__MAIN_TEXT__

Page 18

‫پایـان دلواپسـی ها‬ ‫‪ ë‬سهیال نوری‬ ‫مادرم من به تكرار نام تو در تمام لحظه‌هايم عادت كرده‌ام‪ ،‬س��كوت پله‌ها را با نام تو‬ ‫مي‌شكنم و دليل درخشش ستاره‌ها را خلقت تو مي‌دانم‪ .‬هر قصه‌اي را كه لمس مي‌كنم‬ ‫صداي گرم تو ذهنم را پر مي‌كند‪ ،‬هر بار كه به دريا خيره مي‌ش��وم وس��عت مهرباني تو‬ ‫سراس��ر وجودم را فرا مي‌گيرد و مي‌دانم كه عطر وجود تو دريا را آرام كرده اس��ت‪ .‬با‬ ‫اين‌كه خط‌هاي پيشاني‌ات روز به روز بيشتر مي‌شود و چروك‌هاي گونه‌ات دانه‌هاي اشك‬ ‫شادماني را ديرتر روي صورت مهربانت مي‌غلتاند اما هنوز هم دستان گرم تو روي تمام‬ ‫دلواپسي‌هايم خط مي‌كشد و ردپاهاي توست كه روي شن‌هاي ساحل روحم جا مانده است‪.‬‬

‫تربیت‬ ‫مادران مقتدر یا منعطف؟‬

‫‪ ë‬زهره اخیار‬ ‫برخ��ي والدي��ن به‌خصوص م��ادران‬ ‫انتظاراتي از فرزندان خود دارند و نسبت به‬ ‫كودك خود مهربان بوده و روشن و شفاف‬ ‫رفتار مي‌كنند‪ .‬اين م��ادران هنگامي‌كه‬ ‫كودكش��ان دچار چالش مي‌ش��ود براي‬ ‫كمك به انعطاف‌پذيري كودك در هنگام‬ ‫برخورد با حل مشكل به‌صورت مشترك‬ ‫اقدام به رفع مش��كل مي‌كنند‪ .‬اين روش‬ ‫موثر‌ترين ش��يوه تربيت يك مادر است‪.‬‬ ‫برخي والدين اقتدارگرا هستند و نسبت‬ ‫به ك��ودكان خ��ود محبت كمي نش��ان‬ ‫مي‌دهند‪ .‬اين‌ك��ه به‌كودك محبت كمي‬ ‫داش��ته باش��ند در روحيه او تأثير منفي‬ ‫خواهد داشت‪ .‬اين شيوه تأثير چنداني در‬ ‫تربيت صحيح نخواهند داشت‪ .‬همچنين‬ ‫مادران��ي كه به فرزندان خود بيش از حد‬ ‫محبت مي‌كنند‪ ،‬زمينه مساعدي را براي‬ ‫ياد دادن نظم و انضب��اط فراهم نخواهد‬ ‫كرد و از ديدگاه روان شناسان تربيتي اين‬ ‫فرم از تربيت موثر واقع نمي‌شود‪.‬‬ ‫تكنيك‌هاي نظم و انضباطي كه مادران‬ ‫انتخاب مي‌كنند در نوع رفتار نامناس��ب‬ ‫و مناس��ب فرزندان تأثيرگذار است‪ .‬اين‬ ‫تكنيك‌ها ب��ه س��ن‌كودك‪ ،‬خلق وخو و‬ ‫ش��يوه‌هاي فرزند‌پ��روري بس��تگي دارد‪.‬‬ ‫پاداش دادن به رفتارهاي خوب كودكان‬ ‫از سوي مادر بهترين تشويق براي انجام‬ ‫رفتار درست كودكان است‪.‬‬ ‫هنگام��ي كه ك��ودك رفت��ار خوبي‬ ‫را نش��ان مي‌دهد مادر مي‌بايس��ت او را‬ ‫تش��ويق كند تا اين رفتار مثبت در ذهن‬ ‫او نهادينه ش��ود و سرلوحه تمام كارهاي‬ ‫ديگرش قرار گيرد‪.‬‬

