Skip to main content

Persian - Jephthah the Gileadite

Page 1

‫یفتاح جلعادی‬ ‫داوران ‪۱۱‬‬ ‫‪.‬و یفتاح جلعادی مردی زورآور و شجاع و پسر فاحشهای بود؛ و جلعاد‪ ،‬یفتاح را آورد ‪۱‬‬ ‫و زن جلعاد برای او پسران زایید و پسران زنش بزرگ شدند و یفتاح را بیرون کرده‪ ،‬به او گفتند‪» :‬تو در خانه پدر ما وارث ‪۲‬‬ ‫»‪.‬نخواهی شد‪ ،‬زیرا تو پسر زن بیگانهای‬ ‫پس یفتاح از نزد برادران خود فرار کرد و در سرزمین طوب ساکن شد‪ .‬و مردان باطل نزد یفتاح جمع شده‪ ،‬همراه او بیرون ‪۳‬‬ ‫‪.‬رفتند‬ ‫‪.‬و پس از گذشت ایام‪ ،‬بنیعمون با اسرائیل جنگیدند ‪۴‬‬ ‫‪.‬و هنگامی که بنیعمون با اسرائیل جنگ کردند‪ ،‬مشایخ جلعاد رفتند تا یفتاح را از سرزمین طوب بیاورند ‪۵‬‬ ‫و به یفتاح گفتند‪» :‬بیا و سردار ما باش تا با بنیعمون بجنگیم‪۶ «.‬‬ ‫‪،‬یفتاح به مشایخ جلعاد گفت‪» :‬آیا شما از من نفرت نداشتید و مرا از خانه پدرم بیرون نکردید؟ و چرا اکنون که در تنگی هستید ‪۷‬‬ ‫»نزد من آمدهاید؟‬ ‫و مشایخ جلعاد به یفتاح گفتند‪» :‬از این رو‪ ،‬اکنون به سوی تو بازگشتهایم تا با ما بیایی و با بنیعمون بجنگی و سردار ما بر ‪۸‬‬ ‫»‪.‬تمامی ساکنان جلعاد باشی‬ ‫یفتاح به بزرگان جلعاد گفت‪» :‬اگر مرا به خانه بازگردانید تا با بنیعمون جنگ کنم و خداوند آنها را از دست من نجات دهد‪ ،‬آیا ‪۹‬‬ ‫»من سردار شما خواهم بود؟‬ ‫و مشایخ جلعاد به یفتاح گفتند‪» :‬خداوند در میان ما شاهد باشد‪ ،‬اگر موافق سخن تو عمل نکنیم‪۱۰ «.‬‬ ‫پس یفتاح با بزرگان جلعاد رفت و قوم او را به عنوان رئیس و فرمانده خود برگزیدند‪ .‬و یفتاح تمام سخنان خود را در مصفه ‪۱۱‬‬ ‫‪.‬به حضور خداوند بیان کرد‬ ‫و یفتاح رسولنی نزد پادشاه بنیعمون فرستاده‪ ،‬گفت‪» :‬تو را با من چه کار است که برای جنگ در زمین من به من آمدهای؟« ‪۱۲‬‬ ‫پادشاه بنیعمون به فرستادگان یفتاح پاسخ داد‪» :‬چون اسرائیل وقتی از مصر بیرون آمدند‪ ،‬سرزمین مرا از ارنون تا یبوق و تا ‪۱۳‬‬ ‫»‪.‬اردن گرفتند‪ ،‬پس اکنون آن سرزمینها را به صلح و آرامش بازپس میگیرم‬ ‫‪.‬و یفتاح دوباره قاصدانی نزد پادشاه بنیعمون فرستاد ‪۱۴‬‬ ‫‪.‬و به او گفت‪» :‬یفتاح چنین میگوید‪ :‬اسرائیل زمین موآب و زمین بنیعمون را نگرفت ‪۱۵‬‬ ‫‪،‬اما چون اسرائیل از مصر بیرون آمدند و از بیابان به سوی دریای سرخ رفتند و به قادش رسیدند ‪۱۶‬‬ ‫آنگاه اسرائیل رسولنی نزد پادشاه ادوم فرستادند و گفتند‪» :‬تمنا دارم اجازه دهی از سرزمین تو عبور کنم‪ «.‬اما پادشاه ادوم ‪۱۷‬‬ ‫‪.‬نپذیرفت‪ .‬و همچنین نزد پادشاه موآب فرستادند‪ ،‬اما او نپذیرفت‪ .‬و اسرائیل در قادش اقامت گزیدند‬ ‫پس در بیابان پیش رفتند و سرزمین ادوم و سرزمین موآب را دور زدند و از جانب شرقی سرزمین موآب گذشته‪ ،‬در آن ‪۱۸‬‬ ‫‪.‬سوی ارنون اردو زدند‪ ،‬اما به مرز موآب داخل نشدند‪ ،‬زیرا ارنون مرز موآب بود‬

