Issuu on Google+

‫ماهنامه فرهنگی ایرانیان مالزی سپتامبر‪2012‬‬ ‫شمـارههفتم‪/‬قیمترایگان‬

‫بابک فردوسی در تالش برای تحقق؛‬

‫رویایاسبابکشی‬ ‫بشربه مریخ‬

‫پردرآمدترینخوانندگانپاپایرانچهکسانیهستند؟‬

‫افشایپروندهپلیسیاستیوجابز‬


‫‪eekend‬هفته‪W‬‬ ‫‪Weekend‬‬ ‫‪ Weekend‬آخــر‬ ‫‪Weekend‬‬

‫در بحران ارزی چطور ریاضت اقتصادی بکشیم‪:‬‬

‫آخرهفته رایگان‬

‫مگر هر هفته چند روز تعطیلی داریم که در این اوضاع و احواالت نابسامان رینگت برایش‬ ‫برنامه ریزی هم داشته باشیم‪ .‬اصال بهترین راه برای گذراندن تعطیالت آخر هفته ای آن‬ ‫هم در اوضاع دانشجویی و گرانی ارز و فشار مضاعفی که تورم در ایران بر خانواده ها وارد‬ ‫می کند تعطیالت در بطالت است و بس‪ .‬اما بطالت را هم آداب و رسومی است که ما در‬ ‫هشت گام آن را برای شما توصیف خواهیم کرد‪:‬‬ ‫قدم اول‪ :‬با توجه به اینکه زندگی دانش��جویی در ذهن خانواده و دوست و آشنا یک‬ ‫جورهایی زندگی هیپی وار و بهم ریخته اس��ت پس شما هم حتی اگر اهل نظم و انظباط‬ ‫هستید برای بهتر اجرا شدن طرح تعطیالت آخر هفته در بطالت‪ ،‬به محض ورود به خانه‪،‬‬ ‫لب��اس هایتان را پرت کنید روی تخت‪ ،‬اگر روی مبل پرت کنید احتمال درگیری لفظی و‬ ‫دلخوری میان شما و هم خانه تان وجود دارد اما اگر همخانه ندارید حتما پرت کردن لباس‬ ‫روی مبل را فراموش نکنید‪.‬‬ ‫قدم دوم‪ :‬پاها را تا جایی که می توانید روی میز جلوی تلویزیون دراز کنید‪ .‬اگر از‬ ‫شرکت های پخش تلویزیونی مثل آسترو یا از تی ام چند کانال به درد بخور یا حتی نخور‬ ‫گرفته اید این کنترل تلویزیون وسیله مناسبی است برای ور رفتن و کانال به کانال عوض‬ ‫کردن و گذراندن اوقات در بطالت‪.‬‬ ‫قدم س�وم‪ :‬حاال که از گرس��نگی در حال ضعف کردن هس��تید‪ ،‬بی خیال مرغ و‬ ‫فسنجون و ‪ ...‬که عمرن اگر حس پختنش را داشته باشید‪ .‬اوضاع اقتصادی را هم ندیده‬ ‫نگیرید و بیخودی به پیتزا دومینو غذا سفارش ندهید مگر کوپن مفتی گیر آورده باشید که‬ ‫در زمان ریاضت اقتصادی هیچی با حال تر از کوپن غذای مفتی نیست‪ .‬لطف بفرمایید دو‬ ‫الی س��ه تخم مرغ نه بیش��تر را در یک ماهیتابه با روغن خیلی کم اندازه یک اشک چشم‬ ‫نیمرو کرده میل کنید‪ .‬اگر به ثروت پدرتان می نازید و خیلی خوشحال هستید که پدر مایه‬ ‫داری شما را در ایران ساپورت می کند می توانید از دو عدد گوجه فرنگی هم استفاده کرده‬ ‫و املتی خود را مهمان کنید‪.‬‬ ‫قدم چهارم‪ :‬اینترنت پر س��رعت گرفتی برای چی ؟ خب سری به‬ ‫سایت های دانلود فیلم بزن در دوران ریاضت اقتصادی دانلود قانونی‬ ‫و غیر قانونی هر اثر هنری از شیر مرغ هم حالل تر است حتی اگر‬ ‫مرغ شیر نداشته باشد‪ .‬من جرات نمی کنم هیچ کدام از فیلم های‬ ‫بی مزه ایرانی روز را به شما توصیه کنم و هنگام نوشتن این بطالت نامه‬ ‫هم هنوز نمی دانم سری سوم قلب یخی قابل دانلود هست یا خیر ‪ ...‬به هر‬ ‫حال هر فیلم مفتی دیدنش بهتر از یک هزینه چند رینگتی در سینماهای‬ ‫مالزی است حتی اگر فیلم دیده شده شاهکار سینمای جهان باشد‪.‬‬

‫قدم پنجم‪ :‬همه مجتمع های مالزی به استخر مجهز هستند یک بار هم که شده‬ ‫برای رضای خدا و حالل ش��دن پولی که به صاحبخانه می دهی س��ری به استخر یا اتاق‬ ‫ورزش مجتمع بزن‪.‬‬ ‫قدم ششم‪ :‬برای ایجاد تنوع اگر با استخر خانه خودتان حال نکردی سری به خانه‬ ‫دوستی‪ ،‬آشنایی کسی بزن‪ ،‬به خصوص سر زدن به افراد متاهل توصیه می شود‪ .‬استخر را‬ ‫بهانه کن و شامی یا ناهاری چیزی آنجا چترت را باز کن‪.‬‬ ‫قدم هفتم‪ :‬می توانی یکی از دوستانت را که در زدن حرفهای بی ربط متبحر است‬ ‫انتخاب کنی‪ ،‬با او تماس بگیری و به خانه ات دعوتش کنی‪ .‬ساعت ها به حرف های بی‬ ‫ربطش گوش بدهی و حال پاسخ دادن هم نداشته باشی‪.‬‬ ‫قدم هشتم‪ :‬دوستت را برای ادامه بطالت از خانه بیرون می کنی تا آخر تعطیالت‬ ‫هیچ کاری نمی کنی و مدام از بلوف ها و وراجی های دوستت حرص می خوری‪،‬‬ ‫از باقی مانده هر چه در یخچال گیر می آید می خوری و س��عی می کنی‬ ‫بخوابی تا فردا زودتر به کالس یا س��ر کار بروی و خوشحالی از پایان‬ ‫این تعطیالت کذایی‪.‬‬ ‫بزرگترین حسن تعطیالت در ریاضت اقتصادی قدردانی روزهایی است‬ ‫که س��ر کار یا کالس می روی تا بدانی چقدر دلت برایشان تنگ شده‪.‬‬ ‫دیگر گذشت زمانی که لحظه شماری می کردی برای تعطیالت آخر هفته‬ ‫‪ ،‬دیگر گذش��ت رینگت ‪ 400‬تومانی‪ ،‬حاال رینگت به اوج رسیده و تو باید با‬ ‫خرج کردنش خداحافظی کنی‪...‬‬ ‫نیـمنـگاه‬

