Issuu on Google+

‫‪92‬‬ ‫ول‬ ‫اه‬ ‫ش ا دم‬ ‫دا‬ ‫رای خر‬ ‫وی جم‬ ‫ز پن‬ ‫رو‬ ‫تا‬

‫کتابچهانتخاباتی‬


‫سال‪92‬‬


‫انتخاباتمظهرحماسهسیاسیاست‬ ‫‪92/1/1‬‬ ‫انتخابات ریاســت جمهوری یازدهم نسبت به انتخابات‌های گذشــته دارای اهميتی مضاعف‬ ‫شده است‪ .‬این نکته را رهبر انقالب اسالمی در دیدار اقشار مختلف مردم بیان فرمودند و اشاره‬ ‫کردند‪ « :‬امروز انتخابات شــما ‪ -‬كه حدود يك ماه ديگر انجام خواهد گرفت ‪ -‬به يك موضوع‬ ‫مهم بين‌المللى تبديل شده است‪ 9۲/2/۲۵ ».‬شاید به همین دلیل است که از انتخابات یازدهم‪،‬‬ ‫به عنوان مصرع برجســته‌ی حماسه سیاسی یادشــده است‪ .‬مســئله‌ای ملی‪ ،‬جنبه و اثرات‬ ‫بین‌المللی یافته است و در آن بازیگران مختلف با اهداف و وظایف متنوع ایفای نقش می‌کنند‪.‬‬ ‫مسئولین‪ ،‬مردم‪ ،‬نامزدهای انتخابات و حتی دشمن نظام اسالمی بازیگران عرصه‌ی انتخابات‬ ‫ریاست جمهوری یازدهم هستند‪.‬‬ ‫این دفترچه تــاش دارد در چهارده بخش ضمن معرفی شــاخص‌های نامــزد اصلح از نگاه‬ ‫حضرت آیت‌اهلل خامنه‌ای‪ ،‬تاکتیک‌ها و اهداف دشمن برای این انتخابات را شناسایی کند و با‬ ‫ارائه‌ی دستورالعمل‌هایی به مخاطبینش‪ ،‬به عنوان یک دفترچه راهنما‪ ،‬عبور از امتحان انتخابات‬ ‫را تسهیل کتد‪.‬‬


‫کتابچه‬ ‫گزیدهایازبیـاناترهبرانقالباسالمی‬

‫ویرایش اول | تا روز پنجم خردادماه ‪92‬‬

‫‪1‬‬

‫اهمیتانتخاباتریاستجمهوری‬

‫‪6‬‬

‫‪2‬‬

‫وظیفهمردمدرانتخابات‬

‫‪8‬‬

‫‪3‬‬

‫بایدهاونبایدهایرسانههادرانتخابات‬

‫‪10‬‬

‫‪4‬‬

‫اهمیتشوراینگهبان‬

‫‪12‬‬

‫‪5‬‬

‫اصولرقابتسیاسی‬

‫‪14‬‬

‫‪6‬‬

‫تجربیاتانتخابات ‪88‬‬

‫‪16‬‬

‫‪7‬‬

‫تاکتیک‌هایدشمن‬

‫‪18‬‬


‫‪8‬‬

‫وظایفشوراینگهباندرانتخابات‬

‫‪20‬‬

‫‪9‬‬

‫ریاست جمهوری و چشم انداز ‪ 20‬ساله‬

‫‪22‬‬

‫‪10‬‬

‫نقشرئیسجمهوردرتحققبرنامهپنجساله‬

‫‪24‬‬

‫‪11‬‬

‫پایبندیبهسیاست‌هایکلینظام‬

‫‪26‬‬

‫‪12‬‬

‫ویژگی‌هاینامزداصلح‬

‫‪28‬‬

‫‪13‬‬

‫نقاط قوت و ضعف دولت نهم و دهم‬

‫‪36‬‬

‫‪14‬‬

‫شنبه‌یپس‌ازانتخابات‬

‫‪62‬‬


‫اهمیتانتخاباتریاستجمهوری‬

‫‪1‬‬ ‫بیانات در دیدار دست‬ ‫اندركاران برگزارى‬

‫انتخابات‪۹۲‌/2/16‬‬

‫مسـئله‌ى انتخابات در طـول این سـى و چهار‬ ‫سال براى كشـور یك مسـئله‌ى تعیین كننده‬ ‫و تجدیـد حیـات دهنـده بـراى مجموعـه‌ى‬ ‫حركـت كشـور مـا بـوده اسـت‪ .‬در طـول این‬ ‫سـالها‪ ،‬ایـن سـى و چنـد انتخاباتى كـه برگـزار شـده و مـردم در پاى‬ ‫صندوقهـاى رأى حاضر شـده‌اند‪ ،‬هر بـارى یك مجموعـه‌ى بالئى را از‬ ‫كشـور دفع كرده اسـت و هر بارى توانسـته اسـت یك قـ ّوت جدیدى‪،‬‬

‫روح جدیـدى‪ ،‬در كالبد كشـور و ملـت و انقلاب بدمد؛ ایـن دفعه هم‬ ‫از جهاتـى‪ ،‬از پـاره‌اى از انتخابات گذشـته مهمتر اسـت؛ كـه حاال یك‬ ‫جهت ‪ -‬همان طور كه اشـاره كردند ‪ -‬این اسـت كه انتخابات ریاسـت‬ ‫جمهـورى و انتخابات شـوراها‪ ،‬و در بعضى جاها انتخابـات میاندوره‌اىِ‬ ‫بعضـى از انتخاباتهـاى دیگـر‪ ،‬با هم مجتمع شـده اسـت‪.‬‬

‫‪6‬‬


‫اهمیتانتخاباتریاستجمهوری‬

‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬ ‫یادداشت‬

‫شکل بدیعی که جمهوری اسالمی به دنیا عرضه کرده‬

‫‪88/5/12‬‬

‫نهادینه شدن مردم‌ساالری دینی‬

‫‪74/11/14‬‬

‫نظام‪ ،‬م ّتكى به ایمانها و عواطف و عالیق مردم است‬

‫‪74/11/14‬‬

‫انتخابات‪ ،‬مظهر آزادی مردم در انتخاب سرنوشت خود است‬

‫‪82/11/15‬‬

‫انتخابات نقطه‌ى اساسى وصل افكار مردم به بدنه‌ى نظام اجرایى است‬

‫‪70/9/27‬‬

‫انتخابات مؤثرترین وسیله براى تحقق آرمان‌ها‬

‫‪84/2/11‬‬

‫هرچه بکاریم درو می‌شود‬

‫‪80/2/28‬‬

‫انتخابات امیدهاى تازه‌یى در دل‌ها برمى‌انگیزد‬

‫‪84/2/11‬‬

‫انتخابات؛ خون تازه در پیكر انقالب و نظام‬

‫‪90/10/19‬‬

‫برگزاری انتخابات مایه‌ی کند شدن حربه دشمن‬

‫‪84/2/19‬‬

‫انتخابات تضمین کننده آینده و امنیت کنونی‬

‫‪82/9/25‬‬

‫هدف گذاری دشمن در انتخابات‬

‫‪80/2/11‬‬

‫انتخابات ریاست جمهورى‪ ،‬مظهر آزادى و قدرت انتخاب و رشد ملت ایران است‬

‫‪80/2/28‬‬

‫نقش و جایگاه رئیس جمهور در کشور‬

‫‪84/2/11‬‬

‫‪7‬‬


‫وظیفهمردمدرانتخابات‬

‫‪2‬‬

‫‪ .1‬بیانات در مراسم‬

‫بيعتاقشارمختلف‬

‫مردم‪68/4/15‬‬

‫‪ .2‬بيانات در جمع مردم‬

‫استان كردستان در‬

‫ميدان آزادى سنندج‬ ‫‪88/2/22‬‬

‫در آينده‌ى نزديك‪ ،‬همه‌پرســى و انتخابات رياست جمهورى انجام خواهد شد‪.‬‬

‫حضور مردم در آن صحنه‌ها بايد به گونه‌يى باشد كه مشت محكمى به سينه‌ى‬ ‫دشمنان كوبيده شود‪ .‬ســازندگى كشور و حركت به ســمت آبادانى و عمران و‬ ‫توسعه‌ى اقتصادى‪ ،‬ابتكار و تالش و همكارى با دستگاههاى دولتى‪ ،‬شركت در‬ ‫بازسازى كشور با پول و فكر‪ ،‬حضور مردم را در صحنه نشان خواهد داد‪ .‬همين كارهاست كه تاكنون انقالب‬ ‫را با طراوت و با نشاط نگهداشته است و روح مقدس امام(ره) را خشنود خواهد كرد‪.‬‬

‫‪1‬‬

‫در انتخابات مردم سعى كنند صالح‌ترين را انتخاب كنند‪ .‬آن كسانى كه نامزد رياست جمهورى ميشوند و‬ ‫در شوراى نگهبان صالحيت آنها زير ذره بين قرار ميگيرد و شوراى نگهبان صالحيت آنها را اعالم ميكند‪،‬‬ ‫اينها همه‌شان صالحند‪ .‬اما مهم اين است كه شــما در بين اين افراد صالح‪ ،‬بگرديد و صالح‌ترين را پيدا‬ ‫كنيد‪ .‬اين جا جائى نيست كه من و شما بتوانيم به حداقل اكتفاء كنيم؛ دنبال حداكثر باشيد؛ بهترين را‬ ‫انتخاب كنيد‪.‬‬

‫‪2‬‬

‫‪8‬‬


‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫وظیفهمردمدرانتخابات‬

‫یادداشت‬

‫حضورپرشورونشاط‬

‫‪80/2/11‬‬

‫تکلیفشرعیووظیفهعمومی‬

‫‪80/3/14‬‬

‫حضورحداکثری‬

‫‪84/3/5‬‬

‫تحکیممردمساالریدینی‬

‫‪88/1/1‬‬

‫تثبیتاقتدارملی‬

‫‪80/2/28‬‬

‫حضورآگاهانه‬

‫‪84/2/11‬‬

‫شناختاصلح‬

‫‪88/2/22‬‬

‫انتخاب رئیس جمهور با رای زیاد‬

‫‪76/1/1‬‬

‫حضور به وقت در انتخابات‬

‫‪84/3/27‬‬

‫‪9‬‬


‫بایدهاونبایدهایرسانههادرانتخابات‬

‫‪3‬‬

‫‪ .1‬بیانات در دیدار‬

‫اعضاى هیأت‌های‬ ‫نظارت شوراى‬

‫نگهبان‌‪74/11/14‬‬ ‫‪ .2‬بیانات در دیدار با‬ ‫فضال‪ ،‬طالب و اقشار‬ ‫مختلف مردم قم‬

‫‪70/10/19‬‬

‫كسانى كه زبان گویایى دارند‪ ،‬قلم توانایى دارند و آبرویى پیش مردم‬ ‫دارند ‪ -‬كه این آبرو هم جزو ذخایر الهى اســت و خداى متعال به‬ ‫هركس داده اســت‪ ،‬باید آن را در راه او مصرف كند و به كار ببرد ‪-‬‬ ‫مردم را توجیه و تشــویق كنند و آدمهاى خوب را به آنها معرفى‬

‫نمایند‪.‬‬

‫‪1‬‬

‫مبادا در روزنامه یا در رسانه‌یى ‪ -‬به هر نحوش ‪ -‬یا در تبلیغاتى‪ ،‬طورى حرف زده بشود كه‬ ‫مردم را نسبت به انتخابات دودل بكنند‪ .‬البته این مردم دودل نمى‌شوند‪ .‬این مردم نشان‬ ‫داده‌اند كه در مقابل توطئه‌هاى دشمن‪ ،‬هوشیارانه عمل مى‌كنند؛ مخالفان انقالب اسالمى‬ ‫هم این را مى‌دانند؛ اما باالخره تبلیغات و تالشهاى خودشان را مى‌كنند‪ .‬مبادا كسانى در‬ ‫داخل محدوده‌ى نظام اسالمى پیدا بشــوند كه به این خواسته‌ى دشمن كمك كنند؛ به‬

‫علت اختالفى كه با زید و عمرو و بكرى دارند‪ ،‬براى خاطر یك امر جزیى‪ ،‬كم‌اهمیت و احیاناً‬

‫شخصى یا گروهى‪ ،‬بیایند مردم را نسبت به این حقیقت عظیم ‪ -‬كه حضور آن‌ها را در صحنه‬ ‫نشان مى‌دهد ‪ -‬مردد و دلسرد بكنند‪.‬‬

‫‪2‬‬

‫‪10‬‬


‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫بایدهاونبایدهایرسانههادرانتخابات‬

‫بایدها‪:‬‬ ‫بر سطح آگاهی و تحلیل مردم بیافزایید‬

‫‪75/12/13‬‬

‫نقد و نظارت‪ ،‬اطالع‌رسانی و تبادل آراء‪ ،‬سه وظیفه عمده رسانه‌ها است‬

‫‪79/12/9‬‬

‫توجیه و تشویق مردم برای انتخاب اصلح‬

‫‪74/11/14‬‬

‫از انتخابات مانند یك نعمت الهى پاسدارى كنید‬

‫‪90/6/9‬‬

‫انتقاد منطقی و واقع‌بینانه‬

‫‪90/5/16‬‬

‫خود را به قانون مقید کنید‬

‫‪91/1/1‬‬

‫به یکدیگر حسن ظن داشته باشید‬

‫‪89/10/7‬‬

‫نبایدها‪:‬‬ ‫کار دشمن را آسان نکنیم‬

‫‪90/7/27‬‬

‫ذهن مردم را مشغول مسائل فرعی نکنید‬

‫‪91/10/19‬‬

‫مردم را نسبت به انتخابات دلسرد نکنید‬

‫‪70/10/19‬‬

‫اعتماد بنفس مردم نباید شکسته شود‬

‫‪86/10/13‬‬

‫از اختالفات جزئى و غیر اصولى صرف نظر شود‬

‫‪88/9/4‬‬

‫نقاط برجسته ملت تضعیف نشود‬

‫‪90/7/27‬‬

‫هر خبرى گفتنى نیست‬

‫‪69/12/21‬‬

‫هتک آبروی افراد جایز نیست‬

‫‪86/10/12‬‬

‫تهمت به نظام گناهی باالتر از تهمت به افراد است‬

‫‪88/6/29‬‬

‫یکدیگر را متهم نکنید‬

‫‪88/6/29‬‬

‫غیبت رسانه‌ای و مصلحت پنداری نکنید‬

‫‪89/10/7‬‬

‫هوچیگرى رسانه‌اى ممنوع‬

‫‪70/9/27‬‬

‫از بى‌احترامى و هتك حرمت شوراى نگهبان پرهیز شود‬

‫‪74/11/14‬‬

‫‪11‬‬


‫اهمیتشوراینگهبان‬

‫‪4‬‬

‫‪ .1‬بيانات در ديدار با‬

‫اعضاى هيئت مركزى‬ ‫نظارت بر انتخابات‬ ‫چهارمين دوره‏ى‬ ‫مجلس شوراى‬

‫اسالمى‏ ‪70 /12 /4‬‬

‫هركس كه اين موقعيت را براى شوراى نگهبان نپسندد و با آن معارضه و مقابله‬ ‫بكند‪ ،‬آگاهانه و يا ناآگاهانه در همان خطى قرار گرفته كه يك روز قبل از رضاخان‬ ‫و در زمان رضاخان‪ ،‬در راه حذف آن طراز اول اقداماتى انجام گرفت و نتايجى به بار‬ ‫آورد‪ .‬شوراى نگهبان در حرف و اقدام و كار خودش‪ ،‬امين و مؤتمن است و همه‬ ‫موظفند كه به چشم امين به آن نگاه كنند‪ .‬هر قاضى عادلى هم وقتى‏كه قضاوت مى‏كند‪ ،‬ممكن است يك‬ ‫نفر در دلش به او اعتراض داشته باشد چون بين ماها عصمت كه نيست و آن اعتراض بحق هم باشد؛ اما‬ ‫حكم قاضى‪ ،‬حكم يك امين مؤتمن است و بايستى ً‬ ‫عمل مورد اعتماد قرار بگيرد‪ .‬امروز وضع شوراى نگهبان‬ ‫اين‏طور اســت؛ هم در قوانين‪ ،‬هم در تصرفات اجرايى و شبه اجرايى از اين قبيلى كه ما در باب انتخابات‬ ‫مشاهده مى‏كنيم بايستى مورد اعتماد و قبول و ائتمان مردم باشد و بحمد ّ‬ ‫الل هست و هيچ‏كس نبايد به‬ ‫خودش اجازه بدهد كه از اين موقعيت و مقام شامخ معنوى‏يى كه قانون براى شوراى نگهبان معين كرده‪،‬‬

‫َح ّطى انجام بدهد و نسبت به آن خدشه‏يى وارد كند‪.‬‬

‫‪1‬‬

‫‪12‬‬


‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫اهمیتشوراینگهبان‬

‫یادداشت‬

‫شورای نگهبان مطمئن‌ترین دستگاه برای حراست از نظام اسالمی است‬

‫‪74 /11 /14‬‬

‫شورای نگهبان امین نظام اسالمی است‬

‫‪70 /12 /4‬‬

‫شورای نگهبان مظهر اعتماد عمومی است‬

‫‪70 /12 /4‬‬

‫‪13‬‬


‫اصولرقابتسیاسی‬

‫‪5‬‬ ‫‪ .1‬بیانات در‬

‫دیدار اعضاى‬

‫مجلس خبرگان‬

‫رهبرى‌‪8۸/۱۲/6‬‬ ‫‪ .2‬بیانات در دیدار‬ ‫كارگزاران نظام‬ ‫‪82 /5/15���‬

‫اگر چنانچه كســى وارد میدان رقابت انتخاباتى و مسابقه‌ى انتخاباتى بشود‪ ،‬اما‬

‫بخواهد چهارچوب را بشكند‪ ،‬او از قاعده‌ى نظام خارج شده است‪ ،‬از قواعد حركت‬

‫انتخاباتى خارج شــده؛ این غلط اســت‪ ،‬این درست نیســت‪ .‬باید همه چیز در‬

‫چهارچوب نظام باشد‪ .‬این چهارچوب‪ ،‬قابل تغییر نیست‪.‬‬

‫‪1‬‬

‫در مردم‌ساالرى اسالمى‪ ،‬گفتگو با عربده‌كشى و چاقوكشى در بعضى از دمكراسی‌ها تفاوت دارد‪ .‬این‌جا گفتگو‬

‫مى‌كنند؛ به قول امام‪ ،‬مثل مباحثه‌هاى طلبگى‪ .‬در مجلس و جاهاى دیگر مباحثه كنند‪ ،‬حتّى بر سر مسأله‌اى‬ ‫دعوا كنند؛ اما كینه از هم به دل نگیرند؛ بعد هم پهلوى همدیگر بنشــینند و با هم صحبت كنند‪ .‬نگذارند‬ ‫اختالف‌نظر به تنازع برسد‪ .‬این تنازع موجب فشل و ضعف قوا خواهد شد‪ .‬دروغ‪ ،‬اهانت‪ ،‬دستگاه‌ها یكدیگر را‬

‫عصبیتهاى گوناگون؛ این‌ها هیچكدام با انتخابات اسالمى‬ ‫متّهم كردن‪ ،‬شایعه‌پراكنى‪ ،‬افتراء به رقیب‪ ،‬تحریك‬ ‫ّ‬ ‫معینى نیست؛ این وظیفه‌ى‬ ‫سازگار نیست‪ .‬این خطاب به همه‌ى جناحهاست؛ خطاب به اشخاص یا جناح ّ‬

‫همه‌ى ماست‪ .‬همه‌ى جناح‌ها باید این چیز‌ها را رعایت كنند‪ .‬همه هم در چارچوب قانون حركت كنند‪.‬‬

‫‪2‬‬

‫بایدها‪:‬‬ ‫رقابت انتخاباتی در چهارچوب نظام باشد‬

‫‪88/12/6‬‬

‫به قانون اساسی و خط امام پایبند باشید‬

‫‪92/1/1‬‬

‫مرزها با دشمن کمرنگ نشود‬

‫‪86/10/19‬‬

‫با کرامت رفتار کنید‬

‫‪86/10/19‬‬

‫با مخالفان خود حرف بزنید و استدالل کنید‬

‫‪88/6/20‬‬

‫در میدان سیاست صادقانه عمل کنید‬

‫‪81/10/16‬‬

‫به امنیت ملی پایبند باشید‬

‫‪79/1/26‬‬

‫انتخابات را وسیله‌اى براى ناامیدی دشمن بكنید‬

‫‪86/6/31‬‬

‫بر سر خدمت رقابت کنید‬

‫‪86/7/21‬‬

‫انصاف را رعایت کنید‬

‫‪88/1/1‬‬

‫فقط آنچه می‌توانید انجام دهید به مردم بگویید‬

‫‪14‬‬

‫‪82/11/24‬‬


‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫اصولرقابتسیاسی‬

‫یادداشت‬

‫نبایدها‪:‬‬ ‫وجه ‌ه کشور را تخریب نکنید‬

‫‪71/1/15‬‬

‫ذهنیت مردم را تخریب نکنید‬

‫‪71/1/15‬‬

‫برای پيروز شدن به کارهای ظالمانه متوسل نشوید‬

‫‪88/6/20‬‬

‫بامخالفان و معارضان خود يك جور رفتار نکنید‬

‫‪88/6/20‬‬

‫دیگران را تخریب نكنید‬

‫‪86/10/12‬‬

‫اختالف نظر را به تنازع نرسانید‬

‫‪82/5/15‬‬

‫از وعده‌های غیر عملى پرهیز کنید‬

‫‪86/10/12‬‬

‫از وعده‌های خالف قانون پرهیز کنید‬

‫‪90/10/19‬‬

‫خود را با نفی دیگران اثبات نکنید‬

‫‪90/10/19‬‬

‫از بیت المال سوء استفاده نشود‬

‫‪74/11/20‬‬

‫در تبليغات‪ ،‬اسراف نشود‬

‫‪82/11/24‬‬

‫انتخابات ابزار قدرت طلبی نشود‬

‫‪88/1/1‬‬

‫از مکر و فریب دوری کنید‬

‫‪88/6/20‬‬

‫تبلیغات باید با فضای پروپاگاندای معمول دنیا تفاوت داشته باشد‬

‫‪70/9/27‬‬

‫بحث دل آزار برنده و بازنده را کنار بگذارید‬

‫‪82/12/2‬‬

‫‪15‬‬


‫تجربیاتانتخابات‪88‬‬

‫‪6‬‬ ‫‪ .1‬بیانات در دیدار‬

‫بسیجیان خراسان‬

‫شمالی ‪91/7/24‬‬

‫‪ .2‬بیانات در حرم‬

‫مطهر رضوی ‪92/1/1‬‬

‫انتخابات براى كشور مايه‌ى آبروست‪ ،‬مايه‌ى افتخار است‪ .‬همه مراقب باشند كه‬ ‫انتخابات مايه‌ى بى‌آبروئى براى كشور نشود؛ آنطورى كه در سال ‪ 88‬يك عده‌اى‬ ‫طبيعى‬ ‫سياسى‬ ‫سعى كردند انتخابات را مظهر اختالفات وانمود كنند‪ ،‬جنجال‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬

‫انتخابات را تبديل كنند به يك فتنه؛ كه البته ملت ايران در مقابلش ايستاد و هر‬ ‫وقت هم شبيه آن اتفاق بيفتد‪ ،‬ملت در مقابل آن خواهد ايستاد‪.‬‬

‫‪1‬‬

‫در مسئله‌ی انتخابات و غير انتخابات‪ ،‬همه بايد تسليم رأی قانون باشند؛ در مقابل قانون تمكين كنند‪ .‬آن حوادثی‬ ‫كه در سال ‪ 88‬پیش آمد ــ كه برای كشور ضرر داشت و ضایعه‌آفرین بود ــ همه از همین ناشی شد كه كسانی‬ ‫نخواستند به قانون تمكین كنند؛ نخواستند به رأی مردم تمكین كنند‪ .‬ممكن است رأی مردم برخالف آن چیزی‬ ‫من شخصی مایل به آن هستم؛ اما باید تمكین كنم‪ .‬آنچه كه اكثریت مردم‪ ،‬اغلبیت مردم آن را انتخاب‬ ‫باشد كه ِ‬ ‫كردند‪ ،‬باید همه تمكین كنند؛ همه باید زیر بار بروند‪ .‬خوشبختانه سازوكارهای قانونی برای رفع اشكال‪ ،‬رفع‬

‫اشتباه‪ ،‬رفع شبهه وجود دارد؛ از این راهكارهای قانونی استفاده كنند‪ .‬این كه وقتی آنچه كه اتفاق افتاده است‪،‬‬ ‫برخالف میل ما شد‪ ،‬مردم را به شورش خیابانی دعوت كنیم ــ كه این در سال ‪ 88‬اتفاق افتاد ــ یكی از خطاهای‬ ‫جبران‌ناپذیر است‪ .‬این تجربه‌ای شد برای ملت ما‪ ،‬و ملت ما همیشه در مقابل یك چنین حوادثی خواهد ایستاد‪.‬‬