‫‪1‬‬


‫یفتاح جلعادی‬

‫و اسرائیل رسولنی نزد سیحون‪ ،‬پادشاه اموریان و پادشاه حشبون فرستادند و اسرائیل به او گفت‪» :‬تمنا اینکه از سرزمین تو ‪۱۹‬‬ ‫»‪.‬به مکان من عبور کنیم‬ ‫اما سیحون به اسرائیل اعتماد نکرد که از ساحل او عبور کنند‪ ،‬بلکه سیحون تمام قوم خود را جمع کرد و در یاهص اردو زد ‪۲۰‬‬ ‫‪.‬و با اسرائیل جنگید‬ ‫و یهوه‪ ،‬خدای اسرائیل‪ ،‬سیحون و تمامی قومش را به دست اسرائیل تسلیم کرد که ایشان را شکست دادند‪ .‬پس اسرائیل تمامی ‪۲۱‬‬ ‫‪.‬زمین اموریان‪ ،‬ساکنان آن دیار را به تصرف آوردند‬ ‫‪.‬و ایشان تمامی کرانههای اموریان را از ارنون تا یبوق و از بیابان تا اردن به تصرف آوردند ‪۲۲‬‬ ‫پس حال که یهوه خدای اسرائیل‪ ،‬اموریان را از حضور قوم خود اسرائیل بیرون رانده است‪ ،‬آیا تو باید آن را به تصرف ‪۲۳‬‬ ‫آوری؟‬ ‫آیا آنچه را که خدای تو‪ ،‬کموش‪ ،‬به تو میدهد‪ ،‬مالک آن نخواهی بود؟ پس هر که را که یهوه‪ ،‬خدای ما‪ ،‬از حضور ما بیرون ‪۲۴‬‬ ‫‪.‬کند‪ ،‬مالک او خواهیم بود‬ ‫و حال آیا تو از بالق بن صفور‪ ،‬پادشاه موآب‪ ،‬بهتر هستی؟ آیا او هرگز با اسرائیل جنگیده یا با آنها جنگیده است؟ ‪۲۵‬‬ ‫هنگامی که اسرائیل سیصد سال در حشبون و شهرهایش و عروعیر و شهرهایش و در همه شهرهایی که در امتداد سواحل ‪۲۶‬‬ ‫ارنون هستند‪ ،‬ساکن بودند‪ ،‬پس چرا در این مدت آنها را بازپس نگرفتید؟‬ ‫بنابراین من به تو گناه نکردهام‪ ،‬بلکه تو با جنگ با من به من بدی میکنی‪ .‬خداوند‪ ،‬داور‪ ،‬امروز بین بنیاسرائیل و بنیعمون ‪۲۷‬‬ ‫‪.‬داوری خواهد کرد‬ ‫‪.‬اما پادشاه بنیعمون به سخنان یفتاح که به او فرستاده بود گوش نداد ‪۲۸‬‬ ‫آنگاه روح خداوند بر یفتاح نازل شد و او از جلعاد و منسی عبور کرد‪ ،‬و از مصفه جلعاد عبور نمود‪ ،‬و از مصفه جلعاد به ‪۲۹‬‬ ‫‪.‬سوی بنی عمون گذشت‬ ‫‪،‬و یفتاح برای خداوند نذر کرده‪ ،‬گفت‪» :‬اگر بنیعمون را به دست من تسلیم کنی ‪۳۰‬‬ ‫آنگاه هر که از در خانهام به استقبالم بیرون آید‪ ،‬هنگامی که به سلمتی از بنیعمون برگردم‪ ،‬از آن خداوند خواهد بود و آن را ‪۳۱‬‬ ‫‪.‬برای قربانی سوختنی تقدیم خواهم کرد‬ ‫‪.‬پس یفتاح به سوی بنیعمون رفت تا با ایشان جنگ کند‪ ،‬و خداوند ایشان را به دست او تسلیم نمود ‪۳۲‬‬ ‫و ایشان را از عروعیر تا منیت‪ ،‬یعنی بیست شهر‪ ،‬و تا دشت تاکستانها‪ ،‬به کشتار بسیار عظیمی شکست داد‪ .‬پس بنیعمون از ‪۳۳‬‬ ‫‪.‬حضور بنیاسرائیل مغلوب شدند‬ ‫و یفتاح به مصفه به خانه خود آمد و اینک دخترش با دف و رقص به استقبال او بیرون آمد؛ و او تنها فرزند او بود؛ و غیر از ‪۳۴‬‬ ‫‪.‬او پسری یا دختری نداشت‬ ‫و چون او را دید‪ ،‬جامه خود را چاک زد و گفت‪» :‬آه‪ ،‬دخترم‪ ،‬مرا بسیار خوار کردی و تو یکی از کسانی هستی که مرا آزار ‪۳۵‬‬ ‫»‪.‬میدهند‪ ،‬زیرا من دهان خود را به سوی خداوند باز کردهام و نمیتوانم برگردم‬ ‫و او به او گفت‪» :‬ای پدر من‪ ،‬اگر دهان خود را به سوی خداوند باز کردهای‪ ،‬مطابق آنچه از دهانت بیرون آمد با من عمل ‪۳۶‬‬ ‫»‪.‬کن‪ ،‬زیرا خداوند برای تو از دشمنانت‪ ،‬یعنی از بنیعمون‪ ،‬انتقام گرفته است‬ ‫و به پدرش گفت‪» :‬این کار برای من انجام شود‪ :‬دو ماه مرا مهلت بده تا بر کوهها بال و پایین بروم و برای بکارت خود ماتم ‪۳۷‬‬ ‫»‪.‬بگیرم‪ ،‬من و رفقایم‬ ‫‪.‬و او گفت‪» :‬برو‪ «.‬و او را به مدت دو ماه روانه کرد‪ .‬و او با رفقای خود رفت و برای بکارت خود به کوهها ماتم گرفت ‪۳۸‬‬ ‫و واقع شد که بعد از انقضای دو ماه‪ ،‬نزد پدرش برگشت‪ ،‬و پدرش مطابق نذری که کرده بود با او عمل کرد‪ ،‬و او مردی را ‪۳۹‬‬ ‫‪،‬نمیشناخت‪ .‬و این در اسرائیل رسم بود‬ ‫‪.‬اینکه دختران اسرائیل هر ساله میرفتند تا چهار روز در سال برای دختر یفتاح جلعادی سوگواری کنند ‪۴۰‬‬