‫نشریه فرهنگی ایرانیان مالزی‬

‫‪5‬‬


‫نیم نگاه‬ ‫نشریه فارسی‌زبانان در کواالالمپور‬ ‫شماره نهم‪ ،‬اکتبر ‪2012‬‬ ‫صاحب امتیاز‬ ‫علی اکبر نوروزیان (آرین یونیک)‬ ‫سردبیر‬ ‫زیر نظر شورای سردبیری‬ ‫طراح و گرافیست‬ ‫علی عبدوس‬ ‫دبیر تحریریه‬ ‫سحر بیاتی‬ ‫نویسندگان‬ ‫رضا لیاقت ورز‪ ،‬صدرا نحقق‪ ،‬بهنام صابر نعمتی‪ ،‬پویان فخرایی‪ ،‬زهرا مهاجری‪ ،‬جواد‬ ‫حیدریان‪ ،‬فرهاد رستمی وند‪ ،‬محسن آقا بزرگ زاده‪ ،‬میترا زرگر‪ ،‬الهه شاکر‪،‬‬ ‫مهران رحیمی‪ ،‬شاهین یوسفی‪ ،‬عامر یگانه‪ ‬فر و باتشکر از شهرام فرهنگی‬ ‫اموربازرگانیوتبلیغات‬

‫سعیدی‬

‫‪0172638189‬‬

‫امورفنی و پشتیبانی سایت‬ ‫بهروز جزایری‬ ‫نیم‌نگاه نشریه‌ای است فرهنگی برای خواندن‪ .‬این نشریه وابستگی و‬ ‫گرایش عقیدتی و سیاسی به گروه خاصی ندارد و تمام حقوق این اثر متعلق به‬ ‫شرکت آرین یونیک است‪ .‬نیم نگاه برای ایرانیان مقیم مالزی و تحت قوانین این‬ ‫کشور منتشر می گردد‪ .‬این نشریه مسئولیتی در قبال محتوی آگهی‌ها‬ ‫ندارد‪ .‬برخی از مطالب این شماره برگرفته از مطالب همکاران ما در‬ ‫گروه مجالت همشهری است‪.‬‬ ‫‪Address: Unit 22.1, Level 22, Menara Gensis, 33 Jalan Sultan‬‬ ‫‪Ismail, 50250 Kuala Lumpur.‬‬ ‫‪Email: info@nimnegah.com.my‬‬ ‫‪Website: http://www.nimnegah.com.my‬‬ ‫‪Facebook: http://www.facebook.com/nimnegah‬‬

‫‪4‬‬

‫نیـمنـگاه‬

‫نشریه فرهنگی ایرانیان مالزی‬


‫گلزار بدل شده‪ ،‬درست مثل یکی‬ ‫از بازیگران نقش «جیمز باند» که‬ ‫یکی از پاهایش‪ ،‬کج است‪ .‬باالخره‬ ‫هر هنرپیش��ه ای یک ایراد جزیی‬ ‫دارد و باید با این ایرادها کنار آمد‪.‬‬ ‫ام�ا میمیک گلزار ه�م کامال جدی‬

‫و دور از ه�ر انعطاف�ی اس�ت و اینها‬

‫ایرادات جزیی نیستند‪.‬‬

‫به هر حال من که مدرس��ه بازیگری ندارم تا به‬ ‫بازیگران کم توان کمک کنم‪ .‬من فقط می‌خواستم‬ ‫از گل��زار به عنوان هنرپیش��ه نقش اصلی فیلمم‬ ‫استفاده کنم و س��عی کردم فیلمبرداری را‬ ‫هم طوری پیش ببرم که این ایرادات‬ ‫کمتر به چشم بیاید‪.‬‬

‫نیـمنـگاه‬

‫نشریه فرهنگی ایرانیان مالزی‬

‫‪7‬‬


‫محمد بانکی‪:‬‬

‫راه رفتنگلزار ایراد دارد‬

‫محمد بانکی‪ ،‬خیلی سال پیش از این‪ ،‬یعنی از اواخر دهه چهل کارش را به عنوان بازیگر‬ ‫نقشهای مکمل در فیلمفارسی‌ها آغاز کرد و این بازیگری در نقشهای فرعی را تقریبا چهار‬ ‫دهه ادامه داد تا در اواخر دهه هشتاد‪ ،‬توانست اولین فیلم خود در مقام کارگردان را با عنوان‬ ‫«دو خواهر» جلوی دوربین ببرد‪.‬فیلمی که به واسطه حضور محمدرضا گلزار‪ ،‬فروش نسبتا‬ ‫خوبی هم داشت‪.‬این فروش باال‪ ،‬بانکی را واداشت که فیلم دومش را هم در حال و هوای‬ ‫فیل��م قبلی و البته باز هم با حضور گلزار بس��ازد‪ ،‬اما این فیلم در رقابت با فیلمهایی مانند‬ ‫«کاله قرمزی و بچه ننه» و حتی «ضدگلوله» شکس��ت تجاری سختی خورد‪ .‬بانکی اما‬ ‫هنوز شکس��تش را باور نکرده و امیدوار است با ادامه اکران فیلمش در شهرستانها‪ ،‬الاقل‬ ‫هزینه هشتصد میلیونی تولید فیلمش را برگرداند‪.‬‬ ‫برخالف پیش‌بینی‌ها‪« ،‬تو و من» نتوانس�ت در کشاندن مخاطبان به سینما موفق‬ ‫باشد‪ .‬چرا؟‬

