Issuu on Google+

‫ریازد‬ ‫و به د‬

‫یدل‬ ‫د‬

‫ان‬

‫نشریه ایرانیان و پارسی زبانان مقیم آمریکا و کانادا‬ ‫شماره سوم ‪ /‬یکم دسامبر ‪۲۰۱۱‬‬

‫مو‬ ‫م‬ ‫ی‬ ‫ا‬ ‫ی‬ ‫یفض‬

‫ای‬ ‫ی‬ ‫ه‬ ‫س‬ ‫ت‬ ‫مازپرو‬

‫گرگدنفوتبالیست‬

‫سفا‬ ‫ر‬ ‫ت‬ ‫ان‬ ‫گ‬ ‫ل‬ ‫ی‬ ‫س‬ ‫و‬ ‫الن‬ ‫ه‬ ‫جاسوس‬

‫به خ‬

‫نگاهبهجریاناحتمالیجنگ‬

‫ایجوان فکر‬ ‫ون هم گریزآق‬ ‫از خات‬ ‫س به سه سوت‬ ‫تا سقوط بور‬

‫نترنتدرخدمتشما‬

‫ولیتآستانمقدسای‬

‫ت‬

‫جنابت‬ ‫ک‬ ‫ن‬ ‫و‬ ‫ل‬ ‫وژ‬ ‫یلطف‬

‫نیه‬

‫ی‬

‫هفته‬ ‫گ‬ ‫م‬ ‫ش‬ ‫و‬

‫از لخت شدهگی مزمــن‬ ‫تاکتکخوردگیخودمانی‬

‫روسپیانکاسبانصادقرویزمین‬

‫ی‬ ‫ک‬ ‫س‬ ‫ی‬ ‫ن‬ ‫م‬ ‫ا‬ ‫ی‬ ‫کمهرجوی‬

‫ی دو‬

‫دا ق‬ ‫سم خدا نیست‬


‫اول خط‬

‫ازلخت شدهگی مزمن‬ ‫تا کتک خوردهگیخودمانی‬

‫اردوان روزبه ‪ /‬وقتی علیا ماجده المهدی دختر خانم بیست ساله‬ ‫مصری لخت و عور عکس روی وبالگش گذاش��ت‪ ،‬شاید خودش‬ ‫ه��م فکر نمی کرد به یک روز یک و نیم میل��ون آدم یقه کنده به‬ ‫وبالگ ایشون سر بزنند و خب سر بر حمایت و هم راهی و یا فحش‬ ‫و ناس��زا بردارند‪ .‬جالب است که در همان وبالگ خانم علیا مخدره‬ ‫دوست پسر بی نوایش هم لخت شد و عکس گرفت و گذاشت طاق‬ ‫سینه صفحه اما به نظرم این بنده خدا نقش روح را بازی کرد چون‬ ‫همه‪ ،‬همه چیز دیدند جز آقای دوس��ت پس��ر را و انگار برهنه شدن‬ ‫این آقای کریم عامر چندان اهمیتی در برابر برهنگی اعتراضی خانم‬ ‫ماجده نداش��ت‪ .‬البته به دالیلی که بر خود خانم ماجده روشن است‬ ‫البد‪ -‬بعد عکس عامر خان هم برداش��ته ش��د‪ .‬این رفتار بار دیگر‬‫این چالش را بر انگیخت که آیا هر هنجار شکنی می تواند حرکتی‬ ‫اعتراضی و قابل دفاع طلقی شود؟‬ ‫به قول یکی از نقد کننده گان این حرکت خانم مصری‪« :‬آیا او راه‬ ‫های دیگر را رفته بود تا به این راه رسیده بود؟» و سوال های دیگری‬ ‫که منتقدین او مطرح می کردند و از سویی دیگر طرف داران وی این‬ ‫حرکت را یک «نه» به زن ستیزی و بندهای جنسیتی می دانستند‪.‬‬ ‫اما داش��ته باش��ید از این طرف که خانم علیا برهنه می شدند‪ ،‬از آن‬ ‫طرف آقای مش��اور رییس جمهوری در دفتر روزنامه ایران مشغول‬ ‫خوردن کتک از دس��ت ماموران دادستانی بود و اگر شخص محمود‬ ‫احمدی نژاد وارد بازی نشده بود‪ ،‬معلوم نبود از غیظ االن آقای مشاور‬ ‫در کدام زیر زمینی مشغول تناول شیشه فانتا بود‪.‬‬ ‫حرکت شاید کمی طنز آمیز ماجرا‪ ،‬صفحه اول روزنامه دولتی ایران‬ ‫و روزنامه کیهان در فردای آن روز درگیری خودی با خودی بود که‬ ‫هردو به نشانه اعتراض سفید زدند و بسیاری از اهل فن را در حیرت‬ ‫این روداری که‪ ،‬وقتی قرار باشد کسانی که راه را بر هر انتقادی بسته‬ ‫اند خود نقش منتقد را بازی کنند چه شود‪.‬‬ ‫ش��ماره سوم نش��ریه هفت شماره ای اس��ت که کمی رنگ و بوی‬ ‫صفحه بندی اش را تغیر داده ایم‪ .‬مطلب هایی از گوشه و کنار جهان‬ ‫به همراه نویسنده های هم کار در هفت چاشنی این شماره است‪ .‬از‬ ‫مستطیل سبز فوتبالی تا انترنت و از دنیای سیاست تا هنر و اندیشه و‬ ‫فرهنگ و گزارش های تصویری از جهان در هفته ای که گذشت‪.‬‬ ‫س��ومین شماره نش��ریه هفت در واقع هفتمین شماره ای است که‬ ‫با پیش ش��ماره ها ما منتش��ر کردیم‪.‬به نظر شاید تکراری است اگر‬ ‫بخواهم باز بگویم که تلفن داش��تیم و نامه الکترونیکی و چه و چه‬ ‫که زننده گان و نویسنده های آن ها به ما راهنمایی دادند ولی باید‬ ‫بگویم تا تشکر کنم از کسانی که دور نبودند و نیستند و قدم به قدم‬

‫با معرفت همراهی می دهند‪.‬‬ ‫تش��کر از دوس��تی که دوبار زنگ زد و آدرس مرکز هایی ایرانی را‬ ‫داد که نشریه هنوز به آن جا نرفته است‪ .‬دوستی که از نوشته هایی‬ ‫تشکر کرد و نقدی بر نوشته هایی داشت‪ .‬دوستی که پیشنهاد هایی‬ ‫در مورد فرم صفحه ها داشت و دوست دیگری که پیشنهاد صفحه‬ ‫شعر را داد‪.‬‬ ‫شاید دست مان هنوز بسته است چون ‪ ۲۴‬صفحه در واشینگتن و ‪۳۲‬‬ ‫صفحه در تورنتو بیشتر جا نداریم و محدودیت های مالی هم اجازه‬ ‫افزایش صفحه ها را به ما نمی دهد‪ .‬اما خوش بختیم که این تلفن‬ ‫زنگ می خورد‪ .‬پیشنهاد می دهید و دل در گروی هفت دارید‪.‬‬ ‫خ��وب باز هم دنیا به دقیقه دقیقه ه��ای خود با رخداد های خوب و‬ ‫بدش ادامه می دهد و من به عنوان سردبیر این مجله کوچک شما‬ ‫را دعوت می کنم دقیقه موبایلتان را بر روی مود سکوت قرار بدهید‪.‬‬ ‫پاهیت��ان را روی کاناپه دراز کنید یک چایی قند پهلو یا قهوه دبش‬ ‫برای خودتان بریزید و به یک مجله کاغذی که دقیقن بوی جوهر و‬ ‫کاغذ ‪-‬درست مانند قدیم ها‪ -‬می دهد‪ ،‬نگاهی بیندازید و بگذارید ما‬ ‫هم از نظر های شما با خبر باشیم‪.‬‬ ‫همراه باش��یم و هم دل و س�لام به تمامی پارسی دان ها و پارسی‬ ‫زبان های سراسر جهان‬

‫عدم توانایی نیروهای امنیتی در کنترل اوضاع؛‬

‫حملهبرخیازتجمع‌کنندگانبهداخلسفارتبریتانیادرتهران‬ ‫بر اس��اس گزارش‌ها از ایران‪ ،‬تجمع‌کنندگان در برابر س��فارت‬ ‫بریتانیا در تهران روز سه‌ش��نبه‪ 29 ،‬نوامبر‪ ،‬به ساختمان سفارت‬ ‫یورش برده و پرچم بریتانیا را به پایین کشیدند‪ .‬رسانه‌های داخلی‬ ‫هم از عدم توانایی نیروهای امنیتی در کنترل اوضاع خبر داده‌اند‪.‬‬ ‫ای��ن اقدام ی��ک روز پس از آن انجام می‌ش��ود که ش��ورای‬ ‫نگهبان مصوبه مجلس شورای اسالمی در مورد کاهش روابط‬ ‫دیپلماتیک ب��ا برتانیا را تایید کرد‪ .‬بر اس��اس گزارش فارس‪،‬‬ ‫تجمع‌کنندگان در پی فراخوانی که روز گذش��ته در رسانه‌های‬ ‫داخلی منتش��ر ش��ده بود‪ ،‬در محل حض��ور یافته و پرچم‌های‬ ‫بریتانی��ا‌‪ ،‬آمریکا و اس��راییل را به آتش کش��یدند و علیه این‬ ‫کشورها شعار س��ر دادند‪ .‬تعدادی از تجمع‌کنندگان هم‌چنین‬ ‫تصاویری از قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس شاخه خارجی‬ ‫سپاه پاس��داران دردست گرفتند‪ .‬طرح کاهش روابط با بریتانیا‬

‫نشریه هفت در حوزه های خبر‪ ،‬سیاست‪ ،‬اندیشه‪ ،‬فرهنگ‬ ‫و هنر و اجتماع درگستره آمریکای شمالی‬ ‫صاحب امتیاز‪Seven Publishing Co. / Global Social Networks :‬‬ ‫سردبیر‪ :‬اردوان روزبه ‪editor@haftmagazine.com /‬‬ ‫مدیر اجرایی‪ :‬علی هریسچی‪ali.herischi@haftmagazine.com /‬‬ ‫صفحه‌آرایی و امور فنی ‪ :‬داریوس مدیا‬ ‫تلفن تماس در آمریکا‪)240(436-2535 ، )240(436-2536 :‬‬ ‫امور آگهی‌ها‪ads@haftmagazine.com :‬‬ ‫مدیر دفتر کانادا‪ :‬اردشیر زارع زاده‪Canada@haftmagazine.com/‬‬ ‫تلفن تماس در کانادا ‪ 1-647-860-8485 :‬فکس‪1-888-767-6797 :‬‬

‫توجه‪« :‬نشریه هفت» یک رسانه مستقل و آزاد است که بدون گرایش های سیاسی و حزبی و در حوزه‌های خبر‪ ،‬اطالع رسانی‪ ،‬تحلیل‪ ،‬فرهنگ‪ ،‬اقتصاد‪ ،‬هنر‪ ،‬اندیشه و آموزش‌های‬ ‫زندگی فعالیت می‌کند‪ .‬این نشریه با پرهیز از قوم گرایی به اندیشه نزدیک شدن مردم در جهان و ارایه راه کارهای ارتباط بهتر بین اقوام و ملل مختلف می‌پردازد‪ .‬اما بنابر محدویت‌ها‬ ‫فقط به زبان پارسی منتشر می‌شود ولی امکان و بستری است برای تمام اقوام ایرانی‪.‬‬ ‫مطلب های منتشر شده در «نشریه هفت» بر اساس الگوی هیت تحریریه این نشریه و با اندیشه ارتباط با جامعه میزبانی است که در آن کشور ایرانیان و سایر ملل در آن ساکن و یا‬ ‫میهمان هستند‪ .‬در الگوی نوشتاری خود در صورتی که قصد دارید همراه ما باشید امیدوار هستیم نکات باال را رعایت کنید‪ .‬در صورت ترجمه متن یک نسخه اصل آن را ضمیمه کنید‬ ‫و فراموش نکنید تا حد امکان در بخش پارسی از کلمات این زبان استفاده کنید و برگردان مناسبی از کلمات قابل تبدیل داشته باشید‪.‬‬ ‫«هفت» آماده انتشار مطلب‌ها‪ ،‬نظرها‪ ،‬پیشنهاد‌ها و انتقاد‌های شما به همراه عکس‌هایی است که می‌گیرید‪ .‬به هر روی نشریه خودتان است‪ .‬فراموش نکنید این نشریه منطبق با قوانین‬ ‫جاری کشور آمریکا منتشر می‌شود و نهایت امر مطلب‌ها با نظر شورای تحریریه انتخاب می شود و هم‌چنین سردبیری حق حک و اصالح مطلب‌های ارسالی را دارد‪ .‬در مورد آگهی‌های‬ ‫نشریه هم بررسی کنید و بعد انتخاب چرا که ما مسوولیتی در مورد محتوای آن نمی پذیریم‪ .‬فراموش نکنید مطلب های نوشته شده در «هفت» به الزام نظر صاحبان آن نیست و هر‬ ‫مطلبی در این نشریه قابل نقد و بررسی است‪.‬‬ ‫‪2‬‬

‫‪ 2‬هفت‬

‫نوامبر ‪2011‬‬

‫پس از آن مطرح شد که این کشور به هم‌راه هم‌پیمانان دیگر‬ ‫پس از انتش��ار گزارش اخیر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در‬ ‫مورد فعالیت اتمی ای��ران‌‪ ،‬تحریم‌های نفتی و بانکی جدیدی‬ ‫علیه ایران اعمال کرد‪.‬‬ ‫در صورت اجرا ش��دن طرح کاهش روابط دوجانبه سفیر بریتانیا‬ ‫باید خاک ایران را ترک کند و به جای او کاردار سفارت عالی‌ترین‬ ‫نماینده این کشور در ایران به فعالیت خواهد پرداخت‪.‬‬ ‫در همین حال لندن ضمن اعالم تاس��ف از این اقدام تاکید کرد‬ ‫به این طرح «واکنشی قاطع» خواهد داد‪ .‬وزارت خارجه بریتانیا‬ ‫در بیانیه‌ای اعالم ک��رده بود «اقدام غیرموجه» نظام جمهوری‬ ‫اسالمی به مقابله با انزوای آن در جهان کمکی نمی‌کند‪ .‬لندن‬ ‫اف��زود در صورت عملی ش��دن این طرح با هم‌کاری ش��رکای‬ ‫بین‌المللی پاسخی قاطع به ایران خواهد داد‪.‬‬

‫همراهان این شماره به ترتیب الف با‪:‬‬

‫اردوان روزبه‪ ،‬اکبر ترشیزاد‪ ،‬احمد باطبی‪ ،‬آویده مطمئن فر‪ ،‬بهنام فروهر‪ ،‬دامون‬ ‫روزبه‪ ،‬روزبه میر ابراهیمی‪ ،‬رضا محدث‪ ،‬رویا مراد بیگی‪ ،‬سایه کوثری‪ ،‬فرورتیش‬ ‫رضوانیه‪ ،‬کیان امانی‪ ،‬کیومرث سجادی‪ ،‬کامران موسوی‪ ،‬نیرماال‪ ،‬مهران امیر‬ ‫احمدی‪ ،‬مصطفا‬ ‫خلجی‪ ،‬مه شب تاجیک‪ ،‬محبوبه شعاع‪.‬‬ ‫همراهان در کانادا‪:‬‬ ‫اردشیر‪ ،‬مصطفا عزیزی‪ .‬سارا ایرانی‪ ،‬سیروس زارع زاده‪ ،‬حسن زارع زاده اردشیر‬ ‫هم چنین تهیه بخش خبرهای این نشریه به همراهی‬ ‫رادیو کوچه است‬ ‫آثارتان را به آدرس ‪ contact@haftmagazine.com‬ارسال کنید‬


‫نگاه به جنگ احتمالی از دریچه واقعیت‬

‫مه�ران امیراحمدی‪ /‬در حالی نوشتار پیش رو را می‌نگارم که‬ ‫جامع��ه ایرانی بیش از هر زمانی خود را رو در رو با س��ناریوهای‬ ‫متفاوت و مرتبط با حمله احتمالی به کش��ورمان می‌بیند‪ .‬اگرچه‬ ‫برخی از فعاالن و تحلیل‌گران سیاس��ی کوشیده‌اند تا هرطور که‬ ‫ش��ده‪ ،‬برای مخاطبان اصلی خویش یعنی مردم ایران به واکاوی‬ ‫مخاط��رات یک جنگ احتمالی بپردازند اما آن‌چه مس��لم اس��ت‬ ‫مردم ایران و حتا بخش عظیمی از اپوزوس��یون در شرایط فعلی‬ ‫فق��ط پاره‌ای کوچک از این س��ناریوی احتمالی‌ان��د‪ .‬بهتر بگویم‬ ‫بازیگران اصلی این نمایش از یک س��و جمهوری اس�لامی و‬ ‫در س��وی دیگر قدرت‌های جهانی‌اند و مردم و اپوزوس��یون تنها‬ ‫نظاره‌گر این نمایش اجتناب ناپذیر می‌باشند‪.‬‬ ‫نکت��ه قابل توجه این‌که هر دو س��وی ای��ن بازی هیچ عالقه‬ ‫و توجه��ی به نظاره‌گران این بازی نداش��ته و ندارن��د‪ .‬این را از‬ ‫ای��ن جهت بیان کردم که اصولن م��ردم ایران درطول قرن‌های‬ ‫متمادی هیچ‌گاه نتوانسته است به آرزوی دیرینه خود یعنی حق‬ ‫تعیین سرنوش��ت دس��ت یابند و همواره نظاره‌گر بازی حاکمان‬ ‫مستبد و قدرت‌های خارجی بوده است‪.‬‬ ‫به جرات می‌توان گفت ک��ه همین امروز اگر مصالحه اتمی بین‬ ‫حاکمان جمهوری اس�لامی و کش��ورهای مورد مذاکره‪ ،‬صورت‬ ‫گیرد‪ ،‬اعظم فشارهای بین‌المللی برای تغییر نظام سیاسی موجود‬ ‫در کشورمان‪ ،‬از میان خواهد رفت ‪.‬حداقل تجربه تاریخی در این‬ ‫سی و اند سال به ما آموخته تا هیچ گاه به سادگی به حمایت‌های‬

‫س��ران دنیای گل و گشاد کنونی نباید دل خوش داشت‪ .‬بی‌خود‬ ‫نیست که مارشال دو گل می‌گوید‪ :‬دولت‌ها دوست ندارند ‪،‬منافع‬ ‫دارن��د‪ .‬با این وج��ود به رغم این‌که همه به این درک مش��ترک‬ ‫رس��یده‌ایم که جنگ بدترین گزینه و راه حل برای برون رفت از‬ ‫بن‌بست کنونی است‪ ،‬ولی این دلیل نمی‌شود تا چشمان‌مان را به‬ ‫روی وقوع یک واقعه احتمالی ببندیم‪.‬‬ ‫به نظر می‌رسد حاکمان سراپا مجنون و فاسد جمهوری اسالمی‬ ‫نمی‌خواهن��د در برابر مطالب��ات آژانس اتمی کوت��اه بیایند‪ .‬گویا‬ ‫درس خوبی از سرنوش��ت صدام گرفته‌اند تا با دس��ت‌های خالی‬ ‫به مصاف رقبای خود نروند‪.‬‬ ‫از ای��ن رو احتمال یک جنگ موضعی که حتا ممکن اس��ت ابعاد‬ ‫بزرگ‌تری به خود گیرد در انتظار جامعه ایرانی است‪ .‬با این وجود‬ ‫اپوزوسیون در شرایط فعلی باید خود را آماده مواجهه با هر رویداد‬ ‫احتمالی نماید و به صرف این‌که جنگ پدیده‌ای است غیرانسانی‬ ‫و فاجعه‌ب��ار‪ ،‬نباید از کنار وقوع احتمالی آن‪ ،‬س��هل‌انگارانه عبور‬ ‫کن��د‪ .‬به دیگر س��خن اپوزوس��یون و آن دس��ته از ایرانیانی که‬ ‫خواهان برچیده شدن نظام سیاسی کنونی‌اند و به یک دموکراسی‬ ‫مبتنی به ارزش‌های حقوق بش��ری و سکوالریستی اعتقاد دارند‪،‬‬ ‫باید خود را بیش از گذشته آماده مواجه با هر پدیده‌ای حتا جنگ‬ ‫نمایند‪ .‬بهتر بگویم باید‬ ‫از دریچه واقعیت به آرمان‌هایمان نگاه کنیم در غیر این صورت‪،‬‬ ‫ممکن است وضعیتی که درعراق و یا افغانستان به وقوع پیوسته‬

‫ب��رای م��ا ایرانیان نیز رخ ده��د‪ .‬یعنی عدم آمادگی و نداش��تن‬ ‫آلترناتی��و موجه و مطمئن برای تش��کیل یک دولت دموکرات و‬ ‫مردمی‪ .‬یادمان باش��د جمهوری اس�لامی بی��ش از هرچیزی از‬ ‫یک اپوزوس��یون قدرتمند‪ ،‬موجه و ف��ارغ از اختالفات تاکتیکی‬ ‫در هراس اس��ت‪ .‬در واقع اتحاد بین اپوزوسیون در قالب هر ایده‬ ‫و تفک��ری که به یک نظام دموکراتیک و مردمی منتهی ش��ود‪،‬‬ ‫پاشنه آشیل جمهوری اسالمی است‪.‬‬

‫تحلیل‬

‫باری‪ ،‬به نظر می‌رس��د دیگران و مس��تبدان داخل��ی این بار نیز‬ ‫می‌خواهن��د برای ما تصمیم بگیرند‪ .‬اما اگر اپوزوس��یون خود را‬ ‫آم��اده مواجه��ه با هر ش��رایطی نماید‪ ،‬بهتر می‌ت��وان با عواقب‬ ‫ویران‌گر یک جنگ احتمالی روبرو گش��ت‪ ،‬حداقل این آمادگی‪،‬‬ ‫می‌تواند مردم ایران را در آینده بر اس��ب سرنوشت خویش سوار‬ ‫س��ازد‪ .‬در غیراین صورت ممکن است استبداد به نحوی دیگر از‬ ‫شرایط پیش آمده‪ ،‬خود را بازتولید نماید‪.‬‬

‫هفت‬

‫نوامبر ‪2011‬‬

‫‪3‬‬

‫‪3‬‬


‫ذره بین‬

‫خاتون هم گریزآقای جوانفکر‬

‫است و در بیمارستان‪ ،‬هیجان دوباره آغاز می‌شود‪ .‬سایت‌های خبری‪،‬‬ ‫چت‌روم‌ها‪ ،‬شبکه‌های اجتماعی همه پر است از خبرنگاران و فعالین‬ ‫رس��انه برای تبادل اخبار‪ .‬بالخره تهدیدهای رئیس‌جمهوری نتیجه‬ ‫می‌دهد و «جوانفکر» و مشاورانش آزاد می‌شوند‪ .‬هر چند ‪ 30‬نفر از‬ ‫پرسنل روزنامه ایران بازداشت می‌شوند‪.‬‬

‫«جوانفکر»هم که دید خب ِر در راه زندان‬ ‫بودنش منتشر شده اعالم کرد در‬ ‫ی با رسانه‌ها گفت وگو‬ ‫کنفرانس خبر ‌‬ ‫می‌کند و با نشان دادن عالمت «وی»‬ ‫پیروزی خط بطالنی می‌کشد به روی همه‬ ‫کسانی که می‌اندیشند این پایان کار اوست‬

‫رویا مرادبیگی ‪« /‬خاتون» بانوی دردسرس��از دولت احمدی‌نژاد و‬ ‫بهانه‌ای برای تصویه حس��اب «اصول‌گرایان» با به قول خودش��ان‬ ‫«جریان انحرافی» کار را به پرتاب گاز اش��ک‌آور و ش��وکر و باتوم‬ ‫درست در دفتر« روزنامه ایران» رساند‪ .‬در حالی که در روزنامه ایران‬ ‫نه خبری از روزنامه نگاران «اصالح طلب» است‪ ،‬نه در دولت دیگر‬ ‫«خاتم��ی» و «مهاجرانی» حضور دارند‪ .‬و دولت پش��تیبان روزنامه‬ ‫دولت انتخابی مقام معظم رهبری است‪.‬‬ ‫ای��ن روزنامه همان روزنامه‌ای اس��ت که در تحریف اخبار انتخابات‬ ‫و ماجراهای پس از انتخاب��ات با خبرگزاری‌های فارس (خبرگزاری‬ ‫وابس��ته به س��پاه پاس��داران) و ایرنا (خبرگزاری رسمی جمهوری‬ ‫اس�لامی) و روزنامه‌هایی چون وطن امروز و کیهان دس��ت در یک‬ ‫کاسه داشت‪ .‬حاال غریبه شده این روزها و به قول قدیمی‌ها خیاط در‬ ‫کوزه افتاده اس��ت‪ .‬مرداد امسال بود که روزنامه ایران ویژه نامه‌ای را‬ ‫در ‪ 260‬صفحه منتشرکرد که بنا بر ادعای منتشر‌کنندگان «روایتی از‬ ‫هفت هزارسال نجابت و شیدایی» بود‪ .‬به رسم آن و البته این روزها‪،‬‬ ‫ویژه‌نامه «خاتون» هم به جریان معروف به انحرافی ربط پیدا کرد و‬ ‫تالشی برای حاشیه‌سازی خوانده شد‪.‬‬ ‫پ��س از واکنش‌ه��ای پر حرارت نخس��ت‪ ،‬در ای��ن چهارماه آتش‬ ‫«خاتون» خاموش که نه‪ ،‬کم ش��راره ش��د تا انتشار حکم یک سال‬ ‫زندان و سه س��ال محرومیت از فعالیت‌های مطبوعاتی «علی اکبر‬ ‫جوانفکر»‪ ،‬مشاور مطبوعاتی احمدی نژاد‪،‬سرپرست روزنامه ایران و‬ ‫مدیرعامل خبرگزاری ایرنا چونان بنزینی با کیفیت بر این آتش ریخته‬ ‫ش��د‪ .‬بنزینی که کیفیت مرغوب آن درست فردای روز انتشار حکم‬ ‫مشخص شد‪.‬‬ ‫«جوانفکر»هم که دید خب ِر در راه زندان بودنش منتش��ر شده اعالم‬ ‫ی با رسانه‌ها گفت وگو می‌کند و با نشان دادن‬ ‫کرد در کنفرانس خبر ‌‬ ‫عالمت «وی» پیروزی خط بطالنی می‌کشد به روی همه کسانی‬ ‫که می‌اندیشند این پایان کار اوست‪.‬‬ ‫اما هنوز خبرنگاران مسایل مطرح شده در کنفرانس خبری را تنظیم‬ ‫نکرده و روی خروجی‌های خبری نفرستاده اند که نیروهای امنیتی‬ ‫برای بازداشت جوانفکر به روزنامه ایران حمله ور می‌شوند‪.‬‬ ‫اتفاق بی‌سابقه‌ای که همه را شوکه می‌کند‪ .‬روزنامه نگاران و فعالین‬ ‫سیاسی اصالح طلب به یاد ستاد انتخاباتی «میرحسین موسوی» در‬ ‫قیطریه می‌افتند که درست ش��ب انتخابات با گاز اشک‌آور و حمله‬ ‫ماموران به منطقه جنگی می‌ماند نه یک س��تاد انتخاباتی‪ ،‬حاال که‬ ‫‪4‬‬

‫‪ 4‬هفت‬

‫نوامبر ‪2011‬‬

‫چاقو دس��ته خودش را هم زخمی می‌کند همه حیرت‌زده در انتظار‬ ‫اخبار جدیدی که از حاضران در صحنه مخابره ش��ود خبرها را یکی‬ ‫یکی به اشتراک می‌گذارند‪ .‬یکی می‌گوید‪« :‬دادستان در راه روزنامه‬ ‫است‪ ».‬دیگری می‌گوید‪« :‬احمدی‌نژاد در حال رایزنی و البته تهدید‬ ‫برای بازداشت نشدن جوانفکر است‪».‬‬ ‫خبر بعدی این‌که ‪ :‬روزنامه ایران پلمپ ش��د‪ ،‬جوانفکر بازداشت شد‪،‬‬ ‫«مصیب نعیمی» مدیر مس��وول روزنامه را بردند‪ ،‬وسط روزنامه گاز‬ ‫اشک آور شلیک شد‪« ،‬جوانفکر» را مورد ضرب و شتم قرار دادند‪.‬‬ ‫خروجی خبرگزاری مهر و فارس هم خبر بازداشت را تایید می‌کند‪.‬‬ ‫در ادامه خبرها یکی می‌نویس��د‪ :‬یک روزنامه نگار زخمی شاید هم‬ ‫کشته شد‪ .‬ش��ایعات شروع می‌ش��ود‪ .‬تیرهوایی شلیک شد‪ ،‬تیر به‬ ‫گردنش خورد‪ .‬باتوم به صورتش زدند‪.‬‬ ‫برخ��ی روزنامه‌نگاران هیج��ان‌زده که نه از ط��رف‌داران «احمدی‬ ‫نژاد» هس��تند نه از طرف‌داران «اصول‌گرایان» هیجان و ش��وخی‬ ‫شان تبدیل به س��کوت و یاس می شود‪ .‬روزنامه‌نگار زخمی؟ حاال‬ ‫می‌خواهد روزنامه ایران بنویسد‪ .‬فارس یا هر کجای دیگر‪.‬‬ ‫خبر می‌رسد «عبدالرضا سلطانی» خبرنگار سیاسی روزنامه ایران زنده‬

‫روز بعد روزنامه منتش��ر می‌ش��ود با صفحه اول سفید و بدون تیتر‬ ‫یک‪ ،‬اما مهم این جاست که منتشر می‌شود و «جوانفکر» بازداشت‬ ‫نمی‌شود‪« .‬علی اکبر جوانفکر» از نیروهای قدیمی وزارت اطالعات‬ ‫در امور رس��انه‌ها است‪ .‬وی در اواخر جنگ سرپرست خبرگزاری در‬ ‫اسپانیا بود و مثل دیگر روس��ای دفاتر خبرگزاری در خارج از کشور‬ ‫و نیز اکثر کارکنان بخش رس��انه‌های خارجی وزارت ارشاد کارمند‬ ‫ردی��ف‌دار وزارت اطالعات بود که مامور به بخش‌ها و ادارات دیگر‬ ‫می‌شدند‪.‬‬ ‫در جریان صدور حکم «آیت اهلل خمینی» علیه «س��لمان رشدی»‪،‬‬ ‫وی در مصاحب��ه‌ای در مادرید اعالم کرد که حاضر به اجرای فتوای‬ ‫قتل سلمان رشدی است‪ .‬از این رو از اسپانیا اخراج شد و هنگام ورود‬ ‫به ایران مورد استقبال رس��می قرار گرفت‪ .‬هنگام تاسیس روزنامه‬ ‫ایران که س��خن‌گوی دولت س��ازندگی محسوب می‌شد‪ ،‬جایی نیز‬ ‫در تیم اولیه برای او در نظر گرفته ش��ده بود که به نظرش برای او‬ ‫کوچک بود‪« .‬جوانفکر» از پیش از انتش��ار روزنامه ایران قهر کرد‬ ‫ورفت و شد مدیر خبری بیت رهبری‪ .‬تلکس‌های صحبت‌های‬ ‫«آیت اهلل خامن��ه‌ای» را او تنظیم می‌کرد و درموارد مربوط‬ ‫به اخبار بیت باید با او مش��ورت می‌شد‪ .‬هنگام انتخابات‬ ‫سال ‪ 76‬روزنامه ایران که توسط تیم خبرگزاری هدایت‬ ‫می‌ش��د با رویکرد اصلی حمایت از «ناطق نوری»‬ ‫در صحنه ظاهر ش��د‪ .‬توان اصل��ی روزنامه روی‬ ‫حمایت از «ناطق نوری» رفت که پیش بینی‬ ‫می‌شد برنده اصلی اس��ت حتا برای چاپ‬ ‫اوراق تبلیغات��ی وی میلیون‌ه��ا تومان‬

‫بده‌کاری باال آمد‪ .‬اما گرایش‌های دیگری در خبرگزاری وجود داشت‪.‬‬ ‫گروه دومی هم بود که روی حمایت از «ری ش��هری» رفتند که در‬ ‫واقع مدیر تبلیغاتی وی «علی‌اکبر جوانفکر» بود‪.‬‬ ‫در دوره مماش��ات غرب با جمهوری اس�لامی جوانفک��ر دوباره به‬ ‫اس��پانیا رفت بعد هم آمد و تمام قد پش��ت «احمدی نژاد» ایستاد‪.‬‬ ‫برخ��ی می‌گویند نزدیک‌ترین فرد به «آیت‌اهلل خامنه‌ای» و یکی از‬ ‫قدرت‌مندترین افراد در رسانه‌های کشور اوست‪.‬‬ ‫تا جایی که برخی «جوانفکر» را «سعید امامی» رسانه‌ها می‌نامند‬ ‫که خیلی قدرت داش��ت‪ .‬اما چط��ور او با این میزان قدرت حاال باید‬ ‫دست بسته از محل کارش بازداشت شود؟ نمی‌شد تا شب که او به‬ ‫منزلش می‌رود صبر کرد؟ نمی‌شد جور دیگری او را بازداشت کرد؟‬ ‫آی��ا این نمایش قدرت دادس��تانی نبود؟ هر چند ب��ا اقدام «احمدی‬ ‫نژاد» و عقب نشینی نیروهای امنیتی حاال این نمایش قدرت به نفع‬ ‫«احمدی‌نژاد» تمام می‌شود‪.‬‬ ‫اما برگه‌ای که «احمدی نژاد» در جیب دارد چیس��ت که تا دس��ت‬ ‫به جیب می‌شود س��وال نمایندگان مجلس پرسیده نمی‌شود‪ ،‬وزیر‬ ‫استیضاح نمی‌شود‪ ،‬جوانفکر بازداشت نمیشود و بزرگ‌ترین اختالس‬ ‫تاریخ ایران از یادها می‌رود؟ و حتا نزدیک‌ترین یاران احمدی‌نژاد مثل‬ ‫همین آقای جوانفکر مصاحبه‌ای افشاگرانه با روزنامه اعتماد می‌کند‬ ‫و بسیاری از مسووالن حکومتی را محکوم به دروغ‌گویی و اختالس‬ ‫و ‪ ...‬می‌کند؟ برگ برنده در نهایت در دستان چه کسی است؟ گروه‬ ‫«ذی نفوذ» که دست در دست هم احمدی‌نژاد را به ریاست‌جمهوری‬ ‫رساندند و حاال از او رکب خورده‌اند؟ یا در دستان رئیس جمهوری که‬ ‫این‌گونه یکه تازی می‌کند؟‬


‫بازارچه‬

‫بررسی وضعیت و علل افت بورس در سال جاری‬

‫سقوط هرروزه منحنی بورس به سمت دره رکود‬

‫س�ایه کوثری‪ /‬در یک‌ماه گذش��ته بازار ب��ورس دو افت بزرگ را‬ ‫تجربه‌کرد‪ .‬این دومین و س��ومین افت بزرگ بورس در پاییز امسال‬ ‫بود‪.‬‬ ‫در اف��ت دوم پاییزی که در نخس��تین روزه��ای آبان‌ماه رخ‌داد‪،‬‬ ‫شاخص بورس تهران با كاهش ‪ 2.5‬درصدی به ‪ 24685‬واحد رسید‬ ‫كه بزرگ‌ترین ریزش و افت شاخص در طول تاریخ فعالیت ‪ 45‬ساله‬ ‫بورس بوده‌است‪ .‬بر این اساس شاخص در ‪ 10‬روز ابتدایی این افت و‬ ‫از زمان عدم حضور احمدی‌نژاد در جلسات رسمی؛ شاخص بورس از‬ ‫‪ 26750‬واحد به ‪ 24685‬واحد رسید و بیش از ‪ 7.5‬درصد افت‌كرد كه‬ ‫اگر ترمز حجم مبنا و دست‌كاری‌های سازمان بورس مانع نمی‌شد؛‬ ‫بورس حداقل با ریزش ‪ 20‬درصدی مواجه شده بود‪.‬‬ ‫اگرروزهای كاری ابتدایی سال ‪ 90‬را به خاطر بیاوریم كه بازار بورس‬ ‫چه هیجانی داش��ت و این روزها را ببینیم که این بازار در معامالت‬ ‫دچار چه رکودی شده‌است‪ ،‬بهتر می‌توان در مورد مشکالتی که در‬ ‫بازار سرمایه ایران به‌وجود آمده‌است‪ ،‬سخن‌گفت‪.‬‬ ‫ش��اخص بورس اوراق بهادار تهران كه در روزهای ابتدای س��ال‬ ‫رشد پرش��تابی به خود گرفته بود و به راحتی مرزهای ‪ 25،24‬و ‪26‬‬ ‫هزار واحدی را در نوردید‪ ،‬از پایان اردیبهشت ماه به حركت پرشتاب‬ ‫خ��ود پایان داد و از آن زمان به بعد با فراز و فرودهای زیادی همراه‬ ‫ش��د به‌طوری كه دماسنج بازار سرمایه اولین افت سنگین خود را در‬ ‫روز ‪ 27‬خرداد ماه با ریزش ‪ 431‬واحدی و رسیدن به كانال ‪ 24‬هزار‬ ‫واحدی تجربه كرد‪.‬‬ ‫اما این روند در تیر ماه نیز ادامه یافت و دماسنج بازار سرمایه در روز‬ ‫‪ 5‬تیر م��اه ‪ 348‬واحد ریزش كرد؛ مهم‌ترین متغیر بورس تهران در‬ ‫نهایت در روز ‪ 6‬تیر سنگین‌ترین افت تاریخی خود را با كاهش ‪526‬‬ ‫واح��دی تجربه كرد و با این ریزش در كان��ال ‪ 24‬هزار واحدی فرو‬ ‫رفت‪ .‬پس از این س��قوط سنگین‪ ،‬شاخص بورس تهران در روز ‪15‬‬ ‫مرداد ‪ 308‬واحد و ‪ 18‬مرداد ‪ 374‬واحد كاهش پیدا كرد‪.‬‬ ‫اما پس از تجربه افت‌های سنگین‪ ،‬شاخص كل بورس موفق شد در‬ ‫روز ‪ 19‬شهریور ماه به باالترین سطح خود یعنی ‪ 27‬هزار واحد برسد‬

‫اما این روند ادامه پیدا نكرد و شاخص بورس عالوه بر متوقف شدن‬ ‫در این سطح‪ ،‬از روز ‪ 23‬شهریور ماه روند نزولی خود را آغاز كرد‪.‬‬ ‫به این ترتیب فراز و نش��یب های بورس تهران در نیمه دوم س��ال‬ ‫نیزادامه پیدا كرد تا جایی که ش��اخص بورس ته��ران روز(‪ 24‬مهر‬ ‫م��اه) اولین افت س��نگین خود در نیمه دوم س��ال را با ریزش ‪377‬‬ ‫واح��دی تجربه كرد‪ .‬این ریزش بعد از اف��ت ‪ 526‬واحدی در ‪ 6‬تیر‬ ‫ماه و افت ‪ 431‬واحدی در ‪ 27‬تیر ماه سومین افت بزرگ بورس در‬ ‫س��ال ‪ 90‬است كه طی آن ش��اخص بورس به عدد ‪ 26‬هزار و ‪291‬‬ ‫واحدی رسید‪.‬‬ ‫تحلیل‌گران بازار بورس و سرمایه چهار عامل عمده را در روند منفی‬ ‫شاخص موثر می‌دانند‪:‬‬ ‫اولین عامل مس��ایل و جریانات سیاسی موثر بر وضعیت بازار ایران‬ ‫است که ریسک بازار را افزایش‌داده و به عقیده آنان اگر این جریانات‬ ‫ادامه یابد‪ ،‬بازار را تحت تأثیر خود قرار داده و باعث می‌شود که بازار‬ ‫بورس هم‌چنان در نوعی خوف و رجا باقی بماند ‪.‬‬ ‫عامل بعدی‪ ،‬پیش‌بینی بودجه س��ال ‪ 90‬شرکت‌ها بوده‌است چون‬ ‫سود ابتدای هر سال با محافظه کاری نسبی اعالم می‌شود‪.‬‬ ‫ش��رکت‌های فع��ال در زمین��ه صنایع فلزات و نی��ز معدنی‌ها در‬ ‫گزارش‌ه��ای خود این محافظه‌کاری را لحاظ کرده‌اند و بیش��ترین‬ ‫محافظه‌کاری در گزارش فوالد مبارکه بوده‌است که طرح هدف‌مندی‬ ‫یارانه‌ها باعث افزایش هزینه‌های این شرکت شده‌است‪ .‬این طرح بر‬ ‫روی شرکت‌های سنگ آهنی نیز اثرات خود را گذاشته و باید منتظر‬ ‫برنامه‌های آتی دولت باش��یم و اگر خبر مثبتی در برنامه‌های دولت‬ ‫برای این‌گونه ش��رکت‌ها وجود داشته باش��د‪ ،‬می‌توانیم شاهد رشد‬ ‫دوباره شاخص و نیز سهام این شرکت‌ها باشیم ‪.‬‬ ‫سومین عامل هم به نظر می‌رسد بحث طرح هدفمندی یارانه‌ها و‬ ‫اثرات آن در افزایش هزینه‌ها و کاهش سود شرکت‌هاست که فشار‬ ‫زی��ادی بر بازار اعمال‌کرده و آن را از روند مثبت فوق‌العاده خود دور‬ ‫کرده‌است ‪.‬‬

‫بررسی وضعیت بورس در ‪ 13‬سال‬ ‫اخیر نیز حاکی از آن است که مهرماه‬ ‫‪ ،90‬ششمین مهر منفی در این سال‌ها‬ ‫بوده که از ابهام تاریخی بازار در‬ ‫نخستین ماه پاییز حکایت‌دارد‬

‫عامل مهم دیگر ثبات قیمت‌ها در بازارهای جهانی‌ست که با این‬ ‫ثبات قیمت‪ ،‬رشد شاخص تحت تأثیر قرارگرفت ‪.‬‬ ‫تحلیل‌گران می‌گویند که تا پایان سال شاخص با روند هیجانی خود‬ ‫همانند ماه‌ه��ای اخیر روبرو نخواهد بود و به نظر آن‌ها هدف‌گیری‬ ‫ش��اخص برای فصل مجامع عدد ‪ 25‬هزار واحد اس��ت ولی تا پایان‬ ‫س��ال‪ ،‬به احتمال زیاد ش��اخص حول‌وحوش عدد ‪ 22‬هزار نوسان‬ ‫خواهدکرد‪.‬‬ ‫با این حال‪ ،‬بازدهی بازار در س��ال ‪ 90‬در سه ماه مثبت و در چهار‬ ‫ماه منفی بوده اس��ت‪ .‬مطالعه آمار و ارقام نش��ان می‌دهد که بورس‬

‫تهران در ماه‌های فروردین‪ ،‬مرداد و ش��هریور به ترتیب ‪2/5 ،13/7‬‬ ‫و ‪ 6/9‬درصد رش��د داشته اس��ت‪ .‬برخالف این روند بازار در ماه‌های‬ ‫اردیبهش��ت‪ ،‬تیر‪ ،‬خرداد و مهر (تاکنون) ‪ -1/2‬درصد‪ -2/3 ،‬درصد‪،‬‬ ‫‪ -3/7‬درص��د و ‪ 2/5‬درصد بازدهی داش��ته که حکایت از زیان‌دهی‬ ‫ب��ورس در ماه‌های مورد اش��اره دارد‪ .‬در این حال‪ ،‬بررس��ی دقیق‌تر‬ ‫وضعیت بورس طی ‪ 6‬س��ال گذش��ته حاکی از آن اس��ت که بعد از‬ ‫س��ال‌های ‪ 84‬و ‪ ،87‬س��ال ‪ 90‬تا این لحظه به عنوان بدترین سال‬ ‫بورس شناخته شده است تا جایی که بازدهی بازار طی ‪ 6‬سال گذشته‬ ‫تنها در سال‌های ‪ 84‬و ‪ 87‬کمتر از ‪ 13‬درصد بوده است‪ .‬این بررسی‬ ‫نش��ان می‌دهد که سهامداران در سال ‪ 12/8 ،84‬درصد زیان ناشی‬ ‫از س��رمایه‌گذاری خود شناسایی کردند‪ ،‬در شرایطی که در سال ‪87‬‬ ‫بازدهی بازار به منفی ‪ 10/4‬درصد رسید‪ .‬حال آن که در سال ‪ 85‬بازار‬ ‫‪ 14/6‬درصد باز رش��د داشته و در سال ‪ 86‬هم سهامداران از بورس‬ ‫تهران ‪ 17/6‬درصد س��ود گرفتند‪ .‬اما با محاسبه سود نقدی تقسیم‬ ‫شده در مجامع شرکت‌ها و عمال تولد شاخص بازده نقدی و قیمت‪،‬‬ ‫بازدهی بورس در س��ال ‪ 88‬به ‪ 57/4‬درصد رسید و در سال ‪ 89‬هم‬ ‫سهامداران از بازار سرمایه ‪ 85/8‬درصد بازدهی گرفتند‪ .‬این در حالی‬ ‫است که سودآوری بازار از ابتدای سال جاری تاکنون فقط به ‪12/8‬‬ ‫درصد محدود ش��ده است‪ .‬بررسی دیگر متغیر با اهمیت بازار هم از‬ ‫وضعیت رکودی و نزولی بورس تهران حکایت دارد‪ ،‬زیرا در شرایطی‬ ‫که ارزش بازار س��رمایه تا روز معامالتی گذشته در بورس تهران به‬ ‫‪ 125‬هزار میلیارد تومان یعنی بیش از ‪ 100‬میلیارد دالر رسیده اما در‬ ‫ابتدای س��ال ارزش بازار ‪ 111‬هزار و ‪ 500‬میلیارد تومان بوده است‪.‬‬ ‫بدی��ن ترتیب اگر عرضه‌های جدید ص��ورت گرفته در بورس یعنی‬ ‫بانک پاسارگاد با ارزش بازار ‪ 5‬هزار و ‪ 500‬میلیارد تومان‪ ،‬بانک انصار‬ ‫با ارزش بازار هزار و ‪ 200‬میلیارد تومان و تجارت الکترونیک پارسیان‬ ‫را با ارزش بازار ‪ 500‬میلیارد تومان از ارزش بازار ابتدای س��ال کسر‬ ‫کنیم‪ ،‬می‌توان گفت ارزش بورس از اول سال جاری تاکنون فقط ‪6‬‬ ‫هزار و ‪ 300‬میلیارد تومان رشد کرده است که از سکون مزمن بازار‬ ‫سرمایه ایران در ماه‌های گذشته حکایت دارد‪ .‬دیگر متغیر با اهمیت‬ ‫بازار سرمایه یعنی ارزش روزانه معامالت خرد و بلوک هم در ‪ 6‬ماهه‬ ‫نخست سال معادل ‪ 85‬میلیارد تومان بوده که این متغیر در روزهای‬ ‫پاییزی بورس تهران با ثبت کاهش��ی چشم‌گیر به حدود ‪ 30‬میلیارد‬ ‫تومان رسیده است‪.‬‬ ‫از سویی بررسی وضعیت بورس در ‪ 13‬سال اخیر نیز حاکی از آن‬ ‫اس��ت که مهرماه ‪ ،90‬ششمین مهر منفی در این سال‌ها بوده که از‬ ‫ابهام تاریخی بازار در نخستین ماه پاییز حکایت‌دارد‪.‬‬ ‫در مورد وضعیت به‌وجود آمده جدا از همه اظهارنظرها هم‌چون رشد‬ ‫حبابی در چندماه گذشته‪ ،‬نیاز به اصالح قیمتی‪ ،‬رونق بازار طال و‪ ...‬كه‬ ‫از سوی برخی كارشناسان در یکی دو ماه گذشته منتشر شده‌است‪،‬‬ ‫به‌نظر می‌رسد مسایل سیاسی یکی‪ -‬دو ماه ماه اخیر مهم‌ترین دلیل‬ ‫افت بزرگ بورس بوده‌است‪.‬‬ ‫به‌نظر می‌رسد با همه آن‌چه گفته‌شد‪ ،‬تنش‌های سیاسی این مدت‬ ‫دلیل مهم ایجاد ترس و احساس افزایش ریسک در بازار است‪.‬‬

