Issuu on Google+

‫اسخ به پرسش های کاربران رادیو فردا‬ ‫نوشتهء اکبر گنجی‬ ‫دین و استبداد و هویت‪ :‬مسأله اصلی ما گذار به دموکراسی است‪ .‬تاریخ بلند‬ ‫استبدادی ما معلول علل و دللئل بسیاری است‪ .‬تبیین پدیده سرکوب با یک علت ‪،‬‬ ‫تحلیلی غیر علمی و نادرست است‪ .‬بسیاری از نظام های استبدادی حاکم بر ما‪،‬‬ ‫نظام سکولر بوده اند‪ .‬از جمله نظام پهلوی‪ .‬دین یکی از اجزای بسیار مهم هویت‬ ‫ایرانیان بوده و خواهد بود‪ .‬ضدیت با دین راه به جایی نخواهد برد‪ .‬جدایی نهاد‬ ‫دین از نهاد دولت یکی از پیش شرط های مهم گذار به دموکراسی و نظام‬ ‫دموکراتیک است‪ .‬نظام های توتالیتر اروپای شرقی سابق‪ ،‬هر چه در توان داشتند‬ ‫صرف نابودی دین کردند‪ ،‬این پروژه به طور کامل شکست خورد‪ ،‬اما تنها‬ ‫دستاورد آنها برای بشریت نظامهای توتالیتر بود‪ .‬همین تجربه ی بزرگ باید به ما‬ ‫‪ .‬آموخته باشد که دین ستیزی نه شرط کافی دموکراسی است و نه شرط لزم آن‬ ‫استبداد خواهی و استبداد پذیری ما‪ :‬دموکراسی و دیکتاتوری‪ ،‬برساخته های بشری‬ ‫اند‪ .‬تاریخ ما‪ ،‬تاریخ استبداد بوده است‪ ،‬یعنی ‪ ،‬استبداد پدیده ای استثنایی در تاریخ‬ ‫ما نبوده است‪ .‬این واقعیت تلخ حاکی از آن است که نظام استبدادی با روحیه‪ ،‬خلق‬ ‫و خوی ‪ ،‬شخصیت و فرهنگ ما سازگار است‪ .‬روشنفکران ما همیشه تمام مسالئل‬ ‫و مشکلت را به دولت فروکاسته اند و این واقعیت ساده را نادیده گرفته اند که‬ ‫نظام سیاسی لباسی است در حد و اندازه جوامع بشری‪ .‬اگر این لباس در حد و‬ ‫اندازه ما نبود‪ ،‬پاره و دریده می شد‪ .‬همه ی ما در برساختن نظام استبدادی شریک‬ ‫بوده و هستیم‪ .‬منتها‪ ،‬میزان مشارکت هر یک از ما متفاوت است‪ .‬درست است که‬ ‫بسیاری از مردم با این نظام مخالفند‪ ،‬اما آیا جز تعدادی قلیل‪ ،‬در عمل‪ ،‬کسی با‬ ‫این نظام در حال مبارزه است؟ چرا در تحلیل های روشنفکرانه هیچگاه از‬ ‫اکثریت خاموش در برابر استبداد انتقاد نمی شود؟ حداقل چیزی که می توان‬ ‫درباره ی این مردم گفت‪ ،‬این است که این مردم ‪ ،‬مردمی ستم پذیرند‪ .‬روشنفکران‬ ‫با انتقاد از دولت‪ ،‬به قهرمان مردم ستم پذیر تبدیل می شوند‪ .‬اما نادیده گرفتن‬ ‫نقش اساسی مردم در برساختن نظام های استبدادی‪ ،‬حقیقت مهمی را می پوشاند‬ ‫که روشنایی بخشیدن بدان می تواند رهایی بخش باشد‪ .‬وقتی از مردم حرف می‬ ‫زنم‪ ،‬روشنفکران را از مردم جدا نمی کنم‪ .‬روشنفکران هم بخشی از همین مردم‬ ‫‪.‬اند‬


‫مردم سالری دینی‪ :‬نظام دموکراتیک را نمی توان به حکومت اکثریت فروکاست‪.‬‬ ‫فقط‪ ،‬و این شرط بسیار مهم است‪ ،‬یکی از ویژگی های نظام های دموکراتیک این‬ ‫است که با رأی اکثریت مردم به قدرت می رسند)به تعبیر دقیق تر‪ ،‬با رآی‬ ‫اکثریت مردم‪ ،‬قدرت را از دست داده و به دیگری واگذار می کنند(‪ .‬یکی از‬ ‫مهمترین ویژگی های نظام های دموکراتیک‪ ،‬رعایت حقوق اقلیت هاست‪ .‬رعایت‬ ‫حقوق بشر‪ ،‬مهمترین ویژگی نظام های دموکراتیک است‪ .‬پلورالیسم‪ ،‬ویژگی مهم‬ ‫دیگر نظام دموکراتیک است‪ .‬نظامی که به پلورالیسم فکری)نظری‪ ،‬عقیدتی و‪(...‬‬ ‫‪.‬و عملی)اجتماعی( پایبند نباشد‪ ،‬نظام دموکراتیک نخواهد بود‬ ‫می توان مسلمان و دموکرات بود‪ .‬مسلمانی با دموکرات بودن تعارضی ندارد‪ .‬اما‬ ‫نمی توان دولت اسلمی دموکراتیک داشت‪" .‬مردم سالری دینی"‪ ،‬وجود خارجی‬ ‫ندارد و به دللئل عدیده نمی تواند وجود داشته باشد‪ .‬مسأله ی ما‪ ،‬دینداری مردم‬ ‫نیست‪ ،‬مسأله ی ما‪ ،‬استبداد پایدار است‪ .‬دین در تاریخ ما همیشه به عنوان توجیه‬ ‫گر استبداد به کار گرفته شده است‪ .‬تفکیک نهاد دین از نهاد دولت ‪ ،‬به عنوان‬ ‫یکی از مهمترین اجزای دموکراسی خواهی ‪ ،‬باید در الویت قرار گیرد‪ .‬نقد دین‪،‬‬ ‫توسط نواندیشان دینی‪ ،‬از این منظر بسیار مهم است و می تواند به گذار به نظام‬ ‫دموکراتیک‪ ،‬مدد رساند‪ .