‫‪18‬‬

‫ایراندخت‬

‫سال نوزدهم‬ ‫شماره ‪5391‬‬ ‫دوشنبـه‬ ‫‪ 27‬خرداد ‪1392‬‬ ‫‪ 8‬شعبان ‪1434‬‬ ‫‪ 17‬ژوئن ‪2013‬‬

‫‪W W W. i r a n - n e w s p a p e r. c o m‬‬

‫طـراحی موفقـیت‬ ‫‪ ë‬یاس عباسی‬ ‫براي رسيدن به نقطه‌هاي طاليي كه در ذهن داري در ابتدا بايد به مسيرهايي فكر كني كه سر راهت‬ ‫قرار دارند مي‌تواني كاغذ و مدادهاي رنگي را با خود همراه و اهدافت را يادداشت كني پس از آن به هر‬ ‫هدفي كه دست پيدا كردي به خود يك امتياز مثبت بدهي و امتيازهايت را با رنگ‌هايي كه دوست داري‬ ‫رنگ‌آميزي كني تا براي گام‌هاي بعدي مسيرهايت‪ ،‬شادامانه‌تر باشي‪ .‬با اين روش به سرعت رنگين‬ ‫كمان زيبايي از پيشرفت‌هاي زندگي پيش روي چشمانت جلوه‌گري مي‌كنند و از تو زن‪ ،‬مادر و همسري‬ ‫موفق خواهد ساخت‪ .‬اگر اين مهارت را به اشتراك بگذاري خيلي زود جمعي از زنان موفق را مشاهده‬ ‫مي‌كني و آن وقت است كه براي فصل‌هاي بعدي اهدافت دست به طراحي‌هاي بزرگ تر‌خواهي زد‪.‬‬

‫مهدیه شایگان‬ ‫گـــــــروه ایراندخت‬ ‫ش��ور و هيجان در صداي گرم اين زن نش��انگر‬ ‫دس��تيابي به موفقيت اس��ت‪ .‬با جس��ارت قدم در‬ ‫ميداني گذاش��ته كه از كودك��ي در دفتر خاطرات‬ ‫و آرزوهايش به ثبت رس��انيده بود‪ .‬افسانه آقابابايي‬ ‫متولد ‪ 1356‬در ش��هركرد است‪ .‬او در يك خانواده‬ ‫پر جمعيت به دني��ا آمد‪ .‬از همان روزهايي كه تازه‬ ‫به يازدهمين بهار زندگي‌اش لبخند زده بود ناگهان‬ ‫اتفاقي تلخ مس��ير سرنوش��تش را تغيير داد‪ .‬غم از‬ ‫دست دادن مادر‪ ،‬او را براي گام برداشتن در آينده‌اي‬ ‫ب��دون همدم آماده كرد‪ .‬اكن��ون كه فصل به فصل‬ ‫كتاب زندگي‌اش را ورق مي‌زند روزهايي در ذهنش‬ ‫جرقه مي‌زند كه براي رسيدن به روياي كودكي‌اش‬ ‫تالش كرده اس��ت‪ .‬او سال‌هاست در مسابقات رالي‬ ‫ش��هركرد مقام نخست را كس��ب مي‌كند و اكنون‬ ‫نایب رئيس هيات اتومبيلراني استان است‪.‬‬ ‫‪ ë‬شيطنت‌هاي كودكانه‬ ‫فرزند دوم خان��واده بودم‪ .‬در آن زمان فقط يك‬ ‫خواهر و برادر داش��تم‪ .‬برادرم شيطنت‌هاي زيادي‬ ‫مي‌كرد و البته من هم دس��ت كمي از او نداشتم و‬ ‫هميشه دنبال هيجان بودم‪ .‬دختر كنجكاوي بودم‬ ‫و به اطرافم هميش��ه با دقت زيادي نگام مي‌كردم‪.‬‬ ‫دوس��ت داش��تم همه كارهاي دنيا را ي��اد بگيرم‪.‬‬ ‫س��ردرآوردن از همه كارها برايم نوعي س��رگرمي‬ ‫بود از سن ‪ 9‬س��الگي بود كه به ماشين و رانندگي‬ ‫عالقه‌مند شدم‪.‬‬ ‫اي��ن زن رال��ي ب��از مي‌گوي��د‪ :‬هر وق��ت پدرم‬ ‫رانندگ��ي مي‌كرد با نگاهي كنجكاو به رانندگي‌اش‬ ‫نگاه مي‌ك��ردم و اين فن را ناخ��ودآگاه آموختم‪ .‬با‬ ‫اين‌كه چرايي‌هاي رانندگي را نمي‌دانستم اما موفق‬ ‫ش��دم در سن ‪ 13‬سالگي به روياي ديرينه‌ام دست‬ ‫پيدا كنم‪ .‬عالقه ب��ه رانندگي روز به روز در وجودم‬ ‫بيش��تر شعله مي‌كشيد‪ .‬يك روز دور از چشم پدرم‬ ‫ب��ا برادرم به كوچه‌هاي خلوت ش��هر رفتيم و تمام‬ ‫آنچ��ه را كه در اين م��دت از روي عالقه ياد گرفته‬ ‫بودم‪ ،‬وقتي پشت فرمان ماشين پدرم نشستم انجام‬ ‫دادم و بقي��ه فن��ون ر ا آن روز از ب��رادرم آموختم‪.‬‬ ‫با اين‌كه نخس��تين بار بود كه فرمان ماش��ين را با‬ ‫دس��تانم لمس مي‌كردم اما هيچ ترسي در وجودم‬

