Issuu on Google+

‫ﮐﺎرﺑﺮ ﮔﺮاﻣﯽ‪..‬‬ ‫اﯾﻦ ﮐﺘﺎب از ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ﻣﺠﺎزی ﮐﺘﺎﺑﻼﯾﻦ داﻧﻠﻮد ﺷﺪه اﺳﺖ‪.‬ﺑﺮای درﯾﺎﻓﺖ راﯾﮕﺎن و ﺑﺪون ﻣﺤﺪودﯾﺖ اﻧﻮاع ﮐﺘﺎب‬ ‫اﻟﮑﺘﺮوﻧﯿﮑﯽ | ﺻﻮﺗﯽ و ﮐﺘﺎب ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﺑﻪ آدرس زﯾﺮ ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﮐﻨﯿﺪ‪).‬ﮐﺘﺎﺑﻼﯾﻦ را ﺗﻨﮫﺎ ﺑﺎ اﯾﻦ ﻧﺸﺎن و آدرس زﯾﺮ‬ ‫ﺑﺸﻨﺎﺳﯿﺪ(‬

‫‪www.Ketabline.com‬‬ ‫ﺗﻮﺟﻪ‪:‬‬ ‫ اﯾﻦ ﮐﺘﺎب راﯾﮕﺎن ﺑﻮده و ﺧﺮﯾﺪ ﯾﺎ ﻓﺮوش آن ﺑﻪ ھﺮ ﻧﺤﻮی ﻣﻤﻨﻮع اﺳﺖ‪.‬‬‫ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺣﻘﻮق ﻣﺎدی و ﻣﻌﻨﻮی اﯾﻦ اﺛﺮ ﺑﺮای ﻧﻮﯾﺴﻨﺪه‪/‬ﻧﺎﺷﺮ و ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ﻣﺠﺎزی ﮐﺘﺎﺑﻼﯾﻦ ﻣﺤﻔﻮظ‬‫اﺳﺖ‪.‬‬ ‫ در ﺻﻮرت وﺟﻮد اﺷﮑﺎل ﯾﺎ اﺷﺘﺒﺎه در ﺳﺎﺧﺘﺎر اﯾﻦ ﮐﺘﺎب ﯾﺎ ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ﻣﯿﺘﻮاﻧﯿﺪ ﻣﻮﺿﻮع را ﺑﻪ آدرس اﯾﻤﯿﻞ زﯾﺮ‬‫ارﺳﺎل ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ ﺗﺎ در ﮐﻤﺘﺮ از ‪ 12‬ﺳﺎﻋﺖ ﻣﻮرد ﭘﯿﮕﯿﺮی ﻗﺮار ﮔﯿﺮد‪.‬‬ ‫‪Info@Ketabline.com‬‬ ‫ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ھﺎی ﮐﺘﺎﺑﻼﯾﻦ‪:‬‬ ‫ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ‬ ‫‪mobilebook.ketabline.com‬‬

‫|‬ ‫|‬

‫ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ﺻﻮﺗﯽ‬ ‫‪audiobook.ketabline.com‬‬

‫|‬

‫ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ اﻟﮑﺘﺮوﻧﯿﮑﯽ‬

‫|‬

‫‪ebook.Ketabline.com‬‬


‫‪1‬‬ ‫نام کتاب‪ :‬مقاالت روانشناسی‬ ‫گردآوری و ساخت‪ :‬کتابخانه مجازی کتابالین‬ ‫ناشر الکترونیکی‪ :‬کتابخانه مجازی کتابالین‬ ‫نسخه کتاب‪1 :‬‬

‫مقدمه‬ ‫مقاالت روانشناسی کتابالین‪ ,‬مجموعه مقاالت روانشناسی پر مخاطب هستند که در هر نسخه چند مقاله‬ ‫کاربردی و موثر توسط تیم کتابالین تهیه و منتشر میشود‪.‬‬ ‫در این نسخه میخوانید‪:‬‬ ‫ مثبت اندیشی‬‫ موسیقی درمانی‬‫ هنر شاد زیستن‬‫ رابطه اسم با شخصیت‬‫ همه چیز دربارهیافسردگی‬‫ افسردگی چیست؟‬‫‪ -‬آنچه باعث افسردگی میشود‬

‫برای دریافت کتابهای مشابه و نسخه های دیگر این کتاب به کتابخانه مجازی کتابالین مراجعه فرمایید‪:‬‬

