Issuu on Google+

‫ﺗﺄﻣﻠﻲ ﺑﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ” ﺧﻮاﺳﺘﻪ‬

‫اﻃﻼﻋﻴﻪ ﻛﻮﻣﻪ ﻟﻪ در ﻣﻮرد‬

‫ﻫﺎي ﺑﻬﻴﻨﻪ ﺟﻨﺒﺶ ﺳﺒﺰ ”‬

‫ﺑﺎزداﺷﺖ“ﻋﻠﻲ ﺳﺮﻣﺪي“‬

‫) ﺟﻠﻴﻞ آزادﻳﺨﻮاه (‬

‫ﺟﺎﺳﻮس ﺟﻤﻬﻮري اﺳﻼﻣﻲ‬

‫ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﻛﻮﻣﻪ ﻟﻪ زﺣﻤﺘﻜﺸﺎن‬

‫اﺳﺎﺳﻨﺎﻣﻪ ﻛﻮﻣﻪ ﻟﻪ زﺣﻤﺘﻜﺸﺎن‬

‫ﻛﺮدﺳﺘﺎن‬

‫ﻛﺮدﺳﺘﺎن‬

‫ﻣﺼﻮب ﻛﻨﮕﺮه دوازدﻫﻢ )ﻛﻨﮕﺮه رﻓﺮم(‬

‫ﻣﺼﻮب ﻛﻨﮕﺮه دوازدﻫﻢ )ﻛﻨﮕﺮه رﻓﺮم(‬

‫ﺗﻴﺮﻣﺎه ‪ -1387‬ژوﺋﻦ‪2008‬‬

‫ﺗﻴﺮﻣﺎه ‪ -1387‬ژوﺋﻦ‪2008‬‬

‫)‪(1‬‬

‫)‪(1‬‬

‫ﺳﺮﻋﺖ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻛﺸﺘﺎر رژﻳﻢ اﺳﻼﻣﻲ در ﻛﺮدﺳﺘﺎن‬ ‫ﭼﺮا دﻳﺎﻟﻮگ؟!‬

‫ﺑﻴﮋن ﻗﺒﺎدي‬

‫ضرب المثلی كه ميگويد"احتياج مادر اختراع است" به ھيچ عنوان بی‬ ‫مسما نيست و نمي تواند باشد‪ .‬مصداق آن ھم مجموعه دستآوردھای‬ ‫ّ‬ ‫آدمی از بدو پيدايش در عرصه حيات خود تا به امروز است‪ .‬اما اين‬ ‫مجموعه دستاوردھا به حوزه ای خاص وموقعيت زمانی و جغرافيايی‬ ‫ويژه ای مختص نبوده وھمه امورحيات "انسان " و تمامی مكانھا‬ ‫وزمانھا را در نورديده است ونيز به حيطه پيرامون ومرتبط عينی‬ ‫خالصه نشده وحتی دنيای تصور و تخيالت انسانی را دربر گرفته‬ ‫است‪ ،‬چنانچه با اندكی تأمل متوجه ميشويم كه تمامی ارزشھاي مادی و‬ ‫معنوی كه امروز دنيای ما را احاطه كرده اند‪ ،‬مخلوق دست" انسان"‬ ‫ھستند وخارج از اراده انسان‪ ،‬ھيچگونه ارزشی نميتواند وجود داشته‬ ‫باشد‪ .‬درواقع ھيچ پديده ای قابل ارزش گزاری نيست و اين معيارھای‬ ‫انسانی است كه "ارزش" را می آفريند‪ .‬نبايد فراموش کرد که تمامی‬ ‫اين اختراعات و اکتشافات محصول تخيل و فکر انسان بوده و ھمگی‬ ‫ناشی از احساس نيازآدمی و تالش برای پاسخگويی به آن نيازھا بوده‬ ‫است‪ .‬البته اين انسان انسان گفتن به معنای غرق شدن در‬ ‫"اومانيسم "نيست‪،‬ھرچند كه ھيچ منعي ھم در تعلق ويا عدم تعلق به اين‬ ‫شيوه نگرش متصور نيست‪ .‬ھدف از به ميان كشيدن اين عنوان پرھيز‬ ‫از دو برداشت و قرائت انحرافي يعني "افراط"و"تفريط"و استنتاجی‬ ‫واقعی از مقوله ای كامالً عينی و واقعی است‪ .‬در استداللی واقعبينانه‬ ‫اگر ما بياييم "انسان " را ازكره زمين بر داريم‪ ،‬خود به خود ھر گونه‬ ‫ارزشی فاقد "ارزش "است زيرا ھيچ موجود ديگری قادر به بھا دادن به‬ ‫ھيچ مقوله و پديده فيزيكی و متافيزيكی نيست و کوتاه سخن"انسان خالق‬

‫ھر ارزشی است"‪.‬‬ ‫در اين ميان بدون شك يكی از اختراعات انسان كه در زمينه ارتباط‬ ‫گيری ‪ ،‬شناخت و پيوند اختراع كرده و عليرغم اھميتش‪ ،‬اين اختراع تا‬ ‫حد زيادی مھجور مانده است‪ .‬عليرغم شموليت جھانی‪ ،‬ضرورت غير‬ ‫قابل انکار‪ ،‬کم ھزينه بودن‪ ،‬بدون محدوديت سنی‪ ،‬نژادی‪ ،‬فکری‪،‬‬ ‫اعتقادی و جغرافيايی در استفاده از اين ابزار ارزشمند‪ ،‬بھای در خور‬ ‫و شايسته ای به آن داده نميشود كه آن ھم"زبان" است؟! بلة زبان‪ ،‬ھمين‬ ‫عضو نرم منعطف ھمه كارة بدن تك تك ما انسانھا‪ .‬در اين باره نمونه‬ ‫بيشمار است اما به يك استدالل ساده و ملموس در دوران معاصربسنده‬ ‫ميكنيم ‪.‬در کدامين جنگ و کشمکش‪ ،‬گذشته ازقربانی نمودن مجموعه‬ ‫ای وسيع از نيروھای انسانی‪ ،‬ھدر دادن امکانات تسليحاتی‪ ،‬تدارکاتی‪،‬‬ ‫ابنيه و منايع مختلف‪ ،‬تخريب شھرھا‪ ،‬آوارگی ميليونی مردم‪ ،‬تحميل‬ ‫انواع مصائب بر جنگ زدگانی که خود ھيچ نقشی در شروع جنگ‬ ‫نداشته اند و آسيب ھای اجتماعی‪ ،‬روانی‪ ،‬فيزيکی و غيره ناشی از‬ ‫جنگ‪ ،‬بطور مزمن و حتی در دراز مدت‪ ،‬کدام يک از اينھا در ميادين‬ ‫جنگ حل و فصل شده اند؟ در طول تاريخ مکتوب به چه نمونه ای بر‬ ‫ميخوريم؟ در دوران معاصر‪ ،‬جنگ جھانی اول و دوم ‪ ،‬گذشته از‬ ‫شکست بانيان جنگ‪ ،‬نھايتا ميدان نبرد مگر پشت ميز مذاکره نبود؟‬ ‫جنگ بالکان‪ ،‬جنگ ھشت ساله ايران و عراق‪ ،‬جنگ ھفتاد ساله اعراب‬ ‫و اسرائيل‪ .‬آيا دست آورد پنجاه سال جنگ قابل قياس با آن چند دور‬ ‫نشست و مذاکره است؟د در برخی موارد کسی منکر نقش جنگ به‬ ‫عنوان اھرم فشار و يا مقاومت و ابزاري دفاعي برای به پای ميز‬ ‫مذاکره کشانيدن يکی از‬

‫بعد ازگذشت چھل روز از اعدام احسان‬ ‫فتاحيان‪ ،‬رژيم "جمھوري اسالمي ايران" در‬ ‫ادامه جنايات و تاوان بيشمار خود عليه مردم‬ ‫مبارز و ھوشيار كردستان‪ ،‬درزندان خوي يكي‬

‫در شھرھاي مختلف كردستان براي چند جوان‬ ‫ديگر كـ ُرد آماراعدامھا در كردستان را به‬ ‫نوزده نفر رساند وبايد خاطرنشان ساخت كه ھم‬ ‫اينك در سرتاسر ايران ‪ ٣٧‬زنداني سياسي‬

‫معارفي‪ -٢‬عدنان حسنپور‪ -٣‬زينب جالليان‪-٤‬‬ ‫فرزادكمانگر‪ -٥‬علي حيدريان‪ -٦‬حبيب ﷲ‬ ‫لطيفي‪ -٧‬فرھاد وكيلي‪ -٨‬رشيد آخكند‪ -٩‬رستم‬ ‫اركيا‪ -١٠‬شيرين علم ھويي ‪ -١١‬حسين‬

‫ديگر از جوانان اين ملت حق طلب وستم ديده‬ ‫در طول تاريخ را به جرم مبارزه براي كسب‬ ‫حقوق پايمال شده اش را به قتل رساند‪ .‬فصيح‬ ‫كـردي كه ھمچون ساير ھم‬ ‫ياسمني جوان ُ‬ ‫ميھنان خود به بھانه ھاي واھي ھمراه با پدر‬ ‫پيرش بازداشت و روانه زندان شدند‪ .‬عليرغم‬ ‫بيماري و بر خالف تمامي قوانين مدون و‬ ‫متعارف دنياي امروز‪ ،‬اعدام و پدر پير و‬ ‫رنجورش به زندان محكوم شد‪.‬‬

‫محكوم به اعدام وجود دارند كه از اين آمار ‪١٩‬‬ ‫كـرد ھستند‪ .‬اخيراً دوزنداني محكوم‬ ‫نفر از آنھا ُ‬ ‫به اعدام به نامھاي "عدنان حسنپورو حبيب‬ ‫لطيفي را ھم در زندان مركزي سنندج‪ ،‬به‬ ‫سلول انفرادي منتقل نموده اند‪ .‬انتقال زندانيان‬ ‫محكوم به اعدام در زندانھاي جمھوري اسالمي‬ ‫به سلول انفرادي معموالً براي اجراي حكم‬ ‫صورت ميگيرد‪ .‬الزم به يادآوريست كه ھم‬ ‫اكنون سايه نحس مرگ بدست دژخيمان‬ ‫رژيم"جمھوري اسالمي ايران"بر سر اين‬ ‫زندانيان در بند سنگيني ميكند‪ -١ :‬شيركو‬

‫خضري‪ -١٢‬محمد امين آگوشي‪ -١٣‬احمد‬ ‫فوالدوند‪ -١٤‬سامي حسيني‪ -١٥‬جمال‬ ‫محمدي‪ -١٦‬مصطفي سليمي‪ -١٧‬حسن‬ ‫تابعي‪ -١٨‬انور رستمي ‪ -١٩‬ايرج محمدي‪.‬‬

‫اين در حاليست كه در روزھاي‬ ‫اخيربيدادگاھھاي رژيم‪ ،‬با صدور احكام اعدام‬

‫بعد از آمار زندانيان محكوم به اعدام كـ ُرد‬ ‫بلوچھا دومين آمار را دارند‪ .‬البته بايد اين را‬ ‫ھم اضافه نمود كه با اعتراضات چند ماھه اخير‬ ‫بعد از انتخابات و ھراس رژيم اسالمي از‬ ‫گسترش اعتراضات به سرتاسر ايران ودر‬ ‫جھت مھار بحران دامنگير اين‬ ‫رژيم ‪ ،‬دادگاھھاي چند دقيقه اي‬

‫اﻧﺘﻘﺎل ” اﺣﻤﺪ ﺑﺎب“ زﻧﺪاﻧﻲ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﺑﻪ زﻧﺪان ﻣﺮﻳﻮان‬ ‫زنداني سياسي و فعال مدني ”احمد باب“ كه‬ ‫پنج ماه پيش در شھر مريوان توسط اداره‬ ‫اطالعات اين شھر بازداشت شده و در‬ ‫بازداشتگاھھاي اطالعات سنندج و مريوان‬ ‫تحت وحشيانه ترين شكنجه ھا ي روحي و‬ ‫جسمي قرار گرفته بود و در اين مدت دچار‬ ‫انواع بيماريھاي جسمي و رواني شده است‪.‬‬ ‫فشار بر اين نامبرده به حدي بوده كه در اين‬ ‫مدت با كاھش وزن شديد روبرو شده است‪.‬‬ ‫اين فعال مدني بعد از پنج ماه ‪ ،‬چند روز پيش‬ ‫به زندان عمومي مريوان منتقل شده است‪ .‬در‬ ‫ضمن خانواده وي از سوي نيروھاي امنيتي‬ ‫رژيم شديداً تحت فشار ھستند‪.‬‬ ‫الزم به توضيح است كه فرد مذكور متھم به‬ ‫ھمكاري با يكي از احزاب كرد مخالف‬ ‫جمھوري اسالمي شده است ‪.‬‬


‫اﻃﻼﻋﻴﻪ ﻛﻮﻣﻪ ﻟﻪ در ﻣﻮرد ”ﻋﻠﻲ ﺳﺮﻣﺪي“ ﺟﺎﺳﻮس ﺟﻤﻬﻮري‬ ‫از‬ ‫بيش‬ ‫يکسال‬ ‫پيش‪ ،‬يکی‬ ‫از فعاالن‬ ‫مدنی به نام علی سرمدی که توسط‬ ‫مأموران جمھوری اسالمی در‬ ‫تھران تحت تعقيب بود از ما طلب‬ ‫ياری نمود‪ .‬دوستانی ھم از‬ ‫اپوزيسيون وی را تأييد نمودند‪ ،‬و‬ ‫در نتيجه با ھمياری ما از ايران‬ ‫خارج شد و امنيت و گذران ايشان‬ ‫توسط کومه له تأمين گرديد‪.‬‬ ‫آقای سرمدی به گفته خود در‬ ‫اين مدت بارھا از سوی اطالعات‬ ‫تھديد شده و در اثر ارعاب‬ ‫مأموران مخفی اطالعات در‬ ‫کردستان عراق‪ ،‬به برقراری تماس‬ ‫و ارتباط حضوری با آنھا تن می‬ ‫دھد‪ .‬او در تماسھايش آن اندازه‬

‫اطالعاتی را که خود بدان دست‬ ‫يافته است در اختيارشان می‬ ‫گذارد و قول برخی ھمکاری ھا به‬ ‫آنان می دھد‪ .‬او در مالقات ھای‬ ‫اخيرش با مأموران اطالعات‪ ،‬تحت‬ ‫نظر ما بود تا اينکه با کسب مدارک‬ ‫الزم اقدام به بازداشت وی نموديم‬ ‫و خود ايشان به اين ارتباطات‬ ‫است‪.‬‬ ‫بوده‬ ‫معترف‬ ‫الزم است يادآور شويم که در اين‬ ‫يکسال و در ماھھای اخير کسانی‬ ‫از روزنامه نگاران و فعاالن مدنی‬ ‫غير کرد به مقرات کومه له پناه‬ ‫آورده و توسط ما حمايت شده اند‪.‬‬ ‫ھمه آنھا خاطره خوبی از خود به‬ ‫جا گذاشته و عامل تحکيم دوستی‬ ‫مبارزين کومه له با ديگر رزمندگان‬ ‫در سراسر ايران بوده اند‪ .‬وجود‬ ‫اين ارتباط و پشتيبانی از فعاالن‬ ‫مدنی و معترض به ديکتاتوری و‬

‫اداﻣﻪ ﺳﺮﻣﻘﺎﻟﻪ‬ ‫طرفين نيست آما ھمانگونه که گفته شـد بـه عـنـوان اھـرم‬ ‫فشاری مطرح است نه به عنـوان ابـزاری خـتـم کـنـنـده و‬ ‫خود اين گذينه که بايد با جنگ طرفی را پای ميز نشـانـد‪،‬‬ ‫ناشی از عدم درک و حالی شدن از زبـان طـرف مـقـابـل‬ ‫استچه بسا که انسانھا و يا بھتر است بگوئيـم ھـيـئـت ھـای‬ ‫حاکمه‪ ،‬دول و قدرتھا با واقع بينی و اندکی درايت‪ ،‬نـقـش‬ ‫تعيين کننده ای در ممانعت از بروز جنگھا دارند‪ .‬گذشـتـه‬ ‫از موضوع منافع برخـی دول و کشـورھـا کـه بـه غـلـت‬ ‫منافع خود را در جنگ ميبينند و در اين زمينه نيز چه بـه‬ ‫عنوان غالب و چه به عنوان مغلوب عاقبت کارناگزير به‬ ‫تن دادن به مذاکره و گفتگو ميشوند‪ .‬يعنـی در واقـع بـايـد‬ ‫گفت که زبان و به کار گيری آن در ديـالـوگـی سـازنـده و‬ ‫امروزين‪ ،‬درقياس با سالحھای کشتار‪ ،‬تخريب و انـھـدام‬ ‫طبيعتا ازکارايی به مراتب بـيـشـتـری بـرخـوردار بـوده و‬ ‫تعيين کننده است‪ .‬اين را تاريخ اثـبـات نـمـوده و نـيـازمـنـد‬ ‫واکاوی و بررسی زمانبر و کسل کـنـنـده ھـم نـيـسـت‪ .‬در‬ ‫ھمين ايران زير سلـطـه رژيـم جـمـھـوري اسـالمـي‪ ،‬اگـر‬ ‫رژيم حاكم از ھـمـان بـدو پـيـدايـش بـه زنـدان‪ ،‬شـكـنـجـه‪،‬‬ ‫اعدام‪ ،‬ترور و خالصه به انواع و اقسام سالح و خشونت‬ ‫و بگير و ببند متوسل نميشد و از در "ديالوگ"و گـفـتـگـو‬ ‫وارد ميشد‪ ،‬آيا در بحران خود ساخته ��مروزگـرفـتـار مـي‬ ‫آمد؟ اگر با متحدين قبل از انتخابات رياست جـمـھـوري و‬ ‫منتقدين بعد از انتخابـات در سـھـام تصـاحـب قـدرت بـه‬ ‫گونه اي ديگر بـه مـيـدان مـي آمـدنـد‪ ،‬امـروز در مـقـابـل‬ ‫جنبش اعتراضي مردم اين گونه زبون ميشدند؟ البته نبايـد‬ ‫فراموش كرد كه ھر رژيم و سيـسـتـم سـيـاسـي اي بـا ھـر‬ ‫ابزاري كه به قدرت ميرسد‪ ،‬با ھمان ابزار ھم ناگزير بـه‬ ‫تـفـويــض قـدرت اسـت‪ .‬فـاكــتـورھــاي فـوق در رابـطــه بــا‬ ‫قدرتھاي حاكمه مصداق پيدا ميكند‪ .‬اما مقوله جريـانـات و‬ ‫جنبشھاي رھايي بخش‪ ،‬مختصات خود را دارد و قـرائـت‬ ‫ويژه خود را ميطلبد و از اين بحث بنا بر ھمان ويـژگـيـھـا‬ ‫بايد مستثنا باشد‪ .‬به عنوان نمونه در كـردسـتـان‪ ،‬بـعـد از‬ ‫قيام ‪ ۵٧‬و تحميل سلطه ارتجاع بر ايران ‪ ،‬عـيـدي رژيـم‬ ‫اسالمي براي ملت ما بمب و آتش و خـون بـود‪.‬عـلـيـرغـم‬ ‫تمامي وحشيگريھا و جنايات جمھوري اسالمي‪ ،‬مـردم و‬ ‫احزاب كردستان دمي ازتالش براي مطالـبـه خـواسـتـھـاي‬ ‫بر حق خود‪ ،‬با توسل به تمامي راھھاي مسالمت جـويـانـه‬ ‫فارغ نشدند‪ .‬در مقابل‪ ،‬بنابر گـواھـي تـمـامـي وجـدانـھـاي‬ ‫بيدارجواب دشمن به اين مردم حق طلب چه چيـزي بـود؟‬ ‫بنا براين مالحظات و داليل بـيـشـمـار ديـگـربـحـثـي بـراي‬ ‫"ديالوگ " با دشمن نداريم‪ ،‬ھـدف از انـتـشـار "ديـالـوگ"‬ ‫امكان سازي براي گشايش دريچه اي است كه ما و سايـر‬ ‫ملتھاي ايران و نمايندگان راسـتـيـن آنـھـا را بسـوي درك‬ ‫متقابل سوق دھد و كانالي باشد براي فھميدن ھمـديـگـر بـا‬ ‫به رسميت شناختن و احترام به تمامي تفاوتھا و ويژه گـي‬ ‫ھايشان كه اين تنھا گذينه مناسب و شايسته بـراي زيسـتـن‬ ‫است‪.‬‬

‫خواھان دمکراسی‪ ،‬نشانه رشد‬ ‫پيوند مبارزاتی ھمه مردم و ملتھا‬ ‫در ايران است‪ .‬مورد علی سرمدی‬ ‫نه تنھا به سياست ما برای دفاع از‬ ‫فعاالن مدنی لطمه ای وارد‬ ‫نميسازد‪ ،‬بلکه از نظر ما خود علی‬ ‫سرمدی نيز قربانی سيستم پليسی و‬ ‫امنيتی اين رژيم ديکتاتوری مذھبی‬ ‫است‪ .‬منبعد نيز ما حمايت خود از‬ ‫مبارزين و فعاالن داخل را گسترش‬ ‫می دھيم و تحکيم ارتباط آنان با‬ ‫جنبش و مبارزه مردم کردستان و‬ ‫بالعکس را وظيفه خود ميدانيم و‬ ‫به آن ارج مينھيم‪.‬‬ ‫دبيرخانه ی کميته ی مرکزی‬ ‫کومه له زحمتکشان کردستان‬

‫صدور حکم حبس ابد برای‬ ‫يک زن زندانی سياسی‬ ‫ﯾـــک زن زنـــدانـــی‬ ‫سـيـاسـی از سـوی‬ ‫دادگاه انقـالب شـھـر‬ ‫تھران به اتھام محاربه‬ ‫به تحمل حـبـس ابـد‬ ‫محکوم شد‪.‬‬

‫بــه گـــزارش واحـــد‬ ‫انــدﯾشــه و بــيــان‬ ‫مــجــمــوعــه فــعــاالن‬ ‫حقوق بشر در اﯾـران‪،‬‬ ‫دادگاه انقـالب شـھـر‬ ‫تھران روز ﯾـکـشـنـبـه‬

‫مـــورخ ‪ ٢٠‬دﯾـــمـــاه‬ ‫شيرﯾن علـم ھـوﯾـی‬ ‫)روناھی روکـان ( ﯾـک‬ ‫زن متھم به محاربه را‬ ‫به حبس ابد محـکـوم‬ ‫کرد ‪ .‬اﯾن شھروند کرد‬ ‫اھل ماکو به مـحـاربـه‬ ‫از طرﯾق عضـوﯾـت در‬ ‫ﯾـــکـــی از احـــزاب‬ ‫اپــوزﯾســيــون كــرد و‬ ‫اقدام نظامی مـتـھـم‬ ‫شده بود و در ھمـيـن‬ ‫رابطه از ‪ ٨‬خـردادمـاه‬ ‫سال ‪ ٨٧‬در بازداشت‬ ‫بــه ســر مــی بــرد‪.‬‬ ‫دادگاه اﯾن شـھـرونـد‬ ‫کرد در اواسط مھرماه‬ ‫سال جاری در شعبـه‬ ‫‪ ١٥‬دادگــاه انــقــالب‬ ‫برگزار و ‪ ٢٠‬دﯾماه اﯾن‬ ‫حکم در محل دادگـاه‬ ‫انــقــالب بــه اﯾشــان‬ ‫ابالغ شد‪.‬‬

‫ســــــــــــــــــــــرعت‬ ‫گرفتن ‪ ...‬صـدور احكامـي‬ ‫ســــــنگين بــــــراي ناراضــــــيان‬ ‫بازداشـــت شـــده در روز دھـــم‬ ‫محرم‪ ،‬در صدد زمينـه سـازي‬ ‫بــراي راه انــدازي كــشتارھاي‬ ‫دسته جمعي زنـدانيان بـه اتھـام‬ ‫محاربـــه ھـــستند‪ .‬در صـــورت‬ ‫اھمـــال ســـازمانھا و مجـــامع و‬ ‫نــــيز افكــــار جامعــــه جھــــاني‪،‬‬ ‫جمھــوري اســالمي در اجــراي‬ ‫ايـــن نيـــت پليـــد خـــود قـــصور‬ ‫نخواھد كرد‪.‬‬

