Page 1

‫کاظم جان سالم!‬ ‫درآخرين نامه ات نوشته بودی‪»:‬اين نوشته آخر من در اين رابطه خواھد بود‪ .‬به نظر من آنچه بايد گفته شود‬ ‫گفته شد«! چه شد که بيش ازچندروزتاب نياوردی! ازشوخی گذشته نامه ات را‪ ،‬به فال نيک گرفتم‬ ‫وادامۀ گفتگوباآن دوست عزيزرااستقبال می کنم‪ .‬اميدوارم به تفاھم بيشتری برسيم‪ .‬به پرسش ھايت‬ ‫درمتن نامه ات پاسخ می دھم‪ .‬آنچه من نوشته ام‪ ،‬بارنگ بنفش وتوضيح بابک مشخص شده اند‪.‬‬ ‫قربانت بابک ‪2012/05/10‬‬ ‫دوست عزيز و ارجمندم آقای اميرخسروی‪ ،‬سالم‬ ‫برخالف برخی نوشته ھا که بيشتر لفاظی بود‪ ،‬نوشته جنابعالی بسيار روشن و گويا است‪ .‬شما نوشته‬ ‫ايد‪:‬‬ ‫" سياست ما برای اتحاد با سايرنيروھا نيز‪ ،‬تابع اين مرزبندی است‪ .‬اگردرشرايط کنونی پبکاربرای‬ ‫تامين حداقل آزادی ھا‪:‬آزادی مطبوعات وقلم‪ ،‬آزادی احزاب و سنديکاھا وتشکل ھای صنفی‪ ،‬آزادی‬ ‫ھای انتخابات ھا درآزادی است؛ که الزمۀ آن‪ ،‬اضافه برتامين‬ ‫زندانيان سياسی ونيزتامين پيش شرط ِ‬ ‫مطالبات باال‪ ،‬لغونظارت استصوابی نيزھست؛ درآنصورت می توان گسترده ترين نيروھای درون‬ ‫کشوررابه اين پيکارفراخواند‪ .‬متحدين عينی وعملی ما‪ ،‬دردرجۀ نخست نيروھای سبزو اصالح طلبان‬ ‫درون کشوراست"‪.‬‬ ‫اين توصيفی از شرايط کنونی يا مرحله اول پيکار است‪ .‬بنابراين بايد مراحل ديگری ھم در نظريه شما‬ ‫وجود داشته باشد که بيان نشده است‪ .‬دراين ارتباط چند پرسش مطرح می شود‪.‬‬ ‫[‬

