Pardis magazine digital edition june 2015

Page 19

‫‪19‬‬

‫علي‌اصغر حاج سيدجوادي‬ ‫در نظام‌هاي سياسي بر اساس حکومت قانوني و‬ ‫حاکميت ملي‪ ،‬سياست خارجي کشور تابعي از سياست‬ ‫داخلي و مصالح دور و نزديک کشور در روابط بين‌المللي‬ ‫است‪ .‬در دوران سلطنت پهلوي مخصوصًا پس از کودتاي‬ ‫‪ 28‬مرداد ‪ )1953( 1332‬با همدستي و شرکت فعال امريکا‬ ‫و انگليس و دربار سلطنتي و سياست داخلي ايران که به‬ ‫استبداد مطلقه شاه و اختناق پليس دولت او خالصه مي‌شد‪،‬‬ ‫به تابعي از سياست مملکت در دنباله روي از سياست امريکا‬ ‫و منافع آن در خاورميانه در فضاي جهاني جنگ سرد تبديل‬ ‫شد‪.‬‬ ‫سرکوب خشونت آميز و ادامه اختناق پليسي و استبداد‬ ‫و فساد دوران پس از کودتا با تکيه به حمايت امريکا و قطع‬ ‫پيوند از ارگانيک چندين صد ساله دين و دولت به دست‬ ‫شاه‪ ،‬راه تسلط اصولگرايان افراطي مذهبي را به رهبري‬ ‫خميني براي تأسيس حکومت اسالمي در قالب واليت‬ ‫فقيه هموار کرد و در نتيجه با تأسيس جمهوري اسالمي با‬ ‫واليت مطلقه فقيه سنگ بناي سياست خارجي ايران نه بر‬ ‫اساس اختالف با امريکا بلکه بر پايه دشمني دائمي با امريکا‬ ‫و آمادگي دايمي براي مقابله با خطر امريکا بر ضد انقالب‬ ‫اسالمي ايران گذاشته شد‪.‬‬ ‫در سياست خارجي کشور‌ها حتي در صورت وجود‬ ‫دشمني‪ ،‬راه مذاکره و معامله براي پرهيز از برخورد نظامي‬ ‫بسته نمي‌شود؛ اما انقالب که طبق پيش نويس اول قانون‬ ‫اساسي مي‌بايست به تأسيس جمهوري (نه يک کلمه کم و‬ ‫نه يک کلمه بيش) منتهي شود‪ ،‬طبق انديشه سياسي مذهبي‬ ‫خميني در قانون اساسي مدون در مجلس خبرگان‪ ،‬به‬ ‫جمهوري اسالمي نه يک کلمه کم و نه يک کلمه بيش تبديل‬ ‫شد‪ .‬بنابراين جمهوري اسالمي که به ضرب و زور چماقداران‬ ‫خط امام و پاسداران و کميته‌هاي سراپا اسالمي انقالب و‬ ‫تفرقه و نفاق و خود مرکزي گروه‌هاي چپ و راست و معتدل‬ ‫ضد سلطنت بر مردم تحميل شد‪ ،‬براي ادامه استبداد ديني‬ ‫و برقراري نظام شرعي نظير هر نظام استبدادي‪ ،‬نياز به‬ ‫دشمن خارجي داشت تا دشمن خارجي يعني امريکا را که‬ ‫به قول خود درکمين محو اسالم و مدافعان انقالب اسالمي‬ ‫نشسته است به وسيله‌اي دايمي براي تحميل سکوت و‬ ‫اطاعت مردم هميشه در صحنه! قرار دهد و با تجهيز تمامي‬ ‫وسائل تبليغ و تحريک و توسل به انواع و اقسام شايعات و‬ ‫دروغ‪ ،‬ناتواني خود را جهت حل مسائل و مشکالت اجتماعي‬ ‫و اقتصادي مورد انتظار مردم پنهان کند‪.‬‬ ‫خميني ‌‌با همان سرعتي که اسالم الهي با وفات پيامبر‬ ‫پس از ‪ 29‬سال به سلطنت معاويه و جانشينان او در دمشق‬ ‫فروکاسته شد‪ ،‬انقالب ضد استبداد و فساد سلطنتي را به‬ ‫کودتاي حکومت و واليت مطلقه فقيه؛ و استبداد خودکامه‬ ‫سلطنتي را به استبداد خود کامه مذهبي تبديل کرد‪ .