‬اما نابودی دین‪ ،‬نه ممکن است و نه مطلوب‪ .‬آمریکا دین‬ ‫دار ترین جامعه مغرب زمین است‪ .‬توکویل بخوبی نشان داده است که دینداری‬ ‫آمریکالئیان‪ ،‬تعارضی با دموکراسی و آزادی ندارد‪ ،‬به شرط آنکه نهاد دین از نهاد‬ ‫دولت جدا باشد و برابری همه آدمیان پذیرفته شود‪ .‬به گمان وی‪ ،‬خداوند همه ی‬ ‫‪.‬آدمیان را برابر آفریده است‬ ‫ضمانت دوام دموکراسی ‪ :‬هیچ تضمینی وجود ندارد که فرد ‪ ،‬گروه یا نظامی‬ ‫همیشه لیبرال و دموکرات باشند‪ .‬نظام های سیاسی را باید از طریق قانون اساسی‬ ‫و ساختارها و نهادهای مدنی محدود و مقید کرد‪ .‬حتی در جوامع دموکراتیک هم‬ ‫نظام های سیاسی از فرصت ها و روزنه ها برای اقدامات غیر دموکراتیک‬ ‫استفاده می کنند‪ .‬سیاست نظامی گرایانه دولت آمریکا‪ ،‬سیاستی غیر دموکراتیک‬ ‫است که منجر به رشد بنیاد گرایی در منطقه شده است‪ .‬در انتخابات ریاست‬ ‫جمهوری آمریکا که در حال انجام است‪ ،‬هر دو حزب سیاسی از باورهای دینی‬ ‫مردم برای رسیدن به قدرت استفاده می کنند‪ .‬زندان های مخفی آمریکا در اروپا و‬ ‫دیگر نقاط دنیا)که افشا شد( نمونه ی دیگری از اقدامات غیر دموکراتیک و ناقض‬


‫حقوق بشر دولت یک جامعه دموکراتیک است‪ .‬وقتی دادستان کل فعلی آمریکا در‬ ‫سنای آمریکا در برابر نمایندگان مردم قرار گرفت تا رأی اعتماد آنها را اخذ کند‪،‬‬ ‫نوعی )‪ (water boarding‬هر چه از او سوال شد که آیا قبول دارد که‬ ‫شکنجه است‪ ،‬او از پاسخ به این پرسش فرار کرد‪ ،‬چرا که دولت آمریکا از این‬ ‫روش برای اعتراف گیری استفاده می کند‪ .‬این واقعیت در حالی است که نهادهای‬ ‫‪.‬حقوق بشر بین المللی این عمل را مصداق شکنجه می دانند‬ ‫واقعیت این است که همه ی ما کاملً انسانیم‪ ،‬انسان کامل وجود ندارد‪ .‬انسان‪،‬‬ ‫یعنی موجود خطاکار‪.‬همه ی ما ‪ ،‬تر دامن و سجاده شراب آلوده ایم‪ .‬اما پیش‬ ‫فرض انسان شناسانه ی نظام دموکراتیک این است)این باید باشد( که زمامداران‬ ‫سیاسی‪ ،‬شیاطینی هستند که بدنبال ‪،‬فریب‪ ،‬نیرنگ‪ ،‬خدعه‪ ،‬سو استفاده و منافع‬ ‫خویش اند‪ .‬لذا باید به گونه ای دست و پای این شیاطین را بست‪ ،‬که فرصت‬ ‫هرگونه سو استفاده از آنان سلب شود‪ .‬توزیع قدرت‪ ،‬کنترل قدرت‪ ،‬نظارت بر‬ ‫قدرت‪ ،‬نقد دالئمی قدرت‪ ،‬دوره ای کردن مناصب‪ ،‬رسانه های مستقل و آزاد‪ ،‬و‬ ‫دهها برساخته دیگر را باید ایجاد کرد تا شرارت رهبران سیاسی به حداقل ممکن‬ ‫‪.‬رسانده شود‬ ‫نامه ها و بیانیه های ارسالی از زندان‪ :‬کافی است دوستان نگاهی به سایت های‬ ‫مختلف بیندازند و نامه ها و بیانیه های زندانیان سیاسی را در آنها مشاهده کنند‪ ،‬تا‬ ‫این پیش مدعا که فقط نامه های من از زندان بیرون می آمده به سرعت ابطال‬ ‫شود‪ .‬جمهوری اسلمی‪ ،‬نظامی استبدادی و سرکوبگر است‪ ،‬اما نظامی فاشیستی‬ ‫و توتالیتر نیست‪ .‬یعنی نمی تواند باشد‪ ،‬نه اینکه نخواهد باشد‪ .‬ساختن نظامی‬ ‫توتالیتر و فاشیستی در ایران ناممکن است‪ .‬ضمن اینکه زندانیان سیاسی در همه‬ ‫زندانها یاد می گیرند که چگونه نظرات خود را به بیرون از زندان منتقل کنند‪.‬‬ ‫خاطرات ماندل که در زندان رژیم آپارتاید نوشته شد‪ ،‬به بیرون فرستاده‬ ‫شد)رجوع شود به خاطرات وی که چگونگی آن را شرح داده است(‪ .‬مهمترین‬ ‫نوشته های گرامشی‪ ،‬نوشته های زندان اوست که در زندان نظام فاشیستی‬ ‫موسولینی نوشته شده اند‪ .‬اگر جمهوری اسلمی زندان را قسمت کسی کند‪ ،‬خواهد‬ ‫دید که می توان نظرات را به خارج از زندان منتقل کرد‪ .‬نظام نمی خواهد چنین‬ ‫شود و تمام کوشش خود را مصروف این می کند که چنین نشود‪ ،‬اما زندانی می‬ ‫آموزد که چگونه باید از فرصت ها استفاده کرد‪ .‬نگاه ایدلئولوژیک و توطلئه اندیش‬ ‫فکر می کند که چنین امری محال است‪ ،‬ولی واقعیت نشان می دهد که آن نگاه‬


