Page 27

‫‪27‬‬

‫‪September 2016‬‬ ‫شهريور ‪1395‬‬

‫آشنايي با‬ ‫روانشناسي‬ ‫مسائل زناشويي و خانوادگي‬

‫اي براي آنها خوب است‪ ،‬انرژي را روي آن مي​گذارند که به‬ ‫يکديگر ثابت کنند که خود درست مي​گويند و ديگري اشتباه‬ ‫مي​کند! يعني مي‌خواهند ثابت کنند که حقيقتي را که آنها مي​‬ ‫بينند درست است و حقيقت ديگري اشتباه است!‬ ‫بياييد مسائل اين زوج را کمي عميق​ تر مورد بررسي‬ ‫قرار دهيم‪ .‬بياييد اين سوال را مطرح کنيم که اين دو‪ ،‬با‬ ‫چنين افکار متفاوتي‪ ،‬اص ً‬ ‫ال چطور شد که از اول به يکديگر‬ ‫عالقه پيدا کردند‪ .‬جواب اين سوال را در روانکاوي اين دو‬ ‫شخص که قسمتي از مشاوره زناشويي آنهاست مي​توانيم‬ ‫پيدا کنيم‪.‬‬ ‫در سال‌هاي کودکي شهره‪ ،‬پدر او مردي بسيار مهربان‬ ‫بوده است‪ .‬پدر شهره نسبت به مردهاي ديگر از خود زياد‬ ‫اراده نشان نمي​داده و غالبًا هر چه که زنش به او مي​گفته‬ ‫او انجام مي​داد‪ .‬شهره اگر چه از مهرباني پدرش خوشحال‬ ‫بوده‪ ،‬ولي از بچگي از اين حالت دنباله‌روي پدرش ناراحت‬ ‫بوده و خجالت مي​کشيده‪ ،‬ولي آنقدر پدرش را دوست داشته‬ ‫که به خود اجازه اينکه ناراحتي و خجالت خود را به ضمير‬ ‫خودآگاهش بياورد نمي​داده‪ ،‬يعني همواره سعي مي​کرده که‬ ‫فکر ناراحتي و خجالت خود را سرکوب کند‪.‬‬ ‫بر عکس اين حالت در مورد خانواده عليرضا صدق مي​‬ ‫کند‪ ،‬يعني عليرضا از اينکه مادرش هميشه در خانه بوده و‬ ‫همه را تر و خشک مي​کرده‪ ،‬در دوران کودکي احساس گرمي‬

