Issuu on Google+

‫‪٠٦٩‬‬

‫جوانان کمونیست‬

‫اساس سوسياليسم انسان است‪.‬‬ ‫سوسياليسم‪ ،‬جنبش بازگرداندن اختيار به انسان است‪...‬‬

‫منصور حکمت‬

‫نشريه سازمان جوانان کمونيست‬ ‫(سازمان جوانان حزب کمونيست کارگري ايران)‬

‫‪ ٨‬اسفند ‪٢٩٩١‬‬ ‫‪ ١٢‬فوريه ‪١٦٢٢‬‬


‫جوانان کمونيست شماره‪ ٨ /٠٦٩‬اسفند ‪ ١٢ / ٢٩٩١‬فوريه ‪١٦٢٢‬‬

‫‪٢‬‬

‫سخن سردبیر!‬ ‫خامنه ای میگوید آمریکا اگر بتووادود یمیوی ایورا یا رو ویویور‬ ‫میدهد!‬

‫نشريه جوانان کمونيست متعلق به شماست‪،‬‬ ‫متعلق به همه جوانان‪ ،‬دانشجويان و زناني که‬ ‫از تبعيض‪،‬نابرابري و حجاب‪ ،‬ازمذهب‪ ،‬از جهل و خرافه‪،‬‬ ‫از استثمار‪ ،‬استبداد‪ ،‬از قوم پرستي‪ ،‬ناسيوناليسم و‬ ‫نژادپرستي بيزارند‪.‬‬ ‫سردبير‪:‬‬

‫کيان آذر‬

‫هيئت تحريريه‪:‬‬ ‫احسا ییاحی‬ ‫فرین معلی‬ ‫شیرین شمس‬ ‫دوا آزادی‬ ‫سهند مطلق‬ ‫امیر ایلخادزاده‬ ‫مصطفی صابر‬ ‫صفحه بندی و ردوین ویرایش ‪:‬‬

‫آیش یزدا‬

‫جوانان کمونیست پنجشنبه ها منتشر می شود‬ ‫‪javanan.tamas@gmail.com‬‬

‫روز یکشنبه گذشته خامنه ای در سخنرانیش در بین فرماندهان‬ ‫نیروی هوایی ارتش جمهوری اسالمی از نتیجه مذاکرات هسته ای‬ ‫ابراز تردید کرده و اعالم کرد که امریکا و دولتهای غربی دلشان‬ ‫میخواهد که حکومت در ایران را تغییر بدهند و اگر بتوانند اینکار‬ ‫را سریعترین زمان انجام میدهند اما توان اینکار را ندارند‪ .‬اما در‬ ‫عین حال از دولت روحانی خواسته با منتقدینش "شرح صدر"‬ ‫داشته باشد و همچنین از منتقدین دولت روحانی نیز خواسته که به‬ ‫این دولت جدید فرصت دهند‪ .‬و در عین حال توجه همه بخشهای‬ ‫حکومت را به مقابله و کنترل بحران اقتصادی جلب کرده است‪.‬‬ ‫باید خاطر نشان کنم که خامنه ای اصال در موقعیتی نیست که‬ ‫بخواهد از موضع قدرت صحبت کند‪ ،‬نه در برابر مردم و نه در‬ ‫برابر دولتهای غربی‪ .‬حکومت اسالمی در ایران مجبور به کوتاه‬ ‫آمدن و پذیرفتن بخش زیادی از خواسته های دول غربی شده است‪،‬‬ ‫آنهم تحقیرآمیز‪ .‬اما آیا این پذیرش میتواند دائمی باشد و آیا جمهوری‬ ‫اسالمی را از این موقعیت بیرون خواهد کشید و موجب میشود‬ ‫بحرانهای سیاسی‪ ،‬اقتصادی و اجتماعیش را مهار کند و پشت سر‬ ‫بگذارد‪ .‬جواب منفیست‪ .‬جمهوری اسالمی قادر به این کار نیست و‬ ‫نمیتواند به این مصالحه با غرب برسد که هم دست از پروژه هسته‬ ‫ای بردارد و به خواسته های غرب تن دهد و هم بحرانهایش را‬ ‫کنترل کند و مردم معترض جامعه ایران را مهار کند‪.‬‬ ‫از آنطرف امریکا و غرب هم بدنبال تغییر حکومت در ایران نیستند‬ ‫چرا که فعال آلترناتیو مناسبی بجای جمهوری اسالمی ندارند و‬ ‫موجود ترین گزینه برای آنان به توافق رسیدن با بخشی از خود‬ ‫حکومت است‪ .‬گزینه سرنگونی را مردم ایران با انقالبشان میتوانند‬ ‫به دول غربی تحمیل کنند‪ .‬در حال حاضر خامنه ای و کل حکومت‬ ‫در این بن بست قرار گرفته است و از یک طرف "خطر" مردم که‬ ‫بخاطر فقر‪ ،‬بیکاری و دستمزدهای پائین و نبود فضای سیاسی آزاد‬ ‫و نداشتن حقوق اجتماعی انسانی هر آن ممکن است که دست به‬ ‫اعتراضات خیابانی بزنند و از طرف دیگر فشارهای بین اللملی گیر‬ ‫کرده است‪ .‬کوتاه آمدن حکومت در مقابل غرب اجباریست تا بلکه‬ ‫این عقب نشینی در برابر غرب‪ ،‬در مقابل مردم هم صورت نگیرد‪.‬‬

‫کیا آذی‬ ‫‪ ٨‬اسفند ‪٢٩٣١‬‬ ‫‪ ١٢‬فوییه ‪١١٢٢‬‬


‫جوانان کمونيست شماره‪ ٨ /٠٦٩‬اسفند ‪ ١٢ / ٢٩٩١‬فوريه ‪١٦٢٢‬‬

‫‪٢‬‬

‫امیر ایلخادزاده‪ :‬اعتراضات دی اوکراین‬

‫در اعتراضات شامگاه سه شنبه هجدهم فوریه بین تظاهر کنندگان و‬ ‫پلیس در شهر کی یف پایتخت اوکراین دستکم ‪ 52‬تن کشته و ‪ 542‬تن‬ ‫زخمی شدند‪ .‬میدان استقالل شهر کی یف به مرکز مخالفت با دولت و‬ ‫رئیس جمهور این کشور تبدیل شده است‪ .‬در سوی دیگر میدان با چند‬ ‫متر فاصله نیروهای مجهز پلیس به حالت آماده باش ایستاده اند‪.‬‬ ‫درگیری های سه شنبه شب کی یف‪ ،‬شدیدترین اعتراضات از زمان‬ ‫شروع در پاییز گذشته‪ ،‬و بر علیه رئیس جمهور این کشور بوده است ‪.‬‬ ‫چند صد هزار نفر در ماه های اخیر علیه ویکتور یانوکویچ و دولت وی‬ ‫بطور مداوم دست به تظاهرات زده اند‪ .‬تظاهرکنندگان لغو قراردادهای‬ ‫اخیر با روسیه‪ ،‬اصالح نظام قضایی‪ ،‬آزادی های سیاسی‪ ،‬استعفای‬ ‫دولت و انتخابات زودرس پارلمانی و ریاست جمهوری هستند و می‬ ‫خواهند که این کشور از روسیه فاصله بگیرد‪ .‬اوکراین و اتحادیه اروپا‬ ‫مذاکرات چند ساله ای را برای همکاری بین خود برگزار کرده بودند‪.‬‬ ‫اما در نوامبر سال گذشته یانوکویج در اقدامی غیر مترقبه به اتحادیه‬ ‫اروپا پیغام داد که قرارداد مذکور را امضا نمی کند‪ .‬به جای آن‪ ،‬وی‬ ‫چند هفته بعد قراردادی با روسیه امضا کرد‪ .‬از آن زمان به بعد صدها‬ ‫هزار اوکراینی علیه رئیس جمهور و دولتش‪ ،‬دست به تظاهرات زدند‬ ‫که هنوز این تظاهرات ادامه دارد‪ .‬الزم به یادآوری است که اکراین چند‬ ‫سال پیش نیز شاهد انقالبی علیه همین رئیس جمهور بود که به انقالب‬ ‫نارنجی معروف شد‪ .‬در آن انقالب یانوکویچ مجبور به برگزاری‬ ‫انتخابات شد و آن انتخابات را باخت‪ .‬اما در انتخابات بعدی دوباره‬ ‫برنده شد‪ .‬روسیه نمی خواهد نفوذ خود را در اوکراین از دست بدهد‪ ،‬به‬ ‫همین دلیل از نزدیکی اوکراین به اتحادیه اروپا جلوگیری کرد‪.‬‬ ‫وقتی به وقایع اوکراین نگاه میکنیم شاهد اعتراضات خیابانی مردم در‬ ‫انجا هستیم که در ضمن دخالت و قدرت طلبی دولتها را نیز در آن‬

‫میبینیم‪ .‬این بار سرمایه داری غرب‪ ،‬در قالب اتحادیۀ اروپا از‬ ‫یک سو‪ ،‬با رژیم دیکتاتوری و مافیایی روسیه از سوی دیگر‬ ‫در منازعه هستند و‬ ‫هر کدام سعی دارند رقیب را از میدان به در کنند‪ .‬و همچون‬ ‫سوریه‪ ،‬و دیگر جاهای جهان‪ ،‬تنها در اندیشۀ بسط قدرت خود‬ ‫و منافع بیشتر برای طبقۀ سرمایه دار حاکمۀ خود هستند‪.‬‬ ‫مبارزات مردم اوکراین برای فاصله گرفتن از سلطۀ‬ ‫درازمدت روسیه طی یک دهۀ اخیر منجر به انقالبی موسوم‬ ‫به نارنجی در این کشور گردید‪ ،‬ولی دولتی که پس از انقالب‬ ‫نارنجی بر مسند قدرت نشست نیز در عوض روسیه‪ ،‬برای‬ ‫بقای خود حفظ منافع غرب را در دستور کار‬

‫خود قرار داد و بخاطر نداشتن پایگاه مردمی‪ ،‬خیلی زود‬ ‫سقوط کرد‪ ،‬و عناصر وابسته به روسیه مجددا ً قدرت را بدست‬ ‫گرفتند ‪.‬‬ ‫ولی اینبار مردم اوکراین با توجه به تجربۀ پیشین‪ ،‬باید این را‬ ‫بدانند که نه روسیه و نه غرب به فکر آزادی و برابری و‬ ‫زندگی بهتر مردم اوکراین نیستند و با هوشیاری باید در‬ ‫بقدرت رسیدن حکومتی که برای آنها یک زندگی انسانی و‬ ‫یک دنیای بهتر را به ارمغان بیاورد و خود مردم در ان‬ ‫دخالت داشته باشند تا به آخر مبارزه کنند‪.‬‬


‫جوانان کمونيست شماره‪ ٨ /٠٦٩‬اسفند ‪ ١٢ / ٢٩٩١‬فوريه ‪١٦٢٢‬‬

‫احسا ییاحی‪ :‬گزایشی از‬ ‫سخنرادی از طرف جوادا‬ ‫ایرا دی جلسه جوادا بدو‬ ‫مرز دی آلما‬