‫فروش فیلم‪ ،‬آن قدرها هم نومیدکننده نبوده‪ .‬باید درنظر بگیرید که فیلم ما اواخر شهریور‬ ‫روی پرده رفت‪ ،‬یعنی دورانی که آخرین مسافرت‌های تابستانی مردم انجام می‌شود‪ .‬من از‬ ‫دهه ‪ 40‬در سینما بوده ام و از آن موقع تاکنون همواره دیده ام که اواخر شهریورماه‪ ،‬فروش‬ ‫فیلمها با افت مواجه می‌شود و این مختص فیلم من نیست‪.‬‬ ‫اما شما قبل از اکران این فیلم گفته بودید که اگر فیلمی خوب باشد‪ ،‬در هر زمانی‬

‫که روی پرده برود می‌فروشد‪.‬‬

‫ب��از هم همین را می‌گویم‪ .‬من خودم ع��ادت دارم که در هفته‌های ابتدایی اکران‪ ،‬در کنار‬ ‫مردم عادی به تماش��ای فیلم بنش��ینم و نظر مخاطب را جویا ش��وم‪ .‬اگر مخاطب از فیلم‬ ‫خوش��ش آمده بود‪ ،‬من هم برای فیلم تبلیغ می‌کنم‬ ‫و اگر مخاطب نظرش منفی بود‪ ،‬سعی می‌کنم‬ ‫تبلیغات بیش از حد برای فیلم ام انجام ندهم‪.‬‬ ‫درب��اره «تو و من» هم‪ ،‬تقریبا هر کس که‬ ‫فیلم را دیده‪ ،‬از آن راضی بوده‪.‬‬ ‫یعنی تمام آنها که فیلم را دیده اند‪ ،‬از‬

‫خط داستانی تکراری آن که همچنان‬ ‫درگی�رودار فیلمفارس�ی هاس�ت‪،‬‬ ‫رضایت داشتند؟‬

‫ م��ن به صورت نس��بی درباره‬‫رضایت مخاطبان صحبت کردم‬ ‫و درباره موضوع فیلم هم همین‬ ‫قدر بگویم که ب��ا بحرانی که در‬ ‫سینمای ما وجود دارد‪ ،‬تنها یک راه‬ ‫برای کشاندن مخاطبان به سینما‬ ‫وج��ود دارد و آن ه��م تکی��ه بر‬ ‫همین الگویی است که می‌بینید!‬ ‫ش��ک نکنید که اگر اندکی از این‬ ‫الگوه��ا عدول کنیم‪ ،‬همین مخاطبان‬ ‫اندک را هم نخواهیم داشت‪.‬‬ ‫‪6‬‬

‫نیـمنـگاه‬

‫نشریه فرهنگی ایرانیان مالزی‬

‫اما کاهش شدید مخاطبان «تو و من» نسبت به «دو خواهر»‪ ،‬نشان دهنده آن است‬

‫که مخاطبان هم از مسیری که شما در پیش گرفته اید رویگردان شده‌اند‪.‬‬

‫ما دست مان باز نیست که هر چه دلمان می‌خواهد بسازیم! فکر می‌کنید من دلم نمی‌خواهد‬ ‫یک سوژه اجتماعی صریح را دستمایه خلق فیلمنامه کنم؟! چرا‪ ،‬ولی اوال به لحاظ دریافت‬ ‫مجوز ساخت برای تولید این گونه سوژه‌ها با مشکل روبروییم و ثانی ًا به لحاظ تأمین بودجه‪،‬‬ ‫من نمی‌توانم با س��رمایه بخش خصوصی به س��راغ ساخت فیلمی بروم که دریافت مجوز‬ ‫ساختش هم با «اما» و «اگر» روبرو است‪ ،‬مجوز نمایش که جای خود دارد‪!.‬‬ ‫آیا نمی‌ش�ود با سود فیلمهایی تجاری مثل «دو خواهر»‪ ،‬زمینه‌ای فراهم کرد برای‬

‫تولید آثاری کمی متفاوت‌تر؟‬

‫می‌شود‪ ،‬اما این‪ ،‬یک ریسک بزرگ است‪ .‬دقیق ًا به همین دلیل است که تمام فیلمهایی که‬ ‫به اصطالح درونمایه‌ای نو دارند و به نوعی ساختارشکن هستند‪ ،‬با بودجه کالن ارگانهای‬ ‫دولتی س��اخته می‌ش��وند و به ارگانهایی مانند فارابی یا شهرداری وابستگی مالی دارند‪ ،‬در‬ ‫صورتی که ما دیناری از بخش دولتی نمی‌گیریم و با بودجه شخصی فیلم می‌سازیم‪ .‬شک‬ ‫نکن��د که اگر کمکهای دولتی شامل حال ما هم بشود‪ ،‬ما هم بدمان نمی‌آید که سوژه‌های‬ ‫خاص و البته نو را دستمایه کار کنیم‪ .‬خیالتان را راحت کنم‪ ،‬بخش خصوصی واقعا در تنگنا‬ ‫اس��ت‪ .‬باورتان نمی‌شود که من در ابتدای اکران فیلم«تو و من»‪ ،‬وقتی برای اجاره بیلبورد‬ ‫اقدام کردم‪ ،‬صحبت از اجاره‌ای ششصد هزار تومانی برای ده روز بود‪ ،‬اما به فاصله یک هفته‪،‬‬ ‫این رقم به یک میلیون و چهارصد هزار تومان رسید! وقتی قیمتها چنین بی‌ضابطه در کشور‬ ‫ما رشد می‌کنند معلوم است که بخش خصوصی هم جرات ریسک کردن ندارد‪ .‬همین االن‬ ‫یک فیلم متوسط‪ ،‬از ابتدای تولید تا اکران آن‪ ،‬هزینه‌ای حدود ‪ 700‬میلیون تومان را روی‬ ‫دست تهیه کننده می‌گذارد‪ ،‬اما واقعا چند فیلم در سال جاری توانسته‌اند فروشی در همین‬ ‫حد داشته باشند؟حدوداً ‪ 800‬میلیون تومان صرف ساخت این فیلم شد و تا این لحظه هم‬ ‫فروش فیلم‪ ،‬مطابق انتظاراتم نبوده‬ ‫شما برای نقش اول فیلم از گلزار استفاده کردید تا با این تمهید‪ ،‬حداقل بخشی از‬

