Issuu on Google+

‫اکتبر‬

‫‪28‬‬

‫نشریه کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ‪ -‬حکمتیست‬ ‫‪ 20‬دیماه‪ 10 - 1390‬ژانویه ‪2012‬‬

‫پلنوم فوق العاده کمیته مرکزی حزب‬ ‫حکمتیست با شرکت کادرهای حزب‬ ‫برگزار میشود‪.‬‬ ‫رفقا!‬ ‫همچنانکه اطالع دارید در تاریخ ‪72‬‬ ‫دسامبر ‪ 7122‬اکثریت کمیته مرکزی حزب‬ ‫درخواست پلنوم فوق العاده را به دبیر کمیته‬ ‫مرکزی رفیق ثریا شهابی ارائه کرد‪ .‬بر‬ ‫طبق اصول سازمانی رفیق ثریا شهابی‬ ‫موظف بود در اسرع وقت ممکن پلنوم را‬ ‫فرابخواند‪ .‬دبیر کمیته مرکزی نه تنها از‬ ‫انجام این وظیفه اصولی و سازمانی‬ ‫خودداری کرد‪ ،‬بلکه خود در راس کمپین‬ ‫تحریم برگزاری پلنوم قرار گرفت‪ .‬رفیق‬ ‫ثریا در نوشته خودش اعالم کرد "برای‬ ‫پایان دادن به این تناقض‪ ،‬باید بین وجدان و‬ ‫پست تشکیالتی یکی را انتخاب کرد و من‬ ‫اولی را انتخاب میکنم"‪.‬‬ ‫در نتیجه از سمت خود به عنوان دبیر کمیته‬ ‫مرکزی استعفا کرد و قید نمود که کمیته‬ ‫مرکزی خود میتواند پلنوم را فرابخواند‪.‬‬ ‫اکنون اکثریت کمیته مرکزی حزب بنا به‬ ‫تعهد و رسالتی که در قبال کل حزب و حفظ‬ ‫اتحاد و ادامه کاری آن دارد‪ ،‬پلنوم فوق‬ ‫العاده کمیته مرکزی را فرامیخواند‪ .‬برای‬ ‫این پلنوم همه اعضای کمیته های حزبی و‬ ‫همه کادرهای حزب دعوت هستند ‪ .‬پلنوم‬ ‫در ماه ژانویه برگزار میشود‪ .‬تاریخ و محل‬ ‫آن توسط دفتر مرکزی حزب به اطالع‬ ‫شرکت کنندگان میرسد‪ .‬واضح است در این‬ ‫پلنوم بنابه روال همیشه هیئت هر دو حزب‬ ‫کمونیست کارگری عراق و کردستان‬ ‫دعوت هستند‪.‬‬ ‫اکثثثثثریثثت کثثمثثیثثتثثه مثثرکثثزی حثثزب در سثثنثثد‬ ‫درخواست پلنوم بتاریخ ‪ 72‬دسثامثبثر ‪7122‬‬ ‫ضرورت سیاسی و سازمانی برگثزاری ایثن‬ ‫پلنوم رابه روشنی مسثتثدل کثرده و کثمثاکثان‬ ‫برآن پافشاری میکند‪ .‬پلنوم فوق العاده کمیتثه‬ ‫مرکزی ‪ ،‬پلنوم کثل کثمثیثتثه مثرکثزی حثزب‬ ‫است‪ .‬اکثریت کمیته مثرکثزی بثار دیثزثر از‬ ‫همه اعضای کمیته مرکزی منتثخثک کثنثزثره‬ ‫چهارم میخواهد در این پلنوم حضثور یثابثنثد‪.‬‬ ‫به طور مشخص از اعضای کمیته مثرکثزی‬ ‫که طی یادداشتی تحریم پلنوم را اعالم کثرده‬ ‫اند‪ ،‬میخواهد در این تصمیم خود تجدید نظثر‬ ‫کنند‪ .‬در پلنوم فوق العاده کمیته مرکزی‪ ،‬کثه‬ ‫پلنوم همه اعضای آن است شرکت کنند‪.‬‬ ‫صفحه ‪7‬‬

‫رفیق احسان احمدی جان باخت !‬ ‫اطالعیه حزب حکمتیست‬ ‫یادی از رفیق احسان احمدی‬ ‫کامیار احمدی‬ ‫نامهای به رفیق احسان احمدی‬ ‫یکی از رفقای احسان‬

‫صفحه ‪7‬‬ ‫صفحه ‪7‬‬ ‫صفحه ‪3‬‬

‫گزیده ای ازاخبار و رویدادهای کارگری و عمومی در کردستان شماره ‪02‬‬ ‫صفحه ‪4‬‬

‫تهیه و تنظیم ‪ :‬اسماعیل ویسی‬

‫پاسخ به نامه "یک فرصت دیگر"‬ ‫به رهبری دو حزب کمونیست کارگری عراق و کردستان‬ ‫از هیات دائم دفتر سیاسی حزب حکمتیست‬ ‫صفحه ‪3‬‬

‫زمانی که «تحزب» وبال گردن «سیاستی» میشود‬ ‫صفحه ‪6‬‬

‫کامیار احمدی‬

‫اطالعیه کمیته کردستان حزب حکمتیست در محکوم کردن کشتار زحمتکککشکان‬ ‫منطقه "شرناخ" توسط نیروی هوائی ارتش ترکیه‬ ‫صفحه ‪2‬‬ ‫اعالم حمایت کمیتهها و تشکیالتهای حزب حکمتیست از برگزاری پلنوم فوق العاده‬ ‫صفحات ‪ 8‬و ‪9‬‬

‫زنده باد سوسیالیسم‬


‫‪8‬‬

‫اکتبر ‪28‬‬

‫ما اکثریت کمیته مرکزی اعالم میکنیم در این‬ ‫پلنوم و در موارد اساسی مورد اختالف به رای‬ ‫متکی نمیشویم و حداکثر تالش و همفکری را‬ ‫بکار میزیریم تا به توافق برسیم ‪ .‬این پلنوم‬ ‫اکنون موثرترین راه حل برون رفت حزب از‬ ‫وضعیت کنونی و گذار آن به طرف برگزاری‬ ‫کنزره پنجم حزب بر طبق اصول سازمانی و‬ ‫موازین تعریف شده حزبی ما است‪.‬‬

‫به امید برگزاری موفقیت آمیز پلنوم کل‬ ‫کمیته مرکزی و کادرهای حزب‬ ‫به امید برگزاری پلنوم راهگشا برای کل‬ ‫حزب‬ ‫زنده باد حزب حکمتیست‬

‫رفیق احسان احمدی جان باخت !‬ ‫با نهایت تاسف مطلع شدیم رفیق احسان احمدی‬ ‫صبح روز جمعه دوم دیماه هزار وسیصد و نود‬ ‫در جاده سنندج – مریوان نزدیک سرو آباد در‬ ‫سانحه اتومبیل جان باخته است‪.‬احسان از‬ ‫موسسین تشکل " هاورێ " و عضو کانون‬ ‫دفاع از حقوق کودکان‪،‬اتحادیه کارگران بیکار‬ ‫و از بنیانزذاران " تشکل دانشجویان آزادیخواه‬ ‫و برابری طلک " و از سازماندهدگان‬ ‫اعتراضات دانشجویی در سال ‪ 88‬در‬ ‫دانشزاهها ی سنندج بود‪ .‬در ‪ 23‬آذر ماه هشتاد‬ ‫و شش به همراه جمعی از رفقایش در‬ ‫اعتراضات دانشزاه تهران که از سوی تشکل‬ ‫دانشجویان آزادیخواه و برابری طلک سازمان‬ ‫داده شده بود شرکت موثر وفعال داشت و به‬ ‫همین دلیل از سوی کمیته انضباطی دانشزاه‬ ‫آزاد سنندج حکم تعلیق گرفت‪.‬‬ ‫حزب حکمتیست ضمن ابراز همدردی با‬ ‫خانواده احسان احمدی بویژه رفیق کامیار‬ ‫احمدی‪ ،‬این ضایعه جانزداز را به رفقای او و‬ ‫تمامی آزادیخواهان و کمونیستها تسلیت‬ ‫میزوید‪.‬‬ ‫گرامی باد یاد و خاطره رفیق احسان‬ ‫احمدی‬ ‫حزب کمونیست کارگری – حکمتیست‬ ‫‪02-20-0222‬‬ ‫‪ 3‬دیماه ‪02‬‬

‫یادی از رفیق احسان احمدی‬

‫سخت است‪ .‬این جمله آغازین تمام احساس من‬ ‫است از نوشتن این سطوری که باید در مورد‬ ‫رفیق احسان بنویسم‪ .‬آری سخت است‪ .‬نوشتن‬ ‫هرگز برایم سخت نبوده است‪ ،‬اما این نوشته‬ ‫سخت ترین نوشتهای است که در طول حیاتم‬ ‫خواهم نوشت‪ .‬به تو که میاندیشم میترسم‪،‬‬ ‫میترسم از پساش بر نیایم‪.‬‬ ‫فرمهای بریده‬ ‫باید به او بیندیشم و از او بنویسم‪ِ .‬‬ ‫بریده و ممتدی از خون و فریاد و غرور و‬ ‫انسانیت و گریه و سوگ و ‪ ...‬باید تامل کنم‪،‬‬ ‫جدا کنم این جمالت متالشی در ذهنم را‪..‬‬ ‫همهی سعی من آن است که سهم برادریم را از‬ ‫او نادیده بزیرم وبار دیزر رفیقاش شوم‪،‬‬ ‫دوباره همان اولین مسئول تشکیالتی اش‪ ،‬همان‬ ‫آدمی شوم که اولین کتابها و نشریات را به‬ ‫دستش می داد‪ .‬از سوم دبیرستان او اغاز می‬ ‫کنم‪ .‬نمیخواهم برادرش شوم که رفاقتش‬ ‫زندگی بود و اعتماد و غرور‪.‬‬ ‫کتاب خواندن را خیلی زود آغاز کرده بود‪ ،‬مثل‬ ‫اکثر هم نسالن او و من‪ ،‬اولین کتک‪ ،‬ادبیات‬ ‫داستانی بود‪ ،‬مخصوصا نوشتههای "صادق‬ ‫هدایت" و به نوعی پز روشنفکری معمول در‬ ‫جامعه ایران و همان خوانشهای التقاتی ما‪...‬‬ ‫من این را میدیم اما نزران نبودم‪ ،‬چون همه ما‬ ‫آن را تجربه کرده بودیم ‪ .‬طبیعی بود و ترسی‬ ‫هم نداشتم‪ .‬هر چه قد و هیکل زیبایش رشد‬ ‫میکرد ‪ ،‬جامعه‪ ،‬جهان وهستی پیرامونش را‬ ‫بیشتر میشناخت‪ ،‬استثمار‪ ،‬بیداد‪ ،‬تبعیض‬ ‫و ‪...‬از سوم دبیرستان بود که با منصور‬ ‫حکمت آشنا شد‪ .‬نشریات را میخواند به سی‬ ‫دی سخنرانی های او گوش میداد‪.‬‬ ‫وقتی به دانشزاه وارد شد به مارکس و اصل‬ ‫متون مارکس و لنین رجوع کرد و یکی از‬ ‫جمالتش این بود " حال میتوانم بزویم هم‬ ‫مارکسیست هستم وهم کمونیست از نوع‬ ‫منصور حکمتی آن"‪ ...‬دانشجو که بود ‪ ،‬خانه‬ ‫کوچک و کاهزلی در محله "قهرهیان" سنندج‬ ‫اجاره کرده بود‪ .‬دوران دانشجویی سختی‬ ‫داشت‪ .‬پولی که پدر بازنشتهایمان برایش‬ ‫میفرستاد به زحمت خرج سیزارهایش را‬ ‫میداد‪ .‬کمرو بود و به زور از من پول قبول‬ ‫میکرد‪ .‬حسابداری میخواند و بهتر از همهی‬ ‫ما کاپیتال را فهمیده بود‪ .‬بازخوانی کاپیتال‬ ‫منصور را به همه پیشنهاد میکرد‪ .‬اقتصاد‬ ‫سوسیالیستی را برای کنفرانس درس اقتصاد‬ ‫کالن انتخاب کرده بود با اینکه استادشان گفته‬ ‫بود این قسمت از درس "تنها برای مطالعه"‬ ‫است‪ .‬دیزر منتظر من نبود تا نشریات را‬ ‫بدست اش برسانم‪ .‬نشریات حزبی را میخواند‪.‬‬ ‫کتاب از دستش نمیافتاد‪ .‬با دانشجویان داب‬ ‫تهران ارتباطش بسیار شده بود‪ .‬نشریه "خاک"‬ ‫را تقسیم میکرد‪ ،‬سهم من را هم میآورد‪ .‬آن‬ ‫روزها کمتر کسی میتوانست از نقدهای‬ ‫بیرحمانه او بزریزد‪ .‬من گاهن از دستش فرار‬

