__MAIN_TEXT__

Page 21

‫كهكشان طاليي‬ ‫گروه ش��وك‪ :‬سازمان فضايي ناسا تصويري زيبا از كهكشان طاليي‪ -‬مارپيچي‪ M101‬منتشر كرده‬ ‫كه در نوع خود بي‌نظير است‪.‬در تصوير منتشر شده ستارگان اين كهكشان كه چرخشي فرفره‌اي دارند‬ ‫در طول موج ماوراي بنفش كه به‌وس��يله تلسكوپ فضايي ‪ – XMM‬نيوتن گرفته شده به رنگدانه‌هاي‬ ‫طاليي ديده مي‌شوند‪ .‬نام مشهور اين كهكشان فرفره‌اي است و در صور فلكي خرس بزرگ و در فاصله‬ ‫‪ 27‬ميليون س��ال نوري از زمين قرار دارد‪.‬اين كهكش��ان براي بار اول در ‪ 27‬مارس ‪ 1781‬كشف شد‪.‬‬ ‫در اطراف اين كهكشان س��حابي‌هاي مارپيچي ديده مي‌شود كه طول قوس‌هاي آن بسيار بزرگ‌ است‬ ‫و در اطراف مركز آن بازوهاي مارپيچ ديده مي‌شود‪.‬كهكش��ان ‪ M101‬خود ش��امل ‪ 9‬كهكش��ان ديگر‬ ‫اس��ت كه درخشان‌ترين آن س��حابي ‪NGC 5474‬در ناحيه جنوب شرقي‌اش و ‪ NGC 5585‬است‪.‬‬

‫تحلیل شــوک‬ ‫پارك‌هاي محله و راهكارهاي‬ ‫افزايش امنيت در آن‌ها‬ ‫دكتر غالمرضا محمدنسل‬ ‫جرم‌شناس و استاد دانشگاه‬