‫‪16‬‬

‫‪2‬‬


‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫تجربیاتانتخابات‪88‬‬

‫یادداشت‬

‫نسبت به طرف مقابل بی‌انصافی و کتمان حقیقت نکنید‬

‫‪88/1/1‬‬

‫در سالمت انتخابات خدشه نکنید‬

‫‪88/1/1‬‬

‫برای حمایت رهبری از دولت‪ ،‬معنای نادرست جعل نکنید‬

‫‪88/1/1‬‬

‫اذهان عمومی را تخریب نکنید‬

‫‪88/2/22‬‬

‫سخنی نگویید که غرب می‌پسندد‬

‫‪88/2/26‬‬

‫کسانی بر سر کار نیایند که موجب طمع دشمن شوند‬

‫‪88/2/28‬‬

‫وای بحال کسانی که سخن دشمن درباره سالمت انتخابات را تکرار کنند‬

‫‪88/3/14‬‬

‫طرفداری خیابانی از نامزدها به اغتشاش نیانجامد‬

‫‪88/3/14‬‬

‫مناظره‌ها در چهارچوب شرعی باشد‬

‫‪88/3/14‬‬

‫اختالف نظر نامزدها به دشمنی و اغتشاش منتهی نشود‬

‫‪88/3/14‬‬

‫مردم با صبر و وقارشان از اغتشاش جلوگیری کنند‬

‫‪88/3/22‬‬

‫مردم به شایعات و پیامک‌های دروغین توجه نکنند‬

‫‪88/3/22‬‬

‫از هرگونه رفتار و گفتار تحريك‌آميز پرهیز شود‬

‫‪88/3/23‬‬

‫تصور نشود ‪ 24‬میلیون یک طرفند و ‪ 14‬میلیون طرف دیگر‬

‫‪88/3/26‬‬

‫اعتراضات از راه قانونی باشد‬

‫‪92/2/16‬‬

‫در مقابل خرابکاری‌ها موضع‌گیری کنید‬

‫‪88/3/26‬‬

‫بنده زیر بار بدعت‌های غیر قانونی نمی‌روم‬

‫‪88/3/29‬‬

‫از زورآزمایی و اردوکشی خیابانی دست بردارید‬

‫‪88/3/29‬‬

‫‪17‬‬


‫تاکتیک‌هایدشمن‬

‫‪7‬‬ ‫‪ .1‬بيانات در ديدار‬ ‫اقشار مختلف‬

‫مردم‌‪92/2/25‬‬

‫امروز انتخابات به يك موضوع مهم بين‌المللى تبديل شده است؛ دستگاههاى فكرى‬ ‫دشمنان ‪ -‬به قول خودشــان‪ ،‬اتاقهاى فكر ‪ -‬نشسته‌اند رصد ميكنند مقدمات اين‬ ‫انتخابات را‪ ،‬اين حادثه‌ى بزرگ را؛ دارند نگاه ميكنند؛ نقشه هم دارند‪ ،‬هدف هم دارند‪.‬‬ ‫هدف جبهه‌ى دشمنان شما‪ ،‬نقطه‌ى مقابل هدف شما است؛ اما دشمن شما مايل‬ ‫است انتخاباتى انجام بگيرد ‪ -‬حاال كه بنا است انجام بگيرد؛ البته اگر ميتوانستند كارى كنند كه انتخابات انجام‬ ‫نگيرد‪ ،‬آن كار را ميكردند؛ اما حاال كه باالخره چاره‌اى ندارند و انتخابات انجام خواهد گرفت ‪ -‬كه براى آينده‌ى‬ ‫محسناتی نداشته باشد؛ بلكه كشور را به سمت وابستگى‪ ،‬به سمت ضعف‪ ،‬به سمت عقب‌ماندگى در‬ ‫كشور ّ‬ ‫صحنه‌هاى گوناگون حركت دهد؛ كشور را به عقب بكشاند‪ ،‬به عقب براند؛ آنها هدفشان اين است‪.‬‬

‫مقصود دشمن چگونه حاصل ميشود؟ مقصود دشمن با اين حاصل ميشود كه انتخابات اوالً سرد برگزار‬

‫شود؛ مردم بى‌رغبت باشــند‪ ،‬عده‌ى كمى شــركت كنند ثانياً نتيجه‌اى كه از صندوقها بيرون مى‌آيد‪،‬‬ ‫نتيجه‌اى باشد كه دولت را‪ ،‬به تبع دولت‪ ،‬ملت را به ســمت وابستگى بيشتر‪ ،‬به سمت تبعيت بيشتر‪ ،‬به‬ ‫سمت قرار گرفتن در سياستهاى دشمنان قرار دهد؛ دشمن اين را ميخواهد‪.‬‬

‫‪1‬‬

‫‪18‬‬


‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫تاکتیک‌هایدشمن‬

‫یادداشت‬

‫مانع‌تراشی و کتمان پیشرفت‬

‫‪92/1/1‬‬

‫اختالف افكني‬

‫‪91/8/10‬‬

‫برهم زدن ثبات و آرامش كشور‬

‫‪91/7/24‬‬

‫تالش براي انجام نگرفتن انتخابات‬

‫‪91/10/19‬‬

‫عدم حضور پرشور و همگانى مردم‬

‫‪92/2/16‬‬

‫حواس مردم را از انتخابات پرت كنند‬

‫‪91/10/19‬‬

‫تغییر محاسبه مردم و خسته کردن آنها‬

‫‪90/10/19‬‬

‫تشكيك در سالمت انتخابات‬

‫‪91/10/19‬‬

‫ايجاد ترديد و دودلي در دل مردم‬

‫‪92/1/1‬‬

‫مطرح كردن پيشنهاد مذاكره يك تاكيك امريكايي است‬

‫‪92/1/1‬‬

‫چگونه پازل مورد نظر دشمن را پر نکنیم؟‬

‫‪84/3/8‬‬

‫‪19‬‬


‫وظایفشوراینگهباندرانتخابات‬

‫‪8‬‬

‫‪ .1‬بیانات در‬ ‫دیدار دست‬ ‫اندركاران برگزارى‬ ‫انتخابات‌‪92/2/16‬‬

‫این توصیه‌ى من به شما مسئوالن محترم انتخابات هم هست‪:‬‬

‫قانون را معیــار قرار دهید‪ .‬در آیه‌ى كریمــه‌ى قرآن كه تالوت‬ ‫«ان ّ‬ ‫الل یأمركم ان تؤ ّدوا‬ ‫كردند‪ ،‬به اداى امانت اشــاره شــد ‪ّ -‬‬ ‫االمانات الــى اهلهــا»‪ -‬اداى امانت به همین اســت كه طبق‬

‫مر قانون عمل شود؛ هم در مرحله‌ى تشخیص صالحیتها ‪ -‬چه در مورد ریاست جمهورى‪،‬‬ ‫ّ‬

‫چه در مورد شوراها‪ ،‬و در موارد دیگرى كه در پیش است ‪ -‬هم در مرحله‌ى قرائت آراء‪ ،‬هم‬ ‫مر قانون رعایت شــود و نهایت امانتدارى انجام‬ ‫در مرحله‌ى حفظ آراء و صندوقها‪ .‬باید ّ‬ ‫‪1‬‬ ‫ّ‬ ‫بحمدالل تا حاال هم همین جور بوده است‬ ‫بگیرد؛ كه‬

‫‪20‬‬


‫وظایفشوراینگهباندرانتخابات‬

‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬ ‫یادداشت‬

‫صالحیت داوطلبین باید احراز شود‬

‫‪82 /9 /26‬‬

‫منظور از احراز صالحیت‪ ،‬احراز یقینی علمی نیست‬

‫‪82 /10 /24‬‬

‫در مقابل کسانی که جلوی قانون گردن‌کلفتی می‌کنند کوتاه نیایید‬

‫‪82 /10 /24‬‬

‫احراز صالحیت با دید صددرصد قانونی باشد‬

‫‌‪92/2/16‬‬

‫نظارت و تأیید صحت انتخابات‪ ،‬مایه‌ی اعتبار انتخابات است‬

‫‪86 /4 /20‬‬

‫در نظارت بر کار ناظران دقت مضاعف داشت ‌ه باشید‬

‫‪74 /11 /14‬‬

‫به اعتراضات قانونی رسیدگی شود‬

‫‪88/3/29‬‬

‫‪21‬‬


‫ریاستجمهوریوچشمانداز‪ 20‬ساله‬

‫‪9‬‬

‫‪ .1‬بيانات در‬

‫ديدار كارگزاران‬ ‫نظام‪82/5/15‬‬

‫‪ .2‬بیانات در حرم‬ ‫رضوی ‪89/1/1‬‬

‫‪ .3‬بیانات در دیدار‬

‫مردمکرمانشاه‬ ‫‪90/7/20‬‬

‫متوجه باشد‪ ،‬كه آقاى رئيس‏جمهور اشاره كردند‬ ‫سياستها و برنام ‏ه بايد به چشم‏اندازى ّ‬

‫مهمى است‪ .‬ما در اواخر سال هشتاد و يك به مجمع تشخيص مصلحت‬ ‫و اين نكته‏ى ّ‬ ‫گفتيم كه چشم‏انداز ده‏ساله را‪ -‬كه شامل دو برنامه‏ى پنج‏ساله خواهد شد‪ -‬پيشنهاد‬ ‫كنند تا بر اساس چشم‏اندازى كه تصوير خواهد شد‪ ،‬سياستهاى كلّى را تنظيم كنيم‪.‬‬

‫اين چشم‏انداز‪ ،‬نگاه و تو ّقع ما را از كشور در ده سال آينده مشخّ ص خواهد كرد؛ البته‬

‫نه به‏طور دقيق‪ -‬چون محاسبات و پيشامدها كم و زياد خواهد كرد‪ -‬اما به‏طور تقريبى مشخّ ص مى‏كند كه در‬ ‫‏مدت‪.‬‬ ‫ده سال آينده بايد در كجا قرار داشته و در چه وضعى باشيم؛ يعنى يك نگاه ميان ّ‬

‫‪1‬‬

‫چشم‌انداز روشنى تعيين شده است ��� -‬يعنى سند چشم‌انداز بيست ساله‌ى جمهورى اسالمى ‪ -‬اين سند باارزشى‬ ‫است‪ .‬دولتهائى كه پشت سر يكديگر با انتخاب مردم بر سر كار مى‌آيند‪ ،‬ميتوانند بر اساس اين سند چشم‌انداز‪،‬‬

‫اهداف را مشخص كنند؛ هر كدام بخشــى از راه را بروند و دنباله‌ى كار را به دولت بعدى بسپارند‪ .‬وجود سند‬ ‫چشم‌انداز‪ ،‬يكى از امكانات باارزش نظام جمهورى اسالمى است‪.‬‬

‫‪2‬‬

‫براى آينده‌ى كشــور‪ ،‬هدفهائى مشخص شده است‪ .‬ما اين دهه را «دهه‌ى پيشــرفت و عدالت» ناميديم؛ ما‬ ‫سياستهاى اصل ‪ 44‬را تدوين كرديم؛ ما چشم‌انداز بيست‌ساله را تدوين كرديم؛ سياستهاى برنامه‌هاى پنج‌ساله‬ ‫را تدوين كرديم و ميكنيم‪ .‬همه‌ى اين سياستگذارى‌ها بر اساس واقع‌بينى است‪ .‬اينجور نيست كه يك عده‌اى‬ ‫نشسته باشند و با توهمات خودشان سياست پنج‌ساله يا چشم‌انداز بيست‌ساله بنويسند؛ نه‪ ،‬اين با واقعيتها‬ ‫تطبيق ميكند؛ متكى به واقعيتهاى كشور است‪.‬‬

‫‪22‬‬

‫‪3‬‬


‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫ریاستجمهوریوچشمانداز‪ 20‬ساله‬

‫یادداشت‬

‫باجهاداقتصادیبهچشم‌اندازمی‌رسیم‬

‫‪90/6/6‬‬

‫رئيس‏جمهور بيشترين مسؤوليت را در قبال تحقق سند چشم‌انداز دارد‬

‫‪86/6/4‬‬

‫ی باید سند چشم‌انداز باشد‬ ‫جهت‌گیری همه دولت‌ها در برنامه‌ریز ‌‬

‫‪86/4/9‬‬

‫دولتهائى كه بر سر كار مى‌آيند‪ ،‬بر اساس سند چشم‌انداز‪ ،‬اهداف را مشخص كنند‬

‫‪89/1/1‬‬

‫سنجش کارآمدی دولت بر اساس شاخص سند چشم‌‌‌‌‌‌انداز‬

‫‪88/6/18‬‬

‫سند چشم‌انداز؛ نقشه‌ى راه قوه مجریه است‬

‫‪87/6/2‬‬

‫‪23‬‬


‫نقشرئیسجمهوردرتحققبرنامهپنجساله‬

‫‪10‬‬

‫چهار برنامه‌ى پنج ساله‪ .‬اولين برنامه‪ ،‬امسال آغاز خواهد شد‪ .‬در آغاز برنامه‪ ،‬يك مديريت‬

‫‪ .1‬بیانات در حرم‬

‫كارآمد‪ ،‬با كفايت و پُرنشاط بايد سر كار باشد تا بتواند سازه‌هاى اين برنامه را مستحكم و‬

‫مطهر رضوی ‪84/1/1‬‬

‫‪ .2‬بیانات در دیدار‬ ‫کارگزاران نظام‬ ‫‪68/11/9‬‬

‫امروز كشــور ما به حول و قوه ى الهى به اين توانايى و قدرت رســيده اســت كه بتواند‬ ‫آينده ى بيست ساله‌ى ايران را طراحى كند و چشم انداز روشنى براى اين مدت در جهت‬ ‫اهداف واال و حقوق طبيعى و شايسته‌ى اين ملت ترسيم كند‪ .‬اين مدت بيست ساله‪ ،‬يعنى‬

‫استوار كند و پايه‌هاى اين برنامه را به طور عميق و محكم پى ريزى كند‪ .‬اهميت اين انتخابات در اين است كه ملت‬ ‫ايران مى خواهد مديرى را انتخاب كند كه بتواند موانع اجراى برنامه را از سر راه ملت ايران بردارد؛ مثل بولدوزرى كه‬ ‫موانع را برمى دارد تا جاده يى را صاف كند‪ .‬يك انسان قوى‪ ،‬با كفايت‪ ،‬داراى نشاط و شادابى و شوق به كار و احساس‬ ‫مسؤوليت خواهد توانست حركت بيست ساله به سمت چشم انداز را با قوت و قدرت آغاز كند‪.‬‬

‫‪1‬‬

‫من فقط مى‏خواهم بگويم كه طراحى و اتقان و سرعت دادن به برنام ‏ه و پيروى از آن‪ ،‬بايد ارزش بشود‪ .‬اگر روزى كسى‬ ‫خود را مأمور مى‏دانست كه به اجتهاد خودش عمل كند‪ ،‬اين ديگر بايستى تمام بشود و از بين برود‪ .‬اجتهاد و تشخيص‬ ‫و فهم شخصى‪ ،‬بايد در چارچوب برنامه‏‪ -‬و نه بيرون از برنامه‏‪ -‬باشد‪ .‬اين كار بايد يك ارزش تلقى بشود و تخلف از برنامه‏‪،‬‬ ‫ضد ارزش محسوب گردد‪ .‬اگر برنام ‏ه نقص دارد‪ ،‬كاملش كنيد؛ اما وقتى برنام ‏ه وجود دارد‪ ،‬بايد همه به عنوان چارچوبِ‬ ‫كار بپذيرند‪ .‬تمام دستگاه‏هاى دولتى و مجلس و قضائي و نظامى‪ ،‬بايد اين كار برايشان ارزش باشد و مسابقه براى اينكه‬ ‫بخشهاى گوناگون برنامه‏‪ ،‬حتّى زودتر از زمان پيش‏بينى شده تحقق پيدا كند‪ ،‬راه بيفتد‪.‬‬

‫‪24‬‬

‫‪2‬‬


‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫نقشرئیسجمهوردرتحققبرنامهپنجساله‬

‫یادداشت‬

‫رئیسجمهوریانتخابکنیمکهبتواندبرنامه‌هارادرراستایچشم‌اندازپیشببرد‬

‫‪84/1/1‬‬

‫اجتهاد شخصی در مقابل برنامه ممنوع‬

‫‪68/11/9‬‬

‫سیاست‌های کلی باید به برنامه تبدیل شوند‬

‫‪84/8/8‬‬

‫پرهیز از حاکم کردن نگاه بخشی‪ ،‬موضعی‪ ،‬محلی و منطقه ای بر برنامه‬

‫‪89/6/8‬‬

‫در برنامه‌ریزی جلوتر از دشمن حرکت کنیم‬

‫‪92/1/1‬‬

‫برنامه‏ها بايد از دل سياستها بجوشد‬

‫‪78/6/2‬‬

‫‪25‬‬


‫پایبندیبهسیاست‌هایکلینظام‬

‫‪11‬‬

‫اگر كشور‪ ،‬سياست مشخّ صى را در مقوله‌اى پذيرفته است‪ ،‬كسى كه‬ ‫اجراى بخشى از بخشهاى كشــور را مى‌پذيرد‪ ،‬بايد آن را در همان‬ ‫جهت كار و به همان سمت و با همان هدف پيش ببرد و هدايت كند؛‬ ‫ولو خود او‪ ،‬آن سياست را به طور كامل تثبيت نكرده باشد‪ .‬اگر چه‪،‬‬ ‫در صورتى كه مجرىِ آن سياست را قبول نداشته باشد‪ ،‬معلوم نيست‬

‫‪ .1‬بيانات در ديدار‬

‫كارگزاران نظام‪82/5/15‬‬

‫‪ .2‬بیانات در حرم‬ ‫رضوی ‪89/1/1‬‬

‫چقدر بتواند اين كار را به درستى انجام دهد‪ .‬ولى به هر حال‪ ،‬آن‌كه الزم و اساسى است‪ ،‬اين‬ ‫است كه مدير‪ ،‬مســؤول يا وزيرى كه اين مســؤوليت را برعهده گرفته‪ ،‬كار را در جهت آن‬ ‫سياستهاى پذيرفته شده كه سياستگذاران در هر بخش انجام داده‌اند‪ ،‬پيش ببرد‪.‬‬

‫‪1‬‬

‫سختي معيشــت گروه‌هائی از مردم منتهی شد‪ ،‬عبارت است از‬ ‫ضعف ما در اقتصاد‪ ،‬كه به‬ ‫ِ‬

‫وابستگی به نفت و بی‌اعتنائی به سياستهای كالن اقتصادی‪ ،‬و سياستها و تصميم‌گيری‌های‬ ‫مسولين امروز و بخصوص مســئولين آينده كه بعد‬ ‫روزمره‪ .‬مسئولين كشــور ــ‬ ‫‌پي‬ ‫ِ‬ ‫پی‌در ِ‬ ‫ّ‬

‫از انتخاباتِ امســال بر ســر كار خواهند آمد ــ به اين نكته توجه كنند؛ كشور بايد سياست‬ ‫كالن روشن و مد ّون و برنامه‌ريزی‌شده داشته باشد؛ حوادث گوناگون نتواند تغيير‬ ‫اقتصاديِ‬ ‫ِ‬

‫و تبديلی در آن ايجاد كند‪.‬‬

‫‪26‬‬

‫‪2‬‬


‫پایبندیبهسیاست‌هایکلینظام‬

‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬ ‫یادداشت‬

‫سعیکنیمسیاست‌هایکلیکشوردچارالتهابنشود‬

‫‪83/6/4‬‬

‫مسئوالن‪،‬کارهارادرهمانجهتسیاست‌هاپیشببرند‬

‫‪72/5/12‬‬

‫تصمیم‌گیری‌هایروزمره‪،‬ضعفمااست‬

‫‪92/1/1‬‬

‫م می‌گیرد‬ ‫خود رهبری در زمینه سیاست‌ها فکر می‌کند و تصمی ‌‬

‫‪85/6/6‬‬

‫فرايندتنظيمسياستهاىك ّلى‪،‬فرايندبسيارقوىومستحكمىاست‬

‫‪82/9/26‬‬

‫اهمیتتنظیمبرنامه‌هایتوسعهبراساسسیاستهایکلینظام‬

‫‪78/9/1‬‬

‫برنامه‌هادقیقامنبعثازسیاست‌هاباشند‬

‫‪78/6/2‬‬

‫سیاست‌گذاری توام با بازرسی‬

‫‪77/12/4‬‬

‫‪27‬‬


‫ویژگی‌هاینامزداصلح‬

‫‪12‬‬

‫‪.1‬كسـانى سـر كار بيايند كـه همتشـان بر حفـظ عزت و‬ ‫حركت كشور در جهت هدفهاى انقالب باشد‬ ‫دنبال يك فـرد اصلحى بگرديـد كه بتواند كشـورتان را با همين سـرعت‪ ،‬بلكه‬

‫بيش از ايـن‪ ،‬پيـش ببرد؛ هـم در عرصـه‌ى مـادى‪ ،‬هـم در عرصـه‌ى معنوى‪.‬‬ ‫رئيس جمهورى کـه بتواند عزت شـما را باال ببرد‪ ،‬اسـتقالل شـما را عميق‌تر كند‪ ،‬وضع زندگى شـما‬ ‫را بهتـر و مرفه‌تـر كند‪ ،‬گره‌هـا را باز كند‪ ،‬اميد و شـور و شـوقى در كشـور به‌وجـود آورد‪.‬‬

‫اجماالً معيار اصلى اين اسـت كه كسـانى سـر كار بيايند كه همتشـان بر حفظ عزت و حركت كشـور در‬ ‫جهت هدفهاى انقالب باشـد‪ .‬آنچه مـا در اين سـالهاى طوالنـى از خيرات و بـركات به دسـت آورده‌ايم‪،‬‬ ‫به بركت هدفهـاى انقلاب بوده اسـت؛ هر جائـى كه ما كـم آورديـم‪ ،‬عقب مانديـم‪ ،‬شكسـت خورديم‪،‬‬ ‫به خاطـر غفلت از هدفهـاى انقالب اسلامى و هدفهاى اسلامى بوده اسـت‪ .‬كسـانى سـر كار بيايند كه‬ ‫«ان الّذين قالـوا ربّنا ّ‬ ‫ثم اسـتقاموا» باشـند؛ اهل اسـتقامت‪ ،‬اهل ايسـتادگى باشـند؛ زرهى‬ ‫مصـداق‪ّ :‬‬ ‫الل ّ‬ ‫پوالدين از ياد خـدا و از توكل به خـدا بر تن خودشـان بپوشـند و وارد ميدان شـوند‪9۲/2/۲۵ .‬‬

‫‪28‬‬


‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫ویژگی‌هاینامزداصلح‬

‫كسانىسركاربيايندكههمتشانبرحفظعزتوحركتكشوردرجهتهدفهاىانقالبباشد‬

‫‪92/2/25‬‬

‫کار اجرائی بلد باشد و توانایی کشیدن بار اجرائی ریاست جمهوری را داشته باشد‬

‫‪91/10/19‬‬

‫دارای حکمت و تدبیر و برنامه باشد‬

‫‪92/2/7‬‬

‫باید دارای روحيه‌ى مقاوم باشد‬

‫‪92/2/7‬‬

‫امتیازات كسبی و ممكن‌‌الحصول رئیس‌جمهور قبلی را داشته باشد‬

‫‪92/1/1‬‬

‫پایبند به منافع ملی‪ ،‬عقل جمعی و تدبیر باشد‬

‫‪92/1/1‬‬

‫دلبستگی به قانون اساسی داشته باشد‬

‫‪91/10/19‬‬

‫به شعارهای نامزدها دقت کنید‬

‫‪92/2/25‬‬

‫نالمللىدستوپاكند‬ ‫کسیکهنخواهدباتملق‌گوئىبهغرب‪،‬براىخودشموقعيتىدرسطحبي ‌‬

‫‪88/2/22‬‬

‫تحت تأثير دشمن نيست و دشمن از آمدن او خوشحال نمى‌شود‬

‫‪92/2/25‬‬

‫کسی که همت‪ ،‬قدرت و هوشمندی داشته باشد‬

‫‪84/2/17‬‬

‫کسی که زیر توهمات توسعه غربی محو نشود‬

‫‪84/2/17‬‬

‫رئيس‌جمهورى كه روستاهاى دورافتاده براى او با تهران تفاوتى نداشته باشد‬

‫‪84/2/11‬‬

‫توانمند در گسترش ثروت عظیم مردم‬

‫‪84/1/1‬‬

‫رئیسجمهوریانتخابکنیمکهبتواندبرنامه‌هارادرراستایچشم‌اندازپیشببرد‬

‫‪84/1/1‬‬

‫مؤمن به هدفها و ارزشهاى انقالب باشد‬

‫‪84/1/1‬‬

‫با فساد و فقر و عوامل فقر به طور واقعی مبارزه شود‬

‫‪83/11/10‬‬

‫توانايی‪ ،‬شادابی‪ ،‬قدرت‪ ،‬احساس مسؤوليت و آمادگی به كار در او وجود داشته باشد‬

‫‪83/11/10‬‬

‫كمترين نشانه نرمشى در مقابل امريكا و دخالتهاى دولتهاى غربى نداشته باشد‬

‫‪76/2/17‬‬

‫داراى تقوا و تدبير براى مقام مهم رياست جمهورى باشد‬

‫‪68/4/23‬‬

‫‪29‬‬


‫ویژگی‌هاینامزداصلح‬

‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫‪ .۲‬کار اجرائی بلد باشد و توانایی کشیدن بار اجرائی ریاست جمهوری را داشته باشد‬

‫آن كســانى كــه بــه نظــام جمهــورى اســامى معتقدنــد‪ ،‬قانــون اساســى را قبــول دارنــد‪ ،‬هــم از ايــن حــق ميخواهنــد‬

