Page 1

‫اوجاالن‪ :‬نبايد اسالم را وارد هژموني نژادپرستانه نمود ‬

‫ نشست تداركاتي زنان خاورميانه‬

‫ در گفتگو با اوين زيالن عضو كورديناسيون ‪ YJRK‬‬

‫ ‪7‬‬

‫ ‪3‬‬

‫ي سياسي شاه‌منشانه!‬ ‫ پان‌ايرانيسم يا فحاش ‌‬ ‫ ‪3‬‬

‫هفته‌نامه‌ی سیاسی‌ـ اجتماعی‌ـ فرهنگی دوره‌ی دوم شماره‌ی ‪ 3‬پنج شنبه ‪ 25‬دي ‪ 15 / ١٣٨٩‬ژانويه ‪2011‬‬

‫ي آلترناتیو‬ ‫هفته‌نام ‌ه ‌‬

‫‪Mail: alternative.qendil@gmail.com‬‬

‫مركز مطبوعات حزب حیات آزاد کردستان(پژاک)‬

‫سردبير‬

‫پژواك‬

‫آلتر‌ناتيو اين بار درحالي منتشرمي‌شود كه با‬ ‫خبر آني اعدام حسين خضري مصادف گرديد‪.‬‬ ‫ب��ا توجه ب��ه اينكه در س��ال ‪ 2010‬جنبش‬ ‫آزادي‌خواهي خلق ُكرد با پيشرفت‌هاي چشمگير‬ ‫و ايستاري پوالدين‪ ،‬گام در مرحله‌اي نوين گذاشت‪.‬‬ ‫اين امر سبب درهم‌شكستن سياست‌هاي سركوبگرانه‬ ‫دول �ت‌ه��اي حاكم ب��ر كردستان ش��د‪ .‬در شمال‬ ‫كردستان ارائه‌ي پروژه‌ي خودمديريتي دموكراتيك‬ ‫از سوي رهبر آپو خلق ُكرد را بيش از هر زماني به‬ ‫آزادي نزديك ساخت‪ .‬در كنار ساير بخش‌هاي‬ ‫ميهنمان‪ ،‬شرق كردستان نيز با پيشاهنگي ‪PJAK‬‬ ‫گام در مرحله‌اي نوين از مبارزات دموكراتيك و‬ ‫آزادي‌خواهانه‌ي خود گذاشت‪ .‬اما دولت برخالف‬ ‫تمام موازين حقوقي و اخالقي با اج��راي احكام‬ ‫اعدام فرزندان دلير اين مرز و بوم (شيرين علم‌هولي‪،‬‬ ‫فرهاد وكيلي‪ ،‬علي حيدريان‪ ،‬فرزاد كمانگر و مهدي‬ ‫اسالميان) و با زهر به شهادت رسانيدن ‪ 5‬گريالي‬ ‫‪ HRK‬در داالهو خلق ُكرد و جنبش آزادي‌خواه‌مان‬ ‫را آماج ددمنشانه‌ترين حمالت خود قرار داد‪ .‬البته‬ ‫دشمن نتوانست خلق‪ ،‬جنبش و رهبري را از هم‬ ‫جدا كند‪ .‬زندان‌هاي رژيم مملو از ميهن‌دوستان و‬ ‫فعاالن عرصه‌هاي سياسي‪ ،‬اجتماعي‪ ،‬روشنفكران‪،‬‬ ‫دانشجويان‪ ،‬زنان و جوانان و ساير طيف‌هاي جامعه در‬ ‫سطح كردستان و ايران شد‪ .‬اما مقاومت رفقاي ما كه‬ ‫بر خط‌مشي آپوئيسم اصرار مي‌ورزند سياست زندان‬ ‫را با شكست مواجه كرد‪ .‬به دليل ناتواني دولت‌هاي‬ ‫منطقه در رويارويي با اراده‌ي خلق و جنبش‌مان‪ ،‬با‬ ‫آغاز سال نو ميالدي ‪ 2011‬سطح رفت و آمدهاي‬ ‫ديپلماتيك دولت‌هاي استثمارگر خاورميانه گسترش‬ ‫يافت‪ .‬به‌گونه‌اي كه در راستاي سياست انكار و امحاء‪،‬‬ ‫با وجود تمام تناقضات و دوستي رياكارانه‌شان‪،‬‬ ‫همچنان‌كه در استقرار سپر دفاع موشكي ديديم‪،‬‬ ‫در مسئله‌ي استثمار خلق ُكرد يك‌رأي مي‌گرديدند‪.‬‬ ‫همچنان‌كه ديديم بعد از حضور احمدي‌نژاد و‬ ‫جالل طالباني در تركيه‪ ،‬مسائلي چون حكم اعدام‬ ‫فعاالن سياسي ُكرد حبيباهلل لطيفي و حسين خضري‬ ‫مطرح‌گرديد‪ .‬از سوي ديگر طي اقداماتي بي‌شرمانه‪،‬‬ ‫وزير امور خارجه‌ي عراق(هوشيار زيباري) ‪ PJAK‬را‬ ‫تروريست‌ خواند‪ .‬بدين‌ترتيب معلوم گرديد كه برخي‬ ‫احزاب و مسئولين حكومت فدرال جنوب كردستان‬ ‫با دولت‌هاي سركوبگر منطقه به زدوبند پرداخته‌اند‪.‬‬ ‫البته دامنه‌ي اين توطئه‌ها گسترده است به گونه‌اي كه‬ ‫گاه از ديدار وكالي رهبر آپو با وي ممانعت به‌عمل‬ ‫مي‌آورند و از سوي ديگر برخي اعضاي حزب‌اهلل‬ ‫تركيه را كه دست‌شان به خون صدها انسان بيگناه‬ ‫ٌُكردآغشته‌است‪ ،‬آزاد مي‌سازند‪ .‬همچنين تكرار‬ ‫ذهنيت فاشيستي مبتني بر شعار تك زبان‪ ،‬تك ملت‬ ‫و تك پرچم از سوي مقامات دولت تركيه كه توسط‬ ‫‪ AKP‬نماينده‌ي اسالم ميانه‌رو پيشاهنگي مي‌شود‪،‬‬ ‫نشان از سالي مملو از هجوم و توطئه‌گري‌ است‪ .‬ايران‬ ‫نيز به‌حاي درپي‌گرفتن راه‌كارهاي دموكراتيك بر‬ ‫سياست‌هاي انكار و امحا اصرار مي‌ورزد‪ .‬در كنار‬ ‫اين ذهنيت كالسيك‪ ،‬عملكرد به‌دور از معيارهاي‬ ‫انساني و انقالبي بعضي از احزاب و شخصيت‌هاي‬ ‫رانت خوار در جريان حكم اعدام حبيباهلل لطيفي آب‬ ‫به آسياب سركوبگران دولتي ريختند‪ .‬اما خلق ُكرد‬ ‫از كانال‌هاي مختلف پاسخي در خور داد كه سطح‬ ‫شعور و آگاهي سياسي و اتحاد خلق‌مان را اثبات‬ ‫نمود‪ .‬اين خلق آزادي خود را در مقاومت‪ ،‬پشتيباني‬ ‫از جنبش و كادرهاي زنداني ‪ PJAK‬مي‌داند‪ ،‬لذا بر‬ ‫احقاق حقوق مشروع خود اصرار ميورزد؛ چنان‌كه‬ ‫بايد گفت‪:‬‬ ‫ما موجيم‪ ،‬برآنيم كه آرام نگيريم‬ ‫كه آسودگي ما عدم ماست‪.‬‬

‫بيانيه‌ي‪PJAK‬‬ ‫در واکنش به سخنان هوشیار زیباری‪،‬‬ ‫در صورت اعدام جوانان کرد آنان ‬ ‫در همين صفحه ‬ ‫مسئولند ‬ ‫سحرگاه ‪ 5‬ديماه‬

‫ ‬

‫حسين خضري‬

‫ در اداره اطالعات اروميه به دار آويخته‌شد‬ ‫ ‪4‬‬

‫ک���وردي���ن���اس���ي���ون‬ ‫قنديل ‬ ‫جزئيات خبري ح���زب ح��ي��ات آزاد‬ ‫ک���ردس���ت���ان ‪PJAK‬‬ ‫در تاريخ ‪22‬ديماه ب�����ا توجه به جو‬ ‫سياسي حاكم بر منطقه و ترافيك‌‬ ‫دي����پ����ل����م����ات����ي����ك دول‬ ‫ي خاورميانه بخصوص‬ ‫ستاتوگرا ‌‬ ‫در چند روز گذشته‪ ،‬وتداوم ذهنيت‬ ‫انكار و امحاء اقدام به صدور بيانيه‌يي‬ ‫نمود‪ .‬در همين راستا كورديناسيون‬ ‫‪ PJAK‬آماج حمله قرار دادن جنبش‬ ‫آزادي‌خواهي خلق كرد و تروريست‬ ‫اعالن کردن اين حزب از سوي هوشيار زيباري وزير امور خارجه‌ي عراق‬ ‫طي ديدارش با وزير خارجه ي ايران‪ ،‬همچنين وضعيت کنوني کردستان و‬ ‫منطقه را مورد تجزيه و تحليل قرار داد و مواضع به‌حق خويش را با قاطعيت‬ ‫هرچه تمام روشن ساخت‪ PJAK .‬اعالم مي‌نمايد كه با عزمي راسخ سطح‬ ‫مبارزات مشروع و به‌حق خويش را ارتقا خواهد داد و تصريح مي‌كند كه‬ ‫توافقات نوين ميان حکومت‌هاي ايران‪ ،‬ترکيه ‪ ،‬سوريه و حکومت جديد‬ ‫عراق بر سر مسائل اساسي خاورميانه‪ ،‬خصوصا مسئله‌ي عراق و مسئله‌ي‬ ‫کرد و ترسيم توطئه‌اي نوين مي‌باشد؛ توافقات مشترک برضد خلق کرد‬ ‫و جنبش آزادي‌خواهيش ابعاد گسترده‌تري به خود گرفته‪ ،‬بگونه‌اي كه‬ ‫نيروهاي ستاتوگرا در ايجاد توازنات جديد منطقه‌اي به تكاپو افتاده و بر‬ ‫سياست‌هاي انكار و امحاء خلق کرد اصرار مي‌ورزند‪ PJAK .‬همچنين‬ ‫بيانات جالل طالباني رييس جمهوري عراق مبني بر اينكه «هنوز زمان‬ ‫زندگي دوزبانه (كردي‌ـ‌تركي) در شمال کردستان فرا نرسيده است» را‬ ‫همچون مشاركت او در اين توطئه قلمدا ‌د نموده‌است‪ .‬همچنين ‪ PJAK‬با‬ ‫اشاره به توطئه‌هاي برنامه‌ريزي شده عليه خلق كرد و جنبش آزادي‌خواهي‬ ‫اين خلق اعالن مي‌دارد كه برخوردار از آمادگي کامل در راستاي دفاع‬ ‫از خويش و خلقش مي‌باشد‪ .‬سرپرست وزارت خارجه‌ي ايران در اولين‬ ‫ديدارش از عراق همراه با هوشيار زيباري وزير خارجه‌ي آن کشور نشستي‬ ‫مطبوعاتي‪ PJAK ،‬را همچون سازماني تروريستي عنوان کردند‪ .‬پژاک بر‬ ‫اين باور است که اين موضوع تنها مربوط به سياست و برنامه‌هاي خارجي‬ ‫نبوده و تمامي تالشها جهت دمکراتيزاسيون در اين کشور با تهديد مواجه‬ ‫مي‌سازد‪ .‬از سوي ديگر در نتيجه‌ي تضعيف تأثيرات آمريکا برمنطقه‪،‬‬ ‫جناح‌هايي که پيشتر وجود خود را با تکيه برحضور آمريکا حفظ کرده‬ ‫بودند‪ ،‬امروزه بر سر دوراهي قرار گرفته اند؛ در چنين شرايطي تنها جنبش‬ ‫آزادي‌خواهي خلق كرد است كه با اراده‌ي آزاد و مستقل خويش و با تكيه‬ ‫‌‬

‫‪.‬‬

‫بر نيروي ذاتي و خلقش حضوري فعال‬ ‫در منطقه دارد‪ PJAK .‬ضمن انتقاد از‬ ‫موضع اخير نيروهاي حاکم در جنوب‬ ‫کردستان که به سبب تأکيد برخط مشي‬ ‫اتکا به نيروي خارجي‪ ،‬در تکاپوي‬ ‫خشنودساز ي‌استثمارگران كردستان‬ ‫هستند و اين مورد نيز دشمني و مقابله‬ ‫با جنبش آزادي‌خ��واه��ي خلق کرد‬ ‫در شرق کردستان را اقتضا مي‌كندــ‬ ‫بيانات اخير ‪ PDK‬در آخرين کنگره‬ ‫در هوليردر رابطه با اتحاد ملي خلق‬ ‫کرد و اقدامات جدي به منظور حل‬ ‫مسئله‌ي کرد را خاطرنشان مي‌سازد و بيان مي‌دارد كه اظهارات هوشيار‬ ‫زيباري و ديدارهاي اخير صورت گرفته با مسئوالن نظام جمهوري اسالمي‬ ‫ايران خالف چنين امري را نشان مي‌دهند‪ .‬تروريست خواندن حزبمان‬ ‫‪ PJAK‬در سالروز اعدام مبارز کرد فصيح ياسمني و نامشروع جلوه‌دادن‬ ‫مبارزات آزادي‌خواهانه‌ي خلقمان در شرق کردستان نمي‌تواند امري‬ ‫اتفاقي باشد‪ .‬به‌ويژه اين رويدادها در شرايطي است كه در زندان‌هاي‬ ‫جمهوري اسالمي ايران ده‌ها جوان مبارز خلقمان در خطر اعدام قرار دارند‬ ‫و رژيم در تالش است که آنان را وادار به تسليميت كند‪ .‬چنين اظهاراتي در‬ ‫واقع به اقدامات تروريستي جمهوري اسالمي و نابودي خلق کرد در شرق‬ ‫کردستان مشروعيت مي‌بخشد‪ PJAK .‬همچنين با محکوم نمودن سخنان‬ ‫هوشيار زيباري اعالم نموده که از اين پس در صورت هرگونه حمله و‬ ‫به‌ويژه اعدام جوانان کرد در زندان‌هاي جمهوري اسالمي‪ ،‬اين نيروها نيز‬ ‫مسول بوده و از زيباري و مسئوالن حکومت اقليمي جنوب کردستان‬ ‫خواست تا مسئوالنه با اين مورد برخورد نمايند‪ .‬پژاک براين باور است که‬ ‫اين حمله تنها عليه يک حزب کردي نبوده‪ ،‬بلكه حمله‌اي نابودگرانه است‬ ‫عليه موجوديت خلق کرد در همه‌ي بخش‌هاي کردستان‪ .‬به همين علت‬ ‫از همه‌ي احزاب‪ ،‬سازمانهاي مدني و دموکراتيک‪ ،‬روشنفکران‪ ،‬فعالين‬ ‫سياسي و حقوق بشري در همه بخشهاي کردستان خواسته است که در‬ ‫برابر اين توطئه‌ي فراگير‪ ،‬موضعي شايسته اتخاذ نموده و با آن برخورد‬ ‫جدي نمايند‪ .‬پژاک در پايان اين بيانيه‌‪ ،‬آمادگي خود را جهت مقابله با‬ ‫تمامي تهاجمات اعالم داشته و تصريح مي‌کند که به هيچ نيرويي اجازه‬ ‫در هم شکستن اراده‌ي آزاد خلق کرد را نخواهد داد و در راستاي دفاع‬ ‫از خلق کرد در همه‌ي بخشهاي کردستان و به‌ويژه در جهت صيانت از‬ ‫دستاوردهاي خلق کرد در جنوب کردستان نيز خود را مسئول مي‌داند‪.‬‬ ‫‌‬