‫‪.‬نادرست را باید کنار گذارد‬ ‫تغییر رژیم‪ :‬به گمان من مهمترین مسأله ی ما‪ ،‬گذار به دموکراسی)نظام‬ ‫دموکراتیک ملتزم به آزادی و حقوق بشر( است‪ .‬اگر بر سر این موضوع اتفاق‬ ‫نظر داشته باشیم‪ ،‬پرسش بعدی این است که چه اموری شرط لزم گذار به‬ ‫دموکراسی است‪ .‬هیچ نظام سیاسی ای به گمان من مقدس نیست‪ .‬همه نظام های‬ ‫سیاسی برساخته های بشری اند‪ .‬می توان آنها را تغییر داد و در صورتی که‬ ‫سرکوبگر باشند‪ ،‬باید آنها را تغییر داد‪ .‬قانون اساسی جمهوری اسلمی)رژیم‬ ‫حقوقی( ‪ ،‬و نظام ناشی از آن)رژیم حقیقی(‪،‬با دموکراسی و حقوق بشر تعارض‬ ‫دارند‪ .‬اما به گمان من انقلب منجر به دموکراسی نمی شود‪ .‬تنها راه گذار به‬ ‫دموکراسی‪ ،‬مبارزات عملی غیر خشونت آمیز است‪ .‬اگر برای کسی‪ ،‬نظام‬ ‫جمهوری اسلمی هدف و مقدس باشد‪ ،‬برای دوام آن هر کاری خواهد کرد‪ ،‬اما‬ ‫اگر برای کسی دموکراسی و آزادی و حقوق بشر مهم باشد‪ ،‬برای رسیدن به آن‬ ‫هر کاری نخواهد کرد‪ ،‬بلکه به روش های اخلقی و انسانی به دنبال این اهداف‬ ‫خواهد رفت‪ .‬نکته مهم این است که دموکراسی محصول سخنرانی و صدور بیانیه‬ ‫سیاسی نیست‪ ،‬دموکراسی محصول اقدامات عملی است‪ .‬اپوزیسیون فاقد عمل‪،‬‬ ‫‪.‬اپوزیسیون نام نمی گیرد‬ ‫تغییر رژیم در برابر گذار به دموکراسی چندان اهمیتی ندارد‪ .‬همه ما دست به‬ ‫دست هم دادیم و از طریق انقلبی مردمی‪ ،‬رژیم شاه را برانداختیم‪ .‬ولی رژیمی‬ ‫سرکوبگر تر جانشین آن کردیم‪ .‬پس انقلب و تغییر رژیم لزوما ً به دموکراسی‬ ‫منتهی نخواهد شد‪ .‬هدف اصلی ما برساختن یک رژیم دموکراتیک ملتزم به‬ ‫آزادی‪ ،‬حقوق بشر‪ ،‬پلورالیسم‪ ،‬فدرالیسم و‪ ..‬است‪ .‬اما فقط هدف مهم نیست‪ .‬راه‬ ‫رسیدن به هدف هم بسیار مهم است‪ .‬از هر راهی به هر نتیجه ای نمی توان رسید‪.‬‬ ‫انقلب های کلسیک نشان داده اند که به نظام دموکراتیک منتهی نمی شوند‪ .‬باید‬ ‫این مسیر به گونه ای طی شود که رژیمی سرکوبگرتر از رژیم فعلی جایگزین‬ ‫رژیم فعلی نشود‪ .‬نباید کینه و عداوت جانشین عقلنیت و آینده نگری شود‪ .‬با رفتن‬ ‫شاه ‪ ،‬دموکراسی و آزادی مستقر نشد‪ ،‬با رفتن خامنه ای هم دموکراسی و آزادی‬ ‫مستقر نخواهد شد‪ .‬اما از این مقدمه ی درست نباید این نتیجه نادرست را استنتاج‬ ‫کرد که پس دوام رهبری خامنه ای و نظام ولیت فقیه را باید پذیرفت‪ .‬نفی نظام‬ ‫‪.‬ولیت فقیه‪ ،‬شرط لزم گذار به دموکراسی است‬


‫نسبت من با روشنفکری دینی‪ :‬من همچنان خود را یک مسلمان و فردی معتقد به‬ ‫تفسیر روحانی هستی احساس می کنم‪ .‬سعی می کنم تکالیف و وظایف دینی خود‬ ‫را انجام دهم‪ .‬اساس نوشته هایی که اینک در رادیو زمانه‪ ،‬تحت عنوان قرآن‬ ‫محمدی ‪،‬از من منتشر می شود‪ ،‬متعلق به سال دوم زندان است‪ .‬پس از دفتر اول‬ ‫مانیفست جمهوری خواهی‪ ،‬ماهها وقت خود را صرف نوشتن نظرات خود در‬ ‫خصوص اسلم و دموکراسی و حقوق بشر و آزادی‪ ،‬خدای متشخص و‬ ‫نامتشخص‪ ،‬هویت شخصی‪ ،‬وثاقت تاریخی متن‪ ،‬حجیت معرفت شناختی وحی‪،‬‬ ‫نگاه قرآن به مخالفان‪ ،‬اهانت به مقدسات و‪ ..‬کردم‪ .‬حاصل آن یک کتاب ششصد‬ ‫صفحه ای بود‪ ،‬که رفته رفته از زندان خارج شد‪ .‬هدف من انتشار کتاب به عنوان‬ ‫دفتر دوم مانیفست جمهوری خواهی بود‪ .‬حدود ده نفر از دوستان)که همگی از‬ ‫روشنفکران دینی بودند( کتاب را در آن زمان خواندند و همگی با انتشار آن‬ ‫مخالفت ورزیدند‪ .‬در زمان اعتصاب غذا‪ ،‬در یکی از نامه هایی که بیرون انتشار‬ ‫یافت وجود کتاب را خبر دادم و نوشتم اگر زنده نماندم به عنوان وصیت نامه ام‬ ‫انتشار یابد‪ .‬زنده ماندم و پس از خروج از ایران دوستان به طریقی آن را برایم‬ ‫ارسال کردند‪ .‬من هم رفته رفته در مطالبی که می نویسم‪ ،‬از آن متن استفاده کرده‬ ‫‪.‬و آنها را منتشر می کنم‬ ‫اگر عبدالکریم سروش‪ ،‬محمد مجتهد شبستری و مصطفی ملکیان نمادهای‬ ‫نواندیشی دینی باشند‪ ،‬نظرات من با نظرات اینان تفاوت زیادی ندارند‪ .