‫داوران ‪۱۲‬‬ ‫و مردان افرایم جمع شدند و به سمت شمال رفتند و به یفتاح گفتند‪» :‬چرا برای جنگ با بنی عمون رفتی و ما را نخواندی تا با ‪۱‬‬ ‫»‪.‬تو بیاییم؟ ما خانهات را بر سرت به آتش خواهیم کشید‬ ‫یفتاح به ایشان گفت‪» :‬من و قوم من با بنیعمون سخت در جنگ بودیم و چون شما را خواندم‪ ،‬مرا از دست ایشان رهایی ‪۲‬‬ ‫»‪.‬ندادید‬ ‫و چون دیدم که مرا رهایی ندادید‪ ،‬جان خود را به دست خود گذاشتم و به سوی بنی عمون رفتم و خداوند ایشان را به دست من ‪۳‬‬ ‫تسلیم کرد‪ .‬پس چرا امروز نزد من آمدهاید تا با من جنگ کنید؟‬ ‫پس یفتاح تمام مردان جلعاد را جمع کرد و با افرایم جنگید و مردان جلعاد‪ ،‬افرایم را شکست دادند‪ ،‬زیرا گفتند‪» :‬ای اهالی ‪۴‬‬ ‫»‪.‬جلعاد‪ ،‬فراریان افرایم در میان افرایم و منسی هستید‬ ‫و جلعادیان گذرگاههای اردن را پیش روی افرایم گرفتند‪ ،‬و چنین شد که چون افرایمیانی که فرار کرده بودند گفتند‪» :‬بگذارید ‪۵‬‬ ‫‪،‬عبور کنم«‪ ،‬مردان جلعاد به او گفتند‪» :‬آیا تو افرایمی هستی؟« اگر میگفت‪» :‬نه«‬