‫افسانه آقابابايي پس از سالها تالش و موفقیت در رشته رالي‬

‫از کنار مشکالت‬ ‫با سرعت عبور کردم‬

‫ديده نمي‌شد چون دختري بودم كه از هيچ چيزي‬ ‫نمي‌ترس��يدم‪ ،‬احس��اس غرور مي‌كردم و از اين‌كه‬ ‫در اين س��ن توانس��ته بودم كاري را انجام دهم كه‬ ‫دختران همسن وسال من توان انجامش را نداشتند‬ ‫خوشحال بودم‪.‬‬

‫‪ ë‬در چند قدمي آرزوها‬ ‫عش��ق به سرعت‪ ،‬هيجان و رس��يدن به آرزوها‬ ‫باعث شد اين زن جسور دست از عالقه ديرينه‌اش‬ ‫برنداش��ته و تا آخر‪ ،‬مسيري را كه عهد بسته بود با‬ ‫استقامت و تكيه بر شانه‌هايش پيش رود‪.‬‬ ‫او در ادام��ه‪ ،‬فص��ل ديگ��ري از زندگ��ي‌اش را‬ ‫ب��از مي‌كند و مي‌گوي��د‪ :‬هر روز براي رس��يدن به‬ ‫موفقيت‌هاي چش��مگير تالش مي‌ك��ردم تا اين‌كه‬ ‫براي كار به يك آموزش��گاه رانندگي به عنوان مربي‬ ‫معرفي شدم و پس از ورود به اين حرفه متوجه شدم‬ ‫در اس��تان‪ ،‬هيات اتومبيلراني تاسيس شده است و‬ ‫از آن به بعد بود كه براي ش��ركت در مسابقات رالي‬

‫داوطلب شدم‪ .‬سال ‪ 85‬در نخستين مسابقه به اميد‬ ‫اين‌كه فقط مهارت در رانندگي را محك بزنم شركت‬ ‫كردم‪ .‬اين مسابقه به صورت خانوادگي برگزار شد و‬ ‫برادرم به عنوان نقش��ه خوان همراهم بود‪ .‬در طول‬ ‫مسير اص ً‬ ‫ال به كس��ب مقام فكر نمي‌كردم‪ ،‬فقط به‬ ‫اين مي‌انديشيدم كه دست سرنوشت هر روز من را‬ ‫يك قدم به آرزوهايم نزديك‌تر مي‌كند همين براي‬ ‫شادي‌ام كافي بود‪ .‬حدود چهار ساعت در مسيرهاي‬ ‫خاك��ي و راه‌هاي انحرافي با س��رعت ب��اال رانندگي‬ ‫كردم و توانس��تم در آن مس��ابقه براي نخستين بار‬ ‫مقام چهارم را در بين بانوان كس��ب كنم‪ ،‬دستيابي‬ ‫به اين مقام آن هم براي نخستين بار شادي‌اي را در‬ ‫وجودم ايجاد كرده بود كه قابل وصف نيست‪.‬‬