‫امروزه با توجه به زندگي آپارتماني بيشتر‬ ‫ش��هروندان بخصوص در كالنشهرها‪ ،‬نياز به‬ ‫پارك‌هاي درون محله‌اي روز به روز بيش��تر‬ ‫احساس مي‌ش��ود‪ .‬اين پارك‌ها كاركردهاي‬ ‫چندگان��ه‌اي دارن��د‪ .‬از س��ويي محلي براي‬ ‫اس��تراحت و گ��پ دوس��تانه س��المندان و‬ ‫بازنشستگان و از سوي ديگر محلي براي بازي‬ ‫و اوقات فراغت كودكان و نوجوانان به‌ش��مار‬ ‫مي‌آيند‪.‬‬ ‫با وجود س��ودمند بودن اين اماكن براي‬ ‫اهالي محل و شهروندان‪ ،‬در عمل مشكالتي‬ ‫ني��ز در اين اماك��ن و فضاه��اي عمومي به‬ ‫چش��م مي‌خ��ورد ك��ه يك��ي از عمده‌ترين‬ ‫آن‌ه��ا ناامني حاص��ل از وج��ود بزهكاران‬ ‫خرده‌پا و خرده‌فروش��ان موادمخدر و حتي‬ ‫مصرف‌كنن��دگان موادمخدر اس��ت‪ .‬ناامني‬ ‫ايجاد شده غالباً خانواده‌ها را مجبور مي‌كند‬ ‫از رفتن ب��ه اين پارك‌ها خودداري كنند و به‬ ‫قول معروف عطايش را به لقايش ببخشند‪.‬‬ ‫به نظر نمي‌رس��د كه صرف‌نظر كردن از‬ ‫چنين اماكن مفرح عموم��ي و خالي كردن‬ ‫آن براي خالف��كاران و افراد ناهنجار تصميم‬ ‫مناسبي باش��د بلكه بايد تمامي شهروندان‬ ‫با احساس مس��ئوليت و رعايت مراتب امر به‬ ‫مع��روف و نهي از منكر و انجام تدابيري براي‬ ‫اصالح امور و ارتقاي امنيت اجتماعي در اين‬ ‫پارك‌ها بكوش��ند‪ .‬به نظر مي‌رسد كه به‌كار‬ ‫بستن راهكارهايي در اين زمينه مي‌تواند در‬ ‫ارتقاي امنيت پارك‌ها مفيد واقع شود‪.‬‬ ‫نخس��تين راه��كار براي اص�لاح فضاي‬ ‫پارك‌ها حضور والدين به همراه نوجوانان در‬ ‫پارك‌ها است‪ .‬كودكان و نوجوانان چنانچه در‬ ‫پارك‌هابدونمراقبترهاشوند‪،‬طعمهجذابي‬ ‫براي منحرفان و بزهكاران محسوب خواهند‬ ‫ش��د‪ .‬در حالي كه وجود والدي��ن و مراقبان‬ ‫مي‌تواند شرايط را براي بزهكاران دشوار كند‪.‬‬ ‫البته مراقبت و احس��اس مسئوليت والدين‬ ‫نبايد محدود به كودكان خودشان باشد‪ ،‬بلكه‬ ‫باي��د مراقب همه ك��ودكان و نوجوانان بود و‬ ‫عوامل خطر و همچنين بزهكاران احتمالي‬ ‫را زير نظر داشت‪ .‬همين هوشياري مي‌تواند‬ ‫عرصه را بر بزهكاري تنگ كند‪.‬‬ ‫گزارش موارد مش��كوك ب��ه پليس ‪110‬‬ ‫و مس��ئوالن پارك‌ه��ا مي‌تواند به س��رعت‬ ‫فض��اي پارك‌ها را از حيث ناامني تغيير داده‬ ‫و مطالبات ش��هروندان درخصوص برقراري‬ ‫امنيت را محقق كند‪ .‬اين امر همچنين باعث‬ ‫مي‌شود دست‌اندركاران اجرايي وادار به ارائه‬ ‫پوشش مناسب امنيتي در پارك‌ها شوند‪.‬‬ ‫اعتماد‪ ،‬همدلي و يكدستي شهروندان در‬ ‫برخورد با بزهكاران نيز امر بسيار مهمي است‪.‬‬ ‫چنانچه مشاهده كرديم شهروند قانونمندي‬ ‫با فرد بزهكاري درگير اس��ت بايد از شهروند‬ ‫قانونمدار حمايت كنيم‪.‬‬ ‫بزه��كاران در صورتي كه با ع��زم و اراده‬ ‫جمعي مواجه ش��وند هيچ��گاه خطر درگير‬ ‫ش��دن با جمع كثي��ر حاضر در پ��ارك را به‬ ‫خ��ود راه نخواهن��د داد‪ .‬ع�لاوه ب��ر عوامل‬ ‫انساني‪ ،‬برخي عوامل طبيعي مانند چاه‌هاي‬ ‫نيمه عميق و عميق‪ ،‬استخرها و حتي برخي‬ ‫حيوانات خانگي كه متاسفانه امروزه به همراه‬ ‫ب��ردن آن‌ها در پارك‌ه��ا رواج پيدا كرده نيز‬ ‫ممكن است موجب ايجاد خطر براي كودكان‬ ‫يا حتي وحشت و ترس آن‌ها شود‪.‬‬ ‫كساني كه براي مراقبت همراه كودكان و‬ ‫نوجوانان در پارك حاضر مي‌شوند بايد دقت‬ ‫كنند كه صحبت با ديگران يا اس��تراحت در‬ ‫پارك موجب غفلت در حفاظت و مراقبت از‬ ‫جگرگوشه‌هايشاننشود‪.‬‬ ‫آخرين نكته اين اس��ت كه كودكانمان را‬ ‫به رعايت حقوق ديگران و تعامل با س��ايرين‬ ‫عادت دهيم‪ .‬حفظ نوبت در استفاده از وسايل‬ ‫بازي و رعايت قوانين اس��تفاده از تجهيزات‬ ‫پارك‌ه��ا مي‌توان��د ح��وادث را ب��ه حداقل‬ ‫كاهش دهد‪.‬‬

‫‪21‬‬

‫سال نوزدهم‬ ‫شماره ‪5391‬‬ ‫دوشنب ​ه‬ ‫‪​27‬خرداد ‪1392‬‬ ‫‪ 8‬شعبان ‪1434‬‬ ‫‪17‬ژوئن ‪2013‬‬

