر هستید‪.‬‬ ‫‪24‬و در تمام زمینی که در اختیار دارید‪ ،‬برای زمین فدیه خواهید داد‪.‬‬ ‫‪25‬اگر برادرت فقیر باشد و مقداری از دارایی خود را فروخته باشد و اگر یکی از خویشاوندان او برای بازخرید آن بیاید‪ ،‬آنگاه آنچه را که‬ ‫برادرش فروخته است‪ ،‬بازخرید خواهد کرد‪.‬‬ ‫‪26‬و اگر مرد کسی نداشته باشد که آن را بازخرید کند‪ ،‬و خودش بتواند آن را بازخرید کند‪.‬‬ ‫‪27‬سپس سالهای فروش آن را بشمارد و مازاد آن را به مردی که آن را به او فروخته بازگرداند ‪.‬تا به ملک خود بازگردد‪.‬‬ ‫‪28‬اما اگر نتواند آن را به او بازگرداند‪ ،‬آنگاه آنچه فروخته میشود تا سال یوبیل در دست خریدار باقی میماند و در یوبیل بیرون میرود و به‬ ‫ملک خود باز میگردد‪.‬‬ ‫‪29‬و اگر شخصی خانهای را در شهری محصور بفروشد‪ ،‬میتواند آن را ظرف یک سال کامل پس از فروختن‪ ،‬بازخرید کند ‪.‬ظرف یک‬ ‫سال کامل ممکن است آن را بازخرید کند‪.‬‬ ‫‪30‬و اگر در مدت یک سال کامل بازخرید نشود‪ ،‬خانه ای که در شهر محصور است برای همیشه برای کسی که آن را در نسلهای خود‬ ‫خریده است مستقر می شود و در روز جشن خاموش نخواهد شد‪.‬‬ ‫‪31‬ا مما خانههای دهاتی که دور تا دور آنها دیواری ندارند‪ ،‬مزارع دهکده شمرده میشوند‪.‬‬ ‫‪32‬با وجود شهرهای لویان و خانههای شهرهای تحت تملک ایشان‪ ،‬لویان میتوانند هر زمان که بخواهند بازخرید کنند‪.‬‬ ‫‪33‬و اگر شخصی از لویان بخرد‪ ،‬خانه فروخته شده و شهر ملک او در سال یوبیل خارج شود‪ ،‬زیرا خانههای شهرهای لویان در بین‬ ‫بنیاسرائیل ملک ایشان است‪.‬‬ ‫‪34‬ا مما مزارع حومه شهرهای ایشان نباید فروخته شود ‪.‬زیرا این مالکیت دائمی آنهاست‪.‬‬ ‫‪35‬و اگر برادرت فقیر شد و با تو زوال یافت ‪.‬آنگاه او را آسوده خواهی کرد ‪.‬تا با تو زندگی کند‪.‬‬ ‫‪36‬از او ربا نگیر و زیاد نكن‪ ،‬بلكه از خدایت بترس ‪.‬تا برادرت با تو زندگی کند‪.‬‬ ‫‪37‬پول خود را با ربا به او نده‪ ،‬و اموالت را برای افزایش به او قرض نده‪.‬‬ ‫‪38‬من یهوه خدای شما هستم که شما را از زمین مصر بیرون آوردم تا زمین کنعان را به شما بدهم و خدای شما باشم‪.‬‬


‫لویان‬

‫‪39‬و اگر برادرت که نزد تو مینشیند فقیر شود و به تو فروخته شود ‪.‬او را مجبور نکن که به عنوان یک غلم خدمت کند‪:‬‬ ‫‪40‬اما او به عنوان خادم و به عنوان یک مهاجر با تو خواهد بود و تا سال یوبیل تو را خدمت خواهد کرد‪.‬‬ ‫‪41‬و سپس او و فرزندانش با او از تو خواهد رفت و به خانواده خود باز خواهد گشت و به تصرف پدران خود باز خواهد گشت‪.‬‬ ‫‪42‬زیرا آنها بندگان من هستند که آنها را از سرزمین مصر بیرون آوردم ‪.‬آنها به عنوان برده فروخته نخواهند شد‪.‬‬ ‫‪43‬با سختگیری بر او حکومت مکن ‪.‬اما از خدای خود بترسید‪.