Page 1

‫سال دوم ‪ ‬شماره ‪  3‬شنبه ‪ 17‬حمل ‪1392‬‬

‫پالن ملی کاری برای زنان در بلخ تطبیق نشده‬

‫با گذشت چهار سال از تصویب و توشیح‬ ‫پالن ملی کاری برای زنان توسط رییس‬ ‫جمهور افغانستان تا اکنون هم تعداد زیاد‬ ‫از خانم ها و مسووالن ادارات دولتی از‬ ‫آن بی خبر اند‪ .‬به اساس استراتیژی ملی‪،‬‬ ‫دولت افغانستان در سال ‪ 2008‬میالدی‬ ‫به منظور حمایت از تحقق تعهداتش در‬ ‫قبال تساوی جندر در کشور پالن ملی‬ ‫کاری برای زنان یا نپوا را آماده و بعد‬ ‫از تصویب شورای وزیران توسط رییس‬ ‫جمهور توشیح شد‪.‬‬ ‫این پالن که برای ده سال ساخته شده‬ ‫بود اما با گذشت چهار سال تا اکنون در‬ ‫والیت بلخ مقامات حکومتی و تعداد زیاد‬ ‫از زنان از آن بی خبر اند‪ .‬خانم ماللی‬ ‫عثمانی یکی از فعاالن جامعه مدنی در‬ ‫والیت بلخ می گوید‪ :‬عدم تطبیق این‬ ‫پالن باعث شده که در بخش های‬ ‫مختلف که باید سهولت های الزم کاری‬ ‫برای زنان ایجاد می شد‪ ،‬کار عملی در‬ ‫آن بخش انجام نشده است‪:‬‬ ‫« همان طوری که افغانستان در بخش‬ ‫های مختلف تطبیق پالن های خویش‬ ‫پسمان بوده در قسمت تطبیق پالن نپوا‬ ‫هم ما مشکالت زیاد داشتیم‪ ،‬شما فکر‬

‫کنید تا اکنون با نام پالن «نپوا» کسی‬ ‫آشنا نیست‪ ».‬خانم عثمانی می گوید‪ :‬این‬ ‫پالن ملی سه رکن اساسی یعنی امنیت‬ ‫زنان‪ ،‬حقوق زنان و تساوی حقوق شان‬ ‫در ادارت دولتی و رشد انکشاف فرهنگی‬ ‫و اجتماعی زنان را در بر می گیرد‪ ،‬اما‬ ‫زنان از این پالن بی خبر اند‪ .‬مقامات‬ ‫محلی در بلخ می گویند‪ :‬با گذشت چهار‬ ‫سال اکنون تازه در مورد این پالن برنامه‬ ‫های آگاهی عامه آغاز شده است‪ .‬محمد‬ ‫ظاهر وحدت معاون والی بلخ علت بی‬ ‫خبری مقامات دولتی را از این پالن در‬ ‫زود نرسیدن قوانین و لواح از مرکز کشور‬ ‫به والیات می داند‪:‬‬ ‫« بعضی از قوانین که در مرکز تصویب‬ ‫می شود‪ ،‬دیر تر می رسد و یک مطلب‬ ‫دیگر اینکه بعضی از قوانین در قدم‬ ‫نخست به زبان خارجی نوشته می شود‬ ‫و بعداً به زبان های ملی پشتو و دری‬ ‫ترجمه می شود که این کار زمان گیر‬ ‫است‪ ،‬باید در این مورد وزارت امور زنان‬ ‫پاسخ گو باشد که چگونه یک قانون که‬ ‫در سال ‪ 2008‬تصویب می شود فع ً‬ ‫ال‬ ‫برنامه های آگاهی عامه برای آن گرفته‬ ‫می شود‪».‬‬

‫در همین حال سرپرست امور‬ ‫زنان والیت بلخ می گوید‪ :‬وی‬ ‫تازه به این سمت تعیین شده و‬ ‫بعد از این تالش خواهند نمود تا‬ ‫کاپی این پالن را به ادارات دیگر‬ ‫ارسال نماید‪ .‬خانم رابعه مرادی‬ ‫سرپرست امور زنان می پذیرد که‬ ‫از پالن ملی کاری زنان تعداد‬ ‫زیاد از زنان و مسووالن دولتی بی‬ ‫خبر اند‪ .‬از پالن ملی کاری زنان‬ ‫در حالی تعداد زیاد از مسووالن‬ ‫ادارات دولتی و زنان بی خبر اند که‬