‫‪ .1‬فکر نمی کنيد تقسيم بندنی جنابعالی ازافراد و گروه ھا در باره انتخابات آزاد نه تنھاشما را با‬ ‫فرخ نگھدار در يک گروه قرار نمی دھد‪ ،‬بلکه شما رابه سياووشی نزديک کرده است؟ شما‬ ‫می خواھيد با کسانی که نگھدارمی خواھد گفتگو کند پيکار کنيد‪ .‬اينگونه نيست؟‬ ‫احتمالی تحليل من‪ ،‬ازنظريّات آقايان‬ ‫توضيح بابک‪ :‬کاظم جان راستش نمی فھمم نزديکی ويا دوری‬ ‫ِ‬ ‫نگھداروسياوشی چه اھميّت ويژه ای دارد که شمامی پرسيد؟ پاسخ به پرسش ھائی ازاين نوع‪»:‬شما‬ ‫می خواھيد با کسانی که نگھدارمی خواھد گفتگو کند پيکار کنيد‪ .‬اينگونه نيست؟«؛ مارا بيھوده وارد‬ ‫نوعی پلميک بادوستان ديگر می کند که واقعا ً نيازی به آن نيست‪ .‬صادقانه بگويم‪ ،‬من ازوارد شدن در‬ ‫اينگونه بحث ھا اکراه دارم وبا اجازۀ شماازپرداختن به آن دراين ميلينگ ليست‪ ،‬که خوانندگان زيادی‬ ‫دارد‪ ،‬پرھيزمی کنم‪ .‬اگرموضوع برايتان مھم است‪ ،‬جداگانه وخصوصی سوال کنيد‪.‬‬ ‫‪ .2‬پيکار مورد نظر شما با رژيم چگونه و برای چيست؟ آيا در اين پيکار استراتژی ھم وجود‬ ‫دارد‪ ،‬و آن چيست؟ به عبارت ديگر‪ ،‬آيا خواست ھای شما در حدی که طر ح کرده ايد متوقف‬ ‫می شود و يا ادامه می يابد و ادامه آن چيست و چگونه بدست می آيد؟‬ ‫توضيح بابک‪ :‬درھمان نامۀ اوّ ل دراشاره به منشور»اجا« که من وشما مشترکا ً امضا کرديم‪ ،‬تاکيد‬ ‫داشته ايم که‪»:‬اولين اقدام ماتدوين يک منشورجمھوری خواھی بود‪ .‬انگيزۀ مامتحدساختن نيروھای‬ ‫برقراری يک‪ :‬نظام جـمھوری پارلمانی براساس‬ ‫پراکندۀ سياسی جمھوری خواه بود که ھدفشان‬ ‫ِ‬ ‫تفکيک قوای سه گانه وتضمين حقوق وآزادي ھای فردی واجتماعی مندرج دراعالميه جھانی حقوق‬ ‫بشرورعايت اصل تناوب قدرت و انتخابی بودن سران کشورودولت‪ ،‬که ھرگونه ادعای امتيازموروثی‪،‬‬

‫دينی و مسلکی را درامرحکومت بی اعتبار میسازد!«‬


‫اطمينان داشته باش که من ھمچنان برامضای خود صادقانه پايبندم‪ .‬اگراختالفی ھست‪ ،‬که ھست‪ ،‬بر‬ ‫برای‬ ‫برای تحقق اين جامعۀ آرمانی ماست‪.‬‬ ‫سر»نقشۀ راه«)‪ (Feuille de Route‬و»شيوۀ مبارزه«‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫دستيابی به اين جامعۀ آرمانی‪ ،‬درشرايط مشخص جمھوری اسالمی‪ ،‬من معتقد به مبارزۀ آرام وگام به‬ ‫گام ومسالمت آميز ومرحله به مرحله پيکارسياسی ھستم‪ .‬برای پرھيزازطوالنی ترشدن مطلب‪ ،‬آنچه را‬ ‫که دراين رابطه درنامۀ پيشين خود گفته بودم؛ يادآوری می کتم‪:‬‬ ‫»ازآنجا که من‪ ،‬وضعيّت کنونی تناسب نيروھا وسلطۀ لحظه ای اقتدارگرايان را فقط درنظرنمی گيرم‬ ‫ومطلق اش نمی کنم وقابل تغييرمی دانم؛ براين باورم که درحال حاضر‪ ،‬می بايد مردم رابرای مبارزه‬ ‫درراستای دستيابی به آزادی ھای اوليّۀ پايمال شده‪:‬آزادی مطبوعات واحزاب و سنديکاھا وتشکالت‬ ‫ھای آزاد؛ بابھره گيری ازراه ھای آرام‬ ‫مدنی‪ ،‬وتامين ھرچه فزاينده ت ِرحاکميّت ملت ازطريق انتخابات ِ‬ ‫آميزمبارزاتی تشويق وتجھيزکرد‪.‬‬ ‫ومسالمت‬ ‫ِ‬ ‫آنگاه که اين آزادی ھای اوليّه‪ ،‬ولی ضروری وبسيارپراھميّت بدست آمد؛ باارزيابی مجدد توازن نيرو‬ ‫وآمادگی ذھنی مردم؛ با تاکتيک ھای مناسب باشرايط آن روز؛ طرح ديگری ريخت ومبارزه راتا‬ ‫ھا‬ ‫ِ‬