‫هفت‬

‫نوامبر ‪2011‬‬

‫‪5‬‬

‫‪5‬‬


‫موسیقی‬

‫نیمهی تاریک ماه‬ ‫مه‌ش�ب تاجیک ‪ /‬روایت‌گری موسیقی به قدمت تاریخ موسیقی‬ ‫است‪ .‬روایت‌هایی که برخاسته از شرایط اجتماعی یا درونیات هنرمند‬ ‫بوده است‪ .‬موسیقی گاهی از خودآگاه و ناخودآگاه یک موسیقی‌دان‬ ‫یا یک هنرمند بیرون می‌زند و روایت‌های نو می‌کند و یا روایت‌های‬ ‫کهنه را‪ ،‬نو روایت می‌کند‪ .‬پس از جنگ جهانی دوم موسیقی عالوه بر‬ ‫تاثیر گرفتن از فن‌آوری و تکنولوژی تغییر دیگری هم کرد‪ .‬موسیقی‬ ‫به یک متن تبدیل شد‪ .‬موسیقی از سال‌ها قبل در خیلی از موقعیت‌ها‬ ‫زبانی برای اعتراض نسلی بوده است که مورد تحقیر‪ ،‬اجحاف و ظلم‬ ‫قرار گرفته‌اند‪ .‬از زمانی که برده‌های سیاه‌پوست به آمریکای شمالی‬ ‫مهاجرت کرده بودند‪ ،‬با س��ازهای خود نوایی محزون می‌نواختند با‬ ‫س��واالت و جواب در شکل موس��یقی اعتراضات و رنج‌های خود را‬ ‫بیان می‌کردند‪.‬‬ ‫ت و در این تمرد به‬ ‫نس��ل موس��یقی گاهی می‏داند که متمرد اس ‏‬ ‫خویش��تن حق می‌دهد‪ .‬گرچ�� ‏ه این تمرد نارضای��ی پدر‪،‬مادر‪ ،‬معل ‏م‬ ‫ن آرزو هم همیش��ه‬ ‫خان��واده و جامع��ه را به دنبال م��ی‏آورد ولی ای ‏‬ ‫ی به روش��نی دگرگون شود‪.‬‬ ‫بوده اس��ت که چهره‌ی جامعه از تیرگ ‏‬ ‫موس��یقی به مثابه نوجوانی بوده است که طرد شده و در مقابل یک‬ ‫فوج مخالف قرار گرفته است‪ ،‬پس باید به‬ ‫نیرو و توانایی‌های خود بیافزاید تا بتواند این‬ ‫اعتراض را به گوش‌های ناشنوا برساند‪.‬‬ ‫یکی از تاثیرگذارترین دوره‌ها در موسیقی‬ ‫که اعتراضی خوانده می‌شد‪ ،‬تحوالتی بود‬ ‫که در عرصه‌های موسیقی جاز ایجاد شد‪،‬‬ ‫گروه‌های زیرزمینی نمود پیدا کردند که به‬ ‫نوعی نش��ان‌گر واکنش‌ها به آن دوران و‬ ‫فضای حاکم بر آمری��کا بود‪ .‬در فاصله‌ی‬ ‫سال‌های شصت و هفتاد موسیقی تبدیل‬ ‫به پتانسیلی ش��د که زندگی‪ ،‬اندیشه‌ها و‬ ‫فعالیت‌های بس��یاری را تح��ت تاثیر قرار‬ ‫داد‪ .‬در ده��ه‌ی هفتاد ش��رایط اجتماعی‪،‬‬ ‫مانند تبعیض نژادی‪ ،‬انقالب‌های مختلف‬ ‫و جنگ جهانی پش��ت سرگذاشته شده و‬ ‫جنگ س��رد‪ ،‬موسیقی را بیش��تر در بستر‬ ‫اجتماعی پیش برد و شکل آن‌را از گونه‌های تفننی خارج کرد‪.‬‬ ‫موسیقی اعتراضی که اوایل به شکلی محدود توسط افراد تک تک‬ ‫و یا گروه‌های کوچک در محدوده‌های ش��رایط خاصی اجرا می‌شد‬ ‫کم‌ک��م پا به عرصه گس��ترده‌ی فرهنگ ش��هری گذاش��ت‪ .‬نظام‬ ‫ارتجاعی‪،‬سرمایه‌داری با استفاده از اهرم‌های فشار خود بر اندیشه‌ها‪،‬‬ ‫سعی می‌کردند بر خصلت شورش‌گر و نواندیش آنان تاثیر بگذارد و‬ ‫س��بک و قالب فعالیت‌هایشان را در خدمت تبلیغ ایده‌های باب میل‬ ‫خود قرار دهند که این جریان بوجود آمده تندتر و تیزتر از آن بود که‬ ‫با این حربه‌ها بتوان جلوی آن‌را گرفت‪.‬‬ ‫بیتلز‌ها‬ ‫آن‌ها یکی بزرگ‌ترین و تاثیرگذارترین فعالیت عصر موسیقی راک‬ ‫را انجام داده‌اند و بیشتر از هر گروه موسیقی راک دیگری در قرن‬ ‫بیس��تم نوآوری‌هایی به موس��یقی عمومی ارایه داده‌اند‪ .‬عالوه بر‬ ‫این آن‌ه��ا از جمله هنرمندان اندکی از ه��ر منظومه‌ای بودند که‬ ‫ب��ه طور هم زمان در کاری که انج��ام می‌دادند هم بهترین و هم‬ ‫مش��هورترین بودند‪ .‬گروه بیتلز ب��ا بلندپروازی مصمم و به صورت‬ ‫آزمایشی کنترل هوشیاری عموم را در سال ‪ 1964‬به دست گرفتند‬ ‫‪6‬‬

‫‪ 6‬هفت‬

‫نوامبر ‪2011‬‬

‫و این کنترل را تا ‪ 6‬س��ال بعد از دس��ت ندادند ‪ .‬بنابر خالقیتی که‬ ‫داشتند همیشه پیش‌روی جمعیت بودند اما هیچ وقت توانایی انتقال‬ ‫مفاهیم بسیار پیچیده‌ش��ان را به جمعیت شنوندگان خود از دست‬ ‫ندادند ‪ .‬گروه بیتلز با تالش و سختی زیاد به صدر جدول بودن تک‬ ‫آهنگ‌ها و آلبوم‌هایشان ادامه دادند‪ .‬آن‌ها در سال ‪ 69‬طی تحصنی‬ ‫یک هفته‌ای در محل اقامتش��ان در مونترال قطعه‌ی «فرصتی به‬ ‫صلح بدهیم» را ضبط و اجرا می‌کند‪ .‬جان لنون در جایی می‌گوید‪،‬‬ ‫ما این‌جاییم برای اعتراض علیه وحشی‌گری‪ ،‬اگر من جان بگویم‬ ‫صلح تمام آدم‌هایی که مرا دوس��ت دارند هم خواهند گفت صلح‪.‬‬ ‫ح قابل اعتمادترین مقوله‌ی‬ ‫حداق��ل به آن فکر خواهند کرد‪ ،‬صل�� ‌‬ ‫بشری است و هر کسی می‌تواند روی آن حساب کند‪.‬‬ ‫پینک فلوید‬ ‫پینک فلوید از اولین گروه‌های موسیقی راک بود‪ .‬از اواسط دهه‌ی ‪60‬‬ ‫موسیقی آن‌ها به نحوه بی‌رحمانه‌ای با الکترونیک و تمامی جلوه‌های‬ ‫ویژه پیوند خورد تا موسیقی پاپ را به محدوده‌ی خود وارد کنند و این‬ ‫درست در زمانی بود که گروه با مفاهیم مختلف و سنگین و ترانه‌های‬ ‫متفاوت گالویز بود و موسیقی‌شان‪ ،‬هم در‬ ‫ترانه‌ها و هم در موزیک شکل اعتراضی به‬ ‫خود گرفته ب��ود‪ .‬در حالی که پینک فلوید‬ ‫بیشتر به خاطر مفاهیم بلند پروازانه‌ی خود‬ ‫در آلبوم‌های س��ال ‪1970‬مش��هور بود به‬ ‫عنوان نوع بسیار متفاوتی از گروه شروع به‬ ‫کار ک��رد‪ .‬خیلی زود پس از ش��روع اجرای‬ ‫دس��ته جمعی در اواس��ط س��ال ‪ 60‬آن‌ها‬ ‫تحت رهبری گیتاریس��ت اصلی « ‪Syd‬‬ ‫‪ »Barrett‬قرار گرفتن��د ‪ .‬او نابغه‌ای بود‬ ‫که نوشتن و خواندن بس��یاری از کارهای‬ ‫ی که‬ ‫اولیه‌ی آن‌ها را بر عهده داشت‪ .‬درحال ‌‬ ‫پینک فلوید بیشتر با مفهوم‌های جنجالی‬ ‫آلبوم‌های دهه ‪‌70‬اش ش��ناخته می‌ش��ود‪،‬‬ ‫آن‌ها کارش��ان را در ش��اخه‌ای متفاوت از‬ ‫«س��ایکیدلیک» آغاز کردند‪ .‬آهنگ‌هایی‬ ‫با س��ازهای نامتعارف‪ ،‬نو و خشن که به کمک فیدبک‪ ،‬پاساژهایی‬ ‫هیجان‌انگیز ایجاد می‌کردند‪،‬جیغ‌های الکترونیکی‪ ،‬صداهای موهوم‬ ‫و غیرمعمول تقویت شده و دارای پس آوا و کارهایی هم‌چون لغزاندن‬ ‫گلوله‌های کوچک روی س��یم های گیتار س��اخت‪ .‬در سال ‪۱۹۷۳‬‬ ‫پینک فلوید با آلبوم نیمه تاریک ماه توانست خود را در ایاالت متحده‬ ‫آمریکا نیز به فوق‌ستاره موسیقی تبدیل کند‪.‬‬ ‫هر کدام از این هنرمندان ساز خویش را می‌زند‪ ،‬اما وقتی به همه‌ی‬ ‫آن‌ها گوش فرا می‌دهیم‪ ،‬می‌توانیم ما امیدوار باشیم که آینده واقعن‬ ‫و از نوعی دیگر نغمه س��ر خواهد داد‪ .‬از نوعی که از لحاظ سیاس��ی‬ ‫بسیار متفاوت است و از لحاظ زیبایی شناسی نیز دل‌نواز‪ .‬نظر مبتنی‬ ‫بر تخریب همه چیز و دوباره ش��روع کردن از صفر‪ ،‬نظر احمقانه‌ای‬ ‫اس��ت‪ .‬بهترین راه برای حرک��ت در جهت آن چه می‌خواهیم اتفاق‬ ‫افت��د و برایش مبارزه می‌کنیم‪ ،‬آن اس��ت که از سیس��تم علیه آن‬ ‫استفاده کنیم تا آن‌قدر خود را تصفیه سازد که بتواند درست کار کند‪.‬‬ ‫سیاست مفهومی معتبر است‪ ،‬اما آن چه ما امروز زندگی می‌کنیم‪ ،‬به‬ ‫واقع سیاست نمی‌باش��د‪ .‬اعتراض است‪ .‬اعتراضی که در قالب‌های‬ ‫موسیقیایی خود را بر هرگونه بندی تحمیل می‌کند‪.‬‬ ‫*نام آلبومی از گروه موسیقی پینک فلوید‬


‫قلب ‪ ،‬این ارگان فعال‬

‫دکت�ر آویده مطمئن‌فر‪ /‬قلب عضو ش��گفت انگیزی است‪ .‬این‬ ‫پمپ به طور مداوم اکس��یژن و خون غنی از مواد غذایی را که برای‬ ‫تداوم زندگی الزم اس��ت به سراسر بدن می‌فرستد‪ .‬قلب نیروگاهی‬ ‫اس��ت به اندازه مشت ما که ‪ ۳۰۰‬گرم وزن دارد و با هر تپش‪۱۰۰ ،‬‬ ‫هزاربار در روز‪ ،‬پنج یا شش لیتر در دقیقه‪ ،‬یا حدود دو هزار گالن در‬ ‫روز‪ ،‬خون را به گردش در می‌آورد‪.‬‬ ‫گ��ردش خ��ون در بدن ضروری اس��ت‪ .‬ضربان قل��ب‪ ،‬خون را از‬ ‫طریق سیستم رگ‌های خونی‪ ،‬به نام سیستم گردش خون به حرکت‬ ‫در می‌آورد‪ .‬عالوه بر حمل اکس��یژن تازه از ریه‌ها و مواد غذایی به‬ ‫بافت‌ه��ای بدن‪ ،‬گردش خون‪ ،‬مواد زائد از جمله دی اکس��ید کربن‬ ‫را نی��ز از بافت‌ها دور می‌کند‪ .‬چیزی که برای حفظ حیات و ارتقای‬ ‫سالمت تمام بافت‌های بدن ضروری است‪.‬‬ ‫س��ه نوع عمده از رگ‌های خونی وجود دارد‪ .‬س��رخ رگ‌ها که با‬ ‫آورت‪ ،‬بزرگ‌ترین رگ قلب آغاز می‌شوند‪ .‬سرخ رگ‌ها خون غنی از‬ ‫اکسیژن را از قلب به تمام بافت‌های بدن حمل می‌کنند و شاخه‌های‬ ‫آن‌ها با دور تر شدن از قلب چندین بار کوچک‌تر می‌شوند و در انتها‬ ‫گ تبدیل می‌ش��وند‪ .‬موی رگ‌ه��ا‪ ،‬رگ‌های خونی نازک‬ ‫به موی ر ‌‬ ‫و کوچکی هس��تند که سرخ رگ‌ها و س��یاه رگ‌ها را به یک دیگر‬ ‫مرتبط می‌کنند‪ .‬دیواره نازک آن‌ها اجازه می‌دهد تا اکس��یژن‪ ،‬مواد‬ ‫غذایی‪ ،‬دی اکسید کربن‪ ،‬و مواد زاید دیگر از آن‌ها عبور کنند‪ .‬سیاه‬ ‫رگ‌ها‪ ،‬رگ‌های خونی هس��تند که خون محتوی اکسیژن کم‌تر و‬ ‫غنی از مواد زاید را به قلب بر می‌گردانند‪ .‬سیاه رگ‌ها هر چه به قلب‬ ‫نزدیک‌تر می‌شوند دیامتر آن‌ها بزرگ‌تر و بزرگ‌تر می‌شود‪ .‬سیاه رگ‌‬ ‫گ بزرگی است که‬ ‫َکو فوقانی ‪ superior vena cava‬س��یاه ر ‌‬ ‫گ َکو تحتانی خون‬ ‫خون را از سر و بازوها به قلب می‌رساند و سیاه‌ر ‌‬ ‫را از شکم و پاها به قلب بر می‌گرداند‪ .‬این سیستم گسترده رگ‌های‬ ‫خونی‪ ،‬سرخ‌رگ‌ها‪ ،‬سیاه‌رگ‌ها و موی‌رگ‌ها بیش از ‪ ۹۶‬هزار کیلومتر‬ ‫طول دارد‪ .‬این یعنی بیش از دو برابر دور جهان‪ .‬جریان خون به طور‬ ‫مداوم از طریق سیس��تم گسترده رگ‌های خونی در بدن در حرکت‬ ‫است و این قلب است که آن را امکان پذیر می‌کند‪.‬‬ ‫قلب‪ ،‬یک ماهیچه اس��ت و درون قفس��ه س��ینه‪ ،‬در سمت چپ‬ ‫جناغ سینه و بین ریه‌ها واقع شده است‪ .‬وقتی که این ماهیچه قوی‬ ‫منقبض می‌شود‪ ،‬خون به بقیه بدن فرستاده می‌شود‪ .‬قلب از خونی‬ ‫که درون آن وجود دارد تغذیه نمی‌شود‪ ،‬بلکه رگ‌های کرونر مسوول‬ ‫خون رسانی به ماهیچه قلب هستند‪ .‬رگ‌های خونی اصلی که وارد‬ ‫گ َکو تحتانی و سیاه‬ ‫گ َکو فوقانی‪ ،‬س��یاه ر ‌‬ ‫قلب می‌ش��وند سیاه ر ‌‬ ‫رگ‌های ریوی هستند‪ .‬سرخ رگ ریوی و آورت مسول خروج خون‬ ‫از قلب هستند‪ .‬سیاه رگ‌های ریوی با این‌که خون غنی از اکسیژن‬ ‫را به قلب حمل می‌کنند ولی سیاه رگ خوانده می‌شوند‪ .‬به هم این‬ ‫ترتیب‪ ،‬سرخ رگ ریوی با این‌که حامل خون غنی از دی‌اکسید کربن‬ ‫است سرخ رگ نامیده می‌شود چون قلب را ترک می‌کند‪.‬‬ ‫قلب یک ماهیچه توخالی و داری چهار حفره اس��ت‪ .‬قلب توسط‬ ‫یک دیوار عضالنی به نام سپتوم به دو قسمت راست و چپ تقسیم‬ ‫شده است که هر کدام به دو حفره باال به نام دهلیز تقسیم شده که‬ ‫خون را از رگ‌ها دریافت می‌کنند‪ ،‬و دو حفره پایین به نام بطن‪ ،‬که‬ ‫خون را به رگ‌ها پمپ می‌کنند‪ .‬دهلیزها کوچک هس��تند و تنها به‬ ‫اندازه سه و نیم قاشق غذاخوری خون جا دارند‪ .‬بطن‌ها کمی بزرگ‌تر‬ ‫از دهلیز هس��تند و می‌توانند حدود یک چه��ارم فنجان خون را در‬ ‫خود بگنجانند‪ .‬ولی تعجب برانگیز است که این حفره‌های کوچک‬

‫مس��وول پمپاژ حدود هشت هزار لیتر خون در روز هستند‪ .‬وقتی که‬ ‫خ��ون از هر اتاق قلب عبور می‌کن��د‪ ،‬از یک دریچه می‌گذرد‪ .‬چهار‬ ‫دریچه در قلب وجود دارد‪ .‬دریچه میترال‪ ،‬دریچه سه لختی‪ ،‬دریچه‬ ‫آورت و دریچه ریوی‪ .‬دریچه سه لختی و میترال بین دهلیز و بطن‬ ‫هستند و دریچه‌های آورت و ریوی بین بطن‌ها و عروق خونی بزرگ‬ ‫ک��ه قلب را ترک می‌کنند‪ .‬دریچه‌های قلب مانند دریچه یک طرفه‬ ‫در لوله کشی منزل کار می‌کنند و مانع جریان خون در جهت اشتباه‬ ‫می‌شوند‪ .‬طرف راست و چپ قلب با هم کار می‌کنند‪ .‬این طرز کاری‬ ‫که توضیح می‌دهم بارها و بارها تکرار و باعث جریان خون به طور‬ ‫مداوم به قلب‪ ،‬ریه‌ها و کل بدن می‌شود‪ .‬سمت راست قلب مسوول‬ ‫بازگش��ت خون کم اکسیژن به ریه‌ها برای از بین بردن دی اکسید‬ ‫کربن و اکس��یژنه کردن دوباره خون است‪ .‬در حالی که سمت چپ‬ ‫قلب‪ ،‬خون تازه حاوی اکسیژن را از ریه‌ها دریافت و سپس در سراسر‬ ‫بدن توزیع می‌کند‪.‬‬ ‫در سمت راست قلب‪ ،‬خون از طریق دو رگ بزرگ‪ ،‬یعنی سیاه رگ‌‬ ‫گ َکو تحتانی‪ ،‬وارد قلب می‌شود‪ .‬خون سپس‬ ‫َکو فوقانی و س��یاه ر ‌‬ ‫با انقباض دهلیز راس��ت‪ ،‬از دهلیز راست با گذر از دریچه سه لختی‬ ‫به بطن راست ریخته می‌شود‪ .‬هنگامی که بطن راست پر می‌شود‪،‬‬ ‫دریچه سه لختی بسته می‌ش��ود و از جریان خون به عقب یعنی از‬ ‫برگش��ت خون به دهلیز وقتی که بطن منقبض می‌شود خواهد بود‪.‬‬ ‫بطن راست سپس منقبض می‌شود و خون را از طریق دریچه ریوی‬ ‫به ش��ریان ریوی و به ریه‌ها می‌فرستد که در آن‌جا از اکسیژن غنی‬ ‫شود‪ .‬درسمت چپ قلب‪ ،‬سیاه رگ ریوی‪ ،‬خون غنی از اکسیژن را‬ ‫از ریه‌ه��ا به دهلیز چپ قلب حمل می‌کند‪ .‬خون غنی از اکس��یژن‬ ‫س��پس با انقباض دهلیز چپ از طریق دریچه میترال به بطن چپ‬ ‫جری��ان می‌یابد‪ .‬هنگامی که بطن چپ پر می‌ش��ود‪ ،‬دریچه میترال‬ ‫بس��ته می‌ش��ود و از جریان خون به عقب یعنی از برگشت خون به‬ ‫دهلیز وقتی که بطن چپ منقبض می‌شود خواهد بود‪ .‬خون غنی از‬ ‫اکسیژن سپس با انقباض بطن چپ‪ ،‬از طریق دریچه آورت‪ ،‬به آورت‬ ‫و به بقیه بدن فرستاده می‌شود‪ .‬دیواره بطن چپ سه برابر بزرگ‌تراز‬ ‫دیواره بطن راس��ت اس��ت و این ضخامت عضله قلب در بطن چپ‬ ‫قدرت مورد نیاز برای پمپ کردن خون در سراسر بدن‪ ،‬از سر تا پا را‬ ‫فراهم می‌کند‪ .‬گردش خون ریوی پس از سفر خون از طریق دریچه‬ ‫ریوی و ورود خون به ریه‌ها شروع می‌شود‪ .‬از دریچه ریوی‪ ،‬خون به‬ ‫ش��ریان ریوی و به عروق موی رگی کوچک در ریه‌ها سفر می‌کند‪.‬‬ ‫در این‌جا‪ ،‬اکس��یژن از کیسه‌های هوایی کوچک در ریه‌ها‪ ،‬از طریق‬ ‫دیواره موی رگ‌ها‪ ،‬وارد خون می‌شود‪ .‬هم زمان‪ ،‬دی اکسید کربن‪،‬‬ ‫محصول زاید از س��وخت و س��از بدن‪ ،‬از خون به داخل کیسه‌های‬ ‫هوایی عبور می‌کند‪ .‬دی اکس��ید کربن هنگام بیرون دادن نفس از‬ ‫بدن خارج می‌شود‪ .‬هنگامی که خون تصفیه شده و حاوی اکسیژن‬ ‫اس��ت‪ ،‬سپس از طریق س��یاه رگ ریوی به دهلیز چپ بر می‌گردد‪.‬‬ ‫مثل همه ارگان‌ها‪ ،‬قلب خود از بافت‌هایی است که نیاز به اکسیژن‬ ‫و مواد غذایی دارد‪ .‬هر چند که اتاق‌های قلب پر از خون اس��ت ولی‬ ‫قلب مواد غذایی خود را از این خون دریافت نمی‌کند‪ .‬ش��بکه‌ای که‬ ‫به قلب خون رس��انی می‌کنند عروق کرونر نام دارند‪ .‬عروق کرونر‬ ‫راست‪ ،‬دهلیز راست و بطن راست را تامین می‌کنند و شریان اصلی‬ ‫چپ‪ ،‬تامین بخش پشت بطن چپ‪ ،‬پایین بطن چپ و پشت سپتوم‬ ‫را به عهده دارد‪ .‬شاخه‌های این عروق کرونر کلیه قطعات عضله قلب‬ ‫را با خون تامین می‌کنند‪.‬‬

‫بدن سالم ‪،‬عقل سالم‬

‫اشتراک نشریه هفت‬ ‫بنابر درخواست تعداد کثیری از خوانندگان‬ ‫نشریه‪ ،‬با تسهیالت فراهم شده از این پس‬ ‫شما می توانید مشترک این نشریه باشید‪.‬‬

‫کافی اس‬

‫ت فرم مشخصا‬

‫‪agazine.com‬‬

‫ت‬ ‫زیر را به آدرس‬

‫‪cribe@haftm‬‬

‫‪ subs‬ارسال کنید‪.‬‬

‫نام و نام خانوادگی‬ ‫مثل همه ارگانها‪ ،‬قلب خود از‬ ‫بافت‌هایی است که نیاز به‬ ‫اکسیژن و مواد غذایی دارد‪.‬‬ ‫هر چند که اتاق‌های قلب پر از‬ ‫خون است ولی قلب مواد غذایی‬ ‫خود را از این خون دریافت‬ ‫نمی‌کند‪ .‬شبکه‌ای که به قلب‬ ‫خون رسانی می‌کنند عروق‬ ‫کرونر نام دارند‬

‫هنگام��ی که ش��ریان‌های کرونر به اندازه‌ای تنگ می‌ش��وند که‬ ‫جریان خون به عضله قلب محدود می‌ش��ود‪ ،‬شبکه‌ای از رگ‌های‬ ‫خونی کوچک در قلب که معمولن باز نیستند و عروق جانبی نامیده‬ ‫می‌ش��ود ممکن است بزرگ و فعال شود‪ .‬این اجازه می‌دهد تا خون‬ ‫به اطراف عروق مسدود شده به عضله قلب جریان پیدا کند و بافت‬ ‫قلب را از صدمه محافظت کند و اما ضربان قلب به وس��یله سیستم‬ ‫الکتریکی خود قلب با ش��وک الکتریکی که یک مسیر خاص را در‬ ‫قلب می پیماید ممکن اس��ت‪ .‬ش��وک در« گره ‪» sinoatrial‬‬ ‫واقع در دهلیز راست شروع می‌شود‪ .‬این گره‪ ،‬ضربان ساز یا « پیس‬ ‫میکر» طبیعی قلب در نظر گرفته می‌شود‪ .‬فعالیت الکتریکی از طریق‬ ‫دیوار دهلیز ادامه پیدا می‌کند و باعث انقباض آن می‌ش��ود‪ .‬خوش��ه‬ ‫ای از سلول‌ها در مرکز قلب بین دهلیز و بطن‪ ،‬گره دهلیزی « گره‬ ‫‪ » atrioventricular‬اس��ت که مانند یک دروازه عمل کرده و‬ ‫سیگنال‌های الکتریکی را قبل از این‌که وارد بطن شوند کند می‌کند‪.‬‬ ‫این تاخیر به دهلیز زمان می‌دهد تا قبل از بطن منقبض شود‪.‬‬ ‫در حالت استراحت‪ ،‬ضربان قلب نرمال در اطراف‪ ۷۰‬تا ‪ ۷۵‬در دقیقه‬ ‫اس��ت ولی ورزش‪ ،‬احساس��ات‪ ،‬تب‪ ،‬و برخی داروها می‌توانند باعث‬ ‫ضربان سریع‌تر شود و گاهی اوقات به بیش از ‪ ۱۰۰‬ضربه در دقیقه‬ ‫برسد‪ .‬ضربان قلب مردان نسبت به زنان کندتر است ولی در کودکان‬ ‫سریع‌تر از بزرگ ساالن است‪ .‬زمانی که نبض سریع‌تر از حد معمول‬ ‫باش��د « تاش��ی کاردی » و زمانی که آهسته‌تر از حد معمول است‬ ‫«برادی کاردی » نامیده می‌شود‪.‬‬

‫آدرس کامل پستی‬

‫(شامل شماره آپارتمان‪ ،‬شهر‪ ،‬ایالت و کدپستی)‬

‫را به این آدرس ارسال کنید و پس از دریافت‬ ‫شماره اول‪ ،‬هزینه را به صورتی که در فرم‬ ‫ارسالی به شما اعالم خواهد شد بپردازید‪.‬‬ ‫ما دوست داریم اول نشریه به دست شما‬ ‫برسد‬

‫هزینه اشترا‬

‫ک ‪ 24‬شمار‬

‫ه ‪ 36‬دالر‬

‫رادیو کوچه‬

‫راهی به سوی ارتباط متقابل بین مردم و رسانه‪ .‬رسانه‬ ‫ای برای شهروندان‪ .‬فرهنگ‪ ،‬اجتماع و اندیشه و هنر‬ ‫به همراه آخرین خبرها در رادیو کوچه‪.‬‬ ‫‪www.radiokoocheh.com‬‬ ‫هفت‬

‫نوامبر ‪2011‬‬

‫‪7‬‬

‫‪7‬‬


‫عکس کامنت‬ ‫کیان امانی‬

‫سیف‌االسالم‪ ،‬پسر معمر‬ ‫قذافی رهبر سابق لیبی در‬ ‫جنوب این کشور دستگیر‬ ‫شد‪ .‬وی تحت تعقیب دیوان‬ ‫بین‌المللی کیفری به اتهام‬ ‫ارتکاب جنایت علیه بشریت‬ ‫است‪ .‬عکس‪ :‬رویترز‬

‫مام�وران پلیس دانش�گاه کالیفرنیا در دیوی�س‪ ،‬به تعدادی از دانش�جویان حمایت‌کننده‬ ‫جنبش اش�غال وال اس�تریت که ب�ر روی زمین نشس�ته‌ بودند گاز فلفل اس�پری کردند‪.‬‬ ‫عکس‪ :‬اسوشیتد پرس‬

‫با وجود اعلام کناره‌گیری علی عبداهلل صالح رئیس‌جمهوری یمن از قدرت‪ ،‬تظاهرات اعتراضی‬ ‫در این کش�ور ادامه دارد‪ .‬تظاهرکنندگان به بخشی از توافق‌نامه کناره‌گیری که به صالح در برابر‬ ‫پی‌گرد قضایی مصونیت می‌دهد‪ ،‬معترض هستند‪ .‬عکس‪ :‬رویترز‬ ‫رجب طیب اردوغان‪ ،‬نخست‌وزیر ترکیه به خاطر کشتار بیش از ‪ ۱۳‬هزار علوی و کرد توسط ارتش‬ ‫ترکیه در دهه ‪ ۱۹۳۰‬میالدی عذرخواهی کرد‪ .‬برخی از علوی‌ها و کردها این اقدام اردوغان را حرکتی‬ ‫فرصت‌طلبان�ه علیه حزب س�کوالر جمهوری‌خواه خلق ک�ه در آن زمان قدرت را در اختیار داش�ت‬ ‫دانسته‌اند‪ .‬عکس‪ :‬آژانس عکس اروپا‬ ‫شرکت‌کنندگان لویه جرگه‬ ‫کابل‪ ،‬کمیته کاری ش�ماره‬ ‫‪ ۳۹‬را از جمع چهل کمیته‌ای‬ ‫که برای بحث روی دستور‬ ‫کار لوی�ه جرگ�ه تش�کیل‬ ‫ش�ده بود ح�ذف کردند‪ .‬در‬ ‫افغانستان‪ ،‬عدد ‪ ۳۹‬چیزی‬ ‫معادل «بی‌ناموسی» تعبیر‬ ‫می‌ش�ود و کس�ی در هی�چ‬ ‫عرص�ه زندگ�ی‌اش از این‬ ‫ش�ماره اس�تفاده نمی‌کند‪.‬‬ ‫عکس‪ :‬کابل پرس‬

‫‪8‬‬

‫‪ 8‬هفت‬

‫نوامبر ‪2011‬‬

‫پس از شکست فروش‬ ‫بورس نفت در ایران «رستم‬ ‫قاسمی» وزیر نفت از‬ ‫پیش‌فروش نفت به مردم‬ ‫به عنوان یک روش جدید‬ ‫سرمایه‌گذاری خبر داد‪ .‬وی‬ ‫گفت ظرف دو سه هفته آینده‬ ‫ده بشکه نفت خام به هر‬ ‫داوطلب عرضه می‌شود و ده‬ ‫میلیارد دالر نفت خام به این‬ ‫روش فروخته خواهد شد‪.‬‬ ‫عکس‪ :‬واشینگتن اکسامینر‬


‫میرزا کول‌دیسک‬

‫مومیایی فضایی هستم از پرو‬ ‫دام�ون روزب�ه‪ /‬از بچه‌گی از موج��ودات فضایی ترس عجیبی‬ ‫داشتم‪ ،‬االنم قصد ندارم خودم رو گول بزنم! می‌ترسم آقا! می‌ترسم‪،‬‬ ‫چ��ه کنم!؟ حتا همین االنم ترس به س��راغم اومده از کش��ف یک‬ ‫مومیایی در پرو‪ .‬تا این‌جا داستان ترس نداره اما به گفته دانشمندان‬ ‫ممکن اس��ت این مومیایی متعلق به یک موجود فضایی باش��د‪ .‬در‬ ‫همین راس��تا‪ ،‬دانشمند پرویی علم انس‌ان‌شناسی که این مومیایی را‬ ‫کشف کرده می‌گوید‪ ،‬طول بدن این مومیایی ‪ ۵۰‬سانتی‌متر است و‬ ‫سر او مثلثی ش��کل و حفره‌های چشم بسیار بزرگ‌اند‪ .‬او هم‌چنین‬ ‫می‌گوید‪ ،‬نرمه س��ر این مومیایی بسیار بارزتر از نرمه سر متعلق به‬ ‫کودکان اس��ت‪ .‬این دانش��مند پرویی که خود اسکلت این مومیایی‬ ‫را منطبق بر ویژگی‌های گر ‌وه‌های نژادی مختلف انس��ان نمی‌داند‬ ‫گفته است‪ ،‬سه دانشمند از کشورهای اسپانیا و روسیه برای تحقیق‬ ‫در این مورد به موزه انسان‌شناس��ی پرو آمده‌اند‪ .‬به گفته او‪ ،‬این سه‬ ‫دانشمند که برای بررسی این مومیایی وارد پرو شده‌اند با تایید این‌که‬ ‫این مومیایی «به نوع بشر تعلق ندارد» گفته‌اند‪ ،‬به بررسی‌های خود‬ ‫ادامه خواهند داد‪ .‬ربطی هم نداره اما یاد داستان «هفت گوی بلورین»‬ ‫تن تن افتادم‪.‬‬ ‫آیا سرعت نور دوم می‌شود؟‬ ‫این روزها شکسته شدن رکورد سرعت نور توسط دانشمندان مرکز‬ ‫«سرن» که با اون لوله گنده‌ی «هادرون» سر و کله می‌زنن حسابی‬ ‫مخ بزرگان علم فیزیک و رهروان استاد «انیشتن» رو به بازی گرفته‪.‬‬ ‫طبق مطالعات نصفه نیمه و در حد فهم! که این جانب داش��تم‪ ،‬در‬ ‫صورت اثبات این جریان‪ ،‬به کل نظریه نسبیت استاد «انیشتن» بهم‬ ‫می‌خورد‪.‬‬ ‫اما تا لحظه‌ای که این مطلب رو می‌نویسم‪ ،‬خبر از رد این ادعا شنیده‬ ‫می‌شود‪.‬‬ ‫تیمی متشکل از دانشمندان بین‌المللی پس از انجام مطالعه‌ای روی‬ ‫همان ذرات نوترینو که هم‌کاران‌شان گفته‌اند به نظر می‌رسد سریع‌تر‬ ‫فرورتیش رضوانیه‪ /‬هواپيما در فرودگاه به زمين مي‌نش��يند‪.‬‬ ‫وقتي وارد ترمينال موبايل‌تان را روش��ن مي‌كنيد و با تهران تماس‬ ‫مي‌گيريد و به خانواده‌تان خبر مي‌دهيد كه به آتن رسيده‌ايد‪ .‬مادرتان‬ ‫مي‌گويد كه آنجا مانند عراق خطرناك ش��ده و خيلي نگران ش��ما‬ ‫است‪ .‬به او اطمينان مي‌دهيد كه از شلوغي‌ها دوري مي‌كنيد‪.‬‬ ‫سوار خط ‪ 3‬مترو مي‌شويد تا به مركز شهر برويد‪ .‬تصميم مي‌گيريد‬ ‫در ايس��تگاه ‪ Monastiraki‬از قط��ار پياده مي‌ش��ويد‪ .‬وقتي از‬ ‫پله‌برقي باال مي‌رويد‪ ،‬با دي��دن آكرئوپوليس در جايتان ميخكوب‬ ‫مي‌شويد‪ .‬كس��ي از پشت ش��انه‌هايتان را مي‌گيرد‪ .‬برمي‌گرديد و‬ ‫گونزالو را مي‌بينيد‪ .‬او را در آغوش مي‌گيريد‪ .‬گونزالو مي‌گويد كه از‬ ‫ديدن شما خيلي خوشحال است‪ .‬از او مي‌خواهيد كه شما را به هتل‬ ‫پارك در خيابان ‪ Kolokotroni‬برس��اند تا چمدان‌هايتان را در‬ ‫آنجا بگذاريد‪ .‬همراه هم به خيابان‪ Areos‬مي‌رويد و در آنجا سوار‬ ‫يك ميتسوبيش��ي مي‌شويد‪ .‬به پسر جواني كه پشت فرمان است‪،‬‬ ‫سالم مي‌كنيد‪ .‬گونزالو مي‌گويد كه او فيليپ‪ ،‬دوست صميمي‌اش‬ ‫است‪.‬فيليپ خيلي بد رانندگي مي‌كند‪ .‬به او مي‌گوييد كه قبرستان‬ ‫اصلي تهران پر شده‪ ،‬اما دلتان نمي‌خواهد در آتن دفن شويد‪ .‬گونزالو‬ ‫مي‌خندد و از دوستش مي‌خواهد كه آهسته‌تر رانندگي كند‪.‬‬ ‫چمدان‌ه��ا را در اتاق‌ت��ان مي‌گذاري��د و تصمي��م مي‌گيريد كه تا‬

‫از ن��ور حرکت می‌کنند‪ ،‬اکنون آن نظریه جنجالی را رد کرده و ادعا‬ ‫دارند که آزمایشات خودشان غلط بودن یافته سرعت باالتر از سرعت‬ ‫نور را نشان می‌دهد‪ .‬اصلن چه وعضشه این همه سرعت؟ خطر داره!‬ ‫آروم برید! حتا شما نور عزیز‪.‬‬ ‫دستی برای وقت خواب‬ ‫هم‌راه می‌شویم با نارنجی و معرفی یک گجت از این سایت‪:‬‬ ‫با وجود این‌که هدفون‌ها در انواع مختلف از نظر ش��کل و اندازه در‬ ‫بازار يافت می‌ش��وند‪ ،‬اما اس��تفاده از آن‌ها زمانی که س��ر را بر روی‬ ‫بالش در رخت‌خواب می‌گذاریم کار آس��انی نیست و برای بعضی‌ها‬ ‫تقريبن غیرممکن است! اگر بخواهید به پهلو بخوابيد و به موسیقی‬ ‫مورد عالقه خود از طریق هدفون گوش دهيد‪ ،‬آن‌ها مانند ميخ‌هایی‬ ‫در گوش فرو می‌روند و احتمالن ترجیح می‌دهید دیگر به موس��یقی‬ ‫گوش ندهید‪.‬‬ ‫ش��رکت ‪ SleepPhones‬با ارایه یک محصول جدید ش��ما را از‬ ‫شر هدفون‌های میخی خالص کرده و محصول جديد این شرکت‬ ‫یک هدبند نخی سبک و قابل شس��ت وشو است‪ .‬در جداره داخلی‬ ‫آن اسپیکرهايی بسیار ظريف و نازک جاسازی شده است‪ .‬يک کابل‬ ‫منعطف نازک نيز خروجی اين هد بند است که به انواع دستگاه‌های‬ ‫پخش‌کننده متصل می‌شود‪.‬‬ ‫به هم‌راه این محصول یک سی دی هم که شامل چند ملودی آرام‬ ‫بخش است ارایه می‌شود‪ .‬در واقع این محصول یک ست زیبا و قابل‬ ‫استفاده برای عالقه‌مندان موسيقی و همه کسانی است که دوست‬ ‫دارند در حين استراحت و یا حتا ورزش به موسيقی گوش دهند‪.‬‬ ‫قیم��ت این محصول ‪ 40‬دالر اس��ت‪ .‬با وج��ود آن‌که کمی گران‬ ‫به نظر می‌رس��د اما محصول متفاوت جالبی است‪ .‬هر چند در مورد‬ ‫کیفیت صدا نمی‌توانیم نظری بدهیم‪ .‬تصورش را بکنید‪ ،‬هدبندی را‬ ‫بپوشید و قصه ظهر جمعه را گوش کنید‪.‬‬ ‫‪Ax: headset‬‬

‫دنیای به اندازه کول‌دیسک‬ ‫روزی که برای اولین بار یک کول‌دیس��ک یا حافظه «یو اس بی»‬ ‫دیدم‪ ،‬چشمام داشت از جا در می‌اومد‪ .‬یک حافظه ‪ 64‬مگابایتی که‬ ‫می‌تونست ‪ 30‬تا آهنگ رو خودش نگه داره‪ .‬با خودم فکر می‌کردم‬ ‫این ته دنیاس��ت و چی بیشتر از این می‌ش��ه پیدا کرد‪ .‬مدت زیادی‬ ‫نگذشت که کول‌دیسک‌های ‪ 4‬گیگ دیگه حکم آدامس بادکنکی‬ ‫پیدا کردن و جاشون رو به بزرگ‌ترهایی با حجم ‪ 64‬گیگ و بیشتر‬ ‫دادن‪ .‬اما از کول دیس��ک داس��تان رو شروع کردم که بگم شرکت‬ ‫ن��روژی ‪ FXI‬به تازگی نمونه‌ای ابتدای��ی از رایانه‌ای قابل حمل را‬ ‫به نمایش گذاش��ته که بیش‌تر به یک حافظه ‪ USB‬ش��بیه‪ ،‬اما از‬ ‫سیستم عامل و تمامی برنامه‌های جانبی یک رایانه برخوردار است‪.‬‬ ‫«پشمک» اسم این رایانه جیبی که اسم این رایانه‌ی ‪ 21‬گرمی است‪،‬‬ ‫می‌تواند تمامی وظایف یک رایانه را به عهده بگیرد‪ .‬در واقع این رایانه‬ ‫قابل حمل کوچک می‌توان��د هر تلویزیون‪ ،‬لپ تاپ و یا تلفن را به‬ ‫سیستم عامل اندرویدی خود تبدیل کند‪.‬‬ ‫این رایانه که از بدنه بس��یار کوچکی برخوردار اس��ت به ‪ CPU‬دو‬ ‫هس��ته ای ‪ 1.2‬گیگاهرتزی سامسونگ مجهز اس��ت‪ ،‬از بلوتوث و‬ ‫وای‪-‬ف��ای برخوردار ب��وده و می‌توان خروج��ی ‪ HDMI‬و درگاه‬ ‫کارت ‪ microSC‬را بر روی آن مشاهده کرد‪.‬‬