‫‪2‬‬


‫یفتاح جلعادی‬

‫آنگاه به او گفتند‪» :‬بگو شبولت!« و او گفت‪ » :‬سسبولت!« زیرا نمیتوانست آن را درست تلفظ کند‪ .‬پس او را گرفتند و در ‪۶‬‬ ‫‪.‬گذرگاههای اردن کشتند‪ .‬در آن زمان چهل و دو هزار نفر از افرایم کشته شدند‬ ‫‪.‬و یفتاح شش سال بر اسرائیل داوری کرد‪ .‬سپس یفتاح جلعادی درگذشت و در یکی از شهرهای جلعاد دفن شد ‪۷‬‬

‫تفسیر‬ ‫کتاب داوران از کتاب مقدس شاه جیمز آمده است‪ ،‬یکی از قدرتمندترین‪ ،‬پیچیدهترین و و ‪ ۱۲‬داستان یفتاح ‪ ،‬که در فصلهای ‪۱۱‬‬ ‫غمانگیزترین روایتهای عهد عتیق است‪ .‬این داستان‪ ،‬جنگجوی قدرتمندی را به تصویر میکشد که توسط خانوادهاش طرد شده و‬ ‫‪.‬برای رهایی اسرائیل قیام میکند‪ ،‬اما در دام یک نذر غمانگیز گرفتار شده و بعدها درگیر یک جنگ داخلی تلخ میشود‬

‫تفسیر آیه به آیه کتاب داوران‪ ،‬فصلهای ‪: ۱۲-۱۱‬بخش ‪۱‬‬ ‫داوران‪ ،‬فصل یازدهم‪ :‬ظهور یفتاح و نزاع عمونیان‬ ‫پیشینه و تبعید یفتاح ‪۳-۱:۱۱ -‬‬ ‫یفتاح به عنوان »مردی دلور و شجاع« معرفی میشود‪ ،‬اما او پسر یک فاحشه است‪ .‬پدرش‪ ،‬جلعاد‪ ،‬پسران مشروعی دارد که‬ ‫یفتاح را بیرون میکنند تا او ارثی نبرد‪ .‬یفتاح به سرزمین طوب فرار میکند‪ ،‬جایی که گروهی از »مردان بیهوده« )طردشدگان یا‬ ‫‪.‬افراد بیکار( دور او جمع میشوند و او را به عنوان رهبر خود دنبال میکنند‬ ‫بزرگان جلعاد درخواست کمک میکنند — ‪۱۱–۴:۱۱‬‬ ‫وقتی عمونیان علیه اسرائیل جنگ میکنند‪ ،‬بزرگان جلعاد متوجه میشوند که به یک فرمانده نظامی نیاز دارند‪ .‬آنها به سرزمین‬ ‫طوب سفر میکنند تا از یفتاح التماس کنند که آنها را رهبری کند‪ .‬یفتاح در ابتدا آنها را به خاطر گذشتهشان سرزنش میکند‪ ،‬اما‬ ‫آنها موافقت میکنند که اگر او آنها را به پیروزی برساند‪ ،‬رهبر تمام ساکنان جلعاد خواهد شد‪ .‬آنها این سوگند را در مصفه در‬ ‫‪.‬حضور خداوند مهر و موم میکنند‬ ‫مذاکرات دیپلماتیک و الهیاتی یفتاح — ‪۲۸–۱۲:۱۱‬‬ ‫یفتاح پیش از جنگ‪ ،‬فرستادگانی را نزد پادشاه عمونیان میفرستد و میپرسد که چرا به سرزمین اسرائیل حمله میکنند‪ .‬پادشاه‬ ‫عمونیان ادعا میکند که اسرائیل هنگام خروج از مصر‪ ،‬سرزمین آنها را تصرف کرده است‪ .‬یفتاح با دفاعیه تاریخی و کلمی‬ ‫مفصلی پاسخ میدهد‪ :‬اسرائیل سرزمینی را از عمونیان یا موآبیان نگرفت‪ ،‬بلکه از سیحون‪ ،‬پادشاه عمونیان‪ ،‬که خدا او را به دست‬ ‫آنها سپرد‪ ،‬گرفت‪ .‬او حق عمونیان را برای شکایت پس از سیصد سال استقرار صلحآمیز به چالش میکشد و قضاوت را به خداوند‬ ‫‪.‬واگذار میکند‪ .‬پادشاه عمونیان پیام را نادیده میگیرد‬ ‫توانمندسازی روح — ‪۲۹:۱۱‬‬ ‫»آنگاه روح خداوند بر یفتاح نازل شد‪ «.‬یفتاح که از جانب خدا نیرو گرفته بود‪ ،‬از میان جلعاد و منسی عبور کرد‪ ،‬سپاهیانی را‬ ‫‪.‬گرد آورد و به سوی بنیعمون لشکرکشی نمود‬ ‫نذر ناگهانی یفتاح — ‪۳۱–۳۰:۱۱‬‬ ‫یفتاح پیش از نبرد‪ ،‬برای خداوند نذر میکند‪ :‬اگر خداوند بنیعمون را به دست او بسپارد‪ ،‬هر آنچه از درهای خانهاش به استقبال او‬ ‫‪.‬بیرون آید‪ ،‬هنگامی که او به سلمت بازگردد‪ ،‬متعلق به خداوند خواهد بود و او آن را به عنوان قربانی سوختنی تقدیم خواهد کرد‬ ‫پیروزی بر عمون — ‪۳۳–۳۲:۱۱‬‬ ‫یفتاح پیشروی میکند و با عمونیان میجنگد‪ .‬با کمک خداوند‪ ،‬او شکست سختی را در بیست شهر به آنها تحمیل میکند و عمونیان‬ ‫‪.‬را در برابر بنیاسرائیل مطیع میسازد‬ ‫بازگشت غمانگیز به خانه و تحقق نذر — ‪۴۰–۳۴:۱۱‬‬ ‫یفتاح به خانهاش در مصفه بازمیگردد‪ .‬تنها فرزندش ‪ -‬دخترش ‪ -‬در حالی که با دف میرقصید‪ ،‬به استقبالش میآید‪ .‬یفتاح که از غم‬ ‫و اندوه غرق شده بود‪ ،‬لباسهایش را پاره کرد و از نذرش ناله و زاری کرد‪ ،‬زیرا میدانست که نمیتواند آن را پس بگیرد‪ .‬دخترش‬ ‫شجاعانه تسلیم شد و فقط دو ماه فرصت خواست تا با همراهانش به کوهستان برود و برای بکارتش سوگواری کند‪ .‬پس از دو‬

