Issuu on Google+

No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

VIII


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

VII


No. 676 / June 27, 2013 VI Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591672 - May 30th, 2013


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

V


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

D


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

C


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

156


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

155


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

154


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

153


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

152


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

151


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

150


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

149


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

148


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

147


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

146


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

145


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

144


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

143


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

142


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

www.SafaRenovation.com

141


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

140


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

139


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

www.century21.ca/mahmoud.rahbari

138


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

137


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

136


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

135


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

134


‫‪133‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫آذر‬

‫بهمن‬

‫با پنهان شدن در نقاب معنویت اغراق گونه خود‪ ،‬به فرصت‬ ‫سوزی روی آورده اید‪ .‬آیا فکر نمیکنید که دارید به شانس خود‬ ‫پشت پا میزنید؟ خود را از مزایای زیبای زندگی محروم نسازید‪.‬‬

‫شما می خواهید محبت خود را به دوستان یا همکاران تان‬ ‫نشان دهید اما ترجیح می دهید این محبت را از راهی به دور‬ ‫از احساسات ابراز کنید‪ .‬با این اتفاقات و بیان محبت خود‬ ‫به دیگران‪ ،‬آنها نیز سعی خواهند کرد که این لطف شما را با‬ ‫محبت بیشتری جبران نمایند‪ .‬ممکن است شخصی واکنشی‬ ‫نشان دهد که شما را سردرگم کند و ندانید هدف او چه بوده‬ ‫است اما سرانجام شما احساس بهتری پیدا خواهید کرد‪.‬خود‬ ‫چه مالی و چه احساسی سود ببرید؛ به این فکر نکنید که دالیلی‬ ‫وجود دارند که نشان می‌دهند نباید کاری را انجام دهید حافظ‪:‬‬

‫حافظ‪:‬‬ ‫چشم من در ره این قافله راه بماند تا به گوش دلم آواز درا بازآمد‬ ‫گر چه حافظ در رنجش زد و پیمان بشکست لطف او بین که به‬ ‫لطف از در ما بازآمد‬ ‫تعبیر‪:‬بشارت باد که شاهد مقصود را در بر خواهی گرفت و دنیا به کام تو خواهد چرخید‪ .‬دوستان را‬ ‫فراموش نکن‪ .‬به زودی دشمنی ها به دوستی مبدل می شود‬

‫دی‬ ‫با وجود اینکه ممکن است بخواهید که روی وظایف خاصی که‬ ‫الزم است آنها را همین امروز به پایان برسانید متمرکز بمانید‪ ‌،‬اما‬ ‫از اقبال بد شما همچنانکه از روز می‌گذرد شما گیج و پریشان‬ ‫می‌شوید‪ .‬ممکن است دیگران حتی به شما توجه هم نکنند که‬ ‫از راه خود منحرف شده اید به خاطر اینکه شما به روشنی عالقه‬ ‫تان را به سیر و سفر در غباری از بهره وری و کارایی پنهان کرده‬ ‫اید‪ .‬با این حال‪ ،‬شما می‌دانید که قابلیت انجام دادن کارها و از‬ ‫بین بردن یاس و ناامیدی را دارید!‬ ‫حافظ‪:‬‬ ‫سخن عشق نه آن است که آید به زبان ساقیا می ده و کوتاه کن این گفت و شنفتاشک حافظ خرد و‬ ‫صبر به دریا انداخت چه کند سوز غم عشق نیارست نهفتتعبیر‪:‬در زندگی با احتیاط رفتار کن و مراقب‬ ‫سخنان خود باش‪ .‬سخن حق را با مالیمت و آرامی می توان به کرسی نشاند‪ .‬هرکسی را محرم اسرار‬ ‫خود قرار نده و عاقبت اندیش باش‬

‫سحر کرشمه چشمت به خواب می‌دیدم زهی مراتب خوابی که به ز بیداریست‬ ‫دلش به ناله میازار و ختم کن حافظ که رستگاری جاوید در کم آزاریستتعبیر‪:‬رسیدن به هدف کار‬ ‫آسانی نیست‪ .‬صداقت و ایمان می تواند انسان را در راه رسیدن به مقصود یاری کند‪ .‬ریاکاری را از‬ ‫خود دور کن که نتیجه ای برای تو ندارد‪ .‬با مردم به خوبی و انسانیت رفتار کن‬

‫اسفند‬

‫امروز هیچ چیزی ساده نخواهد بود؛ اگرچه شما میخواهید کار‬ ‫خود را انجام دهید اما فکر می کنید که نیازی نیست از تمام‬ ‫پیچ و خم هایی که وجود دارد عبور کرده و با کسی گفتگو کنید‪.‬‬ ‫به طور مشخص شما ترجیح می دهید که از یک موضوع به‬ ‫موضوع دیگری بروید یا اینکه با افکار پوچ خود که کسی در آن‬ ‫حضور ندارد‪ ،‬سرگرم باشید! امروز به هیچ وجه زمان خوبی برای‬ ‫قضاوت کردن درمورد دیگران نیست‪.‬‬ ‫حافظ‪:‬‬ ‫زاهد چو از نماز تو کاری نمی‌رود هم مستی شبانه و راز و نیاز من حافظ ز گریه سوخت بگو حالش‬ ‫ای صبا با شاه دوست پرور دشمن گداز من تعبیر‪:‬این غم و اندوه و رنج‪ ،‬روزی به پایان می رسد‪ .‬به‬ ‫شرط آنکه بدانی نقاط ضعف تو در چه بوده است‪ .‬عوامل بازدارنده و شکست خود را بشناس‪ .‬با‬ ‫فریب کاری و ریا‪ ،‬هیچکس به مقصود خود نمی رسد‪ .‬بهتر است که صادقانه به اراده ی خود و کمک‬ ‫خداوند ایمان داشته باشی‪.‬‬


‫‪132‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫مرداد‬

‫مهر‬

‫مسئولیت هایتان اکنون پیچیده شده است‪ .‬به خاطر اینکه شما‬ ‫در قبال چندین نفر مسئول هستید‪ -‬و حتی ممکن است وعده و‬ ‫تعهد شما با همدیگر در تضاد باشند‪ .-‬االن زمان این است که‬ ‫با توانایی و شایستگی که دارید اوضاع پیچیده و درهم ریخته‬ ‫را کمی سر و سامان دهید‪ .‬بدیهی است‪ ،‬با این اوضاع شما نمی‬ ‫توانید هیچ کاری انجام دهید‪ ،‬استعدادها و امکانات تان را‬ ‫آشکار کنید و بگذارید دیگران بفهمند شما چه کاری می توانید‬ ‫انجام دهید و چه کاری را نمی توانید‪ .‬مطمئن باشید دیگران از این صداقت شما قدردانی خواهند‬ ‫کرد‪ .‬حافظ‪ :‬بنیاد هستی تو چو زیر و زبر شود در دل مدار هیچ که زیر و زبر شوی گر در سرت هوای‬ ‫وصال است حافظا باید که خاک درگه اهل هنر شوی‬

‫باوجود اینکه می‌دانید هر فکری که در سرتان دارید را باید‬ ‫همین االن اجرا کنید‪ ،‬درباره یک مسئولیتی که نمی‌توانید‬ ‫حفظش کنید با احتیاط عمل می‌کنید‪ .‬اعتماد به نفس شما با‬ ‫واقع بینی همراه شده است و همین بهتان اجازه نمی‌دهد خیلی‬ ‫خیال پردازی کنید! اما خیلی هم جدی نشوید‪ ،‬وگرنه فرصت‬ ‫خیلی خوبی که همین االن جلوی رویتان قرار دارد را از دست‬ ‫می‌دهید! یادتان باشد برای اینکه بتوانید به اهداف عالی خود‬ ‫برسید باید فراتر از آسایش و راحتی خود قدم بردارید‪.‬‬

‫شهریور‬

‫حافظ‪ :‬بگشا بند قبا تا بگشاید دل من که گشادی که مرا بود ز پهلوی تو بود به وفای تو که بر تربت‬ ‫حافظ بگذر کز جهان می‌شد و در آرزوی روی تو بود تعبیر‪:‬با خلق خوش‪ ،‬دوستان زیادی را به خود‬ ‫جلب می کنی‪ .‬ریا و دروغ را از خود دور کن‪ .‬از موفقیت های خود دچار غرور کاذب نشو تا شکست‬ ‫نخوری‪ .‬دوستان را برای روزهای آینده نگه دار تا تنها نباشی‪.‬‬ ‫آبان‬

‫مالک قرار دادن رویاهایتان برای زندگی اکنون برای شما یک‬ ‫موهبت به شمار می‌آید‪ .‬از یک سو آنها به شدت الهام بخش‬ ‫هستند‪ ،‬خصوصا وقتی که ایده‌های خود در مورد آینده را با‬ ‫یکی از دوستان خود مطرح می‌کنید‪ .‬ولی از سوی دیگر شما‬ ‫امروز می‌توانید چنان غیر واقع بین باشید که خودتان را در دام‬ ‫شکست بیندازید‪ .‬برای کسب کردن بهترین نتیجه با استفاده از‬ ‫عقل سلیم بین رویاهایتان تعادل برقرار کنید‪ .‬سرتان را باالی‬ ‫ابرها نگه دارید‪ ،‬اما پاهایتان را محکم روی زمین بچسبانید!!‬

‫شما تا به حال به سوی عقب و جلو درنوسان بوده اید‪ ،‬به خاطر‬ ‫اینکه نمی دانستید چگونه باید دررابطه ای که دارید ابراز وجود‬ ‫کنید‪ .‬یک لحظه به طور غیر معمولی عصبانی هستید و در‬ ‫مقابل تعهدات تان سرکشی می کنید‪ .‬لحظه دیگر می خواهید‬ ‫احساسات مجروح شده خود از رابطه قبلی را با فرد جدیدی‬ ‫التیام ببخشید و دقیقا کاری را انجام دهید که قبال گفته بودید‪.‬‬ ‫موقعیت های سخت نیازمند واکنش های نهایی است‪ .‬اما اینکه‬ ‫بخواهید کنترل خود را از دست بدهید هیچ چیزی را درست‬ ‫نمی کند‪ .‬آنقدر سیاست داشته باشید و زیرکانه عمل کنید تا‬ ‫بتوانید زندگی اطرافیان خود را از این که هست آسان تر کنید‪ ،‬به اضافه اینکه این کار زندگی خود شما حافظ‪ :‬دوام عمر و ملک او بخواه از لطف حق ای دل که چرخ این سکه دولت به دور روزگاران زد‬ ‫را هم آسان تر می کند!‬ ‫نظر بر قرعه توفیق و یمن دولت شاه است بده کام دل حافظ که فال بختیاران زد‬ ‫حافظ‪ :‬طوطیان در شکرستان کامرانی می‌کنند و از تحسر دست بر سر می‌زند مسکین مگس نام حافظ‬ ‫گر برآید بر زبان کلک دوست از جناب حضرت شاهم بس است این ملتمس‬

‫برای آگهی در این صفحه با ما‬ ‫تماس بگیرید‬ ‫‪905-508-0058‬‬ ‫‪416-512-9874‬‬

‫تعبیر‪:‬بخت و اقبال مساعدی خواهی داشت‪ .‬شاهد پیروزی را به زودی در بر خواهی گرفت‪ .‬راهی را‬ ‫که در پیش گرفته ای ادامه بده‪ .‬با توکل به خداوند موفق خواهی شد‬


‫‪131‬‬ ‫فروردین‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫فال هفته‬

‫شما امروز بوسیله عکس العمل ناگهانی خود متعجب می‬ ‫شوید‪ .‬اگر در گروه های اجتماعی عضو هستید یا در محل کار‬ ‫خود گروهی کار می کنید‪ ،‬ممکن است بسیار مشکل باشد که‬ ‫احساسات تان را برای خودتان نگه دارید و از ابراز آن جلوگیری‬ ‫کنید تا درگیری بوجود نیاید‪ .‬آنچه که برای شما مهم و پرمعنی‬ ‫است را نادیده نگیرید‪ ،‬حتی اگر آن به معنی این باشد که دیگر‬ ‫نمی توانید جزئی از گروه باشید‪ .‬راستی و درستی بسیار مهم تر از‬ ‫این است که شما بخواهید موافقت دیگران را بدست بیاورید‪.‬‬ ‫حافظ‪ :‬خنده و گریه عشاق ز جایی دگر است می‌سرایم به شب و وقت سحر می‌مویم‬ ‫حافظم گفت که خاک در میخانه مبوی گو مکن عیب که من مشک ختن می‌بویم تعبیر‪:‬هنوز تکلیف‬ ‫را با خود روشن نساخته ای و نمی دانی که چه راهی در پیش بگیری‪ .‬منتظری که دیگران برای تو‬ ‫تصمیم بگیرند‪ .‬بهتر است که درباره ی خود و اهداف خود تجدید نظر کنی تا بهتر بتوانی تصمیم‬ ‫بگیری‪ .‬اراده ی خود را محکم کن‪.‬‬ ‫اردیبهشت‬

‫شما ممکن است خودتان را از داشتن یک روز عجیب کنار‬ ‫بکشید چون می دانید که طبق برنامه و انتظار شما پیش نخواهد‬ ‫رفت‪ .‬احتمال دارد امروز کسی در زندگی شما وارد شود که‬ ‫بدون هیچ دلیلی دنیای شما را بهم بریزد و شما را از وضعیت‬ ‫کنونی خارج کند‪ .‬اگر چه این هیجان ممکن است شما را از‬ ‫حالت تعادلی که در زندگی تان وجود داشت بیرون بیاورد‪ ،‬اما‬ ‫بهتر است که نیروی زیادی را بکار ببرید تا این قضیه را نادیده‬ ‫بگیرید‪ .‬سعی کنید تغییرات پیش روی تان را نادیده نگیرید‪ ،‬این‬ ‫فقط باعث وخیم شدن اوضاع و تشدید مشکالت می شود‪.‬‬ ‫حافظ‪ :‬المنه لله که چو ما بی‌دل و دین بود آن را که لقب عاقل و فرزانه نهادیم‬ ‫قانع به خیالی ز تو بودیم چو حافظ یا رب چه گداهمت و بیگانه نهادیم تعبیر‪:‬به توانایی های ذاتی‬ ‫خود تکیه کن‪ .‬راه پیشرفت برای تو باز است‪ .‬با تدبیر و تأمل قدم در راه بگذار و از سد مشکالت‬ ‫بگذر‪ .‬بیهوده به سخنان بی پایه و اساس اعتماد نکن‪ .‬به عقل و اراده ی خود ایمان داشته باش‬

‫خرداد‬ ‫ممکن است امروز کسی از اطرافیان تان کاری فوق العاده‬ ‫شگفت انگیز انجام دهد که شما را شوکه کند‪ .‬ابراز وجود‬ ‫دیگران می تواند بسیار خارج از موضوع باشد که شما حتی‬ ‫ندانید چگونه باید به آن فکر کنید‪ .‬به جای اینکه حرف هایی را‬ ‫بزنید که بعدها از گفتن شان پشیمان شوید‪ ،‬بهتر است فعال از‬ ‫واکنش نشان دادن درباره احساسات تان خودداری کنید‪ .‬اجازه‬ ‫بدهید دیگران بفهمند شما تا بحال احتیاط می کردید‪ ،‬و نیاز به‬ ‫زمان دارید که قبل از اینکه بتوانید پاسخ گوی مسئله ای باشید‬ ‫باید آن را به خوبی بررسی کنید‪.‬‬ ‫حافظ‪ :‬دعای جان تو ورد زبان مشتاقان همیشه تا که بود متصل مسا و صباح‬ ‫صالح و توبه و تقوی ز ما مجو حافظ ز رند و عاشق و مجنون کسی نیافت صالح تعبیر‪:‬در زندگی‬ ‫موفق خواهی شد‪ .‬اگر تالش و کوشش کنی غم و اندوه از وجودت رخت بر می بندد‬ ‫تیر‬ ‫ممکن است امروز میان کارهای تکراری تان یک وقفه غیر‬ ‫قابل پیش بینی پیش بیاید که شما را تا حدودی دلسرد کند‪ .‬اما‬ ‫می تواند معنی نشاط آوری به زندگی و کار خسته کننده و مالل‬ ‫آور شما دهد؛ پس از این فرصت استفاده کنید؛ احتماال برای‬ ‫تصمیم گیری زمان سختی خواهد بود‪ ،‬چون که نمی دانید راه‬ ‫جدیدی در زندگی تان انتخاب کنید یا اینکه یک برنامه ساده‬ ‫از فعالیت های معمولی برای خود انتخاب کنید‪ .‬زیاد نگران‬ ‫این نباشید که باید چه کاری بکنید؛ اجازه دهید قلب تان شما‬ ‫را در طول روز در تصمیم گیری هایتان راهنمایی کند‪ .‬حافظ‪:‬‬ ‫بر بساط نکته دانان خودفروشی شرط نیست یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش ساقیا می ده‬ ‫که رندی‌های حافظ فهم کرد آصف صاحب قران جرم بخش عیب پوش تعبیر‪:‬در برابر سختیها و‬ ‫مشکالت استقامت کن و روحیه ی خود را نباز‪ .‬دنیا را سخت نگیر‪ .‬دل به خدا بسپار و توکل کن تا‬ ‫روحیه ای قوی داشته باشی‪ .‬غم های خود را آشکار نکن تا روحیه ی خانواده و اطرافیان را از بین‬ ‫نبری‪ .‬عاقبت اندیش باش و در هرکار با عقل و خرد کار کن‪.‬‬


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

130


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

129


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

128


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

127


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

126


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

125


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

124


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

123


‫‪122‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫مدل ساعت زنانه ‪- 2013‬‬


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

121


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

120


‫‪119‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫مغز انسان می بیند‪ ،‬حتی‬ ‫وقتی چشم ها نمی بینند‬ ‫تخمینی که از قابلیت های‬ ‫پردازشی مغز انسان به طور‬ ‫ناخودآگاه (بدون هوشیاری)‬ ‫داریم چیزی در حدود پردازش‬ ‫‪ 11‬میلیون قطعه‪-‬داده در هر‬ ‫ثانیه است‪ .‬اگر مقایسه ای داشته‬ ‫باشیم با پردازش حین هشیاری‪،‬‬ ‫خنده تان خواهد گرفت‪ :‬فقط ‪40‬‬ ‫قطعه‪-‬داده در ثانیه‪.‬‬

‫خوردن و ندیدن تعدادی از دایره ها‪ ،‬قادر‬ ‫به انجام کارهایی بودند که شامل تک تک‬ ‫اهداف می شد‪ ،‬حتی آنهایی که چشم فرد‬ ‫نمی دیدشان‪.‬‬ ‫نتیجه این تحقیق را می توان چنین بیان‬ ‫کرد که گویی پردازش بصری داده ها در دو‬ ‫مسیر صورت می گیرد‪ .‬یکی که همه ما با‬ ‫آن آشنایی داریم و درک پیرامون از طریق‬ ‫مشاهده است‪ .‬و دومی‪ ،‬کاری است که مغز‬ ‫وقتی صرف ًا روی دیدن متمرکز نیستیم انجام‬ ‫می دهد‪ .‬انگار رباتی در داخل مغز ما‪ ،‬داده‬ ‫ها را می گیرد و برای کارهایی فراتر از‬

‫سری دیگر قادر به ایفای وظایفش نیست‪،‬‬ ‫معموال این حالت در نتیجه صدمات و‬ ‫جراحات به وجود می آید و فرد‪( ،‬حتی‬ ‫با اینکه چشم های اش به لحاظ فنی سالم‬ ‫هستند) دیگر قادر به درک بصری دنیای‬ ‫پیرامون به شکلی که افراد سالم قادر هستند‪،‬‬ ‫نیست‪ .‬ولی این به آن معنا نیست که مغزش‬ ‫هم از بینایی ساقط شده!‬ ‫در این پژوهش‪ ،‬بیماری که در وضعیت‬ ‫نابینایی قشری کامل قرار داشت‪ ،‬هنوز وقتی‬ ‫کسی به او خیره می شد عکس العمل نشان‬ ‫می داد‪ .‬حین قرار داشتن در دستگاه ام آر‬

‫بود‪ ،‬چون الیه دیگری بدون توجه به این‬ ‫ناتوانی قابلیت درک آن را داشت‪.‬‬ ‫هنوز مشخص نیست که دقیقا چه اتفاقی‬ ‫در این بین افتاده‪ ،‬ولی یک حس دیداری‬ ‫قطعی زمینه ساز این عکس العمل بوده‪ ،‬که‬ ‫عدم وجود هشیاری هم مانعش نشده‪ .‬مغز‬ ‫انسان جزو شگفتی های تطبیق پذیر دنیای‬ ‫ما است‪ ،‬و انطباق پذیری با موانع پیرامون‬ ‫برای بقا‪ ،‬دقیقا همان چیزی است که این‬ ‫عضو شگفت انگیز بدن انجام می دهد‪.‬‬ ‫اگر یک سیستم از کار بیفتد‪ ،‬که در اینجا‬ ‫قابلیت پردازش داده های بصری است‪،‬‬

‫البته نمی گوییم که قابلیت های پردازشی مغز‬ ‫در حین هشیاری ناچیز هستند‪ ،‬ولی مشخص ًا‬ ‫قیاس بین لیوان و دریا است و هر چه‬ ‫بیشتر تحقیقات علمی پیش می رود‪ ،‬لیوان‬ ‫خودآ گاه کوچکتر به نظر می رسد‪ .‬دو مقاله‬ ‫ای که به تازگی منتشر شده توضیح می دهند‬ ‫که مغز چطور "می بیند"‪ .‬مقاله اول جالب‪،‬‬ ‫و دومی همسایه واژه باورنکردنی است‪.‬‬ ‫هدف تحقیق اول که در ژورنال‬ ‫‪ Psychological Science‬چاپ شده‪،‬‬ ‫رسیدن به جواب این پرسش است که آیا مغز‬ ‫در حالتی که چشم ها شما را گول زده اند‬ ‫و می پندارید یک چیز خاص پیرامون تان‬ ‫نیست‪ ،‬می تواند اهداف بصری را تعقیب‬ ‫کند یا خیر‪ .‬در این راستا‪ ،‬پژوهشگران‬ ‫انستیتو مغز و ذهن در دانشگاه اونتاریوی‬ ‫غربی‪ ،‬داوطلبان را در معرض حقه ای به نام‬ ‫"توهم متصل بودن" قرار دادند که باعث‬ ‫می شود فرد تعداد دایره هایی (اهدافی) را‬ ‫که روی یک نمایشگر می بیند‪ ،‬کم تخمین‬ ‫بزند‪.‬‬ ‫دو گروه دایره‪ ،‬یکی در راست و دیگری در‬ ‫چپ به نمایش در می آید‪ .‬دایره های گروه‬ ‫اول به خطوطی کوچک متصل هستند‪ ،‬ولی‬ ‫به یکدیگر خیر‪ .‬در گروه دیگر‪ ،‬دایره ها به‬ ‫وسیله خطوط "به هم" وصل هستند‪ .‬ذهن به‬ ‫طور اشتباهی تصور می کند که تعداد دایره‬ ‫ها در گروه متصل به هم‪ ،‬کمتر از آن گروه‬ ‫دیگر است‪ ،‬ولی در عمل تعداد دایره های‬ ‫هر دو گروه دقیقا یکسان است‪.‬‬ ‫توهم متصل بودن راهی اثبات شده برای‬ ‫گول زدن چشم ها است‪ ،‬و در این آزمایش‬ ‫هم جواب پس داده‪ :‬داوطلبین قادر به دیدن‬ ‫همه دایره های متصل نبودند‪ .‬اما وقتی قرار‬ ‫شدن بر روی اهداف (دایره ها) یک عملی‬ ‫واقعی انجام دهند‪ ،‬شگفتی پدید آمد‪ .‬چیزی‬ ‫که محققین نام آن را "بینایی مغز" گذاشته‬ ‫اند‪ .‬افراد حاضر در پژوهش‪ ،‬به رقم گول‬

‫اعمال هوشیارانه استفاده می کند‪.‬‬ ‫این تحقیق جالب بود‪ ،‬اما تحقیق دوم که‬ ‫در ‪The Journal of Neuroscience‬‬ ‫به چاپ رسیده‪ ،‬باور نکردنی است‪ .‬محققین‬ ‫از انجام آن‪ ،‬این هدف را دنبال می کردند‬ ‫که آیا دیدن با وجود اینکه توانایی عملی‬ ‫مشاهده از بین رفته‪ ،‬ممکن است یا خیر‪ .‬در‬ ‫اینجا پای "نابینایی قشری" به میان آمد‪.‬‬ ‫نابینایی قشری به حالتی گفته می شود که‬ ‫الیه اصلی بینایی در مغز یعنی لوب پس‬

‫آی‪ ،‬داوطلب در معرض نگاه خیره مستقیم‪،‬‬ ‫و نگاه غیرمستقیم‪ ،‬قرار گرفت‪ .‬اسکن‬ ‫مغزی نشان داد که یک بخش دیگر از مغز‬ ‫او (غیر از لوب پس سری) هنوز قادر به‬ ‫دیدن است‪.‬‬ ‫بادامه ی مغز بیمار‪ ،‬یعنی منطقه ای که قادر‬ ‫به تشخیص خطرناک بودن محرک های‬ ‫بیرونی است‪ ،‬به وضوح یک الگوی فعالیتی‬ ‫متفاوت را برای نگاه خیره به فرد‪ ،‬یا نگاه‬ ‫دور از او نشان داد‪ .‬یعنی مهم نبود که الیه‬ ‫بینایی مغز ناتوان از تشخیص نگاه خیره‬

‫"مغز" خودش را با وضعیت جدید تطبیق می‬ ‫دهد تا بخش دیگری از "آن"‪ ،‬این خالء را‬ ‫پر کند‪( .‬البته هنوز نمی دانیم چگونه!؟)‬ ‫این پژوهش ها مثل دیدن نوک یک کوه یخ‬ ‫است‪ ،‬به خصوص دومی نشان می دهد که‬ ‫نادانی بشر نسبت به توانایی های ناخودآ گاه‬ ‫مغز‪ ،‬چقدر وسیع است‪ .‬دانشمندان دن‬ ‫کیشوت وار به آسیاب ها حمله می برند و‬ ‫پازل پیچیده تر می شود‪ ،‬ولی این باعث نمی‬ ‫شود خرده های نان را در جنگل تاریک علم‬ ‫دنبال نکنیم‪.‬‬


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

118


‫‪117‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫شکالت داغ‬ ‫برخالف همه باورهای نادرستی که‬ ‫درباره شکالت داغ وجوددارد‪،‬‬ ‫نتایج تحقیقاتی جدید نشان می‬ ‫دهد که یک فنجان شکالت داغ‬ ‫پیش از خواب می تواند از خطر‬ ‫ابتال به دیابت پیشگیری کند‪.‬‬ ‫در تحقیقات جدید وقتی که‬ ‫موشهایی که دارای رژیم پرچربی‬ ‫بودند پودر کاکائو مصرف کردند‬ ‫با التهاب کمتری رو به رو شدند‪.‬‬ ‫رژیم پرچربی خود عاملی برای‬ ‫ابتال به دیابت نوع ‪ 2‬محسوب می‬ ‫شود‪.‬‬ ‫محققان که نتایج تحقیقات آنها که در مجله‬ ‫اروپایی تغذیه منتشر شده اعتقاد دارند این‬ ‫نتایج می تواند برای انسان نیز کاربردی‬ ‫باشد‪.‬‬ ‫شکالت تلخ که مزه آن قوی تر است دارای‬ ‫مواد شیمیایی است که جریان خون را با‬ ‫گشاد کردن رگهای خونی افزایش می دهد‪.‬‬ ‫تحقیقات مختلف تاکنون این نوع شکالت‬

‫را به مزایای سالمتی بسیاری نسبت داده اند‪.‬‬ ‫در این تحقیق به موشها معادل ‪ 10‬قاشق‬ ‫غذاخوری پودر کاکائو یا چهار تا پنج فنجان‬ ‫کاکائو داغ طی یک دوره ‪ 10‬هفته ای داده‬ ‫شد‪.‬‬ ‫جاشوا المبرت از دانشگاه پنسیلوانیا که‬

‫عضوی از این گروه تحقیقاتی بود‪ ،‬اظهار‬ ‫داشت‪ :‬آنچه مرا شگفت زده می کند وسعت‬ ‫این تغییر است‪ .‬در این تحقیقات وزن بدن‬ ‫موشها براساس آنچه که انتظار می رفت‬ ‫افزایش نیافت اما کاهش چشمگیر التهاب‬ ‫کبد چرب چشمگیر بود‪.‬‬ ‫چندین شاخص التهاب که عامل ابتال به‬ ‫دیابت نوع ‪ 2‬است در موشهایی که کاکائو‬ ‫مصرف کردند بسیار کم بود و این میزان کم‬ ‫حتی در رابطه با گروه کنترل که غذای کم‬ ‫چربی مصرف می کردند نیز قابل توجه بود‪.‬‬ ‫پودر کاکائو همچنین میزان چربیهای مضر‬ ‫کبد را که تریگلیسرید نامیده می شود تا‬ ‫یک سوم کاهش داد‪ .‬اگر میزان این چربی‬ ‫افزایش یابد‪ ،‬نشانه ای از بیماری کبد چرب‬ ‫است که به التهاب و دیابت نیز مرتبط می‬ ‫شود‪.‬‬ ‫علت اصلی بروز کبد چرب ناشناخته است‬ ‫اما تعدادی از اختالالت بالینی معین به‬ ‫عنوان علل زمینه ای شناخته شده اند‪ .‬هفتاد‬ ‫درصد بیماران مبتال به کبد چرب چاق‬ ‫هستند‪ .‬دیابت و باال بودن چربی های خون‬ ‫نیز از علل زمینه ای آن است‪ .‬عوامل مختلفی‬ ‫که باعث تغییر متابو��یسم در بدن می شوند‬ ‫شامل کاهش ناگهانی وزن‪ ،‬سوء تغذیه‪ ،‬تغذیه‬ ‫وریدی‪ ،‬گرسنگی طوالنی مدت نیز ممکن‬ ‫است باعث کبد چرب شوند‪.‬‬ ‫لومبارت همچنین گفت که کاهش وزن جزئی‬ ‫در موشهایی که پودر کاکائو مصرف کرده‬ ‫بودند مشاهده شد‪.‬‬ ‫کاکائو بیش از دو هزار سال در علم‬

‫پزشکی کاربرد داشته است‪ .‬تمدنهای مایا‬ ‫و آزتک اعتقاد داشتند که کاکائو می تواند‬ ‫بیماریهایی چون تب‪ ،‬درد قلب و مشکالت‬ ‫روده را تسکین دهد‪.‬‬


‫‪116‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫ران‪ ،‬باسن و شکم متناسب با این حرکت ها‬ ‫حرکاتی که در این مطلب برایتان‬ ‫نوشته ایم برای سفت و متناسب‬ ‫شدن ران و باسن هستند‪ .‬برای‬ ‫اینکه هنگام راه رفتن ران ها به‬ ‫هم کشیده نشوند باید این ورزش‬ ‫ها را بدون هیچ بهانه و با کنار‬ ‫گذاشتن تنبلی انجام دهید‪ .‬هر‬ ‫کدام از این تمرین ها را سه بار‬ ‫در هفته تکرار کنید تا خیلی زود‬ ‫به اندام دلخواه خود برسید‪.‬‬ ‫شنا رفتن‬

‫پاها را از هم باز کنید‪ ،‬دست خود را از‬ ‫آرنج تا کنید به طوری که آرنج مقابل سینه و‬ ‫کف دست رو به روی صورت قرار بگیرند‪.‬‬ ‫در جا قدم رو بروید‪ .‬زانوها را باال بیاورید‪.‬‬ ‫همه این کارها را ‪ 20‬بار پشت سر هم تکرار‬ ‫کنید‪.‬‬ ‫با این حرکات باسن و ران ها کشیده می‬ ‫شوند‪.‬‬ ‫تعظیم کردن‬ ‫پاها را به اندازه عرض شانه باز کنید‪ ،‬دست‬ ‫را روی پهلو بگذارید‪ .‬پای راست را به‬ ‫عقب و سمت چپ خم کنید‪ .‬پای چپ را‬ ‫تا حدی خم کنید که دست راست به زمین‬ ‫نرسد‪ .‬درست برعکس این کار را دوباره‬

‫خود را به سمت چپ بچرخانید‪ .‬وقتی فرود‬ ‫آمدید همین کار را برعکس تکرار کنید‪،‬‬ ‫یعنی هنگام پرش نیم تنه باال را به سمت‬ ‫راست بچرخانید‪ .‬این کار را ‪ 20‬بار برای‬ ‫هر دو جهت تکرار کنید‪.‬‬ ‫با این حرکات باسن و ران ها کشیده می‬ ‫شوند‪.‬‬ ‫حرکات پا‬ ‫پاها را به اندازه عرض شانه باز کنید‪ .‬دست‬ ‫ها را به پهلو نگه دارید‪ .‬پای چپ را به جلو‬ ‫دراز کنید‪ .‬در همین حالت کمی خم شوید‪.‬‬ ‫حدود ‪ 5‬سانت پای چپ را به سمت راست‬ ‫خم کنید‪ .‬این کار ‪ 20‬مرتبه تکرار کنید‪.‬‬ ‫جهت خود را عوض کنید و ‪ 20‬مرتبه دیگر‬

‫نوک انگشتان به زمین برسد‪ .‬در این حالت‬ ‫بپرید‪ .‬این کار را ‪ 20‬مرتبه تکرار کنید‪.‬‬ ‫با این حرکات باسن و ران ها و ماهیچه‬ ‫های پشت پا کشیده می شوند‪.‬‬ ‫لگد زدن‬ ‫پاها را به اندازه عرض شانه ها باز کنید و‬ ‫دست را روی پهلوها بگذارید‪ .‬پای راست‬ ‫را روی زمین بگذارید و پای چپ را از پهلو‬ ‫باال بیاورید تا زاویه ‪ 90‬درجه تشکیل دهد‪.‬‬ ‫انگشتان پا را رو به باال نگهدارید‪ .‬انگشتان‬ ‫دست را با سمت انگشتان پای سمت چپ‬ ‫بکشید‪ .‬این کار را ‪ 20‬مرتبه تکرار کنید‪.‬‬ ‫جهت را عوض کنید و ‪ 20‬بار دیگر این‬ ‫حرکت را تکرار کنید‪.‬‬

‫دوال شوید‪ ،‬کف دست ها روی زمین قرار‬ ‫دهید و به حالت شنا موازی با زمین قرار‬ ‫بگیرید ‪ .‬پای چپ را به عقب بلند کنید تا‪.‬‬ ‫سپس کمر را به سمت تخته خم کنید‪ .‬بلند‬ ‫شوید و پای راست را به عقب بلند کنید‪.‬‬ ‫با پرش پاها را به سمت دست ها باز کنید‪،‬‬ ‫باال بپرید‪ ،‬دست ها را در باالی سر به هم‬ ‫برسانید‪ .‬این کار را ‪ 10‬بار تکرار کنید‪.‬‬ ‫با این حرکات باسن‪ ،‬ران ها‪ ،‬شانه ها‪،‬‬ ‫بازوها‪ ،‬عضالت سینه و عضالت شکمی‬ ‫کشیده می شوند‪.‬‬ ‫کف زدن‬ ‫پاها را به اندازه عرض شانه ها باز کنید‪،‬‬ ‫بازوها را باالی سر ببرید‪ .‬دست را بکشید‬ ‫و زیر ران پای چپ به هم بزنید‪ .‬دوباره از‬ ‫ابتدا همین کار را با پای راست تکرار کنید‪.‬‬ ‫این کار را ‪ 20‬بار تکرار کنید‪.‬‬ ‫با این حرکات باسن‪ ،‬ران ها و عضالت‬ ‫شکمی کشیده می شوند‪.‬‬ ‫حرکت ضربدری‬ ‫پاها را بیشتر از عرض شانه باز کنید‪ ،‬دست‬ ‫را به پهلو بگیرید‪ .‬باال بپرید و پای چپ‬ ‫را جلوی پای راست قرار دهید‪ .‬دوباره‬ ‫سریع به عقب برگردید و این بار برعکس‪،‬‬ ‫پای راست را جلوی پای چپ بگذارید‪.‬‬ ‫این حرکت را سریع و پشت سر هم ‪ 20‬بار‬ ‫تکرار کنید‪.‬‬ ‫با این حرکات باسن‪ ،‬ران ها‪ ،‬عضالت‬ ‫شکمی و ماهیچه های پشت پا کشیده می‬ ‫شوند‪.‬‬ ‫گرفتن هوا‬

‫تکرار کنید‪ .‬یعنی پای چپ را به عقب و‬ ‫سمت راست خم کنید و دست چپ را به‬ ‫کنارپهلو بیاورید‪ .‬این دو حرکت یک دوره‬ ‫تمرین می شوند که باید ‪ 20‬بار تکرار شود‪.‬‬ ‫با این حرکات باسن‪ ،‬ران ها و عضالت‬ ‫شکمی کشیده می شوند‪.‬‬ ‫‪ 180‬درجه بچرخید‬ ‫پاها را به اندازه عرض شانه باز کنید‪ .‬کمی‬ ‫قوز کنید‪ ،‬باال بپرید و همزمان نیمه تنه باالی‬

‫انجام دهید‪.‬‬ ‫با این حرکات باسن و ران ها کشیده می‬ ‫شوند‪.‬‬ ‫باال و پایین‬ ‫پاها را به اندازه عرض شانه ها باز کنید‪.‬‬ ‫پاها به طرفین و انگشتان پا را به سمت‬ ‫بیرون باز کنید‪ .‬پاها را خم و بدن را به‬ ‫حالت نشسته به زمین نزدیک کنید‪ .‬دست ها‬ ‫را جلو و بین دو پا به سمت زمین بکشید تا‬

‫با این حرکات باسن و ران ها کشیده می‬ ‫شوند‪.‬‬ ‫رازهای تناسب اندام‬ ‫پیش از تمرین های ورزشی یک فنجان‬ ‫اسپرسو بنوشید‪ .‬کافئین سوخت و ساز بدن‬ ‫را باال می برد و باعث می شود تا کالری‬ ‫بیشتری بسوزانید‪.‬‬


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

115


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

114


‫‪113‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫جذابترین مرد جهان در پیامی که همراه با تصویری که همسرش نیز در آن حضور دارد‬ ‫نوشته‪ :‬این اولین تصویر از "ایورلی" از زمان تولدش در ‪ 31‬ماه می است‪ .‬اولین روز پدر با‬ ‫همسرم و دخترم‪.‬‬ ‫""چانینگ" اخیرا در یکی از مجالت در مورد اینکه چگ‪.‬نه پدری خواهد بود گفت‪ :‬من‬ ‫فقط می خواهم دوست فرزندم باشم‪.‬و از همه برای پیام های دوست داشتنی که فرستادند‬ ‫تشکر کرد‪.‬‬

‫روش عجیب خانم معلم برای ساکت کردن شاگردانش!‬ ‫سرانجام یک معلم پایه دبیرستان در آمریکا‪،‬‬ ‫راه حلی برای مشکل شیطنتها و شلوغکاری‬ ‫شاگردانش پیدا کرد‪ ،‬ولی این راه حل عجیب با‬ ‫اخراج خودش از مدرسه همراه بود‪.‬‬

‫تصویر منتشر شده از دختر جذابترین مرد دنیا‬ ‫چانینگ تاتوم" هنریپشه مشهور ‪ 33‬ساله که اخیرا به عنوان جذابترین مرد دنیا انتخاب شد‬ ‫است در یکی از شبکه های اجتماعی تصویری از "ایورلی" دختر کوچکش که ‪ 2‬هفته پیش‬ ‫بدنیا آمده منتشر کرد‪.‬‬

‫معلمی که در ایالت اوهایو آمریکا از حرافی و‬ ‫شلوغکاری دانش آموزانش کالفه شده بود با‬ ‫کمک چسب صدای آنها را خاموش کردر ‪ ،‬اما‬ ‫این پایان ماجرا نبود‪.‬‬ ‫بر اساس همین گزارش‪ ،‬اندکی پس از منتشر‬ ‫شدن این تصویر در در فیس بوک هیأت امنای‬ ‫مدرسه رأی به اخراج دبیر ریاضی دبیرستان‪،‬‬ ‫خانم ملیسا کنز‪ ،‬دادند و به این صورت دو طرف معادله حذف شدند‪.‬‬

‫نام یک دختر ایرانی در بین زیباترین زنان جهان‬ ‫امسال یک لیست ‪ 100‬نفره از زیباترین زنان جهان توسط مجله ماکسیم (‪ )maxim‬منتشر‬ ‫شد که سارا شاهی توانست در این لیست به رتبه ‪ 33‬دست یابد‪ .‬او سال گذشته رتبه ‪ 36‬را‬ ‫کسب کرده بود‪.‬‬ ‫"آهو جهانسوز شاهی"‬ ‫معروف به "سارا شاهی"‬ ‫آخرین بازمانده از خاندان‬ ‫بزرگ فتحعلی شاه قاجار‬ ‫است که در واقع ندیده ندیده‬ ‫فتحعلی شاه قاجار پادشاه‬ ‫قرن ‪ ۱۹‬ایران است ‪ ،‬سارا‬ ‫از پدری و مادری ایرانی تبار‬ ‫با نام‌های عباس و ماه منیر‬ ‫جهانسوز شاهی است که در تگزاس آمریکا متولد شده است‪.‬‬ ‫سارا شاهی" هم اکنون در کشور آمریکا به عنوان بازیگر فعالیت می کند و تاکنون در تعداد‬ ‫بیشماری از فیلمها و سریال‌های هالیوود بازی کرده است که از معروفترین آنها ‪٫ L-Word‬‬ ‫‪ Life The Sopranos‬و ‪ Teachers‬است‪.‬‬


‫‪112‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫خبرهای جذاب این هفته‪...‬‬ ‫اوست که در مراسم تحلیف از نزدیک ترین افراد به اوباما بوده است و در تمامی صحنه ها‬ ‫نیز حضور داشته است ولی تا این لحظه هیچکسی نام او را نمیداند‪.‬‬

‫دام جنسی دختر ثروتمند برای فوتبالیستهای مشهور‬ ‫با زنی ‪ 21‬ساله آشنا شوید که ‪ 11‬فرزند دارد!‬ ‫یک زن ‪ 21‬ساله فلسطینی به نام "نعمیه" که ساکن شهر غزه در فلسطین است پیش از این‬ ‫دارای ‪ ۶‬فرزند بود که با به دنیا آوردن ‪ ۵‬قلوی دیگر‪ ،‬اکنون دارای ‪‌۱۱‬فرزند است‪.‬‬

‫حتما خبرهای منتشر شده در خصوص "وین رونی" و ارتباط او با یک دختر ‪۲۱‬ساله را‬ ‫خوانده و شنیده‌اید‪" .‬رونی" با دختری به نام "جنیفر" به مدت ‪ ۴‬ماه در ارتباط بوده و همین‬ ‫امر موجب شد که همسرش تالش خود را برای جدایی از وین رونی آغاز کند‪ .‬اما نکته‌ای‬ ‫که در این مطلب به آن اشاره می‌کنیم مربوط است به دختری به نام جنیفر است که میتواند‬ ‫آبروی بسیاری از بازیکنان مشهور فوتبال را ببرد‬ ‫نکته نخست در خصوص جنیفر خانواده بسیار ثروتمند اوست بطوریکه پدرش عضو یک‬ ‫شرکت نفتی است و مادرش هم فرد ثروتمندی است‪ .‬حاال با داشتن چنین خانواده‌ای چرا او‬ ‫خواهان ارتباط با افراد مشهور و دریافت پول از آنهاست؟! سوالی که بسیاری از سایت‌ها و‬ ‫روزنامه‌های خارجی آن را مطرح کرده‌اند‪.‬‬ ‫دوستان "جنیفر" صحبت‌های بسیاری درمورد او مطرح کرده‌اند‪ .‬به گفته یکی از دوستانش ‪:‬‬ ‫هیچ محدودیتی برای جنیفر وجود ندارد‪ ،‬اگر او را اذیت کنید‪ ،‬مطمئن باشید که زندگی شما‬ ‫را از بین خواهد برد‪ .‬یکی دیگر از دوستانش می‌گوید‪ :‬او یک دختر وحشی و همیشه مست‬ ‫بود‪ .‬در مهمانی‌ ها بگونه ای کشروب مصرف می‌کرد که همواره مجبور بودیم جنیفر را به‬ ‫بیمارستان برسانیم‪.‬‬ ‫به گفته یکی دیگر ار دوستانش‪ :‬هیچ کدام از اعضای خانواده‌ جنیفر از کارهای او با‬ ‫خبر نبوده اند و نمی‌ دانستند که او با فوتبالیستها در ازای دریافت پول رابطه جنسی برقرار‬ ‫می‌کند‪ .‬نکته عجیب درمورد جنیفر این است که تا قبل از ‪۱۴‬سالگی دختر خوبی بوده و در‬

‫او و همسر که "رعد" نام دارد و ‪ 25‬ساله است تنها ‪ 7‬سال از ازدواج آنها می‌گذرد‪ .‬آنها‬ ‫اکنون صاحب ‪ ۱۱‬فرزند شده‌اند‪.‬‬ ‫به گفته مادر این کودکان‪ :‬من تنها ‪ 5‬بار حامله شدم اما خداوند ‪ ۱۱‬فرزند به من بخشید‪ .‬او‬ ‫در عین حال شب را با بی‌خوابی می‌گذارند چراکه به گفته خودش بیشتر ساعات شب را با‬ ‫غذا دادن یا تمیز کردن و یا خواباندن آنها سپری می‌کند‪.‬‬ ‫پدر این ‪ ۱۱‬کودک که در شهر غزه در یک اداره دولتی کار میکند می‌گوید‪ :‬هر روز یک‬ ‫قوطی شیر و یک بسته پمبرز می‌خرم… خرید نیازهای آنها دیگر از توانایی من خارج است‪.‬‬ ‫او از محمود عباس رئیس تشکیالت خودگردان فلسطین درخواست کمک کرد و اظهار‬ ‫داشت که خواستار کمک مستمر برای خرید شیر و پوشینه کود��ان است‪ .‬نعیمه مادر این‬ ‫کودکان در پایان اظهار داشت‪ :‬من بویژه از وضع مادیمان خسته شده‌ام‪ ،‬هر روز گریه می‌کنم‬ ‫و از خداند طلب کمک می‌کنم‪.‬‬

‫یک مدرسه کاتولیک درس می‌خوانده است‪.‬‬ ‫بر اساس گزارشها مشکالت جنیفر از زمانی شروع شد که پدرش به دلیل شغل دائما در سفر‬ ‫بود و فرزندانش درخانه تنها بودند و وقتی که والدین‌ شان نبودن در آنجا مهمانی برگزار‬ ‫می‌کردند‪ .‬جنیفر در ‪۱۶‬سالگی با مواد مخدر آشنا می‌شود و وقتی که فقط ‪۱۷‬سال سن‬ ‫داشت با ال حاجی دیوف بازیکن مشهور فوتبال رابطه برقرار می‌کند و ‪۲۰۰‬پوند از او‬ ‫دریافت می‌کند‪.‬‬ ‫عالوه بر "وین رونی" "فردیناند" و "ال حاجی دیوف" فوتبالیست‌های دیگری نیز با او‬ ‫ارتباط داشته‌اند که گفته می‌شود تعداد آنها به ‪۱۳‬نفر می رسد ‪ .‬حاال این تمام این افراد‬ ‫نگران هستند که این دختر ‪۲۱‬ساله افشاگری کند و نام تمام آنها را اعالم بکند! پس از این‬ ‫اتفاقات و رسوایی‌ها‌‪ ،‬پدر و مادر جنیفر اعالم کردند که دیگر او را به فرزندی قبول ندارند و‬ ‫به هیچ وجه حاضر به پذیرش او نخواهند بود‪.‬‬


‫‪111‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫خبرهای جذاب این هفته‪...‬‬

‫زن مو طالیی بادیگارد اوباما!‬ ‫زنی با موهای طالیی که همیشه همراه رئیس جمهور ایاالت متحده و خانواده اش میباشد‬ ‫کیست؟چرا از همه محافظان به او نزدیکتر است؟‬ ‫اینها سواالتی بود که همه در زمان دیدن مراسم تحلیف دومین دوره ریاست جمهوری‬ ‫"باراک اوباما"‪،‬به ذهنشان خطور کرد‪.‬‬ ‫روزنامه دیلی میل در گزارشی به تمام این سوالها پاسخ داد‪.‬‬ ‫این روزنامه نوشت‪ :‬این زن یکی از مامورین امنیتی برای حفاظت از جان اوباما و خانواده‬

‫انتخاب ملکه زیبایی در آمریکا‬ ‫ارین بریدی‪ ،‬طی مراسمی که در الس‌وگاس برگزار شد‪ ،‬به‌عنوان ملکه زیبایی آمریکا برگزیده‬ ‫شد‪ .‬ارین بریدی ‪ ۲۵‬ساله و به عنوان حسابدار در یک شرکت کار می‌کند‪ .‬او در مسابقات‬ ‫ملکه زیبایی جهان در سال ‪ ۲۰۱۳‬نماینده ایاالت متحده آمریکا خواهد بود‪ .‬ونزوئال با ‪۶‬‬ ‫شش عنوان‪ ،‬بریتانیا و هند هر کدام با پنج عنوان‪ ،‬آمریکا به همراه جامائیکا‪ ،‬ایسلند و سوئد‬ ‫تاکنون سه بار در رقابت‌های ملکه زیبایی جهان به پیروزی دست‌یافته‌اند‪.‬‬

‫بالون اینترنتی گوگل‬ ‫گوگل قصد دارد بیش از هزار بالون مجهز به آنتن اینترنتی را به هوا بفرستد تا امکان‬ ‫دسترسی ارزان به اینترنت در نیمکره‌ جنوبی فراهم شود‪ .‬تا کنون ‪ ۳۰‬بالون به هوا فرستاده‬ ‫شده‌اند‪ .‬این پروژه "‪ "Loon‬نام دارد و از سوی آزمایشگاه "گوگل ایکس" طرح‌ریزی شده‬ ‫است که مستقیما زیر نظر"سرجی برین" بنیانگذاراین نهاد فعالیت می‌کند‪ .‬گوگل ایکس‪،‬‬ ‫پروژه‌های عینک گوگل و خودروی بدون راننده را نیز با موفقیت پیاده کرده است‪.‬‬


‫‪110‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫بيان كرد‪.‬‬ ‫محمد رضا هدایتی خوانند و بازیگر گفت‪:‬‬ ‫یکی از مهمترین عوامل موفقیت آلبوم در‬ ‫بین مخاطبان ملودی است ملودی باید‬ ‫گوش نواز باشد و با فرهنگ شنیداری مردم‬ ‫مطابقت داشته باشد نباید به گونه ای باشد‬ ‫که به گوش مخاطبان نا آشنا بیاید‪.‬‬ ‫وی در ادامه گفت‪ :‬در حال حاضر تنظیم‬

‫کوتاه مدت و بلند مدت باشند فعالیت در‬ ‫عرصه فرهنگ و هنر با دیگر مدیریت‌ها‬ ‫متفاوت است و باید عالوه بر برنامه‌ریزی‬ ‫کوتاه مدت‪ ،‬برنامه‌ریزی بلند مدت‌هم داشته‬ ‫باشد‪ .‬اگر مدیران از اهالی سینما باشند و‬ ‫دردمند این حوزه باشند می‌توانند موفق عمل‬ ‫کنند اما باید از جنا‌ح بندی‌ها و روابط و‬ ‫دوستی‌ها برحذر باشند‪».‬‬ ‫هانیه توسلی و هاتف علیمردانی در متنی از‬ ‫اظهارات کالهداری انتقاد کردند‪.‬‬ ‫متن این یادداشت را پیش رو دارید‪:‬‬ ‫«جناب آقای حامد کالهداری‬ ‫هر چند بنا نداشتیم به رفتارها و‬ ‫بداخالقی‌های چند ساله جنابعالی پاسخ‬ ‫دهیم اما با توجه به اظهارات اخیر جنابعالی‬ ‫که دوران فعالیت شمقدری را بدترین دوره‬ ‫فرهنگ و هنر کشور ارزیابی کرده‌اید بر آن‬ ‫شدیم تا مواردی را برای جنابعالی متذکر‬ ‫شویم‪.‬‬ ‫در زمانی که بسیاری از اهل هنر به بهانه‌های‬ ‫واهی کنار گذاشته شدند جنابعالی بی‌هیچ‬ ‫سابقه‌ای در زمینه فیلمسازی تنها و تنها‬ ‫به واسطه نزدیکی به یک جریان فکری‬ ‫توانستید سه فیلم بلند سینمایی بسازید‪ .‬آن‬ ‫روز که با بازیگرانی که حاضر نشدند در فیلم‬ ‫شما بازی کنند به بدترین نحو برخورد کردید‬

‫پیشرفت تکنولوژی‪ ،‬آثار موسیقی به محض‬ ‫تولید‪ ،‬وارد فضای مجازی می شوند و‬ ‫اکثریت مخاطبان‪ ،‬آن را می شنوند‪ ،‬اگر‬ ‫این آثار بین مردم مقبولیت یابد‪ ،‬برگزاری‬ ‫کنسرت موفقیت بیشتر خواننده را در پی‬ ‫خواهد داشت‪.‬‬ ‫این خواننده عنوان کرد‪ :‬همچنین یکی‬ ‫دیگر از تاثیرات برگزاری کنسرت‪ ،‬آشنا‬ ‫شدن مخاطبان با کیفیت کار و نقاط قوت و‬

‫تا آن‌ها ممنوع‌الکار شوند‪.‬‬ ‫نباید فراموش می‌کردید که چرخه روزگار‬ ‫همیشه به کام نمی‌چرخد‪ .‬اگر طرز تفکر شما‬ ‫همانی‌ست که چند سال است پیشه نمودید‪،‬‬ ‫اگرچه با آن مخالفیم اما به عنوان یک‬ ‫عقیده‪ ،‬به آن احترام می‌گذاریم‪ ،‬اما چرخش‬ ‫یک روزه شما بعد از انتخابات پرشور ‪۹۲‬‬ ‫نامی جز فرصت‌طلبی ندارد‪ .‬شاید شما‬ ‫فراموش کرده‌اید رفتارها و سخنانی که در‬ ‫چند سال اخیر انجام دادید‪ ،‬اما این را بدانید‬ ‫تمام این‌ها در حافظه تاریخی ملت ایران‬ ‫ثبت شده است‪ .‬ما فراموش نخواهیم کرد‬ ‫کسانی را که با هر تلنگری خود را به سمتی‬ ‫انداخته‌اند که نفع‌شان در آن بود‪.‬‬ ‫با تمامی این‌ها امروز که ایران بیش از پیش‬ ‫به همدلی و دوستی نیاز دارد امیدواریم شما‬ ‫هم مانند دیگر فیلمسازان بدون دغدغه‬ ‫مشغول به کار باشید‪».‬‬

‫صحبت‌هاي شنيدني محمدرضا‬ ‫هدایتی‬ ‫محمدرضا هدایتی درباره اثر پخش نشده‬ ‫اش و رمز موفقیت یک آلبوم حقایقی را‬

‫نقش بسیار موثری در ارتقای کیفیت آلبوم‬ ‫ها دارد و نیازمند دانش و مهارت زیادی‬ ‫است که متاسفانه امروزه توجه به این امر کم‬ ‫رنگش شده است‪.‬‬ ‫وی در خصوص تاثیر گذاری کنسرت بیان‬ ‫کرد‪ :‬در عصر حاضر و به دلیل توسعه و‬

‫ضعف خواننده است‪.‬‬ ‫هدایتی خاطر نشان کرد‪ :‬آلبوم جدیدم با اخذ‬ ‫مجوز از وزارت ارشاد مراحل تولید را می‬ ‫گذراند و تا چند ماه آینده وارد بازار می‬ ‫شود‪ ،‬اما تا به حال نامی برای آن انتخاب‬ ‫نکرده ام‪.‬‬


‫‪109‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫شاکی مجری مشهور با اشاره به کم صادره‬ ‫ادامه داد‪ :‬آقای مجری من تصمیم داشتم‬ ‫که حکم صادره دیوان عالی کشور را منتشر‬ ‫کنم اما فقط به خاطر خانواده شما و به هم‬ ‫نخوردن زندگی خانوادگی شما از این کار‬ ‫خودداری کردم‪ ۵ .‬صفحه حکم دیوان عالی‬ ‫کشور که ریز به ریز موارد و مدارک دادگاه‬ ‫را توضیح داده و تنها با دیدن این حکم همه‬ ‫آ گاهان از این ماجرا مطمئن از صدق گفتار‬

‫بررسی است و هنور این مسئله به طور کامل‬ ‫رسیدگی نشده است‪.‬‬ ‫شاکی مجری مشهور در پایان اعالم کرد‪:‬‬ ‫من تنها در این راه قدم گذاشتم هیچ حامی و‬ ‫مدافعی نداشتم اما فقط به خدا توکل کردم‪.‬‬ ‫هجمه دروغهایی که در رابطه با من گفتید‬ ‫و تهمت‌هایی که به من زدید‪ ،‬شکایت هایی‬ ‫که برای تهدید من انجام دادید و طبق ارسال‬ ‫پیامک خود شما که نوشتید «قصدی از‬

‫و مدارک من می‌شوند ‪.‬‬ ‫وی افزود‪ :‬شما که تمام این موارد را‬ ‫تهمتی بیش نمی دانید‪ ،‬آیا بر روی حرف و‬ ‫تصمیم ‪ ۸‬قاضی دادگستری عالمت ابهام‬ ‫می‌گذارید؟ ‪ ۵‬قاضی در دادگاه کیفری‬ ‫استان و ‪ ۳‬قاضی در دیوانعالی کشور‪ .‬با‬ ‫وجود فشارهایی که بر روی انها بود به دلیل‬ ‫شرایط اجتماعی که شما داشتید اما در کمال‬ ‫انصاف و عدالت حکم صادر کرده و آن را‬ ‫تایید کردند‪.‬‬ ‫از مدیران ارشد سازمان صدا سیما نام بردید‬ ‫و آنها را به نوعی درگیر خود کردید‪ ،‬اما‬ ‫بالحق که این مدیران همگی منتظر تایید‬ ‫حکم دادگاه ماندند و قضاوتی نکردند و‬ ‫قضاوت را به قانون سپردند و در رابطه با‬ ‫شما تنها قانون تصمیم گرفت نه شخص‬ ‫خاصی‪ ،‬تا روزی که همگی حکم دیوان‬ ‫عالی کشور را دیدند‪.‬‬ ‫این شاکی با نشان دادن حکم صادره از سی‬ ‫عالی ترین نهاد قضایی کشور ادامه داد‪:‬‬ ‫بگذارید همه بداند در حکم صادره و تایید‬ ‫شده دیوان عالی کشور‪ ،‬در صفحه ‪ ۴‬حکم‬ ‫بنا بر رای اقلیت دادگاه نوشته شده است‬ ‫که «معتقد هستم نامبرده بایستی به عنوان‬ ‫تتمیم مجازات عالوه بر شالق تعزیری از هر‬ ‫گونه فعالیت فرهنگی و حضور در صداسیما‬ ‫محکوم گردد»؛ تورا به خدا اینقدر با اعتماد‬ ‫مردم بازی نکنید‪.‬‬ ‫وی درباره اجرای حکم صادره نیز گفت‪:‬‬ ‫حکم ‪ ۸۰‬ضربه شالق تایید شده و تا هفته‬ ‫آینده در دادسرای ارشاد و مفاسد اجتماعی‬ ‫اجرا خواهد شد؛ ضمن اینکه شکایت پدر‬ ‫من به عنوان ولی قانونی من از وی همچنان‬ ‫در دادسرای فرهنگ و رسانه در دست‬

