Page 1

‫بي‌نام تو نامه كي كنم باز‬

‫شماره‌ي ‪ - 57‬تابستان ‪1390‬‬

‫نشريه‌ي داخلي مجتمع فرهنگي‪ -‬آموزشي عالمه طباطبايي‬ ‫ويژه‌ي دانش‌آموزان‬ ‫از مخاطبين گرامي‌درخواست مي‌شود كه يكي از‬ ‫مطالب اين شماره را به عنوان بهترين مطلب انتخاب‬ ‫كنن��د و كد مربوط به آن را از طريق پيام كوتاه به‬ ‫شماره‌ي ‪ 0912 -7387827‬ارسال نمايند‪.‬‬

‫نشاني د‌ فتر نشريه‪ :‬تهران‪ -‬بزرگراه نيايش‌غربي‬ ‫بزرگراه آبشناسان‪ -‬بعد از چهارراه سردار جنگل‪ -‬ابتداي كوي طور‬ ‫خيابان شعرا‪ -‬مجتمع فرهنگي‪ ،‬آموزشي عالمه طباطبايي (ره)‬ ‫طبقه‌ي چهارم‪ -‬تلفن‪44838321 :‬‬ ‫‪E-mail: mags@atcce.com‬‬ ‫‪www.atcce.com‬‬ ‫مطالب دريافت شده بازگرد‌ اند‌ ه نمي­‌شود‌ ‪.‬‬ ‫آزاد است‪.‬‬ ‫«جوانه انديشه» د‌ ر انتخاب و ويرايش مطالب ‌‌‬ ‫آرام باش! مطمئن و مهربان‪/‬‬ ‫يادداشت سردبير ‪2 /‬‬ ‫بخش اول‪ :‬باران‬ ‫ميالد منجي‪ /‬حسن توفيق‌حق‪5 /‬‬ ‫‪ 5‬تولد در يك ماه‪6 /‬‬ ‫به بهانه‌ي روز جوان‪6 /‬‬ ‫بخش دوم‪ :‬سرگرمي‬ ‫شوخي با شهردار تهران‪ /‬حسام مصوري‪8 /‬‬ ‫نامه‌اي به برنامه كودك‪ /‬آذين آل صفر‪9 /‬‬ ‫تو‪ /‬پيام گنجگلي‪9 /‬‬ ‫چگونه بهترين صندلي را در كالس انتخاب كنيم‬ ‫طباطبايي‌راد‪10 /‬‬ ‫بخش سوم‪ :‬فناوري‬ ‫از شن تا سيليكون‪ /‬سيدابراهيم‌هاشم‌زاده‪12 /‬‬ ‫مردي كه هرگز فارغ التحصيل نشد‪16 /‬‬ ‫آشنايي با ‪ 8‬سايت برتر آموزشي‪18 /‬‬ ‫بخش چهارم‪ :‬برترين‌ها‬ ‫جور ديگر بايد خواند‬ ‫اشكان گرامي‌‪20/‬‬ ‫رتبه‌ي دو رقمي تقديم به مادرم‪ /‬امير معصوم‌نيا‪24/‬‬ ‫رياضي خواندن ديد وسيع مي‌دهد‬ ‫محمدمهدي نجفي‪27/‬‬ ‫نفرات برتر آزمون جامع‪30 /‬‬

