Issuu on Google+

‫پوشش زنان در قرآن‬ ‫در کشورهای موسوم به اسالمی واژه ی "حجاب" به پوششی گفته می شود که موهای سر را بپوشاند و به عبارت دیگر به روسری‪،‬‬ ‫مقنعه و چادر اطالق می گردد و بر اساس این تعریف زنان به دو دسته ی "با حجاب" و "بی حجاب" تقسیم بندی می گردند‪.‬‬ ‫واژه ی "حجاب" چنان با معنی پوشش سر در زنان مسلمان پیوند خورده که در تمام زبانهای زنده ی دنیا نیز وارد گردیده‪ ،‬به عنوان‬ ‫مثال اگر به یک واژه نامه ی انگلیسی به انگلیسی رجوع کنید در تعریف (‪ ) Hijab‬چنین می خوانید‪:‬‬ ‫‪Hijab: headscarf worn by Muslim women to cover their hair.‬‬ ‫ترجمه‪ :‬روسریی که زنان مسلمان برای پوشاندن موهایشان به سر می کنند‪.‬‬ ‫با رجوع به قرآن می بینیم که مفهوم برخی از لغاتی که امروزه در زبان عرب رایج است با مفهومی که آن واژه ها در زمان نزول قرآن‬ ‫داشته اند تفاوت چشمگیر دارد و این نشانگر تحریف واژگان یک زبان بر اسا س عقاید و سالیق شخصی انسانها ست‪ .‬به عنوان نمونه به‬ ‫موارد ذیل می توان اشاره نمود‪:‬‬ ‫امروزه در زبان فارسی و عربی به شوهر "زوج" و به زن او "زوجه" گفته می شود و واژه ی "زوجه" در تمام کشورهای عربی و فارسی‬ ‫زبان به همسر یک مرد اطالق می گردد‪.‬‬ ‫با رجوع به قرآن می بینیم که خدای متعال که آفریننده ی تمام زبانهاست‪ ،‬واژه ی "زوج"را هم برای مرد "شوهر" و هم برای زن‬ ‫"همسر یک مرد" بکار برده است و تفاوتی میان این دو در قرآن وجود ندارد‪:‬‬ ‫‪ 53:2‬وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ ‪....‬‬ ‫در آیه ی فوق می بینیم که کلمه ی "زوج" برای همسر آدم بکار رفته و اگر قرار بود همسر آدم "زوجه" نامیده شود باید چنین نوشته‬ ‫می شد‪ :‬اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُتكَ الْجَنَّةَ ‪....‬‬ ‫مثالهای دیگر را در آیه های‪ :1:4: ،:41::9 ،1:1: ،:713 ،91::7 ،01: ،::174 ،::1:9 ،:1::4 ،01:4 ،91:7 :‬می توان دید‪.‬‬ ‫دقت کنید که در آیه های ‪ ،:1::4‬و ‪ 1:1:‬واژه ی "زوج" به معنای "شوهر" است و در دیگر آیه ها ی فوق این واژه به معنای "زن"‬ ‫یعنی همسر یک مرد بکار رفته است‪.‬‬ ‫واژه ی دیگری که از مفهوم خارج گردیده‪ ،‬واژه ی "حدیث" است‪ .‬امروزه در کشورهای موسوم به اسالمی‪ ،‬حدیث به معنای سخنی‬ ‫است منسوب به پیامبر و امام که از سوی خدای متعال وحی شده ولی در کتاب آسمانی یعنی قرآن نیست‪ .‬این مسلمانان حدیث را‬ ‫معادل قرآن دانسته و از از احادیثی که آن را صحیح می دانند‪ ،‬احکامی استخراج می کنند که به هیچ وجه در قرآن وجود ندارد و‬ ‫مخالف قرآن است‪.‬‬ ‫خدای متعال‪ ،‬دانای غیب است و آینده را می داند‪ .‬او می دانست که در آینده مسلمانان واژه ی حدیث را از مفهوم خارج می کنند‪،‬‬ ‫بنابر این معنای راستین حدیث را در قرآن برای خردمندان قرار داده‪ .‬از قرآن می آموزیم که تنها حديث درست و صحیح‪ ،‬قرآن‬ ‫است و خدای متعال سخن خود را بهترين حديث نامیده و هر حديثی جز قرآن و در کنار قرآن مردود است‪.‬‬ ‫به عنوان مثال در ‪ ::13‬می خوانیم که بعضی از مردم از احادیث بی اساس پیروی می کنند‪ .‬در ‪ 01:9‬خدای متعال حدیث خود را‬ ‫درست ترین حدیث می نامد‪ .‬در ‪ 1:1:0‬خدای متعال پیروان حدیث را به چالش می کشد‪ :‬بگذار حدیثی مانند این بیاورند‪ .‬در‬ ‫‪ ::1:::‬می فرماید که قرآن یک حدیث ساختگی و سرهم بندی شده نیست‪ .‬در ‪ :71::‬قرآن است که بهترین حدیث نامیده شده و‬ ‫در آیات ‪ 0113 ،91::1‬و ‪ 99110‬پیروان حدیث مورد سرزنش قرار گرفته اند که به کدام حدیث پس از این قرآن ایمان می آورند؟‬

‫‪1‬‬


‫واژه ی حجاب نیز واژه ایست که ازمفهوم اصلی خود خارج شده ومعنای آن درقرآن با آنچه اکنون رایج است‪ ،‬زمین تا آسمان تفاوت‬ ‫دارد! این واژه هفت باردرقرآن آمده ودرهیچ مورد به معنای مقنعه‪ ،‬چادر‪ ،‬لباس یا هرچیزدیگری که به بدن انسان اتصال یابد‪ ،‬نیست!‬ ‫درقرآن‪ ،‬حجاب به معنای دیوار‪ ،‬حائل‪ ،‬فاصله‪ ،‬جدا کننده ی دو چیزاز یکدیگر ‪ ،‬پرده و حدٌفاصل بکاررفته‪:‬‬ ‫‪):‬‬

‫در ‪ 9103‬حجاب به معنی جدا کننده ی بهشت و جهنم از یکدیگر است‪.‬‬

‫‪):‬‬

‫در ‪ :9101‬حجاب چیزی است که مانع درک کافران هنگام شنیدن آیات قرآن می گردد‪.‬‬

‫‪):‬‬

‫در ‪ :71:9‬حجاب به معنای فاصله گرفتن مریم ازخانواده اش می باشد‪.‬‬

‫‪)0‬‬

‫در ‪ ::1::‬حجاب به معنای ناپدید شدن خورشید در پس پرده ی افق است‪.‬‬

‫‪)1‬‬

‫در ‪ 0:11‬حجاب به معنای توجٌه نکردن به آیات خدا و نشنیدن آنهاست‪.‬‬

‫‪)3‬‬

‫در ‪ 0:11:‬حجاب به معنای ارتباط غیرمستقیم خدای متعال با رسوالن است‪.‬‬

‫‪)9‬‬

‫در ‪ ::11:‬در میان هفت آیه ایی که کلمه ی حجاب در آن آمده‪ ،‬ازاهمیٌت ویژه ایی برخورداراست‪ .‬زیرا پیروان حدیث‬