‫مخاطبان را به سینماها بکشانید‪ .‬فکر می‌کنید چرا دیگر مخاطب عام هم به گلزار‬

‫روی خوش نشان نمی‌دهد؟‬

‫من از گلزار استفاده نکردم که فروش فیلم ام بیشتر شود‪ .‬هر کس فیلم می‌سازد‪ ،‬باید برود‬ ‫سراغ سوپراستار تا فیلمش جلوه خوبی داشته باشد و به این طریق‪ ،‬فروش فیلمش هم باالتر‬ ‫برود‪ .‬هنرپیش��ه‪ ،‬مهم اس��ت‪ ،‬اما مهمتر از هنرپیشه‪ ،‬خو ِد فیلم است‪ .‬اگر فیلم‪ ،‬خوب باشد‪،‬‬ ‫هنرپیشه هم به روند فروش کمک می‌کند‪.‬‬ ‫پس اینکه فیلم شما خوب نفروخته‪ ،‬به این برمی گردد که خو ِد فیلم خوب نبوده؟‬

‫باید کمی صبر کنیم و بعد از پایان اکران فیلم در شهرستانها در این باره صحبت کنیم‪.‬‬

‫درباره گلزار همواره این انتقاد وجود داشته که او علیرغم خوش چهره بودن‪ ،‬بازیگر‬ ‫خوبی نیس�ت‪ ،‬طوری که بعد از س�الها حضور در س�ینما‪ ،‬حتی راه رفتن در برابر‬

‫دوربین را هم نیاموخته است! شما که دو تجربه همکاری با گلزار داشتید‪ ،‬چرا برای‬

‫رفع این نقیصه‌ها اقدام نکردید؟‬

‫اگر ش��ما دقت کرده باش��ید می‌بینی��د که من حتی یک پ�لان از راه رفتن گلزار هم فیلم‬ ‫نگرفت��ه‌ام‪ .‬س��ر صحنه «دوخواهر» هم بارها به او گفتم که راه رفت��ن‌اش ایراد دارد و از او‬ ‫خواستم سعی کند تا راه رفتن‌اش را اصالح کند‪ ،‬اما متاسفانه این شیوه راه رفتن به عادت‬


‫یوسف تیموری ازهمسر‬ ‫تایلندیشمیگوید‬ ‫یوس��ف تیموری در تازه‌ترین گفتگویش از س��ختیهای ازدواج با ی��ک دختر ایرانی و‬ ‫همچنی��ن از خاطره اولین باری می‌گوید که فرزندش را دید! به گزارش ش��بکه ایران‬ ‫یوسف تیموری بازیگر طنزهای تلویزیونی که ازدواجش با یک دختر تایلندی بدجوری‬ ‫م��ورد توج��ه مخاطبان قرار گرفته در ت��ازه ترین گفتگویش که به همراه همس��رش‬ ‫صورت گرفته درباره دالیل ازدواج خود با یک غیرایرانی صحبت کرده اس��ت‪ .‬در این‬ ‫گفتگو که با شهرام زمانی و هدی ایزدی در «نسل امروز» انجام شده عالوه بر یوسف‬ ‫تیموری و همسرش فرزند کوچک آنها آرمین هم حضور داشته است‪.‬‬ ‫یوسف تیموری‪ :‬ازدواج با یک‬ ‫دختر ایرانی سخت بود‬ ‫برای بازیگری مثل من‪ ،‬ازدواج با یک دختر ایرانی کمی سخت‬ ‫بود‪ .‬به دلیل اینکه ناخودآگاه زمینه ذهنی نسبت به میزان جدیت‬ ‫حرف های من داش��تند که شاید دروغ است و من در حال نقش‬ ‫بازی کردنم‪ .‬واقعیت این است که به مسئله زندگی مشترک جدی‬ ‫نگاه نمی کردند یا کمتر این نگاه را داشتند‪.‬‬ ‫با توجه به رسم و رسومات کشور تایلند امکان داشتن همسر‬ ‫دوم وج��ود ندارد و زنان آنج��ا به هیچ وجه با‬ ‫همسر دوم کنار نمی آیند‪ .‬وقتی‬ ‫من برایش توضیح دادم که‬ ‫در کشور ما میشود چند‬ ‫همس��ر داش��ت واقع��ا‬ ‫تعج��ب ک��رده ب��ود و‬ ‫باورش نمی ش��د‪ .‬چون‬ ‫اص�لا در فرهن��گ آنها‬ ‫چنی��ن مس��ئله ای وجود‬ ‫ندارد‪.‬‬