‫تحقق تمام وکمال حاکميّت ملت‪ ،‬که درآن ھمۀ نھادھای حکومت ناشی ازاراده ورای آزاد ملت باشد‪،‬‬ ‫ادامه داد‪ .‬دراين پيکا ِرمرحله به مرحله‪ ،‬بيگمان‪ ،‬اصالح طلبان درون وبيرون حاکميّت‪ ،‬درشما ِر‬

‫رقدرنيروھای عرفی وترقی خواه از‬ ‫نيروی اصلی وتعيين کنندۀ آن‪ ،‬قرارمی گيرند‪ .‬بديھی است که ھ‬ ‫ِ‬ ‫تبا ِراتحاد جمھوری خواھان پرتوان ترباشند‪ ،‬رنگ ونشان خودرابررويدادھاوچشم اندازسياسی کشور‬ ‫برجای خواھندگذاشت«‪.‬‬

‫کاظم جان! مالحظه می کنيد که درنظام فکری من‪ ،‬ھم استراتژی وجوددارد وھم ھدف روشن است‪.‬‬ ‫تفاوت من بابرخی ازدوستان ازجمله دراين است که آنھابراين باورند که رژيم اصالح ناپذيراست؛ لذا‬ ‫برای دستيابی به آزادی ودموکراسی می بايد آن رابه يک صورتی‪ ،‬برانداخت‪ .‬ازجمله با»استراتژی‬ ‫انتخابات آزاد«‪ .‬ولی من معتقد به اصالح وتغييرواستحالۀ رژيم درراستای دستيابی به تحقق »حاکميّت‬ ‫وپيروزی چنين »نقشۀ راه« راامکان پذيرمی دانم‪.‬‬ ‫ملّت« ھستم‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫اميد من به توفيق اين راه‪ ،‬درتفاوت مھّم رژيم کنونی بارژيم شاه‪ ،‬ازجمله دراين است که حاکميّت کنونی‬ ‫يکپارچه نيست‪ .‬ثانيا ً واين مھم ترازاولی است؛ وجود نيروی واسطۀ تنومندی ميان دولت وملت است که‬ ‫اجتماعی مھّمی که متاسفانه در‬ ‫خواھان تعييروتحول درراستای تامين»حاکميّت ملّت« می باشد‪ .‬نيروی‬ ‫ِ‬ ‫زمان شاه وجود نداشت‪ .‬جنبش سبزواصالح طلبان درون وبيرون حاکميّت ونيروھای سياسی ازتبار‬ ‫نھضت آزادی وملی‪ -‬مذھبی ھا‪ ،‬دفترتحکيم وسنديکاھای مستقل ونظايرآنھا‪ ،‬درشماراين نيروھای‬ ‫واسطه اند‪.‬‬ ‫‪ .3‬آيا شما معتقد به جدايی دين از دولت‪ ،‬پايان يافتن‪ ،‬حکومت مادام العمری واليت فقيه برای‬ ‫برقرای حاکميت مردم ھستيد؟ اگر پاسخ مثبت است اين خواست ھا در کجای پيکار شما قرار‬ ‫می گيرد و درچه مرحله ای بايد طرح شود؟‬ ‫توضيح بابک‪ :‬گمان کنم درجريان توضيحات پيشين به اندازۀ کافی مواضع من دراين راستا روشن شده‬ ‫جای مرحله ای آن درپايان نقشۀ راه‪ ،‬وفرجام اين مبارزۀ طوالنی مرحله به‬ ‫باشد‪ .‬تنھا اضافه کنم که‬ ‫ِ‬ ‫مرحله است‪ .‬فعالً ما درآغازاين پيکارھستيم که ھمان دستيابی به آزادی ھای اوليّه است‪.‬‬ ‫‪ .4‬با توجه به اينکه رژيم جمھوری اسالمی حتی وکيل مدافع متھمان را به يازده سال زندان‬ ‫محکوم می کند‪ ،‬و به وبالگ نويس را اعدام می دھد‪ ،‬در پيکار شما‪ ،‬حکومت فقھا و نظاميان‬ ‫چگونه حذف و حاکميت مردم بر قرارمی شود؟‬ ‫توضيح بابک‪ :‬چنانکه پيش ترعرض کردم‪ ،‬من وضعيّت کنونی راپايدارومطلق نمی بينم‪ .‬کاظم جان!‬ ‫اصوالً رويکرد من به مسائل سياسی‪ ،‬ايجابی است‪ ،‬نه سلبی‪ .‬درنفشۀ راه مطلوب من‪ ،‬ھرگونه توفيق‬ ‫کوچک وبزرگ ايجابی‪ ،‬دردستيابی به آزادی وحقوق انسانی؛ مثالًحتی آزادی زندانيان سياسی دربند‬


