Page 1

‫جنگ افزار‬

‫شناورهای رادار گریز‬ ‫توپ‬

‫پد هليكوپتر‬

‫زام والت در قسمت پاشنه‬ ‫خود به یک پد بالگرد و آشیانه‬ ‫ای با ظرفیت تا دو بالگرد مجهز‬ ‫است که می توان از آن برای‬ ‫هواگردهای بدون سرنشین نیز‬ ‫استفاده کرد‪.‬‬

‫کابوی ‪5‬ستاره‬

‫دلربای شمالی‬

‫«زام والت» نامگذاری شد‪ .‬ناو‪ ،‬نزدیک به ‪ 14/5‬هزار تن وزن دارد‬ ‫که ‪5‬هزار تن از سنگین‌ترین ناوش��کن‌های کنونی‪ ،‬سنگین‌تر‬ ‫است‪ .‬ظاهر نامتعارفش هم هیچ شباهتی به ظاهر آشنای ناوهای‬ ‫جنگی امروزی ندارد‪ .‬نزدیک به صد سال از آخرین باری که ناوی‬ ‫با شکل مقعر روی آب‌ها دیده شده‪ ،‬می‌گذرد‪ .‬بدنه این ناوشکن‬ ‫از روبه‌رو مانند یک ‪ V‬برعکس است‪ .‬همین موضوع باعث کاهش‬ ‫س��طح مقطع راداریش می‌ش��ود‪ .‬اما با وجودی که از نظر ابعاد‬ ‫تقریبا ‪ 40‬درصد از بسیاری از ناوشکن‌های امروزی بزرگ‌تر است‪،‬‬ ‫بازتاب راداری‌اش تنها به‌اندازه یک قایق ماهیگیری است‪ .‬چون‬ ‫برنامه تولید انبوه زام والت کامال منتفی است‪ ،‬پس جایگزین‬ ‫هیچ کشتی قدیمی هم نمی‌ش��ود ولی اگر قرار بود جایگزین‬ ‫چیزی شود‪ ،‬طیف گس��ترده‌ای از ناوهای امروزی‪ ،‬بازنشسته‬

‫ویزبي‪ ،‬ناوچه خوش‌اس��تیل س��وئدی که دارنده عنوان «اولین شناور‬ ‫رادارگریز عملیاتی جهان» است‪ .‬این ناوچه کمتر از سه سال بعد از طراحی‪،‬‬ ‫وارد خدمت شد‪ .‬این یعنی سوئدی‌ها بدجوری رو دست آمریکایی‌ها بلند‬ ‫شدند‪ .‬شرکت سوئدی کاکامز اواخر‪ 1997‬کار را شروع کرد و کمتر از سه‬ ‫سال‪ ،‬تحویل نیروهای مسلح کشورش داد‪ .‬ویزبی‪ 650‬تنی‪ ،‬ناوچه سبکی‬ ‫است‪ .‬این وزن مدیون استفاده زیاد از فیبرکربن با ساختار ساندویچی و‬ ‫پالستیک فشرد ‌ه است که استحکام باالیی هم دارند و بازتاب راداری را‬ ‫هم کم می‌کنند‪ .‬با این وزن کم‪ ،‬ویزبی شناوری مقرون به‌صرفه ساخته‬ ‫که با کمترین سوخت‪ ،‬بیشترین مس��افت را می‌رود‪ .‬استفاده از زوایای‬ ‫شکسته و مثلثی شکل در بدنه‪ ،‬با توپ جمع‌شونده سینه کشتی‪ ،‬سطح‬ ‫مقطع راداری شناور را به‌شدت کم کرده است‪ .‬ویزبی پاریزیت‌های اخالل‬ ‫الکترونیکی دارد که شناسایی‌اش را مشکل‌تر هم می‌کند‪ .‬در این حالت‬ ‫ن هم در دریای آرام‪ ،‬قابل شناسایی‬ ‫ویزبی تنها از کمتر از‪ 13‬کیلومتری‪ ،‬آ ‌‬

‫‪24‬‬

‫دانستنيها‬

‫در زیر قسمت دماغه کشتی مجز‬ ‫به یک سیستم سنار است که می‬ ‫تواند موقعیت مینهای دریایی‬ ‫یا زیردریایی های دشمن را‬ ‫مشخص کند‪.‬‬

‫می‌شدند‪ .‬این ناوشکن رادارگریز‪ ،‬بیش‌از ‪ 20‬النچر و بیش‌از‬ ‫‪ 80‬موش��ک تاماهاوک و دو توپ ‪ 155‬میلیمت��ری دارد که‬ ‫می‌توانس��ت پش��تیبان قدرتمن��دی برای نیروه��ای زمینی‬ ‫پیاده در س��احل باش��د‪ .‬به‌خصوص که پس از منقرض‌شدن‬ ‫نبرد ناوها در اوایل دهه ‪ ،1990‬دوران قدرت پشتیبانی آتش‬ ‫مستقیم ناوهای جنگی از نیروهای زمینی هم تمام شد‪ .‬علت‬ ‫منقرض‌شدن نبرد ناوها این اس��ت که دیگر ناوی وجود ندارد‬ ‫که آتش توپخانه‌اش برای حمایت پیا ‌ده‌ها کافی باشد‪ .‬اگر هست‪،‬‬ ‫ترس از خطرات موشک‌های ساحل به دریا‪ ،‬جرات نزدیک‌شدن‬ ‫به ساحل را از فرماندهان می‌گیرد‪ .‬به‌هرحال ناوشکن‌های کالس‬ ‫زام والت‪ ،‬پس‌از تکمیل‪ ،‬نمونه کاملی برای س��اخت شناورهای‬ ‫رادارگریز نسل آینده خواهند بود‪.‬‬

‫است‪ .‬همچنین ویزبی شناور تا جای ممکن بی‌صداست‪ .‬اصالحات زیادی‬ ‫در نازل موتور و پروانه‌ها انجام شده‌است‪ .‬ویزبی گرچه یک ناو پنهانکار‬ ‫به‌معنای واقعی اس��ت اما برای درگیری تمام‌عیار مس��لح نشده‌است‪.‬‬ ‫توپ ‪ 57‬میلی‌متری تمام اتوماتیک‌اش‪ ،‬تنها ب��رای درگیری نزدیک با‬ ‫شناورهای سبک مناسب است‪ .‬موشک‌های چندمنظوره آر‌بی‌اس ‪15‬‬ ‫سالح اصلی شناور هستند‪ .‬این موشک‌ها‪ ،‬هم در دفاع هوایی نقش دارند‬ ‫هم برای مقابله سطحی با شناورهای نزدیک‪ .‬برای مقابله با‬ ‫زیردریایی‌ها هم این شناور‪ ،‬اژدر دارد‪.‬‬ ‫اینها کل سیس��تم‌های دفاعی‬ ‫ویزبی‌اند‪ .‬این نشان می‌دهد که‬ ‫ویزبی طراحی‌شده تا هیچ‌گاه وارد‬ ‫برد درگیری مستقیم و بصری نشود و تا‬ ‫حدممکنخودرادرنقطهکوررادار‌هامخفیکند‪.‬ایناصلماموریت‬ ‫شناورهای رادار‌گریز است حتی آنهایی كه به‌حد کافی مسلح‌اند‪.‬‬

‫‪Visby‬‬ ‫‪20‬شهريور ‪1389‬‬

‫دماغه‬

‫توپ های بزرگ‬ ‫‪ 155‬م‪.‬م برای‬ ‫حفظ رادار‬ ‫گریزی به داخل‬ ‫بدنه جمع می‬ ‫شوند‪.‬‬

‫‪DDG-1000‬‬ ‫دی‌دی‌جی هزار‪ ،‬با شکل نامعمول‌اش‪ ،‬بیشتر یادآور سفینه‌های‬ ‫فضایی علمی‪-‬تخیلی است تا یک ناوشکن‪ .‬احتماال این کشتی‪،‬‬ ‫یکی از ممتازترین ناوهای جنگی آین��ده خواهد بود‪ .‬این طرح‬ ‫حاصل برنامه‌ای بود به‌اسم ‪ )DD(X‬که هدفش ساخت ناوهای‬ ‫جدید برای جایگزینی ناوگان قدیمی آمریکایی بود‪ .‬اما رفته‌رفته‪،‬‬ ‫هزینه برنامه آن‌ق��در باال رفت که پنتاگون عط��ای این ناوهای‬ ‫جدید را به لقایشان بخشید‪ .‬با این‌حال قرار است دو نمونه اولیه‬ ‫س��اخته ش��ود که احتماال پس‌از ‪ 2013‬عملیاتی می‌شوند‪ .‬بد‬ ‫نیست بدانید که قیمت تمام‌شده هر کدام از این ناوهای رادارگریز‬ ‫چیزی نزدیک به ‪ 3/3‬میلیارد دالر ناقابل است! دی‌دی‌جی هزار‪،‬‬ ‫به یاد نوزدهمین فرمانده عملیات نیروی دریایی ایاالت متحده‬

‫ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ‬

‫ﺗﻠﻪﭘﺎﺗﻲ‬

‫ﺩﺭ ﺟﺴﺖﻭﺟﻮﻱ ﻋﻠﻤﻲ ﺗﻠﻪﭘﺎﺗﻲ ﻭ ﺍﺩﺭﺍﻙ ﻓﺮﺍﺣﺴﻲ‬

‫ﻣﻌﻤﺎﻱ‬ ‫ﺣﻞﻧﺸﺪﻧﻲﺫﻫﻦ‬

‫ﺯﻳﻨﺐ ﻫﻤﺘﻲ‪ ،‬ﺍﻣﻴﻦ ﺣﻤﺰﻩﺋﻴﺎﻥ| ﮔﺎﻫﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺎ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺗﻲ ﺭﺥ ﻣﻲﺩﻫﺪ ﻛﻪ‬ ‫ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻋﺠﻴﺐ ﻭ ﻏﻴﺮﻋﺎﺩﻱ ﻫﺴـﺘﻨﺪ ﻭ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﻲﺑﺮﻳﻢ ﺩﺳﺖ ﻧﻴﺮﻭﻫﺎﻳﻲ‬ ‫ﻏﻴﺮﻃﺒﻴﻌﻲ ﺩﺭ ﻛﺎﺭ ﺍﺳـﺖ‪ .‬ﻧﻴﺮﻭﻫﺎ ﻳﺎ ﺍﻧﺮژﻱﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻣﺎ ﻧﻤﻲﺷﻨﺎﺳـﻴﻢ ﻭ‬ ‫ﻧﻤﻲﺩﺍﻧﻴﻢ ﭼﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ‪ ،‬ﺍﺯ ﻛﺠﺎ ﻣﻲﺁﻳﻨﺪ ﻭ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻋﻤﻞ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ‪ .‬ﺷﺎﻳﺪ‬ ‫ﺑﺎ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﺭﻭﺍﻳﺖ »ﺩﺍﻧﺴﺘﻨﻴﻬﺎ« ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺍﻳﻦ ﺳﺨﻦ ﺭﺍ ﺑﻬﺘﺮ ﺩﺭﻙ ﻛﻨﻴﺪ ﻭ‬ ‫ﺑﻪﺧﺎﻃﺮ ﺁﻭﺭﻳﺪ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺕ ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﻋﺠﻴﺐ ﻭ ﻏﺮﻳﺐ ﺑﺮﺍﻱ ﺷـﻤﺎ ﻫﻢ‬ ‫ﺑﺎﺭﻫﺎﺭﺥﺩﺍﺩﻩﺍﺳﺖ‪.‬ﺍﻣﺎﺁﻳﺎﺍﻳﻨﻬﺎﺁﻥﻃﻮﺭﻛﻪﻗﺎﻃﺒﻪﭘﮋﻭﻫﺸﮕﺮﺍﻥﻣﻲﮔﻮﻳﻨﺪ‬ ‫ﻛﺎﻣﻼ »ﺗﺼﺎﺩﻓﻲ« ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻳﺎ ﺁﻥﻃﻮﺭ ﻛﻪ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﭘﮋﻭﻫﺸﮕﺮ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺍﻗﻠﻴﺖ‬ ‫ﻫﺴﺘﻨﺪﻓﻜﺮﻣﻲﻛﻨﻨﺪ‪»،‬ﺍﻳﻦﻫﺎﭘﺪﻳﺪﻩﻫﺎﻳﻲﻃﺒﻴﻌﻲﻫﺴﺘﻨﺪﻛﻪﻫﻨﻮﺯﻋﻠﻢ‬ ‫ﺗﻮﺍﻥﺗﻮﺻﻴﻒﺁﻧﻬﺎﺭﺍﻧﺪﺍﺭﺩ؟«ﺍﻟﺒﺘﻪﺑﻪﻧﻈﺮﻣﻲﺭﺳﺪﺑﻴﻦﻋﺎﻣﻪﻣﺮﺩﻡﺩﻳﺪﮔﺎﻩ‬ ‫ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺣﺎﻛﻢ ﺍﺳﺖ؛ ﺩﻳﺪﮔﺎﻫﻲ ﻛﻪ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﻲ ﻣﺘﺎﻓﻴﺰﻳﻜﻲ‬ ‫ﺍﺳﺖﻛﻪﺑﺎﻫﻴﭻﺭﻭﺵﻋﻠﻤﻲﺗﻮﺟﻴﻪﭘﺬﻳﺮﻧﻴﺴﺖ‪.‬‬ ‫‪25‬‬