‫آتــن این جــا است‬

‫نيمه‌ش��ب در خيابان‌ها گردش كنيد‪ .‬س��اعت ‪ 2‬صبح از گردش سير‬ ‫مي‌شويد و ديگر حال‌تان از خيابان‌هاي آتن به هم مي‌خورد‪ .‬از فيليپ‬ ‫مي‌خواهيد كه شما را به هتل برساند‪ .‬گونزالو پيشنهاد مي‌كند كه پيش‬ ‫از آن‪ ،‬به منطقه فيالدلفيا هم برويد‪ .‬به نقشه نگاه مي‌كنيد‪ .‬فيالدلفيا در‬ ‫جنوب غربي آتن واقع ش��ده است‪ .‬چند دقيقه بعد گونزالو دو بطري را‬ ‫از زير صندلي اتومبيل بيرون مي‌آورد و سپس شيشه اتومبيل را پايين‬ ‫مي‌كشد‪ .‬متوجه مي‌شويد كه كوكتل مولوتف در دست‌هايش است‪ .‬او‬ ‫فيتيله س��ر بطري‌ها را با يك فندك روشن مي‌كند و آنها را به طرف‬ ‫شش اتومبيل پليس كه مقابل كالنتري توقف كرده‌اند پرتاب مي‌كند‪.‬‬ ‫به عقب برمي‌گرديد و اتومبيل‌هاي پليس را مي‌بينيد كه آتش گرفته‌اند‪.‬‬ ‫فيليپ با سرعت رانندگي مي‌كند تا از آنجا دور شود‪ .‬باورتان نمي‌شود‬ ‫كه گونزالو و دوس��تش از آش��وبگرهاي آتن باشند‪ .‬با فرياد به فيليپ‬ ‫مي‌گوييد كه مي‌خواهيد پياده شويد‪ .‬او حرف زشتي مي‌زند و مي‌گويد‬ ‫كه بايد صبر كنيد‪ .‬وارد اتوبان ‪ ParadosPoseidones‬مي‌شويد‪.‬‬ ‫در همين لحظه چيزي به پايتان مي‌خورد‪ .‬متوجه مي‌ش��ويد كه يك‬

‫بطري كوكتل مولوتف است‪ .‬شيشه را پايين مي‌كشيد و آن را به بيرون‬ ‫پرتاب مي‌كنيد‪ .‬گونزالو فندك را به ش��ما مي‌دهد و مي‌گويد كه دفعه‬ ‫بعد بهتر از آن هم استفاده كنيد‪.‬‬ ‫چند دقيقه بعد در خيابان ‪ Aigeos‬از اتومبيل پياده مي‌شويد و در‬ ‫را محك��م مي‌بنديد‪ .‬فيليپ حركت مي‌كند و همراه گونزالو از آنجا‬ ‫مي‌روند‪ .‬از اين كه قبل از پيش آمدن مش��كلي از آنها جداد شديد‪،‬‬ ‫خوشحال هيس��تيد‪ .‬تصميم مي‌گيريد صبح زود از آكرئوپوليس‬ ‫ديدن كنيد و س��پس آتن را را ترك كنيد و به يك شهر‬ ‫ديگر برويد تا از گونزالو دور باش��يد‪ .‬يك تاكسي‬ ‫خالي را مي‌بينيد‪ .‬براي آن دست تكان مي‌دهيد‪.‬‬ ‫وقتي س��وار ش��ديد‪ ،‬ب��ه رانن��ده مي‌گوييد كه‬ ‫مي‌خواهيد به خياب��ان ‪ Kolokotroni‬برويد‪.‬‬ ‫احس��اس مي‌كنيد كه به نخ دندان احتياج داريد‪.‬‬ ‫از رانن��ده مي‌خواهي��د كه مقابل ي��ك داروخانه‬ ‫شبانه‌روزي توقف كند‪.‬‬

‫زمانی که این ابزار به یک تلویزیون وصل می‌ش��ود‪ ،‬می‌توان از سر‬ ‫‪ HDMI‬آن برای تصایر ویدیویی‪ ،‬از ‪ USB‬آن برای تامین انرژی‬ ‫و از بلوتوث آن برای اتصال صفحه کلید و ماوس به منظور کنترل‬ ‫سیس��تم عامل اس��تفاده کرد‪ .‬این رایانه می‌تواند تا ‪ 1080‬پیکسل‬ ‫خروجی داش��ته باشد و از این رو حتا نمایش‌گرهای تمام ‪ HD‬نیز‬ ‫می‌توانند سیستم عامل از پیش تنظیم شده آندروید ‪ 2.3‬رایانه را در‬ ‫وضوح اصلی و واقعی آن به نمایش بگذارند‪.‬‬ ‫زمانی که این رایانه به یک رایانه مک یا رایانه خانگی وصل می‌شود‬ ‫به عنوان درایور ‪ USB‬ش��ناخته می‌شود و کاربر باید نرم‌افزار درون‬ ‫آن را فع��ال کرده و از محیط اندروی��دی آن درون محیط ویندوز یا‬ ‫دیگر سیس��تم‌های عامل استفاده کند‪ .‬حتا امکان انتقال پوشه‌های‬ ‫اطالعاتی از سیس��تم عامل رایانه اصلی به محیط آندرویدی رایانه‬ ‫جیبی وجود دارد‪ .‬راستی قیمت هم یک چیزی حدود ‪ 200‬دالر‪.‬‬ ‫حتا تصور چنین رایانه‌ی کوچولو و گوگولی مگولی با اسم! من رو به‬ ‫وجد میاره‪ ،‬داش��تم اما می‌گفتم یه روز بابام اومد خونه گفت دامون‬ ‫این می‌دونی چیه؟ بهش می‌گن «ام پی تری پلیر»‪ ،‬می‌ش��ه ‪ 12‬تا‬ ‫آهنگ روش ریخت و برد تو خیابون گوش داد! دامون؟! دامون؟! چرا‬ ‫فکت آویزون شده!؟‬ ‫‪Pic: usb‬‬

‫بومرنگ‬ ‫وقتي از داروخانه خارج مي‌ش��ويد‪ ،‬تاكسي را پيدا نمي‌كنيد‪ .‬ناگهان‬ ‫چندين نف��ر را مي‌بينيد كه ب��ه طرف‌تان مي‌دون��د و چند پليس‬ ‫ضدش��ورش آنها را تعقيب مي‌كنند‪ .‬چاره ديگري نداريد‪ .‬شروع به‬ ‫دويدن مي‌كنيد‪ .‬جمعيت به ش��ما نزديك‌تر مي‌ش��وند‪ .‬داخل يك‬ ‫كوچه مي‌رويد تا از آنها جدا ش��ويد اما چند نفر هم به دنبال ش��ما‬ ‫ادامه درصفحه بعد‬

‫هفت‬

‫نوامبر ‪2011‬‬

‫‪9‬‬

‫‪9‬‬


‫ادامه از صفحه قبل‬

‫مي‌آيند‪ .‬به دوي��دن ادامه مي‌دهيد‪ .‬ناگهان در انتهاي كوچه‬ ‫چن��د مأم��ور پليس را مي‌بيني��د كه به طرف‌ت��ان مي‌دوند‪.‬‬ ‫پليس‌هاي ضدش��ورش‪ ،‬همه كساني كه در كوچه محاصره‬ ‫ش��ده‌اند را دس��تگير مي‌كند‪ .‬آس��تين‌تان را مقابل بيني‌تان‬ ‫مي‌گيريد تا كمتر بوي تعفن را احساس كنيد‪ .‬وقتي مطمئن‬ ‫شديد كه همه رفته‌اند‪ ،‬از سطل زباله بيرون مي‌آييد‪.‬‬ ‫س��عي مي‌كنيد موقعيت‌تان را مش��خص كني��د‪ .‬موبايل‬ ‫را از جيب‌ت��ان در مي‌آوريد و در نقش��ه ب��ه دنبال خيابان‬ ‫‪ Fokylidou‬مي‌گردي��د‪ .‬در همين لحظه يك اتومبيل‬ ‫پلي��س وقف مي‌كند و دو مأمور پليس به طرفتان مي‌آيند‪.‬‬ ‫سعي مي‌كنيد عادي رفتار كنيد و سوتي ندهيد كه تا چند‬ ‫دقيقه قبل در ميان شورشي‌ها بوديد‪.‬‬ ‫در كالنتري به حمام مي‌رويد‪ .‬يك مأمور پليس برايتان حوله‬ ‫و يك دس��ت لباس گرم‌كن ورزشي مي‌آورد‪ .‬اتاق بازجويي‬ ‫تاريك اس��ت و المپ ب��االي ميز‪ ،‬آن را روش��ن مي‌كند‪.‬‬ ‫مطمئن هس��تيد كه چند نفر پش��ت آينه اتاق ايستاده‌اند و‬ ‫درباره ايراني بودن ش��ما با يكديگ��ر بحث مي‌كنند‪ .‬در باز‬ ‫مي‌شود و دو نفر با لباس شخصي وارد مي‌شوند‪.‬‬ ‫شما كي هستيد؟‬ ‫به همكارهايتان هم گفتم‪ .‬من توريست هستم و اتفاقي‬ ‫در شلوغي‌ها محاصره شدم‪.‬‬ ‫اگر با ما صادق نباشيد‪ ،‬محاكمه سختي خواهيد داشت‬ ‫و به زندان مي‌رويد‪.‬‬ ‫من دروغ نگفتم‪ .‬مي‌توانيد سوابقم را بررسي كنيد‪.‬‬ ‫اين كار را كرديم‪ .‬ظاهرا همه چيز مرتب است‪ .‬اما يك‬ ‫چيزي هست كه بايد آن را ببينيد‪.‬‬ ‫او يك عكس را روي ميز مي‌گذارد‪ .‬از ديدن آن ش��وك‌زده‬ ‫مي‌شويد‪ .‬دوربين هوش��مند پليس ترافيك‪ ،‬تصوير شما را‬ ‫در حالي ثبت كرده كه س��عي مي‌كنيد يك بطري كوكتل‬ ‫مولوتف را از شيشه اتومبيل به بيرون پرتاب كنيد‪ .‬نمي‌دانيد‬ ‫چطور به پليس توضيح بدهيد كه گونزالو و فيليپ آن كار را‬ ‫كردند و شما جرمي مرتكب نشده‌ايد‪.‬‬ ‫اگر همدس��ت‌هايتان را معرفي كنيد‪ ،‬با نخس��تين پرواز‬ ‫فردا به كشورتان برمي‌گرديد و ما هم همه چيز را فراموش‬ ‫مي‌كني��م‪ .‬اما در غير اين صورت به دادگاه و س��پس زندان‬ ‫مي‌رويد‪.‬‬ ‫ب��ا خودتان فكر مي‌كنيد‪ .‬ش��ما از گونزالو فقط يك آدرس‬ ‫ايميل داريد و حتي نام فاميل او را هم نمي‌دانيد‪.‬‬ ‫من آنها را نمي‌شناسم‪ .‬شما كه مي‌توانيد از طريق پالك‬ ‫اتومبيل‪ ،‬پيدايشان كنيد‪.‬‬ ‫آن اتومبيل متعلق به دختر ش��هردار آتن است كه هفته‬ ‫قبل به سرقت رفته بود و با پالك جعلي در عكس دوربين‬ ‫بزرگراه ثبت شده است‪.‬‬ ‫تصمي��م مي‌گيريد ب��ه پليس‌ها بگوييد ك��ه مي‌خواهيد با‬ ‫س��فارت ايران تم��اس بگيري��د؛ اما مطمئن هس��تيد اگر‬ ‫پدرت��ان بفهمد توي چه دردس��ري افتاده‌ايد‪ ،‬زندگي‌تان را‬ ‫س��ياه مي‌كند و ديگر اجازه نمي‌دهد به مس��افرت خارجي‬ ‫برويد‪ .‬سعي مي‌كنيد خودتان با پليس كنار بياييد‪ .‬فكري به‬ ‫ذهن‌تان مي‌رسد‪ .‬به يكي از پليس‌ها نگاه مي‌كنيد‪.‬‬ ‫چه تضميني وجود داره كه به قول‌تان عمل مي‌كنيد؟‬ ‫هيچ تضميني نيس��ت‪ .‬ش��ما در هتل پارك در خيابان‬ ‫‪ Kolokotroni‬اتاق داريد‪ .‬درسته؟‬ ‫بله! اتاق ‪.302‬‬ ‫هتل محل اقامت ش��ما صبح امروز دچار حريق ش��د و‬ ‫االن ب��ه من خبر دادند در گزارش آتش‌نش��اني درج ش��ده‬ ‫كه حريق از اتاق شماره ‪ 302‬شروع شده است‪ .‬مي‌خواهيد‬ ‫اتفاقات بمبئي را در اينجا تكرار كنيد؟‬ ‫‪10‬‬

‫‪ 10‬هفت‬

‫نوامبر ‪2011‬‬

‫آنالیزور‬

‫جنگ با ایران نه‌‪ ،‬اما حمله نظامی ممکن است‬

‫احمد باطبی‪ /‬روزنامه انگلیسی «دیلی تلگراف» به نقل از منابع‬ ‫خود نوش��ته است‌‪ …« :‬اسراییل به اوباما در مورد عدم حمله به‬ ‫ایران تضمینی نداده و این موضوع باعث افزایش نگرانی‌ها مبنی‬ ‫بر حمله‌ی اسراییل در تابستان آینده به ایران شده است …‬ ‫این روزنامه در ادامه می‌افزاید‪ …« :‬باراک اوباما از اس��راییل‬ ‫خواست تا بدون هماهنگی با کاخ سفید حمله‌ای به ایران صورت‬ ‫نگیرد اما مقامات اسراییلی با رد این خواست گفته‌اند که دیگر به‬ ‫دنبال اجازه آمریکا برای حمله ایران نیستند …»‬ ‫در ش��رایط کنون��ی جنگ ای��ران و آمریکا‌‪ ،‬ایران با اس��راییل‌‪،‬‬ ‫ای��ران با اس��راییل و آمریکا‌‪ ،‬ایران با نات��و ‪ ،‬و … چقدر محتمل‬ ‫است‪ .‬با توجه به وضعیت سیاسی‌‪ ،‬اقتصادی‌‪ ،‬اجتماعی هر کدام از‬ ‫طرف‌های مفروض‌‪ ،‬و همین‌طور شرایط جامعه جهانی آغاز چنین‬ ‫جنگی بعید به نظر می‌رسد؟‬ ‫در بخشی از گزارش دیلی تلگراف آمده است‪:‬‬ ‫«… اوبام��ا پ��س از اطالع از واکنش غیرمتعهدان��ه‌ی نتانیاهو‪ ،‬به‬ ‫سرویس‌های اطالعاتی آمریکا دستور افزایش نظارت بر اسراییل را‬ ‫داده است‪ .‬اوباما در پی کشف مقاصد اصلی اسراییل است … »‬ ‫اس��تقالل نسبی اسراییل در تصمیم‌گیری‌های این‌چنینی بعید‬ ‫به نظر نمی‌رسد‌‪ ،‬اما عاملی که ادعای استقالل کامل اسراییل را‬ ‫از آمریکا به چالش می‌کشد این است که جنگ با ایران موضوعی‬ ‫نیس��ت که مابین ایران و اس��راییل روی دهد و در همین سطح‬ ‫باقی بماند‌‪ .‬درگیری نظامی با ایران حد‌اقل ‪ 18‬کش��ور منطقه را‬ ‫در‌گی��ر خواهد کرد‌‪ .‬مقامات ایرانی پی��ش از این نیز بارها اعالم‬ ‫کرده‌ان��د که در صورت برهم خوردن امنیت حکومت اس�لامی‌‪،‬‬ ‫منطقه برای دیگر کشور‌ها نیز امن نخواهد بود‪.‬‬ ‫بیان چنی��ن موضوعی در ادبی��ات دیپلماتیک به این معناس��ت‬ ‫ک��ه حکومت ایران از هر ش��یوه اخالقی و غی��ر اخالقی برعلیه‬ ‫کشورهای هم‌کاری کننده با مهاجمین در منطقه استفاده خواهد‬ ‫کرد‪.‬‬ ‫از آن سو امنیت تثبیت نشده کشور‌های جنگ‌زده هم‌چون عراق‬ ‫و افغانستان‌‪ ،‬در کنار خال‌ قدرت‌متمرکز در آسیای غربی‌‪ ،‬احتمال‬ ‫بح��ران در این منطق ‌ه و در نتیجه هرج و مرج جهانی را افزایش‬ ‫می‌دهد‪.‬‬ ‫اولین تاثیر جنگ بر ب��ازار نفت خاور‌میانه به عنوان تامین کننده‬ ‫‌دو‪ -‬سوم انرژی فسیلی جهان خواهد بود‪.‬‬ ‫خط��ر تخری��ب چاه‌های نفت و خط��وط لوله در پ��ی حمله و یا‬ ‫اقدامات تالفی‌جویانه از سوی ایران‌‪ ،‬و نا‌امنی در ترانزیت نفت و‬ ‫گاز آس��یای میانه و قفقاز‌‪ ،‬شبه جزیره‌ی عربستان و … واقعیتی‬ ‫است که نمی‌توان از آن چشم پوشید‪.‬‬ ‫و همه این‌ها در شرایطی است که رکود اقتصاد جهانی‌‪ ،‬بسیاری‬ ‫از کش��ورها و خصوصن کش��ور های غربی و آمریکا را با مشکل‬ ‫مواجه کرده است‌‪ .‬از این رو با برهم‌خوردن نظم موجود اقتصادی‬ ‫خاور‌میانه‌‪ ،‬این بحران نیز وارد مرحله جدید‌تری خواهد شد‪.‬‬ ‫موقعیت ایران نس��بت به آمری��کا به عن��وان بزرگ‌ترین حامی‬ ‫اس��راییل و ی��ا یکی از طرف‌ه��ای احتمالی جنگ ب��ا ایران‪ ،‬در‬ ‫مواجهه با فشار اقتصادی جنگ به‌تر است‪.‬‬ ‫در تمامی سال‌های پس از پیروزی انقالب اسالمی ‪ ،‌1977‬ایران‬ ‫به ش��کل‌های مختلف تحت تحریم و فش��ارهای گوناگون قرار‬ ‫داش��ته و حکومت آن همواره‌شهروندان خود را به ریاضت‌واراد‬ ‫کرده است‌‪ .‬اما شرایط دست‌گاه حکومتی آمریکا اساسن متفاوت‬ ‫ب��وده و‌تحمیل ریاضت‌های این‌چنینی به مردم به این س��ادگی‬

‫نیست‪.‬‬ ‫بح��ران اقتصادی س��ال‌های اخیر آمریکا و ورشکس��تگی بیش‬ ‫از ‪ 300‬بان��ک این کش��ور‌‪ ،‬بدهی‌‪ ،‬کس��ری بودج��ه‌‪ ،‬بی‌کاری و‬ ‫اعتراض��ات مردمی اخیر نظیر جنبش وال اس��تریت‌‪ ‌،‬مش��ارکت‬ ‫آمریکا را در جنگ دیگر با مشکل مواجه می‌کند‪.‬‬ ‫ب��رآورد اولیه‌ی آمریکا در جنگ با ع��راق حدود ‪ 50‬میلیارد دالر‬ ‫اعالم شده بود اما در عمل بیش از‌ ‪ 1000‬میلیارد دالر صرف این‬ ‫جنگ ش��د و این موضوع در کنار‌ تجربه جنگ افغانستان و عراق‬ ‫افکاری عمومی آمریکا را نس��بت به آغ��از جنگی دیگر و تامین‬ ‫هزینه‌های مالی و نیروی انسانی حساس‌تر می‌کند‪.‬‬ ‫صرف‌نظ��ر از تمامی این موارد‌‪ ،‬موضوع به��ار عربی و تحوالت‬ ‫پیرامون آن در منطقه خود مقوله‌دیگری‌ست‪.‬‬ ‫پس از س��رنگونی رهبران دیکتاتور کشور‌های عربی‌‪ ،‬عملن فضا‬ ‫برای فعالیت گروه‌های اسالم‌گرا باز شد‪.‬‬ ‫ش��ور انقالبی در کنار تجرب��ه حضور نیرو‌ه��ای غربی در عراق‬ ‫و افغانس��تان تحریک‌پذی��ری مس��لمانان این کش��ورها را برای‬ ‫عکس‌العمل ضد غربی تقویت می‌کند‪.‬‬ ‫چنی��ن وضعیتی‪ ،‬دیگر کش��ور‌های عربی که هنوز رژیم س��ابق‬ ‫در آن‌ه��ا برقرار هس��ت را نیز در هم‌راهی با کش��ور‌های غربی‬ ‫محتاط‌تر می‌کند‪.‬‬ ‫با این شرایط بعید به نظر می‌رسد که اسراییل به صورت خود‌سر‌‪،‬‬ ‫و مس��تقل از آمریکا و جامعه جهانی جنگ��ی تمام عیار و یا بلند‬ ‫مدت بر علیه ایران آغاز کند‪.‬‬ ‫با این ش��رایط اس��راییل ب��ا موضوع‌گیری‌ه��ای تحریک‌آمیز و‬ ‫جنگ‌طلبانه چه هدفی را دنبال می‌کند؟‬ ‫ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا با ماموریت پوش��ش اقیانوس‬ ‫هند در کش��ور بحرین مس��تقر بوده و بیش از صد‌کشتی جنگی‬ ‫و زیردریای��ی غربی نیز در محدوده خلیچ فارس حضور دارند‌‪ .‬در‬ ‫این س��و نیز ارتش ایران با چهار نیرو‪ ،‬سپاه پاسداران با پنج نیرو‬

‫و نیروی مقاومت بسیج قراردارند‪.‬‬ ‫اما آمریکا و یا اسراییل به دلیل برتری در تکنولوژی و ابزار آالت‬ ‫جنگ��ی‌ این امکان را دارند که در حمل��ه‌ای هواپایه و دریا‌پایه و‬ ‫ب��دون ورود به داخ��ل ایران‌‪ ،‬برخی تاسیس��ات اتمی و یا حیاتی‬ ‫ایران را هدف قرار دهند‪.‬‬ ‫این در حالی اس��ت که ابزارآالت جنگی نیروی هوایی و دریایی‬ ‫ایران عمومن بومی و ابتدایی‪ ،‬و یا فرسوده و یا فاقد توان برابری‬ ‫با امکانات طرف مقابل هستند‪.‬‬ ‫موش��ک‌های دور‌برد آمریکایی و اس��راییلی چه از عرشه ناوگان‬ ‫جنگی مس��تقر در خلیج فارس‌‪ ،‬و چه از خاک اس��راییل و دیگر‬ ‫کشور‌های منطقه‌‪ ‌،‬امکان رسیدن به خاک ایران را دارند‪.‬‬ ‫به ف��رض پذی��رش ادعای ای��ران مبنی ب��ر در اختیار داش��تن‬ ‫موشک‌های دور‌برد‌‪ ،‬ایران تنها می‌تواند در اقدامی مشابه اهدافی‬ ‫را در کش��ور اس��راییل مورد حمله قرار دهد‌‪ .‬و این در حالی است‬ ‫که ایران فاقد توان راه‌اندازی س��پر موشکی بوده ولی اسراییل و‬ ‫آمریکا در مدت زمان کوتاهی می‌توانند س��پر موشکی مناسب را‬ ‫هم برای اسراییل‌‪ ،‬و هم برای دیگر کشور‌های منطقه برپا کنند‪.‬‬ ‫در ص��ورت بروز چنین درگی��ری بین ایران و اس��راییل‌‪ ،‬باز هم‬ ‫نمی‌ت��وان آن را جنگ نامید‌‪ .‬در مباح��ث نظامی‌ و در رتبه‌بندی‬ ‫درگیری‌‌ه��ای نظامی به چنین وضعیتی پیکار گفته می‌ش��ود که‬ ‫درجه آن از جنگ و یا رزم پایین‌تر است‪.‬‬ ‫با این ش��رایط آغاز جنگی تمام عیار برای هیچ‌کدام از طرف‌های‬ ‫درگی��ری ممکن ب��ه نظر نمی‌رس��د‌‪ ،‬اما در پی��کاری این‌چنینی‬ ‫طبع��ن طرف مغل��وب ایران خواهد بود‌‪ .‬و تنها عاملی که مس��یر‬ ‫این حوادث را به س��ویی دیگر تغییر می‌دهد‌‪ ،‬دست‌یابی ایران به‬ ‫سالح اتمی است‪.‬‬ ‫در صورت عدم بروز پیکار نیز‌‪ ،‬حداقل نتیجه حاصل از رجزخوانی‬ ‫اس��راییل و کش��ور‌های پیرامون آن‌‪ ،‬زمینه‌س��ازی برای اعمال‬ ‫تحریم‌های بیش‌تر‌‪ ،‬و فلج‌سازی حکومت ایران خواهد بود‪.‬‬


‫کاغذ کهنه‬

‫شناساندن سینمای ایران با فیلم‌های مهرجویی‬

‫محبوبه ش�عاع‪« /‬داریوش مهرجویی» کارگردان‪ ،‬نویس��نده و‬ ‫مترج��م ایرانی در هفدهم آذر ‪ ۱۳۱۸‬در تهران در محله ش��اپور‪،‬‬ ‫درخونگاه‪ ،‬در خانواده‌ای از طبقه متوس��ط به‌دنیا آمد‪ .‬در نوجوانی‬ ‫به موس��یقی عالقه‌مند ش��د و مدت کوتاهی به کالس آموزش‬ ‫موس��یقی‪« ،‬آقای زندی» رفت او نزد پدرش که موسیقی ایرانی‬ ‫را خوب می‌ش��ناخت به نواخت سنتور پرداخت و بعد به موسیقی‬ ‫کالس��یک غربی آش��نا ش��د و به نواختن پیانو و نوشتن قطعاتی‬ ‫برای پیانو پرداخت‪.‬‬ ‫در هفده س��الگی به س��ینما عالقه‌مند شد و برای درک به‌تر‬ ‫فیلم‌ه��ای روز ب��ه آموختن زبان انگلیس��ی پرداخت‪ .‬تحصیالت‬ ‫مقدماتی را در تهران به پایان برد و در بیست سالگی برای ادامه‬ ‫تحصی��ل به کالیفرنیا رفت‪ .‬مهرجویی در ابتدا به خواندن س��ینما‬ ‫رو آورد اما خیلی زود س��ینما را رها کرد و به فلس��فه پرداخت و‬ ‫در س��ال ‪ ۱۳۴۴‬از دانش‌گاه «یوسی‌ال‌ای» لس‌آنجلس لیسانس‬ ‫فلس��فه گرفت و در همین سال سردبیری «نشریه پارس ریویو»‬ ‫در لس‌آنجلس را به‌عهده گرفت و س��ال بعد به تهران آمد و در‬ ‫س��ال ‪ ۱۳۴۶‬نخس��تین فیلم خود به نام «الماس ‪ »۳��‬که فیلمی‬ ‫بسیار پرهزینه بود را ساخت‪.‬‬ ‫این فیلم در پنجم بهمن ‪ ۱۳۴۶‬در تهران روی پرده آمد و فروش‬ ‫متوسطی داش��ت و با توجه به هزینه باالی ساخت آن شکستی‬ ‫تجاری محس��وب می‌شد اما در ‪ ۱۳۴۸‬با هم‌کاری «غالمحسین‬ ‫س��اعدی» فیلم‌نامه «گاو» را از روی یکی از داستان‌های کوتاه‬ ‫«عزادارن بیل» نوش��ته ساعدی نوش��ت و کارگردانی کرد‪ .‬این‬ ‫فیل��م ب��رای مهرجویی و س��ینمای ایران جوایز متع��ددی را در‬ ‫جش��ن‌واره‌های بین‌المللی به ارمغان آورد‪ .‬گاو هم از نظر تجاری‬ ‫ه��م از نظر هنری فیلم موفق��ی از کار درآمد و فصل جدیدی در‬ ‫سینمای ایران گشود‪.‬‬ ‫س��اخته ش��دن فیل��م «گاو» در آخری��ن س��ال‌های دهه چهل‬ ‫خورش��یدی س��ینمای ایران را که تا پیش از آن حضور کم‌رنگی‬ ‫در جش��ن‌واره‌های جهانی داشت‪ ،‬به عنوان س��ینمایی متفکر و‬ ‫قابل اعتنا به منتقدان جهانی معرفی کرد‪ .‬گفته ش��ده‪« :‬سینمای‬ ‫ایران اگر تولد خود را مدیون س��پنتا و مردان پیش‌گامی باشد که‬ ‫پس از وی آمدند‪ ،‬شناس��ایی جهانی خود را بی‌تردید به داریوش‬ ‫مهرجویی مدیون است‪».‬‬ ‫داریوش مهرجویی طی چهل س��ال‬ ‫گذش��ته ب��ه ج��ز وقف��ه چند‬ ‫س��اله‌اش پ��س از انقالب‬ ‫‪ ۱۳۵۷‬و وقایع بعد از آن‬ ‫که منج��ر به مهاجرت‬

‫ساخته شدن فیلم «گاو» در‬ ‫آخرین سال‌های دهه چهل‬ ‫خورشیدی سینمای ایران را که‬ ‫تا پیش از آن حضور کم‌رنگی‬ ‫در جشن‌واره‌های جهانی‬ ‫داشت‪ ،‬به عنوان سینمایی‬ ‫متفکر و قابل اعتنا به منتقدان‬ ‫جهانی معرفی کرد‬

‫وی به فرانس��ه شد‪ ،‬هم‌واره یکی از فیلم‌س��ازان مطرح و پرکار‬ ‫ایرانی بوده‌است‪.‬‬ ‫هرچند از آغاز فعالیت فیلم‌سازی مهرجویی تاکنون‬ ‫تع��دادی از فیلم‌های��ش توقیف ش��ده‌اند اما او‬ ‫هم‌چنان به س��اختن فیلم‌ه��ای متفاوت ادامه‬ ‫می‌دهد‪.‬‬ ‫فیل��م «الموت» که در س��ال ‪ ۱۳۵۵‬س��اخته‬ ‫ش��د و فیلم بلند مستند س��ینمایی بود‬ ‫و در مورد اس�لام و تش��یع و‬ ‫اس��ماعیلیان ب��ود و برای‬ ‫تلویزی��ون مل��ی ای��ران‬

‫س��اخته شده بود هرگز به نمایش درنیامد و گفته شد فیلم مفقود‬ ‫ش��د ‌ه است‪ .‬فیلم «سنتوری» هم که در ‪ ۱۳۸۵‬ساخته شده‌است‬ ‫به دس��تور وزیر فرهنگ و ارشاد اسالمی دولت نهم اجازه اکران‬ ‫عمومی نگرفت تا این که در دولت دهم بدون اکران عمومی وارد‬ ‫شبکه‌ی خانگی (ویدیویی) شد‪.‬‬ ‫داریوش مهرجویی هم‌چنین عالوه بر س��ینما به نوشتن رمان و‬ ‫ترجم��ه هم می‌پردازد‪ .‬او جوایز متعدد بین‌المللی دریافت کرده و‬ ‫داور جشن‌واره‌های سینمایی زیادی هم بوده‌است‪.‬‬ ‫اما در م��ورد زندگی خصوص��ی مهرجویی وی ابت��دا با «فریال‬ ‫جواهریان» ازدواج کرد که یکی از طراحان صحنه و لباس نامی‬ ‫س��ینمای ایران به ش��مار می‌رفت اما این ازدواج با طالق پایان‬ ‫گرفت‪ .‬سپس وی با «وحیده محمدی‌فر» که از فیلم‌نامه‌نویسان‬ ‫س��ینما اس��ت ازدواج کرد و حاص��ل این ازدواج دخت��ری به نام‬ ‫«مونا» است‪.‬‬ ‫مهرجویی از کس��انی بود که س��رکوب مردم معت��رض به نتایج‬ ‫انتخابات را محکوم کرد‪ .‬او از حامیان موسوی است‪.‬‬ ‫داری��وش مهرجویی تاکنون کارگردان��ی فیلم‌های زیر را برعهده‬ ‫داشته است‪:‬‬ ‫الم��اس‪ ،‬گاو‪ ،‬آق��ای هالو‪ ،‬پس��تچی‪ ،‬دایره مینا‪ ،‬مدرس��ه‌ای که‬ ‫می‌رفتیم‪ ،‬اجاره‌نشین‌ها‪ ،‬ش��یرک‪ ،‬هامون‪ ،‬بانو‪ ،‬سارا‪ ،‬پری‪ ،‬لیال‪،‬‬ ‫درخت گالبی‪ ،‬داس��تا‌ن‌های جزی��ره‪ ،‬میکس‪ ،‬بمان��ی‪ ،‬مهمانی‬ ‫مامان‪ ،‬س��نتوری‪ ،‬فرش‌ ‌و فرشته‪ ،‬تهران در جست وجوی زیبایی‬ ‫و آسمان محبوب‪.‬‬ ‫هم‌چنین بس��یاری از مطرح‌ترین بازی‌گ��ران ایران در فیلم‌های‬ ‫وی حضور داش��ته‌اند‪ .‬بازی‌گرانی مانن��د‪ :‬عزت‌اله انتظامی‪ ،‬علی‬ ‫نصیریان‪ ،‬جمش��ید مش��ایخی‪ ،‬پرویز فنی‌زاده‪ ،‬فخری خوروش‪،‬‬ ‫محمدعلی کش��اورز‪ ،‬فروزان‪ ،‬سعید کنگرانی‪ ،‬اسماعیل محمدی‪،‬‬ ‫مرضیه برومند‪ ،‬ایرج راد‪ ،‬حمیده خیرآبادی‪ ،‬اکبر عبدی‪ ،‬فردوس‬ ‫کاویانی‪ ،‬خس��رو ش��کیبایی‪ ،‬فریماه فرجامی‪ ،‬بیت��ا فرهی‪ ،‬توران‬ ‫مهرزاد‪ ،‬نیکی کریمی‪ ،‬علی مصفا‪ ،‬محمدرضا ش��ریفی‌نیا‪ ،‬حسن‬ ‫پورشیرازی‪ ،‬بهرام رادان و گلشیفته فراهانی‪.‬‬ ‫هفت‬

‫نوامبر ‪2011‬‬

‫‪11‬‬

‫‪11‬‬


‫استادیوم‬

‫ل مهاجمان می‌‌انداخت و‬ ‫درباره مردی که نگاهش ترس به د ‌‬ ‫حاال چشمش خوب نمی‌بیند؛ «گنارو گتوزو»‬

‫کرگدن فوتبال ایتالیا‬

‫ترجمه‪ :‬رض�ا محدث‪ /‬منبع‪:‬گاردین ‪ /‬هیچ خبرنگاری جرأت‬ ‫نزدیک شدن به او را ندارد‪ .‬کرگدن فوتبال ایتالیا‪ ،‬لقبی است که او به‬ ‫واسطه‌ی این بداخالقی‪ ،‬چه در زمین و چه خارج از آن نصیب خود‬ ‫کرده است‪ .‬او متولد سال ‪ ۱۹۷۸‬است‪.‬‬ ‫در کودکی به خاطر روحیه جنگنده‌ای داش��ت به تیم راگبی دعوت‬ ‫ش��د‪ .‬او به این تیم رفت و البته تبدیل به ستاره این تیم هم شد‪ .‬اما‬ ‫ی را داشته باشید‪ ،‬همین‬ ‫کافی اس��ت در ایتالیا توان زدن یک رو پای ‌‬ ‫کافی است تا شما به سمت فوتبال بروید‪« .‬گنارو گتوزو» هم راگبی‬ ‫را رها کرد و به سمت فوتبال رفت‪.‬به خاطر توان بدنی‪ ،‬او را در پست‬ ‫ی بود و نه عشق گل‌زنی‬ ‫دفاع گذاشتند‪ .‬چرا که او نه دنبال دریبل زن ‌‬ ‫داش��ت‪ .‬او س��دی محکم بود در برابر مدافعان ظریف تیم مقابل‪ .‬با‬ ‫چهره عبوس��ی که داشت مهاجمان را پیش از آن‌که او را پشت سر‬ ‫بگذارند‪ ،‬تسلیم می‌‌کرد‪.‬‬ ‫ی زیر هفده‬ ‫ی زود به تیم مل ‌‬ ‫در رده آموزش��گاه‌ها درخش��ید و خیل ‌‬ ‫ساله‌های ایتالیا دعوت شد‪ .‬همین درخشش سبب شد تا او به تیم پر‬ ‫ی برای‬ ‫طرفدار پروجا برود‪ .‬سال ‪ ۹۵‬به این باشگاه پیوست‪ .‬پنجاه باز ‌‬ ‫ی برای او محس��وب می‌‌شد‪ .‬در‬ ‫این تیم در طول دو س��ال آمار خوب ‌‬ ‫ی در تیم‌های خارجی‌‬ ‫ایتالیا همه چیز برای او مهیا بود اما او آرزوی باز ‌‬ ‫را داشت‪ .‬در نوزده سالگی به آرزویش رسی ‬د‪‪.‬شهر زیبای گالسکو در‬ ‫ی برای بر آورده شدن این آرزو تبدیل شد‪ .‬به دعوت‬ ‫اسکاتلند‪ ،‬به جای ‌‬ ‫والتر اسمیت سرمربی وقت تیم گالسکو رنجرز به این تیم پیوست تا‬ ‫ی زود اسمیت از‬ ‫ی خیل ‌‬ ‫شانسش را در جزیر‌ه فوتبال امتحان کند‪ .‬ول ‌‬ ‫کار بر کنار ش��د و جای خودش را به دیک ادوکات هلندی داد‪ .‬یک‬ ‫ی خشک که همان روز اول حضور گتوزو را بر نتافت‪ .‬او هافبک‬ ‫مرب ‌‬ ‫ی در دفاع راست از او استفاده می‌‌کرد‪.‬‬ ‫دفاعی بود اما آقای مرب ‌‬ ‫اختالف بین این دو باال و جوان ایتالیایی در لیس��ت فروش باشگاه‬

‫قرار گرفت‪ .‬گتوزو به تیم سالرنو که آن سال در سری آ بود پیوست‪.‬‬ ‫ی این روزهای فیورنتینا) با شناخت از‬ ‫آن س��ال دلیو روسی (سر مرب ‌‬ ‫ی و خلق و خوی او قدر س��تاره‌ای که با چهار میلیون پوند‬ ‫نحوه باز ‌‬ ‫ب��ه ایتالیا برگردانده بود را دانس��ت و با میدان دادن به او زمینه‌های‬ ‫پیشرفت او را فراهم کرد‪.‬‬ ‫ی کرد و توانس��ت از آن‌جا خودش به‬ ‫برای س��الرنو؛ گت��وزو ‪ ۲۵‬باز ‌‬ ‫تیم‌های دیگر نش��ان دهد‪ .‬او به تیم راه راه پوش��ی پیوست که هر‬ ‫جوانی در ایتالیا آرزوی پیوستن به این تیم را داشت؛میالن‪.‬‬ ‫البته حضور او در اسکاتلند تنها در حضورش در چند مسابقه خالصه‬ ‫نشد‪ .‬در گالسکو او با دختری ایتالیایی ‪ -‬اسکاتلندی آشنا شد‪ .‬او را‬ ‫ی در سکو‌های ورزشگاه‬ ‫ی از تمرینات تیمشان دیده بود و وقت ‌‬ ‫در یک ‌‬ ‫ی جاودانه‬ ‫ی دوستانه با تورنتو کانادا دوباره او را دید و به عشق ‌‬ ‫در باز ‌‬ ‫بدل ش��د‪ .‬رابطه آن دو همان جا شروع شد اما چون جوان ایتالیایی‬ ‫ی به تعویق افتاد تا‬ ‫توان مالی الزم را نداشت‪ ،‬ازدواج آن ها چند وقت ‌‬ ‫امروز که آن‌ها دو فرزند هم دارند‪.‬‬

‫میالن‬ ‫آلبرتو زاکرونی در نخس��تین حضورش در میالن این تیم را قهرمان‬ ‫کرد و با این قهرمانی توانس��ت برلوس��کونی مالک میالن را راضی‌‬ ‫ی از این خرید‌ها گتوزو ‪۲۱‬‬ ‫کند تا دس��ت به خرید‌های تازه بزند‪ .‬یک ‌‬ ‫ی بزرگ در زندگی او به‬ ‫س��اله بود که با ورودش به این تی��م‪ ،‬تحول ‌‬ ‫وجود آمد‪ .‬او با هش��ت میلیون یورو به میالن پیوست و دوازده سال‬ ‫ی برای میالن کرد‪ .‬نتیجه‬ ‫با این تیم ماند‪ .‬در ‪ ۱۲‬س��ال او ‪ ۳۳۰‬باز ‌‬ ‫ی فتح دو جام قهرمانی در ایتالیا و دو قهرمانی در لیگ‬ ‫این تعداد باز ‌‬ ‫قهرمانان اروپا بود‪ .‬هواداران میالن او را نماد تعصب و استحکام در‬ ‫باشگاه شان می‌دانند‪.‬‬ ‫تیم مل ‌‬ ‫ی‬ ‫ی در رده جوان��ان را به حس��اب‬ ‫اگ��ر ب��از ‌‬ ‫نیاوریم‪ ،‬گت��وزو از س��ال ‪ ۲۰۰۰‬به عضویت‬ ‫تیم بزرگ‌س��االن ایتالیا در آمده است‪ .‬او ‪۷۳‬‬ ‫ی را در پرونده خود ثبت کرده و جالب‬ ‫باز ‌‬ ‫این‌جاست که بدانید این هافبک تدافعی‬ ‫تنها و تنها یک گل به ثمر رسانده‪ ،‬آن‬ ‫هم در‌دیدار دوستانه با تیم انگلستان در‬ ‫همان روزهای اول حضورش در تیم ملی‌‪.‬‬ ‫ی ایتالیا حضور در س��ه جام‬ ‫او به همراه تیم مل ‌‬ ‫ی را تجربه کرده‪ ،‬در دو جم ملت‌ها همراه‬ ‫جهان ‌‬ ‫ی المپیک ایتالیا‬ ‫ایتالیا بوده و البته به همراه تیم مل ‌‬ ‫در س��یدنی ‪ ۲۰۰۰‬حضور داشت‪ .‬اوج افتخارات او‬ ‫ی بدون تردید کسب عنوان قهرمانی‬ ‫همراه با تیم مل ‌‬ ‫ی ‪ ۲۰۰۶‬آلم��ان بود‪ .‬او در پایان جام‬ ‫در جام جهان ‌‬ ‫ی ‪ ۲۰۱۰‬و پس از حذف زودهنگام و خفت بار‬ ‫جهان ‌‬ ‫ی خداحافظی کرد‪.‬‬ ‫از تیم مل ‌‬

‫‪12‬‬

‫‪ 12‬هفت‬

‫نوامبر ‪2011‬‬

‫کرگدن‬ ‫او یک دیوانه تمام‌عیار در زمین فوتبال اس��ت و ش��اید نام کرگدن‬ ‫لقبی مناسب باشد برای او باشد‪ .‬هیچ‌کس نمی‌تواند چند لحظه بعد‬ ‫ی کند‪.‬فاصله خوشحالی و عصبانیت او فقط یه چشم به‬ ‫او را پیش‌بین ‌‬ ‫ی شود‪ .‬در سال ‪۲۰۰۳‬‬ ‫هم زدن اس��ت و خدا نکند که گتوزو عصبان ‌‬ ‫و در جری��ان‌دیدار تیم‌های میالن و آژاکس در لیگ قهرمانان اروپا‬ ‫هنگامی که ایبراهیمویچ مهاجم آن روزهای آژاکس قصد داشت از‬ ‫او بگ��ذرد‪ ،‬چنان ضربه‌ای با آرنج به صورت او زد که او در جا نقش‬ ‫بر زمین شد‪.‬‬ ‫دو سال بعد؛ باز هم در مسابقات لیگ قهرمانان اروپا و در مسابقه با‬ ‫شالکه گتوزو کریستین پولسن را که تکل خشنی روی پای کاکا رفته‬ ‫بود را با یک ضربه کاری مصدوم و روانه بیمارستان کرد‪.‬‬ ‫ی که‬ ‫اما بدون تردید شاهکار او در فوریه سال ‪ ۲۰۱۱‬رقم خورد‪ .‬جای ‌‬ ‫میالن به مصاف تاتنهام رفته بود‪ .‬در این مس��ابقه جو جردن کمک‬ ‫ی را نثار گتوزو کرد و او‬ ‫مربی تاتنهام از روی نیمکت ذخیره‌ها کلمات ‌‬ ‫هم این حرف‌ها را تاب نیاورد با با دس��ت به سینه او کوبید و عملن‬ ‫ی با او شد‪.‬‬ ‫وارد یک جدال فیزیک ‌‬ ‫او در پایان مسابقه به شدت شرمنده بود و از کار زشتش عذرخواهی‌‬ ‫کرد و به ابراز پش��یمانی گفت‪« :‬من کنترلم را از دست دادم‪ ،‬هرچند‬ ‫ی برای عذرخواهی نمانده است‪ .‬با تمام وجود مسوولیت‬ ‫می‌‌دانم جای ‌‬ ‫کاری را که آن‌جا دادم می‌پذیرم‪».‬‬ ‫ی ب��وده که او را‬ ‫بعد‌ه��ا گت��وزو گفت که این حرف‌ه��ای آقای مرب ‌‬ ‫ی هم با لب‌خوانی‌‬ ‫تحریک کرده است‪ .‬روزنامه‌های ایتالیایی و انگلیس ‌‬ ‫ی و لب خط مدام گتوزو‬ ‫متوجه ش��دند که جردن در تمام م��دت باز ‌‬ ‫را «ایتالیایی عوضی» صدا می‌‌کرده‪ ،‬و همین موجب ش��ده تا گتوزو‬