‫‪www.Ketabline.com‬‬

‫‪www.Ketabline.com‬‬


‫‪2‬‬ ‫مثبت اندیشی‬ ‫تکنیکهای مثبت انديشی نمی توانند در ما تحول و دگرگونی ايجاد کنند‪.‬اين تکنیکها به سادگی ابعاد منفی ما را‬ ‫سرکوب کرده و به ضمیر ناخودآگاه يا زيرزمین وجودمان می فرستند‪،‬پس نه تنها کمکی به آگاهی ما نمی کند‬ ‫بلکه بر خالف آگاهی و بینشمان نیز عمل خواهند کرد‪.‬‬ ‫مثبت انديشی يعنی فشار دادن منفی ها به ضمیر ناخودآگاه و شرطی کردن ضمیر آگاه با افکار مثبت‪.‬ولی‬ ‫مشکل اصلی در اينجاست که ضمیر ناخودآگاه بسیار پر قدرت تر از ضمیر خودآگاه می باشد‪.‬در واقع ضمیر‬ ‫ناخودآگاه ‪ 9‬برابر قوی تر از ضمیر آگاه است‪.‬بنابراين اگر چیزی ناآگاهانه شود ‪ 9‬برابر در وجودمان تقويت خواهد‬ ‫شد‪،‬ديگر به صورت قبلی خود را نشان نخواهد داد و راههای جديدی برای نشان دادن خود پیدا می کند‪.‬‬ ‫پس می بینیم که مثبت انديشی روش بسیار ضعیفی است‪.‬اگر اين روش را به درستی درک نکنیم‪،‬بینش‬ ‫غلطی نسبت به آن خواهیم داشت‪.‬‬ ‫مثبت انديشی از يک گروه مسیحی به نام ‪ Christian science‬در آمريکا متولد شد‪.‬آنها اعتقاد دارند که هر چه در‬ ‫زندگی انسان اتفاق بیفتد فقط نعکاسی است از فکر او‪.‬اگر بخواهید ثروتمند شويد راجع به آن فکر کنید و پولدار‬ ‫خواهید شد‪.‬فقط ب ا افکار مثبت است که شما ثروتمند می شويد و دالرها به سوی شما سرازير خواهند شد‪.‬‬ ‫اين نکته مرا به ياد داستانی می اندازد‪.‬مرد جوانی در راه می رفت که به زن پر سن و سالی برخورد‪.‬آن خانم‬ ‫پرسید‪:‬حال پدرتان چطور است؟مدتی است که به مالقات هفتگی مثبت انديشان که خود تأسیس کرده نمی‬ ‫آيد؟‬ ‫مرد جوان گفت‪:‬پدرم بسیار مريض است و احساس ضعف شديدی می کند‪.‬‬ ‫آن خانم خنديد و گفت‪:‬اين فقط افکارش است و بس‪.‬او فکر می کند که مريض است‪،‬اما مريض نیست‪.‬زندگی از‬ ‫افکار درست شده است‪.‬هر چه فکر کنید همان می شود‪.‬پس به او راجع به ايدئولوژی که به ما ياد داده است‬ ‫يادآوری کنید‪.‬به او بگويید که در ذهنش به سالمتی فکر کند‪.‬‬ ‫مرد جوان گفت‪:‬بسیار خوب اين پیام را به او می دهم‪.‬بعد از ده روز مرد جوان مجددا ٌ آن خانم را ديد‪.‬زن سالخورده‬ ‫پرسید‪،‬چه اتفاقی افتاده است و چرا پدرش همچنان به جلسات نمی آيد؟‬ ‫مرد جوان گفت‪:‬من پیغام شما را به او دادم‪،‬اما حاال او فکر می کند که مرده است‪.‬نه تنها او بلکه همه فامیل و‬ ‫همسايه ها و حتی خود من نیز چنین فکر می کنیم‪.‬او ديگر با ما زندگی نمی کند بلکه به قبرستان رفته و در‬ ‫آنجا زندگی می کند‪.‬‬ ‫مثبت انديشی بسیار سطحی است‪.‬ممکن است در چندين چیز کوچک ما را ياری کند‪،‬به خصوص در مورد‬ ‫چیزهايی که ذهنمان آنها را خلق کرده می تواند آن چیزها را عوض کند‪.‬اما همه زندگی انسان بوسیله فکرش‬ ‫خلق نشده است‪.‬پايه های اين فلسفه بر اين مطلب استوار است که اگر منفی فکر کنید برای شما اتفاق می‬ ‫افتد و اگر مثبت فکر کنید آن هم برای شما ات فاق خواهد افتاد‪.‬اين نوع نوشته ها در آمريکا بسیار رواج دارد‪،‬ولی‬ ‫در شرق اين افکار بسیار بچه گانه اند‪.‬فکر کنید و پولدار شويد‪،‬همه می دانند که اين فکر بسیار احمقانه است‬ ‫‪.‬نه تنها احمقانه بلکه بسیار زننده و ساده لوحانه به نظر می رسد‪.‬ايده ها و عقايد منفی ذهن بايد رها‬ ‫شوند‪،‬نبايد بوسیله افکار مثبت سرکوب شوند‪.‬ما بايد ضمیری را خلق کنیم که نه مثبت باشد و نه منفی‪.‬آن‬ ‫ضمیر خالص خواهد بود‪.‬در آن ضمیر خالص‪،‬شما به طريق طبیعی و شعف باری زندگی خواهید کرد‪.‬‬ ‫اگر شما يکسری افکار و عقايد منفی را به خاطر اين که شما را اذيت می کنند سرکوب کنید مثال ً اگر از دست‬ ‫فردی عصبانی باشید و آن عصبانیت را در وجودتان فشار دهید و سعی کنید انرژی را در درونتان مثبت کنید و مثال ً‬ ‫سعی کنید ديگران را دوست بداريد‪،‬به خصوص کسی را ه از دستش عصبانی بوديد‪،‬بايد بدانید که تنها خودتان را‬ ‫گول می زنید‪.‬‬ ‫عصبانیت در عمق وجود شما باقی مانده است و حاال شما داريد با وايتکس آنرا سفید می کنید‪.‬در سطح‪،‬ممکن‬ ‫است شما لبخند بزنید‪،‬اما اين لبخند فقط مربوط به لبهای شما می شود‪.‬با خودتان با قلبتان با وجودتان ارتباطی‬ ‫پیدا نمی کند‪.‬به اين ترتیب بین لبخند و قلبتان يک سد بزرگ گذاشته ايد‪.‬اين همان احساس منفی سرکوب‬ ‫شده است‪.‬‬ ‫فقط اين يک احساس منفی نیست‪،‬در زندگی روزمره ما هزاران احساس منفی وجود دارد‪.‬مثال ً ما شخصی را‬ ‫دوست نداريم‪،‬و يا ممکن است نسبت به خیلی چیزها بی عالقه باشیم‪.‬اصال ً ما نسبت به خودمان هم بی‬ ‫توجهیم‪.‬غالبا ً در اوضاع و احوالی قرار می گیر يم که که باب میل ما نیست‪.‬همهء اين آشغالها در ضمیر ناخودآگاه‬ ‫ما جمع می شوند و در سطح ِ ما يک آدم دورو به وجود می آيد که می گويد من عاشق همه هستم و عشق‬ ‫راهی برای شعف است‪،‬ولی شما شعفی در زندگی اين شخص نمی بینید‪.‬او جهنم را در درون خود جمع می‬ ‫کند‪.‬‬ ‫پس میبینیم که مثبت انديشی فلسفهء آدمهای دورو است‪.‬مثال ً وقتی که دوست داريد گريه کنید به شما می‬ ‫آموزد که آواز بخوانید و آدم مثبتی باشید‪،‬شما هم اگر اندکی سعی کنید می توانید اين کار را بکنید‪.‬اما اين گريه‬

‫‪www.Ketabline.com‬‬


‫‪3‬‬ ‫های سرکوب شده در شرايطی ديگر که دشوارتر نیز خواهند بود بیرون می آيند‪.‬در سرکوب کردن حد و حدودی‬ ‫وجود دارد‪.‬آواز خواندن اين شخص بی معنی است‪،‬چون آنرا حس نمی کند و از قلبش بلند نمی شود‪.‬فقط‬ ‫فلسفه ای است که به او می گويد‪":‬همیشه مثبت را انتخاب کن"‪.‬‬ ‫من صددرصد مخالف مثبت انديشی هستم‪.‬اگر هیچ انتخابی نکنید و آگاهانه بدون انتخاب باشید‪.‬زندگیتان چیزی‬ ‫را که ورای مثبت و منفی است نشان خواهد داد‪،‬چیزی که بسیار فراتر از مثبت و منفی است و شما را منقلب‬ ‫خواهد کرد‪.‬به اين طريق شما هیچ وقت بازنده نیستید‪.‬چیزی که نه مثبت است و نه منفی ‪،‬پاره ای است از‬ ‫هستی‪.‬‬ ‫اگر در چشمانتان اشک حلقه بسته است بسیار زيباست‪،‬همین گريستن آوازی پرشکوه به همراه دارد‪.‬پس بدون‬ ‫ترس از مثبت و يا منفی بودن گريه کنید‪،‬مطئن باشید که بسیار زيباتر از يک لبخند دروغین خواهد بود‪.‬‬