‫شکایت از تو جز یک ترکه تنبیه نداشتم»‬ ‫همه باعث قهر خود از شما شد‪ .‬اگر یکبار‬ ‫به کار کرده خود اعتراف می‌کردید شاید‬ ‫االن طناب نجات خدا به کمر شما بسته‬ ‫می‌شد‪.‬‬

‫محسن یگانه‪ :‬موهایم را خودم‬

‫کوتاه می کنم!‬ ‫مجله موسیقی آرمانی در شماره جدید خود‬ ‫مصاحبه جالبی با محسن یگانه داشته که در‬ ‫آن نکات تازه ای به چشم می خورد‪ .‬بعضی‬ ‫از بخش های این مصاحبه را با هم می‬ ‫خوانیم‬ ‫ محسن در بخشی از این مصاحبه راجع‬‫به رابطه اش با تلویزیون می گوید‪« :‬ای‬ ‫کاش آقایی که از درک پایینی برخوردار‬ ‫است و آهنگی که برای پدرم خوانده ام را‬ ‫روی فیلمی گذاشته اند که موضوعش به‬ ‫آهنگ من هیچ ربطی ندارد‪،‬سواد‪ ،‬شعور و‬ ‫شخصیت یک انسان کامل را می داشت و‬ ‫بدون اجازه از آهنگ من استفاده نمی کرد‪.‬‬ ‫بنده اگر دوست داشتم خودماین کار را در‬ ‫اختیار تلویزیون می گذاشتم تا پخش کند‬ ‫اما این کار را انجام ندادم! نکته بعدی این‬ ‫است که تلویزیون کجا دست ما را گرفته که‬ ‫بخواهیم دست تلویزیون را بگیریم یا دستش‬ ‫را پس نزنیم؟»‬ ‫ تیتراژ «ماه عسل» یک بازی برد – برد‬‫برای من و طرف مقابلم بود‪ .‬تنها برد آن‬ ‫آهنگ هم برای من این بود که به هر حال‬ ‫آن زمان من یک خواننده غیرمجاز بودم‬ ‫و حضور در تلویزیون امتیاز خوبی برایم‬ ‫محسوب می شد‪ .‬البته که همین موضوع‬ ‫هم بعدها برایم دردسر شد‪ .‬بعد از خواندن‬ ‫این آهنگ مشکالتم برای مجوز گرفتن‪ ،‬به‬ ‫مراتب بیشتر از گذشته شد‪.‬‬ ‫این حس به وجود آمده بود که من دارم‬ ‫سیستم را دور می زنم‪ .‬فکر می کنم اگر‬ ‫همه جوانب را در نظر بگیریم‪ ،‬در نه��یت‬ ‫این تلویزیون است که به من بدهکار است‬ ‫نه من به تلویزیون ولی صادقانه می گویم‬

‫که هیچ کالس گذاشتنی در کار نیست‪.‬‬ ‫با وجود اینکه با توجه به ژانر موسیقی و‬ ‫شخصیتی که دارم خیلی راحت می توانستم‬ ‫خواننده تلویزیونی شوم‪ .‬این کار را نکردمو‬ ‫تلویزیونی نشدم‪ .‬من هیچ کالسی نمی گذارم‬ ‫اما حضورم در تلویزیون به طور کلی منتفی‬ ‫است‪.‬‬ ‫ موهایم را خودم کوتاه می کنم و حالت‬‫می دهم‪ .‬حتما یک وابستگی به موهایم دارم‬ ‫که نمی توانم به کس دیگری اعتماد کنم!‬ ‫اینقدر می ترسم موهایم را به دست آرایشگر‬ ‫دیگر بسپارم که طی ‪ 3‬سال گذشته پایم را‬ ‫در هیچ آرایشگاهی نگذاشته ام‪ .‬آخرین بار‬ ‫قبل از رگ خواب به آرایشگاه رفتیم و از آن‬ ‫موقع تا ااالن خودم موهایم را کوتاه می کنم‪.‬‬ ‫این یک مورد در اختیار من است و اجازه‬ ‫انتخاب هم به کسی نمی دهم‪( .‬خنده)‬

‫ی سابقه هانیه توسلی از‬ ‫انتقاد ب ‌‬ ‫ت طلبی یک کارگردان در‬ ‫فرص ‌‬ ‫انتخابات‬ ‫حامد کالهداری پس از وقایع انتخابات‬ ‫سال ‪ ۸۸‬فیلم «پایان نامه» را با محوریت‬ ‫اتفاق‌های پس از انتخابات جلوی دوربین‬ ‫برد‪ .‬فیلمی که چه در مرحله تولید و چه در‬ ‫اکران حاشیه‌های فراوان داشت‪.‬‬ ‫برخی از بازیگرانی که حاضر به حضور در‬ ‫پایان نامه نشدند تحت فشار قرار گرفتند و‬ ‫امیر آقایی به دلیل انصراف از بازی در این‬ ‫فیلم در سینما ممنوع‌الکار شد و ظاهر ًا این‬ ‫اتفاق برای هانیه توسلی هم رخ داد‪.‬‬ ‫حامد کالهداری با حمایت مستقیم علیرضا‬ ‫سجادپور مدیر کل وقت اداره نظارت و‬ ‫ارزشیابی فیلم «پایان نامه» را کارگردانی‬ ‫کرد‪ .‬جالب اینکه کالهداری که در این‬ ‫سال‌ها از حمایت مدیریت سینما بهره‌مند‬ ‫بوده و «پایان نامه» را با حمایت مستقیم‬ ‫سجادپور و شمقدری ساخت پس از پیروزی‬ ‫نامزد اصالح‌طلبان در انتخابات به انتقاد از‬ ‫مدیریت سینمایی فعلی پرداخت‪.‬‬ ‫حامد کالهداری در گفت و گو با فارس‬ ‫درباره ویژگی‌های وزیر فرهنگ و ارشاد‬ ‫اسالمی در دولت یازدهم گفت‪« :‬به عقیده‬ ‫من در دوره اصالحات بهترین وزرا را‬ ‫داشتیم امیدواریم در این دوره شاهد مدیران‬ ‫یک سویه با نگاه‌های یک طرفه نباشیم‪.‬‬ ‫وزیر ارشاد از نخبگان سینما و فرهنگ بهره‬ ‫ببرد و هنرمندان را با یک سو نگری فراری‬ ‫ندهد‪».‬‬ ‫وی در ادامه گفت‪« :‬متاسفانه باید بگویم‬ ‫بدترین دوره فرهنگ و هنر کشور را این‬ ‫دوره تجربه کردیم ‪ .‬وزیر باید فارغ از جناح‬ ‫بندی‌ها و سیاسی‌کاری‌ها عمل کند و از‬ ‫عملکردهای سلیقه‌ای پرهیز کند‪ .‬وی درباره‬ ‫خصوصیات مدیران میانی در وزارت ارشاد‬ ‫گفت‪ :‬مدیران میانی باید دارای برنامه‌های‬


‫‪108‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫فيلم "همه چيز براي فروش"‪" ،‬چمران" و‬ ‫"خواب‌هاي طاليي" را نيز آماده نمايش‬ ‫دارد‪.‬‬ ‫اين احتمال وجود دارد كه صاحبان اين سه‬ ‫اثر تصميم بگيرند آثارشان را براي نمايش‬ ‫در جشنواره سي و دوم نگه دارند ولي اگر‬ ‫بنا را بر اين بگذاريم كه اين آثار هم در‬ ‫سال ‪ 92‬اكران مي‌شوند زارعي با ‪ 5‬فيلم‬ ‫حضوري فوق العاده پررنگ در سال جديد‬ ‫خواهد داشت‪.‬‬

‫حسيني به روي پرده خواهد رفت‪.‬‬

‫کسانی که سینما را بازیچه ی خود‬ ‫کردند‬

‫وی ادامه داد‪ :‬در مورد اکران فیلم اصغر‬ ‫فرهادی نمی توان پیش بینی کرد و با توجه‬ ‫به قصه و ساختار فیلم نامه نمی دانم چگونه‬ ‫می خواهند این فیلم را تغییر دهند‪.‬‬ ‫یگانه عنوان کرد‪ :‬دو فیلم برای همه و تلفن‬

‫پوران درخشنده گفت‪ :‬مادرم برايم خيلي‬ ‫عزيز بود و قشنگترين لحظات را با او سپري‬ ‫كردم‪ ،‬متاسفم كه زيباترين خاطره زندگي ام‬ ‫را از دست دادم‬ ‫مادر پوران درخشنده درگذشتپوران درخشنده‬ ‫تهيه كننده و كارگردان سينما ‪ ،‬گفت‪ :‬مادرم‬ ‫برايم خيلي عزيز بود و قشنگترين لحظات را‬ ‫با او سپري كردم‪ ،‬متاسفم كه زيباترين خاطره‬ ‫زندگي ام را از دست دادم‪.‬‬ ‫گفتني است؛ امروز مادر پوران درخشنده بر‬ ‫اثر كهولت سن دارفاني را وداع گفت‪ .‬گروه‬ ‫فرهنگي باشگاه خبرنگاران اين ضايعه را به‬ ‫اين تهيه كننده و كارگردان برجسته تسليت‬ ‫مي گويد‪.‬‬

‫شهاب حسيني نقشي متفاوت در‬ ‫"حوض نقاشي" ايفا كرد‬ ‫شهاب حسيني سه فيلم را براي سال جديد‬ ‫آماده اكران دارد كه بدون شك مطرح‌ترين‬ ‫آنها "حوض نقاشي" است‪.‬‬ ‫همراه رئیس جمهور‪ ،‬که برای اکران سینما‬ ‫در نظر گرفتند نتوانسته فروش خوبی داشته‬ ‫باشد به طوری که حتی قادر به بازگشت‬ ‫هزینه ی ساخت تولید خود نیز نیست‪.‬‬ ‫وی اظهار داشت‪ :‬سینما بازیچه ی برخی‬ ‫افراد شده است امیدوارم با ورود وزیر آینده‬ ‫بدون تعصبات باال شرایط فراهم شود چرا‬ ‫که سینما با تعصبات شخصی نجات پیدا‬ ‫نمی کند‪.‬‬ ‫مدیر سینما افریقا در پایان خاطر نشان کرد‪:‬‬ ‫سینما و تولیدات فیلم باید بر خواسته از‬ ‫سالیق مردم باشد و فیلمی همچون فیلم چه‬ ‫خوب که برگشتی از طریق عنوان کارگردان‬ ‫توانسته در سینماها مخاطب جذب کند در‬ ‫غیر این صورت از قصه ی خوبی برخوردار‬ ‫نیست‪.‬‬

‫شهاب حسيني سه فيلم را براي سال جديد‬ ‫آماده اكران دارد كه بدون شك مطرح‌ترين‬ ‫آنها "حوض نقاشي" است حسيني در‬ ‫"حوض نقاشي" يك نقش كامال متفاوت را‬ ‫ايفا كرد‪.‬‬ ‫البته برخي از منتقدين پس از آنكه اين اثر‬ ‫را در جشنواره ديدند اعتقاد داشتند كه‬ ‫بازي شهاب كمي اغراق شده به نظر مي‌رسد!‬ ‫عالوه بر حوض نقاشي دو فيلم "هيس‪،‬‬ ‫دخترها فرياد نمي‌زنند" و "آشغال‌هاي‬ ‫دوست داشتين" هم امسال با بازي شهاب‬

‫مادر پوران درخشنده درگذشت‬

‫سینما با بازیچه شدن توسط برخی از افراد‬ ‫خاص به وضعیت بحرانی رسیده است‪.‬‬ ‫سیروس یگانه‪ ،‬مدیر سینما آفریقا‪ ،‬در‬ ‫خصوص روند فروش اکران سینمای خود‬ ‫گفت‪ :‬مردم با سینما قهر کردند و تا زمانی‬ ‫که " رسوایی" در سینما آفریقا به روی پرده‬ ‫بود به فروش خوبی رسیدیم اما بعد از پایان‬ ‫اکران این فیلم ‪ ،‬فیلم های دیگر روی پرده‬ ‫با ممیزی و یا تغییر بیش از اندازه در فیلم‬ ‫نامه مورد استقبال مردم قرار نگرفت‪.‬‬

‫زن شاکی از فرزاد جمشیدی‪:‬‬ ‫اینقدر با اعتماد مردم بازی نکنید!‬ ‫شاکی مجری سرشناس(فرزاد جمشیدی) در‬ ‫پاسخ به نامه منتشر شده توسط این مجری‬ ‫گفت‪ :‬نامه را خواندم و برایم جالب بود و با‬ ‫خودم فکر کردم که اگر سکوت می کرد بهتر‬ ‫نبود؟ یا حداقل عذر خواهی از ملت عزیز‬ ‫که ‪ ۷‬سال با حرف های این فرد زندگی‬ ‫کرده اند‪.‬‬ ‫وی افزود‪« :‬همه ما این ضرب المثل را به‬ ‫خوبی می‌دانیم‪ :‬سر بی گناه پای دار میره‬ ‫اما باالی دار نمیره»‪ .‬حتم دارم در طول‬ ‫این شکایت حتی یکبار به خدا متوسل‬ ‫نشدید و برای تبرئه نشان دادن خودتان‬ ‫تنها به بنده‌های خدا و تهمت زدن به من‬ ‫در مکان‌های مختلف متوسل شدید که‬ ‫اگر یک بار توسل خالصانه به خدا داشتید‬ ‫مطمئنا خدا هم در این راه به شما کمک‬ ‫می‌کرد که حکم قطعی توسط دیوان عالی‬ ‫کشور در مورد شما صادر نشود‪.‬‬


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

107


‫‪106‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫هنری‬

‫امیر کنجانی پیوست‪ .‬افشین هاشمی نمایش‬ ‫پرواز به تاریکی را درخانه نمایش " آو " به‬ ‫روی صحنه برد ‪ ،‬این نمایش روایتگر زندگی‬ ‫محمد رضا پهلوی است‪.‬‬ ‫وحید نیکخواه آزاد نویسنده و کارگردان‬ ‫سینمای کودک ونوجوان ایران به عنوان دبیر‬ ‫بخش مسابقه فیلمنامه نویسی جشنواره بین‬ ‫المللی فیلم های کودکان و نوجوانان معرفی‬ ‫شد‪.‬‬ ‫در پی پیروزی تیم ملی ایران بر کره جنوبی‬ ‫و صعود به جام جهانی نمایش " شام به‬ ‫دوستان " کار آیدا کیخانی و نمایش "اینجا‬ ‫کجاست ؟" کار شیوا مسعودی به تیم ملی‬ ‫فوتبال کشورمان تقدیم شد‪.‬‬

‫"احسان خواجه امیری" در پی صعود ایران‬ ‫به جام جهانی از شور و شعف مضاعف خود‬ ‫گفت‪.‬‬ ‫احسان خواجه امیری" خواننده موسیقی‬ ‫پاپ ‪ ،‬گفت‪ :‬برای پیروزی تیم ملی فوتبال‬ ‫و راهیابی کشورمان به جام جهانی آنقدر‬ ‫هیجان زده و خوشحالم که وصفش در کالم‬ ‫نمی گنجد‪.‬‬ ‫به همه مردم عزیز ایران تبریک می گویم و‬ ‫امیدوارم همیشه شاد و پیروز باشند‪.‬‬

‫واکنش احسان خواجه امیری در‬ ‫پی صعود ایران به جام جهانی‬

‫بهروز بقایی کارگاه بازیگری‬ ‫برگزار می کند‬ ‫بهروز بقایی بازیگر سرشناس تئاتر و‬ ‫تلویزیون کشور کارگاه آموزش بازیگری تئاتر‬ ‫برگزار می کند‪.‬‬ ‫بهروز بقايي پس از سال ها دوری از‬ ‫تئاتر‪ ،‬تابستان سال جاری در فرهنگسرای‬ ‫اندیشه به آموزش بازیگری تئاتر در کالس‬ ‫متداکتینگ می پردازد‪.‬‬ ‫بهروز بقایی کارگردان ‪ ،‬بازیگر و مدرس‬ ‫تئاتر که از سال ‪ 1349‬تا ‪ 1388‬در بیش‬ ‫از ‪ 32‬تئاتر ‪ 18 ،‬تله تئاتر و مجموعه‬ ‫تلویزیونی به ایفای نقش پرداخته و با بهترین‬ ‫کرگردانان کشور کار کرده است ‪ ،‬در مقام‬ ‫کارگردان نیز بیش از ‪ 10‬مجموعه تلویزیونی‬ ‫دارد‪.‬‬ ‫عالقه مندان به حضور در این کارگاه‬ ‫آموزشی می توانند تا ‪ 15‬تیر ماه با مراجعه‬ ‫به واحد آموزش فرهنگسرای اندیشه ثبت نام‬ ‫کنند‪ .‬شماره ‪ 88797830‬نیز برای کسب‬ ‫اطالعات بیشتر اعالم شده است‪.‬‬

‫پای محمدرضا پهلوی به تئاتر باز‬ ‫شد‬ ‫نمایش " پرواز به تاریکی " کار افشین‬ ‫هاشمی با موضوع زندگی محمد رضا پهلوی‬ ‫درخانه نمایش " آو" به روی صحنه رفت‪.‬‬

‫در این هفته تئاتر با رویدادهایی همراه بود‪.‬‬ ‫بنابراین گزارش مهمترین رویداد این هفته‬ ‫مراسم بزرگداشت " طاها کریمی" درخانه‬ ‫هنرمندان بود‪ ،‬که در این مراسم آخرین‬ ‫ساخته این هنرمند به نمایش گذاشت شد‪.‬‬ ‫مراسم اختتامیه دومین دورۀ فصل بهار‬ ‫نمایشنامه خوانی با حضور هنرمندان در تاالر‬ ‫خانه تئاتر برگزار شد‪.‬‬ ‫همچنین مرکز هنرهای نمایشی حماسه‬ ‫انتخابات ریاست جمهوری را به مردم‬ ‫ایران و جامعه هنری کشور و رئیس جمهور‬ ‫منتخب تبریک گفت‪.‬‬ ‫باران کوثری بعد از حدود ‪ 9‬ماه به صحنه‬ ‫تئاتر بازگشت و به گروه بازیگران پروژه‬ ‫چند هنری " بی انتخاب " با اجرا گردانی‬

‫اکران فیلم های جدید مريال‬ ‫زارعي‬ ‫بدون ترديد امسال شاهد اكران دو فيلم‬ ‫"خرس" و "هيس‪ ،‬دخترها فرياد نمي‌زنند" با‬ ‫بازي مريال زارعي خواهيم بود‪.‬‬ ‫بدون ترديد امسال شاهد اكران دو فيلم‬ ‫"خرس" و "هيس‪ ،‬دخترها فرياد نمي‌زنند" با‬ ‫بازي مريال زارعي خواهيم بود‪.‬‬ ‫اما اين هنر پيشه عالوه بر اين دو اثر‪ ،‬سه‬


‫‪105‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫طرز تهیه ی کوفته یونانی‬

‫ی‬ ‫گوشت چرخ کرده بدون چرب ‬ ‫ط‬ ‫پیاز متوس ‬ ‫سی ر‬ ‫نان سفید بریده شد ه‬ ‫شی ر‬ ‫م‬ ‫گلپر کوبیده نر ‬ ‫نعناع تازه ��رد شد ه‬ ‫غ‬ ‫تخم مر ‬ ‫ن‬ ‫روغن مایع یا روغن زیتو ‬

‫طرز تهیه یک ساالد فوق العاده رژیمی‬ ‫مواد الزم برای ‪ 6‬نفر‪:‬‬ ‫این ساالد فوق العاده کم کالری بوده و مخصوص کسانی است که رژیم‬ ‫‪ 500‬گرم‬ ‫‪.‬های الغری دارند‬ ‫‪ 2‬عدد‬ ‫‪ 3‬تا ‪ 4‬پر‬ ‫‪ 2‬تا ‪ 3‬ورق‬ ‫‪ 3‬تا ‪ 4‬قاشق سوپخوری این روزها بسیاری ازافراد ‪ ،‬بویژه خانم‌هایی که به فکر سالمتی و کنترل‬ ‫‪ 1/2‬قاشق سوپخوری وزنشان هستند‪ ،‬شب‌ها به جای خوردن شام مفصل‪ ،‬فقط یک بشقاب‬ ‫‪ 1‬قاشق سوپخوری ساالد می‌خورند ‪.‬اگر شما هم از این دسته افراد هستید ‪ ،‬پیشنهاد امروز‬ ‫‪ 1‬عدد ‪.‬سرآشپز را امتحان کنید‬ ‫‪ 3‬تا ‪ 4‬قاشق سوپخوری‬ ‫طرز تهیه‪:‬‬ ‫‪ :‬مواد الزم‬

‫نان را در شیر می خیسانیم و آنرا نرم می کنیم‪.‬گوشت و پیاز رنده شده و سیر کوبیده و نان‬ ‫خیس خورده و نعناع خرد کرده را با گلپر و تخم مرغ و کمی نمک مخلوط می کنیم و خوب‬ ‫مالش می دهیم تا مواد مخلوط شوند‪ .‬کمی آرد یا نان خشک کوبیده(آرد سوخاری)روی میز‬ ‫می ریزیم‪ .‬از مایه گوشت گلوله هایی درشت تر از یک گردو درست می کنیم و آنها را در آرد‬ ‫می غلتانیم‪ .‬مقداری روغن در تابه می ریزیم و می گذاریم داغ شود‪ .‬کوفته ها را به طوریکه بر‬ ‫روی هم انباشته نشوند و در یک ردیف قرار گیرند‪،‬در تابه می چینیم‪،‬تابه را تکان می دهیم تا‬ ‫کوفته ها نچسبند؛گاهی آنها را زیر و رو می کنیم‪.‬وقتی کمی سرخ شدند‪،‬چند دقیقه در ظرف‬ ‫را می گذاریم و حرارت را مالیم می کنیم تا مغز آنها بپزد‪.‬بعد کوفته ها را از روغن خارج می‬ ‫کنیم و در صافی می ریزیم‪،‬وقتی روغن اضافی در صافی گرفته شد‪،‬آنها را در ظرف می چینیم‪.‬‬ ‫اطراف ظرف را با شاخه های کوچک نعناع تزئین می کنیم ‪.‬‬

‫یک کیلو‬

‫ سیب زمینی‬

‫دو فنجان‬

‫ ماست چکیده‬

‫یک کیلو‬

‫ نخود فرنگی‬

‫‪ 2‬فنجان‬

‫ لوبیا سبز پخته شده‬

‫‪ 2‬فنجان‬

‫ باقالی پخته شده‬

‫یک عدد‬

‫ خیار و گوجه فرنگی‬

‫یک فنجان‬

‫ شوید ساطوری شده‬

‫‪:‬طرز تهیه ساالد رژیمی‬ ‫‪ .‬سیب‌زمینی‌ها را بشویید و با پوست بپزید‬ ‫‪ .‬نخودفرنگی را آب پز کنید و کنار بگذارید‬ ‫‪ .‬باقال و لوبیا سبزها را هم با آب کم بخار پز و سپس نگینی ریز کنید‬ ‫‪.‬نخود و سیب‌زمینی‌ها را نیم گرم مخلوط کنید و سپس ماست و شوید را به آن اضافه نمایید‬ ‫ساالد‬ ‫حاال‬ ‫شده‬ ‫آماده‬ ‫را در ظرف‬ ‫زیبایی بریزید‬ ‫و آن را با چند‬ ‫شوید و خیار‬ ‫و گوجه تزیین‬ ‫‪ .‬کنید‬ ‫ساالد سبزشما‬ ‫شده‬ ‫آماده‬ ‫‪.‬است‬


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

104


‫‪103‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫وقتی کلیه ساز‬ ‫گ می‌زند‬ ‫سن ‌‬

‫تناسلی سرایت کند‪.‬‬ ‫گاهی بیماران با درد سر دل مراجعه می‬ ‫کنند‪ .‬این بیماران با تشخیص درد معده‬ ‫و احتمال التهاب معده درمان می شوند تا‬

‫خون نیست‪ ،‬بیشتر در آزمایش دقیق‪ ،‬ادرار‬ ‫خون را می توان دید‪.‬‬ ‫عالئم تحریکی ادراری مانند سوزش‪ ،‬تکرر‬ ‫ادرار و تعجیل برای رفتن به دستشویی‬

‫سنگ کلیه یکی از تابلوهای بالینی‬ ‫شایع در پزشکی است‪ .‬آب حاوی‬ ‫امالح فراوان‪ ،‬زمینه ژنتیک و‬ ‫کمی مصرف آب‪ ،‬عوامل بروز‬ ‫سنگ کلیه محسوب می‌شود‪.‬‬ ‫سنگ کلیه از طریق مجرایی به‬ ‫نام حالب به مثانه رسیده و از‬ ‫مجرای ادراری دفع می شود‪.‬‬ ‫این ذات سنگ نیست که درد‬ ‫و عالئم می دهد‪ ،‬بلکه حرکت‬ ‫سنگ‪ ،‬گیرافتادن آن و تجمع‬ ‫ادرار در پشت آن ایجاد عالئم می‬ ‫کند‪.‬‬ ‫کلیه سنگ ساز عموما هر سه سال یک بار‬ ‫به تولید سنگ در بیشتر بیماران منجر می‬ ‫شود؛ البته کلیه هایی هستند که هر ساله یا به‬ ‫فواصلی بیشتر تولید سنگ می کنند‪.‬‬ ‫حرکت سنگ باعث بروز درد در پهلو می‬ ‫شود‪ .‬درد ممکن است به کشاله ران یا ناحیه‬

‫زمانی که آزمایش‪ ،‬سنگ را تائید کند‪.‬‬ ‫یکی از یافته هایی که بیمار را به وحشت‬ ‫می اندازد‪ ،‬تغییر رنگ ادرار به رنگ قرمز‬ ‫است‪ .‬البته تغییر رنگ از زرد پر رنگ تا‬ ‫قرمز متغیر است و همه بیماران ادرار خونی‬ ‫ندارند؛ البته با وجودی که ادرار به رنگ‬

‫در سنگ هایی رخ می دهد که در بخش‬ ‫انتهایی حالب بروز می کند‪ .‬بسیاری از‬ ‫بیماران تصور می کنند دچار عفونت ادراری‬ ‫شده اند‪ ،‬اما وجود خون فراوان و عفونت در‬ ‫آزمایش ادرار نشانه ای بر دفع سنگ است‪.‬‬ ‫در بیمارانی که سابقه دفع سنگ دارند خود‬

‫به راحتی تشخیص می دهند که دوباره دچار‬ ‫سنگ سازی شده اند‪ .‬در این بیماران حتی‬ ‫نیاز به دادن آزمایش و سونوگرافی نیست‪ ،‬اما‬ ‫در بیمارانی که برای اولین بار دچار سنگ‬ ‫سازی شده اند‪ ،‬الزم است با انجام آزمایش‬ ‫ادرار و سی تی اسکن از کلیه و مجاری‬ ‫ادرار وجود سنگ تائید می شود‪.‬‬ ‫چه زمانی سنگ کلیه اورژانسی است؟‬ ‫اگر درد بیمار با مسکن های معمول مثل‬ ‫هیوسین‪ ،‬شیاف ایندومتاسین و دیکلوفناک‬ ‫کنترل نشد‪ ،‬باید بیمار به بیمارستان‬ ‫انتقال داده شود‪ .‬اگر درد با هیچ مسکن‬ ‫بیمارستانی و سرپایی کنترل نشود‪ ،‬نیاز به‬ ‫خارج کردن سنگ با روش های جراحی‬ ‫است‪.‬‬ ‫اگر سنگ گیر کرده و اجازه تخلیه ادرار را‬ ‫ندهد‪ ،‬به کلیه آسیب می رساند در این شرایط‬ ‫توصیه به درآوردن سنگ می شود‪.‬‬ ‫اگر همزمان با سنگ‪ ،‬عفونت وجود داشته‬ ‫باشد کلیه در معرض فشار ناشی از انسداد‬ ‫سنگ از یک طرف و عفونت از طرف دیگر‬ ‫قرار دارد و ممکن است آسیب جدی به کلیه‬ ‫وارد شود‪ .‬در این شرایط بیمار را بستری‬ ‫کرده و مراقبت دقیق به همراه آنتی بیوتیک‬ ‫های تزریقی برای بیمار تجویز می شود‪.‬‬ ‫سنگ کلیه‪ ،‬بیماری خوش خیم؛ اما بسیار‬ ‫آزاردهنده ای است که الزم است پس از‬ ‫درمان و دفع سنگ بررسی از نظر نوع سنگ‬ ‫به عمل آید‪ .‬در کودکان حتی دفع یک‬ ‫سنگ لزوم بررسی علت را می طلبد؛ اما‬ ‫درباره بزرگساالن سنگ سازی بارها‬ ‫مورد بررسی قرار می گیرد‪.‬‬


‫و‬ ‫ستارگان‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫‪102‬‬

‫ســــــــــینما‬

‫‪ ...‬ادامه صفحه قبلی‌‬

‫حال شیوع است‪.‬‬ ‫فیلمنامه این فیلم را "جان اسکات" نوشته است و این فیلمنامه جزء فیلمنامه های لیست‬ ‫سیاهی بوده است که به تازیگی از این لیست خارج شده است‪ .‬تولید این فیلم از پاییز‬ ‫امسال آغاز خواهد شد‪.‬‬ ‫گفته می شود که "شوآرتزنیگر" در فیلم جدید "دیوید آیر" با نام «بریچر» و همچنین در‬ ‫فیلم «نقشه فرار» به کارگردانی "میکائیل هاف استورم" بازی کرده است که قرار است از‬ ‫‪ 18‬اکتبر به سینماها بیاید‪.‬‬ ‫"شوارتزنیگر" فرماندار اسبق کالیفرنیا‪ ،‬در سومین قسمت فیلم «مصرفی ها» نیز بازی‬ ‫خواهد کرد و در قسمت پنجم فیلم «ترمیناتور» نیز حضور خواهد یافت‪.‬‬

‫این بازیگر پرکار‪ ،‬قرار است تهیه کنندگی فیلم «مگی» را نیز برعهده داشته باشد‪.‬‬

‫آیا مل گیبسون در قسمت سوم «مصرفی ها» نقش شرور را ایفاگر‬ ‫خواهد بود؟‬ ‫گزارش ها حاکی از آن است که "مل گیبسون" ستاره استرالیایی تبار هالیوود‪ ،‬در حال‬ ‫مذاکره برای ایفای نقش در قسمت سوم «مصرفی ها» است‪.‬‬ ‫فیلمنامه قسمت سوم این فیلم محبوب و اکشن را "سیلوستر استالونه" خواهد نوشت و‬ ‫"پاتریک هیوز" کارگردانی آن را برعهده خواهد داشت‪.‬‬ ‫"مل گیبسون" که پیش تر قرار بود یکی از قسمت های «مصرفی ها» را کارگردانی کند‪،‬‬ ‫گفته میشود بزودی قرار داد بازی در این فیلم را‪ ،‬امضاء خواهد کرد‪.‬‬ ‫در حال حاضر بازیگرانی چون "ویزلی اسنیپیس"‪" ،‬نیکوالس کیج"‪" ،‬جکی چان" و "میال‬ ‫جووویچ" قرار داد بازی در قسمت سوم این فیلم ار امضا کرده اند‪.‬‬ ‫از جدیدترین کارهای "گیبسون" می توان به فیلم جدید "رابرت رودریگرز" به نام «‬ ‫‪ »Machete Kills‬اشاره کرد که او در این فیلم نقش دالل اسلحه را ایفا کرده است‪.‬‬ ‫«مصرفی ها ‪ »3‬قرار است در ‪ 15‬آگوست ‪ 2014‬راهی سینماها شود‪.‬‬

‫آیا کایرا نایتلی‬ ‫ستاره «بازی بدلی»‬ ‫خواهد شد؟‬ ‫"کایرا نایتلی" ستاره‬ ‫بریتانیایی هالیوود‪ ،‬در‬ ‫حال مذاکره برای پیوستن‬ ‫به پروژه اقتباسی «بازی‬ ‫بدلی» است‪.‬‬ ‫"مورتن تیلدام" این درام‬ ‫را که اقتباسی از کتاب‬ ‫«آلن تورینگ‪ :‬معما»‬ ‫است‪ ،‬کارگردانی خواهد‬ ‫کرد‪.‬‬ ‫"تورینگ" ریاضیدان‬ ‫و رمز نگار بریتانیایی‬ ‫بود‪ .‬او ملقب به پدر علم‬ ‫محاسبه نوین و هوش‬ ‫مصنوعی است‪" .‬تورینگ"‬ ‫در دوران جنگ جهانی‬ ‫دوم به متفقین کمک کرد تا رمز ماشین معمای آلمان ها را‪ ،‬بشکنند و به پیروزی برسند‪.‬‬ ‫بعد ها با کشف همجنس گرایی وی که در آن دوران جرم محسوب می شد‪ ،‬تحت تعقیب‬ ‫قرار گرفت‪ .‬جسد وی در سال ‪ 1954‬توسط کارگر خانه اش پیدا شد و پلیس مرگ او را‬ ‫خودکشی با سم سیانید اعالم کرد‪.‬‬ ‫"کایرا نایتلی" با پیوستن به این پروژه‪ ،‬نقش زنی محافظه کار را ایفا خواهد کرد که رابطه‬ ‫پیچیده ای با "تورینگ" دارد و تا پایان مرگ با او می ماند‪ .‬نقش "آلن تورینگ" را‬ ‫"بندیکت کامبربچ" عهده دارد است‪.‬‬


‫‪101‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫فرشته «سیندرال» شود‪.‬‬ ‫این فیلم را "کنث برانا" کارگردانی خواهد کرد‪" .‬کیت‬ ‫بالنشت" نقش نامادری‪" ،‬لیلی جیمز" نقش سیندرال" و‬ ‫"ریچارد مدن" نقش پرنس را در این فیلم برعهده دارند‪.‬‬ ‫"هولی گیرینجر" و "سوفی مک شیرا" به تازگی برای ایفای‬ ‫نقش دو ناخواهری سیندرال قرار داد بسته اند‪ .‬هنوز تولید‬ ‫این فیلم آغاز نشده است‪.‬‬ ‫‪« ،‬سیندرال» قرار است در سال ‪ 2014‬اکران شود‪.‬‬

‫گری اولدمن «اسب پرنده» را کارگردانی‬ ‫خواهد کرد‬ ‫گری اولدمن" آماده است تا به کارگردانی بازگردد‪ .‬این‬ ‫بازیگر پروژه «اسب پرنده» را در دست گرفته است‪ ،‬اما‬ ‫جزئیاتی از این پروژه نگفته است‪.‬‬ ‫"رالف فاینس" و "بندیکت کامبربچ" از بازیگرانی هستند‬ ‫که "اولدمن" زیر نظرشان دارد اما هنوز قرارداد بازی را‬ ‫امضاء نکرده اند‪.‬‬

‫اولین تجربه "اولدمن" در کارگردانی به سال ‪ 1998‬با فیلم‬ ‫«» رقم خورد‪.‬‬

‫آن هاتاوی به پروژه «قایق نجات» پیوست‬ ‫"آن هاتاوی" نقش اصلی فیلم «قایق نجات» برگرفته از‬ ‫رمان تاریخی نوشته "شارلوت روگن" را برعهده گرفت‪.‬‬ ‫داستان این فیلم دختر جوان متاهلی به نام "گریس وینتر"‬ ‫را در سال ‪ 1914‬نشان می دهد که بروی کشتی اکسپرس‬ ‫در اقیانوس اطلس بود که انفجاری در آن رخ می دهد‪.‬‬ ‫بعد از انفجار‪ ،‬کشتی شروع به غرق شدن می کند و او وارد‬ ‫کشتی نجات می شود‪ .‬قایق نجات پر از جمعیت می شود‬ ‫و توطئه هایی در میان آن ها شکل می گیرد‪ ،‬که چه کسی‬ ‫می تواند در این قایق بماند و چه کسی نمی تواند‪ .‬سه هفته‬ ‫بعد‪ ،‬آنها نجات می یابند و زن مضنون به قتل‪ ،‬محاکمه می‬ ‫شود‪....‬‬ ���کارگردان این فیلم هنوز مشخص نشده است‪ ،‬اما "هاتاوی"‬ ‫به همراه "تیم بیوان" تهیه کنندگی این پروژه را در دست‬

‫کمدی ابرقهرمانانه «سالم روح» را برعهده گرفت‪.‬‬ ‫داستان مردی دیوانه را نشان می دهد که دست به‬ ‫خودکشی می زند‪ ،‬بعد از تالش ناموفق او برای خودکشی‪،‬‬ ‫گرفتار ورود چهار روح می شود‪ .‬او باید به یک آروزی هر‬ ‫کدام از آن ها جامه عمل بپوشاند تا آنها از زندگی او بیرون‬ ‫روند و اجازه دهند وی به زندگی عادی خود بازگردد‪.‬‬ ‫"کارن کرونر" فیلمنامه را نوشته است‪ .‬این پروژه هنوز‬ ‫تاریخ شروع به ساخت را نگرفته است‪ ،‬چرا که هنوز‬

‫فیلم براساس زندگی نامه "ادوارد موی بریدج" یک عکاس‬ ‫است که در اواخر دهه ‪ 80‬به فرماندار کالیفرنیا "لیالند‬ ‫استانفورد" برای حل و فصل یک شرط بندی کمک کرد‪.‬‬ ‫"موی بریدج" به کمک دوربینش توانست ثابت کند که در‬ ‫مسابقات اسب دوانی هر چهار سم اسب در حال دویدن‬ ‫بروی زمین بوده است‪.‬‬

‫مشخص نشده است که "کلومبوس" ابتدا این پروژه را در‬ ‫دست می گیرد یا پروژه کمپانی پیکسلز را جلوی دوربین‬ ‫خواهد برد‪.‬‬ ‫گرفته اند‪.‬‬ ‫"ویلیام برویلیس جی‪ .‬آر" فیلمنامه نویس فیلم «آپولو ‪»13‬‬ ‫فیلمنامه این پروژه را در دست گرفته است‪.‬‬ ‫‪ ،‬از جدیدترین کارهای "آن هاتاوی" می توان به فیلم‬ ‫علمی‪ -‬تخیلی "کریستوفر نوالن" با نام «بین ستاره ای»‬ ‫اشاره کرد‪.‬‬ ‫در این فیلم "گری اولدمن" نیز حضور خواهد داشت‪ .‬او‬ ‫در این فیلم نقش کوتاه دنیس اسپنسر وکیل "ادوارد موی‬ ‫بریدج" را ایفا خواهد کرد‪.‬‬ ‫فیلمبرداری این فیلم قرار است از سال آینده آغاز شود‪.‬‬

‫آدام سندلر ستاره فیلم «سالم روح» شد‬ ‫آدام سندلر" نقش اصلی فیلم جدید "کریس کلومبوس"‬

‫‪" ،‬آدام سندلر" ستاره کمدی هالیوود‪ ،‬در اواسط‬ ‫فیلمبرداری فیلم کمدی‪ -‬رمانتیک «مخلوط» است که‬ ‫در این فیلم با "درو بریمور" برای سومین بار همبازی شده‬ ‫است‪.‬‬

‫مرد آهنی فیلم «ترمیناتور» به جنگ زامبی‌ها‬ ‫می‌رود‬ ‫آرنولد شوآرتزنیگر" قرار است در مقابل زامبی ها بیاستد و‬ ‫مبارزه کند‪.‬‬ ‫این بازیگر فیلم های اکشن قرار داد بازی در فیلم «مگی»‬ ‫را امضاء کرد‪ .‬این فیلم درباره پدری است که دخترش به‬ ‫ویروس کشنده ایی مبتال می شود که در سراسر کشور در‬


‫و‬ ‫ستارگان‬ ‫‪100‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫ســــــــــینما‬

‫‪ ...‬ادامه صفحه قبلی‌‬

‫سازمان ملل جهت پایان دادن به‬ ‫بحران سوریه تاکید کرد‪.‬‬ ‫وی همچنین گفت‪ :‬با شماری از‬ ‫پناهندگان سوری گفتگو کردم‪،‬‬ ‫آنها از حوادث خونین جاری‬ ‫در مناطق سکونتشان به وحشت‬ ‫افتاده‌اند و می گویند منازل و‬ ‫خانواده های خود را از دست‬ ‫داده اند‪.‬‬

‫خشونت‌ها و یافتن راه حلی مسالمت‌آمیز‬ ‫تالش کنند‪.‬‬ ‫ستاره هالیوود همچنین در این کنفرانس‬ ‫بر ضرورت صدور قطعنامه هایی از سوی‬

‫جنیفر لوپز به درام «‪»33‬‬ ‫در کنار آنتونیو باندراس‬ ‫پیوست‬ ‫ستاره التین هالیوودی‪" ،‬جنیفر لوپز" به‬ ‫تازگی قرار داد بازی در درام شیلیایی‬ ‫«‪ »33‬را امضاء کرد‪ .‬او در این فیلم‬

‫همبازی "آنتونیو باندراس"‪" ،‬مارتین شین"‬ ‫و "رودریگو سانتورو" شد‪.‬‬ ‫پیش تر در خبرها آمده بود که "آنتونیو‬ ‫باندراس" قرار است نقش معدنچی "ماریو‬ ‫سیپولویدا" را ایفا کند‪ ،‬همچنین "رودریگو‬ ‫سانتورو" نقش پدر ماریو را بازی خواهد‬ ‫کرد‪.‬‬ ‫این فیلم درباره ‪ 33‬معدنچی است که در‬ ‫سال ‪ 2010‬به مدت ‪ 69‬روز زیر زمین‬ ‫گیر افتاده بودند‪ .‬اطالعاتی درباره نقشی‬ ‫که "لوپز" ایفاگرش خواهد بود منتشر نشده‬ ‫است‪.‬‬ ‫فیلم را "پاتریشیا ریگن" براساس فیلمنامه‬ ‫ریورا" کارگردانی‬ ‫"میکو آالنی" و "خوزه ِ‬ ‫خواهد کرد‪ .‬تولید این فیلم از پاییز امسال‬ ‫در شیلی آغاز خواهد شد‪.‬‬ ‫‪ ،‬فیلم «‪ »33‬قرار است در سال ‪2014‬‬ ‫راهی سینماها شود‪.‬‬

‫هلنا بونهام کارتر‬

‫فرشته افسانه ای سیندرال شد‬ ‫«سیندرال» محصول جدید دیزنی فرشته‬ ‫افسانه ای خود را یافت‪" .‬هلنا بونهام‬ ‫کارتر" قرار داد بازی در این نقش را‬ ‫امضاء کرد‪ ،‬تا بعد از فیلم «بینوایان»‬ ‫و بازی در نقش نامادری "کوزت" حال‬


‫‪99‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫آوازه‌خوان و بازیگر التین‌تبار جنیفر لوپز‬ ‫در کنار آنتونیو باندراس و مارتین شین در‬

‫«سی و سه نفر» نقش‌آفرینی خواهد کرد که‬ ‫متاثر از حادثه‌ گرفتاری معدنچیان شیلی در‬ ‫سال ‪ 2010‬است‪ .‬آنها ‪ 69‬روز در معدن‬ ‫مانند زنده به گوران بودند‪ .‬در این حادثه‬ ‫سی و سه معدنچی در معدن گیر کرده بودند‬ ‫که همگی نجات یافتند‪ .‬عملیات نجات‬ ‫آنها به صورت زنده در سراسر دنیا پوشش‬ ‫خبری شد‬

‫پیش از این نیز نام نورث به عنوان نام‬ ‫احتمالی نوزاد پیشنهاد شده بود ولی اکثر‬ ‫هواداران کارداشیان آن را به عنوان شوخی‬ ‫در نظر گرفته بودند!‬ ‫از هم اکنون نیز بسیاری در شبکه های‬ ‫اجتماعی این نام را مسخره می کنند و به‬ ‫گزارش پرشین وی برخی نیز متعجب شده‬ ‫اند که چرا آنها همچین نام عجیبی را برای‬ ‫کودکشان انتخاب کرده اند‪ ،‬این اسم و‬ ‫فامیل در کنارهم به معنی (شمال غربی)‬ ‫است!‬

‫صورت مهربان جنیفر لوپز در‬ ‫فیلمی درباره معدنچی‌های‬ ‫شیلیایی‬

‫درخواست‌های آنجلینا جولی‬ ‫بعد از حضور در سوریه‬ ‫جولی بحران سوریه را بزرگترین بحران‬ ‫قرن کنونی توصیف کرد و از جامعه جهانی‬ ‫خواست کمک‌های بیشتری را برای‬

‫آنتونیو باندراس در این فیلم نقش معدنچی‬ ‫ماریو اسپلودو معروف به سوپر ماریو را ایفا‬ ‫خواهد کرد‪ .‬نقش پدر باندراس را مارتین‬ ‫شین دارد‪ .‬پاتریشیا ریگن کارگردانی فیلم‬ ‫را بر عهده دارد و تهیه‌کننده‌ی فیلم‌های‬ ‫خاطره‌انگیز «اینک اخر الزمان» کاپوال‪،‬‬ ‫«خط با ریک قرمز» ترنس مالیک و‬ ‫«قوی سیاه» دارن آرونافسکی‪ ،‬مایک‬ ‫مدوی‪ ،‬تهیه فیلم را برعهده دارد که رابطه‬ ‫نزدیکی با خانواده نجات‌یافتگان حادثه‬ ‫برقرار کرده است‪.‬‬

‫پناهندگان این کشور ارسال کند‪.‬‬ ‫وی طی کنفرانسی خبری در اردوگاه‬ ‫از‬ ‫زعتری گفت‪:‬‬ ‫رهبران جهان‬

‫می‌خواهم‬ ‫اختالفات‬ ‫خود را کنار‬ ‫گذاشته برای‬ ‫پایان دادن به‬

‫ادامه در صفحه بعد‪...‬‬

‫را نورث وست گذاشتند‪ .‬منابعی که ارتباط‬ ‫نزدیکی با این زوج دارند این تصمیم را که‬ ‫بعد از پنج روز از به دنیا آمدن اولین فرزند‬ ‫کارداشیان گرفته شده را تایید کردند‪.‬‬ ‫آشکار شدن این نام دیگر به همه ی‬ ‫شایعات در مورد نام گذاری دختر‬ ‫کارداشیان به نام کایدنس دوندا‪ ،‬نام مادر‬ ‫مرحوم کانیه‪ ،‬خاتمه داد‪.‬‬ ‫همچنین گفته می شود که این زوج از‬ ‫هم اکنون نام کوچک و راحت تری نیز‬ ‫انتخاب کرده و برای راحت صدا کردن‬ ‫دخترشان او را "نوری" می خوانند‪.‬‬ ‫ولی یکی از افرادی که شاهد امضای‬ ‫گواهینامه تولد نوزاد بوده می گوید که کیم‬ ‫‪ 32‬ساله و کانیه ‪ 36‬ساله نام دخترشان را‬ ‫با نام نورث وست در شناسنامه گذاشتند‪.‬‬

‫اگرچه پیش از آن کیم شایعاتی مبنی بر‬ ‫آنکه کانیه وست می خواهد نام کودکشان‬ ‫نورث باشد را رد کرده بود‪.‬‬

‫فیلمبرداری پاییز امسال در شیلی آغاز‬ ‫می‌شود‪.‬‬


‫و‬ ‫ستارگان‬ ‫‪98‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫ســــــــــینما‬ ‫حکم زندان برای دولچه و گابانا‬

‫بازیگر نقش اصلی مجموعه‬ ‫تلویزیونی خانواده سوپرانو‬ ‫درگذشت‬ ‫بازی در نقش تونی سوپرانو‪ ،‬رئیس یک‬ ‫گروه مافیایی‪ ،‬از مشهورترین نقش‌های‬ ‫جیمز گندولفینی بود‬ ‫جیمز گندولفینی‪ ،‬هنرپیشه آمریکایی و‬ ‫بازیگر نقش رئیس یک گروه مافیایی در‬ ‫مجموعه تلویزیونی خانواده سوپرانو در سن‬ ‫‪ ۵۱‬سالگی درگذشته است‪.‬‬ ‫بنابر اعالم شبکه اچ‌بی‌او‪ ،‬آقای گندولفینی‬ ‫که به ایتالیا سفر کرده بود‪ ،‬احتماال دچار‬ ‫ایست قلبی شده است‪.‬‬ ‫به گزارش سایت تی‌ام‌زی‪ ،‬آقای گندولفینی‬ ‫که متولد ایالت نیوجرسی آمریکاست‪ ،‬برای‬ ‫شرکت در یک جشنواره فیلم به سیسیل‬ ‫سفر کرده بود‪.‬‬ ‫جیمز گندولفینی به خاطر بازی در نقش‬ ‫تونی سوپرانو‪ ،‬رئیس یک گروه تبهکار سه‬ ‫بار جایزه امی را دریافت کرده بود‪.‬‬ ‫مجموعه خانواده سوپرانو در فاصله سال‬ ‫های ‪ ۱۹۹۹‬تا ‪ ۲۰۰۷‬از شبکه اچ‌بی‌او‬ ‫پخش شد‪.‬‬ ‫شبکه اچ‌بی‌او در بیانیه ای درباره آقای‬ ‫گندولفینی نوشت‪" :‬او مردی خاص بود‪،‬‬ ‫یک استعداد بزرگ‪ .‬ولی مهم تر از این‪،‬‬ ‫او فردی آرام و مهربان بود که با همه‪،‬‬ ‫صرف نظر از عنوان و موقعیتشان با احترام‬ ‫یکسانی برخورد می کرد‪".‬‬ ‫جیمز گندولفینی در سال ‪ ۱۹۶۱‬در وست‬ ‫وود ایالت نیوجرسی در خانواده ای کارگری‬ ‫و ایتالیایی االصل به دنیا آمد‪.‬‬ ‫او در ابتدا در یک مشروب فروشی کار می‬

‫کرد و از سال ‪ ۱۹۹۲‬توانست در برادوی‬ ‫نیویورک وارد عرصه تئاتر شود‪.‬‬ ‫آقای گندولفینی یک سال بعد در فیلم‬ ‫سینمایی "عشق واقعی" بازی کرد‪.‬‬ ‫"سی دقیقه پس از نیمه شب" و "به آرامی‬ ‫بکش" از آخرین فیلم هایی است که او در‬ ‫آنها نقش آفرینی کرده است‪.‬‬ ‫جیمز گندولفینی در سال ‪ ۲۰۰۸‬با دومین‬ ‫همسر خود‪ ،‬دبورا لین که یک مدل است‪،‬‬ ‫ازدواج کرد‪.‬‬ ‫او از ازدواج اول خود با مارسی ودارسکی‪،‬‬ ‫دستیار سابقش‪ ،‬صاحب یک پسر به نام‬ ‫مایکل است‪.‬‬ ‫ازدواج این دو در سال ‪ ۲۰۰۲‬پس از سه‬ ‫سال زندگی مشترک به هم خورد‪.‬‬

‫دادگاهی در میالن دومنیکو دولچه‬ ‫و استفانو گابانا‪ ،‬دو طراح سرشناس‬ ‫ایتالیایی و صاحبان خانه مد (& ‪Dolce‬‬ ‫‪ )Gabbana‬را به دلیل فرار مالیاتی‪ ،‬هر‬ ‫کدام به ‪ ۲۰‬ماه زندان محکوم کرد‪ .‬طبق‬ ‫شکایت طرح شده‪ ،‬این دو از پرداخت‬ ‫مالیات بر ‪ ۴۱۶‬میلیون یورو درآمد طفره‬ ‫رفته و همچنین بخشی از درآمد خود به‬ ‫میزان ‪ ۲۰۰‬میلیون یورو را که از یکی‬ ‫از شرکت‌هایشان در لوگزامبورگ کسب‬ ‫کرده‌اند و مشمول مالیات بوده‪ ،‬مخفی نگاه‬ ‫داشته‌اند‪.‬‬

‫جانی دپ» درمراسم سرخپوستان‬ ‫قبیله کومانچی‪+‬تصاویر‬ ‫دپ چندی قبل بازی در فیلم رنجر تنها را‬ ‫ادای دینی به بومیان آمریکا اعالم کرده بود‪.‬‬ ‫قبیله سرخپوستان کومانچی طی دعوت از‬ ‫جانی دپ‪ ،‬از او برای‬ ‫بازی در نقش سرخپوست‬ ‫در فیلم رنجر تنها تقدیر‬ ‫کردند‪ .‬این قبیله ماه می‬ ‫گذشته با اعطای نشانی‬ ‫جانی دپ رابه عنوان یکی‬ ‫از اعضای قبیله معرفی‬ ‫کرده بودند‪.‬‬ ‫دپ چندی قبل بازی در‬ ‫فیلم رنجر تنها را ادای‬ ‫دینی به بومیان آمریکا اعالم کرده بود‪ .‬او‬ ‫در این مراسم گردن‌ بند تونتو(نقش او در‬ ‫رنجر تنها) را به گردن داشت و در اولین‬ ‫اکران فی��م رنجر تنها در اوکالهما حاضر‬ ‫شد‪ .‬رنجر تنها از سوم جوالی در سینماهای‬ ‫آمریکا و جهان اکران می شود‪.‬‬ ‫قبیله سرخپوستان کومانچی از بازماندگان‬ ‫اولین بویان آمریکا هستند که در اوکالهما‬ ‫اقامت دارند‪.‬‬

‫نام عجیب دختر کیم کارداشیان‬ ‫اعالم شد‬ ‫کیم کارداشیان و کانیه وست نام دخترشان‬


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

97


‫‪96‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫بانوی سرخ‬ ‫باز نكردم ‪ .‬ميومد سر ميزد ميرفت االن چيزي كه‬ ‫خواب از دست رفتم بود !‬ ‫مهم بود‬ ‫ِ‬ ‫صداي پاي پرستار و نشنيدم ‪ .‬كنجكاو شدم ‪.‬‬ ‫يعني كي بود ؟ نكنه پشيمون شده برگشته ؟‬ ‫" تو بگير بخواب مگه مهمه اين چيزا ؟ "‬ ‫پلكم و نيمه باز كردم ‪ .‬توي تاريكي اتاق در نيمه‬ ‫باز و تشخيص دادم ‪ .‬چشمم و گردوندم سايه ي‬ ‫يه مرد و كنار در ديدم ‪ .‬داشت ميومد تو يا ميرفت‬ ‫بيرون ؟ تا چشمام و باز كردم در بسته شد و نوري‬ ‫كه از الي در به اتاق نفوذ كرده بود و از اتاق‬ ‫بيرون كرد ‪ .‬اخمام تو هم رفت ‪ .‬يه مرد بود !‬ ‫سايه اش كه اينجوري ميگفت ‪ .‬ولي تو اتاق من‬ ‫چيكار داشت ؟‬ ‫نگاهم دوباره روي ساعت چرخ خورد ‪ 10‬بود ‪.‬‬ ‫اين ساعت ‪ 10‬چقدر جديدا اسرار آميز شده بود !‬ ‫يعني يه تصادفه كه هر شب راس ساعت ‪ 10‬يكي‬ ‫مياد دم اتاقم و ميره ؟!‬ ‫كالفه بودم ‪ .‬مخصوصا كه حاال از روي سايه اي‬ ‫كه توي اتاق افتاده بود فهميده بودم مرده !‬ ‫پوفي كردم و پلكام و بستم ‪ .‬باالخره كه ميفهميدم‬ ‫اين سايه ي ساعت ‪ 10‬كيه ‪ .‬حاال هر چقدر كه‬ ‫ميخواد خودش و ازم قايم كنه !‬ ‫فصل هشتم‬ ‫يعني ميشه همه چي درست پيش بره ؟ ميشه من‬ ‫سالم از اين اتاق بيرون بيام ؟ هيچ صدايي رو‬ ‫نميشنيدم ‪ .‬فقط چراغايي كه به سقف بود و‬ ‫ميديدم ‪ .‬چشمام روشون خشك شده بود صداي‬ ‫نفسم توي گوشم ميپيچيد ‪ .‬انگار توي اون‬ ‫راهروي ترسناك فقط خودم بودم ‪ .‬هر لحظه به‬ ‫در اتاق عمل نزديك تر ميشدم ‪ .‬چشمام و بستم‬ ‫و چند تا نفس عميق كشيدم ‪ .‬فقط همين يه بار‬ ‫كمكم كن ‪ .‬همين يه بار !‬ ‫قطره اي اشك از چشمام ُسر خورد پايين ‪ .‬چشمام‬ ‫و باز كردم ‪ .‬پر از بغض بودم ‪ .‬دستام بي حركت‬ ‫كنارم افتاده بودن باالخره تختم وارد اتاق سبز‬ ‫پوش شد ! روي تخت اتاق عمل خوابيدم ‪ .‬هنوزم‬ ‫صداها برام محو بود ‪ .‬توي افكار خودم غرق شده‬ ‫بودم ‪ .‬دوباره پلكام و بستم تا براي آخرين بار از‬ ‫خدا كمك بخوام ‪ .‬ولي تنها چيزي كه اون لحظه‬ ‫توي سرم بود لبخند آراد بود ‪ .‬چرا االن بهش فكر‬ ‫ميكردم ؟ اخم كردم ‪ .‬خواستم از تو ذهنم پسش‬ ‫بزنم ولي نرفت ‪ .‬انگار ميخواست با اون لبخندش‬ ‫دلگرمم كنه ‪ .‬موفقم شد ‪ .‬چون آروم شدم ‪ .‬دوباره‬ ‫صداهاي اطرافم و شنيدم ‪ .‬آراد كم كم داشت‬ ‫از توي سرم ميرفت بيرون ‪ .‬اخمم غليظ ترشد ‪.‬‬ ‫صدايي من و از افكارم بيرون كشيد ‪:‬‬ ‫ به چي فكر ميكني كه اخمات انقدر تو همه ؟؟‬‫چشمام و باز كردم ‪ .‬مسئول بيهوشي بود ‪ .‬اخمام‬ ‫و باز كردم ‪ .‬نفس عميقي كشيدم و گفتم ‪:‬‬ ‫ هيچي ‪.‬‬‫ آماده اي ؟‬‫سر تكون دادم و چشمام و بستم ‪ .‬خودم و آماده‬ ‫كردم براي بيهوشي ‪.‬‬ ‫*****‬ ‫دكتر اخماش توي هم بود و داشت پوستم و معاينه‬ ‫ميكرد ‪ .‬چند ساعتي ميشد كه از اتاق عمل بيرون‬