‬‬ ‫‪44‬هم غلمان و هم کنیزانت که خواهی داشت‪ ،‬از امتهای اطرافت باشند ‪.‬از آنها غلم و کنیز بخرید‪.‬‬ ‫‪45‬و از فرزندان بیگانگانی که در میان شما ساکن هستند‪ ،‬از آنها و خانوادههای ایشان که با شما هستند که در زمین شما به وجود‬ ‫آوردهاند‪ ،‬بخرید و آنها ملک شما خواهند بود‪.‬‬ ‫‪46‬و آنها را پس از خود برای فرزندان خود به ارث ببرید تا آنها را به عنوان ملک به ارث ببرید ‪.‬آنها تا ابد غلم شما خواهند بود‪ ،‬اما بر‬ ‫برادران خود بنی اسرائیل‪ ،‬بر یکدیگر به سختی حکومت نکنید‪.‬‬ ‫‪47‬و اگر مهاجر یا غریبی نزد تو ثروتمند شود و برادرت که در کنار او زندگی میکند فقیر شود و خود را به غریبه یا مهاجری که توسط‬ ‫تو یا به سهام خانواده غریبه بفروشد‪.‬‬ ‫‪48‬پس از فروختن او ممکن است دوباره بازخرید شود ‪.‬یکی از برادرانش ممکن است او را بازخرید کند‪:‬‬ ‫‪49‬یا عمویش یا پسر عمویش میتواند او را فدیه دهد‪ ،‬یا یکی از نزدیکان او از خانوادهاش میتواند او را بازخرید کند ‪.‬یا اگر بتواند خود را‬ ‫فدیه دهد‪.‬‬ ‫‪50‬و با خریدار از سالی که به او فروخته شد تا سال یوبیل حساب کند و بهای فروش او برحسب تعداد سالها و برحسب زمان اجیر با او‬ ‫باشد‪.‬‬ ‫‪51‬اگر هنوز سالهای زیادی عقب مانده باشد‪ ،‬طبق آنها‪ ،‬بهای بازخرید خود را از پولی که با آن خریده است‪ ،‬دوباره خواهد داد‪.‬‬ ‫‪52‬و اگر چند سال تا سال یوبیل باقی نماند‪ ،‬آنگاه با او حساب کند و برحسب سالهایش بهای فدیه خود را دوباره به او بدهد‪.‬‬ ‫‪53‬و به عنوان یک مستخدم سالیانه با او باشد و دیگری در نظر تو بر او با سختگیری حکومت نکند‪.‬‬ ‫‪54‬و اگر در این سالها بازخرید نشد‪ ،‬در سال یوبیل هم خودش و هم فرزندانش با او بیرون خواهند رفت‪.‬‬ ‫‪55‬زیرا بنی اسرائیل برای من بندگان هستند ‪.‬آنها بندگان من هستند که آنها را از سرزمین مصر بیرون آوردم ‪.‬من یهوه خدای شما هستم‪.‬‬ ‫فصل ‪26‬‬ ‫‪ ۱‬برای خود بتها و بتهای تراشیده نسازید و تمثالی از سنگ برنگردانید و در زمین خود هیچ مجسمه سنگی برنگردانید تا در برابر آن‬ ‫سجده کنید زیرا من یهوه خدای شما هستم‪.‬‬ ‫‪2‬سبتهای من را نگاه دارید و از قدس من قدردانی کنید ‪.‬من خداوند هستم‪.‬‬ ‫‪3‬اگر در فرایض من رفتار کنید و احکام مرا نگاه دارید و آنها را انجام دهید‪.‬‬ ‫‪4‬آنگاه باران را در موعد مقرر به شما خواهم داد و زمین محصول خود را خواهد داد و درختان صحرا میوه خود را خواهند داد‪.‬‬ ‫‪5‬و خرمنکوبی شما تا زمان کاشت خواهد رسید و خرمن تا زمان کاشت خواهد رسید و نان خود را کامل بخورید و در زمین خود سالم‬ ‫بمانید‪.‬‬ ‫‪6‬و در زمین سلمتی خواهم داد و شما دراز خواهید کشید و هیچ کس شما را ترسان نخواهد کرد و حیوانات بد را از زمین خلص خواهم‬ ‫کرد و شمشیر از سرزمین شما عبور نخواهد کرد‪.