Page 1


2


‫با طلوع هر خورش��ید به پایان س��اىل دیگر نزدیک مى ش��ویم‪ ،‬ساىل پرفراز و نشیب‬ ‫که رسنوش��ت‪ ،‬براى هر کدامامن داس��تاىن دیگر در چنته داشت‪ .‬اما اسفند ماه خود‬ ‫حکایت دیگرى بود‪ .‬از‌‌‌ هامن روزهایى که ش��کوفه‌های بسیاری از شهرهای کشورمان‬ ‫را برف پوش��اند معلوم بود که این اسفند‪ ،‬اس��فند دیگرى است‪ .‬ما هم تالش کردیم‬ ‫تا در این اس��فند رویایى‪ ،‬تابلویى متف��اوت را برایتان رقم بزنیم‪ .‬تابلویى که بیش از‬ ‫شامره هاى قبل ما را به آنچه خواسته‌ایم نزدیک کند‪ .‬با اینکه این سومین شامره اى‬ ‫است که تابلو را در برابر خود دارید اما از منظر ما این اولین شامره رسمی تابلو پس‬ ‫از انتش��ار دو پیش شامره قبىل است‪ .‬در این ش�ماره سعى کردیم تا مطالب متفاوىت‬ ‫برایتان تهیه کنیم از نگاهى دوباره به اس��کار و برنده چالش برانگیزش تا روز زن و‬ ‫تالش هایى که زنان براى رس��یدن به برابرى جنس��یتى انجام مى دهند‪ .‬در این میان‬ ‫مطالب متنوع دیگرى برایت��ان تدارک دیده‌ایم که امیدواریم رخوت روزهاى تعطیل‬ ‫نوروز‪ ،‬فرصتى براى خواندن آن‌ها فراهم کند‪.‬‬ ‫همین روزهاست که با هم بر رس سفره هفت سین بنشینیم و گذشنت ثانیه هاى آخر‬ ‫س��ال را یک بار دیگر تجربه کنیم‪ .‬در انتظار بهارى دیگریم‪ ،‬بهارى که با خود س��بزى‬ ‫و نشاط و طراوت را برایامن ارمغان بیاورد‪.‬‬ ‫ش��ورای رسدبیری مجله تابلو نوروزی رسارس شادی و شادکامی را خوانندگان مجله و‬ ‫همه ایرانیان آرزو می‌کند‬ ‫از همین امروز بر تابلوی قلبامن نقش می‌زنیم‬ ‫هر روزتان نوروز‬ ‫نوروزتان پیروز‬


‫اس��توان ٔه کوروش بزرگ یا منش��ور حق��وق برش کوروش‬ ‫لوحی از گل پخته اس��ت که در س��ال ‪ ۵۳۸‬پیش از میالد‬ ‫به فرمان کوروش بزرگ هخامنش��ی پادش��اه و بنیانگذار‬ ‫شاهنشاهی هخامنشی نگاشته شده‌است‪.‬‬ ‫استوانه کوروش‪ ،‬استوانه ناقص از جنس خاک رس است‬ ‫که با ‪ ۳۵‬خط حکاکی ش��ده به زبان آکدی توسط هرمزد‬ ‫رس��ام در حفاری منطقه معبد مردوک در سال ‪ ۱۸۷۹‬در‬ ‫بابل کشف گردید‪.‬‬ ‫از نهم مارس ‪ ۲۰۱۳‬اس��توانه منش��ور ک��وروش کبیر در‬ ‫گالری س��اکلر از مجموعه اسمیتس��ونیون بنامیش عموم‬ ‫گذاش��ته خواهد شد‪ .‬این منش��ور همچنین در پنج شهر‬ ‫امریکا نیز در همین امسال به منایش گذاشته خواهد شد‪.‬‬ ‫عکس اختصاصی مجله تابلو‪ :‬حسن رسبخشیان‬ ‫‪6‬‬


7


8


9


‫هنوز هم خریدن نوار‬ ‫بهداش��تی ب��رای زنان‬ ‫خانواده‪ ،‬برای خیلی از‬ ‫زن‌ه��ا و حتی مرد‌ها‬ ‫کار دش��واری‬ ‫اس��ت‪ .‬رشمی که‬ ‫در عن��وان کردن‬ ‫نی��از ب��ه چنی��ن‬ ‫کاالیی نهفته است‪،‬‬ ‫حت��ی در خری��دن‬ ‫کان��دوم ه��م دی��ده‬ ‫منی‌ش��ود‪ .‬در گذشته‬ ‫و ش��اید هن��وز ه��م‬ ‫فروش��ندگان نوار بهداشتی را ‪ -‬که با رشم زیاد پول‬ ‫آن پرداخت شده‪ -‬در کیسه‌های سیاه و جدیدا در‬ ‫کیسه‌های رنگی تازه به بازار آمده‪ ،‬پنهان می‌کنند‬ ‫و به دست مشرتی می‌دهند‪.‬‬ ‫ش��اید رس منش��ا همه این رفتارهای پیچیده‪ ،‬این‬ ‫باش��د که در فرهنگ اسالمی و ایضا ایرانی‪ ،‬زن در‬ ‫دوران قاعدگی ماهانه‌اش نجس دانس��ته می‌شود‬ ‫و اج��ازه ندارد با هم�سرش نزدیکی کند و یا حتی‬ ‫عبادت کند‪ .‬زن مسلامن در این دوره از ماه‪ ،‬حتی‬ ‫اجازه ندارد به مسجد و اماکن مذهبی وارد شود‪.‬‬

‫‪10‬‬

‫این‌ه��ا که بحث‌های‬ ‫تاریخی و مذهبی است‬ ‫اما‪ ،‬ترانه جدید شاهین‬ ‫نجفی و محس��ن نامجو‪،‬‬ ‫آت��ش زی��ر خاکس�تر را‬ ‫شعله ور کرد‪ .‬آن دو‬ ‫در آهنگی مشرتک‬ ‫به ک��رات واژه‬ ‫«پری��ود» را به‬ ‫کار بردن��د و از‬ ‫ناکامی مرد در بهره‬ ‫جویی جنس��ی س��خن‬ ‫گفتند‪.‬‬ ‫زنان بسیاری اعرتاض کردند و مردان بسیاری آن را‬ ‫ی��ک حرکت انقالبی خواندند و گفتند که این ترانه‬ ‫تابو ش��کنی کرده و دیگر زنان از بند این برچسب‬ ‫رهانیده شدند و پریود به عرصه عمومی آمد‪.‬‬ ‫واکنش‌ها به این ترانه متفاوت بود و حتام خواهد‬ ‫ب��ود‪ .‬گوش کردن به ای��ن ترانه در ایران مس��تلزم‬ ‫دانل��ود آن با رسعت پایین هس��ت و خب حوصله‬ ‫می‌خواهد و وقت و گیگ به اندازه کافی و الزم‪.‬‬ ‫در فض��ای مجازی هم عکس العمل‌های متفاوتی‬ ‫وجود داش��ت‪ .‬محمد ‪ ۳۵‬س��اله می‌گوید‪« :‬من با‬


‫وجود واژه ایی نظیر پریود در ترانه مش��کلی ندارم‬ ‫ول��ی آی��ا واقعا الزم اس��ت برای گفنت ی��ک بیاینه‬ ‫سیاس��ی ضعی��ف در قالب تران��ه از واژه‌های تابو‬ ‫استفاده کنیم؟ این ترانه از نظر من تکلیف روشنی‬ ‫ندارد‪».‬‬ ‫مری��م ‪ ۲۵‬س��اله معتقد اس��ت‪« :‬اص�لا کی گفته‬ ‫استفاده از یک واژه تابو شکنی می‌کند؟ سالهاست‬ ‫در خیابان‌ها و کوچه‌ها واژه‌های جنس��ی در شکل‬ ‫متل��ک گفت��ه ش��ده اما هن��وز تابو اس��ت‪ .‬من از‬ ‫اینکه وضعیت جس��می طبیع��ی من به عنوان یک‬ ‫زن وس��یله مطرح ش��دن یک ترانه شده خوشحال‬ ‫نیستم‪».‬‬ ‫سحر ‪ ۴۰‬ساله می‌گوید‪« :‬من که اشکالی منی‌بینم‬ ‫در واقع نه رضر داره نه س��ود‪ .‬این حق یه هرنمند‬ ‫ویک انس��انه که از هر واژه‌ای می‌خواهد برای هر‬ ‫منظوری اس��تفاده کن��د و البته کارب��ردش رو هم‬ ‫مخاطب بتوان��د درک کند‪ .‬من فق��ط کاربردش را‬ ‫نفهمیدم و این ش��اید به درک ناق��ص من مربوط‬ ‫باشد و شاید هم به استفاده نابجای آقایون نامجو‬ ‫و نجفی‪».‬‬ ‫شهرام ‪ ۳۵‬س��اله که خودش را یک شنونده جدی‬ ‫موسیقی می‌داند می‌گوید‪« :‬این ترانه هیچ خالقیت‬ ‫موسیقیایی ندارد و فقط و فقط یک دق دل خالی‬ ‫کردن به س��اده‌ترین شکل است‪ .‬شاهین نجفی در‬ ‫کارهای اخیرش س��عی می‌کند با حمل��ه به تابو‌ها‬ ‫خ��ودش را مطرح کن��د و به نظر م��ن این فرصت‬ ‫طلبی اس��ت‪ .‬حتی آوردن نامجو برای خواندن دو‬ ‫سه خط هم درجهت همین جلب نظرهاست‪».‬‬ ‫علیرضا معتقد است بسیاری از کسانی که از ایران‬ ‫رفته‌اند به راس��تی از یادش��ان رفته که این جامعه‬ ‫مذهبی و سنتی است و اصال انگار تاریخ نخوانده‌اند‬ ‫و هیچ چیز منی‌دانند‪ .‬او می‌گوید‪« :‬منی‌توان بدون‬ ‫نگاه به بس�تر اصل��ی جامعه به رساغ تابو ش��کنی‬ ‫رفت‪ .‬تابو شکنی اگر به موقع و با ابزارهای درست‬ ‫صورت نگیرد نتیجه عکس می‌دهد‪».‬‬ ‫فرخنده که زنی هرنمند است‪ ،‬از شنیدن این ترانه‬ ‫یک��ه خورده و می‌گوید‪« :‬اول باید دید این اثر یک‬ ‫اثر موسیقایی حساب می‌شود یا نه؟ به نظر خیلی‌ها‬

‫این ترانه تکرار یه س��بک اس��ت و طبیعتا خالقیتی‬ ‫ن��دارد و اما در مورد تران��ه من نفهمیدم واقعا چه‬ ‫لزومی داش��ت از کلمه پریود اس��تفاده شود‪ ...‬به‬ ‫خصوص ک��ه پریود را نوعی عارض��ه می‌بیند‪ .‬یک‬ ‫هرنمند حت��ی اگر به قصد تابو ش��کنی باید توجه‬ ‫داشته باشد که منت جامعه چگونه تلقی از روش او‬ ‫دارد‪ .‬به نظر من این دو فقط می‌خواستند حکومت‬ ‫را تحقیر کنند و از این واژه استفاده کردند‪».‬‬ ‫فریده ‪ ۲۵‬س��اله می‌گوید که طرفدار پر و پاقرص‬ ‫این دو خواننده اس��ت و این ترانه را دوس��ت دارد‬ ‫و این را اس��تفاده از آزادی بیان می‌داند‪ .‬او واکنش‬ ‫تن��د دیگ��ران را درک منی‌کن��د و می‌گوید که اصال‬ ‫پریود تابو نیست حداقل در جمع او و دوستانش‪.‬‬ ‫منوچه��ر ‪ ۶۰‬س��اله اس��ت و اصال موس��یقی این‬ ‫کارهای جدید را موسیقی منی‌داند و می‌گوید‪« :‬این‬ ‫بازی‌ه��ا از مد هم عمر کوتاه تری دارند و فراموش‬ ‫می‌ش��وند‪ ».‬او از اینکه این ترانه را شنیده متاسف‬ ‫اس��ت ومی گوید‪« :‬کاش در کشورهای آزاد زیسنت‬ ‫کمی سلیقه و دانش به این خواننده‌ها می‌افزود‪».‬‬ ‫رویا حسابدار اس��ت می‌گوید‪« :‬این ترانه دانلود‬ ‫کردم و گوش کردم به نظرم از جایی باید یاد گرفنت‬ ‫را آغ��از کنی��م و ی��اد بگیریم هرک��س هرچیزی را‬ ‫می‌خواهد بگوید‪».‬‬ ‫علیرضا معتقد اس��ت این آهنگ خیلی خشمگین‬ ‫است و ش��اید اگر این خشم بدون استفاده از یک‬ ‫واژه که جنبه جنسی دارد بیان می‌شد بهرت بود‪.‬‬ ‫بح��ث همچنان بررس ترانه پری��ود ادامه دارد‪ .‬اما‬ ‫صحبت‌های محمد‪ ،‬دانشجوی جامعه‌شناسی پایان‬ ‫بخش گزارش ماست که می‌گوید‪« :‬جالب است که‬ ‫این بار هی��چ مرجع تقلیدی حکم ارتداد ش��اهین‬ ‫نجفی یا محس��ن نامجو را صادر نکرد‪ ،‬چون نه به‬ ‫امامی توهین ش��ده بود و نه منت کتاب مقدس��ی‬ ‫وارد ترانه شده بود‪ .‬تنها کمی به زنان توهین شده‬ ‫بود‪ ،‬کمی حریم خصوصی آن‌ها دریده شده بود و‬ ‫کمی تابوهای جامعه شکسته شده بود‪ ،‬که خوب‪،‬‬ ‫شاید هیچ کدام مهم نیستند‪».‬‬

‫‪11‬‬


‫حدودا شش هفت ساله بودم‪ .‬پدر بزرگم که دیگر‬ ‫کار منی‌کرد بیش�تر روز را با دیگر پیرمردهای محل‬ ‫در تعاونی رفاه که رس کوچه‌مان بود سپری می‌کرد‪.‬‬ ‫ب��رای ناهار ب��ه خانه می‌آمد و بع��د هم یکی دو‬ ‫س��اعت خطاطی می‌کرد‪ .‬آن روزهای جنگ‪ ،‬وقتی‬ ‫همه چیز یا کوپنی بود یا نرس��یده به تعاونی‪ ،‬متام‬ ‫می‌ش��د بودن پدربزرگ در تعاونی خودش نعمتی‬ ‫بود‪ .‬هر کاالیی که می‌رسید پدر بزرگ سهمی برای‬ ‫خانه می‌آورد‪ .‬درست یادم هست که یک روز داغ‬ ‫تابس��تانی بود‪ .‬عمه‌هایم جمع ش��ده بودند پیش‬ ‫مادربزرگم‪ .‬پدر بزرگ از راه رسید و در راه پله‌ها‬ ‫بلن��د نام م��ادرم را صدا کرد‪ .‬م��ادرم از نرده‬ ‫رسکی کشید و جواب پدربزرگ را داد‪ .‬پدر‬ ‫بزرگ ب‌‌ا ه�مان صدای بلند گفت‪‌« :‬زهرا‬ ‫خانم تعاونی نوار بهداش��تی آورده بود‪.‬‬ ‫برای��ت آورده‌ام‪ ».‬هرگز یادم منی‌رود که‬ ‫همهمه اتاق مادربزرگ و قهقهه عمه‌ها‬ ‫رنگ س��کوت به خود گرفت و مادرم که‬ ‫گونه‌هایش رسخ رسخ ش��ده بود گفت‪:‬‬ ‫«ممنون آقاجون …‪ .‬ممنون»‬ ‫من کنجکاو‌تر از همیشه وقتی فهمیدم‬ ‫رشایط عادی نیست و مادرم لبش را می‬ ‫جود و عمه‌هایم س��اکت ش��ده‌اند‪ ،‬بلند‌تر‬ ‫از پدرب��زرگ پرس��یدم‪‌« :‬مامان نوار بهداش��تی‬ ‫چی��ه؟» این س��وال من مادرم را ه��م عصبی کرده‬ ‫بود و هم مستاصل‪ .‬آنقدر ساکت ماند تا جواب را‬ ‫پیدا کرد‪ ،‬دروغی ش��اخدار که بعدا فهمیدم چقدر‬ ‫ساختنش دشوار بوده‪« :‬همین نوار کاست هاست‬ ‫ک��ه بابات صداتو ضبط می‌کنه‪‌».‬گفتم‪ ‌« :‬چرا حاال‬ ‫بهداش��تی؟» مادر بدون آنک��ه نگاهم کند گفت‪:‬‬ ‫«‌بعضی از نوار کاست‌ها سمی و کثیف هستند اما‬ ‫این‌ها بهداشتی‌اند‪‌».‬‬ ‫ب��اور کردم‪ .‬دلیلی نداش��ت که ب��اور نکنم‪ .‬یادم‬ ‫‪12‬‬

‫می‌آید تا زم��ان اولین پریودم‪ ،‬با این پدیده بیگانه‬ ‫بودم و روزی که این خون مهر داغ زن بودن را بر‬ ‫رسنوشتم زد‪ ،‬منی‌دانس��تم پریود چیست‪ .‬آن خون‬

