Issuu on Google+

‫آزادی زن‬ ‫‪ ۵‬اسفند ‪ ٢۴ - ١٣٩٢‬فوريه ‪٢٠١۴‬‬

‫شماره ‪١١٨‬‬

‫‪www.azadizan.net‬‬ ‫‪Weekly of the Organisation for Women’s Liberation‬‬

‫انقالب اکتبر و رهایی زن‬ ‫بخش ‪۸‬‬

‫خانواده و آزادی جنسی ‪ -‬بخش سوم‬ ‫صفحه ‪۲‬‬

‫آذر ماجدی‬

‫فرار دختران از خانه‪،‬‬ ‫افسارگسیختگی اجتماعی‬ ‫صفحه ‪۵‬‬

‫شیوا گنجی‬ ‫‪ ‬‬

‫‪ ‬‬

‫جنبش آزادی زن‬ ‫تمایزات اجتماعی و اهداف سیاسی‬ ‫صفحه ‪۷‬‬

‫سیاوش دانشور‬

‫تظاهرات بمناسبت‬

‫روز جهانی زن در‬ ‫گوتنبرگ‬

‫پیام‬ ‫سازمان آزادی زن‬ ‫بمناسبت ‪ ۸‬مارس‬

‫کنفرانس روز زن‬ ‫تورنتو ‪ -‬کانادا‬ ‫گوتنبرک—سوئد‬

‫آزادی زن معیار آزادی هر جامعه است!‬


‫آزادی زن‬

‫شماره ‪١١٨‬‬

‫صفحه ‪٢‬‬

‫انقالب اکتبر و رهایی زن ‪ -‬بخش ‪۸‬‬

‫خانواده و آزادی جنسی ‪ -‬بخش سوم‬ ‫آذر ماجدی‬ ‫آيا قوانين مترقی )برابری طلبانه( کافيست؟‬ ‫جنگ‪ ،‬انقالب‪ ،‬جنگ داخلی و شرايط سخت و‬ ‫بحرانی اقتصادی که ناشی از آن بود‪ ،‬مسائل و‬ ‫مصائب اجتماعی عميق و گسترده ای بوجود‬ ‫آورده بود‪ .‬وجود تعداد بيشماری اطفال بی‬ ‫سرپرست که يا در اثر جنگ و مصائب ديگر‬ ‫پدر و مادر خود را از دست داده بودند و يا‬ ‫بداليل اقتصادی و غيره بحال خود رھا شده‬ ‫بودند‪ ،‬به يک مساله بسيار مھم و مبرم اجتماعی‬ ‫بدل شده بود‪ .‬فقط در سال ‪ 1922‬حدود نه ميليون‬ ‫کودک بی سرپرست در کشور وجود داشت‪.‬‬ ‫)کنت گيگر‪ ،‬خانواده در شوروی( دولت بعلت‬ ‫شرايط وخيم اقتصادی و کمبود پرسنل مجرب و‬ ‫تعليم ديده قادر به نگھداری از تمام اين کودکان و‬ ‫با کيفيتی رضايت بخش نبود‪ .‬فحشاء که در چند‬ ‫سال اول انقالب بنظر می رسيد از ميان رفته‪،‬‬ ‫دگر بار در ابعادی وسيع رشد يافته بود‪ .‬ارقام‬ ‫سقط جنين بسيار باال بود‪ .‬و از ھمه مھمتر‪،‬‬ ‫بلشويک ھا و رھبران انقالب با يک واقعيت‬ ‫دردناک مواجه شده بودند‪،‬؛ قوانين مترقی و‬ ‫برابری طلبانه‪ ،‬تبليغات حزب و دولت بمنظور‬ ‫تضعيف نھاد خانواده و گسترش روابط آزادتر و‬ ‫برابر ميان زن و مرد‪ ،‬عمال در موارد بسياری‬ ‫بر وضعيت زنان تاثيرات معکوس گذاشته بود‪.‬‬ ‫تعداد زيادی از زنان بيکار بودند و در نتيجه‬ ‫قادر به تامين معيشت خود و کودکانشان نبودند‪.‬‬ ‫در غياب يک آلترناتيو تامين اجتماعی وسيع و‬ ‫تثبيت شده که در زمان بيکاری زندگی افراد‬ ‫جامعه را تامين کند‪ ،‬قوانين جديد که بر مسئوليت‬ ‫ھای اقتصادی مرد در قبال ھمسرش خط بطالن‬ ‫می کشد‪ ،‬حقوق و مسئوليت ھای يکسان‬ ‫اقتصادی برای زن و مرد قائل می شد‪ ،‬آزادی‬ ‫کامل و يک جانبه طالق را تضمين می کرد‪،‬‬ ‫تبليغات سازمان يافته در دفاع از آزادی ھای‬ ‫تازه بدست آمده و نقش يکسان زن و مرد در‬ ‫خانواده و اجتماع و باالخره ارزشھا و عقايد‬ ‫نوينی که آزادی روابط جنسی را درست و موجه‬ ‫می دانست‪ ،‬ھمه و ھمه عمال زنان بيشماری را‬ ‫در وضعيت ناگوار اقتصادی و اجتماعی قرار‬ ‫داده بود‪ .‬بيک معنا قوانين جديد در غياب‬ ‫اقدامات عملی حمايتی و در شرايط نابسامان‬ ‫اجتماعی و اقتصادی وقت‪ ،‬زنان‪ ،‬يعنی طرف‬