‫موسیقی درمانی‬ ‫صداها و ريتمها قادرند انسان را بهبود ببخشند بدين جهت پزشكان و روان شناسان موسیقي را به عنوان دارويي‬ ‫جديد كشف كرده اند موسیقي مي تواند امید بهبود را در بیمار تقويت كند و كمك مي كند تا بیمارى بهتر درمان‬ ‫شود و همچنین استرس كم شود‪.‬‬ ‫موسیقي درماني ‪ ،‬روشي روان درماني است در تیمي متشكل از پزشكان و روان شناسان ‪ ،‬متخصصان‬ ‫موسیقي درماني به طور مشخص از صداه ايي شروع مي كنند كه به روند بهبود بیماران كمك كند‪.‬؛در اين ارتباط‪،‬‬ ‫اين روش درماني به مفهوم رقابت در علوم پزشكي نیست ؛ بلكه يك عمل جايگزيني است در روزگاران قديم به‬ ‫تاثیر مثبت موسیقي در تندرستي پي برده شد در قديم ‪،‬موسیقي تقريبا به عنوان دارو تجويز مي شد در اروپا‬ ‫موسیقي تا قرن هجدهم و در شرق به مراتب بسیار طوالني تر از اروپا در كنار تخت بیماران نواخته مي شد‪.‬؛‬ ‫تاثیر موسیقي درماني ‪ ،‬هم به عوامل عیني و هم به احساسات دروني بیمار بستگي دارد‪.‬؛‬ ‫بدين جهت ‪ ،‬بسیار مشكل است كه از نظر علمي اثبات كنیم اين روش درماني با موفقیت همراه است‬ ‫موسیقي ‪ ،‬احساسات را تحريك مي كند و موجب ترشح غدد مي شود‪.‬؛‬ ‫با وجود اين ‪ ،‬موسیقي ‪ ،‬صدا و ريتم موجب مي شود كه اتفاقاتي در بدن ما رخ دهد‪.‬؛‬ ‫خانم فريدريكه فن هودن برگ ‪ ،‬متخصص موسیقي درماني در بیمارستان دانشگاهي اپن درف مي گويد‪:‬؛ آنچه از‬ ‫اين دنیا د رك مي كنیم ‪ ،‬در ابتدا ريتم ضربان قلب مادر و طنین صدايش و در انتها صداى اوست‪.‬؛‬ ‫تقريبا تمام اتفاقات در اندام ما ريتم معیني دارند اين تنها به شدت ضربان دم و نبض مربوط نمي شود‪ ،‬بلكه به‬ ‫سكته قلبي ‪ ،‬جريان هاى مغزى و دوره ترشح غدد نیز مربوط است صداها در روح ما اثر مي گذارند‪.‬؛‬ ‫مي توانند رفتار و احساسات ما را تغییر دهند‪ ،‬در پیشرفت روند بهبود كمك كنند؛ تحمل درد را در ما افزايش و‬ ‫ترس را كاهش دهند موسیقي اثرى آرامبخش دارد و كشش ماهیچه را كم مي كند‪.‬؛‬ ‫چگونه موسیقي درماني در بهبود بیمارى موثر است؟متخصصان موسیقي درماني با صداها سروكار دارند آنها با‬ ‫صداهاى كامال حساب شده حاالت روحي بیمارانشان را تحريك مي كنند بیمار به هیچ وجه احتیاج به دانستن‬ ‫اطالعات اولیه ضرورى نسبت به اين نوع درمان ندارد؛ تنها آمادگي بیمار براى شروع معالجه كافي است پیش از‬ ‫اولین جلسه معالجه متخصص موسیقي درم اني تاثیر هیجان آور و اجتماعي بیمار و شرح حالي از وضعیت‬ ‫بیمارى را براى خويشاوندان بیمار توضیح مي دهد‪.‬؛‬ ‫گفتگو با پزشك مراقب و مالحظه مدارك پزشكي بیمار به متخصص موسیقي درماني كمك مي كند كه درباره‬ ‫بیمار و بیمارى او اطالعاتي به دست آورد موسیقي درماني مي تواند به صورت تك نفره و جمعي كنار تخت بیمار‬ ‫يا در اتاقي مخصوص برگزار شود؛ بستگي دارد كه حال بیمار چطور باشد و چه آرزويي داشته باشد‪.‬؛‬ ‫متخصص موسیقي درماني در حضور بیمار موسیقي نوشته و ساخته شده خود را مي نوازد (؛موسیقي درماني‬ ‫مورد قبول بیمار(؛ همچنین بیمار مي توان د با سازهاى قابل استفاده ساده في البداهه بنوازد (؛موسیقي درماني‬ ‫فعال(؛ متخصص موسیقي درماني به وسیله موسیقي رابطه اى در بیمار ايجاد مي كند و مي تواند از طريق اين‬ ‫وسیله ارتباطي مكمل كمي درباره شخصیت بیمار اطالع كسب كند‪.‬؛‬ ‫اطالعاتي را كه مي تواند براى بهبود بیمار بسیار مهم باشد‪ ،‬متخصص موسیقي درماني به پزشكان معالج مي‬ ‫دهد نیكال شیت هولتسر‪ ،‬متخصص موسیقي درماني در اولم مي گويد‪:‬؛ بیماران مي توانند به وسیله موسیقي‬ ‫احساساتشان را بیان كنند بیماران هنوز خود از اين موضوع اطالعي ندارند به وسیله موسیقي درماني‬ ‫احساسات نهف ته شده بیدار مي شود و همچنین بیمار مي تواند آنها را بالفاصله بیان كند بیمار تنها الزم است‬

‫‪www.Ketabline.com‬‬


‫‪4‬‬ ‫كه اين آمادگي را داشته باشد كه دست به ارتباط موزيكالي با متخصص موسیقي درماني بزند‪.‬؛‬ ‫او ادامه مي دهد‪:‬؛ متاسفانه هنوز هم بسیارى از بیماران تنها به علت اين كه اين چنین صداهاى ابتدايي را در‬ ‫محیط ايجاد مي كنند‪ ،‬خنده دار به نظر مي آيند اما كسي كه در موسیقي درماني شركت مي كند‪ ،‬اغلب پس‬ ‫از موسیقي درماني راضي به نظر مي رسد؛ زيرا يك فضاى حادثه اى جديد به روى نوازندگان و شنوندگان باز مي‬ ‫شود بچه ها براى پذيرش صداها و آواها اغلب بس یار سريعتر و آماده تر از بزرگترها هستند براى خانم متخصص‬ ‫موسیقي درماني درك احساسات بیمار در اولويت قرار دارد او بايد در وضعي باشد كه به طور واضح میان‬ ‫احساسات خود و بیمارانش تفاوت قايل شود‪.‬؛‬ ‫در گفتگوى پس از موسیقي درماني حركـات احساسي بیمار سنجیده صورت مي گیرد و طنین ها و صداها‬ ‫وضعیت دروني واقعي بیمار را توصیف مي كنند هدف موسیقي درماني فعال آن است كه كشمكش ها را آشكار‬ ‫كند؛ اينها در گفتگو بازگو مي شوند و اگر امكانپذير باشد بر آنها فائق مي شوند‬

‫هنر شاد زیستن‬ ‫سوزان الدريج ‪‎/‬ترجمه‪ :‬حسین صافي‬ ‫وقتي دااليي الما جايزه صلح نوبل سال ‪ 1999‬را دريافت كرد‪ ،‬يك خبرنگار از او پرسید‪ :‬حاال بعد از اين چه؟ مي‬ ‫خواهید چه كار كنید؟ او لبخندي زد و گفت‪ :‬انگار هر كاري كه ما آدم ها انجام مي دهیم‪ ،‬مثال خانه يا ماشیني‬ ‫مي خريم‪ ،‬غذايي مي خوريم‪ ،‬دوستي پیدا مي كنیم و حتي به جوايز بزرگي نائل مي شويم‪ ،‬هرگز برايمان‬ ‫كافي نیست‪ .‬ما آدم ها همیشه به دنبال بیشتر و بیشتريم‪ ،‬اما بیشترها لزوما بهتر نیستند‪ .‬من فقط آرزو مي‬ ‫كنم كه خودم و همة آدم ها هر چه زودتر بفهمند كه شادي و رضايت شان را نبايد در بیرون از خودشان جست‬ ‫وجو كنند‪.‬‬ ‫به آساني نمي توان شادي را تعريف كرد‪ .‬شادي براي بعضي ها عاشق شدن يا بچه دار شدن است و براي‬ ‫بعضي ديگر‪ ،‬برنده شدن در قرعه كشي يا رفتن به دل طبیعت‪ .‬تجربیات حسي در باالترين حد خود‪ ،‬نوعي‬ ‫سرخوشي و لذت را به همراه دارند كه لزوما زودگذر است و از زياده روي در خوردن يا آمیزش جنسي جلوگیري‬ ‫مي كند‪ .‬با وجود اين‪ ،‬روان شناسان با تكیه بر يافته هاي اخیر خود دربارة شادماني‪ ،‬سعي دارند ويژگي هاي‬ ‫زودگذر و نیز پايدار اين شرايط حسي ناشناخته را توصیف و علت آن را كشف كنند‪ .‬شیال پنچال‪ ،‬كارشناس روان‬ ‫شناسي مثبت و بنیانگذار ‪ Happiness First TM‬است و با سازمان ها و اشخاص مختلفي همكاري دارد‪ .‬او در‬ ‫اين خصوص مي گويد ‪ :‬روان شناسان سه عامل را براي شادماني شناسايي كرده اند‪ :‬لذت بردن از زندگي‪ ،‬به‬ ‫كارگیري توانايي هاي فردي به طور بي وقفه‪ ،‬و درك آن چه برتر از ماست‪.‬‬ ‫براي مثال‪ ،‬وقتي غرق صحبت‪ ،‬كار يا تفريح هستیم‪ ،‬احساسي به نا م جوشش به ما دست مي دهد كه مانع از‬ ‫خوشي و شادماني مي شود‪ ،‬ولي پس از مدتي جاي خود را به احساس رضايت عمیقي مي دهد كه پايدارتر‬ ‫است‪ .‬جوشش عاملي بسیار مؤثر در ايجاد حس شادي پايدار است‪.‬‬ ‫آيا شادماني باعث سالمت جسماني مي شود؟‬ ‫افراد شاد‪ ،‬در برابر بیماري هايي مانند آنفلوانزا مقاوم ترند و جراحات وارد بر بدنشان زودتر بهبود مي يابد‪.‬‬ ‫همچنین نتايج حاصل از تحلیل خود زندگي نامه هاي راهبه هايي كه از سال ‪ 1932‬وارد يكي از صومعه هاي‬ ‫آمريكا شده اند‪ ،‬نشان مي دهد كه عمر كساني كه روحیة شادتري دارند‪ ،‬طوالني تر است‪ .‬روان شناسان‪ ،‬لحن‬ ‫خوش بینانة راهبه ها را در متن زندگي نامه هايشان ارزيابي كردند و به رابطة معناداري میان مثبت انديشي و‬ ‫عمر طوالني دست يافتند‪ .‬به بیاني ساده تر‪ ،‬میزان مرگ و میر در گروه راهبه هاي غمگین‪ ،‬نسبت به راهبه‬ ‫هاي سرزنده بیش از دو برابر بوده است‪.‬‬ ‫آيا پول‪ ،‬خوشبختي مي آورد؟‬ ‫پول و احساس شادماني‪ ،‬رابطه اي پیچیده با يكديگر دارند‪ .‬به عقیدة پنچال‪ ،‬اگر كسي زير خط فقر زندگي كند‪،‬‬ ‫پول زياد‪ ،‬احساس خوشبختي خاصي به او مي دهد‪ .‬ولي وقتي كه سطح درآمد افراد به حد معیني مي رسد‪،‬‬ ‫ديگر درآمد بیشتر‪ ،‬آن ها را خشنود نمي كند‪ .‬در نیم قرن اخیر‪ ،‬درآمد مردم انگلستان‪ ،‬آمريكا و ژاپن به بیش از دو‬ ‫برابر افزايش يافته و زندگي شان وضعیت مطلوبي پیدا كرده است ‪.‬حاال ديگر آن ها خانه هاي بزرگ تري دارند و‬ ‫لوازم برقي‪ ،‬زندگي راحت تري را برايشان فراهم كرده است‪ .‬آن ها به مسافرت هاي خارجي مي روند و كاالهاي‬

