Issuu on Google+

‫‪www.sohbatenow.com‬‬

‫صحبت‌نو ویژه گراش‪ .‬سال چهارم‪ .‬شماره سی و سه (ضمیمه شماره ‪ 57‬صحبت‌نو فارس)‪ -‬فروردین ‪ -1388‬ربیع‌االول ‪ -1430‬مارس ‪12 -2009‬‬

‫لحظه تحویل سال‪ :‬ساعت ‪ ۱۵‬و ‪ ۱۳‬دقیقه و ‪ ۳۹‬ثانیه روز جمعه ‪ ۳۰‬اسفند ‪۱۳۸۷‬‬

‫صفحه‪ 8 +‬صفحه پیوست‌نامه هیمه‬

‫‪ ‬سرخط‬

‫‪ ‬سرمقاله‬

‫رعایت قانون‬ ‫و حفظ حرمت‬ ‫مردم گراش‬

‫شش روز در کویت‬

‫گزارش‌های صحبت نو‬ ‫از زندگی و کار گراشی‌ها‬ ‫‪10‬‬

‫محمد کاظم کشوری در‬ ‫تصادف جان باخت‬

‫باز هم سرعت‬ ‫قربانی گرفت‬ ‫‪2‬‬

‫مربی باشگاه پیروزی هالل احمر گراش‪:‬‬

‫طبیعت گراش خشکسالی خود را با مردم تقسیم می‌کند‬

‫‪ ‬محمد رفیع ضیایی‬

‫صحبت نو‪ :‬کار روزنامه‌نگاری یکی از فعالیت‌های‬ ‫پردلهره و زیان‌آور اس��ت‪ .‬به گونه‌ای که این ش��غل‬ ‫در سراس��ر جهان از نظر زیان‌آور ب��ودن در ردیف‬ ‫اول ق��رار دارد‪ .‬در هر کش��وری نی��ز چارچوب‌ها و‬ ‫سیاست‌های خاصی بر مطبوعات حاکم است و عبور‬ ‫از آن‪ ،‬روزنامه نگار را در برابر قانون قرار خواهد داد‪.‬‬ ‫صحبت نو در این س��ی و سه ش��ماره تالش کرده‬ ‫اس��ت در چارچوب قانون به حرکت خود اس��تمرار‬ ‫بخشد‪ .‬اکنون و در آغاز سالی دیگر‪ ،‬سوال‌هایی گاه‬ ‫از طری��ق فض��ای مجازی بی نام و نش��ان و گاه در‬ ‫البه‌الی گفت‌وگوهای دوس��تانه به گوش می‌رسد‪،‬‬ ‫هر چند دوست نداریم زیاد از خودمان بنویسیم اما‬ ‫ما موظفیم بدان‌ها پاسخ دهیم‪.‬‬ ‫در پی بحران اقتصادی که در دوازدهم بهمن ماه با‬ ‫متواری شدن متهم اصلی این حادثه شکل آشکاری‬ ‫به خود گرفت‪ ،‬چند س��وال تکرار می‌ش��ود‪ ،‬برخی‬ ‫سعی دارند با طرح این سوال‌ها و گاه فرافکنی افراد‬ ‫بی‌گن��اه را متهم این حادثه معرف��ی کنند‪ .‬این در‬ ‫حالی است که متهم اصلی همچنان از انظار عمومی‬ ‫مخفی اس��ت و شکایت‌ها علیه شرکت سرمایه‌پذیر‬ ‫در حال تکمیل شدن‪.‬‬ ‫سوال اول ‪ -‬برخی روحانیت بومی و غیربومی حاضر‬ ‫در گراش را در انجام وظیفه خود و ندادن هشدار به‬ ‫موقع متهم جلوه می‌دهند‪ .‬آنان می‌گویند هنگامی‬ ‫که به روحانیون مراجعه می کردیم‪ ،‬فعالیت شرکت‬ ‫را تأیید می‌کردند‪.‬‬ ‫روحانیون نیز در جواب می‌گویند‪ :‬بر اساس زاویه‌ی‬ ‫دید س��وال و این که قراردادها بر پایه مضاربه بوده‬ ‫اس��ت‪ ،‬آن را تأیید می‌کرده‌اند‪ .‬چنانچه این س��وال‬ ‫از مراجع عظام س��اکن در قم نیز شده است و آنان‬ ‫نیز طبق زاویه‌ی دید س��وال‪ ،‬چنین فعالیت‌هایی را‬ ‫بالمانع اعالم کرده‌اند‪.‬‬ ‫‪2‬‬

‫‪2‬‬

‫امسال باید‬ ‫قهرمان می‌شدیم‬ ‫‪11‬‬

‫ادامه بررسی بحران اقتصادی گراش‬

‫با سرشاخه‌ها‬ ‫چه باید کرد؟‬ ‫‪3‬‬


‫مراکز توزیع صحبت‌نو‪ :‬ویدیوکلوپ جام‌جم‪ ‬ویدیوکلوپ ندا ‪ ‬سرای هنر ‪ ‬کتابفروشی حافظ ‪ ‬کتابفروشی نوردانش ‪ ‬کتابفروشی فرهنگ‌سرا ‪ ‬کتابفروشی غدیر ‪ ‬نوشت افزار مهر‬

‫سرمقاله ‪‬‬

‫رعایت قانون‬ ‫و حفظ حرمت‬ ‫مردم گراش‬

‫ادام�ه از صفحه یک‪ :‬این در حالی اس��ت که‬ ‫وقت��ی س��ؤال را از زاویه‌ای دیگر ب��رای مراجع‬ ‫مطرح کرده‌اند‪ ،‬پاس��خ به روش��نی کالهبرداری‬ ‫عنوان شده اس��ت‪ .‬گفتنی است پیش از متواری‬ ‫شدن دکتر نون‪ ،‬حجت االسالم اسماعیلی‪ ،‬طبق‬ ‫آن چه در صحبت نو ش��ماره ‪ 31‬به چاپ رسیده‬ ‫اظهار داشت‪ ،‬پیش از حادثه هشدار الزم را داده‬ ‫است‪ ،‬اما چندان جدی گرفته نشده است‪.‬‬

‫س�ؤال دوم‪ :‬چرا امام جمعه‪ ،‬قبل از وقوع‬ ‫حادثه از غیر ش�رعی بودن این فعالیت‌ها‬ ‫سخنی نگفت؟‬

‫در پاس��خ می‌توان گفت ت��ا پیش از وقوع جرم‪،‬‬ ‫اتهام زدن به افراد از نظر فقه اس�لامی و حقوق‬ ‫اجتماعی چندان عاقالنه به نظر نمی‌رس��د‪ ،‬دیگر‬ ‫این که چنانچه امام جمعه در نماز اعالم می‌کرد‪،‬‬ ‫ممکن بود به دالیلی که بر کسی پوشیده نیست‪،‬‬ ‫امنیت اجتماعی دچار آش��فتگی ش��ود‪ .‬این در‬ ‫حالی است که فعالیت‌های غیرقانونی شرکت‪ ،‬در‬ ‫قالب‌های به ظاهر قانونی و بسیار مخفیانه انجام‬ ‫می‌شده است‪ ،‬به گونه‌ای که حتی سرشاخه‌ها نیز‬ ‫از چگونگی چرخش معامالت اطالعی نداشته‌اند‪.‬‬ ‫در چنی��ن فضای��ی که هیچ گون��ه اطالعاتی در‬ ‫اختی��ار روحانیون نبوده اس��ت‪ ،‬چگونه می‌توان‬ ‫اظهار نظر کرد و به افراد اتهام بست؟‬

‫روز از نو ‪2‬‬

‫باز هم سرعت قربانی گرفت‬

‫ابوالحسن‌حس�ینی‪ :‬در پي وق�وع حادثه‌ي‬ ‫رانندگي در س�اعت ‪ 11:30‬يکشنبه شب ‪18‬‬ ‫اس�فند جواني به نام محمدکاظم کش�وري‬ ‫جان خود را از دست داد‪.‬‬

‫ش��کاري مس��ئول تيم عمليات امداد ه�لال احمر‬ ‫گ��راش مي گويد‪ :‬به علت ش��دت برخورد خودروي‬ ‫س��مند به تير چراغ ب��رق راننده‌ي ج��وان در بين‬ ‫آهن‌پاره‌ه��اي س��مند گير افتاد و ب��ه علت ازدحام‬ ‫جمعي��ت دور خودرو عمليات نجات به کندي پيش‬ ‫رفت و هيچ تالشي براي متفرق کردن جمعيت نيز‬ ‫نمي‌ش��د در حالي که هر لحظه خطر انفجار خودرو‬ ‫وجود داش��ت‪ .‬عمليات نجات ح��دود ‪ 50‬دقيقه به‬ ‫ط��ول انجامي��د تا س��رانجام نيروهاي ام��داد هالل‬ ‫احمرگراش توانس��تند به وسيله س��ت نجات نيمه‬ ‫س��نگين هيدروليک راننده را آزاد ساخته و توسط‬ ‫آمبوالنس به بيمارستان اميرالمومنين انتقال دهند‬ ‫که متاس��فانه معالجات موثر واقع نش��ده و منجر به‬ ‫فوت گرديد‪.‬‬ ‫خانم دکتر دهقاني و دکتر عبدالهي پزش��ک معالج‬ ‫علت مرگ را ضربه مغزي اعالم کردند و افزودند که‬ ‫متوفي در صحنه‌ي حادثه فوت ش��ده اس��ت و حال‬

‫گراش قدیم زنده شد‬

‫صحب�ت ن�و‪ :‬بی�ش از ش�صت عک�س از گ�راش قدیم بر‬ ‫دیوارهای حسینیه برق‌روز به نمایش درآمد‪.‬‬

‫س�ؤال چه�ارم‪ -‬چ�را در صحب�ت ن�و‪،‬‬ ‫حرف‌های کس�انی چاپ می‌ش�ود که در‬ ‫مظان اتهام قرار دارند؟‬

‫صحبت نو طبق سنت اطالع‌رسانی خود‪ ،‬قصد دارد‬ ‫آرای متف��اوت و متخالف را در کنار هم به چاپ‬ ‫برساند و قضاوت را به عهده خوانندگان واگذارد‪.‬‬ ‫ثبت این اظهارات در ح��ال و آینده می‌تواند در‬ ‫ش��ناخت جریان‌ها موثر باشد‪ .‬همان‌گونه که اگر‬ ‫در آرش��یو صحبت‌ن��و خ��ود را ورق بزنید حتی‬ ‫می‌توانید عکس متهم اصلی را نیز بیابید‪ .‬در این‬ ‫حادثه‪ ،‬سیاست صحبت نو‪ ،‬حفظ عزت و حرمت‬ ‫مردم گراش از هر سنخی است‪ .‬به هر حال‪ ،‬پس‬ ‫از طرح ش��کایات در دادگاه صالح‪ ،‬رس��یدگی به‬ ‫این مساله و معرفی شدن مجرمان اصلی و فرعی‪،‬‬ ‫اطالع رسانی الزم را انجام خواهد داد‪ ،‬اما اکنون‬ ‫که دادگاهی ش��کل نگرفته و حکمی صادر نشده‬ ‫است‪ ،‬همه حق دارند‪ ،‬حرف خود را بزنند و ندای‬ ‫خود را به مردم و مس��ئوالن برس��انند تا جامعه‬ ‫در فض��ای ش��ایعات متحیر و س��رگردان نماند‪.‬‬ ‫آنچه در نش��ریه به چاپ می‌رس��د با نام و نشان‬ ‫نویسندگان است و به ایجاد فضای مفاهمه کمک‬ ‫خواه��د کرد‪ .‬ما در این عرصه نگاهی چند جانبه‬ ‫داری��م‪ .‬گفت‌وگو با علی اصغر حس��نی‪ ،‬نماینده‬ ‫مردم‪ ،‬انتش��ار سخنان امام جمعه حجت االسالم‬ ‫حالجی‪ ،‬حجت االسالم والمسلمین سید عباس‬ ‫معصومی‪ ،‬حجت‌االسالم اسماعیلی رئیس حوزه‬ ‫علمیه گراش‪ ،‬منصور محتاجی فرماندار الرستان‪،‬‬ ‫گف��ت و گو با وکی��ل مال باخت��گان و خبرها و‬ ‫تحلیل‌های متعدد در نش��ریه نشان‌دهنده عمق‬ ‫توجه و عنایت صحبت نو اس��ت‪ ،‬هر چند ممکن‬ ‫اس��ت توقع م��ردم همچنان باال باش��د و منتظر‬ ‫اخبار روزآمدتر و س��ریع‌تر‪ .‬البته انتظار مردم به‬ ‫حق اس��ت و امیدواریم بتوانیم همچون گذشته‪،‬‬ ‫ب��ا رویکردی منصفانه و در چارچ��وب قانون‪ ،‬به‬ ‫مشکالت پیش‌آمده بپردازیم‪.‬‬ ‫ه��دف ما این بوده اس��ت که آس��یب‌های مالی‬ ‫پیش‌آم��ده به آس��یب‌های اجتماع��ی و امنیتی‬ ‫منتهی نشود‪ .‬از همه کسانی که به نوعی در این‬ ‫زمینه مددرس��ان بوده‌اند نیز سپاسگزاریم‪ .‬حتی‬ ‫از کس��انی که ب��ی نام و نش��ان‪ -‬گاه مغرضانه و‬ ‫مخربان��ه و گاه منتقدان��ه و عالمانه – در فضای‬ ‫اینترن��ت‪ ،‬برخ��ی یادآوری‌ه��ا را پیش چش��م‬ ‫آورده‌اند‪ ،‬بس��یار ممنون و قدر دانیم‪ .‬برای همه‬ ‫س��الی سرشار از سرزندگی و نشاط آرزومندیم و‬ ‫برای حل مشکالت مردم دعا می‌کنیم‪.‬‬

‫فروردین ‪88‬‬

‫اس�ماعیل اخگ�ر‪ :‬ط��ي يك عم��ل جراحي‬ ‫كم‌سابقه توموري بزرگ و حجيم از شكم بيماري‬ ‫‪ 70‬ساله خارج شد‪ .‬اين عمل جراحي توسط تيم‬ ‫جراحي بيمارس��تان اميرالمومنين (ع) گراش به‬ ‫سرپرستي دكتر عبدالهي انجام گرفت‪ .‬بيمار پس‬ ‫از كاه��ش حدودا ً ده كيل��و وزن‪ ،‬با‌ حال عمومي‬ ‫خوب از بيمارس��تان ترخيص ش��د‪ .‬بيمارستان‬ ‫اميرالمومني��ن (ع) گراش با دارا بودن پزش��كان‬ ‫و پرس��نل مج��رب و امكان��ات عال��ي از معدود‬ ‫مراكز درماني در منطقه جنوب اس��ت كه اعمال‬ ‫جراحي‌های اين‌چنين در آن قابل انجام است‪.‬‬ ‫‪//‬‬

‫‪ ‬به دلیل ازدحام مردم عملیات امدادی به کندی انجام گرفت‪[ .‬عکس‪ :‬ابوالحسن حسینی]‬

‫مسابقه‌ي بهتر درس دادن‬

‫صحبت ن�و‪ :‬معلمان گ�راش در جش�نواره الگوهاي برتر‬ ‫تدريس با هم رقابت کردند‪.‬‬

‫فاطمه فوالدي یک‌ساله‪،‬‬ ‫کوچک‌ترین عضو کتابخانه‬

‫سؤال سوم ‪ -‬چرا صحبت نو وقتی درباره‬ ‫افتتاح هت�ل آتالنتی�س در دوبی مطلب‬ ‫می‌نوشت‪ ،‬هشدار الزم را نداد؟‬

‫صحب��ت ن��و‪ ،‬در آن فض��ای نهان ‪ -‬روش��ی که‬ ‫طراح��ان اصلی ای��ن بحران‪ ،‬ایجاد ک��رده بودند‬ ‫و هیچ گون��ه اطالعاتی در اختی��ار نبود‪ ،‬و هیچ‬ ‫مس��ئولی اظهار نظ��ری در این ب��اره نمی‌کرد‪،‬‬ ‫چگونه می‌توانست بدون داشتن آگاهی‌های الزم‬ ‫و نب��ود منبعی رس��می و قابل وث��وق‪ ،‬تحلیل و‬ ‫نتیجه‌گیری کند؟ به هر حال برای دادن هشدار‪،‬‬ ‫نی��از به اطالعات صحیح و دقی��ق از منبع مورد‬ ‫اطمینان اس��ت‪ .‬البته صحبت ن��و پس از پخش‬ ‫ش��ب‌نامه در گ��راش و یک ماه قب��ل از متواری‬ ‫ش��دن دکتر نون‪ ،‬ب��ا تیتر «وقت��ی همه خواب‬ ‫بودند» نخستین عکس‌العمل آگاهی‌رسانی خود‬ ‫را ‪ -‬آن هم در فضایی تهدیدآمیز ‪ -‬آغاز کرد و تا‬ ‫هم اکنون نیز به این رویه‪ ،‬به صورت متعادالنه و‬ ‫به دور از فضای احساس��ی ادامه می‌دهد‪ .‬نوشتن‬ ‫مطالب غیرواقعی و تخیلی در اینترنت‪ ،‬به دالیل‬ ‫خاص از جمله ناش��ناس ماندن نام نویسنده کار‬ ‫س��اده‌ای است‪ ،‬��ما کار کردن با نام و نشان بسیار‬ ‫سخت و مسئوالنه است‪ .‬پس از این حادثه بیش‬ ‫از هفت نش��ریه‌ی اینترنتی بی‌شناس��نامه ظهور‬ ‫و ب��روز کرده‌اند‪ .‬نا‌معلوم ب��ودن اهداف و اغراض‬ ‫نویس��ندگان این گونه وبالگ‌ه��ا‪ ،‬صحت اخبار‬ ‫و تحلیل‌ه��ای آنان را زیر س��وال می‌ب��رد‪ .‬البته‬ ‫برخی از این وبالگ‌ه��ا محترمانه و متعهدانه به‬ ‫واشکافی مسائل می پردازند که جای تقدیر دارد‪،‬‬ ‫اما روزنام��ه‌ی اینترنتی صحبت نو‪ ،‬و نش��ریه‌ی‬ ‫مکتوب آن یک بنگاه رس��می خبررسانی است‪،‬‬ ‫با تمام تعهداتی که قانون برای آن در نظر گرفته‬ ‫است‪.‬‬

‫(ضمیمه شماره ‪)57‬‬

‫‪ ‬خبر اختصاصی‬

‫محمد کاظم کشوری در تصادف جان باخت‬

‫ديگر سرنشين خودرو را رضايت بخش دانستند‪.‬‬ ‫محمود توکلی يکي از ش��اهدان عيني مي‌گويد‌‪ :‬در‬ ‫مقابل گراش‌س��نتر ايس��تاده بودم که متوجه شدم‬ ‫خودروي س��مندي با سرعت بس��يار زياد از سمت‬ ‫محله ناساگ به سمت من مي‌آيد‪ .‬ترسيدم که با اين‬ ‫سرعت ممکن است اتفاقي بيافتد که ناگهان خودرو‬ ‫با از دست دادن کنترل خود به سمت حاشيه سمت‬ ‫راس��ت خيابان منحرف ش��ده و با برخورد شديدي‬ ‫که با تير چراغ برق داش��ت جرقه‌ي شديدي ناشي‬ ‫از برخورد س��يم‌هاي برق ايجاد ش��ده و فضا کام ً‬ ‫ال‬ ‫پر از دود ش��د‪ .‬جمعيت حاض��ر در لحظه‌ي حادثه‬ ‫به س��رعت به س��مت خودرو رفته و سرنشين ديگر‬ ‫خودرو به نام س��يدناصر موسوي را فورا ً با خودروي‬ ‫عبوري به بيمارس��تان منتقل کردن��د‪ .‬اما راننده‌ي‬ ‫جوان همچنان بي‌هوش‌گير افتاده بود‪ .‬او افزود‪ :‬پس‬ ‫از چند لحظه آقاي دهقان از برادران نيروي انتظامي‬ ‫در محل حضور داشت‪ .‬تيم آتش نشاني و هالل‌احمر‬ ‫نيز پس از دقايقي به محل حادثه رسيدند و بقيه‌ي‬ ‫نيروها حدود نيم ساعت بعد به محل حادثه رسيدند‪.‬‬ ‫اين حادثه هيچ‌گونه آتش‌سوزي ناشي از انفجار و يا‬ ‫اتصال برق به همراه نداشت‪.‬‬

‫شماره سی و سه‬

‫اس�ماعیل اخگر‪ :‬بنا به گفت��ه‌ يكي از اعضاي‬ ‫هيئت امن��ا خانه‌ی فرهنگیان در محله بیس��ت‬ ‫دس��تگاه آموزش وپرورش‪ ،‬ده واحد ديگر از این‬ ‫خانه‌ها كه توسط خيرين ساخته شده‪ ،‬تا دوازده‬ ‫ارديبهش��ت و در هفته معلم آماده می‌شود‪ .‬این‬ ‫خانه پ��س از افتتاح ب��ه اداره آموزش و پرورش‬ ‫تحويل داده مي‌شود‪.‬‬ ‫‪//‬‬

‫مري�م پاك�روان‪ :‬دانش‌آم��وزان كالس س��وم‬ ‫دبستان پاكزاد در مس��ابقات آینده‌سازان افتخار‬ ‫آفریدند‪.‬‬ ‫دانش‌آم��وزان مريم نوبه��ار‪ ،‬معصوم��ه پايمرد‪،‬‬ ‫فرزان��ه فتاح��ي در آزم��ون اول ارزش��يابي‬ ‫تكويني(آينده‌سازان) ويژه اس��تان فارس ممتاز‬ ‫ش��ناخته ش��دند‪ .‬مريم نوبهار افتخار رتبه اولي‬ ‫ارزشيابي تكويني در شهرستان را نيز دارا است‪.‬‬ ‫اين دانش‌آموز پرتالش در مس��ابقات حفظ قرآن‬ ‫منطقه نيز سكوي رتبه اولي را به خود اختصاص‬ ‫داده است‪ .‬فاطمه شوري نيز در قرائت قرآن مقام‬ ‫اول را كسب نموده است‪.‬‬ ‫‪//‬‬

‫خان��ه فرهنگ گراش به منظ��ور ثبت بس��ياري از مواريث گراش و‬ ‫همچنين به منظور آش��نا نمودن جوانان ش��هر با فرهنگ گذش��ته‪،‬‬ ‫نمايشگاه عكس‌هاي قديمي در محل حسينيه برق روز برگزار کرد‪.‬‬ ‫مهدی جباری مس��ئول خانه فرهنگ گراش گفت‪ :‬در اين نمايشگاه‬ ‫كه از ‪ 16‬تا ‪ 26‬اسفند برپا بود‪ ،‬بيش از ‪ 60‬عكس قديمي در معرض‬ ‫دي��د عالقه‌مندان قرار گرفت‪ .‬قرار اس��ت از س��وي خانه فرهنگ به‬ ‫نفراتي كه زيباترين اثر را ارائه كرده‌اند جوايزي اهدا گردد‪.‬‬ ‫این مس��ابقه تالشی بود برای گردآوری آرش��یوی تصویری از شهر‬ ‫گراش تا بتوان از آن در برنامه‌های آینده اس��تفاده کرد‪ .‬عکس‌های‬ ‫این نمایش��گاه در چند بخش از نظر کیفیت هنری و سابقه تاریخی‬ ‫در مسابقه شرکت داده خواهد شد‪.‬‬ ‫در كنار اين نمايش��گاه‪ ،‬نمايش��گاه كتاب با بيش از هزار عنوان برپا‬ ‫بود‪.‬اين نمايش��گاه نيز به همت خانه فرهنگ و شوراي اسالمي شهر‬ ‫گراش داير گرديده بود‪.‬‬

‫ب��ه گزارش روابط عموم��ی اداره آموزش و پ��رورش منطقه گراش‬ ‫دومين مرحله جش��نواره الگوهاي برتر تدريس با حضور آموزگاران‬ ‫داوطلب پايه مختلف دوره ابتدايي به ميزباني دبس��تان ش��ادروان‬ ‫آش��فته برگزار گرديد‪ .‬در اين جشنواره آموزگاران با ارائه روش‌هاي‬ ‫نوين تدريس و با به نمايش گذاش��تن ابتكار‪ ،‬خالقيت ونوآوري در‬ ‫انتقال مفاهيم درسي به دانش‌آموزان به رقابت پرداختند‪.‬‬ ‫در پايه اول ابتدايي مرضيه زينل‌زاده از آموزش��گاه ش��هيد عالمي‪،‬‬ ‫در‌پايه دوم مينو سديدي از دبستان شهيد محقق‪ ،‬در‌پايه سوم اعظم‬ ‫آشنا از دبس��تان ش��ادروان كريميان‪ ،‬در‌پايه چهارم ابتدايي ناهيد‬ ‫ن حسين‌زاده از‬ ‫باقري از دبس��تان شهيد محقق و در‌پايه پنجم حس ‌‬ ‫دبستان شهيد بهزادي مقام اول اين جشنواره را كسب نمودند‪.‬‬ ‫در مرحله قطبي كه با حضور شهرس��تان‌ها ومناطق قطب‌ جنوب‬ ‫استان فارس برگزار خواهد شد‪ ،‬از هر پايه نفرات برگزيده به‌عنوان‬ ‫نماينده منطقه گراش حضور خواهند يافت‪.‬‬

‫راه‌یابی دانش‌آموز خالق به‬ ‫نمایشگاه کشوری ریاضی‬

‫فاطمه حاجي‌زاده‪ :‬دانش‌آموز گراش��ی نمایشگر‬ ‫تواب��ع سینوس��ی را ب��ه نمایش��گاه خالقیت‌های‬ ‫حسابان و هندسه عرضه کرد‪.‬‬ ‫نمايش��گاه خالقيت‌ه��اي حس��ابان و هندس��ه‬ ‫دانش‌آموزان دبيرس��تاني شيراز براي نخستين بار‬ ‫در اين شهر برگزار شد‪ .‬اين نمايشگاه در دبيرستان‬ ‫دخترانه بنت‌الهدي‌صدر شيراز برپا شد و ‪ 150‬اثر‬

‫دست‌س��از و ابداعي برای انتقال مفاهيم رياضي و‬ ‫بيست‌ و پنج بازي و سرگرمي در معرض ديد بيش‬ ‫از ‪ 1500‬نفر از دانش‌آموزان دبيرستان‌هاي شيراز‬ ‫ق��رار گرفت‪ .‬اين دست‌س��ازها مي‌توان��د به عنوان‬ ‫وسايل كمك درسي در مدارس استفاده شود‪.‬‬ ‫از ميان ‪ 150‬اثر دست‌س��از و ابداعي اين نمايشگاه‬ ‫كه هر س��اله برگزار مي‌شود دو اثر براي نمايش در‬ ‫نمايشگاه دستاوردهاي رياضي در شيراز و شركت‬ ‫در نمايشگاه رياضي استان گيالن كه قرار است در‬ ‫س��ال بعد برگزار شوند انتخاب شدند‪ .‬سازنده يكي‬ ‫از اي��ن طرح‌هاي برگزيده فاطمه اميني دانش‌آموز‬ ‫گراش��ي مركز آموزش��ي بنت‌الهدي صدر اس��ت‪.‬‬ ‫اميني درباره طرح خود مي‌گويد‪ « :‬اين‌س��ازه كه‬ ‫به نام نمايش��گر تابع‌ها اكران شده‌اس��ت مي‌تواند‬ ‫نمودار س��ينوس و انواع انتقال��ش را بر روي محور‬ ‫مختصات نمايش دهد‪».‬‬ ‫فاطمه اميني دانش‌آموز گراشي دبيرستان دخترانه‬ ‫بنت‌الهدي صدر ش��يراز اس��ت كه در مقطع سوم‬ ‫دبيرستان تحصيل مي‌كند و اين سازه را تحت نظر‬ ‫خانم هاش��مي دبيرحسابان به اجرا در آورده است‪.‬‬ ‫اين نمايش��گاه ك��ه قرار بود در م��دت ده روز برپا‬ ‫شود به علت اس��قبال زياد دانش‌آموزان تا يك‌ماه‬ ‫تمديد شد‪.‬‬

‫همه به دنبال سیب‌زمینی مجانی‬

‫ابوالحس�ن حس�ینی‪« :‬یک گونی سیب‌زمینی‬ ‫‪ 500‬تومن» خبری بود که صبح روز چهارشنبه ‪14‬‬ ‫اس��فند دهن به دهن در سطح ش��هر پیچید‪ .‬همه‬ ‫متعجب بودند که قضیه چیست‪ .‬آیا سیب‌زمینی‌ها‬ ‫فاس��د هستند؟ یا این که فقط مخصوص فقراست؟‬ ‫ب��ه هر حال برخی از مردم برای این که این فرصت‬ ‫باد آورده را از دس��ت ندهند به کامیون‌های حامل‬ ‫سیب‌زمینی هجوم برده و صف‌های طوالنی برای آن‬ ‫تشکیل دادند‪ .‬حتی عده‌ای حاضر بودند با پرداخت‬ ‫‪ 1000‬تومن به پیک موتوری این کار را برای‌ش��ان‬ ‫انجام دهند‪ .‬اما جریان از چه قرار بود؟‬ ‫ابت��دا به س��راغ عبدالحس��ین مهروری‪ ،‬بخش��دار‬ ‫گراش‪ ،‬می‌رویم‪ .‬او می‌گوید‪« :‬در پی خرید تضمینی‬ ‫س��یب‌زمینی از کش��اورزان‪ ،‬دول��ت تصمیم گرفته‬ ‫است تا مقدار ‪ 200‬تن‬ ‫سیب‌زمینی به صورت‬ ‫رایگان در بخش گراش‬ ‫توزیع ش��ود‪ .‬هزینه‌ی‬ ‫حمل از مرکز تا ش��هر‬ ‫گراش بر عهده‌ی دولت‬ ‫اس��ت اما به دلیل نبود‬ ‫امکانات و بودجه کافی‪،‬‬ ‫روس��تاییان بایس��تی‬ ‫هزین��ه‌ی حم��ل از‬ ‫گراش تا روستا را خود‬ ‫پرداخت کنند‪.‬‬

‫یک روز مدرسه در دست بچه‌ها‬

‫محبوبه نادرپور‪ :‬روز دوش�نبه‪ 21‬بهمن ‪ 87‬طرح خودباوری‬ ‫با موفقیت در دبیرستان کوثر اجرا شد‪ .‬ابتدا توسط شورای‬ ‫دان�ش آم�وزی مدرس�ه ع�ده‌ای از دانش‌آموزان مس�تعد‬ ‫جه�ت اجرای طرح انتخاب ش�دند‪ .‬در ای�ن روز هر کدام از‬ ‫دانش‌آم�وزان یکی از مس�ئولیت‌های مدرس�ه را به عهده‬ ‫گرفتند‪.‬‬

‫ش��هابی رییس کمیته ام��داد ام��ام خمینی (ره)‬ ‫گراش می‌گوید‪« :‬تعاونی روس��تایی اقدام به خرید‬ ‫این س��یب‌زمینی‌ها نموده و از طریق کمیته امداد‬ ‫توس��ط پایگاه‌های بس��یج در سطح ش��هر توزیع‬ ‫می‌ش��ود‪ .‬هزینه‌ی ‪ 500‬تومن دریافتی از مردم در‬ ‫واقع هزینه‌ی حمل و تخلیه‌ی بار از کامیون‌هاست‪.‬‬ ‫ب��ه دلیل مش��کالت حم��ل و مس��یرهای خاکی‬ ‫روس��تاها از شوراهای روستایی خواسته شده است‬ ‫ت��ا خود اق��دام به دریاف��ت س��یب‌زمینی‌ها کرده‬ ‫و هزینه‌ی حمل آن تا روس��تاها را از روس��تاییان‬ ‫دریافت نمایند‪».‬‬ ‫ش��هابی در ادامه افزود‪« :‬امروز چهارشنبه تنها ‪70‬‬ ‫تن از محموله رس��یده اس��ت که در چند نقطه از‬ ‫شهر در میان مردم توزیع شد و امید است همه‌ی‬ ‫محموله تا آخر س��ال‬ ‫در میان م��ردم توزیع‬ ‫گردد‪ ».‬ش��هابی اضافه‬ ‫می‌کن��د ج��ای هیچ‬ ‫نگرانی نیس��ت به هر‬ ‫نف��ر ح��دود ‪ 50‬کیلو‬ ‫سیب زمینی می‌رسد‪.‬‬ ‫ت���وزی���ع رای���گ���ان‬ ‫سیب‌زمینی در مناطق‬ ‫دیگر فارس‪ ،‬هرمزگان‬ ‫و بوشهر نیز انجام شده‬ ‫است‪.‬‬

‫‪ ‬گزارش‬

‫از ای��ن طرح ای��ن بود که دانش‌آموزان آمادگ��ی الزم را برای پذیرش‬ ‫نقش‌های��ی در جامع��ه در آینده کس��ب کنند‪ ،‬که البت��ه این طرح با‬ ‫اس��تعانت اله��ی با موفقیت اجرا ش��د‪ .‬در پایان‪ ،‬این ط��رح و نحوه‌ی‬ ‫اجرای آن از ط��رف آموزش و پرورش مورد ارزیاب��ی بازدیدکنندگان‬ ‫قرار گرفت‪.‬‬ ‫محمدص��ادق عابدین‌پور معاونت آموزش��ی اداره‌ی آم��وزش و پرورش‬ ‫عملکرد مجریان طرح را بسیار عالی و امید بخش ارزیابی کرد‪ .‬او با توجه‬

‫زینب‌جعف��رزادگان (مدیر)‪ ،‬فاطمه صحراگردفرد (معاون آموزش��ی)‪،‬‬ ‫معصومه شکوه (معاون پرورشی)‪ ،‬فاطمه فتحی (کتابدار)‪ ،‬زهره‬ ‫جعفری (واحد ��ایانه)‪ ،‬رؤیا محسنی (مشاور و دبیر برنامه‌ریزی)‪،‬‬ ‫نازنین فرهادی (مشاور)‪ ،‬محبوبه نادرپور (دبیر دین و زندگی)‪،‬‬ ‫اله��ه آئینه‌افروز (دبی��ر زبان خارجه)‪ ،‬عاطفه ولی‌ش��اهی (دبیر‬ ‫ریاض��ی)‪ ،‬راضیه ش��ادرام (دبی��ر فیزیک)‪ ،‬لیال ش��یروان (دبیر‬ ‫عربی‪ ،)1‬ناهید ش��یروان (دبیر عربی‪ ،)3‬اشرف روستاییان (دبیر‬ ‫دی��ن و زندگ��ی)‪ ،‬فاطمه ملکی (دبیر تاری��خ)‪ ،‬فوزیه آزم (دبیر‬ ‫تاریخ و متصدی آزمایشگاه)‪ ،‬عاطفه دالور (دبیر دین و زندگی)‬ ‫بودند‪.‬‬ ‫دانش‌آموزان منتخب توسط دبیران آموزش‌های الزم را دیدند‪،‬‬ ‫به‌گون��ه‌ای که هر یک از مجریان طرح موظف بودند که همانند‬ ‫دانش‌آموزان یک روز معلم بودن را تجربه کردند[عکس‪ :‬رویا محسنی]‬ ‫یک دبیر برای یک روز کاری خود طرح درس تهیه کنند‪ .‬هدف‬ ‫‪‬‬

‫تحریریه نوجوان‪ -‬يعقوب وفایي‌فرد‪ :‬كوچك‌ترين عضو كتابخانه‬ ‫عمومي گراش فقط يك سال سن دارد‪.‬‬ ‫مهدی‌آينه افروز مسئول پیشین كتابخانه عمومي گراش فاطمه فوالدي‬ ‫را به عنوان كوچك‌ترين عضو كتابخانه معرفي کرد‪ .‬اين خردسال متولد‬ ‫بهمن‌ماه سال گذشته است و از تاريخ ‪ 13‬بهمن‌ماه ‪ 1387‬به عضويت‬ ‫كتابخانه درآمده اس��ت اما به دليل نداشتن سن كافي شمار‌ه كارت به‬ ‫او اختصاص نمي‌يابد و به عنوان عضو «الف» كتابخانه شناخته مي‌شود‪.‬‬ ‫آينه‌افروز درباره ساختمان کتابخانه گفت‪ :‬دكتر زین‌العابدین محبي قول‬ ‫س��اخت كتابخانه‌ي كوچك را در گراش داد‌ه اس��ت‪ .‬اين كتابخانه قرار‬ ‫است در محل كتابخانه عمومي گراش بنا شود در برگيرنده كتاب‌هاي‬ ‫كتابخانه عمومي فعلي خواهد بود‪ .‬كتاب‌هاي اين كتابخانه در موضوعات‬ ‫مختلف سياسي‪ ،‬اجتماعي‪ ،‬علمي و ‪ ...‬مي‌باشد‪.‬‬ ‫وي در پايان بيان داشت‪ :‬كتاب منبع اصلي همه دستاوردهاي فرهنگي‬ ‫است و هيچ چيز نمي‌تواند جايگزين كتاب شود‪.‬‬

‫به مش��اهدات خود گفت‪« :‬مجریان طرح می‌توانند در آینده نقش خود‬ ‫را به خوبی در جامعه ایفا کنند و حتماً در کارشان موفق خواهند بود‪».‬‬ ‫پیش��نهاد او به دانش‌آموزان مجری طرح این بود که به جهت رس��یدن‬ ‫به نقطه‌ی مطلوب اطالعات مدیریتی بیش‌تری کسب کنند و همچنین‬ ‫یکی دیگر از پیشنهاد‌های وی ادامه‌ی این طرح بود‪ ،‬چون باعث افزایش‬ ‫اعتماد به نفس و س��اختن مدیران آینده می‌ش��ود‪ .‬عابدین‌پور در پایان‬ ‫برای همه‌ی آینده‌سازان این مرز و بوم آرزوی موفقیت کرد‪.‬‬ ‫به مجریان طرح و مدرس��ه از طرف آموزش و پ��رورش جوایزی اهدا‬ ‫گردید‪ ،‬این جوایز شامل‪ :‬یک دستگاه آزمایشگاهی به ارزش ‪500000‬‬ ‫توم��ان‪ 50000 ،‬تومان پ��ول نقد و اردوی خارج از ش��هر برای‬ ‫مجریان طرح بود‪.‬‬ ‫کارشناس آموزش و پرورش به حاضرین در طرح «یک روز برای‬ ‫فردا» نمره داد‪ .‬در ارزیابی معصومه ش��کوه‪ ،‬رویا محسنی و الهه‬ ‫آیینه‌افروز نمره کامل صد گرفتند و دیگر حاضرین در برنامه نیز‬ ‫نمرات عالی بین ‪ 95‬تا ‪ 97‬را دریافت کردند‪.‬‬ ‫س��ابقه‌ی اجرا ای��ن طرح در دبیرس��تان کوثر به ‪ 6‬س��ال پیش‬ ‫برمی‌گ��ردد‪ ،‬این طرح باعث افزایش اعتم��اد به نفس افراد برای‬ ‫کار در جامع��ه در آینده ای نه چندان دور می ش��ود‪ .‬در اجرای‬ ‫این طرح مدیر دبیرس��تان خانم شیبانی‪ ،‬معاونت آموزشی خانم‬ ‫قامت‪ ،‬معاونت پرورش��ی خانم حس��ن زاده و دبی��ران مربوطه با‬ ‫دانش‌آموزان همکاری کردند‪.‬‬

‫فاطم�ه يوس�في‪ :‬همزمان ب��ا س��الروز ازدواج‬ ‫حض��رت محم��د(ص) ب��ا حض��رت خديجه(س)‬ ‫كالس مهارت‌هاي برتر وي��ژه‌ي خانم‌هاي متاهل‬ ‫در تاري��خ ‪ 87/12/18‬براب��ر با دهم ربي��ع‌االول با‬ ‫همكاري مركز قرآني بيت النور وهيات نوراالئمه در‬ ‫حسينيه ابوالفضل برگزار شد‪ .‬اين جلسه‪ ،‬از ساعت‬ ‫چه��ار بعد‌از ظهر با حضور‪ 50‬نف��ر از قرآن‌‌پژوهان‬ ‫و خانم‌ه��اي متاهل آغاز ش��د و درخصوص آيين‬ ‫همس��ر‌داري‪ ،‬ارتباط كالم��ي و غير‌كالمي بحث و‬ ‫تبادل‌نظر گرديد‪ .‬اين حس��ينيه تصميم دارد اين‬ ‫جلسات را به‌طور مستمر در سال جديد برگزارکند‪.‬‬ ‫‪//‬‬

‫صحب�ت نو‪ :‬فوزي��ه اكبري‌زاده طلبه مدرس��ه‬ ‫علميه‌ی‌الزهراء گراش موفق به كس��ب رتبه اول‬ ‫كش��وري در همايش جش��نواره عل��وم قرآني به‬ ‫ميزباني دانشگاه پيام نور استان گلستان شد‪.‬‬ ‫وی با ارائه مقاله‌اي با عنوان «مسأله رجعت در قرآن»‬ ‫در محور اعتقادي اين همايش توانس��ت جايزه اول‬ ‫اين رش��ته را در بين شركت‌كنندگان‪ ،‬دانشجويان‬ ‫دانشگاه‌هاي كشور به خود اختصاص دهد‪.‬‬ ‫اي��ن مقال��ه و در مجموع��ه‌ي خالص��ه مقاالت‬ ‫همايش چاپ خواهد شد‪.‬‬ ‫خبرهای چند سطری ‪‬‬ ‫اس�فندماه ‪ ‌:1387‬طب��ق آم��ار اداره نهضت‬ ‫الرس��تان بیش��تر بی‌س��وادان گراش را خانم‌ها‬ ‫تش��كيل مي‌دهند‪ .‬اداره نهضت براي ريش��ه‌كن‬ ‫كردن بي‌س��وادي در منطقه از افراد بي‌س��واد و‬ ‫كم‌س��واد خواسته است كه در كالس‌هايي كه در‬ ‫بخش تشكيل مي‌شود شركت كنند‪.‬‬ ‫‪ 14‬اس�فند ‪ :1387‬شبكه‌ بهداش��ت و درمان‬ ‫شهرس��تان الر‪ ،‬واح��د مب��ارزه ب��ا بيماري‌هاي‬ ‫واگير‪ ،‬س��ميناري در مورد برخورد سندرميك با‬ ‫بيماري‌هاي آميزش��ي با مديريت دكتر رحمت‌ا‪...‬‬ ‫زماني و با حضور پزشكان و پيرا‌پزشكان در سالن‬ ‫آمفي‌تئاتر بيمارستان امام‌رضا(ع) برگزار کرد‪.‬‬