‫به اساس این پالن باید در ده سال برای‬ ‫زنان در ساحات مختلف کاری سهولت‬ ‫های الزم فراهم میشد‪ ،‬امنیت کاری آنها‬ ‫و حقوق شان تامین می گردید‪ .‬در حالی از‬ ‫عدم آگاهی در مورد پالن ملی کاری زنان‬ ‫در بلخ ابراز نگرانی می شود که در سال‬ ‫گذشته این والیت بلند ترین آمار خشونت‬ ‫علیه زنان را داشت که باعث نگرانی نهاد‬ ‫های مدافع حقوق زنان شده بود‪.‬‬

‫ا ز د و ا ج ‪ ،‬بر خو ر د د و د نیا ی‬ ‫متفا و ت‬

‫یکی از دشوارترین کارها در روابط زناشویی‪،‬‬ ‫کنار آمدن با اختالفات و دیدگاه‏های‬ ‫متفاوت است‪ .‬بهترین کار‪ ،‬این است که‬ ‫میان این دو حالت‪ ،‬موازنه برقرار کنیم‪ .‬با‬ ‫درک تفاوت‏های پنهان یکدیگر‪ ،‬می‏توانیم‬ ‫عشقی را که در قلبمان وجود دارد‪ ،‬با توفیق‬ ‫بیشتر‪ ،‬داد و ستد کنیم‪ .‬با پذیرفتن و احترام‬ ‫گذاشتن به تفاوت‏هایمان‪ ،‬می‏توانیم به نتایج‬ ‫و راه‏حل‏هایی دست یابیم که به کمک آنها‪،‬‬ ‫به آن چه می‏خواهیم برسیم و مهم‏تر از‬ ‫آن‪ ،‬یاد بگیریم که چگونه عشق بورزیم و‬ ‫با کسی که دوستش داریم و مورد حمایت‬ ‫ماست‪ ،‬چگونه رفتار کنیم‪.‬‬ ‫مهم‏ترین این تفاوت‏ها را می‏توان در موارد‬ ‫زیر‪ ،‬ذکر نمود‬ ‫‪ )1‬مهم‏ترین رمز بهبود روابط زناشویی‪،‬‬ ‫توجه زوجین به تفاوت‏های جسمی و روحی‬ ‫همدیگر است؛ برای نمونه‪ ،‬گفت‏وگو و‬ ‫صحبت کردن‪ ،‬برای بسیاری از مردها‪،‬‬ ‫وسیله تبادل اطالعات است؛ در حالی که‬ ‫برای بیشتر زن‏ها‪ ،‬وسیله همدلی‪ ،‬بیان‬ ‫احساسات و داد و ستد عاطفی است‪.‬‬ ‫زنان‪ ،‬با صحبت کردن‪ ،‬آرام می‏شوند و‬ ‫همین که شروع به صحبت می‏کنند‪،‬مانند‬ ‫این است که مسائلشان به بهترین وجه‬ ‫حل می‏شود؛ در حالی که مردان‪ ،‬گاهی‬ ‫اوقات بدون شناخت روحیه همسر خود‪ ،‬به‬ ‫جای گوش دادن به سخنان وی‪ ،‬راه حل‬ ‫ارائه می‏دهند‪ .‬آنان‪ ،‬از این نکته غافلند‬ ‫که زنان‪ ،‬این امر را به حساب بی‏ارزش‬ ‫شمردن احساسات و عواطف خود می‏دانند‬ ‫و دل‏شکسته می‏شوند‪ .‬این امر‪ ،‬به دلیل عدم‬