‫‪www.Ketabline.com‬‬


‫‪5‬‬ ‫لوكس مي خ رند و به دلیل برخورداري از امكانات بهداشتي‪ ،‬زندگي طوالني تري دارند ‪.‬ولي نتايج حاصل از‬ ‫تحقیقات دانشمندان نشان مي دهد كه اين امكانات رفاهي ـ كه حسادت بسیاري را در جهان رو به توسعه‬ ‫برانگیخته ـ باعث افزايش احساس خوشبختي انسان ها نشده و نمي شود‪ .‬چرا چنین است؟ شايد پاسخ اين‬ ‫باشد كه ما خود را با ديگران مقايسه مي كنیم و اين چشم و همچشمي‪ ،‬باعث ناراحتي مان مي شود‪ .‬روان‬ ‫شناسان در يكي از تحقیقاتشان از دانشجويان هاروارد پرسیده اند كدام بهتر است‪ :‬پنجاه هزار دالر درآمد ساالنه‬ ‫در شرايطي كه ديگران بیست و پنج هزار دالر در سا ل درآمد دارند‪ ،‬يا صد هزار دالر درآمد ساالنه در شرايطي كه‬ ‫حقوق ديگران بسیار بیشتر است؛ مثال دويست و پنجاه هزار دالر؟ بیشتر دانشجويان‪ ،‬گزينة اول را برگزيدند و‬ ‫ترجیح دادند كه كمتر حقوق بگیرند‪ ،‬ولي اين حقوق كم‪ ،‬از درآمد ديگران بیشتر باشد‪.‬‬ ‫اگر قرار به مقايسه ب اشد‪ ،‬بهتر است خود را با كساني كه پايین تر از خودمان هستند‪ ،‬مقايسه كنیم‪ .‬به همین‬ ‫دلیل است كه در مسابقات المپیك‪ ،‬كساني كه مدال برنز مي گیرند‪ ،‬خوشحال تر از كساني هستند كه مدال‬ ‫نقره گرفته اند‪ .‬زيرا گروه اول‪ ،‬خدا را شكر مي كنند كه دست كم مدالي نصیبشان شده است‪ ،‬در حالي كه‬ ‫گروه دوم‪ ،‬حسرت مدال طاليي را مي خورند كه از دستشان رفته است‪.‬‬ ‫گذشته از اين‪ ،‬ذهن انسان قابلیت انطباق با شرايط جديد را دارد‪ .‬به همین دلیل‪ ،‬اين انعطاف پذيري ذهن‪ ،‬سبب‬ ‫تداوم بقا مي شود؛ هرچند در جوامع نوين‪ ،‬مردم از آن چه دارند‪ ،‬پس از مدتي دلزده مي شوند و همواره مي‬ ‫خواهند چیزهاي ديگري به دست آورند‪ .‬اين وضعیت سرانجام به نوعي جان كندن لذت گرايانه مي انجامد‪ .‬براي‬ ‫مثال‪ ،‬مردم از اولین اتومبیلي كه مي خرند‪ ،‬خیلي لذت مي برند‪ ،‬ولي با ديدن تبلیغات‪ ،‬اتومبیل هايشان را يكي‬ ‫پس از ديگري عوض مي كنند‪ .‬اگر مجبور باشند يك مدل پايین تر از جديدترين مدل را سوار شوند‪ ،‬ديگر از داشتن‬ ‫آن راضي نخواهند بود‪ .‬راز شاد زيستن‪ ،‬چنان كه ريچارد اليارد مي گويد‪ ،‬داشتن چیزهاي بهتري است كه هیچ‬ ‫گاه به داشتن شان قناعت نمي كنیم‪.‬‬ ‫روابط زناشويي‪ ،‬دوستان خوب و زندگي مشترك مي توانند بهانه اي براي خوشحالي مان باشند‪ ،‬چرا كه روابط‬ ‫انسان ها با يكديگر منشأ شادي است‪ .‬پنچال معتقد است كه براي رهايي از جان كندن لذت گرايانه بايد به آن‬ ‫چه داريم‪ ،‬قانع باشیم و روحیة رضايتمندي را در خود تقويت كنیم‪.‬‬

‫آيا شادماني ذاتي است؟‬ ‫مطالعاتي كه بر روي دوقلوها انجام شده‪ ،‬ذاتي بودن شادماني و افسردگي را به اثبات رسانده است‪ .‬نتايج‬ ‫حاصل از اين مطالعات‪ ،‬حتي در مورد دوقلوهاي همساني كه در محیطي يكسان بزرگ شده اند نیز صدق مي‬ ‫كند‪ .‬با وجود اين‪ ،‬ژن هاي مؤثر در ايجاد شادي هنوز ناشناخته اند و همان طور كه از يافته هاي روان شناختي‬ ‫برمي آيد‪ ،‬به احتمال زياد‪ ،‬ژن هاي متفاوتي در ايجاد روحیة شاد دخالت دارند‪ .‬اين ژن ها با تغییر دادن میزان‬ ‫سروتونین در مغز‪ ،‬باعث بروز حس شادي مي شوند ‪ .‬افسردگي‪ ،‬ناشي از كاهش سروتونین در مغز است و‬ ‫داروهايي مانند پروزاك كه حاوي سروتونین هستند‪ ،‬افسردگي را از بین مي برند و در بیمار ايجاد سرخوشي مي‬ ‫كنند‪ .‬با اين حال‪ ،‬حتي آنان كه به طور مادرزادي غمگین هستند‪ ،‬مي توانند با تغییر ديدگاه ها و تجديدنظر در‬ ‫رفتارشان زندگي شادتري براي خود بسازند‪.‬‬ ‫آيا علم‪ ،‬خوشبختي مي آورد؟‬ ‫دكتر مارتین سلیگمن‪ ،‬يكي از پیشگامان مطالعات افسردگي در دانشگاه پنسیلوانیا‪ ،‬اخیرا به مطالعة شادي‬ ‫روي آورده است‪ .‬در روان شناسي مثبت بر خالف روان شناسي سنتي‪ ،‬به جاي آن كه آسیب هاي دوران‬ ‫كودكي مورد بررسي قرار گیرد‪ ،‬به عوامل شادي آفرين‪ ،‬از قبیل چیزهايي كه به زندگي معنا مي دهند‪ ،‬اهمیت‬ ‫داده مي شود‪ .‬در واقع‪ ،‬به ادعاي دكتر استیون ز رويكرد مثبت به روان شناسي‪ ،‬سابقه اي بسیار طوالني دارد و‬ ‫پیشینة آن به جنبش روان شناسي انسان شناختي و فلسفة بودايي مي رسد‪ .‬روان شناسي انسان شناختي‬ ‫را كارل راجرز در دهه ‪ 1951‬معرفي كرد‪.‬دكتر ريچارد ديويدسون‪ ،‬متخصص عصب شناسي مغز از دانشگاه‬ ‫ويسكانسین‪ ،‬ثابت كرده است كه عواطف مثبت‪ ،‬به فعالیت هاي الكتريكي بخش جلويي نیمكرة چپ مغز مربوط‬ ‫مي شوند و احساسات منفي با بخش جلويي نیمكرة راست ارتباط دارند ‪.‬فعالیت الكتريكي نیمكرة چپ در افراد‬ ‫شاد‪ ،‬يعني كساني كه خنده رو هستند و دربارة خوبي ها سخن مي گويند‪ ،‬بیشتر است‪ .‬اسكن هاي تهیه‬ ‫شده از مغز افراد به هنگام تماشاي تصاوير زيبا‪ ،‬نشان دهندة افزايش جذب گلوكز ـ و در نتیجه‪ ،‬افزايش فعالیت‬ ‫بیوشیمیايي ـ در نیمكرة چپ است‪ .‬اسكن هاي مغزي نوزادان در حین لیسیدن خوراكي هاي شیرين نیز چنین‬ ‫نتیجه اي را تأيید مي كند‪.‬‬ ‫آيا براي شاد بودن بايد عاشق شد؟‬ ‫معموال افراد متأهل‪ ،‬از مجردها و كساني كه از ه��سرشان جدا شده اند‪ ،‬شادترند‪ .‬با اين حال‪ ،‬دكتر استیونز‬ ‫مي گويد‪ :‬داشتن روابط دوستانه با همسر و ديگر اطرافیان‪ ،‬مهم تر از زندگي مشترك است‪.‬‬