‫‪ 16‬اس�فند ‪ :1387‬همزمان با واليت حضرت‬ ‫مهدي(عج) جش��ن ميث��اق با ام��ام زمان(عج)‬ ‫درحسينيه ابوالفضل برگزارشد‪.‬‬

‫اس�فند ‪ :1387‬آزمون مهارتي رشته‌هاي فني‬ ‫وحرفه‌اي هنرس��تان ادارات آم��وزش و پرورش‬ ‫شهرس��تان الر‪ /‬الم��رد‪ /‬مه��ر و مناط��ق اوز و‬ ‫گراش در س��الن اجتماعات هنرس��تان ش��هيد‬ ‫منفرد برگزارش��د‪ .‬كليه مديران دوره متوس��طه‬ ‫و س��ر‌گروه‌هاي دوره‌ه��اي مختل��ف تحصيلي از‬ ‫م��دارس روس��تا‌هاي فداغ‪ /‬خليل��ي‪ /‬محمدزينا‪/‬‬ ‫بشير‌آباد‪ /‬حسين‌آباد و لب‌‌اشكن بازديد کردند‪.‬‬


‫شماره سی و سه‬ ‫(ضمیمه شماره ‪)57‬‬

‫فروردین ‪88‬‬

‫باگ‪ 1-‬‬

‫‪ 3‬پرونده‬

‫اعالم شماره حساب‬ ‫صندوق صالحین‪:‬‬ ‫‪ 24444‬بانک سپه‬

‫مسعود غفوری‪ :‬در نماز جمعه ‪ 87/12/16‬طرح‬ ‫ش��ورای ش��هر برای کمک به مال‌باختگان با اعالم‬ ‫شماره حساب صندوق به مرحله اجرا رسید‪.‬‬ ‫بر مبنای این طرح‪ ،‬یک حساب به شماره ‪24444‬‬ ‫در بانک س��په ش��عبه مرکزی گراش ب��ه نام یک‬ ‫نماین��ده از ط��رف ش��ورا (علی محم��دی) و یک‬ ‫نماینده امام جمعه (سید عباس جهانبانی) افتتاح‬ ‫شد‪ ،‬و از کس��انی که در ماجرای بحران اقتصادی‪،‬‬ ‫سودی از سرمایه‌گذاری خود برده‌اند خواسته شد‬ ‫که به شکلی کامال داوطلبانه‪ ،‬هر مقدار پولی را که‬ ‫صالح می‌دانند به این صن��دوق واریز نمایند‪ .‬این‬ ‫صن��دوق که در بین عامه ب��ه «صندوق صالحین»‬ ‫معروف ش��ده اس��ت‪ ،‬فقط ورودی خواهد داشت و‬ ‫ام��کان برداش��ت از آن فع ً‬ ‫ال وجود ن��دارد‪ .‬تصمیم‬ ‫برای چگونگی اس��تفاده از این صن��دوق به زمان‬ ‫مش��خص ش��دن موجودی آن و میزان استقبال از‬ ‫آن موکول شده است‪.‬‬ ‫یکی از اعضای ش��ورای ش��هر با تایید این موارد‪،‬‬ ‫تاکی��د می‌کن��د که ش��رکت در این ط��رح کامال‬ ‫داوطلبانه و با تشخیص خود افراد صورت می‌گیرد‬ ‫و هی��چ اجب��اری در این امر وجود ن��دارد‪ .‬او ابراز‬ ‫م��ی‌دارد که این طرح پس از بحث و بررس��ی‌های‬ ‫بس��یار و با همکاری دادس��تان محترم الرستان و‬ ‫دادگاه گراش به مرحله اجرا رسیده است‪ ،‬و امیدوار‬ ‫است که با همکاری مردم‪ ،‬مبلغی که از این طریق‬ ‫جمع‌آوری می‌ش��ود بتواند حداقل مشکل‌گش��ای‬ ‫گروهی باش��د که هرچند مبالغ به نسبت کمی را‬ ‫پرداخت کرده‌اند اما بخش عمده‌ای از دارایی خود‬ ‫را از دست داده‌اند و کام ً‬ ‫ال ضربه‌پذیر هستند‪.‬‬ ‫در جلس��ه م��ورخ‪ 87/12/18‬ب��ا حضور ش��ورای‬ ‫اس�لامی شهر و جمعی از معتمدین و مالباختگان‪،‬‬ ‫ستاد طرح صالحین رسما آغاز شد‪ .‬به اتفاق آرا در‬ ‫این جلسه اعضای ستاد انتخاب شدند‪ .‬عبدالحمید‬ ‫حس��ین‌زاده و حاج اس��داله فان��ی‌الری‪ ،‬رییس و‬ ‫نایب‌رییس س��تاد هس��تند و در کن��ار آن محمد‬ ‫اکبریان مس��ئولیت امور اداری و حامد حسن‌زاده‬ ‫امور رایان��ه را برعهده دارد‪ .‬حبیب‌اله فروزش دبیر‬ ‫ستاد طرح صالحین است‪.‬‬ ‫باگ‪ 3-‬‬ ‫مصطفی کارگر‬

‫‪1‬‬

‫از بهار امیدواری تا زمستان سرد‬

‫‪2‬‬

‫شور و هيجان و ادعا مصنوعي‌ست‬ ‫اينجا که حساب پربها مصنوعي‌ست‬ ‫از رونق اشک ديگران فهميدم‬ ‫امسال تمام خنده‌ها مصنوعي‌ست‬

‫‪3‬‬

‫شهري که به اقتصاد مشغول شده‬ ‫يک مهره‌ي صاف و ساده‌ي غول شده‬ ‫حاال همه در وضعيتي بحراني‬ ‫بي‌عيد شديم و عيدمان پول شده‬

‫‪4‬‬

‫موجي زد و ناشيانه تکثير شديم‬ ‫با خنجر تيز فکر خود پير شديم‬ ‫چون برگ خزان‪ ،‬سنگ کشيديم به دوش‬ ‫در معرض بادها زمين‌گير شديم‬

‫اي کاش تمام قصه‌ها راست نبود‬ ‫در پنجه‌ مرگ برگ درخواست نبود‬ ‫ديديم که در تصور احساسات‬ ‫جز کشک خيال و کاسه‌ي ماست نبود‬

‫‪ ‬گراش در سالی که گذشت‬

‫تابستان داغ‬

‫بهار امیدواری‬

‫اخطار در پاییز‬

‫حس��نی به مجلس رف��ت تا بعد از کش��فی دومین حداق��ل ‪ 250‬دانش‌آم��وز گراش��ی از اول مهرم��اه‬ ‫نماینده الرس��تان باش��د که در کمیسیون بهداشت زندگی دانشجویی خود را آغاز کردند‪ .‬حسنی برای‬ ‫و درمان ق��رار می‌گیرد‪ .‬این‌بار او با ‪ 10‬رای س��مت دومین‌ب��ار به دبی س��فر کرد و ش��هردار جدید کار‬ ‫منشی این کمیسیون را بر عهده گرفت‪ .‬حسنی کار‬ ‫خود را پرشور آغاز کرد و در تابستان دو دور به تمام‬ ‫بخش‌های شهرس��تان سر زد‪ .‬اما چیزی نگذشت که‬ ‫او ب��ا اولین چالش جدی خود روبه‌رو ش��د‪ .‬لو رفتن‬ ‫درخواست حس��نی از وزیرکش��ور برای ارتقا بخش‬ ‫ن��وروز ‪ 87‬با ش��ادی و تبریک پی��روزی علی‌اصغر گراش به شهرس��تان توس��ط یکی از کارمندان دفتر‬ ‫حس��نی در انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای او‪ ،‬حساس��یت‌هایی را در شهر الر ایجاد کرد‪ .‬حسنی‬ ‫اس�لامی همراه بود‪ .‬بیشتر مسایل اجتماعی در این‬ ‫موج سیاس��ی محو ش��د و به نظر می‌رسید مردم با‬ ‫خود را آغاز کرد‪ .‬قائدی توانست در پنج ماه فعالیت‬ ‫امی��دواری به آینده ن��گاه می‌کنند‪ .‬در ن��وروز و به‬ ‫خود در ش��هرداری با روابط عمومی مناسب‪ ،‬اتمام‬ ‫مناس��بت هفته وحدت با حضور محم��د اصفهانی‬ ‫پروژه‌های نیمه تمام و توجه به زیباس��ازی شهری‬ ‫جش��ن پیروزی علی‌اصغر حس��نی برپا شد‪ .‬در طی‬ ‫رضایت نسبی ش��هروندان را کسب کند‪ .‬اگر قائدی‬ ‫مدت��ی که حس��نی خ��ود را آماده می‌ک��رد تا قدم‬ ‫بتواند در ای��ن اوضاع نابس��امان اقتصادی‪ ،‬عوارض‬ ‫به بهارس��تان بگذارد ش��ورای ش��هر گ��راش توجه‬ ‫موردنیاز را برای س��ال ‪ 1388‬جمع‌آوری کند سال‬ ‫بیش��تری را جلب کرد‪ .‬ابتدا دو عضو ش��ورا حسین‬ ‫آینده با توجه به تجربه شهری این مهندس عمران‬ ‫حس��ین‌زاده و خسرو حس��ن‌زاده ش��ورای شهر را‬ ‫ترک کردند‪ .‬حس��ین‌زاده به دلیل عدم سکونت در س��عی کرد با پیگیری مساله شهرس��تان ویژه برای شهر گراش می‌تواند حداقل از نظر عمرانی به سطح‬ ‫گراش مجبور به اس��تعفا ش��د و خس��رو حسن‌زاده الرس��تان و شهر شدن چند روس��تای الرستان این مطلوبی برس��د‪ .‬از مهرم��اه نتایج فعالیت ش��هردار‬ ‫پیگی��ری دغدغه‌های فرهنگی و آموزش��ی را دلیل حساس��یت‌ها را کاهش دهد‪ ،‬اما یک سال گذاشت و پیشین نیز به نتیجه رسید و خطوط مینی‌بوس‌رانی‬ ‫اس��تعفا خود خواند‪ .‬هر چن��د عبدالعلی صالحی با هنوز درخواس��ت اصلی مردم گراش از نماینده مردم به عنوان یکی از طرح‌های اصلی محمد نام‌آور آغاز‬ ‫کمال می��ل عضویت در ش��ورا را پذیرفت اما عضو الرستان و خنج در مجلس در کما قرار دارد‪.‬‬ ‫به کار کرد‪.‬‬ ‫باغ‬ ‫در‬ ‫س��ال‬ ‫هش��تم یعنی رحمت مهیایی ترجیح داد تا به شورا در حال��ی که ش��رکت دس��ا از ابتدای‬ ‫پاییز نیز بدون خودکش��ی نگذش��ت و س��ال ‪ 87‬با‬ ‫تا‬ ‫شد‬ ‫رها‬ ‫پروژه‬ ‫پ��ا نگذارد‪ .‬او در این مدت س��کوت کرد و وعده داد ملی فعالیتی نداشت س��رانجام این‬ ‫چهار خودکش��ی ثبت ش��ده از این نظر سال تلخی‬ ‫آن‬ ‫پایان‬ ‫و‬ ‫آغاز‬ ‫چگونگی‬ ‫تا در پایان عمر شورا دلیل خود را برای عدم حضور س��وال‌های بس��یار درباره‬ ‫بود‪ .‬معضلی که کس��ی دوس��ت ندارد از آن سخن‬ ‫در ش��ورای س��وم بیان کن��د‪ .‬بس��یاری دلیل عدم بی‌پاس��خ بماند‪ .‬با استعفای نام‌آور‪ ،‬شورای شهر ابتدا‬ ‫بگوید‪ .‬انگار سال ‪ 87‬که بی‌باران‌ترین سال این دهه‬ ‫حضور را نزدیک��ی مهیایی با نام‌آور ش��هردار وقت مهن��دس تقیه را به عنوان نامزد ش��هرداری معرفی‬ ‫بوده است قرار بود تلخ‌ترین آن نیز باشد‪.‬‬ ‫می‌دانس��تند‪ .‬در آن روزها اختالفات شورای شهر و کرد اما او به دلیل مش��کالت اداری و بازنشس��تگی‬ ‫آذرم��اه و پی��ش آغ��از ماه‌ه��ای ع��زداری فص��ل‬ ‫شهردار گراش اوج گرفته بود و محمد کریمیان تنها نتوانس��ت این مس��ئولیت را بپذیرد‪ .‬چند هفته بعد‬ ‫فعالیت‌های فرهنگی بود‪ .‬پنجمین جش��نواره کل با‬ ‫حامی شهردار در میان اعضای شورا بود‪ .‬شاید برای مهندس قائدی به عنوان ش��هردار آینده معرفی شد‪.‬‬ ‫پایان این اختالف دی��دگاه بود که محمد نام‌آور به مهندس قائدی در انتهای تابستان برای مردم گراش موفقیت فیلمس��ازان گ��راش و رضایت رییس اداره‬ ‫کل ارشاد فارس برپا ش��د‪ .‬یک روز پیش از آن نیز‬ ‫ش��غل معلمی بازگش��ت‪ .‬او حتی پیش‌نهاد ریاست یک هندوانه سربسته بود‪.‬‬ ‫آموزش و پرورش شهرستان خنج را نیز نپذیرفت‪ .‬با پس��ت ‪ 66‬گراش در میانه تابس��تان افتتاح شد ولی ش��اعران و نویسندگان گراش��ی ‪ 10‬سالگی انجمن‬ ‫اس��تعفای او شورای شهر تالش برای یافتن شهردار قطع برق گاه و بی‌گاه تابستان را تابستان‌تر از همیشه خود را جش��ن گرفتند‪ .‬هر چن��د نیامدن کتابخانه‬ ‫را آغاز ک��رد‪ .‬آنان ترجیح دادند برای پیش‌گیری از ک��رده بود‪ .‬هر چند مردم گراش تحمل فراوانی دارند دکت��ر اقتداری به گراش مایه حس��رت برای آینده‬ ‫حرف و حدیث‌ها شهرداری غیربومی را برگزینند‪ .‬اما صنعت‌گر گراشی با ریختن آرد در جلو اداره برق فرهنگی شهر بود‪ .‬برگزاری دعای عرفه در دانشگاه‬ ‫س��فر مقام معظم رهبری به الرس��تان و اس��تقبال اعتراض خود را نشان داد‪ .‬مهمترین مساله اجتماعی با اس��تقبال فراوان مردم همراه ب��ود و همراه با آن‬ ‫مردم از ایشان‪ ،‬صحبت‌های فلسفی در نماز جماعت در این مدت یک آدم‌ربایی دیگر بود‪ .‬رضا مظفرزادگان شب‌نامه‌ای که اهمیت آن دو ماه بعد مشخص شد‪.‬‬ ‫مس��جد صاحب‌الزمان‪ ،‬واگذاری مجموعه ورزش��ی در آخرین روز بهار به ش��کل عجیبی ربوده و مدتی پاییز آبستن حوادثی بود که در فصل بعد به یکباره‬ ‫دکتر محبی به دولت از مهمترین وقایع بهار س��ال بعد از چنگ آدم‌ربایان تا چهارمین آدم‌ربایی گراش شهر را درنوردید‪.‬‬ ‫‪ 1387‬برای مردم گراش بود‪.‬‬ ‫نیز بدون تلفات باشد‪.‬‬ ‫عزیز نوبهار ‪ ‬باگ‪4-‬‬

‫به تيغ قانون‬ ‫اعتماد داشته باشيم‬

‫بحران شديد‬ ‫خنده‌هاي مردم‬

‫در بند سکوت روزگار است گراش‬ ‫تابوت محبتي خمار است گراش‬ ‫بحران شديد خنده‌هاي مردم‪...‬‬ ‫امسال چه سرد و بي‌بهار است گراش‬

‫‪5‬‬

‫‪‬نوشت‌افزار صدرا ‪ ‬نوشت‌افزار سروش ‪ ‬نوشت‌افزار پارسینا ‪ ‬فروشگاه رز‪ ‬فروشگاه مهدی ‪ ‬مرکز خرید خانواده ‪ ‬سوپرمارکت آبشار ‪ ‬سوپرمارکت میالد‪ ‬سوپرمارکت فانوس‬

‫بحران اقتصادي و يا كالهبرداري و يا هر اسمي كه‬ ‫بشود به آن داد واقعيتي است انكار ناپذير كه نبايد‬ ‫آن را دست كم گرفت و از پيامدهاي روحي‪ ،‬رواني‬ ‫و اجتماعي آن غافل ماند و در اين ميان كساني كه‬ ‫نقش پررنگ‌تر و مهم‌تري را بر عهده دارند نخبگان‬ ‫جامعه‪ ،‬مسئولين و روحانيون هستند كه مي‌توانند‬ ‫جامعه را به سوي مسير اصلي سوق دهند‪ .‬از جمله‬ ‫عواملي كه مي‌تواند نقش مهمي داشته باشد عبارت‬ ‫است از‪:‬‬

‫‪ .1‬فرمانداري الرستان‪:‬‬

‫با توج��ه به اينك��ه فرمانداري الرس��تان باالترين‬ ‫مسئول سياس��ي منطقه و نماينده دولت جمهوري‬ ‫اس�لامي در الرس��تان اس��ت و با عنايت به اين كه‬ ‫مجموع��ه فرمان��داري و خصوصاً ش��خص فرماندار‬ ‫خود زودتر احس��اس خطر نموده و اقدام به هشدار‬ ‫و تذكر نمود‪ -‬هرچند تعداد اندكي هش��دار ايش��ان‬ ‫را پذيرفتند‪ -.‬اكنون نيز فرماندار محترم الرس��تان‬ ‫با درك عمق و گس��تره فاجع��ه مي‌تواند با تدبير و‬ ‫سياس��ت و دراي��ت و اطالعاتي ك��ه از قبل در اين‬ ‫زمينه داش��ته‌ اس��ت براي احقاق حقوق مردمي كه‬ ‫فقط از روي اعتماد بيش از اندازه ضربه مالي‪ ،‬روحي‬ ‫و جس��مي خورده‌اند بكوش��د‪ .‬معتقديم كه ايشان‬ ‫مي‌تواند با قدرت سياسي و اجتماعي كه در اختيار‬ ‫داش��ته و تعاملي ك��ه با نيروه��اي امنيتي‪ ،‬قضايي‬ ‫و انتظام��ي و هر نه��ادي كه به اي��ن گونه قضيه‌ها‬ ‫رسيدگي مي‌كند‪ ،‬دارد مردم را از سردرگمي نجات‬ ‫دهد زيرا ايشان اول شخصي بود كه به وظيفه ديني‬ ‫و مل��ي و قانوني خود عمل نموده و هش��دار جدي‬ ‫به مردم داد و با دلس��وزي شخص فرماندار مي‌توان‬ ‫به شائبه‌ها و ش��ايعه‌هاي سياسي كردن پرونده نيز‬ ‫پايان داد‪.‬‬

‫‪ .2‬نماينده مردم الرستان‪:‬‬

‫ايش��ان نقش بس��يار مهم��ي در اين قضي��ه دارد و‬ ‫مي‌توان��د ب��راي ايفاي حق��وق مردم رن��ج ديده از‬ ‫ابزارهايي كه قانون در اختيارش نهاده استفاده بهينه‬ ‫نمايد و اكنون اي��ن وظيفه خطير بر دوش نماينده‬ ‫مردم س��نگيني مي‌كند‪ .‬زيرا وظيفه نمايندگي‌اش‬ ‫ايجاب مي نمايد كه از مردم حوزه انتخابي‌اش دفاع‬ ‫نموده و آنها را از اين مهلكه نجات دهد‪ .‬يقين داريم‬ ‫كه ايشان با دلسوزي كامل پيگير قضاياي فوق‌الذكر‬ ‫ب��وده و نمي‌خواهد خود را از پيگيري مس��اله دور‬ ‫نمايد و با ش��ناختي كه از ايش��ان داريم مي‌فهميم‬ ‫كه او داراي انرژي وافر و دلس��وزي كامل هست و با‬ ‫پيگيري پرونده به شايعات نيز پايان مي‌دهد‪ .‬ايشان‬ ‫بايد در اين مقطع نقش محوري و كليدي را برعهده‬ ‫گرفت��ه و بحران به وجود آمده را با مديريت صحيح‬ ‫كنترل نمايد و در نهايت با ايجاد ارتباطي محكم با‬ ‫محاكم قضايي و قانوني و استفاده از ابزارهاي قانوني‬

‫موجود تالش خود را مضاعف كند و نتيجه تالشش‬ ‫را از طريق دفترش به اطالع اهالي برس��اند‪ .‬اهميت‬ ‫موض��وع را ش��خص نماينده بيش��تر از همه درك‬ ‫نم��وده‪ ،‬زيرا كه اگر اين مش��كل ب��ا درايت و تدبير‬ ‫و با اس��تفاده از مش��اوراني زيرك و از طرق محاكم‬ ‫قضايي و قانوني حل نگردد ممكن اس��ت بدخواهان‬ ‫از اين قضيه استفاده‌هاي سياسي نموده و شخصيت‬ ‫حقيق��ي و حقوقي نمايندگي مجلس را خدش��ه‌دار‬ ‫س��ازند‪ .‬پس مديريت بحران و زيركي در اين قضيه‬ ‫مهمتر از هر چيزي است‪.‬‬

‫‪ .3‬روحانيون و طالب منطقه‬

‫س��ومين گ��روه روحانيون معظم و ط�لاب محترم‬ ‫منطقه هستند كه مي‌توانند نقش مهمي را برعهده‬ ‫بگيرن��د هر چند بعضي از آنه��ا بعد از وقوع واقعه و‬ ‫بروز حادث��ه اقدام به اعالم موضع رس��مي نمودند‪.‬‬ ‫آنها مي‌توانس��تند همگام با فرماندار مساله را براي‬ ‫مردم روشن نمايند‪ .‬ذكر اين نكته ضروري است كه‬ ‫خيلي از افرادي كه در شركت مذكور سرمايه‌گذاري‬ ‫نموده‌ان��د بحث حلي��ت و حرم��ت آن را از بعضي‬ ‫روحانيون ش��هر س��وال نموده و ج��واب گرفته‌اند‪.‬‬ ‫و پ��ل ارتباطي اف��راد با دفاتر مراج��ع عظام تقليد‬ ‫روحانيون ش��هر بوده‌اند‪ .‬هرچند بحث فوق‌الذكر در‬ ‫رابطه با معامله با شركت مذكور برمي‌گشت به نحوه‬ ‫و نوع س��وال از روحانيت محت��رم‪ .‬كما اين كه اگر‬ ‫به چگونگي س��واالت نگاه كنيم نوع جواب ش��رعي‬ ‫يا غير ش��رعي بودن را هم درمي‌يابيم‪ .‬چون مرجع‬ ‫اصلي سواالت سرمايه‌گذاران همان روحانيت محترم‬ ‫حاضر در ش��هر بوده‌اند و تا زم��ان بروز حادثه هيچ‬ ‫كدام موضعي قاطع و روش��ن و آش��كار نداشته‌اند‪.‬‬ ‫نگارنده در رابطه با حليت و يا حرمت مساله سخني‬ ‫ندارد چه اين كه اين يك مس��ئله فقهي بوده و بايد‬ ‫كارشناسان مذهبي آن را موشكافي نموده و با دقت‬ ‫بيشتر به آن پاسخ گويند‪ .‬قابل ذكر است اكنون كه‬ ‫اموال مردم از بين رفته و در چنگال افراد س��ودجو‬ ‫افتاده اس��ت بحث نجات س��رمايه‌ها و دس��تگيري‬ ‫متهم��ان و مجرمان و كمك به افراد آس��يب ديده‬ ‫مهم‌تر اس��ت از بحث‌هاي شبهه‌آميز و ترديدبرانگيز‬ ‫و ب��ه نظر مي‌آيد كه ام��روز هيچ مصلحتي باالتر از‬ ‫احقاق حقوق مردم وجود نداش��ته باشد‪ .‬نكته دوم‬ ‫اي��ن كه اين گروه مي‌تواند با راهنمايي‌هاي اخالقي‬ ‫خوي��ش از بر��ز و رواج ش��ايعات جلوگيري نمايند‪.‬‬ ‫چون شايعات بار رواني س��نگين و اضطراب‌آميزي‬ ‫را بر دوش آسيب‌ديدگان تحميل كرده و پيامد‌هاي‬ ‫روحي رواني و اجتماعي جبران‌ناپذيري را بر روحيه‬ ‫افراد مي‌گذارد و اين اثر منفي بر روي قش��ر خاصي‬ ‫از جامع��ه نبوده زي��را از هر گروه و قش��ري از باال‬ ‫تا پايين در ش��ركت مذكور س��رمايه‌گذاري نموده‬ ‫و م��ال خود را از دس��ت داده‌ان��د و نمي‌توان اثرات‬ ‫آن را فق��ط ب��ر روي گروه خاص��ي از جامعه ديد و‬

‫زمستان است‬

‫بیست و شش دی‌ماه گراش رنگ یک زمستان واقعی‬ ‫گرفت‪ .‬بعد از س��ال‌ها برف بر کوه س��یاه نشست تا‬ ‫گروهی از مردم از این فرصت کوتاه برای کوهپیمایی‬ ‫اس��تفاده کنن��د و عده‌ای حتی از ای��ن فرصت برای‬ ‫درآمدزایی و فروش برف سود ببرند‪.‬‬ ‫دهه محرم چون هر س��ال پرش��ور و حرارت برگزار‬ ‫ن امام را ش��لوغ‬ ‫ش��د‪ .‬حضور هیات‌های جدید خیابا ‌‬ ‫و ش��لوغ‌تر کرده بود‪ .‬اما مسایل مطرح شده و پخش‬ ‫س��ی‌دی بر علیه فرقه نعمت‌اللهی در ش��هر‪ ،‬محرم‬ ‫امس��ال را باز ه��م متفاوت کرد‪ .‬با متانت دو س��وی‬ ‫جریان و البته فرارس��یدن موج بحران اقتصادی این‬ ‫اختالف دیدگاه‌های مذهبی به مس��اله‌ای اجتماعی‬ ‫تبدیل نشد‪.‬‬ ‫خبر دریافت جایزه معتبر س��یمرغ شعر فجر توسط‬

‫صادق رحمانی به پاس بیست و سه سال تالش ادبی‬ ‫نی��ز یکی از مهم ترین خبرهای فرهنگی این ش��هر‬ ‫بود‪ .‬نخس��تین کتاب او با عنوان «با همین واژه‌های‬ ‫معمولی» و آخرین اثر او «در این ش��ب آهسته» نام‬ ‫دارد‪ .‬انار و بادگیر به گویش گراشی سه بار چاپ شده‬ ‫و مورد استقبال محافل علمی و دانشگاهی است‪.‬‬ ‫بی‌تردید مهمترین خبر س��ال‪ 12 ،‬بهمن‌ماه منتشر‬ ‫ش��د‪ .‬اگر چه در ‪ 19‬آذرماه با انتش��ار ش��ب‌نامه‌ای‬ ‫گروهی درباره فعالیت‌های مشکوک اقتصادی هشدار‬ ‫داده بودند و فرماندار الرس��تان نیز این فعالیت‌ها را‬ ‫مشکوک دانس��ت‪ .‬اما وسوسه سود‌های کالن برخی‬ ‫را حت��ی در این فاصل��ه دو ماهه گرفت��ار کرد تا در‬ ‫بهمن ماه‪ ،‬بهمن این خبر تمام شهر را بپوشاند‪ .‬هنوز‬ ‫سرمای بهمن فرود آمده در شهر دیده می‌شود‪.‬‬ ‫با دمیدن اولین گل‌های س��فید در دشت باال و سبز‬ ‫ش��دن ترش��ه‌ها در تنگ آب‪ ،‬مردم به دنبال خبری‬ ‫هس��تند که بهار را برای آن‌ها هدیه بیاورد‪ .‬اما گویی‬ ‫این زمستان تن ش��هر را زخمی کرده است و التیام‬ ‫این درد احتیاج به چند بهار دیگر دارد‪.‬‬

‫صحبت نو‪:‬در حالی که با خبر تایید نشده‌ی‬ ‫دس�تگیری دکتر ن�ون زلزل�ه‌ی اقتصادی در‬ ‫گ�راش وارد وضعی�ت ت�ازه‌ای ش�ده اس�ت‬ ‫پ�س لرزه‌ه�ای این بح�ران همچن�ان ابعاد‬ ‫گسترده‌تری به خود می‌گیرد‪ .‬عزیز نوبهار که‬ ‫خود با رخدادهای اخیر از نزدیک آگاه است‪،‬‬ ‫زوایای مختلف این مس�ئله را واشکافی کرده‬ ‫اس�ت‪ .‬آنچه در این گفتار آمده اس�ت‪ ،‬صرفا‬ ‫دیدگاه ایشان است و نظر رسمی صحبت نو‬ ‫نیست‪.‬‬

‫همچني��ن مي‌دانيم كه خيل عظيم��ي از مردم در‬ ‫اين كار درگير هس��تند‪ .‬بايد آنه��ا را دريافت و اين‬ ‫وظيفه‌ي خطبا و وعاظ و روحانيون ش��هر است که‬ ‫مردم را یاری کنند‪.‬‬ ‫هس��تند و آسيب‌هاي آن متوجه اين قشر از جامعه‬ ‫است‪ .‬اين گروه بايد در اولين قدم صبر را پيشه خود‬ ‫ساخته و با عدم توجه به شايعات از رواج و گسترش‬ ‫‪ .4‬سرمايه‌پذيران‬ ‫گروه بعدي افرادي هس��تند كه اموال مردم را تحت ش��ايعه و تهمت و تهديد عليه گروه قبل و ديگران‬ ‫عنوان سرمايه‌گذاري دريافت نموده‌اند‪ .‬ما مي‌دانيم خودداري كنند‪ ،‬زيرا با اين گونه فش��ارها فقط خود‬ ‫كه افراد بومي هيچ‌گونه س��وء نيت قبلي نداش��ته و را عصب��ي كرده و تمركز گ��روه پيگيري‌كننده را بر‬ ‫ندارند‪ .‬اين‌ها بايد از جان‌مايه بگذارند و بكوش��ند تا هم مي‌زنند و مساله پيچيده‌تر مي‌شود‪ .‬مي‌دانيم كه‬ ‫از مس��يرهاي قانوني و محاكم قضاي��ي پيگير امور حق با گروه فوق‌الذكر است و اموال‌شان از بين‌رفته‬ ‫ب��وده و با تش��كيل تيمي ق��وي‌ از وكالي مجرب و ام��ا بايد زمان كافي به س��رمايه‌پذيران داده و خود‬ ‫متخص��ص در ام��ور اقتص��ادي ب��ه اضاف��ه وكالي نيز منتظر نتيجه اقدامات قانوني در محاكم قضايي‬ ‫دلس��وز فعلي پس از دس��تگيري متهمان در نهايت باش��ند‪ .‬بر هيچ كس پوش��يده نيس��ت كه حل اين‬ ‫براي زنده‌كردن حقوق خود و مالباختگان تالش��ي مش��كل به زمان كافي و اطالعات واثق نياز داشته و‬ ‫ش��بانه‌روزي نموده و در اين راه از هيچ كوشش��ي فقط توس��ط مراجع قانوني و محاكم قضايي امكان‬ ‫فروگ��ذاري نكنن��د و بدانند كه مس��ئوليت عودت پذير است‪ .‬بايد از اظهار نظرهاي عجوالنه و شتاب‬ ‫س��رمايه‌هاي مردم بر دوش‌شان سنگيني مي‌كند و زده بپرهيزيم و ش��ان و منزلت افراد جامعه را حفظ‬ ‫سرمايه‌گذاران فقط براساس اعتماد و حسن شهرت كني��م و به تيغ تيز قانون اعتماد داش��ته باش��يم و‬ ‫و سابقه نيك‌ش��ان بوده كه سرمايه‌هاي خود را به يقين داريم كه سيس��تم قضاي��ي دولت جمهوري‬ ‫دست آنها سپرده‌اند‪ .‬اين گروه بايد تمركزشان را از اس�لامي حامي حقوق مردم بوده و پرونده‌هايي به‬ ‫دس��ت نداده و از بحث‌ه��اي انحرافي و راه‌‌حل‌هاي مراتب بزرگ‌تر و س��نگين‌تر از اين را با حوصله حل‬ ‫ناموفق اجتماعي دوري جس��ته و با هماهنگي بين نموده و مجرمان را به س��زاي اعمالش��ان رسانيده‬ ‫خودش��ان و مش��ورت ب��ا وكالي مجرب مس��اله را اس��ت‪ .‬پس بر م‌ا اس��ت كه به اين سيس��تم اعتماد‬ ‫نماييم و پس از تالش‌هاي قانوني بدانيم كه به قول‬ ‫پيگيري نمايند‪.‬‬ ‫ش��ريعتي‪ «:‬حوادث انس��ان‌هاي بزرگ را متعالي و‬ ‫‪ .5‬سرمايه‌گذاران‬ ‫انسان‌هاي كوچك را متالشي مي‌كند‪»...‬‬ ‫و اما آخرين گروه خيل عظيم سرمايه‌گذاران بزرگ و در نهاي��ت از درگاه خداوند متعال نيز اس��تمداد‬ ‫و كوچكي اس��ت كه بر اس��اس اعتماد سرمايه‌هاي طلبيده كه همه چيز به دست تواناي او حل شدني‬ ‫خ��ود را در اي��ن راه ق��رار داده و در مرك��ز بحران است و خود را به او مي‌سپاريم‪.‬‬

‫‪ ‬باگ‪2-‬‬

‫صدای نارسای‬ ‫مال‌باختگان در‬ ‫فضای رسانه‌ها‬

‫صحب�ت نو‌‪ :‬در حالی که نزدی��ک ‪ 20‬روز از آغاز‬ ‫بحران می‌گذش��ت جهان‌نیوز نخستین خبرگزاری‬ ‫اینترنتی بود که با تیت��ر « کالهبرداری میلیاردی‬ ‫یک چهره با نفوذ در اس��تان ف��ارس» این خبر را‬ ‫منتش��ر کرد‪ .‬در خبر جهان‌نی��وز با ذکر نام متهم‬ ‫و ش��رکت‪ ،‬مبل��غ‬ ‫حدود ‪ 300‬میلیارد‬ ‫تومان از حدود ‪20‬‬ ‫ه��زار نفر به عنوان‬ ‫برآورد اولیه نوشته‬ ‫شده است‪ .‬هر چند که جهان‌نیوز منبع خبری خود‬ ‫را ننوش��ته اس��ت اما «بنا به اخبار رسیده از منابع‬ ‫محلی هم اکنون وضعیت در ش��هر گراش بحرانی‬ ‫اس��ت و حدود ‪ 70‬درصد جمعیت این ش��هر که از‬ ‫مال باختگان هس��تند‪ ،‬با تجمع در مقابل نهادهای‬ ‫مختلف خواس��تار رس��یدگی فوری به این پرونده‬ ‫هس��تند‪ ».‬از سوی دیگر در خبر جهان نیوز به این‬ ‫مساله اشاره شده است که « متهم اصلی این پرونده‬ ‫پیش از ای��ن در ماجرای کالهبرداری ‪ 8‬میلیاردی‬ ‫روان��ه زندان ش��ده بود که با تقدیم وثیقه توس��ط‬ ‫یکی از مس��ئولین مطرح کش��ور آزاد شد‪ .‬وی که‬ ‫هم اکنون متواری اس��ت در دادگاه ویژه روحانیت‬ ‫خلع لباس ش��ده و از وی به عنوان اصلی‌ترین فرد‬ ‫در کالهبرداری مذکور نام برده می ش��ود‪ ».‬این دو‬ ‫مس��اله در بازتاب‌های بعدی خبر توس��ط سایت‌ها‬ ‫و وبالگ‌های دیگر‬ ‫بس��یار برجس��ته‬ ‫ش��ده بود‪ .‬به ویژه‬ ‫وبالگ‌های خارج‬ ‫از کش��ور به خل��ع لب��اس مته��م در دادگاه ویژه‬ ‫روحانیت توجه زیادی داشتند‪.‬‬ ‫بعد از انتش��ار خبر در جهان‌نیوز س��ایت‌های فردا‬ ‫نیوز‪ ،‬بازتاب آنالین‪ ،‬رجا نیوز‪ ،‬خبر آنالین‪ ،‬ارم نیوز‬ ‫و س��ایت روزنامه قدس تقریباً همان خبر را منتشر‬ ‫کرده و با توجه به مش��ی خود تیترهای مختلفی را‬ ‫انتخاب کردند‪.‬‬ ‫روزنامه‌ه��ای کیهان‪ ،‬ق��دس‪ ،‬تحلی��ل روز و خبر‬ ‫جن��وب‪ ،‬خب��ر را‬ ‫از ق��ول احم��د‬ ‫سیاوش‌پور رییس‬ ‫کل دادگس��تری‬ ‫استان فارس منتشر کردند‪ .‬در خبر آمده بود‪« ‌:‬در‬ ‫خصوص برخی اخبار منتش��ره مبنی بر ارتباط این‬ ‫فرد با برخی مس��ئوالن گفت‪ :‬این موضوع در حال‬ ‫بررس��ی اس��ت‪ ».‬که البته در روزهای بعد‪ ،‬خبر از‬ ‫سوی دفتر رییس‌کل دادگستری تصحیح شد‪.‬‬ ‫از میان خبرگزاری‌های نیمه رسمی تنها خبرگزاری‬ ‫مهر به انعکاس این خبر پرداخت و ش��نیده شد که‬ ‫ایرنا نیز خبر را در همان روزهای ابتدایی از طریق‬ ‫تلکس ویژه منتشر کرده است‪.‬‬ ‫با انتش��ار ش��ایعه دس��تگیری متهم اصلی پرونده‪،‬‬ ‫جهان‌نی��وز این خبر را منتش��ر کرد‪ .‬خبر مثل خبر‬ ‫نخس��تین دوب��اره ب��ه‬ ‫ش��کل‌های مختلف در‬ ‫سایت‌های با گرایش‌های‬ ‫سیاس��ی متفاوت بازتاب یافت‪ .‬برخی از وبالگ‌ها به‬ ‫ارتباط متهم با بزرگترین دانش��گاه خصوصی تاکید‬ ‫کرده و سعی داشتند این مساله را برجسته نمایند و‬ ‫الگ‌ها که بیشتر در خارج از‬ ‫در کنار آن برخی از وب ‌‬ ‫کش��ور قرار دارند به پرونده پیشین متهم در دادگاه‬ ‫وی��ژه روحانیت توجه نش��ان داده‌ان��د‪ .‬البته باز هم‬ ‫مش��خص نشد این خبر یا ش��ایعه از کدام منبع در‬ ‫اختیار جهان‌نیوز قرار گرفته است‪ .‬شایعه دستگیری‬ ‫نجفی از سوی یک مقام انتظامی در وبالگ صحبت‌نو‬ ‫ویژه گراش تکذیب شد‪.‬‬ ‫گراش‌ف��ردا از جمله وبالگ‌هایی بود که در پی بحران‬ ‫اقتص��ادی فعالیت خود را آغاز کرد‪ .‬یکی از بخش‌های‬ ‫اصلی ای��ن وبالگ رصد ک��ردن بازتاب‌ه��ای خبری‬ ‫واقعه در نشریات و فضای اینترنت است‪ .‬با مراجعه به‬ ‫آرشیو وبالگ می‌توانید به خوبی از نگاه‌های متفاوت و‬ ‫برداشت‌های رسانه‌های گوناگون مطلع شد‪.‬‬ ‫خبرهای منتشر شده در فضای رسانه‌ها تاکنون با توجه‬ ‫به ابعاد قضیه بسیار کم و محدود بوده است و هیچ‌کدام‬ ‫از این اخبار از طریق منابع دست اول و رسمی منتشر‬ ‫نش��ده است‪ .‬و معموالً سایت‌های مختلف یک خبر را‬ ‫دست به دست می‌کنند بدون آن که به دنبال تایید یا‬ ‫تکذیب آن باشند‪ .‬به همین دلیل نمی‌توان گفت این‬ ‫فرم خبررسانی تاثیری در روند پیگیری پرونده داشته‬ ‫باشد‪ .‬اما می‌تواند مردم را کمی امیدوار کند که صدای‬ ‫دادخواهی آنان به گوش رسیده است‪ .‬��دایی ضعیف‬ ‫که در فضای رسانه‌ها گم و نارسا است‪.‬‬ ‫‪ ‬باگ‪5-‬‬

‫با سرشاخه‌ها چه باید کرد؟‬

‫دوبی ‪ -‬سیف اهلل زارعیان ‪ :‬علی‌رغم تذکرات‬ ‫پیدا و پنهان برخی مردم و مس��ئوالن و روحانیون‪،‬‬ ‫فقط پس از متواری ش��دن دکتر نون‪ ،‬متهم ردیف‬ ‫اول‪ ،‬همشهریان عزیز متوجه شدند که چه کالهی‬ ‫گشادی سرشان رفته است‪ .‬در سیزدهم بهمن بود‬ ‫که س��رمایه‌گزاران تازه به فکر چ��اره افتادند که‬ ‫چگونه این خس��ارت عظیم را جب��ران کنند‪ .‬البته‬ ‫به جز حیرانی و س��ردرگمی چی��ز دیگری نصیب‬ ‫آنان نشد‪ .‬در این جا این سوال اساسی مطرح است‬ ‫که آی��ا واقعا تجارتی در کار ب��وده یا همه چیز بر‬ ‫اس��اس ترفن��د و فریب‌کاری بوده اس��ت و امضای‬ ‫قرارداده��ای میلیاردی که در قالب خرید و فروش‬ ‫مث ً‬ ‫ال آهن‪ ،‬س��یمان‪ ،‬طال فقط نقش��ه‌ای برای خام‬ ‫کردن مردم بوده و بس‪.‬‬ ‫چنان‌که گفته می‌ش��ود حتی سرشاخه‌ها نیز واقعا‬

‫نمی‌دانس��تند ک��ه کاالی��ی برای خری��د و فروش‬ ‫در کار نب��وده اس��ت و تنها و تنه��ا قراردادها فقط‬ ‫لعابی از تجارت داش��ته و س��ودهای سرشاری که‬ ‫به حس��اب آنها واریز می‌ش��ده است از جیب خود‬ ‫و دیگر دوستان‌ش��ان بوده است و نه چیز دیگری‪.‬‬ ‫البته این موضوع برای همگان روشن است و الزم‬ ‫به توضیح نیست‪.‬‬ ‫اصل مطلب این اس��ت که چ��را و چگونه بعضی از‬ ‫سرش��اخه‌های اصلی یک ماه یا کم��ی زودتر و یا‬ ‫دیرتر با زیرکی دس��ت خود را از این ماجرا بیرون‬ ‫کش��یده و به جمع آوری اسناد و چک‌هایی که به‬ ‫اف��راد داده بودند‪ ،‬اقدام کرده و با بی‌رحمی کالهی‬ ‫ک��ه بر سرش��ان رفته بود‪ ،‬بر س��ر دوس��تان خود‬ ‫گذاش��ته و ظاهرا ً خود را بی‌گناه و مبرا س��اختند‪.‬‬ ‫اکنون این سوال مطرح است که تکلیف به اصطالح‬