‫عمال ضعيفتر در ازدواج و جنس محروم‬ ‫تر در جامعه را بدون دفاع در مقابل‬ ‫سوءاستفاده ھای طرف قويتر رھا کرده‬ ‫بود‪.‬‬ ‫در اين زمان شکايات بسياری بر اين مبنا‬ ‫طرح می شد که قوانين و نظريات مترقی‬ ‫بجای رھا کردن زنان‪ ،‬مردان را آزاد کرده‬ ‫است‪ .‬از اين واقعيت حکايت می شد که‬ ‫مردان متعددی ھستد که برای مدت کوتاھی‬ ‫با زنی ازدواج می کنند و سپس ھمسر و‬ ‫کودکان خود را بدون تقبل ھيچگونه‬ ‫مسئوليتی رھا می کنند و بسراغ زن‬ ‫ديگری می روند‪ .‬اسنپانف در مقاله ای‬ ‫تحت عنوان "مساله روابط جنسی" در سال‬ ‫‪ ،1923‬اين شرايط را با صراحت و‬ ‫گويايی مورد تحليل قرار می دھد‪:‬‬ ‫"کيفيت نوين مناسبات اجتماعی‪ ،‬سبک‬ ‫جديد زندگی‪ ،‬که مدتھا پيش تحت سرمايه‬ ‫داری و نه توسط ما‪ ،‬بوجود آمده‪ ،‬اشکال‬ ‫جديد ازدواج را اجتناب ناپذير نموده است‪.‬‬ ‫خصلت مشخصه آنھا }اشکال جديد‬ ‫ازدواج{ آزادی ما‪ ،‬غيبت ھر نوع قيد و‬ ‫بند‪ ،‬چه قيد و بند قانونی و چه قدرت‬ ‫مناسبات اقتصادی است‪ .‬در اصول‪ ،‬ما‬ ‫ازدواج را از اقتصاديات رھا کرديم؛ در‬ ‫اصول‪ ،‬ما "کانون گرم خانواده" را نابود‬ ‫کرديم؛ کانونی که در آن قدرت اقتصاديات‬ ‫متمرکز می شد و مستقل از نُرم ھای‬ ‫قانونی‪ ،‬ازدواج را به وصلتی تبديل می‬ ‫کرد که نيروی خارجی آنرا متحد نگاه می‬ ‫داشت و زنان را به بردگی در اشکال‬ ‫متنوعی محکوم می کرد‪ .‬ما رياکاری‬ ‫کانون گرم خانواده را نابود کرديم‪ .‬ما گفتيم‬ ‫که ازدواج بايد پيوندی عاشقانه باشد‪ ،‬و نه‬ ‫پيوندی که قانون و اقتصاد حکم می کند‪ .‬ما‬ ‫گفتيم که پيوندھای زناشويی نبايد به‬ ‫"بندھای" زناشويی بدل شوند‪ ،‬يعنی به‬ ‫زنجيرھای زناشويی که شوھر را به زن‬ ‫مثل حلقه ھای زنجير وصل می کند‪ .‬اما ما‬ ‫اين مصوبه در مورد ازدواج را بطوری‬ ‫عملی کرديم که فقط مرد از آن بھره مند شد‬ ‫و زن در موقعيتی فاجعه بار رھا شد‪... .‬‬

‫اسالم ضد زن است!‬

‫زن ھمچنان با زنجير به کانون گرم خانواده‬ ‫متصل است‪ .‬مرد‪ ،‬در حاليکه با شعف سوت‬ ‫می زند‪ ،‬می تواند آنرا ترک کند و زن و‬ ‫کودکان را بحال خود رھا سازد‪) ".‬ھمان منبع‪،‬‬ ‫صص ‪(71-70‬‬ ‫اين تحليل و توصيف نسبتا دراماتيک اين‬ ‫واقعيت را نمايان می کند که عليرغم نيات و‬ ‫تالشھای دولت نوين برای از بين بردن‬ ‫سوءاستفاده ھای جنسی‪ ،‬اين سوءاستفاده ھا‬ ‫کماکان وجود داشتند و در کمال شگفتی‪ ،‬در‬ ‫موارد متعددی با قوانين و ارزشھای نوين‬ ‫توجيه می شدند‪ .‬از موارد نادر ولی تکان‬ ‫دھنده اين قبيل سوءاستفاده ھا "دھقانان زيرکی‬ ‫را می توان ياد کرد در فصل بھار‪ ،‬ھنگام‬ ‫برداشت برای بدست آوردن يک نيروی کمکی‬ ‫با دختری روستايی ازدواج می کردند و در‬ ‫پاييز برای اينکه خود را از شر يک نان خور‬ ‫اضافی خالص کنند‪ ،‬او را طالق می‬ ‫دادند‪) ".‬ھمان منبع‪ .‬مثالی که در مباحث حول‬ ‫پيش نويس قانون ازدواج و خانواده ‪ 1926‬نقل‬ ‫شده است‪(.‬‬ ‫چه شد که نيات خوب‪ ،‬مترقی و رھايی بخش‬ ‫نتيجه معکوس ببار آورد؟ در تحليل اين شرايط‬ ‫در ھمان مقطع دو نظر وجود داشت‪ .‬يک نظر‬ ‫بر اين بود که خود قانون مقصر است که‬ ‫باندازه کافی اقدامات حمايتی برای زنان پيش‬ ‫بينی نکرده است‪ .‬نظر دوم‪ ،‬نه قوانين جديد‪،‬‬ ‫بلکه سوءاستفاده ھای مردم از آنرا مقصر‬ ‫اصلی می دانست‪ .‬ھواداران نظر دوم معتقد‬ ‫بودند که عملی شدن تعھد دولت در قبال‬ ‫نگھداری از و آموزش عمومی کودکان مساله‬ ‫را حل می کند‪ .‬نظر اول توسط اياروسالوکی‬ ‫در مقاله ای تحت عنوان "اخالقيات و زندگی‬ ‫روزمره پرولتاريا در دوران گذار" طرح شده‬ ‫و نظر دوم در "زندگی روزمره" نوشته‬ ‫لوناچارسکی مورد دفاع قرار گرفته است‪.‬‬ ‫باالخره اين وضعيت اصالحاتی را در قانون‬ ‫خانواده موجب شد‪ .‬در اکتبر ‪1925‬‬ ‫"سونارکم" )شورای کميسارياھای خلق( پيش‬ ‫نويس قانون جديدی را به کميته اجرايی‬ ‫مرکزی تقديم کرد که حمايت ھای موجود‬ ‫قانون خانواده را به‬

‫صفحه ‪٣‬‬


‫شماره ‪١١٨‬‬

‫صفحه ‪٣‬‬

‫آزادی زن‬

‫انقالب اکتبر و رهایی زن ‪ -‬بخش ‪۸‬‬

‫خواندگی پوششی برای استثمار کار نوجوانان‬ ‫گردد و اين اعتقاد که کودکان بی سرپرست‬ ‫در موسسات اجتماعی زندگی بھتری خواھند‬ ‫داشت‪) ".‬نقل شده در ای اچ کار ص ‪(35‬‬