‫اســتفاده كننــد‪ ،‬هــم ايــن وظيفــه را ميخواهنــد انجــام دهنــد‪ .‬همــه بايــد ايــن وظيفــه را انجــام دهنــد‪ .‬يكــى وظيفـه‌اش‬ ‫ايــن اســت كــه بيايــد صالحيتهــاى خــودش را در معــرض انتخــاب مــردم قــرار دهــد‪ .‬هــر كســى كــه در خــود صالحيتى‬ ‫احســاس ميكنــد و كار اجرائــى بلــد اســت‪ ،‬مى‌آيــد و خــود را در معــرض انتخــاب مــردم ميگــذارد‪ .‬اداره‌ى مملكــت و كار‬ ‫اجرائــى‪ ،‬كار كوچكــى نيســت‪ .‬كارهــاى بــزرگ و بارهــاى ســنگينى بــر دوش مجريــان ســطوح باالســت‪ .‬ممكــن اســت‬

‫كســانى كــه در ســطوح ديگــرى كار ميكننــد‪ ،‬ابعــاد ايــن ســنگينى را هــم بعض ـاً تشــخيص ندهنــد كــه چقــدر ايــن بــار‬ ‫ـى كشــيدن ايــن بــار را‬ ‫��ــنگين اســت‪ .‬آن كســانى كــه وارد ميــدان ميشــوند‪ ،‬بايــد كســانى باشــند كــه در خــود توانائـ ِ‬ ‫بيابنــد‪9۱ /۱۰/۱۹ .‬‬

‫‪ .۳‬دارای حکمت و تدبیر و برنامه باشد‬

‫كســانى كــه در رأس قــوه‌ى اجرائــى قــرار ميگيرنــد‪ ،‬بايــد انســانهاى با تدبيــرى باشــند‪ ،‬با حكمــت باشــند‪ .‬ما در سياســت‬

‫خارجــى گفتيــم «عــزت و حكمــت و مصلحــت»؛ در اداره‌ى كشــور هــم هميــن جــور اســت‪ ،‬در مســائل داخلى هــم همين‬ ‫جــور اســت‪ ،‬در اقتصــاد هــم هميــن جــور اســت؛ بايــد بــا برنامــه‪ ،‬بــا حكمــت‪ ،‬بــا تدبيــر‪ ،‬بــا نــگاه بلندمــدت و همه‌جانبه‪،‬‬ ‫با يــك هندســه‌ى صحيح كارهــا را مشــاهده كننــد‪ ،‬نــگاه كننــد‪ ،‬وارد ميــدان شــوند‪9۲/2/7 .‬‬

‫‪ .۴‬باید دارای روحيه‌ى مقاوم باشد‬

‫نامــزد انتخابــات اوالً بايــد بــه خــدا و بــه ايــن انقــاب و بــه قانــون اساســى و بــه ايــن مــردم ايمــان و اعتقاد داشــته باشــد؛‬ ‫ثانيـاً داراى روحيــه‌ى مقــاوم باشــد‪ .‬اين ملــت اهــداف بلنــدى دارد‪ ،‬كارهــاى بزرگى دارد‪ ،‬تســليم نيســت‪ ،‬كســى نميتواند‬

‫بــا ايــن ملــت بــا زبــان زور حــرف بزنــد‪ .‬كســانى كــه در رأس قــوه‌ى اجرائــى قــرار ميگيرنــد‪ ،‬بايــد كســانى باشــند كــه در‬ ‫مقابــل فشــارهاى دشــمنان مقــاوم باشــند؛ زود نترســند‪ ،‬زود از ميــدان خــارج نشــوند؛ اين يكــى از شــرطهاى الزم اســت‪.‬‬ ‫‪9۲/2/7‬‬

‫‪ .۵‬امتیازات كسبی و ممكن‌‌الحصول رئیس‌جمهور قبلی را داشته باشد‬

‫ایــن را همــه بداننــد كــه آنچــه مــا بــرای رئیس‌جمهــور آینــده نیــاز داریــم‪ ،‬عبــارت اســت از امتیازاتــی كــه امــروز وجــود‬ ‫دارد‪ ،‬منهــای ضعفهائــی كــه وجــود دارد‪ .‬ایــن را همــه توجــه كننــد؛ رئیس‌جمهــو ِر هــر دوره‌ای بایــد امتیــازات كســبی‬ ‫و ممكن‌‌الحصــول رئیس‌جمهــور قبلــی را داشــته باشــد‪ ،‬ضعفهــای او را نداشــته باشــد‪ .‬هــر كســی باالخــره نقــاط ق ّوتــی‬

‫‪30‬‬


‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫ویژگی‌هاینامزداصلح‬

‫دارد و نقــاط ضعفــی دارد‪ .‬رؤســای جمهــور ــــ چــه رئیس‌جمهــور امــروز‪ ،‬چــه رئیس‌جمهــور فــردا ــــ نقــاط ق ّوتــی دارند‬ ‫و نقــاط ضعفی هــم دارنــد‪ .‬همـه‌ی مــا همیــن جوریــم؛ نقــاط ق ّوتــی داریــم‪ ،‬نقــاط ضعفــی داریــم‪ .‬آن چیزهائی كــه امروز‬

‫بــرای دولــت و بــرای رئیس‌جمهــور نقــاط ق ـ ّوت محســوب میشــود‪ ،‬اینهــا بایــد در رئیس‌جمهــور بعــدی وجــود داشــته‌‬

‫باشــد‪ ،‬اینهــا را بایــد در خــود تأمیــن كنــد؛ آن چیزهائــی كــه امــروز نقــاط ضعــف شــناخته میشــود ــــ كــه ممكن اســت‬ ‫شــما بگوئیــد‪ ،‬من بگویــم‪ ،‬دیگــری بگوید ــــ ایــن نقاط ضعــف را بایــد از خــود دور كنــد‪ .‬یعنــی مــا در سلســله‌‌ی دولتهائی‬ ‫كــه پشــت ســر هــم می‌آینــد‪ ،‬بايــد رو بــه پیشــرفت باشــیم‪ ،‬رو بــه تعالــی و تكامــل باشــیم‪ ،‬تدریجـاً بهترینهــای خودمان‬

‫را بفرستیم‪9۲/1/ 1 .‬‬

‫‪ .۶‬پایبند به منافع ملی‪ ،‬عقل جمعی و تدبیر باشد‬

‫هــر كســی می‌آیــد‪ ،‬پایبنــد بــه انقــاب‪ ،‬پایبنــد بــه ارزشــها‪ ،‬پایبنــد بــه منافــع ملــی‪ ،‬پایبنــد بــه نظــام اســامی‪ ،‬پایبنــد‬ ‫بــه عقــل جمعــی‪ ،‬پایبنــد بــه تدبیــر باشــد‪ .‬اینجــوری بایــد ایــن كشــور را اداره كــرد‪ .‬كشــور‪ ،‬كشــور بزرگــی اســت؛ ملت‪،‬‬ ‫ملــت باعظمتــی اســت؛ مســائل تشــویق كننــده و مبشّ ــر‪ ،‬فــراوان اســت؛ مشــكالت هــم بــر ســر راه هــر ملتــی‪ ،‬و از جملــه‬ ‫بــر ســر راه مــا وجــود دارد‪ .‬آن كســانی كه آمــاده‌ی ایــن میــدان میشــوند‪ ،‬بايــد با كمــال قـ ّوت‪ ،‬بــا كمال قــدرت‪ ،‬بــا توكل‬ ‫بــه خــدا‪ ،‬بــا اعتمــاد بــه توانائی‌هــای ایــن ملــت پیــش برونــد‪9۲/1/1 .‬‬

‫‪ .۷‬دلبستگی به قانون اساسی داشته باشد‬

‫صالحيتهائــى را هــم كــه در قانــون اساســى اســت و شــوراى محتــرم نگهبــان بــر روى آنهــا تكيــه خواهــد كــرد‪ ،‬در‬

‫خودشــان مالحظــه كننــد و واقع ـاً وابســته و دلبســته‌ى بــه نظــام و قانــون اساســى باشــند؛ بخواهنــد قانــون اساســى را‬ ‫اجــرا كننــد؛ چــون رئيــس جمهــور ســوگند ميخــورد كــه قانــون اساســى را اجــرا كنــد؛ قســم دروغ كــه نميشــود خــورد‪.‬‬ ‫كســانى كــه ايــن را احســاس ميكننــد‪ ،‬در آن ميــدان مى‌آينــد؛ كســانى هــم كــه نــه‪ ،‬قصــد ندارنــد در ايــن صحنــه‬ ‫حاضــر شــوند‪ ،‬در صحنــه‌ى انتخــاب كــردن و كمــك بــه پرشــور شــدن انتخابــات شــركت خواهنــد كــرد‪9۱/۱۰/۱۹ .‬‬

‫‪ .۸‬به شعارهای نامزدها دقت کنید‬

‫شعارها را نگاه كنيد‪ ،‬ببيند شعارهائى كه تعيين ميكنند‪ ،‬چه جور شعارهائى است؟ گاهى بعضى‌ها ‪ .‬البته اشتباه ميكنند ‪ .‬براى جلب‬ ‫آراء‪ ،‬شعارهائى ميدهند كه اين شعارها از حدود قدرت و اختياراتشان بيرون است؛ اينها را مردم هوشمند ما ميتوانند بشناسند‪،‬‬ ‫مراقبت كنند‪ ،‬دقت كنند‪ .‬آنچه كه براى مردم الزم است‪ ،‬آنچه كه فوريت بيشترى دارد‪ ،‬آنچه كه با واقعيات و امكانات كشور سازگار‬ ‫است‪ ،‬آنچه كه به افزايش قدرت درونى ملت مى‌انجامد‪ ،‬آنها را در شعارهايشان بگنجانند؛ اين يكى از معيارها است‪9۲ /2/۲۵ .‬‬

‫‪31‬‬


‫ویژگی‌هاینامزداصلح‬

‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫‪ .۹‬کسی که درد مردم را بداند و دنبال اشرافی‌گری نباشد‬

‫بهترين‪ ،‬آن كسـى اسـت كه درد كشـور را بفهمد‪ ،‬درد مـردم را بدانـد‪ ،‬با مردم يگانه و صميمى باشـد‪ ،‬از فسـاد دور باشـد‪،‬‬

‫دنبال اشـرافيگرى خودش نباشـد‪.‬‬ ‫آفــت بــزرگ مــا اشــرافيگرى و تجمل‌پرســتى اســت؛ فــان مســئول اگــر اهــل تجمــل و اشــرافيگرى باشــد‪ ،‬مــردم را‬ ‫بــه ســمت اشــرافيگرى و بــه ســمت اســراف ســوق خواهــد داد‪ .‬يكــى از اساســى‌ترين كارهــا بــراى اينكــه مــا جلــوى‬ ‫اســراف را بگيريــم ايــن اســت كــه مســئولين كشــور‪ ،‬خودشــان‪ ،‬كسانشــان‪ ،‬نزديكانشــان و وابستگانشــان‪ ،‬اهــل اســراف‬ ‫و اهــل اشــرافيگرى نباشــند‪ .‬چطــور ميتوانيــم اگــر خودمــان اهــل اســراف باشــيم‪ ،‬بــه مــردم بگوئيــم اســراف نكنيــد؛‬ ‫ـر و تنســون انفســكم»؛ «يــا أيّهــا الّذيــن امنــوا لــم تقولــون مــا ال تفعلــون‪ .‬كبــر مقتــا عنــد َّ‬ ‫الل ان‬ ‫«أ تأمــرون ال ّنــاس بالبـ ّ‬ ‫تقولــوا مــا ال تفعلــون»‪.‬‬

‫اولين كار اين اسـت كه ما مسـئولين كشـور را‪ ،‬افـرادى انتخاب كنيـم كه مردمى باشـند‪ ،‬ساده‌زيسـت باشـند‪ ،‬درد مردم‬ ‫را بداننـد و خودشـان از درد مردم احسـاس درد كنند‪ .‬ايـن هم به نظر من شـاخص مهمى اسـت‪8۸/2/۲۲ .‬‬

‫‪ .۱۰‬کسی که نخواهد با تملق‌گوئى به غرب‪ ،‬براى خودش موقعيتى در سطح بين‌المللى‬ ‫دست و پا كند‬ ‫توجه كند؛ كسـانى با رأى ملت سـر كار نيايند كه در مقابل دشـمنان بخواهند دسـت تسـليم باال ببرند و آبروى ملت ايران‬

‫را ببرنـد‪ .‬كسـانى سـر كار نيايند كـه بخواهند بـا تملق‌گوئى به غـرب‪ ،‬بـه دولتهاى غربـى‪ ،‬به دولتهـاى زورگو و مسـتكبر‪،‬‬ ‫به خيـال خودشـان بخواهند براى خودشـان موقعيتى در سـطح بين‌المللى دسـت و پـا كنند‪.‬‬ ‫اينها بـراى ملت ايران ارزشـى نـدارد‪ .‬كسـانى سـر كار نيايند كه دشـمنان ملـت ايران طمـع بورزند كـه به وسـيله‌ى آنها‬ ‫بتوانند صفوف ملـت را از هم جـدا كنند‪ ،‬مردم را از دينشـان‪ ،‬از اصولشـان‪ ،‬از ارزشـهاى انقالبى‌شـان دور كننـد‪ .‬ملت بايد‬ ‫آگاه باشـد‪ .‬اگر كسـانى بر سـر كار بيايند كـه در مراكـز گوناگون سياسـى يـا اقتصادى به جـاى اينكه بـه فكر ادامـه‌ى راه‬ ‫امام و ارزشـها و اصول ترسـيم شـده‌ى بـه وسـيله‌ى امام باشـند‪ ،‬بـه فكر بـه دسـت آوردن دل فالن قـدرت غربـى و فالن‬ ‫مسـتكبر بين‌المللى باشـند‪ ،‬بـراى ملت ايـران مصيبـت خواهد بـود‪8۸/2/۲۲ .‬‬

‫‪ .۱۱‬تحت تأثير دشمن نيست و دشمن از آمدن او خوشحال نمى‌شود‬

‫نگاه كنيـد ببينيد با معيارهـاى جمهورى اسلامى‪ ،‬در ميان نامزدهـاى انتخاباتى چه كسـى كفايت و نشـاط و توانايى الزم‬ ‫را دارد و مى‌توانـد وارد ايـن ميدان شـود و بـا چالش‌هـاى گوناگون دسـت و پنجه نـرم كند و تحت تأثير دشـمن نيسـت و‬ ‫دشـمن از آمدن او خوشحال نمى‌شـود‪8۴/3/5 .‬‬

‫‪32‬‬


‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫ویژگی‌هاینامزداصلح‬

‫‪ .۱۲‬کسی که همت‪ ،‬قدرت و هوشمندی داشته باشد‬

‫اصلح كسـى اسـت كه بتوانـد اين بـا ِر عظيـم را بـر دوش بگيرد؛ هـر كسـى نمى‌توانـد اين بـار را بـر دوش بگيرد؛ نشـاط و‬ ‫حوصله و همـت و قدرتِ الزم و هوشـمندى الزم دارد‪ .‬البته هـر كس صالحيتش در مراكز قانونى تأييد شـود‪ ،‬صالح اسـت؛‬

‫اما بايـد در بين صالح‌هـا گشـت و صالح‌تـر را پيـدا و او را انتخاب كـرد‪ .‬اين‪ ،‬هنر شـما مردم اسـت‪.‬‬ ‫َّ‬ ‫‌شـاءالل با تشـكيل يك دولـت قـوى و كارآمد و بـا كفايت‪ ،‬راهـى را كـه دولت‌هاى قبل با دلسـوزى و پشـتكار‬ ‫اميـدوارم ان‬ ‫رفتند‪ ،‬با قـوتِ هرچه بيشـتر ادامه دهـد‪8۴/2/۱۷ .‬‬

‫‪ .۱۳‬کسی که زیر توهمات توسعه غربی محو نشود‬

‫اصلح يعنى چه كسـى؟ يعنى كسـى كـه هدف‌هـا را دنبال كنـد؛ يعنى كسـى كه دردهـا را بدانـد و حس كند؛ يعنى كسـى‬ ‫كه بـراى ريشـه‌كنى فقـر و فسـاد عـزم جدى داشـته باشـد؛ يعنى كسـى كـه به حـال قشـرهاى محـروم و مسـتضعف دل‬ ‫بسـوزاند‪ .‬اصلح كسـى اسـت كه هم بـه ترقـى و پيشـرفت كشـور و توسـعه‌ى اقتصـادى و غيراقتصـادى بينديشـد؛ هم زير‬ ‫توهمات مربـوط به توسـعه‪ ،‬آن‌چنان محو و مات نشـود كـه از ياد قشـرهاى مظلوم و ضعيف غافل بماند‪ .‬اصلح كسـى اسـت‬ ‫كه به فكر معيشـت مـردم‪ ،‬دين مـردم‪ ،‬فرهنگ مـردم و دنيـا و آخرت مـردم باشـد‪8۴/2/ ۱۷ .‬‬

‫‪ .۱۴‬رئيس‌جمهورى كه روستاهاى دورافتاده براى او با تهران تفاوتى نداشته باشد‬

‫آنچه كشـور احتيـاج دارد‪ ،‬رئيس‌جمهـور بانشـاط‪ ،‬مصمـم‪ ،‬كاردان‪ ،‬توانـا‪ ،‬پيگير و بـا حوصله اسـت؛ رئيس‌جمهـورى كه قدر‬

‫مـردم را بدانـد؛ بـا مـردم صميمى باشـد؛ بـراى مـردم مجاهدت كنـد؛ بـراى مـردم كار و تلاش كنـد؛ ظرفيت‌هاى كشـور را‬ ‫آن‌چنـان بـه‌كار بگيرد كـه مـردم بتوانند از ايـن ظرفيت‌هـا در همه‌جـا بهره‌منـد شـوند؛ رئيس‌جمهـورى كه اعماق كشـور و‬ ‫روسـتاهاى دورافتـاده براى او بـا تهران تفاوتى نداشـته باشـد؛ حق مردم شـهرهاى بـزرگ و كوچك در نظر او يكسـان باشـد؛‬ ‫بتواند بـراى رفع تبعيـض و پُر كردن شـكاف ميـان ثروتمنـدان و فقـرا تلاش و كار كنـد؛ رئيس‌جمهورى شـجاع‪ ،‬بـا تدبير و‬

‫مؤمن بـه هدف‌هـاى انقالب و نظـام باشـد‪8۴/2/۱۱ .‬‬

‫‪ .۱۵‬توانمند در گسترش ثروت عظیم مردم‬

‫مديرى كه بتواند ثـروت عظيم مردم را كه در بودجه و امكانات و مديريتهاى كشـور متبلوراسـت ‪ ،‬به نحوى درسرتاسـر آفاق‬ ‫اين ملت گسـترش دهد تا نيازهاى مـردم با اين ثـروت عظيم برآورده شـود‪8۴/1/1 .‬‬ ‫ملت ايـران میخواهد مديـرى را انتخـاب كندكه بتوانـد موانع اجـراى برنامه را از سـرراه ملت ايـران بردارد؛ مثـل بولدوزرى‬ ‫كه موانـع را برمیدارد تاجـاده‌اى را صاف كنـد‪8۴/1/1 .‬‬

‫‪33‬‬


‫ویژگی‌هاینامزداصلح‬

‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫‪ .۱۶‬رئیس جمهوری انتخاب کنیم که بتواند برنامه‌ها را در راستای چشم‌انداز پیش ببرد‬

‫امــروز كشــور مــا بــه حــول و قــوه ى الهــى بــه ايــن توانايــى و قــدرت رســيده اســت كــه بتوانــد آينــده ى بيســت ســاله‌ى‬ ‫ايــران را طراحــى كنــد و چشــم انــداز روشــنى بــراى ايــن مــدت در جهــت اهــداف واال و حقــوق طبيعــى و شايســته‌ى اين‬ ‫ملت ترســيم كنــد‪ .‬ايــن مدت بيســت ســاله‪ ،‬يعنــى چهــار برنامــه‌ى پنــج ســاله‪ .‬اوليــن برنامــه‪ ،‬امســال آغــاز خواهد شــد‪.‬‬ ‫در آغــاز برنامــه‪ ،‬يــك مديريــت كارآمــد‪ ،‬بــا كفايــت و پُرنشــاط بايــد ســر كار باشــد تــا بتوانــد ســازه‌هاى ايــن برنامــه را‬ ‫مســتحكم و اســتوار كنــد و پايه‌هــاى ايــن برنامــه را بــه طــور عميــق و محكــم پــى ريــزى كنــد‪ .‬اهميــت ايــن انتخابــات‬

‫در ايــن اســت كــه ملــت ايــران مــى خواهــد مديــرى را انتخــاب كنــد كــه بتوانــد موانــع اجــراى برنامــه را از ســر راه ملــت‬ ‫ايــران بــردارد؛ مثــل بولــدوزرى كــه موانــع را برمــى دارد تــا جــاده يــى را صــاف كنــد‪.‬‬ ‫يــك انســان قــوى‪ ،‬بــا كفايــت‪ ،‬داراى نشــاط و شــادابى و شــوق بــه كار و احســاس مســؤوليت خواهــد توانســت حركــت‬ ‫بيســت ســاله بــه ســمت چشــم انــداز را بــا قــوت و قــدرت آغــاز كنــد‪8۴/1/1 .‬‬

‫‪ .۱۷‬مؤمن به هدفها و ارزشهاى انقالب باشد‬

‫مــردم بايســتى هوشــمندانه و آگاهانــه انتخــاب كننــد و در ميــان نامزدهــاى گوناگــون‪ ،‬كســى را كــه احســاس مــى كنند‬ ‫بــه ايــن معيارهــا نزديــك اســت‪ ،‬برگزيننــد؛ ايــن يــك كار بــزرگ اســت و كار شــما مــردم اســت‪ .‬مــردم بايــد با چشــم باز‬ ‫در ايــن صحنــه ى مهــم حاضــر شــوند و ان شـ َّ‬ ‫ـاءالل خــداى متعــال كمــك كنــد و دلهــاى مــردم را هدايــت كنــد تــا فــرد با‬ ‫كفايــت‪ ،‬شــجاع‪ ،‬بــا اخــاص‪ ،‬داراى روح مردمــى‪ ،‬شــاداب و بــا نشــاط‪ ،‬مؤمــن بــه هدفهــا و ارزشــهاى انقــاب‪ ،‬مؤمــن بــه‬ ‫مــردم‪ ،‬مؤمــن بــه نيــروى مــردم و معتقــد بــه حــق مــردم را انتخــاب كننــد؛ ايــن مهمتريــن بخــش مشــاركت عمومــى‬ ‫مــردم در امســال اســت‪ .‬در همــه چيــز مشــاركت عمومــى مهــم اســت‪ ،‬و ايــن از جملــه ى كليــدى تريــن اســت‪8۴/1/1 .‬‬

‫‪ .۱۸‬با فساد و فقر و عوامل فقر به طور واقعی مبارزه شود‬

‫در هر بخشــی كــه يــك مديــر دلســوز‪ ،‬كارآمــد‪ ،‬مؤمــن و انقالبــی ســر كار اســت‪ ،‬انســان آثــار و بــركات آن را مشــاهده می‬

‫كنــد‪ .‬سرتاســر كشــور مــا ايــن طــور اســت‪ .‬مــا ملــت بزرگــی هســتيم؛ كشــور بابركتــی هســتيم؛ خداونــد امكانــات خوبی‬ ‫داده؛ بــا ايــن امكانــات‪ ،‬از اول انقــاب تــا امــروز كارهــای بســيار بزرگــی هــم شــده اســت؛ ولــی مــا هنــوز در شــروع كار‬ ‫هســتيم؛ چــون كارهــای بــزرگ‪ ،‬زمانبــر اســت‪.‬‬ ‫در ايــن كشــور بايــد بــا فقــر و فســاد و تبعيــض مبــارزه شــود‪ .‬عــاج مشــكالت ايــن كشــور ايــن اســت كه بــه طــور جدی‬ ‫اجــرای عدالــت پيگيــری شــود؛ تبعيض برداشــته شــود؛ بــا فســاد و فقــر و عوامــل فقــر به طــور واقعــی مبــارزه شــود؛ اين‬ ‫كارهــا‪ ،‬كارهــای قوای ســه گانــه اســت؛ اعــم از قــوه ی مجريــه و قــوه ی مقننــه و قــوه ی قضاييــه‪ .‬البتــه مهمتريــن بخش‬

‫‪34‬‬


‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫ویژگی‌هاینامزداصلح‬

‫در اختيــار قــوه ی مجريه اســت‪8۳/۱۱/۱۰ .‬‬

‫‪ .۱۹‬توانايــی‪ ،‬شــادابی‪ ،‬قــدرت‪ ،‬احســاس مســؤوليت و آمادگــی بــه كار در او وجود داشــته‬ ‫باشــد‬

‫مردم بايــد دنبــال رئيــس جمهــوری باشــند كه ايــن توانايــی‪ ،‬ايــن شــادابی‪ ،‬ايــن قــدرت‪ ،‬ايــن احســاس مســؤوليت و اين‬ ‫آمادگــی بــه كار در او وجــود داشــته باشــد‪ .‬مــردم تحــت تأثيــر حــرف ايــن و آن هــم قــرار نمــی گيرنــد؛ تشــخيص مــی‬ ‫دهنــد؛ ايــن را مــردم مــا نشــان داده انــد‪8۳/۱۱/۱۰ .‬‬

‫‪ .۲۰‬كمتريــن نشــانه نرمشــى در مقابــل امريــكا و دخالتهــاى دولتهــاى غربــى نداشــته‬ ‫باشــد‬ ‫اگــر كســى از نامزدهاى رياســت جمهــورى‪ ،‬كمتريــن نشــانه‌ى نرمشــى در مقابــل امريــكا‪ ،‬در مقابــل دخالتهــاى دولتهاى‬

