Page 1

‫‪www.navideshahed.com‬‬

‫سمت چپ امام حجت االسالم و المسلمين شهيد سید حسین حسينى نويسنده مقاله وسمت راست امام حجت االسالم شيخ محيي الدين فرقاني‪.‬‬

‫نگاهي به مبارزات سياسى‬ ‫و اجتماعى عالمه شهيد بلخى‬

‫« شهيد عالمه بلخي به قلم شهيد حجت االسالم و المسلمين سید حسین حسينى» از‬ ‫رهبران برجسته جهادي افغانستان‬

‫ش��هيد سيد حسين حس��يني در س��ال ‪ 1347‬به منظور فراگيري علوم‬ ‫اسالمي راهي حوزه علميه نجف اشرف مي‌شود‪ .‬او ابتدا از مرجع وقت‬ ‫جهان تش��يع آيت اهلل العظمي سيد محسن حكيم تقليد مي‌كرده است‪.‬‬ ‫ولي پس از ارتحال ايشان‪ ،‬استخاره مي‌گيرد تا از امام خميني (ره) تقليد‬ ‫كند‪ .‬استخاره مثبت بوده و آقاي حسيني بيدرنگ به تقليد از امام امت‬ ‫روي مي‌آورد‪ ،‬و شيفته درس حكومت اسالمي و درس خارج فقه امام‬ ‫مي‌شود‪ ،‬و در حوزه علميه نجف اشرف همواره مالزم بيت و همراه امام‬ ‫بوده است‪ .‬همزمان با پيرزي انقالب اسالمي ايران‪ ،‬شهيد حسيني نيز به‬ ‫تهران مي‌آيد‪ ،‬و در پي اشغال افغانستان توسط قواي شوروي‪ ،‬سازمان‬ ‫نصر افغانس��تان را تش��كيل مي‌دهد‪ ،‬و در عمليات مسلحانه و مبارزات‬ ‫فرهنگي در داخل و خارج از افغانستان شركت مي‌نمايد‪ .‬شهيد حسيني‬ ‫در س��ال ‪ 1366‬هنگام رفت و آمد به افغانس��تان توسط عوامل نفوذي‬ ‫دش��من شناسايي و به طرز فجيعي به ش��هادت مي‌رسد‪ .‬تاكنون آثار و‬ ‫مقاالت گرانبهايي از اين ش��هيد عاليقدر بر جاي مانده كه شاهد ياران‬ ‫مقاله ذيل را انتخاب كرده كه با هم مي‌خوانيم‪:‬‬

‫بس��م اهلل الرحمن الرحي��م‪ :‬هدف م��ا در مرحله كنوني‪،‬‬ ‫شناختن و شناساندن شهيد عالمه سيد اسماعيل بلخي به‬ ‫عنوان يكى از بزرگترين شخصيت‌هاى اسالمى و شيعي‬ ‫است‪ .‬بزرگمردى كه بحق از انديشمندان جهان اسالم بود‬ ‫و در ظلمانى‏تري��ن دوران‌ها در كش��ور تحت ظلم و فرو‬ ‫رفته در اختناق و تاريكى‪ ،‬قيام ش��كوهمندى را براساس‬ ‫قرآن و سنت پايه‏گذارى كرد‪ .‬شناختن ابعاد شخصيت اين‬ ‫مرد بزرگ‪ ،‬در واقع به آشنايى ما با مسائل اسالمى در ابعاد‬ ‫گوناگون كمك مي‌كند‪.‬‬ ‫مردان خدا هركدام راه‌هاي گوناگوني را براي رس��يدن به‬ ‫حق و حقيقت انتخ��اب كرده‌اند‪ .‬اگر بين عالمه بلخي و‬ ‫موالنا جالل الدين بلخي مقايسه شود‪ ،‬نقطه‌هاي مشترك‬ ‫زي��ادي وجود دارد‪ .‬اگر بين عالم��ه بلخي و عالمه اقبال‬ ‫الهوري مقايسه شود‪ ،‬مقاومت و مبارزات سياسي عالمه‬ ‫بلخي را اگر در نظر بگيريم از او باالتر اس��ت‪ .‬اگر او را با‬ ‫موالنا خواجه حافظ شيرازي مقايسه كنيم‪ ،‬قصيده بلند باال‬ ‫و پر محتواي ‪ 270‬بيتي شب ديجور عالمه بلخي و دوره ‪15‬‬ ‫ساله زندان او شاهد برتري عالمه بلخي است‪ .‬اگر عالمه‬ ‫بلخي را با موالناي بلخي مقايسه نمائيم‪ ،‬درست است كه او‬ ‫شمع حقيقت‌جويي است‪ ،‬اما عالمه شهيد بلخي با وجود‬ ‫خود و با جان خود راه حقيقت را پيموده است‪ .‬او از قيل‬ ‫و قال مدرس ‌ه خسته‪ ،‬در پي حقيقت و واقعيت بود‪ .‬شعر و‬ ‫ادبيات و عرفان عالمه بلخي از موالناي بلخي و حافظ و‬ ‫سعدي شيرازي هم باالتر است‪.‬‬ ‫عالمه بلخي را نمي‌توانيم تنها از چند سخنراني و شعر او‬ ‫بشناسيم‪ .‬بايد شهيد بلخي را از جهان بيني او بشناسيم‪ .‬اگر‬ ‫امروز مسئل ‌ه وحدت را در جوامع اسالمي مطرح مي‌كنيم‪،‬‬ ‫بايد وحدت ماهيتي‪ ،‬وحدت فكري‪ ،‬عقيدتي و استراتژيكي‬