‬خميني‬ ‫براي حکومت و واليت اسالمي خود بر طبق شريعت هيچ‬ ‫گونه طرح و نقشه و برنامه‌اي نداشت‪ ،‬زيرا او درسياست‬ ‫و امر اجتماعي و حکومت مردي عامي و بي‌تجربه بود‪ .‬به‬ ‫همين جهت در طوالني‌ترين جنگ قرن بيستم يعني جنگ‬ ‫هشت ساله با عراق به آلتي در دست صحابه خود يعني حلقه‬ ‫رفسنجاني – بهشتي و پاسداران تشنه قدرت و ثروت تبديل‬ ‫شد که چه در سايه جهل و ناداني خود و چه در جهت منويات‬ ‫حلقه صحابه از پذيرش هرگونه پيشنهاد دولت‌ها و سازمان‬

‫‪June 2015‬‬ ‫خرداد ‪1394‬‬

‫ملل متحد براي انعقاد صلح و خاتمه جنگ خود داري کرد تا‬ ‫درنتيجه ناکامي و يأس از گسترش انقالب اسالمي به ناچار‬ ‫جام زهر تسليم را سرکشيد‪.‬‬ ‫اما مقارن بسته شدن پرونده جنگ بي‌هدف با ميليارد‌ها‬ ‫دالر خسران و صد‌ها هزار کشته و زخمي و معلول‪ ،‬پرونده‬ ‫اتمي و کوشش براي دسترسي به بمب اتم گشوده شد که‬ ‫همچنان اين پرونده با سال‌ها گريز از واقعيت و افتادن در‬ ‫چنگال تحريم‌هاي مالي و اقتصادي و باز شدن راه رسيدن‬ ‫به ميليارد‌ها دالر ثروت براي دالالن و شرکاي بيت رهبري و‬ ‫حلقه‌هاي گوناگون خانوادگي سران واليت بسته نشده است‪.‬‬ ‫در داخل کشور افراد و گروه‌هائي که به ادامه واليت‬ ‫مطلقه فقيه در وضعي که به استمرار مواضع مالي و شغلي‬ ‫آن‌ها مربوط مي‌شود دلبسته‌اند را مي‌توان از داخل دربار‬ ‫سلطنتي يا بيت رهبري خامنه‌اي تا حلقه‌هاي وابسته به‬ ‫هشت سال رياست جمهوري احمدي‌نژاد و مراجع وابسته‬ ‫به ساختار مالي و اداري واليت مطلقه از سپاه گرفته تا‬ ‫سازمان‌هاي وابسته به بازار و امنيت و اطالعات شماره کرد‪.‬‬ ‫مجموعه اين افراد و گروه‌ها و وابستگان سببي و نسبي آن‌ها‬ ‫با انجام هرگونه اصالحات و ايجاد هرگونه ارتباط مخل به‬ ‫موقعيت آن‌ها با امريکا مخالف‌اند‪ .‬زيرا به فراست دريافته‌اند‬ ‫که غرب عمومًا و امريکا خصوصًا به وجود يک ايران مجهز به‬ ‫نفت و گاز و فرهنگ ديرينه منطقه‌اي از ساحل مديترانه تا آن‬ ‫سوي آسياي مرکزي براي کمک به حل مشکالتي که در خاور‬ ‫نزديک عمومًا و با تجاوز به عراق و افغانستان و فلسطين در‬ ‫رياست جمهوري جرج بوش خصوصًا به وجود آمده است‬ ‫احتياجي شديد دارند‪ .‬اما ايران با وجود واليت مطلقه فقيه‬ ‫و سياست استبداد اجتماعي و فساد اقتصادي آن از هيچ‬ ‫گونه شرطي براي شرکت فعال به عنوان يک نيروي با نفوذ‬ ‫منطقه‌اي برخوردار نيست‪ .‬در نتيجه گروهي که بند نافشان‬ ‫به وجود واليت مطلقه فقيه بسته شده است‪ ،‬با هرگونه حل‬ ‫پرونده اتمي و گشايش تحريم‌ها و تجديد روابط ايران با‬ ‫امريکا مخالف‌اند و آثار اين مخالفت اکنون تا آنجا به جريان‬ ‫هذيان گوئي و ابتذال کشيده شده که حتي ذکر اسم خاتمي‬ ‫در مطبوعات را نيز برنمي‌تابند‪.