Page 1


‫‪ )۱‬لطفا ضمن معرفي خودتان كمي از سابقه كاري تان براي خوانندگان ما بگوييد؟‬ ‫‌ آرش فوالدونــد متولــد ‪ ۱۵‬شــهریور ‪ ۱۳۶۱‬در تهـران موســیقی را از ‪ ۷‬ســالگی آغــاز منودم‪.‬نوازندگــی پیانــو را در ایـران‬ ‫زیــر نظــر اســتادانی چــون آقایــان اقبالــی‪ ،‬کوهســتانی و ســتاری فـرا گرفتــم و پــس از ورود بــه فرانســه بـرای ادامــه‬ ‫تحصیــل خــود آهنگســازی و هارمونــی را زیــر نظــر اســتادان ویرجینــی فونتانــاروزا و فرانســوا ســنت ایــو ادامــه دادم‪.‬‬ ‫در حــال حــارض رهــر اول ارکســر فیالرمونیــک پاریس رشقی و رسپرســت گروه کــر بهار در لندن و پاریس می باشــم‪.‬‬ ‫تحصیــل کــرده کنرسواتــوار ملــی موســیقی فرانســه در هارمونیزاســیون و ارکسرتاســیون و دارای مــدرک‬ ‫مهندســی از دانشــکده فنــی دانشــگاه تهــران و درجــه دکــری از انیســتیتو ی نفــت فرانســه مــی باشــم‪.‬‬ ‫پایــه گــذاری گــروه کربهــار را در پاریــس بــا ‪ ۱۲‬نفــر از هرنجویــان ســلفژ و آواز رشوع منــوده و‬ ‫در حــال حــارض و بعــد از گذشــت ‪ ۸‬ســال گــروه کــر بهــار بــا بیــش از ‪ ۷۰‬نفــر عضــو در پاریــس و‬ ‫‪ ۸۰‬نفــر عضــو در لنــدن بــه عنــوان بزرگرتیــن گــروه کــر فارســی زبانــان اروپــا شــناخته مــی شــود‪.‬‬ ‫‪ )۲‬آيا قبل از اين كنسرت برنامه اي ديگری براي موسسات خيريه داشته ايد؟‬ ‫در دوره دانشــجویی در ایــران کنــرت هــا و رســیتالهای پیانــوی متعــددی در دانشــگاه تهــران‬ ‫بــرای ســازمانهای خیریــه ای چــون محــک (ســازمان حامیــت از کــودکان مبتــا بــه رسطــان)‬ ‫برگــزار منــودم کــه از میــان آنهــا مــی تــوان بــه کنــرت هــای ســنگفرش فنــی اشــاره منــود‪.‬‬ ‫‪ )۳‬چرا اسم كنسرت شما اواي صلح است؟‬ ‫در زمانــه ای کــه شــبکه هــا و مدیاهــای بیــن املللــی و مســئولین رده بــاالی بســیاری از کشــورها‬ ‫ســعی در معرفــی ایــران بــه عنــوان کشــوری جنــگ طلــب دارنــد‪ ،‬ایــن وظیفــه فرزنــدان ایــران‬ ‫زمیــن اســت کــه بــا معرفــی فرهنــگ غنــی کشــورمان بــا چنیــن تبلیغاتــی مقابلــه کننــد‪.‬‬ ‫ـد‪.‬‬ ‫ـح دهیـ‬ ‫ـا توضيـ‬ ‫ـع انهـ‬ ‫ـي راجـ‬ ‫ـي و كمـ‬ ‫ـود را معرفـ‬ ‫ـتر خـ‬ ‫ـروه اركسـ‬ ‫ـا گـ‬ ‫‪ )۴‬لطفـ‬ ‫ارکسرت فیالرمونیک پاریس رشقی در ابتدا از دانشجویان دانشکده های دانشگاه های پاریس رشقی شکل گرفت‬ ‫و در حال حارض شامل دانشجویان سال آخر و یا فارغ التحصیالن رده باالی کنرسواتوار ملی موسیقی فرانسه‬ ‫می باشد‪ .‬در حال حارض و بعد از موفقیت های متعدد کنرست های صدای صلح و راه ابریشم ارکسرتفیالرمونیک‬ ‫پاریس رشقی‪ ،‬عالقه بیشرتی در نهادهای فرهنگی فرانسه برای حامیت های‬ ‫بیشرت از این ارکسرت به چشم می خورد‪.‬‬ ‫‪ )۵‬اهنگ هاي كه اجرا ميكند درچه سبكي هستند؟‬ ‫اکــر آهنگهــا از آهنگهــای موســیقی ســنتی ایرانــی انتخــاب مــی شــوند کــه بــا تنظیمــی جدیــد‬ ‫دوبــاره نــوازی مــی شــوند‪ ،‬تعــدادی دیگــری نیــز از آهنگهــا و آثــار خــودم یــا مهــرداد بــران (رهــر‬ ‫دوم ارکســرفیالرمونیک پاریــس رشقــی و آهنگســاز شــناخته شــده میهنــی کشــورمان) مــی باشــند‪.‬‬ ‫‪ )۶‬لطفا اگر حرف آخري داريد بفرماييد‬ ‫امســال ب ـرای اولیــن بــار ارکســرفیالرمونیک پاریــس رشقــی بــا حامیــت ای ـران دوســتان و فرهنــگ دوســتان عــاوه‬ ‫بــر اجــرای کنــرت صــدای صلــح در پاریــس‪ ،‬در تاریــخ ‪ ۲۷‬مــاه مــی در لــوگان هــال لنــدن بــه‬ ‫اجــرای کنــرت خواهنــد پرداخــت کــه تــا بــه امــروز بــا اســتقبالی بــی نظیــر‬ ‫از طــرف هموطنــان عزیزمــان در لنــدن مواجــه شــده اســت‪.‬‬ ‫ممنون كه وقتتون را در‬ ‫اختيار ما قرار‬ ‫داديد‬

