Page 46

‫به نظرتان کدام آهنگ‌تــان در این آلبوم‌ هیت‌تر‬ ‫می‌شــود و این که کدام یک از این قطعات به دل‌تان‬ ‫بیشتر نشسته است؟‬ ‫نمی‌خواهم نظر شــخصی خودم را بگویم؛ چــون اگر این را‬ ‫بگویم خیلی احساسی اســت‪ .‬من فکر می‌کنم «یعنی درد»‪،‬‬ ‫«من و یادت»‪« ،‬من دوستت دارم» و باالخص «حال بارون»‬ ‫ممکن است بیشتر مردم دوست داشته باشند‪ .‬ولی باز هم هر‬ ‫کســی با مدل خودش به آن نگاه می‌کند‪ .‬مثال یک نفر به من‬ ‫گفت‪« :‬چرا آقای صادقی مثل قدیم‌ها وقتی یک آهنگ جدید‬ ‫به بازار ارائــه می‌دهید‪ ،‬دیگر آدم با آن عاشــقی نمی‌کند!!»‬ ‫گفتم‪« :‬قدیم شــما چند سال داشتید؟» گفت‪« :‬هفده سال»‬ ‫گفتم‪« :‬آن موقع اول عاشقی شــما بوده که عاشق شده‌اید و‬ ‫االن ‪27‬سال سن دارید و عاشــقی‌هایت را رد کرده‌ای یا این‬ ‫که این اتفاق برای شــما طبیعی‌شده و نگاه شما به این ماجرا‬ ‫عوض‌شده اســت‪ ».‬ولی من احســاس می‌کنم جهانم همان‬ ‫جهان‌بینی است؛ اما در کل یک نگاه کلی وجود دارد و آن هم‬ ‫همان نقل شعر معروف اســت که می‌گوید‪« :‬هر کسی از زعم‬ ‫خود شــد یار ما» و هرکسی در هر فضایی که زندگی می‌کند‪،‬‬ ‫آلبوم من را گوش می‌دهد‪ .‬آن کسی که نسبت به یک سیستم‬ ‫معترض اســت؛ یعنی درد را آن‌گونه می‌بیند و آن کســی که‬ ‫نسبت به سیستم خانه معترض اســت‪ ،‬با پدرش‪ ،‬دوستش و‬ ‫خودش ایــن صحبت را می‌کند و یک آدم درون‌گرا هم به این‬ ‫ماجرا مثبت نگاه می‌کند و درد را درمان می‌کند‪.‬‬ ‫برنامه‌تان برای آینده چگونه است؟ یا اگر کنسرتی‬ ‫قرار است در آینده برگزار کنید‪ ،‬لطفا بفرمایید‪.‬‬ ‫به امید خداوند اولین کنسرت این آلبوم را قرار است با یک‬ ‫ارکستر بزرگ در ‪30‬تیرماه روی صحنه ببرم‪ .‬این کنسرت‬ ‫به رهبری ارکستر خوب‌مان آقای بهنام ابتری و با همراهی‬ ‫گروه خوبم «مشکی‌پوشــان» اســت کــه فوق‌العاده‌ترین‬ ‫هســتند و خوشــحالم کنار خودم آن‌هــا را دارم‪ .‬از این به‬ ‫بعد هم قرار اســت ما همین بحث‌های اجتماعی را بیشــتر‬ ‫پیگیری کنیم‪ .‬یک اتفاق بدی که در جامعه ما وجود دارد‪،‬‬ ‫این اســت که فقط منتظریم به داد ما برســند و خودمان‬ ‫به داد خودمان نمی‌رســیم و این مســئله فقط در درد نان‬ ‫نیســت‪ .‬درد‪« ،‬نان» است‪ .‬درد‪ ،‬عشق اســت‪ .‬درد‪ ،‬تنهایی‬ ‫اســت‪ .‬این روزها یکی از بزرگ‌ترین معضل‌هایی که خودم‬ ‫هم با آن مواجهم‪ ،‬نداشــتن هم‌زبان اســت و کسی نیست‬ ‫که با او بنشــینم و حرف بزنیم‪ .‬همه آدم‌ها حرف شــما را‬ ‫‪/ 46‬‬