‫ی محرومیت‬ ‫کنترلش را از دست بدهد‪ .‬نتیج ‌ه این درگیری‌ها پنج باز ‌‬ ‫ی بود‪.‬‬ ‫برای گتوزو و درج یک اخطار سفت و سخت برای آقای مرب ‌‬ ‫چشم کرگدن‬ ‫نهم سپتامبر‪ ،‬روز افتتاحیه لیگ ایتالیا در سال ‪ ۲۰۱۱‬بود‪ .‬آغازی با یک‬ ‫مسابقه سنتی‪ .‬میالن با التزیو‪ .‬دقیقه ‪ ۲۰‬مسابقه بود که برخوردی‬ ‫بین نس��تا و کرگدن رخ داد‪ .‬این برخورد گتوزو را ‪ ۶‬ماه خانه‌نش��ین‬ ‫کرد‪.‬این بار ن ‌ه به خاطره محرومیت که به دلیل مصدومیت‪«.‬پس از‬ ‫برخورد با نستا‪،‬احساس می‌کردم مست شدم‪ .‬زالتان را می‌دیدم اما‬ ‫در چهار نقطه مختلف زمین»‪.‬‬ ‫خودش این را تقدیر می‌‌داند‪ .‬چرا که ایرادی در عصب چشم او وجود‬ ‫داشت که این برخورد آن را مشخص کرد‪ .‬پزشکان از او خواستند که‬ ‫تا ‪ ۴‬ماه استراحت کند تا آماده عمل شود‪.‬‬ ‫حاال عصب ششم چش��م او به طورکامل از کار افتاده و بینایی او را‬ ‫تحت تاثیر قرار داده است‪ .‬اما او قصد خداحافظی ندارد‪«.‬این بیماری‬ ‫را پشت‌س��ر می‌‌گذارم و به زمین مسابقه بر می‌‌گردم‪ .‬پزشکان ابتدا‬ ‫فکر می‌‌کردند که باید با فوتبال خداحافظی کنم‪ .‬حاال آن‌ها می‌‌گویند‬ ‫با عمل جراحی می‌‌توانم امیدوار باشم‪».‬‬ ‫او تمرینات��ش را انجام می‌‌دهد و امیدوار اس��ت ک��ه زود به فوتبال‬ ‫برگردد‪.‬‬ ‫گتوزو یا همان کرگدن فوتبال ایتالیا به تازگی یک رس��توران افتتاح‬ ‫ی برود‪ .‬او به غیر از زمانی‌‬ ‫کرده است و حاضر نیست از ایتالیا به جای ‌‬ ‫که عصبی اس��ت‪ ،‬نماد اعتماد به نفس اس��ت و حضورش برای هر‬ ‫تیمی یه آرزو به حساب می‌‌آید‪ .‬بدون شک تا سال‌ها نام او به عنوان‬ ‫ی می‌ماند‪.‬‬ ‫یک فوتبالیست با تعصب در اذهان هواداران باق ‌‬


‫روسپیـانصادق‌ترین‬ ‫کاسبــان زمین‬ ‫اکبرترشیزاد ‪ /‬راستش را که بخواهید‪ ،‬ماه پیش که نوشته‌ی‬ ‫«فرج‌اهلل‌سلحش��ور» را درباره‌ی س��فر «آنجلیناجولی» به ایران‪،‬‬ ‫روس��پی خواندن این بازیگر و قیاس او با هنرپیش��گان زن ایران‬ ‫خوان��دم‪ ،‬زیاد تعجب نکردم و حتا افس��وس هم نخوردم‪ ،‬چرا که‬ ‫از س��ویی‪ ،‬س��ال‌ها بود با تفکرات چنین قومی و نگرش آن‌ها به‬ ‫مقوله‌ای به نام زن آشنا بودم و از سویی دیگر این نوع پیش‌آمدها‬ ‫را برای روشدن و رسانه‌ای‌شدن هر چه بیشتر درونیات این افراد‬ ‫که چنین س��خنانی را همیشه در خفا بر زبان می‌راندند و تاکنون‬ ‫جرات ابراز آن را در رس��انه‌های جمعی نیافته بودند‪ ،‬گامی رو به‬ ‫جلو می‌یافتم‪ .‬آن‌چه که مرا ش��گفت‌زده ک��رد‪ ،‬جوابیه‌ای بود که‬ ‫جمعی از هنرپیش��گان زن س��ینمای ایران در پاس��خ به روسپی‬ ‫خواندن خود‪ ،‬به «سلحشور» نگاشتند‪.‬‬ ‫این چند نفر از کس��انی هس��تند که به قول مع��روف از جمله‌ی‬ ‫بازیگ��ران و هنرمندان دگراندیش و روش��ن‌فکر ما هم حس��اب‬ ‫می‌آیند‪ ،‬اهل قلم و سیاس��ت و فعالیت‌های اجتماعی هس��تند و‬ ‫شماری از آن‌ها دستی در ترجمه دارند‪.‬‬ ‫از همه دردناک‌تر برای من این بود که بسیاری از روزنامه‌نگاران‪،‬‬ ‫روش��ن‌فکران و کنش‌گران نیز با ستایش��ی وصف‌ناشدنی و به‌به‬ ‫و چه‌چه‌های آن‌چنانی از این نامه اس��تقبال کردند و آن‌را نش��ان‬ ‫ش��جاعت ای��ن زنان نامیدند‪ ،‬نامه‌ای که س��ر تا ت��ه‌اش به یک‬ ‫جمل��ه خالصه و آن این بود که این دوس��تان خ��ود را از تهمت‬ ‫روس��پی‌بودن مبرا کرده و ننگ تشبیه‌شان به این زنان را از خود‬ ‫بزدایند‪.‬‬ ‫در ای��ن میان چی��زی که بار دیگر قربانی ش��د‪ ،‬نام و هویت‬ ‫ه��زاران هزار زنی بود‪ ،‬که به نام روس��پی و فاحش��ه در ایران و‬ ‫جهان مش��غول به زندگی هستند و تنها قشری‌اند که تاکنون به‬ ‫هیچ قشر دیگری تهمت و افترا نزده‌اند و توهین نکرده‌اند‪.‬‬ ‫م��ن نمی‌خواهم که نقش وکیل مدافع روس��پیان را بازی کنم‬ ‫که صدالبته اگر چنین برچسبی هم بر من زده شود از آن ناراضی‬

‫نخواه��م بود‪ ،‬بلکه می‌خواهم بگویم که آیا تا به حال یک‌بار که‬ ‫هم ش��ده از خود پرس��یده‌ام چرا این قشر و کسب و کارشان این‬ ‫چنین مورد لعن و نفرت و توهین دیگران قرار گرفته‌اند؟‬ ‫روسپیان شاید تنها تاجرانی هستند که در ارایه‌ی جنسی که دارند‬ ‫دروغ و ری��ا و تقلب نمی‌کنند‪ .‬آنانی چیزی را عرضه نمی‌کنند تا‬ ‫چیز دیگری تحویل مشتریانش��ان دهند و از این نظر صادق‌ترین‬ ‫کاسبانند‪.‬‬ ‫برخی آن‌ها را سرزنش می‌کنند که چرا که از تن خود برای کسب‬ ‫درآمد بهره می‌برند‪ .‬عجبا‪ ،‬مگر در دیگر مش��اغل‪ ،‬انسان‌ها از تن‬ ‫و جس��م و جان خود برای تامین زندگی‌ش��ان استفاده نمی‌کنند؟‬ ‫خیلی‌ه��ا روس��پیان را متهم می‌کنند که عش��ق و عاطفه‌ی را با‬ ‫پول عوض می‌کنند و این کار درس��تی نیس��ت و به همین سبب‬ ‫باید نام این عمل را تن‌فروش��ی گذارد‪ .‬آیا نباید در پاس��خ چنین‬ ‫افرادی گفت که اگر این‌طور باش��د بی��ش از نود درصد از روابط‌‬ ‫زناشویی نیز چیزی به جز تن‌فروشی نیست‪ ،‬چون پس از گذشت‬ ‫مدتی از ازدواج و زندگی مش��ترک‪ ،‬حداقل یکی از طرفین ماجرا‪،‬‬ ‫هم‌خوابگی را فقط برای حفظ شرایط موجودی انجام می‌دهد که‬ ‫منفعتی مالی و روحی و یا عاطفی در پی دارد و دیگر نه عش��قی‬ ‫در میان است و نه حتا لذتی‪.‬‬ ‫برخی می‌گویند که آمیزش‌جنسی در ذاتش مقدس است چون‬ ‫برای تولید نس��ل به کار می‌رود و روس��پیان این عمل زیبا را به‬ ‫لجن می‌کشند‪.‬‬ ‫اگر این‌طور باشد هر بار که زن و شوهری از بارداری پیش‌گیری‬ ‫می‌کنند عمل عش��ق‌بازی و هم‌خوابگی‌ش��ان رنگ گناه به خود‬ ‫می‌گیرد‪ ،‬چون الزامن هدف از هر هم‌بسترش��دنی که تولید نسل‬ ‫نیست‪.‬‬ ‫بخ��ش فراوان��ی از مردم روس��پیان را عامل از هم پاش��یدگی‬ ‫خانواده‌ها می‌دانند چون ب��ر این باورند که آنان مردان متاهل را‬ ‫از راه ب��ه در می‌کنند و کانون گرم خانواده‌ها را س��رد کرده و یا‬ ‫از هم می‌پاشند‪.‬‬ ‫ام��ا آیا روس��پیان تالش وی��ژه‌ای برای جلب مش��تریان متاهل‬

‫روسپیان شاید تنها تاجرانی‬ ‫هستند که در ارایه‌ی جنسی‬ ‫که دارند دروغ و ریا و تقلب‬ ‫نمی‌کنند‪ .‬آنانی چیزی را‬ ‫عرضه نمی‌کنند تا چیز‬ ‫دیگری تحویل مشتریانشان‬ ‫دهند و از این نظر‬ ‫صادق‌ترین کاسبانند‬

‫خط خطی بی خط‬

‫می‌کنند؟ در بیش��تر موارد آن‌ها از ش��رایط خانوادگی مش��تریان‬ ‫خود بی‌خبرند و در واقع این سردی روابط جنسی و عاطفی میان‬ ‫زوج‌هاست که ریشه‌ی اکثر خیانت‌ها به شمار می‌آید‪.‬‬ ‫ش��ماری به عنوان آخرین دس��ت‌آویز‪ ،‬دست به دامان مذهب‬ ‫می‌ش��وند و چنین استدالل می‌کنند که چون مذهب این عمل را‬ ‫گناه دانسته است‪ ،‬پس روسپیان هم انسان‌های حطاکاری هستند‬ ‫و باید برای اعمال خود سرزنش شوند‪.‬‬ ‫اگ��ر از ن��گاه دینی نیز به ای��ن موضوع پرداخته ش��ود‪ ،‬جای اما‬ ‫و اگر بس��یار اس��ت‪ .‬ش��مار زیادی از اعمال و رفتارها در مذاهب‬ ‫مذموم ش��مرده شده‌اند یکی از مشهورترین آن‌ها دروغ است‪ ،‬اما‬ ‫آیا در هیچ جامعه‌ی مذهبی کس��ی به سبب دروغ‌گو بودن مورد‬ ‫ش��دیدترین حمالت از س��وی جامعه قرار می‌گیرد؟ آیا اگر برای‬ ‫مث��ال و در این مورد ویژه‪ ،‬زنان بازیگر ما را به دروغ‌گویی متهم‬ ‫کرده بودند هم‪ ،‬این چینین برمی‌آش��فتند و در دفاع از خود سینه‬ ‫چاک می‌دادند؟‬ ‫نکت��ه مهم دیگر در این میان متاس��فانه نگاه مس��لط و غالب‬ ‫مردساالرانه در جامعه‌ی ماست که حتا ناخودآگاه‪ ،‬زنان روشن‌فکر‬ ‫ما را نیز بر آن می‌دارد تا از چیزی دفاع کنند که در حقیقت اثبات‬ ‫عکس خود اس��ت‪ .‬بگذارید این‌گونه بگویم که اگر همین صفت‬ ‫ب��ه یک بازیگر مرد س��ینمای ما داده ش��ود و او به «دون‌ژوان»‬ ‫بودن مش��هور شود‪ ،‬نه تنها موجب س��رافکندگی او نخواهد بود‬ ‫که با شرم‌س��اری تمام در بیشتر موارد سبب سربلندی نامش نیز‬

‫خواهد بود و هیچ کس وظیفه‌ی خود نخواهد دانست که در دفاع‬ ‫از حیثی��ت بازیگران مرد م��ا نامه‌پراکنی کند‪ .‬حاال همین صفت‪،‬‬ ‫البته از نوع زنانه‌اش به جمعی داده ش��ده که در صورت درس��ت‬ ‫ب��ودن هم‪ ،‬به نظر نگارنده چی��زی از ارزش‌های یک بازیگر کم‬ ‫نمی‌کند‪ .‬این یک شیوه‌ی زندگی است که هر کس ممکن است‬ ‫برای خودش برگزیند‪.‬‬ ‫این زنان هنرمند و بازیگران روش��ن‌فکر ما باید بهتر از هر کسی‬ ‫بدانند که اگر روس��پی‌گری عمل ناپس��ندی است البته آن هم با‬ ‫نگاه انس��انی و حقوق‌بشری (چرا که در حقیقت آن چیزی که در‬ ‫این میان نابود می‌ش��ود تن و جس��م و روان جمعی زن بی‌پناه و‬ ‫ناچار اس��ت)‪ ،‬کم‌ترین بخش ماجرا بر گردن کس��انی اس��ت که‬ ‫ای��ن‌کار را به عنوان حرفه‌ی خود برگزیده‌اند‪ .‬آیا کس��ی ش��نیده‬ ‫است که در هیچ کجای دنیا فقیر و یا گرسنه‌ای را به جرم فقر و‬ ‫ناداری مجازات کرده باشند‪.‬‬ ‫روسپی‌گری یک بیماری و معضل اجتماعی است که برآمده از‬ ‫فقر مادی و فرهنگی حاکم بر جامعه است و نگاه به این قشر باید‬ ‫دقیقن از همان نوع نگاهی باشد که جامعه به یک معلول جسمی‬ ‫و ی��ا روان��ی دارد و نه از نوع رفتار با جنایتکاران‪ .‬دوس��تان عزیز‬ ‫چش��م‌هایتان را باز کنید و هدفتان را گم نکنید‪ .‬ش��ما هم‪ ،‬مانند‬ ‫جمعی و صد البته ناخودآگاه آدرس اش��تباهی به جامعه می‌دهید‬ ‫و معلول را به جای علت می‌نش��انید‪ ،‬گرچه که زشتی رفتار شما‬ ‫چیزی از مخالفانتان کم ندارد‪.‬‬ ‫هفت‬

‫نوامبر ‪2011‬‬

‫‪13‬‬

‫‪13‬‬


‫ازنیویورکتاهفت‬

‫سمبلی برای دوستی‬

‫روزبه میرابراهیمی‪ /‬اگر در نیویورک زندگی می‌کنید به طور حتم‬ ‫با این پرسش از طرف دوستان و یا آشنایانی که به دیدارتان می‌آیند‬ ‫مواجه شده‌اید که «چطور می‌شود به مجسمه آزادی رفت؟» اگر هم‬ ‫که ساکن نیویورک نیستید اما گذرتان به این شهر افتاده بعید می‌دانم‬ ‫وسوسه دیدن و رفتن به «جزیره آزادی» لحظه‌ای تنهایتان گذاشته‬ ‫باشد‪ .‬ده‌ها هزار توریست روزانه از این بنای تاریخی بازدید می‌کنند‬ ‫و کم‌تر توریستی یافت می‌شود که بدون داشتن عکسی یادگاری با‬ ‫پس زمینه این سمبل‪ ،‬بار سفر از نیویورک را بسته باشد‪ .‬گاهی مواقع‬ ‫یاد روزهای ایران و س��فر دوستان و آشنایان قدیمی می‌افتم وقتی‬ ‫به مشهد س��فر می‌کردند و یکی از اصلی‌ترین «واجبات» برایشان‬ ‫گرفتن عکسی یادگاری با پس زمینه‌های حرم امام رضا بود‪ .‬در آن‬ ‫روزهای قدیم مثل این روزها دوربین‌های گوناگون در دسترس همه‬ ‫نبود تا در مقابل ورودی حرم بایستند و عکس یادگاری بگیرند و از‬ ‫همین رو کاسبی «آتیلیه»‌های عکاسی شهر مشهد حسابی داغ بود‪.‬‬ ‫هر مسافری یکی از برنامه‌های سفرش این بود که به آتیلیه‌ای برود‬ ‫و دسته‌جمعی مقابل پرده‌های نقاشی شده از حرم امام رضا بایستد و‬ ‫عکاس باشی آن لحظه را ثبت و پس از مدتی عکس آماده را تقدیم‬ ‫مش��تری کند‪ .‬و این عکس‌ها در بازگش��ت قاب ش��ده و بخشی از‬ ‫تزیینات داخلی خانه‌ها می‌شد‪ .‬حتمن بیشترتان در بازدید از خانه‌های‬ ‫دوستان و اقوام خود در ایران با چنین صحنه‌هایی بارها روبرو شده‌اید‪.‬‬ ‫حاال حکایت سفر کردن به آمریکا و بخصوص شهر نیویورک است‬ ‫و عکس گرفتن با خانم «مجسمه آزادی»‪ .‬ظاهرن مانند عکس‌های‬ ‫آن روزهای مش��هد که سند اثبات انجام سفر بود این عکس‌ها هم‬ ‫سندی برای اثبات سفر به نیویورک است‪.‬‬ ‫وقتی به کرانه جنوبی جزیره منهتن در نیویورک بروی مجس��مه‬ ‫آزادی خودنمایی می‌کند‪ .‬اگر در تاریکی شب به این بخش گذرتان‬ ‫بیافتد از دور چراغ‌های روش��ن مش��عل و نورپردازی‌های جزیره را‬ ‫خواهید دید‪ .‬سال‌هاس��ت که این مجسمه سمبلی شده است برای‬ ‫دنیا؛ سمبل «آزادی و دموکراسی»‪.‬‬ ‫‪ ۲۸‬اکتبر گذشته‪ ،‬صد و بیست و پنجمین سال‌گرد استقرار مجسمه‬ ‫آزادی در نیویورک بود‪ .‬این مجس��مه هدیه‌ای بود از س��وی مردم‬ ‫فرانسه به مردم آمریکا به نشانه دوستی دو ملت‪ .‬در ‪ ۲۸‬اکتبر ‪۱۸۸۶‬‬ ‫بنای این مجس��مه با حضور مقامات ارشد‪ ،‬از جمله رئیس‌جمهوری‬ ‫وقت آمریکا (گروور کلیولند ‪ )Grover Cleveland‬که بیست و‬ ‫دومین رئیس‌جمهوری ایاالت متحده بود‪ ،‬افتتاح شد‪.‬‬ ‫این مجسمه در ابتدا سمبل دوستی دو ملت فرانسه و آمریکا بود‬ ‫اما با‌گذشت زمان به سمبلی جهانی تبدیل شد‪ .‬این بنای عظیم در‬ ‫فرانسه ساخته شد و سپس به آمریکا انتقال یافت‪ .‬طراح این مجسمه‬ ‫فردریک بارتولدی ( ‪ ) Frederic Bartholdi‬نام داش��ت که از‬ ‫هنرمندان سرش��ناس فرانسه به شمار می‌رفت‪ .‬وی به شخصه طی‬ ‫س��فری به آمریکا نیویورک را به عنوان مکان استقرار این مجسمه‬ ‫انتخ��اب کرد‪ .‬جزیره‌ای که این روزها و پس از نصب مجس��مه به‬ ‫جزیره «آزادی» معروف شده پیش از این «بدلویس» ( ‪Bedloes‬‬ ‫) نام داشت‪.‬‬ ‫س��اخت پایه‌ها و زیربنای کنونی این مجس��مه دو س��ال پیش از‬ ‫افتتاح مجسمه و از سال ‪ ۱۸۸۴‬آغاز شد‪ .‬مراحل ساخت مجسمه در‬ ‫کارگاه «بارتولدی» در پاریس انجام شد‪ .‬در سال ‪ ۱۸۸۳‬سر مجسمه‬ ‫تکمیل شد و در یکی از پارک‌های پاریس به نمایش عمومی در آمد‪.‬‬ ‫‪14‬‬

‫‪ 14‬هفت‬

‫نوامبر ‪2011‬‬

‫دست راست مجسمه که «مشعل آزادی» را در دست دارد پیش‌تر از‬ ‫آن آماده ش��ده بود و برای جمع آوری کمک‌های مالی به نیویورک‬ ‫ارس��ال و از سال ‪ ۱۸۷۷‬تا ‪ ۱۸۸۴‬در پارک «مدیسون» نیویورک به‬ ‫نمایش گذاش��ته شد‪ .‬مش��علی که هفت تاج دارد و نماد هفت دریا‬ ‫و قاره‌ها اس��ت‪ .‬در دس��ت چپ مجسمه کتابی قرار دارد که «کتاب‬ ‫قانون» است‪.‬‬ ‫‪ ۱۲۵‬سال پس از اقامت دایم «خانم مجسمه آزادی» در نیویورک‬ ‫امسال مراسم مفصلی به همین مناسبت در شهر نیویورک برگزار شد‪.‬‬ ‫ویژه برنامه‌های مختلف در این زمینه برگزار شد و هم‌چنین آتش بازی‬ ‫باش��کوهی که مانند همیشه «فروشگاه بزرگ می‌سیز»(‪)Macys‬‬ ‫برگزار کننده‌اش بود‪ .‬چهار دوربین نیز در مشعل مجسمه نصب شده‬ ‫بود ت��ا عالقه‌مندان با مراجعه به وب س��ایت مخصوص این بنای‬ ‫تاریخی به صورت زنده از باالی مجس��مه ش��هر نیویورک را رصد‬ ‫کنند‪ .‬در برنامه امسال به ‪ ۱۲۵‬نفر از مهاجران منتخب از ‪ ۴۰‬ملیت‬ ‫متفاوت ش��هروندی آمریکا اعطا شد‪ .‬مهاجرانی از کشورهایی چون‬ ‫چین‪ ،‬آلبانی‪ ،‬ایتالیا‪ ،‬هایتی و … ‪.‬‬ ‫این روزها مجس��مه آزادی رقیب ت��ازه‌ای را در نزدیکی‌های خود‬ ‫می بیند‪« .‬خانم آزادی» از آن چش��م‌انداز شاهد قدکشیدن هر روزه‬ ‫«برج آزادی» اس��ت که جایگزین برج‌های دوقلو شده است‪ .‬برجی‬ ‫که قرار است پس از تکمیل‪ ،‬بلندترین برج دنیا باشد‪ .‬و شاید آن وقت‬ ‫رقابت برای داشتن عکس‌هایی باشد که این دو «آزادی» را در کنار‬ ‫هم نشان دهند‪.‬‬

‫ساختمان مجسمه در پاریس ‪۱۸۸۴‬‬

‫به نمایش گذاشتن دست‬ ‫راست مجسمه در میدان‬ ‫«مدیسون» نیویورک بین‬ ‫سال‌های ‪ ۱۸۷۷‬تا ‪ ۱۸۸۴‬برای‬ ‫جمع آوری کمک‌های مالی‬

‫به نمایش گذاشتن سر مجسمه در یکی‬ ‫از پارک‌های پاریس در سال ‪۱۸۸۳‬‬

‫‪1‬‬

‫کارگران در حال کار بر روی مجسمه در کارگاه «بارتولدی» در پاریس‬

‫به نمایش گذاشتن سر مجسمه در یکی‬ ‫از پارک‌های پاریس در سال ‪۱۸۸۳‬‬ ‫فردریک بارتولدی (طراح مجسمه) در‬ ‫حال کار بر روی دست چپ مجسمه‬


‫علی سرتیپی‪:‬‬ ‫‌‬ ‫ی قرار نبود‬ ‫آنج‬

‫پاپاراتزی‬

‫رنامه بسازد‬

‫بهنام فروهر‬

‫با ده‌نمکی ب‬

‫ی پیش به دلیل‬ ‫ی ایران که چن��د‬ ‫کنندگان س��ینما‬ ‫د‪ ،‬در گفت‌وگویی‬ ‫��رتیپی» از ته ‌‌‬ ‫یه‬ ‫ی ایجاد کرده بو‬ ‫«علی س‬ ‫به ایران هیاهوی‬ ‫�رار نبود آنجی با‬ ‫«آنجلینا جولی»‬ ‫اعالم کرد که ق�‬ ‫از‬ ‫دعوت‬ ‫�زی» رادیو کوچه‬ ‫با برنامه «پاپارات�‬ ‫ایرانی‪ ،‬کار کند‪.‬‬ ‫ه‬ ‫‌‬ ‫��ا‬ ‫کوت‬ ‫ن به مالزی سفر‬ ‫کی»‪ ،‬کارگردان‬ ‫ی س��ینمای ایرا‬ ‫«مسعود د ‌هنم‬ ‫از بازیگران کمد‬ ‫که «این بازیگر‬ ‫یپی که با جمعی‬ ‫آنجی اعالم کرد‬ ‫علی س��رت‬ ‫با تایید دعوت از‬ ‫متاسفانه نشد‪».‬‬ ‫در این گفت‌وگو‬ ‫گری کار کند که‬ ‫کرده بود‪،‬‬ ‫بود با شخص دی‬ ‫ار‬ ‫قر‬ ‫ی‬ ‫د‪.‬‬ ‫ریکای‬ ‫کر‬ ‫گردان خودداری‬ ‫وان کرده بود به‬ ‫آم اعالم نام این کار‬ ‫در مصاحبه‌ای عن‬ ‫وی از‬ ‫س��عود ده‌ نمکی‬ ‫ل آنجی به ایران‬ ‫حالی اس��ت که م‬ ‫و ب��ه همین دلی‬ ‫در‬ ‫کار نخواهد کرد‬ ‫این �ه با آنجلینا جولی‬ ‫هیچ‌وج�‬ ‫صالحی‪ ،‬ویش��گا‬ ‫ی صادقی‪ ،‬مجید‬ ‫ت‪.‬‬ ‫س‬ ‫ا‬ ‫ده‬ ‫سفر نکر‬ ‫رضا عطاران‪ ،‬عل‬ ‫ع به کواالالمپور‬ ‫رتیپی هم‌راه ب��ا‬ ‫ورود آقایان ممنو‬ ‫علی س��‬ ‫جهت اکران فیلم‬ ‫و منیژه حکمت‬ ‫آسایش‬ ‫سفر کرده بود‪.‬‬

‫اندی‬ ‫خواننده ایرانی‬ ‫بع‬ ‫د از ‪ 16‬سال د‬ ‫ل را به دریا زد‬ ‫«اند‬

‫ی» و «ش��ین‬ ‫ی» که به مدت ‪16‬‬ ‫سا‬ ‫ل‬ ‫در‬ ‫ز‬ ‫می‬ ‫نه‬ ‫م‬ ‫وس‬ ‫هم‌کاری می‌کنند و‬ ‫یقی با یک‌دیگر‬ ‫با هم رابطه رمانتی‬ ‫ک‬ ‫د‬ ‫اش‬ ‫بزرگ‬ ‫��ت‬ ‫ند‬ ‫به‬ ‫مد‬ ‫ی را برگزار کردند‪.‬‬ ‫ت سه روز جشن‬ ‫او‬ ‫ل‬ ‫ا‬ ‫روز ی��ن مرا‬ ‫س��م اقوام و دوس�‬ ‫�تا‬ ‫ن‬ ‫نز‬ ‫دی‬ ‫ک‬ ‫ع‬ ‫رو‬ ‫کردند و این‬ ‫س و داماد ش��رکت‬ ‫مراسم بزرگ روزها‬ ‫ی‬ ‫شن‬ ‫به‬ ‫و‬ ‫ی‬ ‫لس‬ ‫ک‬ ‫‌‬ ‫شن‬ ‫به با‬ ‫‌آنجلس برگزار شد‪.‬‬ ‫هواداران اندی در‬

‫پزشک مایک‬

‫ل جکسون مج‬ ‫رم شناخته شد‬

‫دخت‬ ‫زی ر شایس‬ ‫ت‬ ‫ه‬ ‫و‬ ‫ن‬ ‫ز‬ ‫بات‬ ‫وئال‬ ‫رین دخ‬ ‫ت‬ ‫ر‬ ‫س‬ ‫ا‬ ‫ل ‪2011‬‬ ‫«ایویان س‬

‫��ارکو‬ ‫سال ‪ 2011‬م س» دختر‬ ‫ش‬ ‫ای‬ ‫ست‬ ‫ه‬ ‫ونزوئال به‬ ‫ایویان در عرفی شد‪.‬‬ ‫عنوان زیب‬ ‫رق‬ ‫ات‬ ‫ری‬ ‫ن‬ ‫د‬ ‫ختر‬ ‫‪ 7‬دختر ابت نهایی‬ ‫ک‬ ‫ه‬ ‫ی‬ ‫ک‬ ‫‌‬ ‫ش‬ ‫شای‬ ‫نب‬ ‫س��ال ش سته دیگر رقابت کرد ه‪ 6 ،‬نوامبر‪،‬‬ ‫د‬ ‫ر‬ ‫لن‬ ‫د‬ ‫ن‬ ‫نا‬ ‫ب‬ ‫ر‬ ‫و‬ ‫پرداختند خته ش��د‪ .‬در این مس سرانجام به عنوان گزار شد با‬ ‫د‬ ‫��اب‬ ‫و ای‬ ‫برتر را ک ن دختر زیبا که کا قه ‪ 122‬دختر شایس ختر شایسته‬ ‫ر‬ ‫�‬ ‫�ت‬ ‫من‬ ‫ه‬ ‫د‬ ‫ب‬ ‫ی‬ ‫ب‬ ‫ه‬ ‫ک‬ ‫ک‬ ‫س�� ر‬ ‫رقابت‬ ‫پرس از پورتو د‪ .‬پس از او جویندو شبکه تلوی‬ ‫زی‬ ‫ون‬ ‫ی‬ ‫ا‬ ‫س‬ ‫لی‬ ‫نر‬ ‫ریکا د‬ ‫ت مقام‬ ‫ر رد ‌ههای دوم و س وایس از فی‬ ‫لی‬ ‫پی‬ ‫ن‬ ‫و‬ ‫وم ق‬ ‫الماندا‬ ‫رار گرفتند‪.‬‬

‫را که طالق‬ ‫نکسی‬ ‫ان آ ‌‬ ‫یدهم‬ ‫همفریز‪ :‬من ده ت قرار م ‌‬ ‫مورد عنای‬ ‫س از ‪ 72‬روز‬ ‫را گفت‪،‬‬ ‫داشیان» که پ‬ ‫ار‬

‫مک‬ ‫ایی اعالم کرد‬ ‫ریز»‪ ،‬همس��ر پیشین «کی ک مجله آمریک‬ ‫«کریس همف‬ ‫ی‬ ‫صوص خیلی‬ ‫دا ش��دند در مصاحبه‌ای با کنون در این خ‬ ‫ج‬ ‫ا‬ ‫‌‬ ‫ت‬ ‫تاهل از هم‬ ‫ه‬ ‫‪ ‌)O‬اعالم کرد‬ ‫ده بود‪ .‬وی ک‬ ‫کیم شوکه ش‬ ‫«اوکی» (‪K‬‬ ‫ه‬ ‫م‬ ‫جل‬ ‫که از تصمی‬ ‫تصمیم گرفته‬ ‫صاحبه‌ای با م‬ ‫زود‬ ‫در م‬ ‫اظهارنظر نکرده ب��ود ریس توجه نک��رده و خیلی س��تم و اصلن‬ ‫ت و عصبانی ه‬ ‫هیچ‌وجه به ک‬ ‫کیم به‬ ‫ن خیلی ناراح‬ ‫«م‬ ‫د‪:‬‬ ‫ک��ه ریس اعالم کر‬ ‫جا آمده است‪».‬‬ ‫تا سال جدید‬ ‫اس��ت‪ .‬ک‬ ‫خره از ک‬ ‫کرد که دیگر‬ ‫می‌دانم که این طالق مس داشیان اعالم‬ ‫ن‬ ‫ت که کیم کار‬ ‫نخواهد کرد‪.‬‬ ‫در حالی اس��‬ ‫کیم از کریس‬ ‫دا‬ ‫ن‬ ‫پی‬ ‫ای‬ ‫ور‬ ‫ض‬ ‫ظار عمومی ح‬ ‫علت جدا شدن‬ ‫میالدی در ان‬ ‫الم کردند که‬ ‫ت‪ .‬برخی هم‬ ‫رخی منابع اع‬ ‫کتمان کرده اس‬ ‫سویی دیگر ب‬ ‫م این مساله را‬ ‫از‬ ‫عنوان کردند‪.‬‬ ‫انت کریس به او بوده و کی ی این جدایی‬ ‫خی‬ ‫م را علت اصل‬ ‫دو خواهر کی‬ ‫مادر و‬

‫«کنراد موری»‪،‬‬ ‫پزش��ک شخصی «ما‬ ‫یک‬ ‫ل‬ ‫جک‬ ‫سو‬ ‫ن»‬ ‫در‬ ‫راب‬ ‫ستاره مو‬ ‫طه با‬ ‫سیقی پاپ مجرم شناخته‬ ‫اتهام قتل غیرعمد این‬ ‫شد‪.‬‬ ‫هی‬ ‫ت‬ ‫من‬ ‫ص‬ ‫فه‬ ‫ی‬ ‫ک‬ ‫مش��ورت‬ ‫دادگاه در‬ ‫در پشت درهای بس��ته‬ ‫کالیفرنیا پس از دو روز‬ ‫دک‬ ‫تر‬ ‫م‬ ‫ور‬ ‫ی‬ ‫را‬ ‫در‬ ‫راب‬ ‫ش‬ ‫طه با مرگ‬ ‫��ناخت‪ .‬مایکل جسکون‬ ‫مایکل جکسون مجرم‬ ‫در بیس��ت و پنجم ژوئ‬ ‫ن‬ ‫‪۰۹‬‬ ‫دا‬ ‫ر��‬ ‫‪۲۰‬‬ ‫ی‬ ‫به‬ ‫ب‬ ‫‌‬ ‫ی‬ ‫عل‬ ‫هو‬ ‫ت‬ ‫م‬ ‫ش��ی پ‬ ‫صرف بیش از اندازه‬ ‫روپوفل درگذش��ت‪ .‬حکم‬ ‫داد‬ ‫گاه‬ ‫ق‬ ‫م‬ ‫رار‬ ‫ور‬ ‫اس‬ ‫ی‬ ‫م‬ ‫ت‬ ‫ی‬ ‫‪۲۹‬‬ ‫‌تو‬ ‫ن‬ ‫اند به‬ ‫وامبر صادر شود‪ .‬دکتر‬ ‫حداکثر مجازات ‪ ۴‬سال‬ ‫حب‬ ‫س‬ ‫و‬ ‫ل‬ ‫غو‬ ‫پ‬ ‫در‬ ‫رو‬ ‫پ‬ ‫انه‬ ‫ی‬ ‫ط‬ ‫اع‬ ‫باب‬ ‫ت محکوم شود‪.‬‬ ‫الم نظر هیت منصفه که‬ ‫از ‪ ۷‬مرد و ‪ ۵‬زن تشکیل‬ ‫ش‬ ‫ده‬ ‫ب‬ ‫ود‪،‬‬ ‫اع‬ ‫جکسون که در‬ ‫ضا‬ ‫ی‬ ‫خا‬ ‫نوا‬ ‫ده مایکل‬ ‫دادگاه حاضر بود‪ ،‬شروع‬ ‫به‬ ‫گر‬ ‫یه‬ ‫ک‬ ‫رد‪.‬‬ ‫آقا‬ ‫ی‬ ‫م‬ ‫وری‬ ‫در طول قرائ‬ ‫که در دادگاه نشسته بود‬ ‫ت نظر هیت منصفه آرام‬ ‫در‬ ‫جا‬ ‫ی‬ ‫خ‬ ‫ود‬ ‫ن‬ ‫شس‬ ‫ته‬ ‫ب‬ ‫به طول‬ ‫ود‪ .‬م‬ ‫کشید و به طور گسترده‬ ‫در‬ ‫حاکمه آقای موری ‪ ۶‬هفته‬ ‫ر‬ ‫سان‬ ‫‌‬ ‫ه‬ ‫ها‬ ‫ی‬ ‫آ‬ ‫مری‬ ‫کا‬ ‫پ‬ ‫وشش داده‬ ‫کردند که مایکل جکس‬ ‫شد وکالی مدافع او ادعا‬ ‫ون در زمانی که دکتر م‬ ‫ور‬ ‫ی‬ ‫در‬ ‫ات‬ ‫اق‬ ‫ح‬ ‫ض‬ ‫ور‬ ‫ند‬ ‫کشنده را تزریق کر‬ ‫اشته‪ ،‬خودش داروی‬ ‫ده است‪.‬اما براساس کیفر‬ ‫خو‬ ‫اس‬ ‫ت‬ ‫دا‬ ‫دس‬ ‫تان‬ ‫ی‪،‬‬ ‫آقا‬ ‫ی‬ ‫اهمال منجر به مرگ‬ ‫موری با بی‌توجهی و‬ ‫مایکل جکسون شد‪ .‬در‬ ‫ط‬ ‫ول‬ ‫ب‬ ‫رگ‬ ‫زار‬ ‫ی‬ ‫م‬ ‫حاک‬ ‫و بیش‌تر از ‪۳۰۰‬‬ ‫مه ‪ ۴۹‬نفر شهادت دادند‬ ‫سند به دادگاه ارایه شد‪.‬‬ ‫به‬ ‫ح‬ ‫کم‬ ‫قا‬ ‫ض‬ ‫ی‪،‬‬ ‫دک‬ ‫تر‬ ‫مور‬ ‫در زندان باقی‬ ‫ی تا زمان صدور حکم‬ ‫خواهد ماند و نمی‌تواند‬ ‫با تودیع وثیقه آزاد شود‪.‬‬

‫جاستین بیبر‬ ‫از یک شر ب‬ ‫زرگ رهایی یافت‬

‫«جاس��تین‬ ‫بیبر» که هفته گذش��ته‬ ‫با یک اتهام جنسی از‬ ‫سوی شخ‬ ‫صی به نام «ماریا ییتر»‬ ‫روبه‌رو بود‪ ،‬این هفته از‬ ‫صرف‌نظر کر‬ ‫دن شاکی خبردار شد‪.‬‬ ‫جاس��تین‬ ‫بیبر خواننده جوان آمری‬ ‫کای‬ ‫ی‬ ‫که‬ ‫هف‬ ‫ته‬ ‫گ‬ ‫ذش‬ ‫ته در‬ ‫یک تور ا‬ ‫روپایی ش��رکت کرده‬ ‫ب‬ ‫ود‬ ‫از‬ ‫سو‬ ‫ی‬ ‫«ما‬ ‫ریا‬ ‫ییتر»‪،‬‬ ‫متهم شده‬ ‫که دارای یک فرزند سه‬ ‫ماهه است و جاستین‬ ‫ود‬ ‫پدر این ک ک است‪.‬‬ ‫وی مدع��ی‬ ‫ش��ده ب��ود ک��ه جاس�‬ ‫�تین پس از کنس��رت‬ ‫لوس‌آنجلس‬ ‫با وی رابطه جنسی د‬ ‫اشته و پس از یک سال‬ ‫او حامله‬ ‫و هم‌اکنون دارای یک‬ ‫کودک سه‌ماهه است‪.‬‬ ‫این درحال‬ ‫ی اس��ت که جاس��تین‬ ‫به‬ ‫ش‬ ‫��د‬ ‫ت‬ ‫ا‬ ‫ی��‬ ‫ن‬ ‫راب‬ ‫طه را‬ ‫تکذیب و ت‬ ‫اکید کرده بود اگر این ا‬ ‫یی‬ ‫تهام دروغ باشد از خانم‬ ‫ت‬ ‫تر شکای خواهد کرد‪.‬‬

‫هفت‬

‫نوامبر ‪2011‬‬

‫‪15‬‬

‫‪15‬‬


‫یاد آوری‬

‫تولیت‌اشباكیستاینشاه‌راه؟‬ ‫کامران موسوی‪ /‬البته بر همه گان واضح و مبرهن است كه‬ ‫برای ‪ %٩٩‬از هم‌وطنان فرزانه‪ ،‬آگاه‪ ،‬معتقد‪ ،‬فعال و مبارز جواب‬ ‫دادن به این سوال فوت آب است‪ .‬مخاطب نوشته زیر‪ ،‬بنابراین‪،‬‬ ‫آن یك درصدی است كه به احتمال خیلی ضعیف‪ ،‬ممكن است‬ ‫پاسخ این پرسش را ندانند‪.‬‬ ‫بدون این‌كه بخواهم وارد بحث فنی اینترنت (همین ش��اه‌راه‬ ‫خودمان) بش��وم‪ ،‬نظر خواننده را ب��ه این جلب می‌كنم یكی از‬ ‫اولین‪ ،‬و به نظر من‪ ،‬مهم‌ترین دس��ت آوردهای پدران اینترنت‬ ‫ایجاد مقوله‌ی آدرس آی‪ .‬پی (اینترنت ُپرت ُُكل) است‪.‬‬ ‫آی‪ .‬پی‪ .‬كه از كوچک‌ترین ش��بكه خصوصی تا بزرگ‌ترین‬ ‫شبكه‌های جهانی در استفاده از آن مشتركند‪ ،‬عدد كاملی است‬ ‫ب��ا ارزش بین صفر تا ‪ .٤٢٩٤٩٦٧٢٩٥‬به عبارت دیگر‪ ،‬از لحاظ‬ ‫تئوریك‪ ،‬اینترنت می‌تواند حدود ‪ ٣/٤‬میلیارد آدرس (یا وسیله)‬ ‫ویژه داشته باشد‪.‬‬ ‫تشریف دارید تا این‌جاش؟‬ ‫بسیار خوب‪ .‬مدیریت یك چنین عدد درازی ولی آسان نیست‪.‬‬ ‫ول��ی اج��داد فكر آن را هم كرده و ای��ن آدرس را به چهار عدد‬ ‫(اُكتِت) تقسیم و آن‌ها را با نقطه (‪ ).‬از هم جدا كرده‌اند‪ .‬اُكتِت‌ها‬ ‫هم به نوبه خود اعداد كاملی هستند با ارزش بین صفر تا ‪. ٢٥٥‬‬

‫نمونه یك آی‪ .‬پی است ‪192.168.0.0‬‬ ‫ولی هنوز مس��اله كنترل حل نش��ده بود و پدران اینترنت برای‬ ‫همین آی‪ .‬پی‌ها را به صورت زیر هم تقسیم‌بندی كردند‪:‬‬ ‫كالس ‪ :A‬نصف تمام آی‪ .‬پی‌های اینترنت را شامل می‌شود‬ ‫كالس ‪ :B‬نصف آی‪ .‬پی‌های باقی‌مانده را‬ ‫كالس ‪ :C‬نصف آی‪ .‬پی‌های باقی‌مانده را‬ ‫كالس ‪ :D‬نصف آی‪ .‬پی‌های باقی‌مانده را‬ ‫هرچه هم كه باقی‌ماند‪ ،‬نوش جان كالس ‪E‬‬

‫‪16‬‬

‫‪ 16‬هفت‬

‫نوامبر ‪2011‬‬

‫هنوز تشریف دارید؟‬ ‫بس��یار خ��وب‪ .‬بع��د از این‌هم��ه روده درازی بیایید ببینیم كه‬ ‫تولیت‌اش با كیس��ت این ش��اه‌راه؟ به عبارت دیگر كی تصمیم‬ ‫می‌گیرد كه به چه كس��ی (یا موجودیتی) چه كالسی از این آی‪.‬‬ ‫پی‌ها داده شود؟ آیا این تولیت‪ ،‬توانایی این را دارد كه به كسی آی‪.‬‬ ‫پی‪ .‬ندهد؟ یا كه آی‪ .‬پی داده شد را پس بگیرد؟ آن‌را بلوكه كند؟‬ ‫پاس��خ قسمت اول این اس��ت كه بنیاد ملی علوم (ا ِن‪ .‬ا ِس‪ .‬ا ِف)‬ ‫آمریكا بین س��ال‌های ‪ ١٩٩٠‬ت��ا ‪ ١٩٩٨‬اینترن��ت را از زیرزمین‬ ‫س��اختمان مركزی‌اش در بالستون ویرجینا تولیت می‌كرد و خدا‬ ‫را نی��ز بنده نب��ود‪ .‬اولین كاری هم كه ا ِن‪ .‬ا ِس‪ .‬ا ِف كرد تقس��یم‬ ‫مجدد كالس‌ها به خصوصی و عمومی بود‪ .‬قس��مت اعظم آی‪.‬‬ ‫پی‌ه��ای كالس ‪ A‬را به خودی‌ها از جمله نیروی زمینی آمریكا‬ ‫و كمپانی‌های كله گنده واگذار كرد و حتا از متحدان اروپایی‌اش‬ ‫حال ستاند (تا چه رسد به مابقی‪).‬‬ ‫بین سال‌های ‪ ١٩٩٠‬تا ‪ ١٩٩٧‬ترافیك اینترنت هر هفت ماهی‬ ‫دوبرابر می‌ش��د و اندك ان��دك ا ِن‪ .‬ا ِس‪ .‬ا ِف دریافت كه توانایی‬ ‫تولی��ت و مدیریت چنی��ن ترافیكی را دیگر ن��دارد و بنابراین در‬ ‫س��پتامبر ‪ ١٩٩٨‬از مقام معظم استعفا داده و تولیت اینترنت را به‬ ‫یك شركت غیر انتفاعی به نام «شركت اینترنتی برای دادن نام و‬ ‫شماره – ‪ »ICANN‬تفویض كرد‪.‬‬ ‫در مورد قس��مت دوم سوال كه چه كسی تصمیم می‌گیرد كه‬ ‫به كی (یا چه موجودیتی) چه كالسی از این آی‪ .‬پی‌ها داده شود؟‬ ‫آیا توانایی این را دارد كه به كسی آی‪ .‬پی‪ .‬ندهد؟ یا كه آی‪ .‬پی‬ ‫داده شد را پس بگیرد؟ آن‌را بلوكه كند؟ باید بگویم كه جواب به‬ ‫تمام این‌ها آری است‪َ .‬‬ ‫آیكن می‌تواند هر كاری كه دلش خواست‬ ‫ب��ا ترافیك اینتِرنت بكند و هیچ كس هم جلودارش نخواهد بود‬ ‫اال ‪ -‬ش��اید ‪ -‬چینی‌ها كه امروزه تا فرق سر از یانكی پول طلب‬ ‫دارند و پول هم كه به قول روس‌ها بو ندارد‪.‬‬