‫جستار‬

‫پان‌ايرانيسم يا فحاشي سياسي‬ ‫شاه‌منشانه!‬

‫گريال كردستاني‬ ‫با ش��روع سال نو ميالدي موج ت��ازه‌اي از‬ ‫حمالت رسانه‌اي‌ـ ايدئولوژيك‌‌ـ سياسي عليه‬ ‫پژاك آغاز گرديد‪ .‬برخي دارودسته‌ها نظير‬ ‫انجمن پادشاهي نيز چون توان مطرح‌سازي‬ ‫گفتاري تازه در فضاي سياسي ايران ندارند‪،‬‬ ‫دست به فحاشي‌هاي سياسي زده‌ان��د‪ .‬اين‌ها‬ ‫م��واظ�ب‌ان��د ك��ه نوشته‌هايشان ذ ّره‌اي بوي‬ ‫زبان‌هاي غيرفارسي ندهد‪ .‬چون مي‌پندارند‬ ‫تنها اين‌گونه مي‌توانند در عرصه‌ي مبارزه‬ ‫عرض ان��دام كنند؛ حال آنكه سال‌هاست در‬ ‫كشورهاي غربي همه‌‌چيز خود را پيشكش دنياي‬ ‫سرمايه‌داري كرده‌اند‪ .‬نژادپرستي پان‌ايرانيستي‪‌،‬‬ ‫دل و ذهن اينان را منجمد ساخته و جز فحاشي‬ ‫سياسي(به زبان پارسي‌اي كه از محصوالت‬ ‫اوقات فراغت زندگي بي‌دغدغه و شاه‌منشانه‬ ‫اس��ت) كار ديگري از آن��ان برنمي‌آيد‪ .‬زيرا‬ ‫شخصيت‪ ،‬انديشه و كردارشان قالب گرفته و به‬ ‫حالت بت‌ درآمده‌اند‪ .‬علت اينكه اينان مغرضانه‬ ‫به پژاك حمله مي‌برند اين است كه پژاك‪،‬‬ ‫چماق دست آنان براي درگيري‌هاي منطقه‌اي‬ ‫نشده و گريال نه قشون شاهان مخلوع بلكه ارتش‬ ‫خلق‌ ستمديده‌ي ُكرد است‪ .‬چون پژاك خود را‬ ‫شبيه كژدم‌ و مار و روبهان سياسي نكرده‪ ،‬خود‬ ‫را به فالن و بهمان جريان نفروخته و اقدام به‬ ‫ارائه‌ي منشور حل دموكراتيك مسئله‌ي ُكرد‬ ‫نموده‪ ،‬م��ورد شديدترين حمالت رسانه‌اي‌ـ‬ ‫ايدئولوژيك‌ـ سياسي قرار مي‌گيرد‪ .‬اما بهتر‬ ‫است اين جريانات به فكر همان انجمن‌هاي‬ ‫اشرافي خود باشند‪ .‬زيرا ملت ايران سال‌هاست‬ ‫كه آنان را در هزارتوي فراموشي انداخته است‪.‬‬ ‫اين جناح كه غبار مرگ بر آن نشسته‪ ،‬در واقع‬ ‫متحرك‌ است كه مي‌كوشد به ديگران‬ ‫جنازه‌اي‬ ‫ّ‬ ‫بقبوالند زنده و پوياست‪ .‬ازجمله گروه‌هاي‬ ‫ديگري كه در اين موج حمالت رسانه‌اي جاي‬ ‫گرفته‌اند برخي روشنفكران به‌زعم خود مستقلي‬ ‫هستند كه نوشته‌هاي سرتاسر مغرضانه و پر از‬ ‫عقده‌‌شان‪ ،‬دست آن‌ها را رو مي‌كند كه با كدام‬ ‫جريان غربي يا احزاب سرخورده‌‌‌ي كالسيك‪،‬‬ ‫سري دارند‪ .‬اين روشنفكرنمايان كه از‬ ‫سر و ّ‬ ‫فرهنگ دموكراسي دورند و در كمال وقاحت‬ ‫به ارزش‌هاي خلق حمله مي‌كنند حتي از اينكه‬ ‫موضع‌گيري خلق ُكرد در شرق كردستان و‬ ‫پژاك موجب به تعويق افتادن اجراي حكم اعدام‬ ‫حبيب‌اهلل لطيفي گرديد‪ ،‬ناراضي‌اند‪ .‬اما مگر‬ ‫خلق ُكرد به‌خاطر وجود چنين شخصيت‌هاي‬ ‫ِ‬ ‫دوروي روشنفكرمآبي تسليم مي‌شود؟! هرگز‪.‬‬ ‫ديديم كه خلق‌مان قادرند نظام را وادار به‬ ‫عقب‌نشيني كنند‪.‬بنابراين در كنار آنان‪ ،‬نيروهاي‬ ‫گريال براي حفظ موجوديت اين خلق و رسيدن‬ ‫به آزادي كافيست‪ .‬قشر ديگري كه در اين تباني‬ ‫سياسي عليه پژاك جاي گرفته‌‪ ،‬همان طيف‬ ‫احزاب و گروه‌هاي سياسي مفلوكي است كه‬ ‫به دليل نداشتن خط‌مشي فكري آزاد و مستقل‪،‬‬ ‫مي‌خواهند با متلك‌گويي سياسي‪ ،‬خلق ُكرد را‬ ‫به آزادي و حقوق خود برسانند! اربابان اينان نيز‬ ‫افرادي نظير هوشيار زيباري است كه بي‌‌شرمانه‬ ‫براي آنكه به جمهوري اسالمي خوش‌خدمتي‬ ‫نموده باشد‪ ،‬پژاك را تروريست مي‌خواند‪.‬‬ ‫وانگهي اين سوال در ذهن طرح مي‌شود كه‬ ‫مگر با متلك‌گويي‪ ،‬فحاشي‪ ،‬تروريزه‌كردن و‬ ‫گنده‌گويي مي‌توان جنبش آزادي‌خواهي خلق‬ ‫كرد را متوقف ساخت؟! پاسخ اين پرسش نيز‬ ‫ُ‬ ‫«خير» است‪ .‬خلق ُكرد در اين برهه‌ي حساس‬ ‫تاريخي كه در حال تأسيس نظام «خودمديريتي‬ ‫دموكراتيك» است و بسيار به آزادي نزديك‬ ‫شده و خواستار اتحاد ملي است‪ .‬لذا در اينجا‬ ‫روي سخنم با خلق‌ ُك��رد و ميهن‌دوستاني‬ ‫است كه چنين حمالت رسانه‌اي عليه پژاك‬ ‫را مي‌بينند و در مقابل آن حمالت موضع‬ ‫مي‌گيرند‪ .‬بايستي گفت كه اين پريشان‌گويي‌ها‬ ‫كه ناشي از ناتواني گويندگان آنان است چيز‬ ‫تازه‌اي نيست و جنبش آزادي‌خواهي خلق ُكرد‬ ‫وقت آن ندارد كه به چنين مسائل حاشيه‌اي‬ ‫بپردازد‪ .‬خلق ُكرد‪ ،‬به چهارمين مرحله از مراحل‬ ‫مبارزات خود رسيده و در اين مرحله بايد به‌طور‬ ‫قطع به آزادي برسد‪ .‬هم گريال و هم خلق ُكرد‬ ‫عزم خود را جزم كرده‌اند كه نظام زندگي‬ ‫آزاد را بنيان نهند و هيچ سنگي نمي‌تواند‬ ‫مانع سر راه آن‌ها شود‪ .‬نه اعدام و سركوب‬ ‫از جانب دولت؛ نه تسليميت روشنفكرمآبان‬ ‫ضد ُكرد؛ نه حرافي‌هاي انجمن‌هاي شاه‌پرست‬ ‫و ج��ري��ان��ات رادي��ك��ال اس�لام سياسي و‪...‬‬ ‫نمي‌توانند خلق ُكرد و جنبش ما را از مسيري‬ ‫كه در پيش گرفته‌ايم بازدارند‪ .‬زيرا همچنان‌كه‬ ‫شهداي‌مان «فرزاد‪ ،‬شيرين‪ ،‬علي و فرهاد» فرياد‬ ‫ب��رآوردن��د‪ :‬حقيقت ما‪ ،‬حيات آزاد است و‬ ‫براي رسيدن به حيات آزاد تا آخرين قطره‌ي‬ ‫خ��ون خ��ود نستوهانه مبارزه خواهيم نمود‪.‬‬

‫‪3‬‬

‫ديدگاه‬

‫اوجاالن‪ :‬نبايد اسالم را وارد هژموني نژادپرستانه نمود ‬ ‫ چكيده‌ي متن‌ديدار‌ با رهبر خلق كرد (عبداهلل اوجاالن) ‬

‫رهبر خلق كرد‬ ‫عبداهلل اوج��االن در ديدار روز چهارشنبه با‬ ‫وكالي خود بازداشت سياستمداران كرد‬ ‫را نامشروع ع��وان نمود و اظهار داش��ت‪:‬‬ ‫آزادي زندانيان پرونده‌ي منتسب به حزب‌اهلل‬ ‫و زنداني‌كردن سياستمداران كرد توسط‬ ‫حكومت ‪ AKP‬نشان از برنامه‌اي خطرناك‬ ‫در قبال خلق ك��رد اس��ت و از خلق كرد‬ ‫خواست تا در برابر چنين توطئه‌هايي هوشيار‬ ‫باشند‪ .‬وي عدم آزادي سياستمداران كرد را‬ ‫به شدت مورد انتقاد قرار داد و اظهار داشت‪:‬‬ ‫هم‌اينك دو هزار كس تحت نام زندانيان‬ ‫‪ KCK‬بازداشت شده‌اند‪ .‬آيا اينها با خود‬

‫اسلحه داشتند؟ آيا مرتكب قتلي شده‌اند؟ اين‬ ‫افراد بدون توسل به‌هيچ خشونتي از حقوق‬ ‫سياسي ـ دموكراتيك خود دفاع نموده‪ ،‬اما‬ ‫اكنون در زندانها به‌سر مي‌برند‪ .‬هيچ كدام از‬ ‫آنها نه عضو ‪ KCK‬هستند و نه ارتباطي با آن‬ ‫دارند‪ .‬اوجاالن هدف تركيه از آزادي زندانيان‬ ‫حزب‌اهلل را ايجاد نيروهاي هژمونيك عنوان‬ ‫كرد و اينگونه به ارزيابي اين موضوع پرداخت‪:‬‬ ‫الزم است در اين ارتباط ‪ AKP‬داراي صداقت‬ ‫باشد؛ از يك طرف سياستمداران كرد را به بند‬ ‫كشيده و عرصه‌ي سياسي را خالي مي‌كند و از‬ ‫طرف ديگر قاتالن (خلق كرد) را آزاد كرده‬ ‫و با اين اقدام قصد دارد خالء موجود را پر‬ ‫كنند‪ .‬مي‌خواهند آزادي اين حزب را همچون‬ ‫وجود اختالف مابين دولت و دادگاه عالي‬ ‫تركيه نشان دهند‪ ،‬اما اين دو هيچ ارتباطي به‬ ‫‌هم ندارند و موضوع به اين سادگي هم نيست‪.‬‬ ‫در اين موضوع نه برنامه‌هاي كوتاه‌مدت بلكه‬ ‫برنامه‌هاي بلند‌مدتي مطرح است‪ .‬رهبر آپو با‬ ‫بيان اينكه نبايد آزادي اعضاي حزب‌اهلل را به‬ ‫آزادي چند نفر محدود كرد و گفت كه ما‬ ‫هيچ گونه اختالفي با مسلمانان راستين نداريم‬

‫و خواست تا فراخوان هفته‌ي گذشته‌ي وي‬ ‫به درستي درك شود‪ .‬رهبر آپو ضمن اشاره‬ ‫به اينكه آزادكردن اين زندانيان امري اتفاقي‬ ‫نيست‪ ،‬تصريح كرد ذهنيتي كه حزب‌اللهي‌ها‬ ‫را آزاد مي‌كند با ذهنيتي كه خواستار عدم‬ ‫چاره‌يابي مسئله‌ي كرد مي‌باشد يكي است‪.‬‬ ‫از يك سو قاتالن را آزاد مي‌كنند و از سوي‬ ‫ديگر ‪PKK‬يها را به اجبار دادگاهي كرده و‬ ‫تنها در راستاي اينكه مشمول اين قانون نشوند‪،‬‬ ‫مجددا ً در موردشان حكم صادر مي‌كنند‪ .‬حتي‬ ‫حكمي كه در مورد من صادر شده بود طي‬ ‫چند هفته از سوي دادگاه عالي مورد تاييد‬ ‫قرار گرفت‪ .‬رهبر خلق‬ ‫كرد گفت اينكه از اين‬ ‫گ��روه به‌عنوان حماس‬ ‫كردها ياد شود صحيح‬ ‫نمي‌باشد‪،‬آنان گروهي‬ ‫مافيايي‌اند و من به آنها‬ ‫مي‌گويم مافيا‪ .‬اين گروه‬ ‫به‌داليلي ديگرخود را‬ ‫مسلمان نام مي‌برند‪ .‬آنها‬ ‫هيچ‌گونه ارتباطي با دين‬ ‫اس�لام ن��دارن��د‪ .‬بينش و‬ ‫رويكرد آنها نسبت به‬ ‫كردها كامال فاشيستي‬ ‫اس��ت و مي‌توان آن را‬ ‫دي��دگ��اه��ي اس�لام��ي ـ‬ ‫فاشيستي قلمداد كرد‪.‬‬ ‫اوج����االن همچنين با‬ ‫اش���اره ب��ه م��وض��وع ‪10‬‬ ‫ه��زار ماليي كه ‪AKP‬‬ ‫درص��دد گسيل آن��ان به‬ ‫كردستان است خواست‬ ‫تا به اين مورد اجازه داده‬ ‫نشود‪ .‬وي تصريح كرد‬ ‫اين ديدگاه‪ ،‬ديدگاهي‬ ‫كامال نژادپرستانه است؛‬ ‫نبايد اسالم را وارد اين‬ ‫هژموني نژادپرستانه نمود‪.‬‬ ‫اوج���االن با بيان اينكه‬ ‫تاريخ جنگ اقتدار در‬ ‫تركيه ‪ 100‬س��ال است‬ ‫ك��ه ادام����ه دارد و از‬ ‫سال‌هاي ‪ 1920‬آغاز شده است‪ ،‬اشاره كرد‬ ‫كه در تركيه تاكنون دو مفهوم هژموني مطرح‬ ‫شده‌اند‪ .‬يكي هژموني جمهوري‌خواه سكوالر‬ ‫ك��ه ‪( CHP‬ح��زب جمهوري‌خواه خلق)‬ ‫آن را نمايندگي مي‌كند و ديگري هژموني‬ ‫اسال ‌م ترك‌گرا كه ‪ AKP‬نمايندگي آن را‬ ‫برعهده دارد‪ .‬ما هيچ يك از اين دو هژموني‬ ‫را قبول نداريم ‪ .‬آنچه كه ما سعي در پيشبردش‬ ‫داري��م‪ ،‬خط‌مشي سوم است و آنهم عبارت‬ ‫است از مدرنيته‌ي دموكراتيك‪ .‬جهان‌بيني‬ ‫مدرنيته‌ي دموكراتيك ما حقوق بشر را محترم‬ ‫شمرده و سيستمي دموكراتيك‪ ،‬قانوني و‬ ‫آزادي‌خ��واه است؛ هدف آن شهروند آزاد‬ ‫است و ما خواهان دولتي جداگانه نمي‌باشيم‪.‬‬ ‫رهبر خلق كرد در ارتباط با ديدارهاي انجام‬ ‫گرفته با وي نيز چنين گفت‪ :‬اعضاي هياتي كه‬ ‫با من ديدار مي‌كنند با حسن‌نيت به مسائل‬ ‫نزديك مي‌شوند‪ ،‬اما نمي‌دانم كه اين هيات تا‬ ‫چه حد تاثيرگذار است؛ چه كاري از دستش‬ ‫برمي‌آيد و تاثيرش بر حكومت به چه ميزاني‬ ‫است‪ .‬من از كساني كه در زمان نخست‌وزيري‬ ‫«اجويد» به اينجا آمده‌‌بودند نيز پرسيده بودم كه‬ ‫شما تا چه حدي اختيار داريد؟ آيا قدرت و‬

‫توانايي حل مسائل را داريد؟ آيا توانايي آن‬ ‫را داريد كه خود را مخاطب قرار مي‌دهيد؟‬ ‫آنها نيز گفتند نگران نباش‪ ،‬تمامي مسئوليت‌ها‬ ‫بر عهده‌ي ماست اما رفتند و ديگر بازنگشتند؛‬ ‫تار و مار و متالشي شدند‪ .‬اوجاالن در ارتباط‬ ‫با مرحله‌ي پيش‌رو بر نكات زير تاكيد نمود‪:‬‬ ‫اينكه مرحله‌ي كنوني تا چه زماني ادامه خواهد‬ ‫داشت نمي‌دانم‪ ،‬مهم موضع‌گيري حكومت‬ ‫است‪ .‬بايد ‪ AKP‬تا ماه مارس در راستاي حل‬ ‫مسئل ‌ه گامهايي بردارد‪ .‬تا ماه مارس هر گام‬ ‫مثبتي كه نظر ما را جلب نمايد مورد استقبال‬ ‫قرار خواهد گرفت‪ .‬در غير اين‌صورت از ماه‬ ‫مارس به بعد كنار خواهيم كشيد و مرحله‌‌ي‬ ‫انتخابات نيز با مشكالت فراوان روبرو خواهد‬ ‫شد‪ .‬اوجاالن نقشه‌ي راهي را كه در سال ‪2009‬‬ ‫تهيه نموده بود خاطرنشان ساخت و گفت ‪10‬‬ ‫پرنسيبي كه در نقشه‌ي راه اعالم شده است از‬ ‫اهميت ويژه‌اي برخوردارند‪ .‬ايشان با بيان اينكه‬ ‫موضوعاتي كه در نقشه‌ي راه آماده شده‌اند را‬ ‫در بخش پنجم دفاعيات خود به طور وسيع‬ ‫مورد تجزيه و تحليل قرار داده‪ ،‬خواست اين‬ ‫‪ 10‬پرنسيب نيز مفص ً‬ ‫ال مورد بحث و گفتگو‬ ‫قرار گيرند‪ .‬رهبر خلق كرد ديدگاههاي خود‬ ‫را درباره‌ي زندگي دوزباني و دفاع ذاتي نيز‬ ‫چنين بيان كرد‪ :‬اگر ما كودكان خود را با زبان‬ ‫مادري آموزش ندهيم‪ ،‬فرهنگ خويش را به‬ ‫فرزندانمان ياد ندهيم‪ ،‬در اين صورت زندگي‬ ‫براي كردها چه مفهومي مي‌تواند داشته‌باشد؟‬ ‫اين مساله‪ ،‬مساله‌اي است مربوط به موجوديت‬ ‫ما‪ .‬زبان ما عزت و هويت ماست و دفاع از‬ ‫هويت در درج �ه‌ي اول ق��رار دارد‪ ،‬پس از‬ ‫آن مبارزه در راه آزادي مي‌آيد‪ .‬تا زمانيكه‬ ‫مساله‌ي هويت ما حل نگردد‪ ،‬نمي‌توانيم در‬ ‫مورد مسايل ديگر به‌ويژه مساله‌ي آزادي بحث‬ ‫نماييم؛ به همين سبب من مي‌گويم كه خطرات‬ ‫بزرگي دركار است و منظورمان از دفاع ذاتي‬ ‫نيز همين است‪ .‬رهبر خلق كرد در رابطه با‬ ‫احتمال كشتارهاي جمعي در آينده هشدار‬ ‫داد و تصريح كرد اين خطر به‌ويژه ساكنان‬ ‫گه‌وه‌ر(‪ )Gever‬و جوله‌مرگ(‪)Colemêg‬‬ ‫را تهديد مي‌كند؛ خلقي كه اراده‌ي آزاد‬ ‫كرد را به شكل باشكوهي به نمايش گذاشت‪.‬‬ ‫اوج��االن در رابطه با سياست‌هاي اي��ران در‬ ‫قبال كردها اظهار نمود‪ :‬اي��ران و تركيه در‬ ‫مورد عدم حل مسئله‌ي كرد هم عقيده هستند‪.‬‬ ‫اگر مسئه‌ي كردها در ايران حل گردد آنگاه‬ ‫در تركيه نيز اين مساله حل خواهد شد و در‬ ‫حالت عكس نيز همين‌طور‪ .‬هر دو دولت بر‬ ‫اين امر واقفند‪ ،‬اما آنان عدم حل مسئله را در‬ ‫راس اهداف خود قرار داده‌اند‪ .‬ايران و تركيه‬ ‫به‌دليل همكاري‌هايشان در زمينه‌ي مساله‌ي‬ ‫كرد داراي عملكردهاي مشتركي عليه اين‬ ‫خلق مي‌باشند‪ .‬اوجاالن در اين رابطه هشدار‬ ‫داد و تصريح كرد‪ :‬باتوجه به اينكه ساكنان‬ ‫گور در بين اين دو كشور قرار دارند‪ ،‬اين‬ ‫احتمال وجود داردكه مورد حمله‌ي هر دو‬ ‫طرف قرار گيرند‪ .‬وي گفت‪ :‬جاي تامل دارد‬ ‫كه در زمان حاكميت ‪ AKP‬روابط تركيه‌ـ‬ ‫اي��ران به‌طور وسيعي گسترش يافته است‪.‬‬ ‫اردوغان و احمدي‌نژاد مانند برادران دوقلو‬ ‫شده‌اند ‌؛ هنوز هم خطر كشتار جمعي‪ ،‬اين‬ ‫خلق را تهديد مي‌كند‪ .‬ايشان همچنين با درود‬ ‫فرستادن به خلقمان در شرق و غرب كردستان‬ ‫درخواست خويش مبني بر ارتقاي سطح‬ ‫مبارزات برمبنايي دموكراتيك را تكرار نمود‪.‬‬