‫نشست خانواده ھای زندانيان محکوم به اعدام در سنندج‬ ‫تعدادی از خانواده ھـای زنـدانـيـان‬ ‫محکوم به اعدام نشسـت ھـايـی را‬ ‫با موضوع مخالفت با حکم اع‪Y‬دام‬ ‫و درخواست آزادی فرزندان خ‪Y‬ود‬ ‫آغاز کرده اند‪.‬‬ ‫خــبــرگــزاری ھــرانــا‪ :‬بــه گــزارش‬ ‫کميته کردستان مجـمـوعـه فـعـاالن‬ ‫حــقــوق بشــر در ايــران‪ ،‬تــنــی از‬ ‫خانواده ھای زندانيان سياسی کـرد‬ ‫مــحــکــوم بــه اعــدام در حــرکــتــی‬ ‫غيرسياسی بـا بـرگـزاری نشـسـت‬

‫امنيتی کردستان و تـھـديـد مسـتـمـر‬ ‫خــانــواده ھــا بــه صــورت غــيــر‬ ‫عمومی و فقط با حضور خـانـواده‬ ‫ھای زندانيان بـرگـزار شـده بـود‪،‬‬ ‫مــادران و بســتـــگــان بــا آوردن‬ ‫تصاوير فرزندان محکوم به اعدام‬ ‫خود ياد آنان را گرامی داشتند‪.‬‬ ‫خــانــواده ھــای مــورد اشــاره در‬ ‫اقــدامــی نــمــاديــن بــا اســتــفــاده از‬ ‫تصاوير زندانيان محکوم به اعـدام‬ ‫در ساير نقاط کشـور و ھـمـچـنـيـن‬

‫)گــورســتــان ســنــنــدج( در مــراســم‬ ‫ســالــگــرد ابــراھــيــم لــطــف الــھــی‬ ‫)دانشـــجـــوی جـــان بـــاخـــتـــه در‬ ‫بــازداشــتــگــاه اطــالعــات ســنــنــدج(‬ ‫شرکت کردند‪.‬‬ ‫الزم بــه يــادآوری اســت در حــال‬ ‫حــاضــر بــيــش از چــھــل زنــدانــی‬ ‫ســيــاســی مــحــکــوم بــه اعــدام در‬ ‫ســراســر کشــور وجــود دارد کــه‬ ‫اسامی ‪ ٣٧‬تـن از آنـان بـه قـرار‬ ‫ذيل است ‪:‬‬

‫ﺣﻜﻮﻣﺖ اﺳﻼﻣﻲ ﺣﻜﻢ ﺳﻨﮕﺴﺎر‬ ‫ﻳﻚ زن و ﻣﺮد را ﺻﺎدر ﻛﺮد‬ ‫حکـومـت جـنـاﯾـتـکـار‬ ‫جمـھـوری اسـالمـی‬ ‫حکم سـنـگـسـار دو‬ ‫شــھــرونــد دراســتــان‬ ‫آذرباﯾـجـان غـربـی را‬ ‫صادر کرد‪.‬‬ ‫به گزارش مـجـمـوعـه‬ ‫فعاالن حقوق بشر در‬ ‫اﯾــران‪ ،‬شــعــبــه ‪١٢‬‬ ‫دادگاه تـجـدﯾـد نـظـر‬ ‫اســتــان آذربــاﯾــجــان‬ ‫غربی حکم سنگسـار‬ ‫بـرای دو مـتـھــم بــه‬ ‫زنای محصنه را تائـيـد‬ ‫کرده است‪.‬‬ ‫"ولی جانفشـانـی " و‬ ‫مــتــھــم زن پــرونــده‬ ‫)بدون اعالم ھـويـت(‬ ‫پــيــش تــر از ســوی‬ ‫دادســرای عــمــومــی‬ ‫شھر اروميه به اتھـام‬ ‫زنــای مــحــصــنــه بــه‬ ‫سنـگـسـار مـحـکـوم‬ ‫شده بودنـد کـه اﯾـن‬

‫حــکــم چــھــارشــنــبــه‬ ‫ھفته گذشـتـه مـورخ‬ ‫‪ ١٦‬دﯾماه در شـعـبـه‬ ‫‪ ١٢‬دادگاه تجدﯾد نظـر‬ ‫استان تائيد شد ‪ .‬ھم‬ ‫اکنون ھر دو متھم در‬ ‫زندان مرکزی ارومـيـه‬ ‫به سر می برند‪.‬‬ ‫الزم بــه ذکــر اســت‬ ‫عالوه بر پروسه مبھم‬ ‫قضاﯾی اﯾن حـکـم در‬ ‫حالی صادر می شود‬ ‫که متھمان فاقد وکيل‬

‫ھايی ضمن محـکـوم کـردن حـکـم‬ ‫اعــدام در تــمــامــيــت آن‪ ،‬بــه بــيــان‬ ‫مــوارد حــقــوقــی نــقــض شــده در‬ ‫پـرونــده فـرزنــدان خـود و نـھــايــتــا ً‬ ‫درخواست آزادی آنان پـرداخـتـنـد‪.‬‬ ‫خانواده ھا در ايـن نشـسـت ھـا بـه‬ ‫نــاعــادالنــه بــودن و غــيــرحــقــوقــی‬ ‫بودن روند منتھی به صدور حـکـم‬ ‫اعدام برای فـرزنـدان خـود اشـاره‬ ‫کردند و ھمچنيـن از تـداوم اعـدام‬ ‫زندانيان سياسی در کردسـتـان کـه‬ ‫با اعدام دو زندانی در طـی ھـفـتـه‬ ‫ھای اخـيـر وارد مـراحـل جـديـدی‬ ‫شده است ابراز نگرانی کردند‪.‬‬ ‫جلسه اول اين نشسـت مـورخ ‪٢٣‬‬ ‫ديماه در شھر کاميـاران و جـلـسـه‬ ‫دوم آن روز گــذشــتــه مــورخ ‪٢٤‬‬ ‫ديماه در شھر سنندج برگزار شـد‪.‬‬ ‫در اين نشست که به دلـيـل فضـای‬

‫تصاويری از جان باختگان وقـايـع‬ ‫اخير به اعالم ھمبستگـی و اتـحـاد‬ ‫با سـايـر خـانـواده ھـای زنـدانـيـان‬ ‫ســيــاســی مــحــکــوم بــه اعــدام و‬ ‫ھميـنـطـور جـان بـاخـتـگـان وقـايـع‬ ‫اخير پرداختند‪.‬‬ ‫مادران زندانيان محکوم بـه اعـدام‬ ‫حاضر در نشـسـت ضـمـن اعـالم‬ ‫تصميم خود بر تـداوم و گسـتـرش‬ ‫فعاليتھای خـود از اعـالم آمـادگـی‬ ‫خود برای سفر بـه تـھـران جـھـت‬ ‫پيگيری وضعيت فرزندان خـود و‬ ‫ھــمــبــســتــگــی بــا ســايــر زنــدانــيــان‬ ‫محکوم به اعدام در اولـيـن زمـان‬ ‫ممکن سخن گفتند‪.‬‬ ‫در پايان نشـسـت دوم‪ ،‬مـادران و‬ ‫خــانــواده ھــای مــورد اشــاره بــا‬ ‫عــزيــمــت بــه بــھــشــت مــحــمــديــه‬

‫ عـلــی صـارمــی‪ ،‬ايـوب پــرکــار‪،‬‬‫احمد کـريـمـی‪ ،‬مـحـمـدرضـا عـلـی‬ ‫زمانی‪ ،‬ناصر عبدالحسينی‪ ،‬رضـا‬ ‫خـــــادمـــــی‪ ،‬آرش رحـــــمـــــانـــــی‬ ‫پور‪،‬عبدالرحـمـان نـاروئـی‪ ،‬عـابـد‬ ‫گھرام زھی‪ ،‬عبـدالـحـمـيـد ريـگـی‪،‬‬ ‫عــبــدالــجــلــيــل ريــگــی‪ ،‬نــاصــر شــه‬ ‫بــخــش‪ ،‬مــحــمــود ريــگــی‪ ،‬عــلــی‬ ‫ساعدی‪ ،‬وليد نيسی‪ ،‬ماحـد فـرادی‬ ‫پور‪ ،‬دعير مھاوی‪ ،‬ماھر مھاوی‪،‬‬ ‫احمد ساعدی‪ ،‬يـوسـف لـفـتـه پـور‪،‬‬ ‫زينب جالليان‪ ،‬حبيب ﷲ لـطـيـفـی‪،‬‬ ‫شيرکو معـارفـی‪ ،‬فـرھـاد وکـيـلـی‪،‬‬ ‫فرزاد کمانـگـر‪ ،‬عـلـی حـيـدريـان‪،‬‬ ‫حسين خضری‪ ،‬رشـيـد آخـکـنـدی‪،‬‬ ‫محمد امين آگـوشـی‪ ،‬احـمـد پـوالد‬ ‫خانی‪ ،‬سيد سـامـی حسـيـنـی‪ ،‬سـيـد‬ ‫جــمــال مــحــمــدی‪ ،‬رســتــم ارکــيــا‪،‬‬ ‫مصطفی سليمـی‪ ،‬انـور رسـتـمـی‪،‬‬ ‫حسن تابعی و ايرج محمدی‬


‫اشاره‪ :‬به اطالع‬ ‫خوانندگان‬ ‫گرامي"ديالوگ" ميرسانيم‬ ‫ھمانگونه كه در تيتر اين‬ ‫مطلب نيز اشاره شده‬ ‫است‪ ،‬كنگره دوازدھم‬ ‫كومه له زحمتكشان‬ ‫كردستان موسوم به‬ ‫) كنگره رفرم( در تيرماه‬ ‫‪ ١٣٨٧‬بر گزار شد‪ .‬در‬ ‫اين كنگره برنامه سياسي‬ ‫و ھمچنين اساسنامه اين‬ ‫حزب به تصويب‬ ‫نمايندگان رسيد و نظربه‬ ‫اھميت موضوعات‬ ‫مطروحه‪ ،‬چه در اساسنامه‬ ‫و چه در برنامه و نيز‬ ‫انتشار نشريه"ديالوگ"‪،‬‬ ‫بر آن شديم كه از اولين‬ ‫شماره نشر مصوبه ھاي‬ ‫كنگره را آغاز نمائيم ‪.‬‬

‫ديد‪ .‬شکست جمھوری کردستان و‬ ‫سرکوبھای رژيم شاھنشاھی در دھهی ‪٣٠‬‬ ‫و سالھای ‪ ۴٧ -۴۶‬و دستگيری‪-‬ھای‬ ‫وسيع و مداوم‪ ،‬مانع از آن نشد که خلق‬ ‫کرد در سال ‪ ۵٧‬وسيع تر به ميدان بيايد‪.‬‬

‫موکراتيک(‬ ‫=‬

‫پلوراليسم سوسياليستی‬

‫=‬

‫در صحنه سياسی ايران‬

‫=‬

‫جنبش کارگری‬

‫برابر اين ملت با ساير ملل آزاد‬ ‫جھان‪ ،‬بخش مھمی از مبارزهی عدالت‬ ‫ملی و مدافع پيگير ستمديدگان و‬ ‫طب��ات محروم در جامعه و مروج و مبشر‬ ‫فرھنگ مترقی و عدالت خواھانه بوده‬

‫بخش دوم‪ :‬ديدگاه کومه‬ ‫له در قبال مھم ترين‬ ‫مسائل سياسی و اجتماعی‬ ‫= در باره ارزش ھا و مبانی نظام‬

‫است‪.‬‬

‫عليرغم اشتباھات سياسی اش می تواند با‬ ‫تح>>>والت سياس>>>ی‪ ،‬اقت>>>صادی و گ>>>سترش‬ ‫شکاف طبقاتی از يکسو و رشد خودآگاھ>ی‬ ‫ملی در کردستان از سوی ديگر ‪ ،‬ح>ضور‬

‫دمکراتيک‬

‫يک جريان چپ‪ ،‬ع>دالت‪-‬خ>واه و معط>وف‬

‫= در باره بيانيه حقوق بشر‬

‫بخش اول‪ :‬مبانی و‬ ‫محورھای اصلی خط و‬ ‫سياست ھای کومه له‬ ‫‪ -١‬کومه له و مسئله‬ ‫ملی در کردستان‬ ‫= در باره مسئله کرد در ديگر بخشھای‬

‫= در باره رژيم جمھوری اسالمی‬

‫طبق>>>>ات استثمارش>>>>ده را بي>>>>ش از پي>>>>ش‬

‫= کومه‪-‬له و مسئله مذھب‬

‫ض>روری س>اخته اس>>ت‪ .‬ام>روزه کردس>>تان‬

‫= در باره اعتياد و مواد مخدر‬

‫بيش از گذشته از يک جامعه ساده و س>نتی‬ ‫به سوی يک جامعه پيچيده‪ ،-‬سازمان يافت>ه‬

‫= در مخالفت با جنگ و سالح کشتار‬ ‫جمعی‬ ‫= در باره حقوق و کار کودکان و مسئله‬ ‫کودکان خيابانی‬

‫= در باره ترفند تجزيه طلبی در ايران و‬

‫‪ -٣‬کومه له و جنبش کارگری‬ ‫و جنبشھای اجتماعی‬ ‫=‬

‫سياست ما در قبال مبارزات کارگری‬

‫کردستان‬

‫=‬

‫کومه له و جنبش زنان‬

‫‪ - ۴‬کومه له و استرات‪2‬ژی‬ ‫سوسياليست‪2‬ی و گس‪2‬ت‪2‬رش‬ ‫دمکراسی )سوسياليسم د‬

‫جامعه ايران و کردستان در‬

‫بين لمللی گرفتار آمده است‪ .‬در صورت‬ ‫بروز ھر تحول سياسی و‬ ‫اجتماعی‪ ،‬کردستان بيشترين آمادگی را‬ ‫دارد تا بپاخيزد و گام بزرگی به سوی‬ ‫آرزوھای ديرينه‪-‬اش بردارد‪.‬‬

‫تحوالت چند دھهی گذشته و‬ ‫تغييرات اساسی در ساختار سياسی‪،‬‬

‫جنبش ملی و آزادی‪-‬خواھی‬

‫دگرگونيھای‬

‫کردستان جغرافيای پھناورتری را در‬

‫چشمگيری در ھمه ی عرصه ھای زندگی‬

‫برگرفته است و چنان با زندگی و‬

‫مردم کردستان پديد آورده است‪ .‬کومه له‬

‫آرزوھای توده‪-‬ھای وسيع عجين گشته که‬

‫که بيش از سی سال است در ابعاد‬

‫حل واقعی و دمکراتيک مساله ملی و‬

‫اجتماعی و سياسی کردستان ايفای نقش‬

‫رھايی اين ملت از ستم‪ ،‬زورگويی و‬

‫می كند‪ ،‬عليرغم افت و خيزھای‬

‫اشغالگری نظامی به امری ھم تاکتيکی و‬

‫اجتماعی‬

‫و‬

‫اقتصادی‪،‬‬

‫تشکيالتی و سياسی‪ ،‬ھمواره مدافع حق‬ ‫ملی مردم کردستان و خود بخشی از‬ ‫مبارزه برای رھايی اين مردم از يوغ ستم‬

‫می‪-‬طلبد که نه تنھا ديدگاه‪-‬ھای سياسی‬

‫را رھبری و ھدايت کند‪.‬‬

‫= در ضرورت لغو حکم اعدام‬

‫کردستان‬

‫جنبش چپ و سوسياليستی در کردستان‪،‬‬

‫نشان دھيم‪.‬‬

‫جمھوری اسالمی در تنگناھای داخلی و‬

‫=‬

‫به عنوان کومه له‪ ،‬به عنوان بخشی از‬

‫که مبارزات مل>ی و دموکراتي>ک اي>ن مل>ت‬

‫= در باره ملل ساکن ايران‬

‫آلترناتيو حکومتی در ايران و‬

‫رھبری کند‪ .‬اوضاع متحول کنونی از ما‬

‫برای حضور موثر در پيکارھای آتی‬

‫و‪.....‬‬

‫پيشگفتار‬

‫اقتصادی و سياسی اش سازماندھی و‬

‫سوسياليستی‪ ،‬آزادي خواه و پيکارگر اس>ت‬

‫آستانه تحوالتي اساسی قرار گرفته اند‪.‬‬

‫آثار باستانی کردستان‬

‫مبارزات اين ملت را برای تحقق حقوق‬

‫روشنی بيان داريم‪ ،‬بلکه عزم خود را‬

‫= کومه له و احزاب کردستانی‬

‫‪ - ٢‬کومه له و مسئله‬ ‫فدراليسم‬

‫باشد و در يک فرصت تاريخی ديگر‬

‫اي>>ران بي>>ش از ھ>>ر زم>>انی نيازمن>>د حزب>>ی‬

‫= در باره تامين اجتماعی سالخوردگان‬

‫= در باره منابع طبيعی‪ ،‬محيط زيست و‬

‫نقطه اميد توده ھای وسيع مردم کردستان‬

‫خود را در شرايط کنونی به‬

‫کردستان‬

‫مساله تماميت ارضی‬

‫نقد صميمانه و صادقانه گذشته کماکان‬

‫و م>>>درن ت>>>ر گ>>>ام نھ>>>اده اس>>>ت‪ .‬کردس>>>تان‬

‫= تحصيل و آموزش اجباری و رايگان‬

‫= در مخالفت با مجازات در مال عام‬

‫كومه‪-‬له با پشتوانه عظيمی که از‬ ‫سال ھای پس از بھمن ‪ ۵٧‬کسب کرده و‬

‫به م>سألهی رھ>ايی مل>ی م>ردم کردس>تان و‬

‫" ديالوگ"‬

‫خواھانه و برابری طلبانه ماست‪.‬‬

‫ھم استراتژيکی منجمله برای يک‬ ‫جريان سوسياليستی تبديل شده است‪.‬‬ ‫مبارزه برای رھايی ملی و دفاع از حقوق‬

‫ﺑﺨﺶ اول‪ :‬ﻣﺒﺎﻧﻲ و‬ ‫ﻣﺤﻮرﻫﺎي اﺻﻠﻲ ﺧﻂ و ﺳﻴﺎﺳﺖ‬ ‫ﻫﺎي ﻛﻮﻣﻪ ﻟﻪ‬

‫‪ .١‬کومه له و مسئله ملی‬ ‫کومه له وجود ستم ملی و تداوم‬ ‫آن در کردستان را اساسی ترين چالش اين‬ ‫جامعه می داند‪ .‬ھرچند در آغاز قرن‬ ‫بيستم خودآگاھی و ھمبستگی ملی در‬ ‫سطح پايينی قرار داشت‪ ،‬اما با تشکيل‬ ‫جمھوری کردستان )‪(١٣٢۴‬که اساسا ً‬ ‫متکی به شرايط آن مقطع بين المللی بود‪،‬‬ ‫به مبارزات ملی در کردستان ايران جھش‬ ‫درخورتوجھی داد‪.‬‬ ‫اقدامات دمکراتيک جمھوری‬ ‫کردستان ھم چون نخستين تجربه حاکميت‬ ‫خلق کرد‪ ،‬در شرايط اجتماعی و سياسی‬ ‫آن ھنگام تحولی شگرف بود‪ .‬اين‬ ‫جمھوری تنھا ‪ ١١‬ماه دوام آورد‪ ،‬اما‬ ‫اثرات آن بر مبارزات ملی و به ويژه‬ ‫بلحاظ غنا بخشيدن به آن و پايه ريزی‬ ‫ارزشھای دمکراتيک در جنبش کردستان‬ ‫و در ديگر بخش ھای آن انکارناپذير‬ ‫است‪.‬‬ ‫مبارزات ملی در کردستان از‬ ‫سال ‪ ١٣٢٠‬به اين سو و با تشکيل کومه‬ ‫له حيات کردستان)کومه له‪-‬ی ژ‪.‬ک( و‬ ‫سپس تشکيل و تأسيس جمھوری کردستان‬ ‫در مھاباد در سال ‪ ١٣٢۴‬و تشکيل‬ ‫احزاب سياسی‪ ،‬به صورت مدرن‬ ‫امروزی‪ ،‬جھش درخورتوجھی به خود‬

‫سه دھه حاکميت خونين و سبعانه‬ ‫جمھوری اسالمی در کردستان نه تنھا‬ ‫خلق کرد را برای رسيدن به خواست‬ ‫رھايی خود به زانو در نياورده است‪،‬‬ ‫بلکه اکنون جغرافيای اين مبارزه در‬ ‫کردستان وسيع‪-‬تر از ھر دورهای است‪.‬‬ ‫در دھه ھای اخير و عليرغم سرکوب‪-‬‬ ‫ھای خونين‪ ،‬لشکرکشی ھای بزرگ‪،‬‬ ‫اشغال نظامی کردستان‪ ،‬بمباران و‬ ‫اعدامھای جمعی‪ ،‬کردستان ايران بيش از‬ ‫پيش به سوی خودآگاھی‪ ،‬ھمبستگی و‬ ‫مبارزات ملی دمکراتيک سوق يافته است‪.‬‬ ‫اگر لشکرکشی جمھوری اسالمی در ‪٢٨‬‬ ‫مرداد‪ ١٣۵٨‬برای اشغال کردستان و‬ ‫سرکوب ندای آزاديخواھی آن صورت‬ ‫گرفت‪ ،‬امروز پس از ‪ ٣٠‬سال خلق کرد‬ ‫بيش از گذشته بر دستيابی به آزادی و حق‬ ‫تعيين سرنوشت خويش مصر و مصمم‬ ‫است‪.‬‬ ‫امروز ملت کرد ھمبسته‪-‬تر و‬ ‫متحدتر است و جغرافيای مبارزه سياسی‬ ‫در کردستان ھيچ‪-‬گاه چنين وسيع و‬ ‫گسترده نبوده است‪ .‬مضاف بر آن‬ ‫مطالبات ملی و مدنی مردم کردستان‪،‬‬ ‫امروز از شفافيت بازھم بيشتری نسبت به‬ ‫سال ھای پيش برخوردار گشته است و‬ ‫حتی شاھد تعميق و اعتالی سطح اين‬ ‫مطالبات و خواستھا بودهايم‪.‬‬ ‫کردستان آبستن تغيير و تحوالت‬ ‫پيشگفته است‪ .‬کومه‪-‬له مبارزه برای رفع‬ ‫ستم ملی را در شرايط کنونی در صدر‬ ‫اولويت سياست و برنامه ھای خود‬ ‫گنجانده است‪ .‬توجه به بيداری ملی‪،‬‬ ‫سازماندھی و رھبری اين مبارزات که ھر‬ ‫روزه ھم گسترش می يابد‪ ،‬از وظايف‬ ‫اساسی کومه له است‪.‬‬ ‫حزب‬ ‫را‬ ‫خود‬ ‫کومه‪-‬له‬ ‫ستمديدگان‪ ،‬حزب سازمانده مبارزات ملی‬ ‫برای رھايی و حزب اميد و آرزوھای‬ ‫خلق کرد برای دست يابی به حق‪-‬تعيين‬ ‫سرنوشت خويش می‪-‬داند‪.‬‬ ‫ھمانند مقطع ‪ ۵٧‬که کومه‪-‬له با‬ ‫ابتکارات نوين و انديشه ھای پيشرو‬ ‫انسانی اش نشان داد که می تواند يکی از‬ ‫موثرين حزب سياسی برای رھبری‬ ‫مبارزات ملی دمکراتيک باشد‪ ،‬اکنون به‬ ‫درجات باالتری چنين ضرورتی در‬ ‫کردستان از کومه‪-‬له می طلبد که ھم‬ ‫مبارزات ملی و دمکراتيک را سازماندھی‬ ‫کرده و ھم کماکان مبشر پيشروترين‬ ‫انديشه ھای انسانگرايانه و عدالتخواھانه‪،‬‬ ‫آزادي خواھانه و مدافع ستمديدگان و‬ ‫محرومان جامعه باشد‪.‬‬ ‫حزب ما تشکيل دولت مستقل‬ ‫کردستان را ھمانند ساير ملل جھان‪ ،‬حق‬ ‫دمکراتيک و مسلم ملت کرد میداند و‬ ‫برای حاکميت اين مردم بر سرزمين خود‬ ‫در چھارچوب يک نظام فدرال برنامه‪-‬‬ ‫ريزی کرده و مبارزه می‪-‬نمايد‪.‬‬ ‫شعار مبارزاتی کنونی ما در‬ ‫سراسر کردستان‪ ،‬خروج قوای اشغالگر‬ ‫از کردستان است که به عنوان مضمون‬ ‫محوری تمام حرکت ھای اعتراضی طرح‬ ‫می گردد‪.‬‬ ‫کومه له برای ايجاد جبھه‬ ‫کردستانی متشکل از احزاب و سازمان‬ ‫ھای سياسی موجود در کردستان تالش‬ ‫می کند‪ .‬بنابراين ما از ھم اکنون برای‬ ‫ھرگونه ھمكاری دوجانبه‪ ،‬سه جانبه و‪...‬‬ ‫و ائتالف تا تشکيل يک جبھه کردستانی‬ ‫ھمه گير‪ ،‬اعالم آمادگی می کنيم‪.‬‬ ‫ھمچنين ما از فرھنگ سازی‬ ‫برای شناساندن حق برابر خلق کرد با‬ ‫ديگر ملت ھايی که از ستم ملی رنج نمی‬ ‫برند‪ ،‬کامالً پشتيبانی می کنيم‪.‬‬