‫داغ چنان مرا ترساند که‬ ‫بازی بدمینتون با پرس دائی‬ ‫ام را ره��ا ک��ردم‪ ،‬هراس��ان به‬ ‫اتاق آم��دم و فریاد زدم که مریض‬ ‫شده‌ام‪ .‬مادرم تنها چند جمله گفت و من با‌‌ هامن‬ ‫چند جمله فهمیدم که دیگر آرزوی خیلی شادی‌ها‬ ‫و لذت‌ه��ا را بای��د با خودم به گور بربم‪ .‬دس��تم را‬ ‫گرف��ت و یک نوار بهداش��تی از کمد در آورد و به‬ ‫م��ن داد‪ .‬گفت پ��درم و هیچ م��ردی نباید بفهمد‬


‫من پریود ش��ده‌ام‪ .‬باید مراقب باشم لباسم خونی‬ ‫نش��ود و به قول او« کثافت کاری» نکنم‪ .‬اما آنچه‬ ‫از همه عجیب‌تر بود رورسی سفیدی بود که دستم‬

‫داد ت��ا رسم کن��م‪ .‬گفت‬ ‫دیگر منی‌توانم جلوی مردهای‬ ‫نامحرم بی‌رورسی بروم‪ .‬همین شد‬ ‫ک��ه بازی را نیم��ه کاره رها کردم‪ ،‬لباس��م را عوض‬ ‫کردم و در جواب پرس دایی‌ام که مدام می‌پرس��ید‬ ‫چرا رورسی رست کردی گفتم‪«:‬منی‌توانم بگویم‪».‬‬ ‫از آن روز به بعد‪ ،‬ترس همیشگی من آشکار شدن‬ ‫لک��ه ای ب��ر دامنم بود‪ ،‬لکه ای که ش��اید با دیدن‬

‫آن پ��درم می‌فهید که خونی تیره از بدن من خارج‬ ‫می‌شود‪.‬‬ ‫وقتی ترانه پریود را ش��نیدم متام خاطرات روزگار‬ ‫پری��ود و ترس��های کودکان��ه‌ام از پرده‬ ‫ب��رداری از ای��ن راز رس ب��ه مه��ر زنده‬ ‫ش��د‪ .‬مادرم همیش��ه در نایلون س��یاه‬ ‫وزیر چادرش نوار بهداش��تی می‌خرید‬ ‫و همیش��ه پدربزرگم را دعا می‌کرد که‬ ‫آنقدر نوار بهداش��تی می‌آورد که مادرم‬ ‫دیگر از خجالت خرید نوار بهداشتی خیس‬ ‫عرق منی ش��ود‪ .‬بعد‌ها که بزرگ شدم‌‌‬ ‫هامن ح��س در م��ن ایجاد ش��د‪.‬‬ ‫منی‌خواستم از هیچ مردی این کاال‬ ‫را بخرم‪ .‬یا از مادرم می‌گرفتم یا به‬ ‫فروش��گاه‌های زنجیره‌ای می‌رفتم‬ ‫که کسی مرا منی‌شناخت‪ .‬حاال اما‬ ‫تصویر نوار بهداش��تی را قاب می‬ ‫گیرند و اثر هرنی می س��ازند‪‌،‬دو‬ ‫خواننده مش��هور ترانه‌ای برایش‬ ‫می‌سازند و دهن به دهن منتقل‬ ‫می‌شود! فمنیست‌ها آن را توهین‬ ‫می‌دانند و سنتی‌ها آن را عبور از مرز‌ها‪.‬‬ ‫عده‌ای دوس��تش دارند و تعدادی آن را ورود‬ ‫به عرصه ش��خصی زندگی زنان��ه می‌دانند‪ .‬من اما‬ ‫در این میان با وجود عبور از بس��یاری از مرز‌های‬ ‫جغرافیای��ی و فرهنگی‪ ،‬به م��ادرم‪ ،‬پدر بزرگ خدا‬ ‫بیامرزم و به روزنامه‌های کاهی رنگ فکر می‌کنم‪.‬‬ ‫روزنام��ه هایی که نوارهای بهداش��تی خون آلود و‬ ‫کثیف را در آنها می پیچیدم‪ ،‬مبادا پدر آنها را ببیند‪.‬‬ ‫نوج��وان ام‪ ،‬دوران بلوغ��ی ک��ه م��ی توانس��ت‬ ‫رسخوشانه بگذرد‪ ،‬به پنهان کردن رازها در روزنامه‬ ‫هایی گذشت که هیچ کس آنها را نخواند‪.‬‬ ‫‪13‬‬


‫چرا با اینک��ه در منت ترانه پریود‪ ،‬موارد متعددی‬ ‫از تابو شکنی اتفاق افتاده بود اما ترجیع بند‪« :‬تو‬ ‫هم ک��ه هر وقت ما رو می‌بین��ی پریودی» توجه‬ ‫عموم را جلب کرد؟‬ ‫ببینید واژه‌هایی مثل واجبی ‪/‬خشتک‪ /‬ماتحت یا‬ ‫لحاف‪/‬ناف‪/‬داف‪،‬‬ ‫از نظر حساسیت‬ ‫فرهنگی آن طنینی‬ ‫را که واژ ٔه «پریود»‬ ‫دارد؛ ندارن��د‪.‬‬ ‫«پری��ود» از آن‬ ‫دس��ت تعبیرهای‬ ‫مگو اس��ت‪ ،‬یا به‬ ‫زبان فنی‌تر نوعی‬ ‫«تابو» ست‪ .‬هنوز‬ ‫ب��رای بس��یاری از‬

‫م��ردم‪ ،‬حتی خود زنان‪ ،‬چیزی اس��ت ک��ه نباید یا‬ ‫منی‌ش��ود به راحتی‪ ،‬بدون رشم‪ ،‬و یا بدون مجازات‬ ‫اجتامع��ی از آن حرف زد‪ .‬بی‌دلیل نیس��ت که واژ ٔه‬ ‫«پری��ود» جای تعبیرات دیگری مثل عادت ماهانه‪،‬‬ ‫قاعدگی یا مانند آن‌ها را گرفته است‪.‬‬ ‫در این وضعیت‪،‬‬ ‫ح��رف زدن از یک‬ ‫تاب��و در عرص��ه‬ ‫عمومی‪ ،‬آن هم با‬ ‫فری��اد و ب��ا لحنی‬ ‫پرق��درت در ی��ک‬ ‫اث��ر موس��یقایی‪،‬‬ ‫البت��ه که ب��ه قدر‬ ‫کافی توجه برانگیز‬ ‫خواه��د ب��ود‪.‬‬ ‫خصوص��اً ک��ه این‬


‫عبارت به صورت ترجیع بند به مرکز این اثر تبدیل‬ ‫شده باشد‪.‬‬ ‫شاید به همین دلیل‪ ،‬این بخش مرکزی به محسن‬ ‫نامجو س��پرده شده که جنس و سابق ٔه صدای بازش‬ ‫ب��رای پررنگ‌تر ش��دن این تک��ه در گوش مخاطب‬ ‫بُرش بیش�تری داشته است‪ .‬خصوصاً اگر مقایسه‌ای‬ ‫فرض��ی کنید ب��ا این که اگر این اثر به ش��کل تک‬ ‫صدایی اجرا می‌شد؛ خود این متایز و فاصله گذاری‬ ‫دو صدایی‪ ،‬این قسمت را پررنگ‌تر کرده است‪.‬‬ ‫از این گذشته‪ ،‬بعید می‌دانم تهیه کنندگان اثر‪ ،‬از‬ ‫جنج��ال برانگیزی و چالش ناکی این بخش از ترانه‬ ‫بی‌خرب بوده باش��ند‪ .‬اتقاقاً تأکید روی این قسمت‬ ‫نش��ان می‌دهد که یا به خوبی ب��ه آن واقف بوده‬ ‫یا دس��ت کم ح��دس می‌زده‌اند که این قس��مت‪،‬‬ ‫خ��واه با حمله و اع�تراض‪ ،‬خواه با دف��اع و تأیید‪،‬‬ ‫می‌تواند مرکز توجه قرار گیرد که آن را در مرکز اثر‬ ‫گذاشته‌اند‪.‬‬ ‫ول��ی به نظر قانع کننده نیس��ت که فقط «تابو»‬ ‫بودن پریود بتواند این همه توجه ایجاد کند؟‬ ‫خوب‪ ،‬تابو بودن پریود در این ترانه فقط به خود‬ ‫واژ ٔه پریود محدود منی‌ش��ود‪ ،‬بلکه ارتباط پریود با‬ ‫سکس یا رابط ٔه جنس��ی هم به آن اضافه می‌شود‪.‬‬ ‫رابط ٔه جنس��ی هم خودش از آن دست موضوعاتی‬ ‫اس��ت که ب��از جامعه به راحتی و آش��کارا در باره‬ ‫آن حرف منی‌زن��د و تا حدی حالت تابویی و پنهان‬ ‫دارد‪ .‬پنهان بودن سکس‪ ،‬مثل هر چیز پنهان دیگر‪،‬‬ ‫در اینجا ه��م جذابیتی دوبل درس��ت می‌کند‪ .‬در‬ ‫ِ‬ ‫«جذابیت پنهانِ س��کس»‪ ،‬جنبه‌ای از‬ ‫واقع‪ ،‬غیر از‬ ‫ِ‬ ‫«جذابیت ِ‬ ‫سکس پنهان» هم در این عبارت که‪« :‬تو‬ ‫هم ک��ه هر وقت ما رو می‌بین��ی پریودی»‪ ،‬پنهان‬ ‫ش��ده است‪ .‬حتی برای کس��انی که پریود و سکس‬ ‫برایشان جنبه تابو ندارد‪.‬‬

‫ِ‬ ‫سکس پنهان» در ارتباط‬ ‫«جذابیت ِ‬ ‫منظور شام از‬ ‫با این بخش از ترانه مشخصاً چیست؟‬ ‫این جنبه از جذابی��ت برمی گردد به یک تکنیک‬ ‫و گاه��ی ترفند قدیم��ی که ب��رای طرف‌های یک‬ ‫رابط ٔه جنس��ی‪ ،‬بویژه رابطه‌های نامنظم و ممنوع‪،‬‬ ‫و یا پنهان‪ ،‬تا حد زیادی آشناست‪ .‬یعنی وقتی مرد‬ ‫خواهان رابطه اس��ت و زن با اعالم پریود بودنش‪،‬‬ ‫راس��ت یا دروغ‪ ،‬می‌خواهد از رابط��ه رسباز بزند‪.‬‬ ‫هر چند ممکن است زن این موضوع را با صداقت‬ ‫گزارش کند‪ ،‬اما (بنا به آن ش��وخی قدیمی) همین‬

‫در بلندمدت هم این ترانه در میان‬ ‫انبوهی از آثار و رویدادها گم می شود‬ ‫که شاید حتی ردش هم قابل شناسایی و‬ ‫اعتنا نباشد‬ ‫صداقت��ش ه��م ط��رف را می‌کش��د‪ .‬چ��ون حتی‬ ‫در صورت��ی که گزارش ماوقع صادقانه هم باش��د‪،‬‬ ‫این اع�لام برای دو طرف به معنی ارس��ال عالمتی‬ ‫اس��ت برای رسباز زدن از برقراری رابط ٔه جنس��ی‪.‬‬ ‫این عالمت‪ ،‬حتی در صورت واقعیت نداش�تن هم‬ ‫می‌تواند به عنوان یک ترفند برای عدم آمادگی زن‬ ‫در وارد ش��دن ب��ه این رابطه اعالم و اعامل ش��ود‪.‬‬ ‫ب��ا اعالم ع��دم آمادگی زن‪ ،‬مرد یا مجبور اس��ت با‬ ‫ناخرس��ندی و یا دلخ��وری و اع�تراض موقعیت را‬ ‫بپذیرد یا ناچار اس��ت به شیوه‌های دیگری متوسل‬ ‫شود‪.‬‬ ‫این دلخوری و اعرتاض که با عبارت‪« :‬تو هم که هر‬ ‫وقت ما رو می‌بینی پریودی» با غلظتی از ناباوری‬ ‫و لحنی حاکی از انکار بیان می‌شود‪ ،‬برای مخاطبان‬ ‫این گونه از رابطه‌ها آشناس��ت و به روی همدیگر‬ ‫‪15‬‬


‫آوردن عموم��ی‌اش‪ ،‬به نوب ٔه خ��ود نوعی جذابیت‬ ‫طنزآمی��ز و خاطره آور پی��دا می‌کند‪ ،‬و موافقت و‬ ‫مخالف��ت جدی برمی انگیزد ک��ه حاصل نهایی‌اش‬ ‫مطرح شدن و مورد توجه قرار گرفنت است‪.‬‬ ‫در گزارش��ی که از تهران در این مورد تهیه شده‪،‬‬ ‫بیش�تر کسانی که از آن‌ها در مورد این ترانه سوال‬ ‫پرس��یده ش��ده‪ ،‬پاس��خ داده‌اند که اصال موضوع‬ ‫برایش��ان اهمیتی ندارد‪ .‬این در حالی است که در‬ ‫فضای مجازی‪ ،‬با واکنش‌های بس��یار جدی تری در‬ ‫ای��ن مورد روبرو بوده‌ای��م‪ .‬دلیل این همه تفاوت‬ ‫دیدگاه در مورد این ترانه چیست؟‬ ‫راس��تش م��ن فکر‬ ‫منی‌کنم مساله فقط‬ ‫به موض��وع تفاوت‬ ‫دیدگاه‌ه��ا مرب��وط‬ ‫ش��ود‪ ،‬بلکه ش��اید‬ ‫ب��ه تف��اوت مقام و‬ ‫موقعی��ت م�صرف‬ ‫کنن��دگان و ش��بک ٔه‬ ‫م�صرف آن‌ه��ا هم‬ ‫مربوط باشد‪.‬‬ ‫به نظر م��ن دلیل‬ ‫اولیه‌اش بر می‌گردد‬ ‫به سازوکار توزیع و‬ ‫مرصف ای��ن قبیل آثار‪ .‬این قبیل آثار پیش از اینکه‬ ‫در بازار معمول موسیقی‪ ،‬مثال از طریق ارائه آلبوم‬ ‫در قال��ب س��ی دی و مانند آن منترش ش��وند‪ ،‬در‬ ‫فضای مج��ازی منترش و رد و بدل می‌ش��وند‪ .‬پس‬ ‫طبیعی است که اعضای جامع ٔه مستقر و درگیر در‬ ‫فضای مجازی را بیشرت با خود درگیر کند‪.‬‬ ‫عامل ثانوی هم برمی گردد به یکی از ویژگی‌های‬ ‫فضای مجازی‪ ،‬یعنی بس��ته بودن نس��بی شبکه و‬ ‫‪16‬‬

‫خاصیت تش��دید‬ ‫کنند ٔه این ش��بک ٔه‬ ‫نس��بتاً بس��ته‪.‬‬ ‫شبکه‌ها در فضای‬ ‫مج��ازی از امکان‬ ‫تشدید یا رزونانسی برخوردار هستند که در فضای‬ ‫معمول��ی‪ ،‬به دلیل باز بودن نس��بی ش��بکه‪ ،‬به آن‬ ‫میزان قدرمتند نیست‪.‬‬ ‫برای اینکه منظورم روش��ن ش��ود مث�لاً اعالم «پر‬ ‫بیینده‌تری��ن عناوی��ن» را در یک وبس��ایت خربی‬ ‫در نظ��ر بگیری��د‪ .‬وقت��ی عنوانی پربیننده ش��ود‪،‬‬ ‫حتی با‌‌ هامن تعداد اندک اولیه‪ ،‬ش��انس بیش�تری‬ ‫دارد ت��ا از جانب‬ ‫مراجع��ه کنندگان‬ ‫بعدی هم بیش�تر‬ ‫کلی��ک بخ��ورد و‬ ‫دیده شود‪ .‬در این‬ ‫حال��ت‪ ،‬آن عنوان‬ ‫به صورت تشدید‬ ‫شونده‌ای‪ ،‬بیشرت و‬ ‫بیشرت مورد توجه‬ ‫قرار می‌گیرد‪.‬‬ ‫البت��ه روش��ن‬ ‫اس��ت ک��ه اینجا‬ ‫فقط م��ن دارم به‬ ‫خصوصیات فضا و شبکه اشاره می‌کنم نه به محتوا‬ ‫که خودش می‌تواند روی این دو ویژگی سوار شود‪.‬‬ ‫انتشار این موسیقی در فضای مجازی نیز از همین‬ ‫ویژگی برخوردار شده است‪.‬‬ ‫عام��ل محتوای��ی در این مورد خاص چه نقش��ی‬ ‫داشته؟‬ ‫در اینج��ا عن��ارص محتوایی به ق��در کافی حضور‬