‫تفسیر هفته‬ ‫ديپلماسي شوم‬ ‫فرهاد عبداهلل‌زادگان‬ ‫در دو هفته‌اي كه سپري شد شاهد رويدادها‬ ‫و وقايع آنچنان زيادي بوديم كه نمي‌دانم كدام‬ ‫يك را مورد واشكافي قرار دهم و كدام يك را‬ ‫هم نه! اما آنچه نظرم را جلب كرد خط شلوغ‬ ‫تهران‌ـ‌آنكاراـ‌ بغداد‪ ،‬ديدار علي اكبر صالحي از‬ ‫عراق و بيانات كردستيزانه‌ي هوشيار زيباري در‬ ‫مورد پژاك و در شمال كردستان آزادي زندانيان‬ ‫منتسب به ح��زب‌اهلل بود‪ .‬تكه‌هاي اين لِگو را‬ ‫يكي‌يكي در كنار هم چيدم‪ ،‬نتيجه‌اش شد بازي‬ ‫شوم و زنگارگرفته‌ي هميشگي‪ :‬سركوب كرد‬ ‫به دست كرد! ترافيك ديپلماتيك حول مثلث‬ ‫ايران‌ـ‌تركيه‌‌‌ـ‌عراق حكايت از آغاز كنسپتي نوين‬ ‫در تصفيه‌ي جنبش آزادي‌خواهي خلق كرد دارد‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫مذاكرات پشت‬ ‫كنسپتي كه اولين حلقه‌هايش از‬ ‫درهاي بسته‌ي احمدي‌نژاد‪ ،‬اردوغان‪ ،‬طالباني در‬ ‫استامبول آغاز شد و در ديدار صالحي از عراق و‬ ‫نشست مطبوعاتي با زيباري و سفر برهم صالح‬ ‫به ايران اهدافش به‌تمامي عريان شد‪ .‬آمريكا‬ ‫ديگر به مانند سابق از نيروهاي جنوب كردستان‬ ‫حمايت نمي‌كند‪ ،‬از وضعيت آن در عراق‬ ‫آگاهيم و مي‌دانيم كه در رقابت تشكيل حكومت‬ ‫در عراق ناكام مانده‌است‪ .‬اين را هم مي‌دانيم كه‬ ‫نيروهاي جنوب بدون تكيه‌گاه خارجي حتي‬ ‫يك دقيقه هم نمي‌توانند سرپاي خود بايستند؛(‬ ‫اين تكيه‌گاه چه ايران باشد و چه آمريكا فرقي‬ ‫ندارد)‪ .‬بنابراين اين نيروها براي آنكه نظر ايران را‬ ‫جلب كنند بايستي پيش از هر چيز تيشه بر ريشه‌ي‬ ‫خود(كرد بودنشان) بزنند و به پاس ديدار هيات‬ ‫ايراني به سركردگي صالحي (پس از تشكيل‬ ‫حكومت عراق) به مبارزات آزادي‌خواهانه‌ي‬ ‫خلق كرد در شرق كردستان برچسب تروريسم‬ ‫بزنند‪ .‬نمي‌توان انتظاري بيش از اين را هم از آنها‬ ‫داشت‪ ،‬چرا كه چشمان سود و منفعت كور است‬ ‫و حاضر است هركسي و هرچيزي را فدا كند؛‬ ‫بگذريم از كرد و كردبودن! از سويي ديگر خبر‬ ‫انتقال حسين خضري از زندان اورميه به مكاني‬ ‫نامعلوم آن‌هم با دست و پاهاي به‌بند كشيده شده‬ ‫و چشماني بسته‪ ،‬زندان گوانتانامو و ابوغريب را‬ ‫در نظرم مجسم ساخت‪ ،‬آنهم نه يكي؛ از اورميه‬ ‫گرفته تا سنه و‌ كرمانشاه و رجايي‌شهر و اوين‪،‬‬ ‫هر كدام را براي فرزندان آزاده‌ي اين خلق مبدل‬ ‫به گوانتانامو و ابوغريبي كرده‌اند و هدفشان از‬ ‫اين اقدام تنها يك چيز است‪ :‬شكست اراده‌ها!‬ ‫زن��دان‌ه��اي رژي��م كه به مكاني ب��راي ترور‬ ‫شخصيت مبدل شده‌اند در برابر مبارزين كرد به‬ ‫زانو در آمده‌اند و همين امر نيز سران اين حكومت‬ ‫را در برابر كردها هار كرده است‪ .‬آنچه كه امروز‬ ‫در زندان‌هاي ايران ميان مبارزان كرد و رژيم‬ ‫جريان دارد به‌نوعي جنگ اراده‌هايي پوالدين در‬ ‫برابر جمهوري اعدام مي‌باشد! از طرفي رژيم ايران‬ ‫به‌ احترام هر ضيافتي كه با سران حكومتي تركيه‬ ‫ترتيب مي‌دهد از قرباني كردن فرزندان اين خلق‬ ‫ابايي ندارد؛ غافل از اينكه دارد كاسه‌ي صبر اين‬ ‫خلق را نيز لبريز مي‌كند‪ .‬در شمال كردستان نيز‬ ‫اين روزها شاهديم كه خلق كرد روند برساخت‬ ‫سيستم خودمديريتي دموكراتيك را هرچه بيشتر‬ ‫تسريع نموده است‪ .‬پروژه‌ي خودمديريتي از نظر‬ ‫عملي دارد ساختاربندي‌اش را پي‌ريزي مي‌كند‬ ‫و جنگ رواني‌اي كه مدياي ترك ـ به‌منزله‌ي‬ ‫ق��رارگ��اه‌ه��اي اي��ن جنگ‌ـ ب��ه‌راه انداخته‌اند‪،‬‬ ‫نتيجه‌اي در برنخواهد داشت‪ .‬ناچاري حكومت‬ ‫تركيه به‌حدي رسيد كه دگربار با قاتالن دهه‌ي‬ ‫نود اين خلق يعني حزب ُ‬ ‫‌الكنترا به‌توافق رسيد و‬ ‫چند روز پيش زندانيان اين پرونده را به‌بهانه‌ي‬ ‫به‌درازا كشيده‌شدن روند محاكمه از زندان آزاد‬ ‫كرد تا شايد بتواند بار ديگر با كاربست اسالم‬ ‫سياسي‪ ،‬كرد را به دست كرد از ميان بردارد‪.‬‬ ‫توسل به اين اقدامات چند ماهي پيش از انتخابات‬ ‫پارلماني در تركيه حاكي از اوج ناچاري‬ ‫حكومت حاكمه درقبال مطالبات خلق كرد دارد‪.‬‬ ‫در مرحله‌اي حساس و تاريخي كه خلق‬ ‫كرد به‌ آگاهي هويتي‪ ،‬سياسي و فرهنگي‌اش‬ ‫در هرچهار بخش كردستان ب�ه‌وي��ژه شمال‬ ‫آن دست يافته است‪ ،‬گاردهاي سياسي ُكرد‬ ‫آنتي‌ ُكرد(كساني چ��ون هوشيار زيباري در‬ ‫جنوب كردستان و حزب‌الكنترا در تركيه) بار‬ ‫ديگر به‌مانند هر برهه‌ي تاريخي در راستاي‬ ‫اوامر صاحبانشان به تكاپو افتاده‌اند تا اين بار‬ ‫نيز خلق را از برساخت سيستم خويش بازدارند!‬

‫‪2‬‬

‫ تفسير خبر‬

‫ ‪ :KCK‬سالمتي رهبرآپو‬

‫سالمتي و موجوديت خلق‌كرد است‬

‫مراد كارايالن عضو ش��وراي رهبري ‪ KCK‬با‬ ‫هشدار در خصوص سالمتي رهبر خلق كرد عبداهلل‬ ‫‌اوجاالن دولت تركيه را مسئول دانست‪ .‬وي سخنان‬ ‫رهبر خلق‌كرد در دي��دار با وكاليش را گوشزد‬ ‫ك��رد و تجربه‬ ‫تاريخي امكان‬ ‫بروز توطئه در‬ ‫شرايط ايجاد‬ ‫ش�����ده ب����راي‬ ‫گفتگو و حل‬ ‫مسا لمت‌آ ميز‬ ‫مسئله ‌ي ‌كر د‬ ‫را در تركيه‬ ‫ه��ش��دار داد و‬ ‫اشاره‌نمود سالمت ايشان سالمت‬ ‫و م��وج��ودي��ت خلق ك��رد اس��ت‪.‬‬ ‫كارايالن خاطرنشان‌‌‌‌ ساخت كه در‬ ‫ص��ورت ب��روز چنين فاجعه‌ا بيشتر‬ ‫پيچيده‌تر خواهد‌شد‪ .‬بنابراين شانس‬ ‫تاريخي‌اي ‌‌‌‌‌‌‌‌‌را كه با پيشقدمي رهبر‬ ‫خلق‌كرد ظ��ه��ورك��رده بايد وارد‬ ‫مرحله مذاكره‌كرد‪ .‬الزم به ذكراست‬ ‫كه عبداهلل‌اوجاالن بارها تاريخ حل‬ ‫مسئله‌ي كرد در زمان مصطفي كمال‬ ‫(آتا ترك)را يادآورشده‌است كه‬ ‫در ارائه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي خودمديريتي به كردها‬ ‫پيشقدم شده‌بود‪ ،‬اما دخالت دولتي‬ ‫استعمارگر چون انگليس و وجود‬ ‫كساني چ��ون عصمت اينونو و‬ ‫فوزي چقماق را متذكرشده‌بود كه‬ ‫در ايجاد توطئه عليه شيخ سعيد و‬

‫ايجاد زمينه‌ي قتل‌عام و به‌هم‌زدن جو مسالمت‌آميز‬ ‫مابين خلق‌كرد و ت��رك را ي���ادآور شده‌بودند‪.‬‬ ‫همچنين رهبرخلق‌كرد خاطرنشان‌كرده‌بود در‬ ‫امرالي اگر مرگي بوجود‌آيد مرگ معمولي نبوده‬ ‫بلكه كشتن‌است و حتي هر لحظه امكان تصفيه‬ ‫خ��ود اردوغ���ان نيز به مانند ت��ورگ��وت‌اوزال در‬ ‫زمان اقدام به حل مسئله در ميان است‪ .‬بدين‌وسيله‬ ‫‪ KCK‬تاريخ و مقطع حساس كنوني را يادآورشده‬ ‫و هر كسي را به مسئوليت‌پذيري فرا مي‌خواند‪.‬‬

‫امتيازدهي از مواضع هسته‌ای‬ ‫در قبال سرکوب داخلی‬

‫پس ازاع�لام اج��راي حكم اع��دام حسين خضري‬ ‫عضو‪ PJAK‬در ‪ 25‬دي‌ماه از آغاز سال میالدی‪58 ،‬‬ ‫نفر در ایران به دار آویخته‌شده‌اند‪ .‬این آمار بی سابقه‬ ‫حاکی ازتكرار ذهنيت انكار و امحاء در قبال خلقها و‬ ‫آيينها و افكار موجود درتنوع فرهنگي و موزائيك ايران‬ ‫مي‌باشدكه تداعي‌كننده‌ي اوايل استقرار نظام اسالمي‬ ‫ایران در ابتداي دهه‌ ‪ 1980‬ميالدي و سركوب و امحاي‬ ‫خواست به‌حق فعاالن سياسي و مدني مي‌باشد‪ .‬نكته‌ي‬ ‫جالب توجه اين‌است كه در مقابل ابن رويه‌ي غيراخالقي‬ ‫و غيرانساني تاکنون هیچ دولتی کوچکترین اعتراضی از‬ ‫خود بروز نداده‌است‪ .‬به‌‌ويژه موضع دولتهای غربی با‬ ‫تمام ادعا و شعارهاي رنگارنگ در خصوص حقوق بشر‬ ‫و اجراي معيارها و موازين دموكراتيك جامعه‌ي ‌مدني‬ ‫حاكي ازسياست‌هاي دوگانه و بدور از اخالق اين دولتها‬ ‫مي‌باشد‪ .‬چنانكه ایران دراين اواخر نسبت به موضوع‬ ‫ه����س����ت����ه‌ای تاحدودي از مواضع تند قبلی‌اش کوتاه‬ ‫به دعوت از شماری دولت ها جهت‬ ‫آمده و اقدام‬ ‫تاسیسات هسته‌ای‌ خود نموده‬ ‫ب��ازدی��د از‬ ‫اس���ت‪ .‬از ط��رف ديگر‬ ‫دولت‌های غربی نيز‬ ‫در آس��ت��ان�ه‌ی‬ ‫نشست‌های‬ ‫دور دوم‬ ‫با ایران‬ ‫هسته‌ا ی‬ ‫ل����ذا در‬ ‫ق��رار دارن��د‬ ‫م��وض��وع‬ ‫ارت��ب��اط ب��ا این‬ ‫کرده‌اند‪ .‬به‬ ‫س��ک��وت اخ��ت��ی��ار‬ ‫همین جهت می‌توان گفت ک��ه به‬ ‫نوعی اتفاق متقابل گراييده‪ ،‬بگونه‌اي‬ ‫كه با امتيازدهي ایران در قبال مواضع‬ ‫هسته‌ای‪ ،‬غربی‌ها نیز هیچ‌گونه واکنشی‬ ‫نسبت به سرکوب‌ها و اعدام‌های‬ ‫دولت ایران نداشته باشند!‬

‫موضع جداگانه‌ی‬

‫هوشیار زیباری و خلق کرد‬ ‫حزب صلح و دموکراسي ‪ BDP‬در شمال‬ ‫کردستان‪ ،‬جهت محکوم کردن صدور احکام‬ ‫اعدام‪ ،‬در مقابل سفارت ايران در آنکارا اقدام به‬ ‫يك گردهمايي نمود‪ .‬در‬ ‫اين تجمع که شمار زيادي‬ ‫از نهادهاي مدني و خلقمان‬ ‫حضور به‌هم رسانيدند اعالم‬ ‫شد که آنان نمي توانند در‬ ‫برابر چنين اقداماتي سکوت‬ ‫اختيار نموده و دولت ايران‬ ‫مي‌بايست هرچه‌ سريع‌تر‬ ‫اح��ک��ام ص����ادره را لغو‬ ‫کند‪ .‬همچنين در جنوب‬ ‫ک��ردس��ت��ان در شهرهاي‬ ‫سليمانيه‪ ،‬هولير و خانقين‬ ‫نيز مراسمي جهت اعتراض و محکوم نمودن‬ ‫سياست‌هاي اعدام دولت ايران برگزار گرديد که‬

‫در آن شمار زيادي از سازمانهاي مدني‪ ،‬احزاب‬ ‫و خلقمان حضور داشتند‪ .‬اين در حالي است كه‬ ‫هوشيار زيباري سياستمدار کرد در جهتي معكوس‬ ‫و م��خ��ال��ف اص���ول اخ�لاق��ي‪،‬‬ ‫سياسي و وجداني‪ ،‬در ديدار‬ ‫با وزي��ر ام��ور خارجه‌ي اي��ران‪،‬‬ ‫ح��زب حيات آزاد کردستان‬ ‫(پژاک ) را تروريست خواند؛‬ ‫آنهم در شرايطي که جوانان‬ ‫خلق ک��رد در ش��رق كردستان‬ ‫هرلحظه با خطر اعدام رويارو‬ ‫مي‌باشند‪ .‬ت��روري��س��ت اع�لام‬ ‫ك��ردن جنبش آزادي‌‌خ��واه��ي‬ ‫خلق كرد در اين برهه‌ي حساس‬ ‫و تاريخي تنها مي‌تواند يك‬ ‫معنا داشته باشد و آن نيز تاييد احكام ددمنشانه‌ي‬ ‫رژي��م و قرارگرفتن در جبهه‌ي ض��د خلق‪.‬‬

‫حاکم ساختن حزب‌اهلل در کردستان پروژه‌ی نوین دولت‌های استثمارگر ‬ ‫پس از آنکه اسناد و شواهد جداگانه‌ای دال بر پشتیبانی دولت ایران از‬ ‫نیروهای اسالم گرای تندرو در شرق‬ ‫کردستان آشکار شد‪ ،‬دولت ترکیه نیز‬ ‫اقدام به آزاد نمودن رهبران و اعضای‬ ‫گ���روه ت��ن��درو ح��زب اهلل در شمال‬ ‫کردستان نمود‪ .‬این اق��دام که پس از‬ ‫نشست سیاسی ـ امنیتی دولت‌های‬ ‫حاکم در کردستان ص��ورت گرفت‪،‬‬ ‫هدفش حاكم ساختن مجدد حزب‌اهلل‌‬ ‫در كردستان مي‌باشد که قاتل صدها‬ ‫تن از جوانان‪ ،‬زنان و فعالین کرد در طي‬ ‫يكي دو دهه‌ي اخير بوده‌است‪ .‬اعضاي‬ ‫آزادش��ده‌ي اين گ��روه كه شمار آنها‬ ‫بالغ بر صدها تن مي‌باشد احتمال دارد‬

‫كه بارديگر فضاي ناامن دهه‌ي نود را در شمال كردستان حاكم سازند‪.‬گفته‬ ‫مي شود گروهی از اف��راد آزاد شده‌ي‬ ‫اين گروه وارد خاک جنوب کردستان‬ ‫ش��ده و چند روز پيش ح���زب‌اهلل در‬ ‫عراق نیز اعالم موجودیت کرد‪ .‬به‌عالوه‬ ‫اخباري حاكي از روانه شدن سه تن از‬ ‫افراد اين گروه به ايران شايع شده كه‬ ‫مي‌توان آن را به واقعيت نزديك دانست‪.‬‬ ‫مقابله با جنبش آزادی خواهی خلق کرد‬ ‫موضوع نشست‌هاي سیاسی ـ امنیتی اخير‬ ‫دولتهای حاکم بر کردستان و حکومت‬ ‫جنوب کردستان بوده و نمي‌توان چنين‬ ‫روي��دادي را نيز تصادفي قلمداد نمود‬ ‫‪.‬‬


‫تفسیر اجتماعی‬ ‫زندان‪،‬‬ ‫عرصه‌ي بي‌هويت‌سازي افراد ‬ ‫سيروان آريو ليالخ‬

‫زندان‪ ،‬به‌طور عام در همه‌ي دنيا و به‌طور خاص‬ ‫در اي�����ران‬ ‫ب��ه ش��ي��وه‌اي‬ ‫ن��ظ��ام‌م��ن��د به‬ ‫ابزاري جهت‬ ‫خ���دم���ت به‬ ‫منافع قدرت‬ ‫و ت��س��ل��ط‬ ‫ب����ر ج��ام��ع��ه‬ ‫و تحت كنترل در آوردن آن مبدل گشته است‪.‬‬ ‫زن��دان را كانون اص�لاح و تربيت ناميده‌اند‪ ،‬اما‬ ‫عملكردهايي كه در آن صورت مي‌گيرد با اين‬ ‫مفاهيم در تناقض مي‌باشد‪ .‬بزهكار به علت ناآگاهي‬ ‫يا وجود مشكالت ديگري كه زاييده‌ي ذهنيت‬ ‫قدرت مي‌باشد‪ ،‬مرتكب جرم مي‌شود‪ .‬سياست‌هاي‬ ‫دولت نيز در جهت تعمق بخشيدن به اين مشكالت‬ ‫مي‌باشد‪ .‬زندان به جاي اينكه مكاني براي ريشه‌يابي‬ ‫مشكالت و حل آنها باشد‪ ،‬به مركزي جهت‬ ‫آم��وزش اعمال غيراخالقي مبدل شده و نه تنها‬ ‫بزهكار را اصالح نمي‌نمايد بلكه طرق ارتكاب‬ ‫به جرم‌هاي ديگر را مي‌آموزد‪ .‬مجازات مجرم‬ ‫و نگهداري وي در زندان‪ ،‬قطع نمودن كامل فرد‬ ‫از جامعه مي‌باشد‪ .‬فردي دورگشته از جامعه مانند‬ ‫درختي بدون ريشه مي‌ماند و نمي‌تواند حياتي سالم‬ ‫را در پي بگيرد‪ .‬فرد با هويت اجتماعي‌اش معنا‬ ‫مي‌يابد و در صورت سلب اين هويت از وي قادر‬ ‫به انجام تحول و دگرگوني در خود نخواهدبود‪.‬‬ ‫فرد مجرم بي‌گمان در چنين شرايطي از كرده‌ي‬ ‫خود پشيمان نخواهد شد‪ ،‬بلكه با عقده‌اي‌شدن‬ ‫ميل بيشتري به ارتكاب جرم نشان مي‌دهد‪ .‬از سوي‬ ‫نظام‪ ،‬هيچ عملي در راستاي آگاه‌سازي فرد بزهكار‬ ‫صورت نمي‌گيرد و فقط او را مجازات مي‌كنند‪.‬‬ ‫مجازات نيز نه فقط براي تنبيه فرد بلكه براي ايجاد‬ ‫فضاي رعب و وحشت در جامعه انجام مي‌گيرد‪.‬‬ ‫چنين فردي جامعه را تضعيف مي‌نمايد و پيامد آن‬ ‫نيرومند شدن دولت مي‌باشد‪.‬‬ ‫همچنين به‌واسطه‌ي سياست‌هاي دولت‪ ،‬بيشتر‬ ‫افرادي كه به زندان مي‌روند به علت فضاي نامناسبي‬ ‫كه دولت در زندان به‌وجود آورده است از سوي‬ ‫كاركنان زندان ترغيب به استعمال مواد مخدر از‬ ‫جمله متادون مي‌شوند‪ .‬فرد معتاد هيچ‌گونه اراده‌اي‬ ‫ندارد و در چنين وضعيتي مي‌تواند به مزدوري براي‬ ‫دولت بپردازد‪ .‬او را جهت ضربه‌زدن به جامعه آماده‬ ‫مي‌نمايند‪ .‬نظام‪ ،‬فضايي را به‌وجود مي‌آورد كه نه‬ ‫تنها فرد بزهكار به اشتباهش پي نبرد بلكه حريص‌تر‬ ‫از قبل در پي يادگيري روش‌هاي بزهكاري باشد‪.‬‬ ‫دولت با چنين رويكردي ميزان ارتكاب به جرم در‬ ‫جامعه را افزايش مي‌دهد و هر چه ميزان آن ارتقا‬ ‫يابد‪ ،‬مشروعيت نهادهاي امنيتي كه آزادي جامعه را‬ ‫تهديد مي‌كنند‪ ،‬بيشتر مي‌شود‪ .‬بدين‌طريق اين نهادها‬ ‫بر تمامي امور شهروندان نظارت نموده و آزادي و‬ ‫حقوق فردي و اجتماعي را زير پا مي‌گذارند‪.‬‬ ‫ارزش‌ه���اي اخالقي جامعه چنين اعمالي را‬ ‫برنمي‌تابد و جامعه در مقابل چنين رويكردهايي‬ ‫دست به مقاومت خواهد زد‪ .‬در ذات جامعه‌اي‬ ‫اخالقي اج��راي چنين سياست‌هايي غيرممكن‬ ‫مي‌نمايد‪ .‬جامعه‌ي ايران نبايد اجازه دهد كه افرادش‬ ‫در چنين مراكزي راه يابند‪ .‬بايد با آگاه‌سازي‬ ‫و آموزش افراد خود‪ ،‬آنان را از ارتكاب به جرم‬ ‫بازدارد و در صورت ارتكاب بايد او را آموزش‬ ‫دهد تا به اشتباه خود پي‌ ببرد‪ .‬براي انجام اين امر نياز‬ ‫به نهادهايي جهت آموزش آنان مي‌باشد تا از زندان‬ ‫كه مركز از بين بردن اراده و اعتمادبه‌نفس مي‌باشد‬ ‫رهايي يابند‪ .‬بايد اين نهادها خلق را از خطرات و‬ ‫تأثيرات منفي زندان آگاه نمايند و مبارزه‌ي خود را‬ ‫جهت براندازي چنين مراكزي سازماندهي نمايند‪.‬‬ ‫نظامي دموكراتيك كه جامعه در آن بتواند به سطح‬ ‫خودمديريتي برسد‪ ،‬مي‌تواند داراي نهادهايي جهت‬ ‫اين منظور باشد‪ .‬در چنان نظامي‪ ،‬فرد نه از راه زندان‬ ‫و شكنجه بلكه از طريق آگاهي‌بخشي و رسانيدن‬ ‫وي به سطح اجتماعي شدني آزاد‪ ،‬از جرم و بزه‬ ‫دور گردانيده مي‌شود‪.‬‬ ‫‪.‬‬

