Issuu on Google+

‫ﺷﻤﺎرۀ ‪ ،۴‬ﺳﺎل اوّل‬ ‫‪ ٢٢‬ﺟﻤﺎدى اﻻوﻟﻰ ‪١۴٢٩‬هـ‪.‬ق‪.‬‬

‫‪Issue 4, Year One‬‬ ‫‪May 28, 2008‬‬

‫‪ISSN: 1178- 5950‬‬

‫‪Ú‡Ï@éßbäçbß‬‬ ‫~‪Ytwt‬‬

‫× زﯾﺎرة ﺮة‬

‫× اﺷﺎره ﻮ ﯽ ﻪ ﺮت ﻃ ﻪ ز ا ﺳﻼم اﷲ ﻋ ﮫﺎ‬

‫× ﻮم‬ ‫× و ادب‬

‫ﻮر ا ﯽ‬


‫‪@ @áîy‹Ûa@弋Ûa@a@ái‬‬ ‫‪@a@òäÈÛ@ë@Lμßì—Ⱦa@éÛe@ë@‡Čà«@éÔÜ‚@‚@óÜÇ@âýÛaë@ñý—Ûaë@Lμ¾bÈÛa@ČlŠ@@‡à¨a‬‬ ‫‪@ @åí‡Ûa@âìí@¶a@μÈ»c@áèÓìÔy@–bË@ë@áèöa‡Çc@óÜÇ‬‬ ‫@ @‬ ‫ُو ِة َو‬ ‫النب َّ‬ ‫ت ُّ‬ ‫ل َب ْی ِ‬ ‫م َا ْه ُ‬ ‫َل ُه ْ‬ ‫عز َو ج َّ‬ ‫الل ُه َّ‬ ‫ل َّ‬ ‫ت اْلکِسا ِء فَقا َ‬ ‫ح َ‬ ‫ن َت ْ‬ ‫َب َو َم ْ‬ ‫ل یا ر ِّ‬ ‫ج ْبرَئی ُ‬ ‫ن َ‬ ‫ل اْلأَمی ُ‬ ‫‪...‬فَقا َ‬ ‫م فا ِط َم ُة َو اَبُوها َو َب ْعلِها َو َبنُوها‪...)...‬پس جبرئیل عرض کردای پروردگار من‬ ‫ن الرِّساَل ِة َو ُه ْ‬ ‫دُ‬ ‫َم ْع ِ‬ ‫ل فرمود ایشان اهل بیت پیغمبرند و‬ ‫ایشان که در زیر کسایند کیستند؟ پس خدای ع ّز و ج ّ‬ ‫معدن رسالت ایشانند‪ ،‬فاطمه‪ -‬پدر او و شوهر او و فرزندانش‪(...‬‬

‫‪١‬‬

‫سالروز شهادت دختر رسول الله فاطمه زهرا )سالم الله علیها( است‪ .‬فاطمه )س( مرکز دایره اهل بیت است‪.‬‬ ‫اوست فرزند محمد )ص(‪ ،‬اوست همسر علی )ع( و اوست مادر حسن )ع( و حسین )ع(‪ .‬فاطمه )س( مادر زینب‬ ‫)س( است و نور دهنده به یازده اختر تابان امامت‪.‬‬ ‫فاطمه)س( تنها کفو علی )ع(‪ ،‬کسی که میدانست او اولین کسی است که پس از مرگ پدر به پیامبر خواهد‬ ‫پیوست‪ .‬و حضرت رسول )ص( این راز را برای اولین بار به دختر خود اعالم میکند و او را برای روبرو شدن با‬ ‫رسالتهای سخت وسنگینی که او پس از پدر بر دوش خواهد گرفت آماده میکند زیرا او قبل از همسرش علی )ع(‬ ‫با مشکالت مواجه خواهد شد‪.‬‬ ‫حضرت فاطمه بانویی است که پیامبر در زمان حیاتش مخصوصا در سالهای آخر عمرش‪ ،‬او را چنان تقدیس‬ ‫کرده که بر دستش بوسه ميزند‪ ،‬تا در جامعه ای که هنوز ذهنیتشان نسبت به زن و ارزش او بر مبنای معیارهای‬ ‫جاهلیت است ارج و ارزش زن را متعالی نماید‪.‬‬ ‫او قرة عین رسول )ص( است که برایش سوره کوثر نازل شده است‪.‬‬ ‫حضرت فاطمه )س( همراه با هسرش علی مرتضی )ع( شاهد ظلم ظالمان‪ ،‬غصب غاصبان ودوروئی منافقان بود‪.‬‬ ‫او بود که با خطبه آتشین خود کسانی را که قصد انحراف اسالم را داشتند مجددا احکام اسالمی را به آنها یاد آوری‬ ‫کرد‪ .‬فلسفٔه احکام و اصول شریعت را در رابطه با غصب فدک یکایک برشمرد‪ .‬آنها را درباره کردار واعمالشان زیر‬ ‫سئوال برد و بر آنها حجت راتمام کرد تا بدانند که در فردای قیامت هیچ عذری برای فرار از کرده های خویش‬ ‫ندارند‪.‬‬ ‫چه بگویم و چه بنویسم؟ هر آنچه در مورد این سیدة نساء العالمین گفته شود هنوز بیانگر گوشه ای از عظمت‬ ‫این بانوی دوجهان نخواهد بود‪.‬‬ ‫الل ِه َو‬ ‫ك ِإلَی َّ‬ ‫َس ْلنَا ِب ِ‬ ‫ش َف ْعنَا َو َتو َّ‬ ‫س َت ْ‬ ‫ل یَا سَیِّدَتَنَا َو َموْالَتنَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا َو ا ْ‬ ‫ن الرَّسُو ِ‬ ‫ُر َة َع ْی ِ‬ ‫د یَا ق َّ‬ ‫َم ٍ‬ ‫ت ُمح َّ‬ ‫الز ْهرَا ُء یَا ِب ْن َ‬ ‫یَا فَا ِط َم ُة َّ‬ ‫الل ِه‬ ‫د َّ‬ ‫شفَعِي لَنَا ِع ْن َ‬ ‫الل ِه ا ْ‬ ‫د َّ‬ ‫ي حَاجَاتِنَا یَا َوجِی َه ًة ِع ْن َ‬ ‫د ْ‬ ‫ن َی َ‬ ‫ك َب ْی َ‬ ‫َد ْمنَا ِ‬ ‫ق َّ‬ ‫زویا عالمی‬ ‫‪ ٢٢‬جمادى االولی ‪١۴٢٩‬‬ ‫‪١‬‬

‫قسمتی از حدیث کساء‬

‫‪ ٢٢@LÚ‡Ï@éßbäçbß‬ﺟﻤﺎدى اﻻوﻟﻰ ‪١۴٢٩‬‬

‫‪١‬‬


‫زیارة مختصرة‬

‫ک یا سَیِّد َة نِسا ِء العالَمین‪،‬‬ ‫السَّال ُم عَلـَی ِ‬ ‫ک أیَّتها المَظلُو َم ُة المَمنُو َعة‬ ‫السال ُم َع َلی ِ‬ ‫س اج َمعین‪َّ ،‬‬ ‫النا ِ‬ ‫ج علی َّ‬ ‫ج ِ‬ ‫حَ‬ ‫ک یا والد َة ال ُ‬ ‫السال ُم َع َلی ِ‬ ‫َّ‬ ‫حقّها‪.‬‬ ‫َ‬ ‫ک‬ ‫ق زلفی ِع َبا ِد َ‬ ‫صال ًة ُتزْ لفها َفوْ َ‬ ‫ک َ‬ ‫ي َن ِب ِّی َ‬ ‫ص ِّ‬ ‫ج ِة َو ِ‬ ‫ک َو َزوْ َ‬ ‫ک َو اب َن ِة َن ِب ِّی َ‬ ‫ل َعلی أ َم ِت َ‬ ‫ص ِّ‬ ‫م َ‬ ‫الل ُه َّ‬ ‫َّ‬ ‫ال ُمک َرمی َ‬ ‫ت و األ َرضین‪.‬‬ ‫السماوا ِ‬ ‫ل َّ‬ ‫ن َمنْ أه ِ‬

‫درود بر تو ای سیّدٔه زنان جهان‪ ،‬درود بر تو ای مادر حجت های )خدا( بر عموم مردم‪ ،‬درود بر تو‬ ‫ای ستم دیده ای که ح ّقش را منع کردند‪.‬‬ ‫بار خدایا بر کنیز خود‪ ،‬دُخت پیامبرت و همسر وصی پیامبرت درود فرست‪ .‬درودی که‬ ‫رستگار و نزدیک گرداند او را فوق رستگاری بندگان گرامت‪ ،‬از اهل آسمانها و زمینها‪.‬‬

‫‪Peace upon you O Mistress of the Women of the Worlds. Peace upon you O‬‬ ‫‪Mother of the Divine Proofs 1 Upon Mankind. Peace upon you O the‬‬ ‫‪oppressed whose right was taken away.‬‬ ‫‪O Allah send your blessings upon your servant, the daughter of your‬‬ ‫‪Prophet and the wife of the vicegerent of your Prophet, a blessing that saves‬‬ ‫‪her and brings her near to (You) above all your honourable servants from‬‬ ‫‪the heavens and the earths.‬‬

‫‪1‬‬

‫‪Divine proof here is referring to the Imams (Allah’s Peace be upon them).‬‬

‫‪ ٢٢@LÚ‡Ï@éßbäçbß‬ﺟﻤﺎدى اﻻوﻟﻰ ‪١۴٢٩‬‬

‫‪٢‬‬


‫هجوم به بیت نور الهی‪:‬‬ ‫ویژه نامٔه شهادت حضرت صدیقٔه کبری‬ ‫ﺑﺎ ﻣﻘﺪﻣﻪ ﺑﻪ ﻗﻠﻢ‪ :‬ﺣﺎج ﺷﻴﺦ ﺣﺎﻣﺪ ﺳﻠﻄﺎﻧﻴﺎن‬

‫امام رضا )صلوات الله علیه( فرمودند‪ :‬إنها صدیقة شهیدة )همانا او‬ ‫‪١‬‬ ‫]فاطمه زهرا[ راستگو و شهیده است(‬

‫در طول تاریخ بشریت مادیون همواره در پی نابود کردن ادیان‬ ‫الهی بوده اند و برای رسیدن به این هدف از هیچ تالشی‬ ‫فروگذاری نکرده و همه حرمتها را شکسته‪ ،‬و از هر راه زیرکانه ای‬ ‫استفاده کرده اند‪ .‬هنگام مواجهه با شکست و ضعف مبارزه در‬ ‫مقابل حقانیت و شکوه الهی و فقدان دالیل منطقی در برابر الهیون گاهی خود را به ظاهر موحدان در می آوردند و‬ ‫خود را مسلمان جلوه می دادند و حتی دعوی می داشتند که از مؤمنین هسنتد بلکه بدینوسیله و از این طریق‬ ‫موفق به فریب دادن مردم بشوند‪.‬‬ ‫یکی از روشهای مبارزه با مذهب‪ ،‬تحریف در تاریخ بطور اعم‪ ،‬و تحریف در تاریخچه مربوط به حجتهای خداوند‬ ‫متعال‪ ،‬بطور اخص بوده است‪ .‬دالیل زیادی وجود دارد که چرا تحریف در تاریخ اثر منفی در ترویج یک مکتب‬ ‫اعتقادی دارد‪ .‬گاه اینگونه مطرح میشود که اگر خود عقاید هست دیگر چه نیازی به نگهداری و ترویج درست از‬ ‫تاریخچٔه پدید آمدن آن و زندگی افراد متصل به آن می باشد؟ برای جواب کامل به این سؤال به فضای بیشتر از‬ ‫آن چیزی که ما در این مقاله داریم نیاز است‪ ،‬اما به نکاتی اشاره میکنیم که موضوع را تا حدودی واضح می کند‪.‬‬ ‫در مرحلٔه اول‪ ،‬بسیاری از موارد عقیدتی‪ ،‬از تاریخچٔه پدید آمدن یک مکتب و زندگی بنیانگذاران و افراد‬ ‫متصل به آن جدا نیست‪ .‬برای مثال تولی نسبت به اهل البیت )صلوات الله علیهم اجمعین( و دوستارانشان و تبری از‬ ‫دشمنانشان که از اساس اعتقادی مذهب تشیع است را در نظر بگیرید‪ .‬تولی شامل میشود از دفاع و وفاداری از‬ ‫‪٢‬‬

‫اهل البیت و پیروان حقیقی آنها‪ ،‬وتبری به معنی دوری و بیزاری جستن از دشمنان آنهاست‪ .‬به گفتٔه دیگر‪،‬‬ ‫نمیشود آدم شیعه باشد و بر این اصل عمل نکند‪ .‬این اصل محدود نمیشود به دوستان و دشمنان هم عصر یک‬ ‫فرد شیعه‪ ،‬همانطور که ایمان داشتن و شیعه بودن محدود به زمان اهل البیت )علیهم السالم( نمیشود‪ .‬همچنین این‬ ‫مسأله محدود به آنهایی نمیشود که همزمان با ما نیستند و در گذشته با اهل البیت دوستی یا دشمنی داشتند‪.‬‬ ‫یعنی این امر هم شامل دوستان و دشمنان زمان اهل البیت میشود و هم شامل دوستان و دشمنان آنها در زمانهای دیگر‪.‬‬

‫‪١‬‬ ‫‪٢‬‬

‫الکلینی‪ .‬االصل من الکافی‪ .‬تهران‪ :‬دار الکتب االسالمیة‪ ، ١٣٦٦،‬ج‪ ،١.‬ص‪.٤۵٨.‬‬

‫البته در اصل تولی نسبت به اهل البیت )صلوات الله علیهم( می باشد اما به این دلیل که دوستاشتن آن بزرگواران‬

‫دوست داشتن پیروان حقیقی آنها را هم دربر دارد ما مسأله را میتوانیم اینطور مطرح کنیم‪.‬‬

‫‪ ٢٢@LÚ‡Ï@éßbäçbß‬ﺟﻤﺎدى اﻻوﻟﻰ ‪١۴٢٩‬‬

‫‪٣‬‬


‫یکی از راه های اهمیت دادن و دفاع کردن و نشان دادن محبت برای یک فرد تعریف از فضائل او و تمجید‬ ‫کردن اوست درهمه حال‪ ،‬یعنی این امر محدود نمیشود به تعریف از فضائل آن شخص در زمانی خاص‪ .‬بلکه بیان‬ ‫ویزگیهای شخصیت آن فرد در تمام حاالت و زمانها و درمقابل هرکس و هرجا و هرمقام‪ .‬این مسأله در مورد‬ ‫حجتهای الهی که در باطن و ظاهر یکی هستند بیشتر تصدیق پیدا میکند و نشانٔه تقوا و عفت و‪ ...‬آنها می باشد‪.‬‬ ‫یکی از راه های دیگر‪ ،‬افشا کردن دشمنان او می باشد و این دو راه از هم جدا نیستند و به این دلیل است که‬ ‫همیشه تولی و تبری در کنار هم مطرح میشوند‪ .‬زیرا که افشا کردن ستم و شتم دشمنان محبوب نوعی تعریف از‬ ‫او و نشان دادن وفاداری محب است‪.‬‬

