Issuu on Google+

No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

VIII


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

VII


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

VI


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

V


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

D


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

C


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

‫ﺗﺼﺎﺩﻓﺎﺕ‬ ‫ﺻﺎﻓﻜﺎﺭﻯ ﻧﻘﺎﺷﻰ‬ ‫ﻣﻜﺎﻧﻴﻜﻰ‬ ‫ﺍﺟﺎﺭﻩ ﺍﺗﻮﻣﺒﻴﻞ‬ ‫ﻓﺮﻭﺵ ﺍﺗﻮﻣﺒﻴﻞ‬ ‫ﺷﺴﺘﺸﻮﻯ ﺍﺗﻮﻣﺒﻴﻞ‬ ‫ ﺳﺎﻋﺘﻪ‬24 ‫ﺗﻮﻳﻨﮓ‬

• • • • • • •

ENZO CAR CLINIC

156

• COLLISION • REPAIR & PAINT • MECHANICAL • RENTAL • USED CAR SALE • CARWASH • TOWING (24/7)

ENZO CAR CLINIC O N E

DDDDDDDD

MM

MMMMMMMM

SS

AAAAAA

AA.W FFFFF A

S P O T

A U T O

S E R V I C E

1.855.551.ENZO (3696) A : 401 A S ,T , M3J 2T8 WWW.ENZOCARCLINIC.COM TEL: 416.663.6030 - FAX: 416.907.5213 DDRESS

LNESS T

ORONTO

ALEX

PRESIDNET C: 647.889.6070

Call us to report an accident and receive a free towing service to our location.


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

155


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

154


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

153


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

152


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

151


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

150


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

149


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

148


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

147


‫‪146‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫طرز تهیه ته چین قارچ‬

‫ج‬ ‫برن ‬ ‫ت‬ ‫ماس ‬ ‫ن‬ ‫زعفرا ‬ ‫ک‬ ‫زرش ‬ ‫غ‬ ‫مر ‬ ‫پیاز ‬ ‫چ‬ ‫قار ‬ ‫غ‬ ‫زرده تخم مر ‬ ‫شکر ‬ ‫ل‬ ‫نمک و فلف ‬ ‫روغن مایع ‬

‫طرز تهیه کدوی شکم پر رژیمی‬

‫مواد الزم ‪:‬‬ ‫‪ 4‬پیمانه‬ ‫یک لیوان‬ ‫یک قاشق چای‌خوری‬ ‫یک قاشق غذاخوری‬ ‫‪ 300‬گرم‬ ‫یک عدد‬ ‫‪ 100‬گرم‬ ‫‪ 3‬عدد‬ ‫یک قاشق غذاخوری‬ ‫به میزان الزم‬ ‫نصف لیوان‬

‫طرز تهیه ‪:‬‬ ‫ابتدا مرغ را در یک قابلمه قرار دهید و به همراه پیاز‪ ،‬نمک و فلفل بپزید‪.‬‬ ‫بعد از این‌ که مرغ پخته و خنک شد استخوان‌های آن را جدا کرده و آن را به قطعات کوچک‬ ‫تقسیم کنید‪.‬‬ ‫در یک ماهیتابه مقداری روغن بریزید و زرشک را در آن با شکر تفت دهید‪.‬‬ ‫سپس آن را با مرغ مخلوط کنید‪.‬‬ ‫زعفران را در یک سوم استکان آب جوش دم کنید و با ماست و زرده تخم مرغ خوب هم‬ ‫بزنید‪.‬‬ ‫برنج آب کش شده و روغن مایع را به این مواد اضافه کنید‪.‬‬ ‫کف یک قابلمه نچسب را مقداری روغن بریزید و نیمی از مواد برنج را کف آن قرار دهید و‬ ‫روی آن را با مرغ و قارچ ورقه شده بپوشانید‪.‬‬ ‫سپس باقی مواد را روی آن بریزید و با یک قاشق کامال آن را صاف و فشرده کنید‪ .‬بعد از ‪30‬‬ ‫تا ‪ 45‬دقیقه ته چین شما آماده است‪ .‬آن را برش بزنید و با مقداری ماست چکیده تزیین کنید‪.‬‬

‫کدو سبز متوسط ‬ ‫ل‬ ‫نمک و فلف ‬ ‫کر ه‬ ‫پیاز متوسط خرد شد ه‬ ‫سیر خرد شد ه‬ ‫ک‬ ‫خرده نان خش ‬ ‫پنیر مازارالی رنده شد ه‬

‫مواد الزم ‪:‬‬ ‫‪ ۴‬عدد‬ ‫کمی‬ ‫‪ ۲‬قاشق غذاخوری‬ ‫یک عدد‬ ‫یک عدد‬ ‫یک سوم پیمانه‬ ‫حدود ‪ ۲‬پیمانه‬

‫طرز تهیه ‪:‬‬ ‫فر را روی ‪ ۱۷۵‬درجه سانتی گراد تنظیم کنید‪.‬‬ ‫ظرف مناسب کمی گود را کمی چرب کنید‪.‬‬ ‫انتهای کدوی شسته شده را ببرید و طولی برش بزنید داخل آن را با قاشق کمی خالی کنید‪.‬‬ ‫داخل کدوی خالی شده کمی نمک و فلفل بریزید و در ظرفی که از قبل آماده کرده اید قرار‬ ‫دهید‪.‬‬ ‫کره را در ماهیتابه گرم کنید‪ ،‬پیاز و سیر را کمی تفت دهید سپس خرده های کدو را که خارج‬ ‫کرده بودید‪ ،‬با پیاز تفت دهید تا کمی طالیی رنگ شود‪ .‬نمک و فلفل را اضافه کنید‪ .‬در این‬ ‫زمان خرده نان را نیز اضافه کنید و هم بزنید و پخت را به مدت یک دقیقه ادامه دهید‪ .‬سپس‬ ‫از روی حرارت بردارید‪.‬‬ ‫مواد تفت خورده را بین کدوها تقسیم کنید کمی پنیر روی هر یک بریزید و به مدت ‪ ۱۰‬دقیقه‬ ‫در فر قرار دهید تا پنیر کمی طالیی شود‪.‬‬


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

145


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

144


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

143


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

142


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

www.SafaRenovation.com

141


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

140


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

139


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

138

www.century21.ca/mahmoud.rahbari

‫برای آگهی در این صفحه با ما‬ ‫تماس بگیرید‬ 905-508-0058 416-512-9874


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

137


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

136


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

135


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

134


‫‪133‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫آذر‬

‫بهمن‬

‫شما امروز از کمک‌های خانواده تان نسبت به خود شگفت زده‬ ‫خواهید شد‪ ،‬چراکه اص ً‬ ‫ال انتظار چنین حمایت‌هایی را نداشتید‪.‬‬ ‫اما آنها با روش‌های عجیب خود از شما حمایت می‌کنند که شما‬ ‫اص ً‬ ‫ال توقع چنین رفتارهایی را از آنها ندارید‪ .‬باوجود این اصرار‬ ‫و لجبازی را کنار بگذارید و به دوستان و حامیان خود اجازه‬ ‫بدهید هرطور که دلشان می‌خواهد رفتار کنند‪.‬‬

‫امروز نگه داشتن یک تقویم درون جیبتان شاید زیاد الزم نباشد‪،‬‬ ‫زیرا همین که روز شروع می‌شود خیلی به سرعت می‌گذرد و شما‬ ‫نمی‌توانید برای خود برنامه ریزی کنید‪ .‬احتما ً‬ ‫ال امروز نمی‌توانید‬ ‫چیزهای مهم را به خاطر بسپارید و اگر یک قرار مالقات مهم را‬ ‫فراموش کنید خیلی ناراحت خواهید شد‪ .‬پس شما باید قانونمند‬ ‫بشوید و همه چیز را بنویسید‪ .‬اما یادتان باشد دفتر یادداشت‬ ‫خود را جایی جا نگذارید!!‬

‫حافظ‪:‬‬ ‫عدل سلطان گر نپرسد حال مظلومان گوشه گیران را ز آسایش طمع باید برید‬ ‫تیر عاشق کش ندانم بر دل حافظ که زد این قدر دانم که از شعر ترش خون می‌چکید‬ ‫تعبیر‪:‬غرور و آبروی خود را به خاطر منافع کوچک و بی ارزش از دست نده‪ .‬به آنچه داری قناعت کن‬ ‫و بلندپرواز نباش‪ .‬در راه دوستی صادق و محکم باش‪.‬‬ ‫دی‬ ‫شما امروز توانایی این را دارید که قدم به عقب برداشته و به‬ ‫گذشته خود نگاهی بیندازید‪ ،‬بنابراین می توانید دقیق ًا بفهمید‬ ‫که در چه جایگاهی قرار دارید و چه چیزهایی دارید‪ .‬ماه وارد‬ ‫دومین خانه شما که به مسائل مالی اختصاص دارد می شود و‬ ‫توجه شما را از سوی نیازهای معنوی به سمت نیازهای مادی و‬ ‫دنیوی برمی گرداند‪ .‬در حال حاضر بهترین کار این است که به‬ ‫موضوعات ساده تر روی بیاورید‪.‬‬ ‫حافظ‪ :‬طوطیان در شکرستان کامرانی می‌کنند و از تحسر دست‬ ‫بر سر می‌زند مسکین مگس نام حافظ گر برآید بر زبان کلک دوست از جناب حضرت شاهم بس‬ ‫است این ملتمس‬ ‫تعبیر‪:‬به زودی پیامی به تو می رسد که حاکی از پایان هجران و دوری است‪ .‬صبر و استقامت کلید و‬ ‫رمز موفقیت تو است‪ .‬هرکس به اندازه ی توانایی خود می تواند زندگی کند پس با حسرت به زندگی‬ ‫دیگران نگاه نکن و به خدا توکل کن‪.‬‬

‫حافظ‪ :‬عمر خسرو طلب ار نفع جهان می‌خواهی که وجودیست‬ ‫عطابخش کریم نفاع مظهر لطف ازل روشنی چشم امل جامع علم و عمل جان جهان شاه شجاع‬ ‫تعبیر‪:‬زندگی دو روز است‪ .‬دنیا ارزش آن را ندارد که خود را گرفتار آرزوهای بیهوده کنی‪ .‬دوران‬ ‫ناکامی تو عاقبت به سر خواهد آمد‪ .‬بخت و اقبال به تو لبخند می زند‪ .‬غم و اندوه را از وجود خود‬ ‫دور کن‪.‬‬ ‫اسفند‬ ‫امروز ممکن است یک تغییر شغلی خیلی خوب و یا ارتقا درجه‬ ‫داشته باشید و این اتفاق نقدینگی بیشتری را برای شما به همراه‬ ‫خواهد داشت‪ .‬اما شما هنوز وظایفتان را انجام نداده اید و‬ ‫مجبورید بیشتر تالش کنید‪ .‬اگر می‌خواهید استراحت کنید پس‬ ‫نباید انتظار داشته باشد که کارهایتان تمام شود‪ .‬حاال شما باید‬ ‫افکار بزرگ داشته باشید و با اطمینان و ثبات قدم این افکار را‬ ‫دنبال کنید‪.‬‬ ‫حافظ‪ :‬با محتسبم عیب مگویید که او نیز پیوسته چو ما در طلب‬ ‫عیش مدام است‬ ‫حافظ منشین بی می و معشوق زمانی کایام گل و یاسمن و عید صیام است‬ ‫تعبیر‪:‬ایام به کام تو است و به آرزوهای خود خواهی رسید اما چشم بصیرت را باز کن تا شادکامی و‬ ‫سرور تو دائمی و همیشگی باشد‬


‫‪132‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫مرداد‬

‫مهر‬

‫تمایالتی که در سابق داشته اید دیگر شما را راضی نمی‌کنند‬ ‫بلکه می‌توان گفت حتی از آنها دلزده نیز شده اید‪ .‬این کارها‬ ‫را کنار بگذارید زیرا مسائل غیر قابل حلی را برای شما فراهم‬ ‫خواهد کرد‪..‬‬

‫بدگوییها و غیبتهای دو سه نفر سبب گردیده روابط صمیمی‬ ‫گروهی از متولدین این ماه با دوستان و فامیل و گاه همکاران‬ ‫دچار تیرگی شود‪ .‬برای حل این مشکل ابتدا باید این آدمهای‬ ‫مسموم را شناسایی و رسوا نمود و سپس با توضیح و برقراری‬ ‫پل های تازه اجازه چنین دخالتها و سمپاشیهایی را ندهید ‪.‬‬

‫حافظ‪:‬‬ ‫میان مهربانان کی توان گفت که یار ما چنین گفت و چنان کرد‬ ‫عدو با جان حافظ آن نکردی که تیر چشم آن ابروکمان کرد‬ ‫تعبیر‪:‬انتظاری که از رسیدن به هدف داشتی برآورده نشده است و به آرزوهایت نرسیده ای‪ .‬با ناله و‬ ‫شکوه هیچ کاری درست نمی شود‪ .‬نا امید نباش و در روشی که انتخاب کرده ای تجدید نظر کن و با‬ ‫عقل و تدبیر به سوی هدف برو‪.‬‬ ‫شهریور‬ ‫امروز آمادگی این را داشته باشید که یک فرشته وارد زندگی‌تان‬ ‫ال ممکن است این فرد را قب ً‬ ‫شود!! اص ً‬ ‫ال هم دیده باشید‪ .‬ژوپیتر‬ ‫در هفتمین خانه تان یعنی خانه افراد خاص قرار دارد و اطرافیان‬ ‫شما بیشتر از قبل از شما حمایت می‌کنند‪ ،‬ولی ناگهان خورشید‬ ‫وارد این چرخه شده و همه چیز را به هم ریخته و درهای شانس‬ ‫و فرصت را به روی شما می‌بندد‪ ،‬در این بین دوستانتان هم‬ ‫حمایت‌های خود را از شما دریغ می‌کنند!‬ ‫حافظ‪ :‬چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست که خدمتی به سزا‬ ‫برنیامد از دستم‬ ‫بسوخت حافظ و آن یار دلنواز نگفت که مرهمی بفرستم که خاطرش خستم‬ ‫تعبیر‪:‬به عهد و پیمان خود پایبند هستی و این بهترین محک برای صداقت و ایمان تو است‪ .‬اگرچه‬ ‫امروز خود را مغبون می بینی اما در آینده به سعادت و نیکبختی خواهی رسید‪.‬‬

‫حافظ‪:‬‬ ‫رفته گیر از برم وز آتش و آب دل و چشم گونه‌ام زرد و لبم‬ ‫خشک و کنارم تر گیر‬ ‫حافظ آراسته کن بزم و بگو واعظ را که ببین مجلسم و ترک سر منبر گیر‬ ‫تعبیر‪:‬با دوستان‪ ،‬صمیمی و با نزدیکان‪ ،‬یکرنگ باش و زندگی را با آسودگی و راحتی طی کن‪ .‬به‬ ‫دوستان کمک کن تا در لحظات بحرانی به کمک تو بشتابند‪ .‬در زندگی خانوادگی سختگیر نباش‬ ‫آبان‬ ‫شما فکر می کنید که زیادی نسبت به دیگران حساسیت نشان‬ ‫می دهید‪ ،‬اما آنها به هیچ وجه این موضوع را متوجه نشده اند‪.‬‬ ‫آنها در حالیکه نسبت به قبل بیشتر شما را کنترل می کنند به‬ ‫شما توجه می کنند‪ .‬به کارهای قبلی تان نگاهی بیندازید‪ ،‬برای‬ ‫اینکه کاری کرده اید که باعث شده دیگران پیام هایی نامفهومی‬ ‫را از طرف شما دریا��ت کنند و این موضوع باعث شده که آنها‬ ‫فعالیت های شما را سوء تعبیر کنند‪ .‬فقط سعی کنید که متظاهر‬ ‫نباشید‪ ،‬هرکس به زودی خودش حقیقت را خواهد فهمید‪.‬‬ ‫حافظ‪ :‬چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکیست نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود حافظا علم و‬ ‫ادب ورز که در مجلس شاه هر که را نیست ادب الیق صحبت نبود‬ ‫تعبیر‪:‬هیچ کاری با خشونت و بدون سعی و تالش به انجام نمی رسد‪ .‬از دوستان ظاهرالصالح کمک‬ ‫نطلب زیرا به نفع خود کار می کنند‪ .‬ایمان و اراده به هدف‪ ،‬نیمی از مشکالت تو را چاره می سازند‪.‬‬ ‫دعا کن تا روحیه ی قوی داشته باشی‪.‬‬


‫‪131‬‬ ‫فروردین‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫فال هفته‬

‫فکر نکنید که شما قادر به فهمیدن عکس العمل دیگران هستید‪.‬‬ ‫به جای اینکه کلمات تان را سبک و سنگین کنید آنها را به زبان‬ ‫بیاورید‪ ،‬اما طوری صحبت کنید که مهربانی و انعطاف پذیریتان‬ ‫را به دیگران نشان دهید‪ .‬آنها برای شنیدن حرف های شما بیش‬ ‫از اندازه از خودشان شور و شوق نشان می دهند‪ ،‬اما اگر بفهمند‬ ‫که شما با آنها مخالفید به حرف هایتان اهمیتی نمی دهند‪.‬‬ ‫حافظ‪:‬‬

‫خرداد‬ ‫امروز شما مشتاقانه می خواهید در مورد موضوعی که ازش روی‬ ‫گردان بودید تحقیق کنید‪ .‬همه ترس و هراس های شما نسبت‬ ‫به این موضوع امروز کام ً‬ ‫ال از بین رفته است‪ .‬شما خیلی دوست‬ ‫دارید که دیگران هم نقطه نظرات شما را بشنوند‪ ،‬چرا که می‬ ‫دانید هم اکنون تأثیر فوق العاده ای بر دیگران خواهید گذاشت‪.‬‬ ‫فقط یادتان باشد قبل از اینکه به موضوع بعدی بپردازید به آنها‬ ‫فرصت کافی بدهید که نظرشان را درباره گفته های شما بگویند‪.‬‬

‫ساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چند دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش‬

‫حافظ‪ :‬من چو گویم که قدح نوش و لب ساقی بوس بشنو از من‬ ‫که نگوید دگری بهتر از این‬

‫کیست حافظ تا ننوشد باده بی آواز رود عاشق مسکین چرا چندین تجمل بایدش‬

‫کلک حافظ شکرین میوه نباتیست به چین که در این باغ نبینی ثمری بهتر از این‬

‫تعبیر‪:‬از سختی ها و مشکالت زندگی نترس‪ .‬همه ی مشکالت با صبر و تحمل از پیش راه تو برداشته‬ ‫می شوند‪ .‬در اجرای تصمیم ها با تعمق و اندیشه باش‪ .‬با پشتکار و استوار باش تا موفق شوی‬

‫تعبیر‪:‬اگر تالش بیشتری داشته باشی حتم ًا به آرزوی خود می رسی‪ .‬با دوستان با تجربه مشورت کن تا‬ ‫بهتر بتوانی تصمیم بگیری‪ .‬در امر زندگی با دقت نظر بیشتری بپرداز و همه ی جوانب را بسنج‪.‬‬

‫اردیبهشت‬

‫تیر‬

‫بسیاری از خانواده های متولدین این ماه بعضی پدر و مادرها‬ ‫بدالیلی با فرزندان خود دچار تضادهایی شده اند‪ ،‬این عده باید‬ ‫برقراری پل های دوستی‪ ،‬ایجاد فضای آرام‪ ،‬نزدیک شدن به‬ ‫فرزندان خود‪ ،‬در حل این مسائل بکوشند وگرنه روزی بخود می‬ ‫آیند که فاصله عمیق و طوالنی است‪.‬‬ ‫حافظ‪:‬‬ ‫من این مرقع رنگین چو گل بخواهم سوخت که پیر باده فروشش‬ ‫به جرعه‌ای نخرید‬ ‫بهار می‌گذرد دادگسترا دریاب که رفت موسم و حافظ هنوز می‌نچشید‬ ‫تعبیر‪:‬رنج و سختی عاقبت به راحتی و سعادت منجر می شود و به آرزوی خود می رسی‪ .‬قدر لحظه‬ ‫های زندگی را بدان و دم را غنیمت بشمار تا نادم و پشیمان نشوی‪ .‬سعی و کوشش را رها نکن‬

‫شما شجاعت و دلیری بیش از حدی برای شرکت در موارد‬ ‫بحث دارید‪ ،‬اما این همه جسارت شما الزم نیست زیرا ممکن‬ ‫است شما را به راه‌های منحرف کننده‌ای بکشانند که سبب‬ ‫پشیمانی شما شود‪ .‬در رباطه با اظرافیان تان قضاوت‌های بدی را‬ ‫در ذهن تان می‌پرورانید‪ ،‬این قضاوت‌های مضرر را از ذهن‌تان‬ ‫دور کنید تا بتوانید با خیال آسوده تری کارهایتان را پیش ببرید‪.‬‬ ‫حافظ‪:‬‬ ‫چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست که خدمتی به سزا برنیامد از دستم‬ ‫بسوخت حافظ و آن یار دلنواز نگفت که مرهمی بفرستم که خاطرش خستم‬ ‫تعبیر‪:‬به عهد و پیمان خود پایبند هستی و این بهترین محک برای صداقت و ایمان تو است‪ .‬اگرچه‬ ‫امروز خود را مغبون می بینی اما در آینده به سعادت و نیکبختی خواهی رسید‪.‬‬


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

130


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

129


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

128


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

127


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

Read Javanan Online

JavananToronto.com

www.

126


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

125


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

124


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

123


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

122


‫‪121‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫گریه مردان برای‬ ‫زنان جذاب است‬ ‫یا زننده؟‬

‫آیا گریه کردن از مردی کم می‬ ‫کند؟ این یکی از متداول ترین‬ ‫سواالت همه مردان از گذشته‬ ‫دور بوده است و هیچوقت پاسخ‬ ‫کاملی برای آن شنیده نشده‬ ‫است‪...‬‬ ‫گریه کردن همیشه یکی از نشانه‬ ‫های زنانگی است‪ ،‬ویژگی که‬ ‫مردها تصمیم گرفتند بگذارند‬ ‫برای خانم ها باقی بماند‪ .‬در‬ ‫فرهنگ هایی که باور عموم بر‬ ‫این است که مرد باید خشن‪،‬‬ ‫سرسخت‪ ،‬منطقی‪ ،‬غیروابسته‪،‬‬ ‫مستقل‪ ،‬جاه طلب و متمرکز بر‬ ‫قدرت و نفوذ و زن لطیف‪ ،‬آرام‪،‬‬ ‫مهربان‪ ،‬حساس‪ ،‬احساسی‪ ،‬منفعل‪،‬‬ ‫وابسته و درگیر زیبایی و ظاهر‬ ‫باشد‪ ،‬گریه کردن مرد به ویژه‬ ‫در حضور یک زن‪ ،‬نشانه ضعف به‬ ‫شمار می رود‪.‬‬ ‫ازآنجا که اینطور در ذهن ما فرو رفته است‬ ‫که عمل گریه کردن یا باید صفتی زنانه باشد‬ ‫یا مردانه و نمی تواند ویژگی هر دو آنها‬ ‫باشد‪ ،‬وقتی مردی را در حال گریه کردن می‬

‫بینیم او را از صفات مردانه خود دور می‬ ‫کنیم‪ .‬این طرز تفکر بسیار اشتباه است و‬ ‫در واقعیت و طبیعت اینگونه نیست‪ .‬فلسفه‬ ‫های بسیاری از گذشته دریافته اند که هر‬ ‫فرد با خصوصیات و ویژگی های جنس‬ ‫مخالف خود هم به دنیا می آید‪ ،‬نه فقط از‬ ‫نظر بیولوژیکی‪ ،‬بلکه از نظر روانی‪ ،‬جنسی و‬ ‫احساسی نیز همینگونه است‪.‬‬ ‫مردها به دلیل وضعیت بیولوژیکی خود‬ ‫مقدار بیشتری از انرژی مردانه (به چالش‬ ‫کشیدن دنیای بیرون خود ازجمله آلت‬ ‫تناسلی شان که از نظر ظاهر نمود بیشتری‬ ‫دارد) را ابراز می کنند و زنان نیز به علت‬ ‫ویژگی بیولوژیکی خاص خود انرژی زنانه‬ ‫بیشتری (ایجاد فضای امن درونی که نشان‬ ‫دهنده حساسیت و مراقبت باشد‪ ،‬و البته‬ ‫درمورد اندام تناسلی شان نیز همچنین) نشان‬ ‫می دهند‪ .‬اگر زن یا مردی تعادل خوب و‬ ‫کافی داشته باشد‪ ،‬خصوصیات زنانه مرد و‬ ‫خصوصیات مردانه زن هر دو ابراز می شوند‪.‬‬ ‫مرد یا زنی «ایدآل‪/‬واقعی» است‪ ،‬که انسانی‬ ‫ایدآل با تعادل از هر دو انرژی جنسی خود‬ ‫باشد‪.‬‬ ‫تعادل و توازن این انرژی ها به این معنی‬ ‫است که مردها برای دیدن انعکاس انرژی‬ ‫زنانه خود باید زنانی را در زندگی شان ببینند‬ ‫و زنان نیز برای دیدن انعکاس انرژی مردانه‬ ‫خود به مردان نیاز دارند‪.‬‬ ‫وقتی مردی انرژی مردانه خود را خوب رشد‬ ‫دهد‪ ،‬می تواند بدون ترس و خجالت و یا‬ ‫تهدید برای از دست دادن مردانگی خود‪،‬‬ ‫انرژی زنانه خود را نیز ابراز کند‪ .‬چنین‬ ‫مردی می تواند پیش روی میلیون ها مرد و‬ ‫زن به گریه بیفتد و اشک بریزد و با تمام این‬ ‫حرف ها باز جذاب ترین مرد جمع باشد‪.‬‬ ‫اما وقتی مردانگی مردی خوب رشد نکرده و‬ ‫قوی نباشد‪ ،‬سعی خواهد کرد که بخش زنانه‬ ‫خود را پنهان کند (کارهایی مثل گریه کردن‪،‬‬

‫حساس بودن‪ ،‬مراقبت کردن‪ )… ،‬زیرا چنین‬ ‫مردی هنوز از مردانگی خود هم مطمئن‬ ‫نیست‪ .‬به همین دلیل سعی خواهد کرد چهره‬

‫بسیار خشن تری از خود نشان دهد‪.‬‬ ‫اگر مردانگی ساختگی خود را نشان ندهد‪،‬‬ ‫با بی اندازه «مهربان» بودن‪ ،‬خود را از آن‬ ‫پنهان خواهد کرد‪ .‬به همین دلیل وقتی گریه‬ ‫می کند‪ ،‬حالتی زنانه می گیرد زیرا انرژی‬ ‫مردانه او توسط انرژی زنانه اش پنهان شده‬ ‫است‪ .‬گریه کردن چنین مردانی در چشم زنان‬ ‫که به طور غریزی و طبیعی به دنبال مردی‬ ‫هستند که انعکاس انرژی مردانه خودشان‬ ‫باشد‪ ،‬بسیار زشت می رسد‪.‬‬ ‫از طرف دیگر‪ ،‬زنی که از زنانگی خود‬ ‫مطمئن نیست‪ ،‬وقتی مردی را در حال گریه‬ ‫کردن می بیند‪ ،‬سردرگم و گیج می شود زیرا‬ ‫از انرژی درونی دوگانه خود بی اطالع است‪.‬‬ ‫خط آخر اینکه اگر به اندازه کافی مرد‬ ‫هستید که گریه کنید‪ ،‬باید بدانید که در‬ ‫نظر زنان واقعی که از خود و زنانگی شان‬ ‫مطمئن باشند‪ ،‬بسیار بسیار جذاب خواهید‬ ‫بود‪ .‬مردی که حساس تر و مهربان تر باشد‪،‬‬ ‫ضعیف نیست‪ ،‬بلکه مردی ایدآل و واقعی‬ ‫است‪.‬‬ ‫آقایان جلو اشک هایتان را نگیرید‪ .‬گریه‬ ‫کردن فقط عملی انسانی نیست‪ ،‬بلکه می‬ ‫توان جذاب هم باشد!‬


‫‪120‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫چرا گاهی مردان‬ ‫از رابطه جنسی‬ ‫با همسرشان سرد‬ ‫میشوند‬

‫مردان موجوداتی هستند ذاتا‬ ‫خشن‪ ،‬دلیل این خشن بودن را‬ ‫میتوان در تاریخ جستجو کرد‪،‬‬ ‫وقتی که مردان از قدیم االیام (‬ ‫نه حاال در عصر فمنیسم ! ) وظیفه‬ ‫داشتند تا کارهای سخت را انجام‬ ‫بدهند‪ ،‬درنتیجه نیاز به روحیه و‬ ‫جسمی خشن داشتند تا بقا بشریت‬ ‫حفظ شود‪ ،‬چون اگر این نبود‬ ‫و مردان با زنان یکسان بودند‪،‬‬ ‫دیگر هیچ خانه ای ساخته نمیشد‪،‬‬ ‫هیچ غذایی شکار نمیشد و تا به‬ ‫االن نسل بشریت به احتمال زیاد‬ ‫منقرض میشد ! لذا میبینیم که‬ ‫این ویژگی خشن بودن‪ ،‬ویژگی‬ ‫مثبتی است و برای حفظ بقا و‬ ‫تکامل بشریت باید در کنار روحیه‬ ‫آرام زنان قرار گیرد‪.‬‬ ‫فمنیست ها و زن ساالرها ‪ ) :‬به‬ ‫این خروس نگاه کنید‪ ،‬آیا بدون‬ ‫آن تاج و دمش خروس می شود؟‬ ‫پس چرا خیال می کنید که با‬ ‫چیندن دم و تاج مردان میتوانید‬ ‫خوش بخت شوید و مطمئن هم‬ ‫باشید که مرداتان مرد باقی مانده‬ ‫است و زندگی تان در امنیت‬ ‫تمام گرم گرم شده است ؟ (‬

‫مردان‪ ،‬ذاتا به دلیل همین روحیه شان به‬ ‫دنبال فرمانفرمایی هستند‪ ،‬فرمان فرمایی‬ ‫که به مرد در روابط خانوادگی اش احساس‬ ‫قدرت بدهد‪ ،‬اشتباه نکنید که قدرت به‬ ‫معنای دیکتاتوری یا استبداد و یا حتی پدر‬ ‫ساالری صرف نیست! بلکه قدرت به این‬ ‫معنا است که مرد باید در روباطش با جنس‬ ‫مخالف احساس کرامت و موثر بودن بکند‪،‬‬ ‫برای حضم این جمالت باید به این مثل از‬ ‫یک استاد روانشناسی دانشگاه تهران ( که‬ ‫متاسفانه اسمشان را فراموش کرده ام ) اشاره‬ ‫کنم که میگفتند‪ « :‬مرد باید در خانه پادشاه و‬ ‫زن نخست وزیر باشد » یعنی اینکه با وجود‬ ‫اینکه مرد باید فقط یک مقام تشریفاتی در‬ ‫درون خانه داشته باشد و اصل کار در دست‬ ‫دیگری باشد اما باید کرامت و ابهت مرد‬

‫درخانه حفظ شود تا این خانه به یکی از‬ ‫گرم ترین و زیبا ترین عواطف انسانی آراسته‬ ‫شود‪(.‬مالک از مثل نخست وزیر و پادشاه‪،‬‬ ‫کشورهای مشروطه ای همچون انگستان‬ ‫است‪ ،‬پس اشتباه نکنید!(‬ ‫همان طور که زنان برای شکوفایی احساسات‬ ‫و عواطفشان نیاز به امنیت در روابطشان‬ ‫هستند‪ ،‬مردان نیز به فراخور طبیعتشان‬ ‫نیازمند‪ ،‬ابهت اند تا بتوانند احساساتشان را‬ ‫بروز دهند و به شکوفایی مطلوبی که میتواند‬ ‫بزرگترین تضمین های امنیتی را به زنان بدهد‬ ‫برساند‪ ،‬لذا مشاهده میکنیم که همواره اگر‬ ‫بخواهیم بهترین حالت را در روابط زناشویی‬ ‫داشته باشید باید از معادله ( دادن احساس‬ ‫احترام و ابهت به مردان = گرفتن احساس‬ ‫امنیت و تعهد برای زنان ) استفاده کنید‪،‬‬ ‫سرد کنندهای زیر این معادله را برهم میزنند‬ ‫و نتیجه اش این میشود که مردتان‪ ،‬یا از شما‬

‫زده شود و به شما در خفا خیانت میکند‪ ،‬یا‬ ‫کار را برای همیشه تمام کند و شما را طالق‬ ‫دهد و یا دربهترین حالت اگر آدم با اخالق‬ ‫و با ایمانی باشد‪ .‬با اینکه از شما متنفر است‬ ‫تا آخر عمر شما را تحمل میکند و شما را از‬ ‫آنچه که در روابط زناشیویی نیازمندش هستید‬ ‫و حقتان است‪ ،‬محروم سازد‪.‬‬ ‫سر کننده های جنسی مردان‪:‬‬ ‫خانمهای عزیز از این ‪۲۰‬عمل نحس‬ ‫بپرهیزید‪ ،‬زیرا عواقبش در نهایت گریبان گیر‬ ‫خودتان خواهد شد !‬ ‫‪ - 1‬زنهایی که به گونه ای رفتار میکنند که‬ ‫گویی از سکس و معاشقه خوششان نمی آید‪.‬‬ ‫‪ - 2‬زنهایی که هیچ وقت شروع کننده نیستند‪.‬‬

‫‪ - 3‬زنهایی که نسبت به بدن مردها شناخت‬ ‫کافی ندارند‪.‬‬ ‫‪ - 4‬زنهایی که بار رسیدن به اوج نقطه جنسی‬ ‫را به مرد شان واگذار میکنند‪.‬‬ ‫‪ - 5‬زنهایی که در رخت خواب مثل پلیس‬ ‫رفتار میکنند‪.‬‬ ‫‪ - 6‬زنهایی که مثل جسد در رختخواب بی‬ ‫حرکت و بی عکس العمل میباشند‪.‬‬ ‫‪ - 7‬زن هایی که در رختخواب زیاد حرف‬ ‫میزنند‪.‬‬ ‫‪ - 8‬زنهایی که زیاد مراقب بهداشت و‬ ‫زیبایی خود نیستند(موهای زهار بلند‪،‬‬ ‫پاهای پشمالو‪ ،‬دهان بد بو‪ ،‬سبیل ! ‪ ،‬بوی‬ ‫عرق متعفن‪ ،‬لباسهای نامرتب‪ ،‬رژیم غذایی‬ ‫ناسالم‪ ،‬موهای بیش از حد آرایش شده و‬ ‫تافت خورده‪ ،‬فرج های بد بو !‪ ،‬پیه شکم‪،‬‬ ‫پوست های ترک خورده‪ ،‬صورتهای ماست‬ ‫مالی شده و پوشیده از خروارها کرم پودر و رژ‬ ‫لب !‪ ،‬ناخن های شکسته و پوسته پوسته شده‪،‬‬ ‫الک ناخن ورق شده و‪)...‬‬ ‫‪ - 9‬زنهایی که خودشان از ظاهر و قیافه خود‬ ‫خوششان نمی آید و مرتبا خودشان را پایین‬ ‫می آورند و تحقیر میکنند‪.‬‬ ‫(مسلم است که اگر خودتان را پایین بگیرد‬ ‫پایین هم می آیید و اگر باال بگیرید باال‬ ‫میروید)‬ ‫‪ - 10‬زنهایی که بیش از اندازه به ظاهر و‬ ‫قیافه خودشان حساس اند‪.‬‬ ‫‪ - 11‬زنهایی که دوست ندارند معاشقه‬ ‫دریافت کنند‪.‬‬ ‫‪ - 12‬زنهایی که به هنگام بوسیدن زیاد از‬ ‫زبانشون استفاده میکنند‪.‬‬ ‫‪ - 13‬زنهایی که بیش از حد جدی هستند‪.‬‬ ‫‪ - 14‬زنهایی که بیش از حد به مردشان‬ ‫وابسته هستند‪.‬‬ ‫‪ - 15‬زنهای سطحی نگر( یا به اصطالح‬ ‫ژورنالیستی)‬ ‫‪ - 16‬زنهایی که فقط به وضع مالی و‬ ‫اقتصادی مرد اهمیت میدهند‪.‬‬ ‫‪ - 17‬زنهایی که با استفاده از بدن و جنسیت‬ ‫خود مردها را بازی میدهند‪.‬‬ ‫‪ - 18‬زن هایی که مدام از نامزد یا همسر‬ ‫قبلی شان صحبت میکنند‪.‬‬ ‫‪ - 19‬زن هایی که به لحاظ جنسی خود‬ ‫انگیخته نیستند‪.‬‬ ‫‪ - 20‬زن هایی که لباس زیر کهنه زشت‬ ‫میپوشند‪.‬‬


‫‪119‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫را ناشی از الگوهای ناکارآمد و ناسازگاری‬ ‫می دانند که در اثر تجربیات متناقض دوران‬ ‫کودکی شکل می گیرد‪.‬‬ ‫آنچه که نظر غالب روانشناسان را در مورد‬ ‫علت ابتال به این اختالل نزدیک می کند‪ ،‬تاثیر‬ ‫محیط و تربیت در دوران کودکی و نوجوانی‬ ‫افراد است‪ .‬بدون شک شیوه های تربیتی‬ ‫ناکارآمد و رفتار غلط والدین‪ ،‬متولیان آموزش‬ ‫و سایر افرادی که به طور مستمر در رابطه با‬ ‫کودک و نوجوان هستند‪ ،‬نقش اساسی را در‬ ‫ابتالی افراد به این اختالل در بزرگسالی بازی‬ ‫می کند‪.‬‬ ‫چه کسانی بیشتر دچار این اختالل می شوند؟‬ ‫هر فردی که عوامل زمینه ساز این اختالل را‬ ‫داشته باشد می تواند با این مشکل مواجه شود‪.‬‬ ‫میزان شیوع این اختالل در مطالعات مختلف‬ ‫از ‪ 2‬تا ‪ 4‬درصد کل افراد جامعه تخمین زده‬ ‫شده است‪ .‬همچنین مطالعاتی نشان داده که این‬ ‫اختالل در افرادی که بستگان نزدیک مبتال به‬ ‫اختالل اسکیزوفرنی یا اختالل هذیانی دارند‬ ‫بیشتر مشاهده می شود؛ هر چند تعداد مردانی‬ ‫که با تشخیص این اختالل در آنها مواجه‬ ‫هستیم بیشتر است‪ ،‬امکان ابتالی زنان نیز‬ ‫کامال محتمل است‪.‬‬ ‫احتیاط‪ ،‬خطر اشتباه گرفتن نزدیک است!‬ ‫هر شک و بدبینی ناشی از اختالل شخصیت‬ ‫پارانویید نیست‪ .‬ممکن است بسیاری از ما این‬ ‫تجربه را داشته باشیم که پس از یک تجربه‬ ‫خیانت یا بدرفتاری از سوی اعضای خانواده‪،‬‬ ‫همسر یا یک دوست‪ ،‬نسبت به کل زندگی و‬ ‫افرادی که با آنها در ارتباط هستیم بدبین شویم‪.‬‬ ‫تفاوت مهم این اختالل با چنین شرایطی‬ ‫این است که این واکنش ها معموال موقتی و‬ ‫زودگذرند و به یکباره و بعد از یک حادثه در‬ ‫فرد روی می دهند‪ .‬با این وجود کمک گرفتن‬ ‫از یک روانشناس یا مشاور توانا می تواند در‬ ‫حل سریع تر این مشکل یاری رسان باشد‪.‬‬ ‫برخی از دیگر اختالالت روانی نیز ممکن‬ ‫است با اختالل شخصیت پارانویید اشتباه‬ ‫گرفته شوند‪ .‬در اسکیزوفرنی پارانویید که از‬ ‫اختالالت شدید روانی است‪ ،‬شک و بدبینی با‬ ‫هذیان و توهم همراه است و شروع آن ناگهانی‬ ‫تر است‪ .‬همچنین ایجاد یکباره بدبینی در‬ ‫سالمندانی که در گذشته سابقه اینگونه رفتار را‬ ‫ندارند می تواند نشانه ای از افسردگی سالمندی‬ ‫یا بیماری آلزایمر باشد‪.‬‬ ‫در نهایت ذکر این نکته الزم است که گاهی‬ ‫شرایط اجتماعی نیز می تواند باعث ایجاد‬ ‫بدبینی یا احتیاط بیش از حد در گروهی خاص‬ ‫یا اکثریت جامعه شود‪ .‬اقلیت های قومی‪،‬‬ ‫فرهنگی‪ ،‬دینی و زبانی ممکن است در تعامل‬ ‫با جامعه اکثریت‪ ،‬با احتیاط و بدگمانی رفتار‬ ‫کنند (برعکس این رفتار نیز ممکن است‬ ‫توسط اکثریت صورت پذیرد)‪ .‬همچنین پس‬ ‫از تشنجات شدید اقتصادی و سیاسی و در‬ ‫شرایط جنگ و قحطی‪ ،‬ممکن است نوعی‬ ‫بدبینی و بی اعتمادی بر اکثریت جامعه حاکم‬ ‫شود‪.‬‬

‫گسترش بدبینی در این موقعیت های اجتماعی‬ ‫را نباید با شیوع اختالل شخصیت پارانویید در‬ ‫جامعه برابر دانست‪.‬‬ ‫درمان های رایج کدام است؟‬ ‫در گذشته نه چندان دور‪ ،‬این مشکل مانند سایر‬ ‫اختالالت شخصیت از جمله اختالالت مقاوم‬ ‫به درمان محسوب می شد اما در دو دهه اخیر‬ ‫تالش های ارزشمندی در یاری رسانی به این‬ ‫افراد صورت پذیرفته است‪ .‬اکثر این تالش‬ ‫ها‪ ،‬در قالب شکل های مختلف روان درمانی‬ ‫مخصوص اختالالت شخصیت صورت گرفته‬ ‫است‪.‬‬ ‫مداخالتی در چارچوب روان پویایی‪ ،‬شناختی‬ ‫ رفتاری و طرح واره درمانی از جمله شیوه‬‫های روان درمانی هستند که تا به امروز برای‬ ‫کمک به این افراد به کار بسته شده است‪.‬‬ ‫معموالن روان درمانی اینگونه بیماران در‬ ‫ایران توسط روانشناسان بالینی صورت می‬ ‫گیرد؛ همچنین روانپزشکان ممکن است از‬ ‫دارودرمانی برای بهبود برخی نشانگان این‬ ‫اختالل استفاده کنند‪.‬‬


‫‪118‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫اختاللی که زندگی‬ ‫شما را نابود‬ ‫خواهد کرد‬

‫بسیاری از ما در طول زندگی مان‬ ‫با انسان هایی روبرو شده ایم که‬ ‫به همه چیز و همه کس بدبین‬ ‫و بدگمانند‪ ،‬فکر می کنند که‬ ‫دیگران به دنبال آسیب رساندن‬ ‫به آنها هستند و اگر به کسی‬ ‫اعتماد کنند‪ ،‬عاقبت روزی از‬ ‫پشت خنجر خواهند خورد‪.‬‬

‫اگر به این افراد به قدر کافی نزدیک شده و‬ ‫با آنها وارد گفتگو شوید برای شما مثال های‬ ‫متعددی از خیانت هایی که در طول زندگی‬ ‫تجربه کرده اند خواهند آورد و ممکن است‬ ‫حتی در وهله نخست موفق شوند شما را قانع‬

‫کنند که تمامی اطرافیانشان بدذات بوده و‬ ‫مرتب در حال توطئه برعلیه شان هستند اما‬ ‫احتماال بعد از گذشت مدت نه چندان زیادی‬ ‫پی خواهید برد که بسیاری از دالیلی که این‬ ‫افراد برای متهم ساختن اطرافیانشان ارائه می‬ ‫دهند غیرواقع بینانه است‪ ،‬و حتی ممکن است‬ ‫خود را نیز در مظان اتهام بیابید!‬ ‫اگر این اطالعات را با یک روانشناس بالینی‬ ‫یا روانپزشک در میان بگذارید‪ ،‬او به شما‬ ‫خواهد گفت که احتماال با یک فرد مبتال به‬ ‫اختالل شخصیت پارانویید سر و کار دارید‪.‬‬ ‫نشانه های تشخیص این اختالل کدامند؟‬ ‫روانشناسان و روانپزشکان برای تشخیص‬ ‫اختالل شخصیت پارانویید به صرف بدبین‬ ‫بودن فرد اکتفا نکرده و چند مالک دیگر‬ ‫را نیز همزمان برای تشخیص وجود چنین‬ ‫اختاللی در نظر می گیرند که در چند سطر بعد‬ ‫با زبانی ساده به برخی از آنها اشاره خواهیم‬ ‫کرد‪:‬‬ ‫* بدون دلیل کافی مشکوک است که دیگران‬ ‫به دنبال آزار یا آسیب رساندن به او هستند‪.‬‬

‫* وفادار بودن دوستان و اطرافیانش را بدون‬ ‫دلیل منطقی زیر سوال می برد‪.‬‬ ‫* تمایلی به اعتماد به دیگران ندارد چون فکر‬ ‫می کند که از اطالعاتی که در اختیارشان می‬ ‫گذارد علیه او استفاده خواهند کرد‪.‬‬ ‫* در اتفاقات و رفتارهای عادی افراد تهدید یا‬ ‫معنایی پنهانی می یابد‪.‬‬ ‫* کینه توز است و هیچگونه اهانت‪ ،‬بی‬ ‫اعتنایی یا تحقیر را نمی بخشد‪.‬‬ ‫* مرتب احساس می کند که به شخصیتش‬ ‫توهین شده بدون اینکه دیگران چنین احساسی‬ ‫داشته باشند و مقابل این احساس واکنش‬ ‫شدید و پرخاشگرانه ای نشان می دهد‪.‬‬ ‫* بدون هیچ دلیل موجهی به صورت مکرر به‬ ‫وفاداری همسرش شک می کند‪.‬‬ ‫* خصوصیات فوق از اوایل جوانی در او‬ ‫بروز پیدا کرده و در طول زندگی او کم و بیش‬ ‫پایدار باقی مانده است‪.‬‬ ‫علت ابتال به این اختالل چیست؟‬

‫پس از آنکه با نشانه های این اختالل آشنا‬ ‫شدیم‪ ،‬این سوال ایجاد می شود که چرا این‬ ‫افراد به این میزان بدگمانند و منشأ این رفتار‬ ‫از کجاست؟ مکتب های مختلف روانشناسی‬ ‫به این سوال پاسخ های متفاوتی می دهند‪.‬‬ ‫روانکاوان این شیوه رفتار را نتیجه «فرافکنی»‬ ‫که مکانیسمی دفاعی در روان انسان است‪ ،‬می‬ ‫دانند‪.‬‬ ‫به عبارت ساده تر‪ ،‬روانکاوان بر این باورندکه‬ ‫فرد مبتال به این اختالل احساسات خصمانه‬ ‫ای نسبت به خود دارد و برای دور کردن‬ ‫این احساس ناخوشایند از خویشتن‪ ،‬آن را‬ ‫به سایرین نسبت می دهد‪ .‬روان درمانگران‬ ‫شناختی نسبت به علت این اختالل نظری‬ ‫متفاوت داشته و منشأ آن را تعصبات و‬ ‫سوگیری های ادراکی ‪ -‬شناختی فرد می‬ ‫دانند‪ .‬به عنوان مثال‪ ،‬آنها بر این باورند که‬ ‫فرد پارانویید‪ ،‬تنها به جنبه هایی از یک واقعه‬ ‫توجه می کند‪ ،‬تنها برخی از خاطرات منفی را‬ ‫به یاد می آورد و نوع تفسیرش از رویدادها با‬ ‫یک فرد سالم متفاوت است‪.‬‬ ‫متخصصان طرح واره درمانی نیز در این‬ ‫خصوص نظریه ای دارند و مشکل بدبینی‬


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

117


‫‪116‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫به گزارش "تدبیر"‪ ،‬روزنامه "نیویورک‬ ‫تایمز" با انتشار این خبر افزوده است‪":‬این‬ ‫نویسنده ایرانی در زمان مرگ ‪ 36‬سال‬ ‫داشت‪ .‬پلیس اظهار داشته که در حال انجام‬ ‫آزمایش های سم شناسی است و هیچ نشانه‬ ‫ای از مشکوک بودن مرگ او یافت نشده‬ ‫است‪ ".‬روزنامه "نیویورک تایمز" درباره این‬ ‫نویسنده ایرانی نوشته است‪":‬اولین رمان او‬ ‫تحت عنوان "سوپ انار" داستان سه خواهر‬ ‫بود که در جریان انقالب ایران از آن کشور‬ ‫خارج شده و در نهایت کافی نتی ایرانی را‬ ‫در شهری کوچک در ایرلند افتتاح کردند‪.‬‬ ‫این کتاب در کشورهای مختلف جهان‬ ‫تحت عنوان "شکالت ایرانیان" شناخته شد‬ ‫که اشاره ای بود به رمان "خوان هریس" که‬ ‫در سال ‪ 1999‬میالدی نوشته شده بود و از‬ ‫آن فیلمی نیز ساخته شده بود‪ .‬آن فیلم روایت‬ ‫مادر جوان مجردی بود که در روستایی در‬ ‫کشور فرانسه زندگی می کرد و فروشگاه‬ ‫شکالتی را افتتاح کرده بود‪".‬‬ ‫خانم مهران پیش تر درباره این رمان اظهار‬ ‫داشته بود که هدفش نشان دادن احساس‬ ‫ایرانیان به دیگر ملیت ها بوده است‪ .‬این‬ ‫کتاب توسط انتشارات "رندوم هاوس"‬ ‫منتشر شد و به بیش از ده زبان زنده دنیا‬ ‫ترجمه شد و در بیش از ‪ 20‬کشور منتشر‬ ‫شد‪ .‬این کتاب در سال ‪ 2005‬میالدی در‬ ‫ردیف پرفروش ترین رمان های جهان قرار‬ ‫گرفت‪.‬‬ ‫"مارشا مهران" نویسنده این رمان پرآوازه‪،‬‬ ‫در واقع یک ایرانی االصل و متولد تهران‬ ‫است که در آرژانتین بزرگ شده است و‬ ‫ظاهرا ایده ایجاد یک رستوران ایرانی در‬ ‫داستان مهران برگرفته از تالش های خانواده‬ ‫او در دوران اقامت در این کشور است که‬ ‫به کمک هم رستورانی ایرانی در کشور‬ ‫آرژانتین ایجاد کردند‪ .‬او هم اکنون با همسر‬ ‫ایرلندی اش در غرب ایرلند زندگی می کرد‪.‬‬ ‫او پیش تر در مصاحبه ای اظهار داشت که‬ ‫عاشق آشپزی است و از میان غذاهای ایرانی‬ ‫"قیمه" را به هر غذای دیگری ترجیح می‬ ‫دهد‪.‬‬

‫همدردی دردسرساز دختر ‪ 7‬ساله‬ ‫با مادرش‬ ‫معموال فرزندان در محیط خانه و همچنین‬ ‫رفتارهای اجتماعی خود از پدر و مادر الگو‬ ‫برداری می نمایند‪ .‬هر گونه رفتار و حرکت‬ ‫نادرست در محیط خانه بدون شک در‬ ‫ذهن فرزندان تاثیر منفی می گذارد‪.‬فرزندان‬ ‫خردسال بدون درک این واقعیت که رفتار‬ ‫نادرست والدین شایسته تقلید نیست انرا در‬ ‫محیط اجتماع و خانه انجام می دهند‪ .‬مادر‬ ‫‪ 33‬ساله که طبق گفته پزشکان به سندروم‬ ‫نادر” تریکوتیلومانیا “مبتال می باشد عادت‬ ‫به کشیدن موهای سر و صورت خود دارد‪.‬‬ ‫وی از سن ‪ 5‬سالگی بر اثر غم و اندوهایی‬ ‫که تحمل نموده است دچار این رفتار‬

‫به عنوان یک مدل را توجه به استعدادهایش‬ ‫و همچنین تفاوت هایی که با دیگران داشته‬ ‫میداند‪.‬‬

‫این پسر با یک سگ ازدواج کرده‬ ‫است!‬

‫وحشتناک شده است‪ .‬خانم "شرلی میشل"‬ ‫بیشتر نگران دختر ‪ 7‬ساله خود شده است‪.‬‬ ‫او می افزاید اخیرا دخترش “کلر”برای‬ ‫همدردی با او موهایش را با زور می کند‪.‬‬ ‫او می گوید متاسفانه برخی از مردم فکر می‬ ‫کنند من عمدا این کار را برای جلب توجه‬ ‫انجام می دهم‪ .‬اما در واقع اینطوری نیست‪.‬‬ ‫من نسبت به کشیدن موهای خود وسواس‬ ‫دارم‪ .‬چندین بار نزد روانشناس رفته ام اما‬ ‫موثر نبوده است‪ .‬هنگامی که خود را در آینه‬ ‫می بینم اشکهایم سرازیر می شود‪ .‬خانم می‬ ‫افزاید تنها چیزی که او تا کنون از”ان اچ‬ ‫اس”درافت نموده دو تا کاله گیس بوده‬ ‫است‪.‬‬

‫زندگی خصوصی موفق ترین زن‬ ‫مانکن آسیایی!‬

‫خانم "جسیکا گومز" اکنون یکی از موفق‬ ‫ترین مدل های برند مشهور " ویکتوریا‬ ‫سکرت " است و بدون شک یکی از جذاب‬ ‫ترین زنان فعال در عرصه مد در سطح بین‬ ‫الملل است‪ .‬این مدل ‪ 28‬ساله دو رگه‬ ‫است ‪ .‬مادر او یک زن چینی و پدرش یک‬ ‫بازرگان پرتغالی است ‪ ،‬اما او در استرالیا‬ ‫متولد و بزرگ شده ‪ ،‬وی عمده فیزیک‬ ‫ظاهری اش را از مادرش به ارث برده است‪.‬‬ ‫او میگوید از وقتی یادش می آید به خاطر‬ ‫چهره آسیایی اش مورد حمالت نژاد پرستانه‬ ‫قرار داشته است‪.‬‬ ‫جسیکا میگوید ‪ :‬همیشه به خاطر چهره‬ ‫آسیایی ام از من انتقاد شده است‪ ،‬چه در‬ ‫دوران مدرسه و چه در دوران فعالیتم به‬ ‫عنوان یک مدل‪ .‬اما من به آنچه هستم‬ ‫افتخار میکنم‪ .‬دوران سختی را پشت سر‬ ‫گذاشتم اما موفقیتم همه این سختی ها را‬ ‫از یادم برده است‪ .‬وی از سن ‪ 18‬سالگی‬ ‫به صورت رسمی وارد دنیای مد و راهی‬ ‫نیویورک شد‪ ،‬او مهمترین عامل موفقیتش‬

‫فرهنگ ارزش گریز غربی روز به روز چهره‬ ‫سخیف تری از انسان مدرن به تصویر می‬ ‫کشد و با برجسته کردن جنبه حیوانی بشر‪،‬‬ ‫تنفر برانگیز و مشمئز کننده تر از پیش جلوه‬ ‫می کند‪ .‬یک جوان ‪ ۲۰‬ساله اهل منطقه‬ ‫"توومبا" در ایالت "کوئینزلند" استرالیا روز‬ ‫گذشته در اقدامی زننده و غیرانسانی‪ ،‬در‬ ‫حضور دوستان و آشنایانش با سگ محبوب‬ ‫خود ازدواج کرد! این جوان در مصاحبه با‬ ‫خبرگزاری فرانسه گفته است‪ :‬من به مدت‬ ‫پنج سال از این سگ نگهداری کردم و‬ ‫دیروز با به تن‌ کردن لباس دامادی و تهیه‬ ‫یک لباس مخصوص عروس برای سگم‪ ،‬با‬ ‫این حیوان ازدواج کردم‪.‬‬


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

115


‫‪114‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫می تواند همسران بسیاری داشته باشد و آنها خودش در یک مراسم سنتی انتخاب می کند‬ ‫مرد باید در خانه زن باشد ولی تا قبل از غروب آفتاب هر مرد باید به خانه مادرش بازگردد‬ ‫اگر از این ازدواج فرزندی پدید آمد بزرگ کردن آن به عهده خانواده مادری است‪.‬‬ ‫این ‪ 40‬هزار خانه تشکیل جامعه ای را می دهد که امپراطوری زنان نام دارد و گردشگران‬ ‫بسیاری برای دیدن این جامعه وارد آن می شوند‪ .‬گردشگران به خصوص برای دیدن مراسم‬ ‫رقص آتش وارد این روستا می شوند که در خالل آن زنان شوهران خود را انتخاب می کنند‪.‬‬ ‫گردشگری توانسته اقتصاد موسو ها را متحول کند و آنان را که تنها به کشاورزی و شکار‬ ‫اشتغال داشتند دست به جیب کند تا آنها بتوانند کاالهای مصرفی جدید تر را بخرند‪ .‬گرچه‬ ‫همه اینها تهدیدی برای حیات سنتی موسو ها محسوب می شود اما آنها به عنوان یک جامعه‬ ‫سنتی اهتمام ویژه ای به حفظ سنتهای خود دارند‪.‬‬

‫این زن برهنه در حال آفتاب گیری در کاخ دادگستری‬

‫همچنان که این تومور بزرگ تر می شد درد او با تاول هایی که روی پای او را پوشانده‬ ‫بودند بیشتر شده و راه رفتن را برای او سخت کرده بود‪.‬‬ ‫او درباره وضعیتش گفت‪”:‬وقتی تابستان از راه می رسید از گرما پایم دچار تاول می شد و‬ ‫مرتب به روی زمین سفت و سخت کشیده می شد‪ .‬وقتی زمستان می آمد دچار سرمازدگی می‬ ‫شد‪ ،‬چرا که با هیچ لباسی نمی شد آن را پوشاند و دچار خارش شدید می شد‪”.‬‬ ‫مادرم با سختی زندگی می کند‪ ،‬او همیشه دچار درد مزمن است ولی هرگز شکایتی نمی کند ‪،‬‬ ‫درعوض از من نگهداری می کند و من نیز از او نگهداری می کنم‪”.‬‬ ‫“حتی در تاریک ترین لحظات زندگی ام‪ ،‬او مرا تشویق می کند تا قوی باشم و زندگی کنم‪.‬‬ ‫شاید اکنون درد پای من دیگر رفته باشد ولی سرطان مادرم نخواهد رفت ‪ .‬اگرچه تمام‬ ‫چیزی که می خواهم درمانی برای اوست‪”.”.‬‬ ‫با وجود این مشکالت‪ ،‬سان در تمام طول مدتی که بیمارستان را ترک کرده و از پزشکان و‬

‫این زن لخت در حال آفتاب گیری در کاخ دادگستری اینکه خانمی اتاق کارش را به محلی‬ ‫برای آفتابگیری تبدیل نماید جای سوال و تعجب است‪ .‬تعجب برانگیزتر این است که این‬ ‫کار عادت روزانه یک خانم قاضی است که در اتاق را می بندد و هیچ مراجعه کنده ای را‬ ‫هم به داخل راه نمی دهد‪ .‬این خانم قاضی که باید روزانه در خدمت مراجعه کنندگان باشد‬ ‫ساعتی از کارش را صرف آفتابگیری جلوی پنجره اتاقش می نماید‪.‬‬ ‫خانم ‪ 35‬ساله به نام “انیسا بیالجاک” اهل بوسنی و هرزگویین که بعنوان قاضی به جامعه‬ ‫خدمت می نماید هنگامی که اخرین بار در حال افتابگیری در محل کارش بود تعدادی از‬ ‫همسایگان روبروی ساختمان دادگستری از این لحظه عکس گرفتند و در فضای مجازی‬ ‫منتشر نمودند‪ .‬هر چند این کار خانم اعتراضاتی را در پی داشت و تا مرحله اخراج او منجر‬ ‫شد اما دادگاه عالی بوسنی قلم عفو بر جرم او کشید و با ادامه مجدد کارش موافقت نمود‪.‬‬

‫پرستاران خداحافظی می کرد پیروزمندانه لبخند می زد‪ .‬او اکنون امیدوار است بتواند با کسی‬ ‫آشنا شده‪ ،‬ازدواج کرده و تشکیل خانواده دهد‪.‬‬

‫کشف جسد نویسنده ایرانی پرفروش ترین رمان جهان‬ ‫جسد "مارشا مهران" نویسنده ایرانی که چندین سال پیش به ایرلند مهاجرت کرده بود و یکی‬ ‫از کتاب هایش به پرفروش ترین رمان‌های جهان در سال ‪ 2005‬میالدی تبدیل شد در خانه‬ ‫اش در روستایی در شهرستان "کانتی مایو" در شمال غرب ایرلند یافت شده است‪.‬‬

‫خوشحالی یک دختر به خاطر قطع شدن پایش‬ ‫بیشتر زنان چیزهای بسیار کمی را بدتر از آن تصور می کنند که پزشک بگوید باید پایشان‬ ‫قطع شود‪ ،‬ولی خانم سان جینگ جینگ اهل شهر انیانگ در چین وقتی دو ماه پیش‬ ‫پزشکان این تصمیم را به او اطالع دادند بیش از حد معمول خوشحال شد!‬


‫‪113‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫مرجان ابروانی‬

‫اطالعیه کیس‌های‬ ‫تخصصی‪  ‬فدرال‬ ‫فن و‬ ‫از طریق ّ‬ ‫حرفه‬

‫اداره مهاجرت اعالم نمود که‬ ‫در ماه می ‪۲۰۱۴‬پرنده‌های‬ ‫فن‬ ‫تخصیصی فدرال از طریق ّ‬ ‫و حرفه را قبول مینماید‪ .‬کلیه‬ ‫فارغ تحصیالن‪ ‬در ‪ ‬رشته‌های‬ ‫دانشگاهی و کالج‌های معتبر در‬ ‫رشته‌های ذیل‪  ‬با دانستن زبان‬ ‫ی در حد حداقل آیلتس‬ ‫انگلیس ‌‬ ‫‪ ۶‬میتوانند اقدام کنند ‪ ،‬البته‬ ‫ارزیابی دقیق با توجه به سایر‬ ‫فاکتورها مانند‪ ،‬سطح تحصیالت‪،‬‬ ‫سابقه کاری ‪ ،‬داشتن فامیل درجه‬ ‫در کانادا ‪ ،‬سوابق کاری و یا‬ ‫ی در‪ ‬کانادا و مهمترین‬ ‫تحصیل ‌‬ ‫مورد ارزیابی مدارک دانشگاهی‬ ‫متقاضیان توسط مراکز مربوطه در‬ ‫کانادا (‪ )WES‬و سایر فاکتورهای‬ ‫دیگر برای ‪ ‬متقاضی و همسر انجام‬ ‫می‌گیرد‬ ‫_____________________‬

‫مدیران ارشد مالی ‪،‬ارتباطت و سایر‬ ‫سرویسهای بیزینسی با مدرک بیزینس ‪،‬‬ ‫بازرگانی‪ ،‬ارتباطات‪ ‬‬ ‫مدیران ارشد ارتباطات‪  ‬و سایر سرویس‌ها با‬ ‫مدارک بازرگانی‪ ،‬بیزینس ‪ ،‬‬ ‫مدیران مالی و بازرگانی با مدرک‬ ‫حسابداری و اقتصاد ‪ ،‬بازرگانی‪ ‬‬ ‫مدیران منابع انسانی‌ با مدارک بیزنیس ‪،‬‬ ‫ارتباط صنعتی‌‪،‬بازرگانی یا روانشناسی‌‬ ‫مدیران خرید‪ ‬‬ ‫مدیران بیمه‌ و امور مالی‪ ‬‬ ‫مدیران بخش درمانی با مدارک پزشکی‌‪،‬‬ ‫پیراپزشکی ‪ ،‬داروسازی ‪ ،‬دندانپزشکی ‪،‬‬ ‫پرستاری‪ ‬‬ ‫مدیران باز سازی ساختمان با‬ ‫مدرک ‪ ‬مهندسی ساختمان و یا معماری‪ ‬‬ ‫مدیران منابع طبیعی با مدرک مهندسی منابع‬ ‫طبیعی ‪،‬جنگلداری‪،‬شیالت و مهندسی‌ معدن‪ ‬‬ ‫بازرسی و حسابدار مالی با مدرک‬ ‫حسابداری‪ ،‬اقتصاد‪ ،‬مدیریت بازرگانی‪ ‬‬ ‫آنالیست مالی و سرمایه گذاری با مدرک‬ ‫اقتصاد ‪ ،‬بازرگانی‪ ‬‬ ‫مشاور سرمایه گذاری با مدرک اقتصاد‪،‬‬ ‫بازرگانی‪،‬بیزینس‪ ‬‬ ‫سایر مشورین امور مالی با مدرک اقتصاد ‪،‬‬