‫رهبر ارکستر فیالرمونیک پاریس شرقی‬


‫‪19‬‬

‫‪y‬‬

‫‪r‬‬ ‫‪ua‬‬

‫‪n‬‬ ‫‪Ja‬‬ ‫‪rn‬‬

‫‪bo‬‬

‫‪nch‬‬

‫‪d Ly‬‬

‫‪Davi‬‬

‫‪David Keith Lynch is an American director, screenwriter, producer,‬‬ ‫‪painter, musician, and photographer. He has been described‬‬ ‫‪by The Guardian as «the most important director of this‬‬ ‫‪era.» AllMovie called him «the Renaissance man of modern‬‬ ‫‪American filmmaking»,while the success of his films has‬‬ ‫‪».led to him being labelled «the first popular Surrealist‬‬ ‫‪Born to a middle-class family in Missoula, Montana,‬‬ ‫دیوید لینچ‬ ‫کارگردان مشهور‬ ‫‪Lynch spent his childhood traveling around the‬‬ ‫آمریکایی که با‬ ‫‪United States, before going on to study painting‬‬ ‫سبک منحصر به فردش‬ ‫‪at the Pennsylvania Academy of Fine Arts‬‬ ‫شناخته می‌شود به‬ ‫تازگی اعالم کرده است که‬ ‫‪in Philadelphia, where he first made the‬‬ ‫دیگر برای سینما فیلم نخواهد‬ ‫‪transition to producing short films. He‬‬ ‫ساخت‪.‬‬ ‫‪moved to Los Angeles, where he produced‬‬ ‫دیوید لینچ در سال ‪ ۱۹۷۷‬و با فیلم کله‬ ‫‪his first motion picture, the surrealist‬‬ ‫پاک‌کن(‪ )Eraserhead‬پا به عرصه‌ی فیلمسازی‬ ‫‪After .)1977( horror film Eraserhead‬‬ ‫گذاشت و خیلی زود توانست جایگاهش را تثبیت کند‬ ‫‪Eraserhead became a cult classic‬‬ ‫و بعد از آن با ساخت فیلم‌های مرد فیل‌منا(‪Elephant‬‬ ‫‪ ، )Man‬تل‌ماسه(‪ )Dune‬و مخمل آبی(‪ – )Blue Velvet‬که‬ ‫‪on the midnight movie circuit,‬‬ ‫تحسین منتقدان را در پی داشت – به عنوان یکی از کارگردانان‬ ‫‪Lynch was employed to direct‬‬ ‫صاحب سبک سینام شناخته شد‪.‬‬ ‫‪a biographical film about‬‬ ‫‪a deformed man, Joseph‬‬ ‫خداحافظی احتمالی دیوید لینچ از دنیای سینما‬ ‫بعد از مخمل آبی‪ ،‬لینچ رساغ ساخت پروژه‌ای رفت که خیلی‌ها اعتقاد داشتند‬ ‫‪Merrick,‬‬ ‫‪titled‬‬ ‫‪The‬‬ ‫بهرتین کار دوران حرفه‌ای اش بود‪ :‬رسیال تویین پیکز(‪ )Twin Peaks‬از شبکه‌ی‬ ‫‪,)1980( Elephant Man‬‬ ‫‪ ABC‬که از موفق‌ترین رسیال‌های این شبکه به حساب می‌آید‪ .‬از سال ‪ ۱۹۹۰‬که‬ ‫‪from‬‬ ‫‪which‬‬ ‫‪he‬‬ ‫زمان پخش این رسیال بود تا کنون پروژه‌های مختلفی مرتبط با آن ساخته شد که فیلمی‬ ‫درباره‌ی داستان‌های قبل از وقوع رسیال اصلی و نیز بازسازی جدیدی که قرار است به زودی‬ ‫‪gained mainstream‬‬ ‫پخشش آغاز شود از جمله‌ی آن‌هاست‪ .‬موفقیت این رسیال راه را برای لینچ باز کرد تا فیلم‌های‬ ‫‪.s u c c e s s‬‬ ‫تحسین‌شده‌ی دیگری مثل جاده‌ی مالهالند(‪ )۲۰۰۱‬و اینلند ایمپایر(‪ )۲۰۰۶‬را بسازد‪ .‬اما به نظر‬ ‫می‌رسد این کارگردان قصد دارد از دنیای سینام خداحافظی کند‪.‬‬

‫طبق آخرین صحبت‌هایی که از دیوید لینچ منترش شده است‪ ،‬ظاهراً او دیگر برنامه‌ای برای ساخت فیلم‌های‬ ‫سینامیی ندارد‪ .‬وقتی در یکی از تازه‌ترین مصاحبه‌اش از او درباره‌ی اینلند ایمپایر پرسیدند گفت که این فیلم‬ ‫آخرین فیلمش خواهد بود‪ « :‬اوضاع خیلی تغییر کرد…خیلی از فیلم‌هایی که در گیشه شکست می‌خوردند ممکن بود‬ ‫فیلم‌های خیلی خوبی باشند…و فیلم‌هایی هم که من دوست داشتم بسازم از آن‌هایی نبود که در گیشه موفق باشد‪».‬‬

‫‪46‬‬

‫وقتی خبرنگار از او پرسید که آیا اینلند ایمپایر قطع ًا آخرین فیلم این کارگردان خواهد بود‪،‬‬ ‫لینچ این فرضیه را تأیید کرد‪ .‬قاعدتاً سخت است که در اوضاع فعلی سینام جایگاهی برای کارگردانانی مثل دیوید لینچ پیدا‬ ‫کرد‪ .‬سینامیی که دیزنی و کمپانی‌های مربوطه‌اش (مارول‪ ،‬پیکسار و …) آن را تحت کنرتل خود در آورده‌اند و هرساله شاهد انبوهی از‬ ‫دنباله‌ها و فیلم‌های ابرقهرمانی هستیم‪.‬‬


‫بــازی علــی نصیریــان در تئاتــر شــهاب حســینی‬ ‫نصیریــان‪ :‬بــه خاطــر ارادتــی کــه بــه شــهاب حســینی داشــتم‪ ،‬آمــدم‬ ‫شــهاب حســینی قــرار اســت پــس از پایــان مــاه مبــارک رمضــان‪ ،‬منایشــی بــا نــام‬ ‫«اعــراف» را از یــک مــن خارجــی در ســالن اصلــی تئاترشــهر کارگردانــی کنــد و در‬ ‫کنــار او علــی نصیریــان هــم دیگــر نقــش اصلــی ایــن منایــش را ایفــاء خواهــد کــرد‪.‬‬ ‫کــه‬ ‫ارادتــی‬ ‫خاطــر‬ ‫بــه‬ ‫نصیریــان‪:‬‬ ‫بــه شــهاب حســینی داشــتم‪ ،‬آمــدم‬ ‫بــه گــزارش منظــوم؛ مرجــع ســینام و تلویزیــون ایــران‪ ،‬شــهاب حســینی‬ ‫قــرار اســت پــس از پایــان مــاه مبــارک رمضــان‪ ،‬منایشــی بــا نــام‬ ‫«اعــراف» را از یــک مــن خارجــی در ســالن اصلــی تئاترشــهر‬ ‫کارگردانــی کنــد و در کنــار او علــی نصیریــان هــم دیگــر‬ ‫نقــش اصلــی ایــن منایــش را ایفــاء خواهــد کــرد‪.‬‬ ‫نصیریــان کــه ســابقه‌ای طوالنــی در بازیگــری تئاتــر‬ ‫و ســینام دارد‪ ،‬حــدود ســه ســال قبــل بــا منایــش‬ ‫«تانگــوی تخــم مــرغ داغ» نوشــته اکــر رادی و‬ ‫بــه کارگردانــی هــادی مرزبــان روی صحنــه تــاالر‬ ‫وحــدت رفــت کــه آن منایــش پــس از ‪ ۳۰‬شــب اجـرا‬ ‫توقیــف شــد و ایــن بازیگــر بــه همــراه کارگــردان‬ ‫بــرای پیگیــری‪ ،‬راهــی دادرسا و دادگاه شــدند‪.‬‬ ‫ایــن اتفــاق ســبب شــد نصیریــان در برخــی‬ ‫موقعیت‌هایــی کــه دربــاره تئاتــر صحبــت می‌شــد بــه‬ ‫تلخــی از ایــن ماج ـرا یــاد کنــد ولــی بــا ایــن حــال مدتــی اســت‪ ،‬ب ـرای بــازی‬ ‫در منایشــی بــه کارگردانــی شــهاب حســینی کــه در مجموعــه «شــهرزاد ‪» ۱‬‬ ‫بــا یکدیگــر همبــازی بودنــد‪ ،‬مشــغول متریــن اســت‪ .‬علــی نصیریــان از دالیــل‬ ‫پذیــرش بــازی در منایــش «اعــراف» و همچنیــن بی‌حرمتی‌هایــی کــه گاهــی‬ ‫نســبت بــه فرهنــگ و هــر مملکــت می‌شــود‪ ،‬ســخن گفــت‪ .‬حضــور شــهاب حســینی‬ ‫مـرا ترغیــب کــرد‪ .‬علــی نصیریــان ابتــدا دربــاره بــازی در منایــش «اعـراف» آن هــم پس‬ ‫از ماجراهــا و ســختی‌های «تانگــوی تخــم مــرغ داغ» گفــت‪ :‬بــه دلیــل ارادتــی کــه بــه‬ ‫شــهاب حســینی دارم‪ ،‬عالقه‌منــد بــودم بــا ایشــان همــکاری کنــم‪ .‬البتــه خــود منایش هم‬ ‫کار خوبــی شــده ولــی حضــور ایشــان هــم مـرا بــه بــازی در ایــن منایــش ترغیــب کــرد‪.‬‬