‫ادامه‬

‫اومده بودم ‪ .‬هيوا با نگراني گفت ‪:‬‬ ‫ چيزي شده دكتر ؟‬‫دكتر هنوزم ساكت بود ‪ .‬قلبم توي سينم تند تند‬ ‫ميزد ‪ .‬بابا جلوتر اومد و گفت ‪:‬‬ ‫ دكتر اگه چيزي شده بهمون بگين ‪.‬‬‫نگاهم و از دكتر گرفتم و به سمت ماه بانو‬ ‫چرخوندم ‪ .‬پير زن بيچاره از وقتي كه عملم‬ ‫تموم شده بود تو خودش بود و مدام تسبيحش و‬ ‫ميچرخوند و زير لب ذكر ميگفت ‪.‬‬ ‫دوباره نگاهم و به اخماي در هم دكتر دوختم ‪.‬‬ ‫ميخواستم ذهنش و بخونم ‪ .‬نميفهميدم چي تو‬

‫هيوا با چشمايي كه انگار هر لحظه آماده ي‬ ‫باريدن بود گفت ‪:‬‬ ‫ يعني چي دكتر ؟ احتمال داره پيوند و پس‬‫بزنه ؟‬ ‫انگار همين حرف هيوا كافي بود تا كاخ آرزوهام‬ ‫رو سرم خراب بشه ! چشمام و بستم نه نميتونست‬ ‫واقعي باشه ‪ .‬همه گفته بودن خوب ميشم ‪ .‬همه‬ ‫گفته بودن اميدوار باشم ‪ .‬نه نميتونست واقعيت‬ ‫داشته باشه ‪ .‬نميتونست ‪.‬‬ ‫كالفه چشمام و باز كردم ‪ .‬نم اشك چشمام و‬ ‫تار كرده بود ‪ .‬دكتر با صدايي كه به زحمت در‬

‫سرشه ‪ .‬بگو دكتر ‪ .‬بگو كه همه چي خوب پيش‬ ‫رفته ‪ .‬اخمات و باز كن ‪ .‬قلبم محكم خودش و‬ ‫به سينم ميكوبيد ‪.‬‬ ‫باالخره دكتر دست از معاينه برداشت ‪ .‬نگاهي به‬ ‫بابا و هيوا انداخت و گفت ‪:‬‬ ‫ عملش خيلي خوب بود ‪ .‬ولي بايد منتظر بمونيم‬‫كه پيوند بگيره ‪ .‬هنوز هيچي معلوم نيست ‪.‬‬

‫ميومد گفت ‪:‬‬ ‫ آروم باشين خانوم تهراني ‪ .‬خوب ببينيد ‪ .‬اگه‬‫‪...‬‬ ‫عينكش و روي بينيش جابه جا كرد و گفت ‪:‬‬ ‫ اگه يه وقت اينجوري هم بشه ‪. . .‬‬‫با صدايي پر از بغض و اشك گفتم ‪:‬‬ ‫‪ -‬يعني خوب نميشم ؟‬

‫دكتر نگاهش به سمتم برگشت ‪ .‬دلسوزي و نا‬ ‫اميدي و افسوس موج ميزد توي چشماش ‪ .‬پلكام‬ ‫و بستم و اشكام سرازير شد ‪ .‬هيوا به سمتم اومد‬ ‫و گفت ‪:‬‬ ‫ قربونت برم گريه نكن ‪ .‬بذار دكتر توضيح بده‬‫شايد راهي باشه ‪ .‬عزيزم آروم باش ‪ .‬هنوز هيچي‬ ‫معلوم نيست ‪.‬‬ ‫دكتر به سمتم اومد ‪ .‬گفت ‪:‬‬ ‫ چرا اميدت و از دست دادي ؟ مگه نگفتم‬‫بارها بايد نا اميد بشي و دوباره اميدوار ؟ مگه‬ ‫نگفتم عمالت زياده بايد حسابي روحيت خوب‬ ‫باشه ؟‬ ‫ميون گريه سر تكون دادم ‪ .‬دكتر لبخند زد و گفت‬ ‫‪:‬‬ ‫ پس اين اشكارو پاك كن ‪ .‬احتمالش هست‬‫پيوند جواب بده ‪ .‬از طرفيم احتمالش هست كه‬ ‫جواب نده ‪ .‬عملت خيلي خوب بود ‪ .‬من و تيم‬ ‫جراحي خيلي راضي بوديم ‪ .‬ولي بايد به پيوند‬ ‫زمان داد ‪ .‬االن تازه عملت كرديم ‪ .‬متوجهي ؟‬ ‫دوباره سر تكون دادم ‪ .‬حرفاش آروم ترم كرده بود‬ ‫‪ .‬با بغض گفتم ‪:‬‬ ‫ يعني احتمالش هست كه خوب بشم ؟‬‫ آره دختر خوب ‪ .‬نگران نباش ‪.‬‬‫هيوا كنار گوشم نفس راحتي كشيد ‪ .‬انگار اونم‬ ‫مثل من ترسيده بود ‪ .‬دكتر رفت ‪ .‬هيوا اصرار‬ ‫داشت پيشم بمونه ‪ .‬دلم نميخواست از كار و‬ ‫زندگي بندازمش‪ .‬مدام مخالفت ميكردم ولي‬ ‫باالخره گفت ميره خونه و شب برميگرده پيشم ‪.‬‬ ‫ناچارا قبول كردم ‪ .‬بعد از ساعت مالقات همگي‬ ‫رفتن ‪ .‬وضع روحيم افتضاح بود ‪ .‬احساس‬ ‫ميكردم توي اين مدت چند بار مرده بودم ‪.‬‬ ‫روي تخت آروم و قرار نداشتم ‪ .‬دلم ميخواست‬ ‫برم بيرون و توي محوطه هوا بخورم ‪ .‬با بدبختي‬ ‫يكي از پرستارا رو صدا زدم ‪ .‬با خوش رويي‬ ‫گفت ‪:‬‬ ‫ جانم عزيزم ؟ چيزي ميخواي ؟‬‫ ميشه كمكم كنين توي محوطه ي بيمارستان‬‫يكم بگردم ‪ .‬احساس خفگي ميكنم ‪.‬‬ ‫ نميدونم دكترتون اجازه ميده يا نه ‪.‬‬‫ خواهش ميكنم فقط چند دقيقه ‪.‬‬‫پرستار نگاهي به صورت ملتمسم انداخت و گفت‬ ‫‪:‬‬ ‫ باشه ولي فقط ‪ 10‬دقيقه ‪.‬‬‫خوشحال سري تكون دادم ‪ .‬پرستار رفت و با‬ ‫صندلي چرخ دار برگشت ‪ .‬كمكم كرد روش بشينم‬ ‫و بعد از اتاقم بيرون رفتيم ‪ .‬مغموم و سر خورده‬ ‫توي صندلي فرو رفته بودم ‪ .‬نزديك راهروي‬ ‫خروجي بوديم كه صداي آشناي دكتر ساالري‬ ‫رو شنيدم ‪ .‬انگار داشت با كسي حرف ميزد ‪.‬‬ ‫كنجكاو شدم سرم و برگردوندم تا ببينمش ‪ .‬ولي‬ ‫قبلش يكي از پرستارا رو به پرستاري كه كمكم‬ ‫كرده بود گفت ‪:‬‬ ‫ سارا كجايي تو ؟ يه دقيقه بيا ‪ .‬هر كار ميكنم‬‫رگ اين مريض و پيدا نميكنم ‪ .‬خودم و كشتم ‪.‬‬ ‫ديگه داره جيغش در مياد ‪.‬‬ ‫‪ -‬تو هنوز يه رگ پيدا كردن و ياد نگرفتي ؟‬

‫ادامه دارد‪...‬‬


‫‪95‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫بانوی س‬

‫رخ (‪)28‬‬

‫عمه كنار تختم اومد و بوسه اي روي موهام‬ ‫گذاشت و گفت ‪:‬‬ ‫ خدارو شكر كه خوبي ‪ .‬انقدر نگرانت بودم‬‫كه حد نداره ‪ .‬مدام به مهسا ميگفتم حاال مهبد‬ ‫تهران نيست پاشو من و تو بريم بيمارستان ‪ .‬ديگه‬ ‫شرمنده عمه زودتر از اينا نشد بيايم ‪ .‬به محض‬ ‫اينكه امروز مهبد برگشت تهران ديگه گفتم دلم‬ ‫طاقت نمياره بايد بيام بهت سر بزنم ‪.‬‬ ‫هيوا گاليي رو كه عمه آورده بود برداشت و گفت‬ ‫‪:‬‬ ‫ راضي به زحمت نبوديم ! خود هورام دوست‬‫داشت دورش خلوت باشه ‪ .‬بازم زحمت كشيدين ‪.‬‬ ‫ زحمت چيه عمه وظيفم بود بيام ‪ .‬هورام عين‬‫دخترمه ‪.‬‬ ‫نگاه سردم و به صورتش دوختم ‪ .‬با اين همه‬ ‫تظاهر ميخواست به كجا برسه ؟! هيوا هم دست‬ ‫كمي از من نداشت ولي خودش و خوب كنترل‬ ‫ميكرد ‪ .‬مهسا نزديكم اومد و گفت ‪:‬‬ ‫ درد كه نداري ؟‬‫ نه االن خيلي بهترم ‪.‬‬‫ خدارو شكر ‪.‬‬‫چند لحظه گذشت ‪ .‬در با تقه اي از هم باز شد و‬ ‫مهبد و پوپك وارد اتاق شدن ‪ .‬عمه گفت ‪:‬‬ ‫ ماشين و پارك كردي ؟‬‫مهبد سري تكون داد و به سمت تختم اومد ‪ .‬قلبم‬ ‫مچاله شد ! با لبخندي كه روي لبش بود گفت ‪:‬‬ ‫ باالخره تن به عمل دادي ‪.‬‬‫لبخند محوي روي لبم نشست ‪ .‬سرم و پايين‬ ‫انداختم و با خجالت گفتم ‪:‬‬ ‫ آره ديگه ‪ .‬مجبور شدم ‪.‬‬‫نميدونستم چرا از مهبد خجالت ميكشيدم ‪ .‬فاصله‬ ‫اي كه اين مدت بينمون افتاده بود باعث ميشد‬ ‫احساس راحتي قبل و باهاش نداشته باشم ‪.‬‬ ‫پوپك جلو اومد و دوستانه دستم و فشرد گفت ‪:‬‬ ‫ خيلي خوشحال شدم وقتي فهميدم تصميم‬‫گرفتي عمل كني ‪ .‬من ميدونم خوب ميشي ‪.‬‬ ‫ازش تشكر كردم و آروم دستم و از بين دستاش‬ ‫بيرون كشيدم ‪ .‬با اينكه ازش بدم نميومد ولي زيادم‬ ‫احساس راحتي نميكردم ‪ .‬ترجيح ميدادم فاصلم‬ ‫و باهاش حفظ كنم ‪ .‬وقتي اون و مهبد و كنار هم‬ ‫ميديدم حسادت بدجوري به دلم چنگ مينداخت‬ ‫‪ .‬عمه كه انگار آروم و قرار نداشت گفت ‪:‬‬ ‫ مهبد منم اين چند روز همش درگير بود ‪ .‬يه‬‫پاش تهرانه ‪ .‬يه پاش اصفهان ‪.‬‬ ‫بابا گفت ‪:‬‬ ‫ چرا ؟‬‫مهبد كه حاال طرف صحبتشون قرار گرفته بود‬ ‫گفت ‪:‬‬ ‫ راستش قراره از طرف شركت منتقل بشم‬‫اصفهان ‪ .‬چند سالي قراره اونجا بمونم ‪ .‬دنبال‬ ‫كاراي اونم ‪.‬‬ ‫عمه با نگاهي غمزده گفت ‪:‬‬ ‫ هي بهش ميگم قبول نكن همين جا بمون ‪.‬‬‫گوش به حرف نميده ‪ .‬داداش شما راضيش كن ‪.‬‬ ‫آخه من فقط همين يه دونه پسر و دارم ‪.‬‬

‫هيوا نگاه مشكوكي به عمه انداخت و هم زمان‬ ‫نگاهش و به من دوخت ‪ .‬خودمم شك داشتم عمه‬ ‫به خاطر من پاشه بياد بيمارستان ‪ .‬بيشتر اومده بود‬ ‫كه بابا مهبد و نصيحت كنه !‬ ‫بابا رو به عمه گفت ‪:‬‬ ‫ مهبد كه ديگه بچه نيست ‪ .‬كاري به صالح باشه‬‫انجام ميده ‪ .‬ديگه خودش بد و خوب و تشخيص‬ ‫ميده ‪ .‬تازه اصفهان كه تا تهران راهي نيست ‪ .‬ميان‬ ‫بهت سر ميزنن ‪.‬‬ ‫عمه پشت چشمي نازك كرد و گفت ‪:‬‬ ‫ وا ! داداش ‪ .‬از تو ��يگه انتظار نداشتم ‪ .‬بچم‬‫و اسير جاده كنم كه چي ؟ وقتي ميتونه همينجا تو‬ ‫تهران باشه ؟‬ ‫مهبد كه تا اون لحظه با لبخند نظاره گر رفتاراي‬ ‫عمه بود گفت ‪:‬‬ ‫ مامان ما حرفامون و زديم ‪ .‬خواهشا بس كن ‪.‬‬‫االن اومديم ديدن هورام ‪.‬‬ ‫عمه باالخره با اين حرف مهبد ساكت شد ‪ .‬نفس‬ ‫راحتي كشيدم ‪ .‬صداي جيغ عمه بدجور اعصابم‬ ‫و به هم ميريخت ‪.‬‬ ‫پوپك به سمت مهبد رفت و كنارش ايستاد ‪ .‬نگاهم‬ ‫بهشون بود ‪ .‬چقدر به هم ميومدن ‪ .‬و اين چيزي‬ ‫بود كه بيشتر ناراحتم ميكرد ‪ .‬كاش حداقل پوپك‬ ‫يه وصله ي ناجور بود ! اونجوري كمتر حسادت‬ ‫ميكردم ‪ .‬با اينكه از مهبد دل بريده بودم ولي بازم‬ ‫از ديدن پوپك كه كنارش بود ناراحت ميشدم ‪ .‬به‬ ‫زور نگاهم و ازشون گرفتم و سعي كردم جواب‬ ‫درستي به ماه بانو كه مدام ميپرسيد چيزي ميخورم‬ ‫يا نه بدم ‪.‬‬ ‫هر كس حرفي ميزد و همهمه اي اتاق و گرفته بود‬ ‫‪ .‬اين شلوغي داشت كالفم ميكرد ‪ .‬از همه بدتر‬ ‫اصراراي عمه به بابا بود كه مدام ازش ميخواست‬ ‫مهبد و از رفتن پشيمون كنه !‬ ‫پرستار بخش توي اتاق اومد و گفت ‪:‬‬ ‫ وقت مالقات تمومه ‪ .‬لطفا بيمار و تنها بذارين‬‫‪.‬‬ ‫با اين حرف نفس راحتي كشيدم ‪ .‬عمه دوباره با‬ ‫حالتي تصنعي سرم و بوسيد و از اتاق بيرون رفت‬ ‫‪ .‬مهسا هم به دنبالش ‪ .‬مهبد نزديك تخت اومد‬ ‫و گفت ‪:‬‬ ‫ واقعا خوشحالم كه تصميم گرفتي عمل كني ‪.‬‬‫اصال باورم نميشد يه روزي يه تصميم درست و‬ ‫منطقي ازت ببينم ‪.‬‬ ‫اخم كردم كه باعث شد لبخندي رو لبش بشينه ‪.‬‬ ‫دوباره گفت ‪:‬‬ ‫ اميدوارم سالم از بيمارستان بياي بيرون و يه‬‫هورام ديگه بشي ‪.‬‬ ‫لبخند زدم و گفتم ‪:‬‬ ‫ مرسي ‪.‬‬‫پوپك هم كنارم قرار گرفت ‪ .‬لبخندم ناخودآ گاه‬ ‫جمع شد ولي باهاش دوستانه خداحافظي كردم ‪.‬‬ ‫اتاق نسبتا خلوت شده بود ‪ .‬بابا و بقيه هم ازم‬ ‫خداحافظي كردن و دوباره تنها شدم ‪.‬‬ ‫باز خدارو شكر كه به هيوا گفته بودم براي چند تا‬ ‫كتاب بياره ‪ .‬اولين رمان و برداشتم و چند صفحه‬

‫رو سرسري خوندم ‪ .‬فكرم پيش‬ ‫مهبد بود ‪ .‬چرا ميخواست بره‬ ‫اصفهان ؟ تا جايي كه خبر‬ ‫داشتم از وضع كارش توي‬ ‫تهران راضي بود ‪ .‬شونه اي باال‬ ‫انداختم و با خودم زمزمه كردم ‪:‬‬ ‫ بهتر ‪ .‬اينجوري ازش دورم و‬‫كمتر به فكرش ميفتم ‪.‬‬ ‫نفسم و پر صدا بيرون دادم و‬ ‫مشغول خوندن كتاب شدم ‪.‬‬ ‫نميدونم چند ساعت گذشته بود‬ ‫ولي بدجور توي كتاب غرق‬ ‫شده بود ‪ .‬صداي دكتر من و از‬ ‫جا پروند ‪:‬‬ ‫ چي ميخوني كه انقدر غرق‬‫شدي ؟‬ ‫نگاهم و باال آوردم ‪ .‬كنار در‬ ‫ايستاده بود و دستش و توي‬ ‫جيب شلوارش كرده بود ‪ .‬گفتم‬ ‫‪:‬‬ ‫ متوجه نشدم اومدين ‪.‬‬‫ببخشيد ‪.‬‬ ‫ اومدم ببرمت گردش ‪ .‬طبق‬‫قرارمون ‪.‬‬ ‫لبخندي روي لبم نشست و گفتم ‪:‬‬ ‫ كه دوباره چرخ و ول كنين و من تا پايين‬‫بيمارستان ِقل بخورم ؟!‬ ‫دكتر خنديد و گفت ‪:‬‬ ‫ نه ديگه اين بار و قول ميدم حواسم به چرخ‬‫باشه ‪ .‬حاضري ؟‬ ‫سر تكون دادم ‪ .‬دوباره با كمك دكتر روي صندلي‬ ‫چرخ دار نشستم ‪ .‬هر چي ميگذشت احساس‬ ‫بهتري نسبت بهش پيدا ميكردم ‪ .‬از طرفي هم‬ ‫دلم ميخواست باهاش حرف بزنم ‪ .‬البته بيشتر‬ ‫در مورد آراد ‪ .‬دلم ميخواست ازش خيلي چيزا‬ ‫بدونم ‪ .‬از اينكه رابطمون شروع نشده تموم شده‬ ‫بود حس خوبي نداشتم ‪ .‬آراد برام گنگ بود ‪.‬‬ ‫نسبت بهش عالقه ي خاصي توي قلبم احساس‬ ‫ميكردم ولي از اينكه خبري ازم نگرفته بود دلخور‬ ‫بودم ‪ .‬شايدم منتظر بود من خبر بگيرم ‪ .‬ولي نه ‪.‬‬ ‫اون بود كه از ديدن قيافم وحشت كرده بود ‪ .‬اگه‬ ‫ميخواست ازم خبر ميگرفت ‪.‬‬ ‫دكتر مدام حرف ميزد ‪ .‬شوخي ميكرد ‪ .‬خاطره‬ ‫تعريف ميكرد باعث ميشد كمتر به چيزاي بد فكر‬ ‫كنم ‪.‬‬ ‫وقتي به اتاق برگشتم ساعت حدوداي ‪ 7‬بود ‪ .‬به‬ ‫محض اينكه دكتر از اتاقم بيرون رفت دوباره فكر‬ ‫و خياال به مغزم هجوم آورد ‪ .‬تازه تونسته بودم‬ ‫احساساتم و آناليز كنم ‪ .‬مثل آدمي شده بودم كه‬ ‫پس زده شده ‪ .‬چند تا قطره اشك از چشمام افتاد‬ ‫پايين ‪ .‬دوباره تموم احساسات بد برگشته بود ‪.‬‬ ‫يعني حتي نميخواست بدونه من چه حالي دارم ؟!‬ ‫قطره هاي اشك و از چشمم گرفتم ‪ .‬طاق باز روي‬ ‫تخت خوابيدم ‪ .‬با خودم زمزمه وار ميگفتم ‪:‬‬ ‫‪ -‬بهش فكر نكن ‪ .‬ارزشش و نداشت ‪ .‬اون تو‬

‫زندگيم يه سياه لشگر‬ ‫بود ‪ .‬خودم بهش اشتباهي نقش اول‬ ‫و داده بودم ‪ .‬بايد خطش بزنم ‪ .‬بايد از زندگيم‬ ‫بيرونش كنم ‪.‬‬ ‫ولي وقتي ياد چهره ي دوست داشتني و مردونش‬ ‫ميفتادم ‪ .‬وقتي قد بلند و هيكل چهار شونش‬ ‫توي ذهنم ميومد ‪ .‬وقتي به حرفها و شوخياش‬ ‫فكر ميكردم ‪ .‬دلم ميخواست به خاطر نداشتنش‬ ‫بميرم ! اونم توي اين شرايط سختي كه گير افتاده‬ ‫بودم ‪ .‬درد عمل از يه طرف درد نبود آرادم از‬ ‫طرف ديگه داشت ديوونم ميكرد ‪ .‬حداقل كاش‬ ‫ميومد دوستيش و ثابت ميكرد ‪ .‬عالقه ي بيشتر‬ ‫نخواستيم ‪.‬‬ ‫صداي توي سرم گفت " عالقه ي بيشتر ؟ واسه‬ ‫چي اينو گفتي ؟ "‬ ‫مثل كسي كه مچش و گرفته باشن از جا پريدم ‪.‬‬ ‫انگار خودمم با خودم روراست نبودم ‪ .‬جوابي‬ ‫به اين صداي موذي ندادم ‪ .‬به پهلوي راست‬ ‫چرخيدم و چشمام و بستم ‪ .‬زمزمه وار گفتم ‪:‬‬ ‫ نميخوام به هيچ چيز و هيچ كس فكر كنم ‪.‬‬‫*****‬ ‫يهو از خواب پريدم ‪ .‬با چشمايي كه به زحمت‬ ‫توي تاريكي چيزي رو ميديد روي ديوار اتاق‬ ‫دنبال ساعت گشتم ‪ .‬خودمم نميدونستم كي خوابم‬ ‫برده بود ‪ .‬باالخره ساعت و يافتم ! عقربه ها روي‬ ‫‪ 10‬مونده بودن ‪.‬‬ ‫َاه لعنتي چرا اين موقع از خواب ناز پريدم ؟ غلتي‬ ‫زدم و طاق باز دراز كشيدم ‪ .‬با دستام پلكام و‬ ‫ماساژ دادم ‪ .‬چشمام داشت به تاريكي عادت‬ ‫ميكرد ‪ .‬دوباره پلكام و روي هم فشار دادم تا‬ ‫بخوابم ‪ .‬انگار فايده نداشت ‪.‬‬ ‫صداي در اتاق اومد ‪ .‬حتما بازم همون‬ ‫پرستاريه كه شبا بهم سر ميزنه ‪ .‬چشمام و‬

‫ادامه در صفحه بعد‬


‫‪94‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫جراحی زیبایی صدا‬ ‫از صداي‌تان راضي هستيد؟ اگر‬ ‫پاسخ‌تان مثبت است چه خوب اما‬ ‫حتما در جامعه با افرادي برخورد‬ ‫داشته‌ايد كه صدايي نامتناسب با‬ ‫چهره و وضعيت اجتماعي خود‬ ‫دارند و هر چه هم سعي مي‌كنند‬ ‫نمي‌توانند اثرات نامطلوب صداي‬ ‫ناخوشايند خود را از بين ببرند‪.‬‬ ‫اين ناهنجاري صدا به هر دليلي‬ ‫كه ايجاد شده باشد به‌راحتي‬ ‫مي‌تواند اعتماد به نفس فرد را‬ ‫از بين برده و مشكالت زيادي در‬ ‫مناسبات اجتماعي براي او ايجاد‬ ‫كند‪ ،‬حتي اگر اين فرد چهره‬ ‫خوشايند و ظاهري برازنده داشته‬ ‫باشد صداي بد مي‌تواند تاثير اين‬ ‫ويژگي‌هاي مطلوب را به‌سادگي‬ ‫كمرنگ كند‪.‬‬

‫و كلفت‌تر شود تارهای صوتی را شل‌تر‬ ‫می‌كنیم‪ .‬این جراحی‌ها هم با بی‌حسی‬ ‫موضعی انجام می‌شود تا جراح حین كار‬ ‫بتواند صدای بیمار را بشنود و تارهای‬ ‫صوتی را در بهترین وضعیت قرار دهد‪ .‬این‬ ‫كار دقیقا مثل كوك كردن یك ساز موسیقی‬ ‫است‪.‬‬ ‫فرق صداها‬ ‫ما دركل ‪ 2‬تار صوتي حقيقي داريم و باالي‬ ‫آن برآمدگي‌هايي به نام تارهاي صوتي كاذب‬ ‫وجود دارد‪ .‬صدا در حقيقت در اثر ارتعاش‬ ‫و به‌هم رسيدن ‪ 2‬تار صوتي حقيقي ايجاد‬ ‫مي‌شود كه سمت راست و چپ حنجره قرار‬ ‫گرفته‌اند و همه افراد هم اين ‪ 2‬تار صوتي را‬ ‫دارند اما در برخي افراد اين تارهاي صوتي‬ ‫بلندتر و در برخي كوتاه‌تر و قطورتر است‬

‫عمل زيبايي بيني به ما مراجعه مي‌كنند‪.‬‬ ‫من معموال به اين بيماران پيشنهاد مي‌كنم‪،‬‬ ‫به‌جاي بيني ابتدا صدا را درست كنند چون‬ ‫تكلم آن‌ها به‌حدي اشكال دارد كه حتي اگر‬ ‫بيني زيبايي هم داشته باشند به واسطه همين‬ ‫تكلم تحت‌الشعاع قرار مي‌گيرد‪ .‬مسئله صدا‬ ‫مي‌تواند حتي از يك ناهنجاري شديد بيني‬ ‫هم تبعات سنگين‌تري براي بيمار به‌همراه‬ ‫داشته باشد‪.‬‬ ‫از بيني تا دهان‬ ‫افراد به داليل متفاوت و متعددي ممكن‬ ‫است دچار اشكال در صدا و تكلم باشند‪.‬‬ ‫بخشي ممكن است به‌دليل مشكالت در‬ ‫حفره دهان باشد از قبيل كوچكي فك‪،‬‬ ‫اشكال در جفت شدن دندان‌ها يا شكاف‬ ‫كام گاهي هم مشكل به‌خاطر سينوزيت و‬

‫آيا اين افراد راهي براي غلبه بر مشكل‬ ‫خود دارند؟ براي پاسخ به اين پرسش پاي‬ ‫صحبت‌هاي دكتر محسن نراقي نشستيم‬ ‫تا شما را با يكي از جالب‌ترين روش‌هاي‬ ‫جراحي آشنا كنيم‪ .‬دكتر نراقي‪ ،‬متخصص‬ ‫جراحي گوش و حلق و بيني‪ ،‬فلوي فوق‬ ‫تخصصي جراحان بيني آمريكا و مدرس‬ ‫آ كادمي جراحان پالستيك و ترميمي صورت‬ ‫آمريكا‬ ‫آیا همه می‌توانند صدا را جراحی كنند‬ ‫ما هرگز برای كسی كه صدای قابل‌قبولی‬ ‫دارد توصیه نمی‌كنیم‪ .‬ما این مسئله را برای‬ ‫مواردی كه صدا نامتناسب است تجویز‬ ‫می‌كنیم اما كسی كه تارهای صوتی نرمال و‬ ‫صدای خوبی دارد نباید چنین جراحی انجام‬ ‫دهد‪.‬‬ ‫جراحی صدا‬ ‫ما در افرادی كه چنین مشكلی دارند برشی‬ ‫كوچك روی گلو در محاذات حنجره انجام‬ ‫داده و جراحی‌های بسیار ظریفی روی‬ ‫تارهای صوتی انجام داده و كشش تارهای‬ ‫صوتی را تغییر می‌دهیم‪ .‬یعنی مثال در یك‬ ‫خانم می‌خواهیم فركانس صدا باالتر رفته‬ ‫و صدا زیرتر شود‪ .‬در این‌ها كشش تارهای‬ ‫صوتی را زیادتر می‌كنیم‪ .‬اگر بخواهیم در‬ ‫یك آقا فركانس صدا باالتر رفته و صدا بم‌تر‬

‫همچنين سايز حنجره هم متفاوت است‪.‬‬ ‫البته هورمون‌هاي جنسي هم بعد از بلوغ‬ ‫باعث بزرگ‌تر شدن حنجره پسرها مي‌شوند‪.‬‬ ‫ناهنجاري بيني تحت‌تاثير صدا‬ ‫يك ناهنجاري كمابيش شايع به نام «شكاف‬ ‫كام مادرزادي» وجود دارد‪ .‬اين بچه‌ها بايد‬ ‫حدود يك سالگي تحت عمل جراحي قرار‬ ‫گيرند‪ .‬برخي از آن‌ها ديرتر مراجعه كرده يا‬ ‫حتي برخي عمل مي‌كنند ولي ممكن است‬ ‫كام به‌طور كامل بسته نشود‪ .‬در اين افراد‬ ‫تكلم دچار اشكال مي‌شود‪ .‬اين‌ها وقتي‬ ‫حرف مي‌زنند مخاطب اصال نمي‌فهمد‬ ‫چه مي‌گويند مگر اين‌كه با او زندگي كرده‬ ‫باشند‪ .‬اين افراد اغلب شكاف لب هم دارند‬ ‫و در ناحيه بيني هم دچار ناهنجاري هستند‪.‬‬ ‫بسياري از آن‌ها بعد از دوران بلوغ براي‬

‫پوليپ يا انحراف بيني است كه رزونانس‬ ‫صدا را دچار تغيير مي‌كند‪ .‬در افرادي‬ ‫كه شكاف كام دارند رزونانس صدا بيشتر‬ ‫مي‌شود و آن‌هايي كه پوليپ يا انحراف بيني‬ ‫دارند رزونانس كم مي‌شود و صدا حالت‬ ‫تودماغي پيدا مي‌كند‪ .‬اگر اشكال در ناحيه‬ ‫دندان‌ها و فك باشد با درمان‌هاي ارتودنسي‬ ‫يا جراحي‌هاي فك مي‌توان مشكل را برطرف‬ ‫كرد‪ .‬همين‌طور اگر بيماري سينوزيت يا‬ ‫پوليپ يا انحراف بيني دارد اگر نسبت‬ ‫به رفع آن‌ها اقدام كند مشكل رزونانس‬ ‫صدايش برطرف مي‌شود‪.‬‬ ‫وقتي صدا با شخصيت شما جور نيست‬ ‫حتما افراد بسياري را ديده‌ايد كه صداي‌شان‬ ‫كامال با ظاهر و شخصيت‌شان متفاوت‬ ‫است‪ ،‬مثال آقايي است كه صدايش خيلي‬

‫زير است يا خانم جواني است كه صداي‬ ‫كلفت و خشني دارد‪ .‬اين قضيه مي‌تواند‬ ‫براي فرد اشكاالت متعددي در روابط‬ ‫اجتماعي ايجاد كند و اعتماد به نفس او را‬ ‫از بين ببرد‪ .‬هر كسي هم آن‌ها را مي‌بيند هر‬ ‫چقدر هم كه بقيه موارد ظاهري‌‌اش صحيح‬ ‫و مناسب باشد مي‌گويد‪ ،‬چقدر صدايش بد‬ ‫است يا صدايش به‌خودش نمي‌آيد‪ .‬بسياري‬ ‫از اين افراد مايل هستند براي رفع مشكل‬ ‫خود اقدام كنند‪.‬‬ ‫صدا چگونه در مي‌آيد؟‬ ‫تارهاي صوتي در حنجره قرار دارند‪ .‬با‬ ‫عبور هوا از ميان تارهاي صوتي آن‌ها به‬ ‫هم نزديك شده و صوت توليد مي‌شود‪.‬‬ ‫انقباضات عضالت حنجره بر كيفيت اين‬ ‫صوت اثر مي‌گذارد‪ .‬موقع تنفس هم اين‬ ‫تارها از هم جدا شده تا فرد بتواند نفس‬ ‫بكشد‪ .‬صوت توليد شده در حفره دهاني‬ ‫و حلق پردازش شده و به‌صورت كالم در‬ ‫مي‌آيد‪ .‬بنابراين در صحبت يك بخش توليد‬ ‫صوت است كه در حنجره و تارهاي صوتي‬ ‫اتفاق مي‌افتد و يك قسمت تكلم است‬ ‫مربوط به وضعيت بسيار پيچيده اعصاب‪،‬‬ ‫عضالت زبان‪ ،‬حلق‪ ،‬كام و‪...‬است كه باعث‬ ‫مي‌شود‪ ،‬فرد تكلم صحيح داشته باشد‪.‬داخل‬ ‫حنجره عضالت زيادي وجود دارد‪ ،‬برخي‬ ‫از آن‌ها تارهاي صوتي را به‌هم نزديك كرده‬ ‫و برخي ديگر از هم دور مي‌كنند‪ ،‬بعضي از‬ ‫اين عضالت تارهاي صوتي را كشيده و آن‬ ‫را سفت‌تر مي‌كنند مثل يك ساز موسيقي‪.‬‬ ‫اين عملكرد پيچيده باعث مي‌شود‪ ،‬فرد‬ ‫صاحب صدا باشد‪.‬‬ ‫مشكل حنجره معلم‌ها و خواننده ها‬ ‫يكي از ناهنجاري‌هايي كه در خود حنجره‬ ‫اتفاق مي‌افتد و روي صدا تاثير مي‌گذارد‬ ‫زائده‌اي است كه روي تارهاي صوتي ايجاد‬ ‫مي‌شود‪ .‬اين در كساني كه زياد و بلند‬ ‫صحبت مي‌كنند مثل معلم‌ها يا خواننده‌ها‬ ‫ديده مي‌شود‪ .‬ابتدا كه اين زائده هنوز‬ ‫درست مستقر نشده مي‌توانيم مشكل را‬ ‫كنترل كنيم اما اگر ضايعه كامال مستقر شد‬ ‫باعث مي‌شود تارهاي صوتي به‌درستي به هم‬ ‫نچسبند و صداي فرد خشن شود‪.‬‬ ‫تاثیر منفی سیگار روي صدا‬ ‫سیگار تاثیر بسیار منفی روی تارهای صوتی‬ ‫دارد‪ .‬استفاده از آن اثر تجمعی بسیار شدید‬ ‫و وحشتناكی روی حنجره مي‌گذارد و‬ ‫امکان ابتال به سرطان را به‌شدت افزایش‬ ‫می‌دهد‪ .‬هرفرد سیگاری كه به‌مدت چند‬ ‫هفته صدایش خشونت داشته باشد باید‬ ‫حتما آندوسكوپی حنجره انجام دهد‪ .‬اين را‬ ‫بدانيد که ‪ 90‬درصد سرطان‌های حنجره در‬ ‫افراد سیگاری دیده می شود‪.‬‬


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

93

Roza Fox

t s e e g c g n i a s B n e s e e r t k e n h i a n a T M istow e e Mom ak H M Javanan Toronto would love to hear your stories about life in our city they may be in Farsi or English. Each week we will print new stories allowing us and you to keep in contact. Please send your stories to info@javanan.ca Attention Roza We look forward to interacting with our readers


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

Most of the worst mistakes you can make with your home all have one thing in common: water. Whether the water is from rain or your own plumbing system, the damages can be costly to repair. Specifically, watch your foundation and the wood in your walls and floors. They're the first to go up when a house is built and the first to break down once water gets in. Even seemingly harmless things, like adding a sunscreen to your deck or a fence around your house, can allow water to sneak in, according to the Homeowners Education Association. Before you go tearing down your fence, however, there are bigger mistakes you may be guilty of.

utility room. Sprinkler water may not be enough to damage your foundation if you If your DIY project goes wrong only water once a week, but it can and water starts flooding your rot your walls. house, head to the shut-off valve. By turning the lever 90 degrees, Ignoring Your Doors you can save thousands of dollars Exterior doors do not repel of repair, according to Pevec. water as well as you may think, according to both Pevec and Not Cleaning Your Gutters the Homeowners Education Association. If you regularly It may be a pain to get the ladder clean your outside doors with a out, but putting off cleaning your hose or power washer, you may gutters for more than a year can be inviting dry rot. lead to bigger problems than clumps of leaves. Gutters that Even if you don’t use a hose on don’t drain correctly can funnel your doors, rainwater can come water onto your roof, walls and in if the caulking has shrunk or foundation. cracked, according to Pevec. Water that seeps under the door can warp your wood or tile floors or cause mildew in your carpet.

92

While you are up there cleaning the gutters, make sure chunks aren’t missing or pulling away from the house. The additional weight from snow or ice in the winter can misshape your gutters, changing the drainage path. Laying Tile Because the replacement of a tile floor is often driven by a desire for a visual change, you might not consider a less-thanperfect installation a maintenance mistake. There is more at stake, however, than mere cosmetics, according to Lawrence Pevec, owner of Hanz-On Pro in Boulder,

Beyond the potential structural Watering the Foundation damage from your leaky doors, you must be vigilant against mold. You probably know not to If you are sick all winter, Pevec water your foundation like your says, it could be from mold. lawn, but your downspouts and irrigation systems may not. The Homeowners Education The Homeowners Education Association advises using only a Association says one of the dusting brush or damp towel to biggest mistakes homeowners clean your doors. Check the caulk make is letting their irrigation around your doors once a season sprinklers spray the house. to keep moisture out of your walls. “People don’t realize water has to be carried away from the foundation of a house,” said Lawrence Pevec, owner of HanzOn Pro in Boulder, Colorado.

DIY Plumbing

Attempting home maintenance yourself can save you money, but more often than not it leads to disaster. A botched plumbing job If your house has gutters, can flood your house with water ensure that the open ends of the or -- worse -- with sewage. downspouts are pointed away from the house. Water funneled According to the Daily Mail, even toward your foundation can installing a new washing machine cause the soil to expand and put should be left to the pros. When pressure on the foundation walls homeowners connect their -- especially if the ground around washers to surface water drains your house consists largely instead of the waste pipes, it could of clay. If that happens, it can send dirty water and detergents crack your foundation, costing into local streams. $8,000 or more to fix. The odds of cracking are even higher if you If you decide to go ahead with have a basement. a plumbing job, Pevec says, familiarize yourself with the “A foundation is one of the location of your water shut-off things you want to be careful valve. Shut-off valves can be with because it can cause lots of hidden, but usually they are in expensive problems,” Pevec said. your basement, crawlspace or

Water that makes its way past your gutter system can start rotting your walls while staying hidden behind drywall. You may not see the problem on the inside until thousands of dollars of damage has already been done.

Colorado. The most common places for tile floors are bathrooms and kitchens. Because of high levels of moisture -- especially in bathrooms -faulty tile floors can result in rot in the underlying structure.

Clean your gutters at least annually. If you live in an area To protect your floors, check your with lots of trees, check them two grout regularly for cracks. If it or three times a year. cracks again soon after you fix it, you may have a bigger problem. If ladders aren’t your thing, it is worth spending a few hundred “People wonder why the grout dollars to hire a company to clean in their tile cracks, but often it is your gutters. Otherwise, you because there is nothing between could be looking at a $1,500 to the grout and subfloor,” Pevec $3,000 bill to replace your gutters said, noting that this is especially and even more to fix the problems true for houses built in the 1960s they caused. and 1970s.


‫‪91‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫ارسالن هم عصبي شده بود با صداي بلندي گفت‪:‬ميخواي به‬ ‫خاطر اون دكتر احمق برگردي؟‬ ‫من‪:‬نكنه فكر كردي به خاطر تو اينجا ميمونم؟‬ ‫همين لحظه سارا در را باز كرد و گفت‪:‬شماها چتون شده؟‬ ‫بدون توجه به سارا گفتم‪:‬من بايد برگردم! بايد ببينمش‪.‬‬ ‫سارا مات و مبهوت به من نگاه ميكرد‪ .‬ارسالن نگاهي به سارا‬ ‫انداخت و گفت‪:‬خب باشه برو! برو به اقاي دكتر برس ببينم‬ ‫ميخواد چطوري خوشبختت كنه!‬ ‫سارا‪:‬چي شده؟‬ ‫از جايم بلند شدم و گفتم‪:‬اره ميرم! پس چي فكر كردي‬ ‫ميمونم و چشم چرونياي تورو تحمل ميكنم؟!‬ ‫سارا فرياد زد‪:‬چه خبرتونه!؟‬ ‫به او نگاه كردم! انقدر عصبي بودم كه حواسم نبود چه حرفي‬ ‫ميزنم‪.‬‬ ‫ارسالن‪:‬دعوا سر شماست سارا خانوم! سر شما و اون دكتر‬ ‫مسخره كه نميدونم از كجا پيداش كردين!‬ ‫سارا با تعجب گفت‪:‬عليزاده؟‬ ‫ارسالن‪:‬فربد يا عليزاده واسم مهم نيست اون كيه!ولي‬ ‫اينجور كه معلومه خيلي دل خواهرتو برده!‬ ‫سارا با تعجب به من خيره شد‪ .‬به چشمهايش نگاه كردم‬ ‫زبانم بند امده بود نميدانستم عكس العملش چه چيزي‬ ‫ميتواند باشد!سارا گفت‪:‬اين چي ميگه صوفيا!‬ ‫اشكهايم سرازير شد‪ .‬نفس هايش تند شده بود‪.‬گفت‪:‬مگه تو‬ ‫ارسالنو دوست نداري؟‬ ‫همه چيز روشن شده بود ديگر چيزي براي مخفي كردن نداشتم‪ .‬با‬ ‫گريه سرم را به عالمت منفي تكان دادم و گفتم‪:‬من هيچوقت ازش‬ ‫وشم نيومده!‬ ‫ساراحيرت زده گفت‪:‬يعني داره راست ميگه؟‬ ‫فقط به چشم هايش خيره شدم!‬ ‫دست هايش به لرزه در امده بود دستش را روي سرش گذاشت ‪.‬‬

‫از جايم بلند شدمو به سمتش رفتم همين كه كنارش قرار گرفتم‬ ‫دستش را برداشت و به من خيره شد و با تعجب گفت‪:‬صوفيا؟چرا‬ ‫داري گريه ميكني؟‬ ‫اين بهترين موقعيتي بود كه سر و كله ي مبينا پيدا شده بود چون‬ ‫در ان لحظه هيچ حرفي با سارا نداشتم‪.‬‬ ‫اشك هايم را پاك كردم‪.‬مبينا‬

‫رويش را برگرداند و‬ ‫ارسالن را ديد چشمكي زد و گفت‪:‬تو هم كه اينجايي!‬ ‫ارسالن با تعجب به او نگاه ميكرد‪ .‬سارا دستش را روي شانه ام‬ ‫گذاشت و گفت‪:‬نكنه با هم دعواتون شده؟‬ ‫بعد كمي به ما نگاه كرد و گفت‪:‬بهش گفتي دوسش داري؟نكنه‬ ‫ردت كرد؟‬ ‫من‪:‬نه مبينا يه دعواي كوچيك بود!‬ ‫ارسالن‪:‬اون به تو گفته منو دوست داره؟‬ ‫سارا دستش را جلوي دهانش گذاشت!‬

‫ارسالن به من نيشخند زد‪ .‬با عصبانيت نگاهش كردم و سرم را‬ ‫روي شانه ي سارا گذاشتم!‬ ‫سارا‪:‬تو موقعيت بدي اومدم؟حاال كه فهميدي بايد بگم اره اون‬ ‫دوستت داره!تو چي دوسش داري؟‬ ‫ارسالن با خنده گفت‪:‬خب معلومه!‬ ‫من‪:‬بس كن مبينا نميخوام باهاش حرف بزني!‬ ‫از جايم بلند شدم وگفتم‪:‬بيا بريم نميخوام اينجا بمونم!‬ ‫همراه با سارا به اتاقش رفتيم ‪ .‬ان شب‬ ‫فقط مبينا را داشتم تا برايش درد و دل‬ ‫كنم برايش از خواهرم گفتم و اتفاقي كه‬ ‫افتاده با اين كه اولش قبول اين كه من‬ ‫چطور به او گفتم ارسالن را دوست دارم‬ ‫و همزمان فربد را هم دوست درم برايش‬ ‫سخت بود ولي بعد دلداري ام داد و ارامم‬ ‫كرد‪ .‬صبح بدون اين كه سارا را بيدار كنم‬ ‫از ويال بيرون زدم! و با تاكسي به تهران‬ ‫برگشتم‪.‬‬ ‫از اين كه سارا را تنها گذاشتم حس بدي‬ ‫داشتم ولي در ان لحظه هيچ چيز برايم مهمتر‬ ‫از فربد نبود‪.‬‬ ‫به محض رسيدن به مطب فربد رفتم‪ .‬وقتي از‬ ‫منشي خواستم كه به او خبر بدهد كه به ديدنش‬ ‫رفتم در كمال ناباوري گفت كه نميخواهد من‬ ‫را ببيند‪.‬‬ ‫به منشي گفتم‪:‬منتظر ميمونم تا كارش تموم بشه!‬ ‫لبخندي زد و گفت‪:‬بهتر نيست بري و بعدا باهاش تماس بگيري؟‬ ‫سرم را به عالمت منفي تكان دادم و روي صندلي نشستم بعد از‬ ‫اين كه بيمار از اتاق فربد بيرون امد خودش هم دنبال او از اتاق‬ ‫خارج شد با ديدن من با عصبانيت رو به منشي كرد و گفت‪:‬مگه‬ ‫نگفتم ازشون بخواين برن؟‬

‫ادامه دارد ‪...‬‬


‫خاطر‬ ‫به‬ ‫خواهرم‬ ‫‪90‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫قسمت‪22 :‬‬

‫داستان‬

‫ان‬ ‫روز‬ ‫ارسالن‪:‬باشه برو !پايين ميبينمت!‬ ‫به اتاق رو به رويي رفتم و لباسم را عوض‬ ‫كردمشالم را هم از پشت بستم ‪.‬‬ ‫سارا دوربينش را اورده بود و داشت عكس‬ ‫ميگرفت با ديدن من دستش را دراز كرد و‬ ‫گفت‪:‬بيا صوفي تو هم عكس بگير!‬ ‫نازنين برايم جا باز كرد‪.‬كنارش نشستم‬ ‫گفت‪:‬بنفش بهت مياد!‬ ‫لبخند زدم و به دوربين خيره شدم!‬ ‫بعد از چند تا عكس دوباره سر و كله ي ارسالن‬ ‫پيدا شد‪ .‬امد و باالي سر ما ايستاد و گفت‪:‬سارا‬ ‫تو هم بيا يه عكس دسته جمعي با خانوماي‬ ‫خوشگل فاميل ميخوام بگيرم!‬ ‫با حرص نگاهش كردم جلوي شوهر هاي انها هم‬ ‫دست از اين كارها بر نميداشت!‬ ‫علي امد و از ما عكس گرفت‪.‬‬ ‫ارسالن دستهايش را به هم زد و گفت‪:‬اين‬ ‫دوربين مال كيه؟‬ ‫سارا‪:‬مال منه!‬ ‫ارسالن‪:‬اخ جون اشناس! چند تا عكس خوشگل‬ ‫ميتوني از منو صوفي بگيري؟‬ ‫سارا با لبخند به من نگاه كرد و گفت‪:‬چرا كه نه!‬ ‫فريبا‪:‬اههه حاال چه وقت عكس دوتايي گرفتنه!‬ ‫ارسالن‪:‬خب بعدم شما ها بگيرين!‬ ‫امير‪:‬راست ميگه!‬ ‫سارا دوربين ر از دست علي گرفت و گفت‪:‬خب‬ ‫كجا عكس بگيريم؟‬ ‫براي اين كه از زير كار در بروم گفتم‪:‬نه االن سر‬ ‫و وضعم خوب نيست!‬ ‫ارسالن‪:‬تو همه جوره خوشگلي!خانوما پاشين من‬ ‫ميخوام عكس بگيرم!‬ ‫همه بلند شدم ارسالن كنارم نشست و دستش‬ ‫را دور گردنم انداخت‪ .‬خواستم دستش را كنار‬ ‫بكشم كه دم گوشم گفت‪:‬زشته!‬

‫سارا‬ ‫رو به روي ما ايستاد و‬ ‫گفت‪:‬خب حاال يه لبخند!‬ ‫به زور لبخند زدم و به دوربين خيره شدم ‪.‬‬ ‫سارا ‪3...2...1:‬‬ ‫همان لحظه ارسالن گونه ام را بوسيد!‬ ‫نور فلش عكس العملم را شديد تر كرد‪ !.‬خودم‬ ‫را كنار كشيدم!‬ ‫سحر با خنده گفت‪:‬ارسالن بار اولته؟‬ ‫از روي مبل بلند شدم‪ .‬ارسالن دستي به گردنش‬ ‫كشيد و گفت‪:‬اره!‬ ‫فريبا با لبخند به من نگاه كرد و سرش را با تاييد‬ ‫تكان داد منظورش را نفهميدم!‬ ‫رو به ارسالن كردم و با اخم گفتم‪:‬چرا اينجوري‬ ‫ميكني وسط عكس؟‬ ‫ارسالن نيشخندي زد و گفت‪:‬مگه چيه؟بعد به‬ ‫سارا گفت‪:‬بيا ببينم چه شكلي شد؟‬ ‫سارا با ذوق دوربين را سمت ارسالن گرفت و‬ ‫گفت‪:‬بيا! به موقه عكس گرفتم خراب نشد!‬ ‫چشم غره اي به سارا رفتم!‬ ‫نازنين‪:‬واااييي خانوم چقد ناز داره!‬ ‫ارسالن صفحه مانتيتور دوربين را به سمت من‬ ‫گرفت و با خنده گفت‪:‬خب صوفيا نميدونه چه‬ ‫جوري با نامزدش عكس بگيره!چرا اينقد سر به‬ ‫سرش ميذارين؟!‬ ‫شاهين چشمكي به ارسالن زد و گفت‪:‬ارسالن‬ ‫بهت نمي اومد چنين نامزدي بگيري!‬ ‫ارسالن قيافه حق به جانبي به خودش گرفت و‬ ‫گفت‪:‬خانوم من ماهه! تازه مگه من چي كم‬ ‫دارم؟‬ ‫نازنين و طناز يكصدا گفتند ‪:‬هيچي؟!‬ ‫همه خنديدند ‪ .‬جو برايم خيليل سنگين بودانگار‬ ‫افتاده بودم توي يك چاه و به هيچ طريقي‬ ‫نميتوانستم از ان بيرون بيايم!‬

‫ارسالن مجبورم كرد چند تا عكس‬ ‫ديگر هم با او بيندازم ‪ .‬اخر كار مجبورم كرد‬ ‫شالم را هم بردارم! اعصابم خورد بود نميتوانستم‬ ‫يك لحظه ارامش داشته باشم كاش مينوانستم‬ ‫براي چند دقيقه به جايي پناه ببرم كه او جلوي‬ ‫چشمم نباشد‪ .‬نميدانستم چطور بايد يك هفته او‬ ‫را تحمل ميكردم‪.‬‬ ‫بعد از شام همه دور اتش جمع شديم سارا‬ ‫گفت كار دارد و به اتاقش رفت دلم ميخواست‬ ‫دنبالش بروم ولي ارسالن مانعم شد‪ .‬باالخره‬ ‫وقتي شعر خواندن و مسخره بازيهايشان تمام شد‬ ‫به بهانه ي سردي هوا رفتم داخل! يكراست به‬ ‫سمت اتاق سارا رفتم ‪.‬در زدم و وارد شدم‪.‬سارا‬ ‫لپ تاپش را بيرون اورده بود با ديدن من دكمه‬ ‫اي را فشار داد و با لبخند گفت‪:‬چرا اومدي‬ ‫باال؟‬ ‫من‪:‬هوا سرد بود داري چي كار ميكني؟‬ ‫سارا‪:‬دارم يه سري عكس ميفرستم!‬ ‫من‪:‬عكس؟‬ ‫سارا با لبخند گفت‪:‬اره!‬ ‫من‪:‬عكس چي؟‬ ‫سارا‪:‬عكساي امروزو واسه دكتر ميفرستم!‬ ‫يكدفعه توي دلم خالي شد گفتم‪:‬چي؟‬ ‫سارا ‪:‬بهش زنگ زدم گفتم كه ارسالن اوردتمون‬ ‫شمال!خيلي خوشحال شد وقتي بهش گفتم تو و‬ ‫ارسالن با هم هم اتاق شديد ازم خواست يه چند‬ ‫تا عكس ازش براش بفرستم ميخواست ببينه اين‬ ‫ارسالن كيه كه تو اينقدر دوسش داري!قبلم تند‬ ‫تند ميزد با صداي بريده اي گفتم‪:‬كدوم عكسا‬ ‫رو فرستادي واسش‬ ‫سارا لبخندي زد گفت‪:‬عكساي تو و ارسالنو‬ ‫ديگه!‬

‫انگار يك پارچ اب يخ روي سرم خالي كردند‪.‬‬ ‫با عصبانيت گفتم‪:‬واسه چي اون عكسا رو‬ ‫فرستادي؟‬ ‫سارا تا تعجب گفت‪:‬چيز بدي نداشت!‬ ‫من‪:‬بايد از من اجازه ميگرفتي سارا! اونا عكساي‬ ‫من بودند! نميدانستم چه حرفي بايد بزنم ‪ .‬فربد‬ ‫با ديدن ان عكسها چه فكري ميكرد؟!‬ ‫با عصبانيت از اتاق بيرون امدم و به سمت اتاق‬ ‫خودمان رفتم و شروع كردم به گشتن جيب هاي‬ ‫ارسالن بايد گوشي ام را پيدا ميكردم! كيفش را‬ ‫برداشتم داشتم ان را ميگشتم كه صداي ارسالن‬ ‫را شنيدم‪:‬دنبال اين ميگردي؟‬ ‫با عصبانيت به سمتش برگشتم گوشي ام را‬ ‫دستش گرفته بود!‬ ‫به سمتش رفتم و گفتم‪:‬اونو بده به من!‬ ‫ارسالن دستش را باال برد و گفت‪:‬قرارمون يادت‬ ‫باشه!‬ ‫دستم را دراز كردم و گفتم‪:‬بهت ميگم بده!اون‬ ‫سارا احمق عكسامونو فرستاده واسه فربد!‬ ‫ارسالن لبش را گاز گرفت و گفت‪:‬كدوم دختر‬ ‫خوبي به خواهرش ميگه احمق! اتفاقا كار‬ ‫خوبي كرده ديگه خودش ميفهمه دنيا دست كيه‬ ‫وخودشو ميكه كنار!‬ ‫با فرياد گفتم‪:‬گوشيمو پس بده!‬ ‫ارسالن با اخم گفت‪:‬هيييييييييسسسس!دختره‬ ‫ديوونه ميخواي همه رو بكشي اينجا؟‬ ‫با بغض گفتم‪:‬بده بهم گوشيمو!‬ ‫ارسالن گوشي را پايين اورد و گفت‪:‬همين جا‬ ‫به هر كسي ميخواي زنگ ميزني و بعد ميديش‬ ‫به من!‬ ‫موبايلم را از دستش قاپيدم و گفتم‪:‬نميخوام تو‬ ‫بشنوي!خصوصيه!‬ ‫ارسالن به سمت در رفت و پشت در نشست و‬ ‫گفت‪:‬حاال برو هر جا ميخواي حرف بزن!‬ ‫با حرص نگاهش كردم و گفتم‪:‬ميخواي منو‬ ‫بكشي؟چرا اينقدر منواذيت ميكني؟‬ ‫شانه هايش را باال انداخت و گفت‪:‬برو به تلفنت‬ ‫برس!‬ ‫از فرط عصبانيت پايم را محكم به زمين كوبيدم‬ ‫و به سمت كمد رفتم!‬ ‫پشت كمد ايستادم و موبايلم را روشن كردم و‬ ‫شماره فربد را گرفتم چند بار زنگ زدم ولي‬ ‫جوابم را نميداد‪.‬برايش اس ام اس فرستادم كه با‬ ‫من تماس بگيرد ولي موبايلش را خاموش كرد‪.‬‬ ‫با گريه موبايلم را به سمت ديوار پرت كردم‪.‬‬ ‫ارسالن از جايش بلند شد‪ .‬كنار ديوار نشستم و‬ ‫گفتم‪:‬من ميخوام برگردم!‬ ‫ارسالن گوشي ام را برداشت و گفت‪:‬اين چه‬ ‫كاريه؟‬ ‫با عصبانيت گفتم‪:‬ميخوام برگردم بايد فربد رو‬ ‫ببينم ميفهمي؟‬


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

89


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

Neck pain following motor vehicle accident or sport injury INNOVA MEDICAL & REHAB : (905) 884-2121 Whiplash is a relatively common injury that occurs to a person's neck following a sudden acceleration-deceleration force, most commonly from motor vehicle accidents. The term "whiplash" was first used in 1928. The term "railway spine" was used to describe a similar

condition that was common in persons involved in train accidents prior to 1928. The term "whiplash injury" describes damage to both the bone structures and soft tissues, while "whiplash associated disorders" describes a more severe and .chronic condition fortunately, whiplash is typically not a life threatening injury, but it can lead to a prolonged period of partial disability. There are significant economic expenses related to whiplash that can reach 30 billion dollars a year in the United States, including: medical care, disability, sick leave, lost .productivity, and litigation While most people involved in minor motor vehicle accidents recover quickly without any chronic symptoms, some continue to experience symptoms for years after the injury. This wide variation in symptoms after relatively minor injuries has led some to suggest that, in many

cases, whiplash is not so much a real physiologic injury, but that symptoms are more created as a result of potential economic gain. Many clinical studies have .investigated this issue ?What causes whiplash Whiplash is most commonly caused by a motor vehicle accident in which the car the person is riding in is not moving, and is struck from a vehicle from behind without notice. It is commonly thought the rear impact causes the head and neck to be forced into hyperextension as the seat pushes the person's torso forward - and the unrestrained head and neck fall backwards. After a short delay the head and neck then recover and are thrown into a hyperflexed .position More recent studies investigating high-speed cameras and sophisticated crash dummies have determined that after the rear impact the lower cervical vertebrae (lower bones in the neck) are forced into a position of hyperextension while the upper cervical vertebrae (upper bones in the neck) are in a hyperflexed position. This leads to an abnormal S-shape in the cervical spine after the rear impact that is different from the normal motion. It is thought that this abnormal motion causes damage to the soft tissues that hold the cervical vertebrae together (ligaments, .)facet capsules, muscles These injuries require proper