‫جان خود را از دست می دهند‪.‬‬ ‫دوستان ما نمایینده همان میلیونها انسان هستیم؛ و حال که این‬ ‫قدرت را داریم که در یک کشور امنتر زندگی کنیم نباید بی‬ ‫تفاوت باشیم‪.‬‬ ‫من به جای خودم و همه شما از این دوستان آلمانی تشکر می کنم‬ ‫که در کنار ما ایستاده اند و به ما کمک می کنند و بدون اینکه در‬ ‫زمان حاضر درد ما را کشیده باشند هم دردمان هستند‪.‬‬ ‫اما ما وظیفه سنگین تری داریم باید در کنار زندگی شخصی‬

‫در تاریخ ‪ 31‬دسامبر ‪ 5231‬به عنوان یک فعال سیاسی از ایران‬ ‫به سمینار جوانان بدون مرز دعوت شدم و به عنوان تنها‬ ‫سخنران این مراسم به مدت ‪ 52‬دقیقه سخنرانی داشتم که به زبان‬ ‫فارسی بود و توسط دوست عزیزم شریف هم زمان به آلمانی‬ ‫ترجمه می شد‪.‬‬ ‫خالصه صحبت من بدین شرح بود‪:‬‬

‫خودمان عالوه بر کار و تحصیلمان به مطالعه بپردازیم و تالش‬ ‫کنیم صدای مردم آن منطقه را به گوش مردم دیگر نقاط دنیا‬ ‫برسانیم‪.‬‬ ‫البته من برنامه کامل این گروه را نمی دانم اما ما در سازمان‬ ‫جوانان حزب کمونیست کارگری ایران توانستیم جوانانی را دوره‬ ‫هم جمع کنیم و در کناره خواندن و نوشتن به سازماندهی دیگر‬ ‫جوانان می پردازیم برای تغییر وضع موجود و ایجاد یک دنیای‬ ‫بهتر‪.‬‬

‫خب من هم سالم می کنم به همه دوستانی که در این جمع حضور‬ ‫دارند و خوشحالم از این که امشب در بین شما هم هستم‪ .‬دولت‬ ‫های سرمایه داری با متوصل شدن به مذهب‪ ،‬قوم گرایی و ملی‬ ‫گرایی سعی بر این دارند تا ما مردم عادی و زحمتکش را از هم‬ ‫دور کنند تا بلکه بتوانند از ما بهره برداری کنند‪.‬‬

‫خوب است که این فرصت بدست آمده را از دست ندهیم و بتوانیم‬ ‫دنیا را آنجور که ما ‪99‬درصدی های دنیا می خواهیم تغییر دهیم‪.‬‬

‫میلیون ها انسان در جهان تحت ستم نظام سرمایه داری هستند و‬ ‫حق حیات خود را به آن صورتی که میخوان از دست داده اند‪.‬‬

‫باتشکر از شما بخاطر وقتی که به من دادید‪ .‬در بخش دوم‬ ‫سواالتی در رابطه مسئله پناهندگی هم پرسیده شد که جواب دادم‪.‬‬

‫باید بگم ما انسان های خوش شانسی بودیم که االن در این جا‬ ‫هستیم‪ ،‬در همین لحظه که من دارم صحبت می کنم در مناطق‬ ‫افغانستان‪ ،‬پاکستان‪ ،‬ایران و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس‬ ‫و همینطور عراق‪ ،‬سوریه و در آفریقا انسانهای زیادی توسط‬ ‫احکام ارتجاعی ملی و مذهبی مثل سنگسارو اعدام یا بمب گذاری‬ ‫های گروهک های تروریستی اسالمی نظیر طالبان و القاعده‬

‫در انتهای برنامه در صحبتی که با مسئولین این گروه داشتم قرار‬ ‫شد زمانی رو مشخص کنیم که جلسه ای با حضور اعضاء‬ ‫شورای مرکزی سازمان جوانان کمونیست و همچنین چند فعال‬ ‫جوانان بدون مرز مشخص بشه تا در زمینه های مختلف‬ ‫همکاری هایی داشته باشیم‪.‬‬

‫‪٣‬‬


‫جوانان کمونيست شماره‪ ٨ /٠٦٩‬اسفند ‪ ١٢ / ٢٩٩١‬فوريه ‪١٦٢٢‬‬

‫‪٤‬‬

‫دعوت به مشایکت و همکایی‬ ‫از افراد‬ ‫‪LGBT‬‬ ‫در ادامه سمینارهای سازمان جوانان کمونیست‪ ،‬در‬ ‫ارتباط با پدیده ی سکس و چگودگی مواجه دسل‬ ‫جوا با این مسئله دی ایرا رحت حاکمیت‬ ‫جمهویی اسالمی‪ ،‬در نظر داریم سومین سمینار‬ ‫را با موضوع همجنسگرایی‪ ،‬دو جنس گرایی و‬ ‫ترانسکشوالیسم‪ ،‬در ‪ 31‬ماه می(همزمان با پانزده‬ ‫می روز جهانی علیه همجنسگرا ستیزی) در‬ ‫استهکلم برگزار کنیم‪.‬‬ ‫لذا از همجنسگرایان دختر و پسر‪ ،‬دو جنس‬ ‫گرایان‪ ،‬ترانس سکشوالها و نیز فعالین این عرصه‬ ‫که عالقمند به شرکت در این سمینار هستند دعوت‬ ‫به همکاری می کنیم‪.‬‬

‫ایمیل‪javanan.tamas@gmail.com :‬‬

‫آزادی‪ ،‬برابری‪،‬‬ ‫حکومت کارگری‬ ‫اخبار دانشگاه خود را برای ما ارسال کنید‪.‬‬ ‫خبرنگار رویدادهای دانشگاه خود باشید‪.‬‬ ‫آدرس تماس‪:‬‬ ‫‪Javanan.tamas@gmail.com‬‬

‫سازما جوادا کمودیست‬


‫جوانان کمونيست شماره‪ ٨ /٠٦٩‬اسفند ‪ ١٢ / ٢٩٩١‬فوريه ‪١٦٢٢‬‬

‫فرین معلی‪:‬‬

‫دگاهی به وضعیت دادشجویا ایرادی دی آلما‬ ‫بخش اول‪-‬‬

‫یک‬ ‫بعنوان‬ ‫من‬ ‫دانشجوی ایرانی که‬ ‫مشغول تحصیل و‬ ‫زندگی در کشور آلمان‬ ‫هستم با تجربیات و‬ ‫سطح تحقیقی که در‬ ‫رابطه با دانشگاه های‬ ‫آلمان داشته ام میخواهم‬ ‫نگاهی داشته باشم به‬ ‫دانشجویان‬ ‫وضعیت‬ ‫ایرانی در آلمان و از‬ ‫جوانب مختلف به این‬ ‫مسئله بپردازم اما قطعا‬ ‫این ادعا را ندارم که همه جوانب را مورد بررسی قرار خواهم داد بکه‬ ‫مسائلی که بنظرم مهمتر و تاثیرگذارتر خواهد بود را مطرح خواهم‬ ‫کرد‪.‬‬ ‫امروزه دانشگاه ها و مدارس عالی کشورآلمان مورد استقبال گسترده ی‬ ‫افراد زیادی از سراسر دنیا قرار گرفته اند‪ .‬ابتکار عمل در افزایش‬ ‫سطح دانش‪ ،‬باال بردن تنوع رشته ها در مقاطع مختلف کارشناسی‪،‬‬ ‫کارشناسی ارشد و دکترا‪ ،‬ارائه ی کالس های دانشگاهی به زبان‬ ‫انگلیسی عالوه برزبان آلمانی‪ ،‬ارائه ی بورسیه های مختلف و پایین‬ ‫بودن سطح شهریه ی دانشگاهی درمقایسه با سایر کشورها همگی از‬ ‫دالیل جذب افراد فراوانی به دانشگاه های شهرهای آلمان شده است‪...‬‬

‫در این رابطه در بین جوانان ایرانی هم دانشگاه های کشور آلمان از‬ ‫اهمیت خاصی برخوردار است‪ .‬ساالنه ایرانیان بسیاری با وجود تمام‬ ‫موانع سختی هایی که پیش رو دارند اقدام به اخذ ویزای دانشجویی می‬ ‫کنند‪ .‬یکی از این موانع که در این اواخر ایرانیان را برای اخذ ویزای‬ ‫دانشجویی با مشکل بسیار جدی روبرو کرده است بلوکه شدن شدن‬ ‫بانک صادرات در شهرهای هامبورگ و فرانکفورت به علت تحریم‬ ‫های جدید اتحادیه اروپا علیه جمهوری اسالمی می باشد‪.‬‬

‫دانشجویان ایرانی که قصد ادامه تحصیل در کشور آلمان را دارند برای‬ ‫گرفتن ویزای دانشجویی باید برگه ای در سفارت آلمان ارائه کنند مبنی‬ ‫بر این که برای تحصیل در کشور آلمان به اصطالح "استطاعت مالی"‬ ‫دارند‪ .‬آن ها برای گرفتن ویزا باید در یکی از بانک ها که شعبه ای هم‬ ‫در کشورآلمان داشته باشد حسابی با حداقل هشت هزار یورو باز کنند و‬ ‫تاییدیه آن بانک را به سفارت آلمان در تهران ارائه کنند تا بتوانند‬ ‫ویزای دانشجویی بگیرند‪ .‬بلوکه شدن بانک صادرات در آلمان از یک‬ ‫سو و حاضر نبودن بانک های آلمانی به باز کردن حساب از راه دور‬ ‫برای دانشجویان ایرانی از سوی دیگر‪ ،‬آن ها را با مشکل ارائه ی‬ ‫برگه ی استطاعت مالی روبرو کرده است‪.‬‬