‫‪Persian‬‬

‫به امید خداوند اولین کنسرت‬ ‫این آلبوم را قرار است با یک‬ ‫ارکستر بزرگ در ‪30‬تیرماه روی‬ ‫صحنه ببرم‪ .‬این کنسرت به‬ ‫رهبری ارکستر خوب‌مان آقای‬ ‫بهنام ابتری و به همراهی گروه‬ ‫خوبم «مشکی‌پوشان» است که‬ ‫فوق‌العاده هستند و خوشحالم‬ ‫کنار خودم آن‌ها را دارم‬ ‫می‌شنوند‪ ،‬ســکوت می‌کنند و وقتی حرف شما تمام شد‪،‬‬ ‫آن‌ها هم حرف می‌زنند‪.‬‬ ‫بنابراین می‌خواهید در آینده بیشــتر به این نوع‬ ‫ســبک بپردازید که بتوانید با آهنگ‌های‌تان حداقل‬ ‫هم‌زبانی با یک‌سری از آدم‌ها داشته باشید؟‬ ‫دقیقا در ایــن کار «یعنــی درد» یک بیــت آن می‌گوید‪:‬‬ ‫«هم‌درد اگر نیســتی‪ ،‬گاهی از من یاد کــن‪ ».‬یعنی وقتی‬ ‫مــن نمی‌توانم درد دوســتم را به‌طور کامــل درمان کنم‪،‬‬ ‫باید حداقل آن را بشــنوم‪ .‬وقتی نمی‌توانــم برای آن بچه‬ ‫پرورشــگاه کاری انجام بدهم‪ ،‬حداقل آن را بغل کنم‪ .‬من‬ ‫چند وقت پیش به یک شــیرخوارگاه در اصفهان رفته بودم‬ ‫که یکی از مربی‌های خانم آن‌جــا که خیلی خانم محترمی‬ ‫بود‪ ،‬خیلی حرف جالبی زدند‪ ،‬گفتند به یک‌ســری از مردم‬ ‫بگوییــد که به ما پــول ندهند‪ ،‬ما نمی‌خواهیم که وســیله‬ ‫بیاورنــد‪ .‬یک‌بار بیاینــد و این بچه‌ها را بغــل کنند؛ چون‬ ‫این‌ها پدر و مادر ندارند‪ ،‬فقط بیایند و این‌ها را بغل کنند و‬ ‫بروند‪ .‬ما فکر می‌کنیم که این‌ها کم اســت‪ ،‬ولی در حقیقت‬ ‫خیلی زیاد اســت‪ .‬اگر به یک بچه کار بگویید که این جنس‬ ‫چند اســت‪ ،‬پول نــدارم و نمی‌خرم‪ ،‬خیلی بد اســت‪ ،‬ولی‬ ‫اگر همان‌طور با او شــوخی کنید و او بخنــدد خیلی اتفاق‬ ‫قشــنگ‌تری اســت‪ .‬عیب جامعه ما این اســت که حال ما‬ ‫خوب نیست‪ .‬امیدوارم که حال همه خوب شود‪.‬‬