‫خانواده و آزادی جنسی ‪ -‬بخش سوم ‪...‬‬ ‫ازدواج ھای "دوفاکتو" يعنی وصلتھای ثبت نشده‬ ‫و بعبارت ديگر ھمزيستی زن و مرد بدون ثبت‬ ‫قانونی آن بسط می داد‪ .‬اين اصالح با ھدف‬ ‫کاھش عواقب وضعيت بد اقتصادی و اجتماعی‬ ‫دوران نپ برای زنان و کودکان طرح ريزی شده‬ ‫بود‪ .‬از آنجا که دولت عمال قادر نبود از طريق‬ ‫استقرار بيمه ھای اجتماعی‪ ،‬زندگی تعداد‬ ‫بيشماری از زنان بيکار و کودکان آنھا را تامين‬ ‫کند‪ ،‬قانون جديد به شوھران سابق متوسل شد‪.‬‬ ‫طبق قانون جديد‪ ،‬آن مايملکی که در مدت‬ ‫ازدواج توسط ذوجين بدست آمده بود‪ ،‬مايملک‬ ‫مشترک خانوادگی محسوب می شد و در نتيجه‬ ‫ھنگام جدايی ميان ذوجين تقسيم می شد‪ .‬بعالوه‪،‬‬ ‫پس از جدايی در صورت بيکاری ھر يک از‬ ‫طرفين‪ ،‬طرف شاغل موظف بود که برای مدت‬ ‫کوتاھی به ھمسر سابق خود نفقه بپردازد‪ .‬اين ھم‬ ‫در مورد ازدواج ھای ثبت شده و ھم ازدواج ھای‬ ‫دوفاکتو صدق می کرد‪.‬‬ ‫پيش نويس اين قانون بمدت يکسال در سطح‬ ‫کشور به بحث گذاشته شد و باالخره در سال‬ ‫‪ 1926‬به تصويب رسيد‪ .‬بحثھای داغی که حول‬ ‫اين پيش نويس در گرفت‪ ،‬تضادھا و اختالفات‬ ‫بسياری را که ميان ارزشھا و اعتقادات بخش‬ ‫ھای مختلف جامعه‪ ،‬بين شھر و روستا‪ ،‬نسلھای‬ ‫مختلف‪ ،‬بين زن و مرد‪ ،‬قشرھای مختلف‬ ‫اجتماعی وجود داشت‪ ،‬بوضوح روشن ساخت‪.‬‬ ‫بسياری از مخالفين قانون بر اين عقيده بودند که‬ ‫رسميت قانونی دادن به ازدواج ھای دوفاکتو‪،‬‬ ‫عمال ازدواج ھای رسمی را تضعيف می سازد و‬ ‫لذا به فساد و بی بند و باری منجر می شود‪ .‬در‬ ‫ميان مردان اين ھراس که زنان از روابط موقت‬ ‫و "غير جدی" سوءاستفاده کرده و مردان را‬ ‫برای گرفتن نفقه تحت فشار قرار خواھند داد‪،‬‬ ‫بسيار وسيع بود‪ .‬برخی ديگر‪ ،‬بويژه زنان‪ ،‬بر‬ ‫اين نظر بودند که رسميت دادن به ازدواج ھای‬ ‫دوفاکتو‪ ،‬در واقع بعنوان مانعی در مقابل رشد بی‬ ‫بند و باری عمل خواھد کرد‪) .‬ای اچ کار‪،‬‬ ‫سوسياليسم در يک کشور‪ ،‬جلد اول(‬ ‫ای اچ کار يک جمعبندی خالصه از گزارش‬ ‫ايزوستيا از نتايج مباحث در نشريات استان ھا که‬ ‫در ‪ 9‬ژانويه ‪ 1926‬منتشر شده‪ ،‬ارائه داده است‪:‬‬ ‫"گفته شده که در شھرھا زنان طرفدار پيشنھادی‬ ‫بودند که ازدواج ھای دوفاکتو برابر ازدواج ھای‬ ‫ثبت شده قرار گيرند‪ .‬اما مردھا مخالف بودند؛‬

‫)تاثير عملی آن تقويت ادعای مالی مادر عليه‬ ‫پدر بچه اش می بود( در دھات نظر متفق‬ ‫القول عليه آن بود‪ .‬اعضای حزب در اصول‬ ‫موافق بودند‪ ،‬اما بسياری از آنھا آنرا "با‬ ‫توجه به نادانی توده ھا بويژه در ميان‬ ‫جمعيت روستايی غيرعملی ارزيابی می‬ ‫کردند‪".‬‬ ‫برخی از مخالفين اين طرح‪ ،‬بطور مثال‬ ‫کولونتای‪ ،‬اين طرح را از اين موضع که‬ ‫سرنوشت زنان را دگر بار بدست مردان می‬ ‫سپارد‪ ،‬وابستگی اقتصادی زنان به مردان را‬ ‫تثبيت می کند و گسترش می دھد و ھمچنين‬ ‫از اين زاويه که تعريف دو دسته ھمسران‬ ‫"ثبت شده" و "ثبت نشده" تلويحا دسته سومی‬ ‫را تحت عنوان "زنان غير جدی" برسميت‬ ‫خواھد شناخت‪ ،‬مورد نقد قرار می دادند‪.‬‬ ‫کولونتای در عوض پيشنھاد می کرد که يک‬ ‫صندوق بيمه عمومی تاسيس شود و از کليه‬ ‫افراد شاغل کشور به نسبت درآمدشان‬ ‫مالياتی برای تامين اين صندوق اخذ گردد و‬ ‫پايين ترين مبلغ ماليات برابر دو روبل در‬ ‫سال تعيين شود‪ .‬بنظر کولونتای‪ ،‬باين ترتيب‬ ‫دولت می توانست ھم اقدام به تاسيس‬ ‫شيرخوارگاه و مھد کودک نمايد و ھم‬ ‫موسساتی را برای نگھداری مادران نيازمند‬ ‫مستقر کند‪ .‬بعالوه‪ ،‬دولت می توانست از‬ ‫محل اين صندوق مادران تنھا و کودکان زير‬ ‫يک سالشان را از نظر مالی تامين کند و بعدا‬ ‫زمانيکه موجودی صندوق افزايش می يافت‬ ‫سن کودکان را تا سه يا چھار سال باال برد‪.‬‬ ‫)بئاتريس فارنس ورت‪" ،‬آلترناتيوھای‬ ‫بلشويکی و خانواده شوروی‪ :‬مباحث حول‬ ‫قانون ازدواج ‪ "1926‬در زنان در روسيه‪.‬‬ ‫ص ‪(151‬‬ ‫ماده ‪ 183‬قانون خانواده ‪ 1918‬صريحا‬ ‫پذيرش قانونی کودکان را به فرزند خواندگی‬ ‫ممنوع اعالم کرده بود‪ .‬ای اچ کار از قول د‪.‬‬ ‫کرسکی داليل زير را برای تصويب چنين‬ ‫قانونی ارائه می دھد‪:‬‬ ‫"عدم تمايل به افزايش تصنعی اعضای‬ ‫خانواده ھای دھقانی که به آنھا اجازه می داد‬ ‫سھم بيشتری در توزيع زمين بدست آوردند‪.‬‬ ‫ھراس از اينکه قبول کودکان به فرزند‬

