__MAIN_TEXT__

Page 13

‫نفوذ زبان فارسي‬ ‫دكت��ر محمد رجبي‪ ،‬رئيس كتابخانه مجلس در مراس��م رونمايي از كتاب «مراه‌االصطالح»‬ ‫گفت‪ :‬زبان فارس��ي در آس��ياي ميانه و مش��رق زمين به ويژه در هندوس��تان و پاكستان و‬ ‫بنگالدش به‌عنوان يك زبان مقدس تلقي مي‌ش��د‪ .‬در اين كشورها از حافظ‪ ،‬سعدي و موالنا‬ ‫ب��ه عن��وان حضرت حافظ‪ ،‬حضرت س��عدي و حضرت موالنا ياد مي‌ش��د و ب��راي خواندن‬ ‫مثن��وي و حافظ وضو گرفته‪ ،‬رحل مي‌گذاش��تند و به قرائت مثن��وي و حافظ مي‌پرداختند‪.‬‬ ‫زب��ان رس��مي هن��د‪ ،‬فارس��ي ب��وده و انگليس‌ه��ا پ��س از حاكمي��ت خ��ود اس��تفاده از‬ ‫زب��ان فارس��ي را ممن��وع كردن��د‪ .‬ام��ا اي��ن زب��ان هم��واره نزد فرهنگ‌دوس��تان ش��به‬ ‫ق��اره باق��ي مانده ت��ا حدي كه س��رود مل��ي پاكس��تان همچنان به زبان فارس��ي اس��ت‪.‬‬

‫‪13‬‬

‫حکمت‬

‫سال نوزدهم‬ ‫شماره ‪5391‬‬ ‫دوشنبه‬ ‫‪ 27‬خرداد ‪1392‬‬ ‫‪ 8‬شعبان ‪1434‬‬ ‫‪ 17‬ژوئن ‪2013‬‬

‫‪W W W. i r a n - n e w s p a p e r. c o m‬‬

‫مدن‬ ‫تدبير ُ ُ‬

‫ارسطو وقتي «اخالق نيكوماخوس» را نوشت در واقع اخالق را در عرصه سياست مدنظر قرار‬ ‫داد‪ .‬دكتر حميد پارسانيا‪ ،‬استاد فلسفه دانشگاه تهران‪ ،‬درباره نسبت اخالق و سياست مي‌گويد‪:‬‬ ‫ميان اخالق و دانش سياسي‪ ،‬نسبتي ذاتي است؛ يعني رويكرد اخالقي و رويكرد سياسي يك‬ ‫فرد با هم مناسبت دارد‪ .‬اخالق و سياست‪ ،‬دو دانش محسوب مي‌شوند‪ .‬از اين رو نوع مبادي‬ ‫كه فرد در علم اخالق دارد اين مبادي در علم سياست نيز اثر مي‌گذارد و رفتار سياسي هر‬ ‫انساني با رفتار اخالقي‌اش متناسب است‪ .‬اگر اخالق كسي فرد‌مدار بود و انسان را موجود‬ ‫دنيوي و اين جهاني لحاظ كرد دانش سياس��ي او هم متناسب با اين نگرش خواهد بود‪ .‬در‬ ‫جهان اس�لام نيز دانش سياست يا تدبير ُم ُدن با دانش اخالق‪ ،‬ارتباط بسيار وسيعي دارد‪.‬‬