‬‬ ‫تصويري که خميني در سال ‪ 1348‬يعني ‪ 9‬سال قبل‬ ‫از انقالب ‪ 1357‬در تقريرات خود از واليت فقيه و حکومت‬ ‫اسالمي و شخصيت انسان اسالمي در نجف ترسيم مي‌کند‪،‬‬ ‫به درستي در قانون اساسي جمهوري اسالمي منعکس‬ ‫مي‌شود‪ .‬يعني در اصل دوم قانون اساسي مي‌گويد‪:‬‬ ‫«جمهوري اسالمي نظامي است بر پايه ايمان ‪ -1‬به خداي‬ ‫يکتا (ال اله اال اهلل) و اختصاص حاکميت و تشريع به او و‬ ‫لزوم تسليم در برابر او‪« -2 »...‬وحي الهي و نقش بنيادي‬ ‫آن در بيان قوانين» و در بند ‪ 5‬از اصل دوم‪« :‬امامت و رهبري‬ ‫مستمر و نقش اساسي آن در تداوم انقالب اسالمي‪»...‬‬ ‫بر اين اساس جمهوري اسالمي نظامي بر پايه ايمان‬ ‫به خداي يکتا و اختصاص حاکميت و حکومت به شريعت و‬ ‫قانونگزاري و تسليم در برابر او است‪ .‬در اين صورت ايمان‬ ‫به خدا عقل بشري را در سايه خود قرار مي‌دهد‪ .‬نشاني به‬ ‫آن نشان که در اصل ‪ 57‬قانون اساسي جمهوري اسالمي سه‬ ‫قوه مقننه و اجرائيه و قضائيه قواي حاکم بر امور کشورند و‬ ‫مشروعيت و حاکميت آن‌ها ناشي از حق انتخاب مردم است‬ ‫که مردم با تکيه به عقل و شعور خود طبعًا دست به انتخاب‬ ‫صالح‌ترين افراد مي‌زنند‪ .‬اما چون طبق نظر رهبر‪ ،‬همه‬ ‫مردم از اساس ناکاملند و محتاج به قيم مي‌باشند‪ ،‬بنابراين‬ ‫مسئوالن سه قوه حاکم بر امور مملکت نيز نظير انتخاب‬ ‫کنندگان خود ناقص العقل و صغيرند‪ .‬بنابراين قواي حاکم‬ ‫مسئول مردم صغير‪ ،‬خود زير نظر و نظارت واليت مطلقه‬ ‫امر و امامت امت قرار مي‌گيرند که طبق فتواي خميني داراي‌‌‬ ‫همان واليت رسول اکرم است‪.‬‬ ‫از جائي که از سال ‪ 1357‬نظام بر مبناي نظريات‬ ‫سياسي‪ -‬مذهبي خميني و شرکاي او به عنوان حکومت‬ ‫واليت مطلقه فقيه ساخته شد‪ ،‬گروه‌هائي پا به صحنه قدرت‬ ‫طلبي و ثروت اندوزي گذاشتند که حاصل عملکرد امروز آن‌ها‬ ‫در صحنه زندگي روز مره در شاخه‌هاي مختلف اجتماعي‬ ‫– سياسي اقتصادي و فرهنگي در چشم اندازي بس تيره‬ ‫و هولناک مشاهده مي‌شود‪ .‬اين گروه‌ها امروز در تمامي‬ ‫نهادهاي قدرت کوچک‌ترين تغييري که وضع شخصي و‬ ‫گروهي آن‌ها را به خطر اندازد بر نمي‌تابند و از تشبث به‬ ‫هر وسيله‌اي حتي ويران شدن اساس تماميت ارضي ايران‬ ‫رويگردان نيستند‪.‬‬ ‫اين گروه‌هاي مسلط در ساختار واليت مطلقه ايران در‬ ‫صحنه بين‌المللي داراي شريکي با نفوذ هستند که در صف‬

‫مقدم آن دولت اسرائيل وابسته به صهيونيسم بين‌المللي قرار‬ ‫دارد‪.‬‬ ‫سرزمين فلسطين بخشي از سرزمين‌هاي زير سلطه‬ ‫امپراتوري عثماني در خاور نزديک بود که در آن تمامي‬ ‫وابستگان به سه دين وحداني اسالمي و يهودي و مسيحي‬ ‫در کنار هم زندگي مي‌کردند‪ .