‫س��ودهایی که به حساب این آقایان واریز شده چه‬ ‫خواهد شد؟ شما بگویید با این افراد چه باید کرد‪.‬‬


‫جامعه نو ‪4‬‬

‫‪ ‬الر‪ :‬کتابفروشی رسالت ‪ ‬الر‪ :‬مطبوعات فرهنگ ‪ ‬اوز‪ :‬مطبوعات پرسپولیس ‪ ‬اوز‪ :‬کریما ‪ ‬خنج‪ :‬کتابخانه عمومی خنج ‪ ‬جویم‪ :‬کتابخانه عمومی ‪ ‬فداغ ‪ ‬ارد‬

‫جوابیه ‪‬‬ ‫از‪ :‬فرماندهی انتظامی شهرستان الرستان‪ -‬معاونت‬ ‫اجتماعی‬ ‫سالم علیکم‬ ‫با احترام به اس��تحضار می‌رساند صحبت‌نو گراش در‬ ‫شماره ‪ 27‬نیمه اول دی‌ماه ‪ 1387‬در صفحه ‪ 5‬اقدام‬ ‫ب��ه چاپ مصاحبه‌ای نموده که فرد مصاحبه‌ش��ونده‬ ‫مامورین راهنمای��ی و رانندگی را به عنوان مجرمانه‬ ‫اخد رش��وه منتسب‪ ،‬لذا نظریه این که صراحت ماده‬ ‫‪ 697‬قانون مجازات اس�لامی انتساب یکی از عناوین‬ ‫مجرمان��ه به افراد را مش��مول مج��ازات و همچنین‬ ‫انتشار به قصد اضطرار و تش��ویش اذهان عمومی را‬ ‫در ماده ‪ 698‬قانون مجازات پیش‌بینی نموده اس��ت‪.‬‬ ‫به اطالع می‌رس��اند انتش��ار آن توسط مدیر مسئول‬ ‫روزنامه مذکور ضمن این که قابل پیگیری در مراجع‬ ‫قضایی می‌باش��د تش��ویش اذهان عموم��ی و ضرور‬ ‫معنوی به حیثیت‪ ،‬صداقت و ماموریت ناجا نیز موثر‬ ‫که می‌تواند موجبات بدبینی مردم نسبت به عملکرد‬ ‫مامورین ناجا را به همراه داش��ته باشد و تکرار و لوث‬ ‫شدن در انتساب و انتشار این عناوین بی‌پایه و اساس‬ ‫این توهم را در افراد متخلف به وجود می‌آورد که در‬ ‫زمان نقض مقررات در مقابل اعمال قانون مامورین به‬ ‫پیش‌نهاد رش��وه فکر کنند که رواج این تفکر و باب‬ ‫ش��دن موضوع امنیت جامعه و ماموریت مامورین را‬ ‫به مخاطره می‌اندازد لذا مدیر مسئول محترم روزنامه‬ ‫مذکور در س��ه ش��ماره متوالی ضمن عذرخواهی از‬ ‫مامورین ناجا تکذبیه مطلب را درج و انتشار نماید در‬ ‫غی��ر این صورت با عنایت به مواد ‪ 697‬و ‪ 698‬قانون‬ ‫مجازات اسالمی بر علیه مدیر مسئول روزنامه مذکور‬ ‫در مراجع قضایی ش��کایت و پیگیری قانونی به عمل‬ ‫خواهد آورد‪ .‬خواهشمند است دستور فرمایید اقدامات‬ ‫انجام شده را به این معاونت ارسال نمایند‪.‬‬

‫صحب�ت ن�و ضم�ن ع�رض احت�رام ب�ه هم�ه‬ ‫خدمتگ�زاران نی�روی انتظامی‪ ،‬ب�ه دلیل تکدر‬ ‫خاطر ای�ن عزیزان پوزش می‌طلب�د‪ .‬امید که با‬ ‫انع�کاس تالش‌ه�ای صادقانه پرس�نل این نیرو‬ ‫بتوانی�م بخش�ی از این ک�دورت ناخواس�ته را‬ ‫بزداییم‪.‬‬

‫صحبت شما ‪‬‬ ‫‪2229970‬‬

‫‪ :091798‬مي‌خواهيم بدانيم چرا افراد كالهبردار‬ ‫با اس��م‌هاي نون و ش��ين ن��ام برده ش��ده‌اند فكر‬ ‫نمي‌كنيد هريك اين افراد بايد در جامعه ش��ناخته‬ ‫شوند تا بيش��تر از اين کالهبرداری‌ها نكنند؟ چرا‬ ‫كه اين‌ها بودند كه در‌گيري و هرج‌و مرج در شهر‬ ‫به‌وجود آوردند طوري‌كه شهرمان اكنون هيچ‌گونه‬ ‫امنيتي ندارد و دچار بحران اقتصادي شده است‪.‬‬ ‫‪‬صحب�ت نو‪ :‬از نظر حقوق��ی و قضایی تا جرم‬ ‫یک فرد حتی اگر قتل باش��د اثبات نشود نمی‌توان‬ ‫نام او را منتش��ر کرد‪ .‬محدودی��ت قانونی ما را در‬ ‫انعکاس این خبر بپذیرید‪.‬‬ ‫ش�هروند‪ :‬واقعاً كه خيلي مسخره هست‪ .‬نزديك‬ ‫به دو س��اله كه س��رمايه‌گذاري در گراش صورت‬ ‫گرفته ومردم در اين مدت سود‌هاي كالني دريافت‬ ‫مي‌كردند‪ .‬اكنون كه اي��ن بحران پيش آمده آقاي‬ ‫حس��ني اظهار دارند كه از س��ه م��اه پيش مطلع‬ ‫شده‌اند كه اين سرمايه‌گذاري به اسم حسني تمام‬ ‫شده است و يا حاج آقا اظهار دارند كه از چهار ماه‬ ‫پيش مي‌گفتند اين كار حرام است‪ .‬واقعا تا اين حد‬ ‫بايد اطالع‌رساني ضعيف باشد كه نماينده ما بگويد‬ ‫كه از سه ماه پيش با‌‌خبر شده‌ام اگر چنين چيزي‬ ‫واقعي��ت دارد چ��را زودتر به مردم اع�لام نكردند‬ ‫ك��ه آن‌هايي كه تنها يك‌ هفته قب��ل از اين اتفاق‬ ‫پول‌هايش��ان را ك��ه به زحمت به دس��ت آوردند و‬ ‫اصال هم هيچ‌ سودي دريافت نكرده‌اند از اين اقدام‬ ‫منصرف كنند‪.‬‬ ‫‪‬صحب�ت ن�و ‪ :‬مس��ئوالن محترم‪ ،‬نش��ریه را‬ ‫می‌خوانند و پاسخ الزم را خواهند داد‪.‬‬ ‫ش�هروند‪ :‬با توجه به مشكالت مردم‪ ،‬شهردار در‬ ‫تاري��خ ‪ 87/12/11‬خود به مرخصي كاري رفته كه‬ ‫ب��ا مرخصي مذك��ور بقيه‌ي كارمندان ش��هرداري‬ ‫مرخصي گرفته‌اند و حال به مش��كالت مردم كجا‬ ‫بايد رسيدگي شود‪.‬‬ ‫ش�هروند‪ :‬به‌جاي اين كه هر‌چه سريع‌تر اقدامي‬ ‫ج و مرج در ش��هر‬ ‫انج��ام بدهند ت��ا درگيري و هر ‌‬ ‫به‌وجود نيايد حرف زور هم مي‌ش��نويم مي‌گويند‬ ‫چرا با بزرگ‌ترهاي ش��هر مش��ورت نكرده‌ايد وقتي‬ ‫آقايان مسن‪ ،‬باتجربه و باشخصيت از‌جمله مهندس‪،‬‬ ‫دكت��ر و‪ ...‬راس آن كار بودن��د هر‌كس ديگري هم‬ ‫جاي ما بود وارد اين س��رمايه‌گذاري مي‌شد‪ .‬االن‬ ‫ديگر با اين وضعيتي كه پيش آمده‪ ،‬حتي به چشم‬ ‫خودم��ان نيز اعتماد نداريم چه برس��د بخواهيم با‬ ‫اين‌گونه افراد هم مشورت كنيم‪.‬‬ ‫شهروند‪ :‬قصد مزاحمت نداشتم ولي مي‌خواستم‬ ‫انتقادي از شما داشته باشم‪ .‬انتقاد درباره آگهي‌هاي‬ ‫صفحه آخر دارم‪ .‬تقريبا نصف صفحه آخر را تبليغات‬ ‫چاپ كرده‌ايد‪ .‬به نظر م��ن لزومي ندارد تبريك يا‬ ‫تسليت به يك نفر چند جاي صفحه چاپ شود‪ .‬يا‬ ‫كل صفحه تبليغ بستني باشد‪.‬‬ ‫‪‬صحبت نو‪ :‬درج آگهی بخش��ی از فعالیت‌های‬ ‫مطبوعاتی اس��ت‪ .‬نش��ریات برای این ک��ه بتوانند‬ ‫هزینه‌های خود را تامین کنند سی تا پنجاه درصد‬ ‫فض��ای خود را ب��ه تبلیغات اختص��اص می‌دهند‪.‬‬ ‫صحبت نو از محدود نش��ریات محلی که به سختی‬ ‫ی جذب کند‪ .‬شما هم می‌توانید برای‬ ‫توانسته آگه ‌‬ ‫تبریک به دیگران به جای شیوه‌های دیگر از تبریک‬ ‫در مطبوعات که ماندگارتر است استفاده کنید‪.‬‬ ‫يوس�ف اس�دي الري‪ :‬با رس��يدن ن��وروز چرا‬ ‫ش��هرداري به پارك الله مثل س��ال‌هاي گذش��ته‬ ‫رس��يدگي نمي‌كند؟ با وج��ود مهمانان نوروزي در‬ ‫ايام عيد اين مشكل زيبنده شهر گراش نمي‌باشد‪.‬‬ ‫شهروند‪ :‬چرا شهرداري براي جمع‌آوري متكديان‬ ‫از سطح شهركاري انجام نمي‌دهد؟ چند ماهي است‬ ‫ك��ه اين افراد به‌وس��يله‌ي وانت در بلوار س��عادت‬ ‫پياده مي‌ش��وند و بعد از جم��ع‌آوري پول‌هايي كه‬ ‫از راه گدايي به دس��ت آورده‌اند ساعت هشت شب‬ ‫در اين بلوار جمع‌ مي‌ش��وند و به وس��يله وانت به‬ ‫جاي خودش��ان انتقال داده مي‌شوند‪ .‬از شهرداري‬ ‫خواهش داريم در اين زمينه اقدامي بفرمايند‪.‬‬

‫راضيه يوسفي‬

‫‪ ‬کوچه به کوچه‬

‫نیاز شهرک شهید بهشتی؛ آباد شدن پارک‌های محله‌ای‬

‫سال ‪ ،1360‬دويست و پنجاه قواره زمين‬ ‫‪ 360‬مت��ري ه��ر کدام ب��ه مبلغ ‪4320‬‬ ‫تومان با همکاري بنياد مس��کن و تاييد‬ ‫آقاي��ان حس��ن حس��ن‌زاده‪ ،‬محمدعلي‬ ‫حس��ين زاده و حسن محسني به مردم‬ ‫واگذار ش��د که فاز اول ش��هرک ش��هيد‬ ‫بهش��تي را به‌وج��ود آورد‪ .‬ف��از دوم و‬ ‫سوم ش��هرک زير نظر س��ازمان زمين و‬ ‫شهر‌سازي به مردم واگذار شد‪.‬‬ ‫از س��اکنين قديمي اين شهرک مي‌توان‬ ‫از آقايان علي صيادي‪ ،‬محمد عباس‌زاده‪،‬‬ ‫ابوالحس��ن کريم‌زاده‪ ،‬زينل پورشمسي‪،‬‬ ‫محمد صديقي نام برد‪.‬‬ ‫از بيمارس��تان اميرالمومني��ن (ع) ک��ه‬ ‫رد ش��ديم ب��ه بل��وار ش��هيدان بن��دي‬ ‫مي‌رس��يم‪ .‬س��مت چپ بلوار خانه‌هاي‬ ‫نوس��از و س��اختمان‌هاي نيم��ه کاره به‬ ‫چش��م مي‌خورد‪ .‬بعد از خيابان ذوالفقار‬ ‫به بلواري در دس��ت س��اخت مي‌رسيم‪.‬‬ ‫مغازه کوچک آق��اي طالبي که خانمش‬ ‫اهل کش��ور مصر اس��ت در اين خيابان‬ ‫ق��رار دارد‪ .‬بعد از خيابان‌ه��اي ذوالفقار‬ ‫به خيابان‌هاي عدالت مي‌رسيم‪ .‬بوستان‬ ‫ياران فضاي تفريحي و ورزش��ي زيبايي‬ ‫دارد ک��ه هن��وز زيبا س��ازي آن تکمیل‬ ‫نشده اس��ت‪ .‬چند متر جلوتر به ترمينال‬ ‫مسافربري مي‌رسيم‪.‬‬ ‫آن‌س��وتر بلوار مالصدرا است که پیش‌تر‬ ‫س��اخته شده است‪ .‬اولين نکته‌اي که در‬ ‫بلوار مالصدرا به چش��م مي‌خورد فضاي‬ ‫س��بز نابه‌هنجار بلوار است که به تازگي‬ ‫دس��تي بر آن کشيده ش��ده است‪ .‬ولي‬ ‫هن��وز ج��اي کار زي��ادي دارد‪ .‬يکي از‬ ‫اهال��ي بلوار می‌گوید‪ :‬بع��د از تند بادي‬ ‫که اخيرا ً وزيد برق ش��هر خاموش شد و‬ ‫هنوز اين تاريکي و خاموشي در این بلوار‬ ‫ادامه دارد‪ .‬ش��ايد بعد از ب��روز حادثه‌اي‬ ‫تلخ‪ ،‬مسولين در رفع اين مشکل چاره‌اي‬ ‫بينديشند‪.‬‬ ‫اول بل��وار مالص��درا‪ ،‬س��م�� راس��ت‬ ‫قديمي‌ترين س��وپرمارکت که مربوط به‬

‫آق��اي کرباليي محمد آذربار اس��ت قرار خيابان‌ها و بلوارهاي اين منطقه اس��ت‪ .‬برعهده دول��ت و نصف برعهده اهالي آن‬ ‫دارد ک��ه ب��ه گفته‌ي خودش ‪ 14‬س��ال خانم��ي که دخترش يک��ي از محصلين کوچه اس��ت که تقريبا ‪ 320000‬تومان‬ ‫پي��ش‪ ،‬زماني که بلوار آس��فالت نبود در راهنمايي امام حسن عسکري(ع) است‪ ،‬مي‌شود‪ .‬پرداخت اين هزينه براي بعضي‬ ‫اي��ن محل کار خود را آغاز کرده اس��ت‪ .‬گفت‪ :‬قبل از آسفالت شدن اين منطقه‪ ،‬از خانوارها مشکل و گاه غير ممکن است‬ ‫جلوتر که برويم روبه‌روي س��وپرمارکت مش��کالتي در رفت وآمد س��اکنين اين که در اين رابطه بايد چاره‌اي انديشيد‪.‬‬ ‫آق��اي ش��يرين‌بيان مکاني ب��راي پارک ش��هرک‪ ،‬به ويژه محصلین‪ ،‬مخصوصاً در در خیابان بين دو مدرسه راهنمايي امام‬ ‫محل��ه در نظ��ر گرفته ش��ده اس��ت که روزهاي باراني وجود داش��ت که با اقدام حسن عسکري(ع) و شاهد که به تازگي‬ ‫سال‌هاس��ت دس��ت نخورده باقي مانده اخير ش��هردار محترم‪ ،‬آقاي قائدي‪ ،‬اين آسفالت شده است وارد مي‌شويم‪ .‬سمت‬ ‫است‪ .‬خانم خانه‌داري که مشغول خريد مش��کل از بي��ن رفت و از تالش ش��بانه چ��پ‪ ،‬خيابان ع��روج پنج زمين نس��بتاً‬ ‫از س��وپرمارکت ب��ود گف��ت‪ :‬چه خوب روزي آقاي شهردار و کارکنان شهرداري وس��يع متعلق ب��ه آقاي رحم��ت ديانت‬ ‫مي‌ش��د اين پارک محله رونق مي‌گرفت‪ .‬قدرداني کرد‪.‬‬ ‫ق��رار دارد که هيات زنجيرزني عاش��قان‬ ‫هم فضاي مناس��بي براي تفريح کودکان آق��اي م‪ .‬ق در مورد آس��فالت کوچه‌ها سيدالشهدا(ع) مراس��م عزاداري خود را‬ ‫بود‪ .‬هم بهانه‌اي براي دور هم بودن اهالی چني��ن گف��ت‪ :‬هزين��ه آس��فالت نصف در دهه اول محرم در آنجا برپا مي‌کنند‪.‬‬ ‫محل را به‌وجود مي‌آمد‪.‬‬ ‫آقاي م‪.‬ق در مورد آسفالت کوچه‌ها چنين يک��ي از خادم��ان اي��ن هيات در‬ ‫از تاکسي تلفني صدرا که بگذريم گف�ت‪ :‬هزينه آس�فالت نصف برعه�ده دولت م��ورد چگونگ��ي تش��کيل هيات‬ ‫ب��ه دبس��تان دخترانه ش��ادروان و نص�ف برعه�ده اهال�ي آن کوچه اس�ت که گف��ت‪ :‬يازده س��ال پي��ش با يک‬ ‫گاري کوچ��ک‪ ،‬باتري موتور و يک‬ ‫کريميان مي‌رس��يم‪ .‬انتهاي بلوار‪ ،‬تقريب�ا ‪ 320000‬تومان مي‌ش�ود ‪.‬پرداخت اين‬ ‫راهنماي��ي دختران��ه امام حس��ن‬ ‫المپ یک هیات سينه زني تاسیس‬ ‫هزين�ه براي بعضي از خانوارها مش�کل و گاه‬ ‫عس��کري (ع) و راهنمايي ش��اهد‬ ‫کردیم و چند س��الي اس��ت که به‬ ‫غير ممکن است که در اين رابطه بايد چاره‌اي‬ ‫ق��رار دارد‪ .‬نکته‌اي ک��ه به خوبي‬ ‫زنحيرزني تغيير يافته اس��ت‪ .‬چند‬ ‫قابل لمس اس��ت آس��فالت شدن انديشيد‪.‬‬ ‫تن از اهالي اي��ن منطقه در مورد‬ ‫‪ ‬گزارش‬

‫محمد جواد حسن‌نژاد‬ ‫الهام س��لگي از معلماني است كه كالس‬ ‫درسش را در اتاق باالي خانه‌اش دايركرده‬ ‫است‪.‬ش��وهرش نيز ش��ب‌ها ب��ه كمك‬ ‫همس��رش مي‌آيد و آم��وزش بزرگ‌تر‌ها‬ ‫را به عهده مي‌گي��رد‪ .‬هماهنگي الزم را‬ ‫انجام داديم و به اتفاق دوس��ت عكاس��م‬ ‫راهي خانه‌ي اين زوج ش��ديم‪ .‬خانه آنان‬ ‫در‌كوچه‌اي قديمي قرار داش��ت‪ ،‬خانه‌اي‬ ‫كوچك و محقر با در‌و ديواري كاه‌گلي‪،‬‬ ‫بچه‌هاي كالس كه تعدادش��ان به بيست‬ ‫نف��ر مي‌رس��يد و دختر‌ه��اي افغاني با‬ ‫لباس‌هاي كهنه به اس��تقبال‌مان آمدند‪.‬‬ ‫وارد خانه شديم كالس در طبقه باال قرار‬ ‫داشت‪« .‬الهام س��لگي هستم مدت پنج‬ ‫سال هس��ت كه كار تدريس به كودكان‬ ‫افغاني بي‌بضاعت را انجام مي‌دهم‪».‬‬ ‫……در حال حاض�ر چند دانش‌‌آموز‬ ‫داريد؟‬ ‫حدود س��ي نفر در شيفت صبح و پانزده‬ ‫نفر در شيفت شب كه كار تدريس آقايان‬ ‫در شيفت شب بر عهده همسرم است‪.‬‬ ‫……براي حضور در اين كالس‌ها آيا‬ ‫محدوديت سني هم وجود دارد؟‬ ‫خي��ر‪ .‬هر‌ك��س در ه��ر س��ني مي‌تواند‬ ‫شركت كند‪.‬‬

‫هيات عاشقان سيدالشهدا و امام حسين‬ ‫(ع) چنين گفتند‪ :‬اتحاد اين دو هيات در‬ ‫تاس��وعا و عاش��ورا جلوه‌ي مقدسي را از‬ ‫همبس��تگي و هماهنگي بين اعضاي اين‬ ‫شهرک به وجود مي‌آورد‪ .‬همچنين شب‬ ‫ميالد امام مه��دي (عج) در زمين هيات‬ ‫فضای��ي براي چراغان��ي و آذين‌بندي در‬ ‫نظر گرفته مي‌شود‪.‬‬ ‫وارد خياب��ان دانش��جو مي‌ش��ويم‪ .‬نکته‬ ‫مش��ترک خيابان‌هاي اي��ن منطقه عدم‬ ‫وجود سطل‌هاي زباله‌ي مناسب است‪.‬‬ ‫روب��روي نانواي��ي جمال��ي فضایي براي‬ ‫پارک محله در نظر گرفته شده است که‬ ‫فقط يک االکلنگ و سرسره در آن ديده‬ ‫مي‌ش��ود‪ .‬جلوتر که برويم سمت راست‬ ‫به دبستان پسرانه شهيد قدرت‌اهلل عالمي‬ ‫مي‌رسيم‪ .‬مسجد امام زين‌العابدين (ع) و‬ ‫پايگاه مقاومت بس��يج فاطميه در همين‬ ‫راستا قرار دارد که يکي از مراکز فعال در‬ ‫زمينه‌هاي فرهنگي‪ ،‬اجتماعي‪ ،‬اعتقادي‬ ‫و ‪ ...‬است‪ .‬در انتها به دانشگاه امام جعفر‬ ‫صادق (ع) مي‌رسيم‪.‬‬ ‫بعد از نانوايي جمالي به طرف بلوار کوثر‬ ‫بروی��م‪ .‬مجتمع فرهنگي تربيتي حضرت‬ ‫معصوم��ه (س) در اين بل��وار قرار دارد‬ ‫که کالس‌هاي علمي‪ ،‬فرهنگي‪ ،‬تربيتي‪،‬‬ ‫اعتقادي‪ ،‬ورزشي و ‪ ...‬در آن اجرا مي‌شود‪.‬‬ ‫مراسم زنجيرزني هيات امام حسين (ع)‬ ‫در اين مکان برگزار مي‌شود‪ .‬اين قسمت‬ ‫از شهرک‪ ،‬فاز دو به حساب مي‌آيد‪.‬‬ ‫آخر بلوار ش��هيدان بندي مس��جدي در‬ ‫دست س��اخت است که فاز سوم شهرک‬ ‫از اي��ن مح��ل آغاز مي‌ش��ود و ت��ا آخر‬ ‫دانشگاه ادامه مي‌یابد‪.‬‬ ‫دو کارخان��ه در اي��ن ش��هرک فعالي��ت‬ ‫داش��ته‌اند که بنا به داليلي کارخانه قند‬ ‫تعطيل شده است و کارخانه به‌سازان به‬ ‫حالت تعليق در آمده اس��ت‪ .‬اميد است‬ ‫ب��ا کمک م��ردم و هم��کاري و همياري‬ ‫شهردار محترم شهرکي آباد و سرزنده در‬ ‫آينده‌ايي نه چندان دور داشته باشيم‪.‬‬

‫……استقبال چگونه است؟‬ ‫بس��يار خوب اس��ت‪ .‬روز به روز بيش��تر‬ ‫مي‌شود‪.‬‬ ‫……فعالي�ت ش�ما آي�ا زي�ر نظ�ر‬ ‫آموزش و پرورش يا ارگان خاصي‬ ‫است؟‬ ‫ب��ا اج��ازه اداره آموزش وپرورش اس��ت‬ ‫ولي هيچگونه امكاناتي دريافت نكرده‌ام‪.‬‬ ‫تماماً همت خودم بوده است‪.‬‬ ‫……آيا مش�كالت يا كمبود‌هايي هم‬ ‫داريد؟‬ ‫تا دلتان بخواهد كمبود داريم‪ .‬نه بخاري‪،‬‬ ‫نه كولر‪ ،‬ن��ه حتي تخته س��ياهي‪ .‬هيچ‬ ‫نداريم‪.‬‬ ‫……ش�هريه دانش‌آم�وزان چق�در‬ ‫است؟‬ ‫از ‪ 1000‬ت��ا ‪ 3000‬توم��ان‪ .‬بس��ته ب��ه‬ ‫بضاعت مال��ي دانش‌آموز‪ ،‬زياد س��خت‬ ‫نمي‌گيرم‪.‬‬ ‫……چ�ه ش�د كه ب�ه فك�ر تاس�يس‬ ‫كالس افتاديد؟‬ ‫راس��ت‌اش قب ً‬ ‫ال قرآن تعليم مي‌دادم‪ .‬در‬ ‫مكتب‌خان��ه كه بودم مادري پيش‌ام آمد‬ ‫گفت‪ :‬مي‌توان��ي به فرزندانم س��واد ياد‬ ‫بدهي؟ قبول كردم و رفته رفته به تعداد‬

‫خاطره‌ی بهار‪2-‬‬

‫بابا انار ندارد‬

‫فاطمه جمالی‬

‫سیزده‌به‌در کجا می‌روید؟‬

‫حمید قنبری‪ 25-‬ساله‪:‬‬ ‫به قصد آوردن جنس س��فر‬ ‫هم می‌رویم‪.‬‬ ‫س�ید احمد جعف�ری‪44 -‬‬ ‫ساله‪ -‬تعمیر کار ساعت‪:‬‬ ‫بیشتر برای تفریح می‌رویم‪.‬‬ ‫ز‪ .‬دلخوش‪ 26 -‬س�اله‪-‬‬ ‫منشی مطب‪:‬‬ ‫برای تفریح به باغ خودمان‬ ‫می‌رویم‪.‬‬ ‫سلمان صادقی‪23 -‬ساله‪ -‬فوق دیپلم‪:‬‬ ‫به قصد تفریح می‌رویم مسافرت‬ ‫م‪ .‬مدرسی‪28 -‬ساله‪-‬دیپلم‪:‬‬ ‫به خاطر این که دور هم باشیم به صحرا می‌رویم‪.‬‬ ‫شاپور جوالفیان‪46-‬ساله‪ -‬راننده مینی بوس‪:‬‬ ‫هرجا که سرسبز باشد‪.‬‬ ‫مه�ران بیگل�ر بیگ�ی‪ 28 -‬س�اله‪ -‬ش�رکت‬ ‫مهن�دس س�ازان‪ :‬چون یک سنت باستانی ایرانی‬ ‫است به طبیعت‪ ،‬سپیدان یا هرجای دیگر‬ ‫مهدی صالحی‪ -‬فروشنده‪ 22-‬ساله‪:‬‬ ‫خارج از ایران‪.‬‬ ‫م‪ .‬گلستانه‪ 26 -‬ساله‪ -‬فروشنده‪:‬‬ ‫برای تفریح صحرا می‌رویم‪.‬‬ ‫مهش�ید زرگری‪ 22 -‬س�اله‪ -‬مهندس معمار‪:‬‬ ‫اطراف الر‪.‬‬ ‫علی اصغر لطافت‪ 38 -‬ساله‪ -‬دکتر داروسازی‪:‬‬ ‫به عنوان تفریح هر سال یه جایی می‌رویم‪.‬‬ ‫مصطفی‪ .‬خ‪23 -‬ساله‪-‬فروشنده‪:‬‬ ‫هر موقع وقت کنیم یک جایی می‌رویم‪.‬‬

‫مریم حسینی‪-‬‬ ‫‪25‬ساله‪ -‬فروشنده‪:‬‬ ‫برای رفع خستگی کارو‬ ‫خوش گذرانی به صحرا یا‬ ‫شهر دیگری می‌رویم‪.‬‬ ‫محمد اکبر زاده‪-‬‬ ‫‪85‬ساله‪ :‬با خانواده به‬ ‫صحرا می‌رویم‪.‬‬ ‫محمدرض�ا ای�زدی‪56 -‬‬ ‫س�اله‪ -‬بازنشس�ته آم�وزش و پ�رورش‪:‬‬ ‫ب��ه خاطر زیبای��ی طبیعت به باغ یا جای سرس��بز‬ ‫می‌رویم‪.‬‬

‫دکتر عبدالهی شمسی‪ 43 -‬ساله‪:‬‬

‫ب��ه خاطر تجدید روحیه جایی‌ می‌رویم هر چند که‬ ‫امسال باران نبارید‪.‬‬ ‫س‪ .‬محمد زاده‪ -‬فوق لیسانس صنایع‪:‬‬ ‫به خاطر این رسم سنتی به اطراف الر می‌رویم‬ ‫مریم جمالی‪-‬دانشجوی مهندسی کشاورزی‪:‬‬ ‫چون دور هم جمع می‌شویم‪ -‬به پارک سرسبز‬ ‫راضیه بهادر‪ 18 -‬ساله دانشجوی علوم تربیتی‪:‬‬

‫بیشتر به عنوان رفع خستگی‬ ‫ز‪ .‬افروز‪14 -‬ساله‪ -‬دانش آموز‪:‬‬ ‫با خانواده مسافرت می‌رویم‬ ‫مهدی فخری‪23-‬ساله‪ -‬فروشنده لوازم خانگی‪:‬‬ ‫با خانواده می‌ریم صحرا‬ ‫رویا‪ .‬ک ‪ 21 -‬ساله‪ -‬دبیر زبان‪:‬‬ ‫به شهرهای مختلف‬ ‫راضیه حسینی‪ 24 -‬ساله‪ -‬حافظ کل قرآن‪:‬‬ ‫برای تنوع و هواخوری‪ -‬صحرا‬

‫‪‬خاطره‌ی بهار‪4-‬‬

‫مصطفي کارگر‬

‫شلمچه به من شعرهای زیادی داد‬

‫بهترين نوروز من س��ال ‪ 1376‬بود که هنگام تحويل‬ ‫س��ال در ش��لمچه و رو ب��ه کربال ايس��تاده ب��ودم و‬ ‫اش��ک‌ريزان دعاي س�لامتي امام زمان(عج) را زمزمه‬ ‫مي‌کرديم‪ .‬هرچند مثل سال‌هاي ديگر که در مناطق‬ ‫جنگ��ي ب��ودم نوروزهاي خيل��ي خوبي داش��تم‪ ،‬اما‬ ‫هيچکدام لحظه تحويل س��ال آنج��ا نبودم‪ .‬هنوز هم‬ ‫مايلم نوروز را در مناطق عملياتي دفاع مقدس باشم‪.‬‬ ‫اما چند سالي‌س��ت که ديگر اين توفيق را نداشته‌ام‪.‬‬ ‫شلمچه‌ي آن سال چيز ديگري بود‪ .‬هنوز منطقه بکر‬ ‫و دس��ت نخورده بود‪ .‬مثل دل بچه‌هاي مجمع‌القرآن‬ ‫گراش‪ .‬چه همسفراني بودند‪ .‬توي شلمچه هنوز هيچ‬ ‫س��اختماني نبود‪ .‬هنوز وقتي از ظهر تا ساعاتي بعد از‬ ‫نماز مغرب و عشا را به احترام خون شهدا با پاي برهنه‬ ‫در شلمچه راه مي‌رفتي‪ ،‬کسي مسخره نمي‌کرد‪ .‬همه‬ ‫همين‌طور بودند‪ .‬شلمچه به من شعرهاي زيادي داد‪.‬‬ ‫شلمچه بيشترين شهيد را به شهرم داده است‪ .‬غير از‬ ‫ش��لمچه‪ ،‬طالئيه‪ ،‬فکه‪ ،‬فاو‪ ،‬آبادان‪ ،‬خرمشهر‪ ،‬بستان‪،‬‬ ‫سوس��نگرد‪ ،‬هويزه نيز بهش��ت ايام عيد و تمام طول‬ ‫سال اس��ت‪ .‬من همه‌ي آنها را ديده‌ام‪ .‬توي فکه روي‬ ‫ش��ن‌هاي داغ‪ ،‬نماز جماعت خوان��ده‌ام و با يک ليوان‬ ‫آب‪ ،‬پنج نفر وضو گرفته‌ايم‪ .‬من و مرتضي و سيدمعين‬ ‫و دو تا از برادران ديگر‪ .‬توي طالييه در حضور ش��هدا‬ ‫و کنار استخوان‌ش��ان پيمان بستيم‪ .‬توي هويزه کنار‬ ‫قبر ش��هيد علم‌الهدي دانش��جوي واقعي را شناختم‪.‬‬ ‫توي شلمچه ش��يون و ضجه را ديدم و تجربه کردم‪.‬‬ ‫اش��ک مادران ش��هيد را ديدم‪ .‬توي ف��او به دريادالن‬ ‫ش��هيد ايمان آوردم و فهميدم توي آب شهيد شدن‬ ‫يعني چ��ه و مظلومان آسماني‌ش��ده را آفرين گفتم‪.‬‬ ‫توي آبادان و خرمشهر فهميدم مقاومت چه مفهومي‬ ‫دارد که توي فرهنگ‌هاي لغت نمي‌توان نوشت‪ .‬توي‬ ‫بس��تان تاويل گرما و خون را لمس ک��ردم‪ .‬و خيلي‬

‫چيزه��اي ديگر را در اين مناطق ديدم که هيچ‌گاه در‬ ‫صحراهاي شهرمان گراش نديدم‪ .‬آدم‌هايي را ديدم که‬ ‫توي ش��هرها غريب‌اند و آنجا با ياد رفقاي‌شان آشنا و‬ ‫مانوسند‪ .‬هر کس رفته باز هم مايل به رفتن است‪ .‬اما‬ ‫هرکه نرفته‪ ،‬سالي سيصد و شصت و پنج يا شش روز‬ ‫دارد لحظه‌اي عاشقانه از دست مي‌دهد‪.‬‬ ‫با تمام اين احواالت‪ ،‬تمام نوروزها را دوس��ت دارم‪ .‬اما‬ ‫امسال شايد بدترين نوروزم باشد‪ .‬لحظه تحويل سال‪،‬‬ ‫‪ 27‬روز است که ديگر مادر ندارم تا چون گذشته بعد‬ ‫از مسافرت‌هايم بالفاصله بشنوم‪ :‬رسيدن بخير!‬ ‫حاال اگر ش��ما هم با اين نوش��ته به مسافرت رفتيد‪،‬‬ ‫رسيدن بخير!‬ ‫فاطمه يوسفي‬

‫(ضمیمه شماره ‪)57‬‬

‫فروردین ‪88‬‬

‫خاطره‌ی بهار‪1-‬‬

‫بخت من والیبال‬ ‫بازی می‌کرد‬ ‫ب��ا صداي گرم پ��در از خواب بيدار ش��ديم‪ .‬چقدر‬ ‫صداي اذان گرم و دلنش��ين بود‪ .‬هوا کامال صاف‬ ‫و نس��يمي ماليم روح را نوازش مي‌داد‪ .‬بوي بهار‬ ‫نارنج فضاي خان��ه را رويايي کرده بود‪ .‬همه چيز‬ ‫براي ش��روع س��يزده ب��ه در خوب‪ ،‬ش��اد و به ياد‬ ‫ماندني فراهم بود‪.‬‬ ‫به سوي بهش��ت گمشده‌ی شهر حرکت کرديم و‬ ‫چه زود به مقصد چاه گالبي رس��يديم‪ .‬براي اولين‬ ‫بار آنجا را مي‌ديدم‪.‬‬ ‫بعد ازپهن کردن وس��ايل من و خواهرم مشغول‬ ‫گ��ردش ش��ديم‪ .‬در اين حين چهره بزک ش��ده و‬ ‫لب��اس عجيب و غريب چن��د نفر که واليبال بازي‬ ‫مي‌کردن��د ما را به خنده واداش��ت‪ .‬من با لحني‬ ‫شوخي به خواهرم گفتم‪ :‬اگه يکي مثل اين بياد‬ ‫خواستگاري‪ ،‬حتماً جوابت مثبت نه؟‬ ‫بعد از گش��ت و گذار دوباره همان مس��ير را طي‬ ‫کرديم‪ .‬بين راه دوب��اره به خواهرم گفتم‪ :‬به نظرم‬ ‫اون آقا خيلي ن��گات مي‌کنه‪ .‬فردا پس فردا مي‌آد‬ ‫خواستگاري‪ ،‬آمادگي شو داشته باش‪.‬‬ ‫نزديکي غ��روب‪ ،‬باران الهي نازل ش��د‪ .‬خدا براي‬ ‫نشاط بندگانش سنگ تمام گذاشت‪ .‬سيزده به در‬ ‫خاطره‌انگيزي در ذهن‌مان ثبت شد‪.‬‬ ‫روز چهارده��م فروردي��ن س��اعت ‪ 9‬صبح‪ ،‬صداي‬ ‫تلفن خانه امان به صدا در امد‪.‬‬ ‫ الو‬‫ بله بفرماييد‪.‬‬‫ ببخش��يد م��ن عم��ه آق��اي ‪ ...‬هس��تم ‪ .‬ديروز‬‫دختر خانم‌تون ‪ ...‬همون که ش��ال آبي سرش بود‬ ‫(منظورش من بودم !)‬ ‫ه��ر چند ج��واب خانواده و خ��ودم منفي بود ولي‬ ‫خاط��ره آن روز را فرام��وش نمي‌کن��م‪ .‬حاال نوبت‬ ‫خواهرم ب��ود که متلک بیندازد‪ .‬مث��ل این که باز‬ ‫شدن بخت ما نیازی به گره زدن سبزه نداشت‪.‬‬ ‫راضیه یوسفی‬

‫خاطره‌ی بهار‪2-‬‬

‫خدا برایم پول‬ ‫عیدی فرستاد‬

‫اين خاطره مربوط به ‪ 25‬سال پيش است‪ .‬يک ماه‬ ‫قبل از عيد نوروز با دوستان برنامه‌ريزي کرديم که‬ ‫به ش��مال برويم‪ .‬در اين م��دت اتفاق‌هاي زيادي‬ ‫افت��اد ک��ه از نظر اقتصادي دچار مش��کل ش��دم‪.‬‬ ‫هزين��ه‌ي هر نفر ‪ 12500‬تومان ب��ود‪ .‬به هر دري‬ ‫زدم نتيجه‌اي نگرفتم تا اينکه تصميم گرفتم شب‬ ‫عيد به خدا زنگ بزنم‪ .‬گوش��ي رو برداشتم پشت‬ ‫س��ر هم چند تا صفر زدم‪ .‬بعد گفتم ‪ :‬س�لام خدا‪.‬‬ ‫کمکم کن‪ .‬من ‪ 12500‬تومان تا فردا مي‌خواهم و‬ ‫گوشي را قطع کردم‪.‬‬ ‫تا سال تحويل چند ساعت مانده بود‪ .‬زنگ تلفن به‬ ‫صدا در آمد‪ .‬داداشم بود‪ .‬بعد از سالم و احوال پرسي‬ ‫جمل��ه‌اي گفت ک��ه هيچ وقت فرام��وش نمي‌کنم‪.‬‬ ‫(زميني از ارث پدري به فروش رسيده و سهم تو را‬ ‫که ‪ 12500‬تومان است برايت فرستادم‪)...‬‬ ‫بي اختيار اشک از چشمانم سرازير شد‪ .‬خدا برايم‬ ‫عيدي فرستاده بود ‪...‬‬ ‫فاطمه جمالي‬

‫دانش‌آموزانم افزوده شد‪.‬‬ ‫بيشتر فارسي‪ ،‬رياضي‪ ،‬مدني و قرآن نيز ……ساعت كار چگونه است؟تعطيلي‬ ‫……تا چه مقطعي تدريس مي‌كني؟ هست‪.‬‬ ‫هم داريد؟‬ ‫……از دانش‌آموزان راضي هستيد؟ فقط جمعه‌ه��ا حتي تعطيالت نوروز هم‬ ‫تا پنجم ابتدايي‬ ‫دانش‌آموزان خوبي دارم‪ .‬گاهي شيطنت كالس‌ها داير است و ساعات كار شيفت‬ ‫……بيش�تر چ�ه دروس�ي را تعليم‬ ‫صبح ‪ ،9-11‬عصر ‪ ،3-4/5‬ش��ب ‪6-7/5‬‬ ‫مي‌كنند ولي با آن‌ها كنار مي‌آيم‪.‬‬ ‫مي‌دهيد؟‬ ‫است‪.‬‬

‫شماره سی و سه‬

‫خاطره‌ی بهار‪3-‬‬

‫جوگیر‬ ‫شده بودم‬

‫ي��ك روز از اي��ام ن��وروز س��ال ‪ 1387‬در اصفهان‬ ‫تصميم گرفتيم به اتفاق خانواده به خفر مس��افرت‬ ‫كني��م‪ .‬كنار باغي كه كن��ارش رودخانه بود توقف‬ ‫كرديم‪ .‬آب زالل بود‪ .‬م��ن مجذوب زاللي و ظاهر‬ ‫آب ش��دم و به داخلش رفت��م‪ .‬داخل آب بودم كه‬ ‫دخترعمویم گفت‪ :‬تو اونج��ا چيكار مي‌كني؟ زود‬ ‫ب��اش بيا بيرون‪ .‬من به حرف‌هایش اعتنايي نكردم‬ ‫و هن��وز آب بازي می‌ك��ردم‪ .‬بعد از چند دقيقه باز‬ ‫دخترعمویم آمد گفت‪ :‬مگه من نگفتم از اونجا بيا‬ ‫بيرون؟ بابا اين آب؛ آب فاضالبه‪ .‬تازه فهميده بودم‬ ‫كه ‪...‬‬ ‫ديگ��ر داش��ت گري��ه‌ام مي‌گرف��ت‪ .‬از طرفي هم‬ ‫می‌خندی��دم‪ .‬از ش��انس ب��د من ت��ازه موقعي كه‬ ‫مي‌خواس��تم از ت��وي آب بيای��م بي��رون هم پایم‬ ‫ليزخورد و باز افتادم توي رودخانه‬ ‫از ضد حالي كه خ��ورده بودم اعصابم بهم ريخته‬ ‫ب��ود‪ .‬ول��ي به ه��ر حال خ��وش گذش��ت و برایم‬ ‫خاطره‌‌انگيز شد‪.‬‬ ‫‪‬خاطره‌ی بهار‪5-‬‬