‬‬ ‫‪7‬و شما دشمنان خود را تعقیب خواهید کرد و آنها از پیش روی شما به شمشیر خواهند افتاد‪.‬‬ ‫‪8‬و پنج نفر از شما صد نفر را تعقیب خواهند کرد و صد نفر از شما ده هزار نفر را فراری خواهند داد و دشمنان شما از پیش روی شما به‬ ‫شمشیر خواهند افتاد‪.‬‬ ‫‪ ۹‬زیرا برای شما احترام خواهم گذاشت و شما را بارور خواهم کرد و شما را زیاد خواهم کرد و عهد خود را با شما استوار خواهم کرد‪.‬‬ ‫‪10‬و انبار کهنه را بخورید و کهنه را به خاطر نو بیرون بیاورید‪.‬‬ ‫‪11‬و خیمه خود را در میان شما خواهم گذاشت و جانم از شما بیزار نخواهد شد‪.‬‬ ‫‪12‬و من در میان شما راه خواهم رفت و خدای شما خواهم بود و شما قوم من خواهید بود‪.‬‬ ‫‪13‬من یهوه خدای شما هستم که شما را از زمین مصر بیرون آوردم تا غلم ایشان نباشید ‪.‬و بندهای یوغ تو را شکستم و تو را راست‬ ‫میگردانم‪.‬‬ ‫‪14‬اما اگر به من گوش ندهید و همه این احکام را انجام ندهید‪.‬‬ ‫‪15‬و اگر فرایض من را تحقیر کنید‪ ،‬یا اگر جان شما از احکام من بیزار باشد‪ ،‬به طوری که همه احکام مرا انجام ندهید‪ ،‬بلکه عهد مرا‬ ‫بشکنید‪.‬‬ ‫‪16‬من نیز با شما این کار را خواهم کرد ‪.‬حتی وحشت و مصرف و سوزش را بر شما قرار خواهم داد که چشم ها را می بلعد و دل را‬ ‫غمگین می کند و بذر خود را بیهوده خواهید کاشت‪ ،‬زیرا دشمنان شما آن را خواهند خورد‪.‬‬ ‫‪17‬و روی خود را بر ضد شما خواهم گذاشت و در حضور دشمنان خود کشته خواهید شد ‪.‬و وقتی کسی شما را تعقیب نکند‪ ،‬فرار خواهید‬ ‫کرد‪.‬‬ ‫‪18‬و اگر هنوز برای همه اینها به من گوش ندهید‪ ،‬آنگاه شما را هفت برابر بیشتر به خاطر گناهانتان مجازات خواهم کرد‪.‬‬ ‫‪19‬و غرور قدرت تو را خواهم شکست ‪.‬و آسمان تو را آهن و زمینت را برنج خواهم ساخت‪.‬‬ ‫‪20‬و قوت شما بیهوده تمام خواهد شد زیرا زمین شما محصول خود را نخواهد داد و درختان زمین میوه خود را نخواهند داد‪.‬‬ ‫‪21‬و اگر مخالف من رفتار کنید و به من گوش ندهید ‪.‬بر حسب گناهانت هفت برابر آفت بر سر تو خواهم آورد‪.‬‬


‫لویان‬

‫‪22‬همچنین حیوانات وحشی را در میان شما می فرستم تا فرزندانتان را از شما ربوده و گاوهای شما را نابود کنند و تعداد شما را کم کنند ‪.‬‬ ‫و راههای بلند تو ویران خواهد شد‪.‬‬ ‫‪23‬و اگر توسط من اصلح نشوید‪ ،‬بلکه برخلف من رفتار کنید‪.‬‬ ‫‪ ۲۴‬آنگاه من نیز بر خلف شما رفتار خواهم کرد و هفت بار شما را به خاطر گناهانتان مجازات خواهم کرد‪.‬‬ ‫‪25‬و شمشیری بر شما خواهم آورد تا انتقام نزاع عهد من را بگیرد ‪.‬و شما به دست دشمن تسلیم خواهید شد‪.‬‬ ‫‪26‬و چون عصای نان شما را بشكنم‪ ،‬ده زن نان شما را در یك تنور بپزند و نان شما را دوباره به وزن تحویل دهند و بخورید و سیر‬ ‫نشوید‪.