‫بازرگانی‪ ،‬‬ ‫مشاور تبلیغات ‪ ،‬فروش ارتباط با مدرک‬ ‫بازاریابی‪ ،‬ارتباطات ‪ ،‬خبرنگاری‪ ‬‬ ‫سوپروایزر یا مشاور بیمه با مدرک‬ ‫حسابداری‪ ، ‬بیمه‌‪،‬کتابداری‬ ‫متولی‌ امالک یا مشاور امالک‪ ‬‬ ‫مهندسین عمران با مدرک مهندسی‌ عمران‬ ‫مهندسین مکانیک با مدرک مهندسی‬ ‫مکانیک‪ ‬‬ ‫مهندس برق و قدرت با مدرک مهندسی‌ برق‬ ‫و قدرت‪ ‬‬ ‫مهندسی‌ پتروشیمی با مدارک مهندسی مرتبط‪ ‬‬ ‫مشاور ات با مدرک مرتبط‪ ‬‬ ‫آنالیست‪  ‬دتا‪ ‬‬ ‫مهندسی‌ کامپیوتر‪ ‬نرم افزار‪ ‬‬ ‫مهندس کامپیوتر سخت افزار‪ ‬‬ ‫برنامه ریز کامپیوتر‪ ‬‬ ‫تکنیسین مکانیک‪ ‬مدرک مرتبط‪ ‬‬ ‫براورگر ساختمان‪ ‬‬ ‫تکنیسین برق و قدرت‪ ‬‬ ‫تکنیسین صنعتی‌‬ ‫بازرس بهداشت محیط با مدرک بهداشت و‬ ‫تغذیه و یا شیمی‌ محض‪ ‬‬ ‫تکنیسین نت ورک با مدرک مرتبط‪ ‬‬ ‫سوپروایزر پرستاری‬

‫پرستارها‪ ‬‬ ‫پزشکان عمومی‬ ‫پزشکان متخصص‪ ‬‬ ‫متخصص تغذیه با مدارک تغذیه یا بیوشیمی‪ ‬‬ ‫شنوایی سنج‪ ‬‬ ‫فیزیوتراپ‬ ‫کارشناس کاردرمانی‪ ‬‬ ‫کارشناس تنفس درمانی‬ ‫کارشناس رادیولوژی‪ ‬‬ ‫سنوگراف‬ ‫کارشناس کمک‌های اولیه‬ ‫استاد دانشگاه و کالج و یا موسسات آموزشی‌‬ ‫با مدرک معتبر‬ ‫روانشناس‬ ‫مربیان مهد کودک‬ ‫مترجمین ‪  ‬‬ ‫کسانیکه‪ ‬تمایل به اقدام برای اخذ ویزای‬ ‫اقامت دائم کانادا را دارند‪   ‬از اکنون‬ ‫جهت ثبت نام امتحان آیلتس برای خود و‬ ‫همسر اقدام فرمایند و شروع به جمع آوری‬ ‫مدارک خود نمایند تا در صورت واجد‬ ‫شرایط بودن سریع ًا پرونده آنها قبل از تکمیل‬ ‫ظرفیت ارسال گردد‪ ، .‬با توجه به اینکه اداره‬ ‫مهاجرت در این رده حدود یک سال است‬ ‫که پرونده‪ ‬ای قبول ننموده‌ به محض باز‬

‫شدن آن تعداد بسیار زیادی پرونده در ابتدا‬ ‫توسط‪ ‬متقاضیان‪ ‬ارسال خواهد شد با توجه‬ ‫به محدود بودن تعداد پذیرش بهتر است از‬ ‫اکنون‪ ‬نسبت به عقد قرارداد اقدام ‪ ‬نموده‪ ‬و‬ ‫با‪ ‬راهنمائی سازمان ما ‪ ‬شروع به جمع آوری‬ ‫مدرک خود بفرمایید تا در تاریخ مقرر‬ ‫بتوانید قبل از از تکمیل ظرفیت پرونده‬ ‫خود را به اداره مهاجرت ارسال فرمایید ‪،‬‬ ‫لطفا توجه فرمایید که اداره مهاجرت لیست‬ ‫محدودی را اعالم کرد و در صورتیکه‬ ‫پرونده شما در تاریخ مقر ارسال نگردید‬ ‫ممکن است ظرفیت آن پر شود و امکان‬ ‫اقدام برای شما وجود نداشته باشد‪ .‬شما‬ ‫میتوانید با رجوع به جدول ذیل به صورت‬ ‫تقریبی کیس خود را امتیاز بندی نمائید‪،‬‬ ‫جهت ارزیابی دقیق با ما در تماس باشید‬ ‫جهت اطالعات بیشتر با ما در تماس باشید‪ ‬‬ ‫و یا‪ ‬رزومه خود را جهت ارزیابی دقیق به‬ ‫ایمیل ‪info@easyimmigration.ca‬‬ ‫ارسال فرمایید‪ ‬‬ ‫با تشکر‬ ‫سازمان مهاجرتی مرجان ابروانی‬ ‫تلفن تهران‪۲۶۲۱۲۵۶۶ :‬‬ ‫‪۳۹۵۷۵۶-۰۹۱۲‬‬ ‫تلفن تورونتو‪۱۴۱۶۸۳۳۰۸۰ :‬‬


‫‪112‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫خبرهای جذاب این هفته‪...‬‬ ‫بیش از ‪ ۶‬ماه) با ‪ ۱۷‬درصد کاهش خطر ابتال به سرطان های گوارشی همراه است‪ .‬با‬ ‫مصرف مقادیر باالتر چای سبز‪ ،‬درصد کاهش خطر این نوع سرطان ها باز هم بیشتر بود‪.‬‬ ‫به خصوص در کسانی که ‪ ۲‬تا ‪ ۳‬فنجان چای سبز در روز (حداقل ‪ ۱۵۰‬گرم چای در ماه)‬ ‫می نوشیدند‪ ،‬خطر سرطان های گوارشی ‪ ۲۱‬درصد کمتر گزارش شد و در زنانی که به مدت‬ ‫‪ ۲۰‬سال به طور مداوم از چای سبز استفاده کرده بودند‪ ،‬خطر این نوع سرطان ها ‪ ۲۷‬درصد‬ ‫کمتر از سایرین بود‪.‬‬ ‫چای سبز حاوی ترکیبات شیمیایی طبیعی موسوم به پلی فنل ها از جمله کاتچین می باشد‪.‬‬ ‫کاتچین ها خاصیت آنتی اکسیدانی داشته و با مهار آسیب ‪ DNA‬و توقف رشد تومور‪ ،‬از‬ ‫سرطان پیشگیری می کنند‪.‬‬

‫چای سبز حاوی ترکیبات شیمیایی طبیعی موسوم به پلی فنل ها از جمله کاتچین می باشد‪.‬‬ ‫کاتچین ها خاصیت آنتی اکسیدانی داشته و با مهار آسیب ‪ DNA‬و توقف رشد تومور‪ ،‬از‬ ‫سرطان پیشگیری می کنند‪.‬‬

‫جنجال خودخوری یک مار!! ‪ +‬عکس‬ ‫ماری در یک فروشگاه حیوانات پیش از اینکه به قیمت ‪ ۷۱۷‬دالر فروخته شود نیمی از‬ ‫بدن خودش را خورد‪.‬‬ ‫انتشار فیلم خودخوری مار توسط صاحب فروشگاه واکنش های گوناگونی را در شبکه‬ ‫اینترنت به همراه داشت‪.‬‬ ‫بسیاری انتقاد کردند که چرا صاحب فروشگاه جلوی کار این مار را نگرفته است‪ .‬گفتنی‬ ‫است پاشیدن آب سرد به این خزنده موجب می شود او دمش را رها کند‪.‬‬

‫جایی که زنان می توانند شوهران زیادی داشته باشند!!‬

‫خواص چای سبز برای خانم ها‬ ‫تحقیقات انجام شده در مرکز سرطان امریکا نشان می دهند در زنانی که چای سبز می نوشند‪،‬‬ ‫خطر ابتال به برخی سرطان های دستگاه گوارش به ویژه سرطان مری‪ ،‬معده و کولورکتوم‬ ‫(بخش انتهایی روده بزرگ) کمتر است‪ .‬نتایج این مطالعه در نشریه امریکایی تغذیه بالینی‬ ‫به چاپ رسیده است‪.‬‬ ‫برای انجام این تحقیق در حدود ‪ ۷۵۰۰۰‬زن چینی میانسال و سالمند انتخاب شدند‪ .‬در‬ ‫ابتدای مطالعه مصرف چای‪ ،‬نوع چای مصرفی و میزان آن در این گروه مورد بررسی قرار‬ ‫گرفت‪ .‬نتایج نشان داد که مصرف منظم و مداوم چای سبز (حداقل ‪ ۳‬بار در هفته‪ ،‬به مدت‬ ‫بیش از ‪ ۶‬ماه) با ‪ ۱۷‬درصد کاهش خطر ابتال به سرطان های گوارشی همراه است‪ .‬با‬ ‫مصرف مقادیر باالتر چای سبز‪ ،‬درصد کاهش خطر این نوع سرطان ها باز هم بیشتر بود‪.‬‬ ‫به خصوص در کسانی که ‪ ۲‬تا ‪ ۳‬فنجان چای سبز در روز (حداقل ‪ ۱۵۰‬گرم چای در ماه)‬ ‫می نوشیدند‪ ،‬خطر سرطان های گوارشی ‪ ۲۱‬درصد کمتر گزارش شد و در زنانی که به مدت‬ ‫‪ ۲۰‬سال به طور مداوم از چای سبز استفاده کرده بودند‪ ،‬خطر این نوع سرطان ها ‪ ۲۷‬درصد‬ ‫کمتر از سایرین بود‪.‬‬

‫تقریبا در تمام نقاط جهان در طول تاریخ نظامهای مرد ساالر تفوق اجتماعی داشته اند‬ ‫و اکثر خانوادها حتی در غرب تا به امروز پدر سری یا پاتریمونیال بوده اند اما در نقاط‬ ‫محدودی در جهان معاصر هنوز می توان نظامهای مادر ‪...‬‬ ‫تقریبا در تمام نقاط جهان در طول تاریخ نظامهای مرد ساالر تفوق اجتماعی داشته اند‬ ‫و اکثر خانوادها حتی در غرب تا به امروز پدر سری یا پاتریمونیال بوده اند اما در نقاط‬ ‫محدودی در جهان معاصر هنوز می توان نظامهای مادر سری را نیز مشاهده کرد‪.‬‬ ‫یکی از این مکانها درکشور پهناور چین است که نظام کمونیستی نتوانست تنوع فرهنگی این‬ ‫مردم را بر طبق اهداف کمونیستی یکسان ساز کند‪.‬‬ ‫الجزیره گزارش داد‪،‬در مرز بین استان سیچوان و یونان چین موسو ها زندگی می کنند که در‬ ‫نظامی مادر ساالر سامان بندی شده اند‪.‬‬ ‫در این جامعه سنتی تفوق اجتماعی با زنان است و مادربزرگ خانواده در واقع رهبر خانواده‬ ‫است و نامهای خانوادگی و هویت اجتماعی فرد از طریق مادر و اجداد او معنی میابد‪ .‬در این‬ ‫جامعه بسیاری از کارها مهم توسط زنان انجام می شود اما شکار و ماهیگیری همچنان بر‬ ‫عهده مردان است‪.‬‬ ‫ازدواج گذری در این جوامع یکی از صورت های اصلی ازدواج است به این ترتیب که زن‬

‫ادامه در صفحه ‪114‬‬


‫‪111‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫خبرهای جذاب این هفته‪...‬‬ ‫ایده هایی برای داشتن نگاه خیره کننده‬ ‫برای داشتن نگاهی خیره کننده حتما مژه های خود را فرمژه بزنید و از ریمل نیز استفاده‬ ‫نمایید و به یاد داشته باشید با برس ریمل ابروهای خود را به سمت باال شانه کنید تا‬ ‫ابروهایتان نیز زیباتر و جذاب تر باشد ‪.‬‬ ‫همیشه سعی کنید آرایش و سایه های چشم خود را با یک قلم مو محو کنید و زیر چشم های‬ ‫خود سایه های براق بزنید تا چشمان شما طبیعی تر و جذاب تر به نظر برسد‪.‬‬

‫استفاده از سایه های براق و صدفی نیز نگاه خیره کننده ای به شما می دهد‪.‬‬ ‫از رژ گونه های برنز ‪ ،‬صورتی یا هلویی استفاده نمایید زیرا صورت شما را درخشان ترو‬ ‫ملیح تر می کند‪.‬‬ ‫کمی برق لب روی رنگ رژ لب خود بمالید تا نگاهی خیره کننده و چهره ای شاداب به شما‬ ‫بدهد‪.‬‬ ‫کرم پودر خود را با یک اسفنج روی پوست خود بمالید تا یکدست و محو باشد و صورتی‬ ‫طبیعی و زیبا داشته باشید‪.‬‬

‫نجات معجزه آسای زنی که زنده بگور شده بود! ‪ +‬عکس‬ ‫یک زن چینی که در استان فوجیان چین کارگر ساختمانی است‪ ،‬ناگهان با ریزش تلی از‬ ‫خاک بر روی سرش مواجه شد و زنده بگور شد‪ .‬اما به لطف هوایی که در کاله ایمنی اش‬ ‫ذخیره شده بود توانست نیم ساعت در زیر خاک دوام بیاورد تا باالخره توسط همکارانش‬ ‫نجات یابد‪.‬‬

‫خواص چای سبز برای خانم ها‬ ‫تحقیقات انجام شده در مرکز سرطان امریکا نشان می دهند در زنانی که چای سبز می نوشند‪،‬‬ ‫خطر ابتال به برخی سرطان های دستگاه گوارش به ویژه سرطان مری‪ ،‬معده و کولورکتوم‬ ‫(بخش انتهایی روده بزرگ) کمتر است‪ .‬نتایج این مطالعه در نشریه امریکایی تغذیه بالینی‬ ‫به چاپ رسیده است‪.‬‬ ‫برای انجام این تحقیق در حدود ‪ ۷۵۰۰۰‬زن چینی میانسال و سالمند انتخاب شدند‪ .‬در‬ ‫ابتدای مطالعه مصرف چای‪ ،‬نوع چای مصرفی و میزان آن در این گروه مورد بررسی قرار‬ ‫گرفت‪ .‬نتایج نشان داد که مصرف منظم و مداوم چای سبز (حداقل ‪ ۳‬بار در هفته‪ ،‬به مدت‬


‫‪110‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫لیال حاتمی‪ :‬هیچ وقت‬ ‫به ماجرا‪« ،‬زنانه مردانه»‬ ‫نگاه نکرده‌ام‬ ‫نخستین گفتگوی لیال حاتمی پس از‬ ‫خبر افتخارآفرین حضورش در هیات‬ ‫داوران جشنواره کن‬ ‫سینمای ایران اگرچه در بخش‌های‬ ‫مختلف شصت‌وهفتمین دوره جشنواره‬ ‫کن نماینده‌ای ندارد اما در داوری‬ ‫حضوری پررنگ دارد‪ .‬بعد از اعالم‬ ‫نام عباس کیارستمی به‌عنوان رییس‬ ‫هیات داور��ن سینه فونداسیون‪ ،‬جین‬ ‫کمپیون نام لیال حاتمی را به‌عنوان یکی‬ ‫از داوران بخش اصلی و رقابت برای‬ ‫نخل طالی شصت‌وهفتمین جشنواره‬ ‫بین‌المللی فیلم کن معرفی کرد‪.‬‬ ‫لیال حاتمی‪ ،‬یکی از بهترین بازیگران‬ ‫سینمای ایران است که در هر فیلم‬ ‫حضور قابل‌تامل و چشمگیر دارد‪.‬‬ ‫بازی او در فیلم «جدایی نادر از‬ ‫سیمین» درکنار موفقیت‌های جهانی‬ ‫این فیلم‪ ،‬لیال حاتمی را در عرصه‬ ‫سینمای جهان بیشتر شناساند‪.‬‬ ‫البته او پیش از اینها هم سابقه حضور‬ ‫داوری در جشنواره‌های جهانی داشته؛‬ ‫جشنواره‌هایی همچون فیلم کوتاه‬ ‫دوبی (‪ ،)2001‬کارلوواری (‪،)2006‬‬ ‫دوویل (‪ ،)2011‬مراکش (‪،)2011‬‬ ‫کاستندورف (‪ ،)2012‬رم (‪ )2012‬و‬ ‫پرتقال طالیی ترکیه (‪.)2013‬‬ ‫لیال حاتمی به چند زبان خارجی ازجمله‬ ‫زبان فرانسوی آشنایی کامل دارد‬ ‫و تاکنون جایزه‌هایی همچون جایزه‬ ‫فیبرشی جشنواره پالم‌اسپرینگز برای‬ ‫«جدایی نادر از سیمین»‪ ،‬گوی بلورین‬ ‫جشنواره کارلو وی واری برای بازی در‬ ‫فیلم «پله آخر»‪ ،‬خرس نقره‌ای جشنواره‬ ‫برلین برای «جدایی نادر از سیمین» و‬ ‫بهترین بازیگر جشنواره مونترال برای‬ ‫«ایستگاه متروک» را دریافت کرده‬

‫است‪.‬‬ ‫‌‌از اینکه دو سال قبل شما در‬ ‫شصت‌وپنجمین دوره جشنواره فیلم‬ ‫«کن» در مراسم اختتامیه‪ ،‬جایزه‬ ‫بهترین فیلم را به «ماتئو گارونه» برای‬ ‫فیلم «واقعیت» اعطا کردید و امسال‬ ‫هم به‌عنوان داور در بخش مهم رقابتی‬ ‫جشنواره فیلم کن حضور یافتید و اینکه‬ ‫در نبود فیلم‌های ایرانی‪ ،‬خوشبختانه‬ ‫سینمای ایران در بخش داوری حضور‬ ‫فعالی دارد‪ ،‬تحلیل‌تان چیست؟‬ ‫خیلی خوشحالم‪ .‬و به همین دلیلی هم‬ ‫که شما گفتید امیدوارم نماینده خوبی‬ ‫از ایران باشم‪.‬‬ ‫‌‌رییس هیات‌داوران این دوره جشنواره‪،‬‬ ‫«جین کمپیون» فیلمساز موفق و درکنار‬ ‫آن سه‌نفر از اعضای هیات‌داوران زن‬ ‫هستند که نشانگر حضور فعال زنان‬ ‫در سینمای جهان است‪‌ ،‬چه نظری‬ ‫دارید؟‬ ‫من هیچ‌وقت تقسیم‌بندی زنانه‪،‬‬ ‫مردانه نداشته‌ام‪ .‬آنچه توجهم را جلب‬ ‫کرد‪ ،‬حضور فرهنگ‌های گوناگون در‬ ‫هیات‌داوران بود‪‌‌.‬‬ ‫نظرتان درباره فیلم‌های شرکت‌کننده‬ ‫در بخش رقابتی چیست؟‌‬ ‫این که در سالی عضو داوران هستم‬ ‫که فیلم‌های بزرگان سینما در بخش‬ ‫مسابقه‌اند‪ ،‬برایم هیجان‌انگیز است‪،‬‬ ‫یعنی هم خود جشنواره کن و هم حضور‬ ‫این فیلمسازان‪.‬‬ ‫‌‌‬ ‫امسال فیلم‌های ایرانی در کن حضور‬ ‫پررنگ ندارند و درعوض شما و آقای‬ ‫کیارستمی‪ ،‬نمایندگان سینمای ایران‬ ‫هستید‪ .‬چه نظری دارید؟‬ ‫از هر جهت افتخار می‌کنم‪ .‬اما همیشه‬ ‫ترجیحم به حضور فیلمم است‪.‬‬ ‫‌‌‬ ‫یعنی چه؟‬ ‫یعنی حضور فیلمی که در آن بازی‬ ‫کرده‌ا‌م را به داوری در جشنواره‌ترجیح‬ ‫می‌دهم‪.‬‬

‫همسر پولدار کتایون‬ ‫ریاحی چه کاره است‬ ‫پدر و مادر وی شیرازی‬ ‫گیالنی تبار هستند‪...‬‬‫پدر وی اردشیر ریاحی پزشک ارتوپد‬ ‫در بیمارستان چمران شیراز و مادرش‬ ‫گیتی ریاحی و همسرش نیز یکی از‬ ‫سهام داران اصلی شرکت اویل ورد‬ ‫آمریکا است‪.‬‬ ‫کتایون ریاحی کارشناس ادبیات و‬ ‫مردم‌شناسی است‪.‬‬ ‫کتایون ریاحی‪ ،)۱۳۴۰( ،‬هنرپیشه‪،‬‬ ‫و کارشناس ادبیات و مردم‌شناسی‬ ‫است‪ .‬علیرضا ریاحی از دیگر بازیگران‬ ‫سینما در ایران برادر کتایون ریاحی‬ ‫است‪.‬‬ ‫خانم ریاحی با نویسندگی برای کودکان‬ ‫آغاز و با فیلم «خبرچین» به سینما آمد‪.‬‬ ‫اما فیلم در نیمه راه متوقف شد و او‬ ‫برای بازی در فیلم «پاییزان» انتخاب‬ ‫شد‪ .‬در آن زمان در سینما چندان‬ ‫موفق نبود اما با بازی در مجموعه‬ ‫«پدرساالر» توانست خود را مطرح کند‬

‫و حضور او در مجموعه‌های «روزهای‬ ‫زندگی» و بویژه زنجیره تلویزیونی «پس‬ ‫از باران» از او چهره محبوبی ساخت‪.‬‬ ‫ریاحی موفق شد در مجموعه‌های «پس‬ ‫از باران» و «شب دهم» بازی بسیار‬ ‫زیبایی ارائه دهد‪ .‬او پس از پنج سال‬ ‫دوری از سینما با بازی در «شام آخر»‬ ‫مهم‌ترین و زیباترین بازی دوران زندگی‬ ‫خود را به معرض نمایش گذاشت و‬ ‫برای بازی در همین فیلم نامزد جایزه‬ ‫بهترین بازی نقش اول زن از بیستمین‬ ‫جشنواره فیلم فجر شد‪« .‬این زن حرف‬ ‫نمیزند» دیگر فیلمی بود که توانایی‌های‬ ‫کتایون ریاحی را به رخ همگان کشید‪.‬‬ ‫ریاحی برای بازی در این فیلم هم‬ ‫کاندید جایزه از هفتمین جشن خانه‬ ‫سینما شد‪.‬‬

‫بخشی از فیلم‌شناسی‬ ‫فیلمهای سینمایی با بازیگری کتایون‬ ‫ریاحی‪:‬‬ ‫پاییزان (رسول صدرعاملی ‪)۱۳۶۶ -‬‬ ‫خبرچین (نصرت الله زمردیان‪ ،‬ماریار‬ ‫پرتو ‪)۱۳۶۶ -‬‬ ‫غریبه (رحمان رضایی ‪)۱۳۶۶ -‬‬ ‫آخرین لحظه (فرخ انصاری بصیر ‪-‬‬ ‫‪)۱۳۶۷‬‬ ‫کشتی آنجلیکا (محمدرضا بزرگ نیا ‪-‬‬ ‫‪)۱۳۶۷‬‬ ‫آپارتمان شماره ‪( ۱۳‬یدالله صمدی ‪-‬‬ ‫‪)۱۳۶۹‬‬ ‫حکایت آن مرد خوشبخت (رضا‬ ‫حیدرنژاد ‪)۱۳۶۹ -‬‬ ‫تماس شیطانی (حسن قلی زاده ‪-‬‬ ‫‪)۱۳۷۱‬‬ ‫قافله (مجید جوانمرد ‪)۱۳۷۱ -‬‬ ‫ماه مهربان (قاسم جعفری ‪)۱۳۷۴ -‬‬ ‫الک پشت (علی شاه حاتمی ‪)۱۳۷۵ -‬‬ ‫شام آخر (فریدون جیرانی ‪)۱۳۸۰ -‬‬ ‫جایی دیگر (مهدی کرم پور ‪)۱۳۸۱ -‬‬ ‫بانوی من (یدالله صمدی ‪)۱۳۸۱ -‬‬ ‫این زن حرف نمی‌زند(احمد امینی ‪-‬‬ ‫‪)۱۳۸۱‬‬ ‫تارا و تب توت فرنگی (سعید سهیلی‬

‫ ‪)۱۳۸۲‬‬‫مجموعه‌های تلویزیونی‬ ‫همسایه‌ها (مجموعه‪ ،‬یک قسمت‪،‬‬ ‫‪)۱۳۷۲‬‬ ‫پدر ساالر (مجموعه‪ ،‬اکبر خواجویی‪،‬‬ ‫‪)۱۳۷۳‬‬ ‫پهلوانان نمی‌میرند (مجموعه‪ ،‬حسن‬ ‫فتحی‪)۱۳۷۵ ،‬‬ ‫روزهای زندگی (مجموعه‪ ،‬سیروس‬ ‫مقدم‪)۱۳۷۷ - ۷۸ ،‬‬ ‫پس از باران (مجموعه‪ ،‬سعید سلطانی‪،‬‬ ‫‪)۱۳۷۸ - ۷۹‬‬ ‫شب دهم (فیلم ‪ /‬مجموعه‪ ،‬حسن‬ ‫فتحی‪)۱۳۸۰ ،‬‬ ‫و‪....‬‬ ‫سریال یوسف پیامبر (فرج الله‬ ‫سلحشوری‪)،1386‬‬


‫‪109‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫هفته قبل مازجبرانی کمدین‬ ‫و بازیگر معروف‪ ،‬برادر جوانتر‬ ‫خود را از دست داد‪.‬‬

‫هدیه تهرانی چگونه می‬ ‫خواهد به سینما برگردد؟‬ ‫شورای پروانه ساخت فیلم‌های‬ ‫سینمایی برای چهار فیلم پروانه صادر‬ ‫کرد‪.‬‬ ‫به نقل از روابط عمومی سازمان‬ ‫سینمایی ‪،‬براساس جلسه شورای‬ ‫صدور پروانه ساخت فیلم‌های‬ ‫سینمایی که در روز ‪ 10‬اردیبهشت با‬ ‫حضور اکثریت اعضا برگزار شد‪،‬برای‬ ‫چهار فیلم پروانه ساخت صادر کردند‪.‬‬ ‫بر همین اساس‪،‬فیلم‌های"سایه‌ات‬

‫ماز که یکی از با احساس ترین‬ ‫هنرمندان ایرانی است‪ ،‬با این رویداد‬ ‫بسیار غمگین شد‪.‬‬ ‫این سوگ بزرگ را به ماز جبرانی عزیز‬ ‫و خانواده محترم اش صمیمانه تسلیت‬ ‫می گوئیم‪.‬‬

‫را قاب می‌گیرم" نوشته علیرضا‬ ‫معتمدی به تهیه‌کنندگی هدیه تهرانی و‬ ‫به کارگردانی ابراهیم شیبانی‪"،‬تصویرم‬ ‫در آینه نیست"نوشته مهرنوش‬ ‫داریوش‬ ‫تهیه‌کنندگی‬ ‫عبدی‪،‬به‬ ‫باباییان و به کارگردانی محمدرضا‬ ‫خاکی‪"،‬مبارک" نوشته بهروز واثقی‬ ‫‪،‬به تهیه‌کنندگی علی نجفی امامی‬ ‫و به کارگردانی محمدرضا نجفی‬ ‫و "مذاکرات مستقیم آقای عبدی"‬ ‫ی شاه‌حاتمی‪ ،‬به تهیه‌کنندگی‬ ‫نوشته عل ‌‬ ‫جالل چاوشیان و به کارگرانی علی‬ ‫شاه حاتمی از شورای پروانه ساخت‬ ‫فیلم‌های سینمایی موفق به اخذ پروانه‬ ‫شدند‪.‬‬

‫پاسخ های الله اسکندری به‬ ‫برنامه «کافه سوال»‬ ‫الله اسکندری که جز بازیگری در‬ ‫زمینه کاشی‌کاری و طراحی با موزاییک‬ ‫نیز فعال است با حضور در برنامه‬ ‫«کافه سوال» از کارآفرینی که با کارگاه‬ ‫کاشی‌کاری‌اش برای زنان ایجاد کرده‬ ‫است‪ ،‬سخن می‌گوید‪.‬‬ ‫‪http://www.persianv.‬‬ ‫‪/com‬‬ ‫برنامه «کافه سوال» با‬ ‫اجرای مژده لواسانی‬ ‫این هفته را به مناسبت‬ ‫نزدیک شدن به ‪۱۱‬‬ ‫اردیبهشت روز جهانی‬ ‫کارگر به مباحث مرتبط‬ ‫اختصاص داده است‪.‬‬ ‫شنبه ششم اردیبهشت‬ ‫بانویی از اعضای انجمن‬ ‫ِ‬ ‫‌قدان بلند همت به‬ ‫کوتاه‬ ‫برنامه آمده بود و شامگاه‬ ‫گذشته نیز خانواده‌ای که‬ ‫با هم یک تولیدی را اداره‬ ‫می‌کردند‪ ،‬مهمان «کافه‬ ‫سوال» بودند‪.‬‬ ‫در برنامه امشب نیز لواسانی با الله‬ ‫اسکندری بازیگر سینما و تلویزیون‬ ‫درباره اشتغال‌زایی گپ می‌زند‪.‬‬ ‫اسکندری عالوه بر بازیگری‌‪ ،‬در زمینه‬

‫اولین حضور نرگس آبیار‬ ‫و همسرش بعد از ازدواج‬ ‫نرگس آبیار کارگردان و همسرش‬ ‫محمدحسین قاسمی تهیه کننده فیلم‬ ‫«شیار ‪ »۱۴۳‬در جشنواره فرهنگی و‬ ‫هنری کارگر ایرانی حضور یافتند‪.‬‬ ‫کارگردان فیلم پرطرفدار «شیار ‪»۱۴۳‬‬ ‫چندی پیش با تهیه کننده این فیلم‬ ‫محمدحسین قاسمی ازدواج کرد‪.‬‬

‫کاشی‌کاری و طراحی با موزاییک نیز‬ ‫ی‬ ‫فعال است و در کارگاه کاشی‌کار ‌‬ ‫او حدود ‪ ۳۰‬تن از بانوان مشغول کار‬ ‫هستند و این بازیگر موفق به کارآفرینی‬ ‫شده است‪.‬‬ ‫نگاه اسکندری به موضوع اشتغال‬ ‫زایی و کارآفرینی رویکرد اصلی برنامه‬ ‫امشب «کافه سوال» است که پس از‬

‫اخبار ‪ ۲۰:۳۰‬به تهیه‌کنندگی سهیل‬ ‫سلیمانی از شبکه دو سیما روی آنتن‬ ‫می‌رود‪.‬‬

‫نرگس آبیار کارگردان زن سینمای‬ ‫ایران است که دو فیلم سینمایی خود‬ ‫را با نام های «اشیا از آنچه در آیینه‬ ‫می بینید به شما نزدیکترند» و «شیار‬ ‫‪ »۱۴۳‬را نیز با محمد قاسمی کار کرده‬ ‫بود‪.‬‬ ‫این دو زوج سینمایی در سی و دومین‬ ‫جشنواره فیلم فجر فیلم موفق «شیار‬ ‫‪ »۱۴۳‬را اکران کردند که استقبال‬ ‫بسیار زیادی از سوی مردم و مسئوالن‬ ‫را به همراه داشت‪.‬‬


‫‪108‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫پرویز پرستویی‪ :‬دستمزد‬ ‫‪ 600‬میلیونی «چ» را‬ ‫نپذ یر فتم‬ ‫‪9‬اردیبهشت روز پرویز پرستویی بود؛‬ ‫چراکه بعد از ‪12‬سال بسته‌ای فرهنگی‬ ‫از خاطرات زندگی هنری و شخصی‌اش‬ ‫رونمایی شد‪ .‬در این مراسم در کنار‬ ‫پرویز پرستویی‪ ،‬لیلی کریمان‪ ،‬نویسنده؛‬ ‫محسن حصامی‪ ،‬مدیر اجرایی؛ علیرضا‬ ‫عزیزی‪ ،‬ناشر و مهیار جوادی‌فر‪،‬‬ ‫مشاور رسانه‌ای هم حضور داشتند‪.‬‬ ‫علیرضا عزیزی که در طول این نشست‬ ‫بارها خوشحالیش را بابت هشت‌سال‬ ‫غیبتش در فضای نشر بازگو کرد‪ ،‬با‬ ‫اشاره به فعالیت‌های اخیرش گفت‪:‬‬ ‫«شروع کار کتاب «من پرویز پرستویی»‬ ‫از سال‪ 80‬آغاز شد و پرویز پرستویی‬ ‫گفت‌وگو‌هایی را با امید روحانی داشت‬ ‫که بعد از مدتی روند این گفت‌وگو‌ها‬ ‫متوقف شد و ما از لیلی کریمان‬ ‫خواستیم کار را ادامه دهد و بعد از‬ ‫تو‌گو‌ها‬ ‫وقفه‌ای طوالنی بار دیگر گف ‌‬ ‫از سر گرفته شد و شما امروز شاهد‬ ‫عرضه این محصول فرهنگی هستید‪».‬��� ‫لیلی کریمان‪ ،‬مترجم و نویسنده نیز‬ ‫که بخش عمده‌ای از گفت‌وگوها‬ ‫و نگارش را برعهده داشته‪ ،‬گفت‪:‬‬

‫«در زمانی که به من پیشنهاد شد در‬ ‫ادامه روند کتاب در کنار گروه باشم‬ ‫‪15‬سال تجربه همکاری با انتشارات‬ ‫توفیق‌آفرین را داشتم و سال ‪ 88‬زمانی‬ ‫بود که من پیگیر جمع‌آوری کتاب‬ ‫شدم‪ .‬خاطرم هست که بارها با آقای‬ ‫پرستویی تماس گرفتم و او جواب نداد‬ ‫و دوست نداشتم برایش پیغام بگذارم‬ ‫و ترجیح می‌دادم مستقیم صحبت‬ ‫کنم‪ .‬یک شب تصمیم گرفتم برایش‬

‫پیغام بگذارم و جمالتم را اینطور‬ ‫شروع کردم‪« .‬سالم آقای پرستویی‪،‬‬ ‫من لیلی کریمان هستم‪ ،‬نویسنده‪»...‬‬ ‫و آقای پرستویی سریع تلفن را جواب‬ ‫داد‪ .‬وقتی در مورد ادامه روند کار با‬ ‫او صحبت کردم تمایلی نشان نداد و‬ ‫پاسخش این بود که پیشکسوت‌تر از‬ ‫من هم در سینما وجود دارد و پاسخ‬ ‫من فقط این بود که قطعا این کتاب‬ ‫باید در مورد کسی باشد که ستاره‬ ‫است و مهم‌تر از آن اینکه در آسمان‬ ‫مردم است و هر ستاره‌ای واجد این‬ ‫شرایط نیست‪ ».‬پرویز پرستویی که در‬ ‫تمام مدت آرام و بی‌صدا به تصاویری‬ ‫که از مراحل چاپ و تولید فیلم و آلبوم‬ ‫صوتی پخش می‌شد خیره شده بود و‬ ‫حرف‌های همکارانش در این کتاب‬ ‫را با دقت گوش می‌کرد در تکمیل‬ ‫صحبت‌های کریمان گفت‪« :‬تمام‬ ‫حرف من این بود که من کسی نیستم‬ ‫که مثل هیچ‌کس نباشم‪ .‬متاسفانه در‬ ‫سینما افرادی هستند که همدیگر را‬ ‫دوست ندارند و منتظرند تا زیر پای‬ ‫هم را خالی کنند و به این علت دوست‬ ‫نداشتم برای تولید این اثر کاری انجام‬ ‫شود‪ .‬هنوز هم اعتقاد دارم من در حال‬ ‫تجربه‌کردنم و شاید زندگی من به اندازه‬ ‫کافی جذاب نباشد‪ ».‬او ادامه داد‪:‬‬ ‫«بخشی از این کتاب به گفت‌وگو‌های‬ ‫من با امید روحانی اختصاص داشت‬

‫که در مرحله‌ای متوقف شد و خانم‬ ‫کریمان به گروه ملحق شد و در اولین‬ ‫نشستی که با خانم کریمان داشتم وقتی‬ ‫احساسات و قلمش را دیدم حس کردم‬ ‫که این کتاب را خودم نوشتم اما همه‬ ‫اینها دلیل اصلی من برای پذیرفتن این‬ ‫کار نبود‪ .‬چیزی که من را برای نگارش‬ ‫این کتاب به‌وجد آورد دو دلیل بود‪.‬‬ ‫اول اینکه در زندگی روزمره هر کدام‬ ‫از ما بازیگران با کسانی مواجه شده‌ایم‬

‫که عالقه‌مند به بازیگری هستند‪،‬‬ ‫پدر و مادرهایی که فکر می‌کنند بچه‬ ‫با استعدادی دارند که باید بازیگر‬ ‫شود‪ ،‬اگر این دسته از افراد این کتاب‬ ‫را بخوانند فکر می‌کنم تکلیف‌شان با‬ ‫خودشان روشن می‌شود که با تمام‬ ‫اتفاقاتی که برای من به‌عنوان بازیگر‬ ‫افتاده است به سمت بازیگری بروند‬ ‫یا نه‪».‬‬ ‫پرستویی افزود‪« :‬هدف دومم این بود‬ ‫کسانی که سینما را دنبال می‌کنند و‬ ‫احیانا من جزو بازیگرانی هستم که‬ ‫به‌خاطر من دیدن یک فیلمی را انتخاب‬ ‫می‌کنند با خواندن این کتاب با زندگی‬ ‫من آشنا‌شوند‪».‬‬ ‫بازیگر فیلم سینمایی «آژانس‬ ‫شیشه‌ای» درباره این موضوع که تا‬ ‫به امروز هیچ صفحه‌ای در فضای‬ ‫مجازی نداشته است‪ ،‬گفت‪« :‬من‬ ‫یکی‪ ،‬دوسالی مشاور هنری صفحه‌ای‬ ‫در یکی از نشریات بودم که خودم خبر‬ ‫نداشتم و پاسخ عالقه‌مندان را می‌دادم‬ ‫که البته چه خوب جواب می‌دادم آنقدر‬ ‫که شاید خودم نتوانم چنین چیزهایی‬ ‫بگویم‪ .‬یک روز کسی این مجله را به‬

‫جدایی زوج سرشناس‬ ‫سینما و تلویزیون از‬ ‫یکدیگر!!‬ ‫‪...‬‬ ‫زوج بازیگر و هنرمند فرشید نوابی‬ ‫و الهام چرخنده به زندگی خانوادگی‬ ‫مشترک خود خاتمه داده اند و فرزند‬ ‫خردسالشان نیز نزد پدر خود مانده‬ ‫است‪.‬‬ ‫این زوج اندکی پیش از ایام نوروز‬ ‫امسال این تصمیم به جدایی خود را‬ ‫عملی کردند‪ ،‬اما خبر آن هنوز رسانه‬

‫من نشان داد و من غافلگیر شده‬ ‫بودم و وقتی با آن مجله تماس گرفتم‬ ‫که چرا این کار را انجام دادید‪ ،‬گفتند‬ ‫چند بار با شما تماس گرفتیم وقتی‬ ‫دیدیم مصاحبه نمی‌کنید گفتیم این کار‬ ‫را انجام بدهیم‪ .‬اما این فرصت خوبی‬ ‫است که بگویم من هیچ صفحه‌ای در‬ ‫فیس‌بوک ندارم و تنها به بهانه انتشار‬ ‫محصوالت این شرکت صفحه‌ای به نام‬ ‫«من پرویز پرستویی» باز شده است که‬ ‫در جریان کامل آن هستم‪».‬‬ ‫علیرضا عزیزی در ادامه توضیحاتی‬ ‫را درباره محصوالت فرهنگی پرویز‬ ‫پرستویی که ‪12‬سال زمان صرف آن‬ ‫شده است ارایه داد‪ .‬پرستویی در‬ ‫ادامه این مراسم در پاسخ به پرسش‬ ‫خبرنگاری مبنی بر اینکه تا چه حد‬ ‫در این کتاب دست به خودسانسوری‬ ‫زده است‪ ،‬گفت‪« :‬من همه آن چیزی‬ ‫که باید را در این کتاب گفته‌ام و هیچ‬ ‫خودسانسوری نکردم‪ .‬اما شاید برخی‬ ‫از موضوعات را نگفته‌ام چرا که فکر‬ ‫می‌کنم شاید هنوز این ظرفیت که‬ ‫بتوان همه چیز را بازگو کرد وجود‬ ‫نداشته باشد‪».‬‬

‫ای نشده بود‪.‬‬ ‫این دو هنرمند به تازگی پس از سالها‬ ‫دوری از عرصه تصویر به فعالیت‬ ‫مجدد خود روی آورده اند و در بهار‬ ‫سال گذشته در سریال «پروانه» ساخته‬ ‫جلیل سامان با یکدیگر همبازی بوده‬ ‫اند‪ .‬چرخنده نیمه دوم سال گذشته نیز‬ ‫با سریال «آوای باران» (حسین سهیلی‬ ‫زاده) بازی قابل توجهی را در شبکه‬ ‫سه ارائه داد‪.‬‬ ‫نوابی نیز هم اکنون سردبیری و تهیه‬ ‫کنندگی برنامه «سینما اکران» را در‬ ‫شبکه تهران بر عهده دارد‬


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

107


‫‪106‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫گوهر خیراندیش‪ :‬به‬ ‫خاطر فرزندانم به آمریکا‬ ‫رفتم نه ازدواج!‬

‫انقالب زیبای شقایق‬ ‫فراهانی‬ ‫تصویربرداری سریال «انقالب‬ ‫زیبا» در حالی همچنان در تهران ادامه‬ ‫دارد که یک بازیگر چهره دیگر نیز به‬ ‫تازگی به گروه پیوسته است‪.‬‬ ‫مجموعه تلویزیونی «انقالب زیبا»‬ ‫به تهیه کنندگی رامین عباسی زاده‬ ‫و کارگردانی بهرنگ توفیقی دوم‬ ‫اردیبهشت امسال در منزلی حوالی‬ ‫خیابان کامرانیه کلید خورده و گروه‬ ‫به صورت شب کاری تصویربرداری را‬ ‫پیش می برند‪.‬‬ ‫شقایق فراهانی جدیدترین بازیگری‬ ‫است که در نقش زنی به نام مانیا‬ ‫به گروه هنرمندان سریال پیوسته و‬ ‫بزودی جلوی دوربین می رود‪ .‬او نقش‬ ‫زنی را دارد که با یکی از خانواده های‬ ‫اصلی قصه با بازی آتیال پسیانی و آزاده‬ ‫صمدی که پدر و دختری به نام های‬ ‫جابر و زیبا هستند‪ ،‬در ارتباط است‪.‬‬ ‫سازندگان بزودی از لوکیشن فعلی که‬ ‫منزل جابر و زیباست‪ ،‬راهی شرکتی در‬ ‫خیابان شریعتی می شوند که در قصه‬ ‫محل کار زیبا معرفی می شود‪.‬‬ ‫علیرضا کمالی نقش حامد را دارد‬ ‫که همسر زیباست و فریبا کوثری‬ ‫مادر اوست‪ .‬دیگر بازیگران اصلی‬ ‫سریال عبارتند از‪ :‬مجید واشقانی‬

‫(سروان بهرامی)‪ ،‬نوش آفرین رحمانی‬ ‫(زهره دوست زیبا)‪ ،‬اکبر معززی‬ ‫(محمود)‪ ،‬ماریه تهرانچی(مهتاج)‪،‬‬ ‫فهیمه جلوخانی نیارکی‪ ،‬کیان محمدی‪،‬‬ ‫غالمرضا صادقی‪ ،‬نیوشا مدبر‪ ،‬رضا‬ ‫افشار‪ ،‬محسن درویش زاده‪ ،‬پیمان‬ ‫یاحقی و‪ ....‬یکی دو بازیگر دیگر نیز‬ ‫بزودی به گروه خواهند پیوست‪ .‬تدوین‬ ‫همزمان سریال نیز طی روزهای آینده‬ ‫آغاز خواهد شد‪.‬‬ ‫در برخی از خبرها تعداد قسمت های‬ ‫این سریال ‪ ۱۰‬قسمت عنوان شده که‬ ‫هنوز قطعی نیست و احتما ً‬ ‫ال با توجه‬ ‫به نگارش همزمان فیلمنامه‪ ،‬بیشتر از‬ ‫این خواهد بود‪ .‬ضمن آنکه گفته شده‬ ‫این مجموعه ویژه پخش در ایام دهه‬ ‫فجر از شبکه یک سیما ساخته می شود‬ ‫که زمان پخش آن نیز قطعی نشده‬ ‫است‪.‬‬ ‫در خالصه داستان این سریال به‬ ‫نویسندگی حامد عنقا آمده است‪:‬‬ ‫زیبا و حامد به تازگی ازدواج کرده‬ ‫اند‪ .‬بازگشت پدر زیبا از خارج پس‬ ‫از سالها باعث یادآوری خاطره و‬ ‫ماجرای تلخی در سالها پیش می شود‬ ‫که خانواده ها را تا مرز از هم پاشیدگی‬ ‫پیش می برد‪ .‬در این میان اما ماجرای‬ ‫بزرگتر و خطیرتری در پس این اتفاق‬ ‫جریان دارد که زندگی همه را تهدید‬ ‫می کند‪.‬‬

‫گوهر خیر اندیش گفت‪ :‬طی مدتی که‬ ‫به دلیل سفر به خارج از کشور از ایران‬ ‫دور بودم دلم برای کشورم و بازیگری‬ ‫حسابی تنگ شده بود چرا که هنر‬ ‫در خونم است و دوری از آن من را‬ ‫پژمرده می کند‪.‬‬ ‫وی ادامه داد‪ :‬در زمانی که در امریکا‬ ‫به سر می بردم پیشنهادهای برای‬ ‫بازیگری داشتم اما هیچ یک از این‬ ‫پیشنهادها برای بازی کردن من را‬ ‫مجاب نمی کرد چرا که یا به لحاظ‬ ‫قصه در سطح مناسبی قرار نداشتند‬ ‫و یا با تفکاتی که در کشور ما وجود‬ ‫دارد همخوانی نداشتند؛ به همین‬ ‫جهت تصمیم گرفتم فعالیتم را صرفا‬ ‫در داخل کشور محدود کنم‪.‬‬ ‫او اضافه کرد‪ :‬هر چند که در این مدت‬ ‫ارتباطم را با سینما و تلویزیون ایران‬ ‫کامال حفظ کردم و حتی اتفاق های که‬ ‫در داخل کشور رخ می داد را با دقت و‬ ‫عالقه خاصی دنبال می کردم ‪.‬‬ ‫خیر اندیش در مورد سریال «کاله‬ ‫پهلوی» تصریح کرد‪ :‬با وجود انتقادهای‬ ‫نا به جایی که از این سریال می شود‬ ‫اما به نظر من این اثر به لحاظ کیفیت‬

‫در سطح باالیی قرار دارد و از قصه‬ ‫پردازی خوبی برخوردار است‪.‬‬ ‫بازیگر سریال «کاله پهلوی» خاطر‬ ‫نشان کرد‪ :‬نقشم را در این سریال‬ ‫بسیار دوست دارم چرا که فارغ از‬ ‫شعار زدگی و موضع گیری‪ ،‬قصه زن‬ ‫مدرنی را در آن دوران روایت می کند‪.‬‬ ‫این بازیگر پیشکسوت سینما و‬ ‫تلویزیون افزود‪:‬متاسفانه در طول این‬ ‫سال ها تلویزیون به نوعی دچار ریزش‬ ‫مخاطب شده است ‪ .‬این در حالی‬ ‫است که با کم کردن ممیز ی ها بار‬ ‫دیگر می توان مخاطب را به تلویزیون‬ ‫باز گرداند‪ .‬البته به نظرمن ما راجع به‬ ‫سریال های داخلی کمی با بی مهری‬ ‫برخورد می کنیم چون شکی ندارم‬ ‫آثار داخلی ما از نمونه های ماهواره‬ ‫ای حداقل خیلی بهتر است‪ .‬و سریالی‬ ‫مانند «کاله پهلوی» نه تنها از «حریم‬ ‫سلطان» کمتر نیست بلکه به مراتب‬ ‫در سطح باالتری قرار دارد‪.‬‬ ‫وی در پایان در مورد شایعه ازدواجش‬ ‫در خارج از کشور گفت‪ :‬چه کسی گفته‬ ‫من ازدواج کرده ام‪ .‬چنین حرفی اصال‬ ‫صحت ندارد و شک نداشته باشید اگر‬ ‫چنین اتفاقی بیفتد خودم آن را به شکل‬ ‫رسمی از طریق رسانه ها مطرح می کنم‬ ‫من صرفا برای درمان و ادامه تحصیل‬ ‫فرزندانم به امریکا سفر کردم نه برای‬ ‫ازدواج و یا بازیگری‪...‬‬

‫ادامه در صفحه ‪108‬‬


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

105


‫‪104‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫عشق های مبتذل‬ ‫و ازدواج های بی‬ ‫سرانجام‬ ‫به طور کلی‪ ،‬ازدواج به دنبال‬ ‫پاسخ دادن به یکسری نیازهای‬ ‫رواشناختی انجام می گیرد‪ .‬یعنی‬ ‫ازدواج ساز و کار فرهنگ پذیرفته‬ ‫و متمدنانه ای است برای زمینه‬ ‫سازی ارضای نیازهایی که نیاز‬ ‫جنسی فق�� یکی از آنهاست‪ .‬در‬ ‫واقع نیازهایی دیگر مانند نیاز به‬ ‫تعلق‪ ،‬امنیت‪ ،‬احساس ارزشمند‬ ‫بودن‪ ،‬مسئولیت پذیری‪ ،‬احساس‬ ‫استمرار درباره دستاوردها ‪ -‬از‬ ‫جمله فرزندان ‪ -‬استمرار نسل و‬ ‫نیاز به قابل پیش بینی بودن امور‬ ‫مهم از جمله روابط انسانی معنادار‪،‬‬ ‫همگی‪ ،‬جزء نیازهایی هستندکه‬ ‫در یک ازدواج سالم می توان به‬ ‫آن پاسخ داد‪.‬‬ ‫منظور از نیاز به استمرار که منعکس کننده‬ ‫نیاز پایه ای تر پیش بینی پذیری امور است‪،‬‬ ‫آن است که افراد ترجیح می دهند اگر‬ ‫رابطه عاطفی معناداری با کسی دارند‪ ،‬به آن‬ ‫استمرار ببخشند‪ .‬پیمان ازدواج نیز از طریق‬ ‫زمینه سازی تعهد متقابل این استمرار را پیش‬ ‫بینی می کند‪ .‬از آنجا که فرد از طریق ازدواج‬ ‫خود را درون قاعده و چهارچوبی حس می‬ ‫کند‪ ،‬با فرض اینکه طرف مقابل با او خواهد‬ ‫ماند‪ ،‬می تواند با امنیت خاطر روی این رابطه‬ ‫سرمایه گذاری کند‪.‬‬ ‫آنچه برشمردیم‪ ،‬به طور کلی‪ ،‬مجموعه ای‬ ‫از عوامل روانشناختی ازدواج بود‪ .‬در سال‬ ‫های اخیر بنا به گزارش ها و آمارهای منتشر‬ ‫شده از سوی مسئولین‪ ،‬شاهد باال رفتن سن‬ ‫ازدواج بوده ایم‪ .‬به طور طبیعی‪ ،‬وقتی سن‬ ‫ازدواج باال می رود‪ ،‬ارضای نیازهای یادشده‬ ‫که اصیل و انسانی هم هستند‪ ،‬به تعویق می‬ ‫افتدو همین امر تبعات متعددی در پی خواهد‬ ‫داشت‪ .‬یکی از آنها این است که افراد برای‬ ‫پاسخ به نیازهای خود به دنبال روش های‬ ‫جایگزین می گردند‪ .‬مثال وارد روابط موقت‪،‬‬ ‫ارتباطات گذرای عاطفی یا جنسی می شوند و‬ ‫یا وقت شان را به دوست بازی می گذرانند‪.‬‬ ‫یا اینکه اصال به انکار نیازها می رسند؛ به‬ ‫طوری که اساسا خود را به عنوان یک فرد‬ ‫دارای نیاز نمی بینند؛ که این موضوع هم‬ ‫متعاقبا تبعاتی خواهد داشت‪.‬‬

‫در یک جمع بندی اجمالی‪ ،‬تبعات افزایش‬ ‫سن ازدواج را می توان اینگونه عنوان کرد‪:‬‬ ‫زمینه سازی ترویج روابط بی چهارچوب‬ ‫عاطفی یا جنسی‪ ،‬که محصول آن می تواند‬ ‫پایین تر آمدن سن نخستین رابطه جنسی نیز‬ ‫باشد‪ .‬این موضوع در طول زمان با ریخته‬ ‫شدن قبح ماجرا‪ ،‬تبدیل به فرهنگ یا عرف‬ ‫می شود و ممکن است والدینی که خودشان‬ ‫سرخوردگی های احساسی داشته اند‪ ،‬برای‬ ‫جبران ناکامی های احساسی خود‪ ،‬در مقابل‬ ‫فرزندانشان سهل گیری کنند یا اصال به دلیل‬ ‫مسائل اجتماعی ‪ -‬اقتصادی وقت کافی‬ ‫برای نظارت به فرزندانشان را نداشته باشند؛‬ ‫یا تحت تاثیر القای فرهنگی رسانه ها‪،‬‬ ‫تساهل گرا شده باشند‪ .‬از طرف دیگر‪ ،‬بچه‬ ‫ها هم‪ ،‬تحت تاثیر امیال غریزی و نیازهای‬ ‫عاطفی ناگهان فعال شده اما به خوبی درک‬ ‫نشده‪ ،‬با یکدیگر روابط صمیمانه برقرار می‬ ‫کنند تا جایی که ممکن است تجربه جنسی‬ ‫خارج از قواعد شرع را هم پیدا کنند‪.‬‬ ‫اگر این اتفاق رخ دهد ممکن است فرزند‪ ،‬به‬ ‫خاطر احساس گناه ناشی از این تجربه زودتر‬ ‫از موعد جنسی‪ ،‬این عمل را ترک کند‪ .‬گاهی‬ ‫هم احساس گناه باعث می شود او شروع‬ ‫به انکار ضوابط شرع و عرف کرده و حتی‬

‫تحت یک فرایند جبرانی روانی‪ ،‬دست به‬ ‫فلسفه بافی بزند و با خود بگوید «حاال مگر‬ ‫چه شده و اصال چه اشکالی دارد؟» برخی‬ ‫هم از رابطه با طرف مقابل خارج شده و با‬ ‫هدف رعایت ضوابط شرع و اخالق سعی در‬ ‫بازسازی سبک زندگی خود می کنند‪.‬‬ ‫اغلب این افراد برای چهارچوب دادن به‬ ‫این رابطه انگیزه پیدا می کنند و به سمت‬ ‫ازدواج سالم می روند‪ .‬اگر بخواهیم تحلیل‬ ‫روان شناختی خود را راجع به پایین تر آمدن‬ ‫سن رابطه جنسی و افزایش سن ازدواج‬ ‫بپردازیم الزم است به این موضوع اشاره کنم‬ ‫که امروزه باور غلطی رایج شده است که می‬ ‫گویند«ازدواج باید با عشق شروع شود‪».‬‬ ‫صرف این تصور از ازدواج‪ ،‬بیماری است‪.‬‬ ‫ازدواج باید به عشق منتهی شود نه اینکه‬ ‫لزوما به دنبال آنچه برویم که در اکثر مواقع به‬ ‫جای عشق اشتباه گرفته می شود‪ ،‬شروع شود‪.‬‬ ‫برای انتخاب همسر باید دنبال کسی رفت که‬ ‫ظرفیت ارتباط انسانی سالم را داشته باشد‪.‬‬ ‫در این صورت و به فرض وجود این توان‬ ‫و آ گاهی و ظرفیت در هر دو طرف است که‬ ‫می توان بعد از مدتی زندگی مشترک توأم‬ ‫با احترام‪ ،‬مسئولیت پذیری‪ ،‬محبت ورزی‪،‬‬ ‫تعهد و حمایت متقابل در باال و پایین های‬

‫زندگی مشترک‪ ،‬شاهد جوانه زدن بذر عشق‬ ‫در رابطه باشیم‪.‬‬ ‫بنابراین اینکه افراد می گویند باید با عشق‬ ‫شروع کنیم‪ ،‬اغلب منتهی به اشتباه گرفتن‬ ‫احساس های شهوت و شیفتگی و نوعی‬ ‫فرافکنی متقابل با عشق خواهیم شد‪ .‬برای‬ ‫روشن شدن این موضوع از خودتان بپرسید‪:‬‬ ‫«نقطه مقابل عشق چیست؟» اغلب مردم‬ ‫خیال می کنند تنفر نقطه مقابل عشق است‪،‬‬ ‫در حالی که نقطه مقابل تنفر‪ ،‬شیفتگی است‬ ‫نه عشق‪.‬‬ ‫تنفر‪ ،‬اوج انزجار است با چشم بسته؛ طوری‬ ‫که هیچ کدام از خوبی های کسی را نبینیم‬ ‫و شیفتگی‪ ،‬اوج کشش است با چشم بسته؛‬ ‫طوری که ِ‬ ‫فرد شیفته بدی های طرف و‬ ‫اشکاالت رابطه را نمی بیند‪ .‬پس جایگاه‬ ‫عشق در این میان چه می شود؟ عشق نقطه‬ ‫مقابل ندارد‪ .‬یا هست یا نیست‪ .‬عشق‪ ،‬گر‬ ‫گرفته نیست‪ .‬تصاحب گرا نیست‪ .‬تملک‬ ‫جو نیست‪ .‬عشق نوسان ندارد‪ ،‬سیال است‪.‬‬ ‫هدف و شرط عشق‪ ،‬لزوما وصال نیست اما‬ ‫همه اینها در شیفتگی هست‪ .‬در شیفتگی فرد‬ ‫به دنبال وصال است‪ .‬اگر طرف مقابلش برود‬ ‫آدم‬ ‫یا قهر کند و نباشد‪ ،‬او دیوانه می شود‪ِ .‬‬ ‫شیفته‪ ،‬تملک گرا و انحصارطلب است‪.‬‬ ‫پس عشق که اغلب در ادبیات رایج ما‬ ‫جایگاهش به شیفتگی تنزل پیدا کرده و‬ ‫مبتذل شده است‪ ،‬این نیست و آنچه به عنوان‬ ‫عشق در جامعه می بینیم بیشتر شوقی است‬ ‫که مؤلفه های شهوت و برون فکنی متقابل‬ ‫نیازها و انگیزه ها را دارد‪.‬‬ ‫نکته مهم دیگر آن است که افراد متاسفانه‬ ‫فکر می کنند آن ازدواجی درست و خوش‬ ‫عاقبت است که این شوق‪ ،‬از روز نخست در‬ ‫دل آنها باشد‪ .‬همین نگرش باعث می شود‬ ‫خیلی از ازدواج های سالم و بالقوه موفق‬ ‫اتفاق نیفتد‪ ،‬چون به اصطالح آن حرارت و‬ ‫تپش قلب و هیجانی که انتظار می رود در دل‬ ‫دو طرف نیست‪.‬‬ ‫جالب است بدانید بسیاری از ازدواج هایی‬ ‫که با این عشق آتشین شروع شده است‪،‬‬ ‫منجر به نارضایتی های جدی زناشویی و‬ ‫حتی طالق می شود و همین امر جوانان را‬ ‫نسبت به ازدواج بدبین می کند چرا که با‬ ‫خود می گویند حاال که قرار است این شعله‬ ‫فروکش کند اصال بهتر است تا وقتی با هم‬ ‫هستیم‪ ،‬بدون دردسر به صورت غیررسمی و‬ ‫بدون ثبت در سند و قباله باشد‪.‬‬ ‫همه این موارد جزو موضوعات ریزی هستند‬ ‫که آمار طالق را باال می برند‪ .‬این وضعیت‬ ‫بالتکلیفی‪ ،‬به اضافه دسترسی بی قاعده به‬ ‫روابط شبه صمیمانه با جنس متفاوت‪ ،‬برخی‬ ‫افراد را تنوع طلب می کند و سبب می شود‬ ‫فرصت های دسترسی به جنس متفاوت برای‬ ‫درگیر شدن در روابط شیفته واری استفاده‬ ‫کرده و آن را عشق می نامند‪.‬‬


‫‪103‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫هدیه گرانبهای آقای جذاب به نامزدش سوژه رسانه ها شد‬ ‫این روزها نامزدی مرد جذاب هالیوود با یک دختر عرب تبار دنیای هالیوود را دچار شوک‬ ‫بزرگی کرده است‪ .‬درحالیکه این روزها خبر ازدواج "جورج کلونی" و نامزدش به گوش می‬ ‫رسد مجله پیپل تصویری از حلقه گرانقیمتی که جورج کلونی برای نامزدش خریده است را‬ ‫منتشر کرد‪ .‬گفته می شود وی پس از درخواست ازدواج از "أمل علم‌ الدين" و پاسخ مثبت به‬ ‫این درخواست‪ ,‬این حلقه را به او هدیه داده است‪.‬‬


‫‪102‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫عشق دائمی که به سرنوشت یک فیلم ارتباط دارد‬

‫حیوان خانگی خواننده زن جنجالی و نام عجیبش!‬

‫عشق داغ اما استون واندرو گارفیلد‪ ،‬به سرنوشت فیلم اسپایدرمن‪ ،‬ارتباط دارد‪.‬‬ ‫ایندو هنگام بازی در این فیلم عاشق هم شدند‪ ،‬با دومین فیلم‪ ،‬عشق شان داغ تر شد و‬ ‫با سومین فیلم بسیار داغ! ولی اطرافیان می گویند اگر همین امروز تهیه این فیلم بدلیلی‬ ‫متوقف شود و یا هرکدام از فیلم کنار گذاشته شوند‪ ،‬عشق شان هم پایان می گیرد‪ ،‬چون‬ ‫این عشق جنبه تبلیغاتی دارد و پایه و اساس محکم و واقعی ندارد!‬

‫جالب اینکه نام این سگ آسیا ‪- asia-‬است‪.‬نژاد این نوع سگ بت پیگ یا خوک‬ ‫خفاش است‪ .‬این خواننده خود را مادر این سگ خوانده است!‬ ‫لیدی گاگا به تازگی ویدئویی از سگش منتشر کرده است‪.‬‬ ‫جالب اینکه نام این سگ آسیا ‪- asia-‬است‪.‬نژاد این نوع سگ بت پیگ یا خوک‬ ‫خفاش است‪ .‬این خواننده خود را مادر این سگ خوانده است!‬

‫بازگشت بوی جورج بعد از ‪ 18‬سال‬ ‫اعتیاد بوی جورج را از صحنه موزیک سالها دور کرده بود‪.‬‬ ‫اینک بوی جورج خواننده انگلیسی تبار‪ 52 ،‬ساله‪ ،‬درست بعد از ‪ 18‬سال‪ ،‬با یک آلبوم‬ ‫تازه بنام ‪ This is What I Do‬به صحنه موزیک جهانی باز می گردد‪.‬‬ ‫بوی جورج می گوید من دوباره از نو شروع کردم‪ ،‬دارم چهره ام را دوباره سازی می کنم‬ ‫خیلی از مردم فکر می کردند من از سال ‪ 84‬در کوما فرو رفته ام!‬ ‫بوی جورج که سالها اسیر اعتیاد بود درست ‪ 6‬سال است که کامال پاک شده است و می‬ ‫خواهد با ارکستر قدیمی خود کالچر کالب نیز روی صحنه ظاهر شود‪.‬‬


‫‪101‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫مدیر برنامه‌های گروه اسکورپیونز درخواست رسانه‌ها برای اظهار نظر در مورد این رخداد‬ ‫را بدون پاسخ گذاشته است‪.‬‬ ‫جیمز کوتاک از سال ‪ ۱۹۹۶‬به عنوان درامر گروه اسکورپیونز را همراهی می‌کند‪.‬‬

‫مایکل داگالس و کاترین دیگر مشکلی ندارند‬ ‫• شایع است مایکل داگالس و کاترین زیتاجونز‪ ،‬سرانجام براختالف نظرهای خود فائق‬ ‫آمدند وتصمیم گرفتند بعد از حدود یکسال زیر یک سقف بروند‪.‬‬ ‫هفته قبل مایکل وکاترین در شب افتتاحیه فیلم تازه استیون سودربرگ ‪ Library‬در‬ ‫نیویورک نه تنها روی ردکارپت ظاهر شدند‪ ،‬بلکه کنار هم نشستند و دست در دست هم‬ ‫فیلم را تماشا کردند‪ .‬با یک اتومبیل هم سوی خانه رفتند‪.‬‬