‫اما در پاسخ به شرايط مادی و عينی و‬ ‫مشکالت موجود‪ ،‬دولت اين قانون را در سال‬ ‫‪ 1926‬ملغی کرد‪ .‬بخشنامه ‪ 8‬مارس ‪1926‬‬ ‫سپردن کودکان بی سرپرست به "خانواده ھای‬ ‫زحمتکش را در صورت تمايل اين خانواده‬ ‫ھا" قانونی اعالم کرد و بودجه ای به تامين‬ ‫ھزينه اين امر اختصاص داده شد‪ .‬بخشنامه‬ ‫ديگری مصوب ‪ 5‬آوريل ھمان سال اعالم‬ ‫نمود که به خانواده ھای دھقانی که کودک بی‬ ‫سرپرستی را به فرندی قبول کنند‪ ،‬مقداری‬ ‫زمين تعلق می گيرد که بمدت سه سال از‬ ‫ماليات معاف خواھد بود‪ .‬دولت در ايجاد‬ ‫موسسات عمومی برای نگھداری از تمام‬ ‫کودکان بی سرپرست با مشکالت مالی و‬ ‫پرسنلی عظيمی مواجه بود‪ .‬امکان نگھداری‬ ‫از تمام کودکان بی سرپرست عمال وجود‬ ‫نداشت و موسسات موجود از کيفيت نازلی‬ ‫برخوردار بودند‪ .‬بوخارين در سال ‪ 1924‬در‬ ‫مورد شرايط اين موسسات چنين نوشته است‪:‬‬ ‫"وقتی انسان شرايط موجود موسسات تربيتی‬ ‫که از اطفال بی سرپرست نگھداری می کند‪،‬‬ ‫مو بر تنش راست می شود‪) ".‬ھمان منبع‪ ،‬ص‬ ‫‪(35‬‬ ‫لوناچارسکی‪ ،‬کميسر آموزش و پرورش در‬ ‫رابطه با وضع بد اين موسسات اعالم کرد که‬ ‫اين موسسات بيش از اندازه شلوغ و بسيار‬ ‫نامناسب اند و بودجه کافی برای تھيه لباس و‬ ‫آموزش کودکان وجود ندارد‪ .‬نرخ مرگ و‬ ‫مير ميان کودکانی که در چنين موسساتی‬ ‫زندگی می کردند بسيار باال و ھشدار دھنده‬ ‫گزارش شده بود‪ .‬اوضاع آنچنان نابسامان بود‬ ‫که حتی پيش از تصويب قانون جديد در سال‬ ‫‪ 1924‬در مسکو تحت نظارت شورای شھر‪،‬‬ ‫کودکان بی سرپرست را به خانواده ھای‬ ‫عالقمند می سپردند‪ .‬در برابر اعتراضات و‬ ‫انتقادات برخی اعضاء و کادرھای حزب‪،‬‬ ‫مسئول وقت بخش مادران و نوزادان‬ ‫کميساريای بھداشت‪ ،‬اعالم نمود که بھداشت و‬ ‫سالمت اين کودکان از "اصول تعليم و تربيت‬ ‫اجتماعی" مھمتر است‪ .‬وی توضيح داد که‬ ‫تعليم و تربيت کلکتيو نمی توانست بطور‬ ‫کامل پياده شود؛ زيرا اوال بودجه کافی وجود‬ ‫نداشت‪ ،‬ثانيا روش ھای الزم برای‬ ‫سازماندھی اين کار توسعه نيافته بود و ثالثا‬

‫مردم ھنوز برای اين کار آماده نبودند‪ .‬در‬ ‫‪ 2‬ژانويه ‪" 1926‬ايزوستيا" اعالم کرد که‬ ‫تعداد زيادی از کودکان بی سرپرست در‬ ‫خانواده ھای دھقانی اسکان داده شده اند‪.‬‬ ‫)گيگر‪ ،‬ص ‪ * (72‬ادامه دارد ‪...‬‬

‫برابرى کامل و بیقید و شرط زن و مرد!‬


‫آزادی زن‬

‫شماره ‪١١٨‬‬

‫صفحه ‪۴‬‬

‫زنان و مردان آزادیخواه و برابری طلب!‬ ‫در ھمبستگی با مبارزات زنان در سراسر جھان برای آزادی و برابری و حمايت از جنبش آزادی زن در ايران در ‪ ٨‬مارس‪ ،‬روز جھانی‬ ‫زن به خيابان بياييم!‬ ‫اين روز روز ماست‪ .‬در اين روز بايد با صدای بلند اعالم کنيم‪ ،‬که برای دستيابی به ھر ذره آزادی زن رژيم اسالمی بايد سرنگون شود‪.‬‬ ‫با شرکت خود در آکسيون ‪ ٨‬مارس‪ ،‬حمايت و پشتيبانی خود را از جنبش آزادی زن در ايران در مبارزۀ رو در رو با زن ستيزترين‬ ‫نظام ھای دوران معاصر اعالم ميکنيم‪.‬‬ ‫سازمان آزادی زن يکبار ديگر از شما دعوت می کند تا با ھم در اين روز با شعار ستم بر زن موقوف‪ ،‬نه به حجاب اسالمی‪ ،‬نه آپارتايد‬ ‫جنسی‪ ،‬نه به حکومت مذھبی‪ ،‬فرياد زنان ايران را به گوش جھانيان برسانيم‪.‬‬ ‫در اين روز با صدای رسا آزادی و برابری را فرياد ميکشيم و به جھانيان اعالم کنيم که جنبش آزادی زن در ايران قدرتمند و فعال است‬ ‫و تا دستيابی به آزادی زن و برابری زن و مرد از پای نخواھد نشست‪.‬‬ ‫زمان‪ :‬دوشنبه ‪ ۸‬مارس ‪ ،۲۰۱۴‬ساعت ‪-۱۵-‬الی ‪۱۷‬‬ ‫مکان‪ :‬برونزپارکن‪ ،‬جنب مجسمه یوهانا‪ ،‬گوتنبرگ سوئد‬ ‫برای اطالعات بیشتر با تلفن شهال نوری تماس بگیرید ‪0737262622‬‬