‫‪www.Ketabline.com‬‬


‫‪6‬‬ ‫آيا كساني كه پنجاه سال پیش از اين زندگي مي كردند‪ ،‬شادتر از ما بودند؟‬ ‫در حال حاضر میزان شادي مردم جهان در قالب طرح هايي مانند پايگاه اطالعاتي شادماني در جهان تعیین مي‬ ‫شود‪ .‬نتايج حاصل از تحلیل اين اطالعات‪ ،‬از سال ‪ 1950‬تاكنون هیچ تغییري را در وضعیت روحي ساكنان‬ ‫كشورهاي غربي از جمله انگلیس‪ ،‬نشان نمي دهد‪ .‬اين در حالي است كه شرايط زندگي آنان به طور‬ ‫چشمگیري بهتر شده است‪ .‬دكتر استیونز معتقد است كه در قرن بیست ويكم‪ ،‬اتومبیل شخصي و رسانه ها‪،‬‬ ‫دو مانع اصلي در راه رسیدن به احساس خوشبختي هستند‪ .‬اتومبیل شخصي‪ ،‬ما را چنان از جامعة اطرافمان‬ ‫جدا مي كند كه به جاي احساس صمیمیت با شهر و محل زندگي مان‪ ،‬از آن مي گريزيم‪ .‬تلويزيون (و تا حدودي‬ ‫مطبوعات ) خشونت‪ ،‬اخبار ناگوار و اسراف را به مردم منتقل مي كند و باعث ترس و ايجاد ناراحتي در آن ها مي‬ ‫شود‪ .‬عالوه بر اين‪ ،‬تماشاي تلويزيون‪ ،‬فعالیت بینندگان را كم مي كند و زماني را كه ممكن است صرف انجام‬ ‫دادن كارهاي جوش شي شود‪ ،‬از آن ها مي گیرد‪.‬‬ ‫شادترين مردم دنیا چه كساني هستند؟‬ ‫تصاويري كه از مغز افراد مختلف تهیه شده‪ ،‬بیانگر آن است كه راهبان بودايي و كساني كه براي مدتي طوالني‬ ‫مراقبه مي كنند‪ ،‬شادترين انسان هاي دنیا هستند‪ .‬مطالعه اي ديگر نشان مي دهد كه زنان خدمتكار فیلیپیني‬ ‫شاغل در هنگ كنگ‪ ،‬با وجود دوري از خانواده و كار سنگین در شرايط نامناسب و كسب درآمد ناچیز‪ ،‬سرزنده‬ ‫ترين مردم دنیا هستند‪ .‬پیوند میان زنان فیلیپیني و احساسي كه آن ها از كسب درآمد و فرستادن آن به خانه و‬ ‫خانوادة خود تجربه مي كنند‪ ،‬ممكن است احساس رضايت شان را برانگیزد‪.‬‬ ‫باالخره علت شادماني چیست؟‬ ‫براساس يافته هاي حاصل از پژوهش هاي اجتماعي فراگیر در آمريكا )‪ (US General Social Survey‬عوامل اصلي‬ ‫شادماني به ترتیب اهمیت عبارت اند از‪ :‬روابط خانوادگي‪ ،‬مسائل مالي‪ ،‬كار‪ ،‬روابط اجتماعي و سالمت‬ ‫جسماني‪ .‬در كنار اين عوامل مي توان به ارزش هاي شخصي و آزادي نیز اشاره كرد‪ .‬دكتر استیونز با استناد به‬ ‫اين تحقیق زمان بر و نیز طرح اسلوف‪ ،‬ادعا مي كند كه احساس شادماني‪ ،‬حاصل عوامل جسماني‪ ،‬روابط با‬ ‫ديگران و فراگیري شیوه هاي مثبت سازماندهي افكار است‪ .‬او در اين خصوص مي گويد‪ :‬شاد بودن مستلزم‬ ‫ور زش كردن و توجه به رژيم غذايي‪ ،‬اهمیت دادن به روابط عاطفي و داشتن صبر و حوصله است‪ .‬دكتر استیونز‬ ‫همچنین توصیه مي كند كه به غريبه ها لبخند بزنیم‪ ،‬به نشانة احترام‪ ،‬سري تكان بدهیم و مهم تر از همه‪،‬‬ ‫وقايع خوب را در دفترچه اي يادداشت كنیم و به خاطرشان شكرگزار باشیم‪ .‬اگر چنین كنیم‪ ،‬آسايش و‬ ‫خوشبختي را درخواهیم يافت‬

‫افسردگی‬ ‫عاليم افسردگى همیشه غمگینى و گريه كردن نیست بلكه بسیار متنوع است‪ .‬بسیارى از افراد مبنال به‬ ‫افسردگى دچار تغییرات روحى و روانى مى شوند كه بر تفكر‪ ،‬خواب و يا میزان انرژى آنها تأثیر مى گذارد‪ .‬عالوه‬ ‫بر اين‪ ،‬افسردگى هاى مختلف و متنوع عاليم ديگرى را نیز به همراه دارند ‪.‬‬ ‫عاليم افسردگى عبارت اند از ‪:‬‬ ‫ ‪1‬روحیه افسرده‬‫‪ 2‬احساس مداوم ناامیدى‪ ،‬بى ارزشى و احساس گناه‬‫‪3‬خستگى يا كمبود انرژى‬‫‪ 4‬رفتار بسیار كند و آهسته (گويى فرد خود را كشان كشان حركت مى دهد )‬‫‪ 5‬عدم رضايت يا كاهش رضايت از زندگى‬‫‪6‬كاهش انگیزه‬‫‪7‬تفكر منفى يا بدبینانه‬‫‪ 8‬عدم احساس عالقه نسبت به دوستان‪ ،‬فعالیت‪ ،‬سرگرمى يا كار‬‫‪ 9‬تغییر در عادات غذاخوردن كه به صورت پرخورى يا كم اشتهايى بروز مى كند‬‫‪10‬مشكالت خواب‪ ،‬از جمله زود برخاستن‬‫‪11‬گريه هاى مداوم‬‫‪12‬مشكل در تمركز‪ ،‬يادآورى يا تصمیم گیرى‬‫‪13-‬اوقات تلخى‬

‫‪www.Ketabline.com‬‬


‫‪7‬‬ ‫‪ 14‬اضطراب و نگرانى بسیار زياد‬‫‪15‬فكر كردن به مرگ يا خودكشي‬‫‪16-‬اقدام به خودكشي‬