‫‪ ë‬نقطه اميد‬ ‫اين زن رالي باز مقام‌هاي اول در س��ال‌هاي ‪،89‬‬ ‫‪ 88‬و ‪ 91‬در مسابقات اتومبيلراني «اساللوم» كه به‬ ‫صورت انفرادي در مسيرهاي سخت مارپيچ برگزار‬

‫شد کس��ب کرده اس��ت و ادامه مي‌دهد‪ :‬رانندگي‬ ‫تنها كاري بود كه من را از غم‪ ،‬ناراحتي و مشكالت‬ ‫زندگي نجات مي‌داد و باعث آرامش روحي‌ام مي‌شد‪.‬‬ ‫البته رانندگي با س��رعت باال آرامشم را دو چندان‬ ‫مي‌كند اما به خطر و حادثه هم فكر مي‌كنم‪.‬‬ ‫همه افرادي كه در كنارم زندگي مي‌كنند تصور‬ ‫مي‌كنند من زني باروحيه‪ ،‬ش��اد و با هيجان هستم‬ ‫در حال��ي كه پش��ت تمام اين هيجان��ات‪ ،‬خنده‌ها‬ ‫و ش��ادي‌ها‪ ،‬غمي بزرگ پنهان ش��ده كه خودم از‬ ‫وجودش��ان باخبر هستم اما باز هم نمي‌گذارم غم و‬ ‫اندوه بر من مس��لط شود و با اراده‌اي قوي به جنگ‬ ‫با مشكالت مي‌روم‪.‬‬ ‫‪ ë‬خاطره‌اي شيرين‬ ‫وقتي عاش��ق كار‪ ،‬عالقه و موفقيت باشي حتي‬ ‫اگر در بحراني‌ترين ش��رايط هم قرار داش��ته باشي‬ ‫حاضر نيس��تي ب��ه اهدافت فكر نكن��ي‪ ،‬بلكه تمام‬ ‫س��ختي‌ها را درهم مي‌ش��كني و براي رسيدن به‬ ‫آنچه مي‌خواهي تالش مي‌كني و با شجاعت دل به‬ ‫دريا مي‌زني‪ .‬افسانه آقابابايي كه يكي از شيرين‌ترين‬ ‫خاطراتش در مس��ابقات رالي سال ‪ 91‬رقم خورده‬ ‫است مي‌گويد‪ :‬چند وقت قبل از برگزاري مسابقات‬ ‫در س��ال‌جاري تحت عم��ل جراحي ق��رار گرفتم‬ ‫و رانندگي تحت هر ش��رايطي براي من مثل س��م‬ ‫بود اما به دلي��ل اين‌كه اين رالي بين بانوان تهران‪،‬‬ ‫اصفهان‪ ،‬شاهين شهر و خوزستان برگزار مي‌شد و‬ ‫مي‌دانستم اگر ش��ركت كنم حتماً مقام نخست را‬ ‫كسب خواهم كرد به خاطر اين‌كه يكبار ديگر هيات‬ ‫اتومبيلراني استان را ش��اخص نشان دهم با همان‬ ‫وضعيت جسماني نامناسب پشت فرمان نشستم و با‬ ‫عزمي راسخ در مقابل رقيبانم به مسابقه پرداختم‪.‬‬ ‫خداوند هم در اين مسابقه به من بار ديگر كمك‬ ‫كرد تا آبروي شهرمان را بخرم‪.‬‬ ‫در پيمودن مس��يرهاي سخت زندگي هيچ‌كس‬ ‫هم��راه و ش��ريك لحظات تل��خ و ش��يرينم نبوده‬ ‫اس��ت و چ��رخ س��نگين روزگار را تنها با دس��تان‬ ‫خودم چرخانده‌ام و ش��ركت در اين مس��ابقات من‬ ‫را براي درهم شكس��تن سختي‌ها آماده كرد‪ .‬امروز‬ ‫بعد از گذش��ت هفت س��ال تالش به اي��ن ديدگاه‬ ‫دس��ت پيدا كرده‌ام كه زنان در هي��چ مرحله‌اي از‬ ‫زندگي كم نمي‌آورند فقط ش��رط اصلي‌اش اراده و‬ ‫خواستن است‪.‬‬