‫‪٣‬‬

‫پس تبری فقط به این معنی نیست که ما در دلمان از دشمن بیزاری جوییم‬ ‫‪٤‬‬

‫اما هیچ قدمی بر ضد دشمنان اهل البیت بر نداریم‪ ،‬همانطور که تولی این نیست که ما در باطن اهل البیت را‬ ‫دوست داشته باشیم اما فعالیتها یی در ترویج افکار و فداکاری اهل البیت نداشته باشیم‪ .‬اینکه باید حد اقل‬ ‫ستمگر و ظلم او را افشا کرد شکی نیست‪ ،‬چه از نظر دالیل عقلی و چه از نظر دالیل نقلی‪ .‬افشاگری بر علیه‬ ‫دشمنان اهل البیت در همٔه زمانها واجب است‪.‬‬ ‫در مرحلٔه دوم‪ ،‬با در نظر گرفتن وقایع تاریخی حق از باطل تشخیص داده می شود و چه کس بیشتر از همٔه‬ ‫بشریت در حق بوده جز اهل البیت )صلوات الله علیهم اجمعین( و چه کسانی درموضع باطل بوده اند جز دشمنانشان‪.‬‬ ‫چطور می شود ما حق و باطل را بشناسیم و به دیگران بیاموزیم ‪ ،‬اگر آشنایی با کمال حق در کل آفرینش و‬ ‫آشنایی با شرترین باطل نداشته باشیم؟! به عالوه‪ ،‬رفتار و کردار حجتهای الهی بطور کل و اهل البیت باالخص‬ ‫راهنمای بدون نقص و کاستی برای تشخیص حق از باطل هست و ما نباید فقط قسمتی از آن حکمت را فرا بگیریم‬ ‫و بقیه را دور بیندازیم‪ .‬در قرآن مجید آمده است‪:‬‬ ‫ك‬ ‫ب أُولَـ ِئ َ‬ ‫کتَا ِ‬ ‫س فِي اْل ِ‬ ‫د مَا بَیَّنَّاهُ لِلنَّا ِ‬ ‫ت وَاْل ُهدَى مِن َب ْع ِ‬ ‫َینَا ِ‬ ‫ن اْلب ِّ‬ ‫ن یَکْتُمُونَ مَا أَن َزْلنَا ِم َ‬ ‫ِن َّالذِی َ‬ ‫إ َّ‬ ‫ن )کسانی که دالیل روشن‪ ،‬و وسیله هدایتی را که نازل کردهایم‪،‬‬ ‫م اللَّا ِعنُو َ‬ ‫م الل ُه َوَی ْل َع ُن ُه ُ‬ ‫یَل َع ُن ُه ُ‬ ‫بعد از آنکه در کتاب براى مردم بیان نمودیم‪ ،‬کتمان کنند‪ ،‬خدا آنها را لعنت میکند؛ و همه‬ ‫لعنکنندگان نیز‪ ،‬آنها را لعن میکنند‪(.‬‬

‫‪۵‬‬

‫در مرحلٔه سوم رفتار و کردار بنیانگذاران و رهبران دین در واقع توضیح و تجلی عقاید و احکام آن دین است‪.‬‬ ‫از اینرو تحریف در تاریخ یا نگهداری از مطرح کردن آن‪ ،‬مخفی کردن و نابودن کردن عقاید و احکام حقیقی یک‬ ‫مذهب است‪.‬‬ ‫از بحثی که باال مطرح کردیم نتیجه می گیریم که در همٔه زمانها هچ گاه نباید از ترویج ��ادن تاریخچه زندگی‬ ‫اهل البیت )صلوات الله علیهم اجمعین( و از افشا کردن دشمنان ایشان خودداری کنیم و همواره مترصد باشیم که‬ ‫‪٣‬‬

‫البته معنی تولی و تبری بسیار گسترده تر از این است که ما اینجا مطرح کردیم اما این نکته ای که اینجا توضیح دادیم‬

‫کفایت میکند برای بحث فعلی‪.‬‬ ‫‪٤‬‬ ‫‪۵‬‬

‫بغیر از موردی که حکم تقیه جاریست‪.‬‬

‫قرآن کریم‪ ،‬البقرة‪.١۵٩/‬‬

‫‪ ٢٢@LÚ‡Ï@éßbäçbß‬ﺟﻤﺎدى اﻻوﻟﻰ ‪١۴٢٩‬‬

‫‪۴‬‬


‫مادیون اجازٔه نابود کردن دین حق اسالم تشیع را نداشته باشند‪ .‬با این مقدمه به نقل شهادت حضرت سیدة نساء‬ ‫العالمین‪ ،‬صدیقة الکبری‪ ،‬حضرت فاطمة الزهراء بنت الرسول )صلوات الله وسالمه علیهما( می پردازیم‪.‬‬ ‫بعد از شهادت حضرت رسول اکرم )صلی الله علیه و آله( ابو بکر و عمر توطئه چینی کرده و ابو بکر بر منبر آن‬ ‫حضرت نشسته و خود را خلیفٔه مسلمین لقب داد‪ .‬امام علی )صلوات الله علیه( و گروهی از اصحاب پیامبر با ابو بکر‬ ‫بیعت نکردند‪ .‬ابو بکر و عمر عده ای را به طرف خانٔه آن حضرت فرستادند و عمر خود نیز به سمت خانٔه حضرت‬ ‫امیر المؤمنین حرکت کرد تا بقول خود با زور ایشان را برای بیعت با ابو بکر بیاورند‪ .‬حضرت زهرا )صلوات الله علیها(‬

‫برای دفاع از شوهر خود و جانشین پیامبر و ولی خداوند متعال به پا خاست و درمقابل در مانع از ورود مهاجمین‬ ‫شد‪ .‬در بحار االنوار‪ ،‬عالمه مجلسی نقل کرده‪ :‬سلمان بعد از ذکر قضایای غسل رسول خدا )صلی الله علیه و آله( و‬ ‫جریان نشستن ابی بکر باالی منبر آن حضرت و بیعت کردن شیطان به صورت پیرمردی‪ ،‬و سوار نمودن علی )علیه‬

‫السالم( فاطمه را بر حمار و بردن او به در خانه های مهاجر و انصار و عدم حمایت آنان از علی و فاطمه‪ ،‬می گوید‪:‬‬ ‫عمر و ابی بکر و قنفذ عده ای را فرستاد به در خانٔه علی )علیه السالم(‪ ،‬عمر به آنان گفت بروید اگر به شما اذن ورود‬ ‫در خانه را دادند فبها‪ ،‬و الّا بدون اذن وارد شوید‪.‬‬ ‫مأمورین رفتند جلو در خانه‪ ،‬در خواست ورود کردند‪ ،‬فاطمه اذن ورود نداد‪ ،‬همه برگشتند جز قنفذ ملعون و‬ ‫گفتند فاطمه ما را گناهکار خواند و به ما اذن ورود خانه را نداد‪.‬‬ ‫عمر غضبناک گفت ما را با زنان کاری نیست‪ ،‬سپس به افرادی که اطراف او بودند دستور داد هیزم فراهم کنید و‬ ‫به در خانٔه علی بیاورید‪.‬‬ ‫عمر خودش هم مقداری هیزم به همراه برد‪ ،‬علی و فاطمه و دو فرزندانش در خانه بودند‪ .‬عمر فریاد زد‪ -‬بطوری‬ ‫که علی و فاطمه صدای او را شنیدند‪-‬سوگند به خدا که باید از خانه خارج شوی ای علی‪ ،‬و با خلیفه رسول خدا‬ ‫بیعت نمایی و الّا تو را آتش خواهم زد‪.‬‬ ‫فاطمه )علیهاالسالم( با شنیدن سخن عمر‪ ،‬بر خواست و از اتاق بیرون آمد و پشت در منزل ایستاد و گفت‪ :‬عمر!‬ ‫چه می خواهی؟‬ ‫عمر گفت‪ :‬در را باز کن و الّا خانه را آتش می زنیم‪.‬‬ ‫فاطمه )علیهاالسالم( فرمود‪ :‬عمر! از خدا نمی ترسی‪ ،‬می خواهی به خانٔه من حمله کنی؟‬ ‫عمر از کار خود و حمله به در منزل علی و زهرا منصرف نشد‪ ،‬دستور داد در را آتش زدند‪.‬‬ ‫فاطمه فریاد زد‪ :‬یا ابتاه! یا رسول الله‪.‬‬ ‫عمر با غالف شمشیر به پهلوی فاطمه )علیهاالسالم( و با تازیانه به بازوی او زد‪.‬‬ ‫فاطمه )علیهاالسالم( فریاد زد‪ :‬یا رسول الله! ابو بکر و عمر بعد از تو با ما بد کردند‪.‬‬ ‫علی )علیه السالم( آمد و یقٔه عمر را گرفت و بر زمین زد‪ ،‬می خواست او را به قتل برساند‪ ،‬که سخن و توصیٔه‬ ‫رسول خدا )صلی الله علیه و آله( به یادش آمد و خطاب کرد به عمر که ای پسر ضهّاک اگر تعهد کتاب خدا و پیمان با‬ ‫رسول خدا نبود‪ ،‬می دانستی که جرأت ورود به خانٔه مرا نداشتی‪.‬‬ ‫‪٦‬‬

‫‪٦‬‬

‫محمد باقر مجلسی‪ .‬بحار األنوار‪ .‬لبنان‪ :‬مؤسسٔه الوفاء بیروت‪١٤٠٤ ،‬هـ‪.‬ق‪ ،.‬ج‪ ،٢٨.‬صص‪ ٢٦٩-٢٦٨ .‬و ص‪ ٢٩٩.‬و‬

‫ج‪ ،۵٣.‬ص‪ .١٧.‬این واقعه را خود عمر در نامه ای که به معاویه نوشته بود تعریف کرده و همٔه جسارت ها به حضرت فاطمه‬ ‫‪٦‬‬ ‫)علیها السالم( و کتک زدنهای آن بانو را در آن یادآوری کرد‪ .‬مراجعه کنید به‪ :‬محمد باقر مجلسی‪ .‬بحار األنوار‪ .‬لبنان‪:‬‬ ‫مؤسسٔه الوفاء بیروت‪١٤٠٤ ،‬هـ‪.‬ق‪ ،.‬ج‪ ،٣٠.‬صص‪ . ٢٩٣ .‬همچنین برای هجوم به بیت حضرت زهرا‪ ،‬شکستن پهلویشان و‬

‫‪ ٢٢@LÚ‡Ï@éßbäçbß‬ﺟﻤﺎدى اﻻوﻟﻰ ‪١۴٢٩‬‬

‫‪۵‬‬


‫در جای دیگر در بحار آمده‪ :‬فاطمه )علیهاالسالم( شکؤه دیگر از گرفتاری های وارده بر او‪ ،‬بعد از رحلت‬ ‫پیامبر)صلی الله علیه و آله( از جریان جمع آوری هیزم و آتش زدن در خانٔه آن حضرت برای سوزانیدن اهل خانه‪ ،‬می‬ ‫گوید‪ :‬دستگیرٔه در را گرفتم و مهاجمین را به خدا قسم دادم که دست از ما بر دارند و ما را یاری کنند‪ .‬عمر تازیانه‬ ‫را از قنفذ )غالم ابی بکر( گرفت‪ ،‬بطوری بر بازویم زد که مانند بازوبند ورم کرد و با لگد به در زد و در را بر پهلوی‬ ‫من فشار داد‪ ،‬محسنم ساقط و بدون گناه کشته شد‪ ،‬آتش به طرف من زبانه می کشید‪ ،‬حرارت آتش صورتم را‬ ‫اذیت می کرد و چنان سیلی به صورتم زد که گوشواره از گوشم پخش شد‪.‬‬

‫‪٧‬‬

‫وقتی عمر در خانه حضرت فاطمه زهرا )صلوات الله علیها( را آتش زد و آن را بر روی او شکست میخی بر سینه آن‬ ‫حضرت فرو رفت‪ .‬آن بانوی بزرگوار و پاکدامن بر اثر ضربت هایی که عمر به او وارد کرد به شهادت رسید‪ .‬از‬ ‫حضرت علی شعر معروفی نقل شده که از ناراحتی برای جدایی از همتای خود می سرود که معنی آن به فارسی‬ ‫اینطور می شود‪ :‬فاطمه جان! روح من با آه و ناله اش زندانی است‪ ،‬ای کاش که این جان به همراه آه و ناله ها از‬ ‫این کالبد پر می کشید و بیرون می آمد! پس از تویی دخت سر فراز پیامبر! هیچ خیری در این زندگی نیست و‬ ‫من تنها بر این گریانم که مبادا زندگیم پس از تو به طول انجامد!‪.‬‬

‫‪٨‬‬

‫در جـوانی حـیف پـایان یـافت ُعم ِر فـاطمه‬

‫ل پـرپر یکیست‬ ‫وه کـه پـائیز و بـها ِر این ُگـ ِ‬

‫کشته شد محسن‪ ،‬چو مابین در و دیـوار ماند‬

‫ایـنچنین مـقتول در اوالد پـیغمبر یکیـست‬

‫‪٩‬‬

‫ضربتهای دیگر مراجعه کنید به‪ :‬سلیم بن قیس الهاللی‪ .‬کتاب سلیم بن قیس الهاللی‪ ،‬تحقیق محمد باقر األنصاری الزنجانی‪.‬‬

‫قم‪ :‬دلیل ما‪ ١٤٢٤،‬هـ‪.‬ق‪ ،.‬صص‪١۵٢-١٤٨ .‬؛ عبدالکریم شهرستانی‪ .‬الملل والنحل‪ .‬بیروت‪ :‬دار المعرفة‪ ،١٤٠٤ ،‬ج‪،١.‬‬ ‫ص‪۵٧.‬؛ ابن قتیبة‪ .‬اإلمامه والسیاسة‪ .‬بیروت‪ :‬دار المعرفة‪ ،‬ج‪ ،١.‬ص‪١٩ .‬؛ مسعودی‪ .‬اثبات الوصیة‪ .‬بیروت‪ :‬دار األضواء‪،‬‬

‫ص‪١۵٣.‬؛ عبـد الحسیـن امینی )معروف به عالمه امینـی(‪ .‬الغدیر‪ .‬بیروت‪ :‬دار الکتاب العربی‪ ١٣٩٧،‬هـ‪.‬ق‪ ،.‬ج‪،٦.‬ص‪٣٩١ .‬؛‬