‫من هم مسافر شدم‬

‫خانه‌تكاني تمام ش��ده بود‪ .‬آن س��ال نيمه‌هاي ش��ب‬ ‫س��ال تحويل مي‌ش��د‪ .‬س��فره هفت‌س��ين آماده بود‬ ‫خواهرم نس��بت به سال‌هاي قبل شور و شوق ديگري‬ ‫داش��ت چون قرار بود صبح زود يعن��ي اول فروردين‬ ‫راهي س��رزمين نور بش��ود‪ ،‬آن‌ش��ب را تا موقع سال‬ ‫تحويل نتوانس��تيم بخوابيم‪ .‬خواهرم داشت ساكش را‬ ‫مي‌بس��ت و وس��ايل س��فرش را آماده مي‌كرد‪ ،‬ليوان‪،‬‬ ‫صابون‪ ،‬كيف‪ ،‬زيارت عاش��ورا‪ ،‬چفيه و‪ ....‬چه ش��وقي‬ ‫داش��ت‪ .‬خيلي خوش��حال بود‪ .‬بر‌عكس من كه خيلي‬ ‫دلم گرفته بود و هواي رفتن به ش��لمچه را داشتم اما‬ ‫به علتي نتوانس��ته ب��ودم ثبت‌نام كنم‪ ،‬باالخره س��ال‬ ‫جديد را اعالم كردند صبح زود براي بدرقه خواهرم به‬ ‫گلزار شهدا رفتيم‪ .‬من خيلي غبطه مي‌خوردم كه جزو‬ ‫مسافران نبودم‪ .‬آن‌ جا دسته‌جمعي به ياد شهدا زيارت‬

‫عاش��ورا را زمزمه كرديم‪ .‬چه احس��اس غريبي بود‪ .‬به‬ ‫طرف قبور ش��هدا نگاه كردم و در دلم گفتم كاش من‬ ‫را هم قابل مي‌دانس��تند و دعوتم مي‌كردند‪ ،‬همه مهيا‬ ‫مي‌ش��دند ب��راي حركت و من كه گري��ه‌ام گرفته بود‬ ‫حس��رت‌زده به آن‌ها مي‌نگريس��تم مادرم كه حالم را‬ ‫درك ك��رده بود نزدي��ك آمد و گفت‪ :‬دوس��ت داري‬ ‫بروي؟ من گفتم خيل��ي‪ ،‬اما چه فايده ديگر براي من‬ ‫جا نيس��ت‪ .‬پدرم با يكي از مس��ئولين كاروان صحبت‬ ‫كرد و متوجه ش��ديم كه فق��ط به اندازه يك نفر ديگر‬ ‫جا اس��ت‪ .‬پس به س��رعت به خانه برگشتم و درعرض‬ ‫پانزده دقيقه ساكم را بستم و اولين روز سالم را خيلي‬ ‫اتفاقي مهمان ش��هدا شدم‪ .‬آن‌روز برايم به لطف خدا‬ ‫و شهدا خاطره‌انگيز‌ترين روز شد و در آن سفر بود كه‬ ‫فهميدم خانه‌تكاني دل يعني چه؟‬


‫شماره سی و سه‬ ‫(ضمیمه شماره ‪)57‬‬

‫فروردین ‪88‬‬

‫‪ 5‬پرونده ‪2‬‬

‫دیدنی‌های بهار‪ 1-‬‬

‫سمیه کشوری‬

‫‪ ‬فیشور‪ :‬دفتر نشریه بهار فیشور ‪ ‬خلیلی ‪ ‬شیراز‪‌:‬سوپرمارکت بهادر ‪ ‬تهران‪ :‬میدان صادقیه‪ -‬سنمار ‪ ‬کیش‪ :‬بازار پارس خلیج ‪‬بندرعباس‬

‫دیدنی‌های بهار‪ 2-‬‬

‫رقیه پاکروان‬

‫‪ ‬بهار‬

‫چند نکته کوچک‬

‫فرزانه استوار‬

‫برای زنده‌ماندن‬ ‫ماهی‌های قرمز‬

‫‪ ‬باغ رحیمی[عکس‪ :‬کشوری]‬

‫ب��اغ رحيمي باغ خيلي بزرگي ب��ود‪ .‬در را که باز‬ ‫مي‌کنن��د با جاده‌اي مس��تقيم ک��ه دو طرف آن‬ ‫پ��ر از درخت‌هاي س��بز و پر ميوه اس��ت‪ ،‬روبرو‬ ‫مي‌ش��وي‪ .‬درخت‌هايي که به س��مت آسمان قد‬ ‫کش��يده‌اند‪ .‬انگار ميزباني که ب��ا لبخند تو را به‬ ‫داخل راهنمايي مي‌کند‪.‬‬ ‫در قس��مت ابتدايي ب��اغ‪ ،‬باغ‌وحش کوچکي قرار‬ ‫دارد که در آن حيواناتي چون‪ :‬آهو‪ ،‬قوچ‪ ،‬ش��تر‪،‬‬ ‫بز‪ ،‬سگ‪ ،‬گوزن‪ ،‬گرگ و پرندگاني مانند‪ :‬شترمرغ‪،‬‬ ‫م��رغ‪ ،‬خ��روس‪ ،‬بوقلمون‪ ،‬غ��از‪ ،‬اردک‪ ،‬طاووس‪،‬‬ ‫قم��ري‪ ،‬کب��ک‪ ،‬کبوترهاي رنگارن��گ‪ ،‬طوطي و‬ ‫مرغ عش��ق وجود دارد‪ .‬پرندگاني که سهم‌ش��ان‬ ‫از اين دنيا پرواز و آزادي اس��ت اما به خاطر لذت‬ ‫آدم‌ها‪ ،‬از اين دنيا س��همي نمي‌برند و بايد قفس‬ ‫را خانه‌ي هميش��گي خود بدانند و به جاي لذت‬ ‫بردن ازعبور فصل‌ها بايد عبور مردماني را ببينند‬ ‫که خيلي راحت از کنارشان مي‌گذرند‪ .‬ما آدم‌ها‬ ‫نگاه‌شان می‌کنیم‪.‬‬ ‫در قسمت انتهايي باغ‪ ،‬خانه‌اي خشتي را می‌بینی‬ ‫ک��ه چند فانوس به در و ديوار آن آويزان اس��ت‪.‬‬ ‫البت��ه در اين فانوس به جاي ش��عله‌ي آتش يک‬ ‫المپ کم مصرف روش��ن اس��ت‪ .‬يکي از اعضا با‬ ‫ش��وق زيادي از خانه گفت و اي��ن که اين خانه‬ ‫نمايي قديمي دارد و تمام وس��ايل داخل آن هم‬ ‫قديمي و باستاني است‪ .‬ما نيز با اشتياق زياد وارد‬ ‫خانه ش��ديم اما تنها چيزي که ديديم گوني‌هاي‬ ‫گچ و کاشي‌هاي زيبا و براق و ديوارهاي سفيد و‬ ‫سرويس بهداشتي مجلل‪ .‬کمي تاسف خورديم و‬ ‫فقط گفتيم‪ :‬حيف!‬ ‫چيري که بيشتر نظرما�� را جلب کرد يک چادر‬ ‫بزرگ بود که تو را به ياد چادر عش��اير مي‌اندازد‪.‬‬ ‫در گوشه‌ي چادر‪ ،‬وسايل سنتي و سفالي مردمان‬ ‫عشاير نيز ديده مي‌شد‪ .‬مردماني که پس از طي‬ ‫راه��ي طوالني با بر پا داش��تن چنين چادري در‬ ‫آن سکنا مي‌گزينند‪.‬‬

‫‪ ‬کالت [عکس‪ :‬جواد جباری‪ -‬عکاسی سایه روشن]‬

‫دیدنی‌های بهار‪ 3-‬‬

‫فاطمه آبازیان‬

‫‪ ‬ساختمان اولیه کنار زیارت [عکس‪ :‬گروه گردآوران فرهنگ گراشی]‬

‫مردم گراش به سدر مي‌گويند درخت ُکنار و ُکنا ِر زيارت سدر کهنسالي‌ست‬ ‫در ‪ 13‬کيلومت��ري غرب گراش که براي مردم مقدس اس��ت‪ .‬اولين بار که به‬ ‫آنجا مي‌روي جز يک درخت کهنس��ال که قطر آن سه متر است و يک بقعه‬ ‫با کاشي‌هاي الجوردي و يک بناي ساده‪ ،‬چيز ديگري نمي‌بيني‪ .‬اما اعتقادات‬ ‫مردم نس��بت به اين درخت و بقعه جالب و شنيدني‌ست‪ .‬مي‌گويند‪ :‬آن‌هايي‬ ‫که بچه‌دار نمي‌ش��وند نذر مي‌کنند و از برگ س��در مي‌خورند با اين اميد که‬ ‫به خواسته‌ش��ان برس��ند‪ .‬حتي برخي معتقدند اين برگي که از درخت تناول‬ ‫مي‌کنند‪ ،‬بعدها بصورت يک نش��انه اندازه‌ي همان برگ بر روي قس��متي از‬ ‫بدن طفلي که به دنيا خواهد آمد ظاهر مي‌ش��ود! مي‌گويند‪« :‬س��اخت بقعه‬ ‫برمي‌گردد به سال‌ها پيش وقتي شغل بيشتر مردم دامداري بود‪».‬‬ ‫به درخت که نزديک مي‌شوي مي‌بيني موهاي قيچي شده‌اي با استفاده از نخ‬ ‫به ش��اخه‌هايش بسته‌اند‪ .‬مي‌گويند‪« :‬اين کار همان‌هايي‌ست که نذر کرده‌اند‬ ‫بچه‌دار ش��وند و بچ��ه که به دنيا آمد براي سپاس��گزاري بيايند به همينجا و‬ ‫اولين بار کنار اين ُکنار مقدس موهاي فرزند خود را کوتاه کنند‪».‬‬ ‫تلفيق ُکنار زيارت با اعتقادات‪ -‬هر چند ش��ايد غي��ر واقعي‪ -‬مردمي که اين‬ ‫مقدس��ات مال آن‌هاس��ت‪ ،‬از آن س��رزمين س��اده و خاکي‪ ،‬قشنگي خاصي‬ ‫مي‌سازد که بازديد از اين خطه را پر از لطف مي‌کند‪.‬‬

‫گراش را مي توان در يک نگاه ديد‪ .‬کافي‬ ‫است با يک کوهنوردي کوتاه از کالت باال‬ ‫برويد ‪.‬تپه‌اي مرتفع که از ديرباز گراشيان‬ ‫که��ن ب��ر آن س��کنا گزيدن��د و اکن��ون‬ ‫ميداني اس��ت بزرگ که شهر بر گرداگرد‬ ‫آن توس��عه يافته اس��ت‪.‬کوچه‌هاي محله‬ ‫کالت تن��گ در آغوش��ت مي‌گيرن��د و با‬ ‫نسيم خنک کاهگل و بادگير تا نيمه‌هاي‬ ‫مسير همراهي مي‌کنند‪ .‬در انتهاي کوچه‬ ‫به کوه مي‌رس��يم که البت��ه پيمودنش به‬ ‫کمک شبه جاده‌اي که دارد چندان دشوار‬ ‫نيست‪ .‬باال و باالتر مي‌رويم و در انديشه‌ي‬ ‫قل��ه ب��ه محوط��ه‌اي هموار مي‌رس��يم و‬ ‫خس��تگي راه را با دي��دن منظره‌ي پايين‬ ‫برط��رف مي‌کني��م‪ .‬خانه‌ه��اي پلکاني بر‬ ‫دامنه‌ي کوه‪ ،‬گنبده��ا و مناره‌ها‪ ،‬نخل‌ها‬ ‫و دشت‌ها‪ ،‬برکه‌ها که گنجينه‌هاي دشت‬ ‫و هنر نياکان ماس��ت‪ .‬شهري که هر نوروز‬ ‫يک س��ال بزرگ‌ت��ر مي‌ش��ود و جاده‌اي‬ ‫بي‌انته��ا‪ .‬آنجا برج ديده‌باني قديم اس��ت‪.‬‬ ‫راه��ي نمانده‪ .‬ب��ر فراز کوهچ��ه‌اي روي‬ ‫کالت بقاي��اي هماي��ون دژ را مي‌بيني��م‪.‬‬ ‫قلعه‌اي مه��م و نظامي در منطقه که طي‬ ‫درگيري‌ه��اي مردم با قش��ون رضاخاني‬ ‫تخريب گش��ته اس��ت و چند پل��ه باالتر‬ ‫فاتحان قله‪ :‬ش��هيدان‪ .‬کالت‌نوردي ما رو‬ ‫به پايان است اما او چون ورق‌هاي تاريخ‪،‬‬ ‫رش��ادت مردماني ب��زرگ را تا هميش��ه‬ ‫درخود ثبت مي‌کند‪.‬‬

‫فرزانه استوار‬

‫دیدنی‌های بهار‪ 4-‬‬

‫چاه‌گالبي يكي از مكان‌هاي تفريحي و زيارتي گراش است كه از گذشته مورد‬ ‫توجه اكثر مردم بود و امروزه نيز قابل توجه بسياري از مردم است‪ .‬عده‌اي از‬ ‫مردم روز‌هاي تعطيل خود را در آن‌جا سپري مي‌كنند‪.‬‬ ‫وقت��ی خیابان‌های آس��فالت محله بیدله تمام می‌ش��ود‪ .‬از بین نخلس��تان‌ها‬ ‫می‌گذرید و بعد از عبور از یک دش��ت کوچک تابل��وی چاه‌گالبی را خواهید‬ ‫دید‪ .‬این پیر در کنار رودخانه فصلی «پئت» قرار دارد‪.‬‬ ‫علت نامگذاري زيارتگاه (پير) اين است كه در كنار آن چاهي قرار دارد كه به‬ ‫آن چاه‌گل‌اَوی مي‌گويند‪ .‬وارد محل زيارتگاه كه مي‌شوي در كنار آن درخت‬ ‫كنار بزرگي قرار دارد كه مي‌توان از سايه‌ي خنك آن در فصل بهار لذت برد‪.‬‬ ‫هر چند به نظر می‌رس��د نام گالبی نامی اش��تباه برای ترجمه این چاه باشد‪.‬‬ ‫مقبره‌اي كه در‌آنجا قرار دارد که بر اس��اس نوش��ته کنار آن متعلق به نوه‌ي‬ ‫احمدبن موسي (شاه‌چراغ) است‪.‬‬ ‫از اس��تخر‪ ،‬فضاي س��بز و درختاني كه در حوالي آن قرار دارد نيز مي‌توان‬ ‫در فصل تابس��تان براي آب‌تن��ي و قدم زدن ميان درختان اس��تفاده كرد‪.‬‬ ‫جلو درختي كه در وس��ط مكان چاه‌اس��ت اتاقكي س��اخته شده كه عموم‬ ‫از آن برای نشس��تن اس��فاده مي‌كنند‪ .‬س��ري هم به آن‌جا بزنيد‪ ،‬پشيمان‬ ‫نمي‌ش��ويد‪.‬‬

‫هر س��اله با فرارسيدن ايام نوروز‪ ،‬خريد و فروش‬ ‫ماه��ي قرمز ه��م رونق پي��دا مي‌كن��د‪ .‬يكي از‬ ‫ماهي‌فروش‌هاي شهر گفت‪« :‬من هر سال حدود‬ ‫ده‌هزارتا ماهي مي‌آورم كه تقريبا شش‌هزار تاي‬ ‫آن به فروش مي‌‌رس��د‪ .‬در گراش بيش��تر مردم‬ ‫ده روز پاياني س��ال را براي خريد ماهي انتخاب‬ ‫مي‌كنند ولي قب��ل از آن هم ماهي مي‌خرند كه‬ ‫معم��وال به خاطر بهانه‌گيري بچه‌هاس��ت‪ ».‬چند‬ ‫س��الي اس��ت كه زمزمه‌هاي��ي مبني ب��ر انتقال‬ ‫میک��روب و بيم��اري از اي��ن جان��دار به گوش‬ ‫مي‌رس��د‪ .‬بيماري‌هايي چون میکروب «سالمونال‬ ‫و سل‌پوس��تي»‪ .‬اما مجري طرح ماهيان زينتي‬ ‫ش��يالت با اطمينان از سالمت اين ماهي‌ها خبر‬ ‫مي‌دهد‪«:‬ماهي‌هاي تزييني س��فره‌ي هفت‌سين‬ ‫كوچكتري��ن خطري براي انس��ان ندارند و هيچ‬ ‫تحقي��ق جهاني ه��م تاكنون انتق��ال ويروس از‬ ‫ماهي به انسان را ثابت نكرده است‪».‬‬ ‫با نگه��داري صحيح از اين ماهي‌ه��ا مي‌توان از‬ ‫مرگ زود هنگام‌شان جلوگيري كرد‪ .‬اين ماهي‌ها‬ ‫بس��يار مقاومند و اگر به آن‌ها غذاي بيش ازحد‬ ‫داده نش��ود عمر مناس��بي خواهند داشت‪ .‬دليل‬ ‫اصلي مرگ اين ماهي‌ها پرخوري است‪ .‬در حالي‬ ‫كه اگر يك يا دو بار در هفته غذا بخورند و آبشان‬ ‫هم خيلي سريع تعويض نشود‪ ،‬ماندگاري بهتري‬ ‫دارن��د‪ .‬تعويض نصف آب تن��گ ماهي همچنين‬ ‫قرار دادن آب ش��ير يك تا دو س��اعت در محيط‬ ‫خانه ب��ه منظور هم‌دما ش��دن آن با دماي خانه‬ ‫از نكاتي اس��ت كه ب��راي نگ��ه‌داري از ماهي‌ها‬ ‫پيشنهاد مي‌ش��ود‪ .‬اين ماهي دماي بيش از پنج‬ ‫درج��ه را نمي‌تواند تحمل كن��د پس دماي آب‬ ‫ش��ير و محيط خانه كه بيش��تر از پنج درجه‌اند‬ ‫موجب شوك و تلف‌شدن سريع‌اش مي‌شود‪ .‬آب‬ ‫ش��ير كلردار اس��ت و كمبود اكسيژن آن موجب‬ ‫مرگ ماهي‌ها مي‌ش��ود‪ .‬اگ��ر خانواده‌ها محيطي‬ ‫مش��ابه آكواريوم براي اين جان��دار ايجاد كنند‪،‬‬ ‫ماهي مدت بيشتري دوام مي‌آورد‪.‬‬

‫اي��ن ماهي‌ها‪ ،‬ماهي‌ه��اي آب راكدند و به هيچ‬ ‫عنوان در رود‌خانه‌ها قادر به زندگي نيستند پس‬ ‫رها كردن آنها در رودخانه كاري بي‌فايده است‪.‬‬


‫توزیع در خارج از کشور‪ ‬کویت‪ :‬سوق الرین‪-‬شرکت اطلس ‪ ‬بحرین‪ :‬محرق‪ ،‬الشفق ‪ ‬دبی‪ :‬الراس‪ ،‬فلمار‬

‫این گروه نه چندان خشن‬

‫‪0‬‬

‫اینجا قرار اس��ت که از بچه‌های تحریریه صحبت نو بنویسیم‪.‬‬ ‫نمی‌دانم چرا قرار ش��د من بنویس��م‪ .‬از بچه‌هایی بنویسم که‬ ‫همیش��ه از دیگ��ران می‌نویس��ند‪ .‬االن خیلی وقت اس��ت که‬ ‫صحبت نو همه‌ی ای��ن بچه ها را حامی خود می‌بیند‪ .‬بی‌مزد‬ ‫و من��ت‪ .‬هرچند کمتر پیش می‌آید ک��ه همه‌ی اعضا یک جا‬ ‫گرد هم جمع شوند ولی به هر حال نشریه را تنها نگذاشته‌اند‪.‬‬ ‫هرچند همه به نوعی گرفتار کار خویش‌اند و گوشه‌ای مشغول‬ ‫و این صحبت نو بهانه‌ای ش��ده اس��ت تا از هر دری بشنویم و‬ ‫بنویسیم و بخوانیم‪ .‬این شما و این گروه تحریریه‬

‫‪6‬‬

‫‪1‬‬

‫صادق رحمانی مرد اول ماس��ت‪ .‬همان رییس بزرگ معبد‪ .‬او‬ ‫چوب دس��تی ندارد‪ .‬قلم می‌زند‪ .‬کمترحرف می‌زند و بیش��تر‬ ‫ش��عر می‌گوید‪ .‬حرف هم که می زند فارسی‪-‬گراشی می‌کند‪.‬‬ ‫کارها را اینترنتی نظارت می کند‪ .‬زیاد پیش ما نیس��ت‪ .‬کاش‬ ‫بیشتر به ما سر می‌زد‪.‬‬

‫‪8‬‬ ‫‪0‬‬

‫‪7‬‬

‫‪2‬‬

‫و البته‪« ...‬اي غريب نواز‪ .‬اي استاد‪ .‬اي قاري‬ ‫بي��ن المللي‪ .‬اي صدا‪ .‬اي تيپ‪ .‬تو نباش��ي‬ ‫مدير مسئول از کجا بياوريم آن‌وقت؟ صادق‬ ‫رحماني کيلوي��ي چند؟ پاچه خواري‌تان را‬ ‫عشق است‪ .‬اگر کسي به ما گير داد ما به که حواله‌اش دهيم؟‬ ‫کی ب��ه جای ما بره دادگاه؟ باش تا با بودنت ما هم باش��يم»‬ ‫جمعي از پاچه‌خواران کوي صحبت نو‬

‫‪5‬‬

‫‪11‬‬

‫‪10‬‬

‫‪4‬‬

‫‪3‬‬

‫‪17‬‬

‫‪1‬‬

‫‪7‬‬

‫مسعود غفوری همان استاد دانشگاهی است که زبانش زیادی‬ ‫اس��ت‪ .‬این روزها کمتر قلم می‌زند‪ .‬بیش��تر مدیریت می‌کند‬ ‫البت��ه‪ .‬قبال ها س��تون فرهنگی را می‌چرخان��د‪ .‬فیلم و کتاب‬ ‫و موس��یقی معرفی می‌ک��رد‪ .‬االن دیگر زیاد وق��ت ندارد‪ .‬او‬ ‫هماهن��گ کننده‌ی همه‌ی ماس��ت‪ .‬همه او را دوس��ت دارند‪.‬‬ ‫خیلی پست مدرنه‪ .‬الهی!‬

‫‪8‬‬

‫‪4‬‬

‫‪5‬‬

‫محمدعلی ش��امحمدی نقطه ثقل روزنامه اس��ت‪ .‬او نباشد از‬ ‫حقوق خبری نیس��ت‪ .‬دانش��جوی خارج است‪ .‬یعنی خارج از‬ ‫ش��هر‪ .‬کمتر وقت دارد اما خدا را شکر لقمه نانی می‌رساند تا‬ ‫این خانواده‌ی عیال‌وار بی‌روزی نماند‪ .‬الهی همیش��ه توبره‌ات‬ ‫پر از تبلیغات باشد‪.‬‬

‫‪6‬‬

‫عبدالرضا افشار رئیس همه‌ی ورزشی‌های ماست‪ .‬بازیگر هم هست‪.‬‬ ‫آرام نمی‌گیرد اصال‪ .‬مودب و خونگرم است‪ .‬هیچ وقت عصبانیت او‬ ‫را ندیده‌ایم‪ .‬هر چند معلوم نیست چرا هر از چند وقتی بعضی‌ها‬ ‫همین‌طوری از دست او عصبانی می‌شوند‪ .‬صفحه‌ی ی ورزشی ما‬

‫مدیون او خواهد ماند‪ .‬حتی در وقت اضافه‪.‬‬

‫مصطفی کارگر پای ثابت ادب و هنر نش��ریه است‪ .‬بس که با‬ ‫ادب است زبانش نیز بایس��تی تفسیر شود به همین خاطر او‬ ‫یک زیرنویس دارد‪ .‬خدا زیر نویس��ت را برایت نگه دارد الهی‪.‬‬ ‫هر کسی که برای اولین بار به سرای شعر و ادب وارد می‌شود‬ ‫س��ر و کارش حتماً ب��ا او و زبان‌اش خواه��د افتاد‪ .‬عجب دل‬ ‫بزرگی دارد این مرد‪ .‬خدا تو را صبر دهد‪.‬‬ ‫حجت عابدی همیش��ه همه جا هس��ت‪ .‬خبره��ای مربوط به‬ ‫بخش��داری و خبرهای رسمی س��تون حوادث و از این قبیل‬ ‫را در هوا می‌زند‪ .‬به س��ن‌اش نگاه کنید رس��ما روابط عمومی‬ ‫ده‌تا اداره و موسس��ه و باشگاه است‪ .‬برای دیدن‌اش باید وقت‬ ‫از قب��ل بگیرید‪ .‬همه‌ی تحریریه به او م��ی گویند‪«:‬یه روز تو‬ ‫محبوب می‌شی پسر!»‬

‫‪9‬‬

‫سیدعلی مجلس��ی به گزارش‌های اجتماعي‬ ‫روي آورده است‪ .‬به او اخطار کر ‌ده‌ايم که سر‬ ‫در کار ما نکند اما مثل اين که گوشش بدهکار‬ ‫نيست‪ .‬مدتي است چسبيده به موضوع اهالي‬

‫پاي قلعه و ول کن ماجرا نيست‪ .‬آهاي اهالي شريف پاي قلعه اين‬ ‫پسر آش دهن سوزي براي شما نمي‌شود‪ .‬فقط خيلي خوش تيپ‬ ‫است‪ .‬پسر به ورزشت برس‪ .‬از ما گفتن بود‪ .‬اگر توانستي مسئولين‬ ‫را بکشاني آن باال آن وقت به تو مي‌گوييم «دمت گرم»‪.‬‬

‫‪10‬‬

‫مهدي وفايي‌فرد وبالگ‌نويس اس��ت‪ .‬مث��ل بقيه‪ .‬ديگر کمتر‬ ‫مي‌نويسد‪ .‬يادش بخير قب ً‬ ‫الها که بچه مدرسه‌ای بود از مدرسه‬ ‫و کالس درس و این چیزها می‌نوش��ت و گه‌گاهی هم مطالب‬ ‫اجتماعي‪ .‬گزارش هم مي‌گرفت‪ .‬حيف ش��د‪ .‬بچه‌ي خوبي بود‬ ‫از دست رفت‪ .‬پدر رفيق ناباب بسوزد‪.‬‬

‫‪11‬‬

‫«نونه��ال صحبت‌ن��و جناب آق��اي محمد امين نوبه��ار‪ .‬براي‬ ‫چندمي��ن بار بهار زندگي‌ات را به تو تبريک گفته و از اين که‬ ‫کوچکترين عضو صحبت نو هستيد به تو مي‌باليم‪ .‬اين دوربين‬ ‫کوچ��ک تقديم به تو ت��ا از دريچه‌ي کوچ��ک آن به ازدحام‬ ‫کوچه‌ي خوشبخت بنگري‪ .‬وي الو يو» مامان و بابا‬ ‫«وبالگ قشنگی داری ولي عمرا ً به پاي وبالگ من برسه‪».‬‬ ‫يکي از اهالي صحبت نو‬ ‫چند تا از اهالي فروم‬ ‫«آي ديت چيه؟»‬ ‫«تو چقدر عکس قشنگ مي‌گيري‪.‬چند سالته فرزندم؟»‬ ‫خانه عکاسان ايران‬

‫‪12‬‬

‫اما ايش��ان خيلي عزيز است‪ .‬پدر محمد امين هم است‪ .‬ستون‬ ‫او ول��ي عزيز نيس��ت‪ .‬چون ک��ه عادت دارد ب��ه همه چيز گير‬ ‫بدهد‪ .‬نمي‌دانم به محمد امين هم گير مي‌دهد يا نه‪ .‬ولي چون‬ ‫س��تونش خواننده زياد دارد ما او را بسيار دوست داريم‪ .‬همین‬ ‫ک��ه همه به او گير مي‌دهند پس همه س��تون او را مي‌خوانند‬ ‫واین مايه‌ي دلگرمي نش��ريه اس��ت‪ .‬باش و بنويس اي گير سه‬ ‫پيچ‪ .‬گيرهايت مارا عشق است‪ .‬دیگه از اینجا جا نیست عکس بزنیم‪.‬‬

‫‪13‬‬

‫جواد حس��ن‌نژاد را با گزارش‌های باس��تانی‌اش می‌شناس��ید‪.‬‬ ‫عاشق چیزهای درحال نابودی است‪ .‬زور می‌زند تا یادگاری از‬ ‫چیزهایی که دیگر کمتر دیده می‌شوند برجای بگذارد‪ .‬حیف‬ ‫که به او بها نمی‌دهند و البته دوربین هم ندارد‪ .‬یک اکوردئون‬ ‫عتیقه داشت که اونم نمی‌دانم چکارش کرد‪.‬‬

‫‪14‬‬

‫علی س��پهر همزاد حسن نژاد اس��ت‪ .‬او هم دل آثار باستانی‬ ‫ماس��ت‪ .‬از داس��تان‌ها و حکای��ات فراموش ش��ده چیزهایی‬ ‫می‌نویسد که بیش��تر نسل ما آن را نشنیده است‪ .‬فیلم‌هایش‬ ‫نیز در همین حال و هواست‪ .‬هر چند دورادور دستی در آتش‬ ‫تحریریه دارد‪ .‬خدا قوت گریشی مرد‪.‬‬

‫(ضمیمه شماره ‪)57‬‬

‫فروردین ‪88‬‬

‫«خبرنگار اعزامی صدا و سیما محمدرضا وفایی فرد» همیشه‬ ‫به دل‌مان می‌ماند این جمله را از تلویزیون بشنویم‪ .‬خبرهای‬ ‫دست اول اداری و رسمی را از او می‌بینیم‪.‬‬

‫‪16‬‬

‫صاحبان ميراث فرهنگي گ��راش‪ .‬عبدالعلي صالحي و مهدي‬ ‫جباري دو يار غار که مدت هاست به ندرت به ما سر مي‌زنند‪.‬‬ ‫اما مي‌دانم که فعاليت‌هاي گراش‌دوستانه‌شان به شدت ادامه‬ ‫دارد و قصد دارند ما را سورپرايز کنند‪.‬‬

‫‪17‬‬

‫این تازه گراش��ی‌های تحریریه هستند بعد از آن‌ها نوبت آن‌ها‬ ‫می‌رس��د که دورادور با صحبت هس��تند‪ .‬محمد زارع معلم و‬ ‫روزنامه‌نگار قدیمی و پس��ر پرکارش حامد از الر می‌نویس��ند‪.‬‬ ‫اضافه کنید کلی اسم دیگر که در این ‪ 33‬شماره خوانده‌اید‪.‬‬

‫‪18‬‬

‫اگر ش��کل‪ ،‬فرم و زيباي��ي صحبت نو فق��ط براي‌تان اهميت‬ ‫دارد مخصوصا شمايي که هي در نشريه تبليغ مي‌کنيد‪ ،‬همه‬ ‫را از چش��م خانم فرزانه نادرپور و اي��ن اواخر محمد پاکروان‬ ‫ببينيد‪ .‬محمد که البته طراحي‌اش اصال خوب نيس��ت‪ .‬خيلي‬ ‫از مش��تري‌ها را هم پرونده است و بايد برود دوره ببيند‪ .‬او را‬ ‫ولش اص ً‬ ‫ال‪ .‬اما خانم نادرپور واقعاً کارش قش��نگ است‪ .‬خيلي‬ ‫زيبا طراحي مي‌کنه‪ .‬البته مي‌کرد‬ ‫امضا‪ :‬پاچه‌خوار شخصی شما ابوالحسنوو !‬

‫‪19‬‬

‫‪3‬‬

‫محمد خواجه پور ولی زیاد حرف می‌زند‪ .‬س��رش همیش��ه تو‬ ‫کتاب بوده و اس��ت و خواهد بود‪ .‬موتورش هیچ وقت خاموش‬ ‫نمی‌ش��ود‪ .‬از بس کار می‌کند‪ .‬نمی‌دانم برای زندگی‌اش وقت‬ ‫دارد یا این که روزنامه زندگی‌اش اس��ت‪ .‬اغراق نکرده باش��م‬ ‫یک تنه روزنامه را می‌چرخاند‪ .‬و البته عجب اشتهایی دارد‪ ،‬به‬ ‫هیکل الغرش نگاه نکنید!‬

‫‪15‬‬

‫طنز ‪6‬‬

‫شماره سی و سه‬

‫‪18‬‬

‫‪20‬‬

‫‪ 19‬و ‪20‬‬

‫فاطمه يوسفي که تازه آمده‌اند به نشریه را که اص ً‬ ‫ال ولش‪ .‬حاال‬ ‫حاالها بايد تلفن جواب بدهد يا تلفن بزند فالن ساعت جلسه‬ ‫هيات تحريريه است تا آبدیده شود‪ .‬اين که هيچ‪ .‬الهام زاهدي‬ ‫هم که هميشه کلي گزارش روزانه دارد‪ .‬از خواننده‌هاي عزيز‬ ‫ک��ه هي زنگ مي‌زنند نش��ريه خواهش مي‌کن��م زنگ نزنيد‪.‬‬ ‫اي‌مي��ل نزني��د‪ .‬وقت خانم زاهدي را نگيري��د که او هم بياید‬ ‫وقت ما را بگيرد‪ .‬تورو خدا‪ .‬اص ً‬ ‫ال ما پيغام‌گير نداريم‪ .‬اس‌ام‌اس‬ ‫هم پولش را نداديم گوشي‌مان را قطع کرده‌اند رفته است پي‬ ‫کارش‪ .‬آخر چرا آن قدر وقت خانم زاهدي را مي‌گيريد؟‬

‫باالتر از ‪20‬‬

‫اما تحریریه بانوان خودش��ان یک ایل هستند که اگر بخواهیم‬ ‫تک‌ت��ک آن‌ها را معرفی کنیم به اندازه کتاب زیست‌شناس��ی‬ ‫پیش‌دانش��گاهی ج��ا می‌گی��رد‪ .‬سردس��ته‌ي آن‌ه��ا ش��اعر‬ ‫پيشکس��وت خانم بهمني است‪ .‬تحريريه بانوان این چند وقت‬ ‫متحول ش��ده‪ .‬هر هفته ورزش و کوه‌نوردي و تفريحات سالم‪.‬‬ ‫آن‌ها گروه گانگس��تری خودش��ان را دارند و خودشان باید از‬ ‫خودشان بنویسند‪ .‬تازه خانم‌ها را هم که می‌شناسید مگر آدم‬ ‫جرات دارد درباره آن‌ها بنویسید‪ .‬به خاطر همین شماره باالتر‬ ‫از بیست را به آن‌ها داده‌ایم‬


‫شماره سی و سه‬ ‫(ضمیمه شماره ‪)57‬‬

‫فروردین ‪88‬‬

‫مطبخ ‪‬‬

‫َپ ُپلس‬

‫‪ 7‬جامعه نو‬ ‫سمیه کشوری‬

‫(آش نان)‬

‫مواد الزم‪:‬‬ ‫……بادنجان دو عدد متوسط‬ ‫……سيب‌زميني دو عدد متوسط‬ ‫……گوجه‌فرنگي دو عدد متوسط‬ ‫……پياز يک عدد متوسط‬ ‫……نان خشک دو عدد‬ ‫……ميگو خشک به مقدار الزم‬ ‫……روغن به مقدار کم‬ ‫……رب گوجه‌فرنگي دو قاشق غذاخوري‬ ‫……ليمو اماني نرم يک قاشق مرباخوري‬ ‫……نمک و زردچوبه و ادويه به مقدار الزم‬ ‫……آب چهار ليوان‬

‫طرز تهيه‪:‬‬

‫پيازداغ گرفته و گوجه‌رنگي خرد ش��ده را به پياز‬ ‫داغ اضافه مي‌کنيم‪ .‬بادنجان و س��يب‌زميني را در‬ ‫چهار قس��مت خرد مي‌کنيم البته اين بس��تگي‬ ‫به ذائقه ش��ما دارد که درش��ت يا ريز‪ ،‬آن را خرد‬ ‫کنيد‪ .‬بادنجان و س��يب‌زميني خرد ش��ده را هم‬ ‫اضافه مي‌کني��م پس از م��دت کوتاهي که تفت‬ ‫خورد نمک‪ ،‬زردچوبه‪ ،‬ادويه‪ ،‬ليمو اماني نرم‪ ،‬رب‬ ‫گوجه‌فرنگي و ميگو را هم اضافه مي‌کنيم‪.‬‬ ‫س��پس آب را درون آن مي‌ريزي��م‪ .‬وقت��ي ک��ه‬ ‫بادنج��ان و س��يب‌زميني‌ها پخت��ه و آب آن هم‬ ‫تقريباً غليظ ش��د نان‌هاي تکه‌تکه شده را به غذا‬ ‫اضافه مي‌کنيم‪ .‬پ��س از ‪ 5‬دقيقه آش نان آماده‬ ‫است‪.‬‬

‫خواص‪:‬‬

‫س��يب‌زميني به عل��ت دارا بودن پتاس��يم زياد‪،‬‬ ‫تميز كننده كبد مي‌باش��د‪ .‬سيب‌زميني بدن را‬ ‫ج��وان مي‌كن��د و داروي بيماري‌هاي قلبي نيز‬ ‫اس��ت‪ .‬مصرف گوجه‌فرنگی سبب کاهش ابتال به‬ ‫سرطان لوزالعمده و پروستات و سرطان‌هاي ريه‬ ‫و معده مي‌شود‪.‬‬ ‫کارشناس��ان تغذیه معتقدند کیلوپن موجود در‬ ‫گوجه‌فرنگ��ی از رگ‌های بدن محافظت می‌کند‪.‬‬ ‫بادنجان به علت دارا بودن آهن در رفع كم خوني‬ ‫داروي موثري است‪ .‬بادنجان مقوي معده است‪.‬‬

‫تحريريه بانوان – س�ميه كشوري‪:‬‬

‫احم��د محمد‌زاده س��ی ونه س��اله يكي‬ ‫از كش��اورزان گراش��ي است كه به مدت‬ ‫چهار سالی به اين كار مشغول‌است و به‬ ‫داش��تن چنين شغلي افتخار مي‌كنند‪ .‬او‬ ‫با همت و پشتكار فراوان خود توانسته‌اند‬ ‫محصوالت پربار گل‌خانه‌اي��ي را به بازار‬ ‫ارائه دهن��د‪ .‬ما اعض��اي تحريريه بانوان‬ ‫صحبت‌نو ويژه گراش در يكي از روزهاي‬ ‫تعطيل اس��فندماه از گل‌خان��ه زیبای او‬ ‫ديدن کرديم‪ .‬وقتي به ساختمان گل‌خانه‬ ‫رسيديم با يک نماي قديمي روبرو شديم‬ ‫ديوارهاي کاه‌گل��ي و در ورودي قديمي‬ ‫که گرچه از آهن ب��ود اما همان درهاي‬ ‫چوب��ي قديمي را تداع��ي مي‌کرد‪ .‬کمي‬ ‫معطل ش��ديم اما باالخره در باز ش��د و‬ ‫با اس��تقبال گرم آق��اي محمدزاده روبرو‬ ‫شديم‪.‬‬ ‫پاهايت را که به داخل مي‌گذاري سمت‬ ‫راس��ت‌ات درخت‌هاي سرسبز مي‌بيني‪.‬‬ ‫م��ا ابتدا از گلخانه‌ي ت��وت فرنگي ديدن‬ ‫كرديم‪ .‬رديفي از توت فرنگي‌هاي قرمز و‬ ‫خوش رنگ که از گلدان‌ها آويزان بودند‬ ‫منظره‌ي زيبايي داشت‪ .‬ما محو تماشاي‬ ‫ت��وت فرنگي‌ه��ا بوديم که ص��داي يکي‬ ‫از اعض��ا م��ا را به خ��ود آورد‪ .‬او از آقاي‬ ‫محم��دزاده درباره توت فرنگي‌ها توضيح‬ ‫مي‌خواس��ت‪ ،‬ايش��ان گفتن��د‪« :‬روش‬ ‫کش��ت توت‌فرنگي‌ها هيدروکنيک است‬ ‫و خاک آن برل��ي و پيت در هفت طبقه‬ ‫مي‌باش��د‪ ،‬به خاطر اينکه فضاي کمتري‬ ‫اش��غال کن��د‪ .‬روش آن رانل اس��ت؛ به‬ ‫عبارت ديگر جوانه‌‌ايي جديد در کنارش‬ ‫مي‌رويد که در ماه ش��ش رانل‌ها را جدا‬ ‫مي‌کنيم و در گلدان ديگري مي‌کاريم و‬ ‫در ماه نهم ش��روع ب��ه گل‌دهي مي‌کند‪.‬‬ ‫معموال در فصل‌هاي پاييز و زمس��تان و‬ ‫بهار ثمره مي‌دهد‪ .‬اما در تابستان بيشتر‬ ‫ران��ل مي‌زند گرچ��ه گل هم مي‌دهد اما‬ ‫گل آن کوچ��ک اس��ت و ثم��ره‌اي هم‬ ‫ک��ه مي‌دهد کوچ��ک مي‌ش��ود‪ .‬اما اگر‬ ‫سيس��تم خنک‌کننده باش��د اين مشکل‬ ‫رفع مي‌گردد‪ .‬من س��ه نوع توت فرنگي‬ ‫کش��ت مي‌کنم‪ .‬آب آن هم بايد شيرين‬ ‫باش��د که ما براي اين کار از دستگاه آب‬ ‫ش��يرين‌کن اس��تفاده مي‌کنيم‪ .‬��ب را با‬ ‫موادي از قبيل‪ :‬پتاس��يم‪ ،‬سديم‪ ،‬منگنز‪،‬‬ ‫روي‪ ،‬آه��ن و ‪ ...‬تغذي��ه و غني مي‌کنيم‬ ‫ت��ا موادي که بايد از طريق خاک به بوته‬ ‫برس��د از طريق آب به آن برس��انيم‪ .‬در‬ ‫زمستان آب را گرم مي‌کنيم تا رشد بوته‬ ‫سريع‌تر شود و در تابستان به علت گرمي‬