88

assessment and treatment even .when the patient is not in pain Some pain stays dormant since our brain has the capacity to cancel pain level in some cases. However, the destruction below .surface will continue What are the symptoms of ?whiplash The most common symptoms related to whiplash include: neck pain and stiffness, headache, shoulder pain and stiffness, dizziness, fatigue, jaw pain , arm pain, arm weakness, visual disturbances and ringing in the ears . In the more severe and chronic case of "whiplash associated disorder" symptoms can include: depression, anger, frustration, anxiety, stress Whiplash and neck basic ercises These are some of the exercises that need to be performed on daily basis to restore some of the motion of affected areas. It is crucial that you visit your healthcare provider for proper assessment and treatment of this injury. At Innova medical & rehab, we have treated whiplash injuries for more than 12 years. If you have been unsuccessful with other methods then call us today .and we will get you better Dr. Farhad Babakhani )Chiropractor (since 2001 Fellow of Canadian chiropractic rehabilitation sciences Fellow of vocational rehabilitation association Acupuncture diplomate


‫‪87‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫کنید‪ ،‬به داستان‌هایشان گوش دهید و خوش‬ ‫بگذرانید‪.‬‬ ‫• زمان‌هایی را به تنهایی بگذرانید‪ .‬سعی‬ ‫کنید از استقالل کنونی‌تان شاد شوید‪ .‬اگر‬ ‫نتوانید به تنهایی شاد باشید‪ ،‬چطور فردی که‬ ‫قرار است بعدها به زندگی‌تان بیاید می‌تواند با‬ ‫شما شاد شود؟‬ ‫‪ .۲‬به دوستان و خانواده تکیه کنید‪ .‬دوستان‬ ‫و خانواده‌تان در هر شرایطی در دسترس شما‬ ‫هستند ‪ -‬از آنها استفاده کنید! وقتی احساس‬ ‫ناراحتی می‌کنید‪ ،‬با اعضای خانواده وقت‬ ‫بیشتری را بگذرانید یا با دوستانتان قرار‬ ‫گذاشته و بیرون بروید‪ .‬دوستان و خانواده‌تان‬ ‫درست به همان اندازه یک شریک عاشقانه‬ ‫دوستتان دارند اما به طریقی متفاوت‪.‬‬ ‫• برای اتفاقاتی که می‌افتد به نزدیک‌ترین‬ ‫دوستتان پناه ببرید‪ .‬اگر آمادگی شنیدن‬ ‫نصیحت دارید‪ ،‬از دوستتان بخواهید این کار‬ ‫را بکند‪ .‬بهترین دوست شما از دیدی شما‬ ‫را می‌بیند که خودتان نمی‌توانید و دیدگاهی‬ ‫واقع ًا تازه به شما خواهد داد‪ .‬دوست نزدیک‬ ‫شما هر کاری هم که نتواند بکند‪ ،‬فرصتی‬ ‫برای بیرون ریختن حرف‌های دلتان در‬ ‫اختیار شما قرار می‌دهد و باعث می‌شود فکر‬ ‫کنید ارزشمندید‪.‬‬ ‫‪ .۳‬همه یادگاری‌های رابطه قبلی را از‬ ‫دیدرس خود دور کنید‪ .‬شاید خیلی جالب به‬ ‫نظر نرسد اما الزم و ضروری است‪ .‬فراموش‬ ‫کردن یک عشق قبلی مستلزم این است که در‬ ‫آینده زندگی کنید نه گذشته‪ .‬همه عکس‌ها‪،‬‬ ‫یادداشت‌ها‪ ،‬فیلم‌ها‪ ،‬هدیه‌ها و هر چیز‬ ‫دیگری که به او مربوط می‌شود را جمع کرده‬ ‫و در جایی دور از دسترس و دیدتان بگذارید‪.‬‬ ‫کار ناراحت‌کننده‌ای است اما روحیه‌تان را‬ ‫بهتر خواهد کرد‪.‬‬ ‫• به خاطر داشته باشید که برداشتن و دور‬ ‫کردن به معنی از بین بردن نیست‪ .‬ممکن است‬ ‫دوست داشته باشید که همه یادگاری‌هایتان را‬ ‫نگه دارید‪ ،‬درست همانطور که ممکن است‬ ‫نخواهید آن فرد را به طور کل فراموش کنید‪.‬‬ ‫شاید دلتان بخواهد وقتی به کل رابطه را‬ ‫پشت سر گذاشتید‪ ،‬نگاهی به آن یادگاری‌ها‬ ‫بیندازید‪.‬‬ ‫‪ .۴‬همانطورکه غصه می‌خورید‪ ،‬حتم ًا خودتان‬ ‫را خالی کنید‪ .‬خیلی‌ها تصمیم می‌گیرند‬ ‫همه احساساتشان را جایی بنویسند‪ .‬وقتی‬ ‫حوصله‌اش را داشتید‪ ،‬یک تکه کاغذ بردارید‬ ‫و افکارتان را روی آن یادداشت کنید‪ .‬با این‬ ‫روش وقتی توانستید به خوبی رابطه را پشت‬ ‫سر بگذارید‪ ،‬با خواندن آن نوشته‌ها خواهید‬ ‫فهمید که چقدر قوی بوده‌اید که توانستید آن‬ ‫را فراموش کنید‪.‬‬ ‫• چه حسی دارید؟ پنج سال پیش اگر در‬ ‫چنین موقعیتی می‌بودید چه حسی داشتید؟‬ ‫پنج سال دیگر در چنین شرایطی چه حسی‬ ‫خواهید داشت؟ به این فکر کنید که آن رابطه‬ ‫چه معنا و مفهومی برایتان داشته است‪.‬‬ ‫• فقط از طریق نوشتن نیست که می‌توانید‬ ‫خودتان را تخلیه کنید‪ .‬نقاشی‪ ،‬طراحی‪،‬‬ ‫رقص‪ ،‬ساخت و ساز و دویدن راه‌های عالی‬ ‫دیگری برای آن هستند‪ .‬هر چه که باشد‪ ،‬باید‬ ‫از ته قلبتان باشد و چیزی که از آن به دست‬ ‫آید‪ ،‬فوق‌العاده خواهد بود‪.‬‬ ‫‪ .۵‬از جسمتان خوب مراقبت کنید‪ .‬به طور‬

‫مرتب ورزش کنید‪ .‬اگر آنقدر از بر هم خوردن‬ ‫عشقتان غصه می‌خورید که تصور می‌کنید به‬ ‫جسمتان آسیب می‌زند‪ ،‬حتم ًا با یک مشاور‬ ‫صحبت کنید‪.‬‬ ‫‪ .۶‬وقتی آماده بودید‪ ،‬دوباره در جستجوی‬ ‫عشق باشید‪ .‬این فرایند ممکن است ماه‌ها‬ ‫طول بکشد یک حتی یک سال‪ .‬اگر هنوز‬ ‫آماده نیستید‪ ،‬خودتان را مجبور نکنید؛ نه‬ ‫برای خودتان و نه آن فرد جدید منصفانه‬ ‫نیست‪ .‬بدانید که آدم‌های زیاد دیگری هم‬ ‫هستند که اگر به آنها فرصت دهید‪ ،‬برایتان‬ ‫احترام و ارزش قائلند‪.‬‬ ‫• خیلی‌ها تصور می‌کنند که اگر وارد‬ ‫رابطه‌های سرسری شوند کمک می‌کند که‬ ‫زودتر فراموش کنند‪ .‬اگر تصمیم به این کار‬ ‫گرفتید‪ ،‬حتم ًا این کار را به دالیل درست‬ ‫انجام دهید‪ :‬اینکه مث ً‬ ‫ال به دنبال محبت‬ ‫هستید‪ ،‬دیدن آدم‌های جدید برایتان جالب‬ ‫است و … دقت کنید که برای جلب حسادت‬ ‫فرد قبلی هیچوقت وارد چنین رابطه‌هایی‬ ‫نشوید چون ارزشش را ندارد‪.‬‬ ‫• از اشتباهاتتان درس بگیرید‪ .‬وقتی دنبال‬ ‫فرد جدیدی هستید که عشقتان را با او‬ ‫سهیم شوید‪ ،‬با انجام اشتباهات قبلی یک‬ ‫دل‌شکستگی دیگر را رقم نزنید‪ .‬اشتباهات‬ ‫و تقصیراتتان در رابطه قبلی را پیدا کرده و‬ ‫سهی کنید دیگر آنها را تکرار نکنید‪.‬‬ ‫• خودتان باشید‪ .‬مهم نیست که با چه کسی‬ ‫آشنا شوید‪ ،‬فقط باید خودتان باشید‪ .‬برای‬ ‫اینکه کسی دوستتان داشته باشد‪ ،‬باید خود‬ ‫واقعی‌تان را به او نشان دهید‪ .‬آنها باید‬ ‫بپذیرند که اشتباهاتشان را بپذیرند‪ ،‬آنها را‬ ‫برای پارتنر جدیدشان عنوان کنند و بدانند که‬ ‫پارتنرشان هم آنها را قبول می‌کند‪.‬‬ ‫نکات‬ ‫• کسی که شما برایش فقط یک گزینه هستید‬ ‫را به اولویت زندگی‌تان تبدیل نکنید‪.‬‬ ‫• وقتتان را برای کسی که با شما وقت‬ ‫نمی‌گذراند تلف نکنید‪.‬‬ ‫• اگر احساس عصبانیت و افسردگی دارید‪،‬‬ ‫سعی نکنید انتقام بگیرید‪ ،‬فقط درمورد آن‬ ‫با یکی از دوستانتان حرف بزنید‪ .‬هیچکس‬ ‫ارزش اینهمه ناراحتی و غصه شما را ندارد‪.‬‬ ‫• یادتان باشد که باالخره فراموشش خواهید‬ ‫کرد اما باید از کارهایی که شما را یاد او‬ ‫می‌اندازد دست بکشید‪ .‬زندگی بسیار کوتاه‬ ‫است و نباید خودتان را نگران این کنید‪ .‬تا‬ ‫می‌توانید از آن استفاده کنید‪.‬‬ ‫• اشکالی ندارد که بعد از آن احساس‬ ‫ناراحتی و تنهایی کنید‪ ،‬فقط مطمئن شوید‬ ‫که نگذارید خیلی اذیتتان کند‪ .‬گاهی‌اوقات‬ ‫احساس ناراحتی و گریه باعث می‌شود حالتان‬ ‫بهتر شود‪.‬‬ ‫• زمان بهترین دارو است‪.‬‬ ‫• به جای اینکه بخواهید فردی خاص دوباره‬ ‫وارد زندگی‌تان شود‪ ،‬عشق و خوشبختی‬ ‫بخواهید‪.‬‬ ‫• تلفنتان را عوض کنید تا مدام پیام‌های‬ ‫قبلی‌تان را چک نکنید‪.‬‬ ‫• فراموش کردن خیلی سخت است اما اصالً‬ ‫دلیلی ندارد که بگذارید آسیب ببینید و یا‬ ‫با شما بدرفتاری شود‪ .‬شما الیق بهترین‌ها‬ ‫هستید!‬


‫‪86‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫چطور کسی که عاشقش بودید را فراموش کنید‬ ‫عشق چیزی بسیار خاص است زیرا‬ ‫وقتی شکست می‌خورد قدرت‬ ‫آسیب زدن به ما را دارد‪ .‬نباید‬ ‫این شکست را به خودتان بگیرید‪.‬‬ ‫هر روز روابط بسیاری با شکست‬ ‫مواجه می‌شوند و این به آن‬ ‫معنی نیست که دیگر عشقی وجود‬ ‫نخواهد داشت‪ .‬دلیل آن هر چه‬ ‫که باشد‪ ،‬اینکه یاد بگیرید چطور‬ ‫کسی که خیلی دوست داشته‌اید‬ ‫را فراموش کنید کار بسیار سختی‬ ‫است و نیازمند گذشت زمان است‪.‬‬ ‫خوشبختانه‪ ،‬خیلی‌ها این کار را‬ ‫انجام داد ‌ه و با موفقیت روبه‌رو‬ ‫شده‌اند‪ .‬ما روش آن را به شما‬ ‫آموزش می‌دهیم‪.‬‬ ‫مراحل‬ ‫بخش اول‪ :‬تغییر دیدگاهتان‬ ‫‪ .۱‬بفهمید که هنوز ممکن است این فرد‬

‫را دوست داشته باشید‪ .‬اگر تصور می‌کنید‬ ‫نمی‌توانید فراموشش کنید‪ ،‬احتما ً‬ ‫ال دلیلی‬ ‫دارد‪ .‬شما اوقات فوق‌العاده‌ای را با هم‬ ‫گذرانده‌اید و بخش مهمی از قلبتان را به او‬ ‫داده‌اید‪ .‬حاال که تصمیم گرفته‌اید فراموشش‬ ‫کنید‪ ،‬دیگر به آن فرد طوری که دوست دارید‬ ‫ِ‬ ‫خود واقعی‌اش‬ ‫باشد نگاه نکنید و سعی کنید‬ ‫را ببینید‪.‬‬ ‫• اگر به شما دروغ می‌گوید یا فریبتان می‌دهد‬

‫و یا احساسش نسبت به شما عوض شده است‬ ‫باید بفهمید که این رابطه اص ً‬ ‫ال رابطه سالمی‬ ‫برای شما به حساب نمی‌آید‪ .‬ممکن است‬ ‫برایتان سوءتفاهم شود یا عصبانی شوید‪.‬‬ ‫فراموش کردن این فرد ممکن است خیلی‬ ‫سخت باشد اما به این معنی نیست که نمی‬ ‫توانید فراموشش کرده و زندگی‌تان را پیش‬ ‫ببرید‪.‬‬ ‫• همچنین درک کنید که فراموش کردن به‬ ‫این معنی نیست که دیگر نمی‌توانید آن فرد را‬ ‫دوست داشته باشید‪ .‬فقط به این معنی است‬ ‫که عشق شما به او تغییر کرده است‪ .‬هنوز‬ ‫می‌توانید او را ببینید‪ ،‬بهترین آرزوها را برایش‬ ‫داشته باشید و دعا کنید که خوشبخت شود‪.‬‬ ‫فراموش کردن به این معنی نیست که باید به‬ ‫طور کل نادیده‌اش بگیرید؛ یعنی باید بیشتر به‬ ‫فکر خودتان باشید‪.‬‬ ‫• به خودتان باور داشته باشید‪ .‬شما چیزهای‬ ‫زیادی دارید‪ .‬عشق یعنی فهمیدن بیشتر‬ ‫درمورد خودتان از طریق دیگران‪ .‬با تجربه‬ ‫عشق‌های بیشتر‪ ،‬اطالعات بیشتری درمورد‬ ‫خودتان به دست می‌آورید‪ .‬اگر خودتان‪،‬‬ ‫خودتان را باور نداشته باشید‪ ،‬عشق بعدی‌تان‬ ‫چطور می‌تواند باورتان کند؟‬ ‫‪ .۲‬درک کنید که آدم‌های دیگری هم هستند‪-‬‬ ‫فقط شما نمی‌بینید‪ .‬احتما ً‬‫ال خیلی زیاد این‬

‫مشکلی وجود ندارد‪ ،‬اما زندگی واقعی اینطور‬ ‫نیست‪ .‬افراد زیادی هستد که قبل از این که با‬ ‫یک فرد خاص بمانند‪ ،‬در طول زندگی‌شان با‬ ‫آدم‌های زیادی رابطه عاشقانه برقرار می‌کنند‪.‬‬ ‫• سعی کنید خوش‌بین باشید‪ .‬نیمه پر لیوان را‬ ‫ببینید‪ .‬به جای اینکه فکر کنید‪« ،‬من عشقم‬ ‫را از دست دادم»‪ ،‬فکر کنید «من االن‬ ‫مجردم!»‪ .‬به جای اینکه فکر کنید «کسی که‬ ‫خیلی وقت بود می‌شناختم را از دست دادم»‪،‬‬ ‫فکر کنید «حاال باید با آدمهای زیادی آشنا‬ ‫بشوم»‪ .‬خوش‌بین بودم کمکتان می‌کند زودتر‬ ‫فراموش کنید‪.‬‬ ‫‪ .۳‬بدانید که ممکن است شما بیشتر از‬ ‫مقداری که طرف‌مقابلتان دوستتان داشته‪،‬‬ ‫دوستش داشته‌اید‪ .‬این مورد شاید سخت‬ ‫باشد زیرا به احتمال زیاد طرف مقابل‬ ‫نمی‌دانسته است که شما چقدر عاشقش‬ ‫بوده‌اید‪ .‬اما اشکالی ندارد‪ .‬این به آن معنی‬ ‫نیست که شما فردی دوست‌داشتنی‪ ،‬جذاب‬ ‫یا فریبنده نیستید‪ .‬فقط به این معنی است که‬ ‫فرصت دیگری برایتان هست که کسی را پیدا‬ ‫کنید که درست همان اندازه که شما دوستش‬ ‫دارید‪ ،‬دوستتان بدارد‪.‬‬ ‫• اگر تصورتان این است که شما بیشتر از‬ ‫طرف مقابلتان او را دوست داشته‌اید‪ ،‬از این‬ ‫بعنوان یک انگیزه استفاده کنید‪ .‬فکر کنید‪:‬‬

‫در رابطه با کسی که به فکرتان نیست‪.‬‬ ‫‪ .۴‬اگر احساستان را به کسی که عاشقش‬ ‫هستید گفته‌اید و هیچ جوابی دریافت‬ ‫نکرده‌اید‪ ،‬درک کنید که هیچ دلیلی برای‬ ‫ادامه آن وجود ندارد‪ .‬فراموش کردن به نفعتان‬ ‫است‪.‬‬ ‫• با یک فرد بی‌طرف که چنین موقعیتی‬ ‫داشته است حرف بزنید‪ .‬یکی از دوستان یا‬ ‫اعضای خانواده‌تان‪ .‬اگر مجبور شدید پیش‬ ‫مشاور هم بروید‪ .‬درمیان گذاشتن فکر و‬ ‫احساستان با یک فرد بی‌طرف سبک‌ترتان‬ ‫می‌کند و کمک می‌کند زودتر فراموش کنید‪.‬‬ ‫• با درد به طرقی سازنده برخورد کنید‪.‬‬ ‫وانمود نکنید که غصه‌ای ندارید‪ .‬راه‌های‬ ‫فرار خالقانه‌ای پیدا کنید مثل هنر یا گفتگو‬ ‫تا دردتان را از طریق آن بیرون بریزید‪ .‬سعی‬ ‫کنید بیشتر وقت‌ها به آن فکر نکنید زیرا فکر‬ ‫کردن مداوم به آن بدترش می‌کند‪.‬‬ ‫‪ .۵‬تصمیم بگیرید می‌خواهید همچنان دوست‬ ‫بمانید یا نه‪ .‬به خودتان بستگی دارد‪ .‬خیلی‬ ‫سخت است که دوستی یک عشق قدیمی را‬ ‫با استقالل تازه‌تان در کنار هم داشته باشید‪.‬‬ ‫بیشتر افراد تصور می‌کنند آسان‌تر است که‬ ‫یک دوستی دور با فردمقابل نگه دارید اما‬ ‫تصمیم با خودتان است‪.‬‬ ‫بخش دوم‪ :‬برگرداندن استقالل شخصی‬

‫فرد را دوست داشته‌اید که شما را به نقطه‌ای‬ ‫رسانده است که هیچ کس دیگری را در دنیا‬ ‫به جز او نمی‌بینید‪ .‬فراموش کردن سخت‌ترین‬ ‫قسمت کار است و ممکن است زمان زیادی‬ ‫طول بکشد اما زندگی کوتاه‌تر از آن است که‬ ‫بخواهید آن را هدر دهید‪.‬‬ ‫• همه ما دوست داریم در دنیای افسانه‬ ‫ای زندگی کنیم که در آن همه چیز دقیق ًا‬ ‫طبق برنامه‌مان پیش می‌رود و هیچ سختی و‬

‫ترجیح می‌دهید با کسی باشید که کمتر از آن‬ ‫مقداری که دوستش دارید‪ ،‬دوستتان دارد یا‬ ‫به همان اندازه؟‬ ‫• درگیر این ایده نشوید که «شاید کس‬ ‫بهتری را پیدا نکنم»‪ .‬نباید هیچوقت خودتان‬ ‫را اسیر کسی کنید که به دردتان نمی‌خورد‪.‬‬ ‫بیرون بروید‪ ،‬به استانداردهای خودت��ن باور‬ ‫داشته باشید و سعی کنید کسی که می‌خواهید‬ ‫را پیدا کنید‪.‬بهتر است مستقل و شاد باشید تا‬

‫‪ .۱‬به مسافرت بروید‪ .‬الزم نیست یک سفر‬ ‫رویایی باشد‪ .‬مهم این است که فقط مناظر‬ ‫تازه ببینید و چیزی شما را مشغول نگه دارد‪.‬‬ ‫افراد زیادی باور دارند که تغییر محل موقتی‬ ‫باعث می‌شود ذهنتان را پاک کنید و به‬ ‫وضعیت عادی برگردید‪.‬‬ ‫• با محلی‌ها معاشرت کنید‪ .‬اگر قرار است‬ ‫همیشه خودتان تنها باشید چه فایده‌ای دارد‬ ‫که به محلی جدید بروید؟ با محلی‌ها معاشرت‬


‫‪85‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫ابتدا از طريق خود باشگاه پيگير شويد و‬ ‫بعدا اگر اقدامي صورت نگرفت به اينجا‬ ‫بياييد‪.‬من از حسن نيت حراست وزارت‬ ‫ورزش سپاسگزارم‪ .‬رييس کانون هواداران‬ ‫پرسپوليس تاکيد کرد‪:‬هواداران سپس به‬ ‫باشگاه آمدند و آنجا گاليه هاي خود را در‬ ‫گفت و گو با شبکه خبر اعالم کردند و پس‬ ‫از دقايقي رفتند‪ .‬فريدوني درباره اينکه آيا‬ ‫رويانيان از اين اتفاقات باخبر است يا نه‬ ‫گفت‪:‬سردار با يکي از دوستان صحبت کرده‬ ‫و از ابراز احساسات هواداران تشکر کرده‬ ‫است‪.‬او همچنين خواسته است که هواداران‬ ‫عکس العمل نشان ندهند و آرامش داشته‬ ‫باشند‪.‬‬

‫رويانيان از هواداران تشکر کرد‬ ‫رييس کانون هواداران باشگاه پرسپوليس‬ ‫گفت‪:‬رويانيان از ابراز احساسات هواداران‬ ‫تشکر کرد‪.‬‬ ‫حسين فريدوني درباره تجمع صبح‬ ‫امروز گروهي از هواداران پرسپوليس در‬ ‫مقابل وزارت ورزش و جوانان عنوان‬ ‫کرد‪:‬هواداران به صورت خودجوش تصميم‬

‫گرفتند نظرشان را درباره تغييرات به وجود‬ ‫آمده به وزير ورزش اعالم کنند‪.‬به همين‬ ‫دليل برخي از آنها صبح سه شنبه راهي‬ ‫وزارت شدند تا پيگير وضعيت مديرعامل‬ ‫باشگاه باشند‪.‬‬ ‫به گزارش اوج ‪ ،‬وي ادامه داد‪ :‬وقتي من به‬ ‫اين محل رسيدم با توجه به اينکه وزارت‬ ‫ورزش و جوانان در خيابان اصلي واقع شده‬ ‫است‪،‬از هواداران حاضر در محل خواستم‬ ‫که به محل باشگاه بيايند‪.‬البته در اين بين‬ ‫معاون حراست وزارت ورزش هم حضور‬ ‫داشت و صحبت هاي متيني انجام داد‪.‬‬ ‫او به هواداران گفت بهتر است بحث را‬

‫نصرتي‪ :‬نوبت قهرماني تراکتور‬ ‫است‬ ‫مدافع تيم فوتبال تراکتورسازي تبريز‬ ‫گفت‪ :‬نوبتي هم که باشد نوبت قهرماني‬ ‫تراکتورسازي است‪.‬‬ ‫محمد نصرتي درباره‬ ‫شرايط تراکتور‬ ‫اظهارداشت‪ :‬شرايط‬ ‫خوب است و‬ ‫بازيکنان خوبي هم به‬ ‫تيم ما اضافه شده‌اند‪.‬‬ ‫بعد از ‪ 2‬نايب‬ ‫قهرماني در ليگ برتر‬ ‫در فصل آينده بايد‬ ‫قهرمان اين مسابقات‬ ‫شويم‪ .‬اميدوارم سالي‬ ‫فوق العاده داشته‬ ‫باشيم‪.‬‬ ‫به گزارش اوج ‪ ،‬وي‬ ‫ادامه داد‪ :‬چند تيم‬ ‫مدعي قهرماني هستند‬ ‫اما نوبتي هم که باشد‬ ‫نوبت قهرماني تراکتور است‪ .‬فکر مي کنم ما‬ ‫مدعي اول هستيم‪.‬‬ ‫نصرتي درباره اينکه آيا تراکتور تيمي‬ ‫کهکشاني است؟ گفت‪ :‬دادن چنين القابي‬

‫به تيمها فقط براي آنها دردسر درست‬ ‫مي کند و توقعات را باال مي برد‪ .‬ما بر‬ ‫اساس نياز تيممان يارگيري کرديم نه‬ ‫اينکه بخواهيم فقط دنبال جذب ستاره ها‬ ‫باشيم‪ .‬االن در پست دفاع چپ بازيکن‬ ‫مي‌خواهيم‪ .‬فکر مي کنم در خط مياني و‬ ‫خط حمله هم باشگاه قصد جذب بازيکن‬ ‫داشته باشد‪.‬‬ ‫وي با اشاره به حضور علي کريمي در‬ ‫تراکتورسازي گفت‪ :‬بودن کريمي در‬ ‫تراکتور براي تيم يک نعمت است‪ .‬او با‬ ‫انگيزه زياد دارد تمرين مي کند و به همه‬ ‫بازيکنان هم انگيزه مي دهد‪ .‬فکر مي‬ ‫کنم کريمي امسال يکي از بهترين سالهاي‬ ‫فوتبالي اش را بگذراند‪.‬‬ ‫نصرتي درباره صعود تيم ملي به جام جهاني‬ ‫خاطرنشان کرد‪ :‬اين موفقيت بزرگ مبارک‬ ‫همه مردم ايران باشد‪ .‬خيلي از اين صعود‬ ‫خوشحال شدم و فکر مي کنم رفتن به جام‬ ‫جهاني انگيزه همه فوتباليستها را باال برده تا‬ ‫در ليگ امسال خوش بدرخشند چون همه‬

‫دوست دارند در جام جهاني بازي کنند‪ .‬من‬ ‫هم دوست دارم امسال بهتر از هميشه باشم‬ ‫و دومين جام جهاني دوران زندگي ام را‬ ‫تجربه کنم‬


‫‪84‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫اخــــــــــبار‬ ‫ورزشــــــــــی‬


‫‪83‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫به گفته معاون باشگاه استقالل مذاکره با‬ ‫مدير برنامه‌هاي آرش افشين نتايج اوليه‬ ‫خوبي را در پي داشته است‪.‬‬ ‫علي اميري با تاييد خبر مذاکره استقالل با‬

‫پژمان منتظری به دالیان چین‬ ‫رفت‪ .‬مدافع تیم فوتبال استقالل‬ ‫با مسئوالن باشگاه دالیان چین به‬ ‫توافق رسید‪.‬‬ ‫پژمان منتظری‪ ،‬مدافع تیم استقالل که‬ ‫صحبت‌هایی مبنی بر جدایی اش از استقالل‬ ‫به گوش می رسید سرانجام با مسئوالن‬ ‫باشگاه دالیان چین به توافق رسید و فصل‬ ‫آینده را در لیگ کشور چین سپری خواهد‬ ‫کرد‪.‬‬ ‫این بازیکن از تیم های قطری و به خصوص‬ ‫الریان پیشنهاد داشت اما سرانجام راهی‬ ‫کشور چین شد‪.‬‬ ‫منتظری که هم اکنون در کشور امارات به‬ ‫سر می برد طی یکی دو روز آینده با باشگاه‬ ‫دالیان به صورت رسمی قرارداد یک ساله‬ ‫منعقد خواهد کرد‪.‬‬

‫مسئوالن تصمیم به تغییر او گرفتند از همین‬ ‫رو جدایی رویانیان از مدیرعاملی پرسپولیس‬ ‫قطعی شده و قرار است تا سه روز آینده در‬ ‫جلسه هیئت مدیره درباره سه گزینه عنوان‬ ‫جانشینی او بحث شود‪.‬‬ ‫گفتنی است برگزاری جلسه هیئت مدیره‬ ‫پرسپولیس تا ‪ ۲‬روز آینده قطعی است و‬ ‫جایگزین رویانیان معرفی می‌شود اما او‬ ‫همچنان به عنوان عضو هیئت مدیره باشگاه‬ ‫پرسپولیس باقی خواهد ماند‪.‬‬

‫رویانیان از پرسپولیس رفتنی‬ ‫شد‪ .‬محمد رویانیان به دلیل‬ ‫مشکل ماموریتش از مدیرعاملی‬ ‫پرسپولیس رفتنی شد‪.‬‬ ‫محمد رویانیان‪ ،‬مدیرعامل باشگاه‬ ‫پرسپولیس به دلیل مشکل عدم تمدید‬ ‫ماموریتش در این چند وقت با مسائل‬ ‫زیادی در باشگاه دست و پنجه نرم کرد که‬ ‫در نهایت پس از جمع‌بندی‌های انجام شده‬

‫هواداران ناراضي تيم فوتبال پرسپوليس با‬ ‫تالش نيروي انتظامي مقابل باشگاه را ترک‬ ‫کردند‪.‬‬ ‫حدود ‪ 150‬هوادار ناراضي پرسپوليس به‬ ‫دليل تغيير رويانيان امروز به مدت ‪ 90‬دقيقه‬

‫آرش افشين در يک قدمي‬ ‫استقالل‬

‫آرش افشين عنوان کرد‪ :‬اين روزها با مدير‬ ‫برنامه‌هاي افشين مذاکراتي جدي داشته و به‬ ‫توافقات خوبي رسيده‌ايم‪ .‬به احتمال زياد به‬ ‫توافق نهايي هم خواهيم رسيد‪.‬‬ ‫به گزارش ايسنا ‪ ،‬او درباره وضعيت‬ ‫نقل‌وانتقاالت استقالل نيز بيان کرد‪ :‬در حال‬ ‫حاضر تالش مي‌کنيم بازيکنان فصل گذشته‬ ‫را حفظ کنيم و به هواداران قول مي‌دهيم که‬ ‫نگران آينده نباشند؛ چرا که خبرهاي خوبي‬ ‫در راه است‪.‬‬

‫هواداران پرسپوليس باشگاه را‬ ‫ترک کردند‬

‫مقابل باشگاه به دادن شعارهايي عليه برخي‬ ‫از مسئوالن باشگاه پرسپوليس و وزارت‬ ‫ورزش پرداختند اما باالخره با تالش نيروي‬ ‫انتظامي و پس از گفت و گو با چند شبکه‬ ‫تلويزيوني و صحبت‌هاي ليدرها ساعت‬ ‫‪ 13:20‬امروز هواداران از مقابل باشگاه‬ ‫پراکنده شدند اما آنها در هنگام پراکنده‬ ‫شدن جلوي باشگاه با خواندن بيانيه‌اي‬ ‫ضمن اعتراض به عباسي وزير ورزش و‬ ‫جوانان و شعار عليه کامبوزيا گزينه مدير‬ ‫عاملي پرسپوليس که اکنون رئيس فدراسيون‬ ‫شطرنج است‪ ،‬اعالم کردند که اگر او‬ ‫جايگزين رويانيان شود و مدير عامل قرمز‬ ‫پوشان تغيير کند باز هم به مقابل وزارت‬ ‫ورزش و باشگاه پرسپوليس برمي‌گردند‪.‬‬ ‫اين در شرايطي است که هواداران عکسي‬ ‫را از وزارت ورزش همراه خود آورده بودند‬ ‫و روي او با ماژيک قرمز خط کشيده‬ ‫بودند و نوشته بودند "فوتبال با سياست‬ ‫نمي‌خواهيم"‪.‬‬

‫روزنامه خبر ورزشی‬ ‫روزنامه گل‬ ‫روزنامه ایران‬ ‫البرز ورزشی‬ ‫روزنامه نود‬ ‫روزنامه پرسپولیس‬ ‫روزنامه هدف‬


‫‪82‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫اخــــــــــبار‬ ‫ورزشــــــــــی‬ ‫آبی) از ایتالیا و هرنانس از برزیل‬ ‫الجوردی‌های ایتالیا علی‌رغم ناکامی در مقابل‬ ‫تیم میزبان نشان دادند که توانایی رقابت با‬ ‫تیم‌های دیگر را دارند‪ .‬روحیه‌ی جنگجویانه‬ ‫ملی‌پوشان ایتالیا در نبرد با برزیل هم به خوبی‬ ‫محسوس بود و مورد ستایش رسانه‌های ایتالیا‬ ‫نیز قرار گرفت‪.‬‬ ‫به نوشته نشریه ورزشی گاتزتا دلو اسپرت‪،‬‬ ‫ایتالیا توانست برزیل را به وحشت بیاندازد و‬ ‫در نهایت ناکام‪ ،‬اما سربلند میدان را ترک کند‪.‬‬ ‫چزاره پراندلی‪ ،‬سرمربی ایتالیا نیز پس از پایان‬ ‫بازی گفت‪« :‬من از چهره و شخصیتی که تیم‌ام‬ ‫به نمایش گذاشت بسیار خشنودم‪».‬‬

‫پیروزی ملی‌پوشان برزیل بر‬ ‫الجوردی‌های ایتالیا‬ ‫تیم ملی فوتبال برزیل در آخرین دیدار مرحله‬ ‫گروهی جام کنفدراسیون‌ها نیز بر حریف غلبه‬ ‫کرد و با ‪ ۹‬امتیاز به عنوان صدرنشین گروه آ‬ ‫به دور نیمه‌نهایی راه یافت‪ .‬ایتالیا نیز علی‌رغم‬ ‫شکست از برزیل به نیمه‌نهایی صعود کرد‪.‬‬ ‫روز شنبه (‪ ۲۲‬ژوئن) دیدارهای پایانی در‬

‫پیروزی در دو دیدار پیشین خود‪ ،‬بلیت دور‬ ‫بعد را دریافت کرده بودند‪ .‬مصاف این دو تیم‬ ‫از یک سو از لحاظ حیثیت اهمیت داشت‬ ‫و از سوی دیگر از لحاظ صدرنشین شدن در‬ ‫گروه آ‪.‬‬ ‫ملی‌پوشان برزیل در سومین و آخرین دیدار‬ ‫مرحله گروهی جام کنفدراسیون‌ها نیز قدرت‬ ‫خود را به نمایش گذاشتند و با برخورداری از‬ ‫امتیاز میزبان بودن‪ ،‬الجوردی‌های ایتالیا را در‬ ‫حضور بیش از ‪ ۴۸‬هزار تماشاگر با نتیجه ‪۴‬‬ ‫بر ‪ ۲‬شکست دادند‪.‬‬

‫در دیگر دیدار گروه آ نیز تیم ملی فوتبال‬ ‫مکزیک موفق شد با نتیجه ‪ ۲‬بر یک ژاپن را‬ ‫شکست دهد‪ .‬البته حاصل این دیدار تاثیری بر‬ ‫حذف دو تیم در همان مرحله گروهی این دوره‬ ‫از مسابقات جام کنفدراسیون‌ها نداشت‪.‬‬ ‫روز یکشنبه (‪ ۲۳‬ژوئن ‪ ۲ /‬تیر) دو دیدار‬ ‫پایانی در گروه ب برگزار می‌شود که در‬ ‫چارچوب آن اسپانیا به مصاف نیجریه خواهد‬ ‫رفت و اروگوئه نیز رویاروی تاهیتی قرار‬ ‫می‌گیرد‪ .‬دیدارهای مرحله نیمه‌نهایی این‬ ‫مسابقات نیز در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه‬ ‫(‪ ۲۶‬و ‪ ۲۷‬ژوئن) انجام خواهند گرفت‪.‬‬

‫پيروزي پرگل اسپانيا و اروگوئه‬ ‫برابر حريفان‬

‫گروه آ در چارچوب پیکارهای گروهی جام‬ ‫کنفدراسیون‌ها برگزار شد‪ .‬ملی‌پوشان برزیل و‬ ‫ایتالیا در دوئلی تماشایی به مصاف هم رفتند‬ ‫و در دیدار دیگر نیز تیم‌های مکزیک و ژاپن‬ ‫رویاروی هم قرار گرفتند‪.‬‬ ‫نبرد زردپوش‌های برزیل و الجوردی‌های‬ ‫ایتالیا در صعود این دو تیم به مرحله نیمه‌نهایی‬ ‫تعیین‌کننده نبود‪ ،‬چون ��ر دو تیم با توجه به‬

‫برزیل با این پیروزی به عنوان صدرنشین گروه‬ ‫آ به دور نیمه‌نهایی راه یافت و به احتمال قوی‬ ‫به مصاف نیجریه یا اروگوئه خواهد رفت‪ .‬این‬ ‫در حالی است که ملی‌پوشان ایتالیا به عنوان‬ ‫تیم دوم گروه خود به احتمال قوی رویاروی‬ ‫اسپانیا قرار خواهند گرفت که عنوان قهرمانی‬ ‫اروپا و جهان را یدک می‌کشد‪.‬‬ ‫صحنه‌ای از نبرد تن‌به‌تن بین دیامانتی (پیراهن‬

‫ديدارهاي گروهي جام کنفدراسيون ها‬ ‫ديشب با برد اسپانيا و اروگوئه پايان يافت ‪.‬‬ ‫تيم ملي فوتبال نيجريه در چهارچوب رقابت‬ ‫هاي جام کنفدراسيون ها که در برزيل‬ ‫درحال برگزاري است ‪ ،‬با نتيجه سه بر صفر‬ ‫مغلوب تيم ملي فوتبال اسپانيا شد‪.‬‬ ‫گل هاي تيم ملي فوتبال اسپانيا را آلبا در‬ ‫دقايق ‪ 3‬و ‪ 88‬و تورس در دقيقه ‪ 62‬به ثمر‬ ‫رساندند‪.‬‬ ‫در ديگر ديدار اين گروه تيم ملي اروگوئه‬ ‫برابر تاهيتي به ميدان رفت و اين تيم را با‬ ‫شکست سنگين ‪ 8‬بر صفر شکست داد ‪.‬‬ ‫هرناندز در دقايق ‪ 45 ، 24 ، 2‬و ‪، 67‬‬ ‫ديگو پرز ‪ ، 27‬نيکوالس لوديرو ‪ 61‬و‬ ‫لوئيس سوآرز ‪ 82‬و ‪ 90‬گل‌هاي تيم ملي‬ ‫اروگوئه را به ثمر رساندند ‪.‬‬ ‫جدول گروه ‪ B‬به اين ترتيب مي باشد ‪:‬‬

‫به اين ترتيب در مرحله نيمه‌نهايي اسپانيا با‬ ‫ايتاليا ديدار مي‌کند و برزيل ميزبان رقابت‌ها‬ ‫مقابل اروگوئه به ميدان مي‌رود ‪.‬‬


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

81


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

80


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

79


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

78


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

77


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

76


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

75


‫‪74‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫ چي‌ بگم‌‪ ،‬خدا عالمه‌‪...‬‬‫ مادر شما رو به‌ خدا‪ ،‬مي‌دونم‌ ما‬‫نداريم‌‪،‬سخت‌ اموراتمون‌ رو مي‌گذرونيم‌‪...‬‬ ‫ن منو ب ‌ه خاطر‬ ‫ن راضي‌ هستي ‌‬ ‫ي شما وآقاجو ‌‬ ‫ول ‌‬ ‫يو‬ ‫ل هول ‌‬ ‫نداري‌‪،‬شوهر ‌م بدين‌‪ ،‬اون ‌م آنقدر هو ‌‬ ‫زوركي‌؟!‬ ‫ اين‌ چ ‌ه حرفيه‌ دختر‪ ...‬نمي‌بيني‌ همه‌‬‫ت و رنجي‌ رو تحمل‌ مي‌كن ‌م ك ‌ه‬ ‫جورسخ ‌‬ ‫بچه‌هام‌ ذلت‌نكشن‌‪ ،‬خداييش‌(ميرزا) ه ‌م‬ ‫همينه‌‪ ،‬فقط دلمون‌نمي‌خواد واقعا پا سوز‬ ‫ت‬ ‫ما بشي‌‪ ،‬به‌ خاطر نداري‌نبايد خودتو بدبخ ‌‬ ‫كني‌‪.‬‬ ‫ي مي‌كرد ‌م اشك ‌م را نبيند‪...‬‬ ‫سع ‌‬ ‫ش‬ ‫ن به‌ دردهاي ‌‬ ‫دلم‌نمي‌خواست‌‪ ،‬بيشتر از اي ‌‬ ‫بيفزايم‌‪.‬‬ ‫ش را تا به‌ امروز با زحمت‌گذرانده‌‪،‬‬ ‫او تما ‌م عمر ‌‬ ‫تا خود را شناخته‌‪ ،‬مادرش‌ را از دست‌داده‌ و‬ ‫ت عم ‌ه و بعد هم‌ زن‌ پدر‪ ،‬بزرگ‌شد ‌ه‬ ‫زير دس ‌‬ ‫ي‬ ‫ي و زمين‌ها ‌‬ ‫ي روي‌ شال ‌‬ ‫و از ‪ 10‬سالگ ‌‬ ‫ب كار كرده‌‪ ،‬بعد هم‌ ك ‌ه پدر بزرگ ‌م‬ ‫چاي‌اربا ‌‬ ‫زمين‌ براي‌خود خريد‪ ،‬باز مادرم‌ بود كه‌ بايد‬ ‫ش سايرزنان‌ كارگر روي‌ زمين‌ عرق‌‬ ‫دوشادو ‌‬ ‫مي‌ريخت‌‪ ،‬هنوز‪16‬سالش‌ تما ‌م نشد ‌ه بود كه‌‬ ‫ي‬ ‫ش دادند; آن‌ هم‌ مرد ‌‬ ‫به‌ اصرار زن‌ پدر‪،‬شوهر ‌‬ ‫ن اين‌راز بزرگ‌ را تا همين‌ چند‬ ‫زن‌ مرده‌‪ ،‬م ‌‬ ‫ي سر خواستگار‬ ‫وقت‌ پيش‌ نمي‌دانستم‌‪،‬وقت ‌‬ ‫ن جوانيش‌‬ ‫قبلي‌‪ ،‬مادر ‌م باالخره‌ بغض‌ساليا ‌‬ ‫ي زندگيش‌گفت‌; از‬ ‫تركيد‪ ،‬براي ‌م از رازها ‌‬ ‫شدت‌ افسردگي‌ رنج‌ خود را از يادبردم‌‪...‬‬ ‫مادرم‌ دو فرزند آقا جون‌‪(،‬حميد) و(زيور)‬ ‫را بيشتر از ما مراقبت‌ و تر و خشك‌ مي‌كرد‪.‬‬ ‫ن كه‌ اولين‌ فرزند مادر‬ ‫آنهادوقلو بودند و از م ‌‬ ‫ل بزرگترند و حاال هر‬ ‫و آقام‌بودم‌‪ ،‬چهار سا ‌‬ ‫ي مي‌كنند‪ .‬مادر طالهايش‌‬ ‫ن تهران‌زندگ ‌‬ ‫دوشا ‌‬ ‫را فروخت‌ تا(زيور) درس‌ بخواند و دانشگاه‌‬ ‫ي حال‌ و‬ ‫برود‪ .‬حاال ماهي‌يكي‌‪ ،‬دو بار تلفن ‌‬ ‫ن را مي‌پرسد‪،‬گاهي‌ كه‌ قصد دارد با‬ ‫احوالما ‌‬ ‫ي‬ ‫ب و هواي ‌‬ ‫شوهر و دو فرزندش‌ شمال‌بيايد و آ ‌‬ ‫عوض‌ كند‪ ،‬سوغاتي‌ برايمان‌مي‌آورد‪(.‬حميد)‬ ‫ي‬ ‫ه ‌م با پسرخاله‌اش‌ مغاز ‌ه لوازم‌خانگي‌ شريك ‌‬ ‫ي ديدنش‌به‌ همرا ‌ه‬ ‫دارد‪ .‬من‌ فقط يكبار برا ‌‬ ‫ب‬ ‫حسن‌ و آقام‌ به‌ تهران‌ رفتيم‌‪ ،‬وضعش‌خو ‌‬ ‫بود‪.‬‬ ‫ش برد‪ ،‬آرا ‌م و‬ ‫مادر از ضعف‌ زياد خواب ‌‬ ‫ت‬ ‫بي‌صدا‪،‬از كنارش‌ برخواستم‌‪ ،‬تشت‌ رخ ‌‬ ‫را از زير پاگردپله‌ها برداشت ‌م و كنار پاشويه‌‬ ‫ض زير شير آب‌گذاشتم‌ و پر از آب‌ پودر‬ ‫حو ‌‬ ‫ل‬ ‫رختشويي‌ كرده‌ و رخت‌و لباس‌هاي‌ داخ ‌‬ ‫كيسه‌ را داخلش‌ خالي‌ كرد ‌م وبا حرص‌ و‬ ‫ض‬ ‫ب اين‌حو ‌‬ ‫اصرار لباس‌ها را چنگ‌ زدم‌‪ .‬آ ‌‬ ‫هميشه‌ سرد است‌‪ .‬زمستان‌ و تابستان‌ انگاراز‬ ‫فريزر درآمده‌ باشد‪ .‬مادر چ ‌ه مي‌كشد‪،‬‬ ‫ت و دم‌ برنمي‌آورد‪.‬‬ ‫اماچقدر صبور اس ‌‬ ‫ن طور‪ ،‬ناچار است‌ پاي‌‬ ‫آد ‌م وقتي‌ اي ‌‬ ‫تشت‌رخت‌ بنشيند‪ ،‬اشك‌ بريزد و به‌ مرور‬ ‫ك آينده‌اش‌‬ ‫گذشته‌‪ ،‬حال‌ وچشم‌ انداز تاري ‌‬ ‫ي‬ ‫بينديشد‪ ،‬گاهي‌اوقات‌ به‌ خيلي‌ از آرزوهاي ‌‬ ‫كه‌ در سر دارد‪ ،‬پشت‌پا مي‌زند‪.‬‬ ‫رخت‌ و لباس‌ها تمام‌ شد‪ .‬گاهي‌ از‬ ‫ك باال‪ ،‬صداي‌ نال ‌ه مادر را‬ ‫اتاقك‌كوچ ‌‬ ‫خ منجمد‬ ‫مي‌شنيدم‌‪.‬دست‌هاي ‌م مثل‌ يك‌ تكه‌ ي ‌‬ ‫و كرخت‌ شده‌بود‪ ،‬چيزي‌ در دست‌هاي ‌م‬ ‫احساس‌ نمي‌كردم‌‪.‬‬ ‫در خان ‌ه باز و بست ‌ه شد‪ ،‬اما فقط صداي‌ در‬

‫ف داشتم‌‪،‬‬ ‫راشنيدم‌‪ .‬خوابم‌ گرفته‌ بود ‪ ،‬ضع ‌‬ ‫براي‌دقايقي‌ هيچ‌ چيز نفهميدم‌‪.‬‬ ‫ي زير بازوي ‌م را گرفت‌‪ ،‬بعد انگار‬ ‫ي قو ‌‬ ‫دست ‌‬ ‫گرم‌شدم‌‪ .‬مادر عزيزم‌ بود‪...‬‬ ‫س اين‌‬ ‫ي افتادي‌؟ پ ‌‬ ‫ تو ه ‌م به‌ رختشوي ‌‬‫ت چرا مزد‬ ‫ب كارگاه ‌‬ ‫مرتيكه‌احمق‌ صاح ‌‬ ‫ت رونمي‌ده‌؟‬ ‫كارا ‌‬ ‫ي‬ ‫صداي‌ زمخت‌ برادرم‌ دوباره‌ مرا به‌ دنيا ‌‬ ‫سياه‌حقايق‌ برگرداند‪.‬‬ ‫ تويي‌ حسن‌؟‬‫س كي‌ بايد باشه‌؟ چته‌‪ ،‬تو هم‌ مي‌خواي‌‬ ‫پ ‌‬‫سرجووني‌ چالق‌ بشي‌؟‬ ‫ مادر حالش‌ بده‌‪ ،‬تب‌ داره‌‪ ...‬قول‌ كارا‬‫روداده‌‪ ،‬بايد زودتر تا خوابش‌ برده‌ بود‪،‬‬ ‫ترتيبشون‌رو مي‌دادم‌‪.‬‬

‫اون‌ طرف‌ برم‌‪ ،‬اون‌وقت‌ دو دستي‌ واس ‌ه خان ‌م‬ ‫ي هم ‌ه مردا‬ ‫لباس‌ و عطر و ادكلن‌بخرم‌‪ ،‬ول ‌‬ ‫ن كردن‌ بعد‬ ‫ن عقدي‌شو ‌‬ ‫ن كارا واسه‌ ز ‌‬ ‫از اي ‌‬ ‫كه‌ دور ‌ه قند و عسل‌ تموم‌ شد‪،‬زندگي‌ واقعي‌‬ ‫ت بهتراز اين‌ وضع‌‬ ‫شروع‌ مي‌شه‌‪ ...‬هر چي‌ هس ‌‬ ‫بي‌سروسامونيه‌‪ ،‬تا كي‌ مي‌خواي‌ضماد روي‌‬ ‫ت زخ ‌م بسترآقاجون‌‬ ‫ي و عفون ‌‬ ‫پاي‌ مادر بمال ‌‬ ‫رو شستشو و پانسمان‌ كني‌ يا به‌(اسد)ديكته‌‬ ‫بگي‌ و باهاش‌ علوم‌ و حساب‌ كار كني‌؟‬ ‫ اگه‌ من‌ ب ‌ه آقا ‌م و مادر ‌م نرسم‌‪ ،‬تو مي‌رسي‌‬‫كه‌هنوز هيچي‌ نشده‌ هشتت‌ گرو نه‌ته‌‪.‬‬ ‫ن ديگ ‌ه زن‌ گرفتم‌‪،‬‬ ‫ همين ‌م غنيمته‌‪ ،‬م ‌‬‫ت اينجا پيدا ‌م بشه‌‪ ،‬بايد يه‌ جوري‌‬ ‫قرارنيس ‌‬ ‫ي روجم ‌ع كنم‌‪.‬‬ ‫زندگ ‌‬ ‫از خواب‌ و خيال‌ بيا بيرون‌‪ ،‬يه‌ ذر ‌ه دور و‬

‫گفته‌بود‪...‬‬ ‫ي مثل‌ خور ‌ه ذهنم‌ را مي‌خورد‪،‬‬ ‫جمله‌ا ‌‬ ‫ت پرسيدنش‌ را نداشتم‌‪ .‬يك‌(چراي‌)‬ ‫ولي‌جرا ‌‬ ‫ي هم‌‬ ‫بزرگ‌ك ‌ه گاهي‌ چراي‌ نجات‌ بخش ‌‬ ‫هست‌‪ ،‬ولي‌نمي‌دانم‌(چرا) آدم‌ ب ‌ه وقتش‌‬ ‫ن‬ ‫ت پرسيدنش‌را از دست‌ مي‌دهد‪ .‬م ‌‬ ‫شهام ‌‬ ‫از كلمه‌(قسمت‌) و(نصيب‌) چيزي‌ حالي ‌م‬ ‫ش نداشتم‌‪،‬ولي‌ هر چي‌ بود‪،‬‬ ‫نمي‌شد و باور ‌‬ ‫ن اين‌‬ ‫حقيقت‌ آزاردهنده‌اي‌ وجودداشت‌ و آ ‌‬ ‫ي و عشقي‌‪ ،‬تنهابادو جلسه‌‬ ‫چ اشتياق ‌‬ ‫ك ‌ه بي‌هي ‌‬ ‫ن ازدواج‌شدم‌‪ .‬من‌‬ ‫ديدار ساده‌‪ ،‬راضي‌ به‌ اي ‌‬ ‫ك‬ ‫ن براي‌ي ‌‬ ‫ي ما اي ‌‬ ‫‪ 26‬سال‌ داشتم‌ و در آباد ‌‬ ‫دختر يعني‌ فاجعه‌!‬ ‫ن‬ ‫ي نفهميدم‌‪ ،‬چو ‌‬ ‫نمي‌دانم‌‪ ،‬از زندگي‌ هيچ ‌‬ ‫ي‬ ‫س شادمان ‌‬ ‫سه‌ما ‌ه مثل‌ برق‌ و باد بي‌هيچ‌ احسا ‌‬

‫ب خود تو رو هم‌ دادي‌‪،‬‬ ‫ آره‌‪ ،‬ديد ‌م ترتي ‌‬‫اين‌يارو قراره‌ كي‌ بياد؟‬ ‫ كدوم‌ يارو؟‬‫ همين‌ خواستگارت‌‪ ،‬اسمش‌ چيه‌؟‬‫ پس‌ تو هم‌ مي‌دوني‌‪ ،‬من‌ تازه‌ خبردار شدم‌‪.‬‬‫ به‌ نظر من‌ كه‌ مناسبه‌‪...‬‬‫ از كجا مي‌دوني‌‪ ،‬مگ ‌ه مي‌شناسيش‌؟‬‫س رو مي‌شناختم‌؟‬ ‫ مگ ‌ه من‌ نرگ ‌‬‫ت بود‪،‬‬ ‫ش باهات‌ دوس ‌‬ ‫ داداش ‌‬‫تونمي‌شناختيش‌؟!‬ ‫ت نگير‪ - .‬دلم‌ مي‌خواد با كسي‌ زندگي‌‬ ‫ سخ ‌‬‫كن ‌م ك ‌ه دوستش‌داشته‌ باشم‌‪.‬‬ ‫ اي‌ بابا تو چ ‌ه ساده‌اي‌‪ ،‬من‌ و نرگس‌‬‫ي خيال‌ مي‌كني‌‬ ‫همديگه‌رو دوست‌ داريم‌‪ ،‬ول ‌‬ ‫ي تاكي‌ ادامه‌ داره‌‪ .‬ببين‌ من‌‬ ‫اين‌ عشق‌ وعاشق ‌‬ ‫حاال دست ‌م زيرسنگ‌ گيره‌ و اال مگه‌ مي‌تونم‌‬ ‫ي كه‌اون‌ مي‌خواد واسش‌‬ ‫بعدها هم‌ هر چ ‌‬ ‫فراه ‌م كنم‌‪ .‬حاال مي‌گم‌جوونه‌‪ ،‬تاز ‌ه عروسه‌‪،‬‬ ‫ش مي‌خواد‪،‬آرزو داره‌‪...‬‬ ‫عقد كردس‌‪ ،‬دل ‌‬ ‫ پس‌ واقعا نرگس‌ خيلي‌ بدبخته‌ كه‌ تو رو‬‫باوركرده‌؟‬ ‫ تو خيال‌پردازي‌ معصومه‌‪ ،‬هم ‌ه زن‌ و‬‫ي كه‌ قصه‌‬ ‫مرداهمين‌ هستن‌‪ .‬زندگي‌ واقع ‌‬ ‫ت اگه‌واقعي‌ نبينيش‌‪ ،‬بيچاره‌ مي‌شي‌‪.‬‬ ‫نيس ‌‬ ‫ن همه‌ را ‌ه برم‌‬ ‫من‌ مگه‌ ديوانه‌شده‌ا ‌م ك ‌ه اي ‌‬ ‫فو‬ ‫الهيجان‌‪ ،‬رشت‌‪،‬انزلي‌‪ ،‬رودسر و اين‌ طر ‌‬

‫برت‌رو نگا ‌ه كن‌ معصومه‌‪...‬‬ ‫تن ‌م مور مور مي‌كرد‪ ،‬اما قلب ‌م بدتر از‬ ‫ي نال ‌ه مادر راكه‌ در‬ ‫همه‌شكسته‌ بود ‪ .‬صدا ‌‬ ‫ق تنگ‌و تاريك‌ مي‌پيچيد مي‌شنيدم‌‪ ،‬به‌‬ ‫آن‌ اتا ‌‬ ‫سختي‌ ازرختخواب‌ برخواستم‌ و خود را پيش‌‬ ‫ش را گرفتم‌‪.‬‬ ‫بسترش‌رساندم‌ و دست ‌‬ ‫هذيان‌ مي‌گفت‌‪...‬‬ ‫ آخ‌‪ ،‬لباس‌ها‪ ...‬اين‌ چرا رنگ‌ داده‌‪،‬‬‫واي‌خدايا جواب‌ خانم‌ رحمتي‌ رو چي‌ بدم‌؟‬ ‫ مادر‪ ،‬مادر نگران‌ نباش‌‪ ،‬لباس‌ها رو‬‫شستم‌‪...‬‬ ‫ لك ‌ه داره‌‪ ،‬لك ‌ه چربي‌‪ ...‬به‌ اين‌ راحتي‌‬‫تميزنمي‌شه‌‪...‬‬ ‫ن نباش‌‪ ،‬تو‬ ‫ همه‌ رو شستم‌‪ ،‬شنيدي‌‪ ،‬نگرا ‌‬‫ب مي‌شه‌‪...‬‬ ‫فقطبخواب‌‪ ،‬بخواب‌ حالت‌ خو ‌‬ ‫چ ‌ه بخواهم‌ و چ ‌ه نخواهم‌‪ ،‬امروز عصر‬ ‫ن كه‌ شاهدش‌‬ ‫آنهامي‌آيند‪ ،‬زندگي‌ يعني‌ همي ‌‬ ‫ت كه‌‬ ‫هستم‌‪،‬يعني‌ اجبار‪ ،‬هيچ‌ امكاني‌ نيس ‌‬ ‫ن به‌ريسمان‌ آن‌ از شر اجبار بتوان‌‬ ‫با چسبيد ‌‬ ‫ي متوسط‪ ،‬الغر‪،‬‬ ‫گريخت‌‪ .‬او آمد‪ ،‬با قد ‌‬ ‫جدي‌ وچهره‌اي‌ تقريبا بي‌احساس‌‪.‬‬ ‫ش نمي‌شدفهميد‬ ‫اسمش‌(رحيم‌) بود‪ .‬از قيافه‌ا ‌‬ ‫ي يا شريك‌زندگي‌‬ ‫ي درباره‌ زندگ ‌‬ ‫چه‌ احساس ‌‬ ‫دارد‪ .‬تما ‌م مدت‌ ساكت‌ بود و رشته‌ كالم‌‬ ‫ش سپرده‌ بود‪ .‬او هم‌‬ ‫رابه‌ دست‌ خواهر ‌‬ ‫همان‌چيزهايي‌ را بلغور مي‌كرد كه‌ باجي‌ خانم‌‬