‫حـماسه چـگونه خـلق مـي‌شود‬

‫پاره‌هاي دانايي‬

‫امپــراتــوري روح جمــعي‬

‫داده‌های بدون گیومه‬

‫مصطفي آب روشن‬ ‫عضو انجمن جامعه‌شناسي ايران‬

‫«بينامتني��ت» از ابداع��ات ژولي��ا‬ ‫كريس��توا و در نتيج��ه مطالع��ات او‬ ‫درب��اره نظري��ات باختي��ن اس��ت‪ ،‬اما‬ ‫كريستوا به‌ش��دت متاثر از افكار روالن‬ ‫بارت بود‪.‬‬ ‫دكتر بهمن نامورمطلق‪ ،‬نشانه‌شناس‬ ‫و استاد دانشگاه شهيد بهشتي‪ ،‬درباره‬ ‫تعريف بينامتني��ت از ديدگاه بارت در‬ ‫مقاله «امپراتوري نشانه‌ها» مي‌نويسد‪:‬‬ ‫بينامتني��ت ك��ه ش��رط هرگونه متني‬ ‫اس��ت هر ش��كلي كه داش��ته باش��د‪،‬‬ ‫بي‌گم��ان ب��ه مس��أله ارج��اع و تاثير‬ ‫مح��دود نمي‌ش��ود؛ بينامت��ن ح��وزه‬ ‫عمومي فرمول‌هاي بي‌نامي اس��ت كه‬ ‫خاستگاه آن‌ها به ندرت قابل بازشناسي‬ ‫هس��تند‪ ،‬نقل قول‌ه��اي ناخودآگاهانه‬ ‫ي��ا غي��رارادي‪ ،‬داده‌ه��اي ب��دون‬ ‫گيومه است‪.‬‬ ‫از ديدگاه معرفت‌شناس��ي‪ ،‬مفهوم‬ ‫بينامت��ن آن چيزي اس��ت ك��ه براي‬ ‫نظري��ه مت��ن‪ ،‬ام��كان اجتم��اع را به‬ ‫دنب��ال م��ي‌آورد‪ .‬تمام زبان پيش��ين‬ ‫و معاص��ر اس��ت ك��ه در مت��ن حضور‬ ‫دارد؛ ن��ه همانند مس��ير يك ش��بكه‬ ‫قابل شناس��ايي و يك تقليد اختياري‪،‬‬ ‫ك��ه همانند مس��ير ي��ك پراكندگي‪-‬‬ ‫تصويري ك��ه درمتن‪ ،‬جاي��گاه نه يك‬ ‫ب��از توليد بلكه يك تولي��د را اطمينان‬ ‫مي‌بخشد‪.‬‬

‫كنش عقالني معطوف به ارزش‬ ‫از منظر جامعه‌شناختي حماسه را مي‌توان به نوعي‬ ‫كنش عقالني معطوف ب��ه ارزش تلقي كرد‪ .‬عقالني‬ ‫بودن اين كنش از آن جهت نيست كه مي‌خواهد به‬ ‫هدفي معين و خارجي برس��د بلكه از آن جهت است‬ ‫كه تن به س��تيزه دادن و رها ك��ردن فرديت به نفع‬ ‫انتظارات جمع‪ ،‬افتخار تلقي مي‌ش��ود‪ .‬بنابراين فاعل‬ ‫كن��ش با پذي��رش خطرها‪ ،‬به نح��وي عقالني رفتار‬ ‫مي‌كند و نه صرفاً به نتيجه‌اي برون‌ذاتي نس��بت به‬ ‫اق��دام خويش‪ ،‬بلكه براي آن‌ك��ه به تصوري كه خود‬ ‫وي از افتخار دارد وفادار بماند‪.‬‬ ‫كنشي استراتژيك‬ ‫اتفاقي بودن وقايعي كه به‌عنوان مسأله‌اي اجتماعي‬ ‫موجوديت جم��ع را تهديد مي‌كند نافي ارادي بودن‬ ‫واكنش‌هاي افراد در برابر حفظ ارزش‌هاي مش��ترك‬ ‫نيس��ت؛ به‌عبارتي مي‌توان گفت خلق يك حماس��ه‪،‬‬ ‫اتفاق��ي اس��ت «ارادي» و ن��ه «تكانش��ي» چرا كه‬ ‫انس��ان‌ها در برابر واقعيت‌هاي اجتماعي به تفس��ير‬ ‫موقعيت مي‌پردازند و در ش��رايط حماسي به كنشي‬ ‫استراتژيك دست مي‌زنند‪ .‬به‌عبارتي افراد جامعه در‬ ‫ش��رايط حماسي اهدف واحدي را تعقيب مي‌كنند و‬ ‫به دنبال منافع مشترك هستند‪.‬‬ ‫يك حماس��ه در ابعاد اجتماعي‪ ،‬كنش��ي جمعي‬ ‫محس��وب مي‌ش��ود و اين كنش معلول آگاهي‌هاي‬ ‫جمعي اس��ت ك��ه در ش��رايط وي��ژه كه ناش��ي از‬ ‫ضرورت‌هاي اجتماعي و تاريخي است وجدان جمعي‬ ‫را تحريك كرده و حماس��ه‌اي خلق مي‌شود‪ .‬وجدان‬ ‫جمعي متوسط مجموعه باورها و احساسات مشترك‬ ‫در بي��ن اعض��اي يك جامعه اس��ت‪ .‬اي��ن مجموعه‬ ‫دستگاه معيني را تش��كيل مي‌دهد كه داراي حيات‬ ‫خاص خويش اس��ت‪ .‬وجدان جمعي ب��ه تبع قوانين‬ ‫خ��ودش تح��ول مي‌يابد و مظهر س��اده ي��ا مجهول‬