‫میکرد و میزفتم " خیلی ارتدوکس شدی‬ ‫احسان!!"‪...‬‬ ‫او از موسسین تشکل دانشجویی " هاورێ "‬ ‫وتشکل جوانان " چیا " بود‪" .‬عضو کانون‬ ‫دفاع از حقوق کودکان"‪" ،‬جامعه حمایت از‬ ‫زنان"‪" ،‬تشكل سراسري كارگران بیكار" بود‪.‬‬ ‫از بنیانزذاران " دانشجویان آزادیخواه و‬ ‫برابری طلک کردستان (داب کردستان)" و از‬ ‫سازماندهدگان اعتراضات دانشجویی در سال‬ ‫‪ ۵۸‬در دانشزاههای سنندج بود‪ .‬در ‪ ۳۱‬آذر ماه‬ ‫هشتاد و شش به همراه جمعی از رفقایش در‬ ‫آکسیو دانشزاه تهران که از سوی تشکل‬ ‫دانشجویان آزادیخواه و برابری طلک سازمان‬ ‫داده شده بود شرکت موثر وفعال داشت‪ .‬شور‬ ‫هیجانش را پس از بازگشت به سنندج از یادم‬ ‫نمیرود‪ ...‬او ‪ 3‬روز بازداشت شد و از سوی‬ ‫کمیته انضباطی دانشزاه آزاد سنندج حکم تعلیق‬ ‫از تحصیل گرفت‪.‬‬ ‫او یکی از رفقایی بود که همواره با مراکز‬ ‫کارگری و شوراهای کارگری ارتباط داشت و‬ ‫برای متحد کردن کارگران و آگاهی آنان تالش‬ ‫مینمود‪ .‬او همزمان کادر حزب حکمتیست بود‬ ‫و چندین بار با رفقای حزب در عراق مالقات‬ ‫داشت‪ .‬هرگز به فعالیتهای سیاسی و اجتماعی‬ ‫خود وآرمانی که به آن باور داشت پشت نکرد‪.‬‬ ‫فردی محبوب و خوشنام بود‪ .‬و در راه آزادی‬ ‫و برابری از هر تالشی فروگزار نبود‪.‬‬ ‫احسان در روز ‪ 7‬دی ماه ‪ 2391‬در حالی که‬ ‫برای مالقات من می آمد تا بعد از ‪ 4‬سال‬ ‫همدیزر را در آغوش کشیم و از نزدیک‬ ‫گپهای برادرانه و بحثهای رفیقانه با هم داشته‬ ‫باشیم و آخرین توصیهها و جدلهای حزبی را‬ ‫با هم رد وبدل کنیم‪ ،‬در صانحه اتومبیل در‬ ‫جاده سنندج مریوان‪ ،‬حوالی روستای "نی آباد"‬ ‫جان باخت‪.‬‬ ‫من به همهی انسانهای آزادی خواه و برابری‬ ‫طلک جامعه و به طبقه کارگر به خاطر از دادن‬ ‫یکی از فعالین آن‪ ،‬تسلیت می گویم‪ .‬از دست‬ ‫دادن رفقای کمونیست‪ ،‬از دست دادن انسانهای‬ ‫آزادی خواهی و برابری طلک ضایعه بزرگی‬ ‫برای جامعهای است که امیدش را به آنها بسته‬ ‫است‪ .‬جامعه شرایط بسیار خاص اجتماعی و‬ ‫تجارب متفاوت و فراوانی را میطلبد تا‬ ‫اینزونه مبارزین کمونیستی را بسازد‪.‬‬

‫زنده باد یاد و خاطره رفیق احسان‬ ‫پاینده باد راه او‬ ‫کامیار احمدی‬


‫اکتبر ‪28‬‬

‫نامهای به رفیق احسان احمدی‬ ‫احسان عزیز! آنقدر دور هستی با خیال راحت‬ ‫هر چه که بخواهم می گویم و مینویسم‪ .‬شک‬ ‫نکن دیزر نمیتوانی بسان همیشه محکم بایستی‬ ‫و مقاومت کنی‪ .‬بهتر از هر کسی میدانی که‬ ‫بیرحمانه بر هر چیزی یورش می بریم و آن را‬ ‫تکه تکه می کنیم‪...‬‬ ‫بزذار کمی به گذشته برگردیم‪ :‬در برابرم‬ ‫ایستادهای و نقد میکنی آرنجت روی اُپن‬ ‫آشپزخانه گذاشتهای و شلوارک رنگ رنزیت‪،‬‬ ‫خیلی کم به سبیل کم پشتت میآید‪ ...‬��اسیونالیسم‬ ‫و سرمایه داری را نقد میکنی‪ ،‬سرخوش از‬ ‫کمونیست بودنت فریاد بر می آوری " که تنها‬ ‫فرد کمونیست می تواند انسان باشد "‪ ،‬رگ‬ ‫گردنت بیرون زده است‪ ،‬چهرهات سرخ شده‬ ‫است‪ُ ،‬گر گرفته اند‪ ،‬جدی هستی و من به تو‬ ‫می خندم و میگویم ‪ " :‬به خودت فشار نیاور‬ ‫خون دماغ میشی!! "‪ ...‬خشمی که در رگ‬ ‫گردنت بود فرو نمینشیند اما باز میگویی که‬ ‫"فقط شخص کمونیست میتواند انسان باشد‪،‬‬ ‫فقط کمونیست می داند انسانیت به چه‬ ‫معناست" ‪..‬‬ ‫احسان عزیز! نمی خواهم مالحظه هیچکسی‬ ‫را بکنم‪ .‬نمی خواهم باج بدهم حتی به مرگ‬ ‫تو‪ ...‬موضع من هم منطبق با موضع همیشه‬ ‫انقالبی توست‪ .‬من هم دیدم و میبینم انسانیت‬ ‫در دنیا سرمایه در سقوط است‪ .‬اما باید‬ ‫میدیدی که "تو" چه بالیی سر رفقایت‬ ‫آوردهایی!؟ قرارمان این نبود رفیق!!‪...‬‬ ‫حاشیه نروم‪ ،‬مسئول مرگ تو سرمایه داری‬ ‫است‪ .‬نزران نباش نمی خواهم تحلیل کنم‪ ،‬چند‬ ‫واقعیت کوچک را یادآوری میکنم‪ .‬البته میدانم‬ ‫که تو هم میدانی‪ .‬تانکرهای نفت عراقی‬ ‫دزدیده شده در جادههای مریوان را به خاطر‬ ‫بیاور‪ ،‬ما همیشه ازهمان راه تردد می کردیم که‬ ‫آنها بارشان را به مقصد قاچاق می کردند و‬ ‫رانندههای بیمسئولیت و مسئولین بیتعهد به‬ ‫ریخته شدن نفت روی جادهها توجهی‬ ‫نمیکردند‪ ،‬فقط فروخته شود تا پولش به جیک‬ ‫چند سرمایهدار ریخته شود و برای دولت ما‬ ‫حق ترانزیت از هر چیز مهمتر است تا‬ ‫فشارهای بیرونی را تا حدی جبران کنند‪ ...‬نمی‬ ‫گویم آن جاده همیشه شلوغ باید بزرگراه‬ ‫میبود‪ ،‬اما گارد ریل کنار جاده اگر میبود‬ ‫االن تو زنده بودی‪ ...‬یادت گرامی‪ ،‬ولی زنده‬ ‫ات چیز دیزری می بود‪...‬‬ ‫راهداری خود را هرگز در این حادثه ‪ -‬و دهها‬ ‫حادثه اینزونه که هر روزه در سرتاسر این‬ ‫جادههای اتفاق میافتد ‪ -‬مقصر نمی داند و من‬ ‫حتما بار گناهان آنان را نیز بر دوش می کشم‪،‬‬ ‫نمی خواهم بکشم ولی مثل "دهمیل هرابال"‬ ‫میزوید‪" :‬گاهی وقتها فکر میکنم همه چیز زیر‬ ‫سر من است"‪ .‬گروههای فشار محلی سرمایه‬ ‫داری نیز االن پس از مرگت در مسیر حفظ‬ ‫سرمایه هاشان مدام دست به انتقام جویی و سود‬ ‫جویی و تهدید میزنند و سوگ ما را نادیده‬ ‫میگیرند و انزار تو رفیق و برادر ما نیستی‪...‬‬

‫‪3‬‬ ‫آنها به دنبال مقصر میگردند و با این کار گناه‬ ‫کنار خیابان‬ ‫خود را پنهان میکنند‪ ،‬به جدول‬ ‫ِ‬ ‫میرسند و او را تهدید می کنند‪ ،‬با کوه در می‬ ‫آویزند و خود را بزرگ و مهم جلوه میدهند‪،‬‬ ‫من نمیدانم دنبال چه میگردند؟! نمی دانم چرا‬ ‫می ترسند؟! نمی دانم مردهات به چه دردشان‬ ‫میخورد!؟ من به تو افتخار می کنم رفیق!‪ ...‬با‬ ‫زنده ات بودم‪ ،‬با زنده ات چایی مینوشیدم‪،‬‬ ‫بازنده ات گریه میکردم ‪ ،‬با زندهات درگیر می‬ ‫شدم‪ ،‬با زندهات همرزم بودم‪ ،‬زندهات را در‬ ‫آغوش می کشیدم ‪ ،‬زندهات را می بوسیدم ‪ ،‬با‬ ‫زندهات تا ح ِد مرگ سیزار میکشیدم و زندهات‬ ‫در کنارم مینشست ‪ ،‬به منزلم میآمد و آرام‬ ‫مشغول کار خودش بود‪ ...‬سرمایه داری زندهها‬ ‫را تبدیل به مرده کرده است ‪ ،‬راست راست راه‬ ‫میروند اما مردهاند‪ ..‬اما مردهی امثال تو از‬ ‫زندهها در اروپا و امریکا بهتر است‪ ،‬مردگان‬ ‫و مسخ شدگان و از خود بیزانهگان سرمایه!!‬ ‫داستان "اردوگاه" و داستان "یوزپلنگ افریقایی‬ ‫و ماه زرد رنگِ" رفیقات‪ ،‬بردارت را که‬ ‫یادت هست‪ ،‬چه زیبا وضعیت حیات برهنه و‬ ‫زندگی مجازی را به رُخ سرمایه داری‬ ‫میکشانند‪ ..‬به مردمی که فکر میکنند همه چیز‬ ‫َس ِر جای خودش است و فکر میکنند انسان‬ ‫هستند آموزش می دهد که چشمتان را باز کنید‬ ‫و به مفهوم انسان را دوباره بیاندیشید‪ ...‬احسان‬ ‫عزیزم! به تو حسودیم می شود‪ .‬دیزر نیستی‬ ‫که بار خود را به دوش بکشی‪ ،‬نیستی که‬ ‫مسئول رفتارت و افکارت و باورهایت باشی‬ ‫که این روزها سنزینتر از هردوره است‪...‬‬ ‫انسان زاده شدن تجسّد وظیفه بود و تو که‬ ‫همواره بر دوش میکشیدی‪ ،‬اما بی هیچ خبر‬ ‫قبلی‪ ،‬بی هیچ هشداری یا بدرودی ناپدید شدی‪،‬‬ ‫واقعیت این است که دیزر نیستی‪ ،‬دوست دارم‬ ‫بزویم که خودت را قربانی کردی تا دیزر‬ ‫رفقایت بیشتر قدر یکدیزر را بدانند‪ ،‬همدیزر‬ ‫را غنیمت بشمارند و راهت را ادامه بدهند‪ ،‬به‬ ‫این کارت نیز افتخار میکنم‪ ،‬هر چند زخمهای‬ ‫کهنه را زنده کردی‪ ،‬اما مرگت عجک تفی از‬ ‫رفاقت و عشق به ما اهدا کرد‪...‬‬ ‫با اجازهات بخشی از عشق تو را بیرحمانه از‬ ‫تو گرفتیم و در بین دیزر رفقا تقسیم کردیم‪ .‬این‬ ‫را گفتم کمی آزارت دهم‪ ،‬کمی حسودی کنی‪ ،‬و‬ ‫نیز کمی هم باد به غک غک بیاندازی‪ ...‬فقط این‬ ‫را وقتی درک میکنی که تو این واژه ها را‬ ‫برای من بنویسی‪ ،‬متأسفم ولی این فرصت را‬ ‫خودت دو دستی به من پیشکش کردی‪...‬‬ ‫فرصت برای من و برای دیزر رفقا مغتنم‬ ‫پیش‬ ‫است‪ ،‬مرگ تو نقطه عطفی در مبارزات‬ ‫ِ‬ ‫روی ماست‪ ،‬تولدی دیزر است‪ ،‬و از این بابت‬ ‫وام دارت هستیم‪...‬‬