‫آب آن را س��رد مي‌کني��م‪ .‬در واقع اين‬ ‫محصوالت از يک بچه رس��يدگي بيشتر‬ ‫مي‌خواهد‪».‬‬ ‫يکي از بانوان از شکل توت‌فرنگي پرسيد‬ ‫و اينکه کاري در اين راس��تا انجام شده‬ ‫يا نه‪ .‬پاسخ چنين بود‪« :‬ما کندوي عسل‬ ‫گذاش��تيم تا ش��کل توت‌فرنگ��ي را زيبا‬ ‫جلوه دهد‪ .‬اين کار از طريق گرده‌افشاني‬ ‫که زنبورها ب��ر روي گل‌هاي توت‌فرنگي‬ ‫انج��ام مي‌دهند صورت مي‌گي��رد‪ .‬البته‬ ‫تنها زنبور عس��ل نيس��ت‪ .‬در زمس��تان‬ ‫که هوا س��رد است گل آن رشد چنداني‬ ‫ن��دارد و معم��وال توت فرنگي‌ها ش��کل‬

‫ب��رادرم‪ .‬خودم فقط روزه��اي تعطيل به‬ ‫اينج��ا مي‌آيم‪ .‬گرچه تعداد پرس��نل کم‬ ‫است‪ ،‬اما مش��کل اينجاست که وقتي به‬ ‫يکي مي‌گويي بيا در کار کش��اورزي‪ ،‬هم‬ ‫گراشي و هم غيرگراشي اين کار را زشت‬ ‫مي‌داند‪ .‬تا اسم کشاورزي مي‌آيد‪ ،‬داس و‬ ‫بيل و االغ و اين چيزها در ذهنش نقش‬ ‫مي‌بن��دد‪ .‬در حالي که اين طور نيس��ت‪.‬‬ ‫من دو س��ه ماه پيش ترکي��ه بودم‪ .‬آنجا‬ ‫محصوالت کش��اورزي را صادر مي‌کنند‪.‬‬ ‫در صورت��ي که نفت هم ندارند‪ .‬فقط تور‬ ‫گردشگري دارند و گل‌خانه؛ همين‪ .‬نصف‬ ‫آنتاليا گل‌خانه دارد‪ .‬ولي متاسفانه گراش‬

‫ما گراش��ي‌ها چ��را نمي‌خواهيم چيزي‬ ‫ک��ه متعلق به خودمان اس��ت به فروش‬ ‫برس��د‪ .‬اگر من براي فروش محصوالت‌ام‬ ‫ب��ه اميد گراش ب��ودم ش��ايد اين زمين‬ ‫هنوز خش��ک بود ولي م��ن به اميد خدا‬ ‫محص��والت‌ام را به الر مي‌برم‪ .‬بيس��ت و‬ ‫دو بهمن در الر نمايش��گاهي برپا شد‪ .‬ما‬ ‫محصوالت‌م��ان را عرض��ه کرديم و بهتر‬ ‫ش��ناخته ش��د‪ .‬مخصوصاً توت‌فرنگي‌ها‪.‬‬ ‫اين نمايش��گاه براي ما خيلي خوب بود‪.‬‬ ‫طوري که هر روز از نمايشگاه به ما زنگ‬ ‫مي‌زدن��د ک��ه بازديدکنندگان س��واالت‬ ‫زيادي از ما مي‌پرسند و بيايد و برايشان‬

‫افتخار می‌کنم که کشاورز هستم‬

‫‪ ‬احمد محمدزاده در گلخانه‌ي خود‬

‫ک��ج و کوله‌اي پيدا مي‌کنن��د که ما آن‬ ‫را درون جعب��ه نمي‌گذاري��م‪ .‬جن��س‬ ‫پالس��تيکي که گل‌خانه را مي‌پوشاند يو‬ ‫وي‌دار (ضدآفتاب) اس��ت‪ .‬سه سال دوام‬ ‫دارد‪ .‬آفت��اب نمي‌تواند آن را له کند و از‬ ‫بين ببرد‪».‬‬ ‫به اطراف ن��گاه مي‌کني فقط يک نفر را‬ ‫مي‌بيني که توت فرنگي مي‌چيند و اين‬ ‫سؤال پيش مي‌آيد که چند نفر در اينجا‬ ‫مش��غول به کار هستند‪ .‬آقاي محمدزاده‬ ‫در اين باره مي‌گوي��د‪« :‬دو نفر‪ .‬يکي که‬ ‫اآلن توت‌فرنگ��ي مي‌چين��د و ديگ��ري‬

‫مي‌گويند‪ :‬اين کار اصال سودي ندارد»‪.‬‬ ‫در گوش��ه‌اي از گل‌خان��ه جعبه‌ه��اي‬ ‫کوچک زيادي را مي‌بيني که توت‌فرنگي‬ ‫در آن چيده ش��ده است‪ .‬مشخص است‬ ‫اي��ن توت‌فرنگي‌ه��ا براي فروش اس��ت‪.‬‬ ‫يک��ي از اعض��ا از بازار ف��روش آن و اين‬ ‫که چرا جعبه‌ها برچس��بي براي معرفي‬ ‫ندارد س��ؤال مي‌کند‪ .‬ايش��ان مي‌گويند‪:‬‬ ‫«هن��وز وقت نش��ده به دنبال برچس��ب‬ ‫برويم در واقع هنوز برچس��ب مورد نياز‬ ‫را پيدا نکرده‌ايم‪ .‬ولي در فکرش هستيم‪.‬‬ ‫بازار فروش آن هم خوب است‪ .‬نمي‌دانم‬

‫توضي��ح بدهيد‪ .‬خوب اي��ن براي ما يک‬ ‫تبليغ و افتخار اس��ت‪ .‬دو سال است که‬ ‫توت‌فرنگي مي‌کاريم‪ ،‬البته برداش��ت‌مان‬ ‫زياد نيست‪ .‬امسال در برابر پارسال بهتر‬ ‫شده است‪ .‬سال اول آزمايشي کاشتيم تا‬ ‫ببينيم جواب مي‌دهد يا نه‪ ،‬که الحمداهلل‬ ‫ج��واب داد‪ .‬البته همين ط��وري جواب‬ ‫نمي‌دهد‪ .‬ما بايد چيزي به نام پش��ت‌کار‬ ‫و همت داشته باشيم‪ .‬هم همت مالي هم‬ ‫همت معنوي‪ .‬اگر کس��ي ب��ه اين کارها‬ ‫عالق��ه دارد من به س��هم خودم حاضرم‬ ‫اطالعات��ي ک��ه دارم را در اختيارش قرار‬

‫دهم‪ .‬اما وقتي کسي مي‌گويد مي‌خواهم‬ ‫گلخان��ه بزنم‪ ،‬تا مي‌گويي��م آب‌گرم‌کن‪،‬‬ ‫آب‌شيرين‌کن‪ ،‬کولر‪ ،‬فن و ‪ ...‬مي‌خواهد‪،‬‬ ‫زود مي‌گويد من نيس��تم‪ .‬وقتي يکي از‬ ‫نوع كارهايم متعجب مي‌ش��ود مي‌گويم‪:‬‬ ‫کار نشد نداريم‪ .‬من اعتقادي به کار نشد‬ ‫ندارم‪ .‬همه چيز ممکن اس��ت‪ .‬من اآلن‬ ‫ميوه‌هايي را کش��ت مي‌کنم که درخت‬ ‫آن حتي در ايران هم نيست‪».‬‬ ‫س��پس با اعضا ب��ه گل‌خان��ه‌ي ديگري‬ ‫رفتي��م‪ .‬در آنج��ا گوجه‌فرنگي‌ه��اي‬ ‫درش��ت و قرمز ديديم که از ش��اخه‌هاي‬ ‫خود آوي��زان بودند‪ .‬ش��اخه‌هايي که به‬ ‫وس��يله‌ي ي��ک طناب باريک به س��مت‬ ‫باال هدايت مي‌ش��دند‪ .‬آق��اي محمدزاده‬ ‫چند گوجه‌فرنگي درشت چيد و رو به ما‬ ‫گفت‪ :‬نوع بذر اين گوجه فرنگي‪ ،‬شقايق‬ ‫و بسيار مقاوم است‪ .‬طوري که اگر آن را‬ ‫به زمين بزني له نمي‌ش��ود و نمي‌ترکد و‬ ‫به محض گفتن اي��ن حرف‪ ،‬گوجه‌اي را‬ ‫که در دستش بود به زمين کوبيد‪ .‬با اين‬ ‫حال گوجه سالم مانده بود و اين برايمان‬ ‫تعجب‌آور بود‪ .‬ايش��ان ما را به گوش��ه‌ي‬ ‫ديگر گل‌خانه بردند که بادمجان هلندي‬ ‫کاشته بود‪ .‬در ادامه گفت‪« :‬اين بادمجان‬ ‫ب��ه صورت درختي رش��د مي‌کن��د‪ .‬تلخ‬ ‫نيس��ت و اتفاقا خيلي هم شيرين است‪.‬‬ ‫نمونه‌ي ديگر بادمجان ديديم که س��فيد‬ ‫بود و گفت متعلق به شوروي است»‪.‬‬ ‫از گل‌خان��ه بي��رون آمدي��م ک��ه چن��د‬ ‫کاکت��وس بزرگ نظرم��ان را جلب کرد‪.‬‬ ‫آقاي محمدزاده چاقويي در دست داشت‬ ‫که با آن يکي از ش��اخه‌هاي کلفت آن را‬ ‫جدا کرد‪ .‬خيلي جالب بود‪ .‬مايعي شبيه‬ ‫ژل بي��ن آن ديدي��م‪ .‬گفت‪« :‬ن��ام گياه‬ ‫آلوئه‌ورا اس��ت و ژل بين آن براي ماسک‬ ‫ص��ورت‪ ،‬ژل مو و مص��ارف دارويي ديگر‬ ‫استفاده مي‌ش��ود‪ .‬نکته جالب‌تر اين که‬ ‫ش��نيديم تازگی‌ها نوشابه و آبميوه‌ي آن‬ ‫هم به بازار آمده‪ .‬به عالوه براي گوارش و‬ ‫درمان سوختگي هم استفاده مي‌شود‪.‬‬ ‫بازديد ديگر تمام ش��ده بود که به دعوت‬ ‫آق��اي محم��دزاده از فض��اي روب��روي‬ ‫ساختمان ديدن کرديم‪ .‬فوق العاده بود‪.‬‬ ‫زمين يک‌دس��ت پوشيده ازگياه گل‌هاي‬ ‫زرد‪ ،‬منظره‌ي جذابي بود که انسان را به‬ ‫وجد مي‌آورد‪ .‬نام گي��اه کلزا بود‪ .‬دانه‌ي‬ ‫روغني کلزا که روغن آن بدون کلسترول‬ ‫اس��ت‪ .‬و ب��راي بيماري‌هاي قلب��ي و ‪...‬‬ ‫مناس��ب اس��ت‪ .‬اين بازديد علمي براي‬ ‫اعضا يک تجرب��ه‌ي به‌يادماندني و عالي‬ ‫بود‪.‬‬

‫‪ ‬دنیای مجازی‬

‫‪gerashi.mihanblog.com‬‬ ‫مرجع فیلم‌های گراش‬ ‫در هر مهمانی دوس��تانه و حتی خانوادگی وقتی‬ ‫بحث‌های عمومی تمام می‌شود نوبت این می‌شود‬ ‫که «روی گوشی‌ات چی داری؟» و همیشه بازار‬ ‫بلوتوث‌بازی داغ اس��ت‪ .‬در اینترنت هم فیلم‌ها و‬ ‫کلیپ‌ه��ا طرفداران زیادی دارد‪ .‬اما س��رعت کم‬ ‫اینترنت در ایران مانع بزرگی اس��ت‪ .‬این وبالگ‬ ‫اما قدم اول را برداش��ته اس��ت و س��عی می‌کند‬ ‫کلیپ‌ه��ای صوت��ی و تصویری جالب ب��ه ویژه‬ ‫درباره گراش را جمع‌آوری کند‪ .‬در گراشی دات‬ ‫میهن‌بالگ برای ش��ما از فیلم «اعزام گراشی‌ها‬ ‫به جبهه» تا کلیپ‌های خنده‌دار موجود اس��ت‪.‬‬ ‫از آخرین پس��ت‌های آن پرس��ه معروف گراشی‬ ‫برای وقایع اخیر است‪ .‬چیزهایی که روی موبایل‬ ‫دوس��ت‌تان وج��ود دارد اما خجالت می‌کش��ید‬ ‫که درخواس��ت کنید برای ش��ما بلوتوث کند را‬ ‫می‌توانید از این وبالگ بگیرید‪.‬‬ ‫وب�لاگ با س��ر صفحه «مرجع اصل��ی فیلم‌های‬ ‫گراش��ی» از آذرماه ‪ 1387‬فعالیت خود را شروع‬ ‫کرده است و تاکنون نزدیک ‪ 200‬نوشته‪ ،‬فیلم و‬ ‫کلیپ در آن وجود دارد‪ .‬این وبالگ اگر به حریم‬ ‫ش��خصی افراد بیشتر توجه کند می‌تواند یکی از‬ ‫پربیینده‌ترین وبالگ‌های گراشی باشد‪ .‬در حال‬ ‫حاضر «گراشی» روزانه حدود ‪ 150‬بازدیدکننده‬ ‫دارد‪.‬‬ ‫‪ ‬دنیای مجازی‬

‫‪garshi.persianblog.ir‬‬ ‫يک گراشي بيكار!‬ ‫محمود غفوري يك گراشي نه‌چندان بيكار است‬ ‫كه در وبالگ «يه گراش��ي بيكار!» مي‌نويسد‪ .‬او‬ ‫كار خود در اين وبالگ را از حدود يك سال قبل‬ ‫شروع كرده و تازگي بيشتر به مسائل روانشناسي‬ ‫خانواده توجه دارد‪.‬‬ ‫او س��عي مي‌كند مطالب‌اش را با كمي چاش��ني‬ ‫طنز بنويس��د‪ .‬غف��وري اگر كمي بيش��تر براي‬ ‫مطالبي كه در وبالگ‌اش منتش��ر مي‌كند دقت‬ ‫نمايد‪ ،‬مي‌تواند افراد بيش��تري را به خود جذب‬ ‫نمايد! یک گراش��ی بیکار خوانندگان ثابتی دارد‬ ‫ک��ه با نظ��ر دادن بر نوش��ته‌های آن در بحث‌ها‬ ‫شرکت می‌کنند‪.‬‬ ‫کوتاه نوشته‌های وبالگی نیز از خواندنی‌های این‬ ‫وبالگ اس��ت که می‌توانی��د آن را به عنوان پیام‬ ‫کوتاه برای دوستان خود ارسال کنید‪.‬‬


‫کارنامه خون ‪‬‬

‫شهید محمد بهمنی‬

‫‪JJwww.yad-e-yaran.com‬‬

‫ن محل تولد‪ :‬گراش‬ ‫نام پدر‪ :‬غالمحسی ‬ ‫تاریخ تولد‪ 1346 :‬شهادت‪1366/12/25 :‬‬ ‫محل شهادت‪ :‬ارتفاع سه تپان‬

‫فرازهایی از وصیت‌نامه‬

‫حال ک��ه ابرقدرت‌های ش��رق و غرب به س��تیز ما‬ ‫برخاس��ته‌اند و اس�لام عزیز را هدف ق��رار داده‌اند‬ ‫برماست که جلو آن‌ها را بگیریم هر چند در این راه‬ ‫جان خود را بدهیم‪ .‬امت شهیدپرور همیشه یار و یاور‬ ‫امام امت باشید هیچ‌وقت دست از یاری این بزرگمرد‬ ‫بر ندارید‪ .‬مردم مس��لمان جبه��ه را گرم نگه‌دارید و‬ ‫س�لاح به زمین افتاده‌ی ش��هدا را نگذارید بر زمین‬ ‫بماند آن را بردارید و راه آن‌ها را ادامه دهید‪.‬‬

‫زندگی‌نامه‬

‫محمد بهمنی یکی از گوهرهای کمیابی بود که از س��نین‬ ‫کودک��ی نور ایمان و عرف��ان و پرتو خل��وص و تقوی از‬ ‫افق وجودش منور و س��اطع بود‪ .‬شهید در سال ‪ 1346‬در‬ ‫خانواده‌ای مذهبی در کشور کویت به‌دنیا آمد‪ .‬دوره دبستان‬ ‫را در آنجا گذراند و این ایام مصادف بود با پیروزی انقالب‬ ‫که به ایران بازگش��تند مقط��ع راهنمایی او مصادف بود با‬ ‫هجوم وحشیانه صدامیان‪ .‬با وجود سن کم عشق رفتن به‬ ‫جبهه را داش��ت‪ .‬مسئولین اعزام او را از رفتن منع کردند تا‬ ‫این که برای اولین‌بار روانه جبهه شد و بعد از اتمام ماموریت‬ ‫بازگشت‪ .‬ش����هید بعد از چندین‌بار اعزام به عضویت واحد‬ ‫اطالعات و عملیات لش��کر ‪ 19‬فج��ر درآمد و این‌بار با دو‬ ‫اسلحه‪ ،‬یکی سالح خودش و دیگری سالح برجای مانده‬ ‫برادرش به جبهه برگش��ت او در مدت ‪ 7‬س��ال در جبهه‬ ‫بود ک��ه س��رانجام در عملیات‬ ‫والفج��ر‪ 10‬در ش��ب عملی��ات‬ ‫با چن��د ت��ن از همرزمانش که‬ ‫ماموریت هدایت گ��ردان را در‬ ‫محور عملیاتی به‌عهده داشتند‬ ‫در حی��ن عب��ور از می��دان نبرد‬ ‫در اثر برخ��ورد با مین در ارتفاع‬ ‫سه تپان جبهه‌ی غرب در شب‬ ‫مبارک مبع��ث به درجه‌ی رفیع‬ ‫شهادت نائل آمد‪.‬‬

‫……از کی خلبان شدن برای شما جدی شد؟‬ ‫محمودزاده‪ :‬سال اول دبیرستان بودم حضور خلبان‬ ‫متین در نمازخانه مدرسه سیدالشهدا و صحبت‌های‬ ‫او تصمی��م م��ن را قطع��ی کرد‪ .‬از س��ال ‪ 85‬دیگر‬ ‫تصمیم خودم را کامل گرفته بودم‪.‬‬ ‫سپهر‪ :‬از سوم دبیرستان به طور جدی‌تر عالقه مند‬ ‫ش��دم‪ .‬من در فکر این بودم به خارج بروم‪ .‬ولی بعد‬ ‫از خدمت س��ربازی به طور جدی تصمیم گرفتم که‬ ‫پیگیری کنم و آمدم تهران‪.‬‬ ‫……مث�ل بچه‌ه�ای دیگ�ر ش�ما ه�م در انش�ا‬ ‫می‌گفتید در آینده می‌خواهم خلبان شوم؟‬ ‫محمودزاده‪ :‬در انشا نبود ولی در نقاشی‌هایم هواپیما‬ ‫جای ثابتی داشت‪.‬‬ ‫……ب�رای خلب�ان ش�دن چ�ه ش�رایطی الزم‬ ‫است؟‬ ‫ش��رایط عمومی‪ ،‬تست کامل پزش��کی شامل قد و‬ ‫وزن‪ ،‬چش��م‪ ،‬مغز‪ ،‬قلب‪ ،‬خون‪ ،‬قفسه سینه و دندان‪،‬‬ ‫شنوایی‪ ،‬عدم سابقه جراحی و خالصه سالمت است‬ ‫نداش��تن منع حراستی‪ .‬قرار است در آینده پذیرش‬ ‫به ش��کل متمرکز از سوی هواپیمایی کشوری باشد‬ ‫ول��ی در حال حاضر خود مراک��ز آموزش پرواز هر‬ ‫ک��دام قوانین خاص��ی دارند‪(.‬فقط مخت��ص دیپلم‬ ‫تجربی و ریاضی است)‬ ‫……دخترها هم می‌توانند خلبان شوند؟‬ ‫از نظر قانونی می‌ش��ود ولی اس��تخدام آن‌ها خیلی‬ ‫بعید است‪ .‬در کالس ما دو دختر هستند که بیشتر‬ ‫برای هواپیما شخصی می‌خواهند یاد بگیرند‬ ‫……بع�د از پذی�رش چن�د مرحل�ه و س�طح‬ ‫آموزشی وجود دارد؟‬ ‫دوره اول ‪ PPL‬اس��ت‪ .‬دوره خلبان��ی ش��خصی که‬ ‫ش��امل ‪ 350‬س��اعت کالس زمینی و ‪ 50‬س��اعت‬ ‫پرواز اس��ت‪ .‬بعد از آن امتحان از طرف هواپیمایی‬ ‫کش��وری برگزار می‌شود که شامل امتحان تئوری و‬ ‫چک پرواز است‪ .‬در صورت قبولی گواهی‌نامه ‪PPL‬‬ ‫صادر می‌شود‪ .‬این دوره بین ‪ 8‬ماه تا یک سال طول‬ ‫می‌کش��د‪ .‬بعد از آن دوره ‪ CPL‬یا خلبانی بازرگانی‬ ‫آغاز می‌شود‪ .‬دوره شامل حداقل ‪ 100‬ساعت پرواز‬ ‫اس��ت‪ .‬همراه با کالس‌های زمینی حدود یک سال‬ ‫و نیم طول می‌کشد‪ .‬مرحله نهایی ‪Instrument‬‬

‫‪ ‬محمد سپهر‬

‫محمد خواجه‌پ�ور‪ :‬اولین موضوع انش��ای‬ ‫من همان موضوع تکراری «در آینده می‌خواهید‬ ‫چه کاره ش��وید؟» بود‪ .‬در کالس چهارم ابتدایی‬ ‫مدرس��ه س��لیمی درس می‌خواندم‪ .‬مثل خیلی‬ ‫از بچه‌ه��ا م��ن ه��م رویای پ��رواز داش��تم‪ .‬تازه‬ ‫فیل��م «عقاب‌ها» را دیده بودم و جوگیر نوش��تم‬ ‫«خلبان»‪ .‬اما گوی زندگی لغزنده‌تر از آن اس��ت‬ ‫که آدم آن را در مسیر رویاهای خود بچرخاند‪ .‬اما‬ ‫بعضی‌ها رویاهای خود را فراموش نمی‌کنند‬ ‫در یک ش��ب زمس��تانی مهمان آن‌ها هستم‪ .‬در‬ ‫خانه‌ای در انتهای ش��مالی شهر و در دامنه البرز‬ ‫س��پیدپوش‪ .‬روبه‌روی م��ن حمید محم��ودزاده‬ ‫نشس��ته اس��ت که لذت پرواز را چشیده و محمد‬ ‫س��پهر که تنها چن��د ماهی اس��ت آموزش خود‬ ‫را ش��روع کرده اس��ت‪ .‬هر دو آن‌ها ب��ه نیکی از‬ ‫همش��هریان خلب��ان خود ی��اد می‌کنن��د‪ .‬وقتی‬ ‫در کن��ار ه��م بازی شبیه‌س��ازی پ��رواز را انجام‬ ‫می‌دهند لذت خلبان بودن را در چشم‌های آن‌ها‬ ‫می‌خوانم‪.‬‬ ‫‪ Rating‬یا دوره مهارت پرواز بدون دید ش��امل ‪40‬‬ ‫س��اعت پرواز و کالس‌های زمینی است که حداقل‬ ‫شش ماه طول می‌کشد‪ .‬این دوره‌های معمولی برای‬ ‫پذی��رش در خطوط هوایی ب��ه عنوان کمک خلبان‬ ‫است‪.‬‬ ‫……بعد هم می‌پرید؟‬ ‫ن��ه آموزش ت��ازه اول کار اس��ت‪ .‬حاال بای��د دنبال‬ ‫اس��تخدام باش��یم‪ .‬برای اس��تخدام معم��والً آگهی‬ ‫می‌شود ولی خوب ورود به سیستم مثل خیلی جاها‬ ‫نیاز به آشنا دارد‪ .‬ورود خیلی سخت و کم است یکی‬ ‫از دالیل آن هم تحریم اس��ت که گسترش خطوط‬ ‫هوایی را کاهش داده است‪.‬‬ ‫……مهمترین خط�وط هواپیمای�ی ایران کدام‬ ‫است؟‬ ‫بیشتر افراد ترجیح می‌دهند که به ایران‌ایر بروند که‬ ‫به خاطر سابقه آن است‪ .‬بعد از آن ماهان و آسمان‬ ‫هس��تند‪ .‬ولی برای آغار کار بیش��تر کسب ساعت‬ ‫پروازی مهم است و بعد از آن افراد به دنبال حقوق‬ ‫و مزایا هستند‪.‬‬ ‫……اولین پرواز چطور بود؟‬ ‫محم��ودزاده‪ ‌:‬تصور اولیه این اس��ت که با این همه‬ ‫دکمه کار خیلی س��خت اس��ت‪ .‬ولی وقتی که کار‬ ‫را ش��روع کردیم فهمیدیم کار اصلی کار با دکمه‌ها‬ ‫نیس��ت و سختی بلند ش��دن و نشستن پرواز است‬ ‫که مه��ارت الزم دارد‪ .‬اولین پ��روازم ‪ 15‬فروردین‬ ‫‪ 86‬س��اعت ‪ 3‬بعد از ظهر از باند شماره ‪ 28‬نوشهر‬ ‫در شمال(نوش��هر) بود و پرواز آشنایی را با کاپیتان‬ ‫احمد رهبر (خلبان سابق ‪ f5‬و‪) atr72‬انجام دادم و‬ ‫کار اصلی را اس��تاد انجام می‌داد‪ .‬خودم یک ‪11‬روز‬ ‫بعد پرواز کردم و دیدم پرواز مس��تقل به آن آسانی‬ ‫نیس��ت‪ .‬پرواز مس��تقل‌ام در ‪ 26‬فروردین بود‪ .‬بعد‬

‫چند ساعت‬ ‫دانشجویان‬ ‫با‬ ‫دوره خلبانی‬ ‫در تهران‬

‫رویای‬ ‫پرواز‬

‫گفت و گوی نو ‪8‬‬

‫شماره سی و سه‬ ‫(ضمیمه شماره ‪)57‬‬

‫فروردین ‪88‬‬

‫همه خلبان‌های شهر من‬

‫‪1‬‬

‫کاپیتان ناصر حس��ینی فرزن��د میرمحمد که در‬ ‫مس��قط پرواز می‌کن��د‪ .‬قب ً‬ ‫ال خلب��ان فوکر‪100‬‬ ‫آسمان بوده است‪ .‬او در مجارستان درس خوانده‬ ‫است‪.‬‬

‫‪2‬‬

‫کاپیتان یونس متین‪ ،‬در حال حاضر کمک خلبان‬ ‫فوکر‪ 100‬در آس��مان اس��ت‪ .‬ب��ه زودی کاپیتان‬ ‫‪ ATR72‬خواه��د ش��د‪ .‬او در مرکز علوم و فنون‬ ‫هوایی شیراز دوره خود را گذرانیده است‪.‬‬

‫‪3‬‬

‫خلبان محمود عظیمی‪ ،‬دانش��کده خلبانی معراج‬ ‫را به پایان رس��انیده اس��ت و در ح��ال حاضر در‬ ‫نیروی انتظامی در حال گذارنیدن دوران خدمت‬ ‫است‪.‬‬

‫‪4‬‬

‫حمی��د محم��ودزاده فرزند غالمرض��ا متولد آبان‬ ‫‪ . 1367‬در ح��ال حاضر س��ومین س��ال آموزش‬ ‫خود را در دانش��کده خلبانی معراج می‌گذارند او‬ ‫در دوره ‪ CPL‬خلبانی(معادل لیس��انس) و فارغ‬ ‫التحصیل رش��ته‌ی مدیریت پرواز ‪ Dispatch‬از‬ ‫س��ازمان هواپیمایی کش��وری و دارنده‌ی مدرک‬ ‫کاردانی هوانوردی از س��ازمان سنجش است‪ .‬در‬ ‫کنار آن دانش��جوی مدیریت بازرگانی و مترجمی‬ ‫زبان انگلیسی نیز است‪.‬‬

‫‪5‬‬

‫محمد س��پهر آخرین فرد این گروه اس��ت که به‬ ‫تازگی دوره خود را ش��روع کرده است و چهارماه‬ ‫است که در دانشکده معراج درس می‌خواند‪.‬‬ ‫‪ ‬حمید محمودزاده در اولین پرواز خود‬

‫از ف��رود طبق رس��م خلبان‌ها‪ ،‬بع��د از اولین پرواز‬ ‫دانشجویان روی کسی که پرواز کرده است با پارچ یا‬ ‫سطل آب می‌ریزند‪ .‬برای من البته لوله آتش‌نشانی‬ ‫رویم گرفتند‪.‬که بعد از ان سرمای بدی خوردم‬ ‫سپهر‪ :‬در نوروز احتماالً باید پرواز کنم‪ ،‬در کالس‌ها‬ ‫که هس��تیم احس��اس می‌کنم که پرواز سخت‌تر از‬ ‫آن‌چیزی است که تصور می‌کردم‪.‬‬ ‫…… هزینه‌ها‌ی دوره‌ها چطور است؟‬ ‫در کل باید ‪ 190‬س��اعت پرواز باشد که با توجه به‬ ‫نوع هواپیما و یا آموزشگاه ساعتی بین ‪ 130‬تا ‪220‬‬ ‫هزارتومان است‪ .‬برای هواپیما دو موتوره ‪ 350‬هزار‬ ‫تومان اس��ت‪ .‬هزینه کالس‌ها در حدود سی میلیون‬ ‫تومان در می‌آید‪ .‬ولی خوب هر جا که باش��د هزینه‬ ‫سکونت و چیزهای دیگر هم است‪.‬‬ ‫……تا اینجا راضی هستید؟‬ ‫محمودزاده‪ :‬اگر عش��ق و عالقه نباشد ممکن است‬

‫فرد کم بیاورد چون مشکالت تحصیل در این رشته‬ ‫واقعا در ایران مش��کل است بلیل مسائل حراستی و‬ ‫تحریم) ولی من راضی هس��تم‪ .‬با توجه سختی که‬ ‫کش��یده‌ام مطمئنم و ایم��ان دارم روززی این کارم‬ ‫خواهم بود‪.‬‬ ‫س��پهر‪ :‬دوره ما با ‪ 23‬نفر آغاز شد و در حال حاضر‬ ‫‪ 13‬نف��ر هس��تیم‪ .‬ولی من در اول هس��تم و انرژی‬ ‫زیادی دارم و راضی هستم‪.‬‬ ‫……پیش نهاد می‌دهید جوان‌های دیگر هم به‬ ‫دنبال رویای پرواز خود باشند؟‬ ‫محمودزاده‪ :‬اگر عش��ق و عالقه داری��د بیاید و اگر‬ ‫قضیه لباس و پول است‪ ،‬نه‪.‬چون این لباس و کالس‬ ‫برای یک سال امیدبخش و بعد آن همه چیز عادی‬ ‫می‌شود‪.‬‬ ‫……ب�ا دیگ�ر خلبان‌ه�ای گ�راش ه�م ارتباط‬ ‫دارید؟‬

‫محودزاده‪ :‬اولین و مهمترین مشوق من قبل از شروع‬ ‫تحصیل و در حین آن خلبان عظیمی بود‪ .‬روزی که‬ ‫در نوش��هر پرواز داشتم و پروازهای او به پایان رسید‪.‬‬ ‫این ک��ه او را در کنار خ��ودم نمی‌دیدم خیلی برایم‬ ‫سخت بود و احساس تنهایی می‌کردم‪ .‬بچه‌ها به من‬ ‫می‌گفتند‪ :‬حمید مامانت هم رفت از پیشت‪.‬‬ ‫س��پهر‪ :‬یک س��ال با خلبان متین در ارتباط بودم و‬ ‫خیلی با معرفت بود و همیشه پاسخگوی سوال‌های‬ ‫م��ن بود‪ .‬بعد از آن هم با خلب��ان عظیمی هر وقت‬ ‫ارتباط داشتم از تجربیات او استفاده کرده‌ام‪.‬‬ ‫……در خلبان�ی چه آین�ده‌ای برای خود آرزو‬ ‫دارید؟‬ ‫حمید محمودزاده‪ :‬من به ش��خصه اول دوست دارم‬ ‫در ایران و روی هواپیمای فوکر ‪ 100‬شرکت آسمان‬ ‫و در‪ base‬فرودگاه الر باش��م تا به ش��هر عزیزم هم‬ ‫نزدیک باشم‪ .‬چون در هر سنی واقعاً دوری از گراش‬ ‫زجرم می‌دهد‪ .‬ولی حد آرزوی خودم در این عرصه‬ ‫پرواز با بوئینگ‪ 777‬امارات هست اگر خدا بخواهد‪.‬‬


‫شماره سی و سه‬ ‫(ضمیمه شماره ‪)57‬‬

‫فروردین ‪88‬‬

‫‪ ‬بازتاب‬

‫‪ 9‬دانش نو‬ ‫در همایش بین‌المللی زبان‌شناسی و مردم‌شناسی الرستان‬

‫ابوالحسن حسینی‬

‫گزارشگر‬ ‫واقعیت‌ها بودم‬

‫سالم به دوستان‬ ‫خوش��حالم ک��ه گزارش‌ه��اي من باعث ش��ده‬ ‫دوستان قلم به دست گرفته و استفاده‌اي بيشتر‬ ‫از جمع و تفريق زدن از آن داشته باشند‪.‬‬ ‫اول الزم مي‌دان��م توضيحي درباره گزارش‌هايي‬ ‫که با عنوان سفر سه ماهه که در روزنامه صحبت‬ ‫نو چاپ مي‌شد بدهم که رفع سوء‌تفاهم شود‪.‬‬ ‫پيش از س��فر من‪ ،‬صحبت نو در نظر داش��ت تا‬ ‫گزارش‌هايي دائمي از شهري که آشناي همه‌ي‬ ‫ماست يعني دوبي داشته باشد ولي به دليل عدم‬ ‫دسترسي به نويسندگاني که از وضع آنجا اطالع‬ ‫کافي داشته باشند اين امر به تعويق افتاد‪ .‬سپس‬ ‫با وقوع س��فر من به آنجا اين امر به بنده محول‬ ‫شد‪.‬‬ ‫تنها بخش کوچکي از گزارش‌هايي که من از آنجا‬ ‫نوش��ته‌ام به مسائل روزمره گراش��ي‌ها پرداخته‬ ‫است‪ .‬جناب آقاي اس��ماعيلي با اين حرف‌هايي‬ ‫که در ش��ماره ی ‪ 32‬زده‌اند نش��ان مي‌دهد که‬ ‫بقيه‌ي گزارش‌هاي مرا نخوانده‌اند و ش��ايد تنها‬ ‫يک يا دو ش��ماره از آن را ديده باشند‪ .‬همچنين‬ ‫بقيه‌ي دوستاني که اين چنين انتقادکرده بودند‪.‬‬ ‫بله حق با شماس��ت‪ .‬من همه‌ي مس��ائل مربوط‬ ‫به گراش��ي‌ها را ننوش��ته ام چون بنا به گفته‌ي‬ ‫ش��ما اطالعي از آن نداشته و اگر هم داشتم در‬ ‫آن ان��دازه‌اي نبوده که به‌توان به طور حتم از آن‬ ‫صحبت ش��ود‪ .‬به همين دليل دوس��تان ديگري‬ ‫چ��ون جناب آق��اي غفوري اين ام��ر را بر عهده‬ ‫گرفته‌اند‪.‬‬ ‫اما مطالبي را که من نوش��ته‌ام همه را به چشم‬ ‫خود دي��ده‌ام و تجربه ک��رده‌ام‪ .‬حتي چيزهايي‬ ‫ديده‌ام که اگر مي نوش��تم ش��ايد بيش از اين‌ها‬ ‫بحث برانگيز مي‌ش��د‪ .‬مطمئن باش��يد که هيچ‬ ‫غ��رض‌ورزي و يا عم��دي درکار نبوده اس��ت و‬ ‫تنه��ا هدف ذک��ر آنچه را که نه ب��راي من بلکه‬ ‫براي عده‌ي زيادي ممکن است پيش بيايد بوده‬ ‫است‪.‬‬ ‫بخش‌هاي��ي که در گزارش‌هايم نوش��ته‌ام بدين‬ ‫شرح اس��ت‪ .‬زندگي همشهريان‪ ،‬فرهنگ و هنر‪،‬‬ ‫آداب و رسوم‪ ،‬مکان‌هاي تفريحي‪ ،‬غذا‪ ،‬پوشاک‪،‬‬ ‫مردم ساير ملل و‪ ...‬بوده است‪.‬‬

‫اما حرف من‬

‫ش��ما که مي‌گوييد س��ه ماه و اين همه خاطره؟‬ ‫آيا ش��ما که اين همه س��ال در آنجا هس��تيد به‬ ‫فکر نوش��تن بوده‌ايد؟ اين همه سال؟ حتي يک‬ ‫گزارش س��اده؟‌از يک چيز س��اده؟‌از مراسم‌ها؟‌‬ ‫ي��ا حتي تج��ارت؟ آيا زندگي فقط پول اس��ت؟‬ ‫خودم ديدم که وقت براي خواب هم نداش��تيد؟‬ ‫چه برس��د به نوش��تن؟ ولي من س��عي کردم از‬ ‫لحظه‌لحظه‌ي حضورم حرف براي گفتن داش��ته‬ ‫باشم تا بتوانم وظيفه‌اي که بر دوش من گذاشته‬ ‫ش��ده بود را کامل انجام دهم و اين همه حرف و‬ ‫حديث که از اين س��و و آن سو شنيده‌ام نشانگر‬ ‫آن اس��ت که توانس��ته‌ام به هدف برسم‪ .‬جناب‬ ‫آقاي اس��ماعيلي! االن دوبي براي ش��ما بحرانی‬ ‫ش��ده اس��ت‪ .‬ولي من بحران را براي آن دس��ته‬ ‫از کس��اني که درآمد کمتري داشتند و باالجبار‬ ‫مش��غول به کار بودند‪ ،‬آن موقع ديدم‪ .‬ديدم که‬ ‫چگون��ه اجاره‌بهاي س��نگين‪ ،‬افکار او را آش��فته‬ ‫کرده بود و دست نياز دراز مي‌کرد ‪.‬آن هم براي‬ ‫‪ 50‬درهم‪ .‬ديدم که حرمت و عزت يک انسان به‬ ‫خاطر چند درهم زير پا له مي‌ش��د‪ .‬ايراني باشد‬ ‫يا هندي يا هر کس ديگري‪ .‬انس��ان انسان است‬ ‫ولي من کمتر انس��انيت ديدم‪ .‬جناب آقاي هنر‬ ‫در يادداش��تي گفته بودند اين چيزه��ا را نبايد‬ ‫گفت‪ .‬براي گراش��ي‌ها بد مي‌ش��ود‪ .‬آخر چرا؟ از‬ ‫چه مي‌ترس��يم؟ اين ح��رف دو معنا دارد‪ .‬يا اين‬ ‫که اين چيزها صحت ندارد که همه مي‌دانيم که‬ ‫وجود دارد هر چند کلي نيست و همه جا يکسان‬ ‫نيست و يا اين که چنين رفتاري وجود دارد ولي‬ ‫نبايد گفت که ديگ��ران بفهمند‪ .‬خوب چرا؟ اگر‬ ‫حقيقت است پس بايد همه بدانند‪ .‬چرا به خاطر‬ ‫چند درهم حرمت شکني کنيم و صداي‌مان هم‬ ‫در نيايد؟ آيا اين همان انصافي اس��ت که اسالم‬ ‫م��ا را به آن توصي��ه مي‌کند؟ مطمئنا ن��ه‪ ....‬با‬ ‫اين وجود آيا در نوش��ته‌هاي م��ن اين چيزها را‬ ‫ديديد؟ نه هرگز‪ ...‬چرا که هس��تند کساني که از‬ ‫اين حرف‌هاي من آشفته مي‌شدند و ممکن بود‬ ‫با گفتن اين حقايق به کار و يا اعتبار و يا آبروي‬ ‫کسي لطمه‌اي وارد شود و من راضي به اين کار‬ ‫نبودم‪ .‬اما حرف براي نگفتن زياد هس��ت‪ .‬بياييم‬ ‫ب��ه گون��ه‌اي زندگي کنيم که هر وقت انگش��ت‬ ‫اش��اره به سمت ما دراز ش��د از هيچ چيز بيمي‬ ‫نداشته باشيم‪.‬‬ ‫اميدوارم اين بحران اقتصادي هر چه زودتر رفع‬ ‫گردد و آينده‌اي متفاوت با آنچه داشته‌ايم داشته‬ ‫باشيم‪ .‬يا حق‬ ‫‪ ‬راهنما‬

‫فرشته پورغالم‬

‫‪ :110‬فوريت‌هاي پليس (‪ 24‬ساعته)‬ ‫‪ :115‬اورژانس بيمارستان‬ ‫‪ :118‬اطالعات تلفن ‪ 7/5( 118 :‬الي‪11‬شب)‬ ‫‪ :117‬خرابي تلفن‪( 117 :‬وقت اداري)‬ ‫‪ :121‬اتفاقات برق‬ ‫‪ :122‬اتفاقات آب (‪ 24‬ساعته)‬ ‫‪ :125‬آتش‌نشاني (‪ 24‬ساعته)‬ ‫‪ :137‬روابط عمومي شهرداري‬ ‫‪ :144‬نداي قرآن (سيستم پاسخ‌گو نيست)‬ ‫‪ :147‬نداي امداد جمعيت هالل احمر‬

‫‪ ‬کودکان‬

‫سه روز سخن گفتن از الرستان‬

‫صحبت ن�و‪ :‬اندیش�مندان و پژوهش�گران‬ ‫در همای�ش بین‌الملل�ی زبان‌شناس�ی و‬ ‫مردم‌شناسی الرستان به بررسی ویژگی‌های‬ ‫ادب�ی‪ ،‬اجتماعی و تاریخی الرس�تان بزرگ‬ ‫پرداختند‪.‬‬

‫حوزه زبانی الرستان شامل کرانه‌های خلیج فارس و‬ ‫بخش‌هایی از جنوب فارس‪ ،‬هرمزگان‪ ،‬بوشهر و کرمان‬ ‫اس��ت‪ .‬در این همایش در چهار بخش ایران‌شناسی‪،‬‬ ‫زبان‌شناس��ی‪ ،‬مردم‌شناس��ی و کارگاه‌های آموزشی‪،‬‬ ‫استادان دانشگاه و پژوهش��گران به ارائه جدیدترین‬ ‫تحقیقات خود پرداختند‪.‬‬ ‫اس��تقبال عمومی از این همایش بس��یار زیاد بود و‬ ‫تمامی کارگاه‌ها با ظرفیت کامل برگزار ش��د‪ .‬حضور‬ ‫بس��یاری از چهره‌های شناخته ش��ده علمی‪ ،‬ادبی و‬ ‫سیاس��ی جذابیت خاصی به این همای��ش داده بود‪.‬‬ ‫در مراس��م افتتاحیه دکتر والیتی وزیر اس��بق امور‬ ‫خارج��ه و مش��اور بین‌المللی مقام معظ��م رهبری‬ ‫گفت‪ :‬حساس‌ترين حوزه‌ي ايران‪ ،‬خليج فارس است‬ ‫و همواره كس��اني كه در كش��ورهاي خود ب ‌ه دنبال‬