‫زنده باد آزادی زن‬

‫حقوق زن نه شرقی است نه غربی‪ ،‬جهانی است!‬


‫آزادی زن‬

‫صفحه ‪۵‬‬

‫شماره ‪١١٨‬‬

‫فرار دختران از خانه‪،‬‬ ‫افسارگسیختگی اجتماعی‬ ‫شیوا گنجی‬ ‫فرار کردن از خانه احتمال دارد برای ھر کسی‬ ‫پيش آمده باشد‪ .‬شايد شما ھم در دوران کودکی به‬ ‫نشانه قھر کردن و لجاجت کودکانه با پدر و‬ ‫مادر‪ ،‬برای ساعاتی يا شايد روزھايی خانه را‬ ‫ترک گفته باشيد و پس از رفع مشکل به خانه‬ ‫بازگشته باشيد‪ .‬در اين ميان با در نظر گرفتن‬ ‫کمی فاصله زمانی و سنی از کودکی‪ ،‬دخترانی‬ ‫ھستند که از خانه فرار میکنند و ديگر‬ ‫نمیخواھند به خانه برگردند يا اينکه میخواھند و‬ ‫نمیتوانند‪ .‬عواقب و حساسيت فرار از خانه‪،‬‬ ‫برای پسران به مراتب کمتر و ماليمتر از‬ ‫حساسيتی است که خانواده و جامعه در ايران‬ ‫امروز‪ ،‬نسبت به دختران دارند‪ .‬بسياری بر اين‬ ‫باور ھستند که دختری که از خانه فرار کند دختر‬ ‫خوبی نيست و به اصطالح "خراب" و يا روسپی‬ ‫است‪ .‬اخيرا يکی از مسووالن دولتی ايران حداقل‬ ‫سن فرار دختران را ‪ ٩‬سال اعالم کرده بود ‪.‬‬ ‫فرار دختران‪ ،‬گريزانی از خانه يا‬ ‫افسارگسيختگی اجتماعی است؟ اگر دختری از‬ ‫خانواده بگريزد چه بر سرش میآيد؟ معموال چه‬ ‫دخترانی تصميم به فرار میگيرند؟ نظرات و‬ ‫واکنشھا به اين پديده چيست؟ در اين نوشتار به‬ ‫کنج و زوايای پديده فرار از خانه دختران‬ ‫اشارهھايی شده است که میخوانيد‪.‬‬ ‫خانه امن و دختران گريزان‬ ‫اگر درباره موضوع فرار از خانه در ايران سخن‬ ‫به ميان میآيد بايد داليل‪ ،‬عوامل و کاتاليزورھای‬ ‫آن را در نظر گرفت‪ .‬بنا به گزارشھای‬ ‫سازمانھای دولتی در ايران درصد قابل توجھی‬ ‫از دختران فراری در ايران‪ ١۶ ،‬تا ‪ ٢٠‬سال سن‬ ‫دارند‪ .‬اين گروه يکی از آسيبپذيرترين رده سنی‬ ‫در ميان ديگر دختران فراری در ايران ھستند‪.‬‬ ‫به نظر میرسد توجه نکردن به خواستهھای‬ ‫دختران کم سن و سال و نبود درک متقابل و فھم‬ ‫صحيح از روحيات و افکار اين دختران از سوی‬ ‫خانواده‪ ،‬جامعه و دولت اين دختران را به‬ ‫ورطهی انداخته که گويا خانه امن نيست و بايد به‬ ‫جامعه پناه برد‪ .‬آنھم بی آنکه شناخت و‬ ‫مھارتھای کافی از جامعهای که به آن وارد‬ ‫میشوند را داشته باشند‪.‬‬

‫به راستی دختری نوجوان چه میخواھد که‬ ‫در خانهاش يافت نمیشود؟ در مواردی‬ ‫مشاھده شده که کنترلھای شديد والدين‪ ،‬بايد‬ ‫و نبايدھای رفتاری‪ ،‬پوششی و عقيدتی و‬ ‫دينی بر آنھا تحميل میشود‪ .‬از سويی دولت‬ ‫با راه انداختن گشتھای ارشاد و امنيت‬ ‫اخالقی حلقه را ھر دم بر آنان تنگتر‬ ‫میکند‪ .‬البته نبايد از اين نکته بسيار مھم که‬ ‫فرھنگ غلط‪ ،‬باورھای دينی رايج‪،‬‬ ‫قانونھای تبعيضآميز و ضد زنان و نگاه‬ ‫جنسيتی جامعه در موضوع امن نبودن خانه‬ ‫و تحريک دختران به فرار از آن تاثير‬ ‫شگرفی داشته و دارد‪.‬‬ ‫دختران در چنين جامعهای خود را مظلوم و‬ ‫تنھا و خانه را ناامن درمیيابند‪ ،‬و در مقابله‬ ‫با مشکالت و کاھش فشار‪ ،‬به ترک خانه‬ ‫رضايت میدھند و به دنبال پناھگاھی راھی‬ ‫دنيای خارج از قيد و بندھای رايج میشوند‬ ‫بدون اينکه فکر ضرر و زيان و خطرات‬ ‫احتمالی ھمچون تجاوز و سوءاستفاده جنسی‬ ‫را کرده باشند‪.‬‬ ‫آن که فرار کرده‪ ،‬روسپی است؟‬ ‫روزانه دهھا و يا شايد صدھا دختر ايرانی از‬ ‫خانه فرار میکنند‪ .‬پس از گذشت زمان و در‬ ‫بيشتر موارد آنھا ھنوز رويگردان از‬ ‫بازگشت به خانواده و خانه ھستند‪ .‬برخی از‬ ‫ترس کشته شدن توسط اعضای خانواده‪،‬‬ ‫برخی از ترس آبروی خانواده‪ ،‬برخی از‬ ‫ترس برخوردھای خشونتآميز تاديبی‬ ‫اعضای خانواده‪ ،‬برخی از ترس نگاه‬ ‫تحقيرآميز و ھمچنين از ترس متھم شدن به‬ ‫روسپی بودن‪ ،‬فرار را ادامه میدھند‪ .‬سعی‬ ‫میکنند ھرچه بيشتر از خانواده و مبدا دور‬ ‫شوند و از اين رھگذر در جستجوی پناه و‬ ‫مامنی برای حفظ امنيت و حتی زنده ماندن‪،‬‬ ‫به ھر کسی روی میآورند‪.‬‬ ‫در ماه گذشته مديرکل سازمان دولتی‬ ‫آسيبھای اجتماعی‪ ،‬زيرمجموعه اورژانس‬ ‫اجتماعی بھزيستی‪ ،‬آماری را مبنی بر اين که‬ ‫در ‪ ٢۴‬ساعت اوليه فرار‪ ٨٠ ،‬درصد از‬

‫دختران مورد تجاوز جنسی قرار میگيرند‬ ‫منتشر و اعالم کرد‪.‬‬ ‫مديرکل اين سازمان ھمچنين اعالم کرده بود‬ ‫"در پی دستگيری بالغ بر ‪ ٢٠٠٠‬زن خيابانی‬ ‫و بررسی وضعيت آنھا‪ ،‬مشخص شده ‪۶٠٠‬‬ ‫نفر از آنھا روسپیگری را به عنوان شغل‬ ‫خود انتخاب کردهاند و ‪ ١۴٠٠‬نفرشان از‬ ‫طريق شبکهھای مجازی به اين راه افتاده و‬ ‫اقدام به ارتباطگيری با مردان به اصطالح‬ ‫ھوسران کردهاند‪ .‬اين در حالی است که‬ ‫براساس آمارھای موجود‪ ،‬ھماکنون بالغ بر‬ ‫‪ ۵/١‬ميليون نفر زن بيوه و مطلقه در کشور‬ ‫وجود دارد و روزانه نيز ‪ ١۶٠‬نفر به اين‬ ‫آمار اضافه میشود‪ .‬از سوی ديگر حدود ‪۵/۴‬‬ ‫ميليون نفر دختر نيز وجود دارند که ھنوز‬ ‫ازدواج نکردهاند"‪.‬‬ ‫البته قابل توجه است که در غياب سازمانھای‬ ‫دولتی‪ ،‬به سازمانھای خصوصی و نھادھای‬ ‫ياریرسان غيردولتی اجازه فعاليت گسترده‬ ‫در راستای انجام تحقيقات جامع درباره‬ ‫صحت و سقم اين آمار داده نمیشود‪ .‬از گوشه‬ ‫و کنار زياد شنيده میشود که آمارھای واقعی‬ ‫بيشتر از آن چيزی است که از سوی دولت‬ ‫منتشر و اعالم میشود‪.‬‬ ‫فرار بھتر از قرار‬ ‫به نظر میرسد وجود آمارھای رسمی دولتی‬ ‫‪ ۵/۴‬ميليون نفر دختری که ھنوز ازدواج‬ ‫نکردهاند وقتی بحرانی میشود که تعداد قابل‬ ‫توجھی از آنھا‪ ،‬فرار را بر قرار ترجيح‬ ‫میدھند و در خانه نمیمانند‪ .‬کارشناسان‬ ‫دولتی عامل افزايش سن ازدواج را در‬ ‫گسترش اين پديده بسيار م��م توصيف میکنند‪.‬‬ ‫اما در اينجا بايد پرسيد که آيا اين عامل به‬ ‫خودی خود باعث شده که دختری مجرد را به‬ ‫فرار از خانه وادار کند؟‬ ‫گفتنی است که در خبرھای ديگری که از‬ ‫‪ ٢٠٠٠‬زن خيابانی در قبل از اجرای طرح‬ ‫جديد نيروی انتظامی‬