‫را مط��رح كنيم‪ ،‬و نه وحدت جاهالن��ه و عوام فريبانه را‪.‬‬ ‫مزاياي بزرگ شخصيت علمي‪ ،‬فكري‪ ،‬مبارزاتي و عرفاني‬ ‫عالمه بلخي به ملت ما جرأت‪ ،‬شهامت و غرور مي‌بخشد و‬ ‫مي‌فهماند كه ما در طول تاريخ شخصيت‌هاي بزرگي چون‬ ‫عالمه بلخي‪ ،‬سيد جمال الدين‪ ،‬ابن سيناي بلخي‌‪ ،‬موالناي‬ ‫بلخي‪ ،‬آخوند خراساني هروي و عالمه شهيد سيد ميرعلي‬ ‫اصغر شعاع داريم‪.‬‬ ‫شهيد بلخي با بينش انقالبي و اسالمي‪ ،‬بسياري از مسايل‬ ‫فلس��في و اعتقادي را به صورت اصولي و صحيح در آثار‬ ‫خود مطرح كرده است‪ .‬يكي از مسايل خرافي كه تا امروز‬ ‫در جامعه ما مطرح است‪ ،‬مسئله قضا و قدر كور است‪ .‬اما‬ ‫عالمه بلخي آن را به شكل بسيار سياسي و انقالبي مطرح‬ ‫مي‌كند‪ .‬قضا و قدر يك اصل سياسي‪ ،‬اجتماعي و عقيدتي‬ ‫است‪ .‬مخالف تالش و كوشش انسان نيست‪ .‬اگر ملت ما‬ ‫بيشتر مقاومت كند و مبارزه را ادامه دهد‪ ،‬باز هم طبق قضاي‬ ‫الهي است‪ .‬مگر آزادي ما مورد خواست خداوند نيست؟ ما‬ ‫نبايد تنها از عالمه بلخي مديحه سرائي كنيم‪ .‬بايد راهكار او‬ ‫را ادامه دهيم‪ .‬بايد جمعي تشكيل شود و به صورت علمي‬ ‫و تحقيقي كتابي تهيه و تنظيم نمايند تا شخصيت علمي‪،‬‬ ‫عرفاني و فلس��ف ‌ه حقيقي مبارزات عالمه بلخي در جهان‬ ‫اسالم به صورت درست معرفي شود‪ .‬براى آنكه بتوانيم در‬ ‫كار و انديشه شهيد بلخى بهتر آشنا شويم‪ ،‬ضرورى است‬ ‫كه اوضاع حاكم بر جامعه افغانستان در دوران حيات او را‬ ‫بررسىكنيم‪.‬‬ ‫در س��ه قرن پيش اوضاع سياس��ى‪ ،‬اجتماعى و فرهنگى‬ ‫افغانستان بسيار اسفبار و درد آور بوده و در هيچ حوزه‌اي‬ ‫نقطه روش��نى وجود نداشته است‪ .‬از نظر تاريخ‏نگاران و‬ ‫دانش��مندان معاصر‪ ،‬نقطه روش��ن و قابل اعتمادى در آن‬

‫‪35‬‬

‫دوران تاريك و نكبت بار وجود ندارد‪ .‬همه اين نابساماني‌ها‬ ‫معلول دس��ت‏اندازى‏ها و دخالت‌ها و سلطه جويي‌هاي‬ ‫اس��تعمارگران در كش��ورهاى اس�لامى به خصوص در‬ ‫افغانستان است‪ .‬معلول حاكميت حاكمان جاهل و مستبد‬ ‫در اين كشور است‪ .‬حاكمان ناداني كه وابسته به استعمار‬ ‫بودند‪ ،‬و استبداد و فسق و فجور را پيشه خود كرده بودند‪ ،‬و‬ ‫فجيع‏ترين جنايات ضد انساني را مرتكب مي‌شدند‬ ‫آنگاه كه مردم افغانستان براي مبارزه بر ضد انگليس و سلطه‬ ‫سياه دست نشاندگان تصميم مى‏گيرند‪ ،‬روحيه ضد سلطه‬ ‫در مردم قهرمان افغانس��تان باعث ايجاد خيزش عمومى‬ ‫مى‏گردد‪ ،‬و س��رانجام انگليس��ي‌ها در چند جنگ خونين‬ ‫شكس��ت مى‏خورند و براى نخس��تين بار در برابر ملت‬ ‫مصمم و دس��ت خالي به زانو در مى‏آيند‪ .‬به راس��تى چه‬ ‫عواملی سبب شد تا مردم افغانستان در سه جنگ در برابر‬ ‫استعمارگران انگليس به پيروزى قطعي دست يابند؟ انديشه‬