‫توسعه‌ي طبيعي بوده‌اند‪ ،‬خليج فارس جايگاه مهمي‬ ‫براي آن‌ها داش��ته است‪ .‬خليج فارس‪ ،‬تنگه‌ي هرمز‬ ‫و جزاير ارزش��مند اين منطقه‪ ،‬اهميت بسيار بااليي‬ ‫دارن��د و حفاظت از آن‌ها‪ ،‬هميش��ه به‌دس��ت مردم‬ ‫الرس��تان بوده اس��ت‪ .‬حمیدرضا آصفی‪ ،‬سفیر ایران‬ ‫در کش��ور امارات متحده عرب��ی‪ ،‬از دیگر چهره‌های‬ ‫سیاسی حاضر در همایش بود‪.‬‬ ‫پرفسور احمد اقتداری‪ ،‬آیت‌اله سید مجتبی موسوی‬ ‫الری و دکتر محمدباقر وثوقی سه چهره برجسته‌ای‬ ‫بودند که در افتتاحیه و اختتامیه همایش از خدمات‬ ‫برجسته آنان در فرهنگ الرستانی تقدیر شد‪.‬‬ ‫به شکل روزانه چهار تاالر شهر الر و سه کارگاه آموزشی‬ ‫ب��ا برنامه منظم ب��رای گردهمایی فرهنگ‌دوس��تان‬ ‫آماده ش��ده بود‪ .‬زمان مناس��ب برگزاری باعث شده‬ ‫بود که میهمانان بس��یاری دعوت دبیرخانه همایش‬ ‫را پاس��خ گفتند و با ش��هر الر و بخش‌های مختلف‬ ‫الرستان آشنا شوند‪ .‬از جمله بخش‌های پر استقبال‬ ‫این چند روز حضور اساتید پرسابقه ایران‌شناسی در‬ ‫س��الن فرمانداری و گفتگو درباره ایران‌شناس��ی بود‪.‬‬

‫عبداله سراجی‬ ‫ترجمه از ‪ehow.com‬‬ ‫قسمت اول‬

‫چگونه از فرزندان‬ ‫خود هنگام‬ ‫استفاده از اینترنت‬ ‫مراقبت کنیم‬

‫دکترباس��تانی‌پاریزی‪ ،‬دکتر میرجالل الدین کزازی‪،‬‬ ‫اس��تاد صادق همایونی‪ ،‬دكتر ایران كلباس��ی‪ ،‬دكتر‬ ‫ناص��ر فكوهی‪ ،‬دکتر بدرالزمان قریب و علی اش��رف‬ ‫صادقی برخی از این چهره‌های نام‌دار بودند که درباره‬ ‫الرس��تان س��خن گفتند‪ .‬در حوزه ادبیات نیز حضور‬ ‫محمدعلی بهمنی‪ ،‬دکتر حس��نلی‪ ،‬صادق رحمانی‪،‬‬ ‫دکتر اس��داله نوروزی‪ ،‬راش��د انصاری‪ ،‬محمد آزرم‪،‬‬

‫سید مهدی موس��وی و برخی دیگر چهره‌های ادبی‬ ‫باعث گرمی برنامه شعر و گفتگوی شبانه و امتداد آن‬ ‫تا پاسی از نیمه شب شد‪.‬‬ ‫دکتر به��زاد مریدی دبیر ای��ن همایش فعالیت‌های‬ ‫انج��ام ش��ده را موفق ارزیاب��ی ک��رد‪ .‬صحبت‌نو در‬ ‫شماره‌های آینده گزارش‌هایی را از برخی کارگاه‌های‬ ‫این همایش منتشر خواهد کرد‪.‬‬

‫‪ ‬زنان‬

‫فاطمه حاجی‌زاده‬

‫چند نکته بهداشتی برای زنان و دختران در گفتگوی با یک ماما‬

‫بیست تا سی و پنج سالگی بهترین سن برای مادر شدن‬

‫بچ��ه نعمتی‌س��ت الهی و روش��ن‌کننده‬ ‫زندگی‪ .‬اما در برخی موارد‪ ،‬حضور بچه‌ها‬ ‫ضررهای جبران‌ناپذیری را به خانواده‌ها‬ ‫وارد می‌سازند‪ .‬این مساله در اکثر موارد‬ ‫به دلیل بی‌اطالعی خانواده‌ها نس��بت به‬ ‫مسائل علمی و بهداشتی‌ست‪.‬‬ ‫به س��راغ فرش��ته س��عادت‪ ،‬ماما‌ی اهل‬ ‫گراش می‌رویم تا دقیق‌تر از این موضوع‬ ‫بااطالع شویم‪ .‬طبق گفته‌های او‪:‬‬ ‫سن مناسب برای بارداری بین ‪ 20‬تا ‪35‬‬ ‫سال ذکر شده است و سنین پیش از ‪20‬‬ ‫س��ال و پس از ‪ 35‬س��ال سنین پر خطر‬ ‫محسوب می‌شوند‪.‬‬ ‫بارداری در س��نین پر خط��ر باعث وارد‬ ‫آمدن ضربات روحی و جس��می ش��دید‬ ‫به مادر و فرزند می‌شود‪ .‬ضربات جسمی‬ ‫نظی��ر مس��مومیت حاملگی که ش��امل‬ ‫افزای��ش فش��ار خ��ون‪ ،‬ورم و افزای��ش‬ ‫پروتئین ادرار می‌باشد‪ ،‬و همچنین خطر‬ ‫ابتال به دیاب��ت حاملگی افزایش می‌یابد‪.‬‬ ‫در اکثر موارد جنین س��قط شده یا مرده‬ ‫به دنی��ا می‌آید و یا دچ��ار نقص مغزی‬ ‫ش��ده‪ ،‬باعث شدید شدن خون‌ریزی‌های‬ ‫پس از زایم��ان می‌ش��ود‪ ،‬احتمال ابتال‬ ‫ب��ه بیماری‌ه��ای ش��ایع دوران بارداری‬ ‫چن��د براب��ر می ش��ود و باعث تش��دید‬ ‫بیماری‌هایی می ش��ود که م��ادر‪ ،‬خود‬ ‫سابقه‌ی آن را داشته است‪.‬‬ ‫این مادرها به دنبال بیماری‌های جسمی‪،‬‬ ‫دچار مش��کالت روحی حادی می‌شوند‪.‬‬ ‫ش��ایع‌ترین آن‌ها انواع افسرگی‌های پس‬

‫از زایمان می‌باش��د‪ .‬این اف��راد به دلیل‬ ‫پایین یا باال بودن سن خود‪ ،‬پایین بودن‬ ‫سطح آگاهی و نداشتن تمرکز بر مسائل‬ ‫مختلف زندگی‌‪ ،‬توانایی بر دوش کشیدن‬ ‫چنین مس��ئولیت‌های بزرگ را در خود‬ ‫نمی‌بینند‪.‬‬ ‫برخ��ی از خانواده‌ه��ا بر ای��ن باورند که‬ ‫پیش��گیری از حاملگی باعث عقیم شدن‬ ‫مادر می‌شود‪ .‬این تصور اشتباهی‌ست که‬ ‫از نظر علمی رد می‌ش��ود‪ .‬اما استفاده از‬

‫انواع روش‌های جلوگیری باید با مشاوره‬ ‫پزش��ک و با در نظر گرفتن خصوصیات‬ ‫جس��می فرد صورت پذیرد‪ .‬برای مثال‪،‬‬ ‫افرادی که دارای فش��ار خون باال‪ ،‬دیابت‬ ‫یا آسم هس��تند‪ ،‬نمی‌توانند از قرص‌های‬ ‫پیشگیری اس��تفاده کنند‪ ،‬چراکه باعث‬ ‫تشدید بیماری‌شان خواهد شد‪.‬‬ ‫خانواده‌ه��ا باید بدانند ک��ه فاصله‌ی هر‬ ‫بارداری باید بیش از ‪ 3‬سال باشد‪ .‬با توجه‬ ‫به محدوده س��نی مناسبی که ذکر شد‪،‬‬

‫خانواده‌ه��ا می‌توانند ‪ 5‬بار صاحب فرزند‬ ‫شوند‪ .‬اما پزشکان به علت مسائل سالمت‬ ‫و بهداش��ت مادر و فرزند‪ ،‬بیش از سه بار‬ ‫حاملگ��ی را توصیه نمی‌کنن��د‪ .‬بارداری‬ ‫زیاد نیز عوارض زیادی دارد نظیر پوکی‬ ‫اس��تخوان‪ ،‬کم‌خونی‪ ،‬زخم‌ها‪ ،‬عفونت‌ها‬ ‫و خون‌ریزی‌های ش��دید‪ ،‬افتادگی رحم‪،‬‬ ‫شل شدن یا در آمدن مثانه (سیستوسل‬ ‫و رکتوسل) که باعث بی‌اختیاری در دفع‬ ‫ادرار و مدفوع می‌شود‪.‬‬

‫برخی مشکالت از سنین کم گریبان‌گیر‬ ‫افراد می‌ش��ود‪ .‬بنابراین توجه به مسائل‬ ‫بهداشت در این س��نین بسیار مهم می‬ ‫باش��د‪ .‬چنانچه افراد عالئم زیر را تجربه‬ ‫کردند‪ ،‬باید به پزشک مراجعه کنند‪:‬‬ ‫درد کمر‪ ،‬درد پا‪ ،‬درد زیر شکم‪ ،‬ترشحات‬ ‫غیر طبیعی (دارای بو و رنگ) س��وزش و‬ ‫خارش‪ ،‬بی‌نظمی در عادت ماهیانه‪.‬‬ ‫الزم به ذکر اس��ت ک��ه خون‌ریزی‌های‬ ‫دوران پریود در ص��ورت غیر ارثی بودن‬ ‫خطرناک می‌باشند‪ ،‬اما پریودهای سخت‪،‬‬ ‫همراه با درد زیاد هیچ مشکلی برای فرد‬ ‫در بر نخواهد داشت‪.‬‬ ‫خوش��بختانه آمار گراش نشان می‌دهد‪،‬‬ ‫وضعی��ت بارداری خانم‌های گراش��ی در‬ ‫چند ده��ه اخیر بهب��ود یافت��ه و تعداد‬ ‫زایمان‌ه��ا از ‪ 6‬ت��ا ‪ 12‬بار ب��ه ‪ 3‬تا ‪ 4‬بار‬ ‫کاهش یافته اس��ت‪ .‬در گذشته به علت‬ ‫پایین بودن سطح آگاهی افراد از مسائل‬ ‫علمی و بهداشتی س�لامت‪ ،‬اکثر بچه‌ها‬ ‫پ��س از چن��دی زندگ��ی می‌مردند اما‬ ‫ام��روزه اکث��ر بچه ها با س�لامتی کامل‬ ‫متولد شده و زندگی می‌کنند‪.‬‬ ‫فرش��ته س��عادت مش��اور خان��واده‪ ،‬بر‬ ‫مش��اوره‌های پی��ش از ازدواج‪ ،‬حاملگی‪،‬‬ ‫زایم��ان و پ��س از زایم��ان تاکید کرد و‬ ‫افزود که میزان قابل توجهی از مشکالت‬ ‫فرد طی آزمایش مش��خص شده و قابل‬ ‫درمان خواهند ب��ود‪ .‬پس خانواده‌ها چه‬ ‫زن ها و چه دخترها باید س��الی یک بار‬ ‫آزمایش بدهند‪.‬‬

‫‪ ‬دندان‬

‫فرشته پورغالمي‬

‫دندان‌های شیری‬ ‫هم مهم هستند‬

‫امروز كمتر كسي پيدا مي‌شود كه دچار درد دندان‬ ‫نش��ده باش��د و يا از بوي بد دهان به س��توه نيامده‬ ‫باش��د‪ .‬گذش��ته از آن‪ ،‬داش��تن دندان‌ه��اي رديف‬ ‫و س��فيد و زيب��ا از دغدغه‌هاي هميش��گي انس��ان‬ ‫زيبايي‌طلب اس��ت‪ ،‬چرا كه دندان‌هاي س��الم ظاهر‬ ‫صورت را زيباتر و لبخند را دلنش��ين‌تر مي‌سازد‪ .‬اما‬ ‫آيا هزينه‌هاي باالي دندان‌پزش��كي و عدم اطمينان‬ ‫از رعايت اصول بهداشتي در دندان‌پزشكي و وحشت‬ ‫از سرايت بيماري‌هاي شايع همچون ايدز و هپاتيت‪،‬‬ ‫بهره‌من��دي همه‌ي ما از اين نعمت بزرگ ممكن و‬ ‫ميسرساخته است؟!‬ ‫ب��ه س��راغ يكي از دندان‌پزش��كان ش��هر رفتيم كه‬ ‫به تازگي در انتخابات نظام پزش��كي الرس��تان كه‬ ‫همزم��ان در ‪ 27‬دي در كل كش��ور برگزار ش��د به‬ ‫عنوان دندان‌پزش��ك برتر الرس��تان برگزيده ش��د‪.‬‬ ‫دكت��ر علي مهياي��ي متولد اول دی‌م��اه ‪ 1349‬در‬ ‫ش��هر گراش اس��ت‪ .‬تحصيالت ابتدایي را در گراش‬ ‫و مقط��ع دبيرس��تان را در دب��ي به پايان رس��انده‬ ‫اس��ت‪ .‬بعد از اخذ ديپلم به مدت ‪ 5‬سال به حرفه‌ي‬ ‫بوتيك‌داري مشغول بوده اس��ت‪ .‬در سال ‪ 72‬برای‬ ‫تحصيل به مدت ‪ 6‬س��ال راهی هندوستان مي‌شود‪.‬‬ ‫س��ال ‪ 78‬به ايران برگش��ته و مدت دو سال و نيم‬ ‫در ش��يراز دوره‌ي تكميلي را گذران��د و از اول دي‬

‫‪ 1380‬به زادگاه خود گراش بازگش��ته و در حرفه‌ي‬ ‫دندان‌پزش��كي كمر به خدمت خلق مي‌بند‪ .‬صبح‌ها‬ ‫در بيمارس��تان اميرالمومنين گ��راش و عصرها در‬ ‫مطب خود به ويزيت بيماران مشغول است‪.‬‬ ‫او معتقد است هزينه‌هاي باالي دندان پزشكي نبايد‬ ‫مانع رسيدگي به بهداشت دهان و دندان و پيگيري‬ ‫درمان و سالمت دندان‌ها ش��ود‪ .‬از نظر وی مبلغي‬ ‫ك��ه هم‌اكنون ب��راي درمان و پيش��گيري از خرابي‬ ‫بيش��تر دندا‌ن‌ها مي‌پردازيم ما را س��ال‌هاي سال از‬ ‫داش��تن نعمت دندان و لثه س��الم بهره‌مند خواهد‬ ‫س��اخت‪ .‬دكتر مهيايي كشيدن دندان را آخرين راه‬ ‫درم��ان ذكر مي‌كند که پرداخ��ت هزينه‌هاي مازاد‬ ‫بعدي به همراه خواهد داش��ت‪ .‬اما متاسفانه خيلي‬ ‫از مراجعه‌كنندگان كش��يدن دن��دان را به ترميم و‬ ‫عصب‌كشي آن ترجيح مي‌دهند‪.‬‬ ‫از آق��اي دكتر دلی��ل باال ب��ودن هزينه‌هاي درمان‬ ‫را جوي��ا ش��ديم‪ .‬دكت��ر مهيايي‪ :‬متاس��فانه قيمت‬ ‫تجهيزات دندان‌پزش��كي هر ساله رو به فزوني است‬ ‫و امس��ال هم از س��ال قبل گران‌تر ش��ده‪ .‬به همان‬ ‫نسبت هم تعرفه‌ها سير تصاعدي دارند‪ .‬آقاي دكتر‬ ‫به مراجعه‌‌كنندگاني كه اس��تعطاعت مالي ندارند تا‬ ‫حتي المقدور نرمش و س��خاوت به خرج مي‌دهند‪.‬‬ ‫آنها را رايگان ويزيت مي‌كنند و به گفته‌ي خودشان‬

‫هميشه عوضش را از خدا گرفته‌اند‪.‬‬ ‫ايشان در طرح بازديد از مدارس و ويزيت دانش‌آموزان‬ ‫هم مشاركت دارند و در اين باره مي‌گويد‪ :‬بچه‌هاي‬ ‫مدارس ابتدايي اغلب دندان‌هايشان پوسيدگي دارد‪.‬‬ ‫البت��ه چون ‪ 99‬درصد دندان‌هاي ش��يري و موقتي‬ ‫در موع��د مقرر خود ب��دون درد مي‌افتند نيازي به‬ ‫عصب‌كشي ندارند‪ .‬اما اگر افتادن دندان‌هاي شيري‬ ‫آنها همراه با درد باشد مثال يك كودك ‪ 5‬تا ‪ 6‬ساله‬ ‫اگر دندان شيري‌اش همراه با درد باشد چون تا ‪11‬‬ ‫سالگي در هنگام رويش دندان دائمي نمي‌تواند درد‬ ‫را تحمل كند براي حفظ آن عصب‌كش��ي را توصيه‬ ‫مي‌كنيم تا دندان‌هاي دائمي در موعد مقرر از مسير‬ ‫رويش خود منحرف نش��وند و دندان‌ها كج نگردند‬ ‫و در آين��ده ب��ا هزينه‌هاي باال ارتودنس��ي و رديف‬ ‫كردن دندان‌ها مواجه نش��وند‪ .‬او در ادامه مي‌گويد‬ ‫اگر دندان پوس��يدگي عميق داش��ته باشد يعني به‬ ‫عصب رس��يده باش��د‪ ،‬دردي كش‌دار خواهد داشت‬ ‫و به اصطالح تير مي‌كش��د كه اين دندان به عصب‬ ‫كشي نياز دارد اما اگر جاي درد با مالش خوب شود‬ ‫و تير نكش��د خارش لثه است كه مربوط به ناراحتي‬ ‫لثه مي‌باش��د كه نياز به جرم گي��ري و درمان‌هاي‬ ‫مربوط دارد‪ .‬معموال افراد ‪ 30‬س��ال به باال بيش��تر‬ ‫درده��اي ناحيه دندان مربوط ب��ه ضعيف بودن لثه‬ ‫هاس��ت و توصيه مي‌ش��ود هر ‪ 6‬ماه يك بار جهت‬ ‫جرم‌گيري اقدام بشود‪.‬‬ ‫اقاي دكتر بهترين زمان براي ارتودنس��ي را س��نين‬ ‫بي��ن ‪ 12‬تا ‪ 13‬س��ال عن��وان مي‌كن��د و مي‌گويد‪:‬‬ ‫نامرت��ب ب��ودن دندان‌ها مخصوص��اً در دختران در‬ ‫س��نين ‪ 11‬تا ‪ 12‬سالگي بسيار شايع است كه يكي‬ ‫از علل مهم آن از دست دادن زود هنگام دندان‌هاي‬ ‫ش��يري به دليل عدم رعايت اصول بهداش��تي است‬ ‫كه موجب انحراف دندان‌هاي دائمي مي‌ش��ود‪ .‬البته‬ ‫مكيدن انگش��تان در نوزادان هم يكي ديگر از علل‬ ‫لقي دندان‌هاي شيري است‪.‬‬ ‫آقاي دكتر بهداش��ت دهان و دندان را بین بچه‌هاي‬ ‫مقطع راهنمايي بس��يار ضعي��ف ارزيابي مي‌كنند و‬

‫در اين باره مي‌گويند‪ :‬متاسفانه بچه‌هاي اين مقطع‬ ‫س��ني كه دندان‌هاي دائمي ه��م دارند براي رعايت‬ ‫بهداشت دهان و دندان هيچ انگيزه‌اي از خود نشان‬ ‫نمي‌دهن��د و بي‌حوصلگي را بهانه مي‌كنند‪ .‬بايد در‬ ‫مدارس فرهنگ س��ازي بش��ود باي��د در اين بچه‌ها‬ ‫ايجاد انگيزه بش��ود‪ ،‬مدارس مخصوصا خانواده‌ها در‬ ‫اين فرهنگ‌سازي نقش به سزايي دارند‪.‬‬ ‫از تفاوت هزينه‌هاي دندان پزشكي در داخل و خارج‬ ‫از ايران مي‌پرسم مي‌گويند‪ :‬هزينه‌ها در داخل بسيار‬ ‫كمتر از خارج اس��ت‪ ،‬مثال اگر اينجا كشيدن دندان‬ ‫‪ 10‬هزار تومان باش��د‪ ،‬در كشورهاي عربی كه اكثر‬ ‫گراش��ي‌ها به كار در آنجا مش��غولند ‪ 10‬برابر است‪.‬‬ ‫من اينج��ا مراجعه‌كننده‌اي داش��تم كه صرفا براي‬ ‫درمان از آن سر آب‌ها به ايران آمده است‪.‬‬ ‫دكت��ر مهيايي درباره داليل بوي بد دهان می‌گوید‪:‬‬ ‫علل گوناگوني دارد كه بارزترين و ش��ايع‌ترين آنها‬ ‫خشكي دهان و عدم ترشح بزاق‪ ،‬جرم دندان‪ ،‬دندان‬ ‫عقل نهفته‌اي كه محل تجمع غذاست‪ ،‬داشتن لوزه‪،‬‬ ‫سينوزيت‪ ،‬ناراحتي معده و گوارش و ‪ ...‬البته مسواك‬ ‫زدن صحي��ح و اصولي تاثير زي��ادي در بهبودي آن‬ ‫دارد‪ .‬دو ب��ار مس��واك زدن در روز ب��ه ويژه قبل از‬ ‫خواب ش��بانه به مدت ‪ 5‬دقيقه بسيار مفيد خواهد‬ ‫بود‪ .‬متاس��فانه برخي از مردم قبل از مس��واك زدن‬ ‫برس آن را با آب خيس مي‌كنند تا بيشتر كف كند‬ ‫كه روش بسيار نادرستي است‪ .‬برس و خميردندان‬ ‫بايد كام ً‬ ‫ال خش��ك باش��ند همچنين به هيچ‌وجه از‬ ‫مس��واك‌هاي زبر اس��تفاده نكنيد‪ ،‬مسواك‌هاي نرم‬ ‫بسيار مفيد‌تر خواهند بود‪.‬‬ ‫ايشان معتقدند شيك بودن مطب دليل جذب بيمار‬ ‫نيست‪ ،‬مردم كار خوب و اصولي را مي‌پسندند‪ .‬يك‬ ‫دندان‌پزش��ك با وجدان و آش��نا به كار كه رضايت‬ ‫بيمار برايش اولويت دارد در يك دخمه هم مي‌تواند‬ ‫كار كند‪ .‬ش��يك بودن مطب و مونث و مذكر بودن‬ ‫دكت��ر تاثيري چندان��ي در انتخ��اب مراجعه‌كننده‬ ‫ندارد‪ .‬مردم بابت پولي كه مي‌دهند انتظار كار خوب‬ ‫و اصولي دارند‪.‬‬

‫اینترن��ت یک��ی ازپرکاربردترین نوآوری‌های بش��ر‬ ‫محسوب می‌شود که تاکنون اختراع گردیده است‪.‬از‬ ‫جمله اهداف اولیه آن این اس��ت که برای کاربرانش‬ ‫میلیون‌ه��ا منبع دانش��گاهی‪ ،‬تج��اری‪ ،‬تفریحی‪ ،‬و‬ ‫دولت��ی را به هم��ان خوبی ارتباط بین دوس��تان‪،‬‬ ‫خانواده‪ ،‬همکاران‪ ،‬و شرکای تجاری با سرعت نور را‬ ‫فراهم نماید‪.‬کاربردهای اینترنت زمانی که به مرحله‬ ‫باالیی از گردآوری اطالعات علمی‪ ،‬انسانی‪،‬تاریخی‪،‬‬ ‫و تجربی می‌رس��د غیر قابل اندازه‌گیری اس��ت‪ .‬اگر‬ ‫چه از تکنولوژی پیش��رفته‌ای برخوردار اس��ت‪ ،‬ولی‬ ‫آن قدر س��اده است که حتی کودکان چهارساله نیز‬ ‫می‌توانند از ظرفیت عملکردی آن لذت ببرند‪ .‬اگر چه‬ ‫از اینترنت در جهت اهداف مثبت استفاده می‌شود‪،‬‬ ‫ولی ب��رای مقاص��د غیراخالقی نیز مورد اس��تفاده‬ ‫قرار می گیرد؛ که ناخواس��ته موقعیت‌هایی را برای‬ ‫انحرافات جنس��ی‪ ،‬باج‌گیری‌های محلی و همچنین‬ ‫دزدی آنالین فراهم م��ی‌آورد‪ .‬به رغم این موضوع‪،‬‬ ‫ک��ودکان همچنان می‌توانن��د از منافع آن به خوبی‬ ‫استفاده کنند‪ .‬برداش��تن گام‌هایی برای مراقبت از‬ ‫کودکان در براب��ر خطراتی که نه تنها جوانی آن‌ها‪،‬‬ ‫بلک��ه روی هم رفته خلوت و راحتی ما را هم تهدید‬ ‫می‌کند‪ ،‬مهم تلقی می‌شود‪ .‬این متن بر آن است تا‬ ‫گام‌های��ی عملی را برای حصول اطمینان از این که‬ ‫فرزندان و شاگردان شما هنگام استفاده از اینترنت‬ ‫از مزیت‌های آن لذت ببرند‪،‬پیش‌نهاد کند‪.‬‬

‫قدم اول‪:‬‬

‫با اینترنت آشنا شوید‪ -‬پیش از اتخاذ هرگونه اقدام‬ ‫امنیتی والدین‪ ،‬مشاوران‪ ،‬آموزگاران و دیگر مسوالن‬ ‫باید دانش استفاده ازاین تکنولوژی را فراگیرند‪ .‬چرا‬ ‫که اینترنت یک انجمن عمومی و وس��یع اس��ت که‬ ‫میلیون‌ها انس��ان که روزانه از آن استفاده می‌کنند‬ ‫به دو دسته کاربران دایم و اتفاقی تقسیم می شوند‪،‬‬ ‫همچنی��ن هس��تند افرادی ک��ه از آن ب��رای ارتقاء‬ ‫کیفیت زندگی استفاده می کنند و کسانی که برای‬ ‫آسیب رس��انی‪ .‬آگاه بودن از این موضوع بسیارمهم‬ ‫اس��ت‪ ،‬بنابراین ش��ما باید از چگونگی کارکردهای‬ ‫اینترنت آگاهی کسب نمایید‪ .‬شما باید با ابزارهایی‬ ‫همچون پس��ت الکترونیک‪ ،‬موتورهای جستجوگر‪،‬‬ ‫ارتباط جمعی‪ ،‬اش��تراک ویدئویی و فروش��گاه‌های‬ ‫اینترنتی آشنا گردید‪.‬‬

‫قدم دوم‪:‬‬

‫کامپیوت��ر را در مکانی عمومی قرار دهید‪ .‬کامپیوتر‬ ‫باید در یک مکان در معرض دید قرار گیرد تا امنیت‬ ‫تنگاتنگ و مراقبت از کاربران جوان را ممکن سازد‪.‬‬ ‫ق��رار دادن کامپیوت��ر در ات��اق ک��ودک‪ ،‬جایی که‬ ‫نظارت والدین محدود اس��ت یا اص� ً‬ ‫لا وجود ندارد‪،‬‬ ‫می‌تواند عواقب وخیمی را در پی داشته باشد‪ .‬البته‬ ‫به کودکان برای استفاده ازاینترنت باید آزادی‌هایی‬ ‫را داد‪ .‬اگ��ر چه باید از حدود مراقبتی در اس��تفاده‬ ‫ازاینترنت برخوردار باش��ند‪ .‬قرار دادن کامپیوتر در‬ ‫مکان باز خانوادگی می‌تواند احتمال لغزش فرزندان‬ ‫ش��ما را در اس��تفاده از وب‌س��ایت‌هایی ک��ه مورد‬ ‫توافق شما نیس��تند را کاهش دهد‪ ،‬مخصوصاً برای‬ ‫کودکانی که مس��تعد قرارگرفتن در برابر تهدیدات‬ ‫بزرگساالن و همچنین پیشنهادات جنسی هستند‪.‬‬ ‫بنابرای��ن‪ ،‬عاقالنه‌تر این اس��ت ک��ه کامپیوتر را در‬ ‫مکان عمومی خانواده قرارداده‪ ،‬واستفاده کم سن و‬ ‫ساالن را منوط بر نظارت یک بزرگتر قرار دهیم‪.‬‬

‫قدم سوم‪:‬‬

‫برای اس��تفاه ازاینترنت قوانی��ن و مقرراتی را وضع‬ ‫نمایید‪ -‬یکی دیگر از راهکارهای مراقبت از فرزندان‬ ‫دراس��تفاده از اینترنت‪ ،‬تهیه یک لیست از قوانین و‬ ‫مقرراتی است که باید شدیدا به آنها رسیدگی کرد‪.‬‬ ‫قوانین را با صدای بلن��د برای فرزندان‌تان بخوانید‪،‬‬ ‫و ه��ر کدام را ط��وری توضیح دهید ک��ه کام ً‬ ‫ال آن‬ ‫را درک کنند‪ .‬برای پاس��خ‌گویی به هرگونه س��والی‬ ‫ک��ه احتمال م��ی‌رود مطرح گ��ردد آماده باش��ید‪.‬‬ ‫اگ��ر مخالفتی صورت گرفت‪ ،‬ب��رای فرزندانتان این‬ ‫موضوع را روش��ن کنید که ای��ن قوانین و مقررات‬ ‫برای مراقبت از خود آنها وضع ش��ده‌اند‪ .‬مثال‌هایی‬ ‫را از زندگ��ی واقعی که در آن‌ها به دلیل سرس��ری‬ ‫گرفتن قوانین‪ ،‬به کودکان آس��یب رس��یده است را‬ ‫ذک��ر نمایید‪ .‬یک دنده باش��ید‪ .‬ب��رای آنها توضیح‬ ‫دهی��د که دربرابر اج��رای قوانی��ن و مقررات وضع‬ ‫ش��ده مس��وول اند‪ ،‬و تخلف هریک موجب اقدامات‬ ‫انضباطی می‌گردد‪ .‬پس ازاتمام این کار‪ ،‬لیس��ت را‬ ‫در مکان��ی در نزدیکی کامپوتر نص��ب نمایید تا در‬ ‫هرزمان برای آنها قابل دسترسی باشد‪.‬‬

‫قدم چهارم‪:‬‬

‫به فرزندان خود بیاموزید که نباید اطالعات شخصی‬ ‫را فاش نمایند‪ .‬اطمینان حاصل نمایید که فرزندان‬ ‫ش��ما آموخته اند که هرگز نباید اطالعات شخصی‬ ‫را از قبی��ل آدرس منزل‪ ،‬ش��ماره تلف��ن‪ ،‬کدملی‪،‬‬ ‫مدرسه محل تحصیل و حتی تصاویر را فاش کنند‪.‬‬ ‫هرگون��ه اطالعاتی که وارد اینترنت ش��ود‪ ،‬بر روی‬ ‫دامنه عمومی قرار گرفته و دیگر ش��خصی نیس��ت‪.‬‬ ‫هر شخصی که به اینترنت دسترسی داشته باشد به‬ ‫س��ادگی می‌تواند به این اطالعات دست پیدا نموده‬ ‫و از آنها به شیوه‌های مخربی استفاده کند‪ .‬هر چیز‬ ‫فق��ط یک بار اتف��اق می‌افتد و دیگ��ر قابل جبران‬ ‫نخواهد بود‪ .‬زندگی های زیادی به دلیل بی توجهی‬ ‫و بی اعتنایی کاربران به اطالعات شخصیش��ان که‬ ‫هرگز نباید روی اینترنت قرارمی گرفتند به سادگی‬ ‫نابود ش��ده اس��ت‪ .‬آنها باید از اینترن��ت فقط برای‬ ‫اهداف آموزشی استفاده کنند‪ ،‬و البته تحت نظارت‬ ‫ش��ما‪ .‬و اگر هم که مایل باش��ند از آن برای مقاصد‬ ‫دیگر نیز اس��تفاده کنند‪ ،‬ش��ما باید آن را منوط بر‬ ‫کسب اجازه از خودتان قرار دهید‪ .‬این عمل موجب‬ ‫حصول اطمینان از فاش نش��دن اطالعات شخصی‪،‬‬ ‫می‌گردد‪.‬‬


‫نگاه نو ‪10‬‬

‫نوشته‌های صحبت‌نو دیدگاه شخصی نویسندگان مقاالت است‬ ‫منوی فرهنگی ‪‬‬ ‫محمد خواجه‌پور‬

‫پیش‌نهادهایی‬ ‫برای همه‬ ‫دبیر تحریریه نش��ریه صحبت‌نو ویژه گراش و‬ ‫دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه‬

‫شش روز در کویت‪1‬‬ ‫صادق رحمانی‬

‫سختگیری‌ها‬ ‫کم است‬

‫کتاب‪ :‬کافه پیانو‬

‫یک تقس��یم‌بندی بین کتاب‌های‬ ‫عامه‌پسند و کتاب‌های ادبی وجود‬ ‫دارد‪ .‬هر گروه از خوانندگان گروه‬ ‫دیگ��ر را قبول ندارن��د‪ .‬اما بعضی‬ ‫کتاب‌ه��ا ای��ن تقس��یم‌بندی را‬ ‫می‌ش��کنند‪ .‬پرفروش‌ترین کتاب‬ ‫داستانی امسال رمانی نوشته یک‬ ‫روزنامه‌نگار مشهدی است‪ .‬فرهاد‬ ‫جعفری که سردبیر نش��ریه‌ای به نام «یک هفتم» بود در این کتاب‬ ‫در نقش یک صاحب کافه قرار می‌گیرد‪« .‬کافه پیانو» داستان مردی‬ ‫است که به صراحت درباره خود و زندگی حرف می‌زند‪ .‬او به راحتی‬ ‫درب��اره آدم‌ها صحبت می‌کن��د و خواننده‌های حرفه‌‌ای‌تر با دیدن او‬ ‫به یاد هولدن کالفیلد شخصیت اول «ناتوردشت» می‌افتند‪ .‬نویسنده‬ ‫کافه پیانو بسیار خودمانی است و همین باعث شده است که مردم با‬ ‫این داس��تان رابطه مناسبی برقرار کنند به گونه‌ای که کافه پیانو در‬ ‫یک س��ال دوازده بار منتشر شد تا از محدود داستان‌های جدی این‬ ‫سال‌ها باشد که توانسته است در میان مردم جا باز کند‪.‬‬ ‫مثلی در میان ایرانیان رایج اس��ت که فالنی وضعش‬ ‫کویت اس��ت‪ .‬وضع کویتی داشتن نش��ان از زندگی‬ ‫خوب و سطح باال دارد‪ .‬با این حال این وضعیت برای‬ ‫همه‌ی کسانی که به کش��ور کویت می‌روند مصداق‬ ‫ن��دارد‪ .‬زرق و برق و زندگی م��درن و مرفه‌ای که در‬ ‫ذهن هر ایرانی نقش بس��ته اس��ت با دیدن وضعیت‬ ‫کارگران هندی و بنگالی و گاه ایرانی و الرستانی رنگ‬ ‫می‌بازد‪ .‬فقط صاحبان سرمایه‌های هنگفت را می‌توان‬ ‫گفت‪ :‬وضع‌شان کویت است‪ .‬ما قصد داریم در سفری‬ ‫شش روزه ‪ ،‬شمایی از زندگی روزمره‌ی همشهریان را‬ ‫برای شما خوانندگان گرامی روایت کنیم‪.‬‬

‫هیات مدیره است‪ .‬هر چند برخی مسافران با اکراه‬ ‫این مبلغ را می‌پردازن��د‪ .‬گاهی نیز بعضی‌ها از زیر‬ ‫پرداخت س��ه هزار تومان در می‌روند‪ ،‬اما مس��ئول‬ ‫دریاف��ت‪ ،‬پیگیرتر از آن اس��ت که فکرش را بکنی‪.‬‬ ‫برای دریافت آن‪ ،‬اگر شده – محترمانه – نیروهای‬ ‫خدماتی را به س��راغ تو می‌فرس��تد‪ .‬یک‌شنبه‌ها و‬ ‫سه‌ش��نبه‌های هر هفته پرواز به سمت کویت انجام‬ ‫می‌گیرد‪ ،‬مس��افران کویت در فرودگاه الرستان‪ ،‬از‬ ‫هر طیفی هستند‪ .‬زنان سالخورده‪ ،‬مردان میان‌سال‬ ‫و جوان‪ .‬یکی از مس��افران که کاله پوستی قهوه‌ای‬ ‫رنگی بر س��ر دارد و چهره‌ای روشن و بشاش دارد‪،‬‬ ‫با ما س��ر صحبت را باز می‌کند‪ ،‬او جواد جمشیدی‬ ‫نام دارد‪ .‬از من می‌پرس��د کجایی هستی‪ ،‬می‌گویم‬ ‫گراش��ی‪ .‬می‌گوید‪ :‬ما در گراش اقوام زیادی داریم‪.‬‬ ‫می‌گوی��د‪ :‬ب��رای چ��ه کاری به کوی��ت می‌روی؟‬ ‫می‌گویم‪ :‬می‌خواهیم از همشهریان درباره چگونگی‬ ‫ورودشان به کویت گزارش تهیه کنیم‪.‬‬ ‫در هواپیما اوست که به سبک مسافرت‌های قدیمی‬ ‫پشت س��ر هم از مس��افران هواپیما می‌خواهد‪ ،‬بر‬ ‫محم��د و آل او صلوات بفرس��تند‪ .‬قدیم‌ترها وقتی‬ ‫ب��ا اتوبوس‌های زه��وار در رفت��ه از گردنه‌ها عبور‬ ‫می‌کردی��م و اتوب��وس بدجور نفس‌نف��س می‌زد‪،‬‬ ‫ماشین پر از عطر سالم و صلوات می‌شد‪ .‬حاج جواد‬ ‫جمشیدی الری‪ ،‬با اولین تکانه‌ها و بروز نگرانی در‬ ‫چهره مس��افران‪ ،‬برای آرامش بخش��ی مسافران به‬ ‫ذکر صلوات می‌پردازد‪.‬‬ ‫م��ن و محمدعلی درس��ت در کن��ار در اضطراری‬ ‫هواپیما نشس��ته بودیم و به دلیل جسیم بودن هر‬ ‫دومان‪ ،‬جا تنگ بود‪ ،‬بلند ش��دم و چند صندلی آن‬ ‫طرف‌تر کنار مردی نشس��تم با موها و س��بیل‌های‬ ‫سفید و صورتی که شش تیغه شده بود‪ .‬سر صحبت‬

‫را با او باز کردم ‪ ،‬او اهل کورده در حوالی الر است و‬ ‫می‌گوید‪ :‬دیگر نمی‌توانم‪ ،‬خسته شده‌ام‪ .‬حاال پنجاه‬ ‫س��ال اس��ت به کویت رفته‌ام‪ .‬هر روز باید شانزده‬ ‫ساعت سرپا بایستم‪ .‬تمام پاهایم ورم کرده است‪ .‬او‬ ‫طی این مدت کارگری کرده است‪ .‬سال‌ها کار و کار‬ ‫و کار برای زندگی بهتر و رسیدگی به وضع زندگی‬ ‫خانواده‌اش‪ .‬او پس از پنجاه سال‪ ،‬فقط یک میلیون‬ ‫تومان حقوق دارد‪ ،‬آن هم با حدود ش��انزده ساعت‬ ‫کار طاقت‌فرسا در فروشگاه‌های کویت‪.‬‬ ‫اين کش��ور براي کسب رتبه‌ي اول منطقه در سال‬ ‫‪1404‬رقيب ایران اس��ت‪ُ .‬کويت کش��وري کوچک‬ ‫در خاورميانه که در ميان عراق‪ ،‬عربس��تان سعودي‬ ‫وآب‌هاي خليج فارس واقع شده‌است‪ .‬جمعيت این‬ ‫کشور س��ه میلیون و پانصد هزار نفر و پايتخت آن‬ ‫شهر کويت است‪.‬‬ ‫بازرگاني کويت در قديم بيش��تر به دس��ت ايرانيان‬ ‫به ویژه مردم فارس و خوزس��تان انجام مي‌شد‪ .‬در‬ ‫آغاز رش��د ش��هر‪ ،‬چند صد خانواده‌ی بهبهانی نيز‬ ‫از ه��ر صنف در اين بندر س��اکن ش��دند‪ .‬درباره‌ی‬ ‫حضور گراش��ی‌ها و الرستانی‌های دیگر پس از این‬ ‫خواهیم گفت‪.‬‬ ‫س��الن فرودگاه کویت‪ ،‬بزرگ و چند طبقه اس��ت‪.‬‬ ‫سالنی که می‌توانی یک شبانه روز را بدون خستگی‬ ‫در آنج��ا بگذران��ی‪ ،‬هم��ه چیزهای قانون��ی برای‬ ‫س��رگرمی و غفلت آماده اس��‪ .‬امور اداری مسافران‬ ‫با س��رعت به پایان می‌رسد‪ .‬فقط من و محمدعلی‬ ‫ج��زو آخری��ن نفرها هس��تیم‪ .‬چون تنها کس��انی‬ ‫هس��تیم که در قالب گردش��گر به کویت رفته‌ایم‪.‬‬ ‫باید ویزای اصلی را از اتاق مخصوص دریافت کنیم‬ ‫و سپس به خاک کویت وارد شویم‪ .‬ده دقیقه طول‬