‫جری لوئیز به مرز دلگیری رسیده بود‬ ‫سالها بود جری لوئیز کمدین ‪ 88‬ساله‪ ،‬ولی هنوز سرپا و خوش صورت و شاد‪ ،‬در انتظار‬ ‫بود تا از او دعوت کنند دوباره جای دستها و پاهای خود را بر سمنت های هالیوود بلوار‬ ‫برجای بگذارد‪ ،‬ولی انگار دست اندرکاران او را فراموش کرده بودند‪.‬‬ ‫هفته قبل سرانجام جری لوئیز به این آرزوی بزرگ خود رسید و جزو چهارنفری شد‪ ،‬که‬ ‫برای دومین بار جای دست و پایش روی سمنت ها آمد‪ ،‬بار اول بطور جمعی بود و این‬ ‫بار انفرادی و سبب شد جری بعد از سالها از ته دل بخندد‪.‬‬

‫آرزوی ‪30‬��اله جنیفرلوپز‬ ‫شایع است جنیفرلوپزوقتی ‪ 30‬ساله بود‪ ،‬آرزو داشت روزی در یک صحنه با ریتا مونرو‬ ‫ستاره قدیمی ظاهر شود‪ ،‬چون در تمام دوران کودکی و نوجوانی اش‪ ،‬ریتا‪ ،‬الگو وایده ال‬ ‫او ببازیگری بود‪.‬‬ ‫می گویند‬ ‫سرانجام خود‬ ‫جنیفرترتیبی‬ ‫داد تا در شب‬ ‫دریافت جایزه‬ ‫‪GLAAD‬‬ ‫‪Media‬‬ ‫‪ Awords‬ریتا‬ ‫مورنو روی‬ ‫صحنه بیاید و‬ ‫این جایزه را به‬ ‫جنیفر بدهد و‬ ‫اشکهای او را‬ ‫در آورد‪.‬‬

‫لسلی مان سرانجام شوهرش را رو کرد!‬ ‫شایع است طی این سالها فعالیت در سینما‪،‬‬ ‫لسلی مان‪ ،‬ستاره کمدی‪ ،‬حاضر نبود در‬ ‫هیچ محفل و مجلس جلوی دوربین ها‪ ،‬با‬ ‫شوهر و بچه هایش ظاهر شود‪.‬‬ ‫می گفتند چون لسلی در بعضی فیلم های‬ ‫کمدی‪ ،‬صحنه های ناهنجار و حرفهای‬ ‫رکیک داشته‪ ،‬دلش نمی خواسته با شوهر‬ ‫و بچه هایش در صحنه ای دیده شود‪ ،‬ولی‬ ‫این بار بخاطر فیلم کمدی ‪The Other‬‬ ‫‪ Woman‬در گذر از ‪40‬سالگی‪ ،‬به اتفاق‬ ‫شوهر و دو دخترش جلوی دوربین ها ظاهر‬ ‫شد و گفت برای من خانواده در درجه اول‬ ‫قرار دارد‪ ،‬اگر شوهرم راضی به فعالیت من‬ ‫نباشد بکلی دست می کشم!‬


‫و‬ ‫ستارگان‬ ‫‪100‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫ســــــــــینما‬

‫جلب کرد‪.‬‬ ‫این ستاره ‪ 55‬ساله که بلوز دامن سیاهی بر تن داشت‬ ‫زمانیکه با ژست لبخند می خواست تزیین جدید دندان‬ ‫هایش با طال را به رخ حاضران بکشد‪ ،‬خبرنگاران فضول‬ ‫و فرصت طلب را به جان خود انداخت تا از تصاویر‬ ‫منزجرکننده ای که از وی گرفتند‪ ،‬سوژه ای جنجالی بسازند‪.‬‬ ‫تصاویر مخابره شده از مادونا انتقاد برخی از رسانه های‬ ‫آمریکایی را به دنبال داشت که از لبخند وی به عنوان‬ ‫زشـت ترین لبخند نام بردند‪.‬‬

‫بازداشت عضو گروه موسیقی اسکورپیونز در دوبی‬ ‫جیمز کوتاک‪ ،‬درامر ‪ ۵۱‬ساله گروه سرشناس اسکورپیونز‪،‬‬ ‫به دلیل مستی و داشتن رفتار اهانت‌آمیز در فرودگاه دوبی‬ ‫بازداشت و به زندان منتقل شد‪ .‬او به پرداخت جریمه ‪۵۰۰‬‬ ‫دالری و یک ماه زندان محکوم شده است‪.‬‬ ‫گروه موسیقی اسکورپیونز که در حال اجرای تور ‪۲۰۱۴‬‬ ‫خود است‪ ،‬شامگاه سه‌شنبه (‪ ۲۹‬آوریل‪ ۹/‬اردیبهشت)‬ ‫مجبور شد در غیاب جیمز کوتاک‪ ،‬درامر گروه‪ ،‬در مونیخ‬ ‫به روی صحنه رود‪ .‬جیمز کوتاک‪ ،‬عضو آمریکایی این‬ ‫گروه موسیقی آلمانی‪ ،‬در حال حاضر پشت میله‌های زندان‬ ‫در دبی به سر می‌برد‪.‬‬

‫مهمان عجیب جنیفر لوپز در برنامه زنده‬ ‫امریکن آیدل‬ ‫مهمان عجیب جنیفر لوپز در برنامه زنده امریکن آیدل‬ ‫جنیفر لوپز و ‪ Keith Urban‬داوران شوی تلویزیونی‬ ‫امریکن ایدل به همراه رایان سیکرست مجری این برنامه در‬ ‫شوی چهارشنبه خود یک مهمان ویژه داشتندو این مهمان‬ ‫کسی نبود جز ‪، Grumpy Cat‬این گربه که در دنیای‬ ‫مجازی‬

‫بسیار شهرت دارد‪ ،‬صفحه رسمی فیسبوکش بیش از ‪۵‬‬ ‫میلیون الیک دارد و عکسش بر جلد چند مجله معتبر‬ ‫نیز چاپ شده است‪ Tardar Sauce .‬اسم اصلی این‬ ‫گربه است که بخاطر صورت بسیار بداخالقی که دارد به‬ ‫‪ Grumpy Cat‬مشهور شده است‪.‬‬

‫به نقل از رسانه‌های امارات متحده عربی‪ ،‬او روز ‪ ۳‬آوریل‬ ‫به هنگام اقامت کوتاه در بخش ترانزیت فرودگاه دوبی‪ ،‬در‬ ‫حالی که مست بوده‪ ،‬الفاظی توهین‌آمیز نسبت به مسلمانان‬ ‫به زبان آورده است‪.‬‬ ‫کوتاک به همراه دیگر اعضای گروه از طریق دوبی قصد‬ ‫سفر به بحرین و برگزاری کنسرتی در حاشیه برگزاری‬ ‫مسابقات اتومبیل‌رانی فرمول یک در این کشور را داشته‬ ‫است‪.‬‬ ‫جیمز کوتاک از سال ‪ ۱۹۹۶‬به عنوان درامر گروه‬ ‫اسکورپیونز را همراهی می‌کند‬ ‫به گزارش‌روزنامه "گلف نیوز" جیمز کوتاک از همسفر‬ ‫شدن با گروهی از مسافران پاکستانی و افغان در یک پرواز‬ ‫سرباز زده و در حالی که انگشت وسط خود را به دیگر‬ ‫مسافران نشان داده‪ ،‬از لفظ "مسلمانان بیسواد" استفاده‬ ‫کرده است‪ .‬او همچنین شلوار خود را از پا درآورده و به‬ ‫دیگران پشت کرده است‪.‬‬ ‫وکیل جیمز کوتاک گفته است که وی قصد بی‌احترامی‬ ‫نداشته و هدفش از انجام این عمل "نشان دادن تتوی روی‬ ‫کمرش" بوده است‪.‬‬ ‫به نقل از این روزنامه جیمز کوتاک در جریان برگزاری‬ ‫دادگاه اتهام نوشیدن الکل را پذیرفته اما دیگر اتهامات را‬ ‫رد کرده است‪ .‬او به پرداخت جریمه ‪ ۵۰۰‬دالری و حبس‬ ‫یک ماهه در زندان محکوم شده است‪.‬‬


‫‪99‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫شمشیر بازی جنیفر لوپز و کاسپر اسمارت‬ ‫جنیفر لوپز خواننده مشهور هالیوودی این روزها اوقات خوشی را به همراه معشوق‬ ‫جوانش در رم سپری می کند‪ .‬در تازه ترین تصاویر منتشر شده از وی‪ ،‬او به همراه "کاسپر‬ ‫اسمارت" دوست پسر ‪ 24‬ساله اش درحال شمشیر بازی در کلیسیوم معروف رم باستان در‬ ‫پایتخت ایتالیا دیده می شود‪.‬‬

‫مرد جذاب هالیوودی باالخره عاشق شد و ازدواج می کند!‬ ‫مرد جذاب هالیوودی باالخره ازدواج می کند‪ .‬جورج کلونی بازیگر و تهیه کننده ‪ 52‬ساله‬ ‫به زودی با نامزدش أمل علم الدين که ‪ 36‬سال دارد ازدواج می کند‪.‬‬ ‫امل علم الدین یک وکیل لبنانی تبار است که در انگلیس به دنیا آمده و زندگی می کند‪.‬‬ ‫او فعال حقوق بشر است و نکته قابل توجه این است که جورج کلونی نیز از گذشته تابحال‬ ‫توجه زیادی به مسائل حقوق بشر در سرتاسر دنیا داشته و همیشه جز هنرمندانی است که به‬ ‫حقوق بشر توجه ویژه ای میکند‪.‬‬

‫جورج کلونی جز بازیگرانی است که معتقد است که وقتی سن افزایش می یابد نباید دست‬ ‫به عمل های زیبایی زد و حتی موهای خود را رنگ کرد چرا که چهره طبیعی هرشخصی‬ ‫زیبایی خاص خودش را دارد‪.‬‬ ‫جورج در سال ‪ 1990‬یکبار ازدواج کرد اما پس از مدتی از همسرش جدا شد و با نیکول‬ ‫کیدمن شرط بندی کرد که تا ‪ 40‬سالگی ازدواج نخواهد کرد و شرط را برد و هیچگاه‬ ‫ازدواج نکرد‪ .‬او تا قبل از نامزدی با این خانم فعال حقوق بشر بیشتر با پیشخدمتان‬ ‫رستوران ها دوست میشد!!‬

‫لبخند زشت خواننده مشهور هالیوودی سوژه خبرنگاران شد!‬

‫هیالری داف بازیگر ‪ 26‬هالیوود و پسر‬ ‫کوچکش لوکا برای قدم زدن به خیابان آمده اند‪.‬‬ ‫هیالری داف بازیگر ‪ 26‬هالیوود و پسر‬ ‫کوچکش لوکا برای قدم زدن به خیابان آمده اند‪.‬‬ ‫هیالری داف از طرفداران شلوارهای جین و‬ ‫اسپورت تنگ است و در کمد لباسش انواع و‬ ‫اقسام شلوارها با رنگ های متفاوت دیده می‬ ‫شود‪ .‬اما گویا این نوع شلوار با این رنگ خاصش‬ ‫برای او مناسب نبود‪ ،‬چون اندامش را چاق تر‬ ‫نشان می دهد‪.‬‬ ‫‪ Mike Comrie‬نیز شوهر هیالری داف است که‬ ‫‪ 33‬سال سن دارد‪.‬‬ ‫لوکا که از نظر قیافه کپی مادرش است شلواری به‬ ‫رنگ شلوار مادرش پوشیده‪.‬‬

‫ادامه در صفحه بعد‪...‬‬

‫بازیگر زیبای هالیوود و پسر بانمکش‬

‫"مادونا" خواننده مشهور هالیوودی در بازدید از باشگاه ورزشی " ‪Hard‬‬ ‫‪ "Candy‬که قرار است در ماه اکتبر آینده در رم پایتخت ایتالیا افتتاح شود در‬ ‫برابر دوربین ها و هوادارانش زشت ترین لبخند خود را زد و توجه رسانه ها را‬


‫و‬ ‫ستارگان‬ ‫‪98‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫ســــــــــینما‬ ‫پاریس هیلتون ‪ 31‬ساله با یک پسر ‪21‬ساله دوست شده است!‬ ‫پاریس هیلتون بازیگر‪ ،‬خواننده و مانکن هالیوودی همیشه در زندگی اش حاشیه های‬ ‫مختلفی وجود داشته است‪ .‬این بار او با یک مانکن اسپانیایی آشنا شده است اما با یک‬ ‫دهه تفاوت سنی!!‬ ‫پاریس هیلتون بازیگر‪ ،‬خواننده و مانکن هالیوودی همیشه در زندگی اش حاشیه های‬ ‫مختلفی وجود داشته است‪ .‬این بار او با یک مانکن اسپانیایی آشنا شده است اما با یک‬ ‫دهه تفاوت سنی!!‬ ‫پاریس هیلتون این روزها در ‪31‬سالگی به سر میبرد و در هفته مد نیویورک با یک مانکن‬ ‫‪21‬ساله اسپانیایی اشنا شده است‪.‬‬

‫روایت جنیفر لوپز از روزهای تیره زناشویی اش‬ ‫امسال سال پر افت وخیزی برای این بازیگر و آواز خوان بود‪ .‬وی در ماه ژوئن از همسرش‬ ‫مارک آنتونی جدا شد‪ ،‬در حالی که این دو‪ ،‬فرزندان دوقلوی چهار ساله ای با نام های‬ ‫مکس و امی دارند‪.‬‬ ‫بازیگر‪ ،‬تهیه کننده و آوازخوان التین تبار هالیوود‪ ،‬جنیفر لوپز نقش آفرینی در «پارکر»‬ ‫ساخته تیلور هکفورد را به پایان رسانده که قرار است ماه ژانویه سال آینده به نمایش‬ ‫عمومی درآید و فیلمی تریلر و درام است‪.‬‬ ‫امسال سال پر افت وخیزی برای این بازیگر و آواز خوان بود‪ .‬وی در ماه ژوئن از همسرش‬ ‫مارک آنتونی جدا شد‪ ،‬در حالی که این دو‪ ،‬فرزندان دوقلوی چهار ساله ای با نام های‬ ‫مکس و امی دارند‪.‬‬ ‫جنیفر لوپز در گفت و گو یی با مجلٔه آمریکایی اعتراف می کند که جدایی ویران کننده‬ ‫است‪ .‬برای او رویارویی با پایان رابطه و زندگی مشترک سخت بود‪« :‬من تجربه یک‬ ‫جدایی و فروپاشی خانواده را از سرگذراندم که برای من ویران کننده بود چون خانواده برای‬ ‫من همه چیز است‪ .‬نمی خواستم زنی باشم که افسردگی می گیرد و ماه ها بستری می ماند‪.‬‬ ‫کمی این حالت بر من غلبه کرد اما می دانستم که باید این مرحله را پشت سر بگذارم‪».‬‬ ‫جنیفر تصمیم می گیرد که یک رویداد منفی در زندگی را به رویدادی مثبت تبدیل کند‪.‬‬ ‫به همین خاطر به کارش می چسبد و در عرصه موسیقی می تواند امسال به موفقیت های‬ ‫بهتری دست یابد‪« :‬باید پی می بردم کجای مسیر را غلط رفتم می دانستم در رابطه یی‬ ‫هستم که موقعیتش ابدا برایم خوب نبود ومن پذیرفته بودم‪ .‬اگر اجازه ادامه به رابطه ایی‬ ‫بد بدهید باید دلیلش را از خود بپرسید‪ .‬باید این شکست را به چیز بهتری تبدیل می کردم‪.‬‬ ‫نمی خواستم که یک بازمانده از رابطه یی تلخ باشم‪ .‬می خواستم شخصیتی بهتر تبدیل‬ ‫شوم‪ .‬در این برهه از زندگی فقط خواستم به کارم معطوف شوم که نتیجه اش را هم‬ ‫گرفتم‪».‬‬ ‫تابستان امسال از جنیفر لوپز فیلم کمدی «وقتی بارداری چه انتظاری داری» به نمایش‬ ‫عمومی درآمد که فروش نسبتا خوبی داشت‪.‬‬


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

97


‫‪96‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫‪-‬هیچ کس نازنینو با من اینجا ندیده که‬‫بخواد در موردش چیزی بپرسه‪..‬کسی هم‬ ‫جز فخری خانم اهل آمار گرفتن این و اون‬ ‫نیست‪..‬ولی ناراحتی من از یه چیز دیگه ست‬ ‫نه رزیتا‪........‬‬ ‫سرمو بلند کردم‪..‬نگاهش مستقیم به من بود‪..‬‬ ‫لبای خشکمو با سر زبونم تر کردم‪..‬نگاهم‬ ‫منتظر رو صورتش بود‪..‬بدون اینکه چشماشو‬ ‫از روم برداره زمزمه کرد‪ :‬مشکل من رادمین‬ ‫ِ ‪..‬‬ ‫ابروهام از تعجب باال رفت‪..‬بدون اینکه‬ ‫چیزی بپرسم گفت‪ :‬از نگاهه این زن خوشم‬ ‫نیومد‪..‬همونطور که منو واسه رزیتا کاندید‬ ‫کرده حتما تو رو هم‪..........‬‬ ‫و دستاشو مشت کرد‪ ..‬با حرص زد رو پاهاش‬ ‫و چشماشو بست‪..‬‬ ‫سرشو به پشتی صندلی تکیه داد و زیر لب‬ ‫گفت‪ :‬دیگه حوصله ی یه دردسر تازه رو‬ ‫ندارم‪..‬‬ ‫پس ناراحتیش از این بود‪..‬که تو این شرایط‬ ‫گرفتار یه ماجرای جدید نشم‪..‬و خودش‬ ‫هم درگیر ِ یه دردسر تازه؟!‪..‬اما چه جور‬ ‫دردسری؟!‪..‬بر فرض که این اتفاق میافتاد با‬ ‫یه جواب ِ رد همه چیز فیصله پیدا می کرد!‪..‬‬ ‫درسته دیگه نامزد بنیامین نیستم و حتی مدت‬ ‫محرمیتمون هم تموم شده ولی‪..‬ناراحتی آنیل‬ ‫رو نمی تونستم درک کنم‪....‬و همون چیزی‬ ‫که اون لحظه به ذهنم رسید ناخودآ گاه رو‬ ‫زبونم جاری شد‪..‬‬ ‫غیرت برادرانــه؟!‪..‬‬‫فوری چشماشو باز کرد‪..‬نگاهشو که رو‬ ‫خودم دیدم با لحنی سرد تکرار کردم‪ :‬همون‬ ‫غیرت برادرانه ی معروف که همه در قبال‬ ‫خواهراشون دارن؟‪..‬‬ ‫یه تای ابروشو باال انداخت و با یه پوزخند‬ ‫محو رو لباش سرشو چرخوند‪..‬با یک حرکت‬ ‫از رو مبل بلند شد و دستاشو به کمرش زد‪..‬‬ ‫همون پوزخند هنوز رو لباش بود‪..‬‬ ‫‪ -‬پاشو بریم اتاقتو نشونت بدم‪..‬‬‫راه افتاد سمت راهرو که سریع بلند شدم و‬ ‫گفتم‪ :‬ولی جواب سوالم؟!‪..‬‬ ‫ایستاد‪..‬بدون اینکه برگرده گفت‪ :‬جواب‬ ‫سوالتو خودت بهتر از هر کس دیگه ای می‬ ‫دونی‪..‬نیازی نیست من چیزی بگم‪..‬‬ ‫و به نیمرخ برگشت و نگاهشو تو چشمام‬ ‫دوخت‪..‬لباش نمی خندید‪..‬حتی به یک‬ ‫پوزخند‪..‬‬ ‫‪ -‬ببین خودت چی می خوای؟!‪..‬احساست‪..‬‬‫نگاهت‪....‬ببین اونا چی میگن؟!‪..‬غیرت‬ ‫منو درک کردن که ازت خواستن این سوالو‬ ‫بپرسی‪..‬جوابت پیش من نیست سوگل!‪..‬‬ ‫خواست بره که یه قدم رفتم جلو و گفتم‪:‬‬ ‫سوال سختی نپرسیدم‪..‬باشه دنبال جوابش‬ ‫نمی گردم‪..‬ولی یه چیزی رو باید بهت بگم‪..‬‬ ‫نه برگشت که نگام کنه‪..‬و نه پرسید که سوالم‬ ‫چیه؟‪..‬فقط منتظر بود‪..‬پشت به من‪....‬‬ ‫قدم به قدم بهش نزدیک شدم و با صدایی‬ ‫که سعی داشتم کوچک ترین لرزشی رو به‬ ‫خودش نداشته باشه گفتم‪ :‬من‪..‬برادر ندارم‪..‬‬

‫تو هم برادر من نیستی‪..‬نمی خوام که ادای‬ ‫برادرای غیرتی رو برای من در بیاری‪.....‬و‬ ‫کوبنده تر گفتم‪ :‬تو برادر واقعی من نیستی‪،‬‬ ‫حتی اگه ریحانه مادرم باشه‪..‬من از خدا برادر‬ ‫نخواستم که یه شبه معجزه شده باشه و فردا‬ ‫یکی رو سر راهم گذاشته باشه‪........‬‬ ‫پشت سرش بودم‪..‬حضورمو حس کرد‪...‬‬ ‫خیلی آروم برگشت‪..‬چشماش قرمز بود‪..‬و‬ ‫همین نگاه به چشمام‪ ،‬رنگی از تعجب پاشید‬ ‫و باعث شد که بیشتر از اون ادامه ندم و‬ ‫سکوت کنم‪..‬‬ ‫لبخند غمگینی تحویلم داد و در حالی که‬ ‫نگاهش ثانیه ای تو چشمام ثابت نمی موند‬ ‫گفت‪ :‬پس چرا بهم اعتماد کردی؟!‪..‬‬ ‫نفسم بند اومد‪..‬سرم سوت کشید‪..‬در به در‬ ‫دنبال یه جواب می گشتم‪..‬با همون نگاهه‬ ‫متعجب و جسمی که از سرمای اون نگاه‪ ،‬یخ‬ ‫بسته بود‪..‬‬ ‫‪ -‬نگو که اعتماد نداری‪..‬تو االن رو به‬‫روی منی‪....‬با مردی که نه شرعا ونه قانونا‬ ‫برادرت نیست تنها تو یه واحد می خوای سر‬ ‫کنی‪..‬آره من برادرت نیستم ولی اگه خواهرانه‬ ‫پا به حریم من نذاشتی‪..‬پس‪...........‬‬ ‫یه قدم رفتم عقب و در حالی که اشک تو‬ ‫چشمام حلقه بسته بود ملتمسانه گفتم‪ :‬بس‬ ‫کن‪..‬خواهش می کنم بس کن‪..‬‬ ‫صدام می لرزید‪..‬حس تو تنم نبود‪..‬داشتم‬ ‫از حال می رفتم‪..‬دستمو به دیوار گرفتم و‬ ‫همونجا ایستادم‪..‬من که عقب عقب می رفتم‬ ‫اون به طرفم می اومد‪..‬تا جایی که ایستادم‬ ‫اونم جلوم ایستاد‪..‬دست راستشو کنار سرم‬ ‫گذاشت و ستون بینمون کرد‪..‬‬ ‫صورتم رو به روی صورتش و نگاهم به یقه‬ ‫ی پیراهنش بود‪..‬از اون همه نزدیکی قلبم‬ ‫داشت از جاش کنده می شد‪..‬بدتر از اون‬ ‫بوی عطرش بود‪..‬صورتم داغ شد و نگاهم‬ ‫بارونی!‪..‬‬ ‫نرم‪..‬آهسته‪..‬جدی‪..‬و با یه خونسردی خاص‬ ‫زمزمه کرد‪ :‬بهم اعتماد داری‪..‬به منی که‬ ‫برادرانه نمی خوای کنارت باشم اعتماد‬ ‫داری‪..‬به نامزدت و کسی که محرمش بودی‬ ‫نداشتی ولی به من داری‪..‬به پدرت نداشتی‬ ‫ولی به من داری‪.........‬و با لحنی که کمی‬ ‫بلندتر از حد معمول بود گفت‪ :‬حضورتو توی‬ ‫خونه م پای چی بذارم؟‪..‬بهم بگو سوگل‪..‬بگو‬ ‫که اگه برادرت نیستم پس چیم؟!‪..‬چیـــم‬ ‫سوگل؟!‪..‬بگــــو‪..‬‬ ‫سرمو تو دستام گرفتم و تند و بی وقفه بدون‬ ‫اینکه فکرکنم بلند گفتم‪ :‬یه حامی‪..‬فقط کسی‬ ‫که حمایتم می کنه‪..‬فقط همین‪....‬تو رو خدا‬ ‫دست از سرم بردار‪..‬‬ ‫همین که گفتم یه حامی‪ ،‬دستش از روی‬ ‫دیوار سر خورد و پایین افتاد‪..‬نگاهم به یقه‬ ‫ی لباسش بود و قفسه ی سینه ای که به شدت‬ ‫باال و پایین می شد‪..‬حتی منقبض شدن رگ‬ ‫گردنشو هم دیدم‪..‬و نبضی که از اون فاصله به‬ ‫وضوح احساسش کردم‪..‬‬ ‫ادامه دارد‪...‬‬ ‫ادامه دارد‪...‬‬


‫‪95‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫رمان‬ ‫قسمت ‪32‬‬ ‫‪ -‬نمی خوام زیاد باهاش گرم بگیری‪..‬‬‫نمیگم زن بدیه نه اصال اینطور نیست ولی‬ ‫زیادی کنجکاوه‪..‬می خواد خیلی زود سر از‬ ‫کار ِ همه در بیاره تقریبا آمار کل واحدای‬ ‫این ساختمونو داره از منم یه چیزایی می دونه‬ ‫ولی نه همه چیزو‪..‬تا حاال بهش بی احترامی‬ ‫نکردم تا مجبور نشمم اینکارو نمی کنم ولی‬ ‫می خوام که حواستو خوب جمع کنی‪..‬می‬ ‫دونم در نبودم حتما میاد اینجا‪ ،‬هر سوالی که‬ ‫پرسید جوابی بهش نده یا اگرم می بینی نمیشه‬ ‫حقیقتو بهش نگو‪..‬من جز تو این آپارتمان‬ ‫جای دیگه خونه ی مستقل ندارم وگرنه هیچ‬ ‫وقت اینجا نمیاوردمت‪..‬فعال مجبوریم با همه‬ ‫چیزش کنار بیایم تا بعد ببینیم چی میشه‪......‬‬ ‫____________________________‬ ‫لبخند کمرنگی رو لبام نشوندم و گفتم‪ :‬من‬ ‫با اینجور آدما غریبه نیستم‪..‬تو همسایگی‬ ‫خودمون از اینجور افراد زیاد دیدم و باهاشون‬ ‫برخورد داشتم‪..‬می دونم منظورت چیه‪..‬ولی‪..‬‬ ‫ناراحتیت از چی بود؟!‪..‬به خاطر کنجکاوی‬ ‫های این زن؟!‪..‬‬ ‫دستاشو تو هم قالب کرد و نگاهشو به‬ ‫انگشتای دستش دوخت‪..‬دومرتبه اخماشو‬ ‫کشیده بود تو هم‪..‬‬ ‫‪-‬چون نمی خوام چیزی ازت پنهون بمونه و‬‫می دونم که خودت خیلی زود متوجه همه چیز‬ ‫میشی برات میگم‪.....‬‬ ‫حقیقتش فخری خانم ‪ 2‬تا نوه ی پسری داره‬ ‫به اسم رزیتا و رادمین که پدر و مادرشون‬ ‫خارج از کشورن و اینا هم پیش مادربزرگشون‬ ‫یعنی همین فخری خانم زندگی می کنن‪..‬یه‬ ‫روز تصادفا تو آسانسور بهم برخورد و گفت‬ ‫که کامپیوتر نوه ش ویندوزش باال نمیاد و‬ ‫من برم یه نگاهی بهش بندازم‪..‬اون روز تو‬ ‫رودروایسی قبول کردم‪....‬‬ ‫دستی به چونه ش کشید و با یه مکث کوتاه‬ ‫ادامه داد‪ :‬با اینکه در مورد نازنین همه چیزو‬ ‫می دونه ولی هربار پای رزیتا رو می کشه وسط‬ ‫‪..‬رزیتا هم که انگار از پافشاری مادربزرگش‬ ‫خیلی هم ناراضی نیست هر بار یه چیزی رو‬ ‫بهونه می کنه‪..‬یا میاد جلوی در یا یه جایی‬ ‫سر حرفو باز می کنه‪..‬درصورتی که من به اون‬ ‫دختر حتی به چشم یه دوست هم نگاه نمی‬ ‫کنم فقط یه همسایه ی معمولی نه بیشتر‪..‬‬ ‫ تا حاال نازنینو اینجا نیاوردی؟!‪..‬‬‫تند نگاهم کرد و در حالی که چشماشو باریک‬ ‫کرده بود پرسید‪ :‬چطور مگه؟!‪..‬‬

‫ همینجوری‪..‬گفتم شاید تا حاال ندیدنش و‬‫شک کردن که نامزدی در کار نباشه‪..‬‬ ‫سرشو زیر انداخت‪..‬‬ ‫بعد از یه سکوت کوتاه گفت‪ :‬راستش تا حاال‬ ‫نخواستم که نازنین اینجا بیاد‪..‬یا اون یکی‬ ‫دوباری هم که تنها اومد به خواسته ی من‬

‫نبود‪.......‬‬ ‫حس کردم قفسه ی سینه م گنجایشی واسه‬ ‫نگه داشتن نفس تو سینه م نداره‪..‬و باعث‬ ‫شد دستی که رو پام گذاشته بودم رو کامال‬ ‫نامحسوس مشت کنم‪..‬‬ ‫از اینکه گفت نازنین تنها اینجا اومده و پا تو‬ ‫واحد آنیل گذاشته خوشم نیومد‪..‬حس بدی‬

‫بهم دست داد‪..‬یه حس سرد‪..‬‬ ‫اون لحظه‪ ،‬عجیب دوست داشتم اخم کنم و‬ ‫نگاهمو از رو صورتش بردارم ولی می دونستم‬ ‫با اینکارم بهونه ای میدم دستش که ازم دلیل‬ ‫حالتمو بپرسه‪..‬‬ ‫پس فقط دستمو مشت کردم ونگاهمو زیر‬ ‫انداختم‪..‬اما صداشو شنیدم‪..‬با همون لحن‪..‬‬


‫‪94‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫برگشتم نگاش کردمو گفتم‪:‬فکر کن ما داریم‬ ‫قمار میکنیم من جوونیمو گذاشتم وسط تو‬ ‫هم باید یه چیزی بذاری که با واسه من برابری‬ ‫کنه تا بتونیم به بازی ادامه بدیم‬ ‫پول؟؟‬‫حتی تمام پوالی دنیا هم منو خوشحال‬‫نمیکنه‬ ‫جونم؟؟؟من حاظرم جونمو بدم تا تو‬‫خوشحال بشی‬ ‫اااا چه طور تو جونتو بدی و بمیری بعد من‬‫با ننگ هرزگی زندگی کنم و زجر بکشم‬ ‫با این حرفم شکه شد‬ ‫غزاله این کارو نکن‬‫پس تمومش کن‬‫دیگه هیچی نگفت رسیدیم به یه مرکز خرید‬ ‫دوتایی به ویترین نگاه میکردیم و هیچی‬ ‫نمیگفتیم واسم جالب تا حاال این مرکز خرید‬

‫چرا نذاشتی ببینمش؟‬‫خوب بود فرهاد الزم نبود تو ببینیش اقا‬‫همینو میخوام‬ ‫نمیخوای بازم بگردی؟‬‫نه همین عالیه‬‫باز که نبود‬‫نه خودم حواسم بود میشه دیگه گیر ندی‬‫اون خانومی که کمکم کرده بود گفت اقا‬ ‫مطمئن باشید این بهترین لباسه انگار واسه‬ ‫خانومتون دوخته شده ماشا الله هیکل‬ ‫خانومتون عالیه‬ ‫یه لبخند اومد رو لب فرهاد زنیکه نمیتونست‬ ‫جلوی دهنشو بگیره‬ ‫مرسی خانوم منه دیگه‬‫از اون مغازه اومدیم بیرون‬ ‫بریم الک بخریم چند تا الک زرشکی‬‫دارما ولی همرنگ لباسم نیست‬

‫انتخاب کردم به فراهد نگاه کردم با وسواس‬ ‫داشت رنگارو نگاه میکرد زن فروشنده هم‬ ‫با تعجب نگاش میکرد خندم گرفته بود رفتم‬ ‫سمتش‬ ‫چه کردی؟‬‫خانوم این شماررو بدین‪ .‬غزاله ببین اینو‬‫دوست داری‬ ‫عالیه همون چیزیه که من میخوام‬‫چند تا الک دیگه هم انتخاب کردیم و فرهاد‬ ‫حساب کردو از مغازه اومدیم بیرون‬ ‫بریم مغازه داییم‬‫چرا؟‬‫چون داییم جواهر فروشه تو اون لباس گردنم‬ ‫خیلی خالی بود یه گردنبندو گوشواره ی‬ ‫یاقوت میخوام‬ ‫اوووو چه دایی خوبی‬‫در حالی که گوشیمواز کیفم در میاوردم‬

‫بله شنیدم مبارک باشه بیارش ببینم چه جور‬‫ادمیه‬ ‫پشتمو به فرهاد کردم یه جوری که نشنوه‬ ‫دقیقا قصدم همینه میخوام توام نظر بدی‬‫فعال‬ ‫خداحافظ‬‫برگشتم سمت فرهاد تو چشماش عصبانیت‬ ‫بود‬ ‫چی شده‬‫بهتر نیست با داییت رسمیتر حرف بزنی‬ ‫ببین فرهاد فامیل ما یه سری ادمای عوضین‬‫فقط داییم خوبه و دخترای یکی از خاله هام‬ ‫نمیذارم رابطمونو خراب کنی‪ .‬داییم بعد از‬ ‫بابام حامیه منه بابام که به لطف شما پرید پس‬ ‫فقط داییم میمونه‬ ‫مگه داییت چند سالشه‬‫‪58-‬‬

‫نرفته بودم همه ی مغازه هاش شبیه مغازه های‬ ‫خارجی بود حتی فکرشم نمیکردم تو ایران‬ ‫همچین جاهایی وجود داشته باشه‪.‬‬ ‫چشمم افتاد به یه پیراهن زرشکی خیلی ساده‬ ‫بود ولی مدل یغه اش ادمو جذب میکرد‬ ‫استیناش میافتاد رو بازو‬ ‫بریم تو‪.‬‬‫به مارکش نگاه کردم حتما خیلی گرون بود‬ ‫خواستم یه چیزی بگم که یادم افتاد فرهاد‬ ‫پولدارتر از این حرفاس‪.‬‬ ‫با کمک یه خانومی پوشیدمش خانومه‬ ‫خواست فرهادو صدا کنه که گفتم نمیخواد‬ ‫تو اون لباس احساس میکردم ادم فضایی‬ ‫شدم لباسامو در اوردم و اومدم بیرون فرهاد با‬ ‫دیدنم اخماش رفت تو هم‬

‫الک دوست داری؟‬‫خندیدمو گفتم‪ :‬عاشق الک زدنو پاک کردنو‬ ‫خریدنشم‬ ‫از دست شما دخترا ولی اگه زرشکی بزنی‬‫خیلی گرفته میشی یه الک روشن بهتره‬ ‫جونم تجربه‪!!!!!!!.‬‬‫تو نظرتو بگو‬‫اره بهتره میتونیم یه الک بیس بگیریم‬‫وارد مغازه لوازم ارایشی شدیم‬ ‫من الکو انتخاب میکنم تو ببین چیز دیگه‬‫نمیخوای‬ ‫ا فرهاد بذار خودم انتخاب کنم‬‫من انتخاب میکنم اگه بدت اومد نخرش‬‫باشه‬‫من رفتم سمت سایه ها یه سایه زرشکی‬

‫گفتم‪:‬فرهاد دیگه تو کارای زنونه دخالت‬ ‫نکن خوشم نمیاد با این که سلیقت خوب بود‬ ‫ولی هر کسی باید کارای خودشو بکنه‬ ‫باشه فقط یه چیز دیگه کفش نمیخوای‬‫بگیری‬ ‫نه یه کفش مشکی دارم به درد همین لباس‬‫مسخوره تا حاال نپوشیدمش‬ ‫زنگ زدم به داییم‬ ‫سالم عشقم خوبی؟‬‫سالم دخترم مرسی تو خوبی‬‫منم خوبم مشتری داری؟‬‫اره‬‫میگم چه لفظ قلم شدی خب مزاحم نمیشم‬‫فقط میخواستم بگم دارم میام اون جا البته‬ ‫تنها نیستم‬

‫ببخشید من فکر کردم جوونه‬‫حتی اگه جوونم بود حق نداشتی این طوری‬‫کنی در ضمن من تو زندگیم ادمای زیادی رو‬ ‫ندارم و به هر کسی که از راه برسه پا نمیدم‬ ‫و کلی در باره ی اطرافیانم فکر میکنم بعد‬ ‫تصمیم میگیرم همین پگاه یه سال باهاش مثه‬ ‫قاتل برخرد میکردم تا فهمیدم بهترین دوست‬ ‫ممکن برای منه‬ ‫فرهاد مثل یه بچه مظلوم گوش میداد وقتی‬ ‫حرفام تموم شد یه سر به نشانه ی تاکید تکون‬ ‫دادو راه افتاد‬ ‫فرهاد یادمون باشه واسه دایی شیرینی‬‫بگیریم‬ ‫باشه حتما‬‫ادامه دارد‪...‬‬


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

93

Roza Fox

Javanan Toronto would love to hear your stories about life in our city they may be in Farsi or English. Each week we will print new stories allowing us and you to keep in contact. Please send your stories to info@javanan.ca Attention Roza We look forward to interacting with our readers

: g e r n i o f k e e g e B n i Slp y o' a D e S H 'I s n u

i l e

a

a t i r

P

m e r

o C l

ng


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

Few couples walk down the aisle expecting to face each other in divorce court at some future date. For around 50 percent of newlyweds, however, that is exactly where they will end up.

Dobrenski said, couples are more The success of premarital likely to maintain the intimacy counseling depends on more than that is so important in a marriage. the complexity of the problems couples face. Their willingness Is Premarital Counseling for to remain open to the possibility You? How to Decide for Your of change and compromise, and Relationship to do the work required to sort Michael, 35, was madly in love 1. Is your partner acting out of out their issues is another crucial with his fiancee, Sara, 33, but character? ingredient. he had witnessed his parents› marriage end in divorce and 2. Are you and your partner In Michael›s case, premarital wanted to make sure his own arguing more than you used to? counseling forced him to rewent the distance. Premarital examine the expectations he had counseling appealed to Michael 3. Is there an obvious problem to of his future spouse. «It really as the best way to deal with any be addressed -- for example, sex reset my thinking, and this has issues that could become obstacles or money? allowed me to enjoy Sara for who to a long and happy union. she is instead of who I -- selfishly Sex and finances are among the or arrogantly -- would have her to Four years after their wedding, top reasons for divorce, says the be.» Michael and Sara -- whose names Rev. Ryan Dalgliesh. have been changed to protect the A Question of Faith couple›s privacy -- are happy. According to the American They both credit premarital Counseling Association, Premarital counseling is common counseling with teaching them therapists are treating a growing within many religions, including valuable lessons about making a number of clients with sexual Christianity, where a pastor, marriage last. addiction; the Internet makes minister or priest might insist on «virtual infidelity» a constant a certain number of counseling Communication Is Key temptation. Such issues should be sessions with a couple before addressed before marriage to give he or she agrees to conduct All therapists approach premarital the couple the tools they need to the marriage ceremony. These counseling in different ways rebuild trust and move forward. meetings focus on the religious and from different perspectives. aspects of marriage, but the same Some take an in-depth look at the Dr. Taffy Wagner, owner of problems exist regardless of backgrounds and life experiences Money Talk Matters LLC, whether the couple has a strong of each individual, while others provides premarital financial faith. adopt a more practical approach counseling to help couples work designed to provide couples with through financial difficulties. Any underlying issues of trust, information on issues such as sex intimacy and respect can be and finances in the context of a «If your partner is reluctant to talk addressed in therapy. Again, positive relationship. about finances, or if you find out they are secretly spending money, Whichever techniques a therapist they may be trying to cover up a uses, at the heart of the process is much deeper problem,» Wagner one key element: communication. said. «Within the confines of such an intimate relationship, it is virtually impossible to be the ideal talker and listener,» said Dr. Rob Dobrenski, a New York psychologist and author of «Crazy: Notes On and Off the Couch.» «For couples who are not experiencing extreme hardships such as domestic abuse, financial issues, substance abuse or extreme child-rearing problems, communication style is usually the focus of the therapeutic work.»

A counselor can help couples deal with sensitive financial situations such as deciding who will be responsible for the household finances. Effectively, couples need to create a financial «blueprint» that sets out their expectations and responsibilities, which can be tweaked when circumstances change -- if one partner returns to school, for example, or a child is born.

By talking about such issues Keeping an Open Mind before they spiral out of control,

92

listening to each other is a fundamental step forward. «If couples have very different ideas or expectations, the marriage is in trouble before it begins,» said the Rev. Ryan Dalgliesh, pastor at Higher Rock Ministries in San Angelo, Texas. «Most people I work with have no idea what a marriage is supposed to look like.» In It for the Long Haul Some couples require several months of therapy, while others resolve issues in only a few sessions. «Sometimes a couple is just not seeing the forest for the trees,» said Dr. Lee Bowers, a psychologist based in the Philadelphia area. «My offering a fresh perspective is all they really need to be able to move forward.» Couples who benefit from a short course of therapy often return to it periodically during their marriage, knowing that it worked previously, Bowers said. Far from being a «quick fix,» a few sessions of counseling can remind couples of the tools they need to work through tough situations in their relationship.


‫‪91‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫موقع رفتن مامان پگاه پنج شنبه ی دیگه‬ ‫دعوتمون کرد البته با فرهاد منم الکی گفتم‬ ‫فرهاد قراره اون موقع بره سفر کاری نمیدونم‬ ‫این دروغو از کجام در اوردم‬ ‫خیلی عصبی شده بودم اصال به این فکر‬ ‫نکرده بودم که از فردا کل فامیل میخوان‬ ‫دعوتمون کنن‪ .‬با عصبانیت درماشینو باز‬ ‫کردمو نشستم تا خواستم استارت بزنم یکی‬ ‫درو باز کرد و نشست یه لحظه قلبم واستاد‬ ‫ولی با دیدن ماهان خیالم راحت شد‪.‬‬ ‫قیافش خیلی عوض شده بود انگار تو این‬ ‫چند روز چند سال بزرگتر و جا افتاده تر شده‬ ‫بود میتونستم غمو تو چشماش ببینم دست‬ ‫خودم نبود همون طور زل زده بودم بهش فکر‬ ‫کنم ‪ 5‬دقیقه به هم زل زده بودیم تا این که‬ ‫ماهان نگاهش اومد پایین تر و افتار رو لبام‬ ‫به خودم اومدم و رومو کردم اونور‬ ‫خوبی ماهان؟؟‬‫به لطف شما‬‫تیکه میندازی؟‬‫ من غلط بکنم به غزاله خانوم تیکه بندازم‬‫داد زدم‪:‬ساکت شو ماهان این مدلی حرف نزن‬ ‫خوشم نمیاد سعی کن مثل گذشته باشی!!!!!‬ ‫چرا وقتی هیچی مثل گذشته نیست من‬‫باید مثل گذشته باشم تو گذشته سر من داد‬ ‫نمیزدی‬ ‫عصبی بودم عصبی تر شدم ماهان یه خنده‬ ‫ی عصبی کرد‬ ‫اعصابم داغون بود‬‫بله از این به بعد اعصابت با کوچیکترین‬‫چیز خورد میشه زندگی زناشویی این چیزارم‬ ‫داره‬ ‫یعنی میگی اگه قرار بود با تو زندگی کنم‬‫این طوری نمیشد‬ ‫من اجازه نمیدادم حتی یه لحظه ناراحت و‬‫عصبی بشی‬ ‫یه لبخند تلخ زدو ادامه داد‬ ‫باشه برو دیگه شاید شوهرت خوشش نیاد‬‫با من حرف بزنی‬ ‫ماهان تو که قضیه رو میدونی پس چرا‬‫ازارم میدی‬ ‫باشه دیگه هیچی نمیگم فقط اینو بدون تا‬‫اخر عمر عاشقت میمونم حتی اگه با یکی‬ ‫دیگه باشم همیشه تو جلوی چشمامی‪!!.‬‬ ‫بدون هیچ حرفی درو باز کردو رفت ماشینو‬ ‫روشن کردمو راه افتادم صدای ظبتو اون قدر‬ ‫بلند کرده بودم که حتی صدای زنگ گوشیمو‬ ‫نمیشنیدم فقط چراغشو میدیدم که روشن و‬ ‫خاموش میشد‪.‬‬ ‫اشک صورتمو خیس کرده بود منی که تو‬ ‫سخت ترین شرایط گریه نمیکردم االن با‬ ‫کوچیترین اشاره اشکم در میومد چقدر‬ ‫زندگی با ادم بد بود‪ .‬این بود قانون زندگی‬ ‫سالها با یه سختی که همون امتحان زندگیه‬ ‫زندگی میکنیم بعد از این که امتحان تموم‬ ‫شد چند روز متناسب با سالهای سختی‬ ‫بهمون استراحت و خوشی میده بعد دوباره یه‬ ‫امتحان دیگه و همون جریان تکرار میشه ‪....‬‬ ‫گوشیم مدام زنگ میخورد تو دلم گفتم نکته‬ ‫یکی کار مهمی داره ماشینو زدم کنار صدای‬ ‫اهنگو کم کردم و جواب دادم پگاه بود‬ ‫چرا جواب نمیدی نصفه جونم کردی هم‬‫منو هم این بچه رو دو دقیقه اومده بود یه‬ ‫چیزی به مامانم بده و بره ولی وقتی دید تو‬

‫جواب نمیدی دیگه موندگار شد‬ ‫من خوبم چی شده؟؟ چی کار داری؟‬‫جوابی نداد صداشو میشنشدم که داشت‬ ‫ماهانو از اتاق بیرون میکرد‬ ‫ماهانو دیدی؟‬‫اره‬‫چی بهت گفت چه اتفاقی بینتون افتاد؟‬‫هیچی پگاه پشت فرمونم بای‬‫گوشیمو خاموش کردمو پامو تا ته رو گاز‬ ‫فشار دادم وقتی داشتم در خونرو باز میکردم‬ ‫دعا کردم کسی سوال پیچم نکنه اخه ساعت‬ ‫‪ 11‬بود تا درو باز کردم مامانم پرید جلوم‬ ‫کجا بودی تا این موقع‬‫پیش خاله‬‫چرا گوشیت خاموشه‬‫شارژ نداره‬‫چرا حالت گرفتس؟‬‫مگه شما واسه ادم حوصله هم میذارید‬ ‫باشه حاال شروع نکن فرهاد زنگ زد گفت‬‫گوشیت خاموشه فردا ساعت ‪ 10‬صبح میاد‬ ‫دنبالت برید لباس نامزدیرو بخرید‬ ‫تو روحش یه روزم راحتم نمیذاره‬‫خدا خودش عاقبتت رو به خیر بکنه‬‫صبح وقتی داشتم از در میرفتم بیرون فلشمم‬ ‫برداشتم دوست نداشتم به اهنگای مورد‬ ‫عالقه ی فرهاد گوش کنم‬ ‫سالم عشقم‬‫سالم‬‫خوبی؟‬‫مرسی‬‫از کجا خرید کنیم‬‫هر جا خودت میدونی من هیچ جارو‬‫نمیشناسم‬ ‫دروغ از این باالتر نصف عمرمو در حال‬ ‫خرید کردن بودم‬

‫فلشمو از کیفم در اوردم دادم بهش بدون هیچ‬ ‫حرفی گرفتش و زد به ظبط‪.‬‬ ‫اصال به این موضوع فکر نکرده بودم فرهاد‬ ‫چقدر پول داره با دیدن ماشینش مطمئن شدم‬ ‫خیلی پولداره به خودش نگاه کردم خیلی‬ ‫خوشتیپ و جذاب بود ولی اصال خوشگل‬ ‫نبود هیکلش عالی بود ادم دوست داشت‬ ‫بغلش کنه ولی حیف که نمیشد‪.‬‬ ‫تموم شد؟؟‬‫چی؟‬‫دید زدن من قبول کن که خوشتیپم‪!!!.‬‬‫اره ولی اصال خوشگل نیستی‬‫مهم اون چیزیه که تورو جذب کنه‬‫هیچیه تو منو جذب نمیکنه نکنه یادت‬‫رفته زندگیمو نابود کردی و من ازت متنفرم‬ ‫از این حرفم ناراحت شد و سرعت گرفت‬ ‫فرزاد همیشه سرعت میرفت منم حسابی‬ ‫فحشش میدادم ولی االن هیچی نمیتونستم‬ ‫بگم‬ ‫امروز دانشگاه نداشتی ؟؟؟‬‫نه‬‫غزاله؟‬‫هوم؟‬‫‪-‬چی کار کنم که تورو خوشحال کنه‬

‫ادامه دارد صفحه ‪94‬‬


‫‪90‬‬

‫رمان‬ ‫چه‬ ‫به‬ ‫عشق‬ ‫قــــیـــمت‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫همه خوشحال بلند شدن و هر‬ ‫دومون رو بوسیدن وقتی داشتم‬ ‫پگاهو بوس میکردم دم گوشش‬ ‫گفتم‪:‬برو تو اشپزخونه کارت دارم‬ ‫بدون این که کسی متوجه بشه‬ ‫رفت تو اشپزخونه خدارو شکر‬ ‫اشپزخونمون اپن نبود‪ .‬بعد از‬ ‫این که تبریک ها تموم شد مامان‬ ‫فرهاد یه انگشتر دستم کرد که‬ ‫روش پر از برلیان بود باباشم یه‬ ‫گردنبند قلب بهم هدیه داد این‬ ‫جزو رسم و رسومات نبود واسه‬ ‫همین مامان بابام خیلی خوشحال‬ ‫شدن بعد از کلی تشکر رفتم تو‬ ‫اشپزخونه پگاه با دیدن من از‬ ‫جاش بلند شد‬

‫چی شده؟‬‫فرهاد منو بوسید‬‫چیییی؟‬‫بوسید میخوای بهت نشون بدم‬‫نهههه البد تو هم جوابش رو دادی؟‬‫نه مگه دیوونه شدم هر چی سعی کردم از‬‫خودم جداش کنم ولم نمیکرد خیلی زور‬ ‫داشت باید از فردا بریم باشگاه باید زورمو‬ ‫زیاد کنم‬ ‫نه توروخدا زورت زیاد که هست بیشترش‬‫چی میشه البد منم باید بشم کیسه بوکست‬ ‫میتونی نیای‬‫نه نمیشه نیام که میری اونجا یکی رو با‬‫فرهاد اشتباه میگیری میزنیش شر به پا میشه‬ ‫از جام بلند شدم که بوسش کنم ولی ازم فاصله‬ ‫گرفت‬ ‫دست به من نزن معلوم نیست دستت کجاها‬‫خورده‬ ‫بی ادب‬‫مامانم اومد تو اشپزخونه‬ ‫بیا دیگه زشته واسه فرهادم یه لیوان اب بیار‬‫باشه االن میایم‬‫مامانم رفت بیرون‬ ‫هه بدو شوهرت تشنش شده‬‫یه لیوان برداشتم از تو یخچال بطری ابو‬ ‫برداشتم پگاه همون طور بهم زل زده بود‬ ‫حاال شدی یه خانوم خوب‬‫یهو یه فکری به ذهنم رسید با خنده به پگاه‬ ‫کردم حواسم پرت شد اب از لیورن سرازیر‬ ‫شد و ریخت رو میز پگاه مثل همیشه فکرمو‬ ‫خوند‬ ‫‪-‬چی کار میخوای بکنی؟؟؟؟؟‬

‫هیچی‬‫زهرمار هیچی تووقتی میگی هیچی یعنی هر‬‫کاری ازت بر میاد‬ ‫نمکدونو برداشتم و خالیش کردم تو لیوان در‬ ‫یه حدی ریختم که خوب حل بشه‬ ‫پگاه از خنده سرخ شده بود خوب همش‬ ‫زدمو گذاشتمش تو یه بشقاب سعی میکردم‬ ‫نخندم تا اب نریزه تو بشقاب‬ ‫پاشو بریم فرهاد جونم تشنش شده‬‫دوتایی رفتیم بیرون کنار فرهادو واسه من‬ ‫خالی کرده بودن تا کنارش بشینم ابو دادم‬ ‫بهش و نشستم پگاهم درست روبروم بود‬ ‫دوتایی هی به فرهاد نگاه میکردیمو لبخند‬ ‫میزدیم دلم میخواست ولو شم رو زمین و‬ ‫بخندم فرهاد یه قلپ از ابو خورد شکه شدنش‬ ‫همانا عمیق تر شدن لبخند منو پگاه همانا‪.‬‬ ‫فرهاد با خنده نگام کردو ابو تا نصفه سر‬ ‫کشید لبخندم ماسید‬ ‫مرسی عزیزم خیلی تشنم بود‬‫نوش جون‪ .‬یه خورده نزدیکش شدمو گفتم‬‫حاال دیگه اگه تا صبحم اب بخوری‬‫تشنگیت بر طرف نمیشه‬ ‫پگاه داشت با تعجب نگامون میکرد که نسیم‬ ‫گفت چیه پگاه جون نکنه توام دلت شوهر‬ ‫میخواد؟‬ ‫هان شوهر نه نه‪!.‬‬‫با این کار پگاه همه خندیدن‬ ‫خوب دخترم درباره ی تاریخ عروسسی‬‫نظری نداری؟‬ ‫واال من دوتا خواهر بزگتر دارم و نمیتونم‬‫قبل از اونا ازدواج کنم مهر ماه عروسیه‬ ‫خواهرامه عروسیشون تو یه روزه تا اون موقع‬ ‫سرمون خیلی شلوغه باید این وسط یه فاصله‬

‫ای بیافته تا همه یه خورده استراحت کنن یه‬ ‫چیز دیگه هم که هست اینه که من همیشه‬ ‫دوست داشتم عروسیم تو زمستون باشه‪.‬‬ ‫بابام با عصبانیت بهم نگاه کرد ولی نمیشد‬ ‫که همین طوری تسلیم بشم کی میدونه شاید‬ ‫تا اون موقع یه چیزی پیش بیاد‪.‬‬ ‫فرهاد با عصبانیت و ناراحتی نگام میکرد‬ ‫بله دخترم احترام به خانواده خیلی مهمه‬‫خوشحالم که تو به خانوادت اهمیت میدی‬ ‫فرهاد خیلی خوشبخته که تو زنشی‬ ‫خیلی ممنون پدر جون‬‫فقط اگه میشه تو این هفته یه صیغه بخونیم‬‫مطمئن بودم اگه رد کنم بابام میکشدتم‬ ‫هر چی شما بگید ولی فقط یه مراسم‬‫سادهباشه‬ ‫باشه مراسمو خونه ی ما میگیریم اون جا‬‫بزرگتره‬ ‫یه خورده دیگه درباره ی مهمونی حرف زدن‬ ‫و رفتن‬ ‫بعد از رفتنشون با پگاه رفتیم تو اتاقم قرار شد‬ ‫پگاه اون شب پیشم بمونه‬ ‫غزاله بیا کارت دارم‬‫صدای بابام بود از اتاق رفتم بیرون‬ ‫چی شده؟‬‫حتی فکرشم نکن تو این چند ماه میتونی‬‫از این ازدواج فرار کنی تو از امشب عروس‬ ‫خانواده ملک نیا شدی هیچ راه فراری هم‬ ‫نداری‬ ‫کی میدونه شاید مردم هم من راحت میشم‬‫هم شما‬ ‫با من بحث نکن برو تو اتاقت‬‫اون شب حتی حوصله حرف زدن با پگاه‬

‫قسمت ‪2‬‬

‫رو هم نداشتم بالفاصله بعد از عوض کردن‬ ‫لباسامون خوابیدیم ‪.‬‬

‫غزاله پاشو پاشو‬‫ولم کن پگاه بگیر بخواب‬‫چیییییی بخوابم ساعت ‪ 12‬ظهره‬‫چی ‪ 12‬غیر ممنکنه من دیر تر از ‪ 10‬بیدار‬‫نمیشم‬ ‫ادما بعد از عروس شدن عوض میشن‬‫به ساعت نگاه کردم ‪ 9‬بود بلند شدم بالشتو‬ ‫بکوبم تو سرش که سریع فرار کرد اون‬ ‫روز ساعت سه کالس داشتم با پگاه رفتیم‬ ‫دانشگاه بعد از تموم شدن کالسم رفتیم خرید‬ ‫هیچ چیز قشنگی ندیدم و دست خالی برگشتم‬ ‫پگاهو رسوندم خونشون با کلی اسرار رفتم‬ ‫باال‪ .‬پگاه بچه تک بود همیشه مامان باباش‬ ‫میگفتن تو دختر دوم مایی‬ ‫سالم به به نگاه کی این جاست دختر دومم‬‫سالم عمو خوبید؟‬‫مرسی عزیزم بیا تو‬‫خاله نیست؟‬‫چرا هست‬‫اهههه غزاله تو باز به مامان بابای من گفتی‬‫خاله و عمو اخه من نمیفهمم خاله و عمو چه‬ ‫نسبتی با هم دارن‬ ‫پگاه ول کن دخترمو‬‫باشه دیگه برید با دختر جدیدتون خوش‬‫بگذرونید کنید منم میرم تا شما راحت باشید‬ ‫بیا تو ببینم لوس نشو‬‫سالم عروس خانوم‬‫سالم خاله‬‫اون شب حالم خیلی بهتر شد همیشه وقتی‬ ‫میرفتم خونه پگاه اینا انرژی و روحیه‬ ‫میگرفتم‪.‬‬


‫‪89‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫هم بروم باال تا با هم شام بخوريم كه از‬ ‫رستوران معـروفي گرفته‌اند‪ .‬كارد مي‌زدند‬ ‫خون‌ام در نمي‌آمد‪ .‬آنقدر عصبي شدم كه‬ ‫بدون خداحافظي راه افتادم‌‪ .‬توان رانندگي در‬ ‫جاده را نداشتم‌‪ .‬رفتم خانه و خوابيدم تا فردا‬ ‫صبح دنبال بچه‌ها بروم‌‪ .‬چند روز بعد در‬ ‫موقعيت مناسبي به همسرم گفتم چه اتفاقي‬ ‫افتاده‌‪ .‬شايد عاقالنه‌تر اين بود كه سكوت‬ ‫كنم‪ ،‬اما من نمي‌توانم هيچ حـرفي را از‬ ‫مـهرانه مخـفي نگه دارم‌‪ .‬همـسرم ناراحت‬ ‫شد‪ .‬مي‌گفت نمي‌داند چه كاري بايد انجام‬ ‫شر مسائل زندگي پري و شوهرش‬ ‫دهد تا از ّ‬ ‫دور بمانيم‌‪ .‬مي‌دانستم حق دارد‪ .‬خواهرم‬ ‫واقع ًا كام ما را تلخ كرده بود‪ .‬در ارتباط‬ ‫ناسالم و بيمار گـونـه‌ي آنهـا كـوچـكـترين‬ ‫مـسئله‌اي مي‌توانست به يك بحران تبديل‬ ‫شود‪ .‬باورتان نمي‌شود اگر بگويم يكي از‬ ‫دعواهاي پر سر و صداي آنها بر سر درست‬ ‫گرم نشدن غذا توسط پري اتفاق افتاد و‬ ‫هومن چنان زهر چشمي گرفت كه بيا و ببين‌‪.‬‬ ‫طبق معمول تا آمديم پا در مياني كنيم‌‪ ،‬آقا ما‬ ‫را پرت كرد بيرون و ريشه‌ي همه‌ي‬ ‫مشكالت‌شان را به ما نسبت داد‪ .‬دايـي و‬ ‫عـمـوي بـزرگ‌ام كـه از ايـن بـي‌احـترامي‬ ‫مصون نمانده بودند خيلي بـهشـان بـر خـورد‪.‬‬ ‫آنـهـا بـه اصـرار مي‌خواستند تا مدتي خواهرم‬ ‫را به حال خودش رها كنيم‪ ،‬شايد بحران‌ها‬ ‫بگذرد و آنها دست از كارهاي‌شان بردارند‬ ‫اما غيرت من قبول نمي‌كرد‪ .‬دل‌ام هر روز‬ ‫هزار راه مي‌رفت و تا چند بار به پري زنگ‬ ‫نمي‌زدم‌‪ ،‬خيال‌ام راحت نمي‌شد‪ .‬خيلي غصه‬ ‫مي‌خوردم‌‪ .‬قيافه‌ام به چك برگشتي شباهت‬ ‫پيدا كرده بود‪ .‬امكان نداشت كسي مرا ببيند‬ ‫و نپرسد چه مشـكلـي دارم‌‪ .‬نمـي‌گفـتـم‌‪.‬‬ ‫خـجالت مي‌كشيدم مشكل خانوادگي‌ام را به‬ ‫زبان بياورم‌‪ .‬مردم چه كار مي‌توانستند بكنند؟‬ ‫ولي يك روز آنقدر آشفته و تحت فشار بودم‬ ‫كه وقتي دوست قديمي‌ام را ديدم هـمـه چـيـز‬ ‫را مـطرح كـردم‌‪ .‬خـسـرو همـكالسي‌ام بـود‬ ‫كـه بعد از سال‌ها از خـارج برگشته بود‪ .‬او‬ ‫پري را از بچگي مي‌شـناخت‌‪ .‬خيلي وقت‌ها‬ ‫همراه‌مان او را بـه پـارك مـي‌برديم تـا بـازي‬ ‫كنـد‪ .‬رودربـايستـي نـداشـتيـم‌‪ .‬بـا دقـت بـه‬ ‫حرف‌هايم گـوش كرد و پرسيد آيا چيزي در‬ ‫مورد «سندرم استكهلم‌» شنيده‌ام يا نه‌؟ و‬ ‫سپس براي‌ام توضيح داد كه همه‌ي اتفاقاتي‬ ‫را كه تعريف مي‌كنم به عنوان تابـلوهاي‬ ‫بـاليـني ايـن سـندرم در يك برنامه‌ي مستند‬ ‫روان‌شناسي ديده‌‪ .‬خسرو مي‌گفت در اين‬ ‫جور روابط ناسالم‌‪ ،‬يك نفـر كنـترل كننده‬ ‫مي‌شود و ديگري به شكلي مورد آزار‪ ،‬محدود‬ ‫شدن يا‪ ...‬قرار مي‌گيرد اما جالب اينجاست‬ ‫كه فرد مورد ستم نمي‌خواهد و نمي‌تواند از‬ ‫رابطه خارج شود و حتي در مواردي از فرد‬ ‫آزار دهندهي‌خوددفاع‌و طرفداري هم مي‌كند‪.‬‬ ‫دوست‌ام راهنمايي‌ام كرد تا در اينترنت به‬ ‫دنبال مطلب بگردم تا اطالعات‌ام بيشتر‬ ‫شود‪ .‬آن شب وقتي در ميان انبوهي از‬ ‫صفحات پرينت شده‌‪ ،‬نشسته بودم و ورقه‬ ‫ورقه‌ي‌شان را مي‌بلعيدم‌‪ ،‬براي اولين بار بعد‬ ‫از ماه‌ها توانستم نفس راحتي بكشم همين كه‬ ‫ديدم آنچه آنقدر درگيرم كرده موضوع بغرنجي‬ ‫نيسـت و بـيش از سي سـال پيـش شناخته‬ ‫شده‌‪ ،‬خيال‌ام راحت شـد‪ .‬ايـن طور كـه‬