‫تکنولوژی لطفن یک هفته بروگم شو‬ ‫اردوان روزب�ه ‪ /‬اگر نقبی به هفتاد س��ال پیش‪ ،‬آن روزهایی که‬ ‫ملت در کافه ها می نشستند و دور جعبه جادویی یا همان رادیوی‬ ‫المپی ها می نشستند و چای دیشلمه نوش جان می کردند و اخبار‬ ‫حمله متفقین گوش می کردند‪ ،‬بزنیم‪ .‬نکته اول را که بیابیم همان‬ ‫سرعت اطالع رسانی است‪.‬‬ ‫چند مطبعه و یک رادیو بی بی سی فارسی کل آن چیزی بود که‬ ‫مردم را از دنیا بیرون و هر از گاهی اخبار درون مطلع می کرد‪.‬‬ ‫خبرها الباقی نقل سینه به سینه بود و مردم پای منبرها از یک دیگر‬ ‫کس��ب نظر می کردند و معمول اگر اهل روستایی نیز گذارش به‬ ‫شهر با گاری و اتوبوس های روسی که سر هر پیچ و سرباالیی به‬ ‫ضرب یا ابوالفضل و یا حس��ین عبور می کرد‪ ،‬می افتد‪ .‬خبرهایی‬ ‫را بعد چند روز به هم والیتی ها می رس��اند که خود بهانه ای بود‬ ‫برای زیر کرسی جمع شدن و چای نوشیدن و توت خشکه خوردن‬ ‫و عن��اب تازه نوش جان کردن و گل گفتن و گل ش��نفتن و نقل‬ ‫خاطرات سینه به سینه کردن‪.‬‬ ‫اما بد حادثه ‪-‬دست کم برای نگارنده‪ -‬این است که در آستانه سال‬ ‫دو هزار و دوازده که به قول مایاها دیگر آخرش اس��ت و جهان در‬ ‫آستانه «آرماگدون» قرار دارد‪ ،‬می زیم‪.‬‬ ‫گاهی از این همه ابزار و آویز و گجت که از گوشه و کنارم آویزان‬ ‫اس��ت وحشت می کنم‪ .‬نیمه ش��ب برمی خیزم تا ببینم خبرهای‬ ‫تازه چیست‪ .‬تلفن همراهم تنظیم شده تا آخرین خبرهای سی ان‬ ‫ان را اط�لاع بدهد‪ .‬گاه با کابوس ی��ک جنگ از خواب می پرم و‬ ‫س��ایت های فارسی را بررسی می کنم‪ .‬موبایل‪ ،‬رایانه قابل حمل‪،‬‬

‫تبلت (اس��م پارس��ی برایش نیافتم‪ ،‬پوزش) گوشی های هوشمند‪،‬‬ ‫تلوزی��ون و رادی��و های دیجیتالی که دای��م دم گوش آدمی ونگ‬ ‫ون��گ می کنن��د و همه و همه که انگار موجی از خبر و دانس��تن‬ ‫را ب��ه اندازه تمامی حلق ما‪ ،‬در ما حقنه می کنند و انگار دیگر اگر‬ ‫خبری را دقیقه ای دیرتر بشنویم گویی خبر سوخته به گوش مان‬ ‫رسیده است‪.‬‬ ‫امروز دیگر خبرها س��ینه به س��ینه نقل نمی شود‪ .‬همه خوب خبر‬ ‫خوان و خبر ساز و خبر نویس شده اند از وبالگ نویس ها تا کسانی‬ ‫که چیزی را در تاکسی می شنوند و هنوز آب دهان گوینده خشک‬ ‫نشده است در فضای بی در و پیکر نت منتشر می کنند‪.‬‬ ‫انگار اگر قرار هم نباش��د مایاها ما مردم اهل این عصر را با تقویم‬ ‫ش��ان در ‪ ۲۰۱۲‬زیر خاک کنند‪ ،‬خودمان داریم خودمان را در این‬ ‫موج «فرا اطالع رسانی» غرق می کنیم‪ .‬راستی که چه ولعی همه‬ ‫ما را گرفته است‪ .‬می گویند «عصر انفجار اطالعات» من فکر می‬ ‫کنم بشر در هیچ دوره ای تا این حد غرق در میل به دانستن ‪-‬حال‬ ‫چه مورد مصرف یا چه غیر قابل مصرف‪ -‬نبوده است‪.‬‬ ‫انگاری همه باید بدانیم که در گوش��ه گوشه جهان چه می گذرد‪.‬‬ ‫راس��تی به نظر ش��ما به واقع در هم��ان دوران جنگ جهانی اول‬ ‫که جهان ش��عله ور بود‪ ،‬برای مردم یک روس��تا رخداد های کدام‬ ‫جای جهان اهمیت داش��ت‪ .‬آدم ها چقدر به الیه اوزن و ایدز می‬ ‫اندیشیدند ‪-‬حتا اگر دغدغه آن عصر می بود‪ -‬و چقدر مردم سعی‬ ‫می کردند برای یک دیگر «الو» از راه دور بترکانند؟‬ ‫به نظر شما دوره ای که فیس بوک نبود‪ ،‬مردم چگونه به یک دیگر‬

‫در شهر‬ ‫«الیک» می دادند و چگونه می توانستند نظرهای شان را در مورد‬ ‫یک رخداد به اش��تراک بگذارند‪ .‬این روزها فکر می کنم ما خیلی‬ ‫«دچار» شده ایم‪ .‬دچار لینکدن و فیس بوک‪ .‬گودر و یوتیوب‪ .‬فرندز‬ ‫فید و تویتر‪ .‬به حتم آدم ها راه های دیگری هم داشتند که به هم‬

‫«انگاری فیس بوک شده فضای خاله‬ ‫زنکی مدرن‪ .‬قدیم آدم پشت سر بقیه‬ ‫دم در خونه روی پله ها می نشست و‬ ‫حرف می زد حاال می آید روی دیوارش‬ ‫در فیس بوک می زند»‬

‫نزدیک شوند‪ .‬راه های فراموش شده عصر ما‪.‬‬ ‫هفته قبل چند جوان را که به قول خودشان رخت خواب شان را‬ ‫روی فیس بوک پهن می کردند را یافتم که با هم تصمیم گرفته‬ ‫بودند برای یک هفته از موبایل استفاده نکنند‪ ،‬فیس بوک را کنار‬ ‫بگذارن��د و یک کم «نه» به تکنولوژی بگویند‪ .‬آن ها می گفتند‬ ‫فیس بوک را کنار گذاشته اند‪.‬‬ ‫یکی شان می گفت‪« :‬انگاری فیس بوک شده فضای خاله زنکی‬ ‫مدرن‪ .‬قدیم آدم پش��ت س��ر بقیه دم در خون��ه روی پله ها می‬ ‫نشست و حرف می زد حاال می آید روی دیوارش در فیس بوک‬ ‫می زند»‪ .‬اما یکی دیگر از این جوان ها هم معتقد بود که «فیس‬ ‫بوک جای خوبی برای با خبر شدن از احوال دوستان است و حتا‬ ‫زودتر از رس��انه ها از حال کسانی که نگران شان هستیم‪ ،‬باخبر‬ ‫می شویم‪ .‬اما ما تصمیم گرفته ایم به تکنولوژي برای یک هفته‬ ‫هم که شده نه بگوییم»‪.‬‬ ‫به هر روی این جوان ها مرا به این فکر وا داش��تند که شاید دیگر‬ ‫ما نیستیم که سوار بر تکنولوژی می تازیم بل که ما «عمله های»‬ ‫ماش��ین هایی ش��ده ایم که آن ها ما را راه می برند و نه ما آن ها‬ ‫را‪ .‬به قول «هربرت مارکوزه» انگاری سوسک تکنولوژی شده ایم‪.‬‬ ‫یادش به خیر‪ .‬کرسی و ذغال و پدر بزرگ و قصه اجباری ‪-‬دوران‬ ‫سربازی‪ -‬و خبرهای حمله متفقین که انگار برای ما به قدر هزاران‬ ‫سال غریبه است‪ .‬پس��ت چی ها دیگر راوی خبرهای تازه نیستند‬ ‫و دیگر کسی منتظر نامه عاش��قانه از سربازی دور از خانه نیست‪.‬‬ ‫سرباز ها هم دیگر این روزها با عشاق شان «چت» می کنند و با‬ ‫«اسکایپ» کافی نت دم پادگان شان حرف از تعمیر دماغ معشوق‬ ‫و «بتاکس» چانه یار می زنند‪.‬‬ ‫تکنولوژي زبان نفهم‪ .‬لطفن تنهایم بگذار‪.‬‬

‫هفت‬

‫نوامبر ‪2011‬‬

‫‪17‬‬

‫‪17‬‬


‫این جا ایران‬

‫گزارشیازتخریبخانه‌هایتاریخیدرایران‬

‫هویت ایران بر سر‬ ‫ایرانیان آوار می‌شود‬

‫مصطفا خلجی‪ /‬خانه‌های تاریخی‪ ،‬که بخشی از میراث فرهنگی‬ ‫و حافظه تاریخی ایرانیان اس��ت مدام در حال تخریب است و انتشار‬ ‫خبرهای مربوط به خراب شدن این خانه‌ها «روزانه» شده است‪.‬‬ ‫بی‌توجهی به تخریب این خانه‌ها فقط مختص شهرستان‌های ایران‬ ‫نیست و خانه‌های تاریخی در تهران نیز خراب شده و یا در معرض‬ ‫تهدی��دات جدی قرار دارد؛ از خانه صداقت‪ ،‬س��اختمان پرچم‪ ،‬خانه‬ ‫ملک‌الشعرای بهار‪ ،‬خانه هدایت و خیلی‌های دیگر در تهران‪ ،‬گرفته‬ ‫تا ‪ 70‬خانه در بافت تاریخی شیراز‪ ،‬بخش زیادی از بافت‌های تاریخی‬ ‫در كاش��ان و جهرم و خانه تاریخی «شمس» در روستای اسفندآباد‬ ‫در یزد‪.‬‬ ‫در اینجا مروری می‌کنیم بر خانه‌های تاریخی که خراب شده و یا در‬ ‫معرض خراب شدن است‪:‬‬ ‫خانه شمس‬ ‫چندی پیش در نزدیکی ابرکوه یزد خانه شمس به دستور بخشدار این‬ ‫منطقه توسط لودر با خاک یکسان شد‪ .‬خانه شمس متعلق به «حاج‬ ‫میرزا حسن شمس» از بزرگان روستای اسفندآباد بود‪.‬‬ ‫این بنای خشتی جزو ساختمان‌های تقریبا اعیانی در روستای اسفندآباد‬ ‫محسوب می‌شد و مالک شخصی داشت‪ .‬قدمت خانه تاریخی شمس‬ ‫به دوران قاجاریه می‌رسید و در ساخت بنایش ویژگی‌های معماری‬ ‫قاجاری دیده می‌ش��د‪ .‬خانه شمس ‪3‬سال پیش در تاریخ ‪ ۲۷‬اسفند‬ ‫‪ ۱۳۸۷‬با شماره ثبت ‪ ۲۶۳۵۶‬به‌‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت‬ ‫رسیده بود اما ثبت‌ملی این بنای تاریخی نیز به فریاد آن نرسید‪.‬‬ ‫نم��ای اصلی خانه ش��مس كاهگل بود كه روی��ه آن را با گچ كمی‬ ‫تزیین كرده بودند‪ .‬این بنای خشتی جزو ساختمان‌های تقریبا اعیانی‬ ‫در روستا محسوب می‌شد و مالك شخصی داشت‪ ،‬براساس خبرهای‬ ‫منتشر شده تخریب این خانه بدون اجازه مالك صورت گرفته است‪.‬‬ ‫قدمت خانه تاریخی ش��مس به دوران قاجاریه می‌رسید و در ساخت‬ ‫بنایش ویژگی‌های معماری قاجاری دیده می‌شد‪.‬‬ ‫فرمانداری استان یزد و شهرستان ابرکوه از موقعیت جغرافیایی این‬ ‫خانه اظهار نارضایت��ی کرده و گفته بودند‪ ،‬این خانه مزاحمت ایجاد‬ ‫کرده و سبب جلوگیری از پیشرفت روستا شده است‪ .‬حتا آن‌ها معتقد‬ ‫بودند‪ ،‬دسته‌های عزاداری در ایام محرم به‌دلیل قرار گرفتن این خانه‬ ‫نمی‌توانند مسیر مناسبی را طی کنند‪.‬‬ ‫خانه ملک‌الشعرا بهار‬ ‫خانه ملک‌الش��عرا بهار مربوط به دوره پهلوی اول است و در تهران‪،‬‬ ‫خیابان طالقانی‪ ،‬خیابان ملک الش��عراء به��ار‪ ،‬کوچه گوهر‪ ،‬پالک ‪۹‬‬ ‫واقع شده و این اثر در تاریخ ‪ ۲‬بهمن ‪ ۱۳۸۲‬با شمارهٔ ثبت ‪۱۰۸۶۹‬‬ ‫به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است‪.‬‬ ‫این خانه ثبت ش��ده اما مالك خصوصی دارد و االن هم انبار مركز‬ ‫اسناد ملی شده است‪ .‬برای بازدید از خانه هم از مركز اسناد ملی یا از‬ ‫میراث فرهنگی باید نامه داشته باشید‪ .‬این خانه که باید مركز اشاعه‬ ‫فرهنگ و هنر باشد‪ ،‬االن تنها كاربری آن انباری است‪ .‬گزارش‌هایی‬ ‫موجود است كه نشان می‌دهد خانه در حال تخریب است‪.‬‬ ‫‪18‬‬

‫‪ 18‬هفت‬

‫نوامبر ‪2011‬‬

‫این خانه تا چند سال پیش و قبل از تماس یکی از شهروندان مبنی‬ ‫بر کاربری انبار و نگه‌داری کاال در خانه‌ای که منس��وب به ش��اعر‬ ‫معاصر اس��ت‪ ،‬ناش��ناخته بود‪ .‬یک شهروند در تماس خود با یکی از‬ ‫روزنامه‌های کثیراالنتش��ار گفته بود نگ��ه‌داری کاال در خانه‌ای که‬ ‫مربوط به ملک‌الشعرای بهار است برای اهالی محل دردسرساز شده‬ ‫است‪.‬‬ ‫از روی همین اطالع‌رس��انی بود که این خانه شناس��ایی ش��د اما با‬ ‫گذش��ت حدود ‪ 4‬سال از شناسایی و ثبت این خانه هنوز برای تغییر‬ ‫وضعیت آن اقدامی صورت نگرفته است‪.‬‬ ‫هلل کاشانی و بهبهانی‬ ‫خانه‌های آیت‌ا ‌‬ ‫ام��ا در جمهوری اس�لامی‪ ،‬خانه آیت‌اهلل‌ها ه��م در امان نمی‌ماند!‬ ‫خانه‌های آیت‌اهلل کاشانی و بهبهانی در منطقه‌‪ 12‬تهران و محدوده‬ ‫بازار تهران در فهرس��ت آثار ملی ثبت شده‌اند اما این ثبت نتوانسته‬ ‫ناجی آن‌ها باشد‪.‬‬ ‫نمونه‌هایی از این دست بسیارند‪ .‬خانه میرزا محمود وزیر در خیابان‬ ‫امیرکبی��ر‪ ،‬خانه رضاخان در خیابان ام��ام خمینی(ره)‪ ،‬خانه بهزاد در‬ ‫خیابان ش��هید کلهر‪ ،‬خان��ه عالءالدوله در خیابان فردوس��ی‪ ،‬خانه‬ ‫مس��توفی در خیابان پانزده خرداد‪ ،‬خانه شقاقی در خیابان کوشک‪،‬‬ ‫خانه احس��انی در پامنار‪ ،‬خانه مسگرها در خیابان مصطفی خمینی‪،‬‬ ‫خانه نصرالدوله در سرچش��مه‪ ،‬خانه کالرا آبکار در خیابان جمهوری‬ ‫اسالمی‪ ،‬خانه امام‌جمعه در خیابان ناصرخسرو و ده‌ها مورد دیگر‪.‬‬ ‫خانه‌های تاریخی جهرم‬ ‫ده‌ها خانه تاریخی متعلق به دوره قاجاریه در بافت قدیم شهر جهرم‬ ‫توس��ط شهرداری و شرکت نوس��ازی و بهسازی این شهر تخریب‬ ‫شده است‪.‬‬ ‫اماک��ن تاریخی موجود در بافت تاریخی ش��هر جهرم مانند «حمام‬ ‫گازران» با قدمتی ‪ 400‬س��اله و «مس��جد نو» نشان دهنده قدمت‬ ‫اماکن این محدوده است‪ .‬هم‌چنین در زمان‌های گذشته‪ ،‬دور تا دور‬ ‫شهر حصار وجود داشته است بنابراین آن‌چه که داخل این حصار قرار‬ ‫می‌گیرد اعم از خانه یا قلعه‪ ،‬قدمتی تاریخی دارند‪.‬‬ ‫ب��ا این حال تخریب و کوچک س��ازی بافت تاریخی ش��هر جهرم‬ ‫درحالی انجام می‌شود که این شهر جز شهرستان‌های استان فارس‬ ‫است که بافت تاریخی با ارزشی دارد‪.‬‬ ‫خانه تاریخی الری‌های جهرم تنها نمونه‌ای از این خانه‌های تاریخی‬ ‫هس��تند که بنا به دستور شرکت نوس��ازی و به‌سازی تخریب شده‬ ‫است‪ .‬در خانه الری‌ها جنب خانه کوه کن‪ ،‬چاهی وجود داشت که به‬ ‫قنات شهر خارقان متصل بود و در مصاحبه‌های انجام شده با بومیان‬ ‫منطقه مش��خص شده اس��ت که در زمان‌های گذشته از این چاه و‬ ‫قنات‪ ،‬رفت و آمد انجام می‌شده است‪.‬‬ ‫خانه پدری صادق هدایت‬ ‫خان��ه پدر ص��ادق هدایت در تهران در کوران ح��وادث روزگار و‬ ‫اتفاقات اجتماعی و سیاس��ی گذش��ته این س��رزمین دچ��ار تغییر و‬ ‫تحوالت و بی‌مهری‌های زیادی ش��ده و در حالی که در ابتدای امر‬

‫به عنوان یک عمارت مسکونی در یکی از بهترین مناطق آن دوره‬ ‫ته��ران بود‪ ،‬بعد از مدتی تغییر کاربری یافته و همین تغییر کاربری‬ ‫باعث تغییرات اساس��ی در بنا و محیط پیرامون آن ش��ده است‪ .‬این‬ ‫تغیی��رات طوری بوده که کم کم چهره اصل��ی بنا و اصالت طرح و‬ ‫سبک معماری بنا و تناسب ظاهری بنا خدشه‌دار شده است‪.‬‬ ‫این بنا با معماری کاملن درون گرا و با سبک تلفیق (تلفیق معماری‬ ‫سنتی و معماری اروپایی آن زمان) که سبک رایج آن دوره در بناهای‬ ‫اشراف و بزرگان بوده‪ ،‬ساخته شده است‪.‬‬ ‫این خانه توسط پدربزرگ صادق هدایت ‪ -‬نیرالملک که وزیر علوم‬ ‫و آدمی ش��ناخته شده بود ‪ -‬ساخته می‌شود و بعد از فوت نیرالملک‬ ‫این باغ که دارای چند خانه بوده به پس��رانش می‌رس��د و بین آن‌ها‬ ‫تقسیم می‌ش��ود و این خانه به اعتضاد الملک هدایت ‪ -‬پدر صادق‬ ‫هدایت – می‌رسد‪.‬‬ ‫صادق هدایت تمام ایام نوجوانی و جوانی خود را در این خانه زندگی‬ ‫می‌کرد‪.‬‬ ‫خانه ستارخان‬ ‫خانه س��ردار ملی ایران به دنبال بی‌توجهی مسووالن امر كه وظیفه‬ ‫حفاظت از میراث ملی و فرهنگی را دارند در خطر نابودی قرار گرفت‪.‬‬ ‫خانه س��تارخان در گذش��ته‌هاى دور محل ستاد فرماندهى مبارزات‬ ‫مشروطه خواهى و نیز جنگ هاى ضداستعمارى ستارخان و نیروهاى‬ ‫وى علیه استعمار روس بود‪.‬‬ ‫پس از پیروزى انقالب مش��روطه در س��ال ‪ 1285‬هـ‪.‬ق و عزیمت‬ ‫ستارخان‪ ،‬باقرخان و نیروهاى آنان به تهران‪ ،‬حوادثى در تبریز رخ داد‬ ‫كه موجب شد این خانه رفته رفته از كانون توجه خارج شده و تا به‬ ‫امروز نیز غربت خود را بازنیابد‪.‬‬ ‫خانه تاریخی نماینده سراب‬ ‫خانه قدیمی حیدر شفیعی از نمایندگان سراب در مجلس شورای ملی‬ ‫(مجلس هجدهم) توسط شهرداری سراب تخریب شد‪.‬‬ ‫قدمت این اثر تاریخی ‪130‬سال بود‪.‬‬ ‫خانه دایی جان ناپلئون‬ ‫خانه و باغ اتحادیه یا همان امین‌الس��لطان که روزگاری لوکیشن‬ ‫س��ریال دائی‌جان ناپلئون بود‪ ،‬با خروج از فهرس��ت میراث ملی به‬ ‫سرعت تخریب می‌ش��ود‪ .‬در حال حاضر این باغ بزرگ بیش از ‪60‬‬ ‫مالک دارد و حتی تالش‌ها برای تملک خانه توس��ط شهرداری هم‬ ‫بی‌پاسخ مانده است‪ .‬به گفته کارشناسان با تخریب این باغ ـ عمارت‬ ‫قاجاری‪ ،‬آخرین نفس‌های تاریخی الله‌زار تهران هم بریده می‌شود‪.‬‬ ‫تا یک‌س��ال پیش بیش از ‪ 70‬درصد از عمارت اصلی به دلیل عدم‬ ‫رسیدگی تخریب شده است‪ .‬هم‌چنین باغ خشک شده و فضای سبز‬ ‫عملن از بین رفته است‪ .‬به طوری که هم اکنون زمین بایر است‪.‬‬ ‫خانه گنجه‌ای‌زاده تبریز‬ ‫خان��ه گنجه‌ای‌زاده که در خیابان ارک جدید‪ ،‬رو به روی س��اختمان‬ ‫مرکزی شهرداری تبریز و ‪ 50‬متر با سازمان میراث فرهنگی‪ ،‬صنایع‬ ‫دستی و گردشگری آذربایجان شرقی فاصله دارد‪ ،‬در عرض کم‌تر از‬ ‫‪ 24‬ساعت با خاک یک‌سان شد‪.‬‬ ‫خانه گنجه‌ای‌زاده تبریز از جمله خانه‌های مورد مناقشه بین سازمان‬ ‫میراث فرهنگی و دیوان عدالت اداری بود که باالخره با حکم دیوان‬ ‫مالک خصوص این زمین توانست اقدام به تخریب این بنا کند‪.‬‬ ‫خان��ه گنجه‌ای‌زاده از بناهای تاریخی ش��هر تبریز ب��ود و معماری‬ ‫مختلطی از س��بک دوره قاجار و پهلوی داش��ت‪ .‬ای��ن خانه ‪ ۳‬هزار‬ ‫مترمربع مساحت داشت و اعیانی آن در ‪ ۳‬طبقه متشکل از تعدادی‬ ‫اتاق در یک ردیف بدون اندرونی و بیرونی بود‪.‬‬ ‫این اثر با ش��ماره ‪ ۶۰۲۱‬در س��ال ‪ ۱۳۸۱‬در فهرست آثار ملی کشور‬ ‫به ثبت رسیده بود‪.‬‬ ‫خانه نواب صفوی‬ ‫خانه تاریخی نواب صفوی اصفهان توس��ط برخ��ی از اهالی محل‬ ‫تخریب شد‪ .‬گفته می‌شود در هنگام تخریب برخی مسووالن متولی‬ ‫می��راث فرهنگی از جمله یگان حفاظ��ت آثار تاریخی هم در محل‬

‫حضور داشتند‪ .‬اما در نهایت اهالی محل بخشی از این اثر ملی را با‬ ‫خاک یکسان کرده و آوار به‌جای مانده را با لودر جابجا کردند‪.‬‬ ‫خان��ه تاریخی نواب صفوی در محدوده بافت تاریخی مرکز ش��هر‬ ‫اصفهان در ضلع جنوبی خیابان ابن س��ینا و در ابتدای کوچه مسجد‬ ‫آقانور واقع شده و با قدمتی صفوی ـ قاجاری در سال ‪ 1384‬به شماره‬ ‫‪ 12124‬در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید‪.‬‬ ‫خانه نواب صفوی در ضلع جنوبی خیابان ابن س��ینا دقیقن در دهانه‬ ‫ورودی کوچه مسجد آقانور دارای ساباطی نه چندان عریض با اتاق‬ ‫ف��روار (اتاق پذیرایی خانه‌های تاریخی) در قس��مت فوقانی بود که‬ ‫این بخش از گذر را از دیگر قسمت‌های کوچه متمایز نشان می‌داد‪.‬‬ ‫خانه پروین اعتصامی‬ ‫مجوز تخریب خانه پروین اعتصامی از سوی شهرداری تهران صادر‬ ‫شده و به زودی جای آن را یک برج تجاری می‌گیرد‪.‬‬ ‫خانه پروین اعتصامی به عنوان خانه مشاهیر در زمره میراث ملی قرار‬ ‫گرفت��ه بود ولی به دنبال خروج آثار تاریخی از ثبت‪ ،‬این خانه نیز به‬ ‫حکم دیوان عدالت اداری از ثبت خارج شد و اکنون مالکان آن قصد‬ ‫تخریبش را دارند‪.‬‬ ‫به دنبال انتشار خبر این موضوع واکنش‌های بسیاری از سوی اهالی‬ ‫هنر و ادبیات صورت گرفت‪.‬‬ ‫از جمله ‪ 360‬نفر از هنرمندان در نامه‌ای خطاب به شهردار تهران از‬ ‫او خواستند از تخریب دو خانه تاریخی و منحصر به فرد‪« ،‬اتحادیه»‬ ‫و «پروین اعتصامی» جلوگی��ری کند تا نامی نیک از وی در تاریخ‬ ‫ایران بماند‪.‬‬ ‫احمد مسجد جامعی نیز خواستار خرید خانه پروین اعتصامی از سوی‬ ‫شهرداری شد‪.‬‬ ‫خانه صداقت‬ ‫خانه قاجاری «صداقت» یکی از آخرین بناهای باارزش منطقه منیریه‬ ‫در محدوده تاریخی سنگلج تخریب شد‪.‬‬ ‫اين خانه از جمله بناهای باارزش منطق ‌ه منيريه و در محدود‌ه تاريخی‬ ‫سنگلج تهران است كه در اواخر دور‌ه قاجار ساخته شد و از جمله آثار‬ ‫نادر ش��هر تهران ب ‌ه لحاظ معماری و تزيينات آجری منحصرب ‌ه فرد‬ ‫به شمار می‌رفت‪.‬‬ ‫قصر فیلیه‬ ‫بلدوزرها دور از چش��م متولیان و دوست‌داران میراث فرهنگی‪ ،‬قصر‬ ‫فیلیه خرمشهر را که یک بنای ثبت شده در فهرست آثار ملی است‪،‬‬ ‫تخریب کردند‪.‬‬ ‫پس از آن که یک نهاد نظامی بنای قصر فیلیه را که از آثار فرهنگی‬ ‫باق��ی مانده از عصر قاجار بود با بلدوزر تخریب کرد اینک س��ازمان‬ ‫میراث فرهنگی که خود متهم است از این بنا به خوبی مراقبت نکرده‬ ‫شاکی این پرونده شده است‪.‬‬ ‫قصر فیلیه‪ ،‬متعلق به شیخ خزعل از سران بانفوذ عرب در خوزستان‬ ‫بود در کنار اروند رود قرار داشت و به عنوان یک اثر ملی در فهرست‬ ‫آثار ملی ثبت شده بود‪.‬‬ ‫بالد شاپور‬ ‫بناهای تاریخی شهر قدیمی دهدشت استان کهکیلویه و بویراحمد‬ ‫که «بالد شاپور» نام دارد و توسط شاپور اول ساسانی‪ ،‬فرزند اردشیر‬ ‫اول ایجاد شد در حال حاضر در آستانه تخریب قرار دارد‪.‬‬ ‫بر اساس فارس‌نامه ناصری این شهر باستانی زمانی یک شهر بزرگ‬ ‫بوده و حدود دو هزار خانه‪ ،‬مس��جد‪ ،‬حمام و کاروانس��را داش��ته که‬ ‫بسیاری از این آثار هنوز برجای مانده است‪.‬‬ ‫برخی از افرادی که در حاش��یه این منطقه زندگی می‌کنند از ابنای‬ ‫ش��هر تاریخی «بالد شاپور» دهدش��ت برای نگه‌داری احشام خود‬ ‫استفاده می‌کنند و یا احشام خود را برای چرا به این منطقه می‌آورند‪.‬‬ ‫م خان‬ ‫حمام ابراهی ‌‬ ‫حمام تاریخی ابراهی ‌م خان در ش��هر کرمان هم که یکی از بناهای‬ ‫تاریخی با معماری ایرانی و اس�لامی است و تا یک‌سال پیش مورد‬ ‫بهره‌برداری قرار می‌گرفت‪ ،‬در حال تخریب و نابودی است‪.‬‬


‫سخن‌گوی قوه قضاییه جمهوری اسالمی‪:‬‬

‫بازداشت ‪ ۲۷‬نفر دیگر در ارتباط‬ ‫با پرونده اختالس در ایران‬

‫رادیو کوچه‪ /‬ش��ام‌گاه یک‌ش��نبه‪ 27 ،‬نوامبر‪ ،‬به گزارش صدا و‬ ‫س��یمای جمهوری اسالمی‪ ،‬س��خن‌گوی قوه قضاییه و مسوول‬ ‫رسیدگی به پرونده اختالس بزرگ بانکی در ایران از بازداشت ‪۲۷‬‬ ‫نفر دیگر در ارتباط با این پرونده خبر داده است‪.‬‬ ‫غالمحسین محس��نی‌اژاه‌ای‪ ،‬در مصاحبه با شبکه دوم تلویزیون‬ ‫جمهوری اسالمی هم‌چنین از صدور قرار مجرمیت برای ‪ ۵۰‬نفر‬ ‫در این ارتباط س��خن گفت‪ .‬وی این گزارش را حاصل حسابرسی‬ ‫از ‪ ۴۰‬شرکت وابس��ته به اختالس‌گران عنوان کرد‪ .‬این در حالی‬ ‫اس��ت که برخی از مقام‌های جمهوری اسالمی‪ ،‬ارکان دولت را با‬ ‫این اختالس مرتبط دانسته‌اند که از این میان می‌توان به اسفندیار‬ ‫رحیم‌مش��ایی‪ ،‬رییس دفت��ر رییس جمهوری اس�لامی‪ ،‬محمود‬ ‫احمدی‌نژاد اش��اره کرد‪ .‬از س��ویی دیگر محمود احمدی‌نژاد کلیه‬ ‫اتهام‌ها را کذب خوانده و به اتهام‌زنندگان هش��دار داده اس��ت که‬ ‫کابینه وی «خط قرمز» است‪.‬‬ ‫در بازداشت‌گاه مهاجران صورت گرفت ؛‬

‫اعتصابغذایپنج‬ ‫پناه‌جوی کرد در استرالیا‬

‫رادیو کوچه‪ /‬پنج پناه‌جوی کرد از یک هفته به این سو در یکی‬ ‫از بازداشت‌گاه‌های استرالیا دست به اعتصاب غذایی زده‌اند‪.‬‬ ‫سه تن از این پناه جویان لب‌های‌شان را دو خته‌اند و دو تن دیگر‬ ‫در اثر استفاده زیاد دارو به بیمارستان انتقال داده شده‌اند‪.‬‬ ‫ای��ن پنج مرد متعلق به یک گروه اقلیت کرد می‌باش��ند و از این‬ ‫خش��مگین هس��تند که برای مدت بیش‌تر از دوسال در بازداشت‬ ‫نگه‌داشته شده‌اند‪ .‬بر بنیاد گزارش رسانه‌های استرالیایی پرونده‌های‬ ‫پناهنده‌گی این پنج تن از س��وی اداره مهاجرت اس��ترالیا رد شده‬ ‫است اما آن‌ها دوباره بازگردانده نمی‌شوند زیرا آن‌ها نه شهروندان‬ ‫ایران هستند و نه هم عراق‪ .‬این اقلیت کرد مسلمانان شیعه مذهب‬ ‫هس��تند و متعلق به منطقه‌ی در سرحد میان کشور‌های ایران و‬ ‫عراق هس��تند‪ .‬در س��ال‌های میان ‪ 1970‬و ‪ 1980‬صدام حسین‬ ‫رییس جمهوری س��ابق عراق تعدادی زیاد از این اقلیت کرد را به‬ ‫ایران فرستاده و تابعیت عراقی آن‌ها را سلب نمود‪ .‬پناه‌جویانی که‬ ‫از ایران به استرالیا می‌آیند بیش‌تر ایرانیانی هستند که ادعا می‌کنند‬ ‫به خاطر افکار سیاس��ی‪ ،‬نژادی‪ ،‬دینی‌ش��ان مورد آزار و اذیت قرار‬ ‫می‌گیرن��د و یا هم اقلیت کرد در منطقه س��رحدی میان عراق و‬ ‫ایران هس��تند‪ .‬یک سخن‌گوی اداره مهاجرت استرالیا گفته است‬ ‫پناه‌جویان شورشی بعد از بازرسی تحت درمان قرار گرفته‌اند‪.‬‬ ‫این سخن‌گوی اضافه نموده است‪« :‬به بازداشت‌شده‌گان که دست‬ ‫به ش��ورش زده‌اند توضیح داده شده اس��ت که این رفتار‌شان در‬ ‫نتیجه پرونده‌های‌شان تاثیر نمی‌گذارد‪».‬‬ ‫در همین حال مقامات استرالیایی از یک حادثه خود‌آزاری پناه‌جوی‬ ‫بازداش��ت شده در مرکز بازداش��ت‌گاه مهاجرت پونتیویل درهفته‬ ‫گذشته را تایید کرده است‪.‬ایمیلی کونلون از یک شبکه پشتیبانی‬ ‫پناه‌جویان استرالیا می‌گوید نگرانی و فشار عامل مهم است که تاثیر‬ ‫باالی زنده گی پناه‌جویان در بازداش��ت‌گاه‌های مهاجرت استرالیا‬ ‫گذاشته اس��ت‪ .‬خانم کونلون گفت‪« :‬دو مشکل اصلی که باعث‬ ‫نگرانی افراد می‌گردند‪ ،‬یکی این که چه اتفاق به فامیل آن‌ها که‬ ‫در کشور‌ش��ان رها کرده‌اند خواهد افت��اد و دیگر این که در مورد‬ ‫پرونده‌های‌شان و ویزاشان تا چه زمان منتظر بمانند‪».‬‬ ‫هفت‬

‫نوامبر ‪2011‬‬

‫‪19‬‬

‫‪19‬‬


‫نامه‬

‫خدا نیست‪ ،‬به خدا قسم خدا نیست ‪ ،‬نیست ‪...‬‬ ‫عبدالکریم سروش‪ /‬این‌ها کلماتی بود که با‬ ‫صدایی دردآل��ود از دهان حامد بیرون می‌آمد و‬ ‫آب در چشم من می‌نش��اند‪ .‬با جسمی ویران و‬ ‫روحی پریش��ان از ایران گریخته و در گوشه ای‬ ‫از دنیا پناهی جسته و اینک در تلفن خشم و درد‬ ‫خود را پیش من بیرون می‌ریخت‪ .‬حامد گناهی‬ ‫نداش��ت جز اینکه چند سال پیش به خاندان ما‬ ‫پیوسته بود و با دخترم کیمیا پیوند همسری بسته‬ ‫بود‪ .‬جوانی آرام و س��ر براه‪ ،‬قانع و متواضع‪ ،‬اهل‬ ‫سالمت و عافیت که نه سودای سیاست داشت‬ ‫و نه صفرای ریاست‪ .‬پیاده می رفت و زیاده نمی‌خواست و در دریای‬ ‫پرتالطم زندگی چندان دور از ساحل شنا نمی‌کرد‪ .‬از پدری و مادری‬ ‫هر دو نیکوکار و آموزگار‪ .‬ده ماه پیش بود که توفانی وحشی ناگهان‬ ‫تومار آرامش وی را در هم پیچید‪.‬‬ ‫ب��اغ وحش والیت‪ ،‬طعمه می‌خواس��ت‪ .‬دیوان ب��ا داغ و درفش به‬ ‫سراغش آمدند و وحشت‌ها به جانش افکندند و دست آخر دو راهه یی‬ ‫پیش پای او نهادند که‪ :‬یا دست از جان بشوی ویا به صدا و سیما بیا و‬ ‫هر چه ما می‌خواهیم بگوی‪ .‬از او دو چیز ناقابل(!) می‌خواستند‪ :‬یکی‬ ‫این‌که فاش بگوید همس��رش هرزه و هرجایی است و لذا شایسته‬ ‫طالق‪ .‬دیگر این‌که پدر همس��رش (عبدالکریم سروش) «مردکی»‬ ‫است به اصناف رذایل آراسته و وابستگی‌ها به اجانب دارد و حرام‌خوار‬ ‫و ناپاک و دشمن شریعت و طریقت و حقیقت است و‪....‬‬ ‫وح��وش والیت گمان می‌برند که «حلقه ضعیف زنجیر» را یافته‌اند‬ ‫و آن‌را زود می‌ش��کنند و به صاحب دی��وان گزارش پیروزی نمایان‬ ‫می‌دهن��د و پاداش فراوان می‌برند‪ ،‬و چون مناعت و مقاومت حامد‪،‬‬ ‫پنجه قساوت‌ش��ان را شکست‪ ،‬برای شکستن کامل او دست به کار‬ ‫شدند‪ ،‬روحش را رنجه و جسمش را شکنجه کردند (کم‌ترینش آن‌که‬ ‫یک ش��ب تا صبح‪ ،‬برهنه در س��ردخانه‌ای‪ ،‬او را لرزاندند و ترساندند‬ ‫و ‪)...‬‬ ‫و عاقبت باحالی نزار و بدنی بیمار او را به خانه فرستادند‪ .‬در خانه‪ ،‬گاه‬ ‫از قوت رنج و شدت اضطراب چنان بی تابانه سر را بدیوار می‌کوفت‬ ‫که نزدیک بود سر و دیوار با هم بشکنند‪ .‬حاال هم که به گوشه‌ای در‬ ‫خارج خزیده است‪ ،‬هنوز کابوس داغ و درفش می‌بیند و دیوان درنده‬ ‫را همه جا در تعقیب خود می‌پندارد‪.‬‬ ‫قص��ه پ��ر غصه خود را که با من گفت از س��ر ش��رم و دل‌داری‬ ‫گفتم «خدا از آنان نگذرد»‪ .‬سخنم تمام نشده بود که عقده خشمش‬ ‫ش��کافت و بر من آش��وفت که «آقای دکتر اس��م خدا را نبرید‪ ،‬خدا‬ ‫نیس��ت‪ ،‬نیست‪ ،‬نیس��ت‪ .»...‬خدا در آن تاریک‌خانه کجا بود که من‬ ‫بی‌گناه و بی‌پناه زجر می‌بردم و ضجه می‌زدم و از او پناه می‌جستم و‬ ‫آن درندگان بی‌شرم با تمسخرشان مرا بیشتر می‌گزیدند و می‌دریدند؟‬ ‫خدای واحد قهار چه می‌کرد آن وقت که آن سه دیو تبهکار‪ ،‬به نام‬ ‫خدا‪ ،‬در من افتادند و مرا بی‌جان کردند؟‪ ...‬می‌گفت و می‌گریس��ت‪.‬‬ ‫حاال دیگر از هیچ کس شکوه نمی‌کرد‪ .‬از خدا هم شکوه نمی کرد‪،‬‬ ‫خدایی که عجالتن خفته یا مرده بود‪.‬‬ ‫گویی مرا به چالش می‌کشید‪ ،‬مرا که عمری الهیات و فلسفه و عرفان‬ ‫تدریس کرده بودم‪ .‬پیدا بود که نه تنها راحت و سالمتش را ستانده‌اند‪،‬‬ ‫وجدان و ایمانش را هم لرزانده‌اند‪ ،‬آش��کارا چیزی در او تکان خورده‬ ‫و فروریخته بود‪ .‬حادثه کوچکی نبود‪ :‬خدا را جسته بود و نیافته بود!‬ ‫خسوف الوهیت را‪ ،‬مرگ را‪ ،‬بی‌پناهی را‪ ،‬شکنجه را‪ ،‬تزویر دینی را‪،‬‬ ‫قس��اوت بی امان را‪ ،‬شر عریان را‪ ،‬س��بعیت بی مرز انسان را‪ ،‬همه‬

‫‪20‬‬

‫‪ 20‬هفت‬

‫نوامبر ‪2011‬‬

‫را یک‌جا چش��یده و آزم��وده بود‪ .‬به حق تجربه‬ ‫مهیبی بود‪.‬‬ ‫او ب��ه دریا رفت و مرغابی نبود‪ -‬گش��ت غرقه‪،‬‬ ‫دستگیرش ای ودود‪.‬‬ ‫من گرچه خود از سبکباران ساحل نبودم‪ ،‬چنین‬ ‫گرداب هایلی را نیازموده بودم‪ .‬دستم از همه جا‬ ‫کوتاه بود‪ .‬دیدم کار از تئولوژی نمی‌رود‪ .‬دلیری‬ ‫و دلداری دادمش که «بس��ا کس��ا که به روز تو‬ ‫آرزومند اس��ت»‪ .‬خرم باش که از دست ظالمان‬ ‫رهیده‌ای‪« .‬نجوت من القوم الظالمین»‪ .‬از جهنم‬ ‫گذش��ته بدرآی‪ .‬مگذار تو را شکسته ببینند‪ .‬برخیز‪ .‬بال و شکست را‬ ‫نخواس��ته بودی‪ ،‬حاال پیروزی و بهب��ودی را بخواه‪ .‬الگوی دیگران‬ ‫ش��و‪ .‬یوس��ف‌وار از چاه گرگان برآی و س��لطانی کن‪« .‬جهدی کن‬ ‫و س��رحلقه رندان جهان باش»‪ .‬از بی ادبان ادب بیاموز‪ .‬س��رهنگی‬ ‫کردن با عاجزان را دیدی‪ ،‬خود با عاجزان سرهنگی مکن‪ .‬به آینده‌ای‬ ‫بیاندی��ش ک��ه در دیار ما هیچ کس خف��ت و ذلت نبیند‪ ،‬هیچ کس‬ ‫شکنجه نشود‪ ،‬هیچ کس ش��کنجه‌گر نشود‪ ،‬هیچ حصار و حریمی‬ ‫بدس��ت متجاوزان نشکند‪ ،‬هیچ کس بی‌پناهی و بی‌خدایی را چنین‬ ‫عریان تجربه نکند‪ ،‬هیچ حیوانی دین دار نشود و سبعیت و حیوانیت‬ ‫را زیور دینی ندهد و در پوستین خالیق نیفتد‪ .‬گفتمش دین همچو‬ ‫شراب اس��ت‪ .‬آن‌چنان را آن‌چنان‌تر می‌کند‪ .‬حیوان‌ها را حیوان‌تر و‬ ‫انسان‌ها را انسان‌تر می‌کند‪ .‬آن حیوانات‪ ،‬آن وحوش والیت‪ ،‬که با تو‬ ‫در افتادند البته دیندار بودند و منافق نبودند و درست همین دینداری‪،‬‬ ‫درندگی‌شان را افزون تر کرده بود‪.‬‬ ‫چون به نام خدا می‌دریدند‪ .‬چون دریدن را نه بازی‌چه‪ ،‬نه حق بلکه‬ ‫تکلیف خود می‌دانستند‪ .‬خواجگان مسند والیت هم‌چنین‌اند‪ .‬آن‌ها‬ ‫هم قتل و غصب و تجاوز را تکلیف خود می‌دانند و برای آن «حجت‬ ‫ش��رعی» دارند و همین آنان‌را خطرناک ت��ر می‌کند‪ .‬گفتمش اگر‬ ‫مشفقانه بنگری آن وحوش هم بیمارند‪ ،‬بیماران روانی حقارت دیده‬ ‫و طعم کرامت ناچشیده‪ .‬آرزو کن که هوای دیار ما دیگر بیمار پرور‬ ‫نباشد‪ ،‬شهید پرور نباشد‪ ،‬نفاق پرور نباشد‪ ،‬والیت پرور هم نباشد‪ .‬به‬ ‫جای آن‪ ،‬عاقل پرور و خنده پرور و شفقت پرور باشد‪ .‬آرزو هم کافی‬ ‫نیست‪ ،‬تکاپو کن‪.‬‬ ‫گفتمش مصییت تو عظیم اس��ت‪ .‬یک از صد را با من گفتی و من‬ ‫هم یک از صد آن بی‌شرمی‌ها را با خلق می‌گویم‪ .‬بی هیچ گناهی‬ ‫خودت را بریان و کیمیایت را گریان کردند‪ ،‬زندگی‌تان را س��وختند‪،‬‬ ‫کارتان را گرفتند به مصیبت‌تان نش��اندند‪ .‬به غربت‌تان کشاندند و‬ ‫بس��وی آینده‌ای تاریک فرس��تادند‪ .‬حاال جامه صبر بپوش که خود‬ ‫کیمیاییدیگرست‪.‬‬ ‫ ‬ ‫صد هزاران کیمیا حق آفرید‬ ‫کیمیایی هم‌چو صبر آدم ندید‬ ‫فراموش مکن که حجم ستم در آن دیار مصیبت دیده چندان عظیم‬ ‫حصه تو «چو خشخاشی بود بر روی دریا‪».‬‬ ‫است که قصه تو و ّ‬ ‫سر تا سر دشت خاوران سنگی نیست‬ ‫کز خون دل و دیده بر او رنگی نیست‬ ‫چش��م نمناک و دل غمناک و جان سوخته خود را در کنار جان آن‬ ‫س��وختگان بگذار و یاد آن مجروحان را مرهمی بر جراحات خویش‬ ‫ک��ن‪ .‬این حاکمان حجاج صفت مگر کم قت��ل و تجاوز و تطاول و‬ ‫چپاول و غارت وجنایت ومصادره و اعدام و رای دزدی وشهید دزدی‬ ‫و‪........‬کرده‌اند؟مگر مادران داغدار و پدران س��وگوار و فرزندان یتیم‬