‫ اجتماعی‬

‫ زبان‪ ،‬مهمترین فاکتور هستی بخش‬ ‫ برای یک خلق‬

‫‪5‬‬

‫فواد بريتان‬

‫زب���ان مهمترين و اس��اس �ي‌ت��ري��ن وسيله‌ي‬ ‫ارتباطي‌است‪ ،‬اما صحيح نيست كه آن را به يك‬ ‫وسيله‌ي ارتباطي تقليل‌داد‪ .‬مي‌توان آن را يكي از‬ ‫پيچيده‌ترين پديده‌هاي اجتماعي قلمداد نمود که‬ ‫در پروسه‌ي انسان شدن (گسست انسان از دنياي‬ ‫حيوانات) به وجود آمده و تصور ادامه‌ي حيات‬ ‫انسان بدون آن‌ميسرنيست‪‌‌.‬گرچه ارتباط تنها از‬ ‫ط��ري��ق زب���ان ص��ورت‬ ‫نمي‌گيرد اما ارتباطي‬ ‫كه زبان ميسر مي سازد‬ ‫منحصر به ن��وع انسان‌‬ ‫مي‌باشد چون می توان‬ ‫خارج از نیازهای روزانه‬ ‫آن را به کارگرفت و‬ ‫مفاهیم را منتقل نماید‪.‬‬ ‫در اين بحث الزم است‬ ‫كه به تاثیرات عوامل دروني و بيروني بر زبان‬ ‫كردي اشاره نمود و راه حل گذار از مشکالتی که‬ ‫زبان کردی با آن مواجه است را مورد بررسی قرار‬ ‫دهیم‪ .‬از آنجایی که کردستان مابین چند کشور‬ ‫تقسیم شده است و در سی چهل سال اخیر نیز‬ ‫کردها پراکنشی به اقصا نقاط جهان داشتند مسائل‬ ‫بيش از آن است كه حتي بتوان آنها را ذكرنمود‪.‬‬ ‫این مرزبندی های مصنوعی و‬ ‫بر فرهنگ و زبان کردی نیز‬ ‫تاثیرات س��وء گذاشته‌است‪.‬‬ ‫این مشکالت متاثر از عوامل‬ ‫خارجی شکل گرفته‌اند‪ .‬يعني‬ ‫مسائلی‌ که به ساختار زبان‬ ‫مربوط نمی‌شوند و ناشی از‬ ‫عواملی سیاسی هستند‪ .‬با وجود‬ ‫اينكه زبان كردي در بين تقريبا‬ ‫هفت‌هزار زبان موجود در دنيا‬ ‫از نظر تعداد متکلمان رتبه‌ی‬ ‫بااليي را دارد اما بايستي آن‬ ‫را از زب��ان هاي م��ورد تهديد‬ ‫دنيا به حساب آورد‪ .‬در اين‬ ‫جا مي‌توان به اين نكته توجه نمود؛ تعداد متكلمين‬ ‫زبان كردي به مراتب بيشتر از بسياري از زبان هاي‬ ‫دنيا از جمله فنالندي‪ ،‬سوئدي‪ ،‬هلندي‪ ،‬دانماركي‪،‬‬ ‫چكي‪ ،‬مجاري و غيره است اما به خاطر اينكه‬ ‫كردزبانان فاقد سازماندهي سياسي ـ اجتماعي‬ ‫بوده‌ و تحت سلطه‌ي دولتهاي غيردموكراتيكی که‬ ‫رویکرد قتل عام زبانی را دنبال می کنند بوده‌اند‪،‬‬ ‫زباني کردی با موانع زیادی روبرو شده‌است‪ .‬زبان‬ ‫کردی به دالیل فوق الذکر کاربردش کم شده و‬ ‫در مقایسه با زبان‌های دیگر نتوانسته‌است پیشرفت‬ ‫‌نماید‪ .‬سياستهای حاكم سبب گردیده زبان کردی‬ ‫در هیچ عرصه ای خاصه عرصه ی علم رشد نکند‬ ‫و از جانب دیگر در شمار زبانهایی قرار گرفته‌است‬ ‫که روزان��ه تهدید شده و با خطر نابودی مواجه‬ ‫شده‌است‪ .‬در تركيه و شمال كردستان‪ ،‬زبان كردي‬ ‫به شيوه‌اي بسيار خشن مورد سركوب قرارگرفته‬ ‫و با وجود تالش هشتاد ساله‌ي سيستم كماليستي‬ ‫جهت بي‌اعتبار كردن آن‪ ،‬امروزه به خاطر مقاومت‬ ‫خلق ک��رد که توانسته‌اند به سازماندهی های‬ ‫نیرومندی دست یافته و چنین سیاست‌هایی را با‬ ‫شکست مواجه‌سازند‪ .‬در ترکیه شاهد هستیم كه‬ ‫موانع قانوني اجازه این را نداده‌اند که زبان کردی‬ ‫آزادانه به کارگرفته شود و خلق کرد بتواند آزادانه‬ ‫حیاتی را با زبان خویش برگزیند و خلقمان با قتل‬ ‫عام زبانی بزرگی روبرو می‌باشد که توام با دیگر‬ ‫فرم های قتل عام (وي��ران كردن بيش از ‪3500‬‬ ‫روستا‪ ،‬شكنجه‪ ،‬و جنايات عليه بشريت‪ ،‬نسل‬ ‫كشي و ‪ )...‬نه تنها مورد عکس العمل مجامع و‬ ‫دولت های دیگر قرار نگرفته بلکه مورد حمایت‬ ‫بخصوص آمریکا و اروپا قرار می‌گیرند‪ .‬در ايران‬ ‫سياست های دولت اسالمی در ارتباط با زبان‌هاي‬ ‫غيرفارسي‪ ،‬همچو نسخه‌اي از سياست‌هاي‬ ‫ناسيونال‌ـ شوونيستي رژيم پهلوي است‪ .‬شرط مهم‬ ‫و اساسي بقاي زبان‌هاي تهديدشده به كارگرفتن‬

‫آنها در تمامی سطوح آموزش و پرورش است‪ .‬در‬ ‫ايران دولت جمهوري اسالمی حق تحصیل به زبان‬ ‫مادری را برخالف تصریح در قانون اساسی براي‬ ‫غير فارس‌زبانان قائل نيست‪ .‬نه تنها امکان تحصیل‬ ‫به زبان مادری را فراهم نمی‌کند بلکه سازمانها و‬ ‫نهادهایی که از جانب خلق کرد جهت آموزش‬ ‫به زمان م��ادری اح��داث می شوند به بهانه های‬ ‫واه��ی م��ورد مواخذه‬ ‫قرار می دهد و مانع از‬ ‫انجام فعالیت های آنان‬ ‫می‌گردد‪ .‬اين زبان‌ها‬ ‫در رسانه‌هاي جمعي‬ ‫به كار مي‌روند اما از‬ ‫آنجا كه بعنوان زبان‬ ‫آموزش و زبان رسمی‬ ‫شناخته نمی‌شود موارد‬ ‫کاربردی اش و نیز تکامل اش به مراتب كمتر‬ ‫از زبان فارسي است‪ .‬بدین‌ترتيب سياستهای دولت‬ ‫مبتنی بر ايجاد نابرابري و تحكم بيشتر برروي‬ ‫خلق‌هاي غيرفارس مي‌باشد و چنین تبعیضاتی‬ ‫بقاي زبان را مورد تهديد قرار‌مي‌دهد‪ .‬در سوريه‪،‬‬ ‫دولتي كه از جانب دولت فرانسه پایه گذاری شد‪،‬‬ ‫از همان آغاز دست به کار کردنش از شناختن حق‬ ‫تحصيل به زبان مادري براي خلق‬ ‫کردها خودداری کرد و نیز در‬ ‫دوران سلطه‌ي حکومت بعث‬ ‫در چهل س��ال اخير‪ ،‬سياست‌‬ ‫تعریب(‌عرب‌كردن) و قتل عام‬ ‫فرهنگی و زبانی خلق كرد را‬ ‫اساس‌گرفت‪ .‬در عراق‪ ،‬تا قبل‬ ‫از سال های ‪ 1992‬وضعیتی به‬ ‫مانند دیگر بخش های کردستان‬ ‫در جنوب کردستان حاکم بود‬ ‫اما با تشکیل جکومت منطقه ای‬ ‫کردستان‪ ،‬مي‌‌توان گفت كه تا‬

‫ک��ن��ون زب��ان‬ ‫در آن منطقه‬ ‫ب��ا مشکالت‬ ‫ع����دی����ده‌ای‬ ‫روب���رو ب��وده‬ ‫اس����������ت و‬ ‫سا ز ما ند هی‬ ‫وی�������ژه ای‬ ‫ب���رای گ��ذار‬ ‫از مشکالت‬ ‫زبانی صورت‬ ‫نگرفت‪ .‬لهجه‬ ‫و گویش‌هاي که غنای زبانی را تشکیل می دهند با‬ ‫بکارگیری سیاست زبانی تک لهجه‌ای (سورانی) به‬ ‫ساختار زبان کردی ضربه وارد گردیده و همینک‬ ‫زبان تحصیل و سیاست و ‪ ...‬لهجه ی سورانی بوده‬ ‫و گویندگان لهجه های دیگر حق استفاده از لهجه‬ ‫ی خویش را به خصوص در مدارس ندارند‪ .‬با‬ ‫توجه به مسائل بيان‌شده به اين نتيجه مي‌رسيم يكي‬ ‫از فاكتورهاي حائز اهمیت‬ ‫و هستي بخش ي��ك خلق‪،‬‬ ‫حق تكلم و آم��وزش به زبان‬ ‫مادري می باشد‪ .‬تاریخ اثبات‬ ‫کرده که هر جامعه و يا خلقي‬ ‫كه از حق مذکور برخوردار‬ ‫نبوده از بین رفته و ردپایي از‬ ‫وي در تاريخ به جای نمي‌ماند‪.‬‬ ‫لذا ضروری است خلق هایی که با چنین خطراتی‬ ‫مواجه هستند‪ ،‬از جمله خلق کرد بایستی موضوع‬ ‫دمکراتیزاسیون و همزیستی خلقها و احترام متقابل‬ ‫مابین آنها البته با حفظ تمایزات اتنیکی‪ ،‬زبانی و‬ ‫‪...‬به مثابه ی فاکتورهای اساسی جهت شکل گیری‬ ‫ملتی دموکراتیک مبنا قرارداده‌شود‪ .‬به همين علت‬ ‫در گام نخست می بایست ساختار قدرت سياسي‪،‬‬

‫دولت حقوقی‪ ،‬حقوق شهروندی و حقوق بشر‬ ‫را در چارچوب قانون اساسی دولتهای حاکم را‬ ‫مورد بازبيني قرار داده و تغييرات بنیادینی را در‬ ‫آن عملی سازند‪ .‬این گامي اساسي جهت حل‬ ‫مشكالت خلقها و دستیابی به مطالبات حقوق‬ ‫خلق کرد (از جمله حق آموزش به زبان مادري)‬ ‫مي‌باشد‪ .‬نبايستي منشاء مسئله‌ي كرد را صرفا‬ ‫اقتصادي و اجتماعي دانست بلكه جوانب دیگر‪،‬‬ ‫بخصوص جوانب سیاسی و هویتی (فرهنگی)‬ ‫مسئله منشاء اصلی را تشکیل‌می‌دهند‪ .‬نبایستی چنین‬ ‫اندیشید که به رسمیت شناختن حقوق فرهنگي و‬ ‫دموكراتيك كردها در هر بخش از كردستان منجر‬ ‫به تجزيه‌ي کشورها و یا سرنگونی دولتها خواهد‬ ‫شد بلکه بلعکس چنین نظریاتی‪ ،‬سبب پیشرفت‬ ‫جامعه و وحدت آن در قالب ملتی دموکراتیک‬ ‫خواهد شد‪ .‬درصورت به رسمیت نشناختن حقوق‬ ‫دموکراتیک خلق کرد‪ ،‬خلق کرد را مجبور بر این‬ ‫می‌نماید که بدون توجه داشتن به دولت در جهت‬ ‫آفریدن زندگی آزاد‪ ،‬خود مدیریتی دموکراتیک‬ ‫را اساس گرفته و خود بطورمستقل آن را بنیان‌نهد‪.‬‬ ‫بر هر فرد کردی الزم است که جهت حفظ هویت‬ ‫فرهنگی و زبانی خلق‌اش تالش نماید‪ .‬در تمامي‬ ‫دولتهاي حاكم بر كردستان بايستي قانون اساسي‬ ‫مورد بازبینی و تجديد نظر قرار گیرد‪ .‬خصوصا‬ ‫در تركيه بايد قوانين مرتبط به نامگذاري مورد‬ ‫تجديدنظر قرار گيرند‪ .‬هدف اين است كه كردها‬ ‫اجازه اين را داشته باشند‪ ،‬نام‌هاي كردي را بر‬ ‫فرزندان خويش نهاده و در همین راستا بندهاي‬ ‫‪ 26‬و ‪ 28‬قانون اساسي دولت تركيه كه مربوط به‬ ‫«زبان‌هاي ممنوعه» مي‌باشد بايستي حذف‌گردد‪.‬‬ ‫زيرا در قانون اساسي تركيه آمده‌است كه خارج‬ ‫از زبان ترکی هيچ زباني بعنوان زبان مادري براي‬ ‫شهروندان جمهوري تركيه پذيرفتني نيست و چنین‬ ‫قانونی به تمامی توهين آميز می‌باشد‪ .‬در ايران نيز‬ ‫بايستي اصل ‪ 15‬قانون اساسي مبنی بر حق آموزش‬ ‫به زبان مادري در تمامي مقاطع تحصيلي اجرا‬ ‫شود و تغييرات الزم در قانون اساسي براي عملي‬ ‫نمودن اين ماده مهيا شود‪ .‬خلق كرد جهت به‬ ‫نتیجه رسانیدن مطالباتش و صیانت از زبان‌شان‬ ‫که هویت آنان می‌باشد نسبت به تاسیس سازمان‬ ‫ها و تشكل‌هاي متفاوتی جهت پشتيباني از‬ ‫اين موضوع اقدام‌نمایند‪ .‬هر خلقی بايستي از‬ ‫چنین حقی برخوردار باشد که زبان خویش‬ ‫را فراگیرند‪ .‬دولتهاي حاكم بايستي از سياست‬ ‫و تبليغاتي جدايي طلبي و تجزیه طلبي جلوه‬ ‫دادن خلق کرد دست برداشته و با این ترفندها‬ ‫در راستای نابودسازی زبان کردی گام برندارند‪.‬‬ ‫هر كس بايستي براي تضمين هويت زباني‌اش و‬ ‫سازماندهي نمودن مجدد حق آموزش به زبان‬ ‫مادري هر چه از دست‌شان بر مي‌آيد انجام دهند‬ ‫و در اين راستا فعاليت نمايند‪ .‬اين رسالتي است‬ ‫که بر دوش تمامي آحاد جامعه قرار می‌گیرد و‬ ‫هر كس بايستي خواستار فسخ و از ميان برداشتن‬ ‫قانونهاي منع کننده و محدود كننده‌ي زبان برآيند‪.‬‬ ‫دو زباني در مناطقي كه اقلیتهای زبانی در حال‬ ‫زندگی ک��ردن می‌باشند به اج��را گذاشته‌شود‪.‬‬ ‫مثال در م��دارس��ي‬ ‫ك��ه معلمين زب��ان‬ ‫مادري‌شان فارسي‬ ‫نمي‌باشد به دو زبان‬ ‫تدريس ش��ود‪ ،‬اين‬ ‫ب��دان معنا نخواهد‬ ‫ب��ود كه كودكاني‬ ‫كه در منزل خود به‬ ‫زبانهاي كردي‪ ،‬فارسي‪ ،‬تركي و يا عربي صحبت‬ ‫مي‌كنند اين زبانها را بعنوان زبان اصلي آنها در‬ ‫مدارس خواهد بود‪ ،‬در كنار آن زباني دولتي كه‬ ‫فارسي و يا تركي است نيز تدريس خواهد شد‪.‬‬