‫نتوانسته اند در قرآن حجاب را به چادر‪ ،‬روسری و یا مقنعه مرتبط سازند‪ ،‬تالش نموده اند تا واژه ی حجاب در این آیه را به روسری و‬ ‫چادربچسبانند و بدین نحو‪ ،‬مراد خود را برآورده سازند‪ .‬در ‪ ::11:‬به "مردان مؤمن" دستور داده شده که اگردرخواست چیزی از زنان‬ ‫پیامبردارند از پس حجاب آن را بخواهند‪ .‬پس دراین آیه‪ ،‬حجاب چیزی است که مردان‪ ،‬موظٌف به استفاده ازآن هستند و نه زنان!‬ ‫ازدیدگاه تاریخی و مفهومی که در کلٌ این آیه موجوداست می توان استنباط نمود که رفت و آمدهای زیاد مؤمنان به خانه ی‬ ‫پیامبرآنچنان بی رویٌ ه شده بود که مزاحم استراحت و آسایش ساکنان خانه گردیده بود‪ .‬دراین آیه خدای متعال فرموده چون پیامبراز‬ ‫گفتن حقیقت شرم دارد به شما چیزی نمی گوید‪ ،‬ولی حقیقت این است که گفتگوهای طوالنی(کلمه ی حدیث در این آیه) و نیزتوقٌف‬ ‫های طوالنی مؤمنان‪ ،‬پیامبررا آزرده خاطرمی سازد‪ .‬در قدیم معموال̋ برای اتاقها به جای "در" از پرده استفاده می شد و در این آیه به‬ ‫مردان مؤمن دستورداده شده که از پشت همان پرده درخواست خودرا بگویند و بدین نحو مانع آسایش و استراحت زنان پیامبرنگردند‪.‬‬ ‫کلمه ی "محجوب" هم فقط یک باردر قرآن آمده و به معنای کسی که چادریا روسری به سردارد نیست! بلکه در آیه ی ‪ ::1:1‬به‬ ‫معنای کسانی است که در قیامت از رحمت پروردگارشان "محروم" مانده اند‪:‬‬ ‫‪ ::1:1‬کلٌا انٌهم عن ربٌهم يومئذٍ لمحجوبون ‪ :‬بی گمان در آن روز از پروردگارشان محروم می مانند‪.‬‬ ‫تحریف در مفهوم لغات پدیده ای است که درامٌ ت های گذشته نیزسابقه داشته وقرآن بدان اشاره نموده است‪ .‬افراد سودجویی که نام‬ ‫رهبران مذهبی را یدک می کشیدند با چنین تحریفی دست به سودجویی از راه دین می زده اند‪ .‬درآیه ی ‪ 11::‬در مورد بنی اسرائیل‬ ‫چنین می خوانیم‪:‬‬ ‫‪ 11::‬نتیجه ی پیمان شکنی آنها این شد که ما آنها را محکوم کردیم و موجب شدیم که دلهایشان سخت شود‪ .‬درنتیجه معنی دیگری‬ ‫به کلمات دادند و به بعضی از احکامی که به ایشان داده شد بی اعتنا شدند‪...‬‬ ‫یکی ازگناهان بسیاربزرگ این است که انسان درزمینه ی احکام دین دروغ بسازد و آن دروغ را به خدای متعال نسبت دهد‪ .‬به عبارت‬ ‫دیگرچیزی را به خدای متعال نسبت دهد که ازدرستی آن آگاه یا مطمئن نیست‪،::1:: ،:41:9 ،91:9 ،31:00 ،317: ،31:: ( .‬‬ ‫‪ ) 3:19 ،:713:‬منشاٴ و خاستگاه چنین گناه بزرگی ازسوی شیطان است و اوست که انسان را وا می دارد تا به خدای متعال سخنان‬ ‫دروغ نسبت دهد(‪.) :1:37‬‬ ‫شرک نیز گناهی است بزرگ و نابخشودنی که اگرتا دم مرگ ادامه یابد هرگز بخشیده نخواهد شد‪ .)01::3 ،010:(.‬شرک مصادیق‬ ‫مختلفی دارد و مصداق رایج آن کمک خواستن از غیر خدا و راز و نیاز به درگاه غیرخدا وخواندن کسی جزخدا و واسطه قراردادن برای‬ ‫خدای متعال دردعا‪ ،‬نذر‪ ،‬درخواست شفا‪ ،‬عبادت و غیره است‪.‬‬

‫‪2‬‬


‫مصداق دیگرشرک که ممکن است ازنظردور بماند‪ ،‬پذیرش احکام دین ازمنبعی غیر ازکتاب آسمانی است‪ .‬زیرا سخن راستین خدای‬ ‫متعال و حکم او فقط درکتاب آسمانی است و پذیرش حالل ها و حرام ها جزآنچه که درکتا ب آسمانی به صراحت نام برده شده‪،‬‬ ‫عبادت غیر خدا و شرک محسوب می شود‪.‬‬ ‫شیطان سخنان و احکام دروغین را درقالب حدیث نبوی و حدیث قدسی جا می زند و آن را به نام حکم خدایی صادر می کند‪ .‬انسانها‬ ‫با پذیرش این احکام درواقع به پرتگاه شرک سقوط می کنند‪ ،‬ولی خود می پندارند که از بهترین هدایت شدگانند (‪.)91:4‬‬ ‫به صراحت قرآنی حرام کردن چیزهایی که خدای متعال حرام نکرده است شرک محسوب می شود (‪ . ):31:1 ،31:0:‬به عنوان‬ ‫نمونه‪ ،‬در قرآن هیچگاه تراشیدن ریش برای مردان حرام نشده‪ ،‬امٌ ا در کتاب های حدیث به راحتی این عمل را حرام شمرده اند‪ .‬اگر‬ ‫کسی به چنین حرامی معتقد باشد(چه مرد و چه زن) و درذهن خود آن را ازجانب خدا فرض کند به گناه شرک گرفتار شده زیرا با‬ ‫پذیرش این حکم‪ ،‬در واقع معبودی دیگردرکنارخدای متعال قائل شده‪ ،‬هرچند که خود منکرآن است‪.‬‬ ‫اینکه مردی تصمیم بگیرد ریش خودرا بلند یا کوتاه کند و یا آن را بتراشد فقط یک تصمیم شخصی است و هیچ تاٴثیری درزندگی‬ ‫اخروی او ندارد‪ ،‬امٌا نباید سلیقه ی شخصی خودرا به جای حکم دینی تحمیل کند‪ .‬مثال̋ در نقش های تخت جمشید تمام مردان‪ ،‬اعمٌ‬ ‫از شاه‪ ،‬درباریان و سربازان‪ ،‬ریش دارند و این نشانگر فرهنگ و عرف ایرانیان آن زمان است و دلیلی بر دینی بودن این عمل نمی باشد‪.‬‬ ‫در مصرباستان نیز مردان مقنعه به سرمی کردند و بازهم این پوشش سر‪ ،‬از جانب خدای متعال دستورداده نشده بود‪.‬‬ ‫در ادامه ی این مقاله و با بررسی آیات قرآن خواهیم دید که در قرآن‪ -‬آخرین کتاب آسمانی – هیچ دستوری مبنی برپوشاندن موهای‬ ‫سر‪ ،‬درخانم ها صادرنشده و از طرف دیگر این عمل تحریم هم نگردیده است‪.‬‬ ‫بنابراین مانند به سرداشتن کاله در مردان‪ ،‬پوشاندن یا نپوشاندن موهای سریک زن نیزامری شخصی و سلیقه ایی است و در مورد آن‬ ‫هیچ حکمی در قرآن یافت نمی شود‪.‬‬

‫تاريخچه ی پوشاندن موهای سر‬ ‫ازروزگاران گذشته همان گونه که لباس نشانه ی تفاوت فرهنگی و نژادی بود‪ ،‬پوشش سر نیز جزئی از این لباس به شمار می آمد و‬ ‫اهدافی را برآورده می نمود‪ .‬گاهی این پوشش به قصد حفاظت در برابر تابش آفتاب یا گرم نمودن سردر برابر سرما بکار می رفت و‬ ‫چنین امری هنوزهم درمیان کشاورزان‪ ،‬دامداران و کوچ نشینان هر مرز و بوم رایج است‪ .‬امٌا دربسیاری ازاجتماعات شهرنشین‪ ،‬پوشش‬ ‫سر‪ ،‬چه درمردان و چه درزنان‪ ،‬نشانه ی وجه تمایز طبقه ی اجتماعی افراد بود و با یک نگاه اجمالی مشخص می شد که مثال̋ مردی‬ ‫که فالن کاله را به سردارد از کدام جایگاه اجتما عی و طبقاتی برخورداراست‪ .‬در نقش های تخت جمشید به سادگی می توان دید که‬ ‫کاله مردان پارسی با کاله مردان ماد‪ ،‬تفاوت آشکاردارد و با اینکه پارسها و مادها درزمان داریوش اوٌل متٌحد شده بودند‪ ،‬امٌا وجه‬ ‫تمایزخود را با نوع لباس وکاله خود نمایان می ساختند‪ .‬امروزه نیز مردان کرد و بلوچ و لر ازعمٌامه یا کاله مخصوصی برای افتراق نژادی‬ ‫خویش بهره می گیرند ودرکشوره��ی دیگر نیز چنین امری رایج است‪ .‬تا چند دهه ی پیش به کار بردن کاله چنان برای مردان رایج‬ ‫بود که مثال̋ در دوره ی قاجار اگر مردی کاله خویش را نمی یافت همانند زنی که چادر به سر نداشته باشد‪ ،‬ازشرم بی کالهی‪ ،‬روی‬ ‫بیرون آمدن ازخانه را نداشت و در اروپا نیز چنین تعصٌبی در مردان و زنان درمورد به کار بردن کاله رایج بود‪.‬‬ ‫بررسی نوشته ها و سکٌ ه های به جا مانده ازیونان و روم باستان نشان می دهد که در آن روزگار‪ ،‬هنگام حضور در معابد‪ ،‬در بیشترموارد‬ ‫هم مردان و هم زنان‪ ،‬سر خود را می پوشاندند‪ .‬الزم به تذکٌراست که در این معابد‪ ،‬ژوپیتر‪ ،‬آپولو‪ ،‬زئوس و غیره مورد پرستش قرار می‬ ‫گرفتند! و این پوشش سر و این پرستش هیچ ارتباطی با کتاب آسمانی و پرستش خدای متعال نداشت‪ .‬این رسم باستانی به یهود‬ ‫رسوخ کرد و چنان با دین آنان پیوند خورد که یکی ازضروریات آیین یهود برای عبادت‪ -‬چه در مردان و چه در زنان‪ -‬پوشاندن‬ ‫موهاست واین رسم تا زمان حال ادامه یافته است‪.‬‬ ‫‪3‬‬