‫دانشجویان ایرانی پس از عبور از موانع سخت برای اخذ‬ ‫ویزای دانشجویی با موانع سخت تر و مشکالت بیشتری در‬ ‫کشور آلمان روبرو هستند‪ .‬یکی از این مشکالت تبعیض های‬ ‫خاصی است که در مورد ایرانیان(و احتماال هم باید در رابطه‬ ‫با دانشجویان کشورهای دیگر هم که به برای تحصیل به آلمان‬ ‫آمده انداین تبعیضات و کمبودها وجود داشته باشد اما بخاطر‬ ‫جمهوری اسالمی و بحرانهای سیاسی که این حکومت با‬ ‫دولتهای دیگر دارد این مسئله برای دانشجویان ایرانی حادتر‬ ‫است) درآلمان انجام می شود‪ .‬یکی از این تبعیض ها‬ ‫محرومیت از داشتن حساب بانکی دراکثر بانک های دولتی‬ ‫وغیردولتی آلمان مثل دویچه بانک‪ ،‬پست بانک‪ ،‬کمرچ بانک‬ ‫تنها به دلیل تحریم های علیه علیه جمهوری اسالمی می باشد‪.‬‬ ‫در طی یک سال گذشته بانک های آلمانی به طور گسترده ای‬ ‫اقدام به مسدود کردن حساب های بانکی دانشجویان ایرانی‬ ‫نموده اند‪ .‬اخیرا دانشجویان جدید ایرانی در آلمان به سختی می‬ ‫توانند یک حساب بانکی باز کنند‪.‬‬ ‫لوتزباکلیتچ یکی از مقامات سازمان مهاجران ایرانی در برلین‬ ‫اعالم کرد که از نوامبر سال ‪ ،5235‬تعداد شکایت ها در‬ ‫مورد حساب های مسدود شده و خودداری از گشودن حساب‬ ‫جدید افزایش یافته است‪ .‬هفته نامه ی اشپیگل هم دراین مورد‬ ‫گزارشی نوشته است که بر اساس این گزارش‪ ،‬مشتریان‬ ‫ایرانی نامه هایی از بانک های نام برده مبنی بر بسته شدن‬ ‫قریب الوقوع حساب هایشان دریافت کرده اند و دلیلی هم برای‬ ‫این تصمیم به آن ها ارائه نشده است‪ .‬به نوشته این گزارش‪،‬‬ ‫از طریق پست به صاحبان این حساب ها اطالع داده شده است‬ ‫که می توانند موجودی خود را به صورت نقد تحویل بگیرند یا‬ ‫به بانک دیگر انتقال دهند‪.‬‬ ‫این بانک ها از ارائه دالیل این اقدامات خودداری کردند اما‬ ‫برخی موسسات مالی این اقدامات را تحریم های غرب علیه‬ ‫جمهوری اسالمی عنوان کرده اند‪ .‬بستن پی در پی حساب‬ ‫های دانشجویان حتی سبب شده است تا دولت آلمان نیز با این‬ ‫بانک ها تماس بگیرد‪ .‬امیلی هاربر یک مقام وزارت امور‬ ‫خارجه آلمان از طریق نامه به بانک ها اعالم کرده است که‬ ‫حرکت این بانک ها در مسدود کردن حساب های بانکی‬ ‫شهروندان ایرانی پایه قانونی ندارد‪ .‬وی خواستاربررسی‬ ‫مجدد مدیریت حساب ها و گشایش حساب های جدید شده است‪.‬‬ ‫مشکل بزرگ و جدید دیگر که گریبان همه ی دانشجویان‬ ‫ایرانی مقیم آلمان شده است‪ ،‬مسدود شدن تمام راه های بانکی‬ ‫بین ایران و آلمان به دلیل تحریم های اخیر است‪ .‬این مسئله‬ ‫تمام دانشجویان ایرانی را تحت شدیدترین فشارهای مالی قرار‬ ‫داده است که به موجب آن تاثیرات منفی زیادی روی بخش‬ ‫های مختلف زندگی دانشجویان ایرانی در آلمان می گذارد‪،‬‬ ‫منجمله مشکالت اقامتی‪.‬‬

‫‪٥‬‬


‫جوانان کمونيست شماره‪ ٨ /٠٦٩‬اسفند ‪ ١٢ / ٢٩٩١‬فوريه ‪١٦٢٢‬‬

‫ادامه مطلب دگاهی به وضعیت دادشجویا ایرادی دی آلما‬ ‫ا‬

‫داره ی اتباع علیرغم آگاهی از تمامی تحریم ها علیه جمهوری اسالمی فشار‬ ‫مضاعفی به دانشجویان ایرانی وارد می کند و همچنان سرسختانه فقط در قبال‬ ‫داشتن حساب بانکی بلوکه شده به مبلغ هشت هزار یورو اقدام به تمدید ویزای‬ ‫دانشجویی می کند‪ .‬این مشکل باعث شده است که عده ای از دانشجویان قبل از‬ ‫اتمام درس خود مجبور به بازگشت به ایران بشوند‪.‬‬

‫متاسفانه دانشجویان ایرانی نه تنها همانند دانشجویان کشورهایی همانند یمن‪،‬‬ ‫آذربایجان‪ ،‬عربستان سعودی از نظر مالی مورد حمایت کشور خود نیستند‬ ‫بلکه به سختی شامل بورسیه های تحصیلی کشور آلمان قرار می گیرند‪.‬‬ ‫زندگی سخت دانشجویان ایرانی تاثیر بسیاری درکاهش فعالیت های آن ها در‬ ‫زمینه های مختلف فرهنگی‪ ،‬سیاسی و اجتماعی داشته است زیرا آن ها‬ ‫مجبوراند برای تامین هزینه های تحصیل خود در کنار تحصیلشان اقدام به‬ ‫کار دانشجویی کنند طوری که تمام اوقات فراغت آن ها صرف کار کردن می‬ ‫شود‪ ،‬در نتیجه وقت زیادی برای سایر فعالیت ها باقی نمی ماند‪.‬‬

‫به صورت عمده دانشجویان رشته های شرق شناسی وایران شناسی‬ ‫به فعالیت های فرهنگی مشغول هستند‪ ،‬منجمله برگذاری برنامه های‬ ‫مختلف درمورد فرهنگ ایران‪ ،‬دعوت از نویسندگانی از ایران‬ ‫همانند محمود دولت آبادی به آلمان‪.‬‬ ‫دانشجویان ایرانی در آلمان نقش قابل توجه ای در فعالیت های‬ ‫سیاسی ندارند زیرا که اکثریت آن ها به ایران مراجعت می کنند ولی‬ ‫در اعتراضات سال ‪ 88‬تعدادی از دانشجویان به صورت خود جوش‬ ‫دست به اعتراض در شهر های بزرگ آلمان زدند‪.‬‬ ‫آن چه که بسیارواضح است عدم وجود یک انجمن و اتحادیه‬ ‫دانشجویی ایرانی مستقل از جمهوری اسالمی‪ ،‬که رادیکال و مدرن‬ ‫و پیشرو باشد در آلمان بسیار محسوس است‪ .‬در صورت وجود‬ ‫همچین انجمنی چه بسا که بسیاری از مشکالت دانشجویان با‬ ‫همکاری و هم فکری واتحاد همدیگر قابل حل باشد‪ .‬عالوه بر آن‬ ‫وجود یک سازمان یا یک حزب سیاسی الزامیست که بتواند به‬ ‫دانشجوها دردفاع ازحقوق پایمال شده ی خود کمک کند و همچنین‬ ‫بتواند به آن ها یک افق سیاسی مشخصی در جهت تغیروضعیتشان‬ ‫بدهد‪ .‬ادامه داید‪.‬‬

‫‪٦‬‬


‫جوانان کمونيست شماره‪ ٨ /٠٦٩‬اسفند ‪ ١٢ / ٢٩٩١‬فوريه ‪١٦٢٢‬‬

‫احساسی این است که جا مردم هیچ ایزشی دداید!‬ ‫مصاحبه شیرین شمس با آیدا مهرزاد از رهرا ‪:‬‬ ‫آیدا دانشجو است و در خیابان ابوریحان تهران زندگی میکند‪ .‬او در محل جان‬ ‫باختن دو زن کارگرحضور داشته و از آن به بعد‪ ،‬دچار پریشانی و بدخوابی‬ ‫شده‪ .‬آنطور که خودش میگوید مدام به این اتفاق دلخراش فکر میکند و حتی‬ ‫دیگر درس خواند برایش سخت شده است‪ .‬آنچه در زیر میخوانید‪ ،‬مصاحبه‬ ‫شیرین شمس با آیدا مهرزاد از تهران در مورد واقعیت هایی از جان باختن دو‬ ‫زن کارگر در حال نجات دادن جان خود از شعله های آتش است‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫وقتی با آیدا صحبت میکردم‪ ،‬صدایش از ناراحتی می لرزید!‬ ‫شیرین‪ :‬آیدا جا لطفا بگو چطوی شد که آ یوز دی محل حادثه بودی؟ و با‬ ‫چه صحنه ای مواجه شدی؟‬ ‫آیدا‪ :‬روز یکشنبه ‪ 59‬دی بود که با صدای آژیر آتش نشانی‪ ،‬من و مادرم به‬ ‫خیابان دویدیم‪ .‬دود با سرعت زیادی با سمت آسمان میرفت‪ .‬هراسان به محل‬ ‫آتش سوزی رسیدیم‪ .‬صدای جیغ و فریاد می آمد‪ ،‬سرمان را که به سمت باالی‬ ‫ساختمان‪ ،‬یعنی همان محل آتش سوزی چرخاندیم‪ ،‬دیدیم دو زن از پنجره‬ ‫بیرون آمده اند و فلز بنای ساختمان را محکم چسبیده اند تا به پایین نیافتند‪.‬‬ ‫ساختمان ‪ 2‬طبقه بود و این صحنه خیلی ترسناک بود‪ .‬چند تا از مامورین آتش‬ ‫نشانی در پایین ساختمان در تقالی طناب انداختن به باال بودند و چند نفر‬ ‫شروع کردند با فشار قوی آب پاشیدن به سمت آن دو زن‪ .‬آن دو بلند بلند فریاد‬ ‫میزدند‪" :‬آب نریز‪ ،‬آب نریز‪ ،‬ما داریم لیز میخوریم‪ ،‬آب نریز‪ ،‬آب نریز!"‬ ‫هنوز صدای آب نریز آب نریز توی گوشم می پیچد‪ .‬همین آب پاشیدنها باعث‬ ‫شد آنها سقوط کنند‪ .‬و دو نفر به خاطر هیچ و پوچ جانشان را از دست دادند!‬ ‫شیرین‪ :‬منظویت اینست که اگر به سمت آدها آب پاشیده دمیشد‪ ،‬آدها به زمین‬ ‫دمی افتاددد؟‬ ‫آیدا‪ :‬دقیقا‪ ،‬این یک دلیلش بود‪ .‬دستهای این زنها نیمه سوخته بودند و مقاومت‬ ‫کمی داشتند‪ ،‬و وقتی مأمورین آتش نشانی آب می پاشیدند‪ ،‬فلزی که زنها‬ ‫دستشان را به آن گرفته بودند لیز شد و باعث شد آنها خیلی زودتر لیز بخورند!‬ ‫و بدتر اینکه آتش نشانی نه خودش تشک داشت که پایین ساختمان بگیرد که‬ ‫زنها روی آن بیفتند‪ ،‬نه میگذاشت کسی نزدیک شود که آنها را نجات دهد‪.‬‬ ‫شیرین‪ :‬منظویت مردم عادی است؟ مگر کسی میتوادست آدها یا کمک کند؟‬ ‫آیدا‪ :‬بله! به نظر من میشد به دست مردم آنها را نجات داد‪ .‬مردم زیادی آنجا‬ ‫جمع شده بودند و همین صحنه ها را که دیدند میخواستند زیر ساختمان بروند و‬ ‫دستشان را به هم قفل کنند‪ ،‬تا وقتی زنها می افتند روی دستان آنها بیفتند‪ .‬ولی‬ ‫مامورین آتش نشانی نمیگذاشتند کسی نزدیک ساختمان شود‪ .‬مردم‪ ،‬بخصوص‬ ‫جوانان فریاد میزند‪" :‬بذارید ما بغلی نجاتشون بدیم‪ ،‬بذارید ما بریم جلو‪ ،‬ما‬ ‫میتونیم بغلشون کنیم‪ ،‬اینها دارند می افتند‪ ".‬همه داشتیم لحظه به لحظه جان‬ ‫کندن این زنان رو میدیدم‪ .‬حتی یکی از زنهایی که در تجمع بود چادرش را‬ ‫درآورد و داد به جوانان و گفت‪ " :‬بیایید بریم جلو‪ ،‬بیایید این چادر را بگیریم تا‬ ‫بیفتند روی این چادر‪ ".‬همان چادر هم میتوانست از مرگ آن دو جلوگیری کند‪.‬‬ ‫ولی ممانعت مامورین آتش نشانی اجازه نجات به دست مردم را نداد‪ .‬واقعا‬ ‫آتش نشانی بی تدبیری کرد‪ .‬خالصه اینکه جلوی چشم همه ما‪ ،‬به زمین پرت‬ ‫شدند و در جا ُمردند‪ .‬خیلی حیف شد خیلی‪.‬‬ ‫شیرین‪ :‬واکنش مردمی که دی آدجا جمع شده بوددد چه بود؟‬ ‫آیدا‪ :‬مردم بخصوص جوانان میخواستند کمک کنند‪ .‬ولی به کسی اجازه داده‬ ‫نشد‪ .‬از یه جایی دیگر مردم اشک می ریختند و این ناراحتی همراه با اعتراض‬ ‫به مامورین آتش نشانی و کل مسئولین بود‪ .‬جوانان فریاد میزدند‪ " :‬همه شما‬ ‫آدم ُکشید! برای جمع کردن ماهواره خوب بلدید از ساختمونها باال برید ولی‬ ‫برای نجات جون یه آدم هیچی ندارید‪ ".‬مادرم بلند بلند فریاد میزد و می گفت‪:‬‬ ‫"پس شما اینجا چه کاره اید؟ جون ما رو پس کی باید نجات بده؟ چرا هیچکس‬ ‫به فکر مردم نیست؟ بس کنید بساطتون رو‪ ،‬جمع کنید این آدم کشیتون رو!" و‬ ‫از همه جای تجمع صدای فریاد و اعتراض می آمد‪.‬‬