‫‪W W W. i r a n - n e w s p a p e r. c o m‬‬

‫مهاجرت از آفريقا به آسيا در ‪ 60‬هزار سال پيش‬ ‫گروه شوك‪ :‬مطالعات جديد باستان شناسي نشان مي‌دهد مهاجرت اوليه انسان‌ها از آفريقا به آسيا به‬ ‫خصوصهند‪60‬هزارسالپيشانجامشدهاستكهاينتحقيقاتجديدنظريه‌هايقبليرامبنيبرمهاجرت‬ ‫آن‌ها در ‪ 74‬هزار سال پيش رد مي‌كند‪.‬پروفسور مارتين ريچاردز به همراه تيم تحقيقاتي خود به شواهدي‬ ‫دس��ت يافته‌اند كه اين نظريه را ثابت مي‌كند‪.‬در نظريه‌هاي قبلي عنوان ش��ده بود كه پس از آتشفشاني‬ ‫كوه طوبي مردم آفريقا مجبور به ترك منطقه ش��دند و حركت به س��مت آسيا را آغاز كردند‪ .‬اطالعات‬ ‫ژنتيكي همراه با شواهد پژوهشي حاكي است كه مردم آفريقا پراكنده شده‌اند و در مناطقي چون هند پخش‬ ‫شده‌اند‪.‬وي اضافه مي‌كند‪ :‬شباهت‌هاي باستان‌شناسي زيادي بين فناوري‌هاي آفريقا و هند وجود داشته و‬ ‫ابزارهاي سنگي و نقاشي‌هاي روي ديوار‪ ،‬اين موضوع را تاييد مي‌كند و فرضيه گذشته كام ً‬ ‫ال مردود است‪.‬‬

‫نگاهشيــطاني‬ ‫مجـرمان به پـول‬

‫شــوک خانواده‬ ‫طالق ‪ 3‬عروس‬ ‫از خانواده مادرساالر‬

‫گروه ش�وك – فريبا خان احمدي‪ :‬خيلي ثروتمند اس�ت به‌گونه‌اي كه همه مي‌گوين�د زمين‌هاي يك منطقه‬ ‫اعياني متعلق به وي است ولي باز بيشتر از هركسي حرص و طمع پول را دارد‪ ،‬انگار طعم آن را نچشيده و تا جايي‬ ‫پيش مي‌رود كه دست به جنايت مي‌زند‪.‬‬ ‫هفته گذش�ته گزارش قتل مرد جواني در هش�تگرد توسط پس�ر خاله ميلياردرش در شوك روزنامه ايران به‬ ‫چاپ رس�يد‪ .‬اين مرد وقتي وارد باغش ش�د و ديد چاله‌اي بزرگ در گوش�ه‌اي كنده شده به اين فكر فرو رفت كه‬ ‫كس�ي در آنجا به دنبال عتيقه مي‌گشته و هنگامي كه دريافت پسرخاله‌اش دست به اين كار زده‪ ،‬از وي خواست‬ ‫تا سهمي از عتيقه‌ها به وي بدهد و وقتي از مرد جوان شنيد كه عتيقه‌اي وجود ندارد از خشم و عصبانيت با چوب‬ ‫بزرگي چند ضربه به وي زد و‪...‬‬ ‫به خاطر يك مشت پول‬ ‫بعض��ي از جنايت‌هاي��ي كه با انگي��زه مالي‬ ‫انجام مي‌ش��ود بدون طرح و نقش��ه قبلي است‬ ‫و مجرم��ان در يك لحظه ب��ا ديدن پول يا طال و‬ ‫جواهر وسوس��ه مي‌شوند و طعمه خود را به كام‬ ‫مرگ مي‌كش��انند‪« .‬پيمان» جوان ‪ 25‬ساله‌اي‬ ‫اس��ت كه به خاطر مش��كالت مالي دوستش را‬ ‫كشته است‪ .‬وي مي‌گويد‪ :‬دوستم به من بدهكار‬ ‫بود‪ ،‬اما زير بار بدهي‌اش نمي‌رفت و حاضر نبود‬ ‫پول من را پرداخ��ت كند به همين خاطر وي را‬ ‫خفه كردم و جسدش را در رودخانه‌اي انداختم‪.‬‬ ‫كارت عاب��ر بانك دوس��تم را برداش��ته بودم و‬ ‫در م��دت يك م��اه از كارت وي پول برداش��ت‬ ‫مي‌كردم تا اين‌كه توسط پليس دستگير شدم‪.‬‬ ‫من از كاري كه كردم به ش��دت پش��يمانم‪ ،‬اما‬ ‫ديگر هيچ راه جبراني برايم باقي نمانده است‪.‬‬ ‫پول ش��ايد حالل مشكالت باش��د و هر گره‬