‫ـی دارد‬ ‫ـه تبلیغاتـ‬ ‫ـتر جنبـ‬ ‫ـود بیشـ‬ ‫ـر گفته می‌شـ‬ ‫ـه از تئاتـ‬ ‫آنچـ‬ ‫وی ادامــه داد‪ :‬بــه نظــرم بچه‌هــا در تئاتــر خیلــی خــوب کار می‌کننــد‪ ،‬امــا مســئله‬ ‫اینجاســت کــه تئاتــر بــه لحــاظ امکانــات اجرایــی‪ ،‬مجــوز و ســالن مشــکالت زیــادی‬ ‫دارد‪ .‬تئاتــر بــا کمبودهــا و ضعف‌هــای زیــادی روبــرو اســت امــا جوانان‪ ،‬اســتعدادها‬ ‫و خالقیت‌هــا جریــان کار را پیــش می‌برنــد‪ .‬برخــی از ایــن جوانــان بــا وجــود‬ ‫مشــکالت کارهــای خوبــی را روی صحنــه می‌برنــد هرچنــد هیــچ پشــتیبانی جــدی‪،‬‬ ‫مالــی و معنــوی از تئاتــر صــورت منی‌گیــرد‪ .‬اصــا آنچــه از تئاتر گفته می‌شــود بیشــر‬ ‫جنبــه تبلیغاتــی دارد و همــه چیــز براســاس تبلیغــات جلــو م ـی‌رود نــه واقعیــات‪،‬‬ ‫در حالــی کــه واقعیــات چیــز دیگــری اســت و حرف‌هــا‪ ،‬تبلیغــات یــک چیــز دیگــر‪.‬‬ ‫او دربــاره وضــع تئاتــر در مقایســه بــا زمانی‌کــه خــودش حضــور پررنگ‌تــری‬ ‫در ایــن عرصــه داشــت‪ ،‬گفــت‪ :‬اصــوال هــر در ســال‌های گذشــته پیرشفــت‬ ‫خــود را داشــته اســت‪ .‬هــر و فرهنــگ یــک مملکــت و ملــت کــه بــر مــردم‬ ‫آن خیلــی تأکیــد دارم‪ ،‬جریــان خالقــه خــود را دارنــد؛ مثــل آبــی کــه بــه‬ ‫هــر ترتیبــی باالخــره نفــوذ و راه خــود را پیــدا می‌کنــد بنابرایــن هــر‬ ‫چیــزی نیســت کــه مبانــد و رسانجــام بــه هرشــکل خــود را ارائــه می‌کنــد‪.‬‬ ‫نصیریــان بــا اشــاره بــه افزایــش جمعیــت ایـران و تقریبــا ســه برابــر شــدن آن نســبت‬ ‫بــه زمــان جوان ـی‌اش اظهــار کــرد‪ :‬در ایــن ســال‌ها اســتعدادها و نیروهــای تــازه‌ای‬ ‫آمده‌انــد و کار می‌کننــد‪ .‬این‌هــا نیــاز بــه حامیــت‪ ،‬جــا‪ ،‬امکانــات‪ ،‬متاشــاگر‪،‬‬ ‫گســرش فکــر و اندیشــه و مطــرح کــردن کارهایشــان دارنــد امــا از آنجــا کــه‬ ‫بســرهای الزم همــه خصوصــی نیســت و متمرکــز در دســت دولــت اســت مشــکالتی‬ ‫بوجــود می‌آیــد چــرا کــه مجوزهــا و ســالن‌ها در اختیــار دولــت‪ ،‬شــهرداری‌ یــا‬ ‫بــه طــور کلــی دســتگاه‌های رســمی اســت؛ بــه همیــن دلیــل بــا وجــود متمرکــز‬ ‫بــودن همــه چیــز در یــک بخــش‪ ،‬پشــتیبانی و تحــرک الزم و جــدی را منی‌بینیــم‪.‬‬ ‫ایــن‬ ‫بــه‬ ‫هنــر‬ ‫می‌گوینــد‬ ‫عــده‌ای‬ ‫اســت‬ ‫توهیــن‬ ‫ایــن‬ ‫نیایــد‪،‬‬ ‫شــهر‬ ‫ایــن بازیگــر معتقــد اســت‪ :‬رشایــط بــرای انتخــاب بــاز و آزاد وجــود نــدارد تــا‬ ‫کارهــای بــا ارزش پشــتیبانی و حامیــت شــوند‪ .‬البتــه منظــور از پشــتیبانی فقــط‬ ‫بــه لحــاظ مــادی نیســت بلکــه بــه لحــاظ معنــوی هــم بایــد حامیــت شــود‪ .‬ایــن‬ ‫در حالــی اســت کــه گاهــی شــاهدیم بــه فرهنــگ و هــر ایــن مملکــت اهانــت‬ ‫می‌شــود؛ یعنــی یــک جاهایــی هســت کــه هــر را بــه آنجــا راه منی‌دهنــد و‬ ‫بــه ایــن اســتیج‪ ،‬ایــن اســتان و ایــن شــهر‬ ‫می‌گوینــد اصــا هــر‬ ‫مملکــت نیایــد کــه ایــن یــک توهیــن اســت‪.‬‬ ‫نصیریــان گفــت‪ :‬جالــب اســت کــه ایــن‬ ‫اتفــاق بــرای کارهایــی پیــش می‌آیــد‬ ‫کــه مجــوز مملکتــی و دولتــی دارنــد‬ ‫ولــی مجوزشــان لغــو می‌شــود و همــه‬ ‫این‌هــا توهیــن اســت‪ .‬در نتیجــه‬ ‫مــا (از ایــن رشایــط) گله‌مندیــم و‬ ‫مــن هــم عالقه‌منــد نبــودم کار‬ ‫کنــم‪ ،‬چــون تئاتــر بــرای ســن مــا‬ ‫دشــواری‌های خــود را دارد‪ ،‬امــا‬ ‫بــه دلیــل احرتامــی کــه هــم بــرای‬ ‫شــهاب و هــم کارش قائــل هســتم‬ ‫عالقه‌منــد شــدم در ایــن منایــش‬ ‫همــکاری کنــم و االن هــم کار می‌کنــم‪.‬‬ ‫بازیگــر فیلم‌هــای «گاو»‪« ،‬بــوی پیراهــن یوســف» و «کفش‌هــای‬ ‫میــرزا نــوروز» و «ناخــدا خورشــید» ادامــه داد‪ :‬بــه همیــن دلیــل‬ ‫نگاهــی بــه امکانــات موجــود نــدارم و معتقــدم انســان‌هایی‬ ‫ت‬ ‫کــه خودشــان کار خالقــه می‌کننــد بــا تــوان و لیاقــ ‌‬ ‫خودشــان کاری را در ایــن مملکــت راه می‌اندازنــد‪ .‬در‬ ‫ایــن رشایــط حضــور کســی مثــل شــهاب حســینی کــه‬ ‫یکــی از مهمرتیــن جوایــز بازیگــری را در یکــی از‬ ‫جشــنواره‌های مهــم دنیــا گرفتــه و نیــز اســم و‬ ‫رســم و کار و اســتعدادش ایجــاب می‌کنــد‬ ‫کــه مــردم بــه متاشــای کارش بیاینــد‪،‬‬ ‫تصــور هــم می‌کنــم منایــش‌اش بــا‬ ‫موفقیــت هم ـراه باشــد‪.‬‬