‫‌پرونده‬

‫تله‌پاتي‬ ‫نمونه‌كارت‌هاي راين‬

‫شيرجه در دامن شبه‌علم‬

‫كاري اين انجمن‌ها اين‌طور بود كه گروه‌هاي پژوهش��گر به‬ ‫ديدن برنامه‌هاي تله‌پاتيك مي‌رفتند‪ .‬در اين برنامه‌ها‪ ،‬ادعا‬ ‫شده كه ناگهان ترومپت‌ها خودبه‌خود مي‌نواختند‪ ،‬اجسام‬ ‫از زمين بلند مي‌ش��دند و در سالن معلق مي‌ماندند يا حتي‬ ‫دست‌هاي اسرارآميز و پنهاني (كه اكتوپالسمي نام دارند)‬ ‫آنها را لمس مي‌كرد‪ .‬اما اين ماج��را مدت زيادي دوام نيافت‬ ‫و پژوهشگران متوجه تقلب‌ها و ش��يادي‌هاي صاحبان اين‬ ‫انجمن و برنامه‌هايش��ان ش��دند‪ .‬آنها ديگر به افرادي كه در‬ ‫صحنه حاضر مي‌شدند و به ظاهر كارهاي خارق‌العاده‌اي را‬ ‫تنها با تمركز و به واسطه ذهنشان انجام مي‌دادند‪ ،‬اعتمادي‬ ‫نداشتند و به چش��م ش��ياد و حقه‌باز مي‌نگريستند‪ .‬به اين‬ ‫ترتيب اين رسوايي‌ها موجب بي‌توجهي مردم‪ ،‬پژوهشگران‬ ‫ودانشمندانبهآنهاشد‪.‬‬ ‫ورود به ساحت علم‬

‫نخستينتالش‌هايعلمي‬

‫يك��ي از هيجان‌انگيزتري��ن بخش‌هاي فراروان‌شناس��ي‪،‬‬ ‫«تله‌پاتي» است كه ممكن است در موقعيت‌ها و شكل‌هاي‬ ‫مختلف رخ بدهد‪ .‬تله‌پاتي به يك��ي از روش‌هاي ارتباطي و‬ ‫جابه‌جايي اطالعات مستقيم از ذهني به ذهن ديگري گفته‬ ‫مي‌شود‪ .‬در سال‪ 1882‬گروهي كه تخصص‌هاي مختلفي در‬ ‫علوم طبيعي و انساني داشتند در لندن گردهم آمدند و مركز‬ ‫تحقيقات روحي ‪ -‬رواني را تشكيل دادند‪ .‬اين گروه با تمركز‬ ‫روي پديده‌هاي فراحسي‪ ،‬پژوهش‌هايي متمركز را آغاز كرد‪.‬‬ ‫دراينگروهنيزيكيازجنجال‌برانگيزترينمسائل‪،‬توانايي‌هاي‬ ‫«تله‌پاتيك» بود‪ .‬بعد از تاسيس انجمن پژوهش پديده‌هاي‬ ‫فراحس��ي در لندن‪ ،‬پديده «تله‌پاتي» رنگ و بويي علمي به‬ ‫خود گرفت كه نش��ان از پديده‌هاي روان‌دريابي مي‌داد‪ .‬سه‬ ‫سال بعد‪ ،‬انجمن ديگري كه در همين زمينه فعاليت مي‌كرد‬ ‫در آمريكا تشكيل شد و توجه متخصصان ديگري از جمله‬ ‫فيزيكدان‌ها و فيلسوفان را به خود جلب كرد‪ .‬بخشي از روند‬ ‫‪26‬‬

‫دانستنيها‬

‫‪ 20‬شهريور ‪1389‬‬

‫فراروان‌شناسان نام‬ ‫پديده روان‌دريابي‌اي‬ ‫را كه موجب ارتباط‬ ‫«تله‌پاتيك» و بسياري‬ ‫از پديده‌هاي فراحسي‬ ‫ديگر مي‌شد «پ ِسي»‬ ‫گذاشتند‪ .‬در مقابل‪،‬‬ ‫بسياري از پژوهشگران‬ ‫با توجه به آزمايش‌هاي‬ ‫فراوان‪ ،‬به‌طور كلي‬ ‫وجود پديده پ ِسي و‬ ‫تابش‌هاي رواني را رد‬ ‫مي‌كنند‬

‫يكي از شناخته‌شده‌ترين و تاثيرگذارترين افراد در تحقيقات‬ ‫روان‌دريابي «جوزف بنكز راين» گياه‌شناس است‪ .‬او در ميان‬ ‫يكسخنرانيبهمسائلفراروان‌شناسيعالقه‌مندشدوزيرنظر‬ ‫يكي از روان‌شناسان برجسته آن زمان در دانشگاه هاروارد و‬ ‫سپس دانشگاه دوك به بررس��ي تله‌پاتي و فراروان‌شناسي‬ ‫پرداخت‪ .‬او در ‪« 1935‬آزمايشگاه فراروان‌شناسي دوك» را‬ ‫بنياد نهاد كه بعدها از حمايت‌هاي مالي خوبي برخوردار شد‬ ‫و توانست «دانشكده فراروان‌شناسي دوك» را تاسيس كند‬ ‫و روي پديده‌هاي غيرقابل توضي��ح تمركز كند‪ .‬روش راين‬ ‫استفاده از كارت‌هايي بود كه نمادهايي روي‌شان نقش بسته‬ ‫بود‪ .‬شيوه آزمايش‌هاي او اين‌طور بود كه افراد مي‌بايد باتوجه‬ ‫به هدف آزمايش‪ ،‬كارت‌هايي را كه شخصي ديگر پشت پرده‬ ‫نش��ان مي‌داد‪ ،‬قبل يا بعد از اين كار‪ ،‬حدس بزنند‪ .‬او در اين‬ ‫آزمايش‌هاسعيداشتتله‌پاتي(ادراكفراحسيانديشه‌هاي‬ ‫شخص ديگر)‪ ،‬روشن‌بيني (ادراك فراحسي حوادث بيروني)‬ ‫و پيش‌آگاهي (ادراك فراحسي حوادث آينده) را در قالب‌هاي‬ ‫علميوآماريبگنجاندونشاندهدكهاينپديده‌هاواقعاوجود‬ ‫دارند‪.‬آنهاهمچنيناينآزمايش‌هارادرموقعيت‌هاوفاصله‌هاي‬ ‫مختلف به صورت‌هاي گوناگوني انجام دادند‪ .‬راين و گروهش‬ ‫آزمايش‌هايي را ترتيب دادند تا پديده روان‌جنبشي (تاثير بر‬ ‫اشيايفيزيكيياحوادثباذهن)رانيزبررسيكنند‪.‬آنهابراي‬ ‫اينكار از تاساستفادهكردندوازافرادمي‌خواستندكهباذهن‬ ‫خودسعيكنندروينتيجهنهاييپرتابتاس‌هاتاثيربگذارند‪.‬‬

‫نتايجتماماينآزمايش‌هارويصفحاتينوشتهمي‌شدوسپس‬ ‫راين و همكارانش آنها را تجزيه و تحليل مي‌كردند‪ .‬اما كار آنها‬ ‫در اثبات وجود ارتباط تله‌پاتي��ك و پديده‌هاي روان‌دريابي‪،‬‬ ‫موجب شد كه انتقادهاي بس��يار و گاه خشني به آنها شود‪.‬‬ ‫مثال وقتي كارت‌هاي راي��ن را بعضي از مردم ديدند‪ ،‬متوجه‬ ‫ش��دند كه در حالت‌هاي خاصي‪ ،‬نمادهاي كارت‌ها از پشت‬ ‫نمايانمي‌شود‪.‬همچنينبعدهامتوجهاينموضوعشدندكه‬ ‫افرادي كه امتيازها را ثبت مي‌كردند با بي‌طرفي كامل اين كار‬ ‫را نمي‌كردند‪ .‬در مورد تاس‌ها و كارت‌ها هم خطاهاي ديگري‬ ‫آشكار شد كه در نظر گرفته نشده بودند و به راحتي بر نتايج‬ ‫احتماليتاثيرگذاربودند‪.‬اين‌گونهروشنگري‌هاموجبشدكه‬ ‫در بي‌طرفي و حقيقي بودن نتايج كمي و آماري آزمايش‌هاي‬ ‫راين‪ ،‬ترديد شود و بسياري نشان دادند كه راين و همكارانش‬ ‫به چه روش‌هاي ساده‌اي مي‌توانستند تقلب كنند‪ .‬اما راين و‬ ‫همكارانشدرمقابلاينانتقادهاپاسخدادندكه«كافينيست‬ ‫نشان دهيدكه فردي مي‌توانسته تقلبكند‪.‬بايد نشان دهيد‬ ‫كه او تقلب كرده است!»‬ ‫درجست‌وجوي پسي‬

‫اين س��وال كه «ذهن چگونه به صورت مستقيم مي‌تواند بر‬ ‫روان ديگري تاثير بگذارد» بس��يار مورد بحث قرار گرفت و‬ ‫فراروان‌شناسان با پيشرفت تكنولوژي‪ ،‬روش‌هاي آزمايش‬ ‫خود را نيز تغيير مي‌دادند‪ .‬آنها ديگر از تاس و كارت استفاده‬ ‫نمي‌كردند بلكه از چراغ‪ ،‬دس��تگاه‌هاي انتخ��اب تصادفي‬ ‫الكترونيكي‪ ،‬ام��واج راديويي و غيره در آزمايش‌هاي‌ش��ان‬ ‫استفاده مي‌كردند‪ .‬فراروان‌شناسان نام پديده روان‌دريابي‌اي‬ ‫را كه موجب ارتباط «تله‌پاتيك» و بس��ياري از پديده‌هاي‬ ‫فراحسي ديگر مي‌شد «پ ِسي» (حرف يوناني كه به آن ساي‬ ‫هم مي‌گويند و در انگليسي‪‌Psy‬نوشته مي‌شود) گذاشتند‪.‬‬ ‫پيشرفت‌هاي زيادي براي بهبود روش‌هاي آزمايش پديد آمد‬ ‫اما تاثير قابل‌قبول و علمي‌اي بر اثبات وجود پديده‌اي به نام‬ ‫پ ِسيدردستنبود‪.‬تحقيقاتبسياريدراروپاوآمريكاازطرف‬ ‫افرادمختلفوحتيگروه‌هايعلميشكلگرفتودامنهاين‬ ‫مسائل تا انتقال تصوير‪ ،‬فرمان‌هاي خاص و هيپنوتيزم از راه‬ ‫دور هم گسترش پيدا كرد‪ .‬در مقابل‪ ،‬بسياري از پژوهشگران‬ ‫با توجه به آزمايش‌هاي فراوان‪ ،‬به‌طور كلي وجود پديده پ ِسي‬ ‫و تابش‌هاي رواني را رد مي‌كردند‪ .‬فراروان‌شناسان بي‌شمار‬ ‫ديگري اعتقاد داشتند كه در هر حال پديده پ ِسي وجود دارد‬

‫و نيازي به اثبات وجود بديهي آن نيست و ما تنها مي‌خواهيم‬ ‫ساز و كار‪ ،‬خاصيت و ماهيت پ ِسي را بيشتر آشكار كنيم‪ .‬زيرا‬ ‫ما نتايجي از آزمايش داريم كه نشان مي‌دهد بسياري از افراد‬ ‫امتيازبيشترينسبتبهيكانتخابشانسيبه‌دستآورده‌اند‬ ‫وهمين‪،‬دليليبروجودپ ِسياست‪.‬بااينحالهرازچندگاهي‬ ‫حقه‌هاوتحريف‌هاييكهدرخاللآزمايش‌هاانجاممي‌شد‪،‬لو‬ ‫مي‌رفتوازاعتبارفعاليت‌هايشانمي‌كاست‪.‬باآنكهآزمايش‌ها‬ ‫با دس��تگاه‌هاي الكترونيكي انجام مي‌شد‪ ،‬ولي هنگامي كه‬ ‫امتيازآزمايشبهنفعشاننبودآنرا«خطايپ ِسي»وهنگامي‬ ‫كه نشان از انكار پ ِسي بود آن را «شكست» مي‌ناميدند‪ .‬بدين‬ ‫ترتيب در نتايج آماري به دست آمده اختالل ايجاد مي‌شد‬ ‫يا از روش‌هاي آماري خاصي براي آنكه نتيجه را به نفع خود‬ ‫برگردانند‪ ،‬استفاده مي‌كردند‪ .‬اين تحريف‌ها و شيادي‌ها و‬ ‫عددسازي‌هاتاآنجاپيشرفتكهسال‪« 1974‬والترلوي»كه‬ ‫رئيسدانشكدهفراروان‌شناسيبود‪،‬بهسببلورفتنتقلب‌هاو‬ ‫دروغ‌هاي فراوانش از دانشگاه اخراج شد‪.‬‬ ‫نمي‌چسبد‬

‫عده‌اي سعي كرده‌اند كه تله‌پاتي و مسائل پيرامون آن را‬ ‫با تعميم‌دادنشان به نظريه‌هاي فيزيك مدرن اثبات كنند‪.‬‬ ‫آنها به‌خصوص از مفاهيمي مانند جهان‌هاي موازي‪ ،‬كف‬ ‫كوانتومي‪ ،‬فضا و زمان‪ ،‬نسبيت‪ ،‬درهم‌تنيدگي و غيره كه‬ ‫تنها در محدوده فيزيك مدرن بار معنايي مستقل خود را‬ ‫دارند‪ ،‬استفاده مي‌كنند‪ .‬به‌خصوص حتي امروز اين افراد به‬ ‫ظاه ِر پيامدهاي شگفت‌انگيز نظريه كوانتوم عالقه خاصي‬ ‫نش��ان مي‌دهند‪ .‬زيرا دنياي نظريه كوانت��وم‪ ،‬احتمالي و‬ ‫آماري است‪ .‬اصوال تعابير فلسفي فيزيك كوانتوم‪ ،‬به‌شدت‬ ‫بحث‌برانگيز اس��ت‪ .‬پس مي‌توان نتيجه گرفت كه اثبات‬ ‫مسائل فراروان‌شناسي به واس��طه ادغام مفاهيم ظاهري‬ ‫بخش‌هاي گزينش‌شده نظريه‌هاي پيچيده فيزيك مدرن‪،‬‬ ‫هيچ اصول و منطقِ علمي و قابل اس��تنادي ندارد و تا به‬ ‫امروز هم نداشته است و دقيقا تعريف واژه «سوءاستفاده از‬ ‫علم» است‪ .‬ما با اين كار تنها وارد فضاي وهم‌آلود‪ ،‬پيچيده‪،‬‬ ‫بي‌معنا و تا حدودي جذاب مي‌شويم‪.‬‬ ‫ام‌آرآي هم كمك نكرد‬