‫فضای این روزهای موســیقی را نسبت به گذشته‬ ‫چگونــه ارزیابــی می‌کنید‪ ،‬مخصوصــا االن که هر‬ ‫خواننده‌ای با یک‌ســری سیســتم‌های پیشرفته‬ ‫می‌تواند صدای خودش را تغییــر دهد و یک ترک به‬ ‫بازار ارائه دهد؟!‬ ‫من می‌گویم این اتفاق خوب بوده و یک غربال اجتماعی اســت‪.‬‬ ‫مردم بین هر آن چیزی که خوب اســت و هــر آن‌چه که خوب‬ ‫نیســت‪ ،‬خودشــان را قیاس می‌کنند و آن که ماندنی نیست‪،‬‬ ‫نمی‌توانــد بماند‪ .‬قصه یک تــرک یا دو تــرک و بحث خواندن‬ ‫نیســت‪ .‬بلکه بحث ماندن اســت‪ .‬مرتضی پاشــایی یک آلبوم‬ ‫درست‌وحسابی داشت‪ ،‬ولی ماندنی شــد؛ چون با دلش خواند‪.‬‬ ‫همچنین ناصر عبداللهی و آدم‌های دیگر که برای ماندنی‌شدن‬ ‫آمدند‪،‬نهبرایخواندنی‌شدن‪.‬‬ ‫یک‌ســری صداها فقط برای رفت‌وآمد و یک ســروصدا‬ ‫هستند و من همیشــه به دوســتانم می‌گویم که ببینید‬ ‫می‌خواهید در بین مردم در کجــا جای بگیرید؛ مثال من‬ ‫می‌خواهم گوشــه‌ای باشم که طرف‪ ،‬چای می‌خورد و‪...‬؛‬ ‫من نمی‌توانم همه وســعت تنهایی مردم را داشته باشم‪.‬‬ ‫یک اشــتباهی که هنرمنــدان می‌کنند‪ ،‬فکــر می‌کنند‬ ‫که همــه آد م‌ها کار و زندگی‌شــان را کنار گذاشــته‌اند‬ ‫کــه ببینند ما چــه کار می‌کنیــم‪ ،‬نه این‌گونه نیســت‪.‬‬ ‫مردم منــت ســرمان می‌گذارند که پــارت خیلی کوتاه‬ ‫زندگی‌شــان را به مــا لطف می‌کنند و در ماشین‌شــان‪،‬‬ ‫مهمانی‌شــان و در خلو ت‌شــان به آهنگ‌هــای ما گوش‬ ‫می‌دهنــد که ایــن را باید قدر دانســت؛ امــا وقتی که‬ ‫می‌گوییــم هواداران من باید این‌گونه باشــند نه؛ بایدی‬ ‫وجود نــدارد‪ .‬یک زمانی بلــه‪ ،‬ولی االن که یــک کلید‬ ‫می‌زنید و توی اینترنت ســرچ می‌کنیــد‪60 ،‬تا خواننده‬ ‫در لحظه برای شــما می‌آینــد و زمانه‌ای نیســت که به‬ ‫زور اتفاقــی را پیش آوریــد؛ اما باز هم تکــرار می‌کنم‪،‬‬ ‫آد م‌هایــی که جهان و جها ن‌بینی آ ن‌هــا خیلی مصنوعی‬ ‫است‪ ،‬به ســمت همان مصنوعی‌بودن پیش می‌روند‪.‬‬ ‫بعضی‌ها که اســتعداد خوبی در موسیقی دارند‪،‬‬ ‫از من سوال می‌پرســند که ما مشکل مالی داریم‪ ،‬چه‬ ‫کار کنیم که آهنگ بیــرون بدهیم یا چه کار کنیم که‬ ‫خواننده شویم‪ .‬نظرتان در این مورد چیست؟‬ ‫آن زمان گذشــت کــه حتما بــا یک ارکســتر بزرگ یک‬ ‫خواننده در اول کار بخواهد شــروع کند و حتی این را هم‬ ‫مازیــار فالحی به همــه ثابت کرد که با یک گیتار شــروع‬ ‫کرد و آهنگ «تو را دوســت دارم» را خواند‪ .‬آن فردی که‬ ‫می‌گوید من پول ندارم؛ یعنی شــما پــول یک گیتار را هم‬ ‫ندارید که کل آن را ســر هم جمع کنید‪ .‬اگــر نوازنده گیتار‬ ‫پولی بگیرد‪ ،‬حدود ‪600 ،500‬تومان بوده و اســتودیو هم‬ ‫‪100‬تومان اســت‪ .‬من به همه می‌گویم که ساز یاد بگیرید‬ ‫و منت من نوازنده را نداشــته باشید و خودتان باشید‪ .‬ولی‬ ‫این زمان زمانه‌ای اســت که مردم با یک گیتار هم شــما را‬ ‫می‌پذیرند‪ ،‬اما اگر با این نرم‌افزارها بخوانند‪ ،‬صدای‌شان را‬ ‫تمیز کنند و به صدا تحریر دهنــد‪ ،‬بله صددرصد باید پول‬ ‫داشته باشند؛ چون این کارها پر از هزینه هستند‪.‬‬ ‫کالم آخر‪:‬‬ ‫اوال این که ما به مشکی دلخوشــیم و دو رنگی‌ها را بی‌خیال‪.‬‬ ‫دوما ایــن کــه منتظر اتفاقــی از کســی نیســتم و رک و‬ ‫راست‌حســینی بنده یک پیر خراباتم که لطفش دائم است‪،‬‬ ‫لطف شــیخ و زاهد‪ ،‬گاه هست و گاه نیست‪ ...‬و مردم را دوست‬ ‫دارم‪ ،‬به دلیل این که خیلی باعشــق هســتند و لطفاً آن‌قدر‬ ‫بخندید که هرکسی که دوســت ندارد خنده ما را ببیند‪ ،‬دق‬ ‫کند یا خودش بخنــدد‪« .‬یعنی درد» را به‌عنوان درد نبینید و‬ ‫من فقط یک دردی را آشــکار می‌کنم که شما بتوانید درمان‬ ‫آن را پیدا کنید و به من هم بگویید‪.‬‬

Persian Prestige No. 2  
Persian Prestige No. 2  
Advertisement