‫شناخت مرد‪ ،‬از همسر خود و روحیات‬ ‫اوست‪.‬‬ ‫‪ )2‬ویژگی زندگی زناشویی در جامعه‬ ‫کنونی‪ ،‬عشق و عالقه پرشور است‪.‬‬ ‫بسیاری از زنان عقیده دارند که عشق‪،‬‬ ‫عواطف و روابط عاشقانه‏ای را که‬ ‫در دوران نامزدی و اوایل زندگی‪ ،‬با‬ ‫همسر خود داشته‏اند‪ ،‬باید تا آخر عمر‬ ‫ادامه دهند و آن را نشانه پای‏بندی‬ ‫به عشق می‏دانند و دلیلی بر محبت‬ ‫واقعی همسر خود؛ در حالی که اکثر‬ ‫مردان‪ ،‬به مرور زمان‪ ،‬تغییر می‏کنند و‬ ‫تمایل دارند که ابراز محبت و عالقه‬ ‫را به جای بیان کردن‪ ،‬در عمل نشان‬ ‫دهند و به قول خودشان‪« ،‬مردها‬ ‫اهل عملند و نه حرف»؛ اما غافل از‬ ‫این که خانم‏ها به دلیل عدم توجه و‬ ‫شناخت روحیه شوهرشان‪ ،‬این تغییر‬ ‫را به حساب کم‏عالقگی همسرشان‬ ‫می‏گذارند‪ .‬اصو ًال‪ ،‬مردان‪ ،‬متعادل رفتار‬ ‫می‏کنند و ذهنیت آنها‪ ،‬با افراط و تفریط‬ ‫سازگار نیست؛ اما خانم‏ها بیشتر بر پایه‬ ‫احساسات رفتار می‏کنند‪.‬‬ ‫‪ )3‬از نظر زن‏ها‪ ،‬پرسش و طرح‬ ‫کردن سؤال‪ ،‬موجب تشویق برای ادامه‬ ‫گفت‏وگو می‏شود‪ .‬وقتی که زن سؤالی از‬ ‫همسرش می‏کند‪ ،‬گویا به دنبال بهانه‏ای‬ ‫است تا مشکالت و خواسته‏هایش را‬ ‫از طریق آن مطرح کند و باب بحث‬ ‫مفصلی را راه اندازد؛ یعنی زنان به‬ ‫دنبال جرقه‏ای هستند تا خواسته‏هایشان‬ ‫را بیان کنند؛ اما اصو ًال مردان با طرح‬

‫سؤال‪ ،‬قصد پاسخ دادن به آن را دارند و نه‬ ‫باز کردن بحث‪.‬‬ ‫‪ )4‬مردها‪ ،‬نظرات خود را صریح‏تر بیان‬ ‫می‏کنند؛ در حالی که زن‏ها‪ ،‬کلی‏تر و‬ ‫پوشیده‏تر حرف می‏زنند‪.‬‬ ‫‪ )5‬اصو ًال مردان‪ ،‬دیرتر از زنان اصالح‬ ‫می‏شوند‪ .‬مردان در مقابل هر گونه‬ ‫تغییری‪ ،‬از خود مقاومت نشان می‏دهند‪.‬‬ ‫اگر مردی متوجه شود که همسرش قصد‬ ‫اصالح او را دارد‪ ،‬مقاومت می‏کند و به‬ ‫سختی خود را تغییر می‏دهد‪ .‬شاید این‬ ‫امر‪ ،‬مربوط به روحیه برتری‏ای باشد که‬ ‫مرد در خود حس می‏کند‪ .‬زنان‪ ،‬معمو ًال‬ ‫انعطاف‏پذیرتر هستند‪.‬‬ ‫‪ )6‬برای مرد‪ ،‬هیجان‪ ،‬بیان‏گر مشکل‬ ‫یا تعارض است‪ .‬هر اتفاق هیجان‏آور‪،‬‬ ‫استثنایی‪ ،‬غیرمنتظره‪ ،‬شوک‏آور و یا‬ ‫شگفت‏انگیزی که در زندگی روی‬ ‫می‏دهد‪ ،‬مرد سعی می‏کند به طور منطقی‬ ‫با آن برخورد کند؛ یعنی یا مشکل را از‬ ‫بین می‏برد و یا به جست‏وجوی علت‬ ‫آن می‏رود تا آرامش روحی‏اش را کسب‬ ‫کند؛ اما زن‪ ،‬از این فرصت‪ ،‬به صورت‬ ‫بهانه‏ای برای ایجاد ارتباط با همسر خود‬ ‫استفاده می‏کند‪ .‬وقتی زن‪ ،‬هیجان خود‬ ‫را برای شوهرش بیان می‏کند‪ ،‬شوهر‬ ‫گمان می‏کند که بخشی از دلیل هیجان‪،‬‬ ‫همسرش است و مشکل همسرش‪ ،‬ریشه‬ ‫در رفتار و اعمال او دارد‪.‬‬ ‫‪ )7‬مردان‪ ،‬تنها زمانی می‏توانند در جمع‪،‬‬ ‫راحت‏تر صحبت کنند که فقط یک نفر در‬ ‫بحث شرکت کند؛ در حالی که خانم‏ها‬ ‫وقتی چند نفر وارد بحث شوند‪ ،‬راحت‏تر‬ ‫حرف می‏زنند‪ .‬شاید این امر‪ ،‬به علت آن‬ ‫باشد که وقتی چند نفر در جمع صحبت‬ ‫می‏کنند‪ ،‬مردان احساس می‏کنند که‬ ‫احتمال رد شدن حرفشان و نادیده گرفتن‬ ‫سخنان و نظراتشان‪ ،‬بیشتر است و دیگر‬ ‫کمتر می‏توانند حرف خود را به کرسی‬ ‫بنشانند؛ اما خانم‏ها در جمع‪ ،‬بیشتر به‬ ‫دنبال تأیید هستند‪ ،‬نه یکه‏تازی در میدان‬