‬‬ ‫‪27‬و اگر برای همه اینها به من گوش ندهید‪ ،‬بلکه برخلف من رفتار کنید‪.‬‬ ‫‪28‬آنگاه من نیز با خشم بر خلف شما رفتار خواهم کرد ‪.‬و من نیز هفت بار تو را به خاطر گناهانت مجازات خواهم کرد‪.‬‬ ‫‪29‬و گوشت پسران خود را بخورید و گوشت دختران خود را بخورید‪.‬‬ ‫‪30‬و مکانهای بلند شما را ویران خواهم کرد و تمثالهای شما را قطع میکنم و لشههای شما را بر لشههای بتهایتان خواهم ریخت و جان‬ ‫من از شما متنفر خواهد شد‪.‬‬ ‫‪31‬و شهرهای شما را ویران خواهم کرد و مقدسات شما را ویران خواهم کرد و بوی خوش بوهای شما را نخواهم بود‪.‬‬ ‫‪32‬و زمین را ویران خواهم کرد و دشمنان شما که در آن ساکن هستند از آن شگفت زده خواهند شد‪.‬‬ ‫‪33‬و شما را در میان امتها پراكنده خواهم كرد و شمشیر را به دنبال شما بیرون خواهم آورد و زمین شما ویران و شهرهای شما ویران‬ ‫خواهد شد‪.‬‬ ‫‪34‬آنگاه زمین از سبتهای خود بهره مند خواهد شد تا زمانی که ویران باشد و شما در سرزمین دشمنان خود باشید ‪.‬حتی در آن صورت‬ ‫زمین آرام خواهد گرفت و از سبت های خود لذت خواهد برد‪.‬‬ ‫‪35‬تا زمانی که ویران است آرام خواهد گرفت ‪.‬زیرا در سبتهای شما که در آن ساکن بودید آرام نمی گرفت‪.‬‬ ‫‪36‬و بر آنانی که از شما زنده میمانند‪ ،‬غم و اندوهی را در دلهایشان در سرزمینهای دشمنانشان خواهم فرستاد ‪.‬و صدای برگ تکان خورده‬ ‫آنها را تعقیب خواهد کرد ‪.‬و آنها مانند فرار از شمشیر خواهند گریخت ‪.‬و وقتی کسی تعقیب نکند‪ ،‬سقوط خواهند کرد‪.‬‬ ‫‪37‬و آنها بر یکدیگر خواهند افتاد‪ ،‬مانند پیش شمشیر‪ ،‬در حالی که هیچ کس تعقیب نمی کند‪ ،‬و شما قدرتی نخواهید داشت که در برابر‬ ‫دشمنان خود بایستید‪.‬‬ ‫‪38‬و در میان امتها هلک خواهید شد و زمین دشمنان شما را خواهد خورد‪.‬‬ ‫‪39‬و کسانی که از شما باقی ماندهاند‪ ،‬در گناهان خود در سرزمینهای دشمنان شما محو خواهند شد ‪.‬و همچنین در گناهان پدران خود آنها‬ ‫را از بین خواهند برد‪.‬‬ ‫‪40‬اگر به گناه خود و گناه پدران خود اعتراف کنند‪ ،‬با گناهی که در حق من مرتکب شدند‪ ،‬و همچنین با من رفتار کرده اند‪.‬‬ ‫‪41‬و اینکه من نیز بر خلف آنها رفتار کردهام و آنها را به سرزمین دشمنانشان آوردهام ‪.‬اگر دلهای ختنه نشدهشان خاشع شود و عذاب‬ ‫گناهشان را بپذیرند‪.‬‬ ‫‪42‬آنگاه عهد خود را با یعقوب و همچنین عهد خود با اسحاق و همچنین عهد خود را با ابراهیم به یاد خواهم آورد ‪.‬و من زمین را به یاد‬ ‫خواهم آورد‪.‬‬ ‫‪43‬زمین نیز از ایشان باقی میماند و از سبتهای خود بهرهمند میشود‪ ،‬در حالی که بدون ایشان ویران میخوابد‪ ،‬و مجازات گناه خود را‬ ‫خواهند پذیرفت‪ ،‬زیرا حتی به این دلیل که احکام من را تحقیر کردند‪ ،‬و روح ایشان از فرایض من بیزار بود‪.