‫اشاره‪ :‬به اطالع خوانندگان‬ ‫گرامي "ديالوگ" ميرسانيم ھمانگونه‬ ‫كه در تيتر اين مطلب نيز اشاره شده‬ ‫است‪ ،‬كنگره دوازدھم كومه له‬ ‫زحمتكشان كردستان موسوم به‬ ‫) كنگره رفرم( در تيرماه ‪ ١٣٨٧‬بر‬ ‫ﻣﺼﻮب ﻛﻨﮕﺮه دوازدﻫﻢ ) ﻛﻨﮕﺮه رﻓﺮم(‬ ‫گزار شد‪ .‬در اين كنگره برنامه‬ ‫سياسي و ھمچنين اساسنامه اين‬ ‫حزب به تصويب نمايندگان رسيد و‬ ‫نظربه اھميت موضوعات مطروحه‪،‬‬ ‫چه در اساسنامه و چه در برنامه و‬ ‫نيز انتشار نشريه"ديالوگ"‪ ،‬بر آن‬ ‫ﮔﺰﻳﻨﻪاي ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻣﻴﺪاﻧﻴﻢ‪.‬‬ ‫شديم كه از اولين شماره نشر مصوبه‬ ‫‪ -٨‬معتبر بودن و پيشبرد اصل رھبري را به عنوان مسئول يا دبير انتخاب مي كند‪.‬‬ ‫ھاي كنگره را آغاز نمائيم ‪.‬‬ ‫ما اتحاد و مبارزه کارگران‪ ،‬زحمتکشان‪ ،‬جمعي و بحث و تصميم گيري مشترك در دبير‪ ،‬رابط كميته با كميته ی مافوق است و‬

‫اﺳﺎﺳﻨﺎﻣﻪي ﻛﻮﻣﻪﻟﻪي زﺣﻤﺘﻜﺸﺎن ﻛﺮدﺳﺘﺎن‬ ‫ﺗﻴﺮﻣﺎه ‪ 1387‬ژوﺋﻦ ‪(1)2008‬‬

‫" ديالوگ"‬

‫اساسنامهی‬ ‫کومهلهی‬ ‫زحمتکشان‬ ‫کردستان‬ ‫ﻓﺼﻞ اول ـ ﻧﺎم و اﻫﺪاف‬

‫ﺑﻨﺪ ﻳﻚ‪ :‬ﻧﺎم‬ ‫نام کامل‪ :‬کومه له ‪ -‬سازمان انقالبی‬ ‫زحمتکشان کردستان ايران بوده است که در‬ ‫ميان مردم کردستان به “کومه له‪ :‬يا “کومه‬ ‫له زحمتکشان” معروف شده است‪ .‬منبعد در‬ ‫نوشتار‪ ،‬اعالميه ھا و به طور رسمی نام‬ ‫“کومه له زحمتکشان کردستان” مورد‬ ‫استفاده قرار ميگيرد‬

‫ﺑﻨﺪ دو‪ :‬اﻫﺪاف‬

‫زنان و ساير اقشار محروم در ايران را‬ ‫برای کسب مطالبات انسانی و دمکراتيک‬ ‫خود‪ ،‬برحق ميدانيم‪ ،‬لذا پشتيبانی‪ ،‬تقويت و‬ ‫تحکيم مبارزه برای اين خواستھا را بخش‬ ‫مھمی از وظايف خود ميدانيم‪.‬‬

‫ﻓﺼﻞ دوم ـ اﺻﻮل‬ ‫ﺗﺸﻜﻴﻼﺗﻲ‪:‬‬ ‫ﻣﺎده دوم ‪:‬‬

‫ﻣﺎده ﭘﻨﺠﻢ ـ ﺗﺸﻜﻴﻼت‬

‫اصل بنيادي سازماني در کومه له‪،‬‬ ‫در اين شرايط ممکن نيست نمايندگان ھمه‬ ‫دمکراسی و مشارکت دادن ھمه کادرھا و‬ ‫اعضای شھرستان يا منطقه در يک انتخابات‬ ‫اعضا در تعيين و انتخاب ارگانھای مختلف آزاد شرکت نمايند‪ .‬لذا در اين شرايط که‬ ‫ھدايت تشکيالتی است‪ .‬بر اين اساس موازين مسئولين حوزه ھا ميتوانند منتخب باشند‪.‬‬ ‫زير مبناي مناسبات تشكيالتي کومه له قرار دبيران حوزه ھاکه خود منتخب اعضا‬ ‫ميگيرد‪:‬‬ ‫ھستند‪ ،‬ميتوانند کميته محله يا کميته ده را‬ ‫تشکيل دھند و اين کميته ھا نيز مسئولين و‬ ‫‪ -١‬انتخابي بودن كليه ی ارگانھاي مسئول و‬ ‫دبيران خود را انتخاب مينمايند‪.‬دبيران کميته‬ ‫ھدايت کننده تشکيالتی از پايين تا باال توسط‬ ‫ھای چند محله يا ده‪ ،‬کميته يا ارگان ھدايت‬ ‫اعضای آن بخش تشکيالت يا نمايندگان‬ ‫کننده آن شھر يا دھستان را به وجود‬ ‫منتخب اعضا در آن تشکيالت‪.‬‬ ‫ميآورند‪.‬‬ ‫‪ -٢‬معين بودن دوره ھاي انتخاب براي ھمه‬ ‫در صورت تغيير در شرايط پليسی و امکان‬ ‫ارگانھای مسئول تشکيالتی‪..‬‬ ‫انتخابات آزاد‪ ،‬اصل انتخابی بودن ھمچون‬ ‫ديگر تشکيالتھا در تشکيالت مخفی داخل‬ ‫‪ - ٣‬مختار بودن تشكيالتھاي محلي برای‬ ‫کردستان نيز‪ ،‬پيش برده ميشود‪.‬‬ ‫پيشبرد‪ ،‬چگونگی اجرا و به کارگيری‬ ‫سياسھتای حزب و کميته مرکزی در امور‬ ‫داخلي و محلي مربوط به حوزه فعاليت خود‪.‬‬

‫ﺳﻮﺳﻴﺎﻟﻴﺴﺖ ﻣﺮدم ﻛﺮدﺳﺘﺎن‬

‫ﺗﺸﻜﻴﻼﺗﻲ ﻛﻮﻣﻪ ﻟﻪ ‪:‬‬

‫ـﺘﻘﺮار‬ ‫ـﺮاي اﺳـ‬ ‫ـﺴﺘﻪ و ﺑـ‬ ‫داﻧـ‬ ‫ﺳﻴﺴﺘﻤﻲ ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑـﺮ ﻋﺪاﻟـﺖ‬ ‫اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و رﻓـﺎه ﻋﻤﻮﻣـﻲ‬ ‫ﻣﺒﺎرزه ﻣﻴﻜﻨﺪ‪..‬‬ ‫کومه له حق تعيين سرنوشت و تشکيل دولت‬ ‫مستقل ملی کردستان را ھمانند ساير ملل‬ ‫جھان‪ ،‬حق مسلم و دمکراتيک ملت کـ ُرد‬ ‫ميداند و برای حاکميت اين مردم بر‬ ‫سرزمين خود برنامه ريزی کرده و مبارزه‬ ‫مينمايد‪.‬‬

‫ﻣﺎ ﻗﺎﻃﻌﺎﻧﻪ از ﺣﻘـﻮق ﻫﻤـﻪ‬ ‫ﻣﻠﻴﺘﻬﺎ ﺑﺮاي زدودن ﺳﺘﻢ ﻣﻠﻲ‬ ‫در اﻳﺮان‪ ،‬ﺣﻤﺎﻳﺖ ﻣﻴﻜﻨﻴـﻢ و‬ ‫ﺑﺮاي اﻳﺠﺎد اﻣﻜﺎن ﻫﻤﺰﻳﺴﺘﻲ‬ ‫ﺑﺮادراﻧﻪ ﻣﻠﻴﺘﻬﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ‪ ،‬در‬ ‫ﺷﺮاﻳﻂ ﻛﻨﻮﻧﻲ ﻓﺪراﻟﻴـﺴﻢ را‬

‫‪ -٤‬محفوظ بودن کامل حقوق اقليت سياسی‬ ‫حزبی در زمينه ابراز نظر در مسائل‬ ‫سياسي و عقيدتي‪ ،‬از جمله در ارگانھاي‬ ‫تبليغي‪ ،‬در عين حال پايبند بودن کامل اقليت‬ ‫به رعايت موازين تشكيالتي و پيشبرد‬ ‫وظايف تشكيالتي؛ اتخاذ ترتيباتي كه اقليت‬ ‫ھاي سياسي اعالم شده رسمی بتوانند‪،‬‬ ‫مطابق با وزن خود در تشكيالت‪ ،‬در کنگره‬ ‫ھا‪ ،‬تجمعات حزبي و به اين اعتبار در کميته پايه ای ترين واحد تشكيالتي كومه له‪ ،‬حوزه‬ ‫است كه در محل كار‪ ،‬تحصيل و زيست و‬ ‫ھا و ارگانھای رھبری نمايندگي شوند‪.‬‬ ‫ديگر محلھاي اجتماعي مناسب براي فعاليت‬ ‫تبصره ‪ :١‬شرايط تشکيل اقليتھای تشکيالتی كومه له با شركت حداقل سه عضو و‬ ‫به اين ترتيب است که بايد پالتفرم سياسی‬ ‫حداکثر ‪ ٧‬عضو تشكيل مي شوند‪.‬‬ ‫خود را در اختيار کميته مرکزی حزب قرار‬ ‫حوزه ھا اولين تشکل و الگوی کار حزبی‬ ‫دھند و از طريق ک‪.‬م حزب در اختيار‬ ‫تشکيالت قرار گيرد تا وجود و مشخصات براي تماس مستقيم و حضور در ميان توده‬ ‫ھا و پيشبرد كار آگاه گرانه در ميان مردم‬ ‫اين گروه بندی سياسی‪ ،‬رسميت يابد‪.‬‬ ‫ھستند‪ .‬حوزه ھا موظفند در ميان توده ھا‬ ‫تبصره ‪ :٢‬رسميت اساسنامه ای يک گروه فعاليت كرده و نفود مادی و معنوی كومه له‬ ‫بندی سياسی يا يک فراکسيون به شرطی را در حيطه فعاليت خودگسترش دھند‪،‬‬ ‫است که حداقل ‪ ١٠‬درصد کل اعضای برنامه و سياست ھاي كومه له را تبليغ كنند‪.‬‬ ‫تشکيالت از آن جانبداری کنند و در آن‬ ‫تبصره ـ  مي توان تحت نظر كميته ھاي‬ ‫شرکت نمايند‪.‬‬ ‫تشکيالتی مافوق‪ ،‬گروه ھاي ويژه براي‬ ‫تبصره ‪ :٣‬فراکسيون)اقليت سياسی(‬ ‫فعاليت ھا و ماموريت ھاي موردي يا دوره‬ ‫الزم است نظر سياسی و پالتفرم خود اي تشكيل داد و يا در ميان حوزه ھا‪ ،‬حوزه‬ ‫را به طور علنی و در سطح جامعه‬ ‫خاصي را به اين امور گمارد‪.‬‬ ‫اعالم نمايد‪.‬‬

‫ﻣﺎده ﺳﻮم ‪ -‬ﺣﻮزه ﻫﺎ ‪:‬‬

‫‪ - ٥‬يكسان بودن ديسيپلين حزبي براي کليه‬ ‫اعضای کومه له‪.‬‬

‫ﻓﺼﻞ ﭼﻬﺎرم ـ ﻛﻨﮕﺮه‪:‬‬ ‫ﻣﺎده ﻫﻔﺘﻢ ‪:‬‬

‫ـﭗ و‬ ‫ـﺰب ﭼـ‬ ‫ـﻪ ﺣـ‬ ‫ـﻪ ﻟـ‬ ‫ﻛﻮﻣـ‬

‫داري را ﻧﻈـﺎﻣﻲ ﻧﺎﻋﺎدﻻﻧـﻪ‬

‫كميته مركزي كومه له نمي تواند تقسيمات‬ ‫سازماني ديگري‪ ،‬به جز آن چه در اين‬ ‫اساسنامه پيش بيني شده است را‪ ،‬به اجرا‬ ‫درآورد‪ .‬اما ميتواند در صورت لزوم‬ ‫ارگانھای ستادی و غير ستونی ضروری را‬ ‫برای اجرای امور محوله و يا پروژه ھای‬ ‫معين‪ ،‬ايجاد نمايد‪ .‬اما اين ارگانھا در ھيچ‬ ‫شرايطی نبايد وظايف و اختيارات ارگانھا‬ ‫وکميته ھای تشکيالتی اساسنامه ای و‬ ‫منتخب را محدود نمايند‪.‬‬

‫مسئوليت ھماھنگ كردن و نظارت بر‬ ‫كميته ھا و مراجع تصميم گيري حزبی‪.‬‬ ‫فعاليت ھاي اعضاي كميته را در خارج‬ ‫‪ - ٩‬معمول داشتن اصل علنيت و ديالوگ با جلسه کميته‪ ،‬به عھده دارد‪ .‬دبير فعاليت ھاي‬ ‫جنبش در مسائل نظري و سياسي و نيز در كميته را منظما َ به كميتھي مافوق گزارش‬ ‫مسائلی که مربوط به سرنوشت کومه له‪ ،‬ميدھد‪.‬‬ ‫باالترين ارگان كومه له‪ ،‬كنگره است كه بايد‬ ‫مردم و جنبش کردستان است‪.‬‬ ‫ھر سه سال يك بار تشکيل شود و تصميمات‬ ‫بر‬ ‫مبتني‬ ‫ھا‬ ‫كميته‬ ‫درون‬ ‫در‬ ‫كار‬ ‫شيوه‬ ‫‬‫‪٣‬‬ ‫آن براي تمام تشكيالت الزم االجرا است‪.‬‬ ‫تبصره ـ اجراي كامل اصل انتخابي بودن‬ ‫بررسي و تصميم گيري جمعي و در عين کنگره در موعد مقرر در اساسنامه توسط‬ ‫ارگان ھاي رھبري و ھدايت کننده تشکيالت‬ ‫حال توام با تقسيم كار و كارسپاری و کميته مرکزی فراخوان داده ميشود‪.‬‬ ‫ـ ھمه ارگانھای رھبری کننده تشکيالت در کنترلھای فردي است‪ .‬تصميم گيري در‬ ‫سطوح مختلف بايد انتخابی باشند‪ .‬در شرايط كميته ھا براساس اكثريت مطلق آرا صورت تبصره ‪ :١‬کميته مرکزی بايد حداقل شش ماه‬ ‫پليسی و ديکتاتوری کنونی ايران و مي گيرد‪ .‬ھر كميته در برابر ارگان مافوق قبل از برگزاری کنگره» از ميان اعضای‬ ‫کردستان‪ ،‬انتخاب ارگانھای رھبری داري مسئوليت جمعي است‪.‬‬ ‫خود‪ ،‬کميسيونی برای تدارک کنگره سازمان‬ ‫شھرستان و منطقه در تشکيالت مخفی با‬ ‫دھد‪ .‬اين کميسيون موظف است تا‬ ‫مانع واقعی و ضرورت رعايت اصل مخفی‬ ‫کميسيونھای معينی از ميان خود‪ ،‬کادرھا و‬ ‫کاری روبرو ميشود‪.‬‬ ‫تشکيالت‪ ،‬برای ھرکدام از دستور جلسات‬

‫ﻓﺼﻞ ﺳﻮم ـ ﺳﺎﺧﺘﺎر‬

‫اﺳﺖ‪ .‬ﻛﻮﻣﻪ ﻟﻪ ﻧﻈﺎم ﺳـﺮﻣﺎﻳﻪ‬

‫ﻣﺎده ﺷﺸﻢ ‪:‬‬

‫ﻣﺎده ﭼﻬﺎرم ـ ﻛﻤﻴﺘﻪ ﻫﺎ ‪:‬‬

‫‪ - ١‬باالترين ارگان ھر تشكيالت محلي‬ ‫‪ - ٦‬پذيرش و به راه بردن تصميمات و‬ ‫كميته ی آن تشكيالت است‪ .‬كميته مسئول‬ ‫مصوبات جمع و تشكيالت توسط فرد‪،‬‬ ‫ھدايت تشكيالت تابع بر اساس سياست ھا و‬ ‫پيروی اقليت از اكثريت‪.‬‬ ‫مصوبات كومه له و نيازمندي ھاي مبارزه‬ ‫‪ - ٧‬تبعيت ارگانھاي پايين تر از ارگانھاي تشكيالتي و توده ای در محل خويش است‪.‬‬ ‫باالتر و پيروی تمام تشكيالت از كميته‬ ‫‪ - ٢‬ھر كميته از ميان اعضاي خود يك نفر‬ ‫مركزي‪.‬‬

‫ﻫﺎي ﻣﺤﻠﻲ‪:‬‬ ‫‪ - ١‬تشكيالت ھاي محلي كومه له‪ ،‬بر حسب‬ ‫محل از پايين به باال‪ ،‬در شھرھا عبارتند از‪:‬‬ ‫تشكيالت محل كار‪ ،‬تشکيالت محله‪،‬‬ ‫تشكيالت شھر‪ .‬تشکيالتھای محلی در مناطق‬ ‫روستايی عبارتند از‪ :‬تشكيالت ده) روستا(‪،‬‬ ‫تشكيالت بخش‪ .‬مجموعه ھر دو در شھر و‬ ‫در مناطق روستايی‪ ،‬تشکيالت شھرستان را‬ ‫تشکيل ميدھند‪.‬‬

‫پيشنھادی کنگره‪ ،‬به کميته مرکزی پيشنھاد‬ ‫نمايد و سازمان و نحوه کار آنھا را به‬ ‫تصويب کميته مرکزی برساند‪.‬‬ ‫تبصره ‪ :٢‬انتخابات برای تعيين نمايندگان‬ ‫کنگره بايد حدود دو ماه قبل از برگزاری‬ ‫کنگره به اتمام رسيده باشد‪ .‬ھر قرار و‬ ‫پيشنھادی برای طرح در دستور کار کنگره‪،‬‬ ‫بايد حداقل ‪ ١٥‬روز پيش از برگزاری‬ ‫کنگره در اختيار کميسيون تدارک کنگره‬ ‫قرار گيرد‪.‬‬

‫تبصره ‪ :٣‬در شرايط برگزاری کنگره فوق‬ ‫‪ - ٢‬ھر كدام از اين تشكيالت ھا به وسيله العاده مدت زمان شش ماھه به سه ماه و‬ ‫كميته ی آن تشكيالت ھدايت و رھبري مي کمتر از آن تقليل مييابد‪.‬‬ ‫شود‪.‬‬

‫‪ - ٣‬کنفرانس تشكيالت شھرستان‪ ،‬با انتخاب‬ ‫نمايندگان تشكيالت ھاي تابعه تشکيل و‬ ‫برگزار ميشود‪ .‬کنفرانس سياست ھا و نقشه‬ ‫عمل فعاليت تشکيالت شھرستان خود را در‬ ‫چھارچوب سياست ھا و اولويت ھاي‬ ‫عمومي كومه له و با در نظر داشتن‬ ‫مقتضيات و نيازھاي فعاليت محلي بررسي و‬ ‫تصويب نموده و كميته شھرستان را انتخاب‬ ‫مي کند‪.‬‬

‫ﻣﺎده ﻫﺸﺘﻢ ـ وﻇﺎﺋﻒ و‬ ‫اﺧﺘﻴﺎرات ﻛﻨﮕﺮه‬ ‫ﻛﻨﮕﺮه ﻛﻮﻣﻪ ﻟﻪ‪:‬‬

‫‪ - ١‬برنامه و اساسنامه كومه له را تصويب‬ ‫تبصره ‪١‬ـ تشكيالت كومه له در خارج و يا اصالح ميكند‪.‬‬ ‫كشور يكي از تشكيالت ھاي اصلی كومه له‬ ‫است كه در موارد انتخابی بودن و ‪ - ٢‬خط مشي سياسي كومه له‪ ،‬مسائل‬ ‫دمکراسی درونی‪ ،‬ھمان اصول و استراتژيك و تاكتيك ھاي مھم و ضروري را‬ ‫پرنسيپھای مندرج در اساسنامه در آن به راه بررسي و تعيين مي كند‪.‬‬ ‫برده ميشود‪ .‬اين تشکيالت با توجه به ‪ - ٣‬گزارش كميته مركزي و عملكرد اين‬ ‫محيطي كه در آن فعاليت مي كند و وظائف کميته و ارگانھای اصلی كومه له در دوره ي‬ ‫خاصي كه به عھده دارد‪ ،‬نحوه ی كار و‬ ‫ميان دو کنگره را مورد بررسي قرار مي‬ ‫ضوابط آن در ھمه موارد‪ ،‬ھمانی نيست که‬ ‫دھد‪.‬‬ ‫در مورد تشکيالت داخل تعريف ميشود‪ ..‬لذا‬ ‫وظايف مشخصتر آن در آييننامه ای جداگانه ‪ - ٤‬ھمه اعضا و علل بدلھاي كميته مركزي‬ ‫که ھمان مبانی تشکيالتی اساسنامه ای بايد را انتخاب مي‪-‬كند‪.‬‬ ‫بر آن ناظر باشد‪ ،‬توسط کميته مرکزی تدقيق‬ ‫ميشود‪ .‬اين تشکيالت بر مبنای کميته ھای‬ ‫شھری و کشوری سازمان مييابد و اصل‬ ‫انتخابی بودن در آن به راه برده ميشود‪.‬‬ ‫ھمچنين در فاصله دو کنگره بايد حداقل‬ ‫دوبارکنفرانس توسط نمايندگان اعضای‬ ‫تشکيالتھا برگزار شده باشد‪ .‬کنفرانس خارج‬ ‫کشور سياستھای تشکيالتی و نحوه فعاليت‬ ‫ما در اين تشکيالت را مورد بررسی قرار‬ ‫ميدھد و نتايج الزم را ميگيرد و سرخط‬ ‫نحوه فعاليت آتی را تعيين مينمايد‪.‬‬ ‫‪ - ١‬نمايندگان منتخب ھر يك از تشكيالت‬ ‫ھاي كومه له به انتخاب اعضاي آن‬ ‫تبصره ‪٢‬ـ تشكيالت مسلح و نيروي پيشمرگ تشكيالتھا‪.‬‬ ‫كومه له‪ ،‬داري وظائف و كاركردھاي خاص‬ ‫خود مي باشد که شيوه كار و ضوابط آن در‬ ‫اداﻣﻪ در ﺷﻤﺎره ﺑﻌﺪ‬ ‫آئين نامه ي نيروي پيشمرگ كومه له تعيين‬ ‫مي‪-‬شود‪.‬‬