‫می‌کشد‪.‬‬ ‫کارمندان این بخش غالباً زنان هستند‪ .‬سختگیری‌ها‬ ‫کم اس��ت و ما به راحتی مهر ورود به کشور کویت‬ ‫را ب��ر گذرنامه‌های‌م��ان می بینیم‪ .‬مس��ئول گیت‬ ‫به فارس��ی می‌گوید‪ :‬از کجا آمده‌ای��د؟ می‌گویم از‬ ‫فرودگاه الر‪ .‬سری تکان می‌دهد و‪...‬‬ ‫آن س��وی نرده‌ه��ا‪ ،‬احم��د داوری و محمدرض��ا‬ ‫ش��اه‌محمدی که زحمت سفر ما بر دوش آنهاست‪،‬‬ ‫منتظ��ر هس��تند‪ .‬آنها از این که ما به آس��انی وارد‬ ‫خ��اک کوی��ت ش��ده‌ایم ش��گفت‌زده می‌ش��وند و‬ ‫می‌گویند ش��اید به دلیل این اس��ت که در آستانه‬ ‫جش��ن‌های اس��تقالل کویت هس��تیم‪ ،‬با مهربانی‬ ‫بیشتری برخورد کرده‌اند‪ .‬به هر روی از خیابان‌های‬ ‫منتهی به فرودگاه به سمت کویت حرکت می‌کنیم‬ ‫و نهار را در منزل احمد داوری‌فرد صرف می‌کنیم‪.‬‬ ‫س��ه شنبه پرس��پولیس و ابومسلم مس��ابقه دارند‪.‬‬ ‫همه‌ی گراش��ی‌ها‪ ،‬مس��ابقات لیگ حرفه‌ای ایران‬ ‫را پیگی��ری می‌کنن��د‪ .‬تقریب��ا هم��ه‌ی دوس��تان‬ ‫از حس��ن و کری��م داوری و محمدرض��ا و عل��ی و‬ ‫حمیدرضا ش��اه‌محمدی پرسپولیس��ی هستند‪ ،‬به‬ ‫جز احمد داوری که اس��تقاللی اس��ت‪ .‬گراشی‌های‬ ‫مقیم کویت به دلیل حفظ هویت خودش��ان‪ ،‬همان‬ ‫دغدغه‌ه��ای ایرانیان داخ��ل را دارند و به طور عام‬ ‫از رادی��و و تلویزیون‌های داخل��ی خبر می‌گیرند و‬ ‫نگاه می‌کنند‪.‬‬ ‫کوي��ت به ش��ش اس��تان ب��ه نام‌هاي زي��ر بخش‬ ‫شده‌اس��ت‪ :‬عاصم��ه (پايتخت)‪ /‬احم��دی‪ /‬حولی‪/‬‬ ‫فروانيه‪ /‬جهراء‪ /‬مبارک الکبير‪ .‬محل س��کونت ما‬ ‫در اس��تان عاصمه و هتل سفیرالبستکی در منطقه‬ ‫بنیدالقار است‪.‬‬

‫ایام عید نوروز که گاه و بی‌گاه‪ ،‬عصرانه به پیک‌نیک‬ ‫می‌رفتی��م مثل رفتن به «باغ حاجی» یا «دورو» یا‬ ‫«لمش��ه»‪ ،‬یا از صبح به «آب ب��اد الر» یا «اناغ» یا‬ ‫«کاس��ه‌دار» یا «بس پ��ارو» او را با خود می‌بردیم‪.‬‬ ‫البت��ه وی یکی از این خانم‌ها بود‪ .‬هر از گاهی یکی‬ ‫دو تای‌ش��ان را با خ��ود می‌بردیم ک��ه وقتی بقیه‬ ‫می‌فهمیدند کمی ناراحت می‌شدند‪.‬‬ ‫با حوصله ب��ود‪ ،‬از بچه‌ها خ��وب نگهداری می‌کرد‬ ‫‪ .‬مدتی ن��زد خواهر بزرگم ک��ه ازدواج کرده بود و‬ ‫بر اثر س��انحه‌ای مجبور ش��ده بودند به بیمارستان‬ ‫شیراز منتقل شوند او همراه بی‌بی رفت و تا هنگام‬ ‫وضع حمل و بازگش��ت از شیراز به همراه آنان بود‬ ‫که ح��دودا ً یکی دو ماه طول کش��ید و پس از آن‬ ‫مدتی برای کمک به خواهرم و رفع تنهایی‌اش نزد‬

‫خواهرم بود‪.‬‬ ‫البته خود‪ ،‬دختر و نوه‌هایی داش��ت که گاهی آن‌ها‬ ‫را نزد بی‌بی م��ی‌آورد‪ .‬خدا رحمتش کند نمی‌دانم‬ ‫ب��ه چه بیماری دار دنیا که برای او و این گونه زنان‬ ‫ج��ز نکبت و بدبختی و رنج و عذاب چیزی دیگری‬ ‫نداشت و هیچ وقت نتوانسته بودند زندگی راحت و‬ ‫بدون دغدغه‌ای داشته باشند و از آن لذت ببرند را‬ ‫وداع گفت‪ .‬به نظر من مرگ داروی ش��فابخش این‬ ‫دردهای مزمنی اس��ت که پیوسته به خانه بی‌امید‬ ‫فق��را و تهیدس��تان و فرودس��تان راه دارد‪ ،‬چرا که‬ ‫آن‌ها را از همه آن رنج‌ها و تحقیرها و نداری‌ها رها‬ ‫می‌کند‪ .‬رنج‌هایی که برخاسته از بی‌عدالتی‌های ما‬ ‫انسان‌هاس��ت‪ ،‬که نتوانس��ته یا نخواسته‌ایم زندگی‬ ‫را در کام خ��ود و دیگران ش��یرین کنیم نه که ما‪،‬‬

‫بلکه فزون‌طلبی‌ها و خودخواهی‌های ما نگذاش��ته‬ ‫این چنین باش��د‪ .‬درد دل‌ها زیاد است بماند برای‬ ‫وقتی دیگر‪.‬‬ ‫ش��هری دور افتاده از همه چیز در منطقه ای خشن‬ ‫آب و هوایی در کش��ور توسعه نیافته و عقب افتاده از‬ ‫کاروان تمدن(‪ )...‬خیل عظیمی از فقرا و تهیدس��تان‬ ‫می‌مانند که برای ارتزاق و به دست آوردن لقمه نانی‬ ‫در کنار کار کوچکی که می‌کنند به خانه‌ی خان‌زاده‌ها‬ ‫و متملکان و ثروتمندان انگشت‌شمار شهر می‌روند تا‬ ‫در کنار ریخت و پاش‌های آنان و احیاناً دست و دلبازی‬ ‫بعضی‌شان بتوانند چیزی و لقمه نانی به غنیمت برند و‬ ‫کمی آسوده خیال شوند‪.‬‬ ‫خداوند این کمپانی هند ش��رقی که بمبئی هند را‬ ‫مرکزی پررونق اقتصادی کرد و یا خارجیانی که در‬

‫خلیج دست به اکتشاف و استخراج نفت زدند خیر‬ ‫ده��د که همین دو امر و ب��ه ویژه دومی مایه رونق‬ ‫اقتصادی در الر ما شد‪.‬‬ ‫متم��والن الری در قدی��م برای تج��ارت به هند و‬ ‫بمبئی می‌رفتند و بعد ک��ه خلیج فارس نفت خیز‬ ‫شد به خلیج و این در رشد اقتصادی منطقه جنوب‬ ‫ای��ران نقش به س��زایی ایفا کرد که ب��رای مطالعه‬ ‫می‌توان به کتب تخصصی آن مراجعه کرد‪.‬‬ ‫زندگی متوسط و رونق اقتصادی الیه‌هایی از متولیان‬ ‫دین هم به دست همین متموالن و ثروتمندان شهر‬ ‫بود که با پرداخت وجوهات ش��رعی خود و انفاق‌ها و‬ ‫هدایاش��ان به آن‌ها هم زندگی متوسط گونه آنان را‬ ‫می‌چرخاندند و هم بخشی از فقرای شهر خود بدین‬ ‫وسیله کمک می‌رساندند‪.‬‬

‫مي‌گويند‪ :‬مرح��وم حاج فالح (فالم��رز) ‪-‬كه خدا‬ ‫رحمت‌اش كند‪ -‬قبل از وقف خانه‌ي ش��خصي‌اش‬ ‫به امام حس��ين (ع)‪ ،‬مثل بقيه‌ي اهالي ده (گراش‬ ‫آن‌زمان) جهت امرار‌معاش به خليج س��فر مي‌كرد‬ ‫و ح��اال به كجا و ك��ي آن كاري نداريم‪ .‬در يكي از‬ ‫آن س��فرهاي پرمش��قتي كه با لنج بادي روي دريا‬ ‫عازم خارج بود‪ ،‬ساعتي از شب ناگهان رعد و برق و‬ ‫طوفان باال گرفت‪ .‬لنج مانند قنداقه طفلي روي آب‬ ‫در حركت بود و همه پريش��ان و مضطرب به درگاه‬ ‫خ��دا دعا مي‌كردند‪ .‬اما آن دعا‌ه��ا نيز مانند دعاي‬ ‫نزول باران در اين دوران بي‌اثر بود‪ .‬و سرانجام لنج‬ ‫از وسط نصف مي‌شود و همه‌ي بيست‌ و پنج نفر از‬ ‫سرنش��ينان در درياي خروشان غرق مي‌شوند (اين‬ ‫را از چند نفر آش��نا و غريبه شنيده‌ام)‪ .‬خالصه اين‬ ‫مرد پاك‌دل و خوش‌نيت كه وحش��ت‌زده شده بود‬ ‫و داش��ت غرق مي‌ش��د‪ ،‬تنش به يك نيمه «مائی»‬ ‫(كنده‌ی فسيل يا همان تنه‌ي نخل) مي‌خورد و در‬

‫حال��ي كه ديگر از زنده ماندن قطع اميد كرده بود‪،‬‬ ‫س��ريع آن را به طرف خودش مي‌كشد و به سويي‬ ‫خيره‌مي‌ش��ود و با خود زمزمه مي‌كند‪ :‬يا ابا عبدا‪...‬‬ ‫اگ��ر كمكم كني تا از اين غرقاب نجات پيدا كنم و‬ ‫ب��ه نزد عهد و عيالم بازگردم‪ ،‬خ��ودم وخانه‌‌ام را تا‬ ‫هر‌چه زنده‌ام وقف ش��ما مي‌كنم‪ .‬ولي هنگامي كه‬ ‫اين حرف‌ها را مي‌زد نوعي ترديد در خود احساس‬ ‫ك��رد‪ .‬البت��ه در جايي كه پيامبراني چ��ون ابراهيم‬ ‫خليل و موس��ي‌(ع) با پرس��يدن س��والي‌ كه خدايا‬ ‫چگونه مرده‌ها را زنده مي‌كني و ديگري با ترسيدن‬ ‫از عصاي خود از كار خدا ش��ك به دل‌ش��ان افتاد‪،‬‬ ‫حاال اين گراش��ي درمانده و نااميد ما چگونه ‪ ....‬به‬ ‫قول حافظ‪ :‬جايي كه برق عصيان برآدم ضحی زد ‪/‬‬ ‫ما را چگونه زيبد دعوي بي‌گناهي‪.‬‬ ‫بعد از س��اعتي كه كسي به دادش نرسيد دراز‌كش‬ ‫روي مائ��ي مي‌خوابد و با خ��ودش مي‌گويد هر‌چه‬ ‫باداباد‪ .‬يا به ساحل مي‌رسم و يا غرق دريا مي‌شوم‪.‬‬

‫و مي‌خواب��د‪ .‬دم صب��ح صداي چن��د ماهي‌گير را‬ ‫مي‌ش��نود كه او را به س��احل مي‌كش��انند‪ .‬بزرگان‬ ‫فرمودن��د‪ :‬هرچه داري به راه عش��ق بن��ه ‪ /‬كافرم‬ ‫گ��ر جويي زيان بيني‌‪ .‬اي��ن خوش‌غيرت بعد از آن‬ ‫قضيه هولناك‪ ،‬منزل مسكوني خود را وقف حضرت‬ ‫خام��س آل‌عبا (ع) نمود‪ .‬او و كل ش��اه‌جان و حاج‬ ‫اس��د ابدي و اهلل‌قلي‌خان مقتدري و ساير خيرين و‬ ‫من جمله در حال حاضر جناب شيخ احمد انصاري‬ ‫در‌واقع زبان حال‌ش��ان همان بيت ش��عري بود كه‬ ‫گفتم‪ .‬والحمد‌ا‪ ...‬به‌خاطر وقف‌ها وكارهاي خيرشان‬ ‫تا‌ به‌حال هيچ ضرري نديده‌اند‪.‬‬ ‫نظير اين شعر خانم‌هاي گراشي در عيش و عروسي‬ ‫وقت��ي دف ب��ه دس��ت مي‌گيرن��د و دم مي‌گيرند‬ ‫و مي‌خوانن��د‪ :‬ه��ر چ��ه دارم از ت��ه دارم ‪ /‬تو عزيز‬ ‫خونه‌مي‪ .‬حاال زبان ح��ال خيرين كجا و ترانه‌هاي‬ ‫زن‌هاي گراش��ي كجا؟ ميان ماه من تا ماه گردون ‪/‬‬ ‫تفاوت از زمين تا آس��مونه‪ .‬بايد خود و دارائي خود‬

‫را وق��ف بزرگان دي��ن نمود و خير ب��ود‪ ،‬نه هر‌چه‬ ‫دارم ‪ ....‬اجداد ما خيلي س��ختي كش��يدند و غربت‬ ‫و غريبي تحمل‌ناپذيري را تحمل كردند براي نسل‬ ‫آينده خود‪.‬‬ ‫به هر حال معروف است كه يك آقاي گراشي مسن‬ ‫سه س��ال در دبي اقامت داشت و در طول اقامتش‬ ‫هيچ سودي به دس��ت نمي‌آورد و دكانش را جمع‬ ‫مي‌كند و يك آت و آش��غالي نظي��ر چند تا گلدان‬ ‫و ظروف س��فالی و شيش��ه و كمي ه��م چيز‌هاي‬ ‫خوردني که داش��ته توی یک کوله‌پش��تی با خود‬ ‫برمی‌دارد‪ .‬مي‌رس��ند سر گردنه‌ي ارد‪ .‬دزداني چند‬ ‫به قافله مي‌زنند و حس��ن بگير و حس��ين بگير‪ .‬در‬ ‫اين اثنا چماقي به پشت او نواخته مي‌شود و نعره‌ای‬ ‫بلند می‌پرس��د كه پيرمرد چ ‌ه داري؟ گراش��ي كه‬ ‫تن‌خواه‌اش همان كوله‌پش��تي‌اش بود با لحن آرام‬ ‫و ظريف��ي مي‌گويد‪ :‬اگر بار ديگ��ر بزني ديگر هيچ‬ ‫‌چيز ندارم‪.‬‬

‫‪ ‬خلیل جباری‪ ،‬صادق رحمانی‪ ،‬محمدرضا شاه محمدی‪ ،‬محمدعلی شامحمدی‬

‫س��ردبیر صحبت‌نو اس��فندماه امسال سفری به‬ ‫کش��ور کویت داش��ت‪ .‬او در این س��فرنامه سعی‬ ‫می‌کند شمایی از زندگی روزمره‌ی همشهریان را‬ ‫در این کشور روایت کند‪.‬‬

‫بخارای من‪ ،‬الرمن‪9-‬‬ ‫سيد محمدحسن آيت‌اللهي‬

‫رنج‌هایی‬ ‫برخاسته از‬ ‫بی‌عدالتی‬ ‫سید محمدحس��ن آیت‌اللهی فرزند آیت‌اله سید‬ ‫عبدالعلی آیت‌اللهی در حال حاضر در قم ساکن است‬ ‫و از خاطرات کودکی خود در الر نوشته است‪.‬‬

‫از درون دبی‪ 3-‬‬ ‫احمدعلی غفوری‬

‫هر چه داری به‬ ‫ره عشق بنه‬ ‫احمدعلی غف��وری‪ ،‬از جمله مردانی اس��ت که‬ ‫سال‌ها در دبی کار و زندگی می‌کند‪ .‬او از تجربه‌ها‬ ‫و خاطره‌هایش می‌گوید‪.‬‬

‫یک فیلم هندی آمریکایی‬

‫«میلیون��ر زاغه‌نش��ین» را ی��ک‬ ‫کارگردان آمریکایی ساخته است اما‬ ‫دقیقاً‌یک فیلم هندی است و عجیب‬ ‫این که فیلم توانست با نامزد شدن‬ ���در ده جایزه اس��کار‪ ،‬هشت جایزه‬ ‫اسکار را درو کند‪ .‬دیدن فیلمی که‬ ‫اعضای آکادمی با هر معیاری آن را‬ ‫پسندیده‌اند ضروری است حتی اگر‬ ‫مثل من از مخالفان سرس��خت فیلم هندی باشید‪ .‬مثل همه فیلم‌های‬ ‫هندی این بار نیز با قدرت عشق و دوست داشتن جوانی از اوج نکبت به‬ ‫یک میلیونر تبدیل می‌شود‪ .‬البته قصه به‌خوبی و به شکل موازی همراه‬ ‫با فلش بک روایت می‌ش��ود‪.‬برای دیدن آن نمی‌خواهد زیاد خودتان را‬ ‫دردسر بدهید‪« .‬میلیونر زاعه‌نشین» نوروز امسال از تلویزیون نیز پخش‬ ‫خواهد شد‪ .‬البته نسخه دی‌وی‌دی آن را هم راحت می‌توانید گیر بیاورید‪.‬‬ ‫فیلمی که آدم را از اسکار ناامید می‌کند اما بی‌تردید مخاطب‌های خاص‬ ‫خود را دارد که از دیدن یک فیلم هندی با کیفیت عالی هالیوودی لذت‬ ‫خواهند برد‪.‬‬

‫جایی برای همه‬

‫ش��اید این پیش‌نه��اد کمی عجیب‬ ‫باش��د‪ .‬اما ب��دون پیش‌نهاد من هم‬ ‫ش��ما حتماً ب��ه اینجا س��ر خواهید‬ ‫زد‪ .‬به ویژه آخرین پنجش��نبه سال‬ ‫بیش��تر مردم شهر دیدار اینجا را در‬ ‫برنامه خ��ود دارند‪ .‬اما دیدن «گلزار‬ ‫ش��هدا» محدود ب��ه پنجش��نبه‌ها‬ ‫نیس��ت‪ .‬نگهب��ان پی��ر آن گاه��ی‬ ‫از دس��ت دیدارکنن��دگان گاه و بی‌گاه آن دلخور می‌ش��ود اما جایی‬ ‫بهت��ر از گلزار برای کم کردن دلتنگی‌ها در ش��هر وج��ود ندارد‪ .‬هر‬ ‫وقت ش��بانه‌روز به گلزار سر بزنید آدم‌هایی را می‌بینید که تنهایی یا‬ ‫جمع چند نفره خود را با درگذشتگان‌ش��ان به اش��تراک گذاشته‌اند‪.‬‬ ‫بعضی‌های در نیمه ش��ب برای خوردن آب خنک آب‌س��ردکن گلزار‬ ‫به آنجا س��ر می‌زنند و بعضی‌ها هم کتابی در دس��ت دارند و برای از‬ ‫دس��ت‌رفته‌ای دعا می‌خوانند‪ .‬حتی تا چند س��ال قبل آسفالت جلو‬ ‫گلزار محلی برای گل‌کوچک ش��بانه جوانان بود‪ .‬گلزار ش��هدا جایی‬ ‫برای همه است‪ ،‬پیر و جوان‪ ،‬زن و مرد‪ ،‬مرده و زنده‪.‬‬

‫***‬ ‫در ف��رودگاه بین‌المللی الر‪ ،‬از هر مس��افری که به‬ ‫کشورهای حاش��یه خلیج فارس می‌رود‪ ،‬مبلغ سه‬ ‫هزار تومان به صورت نقد می‌گیرند‪ .‬این مبلغ صرف‬ ‫هزینه‌ها و توس��عه‌ی فرودگاه الر می‌شود و مصوبه‬

‫مسعود غفوری‬

‫شماره سی و سه‬ ‫(ضمیمه شماره ‪)57‬‬

‫فروردین ‪88‬‬

‫‪ ‬مطبوعات الرستان‬

‫……پسین دهکویه‬

‫ماهنامه پس��ین دهکویه در ش��ماره ‪ ،48‬اسفند‬ ‫‪ ،87‬حض��ور خ��ود را در همای��ش مطبوع��ات‬ ‫محل��ی الرس��تان که از ط��رف عص��ر اوز برگزار‬ ‫ش��د به عنوان تیتر یک انتخاب کرده است‪ .‬این‬ ‫نش��ریه خبرهای��ی را هم از همای��ش بین‌المللی‬ ‫زبان‌شناس��ی و مردم‌شناسی الرس��تان انعکاس‬ ‫داده است‪ ،‬و به استقبال این همایش بین‌المللی‬ ‫رفته اس��ت از قبیل اینکه ثبت نام برای ش��رکت‬ ‫در همایش تا ‪ 9‬اسفند با ‪ 20‬درصد تخفیف انجام‬ ‫می‌شود؛ و سازمان جهانی یونسکو‪ ،‬زبان الری را‬ ‫از جمله زبان‌های «قطعاً در خطر» دانسته است‪.‬‬ ‫خبر افتتاح ساختمان دادگاه‌های عمومی جنوب‬ ‫کش��ور نیز در این نش��ریه انعکاس یافته اس��ت‪.‬‬ ‫«ویژگی‌ه��ای یک نان خوب» مطلبی اس��ت که‬ ‫یک کارشناس بهداش��ت محیط نگاشته است و‬ ‫حتماً جالب خواهد بود‪ .‬مطلب وسوسه‌انگیز دیگر‬ ‫هم «رابطه‌ی سینما و صهیونیسم» است‪.‬‬

‫……روزبهان‬

‫نش��ریه روزبه��ان در ش��ماره ‪ ،29‬بهمن‌ماه ‪،87‬‬ ‫خبر داده است‪« :‬کلنگ ساخت مجتمع تجاری‪-‬‬ ‫تفریحی ستاره پارمیس خنج به زمین زده شد‪».‬‬ ‫افتتاح مراکز مختلف در شهرستان خنج‪ ،‬از قبیل‬ ‫اداره کار و امور اجتماعی و مرکز مدیریت حوادث‬ ‫و فوریت‌های پزشکی شهرستان به مناسبت دهه‬ ‫فجر از دیگر خبرهای این نش��ریه‌اند‪ .‬به گزارش‬ ‫این نش��ریه‪ ،‬پروژه آب‌رسانی به ش��هر گله‌دار با‬ ‫حضو اس��تاندار ف��ارس آغاز ش��د‪ .‬روزبهان یک‬ ‫صفح��ه را ب��ه ویژه‌نام��ه بیغرد اختص��اص داده‪:‬‬ ‫«بیغرد‪ :‬دهستانی آباد با آینده‌ای درخشان» و با‬ ‫یکی از نیکوکاران این دهس��تان هم‌صحبت شده‬ ‫است‪ .‬گزارشی از پیشرفت‌های بهداشتی‪-‬درمانی‬ ‫شهرس��تان خنج در سی س��ال اخیر و خبرهای‬ ‫مربوط به ورزش دهه فجر از دیگر خواندنی‌های‬ ‫این شماره‌ی روزبهان هستند‪.‬‬

‫……میالد الرستان‬

‫می�لاد الرس��تان در ش��ماره ‪ ،554‬هفت��ه اول‬ ‫اس��فند‪ ،‬گزارش‌ها و خبرهای مربوط به همایش‬ ‫زبان‌شناسی و مردم‌شناسی الرستان را برجسته‬ ‫کرده اس��ت‪ .‬گزارش��ی از پیگیری‌های اس��تانی‬ ‫فرماندار الرستان‪ ،‬گزارشی به قلم محمد زارع از‬ ‫همایش علمای شیعه و سنی در الر‪« ،‬مختصری‬ ‫از تاریخچ��ه نوحه‌خوان��ی و نوحه‌س��رایی در‬ ‫الرس��تان»‪ ،‬و برگزاری کالس توجیهی پیشرفته‬ ‫مربی‌گری با حضور س��رمربی تیم ملی نوجوانان‬ ‫کشور از دیگر خبرهای این شماره میالدند‪.‬‬ ‫«خبر خوش هس��ته‌ای‪ 20 ،‬فروردین» تیتر اول‬ ‫ش��ماره ‪ ،555‬هفته دوم اس��فند ‪ ،87‬است‪ .‬این‬ ‫را ریی��س س��ازمان ان��رژی اتم��ی در کنفرانس‬ ‫مطبوعات��ی مش��ترک با ریی��س روس اتم اعالم‬ ‫کرده است؛ و سعیدی هم قول داده که در برنامه‬ ‫پنجم توسعه‪ 5 ،‬نیروگاه اتمی افتتاح خواهد شد‪.‬‬ ‫فرماندار الرس��تان از تمام دس��تگاه‌های اجرای‬ ‫و امنیت��ی در الرس��تان خواس��ته اس��ت که در‬ ‫خدمت همایش مرد‌شناسی الرستان باشند‪ .‬خبر‬ ‫«افتت��اح دادگاه عمومی و ش��ورای حل اختالف‬ ‫بخ��ش بیرم» و همچنین «قرعه‌کش��ی واگذاری‬ ‫قطعات اراضی مسکن مهر به اقشار کم‌درآمد در‬ ‫الرستان» از دیگر خبرهای این شماره‌اند‪.‬‬ ‫شماره ‪ 556‬میالد الرس��تان‪ ،‬هفته سوم اسفند‪،‬‬ ‫تیت��ر کوچک��ی در صفح��ه اول دارد‪« :‬پیگیری‬ ‫جریان اقتصادی بخش گراش در نشست فرماندار‬ ‫الرس��تان با اس��تاندار فارس»‪ .‬در این نشس��ت‬ ‫درب��اره راه‌کار برخ��ورد قانونی با این ش��یادان و‬ ‫جلوگیری از تضییع س��رمایه مال‌باختگان بحث‬ ‫و تبادل نظر ش��د‪ .‬ام��ا تیتر اول این ش��ماره به‬ ‫«تشریح برنامه‌های مدیر کل جدید راه و ترابری‬ ‫الرس��تان» اختصاص دارد‪ .‬مهندس امیری با یاد‬ ‫ک��ردن از محوره��ای الر‪-‬جهرم‪-‬ش��یراز و الر‪-‬‬ ‫بندرعباس به عنوان راه‌های اس��تراتژیک کشور‬ ‫از تالش برای دوبانده کردن این محورها در سال‬ ‫آینده خبر داد‪ .‬خبر افتتاح نانوایی نان محلی در‬ ‫الرس��تان هم خواندنی بود‪ 12 .‬نفر از زنان تحت‬ ‫پوشش کمیته امداد امام خمینی در این نانوایی‬ ‫نان محل��ی تپتپی و نازک تولی��د می‌کنند و به‬ ‫ترتیب ‪ 280‬ریال و ‪ 380‬ریال می‌فروشند‪.‬‬ ‫‪ ‬خبرهایی از ورزش‬

‫غنی‌آقا دومین مقام‬ ‫خود را کسب کرد‬

‫مس�ابقات پرش با اس�ب قهرماني استان‬ ‫فارس در باش�گاه س�واركاري بهارستان‬ ‫شيراز برگزار شد‪.‬‬

‫در اين مس��ابقات علي غني‌آقا س��واركار نوجوان‬ ‫گراش به مقام نايب قهرماني دس��ت يافت‪ ،‬علي‬ ‫غني‌آقا ش��ش ماه پي��ش س��واركاري را زير‌نظر‬ ‫علي‌رضا آذرمينا مربي گراشي شروع كرد و پس‬ ‫از قهرماني در مس��ابقات ده��ه‌ي فجر این براي‬ ‫دومين بار اس��ت که او به روي سكوی قهرمانی‬ ‫می‌رود‪.‬‬ ‫‪//.‬‬

‫صحب�ت ن�و‪ :‬دومي�ن دوره مس�ابقات‬ ‫فوتس�ال(گل‌كوچك) ي�ادواره‌ي ش�هيد‬ ‫حسينعلي فاني در دانشكده پيراپزشكي‬ ‫گراش برگزار شد‪.‬‬

‫اين مس��ابقات با حضور چهار تيم برگزار شد‪ .‬در‬ ‫پايان تيم علوم‌آزمايش��گاهي توانست در ضربات‬ ‫پنالتي تيم فوريت‌هاي پزش��كي را شكست دهد‬ ‫و ب��ه مق��ام قهرماني رس��د‪ .‬در پايان مس��ابقات‬ ‫آق��اي رجب بياد به عنوان بازيكن اخالق انتخاب‬ ‫ش��د‪ .‬عل��ي موذن��ي‪ ،‬خيرال��ه ناص��ري‪ ،‬محمود‬ ‫احمدي‪ ،‬مصطفي چش��م‌پوش اعضاي تيم علوم‬ ‫آزمايشگاهي را تشکیل می‌دادند‪.‬‬


‫شماره سی و سه‬ ‫(ضمیمه شماره ‪)57‬‬

‫فروردین ‪88‬‬

‫‪ 11‬حرکت از نو‬

‫گ�روه ورزش ‪ :‬اس�ماعیل حس�ن‌نژاد‬ ‫متولد ‪ 1351‬و متاهل اس�ت‪ .‬او سرپرست‪،‬‬ ‫مدیر باش�گاه‪ ،‬س�رمربی‪ ،‬مرب�ی‪ ،‬راننده‪،‬‬ ‫مس�وول تدارکات تیم اتحاد است‪ .‬تیمی‬ ‫که امس�ال در لیگ دس�ته اول استان به‬ ‫مقام چهارم رسید‪.‬‬ ‫……تی�م اتحاد گاهی پس�وند‌هایی هم در نام‬ ‫خودش دارد‪.‬‬ ‫یک س��ال به نام «اتحاد ش��هرداری» بودیم‪ ،‬و یک‬ ‫س��ال هم «اتحاد پیراپزش��کی گراش»‪ .‬البته انتظار‬ ‫نداش��ته‌ایم که تم��ام خرج‌مان را این اسپانس��رها‬ ‫بدهن��د‪ .‬مثال ش��هرداری فقط پول حق ش��رکت را‬ ‫داد و پیراپزش��کی هم پول حق ش��رکت و لباس و‬ ‫سرویس‌ها را؛ که دست‌شان هم درد نکند‪.‬‬ ‫……چطور شد وارد لیگ شدید؟‬ ‫قب��ل از م��ا دو بار تیم تارا و یک ب��ار هم پیروزی به‬ ‫لیگ رفته بودند و نتیجه‌ای نگرفته بودند‪ .‬س��ال ‪84‬‬ ‫آقایان قاسم فرسوده و میرزا اکبری از من خواستند‬ ‫که با تیم اتحاد به لیگ بروم‪ .‬بازیکن‌های خوبی مثل‬ ‫بهنام پورزارعی‪ ،‬مهدی شمس��ی‪ ،‬سعید چترآبگون‪،‬‬ ‫برادران نجاتی و آش��فته‪ ،‬زاهد زاهدی و ‪ ...‬را به تیم‬ ‫اتحاد اضافه کردیم و وارد لیگ شدیم‪ .‬هیچ‌کس برای‬ ‫پول نیامده بود‪ .‬حتی پول س��رویس را هم خودشان‬ ‫می‌دادند‪ .‬آن س��ال بدون هی��چ باختی قهرمان لیگ‬ ‫شدیم‪ ،‬در حالی که پیروزی هیچ رتبه‌ای نیاورد‪.‬‬ ‫……پس چه ش�د که سال‌های بعد از قهرمانی‬ ‫دور ماندید؟‬ ‫برای لیگ ‪ ،85‬پیروزی امتیاز برکه‌ی خنج را خرید‬ ‫و وارد لیگ ش��د‪ .‬در نتیجه همه بازیکن‌های ما هم‬ ‫رفتند پیروزی‪ ،‬چون آنها بیشتر خرج می‌کردند‪ .‬ما‬ ‫با قهرمانی رفتیم و آنها با پول‪ ،‬و همه‌ی بازیکن‌های‬ ‫ما را هم برداش��تند‪ .‬کمر ما را شکس��تند‪ .‬اص ً‬ ‫ال مزه‬ ‫قهرمان��ی را نگذاش��تند بچش��یم‪ .‬البته م��ا هم در‬ ‫لیگ‌های بعد ش��رکت کردیم و همیشه هم در برابر‬ ‫پیروزی یا پیروز شدیم و یا برتر میدان بودیم‪.‬‬ ‫……و امسال؟‬ ‫اول س��ال آقای کامجو (رییس هی��ات فوتبال الر)‬ ‫پیش��نهاد داد ک��ه امتیازم��ان را به ش��هرداری الر‬ ‫بفروش��یم و خ��ودم و چن��د ت��ا از بازیکن��ان با آن‬ ‫تی��م به لی��گ برویم‪ .‬ولی به خاطر گ��راش این کار‬ ‫را نکردم‪ .‬اص ً‬ ‫ال امس��ال به دلیل مش��کالت و کمبود‬ ‫پول قصد نداش��تیم ش��رکت کنیم‪ .‬ولی به اصرار و‬ ‫قول بقیه‪ ،‬مثل دبیر هیات فوتبال اس��تان‪ ،‬شرکت‬ ‫کردیم‪ .‬ما با دو بازی کمتر چهارم ش��دیم‪ .‬به بازی‬ ‫اول با قصرالدش��ت نرس��یدیم‪ .‬همین تیمی که ما‬ ‫اینجا هفت به دو بردیمش‪ ،‬و می‌ش��د بیست تا هم‬ ‫بزنیم‪ .‬بازی آخر را هم که دیگر نرفتیم‪ ،‬چون صعود‬ ‫کازرون مسجل شده بود‪.‬‬ ‫……امسال هم دست به جوان‌گرایی زدید‪.‬‬ ‫چه چ��اره؟! بهنام پورزارعی آخری��ن نفری بود که‬ ‫از آن جم��ع اول مان��ده ب��ود و من خ��ودم عذرش‬ ‫را خواس��تم تا تیم کام ً‬ ‫ال جوان و یک‌دس��ت ش��ود‪.‬‬ ‫بازیکن‌هایی آوردم که در تیم‌های دیگر شاید فقط‬ ‫‪ 20‬تا ‪ 30‬دقیق��ه اجازه بازی پیدا می‌کردند‪ .‬با این‬ ‫وجود در همه‌ی بازی‌های داخل خانه برنده شدیم‪.‬‬ ‫من از آن تیم س��ال اول و همین تیم امسال خیلی‬ ‫راضی هستم‪.‬‬

‫امتیاز تیم‌مان را به الر ندادم امسال باید قهرمان می‌شدیم‬

‫……ول�ی چ�را در بازی‌ه�ای خ�ارج از خان�ه‬ ‫موفق نبودید؟‬ ‫چ��ون بازیکنان‌مان را نداش��تیم‪ .‬گاهی فقط با ‪12‬‬ ‫بازیکن می‌رفتیم برای مسابقه! بازیکنان همه شاغل‬ ‫بودند و درگیر کار و زندگی‪ ،‬و من هم نمی‌توانستم‬ ‫با دس��ت خالی آنها را مجبور کن��م‪ .‬بعضی وقت‌ها‬ ‫ب��رای اینکه ب��ه کار و بار بازیکن‌ه��ا ضربه نخورد‪،‬‬ ‫همان روز مس��ابقه س��اعت ‪ 5‬صبح راه می‌افتادیم‪،‬‬ ‫آن هم به صورت فش��رده و با ماشین سواری! برای‬ ‫بنزین کلی به این در و آن در زدم‪.‬‬ ‫……چرا این قدر کمبود بازیکن داشتید؟‬ ‫ببینید‪ ،‬اآلن ‪ 87/12/12‬اس��ت‪ .‬م��ن این بازیکنان‬ ‫تازه‌نفس را آورده‌ام به فوتبال؛ ولی س��ال بعد این‌ها‬ ‫بازیکنان من نیس��تند‪ .‬ما امسال عبداله درویشی و‬ ‫علی اکبر ساالری را دادیم به پیروزی‪ ،‬با این که آنها‬ ‫بازیکن به م��ا نمی‌دادند‪ .‬حاضر بودند یک نفر مثل‬ ‫علی نجاتی روی سکو بنشیند ولی به ما ندهند‪ .‬آنها‬ ‫یک تیم توی زمین داش��تند‪ ،‬یک تیم روی نیمکت‬ ‫و یک تیم هم روی س��کو! و من در حس��رت ‪ 11‬تا‬ ‫بازیکن بودم‪ .‬ببینید مث ً‬ ‫ال ما در دور برگشت که بهتر‬ ‫نتیج��ه گرفتیم به خاطر این بود ک��ه دو بازیکن با‬ ‫تجربه (زاهد زاهدی و س��جاد عجمی) به تیم اضافه‬ ‫کرده بودیم‪ .‬اص ً‬ ‫ال انگار یک ش��وک به تیم وارد شده‬ ‫بود و تیم زنده شده بود‪.‬‬ ‫……ش�ما هزینه‌هایتان را از چه منبعی تامین‬ ‫می‌کنید؟‬ ‫از چه��ار میلیون و هفتصد ه��زار تومانی که در این‬ ‫فصل خرج کرده‌ایم‪ ،‬شش��صد ه��زار تومان را آقای‬ ‫محبی دادند و س��یصد هزار تومان را از کمک‌های‬ ‫مردم��ی تامین کردی��م‪ .‬بقیه را (یعنی حدود س��ه‬ ‫میلیون و هشتصد هزار تومان) همه از جیب خودم‬ ‫داده‌ام‪ .‬البته بعضی هزینه‌ها مثل سرویس را کسانی‬ ‫مثل غالم قاسمی‪ ،‬حس��ین فتحی و مهدی راستی‬ ‫از ما نگرفتند و ممنون‌ش��ان هستیم‪ .‬همچنین علی‬ ‫جعفری و ابراهیم مه��روری‪ .‬خوابگاه برای تیم‌های‬

‫مهم��ان را زورخان��ه مولی عل��ی (ع) در اختیارمان‬ ‫گذاشت‪ .‬تیم ش��هدا هم تنها تیمی بود که در قبال‬ ‫دادن بازیکن‪ ،‬پولی نخواس��ت‪ ،‬و م��ن از مربی این‬ ‫تیم‪ ،‬احسان جوکار‪ ،‬تشکر می‌کنم‪ .‬نیروی انتظامی‬ ‫و تربیت بدنی هم ما را حمایت کردند‪ .‬یک سری از‬ ‫هزینه‌ها را هم هنوز که هنوز اس��ت بدهکاریم؛ مث ً‬ ‫ال‬ ‫به رستوران‌های صالح و چهارفصل‪ .‬هزینه‌ی غذای‬ ‫داوران را به رستوران صالح بدهکاریم!‬ ‫……از کی و کجا تمرینات را شروع کردید؟‬ ‫تمرینات را دو ماه قبل از ش��روع لیگ‪ ،‬با بیست نفر‬ ‫در زمین چمن کانون فرهنگی بسیج شروع کردیم‪.‬‬ ‫هزینه‌ی هر جلس��ه تمرین هم سه هزار تومان بود‬ ‫و ما هر هفته سه جلسه تمرین داشتیم‪ .‬حتی برای‬ ‫زمین اس��تادیوم ش��هدا هم پول می دادیم‪ :‬شب‌ها‬ ‫پانزده هزار و روزها ده هزار تومان! پول خط‌کش��ی‬ ‫زمین استادیوم را هم خودم دادم!‬ ‫……آیا در لیگ سال آینده شرکت می‌کنید؟‬ ‫در صورتی که حس کنم شانس قهرمانی داریم حتما‬ ‫شرکت می‌کنیم‪ .‬و این هم مشروط به این است که‬ ‫بازیک��ن ما را نبرند‪ ،‬به ما بازیک��ن بدهند‪ ،‬از لحاظ‬ ‫مالی هم ما را کمک کنند‪ .‬راستش انگیزه‌هایی توی‬ ‫لیگ اول هس��ت که از لیگ برتر باالتر اس��ت و به‬ ‫همین خاطر بازی‌ها هم جذاب‌ترند‪.‬‬ ‫……و برنامه‌هایتان برای لیگ بعد؟‬ ‫کمی حرفه‌ای‌تر خواهیم ش��د‪ .‬قرار اس��ت به ازای‬ ‫هر جلس��ه تمرین و بازی به بازیکنان پول بدهیم و‬ ‫در مقابل‪ ،‬در صورت غیبت جریمه‌ش��ان کنیم‪ .‬این‬ ‫حربه‌ای بود که از یکی از مربیان لیگ شنیدم‪.‬‬ ‫……و ب�ه عن�وان س�وال آخ�ر‪ ،‬فک�ر می‌کنید‬ ‫گ�راش ظرفیت ش�رکت دادن دو تیم در لیگ‬ ‫استان را دارد؟‬ ‫نه‪ .‬از هیچ لحاظ‪ .‬البته اگر ما یک تیم ش��ویم (البته‬ ‫نه به صورت منتخب) فوتبال گراش در کل اس��تان‬ ‫حرف اول را خواهد زد‪.‬‬

‫خبرهایی از ورزش ‪‬‬

‫گزارش ‪‬‬

‫مرتضی موغلی در‬ ‫هیات پینگ‌پنگ فارس‬

‫تورج مويد معاون توسعه‌ي ورزش‌همگاني اداره كل تربيت بدني فارس‪:‬‬

‫صحب�ت نو‪ :‬ب�رای اولین بار یک گراش�ی‬ ‫به یکی از هیات‌های ورزش�ی اس�تان راه‬ ‫یافت‪.‬‬

‫از س��وی پیم��ان ابوالحس��نی ریی��س هی��ات‬ ‫پینگ‌پن��گ اس��تان ف��ارس مرتض��ی موغلی به‬ ‫سمت مسئول کمیته اینفورماتیک برگزیده شد‪.‬‬ ‫ای��ن انتصاب با توجه به ش��ناخت و تجارب وی‬ ‫در کاره��ای اینترنتی و کامپیوتری انجام ش��ده‬ ‫اس��ت‪ .‬در هیات پینگ‌پنگ اس��تان فارس تنها‬ ‫دو نفر از شهرستان‌های استان فعالیت می‌کنند‪.‬‬ ‫غالمحسین خیراندیش از اقلید مسئولیت کمیته‬ ‫شهرس��تان‌ها را برعهده دارد و مرتضی موغلی از‬ ‫گراش مسئول کمیته اینفورماتیک هیات است‪.‬‬ ‫‪//‬‬

‫حکومت گراشی‌ها‬ ‫بر پینگ‌پنگ‬ ‫بخش‌های فارس‬

‫صحب�ت ن�و‪ :‬در مس�ابقات پینگ‌پن�گ‬ ‫بخش‌های استان فارس‪ ،‬گراشی‌ها تمامی‬ ‫مقام‌های برتر را به دست آوردند‪.‬‬