‫غربــى‪ ،‬در مقابــل تجاوزهــاى فرهنگــى و سياســى بيگانــگان نشــان دهــد‪ ،‬همــه‌ى دنيا بايــد بداننــد كه ملــت ما بــه چنين‬ ‫كســى قطعـاً رأى نخواهــد داد‪ .‬مــردم بــه كســى رأى مى‌دهنــد كــه بداننــد در مقابــل امريــكا و افزون‌طلبيهــاى دولتهــاى‬

‫متجــاوز و پرتو ّقــع و خودكامــه و كســانى كــه مى‌خواهنــد اراده‌ى خــود را بــر ملــت ايــران تحميــل كننــد‪ ،‬خواهــد ايســتاد‬ ‫و نيــز در مقابل تهاجــم فرهنــگ بيگانه ايســتادگى خواهــد كــرد‪۱۳۷۶/2/۱۷ .‬‬

‫‪ .۲۱‬داراى تقوا و تدبير براى مقام مهم رياست جمهورى باشد‬

‫انتخــاب فــرد اصلــح و داراى تقــوا و تدبير بــراى مقــام مهــم رياســت وظيفه‌يى شــرعى و عقلــى و انقالبــى اســت‪ ،‬و كوتاهى‬ ‫در اين امر يــا در حضــور در پــاى صندوقهــاى رأى‪ ،‬خســارتهاى جبران‌ناپذيرى بــه بــار خواهــد آورد‪۲۳/4/۱۳۶۸ .‬‬

‫‪35‬‬


‫نقاطقوتدولتنهمودهم‬

‫‪13.1‬‬

‫آنچه ما برای رئیس‌جمهور آینده نیاز داریم‪ ،‬عبارت است از امتیازاتی كه امروز‬ ‫وجود دارد‪ ،‬منهای ضعفهائی كه وجود دارد‪ .‬این را همه توجه كنند؛ رئیس‌جمهو ِر‬ ‫هر دوره‌ای باید امتیازات كسبی و ممكن‌‌الحصول رئیس‌جمهور قبلی را داشته‬ ‫باشد‪ ،‬ضعفهای او را نداشته باشد‪9۱/1/1 . .‬‬

‫‪ .۱‬برجسته شدن ارزش‌ها و شعارهاي انقالب اسالمی‬

‫اين براى انقالب ما يك پديده‌ى معجزآسا و بى‌نظير است كه ما امروز همان شعارهايى را مى‌دهيم‬ ‫و همان اصول و مبانى‌اى را براى خودمان برنامه‌ى عمل قرار داده‌ايم كه در اول انقالب همانها اعالم‬

‫شده بود؛ يعنى در برنامه‌ريزيهاى ما و در خواست ما‪ ،‬هيچ تخطى‌اى از اين اصول صورت نگرفته است‪.‬‬ ‫اين خيلى مهم است‪ .‬روشها تغيير پيدا مى‌كنند‪ ،‬لكن مبانى و اصول باقى مى‌مانند‪ .‬اين اصول اساسى‬

‫‪36‬‬


‫نقاطقوتدولتنهمودهم‬

‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫نقاط قوت‪:‬‬

‫برجسته شدن ارزشها و شعارهاي انقالب اسالمی‬

‫‪91/6/2‬‬

‫طرح شعارعدالت محوري‬

‫‪84/6/8‬‬

‫دیپلماسی همراه با روحیه انقالبی‬

‫‪91/6/2‬‬

‫اعاده‌ى عزت ملى و ترك انفعال در مقابل سلطه‬

‫‪86/6/4‬‬

‫ارتقاء جايگاه كشور در عرصه‌‌ى سياست خارجى‬

‫‪91/6/2‬‬

‫دفاع از حقوق هسته‌ای ملت ایران در برابر زورگویی غرب‬

‫‪87/6/2‬‬

‫راه‌اندازی به موقع پروژه غنی‌سازی اورانیوم ‪ 20‬درصد‬

‫‪92/1/1‬‬

‫پايبندى بى‌اغماض به اصول در کارها‬ ‫ِ‬

‫‪89/6/8‬‬

‫با مردم و از ميان مردم بودن‬

‫‪87/6/2 0‬‬

‫مواجه شدن با واقعيتهاى زندگى مردم در سفرهای استانی‬

‫‪86/6/4‬‬

‫ساده‌زيستى آقای رئیس جمهور‬

‫‪87/6/2‬‬

‫توقف روند غرب‌باورى و غرب‌زدگى دولت‌های قبلی‬

‫‪87/6/2‬‬

‫جلوگيري از گرايش‌هاى سكوالريستى در دولت‬

‫‪87/6/2‬‬

‫تالش جمعي و فوق‌العاده در دولت‬

‫‪91/6/2‬‬

‫استفاده از ظرفيت‌هاي بيرون دولت‬

‫‪91/6/2‬‬

‫اجراي گسترده كارهاي عمراني خصوصا در مناطق محروم‬

‫‪91/6/2‬‬

‫پيشرفتهاى وسيع در علم و فناورى‬

‫‪85/3/29‬‬

‫پركارى‪ ،‬پشتكار و خستگي ناپذيري‬

‫‪91/6/2‬‬

‫جرأت تحول‌آفريني و مقابله با مشكالت‬

‫‪86/6/4‬‬

‫شجاعت اقدام برای کارهای بزرگ‬

‫‪84/4/9‬‬

‫جرأت مقابله‌ى با فساد‬

‫‪87/6/2‬‬

‫انجام طرح‌های خوب اقتصادی‬

‫‪85/6/6‬‬

‫وابسته نبودن به گروه‌ها و جريانات‬

‫‪85/6/6‬‬

‫سعه‌ى صدر و تحمل مخالف‬

‫‪85/6/6‬‬

‫اجرای طرح تحول اقتصادي‬

‫‪91/1/1‬‬

‫شجاعت و قاطعیت در سهميه بندي بنزين‬

‫‪91/5/3‬‬

‫‪37‬‬


‫نقاطقوتدولتنهمودهم‬

‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫باقى مانده‪ .‬همه‌ى دشمنى و خصومتى هم كه با انقالب ما انجام مى‌گيرد‪ ،‬براى بقاء اين اصول است‪ .‬شايد در مرور زمان و در‬ ‫دوره‌هاى مختلف‪ ،‬غبارهايى بر روى اين اصول نشست؛ اما امروز انسان مى‌بيند كه اين اصول از هميشه شفافتر‪ ،‬زنده‌تر و‬ ‫برجسته‌تر مطرح است؛ در زبان شما و در شعارهاى شما و در برنامه‌هايى كه اعالم مى‌كنيد‪ ،‬اينها مطرح مى‌شود و شماها چون‬ ‫مسئول هستيد‪ ،‬آنچه كه مى‌گوييد‪ ،‬در مقام حرف باقى نمى‌ماند و يك خط و شيار و عمقى را در جامعه به‌وجود مى‌آورد؛ اين‬ ‫طبيعت مسئوليت است‪ .‬البته در بين‌الهاللين عرض بكنيم كه به همين علت‪ ،‬مسئوليت حرف‌زدنهاى شما هم باال مى‌رود و‬ ‫اين‌طور نيست كه حرفى كه مى‌گوييم‪ ،‬مثل خطى كه روى آب مى‌كشيم برطرف بشود؛ نه‪ ،‬حرفى كه مى‌زنيد‪ ،‬در واقعيتها‬ ‫و در ذهنيتهاى جامعه‪ ،‬تأثيرات ماندگارى دارد؛ حاال كوتاه يا بلند‪ .‬پس شعارهاى شما‪ ،‬فضاى اصولگرايى و فضاى ارزشهاى‬ ‫انقالبى و فضاى وفادارى به مبانى امام و انقالب را بر جامعه حاكم كرده است؛ اين خيلى چيز باارزشى است‪ .‬اولين و مهمترين‬ ‫شاخصه‌ى دولت شما اين است‪8۶/6/4 .‬‬

‫از نقـاط ق ّوتى كـه به نظر مـن روى آن بايد تكيه كرد‪ ،‬مسـئله‌‌ى برجسـته شـدن ارزشـهاى انقالب اسـت‪ .‬در اين سـالهائى‬

‫كه دولـت نهـم و دولت دهـم بر سـر كار بودنـد تـا امـروز‪ ،‬گفتمـان انقلاب �� ارزشـهاى‌‌انقالب و چيزهائـى كه امـام به آن‬

‫توصيه ميكردنـد و مـا آنهـا را از انقالب آموختيم‪ ،‬خوشـبختانه كام ً‬ ‫ال برجسـته شـده‪ :‬مسـئله‌‌ى ساده‌‌زيسـتى مسـئوالن‪،‬‬

‫استكبارسـتيزى‪ ،‬افتخار بـه انقالبيگـرى‪ .‬يـك دوره‌‌اى بر ما گذشـت كه اسـم انقلاب و انقالبيگرى و اينهـا به انـزوا افتاده‬ ‫بود؛ سـعى ميكردند به عنـوان يك ارزش منفـى يا ضـد ارزش‪ ،‬از ايـن چيزها ياد كننـد؛ مقاله مينوشـتند‪ ،‬حـرف ميزدند‪،‬‬ ‫گفته ميشـد‪ .‬امروز خوشـبختانه اينجور نيسـت‪ ،‬درسـت بعكس اسـت؛ گرايش عمومى مردم و مسئوالن كشـور به حركت‬ ‫انقالبـى‪ ،‬جهتگيـرى انقالبـى‪ ،‬ارزشـهاى انقالبـى و مبانـى انقلاب اسـت‪ .‬ايـن را توجه داشـته باشـيد كـه يكـى از عوامل‬ ‫گرايش مردم بـه دولت‪ ،‬همينهاسـت؛ يعنى مـردم به اين ارزشـها اهميـت ميدهند‪ .‬مسـئله‌‌ى دعوت به عدالت‪ ،‬مسـئله‌‌ى‬ ‫ساده‌‌زيسـتى‪ ،‬دور بـودن مسـئوالن از تجمل؛ اينهـا خيلى چيزهـاى مهمى اسـت‪9۱/6/2 .‬‬

‫گفتمان عمومـى دولت اينهاسـت؛ به طـور خالصـه‪ :‬زنده‌كردن و بازسـازى برخـى خصوصيـات جوهرى انقلاب و منطق‬ ‫امام؛ و مقابلـه‌ى با كسـانى كه ميخواسـتند ايـن ارزشـها و اين مفاهيم اساسـى را منسـوخ كننـد‪ ،‬يا از بيـن ببرند‪ ،‬يـا ادعا‬ ‫ميكردند كه منسـوخ شـده و از بيـن رفته؛ اين چيز باارزشـى اسـت‪ .‬ايـن خصوصيـت دوم و امتياز دومى اسـت كـه در اين‬ ‫دولت هسـت‪8۷/6/2 .‬‬

‫َّ‬ ‫الحمـدلل به مبانى انقلاب پايبنديد و به اينكه شـعارهاى انقلاب را قبول داريـد و ميخواهيد‬ ‫اين را شـما افتخار بدانيد كه‬ ‫اجـراء كنيد‪ ،‬افتخـار ميكنيد؛ ايـن توفيق بزرگى اسـت‪ .‬يكـى از مهمتريـن خصوصيات اين دولت اين اسـت كه شـعارهاى‬ ‫خودش را شـعارهاى انقلاب قـرار داده و به ايـن‪ ،‬احسـاس سـربلندى و افتخار ميكنـد‪ .‬مردم هم بـه خاطر همين به شـما‬ ‫اقبـال كردنـد؛ اين هـم معلوم باشـد‪ .‬مـردم بـه ايـن شـعارها دلبسـته‌اند‪ ،‬عالقه‌مندنـد‪ .‬شـعار عدالت‌طلبـى‪ ،‬بـراى مردم‬ ‫جذاب اسـت؛ شـعار اجتناب از اشـرافيگرى‪ ،‬بـراى مردم شـعار مطلـوب و شـعار جذابى اسـت؛ يا شـعار خدمت‌رسـانى به‬

‫‪38‬‬


‫نقاطقوتدولتنهمودهم‬

‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫مردم‪ ،‬يـا شـعار استكبارسـتيزى‪ ،‬يا شـعار ساده‌زيسـتى‪ ،‬يـا شـعار كار و تلاش و خدمت بـه مـردم؛ اينها چيزهائى اسـت‬ ‫كه مردم دوسـت ميدارنـد و اينهـا را ميخواهند‪ .‬يـك جامعـه و يك كشـور و يك ملت بيـدار از مسـئولينش ايـن چيزها را‬ ‫مطالبـه ميكنـد‪ :‬مطالبه‌ى عدالـت‪ ،‬مطالبـه‌ى انصـاف‪ ،‬مطالبه‌ى خدمـت‪ ،‬مطالبـه‌ى ارتباط صميمـى با مـردم‪ ،‬مطالبه‌ى‬ ‫َّ‬ ‫بحمدالل‬ ‫دين‪ ،‬پايبندى به ارزشـهاى دينـى‪ ،‬پايبندى به شـرع‪ .‬اين چيزها را مـردم ميخواهند و دوسـت ميدارند‪ .‬شـما هم‬ ‫اين شـعارها را داده‌ايد‪ ،‬مـردم هم قبـول و اقبال كرده‌انـد؛ ايـن را مغتنم بشـماريد‪8۹/6/8 .‬‬

‫فرصـت اين روز و روزگارى كه شـما بر سـر كار هسـتيد‪ ،‬بسـيار فرصـت اسـتثنايى و مغتنمى اسـت؛ حقيقتـاً از دوره‌هايى‬

‫اسـت كه مـا نظيـر آن را در گذشـته‌ى دوران انقالب تـا امروز كـم داشـته‌ايم‪ .‬اوالً‪ ،‬شـعارهاى دولـت و مسـئوالن و اهداف‬

‫تعيين‌شـده‌ى آنان كام ً‬ ‫ال بـا مبانى انقلاب و با مبانى اعالم‌شـده‌ى امـام عزيز ما منطبق اسـت‪ .‬ثانيـاً‪ ،‬اين گفتمـان در بين‬

‫اصلـى گرايش‬ ‫مردم به طـور محسوسـى زنده اسـت و وجـود دارد؛ كه وجـود اين گفتمـان ميان مـردم هم‪ ،‬عامـل عمده و‬ ‫ِ‬

‫آنهـا به ايـن دولت و ايـن رئيس‌جمهـور محتـرم بود‪ .‬مـردم‪ ،‬تشـنه‌ى عدالت‪ ،‬تشـنه‌ى مبارزه با فسـاد و تشـنه‌ى تمسـك‬ ‫به اصـول انقالب بودنـد‪ ،‬كه وقتـى ديدند يـك نفر صادقانه اين شـعارها را سـر دسـت گرفته و مطـرح ميكند‪ ،‬حـول محور‬ ‫او جمع شـدند؛ خود ايـن نعمت بزرگى اسـت كـه اين تفكـر به صورت يـك گفتمان مسـلط در جامعـه درآمـد و همچنان‬ ‫َّ‬ ‫بحمـدالل تقويت هم شـده اسـت‪ .‬طبيعت كار هم اين اسـت‪ ،‬هر چه شـما‬ ‫ادامـه دارد و بعـد از روى كار آمـدن اين دولـت‪،‬‬ ‫بهتر‪ ،‬بيشـتر‪ ،‬صميمى‌تـر و پايبندتـر به اصـول حركت كنيـد و پيـش برويد‪ ،‬عمـق اين ايمـان در دلهـاى مردم ما بيشـتر‬

‫خواهد شـد و تغييـر آن بـه وسـيله‌ى دسـتهاى بيگانه‪ ،‬بـراى آنهـا دشـوارتر خواهـد شـد‪ .‬بنابراين فرصـت‪ ،‬واقعـاً فرصت‬ ‫مهمى اسـت‪8۵/6/6 .‬‬

‫‪ .۲‬طرح شعار دولت اسالمی‬

‫يك نكته در باب دولت اسالمى عرض كنيم‪ .‬يكى از شعارهاى خوبى كه آقاى رئيس‌جمهور‪ ،‬هم در دوره‌ى انتخابات‪ ،‬هم بعد از آن‬ ‫تكرار كردند‪ ،‬مسأله‌ى دولت اسالمى است‪ ... .‬بعضى‌ها مى‌گويند شما بعد از ‪ ۲۷‬سال مى‌خواهيد دولت اسالمى تشكيل دهيد؟‬ ‫نه‪ ،‬تالش و اقدام براى تشكيل دولت اسالمى از روز اول شروع شد؛ منتها افت و خيز داشته؛ پيشرفت و عقبگرد داشته؛ در جاهايى‬ ‫موفق بوديم‪ ،‬در برهه‌اى موفق نبوديم‪ .‬بعضى از ماها وسط راه پايمان لغزيد؛ بعضى از ماها در اصل هدف مردد شديم؛ بعضى از ماها‬ ‫نتوانستيم خود را نگه داريم؛ دلبسته‌ى به رفتارهاى طاغوتى شديم‪ ...‬اگر دولتى مى‌آيد و مى‌گويد هدفم اين است كه اين را تحقق‬ ‫ببخشم‪ ،‬خيلى چيز مبارك و خوبى است‪ ...‬معناى شعار دولت اسالمى اين است كه ما مى‌خواهيم اعمال فردى‪ ،‬رفتار با مردم‪ ،‬رفتار‬ ‫بين خودمان‪ ،‬و رفتار با نظامهاى بين‌المللى و نظام سلطه‌ى امروز جهانى را به معيارها و ضوابط اسالمى نزديكتر كنيم‪ .‬اين شعار‪،‬‬ ‫َّ‬ ‫‌شاءالل به اين شعار پايبند بمانيد و اين تالش را جدى‌تر‪ ،‬بى‌آسيب‌تر و واقعى‌تر كنيد؛ چون گامى بلند خواهد‬ ‫بسيار باارزش است؛ ان‬ ‫بود در راه رسيدن به آن هدفها؛ و همان‌طور كه عرض كردم‪ ،‬رسيدن به آن هدفها مردان خودش را مى‌خواهد‪8۴/6/8 .‬‬

‫‪39‬‬


‫نقاطقوتدولتنهمودهم‬

‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫‪ .۳‬طرح شعار عدالت‌محوری‬

‫يكى از شـعارهاى ايـن دولت‪ ،‬عدالـت اسـت‪ .‬عدالت يقينـاً محور انقلاب بود؛ در اين شـكى نيسـت‪ .‬هيـچ دولتى هـم از اول‬

‫نيامده صريحـاً بگويد مـن نمى‌خواهم طبـق عدالـت رفتار كنـم؛ ليكن من بايـد از آقـاى احمدى‌نژاد تشـكر كنم كه ايشـان‬ ‫كار جديـدى كردنـد؛ عدالت محـورى را به عنوان يك شـعار گذاشـتند وسـط؛ ايـن كار خيلـى بزرگى بـود‪ .‬وقتى كه ايشـان‬ ‫تبليغـات انتخاباتـى مى‌كردنـد‪ ،‬بـه افـراد خانـواده‌ى خـودم مى‌گفتم اگـر آقـاى احمدى‌نـژاد رأى هم نيـاورد‪ ،‬ايـن خدمت‬ ‫سـپردن اين شـعار بشـود يك سـنت‪.‬‬ ‫بزرگ را به انقالب كرد كه شـعار عدالت محورى را مطرح كرد؛ نگذاشـت به فراموشـى‬ ‫ِ‬

‫اين شـعار مطرح شـد و ذهن‌هـا را به خـودش متوجه كـرد‪ .‬خوشـبختانه مـردم هم فهميدند‪ ،‬خواسـتند‪ ،‬دوسـت داشـتند و‬ ‫بـودن اين دولت حـرف بزرگى اسـت؛ طرح اين شـعار به عنوان‬ ‫رأى دادنـد‪ .‬ايـن كار‪ ،‬كار مهمى اسـت‪ .‬بنابرايـن عدالت‌محور‬ ‫ِ‬

‫محور حركـت دولت‪ ،‬يـك كار جديد اسـت؛ خودش يـك تحول اسـت؛ به ايـن پايبند باشـيد‪8۴/6/8 .‬‬

‫اصـل يك‬ ‫رئيـس جمهـور محترم مـا امروز سـخنان خوبـى بيـان كردنـد‪ .‬تكيـه‌ى بـر عدالـت‪ ،‬اساسـى‌ترين و محورى‌ترين‬ ‫ِ‬ ‫حركت الهى اسـت؛ ادامـه‌ى كار همه‌ى انبيـا و مصلحان بـزرگ تاريخ اسـت‪ .‬البته عدالت دشـمنانى دارد‪ .‬همه‌ى كسـانى كه‬ ‫نانشـان در بى‌عدالتـى اسـت‪ ،‬بـا عدالـت دشـمن‌اند‪ .‬همه‌ى كسـانى كه بـا قلـدرى و زورگويـى ‪ -‬چـه در صحنه‌ى ملـى‪ ،‬چه‬ ‫در صحنـه‌ى بين‌المللى ‪ -‬تغذيه مى‌شـوند‪ ،‬بـا عدالـت مخالفند‪ .‬عدالت‪ ،‬شـعار اصلـى و هدف بـزرگ انقالب اسلامى و نظام‬ ‫جمهورى اسلامى بوده و هسـت‪8۴/5/۱۲ .‬‬

‫‪ .۴‬دیپلماسی همراه با روحیه انقالبی‬

‫مسئله‌‌ى ديپلماسى انقالب هم بشدت مهم است‪ ،‬كه اين هم مجال نيست درباره‌‌اش مطلب مفصلى عرض كنيم‪ .‬به نظر من‬ ‫در زمينه‌‌ى ديپلماسى‪ ،‬فعاليتهاى خوبى دارد انجام ميگيرد‪ .‬ديپلماسى ما بايد با روحيه‌‌ى انقالب همراه باشد ‪ -‬يعنى اسالم‬ ‫انقالبى ‪ -‬اين است كه به ما بُرش ميدهد‪ .‬امروز ملتهاى منطقه از جمهورى اسالمى خوششان مى‌‌آيد‪ ،‬به خاطر موضع مستقل‬ ‫اسالمى شجاعانه‌‌اش؛ اين بايد محفوظ باشد‪ .‬در جاهاى مختلف دنيا‪ ،‬مردم از مسئوالن جمهورى اسالمى كه اين شجاعت را‪ ،‬اين‬ ‫ِ‬

‫استقالل را‪ ،‬اين نترسى را بيشتر بروز ميدهند‪ ،‬بيشتر خوششان مى‌‌آيد‪ .‬خب‪ ،‬اين نشانه‌‌ى اين است كه راه اين است‪ .‬ديپلماسى‬ ‫ما بايد در اين جهت باشد؛ كه خب‪ ،‬خوشبختانه دوستان زحمتهاى زيادى ميكشند‪9۱/6/2 .‬‬ ‫امروز در عرصه‌ى بين‌المللى ديگر اين‌طور نيست كه مسئوالن كشور ما مجبور باشند دنبال حرف سياستمداران و سياست‌سازان‬ ‫بين‌المللى بدوند؛ نه‪ ،‬ابتكار عمل در دست مسئوالن ماست‪ .‬اعتمادبه‌نفس و ايمان و اتكاء به خدا در مسئوالن كشور‪ ،‬يك چنين‬ ‫َّ‬ ‫بحمدالل اين‌طور است‪ .‬رئيس جمهور‪ ،‬اهل كار‪ ،‬اهل ابتكار‪ ،‬اهل خدمت‪ ،‬اهل عمل‪ ،‬وارد ميدان و خسته نشو‬ ‫اثرى دارد و امروز‬ ‫است؛ اين‪ ،‬افقها را روشن مى‌كند‪ .‬امروز نظام سياسى ما اين‌طورى است؛ نظام باثبات‪ ،‬مردم مؤمن‪ ،‬جوانان عالقه‌مند‪ ،‬پُرتحرك‬ ‫و پُرشور‪ ،‬و مسئوالن دلسوز و عالقه‌مند‪ ،‬شجاع و داراى ابتكار عمل‪8۵/8/۲۱ .‬‬

‫‪40‬‬


‫نقاطقوتدولتنهمودهم‬

‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫‪ .۵‬اعاده عزت ملى و ترك انفعال در مقابل سلطه‬

‫مسـئله‌ى اعاده‌ى عزت ملى و ترك انفعال در مقابل سـلطه و تجاوز و زياده‌طلبى سياسـتهاى ديگران و ترك شـرمندگى‬ ‫در مقابـل غـرب و غربزدگـى را هم انسـان در ايـن دولت احسـاس مى‌كنـد؛ عزت ملـى و اسـتقالل حقيقـى و معنوى از‬ ‫ً‬ ‫مثلا در زمينه‌هـاى اقتصادى‬ ‫اينجـا حاصل ميشـود‪ .‬اسـتقالل به اين نيسـت كه انسـان شـعار اسـتقالل بدهد يا حتـى‬ ‫هم بـه يك رشـد بااليى دسـت پيدا كنـد؛ نه‪ ،‬اسـتقالل اين اسـت كـه يك ملـت به هويـت خود و بـه عزت خـود معتقد‬ ‫و بـراى او اهميت قائل باشـد‪ ،‬براى حفـظ او تلاش و كار كند و در مقابـل متعرضين و مسـتهزئين‪ ،‬شـرمنده‌ى اظهارات‬ ‫و جايـگاه خود نباشـد‪.‬‬ ‫ما متأسـفانه در برخى از اوقات گذشـته‪ ،‬ميديديم كه بعضى از كسـانى كـه مرتبط با مسـئولين بودند يا حتى خودشـان‬ ‫مسـئول يك بخشـى بودند‪ ،‬كأن ّه از گفتمان انقالب در مقابل ديگران شـرمنده‌اند و خجالت ميكشـند كـه حقايق انقالب‬ ‫را بر زبـان جارى كننـد يا آنهـا را پيگيـرى كننـد يا بـه آنها اهميـت بدهنـد! اين براى يـك جامعـه خيلى بلاى بزرگى‬ ‫است؛ اين را شـما نداريد‪8۷/6/ 2 .‬‬