‬‬ ‫‪44‬و با این همه‪ ،‬هنگامی که در زمین دشمنان خود باشند‪ ،‬آنها را دور نخواهم کرد و از آنها بیزاری نخواهم گرفت تا آنها را به کلی هلک‬ ‫کنم و عهد خود را با آنها بشکنم‪ ،‬زیرا من یهوه خدای آنها هستم‪.‬‬ ‫‪45‬اما من به خاطر ایشان عهد اجداد ایشان را که ایشان را در نظر امتها از سرزمین مصر بیرون آوردم تا خدای ایشان باشم به یاد خواهم‬ ‫آورد ‪:‬من یهوه هستم‪.‬‬ ‫‪46‬اینها احکام و احکام و قوانینی است که خداوند به دست موسی بین او و بنیاسرائیل در کوه سینا وضع کرد‪.‬‬ ‫فصل ‪27‬‬ ‫‪1‬و خداوند به موسی خطاب کرده‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫‪2‬با بنیاسرائیل سخن بگو‪ ،‬و به ایشان بگو‪ ،‬هرگاه شخصی نذری منحصر به فرد ببندد‪ ،‬برحسب برآورد تو‪ ،‬اشخاص برای خداوند خواهند‬ ‫بود‪.‬‬ ‫‪3‬و تخمین شما از مرد بیست ساله تا شصت ساله باشد‪ ،‬و تخمین شما باید پنجاه مثقال نقره باشد‪ ،‬پس از مثقال قدس‪.‬‬ ‫‪4‬و اگر زن باشد‪ ،‬برآورد تو سی مثقال باشد‪.‬‬ ‫‪5‬و اگر از پنج سالگی تا بیست سالگی باشد‪ ،‬تخمین شما از مرد بیست مثقال و برای زن ده مثقال باشد‪.‬‬ ‫‪6‬و اگر از یک ماهگی تا پنج سالگی باشد‪ ،‬تخمین شما باید از نر پنج مثقال نقره و برای دختر تخمین شما سه مثقال نقره باشد‪.‬‬ ‫‪7‬و اگر از شصت سال به بال باشد ‪.‬اگر مرد باشد‪ ،‬تخمین تو پانزده مثقال و برای زن ده مثقال باشد‪.‬‬ ‫‪8‬اما اگر فقیرتر از برآورد تو باشد‪ ،‬خود را نزد کاهن حاضر کند و کاهن برای او ارزش قائل شود ‪.‬بر اساس توانایی خود که نذر کرده‬ ‫است‪ ،‬کاهن برای او ارزش قائل خواهد شد‪.‬‬ ‫‪9‬و اگر حیوانی باشد که مردم از آن برای خداوند قربانی بیاورند‪ ،‬هرچه کسی از آن به خداوند ببخشد مقدس خواهد بود‪.‬‬ ‫‪10‬او آن را تغییر نمیدهد‪ ،‬خیر را به بد‪ ،‬یا بد را به نیکو نمیدهد‪ ،‬و اگر اصلل حیوان را به حیوان تبدیل کند‪ ،‬آن و تعویض آن مقدس خواهد‬ ‫بود‪.‬‬


‫لویان‬

‫‪11‬و اگر حیوان ناپاکی باشد که از آن قربانی برای خداوند نگذرانند‪ ،‬وحش را به حضور کاهن حاضر کند‪.‬‬ ‫‪12‬و کاهن برای آن ارزش قائل خواهد شد‪ ،‬خواه خوب باشد یا بد‪.‬‬ ‫‪13‬اما اگر بخواهد آن را بازخرید کند‪ ،‬یک پنجم آن را به تخمین شما اضافه کند‪.‬‬ ‫‪14‬و هنگامی که شخصی خانه خود را تقدیس کند تا برای خداوند مقدس باشد‪ ،‬آنگاه کاهن آن را اعم از خوب یا بد تخمین بزند‪.‬‬ ‫‪15‬و اگر کسی که آن را تقدیس کرده است‪ ،‬خانه خود را بازخرید کند‪ ،‬باید یک پنجم پول برآورد شما را به آن بیافزاید و از آن او خواهد‬ ‫بود‪.‬‬ ‫‪16‬و اگر کسی قسمتی از مزرعه را برای خداوند تقدیس کند‪ ،‬تخمین تو برحسب بذر آن خواهد بود ‪:‬یک حومر دانه جو باید پنجاه مثقال‬ ‫نقره باشد‪.