‫اولین باری که فرزندم آرمین را دیدم خیلی توی ذوقم خورد (می خندد)‪ .‬دیدم کامال شبیه‬ ‫همسرم است‪ .‬اما رفته رفته که بزرگتر شد به من هم شبیه شد‪ .‬به آرمین یکی دو کار برای‬ ‫بازی پیشنهاد شد که من مخالفت کردم‬ ‫آرمین هر صبح که از خواب بیدار می شود‪ ،‬اول از همه عکس من و مادرش را می بوسد‪.‬‬ ‫خانم تیموری‪ :‬فکر میکردم یوسف دروغ گفته‬ ‫و بازیگر نیست‬ ‫اوایل فکر می کردم شاید یوسف به من دروغ گفته که بازیگری است که تا این حد‬ ‫شهرت دارد‪ ،‬شاید به خاطر اینکه در همه حال شوخی می کرد‪ ،‬می گفت و می‬ ‫خندید‪ .‬جالب است بدانید روزهای اول فکر می کردم ممکن است با چند تا از‬ ‫دوستانش هماهنگ کرده که جلوی من از او امضاء و عکس بگیرند تا به نظر‬ ‫بیاید آدم معروفی است‪ .‬اما بعد متوجه شدم که دروغ نگفته و واقعا یک بازیگر‬ ‫معروف و محبوب در ایران اس��ت‪ .‬من فکر می کردم که ایران کش��ور‬ ‫خلوتی اس��ت و خیلی با کش��ورهای دیگر در ارتباط نیست‪ .‬حتی‬ ‫فکر می کردم حال و هوای این کش��ور مثل کشورهایی‬ ‫همچون پاکستان و افغانستان یا عراق است‪ .‬اما‬ ‫بعد از آشنایی با یوسف کال نظرم عوض شد‪.‬‬ ‫قبال فکر می کردم این کش��ور‪ ،‬کامال‬ ‫تاریخی و قدیمی اس��ت و چندان‬ ‫مدرن نشده اما بعد از آشنایی با‬ ‫یوسف و رفت وآمد به ایران‬ ‫فهمیدم ک��ه کامال مدرن‬ ‫هم ش��ده و رواب��ط زیاد و‬ ‫خوبی با بقیه کشورها دارد‪.‬‬ ‫ب��ار اول ک��ه یوس��ف را‬ ‫دی��دم فکر می کردم اهل‬ ‫ترکیه یا کش��ورهای عربی‬ ‫غیرخلیجی باشد‪.‬‬

‫نیـمنـگاه‬

‫نشریه فرهنگی ایرانیان مالزی‬

‫‪9‬‬


‫فرهنگ و هنر‬

‫تنها زن رزمی‪ ‬کا ‌ر که بدون بدل حرکات نمایشی خطرناک انجام می‌دهد‬

‫ملکه سینـــمای رزمی‬ ‫میشل یکی از گران‌ترین بازیگران زن آسیایی است و باالترین دستمزد را به عنوان بازیگر‬ ‫زن چینی می‌گیرد‪ ،‬اما جالب اینجاست که او اصال چینی بلد نیست و خودش را یک ماالیی‬ ‫می‌داند‪ .‬شاید تاکنون فقط نام بازیگران مرد را در عرصه هنرهای رزمی شنیده باشید‪ ،‬اما‬ ‫اگر از عالقه‌مندان به این رشته باشید حتما میشل یوه‪ ،‬بازیگر برجسته زن چینی‪ -‬ماالیی‬ ‫را هم می‌شناس��ید‪ .‬او در فیلم‌های اکشن و رزمی بسیاری بازی کرده که معروف‌ترین آنها‬ ‫«ببرخیزان و اژدهای پنهان» است‪.‬‬ ‫میشل یوه توانسته به عنوان یک بازیگر زن‪ ،‬نام خود را در کنار رزمی‌کارانی چون بروس‌لی‪،‬‬ ‫ج��ت ل��ی و تونی جا قرار دهد‪ .‬او یکی از معدود زنان رزمی‌کاری اس��ت که با توانایی‌های‬ ‫باالیش در اجرای نقش‌ها توانس��ته به چهره و نامی مان��دگار در عرصه فیلم‌های رزمی و‬ ‫اکشن تبدیل شود‪.‬‬ ‫میشل یوه با نام اصلی «اتو میشل یوه چو خنگ» در ششم آگوست ‪ 1962‬در شهر ایپوه در‬ ‫غرب مالزی در خانواده‌ای چینی متولد ش��د‪ .‬از همان آغاز کودکی به ورزش عالقه زیادی‬ ‫داشت؛ ‪ 4‬ساله بود که به فراگیری حرکات نمایشی پرداخت و در این زمینه مهارت زیادی‬ ‫پیدا کرد‪ .‬در ‪ 15‬سالگی برای ادامه تحصیل به همراه والدینش راهی انگلیس شد‪.‬‬ ‫چیزی نگذشت که به دلیل عالقه فراوان به حرکات نمایشی به آکادمی سلطنتی نمایش‌های‬ ‫لندن راه پیدا کرد و این کار را به صورت حرفه‌ای دنبال کرد اما یک آسیب نخاعی باعث شد‬ ‫تا نتواند این کار را به سرانجام برساند و در عوض به سمت طراحی و هنرهای خالق دیگر‬ ‫رفت و لیسانس خود را در زمینه هنرهای خالق با گرایش نمایش دریافت کرد‪ .‬سال ‪1983‬‬ ‫وقتی تازه ‪ 21‬ساله شده بود در مسابقه ملکه زیبایی مالزی شرکت کرده و به مقام اول رسید‪.‬‬ ‫از همین جا زندگی میشل یوه تغییر کرد و او وارد بازار فیلم و سینما شد‪.‬‬ ‫بعد از این مس��ابقات یک کمپانی تولید س��اعت از او دعوت کرد تا در یک آگهی تبلیغاتی‬ ‫حضور داش��ته باشد‪ .‬میش��ل یوه به همراه جکی چان در این آگهی ظاهر شد و تصویرش‬ ‫روی صفحه جادویی رفت و همین مس��ئله باعث ش��د تا توجه کمپانی معروف تولید فیلم‬ ‫هنگ‌کنگی‪« ،‬دی اند بی» را جلب کند‪ .‬بعد از این آگهی در آگهی‌های تبلیغاتی دیگری هم‬ ‫ظاهر شد و چند فیلم هم بازی کرد‪.‬‬