‫وهمسران بی‌جفت وزندانیان زخم دیده وخاندان‌های فروپاشیده کم‬ ‫بوده‌اند؟به آنان بیندیش وبر آنان رحمت آور‪ .‬و با رسول علیه السالم‬ ‫بخوان که‪ :‬خدایا ظالمان را بر ما چیره مکن و چون یونس در شکم‬ ‫مسبحان باش‪.‬‬ ‫نهنگ از حامدان و‬ ‫ّ‬ ‫از حامد خدا که پرداختم به خدای حامد پرداختم‪ .‬گفتم‪:‬‬ ‫ ‬ ‫آسوده خاطرم که تو در خاطر منی‬ ‫گر تاج می‌فرستی و گر تیغ میزنی‬ ‫از من گمان مبر که بیاید خالف دوست‬ ‫ور متفق شوند جهانی به دشمنی‬ ‫بارخدایا!‬ ‫عاشقان از تو توقعی ندارند‪ .‬عیسا و حسین و حالج را در کوره عشق‬ ‫خ��ود بگداز و خون بریز و باک مدار‪« .‬منت پذیر غمزه خنجر گذار»‬ ‫تواند‪ .‬اما عاقالن چطور؟ با ناخرسندی آنان چه می‌کنی؟ مگر خود به‬ ‫آنان حق احتجاج نداده‌ای؟ استغنای معشوقانه را برای عاشقان بگذار‪.‬‬ ‫عاقالن از تو حکمت و حجت و رحمت ومحبت می‌خواهند‪.‬‬ ‫می‌دانم که بالها و ش��کنجه‌ها‪ ،‬گاه صالب��ت‌زا و طهارت آفرین‌اند‬ ‫«که بالی دوس��ت تطهیر شماس��ت»‪ .‬گاهی حتی عشق پرورند و‬ ‫رندان بالکش را عاش��ق‌تر می‌کنند‪ ،‬اما خرد سوز و ایمان فرسا هم‬ ‫هستند‪ .‬اگر عاشق را شاکرتر می‌کنند‪ ،‬عاقل را ستیزنده‌تر می‌کنند‪.‬‬ ‫می‌دانم که‬ ‫گر جمله کائنات کافر گردند‬ ‫بر دامن کبریات ننشیند گرد‬ ‫چون‬ ‫کفر و دین هر دو در رهت پویان‬ ‫وحده الشریک له گویان‬ ‫و گم��ان ندارم که کفر کافران تو را غمن��اک یا ایمان مومنان تو را‬ ‫طربناک کند که برتر از شادی و غمی‪.‬‬ ‫حاال که چنین است و تو چون ماه بر آسمان چنان ارتفاع گرفته ای و‬

‫«دیدار می‌نمایی و پرهیز می‌کنی» که عارفان هم از جدائی‌ات شکوه‬ ‫می‌کنند‪ ،‬و چنان در خس��وف الوهیت و سحاب احتجاب رفته‌ای که‬ ‫پروای کفر و ایمان و غم و ش��ادی خالیق را نداری‪ ،‬و چون گذشته‬ ‫دس��ت تصرف در تاریخ دراز نمی‌کنی و عقاب و کیفری بر ظالمان‬ ‫فرو نمی‌زی��زی‪ ...‬و حاال که گویی آدمیان را بخود وانهاده‌ای و آنان‬ ‫را به س��ر تازیانه‌ای نمی‌نوازی و عاقالن را ایماء و الهام داده ای که‬ ‫از تو انتظار دخالت و عنایتی نبرند‪ ،‬پس بر این بالکشان باری فزون‬ ‫از طاقت منه و از عاقالن ناخشنود و شاکیان بی ایمان روی در هم‬ ‫مکش و کفرشان را کیفر مده‪ .‬ظالمان خدافروش را که نمی‌گیری‪،‬‬ ‫مظلومان بی خدا را هم مگیر‪.‬‬ ‫می‌بینی که از «منجنیق فلک سنگ فتنه می‌بارد» و حکم اندر کف‬ ‫رندان اس��ت و داعیان دین تو «بر هم افتاده چو ماران ز بر ماران»‬ ‫کفرپروری و ایمان سوزی می‌کنند و یوسفان را به گرگان می‌دهند‬ ‫و خلقی را به اس��ارت گرفته‌اند و ش��رارت می‌ورزند‪ ،‬انصاف ده که‬ ‫«حافظ» قران هم اگر زنده بود‪ ،‬به ش��کایتی خالص بسنده می‌کرد‬ ‫و از آن یار دلنواز «ش��کری را با ش��کایت» نمی‌آمیخت‪ .‬بی‌چونی و‬ ‫اس��تغنایی که در کار توس��ت و حکمت و غایت و مصلحت را پس‬ ‫می‌زند چرا خرد را حیران نکند و زبان را به ش��کوه نگش��اید و دل را‬ ‫به کفران نکشد؟‬ ‫بلی ما تیره چش��مان‪ ،‬به حکم بش��ریت‪ ،‬درازنای تاریخ و فراخنای‬ ‫هستی را نمی‌بینیم و از غایت امور بی‌خبریم اما با همین نفس که تو‬ ‫دادی دم از محاجه با تو می‌زنیم و وام خرد می‌گزاریم و نه خائف بل‬ ‫واثقیم که از حلقه بندگان تو بیرون نمی‌رویم‪.‬‬ ‫بار خدایا‬ ‫از غزالی آموخته‌ام که هیچ‌کس را لعنت نکنم حتی یزید را‪ ،‬اما اینک‬ ‫فروتنانه‬ ‫از تو رخصت می‌طلبم تا بر جمهوری کافرپرور اسالمی ایران‪ ،‬لعنت‬ ‫و نفرین بفرستم‪.‬‬ ‫خداوندا به احسانت به حق نور تابانت‬ ‫مگیر‪ .‬آشفته می‌گویم که جان بی تو پریشان است‬ ‫تو مستان را نمی‌گیری پریشان را نمی‌گیری ‬ ‫خنک آن را که می‌گیری که جانم مست ایشان است‬ ‫وگر گیری وراندازی چه غم داری؟ چه کم داری؟‬ ‫که عاشق هر طرف این جا بیابان در بیابان است‬ ‫اسفند ‪1389‬‬


‫یادمان‬

‫به بهانه زاد روز میرزاده عشقی‬

‫چند خط‪ ،‬چند تاریخ و یک اعتـراض‬

‫‪۱‬‬

‫کامران موسوی‬ ‫مرگ طبیعی شوم هالك‬ ‫من آن نیم به ِ‬ ‫وین كاسه خون به بست ِر راحت هدر ُكنم‬ ‫هف ُتم تیر ماه هزار و سیصد و سه‬ ‫در صفحه چهارم روزنامه قرن بیس ُتم تصویر مرد ُمسلح و غضب‬ ‫آلُودی را بنام مظه ِر ُجمهوری كش��یده‌اند كه در دست راست تفنگ‬ ‫و در دست چپ سكه نقره دارد‪.‬‬ ‫باالی س��رش س��ایه جمبول نمایان اس��ت‪ .‬دراطراف وی اسامی‬ ‫روزنامه‌هایی است كه هر ُكدام از آن‌ها را به شكل یكی از حیوانات‬ ‫و بدین ترتیب نگاشته‌اند‪:‬‬ ‫روزنامه ناهید‪ :‬افعی‬ ‫روزنامه ستاره‪َ :‬سگ‬ ‫روزنامه ُگلشن‪ :‬اُالغ‬ ‫مظه ِر ُجمهوری (مرد ُمسلح و غضب آلُود‪ ،‬رضا خان)‬ ‫من مظه ِر ُجمهورم ‪ -‬اُ ُلدرم و بولدورم‬ ‫از صدق و صفا دورم ‪ -‬اُ ُلدرم و بولدورم‬ ‫من ُق ُلد ِر ُپر زورم ‪ -‬اُ ُلدرم و بولدورم‬ ‫م َامورم و معذورم ‪ -‬اُ ُلدرم و بولدورم‬ ‫من قاید ایرانم ‪ -‬اُ ُلدرم و بولدورم‬ ‫افعی‪:‬‬ ‫زهرست به دندانم ‪ -‬ص َدقنا‬ ‫قنا‬ ‫د‬ ‫ص‬ ‫آمنا‬ ‫‬‫پیچانم‬ ‫افعی‬ ‫من‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫و فاق ِد ایمانَم ‪ -‬آمنا ص َدقنا‬ ‫شمن ایرانَم ‪ -‬آمنا ص َدقنا‬ ‫من ُد ِ‬ ‫َسگ‪:‬‬ ‫من تول ِه تِفلیسم ‪َ -‬عف َعف اخوی َعف َعف‬ ‫انبان ِه سِ فلیسم ‪َ -‬عف َعف اخوی َعف َعف‬ ‫هم مكتب ابلیسم ‪َ -‬عف َعف اخوی َعف َعف‬ ‫من مظهر تدلیسم ‪َ -‬عف َعف اخوی َعف َعف‬ ‫من ُمنتظ ِر نانَم ‪ -‬آ َمنا َص َدقنا‬ ‫اُالغ‪:‬‬ ‫ُ‬ ‫زارم ‪َ -‬عر َعر ابوی َعر َعر‬ ‫ر‬ ‫ره‬ ‫ك‬ ‫من‬ ‫خَ‬ ‫ِ‬ ‫َ‬ ‫��‬ ‫فخوارم ‪َ -‬عر َعر ابوی َعر َعر‬ ‫ل‬ ‫ع‬ ‫حیوان‬ ‫ِ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫حرارم ‪َ -‬عر َعر ابوی َعر َعر‬ ‫ُجف َتك َز ِن اَ َ‬ ‫دارم ‪َ -‬عر َعر ابوی َعر َعر‬ ‫پاالن َ‬ ‫قجری َ‬ ‫ستوجب احسانَم ‪ -‬آ َمنا َص َدقناا‬ ‫ُم‬ ‫ِ‬ ‫روزنامه قرن بیس ُتم‪:‬‬ ‫ای مظه ِر ُجمهوری ‪ -‬هِی هِی َج َبلی ُقم ُقم‬ ‫ُجمهوری َمجبوری ‪ -‬هِی هِی َج َبلی ُقم ُقم‬ ‫َمسلَك نَش َود زوری ‪ -‬هِی هِی َج َبلی ُقم ُقم‬ ‫تاكِی پِی ُمزدوری ‪ -‬هِی هِی َج َبلی ُقم ُقم‬ ‫یك َچند نَما دوری ‪ -‬هِی هِی َج َبلی ُقم ُقم‬ ‫من َمر ِد ُم َسلمانم ‪ -‬آ َمنا َص َدقنا‬

‫‪2‬‬

‫نهم تیر ماه هزار و سیصد و سه‬ ‫ُ‬ ‫«خواب دیدم كه در َقلَمِس��تان َزر َگنده مش��غول گردش هستم‪ .‬در‬ ‫حین گردش‪ُ ،‬دختری فرنگی مثل آن‌كه بامن س��ابقه آشنایی داشته‬ ‫تشدد و تغیر را ُگذاشت‬ ‫باش��د نزدیك آمده بنای گل ‌ه ُگزاری و بالخره ُ‬ ‫و با طپانچه‌ای كه در َدس��ت داش��ت شِ ش ُگلوله به طرف من خالی‬ ‫نمود‪ .‬بر اث ِر تیرها افراد ُپلیس ریختند و َمرا دِستگیر كرده در ُد ُرشكه‬ ‫نش��اندند كه بِ��ه نظمیه ببرند‪ .‬دربین راه من ه��ر چه َفریاد می‌كردم‬ ‫كه آخر َمرا ُبكجا می‌برید؟ شُ ��ما باید ضا ِرب را دستگیر ُكنیی نه َمرا!‬ ‫كسی به حرفم گوش نمی‌داد تا َمرا به نظمیه بُردند و در آن‌جا مرا به‬

‫اطاقی شبیه زیرزمینی كش��انیده و حبس كردند‪ .‬آن اطاق فقط یك‬ ‫حال وحشتی‬ ‫روزنه داشت كه از آن روشنایی به درون میتابید و من با ِ‬ ‫كه داشتم چش��م را به آن روزنه دوخته بودم‪ .‬ناگهان دیدم شروع به‬ ‫خاكریزی شُ د و تدریجن آن روزنه گرفته شُ د و من احساس كردم كه‬ ‫آن‌جا قبر من است‪»..‬‬

‫‪3‬‬

‫یاز َدهُم تیر ماه هزار و سیصد و سه‬ ‫میر ُمحسن خان (پسرعموی عش��قی) كه در همان ایام در ت َامینات‬ ‫ش��هربانی مش��غول بكار بود می‌گوید‪....« :‬من موقعی كه سرزده به‬ ‫دفتر محرمانه ت َامینات كه بُرهان رییس آن بود رفتم‪ ،‬سرهنگ حسن‬ ‫ُس��هیلی رییس ت َامین��ات را دیدم كه با بُرهان خل��وت كرده و بدون‬ ‫این‌كه متوجه حضور من یا اس��تراَق س��مع از ناحیه من شود بریده و‬ ‫مقطع و آهس��ته به او مطالبی گفت كه از آن چنین ُمس�� َتفاد می‌شد‪:‬‬ ‫��ب االمر حضرت اجل س��رتیپ ُمحمد َدرگاهی‪ ،‬باید عش��قی‬ ‫َ‬ ‫‹ح َس ُ‬ ‫محرمانه ُكشته شود!»‬ ‫میر ُمحسن خان بالفاصله پس از خروج به خانه‌ای كه میرزاده در آن‬ ‫اقامت داش��ته می‌رود‪ .‬عشقی خانه نیست‪ .‬تا نیمه شب صبر می ُ‌كند‬ ‫ولی س��رانجام تصمیم می‌گیرد كه به منزل رفته و فردایش ُمراجعه‬ ‫كند‪.‬‬

‫‪4‬‬

‫دوازدهُم تیر ماه هزار و سیصد و سه‬ ‫بهار می‌گوید‪« :‬قبل از ظهر جلسه‌ی علنی مجلس مفتوح بود و خیلی‬ ‫كار داشتیم‪ .‬هنوز گرفتار بعضی اعتبارنامه‌ها بودیم‪ .‬كسی به من خبر‬ ‫داد كه عش��قی را با تیر زده‌اند‪ .‬با حال اندوه و مالل به نظمیه رفتم‪.‬‬ ‫عشقی را دیدم بر یك تختخواب خُ فته و رنگ از رویش رفته‪ ،‬بدنش‬ ‫سرد و عرق مرگ بر جبهه‌ی بُلند و جزابش نشسته است‪ .‬معلوم شُ د‬ ‫طرف چپ در زی ِر قلب خورده و‬ ‫گلوله را از ُپش��ت زده‌اند و به تُهیگاه ِ‬ ‫میان تُهیگاه مانده است»‪.‬‬ ‫در ِ‬ ‫شت برگشته بر روی من نگاه كرده ُگفت‪:‬‬ ‫«به محض‬ ‫رسیدن من به ُپ ِ‬ ‫ِ‬ ‫‹زود م��را از این‌ج��ا بیرون ببرید‪ ’...‬و بعد به من ُگفت‪‹ :‬بیا مرا ببوس‬ ‫ندارم‪ ›.‬برای آخرین بار او را بوسیدم و او بالفاصله‬ ‫كه ُجز تو كسی را َ‬ ‫ردن عشقی همانطور كه‬ ‫در ُگذشت‪ .‬خُ الصه ُكنم‪ ،‬از گلوله خوردن تا ُم ِ‬ ‫خ��ودش در خوابش دیده بود‪ُ ،‬مدتِ زیادی نزدیك به چهار س��اعت‬ ‫طول كش��ید‪ .‬در طول این ُمدت‪ ،‬وی كه بیش از حد در درد و ُدچار‬ ‫ی ُگفت‪‹ :‬یك گلوله دیگر به من‬ ‫ش��كنجه ش��دید و عذاب بود دایم م ‌‬ ‫بزنید و آسوده‌ام ُكنید‪›.‬‬ ‫ی ُگفت‪ ،‬اُطاق بیما ِرستان قبرش شُ د‪».‬‬ ‫ُد ُرست م ‌‬ ‫و باین ترتیب و بر اساس قاعد ِه معمول ایران زمین در خوردن سر‬ ‫بهترین فرزندانش‪ ،‬یكی دیگر از الماس‌های صیقل نیافته ادبیات ما‬ ‫از بین رفت‪ .‬الماس خاصی كه خودش نیز می‌دان ِست‪:‬‬ ‫من تازه شاعرم ُسخن این‌سان سروده‌ام‬ ‫وای ار كه كهنه كار شوم در ُسخنوری‬ ‫ستحق مرگش دانس َتند‪ ،‬دهانش را‬ ‫عشقی كه بود و چه ُگفته بود كه ُم‬ ‫ِ‬ ‫بس َتند و قلم افشاگرش را شكس َتند؟‬ ‫ن��ام و تخ ُلصش س��ید رضا میرزاده عش��قی‪ ،‬نام پدرش حاج س��ید‬ ‫ابوالقاسم ُكردِس��تانی‪ ،‬تاریخ تولدش بیستم آبانماه ‪ ١٢٧٣‬خورشیدی‬ ‫و زادگاهش همدان است‪.‬‬ ‫فارغ التحصیل مدارس الفت و آلیانس است‪ .‬در آلیانس زبان فرانسه‬ ‫را در حدی فرا می‌گیرد كه یكی از بازرگانان فرانسوی مقیم همدان‪،‬‬ ‫وی را به كار حساس مترجمی امور تجارتخانه‌اش می‌گمارد‪ .‬هم‌زمان‬ ‫با كار ُمترجمی‪ ،‬جرید ِه هفتگی «نام ِه عشقی» را نیز در دو صفحه در‬ ‫همدان منتشر می‌كند‪.‬‬

‫در ایام جنگ جهانی اول به همراه برخی از سران سیاسی و مذهبی‬ ‫ایران كه به تركیه مهاجرت كرده بودند به اس��تانبول می‌رود و اغلب‬ ‫با حضور مس��تمع آزاد در بخش علوم اجتماعی باب عالی دارالفنون‬ ‫به معلومات و دانش خود می‌افزاید‪ .‬در همین زمان است كه در سال‬ ‫‪ ١٢٩٦‬خورش��یدی چاپ اول منظومه «نوروزی نامه» را در استانبول‬ ‫ُمنتشر می‌كند‪.‬‬ ‫پس از بازگش��ت از تركیه در اوایل ‪ ،١٢٩٧‬بی‌قراریش اوج می‌گیرد‪.‬‬ ‫زندگیش پر ُ‬ ‫تالطم می‌شود و شعرش‪ ،‬هم در محتوا و هم در سبك‪.‬‬ ‫از وزن‌های كهنه می‌گوید تا مدرنیسم زمان وقت‪ .‬فرانسوی را كامل‬ ‫مكتب ُرمانتیس��م در ایران شود‪ .‬و‬ ‫می‌داند و می‌خواهد كه پیش��وای‬ ‫ِ‬ ‫می‌شود‪.‬‬ ‫یك ُرمانتیس��ت كامل ش��رقی كه متاثر است از رندی چون سعدی‪،‬‬ ‫متوكل��ی چون حافظ‪ ،‬زودرنجی چون خیام و عارفی چون موالنا‪ .‬بُت‬ ‫ش��كنی نیز می ُ‌كند‪ .‬بیش‌تر آثار خود را به سبك تازه گفته یا نوشته‬ ‫است‪.‬‬ ‫فراتر از همه این‌ها ولی‪ ،‬عاش��ق خاك ایران است‪ .‬عشق وطن تَنها‬ ‫محرك زندگی سیاسی اوست‪ .‬مخال ِِف وثوق الدوله است‪ ،‬به زندانش‬ ‫می‌افت��د (‪ .)١٢٩٧‬به جنگ رضا خان می‌رود‪ ،‬جان می‌بازد‪ .‬در ‪١٢٩٧‬‬ ‫زندانی است و در ‪ ١٣.٢‬كاندیدای شهرداری اصفهان!‬ ‫توجه ب��ه موقعیت اجتماعی‌اش‪ :‬رادیكال اس��ت‪ ،‬زودرنج و‬ ‫ول��ی بی ُ‬ ‫ناراضیست‪ ،‬هم‌نوع دوست است‪ ،‬و باالتر از همه عاشق وطن‪.‬‬

‫‪5‬‬

‫رادیكال دوآتشه است ‪:‬‬ ‫این ُملك یك انقالب می‌خواهد و بس‪.‬‬ ‫خون‌ریزی بی‌حساب می‌خواهد و بس‪.‬‬ ‫امروز دگر درخت آزادی ما‪،‬‬ ‫از خون من و تو آب می‌خواهد و بس‪.‬‬ ‫ نه ز پا تا بسر قباحت باش‪.‬‬ ‫ای بشر مظه ِر صراحت باش‪،‬‬ ‫در پی رفع آن نقاحت باش‪.‬‬ ‫مرضی مانع شرافت توست‪،‬‬ ‫اَز پی دفع این جراحت باش‪.‬‬ ‫وین تعدیست بر حقوق بشر‪،‬‬ ‫عید خون گیر پنج روز از سال‪ ،‬سیصد و شصت روز راحت باش‪.‬‬ ‫*****‬ ‫نباشد به قاموس ُفحشی بتر!‬ ‫به پندار عشقی ز «نوع بشر»‪،‬‬ ‫*****‬ ‫من كه خندم نه بر اوضاع كنون می‌خندم‪،‬‬ ‫من به این ُگنب ِد بی سقف و ُستون می‌خندم‪.‬‬ ‫………………‬ ‫تو به فرماندهی وضع كنون می‌خندی‪،‬‬ ‫من به فرماندهی ُكن َفیكون می‌خندم‪.‬‬ ‫ی است‪:‬‬ ‫ناراض ‌‬ ‫خلقت من در جهان یك وصل ِه ناجور بود‪،‬‬ ‫من كه خود راضی باین خلقت نبودم‪ ،‬زور بود‪.‬‬ ‫………………‬ ‫ای طبیعت گر نبودم من جهانت نقص داشت؟‬ ‫ای فلك گر من نمیزادی اُجاقت كور بود؟‬ ‫………………‬ ‫دون مرگبار‪،‬‬ ‫خلقت عشقی درین ُدنیای ِ‬ ‫دیدن َهرروزه رنج و در ِد جوراجور بود‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫*****‬ ‫بعد ازین بر وطن و بوم و بَ َرش باید رید‪،‬‬ ‫به چنین َمجلِس و بر كر و فرش باید رید‪.‬‬

‫به حقیقت د ِر این عدل ار این بام و َد َرست‪،‬‬ ‫به چنین عدل و به دیوار و َد َرش باید رید‪.‬‬ ‫………………‬ ‫شیرالدوله‪،‬‬ ‫ضرر و نفع ُم ُ‬ ‫گر ندارد َ‬ ‫نوك پاش الی فرق َس َرش باید رید‪.‬‬ ‫از ِ‬ ‫الملك به َمجلِس گاهی‪،‬‬ ‫گر رود موتمن ُ‬ ‫احترام َا به س ِر َُ‬ ‫ذرش باید رید‪.‬‬ ‫رهگ َ‬ ‫هم‌نوع دوست است ولی مشروط‪:‬‬ ‫مصداق «ت��و هم ز روی كرام��ت چنان بخوان ك��ه تو دانی»‬ ‫ب��ه‬ ‫ِ‬ ‫معلمش‪ ،‬هم‌نوعی را دوس��ت دارد كه «خودی» اس��ت و س��اده و‬ ‫معصوم‪ .‬شیفته‌ی صداقت اس��ت ‪ Purist‬است آن‌هم از نو ِع غی ِر‬ ‫شهری‌اش‪.‬‬ ‫سند ش��یفتگی‌اش به س��ادگی و معصومیت و عدالت اجتماعی (یا‬ ‫آل دهقان» است‪« .‬ایدِه آل» اث ِر شاعران َه‬ ‫نبود آن) منظومه‌ی «ایده ِ‬ ‫بازتاب حال و هوای عشقی در گرفتن و دریافتن‬ ‫مهمی اس��ت كه‬ ‫ِ‬ ‫رنج‌های همگانی و حس و حساس��یت ش��اعران َه شدید و لبری ِز وی‬ ‫بدین َرنج‌هاست‪.‬‬ ‫رمان زمانه كه در این نمایش‌نامه‬ ‫بطوری كه پاره‌ای از دردهای ب ‌‬ ‫ی َد ِ‬ ‫بیان‬ ‫با فریادهای ناتمام و ُگ ِ‬ ‫نگ عشقی وصف می‌شوند‪ ،‬در حقیقت ِ‬ ‫احساساتِ واقعی خو ِد شاعرند‪.‬‬ ‫مزلف تهرانی‪ ،‬مریم دختر دهاتی را كه چون دهاتی اس��ت ساده و‬ ‫بی آالیش و «شبیه‌تر به فرشت َه ست تا به انسانی» فریب می‌دهد‪.‬‬ ‫ش��ت هم‌انداز و دروغ‌گوست و «از‬ ‫بچه ك‪ ...‬ش��هری‪ ،‬زبان باز و ُپ ِ‬ ‫مر ُدمان حاال» با « ُكاله و جا َكت و پوتین» كه ن ِشانه‌های نوخواهی‬ ‫و تجدد زمان است‪.‬مرد «شهری» و زن «دهاتی»‪ ،‬مرد «فریبنده»‬ ‫مب ِل الن ِه فساد) و دِه‬ ‫و زن «فریفته» اس��ت‪ .‬از همان آغاز‪ ،‬شهر َ‬ ‫(س ُ‬ ‫(بیانگ ِر سادگی و صفا) رویاروی هم قرار می‌گیرند‪.‬‬ ‫در تابل��وی ُدو ِم «ایده‌آل» پیرزنی دهاتی‪ ،‬كه چون تمام عمرش را‬ ‫دامن طبیعت ُگذرانده می‌تواند نشانه‌ای از سادِگی طبیعی روستا‬ ‫در ِ‬ ‫باش��د‪ ،‬صدهزار لعنت به مر ُد ِم تهران می ُ‌كند و به ش��اعر می‌گوید‪:‬‬ ‫س��ت تهرانی‪ ».‬همین‬ ‫«ما مر ُد ِم ش��مرانی‪ ،‬ز َدس��ت رفتیم آخر ز َد ِ‬ ‫دهاتیان بی دِفاع شهریان را به سنگدلی‪،‬‬ ‫پیرزن است كه به دفاع از‬ ‫ِ‬ ‫بی‌وفای��ی و دورویی متهم و نفری��ن می ُ‌كند‪« :‬مگر به مر ُد ِم تهران‬ ‫خُ دا دهد كِیفَر»‬ ‫چه ما كه زور نداریم و قاد َِرند آن‌ها‪،‬‬ ‫آورند بَر َس ِر ما‬ ‫هر آن‌چه میل ُكنند َ‬ ‫و می‌افزای��د كه «این به گور جوان رفته‌ی س��یه اختر «كه» چرا ِغ‬ ‫روش��ن َدربند بود «و» قش��نگ و با ادب و خانه‌دار و زحمت‌كش»‬ ‫ِ‬ ‫یكی از آن‌هاست كه حاصِ ِل زورمندی شهر و بیچا ِرگی ده است‪.‬‬ ‫رش��ورش در‬ ‫مبلیس��م را بِبین‪ .‬عش��قی كه در زندگی كوتاه و ُپ‬ ‫َ‬ ‫َس ُ‬ ‫ُمبا ِرزه با س��اس��ت بازان و گردانندگان اجتماع قرار نداش��ت‪ ،‬برای‬ ‫دادن ظالم و مظلوم‪ ،‬جوانی ش��هری‪ُ ،‬ف ُكلی‪ ،‬بی‌خیال‪ ،‬مرفه‬ ‫نش��ان ِ‬ ‫رذل و بی‌كاره را از یك‌سو‪ ،‬و دختری دهاتی‪ ،‬بی‌ ُگناه و فرزن ِد پدری‬ ‫آزادی‌خواه را از س��وی دیگر انتخاب می ُ‌كند‪ .‬دختری كه ُد ُرس��ت‬ ‫‌سن مشروطه است‪.‬‬ ‫هم ِ‬ ‫بدین‌گونه میان مریم و مش��روطیت تقا ُرنی تقویمی می‌سازد‪ :‬دختر‬ ‫را ك‪ ...‬تهرانی می‌فریبد و به ُكش��تن می‌دهد و آزادی (مش��روطه)‬ ‫فریب آزادی‌خواهان‬ ‫فریب مریم همانند ِ‬ ‫رجال تهران‪ .‬گویی ِ‬ ‫را نی��ز ِ‬ ‫اس��ت در صحنه اجتماع‪ .‬مریم و مش��روطه نه تنها هم‌سن‪ ،‬بلكه با‬ ‫هم در َرنج زاده‪ ،‬در َسختی پرورده و به تلخی جوان‌مرگ شُ ده‌اند‪.‬‬

‫‪6‬‬

‫هفت‬

‫نوامبر ‪2011‬‬

‫‪21‬‬

‫‪21‬‬


‫تکنو هفت‬ ‫تکنیک‌هاییبرایجست‌وجویبهتردرگوگل‬

‫گوگل شما را به همان‬ ‫جایی می‌برد که‬ ‫می‌خواهید اگر…‬

‫کیوم�رث س�جادی‪ /‬به احتم��ال زیاد باره��ا برای‌تان پی ‌‬ ‫ش‬ ‫آمده‌اس��ت که بخواهید جواب سوالی را به‌دست آورید که جواب‬ ‫مش��خص و کوتاه��ی دارد اما جس��ت‌وجوی گوگل ش��ما را به‬ ‫صفحات دیگر وب راه‌نمایی کرده و در س��ایت‌های مختلف تنها‬ ‫س��ردرگم شده و با اطمینان به جواب خود نرسیده باشید‪ .‬در این‬ ‫شماره می‌خواهیم تکنیک‌هایی را جهت رسیدن به جواب برخی‬ ‫از این سوال‌ها با شما در میان بگذاریم‪.‬‬ ‫اگ��ر می‌خواهید از وضعیت هوای چند روز آینده‌ی ش��هر خود‬ ‫با خبر ش��وید کافی‌س��ت تا عب��ارت ‪ weather‬و بالفاصله نام‬ ‫ش��هر مورد نظر را در گوگل جس��ت‌وجو کنی��د‪ .‬به‌عنوان مثال با‬ ‫وارد ک��ردن عبارت ‪ Weather Tehran‬در باالی صفحه‌ی‬ ‫ت وجو وضعیت و درجه‬ ‫گ��وگل و قبل از اعالم دیگر نتایج جس�� ‌‬ ‫فعل��ی هوای تهران را هم‌راه ب��ا وضعیت وزش باد و رطوبت هوا‬ ‫مشاهده خواهید کرد‪ .‬هم‌چنین اطالعاتی را در مورد وضعیت چند‬ ‫روز آینده‌ی هوای تهران خواهید داشت‪.‬‬ ‫اگر قصد دارید با دوست خود در کواالالمپور تماس داشته باشید‬ ‫حتمن عب��ارت‪ time kuala Lumpur‬را در گوگل س��رچ‬ ‫کنید تا ساعت دقیق کواالالمپور را به راحتی و در باالی صحفه‬ ‫جست‌وجوی گوگل در اختیار شما قراردهد‪.‬‬ ‫برای اطالع از زمان دقیق طلوع و غروب خورش��ید در شهر خود‬ ‫کافی‌س��ت تا نام ش��هر خود را جلوی عب��ارت ‪ sunrise‬و یا‬ ‫‪ sunset‬وارد نمایید و گوگل کنید‪.‬‬ ‫عالقه‌مندان به ورزش در صورتی که تنها نام تیم ورزش��ی خود‬ ‫را بدون کلمه‌ای اضافه و یا کم در گوگل س��رچ کنند‪ ،‬می‌توانند‬ ‫از وضعیت تیم محبوب خود در لیگ‪ ،‬نتیجه آخرین بازی و زمان‬ ‫بازی بعدی آن مطلع شوند‪.‬‬ ‫گوگل می‌تواند مانند یک ماش��ین حس��اب برای شما عمل کند‪.‬‬ ‫هر عمل ریاضی که دوس��ت دارید را در گوگل وارد کرده و یک‬ ‫عالمت مس��اوی جلوی آن بگذارید تا مانند یک ماش��ین حساب‬ ‫جواب ش��ما را بدهد‪ .‬به‌عنوان مثال با وارد کردن عبارت «‪sqrt‬‬ ‫‪ » =2 + 9‬گوگل به شما جواب ‪ 5‬را خواهد داد‪.‬‬ ‫اگر احساس کردید که زمین زیر پای‌تان لرزیده است به مراجعه‬ ‫به س��ایت گوگل و وارد کردن کلمه ‪ earthquake‬می‌توانید‬ ‫مطلع ش��وید که زلزله‌ای رخ داده اس��ت یا خیر‪ .‬گوگل اطالعات‬ ‫آخرین سه زلزله رخ داده در جهان را در اختیارتان قرار خواهد داد‪.‬‬ ‫اگر معن��ی لغتی را می‌خواهید بدانید ‪ define‬را تایپ کرده و با‬ ‫یک فاصله کلمه مورد نظ��ر را وارد نمایید‪ .‬گوگل معنی‪ ،‬تلفظ و‬ ‫توضیحات مربوط به آن کلمه را در اختیارتان قرار خواهد داد‪.‬‬ ‫ب��رای تبدیل نرخ ارزهای مختلف به یک دیگر مثلن تبدیل ‪150‬‬ ‫پون��د انگلیس به دالر آمریکا از فرمت ‪GBP in USD 150‬‬ ‫استفاده کنید‪.‬‬ ‫به‌ط��ور کلی گوگل یکه‌تاز عرصه موتورهای جس��ت‌وجوگر بوده‬ ‫و ه��ر مدلی که جس��ت‌وجو کنید به نتیجه مورد نظر می‌رس��ید‪.‬‬ ‫اما تکنیک‌های باال به ش��ما کم��ک می‌کنند که در موارد خاص‬ ‫در کوتاه‌تری��ن زمان ممکن دقیقن همان نتیجه‌ای را بگیرید که‬ ‫می‌خواهید‪.‬‬ ‫‪22‬‬

‫‪ 22‬هفت‬

‫نوامبر ‪2011‬‬


‫الیفاستایل‬

‫به بهانه‪ ۲۵‬نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان‬

‫امنيت شخصي براي كمك به‬ ‫توقف خشونت خانگي‬

‫ترجم�ه از روح انگی�ز ناصح ‪ /‬مدرس�ه فمینیس�تی‪ /‬من‬ ‫اغل��ب امنيت ش��خصي را براي افرادي تدري��س مي­ كنم كه از‬ ‫خشونت خانگي جان سالم به در برده­اند‪ .‬در تصور خود‪ ،‬با من به‬ ‫اتاقی بیایید که ُپر است از زناني كم و بيش درمانده كه با اندوهي‬ ‫عميق س��ؤال­ هايي را به دفعات از من می پرسند‪« :‬چگونه مي­‬ ‫توانم به اين وضعيت پايان بدهم؟ چه كار متفاوتي مي­توانم انجام‬ ‫بدهم ‌؟ چگونه مي­توانم از خودم و فرزندانم حمايت كنم؟» از بچه­‬ ‫ه��اي آن­ها در طبقه­ ي ب��اال مراقبت مي­ كنند‪ .‬ب��ه همين خاطر‬ ‫مي­توانم لحظاتي با مادرشان تنها باشم‪.‬‬ ‫كس��ب مهارت­ ه��اي دفاع و امنيت ش��خصي هرگز قادر به حل‬ ‫ت هاي خانگي نيست و در همه­ي مواقع‬ ‫علل اجتماعي خش��ون ­‬ ‫نیز كارب��رد ندارد‪ ،‬اما اين مهارت­ ها به افراد كمك مي­ كند تا از‬ ‫وارد ش��دن به رابطه­ ي مخرب خ��ودداري كنند و بهترين كار را‬ ‫در بدترين ش��رايط انج��ام بدهند؛ از احس��اس «ارزش به خود»‬ ‫محافظت كرده‪ ،‬به دنبال راه­ هايي براي دريافت كمك باشند‪.‬‬

‫خودش دارد‪ .‬تنها خواس��تن و ق��ول دادن نمي­تواند مؤثر باش��د‪.‬‬ ‫مس��ووليت مداوم و ريش��ه­اي در توقف الگوهاي تثبيت شده در‬ ‫اين­گون��ه اف��راد از طريق روان­­درماني و حماي��ت گروهي ضروري‬ ‫اس��ت‪ .‬به عنوان بخش��ي از اين پروس��ه‪ ،‬افرادي كه در كنترل‬ ‫خش��م مشكل دارند‪ ،‬از تمريناتي بهره­مند مي­شوند تا بتوانند در‬ ‫موقعيت­ هايي كه در گذش��ته عامل پرخاش بوده­اند‪ ،‬واكنشي به‬ ‫دور از پرخاش­گري داشته باشند‪.‬‬

‫‪8‬‬

‫الكل و مواد مخدر چه نقشي در خشونت خانگي بازي مي­كنند؟‬ ‫اين مواد باعث از دس��ت دادن كنترل مي­شوند و هر عدم كنترلي‬ ‫به احتمال زياد به تش��ديد خش��ونت خانگي م��ي­انجامد‪ .‬هر دو‬ ‫ش��ريك در ارتباط خشونت­ آميز به احتمال زياد كنترل خود را از‬ ‫دس��ت مي­ دهند و در صورت مصرف الكل يا مواد وحش��ت مي‬ ‫­كنند‪ .‬بسياري از افرادي كه در مرحله­ي ترك الكل يا مواد مخدر‬ ‫هستند‪ ‌،‬مورد خشونت واقع شده­اند و يا مرتكب خشونت شده­اند‬ ‫و گاهي اوقات در هر دو نقش بوده­اند‪.‬‬

‫گ ها زنان هنوز هم حق انتخاب همسر در ازدواج و‬ ‫بعضي فرهن ­‬ ‫تعيين ادامه­ي ارتباط يا قطع آن را ندارند‪.‬‬ ‫مش��اهده­ی همکاری اش��خاصي در سراس��ر جهان‪ ،‬برای وضع‬ ‫قوانین و تغییر برداش��ت­ های فرهنگی مرتبط با تحمل و چشم­‬ ‫پوشی از خشونت‪ ،‬هیجان انگیز است‪.‬‬ ‫تصاوير ويدئويي مانند «هيئت خش��ن» و «هنوز ما را با ماليمت‬ ‫مي ُ­كش��ند‪ ».‬ابزارهاي مؤثري اس��ت براي ارتقاي آگاهي افراد‬ ‫جوان درباره­ي آن دس��ته از مس��ايل اجتماعي كه به خش��ونت‬ ‫خانگي منجر مي­شود‪ .‬اين ويدئوها نشان مي­دهند كه چگونه نقش‬ ‫ي شود و دختران و زنان‬ ‫متجاوزين به پس��ران و مردان واگذار م ­‬ ‫تشويق به تسليم مي­شوند‪ .‬با اين درك افراد جوان شانس بهتري‬ ‫ت هاي خانگي دارند‪.‬‬ ‫در عدم شركت در خشون ­‬

‫‪4‬‬

‫بافتی از ادراک مشترک زنان خشونت دیده‬ ‫با تکیه به تجربه های تدریس‪ ،‬به اين نتيجه رسيده­ام كه بهتر‬ ‫اس��ت مهارت­ هاي امنيت شخصي را در بافتي از درك مشترك‬ ‫ف ها و ايد ­ه هاي زير در انجام‬ ‫اف��راد تحت تعليم ارائه دهم‪ .‬تعري ­‬ ‫مؤثرتر اين كار كمكم مي­كنند‪.‬‬

‫‪1‬‬ ‫‪2‬‬

‫خشونت خانگي به چه معناست؟ هرگونه خشونت در خانه‪ ،‬اعم‬ ‫از خش��ونت بین کودکان بزرگس��ال و دیگر اعضای بالغ خانواده‬ ‫را خش��ونت خانگ��ی می­ نامند‪ .‬اگرچه‪ ،‬اكثر م��ردم اين اصطالح‬ ‫را براي هر گونه توهين‪ ،‬تهديد يا رفتار خش��ونت آميز ش��ريكي‬ ‫صميمي نسبت به ديگري‪ ،‬نیز به كار مي­برند‪.‬‬

‫چه كس��ي تحت تأثير خش��ونت خانگي قرار مي­گيرد؟ خش��ونت‬ ‫خانگي در هر مكاني‪ ،‬براي هركس��ي از هر نژاد‪ ،‬مذهب‪ ،‬فرهنگ‬ ‫يا موقعيت اقتصادي اتفاق مي­افتد‪ .‬خشونت خانگي هر دو شريك‬ ‫زندگي‪ ،‬كودكان آن­ها و ديگر اعضاي خانواده‪ ،‬دوستان و همكاران‬ ‫را تحت تأثير قرار مي­ دهد‪ .‬امكان بروز خش��ونت خانگي در هر‬ ‫رابطه­ ي صميمي اعم از ارتباط بين هم­جنس­ ها و حتي خشونت‬ ‫زنان نسبت به مردان وجود دارد‪.‬‬ ‫با اين حال‪ ،‬اغلب خش��ونت­ هاي خانگي را مردان نسبت به زنان‬ ‫انج��ام م��ي­دهند‪ .‬به همين دليل‪ ،‬در اين مقاله‪ ،‬ش��خصي را كه‬ ‫نقش مهاجم دارد‪ ،‬مرد و شخص قرباني را زن مي­نامم‪.‬‬ ‫خشونت خانگي خطرناك است‪ .‬بيشتر اوقات تشديد منازعات به‬ ‫مصدوم شدن و يا مرگ منجر مي­شود‪.‬‬

‫‪3‬‬

‫اگر قربانی خشونت خانگی محل را ترک نکند‪ ،‬چه اتفاقی می­افتد؟‬ ‫در كارگاه­ه��اي دفاع ش��خصي كه براي عموم مردم اس��ت‪ ،‬به‬ ‫كارآموزان ياد مي­ دهيم كه ترك موقعيت خطرناك و تهديدكننده‪،‬‬ ‫همواره س��الم­ترين راه اس��ت‪ .‬در عين حال‪ ،‬بزرگس��االني كه با‬ ‫خشونت همسرانشان مواجه هستند بايد خودشان تصميم بگيرند‪.‬‬ ‫ی کنند و امكاناتي‬ ‫در فرهنگی که ترک کردن زنان را محکوم م ­‬ ‫ي كنند‪ ،‬امكان دارد تصميم‬ ‫چون غذا و س��رپناه را از آن­ها دريغ م ­‬ ‫درستي نباشد‪.‬‬ ‫حتي در فرهنگ­هايي كه زنان ش��ايد جايي براي رفتن داش��ته‬ ‫باش��ند‪ ،‬موانع بس��ياري وجود دارد و قطع رابطه برای کس��انی‬ ‫ی شود‪ .‬براي ترك‬ ‫که از آن­ها س��وء استفاده شده مشکل­ س��از م ­‬ ‫زن آزارديده بايد بتواند سالمتی خود را به عشق شوهر یا‬ ‫كردن‪ِ ،‬‬ ‫شریک زندگی­اش ترجیح دهد‪ .‬بايد بداند كجا برود‪ ،‬چگونه كمك‬ ‫بخواه��د‪ ،‬چگونه ح��ق حضانت كودكانش را بگي��رد و چگونه از‬ ‫نظر اقتصادي خود را تأمين كند‪ .‬او بايد بر انزوا و ش��رم ناشي از‬ ‫شكس��ت در روابط خانوادگي فائق بيايد‪ .‬او اغلب اعتقاد دارد كه‬ ‫اين عدم موفقيت‪ ،‬ناشي از اشتباه او بوده است‪.‬‬ ‫در بسياري از موارد مرد برای به قتل رساندن همسرش‪ ،‬مجازات‬ ‫س��نگيني را تحمل نمي­ كند‪ .‬اين بدان معناس��ت كه زن ترسي‬ ‫واق��ع­ بينانه از مردي دارد ك��ه او را تهديد كرده در صورت ترك‬ ‫خانه‪ ،‬او و كودكانش را به قتل خواهد رساند‪.‬‬ ‫ه��دف مهارت هاي امنيت ش��خصي توانمند ك��ردن افراد براي‬ ‫اعمال انتخاب­ هاي خودش��ان اس��ت‪ ،‬حتي اگر ما شخصا موافق‬ ‫ب نكنيم‪.‬‬ ‫آن­ها نباشيم يا شايد همان­ ها را انتخا ­‬ ‫زنان هرگز روابط خش��ونت­آميز را ترك نخواهند كرد‪ ،‬مگر اين‬ ‫كه آمادگي اين كار را داشته باشند‪.‬‬

‫‪6‬‬

‫‪5‬‬

‫نقش مسايل اجتماعي چيست؟ به رغم استثناها‪ ،‬جنسيت ارتباط‬ ‫زي��ادي به درك مس��ايل اجتماع��ي دارد كه منجر به خش��ونت‬ ‫خانگي مي­ ش��ود‪ .‬در بسیاري از جوامع‪ ،‬بر گناهکار بودن زنان در‬ ‫خشونت خانگی صحه می­ گذارند‪ .‬اغلب‪ ،‬زنان نيز به مانند مردان‬ ‫بر اين باور هستند‪ ،‬حال آن­كه این دیدگاه در حال تغییر است‪ .‬در‬