‫جعفر مرتضی عاملی‪ .‬مأساة الزهراء )علیهاالسالم(‪ .‬بیروت‪ :‬دار السیره‪ ١٤١٨ ،‬هـ‪ .‬ق‪ ،.‬ج‪ ،١.‬صص‪١٩٣-١٦٤ .‬؛ محمد بن‬

‫شهر آشوب‪ .‬مناقب آل أبی طالب )ع(‪ .‬قم‪ :‬انتشارات عالمه‪ ١٣٧٩،‬هـ‪..‬ق‪ ،.‬ج‪ ، ٢.‬ص‪٢٠٩.‬؛ یعقوبی‪ .‬تاریخ یعقوبی‪ .‬تهران‪:‬‬ ‫شرکت انتشارات علمی و فرهنگی‪ ١٣٧٤ ،‬هـ‪ .‬ش‪ ،.‬ج‪ ،١.‬ص‪.۵٢٧.‬‬ ‫‪٧‬‬

‫محمد باقر مجلسی‪ .‬بحار األنوار‪ .‬لبنان‪ :‬مؤسسٔه الوفاء بیروت‪١٤٠٤ ،‬هـ‪.‬ق‪ ،.‬ج‪ ،٣٠.‬صص‪ .٢٤٩-٢٤٨ .‬همچنین برای‬

‫سقط حضرت محسن )صلوات الله علیه( مراجعه کنید به‪ :‬عبدالکریم شهرستانی‪ .‬الملل والنحل‪ .‬بیروت‪ :‬دار المعرفة‪،١٤٠٤ ،‬‬ ‫ج‪ ،١.‬ص‪۵٧.‬؛ عبد الکریم الخطیب‪ .‬الخالفة و اإلمامة‪ .‬بیروت‪ :‬دار المعرفة‪ ،‬ص‪.١٦١-١٦٠.‬‬ ‫‪٨‬‬

‫عبد الکریم الخطیب‪ .‬الخالفة و اإلمامة‪ .‬بیروت‪ :‬دار المعرفة‪ ،‬ص‪ .١٦١-١٦٠.‬برای شعر حضرت امیر مراجعه کنید به‪:‬‬

‫محمد باقر مجلسی‪ .‬بحار األنوار‪ .‬لبنان‪ :‬مؤسسٔه الوفاء بیروت‪١٤٠٤ ،‬هـ‪.‬ق‪ ،.‬ج‪ ،٤٣.‬ص‪٢١٣ .‬؛ اﻣﺎم ﻋﻠﯽ ﺑﻦ أﺑﯽ ﻃﺎﻟﺐ )ع(‪.‬‬ ‫دﻳﻮان اﻣﺎم ﻋﻠﯽ )ع(‪ .‬ﻗﻢ‪ :‬اﻧﺘﺸﺎرات ﭘﻴﺎم اﺳﻼم‪ ١٣٦٩ ،‬هـ‪.‬ش‪.١٢٣ ،.‬‬ ‫‪٩‬‬

‫از حاشیه‪ :‬علی کرکی )معروف به محقق ثانی(‪ .‬ترجمٔه نفحات الالهوت‪ :‬فی لعن الجبت و الطاغوت‪ ،‬مترجم‪ :‬حاج ابوتراب‬

‫هدائی‪ .‬ص‪.٣-٢ .‬‬

‫‪ ٢٢@LÚ‡Ï@éßbäçbß‬ﺟﻤﺎدى اﻻوﻟﻰ ‪١۴٢٩‬‬

‫‪۶‬‬


‫اشاره کوتاهی به خطبه حضرت فاطمه زهرا سالم الله علیها‬ ‫بقلم‪ :‬زویا عالمی‬ ‫فرارسیدن ایام سوگواری حضرت فاطمه زهرا )س( دختر‬ ‫رسول خدا)ص(‪ ،‬همسر علی مرتضی )ع( ‪ ،‬مادر دو امام‪ -‬امام‬ ‫حسن و امام حسین علیهماالسالم ومادر ُنه ذریه امام حسین‬ ‫)ع( ما را بر این فکر می اندازد که تا چه حد در مورد‬ ‫شخصیت حضرت فاطمه زهرا )س( میدانیم؟ آگاهی ما از‬ ‫شهادت او تا چه اندازه است؟ تصمیم گرفتم به مناسبت ایام‬ ‫عزاداری فقط به جنبه شهادت ایشان نگاهی کوتاه داشته‬ ‫باشم وقتی که خواستم مقاله ای دراینمورد بنویسم بالطبع‬ ‫همانند کسانی که تصمیم به نوشتن مطلبی دارند و اولین‬ ‫کارآنها مراجعه به کتبی است که میتواند مورد استفاده قرارگیرد‪ ،‬من نیز این شیوه رادرپیش گرفتم‪ .‬دیدم که اگر‬ ‫بخواهم فقط اشاره ای کوتاه به کتب احادیث و احادیثی که تنها به چگونگی مسیری که به شهادت ایشان انجامید‬ ‫بنمایم از حوصله مقاله برای یک نشریه خارج است‪ .‬هنگامی که مراجعه به کتبی که نویسندگان سعی در تحلیل‬ ‫این فاجعه نموده اند کردم متوجه قلم نارسای خودم در این زمینه شدم‪.‬‬ ‫شهادت حضرت فاطمه زهرا پس از غصب فدک اتفاق افتاد‪ .‬ایشان قبل از آن که این دنیای فانی را برای‬ ‫عاشقان آن باقی گذارد برای آخرین اتمام حجت با غاصبان‪ ،‬و جاهالنی که سکوت را اختیار کردند در حضور ابوبکر‬ ‫ودیگران خطبه ای بیان میدارد‪ .‬کتب بسیاری در تحلیل این خطبه گرانقدر نوشته شده‪ .‬من نیز به خود این حق را‬ ‫دادم که به ذکر این خطبه بپردازم و نکاتی را که میتوان از آن آموخت بصورت فشرده بیان کنم‪.‬‬

‫ﺧﻄﺒﻪ ﺣﻀﺮت ﻓﺎﻃﻤﻪ زهﺮا)س(‬ ‫فقالت علیها السالم‪:‬‬ ‫دم‪ ،‬من عموم نعم ابتداها‪ ،‬وسبوغ آالء أسداها وتمام منن‬ ‫شکر علی ما ألهم والثناء بما ق ٌ‬ ‫الحمد لله علی ما أنعم وله ال ٌ‬ ‫شکر‬ ‫م عن اإلحصاء عددها‪ ،‬ونأى عن الجزاء أمدها وتفاوت عن اإلدراك أبدها‪ ،‬وندبهم الستزادتها بال ٌ‬ ‫واالها ج ٌ‬ ‫الٌتصالها‪ ،‬واستحمد إلی الخالئق بإجزالها وث ٌنی بال ٌندب إلی أمثالها‪.‬‬ ‫وأشهد أن ال إله إال الله وحده ال شریك له‪ ،‬کلمة جعل اإلخالص تأویلها‪ ،‬وض ٌمن القلوب موصولها وأنار في الفکر‬ ‫معقولها‪.‬‬ ‫الممتنع من األبصار رؤیته ‪ ،‬ومن األلسن صفته ومن األوهام کیف ٌیته‪ ،‬ابتدع األشیاء ال من شيء کان قبلها‪ ،‬وأنشأها‬ ‫بال آحتذاء أمثلة امتثلها‪.‬‬

‫‪ ٢٢@LÚ‡Ï@éßbäçbß‬ﺟﻤﺎدى اﻻوﻟﻰ ‪١۴٢٩‬‬

‫‪٧‬‬


‫ال تثبیتا لحکمته‪،‬‬ ‫ک ٌونها ب��درته وذرأها بمشیته من غیر حاجة منه إلی تکوینها‪ ،‬وال فائدة له في تصویرها إ ٌ‬ ‫م جعل ال ٌثواب علی طاعته ‪ ،‬وإعزازا لدعوته و‬ ‫وتنبیها علی طاعته‪ ،‬وإظهارا لقدرته و تع ٌبدا لبرٌیته وإعزازا لدعوته ث ٌ‬ ‫وضع العقاب علی معصیته زیادة لعباده عن نقمته وحیاشة منه إلی ج ٌنته‪.‬‬ ‫ن أبي مح ٌمدا )ص( عبده ورسوله‪ ،‬اختاره و انتجبه قبل أن أرسله‪ ،‬وس ٌماه قبل أن اجتبله ‪ ،‬واصطفاه قبل‬ ‫وأشهد أ ٌ‬ ‫أن ابتعثه‪ ،‬إذ الخالئق بالغیب مکنونة‪ ،‬وبستر األهاویل مصونة وبنهایة العدم مقرونة‪ .‬علما من الله تعالی بمآئل األمور‬ ‫دهور‪ ،‬ومعرفة بمواقع المقدور‪.‬‬ ‫وإحاطة بحوادث ال ٌ‬ ‫کفا‬ ‫ابتعثه الله تعالی إتماما ألمره وعزیمة علی إمضاء حکمه‪ ،‬وإنفاذا لمقادیر حتمه‪ .‬فرأى األمم فرقا في أدیانها‪ ،‬ع ٌ‬ ‫علی نیرانها عابدة ألوثانها منکرة لله مع عرفانها‪.‬‬ ‫فأنار الله بمح ٌمد )ص( ظلمها‪ ،‬وکشف عن القلوب بهمها وج ٌلی عن األبصار غممها‪ .‬وقام في ال ٌناس بالهدایة‬ ‫طریق المستقیم‪.‬‬ ‫دین القویم ودعاهم إلی ال ٌ‬ ‫صرهم من العمایة وهداهم إلی ال ٌ‬ ‫وأنقذهم من الغوایة وب ٌ‬ ‫ف بالمالئکة‬ ‫دار في راحة قد ح ٌ‬ ‫م قبضه الله إلیه قبض رأفة واختیار ورغبة وإیثار فمح ٌمد ) ص ( من تعب هذه ال ٌ‬ ‫ثٌ‬ ‫ب الغفار‪ ،‬ومجاورة الملك الج ٌبار‪.‬‬ ‫األبرار ورضوان الر ٌ‬ ‫سالم علیه ورحمة الله وبرکاته‪.‬‬ ‫صلی الله علی أبي نب ٌیه وأمینه علی الوحی وصف ٌیه و خیرته من الخلق ورضیٌه وال ٌ‬ ‫م التفتت إلی أهل المجلس وقالت‪ :‬أنتم عباد الله نصب أمره ونهیه وحملة دینه ووحیه وأمناء الله علی أنفسکم‬ ‫ثٌ‬ ‫دمه إلیکم وبق ٌیة استتخلفها علیکم‪:‬‬ ‫ق له فیکم وعهد ق ٌ‬ ‫وبلغاءه إلی األمم‪ .‬و زعمتم ح ٌ‬ ‫المع ب ٌینة بصائره‪ ،‬منکشفة سرائره متجل ٌیة ظواهره‪،‬‬ ‫ضیاء ال ٌ‬ ‫ساطع‪ ،‬وال ٌ‬ ‫صادق وال ٌنور ال ٌ‬ ‫کتاب الله ال ٌناطق والقرآن ال ٌ‬ ‫سرة‬ ‫مغتبطة به أشیاعه‪ ،‬قائدا إلی ال ٌرضوان اتباعه‪ ،‬مؤ ٌد إلی ال ٌنجاة استماعه‪ ،‬به تنال حجج الله المن ٌورة وعزائمه المف ٌ‬ ‫ذرة‪ ،‬وب ٌیناته الجالیة وبراهینه الکافیة‪ ،‬وفضائله المندوبة ورخصه الموهوبة‪ ،‬وشرائعه المکتوبة‪.‬‬ ‫ومحارمه المح ٌ‬ ‫صالة تنزیها لکم عن الکبر‪ ،‬وال ٌزکاة تزکیة لل ٌنفس ونماء في ال ٌرزق‬ ‫شرك وال ٌ‬ ‫فجعل الله اإلیمان تطهیرا لکم من ال ٌ‬ ‫دین والعدل تنسیقا للقلوب وطاعتنا نظاما للم ٌلة وإمامتنا أمانا من الفرقة‪،‬‬ ‫ج تشییدا لل ٌ‬ ‫صیام تثبیتا لإلخالص والح ٌ‬ ‫وال ٌ‬ ‫والجهاد ع ٌزا لإلسالم والصبر معونة علی استیجاب األجر واألمر بالمعروف مصلحة للعا ٌمة وب ٌر الوالدین وقایة من‬ ‫سخط‪ ،‬وصلة األرحام منمأة للعدد‪ ،‬والقصاص حصنا للدماء ‪،‬والوفاء بالنذر تعریضا للمغفرة وتوفیة المکاییل‬ ‫ال ٌ‬ ‫والموازین تغییرا للبخس‪ ،‬وال ٌنهي عن شرب الخمر تنزیها عن ال ٌرجس‪ ،‬و اجتناب القذف حجابا عن ال ٌلعنة وترك‬ ‫ن"‬ ‫س ِلمُو َ‬ ‫ِال َوأَنتُم ُّم ْ‬ ‫ُن إ َّ‬ ‫ال َتمُوت َّ‬ ‫َق ُتقَاِت ِه َو َ‬ ‫هّلل ح َّ‬ ‫شرك إخالصا له بال ٌربوبیة‪ .‬ف"َّتقُوْا ا َ‬ ‫سرقة إیجابا للع ٌفة وح ٌرم الله ال ٌ‬ ‫ال ٌ‬ ‫ن ِعبَا ِد ِه اْل ُع َلمَاء"‬ ‫الل َه ِم ْ‬ ‫خشَی َّ‬ ‫وأطیعوا الله فیما أمرکم به ونهاکم عنه فإنه "إَِّنمَا َی ْ‬

‫‪١‬‬

‫‪٢‬‬

‫م قالت ‪:‬أٌیها ال ٌناس! اعلموا أٌني فاطمة و أبي مح ٌمد )ص( أقول عودا وبدوا وال) أقول( ما أقول غلطا وال أفعل ما‬ ‫ثٌ‬ ‫م"‬ ‫ن رَؤُوفٌ َّرحِی ٌ‬ ‫ص َع َل ْیکُم بِاْل ُم ْؤ ِمنِی َ‬ ‫حرِی ٌ‬ ‫م َ‬ ‫ِت ْ‬ ‫م َعزِی ٌز َع َل ْی ِه مَا َعن ُّ‬ ‫کْ‬ ‫سُ‬ ‫ن أَن ُف ِ‬ ‫ل ِّم ْ‬ ‫م َرسُو ٌ‬ ‫د جَاء ُک ْ‬ ‫أفعل شططا" َل َق ْ‬

‫‪٣‬‬

‫فإن‬

‫ى إلیه )ع(‪.‬‬ ‫تعزوه وتعرفوه تجدوه أبي دون نسائکم وأخا ابن ع ٌمي دون رجالکم ولنعم المع ٌز ٌ‬