‫داشته‌اند‪ ،‬مانند دو خوانند ٔه مطرح و بحث برانگیز‬ ‫و مورد توج ِه مثبت و منفی‪ ،‬و تعابیری جلب کننده‬ ‫و حنجال برانگیز در خود اثر‪.‬‬ ‫وقتی ای��ن محت��وای بالق��وه مورد توج��ه‪ ،‬روی‬ ‫ش��بکه‌ای نسبتا بسته سوار شود و به جریان بیافتد‬ ‫به راحتی می‌ش��ود انتظار داشت که تشدید شود و‬ ‫بیشرت و بیشرت مورد توجه قرار گیرد؛ توجهی که در‬ ‫شبکه‌های نسبتاً باز بیرون از فضای مجازی احتامل‬ ‫کمرتی دارد و در گزارش مورد اش��ار ٔه شام هم آمده‬ ‫است‪.‬‬ ‫در خود فضای غیر مجازی چطور؟‬ ‫م��ن ترجیح می‌دهم ای��ن فضای غی��ر مجازی را‬ ‫ب��ا تعبیر ب��ازار مورد اش��اره قرار ده��م‪ .‬این قبیل‬ ‫موسیقی‌ها به نظر منی‌رسد که توانسته باشند خود‬ ‫را به عنوان جریان غالب موسیقی در بازار موسیقی‬ ‫داخل ای��ران تثبیت ک��رده باش��ند‪ .‬بنابراین هنوز‬ ‫حضورش��ان در بازار موسیقی‪ ،‬چه از نظر اقتصادی‬ ‫چه از نظر فرهنگی‪ ،‬در موقعیتی حاش��یه‌ای است‪،‬‬ ‫هر چند حاش��یه‌ای پرقدرت که ه��ر از چندی منت‬ ‫اصلی را هم تحت الش��عاع قرار می‌دهد‪ .‬به همین‬ ‫دلیل‪ ،‬منی‌ش��ود انتظار داش��ت که این اثر در بازار‬ ‫اقتصادی و فرهنگی موس��یقی در داخل کشور هم‬ ‫به انداز ٔه فضای مجازی مورد توجه قرار گیرد‪.‬‬ ‫گذش��ته از این‪ ،‬وقتی ش�ما این اث��ر را در فضای‬ ‫مجازی استفاده می‌کنید‪ ،‬اغلب مرصف کنند ٔه هم ٔه‬ ‫جاروجنجال‌های همراه آن هم هستید که از طریق‬ ‫کامنت گذاشنت‪ ،‬رش کردن‪ ،‬و مطلب نوشنت به خود‬ ‫اثر الصاق ش��ده و با آن نزد شام می‌آید‪ .‬اما وقتی‬ ‫شام اثر را از طریق سی دی می‌شنوید یا یک تراک‬ ‫روی پلی��ر خود را گوش می‌دهید‪ ،‬دیگر مس��تقیامً‬ ‫م�صرف کنند ٔه آن بح��ث و گفت‌و‌گوهای جنجالی‬ ‫همراه با اثر در فضای مجازی نیستید‪.‬‬

‫ع��ده‌ای معتقدند ک��ه این ترانه اص�لا اثر هرنی‬ ‫محسوب منی‌ش��ود‪ .‬و کسانی هم گفته‌اند که باید‬ ‫یاد بگیریم همه نظرات را الاقل بشنویم‪.‬‬ ‫اگر ما داش��تیم در باره انتش��ار یک کتاب با ییان‬ ‫عقای��د و نظر‌ها حرف می‌زدی��م‪ ،‬گفنت اینکه «باید‬ ‫یاد بگیری��م همه نظرات را بش��نویم» هم وجهی‬ ‫داش��ت‪ .‬اما ما اینجا داریم در ب��اره یک اثر هرنی‬ ‫حرف می‌زنیم در شکل یک کار موسیقایی‪.‬‬ ‫ب��ا این حال‪ ،‬اگر دعوا برود بر رس اینکه چه چیزی‬ ‫اثر هرنی اس��ت و چه چیزی اثر هرنی نیست‪ ،‬باید‬ ‫ت��ا پایان جهان در این زمینه بحث کنیم‪ ،‬آن هم به‬ ‫شکلی کم مثر‪.‬‬

‫وقتی مرد خواهان رابطه است و زن‬ ‫با اعالم پریود بودنش‪ ،‬راست یا دروغ‪،‬‬ ‫می‌خواهد از رابطه رسباز بزند‪ .‬هر‬ ‫چند ممکن است زن این موضوع را‬ ‫با صداقت گزارش کند‪ ،‬اما (بنا به آن‬ ‫شوخی قدیمی) همین صداقتش هم‬ ‫طرف را می‌کشد‬ ‫مش��کل از اینج��ا رشوع می‌ش��ود ک��ه کس��انی‬ ‫می‌خواهند اثری هرنی را که به نظر آنان خیلی بد‬ ‫است از جرگ ٔه آثار هرنی خارج کنند‪ .‬به این دلیل بر‬ ‫آن مهر «غیر هرنی» می‌زنند‪ .‬کار اینان درست مثل‬ ‫صدور حکم ارتداد است از جانب دین باوران‪ .‬دین‬ ‫باوران هم چیزی را که با جریان غالب دینش��ان به‬ ‫شدت ناهمخوان باشد ارتداد به حساب می‌آورند‪.‬‬ ‫این ش��یوه در واقع نوعی ت��رور و ارعاب در بازار‬ ‫دین باوری هم هس��ت که می‌خواهد دیگران را از‬ ‫گرویدن به آن باز دارد‪ .‬پس تهدیش��ان می‌کند که‬ ‫‪17‬‬


‫در صورت گرویدن به چیزی غیر از باور اس��تاندارد‬ ‫و ارتدک��س‪ ،‬بای��د از میان مومنان بی��رون انداخته‬ ‫شوید‪ .‬مشابه همین شیوه در بازار هرن هم جریان‬ ‫دارد‪ .‬گروه‌های غالب سعی می‌کنند با صدور حکم‬ ‫ارتداد‪ ،‬س��ایر آثار و ش��کل‌های بیانی حاشیه‌ای را‬ ‫«غیره�نر» ی قلمداد کنن��د و از قلمرو هرن بیرون‬ ‫بیاندازند‪ .‬طوری که دیگران برتس��ند از اینکه چیزی‬ ‫را ک��ه جریان غالب هرن منی‌داند‪ ،‬هرن قلمداد کنند‬ ‫یا به رصافت تولیدش بیافتند‪.‬‬ ‫اما مساله ساده‌تر از این هاست‪ .‬هرن‪ ،‬هر تعریفی‬ ‫هم که داش��ته باش��د‪ ،‬ش��کل اس��تاندارد و تفسیر‬ ‫ارتدکس برمنی دارد‪ .‬هرن کاالیی نیس��ت که بش��ود‬ ‫یک «موسس ٔه اس��تاندار» بر تولیداتش نظارت کند‬ ‫و مهر اس��تاندارد و ایزو چند هزار بر محصوالتش‬ ‫بزند و هر چه را با آن منی‌خواند «ضایع» به حساب‬ ‫بی��اورد و از ورودش ب��ه بازار جلوگی��ری کند‪ .‬مهر‬ ‫هرن را بازار مرصف اس��ت ک��ه بر محصوالت هرنی‬ ‫می‌زند‪ .‬و در این بازار همه جور محصولی هست‪.‬‬ ‫هم نامجو هست هم شجریان‪ ،‬هم شاهین نجفی‬ ‫هس��ت هم محمد اصفهانی‪ ،‬هم هیچکس هست‬ ‫هم بنان‪.‬‬ ‫ای��ن مرصف کننده اس��ت که نهایتاً اث��ری را هرن‬ ‫خ��وب می‌دان��د و اث��ری را هرن ب��د‪ .‬و از آنجا که‬ ‫مرصف کنن��دگان هم مثل خود آن آثار اس��تاندارد‬ ‫پذیر نیس��تند‪ .‬پس این تنو ِع بی‌پایان را منی‌شود با‬ ‫انگ «ه�نر» نبودن ی��ک اثر از بین ب��رد و هرن را‬ ‫تبدیل به خط تولید کاالیی یکس��ان و کس��الت بار‬ ‫کرد‪.‬‬ ‫آیا اساس��ا مى توان این ترانه را س��اختار ش��کن‬ ‫دانس��ت؟ و آیا هر س��اختار ش��کنى اى‪ ،‬به رصف‬ ‫تالش براى مبارزه با ساختار‌ها محبوب است؟‬ ‫در م��ورد محبوبیت یک اثر‪ ،‬این ب��ازار اقتصادی‬ ‫‪18‬‬

‫و ب��ازار فرهنگی‬ ‫است که در‌‌نهایت‬ ‫تعیین می‌کند چه‬ ‫چی��زی محب��وب‬ ‫است و چه چیزی‬ ‫نامحب��وب‪ .‬و‬ ‫متقاضیان این بازار هم طبیعتاً ساختارش��کن بودن‬ ‫یا نبودن اثر را در تقاضا کردن یا تقاصا نکردن برای‬ ‫آن اث��ر دخالت می‌دهند‪ ،‬اعم از اینکه از س��اختار‬ ‫ش��کن بودن یک اثر درکی آگاهانه داشته باشند یا‬ ‫درکی حسی و تجربی‪ ،‬درکی که معموال خودش را‬ ‫در توصیفاتی مانند «تازه»‪« ،‬جدید»‪« ،‬متفاوت» و‬ ‫مانند آن‌ها نشان می‌دهد‪.‬‬ ‫اما وقتی از س��اختار ش��کن ب��ودن یک اثر حرف‬ ‫می‌زنیم‪ ،‬در واقع از دو نوع ساختار شکنی متفاوت‬ ‫و در عی��ن حال مرتبط باید حرف بزنیم‪ ،‬س��اختار‬ ‫شکنی هرنی و ساختار شکنی اجتامعی و فرهنگی‪.‬‬ ‫من در مورد شکس�تن یا نشکس�تن س��اختارهای‬ ‫هرنی حرف زیادی ندارم‪ .‬چون فقط مرصف کنند ٔه‬ ‫آماتور موسیقی هستم‪ .‬اما در مورد ساختار شکنی‬ ‫فرهنگی و اجتامعی‪ ،‬آن قدر حرف زیاد اس��ت که‬ ‫بی��م دارم خوانن��دگان حوصله نکنن��د‪ .‬فقط اجازه‬ ‫بدهی��د به این اکتف��ا کنم و بگویم ک��ه حتی اگر‬ ‫تولیدکنن��دگان این اثر یا آثار مش��ابه چنین قصدی‬ ‫هم در رس داش��ته‌اند‪ ،‬فکر منی‌کنم در کوتاه مدت‬ ‫بتوانند به نتیجه‌ای جز تشدید صف بندی‌هایی که‬ ‫نگهبان‌‌ هامن س��اختار‌های موجود اس��ت‪ ،‬برسند‪.‬‬ ‫ای��ن موضوع در مورد کار قبلی نجفی (یعنی نقی)‬ ‫هم صادق اس��ت‪ .‬در بلند مدت ه��م آن قدر این‬ ‫تأثی��ر در میان تاثیر انبوهی از آثار و رویداد‌ها گم‬ ‫می‌شود که شاید ردش قابل شناسایی و اعتنا نباشد‬ ‫یا به هزینه‌هایش نیارزد‪.‬‬


19


‫ما وارثان دردمشرتک الی پا | ما زیر پای گشت واجبی با سپاه‬ ‫ما صیغه‌های زیر سن‪ ،‬چند ساعته | راحته شل بگیر وگرنه درد داره‌ها!‬ ‫محصن َه با نساء‬ ‫ما نامه‌های بی‌جواب خیس عمق چاه | ما تو حرم زنای َ‬ ‫ما و ح ُظ انگشت و ماتحت دیگران | ما و شوق مرگ با صدای آهنگران‬ ‫ما روی مین و توی جین و پشت هفت سین | خاک بر رسان با سواد رشم بر جبین‬ ‫ما بهت خشتک شدن و درد پارگی | ما چشم بسنت خفه شدن به سادگی‬ ‫ببین چگونه درگیر مغز من | مراببوس از عشق حرف بزن‬ ‫تو هم که هر دفعه که مارو می‌بینی پریودی‬ ‫ما راندووی از رشیعتی تا اوین | ما دخرتان صادراتی از دبی تا چین‬ ‫ما بوق تاکسی در عمق استخوان | ما جسم پژو با مغز پیکان‬ ‫ما سینامی بی‌پناه بی‌پناهی | ما بغض با این جامعت فکاهی‬ ‫ما اجتامع زیر ناف پول محور | ما شاعران دردمند بیت رهرب‬ ‫ما عاشقان آوانگارد حسین | ما پیروان فشن پیر خمین‬ ‫ما مومنین تیز کرده در اعتکاف | ما داف‌های با حجاب خیس زیر لحاف‬ ‫مرا و شوق آغوش تو | و گریه به گوشی خاموش تو‬ ‫آمدی جانم به قربانت ولی…‬ ‫تو هم که حتی توی این رشایطم پریودی‬ ‫تو هم که هردفعه که مارو می‌بینی پریودی‬


‫شاهین نجفی و محسن نامجو‬

‫آهنگساز و ترانه رسا‪ :‬شاهین نجفی‬ ‫تنظیم‪ ،‬میکس و مسرتینگ‪ ،‬گیتار‪ ،‬باس‪ ،‬درامز پروگرامینگ‪ :‬مجید کاظمی‬ ‫کالرینت‪ :‬رومان‬ ‫طراح کاور‪ :‬مانا نیستانی‬


22


23


‫بروش��ور‌ها را که به سمتش��ان مى ب��رد‪ ،‬فکر مى‬ ‫کردند دس��ت فروىش است که به فکر کاسبى شب‬ ‫عید اس��ت‪ ،‬یکى دو نف��ر اصال محل��ش ندادند‪،‬‬ ‫خامنى دس��تش را پ��س زد و مردى میانس��ال‬ ‫گفت‪ :‬منى خواهم‪ ،‬برو کنار‪ .‬اما او بیدى نبود‬ ‫که از این باد‌ها بلرزد‪ .‬مى ایس��تاد‪ ،‬دس��تش‬ ‫را جلو‌ت��ر مى برد و مى گفت‪ :‬مجاىن اس��ت‪،‬‬ ‫بروشور است‪ ،‬بروش��ور حقوقى‪ .‬دیگر این را‬ ‫یاد گرفته بود که نباید بگوید بروش��ور حقوق‬ ‫زنان است‪ .‬چون فقط کاىف بود این را بگوید تا‬ ‫یا همه را از دستش بگیرند و بیندازندش بیرون‬ ‫یا س��یل کلامت متسخر آمیز به س��ویش روانه‬ ‫شود‪ .‬یاد گرفته بود تا فقط سعى کند بروشور را‬ ‫به دستشان برساند‪ ،‬همین که رشوع به خواندن‬ ‫مى کردند‪ ،‬متام بود‪.‬‬ ‫این همه کارى بود که براى روز جهاىن زن‪ ،‬هشتم‬ ‫مارس از دس��تش برمى آمد‪ .‬س��ال هاى قبل دیگر‬ ‫فعاالن جنبش زنان تالش کرده بودند که مراس��مى‬ ‫برگزار کنند و هر س��ال به دلیىل نشده بود‪،‬‬ ‫مج��وز که نداش��تند و بدون مجوز‬ ‫گرفنت س��الن کار ساده اى نبود‪ ،‬اما‬ ‫همیش��ه خانه اى پیدا مى شد که‬ ‫براى نشس�تن همه‌شان جا داشته‬ ‫باشد‪ .‬اما او همچنان فکر مى کرد‬ ‫که پخش کردن بروش��ور بهرتین‬ ‫‪24‬‬


‫راه اس��ت‪ ،‬فقط کاىف بود بروشورى به خانه اى راه‬ ‫پیدا کند‪ ،‬حتى اگر یک نفر هم دو خط از آن را مى‬ ‫خواند کاىف بود‪.‬‬ ‫سال هاست که فعاالن حقوق زنان تالش مى کنند‬ ‫ت��ا بیش از ه��ر کارى‪ ،‬دانش زنان ایراىن را نس��بت‬ ‫به حق��وق قانونی و انسانیش��ان افزای��ش دهند‪،‬‬ ‫آن‌ها معتقدند تا زماىن که زنان به حقوقش��ان باور‬ ‫نداش��ته باش��ند منى توان براى برابرى حقوق زن و‬ ‫مرد تالش کرد‪ .‬بس��یارى از فع��االن حقوق زنان بر‬ ‫ای��ن باورند که ه��ر چند بس��یارى از نابرابرى‌های‬ ‫حقوقى و اجتامعى حاصل تفکر مردساالرانه حاکم‬ ‫بر جامعه ایران اس��ت اما نفوذ این تفکر در ذهن‬