‫سخن‪ .‬آنها نمی‏خواهند حرف خود را به‬ ‫کرسی بنشانند؛ بلکه بیشتر درصدد آن‬ ‫هستند که نظر موافق جمع را درباره خود‬ ‫جلب کنند‪ .‬زنان‪ ،‬هنگام حرف زدن‪ ،‬به‬ ‫دنبال تأیید هستند و مردان‪ ،‬به دنبال‬ ‫قدرت‏طلبی‪.‬‬ ‫‪ )8‬زنان برای ارتباط برقرار کردن‪،‬‬ ‫ناراحتی‏های کوچک خود را تعریف‬ ‫می‏کنند؛ اما مردان‪ ،‬بیان ناراحتی‏ها و‬ ‫نگرانی‏هایشان را به حساب سرزنش یا‬ ‫انتقاد از خودشان می‏دانند‪ .‬بنابراین‪ ،‬درک‬ ‫انواع اصلی عشق که همسرتان به آن نیاز‬ ‫دارد‪ ،‬رمز مهم بهبود روابط زناشویی است‪.‬‬ ‫برای جلب رضایت همسر‪ ،‬الزم است‬ ‫بدانید که نیازهای اساسی او چیست‪ .‬زنان‬ ‫و مردان‪ ،‬در روابط زناشویی‪ ،‬معمو ًال آن‬ ‫چه را که خود احتیاج دارند‪ ،‬به همسرشان‬ ‫می‏دهند‪ .‬هر یک از آنها‪ ،‬به اشتباه‬ ‫فکر می‏کنند که طرف مقابل‪ ،‬نیازها و‬ ‫خواسته‏هایی همچون خواسته‏های‬ ‫خودش دارد و به همین خاطر‪ ،‬هر دو در‬ ‫پایان‪ ،‬ناراحت و رنجیده خاطر هستند و‬ ‫احساس می‏کنند که بیش از حد‪ ،‬برای‬ ‫دیگری ایثار کرده‏اند؛ اما در عوض‪ ،‬چیزی‬ ‫دریافت نکرده‏اند‪ .‬هر کدام اعتقاد دارد‬ ‫که عشقش مورد بی‏اعتنایی قرار گرفته و‬ ‫طرف مقابل برای آن‪ ،‬ارزشی قائل نشده‬ ‫است‪ .‬در حقیقت‪ ،‬هر دوی آنها‪ ،‬عشق و‬ ‫عالقه خود را ابراز می‏کنند؛ اما به روشی‬ ‫که طرف مقابل تمایل ندارد‪ .‬با توجه به‬ ‫تفاوت‏های روانی و اخالقی زن و شوهر‪،‬‬ ‫آنها چگونه می‏توانند زندگی شیرین‏تر و‬ ‫لذت‏بخش‏تری داشته باشند و تضادهای‬ ‫موجود‪ ،‬منجر به ناراحتی بین آنها نشود؟‬ ‫چگونه می‏توانیم با کسی که روحیاتش با‬ ‫ما بسیار متفاوت است‪ ،‬یک عمر زندگی‬ ‫کنیم؟ آیا به خواسته‏های او تن دهیم و‬ ‫تسلیم شویم یا خواسته خود را به کرسی‬ ‫بنشانیم و مقاومت کنیم؟‬ ‫ادامه دارد‪...‬‬