‫نـوشته بودند علت نامگذاري اين سندروم‌‪،‬‬ ‫واقعه‌اي است كه ‪ 37‬سال پيش در پايتخت‬ ‫سوئد رخ داده‌‪ .‬دو فرد مسلح به بانكي حمله‬ ‫كرده و چهار نفر را براي ‪ 131‬ساعت‬ ‫گروگان گرفته و به آنها ديناميت بسته بودند‪.‬‬ ‫اما وقتي پليس سرانجام توانست عمليات‬ ‫نجات را سر و سامان دهد‪ ،‬با رويداد عجـيبي‬ ‫مـواجـه شـد‪ .‬گـروگـان‌هـا بـا گروگان گيران‬ ‫احساس همدلي داشتند و از آنها حمايت‬ ‫مي‌كردند‪ ،‬حتي ترتيب فرارشان را داده‬ ‫بودند‪ .‬مدتي بعد يكي از گروگان‌هاي زن با‬ ‫يكي از مجرمان همين پرونده ازدواج كرد و‬ ‫گروگان ديگري به يك فعال اجتماعي براي‬ ‫دفع از حقوق خالفكارها تبديل شد! روان‬ ‫شناس‌ها همان زمان نام چنين وضعيتي را‬ ‫«سندروم استكهلم‌» گذاشته و روي آن بررسي‬ ‫و تحقيق كرده بودند‪ .‬جالب اينجاست كه‬ ‫بارها در متون به احساس منفي اطرافيان فرد‬ ‫مورد آزار قرار گرفته و تالش آنها براي نجات‬ ‫اشاره شده بود‪ .‬كاري كه من انجام مي‌دادم و‬ ‫هميشه هم در آن شكست مـي‌خـوردم‌‪.‬‬ ‫روانـشناس‌هـا بـه اعضاي خانواده توصيه‬ ‫كرده بودند به فرد مورد آزار اجـازه بدهـند تا‬ ‫شـخص ًا در مورد شرايط و آينده‌اش تصميم‬ ‫بگيرد و او را مجبور به جدايي نكنند‪ .‬اما در‬ ‫عين حال نشان دهند هر وقت نياز به كمك‬ ‫داشته بـاشد مـي‌تـواند روي آنها حساب كند‪.‬‬ ‫روانشناس‌ها يادآور شده بودند كه براي اين‬ ‫گونه افراد‪« ،‬ديگران‌» در مرتبه‌ي دوم قرار‬ ‫دارند‪ .‬همچنين بايد از فشار آوردن به فرد‬ ‫مورد آزار براي برقراري ارتباط بيشتر‬ ‫مـمـانعـت كـرد چـرا كـه تـمـاس‌ها يا‬ ‫ديدارهاي مكرر فقط اين حس را به وجود‬ ‫مي‌آورد كه بقيه قصد به هم زدن زندگي و‬ ‫ر��بطه‌ي فوق العادهي آنها را دارند و در هر‬ ‫فرصتي مي‌خواهند بدگويي كنند‪ .‬در اين جور‬ ‫زمان‌ها حتي ممكن است فرد آزار ديـده در‬ ‫حمـايت از شريك عاطفي خود عصباني شود‪.‬‬ ‫از طرف ديگر هر ارتباط يا مالقاتي مـي‌توانـد‬ ‫خـشم طرف مقابل را شعله‌ورتر كـند و‬ ‫بـهانه‌اي براي دعوايي ديـگر به دسـت‌اش‬ ‫بـدهد كه به نفع فرد مـورد عـالقه‌ي ما نيست‌‪.‬‬ ‫البته اطالعات فراوان ديگري هم وجود‬ ‫داشت كه به نظرم ذكرش چندان اهميت‬ ‫ل من متوجه شدم به جاي‬ ‫ندارد‪ .‬در هر حا ‌‬ ‫نگران شدن و دخالت بيش از حد‪ ،‬بايد آنها‬ ‫را به حال خودشان بگذارم‌‪ .‬اگر ادامه‌ي‬ ‫زندگي با هومن‌‪ ،‬براي خواهرم مطبوع بود‬ ‫هيچ كاري جز حمايت دورادور از او از‬ ‫دست‌ام بر نمي‌آمد و نمي‌بايست انرژي و‬ ‫زمان با ارزشي را كه مي‌بايست صرف‬ ‫خانواده‌ي خودم مي‌كردم براي آنها هدر‬ ‫مي‌دادم‌‪ .‬به لطف خدا خيلي راحت ترم‌‪.‬‬ ‫ديگر صداي دريافت پيامك‌‪ ،‬اعصاب‌ام را‬ ‫متشـنج نمي‌كند و مرا نمي‌ترساند‪ .‬من شـرايط‬ ‫را پـذيرفته‌ام‌‪ .‬و اطمينان از اينكه اتـفـاق‬ ‫بـدي بـراي خـواهر عـزيـزم رخ نـخواهد داد‬ ‫بـهـتـرين مـوقعـيتـي كـه مـي‌توانم داشته باشم‪.‬‬ ‫اميدوارم بتوانم از اين به بعد همسر‬ ‫ي خوب براي مهرانه و پدري اليق براي‬ ‫ايلياي عزيزم باشم و تمام زمان‌هايي را كه از‬ ‫دست داده‌ام جبران كنم‌‪.‬‬


‫‪88‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫خواهر استکهلمي من‬ ‫روس و داماد تازه رسيده بودند‬ ‫به سالن و عاقد داشت آماده‬ ‫مي‌شد تا خطبه‌ي عقد را جاري‬ ‫كند‪ .‬حس خيلي خوبي داشتم‬ ‫مثل همه‌ي افراد متأهل با نگاه‬ ‫كردن به سيامك كه قرار بود‬ ‫باجناق‌ام شود‪ ،‬به ياد لحظه‌هاي‬ ‫به ياد ماندني جشن عروسي‬ ‫خودمان مي‌افتادم و از ته دل‬ ‫دعا مي‌كردم تا آنها هم مثل ما‬ ‫خوشبخت شوند‪.‬‬ ‫هديه دست من بود يعني توي جيب كتم‬ ‫گذاشته بودم و مهرانه پسرمان را فرستاده بود تا‬ ‫هرچه سريع‌تر مرا به اتاق عقد ببرد‪ .‬دست‌هاي‬ ‫كوچك و نوچ ايليا كه معلوم نبود چند جور‬ ‫شيريني و ميوه را از بعد از ظهر تا آن موقع با‬ ‫هم خورده‌‪ ،‬به دست‌هايم مي‌چسبيد‪ .‬پرسيدم‌‪:‬‬ ‫«بابايي‌‪ ،‬مگه توي قسمت زنانه شيريني تر‬ ‫هم مي‌دهند؟» چشم‌هاي درشت‌اش از فكر‬ ‫خوردن شيريني‌تر برقي زد و گفت‌‪« :‬نه هنوز‬ ‫ولي من و بچه‌ها رفتيم سر فريزر و چند تا‬ ‫بستني برداشتـيم‌‪ ».‬حـتي فكـر كـردن به اينكه‬ ‫بچه‌هاي چهار پنج ساله چطور روي فـريزر‬ ‫صنـدوقي خـم شـده‌انـد‪ ،‬پشت‌ام را مي‌لرزاند‪.‬‬ ‫تصميم گرفتم تا آخر شب دست‌اش را ول‬ ‫نكنم‌‪ .‬ايليا هنوز هم تصوري از خطر نداشت‌‪.‬‬ ‫اگر تنها مي‌رفت و مي‌افتاد داخل فريزر چه‬ ‫خاكي بايد توي سرمان مي‌كرديم‪ ،‬توي اين‬ ‫همه شلوغي هم كسي متوجه غيبت او نمي‌شد‪.‬‬ ‫قطع ًا مهرانه فكر مي‌كرد پيش من است و‬ ‫من هم خيال مي‌كردم كنار مادرش مانده و‬ ‫آن وقت‌‪ ...‬زبان‌ام الل بدتر از اين ممكن‬ ‫نبود‪ .‬محكم دست‌اش را گرفتم‌‪ .‬نزديك اتاق‬ ‫عقد كه رسيديم ديدم موبايل‌ام دارد تكان‬ ‫مي‌خورد‪ .‬پيامك‌هاي بي‌وقت هميشه نگران‌ام‬ ‫مي‌كردند‪ .‬هميشه‌ي هميشه هم كه نه‌‪ ،‬بعد از‬ ‫ازدواج خواهرم حسابي حساس شده بودم‌‪.‬‬ ‫آخر هر وقت مشكل حادي بـراي‌اش پـيـش‬ ‫مـي‌آمـد اس‌‪.‬ام‌‪.‬اس مي‌فرستاد‪ .‬آن هم دور‬ ‫از چشم شوهرش از دستـشويي‌‪ .‬گـاهي كه‬ ‫اوضاع خيلي خراب بود متن خالي مي‌فرستاد‬ ‫و من مي‌فهميدم كه بايد هرچه زودتر خودم را‬ ‫به آنجا برسانم‌‪ .‬توي اين سه سال اخير بيشتر‬ ‫از پانزده بار شب و نصفه شب رفته بودم‬ ‫خانه‌ي‌شان‌‪ .‬رفتارهايي از دامادمان ديده بودم‬ ‫كه اگر مي‌شنيدم قطع ًا باور نمي‌كردم از آدم‬ ‫معقولي مثل او بر بيايد‪ .‬اما حاال مي‌دانستم‬ ‫نه هومن خيلي معقول است و نه پري‌‪ .‬هر‬ ‫كس ديگري جاي آن دو تا بود و آن بحران‌ها‬

‫را پشت سر مي‌گذاشت تا حاال حتم ًا كار‬ ‫را يك طرفه مي‌كرد؛ يا رومي روم‌‪ ،‬يا زنگي‬ ‫زنگ‌‪ .‬اما زندگي پري و هومن براي من يكي‌‪،‬‬ ‫معمايي حل نشدني بود‪.‬‬ ‫همين يك خواهر را داشتم و جان‌ام براي‌اش‬ ‫در مي‌رفت‌‪ .‬طبيعي است كه نمـي‌توانسـتم‬ ‫ناراحتي‌اش را ببينم و طاقت‌اش را نداشتم‌‪.‬‬ ‫اما از بخت بد اين دختر عزيز دردانه هميشه‬ ‫با همسرش مشكل داشت‌‪ .‬از همان روز اول‬ ‫نامزدي هم فهميديم هومن و پري خوشبخت‬ ‫نمي‌شوند‪ .‬داماد بيش از اندازه حساس بود و‬ ‫به نحوهاي مختلف پري را محدود مي‌كرد‪.‬‬ ‫اما خواهرم به جاي واقع بيني‌‪ ،‬هـمه چـيز را‬ ‫مي‌گذاشت پاي عشق و عـالقه‌‪ .‬اص ً‬ ‫ال نـمي‌ديد‬ ‫پا در چه راهي مـي‌گـذارد‪ .‬در آن گـيـر و دار‬ ‫كـه همه نصيحت‌اش مي‌كردند تصميم‬ ‫صحيحي بگيرد‪ ،‬دل‌اش خوش بود كه هر دو‬ ‫يك روز به دنيا آمده‌اند‪ .‬پري متولد چهارم مهر‬ ‫‪ 1363‬بود و همسرش متولد همين روز در‬ ‫سال ‪ .58‬خواهرم عين بچه كوچولوها ذوق‬ ‫مي‌كرد كه تولدشان را در يك روز مي‌گيرند و‬ ‫كلي اين در و آن در زد و خيلي‌ها را كه‬ ‫مي‌خواستند از شهـرستان بيـايند و بـچه‌ي‬ ‫مدرسه‌اي داشتند ناراحت كرد تا جشن‬ ‫ازدواج‌اش همين روز برگزار گردد و سالگردها‬ ‫با سالروز تولدشان يكي شود! اينكه چهارم‬ ‫مـهر روز كـاري بود‪ ،‬آن هـم در اولين روزهاي‬ ‫مدرسه كه خيابان‌ها از شلوغي قفل مي‌شوند‬ ‫براي‌اش اهميت نداشت‌‪ .‬همين شد كه وقتي‬ ‫از آتليه به سالن رسيد ساعـت از نُه و نيـم شب‬ ‫گذشته بود و مي‌خواستند شام را بكشند‪ .‬آنها‬ ‫در دوران نامزدي هم يك بار تا پاي جدايي‬ ‫پيش رفته بودند اما وقتي هومن ديد ما مصمم‬ ‫هستيم كه به دادگاه مراجعه كنيم عقب‬ ‫نشست‌‪ .‬اين بار پدر راضي نشد و هومن‬ ‫حربه‌ي ديگري رو كرد؛ گفت خودش را‬ ‫مي‌كشد‪ .‬تهديدش كارگر افتاد چون پري‬ ‫مقابل خانواده ايستاد و با وجود تمام‬ ‫مخالفت‌ها‪ ،‬با او ازدواج كرد‪ .‬سال بعد‬ ‫پدرمان از دنيا رفت و در مراسم ختم هم‬ ‫دوباره دعوا و مرافعه‌اي اساسي راه افتاد‬ ‫گفتيم اين بار ديگر همه چيز تمام است‌‪.‬‬ ‫مي‌پرسيد چي شده بود؟ آقا كه شنيده بود‬ ‫همسرش قب ً‬ ‫ال چند تا خواستگار از فاميل‬ ‫داشته به خواهرم شك كرده بود و نمي‌گذاشت‬ ‫در مراسم شركت كند‪ .‬در خـانه را مي‌بست و‬ ‫از شب تا صبح او را بدون آب و غذا تنها‬ ‫مي‌گذاشت‌‪ .‬درست مثل يك محكوم به مرگ‬ ‫در زندان‌هاي قـرون وسطـي‌! اگـر يـك دهـم‬ ‫ايـن بدرفتاري‌ها با همسر من مي‌شد‪ ،‬بي برو‬ ‫و برگرد شكايت مي‌كرد و پوست مرا مي‌كند‪.‬‬ ‫اما پري با وجود داد و بيدادهاي اولـيه‌‪،‬‬ ‫دوبـاره آشـتي كـرد و عـجز و البه‌هاي هومن‬ ‫باورش شد البته مي‌گفتند يـك بسـتـه‌ي‬ ‫مـسافـرتـي و انـگـشتري گران قيمت هم در‬ ‫تغيير عقيده‌ي او بي‌اثر نبوده‌‪ .‬تا ديدم خواهرم‬

‫نرم شده و مي‌خواهد برگردد‪ ،‬كشـيدم‌اش‬ ‫كـنار‪ ،‬گفتم‌‪« :‬حرف مرا بشنو‪ .‬باالخره ده‬ ‫سال از تو بزرگترم و سال‌ها توي جامعه‬ ‫گشته‌ام‌‪ .‬اين پسره براي تو شوهر بشو نيست‌‪.‬‬ ‫دست بردار و بيشتر از اين ما را نگران باقي‬ ‫نگذار‪ ».‬اما او مثل مسخ شده‌هايي كه‬ ‫حرف‌ها و اشك‌هاي خود را از ياد مي‌برند‪ ،‬با‬ ‫ناراحتي مرا كنار زد و به وضوح نشان داد كه‬ ‫اجازه نمي‌دهد در زندگي خصوصي‌شان‬ ‫دخالت كنم‌‪ .‬او اعتقاد داشت كه شايد هومن‬

‫بعضي وقت‌ها عصباني باشد ولي بعد ًا وقتي‬ ‫خشم‌اش فروكش مي‌كند چنان مهربان مي‌شود‬ ‫كه هيچ مردي به گرد پاي‌اش هم نمـي‌رسـد و‬ ‫هيـچ وقـت ديـگـر هـم نمي‌خواهد چنين‬ ‫پيشنهادي را بشنود‪ .‬مـات‌ام بـرد‪ .‬مـهرانه ـ‬ ‫خـانمـم ـ مي‌گفت‌‪« :‬ساده‌اي بنده‌ي خدا‪.‬‬ ‫پري نمي‌تواند از پول و رفاه دل بكند‪ ».‬البته‬ ‫كه وضع مالي دامادمان خيلي خوب بود اما‬ ‫آيا پول مجوز چنين رفتاري را صادر مي‌كرد‬ ‫و مي‌توانست تا اين حد باعث فرمانبرداري‬ ‫شود‪ .‬راست و دروغ‌‪ ،‬توي فاميل پر شده بود‬ ‫پري يك جعبه‌ي بزرگ طال و جواهر دارد كه‬ ‫شوهرش بعد از هر دعوا تكه‌اي از آن را‬ ‫خريده‌‪ .‬اما من از يك چيز اطمينان داشتم‌‪،‬‬ ‫هومن به خواهرم پول توجيبي نمي‌داد و‬ ‫همه‌ي زيورآالت هميشه در گاوصندوق دفتر‬

‫بود و اگر هـومن صـالح مي‌ديد‪ ،‬مي‌آورد‪.‬‬ ‫هيچ وقت نفهميدم پري چطور مي‌تواند به آن‬ ‫جواهرها نگاه كند و به ياد لحظه‌هاي سخت‬ ‫زندگي نيفتد‪ .‬غير از آن‌‪ ،‬طال به چه دردي‬ ‫مي‌خورد وقتي نمي‌توانست يعني اجازه‬ ‫نداشت جايي برود‪ .‬مث ً‬ ‫ال همين جشن عروسي‬ ‫به دختر دايي‌مان كه دوست صميمي دوران‬ ‫تجرد پري بود‪ ،‬تعلق داشت‌‪ .‬هومن تا دو سه‬ ‫روز پيش هم مي‌گفت موافق است بيايند حتي‬ ‫برنامه ريخته بودند كه پري با ما بيايد و‬ ‫شوهرش روز جشن خود را برساند اما سه روز‬ ‫پيش نظرشان تغيير كرد‪ .‬خواهرم نمي‌گفت‬ ‫دعوا كرده‌اند اما من مطمئن بودم كاسه‌اي زير‬ ‫نيم كاسـه هـسـت و بهانه‌اي براي جنجال پيدا‬ ‫شده‌‪ .‬به همين خاطر مضمون پيامك را‬ ‫نخوانده حدس زدم‌‪« :‬آب دست‌ات هست‬ ‫بگذار زمين و زود بيا‪ .‬به كمك‌ات احتياج‬ ‫دارم‌‪ .‬اين بار مثل دفعه هاي قبل نيست‌‪ .‬ديگر‬ ‫نمي‌توانم تحمل كنم‌‪ ».‬يك لحظه ديدم تيره‌ي‬ ‫پشت‌ام خيس عرق شده‌‪ .‬چه كار بايد مي‌كردم‬ ‫ترك مراسم خيلي بد بود‪ .‬دايي و مهرانه مرا‬ ‫نمي‌بخشيدند‪ .‬اما از طرفي هم نمي‌توانستم‬ ‫خواهر بيچاره‌ام را تنها بذارم و خودم اينجا‬ ‫خوش باشم‌‪ .‬خدا از سر تقصيرات‌ام بگذرد تا‬ ‫پايان عقد ماندم‌‪ ،‬بعد با يك دروغ از سالن‬ ‫خارج شدم‌‪ .‬گفتم يكي از همسايه‌ها زنگ‬ ‫زده كه چراغ كارگاه روشن مانده و با آن همه‬ ‫مواد قابل اشتعال هر لحظه ممكن است‬ ‫اتـفاق بـدي بيفـتد و مـن سـريع‌تر بايد‬ ‫بـرگـردم و جـريان بـرق را قـطع كنم‌‪.‬‬ ‫مي‌خواستم ايليا را هم ببرم اما آنقدر گريه‬ ‫كــرد كـه دل‌ام سـوخـت‌‪ .‬مـي‌گــفـت‬ ‫مـي‌خواهد خاله حوري‌اش را در لباس عروسي‬ ‫ببيند‪ .‬مهرانه را قسم دادم چشم از بچه بر‬ ‫ندارد و راه افتادم‌‪ .‬هوا داشت تاريك مي‌شد و‬ ‫جاده‌ي اصفهان ـ تهران پر از ماشين‌هاي‬ ‫سنگين بود كه با سرعت زياد از كنار ماشين‌ام‬ ‫مي‌گذشتند‪ .‬از سه راه سلفچگان كه گـذشـتـم‬ ‫خسـتـگـي رمـق‌ام را بـريد‪ .‬لحظه‌هايي‬ ‫چشم‌هايم مي‌افتاد روي هم و بعد با ترس‬ ‫مي‌پريدم از خواب‌‪ .‬چند دقيقه‌اي كنار جاده‬ ‫نگه داشتم و چرتي زدم و دوباره راه افتادم‌‪.‬‬ ‫نزديك ساعت يازده بود كه به تهران رسيدم‌‪.‬‬ ‫مستقيم رفتم منزل خواهرم‌‪ .‬خيلي خسته و‬ ‫عصباني بودم‌‪ .‬زنگ را زدم‌‪ .‬انتظار داشتم‬ ‫مثل هميشه هومن بيايد و هاي و هوي كند كه‬ ‫بروم و مزاحم نشوم اما در عوض صداي شاد‬ ‫پري را شنيدم كه مي‌گفت‌‪« :‬دادش بيا تو‪».‬‬ ‫انگار نه انگار مرا نصف عمر كرده و از‬ ‫اصفهان كشيده آنجا! نمي‌خواستم با دامادمان‬ ‫چشم در چشم بشوم‌‪ .‬باور هم نمي‌كردم به اين‬ ‫سادگي آشتي كرده باشند‪ .‬جواب دادم‌‪« :‬زود‬ ‫حاضر شو بيا پايين‌‪ .‬توي ماشين منتظرم‌‪».‬‬ ‫انتظار هر چيزي را داشتم غير از اينكه بشنوم‬ ‫همه چيز حل شده‪ ،‬فقط او نتوانسته به من‬ ‫خبر بدهد چون موبايل خط نمي‌داده‌‪ .‬حاال‬


‫‪87‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫نقد فیلم ‪ -‬فرح شکوهی‬ ‫درکوران فیلم های تاریخی و مذهبی و اکشن‪،‬‬ ‫نمایش یک فیلم کمدی درام با حضور چهره‬ ‫های توانای اینگونه آثار کامرون دیاز و لسلی‬ ‫مان‪ ،‬مسلما سینماها نفس تازه ای می کشند‬ ‫و تماشاگران بویژه خانم ها به سوی این سالن‬ ‫ها هجوم می آورند‪.‬‬ ‫فیلم ‪ The Other Woman‬یک فیلم شسته‬ ‫و رفته کمدی درام است‪ ،‬همه ویژگی های‬ ‫این گونه فیلم ها را دارد‪ .‬خصوصا وقتی قصه‬ ‫فیلم بر پایه انتقام زنها از مردان هوسباز بنا‬ ‫شده باشد و یک همبستگی میان زنان بقولی‬ ‫دل شکسته بوجود آید‪ .‬فیلم با رابطه عاشقانه‬ ‫و شبانه روزی کارلی (کامرون دیاز) و مارک‬ ‫(نیکالس کاستر والدو) آغاز میشود کارکی‬ ‫یک وکیل با تجربه و بسیار شیکپوش و‬ ‫مدرن است که بعد از یک دوره زندگی آزاد‬ ‫و بی بند و بار در پی یک مرد ثابت قدم و‬ ‫عاشق می گردد که همه را در وجود مارک‬ ‫یک بیزینس من موفق و ثروتمند می یابد‪.‬‬ ‫جالب اینکه از همان لحظات اول فیلم‪،‬‬ ‫مارک نشان میدهد‪ ،‬که دو چهره متفاوت‬ ‫دارد‪ ،‬مرد وفادار و صادقی نیست و خیلی‬ ‫زود هم دستش رو میشود‪ ،‬چون یکشب که‬ ‫به بهانه سر زدن به لوله کشی خانه اش میرود‪،‬‬ ‫کارلی با دسترسی به آدرس خانه اش با یک‬ ‫لوله بازکن و لباس سکسی بصورت سورپرایز‬ ‫بدیدار مارک میرود‪ ،‬ولی خود با دیدن‬ ‫«کیت» همسر مارک «لسلی مان» سورپرایز‬ ‫میشود‪ .‬فیلم از این لحظه وارد مرحله جدیدی‬ ‫می شود‪ ،‬چون وقتی فردا کیت با سگ غول‬ ‫آسای خود وارد دفتر کارلی میشود و در‬ ‫قالب یک زن شکست خورده و دستپاچه‪،‬‬ ‫همه دفتر کارلی را متوجه می سازد‪ .‬کارلی‬ ‫می کوشد او را از آن محیط دورکند‪ ،‬که‬ ‫منجر به دیدارهای بعدی و برخورد های تند‬ ‫می شود و بعد هر دو کنار هم مشروب می‬ ‫نوشند و لباس هایشان را مبادله می کنند! بعد‬ ‫هم بصورت دو جاسوس در پی گرفتن مچ‬ ‫مارک بر می آیند و این صحنه ها‪ ،‬کمدی و‬ ‫گاه بسیار دیدنی است و به فیلم های کمدی‬ ‫کالسیک شبیه می شود‪.‬‬ ‫هرچه کیت از پای افتاده و نگران و ضعیف‬ ‫است‪ ،‬کارلی محکم و استوار و تصمیم‬ ‫گیرنده است‪ .‬آنها حاال دو دوست صمیمی‬ ‫درجهت انتقام از مردی پیش میروند که‬

‫هر دو را به بازی گرفته است‪ .‬و خیلی زود‬ ‫مارک را با زنان و دختران دیگر هم پیدا‬ ‫می کنند و اینکه مارک در پشت پرده نیز به‬ ‫کالهبرداری مشغول است و این واقعیت را‬ ‫«کارلی» بدلیل سابقه وکالت خود کشف می‬ ‫کند وچشم وگوش کیت را روشن می نماید‪.‬‬ ‫قصه فیلم را ملیسا کی استاک با ظرافت‬ ‫زنانه خود نوشته است و مسلما با کارگردان‬ ‫فیلم نیک کاساوتس هماهنگ ساخته و از‬ ‫نیک قبال فیلم موفق عاشقانه ‪Note Book‬‬ ‫را دیده ایم و توانایی های او را در کشف‬ ‫دنیای زنان و احساسات ویژه شان‪.‬‬ ‫یادمان نرود که فیلم نشانه هایی از فیلم‬ ‫‪ First Wives Club‬ساخته ‪ 1996‬دارد‪،‬‬ ‫با این تفاوت که با زمانه امروز آمیخته است‬ ‫و حداقل یک زن پر قدرت چون کارلی‬ ‫(کامرون دیاز) را در فیلم جای داده است‪،‬‬ ‫کامرون در این فیلم نقش رهبر گروه زنان‬ ‫و یک زن با تجربه و بقولی بزرگتر را دارد‪،‬‬ ‫که توانایی و تجربه زنانه خود را با تجربه‬ ‫وکالت خود آمیخته است وقدم هایی که برای‬ ‫انتقام بر می دارد‪ ،‬دور از خشونت واعمال‬ ‫غیرقانونی است‪ ،‬اعمال وبرخوردها و برنامه‬ ‫هایی که بیشتر سبب رسوایی و آبروریزی‬ ‫وآشفته کردن شیرازه زندگی مارک و برمال‬ ‫کردن چهره پشت پرده او می شود‪.‬‬ ‫بازی کامرون از آغاز دلنشین است درحالیکه‬ ‫لسلی مان نیز چون همیشه نرم و طبیعی بازی‬ ‫می کند‪ ،‬ولی مسلما ستاره جوانی چون «کیت‬ ‫آپتون» در نقش «امبر» در برابر ایندو خیلی‬ ‫کم می آورد و بمرور به یک شخصیت حاشیه‬ ‫ای مبدل می گردد و گاه اصال بچشم نمی‬ ‫آید‪.‬‬ ‫«نیکالی کاسترووالدو» که او را در سریال‬ ‫‪ Game of Thrones‬دیده ایم بازی نسبتا‬ ‫خوبی بعنوان یک معتاد به سکس و زن‬ ‫دارد‪ ،‬ولی در نهایت در برابر دو ستاره اول‬ ‫فیلم‪ ،‬در خیلی از صحنه ها کمرنگ میشود‪.‬‬ ‫در عوض دان جانسون بازیگر قدیمی در‬ ‫نقش پدر کامرون‪ ،‬بعد از سالها خوب رخ‬ ‫می کند‪ ،‬و راه را برای نقش های شایسته سن‬ ‫و سال اش‪ ،‬بقولی پدر و پدر بزرگ هموار‬ ‫می کند‪.‬‬ ‫فیلم در قالب یک اثر هنری‪ ،‬امتیازی ندارد‪.‬‬ ‫ولی بعنوان یک کمدی درام دیدنی و پرنکته‬ ‫است‪ .‬خصوصا از دیدگاه خانم ها یک فیلم‬ ‫تاثیرگذار است‪.‬‬


‫‪86‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫تقویت کننده‬ ‫واقعی کمر مردان‬ ‫جینسینگ فرمول‬ ‫‪40-H‬‬

‫تقویت کننده ریشه ای مشکالت‬ ‫جنسی‬

‫تقویت جنسی به منظور رفع و درمان انزال‬ ‫زودرس ( زودانزالی ‪ ،‬زودارزایی ‪ ،‬زودارضایی‬ ‫و ‪ )..‬و نیز تقویت قوه باه از لحاظ میل‬ ‫جنسی و درمان و حل مشکل بی میلی جنسی‬ ‫و سرد مزاجی و در نهایت جهت ناتوانی های‬ ‫مختلف فیزیکی و فیزیولوژیکی و تقویت‬ ‫بارورکنندگی و کیفیت منی از نظر تعداد اسپرم‬ ‫و مقدار مایع منی و فعالیت اسپرماتوزوئید‬ ‫ها و ‪ ...‬از طریق داروهای متداول شیمیایی‬ ‫امکان ناپذیر و در اغلب موارد آسیب رسان‬ ‫است ‪ .‬گرایش به مصرف داروهای گیاهی که‬ ‫از گیاهان دارویی تهیه و فرآوری می شوند‬ ‫در جای جای جهان شدت گرفته است و این‬ ‫نتیجه درک قدرت داروهای گیاهی و لمس‬ ‫آثار زیان بار و غیر مفید بودن داروهای‬ ‫شیمیایی است ‪ .‬ترکیبات گیاهی عموما از‬ ‫اندام های مختلف گیاهی تهیه و ترکیب می‬ ‫شوند و به همین دلیل آنها داروهای جنسی‬ ‫بدون عوارض جانبی هستند ‪ .‬اثربخشی در‬ ‫این داروی جنسی گیاهی تضمینی و صد‬ ‫درصد است زیرا بعد از مصرف مقادیر قابل‬ ‫توجه و کافی از گیاهان دارویی باید حتما‬ ‫منتظر دریافت آثار و تاثیرات مثبت و درمان‬ ‫کننده و اساسی بود ‪ .‬فرمول ‪ 40-h‬یک‬ ‫مکمل گیاهی تشکیل یافته از اجزاء مختلف‬ ‫و موثر چهل نوع گیاه دارویی ویژه و متفاوت‬ ‫است که گیاه معجزه کننده جینسینگ تنها‬ ‫یکی از گیاهان تشکیل دهنده آن است و بجز‬ ‫آن از سی و نه گیاه دیگر مخصوص تقویت‬ ‫جنسی و تقویت عمومی بدن بهره گیری شده‬ ‫است ‪ .‬استفاده از ‪ 40-h‬بدون شک موجب‬ ‫تقویت بنیادی و ریشه قوای جنسی میگردد و‬ ‫لذت جنسی و احساسات را به اوج می رساند‬ ‫‪ 40-h .‬مقدار مایع منی و تعداد اسپرم را‬ ‫افزایش داده و کیفیت و سفتی نعوظ را باال‬ ‫میبرد و نیز انزال زودرس را به کنترل در آورده‬ ‫و فرد را قادر می سازد با افزایش مدت زمان‬ ‫رسیدن به انزال لذت بیشتری را تجربه کند ‪.‬‬ ‫با افزایش توان جنسی و باالبردن انرژی در‬ ‫قوه باء می توان ترمز زمان راکشید و با تسلط‬ ‫بر زمان مقاربت آنچنان که انتظار می رود‬ ‫لذت در نزدیکی کردن را تجربه نمود ‪.‬‬ ‫لمس مدت زمان معمول و طبیعی انزال و‬ ‫کیفیت قابل قبول بدون تقویت تخصصی‬ ‫قوه باه امکانپذیر نیست ‪ .‬زندگی جنسی‬ ‫وابستگی کاملی به انرژی حیاتی فرد دارد‬ ‫‪ .‬انرژی حیاتی نیز به وجود برخی عناصر و‬ ‫مواد خاص بستگی دارد که از طریق تغذیه‬ ‫معمولی و بدون استفاده از گیاهان دارویی‬

‫مقدور نیست ‪ .‬با افزایش طول عمرجنسی فرد‬ ‫مقدار این مواد انرژی بخش حیاتی در بنیه‬ ‫کاهش می یابد و ‪ 40-h‬از معدود ترکیباتی‬ ‫است که این توانایی را دارد تا ذخایر یاد‬ ‫شده را بازآوری و جاگذاری نماید ‪40-h .‬‬ ‫بصورت کامال سنتی و بر اساس فرموالسیون‬ ‫های قدیمی و کهن تهیه می گردد ‪.‬‬ ‫ترکیب گیاهان تشکیل دهنده به نسبت های‬ ‫دقیق وحساب شده فنی و بسیار نظام مند‬ ‫است ‪ .‬پودر ‪ 40-h‬یکی از معجزه های طب‬ ‫گیاهی برای رفع و حل و درمان مشکالت‬ ‫جنسی از قبیل انزال زودرس و بی میلی و‬ ‫ناتوانی جنسی و کم بودن رمق برای مقاربت‬ ‫و ‪ ..‬است ‪ .‬چهل گیاه آنرا تشکیل داده و یک‬ ‫معجون تاریخی است که در سالیان متمادی‬ ‫آزمایش خود را پس داده است ‪ .‬قرار گیری‬ ‫اندامهای گوناگون و مختلف و موثر‪ 40‬گیاه‬ ‫دارویی یک سیستم بی نظیر از مکمل های‬ ‫هم نیاز را پدید می آورند که بالفاصله بعد‬ ‫از مصرف جذب بدن شده و بسرعت ضعف‬ ‫ها و کمبودها را شناسایی و رفع میکنند‪ .‬بنیه‬ ‫عمومی و جنسی بسرعت ترمیم شده و ضمن‬ ‫اینکه تاثیرات سوء ناشی از زیاده روی های‬ ‫جنسی گذشته را جبران و ضعف های پنهان‬ ‫را برطرف میکند قوای جنسی را پرقدرت تر‬ ‫و قوی تر از گذشته بازسازی مینماید ‪ .‬این‬ ‫مکمل برای مصرف با عسل طبیعی ترکیب‬ ‫میشود و مزه و طعم بسیار خوش آیند و ذائقه‬ ‫پسندی دارد‪ .‬این مکمل با نام مکمل‪40-h‬‬ ‫شناخته میشود ‪.‬‬

‫بارز ترین اثرات ‪ 40-H‬بر قوای جنسی ‪:‬‬ ‫‪ – 1‬باالبردن تمایل جنسی برای مقاربت و‬ ‫انگیزش ‪.‬‬ ‫‪ – 2‬تقویت اریکت شدن و باالبردن کیفیت‬ ‫و سختی آلت در هنگام نعوظ و حفظ سفتی‬ ‫آلت تا پایان ارت‬ ‫باط ‪.‬‬ ‫‪ – 3‬باالبردن مدت زمان نزدیکی و جلوگیری‬ ‫و رفع انزال زودرس ‪.‬‬ ‫‪ – 4‬افزایش مقدار مایع منی و تقویت و‬ ‫باالبردن میزان اسپرم سازی و توان بارورسازی‬ ‫در مردان ‪.‬‬ ‫‪ – 5‬سرد مزاجی جنسی در بانوان را به نشاط‬ ‫جنسی بدل میکند ‪.‬‬ ‫‪ – 6‬تغییر اساسی برهیجان و لذت جنسی‬ ‫بشکل بسیار مشهود ‪.‬‬ ‫‪ – 7‬تقویت اعصاب تناسلی که عاملی برای‬ ‫جلوگیری از انزال زودهنگام است ‪.‬‬ ‫‪ – 8‬ترمیم کلیه آسیب های ناشی از هرگونه‬ ‫زیاده روی جنسی و مقاربتی ‪.‬‬ ‫‪ – 9‬جلوگیری از کهولت جنسی و توقف روند‬ ‫در صورت آغاز‪ (.‬نشانه ها کهولت جنسی )‬ ‫‪ – 10‬درصورت استفاده با محصوالت‬ ‫افزایش دهنده پمپاژ خون به آلت مانند‬ ‫روغن بیگر و یا النگر و محصوالتی از این‬ ‫دست به دلیل غنی کردن خون از مواد مغذی‬ ‫باعث بزرگ شدن سایز و اندازه آلت تناسلی‬ ‫بصورت ماندگار و همیشگی در کمترین زمان‬ ‫ممکن میشود ‪.‬‬ ‫‪ – 11‬افزایش لذت جنسی بشکل قابل‬ ‫مالحظه با تاثیر گذاری بر توان جنسی‬

‫و افزایش شدت و مدت اوج ل ‪ ،‬ذ ‪ ،‬ت‬ ‫جنسی ‪.‬مکمل پودرجینسینگ یک تقویت‬ ‫کننده با خصوصیات کامل است ‪ .‬استفاده‬ ‫از جین سینگ در طب سنتی چینی به حدود‬ ‫‪4000‬سال قبل بازمیگردد ( جین سینگ از‬ ‫اساسی ترین ترکیبات مکمل یاد شده است‬ ‫)‪ .‬استمرار مصرف از جین سنگ در طی‬ ‫هزاران سال نشانه ای است بر صحت خواص‬ ‫معجزه آسای این گیاه در تقویت بنیه ای بدن‬ ‫از تمامی جهات ‪ .‬آزمایشگاه های معتبر اروپا‬ ‫به تحقیق و بازشناسی خصوصیات جینسینگ‬ ‫پرداختند و ادعاهای طب چینی به اثبات‬ ‫رسید ‪ ،‬استفاده از مکمل جینسینگ در میان‬ ‫ثروتمندان اروپا به یک فرهنگ و تبدیل‬ ‫شد و وارد مدل و استیل زندگی شده است‬ ‫‪ .‬جینسین یک گیاه کامال انحصاری و گران‬ ‫قیمت است ‪ .‬بسیاری آن را با اعتقاد کامل‬ ‫اکسیر جوانی میدانند و خاصیت ضد پیری‬ ‫و جلوگیری از کهولت و مرگ سلول های‬ ‫اندام های مختلف توسط آن بدیهی است‬ ‫‪ .‬این مکمل غنی از عنصری بنام آداپتوژن‬ ‫است ‪ .‬آداپتوژن اصلی ترین ماده هماهنگ‬ ‫کننده و تعادل بخش بین سیستم های بدن‬ ‫است ‪ .‬آداپتوژن متابولیسم و سوخت و ساز ‪،‬‬ ‫فشار خون ‪ ،‬ضربان قلب ‪ ،‬ریتم ضربان قلب‬ ‫‪ ،‬تنفس ‪ ،‬کارکرد روده ها – کبد – کلیه و ریه‬ ‫ها و سیستم اعصاب در حالت نرمال حفظ‬ ‫میکند و در صورت هرگونه ناهماهنگی حتی‬ ‫بصورت پیشرفته به حالت عادی و هماهنگ‬ ‫بازمی گرداند ‪.‬‬ ‫مکمل پودر جینسینگ ‪ 40-H‬مملو از‬ ‫آمینواسیدهای ضروری و ویتامین ها است‬ ‫‪ .‬این مکمل آنزیم ها و ماده موثره دیگری‬ ‫از قبیل آداپتوژن ‪ ،‬پانکسین ‪ ،‬پاناکولین یا‬ ‫یا پانکس ‪ ،‬جینسینوئید ‪ ،‬پلی ساكارید ‪،‬‬ ‫گلوکوزیدهای استروئیدی به نام پاناکیلون ‪،‬‬ ‫یک ساپونین به نام پاناکسوزید یا پاناکسین‬ ‫را در خود انباشته دارد ‪ .‬بی شک نمی‬ ‫توان آثار دیگر مکمل پودرجینسینگ را‬ ‫نادیده گرفت‪ ،‬یک اسانس روغنی فرار به‬ ‫نام پاناسین و یک هورمون و ویتامین ‪ B‬و‬ ‫ویتامین ‪ ، D‬ترکیبات استیلنی ‪ ،‬استرول ها و‬ ‫سرانجام یک گلوکوزید به نام جینسینگ می‬ ‫باشد‪ .‬این دارو تونیک ‪ ،‬محرک ‪ ،‬بازسازی‬ ‫کننده و مقوی است‪ .‬مرکز سیستم اعصاب و‬ ‫تنفس را تحریک می کند و این اثر مربوط‬ ‫به وجود دو گلوکوزید به نام های پانوکسید آ‬ ‫و پانوکسید ب آن است‪ .‬از ریشه گیاه ‪1-2‬‬ ‫درصد کولین برحسب وزن و بتاسیتوسترول‬ ‫به دست می آید‪ .‬از این مواد اختصاصا برای‬ ‫تهیۀ داروهای جوانی استفاده می شود‪.‬‬ ‫طریقه مصرف مکمل ‪ : 40-H‬به سه صورت‬ ‫می توان این مکمل را استفاده نمود‪.‬‬ ‫‪ -1‬یک چهام قاشق چای خوری از پودر را‬ ‫دو بار در روز در آبمیوه حل نموده و ‪..‬‬ ‫‪ -2‬می توان مقدار نصف قاشق چای خوری‬ ‫را در دو نوبت غذایی بعنوان ادویه بر روی‬ ‫غذا استفاده نمود ‪.‬‬ ‫‪ - 3‬آنرا در یک کیلو عسل حل نموده و‬ ‫روزانه سه قاشق غیر سر پر از آنرا نوش جان‬ ‫کنید ‪ .‬انتخاب هریک از این روشها با سلیقه‬ ‫و زائقه مصرف کننده انجام میگیرد و در‬ ‫نتیجه درمانی آن هیچ تفاوت اثری نمی‬ ‫کند‪.‬‬


‫‪85‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫رنگ پيراهن تيم ملي در جام‬ ‫جهاني مشخص شد‬ ‫رنگ پيراهن تيم ملي در جام جهاني ‪2014‬‬ ‫برزيل مشخص شد‪.‬‬ ‫در حالي رقابت‌هاي جام جهاني ‪2014‬‬ ‫برزيل ‪ 38‬روز ماه ديگر آغاز مي‌شود که‬ ‫موضوع پيراهن تيم‌‌هاي شرکت کننده‪،‬‬ ‫برندها و رنگ لباس آنها در اين رقابت‌ها‬ ‫همچنان از مباحث داغ رسانه‌هاي معتبر‬ ‫خارجي و داخلي به شمار مي‌رود‪.‬‬ ‫به گزارش فارس‪ ،‬بر همين اساس فيفا رنگ‬ ‫پيراهن‌هاي تيم ملي ايران در اين رقابت‌ها‬ ‫را مقابل ‪ 3‬حريفش به شرح زير اعالم کرد‪:‬‬ ‫(پيش از اين آل‌اشپورت برند حامي پيراهن‬ ‫تيم ملي اعالم کرده بود‪ ،‬تيم ملي ايران در‬ ‫جام جهاني در دو ديدار با پيراهن سفيد و‬ ‫در يک ديدار هم با پيراهن قرمز به ميدان‬ ‫خواهد رفت‪).‬‬ ‫ايران ‪ -‬نيجريه‪( :‬ديدار شماره ‪)12‬‬

‫ايران‪ :‬سفيد‬ ‫بوسني‪ :‬آبي‬ ‫رنگ پيراهن داور‪ :‬قرمز‬

‫مذاکرات نهايي مظلومي با نفت‬ ‫مسجد سليمان‬ ‫سرمربي پيشين مس کرمان اعالم کرد به‬ ‫زودي مذاکرات نهايي را با باشگاه نفت‬ ‫مسجد سليمان خواهد داشت تا در صورت‬ ‫توافق هدايت اين تيم را در چهاردهمين‬ ‫دوره ليگ برتر برعهده گيرد‪.‬‬ ‫پرويز مظلومي در مورد اينکه در فهرست‬ ‫گزينه‌هاي باشگاه نفت مسجد سليمان‬ ‫قرار گرفته است‪ ،‬گفت‪ :‬من صحبت‌هاي‬ ‫مقدماتي را با مسئوالن نفت مسجدسليمان‬ ‫انجام دادم‪ .‬البته در مورد مسائل مالي هيچ‬ ‫بحثي صورت نگرفت و در مورد اهداف‬

‫تيم و برخي مسائل ديگر مذاکراتي انجام‬ ‫شد‪ .‬نفت يک تيم پرطرفدار است و حمايت‬ ‫ايل بختياري را پشت سرش دارد‪ .‬اميدوارم‬ ‫شرايط مهيا باشد تا بتوانيم با يکديگر‬ ‫همکاري کنيم‪.‬‬

‫هوادارنش شده است و همين هوادارن و‬ ‫مردم هستند که نام اين تيم را سربلند و‬ ‫جذاب کرده اند‪ .‬من اميدوارم پرسپوليس به‬ ‫روزهاي خيلي خوبش برگردد و در آرامش‬ ‫اين هواداران بي شمارش را شاد کند‪.‬‬

‫به نقل از تسنيم‪ ،‬وي ادامه داد‪ :‬باشگاه‬ ‫نفت مسجد سليمان براي حضور در ليگ‬ ‫برتر مشکلي ندارد ولي بايد از لحاظ‬ ‫امکانات و برخي مسائل ديگر تقويت شود‪.‬‬ ‫ما صحبت‌هايي را براي همکاري انجام‬ ‫داده‌ايم و به زودي مذاکرات نهايي را انجام‬ ‫خواهيم داد‪ .‬البته هنوز توافق قطعي حاصل‬ ‫نشده است ولي اميدوارم که در نهايت با‬ ‫يکديگر به توافق برسيم‪ .‬با اين حال فعالً‬ ‫اتفاق خاصي رخ نداده است‪.‬‬

‫کاپيتان و سرمربي سابق پرسپوليس در مورد‬ ‫شرايط تيم محبوبش مي گويد‪ :‬ما در سال‬ ‫جام جهاني هستيم و اين فرصت خوبي‬ ‫است تا براي پرسپوليس شرايط خوبي‬ ‫مهيا شود اميدوارم در ادامه هم مسئولين‬ ‫از پرسپوليس حمايت کنند چون مردم و‬ ‫طرفداران اين تيم بزرگ حق دارند که تيم‬ ‫محبوبشان در شرايط آرماني ببينند‪.‬‬

‫مظلومي در پاسخ به اين سؤال که «اگر‬ ‫با نفت مسجدسليمان به توافق برسيد‪،‬‬ ‫هدف‌تان در فصل جديد ليگ برتر چه‬ ‫خواهد بود؟»‪ ،‬افزود‪ :‬اين براي اولين بار‬ ‫است که نفت قرار است در رقابت‌هاي ليگ‬ ‫برتر شرکت کند‪ .‬قطع ًا هدف اول اين است‬ ‫که براي اولين سال نفت در ليگ برتر بماند‬ ‫ولي مطمئن ًا دنبال جايگاه بهتري خواهيم‬ ‫بود‪ .‬اين تيم از حمايت هواداران و ايل‬ ‫بختياري بهره مي‌‌برد و اين مي‌‌تواند يک‬ ‫امتياز مثبت باشد‪.‬‬

‫درخشان در پايان در مورد بازگشتش به‬ ‫ليگ برتر مي گويد‪ :‬براي بازگشت به ليگ‬ ‫برتر انگيزه زيادي دارم و در اين يک سالي‬ ‫هم که از ليگ برتر دور بودم به مطالعاتم‬ ‫افزودم و تجارب خوبي کسب کردم‪.‬‬ ‫واقعيتش در اين چند روزه از چند تيم با‬ ‫من تماس گرفته شده اما فقط بحث يکي‬ ‫از انها جدي بود که فع ً‬ ‫ال صالح نيست‬ ‫اسمي از اين تيم بياورم‪ .‬من در نيم فصل‬ ‫دوم سال قبل هم مي توانستم به ليگ برتر‬

‫مظلومي در بخش ديگري از اين گفت‌وگو‬ ‫با اشاره به وضعيت مبهم مديريت استقالل‬ ‫گفت‪ :‬معتقدم فتح‌الله‌زاده زحمات زيادي‬ ‫کشيده و از اين موضوع نمي‌‌توان به سادگي‬ ‫گذشت‪ .‬البته بدهي‌هاي استقالل کار‬ ‫فتح‌الله‌زاده را سخت کرده و مشکالتي را به‬ ‫وجود آورده است‪ .‬با اين حال من به عنوان‬ ‫يک استقاللي منتظرم که هيئت مديره و‬ ‫مديرعامل باشگاه مشخص شوند و هر کس‬ ‫که قرار است فعاليت کند از حاال برايش‬ ‫آرزوي موفقيت دارم‪ .‬اميدوارم استقالل‬ ‫روزهاي خوبي را تجربه کند‪.‬‬

‫ايران‪ ‌:‬سفيد‬ ‫نيجريه‪ :‬سبز‬ ‫رنگ پيراهن داور‪ :‬زرد‬

‫درخشان‪ :‬پرسپوليس با‬ ‫هوادارانش پرسپوليس شد‬

‫ايران ‪ -‬آرژانتين (ديدار شماره ‪)27‬‬

‫پرسپوليس اين روزها با آمدن مدير عامل‬ ‫جديدش رحيمي شرايط متفاوتي را تجربه‬ ‫مي کند‪.‬‬

‫آرژانتين‪ :‬سفيد و آبي‬

‫حميد درخشان پيشکسوت پرسپوليس که‬ ‫به موفقيت‌هاي بزرگي با پرسپوليس چه‬ ‫به عنوان مربي و چه بازيکن رسيده است‬ ‫مي‌گويد‪ :‬پرسپوليس براي من هميشه فقط‬ ‫يک تيم نبوده و چيزي فراتر از اين بوده‬ ‫است‪ .‬پرسپوليس اگر پرسپوليس شد با‬

‫ايران‪ :‬قرمز‬

‫رنگ پيراهن داور‪ :‬سبز‬ ‫ايران ‪ -‬بوسني (ديدار شماره ‪)44‬‬

‫برگردم و ‪2‬پيشنهاد هم داشتم که يکي از آنها‬ ‫از نظر مالي خيلي هم خوب بود اما شرايط‬ ‫فني آن دو تيم شرايطي نبود که با آن بتوانم‬ ‫کنار بيايم و االن هم خب قطع ًا سعي مي‬ ‫کنم يک انتخاب خوب داشته باشم چرا که‬ ‫مي خواهم به موفقيت هايي که هدفم است‬ ‫برسم‪.‬‬


‫‪84‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫اخــــــــــبار‬ ‫ورزشــــــــــی‬


‫‪83‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫اسامي ‪ 60‬پيشکسوت استقالل در‬ ‫دست خادم‬ ‫پيشکسوت باشگاه استقالل از ارسال ليست‬ ‫اسامي پيشکسوتان اين باشگاه به وزارت‬ ‫ورزش و جوانان خبر داد‪.‬‬

‫استيلي درباره نگراني بازيکنان بابت ندادن‬ ‫پول‌هايشان نيز گفت‪ :‬بايد حساب‌هايمان باز‬ ‫شود‪ ،‬اولين دستورالعمل ما اين بود که پول‬ ‫بازيکنان را زودتر پرداخت کنيم و سپس‬ ‫مديرعامل درباره اين موضوع که مبلغش‬ ‫چقدر است پس از نشست‌ها و مطابق بودجه‬ ‫تصميم‌گيري مي‌کند‪ .‬ما بايد کاري کنيم‬ ‫بدهکار نشويم و حتي بدهي‌هاي فصل قبل‬ ‫را هم نيز پرداخت کنيم‪.‬‬ ‫وي در پايان در مورد کميته انضباطي‬ ‫باشگاه نيز گفت‪ :‬با صحبت‌هايي که مطرح‬ ‫کرديم مقرر شد رئيس کميته انضباطي‬ ‫باشگاه توسط مديرعامل باشگاه آقاي‬ ‫رحيمي انتخاب شود‪.‬‬

‫شرايط قرارداد بازيکنان حرفه‌اي‬ ‫و آماتور تفکيک شد‬ ‫رئيس کميته تدوين مقررات فدراسيون‬ ‫فوتبال گفت‪ :‬آيين‌نامه نقل و انتقاالت‬ ‫فوتبال ايران مطابق با استانداردهاي فيفا‬ ‫تکميل شد‪.‬‬

‫يکي از تغييراتي که در اين آيين نامه وجود‬ ‫دارد محدود شدن حوزه فعاليت کارگزاران به‬ ‫استناد ماده ‪ 26‬فيفاست‪.‬‬

‫در خصوص بازگشت به استقالل اظهارات‬ ‫جالبي را عنوان کرده است‪.‬‬ ‫وي در همين خصوص نوشت‪:‬‬

‫رئيس کميته حقوقي و تدوين مقرارت‬ ‫فدراسيون فوتبال گفت‪ :‬همچنين براي اولين‬ ‫بار شرايط قرارداد براي بازيکنان حرفه‌اي و‬ ‫آماتور تفکيک شده است‪.‬‬

‫«سالم دوستان‬

‫وي افزود‪ :‬در اين آيين نامه بنا به مقتضيات‬ ‫موجود پرداخت ماليات توسط طرف قرارداد‬ ‫با باشگاه الزامي است و قراردادي براي‬ ‫فصل بعد در مورد بازيکنان منعقد نمي‌شود‬ ‫مگر آن که آنان تسويه حساب مالياتي داشته‬ ‫باشند‪.‬‬

‫در مورد بازگشت به تيم محبوبم‪ ،‬همه چيز‬ ‫بستگي به شرايط داره‪.‬‬ ‫من خودم دوست دارم به استقالل برگردم‬ ‫و به شما قول ميدم تو استقالل از فوتبال‬ ‫خداحافظي کنم‪ .‬دوستون دارم»‬ ‫به گزارش فارس‪ ،‬جباري به تازگي قرارداد‬ ‫خود را با االهلي تمديد کرده است‪.‬‬

‫علي جباري ب�� تاييد اين خبر که وزارت‬ ‫ورزش از او نام پيشکسوتان باشگاه استقالل‬ ‫را خواسته است‪ ،‬گفت‪ :‬از وزارت ورزش‬ ‫با من تماس گرفتند و گفتند که ليست‬ ‫پيشکسوتان باشگاه استقالل را به آنها‬ ‫بدهم ‪.‬البته نمي‌دانم اين ليست را براي چه‬ ‫کاري مي‌خواستند‪ .‬آقاي پورحيدري هم‬ ‫کنار من بود و من از ليست باالي يکصد‬ ‫نفري پيشکسوت استقالل ليستي ‪ 60‬نفره‬ ‫که به ميزان سابقه و کار در استقالل در باال‬ ‫قرار دارند را جدا کردم و به دفتر آقاي خادم‬ ‫دادم‪.‬‬ ‫به گزارش ايسنا‪ ،‬اين صحبت علي جباري‬ ‫در حالي مطرح مي‌شود که چند روزي است‬ ‫برخي رسانه‌ها تعدادي از پيشکسوتان‬ ‫باشگاه استقالل را به عنوان گزينه‌هاي اصلي‬ ‫هيات مديره استقالل مطرح مي‌کنند و آن‬ ‫طور که جباري مي‌گويد‪ ،‬ليست پيشکسوتان‬ ‫اين باشگاه ديروز به دست اميررضا خادم‬ ‫رسيده است‪.‬‬

‫نصيرزاده تاکيد کرد‪:‬در جلسات مشترکي که‬ ‫بين هيأت رييسه سازمان ليگ‪ ،‬کارشناسان‬ ‫فوتبال و کميته تدوين مقرارت فدراسيون‬ ‫فوتبال برگزار شد اين آيين‌نامه از حيث‬ ‫محتوا و تشريح موارد يکي از کامل‌ترين‬ ‫آيين‌نامه‌هاي نقل و انتقاالت است‪.‬‬ ‫وي گفت‪ :‬جديت مهندس تاج نايب رييس‬ ‫فدراسيون فوتبال و رئيس سازمان ليگ‬ ‫که تا لحظات پاياني براي بروز رساني اين‬ ‫آيين‌نامه کنترل ويژه اي اعمال کردند ستودني‬ ‫و قابل تقدير است‪ .‬به نظر مي‌رسد با ابالغ‬ ‫اين آيين نامه اختالف بين بازيکن و باشگاه‬ ‫و کارگزاران و بازيکنان در فصل آينده به‬ ‫حداقل ممکن برسد‪.‬‬

‫به نقل از سايت سازمان ليگ‪ ،‬هوشنگ‬ ‫نصيرزاده رئيس کميته حقوقي وتدوين‬ ‫مقرارت فدراسيون فوتبال با اعالم اين‬ ‫مطلب گفت‪ :‬آيين‌نامه نقل و انتقاالت‬ ‫فوتبال ايران که در ارديبهشت سال گذشته‬ ‫به روز رساني شده بود‪ ،‬در چهار جلسه‬ ‫کارشناسي توسط هيأت رييسه سازمان ليگ‬ ‫فوتبال ايران با توجه به مسائل فوتبال کشور‬ ‫مورد بازنگري قرار گرفت‪.‬‬

‫جباري‪ :‬دوست دارم در استقالل‬ ‫خداحافظي کنم‬

‫هوشنگ نصيرزاده افزود‪ :‬اين آيين‌نامه پس‬ ‫از مراعات مواد ‪ 14‬تا ‪ 19‬فيفا که جزو‬ ‫موارد اجباري براي تمام کشورهاي جهان‬ ‫است‪ ،‬ساير موارد آن منطبق با فوتبال کشور‬ ‫تدوين شد‪.‬‬

‫هافبک سابق استقالل در صفحه شخصي‌اش‬ ‫از عالقه‌اش براي خداحاظفي از فوتبال با‬ ‫تيم استقالل خبر داد‪.‬‬ ‫مجتبي جباري‪ ،‬هافبک سابق استقالل و‬ ‫فعلي االهلي قطر در صفحه اينستاگرام خود‬ ‫ادامه در صفحه ‪>>> 85‬‬


‫‪82‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫اخــــــــــبار‬ ‫ورزشــــــــــی‬ ‫فینال جام حذفی ایتالیا ‪۱۰‬‬ ‫مجروح بر جای گذاشت‬ ‫تصویری از ورزشگاه المپیک رم در هنگام‬ ‫دیدار دو تیم‬ ‫قرار بود فینال جام حذفی باشگاه‌های ایتالیا‬ ‫دیداری تماشایی برای هواداران دو طرف‬ ‫باشد‪ .‬اما پیش از مصاف فلورانس و ناپولی‪،‬‬ ‫خشونت و تیراندازی دست‌کم ‪ ۱۰‬تن زخمی‬ ‫‌بر جای گذاشت‪ .‬نخست‌وزیر ایتالیا هم در‬ ‫ورزشگاه حضور داشت‪.‬‬ ‫تیم فوتبال فلورانس ایتالیا در مسابقه‌ای‬ ‫که خشونت بر آن سایه افکنده بود‪ ،‬فرصت‬ ‫کسب قهرمانی پس از حدود ‪ ۱۵‬سال را از‬ ‫دست داد‪ .‬این تیم آخرین بار در سال ‪۲۰۰۱‬‬ ‫جام حذفی را به خانه برده است‪ .‬شاگردان‬ ‫وینچینزو مونتال یک بر سه به ناپولی باختند‪.‬‬ ‫ناپولی از دقیقه ‪ ۷۹‬ده نفره به بازی ادامه داد‪.‬‬ ‫گوکان اینلر‪ ،‬مدافع سوئیسی (ترک‌تبار) این‬

‫تیم دو کارت زرد از داور دریافت کرد‪.‬‬ ‫اما حاشیه‌های این دیدار بیش از متن خبرساز‬ ‫شدند‪ .‬بازی در ورزشگاه مملو از تماشاگر‬ ‫المپیک رم با ‪ ۴۵‬دقیقه تأخیر آغاز شد‪ .‬دلیل‬ ‫تأخیر تیراندازی‌ای بود که در جریان آن سه‬ ‫هوادار ناپولی مجروح شدند؛ حال یکی از‬ ‫هواداران وخیم اعالم شد‪ .‬تیراندازی در یکی‬ ‫از محله‌های رم رخ داد که پیشتر در آنجا بین‬ ‫گروه‌های هوادار دو تیم درگیری پیش آمده‬ ‫بود‪.‬‬ ‫افزون بر این‪ ،‬هواداران دو تیم در برابر‬ ‫ورزشگاه از جمله با وسایل آتش‌بازی به‬ ‫جان هم افتادند‪ .‬در این درگیری‌ها دست‌کم‬ ‫‪ ۱۰‬تن زخمی ‌شدند‪ .‬هواداران ناپولی پس‬ ‫از درگیری‌ها خواستار لغو مسابقه شدند‪.‬‬ ‫مارک هامشیک‪ ،‬کاپیتان اسلواک ناپولی‪،‬‬ ‫چند دقیقه‌ای با آنها گفت‌وگو کرد تا نظرشان‬ ‫تغییر کند‪.‬‬

‫همراه با سیل هواداران ناپولی‪ ،‬چند هولیگان‬ ‫رمی هم وارد ورزشگاه شدند که در ادامه به‬ ‫سمت هواداران و نیروهای امنیتی اشیائی‬ ‫پرتاب کردند؛ موضوعی که به جراحت‬ ‫شدید یک مأمور پلیس انجامید‪ .‬هولیگان‌ها‬ ‫همچنین یک فرد دیگر را هم کتک زدند‪.‬‬ ‫ماتئو رنزی‪ ،‬نخست‌وزیر ایتالیا و چزاره‬ ‫پراندلی‪ ،‬سرمربی تیم ملی فوتبال این کشور‪،‬‬ ‫از جمله تماشاگران دیدار شامگاه شنبه (‪۳‬‬ ‫مه‪ ۱۳ /‬اردیبهشت) بودند‪.‬‬ ‫در جدول لیگ برتر ایتالیا ناپولی در پایان‬ ‫هفته ‪ ۳۶‬با ‪ ۶۹‬امتیاز در مکان سوم قرار‬ ‫دارد‪ .‬یوونتوس و رم اول و دوم هستند‪.‬‬ ‫فلورانس هم با ‪ ۶۱‬امتیاز در مکان چهارم‬ ‫است‪.‬‬ ‫این پنجمین جام حذفی بود که ناپولی به خانه‬ ‫برد و همچنین نخستین عنوان قهرمانی این‬ ‫باشگاه پس از قهرمانی در جام حذفی دو سال‬ ‫پیش‪.‬‬

‫اعالم اسامي بازيکنان تيم ملي‬ ‫براي اردوي اتريش‬ ‫اسامي ‪ 28‬بازيکن جهت حضور در اردوي‬ ‫اتريش توسط سرمربي تيم ملي اعالم شد‪.‬‬ ‫به گزارش ورزش سه و به نقل از سايت‬ ‫رسمي فدراسيون فوتبال‪ ،‬اسامي بازيکنان‬ ‫دعوت شده به اردوي تيم ملي جهت حضور‬ ‫در اردوي تيم ملي در تهران و اتريش توسط‬ ‫کارلوس کي روش اعالم شد‪.‬‬ ‫اسامي بازيکنان به شرح زير است‪:‬‬ ‫سيد جالل حسيني‪ ،‬حسين ماهيني‪،‬‬ ‫محمدرضا خلعتبري‪ ،‬مهرداد پوالدي‪،‬‬

‫رضا حقيقي (پرسپوليس تهران)‪ ،‬رحمان‬ ‫احمدي‪ ،‬مهدي شريفي‪ ،‬احسان حاج صفي‬ ‫(سپاهان اصفهان)‪ ،‬هاشم بيگ زاده‪،‬‬ ‫اميرحسين صادقي‪ ،‬آندرانيک تيموريان‪،‬‬ ‫خسرو حيدري (استقالل تهران)‪ ،‬احمدآل‬ ‫نعمه (نفت تهران)‪ ،‬قاسم حدادي فر‪،‬‬ ‫محمدرضا خانزاده (ذوب آهن اصفهان)‪،‬‬ ‫کريم انصاريفرد (تراکتورسازي تبريز)‪،‬‬ ‫پژمان منتظري (ام صالل)‪ ،‬رضا قوچان‬ ‫نژاد (چارلتون)‪ ،‬سوشا مکاني‪ ،‬بختيار‬ ‫رحماني (فوالد خوزستان)‪ ،‬جواد نکونام‬ ‫(الکويت)‪ ،‬عليرضا جهانبخش (نايخمن‬ ‫هلند)‪ ،‬اشکان دژاگه (فولهام)‪ ،‬مهرداد بيت‬ ‫آشور (ونکوور)‪ ،‬مسعود شجاعي (الس‬ ‫پالماس)‪ ،‬دانيال داوري (اينتراخت)‪،‬‬ ‫عليرضا حقيقي (اسپرتينگ پرتغال)‪ ،‬سردار‬ ‫آزمون (روبين کازان)‬

‫استيلي‪ :‬پروين بزرگ باشگاه است‬ ‫سخنگوي هيأت‌مديره باشگاه پرسپوليس‬ ‫گفت‪ :‬متأسفانه در اول راه تمام حساب‌هاي‬ ‫باشگاه پرسپوليس به خاطر برخي مطالبات‬ ‫مسدود شده است‪.‬‬ ‫حميد استيلي درباره جلسه هيأت‌ مديره‬ ‫باشگاه پرسپوليس اظهار داشت‪ :‬خوشبختانه‬ ‫نشست خوبي را برگزار کرديم‪ ،‬ابتدا در‬ ‫خصوص بدهي‌ها و مباحث مالي طرفين با‬ ‫يکديگر صحبت‌هاي الزم را انجام دادند و‬ ‫درباره مبالغي که مقرر شد براي باشگاه هزينه‬ ‫کنيم‪ ،‬بحث شد‪.‬‬