‫نگاه نزدیک‬ ‫حماس�ه در لغت به معناي دالوري و ش�جاعت اس�ت و در اصطالح‪ ،‬ش�عري است‬ ‫داس�تاني با زمينه قهرماني‪ ،‬قوم�ي و ملي كه حوادثي خارق‌الع�اده در آن جريان‬ ‫دارد‪ .‬دراين نوع شعر‪ ،‬شاعر هيچ‌گاه عواطف شخصي خود را در اصل داستان وارد‬ ‫نمي‌كند و آن را طبق ميل خود تغيير نمي‌دهد؛ به همين س�بب در سرگذش�ت يا‬ ‫شرح قهرماني‌هاي پهلوانانه و شخصيت‌هاي داستان خود‪ ،‬هرگز دخالت نمي‌كند و‬ ‫به ميل خود در مورد آن‌ها داوري نمي‌كند‪.‬‬ ‫آگاهي‌هاي فردي نيس��ت‪ .‬وجدان جمعي در تمامي‬ ‫گستره جامعه پراكنده است و خصايص ويژه‌اي دارد‬ ‫كه موجب تماي��ز آن به‌عنوان ي��ك واقعيت متمايز‬ ‫مي‌ش��ود؛ به‌عبارتي از ش��رايط خاصي ك��ه افراد در‬ ‫آن قرار دارند مس��تقل اس��ت‪ .‬اف��راد مي‌گذرند ولي‬

‫وجدان جمعي باقي مي‌مان��د‪ .‬خالصه آن‌كه وجدان‬ ‫جمعي (آگاهي جمعي) روح جامعه اس��ت كه داراي‬ ‫خواص‪ ،‬شرايط هس��تي و شيوه خاص خويش است‬ ‫كه به‌عنوان متغير مستقل در وقوع حماسه‌هاي ملي‬ ‫مذهبي جامعه نقش‌آفرين است‪.‬‬

‫مفهومي فرهنگي‬ ‫روحيه حماسي در جامعه مفهومي فرهنگي است‬ ‫و ب��ا درونيات افراد مرتبط اس��ت؛ لذا هر چقدر افراد‬ ‫در جامع��ه ايدئولوژي و گرايش‌ه��اي معنوي حاكم‬ ‫بر جامعه را دروني كنند روحيه حماس��ي در جامعه‬ ‫افزايش پيدا مي‌كند‪.‬‬ ‫روحيه حماسي امري است دروني و نهادينه كردن‬ ‫رفتار امري اس��ت بيروني كه احتياج به ساختارهاي‬ ‫نظام‌من��د دارد كه در اين مبح��ث موضوعيت ندارد‪.‬‬ ‫حماس��ه‪ ،‬يك فرهنگ است يعني با درون و احساس‬ ‫انس��ان س��ر و كار دارد‪ .‬دس��تورالعمل حماسي بايد‬ ‫در بخ��ش فرهنگي قرار بگيرد ن��ه در بخش تمدني‬ ‫آن(بيروني آن)‪.‬‬ ‫از سوي ديگر واقعيت‌هاي اجتماعي كه نهادينه و‬ ‫ساختارمند شده‌اند ديگر حماسه تلقي نمي‌شود؛ چرا‬ ‫كه حماس��ه در ش��رايط خاص اجتماعي كه وجدان‬ ‫جمعي از تحريك‌پذيري كافي برخوردار شود متبلور‬ ‫مي‌شود‪.‬‬ ‫بنابراي��ن ب��راي دروني ك��ردن روحيه حماس��ي‬ ‫بايس��تي داس��تان قهرمان��ان مل��ي‪ ،‬مذهب��ي و‬ ‫گروه‌هاي مرجع كه در راس��تاي منافع و ارزش‌هاي‬ ‫مش��ترك قدم برداش��ته‌اند به اعضاي جديد جامعه‬ ‫انتق��ال داده ش��ود ت��ا اي��ن پتانس��يل فرهنگي در‬ ‫اش��كال مختل��ف سياس��ي‪ ،‬اقتص��ادي و دفاعي باز‬ ‫توليد شود‪.‬‬ ‫منظومه‌هاي حماسي ايراني اسالمي شامل افكار‪،‬‬ ‫عالي��ق و عواطفي اس��ت ك��ه در ط��ي قرن‌ها براي‬ ‫بيان عظمت و نبوغ اين س��رزمين به ش��كل نوشتار‪،‬‬ ‫سخنراني‪ ،‬نقالي‪ ،‬تعزيه و آيين‌هاي مذهبي باز توليد‬ ‫شده است‪ .‬اين نوع حماسه‌ها سرشار از ياد جنگ‌ها‪،‬‬ ‫پهلواني‌ها‪ ،‬جان فشاني‌ها و در عين حال‪ ،‬لبريز از آثار‬ ‫تمدن و مظاهر ايران اس�لامي در قرن‌هاي متمادي‬ ‫اس��ت كه نماد مذهبي آن حماس��ه امام حسين(ع)‬ ‫و نماد ملي آن ش��اهنامه حكيم ابوالقاس��م فردوسي‬ ‫اس��ت كه از حماس��ه پهلوان��ان ايران زمين س��خن‬ ‫رفته است‪.‬‬