‫طبیعی است که کارفرما‌ها در مقایسه‬ ‫میان نیروى کار زن و مرد‪ ،‬از استخدام‬ ‫مردان استقبال کنند‪ ،‬نیروهاى کارى‬ ‫که الزم نیست براى پخنت شام زود‌تر‬ ‫به خانه بروند‪ ،‬باردار منى شوند و‬ ‫مشخص است که مرخىص نه ماهه هم‬ ‫منى خواهند‪ ،‬بازنشستگى پیش از موعد‬ ‫هم که اصال حرفش را نزنید!‬ ‫و جان زنان ایراىن سبب شده که مبارزه با آن آسان‬ ‫نباش��د‪ .‬مثال تا زماىن که دخ�تران ایرانی باور نکنند‬ ‫که ضامن زندگى زناش��ویى آن‌ها رشوط ضمن عقد‬ ‫اس��ت نه مهریه هاى سنگین‪ ،‬منى توان راهى براى‬ ‫خوشبختى زوج هاى جوان توصیه کرد‪.‬‬ ‫اما هش��ت مارس و روز جهاىن زن حکایت دیگرى‬ ‫است‪ .‬در حاىل که در اکرث کشورهاى جهان از جمله‬ ‫همس��ایه هاى ایران ‪ -‬از ترکیه گرفته تا پاکستان و‬ ‫افغانس��تان‪ -‬زنان اجازه دارند در این روز خواسته‬ ‫هاى خود را در خیابان‌ها فریاد کنند‪ ،‬اما زنان ایراىن‬ ‫الاقل در سال هاى اخیر نتوانسته‌اند براى برگزارى‬

‫راهپیامیى در ای��ن روز مجوز بگیرند‪ .‬این در حاىل‬ ‫است که هر سال وضعیت اجتامعى و سیاىس آن‌ها‬ ‫دش��وار‌تر شده و محدودیت هاى بیشرتى به آن‌ها‬ ‫تحمیل مى شود‪ .‬از محدودیت انتخاب رشته دخرتان‬ ‫در بیش از ‪ ٣۶‬رشته دانشگاهى و محدودیتشان در‬ ‫انتخاب ش��هر محل تحصیل گرفته تا ممنوع ش��دن‬ ‫آموزش هاى پیش گیرى از باردارى در دانشگاه‌ها‪.‬‬ ‫ب��ه این‌ها اضافه کنید قوانی��ن جدیدى را که قصد‬ ‫دارند براى زنان تصویب کنند‪ .‬مشاغل نیمه وقت و‬ ‫افزایش مدت مرخىص زایامن و تعطیىل پنج شنبه‌ها‬ ‫براى زناىن که مادرند‪ ،‬همه و همه س��بب مى شود‬ ‫که کارفرما‌ها در مقایسه میان نیروى کار زن و مرد‪،‬‬ ‫از استخدام مردان استقبال کنند‪ ،‬نیروهاى کارى که‬ ‫الزم نیست براى پخنت ش��ام زود‌تر به خانه بروند‪،‬‬ ‫باردار منى ش��وند و مشخص اس��ت که مرخىص نه‬ ‫ماهه هم منى خواهند‪ ،‬بازنشس��تگى پیش از موعد‬ ‫هم که اصال حرفش را نزنید!‬ ‫در حاىل که در بیش�تر کشورهاى جهان‪ ،‬دولت‌ها‬ ‫روز زن را به زنان کشورش��ان تربیک مى گویند‪ ،‬در‬ ‫ایران‪ ،‬باال‌ترین مق��ام منتخب مردم‪ ،‬رییس جمهور‬ ‫احمدى‌ن��ژاد ترجیح داد که این روز را به تس��لیت‬ ‫گویى م��ادر هوگو چاوز بگذراند و س��ایر مقامات‬ ‫کشور هم البد رسش��ان آنقدر شلوغ هست که به‬ ‫مس��ایل جزیى چون روز زن‪ -‬روز جمعیتى معادل‬ ‫نیم جمعیت کشور‪ -‬نپردازند‪.‬‬ ‫زنان ایراىن اما ب��ه این رفتار‌ها عادت دارند‪ ،‬آن‌ها‬ ‫س��ال هاس��ت که راه خود را مى روند‪ ،‬مبارزه مى‬ ‫کنند‪ ،‬زندان مى روند‪ ،‬تبعید مى ش��وند و باز حرف‬ ‫خ��ود را مى زنند‪ .‬آن‌ها عادت کرده‌اند که در میان‬ ‫همه دش��وارى‌ها راه خود را ادام��ه دهند‪ ،‬از قره‬ ‫العین‪ ،‬تا نرسین ستوده‪ ،‬همه مى دانند که بهرتین‬ ‫راه مبارزه چیست‪ :‬ادامه مقاومت‪.‬‬ ‫روز زن برهمه زنان ایراىن مبارک‬ ‫‪25‬‬


‫شونت در‬ ‫ت این خ‬ ‫ست‪ .‬قرن‌هاس ت می‌گیرد‬ ‫جدیدی نی‬ ‫زنان صور‬ ‫علیه زنان‬ ‫تان‬ ‫ه‬ ‫ی‬ ‫ت علیه زنان داس رهای متفاوت عل رتاض به خشونت ک میلیارد‬ ‫ون‬ ‫زا‬ ‫ع‬ ‫خش ای مختلف وبا اب ردهم فوریه در ا �ود که به اس��م ی از حقوق‬ ‫ها‬ ‫ه‬ ‫ش�‬ ‫ع‬ ‫شکل‌ س��اله در روز چ رسجهان برپا می وی یک فعال دفا ت در روز‬ ‫�‬ ‫ه‬ ‫هم ن رقص��ی در رستا ین فراخوان از س� ‪ E‬و از طریق اینرتن ی معرتض‬ ‫ا‬ ‫�‬ ‫ا‬ ‫کمپی� ت پیداکرده‌است ‪ .‬س��لر ‪ ve Ensler‬ن و همه انس��انه بود تا در‬ ‫ان‬ ‫ز‬ ‫ن‬ ‫ش��هر آمریکا به نام ایو ب به یک میلیارد ن در رسارس جها د و نقطه‬ ‫نا‬ ‫ن‬ ‫ر‬ ‫زن د ن‪ ۱۴ ،‬فوریه‪ ،‬خطا این کمپین ب��ه ز ایکوب��ی‪ ،‬بپا خیز این رقص‬ ‫پ‬ ‫ن‬ ‫ن‬ ‫والنتای ��ده بود‪ .‬فراخوا ابانها و با رقص و س��ال و در جریا مع شدند‬ ‫ش‬ ‫خی‬ ‫م‬ ‫ج‬ ‫داده وز با آمدن ب��ه �ه زن بگذارند‪ ..‬ا ادین اصلی شهر ابزار به‬ ‫علی�‬ ‫نر‬ ‫می‬ ‫گویا ترین‬ ‫ای�� ی بر خش��ونت آنکار در یکی از ش��کل و‬ ‫ک در شهر‬ ‫پایان��‬ ‫زیبا ترین‬ ‫ر‬ ‫ا‬ ‫ب‬ ‫ت‬ ‫را‬ ‫ن‬ ‫الم کنند‪.‬‬ ‫سلامنزاده‬ ‫جهانی زنا د تا اعرتاض خود زرگ‌تر اع‬ ‫ز‪ :‬حسین‬ ‫�‬ ‫جهانی ب‬ ‫عکس ها ا‬ ‫و رقصیدن� ف خود و‬ ‫جهان اطرا‬

‫‪26‬‬


27


‫روز ‪ ۱۴‬فوریه یا ‪ ۲۵‬بهمن را همه‬ ‫با مناسبت ولنتاین می‌شناسیم‪.‬‬ ‫اما امس��ال ای��ن روز خاص‬ ‫در رسارس جه��ان رن��گ و‬ ‫ب��وی دیگری نی��ز گرفته‬ ‫ب��ود و در بس��یاری از‬ ‫س��ایت‌های اینرتنتی به‬ ‫ن��ام روز «وی» معروف‬ ‫ش��د‪ .‬ماج��را از این قرار‬ ‫بود که مدتی است برخی‬ ‫فعاالن حقوق زن در تالشند‬ ‫ت��ا حرکتی را آغ��از کنند که در‬ ‫‌‌‌نهایت به پایان خش��ونت جنس��ی‬ ‫علیه زنان بیانجامد‪.‬‬ ‫ایو انسلر منایشنامه نویس فمنیست آمریکایی در‬ ‫س��پتامرب سال گذشته پیش��نهاد داد تا خیزشی یک‬ ‫میلیاردی در نفی خش��ونت جنسی علیه زنان بر پا‬ ‫شود‪ .‬اما چرا این مسئله این همه پررنگ شد؟‬ ‫خانم انس��لر نویس��نده منایش «تک گویی واژن»‬ ‫اس��ت که تاکنون در ‪ ۲۰‬کش��ور جهان روی صحنه‬ ‫رفته است‪ .‬تاد آکین یکی از سیاستمداران جمهوری‬ ‫خ��واه آمری��کا پس از اج��رای این منای��ش در ماه‬ ‫آگوست سال قبل‪ ،‬به اس��تناد این منایشنامه بحث‬ ‫«تجاوز به عنف مرشوع» را طرح کرد‪ .‬ایو س��اکت‬ ‫‪28‬‬

‫ننشس��ت و در نامه‌ای رسگشاده به‬ ‫ای��ن سیاس��تمدار پاس��خ داد و‬ ‫بالفاصل��ه در م��اه س��پتامرب‬ ‫فراخ��وان کمپی��ن علی��ه‬ ‫خش��ونت‌های جنسی را‬ ‫اعالم کرد‪.‬‬ ‫انس��لر در ای��ن رابطه‬ ‫می‌گوی��د‪« :‬وقت��ی ای��ن‬ ‫حرک��ت را آغ��از کردیم‪،‬‬ ‫فکرم��ان ای��ن ب��ود ک��ه‬ ‫می‌توانیم به خش��ونت علیه‬ ‫زنان پایان دهیم‪ .‬حال به شدت‬ ‫هیجان‌زده‌ایم‪ ،‬چرا که این اقدام در‬ ‫رسارس جهان رو به رشد است‪».‬‬ ‫ام��ا وقتی موضوع مبارزه با خش��ونت علیه زنان‬ ‫جدی‌ت��ر می‌ش��ود که نگاه��ی به آم��ار بیندازیم‪.‬‬ ‫ب��ه گزارش س��ازمان ملل از هر س��ه زن در جهان‪،‬‬ ‫حداقل یکی کت��ک خورده‪ ،‬به اجبار وادار به عمل‬ ‫جنسی شده یا به طرق دیگر در طول عمرش مورد‬ ‫بدرفتاری قرار گرفته است‪ .‬بر اساس همین گزارش‬ ‫معم��وال هم فردی که ای��ن بدرفتاری‌ها را مرتکب‬ ‫می‌شود آشنای اوست‪.‬‬ ‫اما چرا یک میلیارد نفر؟‬ ‫س��ازمان ملل اعالم کرده که حدود یک سوم زنان‬


‫در معرض خش��ونت هس��تند و اگ��ر جمعیت کره‬ ‫زمی��ن را حدود ‪ ۶‬میلیون نفر در نظر بگیریم یعنی‬ ‫حدود یک میلیارد زن بالفعل مورد خش��ونت واقع‬ ‫می‌ش��وند‪ .‬همین نکته دستامیه خانم انسلر شد تا‬ ‫ش��عارخود را خیزش یک میلیاردی علیه خش��ونت‬ ‫جنسی بر زنان تعریف کند‪.‬‬ ‫نکت��ه جال��ب این بود که قرار ش��د ک��ه زنان در‬ ‫این گرد هم آیی در اعرتاض به خش��ونت برقصند‪.‬‬ ‫این اعرتاض برخ�لاف برخی حرکت‌های جهانی که‬ ‫معموال تنها در کش��ورهای آزاد برگزار می‌شود‪ ،‬در‬ ‫کش��ورهایی مثل افغانستان‪ ،‬بنگالدش و تبت نیز با‬ ‫وجود محدودیت‌های اجتامعی و سیاسی انجام شد‪.‬‬ ‫وب س��ایت دویچه وله می‌نویسد‪« :‬گفته می‌شود‬ ‫یک��ی از بزرگ‌ترین‬ ‫حرکت‌های اعرتاضی‬ ‫در هند برگزار شده‬ ‫ک��ه در هفته‌ه��ای‬ ‫گذش��ته ش��اهد‬ ‫تظاهرات وس��یعی‬ ‫در اعرتاض به تجاوز‬ ‫و قت��ل ی��ک دخرت‬ ‫جوان بوده است»‪.‬‬ ‫در این کشور حدود‬ ‫دو هزار نفر در روز‬ ‫عش��اق در پارمل��ان‬ ‫هن��د در دهلی نو‬ ‫گرده��م آمدن��د تا‬ ‫در مراسمی منادین‬ ‫«مردساالری» را به‬ ‫گور بسپارند‪.‬‬ ‫در ی��ک ویدئ��و‬ ‫نی��ز که در س��ایت‬ ‫گاردی��ن منت�شر‬ ‫ش��ده تصاوی��ری از‬ ‫پایتخ��ت نپ��ال را‬ ‫نشان می‌دهد چند‬ ‫زن ب��دن خ��ود را‬

‫رنگ کرده‌اند مانند مجسمه روی زمین نشسته‌اند‪.‬‬ ‫پش��ت رس آن‌ها پالکاردی است که روی آن نوشته‬ ‫شده «زنان یا اشیا»‪.‬‬ ‫ایو انس��لر معتقد اس��ت‪« :‬خیزش ی��ک میلیاردی‬ ‫تجلی جهانی اس��ت که در آن زنان هم ٔه فرهنگ‌ها‬ ‫و قرش‌ها دس��ت به اعرتاض بزنن��د‪ ،‬گفتگو کنند و‬ ‫برقصند‪ ،‬بدون اینکه تهدید و ارعاب شوند‪ ،‬یا مورد‬ ‫اذیت و آزار قرار بگیرند»‪.‬‬ ‫در صفح��ه فیس بوک این خیزش عکس��ی منترش‬ ‫شده اس��ت از یک منزل مس��کونی که عده‌ای در‬ ‫آن گرد هم آمده‌اند و در توضیح آن نوش��ته شده‪:‬‬ ‫«زنان و مردان شجاعی در تهران برای پیوسنت به ما‬ ‫دور هم جمع ش��ده‌اند‪ .‬تهران نیز به پا خاست‪ .‬اما‬ ‫ما را به خاطر محو‬ ‫کردن چهره اشخاص‬ ‫ببخش��ید‪ ،‬این تنها‬ ‫ب��ه خاط��ر امنیت‬ ‫آنهاست»‪.‬‬ ‫ام��ا کم��ی پ��س‬ ‫ازبرگ��زاری مراس��م‬ ‫روز عش��ق‪ ،‬خ�بری‬ ‫منت�شر ش��د ک��ه‬ ‫براس��اس آن منایش‬ ‫« ت��ک گویی‌ه��ای‬ ‫واژن» در قال��ب‬ ‫یک تا‌تر زیر زمینی‬ ‫در ته��ران ب��ه روی‬ ‫صحنه رفته اس��ت‪.‬‬ ‫دست اندرکاران این‬ ‫تا‌تر که نخواسته‌اند‬ ‫نامش��ان فاش شود‪،‬‬ ‫گفته‌ان��د که اجرای‬ ‫این منایش را تا نیمه‬ ‫فروردین ماه ادامه‬ ‫خواهند داد‪.‬‬

‫‪29‬‬


‫شعری از شاعر زن کرد عراقی‪ :‬حیات مجید پرخی‬ ‫ترجمه‪ :‬رویا حسینی‬ ‫بخوان مرا‪...‬‬ ‫از الف بخوان‬ ‫تا بلوغ یک رویا و‬ ‫عریانی یک قصیده‬ ‫با اِعراب بخوان‬ ‫کلمه به کلمه‬ ‫جمله به جمله بخوان مرا‬ ‫تا رسیدن به نعامت فهمیدن‪...‬‬ ‫بنگر که‬ ‫چند کلمه‌ی آن شکسته است‪...‬‬ ‫چند نغمه‌ی آن مقدس و‬ ‫چند گل انارش‬ ‫رهرو باغچه‌ی سکوت منند؟‬ ‫بخوان مرا تا رسیدن به سواحل مرجانی لب‬ ‫باغچه‌ی سیبهای الیموت‪...‬‬ ‫آنجا سپید ِ سپید خواهی شد از گناه‬ ‫گم خواهی شد در ذکر یک سنفونی‬ ‫تا به آرامی باز گردی به اصل خویش‬ ‫به‌نژاد نسیم‪...‬‬ ‫بشوی مرا به نسیم خنده‌هایت‬ ‫بنوش مرا در عطش تنهاییت‬ ‫بر متامی گلربگ‌هایم پیوندی از بوسه می‌خواهم‬ ‫تا‪ ،‬رنگ بگیرند به رنگ لبت‪ ،‬حرف‌هایم‬ ‫برق نگاهی می‌خواهم‬ ‫تا آباد شود‪.‬‬ ‫خانقاه نگاهم به نگاهت‬ ‫‪30‬‬