‫شیرین‪ :‬قبال گفتی که به این فاجعه خیلی فکر میکنی‪ .‬کال چه‬ ‫احساسی دایی؟‬ ‫آیدا‪ :‬من یک فاجعه را جلوی چشم خودم دیدم‪ .‬هنوز فریادهای خودم‬ ‫در گوشم است‪ .‬و دائم فریادها و لحظه به زمین افتادن آنها جلوی‬ ‫چشمم‪ .‬به این فکر میکنم که میشد این دو زن را نجات داد‪ .‬به این‬ ‫فکر میکنم که خانوده و بچه های این دو زن از این به بعد چه کار‬ ‫خواهند کرد‪ .‬خودت که خوب میدانی‪ ،‬کارگران کارگاهها در اینجا نه‬ ‫بیمه دارند‪ ،‬نه هیچ چیز دیگری‪ .‬اگر هم بیمه داشته باشند بیمه‬ ‫درست و حسابی نیست که بشود به آن تکیه کرد‪ .‬به این فکر میکنم‬ ‫باز فردا چه فاجعه ای در کوچه و خیابان رخ خواهد داد!‬ ‫احساسم این است که جان مردم هیچ ارزشی ندارد‪ .‬یعنی جان ما ذره‬ ‫ای ارزش ندارد‪ .‬ما زندگی نمی کنیم‪ .‬ما دائم در استرس هستیم‪ .‬از‬ ‫صبح تا شب‪ .‬ما نمیدانیم یک ساعت دیگر چه اتفاقی برای خودمان‪،‬‬ ‫خانواده مان‪ ،‬دوستانمان و اقواممان می افتد! به این فکر میکنم که‬ ‫چطور می شود از این وضعیت خالص شویم‪ .‬مشکالت اقتصادی از‬ ‫یک طرف‪ ،‬مرگ و میرهای پشت سر هم از یه طرف‪ .‬هر روز‬ ‫خبر مرگ‪ ،‬خبر تصادف‪ ،‬خبر سکته قلبی و مغزی و خیلی اتفاقات‬ ‫دیگر‪ .‬هیچ کس هم پاسخگو نیست‪ .‬هیچ اداره ای‪ ،‬هیچ سازمانی‪ .‬نه‬ ‫کسی عذرخواهی میکند‪ ،‬نه جبران میکند‪ .‬آخرش چه شد؟ در همین‬ ‫نمونه آخر تقصیرات رو هم انداختند گردن آن زنها و یا فقط آتش‬ ‫نشانی‪ ،‬که آنها بودند که عجله کردند و هول شدند‪ .‬در نهایت هم‬ ‫پروده شان بسته شد‪ .‬و دو نفر جلوی چشمان همه ما پر پر شدند‪.‬‬ ‫من فکر میکنم که نباید وضع زندگی ما این باشد‪ .‬فکر میکنم که می‬ ‫شود در شرایط دیگری هم زندگی کرد‪ .‬به این فکر میکنم که تا کی‬ ‫باید زندگی ما دستی دستی نابود شود‪ .‬تا کی واقعا تا کی؟‬ ‫و آیدا همچنان اشک می ریخت!‬

‫‪٧‬‬


‫جوانان کمونيست شماره‪ ٨ /٠٦٩‬اسفند ‪ ١٢ / ٢٩٩١‬فوريه ‪١٦٢٢‬‬

‫‪٨‬‬ ‫دوا آزادی‪ :‬دید ذهن!‬ ‫این یه مقاله نیست‪ ،‬یک تحقیق‬ ‫علمی اصال نیست‪ .‬این نوشته‬ ‫حاصل شب بیداری های‬ ‫نویسنده ی "غربت نشین"‬ ‫است‪ .‬درد دل نسل ما خیلی‬ ‫زیاده ‪ ،‬اونقدر زیاد که شاید‬ ‫الزم باشه ستونی از نشریه را‬ ‫ستون "درد ذهن و یا درد دل"‬ ‫بنامیم و درونش فقط درد دل‬ ‫کنیم‪ .‬انکار نمیکنم کمی شوک‬ ‫شدم و کمی هم دلم سوخت‪،‬‬ ‫پنهان نمیکنم در تنهاییم‪ ،‬جایی‬ ‫که هیچکس نبود گریه هم کردم‪،‬‬ ‫هنوز یادم نرفته که انسانم هر‬ ‫چقدر هم که روزگار تالش‬ ‫زیادی میکند تا فراموشمان کند‬ ‫انسانیم‪.‬‬ ‫ماجرا از آنجا شروع شد که م‬ ‫در کشوری به دنیا آمدیم و‬

‫بزرگ شدیم و مدرسه رفتیم که همه چیز ممنوع بود‪ .‬فکر کردن ممنوع‬ ‫بود‪ ،‬عشق ممنوع بود‪ ،‬بوسه ممنوع بود ‪ ،‬سکس ممنوع بود؛ رابطه‬ ‫داشتن با جنس مخالف ممنوع بود ‪ ،‬احساس عشق داشتن به جنس موافق‬ ‫ممنوع بود و کال همه چیز ممنوع است‪ .‬با ممنوعیتهای ریز و درشت‬ ‫رشد کردیم اما بزرگ نشدیم‪ .‬تجربه نکردیم‪.‬‬ ‫وقتی که بدن نوجوانیهایمان درگیر تغییرات و انقالبات فیزیکی بود ‪،‬‬ ‫خیلی از احساساتمان را سرکوب کردیم‪ ،‬از خودم میگویم‪ ،‬وقتی‬ ‫پستانهایم وحشیانه رشد میکرد من از آنها و از زنانگی ام خجالت‬ ‫میکشیدم‪ .‬من از احساسات سکسی ام خجالت میکشیدم و پنهانشان‬ ‫میکردم‪.‬‬ ‫اینها سرگذشت من تنها نیست‪ ،‬خود ارضایی های خیلیهامان با عذاب‬ ‫وجدان همراه بوده‪ ،‬مگر نه؟؟؟‬ ‫اما چرا؟! سوالم جواب ساده ای دارد اما جواب سوال به معنی اینکه راه‬ ‫حلش هم ساده است‪ ،‬هرگز چنین نیست‪ .‬حکومتی که با چاشنی سمی‬ ‫اسالم ‪،‬غم را و مرگ را قطره قطره توی حلقمان ریخت‪.‬‬ ‫شانه اش آرام میلرزد ‪ ،‬ولی به من نگاه نمیکند‪ ،‬دوست داشتم آخرین‬ ‫حرفهایش را توی چشمانم میزد اما مرا نگاه نمیکرد؛ با اصرار کاشی‬ ‫های زمین را نگاه میکرد‪.‬‬

‫دروغ گفته بود یا بهتر است بگویم راستش را نگفته بود‪ .‬این‬ ‫اعتراف را وقتی کرد که به ته خط رابطه رسیده بودیم‪ ،‬برای‬ ‫بعضی حرفهایش نه من دلیلی یافتم نه حتی خودش‪ .‬حرفهایی‬ ‫را که باید زد ‪ ،‬مخفی کرده بود یا چنان در حاله ای از ابهام‬ ‫گفته بود که حتی خودش هم منظور اصلی اش را نفهمیده بود‪.‬‬ ‫فراموش کرده بود که چند وقتی میشود ایران نیست‪ ،‬فراموش‬ ‫کرده بود اینجا آزاد است که حرف بزند‪ ،‬ببوسد و عشق‬ ‫بورزد‪ ،‬به هر کسی که میخواست‪.‬‬ ‫روی حرفم با او تنها نیست ‪ ،‬با خودمان است‪ .‬حکومت سعی‬ ‫کرده ما را به لبه پرتگاه بیاورد‪ .‬حرفهایمان را آنقدر از هم‬ ‫پنهان میکنیم تا روزی که از چشمانمان بیرون میریزد‪ .‬یا مثل‬ ‫اشک یا مثل خشم‪.‬‬ ‫این مخفی کاری را توی فرهنگمان داریم‪ ،‬حتی توی ادبیاتمان‪.‬‬ ‫مگر "استعاره" همین نیست؟ یا "ایهام"؟ انقدر حرف را در‬ ‫ابهام میگوییم که تقریبا هیچ کس هیچ چیز نمیفهمد و اسمش‬ ‫میشود شعر‪.‬‬ ‫مطمئنم "حافظ" هم بعد از چند سال که شعری را سروده بود و‬ ‫آن را میخواند نمیفهمیده این ابیات در وصف کیست و فقط‬ ‫شیرینی کالمش جاودانه اش کرده‪ .‬این پنهانکاری را در ذات‬ ‫این ادبیات و این فرهنگ داریم‪ ،‬ما میراثدار پنهانکاری های‬ ‫شاعرانه و عارفانه و عامیانه ایم‪.‬‬ ‫نسلی که شرایط حکومتی هم کمک کرد تا نه دیگران بفهمند‬

