Issuu on Google+

‫البوم خاطرات ذهن خود را ورق می زنم پراست از عکسهایی که با ادمهای گوناگن دارم کسانی که درمسیر زندگی ام‬ ‫امدند و رفتند‪ .‬از بعضی ها تنها یک عکس سه در چهار دارم بعضی ها ولی چندین صفحه البوم بهشان تعلق دارد‪ .‬فکر‬ ‫نکنید عکاس وسازنده البوم من هستم اگر بودم یقینن خیلی از این عکسها را پاره میکردم‪.‬عکاس و سازنده البوم ذهن من‬ ‫است ومن هیچ مذاکره وکنترلی با این ذهن ندارم که مثل ‪ ۱۰۰۰۰‬دلر میدم ولی فلن خاطره را پاک کن‪ .‬این کار را که‬ ‫نمیکند هیچ‪ ،‬هر روز و شب‪ ،‬هم گاه و ناگاه هی این البوم خاطرات را ورق می زند‪ .‬واقعیت این است که این من هستم که‬ ‫در مسیر سفر زندگی منظره ها را تعیین می کنم‪ .‬این نقش من است ولی به محضی که منظره تعیین شد‪ ،‬عکاس ذهن‬ ‫عکسهای مفصلی اونهم با زیرنویس می گیرد ومیگذارد توی البوم ودیگر هیچ جوره نمیشود تجدید نظر کرد‪ .‬آری تنها‬ ‫انتخاب منظره با من است‪ .‬این را که می نویسم یاد برخی حرفهای امروزی می افتم که ادم باید هر کاری دلش خواست‬ ‫تجربه کند‪ .‬آری بعد اینکه تجربه کردی ودیدی نمی ازیده باید با ثبت این خاطره ناخوشایند یا بیهوده درذهنت به مسیرخود‬ ‫ادامه دهی‪ .‬تجربه و شکست‪ ،‬امری اجتناب ناپذیر درزندگیست اما بسیاری از تجربه ها هیچ لزومی به داشتنشان نیست و‬ ‫نتیجه چندانی ندارند بجز اشغال چندین صفحه از البوم خاطرات ذهن که هر روز هم ورق می خورند‪ .‬پس باید که منظره‬ ‫ها را با دقت و مسئولیت بالتری انتخاب کنیم‪.‬‬ ‫باران‬


البوم خاطرات ذهن من