‫ايـن دولـت در برابـر زياده‌خواهيهـاى اسـتكبار‪ ،‬دچـار انفعال نشـد؛ ايـن به‌نظر مـن خيلـى مهم اسـت كـه در تعامل با‬ ‫دنيا‪ ،‬انسـان جاى خـودش را بدانـد‪ ،‬خواسـت خـودش را بداند‪ ،‬نيـرو و قـدرت خـودش را بداند و بدانـد كه بايـد چه‌كار‬ ‫كند‪ .‬امـروز دنيا يـك ميـدان بـى دردسـر آرا ِم بى‌رقيبى نيسـت كه انسـان بگويـد‪ :‬خب‪ ،‬مـا هم منافعـى داريـم‪ ،‬دنبال‬ ‫منافعمـان آرام آرام راه مى‌افتيـم و مى‌رويم! نـه‪ ،‬دنيا اين‌طور نيسـت‪ .‬البته هميشـه همينجور بـوده؛ امروز بـا ارتباطات‬

‫نزديكى كه بين افراد بشـر هسـت‪ ،‬اين تشـديد شـده‪ .‬دنيا جاى تعـارض‪ ،‬جاى كارشـكنى و جاى تعرض زورمندهاسـت‬ ‫به كسـانى كه زور ندارنـد يا كـم زور دارنـد؛ به معنـاى واقعى‪ ،‬يـك قانـون جنـگل در فضاى سياسـى دنيا حاكم اسـت‪.‬‬ ‫ايـن كارهايى كـه االن دولتهـاى مسـتكبر و در رأسشـان امريكا انجـام مى‌دهنـد‪ ،‬منطق عقالئـى و عقالنى و سياسـى و‬ ‫بين‌الملل‌پسـند دنبالش نيسـت؛ منطـق زور دنبالش اسـت‪ .‬مى‌گويـد‪ :‬چـون مى‌توانيم‪ ،‬پـس مى‌كنيم! منطـق‪ ،‬منطق‬ ‫زور اسـت‪ .‬در يك چنين دنيايى اگر انسـان تسـليم شـد و از خـودش وادادگى نشـان داد و بر سـر مواضعش ايسـتادگى‬ ‫نكـرد و از توان خـودش در مقابلـه و مواجهـه اسـتفاده نكرد‪ ،‬قطعـاً ضـرر خواهد ديـد‪ .‬در چنيـن دنيايى كسـى رحم به‬

‫كسـى نمى‌كند! ايـن ايسـتادگى در مقابـل زياده‌خواهى اسـتكبار و احسـاس عزتى كـه در اين ميـدان مى‌شـود‪ ،‬به‌نظر‬ ‫َّ‬ ‫بحمدالل هسـت‪8۶/6/4 .‬‬ ‫من يكـى از خصوصيـات اين دولت اسـت‪ .‬اينهـا خصوصياتى اسـت كـه‬ ‫از لحاظ انعـكاس بين‌المللى‪ ،‬كشـور از يك عزت كم‌سـابقه يا بى‌سـابقه‌اى برخوردار اسـت؛ ابهت نظام اسلامى‪ ،‬عظمت‬ ‫ملت ايران‪ ،‬رسـايى و شـفافيت اغراض و اهـداف جمهورى اسلامى در دنياى اسلام‪ ،‬بيش از هميشـه اسـت؛ و ّحتى در‬

‫دنياى غيـر مسـلمان‪ ،‬امروز عـزت و ابهت ملت ما بسـيار برجسـته اسـت و ايـن را همـه تصديق ميكننـد و از نشـانه‌ها و‬ ‫عكس‌العملهـاى خارجى‌اش هـم اين را مى‌فهميـم‪ .‬به هر حـال‪ ،‬فرصت بسـيار مهمى اسـت‪8۵/6/6 .‬‬

‫‪41‬‬


‫نقاطقوتدولتنهمودهم‬

‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫‪ .۶‬ارتقاء جايگاه كشور در عرصه‌ سياست خارجى‬

‫در زمينـه‌‌ى ارتقـاء جايـگاه كشـور در عرصـه‌‌ى سياسـت خارجـى و مسـائل بين‌‌المللى هـم همين جور اسـت‪ .‬امـروز در‬ ‫عرصه‌‌ى سياسـت خارجـى‪ ،‬ثقـل و وزنه‌‌ى كشـور با چند سـال قبـل تفـاوت دارد؛ مـا در مسـائل‪ ،‬تأثيرگذاريـم؛ اينها مهم‬ ‫اسـت‪ .‬در حوادثى هم كه پيش آمـده‪ ،‬ما تأثيرگـذار بوده‌‌ايم ‪ -‬كـه آن‪ ،‬داسـتان جداگانـه‌‌اى دارد ‪ -‬به نظر مـا آن هم خيلى‬ ‫مهم اسـت‪9۱/6/2 .‬‬

‫‪ .۷‬دفاع از حقوق هسته‌ای ملت ایران در برابر زورگویی غرب‬

‫يكى از مظاهـر دفاع از عزت هم همين مسـئله‌ى انرژى هسـته‌اى اسـت‪ .‬مسـئله‌ى انرژى هسـته‌اى‪ ،‬بـراى ما فقـط اين نبود‬ ‫كه ما ميخواسـتيم يـك فناورى داشـته باشـيم‪ ،‬ديگـران ميخواسـتند ما نداشـته باشـيم؛ ايـن فقط بخشـى از قضيه اسـت‪.‬‬ ‫بخش ديگـر قضيه اين بود كـه قدرتهاى گوناگون‪ ،‬پُـررو‪ ،‬متجاوز‪ ،‬زورگـو و دنباله‌ها و اقمـار بى‌ارزش آنها‪ ،‬ميخواسـتند حرف‬

‫ِ‬ ‫دولت شـما و شـخص رئيس‌جمهـور‪ ،‬در مقابل اين‬ ‫خودشـان را در اين زمينـه بر ملت ايـران تحميل كنند‪ .‬خـب‪ ،‬ملت ايران‪،‬‬ ‫زورگويى و ايـن تحميل و ايـن افزون‌طلبى ايسـتاديد؛ خـداى متعال هـم كمك كرد؛ پيـش رفتيـد‪ .‬اينها آن بخشـها و اجزاء‬

‫گفتمان عمومـى اين دولت اسـت كه براى مـن اهميـت دارد‪8۷/6/2 .‬‬

‫‪ .۸‬راه‌اندازی به موقع پروژه غنی‌سازی اورانیوم ‪ ۲۰‬درصد‬

‫مـا در برنامه‌ریزی‌هـا همیشـه باید جلوتـر از دشـمن حركت كنیـم‪ .‬در مقابـل فعالیت دشـمن‪ ،‬كشـور نباید در حـال انفعال‬

‫به سـر ببرد‪ .‬هوشـمندانه بايد نقشـه‌ی دشـمن را حدس زد و تشـخيص داد و جلوتر از دشـمن عمل كرد‪ .‬ما در يـك مواردی‬ ‫اينجوری عمـل كرديـم‪ ،‬موفقيتـش را ديديم؛ يك نمونه‪ ،‬همين مسـئله‌ی تأمين سـوخت بيسـت درصـ ِد مورد نيـاز نيروگاه‬ ‫مهم مـورد نياز كشـور در آنجا توليد ميشـود‪ .‬اين نيـروگاه كوچك احتياج داشـت‬ ‫تحقيقاتی تهران اسـت كـه راديو‌داروهای ِ‬

‫به سـوخت بيسـت درصد‪ ،‬كه ما بيسـت درصـد را توليـد نميكرديم و هميشـه ايـن را از خـارج تهيـه ميكرديم‪ .‬دشـمنان ما‬ ‫فكر كردند كـه از اين فرصت اسـتفاده كننـد‪ ،‬اين نيـاز ملی را گـرو بگيرند‪ ،‬بـرای اينكـه جمهـوری اسلامی را وادار كنند به‬ ‫قبول تحميلهـا و تحكمهای خودشـان؛ خواسـته‌های خودشـان را به اين وسـيله تحميـل كنند‪ .‬جوانـان ما‪ ،‬دانشـمندان ما‪،‬‬ ‫قبل از آنكه كار به نقطه‌ی فشـار و حسـاس برسـد‪ ،‬توانسـتند سـوخت غنی شـده‌ی بيسـت درصد را تهيه كنند و آن سوخت‬ ‫را تبديل كننـد به صفحـه‌ی مـورد نيـازی كـه در آن نيـروگاه الزم بـود تهيه شـود‪ .‬مخالفين مـا حدس هـم نميزدنـد كه ما‬ ‫بتوانيـم ايـن كار را انجـام دهيم؛ امـا مسـئولين كشـور بوقت متوجـه اين نيـاز شـدند‪ ،‬دسـت‌به‌كار شـدند؛ اسـتعداد ايرانی‬ ‫شـكوفا شـد‪ ،‬بُروز كرد و اين كار را با موفقيـت انجام داديم‪ .‬آنهـا در حالی كه انتظار داشـتند جمهوری اسلامی ملتمسـانه از‬

‫آنها سـوخت بيسـت‌درصد را درخواسـت كند‪ ،‬جمهوری اسلامی اعالم كـرد كه مـا سـوخت بيسـت‌در‌صد را در داخل تهيه‬

‫‪42‬‬


‫نقاطقوتدولتنهمودهم‬

‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫كرديـم و احتياجی به شـما نداريم‪ .‬اگـر دانشـمندان ما‪ ،‬مـردان علمی مـا‪ ،‬جوانان مـا ايـن كار را نميكردنـد‪ ،‬ما امـروز بايد با‬ ‫اصرار‪ ،‬با التماس‪ ،‬با هزينه‌ی زياد‪ ،‬در مقابل كسـانی كه دوسـت ما نيسـتند‪ ،‬ميرفتيم؛ يا سـوخت بيسـت‌درصد را درخواسـت‬ ‫ميكرديـم‪ ،‬يـا راديوداروها و محصـول را درخواسـت ميكرديم‪ .‬مسـئولين كشـور پيش‌بينی كردنـد‪ ،‬بوقت فهميدنـد؛ آنچه را‬ ‫كه بايد انجـام دهند‪ ،‬انجـام دادند؛ لـذا پيروز شـديم‪9۲/1/1 .‬‬

‫ِ‬ ‫پايبندى بى‌اغماض به اصول در کارها‬ ‫‪.۹‬‬

‫خوشـبختانه شـماها با اعتقاد‪ ،‬با ايمان و با ايسـتادگى توانسـتيد كارها را پيش ببريد؛ مشـكالت را از پيش پاى كشـور و نظام‬ ‫برداريـد و در بخشـهاى مختلفى كه ما مشـاهده كرديم‪ ،‬از گذرگاه‌هاى سـخت و آن پيچهاى دشـوار به شـكل مناسـبى عبور‬

‫كنيـد‪ .‬به نظر مـا ايـن خيلـى ارزش دارد و حاكـى از توجه الهـى و لطف الهى اسـت‪ .‬بخشـى از ايـن كارهائى كه آقـاى رئيس‬ ‫جمهور در گزارش مشـروح و مبسـوط خودشـان ذكر كردند‪ ،‬كارهائى اسـت كـه در همين برهه ‪ -‬سـال ‪ - ۸۸‬انجـام گرفته و‬ ‫َّ‬ ‫الحمـدلل توفيقـات خوبى به دسـت آمده‪.‬‬ ‫با همـه‌ى مشـكالت و گرفتارى‌ها‬ ‫خوب‪ ،‬اين هـم در واقع نوعى نمـودار و نمـادى از همان جهتگيرى‌هائى اسـت كـه از آن دو شـهيد ذكر كرديم؛ يعنى شـهيد‬

‫رجائـى و شـهيد باهنر‪ .‬حقـاً شـهيد رجائى و شـهيد باهنـر هم هميـن جـور بودنـد؛ مظهـر كار و تلاش مؤمنانـه و پايبندىِ‬

‫بى‌اغماض به اصـول‪ .‬آنها در هر نقشـى كه حضـور داشـتند‪ ،‬همين پايبنـدىِ بدون اغمـاض به مبانـى و ارزشـها را در جريان‬ ‫كار كشـور اعمال و اجراء كردنـد‪8۹/6/8 .‬‬

‫‪ .۱۰‬با مردم و از ميان مردم بودن‬

‫امتياز ديگـر هم روحيه‌ى مردمـى و خاكى اين دولت اسـت؛ اين هـم خيلى باارزش اسـت؛ اين را قـدر بدانيد‪ .‬شـما امتيازتان‬ ‫به تشـخص ظاهـرى و شـكل و قيافـه نيسـت؛ امتيازتـان به همين اسـت كـه خودتـان را با مـردم هم‌سـطح كنيد‪ ،‬به شـكل‬ ‫مـردم و در ميان مردم باشـيد‪ ،‬با مـردم تمـاس بگيريد‪ ،‬با آنهـا انس پيـدا كنيد‪ ،‬از آنها بشـنويد‪ .‬ايـن امتياز بزرگى اسـت و در‬ ‫شـما هسـت؛ آن را حفظ كنيد و نگه داريـد‪8۷/6/2 .‬‬

‫‪ .۱۱‬مواجه شدن با واقعيت‌هاى زندگى مردم در سفرهای استانی‬

‫اين دولت انصافـاً دولت پـركار و در بعضـى از خصوصيات نمونه اسـت‪ .‬اينكه بـه همه‌ى شـهرها ميروند‪ ،‬اين خيلـى براى من‬ ‫مهم اسـت؛ خيلى براى مـن جالب اسـت‪ .‬رئيس جمهـور‪ ،‬وزير و مديران ارشـد اجرائى كشـور به شـهرهاى مختلـف ميروند‪.‬‬ ‫ايـن رفتن به شـهرها خيلـى تأثيـر دارد‪ .‬بعضى ميگوينـد آقا ما گزارشـها را كـه ميخوانيـم؛ نه‪ ،‬گـزارش خواندن فـرق ميكند‬ ‫با رفتن‪ .‬شـايد بيـش از اغلب مديرهـا براى من گـزارش مى‌آيـد‪ .‬وقتى انسـان ميرود به يك شـهرى‪ ،‬ميـرود به يك اسـتانى‪،‬‬

‫‪43‬‬


‫نقاطقوتدولتنهمودهم‬

‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫مى‌نشـيند با يـك مردمى‪ ،‬مى‌نشـيند با يـك مجموعـه‌ى جوانـى‪ ،‬مى‌بيند گزارشـها بـا آنچه كـه واقعيـت اسـت‪ ،‬تفاوتهائى‬ ‫دارد‪ .‬انسـان آنچه كـه مى‌بينـد و ميشـنود‪ ،‬از گزارش خيلـى باارزش‌تر اسـت‪ .‬ايـن كار را امـروز دولـت دارد ميكنـد‪ .‬به همه‬ ‫جاى كشـور سـفر ميكنند‪8۶/۱۰/ ۱۳ .‬‬ ‫در رسـاندن خدمت بـه افراد محـروم جامعـه و عدالت‪ ،‬بـه اعتقا دمن اين مسـئله‌ى سـفرهاى اسـتانى خيلى مهم اسـت‪ .‬اين‬ ‫كارى كه آقايـان بـر دوش گرفتيـد و راه افتاديد و رفتيـد و همه‌جاى كشـور را زير پا گذاشـتيد و با مـردم تمـاس گرفتيد و از‬ ‫نزديـك درد دلهاى مـردم را ‪ -‬كـه از زبـان مسؤولينشـان‪ ،‬ائمه‌ى جمعه‌شـان و افراد شاخصشـان گفته مى‌شـود ‪ -‬شـنيديد‪،‬‬ ‫خيلى به‌نظر مـن خوب اسـت‪ .‬بنده خـودم سالهاسـت در مسـائل اجرائى و غيـر اجرائى اين كشـور هسـتم؛ اما وقتـى به يك‬ ‫منطقـه‌اى مسـافرت مى‌كنـم و برمى‌گـردم‪ ،‬معلومات من نسـبت بـه آن منطقـه چند برابـر معلوماتى مى‌شـود كه انسـان از‬ ‫روى كاغذ و در گزارشـها و به‌طـور كلى مى‌بيند‪ .‬رفتن به سـفر و مواجه شـدن با واقعيتهـاى زندگى مردم‪ ،‬خيلـى چيز مهمى‬ ‫اسـت‪ .‬چطور ممكن اسـت كسـى اين را انكار كند يـا دربـاره‌اش ترديد كند يـا در فائده و سـود او تشـكيك كنـد؟ اين خيلى‬ ‫كار مهمى اسـت‪ .‬ايـن كار را شـماها داريد انجـام مى‌دهيد‪ .‬البتـه زحمت هـم دارد؛ زحمتش را هـم قبول مى‌كنيـد‪8۶/6/4 .‬‬

‫خود مسـئوالن بخشـها و اسـتانها هم از اين كارها بكننـد؛ آنها هم بروند‪ .‬اسـتاندارها با شهرسـتانها و با مسـئوالن بخشـهاى‬ ‫مختلف و با مـردم ارتباط و تماسشـان را حفظ كننـد و ادامه بدهنـد‪8۶/4/9 .‬‬

‫‪ .۱۲‬ساده‌زيستى آقای رئیس جمهور‬

‫ساده‌زيسـتى ‪ -‬بخصوص در خود آقاى رئيس‌جمهور ‪ -‬خوب و برجسـته اسـت و چيز باارزشـى است؛ در مسـئولين هم ‪ -‬كما‬ ‫َّ‬ ‫بحمدالل هسـت‪ .‬ساده‌زيسـتى چيز بسـيار باارزشـى اسـت‪ .‬مـا اگـر بخواهيم‬ ‫بيش؛ يك جايـى كمتـر‪ ،‬يك جايـى بيشـتر ‪-‬‬ ‫تجمل و اشـرافيگرى و اسـراف و زياده‌روى را ‪ -‬كه واقعـاً بالى بزرگى اسـت ‪ -‬از جامعه‌مان ريشـه‌كن كنيم‪ ،‬با حـرف و گفتن‬

‫نميشـود؛ كه از يك طرف بگوئيـم و از طرف ديگر مـردم نگاه كننـد و ببينند عملمان جور ديگر اسـت! بايد عمـل كنيم‪ .‬عمل‬ ‫ما بايسـتى مؤيـد و دليل و شـاهد بر حرفهـاى ما باشـد تا اينكـه اثر بكنـد‪ .‬ايـن خوشـبختانه هسـت‪ .‬فاصله‌تان را بـا طبقات‬ ‫ضعيف كـم كرده‌ايد و كم نگـه داريد و هـر چه كه ممكـن اسـت آن را كمتر كنيـد‪8۷/6/2 .‬‬

‫‪ .۱۳‬توقف روند غرب‌باورى و غرب‌زدگى دولت‌های قبلی‬

‫رونـد غرب‌بـاورى و غرب‌زدگـى را كه متأسـفانه داشـت در بدنـه‌ى مجموعه‌هـاى دولتى نفـوذ ميكـرد‪ ،‬متوقف كرديـد؛ اين‬

‫چيز مهمى اسـت‪ .‬حـاال يـك عـده‌اى در جامعه‪ ،‬ممكن اسـت بـه هـر دليلى شـيفته‌ى يـك تمدنى يا يك كشـورى باشـند؛‬ ‫اما ايـن وقتى بـه بدنـه‌ى مديـران انقلاب و مجموعه‌هـاى انقالب نفـوذ ميكنـد‪ ،‬چيز خيلـى خطرناكى مى‌شـود‪ .‬ايـن ديده‬ ‫ميشـد؛ خب‪ ،‬جلويـش گرفته شـد‪8۷/6/2.‬‬

‫‪44‬‬


‫نقاطقوتدولتنهمودهم‬

‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫‪ .۱۴‬جلوگيري از گرايش‌هاى سكوالريستى در دولت‬

‫گرايش‌هاى سكوالريسـتى ‪ -‬كه متأسـفانه باز داشـت در بدنـه‌ى مجموعه‌ى مديران كشـور نفـوذ مى‌كـرد ‪ -‬جلويش گرفته‬ ‫شـد‪ .‬نظام انقالبـى‪ ،‬بر مبنـاى دين و بـر مبناى اسلام و بر مبنـاى قرآن شـكل گرفته و بـه همين دليـل از حمايـت ميليونى‬ ‫اين ملت برخوردار شـده و جانهايشـان را كف دستشـان گرفته‌اند و جوانهايشـان را به ميدانهـاى خطر فرسـتاده‌اند؛ آن وقت‬ ‫مسـئوالن يك چنين نظامى دم از مفاهيم سكوالريسـتى بزنند؟! «يكى بر سـر شـاخ و بن ميبريد»؛ يعنى خودشـان بنشينند‬ ‫َّ‬ ‫الحمـدلل اينها جلويش گرفته شـد‪8۷/6/2 .‬‬ ‫بـن اين‌مبنا و قاعـده را كلنگ زدن! خيلـى چيز خطرناكى بـود‪ .‬خب‪،‬‬ ‫و بنا كنند ِ‬

‫‪ .۱۵‬تالش جمعي و فوق‌العاده در دولت‬

‫خوشبختانه امروز يك تالش جمعى وجود دارد‪ .‬اين فرصت هفته‌‌ى دولت‪ ،‬فرصت تشكر از اينها را هم به ما ميدهد‪.‬‬ ‫تالش دولـت در جهت ارتباط بـا مردم‪ ،‬تلاش فوق‌‌العاده‌‌ى كارى كه خوشـبختانه در دولت مشـاهده ميشـود؛ اينها چيزهاى‬ ‫ِ‬ ‫كيفيـت خوب و بـا عمل كردن بـه آنچه‬ ‫خوبى اسـت‪ .‬البته توجـه كنيد كـه اين تلاش فراوانى كـه داريد انجـام ميدهيـد‪ ،‬با‬

‫كه ميگوئيد‪ ،‬همراه باشـد؛ روى اين تكيه كنيـد‪9۱/6/ 2 .‬‬

‫‪ .۱۶‬استفاده از ظرفيت‌هاي بيرون دولت‬

‫كشـور ظرفيتهاى خوبـى دارد‪ ،‬توانهاى خوبـى دارد؛ هـم در درون دولـت ظرفيتهاى باالئى هسـت‪ ،‬هم در بيـرون دولت‪ .‬من‬ ‫مى‌‌بينم گاهى اوقات بعضى از مسـئولين بخشـها‪ ،‬از افـرادى كه خارج از تشـكيالت دولتند‪ ،‬كمـك فكرى ميگيرنـد؛ اين كار‬ ‫خوبى اسـت؛ اين را توسـعه بدهيد‪ ،‬از ايـن ظرفيت اسـتفاده كنيد‪ .‬افرادى هسـتند كـه دلسـوزانه و با عالقه و شـوق حاضرند‬ ‫در كنار دولت باشـند و با دولـت همكارى كننـد؛ از نيروهـاى اينها اسـتفاده شـود؛ اينها جـزو ظرفيتهاى كشـورند‪ .‬در درون‬ ‫دولت هـم خوشـبختانه ظرفيتها زياد اسـت‪9۱/6/2 .‬‬

‫‪ .۱۷‬اجراي گسترده كارهاي عمراني خصوص ًا در مناطق محروم‬

‫در طول اين چند سـال در كشـور كارهاى وسـيع عمرانى انجام گرفته؛ بخصوص در مناطق دوردسـت‪ ،‬در بخشهاى مختلف؛‬ ‫اينها واقعاً كارهاى مهمى اسـت؛ اين يـك رويكرد بسـيار مهمى در حركت دولت اسـت‪9۱/6/2 .‬‬

‫‪ .۱۸‬پيشرفت‌هاى وسيع در علم و فناورى‬

‫پيشـرفتهاى چشـمگيرى كه در زمينه‌‌ى علم و فنـاورى به وجود آمـده‪ .‬اين پيشـرفتهائى كـه در اين چند سـال در زمينه‌‌ى‬ ‫علم و فناورى صـورت گرفته‪ ،‬خيلـى قابل توجه اسـت‪9۱/6/2 .‬‬

‫‪45‬‬


‫نقاطقوتدولتنهمودهم‬

‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫باز از نقـاط مثبت‪ ،‬همين پيشـرفتهاى علمى اسـت كـه اين پيشـرفتها در بخشـهاى مختلـف وجـود دارد و اميدواريم خداى‬ ‫متعال به ايـن جوانان و مديران اليقى كه در اين بخشـها مشـغول فعاليتنـد‪ ،‬كمك كند تا اينهـا را به نتايج مطلوب خودشـان‬ ‫برسـانند و در مقابل چشـم مردم قرار بدهند و احسـاس عزت مردم را افزايش بدهنـد‪8۵/3/۲۹ .‬‬

‫‪ .۱۹‬پركارى‪ ،‬پشتكار و خستگي‌ناپذيري‬

‫يكى ديگر از نقاط مثبت‪ ،‬يك دولت تازه‌نفس و مصمم و پركار است اين‪ ،‬نقطه‌ى مثبتى است‪8۵/3/۲۹ .‬‬