‫در سپتامبر ‪ ،2006‬جشنواره‌اي علمي در انگليس برپا شد‬ ‫كه بخشي از آن به تحقيقاتي در زمينه «تله‌پاتي» اختصاص‬

‫امروزه تقريبا اكثر‬ ‫دانشمندان اتفاق نظر‬ ‫دارند كه تله‌پاتي و‬ ‫فراروان‌شناسي در‬ ‫حيطه‌اي كه آن را‬ ‫«شبه‌علم» مي‌ناميم‬ ‫قرار گرفته است‪.‬‬ ‫شبه‌علم‪ ،‬ظاهري‬ ‫شبيه به علم دارد و‬ ‫پايه‌هاي آن بيشتر‬ ‫شبيه به باورها و‬ ‫خرافات مردم عامي‬ ‫است‬

‫فراروان‌شناس��ان در م��ورد پديده‌هايي چ��ون «تله‌پاتي»‬ ‫مي‌گويند كه اين قواعد وجود دارند ولي در آينده نظريه‌هاي‬ ‫علمي آنه��ا را اثبات خواهن��د كرد‪ .‬آنها ادع��ا مي‌كنند كه‬ ‫دانشمندان چشم خود را بر واقعيت‌ها بسته‌اند و جزم‌انديشي‬ ‫مي‌كنند‪ .‬با اين حال اكثر دانش��مندان داده‌ها و نتايج اين‬ ‫آزمايش‌ها را تنها نشان از مجموعه‌اي آماري‪ ،‬بي‌معنا و به‌كار‬ ‫نبردن روش و بينش علمي مي‌دانند‪ .‬دانشمندان مخالف‪،‬‬ ‫عقيدهدارندكههيچدليليبرايپذيرفتنارتباطوتوانايي‌هاي‬ ‫تله‌پاتيك وجود ندارد و حتي اين نتايج نشاني قابل‌استناد‪،‬‬ ‫محكم و علمي از وجود خو ِد اين اثر نيز ندارند‪ .‬امروزه تقريبا‬ ‫اكثر دانشمندان اتفاق نظر دارند كه تله‌پاتي و فراروان‌شناسي‬ ‫در حيطه‌اي كه آن را «شبه‌علم» مي‌ناميم قرار گرفته است‪.‬‬ ‫شبه‌علم‪ ،‬ظاهري شبيه به علم دارد و پايه‌هاي آن بيشتر‬ ‫شبيه باورها و خرافات مردم عامي است اما همين ادعاهاي‬ ‫به ظاهر گزاف‪ ،‬زمينه‌ساز بررس��ي‌هاي فراواني از طرف‬ ‫حتي دانشمندان شده است‪ .‬تا زماني كه دانشمندي روي‬ ‫موضوعاتي كه امروز ش��به‌علم مي‌دانيم تحقيق مي‌كند‬ ‫و از الگوهاي صحيح علمي خارج نش��ده اس��ت‪ ،‬فعاليت‬ ‫او علمي تلقي مي‌ش��ود اما زماني ك��ه از چهارچوب‌هاي‬ ‫ظريف علمي و تحقيقاتي خارج ش��ود كار او ش��به‌علم و‬ ‫خود او شبه‌دانشمند خوانده مي‌شود‪ .‬در طول تاريخ آنچه‬ ‫امروز شبه‌علم مي‌خوانيمش هميش��ه موجب اغماض و‬ ‫پس��رفت علم و آگاهي نبوده اس��ت بلكه در مواردي نيز‪،‬‬ ‫پيشرفت علم را نيز دربرداشته است‪ .‬براي نمونه مي‌توان‬ ‫به كيمياگري و طالع‌بيني نجومي اشاره داشت كه توجه‬ ‫بسياري را به علوم ش��يمي و ستاره‌شناسي علمي جلب‬ ‫كرد‪ .‬يكي از مهم‌ترين ويژگي‌ها در علم‪ ،‬ابطال‌پذير بودن‬ ‫پيش‌فرض يا فرضيه يا نظريه مطرح شده است‪ .‬اين نكته‬ ‫در شبه‌علم رعايت نمي‌شود و همواره بر پيش‌فرض‌هاي‬ ‫غيرقابل تصحيح استوار است‪ .‬شبه‌علم ابتدا با ادعاي علمي‬ ‫اينكه هر پديده‌اي حتما يك علتي دارد‪ ،‬پيش مي‌رود اما‬ ‫سپس براي نش��ان دادن صحت خود و بدون واقع‌بيني‪،‬‬ ‫دست به دامان كالم «هر چيزي ممكن است» مي‌شود‪.‬‬ ‫اما مرز باريكي بين علم‌گرايي و جزم‌انديشي وجود دارد‪.‬‬ ‫به‌اين ترتيب تله‌پاتي و فراروان‌شناسي همچون موضوعات‬ ‫ديگري مثل بش��قاب‌پرنده‌ها‪ ،‬طالع‌بيني‪ ،‬مثلث برمودا و‬ ‫فضانوردان باستاني شايد از ديدگاه غيرتخصصي‪ ،‬جذاب‪،‬‬ ‫شگفت‌انگيز و س��رگرم‌كننده باش��ند‪ .‬اما در چهارچوب‬ ‫علمي جايگاهي ندارند‪.‬‬

‫‪« 2‬سايكومتري» (‪:)Psychometry‬‬

‫خواندن اطالعات اش��يا و تاريخچه رواني‬ ‫هرچيز‪.‬‬ ‫‪« 3‬رويتبدونچشم»(‪:)SkinVision‬‬

‫درك امواج ش��يء از طريق پوس��ت‪ .‬ادعا‬ ‫مي‌شود كه اين توانايي در نابينايان وجود‬ ‫دارد؛ اما برخي نيز مي‌توانن��د آن را فعال‬ ‫كنند‪.‬‬

‫‪« 4‬روشن‌بيني» (‪:)Clairvoyance‬‬

‫ديدن و احس��اس ك��ردن در م��اوراي‬ ‫محدوديت‌ه��اي فيزيك��ي و ح��واس‬ ‫پنجگانه‪.‬‬

‫پاراسايكولوژي‬

‫روزي تماس تلفني با يكي از دوس��تانم گرفتم كه مدت‌ها‬ ‫بود خبري ازش نداشتم‪ .‬هنگامي كه متوجه شد من تماس‬ ‫گرفته‌ام‪،‬باتعجبوهيجان‌زدهگفتكههميناالندرفكرمن‬ ‫بوده و قصد تماس داشته است‪ .‬اين اتفاق پديده‌اي است كه به‬ ‫آن «تله‌پاتي تلفني» مي‌گويند‪ .‬يكي ديگر از دوستانم تعريف‬ ‫مي‌كند كه اين اتفاقات آنچنان به‌وفور برايش رخ مي‌دهد كه‬ ‫همچونپديده‌هاييمعموليوتكراريشدهاست‪.‬اومي‌گويد‬ ‫مثالگاهيدرخياباناحساسبديبهاودستمي‌دهدوگمان‬ ‫مي‌كند كه اتفاقي ناگوار خواهد افتاد و دقيقا چند لحظه بعد‬ ‫تصادفيرخمي‌دهد‪ .‬اوادعامي‌كندكهنيروييداردكهمي‌تواند‬ ‫بدونردوبدل‌كردنكلماتوارتباطفيزيكي‪،‬باديگرانارتباط‬ ‫برقرار كند‪ .‬ارتباطي كه حتي از راه دور هم امكان‌پذير است‪.‬‬ ‫يعني ممكن است در خانه باشد و ناگهان فكر كند كه اتفاق‬ ‫ناخوشاينديبراييكيازدوستانشرخدادهواحتياجبهكمك‬ ‫دارد‪.‬زمانيكهبااوتماسمي‌گيرد‪،‬متوجهمي‌شودكهدرست‬ ‫همان لحظه‪ ،‬پاي دوستش پيچ خورده يا زخمي شده است‪.‬‬ ‫همچنين او ادعا مي‌كند بسياري از مواقع به خوبي آينده را‬ ‫پيش‌بينيمي‌كندواينبينشرانههميشهدرزمانهوشياري‬ ‫و بيداري‪ ،‬بلكه حتي در زماني كه خواب است هم دارد و گويي‬ ‫چيزي گنگ از ماوراي طبيعت به او الهام مي‌شود‪ .‬دوست من‬ ‫مجموعه‌اي از نوشتارها و مستندهايي را به من نشان داد كه‬ ‫آنچه برايش اتفاق مي‌افتد‪ ،‬پديده‌اي است ماوراي ادراكي كه‬ ‫نشان مي‌دهد چنين پديده‌هايي ناشي از انرژي و ارتباط‌هايي‬ ‫است كه برخي به‌دليل قدرت ذهني و جذب بيشتر مي‌توانند‬ ‫بهآسانيدريافتكنندياانتقالدهند‪.‬هريكازمواردمثالباال‬ ‫راممكناستكم‌وبيشدرقالب‌هاييهمچون«شوم‌گويي»‪،‬‬ ‫«تله‌پاتي»‪« ،‬مادي‌س��ازي» و ديگر قالب‌ها شنيده باشيد و‬ ‫حتي به كتاب‌ها‪ ،‬مراكز و انجمن‌هايي كه اين گونه پديده‌ها را‬ ‫بررسيمي‌كنند‪،‬برخوردهباشيد‪.‬معموالچنينوقايعواتفاقات‬ ‫عجيب و غريبي كه گويي نشان از سازوكاري فراطبيعي براي‬ ‫انسان دارد‪ ،‬به‌طور كلي در شاخه‌اي به نام «پاراسايكولوژي»‬ ‫يا «فراروان‌شناسي» بررسي مي‌ش��ود‪ .‬بررسي پديده‌هاي‬ ‫فراروان‌شناسي در گذشته هم بسيار انجام مي‌شده‪ .‬مثال اين‬ ‫واژه قبل از‪ 1889‬توسط روان‌شناسي به نام «ماكس دسويز»‬ ‫مطرح شدهبود‪.‬‬

‫يافتهبود‪.‬آنهنگامدكتر«روپرتشلدريك»باطرحآزمايشي‬ ‫بيان كرد كه «تله‌پاتي تلفني» شدني و پذيرفتني است‪ .‬اين‬ ‫ديدگاه جنجال‌هاي فراواني به پا كرد و بسياري از دانشمندان‬ ‫تنها با ديد تمسخر به آن نگريستند و دوباره حافظه گزينشي‬ ‫انس��ان را در برابر آنچه مي‌پسندد‪ ،‬گوش��زد كردند‪ .‬امروزه‬ ‫آزمايش‌هاييكهبراياثباتارتباطتله‌پاتيكانجاممي‌شودبا‬ ‫دستگاه‌ها و روش‌هاي پيچيده‌تري انجام مي‌گيرد‪ ،‬همچون‬ ‫دستگاه«الكتروانسفالوگراف»كهفعاليت‌هايالكتريكيمغز‬ ‫را ثبت مي‌كند يا اسكن طبي و قدرتمند‪ fMRI‬كه به دقت‬ ‫فعاليت‌هاي مغزي را از طريق ميدان‌هاي مغناطيسي و امواج‬ ‫راديويي آشكار مي‌كند‪.‬‬

‫ورودبهحيطهعلم‬

‫«پاراس��ايكولوژي» يا فراروان‌شناسي‪،‬‬ ‫عل��م نوين��ي اس��ت ك��ه در بيش��تر‬ ‫دانش��گاه‌ها‪ ،‬انجمن‌هاي علمي‪ ،‬مراكز‬ ‫تحقيق��ي و آزمايش��ي دني��ا جايگاهي‬ ‫دارد‪ .‬فراروان‌شناس��ي ب��ه ام��ور برتر و‬ ‫پارانرمال و توانايي‌هاي فوق‌العاده رواني‬ ‫مي‌پردازد‪ .‬رشته‌هاي بس��يار متعددي‬ ‫زيرمجموعه آن هس��تند ك��ه روز‌به‌روز‬ ‫درحال گسترش‌اند‪ .‬برخي از موضوعات‬ ‫مربوط عبارتند از‪:‬‬ ‫‪« 1‬تله‌پاتي» (‪ : )Telepathy‬ارتباط‬ ‫ذهن با ذهن‪ ،‬بدون استفاده از كانال‌هاي‬ ‫حواس معمولي‪.‬‬

‫‪« 5‬تجربياتخ�ارجازب�دن‪»OBE-‬‬

‫(‪:)Outof BodyExperienc‬تجربياتي‬ ‫كهانسانباابعادماورايي(سايركالبدها)ودر‬ ‫بعد فيزيكي خود احساس مي‌كند‪.‬‬ ‫‪« 6‬تجربياتنزديكبهمرگيا‪» NDE‬‬

‫(‪) NearDeathExperience‬تجرب��ه‬ ‫مرگ براي تجربه‌كننده به گونه‌اي غير از‬ ‫آن است كه ما مي‌بينيم‪ .‬برخي قادرند به‬ ‫صورت كنترل شده‪ ،‬بدن فيزيكي خود را به‬ ‫حالت مرگ نزديك كنند‪.‬‬ ‫‪« 7‬اعج�از و توانمندي‪-‬كرام�ت»‬

‫(‪ : )Miracles‬آنچه عرفا و بزرگان معنوي‬ ‫ازطريقبرخيرياضت‌هابه‌دستمي‌آورند‪.‬‬ ‫مثل پيشگويي كردن يا روي آب راه رفتن‬ ‫يا طي‌االرض‪.‬‬

‫‪« 8‬تله‌هپينوتيزم‪-‬تواناييهيپنوتيزم‬ ‫كردنازراهدور»(‪:)TeleHypnotism‬‬

‫تلفيقهيپنوتيزموتله‌پاتي‪.‬‬

‫‪9‬‬

‫«پاراهيپنوتيزم»(‪:)ParaHypnotism‬‬

‫پاراهيپنوتيزم به معني هيپنوتيزم‌كردن‬ ‫بدون كالم و با ارسال انرژي است‪ .‬اين‌گونه‬ ‫هيپنوتيزم معموال براي ك��ودكان به‌كار‬ ‫مي‌رود‪.‬‬ ‫‪« 10‬الهامات و دانستن اطالعات قبل‬