Oil Seller Part One Types


‫کتــاب ســه کتــاب اثــر زویــا پیــرزاد مجموع ـه‏ای اســت از ســه کتــاب داســتان‏های مثل‏هم ـه‏ی‬ ‫عرصهــا‪ ،‬طعــم گــس خرمالــو و یــک روز مانــده بــه عیــد پــاک‪ .‬در قســمتی از مــن ایــن کتــاب مــی‬ ‫خوانیــم ‪« :‬تــوی پیتـزا فروشــی نبــش خیابــان مدیــری حمیــد بطــری نوشــابه اش را گرفــت دســتش و رو‬ ‫بــه بقیــه گفــت امشــب کار پیــدا کــردن علــی رو جشــن مــی گیریــم ‪ .‬بیــکار شدنشــو هــم کــه حتــا یکی‬ ‫دو مــاه دیگــه س همگــی ســاندویج مهــان مــن ‪ .‬علــی خندیــد ‪ .‬لیــا ســعی کــرد لبخنــد بزنــد‪ .‬رویــا بــه‬ ‫حمیــد گفــت زبانتــو گاز بگیــر ‪ .‬بعــد رو کــرد بــه علــی ‪ .‬قــول بــده بــه ایــن یکــی بچســبی ‪ .‬علــی یــک‬ ‫دســت پیتـزا و یــک دســت نوشــابه چرخیــد بــه ســمت چــپ ‪ ،‬بعــد بــه راســت‪ .‬قــول میــدم ‪ .‬فقــط بــه‬ ‫کــدوم یکــی ؟ دخــری از جمــع میــز دســت چــپ رسش را گردانــد طــرف علــی ‪ .‬زن جوانــی کــه رس میــز‬ ‫دســت راســت تنهــا نشســته بــود بــه ســاعتش نــگاه کــرد‪ .‬حمیــد بــا دهــان پــر زد زیــر خنــده‬ ‫‪ .‬تکــه ای پیت ـزا از دهانــش پریــد بیــرون افتــاد روی آســتین رویــا ‪ .‬لیــا منکــدان را‬ ‫برداشــت و دســت رویــا را کشــید جلــو‪ .‬رویــا گفــت‪ :‬چــکار مــی کنــی ؟ لیــا‬ ‫روی آســتین رویــا منــک پاشــید ‪ .‬یــه جایــی خونــدم رو لــک چربــی بایــد‬ ‫فــوری منــک بریــزی ‪...‬لیــا بــه علــی گفــت ‪ :‬شــب جمعــه بگیــم حمیــد‬ ‫ورویــا بیــان پیشــمون؟ علــی کتــاب مــی خوانــد ‪ .‬لیــا گفــت‪ :‬باقالــی‬ ‫پلــو درســت مــی کنــم بــا کشــک بادمجــون‪ .‬علــی کتــاب را ورق زد‪ .‬لیــا‬ ‫چشــمش افتــاد بــه چــوپ پــرده ی اتــاق ‪ .‬چنــد تــا از قــاب هــای پــرده‬ ‫درآمــده بــود‪ .‬فکــر کــرد یــادم باشــه فــردا درســتش کنــم‪ .‬بــه علــی نــگاه‬ ‫کــرد‪ .‬دو جــور غــذا کــم نیســت ؟ علی کتاب را بســت و پاشد‪.‬شــال گردن‬ ‫پشــمی قرمــز را از روی دســته ی راحتــی برداشــت‪ .‬لیال پرســید‪ :‬زود برمی‬ ‫گــردی؟ علــی چــوب کربیتــی کــرد تــوی دهــن ‪ .‬بــر مــی گــردم‪.‬در آپارمتــان‬ ‫کــه بســته شــد ‪ ،‬لیــا کتــاب را برداشــت و بــاز کــرد‪ .‬خواند‪:‬عاشــقانه ای بـرای‬ ‫رسو‪.‬فکــر کــرد چــه قشــنگ ‪»...‬‬

‫َمســخ بــه آملانــی ‪ Die Verwandlung‬رمــان کوتــاه یــا داســتان کوتاهــی از‬ ‫فرانتــس کافــکا اســت کــه در پاییز نوشــته شــده و در اکتــر ‪ ۱۹۱۵‬در الیپزیگ به‬ ‫چــاپ رســید‪ .‬مســخ از مهمرتیــن آثــار ادبیــات فانتــزی قــرن بیســتم اســت کــه در‬ ‫دانشــکده‌ها و آموزشــگاه‌های ادبیــات رسارس جهــان غــرب تدریــس می‌شــود‪.‬‬ ‫داســتان در مــورد فروشــنده جوانــی بــه نــام گرگــوار سامســا اســت کــه یــک‬ ‫روز صبــح از خــواب بیــدار می‌شــود و متوجــه می‌شــود کــه بــه یــک‬ ‫مخلــوق نفرت‌انگیــز حرشه‌ماننــد تبدیــل شده‌اســت‪ .‬دلیــل مســخ‬ ‫سامســا در طــول داســتان بازگــو منی‌شــود و خود کافــکا نیز هیچــگاه در‬ ‫مــورد آن توضیحــی نــداد‪ .‬لحــن روشــن و دقیــق و رســمی نویســنده در‬ ‫ایــن کتــاب تضــادی حیــرت انگیــز بــا موضــوع کابــوس وار داســتان دارد‪.‬‬ ‫والدیمیــر ناباکــوف در مــورد ایــن داســتان گفتــه اســت‪« :‬اگــر کســی‬ ‫مســخ کافــکا را چیــزی بیــش از یــک خیــال پــردازی حرشه‌شناســانه‬ ‫بدانــد بــه او تربیــک می‌گویــم چــون بــه صــف خواننــدگان خــوب و‬ ‫بــزرگ پیوســته اســت‪».‬مرتجم فرانســه مســخ معتقــد اســت کــه گرگــور‬ ‫سامســا در واقــع کنایــه‌ای از خــود شــخصیت نویســنده (کافــکا) اســت‬