‫یادت گرامی ‪ ،‬راهت جاودان‬

‫پاسخ به نامه "یک فرصت دیگر"‬ ‫به رهبری دو حزب کمونیست کارگری عراق‬ ‫و کردستان‬ ‫از هیات دائم دفتر سیاسی حزب حکمتیست‬ ‫رفقای رهبری دو حززب کزمزونزیزسزت کزارگزری‬ ‫عراق و کردستان!‬ ‫نامه سوم ژانویثه ‪ ۲١۳۲‬شثمثا )"یثک فثرصثت‬ ‫دیزر" (را در جلسه هثیثات دائثم دفثتثر سثیثاسثی‬ ‫حزب حکمتیست‪ ،‬با شرکت رفقا عبدهللا دارابثی‬ ‫و صثثالثثح سثثرداری اعضثثای دفثثتثثر سثثیثثاسثثی‪،‬‬ ‫بررسی کردیم‪ .‬از تصمیم شما به ادامثه دخثالثت‬ ‫برای کمک به رفع مثعثضثل مثوجثود در حثزب‬ ‫حکمتیست استقبال میکنیثم‪ .‬امثیثدواریثم ایثن بثار‬ ‫دخالت شما بتواند کارساز و راهزشا بثاشثد‪ .‬در‬ ‫این مورد تثوجثه شثمثا را بثه ایثن نثکثات جثلثک‬ ‫میکنیم‪:‬‬ ‫‪ -۳‬اولین معیار ما برای این دخالثت کثارسثاز و‬ ‫راهزشثای شثمثا‪ ،‬دفثاع روشثن از پثایثبثنثدی بثه‬ ‫موازیثن و پثرنسثیثپثهثای حثزبثی اسثت‪ .‬ایثن در‬ ‫شرایط مشخص کنونی دفاع روشن رهثبثری دو‬ ‫حزب از حق قانونی و اسثاسثنثامثه ای اکثثثریثت‬ ‫قاطع کمیته مرکثزی حثزب حثکثمثتثیثسثت بثرای‬ ‫برگزاری پلنوم فوق العاده است‪ .‬اولویت مثا در‬ ‫شثثرایثثط کثثنثثونثثی‪ ،‬تثثالش بثثرای فثثعثثال کثثردن‬ ‫مکانیسمهای حزبی در راستای رفع تنش جاری‬ ‫و در مسیر برگزاری کنزره قانثونثی حثزب در‬ ‫اسثثرع وقثثت اسثثت‪ .‬واضثثح اسثثت کثثه مسثثالثثه‬ ‫برگزاری کنثزثره قثانثونثی مثورد تثوافثق اسثت‪.‬‬ ‫درخواست اکثریت کمیته مرکثزی حثزب بثرای‬ ‫برگزاری پلنوم فوق العاده پیثش از کثنثزثره هثم‬ ‫در این راستا است‪.‬‬ ‫‪ -۲‬تکرار پیشنهادهای قبلی به کارسثاز بثودن و‬ ‫راهزشا بودن دخالت امروز شما کمک نمیکثنثد‪.‬‬ ‫ما نظر خود درباره همه پیشنهادهای قبلثی شثمثا‬ ‫را صریح و شفاف بیان کرده ایم‪ .‬در ایثن نثامثه‬ ‫شما شرط خود را قبول بی قیثدوشثرط پثیثشثنثهثاد‬ ‫جلسه فوری مشترک اعالم کرده ایثد کثه هثمثان‬ ‫پیشنهاد قبلی هثیثات مشثتثرک اسثت‪ .‬ایثن شثرط‬ ‫برای ما قابل قبول نیست‪ .‬ما همیشه بثر شثرکثت‬ ‫در ارگثثانثثهثثای حثثزبثثی کثثه دو طثثرف در آن‬ ‫عضویت دارند با حضور هیات دو حزب‪ ،‬تاکید‬ ‫کرده ایم‪ .‬امروز مساله ایثن اسثت کثه اکثثثریثت‬ ‫کمیته مرکزی حزب خواهثان بثرگثزاری پثلثنثوم‬ ‫فوق العاده است‪ .‬دبیر کمیته مرکزی نه تنثهثا از‬ ‫وظیفه خود در فراخواندن فثوری آن خثودداری‬ ‫کرده است بلکه در راس کمثپثیثن تثحثریثم پثلثنثوم‬ ‫قثرار گثثرفثتثثه اسثثت‪ .‬پثثلثثنثثوم مثثجثثرای غثیثثرقثثابثثل‬ ‫صرفنظر و کارسازترین مجثرای حثل و فصثل‬ ‫همه مسائل و گامهثای عثمثلثی بثرای بثرگثزاری‬ ‫کنزره قانونی حزب است‪.‬‬

‫یکی از رفقایت‬ ‫کرمانشاه‬

‫صفحه ‪4‬‬


‫‪4‬‬

‫اکتبر ‪28‬‬ ‫(از صفحه ‪)3‬‬ ‫‪ -۱‬یک معیار دیزر برای راهزشا بودن دخالثت‬ ‫شما این است که برخالف سابق‪ ،‬قبثل از اعثالم‬ ‫بیرونی تصمیمات خود‪ ،‬با هر دو طرف تثمثاس‬ ‫بزیرید‪ .‬اگر هدف دخالت شما نزدیک کردن دو‬ ‫طرف است‪ ،‬بثایثد بثا هثر دو طثرف در تثمثاس‬ ‫باشید‪ .‬در مورد مضثمثون نثامثه "یثک فثرصثت‬ ‫دیزر" و شرط قبول بی قید و شرط پیشنهاد آن‪،‬‬ ‫هیچ تماسی با ما نزرفته اید‪ .‬در سه هفته گذشتثه‬ ‫هم شمثا از تثمثاس بثا مثا خثودداری کثرده ایثد‪.‬‬ ‫تجربه نشان داده اسثت کثه ایثن روش مثنثاسثبثی‬ ‫برای دخالت راهزشا در جثهثت نثزدیثک کثردن‬ ‫دو طرف و کمک به رفع تنش موجود نیست‪.‬‬ ‫‪ -۴‬ما بسیار خثوشثنثود مثیثشثویثم کثه بثدانثیثم آیثا‬ ‫رهبری دوحزب‪ ،‬قرار "تعلیق روابط سیاسی و‬ ‫تشکیالتی با حزب حکمتیست" را کنار گثذاشثتثه‬ ‫اند؟ بیشک محترم شثمثردن روابثط سثه حثزب‪،‬‬ ‫بسیار ضروری و کارساز است‪.‬‬ ‫هیات دائم دفتر سیاسی حزب حکمتیست‬ ‫‪ ١۴‬دی ‪ ۴ -١۹۳٠‬ژانویه ‪۲٠١۲‬‬ ‫گزیده ای از اخبار و رویدادهای کارگری و‬ ‫عمومی در کردستان شماره ‪02‬‬ ‫تهیه و تنظیم از‪ :‬اسماعیل ویسی‬ ‫اعتصاب و اعتراضات کارگری‬ ‫ بنا به اخبار رسیده‪ ،‬کارگران شرکت "‬‫پیمانکاری جهاد توسعه سد آزاد بنیر" از روز‬ ‫‪ ۳‬دی تا ‪ ۱‬دی بدلیل عدم پرداخت ‪ ٤‬ماه حقوق‬ ‫معوقه دست از کار کشیدند که به آنها قول‬ ‫پرداخت حقوق داده شد که متاسفانه به دلیل‬ ‫اجرایی نشدن این امر حدود ‪ 771‬نفر از‬ ‫کارگران مجدد دست از کار کشیده و خواستار‬ ‫رسیدگی به وضعیت خود شدند‪.‬‬ ‫همچنین این بار کارگران مشغول به کار در‬ ‫واحدهای دیزر نیز به آنها پیوسته و از آنها‬ ‫حمایت کردند که این اعتصاب برای گرفتن‬ ‫حقوق معوقه خود همچنان میباشد‪.‬‬ ‫همچنین در روزهای گذشته " ‪ 411‬نفر از‬ ‫کارگران سد ژاوه " نیز به دلیل اجرایی نشدن‬ ‫قول مسئولین مربوطه در شرکت " پیمانکاری‬ ‫ژیان مبنی بر پرداخت ‪ ٦‬ماه دستمزد های‬ ‫معوقه از روز ‪ ۱ - ۳‬دیماه دست به اعتصاب‬ ‫زده و خواستار رسیدگی به وضعیت خود شدند‪.‬‬ ‫ روز سه شنبه ‪ ۲۲‬آذرماه ‪ 2391‬رانندگان و‬‫کارگران مشغول به کار در آهن فروشیهای‬ ‫واقع در کمربندی بهشت محمدی سنندج و‬ ‫همچنین شهر سنندج به دلیل ممانعت راهنمایی‬ ‫و رانندگی از ورود آنها با بار آهن آالت به‬ ‫درون شهر و قرار دادن جریمههای سنزین و‬ ‫متوقف کردن ماشینها دست از کار کشیدند‪.‬‬ ‫اعتصاب کارگران و رانندگان ماشینهای حمل‬ ‫آهن در شهر سنندج تا روز پنج شنبه ‪ ۳‬دیماه‬ ‫‪ ۳۱۳١‬ادامه داشته که این امر موجک بیکاری‬ ‫کارگران در بخش صنعت وساختمان و‬ ‫بخصوص جوشکاران و آرماتور بندها شد‪.‬‬