‫پركارى اين دولت هم انصافاً چيز برجسـته‌اى اسـت؛ حتى بعضيهايى كـه مخالف هم هسـتند‪ ،‬اين را نمى‌تواننـد انكار كنند؛‬

‫يعنـى بى‌انصافيهـا هرچه هـم زيـاد باشـد‪ ،‬نمى‌تواند بـر اين حقيقـت غلبـه پيدا كند كـه دولت شـما انصافـاً دولـت پركارى‬ ‫اسـت و تالشـتان وكارتان و تحركتان خيلى زياد اسـت‪ .‬اين بسـيار جاى خرسـندى دارد‪.‬‬ ‫دولت نهم و دولت دهم شـناخته شـده به پركارى‪ ،‬پشـتكار و خسـته نشـدن؛ سـعى كنيد اين حالـت را‪ ،‬اين ُسـمعه‌‌ى خوب‬ ‫را تا آخريـن لحظات حفظ كنيـد؛ خدا هم ان‌‌شـاءاهلل كمكتـان خواهد كـرد‪9۱/6/2 .‬‬

‫«تالش بى‌وقفه بـراى اين خدمـات»‪ ،‬كه انصافـاً اين مـورد در اين دولت برجسـته اسـت‪ .‬اين تلاش بى‌وقفـه را حقيقتاً همه‬

‫شـاهدند و ما هم شـاهديم‪ .‬اين حركت پُرتالشـى كه همه‌ى دولت ‪ -‬بخصوص شـخص آقاى رئيس‌جمهور ‪ -‬نشـان ميدهند‪،‬‬

‫خيلى باارزش اسـت‪8۵/6/6 .‬‬

‫َّ‬ ‫بحمـدالل پرانرژى و خستگى‌‌‌‌‌‌نشـناس حقـاً؛ پابه‌‌‌‌‌‌پاى ايشـان دويدن هم خيلى سـخت اسـت‪.‬‬ ‫آقاى رئيس جمهـور ما هم كـه‬ ‫خـدا كمكتان كنـد بتوانيـد پابه‌‌‌‌‌‌پـاى ايشـان بدويـد و برسـيد بـه مقاصدتـان؛ واقعاً كار دشـوارى اسـت‪ .‬ايشـان خيلـى زياد‬ ‫َّ‬ ‫بحمـدالل پرانرژى هم هسـتند؛ خدا را شـكر‪ .‬بـه ظاهر ايشـان هم اين همـه نمى‌‌‌‌‌‌آيد‪.‬‬ ‫زحمت ميكشـند‪ ،‬زياد تلاش ميكنند‪،‬‬

‫َّ‬ ‫َّ‬ ‫‌‌‌‌‌‌شـاءالل بيشـتر كمـك كند‪ ،‬بيشـتر انرژى بدهد‪ ،‬بيشـتر تـوان بدهـد‪ .‬البته مـا مرتب دعـا ميكنيم؛ من‬ ‫الحمـدلل‪ .‬خداوند ان‬ ‫هيچ شـبانه‌‌‌‌‌‌روزى نيسـت كه به آقـاى رئيس جمهـور و بعضى ديگـر از مسـئولين دعا نكنـم‪8۸/6/۱۸ .‬‬

‫‪ .۲۰‬جرأت تحول‌آفريني و مقابله با مشكالت‬

‫يـا جـرأت در ايجـاد تحـول؛ حالـت روحـى ايـن دولـت ايـن اسـت كـه بـراى تحول‌آفرينـى جـرأت دارد و اقـدام مى‌كنـد‪.‬‬ ‫نمى‌خواهـم بگويم همـه‌ى ايـن اقدامهـا صددرصد درسـت اسـت؛ نه‪ ،‬ممكن اسـت يـك جايى هم اشـتباه باشـد؛ امـا نفس‬ ‫اينكه انسـان حالـت دليـرى در مقابـل مشـكالت داشـته باشـد و تصميم بگيـرد كه بـراى رفع مشـكالت اقـدام بكنـد‪ ،‬چيز‬ ‫باارزشـى اسـت كه ايـن خوشـبختانه هسـت‪8۷/6/ 2 .‬‬

‫از جملـه‌ى خصوصيـات ديگـرى كه من يادداشـت كـرده‌ام در اين‌جـا بگويـم‪ ،‬مسـئله‌ى روحيـه‌ى تحول‌گرايى و نـوآورى و‬ ‫اصالح اسـت‪ .‬همين‌طور كـه االن آقـاى رئيس‌جمهور گـزارش دادنـد‪ ،‬تغييراتى كه در سـاخت عمومى تشـكيالت دسـتگاه‬

‫‪46‬‬


‫نقاطقوتدولتنهمودهم‬

‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫و دولـت داده مى‌شـود‪ ،‬خيلـى كارهاى اساسـى‌اى اسـت‪ .‬اصالح هـم واقعاً همينهاسـت كه انسـان بيايـد و در جهـت صالح‪،‬‬ ‫بخشـهاى مختلف را نـگاه كند و سـاختها را به‌طـور اساسـى تغيير بدهـد و دگرگون كنـد‪8۶/6/4 .‬‬

‫‪ .۲۱‬شجاعت اقدام برای کارهای بزرگ‬

‫ما احتياج داريـم به اقدامات شـجاعانه‪ .‬يكـى از چيزهائـى كه من در مـورد اين دولـت خدا را شـكر ميگويم‪ ،‬همين اسـت كه‬ ‫شـجاعت اقدام وجود دارد‪ .‬با ترديد‪ ،‬بـا تزلزل‪ ،‬با ترس و لرز نميشـود كارهـاى بزرگ را انجام داد؛ الزم اسـت با شـجاعت وارد‬ ‫شـد‪ .‬البته شـجاعت به معناى بيگدار به آب زدن نيسـت‪ .‬بررسـيها بايد انجـام بگيرد‪ ،‬فكر صحيح بايد بشـود‪ ،‬وقتـى به نتيجه‬ ‫رسـيديم‪ ،‬بدون ترديد و تزلزل بايسـتى اقدام كنيد‪« .‬وشـاورهم فى االمـر فاذا عزمت فتـو ّكل على َّ‬ ‫الل»؛ مشـورتهايت را بكن‪،‬‬ ‫بررسـيها را بكنيـد‪ ،‬جوانب را خوب بسـنجيد‪ ،‬وقتـى به نتيجـه رسـيديد‪ ،‬آن‌وقت به خدا تـوكل كنيـد و وارد ميدان بشـويد‪.‬‬ ‫اين شـجاعت الزم اسـت‪ .‬البتـه وارد بعضى از ميدانها شـدن‪ ،‬مشـكالتى هـم ايجاد ميكند؛ شـكى نيسـت؛ اما اين مشـكالت‪،‬‬ ‫مثل مشـكالت كندن يـك چاه عميق اسـت بـراى رسـيدن به نفـت؛ بدون مشـكل كـه نميشـود‪ .‬اين‪ ،‬شـبي ِه آن مشـكالت‬ ‫اسـت‪ .‬اين مشـكالت را همه تحمل ميكنند بـراى اينكه به نفت برسـند؛ بـراى اينكه بـه آب برسـند‪ .‬معـدن را ميكاوند‪ ،‬براى‬ ‫اينكه بـه كان و مـاده‌ى ارزشـمند كانى برسـند‪ .‬ايـن مشـكالت از اين قبيل اسـت‪ .‬حـاال همين مسـئله‌ى بنزيـن از جمله‌ى‬ ‫همين كارهاسـت‪ .‬اين كار شـجاعانه‌اى بـود؛ خوب شـد انجام گرفـت‪ .‬جوانبش را درسـت مالحظـه كنند و پيـش ببرند‪ .‬من‬ ‫در گزارشـها خوانـدم‪ ،‬گمانم چهل‌هـزار ميليـارد تومان مـا يارانه‌ى انـرژى ميدهيم! اگر مـا بتوانيم ايـن را بتدريج كـم كنيم‪،‬‬ ‫ايـن مبلغ گـزاف و كالن‪ ،‬صـرف چه خواهد شـد؟ صـرف مدرسـه‪ ،‬صرف جـاده‪ ،‬صـرف زندگى مـردم‪ ،‬صرف اشـتغال‪ ،‬صرف‬ ‫سـرمايه‌گذاريهاى گوناگون‪ ،‬بـه جاى اينكـه در راه دود كردن كاالئى صرف شـود كـه مـا آن را از بيرون وارد كنيـم‪8۶/4/9 .‬‬

‫‪ .۲۲‬جرأت مقابله با فساد‬

‫جـرأت در مقابله‌ى بـا فسـاد‪ .‬مقابله‌ى با فسـاد خيلـى كار سـختى اسـت‪ .‬يك وقتـى بنده گفتـم كه ايـن اژدهاى هفت سـ ِر‬ ‫فسـاد را بـه اين آسـانى نميشـود قلـع و قمع كـرد؛ خيلى كار سـختى اسـت‪ .‬نـه اينكه حـاال بگويـم قلـع و قمع شـده؛ نخير‪،‬‬

‫االن هم قلع و قمع نشـده؛ ليكـن جرأت مقابلـه‌ى با آن هسـت‪ .‬خب‪ ،‬وقتـى كه اجـزاء مجموعه‪ ،‬خودشـان آلوده‌ى به فسـاد‬ ‫نباشـند‪ ،‬طبعاً جرأتشـان بيشـتر اسـت‪ .‬بسـيارى از مجموعه‌هاى قبلى هـم حقيقتاً پاكيـزه بودنـد ‪ -‬يعنى آلودگى نداشـتند‬ ‫‪ -‬امـا باالخره جـرأت در مقابلـه‌ى با فسـاد يك امتيازى اسـت كه در شـما هسـت‪8۷/6/2 .‬‬

‫مبـارزه‌ى با فسـاد‪ ،‬يكـى از وظايف بسـيار مهم اسـت‪ .‬مـن دربـاره‌ى مبـارزه‌ى بـا فسـاد اين‌قـدر در صحبت‌هـاى عمومى و‬ ‫َّ‬ ‫بحمـدالل اركانـى در اين دولـت هم خودشـان به اين مسـأله‬ ‫خصوصـى حـرف زده‌ام كه فكـر مى‌كنم تكـرارى اسـت‪ .‬البتـه‬ ‫ً‬ ‫كاملا توجه دارنـد‪8۴/6/8 .‬‬

‫‪47‬‬


‫نقاطقوتدولتنهمودهم‬

‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫‪ .۲۳‬انجام طرح‌های خوب اقتصادی‬

‫يك نكته‌ى ديگر هـم كارهاى خوبى اسـت كه در زمينـه‌ى اقتصاد انجـام گرفته ‪ -‬مثل اين سـهام عدالت‪ ،‬ادامـه‌ى طرحهاى‬

‫نيمه تمام‪ ،‬نـوع عدالـت در ارائه‌ى تسـهيالت بانكـى‪ ،‬صندوق مهر رضـا و امثـال اينها ‪ -‬محتـوا و فوايـد اين كارها را با شـكل‬ ‫صحيح بـراى مـردم بيان كنيـد تـا معلوم شـود ايـن كارها انجـام گرفتـه اسـت‪ .‬البته مـا بارهـا گفته‌ايـم آمدن و نشسـتن و‬ ‫پشـت ميكروفون يـا جلـوى دوربين حـرف زدن‪ ،‬ايـن كافى نيسـت؛ يـك مقـدارى برنامه‌سـازى و ارائـه‌ى مطلب‪ ،‬به شـكل‬ ‫هنرمندانه الزم اسـت‪8۵/6/6 .‬‬

‫‪ .۲۴‬وابسته نبودن به گروه‌ها و جريانات‬

‫َّ‬ ‫بحمـدالل عناصر دولـت به هيچ گـروه و دسـته و بانـد و جريانـى وابسـته نيسـتند؛ اين خيلـى نكتـه‌ى مهمى اسـت‪ .‬مراقب‬ ‫باشـيد حركـت‪ ،‬اظهارنظـر و حـرف‪ ،‬انتسـاب به يـك جريان‪ ،‬بـه يك بانـد و به يـك گـروه را پيـش نيـاورد‪ ،‬كه اگـر اين‌طور‬

‫شـود‪ ،‬هواى نفـس تقريباً انفكاك‌ناپذير اسـت‪ .‬هـواى نفـس گروهى هم مثل هواى نفس شـخصى اسـت؛ آن هـم همين‌طور‬ ‫اسـت‪ .‬هواى نفس گروهى هم انسـان را بى‌حسـاب و كتـاب به اين طـرف و آن طـرف ميكشـاند و از خرد و جاده‌ى مسـتقيم‬ ‫منحرف ميكنـد‪ .‬اين هم جـزو لـوازم اصولگرايى اسـت‪8۵/6/6 .‬‬

‫‪ .۲۵‬سعه صدر و تحمل مخالف‬

‫«سـعه‌ى صدر و تحمل مخالـف»؛ كـه از جمله‌ى شـاخصه‌هايى اسـت كه جـز ِو پايه‌هـاى اصولگرايى اسـت‪ .‬گاهى انسـان از‬

‫حرفى كه ميزننـد‪ ،‬ناراحـت هم ميشـود؛ حرص هـم ميخورد‪ ،‬گاهـى به خدا هـم شـكايت ميكند كـه خدايا! تو كـه مى‌بينى‬ ‫واقع قضيه چيسـت و چقدر با چيـزى كه اينهـا ميگوينـد‪ ،‬فاصله دارد؛ امـا در عين حال‪ ،‬انسـان بايسـتى حلم به خـرج دهد‪.‬‬

‫حلم يعنـى ظرفيت و تحمـل صـداى مخالف را داشـتن‪ .‬البتـه اين ‪ -‬شـايد بعـدا ً هم عـرض بكنم ‪ -‬بـه معناى آن نيسـت كه‬ ‫دولـت از عملكرد خودش دفـاع نكند؛ نـه‪ ،‬حتماً بايسـتى دفاع كنـد‪8۵/6/6 .‬‬

‫‪ .۲۶‬اجرای طرح تحول اقتصادي‬

‫اين مسـئله‌ى طرح تحول هم كـه اخيرا ً دولـت مطرح كـرده‪ ،‬اين هـم از همان كارهـاى بـزرگ و از همان كارهايى اسـت كه‬

‫ِ‬ ‫جرئت اقـدام بـه آن كار‪ ،‬خودش باارزش اسـت‪ .‬خـب‪ ،‬همه ايـن سـرفصلها را قبـول كرده‌اند و قبـول دارند‪ .‬همين مسـئله‌ى‬ ‫هدفمنـد كردن يارانه‌هـا‪ ،‬واقعاً چيـز خيلى مهمى اسـت؛ در دولتهـاى قبل هم مطـرح بوده ‪ -‬بارها صحبت شـده بـود و گفته‬

‫شـده بود ‪ -‬منتها پيشـرفت نميكرد‪ .‬يا مشـكالتى كـه در قضيه‌ى بانكهـا و ماليـات و بيمه و گمرك و سـاير چيزهايـى كه در‬ ‫بخشـهاى مختلف اين طرح تحـول وجود دارد‪ ،‬كارهاى بسـيار بـزرگ و مهمى اسـت؛ حتماً هم بايـد انجام بگيـرد‪8۷/6/2 .‬‬

‫‪48‬‬


‫نقاطقوتدولتنهمودهم‬

‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫تحـرك اقتصـادى مسـئولين كشـور بـا همراهـى مثال‌زدنـى و تحسـين‌برانگيز مـردم در طـول سـال ‪ ۹۰‬قابـل ذكر اسـت‪.‬‬ ‫از جملـه‌ى آنچـه كـه ميتـوان در اين زمينـه مطـرح كـرد‪ ،‬هميـن مسـئله‌ى هدفمنـدى يارانه‌هاسـت‪ .‬همه‌ى كارشناسـان‬ ‫اقتصـادى‪ ،‬چـه در دولتهاى قبلـى‪ ،‬چـه در دولت كنونـى متفق‌القولنـد كـه هدفمنـدى يارانه‌ها براى كشـور يك نيـاز و يك‬ ‫ضرورت اسـت؛ همـه ايـن را اعتـراف كرده‌اند‪ .‬بـا وجـود اينكه ايـن معنا مـورد اتفاق همـه بوده اسـت‪ ،‬اما ايـن اقـدام الزم به‬ ‫خاطر دشـوارى‌هايش‪ ،‬بـه خاطـر پيچيدگى‌هايش‪ ،‬بـر زمين مانده بـود‪ .‬دولت و مجلـس در سـال ‪ ،۹۰‬در شـرائط تحريم‪ ،‬در‬ ‫شـرائطى كه دشـوارى و پيچيدگى اين كار بيشـتر از هميشـه اسـت‪ ،‬همت كردند‪ ،‬اقـدام كردنـد و مراحل مهمـى از اين كار‬ ‫را پيـش بردند‪ .‬كار تمام نشـده اسـت؛ اما آنچه كه تاكنون مسـئوالن كشـور ‪ -‬چـه در دولت‪ ،‬چه در مجلس شـوراى اسلامى‬ ‫‪ -‬اقدام كرده‌انـد و پشـتيبانى و همدلى و همراهـى ملت‪ ،‬آنهـا را قرين موفقيت كرده‪ ،‬بسـيار مهـم و قابل توجه اسـت‪91/1/1 .‬‬

‫‪ .۲۷‬شجاعت و قاطعیت در سهميه‌بندی بنزين‬

‫خصوصيت ديگر‪ ،‬شـجاعت ايـن دولـت و قاطعيت اوسـت‪ .‬ايـن كار بزرگى كه شـما بـراى سـهميه‌بندى بنزين انجـام داديد‬ ‫كه يك قـدم اولى اسـت تا يارانه‌هـا هدفـدار و هدفمند شـده و به آن سـرمنزل خـود هدايـت و مصرف بشـوند‪4/6/8۶ .‬‬ ‫به نظر مـا طرحهاى «اقتصـاد مقاومتى» جـواب ميدهد‪ .‬همين مسـئله‌ى سـهميه‌بندى بنزين كه اشـاره كردند‪ ،‬جـواب داد‪.‬‬ ‫اگـر چنانچه بنزين سـهميه‌بندى نميشـد‪ ،‬امـروز مصرف بنزيـن ما از صـد ميليون ليتـر در روز باالتـر ميرفت‪ .‬توانسـتند اين‬ ‫را كنتـرل كنند؛ كه خـب‪ ،‬امـروز در يك حد خيلـى خوبى هسـت‪ .‬حتّى بايـد جورى باشـد كه هيچ بـه بيرون نيازى نباشـد‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫الحمـدلل‌ نيسـت‪ .‬تحريم بنزيـن را در برنامه داشـتند؛ اقتصـاد مقاومتى تحريـم بنزين را خنثـى كرد‪ .‬و بقيـه‌ى چيزهائى‬ ‫كه‬ ‫كه مورد نياز كشـور اسـت‪9۱/5/ 3 .‬‬

‫‪49‬‬


‫نقاطضعفدولتنهمودهم‬

‫‪13.2‬‬

‫‌‪ .۱‬مظلوميت فرهنگ در دولت نهم‬

‫از بخش فرهنگ رفـع مظلوميت كنيـد‪ .‬بخش فرهنـگ انصافاً بخـش مظلومى‬ ‫اسـت‪ .‬االن در گزارش آقـاى رئيس‌جمهور‪ ،‬اص ً‬ ‫ال اسـمى از فرهنـگ نيامد؛ يا در‬

‫اولويت‌بنديها ايـن اولويت فـداى اولويتهاى ديگر شـد و آنها تقدم پيـدا كرد كه‬

‫در كوتاهى وقت‪ ،‬بيان بشـود! اين مظلوميت اسـت ديگر‪ .‬واقعاً مسـأله‌ى فرهنگ را دسـت كـم نگيريد‪.‬‬ ‫خيلـى از مشـكالت جامعه‌ى مـا با فرهنگ‌سـازى حـل مى‌شـود‪ .‬توجـه بكنيد كـه امـروز‪ ،‬عمده‌قواى‬ ‫دشـمنان ما در جبهه‌ى فرهنگـى دارد كار مى‌كند‪8۶/6/4 .‬‬

‫‪ .۲‬اولویت‌بندی نکردن فعالیت‌های فرهنگی‬

‫آنچه كه من الزم ميدانم به دوستان دولت توصيه كنم‪ ،‬اين است كه مسئله‌ى فرهنگ را خيلى جدى‬ ‫بگيريد‪ .‬اگر چنانچه ما كارهاى اقتصادى را ‪ -‬همچنان كه در برنامه هست و آرزوهاى ما متوجه به آن‬ ‫است ‪ -‬انجام بدهيم‪ ،‬اما در زمينه‌ى كار فرهنگى عقب بمانيم‪ ،‬بدانيد كشور لطمه خواهد ديد‪ .‬دشمنان ما‬ ‫يكى از چشمه‌هاى دشمنى‌شان كار اقتصادى است؛ يك چشمه‌ى مهم ديگر‪ ،‬كار فرهنگى است‪ .‬البته نه‬ ‫وقت و نه ظرفيت جلسه اجازه نميدهد كه انسان در اين زمينه وارد بشود؛ ليكن فى‌الجمله دوستان توجه‬ ‫داشته باشند كه كار فرهنگ‪ ،‬كار بسيار مهمى است؛ با مالحظه‌ى جهتگيرى‌هاى انقالبى و اسالمى‪ .‬در‬

‫‪50‬‬


‫نقاط ضعفدولتنهمودهم‬

‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫نقاط ضعف‪:‬‬

‫‌‪ .1‬مظلوميت فرهنگ در دولت نهم‬

‫‪86/6/04‬‬

‫‪ .2‬اولویت‌بندی نکردن فعالیت‌های فرهنگی‬

‫‪90/6/6‬‬

‫‪ .3‬كارهاى تشريفاتى و ويترينى در زمينه‌هاى فرهنگى‬

‫‪89/6/8‬‬

‫‪ .4‬بر زمين ماندن بخش عمده‌اي از اصل‪44‬‬

‫‪88/6/18‬‬

‫‪ .5‬اجرايي نكردن مصوبه يارانه توليد در طرح تحول اقتصادي‬

‫‪90/6/6‬‬

‫‪ .6‬عالج نکردن تعطيلي برخي كارخانجات و صنايع‬

‫‪91/6/2‬‬

‫‪ .7‬ضعف در اولويت بندي كارها‬

‫‪90/6/6‬‬

‫‪ .8‬عالج نکردن تورم‬

‫‪91/6/2‬‬

‫‪ .9‬مديريت نادرست منابع ارزی‬

‫‪91/6/2‬‬

‫‪ .10‬ارتباط كم با نخبگان حوزه و دانشگاه‬

‫‪90/6/6‬‬

‫‪ .11‬ضعف در مدیریت واردات‬

‫‪90/6/6‬‬

‫‪ .12‬پرداختن به حواشي‬

‫‪90/6/6‬‬

‫‪ .13‬نبود اهتمام ویژه به مسئله اشتغال‌زايي و بهره‌وري‬

‫‪89/6/8‬‬

‫‪ .14‬موضع‌گیری‌ها و اطالع‌رسانی متناقض درون دولت‬

‫‪89/6/8‬‬

‫‪ .15‬بهانه دادن به جنجال آفرينان‬

‫‪87/6/2‬‬

‫‪ .16‬وعده‌های عملی نشده و دامن زدن به توقعات مردم‬

‫‪85/6/6‬‬

‫‪ .17‬موازي‌كاري در مدیریت‌های دولتی‬

‫‪89/6/8‬‬

‫‪ .18‬برخی بی‌تدبیری‌ها در برابر تحریم‌ها‬

‫‪91/7/19‬‬

‫‪ .19‬کشاندن اختالفات میان مردم‬

‫‪91/8/10‬‬

‫‪ .20‬تصميم‌هاى خلق‌الساعه و تغییر مقررات‬

‫‪91/5/3‬‬

‫‪ .21‬فقدان مبارزه عملی با فساد اقتصادي‬

‫‪91/11/28‬‬

‫‪ .22‬متهم كردن دیگران به استناد اتهام ثابت نشده‬

‫‪91/11/28‬‬

‫‪51‬‬


‫نقاطضعفدولتنهمودهم‬

‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫زمينه‌ى فرهنگ‪ ،‬دچار رودربايستى نشويد‪ .‬در همه‌ى شعبه‌هاى فرهنگى ‪ -‬چه در موضوع كتاب‪ ،‬چه در كارهاى هنرى‪ ،‬چه در‬ ‫مؤسسات فرهنگى ‪ -‬جهتگيرى‌ها را انقالبى و اسالمى قرار بدهيد‪ .‬اولويتها را در اينجا هم مالحظه كنيد‪ ،‬چون منابع باالخره محدود‬ ‫است‪ .‬البته مصوبه‌ى دولت در زمينه‌ى بودجه‌ى فرهنگى‪ ،‬مصوبه‌ى خوبى است؛ اگرچه حاال شنيدم كه خيلى از مبالغ اين مصوبه‬ ‫تخصيص داده نشده؛ حتّى اگر همه‌اش هم تخصيص داده شود‪ ،‬باز براى همه‌ى فعاليتهاى فرهنگى كافى نيست‪ .‬بنابراين منابع‬ ‫دچار محدوديت است‪ .‬با توجه به محدوديت منابع‪ ،‬نگاه كنيد ببينيد اولويتها چيست‪ .‬البته من يك مجموعه‌اى را به نحو پيشنهاد‬ ‫به دولت ارائه كردم؛ كه اگر اين چيزها در كار فرهنگ مورد توجه قرار بگيرد‪ ،‬با توجه به نگاهى كه ما در زمينه‌ى فرهنگ داريم‪ ،‬اينها‬ ‫َّ‬ ‫‌شاءالل تحقق پيدا كند‪9۰/6/6 .‬‬ ‫اولويت خواهد داشت؛ يعنى اينها تأثيراتش بيشتر خواهد بود‪ .‬بله‪ ،‬اينها را بايد دنبال كنيد تا ان‬ ‫ببينيم ما چـه قلم از قلمهـاى كار فرهنگـى را اهميت ميدهيـم‪ .‬در بعضـى از آن دوره‌هاى قبـل ‪ -‬كه حـاال نميخواهيم خيلى‬ ‫مشـخص كنيم و اسـم بياوريـم‪ ،‬ليكن چـاره‌اى هم نيسـت؛ انسـان بـراى مقايسـه مجبـور اسـت بگويـد ‪ -‬ميخواسـتند كار‬ ‫عباسـى بيـن راه را به عنـوان كار فرهنگـى‪ ،‬آباد‬ ‫فرهنگى بكننـد‪ ،‬گفتنـد بودجه‌ى فرهنگـى؛ بنا كردند كاروانسـراهاى شـاه‬ ‫ِ‬