‫كوري را باز كند‪ ،‬باعث پيش��رفت و ترقي باشد‬ ‫و از لح��اظ م��ادي و معنوي بس��يار مثمرثمر و‬ ‫نتيجه‌بخش! ولي از س��وي ديگ��ر نيز مي‌تواند‬ ‫وسوس��ه‌انگيز باش��د و زمينه ارتكاب به جرم را‬ ‫فراهم سازد‪.‬‬ ‫در اينجا سؤال ديگري مطرح مي‌شود‪ ،‬آيا پول‬ ‫به انسان تسلط دارد يا انسان به پول؟ رسيدن به‬ ‫هر جايگاهي در زندگي نيازمند س��عي و تالش‬ ‫آدمي است‪ ،‬هر چقدر تالش كنيم همان‌قدر نيز‬ ‫مي‌تواني��م به موفقيت نزديك ش��ويم و يكي از‬ ‫مهم‌ترين عوامل كس��ب موفقيت پول است و به‬ ‫نوعي نيز اعتبار و ارزش به حساب مي‌آيد‪ ،‬حال‬ ‫در اين ميان افراد جامعه به س��ه دس��ته تقسيم‬ ‫مي‌شوند؛ كساني كه كار مي‌كنند‪ ،‬پول به‌دست‬ ‫مي‌آورن��د و در چارچوب منظمي مش��غول به‬ ‫فعاليت هستند‪.‬‬ ‫ادامه در صفحه ‪22‬‬

‫قدر‌ت نمايي سلطان جنگل‬ ‫گروه ش�وك‪ :‬بازيگوشي بخش��ي از ساعات روزانه‬ ‫حيوانات را پر مي‌كند‪ ،‬اما اين بار به نظر مي‌رسد در اين‬ ‫بازيگوشي قدرت‌نمايي نيز ديده مي‌شود‪.‬‬ ‫ش��ير نر به همراه برادر خود در حال بازيگوش��ي در‬ ‫پارك زيمبابوه است‪ .‬يكي از برادرها باالي درخت رفته‬ ‫و ل��م داده اما برادر بزرگ‌تر از موقعيت او چندان راضي‬ ‫نيس��ت و با دم او هر طور ش��ده برادرش را از درخت به‬ ‫پايين مي‌كشد تا قدرت و تسلط خود را نشان بدهد‪.‬‬ ‫در دني��اي حيوان��ات قدرت ح��رف اول را مي‌زند و‬ ‫نشان‌دهنده موقعيت برتر حيوان است‪ .‬ديويد جنكينز‬ ‫عكاس اي��ن تصاوير از پارك زيمبابوه مي‌گويد‪ :‬هر يك‬ ‫از ش��يرهاي نر در طول دوران بلوغ خود براي كس��ب‬ ‫موقعيت پدر تمامي ت�لاش خود را مي‌كنند‪ .‬اين بار به‬ ‫نظر مي‌رسد برادر بزرگ‌تر قصد داشت تا در حين بازي‬ ‫قدرت برتر خود را به برادرش نشان دهد‪.‬‬

‫ميلياردر ماست‌فروش‬ ‫گروه ش�وك‪ :‬يك مهاجر از تركيه پس‬ ‫از ‪ 3‬ه��زار دالر س��رمايه‌گذاري در صنع��ت‬ ‫ماس��ت امريكا توانست خود را تبديل به يك‬ ‫ميلياردر كند‪.‬‬ ‫حمدي اولوكايا كه يك كرد تركيه اس��ت‬ ‫با ش��رح داس��تان زندگي‌اش از پولدارشدن‬ ‫خود طي ‪ 5‬س��ال گذش��ته مي‌گويد‪ :‬حدود‬ ‫‪ 5‬سال پيش به امريكا مهاجرت كردم در آن‬ ‫زمان تصميم گرفتم با سرمايه‌گذاري ‪ 3‬هزار‬ ‫دالري در صنعت ماست‪ ،‬نام تجاري شركت‬ ‫چبان��ي را وارد بازار امريكا كن��م و اكنون با‬ ‫گذشت ‪ 5‬سال تبديل به يك تاجر سرشناس‬