‫‪١‬‬ ‫‪٢‬‬ ‫‪٣‬‬

‫قرآن مجید‪ ،‬آل عمران‪.١٠٢/‬‬ ‫فاطر‪.٢٨/‬‬

‫توبه‪.١٢٨/‬‬

‫‪ ٢٢@LÚ‡Ï@éßbäçbß‬ﺟﻤﺎدى اﻻوﻟﻰ ‪١۴٢٩‬‬

‫‪٨‬‬


‫فب ٌلغ ال ٌرسالة صادعا بال ٌنذارة مائال عن مدرجة المشرکین ضاربا ثبجهم ‪ ،‬آخذا بأکظامهم داعیا إلی سبیل رٌبه‬ ‫بالحکمة والموعظة الحسنة یکسراألصنام وینکت الهام ح ٌتی انهزم الجمع ووٌلوا الدبر ح ٌتی تف ٌرى ال ٌلیل عن صبحه ‪،‬‬ ‫شیاطین وطاح وشیظ ال ٌنفاق وانح ٌلت عقد الکفر‬ ‫دین وخ ٌرست شقاشق ال ٌ‬ ‫ق عن محضه ونطق زعیم ال ٌ‬ ‫وأسفر الح ٌ‬ ‫شقاق‪ ،‬وفهتم بکلمة اإلخالص في نفر من البیض الخماص‪.‬‬ ‫وال ٌ‬ ‫طرق‬ ‫طامع وقبسة العجالن وموطئ األقدام تشربون ال ٌ‬ ‫شارب ‪ ،‬ونهزة ال ٌ‬ ‫وکنتم علی شفا حفرة من ال ٌنار مذقة ال ٌ‬ ‫‪٤‬‬

‫س " من حولکم‪.‬‬ ‫م النَّا ُ‬ ‫کُ‬ ‫َط َف ُ‬ ‫ن أَن َی َتخ َّ‬ ‫خافُو َ‬ ‫د والورق‪ ،‬أذٌلة خاسئین "َت َ‬ ‫وتقتاتون الق ٌ‬ ‫فأنقذکم الله تبارك وتعالی بمح ٌمد )ص( بعد ال ٌلت ٌیا واٌلتي وبعد أن مني ببهم الرجال وذؤبان العرب ومردة أهل‬ ‫‪٥‬‬

‫شیطان‪ ،‬و فغرت فاغرة من المشرکین قذف أخاه في‬ ‫هّلل " أو نجم قرن لل ٌ‬ ‫ب َأ ْط َف َأهَا ا ُ‬ ‫ح ْر ِ‬ ‫ُلمَا َأ ْو َقدُوْا نَارًا ِّل ْل َ‬ ‫الکتاب‪ " ،‬ک َّ‬ ‫لهواتها‪ ،‬فال ینکفئ ح ٌتی یطأ صماخها بأخمصه‪ ،‬ویخمد لهبها بسیفه‪ ،‬مکدودا في ذات الله مجتهدا في أمر الله قریبا‬ ‫د ا کادحا وأنتم في رفاهیة من العیش‪ ،‬وادعون فاکهون آمنون‬ ‫من رسول الله سید أولیاء الله‪ ،‬مشم ٌرا ناصحا مج ٌ‬ ‫تترٌبصون بنا ال ٌ‬ ‫د وائر وتتو ٌکفون األخبار وتنکصون عند ال ٌنزال وتف ٌرون عند القتال‪.‬‬ ‫دین ‪ ،‬ونطق‬ ‫ف ٌلما اختار الله لنب ٌیه )ص( دار أنبیائه ومأوى أصفیائه ظهرفیکم حسیکة ال ٌنفاق ‪ ،‬وسمل جلباب ال ٌ‬ ‫شیطان رأسه من مغرزه ‪،‬‬ ‫کاظم الغاوین ‪ ،‬ونبغ خامل األق ٌلین ‪ ،‬وهدر فنیق المبطلین فخطر في عرصاتکم‪ ،‬وأطلع ال ٌ‬ ‫م استنهضکم فوجدکم خفافا وأحمشکم فألفاکم‬ ‫هاتفا بکم فألفاکم لدعوته مستجیبین وللع ٌزة فیه مالحظین‪ ،‬ث ٌ‬ ‫غضابا ‪ ،‬فوسمتم غیر إبلکم ‪ ،‬واوردتم غیر شربکم ‪ ،‬هذا والعهد قریب والکلم رحیب ‪ ،‬والجرح ٌلما یندمل وال ٌرسول‬ ‫ٌلما یقبر‪ ،‬ابتدارا زعمتم خوف الفتنة ‪.‬‬ ‫ن"‬ ‫ط ٌة بِاْلکَا ِفرِی َ‬ ‫م َل ُمحِی َ‬ ‫َن َ‬ ‫جه َّ‬ ‫ِن َ‬ ‫س َقطُوْا َوإ َّ‬ ‫ال فِي اْل ِف ْت َن ِة َ‬ ‫"َأ َ‬

‫‪٦‬‬

‫فهیهات منکم وکیف بکم وأٌنی تؤفکون وکتاب الله بین‬

‫أظهرکم ‪ ،‬أموره ظاهرة ‪ ،‬وأحکامه زاهرة ‪ ،‬و أعالمه باهرة ‪ ،‬وزواجره الئحة ‪ ،‬وأوامره واضحة ‪ ،‬وقد خ ٌلفتموه وراء‬ ‫دلًا "‬ ‫ن َب َ‬ ‫س لِلظَّاِلمِی َ‬ ‫ظهورکم ‪ ،‬أرغبة عنه تریدون أم بغیره تحکمون ‪ِ" ،‬ب ْئ َ‬ ‫ن"‬ ‫سرِی َ‬ ‫ن اْلخَا ِ‬ ‫خ َر ِة ِم َ‬ ‫ِم ْن ُه َو ُه َو فِي اآل ِ‬

‫‪٨‬‬

‫‪٧‬‬

‫ل‬ ‫ال ِم دِینًا َفلَن ُی ْق َب َ‬ ‫سَ‬ ‫إل ْ‬ ‫غ َغ ْی َر ا ِ‬ ‫"وَمَن َی ْب َت ِ‬

‫م أخذتم تورون وقدتها ‪ ،‬وته ٌیجون جمرتها‪،‬‬ ‫ال ریث أن تسکن نفرتها ‪ ،‬ویسلس قیادها ث ٌ‬ ‫م لم تلبثوا إ ٌ‬ ‫ثٌ‬ ‫ي‪.‬‬ ‫صف ٌ‬ ‫ي ال ٌ‬ ‫ي ‪ ،‬وإهمال سنن ال ٌنب ٌ‬ ‫دین الجل ٌ‬ ‫شیطان ال ٌغوي وإطفاء أنوار ال ٌ‬ ‫وتستجیبون لهتاف ال ٌ‬ ‫ض ٌراء ونصبر منکم علی مثل ح ٌز المدى ووخز‬ ‫تس ٌرون حسوا في ارتغاء وتمشون ألهله وولده في الخمرة وال ٌ‬ ‫سنان في الحشا‪.‬‬ ‫ال ٌ‬

‫‪٤‬‬ ‫‪٥‬‬ ‫‪٦‬‬

‫انفال‪.٢٦/‬‬ ‫مائده‪.٦٤/‬‬

‫توبه‪.٤٩/‬‬

‫‪٧‬‬ ‫کهف‪.٥٠/‬‬ ‫‪٨‬‬ ‫آل عمران‪.٨٥ /‬‬

‫‪ ٢٢@LÚ‡Ï@éßbäçbß‬ﺟﻤﺎدى اﻻوﻟﻰ ‪١۴٢٩‬‬

‫‪٩‬‬


‫ن"‬ ‫هّلل حُکْمًا ِّل َق ْو ٍم یُو ِقنُو َ‬ ‫نا ِ‬ ‫ن ِم َ‬ ‫س ُ‬ ‫ح َ‬ ‫ن َأ ْ‬ ‫ن َو َم ْ‬ ‫ِی ِة َی ْبغُو َ‬ ‫وأنتم تزعمون أال ن أ ن ال إرث لنا‪ " .‬أَفَحُکْمَ اْلجَا ِهل َّ‬

‫‪٩‬‬

‫أفال‬

‫ضاحیة أٌني ابنته ‪ .‬أٌیها المسلمون ! أأغلب علی إرثیه ‪.‬‬ ‫شمس ال ٌ‬ ‫تعلمون؟ بلی تج ٌلی لکم کال ٌ‬ ‫یا ابن أبي قحافة أفي کتاب الله أن ترث أباك وال أرث من أبي لقد جئت شیئا فرٌیا‪ .‬أفعلی عمد ترکتم کتاب الله‬ ‫ن دَاوُو َد "‬ ‫س َل ْیمَا ُ‬ ‫ث ُ‬ ‫ونبذتموه وراء ظهورکم إذ یقول ‪َ " :‬و َو ِر َ‬

‫‪١٠‬‬

‫ب"‬ ‫ل َی ْعقُو َ‬ ‫نآ ِ‬ ‫ث ِم ْ‬ ‫ك َولِیًّا یَرِثُنِي َوَی ِر ُ‬ ‫ب لِي مِن َّلدُن َ‬ ‫ص من خبر یحیی بن زکرٌیا )ع( إذ قال‪َ " :‬ف َه ْ‬ ‫وقال فیما اقت ٌ‬ ‫هّلل "‬ ‫با ِ‬ ‫ض فِي ِکتَا ِ‬ ‫م َأ ْولَی ِب َب ْع ٍ‬ ‫ض ُه ْ‬ ‫أل ْرحَا ِم َب ْع ُ‬ ‫وقال ‪َ ":‬وُأ ْولُوْا ا َ‬

‫‪١١‬‬

‫‪١٢‬‬

‫ن"‬ ‫َظ األُن َث َی ْی ِ‬ ‫ل ح ِّ‬ ‫ِلذ َک ِر ِم ْث ُ‬ ‫م ل َّ‬ ‫ال ِد ُک ْ‬ ‫هّلل فِي َأ ْو َ‬ ‫ما ُ‬ ‫کُ‬ ‫وقال ‪ :‬یُوصِی ُ‬

‫‪١٣‬‬

‫ن"‬ ‫ُتقِی َ‬ ‫ف حَقًّا عَلَی اْلم َّ‬ ‫ن بِاْل َم ْعرُو ِ‬ ‫ن وَاأل ْق َربِی َ‬ ‫دْی ِ‬ ‫ِی ُة ِل ْلوَاِل َ‬ ‫ك خَیْرًا اْل َوص َّ‬ ‫وقال ‪ ":‬إِن َت َر َ‬

‫‪١٤‬‬

‫وزعمتم أن ال حظوة لي وال إرث من أبي وال رحم بیننا !‬ ‫ن أهل م ٌلتین ال یتوارثان و لست أنا وأبي من أهل م ٌلة‬ ‫صکم الله بآیة أخرج منها أبي ؟ أم هل تقولون إ ٌ‬ ‫أ فخ ٌ‬ ‫واحدة ؟ أم أنتم أعلم بخصوص القرآن وعمومه من أبي وابن ع ٌمي ؟ فدونکها مخطومة مرحولة ‪ ،‬تلقاك یوم حشرك ‪،‬‬ ‫ساعة یخسر المبطلون ‪ ،‬وال ینفعکم إذ تندمون "‬ ‫فنعم الحکم الله ‪ ،‬والزعیم مح ٌمد )ص( والموعد القیامة ‪،‬وعند ال ٌ‬ ‫ن‬ ‫ف َت ْع َلمُو َ‬ ‫س ْو َ‬ ‫َر َو َ‬ ‫س َتق ٌّ‬ ‫ُل َن َب ٍإ ُّم ْ‬ ‫ولک ِّ‬ ‫ِّ‬

‫‪١۵‬‬

‫م"‬ ‫ب ُّمقِی ٌ‬ ‫ِل َع َل ْی ِه َعذَا ٌ‬ ‫خزِی ِه َوَیح ُّ‬ ‫ب ُی ْ‬ ‫" مَن َی ْأتِی ِه َعذَا ٌ‬

‫‪١٦‬‬

‫ثم رمت بطرفها نحو األنصار فقالت ‪ :‬یا معشر الفتیة ‪ ،‬وأعضاد الم ٌلة وانصار اإلسالم! ما هذه الغمیزة في ح ٌقي ؟‬ ‫سنة عن ظالمتي ؟‬ ‫وال ٌ‬ ‫أما کان رسول الله) ص( أبي یقول ‪ :‬المرء یحفظ في ولده؟ سرعان ما أحدثتم ‪ ،‬وعجالن ذا إهالة ولکم طاقة بما‬ ‫أحاول ‪ ،‬وقوة علی ما أطلب وأزاول ! أتقولون مات محمد)ص( ؟ فخطب جلیل استوسع وهیه ؟واستنهر فتقه وانفتق‬ ‫رتقه وأظلمت األرض لغیبته ‪ ،‬وکسفت ال ٌنجوم لمصیبته ‪ ،‬وأکدت اآلمال وخشعت الجبال ‪ ،‬وأضیع الحریم وأزیلت‬ ‫الحرمة عند مماته‪.‬‬ ‫فتلك والله ال ٌنازلة الکبرى والمصیبة العظمی ال مثلها نازلة وال بائقة عاجلة أعلن بها کتاب الله ‪ -‬جل ثناؤه ‪ -‬في‬ ‫ل بأنبیاء الله ورسله ‪ ،‬حکم فصل وقضاء‬ ‫أفنیتکم في ممساکم و مصبحکم هتافا وصراخا وتالوة وألحانا ‪ ،‬ولقبله ما ح ٌ‬ ‫حتم‪.‬‬

‫‪٩‬‬ ‫مائده‪.٥٠/‬‬ ‫‪١٠‬‬ ‫نمل‪.١٦/‬‬ ‫‪١١‬‬ ‫مریم‪.٥-٦/‬‬ ‫‪١٢‬‬ ‫انفال‪.٧٥/‬‬ ‫‪١٣‬‬ ‫نساء‪.١١/‬‬ ‫‪١٤‬‬ ‫بقره‪.١٨٠/‬‬ ‫‪١۵‬‬ ‫انعام‪.٦٧/‬‬ ‫‪١٦‬‬ ‫هود‪.٣٩/‬‬