‫اوج شهرت‬ ‫میش��ل از س��ال ‪ 1985‬حرفه هنرپیش��گی را به صورت جدی دنبال ک��رد و در چند فیلم‬ ‫رزمی نقش‌های کوچکی ایفا کرد‪ .‬فیلم جغد و دامبو (‪ ،)1984‬بله مادام (‪ ،)1985‬ستاره‌های‬ ‫خوش‌اقبال بدرخش��ید (‪ ،)1985‬در راه وظیفه (‪ ،)1986‬جنگجویان ش��ریف (‪ )1987‬و پول‬ ‫آسال (‪ )1987‬از فیلم‌های مشهور او در این سال‌ها هستند‪ .‬سال ‪ 1987‬او با دیکسون پون‪،‬‬ ‫مدیر کمپانی فیلم‌سازی دی‌اندبی ازدواج کرد و از هنرپیشگی دست کشید‪ .‬ازدواج این زوج‬ ‫فقط ‪ 5‬س��ال دوام داشت و میشل یوه بعد از جدایی در سال ‪ 1992‬دوباره به صحنه سینما‬ ‫بازگشت‪.‬‬ ‫اولین فیلمی که پس از بازگشت به صحنه سینما در آن نقش‌آفرینی کرد داستان پلیس ‪ 3‬بود‬ ‫که بخش‌هایی از آن در کواالالمپور فیلمبرداری شد‪ .‬او در این فیلم با جکی چان همبازی‬ ‫ش��د و نقش��ش را به خوبی ایفا کردوآن‌قدر خوب ظاهر شد که جکی چان به استعدادهای‬ ‫درخشان او در زمینه هنرهای رزمی ایمان آورد‪.‬‬ ‫جالب است بدانید که میشل یوه هرگز در عمرش آموزش های رزمی ندیده بود و هیچ‌وقت‬ ‫هم به دنبالش نرفت‪ ،‬او تنها از حسش و تکنیک‌ها و متدهای هنرهای نمایشی در حرکاتش‬ ‫استفاده می‌کرد و با مهارت این حرکات را با حس و حال رزمی که کارگردان به او خط می‌داد‬ ‫ترکیب کرده و حرکات زیبای نمایشی‌اش را به اجرا می‌گذاشت‪ .‬او تنها زن رزمی‌کاری است‬ ‫‪10‬‬

‫نیـمنـگاه‬

‫نشریه فرهنگی ایرانیان مالزی‬


‫پیرامون خداحافظی هدیه تهرانی‪ ،‬کتایون ریاحی‪ ،‬مریم امیرجاللی و سایر بازیگران از سینما‪:‬‬

‫خداحافظ سینما‬

‫«هدیه تهرانی از سینما خداحافظی کرد»؛ اين خبر چندروز پیش در خبرگزاري‌ها منتشر‬ ‫ش��د تا به اين نتيجه برسيم كه سرعت افزايش خداحافظي بازيگران از سينما هر روز در‬ ‫حال افزايش اس��ت‪ .‬تهراني در صفح ‌ه ش��خصی‌اش در یکی از ش��بکه‌های اجتماعی از‬ ‫شرایط ایجاد شده در بازیگری گله کرده است‪ .‬تهرانی که یکی از اعضای تیم بازیگری‬ ‫مجموعه قلب یخی است به دلیل صدور چک بالمحل بابت حق‌الوکاله و هزینه دادرسی‬ ‫و پرداخت خس��ارت تاخیر و تادیه برای نمایش��گاه عکس «آبان‌گان» به پرداخت مبلغ‬ ‫‪ ۴۶۳۲۵۶۲۷۰‬ریال محکوم شده است‪.‬‬ ‫او در اين‌باره گفته‪« :‬با این وضعیتی که به وجود آمده دیگر برای س��ینمای ایران کاری‬ ‫انجام نخواهم داد چون تالش‪ ،‬بی‌حاصل است و واقعا خسته شدم از این همه حذف و این‬

‫همه سختی که بازیگران تحمل می‌کنند‪ .‬تئاتر کار می‌کنیم‪ ،‬اجازه اجرا نداریم‪ .‬فیلم بازی‬ ‫می‌کنیم اکران نمی‌شود‪ .‬گالری عکس می‌گذاریم تا ‪ ۱۰‬سال بعد باید جواب پس بدهی‪.‬‬ ‫ش��ايد اين اتفاق براي اهالي سينما خيلي مهم باشد اما به نظر نمي‌رسد كه براي افرادي‬ ‫غير از سينمايي‌ها اهميت چنداني داشته باشد! به فاصله حدود دو ماه پيش از اين اتفاق‪،‬‬ ‫«الدن طباطبايي» هم از اين دنيا خداحافظي كرد‪ .‬آن‌هم به خاطر يادداشتي كه پس از‬ ‫پخش سري دوم شام ايراني در يكي از روزنامه‌هاي دولتي منتشر شد‪.‬‬ ‫در اين يادداشت آمده بود كه «جناب بیرنگ قصد داشته با ساخت «شام ایرانی» فقط و‬ ‫‪8‬‬

‫نیـمنـگاه‬

‫نشریه فرهنگی ایرانیان مالزی‬

‫فقط تجمل و ثروتی که در زندگی بازیگرانی درجه س��وم مانند الدن طباطبایی و س��حر‬ ‫زکریا وجود دارد را به مخاطبان عرضه کند‪ ».‬بعد از انتشار اين يادداشت الدن طباطبايي‬ ‫هم يادداش��تي در باني فيلم منتشر كرد و در آن اعالم كرد كه براي هميشه از بازيگري‬ ‫خداحافظي مي‌كند‪.‬‬ ‫تيرماه امسال هم ش��ايعه كناره‌گيري پرويز پرستويي از بازيگري هم در رسانه‌ها منتشر‬ ‫ش��د كه بعدا توس��ط خود پرستويي تكذيب ش��د و گفت‪« :‬به بازيگري تعصب دارم و به‬ ‫اي��ن راحتي از آن كناره‌گيري نمي‌كن��م‪ ».‬در همان اثنا خبر كناره‌گيري امين حيايي هم‬ ‫منتشر شد‪.‬‬ ‫حيايي درباره كناره‌گيري‌اش گفته بود‪« :‬خود من تصميم گرفتم كنار بروم تا تهيه‌كنندگان‬ ‫به اين فكر نكنند كه امين‌حيايي هست و فيلم هم مي‌فروشد‪ .‬آنها بايد بدانند استعدادهاي‬ ‫زيادي پشت در سينما هستند كه بايد به آنها فرصت داد و از آنها استفاده كرد‪».‬‬ ‫مهناز افش��ار‪ ،‬سوپراس��تار زن سينما هم در سال گذش��ته در گفت‌وگو با مجله ‪ 24‬گفته‬ ‫بود‪« :‬من االن در س��ن ‪34‬س��الگی دارم به این فکر می کنم ک��ه یک کارنامه خوب و‬ ‫پربار داش��ته باش��م و بگویم خداحافظ‪ .‬خیلی دغدغه فیلم‌های بعدی را هم ندارم‪ ».‬و با‬ ‫اين جمله در آن مصاحبه همه به اين نتيجه رس��يدند كه افش��ار هم مي‌خواهد به زودي‬ ‫از بازيگري خداحافظي كند‪ .‬تابستان امسال هم مريم اميرجاللي گفته بود براي هميشه از‬ ‫دنياي بازيگري خداحافظي مي‌كند و وارد دنياي موسيقي مي‌شود‪« :‬چون تصمیم گرفتم از‬ ‫سینما و تلویزیون به طور کلی خداحافظی کنم بنابر این وارد حرفه اصلی خودم موسیقی و‬ ‫آواز شدم و دوست دارم این کار را که عالقه اصلی‌ام است ادامه دهم‪ ».‬او حتي بعد از اين‬ ‫خبر هم كنسرت برگزار كرد‪.‬‬ ‫قبل از همه اينها‪ ،‬كتايون رياحي اولين كسي بود كه به داليلي كه چندان مشخص نبود‬ ‫براي هميش��ه از بازيگري خداحافظي كرد‪ .‬او در خرداد س��ال ‪ 88‬به خاطر تنگ‌نظري‌ها‬ ‫براي هميشه بازيگري را كنار گذاشت‪ .‬خداحافظي بازيگران همچنان ادامه دارد‪.‬‬