‫در پی مراجعه رانندگان و مجریان بخش‬ ‫ساختمان سازی به راهنمایی و رانندگی شهر‬ ‫سنندج جهت در یافت مجوز برگ ترافیک‬ ‫برای حمل آهن آالت‪ ،‬با پاسخ تند انها مواجه‬ ‫شدند وبه انها اعالم شد که فقط از ساعت‪:۱١‬‬ ‫‪ ۳‬شک به بعد میتوانید کار حمل و نقل اهن‬ ‫االت را انجام دهند‪.‬‬ ‫به گفته یکی از رانندگان‪ ،‬حمل و نقل آهن آالت‬ ‫در شک بسیار خطر ناک بوده و آنها با کاهش‬ ‫دید در شک و برخورد با موانع از جمله‬ ‫سیمهای برق مواجه هستند که این گونه حودث‬ ‫نیز همیشه اتفاق افتاده و معلوم نیست چه کسی‬ ‫حافظ جان این رانندگان میباشد که بدون در‬ ‫نظر گرفتن مشکالت این از بخش از کارکنان‬ ‫فقط مانع کار آنها میشوند و هیچزونه راه حل‬ ‫درست ارائه نداده و یا امکانات فراهم نمیکنند‪.‬‬ ‫اخراج و بیکار سازی‬ ‫ کارخانه قند موکریان واقع در شهرک‬‫صنعتی مهاباد دارای ‪ 88‬الی ‪ 91‬کارگراست‬ ‫که در دو شیفت کاری مشغول به کار می‬ ‫باشند ‪ .‬تقریبا در اوایل دیماه ‪ 2391‬تعداد ‪61‬‬ ‫نفر از کارگران کارخانه به بهانه نبود شکر از‬ ‫کار اخراج شدند " این کارگران بصورت روز‬ ‫مزد و آن هم روزانه مبلغ ‪ 22711‬تومان " در‬ ‫یافت می کنند و از شرایط و ضوابط قانون کار‬ ‫و مزایای کارگری هیچ خبری نیست ‪.‬‬ ‫به گفته یکی از کارگران ‪ ،‬مدیریت کارخانه‬ ‫مزبور در قبال آسیک ها و سوانح ناشی از کار‬ ‫برای کارگران هیچ گونه تعهدی را نپذیرفته و‬ ‫برده وار کارگران را استثمار می نماید‪ .‬همین‬ ‫حقوق ناچیز و روز مزد نیز بیش از سه ماه‬ ‫است که به کارگران پرداخت نشده و در شرایط‬ ‫سخت و طاقت فرسا مشغول به کار می باشند ‪،‬‬ ‫متاسفانه امنیت شغلی در آنجا معنایی ندارد‬ ‫چون کارفرما به میل خود و با توجه به شرایط‬ ‫و منفعت خویش کارگری را اخراج و یا به سر‬ ‫کار می آورد‪ .‬در داخل محیط کارخانه برای‬ ‫کارگران مکانی مناسک جهت استراحت وجود‬ ‫ندارد ‪ .‬همچنین کارگران باید کلیه هزینه مواد‬ ‫خوراکی و ایاب و ذهاب را بعهده بزیرند‪.‬‬ ‫و ‪...‬‬ ‫ بنا به اخبار منتشر شده‪ ،‬شرکت پیمانکار "‬‫سد رامول در منطقه دهزالن در مسیر سنندج‪-‬‬ ‫قروه " در تاریخ ‪ ۲‬دیماه " ‪ ۳١١‬نفر از‬ ‫کارگران شاغل " در این سد را اخراج کرده‬ ‫است‪ .‬در اعتراض به این اخراج سازی‪،‬‬ ‫کارگران در مقابل شرکت نمایان غرب‬ ‫پیمانکار سد تجمع کرده و خواستار بازگشت به‬ ‫کار شدند ‪.‬کارفرما در جواب به این کارگران‬ ‫کمبود بودجه را بهانه کرده و اعالم کرده که‬ ‫حتی بودجه کافی جهت پرداخت دستمزد های‬ ‫معوق آنان را هم ندارد‪ .‬در پی این جواب‬ ‫کارگران روز ‪ ۱‬دیماه در مقابل امور آب‬ ‫استان کردستان تجمع نمودند و خواستار‬ ‫دریافت دستمزد و مزایای معوقه و همچنین‬ ‫بازگشت به کار شدند‪ .‬و ‪ ...‬این کارگران هر‬ ‫کدام دارای چندین سال سابقه شغلی هستند و به‬ ‫صورت قرارداد موقت مشغول بکار بوده اند‪.‬‬

‫ مجتمع کشت و صنعت روغن نباتی ماهیدشت‬‫کرمانشاه " ناز گل " پیشتر با ‪ ۰۴١‬پرسنل‬ ‫در منطقه دشت ماهیدشت فعالیت کرده است ‪.‬‬ ‫به گزارش کرمانشاه پست‪ ۸١١ ،‬نفر از‬ ‫کارگر ان این محتمع با لغو قرارداد بیکار و‬ ‫اخراج شده اند ‪ .‬روند بیکا سازی ها از‬ ‫آذرماه ‪ 2391‬شروع شده است ‪ .‬کارگران‬ ‫بیکار شده در گفتزو با کرمانشاه پست ضمن‬ ‫اعتراض شدید به اوضاع بحرانی شغلی‬ ‫شان خواستار رسیدگی فوری به وضعیت‬ ‫کاری خود شدند ‪ .‬آنها نسبت به قراردادهای‬ ‫کاری و نبود امنیت شغلی خود معترض می‬ ‫باشند‪.‬‬ ‫یکی از کثارگثران بثه کثرمثانشثاه پسثت گثفثت‪:‬‬ ‫بیکار شدیم ‪ .‬سفره مان خالی شد ‪ .‬نمی دانیثم بثا‬ ‫دست خالی به فکر اجاره های آخر ماه باشیم یثا‬ ‫دفترچه های قسط ؟ این است امنیت شغلی مثا ؟‬ ‫لبخند فرزندانمان جای خود دارد !‬ ‫کارگر دیزری گفت‪ :‬قرادادها ضثمثانثت فثردای‬ ‫ما را نمی کند ‪ .‬اختثیثار بثا کثارفثرمثاسثت ‪ .‬هثر‬ ‫وقت اراده کند بیکار می شویم ‪ .‬وی ادامه داد ‪:‬‬ ‫چثه کسثی پثاسثخثزثوی مثاهثهثای آیثنثده کثاگثثران‬ ‫کارخانه ای است که بیشترشان سوابقی باالی ‪۸‬‬ ‫؟‬ ‫دارنثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثد‬ ‫سثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثال‬ ‫بازداشت ‪ ،‬زندان و شکنجه‬ ‫بنا به گزارش منتشر شده از اتحادیه آزاد‬ ‫کارگران ایران ‪ ،‬روز ‪ 28‬دی ماه‬ ‫‪ ،2391‬مامورین امنیتی در شهر سنندج به‬ ‫محل کار " مظفر صالح نیا " از اعضای‬ ‫هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران‬ ‫مراجعه و پس از تفتیش آنجا‪ ،‬وی را دستزیر و‬ ‫بازداشت نمودند‪ .‬سپس اقدام به تفتیش منزل‬ ‫ایشان نمودند‪ .‬در ادامه گزارش آمده است از‬ ‫آنجا که؛ مامورین بطور توهین آمیزی اقدام به‬ ‫تفتیش منزل کردند‪ ،‬این امرمورد اعتراض‬ ‫شدید وی قرار گرفت‪ .‬و نهایتا مامورین‬ ‫حاضر در آنجا با ضبط گیس کامپیوتر ش‪ ،‬وی‬ ‫را با خود به نقطه نامعلومی منتقل کردند‪.‬‬ ‫پس از دستزیثری مثظثفثر و اطثالع دوسثتثان و‬ ‫اعضای خانواده وی از ایثن مثوضثوع‪ ،‬هثمثسثر‬ ‫ایشان جهت کسک اطالع از محثل نثزثهثداریش‬ ‫به ستاد خبری وزارت اطثالعثات و اطثالعثات‬ ‫نیروی انتظامی مراجعه کرد امثا هثر دوی ایثن‬ ‫نهادها از مثحثل نثزثهثداری مثظثفثر اظثهثار بثی‬ ‫اطالعی کردند‪.‬‬ ‫همچنین در ادامه این سناریوی فشار و اذیثت و‬ ‫آذار از طرف نهادهای حکومتی‪ ،‬روز جثمثعثه‬ ‫‪ 26‬دی ماه وی را به محثل دادگسثتثری سثنثنثدج‬ ‫منتقل نمودند و قاضی کشیک بدون ارائه هثیثچ‬ ‫دلیل و مدرکی ‪ ،‬قرار بازداشثت مثوقثت وی را‬ ‫بمدت دو روز دیزر تمدید کرد و سثپثس مثظثفثر‬ ‫را از دادگستری به زندان مرکزی سنندج منتقل‬ ‫کثردنثد‪ .‬پثس از دسثتثثزثیثری مثظثفثر و اطثثالع‬ ‫دوسثثثتثثثان و اعضثثثای خثثثانثثثواده وی از ایثثثن‬ ‫موضوع‪ ،‬همسر ایشان جثهثت کسثک اطثالع از‬ ‫مثثحثثل نثثزثثهثثداریش بثثه سثثتثثاد خثثبثثری وزارت‬ ‫اطالعات و اطالعات نیروی انتظامی مثراجثعثه‬ ‫کرد اما هر دوی این نهادها از محثل نثزثهثداری‬ ‫مظفر اظهار بی اطالعی کردند‪.‬‬