‫نقاشــی قهوه‌خانــه شــیوه‌ای از نقاشــی ایرانــی اســت‪ .‬ایــن نقاشــی‪ ،‬نقاشــی روایــی رنــگ روغنــی بــا درون‌مایه‌هــای رزمــی‪ ،‬مذهبــی و بزمــی اســت کــه در اواخــر قاجــار و اوایــل پهلــوی همزمــان بــا‬ ‫جنبــش مرشوطــهٔ ایــران‪ ،‬اوج گرفــت‪ .‬منونه‌هــای قابــل توجهــی از آثــار هرنمنــدان نقاشــی قهوه‌خانــه‌ای در مــوز ٔه رضــا عباســی نگهــداری می‌شــود‪ .‬مبــداء ایــن هــر‪ ،‬ســنت قصه‌خوانــی و مرثی ‌هرسایــی و‬ ‫تعزیه‌خوانــی در ای ـران اســت کــه پیشــینهٔ آن بــه ســده‌ها پیــش از ایجــاد قهوه‌خانه‌هــا و چای‌خانه‌هــا می‌رســد‪ .‬ایــن نقاشــی بــه دســت هرنمندانــی مکتــب ندیــده پدیــدار شــد‪.‬در اواخــر دوران قاجــار و‬ ‫اوایــل پهلــوی همزمــان بــا جنبــش مرشوطــهٔ ای ـران‪ ،‬ایــن هــر ایرانــی اوج گرفــت‪ .‬پــس از آن در دهه‌هــای ‪ ۱۳۲۰‬و ‪ ۱۳۳۰‬خورشــیدی‪ ،‬ایــن شــیوه مــورد توجــه هرنمنــدان مدرنیســت ایرانــی بــه ویــژه اهالــی‬ ‫مکتــب ســقاخانه ق ـرار گرفت‪.‬درون‌مایــهٔ ایــن شــیو ٔه نقاشــی موضوعــات رزمــی‪ ،‬مذهبــی و بزمــی بوده‌اســت‪ .‬نقاشــی قهوه‌خانــه در تاریــخ نقاشــی ای ـران پدیــده‌ای نوظهــور بــوده کــه تلفیقــی از ارزش‌هــای‬ ‫مذهبــی و میهنــی ایرانیــان اســت و بیش‌تــر دارای نقش‌هایــی از حامســه‌های جانبــازی و ایثــار پیشــوایان دینــی ایرانیــان و امامــان شــیعه‪ ،‬و نیــز پهلوانــان ملــی ایــران می‌باشــد‪ .‬درون‌مایــهٔ بســیاری از‬ ‫ایــن نقاش ـی‌ها حادثــهٔ عاشــورا و حکایــات شــاهنامه اســت کــه بــر دیوارهــا نقاشــی شده‌اســت‪ .‬پیرامــون جنبــهٔ احساســی و عشــق و احساســات ایــن هرنمنــدان‪ ،‬ســایت هــر اســامی چنیــن آورده‌اســت‪:‬‬ ‫نقاشــی قهــوه خانــه‪ ،‬بازتابــی اصیــل و صــادق از هــر هرنمندانــی عاشــق‪ ،‬تنهــا و دلسوخته‌اســت‪ .‬هرنمندانــی مظلــوم و محــروم از تبــار مــردم ســاده دل و آیینــه صفــت کوچــه و بــازار‪ ،‬آنانــی کــه از پــس قرنهــا‬ ‫ســکوت‪ ،‬زیــر ســقف تاریــک قهــوه خانه‌هــا در خلــوت عارفانــه تکیه‌هــا و حســینیه‌ها‪ ،‬در رس هــر کــوی و برزنــی‪ ،‬چشــم در چشــم مــردم دوختنــد و در محفــل پــر انــس و الفــت آنــان‪ ،‬بغــض معصومانه‌شــان‬ ‫را یکبــاره شکســتند‪ .‬در ســتایش راســتی‌ها و مردانگی‌هــا نقشــها زدنــد و حکایــت کژیهــا و پلیدیهــا کردنــد‪ .‬رنــگ رسخــی نشــاندند بــر تــن بــوم و دیــوار کــه گویــی لختــه لختــه خونهــای خشــکیده‬ ‫مظلومیتهــای از یــاد رفتــه بــود و رنــگ ســبزی گزیدنــد بــه پــاس یــاد بهــار رس ســبز و پــر ط ـراوت روح و اندیشــه راســتان و آزادگانــی کــه در جــان و دل و خیــال و بــاور مــردم‬ ‫قرنهــای قــرن‪ ،‬نســل بــه نســل‪ ،‬ســینه بــه ســینه‪ ،‬تــا بــه روزگارشــان بــه یــادگار مانــده بــود و چــه جاودانــه و همیشــه پایــدار و ماندنی‪/‬حســین قوللــر آقاســی و‬ ‫محمــد مدبــر از پیشکســوتان نقاشــی قهوه‌خانـه‌ای هســتند‪ .‬پــس از ایشــان‪ ،‬شاگردانشــان ماننــد فتــح اللــه آقاســی‪ ،‬عبــاس بلوکــی فــر‪،‬‬ ‫حســن اســاعیل زاده و حســین همدانــی محمــد فراهانــی راه اســتادان را پی‌گرفتنــد‬


‫ـر‬ ‫ـف و پـ‬ ‫ـی ضعیـ‬ ‫ـرا فیلمـ‬ ‫چـ‬ ‫از شــوخی‌های ســطحی‪،‬‬ ‫رکــورد می‌زنــد!؟‬

‫بعــد از فیلــم‬ ‫تبلیغاتــی «مصاحبــه»‬ ‫بــه نظــر مــی رســد باالخــره‬ ‫دنیــرو‪ ،‬دی کاپریو و اسکورســیزی واقعا‬ ‫ـده‌اند‪.‬‬ ‫ـترک شـ‬ ‫ـکاری مشـ‬ ‫ـک همـ‬ ‫ـک به یـ‬ ‫نزدیـ‬ ‫ســال گذشــته بــرای خریــد حــق ســاخت فیلــم از روی کتــاب «‪Killers of the‬‬ ‫‪ »Flower Moon‬نوشــته دیویــد گــرن‪ ،‬جنگــی بیــن اســتودیو هــای هالیــوود راه افتــاد کــه‬ ‫در نهایــت رشکــت امپرتیــو اینرتتینمنــت موفــق شــد بــا ‪ 5‬میلیــون دالر پیــروز ایــن جنــگ شــود‪.‬‬ ‫حــاال آنهــا ب ـرای ســاخت فیلــم دنبــال نــام هــای درجــه یــک در صنعــت ســینام مــی گردنــد‪ .‬طبــق‬ ‫آخریــن اطالعــات فیلمنامــه ایــن اثــر را اریــک راث مــی نویســد‪ .‬کســی کــه پیشــر بــه خاطــر نوشــن‬ ‫فیلمنامــه «فارســت گامــپ» جایــزه اســکار را بــرده و بــا کارگــردان هــای مثــل دیویــد فینچــر‪ ،‬اســتیون‬ ‫اســپیلربگ و مایــکل مــان هــم بــه ترتیــب در پــروژه هــای «مــورد عجیــب بنجامیــن باتــن»‪« ،‬مونیــخ»‬ ‫و «نفــوذی» ســابقه همــکاری دارد‪ .‬راث کــه اخیــرا بــا رسیــال «خانــه پوشــالی» تهیــه کنندگــی را‬ ‫هــم تجربــه کــرده‪ ،‬ممکــن اســت در ایــن پــروژه جدیــد هــم در قامــت تهیــه کننــده دیــده شــود‪.‬‬ ‫امپرتیــو اینرتتینمنــت همیــن طــور پیشــنهاد کارگردانــی پــروژه جدیــدش را بــه مارتیــن اسکورســیزی‬ ‫داده و بــرای نقــش هــای اول فیلــم هــم لئونــاردو دی کاپریــو و رابــرت دنیــرو را در نظــر گرفتــه‬ ‫اســت‪ .‬جالــب اســت بدانیــد کــه هــر ســه نفــر بــه شــدت مشــغول فکــر کــردن روی ایــن پــروژه‬ ‫هســتند و اصــا بعیــد نیســت باالخــره پــس از ســال هــا‪ ،‬دی کاپریــو و دنیــرو را در پــروژه ای‬ ‫از مارتیــن اسکورســیزی ببینیــم‪ .‬دی کاپریــو و اسکورســیزی پیشــر در فیلــم هــای «دار و دســته‬ ‫نیویورکــی»‪« ،‬هوانــورد»‪« ،‬شــاتر آیلنــد»‪« ،‬جــدا افتــاده» و «گــرگ وال اســریت» بــا یکدیگــر همــکاری‬ ‫کــرده انــد‪ .‬جالــب ایــن کــه دنیــرو و اسکورســیزی هــم تاکنــون دقیقــا در ‪ 6‬فیلــم همــکار بــوده انــد‪:‬‬ ‫«دوســتان خــوب»‪« ،‬کازینــو»‪« ،‬گاو خشــمگین»‪« ،‬راننــده تاکســی» و «ســلطان کمــدی»‪ .‬هــر چنــد‬ ‫دنیــرو هــم اکنــون در حــال همــکاری هفتــم خــودش بــا اسکورســیزی در فیلــم «مــرد ایرلنــدی»‬ ‫اســت‪ .‬اثــری کــه ق ـرار اســت ســال ‪ 2018‬پخــش شــود و کمپانــی نتفلیکــس وظیفــه تهیــه آن را بــر‬ ‫عهــده گرفتــه اســت‪ .‬بــه جــز دنیــرو در ایــن فیلــم آل پاچینــو هــم حضــور دارد تــا «مــرد ایرلنــدی»‬ ‫بــرای خاطــره بــاز هــای هالیــوودی یــاد و خاطــره «پــدر خوانــده» را در دهــه ‪ 70‬زنــده کنــد‪.‬‬ ‫داســتان کتــاب «‪ »Killers of the Flower Moon‬روایتــی از حادثــه ای حقیقــی در اوکالهامــا اســت‪.‬‬ ‫وقتــی یــک قبیلــه رسخ پوســت در زمیــن هایــش نفــت پیــدا مــی کنــد ناگهــان بــا کشــتار اعضــای‬ ‫خــودش رو بــه رو مــی شــود‪ .‬اوضــاع آن قــدر رو بــه خرابــی مــی رود کــه دولــت فــدرال بــه ایــن‬ ‫موضــوع ورود مــی کنــد‪ .‬گفتــه مــی شــود ایــن پرونــده ای اســت کــه بــا آن جــی‪ .‬ادگار هــوور بــه‬ ‫شــهرت مــی رســد‪ .‬هــوور کــه از ســال ‪ 1935‬تــا ‪ 1972‬رئیــس ‪ FBI‬بــوده ‪ 28‬بــار ســوژه فیلــم هــای‬ ‫ســینامیی و تلویزیونــی بــوده کــه در یکــی از اخریــن مــوارد‪ ،‬در ســال ‪ 2011‬لئونــاردو دی کاپریــو‬ ‫نقــش او را در فیلــم «جــی‪ .‬ادگار» کلینــت ایســتوود ایفــا کــرد‪.‬‬