‫که جکی چان همیشه قبولش داشته و به او اجازه می‌داد که در فیلم‌ها بدون استفاده از بدل‬ ‫حرکات خطرناک را اجرا کند‪.‬‬ ‫فیلم داستان پلیس با حضور میشل یوه آن‌قدر موفق بود که میشل یوه را به عنوان بهترین‬ ‫بازیگر زن رزمی در دنیای سینما معرفی کرد و از مرزهای کشور فراتر رفته و در آمریکای‬ ‫شمالی هم به نمایش گذاشته شد و به این ترتیب نام میشل در سراسر جهان درخشید اما‬ ‫این بار نه به خاطر زیبایی‌اش بلکه به عنوان یک ستاره درخشان در عرصه فیلم‌های رزمی‪.‬‬ ‫تا سال ‪ 1993‬در ‪ 6‬فیلم دیگر ظاهر شد و شهرتش دو چندان شد و توانست به‌هالیوود هم‬ ‫راه پیدا کند‪ .‬در این زمان او گرانقیمت‌ترین بازیگر زن آسیایی بود و بیشترین دستمزد را بین‬ ‫همکاران و هم‌قطارانش می‌گرفت‪.‬‬ ‫میشل یوه در کنار جیمز باند‬ ‫میش��ل یوه حاال دیگر یک ش��خصیت سرشناس در دنیای سینما ش��ده بود‪ ،‬خصوصا در‬ ‫هنگ‌کنگ و آسیا؛ اما بین مخاطبان غربی هنوز چندان جایگاهی نداشت تا اینکه در سال‬ ‫‪ 1997‬نقشی از طرف کارگردان هجدهمین سری از فیلم‌های جیمز باند به او پیشنهاد شد‬ ‫و میشل در نقش وای لین‪ ،‬مامور مخفی ارتش چین در فیلم «فردا هرگز نمی‌میرد» مقابل‬ ‫جیمز باند نقش‌آفرینی کرد‪ ،‬این فیلم ‪ 125‬میلیون دالر فروش کرد و میشل در دنیای غرب‬ ‫نیز به شهرت رسید‪.‬‬ ‫بعد از جیمز باند نقش‌آفرینی در فیلم‌های ماتریکس هم به او پیش��نهاد شد اما به دلیل پر‬ ‫بودن برنامه‌هایش و چند فیلمبرداری دیگر نتوانست بازی در این نقش را قبول کند و همیشه‬ ‫از این موضوع افسوس می‌خورد‪ .‬اما این پایان فعالیت‌های او د‌ر هالیوود نبود‪ ،‬او تازه در راهی‬ ‫قدم گذاش��ته بود که تا اس��کار هم او را رساند‪ .‬او در فیلم‌های مطرح دیگری چون «پیک‬ ‫مهتاب» (‪« ،)1999‬ببر خیزان و اژدهای پنهان» (‪ )2000‬هم بازی کرد که این فیلم‌ها برنده‬ ‫جایزه اسکار شدند‪.‬‬ ‫کارنامه فعالیت‌های او‬ ‫میش��ل موفقیت‌های زیادی در عرصه سینما کس��ب کرده و با بازیگران معروف بسیاری‬ ‫همبازی شده است‪ .‬سال ‪ 2001‬به عنوان بهترین بازیگر برجسته جهان در جشنواره شووست‬ ‫شناخته شد و بعد از آن در سال ‪ 2002‬کمپانی فیلم خودش را تاسیس کرده و فیلم «لمس»‬ ‫را کارگردانی و تولید کرد‪.‬‬ ‫س��ال ‪ 2005‬فیلم «خاطرات یک گیشا» را به کارگردانی راب مارشال که بر مبنای رمانی‬ ‫از آرتور گلدن ساخته شده به کارنامه هنری خود اضافه کرد و در سال ‪ 2006‬جت لی از او‬ ‫دعوت کرد تا در آخرین فیلم رزمی‌اش به نام «بی‌باک» با او همبازی شود‪.‬‬ ‫میشل پس از آشنایی با دنیای سینما تمام عمرش را در این راه صرف کرد و تا سال ‪2008‬‬ ‫در فیلم‌های بس��یاری چون آفتاب‪ ،‬شمال دور‪ ،‬فرزندان هوانگ شی‪ ،‬بابل ‪ ،‬مومیایی مقبره‬ ‫امپراتور اژدها نقش‌آفرینی کرد‪ .‬سال ‪ 2011‬هم در فیلمی به نام «بانو» ظاهر شد که داستان‬ ‫ش��خصیت آزادیخواه برمه‌ای و برنده جایزه صلح نوبل« آنگ س��ان سو چی» را به تصویر‬ ‫می‌کشد‪ .‬این فیلم جنجالی مشکالت بسیاری برای او به وجود آورد و باعث شد تا ورود اوبه‬ ‫میانمار منع شود‪ .‬پروژه بعدی او همکاری با نویسنده و کارگردان آمریکایی‪ -‬کره‌ای به نام‬ ‫جینا کیم است که فیلمبرداری آن در آوریل ‪ 2012‬آغاز شده‪.‬‬ ‫جنجال بر سر فیلم «بانو»‬ ‫فیلم بانو فیلمی بود که لوک بسون کارگردان فرانسوی فیلم ژاندارک در سال ‪ 2011‬تهیه‬ ‫و تولید کرد‪ .‬این فیلم داس��تان زندگی و مبارزات آنگ سان سو چی ‪ ،‬فعال سیاسی‪ ،‬مدافع‬ ‫حقوق بشر و از مخالفان حکومت نظامی برمه‌ای را بازگو می‌کند و میشل یوه در این فیلم‬ ‫در نقش آنگ سان سو چی ظاهر شد و سال‌های حبس خانگی او و مقاومت شجاعانه‌اش‬ ‫در برابر رژیم نظامی برمه را به تصویر می‌کشد‪.‬‬ ‫بیشتر صحنه‌ها در تایلند فیلمبرداری شده و برخی از آنها هم به طور مخفیانه در برمه مقابل‬ ‫دوربین رفت‪ .‬میشل یوه ضمن تدارک برای بازی در نقش این زن مبارز به برمه سفر کرده‬ ‫بود و توانسته بود مالقاتی کوتاه با آنگ سان که به تازگی از ‪ 15‬سال حبس خانگی آزاد شده‬