‫متخصصان معتقدند كه اگر فردى همه اين عاليم يا بعضى از آنها را حداقل طى دو هفته هر روز داشته باشد آن‬ ‫فرد مبتال به افسردگى بالینى است ‪.‬‬ ‫افسردگى مى تواند بر تمام زندگى فرد (و خانواده و دوستان نزديك او نیز) تأثیر بگذارد ‪.‬زيرا افسردگى روى‬ ‫توانايى شخص سايه مي اندازد و باعث يأس و دلسردى او مى شود‪ .‬فرد افسرده اغلب از هیچ چیزى لذت نمى‬ ‫برد حتى از چیزهايى كه روزى از آنها لذت مى ُبرد ‪.‬‬ ‫در طول دوره افسردگى بعضى از افراد عمال ً از انجام هرگونه كارى عاجز و ناتوان هستند ‪.‬‬‫ بعضى از افراد افسرده مى توانند به كار كردن ادامه دهند اما اين افراد فقط در شغل خود دوام مى آورند تا به‬‫تعهدات خود عمل كنند‪ .‬اما اين كار بسیار سختى براى آنها است ‪.‬‬ ‫فرد مبتال به افسردگى اصلى عالوه بر داشتن عاليم عمومى افسردگى‪ ،‬ممكن است عاليم زير را نیز از خود‬ ‫بروز بدهد ‪:‬‬ ‫ ‪1‬سردردهاى مداوم‬‫‪ 2‬درد و رنج هاى ديگر‪ ،‬حتى بدون آنكه علت ظاهرى داشته باشند‬‫‪3‬مشكالت سوء هاضمه‬‫‪4-‬عملكرد ضعیف جنسى ‪.‬‬

‫ممكن ا ست در كودكان و نوجوانان عاليم افسردگى واضح تر باشد‪ .‬اين عاليم عبارت اند از ‪:‬‬ ‫‪1‬افت نمرات ‪ -2‬اوقات تلخى ‪ -3‬مشكالت اخالقى ‪ -4‬انزوا و گوشه گیرى ‪ -5‬شكايت كردن از مشكالت‬‫جسمانى مانند سردرد و دل درد ?‪ -‬كاهش انرژى ‪ -7‬عدم تمركز ‪- 9‬تغییر در الگوهاى خواب يا غذاخوردن‬ ‫الزم است بدانید ‪:‬‬ ‫متخصصان تخمین مى زنند كه ‪ 21‬درصد از كودكان و چهار تا هشت درصد از نوجوانان مبتال به افسردگى‬ ‫هستند‪ .‬باالترين مورد افسردگى در دختران پس از سن بلوغ رخ مى دهد ‪.‬‬ ‫افسردگى مى تواند بر تمام زندگى فرد تأثیر بگذارد‪ .‬زيرا افسردگى روى توانايى شخص سايه مي اندازد و باعث‬ ‫يأس و دلسردى او مى شود‪ .‬فرد افسرده اغلب از هیچ چیزى لذت نمى برد حتى از چیزهايى كه روزى از آنها‬ ‫لذت مى برد‪.‬‬

‫بهتر است بدانید كه ‪:‬‬ ‫افراد باالى ‪ 65‬سال‪ ،‬چهار برابر گروه هاى سنى ديگر مبتال به افسردگى هستند‪ .‬در افراد مسن‪ ،‬افسردگى با‬ ‫عاليم ديگرى همراه است؛ عاليمى مانند گیجى‪ ،‬فراموشى‪ ،‬عدم توجه به بهداشت شخصى و ظاهر‪ .‬عالوه بر‬ ‫اين‪ ،‬بیمارى ها نیز مى توانند باعث افسردگى شوند مانند بیمارى تیروئید‪ ،‬بیمارى هاى سیستم عصبى و برخى‬ ‫سرطان ها ‪.‬‬ ‫اختالل دوقطبى‬ ‫در افراد مبتال به افسردگى اختالل دوقطبي يا افسردگى شیدايى‪ ،‬نوسانات روحیه اى زيادى مشاهده مى‬ ‫شود‪ .‬به طورى كه فرد در اوج شیدايى يا شادى غیرمعمول قرار مي گیرد و سپس وارد مرحله افسردگى مى‬ ‫شود‪ .‬در طول مرحله افسردگى‪ ،‬فرد همان عاليم افسردگى بالینى (عمومى) را از خود نشان مى دهد اما در‬ ‫اين افسردگى خطر خودكشى باالتر است ‪.‬‬ ‫افسردگى خفیف‬

‫‪www.Ketabline.com‬‬


‫‪9‬‬

‫افسردگى خفیف يا افسردگى مزمن اغلب از دوران كودكى يا نوجوانى آغاز مى شود و در صورت عدم درمان‬ ‫ممكن است چندين سال تداوم يابد ‪.‬‬ ‫افراد مبتال به افسردگى ‪:‬‬ ‫‪1‬هیچگونه احساس عاطفى ندارند و از نظر عاطفى كامال ً بى حس هستند‪ ،‬آنها به طور مداوم در حالت‬‫افسردگى سطح پايین به سر مى برند و با عالقه و اشتیاق كمى به زندگى روزمره ادامه مى دهند ‪.‬‬ ‫‪0‬دوست دارند افكار منفى داشته باشند؛ معموال ً نیمه خالى لیوان را مى بینند ‪.‬‬‫‪ 1- 3‬از چیزى لذت نمى برند حتى از چیزهايى كه زمانى از آنها لذت مى بردند ‪.‬‬‫بس یارى از مبتاليان به افسردگى خفیف اصال ً به دنبال درمان نیستند زيرا نمى دانند كه مبتال به افسردگى‬ ‫هستند‪ .‬از آنجايى كه افسردگى خفیف به صورت مزمن است فرد مبتال‪ ،‬خانواده او و دوستان او فكر مى كنند كه‬ ‫اين رفتارها جزيى از طبیعت و منش و شخصیت فرد است‪ .‬رهايى و بهبودى از اين نوع افسردگى اغلب به طور‬ ‫كامل اتفاق نمى افتد و اين خطر وجود دارد كه فرد دچار افسردگى اصلى شود كه در اين صورت فرد ِ مبتال در‬ ‫اصل مبتال به دو نوع افسردگى است‪.‬‬

‫اختالل فصلى‬ ‫اين افسردگى شكلى از افسردگى است كه تصور مى شود با قرار گرفتن در معرض نور خورشید به میزان زياد‪،‬‬ ‫به وجود مى آيد‪ .‬عالوه بر روحیه افسرده و عاليم عمومى افسردگى‪،‬عاليم ديگر اين افسردگى عبارت اند از ‪:‬‬ ‫ ‪ 1‬تمايل به خوردن غذاهاى شیرين و نشاسته دار‬‫‪2‬افزايش وزن‬‫ً‬ ‫‪3-‬خواب زياد‪ .‬اين حالت عموما در فصل بهار از بین مى رود‬

‫آنچه باعث افسردگی میشود‬ ‫علت دقیق افسردگى كامال ً شناخته شده نیست اما براساس شواهد به دست آمده مى توان چندين عامل را‬ ‫برشمرد ‪:‬‬ ‫‪1‬وراثت ‪ -2‬ساختار بیوشیمیايى بدن ‪ -3‬ساختار روان شناختى ‪ -4‬حوادث زندگى پر استرس ‪ -5‬نوسان میزان‬‫هورمون ها ‪ -6‬عوامل ديگر مانند بیمارى ها و درمان هاى خاص ‪.‬‬ ‫وراثت‬ ‫افرادى كه يكى از بستگان نزديك آنها مبتال به افسردگى اصلى يا اختالل خلقي دوگانه (دوقطبى) باشند دو برابر‬ ‫ديگران در معرضابتال به افسردگى قرار دارند ‪.‬‬

‫ساختار بیوشیمیايى‬ ‫هر انسانى ساختار شیمیايى منحصر به فرد دارد‪ .‬ابتال يا عدم ابتال به افسردگى‪ ،‬به میزان مواد شیمیايى مغز او‬ ‫و اين كه اين مواد شیمیايى چگونه با سیستم عصب مركزى در تعامل است‪ ،‬بستگى دارد‪ .‬ساختار بیوشیمیايى‬ ‫هر فرد يك عمل تعادل ساز پیچیده است‪ .‬اگر يكى از مواد شیمیايى به درستى كار نكند كل تعادل و توازن به‬ ‫هم خواهد خورد ‪.‬‬