‫به نقل از فارس‪ ،‬وي افزود‪ :‬همچنين در‬ ‫جلسه در خصوص آکادمي پرسپوليس و‬ ‫تيم‌هاي پايه نيز بحث و تبادل نظر شد و به‬ ‫جمع‌بندي‌هاي خوبي رسيديم‪.‬‬ ‫استيلي در مورد اعضاي کميته فني نيز‬ ‫گفت‪ :‬با نظر باشگاه اعضاي کميته فني را‬ ‫انتخاب کرديم و از اين به بعد در خدمت‬ ‫بزرگاني مثل جعفر کاشاني‪ ،‬ذوالفقارنسب‪،‬‬ ‫امير عابديني و حسين عبدي هستيم تا اين‬ ‫اعضاء بتوانند به باشگاه کمک کنند‪.‬‬ ‫وي درباره برنامه‌هاي دايي نيز گفت‪ :‬در‬ ‫اين جلسه در مورد برنامه‌هاي دايي صحبت‬ ‫نشد و آقاي رحيمي همه چيز را به بعد ًا‬ ‫موکول کرد تا پس از صحبت‌هايش با دايي‬ ‫در جلسه بعدي هيأت‌ مديره در مورد آن‬ ‫صحبت کنيم‪.‬‬ ‫وي در خصوص مشکالت حساب‌هاي‬ ‫باشگاه پرسپوليس نيز گفت‪ :‬متأسفانه تمام‬ ‫حساب‌هاي باشگاه پرسپوليس مسدود شده‬ ‫و ذيحساب و بازرسي کل کشور به دنبال اين‬ ‫هستند تا مشکل را با کمک وزارت ورزش‬ ‫حل کنند تا کارهاي اجرايي باشگاه را انجام‬ ‫دهيم‪ .‬متأسفانه تمام حساب‌هاي ما مسدود‬ ‫است‪.‬‬ ‫وي درباره غيبت پروين در بين اعضاي‬ ‫هيأت‌مديره باشگاه نيز گفت‪ :‬پروين‬ ‫بزرگ باشگاه است‪ ،‬ايشان همه‌کاره‬ ‫پرسپوليس است‪ .‬هر وقت پروين اراده کند‬ ‫به پرسپوليس مي‌آيد‪ .‬فع ً‬ ‫ال‌ اين چهار نفر را‬ ‫انتخاب کرده‌ايم تا بعد ًا ببينيم چه اتفاقي‬ ‫خواهد افتاد‪.‬‬


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

81


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

80


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

79


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

78


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

77


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

76


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

75


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

74


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

73


‫‪72‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫کدام توده های‬ ‫سینه در زنان‬ ‫خطرناک و‬ ‫سرطانی هستند؟‬

‫درحال حاضر بر اساس آمارها‬ ‫به نظر می رسد که سرطان سینه‬ ‫کشنده ترین سرطان در میان خانم‬ ‫ها به شمار می آید‪ .‬همه ما شنیده‬ ‫ایم که سرطان از یک توده شروع‬ ‫می شود؛ این در حالی است که‬ ‫بسیاری از خانم ها در معاینات‬ ‫خانگی یا ماموگرافی های خود با‬ ‫توده هایی روبه رو می شوند که‬ ‫اکثرشان خوش خیم هستند اما‬ ‫با این حال به شدت نگران می‬ ‫شوند؛ اینکه آیا این توده ها در‬ ‫آینده تبدیل به سرطان خواهند‬ ‫شد یا خیر؟ پس اگر می خواهید‬ ‫با انواع توده های سینه از جمله‬ ‫کیست ها‪ ،‬فیبروم ها‪ ،‬توده های‬ ‫عفونی‪ ،‬نکروز چربی و ‪ ...‬آشنا‬ ‫شوید حتما این مقاله را بخوانید‪.‬‬ ‫انواع توده ها کدامند؟‬ ‫توده هایی که در پستان یافت می شوند‪ ،‬انواع‬ ‫مختلف دارند اما شایع ترین آنها که بسیاری‬ ‫از خانم ها با آن روبه رو می شوند عبارتند‬ ‫از‪ :‬فیبروآدنوم ها‪ ،‬کیست ها‪ ،‬توده های ناشی‬ ‫از التهاب و عفونت‪ ،‬بیماری فیبروکیستیک‬ ‫سینه‪ ،‬نکروز چربی و برخی توده های‬ ‫اختصاصی دیگر که به طور مختصر با عالئم‬ ‫و درمان این توده ها آشنا می شویم‪.‬‬ ‫از این درد نترسید‬ ‫تغییرات فیبروکیستیک پستان از حالت های‬ ‫شایع در بین خانم هاست که تا ‪ ۹۹‬درصد‬ ‫با درمان های غیر جراحی برطرف می شود‪.‬‬ ‫فیبروکیستیک سینه در حقیقت یک بیماری‬ ‫محسوب نمی شود بلکه بروز تغییراتی در‬ ‫سینه خانم هاست که با درد و تورم سینه ها‬ ‫قبل از عادت ماهانه و بهبود نسبی آن بعد از‬ ���اتمام عادت ماهانه همراه است‪ .‬تقریبا ‪۸۰‬‬ ‫در صد ازخانم ها در دوره ای از زندگی خود‬ ‫این حالت را تجربه می کنند اما شدت آن در‬ ‫افراد مختلف یکسان نیست‪ .‬در مواردی که‬ ‫درد خفیف است تجویز ویتامین ها و پرهیز‬ ‫از مواد محرکی چون قهوه‪ ،‬چای غلیظ‪،‬‬ ‫نسکافه و کاکائو در تسکین درد موثر است‬ ‫اما اگر درد شدید و آزار دهنده باشد داروهای‬ ‫دیگری تجویز خواهند شد‪.‬‬ ‫این کیست ها اغلب خوش خیم هستند‬ ‫کدام کیست ها را باید جراحی کرد؟‬ ‫کیست ها توده هایی با دیواره ظریف و حاوی‬

‫مایع هستند‪ ،‬درست مانند یک توپ پینگ‬ ‫پنگ که از آب پر شده باشد‪ .‬این کیست‬ ‫ها در هر جای بدن از جمله سینه می توانند‬ ‫ایجاد شوند و بسیار شایع هستند طوری که‬ ‫تعداد زیادی از خانم ها ممکن است یک یا‬ ‫چند کیست در یک یا هر دو سینه خود داشته‬ ‫باشند‪ .‬کیست ها علت خاصی ندارند اما به‬ ‫نظر می رسد که با وضعیت هورمونی فرد‬ ‫در ارتباط باشند‪ ،‬با این حال وجود کیست‬ ‫لزوما به معنای اختالل هورمونی در یک خانم‬ ‫نیست‪ .‬خوشبختانه کیست ها در اغلب موارد‬ ‫خوش خیم هستند و مشکلی برای بیمار ایجاد‬ ‫نمی کنند‪ .‬برای درمان آنها اگر با درد همراه‬ ‫باشد می توان از داروهای خوراکی استفاده‬ ‫کرد‪ .‬اگر کیست بزرگ باشد یا پزشک‬ ‫تشخیص دقیق تر را الزم بداند‪ ،‬اقدام به‬ ‫تخلیه آن با سوزن ظریف خواهد کرد که کار‬ ‫بسیار راحت و بدون دردی است و به صورت‬ ‫سرپایی انجام می شود‪.‬‬ ‫اگر کیست های کوچک‬ ‫مشکوک باشند می توان‬ ‫آنها را با هدایت سونوگرافی‬ ‫تخلیه کرد و نمونه را برای‬ ‫بررسی سلولی به آزمایشگاه‬ ‫فرستاد‪ .‬در اغلب موارد‬ ‫اقدامات فوق برای درمان‬ ‫کیست کافی است اما به‬ ‫ندرت عمل جراحی نیز‬ ‫الزم می شود؛ برای مثال‬ ‫درکیست هایی که مایع‬ ‫داخل آنها خونی باشد‬ ‫یا در کنار آنها توده ای‬ ‫دیگر نیز مشاهده شود یا‬ ‫اگر پس از چند بار تخلیه‬ ‫و به فاصله کوتاه از زمان‬ ‫تخلیه کیست عود کند یا‬ ‫اگر قسمتی از آنها سفت یا‬ ‫توپر باشد یا اگر مشکوک‬ ‫به بدخیمی باشند‪ ،‬نیاز به‬ ‫جراحی وجود دارد‪.‬‬ ‫فیبرو آدنوم ها‬ ‫این توده در زنان جوان‬ ‫شایع تر است‬ ‫فیبرو آدنوم ها شایع ترین‬ ‫تومورهای خوش خیم‬ ‫پستانی هستند که بیشتر در‬ ‫زنان ‪ ۲۰‬تا ‪ ۳۵‬ساله دیده‬ ‫می شود اما در نوجوانان‬ ‫هم ممکن است دیده‬ ‫شوند‪ .‬قبل از ‪ ۲۵‬سالگی‬ ‫فیبرو آدنوم های پستان از‬ ‫کیست ها شایع ترند و موجب اضطراب و‬ ‫هراس در این گروه از بانوان می شوند‪ .‬این‬ ‫توده ها ممکن است دوطرفه (در هر دو‬ ‫پستان) باشند و گاهی تعداد آنها به چند عدد‬ ‫در هر سینه می رسد‪ .‬معموال در صورتی که‬ ‫تشخیص فیبرو آدنوم برای پزشک مسجل‬ ‫باشد نیازی به عمل جراحی وجود ندارد اما‬ ‫اگر توده رو به رشد باشد یا اندازه آن در حدی‬ ‫بزرگ باشد که خارج کردن آن ترجیح داده‬ ‫شود‪ ،‬اقدام جراحی الزم می شود‪ .‬این عمل‬ ‫ساده و بی خطر است و از نظر زیبایی نیز‬ ‫مشکل خاصی در سینه ایجاد نمی کند زیرا‬ ‫با یک برش بسیار کوچک انجام می شود و‬

‫با بخیه ظریف و قابل جذب ترمیم می شود‪.‬‬ ‫توده های عفونی والتهابی‬ ‫شاید سینه عفونت کرده باشد!‬ ‫توده های التهابی بر اثر عواملی نظیر عفونت‬ ‫ایجاد می شوند‪ .‬التهاب ایجاد شده در بافت‬ ‫پستان سبب می شود توده یا سفت شدگی‬ ‫در سینه لمس شود‪ .‬حتی گاهی با به داخل‬ ‫کشیدن پوست یا نوک سینه عالئم سرطان را‬ ‫تقلید می کند‪.‬‬ ‫عفونت های بافت پستان اغلب در خانم های‬ ‫شیرده اتفاق می افتند اما گاهی در افراد دیگر‬ ‫نیز مشاهده می شوند‪ .‬درمان اولیه این توده ها‬ ‫استفاده از آنتی بیوتیک است و بیماران باید‬ ‫سریعا به پزشک مراجعه کنند و دارو دریافت‬ ‫کنند چراکه این التهاب ممکن است تبدیل‬ ‫به آبسه شود‪ .‬در این صورت نیاز به تخلیه‬ ‫با عمل جراحی پیدا می کند‪ .‬برخی اوقات‬ ‫عفونت های قارچی در سینه ایجاد التهاب‬

‫می کنند که در این موارد نیاز به درمان با‬ ‫داروهای خاص وجود دارد‪ .‬گاهی نیز علت‬ ‫التهاب ناشناخته است و میکروب خاصی را‬ ‫نمی توان در کشت های انجام شده یافت‪ .‬در‬ ‫این مورد نیز درمان های خاصی وجود دارد‬ ‫که به خوبی بیماری را کنترل می کنند‪.‬‬ ‫نکروز چربی‬ ‫توده ای که براثر ضربه ایجاد می شود‬ ‫اغلب در سینه های بزرگ بر اثر وارد آمدن‬ ‫ضربه‪ ،‬نسوج چربی آسیب دیده و به صورت‬ ‫توده ای بدون درد احساس می شود‪ .‬این‬ ‫ضایعه نیاز به درمان خاصی ندارد و اغلب‬ ‫خود به خود از بین می رود اما در بعضی‬

‫موارد چون با ضایعه بدخیم از نظر ظاهری‬ ‫قابل افتراق نیست‪ ،‬نیاز به نمونه برداری و‬ ‫خارج کردن دارد‪ .‬باید توجه داشت هر توده‬ ‫ای که بعد از ضربه ایجاد می شود‪ ،‬نکروز‬ ‫چربی نیست‪ .‬گاهی ضربه عاملی برای دقت‬ ‫بیشتر خانم ها به سینه و کشف توده هایی می‬ ‫شود که از قبل وجود داشته اما به دلیل اینکه‬ ‫درد نداشته از نظر پنهان مانده اند بنابراین‬ ‫توده هایی که بعد از ضربه کشف می شوند‪،‬‬ ‫باید تحت بررسی کامل قرار گیرند‪.‬‬ ‫فورا نمونه برداری کنید‬ ‫مطلبی که در مورد تمام توده های خوش خیم‬ ‫باید تأکید کرد این است که تشخیص خوش‬ ‫خیم یا بدخیم بودن توده با پزشک متخصص‬ ‫است‪ .‬اگر پزشک برای تشخیص دقیق‪،‬‬ ‫نمونه برداری یا عمل جراحی را توصیه کرد‬ ‫باید در اولین فرصت آن را انجام دهید چون‬ ‫ضرر یک نمونه برداری ساده بسیار کمتر از‬ ‫تشخیص ندادن و به تعویق انداختن درمان‬ ‫یک توده بدخیم (سرطانی) است‪ .‬به یاد‬ ‫داشته باشید که سرطان سینه قابل درمان است‬ ‫به شرطی که در تشخیص و درمان آن اهمال‬ ‫نکنیم‪.‬‬ ‫شما پرسیده اید‪:‬‬ ‫دکتر نسرین السادات علوی‪ ،‬متخصص و‬ ‫جراح بیماری های پستان‪ ،‬عضو هیات علمی‬ ‫پژوهشکده سرطان پستان جهاد دانشگاهی‬ ‫پاسخ میدهد‪:‬‬ ‫خانمی ‪ ۳۳‬ساله هستم و یک فرزند دارم‪.‬‬ ‫داخل هر دو سینه ام کیست های کوچک‬ ‫زیادی وجود دارد‪ .‬آیا با خوردن قرص‬ ‫ویتامین ‪ E‬رفع می شوند؟‬ ‫کیست های کوچک در سینه خانم ها مشکلی‬ ‫ایجاد نمی کنند و نیازی به درمان ندارند‪،‬‬ ‫فقط اگر دردناک باشند برای ازبین بردن‬ ‫درد‪ ،‬ویتامین ‪ E‬ممکن است تجویز شود‪.‬‬ ‫برای درمان کیست های سینه در صورتی که‬ ‫بزرگ و دردناک شوند می توان مایع داخل‬ ‫آنها را به صورت سرپایی با سوزن ظریف‬ ‫تخلیه کرد‪.‬‬ ‫دختری ‪ ۲۴‬ساله هستم و فیبروم سینه دارم‪.‬‬ ‫اندازه آن بیشتر از ‪ ۲‬سانتی متر است‪ .‬آیا این‬ ‫مسئله احتمال ابتال به سرطان را باال می برد؟‬ ‫لطفا درمورد روش های جدید درمان توضیح‬ ‫دهید‪.‬‬ ‫فیبرو آدنوم توده ای خوش خیم در سینه است‬ ‫که در خانم های جوان شایع است و احتمال‬ ‫سرطان را باال نمی برد مگر اینکه همراه با‬ ‫آن تغییرات و بد شکلی سلولی وجود داشته‬ ‫باشد که با نمونه برداری و بررسی پاتولوژی‬ ‫از توده می توان آن را تشخیص داد‪ .‬در‬ ‫صورتی که توده های پستان کوچک باشند و‬ ‫خصوصیات مشکوک نداشته باشند‪ ،‬می توان‬ ‫بدون عمل جراحی آنها را تحت نظر گرفت‬ ‫اما اگر توده رو به رشد باشد برای جلوگیری‬ ‫از صدمه به نسج پستان و تغییرات بدخیمی‬ ‫بهتر است با عمل جراحی خارج شود‪ .‬این‬ ‫جراحی‪ ،‬عمل بزرگی نیست و به راحتی و با‬ ‫چند ساعت بستری قابل انجام است‪ .‬روش‬ ‫های جدید درمان فیبرو آدنوم که به اشتباه‬ ‫لیزر خطاب می شوند در حقیقت با استفاده‬ ‫از امواج صورت می گیرند و این روش ها‬ ‫تایید شده نیستند‪.‬‬


‫‪71‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫را بگیرم؟ خانواده‌ای را بدبخت کنم تا کار‬ ‫خیر بکنم؟ کار خیر من این است که بنده‬ ‫خدایی را ببخشم و این کار را هم کردم‪.‬‬ ‫همسرتان راضی بود؟‬ ‫بله‪ ،‬راضی بود اگر راضی نبود که نمی‌شد‬ ‫رضایت بدهم او مادر مهران بود داغش‬ ‫از من بیشتر بود اما زودتر از اینها به من‬ ‫می‌گفت ببخش‪ .‬اگر کسی سراغ شما بیاید‬ ‫و بگوید برای فرزندش رضایت می‌خواهد‬ ‫و درخواست کمک دارد‪ ،‬همراهی‌اش‬ ‫می‌کنید؟ قطعا این کار را می‌کنم اول با‬ ‫خانواده اولیای‌دم هم‌دردی می‌کنم و بعد‬ ‫می‌گویم چه دردی کشیدم اما بخشیدم تا‬ ‫دردی به دردهایم اضافه نشود‪.‬‬ ‫بعد از اینکه رضایت دادید خانواده سعید‬ ‫برای تشکر آمدند؟‬ ‫آنها می‌خواستند بیایند اما من راضی نشدم‪.‬‬ ‫برادرش من را در خیابان دید و به پایم افتاد‬ ‫او را بلند کردم و گفتم جوان نمی‌خواهم‬ ‫اشک در چشمانت ببینم‪.‬‬

‫جنایت در آخرین برگ یک‬ ‫رابطه سیاه‬ ‫‪ :‬یک ضربه کارد کافی بود تا آخرین برگ‬ ‫زندگی زن خیانتکار ورق خورده و مرگ او را‬ ‫در آغوش بگیرد‪ .‬قربانی این حادثه زن جوانی‬ ‫است که با فاش شدن راز شیطانی‌اش‪ ،‬مرد‬ ‫جوان را برای ازدواج با خود تحت فشار قرار‬ ‫داده بود‪.‬‬ ‫بنا بر این گزارش‪،‬نیمه شب یکشنبه ‪7‬‬ ‫اردیبهشت ماه سال جاری پرستاران‬ ‫بیمارستان «ولی‌عصر» قائمشهر فریاد‌های‬ ‫مرد جوانی را شنیدند که پیکر نیمه جان یک‬ ‫زن را به آنجا برده بود‪ .‬درحالی‌که تنها چند‬ ‫دقیقه از حضور این مرد و زن مجروح در‬ ‫بیمارستان می‌گذشت به‌رغم تالش‌های انجام‬ ‫گرفته از سوی پزشکان‪ ،‬زن جوان بر اثر‬ ‫شدت خونریزی به کام مرگ فرو رفت‪.‬‬ ‫با مرگ این زن و تماس مسئوالن بیمارستان‪،‬‬ ‫اکیپی از مأموران کالنتری ‪ 11‬قائمشهر‬ ‫تحقیقات پلیسی را آغاز کردند‪ .‬مأموران در‬ ‫نخستین اقدام‪ ،‬مرد جوانی که این زن را به‬ ‫بیمارستان انتقال داده بود تحت بازجویی‬ ‫قرار دادند‪ .‬وی که نگرانی در چهره اش موج‬ ‫می‌زد ادعا کرد از دوستان خانوادگی قربانی‬ ‫حادثه است و زن جوان از سوی شوهرش‬ ‫مورد حمله قرار گرفته و مجروح شده و وی‬ ‫برای نجات زن‪ ،‬دست به این کار زده و او را‬ ‫به بیمارستان رسانده ولی متأسفانه فوت کرد‪.‬‬ ‫در حالی‌که تنها ‪ 10‬دقیقه از حضور پلیس‬ ‫در بیمارستان می‌گذشت‪ ،‬مأموران کالنتری با‬ ‫توجه به وضعیت ظاهری مرد جوان و ضد و‬ ‫نقیض گویی‌های وی‪ ،‬با احتمال این‌که او‬ ‫مسبب حادثه باشد‪ ،‬بازجویی‌های فنی از وی‬ ‫انجام دادند تا این‌که لب به اعتراف گشود‬

‫و قتل زن جوان را به گردن گرفت‪ .‬متهم‪26‬‬ ‫ساله پرونده درباره چگونگی وقوع حادثه به‬ ‫پلیس گفت‪ :‬یک پیکان وانت دارم و با آن‬ ‫در حوالی میدان تره‌بار کار می‌کردم‪.‬در این‬ ‫میان با شوهر این زن آشنا شده و با هم دوست‬ ‫شدیم‪ .‬دوستی ما به رفت و آمد خانوادگی‬ ‫کشید بطوری‌که ساعات‌ زیادی از اوقات‬ ‫فراغت را با هم می‌گذراندیم‪.‬‬ ‫حدود ‪ 7‬ماه قبل بود که بین من و همسر‬ ‫دوستم عالقه به وجود آمد چون او هم از‬ ‫زندگی‌اش رضایت چندانی نداشت‪ ،‬قرار‬ ‫گذاشتیم پس از جدایی ��ی از شوهرش با هم‬ ‫ازدواج کنیم‪ .‬تا فراهم شدن مقدمات کار چند‬ ‫ماهی طول کشید تا این‌که یک روز شوهر‬ ‫وی متوجه گفت‌وگو‌های پنهانی ما شد‪ .‬گویا‬ ‫دختر خردسال قربانی حادثه به پدرش گفته‬ ‫بود که چند بار من و قربانی حادثه به اتفاق‬ ‫هم برای خرید بیرون رفته بودیم‪ .‬همین اتفاق‬ ‫باعث شد زن دوستم موقعیت را مناسب دیده‬ ‫و با شوهرش درگیر شود و موضوع طالق را‬ ‫مطرح کند‪ .‬بدین ترتیب مقتول روز حادثه‬ ‫به خانه دوستش در خیابان کوچکسرای‬ ‫قائمشهر رفته بود‪.‬عصر روز حادثه بود که با‬ ‫من تماس گرفته و در حالی‌که گریه می‌کرد‬ ‫خواست دنبالش بروم‪ .‬نگران شدم‪ ،‬به محلی‬ ‫که می‌گفت رفتم‪ .‬وقتی سوار خودروی من‬ ‫شد بی‌مقدمه و در حالی‌که بشدت عصبانی‬ ‫بود می‌گفت باید همسرم را طالق داده و با‬ ‫او ازدواج کنم‪.‬‬ ‫سعی کردم او را آرام کنم‪ .‬گفتم اآلن موقعیت‬ ‫مناسبی برای این کارها نیست و باید صبر‬

‫کند اما او هر لحظه بیشتر عصبانی می‌شد‬ ‫تا این‌که شروع به داد و بیداد کرد و ناسزا‬ ‫گفت‪ .‬در یک لحظه چاقویی را که داخل‬ ‫خودرو داشتم برداشته و می‌خواستم با نشان‬ ‫دادن آن‪ ،‬او را بترسانم اما نمی‌دانم چطور‬ ‫شد که یک ضربه به سینه‌اش وارد شد‪ .‬وقتی‬ ‫متوجه زخمی شدن او شدم به سرعت او را‬ ‫به بیمارستان رساندم اما متأسفانه او به‌خاطر‬ ‫اصابت کارد به قلبش جان سپرد‪ .‬با توجه‬ ‫به اعتراف‌های متهم به دستور بازپرس ویژه‬ ‫قتل دادسرای عمومی و انقالب قائمشهر‪،‬‬ ‫مرد جوان برای انجام بازجویی‌های تکمیلی‬ ‫درباره نحوه و انگیزه واقعی حادثه در اختیار‬ ‫مأموران آگاهی قرار گرفت‪ .‬سرهنگ قدمی‬ ‫– رئیس پلیس قائمشهر گفت‪ :‬افراد باید در‬ ‫مراودات روزانه خود با دقت بیشتری عمل‬ ‫کنند و سعی شان بر این باشد تا ارتباطات‬ ‫خانوادگی در همان حد باقی بماند‪ .‬وقتی در‬ ‫هر چیزی انسان از حد اعتدال خارج شود آثار‬ ‫و زیان‌هایی را به‌دنبال خواهد داشت‪.‬‬


‫‪70‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫اجیر کردن ‪ ۲‬آدمکش برای قتل‬ ‫پدر طالفروش‬ ‫پسرجوان برای قتل پدر طالفروشش‪۲ ،‬‬ ‫آدمکش اجیر کرد تا به ارثیه میلیاردی‬ ‫برسد‪.‬‬ ‫او پیش از این نیز قصد داشت با مسموم‬ ‫کردن پدرش او را بکشد اما نقشه‌اش عملی‬ ‫نشد‪.‬شامگاه یکشنبه ‪7‬اردیبهشت‌ماه اهالی‬ ‫خیابانی در یکی از شهرهای استان لرستان‬ ‫صدای تیراندازی شنیدند و به خیابان آمدند‪.‬‬ ‫آنها همزمان ‪ 2‬جوانی که سوار بر موتور‬ ‫بودند را دیدند که به سرعت پا به فرار‬

‫گذاشتند‪ .‬شهروندان با مشاهده پیکر خونین‬ ‫پدر و پسری که مقابل خانه‌شان افتاده بودند‪،‬‬ ‫موضوع را به پلیس و اورژانس اطالع دادند‪.‬‬ ‫لحظاتی بعد تیمی از مأموران راهی محل‬ ‫حادثه شدند و به تحقیقات میدانی پرداختند‪.‬‬ ‫بررسی‌ها نشان می‌داد مرد میانسال طالفروش‬ ‫بوده که بعد از بستن مغازه‪ ،‬محل کارش را‬ ‫ترک کرده و راهی خانه‌اش شده بود‪ .‬مأموران‬ ‫احتمال دادند که وی در بین راه پسرش را‬ ‫دیده و با هم به سمت خانه حرکت کرده‬ ‫بودند‪ .‬آنچه مسلم بود این پدر و پسر بعد از‬ ‫پارک کردن ماشین‪ ،‬هنگامی که پیاده شدند‬ ‫تا به سمت خانه بروند هدف تیراندازی قرار‬ ‫گرفتند‪ .‬بعد از انجام تحقیقات اولیه‪ ،‬پیکر‬ ‫خونین پدر و پسر به بیمارستان منتقل شد اما‬ ‫پدر بر اثر شدت خونریزی به کام مرگ رفت‪.‬‬ ‫همچنین پسرجوان که از ناحیه شکم تیر‬ ‫خورده بود‪ ،‬تحت درمان قرار گرفت‪.‬‬ ‫ردپای پسر در جنایت‬ ‫به‌دنبال این حادثه‪‌،‬تیمی از کارآگاهان‬ ‫جنایی تحقیقات خود را برای افشای راز‬ ‫جنایت و شناسایی موتورسواران مسلح آغاز‬

‫کردند‪ .‬اقدامات اطالعاتی در این زمینه‬ ‫ادامه داشت تا اینکه مشخص شد یک آشنا‬ ‫پشت این ماجراست‪ .‬این آشنا کسی جز پسر‬ ‫طالفروش نبود که خودش نیز در این حادثه‬ ‫مجروح شده بود‪ .‬با افشای این حقیقت‪،‬‬ ‫کارآگان روز گذشته راهی بیمارستان شدند‬ ‫و به بازجویی از پسر مقتول پرداختند‪ .‬وی‬ ‫وقتی شواهد و مدارک را علیه خود دید به‬ ‫ناچار لب به اعتراف گشود و کلید معمای‬ ‫جنایت را در اختیار تیم تحقیق قرار داد‪.‬‬ ‫این پسر جوان گفت‪ :‬پدرم طالفروش بود‬ ‫و ثروت زیادی داشت‪ .‬طمع ارث و میراث‬ ‫باعث شد که فکر قتل او به سرم بزند‪ .‬برای‬ ‫اجرای این سناریو‪ ،‬چندین نوبت پدرم را‬ ‫مسموم کردم اما نقشه‌ام عملی نشد‪ .‬برای‬ ‫همین در مرحله بعد تصمیم گرفتم برای‬ ‫کشتن او قاتل اجیر کنم‪.‬وی ادامه داد‪2 :‬‬ ‫جوان موتور سوار را می‌شناختم به آنها وعده‬ ‫دستمزد میلیونی دادم و خواستم تا سد راه‬ ‫پدرم شوند و با شلیک گلوله او را بکشند‪.‬‬ ‫آنها هم قبول کردند‪ .‬روز حادثه درحالی‌که‬ ‫همراه پدرم بودم‪ 2 ،‬جوان موتورسوار وارد‬ ‫کوچه شدند و ‪3‬گلوله به سمت پدرم شلیک‬ ‫کردند‪ .‬یکی از گلوله‌ها کمانه کرده و به من‬ ‫خورد‪ .‬برای همین من نیز مجروح شدم البته‬ ‫شانس آوردم که زنده ماندم‪.‬‬

‫نیز بازتاب رسانه‌ای در پی ندارد‪ .‬یکی از‬ ‫بخشش‌هایی که اخیرا شاهد آن بودیم در‬ ‫نیشابور اتفاق افتاد و اولیای‌دم پسری جوان‬ ‫قاتل ‪18‬ساله فرزند خود را عفو کردند‪.‬‬ ‫پنج‌سال قبل وقتی دو خانواده نیشابوری خبر‬ ‫درگیری فرزندانشان را شنیدند زندگی‌شان‬ ‫دگرگون شد‪ ،‬یکی از این پسران به نام مهران‬ ‫به قتل رسید و دیگری به نام سعید به زندان‬ ‫افتاد‪ .‬از آن پس یکی از خانواده‌ها دنبال‬ ‫رضایت بود و دیگری درگیر غم ازدست‌دادن‬ ‫فرزند‪ .‬با گذشت پنج‌سال از زمان قتل و‬ ‫قطعی‌شدن رای دادگاه چند ساعت مانده به‬ ‫زمان اجرای حکم‪ ،‬پدر مهران تصمیم گرفت‬ ‫قاتل فرزندش را ببخشد‪ .‬این گذشت بازتاب‬ ‫گسترده‌ای در نیشابور داشت و به همین‬ ‫دلیل ائمه‌جمعه خرو و قوچان و مسووالن‬ ‫محلی روز سه‌شنبه برای تقدیر از خانواده‬ ‫مهران به منزل پدر داغدار او رفتند و از‬ ‫طرف مردم از او تشکر کردند‪ .‬پدر مهران در‬ ‫گفت‌وگو با «شرق» ماجرا را توضیح داده‬ ‫است‪:‬‬ ‫مراسم تقدیر و تشکر از پدر مقتول‬

‫پنج‌سال از قتل گذشت و شما در این مدت‬ ‫حاضر به گذشت نشدید‪ ،‬چرا؟‬ ‫من از همان اول هم نمی‌خواستم سعید اعدام‬ ‫شود‪ .‬من خدا نیستم‪ ،‬بنده خدا هستم و جان‬ ‫سرهنگ دالوند رئیس پلیس آگاهی استان‬ ‫انسان‌ها دست خداست اما می‌خواستم سعید‬ ‫لرستان با اعالم این خبر به همشهری گفت‪:‬‬ ‫بداند کاری که کرده تاوان دارد‪.‬‬ ‫متهم پرونده در بیمارستان تحت نظر پلیس‬ ‫حادثه چه‌طور اتفاق افتاده‌ بود؟‬ ‫است و تحقیقات برای دستگیری آدمکشان‬ ‫این اتفاق در مراسم عروسی رخ داد‪ .‬واقعا‬ ‫اجیر‌شده ادامه دارد تا زوایای پنهان آشکار‬ ‫اتفاق تلخی بود‪ .‬انگار دنیا روی سرم خراب‬ ‫شود‪.‬‬ ‫شد‪ .‬پسر جوانم که با زحمت بزرگش کرده‌‬ ‫و به او دل بسته‌ بودم در یک چشم‌ به‌هم‌زدن‬ ‫جانش را از دست داد و پرپر شد‪ .‬واقعا قابل‬ ‫بخشش جوان محکوم به اعدام در تحمل نیست هر پنجشنبه سر قبرش می‌روم‪.‬‬ ‫چرا تصمیم گرفتید رضایت بدهید؟‬ ‫نیشابور در روز اجرای حکم‬ ‫با اینکه داغدار بودم اما همیشه به این فکر‬ ‫می‌کردم که قتل اتفاقی بوده و پسر جوانم در‬ ‫مقتول‬ ‫یک درگیری که از پیش طراحی‌شده نبود به‬ ‫شرق‪ :‬اولیای‌دم ‪358‬مقتول سال گذشته‬ ‫دست دوستش کشته‌شد‪ .‬سعید هم بچه بدی‬ ‫اعالم گذشت کردند‪ .‬این خبری است که‬ ‫نبود او شرور نبود برایم جای تعجب داشت‬ ‫حجت‌االسالم محسنی‌اژه‌ای سخنگوی‬ ‫که چطور چاقو کشید‪ .‬بچه خوبی بود و‬ ‫قوه‌قضایی در نشست خبری این هفته خود‬ ‫حتی او را از طرف مدرسه به مکه فرستاده‬ ‫اعالم کرد‪ .‬هنوز از تعداد محکومان به‬ ‫‌بودند اما جوانی است دیگر‪ .‬نتوانست‬ ‫قصاص که در سال‌جاری از چوبه‌دار رهایی‬ ‫خودش را کنترل کند‪.‬‬ ‫یافتند آماری در دست نیست اما طی دو هفته‬ ‫در این مدت خانواده سعید برای رضایت‬ ‫اخیر اخبار متعددی از بخشش قاتالن از‬ ‫اقدام کردند؟‬ ‫گوشه‌وکنار کشور به رسانه‌ها می‌رسد و این‬ ‫من خودم اجازه نمی‌دادم به خانه ما بیایند‬ ‫در حالی است که تعدادی از این گذشت‌ها‬ ‫اصال نمی‌خواستم آنها را ببینم خیلی عصبی‬

‫می‌شدم اما بزرگان شهر آمده‌بودند و من هم‬ ‫گفته‌بودم بگذارید پرونده مراحل پایانی‬ ‫خودش را بگذراند‪.‬‬ ‫از روزی بگویید که به شما خبر دادند باید‬ ‫برای اجرای حکم بروید؟‬ ‫روز بدی بود وقتی به من گفتند باید برای‬ ‫اجرای حکم بیایی انگار قلبم کنده‌شد انگار‬ ‫دوباره خبر دادند پسرت مرده‌ است خیلی‬ ‫حالم بد شد‪ .‬پاهایم می‌لرزید‪ .‬حال بدی‬ ‫داشتم نمی‌توانستم حرکتی کنم‪ .‬به سمت‬ ‫زندان حرکت کردم باید به زندان وکیل‌آباد‬ ‫مشهد می‌رفتم چون اعدامی‌ها را آنجا نگ ‌ه‬ ‫می‌دارند مدارک را بردم و در اتاق یکی از‬ ‫مسووالن زندان رضایت دادم‪.‬‬ ‫وقتی رضایت دادید چه حالی داشتید؟‬ ‫مثل آدم تب‌داری که تبش پایین بیاید و‬ ‫بدنش آرام شود‪ ،‬آرام شدم‪ .‬حالم خوب شد‬ ‫همه کسانی که در زندان بودند از من تشکر‬ ‫می‌کردند حتی آنهایی که من را نمی‌شناختند‬ ‫همه حال‌شان خوب شده‌ بود‪.‬‬ ‫آن لحظه به پسرتان فکر نکردید؟‬ ‫صورت مهران جلو چشمم بود‪ .‬اصال یادم‬ ‫نمی‌رفت‪ ،‬گریه می‌کردم هنوز هم داغدار‬ ‫هستم اما داغدارکردن خانواده‌ای دیگر که‬ ‫من را آرام نمی‌کرد تازه پشیمان هم می‌شدم‪.‬‬ ‫اگر قصاص می‌کردم بعد از اجرای حکم‬ ‫به خودم می‌آمدم و می‌دیدم اشک مادری را‬ ‫جاری کردم اما پسرم برنگشت‪.‬‬

‫از تصمیمی که گرفتید پشیمان نیستید؟‬ ‫اصال پشیمان نیستم‪.‬‬ ‫چرا دیه دریافت نکردید؟‬ ‫وضع مالی‌ام خوب است من تاجر هستم به‬ ‫پول احتیاجی نداشتم در این مدت پیشنهاد‬ ‫شد پول بگیرم و کار خیر کنم اما دیدم این‬ ‫کار هم غلط است هرچه می‌خواستم خانواده‬ ‫سعید می‌دادند اما با خودم فکر کردم این‬ ‫کار درست نیست چرا باید همه دارایی آنها‬


‫‪69‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫وقتی برگشتیم دوباره با هم مشاجره کردیم‪.‬‬ ‫شوهرم به من سیلی زد و بعد هم توهین کرد‬ ‫آنقدر از دستش عصبانی شدم که همان شب‬ ‫تصمیم خودم را گرفتم‪ .‬مریم ادامه داد‪ :‬تا‬ ‫صبح نتوانستم بخوابم و باالی سر شوهرم‬ ‫نشستم‪ .‬او را نگاه می‌کردم و به کارهایی که‬ ‫در این مدت با من کرده‌ بود فکر می‌کردم‪،‬‬ ‫به اینکه چرا اینطور تحقیرم می‌کند و من‬ ‫باید چه کنم‪ .‬همه اتفاقاتی که افتاده‌ بود مثل‬ ‫فیلم جلو چشمم بود تا اینکه صبح سالح‬ ‫را برداشتم و به او شلیک کردم‪ .‬جسد را به‬ ‫حیاط کشاندم و در باغچه دفن کردم‪ .‬او مرا‬ ‫خیلی اذیت کرده‌ بود‪.‬‬ ‫مریم دربا��ه نحوه آشنایی با شوهرش گفت‪:‬‬ ‫او خواستگارم بود‪ .‬ما همسایه‌ بودیم‪ .‬چون‬ ‫معلم بود و تحصیالت دانشگاهی داشت‬ ‫پدرم گفت باید با این فرد ازدواج کنی‪ .‬من‬ ‫نمی‌خواستم اما مجبور شدم‪ .‬ما یک‌پسر‬ ‫داریم که دوساله است‪ .‬پرونده بعد از انجام‬ ‫تحقیقات و صدور کیفرخواست برای متهم‬ ‫به دادگاه رفت‪ .‬بعد از اینکه کیفرخواست‬ ‫علیه متهم صادر شد و اولیای‌دم نیز‬ ‫درخواست قصاص را مطرح کردند‪ ،‬مریم در‬ ‫جایگاه حاضر شد‪ .‬او اتهام قتل را قبول کرد‬ ‫و گفت‪ :‬دیگر نمی‌توانستم رفتارهای شوهرم‬ ‫را تحمل کنم‪ .‬او مرا تحقیر می‌کرد‪ ،‬واقعا‬ ‫نمی‌توانستم تحمل کنم‪.‬‬ ‫مسئول روابط عمومی اورژانس آذربایجان‬ ‫شرقی با اشاره به اینکه تحقیقات برای‬ ‫مشخص‌شدن علت این مسمومیت ادامه‬ ‫دارد‪ ،‬افزود‪ :‬نمونه غذای سروشده در مراسم‬ ‫برای انجام آزمایش در اختیار مسئوالن‬ ‫مربوطه قرار گرفته و بررسی ها برای‬ ‫مشخص شدن علت مسمومیت ادامه دارد‪.‬‬ ‫در همین حال حسین درخشان‪ ،‬سخنگوی‬ ‫سازمان امداد و نجات جمعیت هالل‬ ‫احمر نیز با اشاره به مسمومیت ‪1000‬نفر‬ ‫درآذربایجان شرقی‪ ،‬گفت‪ :‬تمامی این افراد‬ ‫تحت درمان قرار گرفتند و بررسی‌ها از‬ ‫طریق سازمان‌های مربوطه برای مشخص‬ ‫شدن علت واقعی این مسمومیت غذایی‬ ‫ادامه دارد‪.‬‬

‫تالش برای لغو قصاص قاتلی که‬ ‫در زمان قتل هفده‌ساله بود‬ ‫پرونده زنی جوان که متهم است شوهرش را‬ ‫به قتل رسانده با درخواست اعاده دادرسی‬ ‫یک‌بار دیگر در دیوانعالی کشور به جریان‬ ‫افتاد‪ .‬این زن قرار بود یک هفته پیش‬ ‫اعدام شود‪ .‬به گزارش خبرنگار ما‪ ،‬مریم که‬ ‫زمان قتل ‪17‬ساله‌ بود‪ ،‬با شلیک گلوله به‬ ‫سمت همسرش او را به قتل رسانده‌است‪.‬‬ ‫سال ‪ 88‬بود که مریم به ماموران پلیس‬

‫اهواز مراجعه کرد و گفت شوهرش برای‬ ‫رفتن به دانشگاه از خانه خارج شده و دیگر‬ ‫برنگشته‌ است‪ .‬پدر و مادر مریم چندروز بعد‬ ‫از اعالم این شکایت در حالی‌که تحقیقات‬ ‫برای یافتن مرد گمشده‌ ادامه داشت و‬ ‫هیچ سرنخی برای یافتن او در دست نبود‪،‬‬ ‫به پلیس مراجعه کردند و گفتند جسد‬ ‫دامادشان را پیدا کرده‌اند‪ .‬آنها به پلیس‬ ‫گفتند مریم دامادشان را کشته است‪ .‬پدر‬ ‫مریم گفت‪ :‬از وقتی دخترم گفت دامادمان‬ ‫گم‌شده‌است هر‌روز به او سر می‌زدم تا‬ ‫اینکه متوجه بوی تعفن از خانه‌اش شدم‪.‬‬ ‫چندبار از او سوال کردم این بو چیست‬ ‫جوابی قانع‌کننده نداد تا اینکه متوجه شدم‬ ‫بو از باغچه می‌آید وقتی باغچه را کندم‬ ‫جسد دامادم را آنجا پیدا کردم با مریم‬ ‫در این‌باره حرف زدم و او به من گفت با‬ ‫شوهرش دعوا کرده و او را به قتل رسانده‬ ‫‌است‪ .‬وقتی مریم بازداشت شد‪ ،‬گفته‌های‬ ‫پدرش را تایید کرد‪ .‬او گفت‪14 :‬ساله بودم‬ ‫که با اصرار پدرم به عقد شوهرم درآمدم‬ ‫و یک‌سال بعد بچه‌دار شدم‪ .‬هنوز درست‬ ‫خودم را نمی‌شناختم و نمی‌دانستم چطور‬ ‫باید زندگی کنم اما این را می‌دانستم که‬ ‫شوهرم با من بدرفتاری می‌کند‪ .‬او سر هر‬ ‫موضوع کوچکی به من توهین می‌کرد و‬ ‫کتکم می‌زد‪ .‬از اینکه اینطور مرا تحقیر‬ ‫می‌کرد عصبی می‌شدم‪ .‬بدرفتاری‌هایش‬ ‫در این مدت بارها تکرار شد تا اینکه شب‬ ‫حادثه با هم به خانه عمه شوهرم رفتیم‪،‬‬

‫بر اساس مدارک پرونده رای بر قصاص‬ ‫متهم صادر شد و حکم صادره مورد تایید‬ ‫دیوانعالی کشور نیز قرار گرفت‪ .‬در این‬ ‫مدت خانواده متهم بارها‌و‌بارها به اولیای‌دم‬ ‫مراجعه و درخواست بخشش کردند اما‬ ‫خانواده مقتول حاضر به گذشت نشدند‬ ‫و گفتند زمانی به آرامش می‌رسند که‬ ‫عروسشان قصاص شود‪ .‬با گذشت پنج‌سال‬ ‫از وقوع قتل و در حالی‌که مراحل نهایی‬ ‫پرونده انجام شده‌ و قرار بود‬ ‫مریم قصاص شود به اجرای‬ ‫احکام دادسرای اهواز دستور‬ ‫رسید اجرای حکم متوقف‬ ‫شود زیرا متهم زمان ارتکاب‬ ‫قتل زیر ‪18‬سال بوده‪.‬‬ ‫حسن آقاخانی‪ ،‬وکیل‌مدافع‬ ‫مریم در این‌باره به خبرنگار‬ ‫ما گفت‪ :‬همه مراحل اجرای‬ ‫حکم انجام شده‌بود‪ .‬حتی‬ ‫مریم پای چوبه‌‌دار هم رفت‬ ‫اما به‌خاطر اینکه زیر ‪18‬سال‬ ‫بود اجرای حکم متوقف‬ ‫شد‪ .‬وی ادامه داد‪ :‬با توجه‬ ‫به ماده ‪ 91‬قانون مجازات‬ ‫جدید‪ ،‬متهمان زیر ‪18‬سال‬ ‫باید به لحاظ بلوغ ادراکی‬ ‫نیز مورد بررسی قرار گیرند و‬ ‫در صورت تایید بلوغ فکری‬ ‫آنها در کنار بلوغ شرعی به‬ ‫مجازات محکوم شوند‪ .‬ما‬

‫درخواست اعاده دادرسی برای مریم را به‬ ‫دیوانعالی کشور داده‌ایم‪ .‬این درخواست‬ ‫قبول شده‌است و طی چند‌روز آینده مورد‬ ‫بررسی قرار خواهد گرفت‪.‬‬ ‫آقاخانی درباره اینکه با چه استداللی‬ ‫می‌توان ثابت کرد مریم زمان ارتکاب قتل‬ ‫بلوغ فکری نداشته‪ ،‬گفت‪ :‬این درست است‬ ‫که مریم ازدواج کرده و صاحب یک‌فرزند‬ ‫است اما در صحبتی که زمان گرفتن وکالت‬ ‫با وی داشتم‪ ،‬متوجه شدم او متوجه کاری‬ ‫که کرده‌ نبوده است‪ .‬او گفت حاال متوجه‬ ‫شده نباید این کار را می‌کرده و عملش‬ ‫اشتباه‌بوده است‪ .‬این درست است که در‬ ‫مناطقی از کشور ازدواج دختران نوجوان‬ ‫رسم است اما این به معنای بلوغ فکری‬ ‫این دختران نیست و آنها خیلی چیزها را‬ ‫درک نمی‌کنند‪ .‬البته ما کنار کار قانونی‬ ‫تالش خود را برای جلب رضایت اولیای‌دم‬ ‫هم خواهیم کرد‪ .‬مریم از زمان بازداشت‬ ‫فرزندش را ندیده و از این لحاظ به‌شدت‬ ‫سختی می‌کشد‪.‬‬ ‫آقاخانی گفت‪ :‬دادستان تهران درخصوص‬ ‫پرونده‌های مجرمان زیر ‪18‬سال بسیار فعال‬ ‫عمل کرده و کمیسیون‌هایی نیز تشکیل شده‬ ‫تا در صورت امکان از اعدام این افراد‬ ‫جلوگیری شود‪ .‬وی در این پرونده نیز بسیار‬ ‫فعال و تاثیرگذار عمل کرد که به‌عنوان یک‬ ‫وکیل فعال در این زمینه از طرف خودم و‬ ‫موکلم بسیار از او تشکر می‌کنم‪.‬‬ ‫وی در پایان گفت‪ :‬در صورتی که‬ ‫درخواست اعاده دادرسی پذیرفته‌ شود‪،‬‬ ‫پرونده مریم یک‌بار دیگر در دادگاه‬ ‫کیفری‌استان خوزستان به جریان خواهد‬ ‫افتاد و امکان نجات این مادر نوجوان‬ ‫وجود دارد‪.‬‬


‫‪68‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫اعترافات عامالن ‪ 3‬جنایت‬ ‫خانوادگی‬ ‫عامالن سه جنایت خانوادگی در بازجویی‌ها‪،‬‬ ‫جزییات جنایت‌های خود را شرح دادند‪.‬‬ ‫یکی از این افراد مادرش را به قتل رسانده‪،‬‬ ‫دیگری که مردی افغان است خواهرش را‬ ‫کشته و متهم سوم به اتهام قتل خواهرزنش‬ ‫دستگیر شده است‪.‬‬ ‫کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی شهرستان‬ ‫لردگان بعد از آنکه از قتل زنی میانسال‬ ‫در خانه‌اش مطلع شدند به آنجا رفتند و‬ ‫تحقیقات خود را آغاز کردند‪ .‬آنها جنازه‬ ‫زنی ‪45‬ساله به‌نام محبوبه را مشاهده کردند‬ ‫که هدف گلوله شکاری قرار گرفته بود‪.‬‬ ‫بررسی‌های صورت‌گرفته در محل جنایت‬ ‫ثابت کرد قتل به دست فردی آشنا انجام شده‬ ‫و هدف از آن سرقت نبوده بلکه احتماال‬ ‫قاتل یا قاتالن به‌دلیل خصومت شخصی‬ ‫دست به سالح برده‌اند‪ .‬کارآگاهان بعد از‬ ‫انجام تحقیقات محلی دریافتند پسر محبوبه‬ ‫به‌نام علی از زمان وقوع قتل ناپدید شده‬ ‫است به همین دلیل این جوان به‌عنوان‬ ‫مظنون اصلی شناخته شد و تحت‌تعقیب قرار‬ ‫گرفت‪ .‬تجسس‌های پلیس فاش کرد علی به‬ ‫منطقه‌ای کوهستانی گریخته است‪ .‬ماموران‬ ‫منطقه موردنظر را تحت پوشش قرار دادند‬ ‫و سرانجام بعد از گذشت ‪ 24‬ساعت از آغاز‬ ‫تحقیقات توانستند متهم را بازداشت کنند‪.‬‬ ‫علی بعد از انتقال به پلیس آگاهی به قتل‬ ‫مادرش اعتراف کرد و گفت‪« :‬صبح روز‬ ‫حادثه وقتی از خواب بیدار شدم دیدم سه‬ ‫گوسفندمان تلف شده‌اند‪ .‬بر سر این موضوع‬ ‫با مادرم جروبحث کردم و حین مشاجره‬ ‫در حالی‌که از شدت خشم کنترلی بر خودم‬ ‫نداشتم با سالح شکاری به او شلیک و‬ ‫به‌سرعت فرار کردم‪».‬این متهم اکنون در‬ ‫بازداشت به‌سر می‌برد و تحقیقات از وی‬ ‫ادامه دارد‪ .‬متهم دوم که جوانی افغان به نام‬ ‫محمد است جنایت خود را بازسازی کرد‬ ‫و توضیح داد خواهرش را چگونه به قتل‬ ‫رساند‪ .‬کارآگاهان جنایی مشهد ‪ 20‬دی سال‬ ‫گذشته باخبر شدند زنی افغان در خانه‌اش‬ ‫به قتل رسیده است‪ .‬آنها پس از حضور در‬ ‫محل جنازه این زن را در حالی که معلوم‬ ‫بود بر اثر فشار بر عناصر حیاتی گردن خفه‬ ‫شده است مشاهده کردند‪ .‬تحقیقات پس از‬ ‫انتقال پیکر مقتول ‪25‬ساله به پزشکی‌قانونی‬ ‫آغاز و فاش شد برادر او به‌نام محمد عامل‬

‫این قتل است‪ .‬محمد بعد از کشتن خواهرش‬ ‫فرار کرده بود و اعضای خانواده وی ادعا‬ ‫می‌کردند اطالع ندارند او به کجا گریخته‬ ‫است‪ .‬از آن پس تجسس‌ها برای یافتن ردی‬ ‫از متهم ادامه یافت ولی سرنخی به دست‬ ‫نیامد تا اینکه باالخره محمد خودش به‬ ‫پلیس آگاهی مراجعه کرد و تسلیم ماموران‬ ‫شد‪ .‬او گفت از فرار خسته شده و به همین‬ ‫دلیل تصمیم گرفته خودش را معرفی کند‪.‬‬ ‫محمد به قتل خواهرش اقرار کرد و سپس‬ ‫به بازسازی صحنه جنایت پرداخت‪ .‬او‬ ‫گفت‪« :‬خواهرم ‪ 9‬سال قبل با مردی افغان‬ ‫ازدواج اما شوهرش بعد از مدتی او را ترک‬ ‫کرد و به افغانستان رفت‪ .‬از آن به‌بعد رفتار‬ ‫خواهرم عوض شد‪ .‬او چندبار از‬ ‫خانه فرار کرد‪ .‬کارهایش باعث‬ ‫شده بود آبروی ما برود‪ .‬بارها‬ ‫با خواهرم سر این موضوع دعوا‬ ‫کردم و پدرم هم چندین‌بار به‬ ‫وی تذکر داد اما هیچ فایده‌ای‬ ‫نداشت و هر وقت خواهرم را به‬ ‫خانه برمی‌گرداندیم دوباره بعد‬ ‫از چندروز فراری می‌شد تا اینکه‬ ‫آخرین‌بار به تهران گریخت‪».‬‬ ‫متهم‌به‌قتل ادامه داد‪« :‬پدرم‬ ‫به تهران رفت و بعد از کمی‬ ‫جست‌وجو خواهرم را پیدا کرد‬ ‫و او را به خانه برگرداند‪ .‬آن شب‬ ‫من و پدرم خیلی ناراحت بودیم و‬ ‫احساس می‌کردیم آبرویمان به باد‬ ‫رفته است به همین دلیل به پدرم‬ ‫گفتم باید خواهرم را بکشم و‬ ‫او هم قبول کرد‪ .‬به اتاقی رفتم و‬ ‫در را بستم سپس دستانم را دور‬ ‫گلوی خواهرم انداختم و آنقدر‬ ‫فشار دادم تا او بی‌حال شد و روی زمین‬ ‫افتاد‪ .‬بعد از اینکه از مرگ خواهرم مطمئن‬ ‫شدم برای اینکه دستگیر نشوم از خانه فرار‬ ‫کردم اما بعد از مدتی به این نتیجه رسیدم‬ ‫بهتر است خودم را تسلیم کنم‪ ».‬این متهم نیز‬ ‫در بازداشت به‌سر می‌برد و تحقیقات از وی‬ ‫ادامه دارد‪ .‬متهم سوم که بابک نام دارد در‬ ‫بازجویی‌ها ادعا کرد خواهرزنش را بعد از‬ ‫مشاجره بر سر مسایل اخالقی به قتل رسانده‬ ‫است‪ .‬این پرونده زمانی به جریان افتاد که به‬ ‫کارآگاهان جنایی استان خراسان‌رضوی خبر‬ ‫دادند جنازه دختری در منطقه‌ای کم‌تردد‬ ‫پیدا شده است‪ .‬کارآگاهان بعد ��ز رفتن به‬ ‫محل حادثه خود را در برابر پیکر بی‌جان‬ ‫دختری ‪20‬ساله دیدند و فهمیدند این دختر‬ ‫با استفاده از جسمی قابل انعطاف خفه شده‬ ‫است‪ .‬هویت مقتول به نام مژده در اولین گام‬

‫از تحقیقات فاش و مشخص شد وی همراه‬ ‫برادرش زندگی می‌کرد در حالی‌که شواهد‬ ‫نشان می‌داد مژده قربانی جنایتی خانوادگی‬ ‫شده است اعضای خانواده او تحت‌نظر قرار‬ ‫گرفتند‪ .‬در این میان فردی به پلیس اطالع‬ ‫داد روز حادثه خودرو وانتی را در محل‬ ‫رهاشدن جنازه دیده است‪ .‬سپس مشخص‬ ‫شد شوهرخواهر مژده وانت دارد به همین‬ ‫دلیل مرد جوان به‌عنوان مظنون بازداشت‬ ‫شد‪ .‬بابک در بازجویی‌ها اتهام قتل را انکار‬ ‫کرد و گفت اصال از ماجرا خبر ندارد اما‬ ‫وقتی ماموران طالهای متعلق به مقتول را در‬ ‫خودرو وی کشف کردند ادعا کرد فقط جسد‬ ‫را حمل کرده است‪ .‬او گفت‪« :‬برادرزنم‬

‫دچار وحشت شدم و به این فکر افتادم‬ ‫که هرطور شده باید جنازه را از بین ببرم‬ ‫به همین دلیل آن را داخل وانت انداختم‬ ‫و به محلی خلوت بردم‪ .‬وقتی جسد را رها‬ ‫کردم تمام توجهم به این بود که سرنخی از‬ ‫خودم به‌جا نگذارم و فکر می‌کردم هیچ‌وقت‬ ‫شناسایی و دستگیر نمی‌شوم‪ ».‬بنا بر این‬ ‫گزارش تحقیقات از این متهم نیز همچنان‬ ‫ادامه دارد‪.‬‬

‫کوبیده مراسم ترحیم‪ ،‬هزار نفر را‬ ‫مسموم کرد‬ ‫غذای سرو شده در مراسم ترحیم در یکی‬ ‫از روستاهای آذربایجان شرقی صدها نفر را‬ ‫دچار مسمومیت کرد‪.‬‬ ‫ظهر پنجشنبه در روستای قلعه‌بان در حوالی‬ ‫شهرستان مرند‪ ،‬مراسم ترحیمی برگزار شد‬ ‫که دست‌کم ‪600‬نفر از مردم روستا در آن‬ ‫حضور داشتند‪ .‬در پایان این مراسم و پس از‬ ‫صرف ناهار‪ ،‬شرکت‌کنندگان به خانه‌هایشان‬ ‫برگشتند اما حدود ساعت ‪4‬بعدازظهر بود‬ ‫که زنگ تلفن اورژانس به صدا درآمد و‬ ‫امدادگران در جریان مسمومیت چند نفر از‬ ‫مردم روستا قرار گرفتند‪.‬‬

‫با من تماس گرفت و گفت خواهرش را‬ ‫کشته است من هم با وانتم به خانه آنها‬ ‫رفتم و جسد را جابه‌جا کردم‪ ».‬گفته‌های‬ ‫متهم نتوانست ماموران را قانع کند به همین‬ ‫دلیل بازجویی‌ها از او ادامه یافت تا اینکه‬ ‫بابک باالخره به کشتن خواهرزنش اقرار‬ ‫کرد و گفت‪« :‬روز حادثه به شهرستان بار‬ ‫برده بودم‪ .‬وقتی برگشتم تلفنی با خواهرزنم‬ ‫صحبت کردم و فهمیدم تنهاست‪ .‬برادر‬ ‫او به‌عنوان نگهبان کار می‌کرد و آن‌موقع‬ ‫شیفتش بود برای اینکه خواهرزنم تنها نماند‬ ‫به خانه او رفتم اما در آنجا بر سر مسایل‬ ‫اخالقی با هم جروبحث کردیم و در نهایت‬ ‫در حالی‌که به‌شدت عصبانی شده بودم سیم‬ ‫شارژر تلفن همراهم را دور گردن او انداختم‬ ‫و آنقدر فشار دادم تا اینکه مژده خفه شد‪».‬‬ ‫متهم ادامه داد‪« :‬بعد از مرگ مژده به‌شدت‬

‫حبیب حسینقلی‌زاده‪ ،‬مسئول روابط عمومی‬ ‫اورژانس آذربایجان شرقی در گفت‌وگو‬ ‫با همشهری گفت‪ :‬پس از اطالع از حادثه‬ ‫‪19‬دستگاه آمبوالنس به همراه اتوبوس‬ ‫آمبوالنس به روستای قلعه‌بان اعزام شدند‪.‬‬ ‫وی با اشاره به اینکه خوشبختانه در این‬ ‫حادثه کسی دچار مسمومیت حاد نشده‬ ‫است‪ ،‬افزود‪ :‬ظاهرا در این مراسم کباب‬ ‫کوبیده سرو شده بود و مردم روستا پس از‬ ‫خوردن آن دچار مسمومیت شده بودند‪.‬‬ ‫حسینقلی‌زاده ادامه داد‪ :‬امدادگران اورژانس‬ ‫با حضور در محل ‪150‬نفر را به‌صورت‬ ‫سرپایی درمان کردند و ‪86‬نفر نیز به‬ ‫بیمارستان‌های مرند و تبریز انتقال یافتند‪ .‬در‬ ‫این میان عده‌ای نیز خودشان به بیمارستان‬ ‫مراجعه کردند‪ .‬وی تصریح کرد‪ :‬به‌خاطر‬ ‫ترسی که این حادثه در روستا ایجاد کرده‬ ‫بود‪ ،‬حتی عده‌ای که اصال در این مراسم‬ ‫حضور نداشتند و از غذای مسموم نخورده‬ ‫بودند هم راهی بیمارستان شده و به همین‬ ‫دلیل آمار کسانی که پس از این حادثه تحت‬ ‫درمان قرار گرفته بودند در خبرگزاری‌ها‬ ‫بیشتر از ‪600‬نفر اعالم شده است‪.‬‬


‫‪67‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫در اختیار تمام واحدهای گشتی قرار دادند‪.‬‬ ‫همچنین آموزش‌های الزم به مسئوالن و‬ ‫دانش‌آموزان چندین مدرسه دخترانه ارائه‬ ‫شد و شمار گشت‌های نامحسوس پلیس‬ ‫افزایش یافت‪ .‬تجسس برای ردیابی متهم‬ ‫ادامه داشت تا اینکه شامگاه یازدهم آبان‬ ‫‪ 92‬کارآگاهان به راننده یک دستگاه پژو‬ ‫پرشیای نقره‌ای رنگ مشکوک شدند و‬ ‫ایست دادند‪ .‬راننده جوان اما فرار کرد و به‬ ‫دنبال تعقیب پلیس بازداشت شد‪ .‬پلیس در‬ ‫بازرسی پژو نقره‌ای ‪ ،‬گوشواره‌های دخترانه‬ ‫به دست آورد و این مرد به آزار پنج کودک‬ ‫اعتراف کرد‪ .‬مرد شیطان صفت در مرحله‬ ‫بعدی و مواجهه حضوری با شاکیان به آزار‬

‫می‌گوید تو را باالی دار می‌کشم‪ .‬شاکیان‬ ‫کوچولو که در حال بازی کردن در راهروی‬ ‫دادگاه هستند به محض روبه رو شدن با‬ ‫شیطان به گوشه‌ای می‌دوند و بی‌حرکت‬ ‫می‌ایستند‪ .‬آنان از به خاطر آوردن صحنه‌های‬ ‫آزار نیز وحشت دارند‪ .‬به محض ورود متهم‬ ‫به طبقه دوم دادگاه صدای فالش دوربین‬ ‫عکاسان و خبرنگاران است که به گوش‬ ‫می‌رسد‪ .‬متهم که لباس راه‌راه آبی به تن دارد‬ ‫دست‌هایش را روی صورتش گذاشته تا از‬ ‫فالش دوربین‌ها در امان باشد‪ .‬به سرعت‬ ‫وارد شعبه ‪113‬دادگاه کیفری می‌شود‪ .‬حاال‬ ‫شاکیان پشت درهای بسته ایستاده‌اند تا‬ ‫یک به یک وارد دادگاه شوند و آنچه بر‬

‫‪ 9‬دختربچه در حوزه کالنتری یوسف‌آباد‬ ‫اعتراف کرد‪.‬‬

‫سرشان گذشته را برای هیات قضایی بازگو‬ ‫کنند‪.‬‬

‫حاشیه دادگاه‬

‫گفت‌وگو با مادر قربانیان‬

‫زن جوان در راهروی دادگاه نشسته و به‬ ‫پله‌ها چشم دوخته بود تا با متهمی که زندگی‬ ‫دخترش را سیاه کرده و ترس و وحشت‬ ‫برای یک عمر کابوس شبانه دخترش شده‬ ‫بود روبه رو شود‪ .‬صدای زنجیرها که به‬ ‫گوش می‌رسد زن جوان از جا می‌پرد‪ .‬دست‬ ‫دخترش را محکم در دست گرفته و زیر لب‬

‫مادر یکی از قربانیان در گفت‌وگو با‬ ‫فرهیختگان گفت‪ :‬ساعت حدود هفت‬ ‫صبح بود که دخترم برای رفتن به مدرسه‪،‬‬ ‫از خانه خارج شد‪ .‬چند دقیقه بعد دخترم‬ ‫زنگ آیفون خانه را زد و گفت یک مرد‬ ‫جوان که خود را راننده آژانس معرفی کرده‬ ‫می‌گوید امروز ماشین سرویس مدرسه خراب‬