‫صفحه ‪۶‬‬

‫تقابل با اسالم سیاسی یک جبهه مهم جنبش آزادی زن است!‬


‫آزادی زن‬

‫صفحه ‪۶‬‬

‫شماره ‪١١٧‬‬

‫سازمان يافته که بعد از فرار دختران از خانه‬ ‫در حق آنان صورت میگيرد‪ ،‬سخنی به ميان‬ ‫نمیآورند‪.‬‬

‫فرار دختران از خانه‪،‬‬ ‫افسارگسیختگی اجتماعی ‪...‬‬ ‫تحت عنوان »امنيت اخالقی« برای برخورد با‬ ‫پديده بدحجابی و بدپوششی در کشور‪ ،‬طی يک‬ ‫دوره يکماھه تعدادی از زنان و دختران‬ ‫بدحجاب دستگير شدند تھيه شده بود‪ ،‬وضعيت‬ ‫آنھا را در ابعاد مختلف در رسانهھای دولتی بدين‬ ‫شرح اعالم کردند‪.‬‬

‫حداقل ‪ ٩‬سال ذکر شده است‪.‬‬ ‫رسانهھای دولتی دو عامل را در موضوع‬ ‫فرار دختران از بقيه مھم عنوان میکنند؛‬ ‫تحميل عقايد والدين به دخترانی است که سن‬ ‫بلوغ را طی میکنند و اجبار آنان به ازدواج‬ ‫ناخواسته‪ .‬ديگر ھيچ سخنی از جرايمی‬

‫تصور کردن اينکه دختران فراری در پايتخت‬ ‫و شھرھای بزرگ چه سرنوشتی دارند و‬ ‫میتوانند به کجاھا کشيده شوند‪ ،‬از نگاه‬ ‫باندھای قاچاق انسان میتواند يک فرصت‬ ‫سودآور باشد؛ اگر مسووالن دولتی نيز در آن‬ ‫نقش داشته باشند میتوان فرار دختران را نه‬ ‫فقط گريزانی از خانه‪ ،‬بلکه افسارگسيختگی‬ ‫اجتماعی دانست‪.‬‬ ‫شيوا گنجی‪ ،‬روزنامهنگار و فعال حقوق زنان‬

‫‪ -١‬از نظر گروه سنی بالغ بر ‪ ٧٨/٩‬درصد از‬ ‫يادشدگان زير ‪ ١۵‬سال‪ ٩/۴۶ .‬درصد آنھا بين‬ ‫‪ ١۶‬تا ‪ ٢٠‬سال‪ ۵/٣١ ،‬درصدشان بين ‪ ٢١‬تا ‪٢۵‬‬ ‫سال و ‪ ٨/١٣‬درصدشان ‪ ٢۶‬تا ‪ ٣٠‬سال سن‬ ‫داشتهاند‪.‬‬ ‫‪ -٢‬به لحاظ وضعيت تاھل بالغ بر ‪ ۶/٨۴‬درصد‬ ‫از يادشدگان مجرد‪ ١/١٣ ،‬درصد از آنھا متاھل‬ ‫و ‪ ٣/٢‬درصدشان مطلقه بودهاند‪.‬‬ ‫‪ -٣‬از نظر ميزان تحصيالت بالغ بر ‪٩/۴۶‬‬ ‫درصد از يادشدگان دارای تحصيالت متوسطه و‬ ‫ديپلم‪ ٧/٢٧ ،‬درصد آنھا فوق ديپلم و ليسانس و‬ ‫‪ ۴/٢۵‬درصدشان باالتر از ليسانس بودهاند‪.‬‬ ‫‪ -۴‬با لحاظ داشتن شغل بالغ بر ‪ ۴/٢۵‬درصد از‬ ‫يادشدگان محصل‪ ٣/١٩ ،‬درصد از آنھا دانشجو‪،‬‬ ‫‪ ۴/١۵‬درصدشان دارای شغل آزاد‪ ۵ ،‬درصد‬ ‫کارمند بخش خصوصی‪ ۵/١١ ،‬درصدشان‬ ‫خانهدار و ‪ ١٧‬درصد کارگر يا بيکار بودهاند‪.‬‬ ‫‪ -۵‬از نظر نحوه زندگی بالغ بر ‪ ۵/٣٨‬درصد از‬ ‫يادشدگان با والدينشان و ‪ ٧/١٧‬درصد از آنھا با‬ ‫يکی از والدينشان زندگی میکنند و ‪٨٨/۴۴‬‬ ‫درصدشان از پاسخگويی به اين سوال خودداری‬ ‫کردهاند‪.‬‬ ‫‪ -۶‬به لحاظ سابقه دستگيری بالغ بر ‪ ۵/٨٧‬درصد‬ ‫از يادشدگان سابقه دستگيری نداشته اند‪۵/٧ ،‬‬ ‫درصد از آنھا برای بار دوم دستگير شدهاند و‬ ‫‪ ۵/۵‬درصدشان از پاسخگويی به اين سوال‬ ‫خودداری کردهاند‪.‬‬ ‫پديده دختران فراری مختص به پايتخت نيست و‬ ‫در سالھای اخير در شھرستانھای سراسر ايران‬ ‫افزايش چشمگيری داشته است‪ .‬براساس گزارش‬ ‫محرمانهای که چندی پيش از سوی معاونت‬ ‫پرورشی وزارت آموزش و پرورش ايران منتشر‬ ‫شد‪ ،‬عالوه بر افزايش بیسابقه تعداد‪ ،‬کاھش‬ ‫متوسط سن دختران فراری در ايران ھماکنون به‬

‫تلویزیون آزادی زن‬ ‫هر یکشنبه ساعت ‪ ۱۸ ٫۳۰‬بوقت تهران از شبکه هات برد‬ ‫‪ ،KMTV‬مگاهرتز‪ 11642 :‬سیمبل ریت‪27500 :‬‬