‫ويژه‬

‫حسين خضري به دار‌‬ ‫آويخته‌شد‬ ‫حسین خضری با كد سازماني هيمن فرزند‬ ‫علی متولد ‪ ۱۹۸۲‬شهر اورمیه در شرق کردستان‬ ‫مي‌باشد‪ .‬در س��ال ‪ ۲۰۰۳‬به‌عنوان عضو حزب‬ ‫حيات آزاد كردستان با ایمان و اعتقاد راسخ به به‬ ‫جنبش آزادي‌بخش‌‌ خلق كرد‪ ،‬به كوهستان‌هاي‬ ‫آزاد و صفوف گريال پيوست و با اعتقاد و عزمي‬ ‫راسخ وعشق و عالقه‌ به فكر و فلسفه‌ي رهبر آپو‬ ‫در عرصه‌ي ايدئولوژيك و سازماني‪ ،‬بودني با معنا‬ ‫را آفريد‪ .‬در كنار مسئوليت انقالبي خود وضعيت‬ ‫حاد تحميلي بر خلق‌كرد و خلقهاي ستمديده ايران‬ ‫را درك نموده و درانجام مسئوليت انقالبي خود با‬ ‫جديت و عزمي راسخ‪ ،‬اقدام به مبارزه نمود‪ .‬در این‬ ‫چهارجوب حسین خضری مدت مدیدی با فعاالن‬ ‫مدنی و حقوق بشری همکاری نمود‪.‬‬ ‫حسین خضری در مورخه ‪ ۲۹‬جوالی سال‪2008‬‬ ‫جهت انجام مسئوليت سازماني و انقالبي خود راهي‬ ‫شهر کرماشان مي‌شود و سپس دو روز بعد از آن‬ ‫در ترمینال کرماشان توسط نیروهای سپاه نبی اکرم‬ ‫دستگیر مي‌شود‪ .‬بر طبق مسائل ذكرشده در نامه‌ي‌‬ ‫حسين خضري(رفيق هيمن)در زن��دان‪ ،‬مدت ‪۴۹‬‬ ‫روز در اختیار نیروهای سپاه نبی اکرم کرماشان‬ ‫بوده که در این مدت متحمل شکنجه‌های فیزیکی‬ ‫و روحی و روانی بسیاری مي‌گردد‪ .‬بعد از آن در‬ ‫مورخه ‪ ۸۷/۶/۲۸‬از سپاه نبی اک��رم کرماشان به‬ ‫سپاه المهدی ارومیه انتقال داده‌شده و در آنجا نیز‬ ‫وی را تحت انواع شکنجه‌های شدید قرارمي‌دهند‪.‬‬ ‫دوباره مورخه ‪ ۸۷/۱۰/۱۶‬از بازداشتگاه سپاه المهدی‬ ‫شهرستان ارومیه به اداره کل اطالعات ارومیه منتقل‬ ‫و تا تاریخ ‪ ۸۷/۱۱/۲۶‬در اداره اطالعات ارومیه تحت‬ ‫انواع مختلف شکنجه‌هاي فيزيكي و روحي قرار‬ ‫مي‌گيرد‪ .‬بعد از انتقال در مورخ ‪ ۸۷/۱۱/۲۶‬خضری‬ ‫را به زندان ارومیه‪ ،‬در تاریخ ‪ 88/۲/28‬برای اولین‬ ‫و آخرین بار وی را در شعبه‌ي یک دادگاه انقالب‬ ‫اسالمی ارومیه به قضاوت قاضی درویشی در مدت‬ ‫‪ ۱۰‬دقیقه دادگاهی نمودند‪ .‬درجلسه دادگاه عالوه‬ ‫بر حسین خضری نماینده اداره اطالعات ارومیه و‬ ‫نماینده دادستان نيز حضور داشته‌اند‪ .‬با اینکه خضری‬ ‫قاضی پرونده را در مورد شکنجه‌های وارده در‬ ‫جریان می‌گذارد اما باز قاضی پرونده هیچ اعتنائی به‬ ‫گفته‌های وی نکرده و مبادرت به صدور رای اعدام‬ ‫نموده و همان رای دادگاه بدوی توسط شعبه دهم‬ ‫تجدید نظر استان تائید و سپس در تاریخ ‪۸۸/۵/۱۷‬‬ ‫حکم قطعی صادر شده و در زندان مرکزی ارومیه‬ ‫به‌وی ابالغ مي‌گردد‪ .‬در ضمن حسین خضری قبل‬ ‫از قطعی شدن رای دادگاه از نوع رفتار غیرانسانی‬ ‫و غیرقانونی بازجوها به دادسرای نظامی شهرستان‬ ‫ارومیه و به ریاست قوه قضائیه ایران ‌شکایت‌کرده‬ ‫‪،‬ام��ا هیچگونه رسیدگی به درخواست‌های وی‬ ‫نمي‌گردد‪ .‬همچنين در پی نقل و انتقاالت فراوان‬ ‫حسین از زندان به دادسرای نظامی و اداره اطالعات‬ ‫پدر نامبرده در جريان فشار و دلهره فراوان واردآمده‬ ‫بر اثر سکته فوت‌مي‌نمايد‪.‬برای همین حسین خضری‬ ‫‪ ۱۴‬آبان ماه نامه‌ای را برای افکار عمومی جهان و‬ ‫تمامی مجامع بین‌المللی و حقوق بشری فرستاده‬ ‫و از همه آنان تقاضا نموده جهت برگزاری یک‬ ‫دادگ��اه صالح و بی‌طرف پ��رون��ده‌اش را به طور‬ ‫واضح و آشکار مورد بازبینی دوباره قراردهند‪ .‬اما‬ ‫با تمام اين م��وارد‪،‬در كمال بي‌شرمي چون تاريخ‬ ‫آكنده از درندگي نظام فاشيستي جمهوري اسالمي‬ ‫ايران حسين‌خضري در سحرگاه ‪ 5‬دي‌ماه به دار‬ ‫آويخته شد‪ .‬تالش‌هاي انجام‌شده خلق‌كرد در‬ ‫دستيابي به راه‌حلي دموكراتيك و حل مسالمت‌آميز‬ ‫مسئله‌ي‌ ُكرد از طريق گفتگو‪ ،‬همچنانكه‌‌ ‪PJAK‬‬ ‫با ارائه‌ي منشوري در اين راستا پيشقدم شده بود‪،‬‬ ‫نشان از نيرومند‌بودن جنبش‌آزادي‌بخش خلق‌ ُكرد‬ ‫مي‌باشد‪ .‬اما اع��دام رفيق هيمن نشان از ذهنيت‬ ‫انكارگر جمهوري اسالمي دارد و در چنين شرايطي‬ ‫تنها يك راه باقي مي‌ماند و آن نيز كاربست حق دفاع‬ ‫مشروع و صيانت از كرامت و شرافت خلق كرد‪.‬‬

‫سياسي‬

‫اسالم سياسي‪ ،‬پيام‌آور جنگ است نه صلح!‬

‫‪4‬‬

‫ريوار آبدانان‬

‫اين‌ روزها در يك سو خلق‌هاي آزادي‌خواه‬ ‫با تمام ت��وان خود جهت رسيدن به نظامي‬ ‫دموكراتيك تالش مي‌كنند و در سوي ديگر‪،‬‬ ‫هم نيروهاي مداخله‌جوي غرب و هم نيروهاي‬ ‫دولتي منطقه بر اس�لام سياسي(ميانه‌رو‌ـ‬ ‫راديكال) اصرار مي‌ورزند‪ .‬مسئله اين است‬ ‫كه اسالم سياسي نمي‌تواند‬ ‫بيانگر جوهره‌ي راستين‬ ‫اسالم باشد و تضاد آن با‬ ‫آزادي جامعه روزب �ه‌روز‬ ‫بيشتر آش��ك��ار مي‌شود‪.‬‬ ‫نيم‌نگاهي به تاريخ معاصر‬ ‫ن��ش��ان م �ي‌ده��د ك��ه تنها‬ ‫دستاورد پروژه‌هاي دينيِ‬ ‫سياسي‪ ،‬قتل‌عام خلق‌ها‬ ‫ب��وده اس��ت‪ .‬اگ��ر نگاهي‬ ‫به ساختار سياسي ايران‬ ‫بيافكنيم مشاهده مي‌كنيم‬ ‫كه اسالم سياسي چگونه‬ ‫در ساختارهاي حكومتي‬ ‫در ستيز ب��ا جامعه ق��رار‬ ‫گرفته است‪1 .‬ـ مجلس‪:‬‬ ‫به دليل اينكه صالحيت‌‬ ‫نامزدهاي انتخاباتي مجلس‬ ‫ب��ا تشخيص ن��ي��روه��اي‬ ‫فراقانوني نظام مشخص مي‌شود‪ ،‬مجلس‬ ‫بازتاب اراده‌ي مردم ايران نيست‪ .‬جناح‬ ‫قدرت مجلس را قبضه كرده و اين نهاد‬ ‫كه مي‌توانست تا حدودي دولت را به‬ ‫احترام در قبال خلق و اعطاي حقوق‬ ‫دموكراتيك‌شان وادارد‪ ،‬اكنون‬ ‫حالتي صوري يافته است ‪ .‬قوه‌ي‬ ‫مجريه يا همان دول��ت به‌طور‬ ‫آشكارا همان نيمچه دلخوشي‬ ‫مردم ايران را كه همانا داشتن‬ ‫نماينده‌ در مجلس بود‪ ،‬به‌بازي‬ ‫گرفته و عم ً‬ ‫ال بخشي از نمايندگان‬ ‫مجلس را كه در برابر تك‌تازي و ترك‌تازي‬ ‫دولت در عرصه‌هاي سياسي اعتراض مي‌نمايند‬ ‫و اندكي هم كه شده از دردها و آالم جامعه‬ ‫صحبت مي‌كنند‪ ،‬از دور خ��ارج مي‌سازد‪.‬‬ ‫مجلس در حال تسليم شدن در برابر دولت‬ ‫است و مي‌رود تا اين‌بار تجربه‌اي تلخ‌تر‬ ‫از به‌توپ‌بسته‌شدن در دوران مشروطه را‬ ‫تجربه كند‪ .‬خلق‌هاي ايران نيز چندان‬ ‫به اين امر توجه نشان نمي‌دهند زيرا‬ ‫مجلس‌نشينان حساب اين‌همه ظلم‬ ‫و ستم آشكار‪ ،‬اعدام و كشتار را‬ ‫از دولت نمي‌خواهند‪ .‬هر روز‬ ‫دسته‌دسته شهروندان ايراني‬ ‫را به پاي چوبه‌ي دار اعدام‬ ‫مي‌برند اما كسي نيست كه‬ ‫داد خلق را از اين بي‌دادگران‬ ‫بستاند‪ .‬مي‌توان گفت مردم اي��ران فاقد‬ ‫نماينده‌اند و مجلس‌نشينان كنوني خود در‬ ‫برابر ژست‌ها و خط‌ونشان‌كشيدن‌هاي رياست‬ ‫جمهوري ناتوان و عاجز مانده‌اند چه رسد‬ ‫به اينكه وظيفه‌ي نمايندگيِ حقوق خلق‌هاي‬ ‫اي��ران را به‌جاي آورن��د‪2 .‬ـ دول��ت‪ :‬دولت‬ ‫احمدي‌نژاد‪ ،‬دولت بحران‌آفريني و تشديد‬ ‫تنگناهاي اجتماعي‌ـ سياسي است‪ .‬از اقتصاد‬

‫گرفته تا ديپلماسي خارجي‪ ،‬اين ايران است‬ ‫كه در حال امتيازدهي است(به‌عنوان نمونه‬ ‫در كاخ‌هاي آنكارا‪ ،‬اسالم‌گرايان ميانه‌روي‬ ‫ترك به‌خوبي مي‌دانند كه چگونه مانور كنند‬ ‫و ايران را از طريق مسئله‌ي ُكرد وارد دام كنند‬ ‫تا رؤياي امپراطوري مدرن عثماني را جامه‌ي‬ ‫عمل بپوشانند)‪ .‬همگان از نتايج حضور‬

‫نظامي نيروهاي مداخله‌گر غرب در منطقه‬ ‫و تأثيرات منفي آن آگاهند‪ .‬متأسفانه‬ ‫دولت احمدي‌نژاد با سياست‬ ‫تنش‌زاي خود عم ً‬ ‫ال‬ ‫كشور را به‬

‫سمت‬

‫چ��ن��ي��ن‬ ‫م���داخ���ل���ه‌اي‬ ‫مي‌كشاند‪ .‬در آينده از‬ ‫سكوهاي سپر دفاع موشكي ناتو‬ ‫در تركيه درودهاي فريبكارانه‌ي دولت‬ ‫ترك براي مقامات ايراني ارس��ال نخواهد‬

‫شد‪ ،‬بلكه پيام جنگ صادر مي‌شود‪ .‬دولت‬ ‫جمهوري اسالمي‪ ،‬كشور را به سمت اين‬ ‫خطر مي‌كشاند‪ .‬خالصه آنكه اسالم سياسي‬ ‫برعكس ج��وه��ره‌ي اس�لام‪ ،‬پ��ي��ام‌آور صلح‬ ‫نيست بلكه جنگ و خشونت مي‌آفريند‪.‬‬ ‫هم اسالم ميانه‌روي تركيه و هم راديكاليسم‬ ‫شيعي ايران براي خلق‌هاي اين دو كشور تنها‬ ‫صحنه‌هاي خونباري را‬ ‫پديد خواهند آورد‪.‬‬ ‫‪3‬ـ قوه‌ي قضائيه‪ :‬قوه‌ي‬ ‫قضائيه به حالت يك‬ ‫ارگ��ان ص��دور احكام‬ ‫دس��ت��گ��اه‌ه��اي نظامي‬ ‫و اطالعاتي درآم��ده‬ ‫اس���ت‪ .‬ح��ت��ي قوانين‬ ‫اسالم نيز به طور آشكار‬ ‫زيرپا نهاده مي‌شوند‪.‬‬ ‫چه آنكه مراجع تقليد‬ ‫و روحانيون شيعه نيز‬ ‫در مقابل اي��ن وضع‬ ‫ف��ري��ادش��ان ب��رآم��ده‬ ‫اس��ت‪ .‬اس�لام سياسي‬ ‫م��ح��ص��ول ن��ه��اي�ي‌اش‬ ‫جالد‪ ،‬زندان‪ ،‬شكنجه‪،‬‬ ‫طناب دار‪ ،‬بمب اتمي‪،‬‬ ‫فقر‪ ،‬بيكاري و گراني‬ ‫است‪ .‬وضعيت كنوني اي��ران جاي حرف و‬ ‫حديث باقي نمي‌گذارد كه اسالم سياسي از‬ ‫فرم ميانه‌رو گرفته تا راديكال آن‪ ،‬قتل‌عام‪،‬‬ ‫نژادپرستي‪ ،‬جامعه‌ ُكشي‪ ،‬آسيميالسيون و‬ ‫سركوب را در سرلوحه‌ي خود دارد‪ .‬قوه‌ي‬ ‫قضائيه با وضعيت كنوني خود پادوييِ اين‬ ‫اسالم سياسي را برعهده دارد‪ .‬در نتيجه‌ي‬ ‫سياست‌هاي سركوب‌گرانه‌ي دولت‬ ‫هر دو قشر حامي حكومت يعني هم‬ ‫بازاريان و هم روحانيون كه در طول‬ ‫تاريخ معاصر ايران حضور چشمگيري در‬ ‫عرصه‌ي سياسي‌ـ اجتماعي ايران داشته‌اند‪،‬‬ ‫در تضادي فاحش با حكومت قرار گرفته‌اند‪.‬‬ ‫هدف‌مندسازي يارانه‌ها اقتصاد نيمه‌جان ايران‬ ‫را به سكرات مرگ كشانيد و احكام اعدام‬ ‫و زندان كه به‌طور واضح ناعادالنه‪ ،‬سياسي و‬ ‫ضداسالمي‌اند‪ ،‬روحانيون را به موضع‌گيري‬ ‫در مقابل مراجع ص��دور اين احكام وادار‬ ‫نموده اس��ت‪ .‬ديگر نه پايه‌هاي اقتصادي‬ ‫نظام توان روي پا ايستايي دارند و نه وجه‬ ‫مشروعيت‌بخش ايدئولوژيك نظام مي‌تواند‬ ‫نظامي اينچنين مستبد را محق و مشروع بنماياند‪.‬‬ ‫در اينجا آنچه الزم مي‌نماياند اين است‬ ‫كه خلق‌هاي اي��ران عوام‌فريبي‬ ‫اسالم سياسي موجود را ببينند و‬ ‫بدانند كه اگر خواهان آزادي و‬ ‫زندگي شرافتمندانه‌اند مي‌بايست‬ ‫حساب اسالم سياسي و اسالم فرهنگي‬ ‫را از هم جدا كنند‪ .‬بايد همگان در مقابل‬ ‫نظام حاكم بايستند و بگويند كه نه احكام‬ ‫اعدام و زندانش؛ نه ممنوعيت آموزش به‬ ‫زبان مادري؛ نه طرح‌هاي كمرشكن اقتصادي؛‬ ‫نه نظام آموزشي؛ و نه قانون اساسي موجود‬ ‫هيچكدام با اسالم راستين همخواني نداشته‬ ‫بلكه در تضادي آشكار به‌سر مي‌برند‪.‬‬