‫منت کردی‬

‫مبخوێنه‌وه‌‌‬ ‫له‌ ئه‌لفه‌وه‌ مبخوێنه‌وه‌‬ ‫تا باڵق بوونی خولیایه‌ک و‬ ‫ڕووت بوونه‌وه‌ی قه‌سیده‌یه‌ک‬ ‫به‌ حونجه‌ مبخوێنه‌وه‌‬ ‫وشه‌ ووشه‌‬ ‫دێڕ به‌ دێڕ مبخوێنه‌وه‌ هه‌تا ئه‌گه‌یته‌‬ ‫نیعمه‌ته‌کانی حاڵی بوون‬ ‫بزانه‌ چه‌ند ووشه‌ی شکاو‬ ‫چه‌ند نه‌غمه‌ی پیرۆزه‌ی‬ ‫چه‌ند خونچه‌ی هه‌ناری‬ ‫له‌ باخچه‌ی بێده‌نگیمدا پیاسه‌ ئه‌که‌ن‬ ‫مبخوێنه‌ره‌وه‌ تا ئه‌گه‌یته‌ که‌ناره‌ پرته‌قاڵیه‌کانی لێو‬ ‫باخچه‌ سێوه‌کانی نه‌مری‬ ‫له‌وێ سپی سپی ئه‌بیته‌وه‌ له‌ گوناح‬ ‫له‌ زکری سه‌مفۆنیایه‌کدا وون ئه‌بیت‬ ‫تا هێدی هێدی ئه‌چیته‌وه‌ سه‌ر ئه‌سڵی خۆت‬ ‫سه‌ر ڕه‌چه‌له‌کی نه‌سیم‬ ‫به‌ نه‌سیمی خه‌نده‌نکانت مبشۆره‌وه‌‬ ‫له‌ تینوێتی ته‌نیایدا مبخۆره‌وه‌‬ ‫له‌سه‌ر هه‌موو په‌ره‌کانم موتوربه‌ی ماچم ئه‌وێت‬ ‫تا حه‌رفه‌کانم تۆخ بن به‌ ڕه‌نگی لێوت‬ ‫تریفه‌ی ته‌ماشام ئه‌وێت‬ ‫تا خانه‌قای ڕوانینم ئاوه‌دان بیت به‌ نیگات‬ ‫‪31‬‬


‫توکا فرزند منوچهر نیستانی شاعر درگذشته و برادر مانا نیستانی کاریکاتوریست است‪ .‬وی‬ ‫در س��ال ‪ ۱۳۶۶‬از دانشگاه علم و صنعت ایران در رشت ٔه معامری فارغ‌التحصیل شده‌است‪ .‬او‬ ‫فعالیت حرفه‌ای خود را از س��ال ‪ ۱۳۵۸‬با هفته‌نامه «کتاب جمعه» به رسدبیری احمد شاملو‬ ‫آغ��از کرد‪ .‬توکا س��ابق ٔه همکاری با بیش از ‪ ۵۰‬نرشی��ه را در کارنامه‌اش دارد و تابه‌حال ‪ ۲‬بار‬ ‫به‌عنوان بهرتین کارتونیس��ت در جش��نوار ٔه مطبوعات ایران انتخاب شده‌است‪ .‬توکا در سال‬ ‫‪ ۱۳۸۹‬از ایران رفت و در تورنتو‪ ،‬کانادا س��کنی گزید‪ .‬توکا قرار اس��ت با « تابلو» همراه باشد‬ ‫و در هر شامره یکی از کارهای خودش را روی این تابلو نصب کند‪ .‬این بار توکا در ویدیویی‬ ‫که ساخته یکی از کارتون هایش را اینگونه رشح می دهد‪.‬‬ ‫‪32‬‬


‫تصور کنید به عن��وان یک رسباز به محل دیگری‬ ‫رفته‌ای��د که کیلومرت‌ها با زادگاه‌ت��ان فاصله دارد و‬ ‫قرار است با گروه‌های نظامی و شبه نظامی مبارزه‬ ‫کنید‪ .‬خوب تا اینجای کار که همه چیز روشن است‬ ‫و جای س��والی نیست‪ .‬حاال اگر در این بلبشو فکر‬ ‫نوشنت کتاب‪ ،‬آن هم نه در مورد اسرتاتژی‌های جنگ‬ ‫و گری��ز بلکه در ح��وزه فرهنگ و‬ ‫ادبیات به رستان بزند‬ ‫موض��وع‬ ‫کمی‬

‫فانتزی به نظر منی‌رسد؟‬ ‫ام��ا جن��اب رسوان ادوارد زمل در دوران��ی که در‬ ‫افغانس��تان حضور داش��ت دو کتاب در باره رضب‬ ‫املثل‌ه��ای دری روان��ه بازار نرش ک��رد‪ .‬این جناب‬ ‫رسوان آمریکای��ی می‌گوید‪« :‬یک��ی از اهداف بلند‬ ‫م��دت من ایجاد ی��ک ارت��ش از متخصصان رضب‬ ‫املثل‌شناسی اس��ت و نوشنت کتاب‌های رضب املثل‬ ‫متام زبان هاست تا بتوان تعامالت میان فرهنگی را‬ ‫ارتق��ا داد‪ .‬این موضوع بویژه در مناطقی که محل‬ ‫تخاصم است اهمیت حیاتی دارد‪».‬‬ ‫او که از سال ‪ ۲۰۰۹‬تا ‪ ۲۰۱۱‬در افغانستان حضور‬ ‫داش��ت‪ ،‬مدیر بخش منابع و نیازمندی‌ها در مرکز‬

‫اطالعات فرماندهی مرک��زی بود‪ .‬ادوارد در همین‬ ‫دو س��ال رضب املثل‌های فارس��یِ دری را که یکی‬ ‫از زبان‌های رایج در افغانس��تان اس��ت‪ ،‬گردآوری‬ ‫کرد‪ .‬نکته جالب اینکه از نظر خودش نوشنت کتاب‬ ‫برای��ش هدف اصلی نبود‪ ،‬چون او عالقه خاصی به‬

‫یادگیری‬ ‫زبان و ترجم��ه اصطالحات آن داش��ت‪ .‬این افرس‬ ‫نیروی دریایی ایاالت متحده که ش��یفته رنگارنگی‬ ‫ای��ن رضب املثل‌های دری ش��ده ب��ود‪ ،‬آن‌ها را در‬ ‫گفت��ار خود به کار می‌ب��رد و تصمیم گرفت کتابی‬ ‫در همی��ن رابط��ه منترش کند‪ .‬حت��ی طراحی‌های‬ ‫کت��اب هم برای ادوارد اهمیت ش��خصی داش��ت‪.‬‬ ‫دانش��جویان هرن مدرس��ه معرفت کابل ‪ ۲۰۰‬طرح‬ ‫ب��رای مصور کردن کتاب او پیش��نهاد دادند که در‬ ‫‌‌‌نهای��ت ادوارد ‪ ۵۰‬اثر را برای اس��تفاده در کتابش‬ ‫برگزید‪ .‬نخس��تین بار کت��اب «رضب املثل‌ها‪۱۵۱ :‬‬ ‫‪33‬‬


‫رضب املث��ل دری» در ‪ ۱۷۶‬صفح��ه و ‪ ۵۰‬صفح��ه‬ ‫مصور متام رنگی در آگوست ‪ ۲۰۱۱‬منترش شد‪ .‬این‬ ‫کت��اب در ماه م��ی‌‪ ۲۰۱۲‬به چاپ دوم هم رس��ید‪.‬‬ ‫کت��اب «رضب املثل‌های مصور افغانی» نیز در ماه‬ ‫اکترب سال ‪ ۲۰۱۲‬منترش شد‪.‬‬

‫کمک می‌کند‪ ،‬دوم اینکه به انگلیسی زبان‌ها کمک‬ ‫می‌کن��د تا دری را آس��ان‌تر بیاموزن��د و آخر اینکه‬ ‫این کتاب منبع خوبی برای شناخت فرهنگ افغانی‬ ‫است‪».‬‬ ‫ادوارد زمل امیدوار است مردم رسارس جهان از این‬ ‫کتاب بیاموزند ک��ه آن قدر‌ها هم که فکر می‌کنند‬ ‫با یکدیگر تفاوت ندارند‪ .‬او معتقد اس��ت بیش�تر‬ ‫مردم ی��ا به عبارت��ی خانواده‌های ع��ادی نیازهای‬ ‫اولیه یکس��انی دارند و هامنند هم فکر می‌کنند و‬ ‫دی��ن‪ ،‬فرهنگ و اقلیم آن‌ها تاثی��ر چندانی بر این‬ ‫موضوعات ندارند‪.‬‬ ‫ادوارد زمل در آغاز کتاب خود نوش��ته است‪« :‬این‬ ‫کتاب با کامل احرتام به مردم افغانس��تان و آنهایی‬

‫اما افغانی‌هایی ک��ه کتاب این افرس امریکایی را‪،‬‬ ‫که مثل خودشان دری حرف می‌زد خوانده‌اند‪ ،‬چه‬ ‫می‌گویند؟‬ ‫«این کتاب بی‌نظیر اس��ت‪ ،‬فکر منی‌کنم بتوان در‬ ‫هیچ جا مشابهی برای آن پیدا کرد‪».‬‬ ‫«این کتاب می‌تواند س��ه وجه داش��ته باشد‪ ،‬اول‬ ‫به افغانی‌هایی که می‌خواهند انگلیسی یاد بگیرند‬

‫ک��ه همراه با آنان برای تامین صلح و امنیت پایدار‬ ‫تالش می‌کنند‪ ،‬اهدا می‌ش��ود‪ .‬خداوند آن‌ها را در‬ ‫این ماموریت دش��وار مش��مول رحمت‪ ،‬عنایات و‬ ‫توفیقات خویش قرار دهد‪ .‬چنانچه این رضب املثل‬ ‫می‌گوی��د‪ :‬کوه هر چقدر بلند باش��د‪ ،‬رس خود راه‬ ‫دارد‪».‬‬

‫ادوارد زمل امیدوار است مردم رسارس‬ ‫جهان از این کتاب بیاموزند که آن‬ ‫قدر‌ها هم که فکر می‌کنند با یکدیگر‬ ‫تفاوت ندارند‬

‫‪34‬‬


‫این‌ها را کس��ی می‌نویس��د که دستش از آنجا کوتاه اس��ت و هر لحظه می‌ترسد که آرزوی یک ساعت قدم زدن در بازار‬ ‫تجریش را با خود به گور بربد‪ .‬آرزوی یک ساعت همهمه زبان فارسی در رسزمین ایران!‬ ‫دوربین که از روی صورت خندان نانوا‌ها رد ش��د‪ ،‬روی س��منوی عمه لیال توقف کرد‪ ،‬از میان تنگ ماهی‌ها عبور کرد و‬ ‫در خش خش کیس��ه‌های پر از میوه راهش را تا دکان حاجی ارزانی گرفت به نوروز فکر می‌کردم و بهار که پش��ت در‪،‬‬ ‫در انتظار ورود اس��ت‪ .‬به بازار تجریش فکر کردم و دخیل‌های امامزاده صالح‌اش‪ .‬به این قس��مت از شهر که از هزار سال‬ ‫پیش که طجرش��ت می‌خواندش تا امروز زنده اس��ت و تا دامنه کوههای الربز قد کش��یده است‪ .‬من به هیاهو و همهمه‬ ‫ب��ازار‪ ،‬صدای باربر‌ها‪ ،‬مش�تری‌ها ک��ه در حال چانه زدن با دکاندار‌ها هس��تند‪ ،‬تخم مرغ‌های رنگ��ی و آینه‌های نقره‌ای‪،‬‬ ‫پسته‌های خندان کیلویی چندین هزار تومن‪ ،‬مغازه پیرمردی که روز نوزدهم فروردین روی سنگ رشف الشمس دعا حک‬ ‫می‌کند برای حفاظت از چش��م حس��ودان و شیطان‪ ،‬سجاده‌های آویزان‪ ،‬و جوانکی که در می‌دانگاهی بازار‪ ،‬جارو می‌زند‬ ‫و مردمانی که رد دوربین را دنبال می‌کنند و در نگاه‌ش��ان یک دنیا حرف اس��ت فکر می‌کنم‪ .‬همه می‌گویند مردمان آن‬ ‫رسزمین هنوز به درختان اقتدا می‌کنند و به جوانه‌های سبزی که نوید بخش پایان زمستان است و آغاز روزی نو‪.‬‬ ‫آری «بهار» در راه است و شهر یکپارچه در هیجان آمدنش‪ ،‬هرچند «بهار» امسال سیاسی شده و طراوتش در گرانی‌ها‬ ‫و کمبود‌ها و تحریم‌ها کمرنگ‪ ،‬اما هنوز زیبا‌ترین کلمه و حسی‌ایس��ت که می‌ش��ود برای اینهمه زندگی زمزمه‌اش کرد و‬ ‫بازهم امید داشت‪.‬‬ ‫آری نرم نرمک می‌رسد اینک بهار‬ ‫خوش بحال روزگار‪.............‬‬ ‫‪35‬‬


36


‫عکس ها از‪ :‬هوتن سالمت‬

‫هر چقدر هم که تاتو کردن و شیوه‌های جدید تغییر و‬ ‫تقویت رنگ مو‌ها جایی برای خود باز کرده باشند‪ ،‬اما هنوز‬ ‫هم بسیاری از دخرتان ایرانی با «حنا بندان» به خانه بخت‬ ‫می‌روند و هستند کسانی که به دنبال شامپو حنا و رنگ‬ ‫حنا باشند‪ .‬مسافران هند و کشورهای حاشیه خلیج فارس‬ ‫هم گاهی با نقش‌های زیبایی از حنا بر بدنشان به خانه‬ ‫باز می‌گردند‪ .‬غافل از اینکه حنایی که آن‌ها با قیمتی گزاف‬ ‫نقشی از آن را به سوغات آورده‌اند‪ ،‬از مهم‌ترین صادرات‬ ‫همین مرز و بوم است‪.‬‬ ‫یافنت سابقه‌ای از کشت و داشت و برداشت حنا کار آسانی‬ ‫نیست اما به راحتی می‌توانید تنها باز مانده‌های کارگاه‌های‬ ‫حنا سابی را در اطراف یزد ببینید‪ .‬اما‪ ،‬شب عید است و‬ ‫منتظرید تا عیدی‌های سال نو را بشامرید و فرصت سفر‬ ‫ندارید؟ یا اینکه سواحل شامل یا جنوب را به سفر به استان‬ ‫یزد ترجیح می‌دهد‪ ،‬باشد‪ ،‬هیچ کدام از این‌ها دلیل منی‌شود‬ ‫که دیدن تنها کارگاه‌های حنا سابی را از دست بدهید‪ ،‬ما شام‬ ‫را به سفری در تاریخ می‌بریم‪ ،‬سفری سبز به رسزمین حنا‪.‬‬ ‫با ما همراه شوید‪.‬‬ ‫‪37‬‬


38


39


40


41


‫‌گری ویلیامز هرنمند ‪ ۴۰‬س��اله اس��کاتلندی ساکن نروژ است‪ .‬پروژه او به نام «‌یک دور در دریاچه یخ زده»‬ ‫در شهر اسلو آغاز شده است‪ .‬او متام روز در بیرون چادر در دریاچه یخ زده سوگس وان کار می‌کند‪ .‬او برای‬ ‫اسرتاحت و خوردن غذا به داخل چادر می‌رود‪.‬‬ ‫او پ��روژه خ��ود را از فیلم س��ینامیی کن تیکی الهام گرفته اس��ت‪‌.‬گ��ری ویلیامز این پ��روژه را یک حرکت‬ ‫س��مبولیک می‌داند برای کس��انی که به دالیل اقتصادی کار و زندگی مناسبی ندارند و مجبور هستند روز‌ها‬ ‫و ش��ب‌های زی��ادی در درون چادر زندگی کنند‪‌.‬گری قصد دارد در ط��ول یک هفته ایی که در چادر زندگی‬ ‫می‌کند دور خودش را در این دریاچه‌ای یخ زده با اره دستی و ابزارهائی دیگری که دارد بربد تا برای خودش‬ ‫یک جزیره کوچکی درست کند‪.‬‬ ‫گری در طول انجام این پروژه شب‌ها در هوای منفی ‪ ۲۰‬درجه شهر اسلو در درون چادر می‌خوابد‪.‬‬

‫‪42‬‬


43


‫تعطیالت نوروزی نزدیک اس��ت و ش�ما نه‬ ‫به س��فر می‌روید‪ ،‬نه مهامن دارید و نه از‬ ‫عید دیدنی رفنت خوش��تان می‌آید‪ ،‬ناراحت‬ ‫نباشید‪ ،‬چند پیش��نهاد خوب برای پر شدن‬ ‫بخشی از اوقات فراغتتان داریم‪.‬‬

‫چی گوش کنم؟‬

‫دور (‪ )Far‬رجینا سپک‌تر‬ ‫رجینا سپک‌تر فقط یک صدای خوب نیست بلکه‬ ‫او در کن��ار ص��دای زیبایش یک تران��ه رسا توامنند‬ ‫و آهنگس��از قدرمتند اس��ت که آهنگ‌هایش ش�ما‬ ‫را مس��حور می‌کند‪ .‬رجینا س��پک‌تر در سال ‪۲۰۰۹‬‬ ‫آلبوم ف��ار را منترش کرد و توانس��ت آلبومی دیگر‬ ‫به آلبوم‌های خوبش اضافه کند‪ .‬اگر دنبال صدایی‬ ‫متفاوت هس��تید مطمنئ باش��ید این آلب��وم رجینا‬ ‫سپک‌تر انتخاب خوبی برای شام خواهد بود‪.‬‬