‫آمیختن آداب و رسوم با دین و سپس نسبت دادن آن به خدای متعال ‪ -‬همان گونه که قبال̋ گفته شد – از مصادیق شرک محسوب‬ ‫می گردد‪.‬‬

‫پوشاندن سر هنگام عبادت‬ ‫درقرآن از آیه ی ‪ 010:‬می آموزیم که در چه مواردی نمی توان نماز خواند‪ :‬ای کسانی که ایمان دارید‪ ،‬در حال مستی دعاهای‬ ‫ارتباطی (نماز) نخوانید‪ ،‬تا بدانید چه می گویید‪ .‬و نه بعد از ارضای جنسی بدون حمام کردن‪ ،‬مگر این که در راه مسافرت باشید؛ اگر‬ ‫مریض هستید‪ ،‬یا در حال سفر هستید‪ ،‬و یا ادرار و یا مدفوع ( هم چنین گاز معده) دفع شد‪ ،‬یا با زنان ( به طور تحریک آمیز) تماس‬ ‫داشتید‪ ،‬و نمی توانید آب پیدا کنید‪ ،‬تیمم کنید (وضوی خشک)‪ ،‬با دست زدن به خاک خشک تمیز‪ ،‬سپس با آن به صورت و دست‬ ‫های خود کشیدن‪ .‬خدا آمرزنده است‪ ،‬عفو کننده‪.‬‬ ‫نکته ی قابل توجٌ ه آن است که در این آیه هیچ اشاره ای به لزوم پوشیده بودن موی سر‪ -‬چه درزنان و چه درمردان – نشده و‬ ‫همچنین ممنوعیتی برای عبادت زنان به هنگام عادت ماهانه (حیض) وجود ندارد‪.‬‬ ‫در تورات نیز هیچ دستوری مبنی بر پوشاندن موهای سر‪ ،‬هنگام عبادت یافت نمی شود؛ امٌا درکتاب حدیث یهودیان (تلمود)‬ ‫دستورهای مشخصی به مردان و زنان یهود ی در مورد نحوه ی پوشش سرهنگام دعا و عبادت داده شده ‪ ...‬درکتابهای حدیث مسلمانان‬ ‫نیزبه این نکته اشاره شده که اگر یک زن هنگام نماز‪ ،‬موهایش را کامال̋ نپوشاند‪ ،‬نمازش باطل و از سوی خدا پذیرفته نیست! و این‬ ‫قانون غیرالهی را به دروغ به محمٌد نسبت داده اند‪( .‬تصویرشماره‪1‬و ‪ 2‬نماز مردان و زنان یهود در حالیکه سر خود را پوشانده اند‪).‬‬

‫این سنت (پوشاندن موها به هنگام عبادت) از تمدٌن یونان و روم به قوم یهود رسوخ کرد که قبال̋ بدان اشاره گردید‪ ،‬امٌا ورود آن به‬ ‫مسیحیت از کجا نشأت گرفت؟‬ ‫پس از آنکه خدای متعال به زندگی عیسی بن مریم خاتمه داد‪ ،‬شخصی به نام پُل (‪ ) Paul‬پاپولس که هرگز مسیح را ندیده بود‪ ،‬خود‬ ‫را رسولی ازجانب مسیح معرفی کرد! این شخص بنیانگذاردین تحریف شده ای است که اکنون به نام مسیحیت در جهان رواج دارد‪ .‬او‬ ‫مسیح را منجی انسانها و پسر خدا معرفی نمود و خود را رسولی از جانب عیسی دانست که وظیفه اش تبلیغ پیام مسیح درمیان غیر‬ ‫یهودیان است‪ .‬پولس در مسیحیت را می توان همتای سامری درمیان یهود دانست‪ .‬انجیلی که امروزه دردست مسیحیان است‪ ،‬دست‬ ‫نوشته ی انسانهاست و انجیل آسمانی نابود شده است‪ .‬هرچند در قسمت هایی ازاین انجیل تحریف شده می توان پیام توحید را یافت‪،‬‬ ‫امٌا پیام های غیر توحیدی آن نمایان تر است‪ .‬بخش های زیادی ازانجیل شامل نامه هایی است که اشخاص خطاب به یکدیگریا به اهالی‬ ‫یک شهرنوشته اند و عجیب این است که مسیحیان این نامه های انسانی را هم چون وحی الهی تلقی می کنند‪ .‬بخشی ازاین انجیل‬ ‫تحریف شده "اوٌل ̕قرنتیان" ( ‪( First Corinthians‬‬

‫نام دارد ومشتمل است بر نامه ی اوٌل پولس‬

‫به اهالی‬

‫شهرقُرنتُس(‪ )Corinth‬که از شهرهای یونان باستان به شمار می رفت‪.‬‬ ‫در فصل یازدهم از"اوٌل ̕قرنتیان" تحت عنوان "پوشیده بودن سرزنان به هنگام عبادت" چنین می خوانیم‪:‬‬ ‫«‪ ...‬اگر در جلسه ای مردی با سرپوشیده دعا یا نبوت کند‪ ،‬به مسیح بی احترامی کرده است‪ ،‬زیرا این پوشش یا کاله نشانه ی اطاعت از‬ ‫انسانهاست‪ .‬همچنین اگر زنی در جلسه ای با سر برهنه دعا یا نبوت کند‪ ،‬به شوهرش بی احترامی کرده است‪ .‬زیرا این مانند آن است‬ ‫‪4‬‬


‫که زن سرش را بتراشد‪ .‬اگر زن نمی خواهد سرخود را بپوشاند باید موی سرش را بتراشد‪ ،‬و اگرازاین عمل خجالت می کشد‪ ،‬پس باید‬ ‫سرخود را بپوشاند‪ .‬امٌا مرد نباید هنگام عبادت سرخود را بپوشاند و یا کالهی برسرداشته باشد‪...‬‬ ‫‪...‬حال نظرخودتان دراین باره چیست؟ آیا درست است که یک زن دریک جمع بدون پوشش سردعا کند؟ آیا خود غریزه و طبیعت به‬ ‫ما نمی آموزد که سر زن باید پوشیده باشد؟ زیرا زنها به موی بلند خود افتخار می کنند‪ ،‬چون مو به عنوان پوشش به ایشان داده شده‬ ‫است‪ .‬درحالیکه موی بلند برای مردها عیب است‪ .‬امٌ ا اگر کسی دراین باره بحث و مجادله کند‪ ،‬تنها چیزی که می توانم به او بگویم‬ ‫این است که ما همیشه این را تعلیم داده ایم که زن به هنگام دعا و نبوت باید سر خود را بپوشاند‪ .‬تمام کلیساها نیز دراین امر توافق‬ ‫دارند‪».‬‬ ‫در دستورالعمل فوق می بینیم که درست برعکس یهودیان ک ه پوشیده بودن سر مردان را نیز به هنگام عبادت واجب می دانند‪ ،‬پولس‬ ‫آن را برای مردان مسیحی حرام کرد‪ .‬امٌا مانند یهودیان برواجب بودن پوشیدگی سر زنان مسیحی به هنگام عبادت پافشاری نمود‪.‬‬ ‫اکنون می توان دانست که چرا زنان مسیحی در کلیساها به گونه ای حضور می یابند که کاله یا روسری به سر داشته باشند‪ .‬اینان نیز‬ ‫در اصل پیرو قوانین انسانی جناب پولس هستند و نه قوانین الهی‪(.‬تصاویر ‪ 3‬و ‪)4‬‬