‫مي­گوي��م‪ ،‬به نظر هولناك مي­آيد‪ .‬من از اتفاقاتي كه براي ش��ما‬ ‫رخ داده اس��ت‪ ،‬خيلي ناراحتم‪ .‬اين كه شما اين جا هستيد به اين‬ ‫معناس��ت كه خيلي كارها را درست انجام داده­ ايد‪ .‬مهارت­ هاي‬ ‫امنيت شخصي مي­تواند ابزارهاي زيادي در اختيار شما قرار بدهد‪،‬‬ ‫اما همه چيز در هم ­ه ي اوقات جواب نمي­دهد‪.‬‬ ‫اذعان به احساسات شخصي و واقعيت‪ ،‬آزادي عمل در استفاده از‬ ‫ديگر امكانات را به هر كسي مي­دهد‪.‬‬

‫اگر مهارت­هاي امنيتي‪ ،‬كمكي به اين وضعيت نكند‪ ،‬چه مي­شود؟‬ ‫ن هاي وحش��تناكي در باره­ي‬ ‫بس��ياري از مواقع زني كه داس��تا ­‬ ‫ي گويد‪ ،‬ش��رايط او به نظر مأيوس­ كننده مي­‬ ‫اوضاع زندگي­اش م ­‬ ‫آيد‪ .‬شايد او در اتاقي محبوس شده‪ ،‬در حالي كه مرد او را تهديد‬ ‫به آتش كش��يدن خانه مي­كند‪ .‬ش��ايد بچ ­ه هايش را گرفته‪ .‬شايد‬ ‫او را مغلوب كرده و ش��ايد اس��لح ه­اي داشته اس��ت‪ .‬من اغلب‬

‫ي كردند‪ ،‬آن­ها‬ ‫آيا گفتن اين كه زن­ها بايد يك جور ديگر برخورد م ­‬ ‫را به اين تصور سوق مي­دهد كه همه­ي اين مسايل تقصير آن­ها بوده‬ ‫ي كنيم‬ ‫اس��ت؟ بس��ياري از ما به آن زماني بر مي­گرديم كه آرزو م ­‬ ‫كاش مي­دانستيم در آن زمان چگونه متفاوت عمل كنيم‪ .‬از همان ابتدا‬ ‫تالش مي­كنيم زنان را از سرزنش خودشان بازداريم؛ بسيار شفاف مي­‬ ‫ي كند شما را از طريق‬ ‫گوييم كه تقصير شما نيست اگر كسي سعي م ­‬ ‫گفتن چيزهاي خش��ن كنترل كند‪ ،‬تهديد كند و يا شما را با خطري‬ ‫مواجه كند‪ .‬شما مسئول رفتار ويران­گر شريك خشن خود نيستيد‪ .‬با‬ ‫ت هاي‬ ‫اين حال‪ ،‬شما مي­توانيد چگونگي مديريت بسياري از موقعي ­‬ ‫ل ساز را ياد بگيريد‪ ،‬به طوري كه وضعيت را بيش­تر از آن چه‬ ‫مش��ك ­‬ ‫ن تر كند‪.‬‬ ‫خطرآفرين باشد براي شما ام ­‬

‫‪7‬‬

‫آيا مهارت امنيت شخصي به شخص فحاش كمكي مي­كند؟ تغيير‬ ‫رفتارها براي كس��ي كه همواره به احس��اس قدرت و س��لطه بر‬ ‫شخص ديگري عادت كرده اس��ت‪ ،‬آسان نيست‪ .‬اين­جا احساس‬ ‫اس��تحقاقي وجود دارد كه جنب��ه­ هايي از رفتار اعتي��ادآور را در‬

‫ت هاي امنيت شخصي كدام ها هستند؟ در مورد‬ ‫مهم­ترين مهار ­‬ ‫مقابله به مثل چه نظري داريد؟‬ ‫مهم­ترين مهارت­ هاي امنيت شخصي كه مي­خواهيم كارآموزان­‬ ‫مان تمرين كنند شامل‪:‬‬ ‫بررسي رفتار فرد و آگاهي از عالئم خطر بالقوه‪.‬‬ ‫تمركز در آرام س��اختن خودشان‪ ،‬به طوري كه بتوانند شفاف‬ ‫ب هاي بي­‬ ‫فك��ر كنند و به جاي ترس و تش��ديد منازع��ه انتخا ­‬ ‫خطري بكنند‪.‬‬ ‫به جاي تحريك يا متش��نج شدن با اعمال تحقيرآميز طرف‬ ‫مقابل‪ ،‬خودشان را از لحاظ عاطفي محافظت كنند‪.‬‬ ‫از تاكتيك­ هاي دفاع شخصي شفاهي استفاده كنند تا واكنش‬ ‫خشونت­آميز بالقوه را خنثا كنند‪.‬‬ ‫بدون مقابله به مثل كردن از خودشان محافظت كنند‪.‬‬ ‫نقش��ه­ي بي­خط��ري براي چگونگي ترك محل خش��ونت و‬ ‫دريافت كمك طراحي كنند‪.‬‬ ‫وقتي ما به زناني كه در معرض خشونت­هاي خانگي قرار دارند‬ ‫دفاع ش��خصي تدريس مي­كنيم‪ ،‬به آن­ها مي­ گوييم اگر شما هنوز‬ ‫در ارتباط نزديک با شخص خشن قرار داريد يا اگر با شخصي كه‬ ‫فقط گاهي اوقات خشن مي­ شود زندگي مي­ كنيد‪ ،‬مقابله به مثل‬ ‫كردن احتماال خطر تهديد علیه شما را با عصبانی تر و خطرناك­تر‬ ‫شدن شخص خشن (شايد حتي با استفاده از اسلحه) افزايش می‬ ‫دهد‪ .‬با این همه اما اگر ش��ما ناگزیر ب��ه مقابله ـ مقابله به مثل‬ ‫فيزيكي ـ شدید ‪ ،‬بي­خطرترين راه ترك سريع آن­جا و يافتن مكان‬ ‫امن��ي براي خودتان اس��ت و هرگز نبايد تا تغییر ش��رایط و مهیا‬ ‫شدن تضمین های محکم‪ ،‬به آن محل برگرديد‪.‬‬ ‫يادگيري مهارت­هاي مبارزه كه ش��امل دفاع در مقابل اس��لحه‬ ‫فرد خش��ن اس��ت‪ ،‬مي­تواند تغيير عظيمي در اعتماد به نفس زنان‬ ‫ايج��اد كند‪ .‬هم­چنين مي­تواند توانايي­ش��ان را ب��راي محافظت از‬ ‫خودش��ان در موقعيت­ هاي ديگر افزايش دهد‪ .‬استفاده از مهارت­‬ ‫هاي مبارزه براي انتقام‪ ،‬تنبيه يا كنترل شخص خشن چه از نظر‬ ‫فيزيكي و چه از نظر منطقي‪ ،‬كار خطرناكي است‪ .‬ما آموزش مي‬ ‫­دهي��م كه مهارت­ هاي مبارزه را بايد فق��ط به عنوان آخرین راه‬ ‫حل و چاره­ي آخر استفاده كرد‪ ،‬يعني زماني كه هيچ راهي براي‬ ‫فرار از وضعيت و دريافت كمک نباشد‪.‬‬ ‫منبع‪ :‬این مقاله ترجمه­ي بخشي از مقال ­ه ي زیر است‪:‬‬

‫‪www.kidpower.org Irene van der Zande/ Personal‬‬ ‫‪Safety To Help Stop Domestic Violence‬‬

‫هفت‬

‫نوامبر ‪2011‬‬

‫‪23‬‬

‫‪23‬‬


‫نقطه امیدی برای قربانیان شکنجه در ایران‬

‫محکومیتمهدیهاشمیدردادگاهکانادا‬

‫اردش�یر‪ /‬پرونده ش��کایت دکتر «هوش��نگ بوذری» از «مهدی‬ ‫هاشمی بهرمانی»‪ ،‬فرزند اکبر هاشمی بهرمانی (رفسنجانی) به ثمر‬ ‫نشست و دادگاه عالی ایالت انتاریو رای داد تا مهدی هاشمی غرامتی‬ ‫ب��ه مبلغ ‪ 12‬میلیون و ‪ 920‬هزار دالر به آق��ای بوذری و خانواده او‬ ‫پرداخت کند‪ .‬محکومیت مهدی هاشمی در ماه آگوست ‪ 2011‬قطعی‬ ‫شده اما اعالم نشده بود‪.‬‬ ‫مارک آرنولد‪ ،‬وکیل مدافع خانواده بوذری به نشریه هفت گفت که‬ ‫این رای نهایی است اما مهدی هاشمی می‌تواند درخواست بررسی‬ ‫مجدد کند اما باید دالیل قابل قبولی به دادگاه ارایه کند و دادگاه را‬ ‫قانع کند که چرا در دادگاه حاضر نشده بود و هم‌چنین دفاع او قابل‬ ‫بحث و بررسی باشد‪ .‬این پرونده سر درازی دارد و سال‌هاست که در‬ ‫دادگاه‌های کانادا مطرح است‪ .‬بوذری از یک دهه پیش در ارتباط با‬ ‫این پرونده فعالیت کرده و زمانی که دادگاه‌های ایالت انتاریو تعقیب‬ ‫قضایی دولت ایران را به دلیل عدم مطابقت با قوانین کانادا رد کرده‬ ‫بود‪ ،‬اعالم کرد «از پای نخواهم نشست‪».‬‬ ‫هوش��نگ بوذری قبل از انقالب در دانش��گاه «تورينو» ايتاليا در‬ ‫رش��ته فيزيک هس��ته‌ای درجه دکترا دریافت کرد و پس از انقالب‬ ‫به اس��تخدام دولت درآمد‪ .‬او سطوح مختلف دولتی را تجربه کرد تا‬ ‫این‌که به عنوان مش��اور وزارت نفت در زمان وزارت آقازاده مشغول‬ ‫به کار ش��د‪ .‬پیش��تر نیز در دفتر امور بین‌الملل مجلس که هاشمی‬ ‫رفسنجانی ریاس��ت آن را برعهده داشت مشغول بود‪ .‬گزارش‌های‬ ‫مش��اوره‌ای او برای رفسنجانی موجب شد تا از این طریق با خاندان‬ ‫هاش��می از نزدیک آشنا ش��ود‪ .‬او پیش‌تر عنوان کرده بود‪«:‬به دليل‬ ‫اين‌که با روند موجود در حکومت اسالمی سازگار نبودم بارها استعفا‬ ‫کردم اما تا جنگ بود با استعفای من موافقت نمی‌شد‪ .‬بالفاصله پس‬

‫از قبول قطعنامه در تابستان ‪ 1367‬به بهانه بيماری همسرم يک سال‬ ‫مرخص��ی بی‌حقوق گرفتم و با خانواده ايران را ترک کردم و پس از‬ ‫يک س��ال استعفا کردم که اين بار پذيرفته شد‪ ».‬او در ایتالیا ساکن‬ ‫شد و شرکتی مشاوره‌ای در حوزه نفت و گاز تاسیس کرد‪ .‬اما ماجرا‬

‫گزارشیازپنجاهونهمینجلسهکانونکتابتورنتو‬

‫جناب آقای دکتر رضا مریدی‬ ‫نماینده محترم پارلمان انتاریو‬

‫درگذشت مادر ارجمندتان را تسلیت گفته و برای شما و‬ ‫خانواده محترم آرزوی‬ ‫صبر و شکیبایی داریم‬

‫حسن زارع زاده اردشیر‬

‫‪24‬‬

‫‪ 24‬هفت‬

‫نوامبر ‪2011‬‬

‫از آن‌جا آغاز می‌ش��ود که دکتر بوذری در اوایل دهه هفتاد با دعوت‬ ‫مهدی هاش��می و پدرش برای کمک ب��ه پروژه‌های نفتی به ایران‬ ‫بازگشت و اما به فاصله کوتاهی دستگیر و روانه زندان مخوف توحید‬ ‫شد که به «شکنجه‌گاه توحید» معروف است‪ .‬در مدت نزدیک هفت‬

‫هشت ماه به شدت تحت شکنجه قرار گرفت و بیش از سه میلیون‬ ‫دالر از دارایی‌های او به عنوان باج اخذ شد‪ .‬او با وعده این‌که پس از‬ ‫آزادی حاضر است مبالغ بیش‌تری بپردازد‪ ،‬آزاد گردید و بعد از استقرار‬ ‫در کانادا به دلیل شکنجه‌های اعمال شده علیه دولت ایران و سران‬ ‫جمهوری اسالمی در سال ‪ 2001‬شکایت کرد‪.‬‬ ‫اگرچه شکایت هوشنگ بوذری علیه دولت ایران به نتیجه نرسید‪،‬‬ ‫اما او از پای ننشس��ت و پی‌گیری‌های حقوق��ی را ادامه داد‪ .‬در ماه‬ ‫آپريل ‪ 2005‬يعنی تنها دو ماه و نيم بعد از تصميم دادگاه عالی انتاریو‪،‬‬ ‫از دولت كانادا به سازمان ملل متحد شكايت کرد و از این رو سازمان‬ ‫ملل كانادا را موظف به تغيير قانون خود كرد‪.‬‬ ‫در ای��ن راس��تا یکی دیگ��ر از مواردی که دنبال کرد ش��کایت از‬ ‫مهدی و اکبر رفسنجانی بود‪ .‬نتیجه دادگاه عالی ایالت انتاریو در این‬ ‫زمینه البته مثبت بود و مهدی هاشمی باید مبلغ ‪ 12‬میلیون و ‪900‬‬ ‫ه��زار دالر به خانواده بوذری به عنوان غرامت پرداخت کند‪ .‬مهدی‬ ‫هاشمی در انگلستان و دانشگاه آکسفورد مشغول تحصیل است و از‬ ‫آن‌جایی‌که تصمیم دادگاه کانادایی در کشورهای اروپایی قابل تنفیذ‬ ‫و اجرا است او راه فراری نخواهد داشت‪.‬‬ ‫دکت��ر هوش��نگ ب��وذری پیش‌تر عنوان کرده اس��ت که هدف‬ ‫او دریافت خس��ارت نیس��ت بلکه تالش برای به پای میز محاکمه‬ ‫کشاندن مقامات جمهوری اسالمی و عوامل شکنجه است و موضوع‬ ‫غرامت تنها شکل حقوقی پرونده را نشان می‌دهد که باید طی شود‪.‬‬ ‫نکته‌ای که دکتر بوذری مورد توجه قرار داده از آن رو حایز اهمیت‬ ‫اس��ت که می‌تواند نقطه امیدی برای افرادی باشد که در سال‌های‬ ‫گذش��ته به دلیل تحت تعقیب بودن از کشور گریخته‌اند و مدتی نیز‬ ‫در زندان‌ها و بازداشتگاه‌های جمهوری اسالمی تحت شکنجه قرار‬ ‫داشته‌اند‪ .‬طرح شکایت از مقامات جمهوری اسالمی در دادگاه‌های‬ ‫خارجی به دلیل ش��کنجه و نقض حقوق بش��ر البته موضوع تازه‌ای‬ ‫نیست اما دغدغه‌ای است که هنوز به نقطه مطلوب قربانیان نقض‬ ‫حقوق بشر نرسیده است‪.‬‬ ‫همان‌طور که هوشنگ بوذری پیش‌تر گفته بود «از پای نخواهم‬ ‫نشس��ت»‪ ،‬از پای ننشست و باالخره به بخشی از پرونده سرانجامی‬ ‫مطلوب داد؛ سرانجامی که می‌تواند برای بسیاری از قربانیان شکنجه‬ ‫نیز راه‌گشا باشد‪.‬‬

‫هفت‪ ،‬تورنتو‪ :‬پنجاه و نهمین نشس��ت کانون کتاب تورنتو جمعه ‪11‬‬ ‫نوامبر ‪ 2011‬در سالن آمفی تاتر کتابخانه مرکزی نورت یورک برگزار‬ ‫شد‪ .‬سخنران این نشست‪ ،‬آقای دکتر احمد اشرف‪ ،‬استاد دانشگاه کلمبیا‬ ‫و موضوع س��خن‌رانی ایشان‪ ،‬کالبد شکافی انقالب و نقش کارگران‬ ‫صنعتی در انقالب ایران بود‪ .‬دکتر اش��رف در این سخن‌رانی‪ ،‬انقالب‬ ‫ایران را به پنچ بخش تقس��یم کرد و به نقش س��ه شخصیت اصلی‬ ‫انقالب‪ ،‬کارتر‪ ،‬شاه و خمینی اشاره کرد‪ .‬دکتر اشرف در سخنان خود‬ ‫هم‌چنین به چگونگی به قدرت رسیدن خمینی با استفاده از موقعیت‬ ‫ایجاد ش��ده از سوی کارتر و شاه پرداخت‪ .‬این سخن‌رانی با هم‌کاری‬ ‫ایران نامه‪ ،‬فصل‌نامه ایران‌شناس��ی به س��ردبیری آقای دکتر توکلی‬ ‫طرقی و با اس��تقبال خوب ایرانیان تورنتو برگزار ش��د و با پرسش و‬ ‫پاسخ به پایان رسید‪ .‬نشست‌های کانون کتاب با استقبال ایرانیان تورنتو‬ ‫بویژه اهل دانش روبروست چرا که هر بار یکی از شخصیت‌های ادبی‬ ‫و آکادمیک سخن‌رانی و در بحث و گفت وگو با مردم شرکت می‌کند‪.‬‬ ‫نشست بعدی کانون کتاب تورنتو‪ ،‬روز جمعه ‪ 9‬دسامبر از ساعت ‪ 7‬تا‬ ‫‪ 9‬شب‪ ،‬سخن‌ران میهمان آقای دکتر حمید نفیسی‪ ،‬نویسنده کتاب‬ ‫«نوشتن با دوربین» (گفت وگو با ابراهیم گلستان) و موضوع سخن‌رانی‬ ‫«تاریخ‌نگاری سینما ایران» خواهد بود‪ .‬محل برگزاری‪:‬‬ ‫‪North York Civic Centre, 5100 Yonge‬‬ ‫‪St. , Council Chamber‬‬


‫ویستیجیتالیتی و پادشاهی‬

‫مصطفی عزیزی‪ /‬انسان و س��ایر حیوانات اندام‌هایی دارند که‬ ‫کارک��ردی ندارند ای��ن اندام‌ها را وس��تیجیال (‪)Vestigiality‬‬ ‫می‌نامن��د‪ .‬اندام‌های��ی مانن��د آپاندی��س‪ ،‬دن��دان عق��ل‪ ،‬دنبالچه‬ ‫(کوکس��یس) از این دست اعضا هس��تند‪ .‬این اندام‌ها در نیاکان ما‬ ‫کارکرد داش��ته‌اند اما طی فرایند فرگشت (تکامل) کارکرد خود را‬ ‫از دس��ت داده‌ان��د و اکنون به عنوان عضوی زای��د و گاه مضر در‬ ‫بدن‌مان وجود دارند‪.‬‬ ‫برای مثال در گوش حیواناتی مانند چارپایان و خرگوش‌ها و سگ‌ها‬ ‫عضالتی هست که حیوان را قادر می‌سازد گوش خود را تکان داده‬ ‫و صدا را بهتر بشنود این عضالت در انسان کارایی ندارد اما وجود‬ ‫دارند و برخی از انس��ان‌ها می‌توانند گوش خود را تکان بدهند که‬ ‫صرفن به کار تفریح و خنداندن دیگران می‌خورد و ارزش��ی برای‬ ‫بهتر شنیدن ندارد‪ .‬یا آپاندیس که کارایی مشخصی ندارد و کسانی‬ ‫ک��ه آپاندیس خود را جراحی می‌کنند و از بدن خارج می‌کنند دچار‬ ‫عارضه‌یی نمی‌ش��وند‪ .‬البته وجودش تا وقتی چرکی نشده زیان‌آور‬ ‫نیست و ممکن است خاصیت‌هایی هم داشته باشد اما اگر چرکی‬ ‫شود و به موقع از بدن خارج نشود مرگ بیمار را به همراه دارد‪.‬‬ ‫در زبان هم که رشد و گسترش و مانایی‌اش چیزی شبیه فرگشت‬ ‫جانداران اس��ت برخی شکل‌های نوشتاری باقی مانده‌اند که دیگر‬ ‫مانند گذشته تلفظ نمی‌ش��وند اما هم‌چنان نوشته می‌شود که گاه‬ ‫مزاحمت‌هایی هم ایجاد می‌کنند مانند‪« .‬خواب» و «خواهر» جالب‬ ‫این است که حتا در ساخته‌های دست بشر هم این اتفاق می‌افتد‪.‬‬ ‫ت ش��لوارهایی که دوخته می‌ش��ود هنوز معمولن‬ ‫برای مثال در ک ‌‬ ‫جیب��ی وج��ود دارد که مربوط به س��اعت‌های جیبی س��ت که با‬ ‫زنجیری به کت وصل می‌ش��وند اکنون سال‌هاست که استفاده از‬ ‫این س��اعت‌ها دیگ��ر رواج ندارد اما جیب‌اش باقی مانده اس��ت یا‬ ‫دکمه در لباس خانم‌ها که سمت چپ است و بستن‌شان از روبه‌رو‬ ‫ساده‌تر است و ظاهرن این برمی‌گردد به دورانی که ندیمه‌ها لباس‬ ‫تن خانم‌ها می‌کردند و بس��تن دکمه از روبه‌رو ساده‌تر بود اما حاال‬ ‫خانم‌ها با زحمتی بیش‌تر از آقایان باید دکمه‌های خود را ببندند‪.‬‬ ‫در ساختار سیاسی هم این موضوع حضور چشم‌گیری دارد‪ .‬برای‬ ‫مثال سیستم «الکترال» در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا که‬ ‫باقی‌مانده‌ی زمانی اس��ت که قرار بود ایاالتی با هم متحد ش��وند‬ ‫و ایاالت متحده‌ی آمریکا را بس��ازند‪« .‬الکترال کالج» یا «مجمع‬ ‫انتخابات��ی» انتخابات آمریکا را که ام��روزه می‌تواند با تکنولوژی‬ ‫جدی��د به س��اده‌گی و با مراجعه به آرای عمومی به‌طور مس��تقیم‬ ‫صورت بگیرد به ش��کل کاملن پیچیده‌یی درآورده اس��ت که گاه‬ ‫مش��کالتی را هم ایجاد می‌کند و موجب می‌شود رییس جمهور با‬ ‫رای اقلیت برگزیده شود‪.‬‬ ‫برای مثال در انتخابات س��ال دوهزار بح��ران انتخاباتی پیش آمد‬ ‫و جورج بوش با کس��ب ‪ ۵۳۷‬رای بیش��تر از ال گور آرای الکترآل‬ ‫فلوریدا ایالتی که برادر بوش در آن فرماندار بود از آن خود کند و در‬ ‫نتیجه با این که در کل ایاالت متحده ال‌گور ‪)۴۸.۴( ۵۰۹۹۹۸۹۷‬‬ ‫رای آورد اما جورج ب��وش ‪ )۴۷.۹( ۵۰۴۵۶۰۰۲‬رای و با ‪۵۴۳۸۹۵‬‬ ‫رای کم‌تر رئیس‌جمهوری آمریکا شد! به عبارت دیگر ‪ ۵۰۰‬نفر در‬ ‫ایال��ت فلوریدا رای ‪ ۵۰۰‬هزار نف��ر را خنثا کردند! اکنون در آمریکا‬ ‫جنبش��ی وجود دارد که خواهان اصالح قانون اساس��ی و س��اده و‬ ‫کارآمد کردن سامانه‌ی انتخاباتی این کشور دارند‪.‬‬ ‫یکی از شناخته شده‌ترین نهادهای باقی‌مانده از تاریخ تحوالت‬

‫سیاس��ی اجتماعی که اکنون در کشورهای پیشرفته دیگر کارایی‬ ‫خود را از دست داده است‪ ،‬یا کارایی بسیار کمی دارد‪ ،‬نهاد پادشاهی‬ ‫و س��لطنت است‪ .‬در نظام‌های سیاسی اجتماعی که اکثریت نقش‬ ‫اندکی در تصمیم‌گیری‌های اجتماعی اقتصادی دارند‪ .‬این نهاد به‬ ‫خوبی‪ ،‬یا تا حدودی به‌خوبی‪ ،‬می‌توانست ساختار سیاسی را سامان‬ ‫بدهد‪.‬‬ ‫اکثریت جامعه «رعیت» و «کش��اورز» بودند بدون هیچ مالکیت و‬ ‫قدرت خرید و اقلیت��ی «ارباب» و «خان» که مالکیت منحصر به‬ ‫آنان بود‪ .‬با فروپاش��ی و در هم شکس��تن نظام فئودالی و با تحول‬ ‫عظیمی ک��ه در تولید اجتماعی صورت گرف��ت انقالب صنعتی و‬ ‫انقالب‌های اجتماعی و سیاس��ی چهره‌ی جهان را دیگرگون کرد‬ ‫و تصمی��م فردی و حضور نه��ادی تصمیم‌گیری فراقانونی در هم‬ ‫شکسته شد‪.‬‬ ‫َس��ر بسیاری از ش��اهان و ملکه‌ها زیر تبر و گیتوین رفت و تومار‬ ‫نظام‌ه��ای پادش��اهی در هم پیچیده ش��د‪ .‬اما هن��وز در بعضی از‬ ‫کش��ورهای توس��عه یافته این نهاد باقی مانده است بدون این که‬ ‫کارکرد گذشته را داشته باشد‪ .‬اکنون شاهان و ملکه‌های کشورهای‬ ‫توسعه یافته بیش‌تر حالت تزئینی دارند و مانند آپاندیس یا دمبالیچه‬ ‫می‌مانند‪ ،‬هس��تند اما دیگر وظایف سابق را به عهده ندارند‪ .‬برای‬ ‫نمونه خوب است نگاهی به پادشاه سوئد بیاندازیم‪.‬‬ ‫پادشاه سوئد کارل گوستاو شانزدهم است‪ .‬او در ‪ ۱۵‬سپتامبر سال‬ ‫‪ ۱۹۷۳‬بعد از فوت پدربزرگ‌اش‪ ،‬گوستاو آدولف ششم‪ ،‬به پادشاهی‬ ‫رس��ید‪ .‬همان طور که از اعداد نام‌ها می‌توان حدس زد خانواده‌ی‬ ‫س��طنتی س��وئد قدمت دیرینه دارد و از قرن شانزدهم اصالحات‬

‫حکومت پادشاهی تقریبن در تمام‬ ‫کشورهای جهان سوم یا عامل‬ ‫دیکتاتوری است و یا به هرحال با‬ ‫کودتا یا انقالب حذف شد ‌ه است‪.‬‬ ‫شاید در این میان تنها مالزی باشد‬ ‫که توانسته بین دولت دموکراتیک‬ ‫و شش شاه نمایشی که به صورت‬ ‫دوره‌ای به عنوان شاه معرفی‬ ‫می‌شوند تعادلی برقرار کند‬

‫دموکراتیک در این کشور آغاز شد و رفته رفته قدرت شاه کاهش‬ ‫یافت‪ .‬در آخرین تحول ساختاری در نظام پادشاهی سوئد زنان هم‬ ‫حق شاه شدن پیدا کردند برای همین کارل فلیپ که تا آن تاریخ‬ ‫ولیعهد بود این سمت را به خواهر بزرگ‌تر از خودش ویکتوریا داد‬ ‫و پرنسس ویکتوریا اکنون ولیعهد سوئد است‪.‬‬ ‫جالب اس��ت بدانید او با دانیال که مربی ورزشی او بود ازدواج کرد‪.‬‬ ‫دانیال هیچ وابس��ته‌گی خونی به خانواده‌ی سلطنتی ندارد‪ .‬همسر‬ ‫پادش��اه کنونی س��وئد‪ ،‬ملکه ویکتوریا‪ ،‬در آلمان به دنیا آمده است‬ ‫و دورگه اس��ت‪ .‬پدرش آلمانی و مادرش برزیلی ست‪ .‬عکسی که‬ ‫در روبه‌رو می‌بینید عکس کارل گوستاو شانزدهم‬ ‫پادشاه سوئد اس��ت! از همین عکس می‌توان به‬ ‫میزان ش��اه بودن و داش��تن فرای��زدی و خوی‬ ‫اشرافی در او پی‌برد و جای‌گاه سلطنت در سوئد‬ ‫را ش��ناخت‪ .‬آیا او ش��ما را ی��اد عضالت گوش‬ ‫خرگوش که هنوز در انس��ان باقی مانده اس��ت‬ ‫نمی‌اندازد؟‬

‫و اما پادش��اهی در کش��ور ما مانند بس��یاری از کشورهای دنیا‬ ‫نتوانس��ت با روند تحوالت اجتماعی نقش خ��ود را کاهش دهد و‬ ‫همیش��ه در کش��ور بحران‌س��از بوده اس��ت‪ .‬از یانزده اردیبهشت‬ ‫‪ ۱۲۷۵‬که ناصرالدین شاه توسط میرزارضا کرمانی ترور شده به‌جز‬ ‫مظفرالدین شاه‪ ،‬که فرمان مشروطه را امضا کرد‪ ،‬هیچ شاه دیگری‬ ‫در زمان شاه بودن فوت نکرد و این به خوبی نشان می‌دهد «نهاد‬ ‫س��لطنت» در ایران بحران زده است و مانند آپاندیسی می‌ماند که‬ ‫عفونی شده است‪.‬‬ ‫حکومت پادشاهی تقریبن در تمام کشورهای جهان سوم یا عامل‬ ‫دیکتاتوری اس��ت و یا به هرح��ال با کودتا یا انقالب حذف‬ ‫ش��د ‌ه است‪ .‬معدود کشورهایی مانند عربستان سعودی یا‬ ‫امارات متحده‌ی عربی که هنوز شاه و ملک دارند در این‬ ‫کشورها ساختار سیاسی عقب‌مانده‌یی وجود دارد و البته‬ ‫بحران‌های مختلفی در انتظار آنان است‪.‬‬ ‫شاید در این میان تنها مالزی باشد که توانسته بین دولت‬ ‫دموکراتیک و ش��ش شاه نمایشی که به صورت دوره‌ای به‬ ‫عنوان شاه معرفی می‌شوند تعادلی برقرار کند‪.‬‬ ‫انقالب ‪ ۱۳۵۷‬جراحی خونین و ناشیانه‌یی بود که آپاندیس‬ ‫عفونی را از بدن خارج کرد اما این زخم ترمیم نشد و این‬ ‫بیمار پس از آن همواره در تب و درد می‌س��وخته است‪.‬‬ ‫اکنون بی‌شک درمان این بیماری هر راه حلی که داشته‬ ‫باشد راه‌اش بازگرداندن آپاندیس عمل شده به بدن نیست‪.‬‬ ‫تجربه‌ی تاریخی نشان می‌دهد وجود هرگونه نهادی حتا اگر‬ ‫نمایشی تلقی ش��ود حاصلی جز بازتولید دیکتاتوری‬ ‫ندارد‪ .‬این تن رنجورتر از آن است که تاب‬ ‫تجویز نادرس��ت دیگری را داشته باشد‪.‬‬ ‫جمهوری و اعمال رای مستقیم تمامی‬ ‫ش��هروندان برای اداره‌ی کشور راهی‬ ‫اس��ت به پیش و هر راه حل دیگری‬ ‫گامی ست به پس‪.‬‬ ‫هفت‬

‫نوامبر ‪2011‬‬

‫‪25‬‬

‫‪25‬‬


‫نگاهی به نمایش حالج در تورنتو؛‬

‫چرا حالج امروزمی‌تواند جذاب باشد‬

‫حس�ن زارع زاده اردشیر‪« /‬حس��ین بن منصور حالج» نام‬ ‫شناخته شده‌ای اس��ت که هرگز از تاریخ ایران جدا نخواهد شد‪.‬‬ ‫ابوالمغیث عبداله بن احمد بن ابی طاهر معروف به منصور حالج‬ ‫را حت��ا کودکان ایرانی نیز می‌شناس��ند‪ .‬ب��ه روایت تاریخ‪ ،‬حالج‬ ‫وقتی از مکه به بغداد بازگش��ت فریاد انا الحق س��ر داد اما خلیفه‬ ‫عباس��ی او را به کفر متهم کرد و به س��یاه چ��ال انداخت‪ .‬امروز‬ ‫دیگر حالج جهانی ش��ده و به مدد هنرمن��د توان‌مند و نام‌داری‬ ‫چون «س��هیل پارسا»‪ ،‬کارگردان و نویس��نده حالج‪ ،‬و هم‌چنین‬ ‫هم‌کار کانادایی او پیتر فاربریج‪ ،‬نویسنده و بازیگر حالج‪ ،‬بسیاری‬ ‫از ملیت‌های مختلف که در کانادا دورهم جمع شده‌اند به تماشای‬ ‫حالج نشستند‪.‬‬ ‫گ��روه هنری م��درن تایم��ز (‪Modern Times Stage‬‬ ‫‪ )Company‬به مدیریت سهیل پارسا‪ ،‬حالج را اولین بار سال‬ ‫‪ 2009‬در مرکز هنرهای نمایش ش��هر ریچموند هیل در ش��مال‬ ‫تورنت��و به روی صحنه برد و حال بعد از دو س��ال آن را به قلب‬ ‫تورنتو در تئاتر (‪ )Buddies in Bad Times Theatre‬به‬ ‫مدت دو هفته به نمایش درآورده است‪.‬‬ ‫س��هیل پارس��ا‪ ،‬کارگردان و یکی از دو نویسنده این اثر هنری‬ ‫زیبا می‌گوید‪« :‬ما همیش��ه کارهایمان را در مرکز شهر تورنتو به‬ ‫اج��را می‌گذاری��م و حال دوباره حالج را ب��ه تورنتو آوردیم چون‬ ‫تماش��اگران زیادی از جامعه کانادایی داریم و با وجود این‌که این‬ ‫دومین باری اس��ت که حالج به روی صحنه می‌رود اما استقبال‬ ‫خوبی از آن شده است‪ .‬من پس از ‪ 22‬سال فعالیت حرفه‌ای در‬ ‫این‌جا‪ ،‬حال ش��اهد هس��تم که جامعه ایرانی – کانادایی نیز به‬ ‫یکی از مخاطبان اصلی کارهای من تبدیل شده و خوشبختانه در‬ ‫نمایش حالج استقبال خوبی از ایرانیان دیده‌ام‪».‬‬ ‫با وجود نمایش دوباره حالج اما استقبال بسیار عالی است‪ .‬بازی‬ ‫مقتدرانه و تاثیرگذار پیتر فاربریج در نقش حالج و کارگردانی این‬ ‫نمایش توسط سهیل پارسا چنان تماشاگر را مسخ داستان می‌کند‬ ‫که گویی در صحنه حضور دارد‪ .‬به صحنه بردن این نمایش بعد‬ ‫از دو س��ال نه‌تنها از ارزش و کیفیت آن نکاس��ته بلکه افزوده‌ها‬ ‫به زیبایی قابل رویت اس��ت‪ .‬نحوه اس��تفاده هوش��مندانه از نور‪،‬‬ ‫دک��ور‪ ،‬صحنه کوچ��ک نمایش و جابه‌جایی در آن‪ ،‬موس��یقی و‬

‫‪26‬‬

‫‪ 26‬هفت‬

‫نوامبر ‪2011‬‬

‫صداها ارزش این اثر را چنان باال می‌برد که تماش��اگر را مس��خ‬ ‫خود می‌کند‪.‬‬ ‫«تئاتر این ش��انس را دارد که دوباره مورد بررس��ی قرارگیرد و‬ ‫ب��ا کار بر روی نقاط ضعف و قوت‪ ،‬دوباره با نمایش بهتری روی‬ ‫صحن��ه ب��رود و ما در مورد حالج هم ای��ن کار را انجام دادیم تا‬ ‫نمایش جدید ما بهتر از قبل باشد‪».‬‬

‫ام��ا ای��ده تئاتر حالج از کجا می‌آید؛ س��هیل پارس��ا می‌گوید‪:‬‬ ‫«از دوران جوان��ی همیش��ه ایده و تفکرات «ح�لاج» برای من‬ ‫زیبا بود چرا که او در مقابل سیس��تم سیاس��ی زمان خودش که‬ ‫خالفت عباس��ی بود ایستاد و توانس��ت به آن مرحله از سلوک و‬ ‫تعالی در زندگی خود برس��د که فریاد انالحق س��ر دهد‪ .‬من در‬ ‫جوانی روایت‌های مختلفی درمورد حالج می ش��نیدم و همیش��ه‬ ‫فکر می‌کردم معنی «انالحق» او چیست‪».‬‬ ‫س��هیل پارس��ا در ادامه تاکید دارد‪« :‬در س��ال ‪ 2002‬تصمیم‬ ‫گرفتم با وجود س��ختی کار در مورد زندگ��ی حالج تحقیق کنم‬ ‫و دو س��ال وق��ت صرف کردم و با اس��تفاده از منابع فارس��ی و‬ ‫انگلیس��ی توانس��تم آن را به نقطه‌ای برس��انم‪ .‬هم‌زمان دوست‬ ‫هنرمن��د کانادایی من‪ ،‬پیتر‪ ،‬نیز روی آن تحقیق می‌کرد تا این‌که‬ ‫تصمیم گرفتیم نس��خه‌ای متفاوت و بر اس��اس تحقیق خودمان‬ ‫بنویسیم‪».‬‬ ‫حالج به گونه‌ای متفاوت ظهور کرده و چنان مملو از احساس‬ ‫اس��ت که مخاطب را در داستان غرق می‌کند‪ .‬به گفته‌ی سهیل‬ ‫پارس��ا‪« :‬در تاریخ اثری از زن حالج دیده نمی‌ش��ود در حالی که‬ ‫می‌گفتن��د او فرزند دارد‪ .‬ما تصمیم گرفتیم در نمایش برایش زن‬ ‫خلق کنیم و از زاویه متفاوتی داستان را روایت کنیم چرا که من‬

‫دوس��ت ندارم تاریخ را خش��ک نشان دهم و تخیل من و دوستم‬ ‫پیتر باعث شد تا نمایش روح متفاوتی به خود بگیرد‪».‬‬ ‫س��هیل پارسا می‌گوید تصمیم نداشتیم فقط به عنوان یک کار‬ ‫تاریخی این نمایش را رو صحنه ببریم بلکه قصد داش��تیم نشان‬ ‫دهیم چرا حالج امرز می‌تواند جذاب باش��د؛ انسانی که در زمان‬ ‫خودش به درجه‌ای می‌رس��د که برای بشریت حرف تازه‌ای دارد‪.‬‬ ‫بی‌شک ش��باهت‌های زیادی بین خالفت عباسی زمان حالج و‬ ‫تح��والت ام��روز در خاورمیانه وج��ود دارد و در کار من نیز این‬ ‫تحوالت و به خصوص مسایل ایران تاثیرگذار بود‪».‬‬ ‫تاکید بر کوش��ش‌های بدون خش��ونت در این نمایش از زبان‬ ‫ح�لاج یکی از ن��کات مهمی بود که برای تماش��اگر جلب توجه‬ ‫می‌کرد‪ .‬س��هیل پارس��ا تاکید دارد‪« :‬ما از ابعاد عرفانی و فلسفی‬ ‫و نیز انس��انی که بر روحیه عدم خشونت تاکید داشت به داستان‬ ‫او پرداختیم‪ .‬در تاریخ ما اثری از خش��ونت در آثار موالنا‪ ،‬حافظ‪،‬‬ ‫خیام و ‪ ...‬وجود ندارد‪».‬‬ ‫«ح�لاج» دیدن دارد و این دیدن ب��از دیدنی دوباره می‌طلبد؛‬ ‫بلکه زوایایی دیگر از این نمایش ارزش‌مند برای تماشاگر آشکار‬ ‫شود‪.‬‬ ‫این نمایش تا روز ‪ 4‬دسامبر در تورنتو به روی صحنه است‪.‬‬


‫روی‌دادها‬ ‫مساله هم‌جنس‌گرایی در ایران و تعبیر و راه‌کارها‬ ‫سخنران‪ :‬شادی امین‬ ‫‪December 4 at 3:00 pm‬‬ ‫آدرس‪ :‬سالن شهرداری نورت یورک‬ ‫‪Yonge street 5100‬‬

‫عشق و عقل و آدمی‌‬ ‫کنسرت گروه مستان و همای‬

‫‪December 2 at 8:00 pm‬‬ ‫‪www.aryaentertainment.ca‬‬

‫انجمن دانش جویان ایرانی ‪ 11‬برگزار می کند‪:‬‬ ‫جشن شب یلدا‬ ‫انجمن رسمی دانشجویان ایرانی‌ ‪ ۱۱‬سالگرد جشن شب یلدا را برگزار می کنند‬ ‫‪December 25 .2011 at 10 pm‬‬ ‫‪Info:647-781-1074, 416-566-3625‬‬ ‫‪galaxy blvd, Toronto 195‬آدرس‬

‫پیام عرفان برای زمانه‌ها‬ ‫سخنرانی دکتر سروش دباغ محقق و استاد دانشگاه تورنتو‬ ‫‪Sat December 10 ,1:00 pm to 3:00 pm‬‬ ‫‪Sat December 17 ,1:00 pm to 3:00‬‬ ‫آدرس ‪Fimch Ave West 131‬‬

‫نمایشگاه آثار نقاشی مصطفی توال‬

‫‪November 28-december 10‬‬ ‫‪am-7:00 pm 11:00‬‬

‫این نمایشگاه با مدیریت خانم فاطمه قاسمی و الدن قمری برپا شده است‬

‫برنامه ماهانه کام‪.‬م فرهنگ و هنر ایرانیان انتاریو‬ ‫یکشنبه ‪ 4‬دسامبر ساعت ‪ 7‬عصر‬ ‫طبقه دوم اوریول کامیونیتی سنتر‬

‫‪.Don Mills Rd 2975‬‬

‫سخنرانی آقای یوسف حیدری در مورد تاریخ ایران‬ ‫همراه با شعرخوانی و موسیقی‬ ‫‪647-891-1729‬‬ ‫اطالعیه‬ ‫واحد کامیونیتی س��رویس مرکز بین المللی حقوق بش��ر در ایران در نظر دارد برای سه‬ ‫ماه پائیز امسال کالس‌های آموزشی و ورزشی در رده‌های سنی نوجوانان و جوانان در‬ ‫منطقه نورت یورک برگزار کند‪.‬‬ ‫تعدادی از این کالس‌ها شامل؛ فوتبال‪ ،‬ورزش‌های رزمی (کاراته‪ ،‬دفاع شخصی بانوان)‬ ‫ریاضی‪ ،‬فیزیک‪ ،‬بازیگری‪ ،‬ش��یرینی پزی و… هستند‪ .‬لطفن برای ثبت نام در کالس‬ ‫مورد نظر‪ ،‬شماره تلفن‪ ،‬نام کامل و تاریخ تولد خود را به ایمیل زیر ارسال کنید تا جدول‬ ‫برنامه‌ها را دریافت کنید‪info@humanrightsintl.com .‬‬ ‫هر کالس یک یا دو نوبت در هفته برگزار می‌ش��ود و تازه واردان به کانادا در اولویت‬ ‫ثبت‌نام قرار دارند‪.‬‬ ‫آموزش رایگان کاراته و دفاع شخصی در تورنتو‬ ‫توس��ط واحد کامیونیتی سرویس مرکز بین‌المللی حقوق‬ ‫بشر‬ ‫برای اطالعات بیش��تر ب��ه آدرس زیر ایمیل‬ ‫ارسال کنید‪:‬‬

‫برنامه‌ها و خدمات زیر در دفتر مرکزی سازمان زنان ایرانی انتاریو‪،‬‬ ‫ارایه می‌شوند‪:‬‬ ‫خدمات رایگان استقرار به تازه واردین‬ ‫ـ اطالع��ات در زمین��ه مس��کن‪ ،‬تحصیالت‪ ،‬بهداش��ت‪ ،‬مس��ایل حقوق��ی‪ ،‬مهاجرت‪،‬‬ ‫کمک‌های مالی دولتی و تفریحات سالم‬ ‫ـ راهنمای��ی و ارج��اع متخصصان تحصیل‌کرده و صاحبان رش��ته‌های فنی و حرفه‌ای‬ ‫جهت اخذ الیسنس به منابع مربوط‬ ‫ـ پرکردن فرم‌های مختلف دولتی‬ ‫ـ ارجاع به کالس‌های زبان انگلیسی و مراکز آموزش مهارت‌های الزم جهت کاریابی‬ ‫برای دریافت اطالعات بیشتر و یا تعیین وقت با تلفن سازمان زنان تماس بگیرید‪.‬‬ ‫برنامه ویژه سالمندان‬ ‫برنامه‌ای ش��امل تفریح‪ ،‬س��رگرمی‪ ،‬آموزش و گفت وگو‪ .‬هر جمعه از ساعت ‪ 11‬صبح‬ ‫تا ‪ 3‬بعدازظهر‪.‬‬ ‫مکالمه زبان انگلیسی‬ ‫هر پنجش��نبه‪ ،‬از س��اعت ‪ 4‬تا ‪ 6‬بعدازظهر برگزار می‌ش��ود‪ .‬برای ثبت با دفتر مرکزی‬ ‫سازمان تماس بگیرید‪.‬‬ ‫برنامه گروه ادبیات و مطالعه‬ ‫برنامه ای شامل کتاب خوانی‪ ،‬داستان و خاطره‌نویسی برای بزرگ‌ساالن‪ ،‬هر دو هفته‬ ‫یکبار‪ ،‬جمعه‌ها (‪ 28‬اکتبر‪ 11 ،‬نوامبر‪ 25 ،‬نوامبر) از ساعت ‪ 6 : 30‬تا ‪ 8:30‬بعد ازظهر‪.‬‬ ‫با نظارت خانم مهری یلفانی‪ ،‬نویسنده و شاعر‪ ،‬برگزار می‌شود‪ .‬برای اطالعات بیشتر با‬ ‫دفتر مرکزی سازمان تماس بگیرید‪.‬‬ ‫برنامه‌های زیر در دفتر دیگر سازمان واقع در آدرس زیر برگزار می‌شوند‪:‬‬