‫‪3‬‬

‫خشونتوتقسيمبندياجتماعي‬ ‫پیشگفتار‬ ‫خشونت و بدرفتاری یكی از رایج ترین جرایم‬ ‫ ‬ ‫اجتماعی و از عریان ترین جلوه های اقتدار است كه در بین‬ ‫تمام ملیت‌ها‪ ،‬طبقات و گروه های اجتماعی به چشم می خورد‪.‬‬ ‫اگر چه در اغلب جوامع امروزی خشونت در خارج از خانواده‬ ‫جرم به شمار می رود‪ ،‬اما به محض رخ‌دادن این امر در خانواده‪،‬‬ ‫قوانین و اخالقیات حاكم در بسیاری مواقع عقب نشینی نموده و‬ ‫با سكوت و بی توجهی‪ ،‬به تداوم آن یاری می رساند‪ .‬ریشه این‬ ‫ریاكاری و كاربرد معیارهای دوگانه را باید در فرهنگ و اخالق‬ ‫پدرساالر جستجو نمود كه با ممانعت از مداخله جامعه در «حریم‬ ‫خصوصی» در پی حفظ سلطه خواهی در خانواده است‪ .‬به رغم‬ ‫عمومی بودن این پدیده‪ ،‬خشونت در جوامع مختلف از كم و‬ ‫كیف یكسان و مشابهی برخوردار نیست‪ .‬برای نمونه در حالی‬ ‫كه در کشورما همچنان آزار زن دلیل محكمه پسندی برای‬ ‫صدور حكم طالق از جانب دادگاه نیست‪ ،‬در سویدن اعمال‬ ‫خشونت در خانواده از سال ‪ 1864‬رسم ًا ممنوع شد‪ .‬با این وجود‬ ‫فقط از سال ‪ 1982‬است كه خشونت در خانواده موضوع شكایت‬ ‫عمومی شناخته شد و پیگرد قانونی آن‪ ،‬نیازمند شاكی خصوصی‬ ‫نیست؛ امری كه نشان‌گر تغییر طرز تلقی جامعه نسبت به این‬ ‫مسئله است‪ .‬همچنین بخشی از مطالبات جنبش فمینیستی است‬ ‫كه با سیاسی و عمومی خواندن «امر خصوصی» خواهان مداخله‬ ‫در امور خانوادگی به منظور جلوگیری از اعمال سلطه نسبت به‬ ‫زنان است‪ .‬با این همه از حوزه قوانین تا زندگی واقعی روزمره‪،‬‬ ‫فاصله عمیقی وجود دارد‪ .‬نخست آنكه بسیاری از شكایت ها‬ ‫به دلیل كمبود مدارك كافی پیگیری نمی شود‪ .‬دیگر آن كه‬ ‫بسیاری از بدرفتاری ها و خشونت ها در خانه‪ ،‬به دلیل ترس‪،‬‬ ‫وابستگی‪ ،‬چرم و یا امید به بهبود رابطه و پایان یافتن خشونت‬ ‫ها هرگز گزارش نمی شوند و یا شكایت ها پس گرفته می شود‪.‬‬ ‫همچنین بسیاری ها تنها پس از بارها كتك خوردن‪ ،‬به شكایت‬ ‫روی می آورند‪ .‬گرچه انگیزه ها و توجیهات خشونت علیه زنان‬ ‫و كم و كیف آن در خانواده های جهانی سومی با کشورهای که‬ ‫در جمع کشورهای جهان اول متفاوت است‪ ،‬اما ویژگی های‬ ‫مشتركی تمامی آنها را به هم پیوند می دهد كه نیازمند بررسی‬ ‫است‪ .‬برای مثال چرا خشونت عموم ًا ابزار اعمال قدرت مردان‬ ‫است؟ رابطه عشق و خشونت چگونه است و چرا بدرفتاری علیه‬ ‫زنان می تواند دائم ًا تكرار شود‪ ،‬بی آنكه با واكنش مناسبی روبرو‬ ‫گردد؟ آیا خشونت در خانواده حادثه مجزایی است كه تحت‬ ‫تأثیر مناسبات زناشویی رخ می دهد یا آنكه متأثر از مناسبات‬ ‫جنسی‌اجتماعی و عوامل دیگر است؟ برداشت زنان و مردان‬ ‫از این پدیده چه تفاوتی با هم دارد؟ تأثیر و پیامد خشونت در‬ ‫زندگی خانوادگی چیست؟ چه عواملی موجب خشونت بیشتر در‬ ‫خانواده های مهاجر است؟ در این گفتار سعی شده تا به صورت‬ ‫فشرده پاسخ داده شود‪.‬‬ ‫مفهوم خشونت و زمینه های اجتماعی و فردی بروز‬ ‫آن‬ ‫خشونت را می توان عملی آسیب رسان برای پیشبرد‬ ‫ ‬ ‫مقاصد مشخص دانست كه صرف ًا جنبه فیزیكی (بدنی) نداشته‪،‬‬ ‫بلكه می تواند ابعاد روحی (فحاشی‪ ،‬تحقیر‪ ،‬منزوی نمودن فرد‪،‬‬ ‫داد و فریاد)‪ ،‬جنسی (آزار و مزاحمت جنسی‪ ،‬تجاوز) و اقتصادی‬ ‫(شكستن وسایل خانه) به خود گیرد‪ .‬البته مردان و زنان برداشت‬ ‫واحدی از خشونت ندارند‪ .‬تحقیقات مارگارت هیدن پژوهشگر‬ ‫سوئدی نشان می دهد كه زنان عموم ًا با تكیه بر تأثیرات و‬ ‫پیامدهای خشونت معتقدند كه مهم ترین ویژگی بدرفتاری و‬ ‫خشونت مردان علیه زنان اعمال قدرت بالمنازعی است كه هر‬ ‫نوع تالش برای تغییر وضعیت را با حمله فیزیكی پاسخ میدهد‪.‬‬ ‫اما از نظر مردان مصاحبه شونده‪ ،‬خشونت رفتاری آگاهانه و‬ ‫كنترل شده است‪ .‬به زبان روشن تر آنها خشونت را از زاویه‬ ‫شرایط حاكم بر رابطه قربانی و مجرم توضیح میدهند‪ .‬از این‬ ‫رو لت و کوب های بدون قصد و خارج از كنترل را اعمال‬ ‫خشونت ندانسته‪ ،‬بلكه آن را «دعوا» می نامند و بدینسان تالش‬ ‫می كنند كه به كردار خود مشروعیت بخشیده و از خود سلب‬ ‫مسئولیت كنند‪.‬‬ ‫در واقع خشونت نه عامل حل تضادها بلكه سرپوشی‬ ‫ ‬ ‫موقتی بر آن است‪ .‬نتایج مصاحبه های هیدن نشان می دهد كه‬ ‫دلیل اصلی جدایی ها خشونت است‪ .‬به عبارت دیگر خشونت‬ ‫پدیده مشروعی در خانواده نیست‪ ،‬بلكه بالعكس‪ ،‬روابط نهاد‬ ‫خانواده را دشوار می كند‪ .‬با این همه خشونت از نظر قانونی در‬ ‫بسیاری از جوامع ممنوع است‪ ،‬اما از نظر فرهنگی در برخی از‬ ‫جوامع پذیرفته شده است‪ .‬فرهنگ پدرساالری در عادی نمودن‬ ‫و تكرار خشونت‪ ،‬در خانواده نقشی اساسی دارد‪.‬‬ ‫ادامه دارد‪...‬‬

banoo-e-sabz_page_03 #3  

اولین هفته نامه اختصاصی زنان افغان

Read more
Read more
Similar to
Popular now
Just for you