‫‪ ٢٢@LÚ‡Ï@éßbäçbß‬ﺟﻤﺎدى اﻻوﻟﻰ ‪١۴٢٩‬‬

‫‪١٠‬‬


‫ی َع ِق َب ْی ِه‬ ‫ب َع َل َ‬ ‫م وَمَن یَن َق ِل ْ‬ ‫کْ‬ ‫م عَلَی َأ ْعقَاِب ُ‬ ‫ل ان َق َل ْب ُت ْ‬ ‫ت َأ ْو ُق ِت َ‬ ‫ل َأ َفإِن مَّا َ‬ ‫س ُ‬ ‫الر ُ‬ ‫ت مِن َق ْب ِل ِه ُّ‬ ‫خ َل ْ‬ ‫د َ‬ ‫ل َق ْ‬ ‫ِال َرسُو ٌ‬ ‫د إ َّ‬ ‫َم ٌ‬ ‫" َومَا ُمح َّ‬ ‫ن"‬ ‫ن الشَّا ِکرِی َ‬ ‫هّلل الشَّا ِکرِی َ‬ ‫جزِي ا ُ‬ ‫س َی ْ‬ ‫ُر الل َه شَیْئًا َو َ‬ ‫َفلَن َیض َّ‬

‫‪١٧‬‬

‫دعوة وتشملکم الخبرة‬ ‫إیها بني قیله! ءأهضم تراث أبي وأنتم بمرأى مني ومسمع ومنتدى ومجمع ؟! تلبسکم ال ٌ‬ ‫صرخة فال‬ ‫دعوة فال تجیبون ؟ وتأتیکم ال ٌ‬ ‫سالح والج ٌنة توافیکم ال ٌ‬ ‫دة واألداة والقوة‪ ،‬وعندکم ال ٌ‬ ‫‪ ،‬وأنتم ذوالعدد والع ٌ‬ ‫صالح والنجبة اٌلتي انتجبت ‪ ،‬والخیرة التي اختیرت !‬ ‫تغیثون‪ ،‬وأنتم موصوفون بالکفاح معروفون بالخیر وال ٌ‬ ‫د وال ٌتعب ‪ ،‬وناطحتم األمم وکافحتم البهم فال نبرح أو تبرحون ‪ ،‬نأمرکم فتأتمرون‬ ‫قاتلتم العرب وتح ٌملتم الک ٌ‬ ‫شرك ‪ ،‬وسکنت فورة اإلفك وخمدت نیران الکفر‬ ‫ح ٌتی دارت بنا رحی اإلسالم ودر حلب األٌیام ‪ ،‬وخضعت نعرة ال ٌ‬ ‫وهدأت دعوة الهرج والمرج ‪ ،‬واستوسق نظام الدین ‪.‬‬ ‫فأنی جرتم بعد البیان؟ وأسررتم بعد اإلعالن ؟ونکصتم بعد اإلقدام وأشرکتم بعد اإلیمان ؟‬ ‫ش ْو ُه إِن‬ ‫خ َ‬ ‫َق أَن َت ْ‬ ‫م فَالل ُه َأح ُّ‬ ‫ش ْوَن ُه ْ‬ ‫خ َ‬ ‫َر ٍة َأَت ْ‬ ‫ل م َّ‬ ‫َو َ‬ ‫م أ َّ‬ ‫دؤُو ُک ْ‬ ‫ل وَهُم َب َ‬ ‫الرسُو ِ‬ ‫ج َّ‬ ‫خرَا ِ‬ ‫م َوهَمُّوْا ِب ِإ ْ‬ ‫کثُوْا َأْیمَاَن ُه ْ‬ ‫ن َق ْومًا َّن َ‬ ‫ال ُتقَاِتلُو َ‬ ‫"َأ َ‬ ‫ن"‬ ‫کُنتُم ُّم ُؤ ِمنِی َ‬

‫‪١٨‬‬

‫أال وقد أرى أن قد أخلدتم إلی الخفض ‪ ،‬وأبعدتم من هو أحق بالبسط والقبض ‪ ،‬وخلوتم بالدعة ‪ ،‬ونجوتم من‬ ‫ِي‬ ‫ِن الل َه َل َغن ٌّ‬ ‫جمِیعًا َفإ َّ‬ ‫ض َ‬ ‫أل ْر ِ‬ ‫م وَمَن ِفي ا َ‬ ‫ک ُفرُوْا أَن ُت ْ‬ ‫الضیق بالسعة ‪ ،‬فمججتم ما وعیتم ودسعتم الذي تسوغتم ‪ "،‬فان َت ْ‬ ‫د"‬ ‫حمِی ٌ‬ ‫َ‬

‫‪١٩‬‬

‫کنها‬ ‫أال ‪ :‬وقد قلت ما قلت علی معرفة م ٌني بالخذلة اٌلتي خامرتکم والغدرة اٌلتي استشعرتها قلوبکم ‪ ،‬ول ٌ‬

‫جة‪.‬‬ ‫فیضة ال ٌنفس ‪ ،‬ونفثة الغیظ وخور القنا وب ٌثة الصدور‪ ،‬وتقدمة الح ٌ‬ ‫الل ِه‬ ‫ف باقیة العار موسومة بغضب الله وشنار األبد موصولة ‪" ،‬بنا ُر َّ‬ ‫ظهر ‪ ،‬نقبة الخ ٌ‬ ‫فدونکموها فاحتقبوها دبرة ال ٌ‬ ‫د ِة "‬ ‫ع عَلَی اْل َأ ْف ِئ َ‬ ‫َط ِل ُ‬ ‫د ُة َّالتِي ت َّ‬ ‫اْلمُو َق َ‬

‫‪٢٠‬‬

‫ن"‬ ‫ب یَن َق ِلبُو َ‬ ‫َي مُن َق َل ٍ‬ ‫ن َظ َلمُوا أ َّ‬ ‫م َّالذِی َ‬ ‫س َی ْع َل ُ‬ ‫فبعین الله ما تفعلون" َو َ‬

‫د"‬ ‫شدِی ٍ‬ ‫ب َ‬ ‫ي َعذَا ٍ‬ ‫د ْ‬ ‫ن َی َ‬ ‫ابنة " َنذِی ٌر َّلکُم َب ْی َ‬

‫‪٢٢‬‬

‫ظرُوا إِنَّا مُنتَظِرُونَ ‪" .‬‬ ‫فاعملوا إٌنا عاملون "وَان َت ِ‬

‫‪٢٣‬‬

‫‪٢١‬‬

‫و أنا‬

‫ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻓﺎرﺳی ﺧﻄﺒﻪ‪:‬‬ ‫خدای فر زانه را بر نعمتهای بیکرانی که ارزانی داشت‪ ،‬با همه وجود ستایش نموده وبر آنچه الهام فرمود و دردل‬ ‫نگاشت سپاس میگذارم‪ ،‬وبر همه مواهبی که پیشاپیش ازانی داشت‪ ،‬می ستایم‪ .‬بر نعمتهای فراگیر و جهان‬ ‫شمولی که آفرینش آنها را از سرچشمه مهر و لطف خویش آغاز فرمود وبر موهبتهای گسترده ای که به ما عنایت‬ ‫کرد و بخشش ها و نعمتهای گرانی که پی در پی بر ما باراند‪.‬‬

‫‪١٧‬‬ ‫آل عمران‪.١٤٤/‬‬ ‫‪١٨‬‬ ‫توبه‪.١٣/‬‬ ‫‪١٩‬‬ ‫ابراهیم‪.٨/‬‬ ‫‪٢٠‬‬ ‫همزه‪.٧ -٦/‬‬ ‫‪٢١‬‬ ‫شعرا‪.٢٢٧/‬‬ ‫‪٢٢‬‬ ‫سبا‪.٤٦/‬‬ ‫‪٢٣‬‬ ‫هود‪.١٢٢/‬‬

‫‪ ٢٢@LÚ‡Ï@éßbäçbß‬ﺟﻤﺎدى اﻻوﻟﻰ ‪١۴٢٩‬‬

‫‪١١‬‬


‫نعمتهایی که شمارش آنها از توان و گنجایش شمارشگران فراتر‪ ،‬و مرزهای آن از هر مزد و پاداشی پر شکوهتر‪،‬‬ ‫و آغاز وانجام آنها از قلمرو درک ودریافت ما فراتر است‪ .‬بر او که بندگان را به سپاس از نعمتها فرا خواند تا با‬ ‫سپاس آنها باز هم بر نعمتهایشان بطور بی دوام بیفزاید‬ ‫وبا گستردن خوان نعمت بیکران خویش‪ ،‬ستایش مردم را‬ ‫متوجه خویش ساخته وبا فراخوان بسوی این نعمتها ‪ ،‬آنها‬ ‫را دو چندان گردانید‪ .‬وگواهی میدهم که جز خدای یکتا‪،‬‬ ‫خدایی نیست و همتا وهمانند و شریکی ندارد‪ .‬سخنی‬ ‫است که روح آنرا اخالص قرار داد و دلهای شیفتگان به‬ ‫حق را به آن گره زد و مفهوم وآثار آنرا در اندیشه ها بر‬ ‫افروخت و پرتو افکن ساخت‪.‬‬ ‫خدایی که نه دیدگان و چشمهای ظاهر توان دیدن اورا‬ ‫دارند و نه زبانها و پندارها یارای وصف و بیان چگونگی‬ ‫ذات بیهمتایش را‪ ،‬ونه درک ذات پاکش برای خردها‬ ‫واندیشه ها آسان است‪.‬‬ ‫پدیده های هستی را بی آنکه پیش از آنها چیزی باشد‪ ،‬پدید آورد و بی آنکه از الگو و مثا ل و نمونه و قالب‬ ‫ونقشه ای پیروی نماید‪ ،‬آنها را ابداع و ایجاد فرمود‪.‬‬ ‫آنها را در پرتو قدرت وصف ناپذیر و ارادٔه خویش آفرید‪ ،‬بی آنکه به آفرینش آنها نیازی داشته باشد‪ ،‬یا سودی‬ ‫از صورت بندی آنها به او باز گردد‪ .‬او تنها میخواست حکمت خویش را از این راه آشکار سازد ومردم رابه‬ ‫فرمانبرداری از خود هشیار گرداند‪ .‬قدرت بیکرانش را از اینراه به نمایش نهد و مردم را به بندگی و پرستش‬ ‫خویش رهنمون گردد و دعوت نجات بخش پیام آورانش را عزت وقدرت بخشد‪ .‬آنگاه برای فرمانبرداری از خویش‪،‬‬ ‫پاداش شکوه باری مقرر کرد و برای نافرمانی وعصیان در برابر خود‪ ،‬کیفری سهمگین قرار داد‪ ،‬تا بندگان را بد ین‬ ‫وسیله از خشم و انتقام خود رهایی بخشد و بسوی بهشت پر طراوت و نعمتهای بیشمارش سوق دهد‪.‬‬ ‫و من با همه وجود و اخالص گواهی میدهم که پدرم محمد )ص(‪ ،‬بنده بر گزیده و فرستادٔه اوست‪ .‬پیش از آنکه‬ ‫اورا برای نجات و هدایت مردم بفرستد‪ ،‬وی را برگزید و پیش از آنکه اورا بیافریند برای این مقام واال نامزدش‬ ‫ساخت‪ ،‬و پیش از اینکه اورا بر انگیزد به پیامبریش بر گزید‪.‬‬ ‫در آن هنگام که بندگان در جهان غیبت پنهان و در پشت پرده های هراس آور نیستی پوشیده و به آخرین‬ ‫مرحله ی نیستی نزدیک بودند‪.‬‬ ‫این بدان خاطر صورت گرفت که خداوند ار آینده و فرجام کارها آگاه بود و به حوادث روزگار احاطه داشت و‬ ‫مقدرات را به خوبی می شناخت‪ .‬او پیامبر را برانگیخت تا فرمانش را کامل سازد و حکم خویش را اجرا و مقدرات‬ ‫خود را نفوذ بخشد‪.‬‬

‫‪ ٢٢@LÚ‡Ï@éßbäçbß‬ﺟﻤﺎدى اﻻوﻟﻰ ‪١۴٢٩‬‬

‫‪١٢‬‬


‫پیامبرش پس از برانگیخته شدن‪ ،‬امت ها را دید که آیین های خرافی و پراکنده ای برگزیده اند‪ .‬گروهی در برابر‬ ‫آتش کرنش می کنند و دسته ای بتهایی را ‪ -‬که خود تراشیده اند – می پرستند و با اینکه آ فریدگار خویش را در‬ ‫پرتو فطرت خدا گرایانه ی خویش شناخته اند به ناروا او را انکار میکنند‪.‬‬ ‫خدای پر مهر در پرتو نورافشانی های محمد)ص(‪ ،‬تاریکیها را برچید وروشن ساخت و ابرهای تیره وتا ر را از‬ ‫برابر اندیشه ها ودیدگان زدود‪.‬‬ ‫او به منظور هدایت بشریت به پا خا ست و آنا ن را از گمراهی و اسا رت رهایی بخشید و دیدگانشان را بینا‬ ‫ساخت و به آیین استوار‪ ،‬رهنمون گشت وبه راه راست فراخواند‪ .‬سپس خدای پر مهر روح تابناک پیامبرش را با‬ ‫نهایت مهر ومحبت و از سر رغبت و رافت بسوی خود برد‪ .‬آری ‪ ،‬محمد)ص( از رنج این جهان آسود و اینک در‬ ‫میان فرشتگان و خشنودی پروردگارآمرزنده و در جوار قرب فرمانروای پر شکوه این جهان و آن جهان قرار دارد‪.‬‬ ‫درود خدا بر پدرم ‪ ،‬همو که پیام آور پروردگار‪ ،‬امانتداروحی ‪ ،‬بر گزیدٔه با رگاه وی از میان همه‪ ،‬و مورد‬ ‫خشنودی او بود وسالم ورحمت و بخشایش خدا وبرکاتش بر او باد‪.‬‬ ‫هان ای بندگان خدا! شما پرچمداران دعوت وهشدار او‪ ،‬حامالن دین ووحی وی‪ ،‬امانتداران خدا نسبت بر‬ ‫یکدیگر ودرون جامعٔه خود وپیام رسانانش به سوی جامعه ها و تمدّنها ونسلهای آینده هستید‪.‬‬ ‫شما بر این پندارید که براین ویژگیها آراسته اید و بخاطر آنها شهرٔه آفاق هستید‪ .‬خدا باشما پیمانی از پیش‬ ‫دارد که در دسترس همٔه شماست و آنچه پیامبر پس از خویش درمیان امت به امانت نهاده کتاب گویای خدا و قرآن‬ ‫راستگو ونور آشکار و پرتو پر فروغ اوست‪.‬‬ ‫کتابی که بینش ها و دالیل آن روشن‪ ،‬رموز واسرار باطنی و ظرافتهای آن آشکاراست و ظواهر وآموزه های آن‬ ‫جلوه گر و پیروان آن سعادتمند و مورد غبطه و حسرت و جهانیانند‪.‬‬ ‫کتابی که عمل کنندگان به مفاهیم ومقررات خویش رابه بهشت پر طراوت و زیبای این جهان و آن جهان فرا‬ ‫میخواند‪ ،‬و شنوندگان پیامش را به ساحل نجات و رستگاری راه می نماید‪.‬‬ ‫به وسیلٔه آن میتوان به دلیلهای روشن و روشنگر خدا دست یافت و تفسیر و بیان مقررات وواجبات اورا آموخت‬ ‫‪ ،‬و به ضد ارزشها و نبایدها و موانع رشد وکمال – که از ارتکاب آنها هشدار داده است – دست یافت و خودرا‬ ‫رهانید‪ .‬میتوان در پرتو آن ‪ ،‬دلیلهای روشن و جلوه گر خدا و برهانهای کافی وی را بررسی نمود و ارزشهای اخالقی‬ ‫وانسانی و آنچه مشروع و مجاز است در آن پایدارو مکتوب نگریست‪.‬‬ ‫هان ای مردم! خدای جهان آفرین‪ ،‬ایمان وعمل مترقی و شایسته را سبب پاکسازی و پاک منشی شما از‬ ‫آلودگی های شرک و بیداد قرار داد‪ ،‬و نماز را وسیله وارستن و پاک ساختن شما از آفت غرور وخود بزرگ بینی و‬ ‫حق ناشناسی و قانون گریزی‪ ،‬پرداخت حقوق بندگان خدا و زکات را باعث پاکسازی و پاکیزه کردن جان و رویش و‬ ‫افرون شدن روزیتان قرار داد و روزه داری را عاملی برای استواری اخالص‪.‬‬ ‫طواف خالصانه بر گرد خانه ی دوست یا در چشم انداز نهادن جامعه ی نمونه را در هر سال و ماه وسیله ی‬ ‫تقویت و استحکام ارکان و بنیان و مقررات دین و آیین قرار داد و عدالت و دادگری را مایه ی هماهنگی و انسجام‬ ‫دل ها و جان ها‪.‬‬ ‫همدلی و هما هنگی با ما خاندان رسالت را باعث نظام دین و دولت و دل ها مقرر فرمود و امامت و پیشوایی ما را‬ ‫به منظور در امان ماندن از پراکندگی ها و سامان یافتن مترقی و انسانی و عادالنه ی امور و شئون شریعت و‬ ‫اجتماع‪.‬‬