‫آغازگــر موفقیــت فیلــم ســینامیی «گشــت ‪ »۲‬در گیشــه و رکــورد زدن فــروش‬ ‫آن را می‌تــوان حواشــی پیش‌آمــده بــرای اکــران فیلــم «گشــت ارشــاد»‬ ‫در نــوروز ‪ ۹۱‬دانســت‪ .‬حواشــی کــه باعــث شــد ایــن فیلــم از اکــران خــود‬ ‫بــاز مبانــد و عمــاً نتوانســت فــروش قابــل تصــور خــود را داشــته باشــد‪.‬‬ ‫چــرا فیلمــی ضعیــف و پــر از شــوخی‌های ســطحی‪ ،‬رکــورد می‌زنــد!؟‬ ‫‪ ۱۷‬ســاعت قبــل بــه گــزارش منظــوم؛ مرجــع ســینام و تلویزیــون ایــران‪،‬‬ ‫آغازگــر موفقیــت فیلــم ســینامیی «گشــت ارشــاد ‪ »۲‬در گیشــه و رکــورد‬ ‫زدن فــروش آن را می‌تــوان حواشــی پیش‌آمــده بــرای اکــران فیلــم «گشــت‬ ‫ارشــاد» در نــوروز ‪ ۹۱‬دانســت‪ .‬حواشــی کــه باعــث شــد ایــن فیلــم از اکــران‬ ‫خــود بــاز مبانــد و عم ـاً نتوانســت فــروش قابــل تصــور خــود را داشــته باشــد‪.‬‬ ‫«گشــت ارشــاد» فیلمــی بــود کــه موضــوع قابــل بحــث روزگار خــود را بــه‬ ‫چالــش کشــانده بــود و توانســته بــود بــا بــه وجــود آوردن موقعیــت هــای‬ ‫طنــز‪ ،‬متاشــاگران را راضــی کنــد‪ .‬امــا اک ـران نیمــه متــام ایــن فیلــم و اتفاقاتــی‬ ‫کــه بــرای توزیــع نســخه منایــش خانگــی آن افتــاد‪ ‌،‬باعــث شــد مخاطبــان بــه‬ ‫ایــن فیلــم و ســازنده اش حســاس شــوند و اخبــار تولیــدات او را دنبــال کننــد‪.‬‬ ‫امــا ســعید ســهیلی بعــد از ســاخت فیلــم کالشــینکف در ســال ‪ ،۹۲‬ســال گذشــته‬ ‫خــر از تولیــد ادامــه فیلــم «گشــت ارشــاد» را داد‪ .‬خــری کــه عالقه‌منــدان بــه‬ ‫ایــن فیلــم پرماجـرا را کنجــکاو کــرد و بــه دیــدن قســمت جدیــد این فیلم مشــتاق‬ ‫منــود‪ .‬در واقــع فیلمســاز «گشــت ارشــاد» ماننــد کارگردانانــی کــه فیلم‌هــای‬ ‫پرحاشــیه مــی ســازند‪ ،‬از فیلــم قبلــی خــود اســتفاده تبلیغاتــی کــرده اســت‪.‬‬ ‫بــا حضــور قســمت دوم «گشــت ارشــاد» کــه اکنــون بــه نــام «گشــت ‪»۲‬‬ ‫شــناخته می‌شــود‪ ،‬در ســی و پنجمیــن جشــنواره فیلــم فجــر‪ ،‬از یــک طــرف‬ ‫عالقه‌منــدان از متاشــای ایــن فیلــم لــذت مــی بردنــد و از طرفــی دیگــر‬ ‫منتقــدان ایــن فیلــم را فیلمــی ضعیــف و ســطحی مــی دانســتند‪ .‬امــا ایــن‬ ‫انتقــاد هــا از عالقــه مخاطبــان کــم نکــرد و آن‌هایــی کــه نتوانســته بودنــد‬ ‫«گشــت ‪ »۲‬را در جشــنواره ببیننــد‪ ،‬منتظــر اکــران عمومــی آن شــدند‪.‬‬ ‫فصــل جدیــد و مهــم در فــروش فیلــم ســینامیی «گشــت ‪ »۲‬بــا رشوع اکــران‬ ‫نــوروزی آغــاز شــد و مخاطبــان ســینامی ای ـران کــه عالقه‌منــد بــه فیلــم هــای‬ ‫طنــز هســتند‪ ،‬بــه متاشــای «گشــت ‪ »۲‬مــی نشســتند‪ .‬امــا حضــور فیلم«خــوب‪،‬‬ ‫بــد‪ ‌،‬جلــف» در برنامــه اکـران نــوروزی مانــع فــروش مناســب ایــن فیلــم بــود کــه‬ ‫بــا امتــام زمــان منایــش «خــوب‪ ،‬بد‪‌،‬جلــف»‪ ،‬فیلــم «گشــت ‪ »۲‬یکــه تــاز مــی شــود‪.‬‬ ‫بــا ایــن اوصــاف‪ ،‬عجیــب اســت کــه فیلــم ضعیفــی همچون «گشــت ‪ »۲‬کــه کالژی‬ ‫از شــوخی‌های ســطحی اســت‪ ،‬بتوانــد رکــورد فــروش ســینامی ای ـران را جابه‌جــا‬ ‫کنــد‪ .‬ایــن اتفــاق بایــد بــه صــورت وی‍ژه بررســی گردد و مشــخص شــود کــه به چه‬ ‫دلیــل ایــن فیلــم مــی توانــد مخاطبــان را جــذب خــود کنــد‪ .‬امــا قبــل از موضوعی‬ ‫بایــد یــادآور شــد‪ ،‬افزایــش قیمــت بلیــت هــای ســینام اســت کــه باعــث شــده‬ ‫اســت «گشــت ‪ »۲‬بــا مخاطــب کمــر از برخــی فیلــم هــای پرفروش‪‌،‬رکــورد بزنــد‪.‬‬ ‫امــا بحــث کمــی جدی‌تــر از افزایــش قیمــت بلیــت اســت‪ .‬فیلــم هــای طنــز‬ ‫ســینامی مــا‪ ،‬ذائقــه مخاطبیــن عالقه‌منــد بــه این‌گونــه فیلم‌هــا را عــوض‬ ‫کــرده و باعــث شــده اســت‪ ،‬مخاطبانــی کــه بــه ســخت خندیــدن معــروف‬ ‫بودنــد؛ اکنــون از متاشــای موقعیت‌هــای ســطحی و حتــی مبتــذل در‬ ‫فیلم‌هــا کــه برخــی اوقــات بــا خــط قرمزهــا بــازی می‌کننــد‪ ،‬لــذت بربنــد‪.‬‬ ‫جــدا از ایــن‪ ‌،‬مخاطــب امــروز اگــر ببینــد کــه شــخصیتی در یــک‬ ‫فیلــم‪ ،‬مســتقیامً کنایه‌هــای سیاســی رابــه زبــان مــی‌آورد و ایــن‬ ‫قطعــه از فیلــم سانســور نشــده اســت‪‌،‬راضی مــی شــود و دوســتان‬ ‫خــود را بــه متاشــای ایــن فیلــم بــه ظاهــر انتقــادی دعــوت مــی کنــد‪.‬‬ ‫در آخــر می‌تــوان افــزود بــه علــت نبــود فیلــم طنــز باکیفیــت کــه بــر اســاس‬ ‫قصــه پرکشــش و جــذاب مخاطــب را بخندانــد‪ ،‬مخاطبــان عالقه‌منــد بــه اینگونــه‬ ‫فیلم‌هــا مجبــور بــه انتخــاب فیلــم هایــی نظیــر «گشــت ‪ »۲‬مــی شــود‪ .‬انتخابــی‬ ‫کــه باعــث می‌شــود ســازندگان ایــن دســت فیلــم هــا بــه کار خــود ادامــه دهنــد‪.‬‬ ‫گفتنــی اســت؛ «گشــت ‪ »۲‬بــه کارگردانــی ســعید ســهیلی بــا گذشــن از فــروش ‪۱۶‬‬ ‫میلیــارد تومانــی پرفروش‌تریــن فیلــم تاریــخ ســینامی ایـران شــده اســت‪.‬‬