‫شده است‪ .‬چون کارمند بودم برای فرستادن‬ ‫دخترم به مدرسه عجله داشتم تا خودم هم‬ ‫به محل کارم بروم‪ .‬من بدون اینکه دخترم‬ ‫را همراهی کنم یا با راننده سرویس تماس‬ ‫بگیرم دخترم را سوار پژو کردم‪ .‬همه چیز‬ ‫عادی به نظر می‌رسید تا اینکه چند ساعت‬ ‫بعد مدیر مدرسه با من تماس گرفت و علت‬ ‫غیبت دخترم را جویا شد‪ .‬من که شوکه شده‬ ‫بودم ماجرا را برای مدیر مدرسه توضیح‬ ‫دادم اما ساعتی بعد فهمیدم دخترم به دام‬ ‫مرد شیطان‌صفت افتاده است‪ .‬دخترم‬ ‫می‌گوید راننده‪ ،‬او را با پژو ‪ 405‬نقره‌ای به‬ ‫اطراف خیابان «امیرآباد» برده و آزار داده‪.‬‬ ‫این زن ادامه داد‪ :‬دخترم که هنوز از به یاد‬ ‫آوردن صحنه‌های جنایت مرد چاقوکش به‬ ‫گریه می‌افتد می‌گوید راننده بی‌رحم پس‬ ‫از دزدیدن گوشواره‌های دخترم او را تهدید‬ ‫کرده تا به کسی حرفی نزند‪ .‬دخترم از آن‬ ‫روز به بعد مدام کابوس می‌بیند‪ .‬او دیگر به‬ ‫تنهایی از خانه خارج نمی‌شود‪ .‬من و همسرم‬ ‫بارها او را پیش مشاور و روانپزشک برده‌ایم‬ ‫اما می‌گویند دخترم برای درمان آشفتگی‬ ‫روحی‌اش نیاز به زمان دارد‪ .‬شاکیان این‬ ‫پرونده همگی از نظر روحی به‌شدت آسیب‬ ‫دیده‌اند‪ .‬مادر یکی دیگر از قربانیان گفت‪:‬‬ ‫بعد از شکایت‪ ،‬چندین مظنون در طول‬ ‫یک‌سال بازداشت شدند اما دخترم در‬ ‫مواجهه با هر یک از آنان گفت که او مردی‬ ‫نیست که او را آزار داده‪ .‬اما وقتی دخترم‬ ‫در اداره آگاهی با متهم اصلی روبه‌رو شد به‬ ‫وحشت افتاد‪ .‬مرد شیطان‌صفت اما منکر‬ ‫جرمش بود تا اینکه با انجام آزمایش ‪DNA‬‬ ‫رسوا شد‪.‬‬ ‫گفت‌وگو با متهم‬ ‫چند سال داری؟‬ ‫‪ 30‬ساله‌ام و کارمند خدماتی یک اداره در‬ ‫محدوده یوسف‌آباد بودم‪.‬‬ ‫کجا زندگی می‌کنی؟‬ ‫االن چند وقتی است که زندان هستم اما قبال‬ ‫در خانه اجاره‌ای در اسالمشهر‪.‬‬ ‫ازدواج کرده‌ای؟‬

‫بله شش سال است‪ .‬من و همسرم مشکلی با‬ ‫هم نداشتیم همسرم را خیلی دوست دارم‪.‬‬ ‫بچه هم داری؟‬ ‫یک دختر یک‌ساله دارم‪.‬‬ ‫چرا به سراغ دختربچه‌های مدرسه‌ای‬ ‫می‌رفتی؟‬ ‫آنها خیلی ترسو بودند‪ .‬تا با چاقو تهدیدشان‬ ‫می‌کردم به گریه می‌افتادند و تسلیم می‌شدند‪.‬‬ ‫اما من اصال به هیچ کدامشان با چاقو صدمه‬ ‫نزدم‪.‬‬ ‫در کودکی مورد آزار قرار گرفته بودی؟‬ ‫نه هرگز‪.‬‬ ‫چرا این نقشه را کشیدی؟‬ ‫دلیل خاصی نداشت‪ .‬نمی‌دانم چه چیزی‬ ‫باید بگویم‪.‬‬ ‫ماشین برای خودت بود؟‬ ‫نه‪ .‬هنوز سند ماشین را به نام خودم نزده‬ ‫بودم‪.‬‬ ‫در مدت یک‌سال چرا سه بار ماشینت را‬ ‫عوض کردی؟‬ ‫پراید داشتم آن را فروختم و پژو ‪405‬‬ ‫خریدم‪ .‬می‌ترسیدم شناسایی شوم به همین‬ ‫خاطر ماشینم را با یک پژو پرشیا نقره‌ای‬ ‫عوض کردم‪.‬‬ ‫چرا نقشه‌هایت را در محدوده یوسف‌آباد‬ ‫اجرا می‌کردی؟‬ ‫محل کارم در یوسف‌آباد بود‪ .‬به همین خاطر‬ ‫صبح‌های زود وقتی در محدوده یوسف‌آباد‬ ‫با دختربچه‌هایی که مقابل خانه‌شان منتظر‬ ‫سرویس مدرسه ایستاده بودند روبه‌رو‬ ‫می‌شدم آنان را سوار می‌کردم‪.‬‬ ‫یکی از اتهاماتت آدم‌ربایی است‪ .‬قبول‬ ‫داری؟‬ ‫نه من آنها را نمی‌دزدیدم‪ .‬فقط می‌گفتم‬ ‫سوار ماشین شوند تا آنها را به مدرسه‬ ‫برسانم‪ .‬وقتی هم مقاومت می‌کردند آنها را‬ ‫از ماشین پیاده می‌کردم‪.‬‬ ‫در مقابل خانواده قربانیان چه حرفی داری؟‬ ‫فقط می‌گویم پشیمانم‪.‬‬ ‫می‌دانی چه حکمی در انتظارت است؟‬ ‫نمی‌دانم اما شاید اعدام شوم‪.‬‬


‫‪66‬‬

‫ح‬ ‫ا‬ ‫و دث‬ ‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫حوادث‬

‫بعد از مدتی به خواستگاری‌اش رفتم اما‬ ‫با مخالفت شدید خانواده‌اش روبه‌رو شدم‪.‬‬ ‫آنقدر عاشق این دختر بودم که از او خواستم‬ ‫از خانه فرار کند تا با هم ازدواج کنیم‪ .‬او‬ ‫هم حرف‌هایم را باور کرد و بعد از فرار وی‬ ‫از خانه‪ ،‬با هم ازدواج کردیم‪ .‬وی ادامه داد‪:‬‬ ‫مدتی بعد صاحب فرزندی شدیم اما چند‬ ‫وقت پیش در دام اعتیاد کراک و شیشه‬ ‫گرفتار شدم‪.‬‬

‫قاتل «ساناز» اشک ریخت و‬ ‫بخشیده شد‬ ‫پسرجوان که دختر مورد عالقه‌اش را کشته بود‬ ‫با جلب رضایت شاکیان خصوصی از حکم‬ ‫قصاص رهایی یافت و دیروز از جنبه عمومی‬ ‫جرم محاکمه شد‪.‬‬ ‫به گزارش خبرنگار ما‪ ،‬در نشست رسیدگی به‬ ‫این پرونده که دیروز در شعبه ‪ 71‬دادگاه کیفری‬ ‫استان تهران به ریاست قاضی «عزیزمحمدی»‬ ‫و با حضور چهار مستشار تشکیل شد ابتدا‬ ‫نماینده دادستان کیفرخواست را خواند‪ .‬وی‬ ‫اظهار داشت‪« :‬پیام» ‪24‬ساله هفتم مهر ‪91‬‬ ‫دختر ‪ 20‬ساله‌ای به نام «ساناز» را در یک‬ ‫آپارتمان در خیابان مرزداران با ضربه‌های مشت‬ ‫و لگد کشت‪ .‬این پسر در دادگاه محاکمه و به‬ ‫قصاص محکوم شده بود که توانست با پرداخت‬ ‫دیه رضایت اولیای‌دم را جلب کند و از مجازات‬ ‫اعدام رهایی یابد‪ .‬اکنون با توجه به رضایت‬ ‫شاکیان خصوصی از آنجا که جرم «پیام» منجر‬ ‫به اخالل در نظم عمومی جامعه شده‪ ،‬برایش‬ ‫تقاضای تعیین کیفر دارم‪.‬‬ ‫سپس «پیام» در جایگاه ویژه ایستاد و گفت‪:‬‬ ‫به «ساناز» عالقه‌مند بودم و با هم قول و قرار‬ ‫ازدواج گذاشته بودیم اما وقتی احساس کردم‬ ‫به من وفادار نیست عصبانی شدم‪« .‬ساناز» به‬ ‫دیدنم آمده بود که شیشه مصرف کردم‪ .‬حال‬ ‫طبیعی نداشتم که با دختر مورد عالقه‌ام درگیر‬ ‫شدم و با مشت و لگد او را کتک زدم‪ .‬در آن‬ ‫بین سر «ساناز» به دیوار خورد و‪ ...‬این پسر‬ ‫در حالی که سرش را پایین انداخته بود و اشک‬ ‫می‌ریخت‪ ،‬ادامه داد‪ :‬من خیلی پشیمانم و در‬ ‫مدتی که در زندان هستم به اندازه کافی تنبیه‬ ‫شده‌ام‪ .‬حاال از هیات قضایی تقاضا دارم تا در‬ ‫مجازاتم تخفیف قائل شود‪ .‬در پایان این جلسه‬ ‫هیات قضایی وارد شور شد و «پیام» را به سه‬ ‫سال زندان با احتساب روزهای بازداشت محکوم‬ ‫کرد‪ .‬این پسر به‌زودی آزاد خواهد شد‪.‬‬

‫جنایت هولناک پدر شیشه‌ای‬ ‫مرد افغانی که اعتیاد شدیدی به شیشه‬ ‫داشت‪ ،‬همسر و فرزند ایرانی‌اش را به طرز‬ ‫هولناکی به قتل رساند‪.‬‬ ‫وی غروب ‪ 13‬اردیبهشت‌ماه و دقایقی‬ ‫بعد از جنایت به کالنتری ‪33‬مشهد رفت و‬ ‫به مأموران گفت‪« :‬من همسر و فرزندم را‬ ‫کشته‌ام‪ ».‬هر چند اظهارات او عجیب به‌نظر‬ ‫می‌رسید اما آثار خون روی لباس‌هایش نشان‬ ‫می‌داد که وی دست به جنایتی هولناک زده‬ ‫است‪.‬‬ ‫این مرد ‪33‬ساله در اعترافاتش گفت‪ :‬چند‬ ‫سال قبل با دختری که ایرانی بود آشنا شدم‪.‬‬

‫از وقتی مواد مصرف می‌کردم دچار سوءظن‬ ‫و بدبینی شده بودم‪ .‬برای همین مرتب با‬ ‫همسرم درگیر بودم تا اینکه روز حادثه‬ ‫به خانه رفتم و گفتم قصد جدایی دارم و‬ ‫می‌خواهم بچه را هم از او بگیرم‪ .‬بر سر این‬ ‫موضوع با هم درگیر شدیم؛ او حاضر نبود‬ ‫فرزندمان را به من بدهد‪ .‬من هم که به‌شدت‬ ‫عصبی بودم او را به قتل رساندم‪.‬‬ ‫اصال در حال خودم نبودم و نمی‌دانم چه‬ ‫شد که کودک ‪3‬ساله‌ام را به قتل رساندم‪.‬‬ ‫سرهنگ حجت نیکمرام سرپرست فرماندهی‬ ‫انتظامی مشهد با بیان این خبر گفت‪ :‬بعد از‬ ‫اعترافات هولناک این مرد افغانی‪ ،‬مأموران‬ ‫راهی محل جنایت در شهرک شهید باهنر‬ ‫مشهد شدند؛ خانه‌ای قدیمی و به‌هم‌ریخته با‬ ‫کمترین امکانات زندگی‪ .‬آنها با دیدن جسد‬ ‫خونین مادر و فرزند موضوع را به بازپرس‬ ‫ویژه قتل اطالع دادند که با دستور قاضی‬ ‫اجساد به پزشکی قانونی منتقل شد‪ .‬به گفته‬ ‫وی تحقیقات تکمیلی از متهم ادامه دارد‪.‬‬

‫محاکمه شکارچی دختربچه‌ها‬ ‫پشت درهای بسته‬ ‫مردی که خودش را راننده سرویس مدرسه‬ ‫جا می‌زد و با تهدید چاقو دختربچه‌ها را‬ ‫سوار ماشین می‌کرد و مورد آزار و اذیت قرار‬ ‫می‌داد‪ ،‬دیروز پشت درهای بسته و به صورت‬ ‫غیرعلنی محاکمه شد‪ .‬این مجرم ‪30‬ساله که‬ ‫«ابوالفضل» نام دارد‪ ،‬پس از آزار قربانیان‬ ‫کوچولو که اکثر آنان بین ‪ 7‬تا ‪ 13‬سال‬ ‫داشتند در ارابه شیطانی‌اش و سرقت طال و‬ ‫جواهرات آنها می‌گریخت‪ .‬ابوالفضل صبح‬ ‫دیروز در شعبه ‪113‬دادگاه کیفری استان‬ ‫تهران به ریاست قاضی اصغرزاده و با حضور‬ ‫چهار مستشار غیرعلنی محاکمه شد‪ .‬در این‬ ‫جلسه که بیش از سه ساعت به طول انجامید‬ ‫هفت قربانی کوچولو از مجموع ‪9‬شاکی‬ ‫این پرونده به همراه پدر و مادرشان یک به‬ ‫یک مقابل پنج قاضی ایستادند و ماجرای‬ ‫تکان‌دهنده را بازگو کردند‪ .‬متهم در حالی‬ ‫منکر اتهامات آدم‌ربایی‪ ،‬سرقت و تجاوز‬ ‫به عنف شد که والدین شاکیان برای وی‬ ‫تقاضای حکم اعدام کردند‪.‬‬ ‫نخستین شکایت‬ ‫رسیدگی به این پرونده از شانزدهم آبان‬ ‫‪ 91‬به دنبال شکایت یک زن و مرد جوان‬ ‫که دختربچه‌شان مورد آزار قرار گرفته‬ ‫بود در دستور کار پلیس قرار گرفت‪ .‬مادر‬ ‫دختر بچه به ماموران گفت‪ :‬راننده سرویس‬ ‫مدرسه دخترم دیر کرده بود و دخترم خیلی‬ ‫نگران بود‪ .‬چند دقیقه بعد یک مرد جوان‬ ‫با پژو نقره‌ای مقابل پای من و دخترم‬ ‫ایستاد و گفت دوستش راننده سرویس‬ ‫مدرسه است اما ماشینش خراب شده‪ ،‬به‬ ‫همین خاطر نتوانسته است دنبال دخترم‬ ‫بیاید‪ .‬من که حرف‌های مرد جوان را باور‬ ‫کرده بودم دخترم را سوار پژو نقره‌ای کردم‬ ‫اما چند ساعت بعد فهمیدم چه بالیی سر‬ ‫دخترم آمده است‪ .‬در حالی که تالش برای‬ ‫ردیابی شیطان پژو‌سوار آغاز شده بود چند‬ ‫شکایت مشابه به اداره آگاهی پلیس رسید و‬ ‫تحقیقات وارد مرحله تازه‌ای شد‪.‬‬ ‫ردیابی شکارچی شیطان‌صفت‬ ‫کارآگاهان در نخستین گام به چهره‌نگاری‬ ‫رایانه‌ای پرداختند و تصویر فرضی مجرم را‬


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

65


‫‪64‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫‪ ۱۰‬باور نادرست‬ ‫درمورد ایدز و‬ ‫‪HIV‬‬

‫است‪ .‬اما درصد باالی ابتالی این گروه‬ ‫می‌تواند تاحدی بخاطر مراقبت‌های بهداشتی‬ ‫ضعیف‌تر آنها باشد‪.‬‬ ‫‪ .۶‬من همجنس‌باز نیستم و از موادمخدر‬ ‫تزریقی استفاده نمی‌کنم پس هیچوقت به‬ ‫‪ HIV‬مبتال نمی‌شوم‪.‬‬

‫آیا می‌دانستید در حال حاضر ‪۳۳‬‬ ‫میلیون نفر در سراسر جهان مبتال‬ ‫به ‪ HIV‬هستند؟‬ ‫حدود ‪ ۳۰‬سال است که ‪( HIV‬ویروس‬ ‫نقص ایمنی انسانی) و ایدز (سندرم نقص‬ ‫ایمنی اکتسابی) در هاله‌ای از باورهای‬ ‫نادرست و سوءتفاهمات قرار گرفته است‪ .‬در‬ ‫برخی موارد‪ ،‬این تفکرات نادرست موجب‬ ‫بروز رفتارهایی شده که منجر به ابتالی افراد‬ ‫بیشتری به این بیماری گشته است‪ .‬بااینکه‬ ‫هنوز سواالت بیشماری درمورد این بیماری‬ ‫بدون پاسخ مانده‌اند‪ ،‬اما محققان اطالعات‬ ‫بسیار زیادی درمورد آن کسب کرده‌اند‪.‬‬ ‫در زیر به ‪ ۱۰‬مورد از نادرست‌ترین باورها‬ ‫درمورد بیماری ایدز و ویروس ‪ HIV‬اشاره‬ ‫می‌کنیم‪.‬‬ ‫‪ .۱‬با بودن کنار افراد مبتال به ‪ HIV‬من هم‬ ‫دچار آن می‌شوم‪.‬‬ ‫شواهد نشان می‌دهد که ‪ HIV‬از طریق تماس‪،‬‬ ‫اشک‪ ،‬عرق با بزاق دهان منتقل نمی‌شوند‪.‬‬ ‫ویروس ‪ HIV‬از طرق زیر منتقل نمی‌شود‪:‬‬ ‫• تنفس هوای یکسان با فرد مبتال به ‪HIV‬‬ ‫مثبت‬ ‫• تماس با سطح توالت فرنگی یا دستگیره در‬ ‫بعد از فرد مبتال به ‪ HIV‬مثبت‬ ‫• نوشیدن از چشمه آب یکسان‬ ‫• بغل کردن‪ ،‬بوسیدن یا دست دادن با فرد‬ ‫مبتال به ‪ HIV‬مثبت‬ ‫• استفاده از وسایل غذاخوری مشترک با فرد‬ ‫مبتال به ویروس ‪ HIV‬مثبت‬ ‫• استفاده از تجهیزات ورزشی مشترک در‬

‫اکثر مردها بخاطر ارتباط با جنس موافق‬ ‫خود یا استفاده از موادمخدر تزریقی به ‪HIV‬‬ ‫مبتال می‌شوند اما حدود ‪ ۱۶‬درصد از مردها‬ ‫و ‪ ۷۸‬درصد از زنان از طریق ارتباط با جنس‬ ‫مخالف است که دچار این ویروس می‌شوند‪.‬‬ ‫‪ .۷‬اگر تحت درمان باشم نمی‌توانم ‪ HIV‬را‬ ‫به کسی منتقل کنم‪.‬‬

‫باشگاه ورزشی‬ ‫از طریق خون آلوده‪ ،‬مایع منی‪ ،‬ترشحات واژن‬ ‫یا شیر مادر آلوده می‌توانید به این بیماری‬ ‫مبتال شوید‪.‬‬ ‫‪ .۲‬نیازی نیست نگران ابتال به ‪ HIV‬باشم‪.‬‬ ‫داروهای جدید کمکم می‌کنند‪.‬‬ ‫بله‪ ،‬داروهای ضدرتروویروسی بسیار پیشرفت‬ ‫کرده و جان بسیاری از مبتالیان به ‪HIV‬‬ ‫مثبت را طوالنی‌تر کرده‌اند اما بسیاری از این‬ ‫داروها گران هستند و عوارض‌جانبی جدی به‬ ‫دنبال دارند‪ .‬و البته هیچکدام از آنها درمان‬ ‫قطعی این بیماری به شمار نمی‌روند‪ .‬همچنین‬ ‫بسیاری از گونه‌های این ویروس نسبت به این‬ ‫درمان‌ها مقاومت نشان می‌دهند‪.‬‬ ‫‪ .۳‬حتی از پشه‌ها هم می‌تواند ویروس ‪HIV‬‬ ‫بگیرم‪.‬‬ ‫ازآنجاکه ویروس ‪ HIV‬از طریق خون منتقل‬ ‫می‌شود‪ ،‬بسیاری نگران این هستند که از‬ ‫طریق گزش حشرات موذی هم به این ویروس‬

‫مبتال شوند‪ .‬اما تحقیقات مختلفی در این‬ ‫زمینه انجام گرفته که هیچیک این باور را‬ ‫تایید نمی‌کنند ‪ --‬حتی در مناطقی که پر از‬ ‫پشه و موارد ‪ HIV‬است‪ .‬وقتی حشرات ما‬ ‫را می‌گزند‪ ،‬خون فردی که قب ً‬ ‫ال گزیده‌اند را‬ ‫وارد فرد بعدی نمی‌کنند‪ .‬همچنین ویروس‬ ‫‪ HIV‬مدت بسیار کوتاهی در بدن حشرات‬ ‫زنده می‌ماند‪.‬‬ ‫‪ .۴‬من مبتال به ‪ HIV‬مثبت هستم‪ .‬زندگی من‬ ‫تمام شده است‪.‬‬ ‫در سالهای اولیه پدیدار شدن این بیماری‪،‬‬ ‫میزان مرگ‌ومیر ناشی از آن بسیار باال بود‪ .‬اما‬ ‫امروزه با استفاده از داروهای ضدرتروویروسی‬ ‫به افراد مبتال به ‪ HIV‬مثبت و حتی افراد مبتال‬ ‫به ایدز کمک می‌کند سال‌های طوالنی‌تری را‬ ‫زندگی عادی داشته باشند‪.‬‬ ‫‪ .۵‬ایدز نسل‌کشی است‪.‬‬ ‫در یک تحقیق حدود ‪ ۳۰‬درصد از نژاد‬ ‫امریکایی‪-‬افریقایی‌ها و التین‌ها این دیدگاه‬ ‫خود را منعکس کردند که ‪ HIV‬یک‬ ‫سیاست دولتی برای کشتن اقلیت‌ها بوده‬

‫وقتی درمان‌های ‪ HIV‬موثر واقع می‌شوند‪،‬‬ ‫می‌توانند میزان ویروس در خونتان را تا‬ ‫جایی پایین بیاورند که در آزمایشات خون‬ ‫مشخص نشوند‪ .‬اما تحقیقات نشان می‌دهد‬ ‫که ویروس هنوز در قسمت‌های مختلف دیگر‬ ‫بدن پنهان شده است‪ .‬به همین دلیل بهتر است‬ ‫در ارتباطات جنسی خود محافظه‌کار باشید‬ ‫تا فرد دیگری را به این ویروس مبتال نکنید‪.‬‬ ‫‪ .۸‬من و همسرم هر دو مبتال به ‪ HIV‬هستیم‪،‬‬ ‫پس هیچ دلیلی برای مراقبت‌های جنسی‬ ‫نداریم‪.‬‬ ‫رابطه‌جنسی ایمن ‪ --‬استفاده از کاندوم ‪--‬‬ ‫می‌تواند از هر دو شما دربرابر قرارگیری در‬ ‫معرض سایر گونه‌های ‪ HIV‬محافظت کند‪.‬‬ ‫‪ .۹‬می‌توانم بفهمم همسرم مبتال به ‪HIV‬‬ ‫مثبت هست یا خیر‪.‬‬ ‫ممکن است سالها بدوم اینکه هیچ عالئمی‬ ‫داشته باشید مبتال به ویروس ‪ HIV‬باشید‪ .‬تنها‬ ‫راه فهمیدن ابتالی خودتان یا همسرتان این‬ ‫است که آزمایش ‪ HIV‬بدهید‪.‬‬ ‫‪ .۱۰‬با رابطه‌جنسی دهانی نمی‌توان به ‪HIV‬‬ ‫مبتال شد‪.‬‬


‫‪63‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫زنان از چه بايد‬ ‫بترسند؟‬

‫با وجود افزايش شيوع برخي‬ ‫سرطان‌ها آنچه كه اطمينان‌بخش‬ ‫است‪ ،‬اين است كه اكثر‬ ‫سرطان‌هاي زنان‪ ،‬قابل پيشگيري‬ ‫هستند‪.‬‬ ‫اگر شما از سرطان پستان مي‌ترسيد‪ ،‬بايد بدانيد‬ ‫كه سرطان‌هايي مانند سرطان ريه‪ ،‬دستگاه‬ ‫گوارش (كولوركتال)‪ ،‬مثانه و تيروئيد هم‬ ‫مي‌توانند زنان زيادي را با خطر مواجه كنند‪.‬‬ ‫حتي برخي از اين سرطان‌ها‪ ،‬جديد ًا در ميان‬ ‫زنان در حال افزايش است‪ .‬البته زياد نگران‬ ‫نباشيد زيرا پيشرفت‌هاي اميدوار كننده‌اي نيز‬ ‫براي مبارزه با اين سرطان‌ها به‌وجود آمده‬ ‫است‪.‬‬ ‫در حال حاضر‪ ،‬روش‌هاي جديدي‬ ‫براي تشخيص سرطان دستگاه گوارش‬ ‫(كولوركتال) در مراحل اوليه ابداع شده‌اند‬ ‫و روش‌هايي نيز براي درمان سرطان مثانه‪.‬‬ ‫اما آنچه كه اطمينان بخش است‪ ،‬اين است‬ ‫كه اكثر سرطان‌هاي زنان‪ ،‬قابل پيشگيري‬ ‫هستند‪ .‬تغذيه نامناسب‪ ،‬سيگار كشيدن و‬ ‫يك شيوه زندگي كم تحرك‪ ،‬تمام ًا با ايجاد‬ ‫سرطان مرتبط هستند‪ ،‬بنابراين خطر ابتال به‬ ‫سرطان‪ ،‬تا حدي به خود شما بستگي دارد‪.‬‬ ‫نسخه پيچيده شده براي اين مورد‪ ،‬يك نسخه‬ ‫استاندارد و تكراري است‪ :‬سيگار نكشيد‪،‬‬ ‫روزانه ميوه و سبزيجات زيادي بخوريد‪،‬‬ ‫ورزش كنيد‪ ،‬از نور خورشيد بي‌بهره نمانيد‬ ‫و وزن خود را مناسب نگه داريد‪ .‬براي‬ ‫اينكه سرطان را زود غافلگير كنيد‪ ،‬سعي‬ ‫كنيد آزمايش‌هاي غربالگري منظمي مانند‬ ‫پاپ‌اسمير‪ ،‬ماموگرافي و كولونوسكوپي داشته‬ ‫باشيد‪ .‬در اين مقاله كه در ‪ 2‬قسمت تقديم‬ ‫مي‌شود سعي مي‌كنيم شما را با مهم‌ترين‬ ‫سرطان‌هايي كه زنان را درگير مي‌كنند‪،‬‬ ‫نشانه‌هاي آنها و راه مقابله با آنها‪ ،‬آشنا كنيم‪.‬‬ ‫سرطان‌ مثانه‬ ‫شيوع سرطان مثانه در ميان زنان جوان يعني‬ ‫جمعيتي كه قب ً‬ ‫ال چندان به اين بيماري مبتال‬ ‫نمي‌شدند‪ ،‬در سال‌هاي اخير رو به افزايش‬ ‫است‪ .‬سرطان مثانه‪ ،‬معمو ً‬ ‫ال در اواخر‬ ‫عمر به‌وجود مي‌آمد و شما در گذشته زنان‬ ‫جوان مبتال به اين سرطان را نمي‌ديديد‪.‬‬ ‫عامل اصلي‪ ،‬شروع كشيدن سيگار در سنين‬ ‫جواني است‪ .‬در حال حاضر تعداد دختران‬ ‫دبيرستاني كه سيگار مي‌كشند يا از ديگر‬ ‫انواع دخانيات استفاده مي‌كنند در حال‬ ‫افزايش است و همين باعث ابتال آنها در‬ ‫سنين پايين‌تر مي‌شود‪ .‬نشانه‌ها‪ :‬وجود خون‬ ‫در ادرار و تكرار ادرار‪ ،‬نشانه‌هاي اين سرطان‬ ‫هستند‪ .‬سرطان مثانه همچنين مي‌تواند خود‬ ‫را به صورت عفونت‌هاي ادراري كه به‬ ‫آنتي‌بيوتيك‌ها جواب نمي‌دهند‪ ،‬نشان دهد‪.‬‬

‫درمان‪ :‬حدود ‪ 70‬تا ‪ 80‬درصد از سرطان‌هاي‬ ‫مثانه در مراحل اوليه تشخيص داده مي‌شوند‪،‬‬ ‫بنابراين براي درمان از يك آندوسكوپ‬ ‫براي برداشتن توده‌هاي سرطاني در مثانه‬ ‫استفاده مي‌شود‪ .‬شيمي‌درماني و ايمني درماني‬ ‫نيز براي جلوگيري از عود سرطان تجويز‬ ‫مي‌شوند‪ .‬مثانه‌هاي جديد مي‌توانند از قسمتي‬ ‫از معده ساخته شوند و به زنان مبتال اجازه‬ ‫دهند به‌صورت طبيعي‌تري‪ ،‬ادرار كنند‪ .‬البته‬ ‫اين نوع مثانه در صورت پر بودن نمي‌تواند‬ ‫مانند يك مثانه طبيعي منقبض شود و اين زنان‬ ‫براي خالي كردن مثانه‌شان‪ ،‬بايد به خود فشار‬ ‫بياورند و عضالت شكمشان را سفت كنند‬ ‫كه اين كار هنوز هم از داشتن يك كيسه ادرار‬ ‫دايمي بهتر است‪.‬‬ ‫سرطان پستان‬

‫سرطان پستان‪ ،‬شايع‌ترين سرطان زنان است‪.‬‬ ‫گفته مي‌شود كه يك زن از هر ‪ 7‬زن دچار اين‬ ‫سرطان مي‌شود‪ .‬ولي اين احتمال‪ ،‬آنچنانكه‬ ‫شما فكر مي‌كنيد زياد نيست‪ ،‬زيرا اين احتمال‬ ‫در تمام طول عمر است و اگر شما آنقدر‬ ‫عمر كنيد تا ‪ 90‬ساله شويد‪ ،‬آنگاه احتمال‬ ‫سرطان پستان در شما يك به هفت خواهد‬ ‫بود‪ .‬در صورتي كه خانم‌ها فكر مي‌كنند كه‬ ‫اگر در يك مهماني زنانه با ‪ 6‬نفر ديگر باشند‪،‬‬ ‫يكي از آنها سرطان پستان خواهد داشت! در‬ ‫واقع‪ ،‬طبق آخرين آمار انجمن سرطان آمريكا‪،‬‬ ‫احتمال متوسط سرطان پستان براي يك خانم‬ ‫‪ 39‬ساله‪ ،‬يك در ‪ 229‬است و براي زنان ‪‌40‬‬ ‫تا ‪ 59‬ساله‪ ،‬به يك مورد در ‪ 24‬نفر افزايش‬ ‫مي‌يابد‪.‬‬ ‫نشانه‌ها‪ :‬نشانه كالسيك سرطان پستان‪ ،‬يك‬

‫توده كوچك سفت و بدون درد در پستان‬ ‫است‪ .‬نشانه‌هاي ديگر شامل تغيير در شكل‬ ‫پستان‪ ،‬تغيير در اندازه و تقارن پستان‌ها‪ ،‬نوك‬ ‫پستان فرو رفته‪ ،‬ترشح از پستان كه غير مرتبط‬ ‫به حاملگي باشد‪ ،‬و ايجاد فرورفتگي‌هايي در‬ ‫سطح پوست پستان هستند‪ .‬توده‌هايي كه در‬ ‫طي مدت دو هفته پس از پايان قاعدگي‪،‬‬ ‫ناپديد مي‌شوند‪ ،‬اكثر ًا كيستش هستند و نه‬ ‫توده سرطاني‪ ،‬ولي تا زماني‌كه پزشكتان اين‬ ‫مورد را بررسي نكند‪ ،‬شما نمي‌توانيد آن را‬ ‫تشخيص بدهيد‪ .‬درمان‪ :‬اگر زود تشخيص‬ ‫داده شود‪ ،‬تومورهاي كوچك معموال با‬ ‫برداشتن توده‪ ،‬اشعه درماني و وابسته به‬ ‫اندازه‪ ،‬نوع و گسترش سرطان؛ شيمي‌درماني و‬ ‫هورمون درماني‪ ،‬درمان مي‌شوند‪ .‬تومورهاي‬ ‫بزرگ‌تر‪ ،‬ممكن است احتياج به برداشتن‬ ‫پستان همراه با اشعه درماني و احتماال شيمي‬ ‫درماني داشته باشند‪ .‬جراحان همچنين عادت‬ ‫داشتند كه تمام غدد لنفاوي زير بغل را بر‬ ‫دارند ولي امروزه‪ ،‬تنها يك يا چند تا از غده‌ها‬ ‫را برمي‌دارند و از آنها بيوپسي مي‌گيرند‪ ،‬اگر‬ ‫آن غده‌ها سرطاني نبود‪ ،‬بقيه غدد لنفاوي زير‬ ‫بغل را بر نمي‌دارند‪ .‬اين روش جديد كه براي‬ ‫تومورهاي كوچك استفاده مي‌شود‪ ،‬درمان‬ ‫سرطان پستان را بهتر‪ ،‬عوارض پس از عمل‬ ‫جراحي را كمتر و بهبودي را سريع‌تر كرده‬ ‫است‪ .‬اين كار مي‌تواند با يك بيهوشي موضعي‬ ‫و اندكي آرام‌بخش تزريقي صورت بگيرد‪.‬‬ ‫بدين‌صورت بيماران مي‌توانند همان روز يا‬ ‫روز بعد به خانه بروند‪.‬‬ ‫سرطان دهانه رحم‬ ‫اگرچه در سال ‪ 2004‬حدود يك از هر ‪50‬‬ ‫مورد سرطان تهاجمي دهانه رحم كشنده بود‬ ‫واقعيت اين است كه مرگ‌ومير كلي اين‬ ‫بيماري در دهه‌هاي گذشته رو به كاهش بوده‬ ‫است‪ .‬اين واقعيت‪ ،‬عمدت ًا به دليل غربالگري‬ ‫ساليانه با پاپ اسمير است كه نتايج آن‬ ‫باعث مي‌شود ضايعات پيش سرطاني قبل‬ ‫از تبديل به سرطان تهاجمي برداشته شوند‪.‬‬ ‫نشانه‌ها‪‌:‬خونريزي غيرطبيعي در فواصل‬ ‫قاعدگي‌ها يا بعد از رابطه جنسي (مقاربت)‪،‬‬ ‫مي‌تواند نشانگر اين باشد كه سرطان دهانه‬ ‫رحم به بيرون از دهانه رحم گسترش يافته‬ ‫است‪ .‬سرطان دهانه رحم در مراحل اوليه‪،‬‬ ‫معمو ً‬ ‫ال عاليم هشداردهنده‌اي ندارد‪ .‬ولي‬ ‫اكثر زنان مبتال‪ ،‬معموال ضايعات پيش‬ ‫سرطاني دارند كه با پاپ‌اسمير غيرطبيعي‬ ‫رديابي و سپس درمان مي‌شوند‪ .‬درمان‌‪ :‬اكثر‬ ‫بدخيمي‌هاي دهانه رحم با جراحي برداشته‬ ‫مي‌شوند‪ .‬در مورد سرطان دهانه رحمي كه در‬ ‫مراحل اوليه است‪ ،‬رحم و دهانه رحم برداشته‬ ‫مي‌شوند‪ .‬سرطان‌ دهانه رحم پيشرفته‌تر معموال‬ ‫با هيستركتومي راديكال(برداشتن دهانه رحم‪،‬‬ ‫قسمتي از واژن‪ ،‬رحم‪ ،‬لوله‌هاي رحمي‪،‬‬ ‫تخمدان‌ها و غدد لنفاوي) درمان مي‌شود‪.‬‬ ‫با توجه به اندازه تومور و گسترش آن ممكن‬ ‫است اشعه درماني و شيمي درماني نيز موارد‬ ‫استفاده قرار گيرند‪ .‬بقاي ‪ 5‬ساله در مورد‬ ‫سرطان دهانه رحم اوليه‪ 92 ،‬درصد و در‬ ‫مورد خيلي پيشرفته ‪ 17‬درصد است‪.‬‬


‫‪62‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫ش اشتها هستید؟ بخوانید‬ ‫زیادی خو ‌‬ ‫اگر یکی دو ساعت بعد از غذا‬ ‫خوردن شکمتان به قار و قور‬ ‫می‌افتد و همیشه‌ی خدا گرسنه‌اید‬ ‫معنی‌اش این است که بزنیم به‬ ‫ش اشتها هستید‪.‬‬ ‫تخته زیادی خو ‌‬ ‫با این توصیف احتما ً‬ ‫ال کمی تا‬ ‫نیمه‌ای چاق هم هستید‪...‬‬

‫اگر دنبال راه‌حل‌هایی برای کاهش اشتهای‬ ‫خود و استارت زدن الغری هستید مطالعه‌ی‬ ‫این مطلب به دردتان می‌خورد‪ .‬لطف ًا خط به‬ ‫خط با ما باشید‪.‬‬ ‫گرسنه‌ام گرسنه‬ ‫معده‌تان واقع ًا خالی است یا اینکه فقط‬ ‫می‌خواهید چیزی بخورید! در هر حال‬ ‫عکس‌العملتان یکی است‪ :‬اینکه نیاز به مواد‬ ‫غذایی دارید و باید غذا میل کنید؛ اما نتیجه‬ ‫کامال متفاوت از آب در میاید‪ .‬زمانی که‬ ‫گرسنه‌اید اوضاع تحت کنترل است چون شما‬ ‫فقط برای کسب انرژی غذا می‌خورید و به آن‬ ‫نیاز دارید؛ اما زمانی که معده‌تان خالی نیست‬ ‫غذا خوردن شما نتیجه‌ای غیر از چاق شدنتان‬ ‫نخواهد داشت‪.‬‬ ‫چه باید کرد؟‬ ‫برای اینکه بفهمید واقع ًا گرسنه‌تان است یا‬ ‫نه باید اول آب بنوشید‪ .‬چون آب بهترین ضد‬ ‫اشتهای طبیعی محسوب می‌شود‪ .‬اگر بعد‬ ‫از آن معده‌تان همچنان قار و قور کرد یعنی‬ ‫اینکه واقع ًا خالی است و انرژی کم آورده‌اید؛‬ ‫یعنی اینکه قب ً‬ ‫ال به میزان کافی یا درست غذا‬ ‫نخورده‌اید و الزم است چیزی میل کنید‪.‬‬ ‫این مواد غذایی معده را حسابی پر می‌کنند‬ ‫برای اینکه کامال سیر شوید و چند ساعت بعد‬ ‫از غذا صدای معده‌تان در نیاید بهتر است‬ ‫از مواد غذایی «معده پر کن» در آخر غذا‬ ‫استفاده کنید؛ مث ً‬ ‫ال از میوه‌های سرشار از‬ ‫پکتین مانند سیب استفاده کنید که معده را‬ ‫کامال پر می‌کنند‪ .‬سبزیجات پخته‌شده نیز‬ ‫همین خاصیت را دارند‪ .‬در نهایت برای اینکه‬ ‫مغزتان فرصت دریافت و مخابره‌ی سیری را‬ ‫پیدا کند از مواد غذایی مناسبی استفاده کنید‬ ‫که نیاز به جویدن بیشتر داشته باشد‪.‬‬ ‫اگر بعد از غذا بیش از حد احساس گرسنگی‬ ‫کردید نیازی نیست خودتان را ناراحت کنید؛‬

‫اما نباید یک پرس غذای دیگر هم نوش جان‬ ‫کنید‪ .‬در این مواقع به سراغ میوه‌های خشک‬ ‫بروید که خیلی زود احساس سیری ایجاد‬ ‫می‌کنند‪.‬‬ ‫بی‌خیال صبحانه نشوید‬ ‫صبحانه را دست کم نگیرید و هیچ‌وقت از‬ ‫خیرش نگذرید‪ .‬به خاطر اینکه مهم‌ترین‬ ‫وعده‌ی غذایی روزانه است‪ .‬می‌پرسید چرا؟‬ ‫چون همین صبحانه وعده‌های دیگر را تنظیم‬ ‫می‌کند‪ .‬اگر صبحانه را کامل میل نکنید‬ ‫امکان اینکه خیلی زود انرژی کم بیاورید‬ ‫و مث ً‬ ‫ال ساعت ‪ 11‬صبح دلتان ضعف برود‬ ‫خیلی زیاد است‪ .‬برای همین هم شروع به‬ ‫ریزه‌خواری خواهید کرد و تعادل غذایی آن‬ ‫روزتان به هم خواهد خورد‪ .‬توصیه می‌کنیم‬ ‫برای صبحانه حتم ًا غالت‪ ،‬نان سبوس‌دار با‬ ‫پنیر‪ ،‬گردو یا کره‪ ،‬تخم‌مرغ‪ ،‬املت یا غیره و‬ ‫همچنین یک واحد میوه (نه آب میوه) میل‬ ‫کنید‪.‬‬ ‫چاره‌ی کار آب خوردن نیست‬ ‫بله درست است که آب یک ضد اشتهای‬ ‫طبیعی است اما اشتها را کاهش نمی‌دهد‪.‬‬ ‫برای همین بی‌فایده است که مدام آب بنوشید‪.‬‬ ‫درست است که آب معده را پر می‌کند و جای‬ ‫کمی برای مواد غذایی باقی می‌گذارد اما‬ ‫همین آب خیلی زود از معده خارج می‌شود و‬ ‫معده دوباره خالی خواهد شد‪ .‬بهتر است موقع‬ ‫غذا خوردن مواد غذایی مناسب و شکم‌پرکن‬ ‫استفاده کنید؛ مانند مواد غذایی سرشار از‬ ‫پروتئین‪.‬‬ ‫این حقیقت دارد که با کاهش حجم غذا‬ ‫اندازه‌ی معده هم به مرور کوچک‌تر می‌شود‪.‬‬ ‫اگر عادت دارید تند غذا بخورید معده بیش‬

‫از اندازه پر می‌شود و به مرور بزرگ می‌شود‪.‬‬ ‫برای همین هم اوال به این زودی‌ها سیر‬ ‫نمی‌شوید و ثانی ًا خیلی زود گرسنه‌تان می‌شود‪.‬‬

‫چیزی به نفع دیگری است‪ .‬زمانی که مث ً‬ ‫ال‬ ‫هوس شکالت کردید از خیر بستنی یا پفک‬ ‫بگذرید و برعکس‪.‬‬

‫زمانی که اشتها زیاد است باید تمام تالشتان‬ ‫را بکنید حجم غذایی که می‌خورید را کاهش‬ ‫دهید تا به مرور اندازه‌ی معده‌تان کوچک‌تر‬ ‫شود؛ اما این کار نیاز به زمان و صبر زیادی‬ ‫دارد‪ .‬در واقع حدود ‪ 2‬تا ‪ 3‬ماه طول می‌کشد‬ ‫که بتوانید به این وضعیت عادت کنید و سایز‬ ‫معده‌تان کوچک‌تر و اشتهایتان کمتر شود‪.‬‬

‫جراحی آخرین گزینه‌تان باشد‬

‫گاهی حالش را ببرید‬ ‫درست است که تصمیم گرفته‌اید اشتهایتان را‬ ‫کاهش دهید اما معنی‌اش این نیست که زیاده‬ ‫از حد به خودتان سخت بگیرید‪ .‬زمانی که‬ ‫یک ماده‌ی غذایی با پرزهای چشایی تماس‬ ‫می‌یابد در مغز هورمونی به آندورفین ترشح‬ ‫می‌شود که احساس لذت ایجاد می‌کند‪ .‬برای‬ ‫همین هم حالمان خوب می‌شود‪.‬‬ ‫زمانی که یاد بگیرید درست غذا بخورید از‬ ‫هر آنچه می‌خورید لذت ببرید الزم نیست‬ ‫زیاد بخورید تا به این لذت برسید‪ .‬فرض کنید‬ ‫دلتان بستنی یا پفک می‌خواهد الزم نیست‬ ‫خودتان را محروم کنید؛ اما نباید پشت سر هم‬ ‫پفک‌ها را روانه‌ی دهانتان بکنید‪ .‬بهترین کار‬ ‫این است که پفک را روی زبانتان بگذارید‬ ‫و اجازه دهید به آرامی ذوب شود‪ .‬در همان‬ ‫حال روی لذتی که از طعم آن می‌برید تمرکز‬ ‫کنید‪.‬‬ ‫با بستنی و دیگر تنقالت هم همین کار را‬ ‫بکنید‪ .‬خواهید دید با چند عدد پفک یا چند‬ ‫قاشق بستنی به همان لذت یک بسته یا یک‬ ‫پیاله خواهید رسید‪ .‬مسئله‌ی دیگری که بهتر‬ ‫است همیشه در ذهن داشته باشید گذشتن از‬

‫حتم ًا اسم حلقه‌ی معده‪ ،‬بای پس و اسلیو به‬ ‫گوشتان خورده است‪ .‬در بیشتر مواقع تغذیه‌ی‬ ‫نامناسب‪ ،‬مشکالت روحی روانی‪ ،‬پرخوری‪،‬‬ ‫ریزه‌خواری و غیره باعث می‌شود که کنترل‬ ‫معده از دست فرد خارج شود و دیگر نتواند‬ ‫خورد و خوراکش را کنترل کند‪ .‬در این‬ ‫صورت روش‌های جراحی می‌تواند راه‌حلی‬ ‫برای مشکل باشد اما حواستان باشد که‬ ‫همیشه جراحی آخرین گزینه است نه اولین‪.‬‬ ‫حلقه‌ی معده‬ ‫در این روش حلقه‌ای دور معده کار می‌گذارند‬ ‫تا حجم معده را کاهش دهد‪ .‬در این صورت‬ ‫فرد مجبور است کمتر غذا بخورد چون در‬ ‫غیر این صورت معده خیلی زود پر شده و‬ ‫به اصطالح سرریز می‌شود؛ یعنی اینکه فرد‬ ‫استفراغ می‌کند‪.‬‬ ‫عمل بای پس‬ ‫در این روش معده را با تغییر دادن مسیر غذا‬ ‫کوچک‌تر می‌کنند‪ .‬در واقع معده را به روده‬ ‫وصل می‌کنند تا غذا مستقیم ًا وارد آن شود‪.‬‬ ‫البته به این سادگی که ما می‌گوییم نیست اما‬ ‫هدف نهایی این عمل این است که فرد غذای‬ ‫کمتری مصرف کند و مواد غذایی نیز کمتر‬ ‫جذب شوند‪.‬‬ ‫اسلیو‬ ‫در این عمل قسمتی از معده را جدا می‌کنند‬ ‫و معده به شکل لوله‌ای شبیه موز در می‌آید که‬ ‫عبور غذا را به کندی انجام می‌دهد‪ .‬در واقع‬ ‫بعد از این عمل فرد خیلی زود احساس سیری‬ ‫می‌کند و نیازی پرخوری ندارد‪.‬‬ ‫اما اما‪...‬‬ ‫اما حواستان باشد که تمام این جراحی‌ها‬ ‫معایب و عوارض خود را دارند‪ .‬این روش‌ها‬ ‫برای افرادی مناسب است که دچار چاقی‬ ‫زیاده از حد هستند‪ .‬برای همین الزم نیست‬ ‫شما که کمی اضافه‌وزن دارید خودتان را‬ ‫درگیر جراحی‌های این‌چنینی بکنید‪ .‬به خاطر‬ ‫اینکه عوارض آن تا آخر عمر در بدنتان‬ ‫خواهد ماند‪ .‬بهتر است با روش‌های طبیعی‬ ‫به جنگ اشتهای زیاد خود بروید و بااراده و‬ ‫صبوری عادت‌های غذایتان را اصالح کنید‪.‬‬


‫‪61‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫نکاتی دربارۀ‬ ‫انرژی و رابطه‬ ‫جنسی‬

‫عالوه بر استرس‪ ،‬فشارهای روحی‬ ‫و درگیری های ذهنی ‪،‬نوع تغذیه‬ ‫نیز بر انرژی جنسی تأثیرمی گذارد‪.‬‬ ‫سه مادۀ خوراکی محرک قوۀ‬ ‫جنسی از این قرار است ‪:‬‬

‫‪ -1‬شکالت تلخ‪ ،‬زنانی که حداقل یک‬ ‫بار در روز از شکالت های تلخ با حداقل‬ ‫‪ %70‬کاکائو استفاده می کنند‪،‬انرژی جنسی‬ ‫باالتری نسبت به بقیۀ زنان دارند‪.‬‬ ‫‪ -2‬انار‪ ،‬میدانیم که انار حاوی مقدار بسیار‬ ‫باالی آنتی اکسیدان است‪.‬این ماده به گردش‬ ‫جریان خون کمک می کند و به این ترتیب‬ ‫خون رسانی را به اندام های تناسلی آسانتر‬ ‫می کند‪.‬‬ ‫در حقیقت اگر شما نصف یک انار را قبل‬ ‫از رفتن به رختخواب میل کنید انگار نوعی‬ ‫ویاگرای طبیعی مصرف کرده اید‪.‬‬ ‫‪ -3‬جوز کاج‪ ،‬که حاوی زینک است ‪.‬این‬ ‫ماده به تولید تستوسترون که هورمون جنسی‬ ‫است‪ ،‬کمک می کند و خوردن مشتی از این‬ ‫جوز روزانه به باال رفتن انرژی جنسی کمک‬ ‫می کند‪.‬‬ ‫یکی دیگر از دالیلی که کاهش میل جنسی‬ ‫را در زنان موجب می شود این است که آنها‬ ‫هنگام معاشقه درد احساس می کنند و راحت‬ ‫نیستند‪ .‬یک نزدیکی دردناک به هیچ عنوان‬ ‫لذت بخش نیست‪ .‬اگر شما نیز چنین تجربه‬ ‫ای دارید ‪،‬‬ ‫دو راه به شما پیشنهاد می کنیم ‪:‬‬ ‫یک اینکه حاضر شوید این مسئله را با‬ ‫پزشک خود درمیان بگذارید و مشکلتان را‬ ‫برای وی شرح دهید تا او برایتان آنچه الزم‬ ‫می داند‪ ،‬تجویز کند‪.‬‬ ‫راه دوم این است که اگر حاضر به مشاوره‬ ‫با پزشکتان نیستید از محصوالتی چون کرم‬

‫استروژن‪،‬حلقۀ استروژن که در واژن جاسازی‬ ‫می شود ‪ ،‬یا از صفحه های استروژن که به‬ ‫دیوارۀ رحم می چسبند کمک بگیرید‪.‬‬ ‫بد نیست در آخر دو راز را با شما در میان‬

‫بگذاریم‪:‬‬ ‫ً‬ ‫‪ -1‬تقریبا همه چیز به وضعیت انتخابی برای‬ ‫مقاربت بستگی دارد‪ .‬برای معاشقه ای لذت‬ ‫بخش باید وضعیتی را که شریکتان انتخاب‬

‫کرده است بپسندید‪.‬‬ ‫‪ -2‬بهترین زمان برای رسیدن به اوج لذت‬ ‫جنسی صبح هاست‪.‬‬


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

60


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

59


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

58


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

57


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

56


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

55


‫‪54‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫آقایان پول ندهید‪ ،‬دل بدهید‬ ‫زن‌ها دوست دارند مردشان‪،‬‬ ‫احساسی که نسبت به هر چیز‬ ‫دارند را دقیقا درک کند‪ .‬همین‬ ‫درک نکردن باعث می‌شود‬ ‫گاهی حرف‌هایی بزنند که توسط‬ ‫مردهایشان چیز دیگری تفسیر‬ ‫‌شود‪ .‬در حالی که منظور زن اصال‬ ‫آن نبوده‪.‬‬ ‫‪ :‬استثنا‌ها را بگذارید کنار‪ .‬زن‌ها‬ ‫طبیعت‌شان با مردها فرق می‌کند‪.‬‬

‫روانشناسی‌شان با آنها فرق می‌کند و نحوه‬ ‫عملکرد مغزشان نیز متفاوت است‪ .‬به خاطر‬ ‫همین تفاوت‌هاست که تاریخ برایشان مهم‬ ‫است‪ .‬عدد و رقم‌ها نقش مهمی در زندگی‌شان‬ ‫دارند و دل‌شان می‌خواهد روزهای خاصی را‬ ‫بهشان یادآوری کنند و برایشان جشن بگیرند‪.‬‬ ‫ولی احتماال شما هم جزو مردانی هستید که‬ ‫به دالیل مختلف گاهی روزهای مهمی مانند‬ ‫تولد‪ ،‬سالگرد ازدواج‪ ،‬سالگرد آشنایی را‬ ‫از یاد می‌برید؟ ولی باور کنید به یاد داشتن‬ ‫این روزها و تکریم زن در ایام خاص چیزی‬ ‫نیست که بتوانید با یک عذرخواهی از زیر‬ ‫آن در بروید‪ .‬راستی امسال برای هفته زن چه‬ ‫برنامه‌ای داشتید؟ اگر تا االن کاری نکرده‌اید‬ ‫اشکالی ندارد‪ .‬هنوز فرصت دارید‪ .‬ما برای‬ ‫شما پیشنهادهایی داریم که در مناسبت‌های‬ ‫مختلف بتوانید به معنای واقعی «زن‌داری»‬ ‫کنید و همسر ایده‌آلی از نگاه زنتان باشید‪.‬‬ ‫اینجوری نگاه نکنید؛ پیشنهاد ما خرید طال‬ ‫و پول خرج کردن و این ولخرجی‌ها نیست‪.‬‬ ‫این تصور غلط شما مردهاست‪ .‬خانم دکتر‬ ‫سیما فردوسی امروز به شما می‌گوید چطور‬ ‫می‌توانید بدون هیچ هزینه‌ای به معنای واقعی‬ ‫کلمه مرد ایده‌آل خانه‌تان شوید‪.‬‬ ‫همین چند روز را درکش کنید‬ ‫هر زنی دلش می‌خواهد شوهرش فکر‪ ،‬سلیقه‬ ‫و احساسش را درک کند؛ نه اینکه بهش‬ ‫دستور بدهد «تو باید اینطوری باشی» و‬ ‫«نباید اینطوری باشی» هیچ زنی چنین مردی‬ ‫را دوست ندارد‪ .‬زن‌ها دوست دارند مردشان‪،‬‬ ‫احساسی که نسبت به هر چیز دارند را دقیقا‬ ‫درک کند‪ .‬همین درک نکردن باعث می‌شود‬ ‫گاهی حرف‌هایی بزنند که توسط مردهایشان‬ ‫چیز دیگری تفسیر ‌شود‪ .‬در حالی که منظور‬ ‫زن اصال آن نبوده‪.‬‬ ‫بگذارید بفهمد که احترام می گذارید‬ ‫زن ها دوست دارند همسرشان به خانواده‌شان‬

‫احترام بگذارد و مثل خانواده خودش با آنها‬ ‫رفتار کند‪ .‬اما بعضی آقایان تصور می‌کنند‬ ‫زن‌ها می‌خواهند فقط با خانواده خودشان‬ ‫رفت و آمد کنند‪ ،‬به نظرشان زن‌ها انحصاری‬ ‫فکر می‌کنند‪ ،‬و نظرشان این است که تو فقط‬ ‫باید پیش من باشی‪ ،‬با من حرف بزنی‪ ،‬با من‬ ‫بیرون بروی و ‪ ...‬این تفکر شامل همه خانم‬ ‫ها نمی‌شود‪ .‬پس مرد در مقابل زنش نباید‬ ‫جبهه بگیرد‪.‬‬ ‫دروغ نگویید‬ ‫خانم‌ها دوست ندارند آقایان دروغ بگویند‪.‬‬ ‫اما گاهی مردها فکر می‌کنند اگر راستش را‬ ‫بگویند ممکن است خانم نگذارد فالن کار‬ ‫را بکنند یا فالن جا بروند‪ .‬گاهی حتی مردی‬ ‫نگران است که اگر راست بگوید باعث از‬

‫بین‌رفتن آرامش همسرش شود‪ .‬اما آقایان‬ ‫اگر روش و استراتژی درستی داشته باشند‪،‬‬ ‫بدانند چطور حرف بزنند‪ ،‬چه بگویند‪ ،‬چه‬ ‫نگویند‪ ،‬از چه کلماتی استفاده کنند یا نکنند‬ ‫و لحن‌شان چطور باشد‪ ،‬نیازی به دروغ گفتن‬ ‫پیدا نمی‌کنند‪.‬‬ ‫سخت است اما می‌شود گاهی هم پرخاشگر‬ ‫نبود‬ ‫اقتدار با پرخاشگری فرق دارد‪ .‬زن‌ها از‬ ‫پرخاشگری مردها بدشان می‌آید‪ .‬درست‬ ‫است که زن‌ها دوست دارند دلشان به یک‬ ‫همسر مقتدر گرم باشد اما هیچ زنی نیست‬ ‫که بگوید‪« :‬من دوست دارم شوهرم خشن‬ ‫باشد‪ ».‬پس مردها باید حواس‌شان باشد که‬ ‫خشونت به کار نبرند‪ ،‬صدایشان را باال نبرند‬ ‫و به همسرشان احترام بگذارند‪ .‬اگر مردی‬ ‫می‌خواهد زنش را درک کند‪ ،‬باید برایش‬ ‫احترام قائل باشد؛ اما در حد متعادل‪ .‬خانم‌ها‬ ‫هم مرد متعادل دوست دارند‪.‬‬ ‫شما بلد نیستید از دیگران مشورت بگیرید‬

‫زن‌ها دل‌شان می‌خواهد مورد مشورت قرار‬ ‫بگیرند‪ .‬در مورد مسائل کاری نه‪ ،‬اما در‬ ‫سایر مسائل‌ به‌خصوص مسائل مربوط به‬ ‫خانواده‪ ،‬بچه‌ها‪ ،‬معاشرت‌ها و خر��دکردن‌ها‪،‬‬ ‫زن‌ها دوست دارند از آنها مشورت و نظرشان‬ ‫پرسیده شود‪ .‬بعضی مردها حتی در مورد‬ ‫کارهای جالبی مثل مسافرت رفتن هم نظر‬ ‫نمی‌پرسند‪ .‬فقط می‌گویند برویم فالن جا‪.‬‬ ‫این مدل از آقایان حتی اگر نیت‌شان هم‬ ‫خوب باشد‪ ،‬حس منفی در همسرشان ایجاد‬ ‫می‌کنند‪ .‬در حالی که خانم‌ها دوست دارند در‬ ‫خانواده دیده شوند‪ ،‬مطرح شوند‪ ،‬صاحب‌نظر‬ ‫باشند و نظری که می‌دهند در پاره‌ای موارد‬ ‫اعمال شود‪.‬‬ ‫به‌خودتان اجازه ندهید که مقایسه کنید‬ ‫خانم‌ها دلشان نمی‌خواهد با زن دیگری‬ ‫مقایسه شوند؛ بنابراین دست از مقایسه‬ ‫کردن بردارید‪ .‬زن‌ها طبیعت‌شان این است‬ ‫که دوست ندارند شوهرشان از یک خانم‬ ‫دیگر خیلی تعریف کند‪ .‬هی نگویید خانم‬ ‫فالنی چقدر کدبانو است‪ ،‬چقدر دستپختش‬ ‫خوب است و‪ . ...‬طبیعت خانم‌ها این است‬ ‫که دوست ندارند شوهرشان از خانم دیگری‬

‫تعریف کند‪ .‬می‌خواهند مطمئن باشند از نظر‬ ‫همسرشان بهترین هستند‪.‬‬ ‫سالی ‪7-8‬بار دوستت دارم گفتن سخت‬ ‫نیست‬ ‫خانم‌ها دوست دارند شوهرشان به آنها ابراز‬ ‫عالقه کند‪ .‬می‌خواهند بفهمند که مردشان هم‬ ‫به زندگی‌اش عالقه دارد‪ .‬مردها می‌گویند‪:‬‬ ‫«عالقه دارم دیگر؛ وقتی اینقدر کار می‌کنم‬ ‫یعنی عالقه دارم‪ ».‬اما واقعا این آن چیزی‬ ‫نیست که خانم‌ها دوست دارند بشنوند‪ .‬زن‌ها‬ ‫دوست دارند «عزیزم خیلی دوستت دارم»‬ ‫را بشنوند‪ .‬مرد باید وسط روز زنگ بزند‬ ‫و بگوید‪« :‬چطوری؟ چکار می‌کنی؟ دلم‬ ‫برایت تنگ شده‪ ».‬مختصر و مفید اما مؤثر‪.‬‬ ‫خیلی از خانم‌ها چنین چیزی را دریافت‬ ‫نمی‌کنند‪.‬‬ ‫شما شوهر خوبی هستید اما از زنتان هم‬ ‫تعریف کنید‬ ‫زن‌ها دوست دارند از زیبایی‌هایشان تعریف‬ ‫بشود؛ چه زیبایی‌های ظاهری و چه رفتاری‪.‬‬ ‫دوست دارند بشنوند‪« :‬امروز چقدر قشنگ‬

‫شدی‪ ،‬امروز چقدر قشنگ‌تر شدی‪ ،‬این‬ ‫لباسی که پوشیدی چقدر بهت می‌آید‪ ،‬این‬ ‫رنگ خیلی تو را شاداب نشان می‌دهد و‪»...‬‬ ‫درواقع دوست دارند شوهرشان تغییرات‌شان‬ ‫را ببینند‪ .‬خیلی از آقایان برایشان سخت است‬ ‫در این موارد ابراز عقیده کنند‪ .‬برخی آقایان‬ ‫هم خیلی رک و بی‌پرده عیوب همسرشان را‬ ‫می‌گویند‪ .‬این تاثیر خیلی بدی می‌گذارد‪ .‬چرا‬ ‫غذا این‌طوری است‪ ،‬چرا خانه این وضعی‬ ‫است‪ ،‬چرا اینجایت اینطوری است و‪...‬‬ ‫گاهی حتی به شوخی حرف‌هایی از این دست‬ ‫می‌زنند که خانم‌ها اصال دوست ندارند‪.‬‬ ‫همه غصه‌های عالم را بی‌خیال؛ حرف بزنید‬ ‫خانم‌ها اهل گفت‌وگو هستند و دوست دارند‬ ‫مردهایشان هم با آنها حرف بزنند‪ .‬بنابراین‬ ‫مردی موفق است که کمی از این توانمندی‬ ‫استفاده کند؛ نه اینکه همه‌اش بگوید خسته‬ ‫و گرسنه‌ام‪ .‬عصر که مرد وارد خانه می‌شود‪،‬‬ ‫برای زن‌ها پایان روز نیست‪ .‬تازه آغاز یک‬ ‫روز جدید است‪ .‬حاال تازه باید دور هم باشیم‬ ‫و صحبت کنیم‪ .‬اگر اینطور نباشد خانم کسل‬ ‫می‌شود و این دقیقا جایی است که مرد باید‬ ‫کمک کند که زن شاداب و بانشاط بماند‪.‬‬

‫مگر هنوز نمی‌دانید که باید کمک کنید‬ ‫خانم‌ها دوست دارند آقایان در کارهای خانه‬ ‫بهشان کمک کنند‪ .‬واقعا سخت است که همه‬ ‫کارها به‌عهده زن باشد و او را دچار افسردگی‬ ‫می‌کند‪ .‬بدتر آنجاست که بعضی مردها‬ ‫می‌گویند‪« :‬وظیفه‌ات است» یا «مگر تو از‬ ‫صبح تا شب توی خانه چه کار می‌کنی؟»‬ ‫خانم‌ها به واسطه طبیعتی که دارند خودشان‬ ‫خیلی از کارها را جزو توانمندی‌هایشان‬ ‫می‌دانند و انجام می‌دهند‪ .‬اما خیلی وقت‌ها‬ ‫در خانه دوست دارند مرد مثل یک نیروی‬ ‫کمکی در کنارشان باشد‪ .‬این کار‪ ،‬بیش از‬ ‫جنبه مادی به آنها آرامش روانی می‌دهد‪ .‬مثال‬ ‫خانم دارد آشپزی می‌کند‪ ،‬کیسه زباله پر شده‪،‬‬ ‫خب آقا این را ببرد بیندازد توی سطل زباله‪.‬‬ ‫مثال مهمان دارند می‌خواهند بروند خرید‪،‬‬ ‫با هم بروند‪ .‬اگر این کار را نکنند خانم‌ها‬ ‫رو به فرسودگی می‌روند‪ .‬واضح است که‬ ‫وقتی فشار را روی کسی بگذاری از‬ ‫بین می‌رود‪.‬‬


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

53


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

52


‫‪51‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫لزوم درمان‬ ‫وسواس یکطرفه‬ ‫در روابط‬ ‫زناشویی‬

‫یکی از سوال‌هایی که گاهی برای‬ ‫خانم‌ها یا آقایان پیش می‌آید‪ ،‬این‬ ‫است که در رابطه زناشویی‪ ،‬به چه‬ ‫درخواست‌های جنسی همسرشان‬ ‫باید تن دهند؟ اگر اختالفی در‬ ‫این زمینه وجود داشت و صحبت‬ ‫تمایل یا عدم تمایل یک طرف‬ ‫دیگر به وجود آمد تکلیف چیست؟‬ ‫پاسخ این سواالت را از زبان‬ ‫یک روانپزشک در ادامه مطلب‬ ‫بخوانید‪.‬‬ ‫______________________‬