‫‪ ٢٢@LÚ‡Ï@éßbäçbß‬ﺟﻤﺎدى اﻻوﻟﻰ ‪١۴٢٩‬‬

‫‪١٣‬‬


‫جهاد وتالش و دفاع هماره وشایسته از مقررات و حقوق و مرزها را باعث شکست ناپذیری اسالم وسر بلندی‬ ‫مردم آزادیخواه و کمالجو در برابر بالی استبداد وشکیبایی را وسیله ای برای پیروزی وسرفرازی وجلب پاداش‬ ‫پرشکوه سرای آخرت ‪.‬‬ ‫امر به معروف و فراخوان راستین بسوی ارزشها و هنجارها ونظارت همه جانبه و دلسوزانه بر سیاستها ورفتارها‬ ‫را مایه صالح وشایستگی وسرچشمه اصالح حکومت وتوده ها شناخت ‪ ،‬ونیکی به پدر ومادر را ‪ ،‬سنگر پیشگیری‬ ‫از خشم خدا وسبب دراز زیستن در این جهان‪.‬‬ ‫جوشش و پیوند با نزدیکان را وسیلٔه افزونی شمار واقتدار جامعه ورسیدگی درست و بیطرفانٔه حقوقی و قضایی‬ ‫به کشمکشها وقصاص عادالنه و انسانی را عامل حفظ جانها وپاسداری از حقوق و کرامت انسانها ‪.‬‬ ‫وفای به نذرها وپیمانها را برای در معرض آمرزش قرار گرفتن‪ ،‬و عادالنه و درست دادن کیلها و ووزنها و رعایت‬ ‫دقیق حقوق را وسیلٔه مبارزه با کمبودها و تباه شدنها‪ ،‬هشدار از میخوارگی را سبب پاکیزگی از پلیدیها‪ ،‬و دوری‬ ‫گزیدن از تهمت زدن ونسبت ناروا دادن را مانعی در برابر غلطیدن به وادی لعنت شدگان‪.‬‬ ‫وانهادن سرقت و پرهیز از حرام خوارگی را برای حفظ عفّت وپاکی ‪ ،‬وتحریم شرک و فریب ودجالگری را برای‬ ‫اخالص در بندگی پروردگار‪ .‬اینک که چنین است پروای خدارا آنگونه که شایسته است پیشه سازید و بکوشید که‬ ‫جز قانون گرا و حق شناس ‪ ،‬جهان را بدرود نگویید‪.‬‬ ‫خدای یکتارا در آنچه فرا خوانده و هشدار داده است ‪ ،‬فرمانبرداری کنید وراه دانشوران یکتا پرست و پرواپیشه‬ ‫را در پیش گیرید‪ ،‬چرا که از میان بندگان خدا ‪ ،‬تنها دانشمندان و آگاهان و نواندیشان واقعی هستند که از او‬ ‫میترسند و در برابر او احساس مسئولیت مینمایند‪.‬‬ ‫آنگاه دگرباره روی سخن را به همگان کرد و فرمود‪ :‬هان آی مردم!بدانید که من فاطمه ام وپدرم محمد )ص(‬ ‫است‪ ،‬آنچه میگویم آغاز وفرجامش یک سخن درست ویک حقیقت است و در آن ناهماهنگی و ضد ونقیضی‬ ‫نخواهد بود‪ » .‬نه در آنچه بر زبان می آورم ‪ ،‬جزسخن درست وعادالنه چیز دیگری خواهد بود‪ ،‬و نه در عملکرد‬ ‫وراهی که می پویم خطا و اشتباه و بیراهه ای‪.‬‬ ‫پیامبری ازمیان شما به سویتان آمد که رنجهای شما بر او گران است‪ .‬به ارشاد و هدایت شما سخت عشق‬ ‫میورزد‪ ،‬و بر ایمان آوردگان و قانون پذیران رئوف و پر مهر است‪ .‬هر گاه نسب این پیامبر گرانمایه را بجویید‪،‬‬ ‫خواهید دید که او پدر من است‪ ،‬نه پدر دیگر زنان امت‪ ،‬وبرادر عمو زاده ام‪ ،‬امیر عدالت است‪ ،‬نه برادر دیگر مردان‬ ‫جامعه‪ .‬راستی که این نسب و تبار چه افتخار انگیز وچه غرورآفرین است‪.‬‬ ‫آن برگزیدٔه خدا رسالت خویش را از جانب خدا آغاز نمود و در اوج شایستگی آن را به پایان برد‪ ،‬و مردم را به‬ ‫روشنی هشدارداد‪ .‬از راه و رسم شرک گرایان روی بر تافت و بر گردن وفرق آنان شمشیر عدالت را فرود آورد‪ ،‬و‬ ‫گلوهای زورمداران حق ستیز را فشرد تا از شرک وارتجاع و ستم وخشونت دست بر داشته و توحید و عدالت و‬ ‫رعایت حقوق و حرمت مردم گردن گذارند‪.‬‬ ‫او هماره با زبان حکمت واندرز نیکو و دلیل و برهان سودمند‪ ،‬مردم را به راه خدا فراخواند‪ ،‬بتها وبتکده ها و بت‬ ‫سازان را درهم نوردید‪ ،‬و بر مغزسر کردگان ستم وشقاوت کوبید‪ ،‬تا اتحاد شوم آنان را گسست و از برابر حق و‬ ‫عدالت فراریشان داد و با از هم پاشیدن سیاهی ها و دریدن پرده ظلمت ‪ ،‬سپیده دم نجات وامید ‪ ،‬فر ارسید‬ ‫وسیمای پر جاذبٔه حق آشکار گردید و پیشوای دین به سخن آمد و عربده های شیاطین به خاموشی گرایید‪ ،‬و خار‬ ‫وخس نفاق وریا و بازیگری از سرراه کنار زده شد و گرههای کفر و دشمنی و خشونت گشوده شد و آنگاه شما در‬

‫‪ ٢٢@LÚ‡Ï@éßbäçbß‬ﺟﻤﺎدى اﻻوﻟﻰ ‪١۴٢٩‬‬

‫‪١۴‬‬


‫در حالیکه گروهی اندک و فاقد امکانات بیش نبودید‪ ،‬در میان گروهی سپید چهره و امکانات از دست داه و شکم‬ ‫به پشت جسبیده‪ ،‬زبان به کلمٔه اخالص گشوده وندای یکتا پرستی سر دادید‪.‬‬ ‫شما در آن روزگار ان بر لب پرتگاه دوزخ قرار داشتیدو به خاطر فقدان امکانات واقتدار‪ ،‬به جرعه ای آب برای‬ ‫فردی تشنه ‪ ،‬یا لقمه ای غذا برای انسانی گرسنه‪ ،‬ویا شعله ای آتش برای کسی بودید که شتابان در پی آب و غذا و‬ ‫آتش می دود وزیر دست و پاها لگد مال میشدید‪.‬‬ ‫آن روزها آب نوشیدنی شما گندیده و آلوده بود‪ ،‬و خوراکتان برگ درختان و پوست حیوانات ‪ .‬خوار وذلیل‬ ‫بودید و مردود و مطرود‪ ،‬و هماره در هراس بودید که مباد دشمنان زورمند شما را بربایند وهستی و امکانات‬ ‫ناچیزتان را ببلعند‪.‬‬ ‫آری‪ ،‬در آن شرایط دهشتناک بود که خدای پر مهر شما را به برکت محمد )ص( و به دست توانمند و اندیشٔه‬ ‫تابناک او ‪ ،‬از آن همه ذلت وحقارت نجات بخشید‪.‬‬ ‫او با شجاعان سخت در گیر شد و با گرگهای خونخوار عرب وسرکشان حق ستیز یهود ونصاری پنجه درافکند و‬ ‫همه را به شکست کشانید‪ .‬هرگاه آتش جنگ را برافروختند‪ ،‬خدا آنرا خاموش ساخت و هرگاه شاخ شیطان نمایان‬ ‫گشت‪ ،‬یا اژدهایی از شرک گرایان دهان گشود‪ ،‬پدرم پیامبر برادرش امیر شجاعت را در کام آنها افکند‪ ،‬و آنها را‬ ‫بدست توانمند او سر کوب ساخت‪.‬‬ ‫علی )ع( هر گز از این میدانهای شرف و افتخار باز نمیگشت‪ ،‬جز اینکه سرهای دشمنان خشونت کیش و‬ ‫تجاوزکاررا پایمال شهامت خود میساخت و آتش آتش افروزان را با آبشار شمشیر ستم ستیزش خاموش‬ ‫میساخت‪ .‬او در هر تالش و جهادی رنحها را به جان میخرید و برای خدا خویشتن را فرسوده میساخت و در راه‬ ‫تحقق اهداف بلند او با همه توان و اخالص میکوشید‪ .‬از نظر نسب و عقیده و راه و رسم وهدف ‪ ،‬نزدیکترین کس به‬ ‫پیامبر بود و در میان دوستان راستین خدا‪ ،‬ساالر و سرور همگان و سمبل و نمونه روزگاران‪.‬‬ ‫هماره دامن همت به کمر زده و برای خیر خواهی و نجات و نیک بختی جامعه در تالش بود‪ ،‬اما شمایان در آن‬ ‫شرایط سهمگین ‪ ،‬در آسایش وراحتی کاذب خویش غوطه وربودید‪ ،‬واز خطرات در امان ‪ ،‬واز نعمتهای خدا بهره می‬ ‫گرفتید‪.‬‬ ‫در انتظار این بودید که چرخ روزگار گردش خویش را بر ضد ما خاندان وحی ورسالت بیاغازد و گوش به زنگ‬ ‫اخبار ناگوار برای ما بودید‪ .‬به هنگام کارو زار عقب می نشستید و در سختیهای پیکار فرار را بر قرار ترجیح‬ ‫میدادید‪.‬‬ ‫اما آنگاه که خدای پر مهر سرای پیام آوران و بهشت پر طراوت ومعنویت خویش را برای برترین پیامبر خود‬ ‫برگزید ‪ ،‬و جایگاه بنده گان بر گزیده اش را منزلگاه او ساخت‪ ،‬به ناگاه خوار و خاشاک نفاق وکینه های درونی در‬ ‫میان شما پدیدار شد و پرده دین و آیین کناررفت‪ ،‬و گمراهان و تاریک اندیشان به صدا در آمدند وگمنامان‬ ‫فراموش شده قامت بر افراشتند و سر بلند کردند‪ .‬نعره های بیدادگران و باطل گرایان در فضا پیچید و آنان در‬ ‫صحنه جامعه‪ ،‬به حرکت و جنب وجوش برخاستند ‪ .‬شیطان سرش را از نهانگاه خویش به در آورد و ندایتان داد‪ ،‬و‬ ‫دریغ ودرد که شما را آمادٔه پذیرش دعوت فریبش یافت‪ .‬آنگاه شما را دعوت به قیام بر باطل و بیداد نمود‪ ،‬و دید‬ ‫سبکبار به حرکت آمده اید‪ .‬شعله ها و شراره های خشم وانتقام را در سینه های شما بر افروخت و آثار خشم را‬ ‫در شما نمایان دید‪ .‬از این رو سبب شد که شما برغیرمرکب خویش عالمت نهید وجز بر آبش خور خود در آیید‪ ،‬وبه‬ ‫چیزی دست دراز کنید که از آن شما نیست‪.‬‬