‫ك‬ ‫ي سپري‌ شد‪ .‬درست‌ انگار با ي ‌‬ ‫وخوشبخت ‌‬ ‫ي كني‌ و بعد روزي‌ رسيد كه‌‬ ‫ديوارسنگي‌ زندگ ‌‬ ‫آروزداشتم‌ هرگز آن‌ روز نمي‌رسيد‪.‬‬ ‫ن هفته‌اي‌‬ ‫خانه‌ ما در الهيجان‌ بود و م ‌‬ ‫دو روزاجاز ‌ه داشتم‌ به‌ ديدن‌ پدر و مادر و‬ ‫برادرانم‌ بيايم‌‪.‬‬ ‫ن‬ ‫ك روز تا آبادي‌مان‌رفتم‌‪ ،‬اما چو ‌‬ ‫ي ‌‬ ‫مادرحالش‌ بهم‌ خورد و(حسن‌) ناچار او را با‬ ‫ن‬ ‫ج رسول‌) براي‌ معاينه‌ ب ‌ه الهيجا ‌‬ ‫اتومبيل‌(حا ‌‬ ‫مي‌برد‪ ،‬بااو زودتر از موعد مقرر برگشتم‌‪ ،‬كليد‬ ‫ك زني‌‬ ‫ي ناز ‌‬ ‫را كه‌ در قفل‌خان ‌ه چرخاندم‌‪ ،‬صدا ‌‬ ‫مثل‌ پتك‌ برسرم‌ فرود آمد‪ ...‬تازه‌ آن‌ عصر‬ ‫جهنمي‌ بود كه‌فهميدم‌‪ ،‬همسر مرد زن‌ داري‌‬ ‫شده‌ام‌‪...‬‬ ‫علي‌ رغ ‌م هم ‌ه بدگويي‌هاي‌ اطرافيان‌ از‬ ‫ن اوست‌ كه‌ با بي‌وفايي‌ و از‬ ‫همسرسابقش‌‪ ،‬اي ‌‬ ‫اين‌ شاخه‌ب ‌ه آن‌ شاخ ‌ه پريدن‌‪ ،‬زندگي‌ را از ه ‌م‬ ‫پاشيده‌ و من‌فريب‌ خورده‌ام‌‪.‬‬ ‫ب‬ ‫نمي‌دانستم‌ بايد چ ‌ه كنم‌‪ ،‬برگشتم‌ و تا ش ‌‬ ‫ي‬ ‫درشهر چرخيدم‌‪ ...‬پاهايم‌ خسته‌ بود و داغ ‌‬ ‫ي برتن ‌م نشسته‌ كه‌ به‌ خانه‌ برگشتم‌‪ .‬از آن‌‬ ‫تب ‌‬ ‫ن هيچ‌ نگفته‌ام‌‪،‬‬ ‫ش ماه‌مي‌گذرد و م ‌‬ ‫روز ش ‌‬ ‫حتي‌ ب ‌ه خود‪ ...‬اماديگ ‌ه قادر ب ‌ه سكوت‌‬ ‫ي‬ ‫ي كه‌ بار ديگركورسوي ‌‬ ‫نيستم‌‪ ،‬تا آنجاي ‌‬ ‫از اميد بدرخشد و شب‌ ظلماني‌ا ‌م‬ ‫راروشن‌ كند‪.‬‬ ‫ادامه دارد‪...‬‬


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

73


‫‪72‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫داستان شب ظلماني‬ ‫ي دخترم‌‪ ،‬مادر‬ ‫معصوم ‌ه جان‌‪ ،‬خوب ‌‬ ‫خوبه‌‪...‬‬ ‫ي خانم‌‪ ،‬شما خوبين‌‪...‬‬ ‫ شكر‪،‬باج ‌‬‫مو‬ ‫حاجي‌آقا‪،‬فيروز ‌ه خان ‌‬ ‫ش خوبن‌‪.‬‬ ‫بچه‌ها ‌‬ ‫م از اون‌‬ ‫م خان ‌‬ ‫ الحمدا‪ ...‬اعظ ‌‬‫م روي‌‬ ‫ش داد ‌‬ ‫ي كه‌به ‌‬ ‫ضماد ‌‬ ‫ش گذاشت‌‪ ،‬افاق ‌ه كرد يا نه‌؟‬ ‫پاها ‌‬

‫ دستتون‌ درد نكنه‌‪ ،‬بله‌ باجي‌خانم‌‪...‬‬‫ي شما كه‌ مادر رو مي‌شناسين‌‬ ‫خيلي‌بهتر شد‪ .‬ول ‌‬ ‫تا يه‌ كم‌آروم‌ مي‌گير ‌ه باز شروع‌ مي‌كنه‌ و راه‌‬ ‫ل كار‪ ...‬اون‌قدر با اون‌ آب‌ يخ‌‬ ‫مي‌يوفته‌دنبا ‌‬ ‫ن و اون‌ و سبزي‌‬ ‫كنار حوض‌رخت‌ و لباس‌ اي ‌‬ ‫شست ‌ه كه‌ اين‌ بالسرش‌ اومده‌‪ ،‬آقام‌ كه‌ كاري‌‬ ‫ي ياد‪ .‬همه‌اميدمون‌(حسن‌) بود كه‌‬ ‫ش برنم ‌‬ ‫از ‌‬ ‫ن باشه‌ كه‌‬ ‫ك خرجمو ‌‬ ‫ي برگرده‌ وكم ‌‬ ‫از سرباز ‌‬ ‫س ‌ه ما ‌ه نشد‪ ،‬نامزد كرد‪.‬حاال هم‌ هر چي‌ در‬ ‫مي‌يار ‌ه بايد واس ‌ه زندگيش‌ وخرجش‌ كنار‬ ‫بزاره‌‪.‬‬ ‫ مگه‌ نمي‌خواد دست‌ عروسش‌رو بگيره‌‬‫وبياره‌ توي‌ اون‌ اتاق‌ تكي‌ باال خونه‌؟‬ ‫ي نشد‪.‬‬ ‫س راض ‌‬ ‫نه‌ باجي‌خانم‌‪ ،‬مادر نرگ ‌‬‫طفلي‌خودش‌ حرفي‌ نداشت‌‪ ،‬ولي‌ مادرش‌‬ ‫زيربارنرفت‌‪.‬‬ ‫ واه‌ وا ‌ه چ ‌ه اداها‪ ،‬مگ ‌ه خود(افسر)‬‫ل با مادر‬ ‫ل زندگيش‌ تا ‪ 14‬سا ‌‬ ‫خانم‌او ‌‬ ‫شوهرش‌ زندگي‌نكرد‪ ،‬حاال ديگه‌ واسه‌ اين‌‬ ‫جوونا چرا سنگ‌مي‌ندازه‌؟‬ ‫س هم‌ جوونه‌‪،‬‬ ‫ باالخر ‌ه هر چي‌ باشه‌ نرگ ‌‬‫آرزوداره‌ باجي‌ خانم‌‪ ...‬كاريش‌ نمي‌شد كرد‪.‬‬ ‫ل و مادر زحمتكش‌‬ ‫ آخه‌ اون‌ باباي‌ علي ‌‬‫س دارن‌‪ .‬اين‌ روزا دخترا‬ ‫چه‌زحمتي‌ واس ‌ه نرگ ‌‬

‫ن خودشو ب ‌ه‬ ‫خوب‌ياد گرفتن‌‪ ...‬خوب‌ خوبشو ‌‬ ‫ل پسره‌ رو ب ‌ه دست‌ بياره‌‬ ‫بي‌زبوني‌مي‌زنه‌‪ ،‬تا د ‌‬ ‫س وكارش‌ رو مي‌فرسته‌ جلو‪...‬‬ ‫و نن ‌ه و ك ‌‬ ‫ نه‌ راستي‌‪ ،‬راستي‌ نرگس‌ دختر خانوميه‌‪.‬‬‫ت چي‌‪ ،‬تو كه‌ از هر نظر از‬ ‫ تو خود ‌‬‫اون‌ گل‌ترو هنرمندتري‌‪ ،‬چرا جوونيت‌ رو‬ ‫مي‌سوزني‌‪ ،‬چراب ‌ه فكر خودت‌ نيستي‌‪ ،‬هميشه‌‬ ‫آدم‌ قشنگ‌ نيست‌ها‪،‬هميشه‌ هم‌ بخت‌ دختر‬ ‫پشت‌ در ننشسته‌‪ ،‬يه‌ كم‌ به‌فكر باش‌ دخترم‌‪...‬‬ ‫ هر چي‌ خدا بخواد‪.‬‬‫ خدا خواسته‌‪ ،‬ولي‌ بايد بنده‌ خدا هم‌‬‫همت‌كنه‌‪ ...‬به‌ مادرت‌ سالم‌ برسون‌‪ .‬پيغوم‌‬ ‫فرستادم‌(جمال‌ آقا) ديروز غروب‌ ب ‌ه مش‌‬ ‫ي فردا عصر خبر بده‌‪.‬‬ ‫ميرزا راجع‌ به‌مهمونا ‌‬

‫بهتون‌ گفته‌ ديگه‌‪،‬نه‌‪...‬؟‬ ‫ وا‪ ...‬من‌ خبر ندارم‌‪ .‬باجي‌خانم‌‪ ،‬من‌ ديشب‌‬‫ي سر مادرم‌ بود ‌م و واسش‌‬ ‫تادير وقت‌ باال ‌‬ ‫ب داشت‌(اسد)‬ ‫ضمادمالديم‌‪ .‬آقام‌ هم‌ ت ‌‬ ‫ن رياضي‌ داشت‌ بايد به‌ اونم‌‬ ‫م‌ امروزامتحا ‌‬ ‫مي‌رسيدم‌‪.‬‬ ‫ن پسره‌ تكنسين‌ برقه‌ و كار و بارش‌‬ ‫ اي ‌‬‫ل شده‌‪،‬‬ ‫هم‌خوبه‌‪ ،‬البته‌ ي ‌ه مشكلي‌ داشته‌ كه‌ ح ‌‬ ‫ي باور كن‌ از هر نظر‬ ‫ي نيست‌‪ .‬ول ‌‬ ‫چيزمهم ‌‬ ‫ب ومناسبه‌‪ ،‬نكنه‌ باز پشت‌ گوش‌ بندازي‌‬ ‫خو ‌‬ ‫يا بازي‌ دربياري‌ها‪ ...‬يه‌ دفع ‌ه به‌ خودت‌‬ ‫مي‌ياي‌ كه‌ ديگه‌ كاراز كار گذشته‌ و زيبايي‌‬ ‫ي‬ ‫ي زن‌ يك ‌‬ ‫ت رفته‌‪ ،‬اون‌ وقت‌مجبور ‌‬ ‫و جووني ‌‬ ‫ي كه‌ جاي‌ باباته‌‪...‬‬ ‫بش ‌‬ ‫ي خانم‌‪،‬‬ ‫ي خدا بخواد‪ ،‬باج ‌‬ ‫ هر چ ‌‬‫پناه‌برخدا‪...‬‬ ‫ خداحافظ دختر جون‌‪ .‬گفتم‌ كه‌‬‫همت‌خودتم‌ مهمه‌‪ ،‬خداحافظ‪.‬‬ ‫خداحافظ‪...‬‬‫تتت‬ ‫ت راست‌ زير آسمان‌ خدا‬ ‫ي راس ‌‬ ‫اگر بخواه ‌‬ ‫ت هستي‌ و فقط‬ ‫ي كه‌ خود ‌‬ ‫ي و فكر كن ‌‬ ‫راه‌برو ‌‬ ‫خودت‌بايد ب ‌ه امروز و فردايت‌ فكر كني‌‪،‬‬

‫آن‌وقت‌مي‌بيني‌ ك ‌ه همه‌ عالم‌ و آدم‌‪ ،‬به‌ جاي ‌‬ ‫ت‬ ‫فكر مي‌كنندو ب ‌ه جايت‌ تصمي ‌م مي‌گيرند و‬ ‫باور دارند كه‌ آن‌ چه‌مي‌دانند همان‌ درست‌‬ ‫ي كه‌ آنها‬ ‫ت و الغير و اگر غير ازآن‌ باش ‌‬ ‫اس ‌‬ ‫مي‌خواهند‪ ،‬مطمئنا سبك‌مغزي‌‪ ...‬اگر كاري‌‬ ‫به‌ كسي‌ نداشته‌ باشي‌ با اين‌ اميدكه‌ كاري‌‬ ‫به‌ تو نخواهند داشت‌‪ ،‬سخت‌ دراشتباهي‌‪،‬‬ ‫چون‌ مخصوصا در اين‌ گوش ‌ه از خاك‌خدا و‬ ‫ي كوچك‌تر از يك‌ شهر‪ ،‬يعني‌روستايي‌‬ ‫گوشه‌ا ‌‬ ‫ي چند كيلومتر آن‌ طرف‌تر كنارساحل‌‬ ‫يا آباد ‌‬ ‫ل فيروزه‌اي‌ بيكرانگي‌دريا‪،‬‬ ‫خاكستري‌ و در د ‌‬ ‫ن جا‬ ‫همه‌ چيز سخت‌تر است‌‪ .‬اي ‌‬ ‫مردم‌همديگر را بيشتر مي‌شناسند‪ ،‬بيشتر خود‬ ‫ك مي‌بينند و اين‌ نزديكي‌‪،‬‬ ‫را به‌يكديگر نزدي ‌‬ ‫ت تا ب ‌ه قول‌ خودشان‌ برايت‌‬ ‫ي اس ‌‬ ‫بهانه‌اي‌قو ‌‬ ‫ن دل‌سوزي‌ها اجباري‌ و‬ ‫دل‌بسوزانند‪ .‬اي ‌‬ ‫غيرقابل‌انكار است‌‪ .‬دلم‌ مي‌گيرد از هم ‌ه اين‌‬ ‫ت هيچ‌‬ ‫دل‌سوزي‌ها‪،‬اما باور كرده‌ام‌ قصد و ني ‌‬ ‫كدام‌شان‌آزاردهنده‌ نيست‌‪ .‬هم ‌ه مي‌خواهند با‬ ‫ي نمي‌داند‬ ‫ي بكنند‪ ،‬ولي‌ كس ‌‬ ‫تمام‌ وجودكار ‌‬ ‫چ ‌ه كاري‌ موثرتراست‌‪...‬‬ ‫ن و خانواده‌ سه‌‪ ،‬چهار نفري‌ام‌‪ ،‬در‬ ‫م‌‬ ‫شرايطسختي‌ ب ‌ه سر مي‌بريم‌‪ ،‬يكي‌ از‬ ‫ت زيادي‌‬ ‫سيالب‌هاي‌ ساليانه‌موجب‌ خسارا ‌‬ ‫ن شد و‬ ‫به‌ زمين‌ و محصول‌كشاورزي‌ما ‌‬ ‫بعد از آن‌ تصادف‌ ناگهاني‌آقا ‌م بر رنج‌مان‌‬ ‫افزود‪ .‬چند روزي‌ بود كه‌ آقام‌براي‌ دريافت‌‬ ‫كمك‌ ب ‌ه رودسر و لنگرود مي‌رفت‌ ومي‌آمد‪،‬‬ ‫اما دست‌ آخر يك‌ روز خبرمان‌ كردند‬ ‫كه‌با ميني‌بوس‌ تصادف‌ كرد ‌ه و به‌ خاطر‬ ‫وخامت‌حالش‌ مستقيما به‌ رشت‌ اعزا ‌م شده‌‬ ‫ك ماه‌در رشت‌ و بعد براي‌ ادامه‌‬ ‫است‌‪ .‬ي ‌‬ ‫ن شكستگي‌ و عمل‌جراحي‌ برروي‌ پا و‬ ‫درما ‌‬ ‫ل شد ونتيجه‌ درمان‌ها كه‌‬ ‫لگنش‌ به‌ تهران‌ منتق ‌‬ ‫هزين ‌ه سرسام‌آوري‌ ه ‌م داشت‌‪،‬منجر ب ‌ه فروش‌‬ ‫ي از زمين‌كشاورزي‌مان‌ شد و ما‬ ‫بخش‌ زياد ‌‬ ‫مانديم‌ و قطع ‌ه كوچكي‌ كه‌ به‌دليل‌ خرج‌ زياد‬ ‫ي آن‌‬ ‫ن توان‌كار بررو ‌‬ ‫و باال بودن‌ قرض‌هاي‌ما ‌‬ ‫ي مقداركمي‌ پول‌ به‌‬ ‫را نداشتيم‌‪ .‬ناچار به‌ ازا ‌‬ ‫ش داديم‌‪.‬طي‌ همين‌‬ ‫يكي‌ از همسايه‌ها اجاره‌ا ‌‬ ‫ت كوتا ‌ه انواع‌ و اقسا ‌م خواستگاران‌براي‌‬ ‫مد ‌‬ ‫من‌ پيدا شد‪ ،‬در حالي‌ كه‌ همه‌ جا براي‌‬ ‫ن ديپلم‌ رياضي‌ دارم‌‬ ‫كارسفارش‌ كرده‌ بودم‌‪ .‬م ‌‬ ‫ي تا منشي‌گري‌‬ ‫ومي‌توانم‌ از خانه‌داري‌‪ ،‬كارگر ‌‬ ‫را به‌خوبي‌ انجا ‌م دهم‌‪ ،‬اما همه‌ براي ‌م شوهر‬ ‫پيدامي‌كنند‪ .‬اوايل‌ آن‌قدر از شنيدن‌ حرف‌ها‬ ‫ي آدم‌هاي‌‬ ‫ي همسايه‌ها و معرف ‌‬ ‫وحديث‌ها ‌‬ ‫شناس‌ وناشناس‌ عصبي‌ و پريشان‌ مي‌شدم‌‬ ‫ن سلب‌‬ ‫ن از م ‌‬ ‫ك ‌ه قدرت‌خوردن‌ و خوابيد ‌‬ ‫مي‌شد‪ .‬اما حاالرفته‌ رفته‌ ياد گرفته‌ام‌‪ ،‬بايد‬ ‫تحمل‌ كرد و به‌ خاطراين‌ رفتار از مردم‌‬ ‫آزرد ‌ه خاطر نشد‪ .‬مردم‌تقصيري‌ ندارند‪،‬‬ ‫ل مشكالت‌ اغلب‌آموخته‌اند ب ‌ه‬ ‫ي ح‌‬ ‫آنها برا ‌‬ ‫ن به‌‬ ‫ن رفتار را برگزينند‪،‬ولي‌ اي ‌‬ ‫ظاهر ساده‌تري ‌‬ ‫ن ودشوارترين‌‬ ‫اصطالح‌ كار آسان‌‪ ،‬سخت‌تري ‌‬

‫چ نمي‌توانم‌ ب ‌ه خودبقبوالن ‌م‬ ‫انتخاب‌ است‌‪ .‬هي ‌‬ ‫ن‬ ‫ل مشكالت‌ خانواده‌ و كم‌كرد ‌‬ ‫يح‌‬ ‫كه‌ برا ‌‬ ‫ي بايد دست‌پاچه‌و‬ ‫ك نان‌خور از سفره‌ خال ‌‬ ‫ي ‌‬ ‫ت خود را از چال ‌ه درآورد ‌ه و چش ‌م‬ ‫به‌ سرع ‌‬ ‫ن‬ ‫بسته‌در چا ‌ه اندازم‌‪ .‬باجي‌ خان ‌م همسايه‌ما ‌‬ ‫كه‌ دو‪ ،‬سه‌خانه‌ با ما فاصله‌ دارد‪ ،‬بيش‌ از‬ ‫سايرين‌ در امور خير‪،‬پيشتاز و مسر است‌‪ .‬از‬ ‫ن يكي‌‬ ‫حاال مي‌توان ‌م حدس‌ بزنم‌ كه‌اگر اي ‌‬ ‫ل خواستگار قبلي‌ ك ‌ه يك‌ مردزن‌دار با دو‬ ‫مث ‌‬ ‫ي‬ ‫ي دارد‪.‬باج ‌‬ ‫بچ ‌ه بود‪ ،‬نباشد‪ ،‬حتما مشكل ‌‬ ‫ج دختر دارد كه‌ از ‪ 16‬سال‌تا‬ ‫ش پن ‌‬ ‫خانم‌ خود ‌‬ ‫ن دارند‪ .‬اما هيچ‌وقت‌ تا حاال‬ ‫‪ 25‬سال‌ س ‌‬ ‫نشده‌از او بپرسند‪ ،‬چرا قدمي‌ براي‌ به‌ خانه‌‬ ‫بخت‌فرستادن‌ دختران‌ خودش‌ برنمي‌ دارد‪.‬‬ ‫تتت‬ ‫ي مادر‪،‬‬ ‫آمدي‌ معصومه‌ جان‌‪ ��‬كجا موند ‌‬‫مردم‌از درد‪...‬‬ ‫ مگ ‌ه آروم‌ نگرفت ‌ه بودي‌ مادر‪ ،‬گفتي‌ ك ‌ه‬‫ضمادخوبي ‌ه كه‌؟‬ ‫ي گرم‌ مي‌كن ‌ه‬ ‫ آره‌‪ ،‬ولي‌ فقط دو‪ ،‬سه‌ ساعت ‌‬‫ودردش‌ مي‌خوابه‌‪ ،‬باز دوبار ‌ه مثل‌ مار نيشم‌‬ ‫مي‌زنه‌‪،‬آخ‌‪ ...‬دار ‌م مي‌ميرم‌‪ ،‬بايد تا عصر نشده‌‬ ‫س خانم‌) آورده‌‪،‬‬ ‫ن كيسه‌رخت‌ رو كه‌(اطل ‌‬ ‫او ‌‬ ‫شسته‌تحويلش‌ بدم‌‪.‬‬ ‫خم‌ شدم‌‪ ،‬مادر را بوسيدم‌‪ ،‬بغض‌ در‬ ‫گلويم‌پيچيده‌ بود‪ .‬ناگهان‌ لب‌هايم‌ سوخت‌‪،‬‬ ‫س نمي‌كرد‪.‬‬ ‫شح ‌‬ ‫ن تب‌ بود و خود ‌‬ ‫مادر درميا ‌‬ ‫غ شدي‌؟‬ ‫ن قدر دا ‌‬ ‫ب داري‌‪ ،‬چرا اي ‌‬ ‫ مادر ت ‌‬‫به‌خودت‌ رح ‌م كن‌‪ ،‬گور پدرشون‌‪...‬‬ ‫ نگو دختر جون‌‪ ،‬اين‌ روزي‌ ماست‌‪.‬‬‫ آخه‌ من‌ نمي‌فهمم‌‪ ،‬يعني‌ حسن‌ نمي‌تونه‌‬‫يه‌ك ‌م ب ‌ه ما كمك‌ كنه‌! پس‌ آدم‌ پسر واس ‌ه‬ ‫ي كه‌‬ ‫ي بزرگ‌مي‌كنه‌‪ ،‬گل‌ها و خياطي‌هاي ‌‬ ‫چ‌‬ ‫به‌ كارگا ‌ه دادم‌‪،‬هنوز دستمزد نگرفتم‌‪ ،‬كار‬ ‫ن‬ ‫س الاقل‌ بزار م ‌‬ ‫اداري‌ هم‌ واسم‌ پيدانشد‪ ،‬پ ‌‬ ‫كمكت‌ كنم‌‪...‬‬ ‫ن دختر‪ ،‬ديگه‌ نمي‌زار ‌م تو ه ‌م‬ ‫ حرفش ‌م نز ‌‬‫ت به‌ رخت‌ و لباس‌‬ ‫ن بدبخت‌ بشي‌ و دس ‌‬ ‫مثل‌م ‌‬ ‫ن كار شد ‌م بسه‌‪،‬‬ ‫بزني‌‪،‬من‌ يكي‌ بيچار ‌ه اي ‌‬ ‫ن‬ ‫مي‌خواي‌خداي‌ نكرد ‌ه سر جووني‌ مثل‌ م ‌‬ ‫ي و درد و مرض‌ سراغت‌‬ ‫ت و پابيفت ‌‬ ‫از دس ‌‬ ‫بياد‪ ...‬تو زيبايي‌‪،‬جووني‌‪ ،‬بايد انشاء ا‪...‬‬ ‫خوشبخت‌ بشي‌‪.‬‬ ‫ي خانم‌ خواستگار‬ ‫ باز دو مرتبه‌ باج ‌‬‫معرفي‌كرده‌‪ ،‬نه‌؟‬ ‫ت‬ ‫ش به ‌‬ ‫س طاقت‌ نيوورد و خود ‌‬ ‫ پ ‌‬‫ي مرد‬ ‫س ما هر چ ‌‬ ‫گفت‌‪،‬نمي‌دونم‌ چرا از شان ‌‬ ‫زن‌ وبچه‌داره‌ نصيبمون‌ مي‌شه‌!؟‬ ‫ن ك ‌ه‬ ‫ن داره‌‪ ،‬م ‌‬ ‫ن يكي‌ هم‌ ز ‌‬ ‫ چطور‪ ،‬اي ‌‬‫ن و بچه‌دار نمي‌شم‌‪.‬‬ ‫اون‌دفعه‌ گفتم‌ زن‌‪ ،‬مرد ز ‌‬ ‫ش رو طالق‌ داده‌ و بچه‌‬ ‫ي زن ‌‬ ‫ نه‌ اين‌ يك ‌‬‫هم‌نداره‌‪.‬‬ ‫بو‬ ‫ي خانم‌‪ ،‬هميشه‌ مردها عي ‌‬ ‫ از نظر باج ‌‬‫علت‌دارن‌ نه‌ زن‌ها‪.‬‬ ‫ شما ه ‌م باور كردين‌؟‬‫ادامه در صفحه ‪..74‬‬


‫‪71‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫و وی نیز با اظهار بی‌اطالعی از گم شدن‬ ‫سهیل عنوان کرد که پس از آخرین تماس‬ ‫دیگر هیچ خبری از وی نداشته است و چون‬ ‫وی جوان خوشگذرانی است احتمال می‌دهد‬ ‫بدون اطالع خانواده‌اش به شمال رفته باشد‪.‬‬ ‫در ادامه کارآگاهان در شاخه دیگری از‬ ‫تحقیقات خود دریافتند که مریم ازدواج‬ ‫کرده است و دوستی وی با سهیل غیرعادی‬ ‫به نظر می‌رسد بنابراین دوباره وی را تحت‬ ‫بازجویی قرار دادند که وی با ادعاهای ضد‬ ‫و نقیض قصد گمراه کردن کارآگاهان را‬ ‫داشت ولی هنگامی که با دالیل پلیسی آنان‬ ‫روبه‌رو شد لب به اعتراف گشود و پرده از‬ ‫جنایت برداشت و گفت‪ :‬سهیل از من فیلم‬ ‫تهیه کرده بود و با سوءاستفاده از آن مرا‬ ‫تهدید می‌کرد و من مجبور می‌شدم تن به‬ ‫خواسته‌هایش بدهم تا اینکه ازدواج کردم و‬ ‫چند مدتی از دستش راحت بودم ولی وی‬ ‫از یک ماه پیش دوباره مزاحمت‌هایش را‬ ‫آغاز کرد و هر چقدر التماس کردم که من‬ ‫ازدواج کرده‌ام و حاضرم برای از بین بردن‬ ‫فیلم پول پرداخت کنم ولی وی همچنان‬ ‫قصد سلطه‌گری داشت و چندبار به‌زور وارد‬ ‫خانه‌ام شد و ‪...‬‬ ‫وی در ادامه با تشریح ماجرا افزود‪ :‬پس از‬ ‫طراحی نقشه به قتل رساندن سهیل وی را‬ ‫هر طور بود به خانه دعوت کردم و به دروغ‬ ‫گفتم که شوهرم امشب خانه نیست و وی‬ ‫را به خانه کشاندم سپس با چاقو چند ضربه‬ ‫از پشت به سهیل زدم و هنگامی که برگشت‬ ‫تا چاقو را از دستم بگیرد شوهرم از داخل‬ ‫کمددیواری بیرون آمد و با چاقوی بزرگی‬ ‫که از پیش تهیه کرده بود با ضرباتی که به‬ ‫وی وارد کرد‪ ،‬سهیل را به قتل رساند‪.‬‬ ‫با ادعاهای هولناک مریم‪ ،‬همسرش به نام‬ ‫«شهرام» نیز دستگیر شد و پس از آنکه‬ ‫شنید همسرش در بازجویی‌ها حقیقت‬ ‫را فاش کرده است به پلیس گفت‪ :‬من‬ ‫اطالعی از این رابطه نداشتم و هنوز ‪ 3‬ماه‬ ‫از ازدواج‌مان نگذشته بود که سهیل به من‬ ‫زنگ زد و ادعا کرد از گذشته تا حاال با‬ ‫همسرم رابطه دارد و من باید از وی جدا‬ ‫شوم و با نشانه‌هایی که داد مطمئن شدم‬ ‫وی راست می‌گوید‪ .‬از شدت ناراحتی‬ ‫نمی‌‌دانستم چه کار کنم ابتدا تصمیم گرفتم‬ ‫مریم را به قتل برسانم و به خانه رفتم و وی‬ ‫را زیر باد کتک گرفتم و می‌خواستم وی را‬ ‫خفه کنم ولی دلم نیامد و با ادعای مریم که‬ ‫نشان می‌داد سهیل از وی فیلم تهیه کرده و با‬ ‫تهدید دست به این کار زده است کمی آرام‬ ‫گرفتم و با طراحی نقشه‌ای تصمیم به قتل‬ ‫گرفتیم و از این کار نیز هیچ عذاب وجدانی‬ ‫نداریم‪.‬‬ ‫پس از اعترافات زن و شوهر جوان بازسازی‬ ‫صحنه جنایت توسط کارآگاهان صورت‬ ‫گرفت و آنان به تشریح جزئیات دیگر‬ ‫پرداختند و پرونده پس از تکمیل تحقیقات‬

‫برای صدور قرار مجرمیت به شعبه سوم‬ ‫بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران ارجاع‬ ‫شد که بازپرس جمشیدی پس از بررسی‬ ‫نهایی‪ ،‬پرونده را برای صدور حکم به دادگاه‬ ‫کیفری استان تهران ارسال کرد‪.‬‬

‫مرد مست از سقوط ‪ ۱۵‬طبقه‌ای‬ ‫جان سالم به در برد‬ ‫یک مرد ‪ ۲۰‬ساله بریتانیایی در کمال خوش‬ ‫اقبالی از سقوط از طبقه پانزدهم ساختمانی‬ ‫در نیوزلند‪ ،‬زنده ماند‪ .‬او که کامال مست‬ ‫بوده‪ ،‬قصد داشته از طریق بالکن همسایه‬ ‫وارد خانه‌اش شود‪ .‬وی پس از سقوط‪ ،‬تنها‬ ‫آسیبی سطحی دیده است‪.‬‬ ‫یک مرد بریتانیایی در حالی که کامال مست‬ ‫بوده‪ ،‬بامداد روز یک‌شنبه (‪ ۱۶‬ژوئن‪۲۶/‬‬ ‫خرداد) به خانه‌می‌رسد اما چون کلید به‬ ‫همراه نداشته‪ ،‬تصمیم می‌گیرد از طریق‬ ‫بالکن همسایه طبقه باالیی وارد خانه شود‪.‬‬ ‫به نوشته روزنامه "نیوزلند هرالد" اصرار‬ ‫همسایه و تالش وی برای ممانعت از این‬ ‫کار نتیجه نمی‌دهد و مرد مست در حین گذر‬

‫از روی نرده‌ها‪ ،‬تعادل خود را از دست داده‬ ‫و از طبقه ‪ ۱۵‬سقوط می‌کند‪.‬‬ ‫اما در کمال خوش شانسی وی نه تنها‬ ‫روی سقف ورودی ساختمان همسایه فرود‬ ‫می‌آید بلکه با برداشتن تنها چند خراش و‬ ‫آسیب مختصر از این حادثه جان سالم به در‬ ‫می‌برد‪.‬‬ ‫دکتر تونی اسمیت‪ ،‬پزشک بیمارستانی که‬ ‫این مرد در آن تحت مداوا قرار گرفته‪ ،‬زنده‬ ‫ماندن از سقوطی از این ارتفاع را "بسیار‬ ‫غیر عادی" دانسته است‪.‬‬


‫‪70‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫اوایل دی‌ماه سال‌‪« 91‬اکبر» برای رفتن به‬ ‫محل کارش خانه را ترک کرد و در حالی‬ ‫که عقربه‌ها ساعت ‪ 11‬صبح را نشان می‌داد‬ ‫وی در تماس‌هایی که با خانه و همسرش‬ ‫می‌گرفت بی‌جواب در انتظار بود و با‬ ‫گذشت زمان‪ ،‬بی‌خبری از همسرش وی را‬ ‫نگران کرده بود تا اینکه تصمیم گرفت به‬ ‫خانه بازگردد‪.‬ساعت ‪ 12‬اکبر وقتی وارد‬ ‫خانه‌اش در ساختمان ‪ 5‬طبقه‌ای در غرب‬ ‫تهران شد خود را برابر صحنه عجیبی دید‪.‬‬ ‫به هم ریختگی در سالن خانه مرد را نگران‬ ‫کرده بود و هر چه صدا می‌زد از همسرش‬ ‫صدایی به گوش نمی‌رسید تا اینکه برای‬ ‫جست‌وجوی همسرش به داخل اتاق خواب‬

‫رفت و دید وی با دست و پا و دهان بسته‬ ‫روی تخت خوابیده است‪ .‬اکبر که با دیدن‬ ‫این صحنه شوکه شده بود با آزاد کردن‬ ‫همسرش‪ ،‬پلیس را در جریان سناریوی‬ ‫سرقت وحشت‌آوری قرار داد‪ .‬با اعالم این‬ ‫خبر تیمی از ماموران پلیس کالنتری پای‬ ‫در محل سرقت گذاشتند و زن جوان که باور‬ ‫نمی‌کرد در دام دزدان گرفتار شده به ماموران‬ ‫گفت‪ :‬بعد از اینکه همسرم از خانه خارج‬ ‫شد‪ ،‬ساعت ‪ 10‬صبح بود که زنگ خانه‬ ‫چند بار به صدا درآمد و وقتی سراغ آیفون‬ ‫رفتم دختر جوانی با اشک التماس کرد که‬ ‫کمکش کنم و ادعا کرد دزدان در تعقیبش‬ ‫هستند که من نیز برای کمک در را باز کردم‬

‫و دختر به سرعت وارد ساختمان شد و زمانی‬ ‫که جلوی در منتظرش بودم‪ ،‬دختر خودش را‬ ‫در آغوش من جا داد که همان لحظه ‪ 2‬مرد‬ ‫دیگر پشت سرش از پله‌ها باال آمدند و زمانی‬ ‫که خواستم سر و صدا کنم دختر که ادعا‬ ‫می‌کرد دزدان به دنبالش هستند دهانم را‬ ‫گرفت و سپس به کمک همدستانش دست‬ ‫و پاهایم را به تخت بستند و به راحتی طال‪،‬‬ ‫پول‌ها و وسایل کوچک باارزش را دزدیدند‪.‬‬ ‫با ادعاهای این زن‪ ،‬ماموران که ردی از‬ ‫دزدان خانه نداشتند خواستند به کمک زن‬ ‫جوان چهره فرضی دزدان را به دست آورند‬ ‫اما این زن به خاطر ترس و شوکه شدن‬ ‫چهره آنان را فراموش کرده بود‪.‬ماموران که‬ ‫در تجسس‌ها به درهای بسته خورده بودند‬ ‫در گام بعدی تحقیقات پی بردند سرقت‬ ‫مشابه دیگری در غرب پایتخت رخ داده‬ ‫است‪ .‬ماموران دریافتند زن جوان در خانه‬ ‫همراه دختربچه ‪ 4‬ساله‌اش در دام دزدان‬ ‫گرفتار شده‌اند‪.‬ماموران در این مرحله متوجه‬ ‫شدند آیفون تصویری خانه چهره دختر‬ ‫جوان را که به بهانه فرار از دست زورگیران‬ ‫وارد ساختمان شده بود ضبط کرده است‪.‬‬ ‫با به دست آمدن این سرنخ‪ ،‬ماموران با در‬ ‫دست داشتن تصویر نقش اول سناریوی‬ ‫دزدان خانه سراغ آلبوم مجرمان سابقه‌دار‬ ‫رفتند و دیدند دختر تبهکار هیچ سابقه‌ای‬ ‫ندارد‪.‬ماموران در چند تیم عملیاتی دیگر‬ ‫محدوده غرب تهران را تحت نظر گرفتند‬ ‫و پی بردند دزدان این بار در شرق تهران‬ ‫دست به سرقت‌های مشابه زده‌اند‪ .‬پلیس‬ ‫که تحقیقاتش به درهای بسته خورده بود‬ ‫و خود را برابر باندی حرفه‌ای می‌دید به‬ ‫دنبال سرنخی از دزدان بود تا اینکه یکی‬ ‫از طعمه‌های این باند در تماس با پلیس‬ ‫از در دست داشتن چهره دزدان خبر داد‪.‬‬ ‫دزدان این بار به خانه‌ای رفته بودند که‬ ‫مجهز به دوربین مداربسته بود و ماموران با‬ ‫به دست آوردن چهره دزدان توانستند یکی‬ ‫از آنان را که «فریدون» ‪ 35‬ساله نام دارد‬ ‫شناسایی کنند و خیلی زود مخفیگاهش در‬ ‫ورامین را ردیابی کرده و وی را همراه ‪2‬‬ ‫تن از همدستانش دستگیر کردند‪« .‬ساناز»‬ ‫‪ 25‬ساله و «احمد» ‪ 28‬ساله وقتی خود را‬ ‫پیش روی طعمه‌هایشان دیدند ناچار لب به‬ ‫اعتراف گشودند‪.‬‬

‫مرگ سایه ابلیس در دسیسه‬ ‫نوعروس‬

‫اواخر آذرماه سال گذشته موبایل مرد جوانی‬

‫که تازه ازدواج کرده بود به صدا درآمد و‬ ‫آن سوی خط مرد ناشناسی با ادعاهایی تلخ‬ ‫گفت با همسرش ارتباط پنهانی داشته است‪.‬‬ ‫مرد جوان که از شنیدن اظهارات آن مرد عرق‬ ‫سردی روی پیشانی‌اش نشسته بود از شدت‬ ‫ناراحتی زبانش بند آمده بود و فقط گوش‬ ‫می‌کرد‪.‬‬ ‫وی هنگامی که شنید همسرش چه خطاهای‬ ‫نا��خشودنی داشته است خود را به خانه‬ ‫رساند و همسرش را زیر باد کتک گرفت‪.‬‬ ‫پس از اینکه کمی آرام شد زن جوان‬ ‫که متوجه شده بود همسرش برای چه‬ ‫عصبانیتش را روی سر وی خالی کرده با‬ ‫چشمانی گریان اعتراف تلخی کرد‪.‬‬ ‫وی که گریه می‌کرد به تازه‌داماد گفت‪ :‬سال‬ ‫گذشته که هنوز با تو ازدواج نکرده بودم‬ ‫با «سهیل» آشنا شدم‪ .‬وی که اظهار عالقه‬ ‫به من می‌کرد ادعا داشت مرا خیلی دوست‬

‫دارد و می‌خواهد به خواستگاری‌ام بیاید و با‬ ‫ترفند ازدواج مرا اغفال کرد تا اینکه فهمیدم‬ ‫وی جوان شیادی است که با سوءاستفاده از‬ ‫سادگی من قصد بی‌آبرو کردنم را دارد‪ ،‬به‬ ‫این خاطر ارتباطم با وی را برای همیشه قطع‬ ‫کردم و حتی با توجه به اینکه ادعا می‌کرد‬ ‫از من فیلم تهیه کرده باز هم از ارتباط با وی‬ ‫چشم‌پوشی‌کردم و تصمیم گرفتم با ازدواج‬ ‫با تو زندگی و عشق تازه‌ای را شروع‌ کنم‪.‬‬ ‫با رازگشایی‌های زجرآور نوعروس‪ ،‬همسرش‬ ‫که بشدت ناراحت بود و کینه مرد ناشناس را‬ ‫در دل داشت به طراحی نقشه هولناکی دست‬ ‫زد و تصمیم به قتل وی گرفت و از همسرش‬ ‫خواست تا با تماس با سهیل از وی بخواهد‬ ‫که به خانه بیاید‪.‬‬ ‫در ادامه زن جوان به موبایل مرد شوم زنگ‬

‫زد و با وی قرار گذاشت و موفق شد سهیل‬ ‫را به خانه بکشاند و این مرد که نمی‌دانست‬ ‫چه سرنوشت مرگباری در انتظارش است‬ ‫پا در دام گذاشت‪ .‬هنگامی که سهیل وارد‬ ‫خانه شد و قصد اجرای نقشه‌اش را داشت‬ ‫زن جوان با چاقو ضربه‌ای به وی زد و در‬ ‫ادامه شوهرش نیز که داخل کمد‌دیواری‬ ‫پنهان شده بود بیرون آمد و با چاقو به جان‬ ‫وی افتاد و مرد هوسران را به کام مرگ فرو‬ ‫فرستاد‪ .‬این زن و مرد وقتی به خود آمدند‬ ‫جسد سهیل که به طرز هولناکی به قتل رسیده‬ ‫بود وسط اتاق خواب افتاده بود و آنان برای‬ ‫اینکه کسی از راز آنان باخبر نشوند جسد را‬ ‫پتو‌پیچ کرده و نیمه‌های شب داخل صندوق‬ ‫عقب ماشین گذاشته و در بیابان‌های بیرون‬ ‫شهر رها کردند سپس به خانه بازگشتند و‬ ‫آثار درگیری و خون‌هایی که در اتاق خواب‬ ‫و صندوق عقب ریخته شده بود را از بین‬ ‫بردند تا چنانچه پلیس برای تحقیقات‬ ‫مراجعه کرد به چیزی شک نکند‪.‬‬

‫باگذشت چند روز از بی‌خبری خانواده‬ ‫سهیل از سرنوشت وی‪ ،‬آنان با مراجعه به‬ ‫دادسرای امور جنایی تهران از بازپرس‬ ‫خواستند تا پلیس ردی از پسرشان بگیرد‬ ‫که بدین‌ترتیب رسیدگی به این ماجرا در‬ ‫دستور تیمی از اداره ‪ 11‬پلیس آ‌گاهی تهران‬ ‫قرار گرفت و آنان تجسس‌های میدانی خود‬ ‫را برای یافتن سرنخی از سرنوشت سهیل‬ ‫آغاز کردند‪ .‬پلیس در بررسی‌های خود از‬ ‫بیمارستان‌ها‪ ،‬مراکز درمانی‪ ،‬پزشکی‌قانونی‬ ‫و زندان‌ها دریافت هیچ خبری از سرنوشت‬ ‫وی در دست نیست بنابراین تحقیقات‬ ‫خود را روی ارتباطات وی و پاتوق‌هایش‬ ‫متمرکز کرد و دریافت وی با زن جوانی‬ ‫به نام «مریم» ارتباط تلفنی داشته است و‬ ‫آخرین بار نیز با وی صحبت کرده است‪.‬‬ ‫بدین ترتیب مریم تحت بازجویی قرار گرفت‬


‫‪69‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫ماموران پلیس کالنتری سر صحنه حاضر‬ ‫شدند‪ .‬تجسس‌های پلیسی نشان از آن داشت‬ ‫که دزد به راحتی و بدون شکستن درها وارد‬ ‫خانه شده و دست به سرقت ‪ 3‬سکه طال و‬ ‫پول‌ها زده است‪ .‬در این مرحله ماموران که‬ ‫ردی از دزد نامرئی نداشتند به سراغ فیلم‬ ‫دوربین‌های مداربسته جلوی در ورودی‬ ‫ساختمان رفتند و به بررسی آنها پرداختند‪.‬‬

‫اردیبهشت‌ماه بود که به میهمانی یکی از‬ ‫دوستانم رفته بودیم‪ .‬ساعت ‪ 12‬شب همراه‬ ‫خانواده‌ام به خانه بازگشتیم و همه چیز‬ ‫عادی به نظر می‌رسید و در خانه نیز بسته‬ ‫بود‪ .‬وقتی وارد خانه شدیم همسرم رفت‬ ‫تا طالها را داخل صندوقچه‌ای بگذارد که‬ ‫متوجه شد چند سکه و طال که برگه فروش‬ ‫آنها نیز در کنارش بود دزدیده شده است‪.‬‬

‫در بررسی فیلم‌ها فرد مشکوکی دیده نمی‌شد‬ ‫و افراد غریبه که قصد ورود به ساختمان را‬ ‫داشتند با هماهنگی سرایدار وارد ساختمان‬ ‫می‌شدند‪.‬‬

‫ابتدا فکر کردیم شاید آنها را در جای‬ ‫دیگری گذاشته باشیم اما در جست‌و جوی‬ ‫خانه متوجه شدیم ‪ 600‬دالر نیز دزدیده‬ ‫شده است‪.‬‬

‫تجسس‌ها به درهای بسته خورد و پلیس‬ ‫احتمال داد که دزدی زیر سر یکی از اهالی‬ ‫برج است‪ ،‬این فرضیه در حالی مطرح بود‬ ‫که همه اهالی ساختمان ثروتمند بودند‪.‬‬

‫پلیس با سناریوی عجیبی روبه‌رو شده‬ ‫بود و در بررسی در ورودی خانه پی برد‬ ‫خانه‌هایی که از آنها سرقت شده معموال‬ ‫صاحبخانه بعد از خروج از خانه درها را‬ ‫قفل نکرده است و دزد نامرئی درها را به‬ ‫راحتی و با استفاده از کارت‌های بانکی‬ ‫باز می‌کند و فرضیه اینکه دزد از اهالی‬ ‫ساختمان باشد‪ ،‬قوت گرفت‪ .‬پلیس در‬ ‫گام بعدی شروع به تحقیقات گسترده کرد‬ ‫تا اینکه یکی از جوانان ساختمان ادعای‬

‫سرقت‌های مشابه دیگری در این برج‬ ‫اعیانی رخ داد و پلیس هیچ سرنخی از‬ ‫دزد نامرئی به دست نیاورد‪ .‬یکی دیگر از‬ ‫اهالی ساختمان که خانه‌اش مورد سرقت‬ ‫قرار گرفته بود‪ ،‬به پلیس گفت‪ :‬روز ‪10‬‬

‫عجیبی داشت و گفت‪ :‬اهالی ساختمان‬ ‫همگی سال‌هاست که با هم آشنا هستند و‬ ‫رابطه دوستانه دارند و گاهی اوقات پسرها‬ ‫با هم به تفریح می‌روند و از زندگی هم نیز‬ ‫باخبرند اما مدتی است که به رفتارهای یکی‬ ‫از هم‌سن و سال‌هایمان که آرش نام دارد‪،‬‬ ‫مشکوک شده‌ام‪ .‬الیاس در ادامه گفت‪ :‬آرش‬ ‫بعد از اینکه در دانشگاه قبول نشد‪ ،‬دنبال‬ ‫کاری می‌گشت و از محدودیت‌هایی که‬ ‫خانواده‌اش برایش ایجاد کرده بودند با من‬ ‫حرف می‌زد اما بعد از ‪ 6‬ماه پیش من آمد و‬ ‫گفت دنبال خرید خودرو است‪.‬‬ ‫وقتی درباره پول خودرو از آرش پرسیدم وی‬ ‫گفت با یکی از دوستانش وارد بازار بورس‬ ‫شده و توانسته سود زیادی به دست آورد‬ ‫اما وقتی یک روز اتفاقی پدر آرش را در‬ ‫آسانسور دیدم شنیدم که آرش در یک مغازه‬ ‫لباس‌فروشی کار می‌کند و احساس می‌کنم‬ ‫دزدی‌ها کار آرش باشد‪ .‬با به دست آمدن‬ ‫این سرنخ‪ ،‬پلیس سراغ خانواده آرش رفت و‬ ‫در تجسس‌ها مشخص شد پدر و مادر آرش‬ ‫از خرید خودروی پسرشان اظهار بی‌خبری‬ ‫می‌کنند که با همین ردپاها فرضیه دزد بودن‬ ‫پسر جوان پررنگ‌تر شد‪ .‬در این مرحله‬ ‫پلیس به مغازه لباس‌فروشی که آرش در آن‬ ‫کار می‌کرد رفت و پسر شیک‌پوش را تحت‬ ‫بازجویی قرار داد‪ .‬آرش اصرار بر بی‌گناهی‬ ‫داشت اما وقتی فهمید پلیس از ماجرای‬ ‫خرید پژو ‪ 206‬سفیدرنگش باخبر شده و در‬ ‫بازجویی‌های فنی در دام تناقض‌گویی‌هایش‬ ‫گرفتار شد لب به اعتراف گشود‪ .‬دزد نامرئی‬ ‫برج اعیانی در ادعاهایش گفت‪ :‬یک بار‬ ‫کلید را داخل خانه جا گذاشتیم چون در‬ ‫قفل نشده بود‪ ،‬با کارت عابربانک توانستیم‬ ‫در را باز کنیم و بعد از اینکه تصمیم گرفتم‬ ‫دزدی کنم‪ ،‬با همان شیوه کارت‌زنی دست‬ ‫به سرقت می‌زدم‪ .‬وی در ادامه گفت‪ :‬بیرون‬ ‫از ساختمان می‌ایستادم و وقتی می‌دیدم‬ ‫یکی از اهالی ساختمان به همراه خانواده‌اش‬ ‫از مجتمع خارج می‌شود‪ ،‬خیلی زود وارد‬ ‫ساختمان می‌شدم و دست به سرقت می‌زدم‬ ‫و چون نمی‌خواستم کسی به من شک کند به‬ ‫مغازه لباس‌فروشی دوستم می‌رفتم و بعضی‬ ‫اوقات کمکش می‌کردم‪.‬‬ ‫بنا بر این گزارش‪ ،‬تحقیقات برای افشای‬ ‫دیگر جرائم احتمالی این تبهکار جوان ادامه‬ ‫دارد‪.‬‬

‫جنایت یک زن کولی در میدان‬ ‫میوه‬ ‫یک زن کولی که در میدان میوه و تره‌بار‬ ‫پایتخت دستفروشی می‌کرد مردی را با‬ ‫ضربه‌ای مرگبار از پای درآورد و فراری شد‪.‬‬ ‫ساعت یک ظهر ‪ 25‬اردیبهشت‌ماه سال‬ ‫جاری‪ ،‬گزارش به قتل رسیدن راننده جوانی‬ ‫در میدان میوه و تره‌بار تهران به پلیس‬ ‫‪ 110‬گزارش شد و تیمی از کالنتری ‪152‬‬ ‫خانی‌آباد برای بررسی این ماجرا وارد عمل‬ ‫شد‪ .‬دقایقی بعد تیمی از اداره ویژه قتل‬ ‫با دستور بازپرس قریشی‌زاده از شعبه دوم‬ ‫دادسرای امور جنایی تهران وارد عمل شد‬ ‫و به تحقیقات میدانی دست زد‪ .‬یکی از‬ ‫شاهدان درگیری مرگبار به تیم جنایی گفت‪:‬‬ ‫«محمود» راننده خاور است و از شهرهای‬ ‫مختلف بار میوه به تهران می‌آورد‪ ،‬امروز‬ ‫وقتی مقابل حجره‌مان رسید از یک زن‬ ‫کولی که در جای پارک خودروها ایستاده‬ ‫بود خواست کنار برود تا بتواند خاور را‬ ‫پارک کند ولی آن زن با رفتار پرخاشگرانه‬ ‫کنار رفت و بین آن دو دعوا شد و زن‬ ‫کولی که بساط چاقو داشت با یکی از‬ ‫چاقوهایش ضربه‌ای به سینه محمود زد‪.‬وی‬ ‫در ادامه افزود‪ :‬من و دیگر حجره‌داران باور‬ ‫نمی‌کردیم این زن دست به چاقو شود و‬ ‫جنایت باورنکردنی را رقم بزند‪ .‬زن کولی‬ ‫وقتی دید محمود روی زمین افتاده است‪،‬‬ ‫به سرعت دوید و سوار یک خودرو شد و‬ ‫از میدان میوه و تره‌بار فرار کرد‪ .‬کارآگاهان‬ ‫در ادامه بررسی‌هایشان دریافتند زن کولی‬ ‫هر روز به میدان میوه و تره‌بار می‌آمد و‬ ‫دستفروشی می‌کرد و کسی نیز از محل‬ ‫زندگی وی اطالعی ندارد‪ .‬بنا بر این گزارش‪،‬‬ ‫پلیس جنایی با چهره‌نگاری از کسانی که‬ ‫زن کولی را دیده بودند با به دست آوردن‬ ‫تصویر فرضی وی در تالش هستند سرنخی‬ ‫از مخفیگاه وی به دست آورند‪.‬‬

‫توطئه ‪ 2‬مرد و یک زن برای‬ ‫دزدی از زنان خانه‌دار‬ ‫‪2‬مرد و یک زن در توطئه ماهرانه‌ای وقتی‬ ‫زنان در خانه تنها بودند از دلسوزی‌های آنان‬ ‫استفاده کرده و به سرقت دست می‌زدند‪.‬‬


‫‪68‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫مادر محمد و همسایگان از هیچگونه‬ ‫تالشی برای نگهداری از محمد و خواهرش‬ ‫کوتاهی نکرده و حتی پس از متارکه ی‬ ‫محمد از همسرش‪ ،‬نگهداری و سرپرستی از‬ ‫پسر خردسال محمد را نیز به عهده گرفته و‬ ‫هیچگونه سابقه دستگیری و یا درگیری در‬ ‫محل سکونت ندارد و در حال حاضر نیز در‬ ‫دوران بازنشستگی به سر می‌برد‪.‬‬ ‫با توجه به اطالعات جدید بدست آمده در‬ ‫مسیر تحقیقات و اظهارات محمد به مأموران‬ ‫کالنتری که پیش از مرگ‪ ،‬ناپدری‌اش‬ ‫را عامل آتش سوزی معرفی کرده بود و‬ ‫همچنین تناقضات بدست آمده در اظهارات‬ ‫محسن‪ ،‬کارآگاهان به تحقیق از وی‬ ‫پرداخته اما او کماکان منکر هرگونه آتش‬ ‫سوزی عمدی بود تا نهایت ًا در ‪ 30‬خرداد‬ ‫سال جاری لب به اعتراف گشوده و ضمن‬ ‫اعتراف به ریختن بنزین به داخل زیر زمین‬ ‫از طریق هواکش‪ ،‬عنوان داشت ‪" :‬من قصد‬ ‫آتش زدن ساختمان را نداشتم و حتی کبریت‬ ‫را هم روشن نکردم بلکه تنها قصد ترساندن‬ ‫محمد و دوستانش را داشتم تا دیگر برای‬ ‫مصرف مواد به خانه من نیایند‪.‬‬ ‫محسن در ادامه اعترافات خود به کارآگاهان‬ ‫گفت‪ :‬پس ا�� فوت همسر اولم ‪ ،‬در حدود‬ ‫‪ 15‬سال پیش با مادر محمد ازدواج کرده و‬ ‫از دو فرزندش همانند فرزندانم نگهداری و‬ ‫آنها را بزرگ کردم؛ روز حادثه من به همراه‬ ‫نوه‌ام (پسر محمد) در منزل خواب بودم و‬ ‫وقتی بیدار شدم‪ ،‬وارد حیاط شده و متوجه‬ ‫شدم که محمد مجدد ًا به همراه دوستانش‬ ‫در داخل زیر زمین در حال مصرف مواد‬ ‫هستند؛ محمد همیشه در داخل حیاط بنزین‬ ‫نگه می‌داشت‪ ،‬بنزین را از گوشه حیاط‬ ‫برداشته و از طریق هواکش به داخل زیر‬ ‫زمین ریختم که ناگهان زیر زمین آتش‬ ‫گرفت؛ من کبریت را روشن نکردم ولی چون‬ ‫در داخل زیر زمین پیک نیک روشن بود و‬ ‫محمد و دوستانش در آنجا مواد مصرف می‬ ‫کردند‪ ،‬به یک‌باره زیرزمین آتش گرفت‪.‬‬ ‫محسن در ادامه اعترافات خود به کارآگاهان‬ ‫گفت‪ :‬من قصد کشتن کسی را نداشتم ولی‬ ‫چون زیرزمین خانه‌ام به محل تردد افراد‬ ‫معتاد و مصرف موادمخدر تبدیل شده بود‪،‬‬ ‫به قصد آتش زدن اموال دزدی که دوستان‬ ‫محمد در زیر زمین نگهداری می‌کردند و‬ ‫همچنین ترساندن محمد و دوستانش اقدام‬ ‫به ریختن بنزین کردم که یکباره همه جا‬ ‫آتش گرفت‪.‬‬

‫سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده‪ ،‬معاون‬ ‫مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران‬ ‫بزرگ‪ ،‬با اعالم این خبر اعالم کرد‪ :‬با توجه‬ ‫به اعترافات صریح متهم و جهت انجام‬ ‫تحقیقات تکمیلی‪ ،‬متهم با قرار بازداشت‬ ‫موقت در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی‬ ‫تهران بزرگ قرار گرفته است‪.‬‬

‫تصمیم نادرست یک جوان با‬ ‫شکست در دوئل کنکور‬ ‫‪«:‬آرش» ‪ 25‬ساله به عنوان یک دزد‬ ‫حرفه‌ای تازه‌کار با دستبند پیش روی‬ ‫بازپرس پرونده‌اش نشسته است‪ .‬پسر جوان‬ ‫در ادعاهایش گفت‪ :‬در خانواده‌ای پولدار‬ ‫زندگی می‌کنم و هیچ نیازی به پول ندارم‬ ‫و همه چیز در خانه برایم فراهم است اما‬ ‫سختگیری‌ها و مقایسه من با پسرهای‬ ‫هم‌سن و سال باعث شد تا برای ثابت کردن‬ ‫خودم به خانواده‪ ،‬دست به دزدی بزنم و با‬ ‫پول‌هایی که به دست می‌آورم بگویم روی‬ ‫پای خودم هستم‪.‬‬ ‫آرش از زندگی‌اش گفت‪ :‬با معدل ‪ 15‬در‬ ‫رشته ریاضی مدرک دیپلمم را گرفتم اما‬ ‫زمانی که در کنکور ورودی دانشگاه قبول‬ ‫نشدم‪ ،‬پدر و مادرم با نیش زبان زدن از‬ ‫اینکه با این شرایط خانوادگی نتوانستم در‬ ‫دانشگاه قبول شوم‪ ،‬مرا با پسرعمو و دیگر‬ ‫پسرای فامیل که از نظر زندگی همسطح یا‬ ‫پایین‌تر از ما هستند مقایسه کردند‪ ،‬با این‬ ‫اتفاق محدودیت‌هایی در زندگی‌ام به وجود‬ ‫آوردند‪.‬‬ ‫وی افزود‪ :‬روزهای نخست بیرون رفتن‬ ‫و تفریح با دوستانم را محدود کردند و‬ ‫خواستند برای به دست آوردن پول سرکار‬ ‫بروم و کارگری کنم‪ .‬شرایط برایم سخت شده‬ ‫بود و چون نمی‌خواستم پیش آنها کم بیاورم‬ ‫و قصد داشتم خودم را به آنها ثابت کنم‬ ‫تصمیم گرفتم یک راه سومی برای پولدار‬ ‫شدن داشته باشم و دست به این تبهکاری‬ ‫زدم‪.‬‬ ‫ردیابی‌های پلیس‬ ‫عصر ‪ 12‬فروردین‌ماه با مخابره ماجرای‬ ‫سرقت از خانه‌ای در یک مجتمع ‪ 30‬واحده‬ ‫در شمال پایتخت به پلیس ‪ ،110‬تیمی از‬