‫بود داشته باشد‪ 22 .‬ژوئن ‪ 2011‬پس از اکران فیلم‪ ،‬میشل به همراه پسر آنگ سان قصد‬ ‫داش��ت برای جشن ‪ 66‬سالگی این زن برنده جایزه نوبل به برمه وارد شود‪ ،‬اما ماموران در‬ ‫فرودگاه رنگون به او ویزای ورود نداده و بدون ذکر هیچ دلیلی او را دیپورت کردند‪ .‬آنها فقط‬ ‫گفتند که نام او در فهرست سیاه دولت قرار دارد و نمی‌تواند دیگر به برمه سفر کند و میشل‬ ‫که به خوبی می‌دانس��ت اینها همه تبعات بازی در نقش آنگ سان سو چی درفیلم «بانو»‬ ‫است بدون هیچ اعتراضی به کشورش برگشت‪.‬‬ ‫افتخارات میشل یوه‬ ‫شاید بازی در برخی فیلم‌ها برای میشل یوه دردسرآفرین بوده‪ ،‬اما نقش‌آفرینی در خیلی از‬ ‫فیلم‌های دیگر وبازی درخشان باعث شده تا افتخارات زیادی کسب کند‪ .‬به غیر از جوایز‬ ‫و عنوان‌هایی که در دنیای س��ینما کس��ب کرده‪ ،‬مدال‌های افتخار بس��یاری هم از دست‬ ‫دولتمردان مطرح به او رسیده‪ ،‬چرا که او در دنیای مردساالر رزمی‌کاران توانست ثابت کند‬ ‫زن‌ها هم برخالف شکنندگی و ظرافتی که دارند می‌توانند همپای رزمی‌کاران مرد مبارزه‬ ‫کرده و افتخارآفرینی کنند‪.‬‬ ‫پرده‌برداری از یک راز‬ ‫میشل یکی از گران‌ترین بازیگران زن آسیایی است و باالترین دستمزد را به عنوان بازیگر‬ ‫زن چینی می‌گیرد‪ ،‬اما جالب اینجاست که او اصال چینی بلد نیست و خودش را یک ماالیی‬ ‫می‌داند‪ .‬در بسیاری از فیلم‌های اولیه میشل زن دیگری به جای او حرف می‌زد و صدایش‬ ‫دوبله می‌شد‪ .‬این برای خیلی از طرفداران او سوال شده بود که چرا خود میشل در فیلم‌ها‬ ‫صحبت نمی‌کند‪.‬‬ ‫عده‌ای بر این باور بودند که چون فیلمبرداری فیلم‌های هنگ‌کنگی بیشتر در لوکیشن‌های‬ ‫خارج از اس��تودیو ضبط می‌ش��وند‪ ،‬کار صدابرداری کمی مش��کل می‌ش��ود و از طرفی در‬ ‫کمپانی‌های هنگ‌کنگی فیلمبرداری با صدا س��ر صحنه‪ ،‬تکنیک پرطرفداری نیست برای‬ ‫همین آنها فیلم را برمی‌دارند و بعد روی آن صدا می‌گذارند‪ ،‬این نکته تا حدودی قابل قبول‬ ‫بود اما بعد‌ها مشخص شد که اگرچه والدین میشل چینی بوده‌اند اما میشل چینی بلد نبوده و‬ ‫به همین خاطر مجبور بودند صدای زن دیگری را به جای او بگذارند تا حرف بزند‪.‬‬ ‫بعد‌ها میش��ل به ناچار از صدای خودش استفاده کرد اما از یک نرم‌افزار کامپیوتری کمک‬ ‫می‌گرفت تا تلفظ لغات چینی را برایش بخواند و او تکرار کند‪ .‬او هنوز هم به خوبی بلد نیست‬ ‫چینی حرف بزند و گاهی در فیلمبرداری برخی از فیلم‌ها دچار مش��کل می‌شود‪ ،‬اما آن‌قدر‬ ‫با اس��تعداد هس��ت که کارگردان‌ها به این نکته توجه زیادی نکنند‪ ،‬چون هیچ زن دیگری‬ ‫نمی‌تواند مانند او حرکات نمایشی و رزمی را با مهارت و ظرافت به اجرا درآورد‪.‬‬ ‫نیـمنـگاه‬

‫نشریه فرهنگی ایرانیان مالزی‬

‫‪11‬‬


test for magazine