‫چی بازی کنم‪:‬‬

‫چی بخونم‪:‬‬

‫بجو (‪)Chew‬‬ ‫بجو‪ ،‬نام کمیک آمریکایی به قلم جان لیمن است‬ ‫که موفق به کسب جایزه آیزنر شده است‪ .‬داستان‬ ‫کت��اب در رابطه با مردی اس��ت که ب��ا خوردن هر‬ ‫چی��زی مانند درخت‪ ،‬گوش��ت یا انس��ان می‌تواند‬ ‫خاطرات آن‌ها را جذب و پرونده‌های جنایی را حل‬ ‫کند‪ .‬فکر کنم با همین خالصه کوتاه متوجه ش��ده‬ ‫باشید که با یک داستان معمولی مواجه نیستید‪ ،‬تا‬ ‫به حال ‪ ۲۰‬قس��مت از این کمیک انتشار پیدا کرده‬ ‫و اینگونه که خط داس��تانی کمی��ک پیش می‌رود‬ ‫انگار حداقل ‪ ۲۰‬قس��مت دیگر نیز در کار باش��د‪.‬‬ ‫اگر دلتان یک داستان بامزه و در عین حال پیچیده‬ ‫می‌خواهد این کمیک را از دست ندهید‪.‬‬ ‫‪44‬‬

‫فریاد دوردست ‪)Faecry3( ۳‬‬ ‫فارکرای بین همه طرفداران بازی نامی ش��ناخته‬ ‫ش��ده است‪ .‬س��ال قبل هم ش�ماره جدیدی از این‬ ‫رسی بازی‌ها بیرون آمد که باز هم توانس��ت مانند‬ ‫بازی‌های گذش��ته موفق عمل کند‪ .‬داس��تان بازی‬ ‫راج��ع به فردی به نام جیس��ون بردی اس��ت که با‬ ‫دوس��تانش به تایلند س��فر می‌کند ولی در هنگام‬ ‫غواص��ی ب��ه دس��ت دزدان دریایی می‌افت��د و به‬ ‫جزیره‌ای دورافتاده منتقل می‌ش��ود‪ .‬ش�ما در این‬ ‫ب��ازی وظیفه دارید تا دوس��تان جیس��ون را نجات‬ ‫دهید و از جزیره فرار کنید‪ .‬بازی به صورت نقش��ه‬ ‫باز طراحی ش��ده و شام عالوه بر اینکه آزادی عمل‬ ‫کام��ل دارید‪ ،‬باید با محیط خود رابطه برقرار کنید‬ ‫و ب��رای زنده ماندن عالوه بر دزدان دریایی باید با‬ ‫طبیعت هم مبارزه کنید‪.‬‬


‫چی ببینم؟‬

‫ب��رای آن‌ها که دلش��ان ی��ه جیمز بان��د واقعی‬ ‫می‌خواهد‪ :‬انگشت طال (‪۱۹۶۴ )Goldfinger‬‬ ‫انگش��ت ط�لا اولی��ن جیمز بان��دی ب��ود که به‬ ‫وس��یله گای همیلتون کارگردانی می‌ش��د و اولین‬ ‫جیمزباندی بود که موفق به کس��ب اس��کار ش��د‪.‬‬ ‫در کن��ار موفقیت‌های بس��یار فیلم‪ ،‬انگش��ت طال‬ ‫س��اختار جیمز باند را برای همیشه تغییر داد و به‬ ‫ش��کلی درآورد که ما امروز می‌شناسیم‪ .‬اگر فیلم را‬ ‫دیده‌اید فکر نکنم بدتان بیاید دوباره ترکیب ش��ان‬ ‫کانری‪ ،‬یک دس��ته زنان زیبا و م��رد کره‌ای را که با‬ ‫کالهش آدم می‌کشد‪ ،‬ببینید‪.‬‬

‫برای آن‌ها که دنبال یک فیلم واقعا متفاوتند‪:‬‬ ‫جو قاتل (‪۲۰۱۱ )Killer Joe‬‬ ‫یک��ی از عجیب‌تری��ن فیلم‌های��ی ک��ه می‌توانید‬ ‫ببینی��د‪ ،‬آیا تا به حال به زج��ر دادن یک فرد دیگر‬ ‫خندیده‌ای��د؟ نه؟ خب ما هم تا قب��ل از این فیلم‬ ‫موفق به این کار نش��ده بودیم ولی این فیلم همه‬ ‫چی��ز را برای ما ع��وض کرد‪ .‬کیلر جو پر اس��ت از‬ ‫انواع خش��ونت (رفتاری‪ ،‬جس�مانی و روحی) ولی‬ ‫در عی��ن حال یک��ی از خنده دار‌تری��ن فیلم‌هایی‬ ‫اس��ت که خواهید دید‪ .‬این فیلم کمدی سیاه را به‬ ‫مرحله جدیدی می‌برد وباعث می‌ش��ود که متاشاگر‬ ‫از خندیدن به این همه خشونت خجالت زده شود‪.‬‬ ‫عجیب‌ت��ر از خود فیلم بازی فوق العاده قوی متیو‬ ‫مک کاناهی است‪ .‬متیو مک کاناهی با شخصیتی که‬ ‫می‌افریند شام را بر روی صندلی‌هایتان می‌خکوب‬ ‫خواهد کرد‪.‬‬

‫برای آن‌ها که دلش��ان هیجان واقعی می‌خواهد‪:‬‬ ‫کودک رزماری (‪۱۹۶۸ )Rosemary's Baby‬‬ ‫ما ه��م مانند ش�ما از فیلم‌های ترس��ناک جدید‬ ‫خس��ته‌ایم‪ .‬ما هم مانند ش�ما دیگر منی‌توانیم یک‬ ‫فیل��م دیگر پر از بیرون پری��دن موجودات عجیب‬ ‫و غری��ب از تاریک��ی را ببینیم‪ .‬ما هم مانند ش�ما‬ ‫دنب��ال هیج��ان واقعی در یک فیلم هس��تیم‪ .‬خدا‬ ‫را باید برای آفرینش رومن پوالنس��کی شکر کرد و‬ ‫باید از رومن پوالنسکی برای ساخنت کودک رزماری‬ ‫تش��کر کرد‪ .‬این فیلم چنان فضاسازی قوی‌ای دارد‬ ‫که شام همراه با میا فارو به مرز دیوانگی می‌روید‬ ‫و بازمی گردید‪ .‬عالوه بر فضاس��ازی قوی‪ ،‬داس��تان‬ ‫درگیر کننده و بازی‌های درجه یک باعث می‌شوند‬ ‫که این فیلم در ذهن هر فیلم بازی برای همیش��ه‬ ‫مباند‪.‬‬

‫‪45‬‬


‫بتمن یا مرد خفاش��ی‏ یا بروس وین‪ ،‬یکی از ابرقهرمانان س��اخته شده توسط کمپانی دی سی کمیکس است‪.‬‬ ‫باب کین و بیل فینگر طراحان این ش��خصیت بوده‌اند‪ .‬از دیگر عنوان‌های او‪ ،‬ش��والیهٔ ش��نل پوش‪ ،‬شوالیهٔ‬ ‫تاریک‏ و بزرگ‌ترین کارآگاه جهان‏ است‪.‬‬ ‫با اینکه بتمن در س��ال ‪ ۱۹۳۱‬خلق ش��د اما شخصیت او توانس��ته تا امروز جذابیت خود را برای مخاطبانش‬ ‫حفظ کند‪ ،‬اقتباس‌های تلویزیونی و سینامیی فراوانی از داستان‌های این ابرقهرمان کمیک انجام شده‌است‪.‬‬ ‫‪46‬‬


‫فیلم‌های سینامیی بتمن عبارتند از‪ :‬بتمن (‪)۱۹۸۹‬‬ ‫بازگشت بتمن (‪ )۱۹۹۲‬بتمن برای همیشه بتمن و‬ ‫رابی��ن (‪ )۱۹۹۷‬بتمن آغاز می‌کند (‪ )۲۰۰۵‬ش��والی ٔه‬ ‫تاریکی (‪ )۲۰۰۸‬و باالخره شوالی ٔه تاریکی برمی‌خیزد‬ ‫(‪ .)۲۰۱۲‬در دو فیل��م اول مای��کل کیتون در نقش‬ ‫ب��روس وین (بتمن) ایفای نقش ک��رد و تیم برتون‬ ‫کارگردانی این دو فیلم را برعهده داشت‪ .‬در «بتمن‬ ‫برای همیشه» وال کیلمر نقش بتمن را بازی کرد و‬ ‫کارگردانی این فیلم برعهده جوئل شوماخر بود‪ .‬در‬ ‫فیلم «بتمن و رابین» کارگردانی برعهده ش��وماخر‬ ‫ب��ود و جرج کلونی درنقش بتمن حضور یافت‪ .‬در‬ ‫سه فیلم آخر‪ ،‬کریستین بیل در نقش بتمن حضور‬ ‫یافته و کریستوفر نوالن این سه فیلم را کارگردانی‬ ‫کرده‌است‪ .‬این روز‌ها یکی از جذاب‌ترین بحث در‬ ‫میان طرفداران کتاب‌های کمیک‪ ،‬مقایسه دو بتمن‬ ‫خلق ش��ده توس��ط کریس��توفر نوالن و تیم برتون‬ ‫است‪ .‬در این بخش ما سعی داریم تصمیم بگیریم‬ ‫کدام بتمن بهرت است و چرا؟‬

‫لباس (زره) بتمن‬ ‫یک��ی از جالب‌ترین موارد‬ ‫در دنی��ای بتمن‪ ،‬لب��اس ضد گلوله‬ ‫اوس��ت‪ .‬این لباس اس��ت که به او قابلیت پرواز‬ ‫می‌دهد و این ش��نل اس��ت ک��ه او را مخوف و در‬ ‫عین حال مرموز می‌کند‪.‬‬ ‫لباس طراحی ش��ده توس��ط برتون در اصل‌‌‌ هامن‬ ‫لباس��ی اس��ت که بتم��ن در داس��تان‌های مصور‬ ‫می‌پوش��د و برتون به ظاهر بتمن در این کتاب‌ها‬ ‫بس��یار وفادار بوده است‪ .‬یکی از موارد منفی این‬ ‫لباس مح��دود کردن بتمن از نظر حرکتی س��ت و‬ ‫می‌تواند برای او در هنگام مبارزه دردرسساز باشد‪.‬‬ ‫در طرف دیگر زره نوالن بس��یار آزاد‌تر اس��ت و‬ ‫باع��ث آزادی عمل بیش�تری برای بتمن می‌ش��ود‪،‬‬

‫اما در عین حال بتمن را بیش�تر ش��بیه به رسبازان‬ ‫فضایی کرده و بیش از حد پیچیده است‪.‬‬ ‫برنده‪ :‬برتون! برتون لباس��ی طراحی کرده که در‬ ‫زمان خودش منحرص به فرد بود و حتی لباس نوالن‬ ‫در اصل وام دار طراحی برتون اس��ت‪ .‬اگر ش�ما به‬ ‫گذش��ته فیلم‌ه��ای ابرقهرمانی نگاه��ی بیاندازید‪،‬‬ ‫متوجه می‌ش��وید که قبل از فیلم برتون لباس‌هایی‬ ‫ک��ه ب��رای ابرقهرمان��ان طراحی می‌ش��د فاقد هر‬ ‫قابلیتی بود‪.‬‬ ‫بروس وین‬ ‫مایکل کیت��ون نقش بروس وی��ن را در فیلم‌های‬ ‫برت��ون بازی می‌کند‪ .‬مایکل کیت��ون بازیگر کمیک‬ ‫بسیار خوبی ست (برای مثال بازیش در فیلم بیتل‬ ‫جوس) اما منی‌ش��ود ان��کار کرد ک��ه او در این دو‬ ‫فیل��م مصنوعی و بی‌حوصله ب��ازی می‌کند‪ .‬بروس‬ ‫وی��نِ برت��ون به مب��ارزه با‬ ‫خالف��کاران منی‌رود‬ ‫مگ��ر اینکه‬ ‫کس��ی‬

‫ب��ت‬ ‫س��یگنال را روش��ن‬ ‫کند و از او کمک بخواهد‪ .‬در عین‬ ‫حال او بیشرت از اینکه در دنیای عادی قدرمتند‌ترین‬ ‫ف��رد گاتهام باش��د‪ ،‬ی��ک مرد مجرد اس��ت که متام‬ ‫تالشش پر کردن تخت خانه‌اش است‪.‬‬ ‫کریستوفر نوالن برای نقش بتمن‪ ،‬کریستین بیل را‬ ‫در نظر گرفته و باید به او برای این انتخاب آفرین‬ ‫گف��ت‪ .‬بروس وینِ نوالن همه آن چیزی اس��ت که‬ ‫ش�ما از بروس وین انتظار دارید‪ ،‬یک خوشگذران‬ ‫عاشق پیشه که در عین حال مغز خوبی برای اداره‬ ‫رشکتش دارد‪ .‬بروس وینِ نوالن منتظر منی‌ش��ود که‬ ‫کس��ی از او کم��ک بخواهد‪ ،‬او خ��ودش به مبارزه‬ ‫با خالف��کاران می‌رود و تالش می‌کن��د تا گاتهام را‬ ‫‪47‬‬


‫پاکسازی کند‪.‬‬ ‫برنده‪ :‬نوالن! کریستین بیل از نظر فیزیکی بسیار‬ ‫ش��بیه‌تر به بروس وین اس��ت تا مایکل کیتون‪ ،‬در‬ ‫عی��ن حال نوالن این اجازه را ب��ه ما می‌دهد که با‬ ‫زوایای دیگر زندگی بروس وین هم آش��نا ش��ویم‪،‬‬ ‫چیزی که بسیار کمرت در فیلم برتون دیده می‌شود‪.‬‬ ‫روابط عاطفی‬ ‫برت��ون هر چه را در فیل��م بتمن خوب درنیاورده‬ ‫باشد‪ ،‬انتخابش در مورد زنان فیلم عالی بوده است‪.‬‬ ‫در قس��مت اول معش��وقه بروس وین‪ ،‬ویکی ویل‬ ‫(با بازی کیم بس��ینگر)‪ ،‬یک خربنگار جس��ور است‬ ‫که می‌خواهد از جرایم س��ازمان یافته گاتهام پرده‬ ‫بردارد‪ .‬در قسمت دوم س��لنا کایل (با بازی میشل‬ ‫فایف��ر) یا‌‌‌ هامن کت وومن معروف اس��ت‪ .‬خیلی‬ ‫از منتقدین دلیل برتری بازگش��ت بتمن بر نس��خه‬ ‫قبل را همین وجود کت وومن می‌دانند‪ .‬عشق کت‬ ‫وومن و بتمن‪ ،‬بیننده را محس��ور و متاشاگر را برای‬ ‫ادام��ه متاش��ای فیلم‬ ‫ترغیب می‌کند‪.‬‬ ‫در مقاب��ل ام��ا‬ ‫یک��ی از بزرگ‌تری��ن‬ ‫ضعف‌ه��ای فیلم‌های‬ ‫ن��والن زن��ان انتخاب‬ ‫ش��ده هس��تند‪ .‬نوالن‬ ‫برای روابط عاش��قانه‬ ‫بتمن یک ش��خصیت‬ ‫جدید ب��ه وجود آورد‬ ‫به ن��ام ریچ��ل داس‪.‬‬ ‫ای��ن ش��خصیت ن��ه‬ ‫تنه��ا در هی��چ یک از‬ ‫کمیک‌ه��ای بتم��ن‬ ‫وج��ود ن��دارد بلک��ه‬ ‫آنقدر در فیلم نچسب‬ ‫از آب در آم��ده ک��ه‬ ‫نوالن ب��رای ش��والیه‬ ‫تاریک��ی مجب��ور ب��ه‬ ‫تعویض کیت��ی هوملز‬ ‫ش��د تا شاید دوایی بر‬ ‫ای��ن درد باش��د‪ .‬کت‬ ‫‪48‬‬