‫سواري بر پشت كوسه سفيد‬

‫شده‌ام‪.‬‬ ‫شركت تجاري من در حال حاضر ‪ 3‬هزار‬ ‫كارگر مهاجر را از سراسر جهان جذب كرده‬ ‫و هر هفت��ه ‪ 40‬ميليون پوند ش��ير توليدي‬ ‫داخل كش��ور را براي تبديل به ماست فراهم‬ ‫مي‌كند‪.‬‬ ‫در س��ال ‪ 1994‬ميالدي يكي از ‪ 7‬برادر‬ ‫من به امريكا آمد تا زبان انگليس��ي بياموزد‬ ‫و در درس پيش��رفت كن��د‪ ،‬خان��واده ما در‬ ‫منطق��ه ايلي��ك يك‬ ‫ش��هر كوچ��ك‬ ‫كر د نش��ين‬

‫گ�روه ش�وك‪ :‬جوان ‪‌30‬س��اله‌اي در خليج‌مكزيك با پريدن بر‬ ‫پش��ت يك كوسه عظيم‌الجثه چند كيلومتري را در سطح‬ ‫آب‪ ،‬سواري كرد و بدون هراس براي دوستانش دست‬ ‫تكان داد‪ .‬كريس ك��ه براي ماهيگيري و گذراندن‬ ‫اوقات خود از فلوريدا به مكزيك رفته بود‪ ،‬ناگهان‬ ‫با اين‌كوسه غول‌آسا روبه رو شد و به فكر سواري‬ ‫مجاني در آب افتاد‪ .‬او براي اجراي نقشه‌اش آنقدر‬ ‫صبر كرد تا كوس��ه نزديك قايق رسيد‪ .‬زماني كه‬ ‫اين ش��كارچي درياها به س��مت مخالف برگشت‪،‬‬