‫‪3‬‬


‫یفتاح جلعادی‬

‫ماه‪ ،‬او بازمیگردد و یفتاح نذرش را به او وفا میکند‪ .‬این رویداد به یک سنت سالنه تبدیل میشود که در آن دختران اسرائیل هر‬ ‫‪.‬سال چهار روز برای او سوگواری میکنند‬ ‫جنگ داخلی با افرایم و داوران بعدی ‪:‬داوران فصل ‪۱۲‬‬ ‫شکایت افرایم ‪۳-۱ :۱۲ -‬‬ ‫مردان متکبر افرایم جمع میشوند و به سمت زافون میروند و با عصبانیت با یفتاح روبرو میشوند‪ .‬آنها شکایت میکنند که او بدون‬ ‫دعوت از آنها برای کمک‪ ،‬به جنگ با عمون رفته است و تهدید میکنند که خانهاش را با خودش در داخل آن به آتش خواهند‬ ‫‪.‬کشید‪ .‬یفتاح پاسخ میدهد که او و قومش وقتی در سختی زیادی بودند‪ ،‬درخواست کمک کردند‪ ،‬اما افرایم آنها را نجات نداد‬ ‫شبو للت« — ‪۶-۴:۱۲‬‬ ‫جنگ داخلی و آزمون » ل‬ ‫‪.‬یفتاح مردان جلعاد را جمع میکند و با افرایم میجنگد و آنها را شکست میدهد‪ .‬جلعادیها گذرگاههای رود اردن را تصرف میکنند‬ ‫وقتی افرایمیهای فراری سعی میکنند از آن عبور کنند‪ ،‬نگهبانان با درخواست از آنها برای گفتن کلمه "شبولت" آنها را آزمایش‬ ‫میکنند‪ .‬از آنجایی که گویش افرایمی نمیتواند صدای "ش" را تلفظ کند‪ ،‬آن را "سیبولت" تلفظ میکنند‪ .‬این افشای زبانی آنها را‬ ‫‪.‬افرایمی میشود رسوا میکند و منجر به قتل عام ‪۴۲۰۰۰‬‬ ‫مرگ یفتاح — ‪۷:۱۲‬‬ ‫‪.‬یفتاح شش سال قبل از مرگش اسرائیل را داوری کرد‪ .‬او در یکی از شهرهای جلعاد به خاک سپرده شد‬