‫دکتر بهزاد قربانی‪ ،‬روان‌پزشک در پاسخ به‬ ‫این سواالت می‌گوید‪« :‬به‌طور کلی‪ ،‬برقراری‬ ‫رابطه جنسی در روابط زناشویی‪ ،‬درست و‬ ‫غلط یا خوب و بد ندارد‪ .‬یعنی مهم‌ترین نکته‬ ‫در رابطه زناشویی‪ ،‬رضایت‌مندی و لذتی‬

‫است که برای هر دوطرف ایجاد می‌شود‪».‬‬ ‫رییس مرکز فوق تخصصی درمان ناباروری و‬ ‫سقط مکرر ابن سینا تاکید می‌کند که اگر در‬ ‫طول رابطه جنسی‪ ،‬یکی از زوجین با انجام‬ ‫دادن حرکتی‪ ،‬لذت ببرد و دیگری آزار ببیند‪،‬‬ ‫بهتر است که از انجام آن حرکت‪ ،‬خودداری‬ ‫شود‪.‬‬ ‫دکتر قربانی می‌افزاید‪« :‬هدف از برقراری‬ ‫رابطه جنسی‪ ،‬کسب لذت هر دو طرف است و‬ ‫نه فقط یکی از زوج‌ها‪ .‬اما در برخی از موارد‪،‬‬ ‫تمایل نداشتن به انجام بخشی از خواسته‌های‬ ‫جنسی یکی از زوجین توسط طرف مقابل‪،‬‬ ‫صرفا به دلیل لذت نبردن از آن حرکت‬ ‫نیست‪ .‬یعنی ممکن است در پس این عدم‬ ‫تمایل‪ ،‬مشکالتی مانند وسواس برای انجام‬ ‫برخی حرکت‌های جنسی وجود داشته باشد‪.‬‬ ‫بهتر است بدانید که درمان این نوع وسواس‬ ‫می‌تواند به زن یا شوهر کمک کند که هم به‬ ‫خواسته‌های جنسی همسر خود تمایل نشان‬ ‫بدهد و هم از انجام این خواسته‌ها‪ ،‬لذت‬ ‫ببرد‪».‬‬ ‫وی به وجود برخی از باورهای نادرست در‬ ‫روابط زناشویی هم اشاره می‌کند و می‌گوید‬ ‫که مشاوره و اصالح باورهای نادرست‪،‬‬ ‫می‌تواند به داشتن رابطه زناشویی لذت‌بخش‪،‬‬ ‫کمک کند‪« :‬هدف از برقراری رابطه‬ ‫زناشویی‪ ،‬لذت بردن دوطرفه و ایجاد محبت‬ ‫بین طرفین است؛ نه اینکه یکی از رابطه لذت‬ ‫ببرد و دیگری شکنجه بشود‪».‬‬


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

50


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

49


‫‪48‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫بهزاد عابدی‬

‫نرخ بهره ثابت و شناور‬ ‫( ‪) Fixed Rate or Variable Rate‬‬ ‫ی از سواالتی که در هنگام دریافت وام با آن رو به رو‬ ‫یک ‌‬ ‫می‌شویم‪ ،‬انواع نرخ بهره می‌باشد‪ .‬نرخ‌های بهره به دو گروه‬ ‫تقسیم میشوند‪ :‬گروه اول‪ ،‬نرخ‌های شناور (‪Variable ‬‬ ‫‪ )  Rate or Floating‬هستند‪ .‬مفهوم و دلیل اینکه چرا‬ ‫این نوع بهره را شناور می‌نامند این است که با تغییر کردن‬ ‫نرخ بانک مرکزی کانادا‪ ) Prime Rate  ( ‬و نهایت ًا بانک‬ ‫یا موسسه مالی که از آن وام دریافت کرده ایم باال و پائین‬ ‫میشود‪ .‬لطف ًا توجه داشته باشید که در بیشتر موارد(بسته به‬ ‫نوع بانک) میزان پرداختی ماهیانه شما برای وام مسکن ثابت‬ ‫ی که پرداخت می‌کنید‪ ‬تغییر‬ ‫بوده و تنها میزان بهره یا اصل پول ‌‬ ‫می‌کند‪ .‬برای روشن شدن‪ ‬موضوع به این مثال توجه کنید‪ .‬در‬ ‫حال حاضر‪ Prime ‬از سوئ بانک‌ها و مٔوسسات مالی کانادا‬ ‫‪ ۳‬درصد می‌باشد‪ .‬اگر که برای خرید یک ملک مسکونی وام‬ ‫‪ ۳۰‬ساله‪ ،‬با ترم ‪۵‬ساله نرخ شناور و نرخ ‪ 3.2‬دریافت کنیم‬ ‫(‪ ۱۵۰۰ ‬دالر ماهیانه) در ‪ 2‬سال اول باز پرداخت وام‪ ،‬حدود‬ ‫‪ 60‬درصد از آن به بهره تعلق می‌گیرد‪ ‬و پس از مدتی‌‪ Prime  ‬‬ ‫تغییر کند و از ‪ 3‬به ‪ 2.5‬درصد برسد نتیجتا نرخ ‪ 5‬ساله شناور‬ ‫به ‪ 2.7‬درصد کاهش پیدا می‌کند‪ .‬اگربا این تغییرات مقدار‬ ‫پرداختی که ماهیانه به بانک پرداخت میشود تغییر نخواهد‬ ‫کرد‪ .‬با این تغیرات‪  ،‬بیشتر بانک‌ها و مٔوسسات مالی تغییری‬ ‫در پرداخت ماهیانه وام مسکن نخواهند داد‪ ،‬فقط مقدار پولی‌‬ ‫که پرداخت می‌کنید از مقدار بهره‪ ‬ای که پرداخت می‌کنید‬ ‫کاهش میدهد‪ ،‬چون میزان نرخ بهره کاهش پیدا کرده که اگر‬ ‫افزایش پیدا کند طبیعتا مقدار پرداختی شما بیشتر به بهره شما‬ ‫پرداخت خواهد شد‪ .‬گروه دوم‪ ،‬نرخ ثابت (‪ Fixed Rate  ‬‬

‫) می‌باشد‪ .‬همانطور که از اسم این نوع نرخ پیداست‪ ،‬نرخ وام‬ ‫در طول مدت ترم وام که میتواند از ‪6‬ماه تا‪  10 ‬سال باشد‬ ‫تغییر نکند و ثابت بماند‪ .‬یعنی‌ اگر‪  Prime Rate ‬کاهش‬ ‫یا افزایش پیدا کند هیچ گونه تغییری در نرخ وام مسکن شما‬ ‫ایجاد نخواهد کرد‪.‬‬ ‫حاال اینکه کدام نرخ بهتر میتواند باشد‪ ،‬بستگی به یک‬ ‫سری فاکتور‌ها دارد‪ .‬برای مثال‪ ،‬میزان ریسک پذیری‪،‬هدف‬ ‫و برنامه آینده برای وام ‪ ‬یا شرایط نرخ بهره‌ها که از سوی‬ ‫بانک‌ها پیشنهاد میشود‪ ،‬میتواند ارتباط مستقیم با انتخاب‬ ‫ی تصمیم ندارد‬ ‫نرخ ثابت یا شناور داشته باشد‪ .‬اگر شخص ‌‬

‫که تا ‪ ۵‬سال آینده هیچ گونه تغییر در وام‬ ‫مسکن خود ایند کند (‪   ‬یا فروش ملک‪) ‬‬ ‫از طرفی‌ هم با توجه به شرایطی که در نرخ‬ ‫بهره‌ها وجود دارد نمی‌خواهد ریسک‬ ‫زیادی بپذیرد‪ ،‬الجرم نرخ ثابت را انتخاب‬ ‫می‌کند‪ .‬و این در حالتی است که نرخ ثابت‬ ‫نیز به حد اقل خود رسیده باشد که همانطور‬ ‫که میدانید در حال حاضر نرخ ثابت در‬ ‫بهترین شرایط خود قرار دارد و بیشتر از‬ ‫‪ 80‬درصد مردم از این موقعیت بهره برده‬ ‫و نرخ ثابت را انتخاب میکنند‪ .‬در حالی‌‬ ‫که فردی با شرایطی‪ ‬نسبت ًا متفاوت‪ ،‬تصمیم‬ ‫دارد که ملک خود را قبل از اتمام ترم‬ ‫وام خود بفروشد و تحمل ریسک پذیری‬ ‫بیشتری دارد‪ ،‬نرخ شناور را انتخاب‬ ‫می‌کند‪ .‬عزیزان توجه داشته باشید که هیچ‬ ‫کدام از این فرضیات برای همه شرایط و‬ ‫موقعیت مالی و وامی افراد یکسان نیست‬ ‫و در یک سری شرایط بر خالف میلی که‬ ‫مشتریان دارند برای انتخاب نرخ بهره‪،‬‬ ‫الجرم باید نرخ بهره دیگری را انتخاب کنند‪ ،‬صرف نظر از‬ ‫اینکه آن نرخ ثابت‪،‬شناور‪ ،‬باال یا پائین می‌باشد‪ .‬برای مثال‬ ‫اگر فردی برای دریافت وام مسکن از میزان پیش پرداخت و‬ ‫درامد کمی‌ برخوردار است‪ ،‬در بیشتر موارد فقط برای نرخ‬ ‫ثابت صالحدید هستند (‪.) Qualify ‬‬ ‫لطفا اگر این مطالب را مفید میدانید از اطرافیان و آشنایان‬ ‫خود بخواهید تا آن را مطالعه کنند ‪ ،‬به امید روزی که همگی‌‬ ‫از قوانین و مسائل مالی کشور دوم خود کانادا مطلع باشیم‪ .‬با‬ ‫سپاس از همیاری شما عزیزان‪.‬‬


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

47


‫‪46‬‬ ‫‪58‬‬

‫|‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874‬‬ ‫‪| - 647.521.9591‬‬ ‫چهارده آذر ‪ . 13۹۲‬شماره ‪13۶7‬‬

‫_________________________________________________________________________‬

‫دکتر ابراهیم تائبی‬ ‫‪DNM‬‬ ‫تورنتو‬ ‫‪drtaebi@yahoo.com‬‬

‫اسید برای باطری است!‬

‫_________________________________________________________________________‬

‫طبیعی درمانی‪:‬‬

‫بهتر‪ ،‬مؤثرتر‪ ،‬بدون عوارض جانبی‬ ‫آیا میدانید کمبود انرژی‪ ،‬سوءهاضمه‪ ،‬اضافه‬ ‫وزن‪ ،‬دردهای مختلف و بیماریها از اسیدی‬ ‫بودن بدن شکل می گیرند؟‬ ‫چطور میتوان محیط اسیدی را بهبود داد‪ ،‬و‬ ‫بدن را در‪ PH‬نرمال نگه داشت؟‬ ‫"برای ‪ ۴‬ماه رژیم سفت و سختی گرفتم‪ ،‬فکر‬ ‫میکردم حداقل ‪ ۱۰‬کیلو کم کنم‪ ،‬فقط ‪ ۵‬کیلو‬ ‫کم شد‪ ،‬و بسیار ضعیف و عصبی شدم‪".‬‬ ‫"درد پاها و کمر به شدت آزارم میده و داروهای‬ ‫ضد درد فقط مدت کوتاهی اثر داره‪ ،‬در تمام‬ ‫بدنم احساس سنگینی میکنم‪".‬‬ ‫"چند ماه است که انرژیام بسیار کم شده و‬ ‫همش میخوام بخوابم‪".‬‬ ‫"پوکی استخوانام بسیار زیاد شده و نمیدانم‬ ‫چرا؟"‬ ‫"آرتروز‪ ،‬و ورم پاهای مادرم هر روز بیشتر‬ ‫میشه‪ ،‬نمیدونم چکار کنم؟"‬ ‫همه مشکالت باال یک ریشه مشترک دارند؛ و‬ ‫آن هم اسیدی بودن بدن است‪ ،‬محیط اسیدی‬ ‫بیماری های زیر را به وجود می آورد‪:‬‬ ‫ـ‪ ،Gastritis,/Colitis‬ناراحتیهای قلبی‪ ،‬آرتروز‪،‬‬ ‫درد ماهیچه ها‪ ،‬آلزایمر‪ ،‬پارکینسون‪ ،‬سکته‪،‬‬ ‫تورم داخلی عروق‪.‬‬

‫"میگرنها و سردردهای هفتهای مرا مستأصل‬ ‫کرده بود‪ ،‬و هیچ کاری نمی تونستم بکنم‪ ،‬تا‬ ‫اینکه به پیشنهاد دکتر تائبی‪ ،‬به قلیایی کردن‬ ‫بدن پرداختم‪ .‬االن انرژیام چند برابر شده‪،‬‬ ‫دیگه خواب آلود نیستم‪ ،‬سردردها از بین رفته‪ ،‬و‬ ‫خیلی خوشحالم‪".‬‬ ‫علی ـ تورنتو‬ ‫"پروگرام و رژیم قلیایی کننده به من کمک‬ ‫کرد تا روماتیزم کهنهام را کنترل کنم‪.‬‬ ‫" ‪Jackie ،Toronto‬‬

‫این اسید از کجا میاد؟‬ ‫ـ اسید اوریک از مصرف زیاد پروتئینها به ویژه‬ ‫گوشت قرمز می آید‪.‬‬ ‫ـ اسید سولفوریک از مصرف زیاد تخم مرغ و‬ ‫خوک‪.‬‬ ‫ـ اسید استیک از مصرف زیاد شکر و آرد سفید‬ ‫و شیرینی جات ‪.‬‬ ‫ـ اسید تننیک از مصرف زیاد چای‪ ،‬قهوه‪ ،‬و‬ ‫شراب‬ ‫ـ اسید فسفریک از مصرف زیاد نوشابه‬ ‫ـ اسید فرمیک از مصرف زیاد از شکر مصنوعی‬ ‫ـ اسید لکتیک و اسید اوریک و اسید‬ ‫‪ hydrochloric‬هر سه از استرس زیاد !‬ ‫‪ PH‬بدن ما بین ‪ ۷.۳۵‬تا ‪ ۷.۴۵‬مطلوب است‬ ‫کمتر از این محیط اسیدی شده و موجب شروع‬ ‫بیماریها می شود‪.‬‬

‫‪www.drtaebi.com‬‬ ‫جلسه مدیتیشن در ریچموند هیل‬ ‫کاهش استرس‬ ‫دستیابی به آرامش‪ ،‬بهبود دلهره و تشویش‬

‫چطور میتوان این محیط را تغییر داد؟‬ ‫ـ تغذیه نقش اول را بازی میکند‪ ،‬و ورزش بعد‪.‬‬ ‫به طور کلی مصرف زیاد گوشت‪ ،‬غذاهای سرخ‬ ‫شده‪ ،‬شیرینی جات‪ ،‬مشروبات الکلی و قهوه‬ ‫باعث اسیدی شدن بدن می شوند‪.‬‬ ‫در مورد شخصی که شدیدا این ناراحتیها‬ ‫را دارد چه باید کرد؟‬ ‫ـ ‪ ۳‬مرحله قلیایی کردن بدن؛ با استفاده از چای‬ ‫مخصوص‪ ،‬پودر آنزیم‪ ،‬و نمک قلیایی کننده‬ ‫برای وان یا پاشویه‪.‬‬ ‫"ورم پاهام به قدری زیاد بود که همیشه دامن‬ ‫بلند می پوشیدم و به سختی راه می رفتم‪ .‬یک‬ ‫دوره ‪ ۳‬ماهه اسیدزدایی و سموم زدایی به من‬ ‫کمک کرد تا وزن عادی خودم را به دست بیارم‪.‬‬ ‫کام ً‬ ‫ال احساس سالمتی کنم‪ ".‬منیر ـ تورنتو‬

‫برای شرکت در سمینار سالمت کامل با‬ ‫رژیم قلیایی‪ ،‬با شماره ‪۹۰۵۵۰۸۶۶۶۸‬‬ ‫تماس بگیرید‪.‬‬ ‫جلسه رایگان مدیتیشن در ریچموند هیل‬ ‫مدیتشن چیست‬ ‫و چه کمکی به من میکند؟‬ ‫چگونگی دستیابی به آرامش‪،‬‬ ‫بهبودی دلهره و تشویش‬ ‫بهبودی افسردگی‪،‬‬ ‫تمرکز روی هدف و پیشرفت‬ ‫بهبودی روابط زناشویی و اجتماعی‬ ‫هزینه ‪ :‬رایگان‬ ‫تلفن رزرو جا‪۹۰۵۵۰۸۶۶۶۸ :‬‬ ‫هر چهارشنبه ساعت ‪ ۶‬بعدازظهر‬ ‫کتابخانه ریچ ویل‪ -‬در خیابان ‪Scott‬‬ ‫‪ ۲‬چراغ ترافیک جنوب خیابان‬ ‫‪16th Avenue‬‬

‫بهبود افسردگی‪ ،‬تمرکز روی هدف و پیشرفت‬ ‫بهبودی روابط زناشویی و اجتماعی‬ ‫‪..........‬‬ ‫تلفن رزرو جا‪:‬‬ ‫‪905-508-6668‬‬

‫جلسات رایگان مدیتیشن در ریچموندهیل‪ :‬کاهش استرس‪ ،‬آرامش ذهن‪ ،‬بهبود روابط اجتماعی و افسردگی (برای شرکت درکالس های مدیتیشن با ما تماس بگیرید)‬


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

45


‫‪44‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫زنان در چه‬ ‫سنی میل جنسی‬ ‫باالتری دارند؟‬

‫میل جنسی در افراد تابع شرایط‬ ‫روحی ‪ ،‬جسمانی میباشد و در‬ ‫این بین هورمونهای استروژن و‬ ‫تستسترون میتواند در میل جنسی‬ ‫و وضعیت جسمانی زنان و مردان‬ ‫موثر باشد‪.‬‬ ‫اما در تازه ترین تحقیقات‬ ‫پژوهشگران در سال ‪ 2010‬بر‬ ‫روی دختران مجرد و زنان متاهل‬ ‫نتایج جالب دیگری از راز میل‬ ‫جنسی زنان کشف گردیدکه در‬ ‫این مقاله مختصری از آن به شرح‬ ‫ذیل ترجمه و در اختیار شما قرار‬ ‫داده میشود‪.‬‬

‫دیوید باس روانشناس و پژوهشگر دانشگاه‬ ‫تگزاس با گروه تحقیقاتی خود در نسخه‬ ‫جوالی ‪ 2010‬مجله تایم در تحقیقات خود‬ ‫متوجه آن شدند زنان در دوره سنی دهه ‪30‬‬ ‫و دهه ‪ 40‬زندگی خود نسبت به سایر دوره‬ ‫های زندگی خود میل جنسی بیشتری دارند‬ ‫‪ ،‬همچنین پیرو این تحقیق مشخص گردید‬ ‫زنان سنین ‪ 27‬تا ‪ 45‬سال دارای تخیالت‬ ‫جنسی قوی تر و تمایالت جنسی بیشتری‬ ‫حتی نسبت به دختران سنین ‪ 18‬تا ‪ 26‬سال‬ ‫که در در محیط دانشگاه ارتباط بیشتری با‬ ‫جنس مخالف دارند ‪ ،‬هستند‪.‬‬ ‫چرا زنان در دوره میانسالی( دهه ‪ 30‬و ‪) 40‬‬ ‫از نظر جنسی میل بیشتری نسبت به دهه ‪20‬‬ ‫زندگی خود دارند ؟‬ ‫دانشمندان معتقدند تکامل زن با افزایش‬ ‫میل جنسی رابطه مستقیم دارد و میل جنسی‬ ‫همزمان با تکامل زن بطور قابل توجهی با‬ ‫افزایش همراه است‪.‬‬ ‫یکی از نظریه های ارائه شده در این‬ ‫خصوص‪ ،‬علت این پدیده در زنان را به ‪،‬‬ ‫اجداد زنان مرتبط می سازد به نحوی که در‬ ‫سالیان دور خیلی از زنان شاهد از بین رفتن‬ ‫کودکان خود بعلت عواملی نظیر بیماری ‪،‬‬ ‫جنگ ‪ ،‬گرسنگی و ‪ ...‬بودند از این رو در‬ ‫دهه ‪ 20‬زندگی خود بیشتر به فکر تولد بچه‬ ‫های بیشتر و مراقبت از آنان بودند و وقتی‬ ‫برای صرف نیاز جنسی نداشته اند اما بعد از‬ ‫گذشت دهه ‪ 20‬زندگی خود با توجه به آنکه‬ ‫کم کم به دوره عدم باروری و یائسگی خود‬ ‫نزدیک میشدند برای افزایش بارداری بیشتر‬ ‫تن به رابطه جنسی میدادند‪.‬‬ ‫برای اثبات این موضوع ‪،‬یک پژوهشگر به‬

‫کمک گروه تحقیقاتی خود پرسشنامه ای در‬ ‫اختیاز ‪ 827‬زن جهت بیان عادت جنسی‬ ‫خود قرار داد و آنها دریافتند که زنانی که اوج‬ ‫دوران بارداری خود را گذرانده بودند اما‬ ‫هنوز به سن یائسگی نرسیده بودند از لحاظ‬ ‫جنسی فعالتر بودند ‪.‬این گروه سنی که طی‬ ‫دوره ‪ 27‬سالگی تا ‪ 45‬سالگی میباشد عالوه‬ ‫بر داشتن میل جنسی بیشتر تخیالت جنسی‬ ‫قابل توجهی نیز داشتند‪.‬‬

‫نتایج این تحقیق با تحقیق انجام شده در سال‬ ‫‪ 2002‬مبنی بر افزایش حس شهوت جنسی‬ ‫در زنان دهه ‪ 30‬و دهه ‪ 40‬مطابقت داشت‬ ‫‪،‬این یافته ها حاکی از آن است که نتایج این‬ ‫تحقیق هم در زنان مجرد و هم در زنان متاهل‬ ‫صدق میکند‪.‬‬ ‫افراد شرکت کننده در این تحقیق از‬ ‫دانشجویان دانشگاه آستین در تگزاس امریکا‬ ‫بودند‪.‬‬

‫میل جنسی زنان بعد از یائسگی‬ ‫پیش از این به اثبات رسیده بود ‪ ،‬بعلت کاهش‬ ‫سطح و توقف تولید هورمون استروژن بعد از‬ ‫یائسگی ( یکی از عوامل پوکی استخوان در‬ ‫زنان ) میل جنسی زنان نیز تحت تاثیر قرار‬ ‫گرفته و کم کم از شدت آن کاسته میشود اما‬ ‫آنچه مشخص است میل جنسی هرگز از بین‬ ‫نمیرود و تا پایان عمر میتوان آنرا زنده‬ ‫نگه داشت‪.‬‬


‫‪43‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫محمد‬ ‫رحیمیان‬

‫طالیی ترین روزها‬ ‫ارزانی نگاهت‬

‫تا گوشه ای از تقویم‪ ،‬روزی را به نامی‬ ‫ننویسند یادمان نمی آید کسانی هستند با آن‬ ‫عنوان که باید ارجشان نهیم‪ .‬به سالهای دور‬ ‫بر می گردم‪ ،‬آنجا که در کتابها می نوشتند‬ ‫مادر مهربانترین موجود روی زمین است‪.‬‬

‫اگر از آن سوی دایره احساس کودکی غلتی‬ ‫بزنم به امروز‪ ،‬باز هم همان کلمات قدیمی‬ ‫برایم زیباست با این تفاوت که امروز می‬ ‫توانم معنایش را درک کنم‪ .‬هر یک از ما‬ ‫خواسته و ناخواسته وصل به زنی هستیم که‬ ‫روزگاری رشته اصلی شکل گیری فکرمان‬ ‫به او وصل بود‪ .‬مرور سالیان متوالی به هر‬ ‫یک از ما شکلهای مختلفی داد‪ .‬در این‬ ‫گذر‪ ،‬گاه افکار مادر برایمان بوی کهنگی می‬ ‫داد‪ ،‬زمانی سخت‪ ،‬نیازمند حمایتش بودیم‪،‬‬ ‫در دوره ای احساس بزرگی می کردیم و‬ ‫گاه دانشمان دلیلی می شد برای فاصله مان‪.‬‬ ‫شمارش دو رقمی سنین ما تکرار و تکرار شد‪.‬‬ ‫بر زمین تجربه ها بارها سر سائیدیم و باز با‬ ‫احساس بزرگی بر خاستیم‪ ، .‬شبکه ای از‬ ‫روابط متفاوت با همراهی زمان ‪ ،‬تنها وسیله‬ ‫ای شد که همه ما بتدریج درک کنیم همان‬ ‫جمالت ساده و زیبای قدیمی را که می گفت‬ ‫مهر مادر‪ ،‬ثروتی است عظیم و مادر شدن‬ ‫یعنی رفتن به یک سفر درونی منحصر به فرد‬ ‫و بخشیدن رنگی خاص به زندگی خود‪.‬‬ ‫در آستانه روز مادر قرار گرفته ایم‪ .‬بار‬ ‫دیگر برگهای تقویم به ما یاد آوری می کنند‬ ‫عاشقترین و زیباترین زن دنیا در آن روز به‬ ‫انتظار ماست‪ .‬بد نیست در چنین روزی فکر‬ ‫کنیم برای او چه کرده ایم؟ اگر همه روزهای‬ ‫سال را به کار‪ ،‬فعالیت های روزمره‪ ،‬دوستان‬ ‫ویا مهمانی سپری کرده ایم شاید نوشته روی‬ ‫تقویم‪ ،‬با بی زبانی می گوید یک روز را برای‬ ‫او بگذرانیم‪.‬‬ ‫مادر الماسی است گرانبها و موهبتی که بدون‬ ‫در نظر داشتن مرزهای خاکی‪ ،‬بی خبر از‬ ‫همه رفتارهای نژاد پرستانه‪ ،‬به دور از هر‬ ‫گونه اختالفات طبقاتی و فرهنگی به مستمند‬ ‫و ثروتمند به یک نوع بخشوده شده‪ .‬مادر‬ ‫رنگ نمیشناسد‪ .‬سیاه و سفید نمیشناسد‪ .‬در‬ ‫پیشگاه مادر فرق نیست‪.‬‬ ‫***‬

‫بیمه مراقبت ویژه ناتوانی جسمی و از کار‬ ‫افتادگی‪ ،‬بیمه ای نیست که بتوانیم آن را به‬ ‫سن خاصی متصل کنیم‪ .‬متاسفانه بسیاری با‬ ‫شنیدن این نام‪ ،‬سالخوردگی را در ذهنشان‬ ‫فرض می کنند در حالی که ناتوانی‪ ،‬به دالیل‬ ‫بسیاری می تواند حادث شود‪ .‬بارها در‬ ‫مقاالت بیمه با روشها و توضیحات گوناگون‬ ‫به نکته ای مشخص اشاره کردیم و آن‬ ‫حفاظت موقعیت مالی افراد در مقطعی از‬ ‫زندگی است‪ .‬آن دوره می تواند با بیماری‪،‬‬ ‫ناتوانی‪ ،‬فوت و ‪ ...‬آغاز شود‪ .‬دالیل تاکید‬ ‫بیمه بر اخذ آن‪ ،‬حفظ ثبات زندگی اشخاص‬ ‫در مواجهه با هر رویداد پیش بینی نشده است‪.‬‬ ‫یکی از آرایش های زیبای بیمه را می توان‬ ‫بیمه ناتوانی جسمی قلمداد کرد‪ .‬هر یک از‬ ‫ما به دفعات در طول زندگی ممکن است در‬ ‫معرض اتفاقی قرارا گیریم که در آن نیازمند‬ ‫کمک کسی شویم‪ .‬برای مثال کسی که سکته‬ ‫می کند تا مدتها به پرستاری نیازمند است‪.‬‬ ‫این بیمه می تواند هر بار در هر حادثه ای که‬ ‫فرد را نیازمند یاری شخص دیگری در دو‬ ‫مورد از امور شخصی‪ ،‬مانند کمک در لباس‬ ‫پوشیدن ‪ ،‬کمک در استحمام و یا کمک در‬ ‫غذا خوردن می کند فعال شود‪ .‬این که فکر‬ ‫کنیم ما هرگز در فهرست چنین افرادی قرار‬ ‫نمی گیریم اشتباه محض است‪ .‬اگر فقط ‪1‬‬ ‫بار در طول زندگی این بیمه به کمک ما بیاید‪،‬‬ ‫قطعا برنده ایم‪.‬‬ ‫با همکاری مشاور علمی‪ ،‬پزشکی شرکت‬ ‫خانم دکتر واحدی‬ ‫بیمه‪Insufin‬‬ ‫(ایمونولوژیست)‬ ‫*مطالب این مقاالت صرفن در جهت اطالع‬ ‫رسانی می باشد و به هیچ عنوان جایگزین‬ ‫مشاوره با متخصصین مربوطه نمی شود‪*.‬‬ ‫پرسش های خود را در زمینه طرح و برنامه‬ ‫ریزی مالی و سرمایه گذاری و بیمه های‬ ‫مختلف از طریق ایمیل ‪news@insufin.‬‬ ‫‪ com‬و یا با شماره تلفن ‪-370-0011‬‬ ‫‪ 905‬تماس بگیرید ‪.‬‬ ‫شما عالقمندان رادیو می توانید شنونده‬ ‫برنامه رادیویی بیمه‪ ،‬سه شنبه در میان‪ ،‬از‬ ‫ساعت ‪ 9‬تا ‪ 10‬صبح از رادیو صدای ایران‬ ‫و نیز درهر لحظه با یک کلیک‪ ،‬بیننده‬ ‫برنامه های تلویزیونی ما ازکانال شبکه‬ ‫تلویزیونی شرکت بیمه ‪www.youtube.‬‬ ‫‪ com/sherkatbimeh‬باشید ‪ * .‬و یا‬ ‫با الیک کردن آدرس اینترنتی ما در فیس‬ ‫بوک ‪https://www.facebook.com/‬‬ ‫‪ Insufin‬از آخرین فعالیت های شرکت ما‬ ‫مطلع شوید‪.‬‬ ‫* محمد رحیمیان کارشناس ارشد بیمه و‬ ‫سرمایه گذاری و عضو رسمی مشاورین‬ ‫متخصص بیمه و امور مالی کانادا به شماره‬ ‫ثبت‪ 2065817 :‬است ‪*.‬‬


‫‪42‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫در زندگی به این‬ ‫آدم‌ها نیاز دارید‬

‫برخی از انسان ها انرژی بسیار‬ ‫خوبی دارند‪ .‬بودن در کنار آنها‬ ‫یا حرف زدن با آنها حس بسیار‬ ‫خوبی به انسان منتقل می کند و‬ ‫به اصطالح حالت با آنها خوب‬ ‫است‪ .‬شادمانی ناخواسته ای که از‬ ‫وجود و انرژی های آنها دریافت‬ ‫می کنید به قدری ارزشمند است‬ ‫که اثر آن برای مدت ها باقی می‬ ‫ماند‪ .‬این آدم ها باید در زندگی‬ ‫انسان حضور گسترده ای داشته‬ ‫باشند‪ .‬به اصطالح همیشه باید‬ ‫یک کپسول انرژی در جمع های‬ ‫دوستانه باشد تا موجب روحیه‬ ‫باالی باقی افراد بشود‪.‬‬ ‫اصوال چه تیپ آدم هایی این انرژی ها را‬ ‫دارند؟ ‪ 9‬تیپ شخصیتی هستند که حضور‬ ‫آنها در زندگی انسان ها الزم است‪.‬‬

‫‪ .1‬فردی که الهام بخش باشد‬ ‫‌مدل» هم می گوییم‪.‬‬ ‫بعضا به این آدم ها «رول ُ‬ ‫انسان هایی که الگوی دیگران هستند‪ .‬خوب‬ ‫است آدم در زندگی فردی را به عنوان الگو‬ ‫انتخاب و از او پیروی کند‪ .‬اگر این انسان‬ ‫بسیار موفق و آگاه باشد شما را نیز به سمت‬ ‫پیشرفت و کسب اطالعات بیشتر سوق می‬ ‫دهد‪ .‬با پیروی از الگوهای رفتاری او‪ ،‬شما‬ ‫نیز می توانید در زندگی شخصی‪ ،‬فردی یا‬ ‫حرفه ای شاهد پیشرفت های بسیاری شوید‪.‬‬ ‫حتی برخی افراد با شخصیت بسیار مثبت و‬ ‫زیبااندیش‪ ،‬به طور غیرمستقیم موجب رشد‬ ‫روحی اطرافیان می شوند‪.‬‬ ‫‪ .2‬فردی که به شما شهامت بدهد‬ ‫در زندگی همه ما افرادی حضور دارند‬ ‫که دایم در حال نظر دادن هستند‪ .‬گاهی‬ ‫نظراتشان خوب و کاربردی است و گاهی‬ ‫انسان را به سمت مشکالت بیشتر سوق می‬ ‫دهند‪ .‬شما باید فردی را در زندگی داشته‬ ‫باشید که کمترین اشتباه را از او دیده باشید و‬ ‫اگر شما را به سوی انجام کاری تشویق کرد و‬ ‫سوق داد‪ ،‬این اعتماد را داشته باشید که مسیر‬ ‫درستی است‪ .‬کسی که شهامت ریسک های‬ ‫سازنده را به شما بدهد‪ .‬واقعا آدم در زندگی به‬ ‫یک مشوق نیاز دارد تا به اهداف خود برسد‪.‬‬ ‫‪ .3‬فردی که موجب آرامش شما بشود‬ ‫در مواقع سختی و ناراحتی‪ ،‬حضور انسان‬ ‫های آرامش‌بخش بسیار دلگرم کننده است‪.‬‬ ‫اینکه انسان بداند فرد یا افرادی در زندگی او‬ ‫حضور دارند که می توانند وقت هر دلتنگی‬ ‫یا مشکلی در کنارشان باشد‪ ،‬باعث می شود‬

‫تا با انرژی بیشتری تالش کند‪ .‬حتی در ساده‬ ‫ترین مسایل زندگی همچون تصادف هم‬ ‫وقتی بدانید دوستی هست که وقتی به او زنگ‬ ‫بزنید‪ ،‬خودش را سریع به شما می رساند‪ ،‬مایه‬ ‫آرامش است‪.‬‬ ‫‪ .4‬سنگ صبور باشد‬ ‫پیدا کردن این آدم در این زمانه سخت است؛‬ ‫فردی که بتواند بدون غرض و بی منت حرف‬ ‫ها و درددل های شما را گوش کند‪ ،‬بسیار‬ ‫دشوار است‪ .‬انسان ها عموما عادت دارند‬ ‫برای هر حرفی که می زنید‪ ،‬یک نظری بدهند‪.‬‬ ‫اما انسانی که بتواند شنونده خوبی باشد کم‬ ‫و نادر است‪ .‬گاهی انسان به نصیحت نیاز‬ ‫ندارد‪ .‬فقط فردی را می خواهد که با او‬ ‫حرف بزند‪ .‬فردی که حرف هایش را بشنود‪.‬‬ ‫‪ .5‬فردی که نیمه گمشده شما باشد‬ ‫همه انسان ها در دنیا یک نیمه گمشده روحی‬ ‫دارند‪ .‬نیمه گمشده روحی‪ ،‬کسی فراتر از‬ ‫یک دوست ساده است‪ .‬این فرد می تواند‬ ‫با همه وجود همه احساسات شما را درک‬ ‫کند‪ .‬حتی تله پاتی قوی ای هم با شما دارد‬ ‫و می تواند حتی از راه دور احساسات شما را‬ ‫حس کند‪ .‬در کنار این افراد احساس راحتی‬ ‫بسیای دارید‪.‬‬ ‫‪ .6‬برادر بزرگ تر‬ ‫همه زنان در زندگی خود به مردی نیاز دارند‬ ‫که رابطه عاشقانه میان آنها برقرار نباشد‪.‬‬ ‫مردی که فقط دوست و آشنای او باشد تا‬ ‫بتواند او را از هر نوع اشتباهی دور نگه دارد‪.‬‬ ‫فردی که او را حمایت کند‪ .‬این مرد می تواند‬ ‫برادر بزرگ تر باشد که همیشه احترام و‬

‫عالقه منطقی و غیرعاشقانه میان آن ها برقرار‬ ‫است‪.‬‬ ‫‪ .7‬عاقل مرد‬ ‫همه مادر زندگی به افرادی نیاز داریم که‬ ‫منطقی باشند‪ .‬عاقل و منطقی بودن به سن‬ ‫ارتباطی ندارد‪ .‬اگر چنین فردی را در زندگی‬ ‫خود پیدا کنید‪ ،‬می توانید دیدگاه خود به‬ ‫زندگی را تغییر دهید‪ .‬می توانید در مواقع‬ ‫بالتکلیفی و عدم توان برای تصمیم گیری‬ ‫درست از آنها کمک بگیرید‪.‬‬ ‫‪ .8‬فردی که حس مسوولیت را در شما‬ ‫تقویت کند‬ ‫باید در زندگی فردی را داشته باشید که‬ ‫همیشه به شما شهامت بدهد‪ .‬فردی که بتوانید‬ ‫در مورد اهداف خود برای او بگویید و با‬ ‫حمایت و پذیرفتن برخی از مسوولیت های‬ ‫این مسیر‪ ،‬به شما کمک کند تا برنامه های‬ ‫خود را اجرایی کنید‪.‬‬ ‫‪ .9‬فردی که همکار یا هم‌پیشه شما باشد‬ ‫شغل و حرفه در زندگی فردی انسان ها نقش‬ ‫بسیار مهمی دارد‪ .‬تقریبا ما بیشتر زمان خود را‬ ‫در محل کار سپری می کنیم‪ .‬پس باید بتوانیم‬ ‫در این محیط دوستانی داشته باشیم که بتوانید‬ ‫در مورد مشکالت کاری با او حرف بزنید‪.‬‬ ‫اعضای خانواده اصوال یا به شنیدن مسایل‬ ‫کاری تمایلی ندارند یا نمی توانند نظر درستی‬ ‫بذهند زیرا در محیط کار حضور ندارند‪.‬‬ ‫بنابراین‪ ،‬گاهی الزم است کسی را داشته‬ ‫باشیم که بتوان در مورد کار با او حرف زد‪.‬‬


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

41


‫‪40‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫من امروز دست به یک‬ ‫اقدام عجیب می زنم‬ ‫‪...‬بعد از دو سال جنگ و جدل‬ ‫با خودم‪ ،‬امروز تصمیم نهایی را‬ ‫گرفتم‪ ،‬با خود گفتم پای همه‬ ‫دردسرهایش می ایستم‪ ،‬حداقل از‬ ‫کابوس های شبانه رها می شوم‪،‬‬ ‫حداقل با دیدن یک نوجوان پر‬ ‫از آرزو و امید‪ ،‬سرم را به در و‬ ‫دیوار نمی کوبم‪.‬‬

‫‪...‬روزی که با ناهید آشنا شدم‪ ،‬با خودم گفتم با‬ ‫زیباترین زن جهان آشنا شده ام‪ ،‬ناهید سمبلی از‬ ‫یک زن زیبا و خوش اندام بود که همه حرکاتش‬ ‫دلنشین و حرف زدن و خندیدن اش نیز دلپذیر‬ ‫بود‪.‬‬ ‫وقتی تصمیم گرفتم با او ازدواج کنم‪ ،‬هیچگاه‬ ‫به خصوصیات درونی او توجه نکردم‪ ،‬اینکه‬ ‫براستی او درونی زیبا و کامل چون ظاهرش‬ ‫دارد؟ اما دو هفته بعد از ازدواج فهمیدم‪،‬‬ ‫که ناهید بسیار متظاهر و جاه طلب و عاشق‬ ‫برانگیختن توجه مردان است‪ .‬باور کنید اگر‬ ‫روز اول این ها را می دانستم‪ ،‬حتی به او‬ ‫نزدیک هم نمی شدم‪.‬‬ ‫من و ناهید به هر مهمانی و جشنی می رفتیم‪،‬‬ ‫من با اعصاب درهم ریخته برمی گشتم‪ ،‬چون‬ ‫ناهید کاری می کرد‪ ،‬که حداقل دو سه مرد چه‬ ‫جوان و چه میانسال و حتی بزرگسال‪ ،‬به سویش‬ ‫بیایند‪ ،‬به او پیشنهاداتی بدهند و حتی تقاضای‬ ‫رفت و آمد ودوستی و رابطه بکنند و ناهید با‬ ‫همان ادا و اصول های خاص خود‪ ،‬آنها را‬ ‫بدنبال بکشد‪.‬‬ ‫بارها با او درگیر شدم‪ .‬برسرش فریاد زدم‪ ،‬از او‬ ‫خواستم دست بکشد‪ ،‬ولی او گفت من از اینکه‬ ‫مردان عاشق را بدنبال خود بکشم‪ ،‬لذت می‬ ‫برم! من از همان نوجوانی با این شیوه زندگی‬ ‫عادت کردم‪ ،‬ولی هیچگاه تن به رابطه به کسی‬ ‫نمی دهم‪ ،‬هیچگاه هم به تو خیانت نمی کنم‪.‬‬ ‫من توضیح می دادم‪ ،‬اینگونه رفتار و کردار‪،‬‬ ‫مرا عمیقا آزار می دهد‪ ،‬جلوی زنها و مردها‪،‬‬ ‫سرافکنده می شوم‪ ،‬گاه حتی خجالت می کشم‪،‬‬ ‫خودم را شوهر تو معرفی کنم‪ ،‬بیشتراوقات‬ ‫پشت درخت ها و در میان جمعیت گم می‬ ‫شوم‪ ،‬تا شاهد این کردار ناهنجار نباشم‪ .‬آن روز‬ ‫که ناهید در بیمارستان دوقلوهایمان را بدنیا‬ ‫آورد‪ ،‬من با خودم گفتم دیگر با وجود چنین‬ ‫بچه هایی‪ ،‬ناهید دست از آن حرکات بر می‬ ‫دارد‪ ،‬ولی متاسفانه باز هم شروع کرد و بارها‬ ‫مرا با مردهای غریبه درگیر کرده و دو سه بار‬ ‫کارمان به پلیس هم کشید‪.‬‬ ‫یک شب که به عروسی بزرگی رفته بودیم و کمتر‬

‫کسی را می شناختیم‪ ،‬ناهید با لباس سکسی و‬ ‫حرکات خاص خودش‪ ،‬تقریبا توجه خیلی از‬ ‫مردهای حاضر در عروسی را جلب کرده بود‪،‬‬ ‫یکی دو بار مردها از او تقاضای رقص کردند‪،‬‬ ‫که خودش را به آغوش من رساند و با من‬ ‫رقصید‪ ،‬ولی دست بردار نبود‪ .‬آقای میانسالی که‬ ‫از آغاز مجلس‪ ،‬چشم از ناهید بر نمی داشت‪،‬‬ ‫در یک فرصت کوتاه‪ ،‬در پشت درخت ها او‬ ‫را غافلگیر کرده و با زور او را بوسید‪ .‬من از‬ ‫دور تماشا می کردم‪ ،‬ناهید به صورتش سیلی‬ ‫محکمی زد و بعد هم به سراغ همسرش رفته و‬ ‫او را از این برخورد با خبر کرد و در یک چشم‬ ‫بهم زدن‪ ،‬بخشی از مجلس عروسی بهم ریخت‪.‬‬ ‫من که مشروب سنگینی خورده بودم‪ ،‬به سراغ‬ ‫ناهید رفتم‪ ،‬بدون اختیار به صورتش سیلی زدم‪،‬‬ ‫او هم بدون معطلی‪ ،‬ظرف میوه را بر سر من‬ ‫کوبید و من با لباس خیس و صورت زخمی‪،‬‬ ‫کامال مست‪ ،���مجلس را ترک گفتم‪ .‬دیگر‬ ‫طاقت ماندن نداشتم و خودم را بدرون اتومبیل‬ ‫انداخته و با سرعت از آن محل دور شدم‪.‬‬ ‫حدود نیم ساعتی بود‪ ،‬به سرعت می راندم‪،‬‬ ‫که زمان گذر از یک خیابان فرعی‪ ،‬ناگهان با‬ ‫یک موتورسوار روبرو شدم و با همه سرعت به‬ ‫او کوبیدم‪ .‬در یک لحظه‪ ،‬نوجوانی را دیدم‪،‬‬ ‫که در هوا معلق شد و بعد با همه سنگینی‬

‫بروی زمین سقوط کرد‪ .‬من بالفاصله اتومبیل‬ ‫را نگه داشتم و با وحشت به سراغ اش رفتم‪،‬‬ ‫دیگر نفس نمی کشید‪ ،‬دستپاچه شدم‪ ،‬سوار بر‬ ‫اتومبیل خود شده وهمچنان به جلو راندم‪ ،‬بکلی‬ ‫از آن منطقه دور شدم‪ ،‬دیگر به خانه نرفتم‪ .‬دو‬ ‫ساعت بعد در اتاق یک هتل‪ ،‬در شهری دیگر‪،‬‬ ‫روی تخت افتاده و تقریبا بیهوش شدم‪.‬‬ ‫با صدای در بیدار شدم‪ ،‬آمده بودند اتاق را‬ ‫تمیز کنند‪ ،‬سرم به شدت درد می کرد‪ ،‬بیاد‬ ‫شب گذشته افتادم‪ ،‬با خودم گفتم خواب دیده‬ ‫ام‪ ،‬وگرنه من هیچگاه آنچنان با سرعت و در‬ ‫مستی رانندگی نکرده بودم‪ .‬یکباره چهره خونین‬ ‫آن نوجوان جلوی چشمانم شکل گرفت‪ ،‬فریاد‬ ‫زدم‪ ،‬گریستم و بعد دوباره برخود مسلط شده و‬ ‫گفتم اشتباه می کنی‪ ،‬من با هیچکس تصادف‬ ‫نکردم‪.‬‬ ‫غروب به سوی خانه راندم‪ ،‬تصمیم خود را‬ ‫گرفته بودم‪ .‬می خواستم از ناهید جدا بشوم‪،‬‬ ‫وارد خانه شدم‪ ،‬از ناهید و بچه ها خبری نبود‪،‬‬ ‫بروی یخچال یک یادداشت کوچک بود‪،‬‬ ‫ناهید نوشته بود‪ :‬من رفتم منزل مادرم‪ ،‬من دیگر‬ ‫نمی توانم با تو زندگی کنم‪ ،‬من به آخر خط‬ ‫رسیده ام! نامه خوشحالم کرد‪ ،‬من همین را می‬ ‫خواستم‪ ،‬اینکه بعد از سالها از شر زنی راحت‬ ‫شوم‪ ،‬که باحرکات وادا واصول هایش‪ ،‬مرا ‪7‬‬

‫سال زجر داد‪.‬‬ ‫همان شب من خبر آن تصادف را از طریق‬ ‫تلویزیون های امریکایی دیدم‪ ،‬نوجوان‬ ‫دانشجویی‪ ،‬در بازگشت از خانه پدر ومادرش‪،‬‬ ‫در مسیر خوابگاه دانشگاه دچار حادثه شده‬ ‫بود‪ ،‬پلیس بدنبال عامل این تصادف می گشت‪.‬‬ ‫هیچ شاهدی نبود‪ ،‬پلیس پیش بینی کرده بود‪،‬‬ ‫که اتومبیل حادثه آفرین‪ ،‬یک اتومبیل بزرگ و‬ ‫پرقدرت بوده است‪.‬‬ ‫من آن شب نخوابیدم و بعد همین بی خوابی ها‬ ‫مرا دنبال کرد‪ ،‬از ناهید جدا شدم‪ ،‬خانه را به‬ ‫او بخشیدم‪ ،‬با تقسیم اندوخته و مایملک مان‪،‬‬ ‫من خودم را بکلی از زندگی ناهید بیرون کشیدم‬ ‫و فقط به دیدار آخر هفته بچه ها دلخوش‬ ‫داشتم‪ .‬ناهید خیلی زود پشیمان شد‪ ،‬ولی من‬ ‫بدلیل آن حادثه‪ ،‬حاضر نبودم ناهید را ببخشم‪.‬‬ ‫به خاطر حادثه ای که آرامش مرا بکلی از بین‬ ‫برده بود‪ ،‬ماهها و ماهها خواب راحتی نداشتم‪،‬‬ ‫چند بار تا جلوی درایستگاه پلیس رفتم‪ ،‬ولی‬ ‫جرات نکردم بدرون بروم‪ ،‬حتی چنین جسارتی‬ ‫هم در وجودم نبود‪ .‬همه دوستان وهمکاران و‬ ‫فامیل فهمیده بودند‪ ،‬که من آدم سرگشته ای‬ ‫شده ام‪ ،‬ولی خیال می کردند طالق چنین بالیی‬ ‫سر من آورده است‪ ،‬فکر می کردند من عاشق‬ ‫ناهید بوده ام‪ ،‬این ضربه مرا به انزوا کشیده‬ ‫است‪ .‬در خیابان ها‪ ،‬وقتی موتورسواری را‬ ‫می دیدم تنم می لرزید‪ .‬وقتی چهره آن نوجوان‬ ‫جلوی چشمانم ظاهر می شد‪ ،‬بی اختیار اشک‬ ‫می ریختم و خودم را لعنت می کردم و به یاد‬ ‫دوقلوهای خودم می افتادم و آنها را در آن‬ ‫شرایط تجسم می کردم‪.‬‬ ‫دو سال تمام در برزخ بودم‪ ،‬شب و روز خود‬ ‫را نمی شناختم‪ ،‬دیگر با هیچکس رفت و آمد‬ ‫و دوستی نداشتم‪ ،‬زندگیم کار سخت روزانه و‬ ‫پناه به آپارتمان نیمه تاریک کوچکم بود‪ ،‬که تا‬ ‫صبح در آن کابوس های هولناک غرق می شدم‪.‬‬ ‫دو هفته قبل بخش مهمی از اندوخته های خود‬ ‫را و هر چه داشتم‪ ،‬رسما بنام دوقلوها کردم و‬ ‫مدارک آنرا به برادرم سپردم‪ .‬دیروز و پریروز را‬ ‫با بچه ها گذراندم همه جا با هم رفتیم‪ ،‬هرچه‬ ‫خواستند برایشان خریدم‪ ،‬صدها بار آنها را بغل‬ ‫کردم و بوسیدم‪ ،‬طفلک ها هاج وواج مانده‬ ‫بودند‪ ،‬نمی دانستند چه کنند؟ برای پرداخت‬ ‫خسارت به خانواده آن نوجوان‪ ،‬همه چیز را‬ ‫آماده کرده ام و نمی خواهم دیگر دینی داشته‬ ‫باشم‪.‬‬ ‫امروز این نامه را برای شما نوشتم‪ ،‬تا ایمیل‬ ‫کنم‪ ،‬بعد روانه ایستگاه پلیس میشوم‪ ،‬تا همه‬ ‫چیز را اعتراف کنم‪ ،‬پای همه چیزش بایستم‪،‬‬ ‫دیگر خسته شدم‪ ،‬دیگر از کابوس های شبانه به‬ ‫تنگ آمده ام‪ ،‬شاید امشب درون سلول زندان‪،‬‬ ‫بعد از دو سال راحت بخوابم شاید باور نکنید‪،‬‬ ‫احساس می کنم سبک شده ام‪ ،‬یک بار سنگین‬ ‫را از روی‬ ‫شانه هایم برداشته ام‪.‬‬


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

39


‫‪38‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫برای بهبود رابطه جنسی خود چه کنیم؟‬ ‫رابطه جنسی نقش بسیار مهمي در‬ ‫ازدواج دارد‪ ،‬ولي با اينحال زوج‬ ‫هاي زيادي بدون توجه عميق به‬ ‫آن زندگي ميكنند‪ .‬در اين بحث‬ ‫از ديدگاه مرد و زن نحوه صحيح‬ ‫رابطه جنسي را بررسي مي کنيم ‪.‬‬

‫به گزارش سالمت نیوز چگونه میتوان کانون‬ ‫سرد خانواده را که به علت مشکالت جنسی‬ ‫بوجود آمده‪ ،‬مجدد ًا گرم کنید؟چگونه میتوان‬ ‫آقایان را به اوج لذت جنسي رساند؟‬ ‫نقاط تحریک پذیر آقایان کجاست؟چگونه‬ ‫باید با شوهر تان برخورد رفتاری موثر جنسی‬ ‫داشته باشید؟ دکتر محمد والی پور متخصص‬ ‫روانپزشکی در این باره میگوید ‪ :‬همه مي دانند‬ ‫كه رابطه جنسي حياتي ترين جزء همه ي ازدواج‬ ‫هاست‪ .‬پس اگر يكي يا هر دوي زوجين عالقه‬ ‫و رغبت خود را از دست دادند چه مي شود؟‬ ‫تحقيقات نشان داده است كه درصد انبوهی از‬ ‫چننین ازدواج هايي با شكست مواجه مي شود‪.‬‬ ‫(بعد از مسايل مالي‪ ،‬مسايل جنسي دومين دليل‬ ‫براي طالق شناخته شده است) نااميد نشويد‪.‬‬ ‫راه هاي زيادي براي جلوگيري از آن وجود‬ ‫دارد‪ .‬وی همچنین افزود در اينجا سه راه براي‬ ‫جان بخشيدن دوباره به زندگی جنسی برای شما‬ ‫فراهم آمده است‪ .‬پس اگر مي خواهید کانون‬ ‫خانواده تان ‪ ،‬مراحل زیر را دنبال كنيد‪.‬‬ ‫به خودتان متكي باشيد‬ ‫فرقي نمي كند كه همسرتان چقدر دوستتان‬ ‫داشته باشد و بخواهد ارضائتان كند؛ تحريكات‬ ‫و شور جنسي او به هيچ وجه شبيه به شما‬ ‫نيست‪ .‬به همين دليل غيرمنطقي است اگر‬ ‫انتظار داشته باشيد هر زمان شما تحريك شديد‬ ‫در اختيارتان باشد‪ .‬بايد ياد بگيريد كه چطور‬ ‫گهگاه نيازهايتان را كنترل كنيد‪ .‬احتما ً‬ ‫ال‬ ‫تصور خواهيد كرد كه عادالنه نيست و مطمئن ًا‬ ‫عصباني خواهيد شد‪.‬‬ ‫البته باید كه زوج ها تا آنجا كه مي توانند در‬ ‫زندگي جنسي خود با همسرشان انرژي الزم را‬ ‫صرف کنند‪ ،‬اما بااينحال باز هم ممكن است‬ ‫زمان هايي وجود داشته باشد كه شما آمادگي‬ ‫رابطه ي جنسي را داشته باشيد در حاليكه‬ ‫همسرتان ندارد‪ .‬اين مسئله اي كام ً‬ ‫ال نرمال و‬ ‫طبيعي است و بايد آن را بپذيريد‪ .‬هرچه تالش‬ ‫همسرتان براي فهميدن شما و نيازهايتان بايد‬ ‫بيشتر شود‪ ،‬تالش شما نيز در درك اين تفاوت‬ ‫ها بايد افزايش يابد‪ .‬قسمتي از اين درك و‬ ‫پذيرفتن با اتكاي گاه و بيگاه شما به خودتان‬ ‫براي ارضاي ميل جنسيتان نشان داده مي شود‪.‬‬ ‫اگر اطمينان داشته باشيد كه همسرتان واقع ًا‬ ‫دوستتان دارد و به شما توجه مي كند‪ ،‬انجام‬ ‫اينكار با راحتي بيشتري صورت خواهد گرفت‪.‬‬ ‫تنوع‪ ،‬مزه ي زندگي است‬ ‫احتما ً‬ ‫ال زندگي جنسي شما دچار يكنواختي شده‬ ‫است‪ .‬حتي مهيج ترين فرد در رابطه جنسي هم‬ ‫اگر رابطه جنسي برايش تكرار مكررات شود‪،‬‬

‫از آن دلزده خواهد شد‪ .‬اگر اين مورد را در‬ ‫رابطه جنسي خودتان با همسرتان هم مشاهده‬ ‫مي كنيد‪ ،‬پس وقتش رسيده كه كمي تنوع وارد‬ ‫اين رابطه كنيد‪ .‬براي جلوگيري از يكنواختي‬ ‫جنسي‪ ،‬بايد كمي خالق باشيد‪.‬‬ ‫* مكاني جديد انتخاب كنيد ‪ :‬هميشه يک‬ ‫گوشه خاص براي معاشقه جنسي خود انتخاب‬ ‫نکنيد‬ ‫* لباس زبر های مناسب و جدید بخرید‬ ‫* عطر خوشبو استفاده کنيد‬ ‫* حتما مسائل بهداشتي و نظافتي را رعايت‬ ‫کنيد ‪ :‬آرايش و زدودن موهاي زائد بسيار مهم‬ ‫است و نشانه اهميت دادن به شريک زندگي‬ ‫خود مي باشد ‪.‬‬ ‫* معمول است که مرد در رابطه جنسي پيش‬ ‫قدم مي شود ‪ .‬بد نيست براي تنوع زن نيز گاهي‬ ‫پيش قدم شود ‪.‬‬ ‫*رفتار تحريک آميز داشته باشيد ‪ :‬عشوه و ناز‬ ‫زنانه جنسي قبل از نزديکي سبب تحريک شديد‬ ‫مرد مي شود‬ ‫* با آرامش و مهرباني با او رفتار کنيد ‪ :‬خشن‬ ‫و عجول نباشيد ‪ .‬سعي کنيد با کالم ‪ ،‬نگاه ‪،‬‬ ‫حرکات و رفتار خود به ارامي همسر را تحريک‬ ‫کنيد ‪ .‬بگذاريد او نشانه هاي عشق و محبت را‬ ‫در شما ببيند و به ارامي به او نزديک شويد ‪...‬‬ ‫* بوسه قديمي ترین نقطه شناخته شده براي‬ ‫تحريک ‪:‬است که شامل بوسيدن لب ها ‪،‬‬ ‫صورت ‪ ،‬الله گوش ‪ ،‬گردن و يا هر قسمتي‬ ‫از بدن همسر باشد که پيدا کردن نقطه هاي‬ ‫حساس تر مدتي طول مي کشد و به نسبت بلوغ‬ ‫و فهم جنسي مرد و زن نقاط مربوطه شناخته‬ ‫مي شود‬ ‫* گفتار هاي عاشقانه ‪ :‬تحريک فقط به نوع‬ ‫فيزيکي محدود نمي شود و نوع رواني نيز دارد‬ ‫که بايد به صورت همزمان استفاده شود صحبت‬ ‫هاي عاشقانه که هنگام رسیدن زن و شوهر به‬ ‫هم رد و بدل مي شود بسيار پر اهميت است ‪.‬‬ ‫* لمس و نوازش با حوصله ‪ :‬سطح داخلي ران‬ ‫( مرد و زن ) و لب هاي فرج ( زن ) ‪ ،‬بيضه و‬

‫نواحي اطراف آن (مرد) ‪ ،‬گرفتن و فشردن کمر‬ ‫( زن و مرد ) ‪ ،‬کليتوريس زن که تحريک و‬ ‫نوازش آن حکم آلت مرد را دارد‬ ‫* همانند گنجشک آميزش نکنيد و همسر خود‬ ‫را با آرامش آماده و راضی سازيد ‪ .‬سعي کنيد‬ ‫در اولين مرحله همسر خور را در شرايط نعوظ‬ ‫کامل قرار دهيد ‪ :‬در مردها با تحريک آلت‬ ‫تناسلي و مالش و نوازش آن حالت نعوظ فراهم‬ ‫مي شود ( بلند شدن و سفتي آلت تناسلي در مرد‬ ‫را نعوظ مرد گويند ) ‪ .‬در خانمها نعوظ يعني‬ ‫تحريک و سفتي کليتوريس و نوک پستان ‪.‬‬ ‫* فراهم کردن تحريک الزم در همسر ‪ :‬مرد با‬ ‫فکر و يا در نظر آوردن نقاط شهوت انگيز و‬ ‫يا عوامل رواني نعوظ به او دست داده و اغلب‬ ‫در اين حالت تحريک شده به حساب مي آيد‬ ‫آنچه بر زن الزم است تحريک موضعي نيست‬ ‫بلکه تحريک موقعي است و آن زماني است که‬ ‫مرد در حاليکه دخول انجام مي دهد نعوظ وي‬ ‫کاهش مي يابد و دخالت زن با تحريک مرد‬ ‫در حالي که عضالت مهبل را بر روي آلت مرد‬ ‫فشار داده رانها را بهم نزديک مي کند و امکانا‬ ‫با دست ماليدن به پشت مرد در امتداد ستون‬ ‫فقرات وي ‪ ،‬نعوظ مرد برگشته و مرد را راضي‬ ‫مي سازد‬ ‫* مرد بايد در آغاز رابطه جنسي ذهن و فعاليت‬ ‫خود را متوجه تحريك و آماده كردن زن نمايد‪.‬‬ ‫و البته زن نيز بايد به آماده سازي مردش در اين‬ ‫مرحله توجه داشته باشد‬ ‫* مرد هر چه بيشتر بتواند با مهارت زن را‬ ‫تحريك كند زن در ادامه هر كاري مرد طالب‬ ‫باشد انجام مي‌دهد‪ .‬اين مسئله براي خانم ها نيز‬ ‫صادق است ‪.‬‬ ‫*زمان دخول بهترين زمان براي سخنان‬ ‫محبت‌آميز است‪ .‬در اين لحظه از همسر خود‬ ‫قدرداني کنيد و او را بهترين بناميد که اين‬ ‫خود سبب افزايش روابط زناشويي و استحکام‬ ‫زندگي مي شود‬ ‫*به همسر خود بفهمانيد که رابطه جنسي با او‬ ‫سبب آرامش او مي شود و مي خواهيد با اين‬

‫عمل عشق و محبت خود را بيشتر به او ثابت‬ ‫کنيد و هدف فقط ارضاء جنسي‪-‬جسمي نيست‬ ‫بلکه روح معنوي شما نيز با اين عمل ارضاء‬ ‫مي شود ‪.‬‬ ‫*بهتر است با همسر خود از قبل هماهنگ كنيد‬ ‫كه اسپرم کجا ريخته شود چرا که اين مطلب‬ ‫سبب آرامش خاطر بيشتر طرفين و تحريک‬ ‫بيشتر مي شود‪.‬‬ ‫* شوهر باید زماني كه مطمئن نشده كه زن به‬ ‫اوج لذت و ارضا شدن نزديك نشده از ارضاء‬ ‫خود جلوگیری كند‪ .‬دیدن ارگاسم و ارضاء زن‬ ‫براي مرد بسيار ارزشمند و تحريک کننده است‬ ‫‪ .‬سعي کنيد اول زن به اوج لذت برسد و مرد‬ ‫با کمي فداکاري و خويشتن داري بعد از زن‬ ‫ارضاء شود ‪ .‬وقتي اول زن ارضاء شود تمايل‬ ‫جنسي مرد بيشتر ميشود و مي تواند براحتي خود‬ ‫را به اوج لذت برساند ولي وقتي مرد اول ارضاء‬ ‫شود زن او را ناتوان جسمي مي بيند و تصور‬ ‫بر آن دارد که مردش به او در اين لحظه توجه‬ ‫کمتري دارد و اين مسئله مي تواند باعث تاخير‬ ‫و حتي عدم ارضاء زن شود ‪ .‬به محض شروع‬ ‫ارضا از طرف زن‪ ،‬مرد نيز مي‌تواند خود را ارضا‬ ‫كند‪ .‬بهترين شيوه ارضا‌شدن‪ ،‬همزماني آن بين‬ ‫طرفين است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫* توجه به این نکته مهم است که معموال مردها‬ ‫پس از ارضاشدن يا مي‌خوابند‪ ،‬يا پشت به زن‬ ‫مي‌كنند‪ .‬در صورتي كه كاري كه بايد انجام‬ ‫دهند اين است كه شروع به بغل كردن و نوازش‬ ‫زن كنند‪ .‬و به او آرامش دهند تا استراحت كند‪.‬‬ ‫* شایسته است كه زن شربتی گوارا تهیه نموده و‬ ‫بعد از پایان ‪ ،‬براي همسر خود بیاورد‪.‬‬ ‫*در آخر بعد از انجام رابطه جنسي بهتر است از‬ ‫همسر خود تشکر كنيد‬ ‫و‪...‬هزاران كار ديگر هست كه مي توانيد براي‬ ‫از بين بردن يكنواختي موجود در رابطه تان‬ ‫انجام دهيد‪.‬‬ ‫اگر همه چيز عمل نكرد‪ ،‬صادق ومهربان و‬ ‫قاطع باشيد‬ ‫زوج های زیادی بوده اند كه بي عالقگی و‬ ‫نارضايتي يكي از زوجين از رابطه جنسی باعث‬ ‫جدايي آنها شده است‪ .‬البته شما هم ممكن‬ ‫است به فكر اينكار بيفتيد‪ .‬اما بدانيد طالق‬ ‫يا برقراري رابطه ي جنسي با افرادی غير از‬ ‫همسر تان (خیانت به همسر) ‪ ،‬راه حل هاي‬ ‫مناسبي نيستند‪ .‬درست است كه عشقبازي با‬ ‫غير مي تواند مشكلتان را حل كند‪ ،‬اما بدانيد‬ ‫كه در طوالني مدت مشكالت بيشتري نيز‬ ‫برايتان ايجاد مي كند و باعث خراب تر شدن‬ ‫ازدواج تان هم مي شود‪ .‬حتي اگر ازدواجتان‬ ‫هم سالم باقي بماند‪ ،‬درد و رنجي كه همسرتان‬ ‫از عشقبازي شما با كس ديگري متحمل مي‬ ‫شود‪ ،‬بي اندازه است‪.‬‬ ‫طالق هم راه حل خوبي به شمار نمي رود‪.‬‬ ‫اگر به جاي پيدا كردن راه حل و برطرف كردن‬ ‫مشكل‪ ،‬از آن فرار كنيد(پاک صورت مسئله)‪،‬‬ ‫ممکن است زوج ديگري پيدا كنيد كه او نيز از‬ ‫نظر جنسي با شما ناهماهنگ و ناسازگار باشد‪،‬‬ ‫و بهتر است از خود بپرسيد اين كار را تا‬ ‫كجا ادامه خواهيد داد؟‬