‫‪info@humanrightsintl.com‬‬

‫تازه‌واردان در اولویت ب��رای ثبت‌نام قرار‬ ‫دارند‪.‬‬

‫‪,Advent Lutheran Church‬‬ ‫‪Don Mills Rd, North York, ON 2800‬‬

‫خدم�ات و برنامه‌های س�ازمان زنان‬ ‫ایرانی انتاریو‬ ‫دفتر مرکزی سازمان زنان روزهای دوشنبه تا جمعه از ساعت ‪ 10‬صبح تا ‪ 2‬بعد از ظهر آماده‬ ‫پاس��خ‌گویی به اعضا و عالقه‌مندان است‪ .‬برای تماس با ما و یا گرفتن اطالعات بیشتر در‬ ‫مورد برنامه‌های سازمان‪ ،‬لطفن با تلفن ‪ 416 – 496 – 9566‬تماس بگیرید‪.‬‬ ‫آدرس دفتر مرکزی‪:‬‬ ‫‪,Oriole Community Center, 2975 Don Mills Road‬‬ ‫‪North York, M2J 3B7‬‬

‫برنامه ویژه مادران و کودکان خردسال‬ ‫ش��امل بحث و گفت وگوه��ای عمومی درمورد مس��ایل والدین و پ��رورش کودکان‪،‬‬ ‫کارگاه‌های آموزشی‪ ،‬و پذیرایی‬ ‫همه هفته روزهای سه شنبه از ساعت ‪ 10‬صبح الی ‪ 1‬بعداز ظهر‪.‬‬ ‫یوگا و تمرینات کششی برای سالمتی و نشاط‬ ‫همه هفته روزهای سه‌ش��نبه از س��اعت ‪ 4:30‬تا ‪ 6‬بعد از ظهر‪ .‬زیر نظر مربی مجرب‬ ‫نوشین خدایار‪ .‬برای شرکت در ترم جدید یوگا هم‌اکنون ثبت‌نام می‌شود‪.‬‬

‫دوست بزرگوار‬

‫جناب آقای دکتر مریدی‬

‫نماینده محترم ریچموندهیل در پارلمان انتاریو‬ ‫درگذشت مادر ارجمند تان را دیر متوجه شدیم‬ ‫ضم�ن عرض تس�لیت ب�ه جنابعال�ی و خانواده محت�رم تان‪،‬‬ ‫امیدواریم غم آخرتان باشد‪.‬‬ ‫ارادتمندان ‪ :‬خانواده های محمد تقی پیروز فرد و احمد سبزواری‬

‫هفت‬

‫نوامبر ‪2011‬‬

‫‪27‬‬

‫‪27‬‬


‫فوتبـالیکهازآن بویخونبهمشام می رسد‬

‫سیروس زارع زاده اردش�یر‪ /‬تیم وارد مستطیل سبز شده‪،‬‬ ‫نفس ها در س��ینه حبس شده و تماش��اگران مشتاق همگی تیم‬ ‫مورد عالقه خود را تش��ویق می کنند‪ .‬بازی با یک دقیقه سکوت‬ ‫به احترام یکی از بزرگان فوتبال آغاز می ش��ود‪ .‬داور سوت بازی‬ ‫را ب��ه صدا در می آورد و هیجان در بین بینندگان و تماش��اگران‬ ‫مسابقه رنگ تازهای به خود می گیرد‪.‬‬ ‫بازی هنوز گرم نشده که یکی از بازیکنان با تکل خشنی یار مقابل‬ ‫را سرنگون می‌کنند و تماشاگران نیز این حرکت خشن را با شعارهای‬ ‫غیراخالقی پاس��خ می‌دهند‪ .‬داور بازی در همان دقایق اول بازی‪ ،‬با‬ ‫کارت زرد بازیکن خاطی را جریمه می‌کنند‪ .‬این بار نوبت آنان است‬ ‫که داور را مورد لطف خود قرار می‌دهند‪.‬‬ ‫هم‌چن��ان بازی در حین انجام اس��ت که یک��ی از هواداران تیم‬ ‫میزبان وارد زمین ش��ده و به مانند این‌که این‌جا خانه خاله اس��ت با‬ ‫بازیکن مورد عالقه خوش وبش می‌کند و خواس��تار گرفتن عکس‬ ‫یادگاری در وسط بازی است؛ شاید می‌خواهد در تلوزیون دیده شود‬ ‫شاید هم نه واقعن یک هواردار با تعصب و با غیرت است‪ .‬با مداخله‬ ‫نیروهای امنیتی تماشاگر «پارازیت انداز» از زمین با چند ضربه سیلی‬ ‫و باتوم خارج می‌شود‪.‬‬ ‫پس از ‪ 45‬دقیقه تالش بی‌ثمر‪ ،‬داور بر سوت خود می‌دمد و پایان‬ ‫نیمه اول را اعالم می‌کند‪ .‬بازی‌کنان که چند دقیقه قبل مانند شیر و‬ ‫پلنگ برهم می پریدند با خوش وبش کردن به سمت رختکن‌های‬ ‫خود می‌روند تا اس��تراحتی کنند و برای نیمه دوم بازی بهتری را از‬ ‫خود نشان دهند‪.‬‬ ‫در ای��ن میان نیز تماش��اگران که بعد از بازی و در وس��ط بازی به‬ ‫هم کری می‌خواندند نیز به مانند بازی‌کنان تیمشان با هواداران تیم‬ ‫رقیب گلویی تازه می‌کنند و جرعه‌ای آب می‌نوشند تا بهتر بتوانند داد‬ ‫و فریاد کنند و عالقه شوق خود را در نیمه دوم بهتر نشان دهند‪.‬‬ ‫از همه اول داور میدان در زمین به چش��م می‌خورد‪ ،‬حتا آن ‪15‬‬ ‫دقیقه‌ای که قانونن باید اس��تراحت کند را نیز به پایان نرسانیده‪ ،‬اما‬ ‫امیدوار اس��ت که امروز نیز به مانند دفعات قبل کم اش��تباه بازی را‬ ‫قضاوت کند تا خدایی نکرده حقی از تیمی ضایع نشود‪ .‬چون می‌داند‬ ‫که قضاوت کردن واقعن سخت است و نمی‌خواهد بعد از اتمام این‬ ‫دیدار درد وجدان داش��ته باش��د‪ .‬فکرش مشغول این افکار است که‬ ‫کم‌کم یکی از بازی‌کنان از پله‌های منتهی به زمین مسابقه و پشت‬

‫س��ر او بازی‌کنان دیگر با هورا و تش��ویق هواداران که صدایش به‬ ‫آسمان می‌رسد وارد زمین می‌شوند‪ .‬دوباره تیم میهمان دیر می‌کند‬ ‫و با تاخیری ‪ 2‬دقیقه‌ای وارد زمین می‌شود‪ .‬برای کمیته انضباطی و‬ ‫آقایان س��وژه جریمه کردن محیا شد‪ ،‬اما کسی نمی‌پرسد این همه‬ ‫پول کجا می رود‪ .‬نمی‌دانم شاید به صندوق اختالس ریخته می‌شود‪.‬‬ ‫دوباره استادیوم مانند لحضات اول بازی نیمه اول شور و هیجانی‬ ‫دیگر پیدا می‌کند‪ .‬یک شوت محکم که دروازبان از زیر طاق دروازه‬ ‫آن را بیرون می‌کشد و گزارش‌گر بازی هر دو بازیکن را مورد لطف‬ ‫قرار می‌دهد و از هر دو به خاطر زیبایی کارشان تعریف می‌کند‪ .‬کرنر‬ ‫زده می‌شود توپ بعد از کش و قوس در محوطه جریمه با یک شوت‬ ‫محکم وارد دروازه تیم میهمان می‌شود‪ .‬چه خبر است در استادیوم؛‬ ‫تماش��اگران نمی‌دانند چه کنند از خوشحالی گلی که به ثمر رسیده‪.‬‬ ‫داور با دس��ت خود وسط زمین را نشان می‌دهد‪ .‬این نشانه پذیرفته‬ ‫ش��دن گل و ش��روع دوباره بازی از مرکز زمین است‪ .‬تیم مقابل از‬

‫لحاظ روحی کمی تضیعف شده است اما امیدوار است که به کمک‬ ‫هوادارنش در استادیوم روحیه خود را پس گرفته و نتیجه را به حداقل‬ ‫برسانند تا با امتیاز بهتری لیگ را به پایان برسانند‪ .‬فشار برای زدن‬ ‫گل بیشتر و بیشتر می‌شود و تیم مقابل که زیر فشار است به ناچار‬ ‫دفاع کردن را بهترین گزینه برای حفظ نتیجه به دست آمده انتخاب‬ ‫می‌کند‪.‬‬ ‫اما در این حین از داور نیز نباید غافل شویم که پا به پای بازیکنان در‬ ‫میدان می‌دود‪ .‬سنش ‪ 36‬را نشان می‌دهد و به راستی که از فیزیک‬ ‫مناس��بی برخوردار است و در چنین بازی حساسی که حکم مرگ و‬ ‫زندگی برای تیم‌ها دارد پرتحرک ظاهر می شود‪.‬‬ ‫فش��ارهای ناش��ی از حمالت تیم میهمان نتیجه داده و یکی از‬ ‫گل ها با یک س��انتر زیبا از جناح چپ و ضربه غیرقابل مهار شدنی‬ ‫کاپیتان این تیم بر کنج دروازه می‌نش��یند و بازی مساوی می‌شود‪.‬‬ ‫آن تماش��اگران که قسمتی از ورزش��گاه را اشغال نموده‌اند سر از پا‬ ‫نمی‌شناسند تیمشان به گل پرارزشی دست یافته است‪.‬‬ ‫س��کوت در سکوهای تماشاگران تیم میزبان به شدت قابل رویت‬ ‫اس��ت‪ .‬بازی به لحضات آخر نزدیک می‌شود که داور با اعالم شش‬

‫رستوران کپلی درقلب مونترال‬ ‫صبحانه را در کپلی نوش جان کنید‬ ‫برگرهای ما را از دست ندهید‬

‫‪28‬‬

‫‪ 28‬هفت‬

‫نوامبر ‪2011‬‬

‫دقیقه وقت اضافی بازی را وارد جنگ دوطرفه بین دو تیم می‌کند‪ .‬در‬ ‫محوطه جریمه توپ با برخورد به دست بازیکن که به نظر غیرعمدی‬ ‫می‌آید‪ ،‬بازیکنان را داور کرده و همه آنان به خاطر اعالم نشدن پنالتی‬ ‫به سمت داور مسابقه حمله‌ور شده و با اعتراضی غیر ورزشی داور را‬ ‫محکوم به تناقض می‌کنند‪ .‬این حرکت باعث تحریک هواداران شده‬ ‫و باش��عارهای ناموسی به مانند توپ تانک فش فشه د‪ ، ...‬داور ‪ ...‬و‬ ‫الفاظ بس��یار زننده داور را که به حق تصمیم درستی را اتخاذ نموده‬ ‫است را مورد الطاف خود قرار می‌دهند‪.‬‬ ‫ام��ا ای��ن جنگ روانی کار دس��ت تیم داده و یک��ی از مدافعان با‬ ‫تکل غیر ورزشی بازیکن تیم مقابل را در محوطه سرنگون می‌کند‬ ‫و داور نیز به نشانه پنالتی در سوت خود دمیده و بازیکن حریف را با‬ ‫کارت دوم جریم��ه و در نهایت با کارت قرمز اخراج می‌کند‪ .‬چه جو‬ ‫وحشتناکی علیه داور در استادیوم به وجود آمده‪ .‬تماشاگران می‌گویند‬ ‫«اگر این توپ گل بشه داور باید کشته شه» و دوباره همان توهین‬ ‫و فحاشی‌ها‪ .‬چرا؟‬ ‫توپ در نهایت تبدیل به گل می‌ش��ه و تیم میزبان بازی را واگذار‬ ‫می‌کند‪ .‬داور س��وت پایان مس��ابقه را می‌زند‪ .‬صدای س��وت هنوز‬ ‫در گوش‌ها موج می‌زند که بازیکنان و نیمکت نش��ینان به س��مت‬ ‫داور حمله‌ور می‌ش��وند و البته تعدادی از تماش��اگران نیز برای ادب‬ ‫کردن داور وارد زمین می‌ش��وند‪ .‬بعد از چند ضربه و مش��ت و لگد و‬ ‫بی‌احترامی‪ ،‬در نهایت با دخالت نیروهای ویژه داور بازی به س��مت‬ ‫رختکن داوران برده می‌شود‪.‬‬ ‫داور از چند ناحیه بدنش مجروح ش��ده اما او س��کوت کرده و درد‬ ‫را به فراموشی می‌س��پارد چون نمی‌خواهد وجه یک مرد در جلوی‬ ‫دوستان بشکند «مرد نباید گریه کنه» در فکر فرو می‌رود اگر آن کار‬ ‫را انج��ام می دادم و این کار رو نمی‌کردم این گونه نمی‌ش��د‪ .‬اما نه‬ ‫پس وجدانم را چه می‌کردم آیا می‌توانستم از وجدان خود فرار کنم‪.‬‬ ‫موبایلش را که خاموش بود بر می‌دارد‪.‬‬ ‫در هم��ان ثانیه‌های اول بچه‌هایش زنگ زده‌اند تا جویای حال پدر‬ ‫باشند؛ پدر می‌گوید حالم خوب است نگران نباشید و با جمله مراقب‬ ‫خودتان باش��ید بچه‌های عزیز مکالمه را به پایان می‌رس��اند‪ .‬هنوز‬ ‫موبایل را روی زمین نگذاشته «اس‌ام اس» تهدیدآمیز می‌آید‪.‬‬ ‫ب��ازی تمام ش��د و یک تی��م برنده اما در آخر چ��ه اتفاقاتی افتاد؛‬ ‫حرمت‌ها شکسته شد‪ ،‬اخالق ورزش��ی خدشه دار شد‪ ،‬جوان‌مردی‬ ‫جایش را به فحاشی و توهین داد و آن‌چه نباید رخ می‌داد اتفاق افتاد‪.‬‬ ‫انسانیت و مردانگی به چند اشتباه رنگش را باخت‪.‬‬ ‫در آخر؛ هرگز کوچک شدن را با نبخشیدن رو در رو نکنیم‪« .‬کوله‬ ‫بارت بر بند‪ ،‬ش��اید این چند س��حر فرصت آخر باشد که به مقصد‬ ‫برسیم‪ ،‬بشناسیم خدا و بفهمیم که چه عمری غافل بودیم»‬


‫هفت‬

‫نوامبر ‪2011‬‬

‫‪29‬‬

‫‪29‬‬


‫یادداشت یک دانشجو در تبعید؛‬

‫به امید روزی بدون ای کاش ‪...‬‬

‫سارا ایرانی‪ /‬کشور کانادا کشور رویاهای مردم ایران شده‪،‬‬ ‫کش��وری که همه آرزو دارند ب��ه آن مهاجرت کنند‪ ،‬دریغ از‬ ‫آن که این جا کشور به ظاهر رویایی به ظاهر وصف نشدنی‬ ‫ولی در درون کش��ور س��رد و بی‌روحی اس��ت‪ .‬این‌جا کشور‬ ‫گرگ‌هاس��ت؛ اگر گرگ نباشی خورده می‌ش��وی‪ .‬البته این‬ ‫قانون همه‌جا است ولی این‌جا در کشور غریب زندگی‌کردن‬ ‫چیز دیگری است‪.‬‬ ‫هش��ت س��ال پیش روزی که من به این کشور آمدم با خود‬ ‫گفتم دیگه دنیا و رویاهایم عوض می‌شوند‪ ،‬دیگر از آن رعب‬ ‫و وحشت خبری نیست‪ .‬این‌جا خودمم و خودم ولی بی‌خبر از‬ ‫آن که همین افکار غلط زندگی‌ام را به سیاهی کشید و خواب‬ ‫را از چشمانم ربود و گریه را به آن هدیه داد‪ .‬روزی که معلم‬ ‫دبیرس��تانم از من پرسید کجایی هستیم بدون فکر گفتم من‬

‫رسانه‌های آلمانی گزارش دادند‪:‬‬

‫«افسردگی‪،‬علت‬ ‫اقدام به خودکشی‬ ‫رفعتی‪ ،‬داور ایرانی»‬

‫به گزارش رسانه‌های آلمانی‪ ،‬روز جمعه‪ 25 ،‬نوامبر‪ ،‬پس‬ ‫از گذشت یک هفته از زمان انتشار خبر خودکشی بابک‬ ‫رفعت��ی داوری ایرانی مقیم آلمان و ش��ایعه‌های پس از‬ ‫آن‪ ،‬دلیل این اقدام وی به‌طور رسمی اعالم شده است‪.‬‬ ‫‌به گزارش خبرگزاری آلمان در برلین‪ ،‬اسون منکه‪ ،‬وکیل‬ ‫این داور ایرانی نوشت‪« :‬پزشکان معالج در روزهای اخیر‬ ‫نوعی افسردگی را در او تشخیص داده‌اند»‪ .‬منکه «فشار‬ ‫کاری به‌عنوان داور‪ ،‬فش��ار رسانه‌ها و در پی آن ترس از‬ ‫خط��ا در قضاوت» را از مهم‌ترین دالیل افزایش فش��ار‬ ‫روحی بر رفعتی دانسته است‪.‬‬ ‫بابک رفعتی ش��نبه‌ی گذش��ته‪ 19 ،‬نوامبر‪ ،‬در هتلی در‬ ‫کلن اقدام به خودکش��ی کرد‪ .‬او ق��رار بود عصر همان‬ ‫روز دیدار تیم‌ه��ای کلن و ماینتس‬ ‫را قضاوت کند‪ .‬کمک‌داوران بازی‬ ‫یادش��ده پیکر نیمه‌جان رفعتی را‬ ‫در حمام اتاق��ش یافتند و انتقال‬ ‫به موقع او به بیمارستان از مرگ‬ ‫ای��ن داور ایران��ی جلوگیری‬ ‫کرد‪.‬‬

‫‪30‬‬

‫‪ 30‬هفت‬

‫نوامبر ‪2011‬‬

‫یک کانادایی هس��تم امروز با این تجربه‌هایی که در این مدت با‬ ‫زندگ��ی در این جا بدس��ت آورده‌ام فهمیدم هیچ جا ایران عزیزم‬ ‫نمی‌شود و من این‌جا یه مسافر و غریبی بیش نیستم‪.‬‬ ‫همیش��ه با خ��ودم می گفتم ب��ا وجود این همه دوس��تانی‌که در‬ ‫اطرافم هس��تند چ��را بازهم هم‌چنان احس��اس تنهایی می‌کنم؟‬ ‫همه‌ی کس��انی‌که ب��ه اینجا می‌آین��د یا به هرج��ای دیگر دنیا‬ ‫مهاج��رت می‌کنند و از خانه‌ی حقیق��ی خودمان یعنی ایران دور‬ ‫می‌شوند تازه معنای حقیقی در به دری و تنهایی را با تمام وجود‬ ‫احساس ��ی‌کنند‪.‬‬ ‫خیلی وقت‌ها دلم می‌خواهد ب��ه دوران کودکی‌ام بازگردم به آن‬ ‫روزه��ای خوب کودک��ی تو ایران خانه‌ی خ��ودم در آغوش یک‬ ‫آشنایی قدیمی‪ ،‬مادر بزرگم‪ ،‬با اون نوازش‌های صادقانش با اون‬ ‫داس��تان‌های زیبا و رویایی‌اش از ش��اهنامه‪ ،‬به آن روزهایی که‬

‫محققان علوم فضایی در مریلند‪:‬‬

‫«مزارعاطراففوکوشیما‬ ‫به شدت آلوده است»‬

‫تحقیقات جدید دانش‌مندان نش��ان می‌دهد میزان ذرات رادیو‬ ‫اکتیو در مناطق ش��مال شرقی ژاپن بیش‌تر از حد مجاز است‪.‬‬ ‫به گفته ای��ن دانش‌‌مندان‪ ،‬میزان آلودگی به حدی اس��ت که‬ ‫ممکن است بر کشاورزی تاثیر منفی بگذارد‪.‬‬ ‫این مطالعه به وس��یله اتحادیه تحقیق��ات دانش‌گاهی درباره‬ ‫علوم فضایی در مریلند انجام شده است‪.‬‬ ‫این تحقیقات نخس��تین مطالعه جامع از آلودگی رادیو اکتیو در‬ ‫مناطق مختلف ژاپن پس از بروز حادثه در نیروگاه هس��ته ای‬ ‫فوکوشیما پس از زلزله و سونامی ماه مارس است‪.‬‬ ‫در پ��ی بروز حادثه در نیروگاه فوکوش��یما‪ ،‬ذرات رادیواکتیو به‬ ‫وسیله باد بر فراز ژاپن و سواحل این کشور منتشر شد‪.‬‬ ‫تحقیقات پیشین نشان داده بود که میزان آلودگی کم‌تر از حد‬ ‫خطرناک است‪.‬‬ ‫اما ای��ن تحقیقات بیان‌گر آلودگی هش��ت برابر بیش‌تر از حد‬ ‫مجاز برای کشاورزی در مناطق اطراف فوکوشیما است‪.‬‬ ‫محققان از دولت ژاپن خواس��ته‌اند تحقیقات بیش‌تری درباره‬ ‫آلودگی مناطق مختلف در ژاپن به مواد رادیواکتیو انجام دهد‪.‬‬

‫بوی عید همه جا به مشام می‌خورد حتا آن اسکناس‌های نو الی‬ ‫قرآن هنوز تو مشامم هست ولی کجاست آن روزها؟‬ ‫این‌جا حتا یک آش��نا پیدا نمی‌ش��ود که خالصانه دوستت داشته‬ ‫باشد و دوس��تی حقیقی باشد‪ ،‬یا دوس��تی‌ها از سر ناچاری است‬ ‫یا برای پوزدادن و کالس گذاش��تن جل��وی یک‌دیگر‪ .‬دخترها و‬ ‫پس��رهای ایرانی‌که در این‌جا هم سن و هم دوره‌های تحصیلی‬ ‫خودم در دانشگاه و در اجتماع هستند با افکار متفاوت از فرهنگ‬ ‫و اخالق ما ایرانی‌ها برخورد می‌کنند‪.‬‬ ‫انگار س��الیان س��ال هست که اجدادش��ان در اینجا‬ ‫زندگ��ی می‌کردند و متاس��فانه‬ ‫پ��در و مادره��ای این نس��ل‬ ‫ه��م توجهی به ای��ن موضوع‬ ‫ندارند و ایران��ی برخوردکردن‬ ‫را دهاتی ب��ودن و بی‌فرهنگی‬ ‫می‌دانند‪.‬‬ ‫ای کاش کش��ور عزیزم��ان ایران‬ ‫هیچ وقت دس��ت خ��وش این همه‬

‫جام جهانی والیبال ژاپن؛‬

‫«شکستتیموالیبال‬ ‫ایران برابر آمریکا»‬

‫در ادامه مس��ابقات جام جهانی والیب��ال ‪ 2011‬در ژاپن‪،‬‬ ‫صبح روز یک‌ش��نبه‪ 27 ،‬نوامبر‪ ،‬تیم ملی ایران به مصاف‬ ‫تیم ملی آمریکا رفت که در پایان این دیدار به س��ود تیم‬ ‫آمریکا به پایان رسیده است‪.‬‬ ‫در حالی که تیم مل��ی ایران پیش از این تیم‌های مطرح‬ ‫دنیا از جمله صربس��تان‪ ،‬لهستان و آرژانتین را از پیش رو‬ ‫برداش��ته بود‪ ،‬امروز در یک دیدار ضعیف برابر تیم آمریکا‬ ‫‪ 3‬بر ‪ 0‬شکست خورد‪.‬‬ ‫این در حالی است که آمریکا در مسابقه پیشین خود ‪ 3‬بر‬ ‫یک از ایتالیا شکست خورده بود‪.‬‬ ‫ایران پیش از این دیدار در رتبه پنجم جهان قرار داشت‪.‬‬ ‫هم‌اکنون آمری��کا هم با ‪ 9‬امتیاز با تی��م ایران هم‌امتیاز‬ ‫اس��ت‪ .‬در آخرین رده‌بندی لهس��تان‪ ،‬روسیه و برزیل در‬ ‫رتبه‌های اول تا سوم قرار گرفته‌اند‪.‬‬

‫تغیرات نمی‌شد‪ ،‬ای کاش ما آواره کشورهای دیگه نمی‌شدیم‪،‬‬ ‫ای کاش این‌ق��در از یک‌دیگر دور و غریب نبودیم‪ ،‬ای کاش‬ ‫و ه��زاران ای کاش‌ه��ای دیگر که در گل��وی هر ایرانی خفه‬ ‫شده‌اس��ت‪ .‬به امید روزی ک��ه هیچ ای کاش‬ ‫دیگری از دهان هیچ ایرانی نشنویم‪.‬‬

‫سه سال بازداشت بدون یک روز مرخصی؛‬

‫شکنجهباکابل‪،‬افشیناسانلو‬ ‫رابهبیمارستانفرستاد‬

‫به گزارش س��ایت کلمه‪ ،‬از س��ایت های مخالف دولت ایران‪،‬‬ ‫افشین اس��انلو‪ ،‬فعال کارگری و زندانی سیاسی بر اثر شکنجه‬ ‫برای عمل جراحی صبح روز ش��نبه ‪ ۵‬آذر از زندان اوین راهی‬ ‫بیمارستان شد‪ .‬بر اس��اس این گزارش‪ ،‬ضربات متعدد کابل بر‬ ‫بدن آقای اسانلو‪ ،‬باعث پارگی درکف پا و ایجاد غده درکتف او‬ ‫شده است‪ .‬عمل جراحی قرار است روی کتف این زندانی انجام‬ ‫شود‪.‬افش��ین اسانلو‪ ،‬از یک س��ال پیش و به دنبال بازداشت‬ ‫در ترمینال اتوبوس رانی در زندان اوین به س��ر می برد‪ .‬در‬ ‫ای��ن مدت ‪ ۴‬ماه را دربن��د ‪ ٢٠٩‬زندان اوین و یک ماه را نیز‬ ‫در بازداش��تگاه اطالعات کرج بوده اس��ت و فشارهای وارده‬ ‫در زندان موجب بروز مشکالت جسمی برایش شده است‪.‬‬ ‫این فعال کارگری ازس��وی قاضی صلواتی به ‪ ۵‬سال حبس‬ ‫تعزی��ری ب��ه اتهام اجتم��اع و تبانی محکوم ش��ده و دادگاه‬ ‫تجدید نظر استان تهران نیز این حکم را تایید کرده است‪.‬‬ ‫در همین حال کانون مدافعان حقوق کارگر ایران با انتش��ار‬ ‫بیانیه ای درباره افزایش فشار بر کارگران و فعاالن کارگری‬ ‫هشدار داده است‪.‬‬


‫برگزاری مجمع عمومی انجمن دفاع‬ ‫از حقوق بشر ایران در شهر مونترال‬

‫انجمن دفاع از حقوق بش��ر در ش��هر مونترال اعالم کرد که مجمع عمومی بعدی این‬ ‫انجمن در روز ‪ 16‬دس��امبر امسال برگزار خواهد شد‪ .‬شورای هماهنگی انجمن دفاع از‬ ‫حقوق بشر از اعضا و عالقه‌مندان دعوت می‌کند که در جلسه مجمع عمومی شرکت‬ ‫نمایند‪ .‬دستور جلسه این گردهمایی بر اساس اطالعیه صادر شده به شرح زیر است‪:‬‬ ‫ گزارش ساالنه فعالیت‌های انجمن‬‫ بررسی و ارزیابی گزارش توسط مجمع عمومی‬‫‪ -‬انتخابات شورای هم‌آهنگی‬

‫بحث آزاد در مورد شرایط کنونی و فعالیتهای انجمن در سال ‪2012‬‬ ‫مکان‪ :‬دانشگاه ‪ UQAM‬واقع در شماره ‪ 320‬خیابان ‪ Ste-Catherine‬شرقی‬ ‫محل دقیق و شماره اتاق بعدن به اطالع خواهد رسید‪.‬‬ ‫زمان‪ :‬جمعه ‪ 16‬دسامبر ‪ 2011‬از ساعت ‪ 19‬تا ‪21‬‬

‫درخشششاگردان‬ ‫وارسته در مسابقات کاراته‬ ‫ش��اگردان کالس کارات��ه اس��تاد وارس��ته ب��ار دیگر در‬ ‫مس��ابقات ایالت انتاریو و ش��هر تورنتو درخش��ش قابل‬ ‫مالحضه��ای داش��تند و همه ش��رکتکنندگان با دریافت‬ ‫مدال روز مسابقات را به پایان بردند‪.‬‬ ‫این مس��ابقات ک��ه روز یک‌ش��نبه ‪ 20‬نوامبر در ش��هر‬ ‫نیومارک��ت در ش��مال تورنتو برای انتخ��اب نفرات برتر‬ ‫ایالتی به منظور ش��رکت در مس��ابقات ملی کانادا انجام‬ ‫می گرفت با درخشش تیم «کان ذن ریو» به مربی‌گری‬ ‫نسیم وارسته‪ ،‬فرزند استاد فرهاد وارسته بنیان‌گذار کاراته‬ ‫در ایران‪ ،‬روبرو ش��د‪ .‬نفرات شرکت‌کننده که همه مدال‬ ‫دریاف��ت کردند همراه با رده س��نی و وزنی و رنگ مدال‬ ‫عبارتند از‪:‬‬

‫‪Nima Yazdankhan --- Age(14-15) -57kg Gold Medal‬‬ ‫‪Nareen ismaili --- Age(18-20) -60kg Gold Medal‬‬ ‫‪Peter Pakatchian --- Age(+18 Mens) +84kg Gold Medal‬‬ ‫‪Navnidh Marwah --- Age(16-17) -61kg Gold Medal‬‬ ‫‪Sarmen Sinani --- Age(+18 Mens) -84kg Gold Medal‬‬ ‫‪Milad Mohammadi --- Age(+18 Mens) +84kg Bronze Medal‬‬ ‫‪Erick Brant --- Age(+18 Mens) -75kg Gold Medal‬‬

‫هفت‬

‫نوامبر ‪2011‬‬


‫‪http://cafevatan.blogspot.com/2011/11/blog-post_19.html‬‬

‫وبالگستان‬

‫سرباز معلم دیروز‪ ،‬افسر جنگ نرم امروز‬

‫بهنام صابر نعمتی‬ ‫س��ایت تابناک خبر یا گزارش ‪ -‬یا چیزی ش��بیه این – منتشر کرده است درباره درخواست یکی از مجری‌های شبکه‬ ‫تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی (فرن تقی زاده) از عبدالمحمد شعرانی‪ ،‬معلم کوچک‌ترین مدرسه دنیا برای مصاحبه با برنامه‬ ‫نوبت شما که گویا موضوع برنامه سربازی و خاطره‌های دوران سربازی است‪.‬‬ ‫بر اساس آن چه در مطلب سایت تابناک آمده است فرن تقی‌زاده یکی از مجری‌های شبکه بی بی سی فارسی و‬ ‫از مجریان برنامه نوبت شما در ایمیلی از آقای عبدالمحمد شعرانی‪ ،‬سرباز معلم مدرسه کالو‪ ،‬کوچک‌ترین مدرسه دنیا‬ ‫خواسته است درباره خاطراتش در دوران سربازی و وبالگش با این برنامه گفت وگویی داشته باشد‪.‬‬ ‫مجری بی‌بی‌س��ی فارس��ی در ایمیل خود این طور عنوان کرده است که «دوست داشتم در بخش وبالگ‌ها از شما‬ ‫هم یادی کنم که به عنوان سرباز معلم شروع کردین به نوشتن وبالگ و کال تحوالتی که تونستین بوجود بیارین‪ .‬با‬ ‫کلی خاطره و تعداد زیادی مخاطب نه تنها در ایران بلکه در جهان‪ .‬ازتون دعوت می‌کنم در برنامه ما شرکت کنین و‬ ‫اگه مایل هستین در برنامه ما باشین‪ ،‬لطفا شماره تماستون رو برای من ایمیل کنیم تا بتونیم با هاتون تماس بگیریم‬ ‫و در برنامه صحبت کنیم‪».‬‬ ‫براس��اس آن‌چه سایت تابناک منتش��ر کرده است‪ ،‬سرباز معلم سابق نیز در پاسخ به این خواسته مجری بی‌بی‌سی‬ ‫فارسی نوشته است‪:‬‬ ‫بسم اهلل ‪ /‬سالم‪ ،‬چراغ ما در همین خانه می‌سوزد خانم فرن! ‪ /‬یا حق ‪ /‬عبدالمحمد شعرانی معلم مدرسه کالو‬ ‫سایت تابناک هم با کنار هم قرار دادن این دو ایمیل‪ ،‬از آقای شعرانی عزیز به عنوان یک قهرمان ملی و اجتماعی یاد‬ ‫کرده است که بارها به رسانه‌های غربی و مخالف نظام پشت کرده است و حاضر نشده از این رسانه‌ها به عنوان تریبون‬ ‫استفاده بکند‪ .‬تابناک در قستمی از این مطلب آورده است‪:‬‬ ‫«البته این نخستین باری نیست که آقای شعرانی چنین کاری را به دلیل حفظ اصولش انجام می‌دهد‪ .‬پیش از این‬ ‫هم وعده‌های بی‌ش��ماری برای گفتن حتا یک س��خن علیه مردم و کشورش به او داده‌اند که وی نیز همه آن‌ها را رد‬ ‫کرده است‪ .‬وی پیش از هر چیز‪ ،‬خود را یک ایرانی نجیب و اصیل می‌داند که برایش همه مسایل علی‌السویه نیست‪.‬‬ ‫برای آقای شعرانی هر رسانه‌ای یک ابزار است و هر ابزاری به جستجوی هدف سازندگانش روان است‪ .‬وی «بی‌‪.‬بی‌‪.‬‬ ‫سی» فارسی را این گونه می‌بیند‪».‬‬ ‫در قسمت دیگری از این مطلب آمده است‪:‬‬ ‫«تاکنون رسانه‌های مطرح جهانی مانند «سی‌‪.‬ان‌‪.‬ان» «دویچه وله» و‪ ...‬به معرفی مدرسه کالو و عبدالمحمد شعرانی‬ ‫پرداخته‌اند‪ .‬شعرانی تابستان گذشته حاضر به گرفتن جایزه دویست هزار یورویی یک شرکت سوئدی در قبال پناهندگی‬ ‫سیاسی نشده بود‪ .‬شعرانی در سال ‪ ۸۶‬به عنوان قهرمان اجتماعی سال ایران‪ ،‬در سال ‪ 87‬به عنوان سربلندترین چهره‬ ‫سال ایران‪ ،‬در سال ‪ 88‬به عنوان معلم نمونه استان بوشهر و در سال ‪ 89‬نشان برتر جوان ایران زمین را دریافت کرد‬ ‫و به عنوان دومین وبالگ‌نویس برتر دنیا در سال ‪ ۲۰۰۸‬میالدی از نگاه دویچه وله آلمان برگزیده شده‌است‪ .‬رادیو‬ ‫کالو که حاوی پست‌های صوتی وبالگ دیر تش باد است‪ ،‬توانست در مسابقه سال ‪ 2010‬دویچه وله به عنوان برترین‬ ‫پادکست (رادیو اینترنتی) دنیا از نگاه کاربران برگزیده شود‪».‬‬ ‫چند نکته درباره آقای شعرانی و این مطلب سایت تابناک قابل اشاره است‪:‬‬ ‫اول این که تابناک در این مطلب هیچ اشاره‌ای نکرده است که محتوای ایمیل‌های رد و بدل شده بین فرن تقی‌زاده‬ ‫و شعرانی را از کجا آورده است و چگونه به آن دسترسی پیدا کرده است‪ .‬نه تنها محتوای ایمیل‌ها که عکس از ایمیل‌ها‬ ‫را نیز در این مطلب منتشر کرده است‪ .‬پس یا خود آقای شعرانی این ایمیل‌ها را در اختیار سایت تابناک گذاشته است‬ ‫که باید اظهار تاسف کرد از چنین برخوردی و این که کسی بخواهد این چنین خودش را مورد توجه رسانه‌هایی خاص‬ ‫و افرادی خاص قرار دهد‪ .‬یا این که سایت تابناک بدون اجازه به این ایمیل‌ها دسترسی پیدا کرده است که می‌توانیم به‬ ‫قدرت برادران مخلص تابناک و رابطه شان با سپاه سایبری پی ببریم‪.‬‬

‫دوم این که با توجه به س��ابقه‌ای که از آقای ش��عرانی‪ ،‬معلم عزیز می‌دانم و احتمالن‬ ‫شما هم تا حدودی می‌دانید بعید نیست چنین حرکتی که خود ایشان این اطالعات را‬ ‫در اختیار س��ایت تابناک گذاشته باش��ند‪ .‬اما این‌جا باید به آقای شعرانی عزیز یادآوری‬ ‫کنیم که همین رسانه‌ها بودند که شما و مدرسه شما را جهانی کردند‪ .‬اگرچه خود شما‬ ‫با نوشتن وبالگ – که خود این نوشتن وبالگ هم نوعی کار رسانه‌ای است – باعث‬ ‫جلب توجه‌ها شدید‪ ،‬اما پای وبالگ شما به رسانه‌های ایرانی باز شد‪ ،‬رسانه‌های ایرانی‬ ‫هم پایتان را به رسانه‌های جهانی باز کرد و شما و کوچک‌ترین مدرسه دنیا به یکی از‬ ‫معروف‌ترین معلم‌ها و مدرسه‌ها تبدیل شدید‪.‬‬ ‫پس رسانه رسانه است‪ .‬یکی می‌شود فارس و مهر و رجا نیوز‪ ،‬یکی هم می‌شود بی بی‬ ‫سی و دوچه وله و صدای آمریکا‪ .‬نمی‌خواهید بگویید که تا به حال با هیچ رسانه خارجی‬ ‫مصاحبه نداشته‌اید؟ البته این که شما با کدام رسانه مصاحبه کنید و چه حرف‌هایی بزنید‬ ‫حق شماس��ت و نمی‌توان بر شما خرده گرفت‪ ،‬اما این که بیایید و خبرسازی کنید که‬ ‫بله من با بی بی س��ی فارسی گفت وگو نکردم و سایتی مثل تابناک هم‌چنین تعریف‬ ‫و تمجید هایی از شما بکند جای تاسف دارد‪ .‬باید دید چه هدفی از این کار داشته‌اید‪.‬‬ ‫سوم این که می‌خواهم چند نکته را به شما یادآوری کنم که شاید خیلی‌ها می‌دانند‬ ‫و چیزی به رویش��ان نمی‌آورند‪ .‬آقای شعرانی عزیز شما همان معلمی هستید که دو یا‬ ‫سه ماه بعد از اعتراض‌های مردم به نتایج انتخابات سال ‪ 88‬با محمود احمدی‌نژاد دیدار‬ ‫کردید‪ .‬با فردی که به خاطر او افراد زیادی کش��ته ش��دند‪ ،‬به زندان رفتند‪ ،‬آزار جنسی‬ ‫کشیدند‪ ،‬از کشور فرار کردند‪ ،‬در خانه‌هایشان حبس شدند‪ ،‬کتک خوردند و ‪...‬‬ ‫نکند محمود احمدی‌نژاد را نمی‌شناس��ید؟ محمود احمدی‌نژاد کسی بود که میلیون‌ها نفری که در اعتراض‌های پس از‬ ‫انتخابات شرکت کردند با «خس و خاشاک ‌» خواند‪ .‬به جا آوردید؟ من نوعی و بسیاری از مردم فکر می‌کردند شما به خاطر‬ ‫همین بچه‌های همین مردم به آن روستای دور افتاده رفتید و با تمام سختی‌ها شروع به تدریس کردید‪ .‬اما تنها دو ماه بعد‬ ‫از اعتراض‌های بعد از انتخابات به دیدار یکی از عوامل برخوردهای خشونت‌بار با اعتراض‌های مردمی رفتید‪ .‬آقای شعرانی‬ ‫عزیز شما فیلم کشته شدن ندا آقا سلطان را دیده‌اید؟ سهراب اعرابی را می‌شناسید؟ حتمن می‌شناسید‪ .‬یک وبالگ نویس‬ ‫نمی‌تواند از این چنین ماجراهایی بی‌خبر باشد‪.‬‬ ‫وقتی خبر دیدارتان با احمدی‌نژاد را شنیدم‪ ،‬با تمام عصبانیت به شما حق دادم که خب بنده خدا زحمت می‌کشد و شاید‬ ‫از این راه می‌خواهد امکاناتی نه چندان زیاد برای مدرسه‌اش فراهم کند و شاید هم کاری برای خودش دست و پا کند‪.‬‬ ‫خیلی‌ها درباره آن دیدار کذایی آن این دلیل را آوردند‪ .‬اما واقعن ته دلشان عصبانی بودند که این معلم عزیز به دیدار‬ ‫کسی رفته است که دستانش آغشته به خون بسیاری از هم‌وطنان است‪.‬‬ ‫راس��تی یادم می‌آید دوست داشتید به عنوان معلم استخدام آموزش و پرورش بشوید‪ .‬این را خودتان در بسیاری‬ ‫از برنامه‌ه��ای تلویزیون��ی و مصاحبه‌هایتان گفته بودید‪ .‬حاال باالخره اس��تخدام ش��دید؟ البته تابناک در خبرش‬ ‫اش��اره‌هایی کرده اس��ت‪ .‬حاال شما مدیر مدرسه ش��ده‌اید‪ .‬مدیر مجتمع آموزشی و پرورش��ی شده‌اید که هدایت‬ ‫چندین مدرسه روستایی محروم را در منطقه بردخون استان بوشهر زیر نظر دارد‪ .‬مشاور فرهنگی استاندار بوشهر‬ ‫و نماینده مدیران مجتمع‌های آموزش��ی و پرورشی استان بوش��هر هم هستید‪ .‬پس حسابی سرتان شلوغ است؟‬ ‫شاید به این دلیل بود که نتوانستید درخواست مصاحبه را قبول کنید‪ .‬البته خبرش را داریم که به دستور محمود‬ ‫احمدی‌نژاد در آموزش و پرورش اس��تخدام شده‌اید‪ .‬قای شعرانی‪ ،‬سرباز معلم عزیز دیروز‪ ،‬به نظر می‌رسد امروز‬ ‫دارید به یکی از افس��ران مقابله با جنگ نرم تبدیل ش��ده‌اید‪ .‬از ش��ما استفاده می‌شود و شما خودتان را در اختیار‬ ‫برخی اس��تفاده‌ها می‌گذارید‪ .‬اما شاگردان شما بزرگ می‌ش��وند و درباره معلمشان نظر می‌دهند‪ .‬نشود آنانی که‬ ‫ش��ما به آن‌ها الفبای خواندن و نوش��تن را آموخته‌اید فردا به منتقدان معلم عزیزشان تبدیل شوند و خاطره‌های‬ ‫خوب مدرسه کوچکشان عذاب‌آور شود برایشان!‬

‫‪Ardavan Roozbeh, Akbar Torshizad, Ahmad Batebi, Avideh Motmaenfar, Behnam Farvahar, Damoon Roozbeh, Roozbeh‬‬ ‫‪Mirebrahimi, Reza Mohades, Rooya Morad Beygi, Sayeh Kousari, Farvartish Rezvaniyeh, Kian Amani, Kiyomars Sajadi,‬‬ ‫‪Kamran Mousavi, Nirmala, Mehran Amir Ahmadi, Mostafa Khalaji, Mah Shab Tajik, Mahboobeh Shoa.‬‬ ‫‪IN CANADA:‬‬ ‫‪Ardeshir, Mostafa Azizi, Sara Irani, Sirous Zareh Zadeh, Hassan Zareh Zadeh Ardeshir.‬‬ ‫‪Haft (Seven) is part of the Global Social Networks Inc. Haft is an independent weekly magazine for Persian community around the world.‬‬ ‫‪Haft’s mission is to provide an opportunity for Persian speaking people around the world to connect and communicate, this publication‬‬ ‫‪by using its online resources creating a forum for exchange of ideas and bettering the community. Articles published in each issue do not‬‬ ‫‪necessarily represent Haft or Global Social Networks Inc’s opinion or point of view.‬‬ ‫‪This publication welcomes articles and contribution without any geographical, ideological, racial, ethnical, or religious limitation. The‬‬ ‫‪editorial board will select the articles; among the criteria for selecting an article for publication are quality, professionalism, and respect for‬‬ ‫‪the community. If you are interested to contribute, please send your article as an attachment to the editor. If you have translated an article,‬‬ ‫‪please send us the original article along with your translation. Selecting the material for printing is the sole discretion of the editorial board.‬‬ ‫‪Haft is published in the Unites States and US laws govern its operation. In addition, we are not responsible for the contents of each‬‬ ‫‪advertisement. It is your duty to research before doing business with them, we do not accept any responsibility for their business conduct.‬‬

‫‪ 32‬هفت‬

‫نوامبر ‪2011‬‬

‫‪Concessionaire: Seven Publishing Co./ Global Social Networks‬‬ ‫‪Chief Editor: Ardavan Roozbeh / editor@haftmagazine.com‬‬ ‫‪Executive Manager: Ali Herischi / ali.herischi@haftmagazine.com‬‬ ‫‪Graphic, Technical supervision & Page editor: Darius Company‬‬ ‫‪Advertising Assistance: ads@haftmagazine.com‬‬ ‫‪For any question please contact: Contact@haftmagazine.com‬‬ ‫‪240-436-2536 / 240-436-2535 In USA and Canada‬‬


شماره سوم نشریه هفت