‫درسهای کلیدی و کاربردهای زندگی ‪:‬بخش ‪۲‬‬ ‫خدا میتواند از مطرودین و طردشدگان استفاده کند ‪۱.‬‬ ‫‪.‬درس عبرت‪ :‬یفتاح به دلیل پیشینهاش توسط خانوادهاش طرد شد‪ ،‬با این حال خدا او را برای نجات کل یک ملت برگزید‬ ‫کاربرد‪ :‬هرگز اجازه ندهید گذشته‪ ،‬پیشینه خانوادگی یا طرد شدن توسط دیگران‪ ،‬پتانسیل شما را تعیین کند‪ .‬خداوند اغلب از‬ ‫‪.‬افرادی که جامعه آنها را نادیده میگیرد یا نادیده میگیرد‪ ،‬برای رسیدن به اهداف خارقالعاده استفاده میکند‬ ‫اهمیت حیاتی محافظت از کلم )خطر قولهای عوولنه( ‪۲.‬‬ ‫درس عبرت‪ :‬یفتاح از روی شور و هیجان احساسی و اضطراب‪ ،‬نذری عجولنه و غیرضروری کرد که منجر به یک فاجعه‬ ‫‪.‬شخصی ویرانگر شد‬ ‫کاربرد‪ :‬کلمات وزن بسیار زیادی دارند‪ .‬ما باید در مورد وعدههای آنی‪ ،‬اظهارات احساسی یا تعهداتی که تحت فشار داده‬ ‫"میشوند‪ ،‬احتیاط کنیم‪ .‬ایمان واقعی به حاکمیت خدا اعتماد دارد‪ ،‬بدون اینکه سعی کند از طریق وعدههای عجولنه با او "رشوه‬ ‫‪.‬بدهد یا معامله کند )جامعه ‪(۵،۲ :۵‬‬ ‫شناخت تاریخ خود و ایستادگی بر حقیقت ‪۳.‬‬ ‫درس عبرت‪ :‬یفتاح فقط یک جنگجوی بیرحم نبود؛ او دانش عمیقی از تاریخ اسرائیل و پیمانهای خدا با ملتهای اطراف داشت‪ .‬او‬ ‫‪.‬قبل از توسل به خشونت‪ ،‬از دیپلماسی و حقایق تاریخی استفاده کرد‬ ‫کاربرد‪ :‬خود را در حقیقت کلم خدا و واقعیت تاریخی قرار دهید‪ .‬دانستن پایه و اساس ایمانتان به شما این امکان را میدهد که به‬ ‫‪.‬منتقدان پاسخ دهید‪ ،‬اختلفات را عاقلنه حل کنید و در برابر اتهامات دروغین محکم بایستید‬ ‫ماهیت مخرب غرور و قبیلهگرایی ‪۴.‬‬ ‫درس عبرت‪ :‬غرور جریحهدار شده‪ ،‬حسادت و خودخواهی قبیلهای‪ ،‬بنیاسرائیل را به حرکت درآورد و منجر به جنگ داخلی‬ ‫‪.‬بیمعنی شد که به قیمت جان دهها هزار اسرائیلی تمام شد‬

‫‪4‬‬


‫یفتاح جلعادی‬

‫کاربرد‪ :‬غرور و رقابتهای کوچک بین مؤمنان )یا در جوامع و خانوادهها( وحدت را از درون نابود میکند‪ .‬به جای جنگیدن بر‬ ‫‪.‬سر اینکه چه کسی اعتبار یا جلل را به دست میآورد‪ ،‬باید پادشاهی خدا و حمایت متقابل را در اولویت قرار دهیم‬ ‫ابزارهای ناقص انسانی و لطف الهی ‪۵.‬‬ ‫درس عبرت‪ :‬یفتاح در تالر ایمان عهد جدید )عبرانیان ‪ (11:32‬ذکر شده است‪ ،‬با این حال زندگی او با نقصهای جدی‪ ،‬تصمیمات‬ ‫‪.‬عجولنه و جنگهای قبیلهای وحشیانه مشخص شده است‬ ‫کاربرد‪ :‬خدا از طریق افراد شکسته و ناقص عمل میکند‪ .‬در حالی که انتخابهای بد ما هنوز عواقب دردناک دنیوی دارند‪ ،‬فیض‬ ‫‪.‬خدا میتواند یک قلب مشتاق را نجات دهد‪ ،‬حتی اگر آن قلب در گوشه و کنار ناهموار باشد‬