‫گروه شوك‪ :‬سومين عروس خانواده نيز در‬ ‫برابر دخالت‌هاي مادرشوهر پيرش تاب نياورد و‬ ‫خواستار طالق شد‪.‬‬ ‫پيش از اين ع��روس‪ ،‬دو جاري ديگرش نيز‬ ‫به خاطر دخالت‌هاي مادرش��وهر ‪ 80‬س��اله در‬ ‫زندگي خصوصي طالق گرفته بودند‪.‬‬ ‫زن جوان در حالي كه غمگين و پريشان بود‪،‬‬ ‫در ش��عبه ‪ 268‬دادگاه خانواده حاضر ش��د و به‬ ‫قاضي عموزادي گفت‪ 16 :‬سال پيش با همسرم‬ ‫س��ر س��فره عقد نشس��تيم و پيمان بستيم كه‬ ‫هميشه در زندگي مشترك‪ ،‬يار و پشتيبان هم‬ ‫باشيم و به هيچ چيز و هيچ‌كس اجازه ندهيم كه‬ ‫بينمان قرار گيرد و از هم دورمان كند‪ ،‬اما هنوز‬ ‫مدتي نگذشته بود كه دخالت‌هاي مادرشوهرم‬ ‫روي زندگي‌مان سايه انداخت و شيريني زندگي‬ ‫به كام ما تلخ شد‪.‬‬ ‫اين زن با چش��م گريان افزود‪ :‬مادرش��وهرم‬ ‫نمي‌خواهد قبول كند پسرانش ازدواج كرده‌اند‬ ‫و ديگ��ر نمي‌توانن��د مانند گذش��ته صددرصد‬ ‫در اختي��ار وي باش��ند و براي ه��ر كاري از وي‬ ‫اج��ازه بگيرند‪ .‬فكر مي‌كند كه ش��خص اول در‬ ‫زندگي پس��رانش اس��ت و همه چيز بايد تحت‬ ‫كنترل و نظارت وي باش��د‪ .‬ب��ه خاطر همين به‬ ‫خودش اجازه مي‌دهد درب��اره خصوصي‌ترين‬ ‫مس��ائل زندگي ما اظهارنظر كند و با حرف‌ها و‬ ‫دخالت‌هايش رابطه من و همس��رم را ش��كراب‬ ‫كن��د‪ .‬البت��ه دخالت‌ه��اي مادرش��وهرم فقط‬ ‫اختص��اص به زندگي من و همس��رم ندارد و در‬ ‫زندگي دو پس��ر ديگرش به قدري دخالت كرد‬ ‫ك��ه دو جاري‌ام نيز ط�لاق گرفتند و حاال نوبت‬ ‫ما رس��يده اس��ت كه سرنوشتي مش��ابه آن‌ها‬ ‫داشته باشيم و از هم جدا شويم‪ ،‬تا مادرشوهرم‬ ‫به رضاي��ت كامل برس��د‪ .‬تا حاال ب��ه خاطر دو‬ ‫بچه‌ام چيزي نگفته‌ام تا زندگي‌ام حفظ ش��ود و‬ ‫بچه‌هايم تنها نمانند‪ .‬ح��اال نيز حرفي از طالق‬ ‫ن��زده‌ام و براي اين‌كه زندگي‌ام را حفظ كنم و از‬ ‫اختالف و درگيري دور باش��م‪ ،‬به شوهرم گفتم‬ ‫ديگر به خانه مادرش نمي‌آيم‪ ،‬اما وقتي همسرم‬ ‫اين را شنيد عصباني شد و تصميم گرفت طالقم‬ ‫دهد‪ .‬من ترجيح مي‌دهم جدا ش��وم و مانند دو‬ ‫جاري ديگر فرار را بر قرار ترجيح دهم‪.‬‬ ‫وقتي ش��وهر اين زن در برابر قاضي ايستاد‪،‬‬ ‫گفت‪ :‬من نمي‌توانم به خاطر زندگي خودم قيد‬ ‫م��ادر پيرم را بزنم و با اين حرف‌ها وي را ناراحت‬ ‫كنم‪ .‬م��ن به هيچ وج��ه حاضر نيس��تم با زني‬ ‫زندگي كنم كه م��ادرم را قبول ندارد‪ .‬اگر من را‬ ‫دوست دارد و مي‌خواهد با من زندگي كند‪ ،‬بايد‬ ‫مادرم را هم دوست داشته باشد و رفت و آمدش‬ ‫را ب��ا او قطع نكند‪ ،‬اما حاال ك��ه پا در يك كفش‬ ‫ك��رده‪ ،‬مي‌گوي��د ديگر حاضر نيس��ت با مادرم‬ ‫تو‌آمد كن��د‪ ،‬من نيز حاضر نيس��تم به اين‬ ‫رف ‌‬ ‫زندگي ادامه دهم و تصميم قطعي خود را براي‬ ‫طالق گرفته‌ام‪ .‬قاضي عموزادي پس از شنيدن‬ ‫اظهارات دو طرف و پافشاري و اصرار آن‌ها مبني‬ ‫بر طالق‪ ،‬حكم جدايي آن‌ها را صادر كرد‪.‬‬

‫تعيين مسير امن براي مهاجرت الك‌پشت‌ها‬ ‫در ‪ 400‬مايلي ش��رق آنكارا زندگي مي‌كرد‪،‬‬ ‫جاي��ي كه گوس��فندان به خانواده‌ها ش��ير‪،‬‬ ‫ماست و پنير فراوان مي‌دادند‪.‬‬ ‫در ح��ال حاض��ر ب��ا ف��روش س��االنه‬ ‫محصوالت‪ ،‬شركت من بيش از يك ميليارد‬ ‫دالر درآم��د دارد‪ .‬در س��ال ‪ 2005‬ميالدي‬ ‫من با وام مختصري توانس��تم كارخانه توليد‬ ‫ماس��ت را خريده و با استفاده از آموخته‌هاي‬ ‫فرهنگي خود محصوالتم را توليد كنم‪.‬‬ ‫در ح��ال حاضر ح��دود ‪ 20‬درصد از بازار‬ ‫ش��ش و نيم ميليارد دالري ماست امريكا در‬ ‫كنترل شركت اين مهاجر كرد است‪.‬‬