‫کنونی‪ ،‬پيکاربا حکومت فقھا ونظاميان وپس زدن آنھاست‪ .‬واين مبارزه را تا ازنفس انداختن آنھا‪ ،‬می‬ ‫بايد ادامه داد‪.‬‬ ‫دوست ارجمندم! وقت آن رسيده است که فرھنگ »حذف«را که ھمان انديشۀ براندازی است‪ ،‬واگرکسی‬ ‫آن رانگويد‪ ،‬پس»سازشکارودنباله روجمھوری اسالمی است«‪ ،‬ازخود دورکنيم ودرجستجوی راه ھای‬ ‫ايجابی باشيم که البته دشواراست ولی تنھا راه دستيابی به آزادی ودموکراسی ماندگاروپايداراست‪.‬‬ ‫‪ .5‬در پيکار شما آيا محافل جھانی مانند سازمان ملل‪ ،‬آنطور که دکتر يزدی خواسته است‪ ،‬يا دول‬ ‫ديگر‪ ،‬آنطورکه خانم آن سان سو چی در گذار برمه به دمکراسی پيش می برد‪ ،‬نقشی دارد؟‬ ‫آيا اساسا فکر می کنيد که مردم ايران متحد جھانی ھم دارند و آنھا کدامند؟‬ ‫ی سازمان ھای حقوق بشرونظايرآن‪ ،‬که اساسا ً با ھدف وانگيزۀ دفاع ازحقوق‬ ‫توضيح بابک‪ :‬به استثنا ِ‬ ‫بشربه وجودآمده اند‪ .‬ويابرخی احزاب چپ که چنين حمايت ھائی‪ ،‬برخاسته ازباورھای ايدئولوژيک‬ ‫آنھاست؛ درميان دول خارجی‪ ،‬من »متحد جھانی« ديگری‪ ،‬سراغ ندارم‪ .‬به بيان آن سياستمدارانگليسی‬ ‫که گفت‪ :‬انگلستان دوست ودشمن ندارد‪ ،‬فقط منافع دارد؛ دول بزرگ جھانی اساسا ً نگران ودرجستجوی‬ ‫منافع خودھستند ودلشان برای مردم ايران نمی سوزد‪ .‬آنھا اگرمنافع شان اقتضاکند‪ ،‬مارادربزنگاه ممکن‬ ‫است رھا کنند‪ .‬ھمانگونه که دولت شوروی درحساس ترين لحظه مبارزات مردم ايران‪ ،‬راديو»پيک‬ ‫ايران« رابرای خوشايند شاه‪ ،‬بست‪ .‬وآمريکا شاه بيمارودربسترمرگ را‪ ،‬به مالحظۀ آيت ﷲ خمينی به‬ ‫امان خدا سپرد‪ .‬واگررادمردی ھمچون انورسادات نبود‪ ،‬چه بساتحويل جمھوری اسالمی شده بود‪.‬‬ ‫لذا کاظم جان! نبايد زيادی به دول خارجی اميد بست ونسبت به آنھا توھّم داشت وبه اميد آنھا سياست‬ ‫گذاری کرد‪ .‬ويا چنين پنداشت که دول بزرگ‪» ،‬متحد جھانی« ما درپيکاربرای آزادی و دموکراسی‬ ‫ھستند‪ .‬آنھابخاطرمسالۀ ھسته ای‪ ،‬چون امنيّت ايسرائيل راتھديد می کند‪ ،‬ايران رامحاصرۀ اقتصادی می‬ ‫کنند‪ ،‬ولی گمان نکنم حتی يک روز‪ ،‬بخاطرعدم رعايت حقوق بشريا آزادی ودموکراسی درايران‪،‬‬ ‫دست به تحريم ايران بزنند‪.‬‬ ‫برای اِعمال فشارروی دولت جمھوری‬ ‫بااين حال‪ ،‬می بايد ازعامل مساعد جھانی که فعالً فراھم است‪،‬‬ ‫ِ‬ ‫اسالمی‪ ،‬ازبرای اين که زندانيان راآزاد کنند‪ ،‬دست ازآزارمردم بردارند‪ ،‬حقوق بشررا رعايت کنند‪،‬‬ ‫وياانتخابات ھا را درآزادی برگذارکنند؛ نھايت استفاده رابرد‪ .‬اتفاقا ً ازمھم ترين وظايف ما درخارج‬ ‫کشور‪،‬ھمين تجھيزافکارجھانی وتشويق آنھا برای حمايت ازمبارزات مردم ايرانست‪.‬‬ ‫ما متاسفانه»متحد جھانی« درمبارزه برای آزادی ودموکراسی نداريم‪ .‬ولی بی گمان مليون ھاانسان‬ ‫ت گاه کم‬ ‫آزاد منش‪ ،‬صدھا حزب سياسی وتشکالت حقوق بشری‪ ،‬ومطبوعات وغيره نسبت به مبارزا ِ‬ ‫مانند ملت ايران‪ ،‬به ديدۀ تحسين می نگرند‪ ،‬حاضرند مثالً پيام ھواداری را امضا کنند يا درمتينگی‬ ‫شرکت کنند‪ ،‬ولی نه بيشتر!‬ ‫تفاوت بزرگ رژيم شاه با جمھوری اسالمی ازجمله دراين است‪ ،‬که رژيم شاه سخت باغرب پيوند‬ ‫خورده بود‪ .‬وقتی شاه احساس کرد که غرب اورارھاکرده است‪ ،‬تعادل خودرا ازدست داد‪ .‬جمھوری‬ ‫اسالمی فرآوردۀ غرب ودست نشاندۀ اونيست‪ .‬اگرامروزدرمسالۀ ھسته ای آمادۀ سازش است‪ ،‬دراثر‬ ‫فشارھای کمرشکن تحريم اقتصادی است‪ .‬وگرنه برای تذکرات وقطعنامه ھای دول بزرگ‪ ،‬تَره ھم‬ ‫خورد نمی کرد!لذا کاظم جان اميد ما بايد به فرجام مبارزات ملت بزرگ ايران باشد نه خارجی ھا!‬ ‫قربانت بابک اميرخسروی ‪2012/05/10‬‬ ‫با احترام فراون‬ ‫کاظم علمداری‬