‫قسمت سوم‪:‬‬

‫مسائل‬ ‫ناخودآگاه‬ ‫در مشکالت‬ ‫زناشويي‬ ‫در قسمت دوم اين رشته‬ ‫مقاالت‪ ،‬به مسائل خودآگاهي که‬ ‫سخن از آرزوها و انتظارات دو نفر‬ ‫در زندگي زناشوييشان مي​ گويند و‬ ‫ممکن است باعث مشکالت زناشويي‬ ‫بشوند نگاه کرديم‪.‬‬ ‫به طور خالصه سخن از اين بود‬ ‫که وقتي دو نفر با آرزوها و انتظاراتي‬ ‫متفاوت وارد يک زندگي زناشويي‬ ‫مي​​شوند و قبل از ازدواج صحبتي از‬ ‫آن آرزوها و انتظارات نمي​ کنند‪ ،‬بعدها برآورده نشدن آن‬ ‫آرزوها و تحقق نيافتن آن انتظارات مي​توانند باعث مشکالت‬ ‫زناشويي‌شان بشوند‪.‬‬ ‫در اين شماره شروع مي​کنيم که به مسائل ناخودآگاهي‬ ‫که در بين يک زوج مي​توانند وجود داشته باشند و ممکن‬ ‫است باعث مشکالت زناشويي‌شان بشوند نگاه کنيم‪ .‬بايد در‬ ‫اينجا تذکر دهم که اين مسائل ناخودآگاه بسيار زياد هستند‬ ‫و در اينحا فقط به چند مورد از آنها اشاره خواهد شد‪.‬‬ ‫اول از همه الزم است که مسئله​اي را روشن کنيم و آن‬ ‫اينکه انسان‌ها هم با فکرشان و هم با روحشان از ديگران‬ ‫خوششان يا بدشان مي​آيد! يعني ما هم با مغز خود مردم را‬ ‫مي‌سنجيم و هم با قلب خود‪ .‬هم با مغز خود و هم با قلب خود‬ ‫از مردم خوشمان يا بدمان مي​آيد‪ .‬اين حقيقت بسيار واضح‬ ‫است‪ ،‬شما حتمًا خودتان برايتان پيش آمده که احساس مي​‬ ‫کنيد کسي را دوست نداريد‪ ،‬يا اص ً‬ ‫ال از او بدتان مي​آيد‪ ،‬ولي‬ ‫هر چه سعي مي​کنيد خود را قانع کنيد که چرا از آن شخص‬ ‫بدتان مي​آيد‪ ،‬داليل کافي در بدي او پيدا نمي​کنيد! اين به‬ ‫خاطر آن است که دل شما در مورد آن شخص نظري منفي‬ ‫دارد‪ ،‬نه مغز شما‪.‬‬ ‫ولي وقتي حساب مي​ کنيم که تمام احساسات ما از‬ ‫مغز ما سرچشمه مي​گيرند‪ ،‬آنوقت مي‌بينيم که احساس دل‬ ‫و خوش آمدن يا بدآمدن از کسي در دل‪ ،‬در حقيقت همان‬ ‫ضمير ناخودآگاه است‪ ،‬که آن هم ريشه​اش در مغز ما است‪.‬‬ ‫پس بياييد قبول کنيم که وقتي از کسي خيلي خوشمان‬ ‫مي​ آيد يا خيلي بدمان مي‌آيد‪ ،‬قسمتي از احساسات ما به‬ ‫خاطر آنچه است که مي​ توانيم در ضمير خودآگاه حالجي‬ ‫کنيم‪ ،‬ولي قسمتي از عکس‌العمل ما نيز بخاطر احساساتي‬ ‫است که از ضمير ناخودآگاه ما سرچشمه مي​گيرد‪.‬‬ ‫وقتي يک زن و شوهر براي مشاوره زناشويي به من‬ ‫مراجعه مي​ کنند‪ ،‬غالبًا صحبت از کمبودها و مسائل ديگر‬ ‫است‪ ،‬صحبت از اينکه ديگري چنين است و چنان است‪،‬‬ ‫صحبت از اينکه مشکالت زناشويي آنها و مسائلي که در‬ ‫مورد آنها به توافق نمي​رسند‪ ،‬به خاطر کمبودهاي ديگري‪،‬‬ ‫يا غيرمنطقي بودن ديگري است‪ .‬آنها غالبًا از مشکالتي که‬