‫‪www.Ketabline.com‬‬


‫‪9‬‬ ‫مغز فرمان ده بدن است‪ .‬همانطور كه پیام هاى صادره از مغز (به شكل جريان الكتريكى) حركات ما را كنترل مى‬ ‫كند پیام هاى ديگر عواطف و احساسات ما را كنترل مى كنند‪ .‬سلول هاى عصبى اصلى ترين واحد هاى مغز‬ ‫هستند‪ .‬اين سلول هاى عصبى به وسیله فواصلى كه سیناپس نامیده مى شوند از هم جدا مى گردند‪ .‬مواد‬ ‫شیمیايى موسوم به ناقالن عصبى )‪ (NEURO TRANSMITTER‬پیام ها يا عاليم صادره از مغز را از بین اين‬ ‫سیناپس ها عبور داده به سلول هاى عصبى مختلف مى رساند ‪.‬‬ ‫اگر در يك ناقل عصبى نقص يا عدم توازن و تعادل وجود داشته باشد اختالالت گوناگون ممكن است رخ دهد ‪.‬‬ ‫ناقل هاى عصبى سروتونین‪ ،‬دوپامین و نورپین فراين پیام رسان هاى شیمیايى هستند كه گفته مى شود‪،‬‬ ‫مسئول كنترل عواطف و روحیه هستند‪ .‬مخصوصا ً سروتونین كه در افسردگى نقش دارد‪ .‬اعتقاد بر اين است كه‬ ‫وجود هرگونه نقصى در سروتونین يا اختالل در شیوه عمل آن اثرات منفى عمیقى در روحیه و عواطف شخص بر‬ ‫جاى مى گذارد ‪.‬‬ ‫ساختار روان شناختى‬ ‫گفته مى شود كه ويژگى هاى اصلى شخص��ت يك فرد اغلب در سال هاى اولیه كودكى وى مشخص مى شود‪.‬‬ ‫يكى از اين عوامل مشخص كننده محیط زندگى فرد است‪ .‬هر آنچه كه در دوران كودكى در زندگى ما رخ مى‬ ‫دهد به هنگام بزرگسالى اثرات ريشه اى و عمیقى در نگرش و رفتار ما دارد مثال ً مورد بى مهرى و عدم توجه‬ ‫قرار گرفتن‪ ،‬منع شدن از چیزى‪ ،‬يا مورد سوء استفاده جنسى قرار گرفتن در دوران كودكى مى تواند بعدها در‬ ‫نوع نگرش فرد به جهان تأثیر بگذارد ‪.‬‬ ‫محرومیت اجتماعى مانند زندگى در خانه هاى پرجمعیت‪ ،‬و كمبود روابط گرم با شخص قابل اعتماد مى تواند در‬ ‫طول زندگى بر روابط فرد با ديگران تأثیر بگذارد ‪.‬‬

‫حوادث زندگى پراسترس‬ ‫واكنش فرد نسبت به عوامل خارجى نیز مى تواند بر میزان مواد شیمیايى مغز و كیفیت عمل آنها تأثیر گذاشته و‬ ‫نهايتا ً بر روحیه و عو اطف شخص تأثیر بگذارد‪ .‬يك حادثه مى تواند فرد را مبتال به افسردگى سازد‪( .‬به ويژه آن كه‬ ‫فردى قبال ً در اثر عوامل ديگر در خطر افسردگى بوده باشد) اين حوادث عبارت اند از ‪- 1‬بیمارى طوالنى مدت ‪-2‬‬ ‫بیمارى يا مرگ فرد مورد عالقه ‪ -3‬طالق ‪ -4‬پايان دادن به يك رابطه نزديك و صمیمى ‪ -5‬رفتن به يك خانه جديد ‪-6‬‬ ‫مشكالت مالى يا ادارى ‪.‬‬ ‫نوسان میزان هورمون ها‬ ‫در زنان نوسان میزان هورمون ها مى تواند باعث افسردگى شود‪ .‬اين حاالت عبارت اند از سندرم پیش از‬ ‫قاعدگى‪ -‬تقريبا ً ‪ 3‬تا ‪ 9‬درصد زنان يك هفته يا چند روز قبل از قاعدگى تحت تأثیر اين سندرم قرار مى گیرند‪ .‬از‬ ‫نشانه هاى اين حالت روحیه افسرده‪ ،‬نوسان روحى‪ ،‬اوقات تلخى‪ ،‬تشويش واضطراب است ‪.‬‬ ‫افسردگى پس از باردارى (زايمان )‬ ‫اين نوع افسردگى با نوسان هورمون ها پس از حاملگى ارتباط مستقیم دارد‪ ،‬اما عوامل اجتماعى نیز ممكن‬ ‫است در آن نقش داشته باشد‪ .‬مثال ً يك زن شاغل كه مجبور است به طور ناگهاني به دور از محل كار خود در‬ ‫منزل بماند و روز را به تنهايى و با كودك خود سپرى كند ممكن است احساس افسردگى و انزوا به وى دست‬ ‫بدهد ‪.‬‬ ‫افسردگى در دوران يائسگى‬ ‫ممكن است زنان در اين دوران به علت آنكه قدرت تولید مثل خود را دست داده اند دچار اندوه شوند و از طرف‬ ‫ديگر ممكن است رفتن فرزندان بزرگسال از خانه‪ ،‬مادر را دچار افسردگى كند ‪.‬‬ ‫عوامل ديگرى كه ممكن است منجر به افسردگى شوند عبارت اند از‪ -1:‬مصرف مواد مخدر و الكل ‪ -2‬استفاده از‬ ‫برخى داروها مانند استروئید يا داروهاى مربوط به فشارخون ‪ -3‬بیمارى هاى خاص مانند پركارى غده تیروئید يا‬ ‫مشكالت عروقى ‪ -4‬تحلیل انرژى‪ ،‬از دست دادن انرژى ذهنى و جسمى كه معموال ً ناشى از كار طوالنى مدت و‬ ‫يا تعهداتى است كه فرد بر روى دوش خود احساس مى كند‪.‬‬

‫‪www.Ketabline.com‬‬


‫‪1‬‬ ‫‪1‬‬

‫افسردگی چیست؟‬ ‫افسردگي بیماري بسیار شايع عصر ماست‪ .‬و در تمامي جهان روندي فزاينده دارد ‪.‬اين در حالي است كه حدود‬ ‫نیمي از مبتاليان به افسردگي يا از بیماري خود بي خبرند يا بیماري آنها چیزي ديگر تشخیص داده شده است ‪.‬‬ ‫افسردگي يك بیماري اختصاصي نیست بلكه در تماما سنین و همه نژادها‪ ،‬هم در زنان و هم در مردان ظاهر مي‬ ‫شو د‪ .‬افسردگي بیماري ساده اي نیست بلكه انواع گوناگون دارد به طوري كه در بعضي افراد به صورت هايي‬ ‫ظاهر مي شود كه ما عموما ً آنها را افسردگي نمي شناسیم‪ .‬افسردگي پس از آنكه درمان شد غالبا ً باز مي‬ ‫گردد ‪.‬‬ ‫افسردگي مسائل گوناگوني به همراه دارد‪ .‬غیراز مسائل پزشكي و اند وه كه بسیار شايع است‪ ،‬فرد مبتال به‬ ‫افسردگي خود را در كارها مورد تبعیض و از نظر اجتماعي مطرود و حتي منفور خانواده خودش مي بیند‪ .‬گاهي‬ ‫انزواي همراه افسردگي‪ ،‬بیماراني را كه وضعي درمان پذير دارند به دوري از مردم يا به سوي مرگ سوق مي‬ ‫دهد‪.‬‬