‫برابرى کامل زن و مرد در قلمرو اقتصادى و اشتغال حرفه اى!‬


‫آزادی زن‬

‫صفحه ‪٧‬‬

‫شماره ‪١١٨‬‬

‫جنبش آزادی زن‬ ‫تمایزات اجتماعی و اهداف سیاسی‬ ‫سیاوش دانشور‬ ‫جنبش آزادی زن سر راست و روشن برای‬ ‫برابری زن و مرد مبارزه ميکند‪ .‬اين جنبش‬ ‫برای تحقق حقوقی تالش ميکند که جھانشمول‬ ‫است‪ .‬يعنی حق زن را مشروط به چھارچوبھای‬ ‫کشوری و ملی و قومی و يا چھارچوبھای‬ ‫فرھنگی و مذھبی و غيره نميکند‪ .‬نقطه شروع‬ ‫اين جنبش اينست که تبعيض جنسی ممنوع!‬ ‫نابرابری ممنوع! و اين را برای زنان در کره‬ ‫خاکی ميخواھد‪ .‬لذا جنبش آزادی زن ھويت ملی‬ ‫ندارد‪ ،‬ھويت قومی ندارد‪ ،‬ھويت مذھبی ندارد‪،‬‬ ‫اسير واپسگرائی نيست‪ ،‬مدرن و آوانگارد و‬ ‫انترناسيوناليست است‪ ،‬به دستاوردھای جھانی‬ ‫جنبش سوسياليستی طبقه کارگر و جنبش ھای‬ ‫پيشرو زنان و مردان برای آزادی و برابری تکيه‬ ‫دارد‪.‬‬ ‫در تقابل با اين مشخصات‪ ،‬بعنوان مثال‬ ‫ناسيوناليستھای ايرانی اعم از پرو غربی يا قوم‬ ‫پرست‪ ،‬باالخره ھويت ايرانی و مشخصات‬ ‫فرھنگ ايرانی – اسالمی را در بحث حقوق زن‬ ‫ملحوظ ميکنند‪" .‬زن ايرانی" در سنت و فرھنگ‬ ‫ناسيوناليستی ھميشه رقيب "زن غير ايرانی"‬ ‫است‪ .‬در بحث حقوق زن برای ناسيوناليسم نھايتا‬ ‫کنوانسيون ھای سازمان ملل حرف آخر است‪.‬‬ ‫جناح ھای قوم پرست ناسيوناليسم به مسئله زن‬ ‫نگرشی ابزاری دارد‪ .‬برای اين طيف‪ ،‬زنان‬ ‫ھوراکش سران فئودال مسلک و قوم پرستی‬ ‫ھستند که وعده ميدھند تحقق مشروطه ملی شان‬ ‫بر مسئله زن ارجحيت دارد و زنان را تنھا با‬ ‫ھويت قومی و در چھارچوب جنبش ناسيوناليستی‬ ‫برسميت می شناسند‪ .‬اين طيف مشغول پاشيدن‬ ‫سم نژادپرستی در جامعه است و تالش دارد زنان‬ ‫را وسيله نژادپرستی و خودمحوری ملی و قومی‬ ‫کنند‪.‬‬ ‫و يا جنبش ملی اسالمی و نيروھای متحد‬ ‫جمھوری اسالمی را نگاه کنيد‪ .‬اين جنبش يک‬ ‫پايش در ضديت با غرب و دستاوردھای زنان در‬

‫غرب است و مدام آيه "فساد" و "بی بند و‬ ‫باری" ميخواند و پای ديگرش در حجره‬ ‫آخوندھا و زعمای اسالم‪ .‬اينھا نھايتا‬ ‫ميخواھند زنان اسالمی را به مقام روسای‬ ‫حکومت آپارتايد ضد زن "ارتقا" دھند‪ .‬چپ‬ ‫ستيزی‪ ،‬آزادی ستيزی‪ ،‬علم ستيزی‪ ،‬دفاع از‬ ‫جھالت و سنت‪ ،‬شرقزدگی و اسالم زدگی‬ ‫ھويت اين جنبش است‪ .‬اينھا تالش ميکنند که‬ ‫بين حقوق زن و اسالم پل بزنند‪ .‬من خود را‬ ‫فمينيست نميدانم‪ ،‬با اينحال فکر ميکنم‬ ‫"فمينيسم اسالمی" اسم بی مثما و تناقض‬ ‫درخودی است که اين خانمھا برای جست و‬ ‫خيز ارتجاعی و ضد زن خويش انتخاب کرده‬ ‫اند‪.‬‬ ‫در تقابل با اين مجموعه ديدگاه ارتجاعی و‬ ‫محدودنگر‪ ،‬جنبش آزادی زن از يک رھائی‬ ‫واقعی و برابری بيقيد و شرط سخن ميگويد‬ ‫و به اين معنا تماما متمايز است‪ .‬جنبش‬ ‫آزادی زن دنبال اصالح ھيچ ارتجاعی‬ ‫نيست‪ ،‬حق و آزادی زن را مشروط به‬ ‫منفعت و تعصب ھيچ قوم و ملت و مذھبی‬ ‫نميکند‪ ،‬به مردساالری و فرھنگ منحط ضد‬ ‫زن باج نميدھد‪ ،‬سکوالر و پيشرو است‪ ،‬نه‬ ‫فقط دنبال پيوندی با اسالم نيست بلکه در‬ ‫تالش برای جارو کردن اسالم و دستگاه دين‬ ‫بعنوان يک سلطه سياسی در جامعه است‪.‬‬ ‫جنبش آزادی زن در قلمرو برنامه ای‪،‬‬

‫آزادی زن‬

‫موقعيت زن در جامعه‪ ،‬در خانواده‪ ،‬و در‬ ‫قوانين يک راه حل جذاب و آزاديخواھانه قرن‬ ‫بيست و يکمی دارد‪ .‬و باالخره به ھمت جنبش‬ ‫آزادی زن و تقابل بيوقفه با ارتجاع اسالمی‪،‬‬ ‫مسئله زن به يک بارومتر سياست ايران بدل‬ ‫شده است‪ .‬مسئله زن يک فاکتور مھم سياسی‬ ‫و يک سوال مھم اجتماعی است‪ .‬نميتوان در‬ ‫ايران از سياست و آينده جامعه حرف زد و از‬ ‫زن و آزادی و حق وی سخن نگفت‪ .‬قدرت‬ ‫مادی اين جنبش عظيم است و آنچه ميبينيم‬ ‫ھنوز نوک اين کوه يخ است‪ .‬در جامعه ای که‬ ‫برای يک آينده غير مذھبی تالش ميکند‪ ،‬نقش‬ ‫جنبش آزادی زن و تقابل با اسالم يک جرم‬ ‫انفجاری وسيع است که کل منطقه را تحت‬ ‫تاثير جدی قرار ميدھد‪.‬‬ ‫جنبش آزادی زن ماھيتا جنبشی چپ است‪ ،‬به‬ ‫اردوی چپ جامعه تعلق دارد‪ ،‬تاريخ اش چپ‬ ‫است‪ ،‬و يک رکن مھم تالش سوسياليستی‬ ‫برای آزادی جامعه است‪ .‬تاريخا ھم اين چپ‬ ‫بوده که پرچم بھبود حقوق زنان و آزادی زن‬ ‫را وارد فرھنگ سياسی کرده است‪.‬‬ ‫به اين اعتبار برخورد با مسئله زن يک‬ ‫شاخص مھم در تعريف جايگاه نيروھای‬ ‫سياسی در اردوھای چپ و راست جامعه‬ ‫است‪.‬‬