‫ﻣﺎده ﻧﻬﻢ ـ ﺷﺮﻛﺖ‬

‫ﻛﻨﻨﺪﮔﺎن در ﻛﻨﮕﺮه‬ ‫ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از‪:‬‬


‫ﺗﺄﻣﻠﻲ ﺑﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ” ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻫﺎي ﺑﻬﻴﻨﻪ ﺟﻨﺒﺶ ﺳﺒﺰ ”‬ ‫ﺑﻴﺎﻧﻴﻪ ﻣﻮﺳﻮي ﻛﻪ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﺧﻴﺰش‬ ‫ﺑﺰرگ ﻣﺮدم اﻳﺮان در روزﻫﺎي ﺗﺎﺳﻮﻋﺎ و‬ ‫ﻋﺎﺷﻮرا ﻣﻨﺘﺸﺮ ﺷﺪ‪ ،‬ﺧﻴﺰﺷﻲ ﻛﻪ ﺣﺎﻛﻤﺎن‬

‫ﻗﺮار دادن ﻛﻞ ادﺑﻴﺎت ﺳﻴﺎﺳﻲ‬ ‫ﺟﺮﻳﺎن‬

‫اﺻﻼح‬

‫ﻃﻠﺐ‬

‫درون‬

‫اﻟﻒ‪ :‬ﻣﻴﭙﻨﺪاﺷﺖ ﻛﻪ ﻃﺮح اﻳﻦ ﺷﻌﺎرﻫﺎ و‬ ‫ﺧﻮاﺳﺘﻬﺎ اﺣﺘﻤﺎﻻً ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ را ﻧﮕﺮان‬ ‫ﺧﻮاﻫﺪ ﻛﺮد ﻛﻪ ﺟﻨﺒﺶ ﺑﺴﻮي رادﻳﻜﺎﻟﻴﺰم‬

‫ﻣﻄﺎﻟﺒﻪ ﮔﺮ ﻛﻪ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺑﻪ‬ ‫آﻳﻨﺪه ﺳﻴﺎﺳﺖ و دوﻟﺖ و‬

‫و ﻗﺪرت ﻃﻠﺒﺎن ﻧﻈﺎم وﻻﻳﺖ ﻣﻄﻠﻘﻪ ﻓﻘﻴﻪ را‬

‫ﺣﺎﻛﻤﻴﺘﻲ‪ ،‬ﻫﻴﭽﮕﺎه ﺧﻼف اﻳﻦ‬

‫ﭘﻴﺶ ﻣﻴﺮود و ﻟﺬا ﺑﺮاي ﭘﺎﻳﺎن دادن ﺑﻪ اﻳﻦ‬

‫وﺣﺸﺘﺰده ﻧﻤﻮد‪ ،‬ﺗﻔﺴﻴﺮﻫﺎ و ﺗﺄوﻳﻠﻬﺎ از‬

‫ﻧﻈﺮ را ﻧﺨﻮاﻫﻴﻢ ﻳﺎﻓﺖ‪ .‬ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ‬

‫روﻧﺪ ﺗﻦ ﺑﻪ ﺳﺎزش ﺧﻮاﻫﺪ داد‪.‬‬

‫اﻳﻦ ﺑﻴﺎﻧﻴﻪ آﻏﺎز و از دﻳﺪﮔﺎﻫﻬﺎي ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن‬

‫ﻣﻴﺘﻮان ﮔﻔﺖ ﻛﻪ ﺟﺮﻳﺎن اﺻﻼح‬

‫ب‪ :‬در ﻣﺤﺎﺳﺒﺎت ﺧﻮد ﺑﻪ اﻳﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ‬

‫ﻃﻠﺐ درون ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ‪ ،‬ﺑﺮ ﺳﺮ‬

‫اﻣﻴﺪوار ﺑﻮدﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﻬﺎر و ﻫﺪاﻳﺖ اﻳﻦ‬

‫ﭘﻴﺸﺮوﺗﺮ اﺳﺖ ﺗﺎ ﺟﺮﻳﺎن و‬

‫ﺣﺮﻛﺘﻬﺎ اﻣﻜﺎﻧﭙﺬﻳﺮ اﺳﺖ‪ ،‬ﺗﺎ ﻫﺮ ﺟﺎ ﻛﻪ اﻳﻦ‬

‫ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻧﺎم رﻫﺒﺮ ﺟﻨﺒﺶ‬

‫ﻣﻮرد ﻛﻨﻜﺎش ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ‪ .‬در واﻗﻊ‬ ‫اﻧﺘﺸﺎر اﻳﻦ ﺑﻴﺎﻧﻴﻪ از ﻧﮕﺎه و ﻧﻈﺮﮔﺎﻫﻬﺎي‬ ‫ﻣﺘﻔﺎوت و ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻔﺴﻴﺮ اﺳﺖ‪.‬‬

‫روش‪ ،‬ﺑﺎ دوﻟﺖ در ﺗﻀﺎدو‬

‫ﺳﺨﻦ اول اﻳﻨﺴﺖ ﻛﻪ ﭼﺮا اﻳﻦ ﺑﻴﺎﻧﻴﻪ‬

‫ﻛﺸﻤﻜﺶ ﺑﻮده اﺳﺖ ﺗﺎ ﻣﻀﻤﻮن و‬

‫ﻓﻮري و در ﻓﺮداي ﻳﻮرش ﺳﺮدﻣﺪاران‬ ‫ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ و ﭼﻨﮓ و دﻧﺪان ﻧﺸﺎن دادﻧﻬﺎي‬ ‫اﻳﻦ دﺳﺘﮕﺎه ﺳﺮﻛﻮب ﺑﻪ ﻣﺮدم و‬

‫را ﺑﻪ آﻧﺎن داده اﻧﺪ‪.‬‬

‫ج‪ :‬ﺑﺎور ﻛﺮده ﺑﻮدﻧﺪ ﻛﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺟﺮﻳﺎن‬

‫اﺳﺖ ﻣﺎﺑﻴﻦ ﺣﻜﻮﻣﺖ و ﻣﺮدﻣﻲ ﺑﻪ ﺷﺪت‬

‫ﺳﻴﺎﺳﻲ ﻓﻌﺎل و ﺑﺮاﺳﺘﻲ رﻫﺒﺮ ﺣﺮﻛﺖ‬

‫ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﻪ و اﻣﺮوزه در زﻧﺪﮔﻲ ﺧﻮد و در‬

‫ﺑﺎﻳﺪ در ﺟﻮاب اﻳﻦ ﭘﺮﺳﺶ ﺟﺪي ﺑﻮد و‬ ‫ﻛﻠﻴﻪ اﺣﺘﻤﺎﻟﻬﺎ و ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎ و ﻓﺎﻛﺘﻮرﻫﺎي‬

‫ﻣﻴﺘﻮان ﺑﺮرﺳﻲ ﻧﻤﻮد‪ ،‬و روﺷﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ‬

‫دروﻧﻲ و ﻋﻮاﻣﻞ ﺑﻴﺮوﻧﻲ ﭼﻨﻴﻦ ﺗﺼﻤﻴﻤﻲ‬

‫اﻳﻦ ﺟﺮﻳﺎن در ﮔﻔﺘﺎر و ﻋﻤﻞ از ﻧﮕﺎه ﺑﺎﻻ‬

‫را در اﻳﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﻣﻮرد دﻗﺖ و ﺑﺮرﺳﻲ‬

‫ﻋﺪول ﻧﻜﺮده اﺳﺖ‪ .‬ﻛﻮﭼﻜﺘﺮﻳﻦ ﺷﻌﺎر را‬

‫ﻗﺮار داد‪ .‬آﻗﺎي ﻣﻮﺳﻮي از آﻏﺎز دوران‬

‫ﻋﻠﻴﻪ ﺑﻨﻴﺎدﻫﺎ و ﺳﺎﺧﺘﺎرﻫﺎي ﺑﻨﻴﺎدﻳﻦ ﻧﻈﺎم‬

‫اﻧﺘﺨﺎﺑﺎت رﻳﺎﺳﺖ ﺟﻤﻬﻮري و ﺑﻌﺪ از‬

‫ﺣﺎﻛﻢ ﻧﺪاده اﺳﺖ‪ .‬اﻟﺒﺘﻪ اﻳﻦ ﺟﺮﻳﺎن ﺑﻲ‬

‫اﻳﻦ ﺷﻜﺎﻓﻲ دﻳﺮﻳﻨﻪ و ﺳﻲ و اﻧﺪي ﺳﺎﻟﻪ‬

‫ﺣﺎﻛﻤﻴﺘﻲ در اﻳﺮان از روز ‪ 2‬ﺧﺮداد ﺳﺎل‬ ‫‪ 1376‬ﺗﺎﻛﻨﻮن ﻣﻄﺮح ﺑﻮده و رﻫﺒﺮان اﻳﻦ‬ ‫ﺟﺮﻳﺎن آﻧﺮا ﺑﻴﺎن ﻧﻜﺮده‪Y‬اﻧﺪ‪ ،‬ﻫﻤﻴﺸﻪ‬ ‫اﺻﻼح روش ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ و در اﻳﻦ ﻣﻴﺎن‬

‫ﻫﻤﺎن‬

‫ﺳﺎزوﻛﺎرﻫﺎي ﻧﻈﺎم ﺣﺎﻛﻢ ﺑﻮده اﺳﺖ‪.‬‬

‫ﺟﺎﻣﻌﻪ و ﺟﺮﻳﺎن اﺻﻼح ﻃﻠﺐ اﺳﻼﻣﻲ در‬

‫ﺑﺪﻳﻦ ﻣﻌﻨﻲ از ﻇﻦ آﻧﻬﺎ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻧﻈﺎم‬

‫ﺟﺮﻳﺎن ﺑﻮده و ﻫﺴﺖ‪ .‬در ﻃﻮل ﺷﺶ ﻣﺎه‬

‫ﺳﺎﺧﺘﺎري ﺟﻮاﺑﮕﻮ‪ ،‬ﻣﺮدﻣﻲ و ﻣﺪرن‬

‫اﻋﺘﺮاﺿﺎت آﺷﻜﺎر و ﺧﻴﺎﺑﺎﻧﻲ ﻣﺮدم‪،‬‬

‫اﺳﺖ‪ ،‬ﻛﻪ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻗﻮاﻧﻴﻦ ﻫﻤﻴﻦ ﻧﻈﺎم و‬

‫ﺷﻌﺎرﻫﺎ و ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻫﺎﻳﻲ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ و‬

‫ﺳﺎﺧﺘﺎر روش ﻧﻴﺰ ﻗﺎﺑﻞ اﺻﻼح اﺳﺖ‪.‬‬

‫ﻫﺪاﻳﺖ ﻣﻴﺸﺪ ﻛﻪ‪ ،‬ﺑﺎ ﺳﺎﺧﺘﺎر و ﺑﻨﻴﺎدﻫﺎي‬

‫و‬

‫اﻳﻦ‬

‫ﺟﺮﻳﺎن‬

‫اﺻﻼﺣﺨﻮاه‬

‫ﻫﺴﺘﻨﺪ‪.‬‬

‫ﺟﺮﻳﺎن اﺻﻼح ﻃﻠﺐ اﻳﻦ‬

‫اﻳﻦ‬

‫واﻗﻌﻴﺘﻬﺎي‬

‫ﺟﻨﺎح ﻣﻮﺳﻮي ﺑﻌﺪ از ‪16‬‬ ‫آذر و ﺗﺎﺳﻮﻋﺎو ﻋﺎﺷﻮرا ﺧﻄﺮ‬ ‫ﺟﺪي دﮔﺮﮔﻮﻧﻲ ﻧﻈﺎم و در‬ ‫ﻣﺮدم اﻳﺮان ﻫﺴﺘﻨﺪ‪.‬‬

‫ﺑﻮده اﺳﺖ‪ .‬ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﺳﺎزوﻛﺎر اﻳﻦ اﺻﻼح‬

‫ﻋﻼﻗﻪ‪Y‬ﻣﻨﺪ ﺑﻪ ﻋﻠﻢ‪ ،‬ﺟﻤﻌﻴﺘﻲ ﺑﺴﻴﺎر ﺟﻮان‬

‫در ﺧﻮﺷﺒﻴﻨﺎﻧﻪ ﺗﺮﻳﻦ ﺣﺎﻟﺖ‬

‫ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻫﺎي ﺧﻮد را ﭘﻴﺶ ﺑﺒﺮﻧﺪ‪.‬‬

‫ﻃﺮﻓﻪ ﺑﺮاي ﺑﻬﺮه ﺑﺮداري ﺑﻴﻦ ﺟﻨﺒﺸﻬﺎي‬

‫ﺑﻴﺦ و ﺑﻦ ﻣﺘﻔﺎوت اﺳﺖ‪ .‬ﻣﺮدﻣﻲ ﺑﺸﺪت‬

‫اﺳﺖ ﻳﺎ ﻣﻴﺨﻮاﻫﺪ ﺗﻐﺎﻓﻞ ﻛﻨﺪ‪.‬‬

‫ﺟﻨﺎﺣﻬﺎي ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ ﺑﻬﺮه ﺟﺴﺘﻪ و‬

‫ﻣﻴﺘﻮان ﮔﻔﺖ در اﻳﻦ زﻣﻴﻨﻪ راﺑﻄﻪ اي دو‬

‫ﺑﺎ ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ ﺳﻴﺎﺳﻲ و ﻣﺪﻳﺮﻳﺘﻲ اﻳﺮان از‬

‫درون ﺟﺎﻣﻌﻪ‪ ،‬ﻏﺎﻓﻞ ﻣﺎﻧﺪه‬

‫ﭘﻲ آن ﺑﻮده اﻧﺪ ﻛﻪ از اﻳﻦ ﺷﻜﺎف ﻣﻴﺎن‬

‫ﺑﻴﺸﺘﺮ و ﺑﻴﺸﺘﺮ اﺻﻼح روﺷﻦ ﺣﻜﻮﻣﺖ‬

‫ﻣﻴﺘﻮان ﮔﻔﺖ‪ ،‬ﺟﺎﻣﻌﻪ زﻳﺴﺖ ﻣﺮدم اﻳﺮان‬

‫درﻳﺎﻓﺖ‬

‫ﺟﻨﺎح ﻳﺎ ﺟﺮﻳﺎﻧﻬﺎي ﺣﺎﻛﻢ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده‬

‫ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ در اﻳﺮان ﻧﻴﺰ ﻣﺪام در‬

‫اﻳﺮان ﺣﻀﻮري ﺟﺪي و ﭼﺸﻤﮕﻴﺮ دارد‪.‬‬

‫ﻳﺎ ﺣﺪاﻗﻞ ﺟﻨﺎح ﻣﻮﺳﻮي از‬

‫ﻣﻄﺎﻟﺒﺎت و ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻫﺎي اﻧﺒﺎر ﺷﺪه اﻳﻦ‬

‫آﻧﭽﻪ در ﻃﻮل دوران اﺻﻼﺣﺎت درون‬

‫ﻛﻞ وزن ﻣﺎدي و ﻓﻜﺮي ﺧﻮد در ﺟﺎﻣﻌﻪ‬

‫و ﻧﻪ آﻧﺮا ﺟﺪي ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ‪،‬‬

‫ﻣﻴﻞ ﻧﺒﻮده اﺳﺖ ﻛﻪ ﺧﻴﺰش ﻣﺮدم و‬

‫ﻗﺮار دﻫﺪ‪ .‬ﻫﻤﭽﻨﺎﻧﻜﻪ ﻣﺮدم و ﺟﻨﺒﺸﻬﺎي‬

‫ﻣﻨﺤﻂ و واﭘﺴﮕﺮا ﺳﺖ‪ .‬ﺟﻬﺎن ﻣﺪرن ﺑﺎ‬

‫ﺷﻴﺎر و ﺷﻜﺎﻓﻬﺎ را ﻧﻪ درﻳﺎﻓﺘﻪ‬

‫ﻣﺮدم را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان اﻫﺮم ﻓﺸﺎر ﻋﻠﻴﻪ دﻳﮕﺮ‬

‫ﺳﺎﺧﺘﺎر در ﻧﻈﺎم ﺣﺎﻛﻢ اﻳﺮان اﺳﺖ‪.‬‬

‫و از ﻧﻈﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﻪ ﺷﻜﻠﻲ وﺣﺸﺘﻨﺎك‬

‫ﮔﻮﻳﺎ و ﭘﺮ ﻧﺸﺪﻧﻲ ﻣﺮدم ﺑﺎ ﺣﺎﻛﻴﻤﺖ‬

‫ﺟﻤﻬﻮري اﺳﻼﻣﻲ‪.‬‬

‫ﺑﻌﺪ از ﺗﻘﻠﺐ ﺑﺰرگ در اﻧﺘﺨﺎﺑﺎت را‬

‫ﻛﻪ ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ‪ ،‬اﻳﺪﺋﻮﻟﻮژﻳﻚ‪ ،‬ﺗﻮﺗﺎﻟﻴﺘﺮ‪ ،‬ﺑﺴﺘﻪ‬

‫و ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﺴﻴﺎر ﭘﻮﻳﺎ و ﺑﺎز‪ ،‬ﺷﻜﺎﻓﻬﺎي‬

‫ﻣﺤﺘﻮاي ﺧﻮد ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ و ﻧﻈﺎم‬

‫ﻣﺨﺎﻟﻔﺎن‪ ،‬ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻣﻴﺸﻮد؟‬

‫ﺟﺎ و ﻫﻴﭽﮕﺎه ﻧﮕﻔﺖ ﻛﻪ ﺧﻮاﻫﺎن اﺻﻼح‬

‫در ﻫﺮ ﺟﺎ ﻛﻪ ﺑﺨﻮاﻫﺪ آﻧﺮا ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺧﻮاﻫﺪ‬

‫و ﺑﺎزﺗﺮ و دﻣﻜﺮاﺗﻴﻚ ﺗﺮ و‬

‫ﻧﻤﻮد‪.‬‬

‫ﺣﺮﻛﺖ ﮔﺎم ﺑﻪ ﮔﺎم رﻫﺒﺮان اﺻﻼح ﻃﻠﺐ‬

‫اﻓﺸﺎي ﺗﻘﻠﺐ ﺑﺰرگ ﺣﺎﻛﻤﺎن اﻳﺮان در ﻫﻴﭻ‬

‫ﺟﺮﻳﺎن ﺑﺨﻮاﻫﺪ آﻧﺮا ﭘﻴﺶ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﺮد و‬

‫ﻗﺪرت در اﻳﺮان ﺑﺴﻴﺎر ﻓﺮاﺗﺮ‬

‫)ﺟﻠﻴﻞ آزادﻳﺨﻮاه(‬

‫د‪ :‬ﭼﻨﻴﻦ ﺑﻨﻈﺮ ﻣﻴﺮﺳﻴﺪ ﻣﻴﭙﻨﺪارﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﺮدم‬ ‫اﻳﺮان در ﭼﺎرﭼﻮب ﺧﻮاﺳﺘﻪ و اﻫﺪاف‬ ‫ﻣﺸﺨﺺ آﻧﻬﺎ ﻗﺮار دارد و آﻧﻬﺎ ﺑﺮاي‬ ‫دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ‪Y‬ي ﺳﻴﺎﺳﻲ ﻣﻮرد‬ ‫ﻧﻈﺮ ﺧﻮد‪ ،‬ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﻣﺮدم را ﺑﻪ ﻣﻴﺪان‬

‫ﺳﻴﺎﺳﺖ دﭼﺎر دوﮔﺎﻧﮕﻲ و در ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﻪ‬ ‫ﻧﺤﻮي وﺣﺸﺘﻨﺎك‪ ،‬دﭼﺎر ﻋﻘﺐ ﮔﺮد‬

‫ﺧﻄﺮ اﻓﺘﺎدن ﺑﻨﻴﺎدﻫﺎ و‬

‫ﮔﺮدﻳﺪه اﺳﺖ‪ ،‬ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪه اﻳﻦ‬

‫ﺳﺎﺧﺘﺎرﻫﺎي اﺻﻠﻲ ﻧﻈﺎم را‬

‫ﻋﻘﺒﮕﺮد و دوﮔﺎﻧﮕﻲ اﺳﺖ‪ .‬اﻛﻨﻮن اﻳﻦ‬

‫درﻳﺎﻓﺘﻪ‪ ،‬و ﺑﺮاي ﻣﺘﻮﻗﻒ‬

‫ﺷﻜﺎف دﻫﺎن ﺑﺎز ﻛﺮده و اﻳﻦ ﺳﺎﺧﺘﺎر‬ ‫ﻋﻘﺐ اﻓﺘﺎده را ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶ ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ‪.‬‬

‫ﻧﻤﻮدن و ﺟﻠﻮﮔﻴﺮي از ﺗﻌﻤﻴﻖ‬

‫ﺑﺎرﻫﺎ ﮔﻔﺘﻪ اﻳﻢ و اﻛﻨﻮن ﻧﻴﺰ ﻣﻴﮕﻮﻳﻴﻢ ﻛﻪ‬

‫و رادﻳﻜﺎﻟﻴﺰه ﺷﺪن آن ‪،‬‬

‫ﻧﻈﺎم درﮔﻴﺮ ﻧﺒﻮد‪ ،‬ﻳﺎ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ آﻧﻬﺎ را ﺑﻪ‬ ‫ﮔﺮاﻧﻴﮕﺎه اﻧﺪﻳﺸﻪ اﻳﻦ ﺟﺮﻳﺎن از اﺻﻼﺣﺎت‬

‫اﻣﺎ ﺣﺮﻛﺖ روزﻫﺎي ﺗﺎﺳﻮﻋﺎ و ﻋﺎﺷﻮرا‬

‫ﻓﻀﺎي ﺳﻴﺎﺳﻲ و ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻛﻪ ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ‬

‫اﻗﺪام ﺑﻪ اﻧﺘﺸﺎر اﻳﻦ ﺑﻴﺎﻧﻴﻪ‬

‫ﭼﺎﻟﺶ ﻧﻤﻴﻜﺸﻴﺪ‪ .‬ﻟﻴﻜﻦ در روزﻫﺎي‬

‫در اﻳﺮان ﺣﻔﻆ ﻛﻠﻴﺖ و ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻧﻈﺎم‬

‫ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ اي روﺷﻦ‪ ،‬ﺷﻔﺎف و ﺻﺮﻳﺢ ﻛﻞ‬

‫رواج داده اﺳﺖ‪ ،‬واژه ﺣﻮزه ﻋﻤﻮﻣﻲ را‬

‫ﺗﺎﺳﻮﻋﺎ و ﻋﺎﺷﻮرا اوج اﻳﻦ ﺧﻴﺰش ﺧﻮد‬

‫ﺑﻮده اﺳﺖ‪ ،‬ﺑﺎ ﺧﻮد وﻻﻳﺖ ﻓﻘﻴﻪ‪ .‬ﮔﻔﺘﻪ ﻫﺎي‬

‫اﻳﻦ ﭘﻨﺪارﻫﺎ را ﺑﺎﻃﻞ ﻧﻤﻮد و ﻣﺸﺨﺺ ﺷﺪ‬

‫ﺑﻜﺎر ﮔﺮﻓﺖ‪ ،‬ﺣﻮزه ﻋﻤﻮﻣﻲ اﻳﺮان ﺑﺸﺪت‬

‫ﻧﻤﻮده اﺳﺖ‪.‬‬

‫را ﻧﺸﺎن داد و ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻧﻈﺎم را ﻣﻮرد‬

‫آﻗﺎي ﻣﻮﺳﻮي ﻛﻪ ﺑﺎرزﺗﺮﻳﻦ آﻧﻬﺎ ﺟﻤﻠﻪ‬

‫ﻛﻪ ﻣﺮدم ﺑﺮاي ﺧﻮاﺳﺘﻬﺎي ﺑﺴﻴﺎر ﻓﺮاﺗﺮ‬

‫و ﺑﺎ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺳﺎﻟﻬﺎي ﻧﻮري از ﻧﻈﺎم‬

‫ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﻜﻮﻻر و دﻣﻜﺮاﺳﻴﺨﻮاﻫﻲ و‬

‫ﺷﻚ‪ ،‬ﭼﺎﻟﺶ و آﻣﺎج ﺧﻮد ﻗﺮار داد‪ .‬اﻟﺒﺘﻪ‬

‫ﻣﺸﻬﻮر )ﺟﻤﻬﻮري اﺳﻼﻣﻲ ﻧﻪ ﻳﻚ ﻛﻠﻤﻪ‬

‫از ﻣﻨﻈﻮر اﭘﻮزﻳﺴﻴﻮن اﺳﻼﻣﻲ ﺑﻪ ﻣﻴﺪان‬

‫ﺳﻴﺎﺳﻲ و ﻣﺪﻳﺮﻳﺘﻲ ﺧﻮد ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﻪ‪Y‬ﺗﺮ‬