‫چه میگوید و چه میخواهد و نه حتی خودش‪.‬‬ ‫وقتی توی تنهایی هایم به حرفهای آخرش فکر کردم اول دلیلی‬ ‫برایش پیدا نکردم‪ ،‬اما کمی فکر کردم و گفتم این واقعا تویی"‬ ‫نوا"؟! تویی که استاد مسلم ایهام و ابهام و استعاره بودی‪.‬‬ ‫سردبیر نشریه را بیچاره کردی تا یاد بگیری حرف‪ ،‬برای‬ ‫زدن است نه قاب گرفتن‪.‬‬ ‫همه چیز را نباید با اسم فرهنگ قبول کرد‪ ،‬هر فرهنگی هم که‬ ‫خوب نیست‪ ،‬این ماییم که فرهنگ را میسازیم‪ ،‬اگر چیزی بد‬ ‫است‪ ،‬خب باید کنارش گذاشت‪ .‬میوه ی کرم خورده را به‬ ‫بهانه ی اینکه زمانی خوب بوده چه کسی میخورد؟!‬ ‫آزاد باید شد از شر این در پرده سخن گفتن‪ ،‬بی پرده باید‬ ‫حرف زد‪ .‬سکوت مشکل را حل نمیکند‪ ،‬سکوت درمان ما‬ ‫نشده و نمیشود‪ .‬سکوت را باید شکست‪ ،‬فریاد باید زد‪ .‬دوستت‬ ‫دارم ها را باید گفت‪ ،‬عشق را باید از پستوی خانه بیرون کشید‬ ‫و سر طاقچه و وسط حیاط گذاشت‪ ،‬عشق را فریاد باید کرد‪.‬‬ ‫زمان میگذرد‪ ،‬گاهی خیلی زود دیر میشود‪.‬عشق را فریاد باید‬ ‫کرد‪.‬‬


‫جوانان کمونيست شماره‪ ٨ /٠٦٩‬اسفند ‪ ١٢ / ٢٩٩١‬فوريه ‪١٦٢٢‬‬

‫شیرین شمس‪ :‬بی حجابی‬ ‫دی خیابادهای ایرا یک‬ ‫ادقالب است!‬ ‫چند روز پیش ویدئویی از یک دختر بی حجاب که‬ ‫با تی شرت آستین کوتاه و شلوار جین و موهای‬ ‫مش شده‪ ،‬در خیابانهای یکی از شهرهای ایران راه‬ ‫میرفت‪ ،‬در یوتیوب و پیج فیسبوکی انقالب زنانه‬ ‫منتشر شد‪ .‬این ویدئو در عرض دو روز تا به االن‬ ‫در پیج انقالب زنانه‪ ،‬نزدیک به ‪352‬هزار بیننده به‬ ‫ادمین پیج گزارش شده که از این حجم بازدید کننده‬ ‫‪ ،‬مجموعا بیش از دو هزار نفر با شئر کردن‪،‬‬ ‫الیک زدن و کامنت گذاشتن به این حرکت عکس‬ ‫العمل نشان داده اند‪ .‬اظهار نظرها در کامنتها‬ ‫متفاوت و در بعضی جاها مشترک دیده شدند‪.‬‬ ‫اظهار نظرات مثبت زیادی اعم از شجاعت و‬ ‫شهامت این دختر‪ ،‬تابو شکنی‪ ،‬مبارزه با حجاب و‬ ‫مقابله با فرهنگ و قوانین مردساالر و دفاع از‬ ‫آزادی پوشش‪ ،‬دفاع از آزادی و بسیاری ستایش‬ ‫های دیگر به چشم میخورد‪ .‬به عالوه نظرات منفی‬ ‫نظیر آماده نبودن جامعه ایران برای لغو حجاب با‬ ‫توجه به عکس العمل عابرین در خیابان و همچنین‬ ‫نظر غیر منصفانه نسبت دادن حرکت وی به مواد‬ ‫مخدرنیز دیده میشود‪.‬‬ ‫نکته اول اینکه پدیده انقالب هیچ گاه در انتظار نمی‬ ‫نشیند که شرایط کامال مهیا شود‪ ،‬همانطور که‬ ‫تاریخ این را نشان میدهد‪ .‬در جامعه نابرابر‪،‬‬ ‫مردساالر و ض ِد زن ایران هم این عزم جمعی در‬ ‫زنان و مردان برابری طلب بطور جدی بوجود آمده‬ ‫و جنبش انقالبی میخواهد این ساختارهای تبعیض‬ ‫آمیز را به هر شکلی بشکند‪ .‬لذا منتظر نمی ماند که‬ ‫شرایط صد در صد مهیا شود و بعد حقوق خود را مطالبه کند‪.‬‬ ‫بلکه پیشقدم میشود و راه مبارزه و تغییر را انتخاب میکند‪ .‬نکته‬ ‫دوم اینکه اتفاقا یکی از ابزارهای ایجاد این نابرابری‪ ،‬حجاب‬ ‫اسالمی است که جمهوری اسالمی از ابتدای روی کار آمدن‪ ،‬به‬ ‫وحشیانه ترین شکل تا به امروز تالش کرده آن به زنان ایران‬ ‫تحمیل کند‪ .‬بنابراین حجاب از سر برداشتن و رد شدن از خط‬ ‫وحشی زن ستیز‪ ،‬نه تنها شجاعانه و تابو‬ ‫قرمزهای یک حکومت‬ ‫ِ‬ ‫شکنانه است بلکه انقالبی است‪ .‬این دختر نمونه میلیونها زن‬ ‫ایرانی است که تحت قوانین قرون وسطایی و عقب مانده مذهبی و‬ ‫سنتهای پوسیده یک جامعه رشد می کند‪ ،‬درس می خواند‪ ،‬کار می‬ ‫کند‪ ،‬عاشق می شود‪ ،‬بچه دار می شود‪ ،‬مقابل گشت ارشاد می‬ ‫ایستد و با لمپن های خیابانی میجنگد تا هویت انسانی‪ ،‬آزاد و‬ ‫برابر خود را بدست آورد‪.‬‬ ‫زنده باد زنان شجاع ایران‪ ،‬زنده باد انقالب زنان برای رسیدن به‬ ‫هویت انسانی‪ ،‬آزاد و برابر‬

‫‪٣‬‬


‫جوانان کمونيست شماره‪ ٨ /٠٦٩‬اسفند ‪ ١٢ / ٢٩٩١‬فوريه ‪١٦٢٢‬‬

‫سهند مطلق‪ :‬یدسادس فرهنگی‬ ‫و ادقالب جنسی دی ایرا‬ ‫تاریخ را همیشه آیندگان نوشتند‪.‬‬ ‫ولی باتوجه به رخداد های امروز‬ ‫شاید بتوان بخشی از تاریخی را‬ ‫که هنوز نوشته نشده را حدس زد‪.‬‬ ‫البته نه حدسی بر اساس شانس و‬ ‫اقبال‪ ،‬بلکه با توجه به تحوالت‬ ‫اخیر در بین جوانان و زنان‬ ‫جامعه ایران میتوان به نتیجه ای‬ ‫قطعی رسید‪ ،‬بدون شک تاریخ‬ ‫نویسان از نسل امروز به عنوان‬ ‫مجریان یک رنسانس در ایران و‬ ‫یا بدعت گذاران انقالب جنسی یاد‬ ‫خواهند کرد‪ .‬نسلی که در حال‬ ‫شکستن و از بین بردن تمامی مناسبات سنتی و مذهبی و تبعیض‬ ‫امیز است‪ ،‬نسلی که با چنگ و دندان در حال مبارزه است و چون‬ ‫پیکر تراشی در حال تراشیدن پیکری جدید‪ ،‬زیبا و مدرن است و‬ ‫میخواهد مناسبات و قوانین خود را جایگزین تمامیت مناسبات و‬ ‫قوانین نسلهای پیش از خود کند‪.‬‬ ‫بحث هایی را که در ادامه باز خواهم کرد در رابطه با بخش‬ ‫اکثریت جامعه ایران نیست بلکه در باب نسل جوان و زنان‬ ‫پیشرو و رادیکال جامعه است که بیشترین تاثیر را در مناسبات‬ ‫اجتماعی و فرهنگی و بالطب سیاسی جامعه اعمال کرده و خواهند‬ ‫کرد‪.‬‬ ‫سنت شکنی در مناسبات روزمره‪ ،‬رها شدن از قید و بندهای‬ ‫مذهبی و تغییرات جدی در نوع سالیق بزرگترین وعمیق ترین‬ ‫شکاف ها را بین نسل امروز و نسل پیش از خود را باعث شده و‬ ‫این روند چنان شدتی گرفته که بخشی از نسل گذشته را نیز‬ ‫مجبور به همراهی کرده است‪.‬‬ ‫انقالبی که در حال وقوع است را شاید از جهاتی بتوان با انقالب‬ ‫جنسی دهه شصت و هفتاد در اروپا و آمریکا مقایسه کرد که ادامه‬ ‫این انقالب بمراتب فراتر از آن جنبش در غرب خواهد رفت‪.‬‬ ‫گذشتن از مناسبات سنتی و عبور از خواست های خانواده و‬ ‫ارتباطات جنسی خارج از چهارچوب خانواده‪ .‬شکستن مرز ها و‬ ‫عبور از سنتها در روابط جنسی همه و همه از وقوع یک انقالب‬ ‫بزرگ خبر میدهند‪.‬‬ ‫سرعت و شدت این تغییر و نزدیکی این انقالب را میتوان در‬ ‫ترس و تقالی بخش سنتی و مذهبی و بی اعتبار شدن و به حاشیه‬ ‫رانده شدن این بخش از جامعه نیز دید‪ ،‬علیرغم داشتن قدرت در‬ ‫حکومت و تبلیغات وسیع در مدیا و پرداخت هزینه های سنگین‬ ‫برای ترویج و تبلیغ رسوم قرون وسطا و اعمال جرایم و‬ ‫محکومیت های سنگین برای ساختار شکنان شاهد رادیکال تر‬ ‫شدن و علنی تر شدن مبارزات جوانان و زنان این نسل هستیم‪.‬‬ ‫"ژانت آفاری استاد تاریخ معاصر در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا و‬ ‫پژوهشگر تاریخ اجتماعی ایران در مصاحبه خود با دویچه وله‬ ‫میگوید که تغییرات زیادی در زمینه روابط جنسی و ازدواج در‬ ‫ایران روی داده و میافزاید‪ ،‬تنها زمانی میتوان گفت ایران به‬