‬اما مسأله‬ ‫این است که بسیاری از کسانی که خود را روشنفکر دینی می نامند‪ ،‬دیگر نظرات‬ ‫این سه تن را قبول ندارند‪ .‬یکی از روشنفکران دینی اخیراً گفته است‪ ":‬این سه تن‬ ‫را از نظر اعتقادی دیگر مسلمان به شمار نمی آورد‪ ،‬هر چند که عملً آنها‬ ‫مسلمانند"‪ .‬فرد دیگری اخیرآ در مقاله ای در سایت خود مرا آته ایست خوانده‬ ‫است‪ .‬اگر این نکته را نادیده بگیریم که وظیفه روشنفکر نیست که فقیهانه روشن‬ ‫کند چه کسی دین دارد و چه کسی دین ندارد‪ ،‬محض اطلع "فقیه‪ -‬روشنفکر"‬ ‫محترم می گویم‪ ،‬اگر یک شیعه اعتقادات شیعیان را نفی کند‪ ،‬باز هم مسلمان و‬ ‫دیندار است‪ .‬اگر یک شیعه‪ ،‬باورهای مسلمانها را انکار کند‪ ،‬باز هم‬ ‫دیندار) مسیحی‪ ،‬یهودی و‪ (...‬است‪ .‬اگر مسلمانی کلیه ی باورهای ادیان ابراهیمی‬ ‫را نفی کند‪ ،‬با زهم دیندار)بودایی و ‪ (...‬است‪ .‬اگر کسی تمام ادیان شرقی و غربی‬ ‫را انکار کند ‪ ،‬اما به خدا اعتقاد داشته باشد‪ ،‬او آته ایست نیست‪ .‬آته ایست کسی‬ ‫است که نظام هستی را به ماده فرو می کاهد و جهان هستی را فاقد شعور و‬ ‫آگاهی می داند‪ .‬وقتی روشنفکری ففقیهانه فتوا صادر کند‪ ،‬فتوا و احکامی صادر‬


‫خواهد کرد که در تاریخ دینداری نشانی از آن نیست‪ .‬کدام فقیه مسلمانی دینداران‬ ‫‪.‬را‪ ،‬به صرف اینکه شیعه یا مسلمان نبوده اند‪ ،‬آته ایست خوانده است‬ ‫تا آنجا که من می دانم‪ ،‬تمام روشنفکران دینی‪ ،‬خصوصا ً سروش و شبستری و‬ ‫ملکیان و نراقی ‪ ،‬از سکولریزاسیون)به معنای جدایی نهاد دین از نهاد دولت(‬ ‫دفاع می کنند‪ .‬سروش و شبستری و ملکیان و نراقی‪ ،‬لیبرال اند‪ ،‬اگر نقدی بر آنها‬ ‫وارد باشد‪ ،‬معطوف به لیبرال بودن تفکر آنهاست‪ ،‬نه آنکه آنها مدافع مردم‬ ‫سالری دینی باشند‪ .‬اینها به کرات نوشته اند که مردم سالری دینی ناممکن و‬ ‫پارادوکسیکال است‪ .‬محسن کدیور‪ ،‬سعید حجاریان‪ ،‬علیرضا علوی تبار و دیگر‬ ‫کسانی که خود را روشنفکر دینی می نامند‪ ،‬همگی خواهان جدایی نهاد دین از‬ ‫‪.‬نهاد دولت اند‬ ‫اقلیت های قومی‪ : :‬نظام جمهوری اسلمی‪ ،‬همچون نظام پهلوی‪ ،‬حقوق اقلیت‬ ‫های قومی را به شدت نقض کرده است‪ .‬از هر گونه فعالیت غیر خشونت آمیز‬ ‫اقلیت های دینی و قومی باید حمایت کرد‪ .‬فدرالیسم در چارچوب ایران‬ ‫دموکراتیک‪ ،‬راه حل بسیاری از مشکلت است‪ .‬هر گونه مبارزه ی معطوف به‬ ‫دموکراسی که وابسته به قدرتهای خارجی و منافع آنها نباشد‪ ،‬برحق است‪ .‬به‬ ‫اقلیت کرد بسیار ظلم شده و می شود‪ .‬من نافرمانی مدنی را جز ضروری‬ ‫دموکراسی خواهی می دانم‪ .‬نافرمانی مدنی عملی دموکراتیک‪ ،‬اصلح طلبانه و‬ ‫اخلقی و شجاعانه است‪ .‬فدرالیسم‪ ،‬یکی از اجزای مهم آن نوع جمهوری خواهی‬ ‫‪.‬است که من مدافع آن هستم‬ ‫روشنفکر حوزه ی عمومی‪ :‬من کوشش می کنم به عنوان یک دگراندیش و‬ ‫روشنفکر حوزه ی عمومی عمل کنم‪ .‬نمی دانم موفق به این کار شده ام یا نه‪.‬‬ ‫دیگران می توانند نوشته ها و اعمال مرا نقد کنند و من سعی می کنم از نقد ها‬ ‫استفاده کنم‪ .‬روشنفکر حوزه عمومی با مسالئل واقعی مردم درگیر می شود‪ .‬کاستن‬ ‫از درد و رنج مردم‪ ،‬هدف اوست‪ .‬به همین خاطر‪ ،‬با قدرت متراکم درگیر می‬ ‫شود‪ .‬روشنفکر برج عاج نشین‪ ،‬سرگرم حل مسالئل انتزاعی ای است که هیچ‬ ‫ربطی به مسالئل و مشکلت عینی مردم ندارد‪ .‬اگر کسی بدنبال کاستن از درد و‬ ‫رنج مردم باشد‪ ،‬در جوامع استبدادی‪ ،‬بدون تردید با دولت درگیر خواهد شد‪.‬‬ ‫استبداد‪ ،‬ام الفساد است‪ .‬در جوامعی که دین توجیه گر استبداد است و استبداد دینی‬ ‫حاکم است‪ ،‬روشنفکر حوزه ی عمومی‪ ،‬خواه ناخواه با تفاسیر فاشیستی ‪-‬‬