‫در آخرین کتاب آسمانی یعنی ق رآن هیچ دستوری مبنی بر لزوم پوشیدگی موی زنان به هنگام نماز نیامده‪ ،‬امٌا می توان دریافت که‬ ‫این رسم از یهود و مسیحیت به کتابهای حدیث مسلمانان راه یافته و به صورت یک واجب الهی تلقٌی گردیده است‪.‬‬ ‫تصوٌ ر کنید که خانم مسلمانی در خانه اش به تنهایی مشغول امور خانه داری است و زمان ادای نماز فرا می رسد‪ .‬چه توجیهی وجود‬ ‫دارد که این خانم مجبور به استفاده از چادر و مقنعه برای نماز باشد و خیال کند که اگر چنین پوششی نداشته باشد‪ ،‬نمازش باطل‬ ‫است؟‬ ‫مثال باال یکی از مصادیق شرک است‪ .‬زیرا خدای متعال هیچگاه چنین دستوری صادر نفرموده و اگر یک خانم تصوٌرکند که استفاده از‬ ‫چادر و مقنعه به هنگام نماز یک حکم الهی است‪ ،‬به گناه شرک گرفتار گردیده است‪.‬‬ ‫درقرآن درآیه ی ‪ 1331‬چنین می خوانیم‪ :‬ای فرزندان آدم‪ ،‬هنگامی که به مسجد می روید باید تمیز باشید و مرتب لباس بپوشید و در‬ ‫حد اعتدال بخورید و بیاشامید‪ ،‬بی گمان او افراد پرخور را دوست ندارد‪.‬‬ ‫دستور آیه ی فوق به تمام انسانها ‪ -‬چه مرد و چه زن – می باشد که هنگام ورود به اماکن عبادی باید لباس تمیز و مرتب بپوشند ولی‬ ‫باز هم دستوری مبنی بر پوشاندن سردیده نمی شود‪.‬‬ ‫به طورخالصه می توان نتیجه گرفت که پوشاندن موی سردر مردان و زنان فقط یک آیین و سنٌت انسانی است که به نام حکم الهی به‬ ‫پیروان ادیان تحمیل گردیده و هیچ مبنایی در کتابهای آسمانی نازل شده ازسوی خدای متعال ندارد‪.‬‬

‫‪5‬‬


‫اصول لباس پوشیدن در قرآن‬ ‫اصل اوٌل← لباس تقوی‪:‬‬ ‫در آیه ی ‪ 1327‬چنین می خوانیم‪ :‬ای فرزندان آدم‪ ،‬ما برای شما لباس هایی فراهم کرده ایم که بدن هایتان را بپوشانید‪ ،‬و نیز برای‬ ‫زیبایی است‪ .‬ولی بهترین لباس‪ ،‬لباس پرهیزگاری است‪ .‬این از نشانه های خداست تا شاید توجه کنید‪.‬‬ ‫این آیه خطاب به تمام آدمیان است و در آن لبا س تقوی و پرهیزگاری به عنوان بهترین لباس معرفی گردیده و لباسی که بدن را می_‬ ‫پوشاند به عنوان یکی از نعمت های الهی عنوان شده که عالوه بر پوشش بدن‪ ،‬موجب زیبایی نیز می شود‪ .‬لباس بدن به تنهایی کافی‬ ‫نیست و اگر لباس تقوی نباشد‪ ،‬هیچ لباسی نمی تواند موجب رستگاری گردد‪ .‬لباس تقوی‪ ،‬لباسی است که هیچگاه چروک نمی شود‪،‬‬ ‫فرسوده نمی گردد و نیاز به تعویض و شستشو ندارد‪ .‬مفهومی که در این آیه وجود دارد یکی از نشانه های خدا نامیده شده‪ ،‬زیرا می_‬ ‫توان دید حتٌی در شهرهایی که زنان ازسرتا پای خود را با چادرمی پوشانند‪ ،‬فساد جنسی کمتراز شهرهای اروپایی نیست و درمواردی با‬ ‫آنها برابری می کند و یا بیشتر می باشد! زیرا تا لباس تقوی وجود نداشته باشد‪ ،‬لباس بدن نمی تواند انسان را از آلوده شدن به گناه باز‬ ‫دارد‪.‬‬ ‫در زمان حکومت طالبان در افغانستان‪ ،‬زنان مجبور بودند به صورت تصویر زیر لباس بپوشند‪ ( :‬تصویر ‪ 5‬برقع)‬

‫درزمان قاجار نیزدرتهران‪ ،‬زنان چنین پوششی داشتند و اکنون نیز دراروپا می توان زنانی را یافت که بر اساس کتابهای حدیث چنین‬ ‫پوششی را به تن دارند‪.‬‬ ‫در آیه ی ‪ 33352‬آمده‪ " :‬غیراز دسته هایی که گفته شد‪ ،‬دیگر هیچ زنی برای ازدواج با تو حالل نیست‪ ،‬در ضمن نمی توانی (از دسته‬ ‫ای که باز داشته شده است) زنی تازه را جایگزین یکی از ایشان کنی‪ ،‬حتی اگر زیبایی آنها تورا به تحسین وادارد‪ .‬باید با همان هایی که‬ ‫تاکنون برایت حالل شده خشنود باشی‪ .‬خدا برهمه چیز ناظراست‪.‬‬ ‫از آیه ی فوق استنباط می گردد که زنان درزمان پیامبربه شکل تصویر فوق لباس نمی پوشیده اند‪ .‬زیرا در این صورت نمی توانسته اند‬ ‫زیبایی تحسین برانگیزی داشته باشند!‬ ‫اصل دوٌم←بلند گرفتن لباس‪:‬‬ ‫درآیه ی ‪ 33353‬می خوانیم‪ :‬ای پیامبر به زنان و دختران خود و زنان مؤمن بگوکه لباس های خودرا بلندتر کنند تا این چنین (زنانی‬ ‫پرهیزگار) شناخته شوند و از اهانت مصون باشند‪.‬‬ ‫عبارت چالش انگیز در ترجمه ها این است‪ :‬يُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ‬ ‫"يُدْنِینَ" از ریشه ی دَنی می باشد یعنی به پایین آوردن و به زمین نزدیک کردن ‪ ..‬و مفهوم آن در این آیه بلند گرفتن لباس است‪.‬‬

‫‪6‬‬


‫جَالبیب جمع جُ لباب است که لباس زنانه است و هنوز هم در عربی امروز به معنای تصویر زیر می باشد و اگر به یک فروشنده ی لباس‬ ‫در یک کشور عربی بگویید که جُلباب می خواهید‪ ،‬مانند این تصویر را به شما می دهد‪( :‬تصویر ‪ 7‬جلباب )‬

‫در این آیه بر خالف آنچه که مترجمان بر مبنای کتابهای حدیث خواسته اند تحمیل کنند هیچ واژه ای مبنی بر چادریا روسری وجود‬ ‫ندارد و هیچ نامی از سروموی سر نیز به میان نیامده‪ .‬از میان مترجمان فارسی زبان‪ ،‬تنها فوالدوند توانسته تقریبا̋ مفهوم ��یه را ترجمه‬ ‫کند‪ .‬او این آیه را چنین ترجمه کرده‪ :‬بگو پوشش های خود را برخود فروتر گیرند‪.‬‬ ‫در تصویر زیر مفهوم آیه را می توان دید که چگونه لباس بلند گرفته می شود‪( :‬تصویر‪) 1‬‬

‫در آیه ی مورد اشاره یعنی ‪ 33353‬خدای متعال حدٌ بلند گرفتن لباس را تعیین نفرموده‪ ،‬امٌا با توجه به آیه ی ‪ 24331‬که در آن‬ ‫بیان شده‪ " :‬آنها نباید هیچ قسمت از اندام خود را جز آنچه الزم است نمایان کنند" ( وَال يبدين زينتهنٌ الٌا ما ظهرمنها) می توان‬ ‫دریافت که یک زن مؤمن قسمت های غیر ضروری را آشکار نمی سازد و سعی می کند دامن لباس خود را چنان بلند گیرد که در یک‬ ‫جامعه به عنوان زنی مؤمن و با تقوی شناخته شود و این بلند بودن دامن‪ ،‬هنگام نشستن و خم شدن نقش پوششی خود را به خوبی‬ ‫ایفا کند‪ .‬در مورد آستین لباس نیز آیا ضرورتی دارد که یک زن مؤمن بازوهای خود را نمایان سازد؟ آیا اگر آثار سوختگی بر بازوها‬ ‫وجود داشته باشد باز هم کسی حاضر به نمایان ساختن بازوها می گردد؟‬ ‫اصل سوٌم←پوشاندن سینه‪:‬‬ ‫در آیه ی ‪ 24331‬می خوانیم‪ :‬و به زنان با ایمان بگو که نگاه خود را کنترل کنند و نجابت خود را حفظ کنند‪ .‬آنها نباید هیچ قسمت‬ ‫از اندام خود را جز آنچه الزم است نمایان کنند‪ .‬آنها باید سینه های خود را بپوشانند ‪...‬‬ ‫به طور کلٌی آیات مربوط به پوشش در ‪ 33353‬و ‪ 24331‬خطاب به زنان مؤمن است و خانم های مؤمن همان گونه که به دیگر آیات‬ ‫قرآن عمل می کنند‪ ،‬در برابر این آیات هم تسلیم خدای متعال هستند‪.‬‬ ‫در متن عربی قرآن این عبارت در ترجمه های فارسی و انگلیسی مورد تحریف قرار گرفته‪ :‬وَلیَضربنَ بخمرهنٌ‬ ‫اکنون ترجمه ی تحت اللٌفظی این عبارت را می نویسیم‪:‬‬ ‫‪7‬‬