‫‪ ٢٢@LÚ‡Ï@éßbäçbß‬ﺟﻤﺎدى اﻻوﻟﻰ ‪١۴٢٩‬‬

‫‪١۵‬‬


‫این دست درازی وغصب خالفت و تجاوز به مرزهای خدا و حقوق و امکانات جامعه در حالی بود که هنوز چیزی‬ ‫از رحلت بزرگ پیشوای ا زادی نگذشته بود وزخم کاری مصیبت ما وسیع‪ ،‬و جراحات ما بهبود نیافته‪ ،‬و پیکر پاک‬ ‫پیامبر به خاک سپرده نشده بود‪ .‬بهانه شما این بود که از پدیدار شدن فتنه و آ شوب میترسید‪ ،‬اما چه فتنه ای‬ ‫سهمگین تر از آن غضب و خشونت وبیدادی که شما در آن در غلطیدید و‪ .‬راستی که دوزخ بر کافران و حق‬ ‫ستیزان احاطه دارد‪.‬‬ ‫چه دور است این پیش افتادگی از شما! راستی جه می کنید و به کجا برده می شوید؟ با اینکه قرآن در میان‬ ‫شماست که همه چیز آن پرتو افکن‪ ،‬مقررات آن درخشان‪ ،‬نشانه های بارزش آشکار و هویدا‪ ،‬هشدارهای آن هماره‬ ‫در برابر دیدگان شما و دستوراتش بسان روز روشن است‪ ،‬اما شما ان را پشت سر افکنده اید! آیا براستی از آن‬ ‫روی بر تافته یا به غیر آن داوری می کنید؟‬ ‫دریغ و درد که بیدادگران بد جانشینی برای قرآن و برنامه های آن برگزیدند و هرکسی جز اسالم آیینی را‬ ‫بجوید‪ ،‬هرگز از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت از زیانکاران خواهد بود‪.‬‬ ‫آنگاه دخت گرانمایه ی پیامبر با اشاره به بلند ترین گام ارتجاعی و استبدادی سلطه جویان افزود‪ :‬شما مرکب‬ ‫خالفت را گرفتید‪ ،‬اما آن قدر درنگ نکردید تا رام گردد و کشیدن مهار آن آسان شود‪.‬‬ ‫شما به ناگاه فتنه ها را برافروختید و شعله های آن را دامن زدید و پر شراره تر ساختید و ندای شیطان اغواگر‬ ‫را پاسخ گفتید و برای خاموش ساختن انوار دین خدا و از میان برداشتن سنت های انسان ساز پیام آورش‪ ،‬همت‬ ‫گماشتید و به بهانه ی گرفتن کف از روی شیر‪ ،‬آن را تا قطره ی آخر خائنانه و در نهان به سر کشیدید‪.‬‬ ‫به ظاهر سنگ دلسوزی از دین و جامعه را به سینه زدید‪ ،‬اما در حقیقت برای دمیدن بر کوره ی جاه طلبی و‬ ‫آزمندی خود کوشیدید و برای کنار زدن خاندان وحی کمین کردید‪ ،‬و ما نیز بسان کسی که تیزی شمشیر بر گلو‪ ،‬و‬ ‫نوک نیزه بر دل او نشسته باشد‪ ،‬چاره ای جز شکیبایی و روشنگری ندیدیم‪.‬‬ ‫و شگفت این است که شما چنین وانمود می کنید که خدا برای ما از پدرمان میراث قرار نداده و من از پدرم‬ ‫پیامبر ارث نمی برم‪ .‬آیا به راستی رژیم و حکومت و داوری استبداد و جاهلیت را می خواهید؟‬ ‫و برای گروهی که به مقررات خدا یقین می آورند‪ ،‬نظام و داوری چه کسی بهتر از داوری خداست؟ آیا شما این‬ ‫حقایق را نمی دانید؟‬ ‫چرا می دانید! این ها بسان نور خورشید برای شما روشن است که من دختر پیامبرم‪ .‬هان ای مردم مسلمان! آیا‬ ‫زیبنده است که میراث پدرم به زور و فریب از من گرفته شود؟‬ ‫هان ای پسر ابی قحافه! آیا در قرآن آمده است که تو از پدرت میراث بری‪ ،‬اما من نبرم؟ راستی که دروغی رسوا‬ ‫آورده ای و بدعتی زشت دردین خدا می نهی!‬ ‫آیا آگاهانه کتاب پر شکوه خدا را پشت سر افکنده ای که می فرماید‪" :‬سلیمان از پدرش داوود ارث برد؟"‬ ‫و نیز در سرگذشت زکریا‪ ،‬نیایش و دعای او را ترسیم می کند که‪":‬پروردگارا! از جانب خویش فرزندی به من‬ ‫ارزانی دار که از من و خاندان یعقوب ارث برد"‪.‬‬ ‫و نیز می فرماید‪" :‬خویشاوندان در ارث بردن از یکدیگر‪ ،‬از بیگانگان سزاوارترند"‪.‬‬ ‫و نیز می فرماید‪" :‬خداوند در مورد فرزندانتان سفارش می کند که‪ ،‬بهره ی پسران دو برابر دختران است"‪.‬‬ ‫و نیز می فرماید‪" :‬اگر کسی ثروتی از خود به جای بگذارد‪ ،‬بر اوست که برای پدر و مادر و بستگان به گونه ای‬ ‫شایسته وصیّت نماید‪ .‬این بر همه ی پرواپیشگان بایسته است"‪.‬‬

‫‪ ٢٢@LÚ‡Ï@éßbäçbß‬ﺟﻤﺎدى اﻻوﻟﻰ ‪١۴٢٩‬‬

‫‪١۶‬‬


‫با این آیات ارث‪ ،‬آیا شما جنین می پندارید که من از پدرم بهره ای ندارم؟ و از او ارثی نمی برم؟ و هیچ نسبت و‬ ‫خویشاوندی میان من و او نیست؟‬ ‫آیا خدا آیه ��ی ویژه ی شما فرو فرستاد که پدرم را از آن خارج ساخت؟ یا می گویید که پیروان دو دین از‬ ‫یکدیگر ارث نمی برند و من و پدرم یک دین و آیین نداریم؟!‬ ‫یا بر این پندارید که شما از پدر گران قدر و عمو زاده ی ارجمندم‪ -‬که دروازه ی دانش پیامبر است‪ -‬به عام‬ ‫ص قرآن آگاه ترید؟‬ ‫وخا ّ‬ ‫اینک که چنین است‪ ،‬و بر آن هستی که با خود سری و زور مداری و خشونت و بیداد و ابزار فریب ساختن هر‬ ‫چیز و هر کس و هر ارزشی‪ ،‬قدرت و امکانات را به نا روا و بدون خشنودی مردم قبضه کنی‪ ،‬این تو و این هم ارث‬ ‫من که بسان مرکبی آماده برای بهره برداری است‪ .‬بر آن بنشین‪ ،‬اما بدان که در روز رستاخیز تو را دیدار خواهد‬ ‫کرد‪ ،‬و ما ما از حقوق خویش بازخواست خواهیم نمود‪ .‬در آن روز چه نیکوست که خدا داور باشد‪ ،‬و پیامبرش محمّد‬ ‫}ص( دادخواه‪ ،‬و جه جالب وعده گاهی است رستاخیز‪ ،‬و آن گاه است که باطل گرایان و حق ناپذیران زیان خواهند‬ ‫دید‪ ،‬اما ندامت به حال شما سودی نخواهد داشت؟‬ ‫به هوش باشید که هر چیزی قرارگاهی دارد و به زودی خواهید دانست چه کسی عذاب خوار کننده به سویش‬ ‫خواهد آمد‪ ،‬و کیفر ماندگار ‪ ،‬دامانش را خواهد گرفت‪.‬‬ ‫آنگاه بزرگ بانوی عصر ها و نسل ها‪ ،‬روی سخن را متوجه گروه انصار ساخت و با صالبت و شهامتی وصف‬ ‫ناپدیر جنین فرمود‪ :‬هان ای جوانمردان! ای بازوان ملت! و ای یاران اسالم!آخر این نادیده گرفتن حقوق من و نشان‬ ‫دادن سستی و غفلت در مورد آن چرا؟ این سستی و سهل انگاری در برابر ستمی که بر من رفته است‪ ،‬برای چه؟‬ ‫آیا پدرم پیامبر نمی فرمود‪ :‬باید شکوه و حرمت هرکس را در مورد فرزندانش رعایت کرد؟‬ ‫چه زود شرایط را نا مطلوب ساختید! و جه با سرعت به بیراهه گام سپردید!با اینکه شما هم نیروی کافی برای‬ ‫باز گردانیدن حقوقی که من برای آن می کوشم‪ ،‬در اختیار دارید و هم توانایی برای حمایت از آرمان های عدالت‬ ‫خواهانه ی من‪ .‬راستی چه می اندیشید؟‬ ‫آیا بر این پندارید که محمّد )ص( جهان را بدرود گفت‪ ،‬و با رحلت او همه چیر به پایان رسید؟و باید راه و رسم‬ ‫عادالنه اش وا نهاده شده و خاندانش مورد ستم قرار گیرند؟ راستی که فاجعه ی رحلت او‪ ،‬سوگی بزرگ و ضربه ای‬ ‫دردناک برپیکر حق و عدالت بود‪ .‬ضربه ای که شکاف آن هر روز آشکارتر و گسیختگی آن بیش تر و وسعت آن‬ ‫افزون تر می گردد‪ .‬آری! زمین از غروب خورشید وجود او تیره و تار شد‪ ،‬و ستارگان بی فروغ‪ ،‬امید ها به نا امیدی‬ ‫گرایید‪ ،‬و کوه ها متزلزل گشت‪ .‬حرمت ها شکسته شد و با رحلت او حرمتی برای کسی باقی نماند‪.‬‬ ‫خدای را که این حادثه ای سهمگین‪ ،‬سوگی بزرگ‪ ،‬ضایعه ای جبران ناپذیر‪ ،‬و بالی جان گدازی بود که چیزی در‬ ‫دنیا به پای آن نمی رسد‪ ،‬اما از یاد نبرید که اگر او به سوی خدا پر کشیده است‪ ،‬قرآن ‪ -‬که یکی از دو یادگار‬ ‫گرانبهای او در خانه های شماست‪ -‬پیش تر از آن خبر داده بود‪ ،‬و شما هر بامداد و شامگاه با صدای بلند و آهسته‪،‬‬ ‫و با لحن ها و صوت های گوناگون آن را می خوانیدو از آن می اموزید که پیام آوران گذشته نیز‪ ،‬با این حقیقت رو به‬ ‫رو شدند‪ ،‬چرا که پدیده ی مرگ‪ ،‬فرمان قطعی و قانون تخلّف ناپذیر خداست‪.‬‬

‫‪ ٢٢@LÚ‡Ï@éßbäçbß‬ﺟﻤﺎدى اﻻوﻟﻰ ‪١۴٢٩‬‬

‫‪١٧‬‬


‫و محمد )ص( جز پیام آوری نیست که پیش از او نیز پیام آورانی آمدند و گذشتند‪ ،‬آیا اگر او جهان را بدرود‬ ‫گوید ویا کشته شود شما از عقزدٔه خود بر می گردید؟ و هرکس از باور خویش باز گردد هرگز زیانی به خدا نمی‬ ‫رساند و به زودی خداوند سپاس گزاران را پاداش خواهد داد‪.‬‬ ‫هان ای فرزندان اوس و خزرج!‬ ‫آیا با این که شما شرایط مرا می نگرید و سخنانم را می شنوید‪ ،‬و دارای انجمن و توان فراوانی برای دفاع از حق‬ ‫و عدالت هستید‪ ،‬باز هم من در مورد میراث پدرم مورد ستم و بیداد قرار گیرم؟‬ ‫شما ندای دادخواهی مرا دریافت می دارید‪ ،‬اما پاسخ نمی دهید؟ ناله ی مظلومیت من به گوش شما می رسد‪ ،‬اما‬ ‫مرا یاری نمی کنید؟ و این در حالی است که به رزم آوری و پیکار گری وصف شده اید‪ ،‬و به خوبی و شایستگی‬ ‫شهرت یافته اید‪ ،‬و بر گزیدگانی هستید که به وسیله ی پیامبر انتخاب شده اید‪.‬‬ ‫شما در راه یاری قرآن و پیامبر‪ ،‬با حق ستیزان عرب کار و زار کردید‪ ،‬و رنج جهاد و دفاع را به جان خریدید‪ .‬با‬ ‫گروه های گوناگونی پیکار نمودید و با شجاعان بی هیچ دلهره نبرد کردید‪ .‬شما هماره فرمان عادالنه ی ما خاندان‬ ‫وحی را به جان پذیرفتید‪ ،‬تا بدین وسیله آسیای اسالم بر محور وجود ما به گردش در آمد‪ ،‬و شیر در پستان‬ ‫روزگاران فزونی یافت‪ ،‬و نعره ی تجاوزکازانه ی شرک و بیداد‪ ،‬در گلوها بند آمد‪ ،‬و شعله های کفر و استبداد و حق‬ ‫ستیزی به خاموشی گرایید‪ ،‬و فراخوان به آشوب و فتنه‪ ،‬در نطفه خفه شد‪ ،‬و دین آزادی بخش خدا در جامعه و دل‬ ‫های مردم استوار گردید‪ ،‬اما اینک که مرز ارزش ها و ضد ارزش ها و آزادی خواهی و استبداد جویی به وسیله ی‬ ‫پیامبر ترسیم شده است‪،‬چرا بهت زده مانده اید؟ و پس از روشن شدن حقایق‪ ،‬چرا آن را پوشیده می دارید؟ و چرا‬ ‫پس از بستن پیمان‪ ،‬اینک عهد های خویش را می شکنید؟ و چرا پس از ایمان و حق گرایی و نواندیشی‪ ،‬دگر باره‬ ‫راه شرک و تاریک اندیشی و ستم پدیری را پیش گرفته اید؟‬ ‫چرا با گروهی که پیمان های خود را شکستند و آهنگ بیرون راندن پیامبر را نمودند‪ ،‬کاروزار نمی کنید؟ در‬ ‫حالی که آنان نخستین بار پیکار با شما را آغاز کردند‪.‬آیا از آنان می ترسید‪ ،‬با اینکه سزاوار تر است که از خدا‬ ‫بترسید‪ ،‬اگر ایمان دارید؟‬ ‫هان به هوش باشید! شما را چنین می نگرم که به تن آسایی خو گرفته و شخصیت واالیی را – که برای هدایت‬ ‫جامعه و تدبیر امور و رفع گرفتاری ها از همه شایسته تر و پر توان تر بود‪ -‬کنار زده و به تنبلی وبی تفاوتی و‬ ‫خزیدن در خلوت تن سپرده اید!! هنگامی که گشایش در کا رها یافتید ‪ ،‬از سختی انجام مسئولیت به فراخنای‬ ‫زندگی راحت طلبانه خزیدید! و سر انجام هر آنجه از ایمان و شناخت به آسانی حفظ کرده بودید‪ ،‬ناخواسته بیرون‬ ‫افکندید‪ ،‬و هرآن چه نوشیده بودید به اکراه باال آوردید‪ ،‬امّا هشدارتان باد که اگر شما و هرکه در روی زمین است‬ ‫همگی کفر ورزید‪ ،‬این کارتان به خدا زیانی نمیرساند‪ .‬چراکه خداوند بی نیاز از همگان و ستوده است‪.‬‬ ‫هان! به هوش باشید که آنچه می بایست ‪ ،‬من با شناخت کامل به شما گفتم با این که خوب می دانم که تنها‬ ‫نهادن حق و یاری نکردن آن ‪ ،‬اینک با پوست و گوشت شما در آمیخته‪ ،‬ونیرنگ و دجالگری قلب شما را ربوده‬ ‫است‪ ،‬اما این سخن به خاطر لبریز شدن جان وبیرون افکندن خشم درونی و اندوهی است که در کران تا کران‬ ‫سینه و گسترٔه قلبم موج میزند‪.‬‬ ‫آری‪ ،‬گفتنی هایی که گفته شد برای اتمام حجت بود‪ ،‬اکنون که مرزهای حق وعدالت را روشن ساختم ‪ ،‬اینک‬ ‫مرکب خالفت را بر گیرید‪ ،‬اما به هوش باشید که پشتش زخم خورده ‪ ،‬پایش شکاف بر داشته ‪ ،‬داغ ننگ وعار بر‬ ‫پیشانی اوباقی است‪ ،‬و نشان از خشم خدا و رسوایی ماندگار را باخود دارد؛ وسر انجام نیز به آتش خشم خدا‪ -‬که تا‬ ‫اعماق دلها نفوذ می کند‪ -‬خواهد پیوست‪.‬‬ ‫‪ ٢٢@LÚ‡Ï@éßbäçbß‬ﺟﻤﺎدى اﻻوﻟﻰ ‪١۴٢٩‬‬