‫رﻳﺸﻪ ﺗﺎرﻳﺨﻲ ﻧﻴﺮوﻫﺎي ﻣﺘﺮﻗﻲ و ﭼﭗ در‬

‫ﺑﺎﻳﺪ ﮔﻔﺖ ﻗﺒﻞ از اﻳﻦ ﻫﻢ و در روز ‪16‬‬

‫ﺑﻴﺶ و ﻧﻪ ﻳﻚ ﻛﻠﻤﻪ ﻛﻢ‪ ،‬ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻣﺎﺳﺖ(‬

‫اﺳﺖ‪.‬‬

‫اﻳﺮان ﺗﺎرﻳﺨﻲ ﺻﺪ ﺳﺎﻟﻪ داردو ﻧﺒﺎﻳﺪ آﻧﺮا‬

‫آذر و ﻣﺪﺗﻲ ﭘﻴﺸﺘﺮ ﺷﻌﺎرﻫﺎي رادﻳﻜﺎل‪،‬‬

‫ﺷﻔﺎف ﺗﺮﻳﻦ ﺑﻴﺎن اﻳﻦ ﻧﮕﺎه اﺳﺖ‪ .‬ﻣﻘﺎﻟﻪ‬ ‫اﻛﺒﺮ ﮔﻨﺠﻲ ﺑﻨﺎم ‪Y‬ﺟﻨﺒﺶ ﺳﺒﺰ و ﻧﻔﻲ‬ ‫ﺻﺮﻳﺢ ﺗﺤﺮﻳﻢ اﻗﺘﺼﺎدي‪ Y‬ﻧﻴﺰ ﺟﺎي ﻫﻴﭻ‬ ‫ﮔﻮﻧﻪ ﺷﻚ و اﺑﻬﺎﻣﻲ در اﻳﻦ زﻣﻴﻨﻪ ﺑﺎﻗﻲ‬ ‫ﻧﻤﻲ ﮔﺬارﻧﺪ‪.‬‬

‫در ﺑﺎزﺑﻴﻨﻲ دﻗﻴﻖ و ﻣﻮرد ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ‬

‫ﺟﺪي و ﺳﻴﺎﺳﻲ ﺑﻪ ﻣﻴﺎن آﻣﺪه ﺑﻮدﻧﺪ ﻛﻪ‬ ‫ﺑﺎ ﻛﻞ اﻧﺪﻳﺸﻪ اﺻﻼح ﻃﻠﺒﺎن درون‬ ‫ﺣﺎﻛﻤﻴﺘﻲ در ﺗﻀﺎد و ﺗﻘﺎﺑﻞ ﺑﻮد‪ .‬ﭼﻨﻴﻦ‬ ‫ﺑﻨﻈﺮ ﻣﻴﺮﺳﻴﺪ ﻛﻪ ﺟﺮﻳﺎن ﻣﺬﺑﻮر ﺑﻪ ﭼﻨﺪ‬ ‫دﻟﻴﻞ ﺑﺎ اﻳﻦ ﺷﻌﺎرﻫﺎ و ﺧﻮاﺳﺘﻪ‪Y‬ﻫﺎ از در‬ ‫ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ وارد ﻧﺸﺪ‪ ،‬زﻳﺮا‪:‬‬

‫آورده اﻧﺪ‪.‬‬

‫آﻣﺪه اﻧﺪ‪.‬‬

‫ﻣﺮدم و در ﻳﻚ ﻛﻼم اﮔﺮ ﺑﺘﻮان در ﭼﻨﻴﻦ‬

‫ﺷﻌﺎرﻫﺎ و ﺧﻮاﺳﺘﻪ‬

‫ﻫﺎي ﻣﺮدم ﻧﺸﺎن داد ﻛﻪ‪،‬‬ ‫اﻳﻦ ﻟﺸﻜﺮ ﻣﻌﺘﺮض ﻛﻪ ﺑﻪ‬ ‫ﺧﻴﺎﺑﺎن آﻣﺪه اﺳﺖ ﻧﻴﺮوﻳﻲ‬ ‫اﺳﺖ ﺳﻴﺎﺳﻲ‪ ،‬روﺷﻦ و‬

‫ﺷﻜﺎﻓﻬﺎي ﻣﻮﺟﻮد در ﺟﺎﻣﻌﻪ اﻳﺮان‬ ‫ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ را ﺑﻄﻮر ﻛﻠﻲ از ﻣﺮ��م و ﺣﻮزه‬ ‫ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺑﻴﮕﺎﻧﻪ ﻛﺮده اﺳﺖ‪ ،‬ﻣﺮدﻣﺎن اﻳﺮان‬ ‫ﺑﮕﻮﻧﻪ اي ﻓﺮاوان و ﺑﺴﻴﺎر ﻋﻤﻴﻖ‪،‬‬ ‫ﺳﻴﺎﺳﻲ‪،‬‬

‫ﺳﻜﻮﻻر‪،‬‬

‫ﺑﺎﻓﺮﻫﻨﮓ‬

‫و‬

‫دﻣﻜﺮاﺳﻴﺨﻮاه ﻫﺴﺘﻨﺪ‪ ،‬اﻳﻦ در ﺣﺎﻟﻴﺴﺖ‬

‫دﺳﺖ ﻛﻢ ﮔﺮﻓﺖ‪ .‬اﻧﺤﻄﺎط ﻗﻴﺎم ﺑﻬﻤﻦ ‪57‬‬ ‫ﻟﻐﺰﺷﻲ ﺗﺎرﻳﺨﻲ ﺑﻮد ﻛﻪ در ﻓﻀﺎي‬ ‫ﺳﻴﺎﺳﻲ ﺟﻬﺎن و ﻣﻨﻄﻘﻪ اي آن زﻣﺎن رخ‬ ‫داد‪ ،‬و ﺗﻜﺮار اﻳﻦ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺗﻠﺦ در ﺟﻬﺎن‬ ‫ﻛﻨﻮﻧﻲ و ﻓﻀﺎي ﺳﻴﺎﺳﻲ اﻣﺮوزي ﻛﻪ‬ ‫ﮔﻴﺘﻲ دﮔﺮﮔﻮﻧﻲ ﺑﻨﻴﺎدي ﺑﻪ ﺧﻮد دﻳﺪه‬ ‫اﺳﺖ ﺣﺴﻴﺎﺳﻴﺘﻬﺎ‪ ،‬اﻫﺪاف‪ ،‬ﺗﺎﻛﺘﻴﻚ و‬


‫از اﻳﻨﺮو ﻣﻴﺘﻮان ﮔﻔﺖ ﻛﻪ )ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻫﺎي‬

‫ﺳﻴﺎﺳﻲ‪ .‬اﻳﻦ ﺑﻴﺎﻧﻴﻪ ﺧﻮاﻫﺎن ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ‬

‫ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻨﻴﺎدﻫﺎ و ﭘﺎﻳﻪ ﻫﺎي‬

‫ﻣﺮدم و ﺑﺮاي ﺑﻬﻴﻨﻪ ﺳﺎزي اﻳﻦ ﺿﺮورﺗﻬﺎ‬

‫ﺑﻬﻴﻨﻪ‪Y‬ي ﺟﻨﺒﺶ ﺳﺒﺰ( ﻛﻪ ﺑﺎ اﻣﻀﺎي ﻋﺪه‬

‫اﺣﺰاب‪ ،‬ﺑﺮﺳﻤﻴﺖ ﺷﻨﺎﺧﺘﻦ ﺣﻖ ﺟﻨﺒﺸﻬﺎي‬

‫دﻣﻜﺮاﺗﻴﻚ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ‪ ،‬و ﺑﺮ آﻣﺪه از‬

‫ﺑﻮﺟﻮد آﻣﺪه ﺑﺎﺷﺪ‪ ،‬در ﻳﻚ ﻛﻼم دوﻟﺖ و‬

‫ﻛﻨﻮﻧﻲ و ﻓﻀﺎي ﺳﻴﺎﺳﻲ اﻣﺮوزي ﻛﻪ‬

‫اي از ﻓﻌﺎﻻن اﺻﻼح ﻃﻠﺐ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﺷﺪه‬

‫داﻧﺸﺠﻮﻳﻲ و زﻧﺎن اﺳﺖ‪.‬‬

‫اراده آزاد ﻣﺮدم ﺑﺎﺷﺪ‪.‬‬

‫ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ ﺑﺮآﻣﺪه از ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻣﺸﺘﺮك ﺟﺎﻣﻌﻪ‬

‫ﮔﻴﺘﻲ دﮔﺮﮔﻮﻧﻲ ﺑﻨﻴﺎدي ﺑﻪ ﺧﻮد دﻳﺪه‬

‫اﺳﺖ ﻳﻚ ﮔﺎم ﺑﻪ ﭘﻴﺶ و در ﺗﻘﺎﺑﻞ ﺑﺎ‬

‫اﺳﺖ ﺣﺴﻴﺎﺳﻴﺘﻬﺎ‪ ،‬اﻫﺪاف‪ ،‬ﺗﺎﻛﺘﻴﻚ و‬

‫ﺑﻴﺎﻧﻴﻪ ﻣﻮﺳﻮي اﺳﺖ‪ .‬اﻳﻦ ﺑﻴﺎﻧﻴﻪ ﺗﻨﻬﺎ و‬

‫اﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻬﺎي آن ﺑﻜﻠﻲ ﺑﻬﻢ ﺧﻮرده اﺳﺖ‬

‫ﺗﻨﻬﺎ ﻳﻚ ﮔﺎم ﺑﻪ ﭘﻴﺶ اﺳﺖ و ﺑﺲ‪ ،‬ﮔﺎﻣﻲ‬

‫و ﻧﮕﺎه ﺣﻘﻮﻗﻲ آن ﺑﻄﻮر اﺧﺺ دﮔﺮﮔﻮن‬

‫ﺷﻜﻨﻨﺪه ﺿﻌﻴﻒ و ﻧﺎﻣﺤﻜﻢ اﺳﺖ‪ ،‬اﻣﻀﺎ‬

‫ﮔﺸﺘﻪ اﺳﺖ‪ .‬ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي ﺟﻬﺎن ﻛﻨﻮﻧﻲ‬

‫ﻛﻨﻨﺪﮔﺎن اﻳﻦ ﺑﻴﺎﻧﻴﻪ را ﻣﻴﺘﻮان از‬

‫ﻫﻤﺎن ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي آن زﻣﺎن ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ‬

‫ﺳﺮﺷﻨﺎﺳﺘﺮﻳﻦ ﻛﺴﺎن اﻳﻦ ﺟﺮﻳﺎن داﻧﺴﺖ‬

‫اﻣﻜﺎن ﺗﻜﺮار ﭼﻨﻴﻦ ﻟﻐﺰش ﻓﺎﺟﻌﻪ ﺑﺎري را‬

‫ﻛﻪ‪ ،‬اﮔﺮ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﻮد ﻛﻪ ﻛﻞ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻓﻜﺮي‬

‫ﺑﻮﺟﻮد آورﻧﺪ‪ ،‬ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﺑﺎر دﻳﮕﺮ اﻳﻦ‬

‫و اﻧﺪﻳﺸﻴﺪﮔﻲ ﺟﺮﻳﺎن اﺻﻼح ﻃﻠﺐ در‬

‫ﻟﻐﺰش ﻣﺤﺎل ﻣﻴﻨﻤﺎﻳﺪ‪.‬‬

‫ﻫﻤﻴﻦ اﻓﺮاد ﻣﺘﻤﺮﻛﺰ ﺷﺪه اﺳﺖ‪ ،‬ﺳﺨﻨﻲ‬

‫اداﻣﻪ ﺗﺄﻣﻠﻲ ﺑﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ‪...‬‬

‫ﻗﻴﺎم اﻣﺮوز واﻣﺪار دﻳﺮوز و ﺑﺮ ﺑﺴﺘﺮ اﻳﻦ‬

‫ﮔﺰاف ﻧﻴﺴﺖ‪.‬‬

‫ﺻﺮﻓﻨﻈﺮ از اﻳﻨﻜﻪ اﻳﻦ ﺑﻴﺎﻧﻴﻪ‬

‫در ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﻗﺪرﺗﻲ ﻛﻪ ﺑﻨﺎ ﺑﺮ رواﻳﺘﻬﺎي‬ ‫اﻳﺪﺋﻮﻟﻮژﻳﻚ اﺳﻜﻠﺖ ﺑﻨﺪي ﺷﺪه ﺑﺎﺷﺪ و‬

‫اﺳﺖ‪.‬‬

‫آﮔﺎﻫﺎﻧﻪ و ﺷﺎﻳﺪ ﻋﺎﻣﺪاﻧﻪ از‬

‫ﻗﺎﺋﻢ ﺑﻪ اراده ﻣﺎﻓﻮق ﺑﺸﺮي و ﺧﺎرج از‬

‫اﻣﺎ در ﻧﻈﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎي اﻳﺪﺋﻮﻟﻮژي و‬

‫ذﻛﺮ ﺟﻨﺒﺸﻬﺎي ﻣﻬﻢ دﻳﮕﺮ‬

‫ﺣﻮزه داوري و ﻧﻘﺪ ﭘﺬﻳﺮي اﻧﺴﺎن ﺑﺎﺷﺪ‪،‬‬

‫ﻓﻮق اراده اﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺟﻮاﺑﮕﻮ و‬

‫ﺟﺎﻣﻌﻪ ﭼﺸﻢ ﭘﻮﺷﻲ ﻣﻴﻜﻨﺪ و‬

‫وﺟﻮد ﭼﻨﻴﻦ ﻧﻬﺎدﻫﺎ و اﻣﻜﺎﻧﻬﺎﻳﻲ ﻣﻤﻜﻦ‬

‫ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﭘﺬﻳﺮ در ﺑﺮاﺑﺮ اراده ﻋﻤﻮﻣﻲ‬

‫ﻧﻴﺴﺖ‪ .‬ﻧﻈﺮﻳﻪ ﭘﺮدازان و ﻣﻨﺎدﻳﺎن ﻓﻜﺮ‬

‫ﻣﺮدم ﻧﺒﺎﺷﺪ‪ ،‬اﻣﻜﺎن اﻧﺠﺎم ﭼﻨﻴﻦ ﺧﻮاﺳﺘﻪ‬

‫ﻧﺎﻣﻲ از آﻧﻬﺎ ﻧﻤﻴﺒﺮد ﻣﺎﻧﻨﺪ‬

‫اﺻﻼﺣﺎت ﭼﺮا ﻣﺸﺨﺺ ﻧﻤﻴﻜﻨﻨﺪ ﻛﻪ‬

‫اي ﻣﺤﺎل اﺳﺖ‪ .‬ﻧﻈﺎم ﺳﻴﺎﺳﻲ اﻳﺮان‬

‫راﺑﻄﻪ ﺧﻮد را ﺑﺎ دﻣﻜﺮاﺳﻲ ﺑﺎ ﻛﺪام ﺳﺎزو‬

‫ﻧﻈﺎﻣﻴﺴﺖ ﺑﺎ ﻣﺸﺨﺼﺎت ﻓﻮق‪.‬‬

‫ﺟﻨﺒﺶ ﻛﺎرﮔﺮان‪ ،‬زﺣﻤﺘﻜﺸﺎن و‬

‫ﻛﺎرﻫﺎ ﺗﻨﻈﻴﻢ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ و ﺧﻮاﻧﺸﻲ را ﻛﻪ‬

‫ﺟﻨﺒﺸﻬﺎي ﺣﻖ ﻃﻠﺒﺎﻧﻪ ﻣﻠﺘﻬﺎي‬

‫آﻧﻬﺎ از دﻣﻜﺮاﺳﻲ دارﻧﺪ در ﻛﺠﺎي ﻫﺴﺘﻲ‬

‫ﻓﺮﻫﻨﮓ رﺷﺪ ﻛﺮده و ﺑﻪ ﻣﻴﺪان آﻣﺪه‬

‫ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﻳﻨﻜﻪ ﺛﻘﻞ ﻓﻜﺮ و اﻧﺪﻳﺸﻪ و‬

‫اﺳﺖ‪ .‬اﻓﻮل ﻗﺮاﺋﺖ ﺳﻴﺎﺳﻲ و ﻗﺪرﺗﻤﺪاراﻧﻪ‬

‫ﻗﺮاﺋﺖ آزادي ﭘﺬﻳﺮي دﻳﻦ در ﻧﺰد اﻳﻦ‬

‫از دﻳﻦ و ﺑﻪ دﻳﮕﺮ ﺑﻴﺎن‪ ،‬ﺑﻪ ﺑﺎر ﻧﺸﺴﺘﻦ‬

‫اﻓﺮاد اﺳﺖ‪ ،‬ﺟﺎ دارد ﻛﻪ ﺑﺮ اﻳﻦ ﺑﻴﺎﻧﻴﻪ‬

‫روﺷﻨﮕﺮي ﭼﻨﺪﻳﻦ ﺳﺎﻟﻪ اﭘﻮزﺳﻴﻮن ﺑﺮاي‬

‫ﺗﺎﻣﻠﻲ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ و در ﺧﻮاﻧﺶ آن‬

‫ﻗﺎﻧﻮن اﺳﺎﺳﻲ ﺟﻤﻬﻮري اﺳﻼﻣﻲ‬

‫ﺑﺮﮔﺮداﻧﺪن دﻳﻦ ﺑﻪ ﺟﺎﻳﮕﺎه ﺧﺎص ﺧﻮد و‬

‫درﻧﮓ ﻛﻨﻴﻢ‪ .‬اﻣﻀﺎ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎن اﻳﻦ ﺑﻴﺎﻧﻴﻪ‬

‫ﻣﺸﺨﺺ ﻧﻤﻴﻜﻨﺪ‪.‬‬

‫ﺣﺬف آن از داﻳﺮه دوﻟﺖ و اداره زﻧﺪﮔﻲ‬

‫ﺧﻮاﻫﺎن اﺳﺘﻌﻔﺎي دوﻟﺖ اﺣﻤﺪي‪Y‬ﻧﮋاد‪،‬‬

‫روزﻣﺮه ﺟﺎﻣﻌﻪ‪ ،‬ﭘﺎراﻣﺘﺮﻳﺴﺖ ﻣﻬﻢ ﻛﻪ‬

‫ﺑﺮﮔﺰاري ﻣﺠﺪد اﻧﺘﺨﺎﺑﺎت و ﻟﻐﻮ ﻧﻈﺎرت‬

‫آﻳﺎ اﻳﻦ ﻗﺎﻧﻮن ﻇﺮﻓﻴﺖ ﺗﻀﻤﻴﻦ‬

‫ﻏﻔﻠﺖ از آن ﻧﺸﺪﻧﻴﺴﺖ‪ .‬ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﻲ ﺑﻪ‬

‫اﺳﺘﺼﻮاﺑﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ‪ .‬ﻫﺮ ﺳﻪ ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻓﻮق‬

‫آزادي ﺟﻨﺒﺸﻬﺎي ﻣﺬﻛﻮر را‬

‫وﺿﻌﻴﺖ ﻣﻮﺟﻮد و ﻓﻌﻠﻲ اﻳﺮان درك اﻳﻦ‬

‫ﺑﺎ اﻳﻨﻜﻪ ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﺑﻪ ﺣﻖ و ﺿﺮوري‬

‫ﺑﺴﺎط راﻧﺘﻬﺎ و راﻧﺘﺨﻮارﻳﻬﺎ‪ ،‬ﺳﺎﻣﺎﻧﺪﻫﻲ‬

‫واﻗﻌﻴﺖ ﻣﺸﻜﻞ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﻣﺮدم اﻳﺮان‬

‫ﻣﻴﺒﺎﺷﻨﺪ ﺑﺮاي ﮔﺬار از اﻳﻦ ﻟﺤﻈﻪ اﻧﺴﺪاد‬

‫دارد؟‬

‫ﻧﻴﺮوﻫﺎي ﻣﺴﻠﺢ ﺿﺮورت اﻧﻜﺎرﻧﺎﭘﺬﻳﺮ ﻫﺮ‬

‫ﻣﻴﺨﻮاﻫﻨﺪ ﺑﺮاي ﻫﻤﻴﺸﻪ راﺑﻄﻪ ﺧﻮد را ﺑﺎ‬

‫اﻣﺎ اﺳﺎس ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻫﺎي ﻣﻬﻢ‪ ،‬ﺟﺪي و‬

‫اﺻﻮﻻً ﺑﺎ اﻳﻦ ﻗﺎﻧﻮن ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ‬

‫ﺟﺎﻣﻌﻪ‪ ،‬ﺣﻘﻮق ﻓﺮدي‪ ،‬دﻣﻜﺮاﺳﻲ‪ ،‬ﺣﻖ‬

‫ﻛﻨﻮﻧﻲ ﻣﺮدم ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ‪ ،‬ﺗﺎزه دوﻟﺖ و‬

‫آزادﻳﻬﺎ و ﺣﻘﻮﻗﻲ ﺗﻀﻤﻴﻦ ﺷﻮد؟‬

‫ﻣﻠﻞ‪ ،‬ﺣﻘﻮق ﺷﻬﺮوﻧﺪي‪ ،‬دﺳﺘﮕﺎه ﺳﻴﺎﺳﻲ‬

‫دﺳﺘﮕﺎه ﺣﺎﻛﻤﻪ اﻳﺮان را از اﻳﻦ ﻫﻤﻪ‬

‫و ﺷﻜﻞ ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ ﺳﻴﺎﺳﻲ آﻳﻨﺪه ﺗﻨﻈﻴﻢ‬

‫ﺟﻨﺎﻳﺖ‪ ،‬ﻗﺘﻞ‪ ،‬زﻧﺪان و ﺗﺠﺎوز ﺗﺒﺮﺋﻪ ﻣﻴﻜﻨﺪ‪.‬‬

‫ﻧﻤﺎﻳﺪ ﺗﺎ ﺳﺎﺧﺘﻲ ﻓﺮا ﻣﺮدﻣﻲ و ﻓﺮا ﻗﺎﻧﻮﻧﻲ‬

‫ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻛﻪ ﻗﺮﺑﺎﻧﻲ ﻛﺮدن اﺣﻤﺪي‪Y‬ﻧﮋاد‬

‫دﮔﺮ ﺑﺎر ﺳﺮ ﺑﺮ ﻧﻴﺎرد‪ .‬ﺗﻨﻈﻴﻢ راﺑﻄﻪ ﻓﺮد و‬

‫اﻣﻜﺎﻧﻴﺴﺖ ﻣﻤﻜﻦ و ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ ﺑﺮاي ﻋﺒﻮر‬

‫ﺟﺎﻣﻌﻪ‪ ،‬ﺷﻬﺮوﻧﺪ و دوﻟﺖ‪ ،‬وﻇﺎﻳﻒ و‬

‫ﺑﺎﺷﺪ‪ ،‬ﺗﻮان اﻧﺠﺎم ﭼﻨﻴﻦ اﻣﺮي ﻣﻤﻜﻦ‬

‫ﻣﺨﺘﻠﻒ‬

‫اﻳﺮان‪،‬‬

‫ﻧﺴﺒﺖ‬

‫اﻳﻦ‬

‫آزادﻳﻬﺎي ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﺷﺪه را ﻧﻴﺰ ﺑﺎ‬

‫ﭼﺮا اﻳﻦ اﻣﻀﺎ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎن ﻧﺴﺒﺖ ﺧﻮد‪،‬‬ ‫آزادﻳﻬﺎي ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﺷﺪه‪ ،‬ﺣﻘﻮق ﻣﻮرد‬ ‫اﺷﺎره اي ﺑﻪ اﻳﻦ ﻗﺎﻧﻮن اﻳﺪﺋﻮﻟﻮژﻳﻚ ﻛﻪ‬ ‫ﻓﺎﻛﺘﻮر ﺑﻨﻴﺎدي ﻋﺪم آزادي و ﺣﻘﻮق اﺳﺖ‬