‬اما نطفه صهيونيسم به هدف‬ ‫ايجاد دولت مستقل در سرزمين فلسطين‪ ،‬در اروپا و به دست‬ ‫يهوديان اروپائي و کانون جهاني يهود که شاخه نيرومندش‬ ‫در امريکا سبز شده بود بسته شد و سرزمين فلسطين تحت‬ ‫الحمايه انگليس پس از جنگ بين‌الملل اول و اضمحالل‬ ‫امپراتوري عثماني در سال ‪ 1948‬به تصميم و رأي دول‬ ‫غالب جنگ دوم جهاني‪ ،‬در شوراي امنيت سازمان ملل يعني‬ ‫امريکا‪ ،‬روسيه‪ ،‬فرانسه و چين با تشکيل دولت اسرائيل‬ ‫تقسيم شد‪.‬‬ ‫اما سياست موسسان دولت اسرائيل به رهبري «بن‬ ‫گوريون» و يهوديان اروپا و امريکا يا صهيونيسم ايجاد‬ ‫کانون امن براي يهوديان در ساختار يک دولت دموکرات در‬ ‫کنار دولت فلسطين عرب مسلمان نبود‪ .‬بلکه بر پايه افسانه‬ ‫سرزمين موعودي که خداوند به قوم برگزيده خود هديه کرده‬ ‫است‪ ،‬تصرف گام به گام تمامي سرزمين فلسطين به اتکاي‬ ‫حمايت بي‌قيد و شرط امريکا و اروپا با اتکا به فساد و تفرقه‬ ‫و عقب ماندگي در کشورهاي عرب بود‪.‬‬ ‫آنچه امروز پس از ‪ 67‬سال گذار از تقسيم فلسطين‬ ‫و فجايع دروني در اين سال‌هاي پر از ظلم و زور و کشتار‬ ‫و آوارگي بر مردم فلسطين مي‌بينيم خود گواه بهائي است‬ ‫که مردم فلسطين از بابت جنايات نازيسم هيتلري و يهودي‬ ‫آزاري‌هاي اروپاي مسيحي متمدن به دولت صهيونيسم‬ ‫پرداخته و همچنان مي‌پردازد‪.‬‬ ‫اما سياست صهيونيسم در پشت نقاب جودئيسم در‬ ‫جوهر خود وجود دولت‌هاي عقب مانده در سرزمين‌هاي‬ ‫کوچک و ناتوان از هرگونه قدرت دفاعي است‪ .‬دولت‬ ‫اسرائيل با ساختار سياسي و اجتماعي و اقتصادي غربي آن‬ ‫و مجهز به يکي از نيرومند‌ترين قدرتهاي نظامي مسلح به‬ ‫کالهک اتمي است‪ .‬اسرائيل در تمامي کشورهاي پيشرفته‬ ‫اروپا و امريکا برخوردار از حمايت همه کانون‌هاي يهودي‬ ‫مقيم و بانک‌ها و کانون‌هاي پر نفوذ مالي و بانکي و اقتصادي‬ ‫و سياسي است‪ .‬نتانياهو نخست‌وزير وابسته به حزب‬ ‫محافظه‌کار ليکود مانند پوتين در روسيه خواستار همسايگان‬ ‫دور و نزديک عقب مانده با دولت‌هاي مستبد و مردي عاري‬ ‫از دانش و بينش علمي و سياسي و اجتماعي است‪ .‬اسرائيل‬ ‫با سياست تهاجمي خود هرگز خواستار روابط سياسي ايران‬ ‫با غرب عمومًا و با آمريکا خصوصًا نيست‪.‬‬ ‫خطر دسترسي ايران به بمب اتمي و وجود ايران مجهز‬ ‫به تکنولوژي هسته‌اي با ده‌ها کالهک اتمي در اسرائيل‬ ‫بهانه‌اي بيش نيست‪ .‬نتنياهو و اسرائيل مي‌دانند که از ايران‬ ‫با بمب اتمي هيچ خطري وجود اسرائيل را تهديد نمي‌کند‪.‬‬

‫‪19‬‬

‫خطر ايران نه فقط براي اسرائيل بلکه براي روسيه و‬ ‫عربستان سعودي و شيخ نشينان خليج فارس‪ ،‬خطر ايران‬ ‫پيشرفته متکي به حاکميت مردمي و حکومت قانون و فرهنگ‬ ‫ديرينه آن است‪ .‬خطر ايران براي اسرائيل و کليه نظام‌هاي‬ ‫فاسد و مستبد منطقه از خاورميانه تا آسياي مرکزي و روسيه‬ ‫خطر يک الگوي مجهز به ذخاير طبيعي با حکومت قانوني‬ ‫و مردمي آزاد است‪ .