‫از وق�وع» (‪ : )Precognitio‬دانس��تن‬ ‫پيش��اپيش و الهاماتي است كه گاه منابع‬ ‫اطالعاتي خاصي نيز دارند‪.‬‬ ‫‪ :Healing 11‬مجموع��ه درمان‌هايي‬ ‫است كه با استفاده از قدرت و توان ماورايي‬ ‫و غيرمعمول صورت مي‌گيرد‪.‬‬

‫‪27‬‬


‫‌پرونده‬

‫تله‌پاتي‬

‫فردريك ميرز‬

‫ماكس دسويز‬

‫عجيبوليواقعي‬

‫معروف‌ترين‬ ‫اتفاقاتبدونتوضيح‬ ‫درتاريختله‌پاتي‬

‫چيزي به س��اعت ش��ش نمان��ده ب��ود‪ .‬او بايد‬ ‫تصميمش را عملي مي‌كرد و خودش را زير قطار مترو‬ ‫مي‌انداخت‪ ،‬پس به سمت ريل حركت كرد اما ناگهان‬ ‫خودش را در محاصره ماموران پليس پيدا كرد‪ .‬او فقط‬ ‫مي‌خواس��ت بداند كه ماموران چطور متوجه قصد او‬ ‫ش��ده‌اند‪ .‬ماموران به او گفتند كه خ��ودت در نامه‌اي‬ ‫به تونیو وانجلی گفته بودي كه مي‌خواهي دس��ت به‬ ‫خود كش��ي بزني‪ ،‬اما او نامه‌اي به وانجلي ننوشته بود‬ ‫و همين را به ماموران گفت‪ .‬ماموران زندان از دوست‬ ‫او‪ ،‬وانجلي كه در آنج��ا زنداني بود بازجويي كردند اما‬ ‫چيزي نفهميدند‪ .‬بعد نوبت روان‌شناس��ان شد‪ .‬تونيو‬ ‫به آنها گفت كه همه چي��ز را در رويا ديده و نامه‬ ‫فقط قصه‌اي بوده تا ماموران زندان حرفش‬ ‫را باور كنند‪ .‬اين ماج��را چند هفته‌اي‬ ‫نقل محافل و خبر داغ روزنامه‌هاي‬ ‫ايتاليايي بود‪.‬‬ ‫محل خدمت پیوتر مسكو‬ ‫بود اما آنه��ا او را براي يك‬ ‫ماموريت ب��ه جبهه اعزام‬

‫كاربردهاينظاميتله‌پاتي‬

‫«كازينس��كي» پژوهش��گر روس‪ ،‬درباره مرگ يكي از‬ ‫دوس��تان خود‪ ،‬مورد سرنوشت‌س��ازي را تجربه كرد و اين‬ ‫موضوع انگيزه او را به ش��دت برانگيخت و موجب ش��د كه‬ ‫او درباره سيس��تم عصبي انس��ان و واكنش غيرقابل توجيه‬ ‫آن (در مقابل محرك‌هايي كه حواس شناخته شده قادر به‬ ‫تشخيص‌شان نبودند) تحقيقات گسترده‌اي را انجام دهد‪.‬‬ ‫«كازينسكي» عقيده داشت كه بايد عاملي زيست‌شناختي‬ ‫در كار باش��د‪ ،‬مثل يك عضو حسي كشف‌نش��ده يا قابليتي‬ ‫در س��اختار موجود زنده‪ .‬نظريه «كازينس��كي» باعث شد‬ ‫تحقيقات تله‌پاتي در اتحاد شوروي‪ ،‬به‌سمت عصب‌شناختي‬ ‫و زيست‌ش��ناختي گرايش پيدا كند‪ .‬يكي از مش��هورترين‬ ‫مدافعان اين نظريه «لئونيدواس��يلي يف» فيزيولوپيس��ت‬ ‫ب��ود‪ .‬او با انجام آزمايش��ي در م��ورد «الق��اي رواني» ثابت‬

‫‪28‬‬

‫دانستنيها‬

‫‪ 20‬شهريور ‪1389‬‬

‫كردن��د‪ .‬او بايد با چتر ب��ه كمك س��ربازان محاصره‬ ‫شده توسط آلمان‌ها مي‌رفت‪ .‬درست در لحظه فرود‪،‬‬ ‫نارنجكي منفجر شد و او به شدت زخمي شد‪ .‬درست‬ ‫در همان لحظات كيلومتر‌ها دورتر مادر پيوتر همان‬ ‫صحنه را در بيداري ديده بود و براي شوهرش تعريف‬ ‫كرد اما ش��وهرش به او گفت كه خياالتي شده تا اول‬ ‫يكي از هم‌قطاران پسرشان و بعد هم خودش صحت‬ ‫اين ماج��را را تاييد كردن��د‪ .‬بنا به گفته‌ه��اي پيوتر‬ ‫او درس��ت همان چيز‌هايي را گفته‬ ‫بود كه مادرش در خانه‌ش��ان‬ ‫ش��نيده بود‪ .‬كلمات با هم‬ ‫هيچ تفاوتي نداشتند‪.‬‬ ‫م��ادر پيوتر مي‌گويد‬ ‫ك��ه روي تخت دراز‬ ‫كشيده بودم كه اين‬ ‫صحنه‌ه��ا را ديدم و‬ ‫صدا‌ه��ا را ش��نيدم‪.‬‬ ‫بعد از جن��گ جهاني‬ ‫دوم با اين مادر و پس��ر‬ ‫در روزنامه‌هاي روس��يه‬ ‫مصاحبه‌هاي زيادي شد‪.‬‬ ‫آق��اي س��ورنبرگ‪،‬‬ ‫تاج��ر مش��هور س��وئدي‬ ‫خ��وش و خ��رم در مهماني‬ ‫بازگشتش از س��فر لندن بود‬ ‫كه ناگهان حال��ش تغيير كرد‪.‬‬ ‫وقتي اطرافيان دليلش را پرسيدند‬ ‫او گف��ت‪ « :‬همي��ن االن كه دارم با ش��ما‬ ‫صحبت مي‌كنم‪ ،‬مي‌بينم كه شهر استكهلم‬ ‫آتش گرفت��ه و دارد مي‌س��وزد‪ ».‬اطرافيان‬ ‫صحبت‌هاي او را جدي نگرفتند چون شهر‬ ‫محل اقامت او ‪ 400‬كيلومتر با اس��تكهلم‬ ‫فاصله داش��ت اما وقت��ي خبر‌هاي اوليه‬

‫كرد كه با تله‌پاتي مي‌توان اش��خاص را از فاصله بسيار دور‬ ‫تحت‌تاثير قرار داد‪ ،‬حتي اگر در مقابل امواج شناخته‌ش��ده‬ ‫الكترومغناطيس محافظت‌شده‪ ،‬باشند‪ .‬نظريه «تاثيرگذاري‬ ‫از راه دور» تا امروز‪ ،‬محور اصل��ي تحقيقات روس‌ها در اين‬ ‫زمينه است‪.‬‬ ‫سال ‪« ۱۹۵۲‬جي بي‌راين» برجسته‌ترين فراروان‌شناس‬ ‫آمري��كا ب��ه هم��راه‬ ‫دس��تـــــيارش‪ ،‬در‬ ‫ماموريت��ي س��ري از‬ ‫طرف دول��ت اياالت‬ ‫متح��ده ب��ه هم��ه‬ ‫جاي اروپا س��فر كرد‪.‬‬ ‫ماموري��ت اين هيات‬ ‫دكترراين‬

‫بناي يادبود سرنشينان‬ ‫شاتل كلمبيا‬

‫رسيد‪ ،‬همه ديدند كه او راست گفته‪ ،‬خبر‌ها به شهردار‬ ‫رسيد و او س��ورنبرگ را به دفترش دعوت كرد‪ .‬آقاي‬ ‫تاجر حتي مي‌دانست چند خانه سوخته و آتش‌سوزي‬ ‫چرا شروع ش��ده اس��ت‪ .‬او تمام حرف‌هايش را براي‬ ‫شهردار شهرش تعريف كرد و گزارش او با گزارش‌هاي‬ ‫بعدي كه از آتش‌سوزي رس��يد مو نمي‌زد‪ .‬رسانه‌اي‬ ‫شدن اين ماجرا آن‌قدر س��ر و صدا به پا كرد كه باعث‬ ‫دستگيري عامالن آتش‌سوزي شد‪.‬‬ ‫كارل گوس��تاو يونگ يك��ي از افرادي اس��ت كه‬ ‫تجربه‌هاي زي��ادي درباره تله‌پات��ي دارد‪ .‬البته او اين‬ ‫اتفاق را همزماني مي‌ناميد و آن را ناشي از قدرت روان‬ ‫براي درك پديده‌ها مي‌دانست‪ .‬او در كتاب خاطراتش‬ ‫مي‌نويسد‪« :‬چند وقتي مشغول مطالعه روي همزماني‬ ‫رويداد‌ها شده بود‪ .‬در همان روزها زني بيمار من بود‬ ‫كه خواب‌هاي عجيبي مي‌ديد‪ .‬يك روز بعدازظهر او به‬ ‫دفترم آمد و مشغول تعريف كردن خوابش شد‪ .‬آن زن‬ ‫خواب يك سوس��ك طاليي را ديده بود‪ .‬همين كه به‬ ‫اين موضوع اشاره كرد صداهايي از پشت پنجره آمد‪.‬‬ ‫من پنجره را باز كردم و يك سوسك طاليي به داخل‬ ‫اتاق آمد‪ ».‬اين ماجرا يكي از مشهورترين موارد ثبت‬ ‫شده تله‌پاتي در دنياست‪.‬‬ ‫يكي از انواع تله‌پاتي به دورنگري بصري مش��هور‬ ‫است‪ .‬ولف مسينگ‪ ،‬يكي از مش��هورترين اين آدم‌ها‬ ‫بود كه مي‌توانست به وس��يله تله‌پاتي خطاي ديد در‬ ‫آدم‌هاي اطرافش به وجود بياورد‪ .‬مش��هور اس��ت كه‬ ‫او يك بار توانس��ت با ايجاد خطا‌هاي چشمي و توهم‬ ‫ذهني‪ ،‬بدون اينكه ديده شود از بين محافظان استالين‬ ‫عبور كند و خودش را به او برساند‪ .‬بعد از آن‪ ،‬او دستگير‬ ‫شد و براي اثبات قدرتش يك سرقت از بانك انجام داد‪.‬‬ ‫او توانس��ت يك قطعه چك س��فيد و بدون امضا را به‬ ‫تحويلدار بان��ك بدهد و با اس��تفاده از قدرت تله‌پاتي‬ ‫كاري كند ك��ه آن كاغذ به نظر تحويل��دار ‪ 100‬هزار‬ ‫روبل برسد‪ .‬بعد با پول‌ها از بانك خارج شد‪.‬‬

‫بررسي توانايي‌هاي فراحس��ي حيوانات و كاربرد نظامي آنها‬ ‫بود‪ .‬همان سال در پنتاگون جلسه‌اي محرمانه با حضور «آندريا‬ ‫پوهارايش» فيزيكدان تشكيل ش��د‪ .‬در اين جلسه پوهارايش‬ ‫گزارشي در مورد كاربرد احتمالي ادراك فراحسي در سالح‌هاي‬ ‫فرارواني ارائه كرد‪ .‬او يك سال بعد نيز در نيروي هوايي اياالت‬ ‫متحده درباره تله‌پاتي و ادراك فراحسي سخنراني كرد‪ .‬ديدگاه‬ ‫پوهارايش نسبت به جهان‪ ،‬تركيب غريبي از فراروان‌شناسي‪،‬‬ ‫علوم غريبه و داستان‌هاي علمي‌تخيلي بود‪.‬‬ ‫آمريكايي‌ها در ‪ ۱۹۶۷‬متوجه ش��دند كه روس‌ها براي‬ ‫تحقيقات فراروان‌شناس��ي س��االنه ح��دود ‪ ۵۰۰‬ميليون‬ ‫دالر در ‪ 14‬موسس��ه تحقيقاتي هزين��ه مي‌كنند‪ .‬از طرفي‬ ‫اتحاد ش��وروي نيز س��ال ‪ ۱۹۶۸‬در كنفرانس مسكو‪ ،‬عمدا‬ ‫دانشمندان غربي را در جريان موفقيت‌هاي تحقيقات خود‪،‬‬

‫موافقانبه‌دنبال‬ ‫توضيحعلميمي‌گردند‬

‫اين پديده‌ها تصادفي است يا تله‌پاتي واقعيت دارد‬ ‫آثار كوانتومي‬

‫در اوايل دهه ‪ ،1990‬فيزيكدان نظري بريتانيايي «سر‬ ‫راجرز پنروز» اين عقيده را مطرح كرد كه ممكن است‬ ‫خودآگاهي‪ ،‬حاصل اثرات كوانتومي پيچيده‌اي باش��د‬ ‫كه در مغز فعال‌اند‪ .‬اين نظر با مخالفت‌هاي گسترده‌اي‬ ‫روبه‌رو شد‪ .‬كمترين ايرادي كه به آن مي‌گرفتند اين بود‬ ‫كه به اعتقاد دانشمندان اين گونه آثار در دماهاي نسبتا‬ ‫باالي موجود در بدن بغايت شكننده و قابل تخريب‌اند‪ .‬با‬ ‫اين حال پژوهش‌هاي اخير روي سلول‌هاي عصبي منفرد‬ ‫نشان مي‌دهد كه ممكن اس��ت اين استدالل‌ها خالي از‬ ‫خلل نباشند‪ .‬گروهي به رهبري دكتر «ريتا پيتزي» از‬ ‫دانشگاه ميالن با سلول‌هاي عصبي انسان دو ارائه پديد‬ ‫آوردند و اثر تحريك آنها را پاييدند‪ .‬اعضاي گروه نخست‬ ‫دو ارائه را به يكديگر مرتبط ساختند و هر دو را در معرض‬ ‫تابش‌هاي منقطع يك پرتو ليزر ق��رار دادند‪ .‬ارائه دوم با‬ ‫آنكه به‌طور كامل از همتاي خود جدا شده بود‪ ،‬ولي هنوز‬ ‫چنان پاسخ مي‌داد كه گويي نور ليزر به آن هم برخورد‬ ‫مي‌كند‪ .‬گروهي پژوهشي از دانشگاه ميالن در گزارشي‬ ‫از نتايج آزمايش‌ه��اي خود در نش��ريه ‪Quantum‬‬ ‫‪( information and computation‬اطالع��ات‬ ‫و محاس��بات كوانتومي) گفته‌اند ممكن است ارتباطي‬ ‫بارز ميان دو ارائه ناشي از نوعي اثرات كوانتومي كه پنروز‬