‫‪ :‬اين گفت ‏ه عالمه بلخى در‬ ‫وجود امام خمینی (ره) متجلى‬ ‫است‪ ،‬كار عشق بحق امروز از‬ ‫فرمايشات امام خمینی مشخص‬ ‫است كه هيچ قدرت نظامى دنيا‬ ‫توان مقابله با آن را ندارد‪ .‬هر‬ ‫سپاه قدرتمندي از رويارويى با‬ ‫اين موجود الهى مى‏ترسد‪ ،‬پيروى‬ ‫از حق و عشق به خداست كه‬ ‫امروز در امام خمینی تجلي يافته‬ ‫است‬


‫‪www.navideshahed.com‬‬

‫يادمان‌شهيد‌عالمه سيد محمد اسماعيل حسيني بلخي‬ ‫شماره‪ / 64‬اسفند ماه ‪1‌ 389‬‬

‫دينى و آگاهي اس�لامى توده مردم بود‪ .‬روحانيون آگاه و‬ ‫فداكار بودند كه رهبرى مقاومت مردمى را بر عهد‏ه داشتند‪.‬‬ ‫اين علما بودند كه روحيه ايثار و مقاومت را در برابر كفار‬ ‫اشغالگر در دل‏ها تقويت كردند‪.‬‬ ‫خ نويسان معلوم الحال امان اهلل خان را‬ ‫اگر چه تعدادي از تاري ‏‬ ‫رهبر و پيشگام مبارزات ضد انگليسى عنوان كرده و مدعى‬ ‫شده‌‏اند كه او باعث وحدت و يكپارچگى مبارزان شده تا‬ ‫متجاوزان انگليسى را در نوبت‌هاى متوالى شكست دهند‪.‬‬ ‫ولي واقعيت غير از اين اس��ت‪ .‬اگر نبود فتاواى روحانيون‬ ‫معظم و بيگانه ستيز افغانستان‪ ،‬هرگز انگليس خوار و ذليل‬ ‫از خاك وطن ما بيرون نمي‌رفت‪.‬‬ ‫مهمترين دليل ما بر اينكه امان اهلل خان نمى‏توانست مردم‬ ‫را عليه سلطه بيگانگان ملحد شرق بسيج كند‪ ،‬گرايش او‬ ‫ب��ه غرب بود‪ .‬او در نتيجه كوته فكري و ضعف در مقابل‬ ‫تمدن دشمن غربي‪ ،‬زمينه سلطه غير مستقيم انگليسي‌ها را‬ ‫پس از نا اميدي‌شان هموار كرد‪ .‬انگليسي‌ها با شيوه تزوير‬ ‫و فريب مردم انقالبي‪ ،‬استقالل افغانستان را اعالم كردند‪،‬‬ ‫و حاكميت امان اهلل خان را به رس��ميت ش��ناختند‪ .‬آن‌ها‬ ‫با نيرنگ و اس��تفاده از نقطه ضعف‌هاى ام��ان اهلل او را از‬ ‫مسير مردم و اس�لام به انحراف كشاندند‪ .‬امان اهلل در پى‬ ‫اغواى استعمارگران انگليسي سرانجام در كنار رضا خان‬ ‫و اتاتورك قرار گرفت‪ ،‬و به اقدامات بسيار ابلهانه‏اى براي‬ ‫نابودي هويت ديني مردم دست زد‪ .‬ليكن روحانيون بيدار‬ ‫افغانستان اعم از شيعه و سنى‪ ،‬بر ضد او به قيام برخاستند و‬ ‫با اعالم جهاد عمومى‪ ،‬نظام پوشالى او را ساقط كردند‪.‬‬ ‫ولي از آنجا كه رس��م كش��وردارى اقتضا مى‏كرد فردى از‬

‫‪ :‬شهيد بلخي با بينش اسالمي‪،‬‬ ‫مسايل فلسفي و اعتقادي را به‬ ‫صورت اصولي در مطرح كرده‬ ‫است‪ .‬يكي از مسايل خرافي كه‬ ‫تا امروز در جامعه ما مطرح است‪،‬‬ ‫مسئله قضا و قدر كور است‪ .‬اما‬ ‫عالمه بلخي آن را به شكل سياسي‬ ‫و انقالبي مطرح مي‌كند‪ .‬قضا و قدر‬ ‫يك اصل سياسي و عقيدتي است‬ ‫و مخالف كوشش انسان نمي‌باشد‬

