ثََ ث لِ برزگر َتی ۲۳-۱:۱۳ .همان روز ،عیسی از خانه بیرون رفت و به کنار دریا نشست ۱ و جمعی کثیر نزد او جمع شدند ،چنانکه او به کشتی سوار شده ،نشست و تمامی آن جماعت بر ساحل ۲ .ایستادند .و چیزهای بسیار به ثمثثلها برایشان گفت ،و گفت » :اینک ،برزگری برای کاشتن بذر بیرون رفت ۳ .و چون بذر میپاشید ،بعضی از دانهها در راه افتاد و مرغان آمده ،آنها را خوردند ۴ .بعضی بر سنالخ افتادند ،جایی که خاک زیادی نداشتند ،و چون خاک عمیقی نداشتند ،زود سبز شدند ۵ .و چون آفتاب برآمد ،سوختند و چون ریشه نداشتند ،خشکیدند ۶ .و بعضی در میان خارها افتادند و خارها نمو کرده ،آنها را خفه کردند ۷ اما بعضی دیار در زمین نیکو افتاد و ثمر آورد ،بعضی صد برابر ،بعضی شصت برابر ،بعضی سی ۸ .برابر .هر که گوش شنوا دارد ،بشنود ۹ شاگردان نزد او آمدند و گفتند» :چرا با آنها به صورت ثمثثل سخن میاویی؟« ۱۰ او در جواب ایشان گفت ،زیرا که به شما عطا شده است که اسرار پادشاهی آسمان را بدانید ،اما به ایشان ۱۱ .عطا نشده است زیرا به هر که دارد ،داده خواهد شد و افزونی خواهد یافت؛ و از آن که ندارد ،آنچه دارد نیز گرفته خواهد ۱۲ .شد ث از این رو ،من با ایشان به ثمثلها سخن میاویم ،زیرا ایشان میبینند اما نمیبینند و میشنوند اما نمیشنوند و ۱۳ .نمیفهمند و در ایشان نبوت اشعیا تمام میشود که میاوید» :به سمع خواهید شنید و نخواهید فهمید و به نظر خواهید ۱۴ ».دید و نخواهید دید زیرا دل این قوم سناین شده ،گوشهایشان سناین گشته و چشمانشان بسته شده است ،مبادا با چشمان خود ۱۵ .ببینند و با گوشهای خود بشنوند و با دل خود بفهمند و بازگشت کنند و من ایشان را شفا دهم 1