‫پيشنهاد داده‪ ،‬باش��د‪ .‬عده‌اي اعتقاد دارند كه‬ ‫در اين صورت ش��ايد مطلب ف��وق بتواند‬ ‫همبستگي فعاليت مغزي را (كه گفته‬ ‫مي‌شود ش��الوده خودآگاهي است)‬ ‫توضيح دهد‪ .‬اگر اث��رات كوانتومي‬ ‫در كاركرد مغز نقش داشته باشند‪،‬‬ ‫آيا ممكن‌است بتوانند گزارش‌هاي‬ ‫مربوط به فعاليت‌ه��اي تله‌پاتيك‬ ‫شناخته‌ش��ده تح��ت ش��رايط‬ ‫آزمايشگاهي را نيز ش��رح دهند؟‬ ‫بس��ياري از اي��ن مطالع��ات در‬ ‫اتاق‌هايي مهر و موم ش��ده و عاري‬ ‫از تاثيرپذيري‌هاي الكتريكي انجام‬ ‫گرفته‌اند تا احتمال برقراري ارتباط‬ ‫از نوع رايج‪ ،‬منتفي ش��ود و با اين‌حال‬ ‫باز هم نتايج مثبتي به‌دس��ت آمده‌است‪.‬‬ ‫چرا؟ شايد پاسخ در پديده كوانتومي موسوم به‬ ‫«درهم‌تنيدگي» (‪ )Entanglement‬باش��د‪ .‬در‬ ‫اين پديده‪ ،‬ذرات حتي وقتي با مسافت‌هاي طوالني‬ ‫از هم جدا هستند باز هم در ارتباط نزديك و همزمان‬ ‫با هم باقي مي‌مانند‪ .‬چنين ارتباطي را نخستين‌بار‬ ‫آلبرت اينشتين در آزمايشي ذهني كه به اي‌پي‌آر‬

‫قرار داد‪ .‬آنها آزمايش‌هاي جالبي در مورد حركت دادن اشيا‬ ‫از راه دور به وس��يله «نينا كوالگينا» نماي��ش دادند و حتي‬ ‫اجازه دادند يك نسخه از فيلم اين آزمايش‌ها به طور مخفيانه‬ ‫به غرب برده شود‪.‬‬ ‫تا اواخر ‪ ،۱۹۶۰‬سرويس‌هاي اطالعاتي آمريكا گاه و بيگاه‬ ‫كار فراروان‌شناسان را بررسي مي‌كردند‪ ،‬اما آنها همواره توصيه‬ ‫مي‌كردند دولت نبايد وارد اين رشته نامعلوم شود‪ .‬اما وقتي يكي‬ ‫از دانشمندان برجسته ش��وروي‪ ،‬در يك سخنراني در بيگسور‬ ‫كاليفرنيا‪ ،‬درباره تحقيقات در زمينه علوم حاشيه‌اي در كشورش‬ ‫صحبت كرد‪ ،‬تازه زنگ خطر به صدا درآمد‪ .‬ناگهان همه‪ ،‬تحقيق‬ ‫در مورد «القاي رواني» و «تاثيرگذاري از فاصله دور» را به‌وسيله‬ ‫تله‌پاتي و شست‌وش��وي مغزي مرتبط ديدند و عالوه بر ترس‬ ‫از دش��من‪ ،‬تهديد جدي و جديدي به نام «حمل��ه رواني» نيز‬

‫تكه‌اي ازفيلم روسها‬

‫افزوده شد‪.‬‬ ‫در گزارش‌هاي سرويس‬ ‫اطالعاتي وزارت دفاع اياالت‬ ‫متحده‪ ،‬پيش‌بيني ش��د كه‬ ‫اگر دش��من ابرقدرت‪ ،‬عمال‬ ‫بتواند از طريق تله‌پاتي در بين‬ ‫كاركنان يك پايگاه موشكي‬ ‫زيرزميني بين‌ق��اره‌اي نفوذ‬ ‫كند‪ ،‬پس الزم است كه هر چه‬ ‫سريع‌تر با استفاده از اقدامات‬ ‫دفاعي كم‌هزينه‪ ،‬از اين سالح‌هاي گرانقيمت محافظت شود‪.‬‬ ‫آنها مي‌دانستند كه فكر اوليه تالش براي مهار قابليت‌هاي بالقوه‬ ‫ارتباط تله‌پاتيك حرك��ت‌دادن اش��يا از راه دور‪ ،‬از ارتش اتحاد‬

‫(اول اسم اينشتين و دو شاگردش پودولسكي و روزن)‬ ‫مشهور شد‪ ،‬نشان داد‪ .‬اينش��تين البته قصد داشت كه‬ ‫نشان‌دهد فيزيك كوانتومي مش��كل دارد‪ ،‬زيرا چنين‬ ‫وضعيتي متضمن ارتباط با س��رعتي بيشتر از سرعت‬ ‫نور اس��ت پس چنين چيزي امكان ن��دارد‪ .‬با اين حال‬ ‫فيزيكدانانخاطرنشانمي‌كنندكهبرايتوضيحتله‌پاتي‪،‬‬ ‫چيزي بسيار فراتر از اينها الزم اس��ت‪ .‬پروفسور «جيم‬ ‫الخليلي» از دانش��گاه سوري در انگلس��تان مي‌گويد‪:‬‬ ‫«شايد سلول‌هاي زنده بتوانند در دماهاي پايين مانند‬ ‫سيس��تم‌هاي كوانتومي متمايز عمل كنن��د ولي ما در‬ ‫اينجا داريم روي اثرات كوانتومي محدود شده در داخل‬ ‫س��لول صحبت مي‌كنيم‪ ».‬اظهار اين مطلب كه‬ ‫اين‌گونه اثرات به بيرون از س��لول گس��ترش‬ ‫مي‌يابند و ميلياردها س��لول از يك مغز را‬ ‫به ميلياردها س��لول از مغز ديگر مرتبط‬ ‫مي‌سازند در چهارچوب كاركرد فيزيك‬ ‫كوانتومي قرار نمي‌گيرد‪ .‬بنا به اظهارات‬ ‫«الخليلي» يكي از مشكالت عمده در اين‬ ‫باره‪ ،‬اثر محيط ب��ر پديده درهم‌تنيدگي‬ ‫است؛ زماني كه عوامل محيطي با سيستم‬ ‫كوانتومي تداخل عمل يا برهم كنش انجام‬ ‫دهند اثرات مذكور بي‌درنگ از بين مي‌روند‪.‬‬ ‫پس تله‌پات��ي هيچ ربطي به پدي��ده كوانتومي‬ ‫«درهم‌تنيدگي» ندارد‪.‬‬ ‫ميدان نيرو‬

‫اوايل قرن نوزدهم پديده‌هاي فيزيكي تازه‌اي كشف‬ ‫شدند كه با فيزيك كالسيك (نيوتني) قابل توجيه‬ ‫نبودند‪ .‬كش��ف پديده‌هاي الكترومغناطيسي‬ ‫و تحقيقات مربوط به آن‪ ،‬مفهومي به اس��م‬ ‫«ميدان» را وارد فيزيك كرد‪ .‬ميدان چنين‬ ‫تعريف شد‪ :‬شرايطي در فضا كه استعداد‬ ‫تولي��د ني��رو را در خ��ود دارد‪ .‬مكانيك‬

‫«كاگ‌ب» (سرويس اطالعاتي شوروي سابق)‬ ‫جماهير شوروي و ‌‌‬ ‫سرچشمه گرفته است‪ .‬در جايي از اين گزارش آمده «تالش‌هاي‬ ‫شوروي در زمينه تحقق در مورد «پسي» دير يا زود به آنها توانايي‬ ‫انجام اعمال زير را مي‌دهد‪:‬‬ ‫‪ 1‬آگاهي از متن اس��ناد فوق‌العاده‌س��ري اياالت متحده‪،‬‬ ‫حركت س��ربازان يا كش��تي‌ها‪ ،‬محل و ماهيت تاسيس��ات‬ ‫نظامي‪.‬‬ ‫‪ 2‬كنترل كردن افكار رهب��ران نظامي و غيرنظامي اياالت‬ ‫متحده از دور‪.‬‬ ‫‪ 3‬تاثيرگذاري تخريبي بر مقام��ات بلندپايه از دور و ايجاد‬ ‫مرگ آني‪.‬‬ ‫‪ 4‬از كار انداختن تجهيزات نظامي اياالت متحده (از جمله‬ ‫سفينه‌هاي فضايي) از راه دور‪.‬‬

‫‪29‬‬


‫ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ‬

‫ﻓﻨﺎﻭﺭﻱﺳﺒﺰ‬

‫ﺗﻠﻪﭘﺎﺗﻲ‬

‫ﺧﺎﻧﻪﻫﺎﻱﻛﭙﺴﻮﻝ‬

‫ﺧﺎﻧﻪ ﻛﭙﺴﻮﻟﻲ‬ ‫ﺳﻴﺒﺎﺭﺍﻳﺖ‪ -‬ﻃﺮﺍﺡ ﺍﻳﻦ ﺧﺎﻧﻪ‪ -‬ﺍﻣﻴﺪﻭﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﻃﺮﺡ‬ ‫ﻭﻱﺑﻪﻣﻌﻴﺎﺭﻱﺑﺮﺍﻱﺳﺎﺧﺖﺧﺎﻧﻪﻫﺎﻱﺑﺪﻭﻥﺍﻧﺘﺸﺎﺭ‬ ‫ﮔﺎﺯﻫﺎﻱ ﮔﻠﺨﺎﻧﻪﺍﻱ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺷﻮﺩ‪.‬‬