‫‪١٨‬‬


‫آنچه شما انجام می دهید در پیشگاه خدا ست و به همین زودی بیدادگران خواهند دانست که به چه باز‬ ‫گشتگاه شومی باز خواهند گشت‪ ،‬و چه سرنوشت دردناکی در انتظار آنهاست‪ .‬و من دخت همان کسی هستم که‬ ‫شما را از عذابی سخت‪ ،‬که سرراه شما ست هشدار داد‪ ،‬پس شما هر آنچه میخواهید انجام دهید‪ ،‬ما نیز کار خویش‬ ‫را انجام می دهیم‪ ،‬و شما در انتظار کیفر عملکرد ظالمانٔه خود باشید‪ ،‬که ما نیز در انتظار پاداش شکوهبار عملکرد‬ ‫خداپسندانٔه خویش هستیم‪.‬‬

‫‪٢٤‬‬

‫فقط با نگاهی کوتاه وسطحی به خطبه حضرت فاطمه زهرا )س( دروازه یک شهررا بروی ما گشوده میشود‪ .‬شهری‬ ‫که در آن راه و رسم زندگی‪ ،‬شیوه اعتقادی‪ ،‬علم‪ ،‬تقوا‪ ،‬عفاف‪ ،‬شحاعت‪ ،‬بصیرت و‪ ....‬در آن جمع شده‪.‬‬ ‫درشروع ایشان خطبه شان را با بیان اولین مساله اعتقادی که توحید واعتقاد به یگانگی خداوند سبحان است‬ ‫شروع می کنند و به توصیف خداوند متعال و راز آفرینش و موهبتهای الهی میپردازند‪ .‬و توجه همگان را به آفریده‬ ‫ها و نعمتها ی خداوند عزوجل جلب میکنند‪.‬‬ ‫نبوت که اعتقاد به ارسال پیامبران از طرف خداوند برای راهنمایی بشریت و اعالن خاتمیت پیامبر اکرم )ص( در‬ ‫بخش بعدی خطبه ایشان به همگان یاد آوری میشود‪.‬‬ ‫معاد را بوسیله یادآوری مرگ رسول خدا و رفتن ایشان درمیان فرشتگان و بودن ایشان را در بهشت تعریف‬ ‫می نمایند‪.‬‬ ‫سپس ایشان مسئولیتهای انسانها را بعنوان دریافت کنندگان پیام خداوند ازطریق پیامبر)ص(‪ ،‬و انتقال آن نه‬ ‫فقط به نسل آینده بلکه به نسلهای بعدی هشدار میدهند‪ .‬چراکه با دریافت وحی خداوند از طریق رسول خدا‬ ‫وکتاب گرانقدر قرآن که درمیان مسلمانان باقی است با خداوند پیمان بسته شده و امانتی به مسلمانان سپرده شده‬ ‫است ‪.‬‬ ‫با ذکر اینکه نه تنها قرآن یک ودیعه الهی و یک گنجینٔه بی پایان است‪ ،‬بلکه آموزه های آن سبب سعادتمندی‬ ‫مسلمانان میشود وراه رستگاری ودستیابی به بهشت را می آموزاند‪.‬‬ ‫حضرت فاطمه )س( همچنین به ذکر احکام اسالمی میپردازند و به مسلمانان گوشزد میکنند که خداوند چگونه‬

‫نماز رابرای پاکسازی انسانها از غرور و خود بزرگ بینی‪ ،‬زکاة را برای پاکی نفس و افزایش روزی‪ ،‬روزه جهت‬ ‫اخالص‪ ،‬حج را برای استحکام دین و عدل را برای انسجام قلبها قرارداده است‪.‬‬

‫نکته مهم دیگری که در خطبه ایشان باید توجه داشت مساله امامت است ایشان اهمیت اعتقاد به این اصل مهم‬ ‫را به این ترتیب بیان می نمایند که همانند دیگراصول اعتقادی که از طرف خداوند عزوجل برای مسلمانان گفته‬ ‫شده امامت نیز یکی از پایه های اصلی اعتقادی وزندگی میباشد‪ .‬ایشان با بیان وطاعتنا نظاما للم ٌلة وإمامتنا أمانا‬ ‫من الفرقة طاعت از ما سبب نظم و امامت ما سبب جلوگیری از پراکندگی و بی سامانی میشود باعث یاد آوری یک‬ ‫امر مهم دیگر الهی میشوند‪.‬‬ ‫جهاد‪ ،‬امر به معروف‪ ،‬نهی ازمنکر‪ ،‬وفای به نذر وعهد‪ ،‬عادالنه رفتار کردن در اوزان‪ ،‬جوشش ونزدیکی با‬ ‫نزذیکان )صله رحم( ‪ ،‬احترام به والدین‪ ،‬هشداراز میخوارگی‪ ،‬وانهادن سرقت وسایر اصول اعتقادی که اصول مهم‬ ‫زندگی نیز میباشند در بیان موشکاف ایشان یک به یک با دالیل محکم اعالم میگردد‪.‬‬

‫‪٤٢‬‬

‫متن خطبه و ترجمه آن از کتاب‪ :‬آیة الله فقید سید محمد کاظم قزوینی‪ .‬فاطمة الزهراء از والدت تا شهادت‪ ،‬ترجمه‬

‫علی کرمی‪ .‬قم‪ :‬نشر مرتضی‪.٤۵٨-۵٨٩ ،١٣٨٤ ،‬‬

‫‪ ٢٢@LÚ���Ï@éßbäçbß‬ﺟﻤﺎدى اﻻوﻟﻰ ‪١۴٢٩‬‬

‫‪١٩‬‬


‫هرچه بیشتر با خطبه پیش میرویم افق گشترده تری از علم و بصیرت وتقوای این بانوی دوعالم بر ما پدیدار‬ ‫میشود و ایشان موارد مختلف را در چگونگی انتخاب راه و رسم زندگی گوشزد شده و یاد آوری میفرمایند‪.‬‬ ‫مهمترین نکته ای که باید توجه کرد این است که یکی از دالیل این بانوی بزرگوار برای انتخاب مواجهه با ابوبکر‬ ‫و افراد حاضر با او بالطبع احقاق حق پایمال شده شان بود‪ .‬ولی میبینیم که اولین نکاتی که ایشان به آنان گوشزد‬ ‫می کنند یاد آوری از اصول اعتقادی است‪ .‬چرا که اگر فرد پایبند به اصول اعتقادی اسالم باشد باید از بسیاری از‬ ‫اعمال بد دوری جوید وراه صحیح را انتخاب کند و گرنه به جمع یاران شیطان پیوسته است‪.‬‬ ‫تنها پس از زمان کوتاهی از مرگ پیامبر اسالم )ص( آنان که منتظر بودند تا از موقعیت استفاده نمایند و همه‬ ‫چیز را به نفع خود انجام دهند به پا خاستند‪ .‬و در همین جا است که دخت رسول خدا )ص( به قیام بر میخیزد و با‬ ‫خطبه آتشین خود بر سر این بانیان ارتجاع جدید که دوباره قدم به عصر جاهلیت گذاشته اند و مبنای وجودی زن‬ ‫را متصل به نسب او دانسته اندو این بار نیز دالیل ایشان محکم و خلل ناپذیر میباشد ‪ .‬حضرت فاطمه زهرا برای‬ ‫اعالم نسب خود پر شور تر از قبل به یاد پدر گرامیشان حضرت رسول اکرم می افتند و به ذکر خصوصیات و‬ ‫فضایل ایشان و بر تری حضرت رسول )ص( بر همه بدلیل بر گزیدگی پیامبر گرامی از آغاز خلقت میپردازند و به‬ ‫آنان گوشزد میکنند که برای نسبشان همین بس که بعالوه بر رسول خدا حضرت علی )ع( این شیر خدا راهم‬ ‫درکنار خود دارند‪.‬‬ ‫حضرت فاطمه زهرا )س( ایمان راسخ‪ ،‬علم وفضیلت‪ ،‬تقوی‪ ،‬آگاهی وسیع به امور مختلف وشجاعت را در محضر‬ ‫پدرگرامی خود حضرت رسول اکرم )ص( آموخت و این ودیعه ها را به فرزندان خود و ائمه اطهار علیهما السالم‬ ‫منتقل کرد‪.‬‬ ‫میتوان بیش از این نوشت وبیش از این گفت ولی هنوز زوایای بسیار زیادی در خطبه ایشان وجود دارد که تنها‬ ‫با مطالعه و تعمق متمادی شاید بتوان به آنها دست یافت‪.‬‬

‫‪ ٢٢@LÚ‡Ï@éßbäçbß‬ﺟﻤﺎدى اﻻوﻟﻰ ‪١۴٢٩‬‬

‫‪٢٠‬‬


‫ﺣﻴﻒ از ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺁن ﻧﺨﻞ ﺟﻮان‬

‫ﻒ از ﻃ ﻪ آن ﻞ اﻮن‬

‫ﻢ از ﺑﺎد ا ﻞ ﺪ ﮔﺎه‬

‫ﻒ از آن ﻮ ارزﺪه ﻮد‬

‫ﮫﺎن ﻞ ﻧ ﻮﯾﺎن را ﺷﺎه‬

‫ﻒ ازآن ﻊ وزﺪه ﻮد‬

‫ﺮﭘﻮ آن با ا ﻢﮔﺎه‬

‫ﻮد از ﭘﺎﯽ‬

‫ﻮد‬

‫ﺶھﻤﺪم و ﺼ ﺖ ھ اه‬

‫ﻮد ذﻞ وی از آﻻ ﺶ دور‬

‫ﭘﺎک داﻣﺎن وی از ﻮث ﻨﺎه‬

‫روز و ﺐ ﮫﺎن دا ﺖ ﻘﺎم‬

‫ﻮد آن ر‬

‫م از هاش اﻦ ﺖ اﻗ ﻢ‬

‫ﻮن ﺪ آن ﺮو ﺪ ﻻ ﺬا ر‬

‫ﻮر و ﺠ ﻣﺎه‬

‫رو ﻦ از ﻋﺎر ﺶ اﻦ ﮔﺎه‬

‫از ﺳ ﻮم اﺟ ﺶ ﺣﺎل ﺒﺎه‬

‫ﺮو ازﻦ ﻪ ﺟﺎ ﯾﺪ‬

‫ﻻ زﻦ ﻢ ز ﺮا ﻨﺪه ﮐﻼه‬

‫ر ﺖ ﺶ آن ﺧﺎک ﺮ‬

‫د ﻣﺎ ﺶ اﻦ ﺟﺎ ﯿﺎه‬

‫ﻮن ﺪ از دار ﻨﺎ ﻮی ﺖ‬

‫ﺟﺎﺶ از ﻮق ﻣﻼ ت اﷲ‬

‫ر ﺖ ﺖ از اﻦ ﺨﺎ‬

‫ﮐﻠﮏ ﻒ ﭘﯽ ر ﻮ ﺖ‬

‫ﺑﺎر ﺑ ﺸﺎد آن ﺮ ه‬

‫ر از دار ﻨﺎ ﻃ ﻪ آه‬ ‫هاتف اصفهانی‪ .‬دیوان اشعار‬

‫‪ ٢٢@LÚ‡Ï@éßbäçbß‬ﺟﻤﺎدى اﻻوﻟﻰ ‪١۴٢٩‬‬

‫‪٢١‬‬


Ú‡Ï@éßbäçbß Ytwt~

Editor-In-Chief: Zoya Alemi Under the Management of: Fatima Zahra Charitable Association Illustrations Editors: Illustrations Team

:‫ﻣﺪﻳﺮ ﻣﺴﺆول‬ ‫زوﻳﺎ ﻋﺎﻟﻤﯽ‬ :‫زﻳﺮ ﻧﻈﺮ‬ ‫ﻡﺆﺳـﺴﻪ ﺧـﻴﺮﻳﮥ ﻓﺎﻃﻤـﺔ اﻟـﺰهﺮاء‬ :‫ﮔﺮاﻓـﻴﮏ و ﺻﻔﺤﻪ ﺁراﺋﯽ‬ ‫ﮔﺮوﻩ ﻓـﻨّﯽ‬ :‫ﻧﺎﺷﺮ‬ ‫اﻥﺘﺸﺎرات ﻓـﺪﮎ‬

Fadak Publications E-mail: Web address: Write:

fadak@bibifatima.org www.bibifatima.org P.O. Box 15-108, New Lynn, Auckland, New Zealand

© 2008 Fatima Zahra Charitable Association. All rights reserved. All material in Fadak magazine is owned by Fatima Zahra Charitable Association. No material may be published, broadcasted, rewritten or redistributed without prior permission from Fatima Zahra Charitable Association.

:(‫ﭘﺴﺖ اﻟﮑﺘﺮوﻧﻴﮏ )اﻳﻤﻴﻞ‬ :‫ﺳﺎﻣﺎﻧﮥ اﻳﻨﺘﺮﻧﺘﯽ‬ :‫ﺁدرس ﭘﺴﺘﯽ‬

‫ ﺣﻖ‬.١٣٨۶ ‫© ﻣﺆﺳـﺴﻪ ﺧـﻴﺮﻳﻪ ﻓﺎﻃـﻤﺔ اﻟـﺰهﺮاء‬ ‫ هﺮﮔﻮﻧﻪ اﺳـﺘﻔـﺎدﻩ‬.‫اﺳـﺘﻔـﺎدﻩ و ﺑﺮداﺷـﺖ ﻣﺤﻔـﻮظ اﺳﺖ‬ ،‫ ﭼﺎپ‬،‫آﺮدن از ﻧﺸـﺮﻳﻪ و ﻣﻄﺎﻟﺐ ﺁن اﻋﻢ از ﺑﺮداﺷـﺖ‬ ‫ ﭘﺨﺶ و ﻳﺎ ﺑﺎزﻧﻮﻳﺴﻰ ﻓـﻘـﻂ ﺑﺎ اﺟﺎزۀ ﻣﺆﺳـﺴﻪ‬،‫ﻧﺸﺮ‬ .‫ﺧـﻴﺮﻳﮥ ﻓﺎﻃﻤﺔ اﻟﺰهﺮاء ﻣـﻴﺴﻮر اﺳـﺖ‬


Fadak (Issue 4)