‫ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ‪ ،‬و ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻋﻤﻠﻲ اﻳﻦ‬ ‫ﺗﺠﺮﺑﻪ در ﺟﻬﺎن اﺳﻼم و ﻋﺎﻟﻢ ﺳﻴﺎﺳﺖ‬ ‫ﭼﻴﺴﺖ؟‬

‫ﻗﺒﻞ از ﻫﺮ ﭼﻴﺰ ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻜﻠﻴـﻒ اﻳـﻦ ﻧـﻈـﺎم‬ ‫ﻣﺸﺨﺺ ﺷﻮد‪ .‬ﺑﺪون ﺑـﺮﭼـﻴـﺪن ﺑﺴـﺎط‬ ‫ﭼﻨﻴﻦ ﻧﻈﺎﻣﻲ ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﺑﻬﻴـﻨـﻪ ﺳـﺎزي و‬ ‫ﺗﻀﻤﻴﻦ آزادي ﺣﻘﻮﻗﻲ ﻣﻴﺴﺮ ﻧﻴﺴـﺖ‪ .‬در‬ ‫ﺧﺎﺗﻤﻪ اﻳﻦ ﺑﻴﺎﻧﻴﻪ ﺑﺴﺎن ﻫـﻤـﻴـﺸـﻪ و ﺑـﺎ‬

‫ﻛﻮﺗﺎه ﻛﺮدن دﺳﺖ ﻧﻴﺮوﻫﺎي ﻧﻈﺎﻣﻲ و‬

‫ﭘﻴﺮوي از ﻫﻤﻪ ﮔﻔﺘـﻤـﺎﻧـﻬـﺎي ﭘـﻴـﺸـﻴـﻦ‬

‫اﻧﺘﻈﺎﻣﻲ‪ ،‬اﻣﻨﻴﺘﻲ و اﻃﻼﻋﺎﺗﻲ از ﺛﺮوت و‬

‫ﻣﺮﻛﺰﮔﺮا و اﻳﺮاﻧﻲ ﺧﻮاﻫﻲ‪ ،‬ﺑـﺪون ﻣـﺮز‬

‫ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻫﺎي ﺟﺎﻣﻌﻪ و ﺳﺎﻟﻢ ﺳﺎزي و‬

‫ﺑﻨﺪي روﺷﻦ و ﻣﺸـﺨـﺺ دم از ﻋـﺪم‬

‫ﭘﺎﻛﺴﺎزي اﻗﺘﺼﺎد ﻛﺸﻮر و ﺑﺮﭼﻴﺪن‬

‫دﺧﺎﻟﺖ ﺑﻴﮕﺎﻧﮕﺎن در اﻳﺮان ﻣﻴﺰﻧﺪ‪.‬‬

‫ﻛﺸﻮر و ﻫﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ و از ﺟﻤﻠﻪ ﻛﺸﻮر‬ ‫ﻣﺎﺳﺖ‪.‬‬

‫ﻫﻨﻮز در اﺑﺘـﺪاي راه اﺳـﺖ ﻛـﻪ ﮔـﺎرد‬ ‫ﺳﺮﻛﻮب ﻣﻴﮕﻴﺮد‪ ،‬ﺗﺎرﻳﺦ ﺻﺪ ﺳﺎﻟﻪ اﻳـﺮان‬ ‫ﭘﺮ از اﻳﻨﮕﻮﻧﻪ ادﺑﻴﺎت ﺳﺮﻛﻮﺑﮕﺮ‪ ،‬ﺗﻮﺗﺎﻟﻴﺘـﺮ‬ ‫و ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺟﻮ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﺮ ﺧﻴﺰش و ﺟﻨﺒﺶ‬

‫ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺳﺎﻟﻢ‪ ،‬ﻧﻈﺎم ﺳﻴﺎﺳﻲ ﺗﻨﺪرﺳﺖ‪،‬‬

‫و دادﺧﻮاﻫﻲ را ﺑﻪ اﻳﻦ ﻧﺎم ﺳﺮﻛﻮب و ﺑـﻪ‬

‫ﻻﺟﺮم ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻌﺮﻳﻔﻲ روﺷﻦ و ﺷﻔﺎف از‬

‫ﻣﺴﻠﺦ ﺑﺮده اﺳﺖ‪ .‬ﺗﻤﺎﻣﻴﺖ ارﺿﻲ ﭼـﻤـﺎق‬

‫ﺟﺎﻳﮕﺎه و ﻣﺎﻫﻴﺖ اﻳﻦ ﻧﻴﺮوﻫﺎ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ‬

‫دﻳــﺮﻳــﻨــﻪ ي ﺳــﺮﻛــﻮب‪ ،‬ارﻋــﺎب و‬

‫و ﺑﺎ ﻣﻜﺎﻧﻴﺰﻣﻬﺎي اﻣﺮوزي و ﻛﺎرآﻣﺪ‬

‫ﺧﻮﻧﺮﻳﺰﻳﻬﺎي ﺑﻲ ﭘﺎﻳﺎن ﻧﻈﺎﻣﻬﺎي ﺗﻮﺗﺎﻟﻴﺘـﺮ‬ ‫ﻣﻨﻄﻘﻪ و اﻳﺮان ﻧﻴﺰ ﻳﻜﻲ دﻳﮕﺮ از اﻳﻦ ﮔﺰاﻓﻪ‬

‫ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺘﻬﺎي دوﮔﺎﻧﻪ و ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ‪ ،‬اﻣﺮوز در‬

‫ﮔﻮﻳﻲ ﻫﺎي اﻣﻀﺎ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎن ﺑﻴﺎﻧﻴـﻪ اﺳـﺖ‪،‬‬

‫ذﻫﻦ و ﻋﻤﻞ ﻓﺮد اﻳﺮاﻧﻲ در اﻓﻖ ﻧﻤﺎﻳﺎن‬

‫ﻛﻪ ﺑﺪون اﻳﻨﻜﻪ ﺑﺨﻮد زﺣﻤﺖ ﺑﺪﻫـﻨـﺪ ﻛـﻪ‬

‫اﺳﺖ‪ ،‬و اﻧﺴﺎن ﻛﻨﻮﻧﻲ اﻳﺮان دوﻟﺖ را ﺗﻨﻬﺎ‬

‫اﻳﻦ ﻧﻴﺮوﻫﺎي ﻣﻮرد اﺷﺎره را ﻣﺸﺨﺺ و‬

‫و ﺗﻨﻬﺎ اﺑﺰاري ﺑﺮاي ﺑﺎرور ﻛﺮدن زﻧﺪﮔﻲ‬

‫ﻣﻌﻠﻮم ﻛﻨﻨﺪ ﺑﺎ ﺗﻜﺮار ﻫﻤﺎن ادﺑـﻴـﺎت ﻧـﺦ‬

‫ﺧﺎﻛﻲ و روزاﻧﻪ ﺧﻮد ﻣﻴﺨﻮاﻫﺪ‪ .‬اﻳﻦ ﻧﮕﺎه‬

‫ﻧﻤﺎي ﺟﺮﻳﺎﻧﺎ ت ﺳﺮﻛﻮب ﻇﺮﻓﻴﺖ ﺑﺴـﺘـﻪ‪،‬‬

‫ﺗﻤﺎم ﺧﻮاﻧﺸﻬﺎ و ﺗﺄوﻳﻠﻬﺎي ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن دﻳﻦ‬

‫ذﻫﻨﻴﺖ ﻧﺎﭘﻮﻳﺎ و ﻋﺪم ﻣـﺪاراي‬

‫ﺧـﻮد را‬

‫و ﺣﻀﻮر ﺳﻴﺎﺳﻲ آﻧﺮا در زﻧﺪﮔﻲ‬

‫ﻧﺸﺎن ﻣﻴﺪﻫﻨﺪ‪ .‬از ﻗﺒﻞ ﺑﺠﺎي ﻣﻠﺘﻬﺎي اﻳﺮان‬

‫ﺑﺴﻮي‬

‫ﻧﺸﺴﺘﻪ داغ و درﻓﺶ در دﺳﺖ ﺑﺎ ﺗﺎزﻳﺎﻧﻪ‬

‫ﺑﺎزﻧﺸﺴﺘﮕﻲ ﻫﺪاﻳﺖ ﻛﺮده و ﻣﻴﻜﻨﺪ‪.‬‬

‫ﻫﺎﻳﻲ در ﺑـﺎد‬

‫ﻣـﺮزﻫـﺎي دﻣـﻜـﺮاﺳـﻲ‬

‫ﺳﻜﻮﻻر ﺑﻮدن و ﺑﺎزﮔﺮداﻧﺪن دﻳﻦ ﺑﻪ‬

‫ﺧﻮدﺧﻮاﻧﺪه و ﺧﻮد ﭘﻴﺮاﺳﺘﻪ را ﻣﺸﺨـﺺ‬

‫ﺟﺎﻳﮕﺎه رﺳﺎﻟﺘﻲ ﺧﻮد ﻛﻪ ﻫﻤﺎن ﺗﻨﻈﻴﻢ‬

‫ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ‪.‬‬

‫ﺳﻴﺎﺳﻲ‬

‫و‬

‫ﺟﺎﻣﻌﻪ‬

‫اﻳﺮان‬

‫راﺑﻄﻪ ﻓﺮد و ﺧﺪاﺳﺖ‪ ،‬ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎي ﺑﻲ دﻳﻨﻲ‬

‫اﻳﻦ ﺑﻴﺎﻧﻴﻪ ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻛﻪ ﻧﺴﺒﺖ‬

‫و ﻗﻴﺎم ﻋﻠﻴﻪ دﻳﻦ ﻧﻴﺴﺖ‪ ،‬ﺑﻠﻜﻪ دﻗﻴﻘﺎً ﺑﻪ‬

‫ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﻮﺳﻮي ﻳﻚ ﮔﺎم ﺑﻪ‬

‫ﻣﻌﻨﺎي رﻫﺎﻳﻲ دﻳﻦ از ﻗﺮاﺋﺖ ﻗﺪرﺗﻤﺪاراﻧﻪ‬ ‫و اﺑﺰار ﺷﺪن و ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار‬

‫ﭘﻴﺶ اﺳﺖ اﻣﺎ ﻫﻨﻮز ﺗﻜﻠﻴـﻒ‬

‫ﮔﺮﻓﺘﻦ اﺳﺖ‪.‬‬

‫ﺧﻮد را ﺑﺎ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻧﻈـﺎم و‬

‫اﺻﻼح ﻃﻠﺒﺎن دﻳﻨﻲ ﺗﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺧﻮد را ﺑﺎ‬

‫وﻻﻳﺖ ﻓﻘﻴﻪ روﺷﻦ ﻧﻜﺮده و‬

‫اﻳﻦ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ و ﺣﻮزه‪Y‬ﻫﺎ‪ ،‬ﺑﮕﻮﻧﻪ اي‬ ‫روﺷﻦ و دﻗﻴﻖ ﻣﺸﺨﺺ ﻧﻜﻨﻨﺪ و ﺗﺎ در‬

‫از ﺑﺤﺮان از ﺻﺮف ﭼﻨﻴﻦ ﻫﺰﻳﻨﻪ اي اﺑﺎ‬

‫ﺑﺎزي دﻣﻜﺮاﺳﻲ ﺑﺎ ﺳﺎزو ﻛﺎر و ﻗﻮاﻋﺪ‬

‫ﻧﺪارد‪ ،‬اﻣﺎ ﻟﻐﻮ ﻧﻈﺎرت اﺳﺘﺼﻮاﺑﻲ ﺑﺎ‬

‫ﺷﻔﺎف ﻣﻄﺮح ﻧﻤﻴﻜﻨﻨﺪ؟‬

‫راﺑﻄﻪ آﻧﻬﺎ را ﺑﺎ ﺟﺎﻣﻌﻪ و اﻣﻨﻴﺖ ﻣﻠﻲ‬ ‫ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﻨﺪ‪ .‬در ﺟﺎﻣﻌﻪ اي ﻛﻪ ﺣﻮزه‬

‫ﺧﻮد دﻣﻜﺮاﺳﻲ وارد ﮔﻮد ﻧﺸﻮﻧﺪ‪ ،‬ﻣﺤﺎل‬

‫وﺟﻮد وﻻﻳﺖ ﻓﻘﻴﻪ ﻣﺤﺎل ﻣﻴﻨﻤﺎﻳﺪ‪ .‬و‬

‫آزادي زﻧﺪاﻧﻴﺎن ﺳﻴﺎﺳﻲ و آزادي رﺳﺎﻧﻪ‬

‫ﻋﻤﻮﻣﻲ آن ﻣﺨﺘﺎر ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺧﻮد و‬

‫اﺳﺖ در آﻳﻨﺪه ﺳﻴﺎﺳﻲ اﻳﺮان ﺟﺎﻳﮕﺎﻫﻲ‬

‫اﺻﻮﻻً وﺟﻮد ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﻧﻈﺎرت ﻣﺬﻣﻮم‬

‫‪Y‬ﻫﺎ و اﺳﺘﻘﻼل ﻗﻮه ﻗﻀﺎﻳﻴﻪ‪ ،‬و اﻧﺘﺨﺎﺑﻲ‬

‫دﺧﺎﻟﺘﮕﺮ ﺗﻮاﻧﺎ در ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺑﻮده و ﻗﻮاﻧﻴﻦ‬

‫ﻣﺸﺮوع‪ ،‬ﻣﻘﺒﻮل و ﻣﺮدﻣﻲ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ‪.‬‬

‫اﺳﺖ و ﻏﻴﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﭘﺬﻳﺮش در اﻣﺮ اﻧﺘﺨﺎب‬

‫ﻛﺮدن رﻳﺎﺳﺖ آن ﺑﻲ ﺷﻚ در ﻧﻈﺎﻣﻲ‬

‫دﻗﻴﻘﺎً ﺑﺮآﻣﺪه از ﻧﻴﺎزﻫﺎ و ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻣﺸﺘﺮك‬

‫ﺟﺎﻳﮕﺎه دﻳﻦ و اﺳﻼم ﺳﻴﺎﺳﻲ‬ ‫را ﻫﻤﭽﻨﺎن ﺟﺎﻳﮕﺎه ﻗـﺪرت‪،‬‬ ‫ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ و ﺣﻜﻮﻣﺖ ﻣﻴﺪاﻧﺪ‪.‬‬


‫اداﻣﻪ ﺗﺄﻣﻠﻲ ﺑﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ‪...‬‬ ‫ﺑﻔﺮاﻣﻮﺷﻲ ﺳﭙﺮدن ﺣﻘﻮق ﻣﻠﺘﻬﺎي اﻳﺮان‬

‫ﺑﻲ ﺑﻨﻴﺎد ﺟﺮﻳﺎن اﺻﻼح ﻃﻠﺒﻲ‬ ‫درون ﺣﺎﻛﻤﻴﺘﻲ ﺑﺮاي ﭘﻴﻮﻧﺪ‬

‫ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻛﻨﻨﺪ‪ ،‬ﻛﻪ اﻳﻦ ﻣﺤﺎل اﺳﺖ‪ .‬ﻣﻠﺘﻬﺎ و‬

‫ﻧﻜﻮﺷﻴﺪه اﺳﺖ‪ .‬وﺟﻪ ﻏﺎﻟﺐ اﻳﻦ ﺟﺮﻳﺎن‬

‫ﺑﻠﻨﺪ اﺳﺖ‪ .‬دﻣﻜﺮاﺳﻲ اﮔﺮ ﻧﺘﻮاﻧﺪ ﺑﺎ‬

‫ﻣﺮدم ﭘﻴﺮاﻣﻮن ﺑﺪون ﻫﻮﻳﺖ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺧﻮد‬

‫روﺗﻮش دﻳﻦ‪،‬‬

‫ﻣﻀﻤﻮن و ﻣﺤﺘﻮاي ﺗﻀﻤﻴﻦ ﺣﻖ ﻣﻠﻞ‪،‬‬

‫و ﺑﺴﺎن ﻳﻚ اﻳﺮاﻧﻲ ﻛﻪ ﺣﻘﻮﻗﺶ‬

‫و ﺣﻖ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻛﻪ ﻛﺎﻧﻮن ﺑﺤﺮان‬

‫دادن ﻣﺮدم ﺑﻪ دﻳﻦ ﺳﻴﺎﺳﻲ و‬

‫ﺑﺮﺟﺴﺘﮕﻲ ﺧﺎص ﺧﻮد را داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﻦ‬

‫و ﺷﻜﺎف ﻫﻤﻴﺸﻪ ﭘﺎﻳﺪار ﺗﻬﺪﻳﺪ ﻛﻨﻨﺪه‬

‫ﺣﺎﻛﻤﻴﺘﻲ و ﺑﺰك ﻛﺮدن اﻳﻦ دﻳﻦ‬

‫ﺑﻪ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻛﺮدن ﺗﻮان ﺧﻮد ﻧﺨﻮاﻫﻨﺪ داد‪.‬‬

‫اﻣﻨﻴﺖ و آراﻣﺶ اﻳﺮان اﺳﺖ‪ ،‬ﺑﻲ ﺟﻮاب‪،‬‬

‫ﺑﺎزﮔﺮداﻧﺪن ﻣﺸﺮوﻋﻴﺖ ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ دﻳﻨﻲ ﺑﺮ‬ ‫ﭘﺎﻳﻪ ﻳﻚ ﻧﻮع دﻣﻜﺮاﺳﻲ ﺧﺎص و در ﻛﻞ‬ ‫اﻋﻤﺎل ﺷﻴﻮه ﻫﺎي ﺑﻪ ﻗﻮل ﺧﻮدش ﻧﻮﻳﻦ‬

‫ﺣﻖ ﺷﻬﺮوﻧﺪي و ﮔﻮﻧﻪ‪Y‬اي ﻋﺪاﻟﺖ‬ ‫اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺧﻮد را ﻫﻤﺮاه ﻛﻨﺪ‪ ،‬در اﻳﺮان‬ ‫ﻓﺮدا ﺟﺎي ﺧﻮش ﺑﻴﻨﻲ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺑﻮد‪.‬‬

‫ﺑﺮاي اداﻣﻪ ﺣﻜﻮﻣﺖ‪ ،‬ﺑﺰرﮔﺘﺮﻳﻦ‬

‫اﻟﻔﺎظ ﻛﻠﻲ‪ ،‬ﻋﺒﺎرﺗﻬﺎي ﭘﺮ از‬

‫در ﺣﻜﻮﻣﺖ و ﻗﺪرت اﺳﺖ‪ .‬ﻻﺟﺮم اﻳﻦ‬

‫رﻫﺎﻳﻲ اﻳﺮان‪ ،‬ﺳﺎﺧﺖ و اﻳﺠﺎد ﻧﻈﻤﻲ‬

‫ﻋﺎﻣﻠﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺣﺮﻛﺖ ﺑﻨﺎم‬

‫اﺑﻬﺎم‪ ،‬ﻋﺪم ﺷﻔﺎﻓﻴﺖ و ﺻﺮاﺣﺖ‬

‫ﺟﺮﻳﺎن ﻣﻴﺪاﻧﺪ اﻳﺮاﻧﻲ آزاد‪ ،‬آﺑﺎد و‬

‫دﻣﻜﺮاﺗﻴﻚ ﻣﻤﻜﻦ ﻧﻴﺴﺖ ﻣﮕﺮ ﺑﺎ ﺷﺮﻛﺖ و‬

‫ﺗﻚ ﺳﺎﺣﺖ و ﺗﻨﻬﺎ راه ﻧﺠﺎت ﻣﻴﺪاﻧﺪ‪ ،‬و ﺑﻪ‬

‫ﺟﻨﺒﺶ ﺳﺒﺰ را از ﺳﺮاﺳﺮي ﺷﺪن‬

‫در ﻣﻮرد ﺣﻘﻮق ﻣﻠﺘﻬﺎي اﻳﺮان‪،‬‬

‫دﻣﻜﺮاﺗﻴﻚ در آﻳﻨﺪه ﻣﺤﺎل اﺳﺖ اﮔﺮ در‬

‫ﺣﻀﻮر ﻓﻌﺎل ﻧﻴﺮوﻫﺎي ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن ﺳﻴﺎﺳﻲ‬

‫ﺗﻜﺜﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ‪ ،‬ﻣﻠﻲ‪ ،‬دﻳﻨﻲ و ‪ ...‬ﻫﻴﭻ ﻛﻪ‬

‫و ﻫﻤﮕﺎﻧﻲ ﺷﺪن ﻣﺤﺮوم ﻧﻤﻮده‬

‫ﻧﺒﺮﻳﺪن‬

‫دﻳﻨﻲ‪،‬‬

‫اﻳﻦ اﻳﺮان اﻧﺴﺎن ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﻴﺮﻧﺪه ﺧﻮد و‬

‫ﻣﻠﺘﻬﺎي اﻳﺮان‪ ،‬اﻻ ﺑﺎ ﺣﻀﻮر ﻫﻮﻳﺘﻬﺎي‬

‫ﻓﺎﻋﻞ اﻋﻤﺎل اراده ﺧﻮﻳﺶ ﺑﺮ زﻧﺪﮔﻲ‬

‫ﻣﺴﺘﻘﻞ ﻣﻠﺘﻬﺎي اﻳﺮان‪.‬‬

‫اﺳﺖ‪.‬‬

‫ﺳﺮﮔﺮداﻧﻲ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ وﻻﻳﺖ ﻓﻘﻴﻪ و‬

‫ﺧﻮﻳﺶ ﻧﺒﺎﺷﺪ‪ .‬ﺗﺒﻌﻴﻀﻬﺎي ﻣﻠﻲ‪ ،‬دﻳﻨﻲ‪،‬‬

‫ﺳﺎﺧﺘﺎرﻫﺎي ﺣﻜﻮﻣﺖ ﻣﻮﺟﻮد‪،‬‬

‫ﺟﻨﺴﻲ و ﻃﺒﻘﺎﺗﻲ اﮔﺮ از ﻣﻴﺎن ﻧﺮوﻧﺪ‪ ،‬از‬

‫در زﻳﺮ ﺳﺎﻳﻪ ﺗﻬﺪﻳﺪ ﮔﺬاﺷﺘﻪ اﺳﺖ‪ .‬اﻳﻦ‬ ‫ﮔﻔﺘﻤﺎن ﻫﻨﻮز ﻇﺮﻓﻴﺘﻬﺎي ﻓﻜﺮي ﺧﻮد را‬

‫ﻧﺮﺳﻴﺪه اﺳﺖ ﺗﻌﺮﻳﻔﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﭘﺬﻳﺮ از‬ ‫دﻣﻜﺮاﺳﻲ ﺑﺪﺳﺖ ﻧﻤﻲ دﻫﺪ ﺑﺪﻧﺒﺎل‬

‫از‬

‫ﺣﻜﻮﻣﺖ‬

‫ﭘﻴﺪاﻛﺮدن وﻟﻲ ﻋﺎدل و ﻋﺰل وﻟﻲ ﺟﺎﺋﺮ‬

‫ﻧﻴﺮوﻫﺎي ﭘﻴﺮاﻣﻮن ﻣﺪﺗﻬﺎﺳﺖ ﻛﻪ از‬

‫در ﺑﺮﻫﻮﺗﻬﺎي اﻧﺪﻳﺸﻪ ﺳﺮﮔﺮدان اﺳﺖ‪.‬‬

‫راﻫﻬﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﻪ ﺗﻘﻮﻳﺖ اﻳﻦ ﺣﺮﻛﺖ‬

‫آﻟﻮده ﻛﺮدن دﻣﻜﺮاﺳﻲ ﺑﻪ ﻧﮕﺎه و‬

‫اﻣﻀﺎ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎن ﺑﻴﺎﻧﻴﻪ ﻣﺬﻛﻮر ﻫﻨﻮز اﻳﻦ‬

‫ﭘﺮداﺧﺘﻪ اﻧﺪ‪ .‬ﺧﻮد ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ از دﺧﺎﻟﺖ در‬