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

37


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

36


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

35


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

34


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

33


‫‪32‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫پنـج دلیـل خـوب‬ ‫برای مصـرف تـخم‬ ‫مـرغ‬

‫بر خالف گذشته که تخم مرغ به‬ ‫عنوان یک ماده غذایی نامناسب‬ ‫تلقی می‌شد امروزه متخصصان‬ ‫معتقدند که این "بیضی خوشمزه"‬ ‫ارزش غذایی زیادی دارد و بطور‬ ‫کلی تخم مرغ برای سالمتی بدن‬ ‫بسیار مفید است‪ .‬در مطلب پیش رو‬ ‫پنج دلیل خوب برای مصرف تخم‬ ‫مرغ را حضور شما دوستان پرشین‬ ‫استار ارائه می‌دهیم و تصمیم را‬ ‫به عهده‌ی خودتان می‌گذاریم‬ ‫که از این ماده‌ی غذایی مفید‬ ‫استفاده کنید یا نه‪ .‬ولی در عین‬ ‫حال توصیه می کنیم تخم مرغ را‬ ‫به صورت کامل مصرف کنید زیرا‬ ‫‪ 90‬درصد کلسیم و آهن آن در‬ ‫زرده‌ی آن و نصف پروتئین‌های‬ ‫آن در سفیده می‌باشد‪.‬‬

‫اگر عالقه‌ی چندانی به تخم مرغ ندارید و این‬ ‫ماده‌ی غذایی را از برنامه‌ی غذایی‌تان حذف‬ ‫کرده‌اید این ‪ 5‬دلیل تلنگری خواهد بود تا‬ ‫نظرتان راجع به آن عوض شود‪ .‬پس لطفا با‬ ‫ما همراه باشید ‪...‬‬ ‫‪ .1‬تخم مرغ سرشار از ویتامین است‬ ‫همین تخم مرغ کوچک حاوی ویتامین‌های‬ ‫ضروری متفاوتی است که برای سالمت بدن‬ ‫الزم هستند از قبیل‪:‬‬ ‫ویتامین ‪ B2‬که باعث می‌شود بدن مواد‬ ‫غذایی را به انرژی تبدیل کند‪.‬‬ ‫ویتامین ‪ B12‬که برای تولید گلبول‌های قرمز‬ ‫ضروری است‪.‬‬ ‫ویتامین ‪ A‬یا همان رتینول که قوه‌ی بینایی را‬ ‫تقویت می‌کند‪.‬‬ ‫ویتامین ‪ E‬که با رادیکال‌های آزاد مبارزه‬ ‫می‌کند‪ .‬رادیکال‌های آزاد به سلول‌ها و‬ ‫بافت‌های بدن آسیب می‌زند که دلیل اصلی‬ ‫ابتال به سرطان است‪ .‬باید بدانید که ویتامین‬ ‫‪ A‬و ‪ B2‬همچنین برای رشد مفیدند‪ .‬حتم ًا‬ ‫به کودکانتان تخم مرغ بدهید‪ .‬مصرف تخم‬ ‫مرغ برای رشد آن‌ها بسیار مفید است‪.‬‬ ‫‪ .2‬تخم مرغ همیار الغری است‬ ‫حتم ًا تعجب کردید؟ تخم مرغ را چه به‬ ‫الغری؟ بدون شک پیش از این بارها‬ ‫شنیده‌اید که تخم مرغ باعث چاقی می‌شود یا‬ ‫برای سالمتی مضر است‪ .‬اما باید بدانید که‬ ‫نتایج پژوهشی که در ‪Rochester Center‬‬ ‫‪ for Obesity Research‬انجام شده نشان‬ ‫می‌دهد مصرف تخم مرغ برای صبحانه باعث‬

‫می‌شود که ‪ 400‬کالری کمتری دریافت کنید‪.‬‬ ‫این میزان کاهش کالری به این معنی است که‬ ‫در ماه ‪ 1.3‬کیلو گرم وزن کم می‌کنید‪.‬‬ ‫احتما ً‬ ‫ال دلیل این مسئله این است که تخم مرغ‬ ‫احساس سیری طوالنی مدتی تولید می‌کند و‬ ‫بعد از خوردن آن شما نیازی به مصرف میان‬ ‫وعده احساس نخواهید کرد‪ .‬درست است که‬ ‫تخم مرغ حاوی کلسترول است اما هیچ دلیل‬ ‫قانع کننده‌ای وجود ندارد که تخم مرغ میزان‬ ‫کلسترول خون را افزایش می‌دهد‪.‬‬ ‫‪ .3‬تخم مرغ سرشار از مواد معدنی ضروری‬ ‫است‬ ‫تخم مرغ سرشار از آهن‪ ،‬روی و فسفر است‬ ‫که بدن به آن‌ها نیاز فراوانی دارد‪ .‬خانم‌ها‬ ‫بعد از عادت ماهیانه این مواد معدنی را از‬ ‫دست می‌دهند و باید آن را جبران کنند در‬ ‫غیر اینصورت کمبود این مواد باعث ایجاد‬ ‫احساس خستگی در آن‌ها شده و زود رنج‬ ‫و پرخاشگر می‌شوند‪ .‬محققان دانشگاه‬ ‫‪ Caroline du Nord‬فرانسه مشاهده کرده‬

‫اند که یکی از ترکیبات زرده‌ی تخم مرغ به‬ ‫نام کولین ‪ choline‬احتمال ابتال به سرطان‬ ‫سینه را به میزان ‪ 24‬درصد کاهش می‌دهد‪.‬‬ ‫روی یا همان زینک یکی از عناصر ضروری‬ ‫است که سالمت سیستم ایمنی بدن را تضمین‬ ‫می‌کند و باعث می‌شود بدن مواد غذایی‬ ‫مصرفی را به انرژی تبدیل کند‪ .‬فسفر یک‬ ‫نقش کلیدی در تأمین سالمت استخوان‌ها و‬ ‫دندان‌ها ایفا می‌کند‪ .‬عالوه بر این تخم مرغ‬ ‫حاوی ید نیز هست که برای هورمون‌های‬ ‫تیروئید حیاتی محسوب می‌شود و سلنیوم‬ ‫موجود در آن‪ ،‬آنتی اکسیدانی است که در‬ ‫مقابله با سرطان موثر عمل می‌کند‪.‬‬ ‫‪ .4‬تخم مرغ کالری کم و پروتئین خوبی دارد‬

‫یک عدد تخم مرغ متوسط ‪ 70‬تا ‪ 85‬کالری‬ ‫و ‪ 6.5‬گرم پروتئین دارد‪ .‬سه عدد تخم مرغ‬ ‫(‪ 210‬تا ‪ 225‬کالری) حاوی ‪ 19.5‬گرم‬ ‫پروتئین است‪ .‬زنان به طور متوسط روزانه به‬ ‫‪ 50‬گرم پروتئین نیاز دارند‪ .‬یعنی اینکه ‪ 3‬عدد‬ ‫تخم مرغ نیمی از نیازهای روزانه‌ی آن‌ها را‬ ‫تأمین می‌کند‪ .‬البته توجه داشته باشید که نیاز‬ ‫به پروتئین در افراد مختلف با توجه به وزن‬ ‫و میزان فعالیت‌های روزانه‌ی آن‌ها متفاوت‬ ‫است و الزم نیست همه نیازهای یک فرد به‬ ‫پروتئین فقط با یک ماده غذایی تامین شود‪.‬‬ ‫توصیه می‌کنیم برای شناخت میزان نیازتان با‬ ‫پزشک مشورت کنید‪ .‬یک بشقاب املت با‬ ‫‪ 3‬عدد تخم مرغ به همراه نان کافی است تا‬ ‫چندین ساعت احساس سیری کرده و نیازی به‬ ‫خوردن غذا احساس نکنید‪.‬‬ ‫‪ .5‬تخم مرغ با سرطان سینه مقابله می‌کند‬ ‫نتایج پژوهشی که در سال ‪ 2003‬در دانشگاه‬ ‫هاروارد انگلیس انجام شد نشان می‌دهد‬ ‫نوجوانانی که روزانه ‪ 3‬عدد تخم مرغ‬

‫مصرف می‌کنند در سنین بزرگسالی کم‌تر به‬ ‫سرطان سینه مبتال می‌شوند‪ .‬در سال ‪2005‬‬ ‫پژوهش‌های دیگری انجام شد و محققان‬ ‫ثابت کردند زنانی که در هفته ‪ 6‬عدد تخم‬ ‫مرغ می‌خورند ‪ 44‬درصد کمتر از زنانی که‬ ‫در هفته ‪ 2‬عدد یا کمتر تخم مرغ می‌خورند به‬ ‫سرطان سینه مبتال می‌شوند‪.‬‬ ‫در آوریل سال ‪ ،2008‬محققان دانشگاه‬ ‫‪ Caroline du Nord‬فرانسه مشاهده کردند‬ ‫که یکی از ترکیبات زرده‌ی تخم مرغ به نام‬ ‫کولین ‪ choline‬احتمال ابتال به سرطان‬ ‫سینه را به میزان ‪ 24‬درصد کاهش می‌دهد‪.‬‬ ‫مصرف دو عدد تخم مرغ برای صبحانه‬ ‫نصف نیاز روزانه‌ی بدن را به این ماده تأمین‬

‫می‌کند‪.‬‬ ‫و اما یک خاصیت درمانی معجزه آسا از تخم‬ ‫مرغ‬ ‫روایت زیر را که مرور خواهید کرد یکی از‬ ‫دوستان در گروه اونو تهیه کردند و فرستادند‬ ‫که به نوعی آموزش استفاده از تخم مرغ برای‬ ‫درمان سوختگی هست‪ .‬لطفا این نوشته رو از‬ ‫دست ندید ‪:‬‬ ‫در افغانستان سوختم و دو ماه جهنمی رو در‬ ‫تهران گذروندم‪ .‬روزهایی که از زور درد و‬ ‫ناراحتی مرگ خودم رو آرزو می کردم‪ .‬پس‬ ‫این مطلب رو با کمال میل ترجمه می کنم و‬ ‫از تو‪ ،‬دوست من‪ ،‬که اونقدر ارزش داشتی‬ ‫که وقتم رو برای آگاه کردن تو صرف کردم‪،‬‬ ‫استدعا دارم از ارسال این ایمیل به دوستان‬ ‫خودت خودداری نکنی‪ .‬تنبلی بخرج نده و‬ ‫حتما برای بقیه بفرست‪ .‬شاید ندونی که درد‬ ‫سوختن یعنی چی و امیدوارم هرگز ندونی ‪...‬‬ ‫درمان معجزه آمیز سوختگی‬ ‫مرد جوانی مزرعه اش رو با سم آفت کش‬ ‫سمپاشی می کرد و می خواست بدونه که‬ ‫چقدر از سم در مخزن باقی مونده‪ .‬درپوش‬ ‫رو برداشت و فندک رو روشن کرد‪ .‬بخار بلند‬ ‫شده از سم آتش گرفت و سراسر بدن اونو در‬ ‫بر گرفت‪ .‬اون از روی تراکتور پائین پرید و‬ ‫فریاد زد‪ .‬زن همسایه با حدود ‪ 10‬تخم مرغ‬ ‫از خونه بیرون دوید و در عین حال فریاد می‬ ‫کشید "تخم مرغ بیارید"‪ .‬او تخم مرغها رو‬ ‫شکست و سفیده رو از زرده جدا کرد"‪ .‬وقتی‬ ‫آمبوالنس رسید و مسئولین کمک های اولیه‬ ‫مرد جوان رو دیدن پرسیدن "کی این کارو‬ ‫کرده؟" همه به اون زن ا��اره کردن و مامورین‬ ‫به اون زن تبریک گفتن‪" .‬شما صورت اونو از‬ ‫نابود شدن نجات دادین"‪ .‬در انتهای تابستان‬ ‫مرد جوان دسته گلی به اون زن تقدیم و از اون‬ ‫تشکر کرد‪ .‬صورتش مثل صورت یک بچه‬ ‫صاف شده بود‪.‬‬ ‫در ذهن داشته باشین که این روش درمان‬ ‫شامل آموزشهای مامورین آتشنشانی هم‬ ‫هست‪ .‬کمک های اولیه شامل پاشیدن آب‬ ‫سرد بر سطح صدمه دیده و کاهش درجه‬ ‫حرارت برای جلوگیری از سوختگن الیه های‬ ‫زیرین پوسته‪ .‬بعد سفیده تخم مرغ رو روی‬ ‫اون نقطه پخش کنید‪.‬‬ ‫زنی که قسمت زیادی از دستش رو با آب‬ ‫جوش سوزانده بود‪ ،‬با وجود درد زیاد‪ ،‬آب‬ ‫سرد روی دستش ریخت (که خیلی هم‬ ‫دردناکه‪ .‬من کشیدم می دونم) دوتا تخم مرغ‬ ‫رو شکست و زرده رو از سفیده جدا کرد‪،‬‬ ‫کمی اونها رو هم زد‪ ،‬و دستش رو در سفیده‬ ‫فرو برد‪ .‬سفیده روی دستش خشکید و الیه‬ ‫ای روی دستش کشیده شد‪ .‬بعد ًا یاد گرفت‬ ‫که سفیده تخم مرغ یک کوالژن طبیعیه و در‬ ‫تمام بعد از ظهر هر یک ساعت الیه دیگری‬ ‫بر الیه های فبلی افزود‪ .‬در بعد از ظهر دیگه‬ ‫دردی احساس نمی کرد و روز بعد بسختی‬ ‫میشد اثری از سوختگی دید‪ 10 .‬روز بعد‪،‬‬ ‫هیچ اثری باقی نمونده و پوست رنگ طبیعی‬ ‫شو بدست آورده بود‪ .‬نواحی سوخته شد ه‬ ‫به لطف کوالژن موجود در سفیده‬ ‫تخم مرغ که پر از ویتامینه‬ ‫کام ً‬ ‫ال ترمیم شده بود‪.‬‬


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

31


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

30


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

29


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

28


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

27


‫‪26‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫آروین آریافر*‬

‫در مورد بازار امالک بیشتر بدانیم‬

‫بودجه بندی‬ ‫خرید خانه‬

‫بخش پنجم‬ ‫هزینه ی "بازرسی خانه" (‪Home‬‬ ‫‪ )Inspection‬یکی دیگر از پرداخت هائی‬ ‫است که خریدار یک ملک مسکونی باید قبل‬ ‫از خرید آن را مد نظر قرار دهد‪ .‬در خصوص‬ ‫امالک مسکونی همیشه توصیه می شود که خرید‬ ‫نهائی مشروط بربازرسی آن و رضایت خریدار از‬ ‫نتیجه ی این بازرسی قرار داده شود‪" .‬بازرسی‬ ‫خانه" توسط یک بازرس انجام می شود که برای‬ ‫این کار آموزش دیده و دارای مجوز کار در این‬ ‫زمینه است‪ .‬بازرس را خریدار انتخاب و به او‬ ‫اعتماد می کند‪ .‬بازرس درجریان بازرسی گزارشی‬ ‫از وضعیت ملک به صورت مکتوب تهیه می‬ ‫کند و آن را در اختیار خریدار می گذارد‪ .‬اگر‬ ‫بازرس در جائی از ملک عیب و نقصی مشاهده‬ ‫کند‪ ،‬ضمن انعکاس آن در گزارش خود‪ ،‬مورد‬ ‫رابه خریدار توضیح می دهد‪ .‬گزارش بازرس هر‬

‫نوع که تنظیم شده باشد معموال در بر گیرنده‬ ‫موضوع های زیر است‪:‬‬ ‫ عوامل سازه ای شامل فونداسیون ‪ ،‬ساختمان‬‫دیوارها‪ ،‬سقف ها و پشت بام ها‪.‬‬ ‫ نمای بیرونی شامل روکش دیوارها‪ ،‬در‬‫ورودی و پنجره ها‪ ،‬شیب بندی زمین‪ ،‬آرایه های‬ ‫حیاطی‪ ،‬نرده کشی ها‪ ،‬چراغ ها و برق کشی های‬ ‫بیرونی و هر نوع اتاقک بیرونی‪.‬‬ ‫ نوع و کیفیت پوشش بام‪ ،‬چارچوب بندی‬‫محفظه های زیر بام و وضعیت تهویه ی آن ها‪،‬‬ ‫ناودان ها‪.‬‬ ‫ لوله کشی شامل نوع و کیفیت هر یک از لوله‬‫های آب و فاضالب و تهویه‪ ،‬دوش ها‪ ،‬وان ها‪،‬‬ ‫توالت ها‪ ،‬دستشوئی ها‪ ،‬وظرفشوئی ها‪.‬‬ ‫ سیستم های تاسیساتی شامل سیستم گرمایشی‪،‬‬‫سیستم سرمایشی‪ ،‬آب گرمکن ها‪ ،‬کانال های‬ ‫هدایت هوای سرد و گرم‪ ،‬شومینه ها و سیستم‬ ‫های خودکار آبیاری‪.‬‬ ‫ سیستم الکتریکی شامل تابلوی اصلی و‬‫مدارهای آن‪ ،‬نوع و کیفیت سیم کشی ها به لحاظ‬ ‫ایمنی‪ ،‬سیستم های روشنائی و پنکه های سقفی‪.‬‬ ‫ لوازم برقی شامل یخچال و فریزر‪ ،‬ماشین‬‫لباس شوئی و خشک کن‪ ،‬ماشین ظرفشوئی‪،‬‬ ‫اجاق آشپزی و فر‪ ،‬مایکرو فر و سیستم های‬ ‫هشدار دهنده آتش سوزی‪.‬‬ ‫ گاراژ شامل ساختمان دیوارها‪ ،‬پنجره ها‪،‬‬‫سقف‪ ،‬باال پشت بام ‪ ،‬در ورودی و کنترل کننده‬ ‫های از راه دور‪.‬‬ ‫هزینه ی "بازرسی خانه" بستگی به سن‪ ،‬اندازه‪،‬‬ ‫ویژگی های فیزیکی و وضعیت عمومی آن دارد‬ ‫و معموال بین ‪ 300‬تا ‪ 500‬دالر متغیر است‪.‬‬

‫الزم به ذکراست که بازرسی تخصصی خانه به‬ ‫منظور خرید‪ ،‬ضمن پرداختن به موضوع های‬ ‫فوق معموال شامل موارد مشخصی نمی شود‬ ‫که مهمترین آنها عبارتند از مواد عایق بندی به‬ ‫منظور تشخیص آزبست‪ ،‬رنگ های استفاده شده‬ ‫از نظر وجود سرب‪ ،‬حضور گازهای خطرناک‬ ‫مانند فرمالدئید و رادان‪ ،‬حشرات تخریب کننده‬ ‫ی چوب مانند موریانه وآلودگی های قارچی‬ ‫مانند کپک سیاه‪ .‬اگر خریدار بنا به هر دلیل به‬ ‫خواهد خانه را به خاطر این نوع موضوع ها مورد‬ ‫بررسی های دقیق قرار دهد الزم است متخصص‬ ‫مربوطه ای را بدین منظور استخدام نماید که‬ ‫خود مستلزم هزینه های جداگانه خواهد بود‪.‬‬ ‫هزینه ی دیگری که هر خریدار خانه در استان‬ ‫انتاریو باید درنظر به گیرد "هزینه های ثبت‬ ‫زمین" (‪ )Land Registration Fees‬است‬ ‫که به آن اصطالحا "مالیات انتقال مالکیت‬ ‫زمین" (‪ )Land Transfer Tax‬گفته می‬ ‫شود‪ .‬به طور خالصه این که اگر کسی در‬ ‫استان انتاریو ملکی خریداری کند باید مالیاتی‬ ‫پرداخت نماید که "مالیات انتقال مالکیت‬ ‫زمین انتاریو" (‪Ontario Land Transfer‬‬ ‫‪ )Tax‬نامیده میشود‪ .‬حال اگر این ملک در‬ ‫محدوده شهرداری شهر تورنتو قرار گرفته باشد‬ ‫عالوه بر این مالیات‪ ،‬مالیات دیگری نیز به آن‬ ‫تعلق میگیرد که "مالیات انتقال مالکیت زمین‬ ‫تورنتو" (‪)Toronto Land Transfer Tax‬‬ ‫نام دارد‪ .‬خاطرنشان میسازد که هر یک از این‬ ‫مالیات ها در طول دوران تملک فقط یک بار‬ ‫پرداخت میشود و با هر بار دست به دست شدن‬ ‫ملک ‪ ،‬خریدار جدید باید مالیات انتقال جدیدی‬

‫پرداخت نماید‪ .‬دراین خصوص ما در گذشته‬ ‫و درهمین هفته نامه به طور مفصل نوشته ایم که‬ ‫عالقمندان می توانند در شماره های پیشین آن‬ ‫را مطالعه کنند‪ .‬آنچه که در این جا الزم است‬ ‫به آن اشاره شود این است که میزان این مالیات‬ ‫بسته به قیمت و مکان ملک مورد نظر از یک‬ ‫سو و وضعیت خریداراز سوی دیگر‪ ،‬می تواند‬ ‫به هزاران دالر بالغ شود که باید در هنگام خرید‬ ‫به طور یک جا واز محل منابع شخصی پرداخت‬ ‫شود‪.‬‬ ‫بخش پایانی این مقاله را در شماره آینده مطالعه‬ ‫فرمائید‪.‬‬ ‫پرسشها ونظرات خود را به ایمیل آدرس‬ ‫زیرارسال فرمائید‪.‬‬ ‫_______________________________‬ ‫_____________________________‬ ‫* آروین آریافر دارای دکتری در رشته اقتصاد‪،‬‬ ‫کارشناس ارشد بازار امالک و عضو رسمی‬ ‫انجمن مشاوران امالک انتاریو و کانادا است‪.‬‬ ‫‪ArvinAryafar@gmail.com‬‬ ‫‪www.ArvinAryafar.com‬‬ ‫‪3738-305-416‬‬


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

25


‫‪24‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫آیا مثبت اندیشی تغییر ایجاد می کند؟‬ ‫«تفکر مثبت» یکی از رایج ترین‬ ‫توصیه هایی است که به افراد‬ ‫عالقه مند به رشد فردی میشود‪.‬‬ ‫اغلب گفته می شود که اگر افکار‬ ‫منفی داشته باشید موفقیت و‬ ‫شادمانی تقریب ًا غیرممکن است‪ .‬در‬ ‫این مقاله بررسی می کنیم که این‬ ‫مسئله درست است یا خیر ؟‬

‫" این مقاله توسط ‪ Morty Lefkoe‬نوشته‬ ‫شده است ‪ ،‬او به مدت ‪ 45‬سال برای ایجاد‬ ‫تغییرات پایدار در زندگی خود تالش کرد تا‬ ‫زمانی که راهی برای کنار گذاشتن اعتقاداتی که‬ ‫او را عقب نگه می داشتند پیدا کرد ‪ .‬او یافته‬ ‫هایش را به یک فرآیند قابل تکرار برای کمک‬ ‫به دیگران تبدیل کرد ‪.‬در نهایت ‪ 150000‬نفر‬ ‫و بیش از ‪ 50‬شرکت‪ ،‬به کمک او باورهای‬ ‫محدود کننده خود را کنار گذاشتند "‬ ‫افکار منفی از کجا می آیند؟‬ ‫اگر شما افکار منفی داشته باشید مانند‪« :‬من‬ ‫احتما ً‬ ‫ال در پروژه جدید موفق نمیشوم»‪« ،‬‬ ‫او واقع ًا مرا دوست ندارد» و «من دوباره کار‬ ‫را درست انجام نمی دهم‪ .».‬این جمالت‬ ‫در نتیجه ی باورهای منفی است که پیشتر‬ ‫در زندگی شما وجود داشته است‪ .‬برای مثال‬ ‫در جمله « من احتما ً‬ ‫ال در پروژه جدید موفق‬ ‫نمیشوم » در نتیجه ی این باور می تواند‬ ‫باشد‪« :‬من آنقدرها خوب کار نمیکنم» و «من‬ ‫توانایی کافی ندارم»‪ .‬و یا جمله « او واقع ًا مرا‬ ‫دوست ندارد » نتیجه این باور میتواند باشد‪:‬‬ ‫«من دوست داشتنی نیستم» و «مردها راستگو‬ ‫نیستند» و همچنین جمله «من دوباره کار را‬ ‫درست انجام نمی دهم‪ ».‬نتیجه این باور میتواند‬ ‫باشد‪« :‬من هیچ کاری را به طور مطلوب نمی‬ ‫توانم انجام دهم»‪.‬‬ ‫بنابراین عاملی که شما را از رسیدن به موفقیت‬ ‫و شادمانی بازمی دارد افکار منفی نیست بلکه‬ ‫باید گفت این افکار بازتاب نوع نگاه شما به‬ ‫جهان است‪ .‬شما همیشه با باورهای خود درباره‬ ‫زندگی‪ ،‬مردم و خودتان زندگی می کنید‪ .‬حتی‬ ‫اگر شما از افکار منفی خالص شوید باز هم‬ ‫باورها در زندگی شما وجود دارند‪.‬‬ ‫مردم برای دورشدن از افکار منفی چه کار می‬ ‫کنند؟‬ ‫اگر شما سعی کنید از افکار منفی خود فرار‬ ‫کنید ؛ نمی توانید آنها را از بین ببرید‪ .‬در‬ ‫بدترین حالت شما فقط نتوانستید در حذف‬ ‫این افکار موفق شوید‪ .‬اما در بهترین حالت این‬ ‫افکار از ذهن شما دور شده اند ولی هنوز از‬ ‫بین نرفته اند بلکه به صورت پنهانی هدایت می‬ ‫شوند‪ .‬این افکار مثل توپی هستند که تالش‬

‫می کنید زیر آب نگه دارید‪ .‬شما میتوانید برای‬ ‫مدت کوتاهی توپ را زیر آب نگه دارید اما در‬ ‫نهایت از این کار خسته می شوید و توپ از آب‬ ‫خارج می شود‪.‬‬ ‫باورهایی که درباره خود و زندگی دارید عامل به‬ ‫وجود آمدن افکار منفی شماست‪،‬در این شرایط‬ ‫مثبت اندیشی فایده ای ندارد‪ .‬چون ممکن‬ ‫است حتی هنگامی که هیچ فکر منفی ندارید‬ ‫دچار سوءظن شده و برای خالص شدن از شر‬ ‫افکار منفی انرژی خود را هدر دهید‪.‬‬ ‫عالوه براین افکار و احساسات سرکوب شده‬ ‫معمو ً‬ ‫ال زمانی که انتظارش را ندارید در رفتارتان‬ ‫آشکار می شوند‪ .‬اغلب این افکار به صورت‬ ‫اضطراب و نگرانی خود را نشان میدهند و این‬ ‫در حالی است که ما از منبع این اضطراب و‬ ‫نگرانی ها بی اطالع هستیم و گمان می کنیم‬ ‫بدون دلیل بروز کرده اند‪ .‬تحقیقات زیادی‬ ‫نشان می دهند که سرکوب احساسات منفی‬ ‫باعث بروز بیماری می شود‪.‬‬ ‫به جای سرکوب بهتر است وجود این افکار و‬ ‫احساسات را تایید کنیم‪ .‬برخی انسانها هر روز‬ ‫جلوی آینه می ایستند و با صدای بلند می گویند‬ ‫«من خیلی خوب هستم‪ .‬من می توانم‪ .‬من‬ ‫دوست داشتنی هستم‪ ».‬به ندرت پیش می آید‬ ‫که این تمرین بتواند افکار شما را تغییر دهد‪.‬‬ ‫دلیل آن این است که شما میدانید آنچه را در‬ ‫مورد خودتان بر زبان می آورید صحیح نیست‪.‬‬ ‫وقتی با صدای بلند می گویید‪« :‬من خیلی خوب‬ ‫��ستم‪ ».‬با خود می اندیشید‪« :‬اما من میدانم‬ ‫اینطور نیست‪».‬‬ ‫«من می توانم‪ « - ».‬اما من میدانم اینطور‬ ‫نیست‪».‬‬ ‫«من دوست داشتنی هستم‪ « - ».‬اما من میدانم‬ ‫اینطور نیست‪».‬‬ ‫روش دیگر برای اینکه بفهمید چرا گفتن‬ ‫جمالت مثبت همیشه جواب نمی دهد این‬ ‫است که از خود بپرسید‪« :‬چه کسانی جلوی آینه‬ ‫می ایستند و جمالت مثبت را تکرار می کنند؟»‬ ‫کسانی که واقع ًا به این جمالت باور داشته باشند‬ ‫هرگز آنها را بر زبان نمی آورند‪ .‬درواقع کسانی‬ ‫که جمالت مثبت را درباره خودشان به کار می‬ ‫برند‪ ،‬می خواهند از افکار منفی فرار کنند‪.‬‬ ‫چگونه میتوان افکار منفی را از بین برد؟‬ ‫بنابراین اگر تفکر مثبت جواب نمی دهد پس‬ ‫راه حل چیست؟ همان طور که دیدیم باورهای‬ ‫منفی ما تقریب ًا تمام افکار منفی ما را به وجود‬ ‫می آورند‪ .‬یک باور در واقع همان چیزی است‬ ‫که ما احساس میکنیم واقعیت دارد‪ .‬تا زمانی‬ ‫که ما احساس میکنیم ‪« :‬من خیلی خوب‬ ‫نیستم‪ .‬من از عهده کارهایم بر نمی آیم‪ .‬من‬ ‫دوست داشتنی نیستم‪ ».‬این جمالت واقع ًا در‬ ‫مورد ما صحیح است‪ .‬و ما بر مبنای آنها زندگی‬ ‫میکنیم‪ .‬این باورهای ما هستند که به ما می‬ ‫گویند چگونه احساس کنیم‪ ،‬چگونه زندگی‬ ‫کنیم و چگونه بفهمیم‪.‬‬

‫تنها راه مؤثر برای از بین بردن افکار و باورهای‬ ‫منفی این است که باورهای زندگی خودمان را‬ ‫تغییر دهیم نه اینکه سعی کنیم بر افکار منفی‬ ‫سرپوش بگذاریم و یا وانمود کنیم افکار منفی‬ ‫از بین رفته اند‪.‬‬ ‫فرایند باور لفکو(‪ )LBP‬که نویسنده مقاله ‪29‬‬ ‫سال پیش پیشنهاد داده است برای تغییر دادن‬ ‫باورهای منفی مفید می باشد‪ .‬با انجام این‬ ‫فرایند میتوانید تعدادی از باورهای منفی زندگی‬ ‫خود را کنار بگذارید‪ .‬برای این کار الزم است‬ ‫ابتدا باور منفی زندگی خود را شناسایی نمایید‪.‬‬ ‫چگونه باورهای منفی را در زندگی خود از بین‬ ‫ببرید؟‬ ‫منبع اولیه احتمالی یک باور زندگی خود را پیدا‬ ‫کنید‪ .‬چه اتفاقی افتاد که به این باور رسیدید؟‬ ‫برای مثال بیشتر والدین وقتی فرزندانشان مطابق‬ ‫میل آنها رفتار نمی کنند آنها را مورد سرزنش‬ ‫قرار می دهند و این کار باعث به وجود آمدن‬ ‫این باور می شود‪«:‬من خیلی خوب نیستم‪».‬‬ ‫فرزندان به حضور فیزیکی والدین خود نیاز‬ ‫دارند‪ .‬با توجه به این نکته در صورتی که والدین‬ ‫این حضور فیزیکی را از فرزندان خود دریغ‬ ‫کنند باعث میشود این باور در آنها به وجود‬ ‫بیاید‪« :‬من مهم نیستم‪».‬‬ ‫هنگامی که منبع یک باور مشخص شد متوجه‬ ‫میشوید که باور شما تفسیری از تجربیات شما‬ ‫است‪ .‬بنابراین تفاسیر دیگری هم برای باور‬ ‫شما میتواند وجود داشته باشد‪ .‬در اینجاست که‬

‫متوجه میشوید باور شما تنها بخشی از واقعیت‬ ‫است و نه تمام واقعیت‪.‬‬ ‫برای مثال وقتی از سوی والدین خود برای‬ ‫انجام ندادن کاری سرزنش میشوید میتوان‬ ‫اینطور برداشت کرد که شما از عهده آن کار بر‬ ‫نمی آیید‪ .‬همچنین میتوان اینطور تفسیر کرد‬ ‫که پدر و مادر شما انتظارات غیرمنطقی از‬ ‫شما دارند‪ .‬یا ممکن است پدرو مادر شما در‬ ‫مورد توانایی شما برای انجام کاری اشتباه کرده‬ ‫باشند‪ .‬و یا ممکن است شما در انجام دادن کار‬ ‫بخصوصی توانایی نداشته باشید‪ .‬مسلم است که‬ ‫نمیتوان نتیجه گرفت شما برای کارهای دیگر‬ ‫هم توانایی ندارید‪ .‬ممکن است شما به دلیل کم‬ ‫سن و سال بودن نتوانید کاری را انجام دهید و‬ ‫این به معنی این نیست که هرگز نمی توانید آن‬ ‫کار را انجام دهید‪.‬‬ ‫میتوان باور را دید؟‬ ‫خودتان را در حوادثی که باعث ایجاد یک باور‬ ‫شدند قرار دهید و از بیرون به خودتان بنگرید و‬ ‫از خودتان بپرسید‪« :‬آیا میتوانم آن باور زندگی‬ ‫ام را ببینم؟» پاسخ افراد به این سؤال همیشه‬ ‫این است‪« :‬بله‪ ،‬شما هم اگر آنجا بودید می‬ ‫توانستید ببینید» حال از خود بپرسید‪« :‬آیا‬ ‫من واقع ًا میتوانم آن را ببینم؟» اگر شما واقع ًا‬ ‫بتوانید یک باور زندگی خود را ببینید باید‬ ‫بتوانید آن را با یک رنگ‪ ،‬شکل و موقعیت‬ ‫توصیف کنید‪ .‬حال آنکه نمی توانید توصیفی‬ ‫از ظاهر یک باور داشته باشید‪ .‬در حقیقت‬ ‫شما نمی توانید یک باور را ببینید بلکه فقط‬ ‫حوادث و رویدادها را می بینید‪ .‬باورها فقط در‬ ‫ذهن شما نقش می بندند‪.‬‬ ‫علتی که برای یک فکر منفی پیدا کردید و‬ ‫ادعا میکنید که میتوانید آن را ببینید در واقع‬ ‫فقط یک تفسیر از تمام تفاسیری است که در‬ ‫ذهن شما به وجود آمده است‪ .‬شاید از خودتان‬ ‫بپرسید پس رویدادهایی که باعث به وجود‬ ‫آمدن یک باور شده اند هیچ معنا و مفهومی‬ ‫ندارند؟ قبل از اینکه شما به آنها معنی بدهید‬ ‫چه مفهومی داشتند؟ میتوانید دریابید که این‬ ‫رویدادها مفاهیم متعددی دارند‪ .‬البته هیچ‬ ‫مفهوم واحدی برای آنها نمی توان متصور شد‪.‬‬ ‫میتوان گفت رویدادها مفهوم مشخص و ثابتی‬ ‫ندارند و این شما هستید که در ذهن خود به آنها‬ ‫مفهوم می دهید‪.‬‬ ‫به طور خالصه میتوان گفت‪ :‬باورها واقعیاتی‬ ‫هستند که احساس میکنیم حقیقت دارند‪ .‬آنها‬ ‫حقایق جهان پیرامون ما میباشند‪ .‬ما باورهای‬ ‫خودمان را قبول داریم چون تصور می کنیم می‬ ‫توانیم آنها را ببینیم‪ .‬در صورتی که هرگز نمی‬ ‫توانیم آنها را ببینیم‪ .‬آنها فقط در ذهن ما وجود‬ ‫دارند‪.‬‬ ‫به جای اینکه مثبت بیاندیشید سعی کنید‬ ‫باورهایی که باعث به وجود آمدن افکار منفی‬ ‫شدند را از بین ببرید‪ .‬زمانی که برای مثبت فکر‬ ‫کردن تالش نمی‬


‫‪23‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫که از نظر احساسی قوی هستند این ‪ ۱۵‬کار را‬ ‫برایتان عذاب‌آور است‪ .‬هیچ دلیلی ندارید‬ ‫که دوباره قلبتان را در معرض شکسته شدن‬ ‫قرار دهید‪ .‬اگر رابطه‌تان موفق نبوده‪ ،‬اشکال‬ ‫از شما نبوده است‪ .‬علت هر دو شما هستید‪.‬‬ ‫مگراینکه انسان واقع ًا بدی باشید؛ در این‬ ‫حالت مشکل از شماست‪.‬‬ ‫‪ .۹‬از ترس روزی که پیش رویشان است در‬ ‫رختخواب نمی مانند‪.‬‬

‫بهترین بخش زندگی شما باید لحظه‌ای باشد‬ ‫که بیدار می‌شوید و می‌فهمید که هنوز زنده‌اید‪،‬‬ ‫اکثر اوقات ما از زندگی غافل می‌شویم‪.‬‬ ‫‪ .۱۰‬از کم کردن سرعتشان نمی ترسند‪.‬‬

‫افرادیکه از نظر احساسی قوی هستند نیاز به‬ ‫عمل و هیجان مداوم ندارند‪ .‬نیازی ندارند‬ ‫که همه روز دور بگردند و برای کسل نشدن‬ ‫مدام در فعالیت باشند‪ .‬آنها از لحظات کند‬

‫و آرامشان هم لذت می‌برند زیرا آنها را به آن‬ ‫چیزی که کاری نکردن و فقط زندگی کردن‪،‬‬ ‫نفس کشیدن‪ ،‬نزدیک‌تر می‌کند‪ .‬این به آن‬ ‫معنی نیست که آنها از هیجان در زندگی‌شان‬ ‫لذت نمی‌برند اما از پیاده‌روی و بو کردن‬ ‫گل‌ها هم به همان اندازه لذت می‌برند‪.‬‬ ‫‪ .۱۱‬کاری که نمی‌خواهند را انجام نمی‌دهند‪.‬‬ ‫همه ما گاهی کارهایی را انجام می‌دهیم که‬

‫عاشق آن نیستیم اما نباید کاری را انجام‬ ‫بدهیم که نمی خواهیم‪ .‬افرادیکه از نظر‬ ‫احساسی قوی هستند این را درک می‌کنند‬ ‫و تقریب ًا همیشه راهی برای تمرکز کردن روی‬ ‫کاری که دوست دارند پیدا می‌کنند و این‬ ‫باعث می‌شود بفهمند برای اینکه کاری که‬ ‫دوست دارند را انجام دهند‪ ،‬چه باید بکنند‪.‬‬ ‫بااینکه ممکن است از هر ثانیه کارشان لذت‬ ‫نبرند اما کاری که انجام می‌دهند را دوست‬ ‫دارند زیرا آنها را یک قدم به کاری که‬ ‫عاشقش هستند نزدیک‌تر می‌کند‪.‬‬ ‫‪ .۱۲‬برای «نه» گفتن هیچ مشکلی ندارند‪.‬‬ ‫اگر نتوانید «نه» بگویید‪ ،‬از شما سوءاستفاده‬ ‫خواهد شد‪ .‬هیچ‌کس دیواری کوتاه‌تر از شما‬ ‫پیدا نخواهد کرد و هیچوقت نظرتان برای‬ ‫مسئله‌ای پرسیده نخواهد شد‪« .‬نه» گفتن به‬ ‫مردم یادآوری می‌کند که هیچ کنترلی روی‬ ‫شما ندارند‪.‬‬ ‫‪ .۱۳‬پس دادن را فراموش نمی‌کنند‪.‬‬ ‫بعضی افراد تصمیم می‌گیرند که مسئولیت‬ ‫خود بعنوان یک انسان برای بخشش زمان‬ ‫و پول را نادیده بگیرند‪ .‬هرچه از نظر‬ ‫احساسی قوی‌تر باشید‪ ،‬بیشتر قدردان زندگی‬ ‫و انسان‌های دیگر می‌شوید‪ .‬به زندگی ارزش‬ ‫بیشتری داده و سعی می‌کنید با آنها که دچار‬ ‫مشکل هستند همدردی کنید‪.‬‬ ‫‪ .۱۴‬احساس نمی‌کنند باید خود را تطبیق‬ ‫دهند‪.‬‬ ‫هرچه از نظر احساسی قوی‌تر باشید‪ ،‬مستقل‌تر‬ ‫خواهید شد‪ .‬احساس نیاز نمی‌کنید که‬ ‫خودتان را تطبیق دهید زیرا هرجا که الزم‬ ‫و مهم باشد تطبیق می‌یابید‪ :‬جهان‪ .‬مردم‬ ‫گروه‌های اجتماعی کوچکتری تشکیل‬ ‫می‌دهند که معمو ً‬ ‫ال ناسالم هستند‪ .‬اینکه کسی‬ ‫بخواهد خود را تطبیق دهد به این معنی است‬ ‫که از اینکه خودش باشد می‌ترسد!‬ ‫‪ .۱۵‬فراموش نمی‌کنند که شادی و خوشبختی‬ ‫یک تصمیم است‪.‬‬ ‫مهمتر اینکه‪ ،‬افرادیکه از نظر احساسی قوی‬ ‫هستند یاد گرفته‌اند که قدرت مغزشان بر ذهن‬ ‫و جسمشان را درک کنند‪ .‬آنها درک می‌کنند‬ ‫که احساسات یک نوع واکنش هستند‪ ،‬نه‬ ‫واکنش‌هایی به عوامل فیزیکی مستقیم بلکه‬ ‫به طریقی که ما آن عوامل را دریافت می‌کنیم‪.‬‬ ‫به عبارت دیگر‪ ،‬احساسات ما واقعیت را‬ ‫منعکس نمی‌کنند؛ بلکه تفسیر ما از واقعیت‬ ‫را منعکس می‌کنند‪ .‬درک این مسئله کنترل‬ ‫بسیار خوبی بر احساساتمان و درنتیجه بر‬ ‫زندگی‌مان به ما می‌دهد‪.‬‬


‫‪22‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫قدرت ذهنی یک جنبه خاص‬ ‫دارد که آن عامل تصمیم گیری‬ ‫درمورد این است که زندگی‬ ‫خوبی خواهید داشت یا خیر‪.‬‬ ‫قدرت ذهنی سطح‌های مختلفی‬ ‫دارد و برای داشتن یک زندگی‬ ‫شاد و موفق به همه آنها نیاز است‪.‬‬ ‫یکی از بخش‌های مهم قدرت‬ ‫ذهنی که بیشترین تاثیر را دارد‪،‬‬ ‫قدرت احساسی است‪.‬‬ ‫احساسات درواقع بخشی از روان ما هستند‬ ‫اما می‌توان آنها را از کیفیات ذهنی متمایز‬ ‫کرد زیرا بیشتر و مستقیم‌تر بر جسم ما اثر‬ ‫می‌کنند‪ .‬قدرت احساسی ما بر عملکرد‬ ‫جسمی ما تاثیر گذاشته و بر همه اعمال ما‬ ‫اثر می‌گذارد‪ .‬بدون احساس هیچ دلیلی برای‬ ‫عمل وجود ندارد‪.‬‬ ‫احساسات بزرگترین انگیزه‌دهنده‌های ما‬ ‫هستند‪ .‬متاسفانه می‌توانند به ما انگیزه‬ ‫دهند که در هر جهتی عمل کنیم‪ ،‬حتی‬ ‫جهت منفی و اشتباه‪ .‬به همین دلیل داشتن‬ ‫قدرت احساسی ضروری است‪ .‬موقعیت‌های‬ ‫بیشماری وجود دارد که افرادی که از نظر‬ ‫احساسی قوی هستند از آنها دوری می‌کنند‬ ‫و بعضی از کارها و اعمال را اص ً‬ ‫ال انجام‬ ‫نمی‌دهند‪ .‬در زیر به ‪ ۱۵‬مورد از این اعمال‬ ‫اشاره می‌کنیم‪:‬‬ ‫‪ .۱‬هیچوقت برای توجه دیگران گدایی‬ ‫نمی‌کنند‪.‬‬ ‫نیاز به توجه دقیق ًا با احساسات در ارتباط‬ ‫است‪ .‬آنهایی که احساس نیاز برای شناخته‬ ‫شدن می‌کنند‪ ،‬فقط زمانیکه دیگران به آنها‬ ‫توجه دارند است که احساس ارزشمندی‬ ‫می‌کنند‪ .‬مثل اینکه به ارزش خود باور و‬ ‫اطمینان نداشته باشند‪ .‬اگر خودتان ندانید که‬ ‫تا چه حد ارزشمندید‪ ،‬هیچکس دیگری هم‬ ‫آن را درک نخواهد کرد‪.‬‬ ‫‪ .۲‬به هیچکس اجازه نمی‌دهند ناراحتشان‬ ‫کند‪.‬‬ ‫قدرت احساسی نیاز به آرامش دارد‪ .‬دنیا پر‬ ‫از آدم‌های حسود است‪ .‬همه جا چشمانی‬ ‫حسود به دنبال شماست‪ ،‬واقعیت تلخ این‬ ‫است که اغلب کسانیکه ما را عقب می‌کشند‪،‬‬ ‫نزدیک‌ترین افراد به ما هستند‪ .‬خالص شدن‬ ‫از این آدمها معمو ً‬ ‫ال بهترین راه‌حل است اما‬ ‫سخت‌ترین آنها هم هست‪ .‬اگر بتوانید بی‌سر‬ ‫و صدا آها را از زندگی خود بیرون کنید‪،‬‬ ‫خیلی شانس آورده‌اید‪.‬‬

‫‪ .۳‬کینه نمی‌ورزند‪.‬‬ ‫اگر کینه‌ای هستید‪ ،‬احتما ً‬ ‫ال بیشتر از آنچه که‬ ‫باید به یک موقعیت یا فرد توجه می‌کنید‪.‬‬ ‫اگر کسی از ته قلب عذرخواهی می‌کند‪ ،‬او‬ ‫را ببخشید‪ .‬اگر عذرخواهی نکرد‪ ،‬دیگر با او‬ ‫ارتباط برقرار نکنید اما کینه نگیرید‪ .‬آدم‌هایی‬ ‫که از آنها کینه می‌گیرید‪ ،‬مقدار بسیار زیادی‬ ‫از انرژی فکری شما را می‌گیرند و ضرر‬ ‫بیشتری به شما می‌زنند‪.‬‬ ‫‪ .۴‬هیچوقت دست از کاری که دوست دارند‬ ‫نمی‌کشند‪.‬‬ ‫کسانیکه از نظر احساسی قوی هستند‪،‬‬ ‫هر کاری را فقط به این دلیل که دوستش‬ ‫دارند انجام می‌دهند‪ .‬هیچوقت بخاطر‬ ‫حرف دیگران دست از کاری که می‌خواهند‬ ‫برنمی‌دارند‪.‬‬ ‫‪ .۵‬هیچوقت از اعتماد به خود دست‬ ‫نمیکشند‪.‬‬ ‫آنهاییکه خودشان را دوست دارند و خودشان‬ ‫را درک می‌کنند‪ ،‬آنهاییکه از اینکه خودشان‬ ‫باشند احساس غرور می‌کنند و نمی‌ترسند‪،‬‬ ‫هیچوقت به خودشان شک نمی‌کنند‪.‬‬ ‫‪ .۶‬مثل افراد پست رفتار نمی‌کنند‪.‬‬ ‫برخی مردم پست هستند‪ .‬اما ما تعجب‬ ‫می‌کنیم که چرا؟ پست بودن فقط بعنوان یک‬ ‫عامل ترساننده محسوب میگردد و اگر سعی‬ ‫دارید دیگران را بترسانید‪ ،‬بهتر است با یک‬ ‫مشاور تخصصی مشورت کنید‪ ،‬اگر فقط‬ ‫همینطوری بی‌دلیل می‌خواهید دیگران را‬ ‫بترسانید‪ ،‬احتما ً‬ ‫ال دچار کمبود اعتمادبه‌نفس‬ ‫هستید‪.‬‬ ‫‪ .۷‬هر کسی را وارد زندگی‌شان نمی‌کنند‪.‬‬ ‫افرادیکه از نظر احساسی قوی هستند به دلیلی‬ ‫از نظر احساسی قوی شده‌اند‪ :‬خودشان را در‬ ‫معرض افرادیکه سپر دفاعی آنها را خرد کرده‬ ‫یا اخالقیات آنها را زیر سوال می‌برند قرار‬ ‫نمی‌دهند‪ .‬بیشتر آدم‌های دنیا گم شده‌اند و‬ ‫بدشان نمی‌آید که شما را هم با این سردرگمی‬ ‫خود همراه کنند‪ .‬نباید بگذارید یک آشنایی‬ ‫بد شادی‌تان را مختل کند‪.‬‬ ‫‪ .۸‬از عشق ورزیدن نمی‌ترسند‪.‬‬ ‫اگر از عشق ورزیدن بترسید‪ ،‬یعنی به خودتان‬ ‫به اندازه کافی اعتماد ندارید‪ .‬یعنی نمی‌توانید‬ ‫فکر کنید که در یک رابطه بادوام بمانید‬ ‫و همه روابطتان با شکست مواجه می‌شود‪.‬‬ ‫نمی‌خواهید دوباره آسیب ببینید چون واقع ًا‬


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

21


‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫‪20‬‬

‫همسر خوب یعنی این!‬ ‫ازدواج انتخاب مهمی است‪ .‬شاید‬ ‫بتوان گفت مهم تر از هر انتخاب‬ ‫دیگری در زندگی‪ .‬از تحصیل‬ ‫و کار گرفته تا تصمیم های ریز‬ ‫و درشت دیگری که می گیرید‪.‬‬ ‫ازدواج آخرین برگ برنده ای‬ ‫است که در زندگی رو می کنید‪.‬‬ ‫پس باید درست انتخاب کنید تا‬ ‫خوشبخت باشید‪.‬‬

‫‪52‬‬

‫ما در اینجا معیارهای همسر خوب را برای شما‬ ‫عنوان می کنیم‪ .‬معیارهایی که می توانند برگ‬ ‫آخر شما را زرین تر کنند‪.‬‬ ‫‪ )1‬شایستگی خانواده‬ ‫محیط رشد و نمو در فکر و روح و اخالق و‬ ‫اعمال انسان تأثیر به سزا دارد‪ .‬وقتی برای گیاه‬ ‫فرق می کند در چه خاک و آب و هوایی رشد‬ ‫کند‪ ،‬چطور برای انسان فرقی نکند؟ پس این‬ ‫مهم است که همسر آینده ی یک جوان در چه‬ ‫خانواده ای و با چه دیدگاه ها و گرایش هایی‬ ‫بزرگ شده است‪.‬‬ ‫امام صادق (ع) می فرمایند‪ « :‬از خاندان‬ ‫صالح و شایسته همسر انتخاب کنید که نطفه و‬ ‫وراثت اثر (پنهانی و ناخواسته در فرزند و نسل‬ ‫شما) دارد‪».‬‬ ‫‪ )2‬اخالق‬

‫بعد از باورهای دینی شاید هیچ عاملی در‬ ‫خوشبختی انسان و شیرینی زندگی به اندازه‬ ‫ی اخالق تأثیر نداشته باشد‪ .‬اخالق خوب‪،‬‬ ‫کمبودهای جسمی و جمال و زیبایی را جبران‬ ‫می کند‪ .‬بارها مشاهده شده همسرانی که از‬ ‫جهت مالی و جمال در حد متوسط بلکه پایین‬ ‫تر بوده اند‪ ،‬به سبب اخالق نیکویی که داشته‬ ‫اند از زندگی گرم و صمیمی برخوردار بوده‬ ‫اند؛ تا آنجا که زبان زد دیگران واقع شده اند‪.‬‬ ‫در نقطه ی مقابل‪ ،‬چه بسیارند همسرانی که با‬ ‫داشتن رفاه مادی فراوان در بهترین اتومبیل ها‬ ‫سوار و به سوی زیباترین ویالها در حرکت بوده‬ ‫اند‪ ،‬اما از دست اخالق بد یکدیگر و نیش‬ ‫و کنایه ها و زخم زبان ها آرزوی مرگ کرده‬ ‫اند‪....‬‬ ‫برای تأکید بر اهمیت اخالق توجه به این سخن‬ ‫پیامبر اکرم(ص) الزم است که فرمودند‪« :‬‬ ‫کامل ترین فرد از جهت ایمان آن کسی است‬ ‫که اخالقش از دیگران بهتر است و نسبت به‬ ‫خانواده خود بیشتر مهر و مدارا می کند‪» .‬‬ ‫‪ )3‬عقل و درایت‬ ‫نقش عقل در زندگی بر کسی پوشیده نیست‬ ‫نفهمی شریک زندگی‪ ،‬زندگی را بر‬ ‫و نادانی و‬ ‫ِ‬ ‫انسان سخت می کند تا آنجا که قدیمی ها می‬ ‫گفتند‪ « :‬صد سال گوشه ی زندون‪ ،‬یک ساعت‬ ‫با آدم نادون »!! و در روایت هم می خوانیم‪:‬‬ ‫« بپرهیز از ازدواج با احمق و کم عقل‪ ،‬چرا که‬ ‫همنشینی با او تباه کردن عمر است‪».‬‬ ‫اما چگونه می توان عقل و درایت را در کسی‬ ‫تشخیص داد؟ اول از روش و منش خانواده‬ ‫و بستگان نزدیک‪ ،‬چون درصد قابل توجهی‬ ‫از عقل و درایت تحت تأثیر وراثت و محیط‬

‫است‪ .‬و بعد از آن‪ ،‬با دقت در رفتار‪ ،‬گرایش‬ ‫ها و سخنان شخص می توان به میزان عقل او‬ ‫پی برد‪.‬‬ ‫برای تأکید بر اهمیت اخالق توجه به این سخن‬ ‫پیامبر اکرم(ص) الزم است که فرمودند‪« :‬‬ ‫کامل ترین فرد از جهت ایمان آن کسی است‬ ‫که اخالقش از دیگران بهتر است و نسبت به‬ ‫خانواده خود بیشتر مهر و مدارا می کند‪».‬‬ ‫‪ )4‬روحیه ی حق پذیری‬ ‫گاهی کسی حقیقتی را نمی داند و به همین‬ ‫جهت به آن عمل و از آن پیروی نمی کند‪ .‬اما‬ ‫همین که متوجه گمراهی و ناآ گاهی خود شد‪،‬‬ ‫دیگر از آن دست بردار نیست و به راحتی طریق‬ ‫نادرست گذشته را کنار می گذارد‪ .‬با این روحیه‬ ‫ارزشمند همه ی کاستی ها قابل جبران است‪ .‬اما‬ ‫اگر انسان بر اثر جهل یا تعصب بیجا بر سخن‬ ‫یا عمل خود پافشاری کند و حتی بعد از روشن‬ ‫شدن نادرستی خط مشی خود هم از آن دست‬ ‫برندارد‪ ،‬با چنین روحیه ای نمی توان زندگی‬ ‫کرد‪ .‬لذا با دقت در رفتار خانواده و شخص‬ ‫مورد نظر و با پرسیدن برخی مسائل از او و نیز‬ ‫تحقیق از اطرافیان‪ ،‬تا جایی که ممکن است از‬ ‫حق پذیر بودن همسر آینده اطمینان پیدا کنیم‪.‬‬ ‫‪ )5‬هماهنگی و تناسب ( ُکفویت )‬ ‫ضرورت این ویژگی نا گفته پیداست‪ ،‬که هرچه‬ ‫دو همسر با هم هماهنگ تر و متناسب تر باشند‬ ‫زندگی شیرین تر خواهد بود‪ .‬البته تناسب و‬ ‫هماهنگی هم دو بخش می شود‪ )1 :‬ضروری و‬ ‫واجب ‪ )2‬بهتر و مستحب‬ ‫بخش اول همان هماهنگی در باورهای دینی‬ ‫و اعتقادات‪ ،‬تعهدات دینی و اخالق است و‬ ‫بخش دوم مواردی مثل تناسب در وضع مالی‪،‬‬ ‫تحصیالت و میزان تفاوت سنی را در بر می‬ ‫گیرد‪.‬اگر شخص مقابل از جهت ایمان و‬ ‫اخالق فوق العاده باشد و از فخرفروشی و غرور‬ ‫به دور باشد‪ ،‬باید در موارد دسته ی دوم کوتاه‬ ‫آمد و از آنها صرف نظر نمود‪.‬‬ ‫‪ )6‬زیبایی نسبی و دل نشین بودن‬ ‫گرچه زیبایی نمی تواند انگیزه ی اصلی انسان‬ ‫برای ازدواج باشد و شرایط دیگر در اولویت‬ ‫است‪،‬طبیعی است که زیبایی نسبی و از آن مهم‬ ‫تر دلنشین بودن الزم است‪.‬اگر مالقات و گفتگو‬ ‫با فرد مورد نظر برای انسان دلنشین نباشد‪ ،‬می‬ ‫توان دیدار و گفتگو را تکرار کرد و اگر باز‬ ‫هم نتیجه ی مطلوب حاصل نشد ازدواج توصیه‬ ‫نمی شود‪ ،‬حتی اگر اطرافیان اصرار کنند‪.‬‬ ‫شخصی به امام صادق(ع) عرض کرد‪ « :‬من‬ ‫می خواهم با زنی ازدواج کنم ولی پدر و مادرم‬ ‫عالقه دارند زن دیگری را به همسری خود در‬ ‫آورم‪ ».‬حضرت فرمودند‪ « :‬زن دلخواه خودت‬ ‫را بگیر و آن را که پدر و مادرت می خواهند(‬ ‫و به او عالقه نداری) ترک گو‪ ( ».‬البته روشن‬ ‫است که حضرت در موقعیتی این توصیه را‬ ‫فرموده اند که همسر دارای شرایط مناسب بوده‬ ‫است‪ ،‬ولی پدر و مادر مخالفت می کرده اند‪.‬‬


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

19


‫‪18‬‬

‫‪No. 717 | May , 08, 2014‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫نگاهی به زندگی‬ ‫پایه گذار موسیقی‬ ‫مدرن در ایران‬

‫علیرضا مشایخی روز‪ 10‬فروردین‬ ‫ماه سال ‪ 1318‬در شهر تهران‬ ‫متولد شد‪ ،‬وی تحصیالت ابتدایی‬ ‫و متوسطه را در مدرسه علمیه‬ ‫تهران به پایان رسانید‪ ،‬عالقه وی‬ ‫به مباحث موسیقی که در گرو‬ ‫ساختارهای فلسفی بود‪ ،‬از زمان‬ ‫نوجوانی پدید آمد‪.‬‬ ‫وی در این مدت برای یادگیری اصول‬ ‫آ کادمیک موسیقی و آهنگسازی نزد اساتیدی‬ ‫همچون حسین ناصحی و افلیا کمباجیان‬ ‫آموزش دید‪ ،‬مشایخی به دلیل عالقه خود‬ ‫و خانواده اش به موسیقی سنتی ایران از‬

‫تجربیات لطف الله مفخم پایان نیز در زمینه‬ ‫موسیقی ایرانی بهره برد‪.‬‬ ‫علیرضا مشایخی پس از سپری کردن دوره‬ ‫تحصیالت متوسطه و اخذ مدرک دیپلم برای‬ ‫ادامه تحصیالت عالی به آکادمی موسیقی و‬ ‫هنرهای نمایشی وین پایتخت اتریش رفت و‬ ‫در آنجا مدرک دپیلم تخصصی این مرکز که‬ ‫یکی از معتبر ترین ها در نوع خود در جهان‬ ‫است را دریافت کرد‪.‬در این زمان برای ادامه‬ ‫تحصیالت آکادمیک به دانشگاه اوترخت‬ ‫کشور هلند رفت و پس از اتمام دوره تحصیلی‬ ‫در همان شهر نیز به عنوان آهنگسازی مستقل‬ ‫با ارکسترهای معتبر اروپا همکاری کرد‪.‬‬ ‫فعالیت های مشایخی به عنوان یکی از‬ ‫پیشتازان عرصه موسیقی معاصر در دهه‬ ‫‪ 50‬شمسی در ایران مطرح شد به طوریکه‬ ‫به سفارش فرهاد مشکات رهبر ارکستر‬ ‫سمفونیک وقت تهران‪ ،‬سوییتی را با نام نیما‬ ‫یوشیج که بر گرفته از شکست ساختاری این‬ ‫شعار در شعر معاصر بود را تدوین کرد که در‬ ‫زمان اجرا با استقبال مخاطبان همراه بود‪.‬‬ ‫در این زمان نگرش های مدرن موسیقی که‬

‫از فلسفه نشات می گرفت در اروپا و آمریکا‬ ‫رواج محسوسی پیدا کرد و مشایخی به عنوان‬ ‫نماینده ای از ایران توانست این داشته ها را‬ ‫فرا گیرد و به عالقه مندان این گونه موسیقی‬ ‫در کشور منتقل کند‪.‬در اواخر دهه پنجا��‬ ‫مشایخی با سفر به آمریکا توانست داشته‬ ‫های خود در مورد هنرهای مدرن و معاصر‬ ‫را تکمیل کند و به عنوان آهنگسازی مستقل‬ ‫آثاری را در این گونه موسیقیایی بسازد‪.‬‬ ‫پس از پیروزی انقالب اسالمی وی در دهه‬ ‫‪ 70‬به میهن بازگشت و درآن زمان با تاسیس‬ ‫ارکستر موسیقی نو در پی ابراز عالیق و‬ ‫عقیده های موسیقایی خود بر آمد که این‬ ‫ارکستر ازآن زمان تا اکنون به عنوان نخستین‬ ‫ارکستری که موسیقی معاصر را به شیوه‬ ‫غیر مرسوم اجرا می کند؛ مورد توجه است‪.‬‬ ‫مشایخی با توجه به عالقه ای که موسیقی‬ ‫سنتی ایران داشت در پی ادغام آن به گونه ای‬ ‫با موسیقی مدرن غربی برآمد که حاصل آن‬ ‫تجربه هایی متفاوت که متختصص خود این‬ ‫آهنگساز است را به وجود آورد‪.‬‬ ‫از میان آثار وی می توان به مجموعه هایی‬

‫همچون زاگرس ‪ ،‬جشن ‪ ،‬سمفونی ایرانی‬ ‫‪،‬شهرزاد ‪ ،‬بوف کور و اینتگرال اشاره کرد که‬ ‫هر کدام در نوع خود تجربه ای متفاوت از‬ ‫برداشته های موسیقایی را معرفی کرده است‪.‬‬ ‫این موسیقیدان در حوزه تالیف و ترجمه آثار‬ ‫موسیقی نیز موفق عمل کرده است به طوریکه‬ ‫کتاب های وی با استقبال فعاالن دگر اندیش‬ ‫موسیقی در ایران مواجه شد‪.‬مشایخی به عنوان‬ ‫یک استاد دانشگاه هنرجویان بسیاری را‬ ‫تربیت کرد که هرکدام به شیوه ای تا امروز راه‬ ‫وی را ادامه می دهند‪.‬‬ ‫علیرضا مشایخی می گویدکه کارهای تازه و‬ ‫نو همیشه در طول تاریخ با انتقاد همراه بوده‬ ‫اما من بر این عقیده ام که باید با تمام توان‬ ‫تالش به سمت جلو حرکت کرد چرا که تاریخ‬ ‫در خصوص ما تصمیم می گیرد و فردا مهمتر‬ ‫از امروز است‪.‬مشایخی را می توان در زمره‬ ‫نامدارن موسیقی کالسیک ایران برشمرد که‬ ‫در طول ده ها سال فعالیت در این عرصه آثار‬ ‫ماندگاری را تولید کرده است‪.‬‬ ‫بسیاری از اهالی فعاالن موسیقی وی را به‬ ‫عنوان پدر موسیقی مدرن ایران می شناسند‪.‬‬


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

17


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

16


13

No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

15


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

14


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

13


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

12


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

11


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

10


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

9


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

8 8


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

7


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

6


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

5


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

6 4


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

3


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

2


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

1


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

B


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

A


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

IV


No. 717 | May , 08, 2014 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

III


52


717