‬در اين نقطه است که طرفداران نظام‬ ‫فاسد و مستبد و ورشکسته واليت فقيه جمهوري اسالمي‬ ‫ايران و دولت نتنياهو براي ويران کردن ايران در کنار هم‬ ‫قرار مي‌گيرند‪.‬‬ ‫در کنار اين دو‪ ،‬نومحافظه کاران «تي پارتي» وابسته‬ ‫به سناتورهاي جمهوريخواه کنگره امريکا و طرفداران‬ ‫نقشه خاورميانه بزرگ و سازمان مقتدر يهوديان آمريکا و‬ ‫پيروان مسيحائي که ظهور مسيح موجود را در گرو حمايت‬ ‫‌ها همان کساني هستند‬ ‫از اسرائيل مي‌دانند قرار دارند‪ .‬اين ‌‌‬ ‫که بدون اعتنا به رسوم ديپلماتيک بدون اطالع و مشورت‬ ‫با کاخ سفيد‪ ،‬نتانياهو نخست‌وزير اسرائيل را براي ايراد‬ ‫نطق عليه مذاکرات آمريکا با ايران بر سر حل مسئله پرونده‬ ‫اتمي دعوت کردند و براي تصويب اليحه تشديد تحريم‌هاي‬ ‫اقتصادي عليه ايران در کنگره فعاليت مي‌کنند و در مخالفت‬ ‫با حل مسئله اتمي و ممانعت از تعديل تحريم‌هاي اقتصادي‬ ‫و مالي و تجديد رابطه بين ايران و امريکا همگام و شريک‬ ‫غارتگران ايراني واليت مطلقه فقيه و اسرائيل هستند‪.‬‬ ‫تخم ويرانگري و خشونت در دوران پس از جنگ‬ ‫جهاني دوم در خاورميانه و نزديک‪ ،‬با تقسيم فلسطين و‬ ‫تأسيس دولت اسرائيل در سال ‪ 1945‬و با تأسيس واليت‬ ‫قرون وسطائي مطلقه خميني در دل انقالب ‪ 1357‬و با اشغال‬ ‫نظامي افغانستان از سوي روسيه شوروي در سال ‪ 1980‬و‬ ‫به دنبال آن اشغال نظامي افغانستان و عراق از سوي آمريکا‬ ‫کاشته شد؛ و به صورتي به بار نشست که ثمره امروز آن‬ ‫را در زشت‌ترين چهره آنکه خالفت ابوبکر بغدادي است‬ ‫مشاهده مي‌کنيم‪.‬‬ ‫اما سرداران پاسدار و مراجع مذهبي شرکاي واليت و‬ ‫دالالن تازه نفس دالرهاي نفتي و وابستگان به دربار رهبري‬ ‫بي‌واليت از سوئي‪ ،‬و صهيونيست‌هاي اسرائيل و مؤتلفين‬ ‫جمهوريخواه و دموکرات کنگره آمريکا از سوي ديگر‪ ،‬در‬ ‫ويراني فرهنگ و تحمل تاريخي مردم ايران و تماميت ارضي‬ ‫آن پيوندي نانوشته بسته‌اند‪ .‬اما فرهنگ ديرينه پاي ما با‬ ‫توشه اندوزي از تجربه‌هاي تاريخ پرماجراي ايران راه چاره‬ ‫يا خروج از بيچاره بودن خود را نموده است و مي‌گويد‪« :‬به‬ ‫بيچارگي جز سر انگشت من ‪ /‬نخارد کسي در جهان پشت‬ ‫من»‪.‬‬ ‫مردم ايران با آنکه اکنون سال‌ها است به محاصره‬ ‫دزدان خانگي و مؤتلفين خارجي آن‌ها افتاده‌اند‪ ،‬اما موقعيت‬ ‫ايران و ژئوپوليتيک آن در آشوب وحشتزاي کنوني منطقه‬ ‫در چنان موقعيتي قرار دارد که ايران را به صورت حالل‬ ‫مشکالتي که امريکا و اروپا را به استيصال در برون رفت از‬ ‫آن‌ها کشانده‪ ،‬درآورده است‪ .‬استفاده از اين فرصت تاريخي‬ ‫بر قشرهاي فرهيخته ايران است که حق مشترک انسان بر‬ ‫آزادي عقيده و همبستگي مدني را با تکيه بر دانش و بينش‬ ‫واقعگراي خود بر فراز گرايشهاي فردي و گروهي مي‌دانند‬ ‫و مصلحت عمومي مردم و مملکت را بر مصلحت خصوصي‬ ‫خود ترجيح مي‌دهند‪.‬‬