‫‪٠١‬‬ ‫مرحله انقالب جنسی رسیده که دختران با آگاهی و با علم به اینکه‬ ‫چه میکنند و چرا میکنند دست به سنت شکنی بزنند‪".‬‬ ‫شاید درک این مسئله برای من و هر کسی که در ایران زندگی‬ ‫کرده و فشار سنت و مذهب را با پوست و گوشتش حس کرده‬ ‫راحت تر از ژانت آفاری باشد‪ .‬وقتی با جوانان و زنان برخورد‬ ‫میکنید و مناسبات رفتاریشان را با مناسبات رفتاری نسل قبل‬ ‫مقایسه میکنید به بی پردگی و صراحت رفتاریشان کامال پی‬ ‫میبرید‪.‬‬ ‫من در پیشرو بودن و معترض بودن بخش کثیری از زنان و‬ ‫جوانان جامعه شکی ندارم‪ ،‬و با توجه به تغییرات حاصل شده‬ ‫میتوان این بخش را پیشرو و رادیکال تر از بخش های دیگر‬ ‫جامعه تصور کرد‪ ،‬در چنین انقالباتی نظیر انقالب دهه شصت و‬ ‫هفتاد میالدی در اروپا و آمریکا نیز بیشترین فشار و تالش را این‬ ‫بخش جامعه متحمل شدند و رادیکال ترین و موثر ترین شکل‬ ‫مبارزه را نیز در این بخش از جامعه میتوان پیدا کرد‪.‬‬ ‫اگر نگاهی به ارتباطات افراد در دو دهه قبل بیندازیم فشارها و‬ ‫محدودیت های زیادی را میتوان نام برد که به واسطه سنت و‬ ‫مذهب به جامعه تحمیل شده بود‪ ،‬به عنوان مثال؛ بکارت ‪ ،‬سکس‬ ‫خارج از چهارچوب خانواده و ازدواج‪ ،‬همجنسگرایی‪ ،‬طالق‪،‬‬ ‫همه این واژه ها تابوهایی وحشتناک را بدنبال داشتند‪ .‬دید جامعه و‬ ‫خانواده بشکل دیگری بود ولی امروز مسئله بکارت در دید جامعه‬ ‫بطور قابل مالحظه ای تغییر کرده‪ ،‬جامعه و خانواده ها نسبت به‬ ‫همجنسگرایان به گونه ای دیگر برخورد میکنند در این رابطه‬ ‫میتوان مثال های زیادی زد‪.‬‬ ‫حتی صحبت کردن درباره مسائل جنسی کاری شرم آور بود‪ .‬و‬ ‫اگر کسی مبادرت به صحبت در این زمینه میکرد به بی شرمی و‬ ‫بی حیایی محکوم میشد‪ .‬نسل امروز آبرویی را که به واسطه سنت‬ ‫های عقب افتاده به او تحمیل شده بود به قول معروف خورده و‬ ‫حیا را قی کرده‪ .‬من این قی کردن حیا و شرمی را که حاصل‬ ‫عقب ماندگی بود را به فال نیک میگیرم و تبلور انقالب جنسی در‬ ‫ایران میدانم‪.‬‬ ‫در اوایل دهه ‪ 02‬شمسی‪ ،‬روابط و مناسبات خارج از خانواده از‬ ‫هر نوعی از سمت بخش عمده ای از جامعه مردود بود‪ .‬اگر دختر‬ ‫و پسری وارد رابطه میشدند جدای ترس از مامور و کمیته و‬ ‫پاسدار‪ ،‬وحشتی دیگر نیز گریبان گیر روابط بود‪" ،‬خانواده"‪،‬‬ ‫ترس از افشا شدن این قضیه درخانواده بخصوص برای دختران‬ ‫جامعه گاهن بیشتر از نیروهای سرکوب دولتی بود‪ .‬ولی بعد از‬ ‫چند سال مناسبات به زعم تمامی فشارهای وارده از سوی‬ ‫خانواده‪ ،‬سنت‪ ،‬مذهب و دولت تغییر کرد‪ ،‬امروز دختر و پسر نه‬ ‫تنها برای برقراری ارتباط ترسی از دستگاه سرکوب دولتی ندارند‬ ‫بلکه چندین گام به پیش نیز رفته اند‪ ،‬از مرز خانواده عبور کرده‬ ‫اند و به راحتی دوست و به اصطالح شریک جنسی شان را به‬ ‫خانواده معرفی میکنند‪ .‬این تغییری که امروز در جامعه پیش آمده‬ ‫و خانواده را مجبور به قبول مناسبات جوانان وبه زیر کشیدن‬ ‫مناسبات سنتی کرده حاصل یورش بخش عمده ای از زنان و‬ ‫جوانان به سنت است‪.‬‬


‫جوانان کمونيست شماره‪ ٨ /٠٦٩‬اسفند ‪ ١٢ / ٢٩٩١‬فوريه ‪١٦٢٢‬‬

‫ادامه مطلب یدسادس فرهنگی و ادقالب جنسی دی ایرا‬

‫امروز مسئله نداشتن بکارت مهم تلقی نمیشود و دختران به راحتی در‬ ‫دوران قبل ازدواج به دور از هر ترسی از جانب خانواده و جامعه وارد‬ ‫رابطه میشوند و ترجیح میدهند از بین رفتن بکارتشان توسط کسی انجام‬ ‫بگیرد که با او احساس راحتی و آرامش میکنند‪.‬‬ ‫دختر در جامعه ی در دهه شصت و تا اواسط دهه هفتاد شمسی‪ ،‬غالبا‬ ‫ارضا جنسی را فقط در قالب ازدواج میتوانست درک کند و باید در خانه‬ ‫پدری منتظر انتخاب شدن مینشست‪ .‬امروز این تناسب توسط بخش‬ ‫پیشرو زنان بهم خورده‪ .‬نه تنها ارضا جنسی و سکس به مقوله ای قابل‬ ‫بحث‪ ،‬طبیعی و نیاز جسمی بدل شده بلکه زنان جامعه از بند مرد‬ ‫ساالری و تحت سرپرستی مرد خود را آزاد کرده و سعی در انتخاب‬ ‫پارتنر جنسیشان دارند‪.‬‬ ‫خود مقوله استقالل زنان مقوله ایست که گریبان مردساالری را گرفته و‬ ‫سعی در دریدن مناسبت هایی دارد که به واسطه سنت و مذهب به زن‬ ‫القا شده بود‪ .‬زن که توسط سنت و مذهب انسانی ضعیف معرفی شده بود‬ ‫و جامعه سنت زده و مذهب زده تحت انقباد حکومت مذهبی نیز سعی‬ ‫داشت او را در سایه ی مرد مخفی نگه دارد امروز در حال مبارزه ای‬ ‫در وسعت بسیار گسترده برای باز پس گرفتن حق انسانی اش است‪ .‬زنی‬ ‫که تا دیروز برای مسافرت رفتن‪ ،‬برای ازدواج کردن‪ ،‬برای انتخاب‬ ‫شغل‪ ،‬برای ادامه تحصیل نیاز به اجازه پدر و شوهر داشت امروز این‬ ‫سنت قرون وسطایی را به مصاف مبارزه کشیده است‪ .‬امروز شاهد‬ ‫مستقل شدن هر چه بیشتر زنان هستیم ‪ .‬زنانی که در سنین جوانی از‬ ‫خانواده جدا میشوند‪ ،‬مشغول به کار میگردند و علیرغم تمام مشکالتی که‬ ‫جامعه در جلوی پایشان قرار میدهد مستقل زندگی میکنند و تصمیم‬ ‫میگیرند‪.‬‬ ‫یکی از عمده ترین دالیل باالرفتن سن ازدواج در جوانان‪ ،‬استقالل زنان‬ ‫و شکسته شدن تابوی روابط جنسی است‪ .‬زنی که تا دیروز ارضا جنسی‬ ‫اش در حاله ازدواج و سنت ممکن بود امروز از این مرز عبور کرده‪،‬‬ ‫زنی که تا دیروز برای فرار از فشارهای خانواده و پیدا کردن استقالل‬ ‫تن به ازدواج میداد‪ .‬امروز در خود نیازی نمیبیند که استقاللش را در‬ ‫سایه مردی پیدا کند‪ .‬بلکه به دنبال استقالل شخصی‪ ،‬مطالبه حقوق‬ ‫انسانی و برابرش می باشد که سالیان سال توسط مذهب و سنت به زنجیر‬ ‫کشیده شده بود‪.‬‬ ‫مطالبی که تا به اینجا ذکر شد تنها گوشه هایی از این جنبش اگاهانه زنان‬ ‫و انقالب جنسی در حال وقوع بود‪ .‬البته در این انقالب جنسی عمده‬ ‫تالش آن به عهده زنان و جوانان است‪ .‬پذیرش این تغییرات از طرف‬ ‫مردان پیشرو و حمایت انها از جنبش زنان نیز تاثیر به سزایی در‬ ‫پیشبرد انقالب جنسی دارد‪ .‬مردان جوانی که عملکرد و رفتار پدران‬ ‫خود و حکومت را به نقد کشیده و سعی در ساخت روابط مدرن دارند‪.‬‬ ‫مردانی که ساختار های فکری سنتی را نه تنها قبول نکرده اند بلکه سعی‬ ‫در تغییر بنیادی آن دارند دوشادوش زنان پیشرو در پایه گذاری این‬ ‫انقالب سهیمند‪.‬‬ ‫باور و قبول همجنسگرایان و مقوله همجنسگرایی نیز یکی دیگر از‬ ‫تحوالت و تغییرات بنیادی جامعه است‪ ،‬همجنسگرایانی که از سوی‬ ‫جامعه و خانواده مورد ظلم بودند و همه سعی در پاک کردن و ندیدن این‬ ‫بخش از جامعه داشتند امروز از طرف بخشهایی از جامعه پذیرفته‬ ‫میشوند‪ .‬تا چند سال پیش‪ ،‬از این افراد جامعه با القابی منفور یاد میشد و‬ ‫در بهترین حالت به این طیف به چشم بیمار نگاه میکردند‪ .‬و با چنان‬ ‫شدتی سعی در سرکوب این بخش وجود داشت که حتی خودشان نیز‬ ‫تمایالت جنسی شان را مخفی میکردند‪ .‬ولی امروز شاهد پذیرفته شدن‬ ‫همجنسگرایان به عنوان انسانی طبیعی هستیم‪ .‬خانواده های آنها در کنار‬ ‫آمدن و پذیرفتن این مسئله اند و کمتر شاهد کتمانشان هستیم‪ .‬امروز شاهد‬ ‫هستیم که به راحتی فرد همجنسگرا تمایالت جنسی اش را بدون وحشت‬