‫مس��ابقات پينگ‌پنگ قهرماني بخش‌هاي استان‬ ‫ف��ارس با حض��ور ‪ 7‬تيم بخش مرك��زي المرد‪،‬‬ ‫وراوي‪ ،‬گراش‪ ،‬جنت‌شهر‪ ،‬اشكنان‪ ،‬عالمرودشت‬ ‫و گله‌دار در سالن انقالب شهرستان المرد برگزار‬ ‫شد‪ .‬این مسابقات به صورت دو حذفي انجام شد‬ ‫كه بعد از ‪ 12‬بازي تيم هماهنگ گراش توانست‬ ‫ب��ا اقتدار كام��ل به مقام قهرماني برس��د‪ .‬بخش‬ ‫مركزي المرد دوم ش��ود و بخ��ش هاي وراوي و‬ ‫گله‌دار مقام سوم مش��ترك را به خود اختصاص‬ ‫دادند‪.‬‬ ‫در قس��مت انف��رادي اين بازي‌ها ك��ه با حضور‬ ‫‪ 40‬بازيك��ن و به صورت دو حذفي برگزار گرديد‬ ‫بعد از انجام ‪ 78‬بازي عباس خواس��تار از گراش‬ ‫توانس��ت به مقام قهرماني برس��د‪ ،‬محمد ماليي‬ ‫از گراش دوم ش��د و ميالد عب��اس زوج و مجيد‬ ‫زارعي هردو از گراش مقام س��وم مش��ترك اين‬ ‫دوره از بازي ها را از آن خود كردند‪.‬‬ ‫سرپرس��تي اين ب��ازي ها را آقايان غالمحس��ين‬ ‫خيرانديش و مرتضي موغلي بر عهده داشتند‪.‬‬

‫كسب عناوين كشوري و‬ ‫استاني توسط ورزشكاران‬ ‫گراشی تحسين‌برانگيز است‬

‫گ�روه ورزش‪ :‬جلس�ه‌اي ب�ا حض�ور تورج‬ ‫مويد معاون توس�عه و ورزش‌هاي همگاني‬ ‫تربيت‌بدني ف�ارس‪ ،‬آق�ا‌زاده رئيس اداره‬ ‫تربيت‌بدني الرستان‪ ،‬اكبري رياست اداره‬ ‫تربيت‌بدني گراش ومس�ئولين هيئت‌هاي‬ ‫ورزشي گراش در س�الن مجتمع ورزشي‪،‬‬ ‫فرهنگي آبش�ار انديش�ه گراش تش�کیل‬ ‫شد‪.‬‬

‫تورج مويد معاون توس��عه‌ي ورزش‌همگاني اداره‬ ‫كل تربي��ت بدني فارس طي س��خناني گفت‪ :‬در‬ ‫اس��تان داراي بيش از چهارصد روس��تا هس��تيم‬ ‫مي‌ترسيديم همه‌ي آن‌ها را در امور ورزشي فعال‬ ‫كنيم و امكانات الزم به آنان اختصاص دهيم‪ .‬وي‬ ‫در ادامه ب��ا تاكيد بر برنامه‌ريزي و برنامه‌محوري‪،‬‬ ‫يكي از اهداف تربيت بدني اس��تان در س��ال آتي‬ ‫را برنامه‌مح��وري ذك��ر و اختص��اص وزنه‌ه��اي‬ ‫هليك��و و همچنين تاتامي ب��ه تربيت‌بدني گراش‬ ‫و ني��ز مس��اعدت در رفع ورزش بانوان اين ش��هر‬ ‫را م��ورد تاكيد ق��رار داد و از وجود ‪ 16‬رش��ته‌ي‬ ‫ورزش��ي و كسب عناوين كشوري و استاني توسط‬ ‫ورزش��كاران اين شهر را تحس��ين‌برانگيز خواند و‬ ‫از رياس��ت تربيت بدني گراش به‌خاطر اهتمام در‬ ‫جذب مساعدت‌هاي مردمي قدر‌داني نمود‪.‬‬ ‫آق��ا‌زاده ريیس اداره تربيت‌بدني الرس��تان گفت‪:‬‬ ‫بخش گراش در س��طح كش��ور از جهات مختلف‬ ‫وبه‌وي��ژه از حيث ورزش��ي در بع��د همياري‌هاي‬ ‫مردمي‪ ،‬منطق��ه‌اي نمونه ب��وده واز همين لحاظ‬ ‫داراي ورزشي پيشرفته است‪ .‬آقازاده ضمن تقدير‬ ‫از تالش‌هاي دلس��وزانه رئي��س اداره تربيت‌بدني‬ ‫گراش به وس��عت اي��ن بخش اش��اره و بر تعميم‬ ‫ورزش روس��تايي تاكيد و از همكاري تربيت بدني‬ ‫گراش با ورزشكاران روستاهاي تابعه‌ي اين بخش‬ ‫تمجيد نمود‪.‬‬ ‫اكبري ريیس تربيت‌بدني گراش در ابتدای جلسه‬ ‫به تشريح پيش��رفت‌هاي ورزشي اين شهر در ‪16‬‬ ‫رشته‌ي ورزشي اشاره و اظهار داشت‪ :‬بخش گراش‬ ‫پس از مركز اس��تان نه‌تنها داراي پيش��رفت‌هاي‬

‫امكانات ساختاري ورزشي بوده بلكه ازحيث احراز‬ ‫عناوين كش��وري و استاني در رشته‌هاي گوناگون‬ ‫ني��ز از موقعي��ت مطلوبي بر‌خوردار مي‌باش��د كه‬ ‫گاهی گ��وي س��بقت را در بعضي از رش��ته‌ها از‬ ‫مركز اس��تان ربوده اس��ت‪ .‬وي با اشاره به كسب‬ ‫عنوان دومي مس��ابقات فوتبال آسيا ويژن توسط‬ ‫تيم فوتبال پيروزي هالل‌احمر و راهيابي اين تيم‬ ‫به مس��ابقات جام حذفي كشوري و نيز درخشش‬ ‫تيم اتحاد را بخش��ي از پيشرفت فوتبال اين شهر‬ ‫تلقي و در‌رابطه با س��واركاري گراش افزود‪ :‬ش��هر‬ ‫گراش در رش��ته س��واركاري قطب برتر اس��تان‬ ‫فارس محس��وب می‌ش��ود‪ .‬با وجود هشتاد راس‬ ‫اس��ب داراي شناس��نامه‪ ،‬يكي از افتخارات کسب‬ ‫ش��ده اين رشته‌ي پر‌طرفدار اس��ت كه باامكانات‬ ‫ان��دك و عدم وجود ميدان س��وار‌كاري مناس��ب‬ ‫و اس��تاندارد علي‌‌الخصوص در رش��ته‌‍ ِ كورس‪ ،‬تا‬ ‫به‌حال سواركاران اين ش��هر توانسته‌اند پاي را از‬ ‫اس��تان فارس فراتر نهاده وحتي در س��طح كشور‬ ‫نيز خود را مطرح نمايند‪.‬‬ ‫رئيس تربيت‌بدني گراش در ادامه به جايگاه ممتاز‬ ‫رش��ته‌ي پرس‌س��ينه و احراز عناوين برتر استاني‬ ‫توسط ورزش��كاران اين رشته و ورزش‌هاي رزمي‬ ‫موجود در گراش به رشته‌هاي ورزشي بانوان اين‬ ‫ش��هر اش��اره و افزود‪ :‬ورزش بانوان نيز با كس��ب‬ ‫عناوي��ن مختل��ف در اس��تان جاي��گاه و موقعيت‬ ‫خاصي به دس��ت آورده اس��ت وي در ادامه گفت‪:‬‬ ‫س��رانه‌ي ورزش گراش پ��س از تكميل و تجهيز‬ ‫مجتم��ع ورزش��ي دكتر محبي به پن��ج متر مربع‬ ‫افزاي��ش خواه��د يافت كه اگر اين امر در كش��ور‬ ‫بي‌نظير نباشد مي‌توان آن‌را كم‌نظير خواند‪.‬‬ ‫اكب��ري در اظهارات خود ضمن تقدير وتش��كر از‬ ‫خدمات ورزشي وخبري سي‌س��اله قاسم ايزديان‬ ‫چهره‌ي پيشكس��وت ورزش وخبر‌ن��گاري گراش‬ ‫كه س��ه‌دهه از عم��ر خويش را ب��دون هيچ‌گونه‬ ‫چشم‌داش��تي مصروف احيا و بسط وترويج ورزش‬ ‫گ��راش و امورخبري نموده از وي به عنوان الگوي‬ ‫خدمت ياد كرد‪.‬‬

‫……آق�اي فرس�وده س�رمربي تي�م پیروزی‬ ‫است يا خليل‌آزاد؟‬ ‫اغواري‪ :‬فرس��وده‪ .‬فقط چون آقاي فرس��وده كارت‬ ‫مربي‌گ��ري ن��دارد‪ ،‬از م��درك خلیل‌آزاد اس��تفاده‬ ‫مي‌شد‪ .‬اين مساله حتي در سطح اول فوتبال ايران‬ ‫هم مش��اهده مي شود‪ .‬پارسال خليل آزاد به عنوان‬ ‫مربي مي‌آمد نه سرمربي‪.‬‬ ‫……سرپرست و ديگر دست‌اندركاران تيم چه‬ ‫كساني بودند؟‬ ‫آقاي مصطفي مهروري به عنوان سرپرس��ت؛ آقاي‬ ‫عبدالرضا حسين‌پور روابط عمومي؛ و ديگر عزيزاني‬ ‫كه در اين راستا ما را كمك مي‌كردند سيد مصطفي‬ ‫معصومي و ديگران‪.‬‬ ‫……از ك�ي كار آماده‌س�ازي تي�م را ش�روع‬ ‫كرديد؟‬ ‫سال كه تحويل شد (‪ 5‬ماه قبل از شروع مسابقات‌)‬ ‫آماده‌س��ازي انجام مي‌شد‪ .‬مس��تقيم و غيرمستقيم‬ ‫روي ذهني��ت و آمادگ��ي ذهن��ي كار كرديم‪ .‬توي‬ ‫زمي��ن به صورت عملي با بچه‌ه��ا (غير از بازيكنان‬ ‫كمك��ي تيم‌هاي ديگر) ‪ 2‬ماه قبل از مس��ابقات كار‬ ‫كرديم‪.‬‬ ‫……در طول فصل چقدر هزينه كرديد؟‬ ‫م��ن در امور مال��ي نه اطالع��ي دارم و نه دخالتي‬ ‫می‌کنم‪ .‬صادقانه مي‌گويم که از زبان قاسم شنيده‌ام‬ ‫‪ 30‬تا ‪ 40‬ميليون تومان‪.‬‬ ‫……اين هزينه‌ها از كجا تامين مي‌شود؟‬ ‫بيش��تر اين‌ها كمك‌هاي مردمي اس��ت كه توسط‬ ‫خيرين براي رشد و شكوفايي جوانان شهر پرداخت‬ ‫مي‌شود كه اين كار خداپسندانه جاي تشكر دارد‪.‬‬ ‫……كمك‌هاي هالل احمر به شما چگونه بود؟‬ ‫البته سياس��ت اصلي هالل احمر ورزشي نيست‪ ،‬اما‬ ‫در اين راس��تا دست كمكي خوبي بودند‪ .‬بيش از ‪5‬‬ ‫تا ‪ 10‬ميليون با در اختيار گذاش��تن زمين تمرين و‬ ‫ميني‌بوس كمك كردند‪.‬‬ ‫……تيم پيروزي امس�ال در برخي از بازي‌ها‬ ‫امتيازاتي را از دس�ت داد و بازي‌هایي را كه‬ ‫مي‌توانس�ت هر ‪ 3‬امتي�از را بگيرد امتيازش‬ ‫ً‬ ‫مثلا حت�ي در ش�هر گراش‬ ‫را از دس�ت داد‪.‬‬ ‫ب�ازي ‪ 3‬هيچ برده را ‪ 3‬بر ‪ 3‬مس�اوي كرد و‬ ‫بازي ‪ 1‬بر صفر برده را دو بر یک باخت‪ .‬به‬ ‫نظر شما دليل اصلي اين مشكل چي بود؟‬ ‫دليل اصلي بي‌بازيكني بود‪ .‬ما امسال كمبود مهره‬ ‫داش��تيم ‪ .‬يعني ما با ‪ 11‬بازيكن اصلي و يكي دو تا‬ ‫بازيكن ذخيره كه مي‌ش��د روی آن‌ها حس��اب كرد‬ ‫وارد ب��ازي مي‌ش��ديم‪ .‬در واقع نيمك��ت ما در حد‬ ‫بازيكنان اصلي نبودند‪ .‬درس��ت اس��ت بازي را ‪ 3‬بر‬ ‫هي��چ برده بوديم و ما مي‌خواس��تيم بازي رو حفظ‬

‫بكنيم و شايد گاهي اوقات در تعويض‌ها هم اشتباه‬ ‫كرده باشيم‪.‬‬ ‫……تحليل خود شما از دو نيم‌فصل چيست؟‬ ‫ب��ه نظر م��ن دليل اصلي اين ك��ه در نيم‌فصل دوم‬ ‫بهتر نتيجه گرفتيم‪ ،‬ح��واس جمع‌تر بازيكنان بود‪.‬‬ ‫آنها تمركز بيشتري روي بازي‌ها داشتند‪ .‬بچه‌ها بعد‬ ‫از اين س��ه‪-‬چهار س��ال به اين نتيجه رسيده بودند‬ ‫كه مي‌توانند قهرمان شوند و اين پتانسيل را دارند‪.‬‬ ‫ما روي برخي از تيم‌ها كمي ش��ناخت داش��تيم و‬ ‫مي‌توانس��تيم بازي‌هاي آنها را آنالي��ز بكنيم‪ .‬ما در‬ ‫اواي��ل نيم‌فصل اول تمام بازيكن��ان خودمان را هم‬ ‫در اختيار نداش��تيم‪ .‬اما در نيم فصل دوم ما خيلي‬ ‫خوب كار كرديم و بدون باخت نيم‌فصل را به پایان‬ ‫رس��اندیم‪ .‬همچنين همكاري تربيت بدني براي در‬ ‫اختيار گذاشتن زمين هم خیلی موثر بود‪.‬‬ ‫……دليل باخت‌هاي شما چي بود؟‬ ‫مهدي شمسي‪ :‬باخت‌هایي كه در اول فصل كرديم‬ ‫ب��ه دليل ع��دم هماهنگي الزم بي��ن بازيكنان بود‪.‬‬ ‫يعني گل‌های��ي را دريافت كرديم كه نبايد دريافت‬ ‫مي‌كرديم‪ .‬مي‌توانس��تيم با كمي هماهنگي بيشتر‬ ‫اين مش��كل را برطرف بكنيم‪ .‬م��ا در منطقه تيمي‬ ‫كه بتوانيم با بازي با آن خود را محك بزنيم نداريم‪.‬‬ ‫در واقع ما براي بازي دوستانه دچار مشكل هستيم‪.‬‬ ‫مث�لا همين تيم عقاب و هوابرد مي‌روند با تيم‌هاي‬ ‫برق و فجر بازي دوستانه برگزار مي‌كنند‪.‬‬ ‫خليل اغواري‪ :‬ش��ايد يكي ديگ��ر از عوامل اين بود‬ ‫كه ما در پس��ت هافبك دفاعي يعني جلوي مهدي‬ ‫شمسي بازيكن مناسبي نداش��تيم‪ .‬بازيكن‌هایي را‬ ‫كه در آن پس��ت به كار گرفتي��م علي‌رغم تالش و‬ ‫دوندگي‌هایي كه داشتند‪ ،‬خصوصيات الزم براي آن‬ ‫پست حساس را نداشتند‪ .‬ما در طول فصل حدود ‪6‬‬ ‫تا ‪ 7‬بازيكن را در این پس��ت امتحان كرديم‪ ،‬اما باز‬ ‫هم آن طور كه بايد مشكل برطرف نشد‪.‬‬ ‫……از حضور در مس�ابقات ليگ چه چيزي را‬ ‫به دست آورديد؟‬ ‫در واقع از لحاظ م��ادي هيچ چيز‪ .‬در فوتبال ايران‬ ‫اين‌گونه است‪ .‬حتي تيم‌هاي ليگ برتري مث ً‬ ‫ال پيام‬ ‫خراسان هم ش��ايد چيزي به دست نياورده باشند‪.‬‬ ‫اما با هزينه‌هاي زياد وارد مس��ابقات مي‌شوند‪ ،‬فقط‬ ‫براي اين كه نماينده‌ي اس��تان و شهرش��ان باشند‪.‬‬ ‫م��ا نيز از اين مورد جدا نبودي��م‪ .‬حتي اگر قهرمان‬ ‫هم مي‌شديم ارزش مادي چنداني نداشت‪ .‬در واقع‬ ‫ارزش كار معنوي است و اينكه افتخاري است براي‬ ‫شهر گراش‪.‬‬ ‫……فک�ر می‌کنی�د ک�ه نوب�ت قهرمان�ی ب�ه‬ ‫پیروزی می‌رسد؟‬ ‫مهدي شمس��ي‪ :‬ما براي اول ش��دن بايد برنامه داشته‬

‫گ�روه ورزش‪ :‬پیروزی هلال احمر در‬ ‫ای�ن چند س�ال یکی قدرت‌ه�ای فوتبال‬ ‫ف�ارس بوده که ت�ا چند قدم�ی قهرمانی‬ ‫لیگ برتر پیش رفته اس�ت‪ .‬در س�الی که‬ ‫ب�ا نایب‌قهرمانی دوباره ای�ن تیم به پایان‬ ‫رس�ید‪ ،‬ب�ا دو نف�ر از اعض�ای موث�ر این‬ ‫تیم گفتگ�و کردیم‪ .‬هر چند جای قاس�م‬ ‫فرسوده به عنوان موثرترین عضو باشگاه‬ ‫خالی بود‪ ،‬اما خلیل اغواري كمك فرسوده‬ ‫و نف�ر دوم تي�م ب�ه هم�راه عبدالمهدي‬ ‫شمس�ي كاپيتان تيم پيروزي هالل احمر‬ ‫در یک گفتگوی دوس�تانه و انتقادی با ما‬ ‫همراه بودند‪ .‬عبدالرضا حس�ین‌پور نیز از‬ ‫میانه‌های کار به ما اضافه شد‪.‬‬ ‫باشيم‪ .‬بايد قبل از فصل با برنامه تمرينات را شروع كنيم‬ ‫و همه‌ي بازيكنان را هم در اختيار داشته باشيم‪.‬‬ ‫عبدالرض��ا حس��ين‌پور‪ :‬در واق��ع ما امس��ال تمام‬ ‫كارهایي را كه بايد ب��راي قهرماني انجام مي‌داديم‪،‬‬ ‫انجام داديم‪ .‬حتي م��ن با برخي از مربيان تيم‌هاي‬ ‫ديگر كه صحب��ت مي‌كردم نيز به اين موضوع اقرار‬ ‫مي‌كردند كه تيم ما در حد قهرماني است‪.‬‬ ‫خلي��ل اغواري‪ :‬امس��ال بايد اول مي‌ش��ديم‪ .‬من در‬ ‫اول فص��ل به بچه‌ها گفتم امس��ال ديگر هيچ راهي‬ ‫به جز قهرماني نداريم‪ .‬يعني بازيكنان تمام س��عي و‬ ‫تالش‌شان را كردند و به نظر من آن‌ها قهرمان شدند‬ ‫اما ما قهرمان نش��ديم‪ .‬ما توي اين فصل بسيار خوب‬ ‫كار كرديم و اگر به آم��ار هم رجوع بكنيد مي‌بينيد‬ ‫آمار بسيار خوبي داشتيم‪ .‬اما يك استثنا وجود داشت‪،‬‬ ‫آن هم تيم عقاب بود كه عالي كار كرد‪.‬‬ ‫……ب�ا اين نتاي�ج خوبي كه پي�روزي در اين‬ ‫چند فص�ل گرفته انتظار تماش�اچيان از اين‬ ‫تيم بسيار بيشتر شده و حتي ديگر به نايب‬ ‫قهرمان�ي هم راضي نمي‌ش�وند‪ .‬ك�ي انتظار‬ ‫آنها به سر خواهد رسيد؟‬ ‫خلي��ل اغواري‪ :‬مي‌توانيم در فص��ل آينده قهرمان‬ ‫ش��ويم‪ .‬ما بايد قب��ل از فصل جلس��ه‌اي بگيريم با‬ ‫مربيان و دست اندركاران تمام تيم‌ها‪ ،‬و از همكاري‬ ‫و كمك آن‌ها اس��تفاده بكنيم‪ .‬پيروزي اگر بخواهد‬ ‫قهرمان شود بايد با كمك بقيه‌ي تيم‌ها به اين مقام‬ ‫برسد‪ .‬هر چند كه در اين چند سال تيم‌هاي گراش‬ ‫كمك‌هاي فراواني به ما كرده‌اند‪.‬‬ ‫……تيم‌ه�اي پاي�ه‌ي پي�روزي در س�ال‌هاي‬ ‫گذش�ته هميش�ه جز مدعيان بودند‪ ،‬اما چند‬ ‫س�الي است كه با حضور تيم بزرگساالن در‬ ‫لي�گ تيم‌ه�اي نوجوانان و جوان�ان اين تيم‬ ‫كمي دچار افت شده‌اند‪ .‬دليل آن چيست؟‬ ‫خ��وب به هر ح��ال از زماني كه م��ا وارد ليگ برتر‬ ‫ش��ديم‪ ،‬من و قاسم فرسوده بيش��تر تمركز و وقت‬ ‫خودم��ان را روي تيم اصلي صرف كرديم و ش��ايد‬ ‫نتوانسته باشيم آن جور كه بايد و شايد به تيم‌هاي‬ ‫پايه برس��يم‪ .‬اما امس��ال با آمدن آقاي حسين‌پور و‬ ‫سپردن مسئوليت به ايشان با توجه به شناختي كه‬ ‫از وي داريم گام‌های موثري در اين راه برداشته‌ايم‬ ‫تا تيم‌هاي پايه‌ي ما پش��توانه‌ي خوبي در سال‌هاي‬ ‫آينده براي بزرگس��االن باش��ند‪ .‬البته نا‌گفته نماند‬ ‫ك��ه در طول اين دو‪-‬س��ه س��ال بازيكن��ان جواني‬ ‫همچون يوس��ف عابدي‪ ،‬ابوالحس��ن غالمي‪ ،‬قاسم‬ ‫يوس��في‪ ،‬خليل كهندلي بازيكنانی بودند كه به تيم‬ ‫بزرگساالن پيوستند و عمل‌كرد خوبي هم داشتند‪.‬‬ ‫……همكاري ادارات و ارگان‌ها چگونه بود؟‬ ‫در اين راس��تا هر كس حت��ي ذره‌اي با ما همكاري‬ ‫داشته است‪ ،‬ما از آنها تشكر مي‌كنيم و هيچ گله‌اي‬ ‫از كسي نداريم‪ .‬جا دارد از شهرداري‪ ،‬شوراي شهر‪،‬‬ ‫ه�لال احمر‪ ،‬تربي��ت بدني‪ ،‬هيات فوتب��ال‪ ،‬كانون‬ ‫فرهنگي بس��يج‪ ،‬نيروي انتظام��ي‪ ‌،‬زورخانه‌ي موال‬ ‫عل��ي( ع) و تيم‌ه��اي فوتبال گراش تش��کر کنیم‪.‬‬ ‫در آخر هم باید يك تش��كر ويژه ک��رد از بازيكنان‬ ‫و دس��ت‌اندركاران و به خص��وص خانواده‌هاي آنها‬ ‫كه در طول مس��ابقات و تمرين��ات زحمات زيادي‬ ‫كشيده‌اند‪.‬‬

‫‪ ‬یادداشت‬

‫قاسم فرسوده‬

‫با توجه به امکانات‬

‫پیروزی نتیجه مطلوبی گرفته است‬

‫تيم فوتبال پي��روزي هالل‌احمر گراش‬ ‫كه از ميان ‪ 76‬بخش موجود در استان‬ ‫تنه��ا تيمي اس��ت ك��ه از يك بخش‬ ‫در مس��ابقات ليگ برت��ر فوتبال فارس‬ ‫وطرح آسيا ويژن شركت دارد‪ .‬این تیم‬ ‫با ش��ش تيم از مركز استان و تيم‌هاي‬ ‫شهرس��تان‌هاي داراي امكانات برتر به‬ ‫رقابت پرداخته اس��ت‪ .‬پیروزی از جمع‬ ‫تيم‌هاي ش��ركت‌كننده در س��ال‌هاي‬ ‫‪ 87،86،85‬به ترتيب ب�� كس��ب عناوين‬ ‫دوم‪،‬س��وم ودوم توانسته است به عنوان‬ ‫نماينده‌ي فوتبال گراش‪ ،‬برتري خود را‬ ‫در ميان شهرستان‌هاي فارس به نمايش‬ ‫گذارده و در فصل ورزش��ي ‪ 87‬به جام‬ ‫حذفي كشور معرفي شود‪.‬‬ ‫اين در حالي است كه تيم عقاب شيراز‬ ‫كه امسال به احراز مقام نخست توفيق‬ ‫يافته داراي امكانات همه‌جانبه و ازجمله‬

‫مي��دان چمن اختصاصي‪ ،‬س��الن‌هاي‬ ‫سرپوشيده بدن‌سازي‪ ،‬رستوران‪ ،‬اتوبوس‬ ‫وي��ژه‪ ،‬بودجه كاف��ي و از همه‌ي اين‌ها‬ ‫مهم‌تر بازيكنان بس��ياري است كه در‬ ‫اختيار تيم مذكور بوده واز ديگر س��وي‬ ‫ساير تيم‌هاي شركت‌كننده نيز با اين كه‬ ‫داراي ميدان چمن اختصاصي و بودجه‬ ‫مورد نياز بوده و ي��ا ادارات تربيت‌بدني‬ ‫شهرس��تان‌هاي مربوط��ه در رابط��ه با‬ ‫واگذاري زمين چمن وكليه امكانات غير‬ ‫نهايت همكاري داش��ته كه اين عوامل‬ ‫در قي��اس با تيم پي��روزي هالل‌احمر‬ ‫گراش فوق‌العاده متفاوت است‪ .‬اما تیم‬ ‫پیروزی ازحيث ميدان چمن‪ ،‬تنها مورد‬ ‫الل‌احمر ب��وده كه آن‌هم در‬ ‫حمايت ه ‌‬ ‫دوماه ‌ه پاياني به‌خاطر نياز ميدان مذكور‬ ‫ب��ه ترميم به ناگزي��ر از تفويض به تيم‬ ‫پيروزي خودداري وحتي‌به‌خاطر نقائص‬

‫پرس‌کاران با‬ ‫مقام دوم از شیراز‬ ‫برگشتند‬

‫صحبت‌نو‪ ‌:‬پرس‌كاران باشگاه دانشور كه به منظور‬ ‫ش��ركت در مسابقات پرس‌س��ينه قهرماني استان‬ ‫به ش��يراز س��فر كرده بودند با كس��ب مقام نايب‬ ‫قهرماني به گراش بازگشتند‪.‬‬

‫فني ميني‌بوس‪ ،‬تنه��ا در ديدار پاياني‬ ‫آن‌را در اختيار تيم پيروزي هالل‌احمر‬ ‫قرار داده كه هر‌چند اداره‌ي تربيت‌بدني‬ ‫گراش نيز در‌حد ت��وان و امكانات خود‬ ‫در مورد واگذاري زمين چمن ورزشگاه‬ ‫شهدا با اين تيم همكاري داشته‪ ،‬ليک‬ ‫مش��كل تنها به همين‌جا ختم نش��ده‬ ‫واز حيث بودجه‪ ،‬اين تيم با مش��كالت‬ ‫فراواني مواجه كه به‌ناچار بخش عمده‌ي‬ ‫تامي��ن هزينه‌ه��اي تيم با توس��ل به‬ ‫همياري‌هاي ش��هروندان ورزش‌دوست‬ ‫مقيم امارات دبي ميسر گرديد‪ .‬اين امر‬ ‫نيز تهي از مشكل و موانع نبوده كه حال‬ ‫از سر انصاف در مقايسه‌ي امكانات تيم‬ ‫اول مس��ابقات كه به زير گروه كشوري‬ ‫اعزام مي‌شود با تيم پيروزي هالل‌احمر‬ ‫به قض��اوت پرداخت��ه و از طرف ديگر‬ ‫علي‌رغم اين همه مسائل ومسابقاتي كه‬

‫دراي��ن دوره از مس��ابقات ي��ازده باش��گاه از‬ ‫شهرستان‌هاي شيراز‪ ،‬مرودش��ت‪ ،‬فيروز‌آباد‪ ،‬الر‪،‬‬ ‫جه��رم‪ ،‬المرد‪ ،‬خنج وگراش به م��دت دو روز در‬ ‫سالن ‪22‬بهمن ش��يراز با هم به رقابت پرداختند‪.‬‬ ‫باش��گاه دانشور گراش پس از باشگاه آزادي شيراز‬ ‫به مقام دوم دس��ت يافت و فيروزآباد س��وم شد‪.‬‬ ‫تيم گراش در رده نوجوانان توس��ط علي فتوحي‪،‬‬ ‫محمد‌رض��ا آذرمينا و مهدي خس��رو‌نژاد صاحب‬ ‫مدال طالي مس��ابقات ش��د‪ ،‬محم��د چترآبگون‬ ‫در‌جاي دوم قرارگرفت واس��ماعيل فروزان عنوان‬

‫با سطح و كيفيت بااليي برگزار مي‌گردد‬ ‫اگر منصفانه انديشيم‪ ،‬جوانان ورزشكار‬ ‫شهرمان در ميان تيم‌هاي شركت‌كننده‪،‬‬ ‫نتيجه‌اي مطلوب حاص��ل نموده‌اند واز‬ ‫جهت ديگر تعدادي ازافراد عالقه‌مند به‬ ‫تعميمورزشديارماندرراستايپر‌كردن‬ ‫اوقات فراغ��ت جوانان وس��وق آنان به‬ ‫ورزش‪ ،‬غايت اهتمام خود را مصروف اين‬ ‫امر نموده كه به‌خاطر وجود جمع كنوني‬ ‫كه به‌خاطر وجود مس��ائل ومش��كالت‬ ‫دچار خستگي مفرط ومترصد به انصراف‬ ‫از مسئوليت‌هاي خويش مي‌باشند بهتر‬ ‫آن است كه افرادي با افكار وتوان جديد‬ ‫نس��بت به ادامه‌ي فعاليت‌هاي ورزشي‬ ‫اهتم��ام نمايند كه با توج��ه به جايگاه‬ ‫ورزش گراش وعنايت مسئولين ورزش‬ ‫استان‪ ،‬دريغ است اين موقعيت از ورزش‬ ‫شهرمان سلب گردد‪.‬‬

‫س��وم را به‌خود اختصاص داد‪ .‬در رده جوانان نيز‬ ‫يداله س��االري و علي ش��هرياري م��دال نقره اين‬ ‫رقابت‌ه��ا به گ��ردن آويختند و مس��عود بمان‌پور‬ ‫م��دال برنز را ازآن خ��ود كرد‪ .‬س��رانجام در رده‬ ‫بزگس��االن م��دال ط�لاي مس��ابقات گردن‌آويز‬ ‫غالمعباس قربان‪ ،‬منصور عليپور و عليرضا پاينده‬ ‫گرديد‪ ،‬جواد بصيري در‌جاي دوم ايستاد‪ ،‬فروزان‬ ‫واصغر قرباني نيز به‌ترتيب س��وم و چهارم شدند‪.‬‬ ‫مربيگري و سرپرس��تي تيم گراش به‌عهده آقايان‬ ‫حسين صحرائيان ومصطفي دانشور بود‪.‬‬


‫صاحب‌امتیاز و مدیرمسئول‪ :‬عبدالحمید غریب‌نواز •سردبیر‪ :‬محمد صادق رحمانیان ‪ • 09121486961‬مدیر تحریریه‪ :‬محمد خواجه‌پور ‪ •09171834648‬مدیر اجرایی‪ :‬محمدعلی شامحمدی ‪ • 09171815277‬مدیر دفتر‪ :‬مسعود غفوری ‪09177823953‬‬ ‫‪• http://sohbatenow.blagfa.com‬صفحه‌آرایی‪ :‬فاطمه خواجه‌زاده • چاپ‪ :‬زیتون • دفتر گراش‪:‬خیابان امام‪ .‬روبه‌روی بانک صادرات‪ .‬ساختمان جابری‪ .‬طبقه اول ‪gerash@gmail.com • 2229970‬‬

‫تلخند ‪‬‬

‫راشد انصاری‬

‫(ضمیمه شماره ‪)57‬‬

‫فروردین ‪88‬‬

‫‪ ‬صحبت ما‬ ‫‪gerash@gmail.com‬‬

‫از كتاب خاطراتم ميوه رفت‬

‫مي‌ش��ود امس��ال بهتر س��ال نو‬ ‫بهتر از هر س��ال ديگر‪ ،‬س��ال نو‬ ‫لطف مس��وولين امر‬ ‫مي ش��ود با ِ‬ ‫غصه و غم خاك برس��ر‪ ،‬سال نو!‬ ‫ي��ا پيامك مي‌رس��د از دوس��تان‬ ‫ي��ا ك��ه مي‌آي��د نمابر س��ال نو!‬ ‫نيست بعد از توپ و تانك و فشفشه‬ ‫صحبت از شير س��ماور‪ ،‬سال نو!‬ ‫طبق تمهيدات مجلس بعد از اين‬ ‫م��ي رود ت��ا م��اه آذر س��ال نو!‬ ‫كارمن��د از ف��رط ب��ي‌دردي فقط‬ ‫كيف خواهد كرد با هر س��ال نو!‬ ‫هف��ت گاو چ��اق دارد مي‌خ��ورد‬ ‫هف��ت تاي��ي گاو الغر‪ ،‬س��ال نو‬ ‫پس براي صرفه‌جويي جاي مرغ‬ ‫ح��ال كن با تخم كفتر‪ ،‬س��ال نو!‬ ‫ش��كاف بي��ن م��ا و زندگي‬ ‫اين‬ ‫ِ‬ ‫مي‌ش��ود اين بار كمتر‪‌،‬س��ال نو‬ ‫چ��رخ پ��ر ب��اد ت��ورم چارتاش‌‪،‬‬ ‫مي‌ش��ود بدج��ور پنچر س��ال نو!‬ ‫مي‌نماي��د دول��ت خدمتگ��ذار‬ ‫كوچه‌ها را س��نگ مرمر‪ ،‬سال نو!‬ ‫ب��ا كم��ي تغيي��ر در جنس بش��ر‬ ‫مي‌ش��ود خواهر‌‪ ،‬برادر س��ال نو!‬ ‫(يعن��ي از جنس مون��ث مي‌توان‪،‬‬ ‫ساخت يك جنس مذكر سال نو!)‌‬ ‫رشد خواهد كرد هر چيزي! به جز‬ ‫دب اصغر‪ ‌،‬س��ال نو!‬ ‫طفلكي اين ّ‬ ‫خاك بر فرق كس��ي ك��ه مي‌زند‬ ‫همچنان از پش��ت خنجر‪‌،‬سال نو‬ ‫گرگ چندي در لباس ميش رفت‬ ‫مي‌شود رو دس��تش آخر‪ ،‬سال نو‬ ‫آن كه ب��اال بوده مي‌آي��د به زير‬ ‫با زرنگ��ي مي‌رود در‪ ،‬س��ال نو !‬ ‫***‬ ‫از در و دي��وار ميهمان مي‌رس��يد‬ ‫ميهمان‌؟ نه! قوم بربر‪ ،‬سال قبل!‬ ‫مث��ل دريا بود و م��ا را غرق كرد‪،‬‬ ‫درخودش نرخ ش��ناور سال قبل!‬ ‫ج��اي نان با بچ��ه گفتم مي‌خرم‬ ‫من براي��ت باز مادر‪ ،‬س��ال قبل!‬ ‫م��ن پس��ر مي‌خواس��تم‪ ،‬البته باز‬ ‫همس��رم زاييد دختر! س��ال قبل‬ ‫گ��ور بابايش ول��ي اين بار ش��د‬ ‫ظاه��راً از م��ا ّ‬ ‫مكدر‪ ،‬س��ال قبل!‬ ‫***‬ ‫از كت��اب خاطرات��م مي��وه رفت‬ ‫مي‌رس��د ام��ا چغن��در س��ال نو!‬

‫‪ ‬با همکاری محمد جواد حسن‌نژاد‬

‫‪ ‬آلبوم‪/‬رضا محمدی‬

‫آخر‬

‫شماره سی و سه‬

‫‪ ‬حاج محمد شکوه‬

‫‪ ‬خیراله خواجه‌پور‬

‫‪ ‬کل حسین اغواری‬

‫بهاریه ‪‬‬ ‫سالی که گذشت‪ ،‬سالی سرشار از مهر و مهربانی بود‪ ،‬سالی که ایران اسالمی‬ ‫توانس��ت در عرصه‌های بین‌المللی و کشور‪ ،‬سرافرازانه عبور کند و ایران را به‬ ‫عنوان ظرفیتی پرتوان نشان دهد‪.‬‬ ‫منطقه الرس��تان نیز در طول سال گذش��ته‪ ،‬پرتالش و پرثمر ظاهر شد و در‬ ‫عرصه‌های اجتماعی و عمران و آبادانی سالی نیکو را پشت سر گذاشت‪ .‬در این‬ ‫میان مطبوعات الرس��تان نیز توانستند با اطالع‌رسانی و رسالت هدایت‌بخشی‬ ‫خود‪ ،‬خدمت بزرگی را به مردم انجام دهند‪ .‬اداره کل ارشاد اسالمی فارس با‬ ‫حمایت معنوی خود از مطبوعات محلی نشان داد همواره در کنار نویسندگان‬ ‫و هنرمندان قرار دارد و آن‌ها را در انجام امور مطبوعاتی مس��اعدت می‌کند‪.‬‬ ‫مطبوعات الرس��تان اندک‌اندک موسع و گستردگی به خود می‌گیرند و رشد‬ ‫فزاینده‌ای پیدا می‌کنند‪.‬‬ ‫صحبت نو نیز نقش بسزایی در این امر دارد و همواره می‌تواند نقش خود را در‬ ‫خدمت‌رسانی به مردم و پاسخگویی مسئوالن ایفا کند‪ .‬صحبت‌نو ویژه گراش‬ ‫که یکی از ویژه‌نامه‌های موفق این سال‌هاس��ت‪ ،‬از محبوبیت خاصی در میان‬ ‫مردم گراش برخوردار اس��ت و اکنون در سومین سال خود عرصه‌های نوتری‬ ‫را تجریه خواهد کرد‪ .‬س��ال هشتاد و هشت را به جمیع گراشی و نویسندگان‬ ‫و همکاران مطبوعاتی در صحبت‌نو تبریک می‌گویم‪.‬‬ ‫عبدالحمید غریب‌نواز‪ -‬مدیر مسئول‬

‫……انتشار پانزده روزه نش��ریه فشار زیادی را بر‬ ‫نویس��ندگان و گردانندگان نشریه وارد می‌کند‪.‬‬ ‫ش��اید این نوروز فرصت باش��د که ما هم نفسی‬ ‫بکش��یم‪ .‬روزنامه‌نگاری یک کار تمام وقت است‬ ‫و نوروز نیز با فکر کردن به س��وژه‌ها و گش��ت و‬ ‫گذار در الرس��تان خواهد گذش��ت‪ .‬بعد از کمی‬ ‫استراحت ش��ماره آینده صحبت‌نو را در ابتدای‬ ‫اردیبهشت‌ماه خواهید خواند‪.‬‬ ‫……برای صحبت‌نو نوش��تن از م��ردم عادی یک‬ ‫افتخ��ار اس��ت‪ .‬این مس��اله در نش��ریات محلی‬ ‫مهمتری��ن چیزی اس��ت که می‌توان��د پایداری‬ ‫نش��ریه را در پی داشته باش��د‪ .‬در واقع وظایف‬ ‫نش��ریات محلی متفاوت از نش��ریات سراس��ری‬ ‫است و پرداختن به خبرهای نرم‪ ،‬خبرهای عادی‬ ‫و آنچه که مردم می‌گویند بخش��ی از وظیفه این‬ ‫گونه نشریات است‪.‬‬ ‫……س��ال ‪ 87‬ب��ا تمام��ی س��ختی‌ها و خوبی‌ها‬ ‫گذش��ت‪ .‬گالیه‌ه��ا را به دل نمی‌گیری��م ولی از‬ ‫یاد نمی‌بریم که ب��ه مردم تکیه کرده‌ایم و آن‌ها‬ ‫به ما اعتماد کرده‌اند‪ .‬اما برخی از مس��ئولین آن‬ ‫گونه که شایس��ته است درک مناسبی از کارکرد‬ ‫مطبوعات نداشته‌اند و از این فرصت فراهم شده‬ ‫برای ارتباط با مردم اس��تفاده نکرده‌اند‪ .‬مث ً‬ ‫ال در‬ ‫حالی که در پایان سال هستیم به جز شهردار که‬ ‫نشان داده به ضرورت ارتباط با مردم آگاه است‪،‬‬ ‫بقیه ادارات ضرورتی برای گزارش عملکرد خود‬ ‫احس��اس نکردند‪ .‬حتی اگر گاهی صحبت‌نو هم‬ ‫خواسته باشد با نقدی یا یادداشتی صدای مردم‬ ‫را به گوش آنان برس��اند‪ ،‬سعی کرده‌اند این صدا‬ ‫را نشینده بگیرند‪.‬‬ ‫��…در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری هستیم‪.‬‬ ‫در ای��ن انتخاب��ات مش��ی صحبت‌ن��و افزای��ش‬ ‫مش��ارکت مردم��ی و موثر ب��ودن رای آن‌ها در‬ ‫سرنوش��ت کش��ور اس��ت‪ .‬هر چند نویسندگان‬ ‫صحبت‌نو گرایش‌های سیاسی خاص خود را دارا‬ ‫هستند اما به ش��کلی کلی صحبت‌نو قصد ندارد‬ ‫به حمایت و دفاع از هیچ‌کدام از نامزدها بپردازد‪.‬‬ ‫البته ممکن اس��ت به تاثیر انتخاب��ات و کارنامه‬ ‫انتخابات گذشته در الرستان بپردازیم‪.‬‬ ‫……خیلی دل‌مان می‌خواست این شماره نویدی‬ ‫و امیدی برای چرخیدن پرتالش زندگی باش��د‪.‬‬ ‫ولی آن‌گونه که می‌خواستیم‪ ،‬نشد‪.‬‬ ‫……کار روزنامه‌ن��گاری ب��دون اش��تباه ممک��ن‬ ‫نیس��ت‪ .‬از تمامی آنانی که خواسته یا ناخواسته‬ ‫مایه ناراحتی و دلخوری آنان فراهم شده دوباره‬ ‫پ��وزش می‌خواهی��م و از تام��ل و تحمل ش��ما‬ ‫سپاسگزاریم‪ .‬سال نو مبارک‪.‬‬


Sohbatenow33