‫ﻛﻼﺳﻴﻚﺗﻮﺿﻴﺢﺳﺎﺩﻩﺍﻱﺩﺭﻣﻮﺭﺩﺗﺎﺛﻴﺮﺍﺕﺫﺭﺍﺕﻣﺜﺒﺖﻭﻣﻨﻔﻲ‬ ‫ﻣﺜﻼ ﭘﺮﻭﺗﻮﻥﻫﺎ ﻭ ﺍﻟﻜﺘﺮﻭﻥﻫﺎ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﻣﻲﺩﺍﺩ‪» :‬ﺩﻭ ﺫﺭﻩ ﺑﺎ ﺑﺎﺭ ﻣﺨﺎﻟﻒ‬ ‫ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺩﻭ ﺟﺮﻡ‪ ،‬ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺟﺬﺏ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ‪ «.‬ﺍﻣﺎ ﻣﺎﻳﻜﻞ ﻓﺎﺭﺍﺩﻱ ﻭ‬ ‫ﭼﻨﺪﺳﺎﻝﺑﻌﺪ‪،‬ﺟﻴﻤﺰﻣﺎﻛﺴﻮﻝﻣﻔﻬﻮﻡﻣﻴﺪﺍﻥﺭﺍﻣﻨﺎﺳﺐﺗﺮﻳﺎﻓﺘﻨﺪ‬ ‫ﻭ ﺍﻋﻼﻡ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﺍﻟﻜﺘﺮﻳﻜﻲ ﺩﺭ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺧﻮﺩ ﻧﻮﻋﻲ ﺗﺎﺛﻴﺮ‬ ‫ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻭ ﺗﺤﺖ ﭼﻨﻴﻦ ﺷﺮﺍﻳﻄﻲ‪ ،‬ﺑﺎﺭ ﺍﻟﻜﺘﺮﻳﻜﻲ ﻣﺨﺎﻟﻒ‬ ‫ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﺣﻀﻮﺭ‪ ،‬ﻧﻴﺮﻭﻳﻲ ﺭﺍ ﺣــﺲ ﻣﻲﻛﻨﺪ‪ .‬ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﻣﻔﻬﻮﻡ‬ ‫ﺗﺎﺯﻩﺍﻱ ﺧﻠﻖ ﺷﺪ‪ .‬ﺑﺪﻳﻦ ﻣﻌﻨﻲ ﻛﻪ ﻛﻴﻬﺎﻥ ﻣﺮﻛﺐ ﺍﺯ ﻣﻴﺪﺍﻥﻫﺎﻱ‬ ‫ﺍﻧﺮژﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﻴﺮﻭﻫﺎﻱ ﺗﺎﺛﻴﺮﮔﺬﺍﺭ ﺑﺮﻫﻢ ﺭﺍ ﺑﻪﻭﺟﻮﺩ ﻣﻲﺁﻭﺭﻧﺪ‪.‬‬ ‫ﺩﻓﻌﺘﺎ ﭼﻬﺎﺭﭼﻮﺑﻲ ﻋﻠﻤﻲ ﭘﺪﻳﺪ ﺁﻣﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ﺁﻥ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻴﻢ‬ ‫ﻗﺎﺑﻠﻴﺖﻫﺎﻳﻲ ﭼﻮﻥ ﺗﺎﺛﻴﺮﮔﺬﺍﺭﻱ ﺩﻭ ﺟﺴﻢ ﺭﻭﻱ ﻫﻢ ﺍﺯ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺩﻭﺭ‬ ‫ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺍﺑﺰﺍﺭﻱ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻦ ﻳﺎ ﺩﻳﺪﻥ ﺭﺍ ﺗﻮﺿﻴﺢ ﺩﻫﻴﻢ‪ .‬ﺍﻣﺎ‬ ‫ﺩﺭ ﻧﻴﻤﻪ ﺩﻭﻡ ﻗﺮﻥ ﺑﻴﺴﺘﻢ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻜﻤﻴﻞ ﻣﻜﺎﻧﻴﻚ ﻛﻮﺍﻧﺘﻮﻣﻲ‪ ،‬ﺑﺎﺯ ﻫﻢ‬ ‫ﻣﺸﺨﺺ ﺷﺪ ﻛﻪ ﻣﻴﺪﺍﻥﻫﺎ ﺍﺻﻮﻻ ﺑﺎ ﺗﺒﺎﺩﻝ ﺫﺭﻩ ﺑﻪﻭﺟﻮﺩ ﻣﻲﺁﻳﻨﺪ ﻭ‬ ‫ﺫﺭﺍﺕ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ‪ ،‬ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﻧﻮﺭ ﻣﺤﺪﻭﺩ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ‪ .‬ﻣﺜﻼ ﻣﻴﺪﺍﻥ‬ ‫ﺍﻟﻜﺘﺮﻳﻜﻲ ﺑﻴﻦ ﻳﻚ ﺍﻟﻜﺘﺮﻭﻥ ﻭ ﭘﺮﻭﺗﻮﻥ‪ ،‬ﻣﻴﺪﺍﻧﻲ ﺣﺎﺻﻞ ﺍﺯ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ‬ ‫ﻓﻮﺗﻮﻥ )ﺫﺭﻩ ﺑﻨﻴﺎﺩﻱ ﻧﻮﺭ( ﺍﺳﺖ‪ .‬ﺍﻳﻦ ﻗﻀﻴﻪ ﺭﺍ ﻧﻈﺮﻳﻪ ﻣﻴﺪﺍﻥﻫﺎﻱ‬ ‫ﻛﻮﺍﻧﺘﻮﻣﻲﺗﻮﺿﻴﺢﻣﻲﺩﻫﺪ‪.‬ﺍﻣﺎﺍﮔﺮﻗﺮﺍﺭﺑﺎﺷﺪﺑﻴﻦﺩﻭﺫﻫﻦ‪،‬ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ‬ ‫ﺗﻠﻪﭘﺎﺗﻴﻚ)ﺣﺘﻲﺑﺎﺳﺮﻋﺘﻲﻣﻌﺎﺩﻝﺳﺮﻋﺖﻧﻮﺭ(ﺑﺮﻗﺮﺍﺭﺑﺎﺷﺪ‪،‬ﺑﺎﻳﺪ‬ ‫ﺫﺭﻩﺍﻱ ﺣﺎﻣﻞ ﺍﻳﻦ ﻧﻴﺮﻭ ﺑﺎﺷــﺪ‪ .‬ﺍﻣﺎ ﭼﻮﻥ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩﻫﺎﻱ ﺳﻨﺠﺶ‬ ‫ﺍﻣﺮﻭﺯﻱ‪ ،‬ﺩﺭ ﻣﺤﺪﻭﺩﻩ ﺩﻗﺖﻫﺎﻱ ﺑﺴــﻴﺎﺭ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺑﺎﻻ ﭼﻴﺰﻱ ﭘﻴﺪﺍ‬ ‫ﻧﻜﺮﺩﻩﺍﻧﺪ‪،‬ﻧﻤﻲﺗﻮﺍﻧﻴﻢﺗﻠﻪﭘﺎﺗﻲﺭﺍﺑﻪﻣﻴﺪﺍﻥﺧﺎﺻﻲﻧﺴﺒﺖﺑﺪﻫﻴﻢ‪.‬‬ ‫ﭘﺲ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﮔﻮﺷــﻲ ﺗﻠﻔﻦ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺭﻳﻢ ﻭ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺎ‬ ‫ﺗﻤﺎﺱﮔﻴﺮﻧﺪﻩ‪ ،‬ﺩﺭﻳﺎﺑﻴﻢ ﻛﻪ ﺍﻭ ﻛﻴﺴﺖ )ﺗﺠﺮﺑﻪﺍﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻛﺜﺮ ﻣﺎ‬ ‫ﺩﺍﺷﺘﻪﺍﻳﻢ( ﺍﺻﻼ ﺭﺑﻄﻲ ﺑﻪ ﻧﻈﺮﻳﻪ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ‪ .‬ﻣﻌﻤﻮﻻ ﻣﻲﮔﻮﻳﻨﺪ‬ ‫ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ ﺑﺪﻭﻥﺍﻃــﻼﻉ ﺍﺯ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﻓﺮﺯﻧﺪﺷــﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺍﻭ ﺩﭼﺎﺭ‬ ‫ﻣﺸﻜﻞﺷﺪﻩﺍﺳﺖ‪،‬ﻣﻄﻠﻊﻣﻲﺷﻮﻧﺪ‪.‬ﭼﻨﻴﻦﻣﻴﺪﺍﻧﻲﻫﺮﮔﺰﻛﺸﻒ‬ ‫ﻧﺸﺪﻩﺍﺳﺖ‪.‬ﺑﻪﻫﺮﺣﺎﻝﻫﻨﻮﺯﻫﻢﻫﺴﺘﻨﺪﻛﺴﺎﻧﻲﻛﻪﺑﻪﺩﻟﻴﻞﻋﺪﻡ‬ ‫ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺩﻗﻴﻖ ﺍﺯ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﻛﺎﻣﻼ ﻣﺸﺨﺺ ﻭ ﻣﻠﻤﻮﺱ ﻓﻴﺰﻳﻜﻲ‪،‬‬ ‫ﺳﻌﻲ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻭﺍژﻩﻫﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻮﺟﻴﻪ ﺗﻠﻪﭘﺎﺗﻲ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻛﻨﻨﺪ‪.‬‬ ‫ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻮﺟﻴﻪ‪ ،‬ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺗﻲ ﻣﺮﻛﺐ ﺍﺯ ﻣﻴﺪﺍﻥﻫﺎﻱ‬ ‫ﺍﻧﺮژﻱﻣﻲﭘﺬﻳﺮﻳﻨﺪﻭﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺗﻲﻣﺎﻧﻨﺪﺣﺲﻛﺮﺩﻥﻭﺟﻮﺩﺍﻓﺮﺍﺩﺩﻳﮕﺮ‬ ‫ﺑﺪﻭﻥ ﺩﻳﺪﻥ ﻛﺴﻲ ﻳﺎ ﺷﻨﻴﺪﻥ ﺻﺪﺍﻱ ﺍﻭ‪ ،‬ﺻﺤﺒﺖ ﺍﺯ ﺍﺭﺗﻌﺎﺷﺎﺕ‬ ‫ﺧﻮﺏ ﻭ ﺑﺪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﻭ ﺍﺩﻋﺎﻱ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻥ ﺍﻧﺮژﻱ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﻳﺎ‬ ‫ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﺍﻓﻜﺎﺭ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﻈﺮﻳﻪ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﻣﻲﺩﻫﻨﺪ!‬

‫ﺩﺭﻫﻢﺗﻨﻴﺪﮔﻲﭘﻴﺸﺮﻓﺘﻪﺗﺮﻳﻦﺑﺨﺶﻋﻠﻢﺑﺎﻣﻔﺎﻫﻴﻤﻲﺷﺒﻪﻋﻠﻤﻲﻫﻤﭽﻮﻥﺗﻠﻪﭘﺎﺗﻲ‬

‫ﺍﻃﻼﻉﺭﺳﺎﻧﻲ ﺑﺎﺳﺮﻋﺖﺑﻴﺸﺘﺮﺍﺯﻧﻮﺭ‬

‫ﻓﺮﺽ ﻛﻨﻴﺪ ﺍﻟﻜﺘﺮﻭﻧﻲ ﻛﻪ ﺩﻭﺭ ﻫﺴﺘﻪ ﻳﻚ ﺍﺗﻢ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺍﺭﺩ‪ ،‬ﺍﺯ‬ ‫ﻣﺪﺍﺭ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺑﻪ ﻣﺪﺍﺭ ﭘﺎﻳﻴﻦﺗﺮ ﺟﻬﺶ ﻛﻨﺪ‪ .‬ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﺍﻳﻦ ﺟﻬﺶ‪ ،‬ﻧﻮﺭ‬ ‫)ﻳﻚ ﻳﺎ ﭼﻨﺪ ﻓﻮﺗﻮﻥ( ﺻﺎﺩﺭ ﻣﻲﺷﻮﺩ‪ .‬ﺯﻳﺮﺍ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺍﻧﺮژﻱ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ‬ ‫ﺍﺗﻔﺎﻕﻫﺎﺑﺎﻳﺪﺛﺎﺑﺖﺑﻤﺎﻧﺪﻭﭼﻮﻥﻓﺮﺍﻳﻨﺪﺍﻧﺘﻘﺎﻝﺍﺯﻣﺪﺍﺭﺑﺎﻻﺑﻪﭘﺎﻳﻴﻦ‬ ‫ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﺍﻧﺮژﻱ ﺍﻟﻜﺘﺮﻭﻥ ﻛﻤﺘﺮ ﺷﻮﺩ‪ ،‬ﺍﻳﻦ ﺍﺧﺘﻼﻑ ﺍﻧﺮژﻱ‬ ‫ﺑﺎ ﺍﻧﺘﺸﺎﺭ ﻓﻮﺗﻮﻥ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻣﻲﺷﻮﺩ‪ .‬ﺩﺭ ﺑﻌﻀﻲ ﺍﺯ ﺣﺎﻻﺕ ﺑﺎ ﺳﻘﻮﻁ‬ ‫ﺍﻟﻜﺘﺮﻭﻥﺩﻭﻓﻮﺗﻮﻥﺻﺎﺩﺭﻣﻲﺷﻮﺩﻛﻪﻗﻄﺒﺶﺍﻳﻦﻓﻮﺗﻮﻥﻫﺎﺑﺮﻫﻢ‬ ‫ﻋﻤﻮﺩﺍﺳﺖﻭﺩﺭﺟﻬﺖﻫﺎﻱﻣﺨﺎﻟﻒﻫﻢﺣﺮﻛﺖﻣﻲﻛﻨﻨﺪ؛ﻳﻜﻲ‬ ‫ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺑﻪﭼﭗ‪ .‬ﺍﮔﺮ ﻣﺎ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﻓﻮﺗﻮﻥﻫﺎ ﺭﺍ ﺁﺯﻣﺎﻳﺶ‬ ‫ﻛﻨﻴﻢﻭﻗﻄﺒﺶﺁﻥﺭﺍﺗﺸﺨﻴﺺﺩﻫﻴﻢ‪،‬ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﻴﻢﺟﻬﺖﻗﻄﺒﺶ‬ ‫ﻓﻮﺗﻮﻥ ﺩﻳﮕﺮ ﺭﺍ )ﺑﺎ ﺗﻮﺟــﻪ ﺑﻪ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺑﺮ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﻋﻤﻮﺩ ﺍﺳــﺖ(‬ ‫ﺗﺸﺨﻴﺺ ﺩﻫﻴﻢ؛ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺭﻭﻱ ﺁﻥ ﻓﻮﺗﻮﻥ ﺁﺯﻣﺎﻳﺶ ﻛﻨﻴﻢ‪.‬‬ ‫ﭘﺲ ﻣﺎ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻴﻢ ﻭﺿﻌﻴﺖ ﻓﻮﺗﻮﻥ ﺩﻭﻡ ﺭﺍ )ﻗﻄﺒﺶ ﺁﻥ ﺭﺍ( ﭘﻴﺶ‬ ‫ﺍﺯ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺁﺯﻣﺎﻳﺶ ﺑﻪ ﺩﺳﺖﻣﺎﻥ‪ ،‬ﺑﺎ ﻗﻄﻌﻴﺖ ﻣﺸﺨﺺ‬ ‫ﻛﻨﻴﻢ‪.‬ﺍﻳﻦﺩﺭﺣﺎﻟﻲﺍﺳﺖﻛﻪﺍﮔﺮﻣﺎﻓﻘﻂﺑﻪﻣﺤﺎﺳﺒﻪﻫﺎﻱﻓﻴﺰﻳﻚ‬ ‫ﻛﻮﺍﻧﺘﻮﻣﻲﺍﻛﺘﻔﺎﻛﻨﻴﻢ‪،‬ﺗﻨﻬﺎﻣﻲﺗﻮﺍﻧﻴﻢﺍﺣﺘﻤﺎﻝﻗﻄﺒﺶﺭﺍﺣﺴﺎﺏ‬ ‫ﻛﻨﻴﻢ‪ .‬ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ‪ ،‬ﺍﻳﻦ ﺑﻴﺎﻥ »ﻧﻴﻠﺰ ﺑﻮﺭ« ﻛﻪ ﺩﺭ ﻓﻴﺰﻳﻚ ﻛﻮﺍﻧﺘﻮﻡ‪،‬‬ ‫ﭘﻴﺶﺑﻴﻨﻰﭘﺬﻳﺮﻯﻏﻴﺮﻣﻤﻜﻦﺍﺳﺖ‪،‬ﺯﻳﺮﺳﻮﺍﻝﻣﻰﺭﻭﺩ‪.‬ﺁﻥﻣﻮﻗﻊ‬ ‫ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺍﺷﻜﺎﻻﺕ ﺑﺮﺍﻱ ﻧﺨﺴﺘﻴﻦﺑﺎﺭ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ‪ ،‬ﺍﻭﺍﺧﺮ ﺩﻫﻪ‬ ‫‪ 1920‬ﺑﻮﺩ‪ .‬ﺁﻟﺒﺮﺕ ﺍﻳﻨﺸﺘﻴﻦ ﻛﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺎ ﺗﻮﺿﻴﺢ ﻳﻚ ﭘﺪﻳﺪﻩ‬ ‫ﻣﺮﻣﻮﺯ )ﺍﺛﺮ ﻓﻮﺗﻮﺍﻟﻜﺘﺮﻳﻚ( ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﻛﻮﺍﻧﺘﻮﻡ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ‬ ‫‪ ،1905‬ﻧﻘﺶ ﻣﻬﻤﻲ ﺩﺭ ﭘﺎﻳﻪﮔﻴﺮﻱ ﺍﻳﻦ ﻧﻈﺮﻳﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ‬ ‫ﺟﺎﻳﺰﻩ ﻧﻮﺑﻞ ﻫﻢ ﮔﺮﻓﺖ؛ ﺩﺭ ﺩﻫﻪ ‪ ،1920‬ﺑﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﺑﺎ ﻓﻴﺰﻳﻚ‬ ‫ﻛﻮﺍﻧﺘﻤﻲﭘﺮﺩﺍﺧﺖ‪.‬ﻋﻠﺖﺍﻳﻦﻣﺨﺎﻟﻔﺖ‪،‬ﭘﺪﻳﺪﻩﺍﻱﺑﻮﺩﺑﻪﻧﺎﻡ»ﻋﺪﻡ‬ ‫ﻗﻄﻌﻴﺖ« ‪ .‬ﻋﺪﻡ ﻗﻄﻌﻴﺖ ﺭﺍ ﻳﻜــﻲ ﺍﺯ ﺑﺰﺭگﺗﺮﻳﻦ ﻓﻴﺰﻳﻜﺪﺍﻧﺎﻥ‬ ‫ﺗﺎﺭﻳﺦ‪ ،‬ﻭﺭﻧﺮ ﻫﺎﻳﺰﻧﺒﺮگ ﻛﺸــﻒ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ‪ .‬ﻣﺤﺎﺳﺒﺎﺕ ﺍﻭ ﻧﺸﺎﻥ‬ ‫ﺩﺍﺩ ﺩﺭ ﺟﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﻛﻮﺍﻧﺘﻮﻣﻲ ﺣﺎﻛﻢ ﺍﺳﺖ )ﺩﻧﻴﺎ ﻧﺎﻧﻮﻣﺘﺮﻱ‬ ‫ﻭ ﻛﻮﭼﻚﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ( ﻧﻤﻲﺗﻮﺍﻥ ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ ﺳﺮﻋﺖ ﻭ ﻣﻜﺎﻥ ﻳﻚ ﺫﺭﻩ‬ ‫ﺭﺍ ﺗﺸﺨﻴﺺ ﺩﺍﺩ‪ .‬ﺑﻮﺭ ﺑﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺩﻗﻴﻖ ﺍﻳﻦ ﺁﺯﻣﺎﻳﺶ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺧﻮﺩ‬