‫‪67‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫هیچ ارتباطی بین آنان وجود نداشته است‬ ‫و برداشت مهدی از این ماجرا یک توهم‬ ‫خیالی در دنیای شیشه‌ای بوده است‪.‬در ادامه‬ ‫چند روز پیش با دستور بازپرس سپید‌نامه‬ ‫بازسازی صحنه جنایت توسط مهدی و‬ ‫کارآگاهان در پلیس‌آگاهی تهران صورت‬ ‫گرفت و این مرد جنایتکار به تشریح صحنه‬ ‫جنایت‌هایش پرداخت‪.‬‬ ‫خودکشی در زندان‬ ‫روز ‪ 28‬خردادماه سال‌جاری مهدی که در‬ ‫زندان به سر می‌برد پیش از انتقال وی به‬ ‫پزشکی قانونی برای آزمایش سالمت روحی‬ ‫و روانی در زندان دست به خودکشی زد و با‬ ‫مرگ خود خواسته وی‌ دو پرونده دردناک‬ ‫دیگر برای همیشه بسته شد‪.‬‬

‫با انجام بررسی های کارشناسی از سوی‬ ‫تیم آتش نشانی‪ ،‬آتش سوزی از نوع عمدی‬ ‫تشخیص داده شد که پرونده با موضوع‬ ‫حریق عمدی تشکیل و به دستور بازپرس‬ ‫شعبه هشتم دادسرای ناحیه ‪ 4‬تهران‪ ،‬پرونده‬ ‫جهت انجام تحقیقات در اختیار تیم‬ ‫تجسس کالنتری ‪ 127‬نارمک قرار گرفت‪.‬‬ ‫مأموران با حضور در بیمارستان به تحقیق‬ ‫از مصدومین آتش سوزی پرداختند؛ پسر‬ ‫مالک ساختمان به نام محمد ‪ 34‬ساله در‬ ‫سخنان کوتاهی که توانسته بود برای مأموران‬

‫صدای پا شنیدم؛ محمد گفت که پدرم‬ ‫آمده؛ پس از دقایقی‪ ،‬صدای ریخته شدن‬ ‫آب و بالفاصله بوی بنزین را شنیدم؛ از‬ ‫محمد خواستم تا از زیرزمین بیرون رفته‬ ‫و موضوع را بررسی کند که ناگهان آتش‬ ‫تمامی زیرزمین را فرار گرفت‪.‬‬ ‫با توجه به تحقیقات اولیه‪ ،‬مأموران به‬ ‫تحقیق از مالک ساختمان به نام محسن‬ ‫‪ 76‬ساله پرداختند و او در اظهاراتش بیان‬ ‫کرد‪ :‬من خواب بودم و با صدای داد و‬ ‫بیداد بیرون آمدم که متوجه شدم آتش سوزی‬

‫با آغاز رسیدگی به پرونده‪ ،‬کارآگاهان به‬ ‫تحقیقات میدانی از محل آتش سوزی‬ ‫پرداخته و اطالع پیدا کردند که محمد‬ ‫اعتیاد شدیدی به مصرف موادمخدر از‬ ‫نوع شیشه داشته و به همین علت‪ ،‬همسرش‬ ‫در حدود دو سال پیش از وی متارکه کرده‬ ‫است‪.‬‬

‫جوان معتاد در آتش تنبیه ناپدری‬ ‫سوخت‬ ‫ناپدری که به قصد ترساندن فرزندخوانده‬ ‫معتادش‪ ،‬در محل کشیدن مواد مخدر وب‬ ‫بنزین ریخت‪ ،‬باعث آتش‌سوزی و در نهایت‬ ‫مرگ جوان معتاد شد‪.‬‬ ‫‪ ،‬روز ‪ 11‬آذر سال گذشته از طریق مرکز‬ ‫فوریت های پلیسی ‪ 110‬وقوع یک فقره‬ ‫آتش سوزی در خیابان سبالن شمالی به‬ ‫کالنتری ‪ 127‬نارمک اعالم شد‪.‬‬ ‫پس از انجام عملیات اطفای حریق از سوی‬ ‫تیم آتش نشانی‪ ،‬در تحقیقات اولیه مأموران‬ ‫اطالع پیدا کردند که بر اثر آتش سوزی‬ ‫سه نفر از جمله پسر مالک ساختمان دچار‬ ‫سوختگی شده‌اند که هماهنگی‌های الزم‬ ‫انجام و هر سه مصدوم توسط اورژانس به‬ ‫بیمارستان منتقل شدند‪.‬‬

‫در شرایطی که رسیدگی به پرونده در دستور‬ ‫کار مأموران تجسس کالنتری ‪127‬‬ ‫نارمک قرار داشت‪ ،‬از سوی بیمارستان‬ ‫به کالنتری اعالم شد که محمد بر اثر‬ ‫شدت جراحت‌های ناشی از آتش سوزی‬ ‫فوت کرده است؛ با توجه به اعالم نظریه‬ ‫کارشناسی آتش نشانی در خصوص عمدی‬ ‫بودن آتش سوزی و اعالم نظریه تیم پزشکی‬ ‫در خصوص مرگ بر اثر شدت جراحت‬ ‫ناشی از سوختگی‪ ،‬پرونده با موضوع فوت‬ ‫مشکوک تشکیل و به دستور بازپرس شعبه‬ ‫دهم دادسرای ناحیه ‪ 27‬تهران‪ ،‬پرونده‬ ‫جهت ادامه رسیدگی و انجام تحقیقات‬ ‫تخصصی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی‬ ‫تهران بزرگ قرار گرفت‪.‬‬

‫بیان کند‪ ،‬به آن‌ها گفته بود که در هنگام‬ ‫غروب به همراه دو نفر از دوستانم در زیر‬ ‫زمین نشسته بودم که یکی از دوستانم بوی‬ ‫بنزین حس کرد وقتی قصد داشتم تا از زیر‬ ‫زمین بیرون آمده و موضوع را بررسی نمایم‬ ‫که ناگهان اتاق منفجر شد و همه جا آتش‬ ‫گرفت‪.‬‬ ‫یکی از مصدومان حادثه نیز در اظهاراتش‬ ‫به مأموران گفت‪ :‬به همراه داوود و محمد‬ ‫در داخل اتاق زیرزمین نشسته بودیم که‬

‫اتفاق افتاده است‪.‬‬ ‫مادر محمد نیز در اظهاراتش به مأموران‬ ‫گفت‪ :‬که حدود ‪ 2‬ساعت قبل از حادثه‬ ‫از منزل خارج و به خانه یکی از همسایه‌ها‬ ‫رفته بودم؛ پس از دقایقی از سر و صدای‬ ‫همسایه‌ها به داخل کوچه آمده و متوجه شدم‬ ‫که منزلم آتش گرفته و پسرم به همراه دو‬ ‫نفر دیگر که در زیر زمین خانه بودند دچار‬ ‫سوختگی شده که هر سه نفر توسط اورژانس‬ ‫به بیمارستان منتقل شدند‪.‬‬

‫در ادامه تحقیقات مشخص شد که برابر‬ ‫اظهارات همسایگان و همچنین پدر و مادر‬ ‫محمد‪ ،‬زیر زمین منزل آنها توسط محمد‬ ‫به مکانی برای تردد افراد معتاد و مصرف‬ ‫موادمخدر تبدیل شده است؛ مادر محمد در‬ ‫اظهاراتش به کارآگاهان گفت‪ :‬پسرم بیکار‬ ‫بود و به موادمخدر شیشه اعتیاد داشت؛ او‬ ‫افراد ناباب و خالفکار را به خانه می‌آورد و‬ ‫با آنها در زیر زمین مواد مصرف می‌کرد و‬ ‫همین موضوع باعث اعتراض همسایگان و‬ ‫خانواده‌ها شده بود اما او به هیچ عنوان به‬ ‫این اعتراضات توجه نداشت‪.‬‬ ‫کارآگاهان اداره دهم در ادامه تحقیقات‬ ‫اطالع پیدا کردند که محسن‪ ،‬در حقیقت‬ ‫پدر واقعی محمد نبوده و در حدود ‪15‬‬ ‫سال پیش‪ ،‬پس از فوت همسر سابقش با‬ ‫مادر محمد ازدواج کرده و برابر اظهارات‬


‫‪66‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫کشف پفک با طعم حشیش‬ ‫ماموران ایستگاه شهید مدنی مهریز استان یزد با‬ ‫متوقف کردن یک خودرو ‪ 35‬کیلو حشیش را‬ ‫کشف کردند‪.‬‬ ‫به نقل از پایگاه پلیس‪ ،‬سرهنگ ستوده نیا‬ ‫رییس پلیس مبارزه با مواد مخدر استان یزد‬ ‫گفت‪ :‬ماموران ایستگاه شهید مدنی مهریز در‬ ‫حین کنترل خودرو های عبوری با متوقف کردن‬ ‫یک دستگاه نیسان موفق شدند ‪ 35‬کیلو حشیش‬ ‫را از سوداگران مرگ کشف و ضبط کنند‪.‬‬ ‫وی تشریح کرد‪ :‬این مقدار مواد در البالی بار‬ ‫پفک و ساندیس جاسازی شده بود که با تیز بینی‬ ‫و هوشیاری مامورین کشف شد‪.‬‬ ‫رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر گفت‪:‬‬ ‫با توقیف خودرو حامل مواد مخدر دو نفر‬ ‫قاچاقچی دستگیر و با تشکیل پرونده به مراجع‬ ‫قضایی معرفی شدند‪.‬‬

‫عامل توهم زده ‪ 2‬جنایت در‬ ‫زندان خودکشی کرد‬ ‫عامل توهم زده دو جنایت که در دنیای‬ ‫شیشه‌ای تصور می‌کرد بین همسر و مرد‬ ‫آشنایی رابطه پنهانی وجود دارد‪ ،‬در زندان‬ ‫خودکشی کرد‪.‬این مرد که به کام مرگ‬ ‫فرو رفته است‪ ،‬ابتدا همسرش را از پنجره‬ ‫خانه‌شان به بیرون پرتاب کرد‪ ،‬سپس در‬ ‫گرمخانه مهندسی را کشت‪.‬‬ ‫سقوط مرگبار‬ ‫ساعت ‪ 3‬عصر ‪ 26‬اردیبهشت ماه سال‬

‫جاری گزارش سقوط زنی ‪ 39‬ساله به نام‬ ‫خدیجه از طبقه سوم ساختمانی در خیابان‬ ‫سینا به پلیس ‪ 110‬مخابره شد و دقایقی‬ ‫بعد تیمی از کالنتری برای بررسی این ماجرا‬ ‫وارد عمل شدند و با مراجعه به ساختمان‬ ‫‪ 4‬طبقه با جسد غرق در خون این زن که‬ ‫به طرز هولناکی به کام مرگ فرو رفته بود‪،‬‬ ‫روبه‌رو شدند‪.‬بررسی‌های ابتدایی پلیس از‬ ‫محل سقوط و آپارتمان این زن نشان می‌داد‬ ‫وی در حال باز کردن پرده اتاق بود که به‬ ‫طرز مرموزی سقوط کرده است‪.‬با مخابره‬ ‫این حادثه به بازپرس سپیدنامه از شعبه‬ ‫دهم دادسرای امور جنایی تهران وی با‬ ‫حاضر شدن در صحنه سقوط و بررسی‌های‬ ‫تخصصی از پزشکی قانونی خواست تا علت‬ ‫دقیق مرگ را مشخص کند و در ادامه تیمی‬ ‫از اداره ‪ 10‬پلیس آگاهی دستور داد تا به‬ ‫تجسس‌های میدانی دست بزنند‪.‬‬ ‫شوهر خدیجه که از شدت ناراحتی توان‬ ‫صحبت با پلیس را نداشت‪ ،‬در بازجویی‌ها‬ ‫به آنان گفت‪ :‬من و خدیجه چند ماه بیشتر‬ ‫نبود که ازدواج کرده بودیم و زندگی بسیار‬ ‫خو��ی داشتیم‪ ،‬ساعتی پیش من مشغول‬ ‫تماشای تلویزیون بودم که دیدم وی‬ ‫چارپایه‌ای را برابر پنجره گذاشته و در حال‬ ‫باز کردن پرده است‪ ،‬در حالی که همسرم‬ ‫پنجره را باز کرده بود تا هوای خانه تازه‬ ‫شود‪ ،‬نمی‌دانم چطور شد که پایش روی‬ ‫آخرین پله لیز خورد و از پنجره به بیرون‬ ‫پرتاب شد‪ .‬با دیدن این صحنه شوکه شده‬ ‫بودم‪ ،‬دویدم تا ببینم چه اتفاقی افتاده است‬ ‫که صحنه‌ای را دیدم که مدام برابر چشمانم‬ ‫است‪.‬‬ ‫قتل در گرمخانه‬ ‫در ادامه همچنان‌که تیم جنایی در حال‬

‫تحقیقات بود‪ ،‬ساعت ‪ 8‬صبح روز بعد‬ ‫از این ماجرا‪ ،‬گزارش قتل مرد جوانی در‬ ‫ساختمان گرمخانه‌ای در منطقه شرق تهران‬ ‫به آنان گزارش شد که شواهد نشان می‌داد‬ ‫این کارمند شهرداری به طرز فجیعی به قتل‬ ‫رسیده است‪.‬تیم جنایی در قتلگاه پی بردند‬ ‫که قربانی حجت نام دارد و با توجه به‬ ‫این‌که افراد بی‌سرپرست و بالمکانی شب‌ها‬ ‫در این گرمخانه حضور داشتند‪ ،‬تیم جنایی‬ ‫تحقیقات خود را از چند نفر از کارمندان‬ ‫آغاز کردند و سرنخ عجیبی به دست آوردند‪.‬‬ ‫یکی از کارمندان که می‌دانست شب گذشته‬ ‫چه کسی مهمان حجت بوده است‪ ،‬به پلیس‬ ‫گفت‪ :‬شب گذشته مردی به نام مهدی مهمان‬ ‫مهندس بود و وی نیز وضعیت روحی خوبی‬ ‫نداشت و چند ساعتی اینجا بود‪ ،‬وقتی‬ ‫مهندس بیرون آمد‪ ،‬به من گفت چه شانس‬ ‫بدی داشته است‪ ،‬دختری را که واسطه‬ ‫ازدواج با مهمانش بوده روز گذشته از پنجره‬ ‫به پایین پرتاب شده و از دنیا رفته است‪.‬‬ ‫سپس به من سفارش خرید چیزی داد تا از‬ ‫بیرون تهیه کنم و تا پایان شب که من سر کار‬ ‫بودم‪ ،‬مهمان مهندس نیز داخل اتاق بود‪.‬‬

‫کردم‪ .‬حجت نیز گفت که دربازجویی‌های‬ ‫بعدی نگویم که خدیجه را هل داده‌ام وگرنه‬ ‫به زندان می‌افتم‪.‬پس چند ساعتی پیش وی‬ ‫ماندم و متوجه چاقویی شدم که کنار میز‬ ‫حجت بود‪ ،‬احساس کردم وی می‌خواهد‬ ‫با آن به من حمله کند‪ .‬بنابراین بیدار ماندم‬ ‫تا وی بخوابد و من نیز از آنجا فرار کنم‪.‬‬ ‫ساعت ‪ 4‬صبح بود که حجت سرش را‬ ‫روی میز گذاشت و خوابید و من از فرصت‬

‫ارتباط ‪ 2‬جنایت‬ ‫با ادعای این مرد کارآگاهان در یافتند‬ ‫مهمان مهندس همان مردی است که همسرش‬ ‫در خیابان سینا به پایین پرتاب شده است‬ ‫و با توجه به ارتباط این دو پرونده خود را‬ ‫در برابر فرضیه دو جنایت مرموز دیدند و‬ ‫مهدی را دوباره تحت تحقیق گرفتند‪:‬مهدی‬ ‫ابتدا سعی کرد هرگونه قتل همسر و دخالت‬ ‫در مرگ مهندس آشنا را نپذیرد اما آثار‬ ‫انگشت روی چاقو که تشخیص هویت آن‬ ‫را مشخص کرده بود چاره‌ای جز اعتراف‬ ‫برای وی نگذاشت‪ .‬مهدی گفت‪ :‬من مدتی‬ ‫به شیشه اعتیاد داشتم و پس از ترک آن از‬ ‫طریق «حجت» با خدیجه آشنا شدم و پس‬ ‫از چندماه ازدواج کردیم و زندگی خوبی‬ ‫داشتیم‪ ،‬چند روز پیش به خاطر مشکلی‬ ‫که برایم به‌وجود آمده بود دوباره سراغ‬ ‫شیشه رفتم و در حالی که تلویزیون می‌دیدم‬ ‫احساس کردم همسرم به من خیانت می‌کند و‬ ‫رابطه پنهانی بین وی و مهندس وجود دارد‪.‬‬ ‫خیلی عصبانی بودم و هنگامی که دیدم وی‬ ‫باالی چهارپایه است و می‌خواهد پرده را‬ ‫باز کند‪ ،‬از فرصت استفاده کردم و وی را به‬ ‫پایین هل دادم‪.‬وی در ادامه افزود‪ :‬غروب‬ ‫همان روز به حجت زنگ زدم و گفتم‬ ‫می‌خواهم وی را ببینم و ساعت ‪ 10‬شب به‬ ‫گرمخانه رفتم و حقیقت را برایش تعریف‬

‫استفاده کردم و چاقو را برداشتم و چند‬ ‫ضربه‌ای به وی زدم و سپس از آنجا فرار‬ ‫کردم‪.‬‬ ‫بدبینی مرد شیشه‌ای‬ ‫با توجه به اعترافات تکان‌دهنده مرد‬ ‫بی‌رحم‪ ،‬کارآگاهان تلفن‌های خدیجه و‬ ‫حجت را مورد ردیابی قرار دادند و دریافتند‬


‫‪65‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫اشعارحافظ افزون بر ايران و آسياي ميانه و‬ ‫شبه قاره‪ ,‬به اروپا نيز راه يافت‪.‬‬ ‫گوته آلماني تحت تاثير شخصيت و اشعار‬ ‫حافظ قرار مي گيرد و مي گويد ‪:‬‬ ‫‪ ™€â€™â‬اي كاش من در زمان حافظ‬ ‫بودم و او را درك مي كردم ‪ ?€â€?â‬و‬ ‫سپس خطاب به حافظ مي گويد ‪:‬‬ ‫اگر من نتوانستم در اين دنيا تو را ببينم‪ ,‬اما‬ ‫در روز حشر از خدا مي خواهم ديدار ما را‬ ‫فراهم كند‪ ,‬تا بتوانم در كنار تو باشم و از‬ ‫ديدگاه ها و سخنان ارزشمند و شيرين تو‬ ‫بهره ببرم‪.‬‬ ‫آري‪ ,‬وقتي خلوص نيت‪ ،‬تعهد ‪ ،‬مهارت‬ ‫‪ ،‬دانش ‪ ،‬لطافت ‪ ،‬ظرافت ‪ ،‬شعر و شعور‬ ‫باهم همراه شوند و بياميزند‪،‬اين گونه بر‬ ‫ذهن ها و دل ها اثر مي گذارد‪.‬‬ ‫حافظ يك عالم و عارف و در عين حال‬ ‫يك رند خراباتي است و به گونه اي سخن‬ ‫گفته كه هر كس شيفته عشق مجازي است‪,‬‬

‫دواي درد خويش را در آن مي جويد و هر‬ ‫كس اهل دل و به دنبال سير و سلوك و‬ ‫عرفان و معرفت و عشق حقيقي است‪ ,‬مي‬ ‫تواند از مضامين بلند و محتواي واالي‬ ‫اشعار او بهره جويد و هر دو مي توانند‬ ‫برخوان گسترده حافظ بنشينند‪ .‬و حتي‬ ‫كسي كه شيفته عشق مجازي است با نفس‬ ‫دلكش حافظ به عشق حقيقي رهنمون شود‬ ‫و از فرش به عرش راه يابد‪.‬‬ ‫شعر حافظ نه فقط بين ما زميني ها رواج‬ ‫يافت بلكه به گفته خود حافظ اهل آسمان و‬ ‫فرشتگان نيز در جاذبه سخن او قرار گرفته‬ ‫اند ‪:‬‬ ‫صبحدم از عرش مي آمد خروشي عقل گفت‬ ‫قدسيان گويي كه شعر حافظ از برمي كنند‬ ‫نواي دلپذير غزل حافظ ترنم زندگي است‪.‬‬ ‫غزل حافظ‪ ،‬غزال تيزتك و چاالكي است كه‬ ‫با شتاب و ظرافت و دقت‪ ،‬حركت و اميد و‬ ‫وصال را در چمنزار زندگي معني مي كند‪.‬‬

‫واژه هاي نمادين و عارفانه او داستان عشق‬ ‫و پرستش را به توصيف مي نشيند‪.‬‬ ‫شعر توام با شعور حافظ مرهون انس و‬ ‫الفت او با قرآن است‪.‬‬ ‫حافظ سرآمد غزلسرايان و عارفان رند‬ ‫خراباتي و عاشقان پاكباخته اي است كه ‪:‬‬ ‫صبح خيزي و سالمت طلبي چون حافظ‬ ‫هرچه كردم همه از دولت قرآن كردم‬ ‫حافظ يك فرد نيست‪ ,‬بلكه يك جريان زنده‬ ‫و پويا در عرصه فرهنگ و هنر و انديشه و‬ ‫عرفان است كه از چشمه سار زالل ايمان و‬ ‫معرفت و هنر و ادب اسالمي و ايراني مايه‬ ‫مي گيرد‪.‬‬ ‫اين چشمه جوشان به كوثر نبوي (ص)‬ ‫متصل است و تا امتداد جاودانگي‪ ,‬جاري و‬ ‫ساري است‪:‬‬ ‫را هم مزن به وصف زالل خضر كه من‬ ‫از جام شاه جرعه كش حوض كوثرم‬ ‫بهشت عدن اگر خواهي بيا با ما به ميخانه‬

‫كه از پاي خمت يكسر به حوض كوثر‬ ‫اندازيم‬ ‫زبان حافظ كه همان زبان آهنگين و موزون‬ ‫و غني و زيباي فارسي است‪ ,‬زبان فرهنگ و‬ ‫اصالت و تمدن و هنر و ادب و تاريخ اسالم‬ ‫و ايران است ‪:‬‬ ‫ز شعر دلكش حافظ كسي بود آگاه‬ ‫كه لطف طبع و سخن گفتن دري داند‬ ‫زبان حافظ‪ ،‬زبان عرفان و معرفت است و‬ ‫شعر برخاسته از شعور او شعار بالندگي و‬ ‫پايندگي است‪:‬‬ ‫گر به ديوان غزل صدر نشينم چه عجب‬ ‫سالها بندگي صاحب ديوان كردم‬ ‫شعر حافظ همه بيت الغزل معرفت است‬ ‫آفرين بر نفس دلكش و لطف سخنش‬ ‫بزرگداشت حافظ‪ ،‬نكوداشت ادب و هنر و‬ ‫گراميداشت فرهنگ ايران و توجه‬ ‫به خود آگاهي و هويت حقيقي‬ ‫است‪.‬‬


‫‪64‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫حافظ نقطه ي وصل شعر و شعور‬ ‫شفا ز گفته شكر فشان حافظ جوي‬ ‫كه حاجتت به عالج گالب و قند‬ ‫مباد‬ ‫شعر حافظ به ايران منحصر نشد‬ ‫بلكه در مدتي كوتاه به فراسوي‬ ‫مرزها راه و رواج يافت‪ .‬پس از‬ ‫ايران بيش ترين رواج و رونق‬ ‫اشعار و انديشه هاي حافظ در شبه‬ ‫قاره بود‪ .‬اين نكته را مي توان‬ ‫از شمار نسخه هاي خطي و شرح‬ ‫هايي كه بر ديوان حافظ نگاشته‬ ‫شده و ترجمه هايي كه انجام‬ ‫شده به دست آورد‪.‬‬ ‫در منطقه پنجاب شرح هاي‬ ‫مختلفي بر ديوان حافظ نگاشته‬ ‫شده كه مهمترين آن ها مرج‬ ‫البحرين است كه نشانگر رويكرد‬ ‫فراوان حافظ پژوهان اين منطقه‬ ‫به اوست‪.‬‬ ‫حافظ در بين شعراي اردو زبان نفوذ فراوان‬ ‫داشته است به گونه اي كه اهل ادب از تعابير‬ ‫حافظ در اشعار خويش بهره برده اند‪ .‬تعابير‬ ‫عرفاني و ادبي و اشاراتي كه حافظ به كار‬ ‫برده و يا سبك و سياق آن در آثار نظم و نثر‬ ‫اديبان اردو زبان و يا پارسي گويان مشاهده‬ ‫مي شود كه در اينجا براي اختصار و براي‬ ‫ياد كرد عالمه اقبال به ‪ 3‬مورد اشاره مي‬ ‫گردد ‪ :‬حافظ چنين مي سرايد ‪:‬‬ ‫اي فروغ ماه حسن از روي رخشان شما‬ ‫آب روي خـوبي از چـاه زنخـدان شمـا‬ ‫و اقبال نغمه سر مي دهد ‪:‬‬ ‫چون چراغ الله سوزم در خيابان شما‬ ‫اي جوانان عجم جان من و جان شما‬ ‫و در جاي ديگر حافظ مي گويد ‪:‬‬ ‫شـاه شمشـاد قدان خسرو شيـرين دهنان‬ ‫كه به مژگان شكند قلب همه صف شكنان‬ ‫و اقبال مي گويد ‪:‬‬ ‫حلـقه بسـتند سر تربت من نـوحه گـران‬ ‫دلبران‪ ،‬زهره و شان‪ ،‬گلبدنان‪،‬سيم بران‬ ‫و اين مورد كه بسيار زيبا و شيرين است‬ ‫‪،‬گويا اقبال در پاسخ حافظ آن را سروده‬ ‫است‪:‬‬ ‫حافظ مي گويد ‪:‬‬ ‫اگر آن ترك شيرازي به دست آرد دل ما را‬ ‫به خـال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را‬ ‫و اقبال چنين مي گويد ‪:‬‬ ‫به دست ما نه سمرقند و ني بخارايي است‬

‫دعـا بگـو ز فـقـيران بـه تـرك شيـرازي‬ ‫دو تن از سالطين ادب دوست هند (شبه‬ ‫قاره) از حافظ براي ديدار و اقامت دعوت‬ ‫مي كنند‪ .‬حافظ با اين كه اهل سير و سياحت‬ ‫ظاهري نبوده و بيش تر مايل بوده كه با پاي‬ ‫دل به سير و سياحت بپردازد‪ ,‬اما دعوت‬ ‫آن ها را مي پذيرد و مصمم مي شود به اين‬ ‫منطقه (شبه قاره) سفر كند ولي مشكالتي‬ ‫پديد مي آيد و دريا طوفاني مي شود و حافظ‬

‫از اين مسافرت منصرف مي گردد‪.‬‬ ‫نكته مهم اين است كه شعر حافظ در زمان‬ ‫خودش به شبه قاره رسيد و در آن زمان‬ ‫بسياري از ادب دوستان و هنر پروران او را‬ ‫مي شناخته اند و عالقمند بودند كه بدون‬ ‫واسطه از گفتار نغز و شيرين او بهره ببرند‪.‬‬ ‫از اين رو براي دعوت از او اقدام كرده اند‪.‬‬ ‫محمود شاه بهمني و سلطان غياث الدين‬ ‫فرزند سلطان اسكندر بنگالي از او دعوت‬

‫كردند و اين شعر معروف ‪:‬‬ ‫شكر شكن شوند همه طوطيان هند‬ ‫زين قند پارسي كه به بنگاله مي رود‬ ‫اشاره به همين نكته دارد كه شعر حافظ‬ ‫محدود به سرزمين و وطن او نبوده است‪.‬‬ ‫سلطان جالل الدين محمد اكبر از سلسله‬ ‫تيموري و همچنين جهانگير و همسر ايراني‬ ‫االصل او (نورجهان) نيز به اشعار حافظ‬ ‫عالقه زيادي داشتند‪.‬‬


‫‪63‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫از دست دادن‬ ‫نعوظ حین‬ ‫رابطه‌جنسی‬ ‫ابتدا باید متذکر شویم که این‬ ‫پدیده ای بسیار متداول بین‬ ‫مردان است و ممکن است در‬ ‫هر سنی از زندگی جنسی ایجاد‬ ‫شود‪ .‬مسائلی همچون استرس‪،‬‬ ‫اضطراب و درگیریهای فکری از‬ ‫عوامل مهم محسوب می شوند‪.‬‬ ‫از دست دادن نعوظ ممکن است‬ ‫منجر به مشکل روحی شود که به‬ ‫دو دلیل اصلی اتفاق می‌افتد‪:‬‬ ‫‪-‬‬

‫ناتوانی در اثبات مردیت خود‬ ‫‪ -‬ناتوانی در ارضای شریک‌جنسی‬

‫قرار است آخر آن به شما نمره بدهند فکر‬ ‫نکنید‪ .‬فقط به این فکر کنید که هیجان‬ ‫خود را در محیطی کام ً‬ ‫ال طبیعی بدون‬ ‫نگرانی ارضا کنید‪.‬‬ ‫حتی اگر جوان هستید و مشکل جسمی‬ ‫دارید‪ ،‬می‌بایست با این مشکل برخورد‬ ‫کنید‪ .‬سعی کنید با یک متخصص‬ ‫مشورت کنید تا روش درمانی مناسب برای‬ ‫وضعیتتان ارائه کند‪.‬‬ ‫در بزرگسالی‪ ،‬علت از دست دادن نعوظ‬ ‫معمو ً‬ ‫ال ذات هورمونی یا عروقی دارد‪ .‬بعد‬ ‫از ‪ ۵۰‬سالگی‪ ،‬مشکل کاهش تستوسترون‬ ‫مطرح می‌شود که موجب بدکاری نعوظ یا‬ ‫در موارد حاد ناتوانی جنسی می‌گردد‪.‬‬ ‫درمورد از دست دادن نعوظ به دلیل‬ ‫مشکالت عروقی‪ ،‬درک مکانیزم آن کار را‬ ‫راحت‌تر می‌کند‪ :‬گردش خون به آلت‌جنسی‬ ‫کاهش یافته و در نتیجه آن نعوظ دچار‬ ‫مشکل می‌شود‪.‬‬ ‫نوشیدن الکل و مصرف انوع مواد مخدر نیز‬ ‫می تواند یکی از دالیل از دست دادن نعوظ‬ ‫باشد‪.‬‬

‫این دالیل موجب می‌شود که مرد دچار‬ ‫فروپاشی احساسی فوری شود و وارد حالتی‬

‫داروهای مربوط به بدکاری نعوظ‪ ،‬ارکتو‬ ‫(‪ ،)Erecto‬ویاگرا (‪ ،)Viagra‬سیالیس‬ ‫(‪ )Cialis‬و لویترا (‪ )Leviytra‬هستند‬

‫از اضطراب و تشویش گردد که فقط‬ ‫وضعیت را بدتر می‌کند‪.‬‬

‫که به باال بردن گردش خون در آلت‌تناسلی‬ ‫کمک می‌کنند‪.‬‬

‫باید بگوییم که در اکثر موارد‪--‬به‌ویژه‬ ‫درمیان جوانان‪--‬از دست دادن نعوظ با‬ ‫عوامل روحی‪-‬روانی ‪ ،‬مثل «اضطراب‬ ‫عملکرد»‪ ،‬مرتبط است که موجب از دست‬ ‫دادن نعوظ قبل از وارد شدن آلت‌جنسی‬ ‫مردانه به واژن همسر یا در زمان کشیدن‬ ‫کاندوم روی آلت جنسی اتفاق می‌افتد‪.‬‬

‫باید بدانید که حتی در سنین باال نیز علت‬ ‫از دست دادن نعوظ ممکن است روانی‬ ‫باشد‪ .‬دلیل آن ممکن است مث ً‬ ‫ال استرس‬ ‫محل کار یا مشکالت روابط باشد‪.‬‬

‫در چنین مواردی به هیچ عنوان نباید بترسید‬ ‫یا مضطرب شوید‪ .‬سعی کنید ریلکس کنید‬ ‫و به رابطه‌جنسی بعنوان عملی فوق‌العاده که‬

‫در اینگونه موارد‪ ،‬مهمترین مسئله این‬ ‫است که نترسید و بهترین راهکار را برای‬ ‫مشکلتان پیدا کنید‪ ،‬سعی کنید درک کنید‬ ‫که افراد بسیار زیادی مشکل شما را دارند‬ ‫و درمان‌های موثری برای آن وجود‬ ‫دارد‪.‬‬


‫‪62‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫چه روش درمانی برای از بین بردن جای جوش موثرتر است؟‬ ‫اسکار یا جای جوش یکی از‬ ‫مشکالتی است که بیشتر افراد با‬ ‫آن مواجه بوده و در پی را ‌ه حلی‬ ‫برای از بین بردن آن هستند‪ .‬یکی‬ ‫از روش‌هایی که این روز‌ها برای‬ ‫از بین بردن جای جوش پیشنهاد‬ ‫می‌شود میکرودرم است‪ .‬به همین‬ ‫دلیل برای اثرات و آشنایی با‬ ‫روش‌های از بین بردن جای‬ ‫جوش با دکتر کوروش صمدی‪،‬‬ ‫متخصص پوست‪ ،‬مو و لیزر درمانی‬ ‫به گفت‌وگو پرداختیم‪.‬‬

‫وی با اشاره به اینکه در کل ‪ ۴‬روش درمانی‬ ‫برای از بین بردن جای جوش وجود دارد‬ ‫گفت‪« :‬یکی از روش‌های ابتدایی برای‬ ‫از بین بردن اسکار‪ ،‬استفاده از داروهای‬ ‫الیه‌بردار است که نسبت به سایر روش‌ها‬ ‫بسیار ضعیف عمل می‌کند‪».‬‬ ‫وی با بیان اینکه میکرودرم یک نوع الیه‬ ‫برداری سطحی است افزود‪« :‬در واقع می‌توان‬ ‫گفت این روش درمانی‪ ،‬متوسط رو به پایین‬ ‫است‪ .‬یعنی اثرات آن از دارو قوی‌تر است‬

‫ولی قدرت خیلی زیادی‬ ‫ندارد‪».‬‬ ‫به گفته دکتر صمدی‪،‬‬ ‫عوارض پوستی استفاده از‬ ‫میکرودرم بسیار ناچیز است‬ ‫ولی نمی‌تواند بر اسکارهای‬ ‫فرورفته اثر خوبی بر جا‬ ‫بگذارد‪.‬‬ ‫وی در ادامه به روشی‬ ‫موثر‌تر برای از بین بردن‬ ‫اسکار اشاره کرد و گفت‪:‬‬ ‫«لیزر ‪feractional co۲‬‬ ‫روش بسیار خوب و‬ ‫قدرتمندی به خصوص‬ ‫برای ضایعالت سطحی و‬ ‫چروک‌های روی صورت‬ ‫است‪ .‬همچنین روش جدید‬ ‫دیگری نیز به نام ‪RF‬‬ ‫سوزنی ‪ feractional‬است‬ ‫که در این روش سوزن‌ها‬ ‫وارد پوست می‌شوند و بعد‬ ‫از اینکه ‪ ۴‬میلی متر به زیر‬ ‫پوست فرو رفتند جریان را‬ ‫آزاد کرده و موجب بهبود‬ ‫ضایعات عمقی پوست‬ ‫می‌شود‪».‬‬ ‫به گفته این متخصص‬ ‫پوست‪ ،‬مو و لیزر درمانی‪،‬‬

‫مالیم‬ ‫میکرودرم‬ ‫اثرات‬ ‫است ولی هرگز قدرت لیزر‬ ‫را نخواهد داشت اگر ‪۵۰‬‬ ‫جلسه میکرودرم انجام شود به‬ ‫اندازه ‪ ۱‬جلسه لیزر تاثیر گذار‬ ‫نخواهد بود‪.‬‬ ‫دکتر صمدی در پایان در پاسخ‬ ‫به سوالی مبنی بر اینکه آیا در‬ ‫صورت انجام این اقدامات‬ ‫امکان بروز جوش وجود‬ ‫خواهد داشت افزود‪« :‬امکان‬ ‫اینکه فرد بعد از انجام این‬ ‫اقدامات جوش‌ بزند وجود‬ ‫دارد ولی برای جلوگیری از این‬ ‫موضوع پزشک باید به بیمار‬ ‫خود داروی خاصی بدهد تا‬ ‫از جوش زدن مجدد جلوگیری‬ ‫به عمل آید‪ .‬البته تمام موارد‬ ‫درمانی که به آن اشاره شد‬ ‫بستگی به عمق ضایعات‬ ‫پوستی دارد‪».‬‬


‫‪61‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫راز تناسب اندام‬ ‫‪ ۳‬روزه ستارگان‬ ‫هالیوودی‬ ‫بیانسه ‪ ،‬جارد لتو و خواننده رپ ‪،‬‬ ‫ترینا از جمله ستاره هایی هستند‬ ‫که ادعا کرده اند با کمک رژیم‬ ‫آبلیمو وزن اضافی خود را کاهش‬ ‫داده اند‪.‬‬

‫کم کردن وزن اضافی بدن ‪ ،‬رژیم غذایی کم‬ ‫کالری و گرسنگی دائمی بسیار ساده تر از‬ ‫آن است که شما فکر می کنید‪ .‬به جای رژیم‬ ‫غذایی کم کالری یک رژیم غذایی پر از آبلیمو‬ ‫را امتحان کنید تا بدن سالمتری داشته باشید‪.‬‬ ‫اگرچه این نوع رژیم به رژیم الغری هالیوودی‬ ‫مشهور است اما در واقع هدف اصلی آن خارج‬ ‫کردن سموم از بدن است‪.‬‬ ‫دستورالعمل رژیم آبلیمو ‪:‬‬ ‫دو قاشق غذاخوری آب لیموی تازه با دو‬ ‫قاشق غذاخوری شیره افرا و یک دهم قاشق‬ ‫چایخوری فلفل قرمز و ‪ ۱۰‬تا ‪ ۱۴‬اونس آب‬

‫مخلوط کنید و هر روز ‪ ۶‬تا ‪ ۸‬لیوان از این‬ ‫مخلوط بنوشید ‪ .‬هر روز عصر یک تا دوقاشق‬ ‫چایخوری نمک بدون ید را در یک چهارم‬ ‫لیوان آب حل کنید و آن را بنوشید ‪.‬‬ ‫رژیم آبلیمو چگونه عمل می کند؟‬ ‫مصرف آبلیمو همراه با فلفل قرمز باعث شل‬ ‫شدن رسوبهای روی دیواره روده بزرگ می شود‬ ‫و آنها را برای از بین رفتن آماده می کند‪.‬اسید‬

‫سیتریک و ویتامین ‪ C‬موجود در آب لیمو به‬ ‫هضم غذا نیز کمک می کند و بدن را برای‬ ‫کاهش وزن آماده می کند‪ .‬در عین حال شیره‬ ‫افرای فراوری نشده و فیلتر نشده مواد معدنی‬ ‫و مغذی مورد نیاز بدن شما را تامین می کند و‬ ‫باعث می شود در طول سه روزی که از این رژیم‬ ‫استفاده می کنید قدرت و انرژی شما حفظ‬ ‫شود‪.‬عالوه بر این ‪ ،‬مصرف آبلیمو در طول روز‬ ‫درون بدن شما را برای کاهش وزن آماده می‬

‫کند ‪ ،‬سمومی که باید از بین بروند را جدا می‬ ‫کند و در نهایت نوشیدن آب نمک باعث خارج‬ ‫شدن این سموم از بدن می شود‪.‬‬ ‫بعد از سه روز پیروی کردن از رژیم آبلیمو ‪،‬‬ ‫وقتی به روی ترازو بروید شاهد چند پوند‬ ‫کاهش وزن خواهید بود ‪ .‬بعضی ها فقط سه‬ ‫روز از این رژیم استفاده می کنند اما ادامه‬ ‫دادن این رژیم برای مدت ‪ ۱۰‬روز و یا‬ ‫حتی بیشتر ‪ ،‬کار چندان سختی نیست‪.‬‬


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

60


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

59


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

58


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

57


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

56


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

55


‫‪54‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫زیبایی‌های کردستان‬

‫عمارت آصف وزیری (موزه خانه ُکرد) یکی از عمارات‬ ‫زیبای سنندج است که در دوره صفویه بنا شده است ‪.‬این بنا‬ ‫دارای سبک معماری زیبا و منحصر به فردی است که در گچ‬ ‫بری‌ها‪ ،‬ارسی‌های قدیمی ‪ ،‬سنگ‌های تراشیده ‪،‬آجرهای تراش‬ ‫و طاق‌هایی هاللی و جناقی آن نهایت مهارت به کار برده شده‬ ‫است‪.‬‬

‫ی كه‌در ميان‌كردان‌مرسوم‌است در برگيرند ‌ه‬ ‫جشن‌ها و آيين‌هاي ‌‬ ‫ت كه ‌ريشه ‌در باورهای‬ ‫جشن‌های ‌مذهبی‌‪ ،‬قومی ‌و باستانی اس ‌‬ ‫‌كهن‌ مردم‌دارد و اغلب‌ تاريخی‌و پاره‌ای‌اسطوره‌ای هستند‌‪.‬‬ ‫الله‌زارهای کردستان‬

‫ن و‬ ‫ن ک‍ردس‍ت‍‍ان‌‪ ،‬شهر م‍رز‌ی‌ م‍ری‍و‌ا ‌‬ ‫در م‍ی‍‍ان‌ ن‍ق‍‍اط دی‍دن‍‍ی‌ ‌اس‍ت‍‍ا ‌‬ ‫ن م‍ن‍طق‍ه ‌ت‍ور ‍یس‍ت‍‍ی‌ و‬ ‫آن ش‍ن‍‍اخ‍ت‍ ‌ه ش‍ده هستند‪‌ .‬ای‍ ‌‬ ‫چه‌ زریوار ‌‌‬ ‫دری‍‍ا ‍‬ ‫ن‬ ‫ج‍ذ‌اب‌در ف‍‍اص‍ل‍ه‌‪ ۱۲۵‬ک‍ی‍ل‍وم‍ت‍ ‌ری‌ ش‍م‍‍ال‌‌غ‍رب‍‍ی‌ س‍‍نن‍دج‌ م‍رک‍ز‌اس‍ت‍‍ا ‌‬ ‫ک‍ردس‍ت‍‍ان‌ و در ف‍‍اص‍ل‍ه ‌‪ ۲۰‬ک‍ی‍ل‍وم‍ت‍ر‌ی‌ م‍رز م‍ش‍ت‍رک‌‌ ای‍ر‌ان‌ ب‍‍ا ع‍ر‌اق‬ ‫‌و‌اق‍‍ع‌ش‍ده‌‌اس‍ت‪.‬‬

‫روستای اورامانات‪ :‬اورامانات به معنی سرزمین اهورایى نام‬ ‫منطقه‌ای کوهستانی در استان کردستان ایران و عراق با دره‌های‬ ‫پرپیچ‌و خم و عمیق و رودبارهای متعدد است‪ .‬خانه‌هاى روستای‬ ‫اورامانات با سنگ و اغلب به صورت خشكه و به صورت پلكانى‬ ‫ساخته شده است‪.‬‬

‫روستای سلین‌‪ ،‬یکی ازروستاهای زیبای هورامان کردستان ایران‬ ‫است‪ .‬روستای سلین دارای بافتی کمانی است که الگوی ساخت‬ ‫آن از روی رودخانه‌ی سیروان که در پایین این روستا جریان دارد‬ ‫برگرفته شده است‪.‬‬

‫نمایی از شهر سقز‬


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

53


‫‪52‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫دیدنی‌های کردستان؛ نگین دل‌فریب ایران‬ ‫کردستان در غرب ایران در دامنه‌ها و دشت‌های پراکنده سلسله‬ ‫جبال زاگرس میانی قرار گرفته است‪ .‬کردستان مکان و سرزمین‬ ‫کردها است‪ .‬کلمه کردستان برای اولین بار بطور رسمی در دوران‬ ‫سلجوقیان بکار رفته است‪.‬‬

‫استان كردستان بخشی از سرزمینی است كه تحت حكومت مادها‬ ‫اداره می‌شده است ‪ .‬بر اساس برخی بررسی‌های تاریخی كردها‬ ‫یكی ازمشتقات مشهور نژاد آریایی هستند كه از حدود ‪۲۰۰۰‬‬ ‫سال پیش از میالد مسیح از شرق به ایران وارد شده و به شمال‬ ‫غربی و مشرق دریاچه ارومیه مهاجرت کرده‌اند‪.‬‬

‫مركز استان كردستان شهر سنندج است كه در فاصله ‪۵۲۰‬‬ ‫كیلومتری جنوب غربی تهران قرار دارد كه بنیاد جدید ان در سال‬ ‫‪ ۱۰۴۶‬هجری قمری توسط سلیمان خان اردالن پایه گذاری‬ ‫شد‪ .‬عکس‪ :‬روز برفی سنندج‬

‫در تقسیمات روزگار صفویه‪ ،‬كردستان والیتی است كه از والیت‬ ‫كرمانشان جدا و شامل چهار حاكم نشین خورخوره ‪ ،‬جوانرود ‪،‬‬ ‫اورامان و الكاء بانه بود ‪.‬‬

‫بیش‌تر جنگل‌های استان کردستان دراطراف شهرهای بانه و‬ ‫مریوان واقع شده و بعد از جنگل‌های شمال ایران در درجه دوم‬ ‫اهمیت قرار دارد‪ .‬در حال حاضر جنگل‌های استان به صورت‬ ‫درختچه و بوته‌های پراکنده درآمده‌اند‪ .‬معروف‌ترین درختان‬ ‫جنگلی این جنگل‌ها بلوط‪ ،‬گالبی‪ ،‬گردو‪ ،‬سیب وحشی‪ ،‬پسته‬ ‫وحشی‪ ،‬زالزالک‪ ،‬آلبالو جنگلی‪ ،‬نارون‪ ،‬افرا و درخت‌هایی مانند‬ ‫گز و بید وحشی در کنار رودخانه هستند‪.‬‬

‫استان كردستان با داشتن اقلیم منحصر به فرد تنوع زیستی زیبایی‬ ‫را (گیاهی و جانوری) در خود جای داده است‪ .‬آب و هوای‬ ‫استان دارای ویژگی‌های اقلیم معتدل سرد است‪ .‬وجود ارتفاعات‬ ‫و دره‌های ژرف و وزش باد غربی پوشش‌های گیاهی غنی و‬ ‫متنوع و زیبایی را در كردستان به وجود آورده است‪.‬‬

‫ارتفاعات‪ ،‬دامنه‌ها و رشته کوه‌های متعدد استان کردستان از‬ ‫دیگر قابلیت‌های تفرجگاهی آن به شمار می‌آیند‪ .‬رشته کوه‌های‬ ‫غرب کشور به صورت رشته‌هایی موازی‪ ،‬تمامی پهنه استان را در‬ ‫بر گرفته‌اند و محدوده طبیعی آن را تشکیل می‌دهند‪.‬‬

‫مراتع و فضاهای گردشگری زیادی در این استان وجود دارد كه‬ ‫در فصل‌های بهار و تابستان بهترین آب و هوا را داشته و زیبایی‬ ‫طبیعت آن زبانزد خاص و عام است‪.‬‬

‫پالنگان یکی از روستاهای دهستان ژاورود از توابع شهرستان‬ ‫کامیاران در استان کردستان است و در ‪ ۴۷‬کیلومتری شمال‌غرب‬ ‫این شهر و در دره تنگیور قرار دارد‪ .‬این روستا عالوه بر داشتن‬ ‫معماری زیبا‪ ،‬دارای چشمه‌ها‪ ،‬آبشارها و طبیعتی سرشار از زیبایی‬ ‫منحصر به فرد در استان کردستان است و در کنار رودخانه‌ای‬ ‫قرار گرفته که به رودخانه سیروان می پیوندد‪.‬‬

‫نقاط دیدنی و جذاب شهرستان کامیاران عبارت‌اند از روستای‬ ‫تاریخی پالنگان‪ ،‬دریاچه سد گاوشان‪ ،‬تفریح‌گاه جنگلی کوبگار‪،‬‬ ‫چشمه آب معدنی بایسپرنه‪ ،‬داریمام‪ ،‬کتیبه باستانی تنگی ور‪ ،‬تپه‬ ‫تیانه‪ ،‬تپه توبره ریز‪ ،‬نقش برجسته و سنگ نبشته اورامان‪،‬‬ ‫چشمه آب معدنی گواز‪ ،‬رودخانه تنگی ور‪ ،‬مقبره شیخ‬ ‫عباس کومائین‪ ،‬مقبره حضرت عکاشه‪.‬‬

‫ادامه در صفحه ‪..54‬‬


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

51


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

50


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

49


‫‪48‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫ی میرد‬ ‫عشقتان نم ‌‬ ‫اگر ‪...‬‬ ‫بعضی عادات و بعضی کارها هستند‬ ‫که حتی بعد از ده ها سال باعث‬ ‫می شوند عشق بین یک زوج زنده‬ ‫بماند‪ .‬این عادات آنقدر ساده‬ ‫هستند که شاید اص ً‬ ‫ال متوجه آنها‬ ‫نشده باشید‪ ،‬ولی بدانید که قطع ًا‬ ‫معجزه می کنند‪.‬‬

‫‪ .1‬با هم خندیدن‬ ‫شادترین زوج های دنیا لزوم ًا زوج هایی‬ ‫نیستند که مشکالت کمتر دارند‪ ،‬بلکه کسانی‬ ‫هستند که می دانند چطور در این شرایط نیز‬ ‫بخندند‪ .‬ناتالی واهل از الس وگاس می گوید‪:‬‬ ‫«ما ‪ 10‬سال است که ازدواج کرده ایم و اکثر‬ ‫اوقات من مریض بودم‪ .‬ولی در کل این ‪10‬‬ ‫سال خیلی خوشبخت بودیم و همیشه در کنار‬ ‫هم بودیم‪ .‬من فکر می کنم یکی از بزرگترین‬ ‫عوامل خوشبختی ما تعهد دوطرفه به آسایش‬ ‫و رفاه یکدیگر بود‪ .‬یکی عامل دیگر شوخ‬ ‫طبعی و خنده بود‪».‬‬ ‫‪ .2‬ارتباط همیشگی با روش های مهربانانه‬ ‫وقتی بهم می رسید یکدیگر را با مهربانی در‬ ‫آغوش بگیرید‪ .‬وقتی بیرون می روید دست‬ ‫در دست هم قدم بزنید‪ .‬وقتی به هم محبت‬ ‫می کنید‪ ،‬رابطه شما از استرس دور می شود‪.‬‬ ‫حداقل روزی ‪ 15‬دقیقه فقط با هم حرف‬ ‫بزنید و پیوندتان را قویتر کنید‪.‬‬ ‫‪ .3‬مسافرت و امتحان کردن چیزهای جدید‬ ‫زوج های عاشق قدر تغییرات گهگاه را می‬ ‫دانند‪ ،‬زیرا این تغییرات رابطه آنها را تازه و‬ ‫مهیج نگه می دارد‪ .‬با هم مسافرت بروید و‬ ‫چیزهای تازه‪ ،‬سرگرم کننده و هیجان انگیز‬ ‫را امتحان کنید‪ .‬حداقل یکی دوبار در سال‬ ‫چنین چیزی را تجربه کنید‪ .‬مسافرت یکی از‬ ‫بهترین فعالیت ها برای تجدید رابطه است‪.‬‬ ‫همین که به مکان جدیدی بروید و از خانه و‬ ‫مسئولیت ها و روتین روزانه دور شوید برای‬ ‫هر دوی شما خوب است و رابطه شما را‬ ‫دوباره گرم و پرشور می کند‪.‬‬ ‫‪ .4‬ارتباط مؤثر و اعتراف به اشتباهات‬ ‫زوج های عاشق مسئولیت حرف ها و واکنش‬ ‫های خود را به عهده می گیرند‪ .‬زوج ها اغلب‬ ‫می خواهند ثابت کنند که مقصر اصلی دعوا‬ ‫های آنها طرف مقابل است‪ .‬متأسفانه این‬ ‫رفتار هیچ پیامد مثبتی برای رابطه یک زوج‬ ‫ندارد‪ .‬یکی از مهمترین جنبه های مسئولیت‬ ‫پذیری این است که با هم ارتباطی واقعی و‬ ‫سازنده برقرار می کنید‪ .‬مهارت های ارتباطی‬ ‫خوب برای رابطه یک زوج بسیار حیاتی‬ ‫هستند‪ .‬وجه تشابه افرادی که از هم طالق می‬ ‫گیرند همین است‪ ،‬آنها دیگر با هم ارتباط‬ ‫برقرار نمی کنند‪.‬‬ ‫‪ .5‬بخشیدن همدیگر و فراموش کردن‬

‫ناراحتی های کوچک در زندگی‬ ‫زوج هایی که عاشق یکدیگرند‪ ،‬تولرانس‬ ‫بخشیدن را دارند و این مهارت را فعال نگه می‬ ‫دارند‪ .‬بعضی افراد هستند که حتی کوچکترین‬ ‫خطاها را نمی بخشند‪ .‬این مسائل می مانند و‬ ‫مانند یک دندان درد باعث می شوند که فرد‬ ‫مقابل کم کم عشقش را فراموش کند‪ .‬بودن‬ ‫در یک رابطه نزدیک بدان معناست که شما‬ ‫باالخره یک روز همسرتان را ناراحت می‬ ‫کنید‪ ،‬زیرا همه ما انسان هستیم‪ ،‬ولی بخشش‬ ‫یک مهارت است و باید برای آن تمرین کنیم‬ ‫تا رابطه ما از هم نپاشد‪.‬‬ ‫‪ .6‬حفظ عناصر رمانتیک خارج از اتاق‬ ‫خواب‬ ‫همسرانی که عاشق هم هستند به نیازها‪،‬‬ ‫عالیق و خواسته های یکدیگر توجه می‬ ‫کنند و چیزهای جدید را امتحان می کنند‪ .‬با‬ ‫انجام کارهای کوچک و رمانتیک و حرکات‬ ‫عاشقانه دوباره رابطه خود را به گرمی اولیه‬ ‫تبدیل کنید‪ .‬همین چیزهای کوچک است که‬ ‫عشق را پرحرارت نگه می دارد و اگر آنها را‬ ‫فراموش کنید با گذشت زمان عشقتان رنگ‬ ‫می بازد‪.‬‬ ‫‪ .7‬به یکدیگر فرصت بدهید که هر کس‬ ‫برای خودش زمانی را به تنهایی سپری کند‪.‬‬ ‫عاشق بودن بدان معنا نیست که باید دائم ًا با‬ ‫شریک خود در ارتباط باشید‪ ...‬گاهی کمی‬ ‫دوری و جدایی از هم می تواند باعث بیشتر‬ ‫به هم نزدیک شوید‪ .‬اینکه همیشه پیش هم‬ ‫باشید عالی است و حس خوبی دارد‪ .‬ولی‬ ‫وقتی مدتی از هم دور بمانید‪ ،‬رسیدن به هم‬ ‫می تواند بسیار شیرین و رمانتیک باشد‪.‬‬ ‫‪ .8‬هر دوی شما از لحاظ جسمی سالمت‬ ‫باشید و ورزش کنید‪.‬‬ ‫وقتی زوج ها با هم ورزش می کنند‪ ،‬از هم‬ ‫حمایت می کنند و با هم زمان سپری می کنند‬ ‫و بدن آنها اندورفین ترشح می کند‪ ،‬این باعث‬ ‫می شود که هر دو در کنار هم احساس خوبی‬ ‫داشته باشند‪ .‬همچنین وقتی با هم ورزش می‬ ‫کنید‪ ،‬به هم انگیزه می دهید و این به ادامه‬ ‫فعالیت های ورزشی و ادامه رابطه شما کمک‬ ‫می کند‪.‬‬ ‫‪ .9‬قدردانی و محبت خود را دائم ًا به هم‬ ‫نشان دهید‪.‬‬ ‫محبت و تحسین یکی از بزرگترین عواملی‬ ‫است که باعث می شود یک زوج بعد از‬ ‫سال ها همچنان عاشق هم باشند‪ .‬نشان دادن‬ ‫قدردانی واقعی از خصلت ها و رفتارهای‬ ‫شریک زندگی تان و پذیرفتن و درک نقش‬ ‫شما در این خصلت ها باعث می شود که‬ ‫رابطه شما پر از عشق بماند‪.‬‬ ‫‪ .10‬حرارت و اشتیاق خود را در روابط‬ ‫جنسی باال نگه دارید‪.‬‬ ‫زوج هایی که عاشق هم هستند می دانند‬ ‫چطور رابطه خود را در اتاق خواب نیز‬ ‫پرشور نگه دارند‪ .‬سعی کنید حیات جنسی‬ ‫خود را نیز فعال نگه دارید‪ .‬با هم برای این‬ ‫کار برنامه ریزی کنید و درباره آن حرف‬ ‫بزنید‪ .‬بر اختالف نظرها غلبه کنید و حیات‬ ‫جنسی تان را به همان روزهای اول برگردانید‪.‬‬ ‫واکنش های مغزی ناشی از فعالیت جنسی‪،‬‬ ‫برای محکم کردن پیوندتان‪ ،‬نقشی اساسی و‬ ‫حیاتی دارند‪.‬‬