‫ولیَضربن= و بزنند‬

‫بخُمُرهِنٌ = با خمارها‬

‫جُیُوبِهنٌ = سینه ها‬

‫عَلی= بر‬

‫در این آیه مترجمان خمار را روسری و مقنعه ترجمه کرده اند زیرا خواسته اند بر مبنای کتابهای حدیث‪ ،‬پوشاندن موها را واجب‬ ‫بدانند‪ .‬برای نمونه ترجمه ی چند مترجم فارسی زبان در ذیل آورده می شود‪:‬‬ ‫قمشه ای‪ ... :‬و باید سینه و بر و دوش خود را با مقنعه بپوشانند‪.‬‬ ‫خرمشاهی ‪ ... :‬و روسری هایشان را بر گریبان هایشان بیندازند‪.‬‬ ‫فوالدوند‪ ... :‬و باید روسری خود را بر سینه ی خویش فرو اندازند‪.‬‬ ‫مفسٌران چنین فرض کرده اند که در زمان نزول این آیه‪ ،‬زنان موهای خود را کامال̋ می پوشانده اند و به همین دلیل لزومی نداشته که‬ ‫گفته شود که موهای خود را بپوشانند‪ ،‬امٌا در عین پوشیدگی کامل موها‪ ،‬سینه های خود را نمی پوشانده اند!! به همین خاطر منظور‬ ‫آیه از پوشاندن قسمت سینه به وسیله ی امتداد دادن روسری ها به روی سینه ها شروع شده!!‬ ‫کلمه ی خِمار در عربی هم ریشه ی خَمر است و خَمر به چیزهایی اطالق می گردد که می تواند هوشیاری را پوشش دهد و سبب‬ ‫کاهش آن گردد‪ .‬به همین دلیل به شراب‪ ،‬مواد مخدٌر و امثالهم می توان واژه ی خَمر را اطالق نمود‪ ( .‬به آیه های ‪ 2:12:‬و ‪5335‬‬ ‫رجوع کنید‪).‬‬ ‫واژه ی "خِمار" از ریشه ی خَمَرَ به معنای پوشاندن است و خِ مار چیزی است که با آن چیزدیگرپوشانده می شود‪ .‬خِمار می تواند یک‬ ‫رومیزی باشد که روی میز را می پوشاند‪ ،‬یا یک پرده که پنجره ای را می پوشاند‪ ،‬یا پارچه ای که سینه را بپوشاند‪ .‬امٌا با توجه به‬ ‫تحریفی که در واژه ها در طول تاریخ رخ داد و در ابتدای این مبحث به آن اشاره گردید‪ ،‬واژه ی خِمار از مفهوم اصلی خارج گردید و در‬ ‫واژه نامه ها به معنای روسری و مقنعه جا زده شد!‬ ‫مترجمان می گویند چون در آیه ی نوشته شده " بِخُمُرِهِنﱠ " (با خِمارهایشان)‪ ،‬پس همه ی زنان خِماربرسرداشته اند و ضمیر مالکیت‬ ‫به آن تعلٌ ق گرفته وگرنه باید گفته می شد "بِخُمُرٍ" (با خِمارها)‪ .‬پاسخ به این استدالل نادرست با توجه به آیات قرآن بسیار ساده است‬ ‫و این مسئله به سیاق زبان عربی در بیان مالکیت مربوط می شود و اطالق با خِمارهایشان به معنای آن نیست که از قبل زنان خِماری‬ ‫در دست یا بر سر داشته اند‪ .‬مثال̋ به این آیه توجه کنید‪:‬‬ ‫‪ 41324‬أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا‬ ‫چرا قرآن را با دقت مطالعه نمی کنند؟ آیا بر اندیشه ی آنها قفل خورده است؟‬ ‫هیچ انسانی از زمان تولد بر قلبش ( اندیشه اش ) قفل ندارد! پس زمانی که تصمیم می گیرد سخن خدا در قرآن را نپذیرد بر قلبش‬ ‫(اندیشه اش ) قفل می خورد و از ابتدا قفلی بر اندیشه یا قلب وجود نداشته است‪.‬‬ ‫از روزگاران قدیم در تمام جوامع متمدٌن‪ ،‬زنان سینه های خود را به طور کامل عریان نمی ساخته اند و به جز جزیره های دورافتاده یا‬ ‫در اعماق جنگل های آمازون یا قبایل بدوی آفریقایی مشاهده نشده که نمایان ساختن کامل هر دو سینه در جوامع متمدٌن به عنوان‬ ‫یک هنجار شناخته شده باشد‪.‬‬ ‫آنچه درطراحی لباسها معمول بوده و هست‪ ،‬نمایان ساختن بخش باالی سینه ها و شکاف بین دو سینه است که در انگلیسی به آن‬ ‫‪ cleavage‬گفته می شود‪.‬‬ ‫این بخش یکی از نقاط شرمگاهی محسوب می گردد زیرا نقش مهمٌی در ایجاد جاذبه ی جنسی دارد و به همین خاطر خدای متعال‬ ‫دستور به پوشاندن این بخش حسٌ اس داده است زیرا او خالق ماست و می داند که درذهن ما چه می گذرد‪ .‬به همین دلیل یک زن‬ ‫مؤمن باید این بخش را با دقٌ ت و وسواس تمام بپوشاند و پوشاندن به گونه ای باشد که در وضعیت های مختلفی مانند راه رفتن و خم‬ ‫شدن نقش خود را به عنوان پوشش به خوبی ایفا نماید‪.‬‬ ‫حسٌاس بودن پوشاندن این بخش از آنجا مشخٌ ص می گردد که در کشورهای غربی با اینکه در چند دهه ی اخیر سعی وافر نموده اند تا‬ ‫با نمایان ساختن این بخش‪ ،‬آن را یک هنجار تلقٌی نمایند امٌا در این امر با شکست مواجه شده اند‪.‬‬ ‫‪8‬‬