‬‬ ‫‪17‬اگر مزرعه خود را از سال یوبیل تقدیس کند‪ ،‬برحسب تخمین تو باقی خواهد ماند‪.‬‬ ‫‪18‬ا مما اگر مزرعه خود را بعد از یوبیل تقدیس کند‪ ،‬کاهن آن پول را برحسب سالهای باقیمانده‪ ،‬حتی تا سال یوبیل‪ ،‬برای او حساب کند‪ ،‬و‬ ‫از برآورد تو کم شود‪.‬‬ ‫‪19‬و اگر کسی که مزرعه را تقدیس کرده است‪ ،‬به هر نحوی آن را بازخرید کند‪ ،‬آنگاه باید یک پنجم پول برآورد شما را به آن اضافه کند‪،‬‬ ‫و برای او تضمین خواهد شد‪.‬‬ ‫‪20‬و اگر مزرعه را فدیه ندهد‪ ،‬یا مزرعه را به مرد دیگری فروخته باشد‪ ،‬دیگر بازخرید نخواهد شد‪.‬‬ ‫‪21‬ا مما مزرعه هنگامی که در جشن یوبیل بیرون میآید‪ ،‬برای خداوند مقدس خواهد بود‪ ،‬مانند مزرعه وقف شده ‪.‬مالکیت آن متعلق به کاهن‬ ‫خواهد بود‪.‬‬ ‫‪22‬و اگر کسی مزرعهای را که خریده است‪ ،‬که از مزارع ملک او نیست‪ ،‬برای خداوند تقدیس کند‪.‬‬ ‫‪23‬آنگاه کاهن قدر برآورد تو را تا سال یوبیل برای او حساب کند و در آن روز برآورد تو را به عنوان امری مقدس برای خداوند بدهد‪.‬‬ ‫‪24‬در سال یوبیل مزرعه به کسی که از او خریده شده است باز خواهد گشت‪ ،‬حتی به کسی که مالکیت زمین به او تعلق داشت‪.‬‬ ‫‪25‬و تمام تخمین تو برحسب مثقال قدس باشد‪.‬‬ ‫‪26‬فقط اول زاده وحشی که باید اولین فرزند خداوند باشد‪ ،‬هیچ کس نباید آن را تقدیس کند ‪.‬خواه گاو باشد یا گوسفند‪ ،‬از آن خداوند است‪.‬‬ ‫‪27‬و اگر از حیوان نجس باشد‪ ،‬آن را برحسب برآورد تو بازخرید کند و یک پنجم آن را به آن بیافزاید‪ ،‬یا اگر بازخرید نشد‪ ،‬برحسب‬ ‫برآورد تو فروخته شود‪.‬‬ ‫‪28‬با وجود این‪ ،‬هیچ چیز وقف شده ای که انسان باید برای خداوند وقف کند‪ ،‬از هر چه دارد‪ ،‬اعم از انسان و حیوان‪ ،‬و از مزرعه دارایی‬ ‫خود‪ ،‬فروخته یا بازخرید خواهد شد ‪.‬هر چیز وقف شده برای خداوند مقدس است‪.‬‬ ‫‪29‬هیچ فدایی که وقف مردم باشد‪ ،‬فدیه نخواهد شد ‪.‬اما قطعا ل به قتل خواهند رسید‪.‬‬ ‫‪30‬و تمام عشر زمین‪ ،‬چه از دانه زمین و چه از میوه درخت‪ ،‬از آن خداوند است ‪.‬برای خداوند مقدس است‪.‬‬ ‫‪31‬و اگر کسی بخواهد چیزی از عشر خود را بازخرید کند‪ ،‬باید یک پنجم آن را به آن اضافه کند‪.‬‬ ‫‪32‬و در مورد ده گله یا گله‪ ،‬حتی از هر آنچه از زیر عصا می گذرد‪ ،‬دهم برای خداوند مقدس باشد‪.‬‬ ‫‪33‬او باید خوب یا بد بودن آن را جستجو نکند و آن را تغییر ندهد ‪.‬بازخرید نخواهد شد‪.‬‬ ‫‪34‬اینها احکامی است که خداوند به موسی برای بنی اسرائیل در کوه سینا امر فرمود‪.‬‬


Turn static files into dynamic content formats.

Create a flipbook
Persian - The Book of Leviticus by Filipino Tracts and Literature Society Inc. - Issuu