‫ميان توده مردم مسلمان به نام حبيب‬ ‫اهلل كلكانى مش��هور به بچه سقا زمام‬ ‫امور كش��ور را بدس��ت مى‏گيرد و به‬ ‫عنوان پادشاه اعالن حكومت مى‏كند‪.‬‬ ‫درباره اين مرد هنوز دو گونه قضاوت‬ ‫مى‏شود‪ .‬گروهى با استناد به رسانه‏هاى‬ ‫تبليغاتى استعمارگران او را آدمى ناپاك‬ ‫و راهزن مي‌خوانن��د‪ .‬عده‏اى هم او را‬ ‫عيارى از خراسان و جوانمردى از دل‬ ‫كوه برخاسته و متعبد به ديانت اسالم‬ ‫مى‏دانند‪ .‬من از تاريخ حبيب اهلل كلكاني‬ ‫اطالع دقيقى ندارم‪ ،‬ولي او گفته است‬ ‫كه نه عامل انگليس و نه مزدور روسيه‬ ‫بوده اس��ت‪ .‬همين عدم وابستگى او‬ ‫سبب مى‏شود كه شكست بخورد‪ .‬در‬ ‫پي ناكامي حبيب اهلل‪ ،‬سرسپرده‌اي به‬ ‫ن��ام نادر خ��ان از انگليس و از طريق‬ ‫مرز هندوستان كه مستعمره انگليس‬ ‫بوده وارد افغانس��تان مي‌شود‪ .‬نادر خان سپس با كمك و‬ ‫راهنمايى مستقيم انگليسي‌ها جنگ بر ضد دولت حبيب‬ ‫اهلل كلكاني را آغاز مى‏نمايد‪ .‬آنگاه افراد فاس��د و خوانين‬ ‫و جنايتكاران تش��نه منصب و مزدور بيگانه را با وعده و‬ ‫وعيدها جذب خود مى‏كند‪ ،‬و كشتار عجيبى را در اطراف‬ ‫كابل راه مى‏اندازد‪ .‬تا جائي كه اين قتل عام و تاراج به مدت‬ ‫سه روز متوالى ادامه پيدا مي‌كند‪.‬‬ ‫بسيارى از مردم كه در برابر نادر خان مقاومت مى‏كردند‪ ،‬از‬ ‫هستى ساقط مى‏شوند‪ .‬نادر خان با قساوت و وحشيگرى‬ ‫دولت حبيب اهلل را سرنگون مى‏كند و خود بر اريكه قدرت‬ ‫تكيه مى‏زند‪ .‬مهره غدار و جديد استعمار براى گرفتن زهر‬ ‫چشم از مخالفان چه جنايت‌هايى كه مرتكب نمي‌شود‪ .‬او‬ ‫بدون ترس و هراس و بيرحمانه دستور قتل عام مردم مبارز‬ ‫كوهدامنهزاره‏جات‪،‬مردمقهرمانومبارزشمال‪،‬روحانيون‬ ‫و علماي اطراف كابل را صادر كرد‪ .‬تاريخ نويسان نوشته‌اند‬ ‫كه نادر خان چند روز پس از آغاز سلطنت‪ ،‬مردم كوهدامن‬ ‫را به جرم شركت همسر يك سپهساالر اهل كوهدامن در‬ ‫اعتراضات عمومي قتل عام مى‏كند‪.‬‬ ‫نادر خان س��پس هفت ورق قرآن امضاء شده را به عنوان‬ ‫امان نامه براي حبيب اهلل ارسال مي‌كند‪ .‬و با نيرنگ و فريب‬ ‫او را به دام مى‏اندازد‪ .‬آنگاه همه وزرا و فرماندهان ارتش را‬ ‫گرده��م مي‌آورد‪ ،‬و حبيب اهلل كلكاني را تيرباران مى‏كند‪.‬‬ ‫از آن روز انديش��مندان متعهد مسلمان به حبس مى‏افتند‪.‬‬ ‫بس��يارى از متفكرين مس��لمان به قتل مى‏رسند‪ .‬جنايات‬ ‫نادر خان از هولناك‏ترين جنايات تاريخ معاصر افغانستان‬ ‫اس��ت‪ .‬جنايت ننگين‌تري كه نادر خان در تاريخ مرتكب‬ ‫شد‪ ،‬همدستى او با كمونيست‌هاي شوروي براي سركوب‬ ‫نهضت مسلمانان آس��ياي مركزي بود‪ .‬در پي اين خيانت‬ ‫ضرب��ات كوبنده و ناجوانمردانه‏اى بر مردم بپا خاس��ته و‬ ‫مسلمان همجوار افغانستان وارد آمد‪،‬‬ ‫نادر خان در حالي كه سرسپرده انگليس بود‪ ،‬در عين حال‬ ‫مى‏بينيم كه در مقابله با نهضت اسالمى آسياى مركزى‪ ،‬با‬ ‫كمونيست‌ها نيز همدست و همپيمان بوده است‪ .‬در نتيجه‬ ‫اين تبانى شخصيت‌هاى مشهور و قهرمان آسياى مركزى‬ ‫همانن��د ابراهيم بيك كه بر اثر مب��ارزات بى‏امان خويش‪،‬‬ ‫امنيت و آسايش را از اشغالگران كمونيست گرفته بودند‪،‬‬ ‫بجاى آنكه از سوى مردم افغانستان حمايت شوند‪ ،‬مورد‬ ‫حمله نادر خان قرار مى‏گيرند‪ .‬ابراهيم بيگ در نتيجه حمله‬