‫صفحه‬


‫اکتبر ‪28‬‬

‫همچنین در ادامه این سناریوی فشار و اذیثت و‬ ‫آذار از طرف نهادهای حکومتی‪ ،‬روز جثمثعثه‬ ‫‪ 26‬دی ماه وی را به محثل دادگسثتثری سثنثنثدج‬ ‫منتقل نمودند و قاضی کشیک بدون ارائه هثیثچ‬ ‫دلیل و مدرکی ‪ ،‬قرار بازداشثت مثوقثت وی را‬ ‫بمدت دو روز دیزر تمدید کرد و سثپثس مثظثفثر‬ ‫را از دادگستری به زندان مرکزی سنندج منتقل‬ ‫کردند‪.‬‬ ‫طبق خبر دریافتی از سننثدج‪ ،‬دو فثعثال مثحثیثط‬ ‫زیست و عضو "جمعیت سبز کردستان" "وریثا‬ ‫خسروی و کامران رحیمی" که بیش از دو مثاه‬ ‫است به همراه یک فعال محیط زیست دیزثر بثه‬ ‫نثثام "اکثثبثثر گثثویثثلثثی" در بثثازداشثثتثثزثثاه اداره‬ ‫اطالعات سنندج بسر می بثرنثد‪ ،‬زیثر شثکثنثجثه‬ ‫ماموران اطالعات رژیم از نثاحثیثه کثتثف و پثا‬ ‫دچار شکستزی شده اند‪.‬‬ ‫گزززارشززاتززی مززشززتززصززر از شززرایز و وضز ززیززت‬ ‫کاگران در چند مرکز کاری‬ ‫ گززززززارشزززززی کزززززوتززززززاه از وضززززز زززززیززززززت‬‫کززارگززران کززاشززی کسززری‪ ،‬کثثارخثثانثثه کثثاشثثی‬ ‫کسری واقع در جاده سثنثنثدج ‪ -‬دهثزثالن بثوده‬ ‫ودر حثثال حثثاضثثر تثثعثثداد ‪731‬کثثارگثثر در آن‬ ‫مشثثثثغثثثثول بثثثثه کثثثثارمثثثثی بثثثثاشثثثثنثثثثد‪ .‬اکثثثثثثثثثر‬ ‫ایثثثثثثثثثثثثثثثن کثثثثثثثثثثثثثثثارگثثثثثثثثثثثثثثثران قثثثثثثثثثثثثثثثراردادی و‬ ‫حثثتثثی بثثا قثثراردادهثثای سثثفثثیثثد امضثثا کثثار‬ ‫میکنند ‪.‬‬ ‫طبق گفته یکی از کارگران ‪ ،‬همیشه دسثتثمثزد‬ ‫" ‪ 7‬الثثثی ‪ 3‬مثثثاه " خثثثود را طثثثلثثثک دارنثثثد‬ ‫و کثثارفثثرمثثای ایثثن شثثرکثثت بثثه شثثکثثل نثثا‬ ‫منظم حقوق کارگران را هر از گاهی پثر‬ ‫داخت می کند که با وضعیت اقتصثادی مثوجثود‬ ‫و باال بودن هزینه ها ‪،‬این کارگران برای تامیثن‬ ‫خانواده با مشکل مواجه شده اند ‪.‬‬ ‫در مثدت ‪ 9‬مثاهثه اول سثال ‪ 91‬تثعثداد ‪71‬‬ ‫نثثفثثر از کثثارگثثران بثثا سثثابثثقثثه ایثثن شثثرکثثت‬ ‫اخراج شده اند ‪ .‬همچنیثن درتثاریثخ‪/71/27‬‬ ‫‪ 2382‬نثثیثز حثثدود ‪ 272‬نثثفثر از کثثارگثثران‬ ‫این شرکت مبلغ ‪ 7‬میلیون تومان بثابثت‬ ‫تهیه مسکن توسط هیئت مثدیثره کثارخثانثه ‪،‬‬ ‫به کارخانه پول داده اند اما هیئت مدیره در‬ ‫طثثول ایثثن چثثنثثد سثثال آنثثهثثا را در وضثثعثثیثثت‬ ‫بالتکلیف نزه داشته و به گثفثتثه کثارگثران پثول‬ ‫آنها را باال کشیده و در عوض زمینی را به آنها‬ ‫نشثثثثان داده انثثثثد کثثثثه در حثثثثال حثثثثاضثثثثر‬ ‫هثثثثثثثم مثثثثثثثنثثثثثثثابثثثثثثثع طثثثثثثثبثثثثثثثیثثثثثثثعثثثثثثثی و‬ ‫هم زمین شهری مثدعثی آن بثوده و مثال‬ ‫غثثثثثثثیثثثثثثثر مثثثثثثثیثثثثثثثبثثثثثثثاشثثثثثثثد و عثثثثثثثلثثثثثثثی‬ ‫رغثثثثم شثثثثکثثثثایثثثثت تثثثثعثثثثدادی از کثثثثارگثثثثران‬ ‫و گرفتن وکیل‪ ،‬هیئت مدیره هیثچ مسثئثولثیثتثی‬ ‫را نپذیرفته و کسی جوابثزثوی آنثان نثمثی بثا‬ ‫شد‪.‬‬ ‫اشتزازاا ارزان زنزان در کزرمزانشزاهی مز ز ز زی‬ ‫جدی‪،‬‬ ‫این روزها حضور زنان و دختران به عثنثوان‬ ‫فروشنده در مغازه ها و فروشزاهها با کمثتثریثن‬ ‫دستمزد به امری عادی تبدیل شده است کثه ایثن‬ ‫تثثغثثیثثیثثر در نثثوع نثثزثثرش بثثه زنثثان خثثود جثثای‬

‫‪5‬‬ ‫نزرانی دارد‪ .‬اکثر مغازه داران و مثنثشثی هثای‬ ‫فروشزاههای مرکزی شهر کرمانشثاه را زنثان‬ ‫و دختران تشکیل می دهنثد‪ .‬دسثتثمثزدهثای زیثر‬ ‫صد هزار تومان و بعضثا در حثدود ‪ 81‬هثزار‬ ‫تومان‪ ،‬اجحافی اسثت کثه بثر دخثتثران و زنثان‬ ‫فروشنده در کرمانشاه می شود‪.‬‬ ‫محرومیت از بیمه و حقوق قانونی‪ ،‬یکی دیزثر‬ ‫از مشکالت این قشر جامعه‪ ،‬همانا نداشتن بیثمثه‬ ‫درمثثانثثی و بثثرخثثورداری از حثثقثثوق قثثانثثونثثی‬ ‫آنهاست‪ .‬صاحبان کار بدون هیچ گثونثه تثرس و‬ ‫ابایی از بیمثه کثردن فثروشثنثدگثان و کثارگثران‬ ‫خود امتناع می ورزند و متاسفانه قانون هثم در‬ ‫آن حد نیست که آنها را ملزم به رعایثت قثانثون‬ ‫کار و بیمه کند‪ .‬متاسفانثه فثروشثنثدگثان نثیثز در‬ ‫صورت هرگونه اعتراض بثه وضثع فثعثلثی‪ ،‬بثا‬ ‫گزینه اخراج از سوی کارفثرمثای خثود روبثرو‬ ‫می شوند‪ ،‬پس چاره ای جز قبثول وضثع فثعثلثی‬ ‫ندارند‪.‬‬ ‫فروشندگان چیزی به عنوان صبحانزه و نزاهزار‬ ‫ندارند‪،‬‬ ‫مریم‪ ،‬یکی از فروشندگان پاساژ ارگ کرمانشاه‬ ‫در این باره به خثبثرنثزثار مثهثر مثی گثویثد‪ :‬از‬ ‫ساعت ‪ 8‬و نیم صبح تا غروب آفتاب باید بثرای‬ ‫حقوقی کمتر از ‪ 211‬هزار تومان در این مغثاز‬ ‫با مشتریان مخثتثلثف سثرو کثلثه بثزنثم‪ .‬وی مثی‬ ‫گوید‪ :‬نه مرخصی ��ارم‪ ،‬نثه بثیثمثه‪ ،‬نثه اضثافثه‬ ‫کاری‪ ،‬اصال صاحبان مغازه برای فروشثنثدگثان‬ ‫ارزشی قائل نیستند‪ .‬مریم تاکید می کند‪ :‬اگر بثه‬ ‫وضثع مثثوجثود اعثثتثثراض کثثنثثیثثم‪ ،‬تثثنثثهثثا بثثا یثثک‬ ‫وضعیت روبثرو مثی شثویثم‪ ،‬آن هثم اخثراج و‬ ‫بیکاری دوباره است‪.‬‬ ‫یکی از مغازه داران با دفاع از صنف خود‪ ،‬بثه‬ ‫خبرنزار مهر می گوید‪ :‬مزر مغازه دار چثقثدر‬ ‫درآمد دارد که ماهیانه ‪ 811‬هثزار تثومثان هثم‪،‬‬ ‫حقوق فروشنده ها را بثدهثد؟! وی مثی افثزایثد‪:‬‬ ‫خیلی از فروشندگان زن هستند کثه بثا مثاهثیثانثه‬ ‫کمتر از ‪ 211‬هثزار تثومثان هثم حثاضثرنثد در‬ ‫فروشزاهها و مغازه ها کار کنند‪ .‬و ‪...‬‬ ‫در عمل هیچ قانونی نیست که صاحثبثان کثار و‬ ‫فروشزاهها را ملزم به رعایثت حثقثوق قثانثونثی‬ ‫بیمه کند و در صورت شکایت کثارگثر‪ ،‬هثر دو‬ ‫نفر باید یک سثیثکثل بثلثنثدمثدت را بثزثذرانثنثد و‬ ‫دست آخر هم صاحک کار‪ ،‬پیروز مثیثدان اسثت‬ ‫و کثثارگثثر نثثزثثون بثثخثثت دسثثت از پثثا درازتثثر‪.‬‬ ‫نداشتن تشکل صنف و اتحادیه به معنای واقثعثی‬ ‫کلمه برای دفاع از حقوق قانونثی کثارگثران در‬ ‫کثثرمثثانشثثاه‪ ،‬از دیثثزثثر عثثوامثثل قثثانثثون گثثریثثزی‬ ‫صاحبان مشاغل و کار است‪.‬‬ ‫کارگر یا باید به کار خود با کثمثتثریثن دسثتثمثزد‬ ‫مشغول باشد و یا در راهروهای شوراهثای حثل‬ ‫اختالف زمان و وقت خود را بیهوده هثدر دهثد‪.‬‬ ‫به هر حال تثاکثنثون کثه صثاحثبثان کثار پثیثروز‬ ‫میدان هستند و بدون هیچ گونه دغدغثه ای‪ ،‬هثر‬ ‫قانونی کثه خثودشثان تصثویثک کثنثنثد‪ ،‬بثر روی‬ ‫فروشندگان و کارگران خود اعمال می کثنثنثد و‬ ‫کارگر نزون بخت مجبور به اجرای آن است‪.‬‬ ‫گزززارشززی از یززکززی از کززارگززران نززیززرو رخ ز‬ ‫کردستان ‪،‬‬ ‫کارگران نیرو رخش کردستان ‪ 21‬ماه است کثه‬

‫حقوق نزرفتهاند بارها دست به اعتراض زده و‬ ‫خواستار دریافت حقوق معوقه خود شدهانثد‪ .‬امثا‬ ‫کارفرما هر بار به بهانهای از پثرداخثت حثقثوق‬ ‫کارگران شرکت خودداری میكند و با تهدید بثه‬ ‫اخثثثراج کثثثارگثثثران قثثثراردادی بثثثه خصثثثوص‬ ‫کارگران زن‪ ،‬مانع شده است که کارگران دست‬ ‫از کار بکثشثنثد امثا کثارگثران نثاچثار دسثت بثه‬ ‫شکایت کتبی زده و با مراجعه به اسثتثانثداری و‬ ‫اداره کار شثکثایثت خثود را بثه ایثن دو ارگثان‬ ‫طرح کردهاند‪.‬‬ ‫اما متاسثفثانثه هثنثوز اداره کثار بثه طثور جثدی‬ ‫جهت پثرداخثت حثقثوق کثارگثران کثاری انثجثام‬ ‫نداده است‪ .‬بثا ایثنثکثه حثدود سثه مثاه اسثت کثه‬ ‫کارگران شکایت کردهاند نه تثنثهثا کثاری انثجثام‬ ‫نشده بلکه جهت جلوگیری از شکایت کثارگثران‬ ‫با راهنمائی کردن کارفرما بر عثلثیثه کثارگثران‬ ‫توطئه کرده اند‪ .‬از جمله اینکه چثنثد روز پثیثش‬ ‫از شروع فصل زمستان سثه نثفثر از مثامثوران‬ ‫اداره کثثار بثثه شثثرکثثت مثثراجثثعثثه کثثرده و طثثی‬ ‫جلثسثهای ظثاهثرن از کثارفثرمثا تثعثهثد شثفثاهثی‬ ‫گرفتثهانثد تثا در اصثرع وقثت جثهثت پثرداخثت‬ ‫حقوق عقک افتاده کارگران اقدام کنند اما جثلثسثه‬ ‫با این وعده کاذب به پایان رسید و دو روز بثعثد‬ ‫مثثامثثوران اداره ضثثدکثثارگثثری کثثار جثثلثثسثثه‬ ‫مخفیثانثهای پشثت درهثای بسثتثه شثرکثت بثدون‬ ‫حضور نمایثنثده کثارگثران بثرگثزار کثرده و بثا‬ ‫همکاری هم تصمیم گرفتند جهت جثلثوگثیثری و‬ ‫پس گرفتن شکایت کثارگثران دسثت بثه اخثراج‬ ‫بزنند و این کار را هم عملی کردند ‪.‬‬ ‫و در نثهثایثت ایثنثکثه روز ‪ 31/9/2391‬حثکثم‬ ‫اخراج هشت نفر از کثارگثران قثدیثمثی بثه آنثهثا‬ ‫ابالغ شد بدون ابنکه حثقثوق و مثزایثا ی عثقثک‬ ‫افثثتثثاده آنثثهثثا نثثیثثز پثثرداخثثت شثثود ‪ .‬کثثارگثثران‬ ‫نیرورخش چارهای جز اعثتثراض و اعثتثصثاب‬ ‫نداشته و باید به این اعتثراضثات ادامثه دهثنثد و‬ ‫متحثدانثه بثا هثمثبثسثتثزثی هثمثکثاران و خثانثواده‬ ‫هایشان در جلوی استانداری و اداره کار تثجثمثع‬ ‫کثرده و خثواسثثتثار پثثرداخثت حثقثوق مثعثثوقثه و‬ ‫جلوگیری از اخراج باشند‪.‬‬ ‫مشکالت کارگران شهرداری شهر مهاباد‬ ‫بعد از واگذاری خثدمثات شثهثرداری بثه بثخثش‬ ‫خصوصی ‪ ،‬پیمثانثکثاران ایثن بثخثش فشثارهثای‬ ‫زیادی را بثر کثارگثران مثتثحثمثل نثمثوده انثد ‪.‬‬ ‫ساعات کار کارگران را افزایش داده و بثه انثان‬ ‫خاطر نشان کرده اند که روزهای جمعه را نثیثز‬ ‫باید در محل کار حاضر باشند البته نه به عنوان‬ ‫‪2391‬ساعات کار اضافی که مزد تعلق بثزثیثرد‬ ‫بلکه بدون مزد اضافه کاری‪ .‬همچنثیثن از دادن‬ ‫عیدی و سنوات طفره رفته و اعثالم نثمثوده انثد‬ ‫که در قبال پرداخت این مزایا هیچ مسئولیتی را‬ ‫به عهده نخواهند گرفت‪ .‬شثایثان ذکثر اسثت کثه‬ ‫پس از مراجعه کارگران به اداره کثار بثه آنثان‬ ‫اعالم شده که ما نمی توانیم در رابطه با اضثافثه‬ ‫کاری و سثنثوات هثیثچ دخثالثتثی نثمثایثیثم امثا در‬ ‫رابطه با عیدی شاید بتوایثنثم بثه ایثن پثیثمثانثکثار‬ ‫گوشزد کنیم‪.‬‬ ‫‪ 2‬ژانویه ‪7127‬‬ ‫‪ 28‬دی ‪2391‬‬