‫برای نمونه در سال ‪ 2551‬خانم انگال مرکل صدر اعظم ‪ 55‬ساله ی آلمان که همیشه با متانت لباس می پوشید‪ ،‬یک شب برای‬ ‫تماشای اُپرا‪ ،‬با لباسی در انظار ظاهر شد که بخش باالی سینه ها را کامال̋ نمایان می ساخت و خوراک خبری برای عکاسان و روزنامه‬ ‫ها فراهم نمود و در مطبوعا ت آلمان قشقرق به راه انداخت‪ .‬نمونه ی دیگر خانم هیالری کلینتون بود که در همان سال در آمریکا در‬ ‫یک مصاحبه ی تلویزیونی به گونه ای حضور یافت که بخش بسیار کوچکی از شکاف میان سینه هایش نمایان شده بود و به همین‬ ‫خاطر در مطبوعات به بحث در باره ی این لباس پرداخته شد‪.‬‬ ‫باز هم در سال ‪ 2551‬شرکت هواپیمایی ‪ Southwest‬که بزرگترین شرکت هواپیمایی آمریکاست‪ ،‬به مهمانداران خود دستور داد‬ ‫تا از ورود خانم هایی که شکاف سینه و باالی سینه ی خودرا نپوشانده اند‪ ،‬به داخل هواپیما جلوگیری کند یا به آنها گرمکنی بدهند‬ ‫که در طول مدٌت پرواز بپوشند‪ .‬مسئوالن این شرکت‪ ،‬دلیل این اقدام را ایجاد آرامش در پرواز برای بچٌه ها و مردان عنوان کردند!! امٌا‬ ‫سرانجام با اعمال فشار و انتقاد از سوی مطبوعات‪ ،‬مجبور به لغو این قانون شدند‪.‬‬ ‫اصل چهارم←تفاوت لباس زن و مرد‪:‬‬ ‫از آیه ی ‪ :01::‬می آموزیم که زنان مؤمن باید اصول لباس پوشیدن را رعایت کنند جز در حضور پدر‪ ،‬شوهر ‪ ،‬پدر شوهر‪ ،‬پسر‪،‬‬ ‫پسرشوهر‪ ،‬برادر‪ ،‬پسربرادر‪ ،‬پسرخواهر‪ ،‬سایر زنان‪ ،‬خدمتکاران‪ ،‬و یا کارگران مردی که دیگرگرایش جنسی ندارند و نیز بچه هایی که‬ ‫بالغ نشده اند‪.‬‬ ‫امٌا در قرآن چنین اصولی با این جزئیات در مورد مردان ذکر نشده و به عرف جامعه واگذارگردیده‪ .‬به عبارت دیگر ازسیاق آیه می توان‬ ‫دریافت که گرچه در مورد پوشاندن موی سر‪ ،‬خدای متعال دستور به واجب بودن یا تحریم آن صادر نفرموده‪ ,‬امٌا زنان مؤمن در حضور‬ ‫مردانی غیر از آنکه درفوق به آن اشاره شد‪ ،‬باید اصول خاصی را در لباس پوشیدن رعایت کنند و همین امرتفاوت لباس زن و مرد را‬ ‫آشکار می سازد‪.‬‬ ‫الزم به تذکٌراست که در ‪ :01::‬و همچنین ‪ ::111‬هیچ نامی از عمو‪ ،‬دایی و داماد به میان نیامده‪ .‬اگر آیه ی ‪ 01::‬را بخوانید در‬ ‫می یابید که ازدواج یک زن با عمو‪ ،‬دایی یا داماد حرام است‪ .‬امٌا در مورد اصول لباس پوشیدن در برابر این سه مرد‪ ،‬تفاوتی با دیگر‬ ‫مردان غریبه وجود ندارد‪ .‬گرچه باید خاطرنشان شود که به طور معمول در میان جوامع سنتٌی مسلمان‪ ،‬تفاوت نحوه ی لباس پوشیدن‬ ‫در برابرمردان یادشده در آیه های ‪ :01::‬و ‪ ::111‬در مقایسه با دیگرمردان‪ ،‬چیزی بیشتراز نمایان ساختن موها نیست به استثناء‬ ‫شوهرزن و طبیعتا̋ چنین کاری در برابرعمو‪ ،‬دایی و داماد ویا دیگر مردان غریبه نیز مخالفتی با آیه ی ‪ :01::‬ندارد‪.‬‬ ‫اصل پنجم←نحوه ی راه رفتن‪:‬‬ ‫نزدیک به انتهای آیه ی ‪ 24331‬چنین دستوری خطاب به زنان مؤمن صادر گردیده‪:‬‬ ‫" وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا يُخْفِینَ مِن زِينَتِهِنَّ " که ترجمه ی تحت اللٌفظی آن چنین است‪ " :‬و پاهایشان را نزنند(نکوبند) تا‬ ‫آشکار شود آنچه که مخفی کرده بودند از زینتشان‪.‬‬ ‫مترجمان و مفسٌ ران‪ ،‬همگی از درک مفهوم این بخش از آیه درمانده شده اند‪ ،‬زیرا نتوانسته اند منظور از "زینت" در این بخش از آیه را‬ ‫دریابند‪ .‬به عنوان مثال‪:‬‬ ‫قمشه ای درترجمه ی خویش بر اساس برخی از کتابهای تفسیر‪" ،‬زینت" را خلخال ترجمه نموده‪:‬‬ ‫"وآنطور پای برزمین نزنند که خلخال و زینت پنهان پاهایشان معلوم شود‪".‬‬ ‫نکته ی عجیب در ترجمه ی قمشه ای این است که او براساس آموزه های کتابهای حدیث لباس قرآنی را چادر و مقنعه تصوٌر می_‬ ‫نموده‪ .‬حال چگونه ممکن است زنی که حتٌ ی شست پایش را نمی توان دید به گونه ای راه برود که مچ پایش و خلخال پایش آشکار‬

‫‪9‬‬


‫شود و تازه اگر چنین شود چگونه می تواند محرٌکی برای مردان باشد! عالوه برآن چند درصد زنان از خلخال استفاده می کرده اند یا‬ ‫می کنند؟‬ ‫خرمشاهی و فوالدوند که باهوشتر بوده اند‪ ،‬فهمیده اند که زینت در این بخش از آیه‪ ،‬مچ پا یا خلخال نیست‪ ،‬امٌا نتوانسته اند دریابند‬ ‫که چیست! به همین خاطر‪ ،‬هردو درترجمه ی خویش زینت را همان زینت ترجمه نموده اند‪:‬‬ ‫خرمشاهی‪ :‬چنان پای نکوبند تا زینتی که پنهان داشته اند معلوم شود‪.‬‬ ‫فوالدوند‪ :‬پاهای خود را (به گونه ای به زمین) نکوبند تا آنچه از زینتشان نهفته می دارند معلوم گردد‪.‬‬ ‫به راستی‪ ،‬مفهوم زینت در این آیه چیست؟ یک زن چگونه می تواند راه برود تا این زینت که مخفی بوده آشکار گردد؟‬ ‫برای پاسخ به این پرسش‪ ،‬ابتدا توضیحی در باره ی تفاوت بدن زن و مرد داده می شود‪ .‬در دوره ی نوزادی و کودکی تفاوت پسر و‬ ‫دختر تنها در اندام تناسلی آنها می باشد که به آن صفات اولیٌ ه ی جنسی گفته می شود‪ .‬در دوره ی بلوغ صفات ثانویه ی جنسی در‬ ‫هر دو جنس ایجاد می گردد که سبب تمایز بیشتر جنسی می گردد‪ .‬در پسرها تحت تأثیرهورمون تستوسترون عالو�� بررویش مو در‬ ‫صورت و ضخیم شدن تارهای صوتی‪ ،‬بر ضخامت استخوانها نیز افزوده می گردد و فرم مردانه در بدن آشکار می شود‪.‬‬ ‫در دخترها‪ ،‬تحت تأثیر هورمون های استروژن و پروژسترون سینه ها رشد می کنند و همچنین استخوان لگن (‪ )pelvis‬پهن ترمی‬ ‫شود‪ .‬چربی زیر پوستی در نقاط خاصی از بدن مانند سینه ها‪ ،‬باسن و ران تجمع می یابد و همه ی این تغییرات سبب ایجاد انحناهای‬ ‫زیبایی در بدن می گردد که در اصطالح زیبایی شناسی به آن ‪ Body Curves‬می گویند‪ .‬در جراحی پالستیک از پروتزهای خاصی‬ ‫برای افزایش این انحناها در ناحیه ی سینه و باسن بهره می گیرند‪.‬گاهی نیز در اثر افزایش وزن این انحناها زیبایی خود را از دست‬ ‫می دهند و یکی از اهداف رژیم های درمانی و لیپوساکشن‪ ،‬بدست آوردن این انحناها به وسیله ی کاهش وزن و زدودن چربی های‬ ‫اضافی می باشد‪.‬‬ ‫دو تصویر زیر این انحناها را از روبرو و از نیمرخ نشان می دهد‪( :‬تصویر ‪ :‬و ‪) 7‬‬

‫از آیه ی ‪ 91:3‬می آموزیم که هدف از پوشیدن لباس‪ ،‬پوشاندن بدن است‪ ،‬نه فقط‬ ‫پوشاندن پوست! مثال̋ لباس غواصی با اینکه پوست را به طور کامل می پوشاند‪ ،‬اما برجستگی ها‬ ‫و فرورفتگی های بدن را به خوبی نمایان می سازد! ( تصویر ‪) :4‬‬

‫‪10‬‬


‫در تصویر زیر نیز لباسی را مشاهده می کنید که فقط پوست بدن را پوشانده ولی انحناهای بدن را کامال̋ نمایان ساخته‪( :‬تصویر ‪) ::‬‬

‫در سالن های مد (‪ )Fashion‬به مانکن ها نوعی راه رفتن را می آموزند که به آن ‪( Cat Walk‬راه رفتن گربه ای) گفته می شود‪.‬‬ ‫این ن وع راه رفتن سبب لرزش بدن می شود و برجستگی های بدن بیشتر نمایان می گردد‪( .‬تصویر ‪)::‬‬