‫‪36‬‬

‫نامردانه نادر خان مجبور مى‏گردد به داخل آسياى مركزى‬ ‫بازگردد‪ ،‬و در بخارا توس��ط حاكمان روس��يه به شهادت‬ ‫برسد‪ .‬نهضت اسالمي مردم آسياى مركزي بكلى شكست‬ ‫مى‏خورد و مجاهدين با از دست دادن يگانه پناهگاه و نقط ‏ه‬ ‫عقب‏نشينى خود يعنى افغانستان‪ ،‬مأيوسانه از ادامه مقاومت‬ ‫دست مى‏كشند‪ ،‬و تن به حاكميت كفر مى‏سپارند‪.‬‬ ‫نادر خان پس از چهار س��ال سلطنت ناروا به درك واصل‬ ‫مي‌شود‪ ،‬و فرزند خردسال او ظاهر خان به صحنه مى‏آيد‪.‬‬ ‫ولي گرداننده اصلى چرخ حكومت فاشيس��تى افغانستان‬ ‫هاش��م‏خان برادر نادر خان مي‌باش��د‪ .‬اي��ن ناپاكان اجير‬ ‫تاجايي كه توانس��تند دانايان و متفكران دلسوز ملت را به‬ ‫قتل رساندند‪ ،‬يا به سياه چال‌هاى نمناك زندان انداختند‪ .‬در‬ ‫اين بحث مى‏خواهم گوشه‏هايى از اوضاع اسفناك عصر‬ ‫عالمه بلخى را كه در دوران س��لطنت و فرمانروائى ظاهر‬ ‫خان بود با اس��تفاده از آثار و اشعار شهید بلخى كه در دل‬ ‫محبس دهمزنگ كابل سروده است بازگو نمايم‪ .‬او در يكى‬ ‫از اش��عار خود بيان مى‏كند‪ .‬زندان دهمزنگ زندانى است‬ ‫ك��ه من توصيف آن را از زبان يكى از ب��رادران ايرانى كه‬ ‫چند سال پيش در افغانس��تان رفته بود شنيده‌ام‪ .‬آن برادر‬ ‫نقل كرد‪« :‬مرا در آن زندان محبوس كردند‪ .‬زندانى عجيب‬ ‫و غريب بود و هيچگونه ش��باهتى به زندان‌هاى معمول‬ ‫در ساير كش��ورهاى دنيا نداشت‪ .‬به زندان هارون‏الرشيد‬ ‫و معتصم عباس��ى كه براى علويان مخالف از جمله امام‬ ‫موسى (ع) و امام هادى (ع) درست شده شباهت داشت‪.‬‬ ‫زماني كه در حوزه علمیه نجف اشرف درس مي‌خوانديم‬ ‫گاهي به سامرا مي‌رفتيم و از نزديك زندان خلفاى تبهكار‬ ‫عباسى را مى‏ديديم‪ .‬كانال زندان چند كيلومتر طول داشت‪.‬‬ ‫ما چند كيلومتر راه مى‏رفتيم تا به انتهاي زندان مى‏رسيديم‬ ‫و آن موضعى را كه امام هادى (ع) در آن محبوس بود نگاه‬ ‫مى‏كرديم»‪.‬‬ ‫زن��دان دهمزنگ كابل هم آن گونه بوده اس��ت‪ .‬آن زندان‬ ‫داراى ديوار‏ه��اى گلى و خاكى و مرط��وب بوده و هيچ‬ ‫گونه وسايل حياتى كه در ساير زندان‌هاى جهان معمول‬ ‫و مرسوم است در آن وجود نداشته است‪ .‬عالمه بلخي ‪15‬‬ ‫سال در چنين زنداني زندگى كرده است‪ .‬با سرودن شعر و‬ ‫با زبان اشعار اوضاع حاكم را ترسيم مى‏نمايد‪:‬‬ ‫حاجتى نيست به پرسش كه چه نام است اينجا‬ ‫جهل را مسند و بر فقر مقام است اينجا‬ ‫علم و فضل و هنر و سعی و تفکر ممنوع‬ ‫آنچه در شرع حالل است‪ ،‬حرام است اینجا‬ ‫چ��ه خوب عامل اصلى آن وضعيت اس��فبار را توصيف‬ ‫مى‏كند‪ ،‬حاكميت انسان‌هاى نااليق و نادان است كه جوامع‬ ‫ت زده مى‏س��ازد‪ .‬چه جهل و فقر هم‬ ‫را بدبخ��ت و فالك ‏‬ ‫ارمغان چنان حاكميت‌هاى شوم و ضد انسانى است و هم‬ ‫عامل بقاء و استمرار آن‪ .‬افغانستان يك چنين وضعيتى داشته‬ ‫و حاكمان خاندان محمد زائى بسان دشمنان سوگند خورده‬ ‫ملت‪ ،‬جلو پيش��رفت و تكامل آنان را با تمام توان مسدود‬ ‫كرده و با همه ارزش‌هاي انس��اني و اخالقي كمر به ستيز‬ ‫بستهبوده‏اند‪:‬‬ ‫ريش زاهد‪ ،‬قلم منشى و فرم افسر‬ ‫حلقه حزب جوانان‪ ،‬همه دام است اينجا‬ ‫اينجا عالمه بلخى منظورش توهين و يا مس��خره نمودن‬ ‫انسان‌هاىمؤمننيست‪،‬اماآدم‌هاى رياكارومسلمان‏نماهاى‬ ‫دغلب��از و زاهد نمايى كه هميش��ه در جامعه از قيافه‏هاى‬ ‫زاهدانه‪ ،‬سوء استفاده كرده‏اند نكوهش مي‌كند‪ .‬در حقيقت‬ ‫اين ريش زاهد و قلم منشى و فرم افسر‪ ،‬سه نماد قدرت‌هاى‬