‫‪6‬‬

‫اکتبر ‪28‬‬ ‫زمانی که «تحزب» وبال گردن «سیاستی»‬ ‫میشود‬ ‫کامیار احمدی‬ ‫برای بار دیزر حزب کمونیست کارگری‪-‬‬ ‫حکمتیست ثابت کرد که هنور همان حزب‬ ‫منصور حکمتی است‪ "،‬حزب اشخاص نیست‪،‬‬ ‫حزب کلمات قصار نیست‪ ،‬حزب محافل نیست‪.‬‬ ‫حزب سکوتهاى پرمعنا و شعارهاى بى معنا‬ ‫نیست‪ .‬این یک حزب سیاسى است‪ .‬برنامه‬ ‫دارد‪ ،‬اساسنامه دارد‪ ،‬رهبرى انتخابى دارد‪،‬‬ ‫مصوبات روشن دارد‪ ...* "..‬آری حزب‬ ‫رهبران معنوی هم نیست‪...‬‬ ‫قبل از هر چیز دست تمام کادرهای کمونیست‬ ‫این حزب را به گرمی میفشارم که مقتدرانه در‬ ‫برابر این هجمه سنزین‪ ،‬این موج انحالل طلبی‬ ‫در حزب ایستادند و ثابت کردند که هنوز همان‬ ‫کادرهایی هستند که تحزب کمونیستی را‬ ‫همدوش با منصور حکمت تجربه کردهاند‪ ...‬و‬ ‫به این سادگی حزبی را که تنها روزنه امید‬ ‫طبقه کارگر و جنبش آزادی خواهی و برابری‬ ‫طلبی در جامعه است‪ ،‬به خط و نزرشی‬ ‫نخواهد داد که این روزها تنها چیزی که نیاز‬ ‫ندارد‪" ،‬تحزب" است‪.‬‬ ‫با این مقدمه به بررسی و یا حداقل به اظهار‬ ‫نظر خود در مورد اختالفات و اتفاقات رخداده‬ ‫در حزب حکمتیست میپردازم‪ .‬سعی میکنم به‬ ‫رابطه منطقی بین دو واژه "سیاست" و‬ ‫"تحزب" بپردازم و نظرم را در مورد این‬ ‫اتفاقات بیان کنم‪.‬‬ ‫با مشاهده اولین برخورد غیر حزبی رفقای‬ ‫اقلیت‪ ،‬یعنی کوبیدن در جلسهی دفتر سیاسی و‬ ‫خروج از جلسه (و به قول یکی از همان رفقا‬ ‫"شورش در دفتر سیاسی") و در پی آن صدور‬ ‫آن بیانیه تاریخی ‪ 24‬دسامبر ‪ ۲١۳۳‬و منحل‬ ‫اعالم کردن تمام ارگان های رهبری و رسمی‬ ‫حزب‪ ،‬ما با پدیده بیسابقهای روبرو میشویم‬ ‫که در طول حیات احزاب راست و چپ در‬ ‫نوع خود یزانه است و بدعتی ویران کننده‪ ...‬به‬ ‫دنبال این واقعه برخوردها متفاوت است و‬ ‫هرکسی از منظر خود به آن مینزرد و هر‬ ‫مخاطبی هم میتواند به قضاوت بنشید‪ .‬بیشتر‬ ‫رفقای اکثریت (که خود نیز متعلق به آن بلوک‬ ‫هستم) تنها از منظر حزبیت و تخلفی حزبی‪-‬‬ ‫تشکیالتی به مسئله نزریستند و الاقل در این‬ ‫مقطع آنزونه صالح دانستهاند که بنا به مصالح‬ ‫حزبی تنها بعنوان تخلف تشکیالتی به واقعه‬ ‫نزاه کنند و طرف اقلیت هم که این موضوع را‬ ‫دیده و از این لولو استفاده میکند تا طرف‬ ‫مقابل را بترساند‪ .‬من به جزئیات حوادث‬ ‫نمیپردازم و فرض را بر این میگیرم که‬ ‫مخاطبین این نوشته خود آنرا پیزیری کردهاند‬ ‫و گاهن هم نظر دارند‪ .‬اما میخواهم به آن‬ ‫چیزی برگردم که جناح ‪ 4‬نفره دفتر سیاسی‬ ‫(همان اقلیت) از روز آغاز آن را سبک این‬

‫آبرو ریزی سیاسی میدانست‪ ،‬که همان‬ ‫"اختالف سیاسی" و دفاع از "خط رسمی" نام‬ ‫نهاده ‪...‬‬ ‫من احساس میکنم اوضاع به جایی رسیده‬ ‫است که در نظر گرفتن مصلحتهای حزبی‬ ‫تنها کمک به ناروشنی مسئله میکند برای‬ ‫مخاطبی که بیرون این حزب نشسته است و به‬ ‫نحوی منفعت خود را با این حزب یکی‬ ‫میبیند‪ ...‬وگرنه این کذب محض است که‬ ‫اختالف سیاسی چه شفایی و چه مدون از سوی‬ ‫طرفین بیان نشده است‪ .‬از کنزره ‪ 3‬به بعد این‬ ‫اختالفات عمیق و جدی بوده و در کنفرانسها و‬ ‫جدلهای بسیاری حول آن بحثهایی چه به‬ ‫صورت علنی و چه در ارگانهای رسمی حزبی‬ ‫صورت پذیرفته است‪.‬‬ ‫منصور حکمت سیاستی را تبین میکند که اولین‬ ‫الزامش حزب و تحزب است و تاکیدات او بر‬ ‫"مقدس" بودن حزب و اساسنامه و موازین تنها‬ ‫او میداند نمیتواند‬ ‫از این سر است‪.‬‬ ‫مارکسیست و کمونیست باشد‪ ،‬انقالب کارگری‬ ‫در دستور کارش باشد‪ ،‬دست بردن به قدرت‬ ‫سیاسی امرش باشد‪ ،‬حضور در توازنهای‬ ‫سیاسی در جامعه مسئلهاش باشد‪ ،‬اما حزب‬ ‫نداشته باشد و "تحزب" مقدس و خط قرمزش‬ ‫نشود‪ ...‬منصور حکمت سیاستی تبین میکند که‬ ‫دخالتزر است و تمامی مسائل جامعه مسئله‬ ‫اوست‪ ،‬بر این اساس ابزاری میخواهد توانمند‬ ‫که آن سیاست را پراتیک کند‪ .‬حزبی که او‬ ‫میخواهد بسازد و میسازد هرگز نمیتواند‬ ‫محفل آدمهای خاکی و یا مارکسیستهای‬ ‫روشنفکر مآبی باشد که از درد آگاهی به خود‬ ‫می پیچند و طبقهی کارگر را رهنمود میدهند‪،‬‬ ‫نه بخاطر آنکه او آدمی ارادهگراست‪ ،‬نه به‬ ‫خاطر اینکه " بالنکیست" است و نه به خاطر‬ ‫اینکه بیش از هر مارکسیست ایرانی در این‬ ‫‪ 31‬سال کاغذ سیاه کرده‪ ...‬نه!! تنها به این‬ ‫خاطر که سیاستهایی تبین کرده است که بدون‬ ‫حزب چیزی جز حرفهای پرشور نیستند‪...‬‬ ‫تنها از این سر است‪...‬‬ ‫زمانی که "سندیکا" جای "مجمع عمومی و‬ ‫"کمیتههای جنبشی" جای "‬ ‫شورا" ‪،‬‬ ‫کمیتههای کمونیستی" ‪ " ،‬اقتصاد متعارف"‬ ‫جای "اقتصاد نامتعارف" ‪" ..‬حزب دخالتزر"‬ ‫جای "حزبی که سرسوزنی به جامعه و طبقهی‬ ‫ربطی نداشته"و‪ ...‬را میگیرد آنزاه دیزر "تو"‬ ‫به یک کانون و چند نشریه بیشتر نیاز نداری‪...‬‬ ‫اینجا تنها مسئله جابجایی در چند واژه نیست‪.‬‬ ‫اینجا کل هویت سیاسیات تغییر کرده است‪.‬‬ ‫دیزر تشکیالت ناالزم میشوند‪ ،‬سردرد درست‬ ‫میکند‪ ،‬وبال گردن میشود‪ ...‬اگر خطی به اسم‬ ‫"بازنزری" وجود داشته باشد‪ ،‬باید آنرا اینجا‬ ‫یافت‪ ...‬بازنزری در "مبانی کمونیسم‬ ‫کارگری" منصور حکمت‪ ...‬واژه حکمتیست‬ ‫در انتهای اسم حزب که تنها برای قشنزی حک‬ ‫نکردهاید‪ ...‬خطی سیاسی تبین شده و یا مورد‬ ‫قبولات‪ ،‬موقعیتات را مشخص میکند که در‬ ‫ب‬ ‫اتاقت بنشینی و در نقش یک روشنفکرمآ ِ‬ ‫ک دست چندمی قرار‬ ‫ت غیر آکادمی ِ‬ ‫مارکسیس ِ‬ ‫گیری که در خانهاش نشسته است و به فکر‬