‫درباره افسردگي خبرهاي خوشي نیز وجود دارد‪:‬بیشتر انواع افسردگي قابل درمان اند ‪.‬‬ ‫‪Depression‬كه غالبا ً افسردگي بالیني‪ ،‬اختالالت خلق و خوي يا اختالالت عاطفي نامیده مي شود‪ ،‬بیمار را‬ ‫دچار آشفتگي انديشه‪ ،‬آشفتگي عاطفي‪ ،‬تغییر رفتار و بیماري هاي جسماني مي كند ‪.‬‬ ‫افسردگي بالیني‪ ،‬از ديدگاه عملكردهاي اجتماعي بیش از ديگر بیماري هاي مزمن‪ ،‬بیمار را ناتوان مي كند‪.‬‬ ‫افسردگي كبیر بیش از بیماري هاي مزمن ششي‪ ،‬التهاب مفصل و ديابت ‪ ،‬ناتوان كننده است‪ .‬افسردگي يك‬ ‫نشانگان )‪ (Syndrom‬يعني مجموعه اي از عالمات مرضي )‪(Symptoms‬مختلف است ‪.‬‬ ‫امالك هاي تشخیص افسردگي عبارت اند از ‪:‬‬ ‫‪1‬افسرده بودن خلق و خوي در بیشتر روزها‪ ،‬تقريبا ً هر روز ‪.‬‬‫‪2‬كاهش آشكار عالقه يا میل به هر نوع فعالیت در زندگي ‪.‬‬‫‪ 3‬كاهش يا افزايش قابل توجه وزن بر اثر كاهش يا افزايش اشتهاي غذا خوردن ‪.‬‬‫‪4‬بي خوابي يا پرخوابي در غالب شب ها ‪.‬‬‫‪5‬افزايش يا كاهش اعمال رواني حركتي يا فعالیت هاي ذهني ‪.‬‬‫‪6‬خستگي يا كاهش انرژي ‪.‬‬‫‪ 7‬احساس بي ارزشي يا گناهكار بودن ‪.‬‬‫‪8‬كاهش توان انديشیدن يا تمركز ذهن و تصمیم گیري ‪.‬‬‫‪ 9‬انديشیدن به مرگ ( نه ترسیدن از آن) و به خودكشي‪ ،‬بدون داشتن طرحي براي آن ‪ ،‬يا اقدام به خودكشي‬‫با طرحي از پیش ريخته ‪.‬‬ ‫داشتن حداقل پنج عالمت ياد شده براي ابتال به افسردگي كبیر كافي است‪ .‬ولي عالمات مرضي يك و دو بايد‬ ‫جزء آن عالمت باشند‪ .‬افسردگي نمي تواند واكنش معمولي مرگ يك عزيز باشد‪ .‬همه افراد مبتال به افسردگي‬ ‫تمام عالمات مرضي اين بیماري را ندارند و شدت عالمات مرضي در افراد مختلف متفاوت است ‪.‬‬

‫انواع افسردگي‬ ‫افسردگي اقسام گوناگون دارد‪ ،‬شايع ترين آن افسردگي كبیر است كه فرد مبتال به آن گاهي شاد و خوشدل و‬ ‫موقتا ً فعال مي شود‪ .‬نوعي از افسردگي كبیر به افسردگي مالیخولیايي موسوم است كه بیمار هیچ گاه از‬ ‫چیزي دلخوش نمي شود در حدود ‪ 15‬درصد مبتاليان به افسردگي كبیر دچار افسردگي اوهام اند كه معموال ً با‬ ‫خلق و خوي اندوهگین همراه است‪ .‬مثال ً خود را گناهكار و غیر قابل بخشش تصور مي كنند‪ .‬در حدود ‪ 15‬در صد‬ ‫مبتاليان به افسردگي كبیر نیز دچار روان پريشي مي شوند ‪.‬‬ ‫نوع ديگري از افسردگي وجود دارد به نام "افسردگي غیرمعمول "كه بر خالف اسمش شايع است‪ .‬عالمات‬ ‫مرضي آن عكس عالمات مرضي افسردگي معمولي است كه مبتاليان كم مي خوابند و كم مي خورند‪ .‬مبتاليان‬

‫‪www.Ketabline.com‬‬


‫‪1‬‬ ‫‪1‬‬ ‫به افسردگي غیر معمول زياد مي خوابند و زياد مي خورند و به سرعت اضافه وزن پیدا مي كنند ‪.‬به قول يكي از‬ ‫متخصصان برجسته بیماري افسردگي ( دونالد كالين)‪ ،‬افسردگي غیر معمول‪" ،‬مزمن" است نه" دوره اي" ؛ از‬ ‫بلوغ آغاز مي شود و بیماران نسبت به همه امور كم توجه اند ‪.‬‬ ‫نوع ديگرافسردگي‪ ،‬روان رنجوري است كه عموما ً حدود دو سال طول مي كشد و عالمات مرضي آن خفیف تر از‬ ‫افسردگي كبیر است ولي همواره احساس ناراحتي مي كنند ‪.‬‬ ‫شیوع افسردگي در قرن بیستم به خصوص بعد از دو جنگ جهاني بیشتر شده است‪ ،‬علت آن را مصرف دارو و‬ ‫الكل‪ ،‬افزايش استرس و كاهش اشتغال گفته اند ؛ علت ديگر افزايش افسردگي تغییرات اساسي اجتماعي‬ ‫است‪ .‬گروهي از رو ان شناسان بر اين باورند كه جامعه كنوني‪ ،‬كانوني ناسالم در درون افراد به وجود آورده و آنها‬ ‫را بیش از اندازه به رضايت خاطر و شكست هاي شخصي وابسته كرده است ‪.‬‬ ‫آنچه گفته شد جنبه نظري دارد ولي بعضي از پژوهشگران درباره جنبه علمي علت ها اظهار نظر كرده اند‪ .‬بر‬ ‫اساس پژوهش هاي آنها‪ ،‬تلويزيون " منشاء عمده افسردگي است ‪"Paul Kottl‬روان پزشك مركز پزشكي‬ ‫پنسیلوانیا كشف كرده است كه " ارتباط تنگانگي بین دسترسي مداوم كودكان به تلويزيون و افسردگي كبیر در‬ ‫‪ 24‬سالگي وجود دارد ‪."Kottl‬مي نويسد ‪:‬‬ ‫" اثرات اجتماعي برنامه هاي چند ساعته تل ويزيوني‪ ،‬بايد از داليل شروع زودرس افسردگي كبیر در نوجوانان به‬ ‫حساب آيد‪ ،‬هزاران ساعت تماشاي تلويزيون‪ ،‬كودكان ما را در معرض خشونت هاي ابلهانه مكرر قرار مي دهد و‬ ‫آنها را هر چه بیشتر از تماس هاي اجتماعي با همساالن و خانواده دور مي كند "‪.‬‬ ‫افسردگي كبیر بیشتر در دهه هاي سوم و چهارم زندگي ظاهر مي گردد و در غالب افراد بین شش ماه تا يك‬ ‫سال‪ ،‬حتي بدون درمان رفع مي شود ؛ ولي اگر درمان شود بعد از چند هفته از بین مي رود‪ .‬بازگشت‬ ‫افسردگي در بیش از نیمي از افراد ظرف دو سال بعد از رويداد نخستین رخ مي دهد‪ .‬خطر افسردگي با تعداد‬ ‫بازگشت ها افزايش مي يابد‪ .‬بدين معني كه بعد از دو بازگشت‪ ،‬هفتاد در صد و بعد از سه بازگشت به نود درصد‬ ‫مي رسد ‪.‬‬

‫عوامل زير خطر بازگشت افسردگي را افزايش مي دهند‪:‬‬ ‫اگر نخستین افسردگي پیش از بیست سالگي رخ داده باشد و سابقه خانوادگي موجود باشد؛‬ ‫اگرنخستین افسردگي شديد باشد و دير به درمان اقدام شده باشد؛‬ ‫اگر بیماري رواني ديگري نیز وجود داشته باشد؛‬ ‫اگر فرد نسبت به استرس ها يا ديگر عوامل اجتماعي آسیب پذيرتر باشد ‪.‬‬ ‫اگر فرد از افسردگي قبلي كامال ً بهبود نیافته باشد ؛ اگر افسردگي در اواخر عمر رخ داده باشد‪.‬‬

‫پایان‬

‫کتابخانه مجازی کتابالین‬ ‫‪www.Ketabline.com‬‬

‫‪www.Ketabline.com‬‬


Ravanshenasi-pack01[Ketabline.com]