‫‪٠٠‬‬ ‫و ترس ابراز میکند و از حقوق انسانی دزدیده شده اش توسط مذهب و‬ ‫سنت و حکومت دفاع میکند‪ .‬همراه شدن بخش های دیگر جامعه در دفاع‬ ‫از حقوق همجسنگرایان و دیگرباشان نیز نشان از تحولی عمیق در‬ ‫جامعه است‪ .‬امروز شاهد صحبت های مادری هستیم که از تمایالت‬ ‫جنسی پسر همجنسگرایش میگوید‪ .‬و نه تنها آن را کتمان و سرکوب‬ ‫نمیکند بلکه میپذیرد و باور میکند‪ .‬اینها همه حاصل مبارزات اجتماعی‪،‬‬ ‫سیاسی و فرهنگی و تغییرات بنیادی در مناسبات فرهنگی جامعه دارد‪.‬‬ ‫بی اعتنایی به سنت های قدیمی را حتی میشود در سالیق جوانان و زنان‬ ‫مشاهده کرد‪ .‬تغییرات عمده در نوع پوشش نسل جدید‪ .‬نیز یکی دیگر از‬ ‫فاکت های ضد سنتی و مذهبی جامعه است‪ .‬به طوری که به واسطه‬ ‫قوانین سنتی و مذهبی هر روز با هزینه های گزاف سعی در نگه داشتن‬ ‫جامعه در قهقرای تاریخ دارند ولی نسل امروز با سرعت و شتابی باور‬ ‫��کردنی سعی در مدرن و به روز شدن میکند‪ ،‬این تناقض و ضدیت نسل‬ ‫جوان و زنان را به قوانین مذهبی و سنتی میتوان در نوع پوشش انها نیز‬ ‫لمس کرد‪ .‬علیرغم تمام بگیر و ببندهای دولتی‪ ،‬هر روز شاهد جدل و‬ ‫دعوای این نسل با نیروهای امنیتی هستیم‪.‬‬

‫نسل جدید بارها و بارها حتی نشان داده که حتی تمایلی به گوش دادن به‬ ‫موسیقی سنتی و مناسبات هنری گذشته ندارد و هر روز آلترناتیوی جدید‬ ‫و مدرن را به جامعه معرفی میکند‪ .‬هر روز شاهد بی رونقی بازار‬ ‫موسیقی سنتی و از طرفی باتوجه به ممنوعیت های شدید از طرف‬ ‫دستگاه های دولتی شاهد روییدن روزانه گروه های موسیقی مدرن زیر‬ ‫زمینی و سبک های جدید هستیم‪.‬‬

‫در کنار تمامی این تعاریف‪ ،‬کمرنگ شدن و بی اعتبار شدن مذهب را‬ ‫نیز باید مورد توجه قرار داد‪ .‬سیسستم تبلیغات دولتی سعی در ترویج‬ ‫قوانین شریعه و مقدس نگه داشتن مذهب دارد‪ .‬ولی از طرفی در تمامی‬ ‫بخش های جامعه میتوان بی اعتباری مذهب را مشاهده کرد‪ .‬هر چه‬ ‫دستگاه تبلیغات دولتی سعی در مقدس نگه داشتن مذهب میکند جامعه با‬ ‫سرعت بیشتری هاله تقدس را از آن میزداید‪ .‬البته جامعه ایران به هیچ‬ ‫عنوان مذهبی نبوده و نخواهد شد‪ .‬و مذهب به زور حکومتها به خورد‬ ‫جامعه داده شده ولی باز هم در مناسبات های شخصی میتوان نفرت مردم‬ ‫را از مذهب لمس کرد‪ .‬برای مثال در کشوری مثل هند که برای نماز‬ ‫خواندن و مسلمان بودن اجباری نیست و به راحتی شما میتوانید بدون‬ ‫ترس از شالق و اعدام‪ ،‬بی خدا بودن و غیر مذهبی بودن خود را اعالم‬ ‫کنید‪ .‬ولی بخش مسلمان جامعه هند بدون هیچ فشار دولتی شدیدن به‬ ‫مذهب باورمندند‪ .‬ولی در جامعه ایران چنین چیزی به هیچ عنوان قابل‬ ‫شهود نیست ‪ .‬بیشتر کسانی که در جامعه ایران زندگی میکنند به محض‬ ‫این که فشار دولتی به واسطه سفر و یا هر امکاناتی برداشته میشود‬ ‫بالفاصله مناسبات مذهبی را به دور میریزند و نفرت خود را نسبت به‬ ‫مذهب اعالم میکنند‪.‬‬

‫پارتی های شبانه و مختلط‪ ،‬روابط دختران و پسران‪ ،‬نوشیدن مشروبات‬ ‫الکلی‪ ،‬گوش دادن به موزیک های غربی‪ ،‬پوشش غیر اسالمی اینها همه‬ ‫نمونه هایی هستند که در اکثر خانواده ها قابل مشاهده هستند و منافات‬ ‫زیادی با عقاید مذهبی دارند‪ .‬با توجه به ممنوعیت های شدید در جامعه و‬ ‫جرایم سنگین دولتی نسبت به این مسائل روزانه شاهد گسترده شدن این‬ ‫رفتار ها در جامعه هستیم ‪.‬‬

‫شاید عمده بی هویت شدن مذهب را بشود در تالقی مراسم های مذهبی با‬ ‫مراسم های غیر مذهبی دید‪ .‬در چنین تالقی هایی میتوان استیصال‬ ‫مذهب و بی اعتباری اش را به روشنی دید‪.‬‬


‫جوانان کمونيست شماره‪ ٨ /٠٦٩‬اسفند ‪ ١٢ / ٢٩٩١‬فوريه ‪١٦٢٢‬‬

‫‪٠٢‬‬

‫ادامه مطلب یدسادس فرهنگی و ادقالب جنسی‬ ‫دی ایرا‬

‫به عنوان مثال میتوان به تعطیالت مذهبی اشاره کرد‪ .‬در‬ ‫چنین روزهایی به جای پر رونق شدن مکان های مذهبی‬ ‫شاهد مسافرت مردم به سواحل شمالی و مکان های‬ ‫تفریحی هستیم‪ .‬جامعه تفریح و شادی رو به صورت غیر‬ ‫رسمی جایگزین مراسم مذهبی میکند و از آن به شکل‬ ‫دلخواه خودش استفاده میکند‪ .‬در فراخوان هایی که توسط‬ ‫بخش جوان جامعه برای شادی اعالم می شود شاهد‬ ‫هجوم مردم برای شرکت در این جشن ها و استصال‬ ‫رژیم در برابرش هستیم‪ ،‬حال که رژیم با توجه به داشتن‬ ‫قدرت رسانه ای نتوانسته بعد از گذشت سی و چند سال‬ ‫چنین شوقی را برای شرکت در مراسم مذهبی ایجاد کند‬ ‫و هر روز شاهد جدایی و فاصله عمیق تر جامعه از‬ ‫مذهب هستیم‪ .‬که این جدایی و فاصله در بخش جوان‬ ‫جامعه قابل لمس تر و پر رنگ تر است‪.‬‬ ‫تمام این تعاریف و مثال ها گوشه کوچکی از مبببارزات‬ ‫جوانان و زنان پیشرو و رادیکال جامعه بود‪ ،‬جبامبعبه ای‬ ‫که از سنت و مذهب خسته شده و سعی در تغییر بنیادی و‬ ‫ریشه آن دارد‪ .‬تمامی ایبن مبنباسبببات رفبتباری جبدیبد‪ ،‬از‬ ‫شروع انقالبی بزرگ حتی فراتبر از انبقبالب جبنبسبی در‬ ‫اروپا و آمریکا خبر میدهد‪ .‬انقالبی که چنان بخبتبکبی در‬ ‫کوچه پس کوچه های شهر در حبال جبوالن اسبت و هبر‬ ‫روز شاهد پیوستن تعداد بیشتری از افراد جامعه به صبف‬ ‫سنت شکنان هستیم ‪.‬‬ ‫اگر نگاه منصفانه ای داشته باشیم میتوان انقالب جنسی یبا‬ ‫رنسانس فرهنگی در حال وقوع را ببینیم که ببه درسبتبی‬ ‫گریبان سنت و مذهب گرفته و سعی در دریبدن آن دارد‪.‬‬ ‫انقالبی که حاصل تالش زنان و جبوانبان امبروز جبامبعبه‬ ‫است‪ .‬و آیبنبدگبان از آنبان ببه عبنبوان مبجبریبان رنسبانبس‬ ‫فرهنگی یا انقالب جنسی یاد خواهند کرد‪ .‬درنهایت نتیبجبه‬ ‫به ثمر نشستن این انبقبالب را ببایبد در عبرصبه سبیباسبت‬ ‫دنبال کرد‪ .‬برای نهادینه شدن این مناسبات جدید اجتماعبی‬ ‫و فرهنگبی و پبیبروزی ایبن انبقبالب و جبنبببش‪ ،‬ببایبد در‬ ‫عرصه سیاست این منباسبببات بصبورت قبانبون درآیبنبد و‬ ‫حکومت آتی بعد از جمهوری اسالمی نبمبایبنبده و مبجبری‬ ‫آن باشد‪.‬‬


‫جوانان کمونيست شماره‪ ٨ /٠٦٩‬اسفند ‪ ١٢ / ٢٩٩١‬فوريه ‪١٦٢٢‬‬

‫مصطفی صابر‪ :‬اگر مایکس دی‬ ‫آ جلسه بود!‬ ‫در یوتیوب ویدئویی‬ ‫هست که با عنوان جذب‬ ‫کننده "حق با مارکس‬ ‫بود"! باالی صدهزار‬ ‫نفر آنرا دیده اند‪ .‬این‬ ‫ویدئو دو ساعته جریان‬ ‫یک جلسه مباحثه‬ ‫سلطنتی‬ ‫"انجمن‬ ‫جغرافیا" در لندن است‪.‬‬ ‫یک انجمن علمی دست‬ ‫راستی که از قرن‬ ‫نوزدهم تا حاال سابقه‬ ‫دارد و گویا از سال‬ ‫‪ 5224‬به اینطرف درش‬ ‫به روی "عموم" باز‬ ‫شده و از آن حالت‬ ‫انجمن سری از ما بهتران بیرون آمده است‪ .‬اما مهتمرین نکته در‬ ‫باره این ویدئو این بود که ابتدا همه چیز‪ ،‬از عنوان جلسه و ویدئو‪،‬‬ ‫در چهارچوب "حق با مارکس بود" و سمپاتی به مارکس شروع‬ ‫میشود‪ .‬ولی دست آخر معلوم میشود حق با او نبود و مارکس‬ ‫شکست میخورد! یعنی خیلی ظریف و به شیوه لطیف انگلیسی‬ ‫میکوشد کسانی که در مقابله با بحران اقتصادی و تناقضات‬ ‫بورژوازی یاد مارکس افتاده اند را مایوس و مهار کند‪.‬‬

‫اما بگذارید ببینیم که چطور این قهرمانان راست و چپ‬ ‫بورژوازی‪ ،‬چه آن دست راستی های دو آتشه ضد مارکس و چه‬ ‫آن چپ های به اصطالح طرفدار مارکس‪ ،‬توانستند الاقل در این‬ ‫ویدئو مارکس را شکست دهند‪ .‬بحث با ارائه یک قطعنامه شروع‬ ‫شد‪:‬‬