‫بهنازجعفــری‪ ،‬بهــاره رهنمــا‪ ،‬لیلــی‬ ‫رشــیدی‪ ،‬امیــر جعفــری‪ ،‬ریمــا رامین‌فــر‬ ‫ـتیکرهای‬ ‫ـار اسـ‬ ‫ـه انتشـ‬ ‫ـی بـ‬ ‫ـاز طباطبایـ‬ ‫و طنـ‬ ‫دروغیــن واکنــش نشــان دادنــد‪.‬‬ ‫سوءاســتفاده سیاســی ازحضــور هرنمنــدان صاحب‌نــام‬ ‫عمــری بــه درازای تاریــخ مبــارزات سیاســی دموکراتیــک‬ ‫دارد‪ .‬هرنمنــدان بــه دلیــل خاصیــت مرجعیــت و محبوبیــت‬ ‫اجتامعــی همــواره خــوراک مناســبی بــرای سوءاســتفاده‬ ‫جریانــات سیاســی خــاص بوده‌انــد؛ و ایــن سوءاســتفاده‬ ‫البتــه بیشــر ازســوی جریاناتــی صــورت گرفتــه کــه خــود‬ ‫درجلــب و جــذب اکرثیــت هرنمنــدان مردمــی بــه ســوی‬ ‫خــود و تفکراتشــان کمرتیــن توفیقــی نداشــته‌اند‪.‬‬ ‫جریانــات سیاســی پیــرو و اصالح‌گــرا بــه واســطه‬ ‫محبوبیتــی کــه درمیــان هرنمنــدان شــاخص دارنــد‪ ،‬نیــازی‬ ‫بــه ترفندهــای غیراخالقــی بـرای بــه دســت آوردن هــواداران‬ ‫و دوســتداران هرنمنــدان ندارنــد‪ .‬درایــن میــان‪ ،‬ایــن‬ ‫رویکــرد غیراخالقــی بیشــر از ســمت جریانــات بی‌بهــره‬ ‫ازحامیت‌هــای مردمــی رخ می‌دهــد کــه منونــه‌اش را‬ ‫اخیــرا در انتشــار گســرده یــک‌رسی اســتیکر تلگرامــی بــا‬ ‫محوریــت تصاویــر هرنمنــدان ســینام و تلویزیــون دیدیــم‪.‬‬ ‫در اســتیکرهای منترششــده یــک‌رسی ازهرنمنــدان را‬ ‫می‌بینیــم کــه خطــاب بــه مــردم عنــوان کرده‌انــد‪ :‬یــک‬ ‫اشــتباه را دوبــار تکــرار نکنیــم‪ .‬هرنمنــدان بــه دقــت‬ ‫و ازمیــان هرنمندانــی کــه تعلــق خاطــری آشــکار بــه‬ ‫جریانــات سیاســی اصالح‌طلــب نشــان داده‌انــد‪ ،‬گزینــش‬ ‫شــده؛ و اســتفاده از رنــگ بنفــش در پس‌زمینــه ایــن‬ ‫اســتیکرها درکنــار مضمــون آنهــا ایــن انــگاره را ایجــاد‬ ‫می‌کنــد کــه گویــا ایــن هرنمنــدان اصالح‌گــرا از این‌کــه‬ ‫چهار‌ســال پیــش بــه رئیس‌جمهــوری فعلــی رأی داده و‬ ‫حامیتــش کرده‌انــد‪ ،‬پشــیامنند؛ و ازمــردم خواســته‌اند‬ ‫اشــتباه چهار‌ســال پیــش آنهــا را تکــرار نکننــد‪.‬‬ ‫اســتيكرهاي تبليغاتــي واعتــراض‬ ‫هنرمنــدان‬

‫تصویربــرداری ســریال‬ ‫در‬ ‫‪»۵‬‬ ‫«پایتخــت‬ ‫مختلــف‬ ‫شــهرهای‬ ‫خبرهایــی داده بودنــد‪،‬‬ ‫ولــی تصویربــرداری‬ ‫ایــن ســریال بــا حضــور‬ ‫ـران‬ ‫ـی و بازیگـ‬ ‫ـل اصلـ‬ ‫عوامـ‬ ‫«پایتخــت‪ ،»۵‬صبــح روز‬ ‫سه‌شــنبه (‪ ۱۹‬اردیبهشــت‬ ‫مــاه) آغــاز شــد؛ البتــه‬ ‫تصویربــرداری نماهــای‬ ‫بیرونــی و تصاویــر هوایــی‬ ‫روز دوشــنبه آغــاز شــده‬ ‫بــود ولــی از صبــح دیــروز‬ ‫بازیگــران اصلــی ســریال‬ ‫نیــز جلــوی دوربیــن‬ ‫فرشــاد گل‌ســفیدی رفتنــد‪.‬‬ ‫پایتخــت ‪ :5‬در نخســتین روز‬ ‫تصویربــرداری رسیــال «پایتخــت ‪،»۵‬‬ ‫بخش‌هــای مربــوط بــه داخــل خــودرو‬ ‫در جاده‌هــای حومــه شهرســتان‬ ‫شــیرگاه و بــا حضــور محســن تنابنــده‪،‬‬ ‫علیرضــا خمســه‪ ،‬ریــا رامین‌فــر‪،‬‬ ‫احمــد مهرانفــر‪ ،‬بهــرام افشــاری‪ ،‬نرسیــن‬ ‫نرصتــی‪ ،‬ســارا و نیــکا فرقانــی ضبــط شــد‪.‬‬ ‫رسیــال «پایتخــت ‪ »۵‬جدیدتریــن محصــول‬ ‫ســازمان هــری رســانه‌ای اوج بــه کارگردانــی‬ ‫ســیروس مقــدم و تهیه‌کنندگــی الهــام غفــوری‬ ‫اســت کــه تصویربــرداری ایــن رسیــال در ایـران و‬ ‫قــرس انجــام خواهــد شــد‪.‬‬