‫از آنها آگاه هستند صحبت مي​کنند و واضح است که از آنچه‬ ‫که از آن مطلع نيستند‪ ،‬يعني در ضمير ناخودآگاه آنهاست‪،‬‬ ‫سخن نمي​گويند‪.‬‬ ‫يکي از اين مسائل ناخودگاه اين است که اعتقادات آنها‬ ‫از اينکه روابط يک زن و شوهر چطور بايد باشد از کجا ريشه‬ ‫گرفته​اند‪.‬‬ ‫بگذاريد برايتان مثالي بياورم‪ .‬اجازه بدهيد مشکالت‬ ‫زناشويي شهره و عليرضا را مورد بررسي قرار دهيم (نام‬ ‫آنها و جزئيات داستان حقيقي نيستند) شهره در خانواده​اي‬ ‫بزرگ شده که در آن تساوي حقوق نسبي ميان پدر و مادرش‬ ‫وجود داشته‪ ،‬مادرش دبير بوده و سال‌ها بر سر کار مي​رفته‪،‬‬ ‫پدرش هم کار مي​کرده و هم در خانه به مادرش در انجام‬ ‫امور کمک مي​ کرده است‪ .‬شهره باور دارد که چون رابطه‬ ‫پدر و مادرش خوب بوده‪ ،‬پس در يک ازدواج درست مرد‬ ‫بايد مثل پدرش باشد‪ :‬شغل داشته باشد‪ ،‬در خانه به زن در‬ ‫کارهاي خانه کمک کند و مونس او باشد‪.‬‬ ‫عليرضا در خانواده​اي بزرگ شده که مادرش خانه​دار‬ ‫بوده و هيچوقت بيرون از خانه شغلي نداشته‪ ،‬پدرش هميشه‬ ‫کار مي​کرده و خرج خانه را در مي‌آورده است‪ .‬در خانواده‬ ‫عليرضا تساوي حقوق بين زن و مرد وجود نداشته‪ ،‬حرف‬ ‫حرف پدر عليرضا بوده و مادرش هميشه به حرف شوهرش‬ ‫گوش مي​کرد‪ .‬عليرضا باور دارد که چون رابطه پدر و مادرش‬ ‫خوب بوده‪ ،‬پس در يک ازدواج درست مرد بايد حاکم در‬ ‫خانواده باشد و زنش بايد به حرف او گوش دهد‪.‬‬ ‫به نظر هر دوي آنها حقيقت روابط زناشويي همان است‬ ‫که هر يک باور دارند و اينکه چطور مي​شود که ديگري فکر‬ ‫متفاوتي داشته باشد‪ ،‬در مغز هيچ يک نمي​گنجد! آنها همواره‬ ‫با هم دعوا دارند چرا که شهره تساوي حقوق مي​خواهد و‬ ‫عليرضا حکومت کامل!‬ ‫اينکه چرا هر يک از زاويه به خصوصي به روابط زن و‬ ‫شوهر نگاه مي​کنند و اين زاويه ديد از کجا آب مي​خورد‪ ،‬اليه‬ ‫اول در ضمير ناخودآگاه آنهاست‪ .‬هر يک تصور مي​کنند که‬ ‫خود درست مي​گويند و به جاي اينکه انرژي خود را روي آن‬ ‫بگذارند که پيدا کنند در زندگي زناشويي آنها چه نوع رابطه​‬

‫و امنيت زيادي مي​ کرده؛ ولي از اينکه مادرش صد درصد‬ ‫مطيع پدرش بوده رنج مي​برده چرا که پدرش مرد مستبدي‬ ‫بوده که حتي بعضي وقت‌ها به شدت به مادرش پرخاش و او‬ ‫را تحقير مي​کرده است‪ .‬عليرضا از اين حاالت پدر و مادرش‬ ‫بسيار ناراحت بوده و در عالم کودکي آرزو داشته که مادرش‬ ‫از خود جربزه​اي نشان دهد و آنقدر مطيع نباشد‪.‬‬ ‫وقتي عليرضا و شهره به هم رسيدند‪ ،‬شهره در عليرضا‬ ‫مردي مهربان ديده که در ضمن حرف گوش‌کن هم نبوده‪،‬‬ ‫يعني چنين به نظر مي​رسيده که عليرضا صفات خوب پدر‬ ‫شهره را داشته (يعني مهربان بوده) و صفات بد پدر شهره‬ ‫را هم نداشته (يعني دنباله​رو نبوده و از خود اراده نشان مي​‬ ‫داده)‪ .‬پس در ضمير ناخودآگاه‪ ،‬به نظر شهره عليرضا مردي‬ ‫کامل بوده است‪.‬‬ ‫از طرفي عليرضا شهره را خانمي مي​ ديده که صفات‬