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

47


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

44

Thursday September 23, 2009

Tel: 905-889-2526

Fax: 905-889-3897

46

1389 ûBìpùì 1 úHñzXñK 44

xpPuA {øBÞ BG pPùG þPì|çu ?lyBG ÿoBíýG úzüo QuA òßíì xpPuA úÞ lýðAlýì Bü@ |˜| .lñßýì ØýÏÃO Ao )ólG( îvWô ûlyÀhy ûpìqôo òì úG qôpOo@ êßzì ÿApG Àhy úÞ QuA ûly BøoBG qA úÞ lñßýì óBýG {OBíéÞ òýèôA ok ô lñßýì úÏWApì !!?QuA QcAoBð }pvíø Quk óBýG Ao ÿoBíýG úzüo ûBâ@kõgBð pýí ÐÚAô ok" løBßG Ao ûpìqôo xpPuA lðAõPýì püq úPßð lñ^ ".lñßýì :koôBýG óBPüApG ÿpPzýG {ìAo@ô óBOkõg úG .lýðAonãG óBOkõg BG Ao qôo ok úÛýÚk ûk -1 .lýñÞ kõg qA pülÛOô lýñÞ úWõO Practice self love.| ,lüoAk ÿklÏPì þüBðAõOô lýPvø BXñüA úßñüA qA| .lýñÞ ûoBíy Ao kõg ÿBùPíÏð .lýyBG kõñzg Count your blessings| ëk ok úzýíøô lüqõìBýG ó|æA òýíø Ao QýÏÚAô òüA -2 :lüoAk ûBãð ÿBøBüôo xBßÏðA óApãük oAlñK ô ,oBP×â ,oBPÖo" Ao ÿrý^ aýø ,lðoAlð þÇGo Bíy úGô QuA óBykõg ".lüpýãð þ¿hy êTì( .lüpürLG lýøk pýýÓO lýðAõPýíð úÞAo ÿrý^ pø -3 þüBørý^ ú^ pýýÓO RolÚ úÞ lýyBG ØÚAô )Bø úPynâ )ûlñü@ÿBørý^(|lüoAk Ao úG Ao QíÏð ÿBøok kõg òüA úÞ ,lýñÞ ÿoAnâpßy -4 .lüBzãýì Bíy ÿôo Gratitude is the open door to abundance| | lüpg BG pHìBPLu ûBì ûtü ô Øý×hO |$|30| äñýu òýW úPvG 2

,pOpSõì ,pPùG : þðBìok þÏýHÆ þHðBW ÅoAõÎ óôlG

ïlÎ ,óApãük ókpßð ëõHÚ .lølýì {øBÞ Ao Bíy óAõPýì Ao BùupPuA òüA úíø êÞok .lðpýãýì BíyqA þðAõOBð ,úPynâBüô QýÏÚõì àü òPÖpünK ok þüBðAõO ÿpýâkBü þüBðAõO ïlÎ" .kpÞ þGBü|úzüo rý^ àü ok Bøo ô ólýzhG ÿBùyôo òPgõìBýð Bü ô ólýzhG ok ".òPgõì@ êGBÛì ok QìôBÛì Bü ô lülW RBÎõÂõì QuA úÇGAo xpƒƒƒƒƒƒƒƒPuA Bø xpPuA qA þéýg òPyAk ûBãð ,BùðBvðA ô þéHÚ koAõì ô Bø úPynâ ókpÞ úG۹۰۵۵۰۸۶۶۶۸ Bùð@ ëBÛPðA ô þðBíýzK ô xpO ,îz‫پوند‬ g RBuBv۹ cA ‫روز‬þñ۹ øm xpPu‫وزن‬ A kõg òüAô |Relatio‫روز‬ nship Stress| xpPuA UÎBG koAõì òüA úíø .ûlñü@ ÈGAôo ô ûlñü@ ÿBùPýÚ|çg ô koô@ þ‫کاهش‬ ì Bíy ÿApG Ao ÿkBüq ۹ ÿoBývG

qAlÏGô lì@îOBÚ|çì úG ÿrürÎ òÆõíø {ýK ÿlñ^ ïkõg< :Q×â ÿoBíýGô êßzì òülñ^ ókpÞ óBýG > ! l ðo A k þ up P u A ú z ü o { í ø B ù ñ ü A î ðô l ý ì þPcô ûkpÞ Üül¿O Ao ÀhyúP×âpýgA RBÛýÛdO êTì áBðpÇg ÿBùüoBíýG úÞ QuA òüA pãðBzð rýð |Auto Immune| ÿBùüoBíýGô MS| ,óBÆpu úPÖpâûkBu ÿspè@qA .lðoAk xpPuA ok þé¾A úzüo ,}oAõâ ûBãPuk ÿBùýPcAoBð ,þGAõg þG ,kokpu BO úzüo úíøô úíø ûpùèkô þâkpvÖA ,òìrì ÿBøkok .lðoAk xpPuA We want to know how to reduce| | stress in any case, any time, any place xpPuA oAlÛì úG îýÛPvì úÇGAo BíyþPì|çu ÐÚAô ok| }kõg úG QHvð Àhy pø ú×ýÊô .koAk úðAqôo óBìq pø ok Ao xpPuA oõÇ^ kpýãG kBü úÞ QuA òüA ÿrý^ BíyúÞ óBìqpø" .ûlG {øBÞ þPýÏÚõì pøokô |æBG êDBvì êc ÿApG óBO|þüBðAõO ,lüqõì@þì lülW :êýHÚ qA Bì þâlðq ûlíÎ ÿBùupPuA ".kôpýì ,ÿoBÞ xpPuA ,þâkAõðBg xpPuA ,þèBì xpPuA ,)ÿoBíýG(þívW xpPuA ,þéý¿dO xpPuA ,ÿrý^ koõì ok ókpÞ pßÖ kBüq ,þñøm xpPuA ëk ô þðApãð ô QýðBH¿Î ,þuBvcA xpPuA Ao ÿkByô {ìAo@ úÞ þOBuBvcA úíø ô þãPvßy

Bu5038/6566û8tü:ôòW orkshop| ô oBñýíu (416) 548 6468 .-l(ð:B9uú0oP5Î)þ ×éO| :þHDBO pPÞk àýñýéÞ þéK þðBìo k RBìlg ì Iýu@ Bì ólG úG RBuBvcA úðõã^ ÝôpÎ ô IéÚ ÿBø ÿoBíýG ,}oAõâ ûBãPuk ÿBùüoBíýG ,þâkpvÖA ,qôpOo@ ,xpPuA ô ko k {øBÞ DBìpéÚÖ Q ê¾vBOc,x Bð Æ Q,HS)ô$B1W2ô0o.q0o0ÿ )$65|( DPA| ÝôpÎ.lôýI )$B3í0O p|(üqþòð×réOõBuG ïI |( ABpGio-Feed-Back| QvO

õñOoõO QÚô úG IytenTV 8:30 ‫شبکه‬ QÎBu Hñy۸:۳۰ úu ‫ساعت‬ pøAF‫شنبه‬ N| | ‫پنج‬ óAp‫هر‬ üA p،‫تائبی‬ üõ¿O ‫دکتر‬ ëBðBÞ‫زنده‬ qA þ‫تلویزیونی‬ HDBO pPÞk‫برنامه‬ þðõürüõéO ûlðq úìBðpG ‫ از‬ú ‫شب‬

d 9555 Yonge St, Unit 15, Physio Clinic, Richmond Hill. www.drtaebi.com T: 905.508.6668 drtaebi@yahoo.com ‫کلنیک دکتر تائبی‬

‫ سوپر هفت سین‬،‫ سوپر شایان‬،‫ عسل الویچ‬:‫ مراکز پخش جینسنگ طالیی‬Health Link pharmacy 905.508.6668 :‫سفارش تلفنی‬

Dr. E. Taebi,

Health Link Pharmacy - 905-508-2292


‫‪45‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫مرد پرطرفدارتر از بازیگران زن هستند‪.‬‬ ‫نمایش نقاط مثبت زن در مقابل نقاط منفی‬ ‫*ما به ندرت قهرمان زن در فیلم های ایرانی‬ ‫داریم‪.‬‬ ‫بله شاید به انگشتان دو دست هم نرسد‪ .‬به نظرم‬ ‫برای دیده شدن نکات مثبت یک زن باید نقطه‬ ‫مقابل آن که همان زن هایی با ویژگی های منفی‬ ‫است به نمایش گذاشته شود‪ .‬ما باید خوب و‬ ‫بد را به صورت موازی نشان دهیم تا موفق‬ ‫شویم خوبی های یک زن ایرانی را به درستی به‬ ‫نمایش بگذاریم‪ .‬زن ایرانی ابعاد مختلفی دارد‪.‬‬ ‫امروز سینما با کاهش مخاطب مواجه شده و‬ ‫مردم به سمت شبکه های پوچ و بی محتوای‬ ‫ماهواره ای جذب شده اند‪ ،‬برای این که در آن‬ ‫فیلم ها همه نوع رفتار اجتماعی را می توانند‬ ‫ببینند‪.‬‬ ‫جنگ فرهنگی از جنگ نظامی بدتر است زیرا‬ ‫مغز جامعه که جوانان هستند شست و شو داده‬ ‫می شود و این فاجعه است‪ .‬تکنولوژی به جایی‬ ‫رسیده که نمی شود با آن مبارزه کرد‪ .‬باید از‬ ‫پتانسیل های موجود بهترین بهره را ببریم و زن‬ ‫ایرانی و ارزش های آن را به واسطه سینماگر‬ ‫ایرانی به دنیا معرفی کنیم‪ .‬سیاست غلط‬ ‫مدیران‪ ،‬سینمای ما را به سمتی سوق داده که‬ ‫امیدوارم در دولت جدید تغییر کند این شرایط‬ ‫نه حق جامعه ما و نه سینمای ما است‪.‬‬ ‫کارگردان ریسک نمی‌کند‬

‫*ایفای نقش های منفی و زنان اغواگر به‬ ‫تعدادی از بازیگران خالصه می شود چقدر‬ ‫باید در انتخاب بازیگر برای این نقش های‬ ‫منفی دقت الزم صورت گیرد تا به درستی از‬ ‫عهده نقش برآیند‪.‬‬ ‫به عقیده من این موضوع به انتخاب فیلمساز‬ ‫مربوط می شود‪ .‬اگر یک بازیگر نقشی را‬ ‫خوب بازی می کند همان نقش تکرار می شود‪.‬‬ ‫کارگردان ریسک نمی کند تا تجربه جدیدی در‬ ‫ایفای نقش منفی اتفاق بیافتد‪ .‬نقش منفی جای‬ ‫کار زیادی دارد و فکر می کنم هر بازیگری از‬ ‫بازی در اینگونه نقش ها استقبال می کند‪.‬‬ ‫*از سوی بازیگران زن برای ایفای نقش‌های‬ ‫منفی اکراه وجود ندارد‪.‬‬ ‫نقش های منفی خیلی وقت‌ها نقش‌های جذابی‬ ‫هستند که متاسفانه کم هم نوشته می شوند‪.‬فکر‬ ‫می کنم برای هر بازیگری جذاب است که در‬ ‫این نقش ها خود را محک بزند‪.‬‬ ‫ایفای نقش منفی برایم جذاب است‬ ‫*شما نقش منفی را قبول می کنید؟‬ ‫من نقش منفی را دوست دارم اما تا امروز‬ ‫نقش منفی خوبی به من پیشنهاد نشده است‪.‬‬ ‫من دوست دارم نقش منفی را تجربه کنم چون‬ ‫جای بازی دارد‪.‬‬ ‫عالقه ای به حضور در عرصه تهیه کنندگی‬ ‫ندارم‪ /‬اقتصاد را خوب می‌شناسم‬


‫‪44‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫نیوشا ضیغمی‪ :‬بازیگری‬ ‫استعداد و شانس می‌خواهد! ‪1 -‬‬ ‫نیوشا ضیغمی‪ :‬فکر می کنم تا‬ ‫امروز فقط از ‪ 20‬درصد از توانایی‬ ‫بازیگری من استفاده شده است‪.‬‬ ‫کارنامه هنری «نیوشا ضیغمی»‬ ‫را اگر به دقت مورد بررسی قرار‬ ‫دهیم خواهیم دید ابتدا با انتخاب‬ ‫فیلم‌های موفق توانست جایگاه‬ ‫ارزنده‌ای برای خود در میان‬ ‫منتقدان و کارشناسان فراهم کند‬ ‫اما روند اکران فیلم‌هایش او را‬ ‫مجبور به انتخاب فیلم‌های تجاری‬ ‫کرد‪ .‬او به تمام فیلم‌هایی که‬ ‫بازی‌کرده است عالقمند است‪.‬‬ ‫در بخش دوم مصاحبه (بخش‬ ‫نخست مصاحبه) به حضورش در‬ ‫عرصه تهیه‌کنندگی و ساخت فیلم ‪،‬‬ ‫وضعیت سینما و بررسی تعدادی از‬ ‫فیلم هایش به بحث نشستیم‪ .‬بخش‬ ‫دوم و پایانی گفت‌وگو از نظرتان‬ ‫می‌گذرد‪.‬‬ ‫عدم فعالیت گسترده بخش خصوصی و سینمای‬ ‫مستقل مشکل امروز سینما‬ ‫*در حوزه تولید هم دستی دارید به نظر شما‬ ‫چرا سینمای امروز دچار بحران شده و تولید به‬ ‫مراتب کاهش داشته است‪.‬‬ ‫من پروسه تولید که به شدت سخت و فرسایشی‬ ‫است را تجربه کردم‪ .‬بخشی از این بحران به‬ ‫دلیل عدم فعالیت گسترده بخش خصوصی و‬ ‫سینمای مستقل ایران است‪ .‬سرمایه گذار را هم‬ ‫نمی توانیم جذب کنیم زیرا هیچ تضمینی برای‬ ‫اکران مناسب فیلم وجود ندارد‪ .‬همه عوامل را‬ ‫از بهترین ها انتخاب می کنید اما مث ً‬ ‫ال فیلمی‬ ‫که فروش مناسب دارد و من هم در آن به عنوان‬ ‫بازیگر حضور داشتم از پرده سینما پایین کشیده‬ ‫می شود‪.‬‬ ‫سرمایه گذار برای سینما اهمیت دارد زیرا سینما‬ ‫یک صنعت و تجارت است اما هیچ پشتوانه و‬ ‫بازگشت سرمایه ای را برای او نمی توان قائل‬ ‫شد‪ .‬سینما با اختالفات میان حوزه و ارشاد‬ ‫نابود شد‪ .‬البته همه تقصیرها را نباید به گردن‬ ‫مسئولین انداخت بلکه سینماگران هم مقصرند‬ ‫زیرا اگر من ِ نوعی داعیه فرهنگ دارم باید به‬ ‫شرایط اعتراض کنم‪ .‬من به ایران عالقه دارم‬ ‫و باید برای پیشرفت و تعالی فرهنگ آن باید‬ ‫مبارزه کنم‪ .‬درتمام مقاطع تاریخی همیشه یک‬ ‫سری تفکرات منفی و مثبت وجود داشته‪ ،‬ولی‬

‫نباید خودمان را به تفکرات منفی بسپاریم‪ .‬اگر‬ ‫سینما دارای پشتوانه فرهنگی است و می تواند‬ ‫در سطح بین الملل به نمایش درآید و چرخه‬ ‫تولید آن با بودجه های بسیار کم در حال حرکت‬ ‫است‪ ،‬باید به چنین سرنوشتی دچار شود؟‬ ‫ای کاش تعداد محدودی فیلم ساخته می‌شد‬ ‫*بخشی از این شرایط به سینماگران باز می‬ ‫گردد اگر نگاهی به تولید آثار یک سال سینما‬ ‫بیندازیم خواهیم دید بیش از ‪ 60‬درصد آنها‬ ‫بدون هیچ پشتوانه فرهنگی ساخته شده است ‪...‬‬ ‫بله گاهی اوقات وقتی فیلمنامه می خوانم به‬ ‫خودم می گویم چرا باید این فیلم ساخته شود‬ ‫اما بعد می بینم فیلم ساخته‬ ‫شده و از فیلم هایی است‬ ‫که در نوبت اکران است‪.‬‬ ‫در حالی که نگاتیو مصرف‬ ‫شده‪ ،‬فارابی تجهیزات‬ ‫داده‪ ،‬سرمایه گذار هزینه‬ ‫کرده اما در نهایت در آن‬ ‫فیلم هیچ اتفاقی نیفتاده‬ ‫است‪ .‬ای کاش سالی تعداد‬ ‫محدودی فیلم ساخته می‬ ‫شد که تکلیف فیلم ها‬ ‫مشخص باشد‪ .‬فکر می کنم‬ ‫بهتر است به جای کمیت به‬ ‫کیفیت توجه داشته باشیم‪.‬‬ ‫با کاهش تولید می توان‬ ‫بودجه بهتری به فیلم ها اختصاص داد و فیلم‬ ‫های آبرومندی را روانه اکران کرد‪ .‬این نوع‬ ‫نگاه باید توسط سیاستگذاران عرصه فرهنگ‬ ‫و هنر مورد توجه و اهتمام قرار بگیرد و ضمن‬ ‫این که نباید از این موضوع هم غافل شویم که‬ ‫بزرگترین بحران فعلی سینمای ایران فیلمنامه‬ ‫است‪.‬‬ ‫«شوریده» تاثیر عمیقی بر من گذاشت‪/‬‬ ‫«شوریده» به لحاظ تکنیکی دشوار بود‬

‫*در کارنامه هنری‌تان تجربه همکاری با دو‬ ‫کارگردان داشتید آقایان سجادی و ده نمکی‬ ‫چگونه این اتفاق رخ داد؟‬ ‫بعد از «در چشم باد» اولین تجربه سینمایی من‬ ‫با آقای سجادی در فیلم «تردست» بود‪ .‬در آن‬ ‫فیلم من ذوق و شوق بازی داشتم ابتدای کارم‬ ‫بود و تجربه هم نداشتم‪ .‬این فیلم طنزی روان و‬ ‫ساده بود ‪ .‬ایشان فیلمنامه ای به نام «شوریده»‬ ‫داشتند و عالقه داشتند بازیگری این نقش را‬ ‫بازی کند که چهره شناخته شده ای در میان‬ ‫مخاطب نداشته باشد‪ .‬اما دوستانشان بازیگران‬ ‫مطرح آن زمان را به ایشان معرفی می کردند‪.‬‬ ‫وقتی آقای سجادی من را برای بازی در این‬ ‫نقش برگزیدند همه مخالفت کردند اما ایشان با‬

‫است که من تجربه کردم ‪ .‬پرسوناژ من در مسیر‬ ‫داستان ‪ 11‬گریم مختلف داشت‪ .‬این پرسوناژ‬ ‫دچار فراز و نشیب عجیبی بود‪ .‬تکنیک آقای‬ ‫سجادی هم بسیار سخت بود‪ .‬من با تجربه آن‬ ‫زمان باید جلوی لنز ‪ 135‬حرکت می کردم و‬ ‫دیالوگ می گفتم‪ .‬فیلم «شوریده» برای من‬ ‫نفس گیر بود اما همیشه به آن افتخار می کنم‬ ‫و دست آقای سجادی را می بوسم و از ایشان‬ ‫تشکر می کنم که به من اعتماد کرد چون مسیر‬ ‫زندگی من با بازی در این فیلم تغییر کرد و آن‬ ‫کار به من اعتماد به نفس داد‪.‬‬ ‫زمانی که «اخراجی ها‪ »1‬به من پیشنهاد شد‬ ‫برایم جای سوال بود که این فیلم ساخته می شود‬ ‫و فیلمنامه ای با این حجم طنز در حوزه دفاع‬ ‫مقدس ساخته می شود یا خیر‪ .‬این فیلم برایم‬ ‫تجربه خیلی جالبی بود و همچنان از اخراجی ها‬ ‫‪ 1‬دفاع می کنم و فیلم را دوست دارم‪.‬‬ ‫بازی در «اخراجی ها »‪ 2‬سلیقه من نبود‬

‫مهارتی که داشتند از من بازی گرفتند‪.‬‬ ‫زندگی کاری من به دو بخش تقسیم می شود‬ ‫بعد از فیلم «شوریده» و قبل از آن‪ .‬این فیلم‬ ‫روی من تاثیر گذاشت و برای درآوردن آن نقش‬ ‫سختی زیادی کشیدم که در نهایت به کاندید‬ ‫شدنم در جشنواره فجر برای بازی در همین‬ ‫نقش منجر شد‪ .‬آرزویم این است که فیلمنامه‬ ‫ای با آن سبک و سیاق من را درگیر خودش‬ ‫کند و با سختی نقش را دربیاورم‪« .‬شوریده» به‬ ‫لحاظ تکنیکی یکی از سخت ترین فیلم هایی‬

‫*فیلمنامه «اخراجی ها» را به دلیل متفاوت‬ ‫بودن در فضای جنگ پذیرفتید؟‬ ‫بله همچنین به خاطر بازیگران‪ ،‬فضای فیلمنامه‬ ‫و‪ ...‬اما نقشی که در «اخراجی ها‪ »2‬بازی کردم‬ ‫سلیقه من نبود‪ .‬در واقع قصه طوری بود که‬ ‫بودن یا نبودن کاراکتری که من برعهده داشتم‪،‬‬ ‫تفاوت خاصی در اصل قصه ایجاد نمی کرد اما‬ ‫به هرحال این فیلم ادامه اخراجی ها ‪ 1‬بود و‬ ‫به دلیل اینکه این کاراکتر باید در فیلم حضور‬ ‫می داشت‪ ،‬پذیرفتم و برای دومین بار جلوی‬ ‫دوربین آقای ده نمکی حضور پیدا کردم‪.‬‬ ‫سیاست‌ها به سمت ساخت فیلم‌های زن محور‬ ‫نیست‬ ‫*حضور زنان در سینما به چند شخصیت‬ ‫محدود خالصه می‌شود همسر‪ ،‬مادر و‪ ...‬بخشی‬ ‫هم از دهه ‪ 80‬زنان اغواگر را شاهد هستیم‪.‬‬ ‫چرا سینمای ایران اینقدر محدود به زنان که‬ ‫حضور فعال در عرصه های مختلف دارند می‬ ‫پردازد‬ ‫یکی از دالیل آن به سیاست های فرهنگی‬ ‫وزارت ارشاد باز می گردد‪ .‬عقیده شخصی ام‬ ‫این است که سیاست ها به سمت ساخت فیلم‬ ‫های زن محور نیست ‪ .‬زن در جامعه ایرانی‬ ‫ابعاد گسترده ای دارد و با فرهنگ و دین و‬ ‫مذهب و شرایط اجتماعی زن بسیار موفقی‬ ‫است و می تواند همسان مردها قدم برمی دارد‬ ‫و فعالیت های گسترده اجتماعی را دنبال می‬ ‫کنند‪ .‬محدود کردن نقش ها به همان مواردی‬ ‫که ذکر شد باعث می شود تا ابعاد دیگر زنان در‬ ‫جامعه مغفول باقی بماند ‪.‬از سوی دیگر به نظرم‬ ‫تهیه کنندگان از این واهمه دارند که فیلم های‬ ‫زن محور کمتر دیده شوند و مردها در سینما و‬ ‫کشورهای ما طرفدار بیشتری دارند و بازیگران‬


‫‪43‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫حفره های خطرناک ذهنی‬ ‫هر انسانی در طول زندگی خود‬ ‫میزان مشخصی انرژی در اختیار‬ ‫دارد این مقدار انرژی‪ ،‬در بین‬ ‫افکار مختلف تقسیم شده است و هر‬ ‫کدام درصدی از نیروی ذهن را‬ ‫به خود اختصاص داده اند‪ .‬طبیعتا‬ ‫بعضی از افکار در حوزه مثبت و‬ ‫بعضی دیگر در حوزه افکار منفی‬ ‫قرار دارند هر چه شما به قلمرو‬ ‫منفی توجه بیشتری داشته باشید‬ ‫سهم بیشتری از انرژی خود را به‬ ‫آن اختصاص داده اید و از انرژی‬ ‫که باید در جهت تحقق خواسته‬ ‫های قلبی و تبلور اهدافتان قرار‬ ‫بگیرد کاسته اید‪ .‬اما انرژی موجود‬ ‫در قلمرو افکار مثبت‪ ،‬عالوه بر‬ ‫آنکه یک پشتوانه قوی برای‬ ‫رسیدن به اهدافتان است‪ ،‬به دلیل‬ ‫فرکانس باالیی که دارد همچون‬ ‫یک دیواره آتش‪ ،‬ذهن را در برابر‬ ‫ورود پالس های منفی در امان نگه‬ ‫می دارد هرچه انرژی شما در این‬ ‫ناحیه بیشتر باشد سپر ذهنی قوی‬ ‫تری در اختیار خواهید داشت‪.‬‬

‫هر کسی به تناسب زندگی خود در شرایط‬ ‫روحی تقریبا ثابتی به سر می برد و از لحاظ‬ ‫انرژی‪ ،‬تعادلی بین دو حوزه مثبت و منفی‬ ‫برقرار می کند اما گاهی در زندگی شرایطی‬ ‫ایجاد می شود که این تعادل به هم میریزد و‬ ‫حاالت روحی انسان دچار تغییر ملموسی می‬ ‫شود‪ .‬این عدم تعادی به این دلیل است که‬ ‫در اثر اتفاقات پیش آمده‪ ،‬به یکباره میزان‬ ‫قابل توجهی از انرژی به طرف ناحیه دیگر‬ ‫جریان پیدا می کند‪ .‬اگر این جریان انرژی به‬ ‫طرف افکار منفی باشد دو پیامد نامطلوب به‬ ‫دنبال خواهد داشت‪ :‬اول آنکه در این شرایط‬ ‫افکار منفی قدرت بیشتری خواهند گرفت و‬ ‫توانایی بیشتری برای تحت تاثیر قرار دادن‬ ‫زندگی فرد به دست می آورند‪ ،‬دوم اینکه به‬ ‫علت جریان پیش آمده‪ ،‬یک خال انرژی در‬ ‫قلمرو افکار مثبت پدید می آید و سپر ذهنی‬ ‫را تضعیف می کند‪ .‬این خال انرژی همچون‬ ‫یک حفره امنیتی راه را برای ورود سایر افکار‬ ‫منفی هموار می کند‪.‬‬ ‫وقتی که ذهن توان دفاعی خود را از دست‬

‫دهد موج های افکار منفی می توانند از حفره‬ ‫ایجاد شده راه را به مغز باز کنند‪ .‬در اثر این‬ ‫خال انرژی فرد کمبودی را در زندگی خود‬ ‫احساس خواهد کرد و در صدد جبران آن بر‬ ‫می آید اما معموال راه حل هایی که به ذهنش‬ ‫می رسد منشا گرفته از همان افکاری هستند‬ ‫که از طریق حفره انرژی به ذهن او راه یافته‬ ‫اند بنابراین نمی توان انتظار داشت که اقدام‬ ‫هایی که فرد در این راستا انجام می دهد‬ ‫نتایج مطلوبی به بار آورد‪.‬‬ ‫از مواردی که می توان مثال زد "دل به هر‬ ‫کس دادن برای فرار از تنهایی‪ ،‬استفاده از‬ ‫مواد روان گردان برای احساس شادی‪ ،‬دست‬ ‫زدن به اعمال انتقام جویانه برای آرام کردن‬ ‫حس نفرت" و سایر کارهای ناهنجاری که‬

‫همه نتایج دست و پا زدن هایست که فرد در‬ ‫جهت رفع کردن خال پیش آمده انجام می‬ ‫دهد اما هیچکدام از این ها درمان درد او‬ ‫نیستند درمان درد او در وجود خودش نهفته‬ ‫است‪ .‬بنابراین الزم است که در چنین مواقعی‬ ‫قبل از آغاز هر اقدامی‪ ،‬به ذهن خود مراجعه‬ ‫کنید و درمان را در ذهن خود جستجو کنید‬ ‫نه در دنیای بیرون‪.‬‬ ‫راه حل به تعادل برگرداندن ذهن این است که‬ ‫در مرحله اول جلوی جریان انرژی به سمت‬ ‫افکار منفی گرفته شود چون با حرکت نیرو به‬ ‫این ناحیه‪ ،‬احساسات منفی همچون احساس‬ ‫خشم‪ ،‬احساس نفرت و احساس تنهایی می‬ ‫توانند به شدت نیرو بگیرند‪ ،‬شما باید در‬ ‫اقدام نخست مانع از قدرت گرفتن بیشتر این‬

‫عوامل مخرب شوید و در مرحله دوم باید‬ ‫قدرت را از آنها بگیرید و نیرو را به حوزه‬ ‫افکار مثبت انتقال دهید تا خال انرژی شکل‬ ‫گرفته در این حوزه بر طرف گردد‪.‬‬ ‫راه حل چیست؟‬ ‫متاسفانه در دنیای مدرن و پر هیاهو‪ ،‬انسان‬ ‫ها خودشان را در شلوغی زندگی گم کرده اند‬ ‫و دست به کارهایی می زنند که هیچ ارتباطی‬ ‫با خواسته قلبی و اهداف ذهنیشان ندارد‪.‬‬ ‫بهترین راه برای رسیدن به سالمت روحی و‬ ‫گام برداشتن در جهت خواسته های قلبی‬ ‫آن است که راه را به ذهن خود باز و با آن‬ ‫ارتباط برقرار کنید در این حالت است که می‬ ‫توان انرژی را به صورت آگاهانه در اختیار‬ ‫افکاری قرار داد که در جهت اهداف ذهنی‬ ‫و مسیر سعادت ما هستند‪ ،‬در غیر اینصورت‬ ‫انرژی به صورت کنترل نشده در بین افکار‬ ‫مختلف پراکنده می شود و چه بسا در این بین‬ ‫سهم افکار منفی بیشتر هم باشد‪.‬‬ ‫بهترین راه برای ارتباط با ذهن به توصیه‬ ‫بسیاری از روانکاوان برجسته‪ ،‬انجام عمل‬ ‫سکوت ذهنی است در این پروسه که مغز به‬ ‫سطح آلفا می رسد یکی از موثرترین راه ها‬ ‫برای آرام کردن ذهن است و در این حالت‬ ‫است که شما می توانید به دور از آشفتگی ها‬ ‫راه را به سوی ذهن خود باز کنید‪.‬‬ ‫برای رسیدن به سطح آلفا شما باید روزانه‬ ‫حدود ‪ 20‬دقیقه در محلی ساکت و به دور‬ ‫از هر گونه سرو صدا و آشفتگی مغز خود را‬ ‫آرام نگه دارید‪ .‬معموال بهترین زمان برای‬ ‫عمل سکوت ذهنی صبح به محض بیدار‬ ‫شدن از خواب است‪ .‬برای انجام این تمرین‪،‬‬ ‫چشمانتان را ببندید و فارغ از هر اندیشه‬ ‫مزاحم‪ ،‬ذهن خود را به دم و بازدم های خود‬ ‫متمرکز کنید‪ .‬بعد از چند دقیقه که ذهنتان به‬ ‫آرامش عمیقی رسید آنگاه می توانید نیروی‬ ‫ذهن خود را برای تمرکز بر روی یکی از‬ ‫افکارتان‪ ،‬به نظم در آورید‪ .‬قبل از انجام این‬ ‫عمل الزم است که لیستی از اندیشه هایتان‬ ‫که به شما انرژی می دهند و با آنها احساس‬ ‫شادمانی می کنید و یا لیستی از افکاری که‬ ‫در جهت خواسته های قلبی شما هستند تهیه‬ ‫کنید این اندیشه ها باید جان بگیرند تا زندگی‬ ‫دوباره ای برای شما به ارمغان بیاورند‪ .‬در‬ ‫طول این مدت سعی کنید با ساختن تصاویر‬ ‫ذهنی مورد دلخواه‪ ،‬نیروی بیشتری را به‬ ‫اندیشه های مثبت انتقال دهید‪.‬‬ ‫با انجام این عمل نه تنها از کمتر شدن انرژی‬ ‫در قلمرو افکار مثبت جلوگیری کرده اید بلکه‬ ‫توانسته اید پروسه انتقال قدرتی را به اجرا‬ ‫بگذارید که سبب تقویت هرچه بیشتر حوزه‬ ‫افکار مثبتتان می شود‪.‬‬ ‫نویسنده‪ :‬مهدی فعله گری‬ ‫کارشناسی ارشد ایمونولوژی پزشکی‬


‫‪42‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫محمد‬ ‫رحیمیان‬

‫درمان بیماری‪،‬‬ ‫پول کافی نیاز‬ ‫دارد‬ ‫زندگی هر روز برای خود ماجرایی تازه دارد‪.‬‬ ‫در حالی که می خندیم‪ ،‬به گریه می افتیم یا‬ ‫در حالی که مایوسیم با دریچه روشنی از امید‬ ‫برخورد می کنیم و‪ ...‬وقتی در شرکت بیمه‬ ‫کار می کنید‪ ،‬با داستانهای زیادی از زندگی‬ ‫دیگران مواجه می شوید کسانی که در سالمتی‬ ‫شان‪ ،‬دست آشنایی می دهند و به محض عدم‬ ‫این ثبات‪ ،‬دست بیمه به سویشان دراز می‬ ‫شود‪ .‬در این چرخه ‪ ،‬همه چیز مطلوب نمی‬ ‫چرخد ‪ ،‬گاه دست دوستی به سمت ما آنقدر‬ ‫دیر دراز می شود که نمی توانیم این پیوند را‬ ‫بین مراجعه کننده و بیمه‪ ،‬در زمان نیاز برقرار‬ ‫کنیم‪.‬‬ ‫امروز‪ ،‬پاسخ آزمایشات یکی از مراجعه‬ ‫کنندگان ما برای دریافت بیمه از نارسایی‬ ‫کلیه او حکایت داشت‪ .‬به گفته وی تا کنون‬ ‫هیچ عالمتی از این بیماری را احساس‬

‫نکرده است و پزشک او در توجیه عدم بروز‬ ‫عالیم بیماری‪ ،‬متذکر شده بود‪ ،‬نام دیگر این‬ ‫بیماری " بیماری خاموش" می باشد‪ .‬بسیار‬ ‫متاسف شدیم که این خانم جوان به دلیل‬ ‫بیماری نمی توانست بیمه دلخواهش را کسب‬ ‫کند‪ .‬براساس استانداردهای جهانی حدود‬ ‫‪ 500‬میلیون نفر در دنیا در معرض بیماری‬ ‫های کلیوی قرار دارند و ساالنه میلیون‌ها‬ ‫نفر به دلیل حمالت قلبی و مغزی ناشی از‬ ‫بیماری‌های مزمن کلیوی جان خود را از‬ ‫دست می‌دهند به عبارت دیگر تقریب ًا از هر‬ ‫‪ 10‬نفر‪ 1 ،‬نفر به نارسایی کلیه مبتالست‪.‬‬ ‫به طبع در سنین مختلف شاهد بروز بیماری‬ ‫های متغاوتی هستیم‪ .‬اما اینکه هنوز هستند‬ ‫کسانی که طرحی حفاظتی برای رویارویی با‬ ‫دوران بیماری یا عدم توانایی ندارند‪ ،‬تاسف‬ ‫بار است‪.‬‬ ‫این بیماری نیز مانند بسیاری از امراض در‬ ‫صورت تشخیص به موقع به سرعت معالجه می‬ ‫شود‪ .‬بنابر این توصیه شرکت بیمه ‪Insufin‬‬ ‫در وهله اول توجه کافی به سالمتی است و‬ ‫همزمان پیش بینی این که در صورت ابتال به‬ ‫هر یک از بیماری های سخت‪ ،‬نیاز به درمان‬ ‫داریم و درمان مستلزم هزینه و صرف وقت‬ ‫کافی است که با توجه به عدم توانایی فرد در‬ ‫انجام مشغله های کاری‪ ،‬بهتر است پشتوانه‬ ‫ای صحیح داشته باشیم که درچنین موقعیتی‬ ‫بتوانیم به آن تکیه کنیم‪ .‬به عبارتی دیگر یکی‬ ‫از مهمترین دالیلی که بیمه بر آن استوار شده‬ ‫حفاظت افراد در زمان ناتوانی است‪ .‬شاید‬ ‫بهتر است بگوییم در لحظه نیاز ‪ ،‬نمی توانیم‬

‫گمان کنیم که اگر امروز همه چیز بر وفق مراد‬ ‫است فردا نیز چون امروز خواهد بود‬ ‫بیمه بیماری های سخت‪ ،‬به صورت دوره‬ ‫های ‪ 5‬ساله‪ 10 ،‬ساله‪ 20 ،‬ساله و تا سن‬ ‫‪ 65‬سالگی و همچنین ‪ 100‬سالگی و حتی‬ ‫با برگشت پول و یا پرداخت کوتاه مدت و‬ ‫بهره مندی تمام عمر بدون پرداخت حق بیمه‬ ‫عرضه می شود‪ .‬این بیمه معموال از ‪ 3‬بیماری‬ ‫رایج‪ :‬سکته قلبی‪ ،‬سکته مغزی و سرطان‬ ‫شروع می شود و می تواند تا ‪ 32‬مورد بیماری‬ ‫( با توجه به سن) را تحت پوشش قرار دهد‪.‬‬ ‫حتی مواردی از بیماری های ژنتیکی می‬ ‫توانند در ردیف این بیماری ها قرار بگیرند‬ ‫که در صورت تشخیص پزشک خانوادگی با‬ ‫ارائه مدرک و اسناد معتبر‪ ،‬براساس بیمه نامه‬ ‫قابل مطالبه است‪ .‬نمونه ای از بیمه بیماری‬ ‫های سخت به گونه ای طراحی شده است که‬ ‫به همراه بیمه عمر است و در این صورت هر‬ ‫کدام زودتر اتفاق افتاد ( فوت و یا بیماری‬ ‫سخت)‪ ،‬از طرف شرکت بیمه بصورت یکجا‬ ‫و معاف از مالیات‪ ،‬قابل پرداخت می باشد‪.‬‬ ‫از نکات مهم بیمه بیماری های سخت این‬ ‫است که فرد بیمه شده ملزم به ارائه اسناد‬ ‫هزینه های درمانی اش نیست‪ .‬بلکه تنها‬ ‫تاییدگزارش بیماری وی به شرکت بیمه کافی‬ ‫است‪ .‬اگر به آمار روز افزون بیماری ها نگاهی‬ ‫بیندازیم متوجه می شویم که علیرغم اجباری‬ ‫نبودن این بیمه از طرف دولت‪ ،‬درجه اهمیت‬ ‫و ضرورت داشتن این بیمه نه تنها کمتر از بیمه‬ ‫های اجباری نیست بلکه بیشتر از آن است‪.‬‬ ‫بی شک قبول دارید که هیچکس از لحظه‬

‫‪647.739.9009‬‬

‫بعد خود خبر ندارد‪ .‬اینک که سالمت هستیم‬ ‫فکر کنیم که در صورت دچار شدن به بیماری‬ ‫سخت‪ ،‬چگونه با هزینه های سرسام آور زندگی‬ ‫و درمان مواجه شویم‬ ‫امروز‪ ،‬با ما تماس بگیرید چرا که فردا برای‬ ‫خودش ماجرای دیگری دارد‪...‬‬ ‫جهت دریافت اطالعات بیشتر‪ ،‬با ما با شماره‬ ‫تلفن ‪ 905-370-0011‬تماس بگیرید‪.‬‬ ‫شما عالقمندان رادیو و تلویزیون می توانید‪:‬‬ ‫* شنونده برنامه رادیویی بیمه‪ ،‬سه شنبه در‬ ‫میان‪ ،‬از ساعت ‪ 9‬تا ‪ 10‬صبح از رادیو‬ ‫صدای ایران باشید‬ ‫* درهر لحظه با یک کلیک‪ ،‬بیننده‬ ‫برنامه های تلویزیونی ما از شبکه‬ ‫تلویزیونی شرکت بیمه به آدرس زیر باشید‪.‬‬ ‫‪www.youtube.com/sherkatbimeh‬‬ ‫و یا با الیک کردن آدرس اینترنتی ما در فیس‬ ‫بوک‪ ،‬از آخرین فعالیت های شرکت ما مطلع‬ ‫شوید‪.‬‬ ‫‪https://www.facebook.com/‬‬ ‫‪Insufin‬‬ ‫* همچنین می توانید به وب سایت ما ‪www.‬‬ ‫‪ insufin.com‬مراجعه فرمایید و ضمن‬ ‫ثبت نام خود از ده ها جوایز ما در قرعه کشی‬ ‫برخوردار گردید‪.‬‬ ‫* محمد رحیمیانکارشناس ارشد بیمه و سرمایه‬ ‫گذاری و عضو رسمی انجمن ‪ Advocis‬به‬ ‫شماره ثبت‪ 2065817 :‬مشاورین متخصص‬ ‫بیمه و امور مالی کانادا است‬


‫‪41‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫وریدهای ناحیه روده است اما این نقاط‬ ‫تکی هستند و دورشان عروق خاصی نیست‬ ‫و با این حال خونریزی می‌کنند‪ .‬اندومتریوز‬ ‫می‌تواند به‌راحتی با بواسیر اشتباه گرفته شود‪.‬‬ ‫قاعدگی های خیلی دردناک و لکه بینی‬ ‫دارید؟‬ ‫عالئم بیماری اندومتریوز متعدد و‬ ‫غیراختصاصی هستند‪ .‬یکی از شایع‌ترین‬ ‫عالئم آن دردهای هنگام دوره ماهانه است‬ ‫که در روزهای سوم و چهارم معموال بدتر‬ ‫می‌شود‪ ،‬درست برعکس افراد عادی که‬ ‫دردهایشان روز اول و دوم بیشتر است‪ .‬حتی‬ ‫بعد از اتمام دوره ماهانه نیز مدت زیادی طول‬ ‫می‌کشد تا این درد کامال از بین برود‪.‬‬ ‫متاسفانه درد هنگام دوره ماهانه با گذشت‬ ‫زمان بدتر می‌شود‪ ،‬یعنی هرماه بیمار احساس‬ ‫می‌کند از ماه قبل بدتر شده است چون نقاط‬ ‫اندومتریوز هربار خونریزی بیشتری خواهند‬ ‫داشت و درد شدیدتر می‌شود‪ .‬البته حتما دلیلی‬ ‫ندارد خونریزی نیز به همراه درد بیشتر از ‪7‬‬ ‫روز طول بکشد اما متاسفانه یکی از عالئم‬ ‫این افراد لکه بینی است که ممکن است بیش‬ ‫از ‪ 7‬روز هم مشاهده شود‪ .‬گاهی اوقات این‬ ‫بیماری با کیست‌های داخل تخمدان همراه‬ ‫است که این کیست‌ها نیز باعث درد شدید‬ ‫هنگام دوره ماهانه می‌شوند‪.‬‬ ‫در این افراد اگر سونوگرافی انجام دهیم‬ ‫کیست‌هایی را در تخمدان می‌بینیم که‬ ‫داخل‌شان خون است‪ .‬این کیست‌ها «کیست‬ ‫شکالتی» نام دارند و به راحتی مشخص‬ ‫می‌شوند‪ .‬از دیگر عالئم اندومتریوز می‌توان‬

‫به درد هنگام نزدیکی و لکه بینی بین دو‬ ‫عادت ماهانه اشاره كرد‪ .‬عالوه براین‪ ،‬گاهی‬ ‫اوقات در معاینه پشت رحم یا کلدوساک‬ ‫خلفی‪ ،‬بیمار دردهایی را احساس می‌کند که‬ ‫این دردها نیز به دلیل نقاط اندومتریوز در‬ ‫پشت رحم ایجاد می‌شوند‪.‬‬ ‫خانم های مسن نگران نباشند‬ ‫اندومتریوز امروزه دیگر در سن و سال خاصی‬ ‫اتفاق نمی‌افتد‪ .‬این بیماری معموال در افراد‬ ‫باالی ‪ 25‬تا ‪ 30‬سال ایجاد می‌شد اما‬ ‫هم‌اکنون بیمارهای ‪ 18 ،17‬و ‪ 19‬ساله نیز‬ ‫داریم‪ .‬برخی افراد معتقدند‪ ،‬هرقدر قاعدگی‬ ‫فرد در سن پایین تری شروع شود در خطر‬ ‫بیشتری برای ابتال به این بیماری وجود دارد‬ ‫اما اندومتریوز با این موضوع ارتباط زیادی‬ ‫ندارد و بیشتر به نژاد فرد‪ ،‬آلودگی هوا و‬ ‫عواملی که مانع خروج خون می‌شوند ارتباط‬ ‫دارد‪.‬‬ ‫وزن مناسب‪ ،‬رژیم غذایی سالم و ورزش‬ ‫همگی در پیشگیری از این بیماری موثر‬ ‫هستند‪ .‬باید بدانید از لحاظ تئوریکی‪،‬‬ ‫احتمال وقوع این بیماری بعد از یائسگی‬ ‫وجود ندارد زیرا دیگر هورمونی وجود ندارد‬ ‫و عادت ماهانه‌ای اتفاق نمی‌افتد‪.‬‬ ‫درمان مجردها و متاهل‌ها متفاوت است؟‬ ‫درمان این بیماری بستگی دارد به اینکه آیا‬ ‫بیمار می‌خواهد باردار شود یا خیر‪ .‬اگر بیمار‬ ‫ازدواج نکرده باشد و هنوز تمایل به باروری‬ ‫نداشته باشد معموال از درمان‌های نگهدارنده‬ ‫یعنی درمان‌های دارویی استفاده می‌شود‬ ‫تا بیمار اعمال جراحی کمتری را متحمل‬

‫شود‪ .‬برای مثال می‌توان به صورت مداوم از‬ ‫قرص‌های ضدبارداری استفاده كرد‪.‬‬ ‫به این ترتیب که بیمار قرص‌ها را ‪ 6‬ماه‬ ‫می‌خورد و یك ماه استراحت می‌کند‪ .‬در این‬ ‫‪ 6‬ماه قرص‌ها اکثرا باید به طور پشت‌سر هم‬ ‫خورده شود یعنی هر جعبه قرصی که تمام‬ ‫می‌شود جعبه بعدی باید بالفاصله شروع شود‬ ‫تا دوره ماهانه اتفاق نیفتد و نقاط اندومتریوز‬ ‫خونریزی نداشته باشند‪.‬‬ ‫مرحله بعدی استفاده از آمپول‌های‬ ‫«دکاپپتیل» یا «دیفرلین» است که این‬ ‫آمپول‌ها ‪ 28‬روز یک بار تزریق می‌شوند‬ ‫و باعث یائسگی دارویی یا یائسگی کاذب‬ ‫می‌شوند‪ .‬به این ترتیب بیمار عادت ماهانه‬ ‫نمی‌شود و خونریزی و درد نخواهد داشت‪.‬‬ ‫اما متاسفانه همه این داروها‪ ،‬چه قرص‌های‬ ‫ضدبارداری و چه آمپول‌ها عوارض جانبی‬ ‫خود را دارند‪.‬‬ ‫با این حال اگر بیماری چند بار عمل شده‬ ‫باشد و سنش هنوز کم باشد و ازدواج نکرده‬ ‫باشد می‌تواند به صورت نوبتی از این داروها‬ ‫استفاده کند‪ .‬یعنی ‪ 6‬ماه قرص بخورد و ‪ 3‬ماه‬ ‫آمپول بزند و بعد دوباره ‪ 6‬ماه قرص بخورد‬ ‫و‪ ...‬تا روزی که بخواهد بچه‌دار شود‪.‬‬ ‫متاهل‌ها هرچه زودتر بچه‌دار شوند!‬ ‫اگر بیمار در مرحله‌ای باشد که می‌خواهد‬ ‫اقدام به بارداری کند و در عین حال کیست‬ ‫بزرگی نداشته باشد بهتر است سریع تر از‬ ‫داروهای کمک باروری استفاده کند تا هرچه‬ ‫زودتر باردار شود‪ .‬به یاد داشته باشید این‬ ‫افراد گاهی اوقات گرفتگی لوله‌های رحمی‬

‫پیدا می‌کنند که با گرفتن عکس رحمی‬ ‫می‌توان متوجه شد آیا می‌توانند با این شرایط‬ ‫باردار شوند یا خیر‪ .‬تعجیل در بارداری این‬ ‫افراد ضروری است زیرا هرقدر که می‌گذرد‬ ‫قدرت باروری‌شان کاهش پیدا می‌کند‪.‬‬ ‫یکی از دالیلش این است که این افراد معموال‬ ‫یکی‪ ،‬دوبار عمل می‌شوند و کیست‌های‬ ‫تخمدانی دارند که برداشته می‌شوند و یک‬ ‫مقدار از نسج تخمدان‌شان را از دست‬ ‫می‌دهند‪ .‬عالوه براین‪ ،‬چندین نوع ماده‬ ‫التهابی از نقاط اندومتریوز آزاد می‌شود که‬ ‫هر کدام برای اسپرم و جنین سمی هستند و‬ ‫می‌توانند مانع باروری شوند‪ .‬این بیماری با‬ ‫چند مکانیسم مختلف باعث نازایی می‌شود‪.‬‬ ‫متاسفانه حتی بیمارانی که کیست و چسبندگی‬ ‫هم ندارند قدرت باروری‌شان نسبت به افراد‬ ‫عادی کمتر است‪ ،‬بنابراین بهتر است زودتر‬ ‫برای بچه‌دار شدن اقدام کنند‪ .‬گاهی اوقات‬ ‫دیگر راهی برای برگشت به عقب باقی‬ ‫نمی‌ماند‪ .‬متاسفانه بیماری اندومتریوز تا زمان‬ ‫یائسگی با بیمار است و درمان قطعی‌اش‬ ‫خارج کردن کامل رحم و تخمدان‌هاست که‬ ‫البته این کار برای خانم‌های باالی ‪ 45‬سال‬ ‫توصیه می‌شود‪.‬‬ ‫در این صورت بهبود خیلی زیادی در عالئم‬ ‫بیمار پیدا خواهد شد‪ .‬الزم به ذکر است که‬ ‫ایجاد سرطان به دنبال این بیماری در موارد‬ ‫خیلی نادر اتفاق می‌افتد اما احتمال آن بسیار‬ ‫کم است و بیشتر عوارض جانبی‌اش‬ ‫بیمار را اذیت می‌کند‪.‬‬


‫‪40‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫لطفا این درد زنانه را جدی بگیرید!‬ ‫شاید برایتان عجیب باشد اما‬ ‫خانم‌هایی هستند که دردهای‬ ‫دوره ماهانه‌شان از روز دوم و سوم‬ ‫بیشتر شده و حتی تا بعد از اتمام‬ ‫قاعدگی نیز رفع نمی‌شود! حتی‬ ‫بدتر از آن در هر سیکل این درد‬ ‫بیشتر از ماه قبل می‌شود و همیشه‬ ‫لکه بینی دارند‪.‬‬

‫در این موارد باید به بیماری «اندومتریوز»‬ ‫مشکوک شد و تست‌های الزم را انجام داد و‬ ‫اگر تشخیص تایید شد هرچه سریع‌تر درمان‬ ‫را آغاز كرد زیرا این بیماری می‌تواند منجر به‬ ‫خونریزی‌های شدید و نازایی شود‪.‬‬

‫دکتر آزیتا صفارزاده‪ ،‬متخصص زنان و فوق‬ ‫تخصص نازایی و الپاراسکوپی در این مقاله‬ ‫در این باره توضیح می‌دهد‪.‬‬ ‫وقتی بافت رحم به داخل رحم اکتفا نمی‌کند!‬ ‫کاشته شدن بافت رحم در قسمتی غیر از جدار‬ ‫داخلی رحم را «اندومتریوز» می‌گویند‪ .‬بافت‬ ‫داخل رحم «آندومتر» نام دارد و این بافت‬ ‫ممکن است به دالیل مختلفی در مکان‌هایی‬ ‫به غیر از رحم کاشته شود‪ .‬برای مثال اگر‬ ‫هنگام دوره ماهانه خون به جای اینکه خارج‬ ‫شود‪ ،‬از لوله‌ها به داخل حفره شکمی بریزد‬ ‫ممکن است منجر به اندومتریوز شود‪.‬‬ ‫عوامل ارثی نیز می‌توانند باعث شوند از‬ ‫ابتدای تولد بافت آندومتر در جایی خارج از‬ ‫حفره آندومتر برای مثال داخل شکم‪ ،‬تخمدان‬ ‫و گاهی حتی در روده‪ ،‬زانو و ریه کاشته شود‪.‬‬ ‫همچنین تغییرات بعدی سلول‌ها نیز ممکن‬ ‫است باعث شود این سلول‌ها تبدیل به بافت‬ ‫الیه پوشاننده داخلی رحم شوند‪.‬‬

‫البته به تازگی آلودگی هوا نیز یکی از عوامل‬ ‫افزایش وقوع این بیماری در خانم‌ها ذکر شده‬ ‫است‪ .‬معموال مقدار کمی از خون دوره ماهانه‬ ‫به داخل شکم برمی‌گردد اما اگر راه خروجی‬ ‫بسته شده باشد‪ ،‬یعنی راهی که خون باید از‬ ‫طریق آن از رحم به طرف واژن و به بیرون‬ ‫بیاید به علتی دچار اختالل باشد این می‌تواند‬ ‫باعث برگشت خون بیشتر و اندومتریوز شود‪.‬‬ ‫برای مثال ممکن است در سوراخ داخلی یا‬ ‫خارجی دهانه رحم تنگی وجود داشته باشد یا‬ ‫چسبندگی یا ناهنجاری‌های رحمی از جمله‬ ‫رحم‌های دوشاخ‪ ،‬سپتوم دار‪ ،‬تک شاخ و‪...‬‬ ‫یا در قسمت دهانه خروجی ناهنجاری مطرح‬ ‫باشد‪ .‬تمام این عوامل می‌توانند باعث شوند‬ ‫خون به داخل شکم برگردد‪ .‬البته یکی از‬ ‫دالیل کمتر شایع آن نیز پرده بکارت است‬ ‫که در این حالت باقی ماندن خون در واژن و‬ ‫داخل رحم می‌تواند منجر به اندومتریوز شود‪.‬‬ ‫راه‌های تشخیص اندومتریوز‬

‫تنها راه تشخیص قطعی اندومتریوز انجام‬ ‫الپاراسکوپی و دیدن حفره شکم است‪ .‬البته‬ ‫این کار معموال در مرحله اول انجام نمی‌شود‬ ‫چون به هرحال نوعی عمل جراحی محسوب‬ ‫می‌شود‪ .‬اما اگر در تشخیص بیماری واقعا به‬ ‫مشکل بربخوریم این کار را انجام می‌دهیم‪.‬‬ ‫عالوه بر این‪ ،‬یکی از راه‌های جدیدی که‬ ‫بسیار کمک‌کننده بوده است‪ ،‬استفاده از‬ ‫ام‌آر‌آی و انجام تستی به نام ‪ 125CA‬است‪.‬‬ ‫این تست تا حد زیادی به تشخیص اندومتریوز‬ ‫کمک می‌کند‪ ،‬زیرا مارکرها معموال در این‬ ‫افراد افزایش پیدا می‌کنند‪.‬‬ ‫مواردی بوده است که بیمار فکر می‌کرده‬ ‫بواسیر یا هموروئید دارد و به دنبال درمان آن‬ ‫بوده است‪ .‬اما پزشک در معاینه و سونوگرافی‬ ‫«اندورکتال» متوجه نقاط آبی رنگ و قهوه‌ای‬ ‫رنگی شده است که از آنها خون دفع می‌شود‬ ‫بدون اینکه در آن قسمت واریس مهمی‬ ‫وجود داشته باشد‪ .‬بواسیر در حقیقت واریس‬


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

39


‫‪38‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫من دروغ می‌گم‪ ،‬تو دروغ نگو!‬ ‫تا به حال نشنیده ام که هیچ پدر‬ ‫و مادری بگوید فرزند من دروغ‬ ‫نمی گوید در حقیقت دروغگویی‬ ‫مهارتی است که تمام کودکان‬ ‫آن را می آموزند و برای‬ ‫دروغگویی آنان دلیلی وجود‬ ‫دارد‪.‬چه وقت بچه ها دروغ‬ ‫میگویند ؟‬

‫خوب است بدانید دروغ برای کودک زیر‬ ‫‪ 3‬سال معنا ندارد‪ ،‬هر چه که به ذهنشان می‬ ‫رسد و هر چه را که نمی فهمند را به زبان می‬ ‫آورند‪ .‬آن ها نمی دانند که حوزه تفکر آن ها‬ ‫خصوصی است و فکر می کنند والدین می‬ ‫توانند ذهن آن ها را بخوانند‪ .‬دروغ‪ ،‬مطلب‬ ‫یا سخنی است که با واقعیت همخوانی ندارد‬ ‫و معموال کسی که دروغ می گوید آ گاهانه‬ ‫حقیقت را تحریف می کند‪ .‬اما درباره‬ ‫کودک‪ ،‬دروغ گویی را باید مطابق با سن و‬ ‫دوره رشدی که پشت سر می گذارد‪ ،‬بررسی‬ ‫کرد‪ .‬کودک تا قبل از ‪ 3‬سالگی معنی دروغ‬ ‫را نمی داند و بین ‪ 3‬تا ‪ 4‬سالگی می آموزند‬ ‫که بزرگترها آنچه را که آنان در مورد آن‬ ‫فکر می کنند را درک نمی کنند و نمی توانند‬ ‫راست و دروغ را تمییز دهند و نمی توانند‬ ‫ذهنش را بخوانند‪ .‬این بدین معنی است که‬ ‫تخیالت برایشان واقعیت دارد و داستانهای‬ ‫غیر ممکن را تعریف می کنند‪.‬‬ ‫وقتی دچار مشکل می شونددیگران را‬ ‫سرزنش می کنند و آنها را مقصر می دانند‬ ‫بدون آنکه قصد آسیب رساندن به کسی را‬ ‫داشته باشند‪..‬‬ ‫در این سن قدرت تخیل و تصویرپردازی‬ ‫به اوج خود می رسد و کودک همزمان با‬ ‫یادگیری مهارت ها و اطالعات جدید قدرت‬ ‫ذهنی خود را باالتر می برد‪ .‬در این سن‬ ‫داستان پردازی کودک بسیار قوی است و‬ ‫یاد می گیرد کار بدی را که کرده است گردن‬ ‫یک فرد خیالی بیندازد‪ .‬او بین واقعیت و‬ ‫خیال‪ ،‬مرزی قرار نمی دهد و در این مرحله‬ ‫داستانهای طوالنی می گویند و در مورد آن‬ ‫اغراق می کنند و این داستانها چیزهایی‬ ‫هستند که بچه ها دوست دارند واقعیت‬ ‫داشته باشند ؛ لذا گاهی والدین خیال پردازی‬ ‫های وی را به اشتباه دروغ نام می گذارند‪.‬‬ ‫کودکان متناسب با هوش‪ ،‬تخیل و موقعیت‬ ‫های محیطی و بنا به واکنش والدین در‬ ‫برخورد با آن ها از حدود ‪ 6‬سالگی دروغ‬ ‫را می شناسند و در ‪ 8-9‬سالگی تفاوت‬ ‫بین واقعیت و دنیای فانتزی را در می یابند‬ ‫و تا ‪ 10‬سالگی کامال بین حقیقت گویی‬