‫كردن! بله‪ ،‬آباد كردن كاروانسـراى شـاه عباسـى چيـز خوبى اسـت‪ ،‬اثر باسـتانى هم هسـت؛ اما آيـا كار اولويـت‌دار فرهنگى‬ ‫مـا همين اسـت؟‬ ‫خوب‪ ،‬جذب بودجه‌ى فرهنگى در جاى مناسب‪ ،‬خيلى كار سختى است؛ كار آسانى نيست‪ .‬كار فرهنگى مثل ساخت‌وساز نيست‬ ‫كه آدم بگويد خيلى خوب‪ ،‬اين زمين‪ ،‬اين هم مصالح‪ ،‬حاال برويد بسازيد‪ .‬كار فرهنگى مصالحش خيلى سخت گير مى‌آيد؛ معمار و‬ ‫استادكارش خيلى دشوار به دست مى‌آيد‪ .‬لذاست كه به نظر من توى كار فرهنگى يك مقدارى بايستى اهتمام ورزيد‪ .‬ما كه اينجور‬ ‫در مواجهه‌ى با فشار عظيم تبليغات جهانى قرار داريم؛ سياست در خدمت فرهنگ است‪ ،‬اقتصاد در خدمت فرهنگ است‪ ،‬هنر‬ ‫در خدمت فرهنگ است‪ ،‬براى فشار آوردن به فرهنگ داخلى ملت ما‪ .‬آنها ميدانند كه اگر فرهنگ را عوض كردند‪ ،‬ديگر مبارزه‌اى‬ ‫باقى نميماند‪ .‬اگر مبارزه‌ى با استكبار هست‪ ،‬اگر ميل به ايستادگى و مقابله‌ى با دخالت اجنبى هست‪ ،‬به خاطر فرهنگ است‪.‬‬ ‫انسان يك فرهنگى دارد‪ ،‬همين فرهنگ را بيايند عوض كنند‪ ،‬همه چيز ميشود مال خودشان؛ لذا همه‌ى فشار روى فرهنگ است‪.‬‬ ‫در مقابل اين حركت فرهنگى و اين تهاجم عظيم فرهنگى كه ميخواهند روح انقالب را‪ ،‬روح استقالل را‪ ،‬روح دين را از ما بگيرند‪،‬‬

‫اولويت فرهنگى ما اين است كه برويم حاال فرضاً كاروانسراى شاه عباسى را آباد كنيم؟! اين يعنى اشتباه كردن در تشخيص آن‬ ‫قلم كار فرهنگى؛ اين يك اشكال است‪8۹/6/8 .‬‬ ‫ِ‬

‫‪ .۳‬كارهاى تشريفاتى و ويترينى در زمينه‌هاى فرهنگى‬

‫يكى دو سـال پيش كه هميـن مجموعه اينجا حضور داشـتيد‪ ،‬مـن راجع به مسـئله‌ى فرهنگى از دسـتگاه دولتـى يك گله‌اى‬

‫فرهنگى‬ ‫كردم‪ .‬حاال خوشـبختانه انسـان احسـاس ميكند كـه در دولت بـه كار فرهنگى اهتمـام ورزيده ميشـود‪ .‬بودجه‌هـاى‬ ‫ِ‬ ‫بـزرگ و كالن و در واقع كارهـاى گوناگون و تكرار مسـائل فرهنگى و اينها خوب اسـت؛ انسـان اين اهتمام را مشـاهده ميكند‪،‬‬

‫‪52‬‬


‫نقاطضعفدولتنهمودهم‬

‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫خرسـند ميشـود؛ منتها اوائل امسـال بود يا پارسـال بود ‪ -‬يادم نيسـت ‪ -‬كه وقتى راجع بـه همين بودجـه‌ى فرهنگى صحبت‬ ‫سـنگين فرهنگـى را تصويب كرديـد‪ ،‬از نحوه‌ى‬ ‫كالن‬ ‫ِ‬ ‫شـد‪ ،‬به آقاى رئيس جمهـور گفتم كه من وقتى شـنيدم شـما اين رقـم ِ‬

‫مصرف و جذب آن نگران شـدم؛ بـا اينكه قاعدتاً آدم بايد خوشـحال بشـود وقتـى كه بودجـه‌ى فرهنگى زياد ميشـود‪ .‬مديران‬ ‫ما دوسـت دارند كه بودجـه‌اى كه به آنهـا داده ميشـود‪ ،‬جذب كننـد؛ چون ميدانند كـه اگر امسـال جذب نكردند‪ ،‬سـال ديگر‬ ‫خبرى نيسـت؛ لـذا ناچارند جـذب كنند‪.‬‬

‫حاال بعـد از آنكـه مصـرف فرهنگـى را پيـدا كرديـم‪ ،‬قلمى كـه بايد ايـن بودجـه صرف آن بشـود‪ ،‬پيـدا كرديـم‪ ،‬برويم سـراغ‬

‫محتوايش‪ .‬باالخره ميخواهيم فيلم بسـازيم‪ً .‬‬ ‫مثلا ميخواهيم ده تا فيلم انقالبى بسـازيم؛ ده تا فيلمى كه حامل ارزشـها باشـد‪.‬‬ ‫يا ميخواهيـم فالن تعـداد كتاب منتشـر كنيـم؛ محتواهايش چه باشـد‪ ،‬چه جورى باشـد‪ ،‬بـا چه ق ّوتى‪ ،‬بـا چه اسـتحكامى‪ ،‬با‬

‫چقدر مايـه‌ى علمـى و هنرى كـه در آنجا بـه كار برده ميشـود؟ اينهـا خيلى كارهاى سـخت و ظريفى اسـت‪.‬‬

‫در زمينه‌هـاى فرهنگى‪ ،‬دنبـال كارهاى تشـريفاتى و ويترينى نباشـيد‪ .‬نمايـش دادن كار فرهنگى‪ ،‬نـه اينكه فايـده‌اى ندارد؛‬ ‫ضـرر هـم دارد‪ .‬در زمينـه‌ى فرهنگ بايـد دنبال كارهـاى محتوائـى و اصيـل و واقعى رفـت‪ ،‬كه امـروز نياز عمده‌ى كشـور هم‬ ‫اين اسـت‪8۹/6/8 .‬‬

‫‪ .۴‬بر زمين ماندن بخش عمده‌ای از اصل ‪۴۴‬‬

‫اجـراى كامـل سياسـتهاى اصـل ‪ ۴۴‬بسـيار مهـم اسـت‪ .‬ايـن سياسـتهاى اصـل ‪ ۴۴‬آن روزى كـه مطـرح شـد‪ ،‬همـه‌‌‌‌‌‌ى‬ ‫دسـت‌‌‌‌‌‌اندركاران اقتصادى و خبـرگان مسـائل گوناگون مديريتى كشـور اعتراف كردنـد‪ ،‬اقرار كردنـد كه اگر چنانچـه اين كار‬ ‫انجام بگيرد‪ ،‬يـك تحول عظيم اقتصـادى در كشـور انجام خواهد گرفـت‪ .‬خوب‪ ،‬بايد اين سياسـتها بـه طور كامل اجرا بشـود‪.‬‬ ‫كارهائى شـده‪ ،‬مـن گزارشـهائى هم از آقـاى رئيس جمهـور‪ ،‬هـم از بعضى از مسـئولين ديگـر شـنفته‌‌‌‌‌‌ام‪ ،‬لكن آنچه كـه انجام‬ ‫گرفته‪ ،‬همه‌‌‌‌‌‌ى ظرفيت سياسـتهاى اصـل ‪ ۴۴‬نيسـت‪ .‬يعنى همه كـه ميگوئيم‪ ،‬شـايد بخش عمـده‌‌‌‌‌‌اى از اين ظرفيـت هنوز بر‬ ‫زمين مانده اسـت‪ .‬يـك چيزهائى بايـد مديريتهايش واگذار ميشـده‪ ،‬نشـده؛ يـك چيزهائى بايسـتى دولـت از تصدى‌‌‌‌‌‌گرى در‬ ‫آنهـا اجتناب ميكـرده‪ ،‬نشـده؛ كارهاى الزم انجـام نگرفتـه‪ .‬حاال ميتوانيـم همين طور كـه آقاى رئيـس جمهور اشـاره كردند‪،‬‬ ‫بگوئيم زيرسـاختها و سـاز و كارها و موجودى در نظام اقتصادى كشـور جواب نميدهد‪ .‬پس بايد اول اين طـرح تحول اقتصادى‬ ‫انجـام بگيرد‪ .‬من ايـن را نفـى نميكنم؛ ممكن اسـت همين جور باشـد‪ .‬ليكـن اينجور نيسـت كه مـا كار را بن‌‌‌‌‌‌بسـت بدانيم؛ در‬ ‫را قفل‌‌‌‌‌‌شـده بدانيم‪ .‬نـه‪ ،‬باالخره بايـد حركت كـرد و پيش رفـت‪ .‬حاال اين طـرح تحـول‪ ،‬البد يـك روزى از مجلـس درمى‌‌‌‌‌‌آيد؛‬ ‫ممكن اسـت با تغييراتـى بيايد؛ ممكن اسـت خصوصياتى در آن لحاظ شـده باشـد؛ باالخـره بايـد كار را پيش بـرد‪ .‬قوانين هم‬ ‫كه زياد داريد و سياسـتهاى اصـل ‪ ۴۴‬را بايد رصد بكنيـد‪ ،‬ببينيد چقدر واقعـاً پيش دارد ميرود‪ .‬خود دولت‪ ،‬دسـتگاه رياسـت‬

‫جمهورى‪ ،‬اين كار را بكنـد‪8۸/6/۱۸ .‬‬

‫‪53‬‬


‫نقاطضعفدولتنهمودهم‬

‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫‪ .۵‬اجرايي نكردن مصوبه يارانه توليد در طرح تحول اقتصادي‬

‫خب‪ ،‬يك مصداق از اين جهاد اقتصادى‪ ،‬همين طرح تحول اقتصادى اسـت كه دولت دو سـه سـالى اسـت ايـن را مطرح كرده‪.‬‬ ‫َّ‬ ‫بحمـدالل قانونـش تصويب شـد و عملياتى شـده‪ .‬البته‬ ‫يك بنـد از طرح تحـول اقتصـادى‪ ،‬هدفمنـدى يارانه‌ها بود؛ كـه خب‪،‬‬ ‫مـن در زمينه‌ى كمـك به توليد سـؤال دارم‪ .‬حـاال آقايـان در گزارش گفتنـد؛ ليكـن آن چيزى كه مصوبـه‌ى قانونى بـود براى‬ ‫كمك بـه توليد‪ ،‬تحقـق پيدا نكـرده‪ .‬بايد بـه توليد كمك كنيـد‪ .‬البتـه در بلندمدت خـود ايـن دسـتگاه‌هاى توليدكننده روى‬ ‫َّ‬ ‫‌شـاءالل خودشـان خواهند توانسـت روزبه‌روز قوى بشـوند و جواب بدهند؛ اما در كوتاه‌مدت‬ ‫پاى خودشـان خواهند ايستاد و ان‬

‫حتماً بايد بـه اينها در مـوارد الزم تزريـق منابع بشـود‪ .‬البتـه در آنجائى كه كسـى تقلـب ميكنـد‪ ،‬در آنجائى كه كسـى پول را‬ ‫براى توليـد از بانـك ميگيرد‪ ،‬ولـى در غير توليـد صرف ميكند‪ ،‬بشـدت برخـورد كنيـد و ترحم بر پلنگهـاى تيزدنـدان نكنيد؛‬ ‫اما در آنجائـى كه نيـاز هسـت‪ ،‬واقعاً بايسـتى برويد كمـك كنيد‪ .‬پـس در طـرح هدفمنـدى‪ ،‬اين بخـش حتماً بايسـتى مورد‬ ‫توجه قرار بگيـرد‪9۰/6/6 .‬‬

‫‪ .۶‬عالج نکردن تعطيلي برخي كارخانجات و صنايع‬

‫آمارهائى كـه آقايان ميدهنـد‪ ،‬آمارهـاى خوبى اسـت؛ ليكـن از آن طرف هـم از داخل دولـت‪ ،‬خود مسـئولين به مـا ميگويند‬

‫كه بعضـى كارخانه‌‌ها دچار مشـكلند‪ ،‬اختلال دارنـد‪ ،‬در بعضى جاهـا تعطيلى صنايـع وجـود دارد ‪ -‬گزارشـهاى گوناگونى به‬ ‫ما ميرسـد‪ ،‬خود شـما هم گزارش ميدهيد؛ يعنى من گزارشـهاى ديگـر هم دارم‪ ،‬امـا اتكاء من به گزارشـهاى ديگران نيسـت؛‬

‫گزارشـهاى خود شـما هم هسـت كه به دسـت ما ميرسـد ‪ -‬خب‪ ،‬بايد اين را علاج كرد‪ .‬اينهـا طبعاً ايجـاد اشـكال ميكند‪ .‬اگر‬ ‫چنانچه همين بخـش دوم قضيه ‪ -‬يعنـى آن نيمه‌‌ى خالـى ليوان ‪ -‬نميبود‪ ،‬شـما امروز از لحـاظ رونق اقتصـادى‪ ،‬وضع بهترى‬ ‫بخش درونـزاى اقتصاد‬ ‫را در كشـور ارائـه ميكرديد و كمكهاى بيشـترى بـه مردم ميشـد‪ .‬باالخـره حمايت از توليـد ملـى‪ ،‬آن ِ‬

‫ماسـت و به اين بايسـتى تكيه كرد‪9۱/6/ 2 .‬‬

‫‪ .۷‬ضعف در اولويت بندي كارها‬

‫يكى از ضعفها اين اسـت كه ما در كارهـا اولويتهـا را نبينيم‪ .‬يكى از آقايان اشـاره كردند ‪ -‬كه اشـاره‌ى درسـتى اسـت ‪ -‬به اين‬

‫كه طرحهـاى نيمه‌تمـام را بايد دنبـال كنيم‪ .‬ايـن خيلى خوب اسـت؛ ايـن كار‪ ،‬كار الزمى اسـت؛ من هميشـه تأكيـدم بر اين‬ ‫اسـت؛ منتها مشـخص كنيد‪ ،‬يك مجموعـه‌ى كارى درسـت كنيد‪ ،‬بنشـينند واقعـاً طرحهاى نيمه‌تمـام را ‪ -‬حـاال يك رقمى‬

‫هم ذكر كردند كه فلان تعداد طرحهـاى نيمه‌تمام داريـم ‪ -‬اولويت‌بنـدى كنند؛ كدامهايـش اولويت‌دار هسـتند‪ ،‬كدامهايش‬ ‫وعده‌ى بيشـترى داده شـده يا توقع بيشـترى از سـوى مردم وجود دارد؛ اينها را مشـخص كنيد‪ ،‬به آنها بپردازيـد‪ .‬اين را مقدم‬ ‫كنيد بر طرحهاى جديـد‪9۰/6/6 .‬‬

‫‪54‬‬


‫نقاطضعفدولتنهمودهم‬

‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫‪ .۸‬عالج نکردن تورم‬

‫آنچــه كــه بــه نظــر مــن مهــم اســت‪ ،‬ايــن اســت كــه بــراى قشــرهاى ضعيــف‪ ،‬مشــكالت اقتصــادى‌‌اى وجــود دارد؛ ايــن را‬

‫بايــد برطــرف كنيــد‪ .‬حــاال بخشــى از ايــن مشــكالت‪ ،‬ناشــى از تــورم اســت‪ .‬مــا در كشــور كمبــود كاال نداريــم؛ خوشــبختانه‬ ‫ـون مــورد نيــاز مــردم در كشــور فــراوان يافــت ميشــود؛ ليكــن مســئله‌‌ى گرانــى و كاهــش قــدرت خريــد‬ ‫كاالهــاى گوناگـ ِ‬ ‫وجــود دارد؛ ايــن را بايــد عــاج كنيــد؛ ايــن بــه عهــده‌‌ى بخشــهاى مختلــف اقتصــادى اســت؛ يعنــى هم بخشــهاى ســتادىِ‬

‫ـى اقتصــادى ‪ -‬مثــل وزارت صنعــت و معــدن و تجــارت‪ ،‬وزارت جهاد كشــاورزى‪ ،‬بخشــهاى‬ ‫اقتصادى‪ ،‬هــم بخشــهاى عملياتـ ِ‬

‫ديگــر ‪ -‬كــه بايــد بــه طــور جــد ان‌‌شــاءاهلل ايــن را دنبــال كننــد‪ .‬آن كســانى كــه از لحــاظ اقتصــادى صاحبنظرنــد‪ ،‬چــه در‬ ‫درون دولــت‪ ،‬چــه در بيــرون دولت‪ ،‬بــه بنــده ميگوينــد كه ايــن مســئله مربــوط بــه افزايــش نقدينگى اســت؛ يعنــى افزايش‬ ‫نقدينگــى را مهمتريــن عامــل ميداننــد‪ .‬ايــن را مــا فقــط از كســانى كــه بيــرون دولتنــد‪ ،‬نميشــنويم‪ ،‬بلكــه كســانى هــم كــه‬ ‫در درون دولتنــد‪ ،‬وقتــى از آنهــا ســؤال ميكنيــم‪ ،‬هميــن را بــه مــا ميگوينــد و گــزارش ميدهنــد‪ .‬بايــد راهــى پيــدا كنيــد كه‬ ‫ـى افزايش‌‌يافتــه كنتــرل شــود‪ .‬خــب‪ ،‬ايــن روشــن اســت؛ اگــر در مقابــل نقدينگــى توليــد وجــود داشــته باشــد‪ ،‬كاال‬ ‫نقدينگـ ِ‬

‫وجــود داشــته باشــد‪ ،‬كمبــود وجــود نداشــته باشــد‪ ،‬مشــكلى را ايجــاد نميكنــد؛ اگــر چنانچــه نــه‪ ،‬نقدينگــى بيــش از توليد‬

‫كاال در داخــل يــا بــه شــكل درسـ ِ‬ ‫ـت واردات بــود‪ ،‬طبعـاً مشــكل ايجــاد ميكنــد‪.‬‬

‫خب‪ ،‬عوامـل نقدينگى هم زياد اسـت‪ .‬هميـن يارانه‌‌هـاى نقدى كـه داده ميشـود ‪ -‬كه بـراى قشـرهائى كار مفيدى هـم بوده‬ ‫ خودش افزايـش نقدينگـى ايجـاد ميكند‪ .‬هميـن كارهـاى عمرانى‌‌اى كه شـما ميكنيـد ‪ -‬كـه اينها ديربـازده اسـت ‪ -‬اينها‬‫بالشـك افزايـش نقدينگـى ايجاد ميكنـد‪ .‬همين مسـئله‌‌ى مسـكن مهر كـه صحبت شـد‪ ،‬يـا همين طرحهـاى نيمه‌‌تمـام را‬ ‫كـه افزايش ميدهيـد‪ ،‬اين كارى كـه در دولـت دارند ميكننـد ‪ -‬كـه كار خوبى هم هسـت و الزم هم هسـت ‪ -‬��ود اينهـا ايجاد‬ ‫افزايش نقدينگـى ميكند‪ .‬براى اين مسـئله بايد راهـكار پيدا كنيد‪ .‬شـما افراد صاحب علمى هسـتيد‪ ،‬صاحب تجربه هسـتيد‪،‬‬ ‫نقدينگـى افزايش‌‌يافتـه را هدايـت كنيد به سـمت مراكـزى كه كمك‬ ‫دسـتتان در كار اسـت؛ براى اينهـا راه پيـدا كنيد‪ .‬ايـن‬ ‫ِ‬ ‫كند به گشـايش كار مـردم؛ مثل توليـد‪9۱/6/ 2 .‬‬

‫‪ .۹‬مديريت نادرست منابع ارزی‬

‫مسـئله‌‌ى منابع ارزى هم مسـئله‌‌ى مهمى اسـت؛ كه خب‪ ،‬حـاال آقايان توجه داريـد‪ .‬روى اين مسـئله دقت كنيـد‪ ،‬خيلى بايد‬ ‫كار كنيد‪ .‬واقعـاً بايد منابع ارزى را درسـت مديريت كرد‪ .‬حاال اشـاره شـد بـه ارز پايه؛ در ايـن زمينه هم حرفهـاى گوناگونى از‬

‫دولت صادر شـد‪ .‬يعنـى در روزنامه‌‌ها از قـول يك مسـئول‪ ،‬يك جور گفته شـد؛ فردا يـا دو روز بعـد‪ ،‬يك جور ديگر گفته شـد‪.‬‬

‫نگذاريد اين اتفـاق بيفتد‪ .‬واقعـاً يك تصميـم قاطع گرفته شـود‪ ،‬روى آن تصميم پافشـارى شـود و مسـئله را دنبـال كنيد‪ .‬به‬ ‫هر حـال منابع ارزى بايـد مديريت دقيق بشـود‪9۱/6/2 .‬‬

‫‪55‬‬


‫نقاطضعفدولتنهمودهم‬

‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫‪ .۱۰‬ارتباط كم با نخبگان حوزه و دانشگاه‬

‫در مالقاتهـاى متعددى كـه من با نخبـگان و زبدگان كشـور ‪ -‬دانشـگاهى‪ ،‬حـوزوى ‪ -‬در سـطوح مختلـف دارم‪ ،‬مكرر از شـما‬

‫مسـئوالن محترم گله ميكننـد كه اينهـا در بين مـا نمى‌آينـد و با مـا در ايـن زمينه‌ها صحبـت نميكنند‪ .‬اين اشـكال بر شـما‬ ‫وارد اسـت‪ .‬من چنـد روز پيش هـم در ديدار اسـاتيد دانشـگاه هميـن را مطرح كـردم‪ .‬آنهـا بارها به مـن گفتند‪ ،‬در آن جلسـه‬ ‫هم گفتنـد؛ من هم مطـرح كـردم‪9۰/6/6 .‬‬

‫‪ .۱۱‬ضعف در مدیریت واردات‬

‫مسـئله‌ى واردات را هـم كـه گـزارش دادنـد‪ ،‬البته جـزو نگرانى‌هاى من اسـت‪ .‬حـاال اين گـزارش هم هسـت؛ ليكـن آنچه كه‬ ‫انسـان مشـاهده ميكند‪ ،‬يك قدرى نگرانى‌آور اسـت‪ .‬درسـت اسـت؛ ممكن اسـت رشـ ِد نسـبت واردات به صـادرات غير نفتى‬ ‫ما كاهـش پيدا كـرده‪ ،‬اين رشـد كم شـده ‪ -‬اين خـودش چيـز مثبتى اسـت ‪ -‬اما بـه اين اكتفـاء نكنيـد‪ .‬بخصـوص در همين‬ ‫زمينه‌هاى زراعـى و باغـى و اينها كه ذكـر كردنـد‪ ،‬اينها چيزهائى اسـت كه بايسـتى هرچـه ميتوانيـم‪ ،‬از واردات اينهـا پرهيز‬ ‫كنيم‪ .‬برويد سـراغ همان صنعتى‌سـازى صـادرات كشـاورزى؛ همين چيـزى كه در گزارشـها هم بـود‪ .‬اينها چيزهـاى مهمى‬ ‫َّ‬ ‫‌شـاءالل روى اينها تكيه شـود‪ .‬مردم هم تحمل ميكننـد و ميپذيرنـد‪9۰/6/ 6 .‬‬ ‫اسـت؛ ان‬

‫‪ .۱۲‬پرداختن به حواشی‬

‫با اين همه كارى كه دولت دارد‪ ،‬سـعى كنيد دچار حاشيه‌سـازى‌هاى مسـئله‌دار نشـويد‪ .‬دولت دارد كار ميكند‪ ،‬تالش ميكند‪،‬‬ ‫َّ‬ ‫بحمدالل هسـت‪ ،‬نياز هم به كار هسـت‪ .‬خـب‪ ،‬يك ميـدان كارى وجود دارد‪ ،‬نيـاز فراوانى هـم وجود دارد‪،‬‬ ‫ميدان هم براى كار‬ ‫دولت هم نشـان داده كه اهـل خطرپذيـرى و وارد شـدن در ميدانهـاى كار و بـا همه‌ى وجـود كار كـردن و وارد ميدان شـدن‬