‫‪27‬‬

‫خوب مادرش را دارد (يعني مهربان و گرم است) و صفات‬ ‫منفي مادرش را ندارد (يعني زني است که مي​تواند بر روي‬ ‫پاي خود بايستد و از خود دفاع کند و مطيع نباشد‪ ).‬انگار‬ ‫شهره نيز براي عليرضا زني ايده​آل بوده است‪.‬‬ ‫اين بحث قبل از ازدواج آنهاست‪ .‬پس از ازدواج همان‬ ‫صفاتي که قبل از ازدواج اين زوج را به هم رسانده بوده​اند‪،‬‬ ‫باعث اختالف آنها مي​شوند‪ .‬يعني شهره متوجه مي​شود که‬ ‫نه تنها عليرضا از خود اراده دارد و دنباله‌رو نيست (صفاتي‬ ‫که قبل از ازدواج شهره را به عليرضا دلبند کرده بوده)‪ ،‬بلکه‬ ‫عليرضا معتقد است که حرف حرف خود اوست و انتظار دارد‬ ‫که شهره مطيع او باشد! همچنين‪ ،‬يکي از صفاتي که عليرضا‬ ‫را به شهره دلبند کرده بوده (يعني به خود متکي بودن شهره)‬ ‫پس از ازدواج عليرضا را ناراحت مي​کند چرا که او احساس‬ ‫مي​کند که شهره به آنچه که او مي​گويد احترام نمي​گذارد و‬ ‫آنچه را که او مي​گويد اطاعت نمي​کند‪.‬‬ ‫جالب اينجاست که غالبًا زن و شوهرها از اينکه‬ ‫اعتقاداتشان از کجا سرچشمه گرفته​ اند بي​ خبرند‪ .‬بخاطر‬ ‫همين هم هست که قسمت عظيمي از ريشه مشکالت آنها‬ ‫در ضمير ناخودآگاهشان است‪.‬‬ ‫در روانشناسي خانواده و مشاورت زناشويي ما به‬ ‫دنبال اين قبيل ريشه​يابي​ها هستيم‪ .‬وقتي يک زوج متوجه‬ ‫مي​شوند که بعضي صفات در همسرشان که حاال آنها را از‬ ‫همسرشان دلزده مي​کنند همان صفاتي هستند که در ابتدا‬ ‫آنها را به همسرشان دلبند کرده بودند‪ ،‬ديگر همواره فقط‬ ‫همسر خود را باعث و باني مشکالت زناشويي‌شان نمي​بينند‪،‬‬ ‫بلکه به نقش خود در آن مشکالت نظر مي​دوزند‪ .‬اينکه زن و‬ ‫مرد مسئوليت قسمتي از مشکالتي را که در بين ايشان است‬ ‫تقبل کنند‪ ،‬اولين قدم در راه بهبود زندگي زناشويي‌شان‬ ‫است‪.‬‬ ‫در ضمن‪ ،‬وقتي زن و مرد قبول مي​ کنند که خود‪،‬‬ ‫کودکيشان و باقي گذشته زندگي ايشان‪ ،‬نقش مهمي در‬ ‫مشکالت زناشويي‌شان ايفا مي​ کنند‪ ،‬متوجه مي​ شوند اگر‬ ‫اين مشکالت را ريشه​يابي نکنند‪ ،‬در رابطه بعدي‪ ،‬يا ازدواج‬ ‫بعدي‪ ،‬باز هم اين مشکالت ادامه پيدا خواهند کرد چرا که‬ ‫خود شخص عوض نشده است‪ .‬به همين سبب متوجه مي​‬ ‫شوند که از اين رابطه به رابطه​ اي ديگر پريدن‪ ،‬و از اين‬ ‫ازدواج به ازدواج ديگري پناه بردن‪ ،‬مشکلي را حل نخواهد‬ ‫کرد‪.‬‬ ‫پس در اکثر موارد آنها به اين نتيجه مي​رسند که بهتر‬ ‫است بر روي ازدواجشان کار کنند‪ ،‬خود و يکديگر را بهتر‬ ‫بشناسند و در حل مشکالتشان و بهبود زندگي زناشويي‌شان‬ ‫کوشا باشند‪.‬‬ ‫همانطور که قب ً‬ ‫ال به عرضتان رساندم‪ ،‬مسائل‬ ‫ناخودآگاهي که باعث مشکالت زناشويي يک زوج مي​شوند‬ ‫فراوانند‪ .‬در قسمت بعد يکي ديگر از مسائل ناخودآگاه ميان‬ ‫يک زوج را مورد بررسي قرار خواهيم داد‪.‬‬ ‫تا آن زمان براي شما هم‌وطنان عزيز آرزوي سالمتي‬ ‫و شادي دارم‪.‬‬

Profile for Pardis Monthly Magazine

Pardis september 2016 digital edition  

September 2016 Issue of Pardis Monthly Magazine

Pardis september 2016 digital edition  

September 2016 Issue of Pardis Monthly Magazine

Profile for pardismag
Advertisement