‫‪.‬استبدادی از دین درگیر خواهد شد‬ ‫عدول از نظرات گذشته‪ :‬من از هیچ یک از نظرات گذشته ام درباره ی نظام‬ ‫سیاسی که در ایران بیان کرده ام)خصوصا ً آنچه در دو مانیفست نوشته ام( عدول‬ ‫نکرده ام‪ .‬ممکن است در موقعیتی بر نکته ای بیشتر تأکید کنم‪ ،‬اما همچنان معتقدم‬ ‫که گذار به دموکراسی وظیفه ی ما ایرانیان است‪ ،‬نه هیچ دولت خارجی‪.‬‬ ‫دموکراسی هم مثل آب است‪ .‬اگر صد سال درباره ی آب بحث و گفت و گو‬ ‫صورت بگیرد‪ ،‬تشنه ای سیراب نخواهد شد‪ .‬برای رفع تشنگی باید عملً به دنبال‬ ‫آب رفت و آن را نوشید و سیراب شد‪ .‬به همین منوال‪ ،‬به صرف سخن گفتن از‬ ‫دموکراسی‪ ،‬دموکراسی پدید نمی آید‪ .‬دموکراسی محصول فحاشی نیست‪ .‬در طول‬ ‫سه دهه ی گذشته بسیاری از مخالفان جمهوری اسلمی‪ ،‬هر چه فحش داشته نثار‬ ‫این رژیم کرده اند‪ ،‬ولی این نظام همچنان به کار خود ادامه داده است‪ .‬اگر تغییر‬ ‫رژیم با فحش دادن امکان پذیر بود‪ ،‬تاکنون باید هزاران بار این رژیم سقوط کرده‬ ‫باشد‪ .‬آیا بیان این نظرات‪ ،‬به معنای عقب نشینی از مواضع پیشین است؟ درد ما‪،‬‬ ‫‪.‬درد بی عملی است‬ ‫وجود و عدم اپوزیسیون‪ :‬نظام جمهوری اسلمی مخالفان بسیاری دارد‪ .‬به نظر‬ ‫من اگر یک رفراندم آزاد درباره ی این رژیم برگزار شود‪ ،‬اکثریت مردم ایران‬ ‫رآی به تغییر آن خواهند داد‪ .‬ولی هیچ رژیمی درباره بود و نبود خود رفراندوم‬ ‫برگزار نمی کند‪ .‬مخالفت اکثریت مردم یک کشور با رژیم مستقر به معنای وجود‬ ‫اپوزیسیون نیست‪ .‬اپوزیسیون جنبشی متشکل‪ ،‬دارای رهبری‪ ،‬آرمان‪ ،‬اهداف‬ ‫مشخص‪ ،‬استراتژی ‪ ،‬تاکتیک و اعمال جمعی معین است‪ .‬مخالفان رژیم جمهوری‬ ‫اسلمی نه تنها دارای این اوصاف نیستند‪ ،‬بلکه به شدت مخالف یکدیگرند‪ ،‬بهم‬ ‫تهمت می زنند‪ ،‬اهانت می کنند‪ ،‬به جای آنکه وزارت اطلعات جمهوری اسلمی‬ ‫آنها را ترور شخصیت کند‪ ،‬اینان خود به نحو احسن همدیگر راترور شخصیت‬ ‫می کنند‪ .‬اگر کسی کمی مطرح شود‪ ،‬همگی اجماع می کنند که او را خراب‬ ‫کنند‪،‬هیچ عملی جز صدور بیانیه و مقاله از سوی مخالفان ضورت نمی گیرد‪ .‬نه‬ ‫بودجه ای برای عمل دارند و نه وقتی به عمل و اقدام علیه رژیم اختصاص می‬ ‫‪.‬دهند‪ ،‬و نه بر سر چیزی توافق دارند‬ ‫از نظر برخی از مخالفان این رژیم‪ ،‬هر کس به دست این رژیم کشته شود‪ ،‬آدم‬ ‫خوبی است‪ .‬هر کس در سلول های انفرادی و بندهای این رژیم سالها اسیر باشد‪،‬‬


‫تا در زندان است‪ ،‬آدم خوبی است‪ .‬اما اگر از زندان آزاد شود‪ ،‬حتما مسأله دار‬ ‫است‪ :‬عامل رژیم است‪ ،‬در زندان در حال خوش گذرانی بوده است‪ ،‬اصل رژیم‬ ‫برنامه ریزی کرده و او را سالها به زندان انداخته تا دیگران را گول بزند و از او‬ ‫چهره بسازد‪ .‬زندانی از زندان آزاد شده فقط یک راه برای اثبات عامل رژیم‬ ‫نبودن دارد‪ :‬او فقط با کشته شدن به وسیله ی رژیم می تواند اثبات کند که عامل‬ ‫رژیم نبوده است‪ .‬وقتی چنین فضایی وجود دارد‪ ،‬وقتی بسیاری از سایت های‬ ‫مختلف فارسی زبان تمامی این نوع اتهام ها‪ ،‬اهانت ها‪ ،‬تخریب ها و‪ ...‬را هر‬ ‫روزه منتشر می کنند‪ ،‬وقتی عقل و ریش سفیدان مبارز این فضای آلوده را‬ ‫محکوم نمی کنند‪ ،‬چه جای سخن گفتن از وجود اپوزیسیون؟ برای تألئید مدعا‪،‬‬ ‫آزمونی را به همگان پیشنهاد می کنم‪ :‬کافی است فقط یک نفر از مخالفان رژیم‬ ‫جمهوری اسلمی را معرفی کنید که هیچ کس به او اتهامی وارد نکرده باشد‪،‬‬ ‫کسی به او اهانت نکرده باشد‪ ،‬کسی او را عامل رژیم یا آمریکا و اسرالئیل نخوانده‬ ‫باشد؟ وقتی همه مخالفان یا مزدور آمریکا و اسرالئیل اند‪ ،‬و یا فرستاده و مزدور‬ ‫جمهوری اسلمی و در خدمت آن رژیم‪ ،‬دیگر چه کسی باقی می ماند تا با‬ ‫همکاری‪ ،‬همدلی و مشارکت دیگران ‪ ،‬اپوزیسیون بسازد؟ مگر ما اجازه می دهیم‬ ‫شخصیت ملی در میان ما پا بگیرد؟ ما استاد نابود کردن سرمایه های ملی خود‬ ‫‪.‬هستیم‬ ‫بسیاری از سایت های فارسی زبان فاقد اخلق رسانه ای و حرفه ای هستند‪ .