‫ﻗﺮاﺋﺘﻬﺎي ﺧﺎص ﻣﺬﻫﺒﻲ و دﻳﻨﻲ‬

‫واﻗﻌﻴﺖ را در ﻧﻴﺎﻓﺘﻪ ﻳﺎ ﻣﺎﻳﻞ ﺑﻪ درﻳﺎﻓﺖ‬

‫آن اﺣﺘﻴﺎط ﻛﺮده اﻧﺪ‪ ،‬ﺗﻘﻮﻳﺖ و ﻋﺪم‬

‫آن ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺎ از ﺣﻜﻮﻣﺖ دﻳﻨﻲ‬

‫ﺗﻀﻌﻴﻒ آن ﻛﻮﺷﺸﻲ اﺳﺖ در راه‬

‫و از دﻳﻦ ﺣﻜﻮﻣﺘﻲ ﺑﺮﻳﺪه و ﺑﻴﺰار اﺳﺖ‪.‬‬

‫رادﻳﻜﺎﻟﻴﺰه ﻛﺮدن آن‪ ،‬ﻛﻪ اﻳﻦ رادﻳﻜﺎﻟﻴﺰه‬

‫ﻛﻞ ﻣﺤﺘﻮي و ﻣﺘﻦ و ﻣﺒﺎﻧﻲ ﻧﻈﺮﻳﻲ ﻛﻪ در‬

‫ﺷﺪن ﺑﺴﺘﺮ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺷﺮﻛﺖ ﭘﻴﺮاﻣﻮن‬

‫اﻳﻦ ﺑﻴﺎﻧﻴﻪ آﻣﺪه اﺳﺖ ﻫﻤﻪ در ﻳﻚ راﺳﺘﺎ‬

‫اﺳﺖ‪ .‬اﻣﺎ ﻧﻴﺮوﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ اﻣﺮوز ﺑﻪ ﻫﺮ دﻟﻴﻞ‬

‫و ﻳﻚ ﻣﺴﻴﺮ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﻤﺎن آﺷﺘﻲ دادن‬

‫ﺑﻨﺎم رﻫﺒﺮي اﻳﻦ ﺣﺮﻛﺖ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه اﻧﺪ‪،‬‬

‫ﻣﻠﺖ ﺑﺎ دﻳﻦ ﺳﻴﺎﺳﻲ و ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ دﻳﻦ ﺑﺮ‬

‫ﻳﺎ ﻧﺨﻮاﺳﺘﻪ اﻧﺪ اﻳﻦ ﺗﻘﻮﻳﺖ و ﻫﻤﻜﺎري‬

‫دوﻟﺖ و ﺟﺎﻣﻌﻪ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺪﺗﻬﺎﺳﺖ ﻣﺮدم‬

‫ﻣﺤﺴﻮس را ﺑﺒﻴﻨﻨﺪ ﻳﺎ ﺧﻮاﺳﺘﻪ اﻧﺪ آﻧﺮا‬

‫اﻳﺮان از آن ﻓﺎﺻﻠﻪ ﮔﺮﻓﺘﻪ اﻧﺪ‪ .‬اﺻﺮار‬

‫ﺑﺴﻮي اﻓﻘﻬﺎ و اﻳﺪه ﻫﺎي ﺧﻮد ﻫﺪاﻳﺖ و‬

‫در تاريخ ملل مختلف جھان روزھايي‬ ‫ھستند كه بر تارك تاريخ آن ملت‪ ،‬صاحب‬ ‫جايگاھي ويژه ميشوند‪ .‬گاھي اين روزھاي‬ ‫تاريخي بنا بر اھميتي كه دارند و تأثيري‬ ‫كه ميگذارند‪ ،‬به مناسبتھا و روزھايي‬ ‫جھاني تبديل شده وعليرغم تفاوتھاي‬ ‫فرھنگي‪ ،‬اجتماعي‪ ،‬سياسي و ‪ ...‬وبا به‬ ‫رسميت شناختنشان‪ ،‬از آنھا ياد ميشود‪ .‬از‬ ‫آنجمله ميتوان روز جھاني كارگر‪ ،‬روز‬ ‫جھاني زن‪ ،‬روز طبيعت‪ ،‬روزھاي‬ ‫مختلف مبارزه با مصائب و معضالت‬ ‫دامنگير جامعه بشري واز اين قبيل‪.‬‬ ‫در مقياسھاي ملي نيز ھر ملتي داراي‬ ‫نمادھا و سمبل ھاي خاص خود است‪ .‬ملت‬ ‫كـرد" ھم گذشته از تمامي مصائب و‬ ‫" ُ‬ ‫مشكالتي كه متحمل شده و تا به امروزبا‬ ‫مبارزه اي نابرابر‪ ،‬پايدار و مزمن از‬ ‫موجوديت خود دفاع كرده است ھمچون‬ ‫ساير ملل در تاريخ خود داراي چنين‬ ‫مناسبتي است‪ .‬ھرچند كه گفتيم در مقياسي‬ ‫ملي‪ ،‬از بحثي ژرف و تاريخي ميگذريم و‬ ‫به تاريخ معاصر بسنده ميكنيم‪.‬‬ ‫روز"دوم بھمن ماه" بر تارك تاريخ مردم‬ ‫كردستان خود نمايي ميكند‪ .‬در سيستمھاي‬ ‫حكومتي ديكتاتور و مستبد به دليل عدم‬ ‫وجود زمينه آزاد و مساعد براي بيان‬ ‫مشكالت ومطالبه خواستھاي پايمال شده‬ ‫در زمينه ھاي گوناگون‪ ،‬مردمي كه در‬ ‫زير سلطه و برق شمشير چنين‬ ‫حكومتھايي ھستند‪ ،‬ناگزيرند براي نيل به‬ ‫حقوق حقه خودشان از فرصتھاي پيش‬ ‫آمده بھره بردار بكنند‪ .‬كه چنانچه فرصت‬ ‫و مجال بروز آن خواستھا و مطالبه آنھا‬ ‫از كانالھاي دمكراتيك و آزاد پيگيري‬ ‫شود‪ ،‬به ھيچ عنوان زمينه ايجاد تخاصم و‬ ‫دشمني فراھم نخواھد شد‪ .‬در واقع‬ ‫مستمسكي براي ايجاد چنين شرايطي‬ ‫وجود نخواھد داشت‪ .‬وجود حكومتھاي‬ ‫تماميت خواه و اقتدارگرا ھمواره مانع‬ ‫ازايجاد بستري مناسب و معقول براي‬ ‫احقاق حق و بيان خواستھا و مطالبات و‬ ‫نيل به آنھا شده است‪.‬‬ ‫جوامع و ملل تحت ستم نيزناگزير به‬ ‫استفاده از فرصتھايي كه ميتان آنھا را‬ ‫فرصت طالئي و يا ھر چيز ديگري از‬

‫ﻫﻤﻪ ﻣﻬﻤﺘﺮ اﮔﺮ ﻫﻮﻳﺘﻬﺎي ﻣﺘﻨﻮع و ﻣﺘﻜﺜﺮ‬ ‫ﺟﺎﻣﻌﻪ اﻳﺮان اﻣﻜﺎن وﺟﻮد و اﻇﻬﺎر‬ ‫ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺧﻮد را ﺑﺎ ﻫﻤﻪ وﻳﮋﮔﻴﻬﺎي ﺧﻮد‬

‫ﻣﺎﻧﻌﻬﺎي ﺟﺪي و ﺑﻨﻴﺎدﻳﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ‬

‫ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ و دﺧﺎﻟﺘﮕﺮي ﻣﺮدم در‬

‫ﻛﻪ اﺻﻼح ﻃﻠﺒﺎن را از ﻫﻤﺮاﻫﻲ‬

‫ﺣﻜﻮﻣﺖ و ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻗﺪرت ﺗﻀﻤﻴﻦ ﻧﺸﻮد‬

‫ﻣﻠﺘﻬﺎي اﻳﺮان ﻣﺤﺮوم ﻧﻤﻮده اﻧﺪ‪.‬‬

‫ﺳﺨﻦ از اﻳﺮاﻧﻲ آزاد‪ ،‬آﺑﺎد و دﻣﻜﺮاﺗﻴﻚ‬ ‫ﮔﺰاﻓﻪ ﻳﻲ ﺑﻴﺶ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺑﻮد‪ .‬ﺗﻘﺴﻴﻢ‬

‫راه سه ھدف اساسي را دنبال كرده‬ ‫كه عبارتند از‪:‬‬

‫تحريك ساير مردمان ساكن ايران‬ ‫براي گسترش خصومت و‬

‫ﺟﺮﻳﺎن اﺻﻼح ﻃﻠﺐ دﻳﻨﻲ‬ ‫اﮔﺮ ﺧﻮاﻫﺎن ﮔﺬار دﻳﻦ از‬ ‫ﺑﺤﺮان ﺳﻴﺎﺳﻲ و ﻣﺸﺮوﻋﻴﺖ‬

‫اﻳﻦ ﺟﺮﻳﺎن آن ﺣﺪي ﻛﻪ ﺑﺮاي ﺗﺒﺮﺋﻪ و‬ ‫ﻋﺒﻮر دﻳﻦ از اﻳﻦ ﺑﺤﺮان ﺳﻴﺎﺳﻲ و‬

‫ﭘﻴﺮاﻣﻮن ﺻﻮرت ﻧﮕﻴﺮد‪ ،‬اﮔﺮ دﻣﻜﺮاﺳﻲ‬

‫ﻣﺸﺮوﻋﻴﺖ ﻣﻴﻜﻮﺷﺪ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ اﻳﻦ ﺣﺪ و‬

‫ﺑﻌﻨﻮان ﺷﻜﻠﻲ از اﺷﻜﺎل ﺳﻴﺎﺳﺖ و ﮔﻮﻧﻪ‬

‫زدن ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺣﻜﻮﻣﺖ ﻛﻨﻮﻧﻲ‬

‫اﻧﺪازه ﺑﺮاي ﺑﺎزﮔﺮداﻧﺪن ﺣﻖ ﻣﺮدم و‬

‫‪Y‬اي آزادي اﻧﺘﺨﺎﺑﺎت و راي در ﻧﻈﺮ‬

‫اﺳﺘﻘﺮار دﻣﻜﺮاﺳﻲ و ﺣﻘﻮق ﺑﺸﺮ‬

‫ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﻮد ﻫﻢ اﻛﻨﻮن ﻛﻮس ﺷﻜﺴﺖ آن‬

‫دشمني با ملت كرد و يا‬ ‫فرق نميكند با ھر ملتي كه‬ ‫خواھان حق خود باشد‪.‬‬ ‫توجيه وبسيج امكانات براي‬ ‫تحكيم قدرت دول‬ ‫مركزي‪.‬دست آويز و‬ ‫مستمسكي براي سركوب‬ ‫بيرحمانه آن ملت يا ملتھا‪.‬‬ ‫تأسيس جمھوري كردستان در مھاباد‬

‫نبايد فراموش كرد كه برخي از اين ضعفھا‬ ‫ريشه ھاي تاريخي داشته ونوعأ "پاشنه‬ ‫آشيل " ملت ما محسوب ميشوند‪ .‬تكثر و‬ ‫تنوعي كه اين ملت از" لرستان" تا‬ ‫"بازرگان" و از ارتفاعات " گـ ُالن" تا‬ ‫"ھگمتانه" و از"حمرين" تا "تخت‬ ‫سليمان" در زمينه ھاي آداب‪ ،‬رسوم‪ ،‬آيين‪،‬‬ ‫مذھب‪ ،‬گويش و ‪ ...‬دارند و از سوي ديگر‬ ‫بكارت و غناي اين مناطق ھموار عواملي‬ ‫بوده اند كه دشمنان اين مردم را به طمع‬ ‫سلطه اي گسترده انداخته اند‪.‬‬

‫درست در بحبوحه جنگ جھاني دوم و‬ ‫شرايط ايجاد شده در منطقه‪ ،‬فرصتي براي‬ ‫سرباز كردن و گشودن گره مزمن انكار‪،‬‬ ‫تحقير و تحريف در كردستان فراھم آمد‪.‬‬ ‫ھمانگونه كه در آذربايجان نيز چنين شد‪.‬‬

‫اند‬

‫ﺑﺎﺷﺪ ﺻﻮرت ﭘﺬﻳﺮ ﻧﻴﺴﺖ‪ .‬ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ‬

‫ﻋﺎدﻻﻧﻪ ﻗﺪرت و ﺛﺮوت اﮔﺮ ﻣﻴﺎن ﻣﺮﻛﺰ و‬

‫جنگ دوم جھاني نيز فرصتي ديگر بود كه‬ ‫باعث شد اقتدار آنگونه سيستمھا متزلزل‬ ‫شده و ملتھايي به حق خود برسند‪.‬‬ ‫ھمانگونه كه بعد از فروپاشي اتحاد‬ ‫"تحميلي" جماھير شوروي‪ ،‬به محض‬ ‫تزلزل در اقتدار ساختار قدرت مركزي‪،‬‬ ‫ھم خود آن ساختار و ھم مجموعه‬ ‫سيستمھاي اقماري مرتبط با آن دچار چنان‬ ‫وضعيتي شدند كه پس لرزه ھاي آن‬ ‫امروز ھم بعد از بيست سال ھنوز ادامه‬ ‫دارد‪.‬‬

‫ھرچند كه حكومتھاي مركزي در ايران‬ ‫ھمواره سعي بر اين داشته اند كه اين‬ ‫جنبشھاي حق طلبانه را ساخته و پرداخته‬ ‫دشمنان فرضي خارجي بدانند و در اين‬

‫ﺳﻴﺎﺳﻲ و ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ در آن وﺟﻮد ﻧﺪاﺷﺘﻪ‬

‫اﺳﺖ راﻫﻲ ﻧﺪارد ﺑﺠﺰ ﺑﺮﻫﻢ‬

‫‪9‬‬ ‫‬ ‫‬ ‫‪6‬‬ ‫"‬ ‫‪7‬‬ ‫ ‪8‬اد "دوم " ‪8‬وز   ر ‪8‬دن‬ ‫اين گونه تعبير و ب��داشتھا دانست‪ .‬جنگ‬ ‫جھاني اول يكي از اين فرصتھا بود كه با‬ ‫فروپاشي امپراطوري عثماني براي خيلي‬ ‫از ملل منطقه آزادي و استقالل به ارمغان‬ ‫آورد كه گذشته از نواقص و كم و كاستي‬ ‫ھايشان در ھرحال گامي به جلو بودند و‬ ‫بر خالف تصوري تخيلي كه به"يا ھمه‬ ‫چيز يا ھيچ چيز"باور دارد و در واقع‬ ‫برداشتن سنگ بزرگ است! داراي‬ ‫دستآوردھاي خاص خودش بود‪.‬‬

‫وﺣﺪت و ﻳﮕﺎﻧﮕﻴﻲ ﻛﻪ ﺗﻜﺜﺮ و ﭘﻠﻮراﻟﻴﺰم‬

‫گذشته از دستآوردھايي كه در طول يازده‬ ‫ماه ازعمر حاكميت خود داشت و‬ ‫برجستگي اي كه درتاريخ مبارزات حق‬ ‫طلبانه ملت كـ ُرد دارد‪ ،‬مانند ھر پديده و‬ ‫پروسه اي ديگر‪ ،‬داراي نقاط ضعف‬ ‫مشخص خود نيز بود‪ .‬البته نميتوان نقش‬ ‫عوامل پيراموني و حتي زماني و مكاني را‬ ‫در بروز و تأثير اين ضعف و كم و‬ ‫كاستيھا به ھيچ عنوان كم رنگ جلوه داد‪.‬‬

‫ارجحيت منافع و مصلحت انديشي محدود‬ ‫و كم مدت فرقه اي و گروھي بر مافع و‬ ‫اولويتھاي عام و دراز مدت ملي مردم‬ ‫كردستان‪ .‬درگير شدن در كشمكشھاي‬ ‫طايفه اي وعشيره اي و از اين قبيل كه‬ ‫متأسفانه درد مھلك محدود نگري فرقه اي‬ ‫و گروھي در كردستان عليرغم تحوالت‬ ‫شگرف در عرصه ھاي مختلف جوامع‬ ‫بشري‪ ،‬در ميان ما ھنوز به شيوه ھاي‬

‫ﻛﻪ دﻳﻦ را ﺑﻌﻨﻮان اﺑﺰاري‬ ‫در ﺧﺪﻣﺖ دارد‪ .‬ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻨﻴﺎد اﻳﻦ‬ ‫گوناگون تشديد ميشود‪ .‬رشد آگاھي‬ ‫عمومي مردم در كنار رشد جمعيت‪،‬‬ ‫گسترش جغرافياي سياسي كردستان‪،‬‬ ‫برجستگي مسائل حقوق بشري و حقوق‬ ‫مليتھا‪ ،‬توسعه ناسيوناليسم نوين وآمبختگي‬ ‫توأم مسئله ملي با دمكراسي خواھي و‬ ‫عدالت طلبي مجموعه فاكتورھاي‬ ‫امروزين ھستند كه ما ميتوانيم با عبرت‬ ‫آموزي ازداليل شكست جمھوري‬ ‫كردستان در شصت و چھارمين سال‬ ‫تأسيس آن تجربه‪ ،‬با توجه به اوضاع‬ ‫جھاني بطور عام و منطفه بطورخاص و‬ ‫نيز بطور ويژه تر ايران و كردستان‪ ،‬در‬ ‫جھت تأمين حقوق روا و كامالً مشروع‬ ‫كـرد ازفرصت سوزي مكرر و مجدد‬ ‫ملت ُ‬ ‫احتراز نموده و مانع از بروز آن باشيم‪.‬‬ ‫بعد از قيام ‪ ۵٧‬فرصتي ديگر براي رفع و‬ ‫يا حداقل كمرنگ كردن ستمھاي مضاعف‬ ‫فراھم شد كه متأسفانه اينبار نيز ضعف و‬ ‫كاستيھاي دورانھاي گذشته به شيوه ھاي‬ ‫ديگر خود نمايي كرده و منجر به فرصت‬ ‫سوزي شدند كه ما در اينجا به دنبال متھم‬ ‫نميگرديم‪ .‬فقط بر اين باوريم كه‪ ،‬گذشته‬ ‫گذشت و قابل جبران نيست‪ .‬اين يك‬ ‫"موعظه اخالقي" و توصيه اي "كدخدا‬ ‫منشانه" نيست‪ .‬از "ھول حليم ھم توي‬ ‫ديگ "نيفتاده ايم و چنين استنباطي نداريم‬ ‫كه ھمين فردا جمھوري اسالمي ساقط‬ ‫ميشود‪ ،‬ولي آيا بجز "ما" و "ماھا" كسي‬ ‫قادر به انجام امري ھست؟ مگربدون‬ ‫خواست و اراده ي جدي‪ ،‬اين رژيم‬ ‫تماميت خواه عقب نشيني ميكند؟ جواب‬ ‫قطعا ً خير است‪ .‬پس اگر چنين است‪ ،‬چاره‬ ‫چيست؟ اين مقطع مشخص از مبارزات‬ ‫مردم‪ ،‬ميداني براي اثبات باورمندي تمامي‬ ‫جريانات دمكرات وآزاديخواه‪ ،‬به‬ ‫شعارھايشان است‪ .‬مگر غير از اين است‬ ‫كه ھمگي خواھان برون رفت از اين‬ ‫شرايط ھستند و آنرا در راه تأمين منافع‬ ‫عمومي جامعه ميدانند؟ خواست عمومي‬ ‫جامعه از اين نيروھا چيست؟ كدام يك از‬ ‫اين جريانات در جھت پاسخگويي به‬ ‫نيازھاي مبارزاتي مردم گام بر ميدارند؟ و‬ ‫اصوالً اين خواستھاي مردم از احزاب و‬ ‫جريانات سياسي چيست؟ بدون شك اندكي‬ ‫تأمل بر روي اين چند پرسش‪ ،‬مارا به‬ ‫سويي ميكشاند كه مانع تكرار تاريخ و‬ ‫فرصت سوزي اي ديگر باشيم‪.‬‬


тАл╪п┘И я╗ля╗Фя║Шя╗к я╗зя║Оя╗гя╗к ╪з┘К я║│я╗┤я║Оя║│я╗▓ я║зя║Тя║о┘К ╪зя║│я║Ц я╗Ыя╗к ╪з╪▓ я║│я╗о┘КтАм

тАля╗Ыя╗оя╗гя╗к я╗Яя╗к ╪▓я║гя╗дя║Шя╗Ья║╕я║О┘Ж я╗Ыя║о╪пя║│я║Шя║О┘ЖтАм тАля╗гя╗ия║Шя║╕я║о я╗гя╗┤я║╕я╗о╪птАм

тАля║│я║о╪пя║Ся╗┤я║отАк :тАмя║Ся╗┤яоЛ┘Ж я╗Чя║Тя║О╪п┘КтАм

тАл╪▓┘И╪▒┘И╪▒╪▓┘Ж ┘И тАк34тАм┘Ж тАк3@ ╪МтАм┌п ? тАк./ 0>7тАм┘Б тАк *:;<6тАм╪з тАк+ ,тАм┘Е тАк8 *:;<6тАм╪п┘Ж тАк 8тАм╪з)тАк& ╪М $( $тАмяп╛тАк :#53 $тАм╪▓тАкDG EHтАм┘Д &тАк3@ L .B8тАм╪п┘Ж ? ┘И тАк LтАм╪зтАм тАл╪з тАк5 , 8тАм┘Ж ╪зтАм тАлтАкKтАм╪з╪▒┘Ж тАкOтАм┘Ж ? @тАкJ EMN3тАмтАм тАлтАкbтАм╪з тАкWтАм╪п тАкVW EaтАм┘Ж тАк 34тАм╪з)тАк7 $тАм╪п ┘И тАкQR SR6 T6 UтАм╪з тАк *:\3тАм┘И╪▒тАк 8 PтАм╪з)тАк7Y $тАм╪птАк5 Ea .тАм┘Ж ))тАк3@ eтАм┌п ╪зтАкg dтАм╪▒тАк EтАм╪зтАк Eg Dh , #5тАм╪пяп╛тАк.((86тАмтАм тАля╗зяоХя║О┘З ян╝я║╕я╗в янШя║о ╪зя╗гя╗┤я║к╪┤ ╪п┘И╪▒ я║Ся╗дя║Оя╗зя║к ┘И я╗Яя║дя╗Ия╗ктАм

тАл╪в╪▓╪з╪п┘К ┘И я║гя║Оя╗Ыя╗дя║О┘Ж я║Яя╗дя╗мя╗о╪▒┘К ╪зя║│я╗╝я╗гя╗▓тАк╪МтАмтАм

тАл╪з┘К я║зя╗о╪п ╪▒╪з я║Чя╗ия╗мя║О ╪зя║гя║┤я║О╪│ я╗Ыя╗ия║ктАк .тАмя║Ся╗к я║Чя╗Мя╗мя║к╪┤тАм

тАля╗зя╗Фя║о╪к ┘И я║Ся╗┤я║░╪з╪▒┘К ╪зя╗│я╗ж я╗гя║о╪п┘Е ┘И ╪зя╗зя║░┘И╪з┘КтАм

тАл╪п╪▒ я║Ся║о╪зя║Ся║о я╗гя║о╪п┘Е ╪▒я╗зя║ая║кя╗│я║к┘З ┘И ╪в╪▓╪з╪пя╗│я║ия╗о╪з┘ЗтАм

тАля║Ся╗┤я║╕я║Шя║о ╪▒╪з я╗зя║╝я╗┤я║Р я║зя╗о╪п я║│я║Оя║зя║Шя╗ия║ктАк .тАм╪зя║гя║┤я║О┘ЖтАм

тАл┘Ия╗Уя║О╪п╪з╪▒ я╗гя║Оя╗зя║ктАк.тАмтАм

тАл╪пя╗│яоХя║о я║Чя╗ия╗мя║О я╗Ля╗Ая╗о┘К ╪з╪▓ я║╗я╗Фя╗о┘Б я╗Ыя╗оя╗гя╗к ┘ЗтАм

тАл╪зя╗│я╗ж я║Чя╗Мя╗мя║ктАк ╪МтАмяоФя║оян╝я╗к я║│я║о╪┤ ╪▒╪з я║Ся║о я║Ся║Оя╗╗┘К ╪п╪з╪▒ ┘ИтАм