‫دوست ارجمندم آقای سياوشی‪ ،‬پس ازسالم فراوان!‬ ‫پرسش اصلی ومشگل اين نيست که»درک ھای متفاوت ازاستراتژی انتخابات آزاد وجود داشته باشند«‬ ‫ازنوع‬ ‫يانه‪ .‬خواھش می کنم درنظرداشته باش که استراتژی انتخابات آزاد که شما ازآن سخن می گوئيد‪،‬‬ ‫ِ‬ ‫ھای آبسترۀ قرآنی نيست که تعبيروتفسيرھای گوناگون ازآن مجازباشد‪.‬‬ ‫برخی آيۀ ِ‬ ‫استراتژی سياسی فراگيرباشد ومردم را تجھيزکند ومردم‬ ‫شعار»انتخابات آزاد« اگرمی خواھد‬ ‫ِ‬ ‫ونيروھای سياسی رابه پيکاروجانفشانی وادارد‪ ،‬دردرجۀ ا ّول بايد روشن وساده وھمه فھم ومورد‬ ‫ِ‬ ‫دورشعاری حلقه زد وآن را به موتورتحرکات سياسی ـ‬ ‫شود‬ ‫می‬ ‫چگونه‬ ‫‪.‬‬ ‫باشد‬ ‫اجرا‬ ‫وقابل‬ ‫پذيرش‬ ‫ِ‬ ‫اجتماعی مبدل کرد‪ ،‬که ھرکس تفسيرودرک خاص خودراازآن دارد؟‬ ‫سياوشی عزيز! گمان کنم وقت آن رسيده است که شما وياآقای اميرحسين‪ ،‬طرح رابازکنيد وتوضيح‬ ‫بدھيد‪ .‬ودرضمن آن‪ ،‬لطف کرده‪ ،‬چند نکتۀ زيررا نيزروشن کنيد‪:‬‬ ‫ازنوع خيزش ھای کورخيابانی نيست‪ ،‬که فکرکنم چنين نباشد؟ پس فکرمی‬ ‫‪ 1‬ـ اگرم ّد نظرتان حرکاتی‬ ‫ِ‬ ‫کنيد درنبود حداقل آزادی ھا‪ ،‬چگونه می توان نقشۀ راه »محاصرۀ مدنی« راعملی ساخت؟ وبا کدام‬ ‫ايزار؟ اگرمعتقد ھستيد که درگام اول تامين حداقل آزادی ھا درکشورالزام آوراست‪ ،‬وبدون دستيابی به‬ ‫آن تحقق پروژۀ محاصرۀ مدنی ناممکن ويا دشواراست‪ .‬پس چرانقشۀ راھی برای دستيابی به آن‬ ‫رادرحال حاضرمطرح نمی کنيد که نيروھای گسترده ای درايران خواھان آنند؟‬ ‫‪ 2‬ـ ھنگامی که »محاصرۀ مدنی« پيشنھادی شماموفق گرديد ورژيم تسليم شد وبه برگزاری »انتخابات‬ ‫آزاد« مورد نظرشما تن داد؛ موضوع آن انتخابات چه خواھد بود؟‬ ‫درورای آن وباتحميل آن‬ ‫‪ 3‬ـ آياپروژۀ شما اساسا ً راھکاری دردرون جمھوری اسالمی است‪ ،‬يا‬ ‫ِ‬ ‫ودرواقع‪ ،‬باناديده گرفتن دولت برسرکاروتسليم آن؟‬ ‫پرسش آخر!‬ ‫دوست عزيزم! آيا واقعاًفکرمی کنی پيوندمفھومی ميان طرح شما؛ بامثالً پيش شرط ھای محمد خاتمی‬ ‫برای برگذاری انتخابات مجلس شورای اسالمی درشرايط نسبتا ً آزاد ويا سخنان تاج زاده ومحمدرضا‬ ‫خاتمی وجود دارد؟ پيشنھاد آنھا درراستای احياء مواد به فراموشی سپرده شدۀ قانون اساسی جمھوری‬ ‫اسالمی است؛ حال آنکه طرح شما درگذارازاين قانون اساسی‪ ،‬ودرنفی آنست!‬ ‫قربانت بابک ‪2012/05/08‬‬