‬آنها‬ ‫به نام آزادی بیان هر اتهام بل دلیل و اهانتی را منتشر می کنند‪ .‬آنهم از سوی‬ ‫کسانی که بدون نام حقیقی می نویسند‪ .‬بیژن ها‪ ،‬فریبز ها‪ ، ،‬داریوش ها‪ ،‬ملیحه‬ ‫ها‪ ،‬مریم ها‪ ،‬و‪ ...‬دهها اسم شبیه به این‪ ،‬هر روز اهانت می کنند‪ ،‬تهمت می زنند‪.‬‬ ‫اگر کسی با نام حقیقی خودش چنین کند‪ ،‬به سرنوشت سعید مرتضوی و حسین‬ ‫شریعتمداری دچار خواهد شد‪ .‬بگذریم از اینکه کسانی افتخار می کنند که کیهان‬ ‫خارج از کشور باشند و هر کس را که از حقوق بشر دفاع و سرکوب های رژیم‬ ‫‪.‬را محکوم کند‪ ،‬آمریکایی می خوانند‬ ‫برای رهایی از این فضای آلوده‪ ،‬اول از همه باید سایت های فارسی زبان یاد‬ ‫بگیرند که هیچ اتهامی را از هیچ کس علیه کس دیگری‪ ،‬بدون سند محکم‪ ،‬منتشر‬ ‫نکنند‪ .‬هیچ اهانتی را علیه هیچ کس منتشر نکنند‪ .‬اکثر مطالبی که در سایت های‬ ‫فارسی زبان به نام پرسش یا اظهار نظر منتشر می شود‪ ،‬در هیچ رسانه معتبر‬ ‫خارجی قابل انتشار نیست‪ .‬برای اینکه قابل پیگرد است و هیچ رسانه ای حاضر‬


‫نمی شود سرمایه مالی و آبروی خود را هدر دهد‪ .‬در تمام محاکم جوامع‬ ‫دموکراتیک‪ ،‬اثبات مدعا و ارالئه سند با اتهام زننده است‪ .‬با اینکه سالها در جوامع‬ ‫دموکراتیک زیسته ایم‪ ،‬هنوز فرهنگ دموکراتیک را نیاموخته ایم‪ .‬رعایت اخلق‬ ‫شرط نقد زمامداران سیاسی است‪ ،‬چه رسد به آنها که قدرتی ندارند و در حال‬ ‫مبارزه ی با رژیم سرکوبگرند‪ .‬به جای مبارزه با رژیم سرکوبگر جمهوری‬ ‫اسلمی‪ ،‬با طنز و شعر ‪ ،‬بدترین اهانت ها و اتهام ها را به کسانی که بیشترین‬ ‫صدمه را از این رژیم دیده اند ‪ ،‬وارد می آورند‪ .‬یکی از قدرت شاعری خود علیه‬ ‫استبداد و به سود ��زادی و دموکراسی استفاده می کند‪ ،‬و یکی دیگر‪ ،‬این هنر را‬ ‫هزینه تخریب کسانی می کند که در تحول فکری جامعه ایران نقش موثری داشته‬ ‫اند‪ .‬گویی مسأله استبداد دینی حاکم حل شده است و تنها مسأله ی باقی مانده‪،‬‬ ‫تسویه حساب با رقبای احتمالی و فکری است‪ .‬گویی قرار نیست ما در کنار هم‬ ‫زندگی کنیم‪ ،‬یکدیگر را تحمل کنیم‪ ،‬از یکدیگر بیاموزیم‪ .‬چرا به جای نقد اندیشه‬ ‫ها‪ ،‬شخصیت ها را نقد می کنیم؟‬ ‫نکته مهم دیگری هم وجود دارد که باید بدان توجه کرد‪ .‬ایرانیان ثروتمند زیادی‬ ‫در خارج کشور زندگی می کنند‪ .‬برخی از نشریات معتبر بین المللی نوشته اند که‬ ‫ایرانیان خارج از کشور بیش ار هشتصد میلیارد دلر سرمایه دارند‪ .‬دموکراسی‬ ‫خواهان و آزادی خواهان ایران‪ ،‬به شدت به یک رسانه)تلویزیون( ملی نیاز دارند‬ ‫که با سرمایه ایرانیان به کار افتد‪ ،‬در خدمت گذار به دموکراسی باشد‪ ،‬چهره های‬ ‫ملی و مردمی مخالف رژیم بر آن نظارت داشته باشند‪ .‬اما تاکنون‪ ،‬به هر دلیلی ‪،‬‬ ‫این اقدام صورت نگرفته است و ثروتمندان ما‪ ،‬سرمایه این کار را تأمین نکرده‬ ‫اند‪ .‬افراد سیاسی مستقل‪ ،‬یا افرادی که در گروههای مختلف فعالند‪ ،‬توان آن را‬ ‫دارند که از طریق راه اندازی یک "بنیاد ملی"‪ ،‬خود سرمایه این عمل ملی را‬ ‫فراهم آورند‪ .‬اما چنین نکرده و نمی کنند‪ .‬خود این واقعیت تلخ نیز نشان می دهد‬ ‫که ما فاقد اپوزیسیون هستیم‪ .‬کدام فرد‪ ،‬یا افراد‪ ،‬آنقدر نزد ایرانیان اعتبار دارند‬ ‫که اگر جلو بیفتند‪ ،‬ایران دوستان سرمایه تشکیل چنین بنیادی را در اختیار آنان‬ ‫بگذارند؟‬ ‫می دانم که پذیرش فقدان اپوزیسیون برای افرادی که دهه ها مبارزه کرده اند‪،‬‬ ‫هزینه داده اند‪ ،‬زندان رفته اند‪ ،‬شکنجه شده اند‪ ،‬خانواده خود را از دست داده اند‪،‬‬ ‫تبعید شده اند‪ ،‬بسیار سخت است‪ .‬اما پذیرش حقیقت تلخ‪ ،‬و چشم به روی واقعیت‬ ‫‪.‬گشودن‪ ،‬می تواند اولین گام رهایی از شر ابلیس استبداد باشد‬