‫كري��س فرصت را غنيمت ش��مرد و با پرش��ي حي��رت انگيز خود را‬ ‫روي كوس��ه‌انداخت‪ .‬اين كوس��ه كه اص ً‬ ‫ال توقع اين مهمان ناخوانده‬ ‫را نداش��ت با تقالي بسيار و با سرعت به اين سو و آن سو مي‌رفت‪ ،‬اين‬ ‫در حالي بود كه سوار‌كار جوان آن با فرياد شادي براي دوستانش كه‬ ‫در قايق مش��غول فيلمبرداري بودند دس��ت تكان مي‌داد‪ .‬اين جوان‬ ‫پس از چند كيلومتر س��واري‪ ،‬كوس��ه را رها كرد و شناكنان به قايق‬ ‫بازگشت‪ .‬كارشناس��ان محيط زيست معتقدند اين گونه كوسه‌هاي‬ ‫سفيد با خوردن پالنكتون‌ها و ماهي‌هاي ريز دريايي زندگي مي‌كنند‬ ‫و به همين خاطر خطري براي انسان‌ها ندارند‪.‬‬

‫گروه ش�وك‪ :‬حضور الك‌پش��ت‌هاي مزاح��م در باند‬ ‫فرودگاه جان اف كندي دردسرس��از شده است‪ .‬به گزارش‬ ‫آسوش��يتدپرس‪ ،‬فرودگاه جان اف كندي س��االنه بيش از‬ ‫‪ 47‬ميلي��ون مس��افر را جابه‌جا مي‌كند كه ب��ه عنوان يك‬ ‫فرودگاه بين‌المللي از اهميت خاصي برخوردار اس��ت‪ .‬طي‬ ‫سال‌هاي گذش��ته باند فرودگاه به‌وس��يله الك‌پشت‌هايي‬ ‫ك��ه از خليج جامائيكا خارج مي‌ش��وند و س��عي در عبور از‬ ‫باند فرودگاه را دارند براي پرواز هواپيما خطرس��از شده‌اند‪.‬‬ ‫الك‌پش��ت‌هاي مزاحم با حركات آهسته‌شان گاهي باعث‬ ‫بسته شدن باندهاي فرودگاه مي‌شوند و كارمندان فرودگاه‬ ‫طي س��ال گذش��ته تنه��ا ‪ 1300‬الك‌پش��ت را از باندهاي‬ ‫ف��رودگاه جمع‌آوري كرده‌اند‪ .‬كارشناس��ان مي‌گويند‪ :‬اين‬

‫نوع الك‌پش��ت‌ها جزو گونه‌هاي در خطر انقراض هس��تند‬ ‫و مسئوالن فرودگاه موظفند امنيت آن‌ها را فراهم كنند‪ .‬به‬ ‫همين منظور مقامات بندر نيويورك با همكاري مس��ئوالن‬ ‫نيوجرس��ي براي عبور اين الك‌پش��ت‌ها مس��يري تعبيه‬ ‫كرده‌ان��د تا ب��ه آن‌ها صدمه‌اي وارد نش��ود‪ .‬ران مارس��يكو‬ ‫س��خنگوي مقامات نيويورك در اين ارتب��اط به نيويورك‬ ‫پست گفت‪ :‬ما در تالش هستيم تا بين طبيعت و حمل و نقل‬ ‫هوايي تعادل به‌وجود آوريم‪ .‬ما نمي‌خواهيم الك‌پش��ت‌ها‬ ‫صدمه ببينند و امنيت باند فرودگاه نيز بايد حفظ ش��ود‪ ،‬به‬ ‫همين منظور ما لوله‌هاي پالستيكي ‪ 8‬اينچي در امتداد باند‬ ‫فرودگاه تا نزديكي خليج نصب كرده‌ايم تا مسيري امن براي‬ ‫حركت الك‌پشت‌ها در نظر گرفته شود‪.‬‬

Profile for Zagros

Iran 5391 1392-03-27  

روزنامه ایران شماره ٥٣٩١ بیست و هفتم خرداد ١٣٩٢ Ruznāmeye IRĀN Shomāreye 5391 27-03-1392 Daryāft (6 MB)

Iran 5391 1392-03-27  

روزنامه ایران شماره ٥٣٩١ بیست و هفتم خرداد ١٣٩٢ Ruznāmeye IRĀN Shomāreye 5391 27-03-1392 Daryāft (6 MB)

Advertisement