‫پویش‬ ‫حق گرفتني‌است نه دادني!‬

‫كاوه ساالر‬

‫محارب واژه‌اي عربي است برگرفته از ريشه‌ي‬ ‫ح��رب و به معناي جنگ‪ .‬در واق��ع محارب يعني‬ ‫كسي كه اقدام به جنگ ميكند‪ .‬اساساً اين واژه در‬ ‫ابتداي ظهور اسالم و در زمان حضرت محمد شكل‬ ‫گرفت‪ .‬در واقع آن گروه و دسته‌هايي كه عليه اسالم‬ ‫ميجنگيدند را محارب مي‌گفتند؛ بدينسان اسالم‬ ‫محاربان را جنگندگان با خدا و قوانين اسالم دانسته‬ ‫و بنابراين تنها حكمي كه در اين شرايط بنابه قانون‬ ‫مجازات اسالمي صادرميشود « مجازات مرگ»‬ ‫ميباشد‪ .‬جمهوري اسالمي نيز بيش از چهل سال‬ ‫است كه با كاربست اسالمي سياسي شيعي تمامي‬ ‫م��ب��ارزات برحق خلق ك��رد را برچسب محارب و‬ ‫معاند زده و در سرزمين مادريش او را با قتل‌عام‌هاي‬ ‫فيزيكي و فرهنگي مواجه ساخته‪ .‬در دو هفته‌ي اخير‬ ‫اعتراضات خلق عليه اع��دام ج��وان کرد حبيب اهلل‬ ‫لطيفي در رسانه‌ها به شکلي گسترده جاي گرفت‪ .‬اين‬ ‫واكنش خلق كرد و جنبش آزادي‌خواهيش موجب‬ ‫توقف حكم اعدام اين فعال كرد گرديد‪ .‬اما امروز‬ ‫به‌شكلي آني خبر اعدام عضو ‪ PJAK‬حسين خضري‬ ‫در ساعت ‪ 5‬بامداد از رسانه‌ها و به‌ويژه يكي از‬ ‫رسانه‌هاي خود نظام انعكاس يافت‪ .‬البته از جمهوري‬ ‫اسالمي با تمام وحشيگري‌ها و بي‌شرميش‪ ،‬چنانكه در‬ ‫تاريخ ددمنشانه‌اش نشانداده‪ ،‬نمي‌توان انتظاري بيش‬ ‫از اين را هم داشت‪ .‬اما موردي كه انسان را به‌درد‬ ‫م �ي‌آورد‪ ،‬چراغ سبزي است كه برخي از مقامات‬ ‫جنوب كردستان به اين اعدام داد‌ه‌ان��د‪ .‬بدون شک‬ ‫جنبش آزادي‌خواهي خلق كرد اين اعدام را به مثابه‬ ‫حمله به موجوديت و هويت خلق كرد دانسته و در‬ ‫راستاي صيانت از كرامت و شرافت اين خلق‪ ،‬دفاع‬ ‫مشروع را يكي از اساسي‌ترين حقوق خود دانسته و‬ ‫اين عمل غيرانساني را بي پاسخ نخواهدگذاشت‪ .‬آنچه‬ ‫كه در اينجا مطرح است نقش جوانان انقالبي در رد‬ ‫بيعدالتي‪ ،‬نابرابري و ظلمي است كه به انحاء مختلف‬ ‫در مورد اين خلق روا داشته مي‌شود‪ .‬هم‌اکنون احتمال‬ ‫اعدام بسياري از جوانان مبارز و حق‌طلب در زندانهاي‬ ‫جمهوري اسالمي وج��ود دارد‪ .‬همچنانكه خلق و‬ ‫جوانان ما در سنه‪ ،‬حبيب را تنها نگذاشته و جمهوري‬ ‫اسالمي را وادار به توقف حكم اعدام‌كردند؛ لذا‬ ‫بايد در سرتاسر ميهن جوانان اقدامات رژيم عليه‬ ‫اين خلق را نپذيرفته و به اشكال گوناگون صداي‬ ‫اعتراض و نارضايتي خود را عليه جمهوري اسالمي‬ ‫ايران‪ ،‬به گوش‌هاي كر و چشمان نابيناي تمامي دنياي‬ ‫دروغين حقوق‌بشري برسانند‪ .‬ما جوانان در هر جاي‬ ‫ايران بايد بدانيم كه اجراي اين حكم در اين ايام و‬ ‫همزمان با سالگرد اع��دام فعال سياسي كرد فصيح‬ ‫ياسمني نمي‌تواند روي��دادي اتفاقي باشد‪ .‬لذا براي‬ ‫درهم‌شكستن روحيه مقاومت‌طلبي و حق‌خواهي‬ ‫در سرتاسر ايران جوانان فعال مدني و سياسي كرد‬ ‫را آم��اج حمالت غيرانساني خود ق��رارداده‌اس��ت‪.‬‬ ‫در پرونده‌هايي كه براي اين جوانان تدارك ديده‬ ‫مي‌شود سند و مدرکي مبني بر اينکه افراد مذكور‬ ‫مرتکب جرمي شده باشند موجود نيست و احکام‬ ‫صادره به دليل افکار و هويت قومي و فرهنگي‌شان‬ ‫است؛ به آنان برچسب محارب زده و اعدام مي شوند‪.‬‬ ‫سوالي كه مي‌بايست مطرح مي شود اين است که چه‬ ‫کسي به محاربه با خدا برخاسته است؟ آيا کساني‬ ‫که در جهت احقاق حقوق مدني خود که در قانون‬ ‫اساسي ايران نيز وجود دارد درتالشند‪ ،‬محاربند يا‬ ‫جالداني که براي تامين منافع‌شان به‌راحتي افکار‪،‬‬ ‫هويت و قوميت انسانهاي ديگر را قرباني كرده و‬ ‫زيرپا مي‌گذارند؟ اين عملکردهاي رژيم تحت لواي‬ ‫اسالم سياسي در معنايي دشمني با اصول اسالم حقيقي‬ ‫است‪ .‬حکم اعدام حبيب اهلل لطيفي متوقف شد‪ ،‬اما‬ ‫لغو نشد‪ ،‬حسين خضري اعدام گرديد و دهها زنداني‬ ‫سياسي ديگر با خطر اعدام مواجه هستند‪ .‬لغو حکم‬ ‫اعدام از قانون اساسي و ذهينيت سردمداران اين نظام‪،‬‬ ‫نيازمند اعتراضات مدني و دموكراتيك و وظيفهي‬ ‫اخالقي‪ ،‬وجداني تمامي روشنفکران‪ ،‬دانشجويان‪،‬‬ ‫فعالين حقوق بشر و کليه اقشار موجود در جامعه و‬ ‫حتي فراتر از آن مبارزات سازماني و كاربست حق‬ ‫دفاع مشروع مي‌باشد و ميتواند گامي موثر جهت‬ ‫پيشگيري از هزاران جنايت ديگر باشد و در راستاي‬ ‫پيشبرد دموکراسي در ايران نيز گامي به سوي مبارزه‬ ‫با جالدان انديشه و محاربان حقيقي‪ .‬جالداني كه‬ ‫تمامي حريم‌هاي جغرافيايي‪ ،‬عقيدتي و اصول انساني‬ ‫و اخالقي را زير پا گذاشته‌اند‪ .‬بنابراين دانشجويان و‬ ‫جوانان با جاي‌گرفتن در جبهه‌ي مقدم اين مبارزات‬ ‫مي‌بايست نقش پيشاهنگي خود را ايفا نمايند‪ .‬زيرا‬ ‫آنچه که اعدام مي شود نه تنها جسم اف��راد‪ ،‬بلكه‬ ‫انديشه‪ ،‬هويت و ارزشهاي اجتماعي و انساني است‪.‬‬ ‫هر حکم اعدام تهاجمي است عليه انديشه و هويت‬ ‫جوانان؛ بنابراين مسئوليت جوانان به‌ويژه دانشجويان‬ ‫و قشر فرهيخته اين است كه سکوت موجود بر فضاي‬ ‫اجتماعي ايران و شرق کردستان را در هم شكسته‬ ‫و عليه جنايات و عملكردهاي رژيم اسالمي ايران‬ ‫مقاومتي پرشکوه را از خويش به‌نمايش گذارند‪ .‬در‬ ‫غير اين صورت طناب دار در انتظار هزاران جوان‬ ‫ديگر خواهد بود‪ .‬همچنان كه تا به حال كسي بدون‬ ‫مبارزه حقي را به‌دست نياورده است‪ ،‬تنها راه‌چاره‬ ‫ارتقاي سطح مبارزات‪ ،‬مقاومت و فداکاري‌اي باشکوه‬ ‫است که حق را مي آفريند زيرا حق گرفتني است نه‬ ‫دادني!‬

‫زن ‬

‫ نشست تداركاتي زنان خاورميانه‬ ‫ براي حضور دركنفرانس بين‌المللي ونزوئال‬ ‫در گفتگو با اوين زيالن عضوكورديناسيون ‪YJRK‬‬ ‫ـ��ـ رفيق اوي��ن زي�لان شما در «نشست‬ ‫تدارکاتي زن��ان خاورميانه جهت برگزاري‬ ‫کنفرانس زنان در ونزوئال» شرکت کرديد‪ ،‬هدف‬ ‫از برگزاري اين نشست چه بود و در چه سطحي‬ ‫برگزار گرديد؟ در ماه مارس ‪ 2011‬کنفرانس زنان‬

‫جهان در ونزوئال برگزار خواهد شد‪ .‬بر اين مبنا‬ ‫بايد تمامي قاره‌ها بتوانند نشست خويش را برپا‬ ‫نموده و بر اساس نتايج بدست آمده‪ ،‬در کنفرانس‬ ‫ونزوئال حضور به‌هم رسانند‪ .‬يعني مي‌بايست‬ ‫وضعيت زنان در اقصي نقاط جهان‪ ،‬مشکالت و‬ ‫برنامه‌هاي انجام شده و پيش‌رو‪ ،‬در اين کنفرانس‬ ‫انعکاس يابند‪ .‬در خاورميانه نيز با مشارکت ‪35‬‬ ‫زن و ‪ 15‬جنبش زنان اعم از کرد‪ ،‬عرب و ترک‬ ‫نشستي ‪ 3‬روزه در کرکوک برگزار شد‪ .‬مي‌توان‬ ‫گفت که اين نشست توانست در سطحي عالي‬ ‫مشکالت و مسائل زنان خاورميانه را مورد بحث‬ ‫و گفتگو قرار دهد‪ .‬در شهري چون کرکوک که‬ ‫مبدل به مرکزي براي جنگ و اقتدارطلبي دول‬ ‫خاورميانه‌ايي و امپرياليست شده‌است‪ ،‬البته كه‬ ‫برگزاري چنين نشستي مهم و برخوردار از ابعادي‬ ‫تاريخي است‪ .‬امروزکرکوک به‌رغم غناي فرهنگي‬ ‫خويش بدون حامي و دلسوزي مانده است؛ و اين‬ ‫زنان خاورميانه‌اي بودند که با ايجاد اتحاد و روح‬ ‫همبستگي مبدل به پشتيباني معنوي‬ ‫کرکوک شدند‪ .‬کرکوک به‌عنوان‬ ‫ماکت خاورميانه و دربرگيرنده‌ي‬ ‫خلق‌هايي چون عرب‪ ،‬ترکمن‪ ،‬کرد‪،‬‬ ‫مسيحي‪ ،‬آسوري‪ ،‬مسلمان‪ ،‬ايزدي‪،‬‬ ‫کلداني و صائبي ميزبان نشست زناني‬ ‫از همين خلق‌ها بود‪ .‬در واقع برپايي‬ ‫چنين نشستي در اين مرحله‌‌ي حساس‬ ‫و تاريخي به‌معناي سازماندهي زنان‬ ‫در برابر تهاجمات ايدئولوژيکي‬ ‫سيستم م��درن��ي��ت�ه‌ي كاپيتاليستي‌‬ ‫م �ي‌ب��اش��د‪ .‬ب��ا پيشرفت پ���روژه‌ي‬ ‫خاورميانه‌ي بزرگ و بخصوص بعد‬ ‫از حمله‌ي آمريکا به عراق‪ ،‬منطقه‬ ‫در كائوس و بحراني ژرف به‌سر مي‌برد‪ .‬انسان‌ها با‬ ‫فقر و گرسنگي‪ ،‬خشونت و سرکوب‪ ،‬ظلم و ستم و‬ ‫‪ ...‬رودرو مانده‌اند‪ .‬خلقي كه بيش هر كسي دچار‬ ‫خسران گرديد باز هم خلق كرد بود‪ .‬در اين بين‬ ‫نيز زنان اولين قربانيان اين جنگ‌ها و قتل‌عام‌ها‬ ‫بودند‪ .‬هزاران سال است كه ذهنيت مردساالر در‬ ‫تالش براي برده‌كردن زنان بوده و در شخصيت‬ ‫زنان جامعه را به ضعيفه‌ايي مبدل نموده است‪ .‬به‬ ‫اين اكتفا نكرده بلكه آنها را شرحه‌شرحه كرده و در‬ ‫خدمت حاکميت و ملکيت خويش قرار داده است‪.‬‬ ‫به شيوه‌ايي که ديگر هرگز نتواند طلب حيات نموده‬ ‫و سرش را بلند نمايد‪ .‬البته که اتحاد و هماهنگي‬ ‫زنان به‌ويژه در خاورميانه مي‌تواند بزرگترين خطر‬ ‫براي نظام ظالم و زورگو باشد‪ .‬تمامي اين موارد‬ ‫بطور مختصر در اين نشست به گفتگو گذاشته شد؛‬ ‫بخصوص اين مورد كه در هر کشوري زنان داراي‬ ‫چه مشکالتي بوده و براي گذار از اين مسائل چه‬ ‫بايد كرد‪ ،‬مفصال مورد آناليز و بررسي قرار گرفت‪.‬‬ ‫ــ اهميت برگزاري کنفرانس زنان در ونزوئال‬ ‫چيست و اين كنفرانس چگونه برگزار خواهد شد؟‬

‫زمينه‌ي مورد نياز جهت برگزاري کنفرانس‬ ‫ونزوئال در واقع داراي تاريخي ‪ 4‬ساله مي‌باشد‪.‬‬ ‫در جلسه‌ي اخير سال ‪ 2010‬تصميم به برپايي اين‬ ‫کنفرانس گرفته شد‪ .‬البته در طول اين چند سال‬ ‫در مورد مباحث گوناگون‪ ،‬گردآوري اسناد الزم‬ ‫براي ارايه به اين کنفرانس و مشارکت کشورهاي‬ ‫جداگانه تالش‌هايي ص��ورت گرفت‪ .‬در سطح‬ ‫کردستان و ترکيه بعنوان نماينده‌ي خاورميانه‪،‬‬ ‫مشارکتي فعال و همه‌جانبه انجام گرفت‪ .‬اين‬ ‫کنفرانس به‌عنوان اولين پرنسيب‪ ،‬مشارکتي برابر‬ ‫و همه‌جانبه را براي تمامي زنان از تمامي نقاط‬ ‫جهان مبنا قرار داده و محدود به كشور يا قشر‬ ‫خاصي نيز نمي‌باشد‪ .‬همچنين مشارکت در سطحي‬ ‫باال‪ ،‬مسئوليت‌پذيري و ايفاي نقش در مرحله‌ي‬ ‫تدارك اين کنفرانس براي هر زني مهم مي‌باشد‪.‬‬

‫تمامي تالش کنفرانس برآن است تا هيچ گروهي‬ ‫خارج از نشست نماند و از تمامي اقشار زنان در آن‬ ‫مشاركت وجود داشته باشد‪ .‬هدف اساسي‪ ،‬تحقق‬ ‫زمينه‌يي براي بحث و گفتگو در سطح بين‌المللي‬ ‫بوده تا تمامي زنان بتوانند از آن بهره‌مند شوند‪ .‬به‬ ‫همين دليل انتظار مي‌رود زنان از تمامي کشورهاي‬ ‫خاورميانه و در سطح جهان نيز متعلق به هر جنبش و‬ ‫يا خلق‪ ،‬نژاد‪ ،‬مذهب و فکر و ايدئولوژي‌اي در اين‬ ‫كنفرانس شركت نمايند‪ .‬برگزاري چنين کنفرانسي‬ ‫بيانگر سطح باالي مبارزاتي زنان در جهان مي‌باشد‪.‬‬ ‫اتحاد زنان به‌ويژه در چنين مرحله‌ي حساسي که‬ ‫از هر لحاظ حمالت ايدئولوژيك عليه آنان روبه‬ ‫افزايش نهاده‪ ،‬به‌معناي خنثي‌سازي و شکست‬ ‫ذهنيت مردساالرخواهد بود و موضعي است مناسب‬ ‫و به‌جا در برابر سيستم مدرنيته‌ي کاپيتاليست‪.‬‬ ‫در پايان صدمين سالگرد ‪ 8‬مارس‪ ،‬گردهمايي‬ ‫تعداد ‪ 5000‬زن مسلماً از اهميت خاصي برخوردار‬ ‫خواهد بود؛ به‌تعبيري زنده نگه‌داشتن روح مبارزاتي‬ ‫رزا لوگزامبورگ‌ و كساني چون اين زن قهرمان‬ ‫مي‌باشد‪ .‬پيشاهنگي و ت��دارك اين کنفرانس را‬ ‫گروهي از زنان ونزوئال به نام «آناسوتا» بر عهده‬ ‫گرفته‌اند‪300 .‬ـ ‪ 800‬نفر مشارکت‌كننده‌ي خارج‬ ‫از ونزوئال خواهد داشت‪.‬کنفرانس بر اساس ‪2‬‬

‫مبدا به‌پيش خواهد رفت‪1 :‬ـ مجلس عمومي که‬ ‫از شرکت‌کنندگان کنفرانس تشکيل مي شود‬ ‫و همزمان اين شركت‌كننده نماينده‌ي کشوري‬ ‫است که از آنجا آمده است‪2 .‬ـ داشتن برنامه‌ايي‬ ‫توده‌ايي و همه رنگ‪ .‬همچنين فعاليتهاي فرهنگي‬ ‫نيز در سلسله برنامه‌هاي آنها جاي خواهند گرفت‪.‬‬ ‫در برنامه‌هاي فرهنگي‪ ،‬فرهنگ‌هاي قاره‌ايي در‬ ‫سطح جهان انعکاس خواهد يافت‪ .‬کنفرانس‬ ‫در ‪ 9‬م��ورد ذيل به‌ سازماندهي خويش خواهد‬ ‫پرداخت‪ :‬تدارکات‪ ،‬اقتصاد‪ ،‬ترجمه‪ ،‬فرهنگ‪،‬‬ ‫ارتباطات و مسائل تکنيکي‪ ،‬بهداشت و کمک‌هاي‬ ‫اوليه‪ ،‬مطبوعات‪ ،‬آماده‌نمودن مجلس عمومي و‬ ‫کورديناسيون آتوليه‪ .‬هر كدام از شرکت کنندگان‬ ‫در کنفرانس مي‌توانند در يکي از اين گروه‌ها‬ ‫مشاركت به‌عمل آورده و در تدارك کنفرانس‬ ‫نقشي سازنده ايفا نمايند‪.‬‬

‫ــ مسائلي که در اين نشست مطرح گرديد‬ ‫چه بود و تاثيرات آن را در امر فعاليت زنان‬ ‫چگونه ارزيابي مي کنيد؟ بطور کلي نشست در‬

‫چارچوب مسائل و مشکالت زن��ان خاورميانه‬ ‫برگزارشد‪ .‬با خواندن گزارش مربوط به زنان هر‬ ‫كشور از سوي نمايندگان آن كشورها وضعيت‬ ‫زن��ان تحليل شد و م��ورد بحث و بررسي قرار‬ ‫گرفت‪ .‬مسائلي از قبيل خشونت عليه زنان‪ ،‬تجاوز‪،‬‬ ‫سنگسار‪ ،‬اعدام‪ ،‬ختنه‌ي دختران‪ ،‬زن به زن نمودن‬ ‫(بردل)‪ ،‬عقد در گهواره‪ ،‬چند همسري‪ ،‬شکنجه‪،‬‬ ‫زندان و‪ ...‬از موضوعات اصلي اين نشست بودند؛‬ ‫همچنين اقداماتي كه مي‌بايست در راستاي از ميان‬ ‫برداشتن ذهنيتي كه منشأ اين اقدامات غير انساني‬ ‫است‪ ،‬نيز مورد بررسي قرار گرفت‪ .‬در اين راستا‬ ‫ذهنيت مدرنيته‌ي کاپيتاليستي که زن را مبدل به‬ ‫کاال نموده‪ ،‬مورد تحليل و واكاوي قرار گرفته شد‪.‬‬ ‫مي‌توان برگزاري چنين نشستي را اقدامي مبارزاتي‬ ‫و عملياتي در برابر اين ذهنيت دانست‪ .‬ادامه‌ي‬ ‫چنين فعاليت‌هايي بخصوص در سطح پراکتيکي‬