‫یفتاح در عهد جدید‬ ‫که اغلب "تالر ایمان" نامیده میشود ‪ -‬یفتاح به طور غیرمنتظره و محترمانهای در میان قهرمانان زن و مرد ‪ -‬در عبرانیان ‪۱۱‬‬ ‫بزرگ تاریخ کتاب مقدس ذکر میشود‪ .‬با توجه به پیامدهای غمانگیز و ابهامات اخلقی که در داستان او در کتاب داوران ثبت شده‬ ‫‪.‬است‪ ،‬گنجاندن او در این فصل‪ ،‬بینش عمیقی در مورد چگونگی نگاه عهد جدید به ایمان‪ ،‬فیض و نقص انسان ارائه میدهد‬ ‫ظاهر میشود جایی که یفتاح در عبرانیان ‪۱. ۱۱‬‬ ‫‪ :‬ذکر شده است یفتاح در عبرانیان ‪۳۴-۳۲:۱۱‬‬ ‫و دیگر چه بگویم؟ زیرا وقت مرا کفاف نمیدهد که از سجدعون و باراق و ششمشون و یسفتاح و همچنین داوود و سموئیل و انبیا«‬ ‫سخن بگویم ‪ :‬آنان که به ایمان‪ ،‬ممالک را مغلوب کردند‪ ،‬عدالت را به جا آوردند‪ ،‬وعدهها را به دست آوردند‪ ،‬دهان شیران را‬ ‫بستند‪ ،‬خشونت آتش را خاموش کردند‪ ،‬از دم شمشیر گریختند‪ ،‬از ضعف‪ ،‬قوی شدند‪ ،‬در جنگ شجاع گشتند و لشکرهای‬ ‫»‪.‬بیگانگان را فراری دادند‬ ‫‪ .2‬بینشهای کلیدی از دیدگاه عهد جدید‬ ‫الف‪ .‬ایمانی که در بحبوحه بشریت ناقص به رسمیت شناخته شد‬ ‫کتاب داوران دورهای از انحطاط معنوی در اسرائیل را به تصویر میکشد‪ ،‬و زندگی یفتاح به هیچ وجه پاک یا ایدهآل نبود‪ .‬او‬ ‫‪،‬فرزندی نامشروع‪ ،‬تبعیدی‪ ،‬رهبر »مردان بیهوده« و جنگجویی بود که نذری عجولنه کرد که به فاجعه انجامید‪ .‬با این حال‬ ‫‪،‬قدیسان را بر اساس کمال اخلقی فهرست نمیکند؛ بلکه آنها را بر اساس ایمان فهرست میکند ‪ .‬نویسنده عهد جدید عبرانیان ‪۱۱‬‬ ‫انگ اجتماعی‪ ،‬پیشینه دشوار و اشتباهات شخصی یفتاح را نادیده میگیرد تا لحظهای را که او به خدا توکل کرد تا برای اسرائیل‬ ‫‪.‬بجنگد‪ ،‬برجسته کند‪ .‬ستایش خداوند در عهد جدید ریشه در اعتماد به او دارد ‪ ،‬نه بیعیب و نقص بودن انسان‬ ‫ب‪» .‬از ضعف‪ ،‬قدرت یافت«‬ ‫تجربه بسیاری از داوران را با این عبارت خلصه میکند‪» :‬از ضعف‪ ،‬قوی شدند‪ «.‬عبرانیان ‪۳۴:۱۱‬‬ ‫نقطه ضعف یفتاح‪ :‬او در ابتدا یک مطرود بود که برادرانش او را طرد کرده بودند )داوران ‪ (11:2‬و فاقد یک اصل و نسب‬ ‫‪.‬اصیل و سنتی بود‬ ‫قدرت خدا‪ :‬هنگامی که روح خداوند بر او نازل شد )داوران ‪ ،(11:29‬محرومیت طبیعی و تبعید اجتماعی او به اقتدار معنوی و‬ ‫‪.‬رهایی نظامی تبدیل شد‬ ‫‪،‬همسو است ) »فیض من برای تو کافی است ارتباط با عهد جدید‪ :‬این موضوع مستقیما ا با الهیات پولس در دوم قرنتیان ‪۹:۱۲‬‬ ‫‪» ).‬زیرا قدرت من در ضعف کامل میشود‬ ‫ج‪ .‬ایمانی که در اعتقاد کلمی و کلمی نمایان میشود‬ ‫پیش از آنکه یفتاح با عمونیان بجنگد‪ ،‬درگیر یک تبادل دیپلماتیک طولنی شد که ریشه در تاریخ اسرائیل داشت )داوران ‪۱۲:۱۱‬‬‫‪،‬او با جسارت اعلم کرد که خداوند‪ ،‬خدای اسرائیل‪ ،‬این سرزمین را به قوم خود بخشیده است و تأکید کرد‪» :‬خداوند داور ‪۲۷).‬‬ ‫»‪.‬امروز میان بنیاسرائیل و بنیعمون داوری خواهد کرد‬