‫ووم��ن فیلم نوالن هم تنها ش��باهتی ک��ه به کت‬ ‫وومن داستان‌های مصور دارد این است که اسمش‬ ‫سلنا کایل است‪.‬‬ ‫برن��ده‪ :‬برت��ون! نوالن ن��ه تنها در ایج��اد روابط‬ ‫عاش��قانه در فیلم‌هایش شکست خورده بود بلکه‬ ‫در قس��مت آخر روابطش بی‌معنا هم شده بود‪ .‬به‬ ‫جای آن برتون کت وومنی به س��ینام هدیه داد که‬ ‫نه تنها منی‌مرد بلکه بس��یار خواستنی و جذاب هم‬ ‫بود‪.‬‬ ‫گاتهام‬ ‫برت��ون گاته��ام خ��ودش را خلق می‌کند‪ .‬ش��هری‬ ‫که همیش��ه شب اس��ت‪ ،‬نیویورکی بیرون آمده از‬ ‫گاتهام برتون صاحب ش��خصیت اس��ت و‬ ‫کتاب‌ها‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫ش�ما می‌توانید تنهای��ی وخطر را درهرگوش��ه‌اش‬ ‫احساس کنید‪ .‬این شهر یک تیامرستان دراندازه‌های‬ ‫بزرگ اس��ت‪ .‬هیچ اتفاق عجیب��ی در اینجا عجیب‬ ‫نیست و هر لحظه احتامل ریخته شدن خون کسی‬ ‫وجود دارد‪.‬‬ ‫گاته��ام نوالن در طرف‬ ‫ِ‬ ‫دیگ��ر بس��یار بزرگ‌تر‬ ‫گاتهام‬ ‫است وملموس‌تر‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫ن��والن محدودیت ندارد‬ ‫و می‌تواند امروز در لس‬ ‫آنجلس باش��د ف��ردا در‬ ‫توکیوی ژاپ��ن‪ .‬نوالن با‬ ‫وجود آوردن این گاتهام‬ ‫به ما ی��ادآوری می‌کند‬ ‫که ابرشهرهای خودمان‬ ‫زی��اد از وضعیت گاتهام‬ ‫دور نیستند و هر کدام‬ ‫از ای��ن م��وارد می‌تواند‬ ‫در ش��هر ما ه��م اتفاق‬ ‫بیافتد‪.‬‬ ‫گاتهام‬ ‫برنده‪ :‬برت��ون!‬ ‫ِ‬ ‫ن��والن ب��ا مت��ام نکات‬ ‫مثبت��ش یک محدودیت‬ ‫ب��زرگ دارد و ای��ن‬ ‫محدودی��ت‪ ،‬جلوگیری‬ ‫از ورود بس��یاری از‬


‫ش��خصیت‌های مع��روف کمیک‌های بتم��ن مانند‬ ‫پنگوئن و پویزن آیوی به این شهر است‪ .‬شام هرگز‬ ‫در ای��ن گاتهام مس‌تر فریز نخواهید داش��ت چون‬ ‫قوانین دنیای نوالن این اجازه را به شام منی‌دهد و‬ ‫این برای یک طرفدار بتمن دردآور است‪.‬‬ ‫ژوکر‬ ‫جک نیکلس��ون همیش��ه از نقش ژوکر به عنوان‬ ‫بهرتین نقش��ی که بازی کرده ی��اد می‌کند که البته‬ ‫ادعایی قابل قبول است‪ .‬نقش ژوکر متام قابلیت‌های‬ ‫بازیگری نیکلس��ون را در بر گرفته اس��ت و او نیز‬ ‫ب��رای ایفای این نقش س��نگ متام گذاش��ت‪ .‬ژوک ِر‬ ‫برت��ون بیرون آمده از دل کتاب‌های مصور اس��ت‪.‬‬ ‫برت��ون متام آنچه را می‌خواهی��م در رابطه با ژوکر‬ ‫بدانیم به ما می‌گوید‪ ،‬این ژوکر با جیب‌هایی پر از‬ ‫اس��ید‪ ،‬تفنگ‌های عجیب و ایده‌هایی کمدی و در‬ ‫عین حال کشنده می‌آید و مخالفانش را با خنده‌ای‬ ‫کشنده از بین می‌برد‪.‬‬ ‫ش��اید دلی��ل اصل��ی‬ ‫محبوبی��ت س��ه گان��ه‬ ‫نوالن در میان متاشاگران‬ ‫وجود هث لجر است‪.‬‬ ‫درم��ورد ب��ازی طالیی‬ ‫هث لج��ر صحبت‌های‬ ‫زیادی ش��ده اس��ت و‬ ‫تک��رار آن‌ها تنها باعث‬ ‫خستگی شام می‌شود‪.‬‬ ‫ژوک�� ِر ن��والن بس��یار‬ ‫مرموز‌تر و ترسناک‌تر از‬ ‫ژوک ِر برتون است و در‬ ‫آخر بسیار واقعی‌تر‪.‬‬ ‫برنده‪ :‬ن��دارد! هر دو‬ ‫ژوکر‌ه��ا بس��یار خوب‬ ‫هس��تند و ه��ر دو بار‬ ‫مت��ام فیل��م را ب��ا خود‬ ‫می‌کش��ند‪ .‬بزرگ‌ترین‬ ‫اشتباه هر دو کارگردان‬ ‫دقیق��ا همی��ن اس��ت‬ ‫چ��ون بینن��ده ب��رای‬ ‫دی��دن فیلم��ی در‬

‫رابطه با بتمن آمده اس��ت اما انقدر بتمن و دیگر‬ ‫شخصیت‌ها در برابر ژوکر ضعیف عمل می‌کنند که‬ ‫زیر س��ایه او گم می‌ش��وند و بیشرت فیلم تبدیل به‬ ‫فیلمی در رابطه با ژوکر می‌شود‪.‬‬ ‫رای نهایی‬ ‫این بخش بسیار س��لیقه‌ای است و نظر دادن در‬ ‫مورد آن کار سختی است‪.‬‬ ‫بزرگ‌تری��ن اش��تباه برت��ون ق��رار دادن بتمن در‬ ‫دنیایی کامال نوآر (داستان سیاه) بود و اولین قانون‬ ‫یک داستان نوآر این است که هیچ ابرقهرمانی حق‬ ‫زندگی در این دنیا را ندارد‪ .‬برتون تالش می‌کرد که‬ ‫بتمن را وارد دنیایی کند که به او تعلق نداشت‪ ،‬نه‬ ‫اینکه بتمن‌های او بتمن‌های بدی هس��تند‪ ،‬نه! اما‬ ‫آن‌ها به اندازه کافی بتمن نیستند‪.‬‬ ‫نوالن سعی بر واقعی سازی بتمن کرد‪ ،‬دلیلش بر‬ ‫کسی آشکار نیست ولی نوالن متوجه نشد که شام‬ ‫هرگز در دنیای واقعی منی‌توانید لباسی خفاش شکل‬ ‫بر ت��ن پولدار‌ترین فرد‬ ‫یک ش��هر کنید و به او‬ ‫بگویید برو با مجرمین‬ ‫مب��ارزه ک��ن‪ ،‬حتی بر‬ ‫اس��اس قوانی��ن دنیای‬ ‫نوالن هم این احمقانه‬ ‫است‪ .‬متاسفانه دنیای‬ ‫نوالن خالی از تخیل و‬ ‫پر از واقعیت‌های غیر‬ ‫واقعی است‪.‬‬ ‫به نظ��ر بهرتی��ن راه‬ ‫ب��رای آش��نا ش��دن با‬ ‫بتمن ب��ه جز از طریق‬ ‫داس��تان‌های مص��ور‪،‬‬ ‫انج��ام ب��ازی بتمن با‬ ‫نام «تیامرستان آرخام»‬ ‫است‪ .‬این بازی نه تنها‬ ‫به دنی��ای بتمن وفادار‬ ‫مان��ده اس��ت بلک��ه‬ ‫داستانی بسیار جذاب‬ ‫و درگی��ر کنن��ده ه��م‬ ‫دارد‪.‬‬ ‫‪49‬‬


‫عکس ها از‪ :‬جواد پارسا‬

‫پناهنده‪ .‬مرز‪ .‬کمپ‪ .‬آوارگی‪ .‬ترکیه‪...‬‬ ‫بعد از پیروزی انقالب س��ال ‪ ۱۳۵۷‬این واژگان را بار‌ها ش��نیده‌اید‪ .‬ش��نیده‌اید‬ ‫کسی از دوستان یا بس��تگان به کشور ترکیه رفته است تا درخواست پناهندگی‬ ‫بدهد‪ .‬ش��نیده‌اید روزگار پناهندگی روزهای س��ختی است‪ .‬راس��تی آیا از خود‬ ‫پرس��یده‌اید این افراد به دنبال چه هس��تند و چرا رنج روزه��ای پناهنجویی را‬ ‫می‌پذیرند؟ این افراد غالبا دیدگاههای سیاس��ی‪ ،‬مذهبی‌ و اجتامعی متضادی با‬ ‫سیاست‌های جمهوری اسالمی ایران دارند‪ .‬آن‌ها پس از رسیدن به ترکیه به شهر‬ ‫آنکارا سفر می‌کنند و به دفرت سازمان ملل متحد درخواست پناهندگی می‌دهند‪.‬‬ ‫طبق آمار رسمی بیش از ‪ ۳۰۰۰‬پناهنده ایرانی در ترکیه در انتظار پاسخ سازمان‬ ‫ملل هستند تا به کشور مقصد سفر کنند‪.‬‬ ‫‪50‬‬


51


‫«زندگ��ی پی» با کس��ب ‪ ۴‬جایزه بهرتین کارگردان��ی‪ ،‬فیلمربداری‪ ،‬جلوه‌ه��ای تصویری و‬ ‫موسیقی بیشرتین درخشش را داشت‪.‬‬ ‫«بینوایان» توانست سه جایزه بهرتین چهره‌پردازی‪ ،‬صدا گذاری و بازیگر زن مکمل را مال‬ ‫خود کند‪.‬‬ ‫«ارگو» نیز با دریافت سه جایزه بهرتین فیلم‪ ،‬فیلم نامه اقتباسی وتدوین درخشید‪.‬‬ ‫«جانگوی ازاد شده» با دو جایزه بهرتین بازیگرمکمل مرد وفیلم نامه غیر اقتباسی‬ ‫«لینکلن» ب��ا تنها دو جایزه بهرتین بازیگر مرد و طراحی صحنه کمرت توقع طرفدارانش را‬ ‫برآورده کرد‪.‬‬ ‫«اسکای فال» با دو جایزه تدوین صداو ترانه در میان برنده‌های اسکار ‪ ۲۰۱۳‬جا گرفت‪.‬‬ ‫«عشق» با جایزه بهرتین فیلم غیر انگلیسی زبان‬ ‫«سی دقیقه نیمه شب» با جایزه تدوین صدا‬ ‫«بارقه امید» با جایزه بهرتین بازیگر زن‬ ‫«انا کارنینا» هم با متام امید‌هایش تنها با جایزه طراحی لباس مراسم اسکار را ترک کرد‪.‬‬

‫‪52‬‬


53


‫انتخاب می‌کند‪ .‬ساخت یک فیلم علمی‪-‬تخیلی که‬ ‫در ‪ ۱۳‬آب��ان ‪ ۱۳۵۸‬و هم‌زم��ان ب��ا تس��خیر النه‬ ‫در فضایی خاورمیان��ه‌ای می‌گذرد آن هم در زمان‬ ‫جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان ایرانی‪ ،‬شش تن‬ ‫همه‌گیر شدن تب «جنگ ستارگان»‪ ،‬کامال طبیعی‬ ‫از کارمندان سفارت آمریکا از مهلکه فرار می‌کنند و‬ ‫ب��ه نظر می‌رس��د‪ .‬بنابراین‬ ‫در سفارت‌خانه ‌های کانادا‬ ‫و س��وئد پنهان می‌‌ش��وند‪ .‬اصغر فرهادی کارگردان ایرانی برنده مامورین س��ازمان س��یا در‬ ‫پوش��ش گروه فیلمس��ازی‬ ‫دول��ت و س��ازمان‌های‬ ‫نظر‬ ‫از‬ ‫که‬ ‫است‬ ‫متوسطی‬ ‫فیلم‬ ‫اسکار‪:‬‬ ‫کانادایی‪ ،‬ب��رای پیدا کردن‬ ‫امنیتی آمریکا هیچ روش��ی‬ ‫را برای خ��ارج کردن این ‪ ۶‬سینامیی به‌زودی فراموش خواهد شد لوکش��ین‌های مناسب وارد‬ ‫نف��ر از خاک ای��ران عملی اما تصویری که فیلم از مردم ایران ته��ران می‌ش��وند‪ .‬حت��ی‬ ‫منی‌دانند تا آنکه تونی مندز می‌دهد در ذهن‌ها می‌ماند و این گزارش پی��ش تولی��د فیلم‬ ‫آرگو در هالیوود ریپورترهم‬ ‫یک��ی از افرسان س��ی‪ .‬آی‪.‬‬ ‫انگیز‬ ‫ر‬ ‫ب‬ ‫وتاسف‬ ‫تلخ‬ ‫است‬ ‫‌ای‬ ‫ه‬ ‫نکت‬ ‫منترش می‌شود‪ .‬تونی مندز‬ ‫‌ای‪ ،‬ای��ده‌ای دور از ذه��ن‬ ‫را مطرح می‌‌کند؛ مامورین‬ ‫مجری و ط��راح این پروژه‬ ‫مت��ام جزئیات مربوط به س��اخت یک فیلم علمی‪-‬‬ ‫سیا در پوشش عوامل تولید یک فیلم علمی‪-‬تخیلی‬ ‫تخیل��ی را جعل می‌کند و از چهره‌های رس‌ش��ناس‬ ‫کانادایی وارد ایران ش��وند و با ایجاد هویت جعلی‬ ‫هالی��وودی همچ��ون جان چم�برز (ط��راح گریم‬ ‫برای این ‪ ۶‬کارمند سفارت‪ ،‬آن‌ها را به‌عنوان عوامل‬ ‫معروف هالیوود که به خاطر فیلم سیاره‌ میمون‌ها‬ ‫پشت صحنه‌ همراه با خود از ایران خارج کنند!‬ ‫برای این منظ��ور ‪ CIA‬فیلم‌نام��ه تخیلی آرگو را‬ ‫هم اسکار گرفته) و جک کربی (یکی از نویسندگان‬ ‫‪54‬‬


‫و طراحان اصل��ی کتاب‌های کامیک رشکت مارول)‬ ‫سیاس��ی هالیوودی به��ره برده و فیل��م پرماجرای‬ ‫رسگرم‌کننده و قهرمان‌پردازانه نسبتاً جذابی درباره‬ ‫نیز درانجام این عملیات کمک می‌گیرد‪.‬‬ ‫مندز در س��ال ‪ ۱۹۸۰‬به هم��راه تعدادی دیگر از‬ ‫ف��رار گروگان‌ه��ای آمریکایی از چن��گ انقالبیون‬ ‫خطرن��اک (مل��ت ایران) س��اخته که مورد پس��ند‬ ‫مامورین سیا و گروه فیلمسازی‪ ،‬برای ساخت فیلم‬ ‫وارد ایران می‌ش��ود‪ .‬اما در حین انجام نقش�� ٔه فرار‬ ‫آمریکایی‌هاس��ت ام��ا می‌توان��د ب��رای ایرانی‌ها‪،‬‬ ‫‪ ۶‬کارمند س��فارت اتفاقات پیش‌بینی نشده‌ای روی‬ ‫آزاردهنده باش��د چرا که ای��ن فیلم هم مثل اغلب‬ ‫فیلم‌ه��ای آمریکایی‪ ،‬تصویر مخدوش��ی از ایران و‬ ‫می‌دهد‪...‬‬ ‫ایرانی‌ها نش��ان می‌دهد که مطابق میل متاش��اگر‬ ‫اصغر فرهادی کارگردان ایرانی برنده اسکار‪ ،‬آرگو‬ ‫آمریکایی است‪».‬‬ ‫را چنین توصیف می‌کند‪« :‬فیلم متوسطی است که‬ ‫به نوشته این منتقد سینامیی «اگرچه آرگو درباره‬ ‫از نظر س��ینامیی به‌زودی فراموش خواهد شد اما‬ ‫ی��ک رویداد تاریخی تروماتی��ک در حافظه ذهنی‬ ‫تصویری که فیلم از مردم ایران می‌دهد در ذهن‌ها‬ ‫مردم آمریکاست اما اینکه این فیلم‪ ،‬بازسازی دقیق‬ ‫می‌ماند و این نکته‌ای است تلخ وتاسف برانگیز‪».‬‬ ‫این رویداد تاریخی است‪ ،‬ادعایی باورنکردنی است‬ ‫ب��ه عقیده اصغر فره��ادی علت پرف��روش بودن‬ ‫چ��را که حتی اگر این فیلم‪ ،‬عیناً بر مبنای اس��ناد و‬ ‫آرگ��و س��اده اس��ت‪« :‬روای��ت قهرمان‌پردازان��ه‪،‬‬ ‫مدارک تاریخی س��اخته می‌شد‪ ،‬باز هم در سندیت‬ ‫اس��تفاده از کلیش��ه‌های امتحان پس داده‪ ،‬به کار‬ ‫تاریخی‌اش می‌شود تردید کرد‪)۲( ».‬‬ ‫بسنت تعلیق‌های س��طحی‪ ،‬ارائه تصویر تک‌بعدی‪،‬‬ ‫ب��ه اعتقاد پرویز جاهد آرگ��و‪ ،‬روایت بن افلک و‬ ‫سایه‌گونه و بدون پیچیدگی از ضدقهرمان‌ها باعث‬ ‫فیلمنامه‌نوی��س‌اش کریس تری��و از کتاب خاطرات‬ ‫شده متاشاگر ساده‌پس��ند که حوصله به‌کارانداخنت‬ ‫تونی مندز‪ ،‬مأمور سابق سازمان سیا است که خیلی‬ ‫چرخ‌دنده‌های ذهن خود را ندارد فیلم را بپس��ندد‬ ‫هم به کتاب مندز و روایت او وفادار نیس��ت بلکه‬ ‫و با آن هیجان‌زده شود‪».‬‬ ‫آن‌ه��ا برای ایجاد جذابیت و‬ ‫اصغر فره��ادی به نکته‬ ‫دیگری هم اشاره می‌کند برخالف آنچه در فیلم منایش داده کشش س��ینامیی بیشرت‪ ،‬مثل‬ ‫وآنجا نداش�تن فیلم آرگو شده‪ ،‬گروگان‌های آمریکایی هیچ‌گاه به همیش��ه به دراماتیزه کردن‬ ‫آن رویداد‌ها پرداخته‌اند‪.‬‬ ‫در میان نامزدهای بهرتین‬ ‫کارگردانی در اسکار است‪ .‬بازار تهران نرفته‌اند و موقع خروج از در بررس��ی انطباق تاریخی‬ ‫او می‌گوی��د‪« :‬پیداس��ت ایران نیز بازجویی نشدند‪ .‬و البته همه آرگو با آنچ��ه واقعا در ایران‬ ‫کسانی که در بخش بهرتین می‌دانیم که هیچ‌گاه پاسداران مسلح به اتف��اق افتاد بای��د گفت که‬ ‫برخالف آنچه در فیلم منایش‬ ‫کارگ��ردان رای می‌دهن��د‬ ‫ندویدند‬ ‫هواپیام‬ ‫دنبال‬ ‫داده ش��ده‪ ،‬گروگان‌ه��ای‬ ‫(که رای‌دهن��دگان اغلب‬ ‫آمریکایی هی��چ‌گاه به بازار‬ ‫کارگردان هس��تند) اقبال‬ ‫تهران نرفته‌اند و موقع خروج از ایران نیز بازجویی‬ ‫مخاطب عام و پرف��روش بودن آن یک امتیاز موثر‬ ‫نشدند‪ .‬و البته همه می‌دانیم که هیچ‌گاه پاسداران‬ ‫در رای‌هایشان نبوده است‪)۱( ».‬‬ ‫مسلح به دنبال هواپیام ندویدند‪.‬‬ ‫پرویز جاهد کار‌ش��ناس و منتقد سینام نیز درباره‬ ‫امیر قادری منتقد س��ینام ام��ا از منظری دیگر به‬ ‫اختالف س��لیقه آمریکایی‌ه��ا و ایرانی‌ها می‌گوید‪:‬‬ ‫بررسی تفاوت‌های آرگو با دیگر رقبایش می‌پردازد‬ ‫«ب��ن افلک‪ ،‬از همه کلیش��ه‌های رای��ج ژانر تریلر‬ ‫‪55‬‬