‫تاسیس کانون تحقیقاتی برای موجودی به اسم‬ ‫کارگر است‪ ...‬و یا اینکه تحزب از نان شک‬ ‫الزمترت شود و مقدس‪...‬زمانی که تبین‬ ‫سیاسیات شروع به تغییر می کند آنزاه‬ ‫بالفاصله حزبت از یک حزب دخالتزر تبدیل‬ ‫چندم چپ و‬ ‫به کانون روشنفکرمآبهای درجه‬ ‫ِ‬ ‫یا مارکسیست موجود جهان سرمایه (که نمونه‬ ‫های بسیار دارد) تقلیل مییابد که حتی ادبیات‬ ‫تولید شده ی آن بعلت غیر آکادمی بودن‪ ،‬نه‬ ‫بچشم میآید و نه قابل رقابت است ‪.‬‬ ‫ما در تاریخ حزب کمونیست کارگری دو بار با‬ ‫این پدیده روبرو شدیم‪ .‬دو بار این گرایش‬ ‫سیاسی در مقابل منصور حکمت قد علم کرد‪،‬‬ ‫یکبار (که بسیار تئوریکتر و پر مغزتر از‬ ‫نوشتههایی که جدیدن رفقا مینویسند بود) با‬ ‫تیتر "در دفاع از مارکسیسم" و بار دیزر دقیقن‬ ‫با همین شعارهای "کارگری کارگری"‪ ،‬هر دو‬ ‫بار جواب خود گرفت و رفت کار خودش را‬ ‫بکند (بخوانید رفت‪ ...‬کاری که نداشت بکند‪،‬‬ ‫البد منتظر خودآگاهی طبقاتی است‪ .‬انتظار هم‬ ‫کاریست دیزر!!)‪ ...‬بعد از سالها چیزی را که‬ ‫ادعا میکردند که میروند بسازند همان‬ ‫"حزب"‪ ،‬هنوز که هنوز است نساختهاند‪ .‬البته‬ ‫به گمان من نه به این خاطر که ناتوانند (هرچند‬ ‫منصور حکمت میگوید اینکاره نیستید) بلکه‬ ‫مبنای تفکری و سیاسیاشان عملن به تحزب‬ ‫نیازی دارد‪ ...‬و تمام مسئله این است‪ ،‬یک‬ ‫کانون فکستنی تمام نیاز این تبین سیاسی را‬ ‫تامین میکند‪ .‬دیزر چه نیازی به این تشکیالت‬ ‫و دنگ وفنگ و مبارزه در تمام عرصههاست‪.‬‬ ‫من بر این باورم شورشی که علیه تحزب در‬ ‫این حزب به وقوع پیوست تنها سرمنشا اش‬ ‫این است و بس‪ ...‬برای رفیقی که در مسافرت‬ ‫است و در راحتیاش لم داده‪ ،‬ساده است بزوید‬ ‫"زنده باد کودتا"!! چون تنها چیزی روی دوش‬ ‫سنزینی میکند این روزها‪ ،‬تحزب است و باید‬ ‫از شرش خالص شد‪.‬‬ ‫در نهایت بزویم کادرهای کمونیست همرزم‬ ‫منصور حکمت باصالبت توانستند با این‬ ‫گرایش (که به گمان خود در این ‪ 3‬سال‬ ‫توانسته بود با سیاست قطره چکانی "مبانی‬ ‫کمونیسم کارگری" را از حزب حکمت کنار‬ ‫بزذارد) مقابله کنند و و این هجمه سنزین را‬ ‫پس بزنند‪...‬‬ ‫زنده جنبش کمونیسم کارگری!‬ ‫زنده باید حزب حکمتیست!‬ ‫خداحافظ رفیق ‪ /‬منصور حکمت ‪ 71‬آوریل‬ ‫‪*2999‬‬ ‫کامیار احمدی‬ ‫‪ 9‬ژانویه ‪7127‬‬


‫‪7‬‬

‫اکتبر ‪28‬‬

‫اطالعیه کمیته کردستان حزب حکمتیست‬ ‫در محکوم کردن کشتار زحمتکشان منطقه "شرناخ" توسط‬ ‫نیروی هوائی ارتش ترکیه‬ ‫شامزاه روز چهارشنبه ‪ 8‬دیماه برابر با ‪ 78‬دسامبر جنزثنثده بثمثک افثکثن‬ ‫های نیروی هوائی ارتش ترکیه به کاروانی از کثارگثران و کثاسثبثکثاران‬ ‫کثار‬ ‫مرزی در مرز " کردستان عراق ‪ -‬ترکثیثه " کثه پثس از خسثتثزثی‬ ‫ِ‬ ‫روزانه به روستاهای خود واقع در استان " شرناخ " بثاز مثی گشثتثنثد‪،‬‬ ‫حمله کردند‪ .‬و حدود چهل نفر از آنان را کشتار نمودند‪ .‬اجساد قربثانثیثان‬ ‫این فاحعه انسانی به شکلی فجیع سوخته شده است و نشثان مثی دهثد کثه‬ ‫در این بمباران باحتمال زیاد از بمک های ناپالم استفاده شده است‪.‬‬ ‫کشتار شدگان این رویداد جنایتکارانه جوانان و نوجوانثانثی بثودنثد کثه از‬ ‫شدت بیکاری و از سر ناچثاری بثرای تثامثیثن زنثدگثی خثود و خثانثواده‬ ‫هایشان کاالهای مورد نیاز مردم در دو سوی مرز " کردسثتثان عثراق و‬ ‫ترکیه " را بر روی شانه هایشان حمل می کنند‪ .‬این مردم نثاچثارا و از‬ ‫روی تنزدستی به کار حمل و نقل وسایل " کار کولبری " بثرای تثامثیثن‬ ‫یک زندگی بخور و نمیر روی آورده اند و این چثنثیثن جثانشثان را کثف‬ ‫دستشان گذاشته و از ذست میدهند!‬ ‫ارتش و دولت ترکیه بطور قطع از مبادله کاال توسثط مثردم زحثمثتثکثش‬ ‫هر دو سوی مرز از سر ناچاری برای تامین معثیثشثت خثود و خثانثواده‬ ‫هایشان کامال مطلع بوده و میباشد‪ .‬و حمله و آفثریثدن ایثن جثنثایثت ضثد‬ ‫انسانی کامال آگاهانه صورت گرفته است!‬ ‫کمیته کردستان حزب حکمتیست این جنایت ضد انسانی را مثحثکثوم مثی‬ ‫کند! ما جانباختن این زحمتکشان را به خانواده هثای شثان‪ ،‬و بثه تثمثامثی‬ ‫مردم زحمتکش منطقه " شرناخ " تسلیت می گوئیم و خود را در غثم‬ ‫و اندوه آنان سهیم می دانیم‪.‬‬

‫کمیته کردستان حزب حکمتیست‬ ‫‪ 00‬دسامبر ‪0222‬‬ ‫‪ 8‬دیماه ‪2302‬‬

‫گروه های گارد آزادی را تشکیل دهید!‬ ‫به گارد آزادی به پیوندید!‬ ‫گارد آزادی نیروی متشکل و مس ح شما برای دفاع از خزود‬ ‫در مقابل همه نیروهای ارتجاعی است‪ .‬گارد آزادی ‪ ،‬نیروی‬ ‫دفاع از انسانیت‪ ،‬آزادی انسان ها‪ ،‬برابری انسان ها ‪ ،‬دفزاع‬ ‫از حق برابر زن و مرد ‪ ،‬حقو کودک‪ ،‬آزادی کامل و بی قزیزد‬ ‫و شرط بیان‪ ،‬تشکل و اجتماع‪ ،‬نیروی دفاع از دستاوردهای‬ ‫فکری و فرهنگی بشریت در مزقزابزل فزرهزنزا ارتزجزاعزی و‬ ‫عقب مانده و نیروی دفاع از حق شاد بودن و مرفه زیسزتز‬ ‫انسان ها است‪.‬‬ ‫گارد آزادی نیروی دفاع در مقابل هر کس و جزریزانزی اسزت‬ ‫که بشواهد بزور خود را به زندگی مردم تحمیل کند‬

‫زنان و مردان آزادیخواه! جوانان انقالبی!‬ ‫هر کجا هستید‪ ،‬در مح ه و در شزهزر و روسزتزا گزروه هزای‬ ‫گارد آزادی را تشکیل دهید و از هر طزریزق کزه مزی تزوانزیزد‬ ‫خود را مس ح کنید و با ما تماس بگیرید‪.‬‬ ‫تالش کنید در محزل تزان آزادی انزدیشزه و بزیزان ورفزتزار و‬ ‫فرهنا انسانی و پیشرو‪ ،‬بشصوص ع یه فشار و سزتزم بزر‬ ‫زنان‪ ،‬ت رض به حقوق کودکان و تب ییاات قزوم پزرسزتزانزه‪،‬‬ ‫حاکم باشد‪.‬‬ ‫ف ای محل تان را بر ف الزیزت عزوامزل جزمزهزوری اسزالمزی‬ ‫تنا کنید‪ .‬امکان ف الیت کمونیستیی و آزادی خزواهزانزه را‬ ‫در محل گسترش دهید‪.‬‬


‫‪2‬‬

‫اکتبر ‪28‬‬ ‫اعالم حمایت کمیته کردستان حزب‬ ‫حکمتیست از برگزاری پلنوم فوق العاد‬ ‫درخواست شده توسط اکثریت اعضای‬ ‫کمیته مرکزی حزب حکمتیست‬

‫راه برون رفت حزب از وضعثیثت حسثاس‬ ‫کنونی‪ ،‬راه حثزب و حثزبثیثت و اتثکثا بثه‬ ‫مراجع و مکانیسم های حزبی است‪ ،‬هثمثان‬ ‫راهی که اکثریت کمیته مرکثزی حثزب در‬ ‫اطالعیه مورخ ( ‪ 72‬دسامبر ‪ 7122‬بثرابثر‬ ‫‪ 6‬دی ‪ ،)2391‬نشان داده اند‪.‬‬ ‫کمیته کردستان حزب حکمتثیثسثت حثمثایثت‬ ‫خود را از بثرگثزاری پثلثنثوم فثوق الثعثاد‬ ‫درخواستی اکثریت اعضای کمیته مثرکثزی‬ ‫حزب اعالم داشته و بثا تثمثام تثوان از آن‬ ‫پشتیبانی میکند‪ .‬دبیر کمیته مثرکثزی حثزب‬ ‫طبق اسثاسثنثامثه حثزب مثوظثف اسثت در‬ ‫صورت درخواست اکثریت کمیته مثرکثزی‬ ‫برای برگزاری پلنوم فوق العاده فثورا ایثن‬ ‫پلنوم را فرا بخواند‪.‬‬ ‫کمیته کردستان حزب حکمتیست‬ ‫دی ماه ‪ 2 – 1390‬ژانویه ‪2012‬‬

‫اطالعیه فرماندهی گارد آزادی در‬ ‫کردستان‬ ‫در محکومیت فراخوان "كنگره" غکیکر‬ ‫اساسنامه ای و انحالل طلبکانکه و در‬ ‫حمایت از فراخوان اكثریت اعضا كمیته‬ ‫مركز ی حزب برای برگزاری پلکنکوم‬ ‫فوق العاده‬