‫‪7‬‬

‫مسلماً مي‌تواند ضمانت اتحاد زنان در سطحي‬ ‫جهاني باشد‪ .‬برگزاري اين نشست نقطه‌ي اميدي‬ ‫است جهت ادام �ه‌ي مبارزات و فعاليتهاي زنان؛‬ ‫نقطه آغازي خواهد بود تا از اين پس در راستاي‬ ‫گسترش فعاليتي همه‌جانبه تالشي مشترک وجود‬ ‫داشته باشد‪ .‬شور و هيجان موجود هم در سطح‬ ‫گفتگوها و هم مطالبات اين نشست‪ ،‬نمودي است‬ ‫از ادعا و اصرار زنان براي نيل به آزادي‪.‬‬ ‫نکته‌ي ديگري که به بحث گذاشته شد‪ ،‬نقش‬ ‫زن��ان خاورميانه ب��ود‪ .‬موفقيت و پيروزي زنان‬ ‫خاورميانه به معناي موفقيت زنان در ساير نقاط‬ ‫جهان مي‌باشد؛ همچنانكه موفقيت و اتحاد زنان‬ ‫در سطحي جهاني‪ ،‬مي‌تواند نويد‌بخش اتحاد و‬ ‫همبستگي مابين خلق‌ها و کشورهاي جهان باشد‪ .‬از‬ ‫اين نظر مي‌توان گفت خاورميانه و فعاليت زنان در‬ ‫اين بخش حساس جهان از هر نظر مي‌تواند نقشي‬ ‫تعيين کننده ايفا نمايد؛ به‌همين دليل پيشاهنگي اين‬ ‫مرحله را مي‌بايست زنان خاورميانه برعهده بگيرند‪.‬‬ ‫ــ تصميمات اتخاذ شده بر چه اساسي استوار‬ ‫بود و در آينده جهت ت��داوم و اج��راي آنها چه‬ ‫برنامه‌هايي مدنظر قرار داده شده است؟‬ ‫نکته مهمي که در اين نشست به طور جدي‬ ‫به بحث گذاشته شد‪ ،‬اين بود که آزادي مساله‌ي‬ ‫مشترک و اساسي تمامي زنان جهان‬ ‫است‪ .‬بايستي به‌عنوان يك زن درك‬ ‫كرد اين مشکل قطعاً با تغيير مکان و‬ ‫زبان تغييري نمي‌كند و همه‌ي زنان‬ ‫را دربرمي‌گيرد‪ .‬آنچه كه مي‌بايست‬ ‫اتحاد و يکرنگي زنان را تحقق بخشد‬ ‫همين نکته مي‌باشد‪ ،‬نه ذهنيتي که از‬ ‫طرف سيستم سرمايه‌دار مردساالر‬ ‫بر جامعه‌ي زن��ان تحميل مي‌شود‪.‬‬ ‫نيل به فلسفه‌ي حياتي آزاد‪ ،‬عمل‬ ‫روشنفکري تاريخي و ايجاد زمينه‌ي‬ ‫همبستگي و اتحاد در تمامي جوامع‬ ‫زنان‪ ،‬شرط اساسي عملي گشتن اين‬ ‫نشست خواهد بود‪ .‬يعني اينکه زنان‬ ‫نه صرفاً با توسل به تئوري و مسائل روزمره‪ ،‬بلکه‬ ‫بايد قادر باشند مسايلشان را از ديدگاهي ايدئوژيک‬ ‫تحليل و تفسير نمايند؛ در غير اين صورت باتوجه‬ ‫به تجارب تاريخي كه داري��م نخواهيم توانست‬ ‫به‌منزله‌ي زن از محدوده و قالبي که سيستم تعيين‬ ‫نموده‪ ،‬خارج شده و گامي آنطرف‌تر برداريم‪.‬‬ ‫اي��ن م��ورد نيز نتيجه‌يي ج��ز حاشيه‌اي ماندن‬ ‫وتسليميت دوباره در برابر ذهنيت پدرساالر را در‬ ‫برنخواهد داشت‪ .‬به همين دليل نيز بايد اين نشست‬ ‫پيش‌زمينه‌يي گردد براي گذار از اين مسائل‪.‬‬ ‫اگر چه مي‌توان برگزاري چنين نشستي را‬ ‫بخصوص در مرحله‌اي حساس و تحت فشارها و‬ ‫حمالت ايدئولوژيکي سيستم‪ ،‬مثبت ارزيابي نمود‪،‬‬ ‫اما مي‌بايست جهت تداوم آن و تالش در راستاي‬ ‫گسترش فعاليت‌هايي از اين قبيل برخوردار از‬ ‫رهيافت و آلترناتيوي ايدئولوژيکي بود‪ .‬در صورتي‬ ‫كه مسايل زنان در اين گستره بررسي‌گردند مي‌توان‬ ‫ادعا نمود که زنان به سطحي از پيشرفت و آزادي‬ ‫دست يافته‌اند‪ .‬همچنين زنده نگه داشتن روح اين‬ ‫نشست و برداشتن گام‌هاي عملي مي‌تواند فعاليتهاي‬ ‫زنان را هرچه بيشتر نيرو بخشيده و ژرف‌تر نمايد‪.‬‬ ‫در همين راستا تصميم بر آن گرفته شد که براي‬ ‫درک بيشتر مسائل و ب��رخ��ورداري از نگرشي‬ ‫استراتژيک‪ ،‬همچنين يكپارچگي تمامي زنان‬ ‫خاورميانه‪ ،‬در آينده‌يي نزديک کنفرانس زنان‬ ‫خاورميانه را برگزار نماييم‪ .‬در اين صورت خواهيم‬ ‫توانست با هم‌رايي‪ ،‬اتحاد و اراده‌يي مستقل و آزاد‬ ‫پيشاهنگي مرحله را بردوش بگيريم و اتحاد خلق‌ها‬ ‫و ملت‌هاي خاورميانه را رقم زنيم‪ .‬تحت لواي شعار‬ ‫«هه‌موو ژنان با له پيناوي جيهانيکي ئازاد وه‌رن با‬ ‫يه‌ک بگرين» دوش به دوش هم به سوي جامعه‌يي‬ ‫آزاد‪،‬کمونال و آينده‌ايي روشن گام برخواهيم‬ ‫داشت‪.‬‬


‫کتاب‬

‫ادامه‌ي كتاب مساله‌‌ي شخصيت در كردستان‬ ‫نويسنده‪ :‬عبداهلل اوجاالن‬ ‫مترجم‪ :‬شهيد رامان جاويد‬

‫دين‪ ‌،‬فلسفه و اخالقي كه به خدمت نظام موجود‬ ‫درآمده‌اند‪ ،‬همواره در تبليغات خود دم از عدم‬ ‫تغيير و تحول در جامعه و دنيا مي‌زنند‪ .‬در واقع‬ ‫نقش خالق فرد و يا نقش اجتماعي فرد به‌علت‬ ‫گستردگي ابعاد اين نهادينه‌شدگي‪ ،‬تا آخرين‬ ‫حد محدود گشته است‪ .‬در اين وضعيت‪ ،‬فرد تنها‬ ‫چرخ‌دنده‌ي كم‌رنگ و ك �م‌ارزش چرخ‌هاي در‬ ‫حال گردش جامعه مي‌باشد‪ .‬تالش فرد نه‌تنها در‬ ‫راستاي از ميان برداشتن وضعيت موجود نيست‪،‬‬ ‫بلكه در جهت كارايي هرچه بهتر اين وضعيت‬ ‫مي‌باشد‪ .‬حتي فرد به‌‌عنوان انسان مفيد نظام موجود‪،‬‬ ‫وظيفه اساسي و مؤثر خود را در عملكرد بدون‬ ‫نقص نظام مي‌بيند‪ .‬اينها ويژگي‌هايي هستند كه‬ ‫مهر خود را بر شخصيت زده است‪ .‬البته واضح‬ ‫است كه شخصيت موردنظر ما در اينجا‪ ،‬شخصيتي‬ ‫ساده و صاف مي‌باشد‪ .‬به‌شكلي بسيار كلي مي‌توان‬ ‫گفت كه بازتاب وضعيت ايده‌آل سيستم قديمي‬ ‫در شخصيت چنين مي‌باشد‪ .‬اما اين وضعيت كه‬ ‫در ساختار اجتماعي و شخصيت نمود مي‌يابد‪،‬‬ ‫وضعيت پايداري نيست‪ .‬يعني زمانيكه مناسبات‬ ‫توليدي در برابر نيروهاي توليدي به مانعي مبدل‬ ‫مي‌گردند و به‌عبارتي هنگامي كه دولت به‌عنوان‬ ‫يك نهاد ساختار عالي متحجر گرديده و پيشرفت‬ ‫را از حركت باز‌ايستاند‪ ،‬شرايط عيني انقالب نمود‬ ‫يافته و به‌طور كلي مراحل انقالبي در جامعه نيز‬ ‫آغاز مي‌گردد‪ .‬همزمان با چنين تحولي‪ ،‬بسياري‬ ‫از مكانيسم‌هاي روبنايي و زيربنايي كه جامعه‌ي‬ ‫قبلي را به‌كار مي‌انداختند‪ ،‬دچار ضعف مي‌گردند؛‬ ‫با گذشت زمان اين بحران در جامعه هرچه بيشتر‬ ‫ژرف‌تر گشته و موجبات تجزيه و روبه‌تحليل‌نهادن‬ ‫نهادهاي موجود را فراهم مي‌سازد‪ .‬اين خصوص در‬ ‫عين حال به‌معناي رفع فشار و سركوب جامعه بر‬ ‫روي فرد و شكستن و خُ ردشدن چرخهايي است كه‬ ‫فرد را به احاطه درآورده است‪ .‬بدين ترتيب فرد تا‬ ‫حدودي به زمينه‌ي آزادانه‌اي جهت پيشرفت خويش‬ ‫دست مي‌يابد‪ .‬البته نكته‌ي جالب توجه در اينجا آن‬ ‫است كه فرد شخصاً مسبب شكستن و خُ ردشدن‬ ‫چرخها نيست‪ ،‬بلكه اين نهادهاي موجود است كه‬ ‫بستر مناسبي را جهت نموديافتن شرايط عيني ايفاي‬ ‫نقش فرد مهيا مي‌سازند‪ .‬هنگاميكه جامعه مرحله‌ي‬ ‫بحراني را طي مي‌كند‪ ،‬شخصيت بحراني نيز جامعه‬ ‫را در اين مرحله همراهي مي‌كند‪ .‬از اين لحظه به بعد‬ ‫فرد‪ ،‬ديگر انساني معترض است‪ .‬به مقابله با همه‌ي‬ ‫نهادهاي روبنايي و زيربنايي‪ ،‬نظام فكري و روابط‬ ‫و ضوابط جامعه‌ي پيشين برمي‌خيزد‪ .‬وظيفه اصلي‬ ‫در جهت گذار از جامعه‌ي قبلي و ايجاد جامعه‌اي‬ ‫نوين بر عهده‌ي افراد متعلق به همين جامعه مي‌باشد‪.‬‬ ‫به همين دليل در اين‌باره آنچه كه فرد مي‌بايست‬ ‫انجام دهد اين است كه شرايط موجود را به‌خوبي‬ ‫ارزيابي نموده‪ ،‬همراه با ضعف‌هاي موجود در‬ ‫ساختار زيربنا و روبنا‪ ،‬خويش را از تأثيرات شديد‬ ‫چرخهاي نظام كه او را احاطه نموده رهايي بخشد‬ ‫و به تناسب كسب آزادي‪ ‌،‬گذشته را در ابعاد‬ ‫گسترده‌اي مورد انتقاد قرار داده و در ايجاد آينده‌اي‬ ‫بهتر تالش به‌خرج دهد‪ .‬همچنانكه انتقاد از گذشته‬ ‫رويدادي انتزاعي نيست كه بدون وجود افراد تحقق‬ ‫يابد‪ ،‬ايجاد جامعه‌ي نوين نيز رويدادي نيست كه با‬ ‫موجودات انتزاعي و تنها از سوي انديشه‌ها تحقق‬ ‫يابد‪ .‬ايجاد جامعه‌اي نوين تنها با ملموس‌نمودن اين‬ ‫موارد در شخص افراد و تشكالتي كه از سوي اين‬ ‫افراد ايجاد مي‌شود‪ ‌،‬تحقق خواهد يافت‪ .‬به‌عبارتي‬ ‫در اين مرحله‌ي بحراني‪ ،‬شخصيت به‌عنوان نيرويي‬ ‫تعيين‌كننده و چاره‌ياب در برابرمان ظاهر مي‌گردد‪.‬‬ ‫اين مراحل‪ ،‬مراحلي تاريخي مي‌باشند كه فرد‬ ‫شانس ايفاي نقش خود را به‌معناي واقعي كلمه در‬ ‫جهت پيشبرد جامعه يافته و مي‌تواند مهر خود را بر‬ ‫پيشرفت‌هاي عصر بزند‪ .‬نقش فرد در هيچ يك از‬ ‫تحوالت اجتماعي تا اين حد تعيين‌كننده نيست‪.‬‬ ‫به‌طوريكه اگر افراد در اين لحظات تاريخي بتوانند‬ ‫به‌معناي واقعي كلمه در مسير پيشرفت‌ها جاي گيرند‬ ‫و قادر باشند عظمت‪ ،‬نيرو و استعدادي را كه مرحله‬ ‫از آنها انتظار دارد ب��رآورده سازند‪ ،‬تحوالت با‬ ‫شتاب هرچه بيشتري به‌وقوع مي‌پيوندد‪ .‬برعكس در‬ ‫وضعيتي كه افراد توان الزمه را نداشته و نقش خود‬ ‫را ايفا ننمايند در برابر تحوالت مانع‌ساز گشته و سير‬ ‫پيشرفت‌هاي تاريخي را فلج خواهند كرد‪.‬‬

‫ اندیشه‌‬

‫روشنفکر و وظایف انجام نشده!‬

‫‪6‬‬

‫مادورا اورميه‬

‫بدون هیچ تردیدی نقش روشنفکر در رابطه با‬ ‫تعمیم‌دادن سطح دانایی و ژرف‌کردن دیدگاهی‬ ‫روشنگرانه در هر جامعه‌ای می‌تواند کلیدی‬ ‫باشد‪ .‬روشنفکر کسی‌ست که تمام برداشت‌های‬ ‫فکری وي می‌تواند هم بر ذهن جوامع و هم بر‬ ‫آينده‌ي مورد آرزوي بشر که همان آزادي و رفاه‬ ‫جهانی‌ست تاثیرگذار واقع شود (زیرا دنیای علم‬ ‫و روشنفکری تنها محدود به کشور‪ ،‬جامعه یا‬ ‫مختص به مقطعي زمانی نیست)‪ .‬روشنفکر‬ ‫بدون هیچ چشمداشتی به منفعت شخصی‬ ‫باید بتواند آن تجاربی را که با زحماتی‬ ‫بسیار کسب شده و در واقع نتیجه‌ي رنج‬ ‫بشریست‪ ،‬بدون اینکه به انحصار خود‬ ‫درآورد‪ ،‬به جامعه منتقل کند‪ .‬تا‬ ‫آن اندوخته‌ها یا تجارب بتوانند‬ ‫روشنگر راه رسیدن به حقيقت‬ ‫شوند‪ .‬چرا که برای ساختن آینده‌ای‬ ‫که آزادی را تضمین می‌کند احتیاج‬ ‫به چشم‌اندازی نو و فکری انعطاف‌پذیر‬ ‫هست‪ .‬برای ایجاد این مهم نیز باید‬ ‫سطح روشنگری و روشنفکری جامعه‬ ‫را گسترش داد‪ .‬در راستای رها ساختن‬ ‫ذهن انسان از تمام قالب‌هایی که تحت نام علم و‬ ‫روشنفکربودن ايجادشده‌اند بايد مبارزه‌كرد‪ .‬برخي‬ ‫روشنفكران به جای پرداختن به وظیفۀ‌ي اصلی‬ ‫خود يعني تالش در راستای آگاه‌سازی و دادن‬ ‫رهنمودهایی که زندگی انسان‌ها را به سوي آزادي‬ ‫سوق دهد‪ ،‬به حمال حلقه بگوش سرمايه‌داري‬ ‫تبدیل شدند‪ .‬نظام سرمايه‌داري نيز از اين طريق‬ ‫دس��ت ب��ه تخریب ارزش��ه��ای معنوی و م��ادی‬ ‫جامعه می‌زند‪ .‬همان گونه که رهبر آپو درکتاب‬ ‫مانیفست تمدن دموکراتیک خود می‌گويد علمی‬ ‫که به حالت قدرت درآید آزادیش را از دست‬ ‫می‌دهد‪ .‬بنابراین این رهنمودها و انتقادات نشانگر‬ ‫این واقعیتند که روشنفكر در راستای رسیدن به‬ ‫«حقیقت» بایستی فکر و عملکردش را از محور‬ ‫قدرت که مساویست با استثمار حقایق‪ ،‬برهاند‪.‬‬ ‫برای بازپس‌گیری نیروی روشنفكري که از سوی‬ ‫مدرنیته مورد سوءاستفاده قرار گرفته و موجب‬ ‫عدم پرداختن روشنفكران به وظایف اصلی خود‬ ‫وآف��ری��دن بحرانی‬ ‫عمیق‌تر گشته‪ ،‬نیاز‬ ‫دستیابی ب��ه دی��دی‬ ‫منتقدانه‪،‬نیرومند و‬ ‫رادیکال وجود دارد‪.‬‬ ‫در راستای رفع این‬ ‫ب��ح��ران رهبر»آپو»‬ ‫تايید می‌کند حل‬ ‫بحران روشنفکري‬ ‫نظام‪ ،‬تنها با گذار‬ ‫از آن یعنی از طریق‬ ‫«انقالب روشنگری»‬ ‫میسر ا ست ‪ .‬بنا بر ا ین‬ ‫ّ‬ ‫از اين ارزيابي‌هايي‬ ‫كه رهبرآپو انجام داده می‌توان به نتایج مهمی در‬ ‫زمينه‌ي وظايف روشنفكرانه رسید که اگر با دیدی‬ ‫مسؤالنه به آنها نگریسته نشود با وقایعی بدتر از‬ ‫جنایات هیتلری‪ ،‬انفجار بمب‌های شیمیایی عليه‬ ‫انسانیت‪ ،‬نابودسازی گونه‌های گياهي و جانوري‬ ‫‪ ،‬تخریب اکولوژی و‪ ...‬روبه روخواهیم ماند‪ .‬البته‬

‫امروزه این خطر به دلیل دستیابی راحت هرکس به‬ ‫فناوری و به‌کارگیری ناصحیح علم‪ ،‬بیشتر احساس‬ ‫می‌شود‪ .‬فکر و علمی که به دور از اخالق باشد‬ ‫همان علمی خواهد بود که انسان‌ها را تبدیل‬ ‫به ربوت (آدم آهنی) می‌سازد و موجب تهی‬ ‫ساختن از معنویات و احساس‬

‫مسؤ لیت‬ ‫م �ي‌ش��ود‪ .‬اي��ن درحالیست که وظ����ی����ف����ۀ‬ ‫روشنفکر‪ ،‬پرداختن به تمام مسايلي که به آزادی‬ ‫جامعه مربوط مي‌شوند و هموارسازي راه گذار از‬

‫آنهاست‪ .‬همان طور که در باال نیز به آن اشاره‬ ‫شد‪ ،‬این وظیفه نه تنها انجام نگرفته‪ ،‬بلکه پيامدهای‬ ‫آن نیز به خدمت دیوانگان «قدرت» در آمده‌است‪.‬‬ ‫آنها نیز با به کارگیری علم و دستاوردهاي علمي‬ ‫هر لحظه « زندگی» را بيشتر و بيشتر به سوی نابودی‬ ‫می‌کشانند!‬

‫بی‌شک روشنفکران ایرانی نیز نتوانسته‌اند از‬ ‫خطر بازیچه‌شدن و در محور منافع «قدرت طلبان»‬ ‫قرارگرفتن جلوگیری به عمل آورند‪ .‬در حقیقت‬ ‫نهاد روشنفکری برخالف توقع و تصور جامعه‬ ‫به نهادی تبدیل شد که با درهم آمیختن «علم» و‬ ‫«اسالم سياسي» جهت نابود کردن جامعه به دست‬ ‫دیوانگانی که سرخوش از قدرتند به‌كارگرفته شد‪،‬‬ ‫هرروز جامعه‌ي ایران را به سوی نابودی‬ ‫سوق می‌دهند‪ ،‬اما روشنفكران چنان‬ ‫كه بايد وظايف خود را انجام نداده و‬ ‫جامعه را بدون رهنمودهای روشنگرانه‬ ‫گذاشته‌اند‪ .‬صد البته که عملکردهای‬ ‫عاری از اخالق و معرفت انسانی كه‬ ‫از سوي سردمدارن حاکم صورت‬ ‫مي‌گيرند‪ ،‬ملت ایران را به سوگ‬ ‫ازدست دادن معنویات و مادیات(‬ ‫فرهنگی ـ تاریخی) می‌نشانند که‬ ‫می‌توان با ارزیابی به طور بسیار واضح‬ ‫آن را نتیجه‌ي وظایف انجام نشده از سوي‬ ‫روشنفكران دید‪.‬‬ ‫دانشگاه و مدرسه همیشه جایگاهی ويژه‬ ‫برای کسب علم و دانش داشته است‪ ،‬ولی‬ ‫درایرا ِن به ظاهر اسالمی نقش مسلخ‌گاه اندیشه‬ ‫و فکر آزاد را به شیوه‌ای بسیارظریفانه برعهده‬ ‫گرفته که به تمامی دور از اخالق انسانیست‪ .‬این‬ ‫محیط جای دانا کردن انسان و خود شناسی باشد‪،‬‬ ‫نه جای بیگانه کردن انسان از خود و تمام هستی‪.‬‬ ‫روشنفکران ای��ران��ی‪ ،‬به‬ ‫دور از فعالیت‌های علمی‬ ‫و معرفتی در چارچوب‬ ‫جامعه‌ای اخالقی و سیاسی‬ ‫مانده‌اند‪ .‬براي رسيدن به‬ ‫جامعه‌اي آزاد در ايران‪،‬‬ ‫روشنفكران بايستي به‬ ‫وظايفي كه انجام نداده‌اند‬ ‫پ��ي ببرند و از سفسطه‬ ‫بافی و تئوری بی عمل‬ ‫دس��ت ب��ردارن��د‪ .‬چونکه‬ ‫همۀ اینها به عملکردهای‬ ‫غير دموكراتيك نظام‬ ‫مشروعیت می‌بخشند‪.‬‬ ‫بایستی دانشگاهها و مدارس نقش پیشاهنگی‬ ‫در راس��ت��ای رسیدن به جامعه‌ای اخالقی و‬ ‫سیاسی بر عهده بگیرند تا تبدیل به مرکز‬ ‫ترویج بي‌اخالقی در جامعه نگردند و طبق‬ ‫خواسته های نظام که هدف آن نابودی جامعه‬ ‫و بخصوص نیروهای محرک وآینده‌ساز است‪،‬‬ ‫عمل نکنند‪ .‬اين گونه مي‌توانند جامعه‌ي ایران‬ ‫را از این حالت بیمارگونه و راكد برهانند‪ .‬چرا‬ ‫که هرگز نمی‌توان چنين زندگیي را زندگی‬ ‫آزاد نامید‪ .‬اگر جامعه‌ای شاداب و سالم نباشد‬ ‫چگونه می‌توان ادعا کرد که زندگی در آنجا‬ ‫جریان پیدا دارد؟ روشنفكران با انجام وظايف‬ ‫روشنفكرانه‌ي خود بر اساس ذهنيتي خارج از‬ ‫افق‌هاي انديشه‌ي نظام جهاني‪ ،‬مي‌توانند پيشاهنگ‬ ‫رسيدن به زندگي اجتماعي سالم و آزاد باشند‪.‬‬ ‫ازهمين رو نقد آنها نه به منظور طرد و نفي بلكه‬ ‫گوشزد ساختن اهميت كار و وظيفه‌ي‌ آنان است‪.‬‬