‫پس از سالم از راه دور و از فاصله زمانی طوالنی به بابک گرامی از او يک سوال دارم‪.‬‬ ‫چه اشکالی دارد اگر درک ھای متفاوت از استراتژی انتخابات آزاد وجود داشته باشند‪ .‬آيا گناه يا خطا‬ ‫است‪ .‬چه بسا آينده نشان دھد که درک ديگری بجز درک ما صحت داشته است‪ .‬ھمچنان که گذشته نشان‬ ‫داده است ‪.‬می توان نشان داد که از ‪ 5-4‬سال پيش که استراتژی انتخابات آزاد بصورت کنونی طرح‬ ‫شده ‪ ،‬آھسته ولی پيوسته در حال گسترش و فراگيری بوده است‪ .‬اين گسترش تنھا به خارج و يا‬ ‫آپوزيسيون ھم محدود نبوده ‪ ،‬سخنان تاج زاده و يا محمدرضا خاتمی و حتی سخنان خود محمد خاتمی و‬ ‫شروطش‪ ،‬و مقاله اخير اشکوری در مخالفت‪ ،‬نشان از گستره اين ديسکورس‪ -‬چه موافق و چه‬ ‫مخالف‪ -‬دارند‪ .‬بنا براين خواھی نخواھی يک ديالوگ عمومی به گرد آن در سايت ھای خارج و حتی‬ ‫داخل شکل گرفته است ‪ .‬ايميل ليست حاضر ھم می تواند اين ديالوگ را در خود بازتاب دھد‪ ،‬يا می‬ ‫تواند تصميم بگيرد که به آن نپيوندد‪ .‬نوشته فرخ را ھم من در ھمين راستا درک می کنم‪ .‬برای اينکار‬ ‫بايد تالش کرد تا دو يا سه نظر روشن در مقابل ھم فرموله شوند‪ .‬برای اينکار نياز به يک ديالوگ‬ ‫ھدفمند و سيستماتيک و محدود به درک ھای متفاوت از استراتژی انتخابات آزاد‪ ،‬و موافقت يا مخالفت‬ ‫با آن است‪ .‬نه به قصد آنکه تئوری ھا و تز ھای ما يکی شوند‪ -‬که اگر بشوند ھم اشکالی ندارد‪-.‬‬