‫شایان توجه است که دبیر کمیته مرکزی از‪ :‬کمیته خارج کشور‬ ‫‪،‬ثریا شهابی‪ ،‬که در حزب ما اساس وظیفه‬ ‫و اختیارش از جمله فراخوان پلنومها و به‪ :‬دبیر کمیته مرکزی رفیق ثریا شهابی‬ ‫گردن نهادن به اراده و خواست کمیته موضوع‪ :‬حمایت از درخواست برگزاری‬ ‫مرکزی است ‪ ،‬با همراهی کردنش با‬ ‫جریان ضد حزبی تا این لحظه با پلنوم فوق العاده‬ ‫درخواست کنونی اکثریت کمیته مرکزی رونوشت ‪ :‬رفیق رحمان حسین زاده‬ ‫بی توجهی کرده وآنرا دور زده است‪.‬‬ ‫رئیس دفتر سیاسی حزب حکمتیست‬ ‫فراخوان دهنده گان کنزره نمایشی در‬ ‫سطح انتشار علنی‬ ‫ابتدای فراخوان ضد حزبی خود و برای‬ ‫نشان دادن حقانیت خود به گارد ازادی و‬ ‫پروژه رهبران کمونیست آویزان شده اند‪ .‬رفیق ثریا!‬ ‫این هم متاسفانه بخشی از سیاست و‬ ‫روشهای عوامفریبانه ان رفقا را نشان می حساسیت اوضاع کنونی حزب حکمتیست‬ ‫دهد‪ .‬این عرصه مهم فعالیت حزب نه تنها نه تنها برای اعضا و کادرهای حزب‪ ،‬بلکه‬ ‫صاحبان و سازماندهندگان دیزری داشته و برای هر ناظر خارجی کامال مشهود است‬ ‫دارد‪ ،‬که سازماندهندگان تجمع فراخوان و لزومی به توضیح مجدد آن نیست‪ .‬راه‬ ‫داده شده تحت نام کنزره اساسا علیه این برون رفت حزب از این موقعیت حساس‬ ‫پروژها و مبتکران آن بوده و در چند سال ایفای نقش مسئوالنه تک تک اعضای‬ ‫اخیر هیچ حمایت عملی از آن نکرده اند‪ .‬کمیته مرکزی و برخورد فراجناحی شما‬ ‫قابل درک نیست حاال چزونه به خود اجازه بعنوان دبیر این کمیته می باشد‪.‬‬ ‫می دهند که به اسم گارد آزادی و پروژه تا لحظه تنظیم این نامه ‪ 72‬نفر از اعضای‬ ‫رهبران کمونیست که محصول تالش اصلی و علی البدل کمیته مرکزی بطور‬ ‫کسانی است که در صف مخالفین رسمی درخواست برگزاری پلنوم فوق‬ ‫سیاستهای آنها قرار دارند سرمایه و زمینه العاده نمودهاند تا بعنوان مرجعی ذیصالح‬ ‫برای اقدام غیر عقالنی خود فراهم به تدارک مقدمات سیاسی ‪ -‬عملی کنزره‬ ‫کنند؟!‪".‬مصادره" تاریخ و فعالیتهای گارد پنجم حزب و سایر دستورات دیزری که‬ ‫و رهبران کمونیست نیزاز جانک آن رفقا نشست تعیین نماید‪ ،‬پرداخته و با حساسیت‬ ‫حزب را از خطرناکترین تند پیچ حیات‬ ‫ممنوع وغیر ممکن اعالم میکنیم‪.‬‬ ‫خود عبور دهد‪.‬‬ ‫در رابطه با اقدام ضد حزبی آن تعداد از برنامه ریزی و تدارک برگزاری کنزره‬ ‫رفقا و همچنین فراخوان اکثریت کمیته پنجم و تالش برای حفظ انسجام تشکیالتی‬ ‫مرکزی حزب فرماندهی گارد آزدی در حزب دغدغه اصلی اعضا‪ ،‬کادرها و‬ ‫رهبری حزب حکمتیست و صدها دوستدار‬ ‫کردستان اعالم میکند که‪:‬‬ ‫‪ – 2‬اعالم "کنزره " از جانک اقلیت دفتر حزب و سرمایه کمونیسم متحزب موجود‬ ‫سیاسی را انحالل طلبانه و ضد حزبی و نا در ایران است‪.‬‬ ‫مشروع میداند و از کادر و اعضا گارد لذا ما بعنوان اعضای کمیته خارج حزب‬ ‫آزادی و حزب میخواهد آن را مردود حکمتیست درخواست اکثریت کمیته‬ ‫دانسته و در این نمایش ضد حزبی ومغایر مرکزی برای برگزاری فوری پلنوم فوق‬ ‫العاده کمیته مرکزی را بعنوان یکی از‬ ‫با پرنسیک کمونیستی سهیم نشوند‪.‬‬ ‫‪ – 7‬گارد آزادی از فراخوان اکثریت کمیته راههای برون رفت از وضعیت کنونی‬ ‫مرکزی حزب برای برگزاری فوری پلنوم میدانیم و از شما میخواهیم که مطابق ماده‬ ‫فوق العاده قبل از کنزره و با شرکت ‪ ۳١‬اصول سازمانی حزب کمونیست‬ ‫کارگری – حکمتیست به وظیفه تعریف‬ ‫کادرهای حزب حمایت میکند‪.‬‬ ‫شده و قانونی خود در فراخوان برگزاری‬ ‫پلنوم کمیته مرکزی عمل کنید‪.‬‬ ‫فرماندهی گارد آزادی در کردستان‬

‫در ادامه حرکت ضد حزبی چند نفراز‬ ‫اعضا دفتر سیاسی علیه رهبری وارگانهای‬ ‫قانونی حزب که همراه بود با "مصادره‬ ‫"اموال و خزانه د��ری حزب نمایش ضد‬ ‫حزبی تری به اسم "کنزره"اعالم شده است سالم زیجی‬ ‫که مجددا با پاسخ و مقابله قاطع و بر حق ‪ 11‬دی ‪1390‬‬ ‫کادر و اعضا و کمیته های حزبی روبرو‬ ‫شده است‪.‬این اقدام غیر قابل قبول در حالی‬ ‫دنبال میشود که اکثریت اعضا کمیته‬ ‫‪S_zijji@yahoo.se‬‬ ‫مرکزی خواهان برگزاری پلنوم و تدارک‬ ‫کنزره از مجرا پلنوم وقانونی آن شده اند‪.‬‬

‫با احترام‬ ‫کمیته خارج کشور حزب کمونیست‬ ‫کارگری –حکمتیست‬ ‫‪ 0‬ژانویه ‪0220‬‬


‫‪9‬‬

‫اکتبر ‪28‬‬

‫به ‪ :‬دبیر کمیته مرکزی رفیق ثریا شهابی‬ ‫با درودهای گرم و تبریک ساا نو‬ ‫بثثحثثران مثثوجثثود در حثثزب نثثزثثرانثثیثثهثثای‬ ‫بسیاری را برای همه ی مثا کثادرهثای ایثن‬ ‫حثثزب بثثوجثثود آورده اسثثت‪ .‬تثثالش بثثرای‬ ‫برونرفت از این وضثعثیثت عثاجثل تثریثن‬ ‫وظیفه انقالبی ما بوده و هر گونه اهثمثال و‬ ‫سستی در حفظ حزب از طریق مثکثانثیثسثم‬ ‫های قانونی پذیرفتنی نیسثت‪ .‬کثمثیثتثه شثهثر‬ ‫ضمن تأکید مجدد بر اهمیت ایثن مثوضثوع‬ ‫از دبیر کمیته مرکزی مثی خثواهثد کثه در‬ ‫اسرع وقت فراخوان اکثریت کمیته مرکزی‬ ‫برای پلنوم را بپذیرد‪ .‬ایثن درخثواسثت بثه‬ ‫معنی حمایت از این یا آن بثخثش از حثزب‬ ‫نیست و تنها حرکت در کثانثال مثوازیثن و‬ ‫چارچوبهای قانونی حزب است‪.‬‬

‫کمیته تشکیالت شهری حزب کمونیست‬ ‫کارگری ک حکمتیست ( واحد استکهلم)‬ ‫سیف خدایاری‬ ‫‪.‬‬

‫خطاب به رفیق ثریا شهابی‬ ‫رونوشت به کلیهُ اعضای کمیته مرکزی‬ ‫موضوع‪ :‬درحمایت از ضرورت برگزاری‬ ‫پلنوم وسیع ک م!‬ ‫دررابطه با چزونزی برخورد به اختالفات‬ ‫درون حزب حکمتسیت ما جمعی از اعضا‬ ‫و هواداران این حزب در کانادا از دبیر‬ ‫کمیته مرکزی و کلیهُ اعضای ک م انتظار‬ ‫داریم که با احساس مسئولیت در مقابل‬ ‫جنبش کمونیستی و سنتهای پیشرفته مدنی‬ ‫به اختالفات جاری در حزب حکمتیست‬ ‫برخورد کند‪.‬‬ ‫ما امضا کنندگان زیر با درک عمیق‬ ‫حساسیت بحران کنونی درون صفوف‬ ‫رهبری حزب‪ ،‬اعالم میکنیم که بهترین راه‬ ‫سرو سامان دادن به این اختالفات و ادامهُ‬ ‫منطقی و صحیح آن را در پیشبرد آن از‬ ‫کانالها و مجاری تعریف شدهُ اساسنامه ای‬

‫میدانیم‪ .‬از نظر ما وجود اختالف در‬ ‫صفوف حزب نه تنها غیر طبیعی نیست‬ ‫بلکه آن را جزئی از موجودیت حزبی سالم‬ ‫و سیاسی میدانیم‪ .‬هرگونه اختالف نظر‬ ‫سیاسی‪ ،‬بایستی در فضایی کامال سیاسی و‬ ‫باز طرح و قابل تعیین تکلیف باشد‪ .‬در این‬ ‫مقطع حساس حزب‪ ،‬ما میخواهیم که کمیته‬ ‫مرکزی با درک ضرورت سیاسی –‬ ‫تشکیالتی به انجام وظیفه ای که از کنزر ُه‬ ‫چهارم بر عهده دارد‪ ،‬با تشکیل پلنوم‬ ‫فوری بیشترین نقش خود را در هدایت‬ ‫حزب به بهترین و مناسبترین شیوهُ مناسک‬ ‫و اصولی ایفا کند‪ .‬ما تمامی اعضای ک م‬ ‫را فرا میخوانیم با شرکت فعال خود در این‬ ‫پلنوم راه را بر هرگونه تصمیمات و اعمال‬ ‫غیر اساسنامه ای بزیرند‪ .‬در این زمینه‬ ‫وشخضا ُ از رفیق ثریا شهابی‪ ،‬دبیر کنونی‬ ‫ک م‪ ،‬میخواهیم با ایفای نقش موثر و‬ ‫مسئوالنهُ خود پلنوم را هر چه زودتر فرا‬ ‫بخواند‪ .‬این پلنوم بایستی رهبری کل‬ ‫فعالیتهای حزب را دوباره سروسامان داده‪،‬‬ ‫و با اتخاذ تصمیمات اصولی و برمبنای‬ ‫ضوابط تعریف و مدون حزبی راه را برای‬ ‫برپایی کنزره ای شایستهُ کمونیستها و نیز‬ ‫برای ادمه و پیشبرد اصولی مباحثات‬ ‫سیاسی درون حزب در ایندوره هموار کند‪.‬‬ ‫حساسیت شرایط کنونی و لزوم ایفای نقش‬ ‫موثر و مسئوالنه بر کسی پوشیده نیست‪.‬‬ ‫لذا همهُ رفقای ک م را فرا میخوانیم با‬ ‫شرکت فعال در این پلنوم‪ ،‬امکان پیشبرد‬ ‫وظایف سیاسی – طبقاتی حزب را فراهم‬ ‫آورند‪ .‬این حزب‪ ،‬این رهبری و این جنبش‬ ‫دارای تجربیات غنی کمونیستی ست و‬ ‫قطعا میتواند این دوره را با قاطعیت پشت‬ ‫سر بزذارد‪.‬‬ ‫مصطفی یونسی‪ ،‬عمر کریمی‪ ،‬سعید‬ ‫کرامت‪ ،‬جالل برخوردار‪ ،‬حسین احمدی‬ ‫نیا‪ ،‬بهره حسین‪ ،‬احمد مطلق‪ ،‬ابراهیم‬ ‫بارسن‬ ‫‪Jan .02.2012‬‬

‫سردبیر نشریه ‪ :‬رحمت فاتحی‬ ‫‪rahmatfatehi@yahoo.co.uk‬‬ ‫دبیر کمیته کردستان‪ :‬عبدالله دارابی‬ ‫‪darabiabe@yahoo.com‬‬ ‫روابط عمومی‪ :‬ابوبکر شریفزاده‬ ‫‪rawabet.omumi.k@gmail.com‬‬ ‫سایت کمیته‪:‬‬

‫‪www.october-online.com‬‬

‫اکتبر هر دو هفته یکبار و دوشنبهها منتشر‬ ‫میشود! با اکتبر همکاری کنید!‬

‫زنده باد سوسیالیسم‬


اکتبر 82