‫اشاره‬ ‫نشانه های آرامش اجتماعی‬ ‫دكتر منوچهر پهلوان‬ ‫جامعه شناس و عضو‬ ‫هيأت علمي دانشگاه‬ ‫با توجه به اين‬ ‫كه ه��زاره س��وم‪،‬‬ ‫ه��زاره خان��واده و‬ ‫ب��ه نوع��ي بانوان‬ ‫ناميده ش��ده است‬ ‫الزم خواهد بود از‬ ‫توانمن��دي بانوان‬ ‫جامعه‪ ،‬در راستاي توسعه كشور استفاده‬ ‫كرد اما مس��تلزم اين اس��ت كه ش��رايط‬ ‫مناس��ب روحي – رواني و جس��مي براي‬ ‫زنان مهيا ش��ود‪ .‬آنچه كه در حال حاضر‬ ‫مشخص اس��ت اين كه بس��ياري از زنان‬ ‫جامعه ما جايگاه و منزلت اجتماعي خود را‬ ‫باور ندارند و به سطحي مناسب و موردنظر‬ ‫از رشد ذهني و رواني نرسيده‌اند‪.‬‬ ‫بنابر اين متوليان جامعه بايستي تالش‬ ‫مضاعف پيشه كنند‪ .‬اين قشر از جامعه در‬ ‫عرصه‌هاي فرهنگي‪ ،‬خانوادگي‪ ،‬اقتصادي‪،‬‬ ‫مالي‪ ،‬اجتماعي و آموزشي پررنگ‌تر ظاهر‬ ‫شوند و حضور حداكثري خود را به عنوان‬ ‫نيمي از جمعيت جامعه از حالت مسكوت‬ ‫به جمعيت فعال و پرنشاط تبديل كنند‪.‬‬ ‫زن��ان در هر جامعه‌اي نش��اني از آرامش‪،‬‬ ‫س��رزندگي و نشاط هس��تند و به همين‬ ‫دليل مادام ورودشان در تمام عرصه‌هاي‬ ‫اداري‪ ،‬دولتي و خصوصي‪ ،‬نظم و انضباط‬ ‫و حيات را به جريان درمي‌آورند و بسياري‬ ‫از س��وء اس��تفاده‌هاي مالي و اداري را به‬ ‫حداقل مي‌رسانند و به نوعي امنيت را به‬ ‫هر س��ازماني هديه مي‌دهند‪ .‬زنان مايه‬ ‫مباهات جامعه هستند باالخص اگر فعال‬ ‫و كوشا باشند و هرچه تعداد زنان پرنشاط‬ ‫و تحصيلكرده بيش��تر باش��د‪ ،‬جامعه در‬ ‫عرصه‌هاي بحراني به پشتوانه شكيبايي و‬ ‫بردباري آن‌ها‪ ،‬موفق‌تر خواهد بود چرا كه‬ ‫با اين وجود به ثبات نسبي خواهد رسيد‪.‬‬

Profile for Zagros

Iran 5391 1392-03-27  

روزنامه ایران شماره ٥٣٩١ بیست و هفتم خرداد ١٣٩٢ Ruznāmeye IRĀN Shomāreye 5391 27-03-1392 Daryāft (6 MB)

Iran 5391 1392-03-27  

روزنامه ایران شماره ٥٣٩١ بیست و هفتم خرداد ١٣٩٢ Ruznāmeye IRĀN Shomāreye 5391 27-03-1392 Daryāft (6 MB)

Advertisement