‫‪histori C al‬‬ ‫‪Persepolice‬‬ ‫ـتان ‪۵۱۹ - ۵۱۸‬‬ ‫ـز و زمسـ‬ ‫ـوش در پایئـ‬ ‫ـد ‪:‬داریـ‬ ‫ـا میدانیـ‬ ‫آیـ‬ ‫ـپولیس را طراحی کرد‬ ‫ـاخت پرسـ‬ ‫ـه سـ‬ ‫ـاد نقشـ‬ ‫ـل از میـ‬ ‫قبـ‬ ‫ـا کمک‬ ‫ـه آن را بـ‬ ‫ـرام مصر نقشـ‬ ‫ـن از اهـ‬ ‫ـام گرفتـ‬ ‫ـا الهـ‬ ‫و بـ‬ ‫چندیــن تــن از معمــاران مصــری بــروی کاغــد آورد‬ ‫آیــا میدانیــد ‪ :‬کــورش بعــد از تــرف بابــل ‪ ۲۵‬هــزار یهــودی‬ ‫بــرده را کــه در آن شــهر بــر زیــر یــوق بردگــی شــاه بابــل بودنــد آزاد کــرد‬ ‫آیــا میدانیــد ‪ :‬داریــوش در ســال دهــم پادشــاهی خــود شــاهراه بــزرگ‬ ‫کــورش را بــه امتــام رســاند و جــاده رسارسی آســیا را احــداث کــرد کــه از‬ ‫خراســان بــه مغــرب چیــن میرفــت کــه بعدهــا جــاده ابریشــم نــام گرفــت‬ ‫ـد ‪ :‬اولین بــار پرســپولیس بــه دســتور داریوش بــزرگ بــه صورت‬ ‫آیا میدانیـ‬ ‫ماکت ســاخته شــد تا از بزرگرتین کاخ آســیا شبیه ســازی شده باشد که فقط ماکت‬ ‫کاخ پرســپولیس ‪ ۳‬ســال طول کشــید و کل ســاخت کاخ ‪ ۸۰‬ســال به طول انجامید‬ ‫ـد ‪ :‬داریــوش بـرای ســاخت کاخ پرســپولیس کــه منایشــگاه هــر‬ ‫ـا میدانیـ‬ ‫آیـ‬ ‫آســیا بــوده ‪ ۲۵‬هـزار کارگــر بــه صــورت ‪ ۱۰‬ســاعت در تابســتان و ‪ ۸‬ســاعت در‬ ‫زمســتان بــه کار گامشــته بــود و بــه هــر اســتادکار هــر ‪ ۵‬روز یکبــار یــک ســکه‬ ‫طــا ( داریــک ) مــی داده و بــه هــر خانــواده از کارگـران بــه غیــر از مــزد آنهــا‬ ‫روزانــه ‪ ۲۵۰‬گــرم گوشــت همــراه بــا روغــن – کــره – عســل و پنیــر میــداده‬

‫اســت و هــر ‪ ۱۰‬روز یکبــار اسـراحت داشــتند‬ ‫آیــا میدانیــد ‪ :‬داریــوش در هــر‬ ‫ســال بــرای ســاخت کاخ بــه کارگــران بیــش‬ ‫از نیــم میلیــون طــا مــزد مــی داده اســت‬ ‫کــه بــه گفتــه مورخــان گـران تریــن کاخ دنیــا‬ ‫محســوب میشــده ‪ .‬ایــن در حالــی اســت‬ ‫کــه در هــان زمــان در مــر کارگــران بــه‬ ‫بیــگاری مشــغول بــوده انــد بــدون پرداخــت‬ ‫مــزد کــه بــا شــاق نیــز هم ـراه بــوده اســت‬ ‫ـد ‪ :‬تقویــم کنونــی ( مــاه ‪۳۰‬‬ ‫آیا میدانیـ‬ ‫روز ) بــه دســتور داریــوش پایــه گــذاری شــد‬ ‫و او هیاتــی را بـرای اصــاح تقویــم ایـران بــه‬ ‫ریاســت دانشــمند بابلــی “دنــی تــون” بســیج‬ ‫کــرده بــود ‪ .‬بــر طبــق تقویــم جدیــد داریــوش‬ ‫روز اول و پانزدهــم مــاه تعطیــل بــوده و در‬ ‫طــول ســال دارای ‪ ۵‬عیــد مذهبــی و ‪ ۳۱‬روز‬ ‫تعطیلــی رســمی کــه یکــی از آنهــا نــوروز‬

‫و دیگــری ســوگ ســیاوش بــوده اســت‬ ‫آیــا میدانیــد ‪ :‬داریــوش پــادگان و نظــام‬ ‫وظیفــه را در ایــران پایــه گــزاری کــرد و‬ ‫بــه مناســبت آن متــام جوانــان چــه فرزنــد‬ ‫شــاه و چــه فرزنــد وزیــر بایــد بــه خدمــت‬ ‫برونــد و تعلیــات نظامــی ببیننــد تــا‬ ‫بتواننــد از رسزمیــن پــارس دفــاع کننــد‬ ‫آیــا میدانیــد‪ :‬داریــوش‬ ‫بــرای اولیــن بــار در ایــران وزارت‬ ‫راه – وزارت آب – ســازمان امــاک‬ ‫ســازمان اطالعــات – ســازمان پســت و‬‫تلگــراف ( چاپارخانــه ) را بنیــان نهــاد‬ ‫آیــا میدانیــد ‪ :‬اولیــن راه شوســه‬ ‫و زیــر ســازی شــده در جهــان‬ ‫توســط داریــوش ســاخته شــد‬ ‫آیــا میدانیــد‪ :‬داریــوش بــرای‬ ‫جلوگیــری از قحطــی آب در هندوســتان‬

‫کــه جــزوی از امپراطــوری ایــران بــوده‬ ‫ســدی عظیــم بــروی رود ســند بنــا نهــاد‬ ‫آیــا میدانیــد‪ :‬فیثاغــورث کــه‬ ‫بدالیــل مذهبــی از کشــور خــود گریختــه‬ ‫بــود و بــه ای ـران پنــاه آورده بــود توســط‬ ‫داریــوش کبیــر دارای یــک زندگــی‬ ‫خــوب همــراه بــا مســتمری دائــم شــد‬ ‫آیــا میدانیــد‪ :‬در طــول ســلطنت‬ ‫داریــوش بــزرگ ‪ ۲۴۲‬حکمــران بــر علیــه‬ ‫او شــورش کــرده بودنــد و او پادشــاهی‬ ‫بــوده کــه بــا ‪ ۲۴۲‬مــورد شــورش مقابلــه‬ ‫کــرد و همــه را بــر جــای خــود نشــاند و‬ ‫عدالــت را در رستــارس ای ـران بســط داد ‪.‬‬ ‫او در ســال آخــر پادشــاهی بــه انــدازه ‪۱۰‬‬ ‫میلیــون لیــره انگلســتان ذخیــره مالــی در‬ ‫خزانــه دولتــی بــر جــای گذاشــت‪.‬‬


Seven Journal Issue 6  

The First English-Persian Art Journal in UK.

Seven Journal Issue 6  

The First English-Persian Art Journal in UK.

Advertisement