‫به عنوان یک کار صحیح و دروغ گویی به‬ ‫عنوان یک کار نادرست تفاوت می گذارند‪.‬‬ ‫دالیل دروغ گویی‬ ‫با این که دالیل دروغ گویی در کودکان‬ ‫بسیار متعدد است اما می توان به بخشی از‬ ‫آن ها اشاره کرد‪.‬‬ ‫** در اولین درجه بهتر است به تمایز قائل‬ ‫نشدن بین واقعیت و تخیل اشاره کنیم زیرا‬ ‫تعداد زیادی از کودکان دروغ نمی گویند‬ ‫بلکه ذهنیات خود را بر زبان می آورند اما‬ ‫والدین با واکنش عجوالنه و اشتباه سعی می‬ ‫کنند گفته کودک را تصحیح کنند و او را از‬ ‫دروغ گویی برحذر دارند‪.‬‬ ‫**گاهی والدین‪ ،‬دروغ را آموزش می دهند‪.‬‬ ‫به عنوان مثال در حضور او از ویژگی در‬

‫از همه سو تحت تاثیر محیط پیرامون و‬ ‫الگوهایی است که در مقابل او قرار دارند‪.‬‬ ‫اگر والدین الگوی خوبی نباشند و در مقابل‬ ‫کودک دروغ بگویند‪ ،‬طبیعی است که‬ ‫کودک مانند آن ها رفتار خواهد کرد‪.‬‬ ‫** گاهی بچه ها برای آزمودن والدین دروغ‬ ‫می گویند تا واکنش آنها را بسنجند‪ .‬در‬ ‫چنین مواقعی الزم است والدین به جای‬ ‫نشان دادن واکنش تند و شدید‪ ،‬تالش کنند‬ ‫تمرکز کودک را از روی موضوع دروغگویی‬ ‫به راستگویی معطوف کنند‪.‬‬ ‫** گاهی اوقات هم ‪ ،‬کودکان برای بدست‬ ‫آوردن چیزی که می خواهند و یا وقتی می‬ ‫دانند کار اشتباهی کرده اند برای آنکه تنبیه‬ ‫نشوند دروغ می گویند‪.‬‬

‫کودک صحبت می کنند که فاقد آن است‪.‬‬ ‫اگر به کودک اجازه ندهیم در جمع اظهار‬ ‫نظر کند و او را به سکوت وادار کنیم‪ ،‬او به‬ ‫دروغ گفتن روی می آورد؛ عملی که بعضی‬ ‫از والدین ناآ گاهانه آن را انجام می دهند‪.‬‬ ‫** دروغ گویی نشانه اغتشاش درونی و نبود‬ ‫امنیت روانی در کودک است‪ ،‬وقتی که فرد‬ ‫کودک یا بزرگسال خود را در معرض خطر‬ ‫یا تهدید ببیند اگر شیوه صحیح با آن را‬ ‫نداند‪ ،‬به اشتباه سعی می کند با دروغ گفتن‬ ‫احساس امنیت و آرامش پیدا کند‪.‬‬ ‫** گاهی کودک احساس عزت نفس نمی‬ ‫کند و درد حقارت باعث می شود برای‬ ‫ترمیم شخصیت خود دروغ بگوید‪ .‬در واقع‬ ‫آنچه در دروغگویی کودکان مایه نگرانی‬ ‫است این است که شخصیت واقعی کودک‬ ‫را به یک شخصیت غیرواقعی تبدیل می‬ ‫کند‪ .‬در چنین شرایطی زمینه بروز اختالالت‬ ‫شخصیتی و ناسازگاری های اجتماعی در‬ ‫کودک ایجاد می شود و سالمت روانی وی‬ ‫به خطر می افتد‪ .‬طبیعی است که نمی توانیم‬ ‫نقش محیط اجتماعی را در شکل گیری‬ ‫شخصیت کودک نادیده بگیریم زیرا کودک‬

‫چگونه تشخیص می دهید که فرزندتان‬ ‫دروغ می گوید؟‬ ‫این سۆالی نیست که به راحتی بتوان جواب‬ ‫داد به خاطر اینکه بچه ها با یکدیگر فرق‬ ‫دارند‪ .‬چندین راهنمایی وجود دارد‪:‬‬ ‫‪ )1‬به چهره آنان نگاه کنید وقتی آنان‬ ‫واقعیت را می گویند آرامش دارند در‬ ‫صورتیکه بسیاری از بچه هاوقتی دروغ می‬ ‫گویند عصبی و ناراحت هستند‪.‬‬ ‫‪ )2‬ساده بودن گفتار ‪:‬دروغ تمرین شده و با‬ ‫آب و تاب گفته می شود‪.‬‬ ‫‪ )3‬منطقی بودن‪ :‬دروغ به دروغ بیشتری‬ ‫برای پشتیبانی شدن نیاز دارد بنابراین با هم‬ ‫تناقض پیدا می کنندو بی مفهومند ‪.‬‬ ‫چه کنیم؟‬ ‫اولین گام برای مقابله با دروغگویی کودکان‬ ‫افزایش اطالعات و آگاهی ما به عنوان والد‬ ‫است‪ .‬الزم است درباره رفتارهای کودک‬ ‫و دالیل دروغگویی اش آگاهانه تصمیم‬ ‫گرفت‪ .‬هرگز نباید کودک را دروغگو‬ ‫خطاب کرد‪ .‬این القاب منفی باعث از دست‬ ‫رفتن اعتماد به نفس وی می شود و او را‬ ‫به سمت دروغگویی بیشتر ترغیب می کند‪.‬‬

‫الزم نیست بگویید این چندمین بار است‬ ‫که دروغ می گویی‪ .‬کافی است بفهمید که‬ ‫کودکتان بدون اعتراف به دروغگویی‪،‬‬ ‫دروغ گفته است‪ .‬اگر می دانید دروغ گفته‬ ‫است از او نخواهید اعتراف کند‪ .‬این کار او‬ ‫را جری تر می کند‪.‬‬ ‫اگر درباره فرود آمدن یک بالگرد در‬ ‫خیابان حرف می زند از او درباره چگونگی‬ ‫هدایت بالگرد و ‪ ...‬بپرسید‪ .‬به تصورات‬ ‫ذهنی او پر و بال بدهید نه این که او را‬ ‫متهم به دروغگویی کنید‪ .‬همچنین او را به‬ ‫دروغگویی تشویق نکنید‪ .‬اگر کاری که‬ ‫خواسته بودید انجام نداده است درباره آن‬ ‫سوال نکنید تا مجبور به دروغ گفتن نشود‪.‬‬ ‫کافی است تذکر بدهید که کارش را هنوز‬ ‫انجام نداده است‪.‬‬ ‫بیان ارزش صداقت بهتر از تکرار مضرات‬ ‫دروغگویی است‪ ،‬به کودک اجازه دهید‬ ‫لذت راستگویی را بچشد تا مزه تنبیه‬ ‫دروغگویی را‪ ،‬همچنین بگذارید احساسات‬ ‫خود را به هنگام انجام رفتار درست یا‬ ‫نادرست به زبان بیاورد در این صورت شما‬ ‫بهتر می توانید ریشه دروغگویی وی را‬ ‫شناسایی کنید‪.‬‬ ‫وقتی صداقت دشوار است‬ ‫مهم است که بدانید چرا کودک دروغ می‬ ‫گوید‪:‬‬ ‫شاید درباره نمره اش دروغ می گوید زیرا‬ ‫احساس می کند تحت فشار قرار می گیرد‬ ‫و از ترس عواقبی که نمرات پایین به دنبال‬ ‫دارد‪ ،‬واقعیت را پنهان می کند‪ .‬بنابراین‬ ‫او قربانی رفتار نادرست والدین خود شده‬ ‫است‪ .‬اگر متوجه این وضعیت شدید با او‬ ‫صحبت کنید و درحالی که همه جانبه از او‬ ‫حمایت می کنید‪ ،‬دالیلش را بشنوید‪ .‬در این‬ ‫جا هر دو باید تغییر رفتار دهید‪.‬‬ ‫تاثیر مستقیم والدین بر گرایش کودکان به‬ ‫دروغگویی یا راستگویی‬ ‫واکنش شدید و تند والدین در مواجهه با‬ ‫دروغگویی کودک باعث می شود کودک‬ ‫نقطه ضعف والدین را پیدا کند و با شناخت‬ ‫حساسیت والدین نسبت به این موضوع‪ ،‬از‬ ‫دروغ برای جلب توجه آنها استفاده کند‪.‬‬ ‫در بعضی موارد این والدین هستند که‬ ‫کودکان را تشویق به دروغ گفتن می کنند‪.‬‬ ‫ارائه واکنش غیرمنطقی و تند نسبت به‬ ‫دروغگویی یا خیال پردازی کودک‪ ،‬ارائه‬ ‫ندادن الگوی مناسب‪ ،‬پنهان کاری در مقابل‬ ‫کودک‪ ،‬ناآ گاهی نسبت به تاثیر گفتار‬ ‫والدین بر کودک‪ ،‬باعث می شود کودک از‬ ‫آن به عنوان حربه ای برای توجیه رفتارهای‬ ‫خود و رسیدن به اهدافش استفاده کند‪.‬‬


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

37


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

36


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

35


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

34


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

33


‫‪32‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫بیماری‌هایی که از بی‌تحرکی سراغ زنان می‌آید!‬ ‫اگر مادران ورزش کنند چه‬ ‫تاثیری در شادابی و نشاط خانواده‬ ‫می‌گذارد؟ چرا اکثر ما با آن که‬ ‫به فواید ورزش کردن آگاهیم‬ ‫برای این امر مهم کمترین وقت‬ ‫و هزینه را می‌گذاریم؟ این یک‬ ‫سئوال کلی است اما مهم‌تر از آن‬ ‫این است که آیا ما در همه جا‬ ‫شرایط و امکانات ورزش کردن را‬ ‫داریم؟ چقدر در شهرها و روستاها‬ ‫امکانات و فضای ورزش کردن‬ ‫برای مادران ما فراهم است؟‬

‫به گزارش ایسنا‪ ،‬خمودگی‪ ،‬بی‌حالی‪،‬‬ ‫بیماری‪ ،‬ضعف و ناتوانی هر انسانی را با‬ ‫مشکل مواجه می‌کند‪ ،‬خصوصا اگر زن باشی‬ ‫و به ویژه اگر مسوولیت اعضای یک خانواده‬ ‫را برعهده داشته باشی و در کنار آن بیرون‬ ‫از خانه نیز کار کنی‪ .‬در این میان هستند‬ ‫شهرها و شهرستان‌هایی که مادران و دختران‬ ‫و در یک کالم زنان آن از کمترین امکانات‬ ‫ورزشی و رفاهی و حتی تفریحی بی‌بهره‌اند‪.‬‬ ‫شهر زواره یکی از این شهرهاست‪ .‬به‬ ‫جرأت می‌توان گفت اکثر زنان زواره‌ای از‬ ‫کسالت‌های ناشی از بی‌تحرکی و کم‌تحرکی‬ ‫و ورزش نکردن رنج می‌برند‪ .‬اکثر زنان‬ ‫قدیمی‌ شهر زواره از بچگی برای امر معاش‬ ‫در زمین‌های کشاورزی مشغول کار بوده و در‬ ‫کنار آن به بافت قالی مشغول می‌شدند و در‬ ‫کنار این کارها‪ ،‬بعضا نگهداری خواهرها‬ ‫و برادر‌های کوچکتر نیز به عهده آنها بوده‬ ‫است‪ .‬در میان این قشر از تحصیل هم که‬ ‫خبری نبوده است‪ .‬این افراد وقتی کمی‬ ‫نیز بزرگ‌تر می‌شدند‪ ،‬در سنین کم ازدواج‬ ‫کرده و بار دیگر مشکالت خانه‪ ،‬فرزندان و‬ ‫غیره ادامه پیدا می‌کرد و بی‌سوادی‪ ،‬کار و‬ ‫زحمت‪ ،‬کارهای سنگین همه دست به دست‬ ‫هم داده است تا زنانی که در حال حاضر در‬ ‫سنین باال قرار دارند‪ ،‬با بیماری‌های مختلف‬ ‫روبه‌رو باشند‪ .‬تفریح اکثر این قشر نیز دور‬ ‫هم‌نشستن در کنار هم در کوچه و ساباته‌ها(‬ ‫قسمتی از کوچه باریک که سقف دارد) بوده‬ ‫است و دوباره روز از نو روزی از نو‪.‬‬ ‫طاهره ‪ 54‬ساله خانه‌دار در این باره گفت‪:‬‬ ‫از بچگی قالی‌بافی می‌کردم‪ ،‬نگهداری از‬ ‫خواهر و برادرهایم بیشتر با من بود تا مادرم‬ ‫به کارهایش برسد و کمتر وقت بازی‌کردن‬ ‫پیدا می‌کردیم‪ ،‬نه جایی برای تفریح و بازی‬ ‫داشتیم نه وقت این کار را و نتیجه آن این‬ ‫است که االن همه دردی دارم‪.‬‬

‫زهرا ‪ -‬س نیز با اشاره به همین مسائل گفت‪:‬‬ ‫مادرم مخالف تحصیل کردنم بود‪ ،‬و می‌گفت‬ ‫دختر را چه به درس خواندن‪ ،‬ولی با تالش‬ ‫پدرم تا سوم ابتدایی خواندم‪ .‬یکبار حساب‬ ‫کردم با توجه به مشکالت جسمی‌ام به هشت‬ ‫دکتر متخصص برای رفع ییماری‌هایم نیاز‬ ‫دارم‪ .‬در صورتی که یک متخصص نیز در‬ ‫شهرستان ما وجود ندارد و همه دکتر‌های‬ ‫حاضر عمومی هستند‪.‬‬ ‫به گفته اهالی زواره‪ ،‬اکثر پزشکان زواره‌ای‬

‫از بهترین متخصصان ایران هستند‪ ،‬ولی به‬ ‫دلیل کمی امکانات‪ ،‬در شهرهای بزرگ‬ ‫مشغول طبابت بوده و ایامی خاص با حضور‬ ‫در دارالشفای ابوالفضل(ع) زواره به صورت‬ ‫رایگان به طبابت می‌پردازند‪ ،‬ولی به دلیل‬ ‫کمبود امکانات پزشکی نمی‌توان مشکل‬ ‫بیماران را حل کرد‪.‬‬ ‫امکانات ورزشی و تفریحی زنان زواره حتی‬ ‫در این برهه که عصر ارتباطات بوده بسیار‬ ‫ناچیز است‪ .‬تنها در بعضی روزها استادیوم‬ ‫زواره امکاناتی را برای ورزش بانوان در نظر‬ ‫می‌گیرد تا آنها کمی از این سستی و خمودگی‬

‫در بیایند‪ ،‬ولی فقط اکثرا جوانترها از این‬ ‫امکانات استفاده می‌کنند و بانوان مسن‌تر‬ ‫استقبالی از این مساله نمی‌کنند‪.‬‬ ‫مریم ‪ 25‬ساله در این رابطه به خبرنگار ایسنا‪،‬‬ ‫می‌گوید‪ :‬وقتی به مادرم نگاه می‌کنم دلم‬ ‫می‌خواهد گریه کنم‪ .‬مادرم جوان است ولی‬ ‫زندگی او را پیر کرده‪ ،‬به دلیل آرتروز گردن‬ ‫و پا به سختی از زمین بلند می‌شود‪ .‬تا وقتی‬ ‫جوان بود و سالم‪ ،‬کار کرده و اکنون وقتی‬ ‫راه می‌رود صدای استخوان‌های زانویش که‬

‫به هم می‌خورند را می‌شنوم‪.‬‬ ‫وی گفت‪ :‬زنان زواره زنان زحمتکش و‬ ‫بی‌توقع هستند‪ .‬برای خود هیچ نمی‌خواهند‪.‬‬ ‫تمام ذهن و فکرشان خانواده است و کمتر‬ ‫به سالمتی خود توجه کرده و می‌کنند‪ .‬زواره‬ ‫امکانات درمانی و تفریحی ندارد‪ .‬امکاناتی‬ ‫هم اگر وجود دارد‪ ،‬در شهر اردستان است‪.‬‬ ‫متاسفانه زواره حتی مسوول اداره ورزش و‬ ‫جوانان هم ندارد تا بتوان با او در این رابطه‬ ‫مصاحبه کرد‪ ،‬چون این اداره حدود دو سال‬ ‫است حتی بدون سرپرست مانده و کسی‬ ‫پاسخ‌گو نیست چه برسد به این‌که امکانات‬

‫ورزشی برای بانوان شهر زواره فراهم کند‪.‬‬ ‫به غیر از امکانات ورزشی‪ ،‬زنان و حتی مردان‬ ‫زواره جایی برای تفریح و سرگرمی ندارند‪.‬‬ ‫زواره نه سینما دارد نه پارک‌های محلی‪ .‬تنها‬ ‫پارک زواره در ابتدای شهر زواره واقع شده‬ ‫که بیشتر محل رفت و آمد مردان و جوانان‬ ‫است و به دلیل دور‌بودن اکثر مردم تنها در‬ ‫ایام خاص مانند عید نوروز آن هم برای چند‬ ‫ساعت از سایه درختان آن استفاده می‌شود‪.‬‬ ‫هر چند وسایل ورزشی از سوی شهرداری‬ ‫زواره در این پارک وجود دارد ولی به دلیل‬ ‫این که مردم شهرستان همدیگر را می‌شناسند‪،‬‬ ‫زنان حاضر نیستند از این امکانات استفاده‬ ‫کنند‪.‬‬ ‫در شهر تاریخی و فرهنگ دوست زواره‬ ‫که هر ساله بیش از ‪ 90‬درصد فرزندان آن‬ ‫ به ویژه دختران‪ -‬در بهترین رشته‌های‬‫دانشگاهی با بهترین رتبه‌ها قبول می‌شوند‪،‬‬ ‫به دلیل برخی اختالف نظرها و اختالفات‬ ‫سلیقه‌ها‪ ،‬مسووالن استانی کمتر به این شهر‬ ‫سفر کرده و در جریان مشکالت آن قرار‬ ‫می‌گیرند‪.‬‬ ‫خالصه آن‌که قالی بافی رمق و شادابی زنان‬ ‫زواره‌ای را گرفت و آنها را با انواع بیماری‌ها‬ ‫روبرو کرد اما اگرچه امروزه دیگر این صنعت‬ ‫در این شهر رو به زوال رفته و دیگر کسی‬ ‫از بابت این شغل دچار بیماری‌هایی مثل‬ ‫کمردرد و پا درد و دست درد و انواع آرتروز‬ ‫نمی‌شود‪ ،‬اما آثار این مساله بر چهره و جسم‬ ‫مادران و مادر‌بزرگ‌های ما دیده می‌شود و‬ ‫کسی نیست تا با نوشتن یک نسخه ساده‬ ‫پزشکی کمی از درد‌ها و آالم آنها بکاهد‪.‬‬ ‫اخیرا نیز یک فرد خیر با اعطای ‪100‬‬ ‫میلیون ریال به منظور ارتقاء سطح کیفی و‬ ‫کمی ورزش بانوان در شهر زواره هزینه کرده‬ ‫است‪.‬‬ ‫کاظم عامری خیر زواره‌ای خواستار توسعه‬ ‫ورزش قهرمانی و عمومی در شهر زواره شد و‬ ‫گفت‪ :‬سرمایه گذاری در حوزه ورزش به سود‬ ‫همه بخش‌های جامعه است و با این کار به‬ ‫جامعه پویا و تحول آفرین نزدیک خواهیم‬ ‫شد‪.‬‬ ‫وی در ادامه سالمتی جسم را الزمه سالمتی‬ ‫روح و سالمتی روح را پیش شرط سالمتی‬ ‫اجتماع خواند و افزود‪ :‬باید روح و جسم‬ ‫جوانان را از طریق ورزش نجات دهیم و از‬ ‫آلوده شدن آنها جلوگیری کنیم‪.‬‬ ‫عامری افزود‪ :‬ورزش جوانان را از بسیاری‬ ‫از مفاسد اجتماعی حفظ کرده و آنها را آماده‬ ‫ایفای نقش بهتر در جامعه اسالمی خواهد‬ ‫کرد‪.‬‬ ‫‪ ،‬امیدواریم این مساله اولین قدم برای حل‬ ‫مشکالت جسمی دختران این شهر باشد تا‬ ‫به مانند مادران‌شان دچار ضعف و بیماری‬ ‫نباشند و مادرانی شاداب و سالمی برای‬ ‫فرزندان‌شان باشند‪.‬‬


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

31


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

30


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

29


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

28


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

27


‫‪26‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫دوست دختر نداری؟ مگه می شه!‬ ‫جوان شدی و نیازداری بایکی‬ ‫دوست باشی ‪،‬نه از این دوستای‬ ‫معمولی ها ‪.‬باالخر ه تو هم دل‬ ‫داری بابا‪...‬‬

‫وقتی دوران مدرسه به پایان می رسد و پا به‬ ‫دانشگاه می گذاری ‪،‬قند توی دلت آب می‬ ‫شود که دیگر مجبور نیستی سر ساعت ‪، 8‬در‬ ‫مدرسه حاضر شوی و سر ساعت ‪ 3‬برگردی‬ ‫خانه و اگر یک ربع دیرتر برسی ‪،‬مادرت با‬ ‫هزار سال و جواب ‪ ،‬آخر بفهمد که سر راه در‬ ‫پارک محل با دوستانت یک بستنی خورده‬ ‫ای!‬ ‫خالصه روزهای زیر ذره بین بودنت تمام شده‬ ‫و حاال به عنوان یک جوان ‪ ،‬دانشجو هستی‬ ‫‪ ،‬سربازی می روی و یا کاری را انتخاب کرده‬ ‫ای‪ .‬جز دوران سربازی در بقیه ی موقعیت‬ ‫های جدیدت ‪ ،‬یک فرق عمده وجود دارد‬ ‫که از خدا پنهان نیست از بنده ی خدا هم‬ ‫پنهان نباشد ‪ ،‬این تفاوت را بسیار دوست‬ ‫داری!‬ ‫تو دیگر تا چشم کار می کند ‪ ،‬همجنسانت را‬ ‫نمی بینی ؛ حتی اگر در دانشگاهی باشی که‬ ‫کالس هایش را تفکیک جنسیت کرده اند‬ ‫‪ ،‬از سلف دانشگاه تا کتابخانه و حیاط که‬ ‫می توانی آزادانه تر در آن قدم بگذاری ‪ ،‬تو‬ ‫را در موقعیت ارتباط با جنس مخالف قرار‬ ‫می دهد‪.‬‬ ‫فرض ما بر این است که تا امروز فقط حواست‬ ‫به درس و کتاب بوده و از امروز به بعد هم‬ ‫حواست پیش درس هایت خواهد بود اما‬ ‫بخش کوچکی از آن ‪ ،‬گاهی به سمت قطب‬ ‫منفی جنس مخالف کشیده می شود‪.‬‬ ‫البته اینکه در عنفوان جوانی هستی و‬ ‫دوپینگ نکرده ‪ ،‬انرژی ات دنیا را تکان می‬ ‫دهد ‪ ،‬قابل انکار نیست ‪ .‬غریزه ای هم که‬ ‫چند وقتی است ‪،‬پررنگ تر شده را هم نمی‬ ‫توان منکر شد اما با تمام این شرایط‪ ،‬چیزی‬ ‫که باید شش دانگ حواست را به آن بدهی‬ ‫‪ ،‬مهار نیازی است که اگر غافل شوی ‪،‬ضربه‬ ‫فنی ات خواهد کرد‪.‬‬ ‫هرکاری در این دنیا قواعد خودش را دارد ‪.‬‬ ‫باید نحوه ی انجامش را آموخت و بی گدار‬ ‫به آب نزد ‪.‬تا قبل از این ‪ ،‬کنترل محسوس‬ ‫و نامحسوس والدین به تو کمک می کرد‬ ‫تا راحت تر رفتار کنی‪ .‬هرچند در خیلی‬ ‫از موارد دلت آن جای دیگر بود و خودت‬ ‫جای دیگر اما نتیجه ی آن ‪ ،‬رفتارهای داخل‬ ‫چهارچوبی بود که داشتی ‪.‬‬ ‫همین اول بگویم که این کشش به جنس‬

‫مخالف ‪ ،‬طبیعی است و غدد درون ریز بدنت‬ ‫بیکار ننشسته و کار خودشان را خواهند کرد‪.‬‬ ‫وقتی صفات ثانویه جنسی پیدا می کنی و به‬ ‫عنوان یک زن یا مرد ‪ ،‬تغییراتی در بدنت‬ ‫رخ می دهد ‪ ،‬یعنی دیر یا زود جنس مخالف‬ ‫برایت معنایی دیگر پیدا خواهد کرد‪.‬‬ ‫از طرفی زمینه هم برای اقدام بالمانع در جهت‬

‫رسیدن به آن مطلوب ِ مهجور ‪ ،‬آماده است‪.‬‬ ‫حال چه کنی تا گرفتار نشوی؟‬ ‫در قدم اول بی خیال دوستانی شو که می‬ ‫گویند این روزها هر کسی کسی دارد و یار‬ ‫نو رسی دارد ‪ .‬این روابط نه تفریح است‬ ‫و نه سرگرمی ‪ ،‬صحبت عاطفه و احساس‬ ‫دونفر است و درگیر شدن های روحی که می‬ ‫تواند آسیب جدی برساند‪ .‬صحبت از ارزش‬ ‫وجودی دختر و پسری است که قرار است‬ ‫خود را تا پیدا کردن نیمه ی گمشده شان‬

‫پاک نگه دارند‪.‬‬ ‫به دوستان و همکالسی هایی که می گویند ‪:‬‬ ‫مگه می شه دوست دختر و دوست پسر نداشته‬ ‫باشی؟ بگو ‪ :‬من در این موضوع بی استعدادم‬ ‫‪.‬بگذار دلشان خنک شود ‪.‬‬ ‫زیاد طول نمی کشد که ورق رابطه ی احساسی‬ ‫و هیجانی شان بر می گردد و تبدیل به آه‬

‫های شبانه و بی تابی های روزانه می شود‪.‬‬ ‫مخالفت های خانواده ‪ ،‬بی وفایی یکی از‬ ‫طرفین ‪ ،‬افت تحصیلی ‪ ،‬چند شکست پی در‬ ‫پی ‪ ،‬بی اعتمادی به جنس مخالف ‪ ،‬مشکل‬ ‫در انتخاب همسر‪،‬تنوع طلبی و ‪. ...‬‬ ‫اینها بخشی از مشکالتی است که دوستانت به‬ ‫تو نخواهند گفت‪ .‬البته می دانم اگر بخواهی‬ ‫برای هر کدام‪ ،‬توجیهی خواهی داشت اما‬ ‫کمی صبر کن و مقاله که به پایان رسید ‪،‬‬ ‫نظرت را برای ما بنویس‪.‬‬ ‫پیشنهاد ما این است که همه ی حرفهای‬ ‫قدیمی ها اشتباه نبوده و یکی از حرف های‬ ‫درستشان تشبیه دختر و پسر به آتش و پنبه‬ ‫است‪ .‬حتی اگر همکالسی ِ جنس مخالف‬ ‫داری و یا در محل کار ‪ ،‬زیر یک سقف و‬ ‫در یک اطاق با جنس مخالفی کار می کنی‬ ‫‪ ،‬به محدوده ی خطر نزدیک هم نشو‪ .‬این‬ ‫موضوع مثل اعتیاد است‪ .‬پیشگیری بهتر از‬ ‫درمان جواب خواهد داد‪.‬‬ ‫کنترل چشم ها و دلت را به دست بگیر‪ .‬دیگر‬ ‫بزرگ شده ای و اولین نشانه ی مرد شدن ‪،‬‬ ‫پشت لب سبز شدن نیست ! اولین نشانه ی‬ ‫زن شدن هم چیزهایی نیست که فکر می کنی‪.‬‬ ‫بلکه اولین نشانه ی یک بزرگ سال ‪،‬قدرت‬ ‫کنترل هیجانات و غرایزش می باشد ‪.‬‬ ‫خودت را به هرچه بادا باد نسپار ‪ ،‬در برابر‬ ‫وسوسه ها مقاوم عمل کن‪ .‬مثل یک ساختمان‬ ‫ضد زلزله‪ ،‬چو بید بر سر ایمان خویش نلرز‪.‬‬ ‫فرمول آن راحت است ؛ دل به دست ِ کمان‬ ‫ابرویی کافر کیش نده تا با آرامش زندگی‬ ‫کنی‪.‬‬ ‫البته داشتن رویاهای عاشقانه ‪ ،‬جزیی از‬ ‫روحیات یک جوان است اما باور کن ازدواج‬ ‫با این فانتزی ها فرق می کند و باید برای‬ ‫انتخابی صحیح ‪ ،‬بجای عاشق شدن در یک‬ ‫نگاه و در یک کالس ‪ ،‬طبق معیارهای واقع‬ ‫بینانه عمل کنی‪.‬‬ ‫نقش ایمان واقعی را جدی بگیر‪ .‬کسی که‬ ‫خدا را در تمام لحظات زندگی اش می بیند‬ ‫‪ ،‬باور می کند مانیتورینگ قلبی ‪،‬حرفی‪،‬‬ ‫چشمی‪ ،‬پیامکی‪ ،‬اینترنتی و‪ .....‬می شود‪ .‬در‬ ‫این شرایط دوری از گناه آسان تر است‪.‬‬ ‫بجای ناله های عاشقانه بهتر است خودت‬ ‫را آماده کنی تا زودتر برای ازدواج آستین ها‬ ‫را باال بزنی‪ .‬درس‪ ،‬سربازی‪ ،‬پیدا کردن ِ کار‬ ‫مناسب و ‪. ...‬‬ ‫خیلی کارها هست که باید انجام دهی پس��� ‫وقتت را به روابط بی سرانجام با کسی که‬ ‫نمی دانی چقدر در زندگی ات جدی می شود‬ ‫یا نمی شود ‪ ،‬صرف نکن‪.‬‬ ‫صبر کن تا گوهر شناس قابلی پیدا شود و‬ ‫آنوقت تحت نظارت خانواده ها و پس از‬ ‫مشورت با افرادی که دوتا پیراهن بیشتر پاره‬ ‫کرده اند ‪ ،‬برای ازدواج پا پیش بگذار و اگر‬ ‫الزم شد چند باری رفت و آمد و گفتگو کن‬ ‫‪.‬درست است که احتمال دارد با افراد زیادی‬ ‫برای ازدواج حرف بزنی و به نتیجه نرسی‬ ‫اما این حرف زدن ها کجا و آن کافی شاپ‬ ‫نشینی ها کجا !!! میان ماه من تا ماه گردون‪،‬‬ ‫تفاوت از زمین تا آسمان است‪.‬‬ ‫جنس مخالف ‪،‬لولو نیست اما اگر ندانی با آن‬ ‫چگونه برخورد کنی بدتر از برق ‪ 220‬ولت‬ ‫عمل می کند‪.‬‬


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

25


‫‪24‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫با مردان سختگیر چه کنیم؟‬ ‫پارانویید ها آدم های باهوشی‬ ‫هستند‪ ،‬در حالت عادی رفتار‬ ‫بیمارگونه ای در آنها نمی بینید‪.‬‬ ‫آنها همه چیز را زیر نظر دارند‬ ‫و کوچکترین چیزی از دید آنها‬ ‫پنهان نمی ماند‬

‫چنانچه پس از ازدواج متوجه شدید همسرتان‬ ‫تغییر کرده و دارای رفتاری خودخواهانه و‬ ‫ریاست طلبانه شده است‪ ،‬بدانید که تنها نیستید‬ ‫و بسیاری از زنان دیگر هم با این مشکل‬ ‫مواجه‌اند! در اینجا سعی می‌کنیم راهکارهایی‬ ‫را برای مقابله با این مردان برای شما ارائه‬ ‫دهیم‪.‬‬ ‫ً‬ ‫ازدواج اتحاد زندگی است‪ .‬اما واقعا چه‬ ‫اتفاقی می‌افتد که شوهری که باید در سختی‌ها‬ ‫و مشکالت زندگی شریک و همدم باشد‪،‬‬ ‫خودش باعث به وجود آمدن این سختی‌ها و‬ ‫مشکالت می‌شود؟‬ ‫بیشتر مردها این قابلیت را دارند که شدیدا‬ ‫سختگیر و ریاست‌طلب شوند به طوری که‬ ‫برقراری ارتباط با آنها بسیار دشوار شود‪ .‬با‬ ‫این‌حال‪ ،‬اصوال مردان در روابط زناشویی‬ ‫نسبت به زنان بیشتر ریاست‌طلب هستند‪.‬‬ ‫بنابراین‪ ،‬درک این مسئله که همسرتان‬ ‫سختگیری می‌کند یا اینکه فقط می‌خواهد از‬ ‫شما حمایت کند بسیار اهمیت دارد‪ .‬بدون‬ ‫شک زندگی با چنین مردی مهارت زیادی‬ ‫می‌خواهد که البته امکان‌پذیر است‪.‬‬ ‫شوهر سختگیر چه کسی است؟‬ ‫ شوهران سختگیر معموال احساس ناامنی‬‫و مالکیت شدیدی دارند‪ .‬آنها مدام نگران از‬ ‫دست دادن دارایی‌های شخصی خود هستند‬

‫از جمله همسر‌شان‪ .‬به همین خاطر همیشه‬ ‫همه‌چیز را تحت نظر و کنترل خود نگه‬ ‫می‌دارند‪.‬‬ ‫ شوهر سختگیر هرازگاهی پیام‌ها و‬‫تماس‌های موبایل‌تان را چک می‌کند‪.‬‬ ‫ او هر چند دقیقه و یا هر چند ساعت‬‫یکبار با شما تماس گرفته و یا برایتان پیامک‬ ‫می‌فرستد تا از شما خبردار شود‪.‬‬ ‫ هنگامی که شما قصد دارید با دوستان‌تان‬‫بیرون بروید‪ ،‬مخالفت کرده و اوقات تلخی به‬ ‫وجود می‌آورد‪.‬‬ ‫ هنگامی که شما با همکاران‪ ،‬اقوام و کال‬‫هرکسی که جنسش مذکر است‪ ،‬صحبت بکنید‪،‬‬ ‫به شما مشکوک می‌شود‪.‬‬ ‫با همچین مردی چه کنیم؟‬ ‫هیچ شوهری زیر بار این مسئله نمی‌رود که‬ ‫سختگیر و ریاست‌طلب است‪ .‬به نظر خودش‪،‬‬ ‫او تنها دارد از شما مانند یک شوهر دلسوز و‬ ‫مهربان‪ ،‬محافظت و مراقبت می‌کند!‬ ‫اغلب مردان به صحبت‌های منطقی بهتر‬ ‫واکنش نشان می‌دهند تا به صحبت‌های‬ ‫احساسی‪ .‬پس سعی کنید اشتباهاتش در چند‬ ‫روز گذشته را دقیق و با ذکر مثال به او گوشزد‬ ‫کنید‪ .‬این کار باعث می‌شود دیدگاه شما را‬

‫درک کند‪.‬‬ ‫به خاطر داشته باشید «گر‬ ‫صبر کنی ز غوره حلوا‬ ‫سازی‪ ».‬پس از اینکه‬ ‫نظرتان را به شوهرتان‬ ‫گفتید‪ ،‬توقع نداشته باشید‬ ‫که همه چیز به یک چشم‬ ‫بر هم زدن درست شود‪.‬‬ ‫او باز هم اشتباهاتش را‬ ‫تکرار خواهد کرد‪ .‬صبور‬ ‫باشید و بخشنده‪ ،‬اما هر‬ ‫بار مسئله را به او یادآوری‬ ‫کنید که مهمترین گام‬ ‫همین یادآوری است‪ .‬فراموش نکنید‪ ،‬انجام‬ ‫این کارها برای او عادت شده و همانطور که‬ ‫همه می‌دانیم ترک عادت خیلی دشوار است‪.‬‬ ‫گاهی اوقات‪ ،‬مردها احساس خوبی نسبت‬ ‫به اعمالشان دارند و به این سادگی‌ها حاضر‬ ‫به ترک و یا تغییر آن نیستند‪ .‬عالوه بر آن‪،‬‬ ‫شوهرتان وخامت اوضاع را درک نکرده‬ ‫است‪ .‬او بر این باور است که شما به زودی‬ ‫به این کارها و رفتارها عادت خواهید کرد‪.‬‬ ‫حاال نوبت شماست‪ .‬به او هشدار دهید که‬ ‫در صورت ادامه این رفتار شما هم رویه‌تان را‬ ‫تغییر داده و یا حتی ممکن است این مسئله را‬ ‫به والدین خود یا او بگویید‪.‬‬ ‫مراقب پارانویید ها باشید‬ ‫این درست که سختگیری و شکاکی و‬ ‫حساسیت در خیلی از مردها صرفا به خاطر‬ ‫روحیه خاص و آموزش های اجتماعی و‬ ‫خانوادگی است اما مرز بین سختگیری و‬ ‫پارانویا خیلی نزدیک است‪ .‬افراد مبتال به‬ ‫پارانویا یا بدبینی مرضی کسانی هستند که مدام‬ ‫توهم توطئه دارند‪ .‬آنها فکر می کنند دیگران‬ ‫همیشه چیزی برای پنهان کردن دارند و نیات‬

‫واقعی شان را نشان نمی دهند‪ .‬به همین دلیل‬ ‫به شدت در کار دیگران سرک می کشند و‬ ‫آنها را کنترل می کنند تا از دیگران رودست‬ ‫نخورند‪.‬‬ ‫پارانویید ها آدم های باهوشی هستند‪ ،‬در‬ ‫حالت عادی رفتار بیمارگونه ای در آنها‬ ‫نمی بینید‪ .‬آنها همه چیز را زیر نظر دارند و‬ ‫کوچکترین چیزی از دید آنها پنهان نمی ماند‪.‬‬ ‫پارانویا به دو شکل دیده می شود‪ .‬یا اختالل‬ ‫شخصیت پارانوییدی که در آن فرد نسبت به‬ ‫همه مظنون است و با این شکاکی همه را‬ ‫آزار می دهد‪ .‬او فکر می کند دیگران برای‬ ‫نقشه می کشند و چیزهایی را از او پنهان می‬ ‫کنند‪ .‬شکل دیگر این مشکل‪ ،‬فاز بیمارگونه‬ ‫پارانویا است که با توهم و هذیان همراه است‬ ‫و اختالل پارانوییدی فرد‪ ،‬زندگی شخصی و‬ ‫اجتماعی او و اطرافیانش را به شدت دشوار‬ ‫می کند‪ .‬چنین فردی خطرناک است و ممکن‬ ‫است توهم های عجیب پارانوییدی داشته‬ ‫باشد که برای برطرف کردن این شک ها‪،‬‬ ‫دست به کارهای عجیب و پرخطری بزند‪.‬‬ ‫تشخیص پارانویید بودن یک فرد چیزی است‬ ‫که فقط از عهده مشاور و روانشناس بر می‬ ‫آید‪ .‬بنابراین با دیدن این نشانه های مرضی به‬ ‫همراه نامزدتان به مشاور مراجعه کنید و مراقب‬ ‫باشید این شک برای همسرتان به وجود نیاید‬ ‫که شما و مشاور علیه او تبانی کرده و برای او‬ ‫نقشه ای دارید‪.‬‬ ‫اختالالت شخصیتی‪ ،‬از جمله اختالل‬ ‫شخصیتی پارانوییدی به سختی درمان می‬ ‫شوند‪ .‬بنابراین اگر در نامزدی شاهد این‬ ‫اختالل بودید‪ ،‬بی توجه از کنار آن نگذرید و‬ ‫قبل از ادامه نامزدی‪ ،‬حتما با مشاور صحبت‬ ‫کنید‪ .‬در خیلی از موارد‪ ،‬جدایی در دوران‬ ‫نامزدی بهتر از طالق بعد از ازدواج است‪.‬‬


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

23


‫‪22‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫کدام دسته از مردان الزم‬ ‫است چکاب جنسی دهند؟‬ ‫یک اورولوژیست با بیان اینکه‪«:‬‬ ‫چکاب جنسی و بررسی آزمایشگاهی‬ ‫برای مردانی الزم است که به طور‬ ‫ناگهانی دچار مشکالت جنسی می‬ ‫شوند‪ ».‬تاکید کرد‪ «:‬اولین مشکل‬ ‫در کشور ما مسئله آموزش مسایل‬ ‫جنسی است‪».‬‬

‫یک اورولوژیست با بیان اینکه‪ «:‬چکاب‬ ‫جنسی و بررسی آزمایشگاهی برای مردانی‬ ‫الزم است که به طور ناگهانی دچار مشکالت‬ ‫جنسی می شوند‪ ».‬تاکید کرد‪ «:‬اولین‬ ‫مشکل در کشور ما مسئله آموزش مسایل‬ ‫جنسی است‪ ».‬دکتر سید جلیل حسینی‬ ‫درباره اینکه مردان چند وقت یک بار‬ ‫نیاز دارند از نظر سالمت جنسی چکاب‬ ‫شوند‪ ،‬گفت‪ «:‬در مورد مسائل جنسی شاید‬ ‫چکاب و معاینات و آزمایش های دوره ای‬ ‫الزم نباشد آنچه که در مورد مسائل جنسی‬ ‫اهمیت بسیاری دارد آموزش صحیح مسائل‬ ‫جنسی به جامعه است‪.‬ما بسیاری از اوقات‬ ‫زوج هایی را می بینیم که ازدواج کرده اند‬ ‫در حالی که پس از گذشت ماه ها و حتی‬ ‫سال ها از زندگی مشترک‪ ،‬از نحوه ارتباط‬ ‫صحیح اطالعی ندارند و مسائل مختلفی‬ ‫بین آنها بوجود می آید‪».‬‬ ‫وی ادامه داد‪ «:‬در سن های باالتر شاهد‬ ‫هستیم به علت مشغله زیاد و به علت اینکه‬ ‫رابطه عاطفی صمیمی بین زوج از بین می‬ ‫رود عالیمی را به اسم سردی روابط اعالم‬ ‫می کنند در حالی که با مشاوره می بینیم‬ ‫هیچ مشکلی وجود ندارد‪».‬‬ ‫دکتر حسینی تاکید کرد‪ «:‬چکاب جنسی‬ ‫و بررسی آزمایشگاهی برای مردانی الزم‬ ‫است که به طور ناگهانی دچار مشکالت‬ ‫جنسی می شوند‪ .‬طبیعتا در سن های خاصی‬ ‫هم در خانم ها و آقایان از لحاظ فیزیولوژی‬ ‫بدن اتفاقاتی می افتد که میزان میل جنسی آنها‬ ‫کاهش پیدا می کند در این سن ابتدا توصیه‬ ‫های روابطی سپس توصیه های درمانی به آنها‬ ‫می کنیم‪».‬‬ ‫وی با بیان اینکه ولی واقعیت این است که‬ ‫اولین مشکل در کشور ما مسئله آموزش مسایل‬ ‫جنسی است‪ ،‬گفت‪ «:‬ما امروز هیچ متخصصی‬ ‫را به عنوان سکسولوژیست در کشور نداریم‪.‬‬ ‫روانپزشکان با گرایش سکسولوژی و آموزش‬ ‫جنسی و اورولوژیست ها با گرایش این مسئله‬ ‫هستند ولی ما تخصصی به نام سکسولوژی‬ ‫نداریم‪ .‬از طرفی دیگر فرهنگ ما اجازه نمی‬ ‫دهد که در مدارس این مسایل را به نوجوان‬ ‫به صورت آزادانه آموزش دهیم و دچار نقص‬ ‫آن هستیم‪ ».‬این اورولوژیست افزود‪ «:‬متاسفانه‬

‫شاهد هستیم که عدم آموزش صحیح باعث شده‬ ‫که امروز در کشورما بحث تغییر جنسیت مطرح‬ ‫به صورت زیادی مطرح شود که امیدواریم این‬ ‫مسئله رواج زیادی مانند کشورهای غربی پیدا‬ ‫نکند‪ .‬الزم است که آموزش مسائل جنسی را‬ ‫جدی بگیریم و با توجه به دستورات عالی‬ ‫فرهنگ اسالمی ما در این مورد بتوانیم در عین‬ ‫آسودگی زوج به سالمت آنها کمک کنیم و با‬ ‫تعالیم مذهبی آرامش روحی آنها را هم فراهم‬ ‫کنیم‪».‬‬ ‫وی در پاسخ به اینکه مشاوره های قبل از‬ ‫ازادواج در چه حدی است و آیا کافی به نظر می‬ ‫رسد‪ ،‬گفت‪ «:‬وزارتخانه در خانه های سالمت‬ ‫این امر را انجام می دهد ولی به نظر می آید‬ ‫پاسخگوی تمام سواالت جوانان نیست‪ .‬ما‬

‫وقتی در روز سالمت مردان‪ ،‬سایت هایمان را‬ ‫راه اندازی می کنیم سواالت بسیاری از طرف‬ ‫جوانان از ما می شود‪».‬‬ ‫وی در پاسخ به اینکه آیا الزم است آزمایش‬ ‫های تایید سالمت جنسی و سالمت باروری‬ ‫قبل از ازدواج جزء آزمایش های قبل ازازدواج‬ ‫گنجانده شود گفت‪ «:‬به نظر نمی آید شیوع آن‬ ‫زیاد باشد چرا که بیش از ‪ 12‬درصد ناباروری‬ ‫زوج ها با توصیه و درمان های ساده قابل حل‬ ‫است از یک طرف انجام این آزمایش هزینه‬ ‫باالیی می خواهد از طرف دیگر در صورت این‬ ‫کار الزم است دختر هم از لحاظ سالمت جنسی‬ ‫بررسی شود بنابراین این کار از لحاظ علمی و‬ ‫اقتصادی به صرفه نیست و در صورتی که افراد‬ ‫قبل از ازدواج آموزش صحیحی ببینند‬ ‫کافی اس��‪».‬‬


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

21


‫‪20‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫آب کردن چربی‌های صورت‬ ‫همه می‌دانند که برای خالصی از‬ ‫چربی اضافه ـ در هر ناحیه از بدن‬ ‫که باشد ـ باید فعالیت چربی‌سوز‬ ‫بیشتری انجام شود‪.‬‬

‫آب کردن چربی اضافی زیر چانه یا همان غبغب‬ ‫خودمان هم در این مورد استثنا نیست‪ .‬البته‬ ‫داشتن غبغب برای افرادی که چاقند یا اضافه‬ ‫وزن دارند‪ ،‬امری طبیعی است اما گاهی این‬ ‫اتفاق می‌افتد که فرد با وجود طبیعی بودن وزن‬ ‫بدنش‪ ،‬با معضل غبغب دست به گریبان می‌شود‬ ‫و البته نباید فراموش کنید که وجود غبغب‪،‬‬ ‫تاثیر زیادی بر چهره فرد دارد و اصوال باعث‬ ‫می‌شود سن افراد‪ ،‬بیشتر به نظر برسد‪.‬‬ ‫جراحی پالستیک یکی از راه‌های از بین بردن‬

‫سریع غبغب است اما یک‌راه درمانی مفید بدون‬ ‫درد و خونریزی نیز برای از بین بردن این مشکل‬ ‫زیر‌چانه‌ای وجود دارد؛ ورزش دادن عضله این‬ ‫ناحیه که صد البته بهتر از عمل جراحی است!‬ ‫برای کشیدن عضله این ناحیه‪ ،‬چندین ورزش‬ ‫راحت وجود دارد که به تعدادی از آنها در این‬ ‫قسمت می‌پردازیم‪:‬‬ ‫‪ )۱‬کف دست‌ها را برای ‪ ۱۰‬ثانیه به پیشانی‌تان‬ ‫فشار دهید‪ .‬این فشار را در جهت عکس گردن‬ ‫و سر وارد کنید‪ .‬باید حس کنید که گردن و‬ ‫چانه‌تان سفت شده‌اند‪ .‬این حرکت را‪ ،‬البته این‬ ‫بار با قرار دادن دست در پشت سر‪ ،‬تکرار کنید‪.‬‬ ‫همین حرکت را در دو طرف سر نیز تکرار کنید‬ ‫و در این حالت‪ ،‬دست خود را به شکل پیاله‬ ‫کرده و آن را روی گوش خود قرار دهید و‬ ‫ورزش مذکور را انجام بدهید‪.‬‬ ‫‪ ) ۲‬در ورزش دیگری که برای رفع این مشکل‬ ‫پیشنهاد می‌کنیم‪ ،‬باید به این ترتیب عمل کنید؛‬ ‫چانه‌تان را باال بگیرید و دهان خود را باز و‬

‫بسته کنید؛ انگار که آدامس می‌جوید‪ .‬در این‬ ‫ورزش‪ ،‬باید حس کنید که عضالت آرواره تا‬ ‫گردن شما سخت شده‌اند‪.‬‬ ‫‪ )۳‬دهان خود را باز کنید‪ ،‬خیلی آهسته سر خود‬ ‫را به عقب خم کنید و در همین حال بمانید‪.‬‬ ‫حاال لب پایین را تا روی لب باالی خود حرکت‬ ‫دهید و این حرکت را چندبار انجام دهید‪.‬‬ ‫‪ )۴‬همان‌طور که سرتان در حالت طبیعی قرار‬ ‫دارد (بدون خم کردن آن به هر جهتی)‪ ،‬سعی‬ ‫کنید لب پایین خود را به بینی‌تان بزنید! البته‬ ‫این اتفاق تقریبا غیرممکن است اما تالش‬ ‫برای انجام چنین کاری‪ ،‬برای هدف شما مفید‬ ‫خواهد بود‪.‬‬ ‫‪ )۵‬بیرون آوردن زبان از دهان‪ ،‬آن هم به طور‬ ‫مداوم و پشت سر هم‪ ،‬عضالت دهان و صورت‬ ‫را تقویت می‌کند و در از بین بردن غبغب نیز‬ ‫مؤثر خواهد بود‪.‬‬ ‫توصیه می‌کنیم این ورزش‌ها را روزی‬ ‫‪ ۲‬بار انجام دهید‪.‬‬


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

19


‫‪18‬‬

‫‪No. 676 / June 27, 2013‬‬ ‫‪Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591‬‬

‫داليل ُپرمويي در خانم ها‬ ‫همه جاي بدن انسان به استثناي‬ ‫کف دست و پا داراي مو است‪.‬‬ ‫در خانم‌ها صورت و بازو‪ ،‬موهاي‬ ‫نازک و تقريبا غيرقابل رويتي دارند‬ ‫که عموما جلب توجه نمي‌کنند‪ .‬اما‬ ‫بعضي اوقات اين موها چنان زبر و‬ ‫ضخيم و يا تيره‌اند که کامال ديده‬ ‫مي‌شوند‪.‬‬ ‫عوامل ژنتيکي و خانوادگي در ميزان رشد‬ ‫موي صورت و بدن افراد‪ ،‬دخالت دارند‪،‬‬ ‫مثال نژاد سامي و مديترانه‌اي ُپرموتر از‬ ‫نژاد آنگلوساکسون است و سفيد‌پوستان‬ ‫از سياه‌پوستان پرموترند‪ .‬شرقي‌ها و بوميان‬ ‫آمريکايي بيشترين مو را دارند‪ .‬اين اختالف‬ ‫به خصوص در خانم‌هاي مسن مشخص‌تر‬ ‫است‪ .‬اکثر خانم‌هاي نژاد مديترانه‌اي در‬ ‫‪ 80‬سالگي روي صورت خود موهاي زبري‬ ‫درمي‌آورند‪ .‬چون ازدواج بين گروه‌ها و‬

‫نژادهاي مختلف کامال عادي شده است‪،‬‬ ‫اين خصوصيات چنان درهم‌ آميخته‌اند که‬ ‫حتي افراد يک خانواده ممکن است انواع‬ ‫منختلف رشد مو را نشان دهند‪.‬‬ ‫اگر نگران غيرعادي بودن ميزان موي‬ ‫صورت‌تان هستيد‪ ،‬با پزشک مشورت نماييد‬ ‫تا معلوم شود که آيا رشد موي شما عادي‬ ‫است و يا بيش از حد‪.‬‬ ‫هورمون‌ها و پرمويي اگر در خانم‌ها زمينه‬ ‫خانوادگي براي ابتال به پرمويي صورت وجود‬ ‫نداشته و افزايش مو نسبتا ناگهاني يا سريع‬ ‫باشد‪ ،‬ممکن است ناراحتي هورموني در کار‬ ‫باشد‪ .‬هورمون‌هاي مردانه و زنانه هر دو‪ ،‬در‬ ‫بدن مرد و زن توليد مي‌شوند‪ .‬ميزان متوسط‬ ‫توليد هورمون مردانه در خانم‌ها حدود دو‬ ‫سوم توليد آن در آقايان است‪ .‬ممکن است‬ ‫بدن يک خانم در اثر مشکالت غدد فوق‬ ‫کليوي يا تخمدان‌ها‪ ،‬هورمون مردانه بيشتري‬ ‫توليد کند و عاليم مردانه مثل موهاي زبر و‬ ‫تيره در صورت او پديد آيد‪ .‬رشد غيرطبيعي‬ ‫مو در صورت‪ ،‬قسمت پايين شکم و اندام‌ها‬ ‫نيز پيش مي‌آيد‪ .‬يادآوري اين نکته مهم‬ ‫است که اغلب اوقات‪ ،‬پر مويي در خانم‌ها‬

‫با هيچ نوعي بيماري داخلي يا عدم تعادل‬ ‫هورموني همراه نيست‪ .‬اکثر خانم‌هاي مبتال‬ ‫به پرمويي‪ ،‬از نظر جسمي کامال «زن» هستند‬ ‫و سيکل قاعدگي و بارداري آنها طبيعي است‪.‬‬ ‫تست‌هاي آزمايشگاهي نيز در اکثر موارد‪،‬‬ ‫ازدياد هورمون مردانه را نشان نمي‌دهند‪.‬‬ ‫داروها و پرمويي کورتون‌ها مثل پردنيزولون‬ ‫که در ناراحتي‌هاي التهابي مثل آرتريت‬ ‫روماتوييد مصرف مي‌شوند‪ ،‬ممکن است‬ ‫باعث افزايش مو گردند‪ .‬داروهاي ديگري‬ ‫مانند ماينوکسيديل نيز اين عارضه را به‌دنبال‬ ‫دارند‪ .‬افزايش مو ممکن است در خانم‌هايي‬ ‫که از داروهايي با خواص هورمون مردانه‬ ‫استفاده مي‌کنند نيز پيش آيد‪ .‬در برخي‬ ‫بيماري‌هاي ساده زنانه که عدم تعادل يا‬ ‫کمبود هورموني ايجاد مي‌کنند‪ ،‬مقدار دارو‬ ‫حايز اهميت است‪ .‬مقادير کم ‌هورمون‬ ‫مردانه را مي‌توان بدون آنکه عوارض جانبي‬ ‫نامطلوب نشان دهد‪ ،‬تجويز نمود‪ .‬ممکن‬ ‫است بيماري‌هاي شديدتر‪ ،‬مقادير زيادي‬ ‫از هورمون مردانه را الزم داشته باشند که‬ ‫با پرمويي صورت و ساير عاليم مردانه مثل‬ ‫کلفت شدن صدا و ريزش موي سر از نوع‬

‫مردانه همراه خواهد بود‪.‬‬ ‫افزايش مو‪ ،‬ناشي از مصرف داروها معموال‬ ‫با قطع مصرف دارو قابل برگشت است‪،‬‬ ‫ولي ماه‌ها وقت الزم خواهد داشت‪ .‬اما اگر‬ ‫استفاده از داروها تا مدت‌هاي نامعلوم ادامه‬ ‫يابد‪ ،‬بايد يکي از روش‌هاي موقت از بين‬ ‫بردن مو را استفاده کنيد‪.‬‬ ‫پرمویی زنان پرمويي صورت پس از يائسگي‬ ‫افزايش موي صورت پس از يائسگي نسبتا‬ ‫شايع است‪ ،‬به خصوص در خانم‌هاي نژاد‬ ‫مديترانه‌اي يا نسل سامي‪ .‬موهاي باالي لب‬ ‫و چانه و اطراف صورت‪ ،‬تيره‌تر‪ ،‬ضخيم‌تر‬ ‫و زبرتر مي‌گردند‪ .‬علت دقيق اين افزايش‬ ‫مو‪ ،‬که غيرطبيعي هم تلقي نمي‌شود‪ ،‬معلوم‬ ‫نيست‪ .‬اين افزايش مو ممکن است ادامه‬ ‫يابد‪ ،‬ولي در اکثر خانم‌ها حدي دارد و بعيد‬ ‫است که به ريش درآوردن کامل منتهي گردد‪.‬‬ ‫پرمويي در بچه‌ها بچه‌ها به‌طور طبيعي در بدن‬ ‫خود مقدار معيني مو دارند که معموال تا دوران‬ ‫بلوغ ديده نمي‌شوند‪ .‬تعداد مو از ويژگي هاي‬ ‫ارثي است‪ .‬اگر در خانواده‌‌اي‪ ،‬زمينه ي ابتال‬ ‫به پرمويي وجود نداشته باشد (در بازوها‪،‬‬ ‫ساق پاها و پشت) و مقدار موها‪ ،‬غيرطبيعي‬ ‫به نظر برسد‪ ،‬مراجعه به پزشک الزم است‪.‬‬ ‫پيدايش زودرس مو در نواحي از بدن کودک‬ ‫که بايد هنگام بلوغ مو درآيند (چانه‪ ،‬صورت‬ ‫و زير بغل) هميشه مايه نگراني از اين است‬ ‫که کودک‪ ،‬بلوغ زودرس خواهد داشت‪ .‬اگر‬ ‫کودک (چه پسر و چه دختر) دچار ُپرمويي‬ ‫شود‪ ،‬بايد براي کشف مشکالت و بيماري‬ ‫هاي جسمي‪ ،‬تحت آزمايشات مناسب قرار‬ ‫بگيرد‪ .‬اگر بيماري‌هاي غدد داخلي وجود‬ ‫داشته باشند و با درمان‌هاي پزشکي يا جراحي‬ ‫معالجه شوند‪ ،‬در عرض چند ماه‪ ،‬معموال‬ ‫تعداد موها کمتر شده يا مقدار آنها طبيعي‬ ‫مي‌گردد‪ ،‬هر چند امکان دارد يک تا دو سال‬ ‫طول بکشد‪ .‬گاهي عليرغم درمان پزشکي‪،‬‬ ‫افزايش مو هنوز وجود دارد‪ ،‬اما حداقل‬ ‫بيشتر نمي شود‪.‬‬


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

17


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

16

Read Javanan Magazine Online www.javanantoronto.com


13

No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

15


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

12 14


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

13


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

12


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

11


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

10


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

9


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

8


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

7


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

6


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

5


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

6 4


3

No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

3


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

2 2


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

1


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

B


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

A


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

IV


No. 676 / June 27, 2013 Tel: 416.512.9874 - 647.521.9591

III



676