‫"کارل مارکس حق داشت! سرمایه داری بعد از بحران ‪5228‬‬ ‫زیر سنگینی بار تناقضات خودش از هم می پاشد!"‬

‫بعد پانلیست ها در موافقت و مخالفت این قطعنامه صحبت کردند‪.‬‬ ‫در عین حال از حضار رای گیری به عمل می آمد‪ .‬در رای گیری‬ ‫اول‪ ،‬رای های موافق و مخالف این قطعنامه بسیار نزدیک بود‪.‬‬ ‫البته مخالفین قطعنامه "مارکس حق داشت" با اختالف ناچیزی‬ ‫بیشتر بودند‪ .‬تعداد قابل توجهی هم ممتنع بودند‪ .‬در نتیجه این‬ ‫انتظار پیش می آمد که اگر پانلیست ها خوب از مارکس دفاع کنند‬ ‫چه بسی بتواند ببرد‪ .‬اما وقتی موافقین و مخالفین مارکس در این‬ ‫پانل صحبت کردند‪ ،‬نه فقط تعداد موافقین کم شد‪ ،‬بلکه بسیاری از‬ ‫ممتنعین هم به مخالفین پیوستند و مارکس بدجوری شکست خورد‪.‬‬

‫من این ویدئوی ‪ 5‬ساعته را تا آخر نگاه کردم تا ببینیم آیا از طرف‬ ‫موافقین مارکس‪ ،‬چه در پانل و یا کسانی که از بین جمعیت اجازه‬ ‫صحبت گرفتند‪ ،‬باالخره یک کلمه حرف حساب در باره قطعنامه‬ ‫کذایی زده میشود یا نه‪ .‬بعد متوجه شدم انتظار بیهوده ای است‪.‬‬ ‫نمی خواهم بگویم کل ماجرا ساختگی بود‪ .‬کاش اینطور بود‪.‬‬ ‫مساله اینجا بود که کل داستان متکی بر یک درک غلط و‬ ‫بورژوایی از مارکس بود و آنچیزی که شکست خورد همانا این‬ ‫تلقی جبرگرایانه و احمقانه از مارکس و بحث هایش بود‪ .‬ولی این‬

‫شکست به حساب مارکس گذاشته شد‪ .‬و این کماکان کاراترین‬ ‫روش "شکست دادن" مارکس است‪.‬‬ ‫بنظرم اگر مارکس در این جلسه حضور میداشت نه فقط خود او‬ ‫به این قطعنامه رای منفی میداد‪ ،‬بلکه از این همه تحریف و دفاع‬ ‫بد از نظریاتش از خشم منفجر میشد‪ .‬او حتما بلند میشد و‬ ‫چیزهایی شبیه این میگفت‪:‬‬ ‫خانم و آقایان محترم! شما چند صد نفر را به اسم "مارکس حق‬ ‫داشت" به این جلسه کشانده اید و بعد یک حرف مزخرف را در‬ ‫قطعنامه ای به اسم من عنوان کرده اید و بعد هم مظفرانه قطعنامه‬ ‫و در نتیجه مرا شکست داده اید؟ شما یک کلمه از حرفهای مرا‬ ‫نخوانده اید و اگر خوانده اید درست متوجه نشده اید و یا صحیح تر‬ ‫نخواسته اید که متوجه شوید‪ .‬من کی گفته ام که سرمایه داری خود‬ ‫بخود از هم می پاشد؟ کی به چنین الطائالت دترمینستی و‬ ‫جبرگرایانه که در قطعنامه کذایی تان آورده اید باور داشته ام؟‬ ‫هرچه هم که بار تناقضات ذاتی سرمایه داری سنگین باشد‪ ،‬هرچه‬ ‫هم اقتصاد سرمایه داری پر از تناقض باشد و موجب بحران های‬ ‫پی در پی بشود‪ ،‬که البته هست و میشود و من اینرا بدقت علمی‬ ‫در کاپیتال نشان داده ام‪ ،‬باز هم امر از هم پاشیدن سرمایه داری‬ ‫در حیطه اقتصاد بیرون است‪ .‬بخودی خود صورت نخواهد‬ ‫گرفت‪ .‬بلکه این از هم پاشیدن فقط میتواند از طریق مبارزه‬ ‫طبقاتی صورت گیرد‪ .‬من این نکته را از همان روز اولی که‬ ‫"مارکس" شدم و از جمله در مانیفست کمونیست بروشنی توضیح‬ ‫داده ام‪ .‬گفتم که رها کردن بشریت از شر سرمایه داری امر‬ ‫مبارزه متشکل و سازمانیافته طبقه کارگر‪ ،‬ارتقاء این طبقه به‬ ‫موقعیت "رهمنون ملت"‪ ،‬سرنگون کردن حکومت بورژوازی و‬ ‫کسب قدرت سیاسی توسط طبقه کارگر است‪ .‬شما اصل بحث من‬ ‫در ماجرای از هم پاشیدن سرمایه داری یعنی ضرورت ظهور‬ ‫"پرولتاریای متشکل بصورت طبقه حاکمه" را کنار گذاشته اید و‬ ‫آنوقت چرت و پرت های دترمینیستی را به من نسبت داده اید که‬ ‫سرمایه داری از هم می پاشد و خیال کرده اید مرا شکست داده‬ ‫اید؟ نه دوستان‪ ،‬مرا اینطور نمی توانید شکست دهید‪ .‬زیرا کسانی‬ ‫که بروند نظریات مرا بخوانند بالفاصله متوجه حقه بازی رذیالنه‬ ‫شما در تحریف و خاک پاشیدن بر اصل نظریه من میشوند‪ .‬مهمتر‬ ‫اما حتی اگر اصال اسم مرا نشنیده باشند‪ ،‬مجبورند برای رهایی از‬ ‫شر سرمایه داری در جهتی حرکت کنند و البته بمراتب فراتر از‬ ‫آن حرفهایی بروند که من خطوط اولیه اش را در مانیفست‬ ‫کمونیست توضیح داده ام‪ .‬اگر میخواهید بدانید مارکس در کجا حق‬ ‫داشت‪ ،‬در این نبود که نشان داد چطور تناقضات بنیادی سرمایه‬ ‫داری سبب بحران های ادواری و اعوجاجات فزاینده در کل‬ ‫زندگی و بود و نبود بشریت میشود‪ .‬اینرا که همه دارند می بینند‪.‬‬ ‫بلکه بویژه در ارائه راه حل بود که در این شعار خالصه شد‪:‬‬ ‫"کارگران همه کشورهای جهان متحد شوید!"‬

‫‪٠٣‬‬


‫جوانان کمونيست شماره‪ ٨ /٠٦٩‬اسفند ‪ ١٢ / ٢٩٩١‬فوريه ‪١٦٢٢‬���

‫جدال لفظی مقامات امریکا و‬ ‫یوسیه بر سر مسئلۀ سوییه‬ ‫امیر ایلخادزاده‬ ‫پس از مذاکرات بی نتیجۀ اخیر در مورد صلح در سوریه‪ ،‬جان‬ ‫کری‪ ،‬وزیر امور خارجۀ امریکا‪ ،‬دولت سوریه و حامیانش را‬ ‫متهم به کارشکنی در امر صلح در سوریه نمود و دولت اسد را‬ ‫بعنوان تروریست دولتی مورد اتهام قرار داد‪ .‬همچنین سرگئی‬ ‫الوروف‪ ،‬وزیر خارجۀ روسیه نیز مخالفان اسد و حامیان آنها را‬

‫به دامن زدن به اختالفات فرقه ای و براه انداختن گروه های‬ ‫تندروی اسالمگرا متهم کرد‪.‬‬ ‫آنچه در این میان واضح است‪ ،‬منافع استراتژیک روسیه و امریکا‬ ‫در منطقه است که هرکدام برای گرفتن امتیاز بیشتر از رقیب در‬ ‫بحران سوریه‪ ،‬اقدام به حمایت از ارتجاع متحد خود نموده و‬ ‫خواست مردم منطقه‪ ،‬که همانا ثبات و صلح پایدار و استقرار‬ ‫نظامی انسانی و زندگی بهتر است را نادیده میگیرند‪.‬‬ ‫امریکا با حمایت از گروه های عقب ماندۀ اسالمگرا که عموما ً‬ ‫گروه های تروریستی وابسته به القاعده و آل سعود و قطر هستند‪،‬‬ ‫سعی در تضعیف نقش روسیه دارد و روسیه نیز متقابالً با حمایت‬ ‫از رژیم دیکتاتور و خونریز اسد‪ ،‬و گروههای تروریستی وابسته‬ ‫به رژیم مرتجع و جنایتکار ایران‪ ،‬که حامی اسد و روسیه هستند‪،‬‬ ‫سعی در تثبیت رژیم اسد در قدرت دارد‪.‬‬ ‫در این میان مردم سوریه و انقالبیون این کشور وظیفه سنگینی را‬ ‫در پیش دارند و از هر دو طرف تحت فشار هستند‪ .‬نباید هم‬ ‫فراموش کنیم که زبانه های آتش انقالب مردم سوریه که در سال‬ ‫‪ 5233‬برای سرنگونی رژیم دیکتاتوری اسد مشاهده شد و‬ ‫خواهان برقراری نظامی سکوالر و آزاد و برابر در سوریه بوده‬ ‫و هست‪ ،‬توسط هر دو طرف رقیب در منطقه نادیده گرفته شده و‬

‫‪٢٢‬‬ ‫در معادالت قدرت عمدا ً وارد نمیشوند‪ .‬در حمایت از این جبهۀ‬ ‫آزادی و برابری خواه چپ که برای انقالب و استقرار یک نظام‬ ‫انسانی و درخور قرن ‪ 53‬اقدام به قیام نمود‪ ،‬تنها گروه ها و‬ ‫احزاب سوسیالیست و کمونیست دنیا‪ ،‬از جمله حزب کمونیست‬ ‫کارگری ایران‪ ،‬بوده اند که تا به امروز سخن گفته اند و صدای‬ ‫مردم آزادی و برابری خواه سوریه‪ ،‬که مدیای تبلیغاتی شرق و‬ ‫غرب به آن توجهی نکرده و نمیکنند‪ ،‬را به گوش مردم آزادی و‬ ‫برابری خواه کل دنیا رسانیده است‪.‬‬ ‫با آرزوی برقراری هرچه سریعتر حکومتی انسانی و مردمی‪،‬‬ ‫آزاد و برابر و انسان محور‪ ،‬در سوریه و صلح پایدار و زندگی‬ ‫انسانی در جهان توحش زدۀ امروز‪.‬‬

‫شما نیز میتوانید مطالب خود را برای درج‬ ‫در نشریه جوانان کمونیست بفرستید‪.‬‬ ‫آدرس ارسال‪:‬‬ ‫‪Javanan.tamas@gmail.com‬‬


Javanan komonist 609