‫اسـت؛ خيلى خوب‪ ،‬با اين اوضاع و احوال‪ ،‬واقعاً شايسـته و سـزاوار نيسـت كه حواشـى‌اى به وجـود بيايد؛ حاال چه حواشـى‌اى‬

‫كه خود شـما گاهـى اوقـات بى‌توجه به وجـود مى‌آوريـد‪ ،‬چـه آنهائى كـه ديگران بـه وجـود مى‌آورند و شـما هم تسـليم آنها‬ ‫ميشـويد؛ از اين حواشـى بايد پرهيز كـرد‪ .‬نگذاريد در فضـاى كشـور‪ ،‬در فضاى بيـن دولت و مـردم‪ ،‬درگيرى‌هـا و دلهره‌هائى‬ ‫به وجود بيايـد كه شـماها را از كار باز بـدارد‪9۰/6/6 .‬‬

‫‪ .۱۳‬نبود اهتمام ویژه به مسئله اشتغال‌زايی و بهره‌وری‬

‫مسـئله‌ى اشـتغال هم مسـئله‌ى مهمى اسـت‪ .‬طرحهائى كه از چند سـال پيش به ايـن طرف براى اشـتغال پيش‌بينى شـده‪،‬‬

‫آنچنان كه انسـان انتظار داشـت‪ ،‬نشـد‪ .‬اگرچه حاال كارهائى انجام گرفت و خوب بود‪ ،‬بد نيسـت؛ ليكن ما را مسـتغنى نميكند‬ ‫از اينكه نسبت به مسـئله‌ى اشـتغال يك اهتمام ويژه‌اى داشـته باشـيم‪ .‬مسـئله‌ى ارتقاى بهره‌ورى هم همين طور‪8۹/6/8 .‬‬

‫‪56‬‬


‫نقاطضعفدولتنهمودهم‬

‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫‪ .۱۴‬موضع‌گیری‌ها و اطالع‌رسانی متناقض درون دولت‬

‫هيئت وزيـران بايسـتى بـه هم‌افزائى دسـتگاه‌ها كمـك كنـد؛ يعنى اگـر چنانچه بيـن دسـتگاه‌ها تعارضـى وجـود دارد ‪ -‬كه‬ ‫معموالً وجـود دارد؛ معموالً دسـتگاه‌هاى مختلـف به طور طبيعـى اصطكاكهـا و تعارضهائى با هـم دارند؛ مخصـوص اينجا هم‬

‫نيسـت‪ ،‬همه جا همين‌جور اسـت؛ طبيعت كار اين اسـت ‪ -‬هيئت وزيران بايسـتى ايـن اصطكاكها را بـه حداقل برسـاند و اگر‬ ‫بتواند‪ ،‬برطرف كند‪ .‬يكى از مسـائل مهم اين اسـت‪ .‬من هميشـه مثال ميزنـم و ميگويم اينجا يـك چهارراه كه نـه‪ ،‬چندين راه‬ ‫اسـت‪ ،‬كه رئيس جمهور هم مثل پليس راهنمائى اسـت ‪ -‬كه در واقع در مقام رياسـت هيئـت وزيران‪ ،‬راهنمائـى ميكند ‪ -‬اين‬ ‫را متوقـف ميكنـد‪ ،‬آن را راه مى‌انـدازد؛ يعنـى هدايت ميكند كـه اينهـا هم‌افزائى كننـد‪ ،‬با يكديگر اصطكاك نداشـته باشـند‪.‬‬ ‫يكى از نقشـهاى هيئـت وزيران اين اسـت‪.‬‬ ‫برخى اوقات اين اصطكاكهـا و تعارضهائى كه در عمل و اجـراء وجود دارد‪ ،‬در تبليغات هم منعكس ميشـود؛ اين ديگر ميشـود‬

‫چند برابـر؛ در واقع بدىِ مضاعف ميشـود‪ .‬يك دسـتگاهى مث ً‬ ‫ال فرض كنيـد درباره‌ى يك شـيئى‪ ،‬يك پديـده‌اى حرفى ميزند‪،‬‬ ‫يك خبـرى ميدهـد‪ ،‬يـك اظهارنظـرى ميكنـد‪ ،‬از آن طرف يـك دسـتگاه ديگـر مى‌آيـد عكـس آن را ميگويد! مـردم متحير‬

‫ميمانند؛ يعنى واقعاً نميفهمند كه اين درسـت اسـت يا آن درسـت اسـت‪ .‬اين مسـئله به زندگى مردم هم ارتبـاط پيدا ميكند؛‬ ‫مسـائل مربوط بـه متن زندگـى مردم اسـت‪ .‬يكى يك‬ ‫يعنـى اينجور هم نيسـت كه خـارج از زندگـى مردم باشـد؛ نه‪ ،‬درسـت‬ ‫ِ‬ ‫آمـارى ميدهد‪ ،‬ديگرى يـك آمارى؛ اينها نبايسـتى اتفـاق بيفتد‪ .‬همه‌ى دولتهـا گرفتار يك چنيـن چيزهائى بودنـد‪ .‬در نقش‬

‫دادن به هيئت وزيـران و بارور كردن ايـن مجموعه‌اى كه دور هم مى‌نشـينند و وقـت گران‌قيمتى را مصرف ميكنند‪ ،‬بكوشـيد‬ ‫و هرچه ممكن اسـت‪ ،‬آن اصطكاكهـا را باز هم كم كنيـد‪8۹/6/8 .‬‬

‫‪ .۱۵‬بهانه دادن به جنجال آفرينان‬

‫بهانه هم دسـت ديگـران ندهيـد‪ .‬مـن مى‌بينـم متأسـفانه گاهـى بهانه‌هايى هـم از طرف خـو ِد شـما داده ميشـود كـه اين را‬ ‫هم بايسـتى توجه كنيـد كه بهانه هم دسـت ديگـران ندهيـد؛ مراقبت كنيد؛ حـزم كنيـد‪ .‬و گفت‪« :‬اتّقـوا من مواضـع التّهم»‪.‬‬ ‫گفتند يك شـيخى در يك مدرسـه‌ى دينى بـه طلبه‌اى گفت كـه گفته‌اند فالن طلبـه‪ ،‬فالن مـراوده‌ى غلـط را دارد‪ .‬طلبه هم‬ ‫گفت‪ :‬اتّقوا مـن مواضع التّهم‪ ،‬آشـيخ تـو هم! خالصـه اينكه مواظـب باشـيد‪ ،‬مراقبت كنيـد؛ «اتّقوا مـن مواضع التّهـم»؛ براى‬ ‫خودتان و براى دولت مسـئله درسـت نكنيـدو بـراى جنجال‌آفرينى‌ها ‪ -‬كه كسـانى دنبالش هسـتند ‪ -‬بهانه ندهيـد‪8۷/6/2 .‬‬

‫‪ .۱۶‬وعده‌های عملی نشده و دامن زدن به توقعات مردم‬

‫روى اين اهتمام داشـته باشـيد كه هـر آنچه به عنـوان يك وعده از شـما صادر ميشـود‪ ،‬مـردم در موعـد معين ببيننـد كه آن‬

‫وعده تحقق پيـدا كرد‪ .‬اگر از صـد تا كارى كه شـما ميگوئيد‪ ،‬نودتايـش را انجام بدهيـد‪ ،‬ده تايش انجام نگيـرد‪ ،‬همين در ذهن‬

‫‪57‬‬


‫نقاطضعفدولتنهمودهم‬

‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫مردم يـك اختاللى ايجـاد خواهد كـرد‪ .‬آنچـه را كـه آدم احتمـال ميدهد انجام نشـود‪ ،‬به صـورت احتمـال بگويد‪ ،‬بـه صورت‬ ‫قطـع و يقين نگويد‪ .‬بـه نظر من ايـن چيز بسـيار مهمى اسـت‪9۱/6/2 .‬‬

‫چقدر خوب اسـت كه همـه‌ى وعده‌هائـى كه دولـت به مـردم داده‪ ،‬عمل بشـود‪ .‬اگـر چنانچه وعـده‌اى به مـردم داده بشـود و‬ ‫عمل نشـود‪ ،‬اين مشـكالت درسـت خواهد كـرد؛ نه فقط نسـبت به دولـت‪ ،‬بلكه بـه نظـام‪9۰/6/ 6 .‬‬

‫تعهـدات را با مقدورات تنظيـم كنيد و بـه مطالبات و توقعـات ناممكن دامن نزنيـد‪ .‬البته امـروز يك عده‌اى بـه خاطر مخالفت‬ ‫بـا دولت ايـن مطالبـات را دامـن ميزننـد! اينها مشـهود و محسـوس اسـت و داريـم مى‌بينيـم‪ .‬خودشـان ميگويند كـه دولت‬

‫چرا به توقعات دامـن ميزند؛ اما خودشـان هم واقعـاً توقعـات را دامن ميزنند و شـعارهاى بيخـودى و كارهـاى ناممكن مطرح‬ ‫ميكنند‪ .‬شـما هم از ايـن اطمينانى كه مـردم به شـما دارند‪ ،‬بيشـترين اسـتفاده را بكنيـد‪ .‬آن جايى كـه واقعاً ممكن نيسـت‪،‬‬ ‫آن جايى كه درسـت نيسـت و آن جايى كه كار نشـدنى اسـت‪ ،‬به مـردم صريح بگوييـد؛ بگوييد اين كار نميشـود و بـا امكانات‬ ‫كشـور سـازگار نيسـت؛ مردم از شـما قبول ميكننـد‪ .‬من در يـك مـورد خاصى بـه آقـاى رئيس‌جمهور گفتـم اين مـورد را به‬ ‫مـردم بگوييد نميشـود؛ حتّى اگـر پيش از شـما هم وعـده‌اى داده شـده و حاال شـما مى‌بينيد عملى نيسـت‪ ،‬به مـردم بگوييد‬ ‫آقا عملى نيسـت‪ .‬مـردم هم ميپذيرنـد‪8۵/6/6 .‬‬

‫‪ .۱۷‬موازی‌كاری در مدیریت‌های دولتی‬

‫يك مسـئله‌ى ديگر هـم در مديريتهـاى دولتـى‪ ،‬كار مـوازى اسـت‪ .‬در دولت نبايـد كارهاى مـوازى انجـام بگيـرد‪ .‬كار موازى‬ ‫چند عيـب دارد‪ :‬اوالً هزينه‌ى انسـانى زيـادى بيجا مصرف ميشـود‪ ،‬ثانيـاً هزينه‌ى مالـى زيادى مصرف ميشـود‪ ،‬ثالثـاً تناقض‬

‫در تصميم‌گيرى‌هـا به وجـود مى‌آيد ‪ -‬وقتى دو دسـتگاه مسـئول يـك كارى هسـتند‪ ،‬اين يك تصميـم ميگيـرد‪ ،‬آن هم يك‬ ‫تصميم ديگر ميگيـرد ‪ -‬و رابعاً از همه باالتر‪ ،‬مسـئوليت لوث ميشـود‪ .‬فـرض كنيد توى فالن مسـئله‌ى اقتصادى يا مسـئله‌ى‬ ‫فرهنگى يا مسـئله‌ى سياسـت خارجـى يا هرچـه‪ ،‬اگر چنانچـه يك مشـكلى پيش بيايد‪ ،‬مسـئوليت لـوث ميشـود‪ .‬وقتى كار‬ ‫موازى انجـام گرفت‪ ،‬مسـئوليت لوث ميشـود‪ .‬بيـن دولـت ‪ -‬يعنى قـوه‌ى مجريـه ‪ -‬و بعضـى از دسـتگاه‌هاى بيـرون از قوه‌ى‬ ‫مجريه‪ ،‬يـك جاهائى بعضـى موازى‌كارى‌ها هسـت‪ .‬همـه‌ى تالشـمان اين اسـت كه بلكـه ايـن موازى‌كارى‌ها را يـك جورى‬ ‫حل كنيـم‪ ،‬اصالح كنيـم‪ ،‬عالج كنيـم‪ .‬در داخل دولـت‪ ،‬ديگر نبايسـتى از ايـن موازى‌كارى‌ها به وجـود بيايد‪ .‬حـاال يك موارد‬ ‫خاصى هسـت؛ اما كلى‌اش اين اسـت كـه مـوازى‌كارى خوب نيسـت‪8۹/6/8 .‬‬

‫‪ .۱۸‬برخی بی‌تدبیری‌ها در برابر تحریم‌ها‬

‫وانمود ميكنند كـه اگر ملت ايران از انرژى هسـته‌اى صرفنظر كند‪ ،‬تحريمها برداشـته ميشـود‪ .‬دروغ ميگوينـد‪ .‬از روى بغض و‬

‫كينه‌اى كه دارنـد‪ ،‬تحريمهاى غير منطقى ميكننـد؛ تحريمهائى كه همه‌ى عقال و انسـانهاى باانصاف عالـم وقتى نگاه ميكنند‪،‬‬

‫‪58‬‬


‫نقاطضعفدولتنهمودهم‬

‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫مى‌بيننـد اينهـا كارهاى غيـر منطقـى و در واقع وحشـيانه اسـت؛ اين يـك ِ‬ ‫جنگ بـا يك ملت اسـت‪ .‬البتـه در ايـن جنگ هم‬ ‫به توفيق الهـى مغلوب ملـت ايران خواهند شـد‪.‬‬ ‫البته مشـكالتى به وجـود مى‌آورنـد‪ ،‬بعضـى از بى‌تدبيرى‌ها هـم اين مشـكالت را افزايـش ميدهد ‪ -‬اينها هسـت ‪ -‬ولـى اينها‬ ‫چيزى نيسـت كه جمهـورى اسلامى نتوانـد اينهـا را حـل كند‪ .‬بـه توفيق الهـى‪ ،‬ملـت ايـران از همـه‌ى اين مشـكالت عبور‬ ‫خواهد كـرد‪9۱/7/۱۹ .‬‬

‫‪ .۱۹‬کشاندن اختالفات میان مردم‬

‫اختالفات مضر اسـت‪ .‬هم اختالفات بين مسـئولين مضر اسـت؛ هم بدتر از آن‪ ،‬كشـاندن اختلاف ميان مردم مضر اسـت‪ .‬اين‬ ‫را من به مسـئولين‪ ،‬به رؤسـاى محترم هشـدار ميدهم‪ .‬من از رؤسـاى قوا حمايـت كردم‪ ،‬باز هـم حمايت ميكنم ‪ -‬مسـئولند‪،‬‬ ‫بايد كمكشـان كـرد ‪ -‬اما به آنها هشـدار ميدهـم‪ ،‬مراقب باشـند‪ .‬نه اينكـه ايـن نامه‌نگارى‌ها خيلى مهم باشـد؛ نه‪ ،‬صـد تا نامه‬ ‫بنويسـند؛ كار خودشـان را بكنند‪ ،‬اختالفات را به ميان مردم نكشـانند‪ ،‬چيزهاى جزئى را مايه‌ى جنجال و هياهو و اسـتفاده‌ى‬ ‫تبليغاتى دشـمن و خوراك تبليغاتى راديوهـاى بيگانه و تلويزيونهـاى بيگانه نكنند‪ ،‬صد تا نامه بنويسـند؛ نامـه اهميتى ندارد‪.‬‬ ‫مهم اين اسـت كه همه‌ى ما بدانيم مسـئوليتى داريم‪ ،‬همـه‌ى ما بدانيم موقعيت حساسـى داريـم‪9۱/8/۱۰ .‬‬

‫‪ .۲۰‬تصميم‌هاى خلق‌الساعه و تغییر مقررات‬

‫حركت بر اسـاس برنامه‪ ،‬يكى از كارهاى اساسـى اسـت‪ .‬تصميمهـاى خلق‌السـاعه و تغيير مقـررات‪ ،‬جزو ضربه‌هائى اسـت كه‬ ‫به «اقتصـاد مقاومتى» وارد ميشـود و بـه مقاومت ملت ضربـه ميزند‪ .‬ايـن را‪ ،‬هم دولت محتـرم‪ ،‬هم مجلس محتـرم بايد توجه‬ ‫داشـته باشـند؛ نگذارند سياسـتهاى اقتصادى كشـور در هر زمانى دچار تذبذب و تغييرهاى بى‌مورد شـود‪9۱/5/3 .‬‬

‫‪ .۲۱‬فقدان مبارزه عملی با فساد اقتصادي‬

‫امروز مسـئوالن بايـد همه‌ى تالششـان را بكنند بـراى اينكه گره‌هـاى اقتصادى را بـاز كنند‪ ،‬مشـكالت را برطـرف كنند‪ .‬بنده‬ ‫سـه چهار سـال قبل از ايـن‪ ،‬در صحبت اول سـال صريحـاً به مـردم و به مسـئولين گفتم كه نقشـه‌ى دشـمنان ملت ايـران از‬

‫حاال به بعـد‪ ،‬بيـش از همـه‪ ،‬نقشـه‌ى اقتصادى اسـت‪ .‬خـب‪ ،‬مى‌بينيد كـه همين جور شـد‪ .‬هـم دولـت‪ ،‬هم مجلـس‪ ،‬همه‌ى‬ ‫نيرويشـان را‪ ،‬همه‌ى فكـر و ذكرشـان را متمركـز كنند بـر روى سياسـتهاى درسـت اقتصـادى‪ .‬چند سـال قبل از ايـن‪ ،‬بنده‬ ‫درباره‌ى فسـاد اقتصـادى‪ ،‬به رؤسـاى قـوا نامـه دادم‪ .‬خب‪ ،‬با فسـاد اقتصـادى مبـارزه كنيد‪ .‬بـه زبـان گفتن كه مطلـب تمام‬

‫نميشـود؛ عم ً‬ ‫ال با فسـاد مبارزه كنيد‪ .‬هى بگوئيـم مبارزه با فسـاد اقتصادى‪ .‬خـب‪ ،‬كو؟ در عمل چه كار شـد؟ چـه كار كرديد؟‬ ‫اينهاسـت كه انسـان را متأثر ميكند‪9۱/۱۱/۲۸ .‬‬

‫‪59‬‬


‫نقاطضعفدولتنهمودهم‬

‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫‪ .۲۲‬متهم كردن دیگران به استناد اتهام ثابت نشده‬

‫كارنامه‌ى درخشـان سـى سـاله‌ى انقالب كمرنگ جلوه داده شد؛ اسـم بعضى از اشـخاص برده شد كه اينها شـخصيتهاى اين‬

‫نظامند؛ اينهاكسـانى هسـتند كه عمرشـان را در راه اين نظام صرف كردنـد‪ .‬بنده در نماز جمعه هيچوقت رسـمم نبوده اسـت‬ ‫از افراد اسـم بياورم؛ اما اينجا چون اسـم آورده شـده اسـت‪ ،‬مجبورم اسـم بياورم‪ .‬بـه طور خاص از آقاى هاشـمى رفسـنجانى‪،‬‬ ‫از آقـاى ناطق نورى من الزم اسـت اسـم بيـاورم و بايـد بگويم‪ .‬البتـه اين آقايان را كسـى متهـم به فسـاد مالى نكـرده؛ حاال در‬ ‫مورد بسـتگان و كسـان‪ ،‬هر كس هـر ادعائـى دارد‪ ،‬بايسـتى در مجارى قانونـى خودش اثبات بشـود و قبـل از اثبات نميشـود‬ ‫اينها را رسـانه‌اى كـرد‪ .‬اگر چيزى اثبات بشـود‪ ،‬فرقـى بين آحاد جامعه نيسـت؛ اما اثبات نشـده‪ ،‬نميشـود اينهـا را مطرح كرد‬

‫و قاطعاً ادعا كـرد‪ .‬وقتـى اينجور حرفها مطـرح ميشـود‪ ،‬تلقى‌هاى نادرسـت در جامعه بـه وجود مى‌آيـد‪ ،‬جوانها چيـز ديگرى‬ ‫خيال ميكننـد‪ ،‬چيز ديگرى ميفهمنـد‪8۸/3/۲۹ .‬‬

‫رئيس يك قوه به اسـتناد يك اتها ِم ثابت نشـده و مطـرح نشـده‌اى در دادگاه‪ ،‬دو قـوه‌ى ديگر را متهـم كرد؛ ايـن كار بدى بود‪،‬‬ ‫ايـن كار نامناسـبى بـود؛ اينجور كارهـا‪ ،‬هم خالف شـرع اسـت‪ ،‬هم خالف قانون اسـت‪ ،‬هـم خالف اخالق اسـت‪ ،‬هـم تضييع‬

‫حقوق اساسـى مردم اسـت‪ .‬يكى از حقوق اساسـى مهم مردم اين اسـت كه در آرامش روانـى و در امنيت روانـى زندگى كنند؛‬ ‫در كشـور امنيت اخالقى برقرار باشـد‪ .‬اگر يك فردى متهم به فسـاد اسـت‪ ،‬نميشـود به خاطر او انسـان ديگـران را متهم كند؛‬ ‫حتّى اگر ثابت هم ميشـد‪ ،‬چه برسـد بـه اينكه ثابت نشـده اسـت‪ ،‬دادگاهى نرفتـه‪ ،‬محاكمه‌اى نشـده‪ .‬به اسـتناد متهم كردن‬ ‫يك نفر‪ ،‬انسـان بيايـد ديگـران را‪ ،‬مجلـس را‪ ،‬قـوه‌ى قضائيه را متهـم كند؛ اين كار درسـت نيسـت‪ ،‬ايـن كار غلط اسـت‪ .‬بنده‬

‫فع ً‬ ‫ال نصيحت ميكنـم‪ .‬اين كار‪ ،‬كار شايسـته‌اى براى نظام جمهورى اسلامى نيسـت‪9۱/۱۱/۲۸ .‬‬

‫‪60‬‬


‫یادداشت‬


‫شنبه‌یپس‌ازانتخابات‬

‫‪14‬‬

‫‪ .1‬پیام درپی حضور‬

‫حماسیمردمدردهمین‬ ‫دوره‌ی انتخابات ریاست‬ ‫جمهوری ‪۸۸/3/۲۳‬‬ ‫‪ .2‬پيامبهمناسبت‬

‫حماسه‌ی پرشور‪27‬‬ ‫خرداد ‪۸۴/3/۲۸‬‬

‫‪.3‬پیامبهمناسبتحضور‬

‫پرشورم ّلتایراندرمرحله‬ ‫دومانتخاباتریاست‬ ‫جمهوری‪۸۴/4/4‬‬

‫به هم ‌ه آحاد مردم و بويژه جوانان عزيز كه سرزنده‌ترين نقش‌آفرينان‬

‫اين حادثه‌ی شورانگيز بودند‪ ،‬توصيه ميكنم كه كام ً‬ ‫ال هشيار باشند‪.‬‬ ‫همواره بايد شنبه‌ی پس‌از انتخابات‪ ،‬روز مهربانی و بردباری باشد‪.‬‬ ‫چه طرفداران نامزد منتخب و چه هواداران ديگر نامزدهای محترم‪‌،‬‬ ‫از هرگونه رفتار و گفتار تحريك‌آميز و بدگمانانه پرهيز كننــد‪ .‬رئيس جمهور منتخب و‬ ‫محترم‪ ،‬رئيس جمهور همه‌ی ملت ايران است و همه و از جمله رقيبان ديروز بايد يكپارچه‬ ‫از او حمايت و به او كمك كنند‪ .‬بی شــك اين نيز امتحانی الهی است كه موفقيت در آن‬ ‫خواهد توانست رحمت خداوند متعال را جلب كند‪.‬‬

‫‪1‬‬

‫بزرگترین برنده‌ی این انتخابات‪ ،‬ملت ایران است كه به رغم سمپاشی‌های دشمن خارجی‬ ‫و ایادی داخلی‌اش‪ ،‬شكوه و عظمت آفرید و بدبینان را غافلگیر كرد‪.‬‬

‫‪2‬‬

‫نقش مؤثر و تعیین كننده‌ی نامزدهای ریاست جمهوری در خلق این حماسه‌ی بزرگ ملی‪،‬‬ ‫انكار ناپذیر و سپاس از آنان بر همگان الزم است‪.‬‬

‫‪62‬‬

‫‪3‬‬


‫گزیده ای از بیانات رهبر انقالب اسالمی‬

‫شنبه‌یپس‌ازانتخابات‬

‫یادداشت‬

‫نمايش الگوي مردم ساالري صادقانه‬

‫‪84/3/28‬‬

‫ملت‪ ،‬بزرگترين برنده انتخابات‬

‫‪84/3/28‬‬

‫طرفداران نامزد پیروز موفقيت خود را از خداوند بدانند‬

‫‪76/3/3‬‬

‫طرفداران سایر نامزدها احساس خسارت نکنند‬

‫‪80/3/19‬‬

‫حضور نامزدها بزرگترين كمك به رقابت انتخاباتي‬

‫‪76/3/3‬‬

‫پرهيز از گفتار تفرقه انگيز و دلسرد كننده‬

‫‪84/3/28‬‬

‫شنبه‌ی پس‌از انتخابات‪ ،‬روز مهربانی و بردباری‬

‫‪88/3/23‬‬

‫رئیس جمهور منتخب‪ ،‬رئیس جمهور همه‌ی ملت ایران‬

‫‪84/3/28‬‬

‫فرصت ارزشمند تا پذیرش رسمی مسئولیت‬

‫‪84/4/4‬‬

‫نخستين وظيفه‌ي نامزد منتخب‬

‫‪84/3/28‬‬

‫تالش بى‌وقفه در راه رفع مشكالت كشور‪ ،‬از اولین ساعات اعالم نتیجه‌ی انتخابات‬

‫‪84/3/28‬‬

‫يأس دشمن‬

‫‪68/5/8‬‬

‫‪63‬‬



neda