‫‪www.navideshahed.com‬‬

‫ضد مردمى را مشخص مى‏سازد و حاكى از زشتى فريب‬ ‫و زر و زور است‪ .‬عالمه بلخى در ادامه بيان اوضاع عصر‬ ‫خود چنين مى‏گويد‪:‬‬ ‫فكر مجموع در اين قافله‪ ،‬جز حيرت چيست؟‬ ‫زانكه آندر كف يك دزد‪ ،‬زمام است اينجا‬ ‫ظاهر خان را به عنوان يك دزد‪ ،‬و يك جاهل و يك قلدر‬ ‫و به عنوان يك ديكتاتور كه حاكميت تاريك و شبگون و‬ ‫جغدوار خود را به مردم افغانستان تحميل كرده و منبع همه‬ ‫مفاسد اجتماعى وفرهنگی و عقب ماندگى‏هاى علمى و‬ ‫انسانى است قلمداد مى‏كند‪:‬‬ ‫بردگان سرخوش و آزاد به هر جا اما‬ ‫ملتى بر در يك شخص‪ ،‬غالم است اينجا‬ ‫بلخي اينگونه وضع اسفبار كشور را بيان مى‏كند‪ .‬دوگانگى‬ ‫وضع حاكم و وابس��تگى درباريان فاسد به شرق و غرب‪.‬‬ ‫گرايش گروهى از دولتمردان نااليق به ميراث‏خوار استعمار‬ ‫پير انگليس‪ ،‬آمريكا و ش��يفتگى گروهى ديگر از آنان به‬ ‫وابس��تگى و مزدورى به استعمار ش��وروي را در شعر پر‬ ‫معنى و بلند كه در آن هم علم و هم فرهنگ و فلسفه هويدا‬ ‫است‪ .‬يعنى شعر و قصیده بلند و پر محتوای ‪ 270‬بیتی شب‬ ‫ديجور به خوبى ترسيم مى‏كند‪.‬‬ ‫عالمه شهيد بلخى هنگامى كه در سفر تاريخي سال ‪1346‬‬ ‫به حوزه علمیه نجف آمد و به ديدن حضرت امام خمینی‬ ‫(ره) رفت‪ ،‬امام هم به ديدن او آمد‪ .‬در يكي از اين ديدارها‬ ‫كه در شهر كربال صورت گرفت‪ ،‬دوستان او را به حضرت‬ ‫امام (ره) معرفى كردند‪ .‬يكى از همراهان خطاب به حضرت‬ ‫ت اهلل خميني! جناب‬ ‫امام (ره) عرض كرد كه حضرت آي ‌‬ ‫آقای بلخى عالوه بر اينكه یک شخصیت علمی و سیاسی‬ ‫و متفكر انقالبى است‪ ،‬شاعر هم هست‪ .‬حضرت امام در‬ ‫جواب با تبسم فرمود‪« :‬بلى حسنات در وجود سيد بزرگوار‬ ‫جناب آقای بلخی جمع شده است»‪.‬‬ ‫آنگاه ش��هيد بلخى اجازه گرفت شعر شب ديجورش را‬ ‫در محضر حضرت امام (ره) بخواند‪ .‬امام پس از اطالع از‬ ‫مجاهدت‌ها و مبارزات عالمه بلخى خطاب به او مى‏فرمايد‪:‬‬ ‫«جناب آقای بلخی! شما با اين قيام و مقاومت خودتان در‬ ‫مقابل حکومت استبدادی افغانستان به همه ثابت كرديد كه‬ ‫نا ممكني در س��ر راه يك انسان انقالبى و مسلمان وجود‬ ‫ندارد‪ ،‬و همه چيز ممكن است»‪ .‬عالمه شهید بلخى در آن‬ ‫شعر بلندش مى‏گويد‪:‬‬ ‫ملتى بى‏خبر از اصل سخن مى‏گويند‬ ‫مانده اندر غم ما‪ ،‬جمع بزرگان امشب‬ ‫سپس در توصيف و تشريح بزرگان مى‏گويد‪:‬‬ ‫فاش گويم كه نيابى ز بزرگان اثرى‬ ‫جلسه دارند‪ ،‬بهم كهنه‏فروشان امشب‬