‫بلکه مھمتر آنکه تز ھای متفاوت در تقابل نظری با يکديگری تدقيق شوند و تکامل يابند‪ .‬تصور من اين‬ ‫است که امروز ھمه ما به اين نتيجه رسيده ايم که شيوه رايج در سابق که »اول بگو اصالح طلبی يا‬ ‫برانداز تا ببينم با تو حرف بزنم يا نزنم« ديگر کار ساز نيست‪ ،‬در گذشته ھم نبوده است ‪. .‬‬ ‫در مورد مخالفين استراتژی انتخابات ازاد ھم پک اشاره کوتاه بی فايده نيست‪ .‬از ميان مخالفين‬ ‫استراتژی انتخابات آزاد‪ ،‬دست کم بخشی )نه ھمه ( دليل مخالفت اشان آنست که اساسا" ضرورت‬ ‫داشتن استراتژی را قبول ندارند يا نسبت به مفاھيم حوزه استراتژی بی توجه يا نا آشنا ھستند ‪ .‬آنھا با‬ ‫»استراتژی« مخالفند ‪ ،‬با ھر نوعش! نشانه اش ھم آنستکه در مقابل استراتژی انتخابات ازاد ھيچگاه‬ ‫خودشان استراتژی آلترناتيوی ارائه نمی دھند ‪.‬‬ ‫در نھايت بحث اصلی و سودمند بر سر رقابت دو يا چند استراتژی گذار در حوزه نظری است‪ .‬اما‬ ‫استراتژی رقيب انتخابات ازاد کدام است؟‬ ‫رضا سياوشی‪.‬‬ ‫‪.‬‬

Letters_amirkhosravi_alamdari_siavashi  

نامه نگاري ميان آقايان بابک اميرخسروي و کاظم علمداري و رضا سياوشي در باره جبنش جمهوريخواهان