‫درباره فیلمی امریکایی با ماهیت میهن پرستانه]‪».‬‬ ‫و می‌نویس��د‪« :‬س��ی دقیق��ه بعد از نیمه ش��ب»‬ ‫(‪ )۳‬در کنار همه این نکات از انجا که تیم س��ازنده‬ ‫قربان��ی جار و جنجال‌هایی ش��د که ب��ا به تصویر‬ ‫به ش��دت قصد دارد نش��ان‬ ‫کشیده ش��دن شکنجه در‬ ‫فیلم باال گرفت‪« .‬لینکلن» اسکار ‪ ۲۰۱۳‬با متام فراز و فرود‌هایش دهد که بر مبنای استنادات‬ ‫تاریخی کار کرده و این مهم‬ ‫ماهی��ت تاریخ��ی غی��ر‬ ‫همه‬ ‫از‬ ‫بیش‬ ‫آنچه‬ ‫اما‬ ‫رسید‬ ‫پایان‬ ‫به‬ ‫را در تی�تراژ با کنار هم قرار‬ ‫متع��ارف خود را داش��ت‪.‬‬ ‫«کت��اب امیدبخ��ش» ب��ه چیز اسکار امسال را تحت الشعاع قرار دادن عکس‌ه��ا و مدل‌های‬ ‫عن��وان فیلمی کمدی‪ ،‬رس داده بود‪ ،‬شائبه سیاسی بودن آن با بازس��ازی ش��ده خود نشان‬ ‫می‌ده��د وجود اش��تباهات‬ ‫راست و کم اهمیت جلوه حضور سه فیلم آرگو‪ ،‬لینکلن و سی‬ ‫ب��ارزی مانن��د اس��تفاده از‬ ‫می‌کرد و تصویری هم که‬ ‫سیاسی‬ ‫بوی‬ ‫و‬ ‫رنگ‬ ‫با‬ ‫شب‬ ‫نیمه‬ ‫دقیقه‬ ‫اتومبیل پ��ژوی زرد رنگ به‬ ‫از ناراحتی روانی ترس��یم‬ ‫می‌کرد به مذاق بعضی از است‪ .‬در این میان انتخاب غیر منتظره عنوان تاکس��ی (تاکسی‌های‬ ‫آرگو به عنوان بهرتین فیلم بیشرت به ای��ران ت��ا اوای��ل ده��ه ‪۶۰‬‬ ‫بینندگان خوش نیامد‪.‬‬ ‫فقط پی��کان نارنجی بود) و‬ ‫«زندگی پای» بیش از حد‬ ‫زد‬ ‫دامن‬ ‫اسکار‬ ‫حواشی‬ ‫یا لب��اس روحانیون فیلم که‬ ‫یک فیلم خارجی محسوب‬ ‫هیچ ش��باهتی با روحانیون‬ ‫می‌ش��د‪« .‬جانگ��وی‬ ‫ایرانی از زمان انقالب‬ ‫رهاشده» بیش از حد‬ ‫اس�لامی تاکن��ون‬ ‫خش��ن بود‪« .‬عشق»‬ ‫ن��دارد و همچنی��ن‬ ‫به گون��ه‌ای مصالحه‬ ‫ساختاراشتباه بناهای‬ ‫ناپذی��ر رسش��ار از‬ ‫اطراف سفارت امریکا‬ ‫غ��م و ان��دوه ب��ود‪.‬‬ ‫در ای��ران‪ -‬ب��ا وجود‬ ‫«هیواله��ای وح��ش‬ ‫صد‌ها کتاب و عکس‬ ‫جن��وب» بیش از حد‬ ‫قاب��ل دسرتس��ی از‬ ‫دوس��ت داش��تنی به‬ ‫مش��کالت برصی غیر‬ ‫نظ��ر می‌رس��ید‪ .‬پس‬ ‫قاب��ل گذش��ت فیلم‬ ‫فقط می‌ماند «آرگو»؛‬ ‫است‪.‬‬ ‫فیلم��ی ک��ه الاق��ل‬ ‫‪ -۱‬مصاحب��ه اصغ��ر‬ ‫هم��ه ب��ه آن احرتام‬ ‫فرهادی با روزنامه بهار‬ ‫می‌گذاش��تند‪ ،‬حت��ی‬ ‫‪ -۲‬بهرتین‌ه��ا و‬ ‫اگ��ر آن را دوس��ت‬ ‫بدترین‌ه��ای اس��کار‪،‬‬ ‫نداش��تند؛ این فیلمی‬ ‫پرویز جاهد‪ ،‬رادیو زمانه‬ ‫ب��ود ک��ه هی��چ کس‬ ‫‪ -۳‬یادداش��ت امی��ر‬ ‫حرف بدی برای گفنت‬ ‫قادری برای کافه سینام‬ ‫درب��اره آن نداش��ت‪.‬‬ ‫[نظر ی��ک امریکایی‬ ‫‪56‬‬


‫دانیل دی لوئیس با به دست آوردن اسکار بهرتین بازیگر مرد توانست صاحب رکوردی جدید شود‪ .‬او‬ ‫نخستین کسی است که موفق شده سه جایزه اسکار بازیگری به دست آورد‪.‬‬ ‫‪57‬‬


‫اس��کار در سال ‪ ۱۹۲۹‬با تالش لوییس بی‌میر یکی‬ ‫از بنی��ان گ��ذاران کمپان��ی بزرگ م�ترو گلدن میر‬ ‫(‪ )MGM‬راه افت��اد و از آن موق��ع ب��ا کم��ی فراز‬ ‫و نش��یب همیش��ه به عنوان جذاب‌ترین مراس��م‬ ‫سینامیی جهان شناخته شده است‪ .‬مهم نیست که‬ ‫طرفدار س��ینامی اروپا باشید یا حتی به فیلم دیدن‬ ‫عالقه نداش��ته باشید وقتی مراس��م اسکار می‌رسد‬ ‫اخب��ار و متام زرق و برق��ش را دنبال خواهید کرد‪.‬‬ ‫با متام این اوصاف اس��کار از گزند قلم تند منتفدان‬ ‫دور منانده و هر س��اله حداق��ل رس و صدای چند‬ ‫نف��ری را درمی آورد‪ .‬در این مقاله قصد نداریم که‬ ‫به زمین خوردن جنیف��ر الرنس یا جوک‌های بیمزه‬ ‫وجنسیت گرایانه سف مک فارلن گیر بدهیم بلکه‬ ‫قصدمان این است که بدانیم چه کسانی پشت این‬ ‫مراس��م بزرگ هس��تند و آیا این افراد می‌توانند به‬ ‫عنوان یک قاضی فیلم بر‌تر سال را انتخاب کنند یا‬ ‫خیر؟‬ ‫آکادمی هرن و علم تصاویر متحرک برگه‌های رای‬ ‫خ��ود را در ابتدای ژانویه هر س��ال ب��رای بیش از‬ ‫‪ ۶۰۰۰‬عض��و خود ارس��ال می‌کن��د و از آن به بعد‬ ‫جن��گ ب��رای این مجس��مه طالی��ی کوچک رشوع‬ ‫می‌شود‪ .‬اما مش��کل بزرگی که باعث می‌شود این‬ ‫‪58‬‬

‫جنگ ناعادالنه متام ش��ود این است که اکرث اعضای‬ ‫این خانواده بزرگ‪ ،‬پیرمردان سفیدپوس��تی هستند‬ ‫که مدت‌ها اس��ت از سینام دور مانده‌اند و حتی با‬ ‫سینامی جدید آش��نایی ندارند‪ .‬بیشرت از ‪ ۵۰‬درصد‬ ‫اعضای آکادمی باالی ‪ ۵۰‬س��ال هس��تند و تنها دو‬ ‫درصد از اعضا کمرت از ‪ ۴۰‬سال سن دارند‪ .‬از طرف‬ ‫دیگر تنها ش��ش درصد اعضای آکادمی از نژادهای‬ ‫دیگر مانند آسیایی یا سیاه پوست هستند و بقیه را‬ ‫فقط سفید پوس��تان تشکیل می‌دهند‪ .‬آیا در میان‬ ‫این سفیدپوش��تان پیر‪ ،‬زن هم پیدا می‌ش��ود؟ بله‬ ‫ول��ی خیلی کم‪ .‬از میان متام افراد آکادمی‪ ،‬تنها ‪۲۳‬‬ ‫درصد از اعضا را زنان تشکیل می‌دهند‪.‬‬ ‫به جز جنس��یت‪ ،‬رنگ و سن مش��کل دیگری که‬ ‫گریبانگی��ر اعض��ای آکادمی اس��ت این اس��ت که‬ ‫بیش�تر از ‪ %۶۷‬از آن‌ها حتی تا به حال نامزد اسکار‬ ‫نش��ده‌اند و گروهی از آن‌ها س��ال‌ها از سینام دور‬ ‫بوده‌اند و آش��نایی چندانی با س��ینامی روز ندارند‬ ‫ت��ا آنجایی ک��ه در میان این افراد اش��خاصی مانند‬ ‫دوچرخه س��از و قصاب نیز دیده می‌شود‪ .‬از طرف‬ ‫دیگر افراد باس��ابقه و با استعدادی همچون وودی‬ ‫آلن و جورج لوکاس از عضویت در آکادمی انرصاف‬ ‫دادن��د و بازیگران رسیال‌ه��ای درجه ‪ ۲‬تلویزیونی‬


‫و بازیگران اکش��نی مانند وین دیزل و‬ ‫جت لی یا خواننده‌هایی همچون مدونا‬ ‫جای آن‌ها را گرفته‌اند‪ .‬متام این مس��ائل‬ ‫یک طرف‪ ،‬مس��ئله دامئی بودن عضویت‬ ‫اف��راد در آکادم��ی یک ط��رف دیگر‪.‬‬ ‫برای مثال اگر ش��خصی امروز به‬ ‫هر دلیلی عضو آکادمی ش��ود‬ ‫این عضویت همیشگی است و‬ ‫حتی اگر فرد تبدیل به یک فرد‬ ‫ضد هرن هم ش��ود این عضویت‬ ‫از بین منی‌رود‪.‬‬ ‫متام این محدودیت‌های سلیقه‬ ‫باع��ث به وج��ود آمدن مس��ائل‬ ‫زی��ادی مانن��د تبعیض ن��ژادی و‬ ‫جنس��ی و حت��ی فکری می‌ش��ود‪.‬‬ ‫برای مثال در س��ال ‪ ۲۰۱۱‬هیچ فرد‬ ‫مذکر سیاهپوستی برای اجرای هیچ‬ ‫کدام از بخش‌های مراس��م اس��کار‬ ‫دعوت نش��د که این باعث به وجود‬ ‫آم��دن خش��م عظیمی بی��ن جامعه‬ ‫سیاهپوس��تان آمری��کا ش��د‪ .‬از طرف‬ ‫دیگر تنها زن کارگ��ردان که موفق به‬ ‫کسب اسکار شده است کا‌ترین بیگلو‬ ‫اس��ت که خود خرب از تبعیض جنسیتی‬ ‫در هالی��وود می‌دهد‪ .‬ش��اید تبعیض‬ ‫جنس��یتی و حتی نژادی اس��کار‬ ‫دالیل��ی مانند ک��م کاری این‬ ‫اف��راد در زمینه‌های ذکر‬ ‫شده داشته باشد‪ .‬اما‬ ‫مت��ام اف��رادی که‬ ‫اندکی با س��ینام‬ ‫آش��نایی داش��ته‬ ‫باش��ند‪ ،‬می‌دانند‬ ‫ک��ه خیل��ی از‬ ‫فیلم‌ها از رقابت‬ ‫در اس��کار ب��از‬ ‫می‌مانن��د‪ ،‬چون‬

‫اعضای آکادمی توانای��ی برقراری ارتباط‬ ‫فکری با این فیلم‌ها را ندارند یا از س��وی‬ ‫دیگ��ر فیلم‌های��ی ب��رای اس��کار انتخاب‬ ‫می‌ش��وند که از هر نظر فیلمی متوسط‬ ‫ی��ا ضعیف��ی قلمداد می‌ش��ده‌اند‬ ‫ول��ی فق��ط ب��رای اینک��ه‬ ‫گ��روه هدفش��ان اعض��ای‬ ‫آکادم��ی (آنچه ما پیرمردان‬ ‫سفیدپوس��ت می‌نامی��م)‬ ‫بودند‪ ،‬انتخاب شده‌اند‪.‬‬ ‫ب��رای ه��ر دو گ��روه ای��ن‬ ‫فیلم‌ه��ا مثال زیاد اس��ت‪ ،‬اگر‬ ‫همی��ن اس��کار س��ال ‪ ۲۰۱۳‬را‬ ‫در نظ��ر بگیری��م می‌ش��ود از‬ ‫فیلم‌هایی مانند «قلمروی طلوع‬ ‫ماه»‪« ،‬هفت روانی»‪« ،‬کلبه‌ای در‬ ‫جنگل» و «برنی» نام برد که تنها به‬ ‫دلیل س��لیقه بسته اعضای آکادمی‬ ‫در خیلی از ش��اخه‌های س��ینامیی‬ ‫از مراس��م دور ماندند و جایشان را‬ ‫فیلم متوسطی مانند بینوایان گرفت‪.‬‬ ‫همه این‌ها سبب شده تا آکادمی هرن‬ ‫و علم تصاویر متحرک با اهدای کمک‬ ‫هزینه‌های تحصیل��ی‪ ،‬در اختیار گرفنت‬ ‫اف��راد جوان و نخبه از مت��ام ملیت‌ها‪،‬‬ ‫گذاش�تن برنامه‌های آموزشی‪ ،‬رو‬ ‫آوردن به شیوه‌های تبلیغاتی‬ ‫جدی��د و رسمای��ه گذاری‬ ‫ش��بکه‌های‬ ‫در‬ ‫اجتامعی سعی بر‬ ‫جلب دوباره قرش‬ ‫جوان کرده است‬ ‫ت��ا ش��اید بتواند‬ ‫اعتبار و ش��هرت‬ ‫دهه‌های گذشته‬ ‫را باز پس گیرد‪.‬‬ ‫‪59‬‬


‫عکس از‪ :‬یه بنده خدا‬ ‫‪60‬‬

Tableau No.3  

مجله تابلو شماره سوم، اسفند ۱۳۹۱

Advertisement