‫رژیم سرکوبگر و فاسد موگابه با یک اپوزیسیون قدر روبروست‪" .‬جنبش برای‬ ‫تغییرات دموکراتیک" به رهبری مورگان چانگیرای توجه و حمایت جهانی را به‬ ‫خود جلب کرده و مذاکرات برای سهیم کردن این جنبش در قدرت در زیمبابوه‬ ‫ادامه دارد‪ .‬نظامیان حاکم بر برمه‪ ،‬با یک اپوزیسیون روبرو هستند‪ .‬خانم آنگ‬ ‫سان سوکی رهبر لیگ ملی برای دموکراسی است‪ .‬اگر آنگ سان سوکی در میان‬ ‫ما بود‪ ،‬تمام مخالفان رژیم آن چنان به جان او می افتادند که جرأت حرف زدن‬ ‫نداشته باشد‪ ،‬ولی او اینک رهبر اپوزیسیون برمه است‪ .‬مخالفان ایرانی‪ ،‬با هر‬ ‫غیر ایرانی که صحبت می کنند‪ ،‬اول از همه‪ ،‬دیگر مخالفان رژیم را ترور‬ ‫‪.‬شخصیت می کنند تا به اصطلح رقبای احتمالی را از میدان به در کرده باشند‬ ‫ولیت فقیه‪ :‬ولیت فقیه با دموکراسی و آزادی و حقوق بشر تعارض دارد‪ .‬فقها‪،‬‬ ‫خود‪ ،‬ولیت فقیه را مانند ولیت بر مجنون و یتیم می دانند و می گویند ولی فقیه‬ ‫شبانی است که باید گوسفندان)مردم( را راهبری کند‪ .‬آقای خامنه ای با رأی مردم‬ ‫انتخاب نشده و با رأی مردم هم تغییر نخواهد کرد‪ ،‬او رهبر مادام العمر است و‬ ‫رهبری مادام العمر در دموکراسی وجود ندارد‪ .‬جمهوری خواهی ای که من از آن‬ ‫دفاع می کنم‪ ،‬فاقد رهبر است‪ .‬فقط رییس جمهور موقت دارد که با رأی مستقیم‬ ‫مردم برای یک مدت کوتاه انتخاب می شود‪.‬نظریه ولیت فقیه‪ ،‬نظریه ای غیر‬ ‫عقلی و غیر عقلیی است‪ .‬پیش از این هم بارهها گفته ام که جمله ی معروف‬ ‫آقای خمینی را باید معکوس کرد‪ .‬او می گفت‪ :‬ولیت فقیه نظریه ای است که‬ ‫تصورش موجب تصدیقش می شود‪ .‬من گفته ام‪ :‬ولیت فقیه نظریه ای است که‬ ‫تصورش موجب تکذیبش می شود‪ .‬هیچ عاقلی خود )و مردم( را گوسفند‪ ،‬مجنون‪،‬‬ ‫یتیم ‪ ،‬و ولی فقیه را شبان و ولی فرض نخواهد کرد‪ .‬آن هم ولی فقیهی که رلئیس‬ ‫جمهور مطلوبش احمدی نژاد است‪ ،‬دادستان مطلوبش سعید مرتضوی است‪ ،‬تک‬ ‫تیرانداز رسانه ای اش‪ ،‬حسین شریعتمداری است‪ ،‬وزیر اطلعات مطلوبش‬ ‫محسنی اژه ای است‪ .‬امام جمعه مطلوبش احمد جنتی است‪ ،‬فیلسوف مطلوبش‬ ‫‪.‬مصباح یزدی است‬ ‫انتخابات ریاست جمهوری آینده‪ :‬آنچه در جمهوری اسلمی تحت عنوان انتخابات‬ ‫برگزار می شود‪ ،‬شبه انتخابات تقلبی در خدمت سلطان است ‪ ،‬نه انتخابات آزاد‬ ‫رقابتی منصفانه‪ ،‬که منتهی به انتقال قدرت می شود‪ .‬خاتمی اخیرا طی یک‬ ‫مصاحبه گفته است‪ ،‬در دوران هشت ساله ریاست جمهوری اش‪ ،‬درباره ی تمام‬


‫مسألئل با رهبر مشورت می کرده و در هر مسأله ای اگر اختلف نظری به وجود‬ ‫‪.‬می آمده‪ ،‬به نظر رهبر عمل می کرده است‬ ‫سخنان بسیاری از موافقان شرکت در انتخابات ریاست جمهوری آینده ‪،‬‬ ‫ایدلئولوژیک و کاذب است‪ .‬آنان فضای سیاسی را به گونه ای به تصویر می کشند‬ ‫که گویی احمدی نژاد همه کاره است‪ ،‬احمدی نژاد رهبر جمهوری اسلمی است‪،‬‬ ‫احمدی نژاد عامل تمام مسألئل و مشکلت است و اگر احمدی نزاد نباشد‪ ،‬اوضاع‬ ‫بسامان خواهد شد‪ .‬این مدعا تماما نادرست است‪ .‬عامل اصلی تمام مصالئب‪ ،‬در‬ ‫درجه اول‪ ،‬رهبر جمهوری اسلمی است‪ ،‬نه احمدی نژاد‪ .‬اصلح طلبان بخوبی‬ ‫می دانند که اگر یکی از آنان رلئیس جمهور باشد‪ ،‬رهبر تمام ارکان نظام را علیه‬ ‫او بسیج خواهد کرد‪ .‬اصلح طلبان که می دانند امکان و اختیار ایجاد تحولی‬ ‫وجود ندارد‪ ،‬به مردم وعده ی انجام کاری و تحولی را نمی دهند‪ .‬فقط می گویند‪،‬‬ ‫می خواهند احمدی نژاد نباشد‪ .‬پرسش این است‪ :‬آیا می توان کسی را رلئیس‬ ‫جمهور کرد که مانند مصدق که در مقابل شاه ایستاد‪ ،‬در برابر ولی فقیه بایستد؟‬ ‫آیا در میان کاندیداهای اصلح طلبان کسی وجود دارد که توان و اراده ی چنین‬ ‫کاری را داشته باشد؟ یا پیشاپیش همه می گویند‪ ،‬قرار نیست تندروی های دوران‬ ‫اصلحات تکرار شود‪ ،‬قرار است با هماهنگی با رهبر و دیگر ارکان قدرت کار‬ ‫کنیم؟ گویی تند روی چند فعال سیاسی‪ ،‬روزنامه نگار و روشنفکر عامل شکست‬ ‫اصلحات بوده است‪ .‬کدام تند روی؟ نیروهای وزارت اطلعات بابرنامه ریزی‬ ‫مخالفان سلخی می کرردند‪ ،‬آیا افشای این جنایات ‪ ،‬تندروی بوده است؟ آیا افشای‬ ‫درصد کمی از مفاسد سیاسی و اقتصادی تندروی بوده است؟ عجیب است که‬ ‫برخی همراهی با جنایت کاران و شکنجه گران را تا آنجا پبیش برده اند‪ ،‬که بجای‬ ‫محکوم کردن سرکوب‪ ،‬زندان‪ ،‬شکنجه‪ ،‬توقیف مطبوعات‪ ،‬اخراج اساتید و‬ ‫‪.‬دانشجویان‪ ،‬مظلومان و هزینه داده ها را محکوم می کنند‬ ‫صلحیت دموکراسی‪ :‬به گمان من ‪ ،‬ایران ‪،‬در مقایسه با کشورهایی که گذار به‬ ‫دموکراسی را آغاز کرده اند‪ ،‬دارای اکثر پیش شرط های نظری و اجتماعی گذار‬ ‫به دموکراسی است‪ .‬اما وجود پیش شرط های دموکراسی‪ ،‬لزوما جامعه ای را‬ ‫دارای نظام دموکراتیک نخواهد کرد‪ .‬در بلند مدت‪ ،‬فرایند مدرنیزاسیون جامعه را‬ ‫به سوی نظامی دموکراتیک سوق خواهد داد‪ .‬اما در کوتاه مدت‪ ،‬برای تأسیس‬ ‫نظامی دموکراتیک‪ ،‬باید همه ی مخالفان‪ ،‬حول محور دموکراسی و آزادی و‬ ‫حقوق بشر‪ ،‬در یک جنبش متشکل شوند‪ ،‬سازمان و رهبری بیابند‪ ،‬و از طریق‬


‫عمل جمعی نظام را مجبور به پذیرش دموکراسی کنند‪ .‬هیچ دولت خودکامه ای به‬ ‫میل خود‪ ،‬قدرت را با مخالفان تقسیم نکرده و نمی کند‪ .‬دولت دموکراتیک‪،‬‬ ‫محصول جامعه و مردم قدرتمند است‪ .‬جامعه و مردم قدرتمند‪ ،‬یعنی مردمی که بر‬ ‫اساس عللئق‪ ،‬منافع و هویت‪ ،‬متشکل شده و سازمان می یابند‪ .‬حتی اگر همه مردم‬ ‫یک کشور مخالف رژیم حاکم بر آن کشور باشند‪ ،‬این امر به خودی خود‪ ،‬گذار به‬ ‫دموکراسی را ممکن نمی کند‪ .‬رابطه دولت و جامعه معکوس است‪ .‬یعنی هرقدر‬ ‫دولت قدرتمند تر باشد‪ ،‬جامعه ضعیف تر خواهد بود‪ .‬چرا که دولت به طور افقی‬ ‫و عمودی در تمام سطوح جامعه حاضر خواهد بود‪ .‬هر قدر جامعه قوی شود‪ ،‬به‬ ‫همان میزان دولت را از حوزه های مختلف می راند و حوزه های مستقل از‬ ‫‪.‬دخالت و تصمیم گیری دولت می سازد‬ ‫شرایط بین المللی گذار به دموکراسی‪ :‬گذار به دموکراسی نیازمند شرایط بین‬ ‫المللی مساعد است‪ .‬تمام مردم کره زمین‪ ،‬همه دولت ها و مجامع بین المللی ‪ ،‬باید‬ ‫نقض حقوق بشر به وسیله رژیم های سرکوبگر را محکوم کنند و از فعالین حقوق‬ ‫بشر و دموکراسی خواهان حمایت معنوی به عمل آورند‪ .‬اما گذار به دموکراسی‬ ‫وظیفه مردم ایران است‪ ،‬نه دولت آمریکا ‪ ،‬یا هر دولت دیگری‪ .‬سرنوشت عراق‬ ‫و افغانستان باید بسیاری را از خواب بیدار کرده باشد‪ .‬به گمان من‪ ،‬بسط‬ ‫دموکراسی در خاورمیانه‪ ،‬هدف دولت آمریکا نیست‪ .‬به توافق آمریکا و سرهنگ‬ ‫قذافی بنگرید‪ ،‬سفر رایس به لیبی را ملحظه کنید‪ .‬کدام دموکراسی؟ قذافی قبول‬ ‫کرد پروژه ی هسته اش را کنار بگذارد‪ ،‬در مقابل ‪ ،‬دولت آمریکا چشمش را به‬ ‫روی تمام جنایات آن رژیم بسته است‪ .‬وضع عربستان و مصر از ما بدتر است‪.‬‬ ‫اما آنها دوستان و رژیمهای متحد دولت آمریکا هستند‪ .‬به رژیمهای استبدادی‬ ‫آسیای میانه و روابط نزدیک آنها با دولت آمریکا نگاه کنید‪ .‬من در سال های‬ ‫گذشته بارها گفته ام که توافق لیبیایی گونه بین دولت ایران و دولت آمریکا‪،‬‬ ‫احتمالی است که هیچ کس نباید آن را نادیده بگیرد‪ .‬مسأله اصلی دولت های غربی‬ ‫با دولت ایران‪ ،‬پروژه هسته ای و حفظ برتری استراتژیک اسرالئیل برمنطقه است‪.‬‬ ‫اما مسأله اصلی ایرانیان‪ ،‬گذار مسالمت آمیز به دموکراسی و رعایت حقوق بشر‬ ‫توسط زمامداران است‪ .‬ما خواهان نظام سیاسی مستقل و قدرتمندی هستیم که آبرو‬ ‫بخش به ایرانیان باشد‪ .‬نه آنکه به محض اینکه بگولئیم ایرانی هستیم‪ ،‬به دلیل‬ ‫رفتارهای نظام سیاسی مان‪ ،‬نگاه تحقیر آمیزی به ما بیندازند‪ .‬ایرانیان خواهان‬ ‫‪.‬زندگی مسالمت آمیز با تمام مردم جهانند‪ .‬ما خواهان نابودی هیچ فرهنگی نیستیم‬


‫اکبر گنجی‬ ‫منبع ‪ :‬رادیو فردا‪ 21 ،‬شهریور ‪1387‬‬


ganjy