‫***‬

‫نشریه سازمان آزادی زن‬

‫‪www.azadizan.net‬‬ ‫سردبیر‪ :‬آذر ماجدی‬ ‫‪majedi.azar@gmail.com‬‬ ‫هیئت تحریریه‪ :‬آذر ماجدی‪ ،‬مریم کوشا‪ ،‬سیاوش دانشور‬

‫حقوق برابر زن و مرد در ازای کار مشابه!‬


‫آزادی زن‬

‫شماره ‪١١٨‬‬

‫صفحه ‪٨‬‬

‫بمناسبت ‪ 8‬مارس‬ ‫جنبش آزادی زن پیشتاز مبارزه برای آزادی و برابری!‬ ‫بشريت آزاديخواه و برابری طلب بيش از يک قرن است که برای آزادی و برابری زنان مبارزه می کند‪ .‬اين مبارزه به اشکال مختلف‬ ‫در جريان است؛ از مبارزات فردی تک تک زنان آزاديخواه در اعتراض به بردگی جنسی تا جنبش ھای عظيم اجتماعی؛ امر آزادی و‬ ‫برابری آنچنان قوی و عميق است که عليرغم شکست ھای متعدد يا دستيابی به دستاوردھای مختلف کماکان ادامه يافته است و تا زمانيکه‬ ‫آزادی بی قيد و شرط زنان و برابری کامل و واقعی جنسی در جھان تحقق نيابد‪ ،‬ادامه خواھد يافت‪.‬‬ ‫برگزيدن روزی بنام روز جھانی زن‪ ،‬روزی که در آن ده ھا زن کارگر برای دستيابی به خواست برحق خود به اعتراض برخاستند و‬ ‫توسط سربازان سرمايه در آمريکا به خاک و خون کشيده شدند‪ ،‬بيانگر جھانشمولی اين خواست در دنيای معاصر است‪ .‬اکنون بيش از‬ ‫يک قرن است که آزاديخواھان و برابری طلبان در سراسر جھان اين روز را گرامی می دارند‪ 8 .‬مارس مظھر آزاديخواھی و برابری‬ ‫طلبی انسانی و جھانی است‪.‬‬ ‫جنبش آزادی زن در ايران از سی و پنج سال پيش‪ ،‬از زمان بقدرت رسيدن يک حکومت سياه ضد زن اسالمی ھر ساله به ھر شکل‬ ‫ممکن در اين گراميداشت جھانی شرکت می کند‪ .‬جنبش آزادی زن ايران يک گردان مھم و پيشتاز آزاديخواھی و برابری طلبی جھانی‬ ‫است‪ .‬عليرغم سرکوب خشن‪ ،‬تحميل عقب مانده ترين سنن و ارزشھای قرون وسطايی زن ستيز جنبش آزادی زن به تالش خستگی‬ ‫ناپذير خود برای آزادی و برابری ادامه می دھد؛ ارزشھا و سنن قرون وسطايی‪ ،‬آيه ھای خدايی و نمايندگان زمينی آنرا به مصاف می‬ ‫طلبد و به سخره می کشد‪ .‬جنبش آزادی زن در ايران مھمترين دشمن جنبش سياه اسالمی است‪.‬‬ ‫در چند سال گذشته با بپا خاستن مردم کارگر‪ ،‬زحمتکش و ستمديده منطقهُ اسالم زده‪ ،‬جنبش آزادی زن در کل منطقه به حق طلبی بلند‬ ‫شده است و "نه" رسای خود را عليه اسالم و جنبش اسالمی فرياد می زند‪ .‬جنبش اسالمی دريافته است که برای تثبيت قدرت خويش؛‬ ‫برای اينکه موفق شود حجاب سياه اختناق اسالمی را بر سر جامعه بکشد بايد با جنبش آزادی زن تسويه حساب کند‪.‬‬ ‫جنبش آزادی زن بايد ھمراه و در اتحاد با جنبش آزادی زن در منطقه صفوف خود را محکمتر و متحد تر سازد‪ .‬پيروزی عليه اين جنبش‬ ‫سياه ضد زن امکانپذير است‪ 8 .‬مارس يک ف��صت مناسب برای قدرتنمايی عليه آن و بيان خواستھای ما است‪ .‬بايد باستقبال اين روز‬ ‫برويم‪ .‬برای گراميداشت ھر چه باشکوه تر آن آماده شويم‪ .‬اعتراضمان را در سطح گسترده منعکس کنيم‪ .‬رژيم اسالمی ھر ساله در‬ ‫ھراس از قدرت ما به استقبال اين روز می رود‪ .‬بايد سنگرھای مبارزه را مستحکمتر کنيم‪ .‬آزادی و برابری زنان قبل از ھر چيز در‬ ‫گرو به زير کشيدن اين رژيم سياه است‪ .‬با به زير کشيدن اين نظام يک پيشروی بزرگ عليه کل جنبش اسالمی و مناسبات زن ستيز در‬ ‫منطقه خواھيم داشت‪.‬‬ ‫سازمان آزادی زن تمام زنان و مردان آزاديخواه را به گراميداشت ‪ 8‬مارس فرا می خواند‪ .‬اين روز‪ ،‬روز ماست‪ .‬اين روز فرصتی‬ ‫برای تحکيم اتحاد و تقويت صفوف ماست‪ .‬ما تنھا نيستيم‪ .‬بشريت آزاديخواه و برابری طلب در سراسر جھان در کنار ماست‪ .‬ما می‬ ‫توانيم و بايد به پيشتاز مبارزه عليه جنبش اسالمی و زن ستيزی قرون وسطايی بدل شويم؛ بايد اين جنبش سياه را به ھمراه حجاب‬ ‫اسالمی و آپارتايد جنسی و کليه سنن و مظاھر زن ستيز از صفحه جامعه بروبيم‪.‬‬

‫زنده باد ‪ 8‬مارس‬ ‫زنده باد آزادی و برابری‬ ‫نه به ستم بر زنان‪ ،‬نه به سرکوب زنان‬ ‫سازمان آزادی زن‬ ‫فوریه ‪2014‬‬

‫به سازمان آزادی زن بپیوندید!‬


azadizan-nr118