‫ﻣﻦ ﺍﺩﻋﺎ ﻣﻲﻛﻨﻢ ﻛﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺁﺯﻣﺎﻳﺶ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ‬ ‫ﻣﻦ ﻣﻲﺩﺍﻧﻢ ﻛﻪ ﻧﺘﻴﺠﻪﺍﺵ ﭼﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ‪ .‬ﻣﻦ ﺍﻳﻦ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺭﺍ‬ ‫ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺳﺮﻋﺖ ﻧﻮﺭ ﺑﻪ ﺩﺳﺖﺁﻭﺭﺩﻩﺍﻡ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ‬ ‫ﻣﺤﺎﺳﺒﺎﺕ ﻓﻴﺰﻳﻚ ﻛﻮﺍﻧﺘﻮﻡ ﺗﻮ‪ ،‬ﻳﻚ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻲﺩﻫﺪ‪.‬‬ ‫ﭘﺲ ﻓﻴﺰﻳﻚ ﻛﻮﺍﻧﺘﻮﻡ ﺗﻮ‪ ،‬ﻧﺎﻗﺺ ﺍﺳﺖ ﭼﻮﻥ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺩﻗﻴﻖ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﻤﻲ‬ ‫ﺩﻫﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻧﺴﺒﻴﺖ ﺧﺎﺹ ﻣﻦ ﻫﻢ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺍﺳﺖ‪.‬‬ ‫ﻓﻮﺗﻮﻥ ﺑﺎ‬ ‫ﻗﻄﺒﺶ ﺍﻓﻘﻲ‬

‫ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ‬ ‫ﺁﺯﻣﺎﻳﺶ‬

‫‪30‬‬

‫ﺩﺍﻧﺴﺘﻨﻴﻬﺎ‬

‫‪ 20‬ﺷﻬﺮﻳﻮﺭ ‪1389‬‬

‫ﺗﻮﺭﺑﻴﻦ‬

‫ﺍﺗﻢﺑﺮﺍﻧﮕﻴﺨﺘﻪ‬ ‫ﻛﻪﺑﻪﺣﺎﻟﺖﭘﺎﻳﻪ‬ ‫ﻣﻲﺭﻭﺩ ﻭ ﺩﻭ‬ ‫ﻓﻮﺗﻮﻥﺳﺎﺗﻊ‬ ‫ﻣﻲﻛﻨﺪ‬

‫ﺑﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺁﺯﻣﺎﻳﺶ‬ ‫ﺍﻱﭘﻲﺁﺭ‪ ،‬ﻣﻮﺟﻲ ﺍﺯ‬ ‫ﺗﻔﻜﺮﺍﺕﺷﺒﻪﻋﻠﻤﻲﺩﺭ‬ ‫ﺍﻣﻜﺎﻥﭘﺬﻳﺮﻱ ﺗﻠﻪﭘﺎﺗﻲ‬ ‫ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ‪ .‬ﺍﻣﺎ ﻏﺎﻓﻞ ﺍﺯ‬ ‫ﺍﻳﻨﻜﻪﺍﻳﻦﺩﺭﻫﻢﺗﻨﻴﺪﮔﻲ‬ ‫ﺩﺭ ﻣﻘﻴﺎﺱﻫﺎﻱ ﺑﺰﺭﮔﻲ‬ ‫ﻛﻪ ﺳﻠﻮﻝﻫﺎﻱ ﻣﻐﺰﻱ‬ ‫ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ‬ ‫ﻛﻮﺍﻧﺘﻮﻣﻲ ﺩﺍﺭﻧﺪ‪ ،‬ﺩﻳﺪﻩ‬ ‫ﻧﻤﻲﺷﻮﺩ ﺍﺻﻄﻼﺣﺎ‬ ‫ﻣﻲﮔﻮﻳﻨﺪ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻣﺴﺎﻟﻪ‪،‬‬ ‫ﻛﻼﺳﻴﻚ ﺍﺳﺖ‬

‫ﺍﻳﻦ ﺗﻮﺭﺑﻴــﻦ ‪ 5‬ﻣﮕﺎﻭﺍﺗــﻲ ﺑﺎ ﻃﺮﺡ‬ ‫ﺍﻧﻘﻼﺑﻲ ﺧﻮﺩ ﺑﺨﺸــﻲ ﺍﺯ ﺗﻮﻟﻴﺪ ‪20‬‬ ‫ﻫﺰﺍﺭ ﻣﮕﺎﻭﺍﺕ ﺳــﺎﻋﺖ ﺳﺎﻻﻧﻪ ﺍﻳﻦ‬ ‫ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻣﻲﻛﻨﺪ‪.‬‬

‫ﺩﻓﺎﻉ ﻛﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﻛﻪ ﻓﻮﺗﻮﻥ ﺍﻭﻝ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺩﺳــﺘﮕﺎﻩ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩﮔﻴﺮﻱ‬ ‫ﻗﻄﺒﺶ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﻛﺮﺩﻩ‪ ،‬ﺑﺮ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻓﻮﺗﻮﻥ ﺩﻭﻡ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ‬ ‫ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺩﺭ ﺣﺮﻛﺖ ﺍﺳﺖ‪ ،‬ﺗﺎﺛﻴﺮ ﻣﻲﮔﺬﺍﺭﺩ‪ .‬ﺍﻳﻨﺸﺘﻴﻦ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ‬ ‫ﮔﻔﺖ‪ :‬ﭼﻮﻥ ﺣﺮﻛﺖ ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺘﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺳﺮﻋﺖ ﻧﻮﺭ ﺍﻣﻜﺎﻧﭙﺬﻳﺮ‬ ‫ﻧﻴﺴﺖﭘﺲﻧﻤﻲﺗﻮﺍﻧﻴﻢﺑﭙﺬﻳﺮﻳﻢﭘﻴﺎﻡﻓﻴﺰﻳﻜﻲﺑﺎﺳﺮﻋﺖﻓﺮﺍﺗﺮﺍﺯ‬ ‫ﺳﺮﻋﺖ ﻧﻮﺭ ﺍﺯ ﻓﻮﺗﻮﻥ ﺍﻭﻝ ﺑﻪ ﻓﻮﺗﻮﻥ ﺩﻭﻡ ﺑﺮﺳﺪ‪ .‬ﺑﻮﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ ﻛﻪ‬ ‫ﺗﺎ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺁﺯﻣﺎﻳﺶ ﻓﻮﺗﻮﻥ ﺍﻭﻝ ﺍﺻﻮﻻ ﺻﺤﺒﺖ ﻛﺮﺩﻥ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺁﻥ‬ ‫ﺍﻣﻜﺎﻧﭙﺬﻳﺮ ﻧﻴﺴــﺖ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺩﻭ ﻓﻮﺗﻮﻥ ﺗﺎ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺑﻪ ﻳﻚ‬ ‫ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩﮔﻴﺮﻱ‪ ،‬ﺩﺭ »ﻳﻚ« ﺳﻴﺴﺘﻢ ﻛﻮﺍﻧﺘﻮﻣﻲ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ‬ ‫ﺍﺻﻄﻼﺣﺎ ﺩﺭ ﻫﻢ ﺗﻨﻴﺪﻩ ﻫﺴــﺘﻨﺪ‪ .‬ﻳﻌﻨﻲ ﺫﺭﺍﺕ ﺑﻨﻴﺎﺩﻱ ﻛﻪ‬ ‫ﺯﻣﺎﻧﻲ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺮﻫﻢﻛﻨﺶ ﺩﺍﺷﺘﻪﺍﻧﺪ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺁﺯﻣﺎﻳﺶﮔﺮﻱ‬ ‫ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺩﭼﺎﺭ ﺍﺧﻼﻝ ﻧﻜﻨﺪ‪ ،‬ﺣﺘﻲ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺩﻭﺭ ﺑﺎﺷﻨﺪ‬ ‫ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺗﺎﺛﻴﺮﮔﺬﺍﺭ ﻫﺴﺘﻨﺪ‪ .‬ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﻰ ﺟﻤﻠﻪ ﺑﻮﺭﺷﮕﻔﺖﺍﻧﮕﻴﺰ‬ ‫ﻭ ﺑﺎ ﻣﻨﻄﻖ ﻣﻌﻤﻮﻟﻰ ﺑﻪ ﺳــﺨﺘﻰ ﻗﺎﺑﻞ ﺩﺭﻙ ﺍﺳﺖ‪ .‬ﺑﻮﺭﺑﻴﺎﻥ‬ ‫ﻣﻰﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ »ﻃﺒﻴﻌﺖ ﻫﻤﻴﻦ ﺍﺳــﺖ ﻛﻪ ﻫﺴــﺖ«‪ .‬ﺑﻌﺪ ﺍﺯ‬ ‫ﻣﺮگ ﺍﻳﻨﺸــﺘﻴﻦ‪ ،‬ﺑﺮﺍﻯ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻣﻴﺎﻥ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﺑﻮﺭ ﻭ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ‬ ‫ﺍﻳﻨﺸﺘﻴﻦ )‪ (EPR‬ﺁﺯﻣﺎﻳﺸﻰ ﻭﺍﻗﻌﻰ ﺻﻮﺭﺕ ﮔﺮﻓﺖ‪ .‬ﻗﺒﻞ ﺍﺯ‬ ‫ﺍﻳﻦ ﺁﺯﻣﺎﻳﺶ‪» ،‬ﺟﺎﻥﺑﻞ« ﻓﻴﺰﻳﻜﺪﺍﻥ ﺍﻳﺮﻟﻨﺪﻯ ﻗﻀﻴﻪﺍﻯ ﺭﺍ ﺩﺭ‬ ‫ﺭﻳﺎﺿﻴﺎﺕ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎﻯ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺛﺎﺑﺖ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ‬ ‫»ﻧﺎﻣﺴــﺎﻭﻯ ﺑﻞ« ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺍﺳﺖ‪ .‬ﺍﮔﺮ ﻧﺎﻣﺴــﺎﻭﻯ ﺑﻞ ﺑﻪ ﻣﺤﻚ‬ ‫ﮔﺬﺍﺷﺘﻪﺷﻮﺩﺩﺭﺻﻮﺭﺕﺭﺩﻳﺎﺗﺎﻳﻴﺪﺁﻥﺩﻳﺪﮔﺎﻩﻭﺟﻮﺩﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎﻯ‬ ‫ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺍﻳﻨﺸﺘﻴﻦ ﻳﻌﻨﻰ ﭘﻴﺶﺑﻴﻨﻰﭘﺬﻳﺮﻯ ﺑﺎ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﺑﻮﺭ ﺭﺩ ﻳﺎ‬ ‫ﺗﺎﻳﻴﺪ ﻣﻰﺷﻮﺩ‪ .‬ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎﻝ ﺩﺭ ﺳــﺎﻝ ‪ 1982‬ﺩﺭ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ »ﺍﻟﻦ‬ ‫ﺍﺳﭙﻪ« ﺁﺯﻣﺎﻳﺸﻰ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻧﺎﻣﺴﺎﻭﻯ ﺑﻞ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺍﺩ ﻛﻪ ﻧﺘﻴﺠﻪ‬ ‫ﺁﻥ ﺭﺩ ‪ EPR‬ﺑﻮﺩ‪ .‬ﭘﺲ ‪ -1‬ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﺩﻭﺭ ﺭﺍ ﺑﭙﺬﻳﺮﻳﻢ‪.‬‬ ‫ﻼ‬ ‫‪ -2‬ﺑﭙﺬﻳﺮﻳﻢ ﻛﻪ ﺳﻴﺴﺘﻢﻫﺎﻯ ﻛﻮﺍﻧﺘﻮﻣﻰ )ﺫﺭﺍﺕ ﺑﻨﻴﺎﺩﻯ (ﻛﺎﻣ ً‬ ‫ﺗﺼﺎﺩﻓﻰ ﻋﻤﻞ ﻣﻰﻛﻨﻨﺪ‪ .‬ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎﻝ ﺑﺎ ﺭﺩ ﻧﻈﺮﻳﻪ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎﻯ‬ ‫ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺍﻳﻨﺸﺘﻴﻦ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﭘﺬﻳﺮﺵ ﺗﻠﻪﭘﺎﺗﻰ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ‪ .‬ﻫﺮﭼﻨﺪ‬ ‫ﻛﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻴﭻ ﺁﺯﻣﺎﻳﺸﻰ ﺩﺭ ﺗﺎﻳﻴﺪ ﺗﻠﻪﭘﺎﺗﻰ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ‪.‬‬