‫درنگ‬ ‫آينده‌پژوهي‬

‫آينده‌پژوهي شامل مجموعه تالش‌هايي‬ ‫است که با استفاده از تجزيه و تحليل منابع‪،‬‬ ‫الگوه��ا و عوامل تغيير يا ثبات‪ ،‬به تجس��م‬ ‫آينده‌هاي بالق��وه و برنامه‌ريزي براي آن‌ها‬ ‫مي‌پردازد‪ .‬آينده‌پژوه��ي منعکس مي‌کند‬ ‫که چگونه از دل تغييرات (يا تغيير نکردن)‬ ‫«ام��روز»‪ ،‬واقعي��ت «فردا» تول��د مي‌يابد‪.‬‬ ‫آينده‌پژوهي معادل لغت التين «‪Future‬‬ ‫‪ »Study‬اس��ت‪ .‬کلمه جم��ع ‪Futures‬‬ ‫به اين دليل اس��تفاده ش��ده اس��ت که با‬ ‫بهره‌گيري از طيف وس��يعي از متدلوژي‌ها‬ ‫و ب��ه ج��اي تصور «فق��ط يک آين��ده»‪ ،‬به‬ ‫گمانه‌زني‌هاي سيستماتيک و خردورزانه‪ ،‬در‬ ‫م��ورد نه فقط «يک آين��ده» بلکه «چندين‬ ‫آينده متصور» مبادرت مي‌شود‪ .‬موضوع‌هاي‬ ‫آينده‌پژوهي دربرگيرنده گونه‌هاي «ممکن»‪،‬‬ ‫«محتم��ل» و «مطلوب» ب��راي دگرگوني از‬ ‫حال به آينده هستند‪.‬‬

‫ضرورت آينده‌پژوهي‬ ‫امروزه تغييرات با نرخ سريع‌تري به وقوع‬ ‫مي‌پيوندند‪ .‬تغييرات فناوري و متعاقباً تغيير‬ ‫در ديگر جنبه‌هاي زندگي‪ ،‬افزايش روزافزون‬ ‫وابستگي متقابل کشورها و ملل‪ ،‬تمرکززدايي‬ ‫جوامع و نهادهاي موجود که به‌دليل گسترش‬ ‫فناوري اطالعات شتاب بيشتري يافت ‌ه است‪،‬‬ ‫تمايل روزافزون به جهاني شدن به همراه حفظ‬ ‫ويژگي‌هاي ملي‪ ،‬قومي و فرهنگي و بسياري‬ ‫عوامل ديگر‪ ،‬ل��زوم درک بهتر از «تغييرات»‬ ‫و «آين��ده» را براي دولت‌ها‪ ،‬کس��ب و کارها‪،‬‬ ‫سازمان‌ها و مردم ايجاب مي‌کند‪ .‬آينده اساساً‬ ‫قرين به عدم قطعيت اس��ت‪ .‬با اين همه آثار‬ ‫و رگه‌هايي از اطالعات و واقعيات که ريش��ه‬ ‫در گذش��ته و حال دارند مي‌توانند رهنمون‬ ‫ما ب��ه آينده باش��ند‪ .‬ادام��ه «تصميم‌گيري‬ ‫صرفاً چندين آينده محتمل براساس تجارب‬ ‫گذش��ته»‪ ،‬غفلت از رصد تغييرات آتي را در‬ ‫پي خواهد داشت و با تلخکامي روبه‌رو خواهد‬ ‫شد‪ .‬عدم قطعيت نهفته در آينده براي بعضي‬ ‫توجيه‌كننده عدم دورانديشي آنان است و براي‬ ‫شماري ديگر منبعي گرانبها از فرصت‌ها‪.‬‬

Profile for Zagros

Iran 5391 1392-03-27  

روزنامه ایران شماره ٥٣٩١ بیست و هفتم خرداد ١٣٩٢ Ruznāmeye IRĀN Shomāreye 5391 27-03-1392 Daryāft (6 MB)

Iran 5391 1392-03-27  

روزنامه ایران شماره ٥٣٩١ بیست و هفتم خرداد ١٣٩٢ Ruznāmeye IRĀN Shomāreye 5391 27-03-1392 Daryāft (6 MB)

Advertisement