тАл╪▓я║гя╗дя║Шя╗Ья║╕я║О┘Ж я╗Ыя║о╪пя║│я║Шя║О┘Ж я╗зя╗┤я║┤я║ЦтАк ╪МтАм╪з┘И я║Ся╗к я╗ля╗дя╗ктАм

тАля║Ся╗о╪п ┘И ╪п╪▒ я║гя║О┘Д ╪зя╗зя║ая║О┘Е я╗ля╗┤ян╗тАм

тАлтАк $D0nтАм╪зтАкTlтАм┘Ж тАкDhkтАм┘ЖтАм тАля║гя╗Шя╗о┘В я║Ся║╕я║о я║Ся╗┤я╗ж ╪зя╗Яя╗дя╗ая╗ая╗▓тАк ╪МтАм╪зя╗│я║о╪зя╗зя╗▓ ┘И я╗Ыя║о╪птАк ╪МтАм╪з╪▓тАм тАля║│я║О╪▓я╗гя║Оя╗зя╗мя║О┘КтАм

тАля║│я╗┤я║Оя║│я╗▓тАк╪МтАмтАм

тАл┘ИтАм

тАл╪зя╗Уя║о╪з╪птАм

тАля╗Ля╗дя╗ая╗┤я╗╝╪к я╗зя╗Ия║Оя╗гя╗▓ ╪з┘К я╗зя║Тя╗о╪п ┘ИтАм

тАля║╖я║ия║╝я╗┤я║Шя╗мя║О┘К я╗гя║к╪зя╗Уя╗К я║гя╗Шя╗о┘В ╪зя╗зя║┤я║О┘Ж ┘ИтАм

тАля╗ля╗дя╗к ╪зя║Чя╗мя║Оя╗гя║О╪к ┘И╪з╪▒╪п┘ЗтАк ╪МтАмя║Яя║░тАм

тАл╪в╪▓╪з╪п┘КтАк ╪МтАмя║Ся╗к ┘Ия╗│яоЛ┘З я╗Ыя╗дянЩя╗┤я╗ж ╪пя╗Уя║О╪╣ ╪з╪▓ ╪▓я╗зя║к╪зя╗зя╗┤я║О┘ЖтАм тАля╗гя║кя╗зя╗▓ ┘И я║│я╗┤я║Оя║│я╗▓ я╗Ыя╗ктАк ╪МтАм╪п╪▒ ╪зя╗│я╗ж я╗гя║к╪ктАм тАля║╗я╗дя╗┤я╗дя║Оя╗зя╗к я║Ся║о╪з┘К я╗Яя╗Ря╗о я║гя╗Ья╗в ╪зя╗Ля║к╪з┘Е ╪▒я╗Уя╗┤я╗ЦтАм тАл╪зя║гя║┤я║О┘Ж я╗Уя║Шя║Оя║гя╗┤я║О┘ЖтАк ╪МтАмя║Чя╗╝╪┤ ┘И╪▒╪▓я╗│я║кя╗зя║ктАк ╪МтАмя║Чя║╕я╗Ья║отАм

тАл╪зя╗Гя╗╝я╗Ля╗┤я╗к я╗Ыя╗дя╗┤я║Шя╗к ┘К я╗гя║оя╗Ыя║░┘КтАм

тАля╗гя╗┤я╗Ья╗ия╗┤я╗в ┘И я║зя╗о╪п ╪▒╪з я╗гя║Шя╗Мя╗мя║к я╗гя╗┤я║к╪зя╗зя╗┤я╗в я╗Ыя╗к я║Ся║о╪з┘КтАм тАля╗зя║ая║О╪к я║Яя║О┘Ж ╪зя╗зя║┤я║Оя╗зя╗мя║О┘К ╪пя╗│яоХя║отАк ╪МтАмя╗ля╗дя║о╪з┘З ┘ИтАм

тАля╗Ыя╗оя╗гя╗к я╗Яя╗к ╪п╪▒я║Ся║О╪▒┘З ╪зя╗Ля║к╪з┘Е ╪▒я╗Уя╗┤я╗ЦтАм

тАля╗ля╗дя╗Ья║О╪▒я║╖я║О┘Ж я║Ся║Оя║╖я╗┤я╗втАк .тАмя╗ля╗дян╜я╗ия╗┤я╗ж ╪з╪▓ ╪▓я║гя╗дя║О╪к ┘ИтАм тАля║Чя╗╝╪┤ я╗ля╗дя╗к я║│я║Оя╗│я║Шя╗мя║О ┘И ┘Ия║Ся╗╝яоФя╗мя║О┘К ╪зя╗зя║Шя║оя╗зя║Шя╗▓тАк╪МтАмтАм

тАл╪зя║гя║┤я║О┘Ж я╗Уя║Шя║Оя║гя╗┤я║О┘ЖтАм

тАл╪з╪▓ ╪▒я║│я║Оя╗зя╗ктАкYтАмя╗ля║Оя╗│я╗▓ ян╝я╗о┘Ж я║Ся╗▓тАк.тАмя║Ся╗▓тАк.тАмя║│я╗▓ ┘ИтАм тАля║Чя╗ая╗оя╗│я║░я╗│я╗о┘Ж я╗Уя║О╪▒я║│я╗▓ я║╗я║к╪з┘К ╪вя╗гя║оя╗│я╗Ья║ОтАк ╪МтАм╪▒╪з╪пя╗│я╗отАм

тАля║Ся║Оя╗Ыя╗дя║О┘Д я║ЧтАк─дтАмя║│я╗Т я║╗я║Тя║в ╪зя╗гя║о┘И╪▓ ян╝я╗мя║О╪▒я║╖я╗ия║Тя╗ктАм

тАля╗Уя║о╪п╪з ┘И ╪пя╗│яоХя║о ╪▒я║│я║Оя╗зя╗к ┘И я║Чя╗ая╗оя╗│я║░я╗│я╗оя╗зя╗мя║О┘К я╗Ыя║о╪птАм

тАл╪▒я╗Уя╗┤я╗Ц ╪зя║гя║┤я║О┘Ж я╗Уя║Шя║Оя║гя╗┤я║О┘Ж я║Чя╗оя║│я╗В я║Ся╗┤я║к╪з╪пяоФя║о╪з┘ЖтАм

тАл╪▓я║Ся║О┘ЖтАк ╪МтАмя║Ся╗к я║зя║Оя╗Гя║о янШя╗оя║╖я║╢ я║зя║Тя║о┘К ┘И ╪зя╗Гя╗╝╪╣тАм

тАля║Яя╗дя╗мя╗о╪▒┘К ╪зя║│я╗╝я╗гя╗▓ ╪зя╗Ля║к╪з┘Е я║╖я║ктАк.тАмтАм

тАл╪▒я║│я║Оя╗зя╗▓ ╪п╪▒ я╗гя╗о╪▒╪п ╪зя║гя║┤я║О┘ЖтАк ╪МтАмя╗Чя║к╪▒╪п╪зя╗зя╗▓тАм

тАляоФя║оян╝я╗к я╗Уя╗Шя║к╪з┘Ж ╪зя║гя║┤я║О┘ЖтАк ╪МтАмя╗ля╗в я║Ся║о╪з┘К я║зя║Оя╗зя╗о╪з╪п┘ЗтАм

тАля╗гя╗┤я╗ия╗дя║Оя╗│я╗┤я╗втАк.тАмтАм

тАл╪з╪┤ ┘И я╗ля╗в я║Ся║о╪з┘К я╗Ыя╗оя╗гя╗к я╗Яя╗к ╪▓я║гя╗дя║Шя╗Ья║╕я║О┘ЖтАм

тАля╗гя║о╪п┘Е я╗гя║Тя║О╪▒╪▓ ┘И ╪в╪▓╪з╪пя╗│я║ия╗о╪з┘ЗтАк ╪МтАмя║зя╗о╪зя╗ля║о╪з┘Ж ┘ИтАм

тАля╗Ыя║о╪пя║│я║Шя║О┘Ж ┘И я╗ля╗дя║┤я╗ияоХя║о╪зя╗зя║╢тАк ╪МтАм╪п╪▒╪пя╗зя║О┘Г ┘И я╗Пя╗втАм

тАля║Ся║о╪з╪п╪▒╪з┘Ж!тАм

тАл╪зя╗зяоХя╗┤я║░ ╪зя║│я║ЦтАк ╪МтАм╪зя╗гя║О ╪зя║гя║┤я║О┘Ж я╗гя║ояоФя╗▓ ╪▒╪з ╪зя╗зя║Шя║ия║О╪итАм тАля╗Ыя║о╪п я╗Ыя╗к ╪▒┘И┘К я║Ся╗к я╗зя╗┤я║┤я║Шя╗▓ я╗зя║к╪з╪▒╪птАк ╪МтАмя║Ся╗ая╗Ья╗ктАм

тАл╪зя╗Ля║к╪з┘Е я╗Зя║Оя╗Яя╗дя║Оя╗зя╗к ╪▒я╗Уя╗┤я╗Ц ╪зя║гя║┤я║О┘Ж я╗Уя║Шя║Оя║гя╗┤я║О┘ЖтАк╪МтАмтАм

тАля║гя╗┤я║Оя║Чя║Тя║ия║╢тАк ╪МтАмя╗Пя║о┘И╪▒╪зя╗зяоХя╗┤я║░ ┘И ╪▒┘И╪з╪м ╪пя╗ля╗ия║к┘ЗтАм

тАля║│я║о╪вя╗Пя║О╪▓ ╪зя║Яя║о╪з┘К я║гя╗Ья╗в ╪пя╗│яоХя║о я╗гя║Тя║О╪▒╪▓я╗│я╗жтАм

тАля╗ля║┤я║Шя╗▓ ┘И я║╖я╗о╪▒ ┘И ╪в╪▓╪з╪п┘К ╪зя║│я║ЦтАк .тАм╪з┘И ╪п╪▒тАм

тАля╗гя║дя╗Ья╗о┘Е я║Ся╗к ╪зя╗Ля║к╪з┘Е ╪зя║│я║ЦтАк .тАмя╗ля╗в ╪зя╗Ыя╗ия╗��┘ЖтАм

тАля╗зя║Тя║о╪п╪┤ я║Ся║О я║гя║Оя╗гя╗┤я║О┘Ж я║Чя║О╪▒я╗│я╗Ья╗▓ ┘И ╪зя║│я║Шя║Тя║к╪з╪птАк ╪МтАмя║Ся║ОтАм

тАл╪▓я╗зя║к╪зя╗зя╗┤я║О┘Ж я║│я╗┤я║Оя║│я╗▓ я╗Ыя║о╪пя║│я║Шя║О┘Ж ┘И ╪пя╗│яоХя║о я╗зя╗Шя║О╪╖тАм

тАл╪пя║╖я╗дя╗ия║О┘Ж ╪в╪▓╪з╪п┘К ┘И ╪зя╗зя║┤я║Оя╗зя╗┤я║ЦтАк ╪МтАмя║Яя║┤я╗о╪▒╪зя╗зя╗ктАм

тАл╪зя╗│я║о╪з┘Ж ╪п╪▒ ╪зя╗Ля║Шя║о╪з╪╢ я║Ся╗к я║гя╗Ья╗в я║╗я║О╪п╪▒┘З я║Ся║о╪з┘КтАм

тАля║Яя╗ияоХя╗┤я║ктАк .тАм╪з┘И я║╖я╗дя╗Мя╗▓ я║Ся╗о╪п я╗Ыя╗к я╗зя║Шя╗о╪зя╗зя║┤я║Шя╗ия║к я║╖я╗Мя╗ая╗ктАм

тАл╪зя║гя║┤я║О┘ЖтАк ╪МтАм╪п╪▒ ╪зя╗Ля║Шя║╝я║О╪и я╗Пя║м╪з я║Ся╗к я║│я║о я╗гя╗┤я║Тя║оя╗зя║ктАк.тАмтАм

тАл╪з╪┤ ╪▒╪з ╪п╪▒ я║│я╗ая╗оя╗Яя╗мя║О┘К ╪▓я╗зя║к╪з┘Ж ┘И я║Чя║О╪▒я╗│я╗Ья║ия║Оя╗зя╗ктАм

тАля║┐я║о┘И╪▒┘К ╪зя║│я║Ц я╗Ыя╗к ╪зя╗│я╗ж ╪▓┘И╪▒яоФя╗оя╗│я╗▓тАм

тАл╪пя║зя╗дя╗к я╗ля║О┘К я║╖я╗Ья╗ия║ая╗ктАк ╪МтАмя║зя║Оя╗гя╗о╪┤ я║│я║О╪▓я╗зя║ктАк.тАмтАм

тАля║Яя╗дя╗мя╗о╪▒┘К ╪зя║│я╗╝я╗гя╗▓ ╪з╪▓ я║│я╗о┘К я║╖я╗дя║О я║Ся╗▓тАм

тАля║Ся║┤я╗┤я║О╪▒ ╪▓┘И╪п я║╖я╗Мя╗ая╗к я╗ля║О┘К ╪в┘Ж ╪з╪▓ ╪пя╗│я╗о╪з╪▒я╗ля║О┘КтАм

тАля║Яя╗о╪з╪и я╗зя╗дя║Оя╗зя║ктАк .тАмя║Ся╗к ╪зя╗Ля║к╪з┘Е ╪зя║гя║┤я║О┘Ж я╗Уя║Шя║Оя║гя╗┤я║О┘ЖтАм

тАл╪▓я╗зя║к╪з┘Ж ╪▓я║Ся║Оя╗зя╗к я╗Ыя║╕я╗┤я║к ┘И я╗гя║╕я╗Мя╗Ю ╪в╪▓╪з╪п┘К ╪п╪▒тАм

тАл╪зя╗Ля║Шя║о╪з╪╢ ┘И ╪з╪▓ ╪зя╗Ля║Шя║╝я║О╪и я╗Пя║м╪з┘К ╪▓я╗зя║к╪зя╗зя╗┤я║О┘ЖтАм

тАля╗Ыя║о╪пя║│я║Шя║О┘Ж ┘И ╪зя╗│я║о╪з┘Ж ╪▒╪з янШя║оя╗зя╗о╪▒я║Чя║о я╗зя╗дя╗о╪птАк.тАмтАм

тАля║│я╗┤я║Оя║│я╗▓ ╪п╪▒я║Ся╗ия║к ╪пя╗Уя║О╪╣ я╗зя╗дя║Оя╗│я╗┤я║ктАк .тАмя╗гя║О ╪з╪▓ я╗ля╗дя╗ктАм тАл╪зя║гя║░╪з╪и ┘И я║Яя║оя╗│я║Оя╗зя║О╪к я║│я╗┤я║Оя║│я╗▓ ╪п╪▒я║зя╗о╪зя║│я║ЦтАм

тАл╪зя║гя║┤я║О┘Ж тАк 27тАмя║│я║Оя╗Яя╗ктАк ╪МтАмя╗Уя║о╪▓я╗зя║к ╪▒я╗зя║Ю ┘И я╗Ыя║О╪▒тАк╪МтАмтАм

тАля╗гя╗┤я╗Ья╗ия╗┤я╗в я╗Ыя╗к я║Ся║о╪з┘К я╗│я╗Ъ ╪зя╗Чя║к╪з┘Е я╗гя║╕я║Шя║о┘Г ┘ИтАм

тАл╪вя╗зян╜я╗ия║Оя╗зя╗Ья╗к ╪п╪▒ я╗зя║Оя╗гя╗к ╪з╪┤ ╪з╪▓ я║│я╗ая╗о┘Д я╗гя║о┌п я╗зя╗┤я║░тАм

тАля╗ля╗дя║Оя╗ля╗ияоУ я║Ся║о╪з┘К ╪зя╗Ля║Шя║о╪з╪╢ я║Ся╗к я║Яя╗дя╗мя╗о╪▒┘КтАм

тАлянШя╗┤я║к╪зя║│я║ЦтАк ╪МтАм╪зяоФя║о ян╝я╗ия║к я║│я║О┘Д янШя╗┤я║╢ я║Ся╗ктАм

тАл╪зя║│я╗╝я╗гя╗▓тАм

тАля║Ся╗┤я║к╪з╪пяоФя║оя╗│я╗мя║О┘К я║Яя║Оя╗гя╗Мя╗к я╗гя╗Мя║Шя║о╪╢ я║Ся╗о╪п ┘И ╪▒╪з┘ЗтАм

тАля║ЯяоХя║ояоФя╗оя║╖яоХя║Оя╗зя╗дя║О┘ЖтАк ╪МтАмя║│я║оя╗│я╗Мя║О┘Л ╪пя║│я║Ц я║Ся╗к я╗Ыя║О╪▒тАм

тАл╪в╪▓╪з╪пя╗│я║ия╗о╪зя╗ля╗▓ ┘И я╗гя║┤я╗┤я║о янШя╗┤я║╕я╗дя║ояоФя║О┘Ж ┘ИтАм

тАля║╖я╗оя╗│я╗втАк.тАмтАм

тАля╗Ля╗Ая╗оя╗│я║Ц ╪п╪▒ я╗Ыя╗оя╗гя╗к я╗Яя╗к ╪▒╪з ╪зя╗зя║Шя║ия║О╪и я╗Ыя║о╪птАк .тАм╪з┘ИтАм тАл╪п╪▒ я╗гя║Оя╗ля╗мя║О ┘И я║│я║О┘Д ╪вя║зя║о я╗Ля╗дя║о╪┤ я╗зя╗┤я║░тАк ╪МтАм╪п╪▒тАм

тАляоФя║о╪пя╗зя║╢ ╪▒╪з ╪п╪▒ я║гя╗ая╗Шя╗к я╗Гя╗ия║О╪и я║Чя╗оя║гя║╢ я╗Чя║о╪з╪▒тАм

тАля║Ся║о╪зя║Ся║о я║╖я╗Ья╗ия║ая╗к яоФя║о╪з┘Ж ┘И я╗гя║░╪п┘И╪▒╪з┘Ж ╪з╪▒я║Чя║ая║О╪╣тАк╪МтАмтАм

тАл╪п╪з╪птАк ╪МтАм╪зя╗гя║О я║Ся║Оя╗Ля║Ъ я║╖я║к я║Чя║О ╪п┘Д я║зя╗ая╗Шя╗▓ ╪▒╪з я║Ся╗ктАм

тАля╗Ыя╗оя╗ля╗▓ ╪з╪▓ я╗гя╗Шя║О┘Ия╗гя║Ц ┘И ╪зя╗│я║┤я║Шя║О╪пяоФя╗▓ ┘И ╪п╪▒я╗│я║Оя╗│я╗▓тАм

тАл╪пя║│я║Ц ╪в┘И╪▒╪п ┘И я║Ся║о╪з┘К я╗ля╗дя╗┤я║╕я╗к ╪▓я╗зя║кяоФя╗▓тАм

тАл╪з╪▓ я║Ся║О┘И╪▒ я║Ся╗к ╪▒╪з┘З ╪в╪▓╪з╪п┘К ╪зя╗зя║┤я║О┘Ж ┘И я╗Ля║к╪зя╗Яя║ЦтАк╪МтАмтАм

тАля║Яя║О┘И╪п╪зя╗зя╗к ╪п╪▒ я╗Чя╗ая║Р я╗гя║о╪п┘Е ╪▒╪з ╪з╪▓ ╪в┘Ж я║зя╗о╪птАм

тАл╪вя╗Уя║оя╗│я║ктАк .тАмя║Чя╗ия╗мя║Оя╗│я╗▓ ╪п╪▒ я║│я╗ая╗о┘Д ╪зя╗зя╗Фя║о╪з╪п┘К я╗ля╗┤ян╜яоХя║О┘ЗтАм

тАля║│я║О╪▓╪птАк .тАмя║Яя╗ия║Тя║╢ я╗гя║О ┘И я╗Ыя╗оя╗гя╗к я╗Яя╗к ╪з╪▓ ╪зя╗│я╗ж ╪з╪▒╪з╪п┘ЗтАм

тАля║Ся║Оя╗Ля║Ъ я╗зя║╕я║к я╗Ыя╗к я║Чя║О╪▒я╗│я║ж ╪зя╗│я╗ж я╗гя║Тя║О╪▒╪▓┘З я║Яя╗дя╗Мя╗▓ ┘ИтАм

тАл┘И ╪зя╗│я╗ж я║Чя╗Ъ я╗зя║Тя║о╪п я╗зя╗┤я║о┘И яоФя║оя╗Уя║ЦтАк ╪МтАм╪зя╗гя║О ╪пя║╖я╗дя╗ия║О┘ЖтАм

тАля║╗я╗Фя╗о┘Б я╗гя╗┤я╗ая╗┤я╗оя╗зя╗▓ я╗гя╗Мя║Шя║оя║┐я╗┤я╗ж я║Ся╗к я║Ся╗┤я║к╪з╪птАк ╪МтАм╪з╪▓тАм

тАл┘ИтАм

тАля║Ся║о╪з┘КтАм

тАл╪пя╗Уя║О╪╣тАм

тАл╪з╪▓тАм

тАля║Яя║О┘ЖтАм

тАля╗гя║о╪п┘Е я║│я║Шя╗дя║кя╗│я║к┘З я╗Ыя║о╪пя║│я║Шя║О┘Ж ┘И я║Ся╗к я║Яя╗ия║Тя║╢тАм тАл╪в╪▓╪з╪пя╗│я║ия╗о╪зя╗ля╗▓ ╪п╪▒ ╪зя╗│я║о╪з┘Ж я╗гя║Шя╗Мя╗ая╗Ц ╪зя║│я║ЦтАк.тАмтАм

тАля╗Ля╗ая╗┤я║оя╗Пя╗втАм

тАл╪▓я╗зя║к┘З я║Ся║О╪п я╗│я║О╪п ┘И ╪▒╪з┘З я╗Ля║к╪зя╗Яя║Ц ┘И ╪в╪▓╪з╪пя╗│я║ия╗о╪зя╗ля║Оя╗зя╗ктАм

тАля╗Ыя╗оя╗гя╗к я╗Яя╗к я║Ся╗о╪п┘Ж ╪▒╪з я╗Ыя╗к я╗ля╗дя╗┤я║╕я╗ктАм

тАл╪п╪▒┘Ия╗ПянЩя║о╪п╪з╪▓я╗│я╗мя║О┘К я║Ся╗к ╪в┘Ж ╪зя╗Уя║Шя║ия║О╪▒ ┘И╪▒╪▓я╗│я║к┘ЗтАк ╪МтАм╪▒╪птАм

тАля║Ся╗┤я║к╪з╪пяоФя║О┘З ╪▒┌Шя╗│я╗втАк ╪МтАм╪зя║гя║┤я║О┘Ж ╪п╪▒ я╗Ыя║о╪п┘З ╪зя║│я║ЦтАк.тАмтАм тАля╗ля╗ияоХя║О┘Е ╪пя║│я║ШяоХя╗┤я║о┘К я║Ся╗▓ ╪зя║│я╗ая║дя╗ктАм

тАля╗гя║О ╪з╪▓ я╗ля╗дя╗к я╗гя║ая║Оя╗гя╗К ┘И я╗зя╗мя║О╪пя╗ля║О┘К ╪пя╗Уя║О╪╣ ╪з╪▓тАм

тАл╪▒я╗Уя╗┤я╗Ц ╪зя║гя║┤я║О┘Ж я╗Уя║Шя║Оя║гя╗▓тАм тАля╗гя║о┌п я║Ся║о ╪п┌Шя║зя╗┤я╗дя║О┘Ж ┘И я║│я╗┤я║┤я║Шя╗в я║┐я║к ╪зя╗зя║┤я║Оя╗зя╗▓тАм тАля║Яя╗дя╗мя╗о╪▒┘К ╪зя║│я╗╝я╗гя╗▓ ╪зя╗│я║о╪з┘ЖтАм тАля╗Ыя╗дя╗┤я║Шя╗к я╗гя║оя╗Ыя║░┘К я╗Ыя╗оя╗гя╗к я╗Яя╗к ╪▓я║гя╗дя║Шя╗Ья║╕я║О┘ЖтАм


DIALOG NO : 1