‫ﻓﻮﺗﻮﻥ ﺑﺎ‬ ‫ﻗﻄﺒﺶ ﻋﻤﻮﺩﻱ‬

‫ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ‬ ‫ﺁﺯﻣﺎﻳﺶ‬ ‫ﻧﻪ! ﺍﻳﻦ ﻳﻚ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺩﺭ ﻫﻢ ﺗﻨﻴﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻭﻗﺘﻲ‬ ‫ﺗﻮ ﺭﻭﻱ ﺁﻥ ﺁﺯﻣﺎﻳﺶ ﻣﻲ ﻛﻨﻲ‪ ،‬ﺑﺎ ﺁﺯﻣﺎﻳﺸﺖ ﺁﻥﺭﺍ‬ ‫ﻣﺨﺘﻞ ﻛﺮﺩﻩﺍﻱ‪ .‬ﺍﻣﺎ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﺤﺎﺳﺒﺎﺕ‬ ‫ﻛﻮﺍﻧﺘﻮﻣﻲ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ‪ .‬ﻭﻗﺘﻲ ﺗﻮ‬ ‫ﺑﺎ ﺁﺯﻣﺎﻳﺸﺖ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺭﺍ ﻣﺨﺘﻞ ﻛﺮﺩﻱ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺩﺭ‬ ‫ﻃﺮﻑ ﻣﻦ ﻫﻢ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ‪.‬ﭘﺲ ﻓﻴﺰﻳﻚ‬ ‫ﻛﻮﺍﻧﺘﻮﻣﻲ ﻣﻦ ﻧﺎﻗﺺ ﻧﻴﺴﺖ‪.‬‬

‫ﺷﻴﺸﻪﻫﺎﻱ ﺑﺎﺯﺗﺎﺑﻲ‬

‫ﻧﻤــﺎﻱ ﺧﺎﺭﺟــﻲ ﺍﻳﻦ ﺳــﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﺍﺯ‬ ‫ﺷﻴﺸﻪﻫﺎﻱ ﺑﺎﺯﺗﺎﺑﻲﺍﻱ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ‬ ‫ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﻮﺭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺍﺟﺎﻕ ﮔﺎﺯ‬ ‫ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ‪.‬‬

‫ﺗﻼﺵﻣﻬﻨﺪﺳﺎﻥﺑﺮﺍﻱ‬ ‫ﺳﺎﺧﺖﺧﺎﻧﻪﻫﺎﻱﺧﻮﺩﻛﻔﺎ‬

‫ﺯﻧﺪﮔﻲﺩﺭﺟﻌﺒﻪﺳﺒﺰ‬ ‫ﺯﻳﻨﺐﻫﻤﺘﻲ|ﺧﺎﻧﻪﻫﺎﻱ ﻣﻜﻌﺒﻲﺷــﻜﻠﻲ ﻛﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳــﺖ‬ ‫ﺑﻪ ﺷﻜﻞ ﺗﺎﺱ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﻮﻧﺪ ﻇﺎﻫﺮﺍ ً ﻣﺠﻤﻮﻋﻪﺍﻱ ﺑﻲﻧﻈﻴﺮ‬ ‫ﻭ ﺍﻧﺤﺼﺎﺭﻱ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲﺁﻳﻨﺪ؛ ﺍﻣﺎ ﻃﺮﺡ ﺍﻳﻦﮔﻮﻧﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﺸﺎﻧﻪ‬ ‫ﺑﻠﻨﺪﻫﻤﺘﻲﻭﺟﺎﻩﻃﻠﺒﻲﺍﺳﺖ؛ﺧﺎﻧﻪﺍﻱﻛﻪﺍﺑﻌﺎﺩﺁﻥ‪ 10‬ﺩﺭ‪10‬‬ ‫ﺩﺭ‪ 10‬ﻣﺘﺮ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﻣﻌﻤﺎﺭ ﺍﻧﮕﻠﻴﺴﻲ ﻓﻴﺮﻡ ﺳﻴﺒﺎﺭﺍﻳﺖ‬ ‫ﻃﺮﺍﺣﻲﺷﺪﻩﺍﺳﺖﻭﻣﻤﻜﻦﺍﺳﺖﺗﻜﻨﻴﻚﻫﺎﻱﺳﺎﺧﺖﻭﺳﺎﺯ‬ ‫ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﺭﺩ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﻬﻴﻨﻪ ﺳﺎﺯﺩ‪ ،‬ﺳﺎﺧﺖ ﻭ ﺳﺎﺯﻱ ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﺭﺩ‬ ‫ﻣﺤﺴﻮﺏﻣﻲﺷﻮﺩﻛﻪﺑﻪﻭﺍﺳﻄﻪﺁﻥﻛﺮﺑﻦﻛﻤﺘﺮﻱﺑﻪﻣﺤﻴﻂ‬ ‫ﺯﻳﺴﺖﻣﻨﺘﺸﺮﺧﻮﺍﻫﺪﺷﺪ‪.‬ﺑﺨﺶﻋﻤﺪﻩﺍﻳﻦﺧﺎﻧﻪﻳﻚﮔﻨﺒﺪ‬ ‫ﭼﺘﺮﻣﺎﻧﻨﺪ ﻓﺘﻮﻭﻟﺘﺎﺋﻴﻜﻲ) ‪ (Photo voltaic‬ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ‪90‬‬ ‫ﺩﺭﺻﺪ ﺍﺯ ﺍﻧﺮژﻱ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻴﺎﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺍﺯ ﮔﺮﻣﺎ ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻣﻲﻛﻨﺪ‪ .‬ﺍﻳﻦ‬ ‫ﮔﻨﺒﺪﭼﺘﺮﻣﺎﻧﻨﺪﻛﻪﺍﺯﭘﻼﺳﺘﻴﻚﻣﻌﻤﻮﻟﻲﺳﺎﺧﺘﻪﺷﺪﻩ‪،‬ﻣﺎﻧﻨﺪ‬ ‫ﻳﻚ ﮔﻠﺨﺎﻧﻪ‪ ،‬ﮔﺮﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﻡ ﻣﻲﺍﻧﺪﺍﺯﺩ‪ .‬ﺍﻳﻦ ﮔﺮﻣﺎ ﻳﺎ ﻫﻮﺍﻱ ﺩﺍﻍ‪،‬‬ ‫‪31‬‬

‫ﺩﺍﻧﺴﺘﻨﻴﻬﺎ‬

‫‪ 20‬ﺷﻬﺮﻳﻮﺭ ‪1389‬‬

‫ﺁﺑﻲ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻳﻚ ﺗﺎﻧﻚ ﺩﺭ ﺯﻳﺮ ﺳﻘﻒ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ‪ ،‬ﮔﺮﻡ‬ ‫ﻣﻲﻛﻨﺪ‪ .‬ﺩﺭﻭﺍﻗﻊ ﻣﻲﺗﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖ ﻛﻪ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﺑﻪﻃﻮﺭ ﻣﺘﻮﺳﻂ‬ ‫‪ 80‬ﻟﻴﺘﺮ ﺁﺏ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻴﺎﺯ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﺳــﺘﺤﻤﺎﻡ ﺍﺯ ﺍﻳــﻦ ﺭﺍﻩ ﺗﻮﻟﻴﺪ‬ ‫ﻣﻲﺷــﻮﺩ؛ ﺣﺘﻲ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﻫﺎﻱ ﺳــﺮﺩ ﻭ ﺗﺎﺭﻳــﻚ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﻣﺎﻩ‬ ‫ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ‪ .‬ﺩﺭ ﻧﻮﻙ ﺍﻳﻦ ﮔﻨﺒﺪ‪ ،‬ﺗﻮﺭﺑﻴﻦ ﻣﺠﻬﺰ ﺑﻪ ژﻧﺮﺍﺗﻮﺭﻱ‬ ‫ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺍﻟﻜﺘﺮﻳﺴــﻴﺘﻪ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻣﺎﻩﻫﺎﻱ‬ ‫ﻧﺴــﺒﺘﺎً ﺳــﺮﺩ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﺪ ﮔﺮﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﺧــﻞ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺪﺍﻳﺖ‬ ‫ﻛﻨﺪ‪ .‬ﺳــﻠﻮﻝﻫﺎﻱ ﻓﺘﻮﻭﻟﺘﺎﺋﻴﻚ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﻛﻒ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﻢ‬ ‫ﺍﻟﻜﺘﺮﻳﺴﻴﺘﻪ ﺍﺿﺎﻓﻲ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ‪ .‬ﺍﻟﻜﺘﺮﻳﺴﻴﺘﻪ ﺗﻮﻟﻴﺪ‬ ‫ﺷﺪﻩ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺍﻳﻦ ﺳﻠﻮﻝﻫﺎ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺘﻮﺳﻂ ‪ 33‬ﻛﻴﻠﻮﻭﺍﺕ‬ ‫ـ ﺳﺎﻋﺖ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺍﺳــﺖ ﻛﻪ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺗﺎﻣﻴﻦ ﺍﻟﻜﺘﺮﻳﺴﻴﺘﻪ‬ ‫ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻴﺎﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﺪ ﻳﻚ ﺧﻮﺩﺭﻭﻱ ﺍﻟﻜﺘﺮﻳﻜﻲ ﺭﺍ ﻧﻴﺰ‬ ‫ﺷﺎﺭژ ﻛﻨﺪ‪.‬‬

‫ﺍﻳﻦ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﻛﻪ‬ ‫ﺑﺎ ﻫﺪﻑ ﻫﻢﺁﻭﺭﻱ‬ ‫ﻭ ﭘﻴﺸﮕﺎﻣﻲ ﺩﺭ‬ ‫ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥﺳﺎﺯﻱ‬ ‫ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﻋﺎﺭﻱ ﺍﺯ‬ ‫ﻛﺮﺑﻦ ﻣﺼﻨﻮﻋﻲ ﺳﺎﺧﺘﻪ‬ ‫ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ‪ ،‬ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ‬ ‫ﻃﻮﻝ ﺳﺎﻝ ﻫﻴﭻﮔﺎﻩ‬ ‫ﺗﺤﺖﺗﺎﺛﻴﺮ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻭ‬ ‫ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺕ ﺁﺏ ﻭ ﻫﻮﺍﻳﻲ‬ ‫ﻗﺮﺍﺭ ﻧﻤﻲﮔﻴﺮﺩ‬

‫ﺍﻳﻦ ﺳــﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻫﺪﻑ ﻫﻢﺁﻭﺭﻱ ﻭ ﭘﻴﺸــﮕﺎﻣﻲ ﺩﺭ‬ ‫ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥﺳﺎﺯﻱ ﺍﺳــﺘﺎﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﻋﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﻛﺮﺑﻦ ﻣﺼﻨﻮﻋﻲ‬ ‫ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ‪ ،‬ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﻃﻮﻝ ﺳﺎﻝ ﻫﻴﭻﮔﺎﻩ ﺗﺤﺖﺗﺎﺛﻴﺮ‬ ‫ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻭ ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺕ ﺁﺏ ﻭ ﻫﻮﺍﻳﻲ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﻤﻲﮔﻴﺮﺩ‪.‬‬ ‫ﺳﻘﻒ ﺍﻳﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎ ﮔﻴﺎﻫﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺯﻳﺮ ﮔﻨﺒﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪﺍﻧﺪ‪،‬‬ ‫ﭘﻮﺷﻴﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ‪ .‬ﺩﻳﻮﺍﺭﻫﺎﻱ ﺍﻳﻦ ﺳﺎﺯﻩ ﺍﺯ ﺻﻔﺤﻪﻫﺎﻱ‬ ‫ﻣﺴﺘﻄﻴﻠﻲﺷﻜﻠﻲ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺩﻣﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ‬ ‫ﺣﺪ ﻣﺘﻌﺎﺩﻝ ﻧﮕﻪ ﻣﻲﺩﺍﺭﻧﺪ‪ .‬ﭘﻨﺠﺮﻩﻫﺎ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﻟﻜﻪﻫﺎﻱ‬ ‫ﺭﻧﮕﻲ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﻫﺴــﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﺭ ﭘﻨﺠﺮﻩﻫﺎﻱ ﺭﻭ‬ ‫ﺑﻪ ﺟﻨﻮﺏ‪ ،‬ﻧﻮﺭ ﺧﻮﺭﺷــﻴﺪ ﺭﺍ ﺟﺬﺏ ﻛﻨﻨﺪ‪ .‬ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﺩﻳﮕﺮ‬ ‫ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧــﻮﻉ ﻃﺮﺍﺣﻲ ﺍﻳﻦ ﺳــﺎﺧﺘﻤﺎﻥﻫﺎ ﻛﻪ ﻓﻀﺎﻱ‬ ‫ﻛﻮﭼﻜﻲ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﺮ ﻭﺍﺣﺪ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ‪ ،‬ﻣﻲﺗﻮﺍﻥ‬ ‫ﮔﻔﺖ ﻛﻪ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﺧﻴﻠﻲ ﺳﺮﺩ ﻳﺎ ﺧﻴﻠﻲ ﮔﺮﻡ ﻧﻤﻲﺷﻮﺩ‪.‬‬

test  

description