‫هستى و مال دكان يكسره بفروخته‏اند‬ ‫چشم دارند‪ ،‬كنون برخود دكان امشب‬ ‫مقصود از دكان خاك افغانستان و از كاال و مال آن‪ ،‬مردم و‬ ‫تمامى اقوام تحت ستم ساكن آن است‪ ،‬آنگاه وضع روحى‬ ‫خائنان به وطن و ملت خويش را اينگونه ترسيم مى‏كند‪:‬‬ ‫باز آمد سخن چند ز دكان به ميان‬ ‫گفت آن پيرك هوشيارك لرزان امشب‬ ‫نظر بلخى از اين پيرك لرزانك‪ ،‬مهره پخته و زرنگ انگليس‪،‬‬ ‫يعنى هاش ‏م خان است‪ .‬هاشم خان در جلسه مورد اشاره در‬ ‫شعر چنين در مورد فروش افغانستان نظر مى‏دهد‪:‬‬ ‫بهتر آنست به آمريكه فروشيم وطن‬ ‫تا ضمانت كند آينده مايان امشب‬ ‫دگرى كه منظور داود جالد است‪ ،‬در جلسه مى‏گويد‪:‬‬ ‫دگرى گفت كه آمريكه به دور است ز ما‬ ‫در كف روس گذاريم گروگان امشب‬ ‫چه خوب و زيبا ترسيم مى‏كند وضع فكرى حكام نااليق‬ ‫محمد زائى را كه هاشم خان يك طرف است و داود خان‬ ‫ط��رف ديگر‪ .‬اولى عامل انگليس و آمريكاس��ت و دومى‬ ‫طرفدار روسيه اس��ت‪ .‬در اين بيان به خوبى روشن است‬ ‫كه در افغانس��تان برخالف پندار گروه��ى از اهل نظر و‬ ‫سياست‪ ،‬سياست غير مسلك حاكم نبوده است‪ .‬بلكه هر‬ ‫كدام از حكمرانان تبهكار و فاشيست آل يحيى به قدرتى‬ ‫از قدرت‌ه��اى بزرگ جهان وابس��ته بوده اند و جز تأمين‬ ‫منافع اربابان شرقى و غربى خويش‪ ،‬فکر و اندیشه ديگري‬ ‫نداشته‏اند‪.‬‬ ‫اما توصيه‏اى كه ش��هيد بلخى به م��ردم خويش دارد اين‬ ‫است‪:‬‬ ‫بلخيا نكبت و ادبار ز سستى پيداست‬ ‫چاره اين همه‪ ،‬يكبار قيام است اينجا‬ ‫راه درم��ان همه درده��ا را در اين مى‏بين��د كه همه مردم‬ ‫مسلمان افغانستان اعم از شيعه و سني عليه حاكميت پليد‬ ‫و نژاد پرست سالطين محمد زائى قيام كنند‪ ،‬و آن ناپاكان‬ ‫را كه سرچشمه همه نكبت‏ها و بدبختى‏ها هستند از اريكه‬ ‫قدرت به زير كش��ند و زمام امور خود را به دست گيرند‪.‬‬ ‫اما اينكه عالمه بلخى چه مى‏خواست‪ ،‬مطلبى است كه از‬ ‫اشعار ذيل روشن مى‏گردد‪:‬‬ ‫شمعيم‪ ،‬كز فروغ‪ ،‬سراپا بسوختيم‬ ‫ما را دگر به عشق‪ ،‬رقيب و حسود نيست‬ ‫يك انسان مسلمان و مبارز و انقالبى بايد انقالبش را اينگونه‬ ‫آغاز كند‪ ،‬و اينگونه رفتار نمايد‪ .‬ش��يطنت‏ها و سياس��ت‬ ‫بازي‌هاى معمول كنونى و بهره‏گيرى از نيرنگ و تزوير در‬ ‫جهت نيل به مقاصد سياسى شايسته يك مسلمان مدعى‬ ‫مبارز اسالمى نيست‪:‬‬ ‫در ب��ارگاه دوس��ت نش��ايد بجز‬ ‫خلوص‬ ‫آرى ك��ه بندگى به قي��ام و قعود‬ ‫نيست‬ ‫البته مرتبه كمال انسان مسلمان و‬ ‫عابد در خلوص اس��ت‪ ،‬آنجا كه‬ ‫شيطان خداوند را تهديد مى‏كند كه‬ ‫جز مخلصان همه را گمراه خواهم‬ ‫كرد‪ .‬بگفت��ه حضرت امام خمینی‬ ‫(ره) مخلصين از گمرا‏ه ش��دگان‬ ‫مس��تثني هس��تند‪ .‬ش��يطا ‌ن را در‬ ‫مخلصين راهي نيست‪ .‬خلوص از‬ ‫واالترين مراتب تكاملی يك انسان‬