‫نرشیه‌ی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سیاسی‪ ‌‌‌‌‌‌‌،‬اجتامعی‌ و فرهنگی‬ ‫صاحب امتیاز ‪ :‬مركز مطبوعات حزب حیات آزاد کرد‌ستان ‪pjak‬‬ ‫مدیر مسئول ‪ :‬هیأت تحریریه‌ آلرتناتيو‬ ‫چاپ‌خانه‌ي آزادي‬

‫‌حقیقت ما رد ابتدا ی اتریخ نهفته‪،‬‬ ‫اتریخ نیزرد امروز ما‬

‫‪ALTERNATIVE‬‬

‫ح‬ ‫شه‬ ‫ا‬ ‫س‬ ‫‪ PJAK‬زب يد نا ت‬

‫هفته‌نامه‌ی سیاسی‌ـ اجتماعی‌ـ فرهنگی دوره‌ی دوم شماره‌ی ‪ 3‬پنج شنبه ‪ 25‬دي ‪ 15 / ١٣٨٩‬ژانويه ‪2011‬‬

‫شهداي زمستان ‪2008‬‬

‫(از راست)‬

‫شهيد عگيد‪ ،‬شهيد مالك‪ ،‬شهيد روناهي‪ ،‬شهيد هورام‬

‫سرزمين رنج‬ ‫مي‌خواستم ازسرزمينم براي‌تان بگويم‪ .‬از شهرم و مردمان آن‪.‬‬ ‫ازکوه‌هاي سربه‌فلک کشيده که پناهگاه مردمان بي‌پناه اين ديار‬ ‫مي‌باشد‪ .‬از درختان آن که هر‌از چندگاهي آتش را به جان‌شان‬ ‫مي‌اندازند براي‌تان بنويسم‪ .‬قلمم را برداشتم که تمام آنچه که‬ ‫احساسم درگير آن بود را به زبان مادريم روي کاغذ بياورم‪.‬‬ ‫ولي گويي قلمم با احساسم حس غريبي داشت‪ .‬هرچه تالش‬ ‫کردم بي‌فايده بود‪ .‬اينجا بود که با تمام وجود ازخودبيگانگي را‬ ‫حس کردم‪ .‬باشرمندگي نسبت به خود و دوري از هويتم از خانه‬ ‫بيرون زدم در خيابان‌هاي شهر قدم مي‌زدم که ناگهان التماس‬ ‫دختر و پسربچه‌هاي دست‌فروش کنار خيابان به عابرين‪ ،‬نظرم را‬ ‫به خود جلب کرد‪ .‬آنها بچه‌هايي بودند که بايد پشت ميز کالس‬ ‫درس مي‌بودند تا الفباي زندگي را بياموزند‪ .‬کمي آن طرف‌تر‬ ‫کارگراني را نظاره‌گر بودم که اگرچه التماس نمي‌کردند ولي با‬ ‫چهره‌ي مظلوم و معصوم‌شان به عابرين پياده زل مي‌زدند تا خبر‬ ‫از مبارزه‌اي سخت با فقر و گرسنگي و سيرشدن و زنده‌ماندن‬ ‫بدهند‪ .‬ديدن چنين صحنه‌هايي برايم بسيار سخت بود‪ .‬به راه‬ ‫افتادم تا شايد درگوشه‌اي از شهر خبر از عشق‪ ،‬آزادي‪ ،‬عدالت‬ ‫و انسانيت باشد‪ ،‬همان چيزهايي که دنبال‌شان بودم‪ .‬بعد از مدتي‬ ‫قدم‌زدن در شهر زمزمه‌اي به گوشم رسيد‪ .‬آواي مادراني بود كه‬ ‫در انتظار آزادي و يا جنازه‌ي فرزندان دربندشان بودند‪ .‬بغض‬ ‫گلويم را فشرد؛ سرم را پايين انداختم؛ عرق شرم بر پيشانيم‬ ‫نشست‪ .‬شرم از زنده‌ماندن خود و نظاره‌گر بودن مرگ هم‌بازي‬ ‫و هم‌کالسي‌هاي دوران کودکي و نوجواني‌ام‪ .‬چه کنم که در‬ ‫سرزمينم هم‌بازي‌هاي دوران کودکي و هم‌کالسي‌ها تا آخر‬ ‫عمر کنار هم نمي‌مانند و هر يک به سرنوشتي تراژيک مبتال‬ ‫مي‌شوند‪ .‬اشک در چشم‌هايم حلقه بسته بود‪ .‬به راه افتادم تا به‬ ‫ترمينال شهر بروم‪ ،‬شايد مسافر غريبي را ببينم و از او در مورد‬ ‫زندگي مردمان ديارشان بپرسم‪ .‬پاهايم ناي حرکت نداشتند‪،‬‬

‫به زحمت خودم را رساندم‪ .‬شلوغ بود‪ .‬انبوه زيادي جوان و‬ ‫ميان‌سال دور اتوبوس حلقه زده بودند‪ .‬کنجکاو شدم‪ .‬دليلش‬ ‫را پرسيدم‪ ،‬مردي ميان‌سال با موهاي سفيد و با دستاني پينه‌بسته‬ ‫جواب داد مي‌رويم تا بيشتر از اين شرمنده‌ي گرسنه ماندن زن و‬ ‫فرزندان‌مان نباشيم‪ .‬با ديدن چهره‌هاي آرام و مظلوم‌شان که نشان‬ ‫از سال‌ها نامهرباني و بي‌عدالتي بود‪ ،‬ترسي را حس کردم که در‬ ‫نگاه‌هاي‌شان موج مي‌زد‪ .‬ترس از رفتن به استقبال سرنوشتي‬ ‫پ��ر از ح��ق��ارت‪ .‬بندگي‪،‬‬ ‫ف��رم��ان‌بُ��رداري و مرگ زير‬ ‫نيمه‌کاره‌ي‬ ‫ساختمان‌هاي‬ ‫شهرهاي بزرگ‪. .‬به گوشه‌اي‬ ‫تکيه زدم‪ .‬راننده‌ي اتوبوس‬ ‫ب��ه س��راغ��م آم���د‪ .‬چهره‌ي‬ ‫غ���م‌زده‌ام را دي��د از ته دل‬ ‫آه بلندي کشيد و گفت هر‬ ‫روز جوانان پاک و معصوم‬ ‫اين ديار را سوار مي‌كنم تا‬ ‫آنها را به سرزمين ناکجاها‬ ‫ببرم تا شايد لقمه ناني براي‬ ‫خانواده‌ي خود پيدا کنند‪ .‬با‬ ‫خود گفتم مگر اين خاک و‬ ‫آب مال آنها نيست که براي‬ ‫سيرماندن بايد کوچ کنند؟!‬ ‫خيلي خسته شده بودم‪ .‬خسته از درد و رنج مردمان ديارم که‬ ‫از نوک پا تا فرق سرشان غرق در فقر و نابرابري بود‪ .‬تصميم‬ ‫گرفتم خود را به آرامگاه مردگان شهر برسانم تا آنها را از اين‬ ‫بي‌خبري باخبر سازم‪ .‬اگرچه آرامش براي مردگان و زندگان‬ ‫اين ديار کلمه‌ايست غريب و رؤيايي‪ .‬خالصه هر طور شد خودم‬ ‫را به آنجا رساندم‪ .‬همينکه نشستم‪ ،‬زمزمه‌هاي چند جوان که‬ ‫به‌دور‌هم حلقه زده بودند به حرکتم واداشت‪ .‬نزديک که شدم‬ ‫چند جوان الغر و نحيف را مشاهده كردم که از درد خماري‬

‫آه و ناله مي‌کردند و به سختي توان حرف زدن داشتند‪.‬‬ ‫يکي از آنها عکس دخترش را از جيبش درآورد و با چشمان‬ ‫پر از اشک از بي‌خبريش از او مي‌گفت‪ .‬صداي حزن‌انگيزش‬ ‫را با آه و ناله‌هاي درد خماري به‌هم مي‌آميخت و با نغمه‌اي‬ ‫پر از درد‪ ،‬نامهرباني و غضب ظالمان روزگارش را بر فضاي‬ ‫آرامگاه مردگان طنين‌انداز مي‌کرد‪ .‬يکي از دوستانش دست‬ ‫نحيفش را روي شانه‌اش گذاشت و با آهي بلند از مادر پيرش‬ ‫مي‌گفت که از غصه‌ي او‬ ‫و برادر معتادش دق‌مرگ‬ ‫ش��د و م��رد‪ .‬ب��ه گوشه‌اي‬ ‫تکيه ک��ردم‪ ،‬اشکي روان‬ ‫از چشم‌هايم سرازير شد‪.‬‬ ‫ب��ه ي��اد ک�لاس م��درس��ه و‬ ‫همکالسي‌هايم افتادم که‬ ‫با لبخندهاي هم زندگي‬ ‫مي‌کرديم‪ .‬وقتي به خانه‬ ‫رس��ي��دم دف��ت��ر خاطراتم‬ ‫را نگاه ک��ردم و جلو نام‬ ‫دوستانم سرنوشت‌شان را‬ ‫نوشتم ‪.‬‬ ‫معلم ک�لاس ‪...‬اع���دام‬ ‫ش����د‪ /‬م��ب��ص��رک�لاس‪...‬‬ ‫منتظرطناب دار‪ /‬شاگرد‬ ‫اول کالس ‪...‬دست فروش‪ /‬ورزش کار کالس ‪...‬معتاد‬ ‫اما با ديدن اسم چند نفر از هم‌کالسي‌هايم لبخند بر لبانم‬ ‫نشست و اميدي دوباره در وجودم زنده شد‪ .‬چون آنها زنده‬ ‫مانده بودند تا فردايي بهتر که در آن عشق‪ ،‬آزادي و انسانيت‬ ‫هست را بيافرينند‪ .‬با خوشحالي به قامت استوار کوه‌هاي‬ ‫سرزمينم نگاهي انداختم و به اميد تابيدن آفتاب آزادي بر فراز‬ ‫شهر‪ ،‬چشم‌هايم را به افق دوختم تا صبح آزادي فرا رسد‪.‬‬ ‫فداكار سنه‬

‫ببرهاي تاميل يادآور توطئه‌اي تراژيك‪!...‬‬ ‫‪ .‬ببرهاي تاميل نيز در ‪ 1‬نوامبر ‪ 2003‬طي اعالميه‌اي برنامه‌هاي‬ ‫خود را براي ماندگار کردن آتش‌بس اعالم نمودند‪ .‬به مفاد اين‬ ‫اعالميه در ذيل اشاره مي‌کنيم‪:‬‬ ‫‪.1‬در مناطقي که جنبش تاميلي‌ها حاکم مي‌باشد‪ ،‬دولتي‬ ‫موقت تشکيل شود‪.‬‬ ‫‪.2‬در مرحله‌ي جابه‌جايي نيرو و بازگشت خلق ها به زادگاه‬ ‫اصلي خويش‪ ،‬در منطقه‌ي شمال‌شرقي مديريتي خودمختار‬ ‫به‌وجودآيد که اکثريت آنان را تاميلي‌ها تشکيل مي‌دهند‪ ،‬البته‬ ‫سينهالي و مسلمانان نيز در آن جاي مي‌گيرند‪.‬‬ ‫‪.3‬مرحله‌ي جابه‌جايي ‪ 5‬سال به درازا مي‌انجامد و بعد از‬ ‫انتخابات سراسري فعاليت براي پراکتيکي نمودن آن آغاز‬ ‫مي‌شود‪.‬‬ ‫‪.4‬با هدف حفظ و نگهداري ماندگار حقوق همه‌ي اقليت‌ها‪،‬‬ ‫کميسيون مستقل حقوق بشر تأسيس‬ ‫شود‪.‬‬ ‫‪.1‬حکومت زماني‌که برخالف‬ ‫وعده و وعيدهاي خود‪ ،‬پيشنهادات‬ ‫تاميلي‌ها را رد نمود‪ ،‬درگيري و‬ ‫جنگي دشوارتر از گذشته در ميان‬ ‫آنها در مي‌گيرد‪ .‬در اين حوادث‬ ‫اماکن مسکوني غيرنظامي با خاک‬ ‫يکسان م��ي‌گ��ردد‪ .‬در انتخابات‬ ‫رئيس‌جمهوري ‪ 17‬نوامبر ‪،2005‬‬ ‫برجسته‌ترين و نيرومندترين موضوع‬ ‫م��ورد بحث تاميلي‌ها ب��ودن��د‪ .‬در‬ ‫مرحله‌ي اقتدار م‪ .‬راجاپکاسا فشار و سرکوب بيشتر گشت‪.‬‬ ‫مي‌توان به برخي از آنها اشاره نمائيم‪ :‬حقوق نسبي‌اي که از سوي‬ ‫حکومت‌هاي قبلي به تاميلي ها داده شده بود‪ ،‬پايمال گشت و‬ ‫هجومي گسترده عليه آنان در همه عرصه‌ها صورت گرفت‪.‬‬

‫‪.2‬خ��واه��ان مطرح نشدن استقالل تاميلي‌ها در نشست‌ها‬ ‫و جلساتي که با نام گشايش مسئله و پيشبرد صلح صورت‬ ‫مي‌گرفت‪ ،‬شدند‪.‬‬ ‫‪.3‬با تقاضاي سريالنکا‪ ،‬اتحاديه‌ي اروپا ببرهاي آزادي‌خواه‬ ‫تاميل را در ليست ترور قرار داد‪.‬جنگ و درگيري قومي سال‌هاي‬ ‫متمادي با دشواري و شدت هر چه بيشتر به طول انجاميد و در‬ ‫‪ 3‬ژانويه‌ي‪ 2009‬تاميلي‌ها اعالم نمودند که‬ ‫شهر کيلين ُچي (مرکز سازماني تاميليها که‬ ‫چندين سال زير حاکميت آنان بود) را‬ ‫از دست داده و حکومت آنجا را تحت‬ ‫کنترل خود درآورده است‪ .‬در ‪ 20‬آوريل‬ ‫حکومت طي صدور اعالميه‌اي از مبارزان‬ ‫تاميل خواست که در ضرب‌االجلي ‪24‬‬ ‫س��اع��ت��ه دس����ت از‬ ‫اس��ل��ح��ه‌ه��اي خ��ود‬ ‫ك��ش��ي��ده و تسليم‬ ‫ن��ي��روه��اي دول��ت��ي‬ ‫شوند‪ .‬در ‪ 26‬همان ماه تاميلي‌ها آتش‌بس‬ ‫يك‌طرفه را اعالم نمودند‪ ،‬اما اين اعالميه‬ ‫باعث توقف يورش‌هاي سپاه سريالنكا نشد‬ ‫و عمليات آنان با شدت بيشتري ادامه پيدا‬ ‫كرد چون تمام دول با نيروهاي خود از آنها‬ ‫پشتيباني به عمل مي‌آوردند‪ .‬بعد از چند‬ ‫سال در ‪ 16‬مي ‪ 2009‬نيروهاي حكومتي‬ ‫اقتدار و فرادستي خود را بر سراسر كشور‬ ‫و مناطق ساحل دريا گستراندند‪ .‬بعد از شهر ماليتييوف كه به‬ ‫شهر مملو از بنادر معروف است شهر كلين ُچي توسط نيروهاي‬ ‫دولتي اشغال مي‌شود و مناطقي كه قبال زير نظر تاميلي‌ها بودند‬ ‫با اوضاع و احوال نابه‌ساماني روبرو شدندكه طي ‪ 30‬سال جنگ‬

‫(‪ ...‬ادامه)‬

‫قبلي به آن دچار نشده بودند‪ .‬در هجوم‌ها بيمارستان‌ها‪ ‌،‬مدراس‪،‬‬ ‫بازار و اماكن مسكوني بمب‌باران‪ ،‬سوزانده و ويران شدند‪.‬‬ ‫بيش از ‪79‬هزار نفر جان خود را از دست دادند و ده‌ها هزار نفر‬ ‫زخمي شدند و صدها هزار نفر آواره شده و به زندگي پناهندگي‬ ‫در ديگر كشورها روي آوردند‪ .‬بيش از ‪25‬هزار نفر كه كادر‬ ‫محلي بودند و بيش از‪200‬هزار نفر از تاميلي‌ها در اردوگاه‌هاي‬ ‫محصور‪ ،‬نگهداري مي‌شوند‪ .‬يكي از‬ ‫كارمنداني كه از اردوگاه‌هاي بازديد‬ ‫به عمل م��ي‌آورد‪ ،‬در روزن��ام�ه‌ي ِد‬ ‫تلگراف (‪ )The Telegraph‬آن‬ ‫را چنين توصيف مي‌كند‪« :‬در طول‬ ‫تجربه‌ي ‪ 20‬ساله‌ام در ميادين جنگ‬ ‫و درگيري‪ ،‬به اندازه‌ي اينجا مناطق‬ ‫ويران‌شده و وضعيت اسفبار را مشاهده‬ ‫ننموده‌ام‪ .‬در اردوگاه پُل ُمدادي بيش‬ ‫از‪6‬ه��زار نفر كه لباس‌هاي پاره‌پاره‬ ‫بر تن داشتند‪‌ ،‬درميان فاضالب‌هاي‬ ‫بزرگ روباز كه بوي تعفن مي‌داد‪ ،‬نگهداري مي‌شدند كه بيشتر‬ ‫آنان از جنگ فرار نموده و رخم‌هاي شديدي برداشته بودند‪».‬‬ ‫اگر چه تاميلي‌ها در جنگ نظامي شكست‌خورده باشند‪ ،‬اما به‬ ‫كلي در بيرون كشور از سازماندهي نيرومندي برخوردارند و‬ ‫دست از مبارزه و خواست مشروع خود برنداشته‌اند‪ .‬جوانان‬ ‫اين نسل كنوني تاميلي‌ها با داستان قهرماني پدران و برادران‬ ‫بزرگ‌شان در مقابل دولت‪ ،‬بزرگ مي‌شوند‪ .‬همه‌ي كشورهاي‬ ‫منطقه هم‌اكنون بحث از امكان سازماندهي مجدد تاميلي‌ها و‬ ‫زمينه‌سازي براي فراهم‌نمودن شرط و مرج قيامي نوين مي‌كنند‪،‬‬ ‫تا بار ديگر و البته اين‌بار با عبرت‌آموزي از گذشته و با تواني‬ ‫بيشتر در صحنه ظاهر شوند‪( .‬پايان)‬

alternativ--3  

alternativ--3