‫با توجه به شرحی که گذشت اکنون به سادگی می توان دریافت که منظور از زینت در آیه ی ‪ :01::‬چیست و زنان نباید به گونه ای‬ ‫راه بروند که جزئیات بدنشان آشکار شود‪ .‬نکته ی بدیهی آن است که وقتی نحوه ی راه رفتن یک زن می تواند در زیبایی و جاذبه ی‬ ‫جنسی او تأثیر بگذارد‪ ،‬بلندی پاشنه ی پا نیز در این امر نقش به سزایی دارد و نیازی به توضیح بیشترنیست که یک خانم مؤمن از‬ ‫پوشیدن این گونه کفش ها پرهیز می کند‪.‬‬ ‫یک بار دیگر متن عربی این بخش از آیه نوشته می شود و سپس ببینید که چگونه در ترجمه ی دکتر رشاد خلیفه به زیبایی هر چه‬ ‫تمام ترمفهوم آیه بیان شده‪:‬‬ ‫" وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا يُخْفِینَ مِن زِينَتِهِنَّ "‬ ‫‪They shall not strike their feet when they walk in order to shake and reveal certain details‬‬ ‫‪of their bodies.‬‬ ‫"آنها نباید به هنگام راه رفتن طوری قدم بردارند که جزئیات بخصوصی از بدنشان تکان بخورد و نمایان شود‪".‬‬ ‫طرٌاحان لباس برای نشان دادن هر چه بیشتر زیبایی ها ی بدن یک زن موارد ذکر شده در ذیل را در طرٌاحی لباس ها بکار می برند‪:‬‬ ‫‪ )1‬آستین و دامن لباس را کوتاه می سازند‪( .‬مخالفت با آیه ی ‪)33353‬‬ ‫‪ )2‬بخش باالیی سینه ها و شکاف بین دو سینه را نمایان می سازند‪( .‬مخالفت با بخش ابتدایی آیه ی ‪) 24331‬‬ ‫‪ )3‬ودرمورد بخش انتهایی آیه ی ‪( 24331‬آنها نباید به هنگام راه رفتن طوری قدم بردارند که جزئیات بخصوصی از بدنشان‬ ‫تکان بخورد و نمایان شود‪ ،).‬چنین عمل می کنند‪:‬‬ ‫‪ )4‬ل باس ها را هر چه تنگ تر می کنند تا برجستگی ها و فرورفتگی های بدن و انحناها را نمایان سازند‪.‬‬ ‫‪ )5‬کفش هایی با پاشنه های بلند به همراه لباس ارائه می دهند تا در نحوه ی راه رفتن تأثیرگذارد و جزئیات بدن را نمایان تر‬ ‫سازد‪.‬‬ ‫‪11‬‬


‫‪ )7‬به مانکن ها می آموزند با نحوه ی راه رفتن خویش (‪ ) Cat Walk‬انحناها و برجستگی های بدن را هر چه بیشتر نمایان‬ ‫سازند‪.‬‬ ‫در سالهای اخیر در کشورهای موسوم به اسالمی مانند اندونزی‪ ،‬سوریه‪ ،‬لبنان و ‪ ...‬نوعی پوشش در میان دختران رایج گردیده که‬ ‫بسیار عجیب است‪ .‬این نوع مد لباس به گونه ای است که تمام و برجستگی های بدن را آشکار می سازد ولی موهای سر به طور کامل‬ ‫پوشیده است و به زبان طنز به آن "‪( "sexy hijab‬حجاب سکسی) اطالق می گردد‪ ،‬مانند تصویر زیر‪( :‬تصویر ‪)13‬‬

‫اگر تصویر فوق را با تصویرهای ‪ 3 ،8‬و ‪ 15‬مقایسه کنید‪ ،‬می بینید که تفاوت زیادی با آنها ندارد و پوشش به ظاهر اسالمی ‪ ،‬فقط‬ ‫پوست بدن و موهای سررا پوشانده ولی انحناهای بدن کامال̋ مشخص است‪.‬‬ ‫حال تصویر ‪ 13‬را با تصویر زیر مقایسه کنید و ببینید کدام یک با آیه های قرآن مطابقت دارد‪ ،‬درتصویر زیر می بینید که تمام‬ ‫انحناهای بدن پوشیده است و متانت و وقاردرلباس این دختر دیده می شود‪( :‬تصویر ‪)14‬‬

‫به کاریکاتور زیرهم بنگرید که متعلق به یکی از کشورهای عربی است و به خوبی تفاوت لباس های بدن نما و تنگ را با لباس های‬ ‫متین و باوقار نشان می دهد‪ .‬دو دختری که در گوشه ی سمت راست تصویرهستند مانند تصویر ‪ 13‬لباس پوشیده اند و دختری که‬ ‫در حال عبوراست مانند تصویر ‪ 14‬لباس به تن دارد‪ .‬دو دختری که ایستاده اند در باره ی دختری که در حال عبور است صحبت می‬ ‫کنند و چنین می گویند‪ " :‬این دخترچرا خجالت نمی کشد از اینکه بی حجاب بیرون آمده؟ این دیگر چه جور رفتاری بی ادبانه ی‬ ‫است؟!!"(تصویر‪)15‬‬

‫‪12‬‬


‫به طورخالصه‪ ،‬ممکن است یک خانم با متانت لباس بپوشد امٌ ا به گونه ای راه برود که مانند مانکن های سالن های مد‪ ،‬جاذبه ی‬ ‫جنسی ایجاد نماید‪ .‬همچنین ممکن است لباس هایی چنان تنگ و چسبان بپوشد که در حالت سکون و بی حرکتی نیز به‬ ‫خاطرمشخص بودن انحناها و برجستگی های بدنش‪ ،‬ازنظرجنسی‪ ،‬جذٌاب باشد‪.‬‬ ‫در تصویر زیر هم آنچه سبب جلب توجه می شود موهای این خانم نیست‪ ،‬بلکه آنچه متانت و وقار را از او دور ساخته‪ ،‬تنگ بودن لباس‬ ‫اوست‪ ( :‬تصویر ‪)17‬‬

‫قانون اصول لباس پوشیدن برای زنان سالمند‪:‬‬ ‫‪ 24:75‬می فرماید‪ " :‬برای زنان سالمندی که دیگر انتظار ازدواج ندارند گناهی نیست که اصول لباس پوشیدن را کمتر رعایت کنند‪،‬‬ ‫مشروط بر آنکه اندام خود را زیاده از حدٌ نمایان نکنند‪".‬‬ ‫با افزایش سن‪ ،‬کوالژن پوست تخریب می شود ودرآن افتادگی و چین و چروک ایجاد می گردد‪ .‬رنگدانه سازی پوست همزمان افزایش‬ ‫یافته و بروز لکه های قهوه ای د ر بدن سبب ایجاد نازیبایی می شود‪ .‬انحناهای بدن نیز از بین می رود و بافت چربی زیر پوست‪ ،‬قوام‬ ‫خودرا ازدست می دهد و در تمام اندام ها شلی و افتادگی ایجاد می گردد‪ .‬به همین دلیل در تمام جوامع ‪ -‬چه غربی و چه شرقی – با‬ ‫افزایش سن خانم ها‪ ،‬میزان پوشیدگی آنها بیشتر می شود‪ ،‬زیرا دراین سن هر چه بدن پوشیده تر باشد‪ ،‬نازیبایی های آن بیشتر نهان‬ ‫می شود‪ .‬به همین دلیل مطابق با آیه ی ‪ 24375‬محدودیت پوشش برای زنان سالمندی که دیگر انتظار ازدواج ندارند‪ ،‬در مقایسه با‬ ‫زنان جوان‪ ،‬آزادانه تر است‪ .‬البته تا جایی که حمل بر زیاده نمایی نگردد‪.‬‬ ‫مفاهیمی که بیان شد با توجه به آیات قرآن خطاب به زنان مؤمن است و یک خانم مؤمن خود را موظٌف می داند که به آیات قرآن‬ ‫عمل کند‪ .‬بر خالف آنچه که غالبا̋ تصوٌ ر می شود‪ ،‬دیگران را نباید مجبور به پذیرش قوانین قرآنی در مورد پوشش نمود و قوانین مربوط‬ ‫به پوشش زنان‪ ،‬فقط خطاب به زنان مؤمن است و زنان غیرمؤمن موظٌف به اجرای آن نیستند‪.‬‬ ‫مطابق با آیه ی ‪ 24335‬مردان مؤمن موظٌ ف هستند به زنان خیره نشوند و از نگاه هوس آلود بپرهیزند‪ .‬ممکن است مردان مؤمن در‬ ‫جامعه ای زندگی کنند که در آن هیچ حدٌ و مرزی برای محدودیت پوشش وجود نداشته باشد‪ ،‬که در این صورت این مردان به صِرف‬ ‫ایمان‪ ،‬نگاه خود را کنترل می کنند‪ .‬بنابراین‪ ،‬مطابق با قوانین قرآن‪ ،‬پیش ازآنکه دستور به پوشاندن داده شده باشد‪ ،‬وظیفه ی اصلی و‬ ‫مهم تر مردان و زنان مؤمن‪ ،‬بر کنترل نگاه متمرکز است‪.‬‬ ‫نکت ه ی دیگر این است که مردان مؤمن و زنان مؤمن از خودنمایی و ظاهرسازی که موجب کاستی در متانت و وقار‪ ،‬و در بعضی موارد‬ ‫سبب تشابه آنان به گروه های خاصی در جامعه گردد‪ ،‬می پرهیزند‪ .‬به این آیه ها توجه فرمایید‪:‬‬ ‫‪ " 11331‬درزمین با تکبٌر و تفاخر راه نرو‪ .‬تو نمی توانی زمین را از میان بشکافی‪ ،‬ودر بلندی به کوه ها نمی رسی‪" .‬‬ ‫‪13‬‬