‫‪37‬‬

‫نادر خان پس از چهار سال‬ ‫سلطنت ناروا به درك واصل‬ ‫مي‌شود‪ ،‬و فرزند خردسال او‬ ‫ظاهر خان به صحنه مى‏آيد‪ .‬ولي‬ ‫گرداننده اصلى چرخ حكومت‬ ‫فاشيستى افغانستان هاشم‏خان‬ ‫برادر نادر خان مي‌باشد‪ .‬اين‬ ‫ناپاكان اجير تاجايي كه توانستند‬ ‫دانايان و متفكران دلسوز ملت را‬ ‫به قتل رسانده‪ ،‬يا به سياه چال‌هاى‬ ‫زندان انداختند‬ ‫مبارز و مؤمن و سياستمدار است‪:‬‬ ‫منصور از شعار انا الحق صعود كرد‬ ‫جز فوق دار‪ ،‬منزل قوس صعود نيست‬ ‫اشاره مى‏كند به مقامى كه يك انسان متدين خداجوى‪ ،‬با‬ ‫تالش و خودسازى‪ ،‬مى‏تواند بدان صعود كند‪ ،‬انسانى كه‬ ‫راه خودش را حق مى‏داند و در تمام كارهاى خودش حق‬ ‫را مى‏بيند‪ .‬مى‏داند كه در راه دوس��ت رفتن جز دار و جان‬ ‫بخشيدن چيزى دگرى پاداش ندارد‪:‬‬ ‫كارى كه زور عشق كند با اشارتى‬ ‫با اهلل كز توان سپاه و جنود نيست‬ ‫وجود حضرت امام خمین��ی (ره) مصداق كامل اين بيان‬ ‫است‪ ،‬اين گفت ‏ه عالمه بلخى در وجود حضرت امام خمینی‬ ‫(ره) متجلى اس��ت‪ ،‬كار عش��ق بحق امروز از فرمايشات‬ ‫حض��رت امام خمینی (ره) از صحبت‌هاى او مش��خص‬ ‫است كه هيچ قدرت نظامى دنيا توان مقابله با آن را ندارد‪.‬‬ ‫هر سپاه قدرتمند و مجهزى از رويارويى با اين موجود الهى‬ ‫مى‏ترسد‪ ،‬پيروى از حق و عشق به خداست كه امروز در‬ ‫امام خمینی (ره) تجلي يافته است‪ .‬اين پيوستگى به معنويت‬ ‫و حقيقت است كه به امام خمینی (ره) چنين نيرو و اقتدار‬ ‫بخشيده است‪ .‬هنگامى كه بخواهد مردم مسلمان را تكليفى‬ ‫بنمايد دريايى از انسانها به تالطم در مى‏آيد‪ .‬نه تنها ملت‬ ‫هفتاد ميليونى ايران كه همه مسلمانان صالح و بيدار دنيا به‬ ‫حركت در مى‏آيند‪ .‬همه مستضعفين جهان عليه استكبار‬ ‫عصيان مى‏كنند‪ .‬عش��ق بح��ق كارى مى‏كند كه حضرت‬ ‫ام��ام خمینی و پيروان انقالبى او را به مقام اس��وه بودن و‬ ‫الگوى مبارزات خلق‌ها شدن مى‏رساند‪ .‬امروز تظاهرات و‬ ‫قيام‌هاي جارى در کشورهای دنیای اسالم بى‏هيچ ترديدى‬ ‫از جمهوري اسالمي ايران الهام گرفته است‪ .‬عشق بحق و‬ ‫ت طلبى كنونى در مردم افغانستان كمر ارتش‬ ‫روحيه شهاد ‏‬ ‫سرخ شوروي را شكست‪ .‬عشق بحق و خدا دوستى مردم‬ ‫ما را به قدرتى رس��انده كه بدون داشتن رئيس جمهوري‬ ‫و بدون فرماندهى نظامى‪ .‬بدون داشتن رهبرهاى سياسى‬ ‫واقع��ى عليه كفر متحدانه مبارزه مى‏كنند‪ .‬آرى اين برترى‬ ‫مردم ما در عرصه‏هاى پيكار معلول عشق بحق است‪.‬‬ ‫تجليل از علما كه هم از نگاه انساني و اجتماعي و فكري‬ ‫و هم از نظر روايات و دستورات اسالمي الزم و ضروري‬ ‫است‪ .‬گرچه تجليل از علما تنها به خاطر تأسف خوردن‬ ‫از ف��وت يا ش��هادت آن‌ها نبايد باش��د‪ .‬بلكه بزرگ‌ترين‬ ‫تجليل‪ ،‬تجليل از فكر و انديشه آن‌ها و تبيين ابعاد فرهنگي‬ ‫شخصيت آن‌ها است و شهيد بلخي از جمله علمايي بود‬ ‫كه فكر اس�لامي داشت و همه خواس��ت و آرزو و تمام‬ ‫كوشش و تالش وي در جهت پياده كردن احكام اسالم بود‬ ‫و انديشه‌ي ناب اسالمي ضداستعمار و ضدستم داشت‪.‬‬


مبارزات علامه بلخی  

علامه بلخی

Advertisement
Read more
Read more
Similar to
Popular now
Just for you