‫‪5‬‬


‫یفتاح جلعادی‬

‫‪ .‬ایمان یفتاح با این اعتقاد راسخ او که تنها خدا داور برتر و حاکم بر پادشاهیهای بشری است‪ ،‬نشان داده میشد‬ ‫‪ .‬این جنبه از ایمان به عنوان مغلوب کردن پادشاهیها و شجاع شدن در جنگ توصیف شده است ‪،‬در عبرانیان ‪۳۳:۱۱‬‬ ‫د‪ .‬قدرت فیض عهدی‬ ‫یک مضمون اصلی عهد جدید را برجسته میکند‪ :‬فیض ‪،‬گنجاندن شخصیتهایی مانند یفتاح‪ ،‬سامسون و جدعون در عبرانیان ‪۱۱‬‬ ‫‪ .‬رستگاری‬ ‫‪.‬اگر رستگاری و رضایت خدا به عملکرد بیعیب و نقص بستگی داشت‪ ،‬یفتاح در این فهرست نمیبود‬ ‫حضور او در این جمع به پیام انجیل اشاره دارد ‪ -‬اینکه خدا از طریق افراد شکسته‪ ،‬آشفته و ناقص که با توکل به او روی‬ ‫‪.‬میآورند‪ ،‬کار میکند‬ ‫مقایسه روایت عهد عتیق با خلصه عهد جدید ‪۳.‬‬ ‫تمرکز بر عهد جدید )عبرانیان ‪(۱۱‬‬

‫تمرکز بر عهد عتیق )داوران ‪(۱۲-۱۱‬‬

‫حقیقت معنوی‪ :‬پیروزی از طریق توکل‪ ،‬غلبه بر‬ ‫‪.‬ضعف‪ ،‬تکیه بر قدرت خداوند‬

‫واقعیت تاریخی و انسانی‪ :‬طرد شدن‪ ،‬دیپلماسی خشن‪ ،‬عهد‬ ‫‪.‬عجولنه‪ ،‬فقدان غمانگیز‪ ،‬درگیریهای داخلی‬

‫تأکید‪ :‬قدرت خدا که از طریق ایمان واقعی در شرایط‬ ‫‪.‬دشوار عمل میکند‬

‫‪.‬تأکید‪ :‬پیچیدگیهای انسانی و آشفتگی دوران قبیلهای اسرائیل‬

‫درس‪ :‬افتخار ابدی به کسانی داده میشود که برای‬ ‫‪.‬نبردهایشان به خدا توکل میکنند‬

‫درس‪ :‬پیامدهای ناخواستهی سخنان احمقانه و سیستمهای ناکارآمد‬ ‫‪.‬انسانی‬

‫کاربرد زندگی از دیدگاه عهد جدید‬ ‫خدا شما را با بدترین اشتباهاتتان تعریف نمیکند‪ :‬یفتاح در عهد جدید به خاطر ایمانش به قدرت خدا در نجات به یاد آورده‬ ‫میشود‪ ،‬نه به خاطر نذر عجولنه و غمانگیزش‪ .‬در مسیح‪ ،‬میراث شما توسط ایمان و لطف خدا شکل میگیرد‪ ،‬نه اشتباهات‬ ‫‪.‬گذشتهتان‬ ‫ایمان در زمانهای ناکامل مؤثر است‪ :‬یفتاح در دورانی از نظر اخلقی آشفته زندگی میکرد‪ ،‬با این حال همچنان به خدا توکل‬ ‫‪.‬داشت‪ .‬برای داشتن ایمان واقعی نیازی به محیطی بینقص ندارید‬ ‫اشاره نهایی به خداست ‪ -‬قهرمان واقعی کتاب مقدس که ‪،‬تمرکز بر نواتدهنده‪ ،‬نه فقط وسیله‪ :‬گنجاندن یفتاح در عبرانیان ‪۱۱‬‬ ‫‪.‬انسانهای ضعیف را برای تحقق وعدههایش توانمند میسازد‬

‫‪6‬‬


Turn static files into dynamic content formats.

Create a flipbook