‫‪ " 11338‬پروردگار تو تمام رفتارهای ناپسند را محکوم کرده است‪" .‬‬ ‫مطابق با این دو آیه‪ ،‬یک زن مؤمن از آرایش های تند و غلیظ و استفاده از لباس های نامتعارف و نیز آرایش ناهنجار موها و ناخن به‬ ‫گونه ای که سبب تنزٌ ل متانت و وقار او گردد‪ ،‬می پرهیزد و مرد مؤمن نیز در انتخاب لباس خود و مدل مو به همین گونه عمل می_‬ ‫کند‪.‬‬ ‫خدا که قادر متعال و احسن الخالقین است در آفرینش انسان‪ ،‬تفاوت چشمگیری میان صدای مردان و زنان ایجاد نموده‪ .‬مطابق با‬ ‫آموزه های قرآن زنان نباید در گفتار خود بیش از این تفاوت الهی‪ ،‬تغییراتی ایجاد نمایند‪ .‬به این آیه توجه فرمایید‪:‬‬ ‫‪ " 33332‬ای زنان پیامبر‪ ،‬شما مانند دیگر زنان نیستید‪ ،‬اگر تقوی را رعایت کنید‪ ( .‬شما بیش از سایر زنان مسئول هستید ) پس‪ ،‬به‬ ‫نرمی و با ناز سخن نگویید‪ ,‬تا مبادا کسانی که در دلهایشان مرض است پندارهای نادرست در سر بپرورانند‪ .‬به شیوه ای سخن بگویید‬ ‫که پرهیزگارانه است‪.‬‬ ‫یک زن مؤمن به گونه ای سخن نمی گوید که آمیخته با ناز و ادا باشد و در صدای او متانت و وقار موج می زند‪.‬‬ ‫مت أسفانه امروزه‪ ،‬سخن گفتن همراه با ناز و ادا برای برخی از منشی های شرکت ها‪ ،‬آژانس های هواپیمایی ‪ ،‬مطب پزشکان و ‪ ...‬تبدیل‬ ‫به یک عادت مرسوم شده و این به سبب دور ماندن از دستورالعمل های قرآنی است‪.‬‬ ‫یک خانم مؤمن متانت خویش را در حضورمردان‪ ،‬همیشه حفظ می کند و این متانت را در تمام موقعیت ها و مهمانی ها و اجتماعات‬ ‫با خویش همراه دارد‪ .‬در تصویر زیر عروس خانمی را می بینید که هم زیبایی خود را حفظ نموده و هم شب عروسی او به بهانه ای‬ ‫برای خروج او از متانت و وقار تبدیل نگردیده‪( :‬تصویر ‪)11‬‬

‫دوباره یادآوری می گردد که با توجه به آیه ی ‪ 533:2‬تأکید اول و اساسی قرآن بر کنترل نگاه متمرکز است و پس از آن به پوشاندن‬ ‫دستور داده شده‪ .‬مردان مؤمن از نگاه هوس آلود و معنا دار می پرهیزند و افکار شیطانی در سر نمی پرورانند‪.‬‬ ‫خالق زیبایی ها خدای متعال است و اوست که در ما قدرت تشخیص و تحسین زیبایی ها را قرار داده‪ ،‬اما شیطان است که انسان را‬ ‫گرفتار سوء نیت می کند و او را به سوی گناه و لغزش سوق می دهد‪ .‬بنابراین انسان همواره باید هوشیار باشد تا بازیچه ی شیطان قرار‬ ‫نگیرد‪.‬‬ ‫مردان مؤمن هنگام سخن گفتن با خانم ها افکار اهریمنی را از ذهن خود دور می سازند و با پرهیز از نگاه هوس آلود اجازه نمی دهند‬ ‫که افکار شیطانی بر آنان مسلط گردد‪ .‬زنان مؤمن نیز به همین شیوه عمل می کنند‪ 522 ( .‬و ‪) 03522‬‬ ‫همچنین الزم به تذکر است که تصاویر ‪ 23‬و ‪ 20‬که در این مقاله به عنوان نمونه ای از لباس های متین و باوقار درج شده نباید این‬ ‫شبهه را ایجاد کند که هدف این مقاله تحمیل چنین نمونه هایی به عنوان تنها لباس قرآنی ممکن می باشد‪ .‬دوباره تأکید می گردد‬ ‫که با توجه به آیه ی ‪ ::323‬یک خانم مؤمن لباس خود را بلندتر می گیرد و با توجه به آیه ی ‪ 533:2‬زنان مؤمن هیچ قسمتی از‬ ‫اندام خود را نمایان نمی کنند جز آنچه الزم است‪.‬‬ ‫خدای متعال حدٌ بلندی لباس را تعیین نفرموده بنابراین هیچ انسانی حق فتوی دادن در این مورد را ندارد‪ .‬اگر خدا اراده کرده بود‬ ‫می توانست بگوید بلندی دامن باید تا قوزک پا باشد و بلندی آستین تا مچ دست! اما چنین فرمانی در قرآن یافت نمی شود‪ .‬امر بدیهی‬ ‫آن است که در تمام دنیا دامن کوتاه یک مفهوم را دارد و نیازی به تعریف آن در کتاب آسمانی نیست و لباسی که بدون آستین باشد‬ ‫در تضٌاد کامل با آیات ‪ ::323‬و ‪ 533:2‬قرار می گیرد‪.‬‬ ‫‪14‬‬


‫پس تصمیم گیرنده ی نهایی در انتخاب طرح و رنگ لباس‪ ،‬همچنین اندازه ی بلندی دامن و آستین لباس‪ ،‬خود زن یا دختر مؤمن‬ ‫است که با توجه به شرایط زمان‪ ،‬مکان‪ ،‬سنٌ‪ ،‬نژاد‪ ،‬آب وهوا ونیز نگرش مردانی که پیرامون او هستند لباس خویش را چنان برمی‪-‬‬ ‫گزیند که در شرایط مذکور‪ :‬الف‪ :‬به عنوان زنی پرهیزگار شناخته شود‪ .‬ب‪ :‬از اهانت مصون باشد‪) ::323( .‬‬ ‫خانم های مؤمن با خواندن آیات قرآن که دراین مقاله به آن اشاره شد بهترین پوشش و آرایش را که به تقوی نزدیک باشد برای‬ ‫خویش برمی گزینند ‪ .‬زیرا مؤمنان در برابر آیات الهی نافرمانی نمی کنند‪ .‬در پایان این مقاله‪ ،‬خواندن آیه های زیرتوصیه می گردد‪:‬‬

‫"مؤمنان راستین"‬ ‫‪ " 832‬مؤمنان راستین کسانی هستند که چون نام خدا برده شود دلهایشان به لرزه می افتد و چون آیات او برآنان خوانده شود‪،‬‬ ‫ایمانشان محکم تر می گردد‪ ،‬و به پروردگارشان توکل می کنند‪".‬‬ ‫" از ديگرخصوصیات مؤمنان"‬ ‫‪ " 25313‬و هر گاه آیات پروردگارشان به ایشان یادآوری می شود‪ ،‬واکنش آنها به گونه ای نیست که پنداری کر و کور باشند‪.‬‬

‫"منافقان"‬ ‫‪ 33124‬و چون سوره ای نازل می شد‪ ،‬بعضی از آنها می گفتند‪" :‬آیا این سوره بر ایمان هیچ یک از شما افزود؟‬ ‫بی گمان بر ایمان آنان که ایمان داشتند افزود و آنها از هر چه که وحی می شود خوشحال می شوند‪.‬‬

‫‪15‬‬


پوشش زنان در قرآن