‫زير نظر هيات موسس‬

‫حسن توفيق‌حق‪ -‬محمدجعفر مستوفي‬ ‫مدير واحد نشريات و سرد‌‌بير‪ :‬حميد‌ رضا حضرتي‬ ‫دبير اجرايي اين شماره‪ :‬سيدابراهيم‌هاشم‌زاده‬ ‫اعضاي تحريريه‪ :‬استاد سيد مصطفي كشفي‌‌‬ ‫استاد مجيد‌‌الد‌‌ين‌ طباطبايي‌راد‌‌‪ -‬سيد‌‌ابراهيم‌هاشم‌زاد‌‌ه‬ ‫طراحي و صفحه‌آرايي‪ :‬مهدي پاك‌گهر‬ ‫طراحي جلد‪ :‬محمدرضا ساختمانگر‬ ‫با تشكر از‪ :‬اشكان انصاري‌فرد‪ -‬هومن اسدي دانش‌آموزان پايه‌ي دوم‬ ‫دبيرستان واحد آبشناسان‬ ‫بخش پنجم‪ :‬چند بُعدي‌ها‬ ‫ورزش ذهن را باز می کند‪ /‬آرمي‌نظريان‪34 /‬‬ ‫عاشق رخ و اسب هستم‪ /‬برديا گله‌داري‪35 /‬‬ ‫تا به حال از قدرتم سوءاستفاده نكرده‌ام‪/‬‬ ‫ارژن دستگردي‪36 /‬‬ ‫مي‌خواهم قهرمان شوم‪ /‬سعيد قرايي‪38 /‬‬ ‫نگراني‌هاي يك نويسنده‪/‬نيلوفر صمدي‪40 /‬‬ ‫رتبه‌هاي برتر منطقه مدرسه راهنمايي بهپويان‪41 /‬‬ ‫دانشمندي با دان ‪ 10‬كاراته‪/‬زهرا ميرن‍ژاد‪42 /‬‬ ‫رتبه‌هاي برتر منطقه دبيرستان انديشه‪43 /‬‬ ‫وقتي ‪ 80‬درصد شوت‌ها گل مي‌شود‪ /‬شايان قاسمي‪44 /‬‬ ‫بخش ششم‪ :‬گزارش داخلي‬ ‫گزارش اردوي دوستي رامسر‪46 /‬‬ ‫گزارشي اردوي مطالعاتي نوروز ‪ /1390‬هندمي‪50 /‬‬ ‫رتبه‌هاي خوب كنكور‪ ،‬دوستان خوب دارند‪/‬‬ ‫كيوان پيشرويان‪ *51 /‬طرح ژنريك الف‪51 /‬‬ ‫« ماهي بزرگ» در باشگاه انديشه و سخن‪52 /‬‬ ‫سازه‌هاي ماكاروني كارگاه آموزشي و مسابقه ‪53 /‬‬ ‫سپاهان‪ ،‬اردويي در نصف جهان‪54 /‬‬ ‫چهارمين همايش دانش آموزي علوم تجربي ‪55 /‬‬ ‫مسابقات عكس ‪56 /1390‬‬ ‫نتايج مسابقات ورزشي دانش‌آموزان‪58 /‬‬ ‫رتبه دوم سرود استان‪62 /‬‬ ‫از خانه رياضي تا اندونزي‪63 /‬‬ ‫سيستم آموزشي هوشمند‪64 /‬‬


‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫باران‬ ‫بخش ويژه حافظ‬

‫‪2‬‬

‫آرام باش! مطمئن و مهربان‬

‫يادداشت سردبير‬

‫مگر مي‌شود موفقيت را بدون «هدف» تعريف كرد؟ بايد هدفي معلوم شود تا اگر شخصي توانست به آن هدف برسد بگوييم موفق‬ ‫شده است‪ .‬پس تعيين هدف وظيفه‌ي اوليه‌ي هر كسي است كه‌مي‌خواهد «موفق» باشد‪ .‬هر چقدر اين هدف دقيق‌تر و با ذكر جزئيات‬ ‫بيشتر تعريف شود‪ ،‬بهتر است‪ .‬گام بعدي «برنامه‌ريزي» است‪ .‬همين كه فقط هدف معلوم باشد كافي نيست‪ .‬هدف خودش نمي‌آيد‪،‬‬ ‫ما بايد برويم! پس الزم است به راه و مسير رسيدن به اين هدف هم فكر كنيم‪ .‬شايد براي تعيين مسير نشود خيلي دقيق و جزئي‌نگر‬ ‫بود‪ .‬حتي الزم است «انعطاف» هم داشت‪ .‬ممكن است در ميانه را ِه مسيري كه انتخاب كرده‌ايم‪ ،‬شرايط به گونه‌اي تغيير كند كه الزم‬ ‫باشد مسير ديگري را انتخاب كنيم‪ .‬اينجا‪ ،‬پايبندي بي‌مورد‪ ،‬ما را از رسيدن به هدف عقب مي‌اندازد يا حتي محروم مي‌كند‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫طبيعت رس��يدن به موفقيت اين‌گونه اس��ت كه بايد در يك جايي از مسير مانعي پيش بيايد‪ .‬گاه مي‌توان مانع را برداشت اما‬ ‫گويا‬ ‫گاهي بهتر است به مسيري ديگر هم انديشيد‪ .‬چه بسا چندين مانع در مسير وجود داشته باشد‪ .‬اگر بتوانيم به هدفي برسيم زياد بودن‬ ‫و سخت بودن مانع‌ها باعث بيشتر شدن لذت موفقيت مي‌شود‪ .‬فيلسوفي گفته است پرنده‌ي سبكبال كه براي پرواز بايد هوا را بشكافد‬ ‫تصور مي‌كند كه اگر هوا نباشد پرواز آسان‌تر است! در حالي كه مي‌دانيم اگر هوا نباشد امكان پرواز ك ً‬ ‫ال وجود ندارد‪ .‬گذشته از تنفس‪،‬‬ ‫موضوع اين است كه بال‌هاي پرنده هوا را به پايين هل مي‌دهد تا (طبق قانون سوم نيوتون!) نيرويي رو به باال به خود پرنده وارد شود‪.‬‬ ‫پس قرار نيست در مسير رسيدن به موفقيت مانع‌ها وجود نداشته باشند‪ ،‬اما گاهي كلنجار رفتن با مانع‌ها فرد را خسته مي‌كند‪ .‬اين‬ ‫خستگي گاهي مي‌تواند آسيبي جدي بزند‪ .‬چرا كه ممكن است باعث شود بعضي چيز‌ها را فراموش كنيم‪ .‬فراموش كنيم هدفمان چه‬ ‫بوده است و رسيدن به آن هدف با عبور از مانع‌هايي متعدد و سخت لذتي دارد كه همه‌ي اين رنج‌ها را تالفي مي‌كند‪.‬‬ ‫گذشتن از هر مانع نيز به نوبه‌ي خود نياز به هدف‌گذاري و تعيين روش جديدي دارد كه به اندازه‌ي آن هدف اصلي بزرگ و جدي‬ ‫نيست‪ .‬اين‌ها را هدف‌گذاري كوتاه مدت مي‌گوييم‪ .‬كلنجار رفتن و درگير شدن با اين هدف‌گذاري‌هاي كوتاه مدت ممكن است باعث‬ ‫شود كه مسير اصلي را گم كنيم اما بايد دانست كه حتي بدون رسيدن به بعضي اهداف كوتاه مدت اين امكان وجود دارد كه بتوانيم‬ ‫به هدف اصلي و نهايي دست پيدا كنيم!‬ ‫حال يك پرس��ش‪ :‬هدف ما از تحصيل چيس��ت؟ هدف از تحصيل ‪-‬حتي در دانشگاه‪ -‬چيست؟ پاسخ رايج به اين پرسش‪ ،‬اشتغال‬ ‫مناسب و جايگاه اجتماعي درخور است؛ يعني پايداري لذت در زندگي‪ .‬اين جواب خوبي است اما اشتغال مناسب و جايگاه اجتماعي‬ ‫مناسب صرفا محصول گذراندن مدتي از عمر در يك محيط آموزشي و گرفتن مدرك نيستند‪ .‬تمام افرادي كه در يك رشته‌ي تحصيلي‬ ‫از يك مركز آموزش��ي فارغ‌التحصيل مي‌ش��وند جايگاه يكساني ندارند و همه به يك ميزان حس خوشبختي ندارند‪ .‬حتي شايد نتوان‬ ‫دو نفر را كه از اين لحاظ ها شبيه هم باشند در بين آن‌ها پيدا كرد‪ .‬آن‌چه منجر به جايگاه اجتماعي و شغلي خوب مي‌شود تخصص‬ ‫است و تخصص محصول آموزش ديدن و تجربه كردن است‪ .‬به اين ترتيب هدف غايي و نهايي از تحصيل به دست آوردن علم‪ ،‬تجربه‬ ‫و تخصص است‪ .‬هدف‌گذاري‌هاي كوتاه‌مدت را برنامه‌ريزان آموزش انجام‌مي‌دهند و دانش‌آموزان مسيري را به توصيه‌ي همان‌ها يا‬ ‫به انتخاب خودشان انتخاب مي‌كنند‪ .‬آزمون‌هاي طول سال مصداقي عيني از اين هدف‌گذاري‌هاي كوتاه‌مدت هستند‪.‬‬ ‫يكي از رفتار‌هايي كه در طي اين مسير‌ها متداول مي‌شود رقابت است‪ .‬رقابت يا مسابقه به دو نوع سالم و ناسالم تقسيم مي‌شود‪.‬‬ ‫در نوع سالم آن‪ ،‬هدف نقطه يا منطقه‌ي مناسبي است كه چند نفر مي‌خواهند به آنجا برسند‪ .‬رسيدن يك نفر اين امكان را از ديگران‬ ‫سلب نمي‌كند‪ .‬اما در نوع ناسالم ما مي‌خواهيم موفقيتي را از آن خود كنيم تا ديگران از آن بي‌نصيب بمانند‪ .‬در مصاحبه با دانش‌آموزان‬ ‫فوق موفق ‪-‬كه برترين رتبه‌هاي كنكور يا مدال‌هاي المپيادي را به دست مي‌آورند‪ -‬ديده مي‌شود كه هدف آن‌ها فهميدن دروس است‪.‬‬ ‫نمره يا رتبه مالك‌هايي هستند كه قرار است نشان دهند چه‌قدر يا به چه نسبتي از بقيه‪ ،‬به اين هدف رسيده‌ايم‪« .‬ميزان فهميدن»‬ ‫و «نمره يا رتبه» تا حد زيادي به هم وابسته‌اند و شايد فرق آن‌ها به سختي قابل تشخيص باشد اما اين سختي ارزشش را دارد‪ .‬اگر‬ ‫اين فرق معلوم شود و هدف‌گذاري بر مبناي فهميدن باشد بسياري از آسيب‌‌هاي رواني‪ ،‬استرس‌ها و دلخوري‌هاي بين افراد جايش‬ ‫را به آرامش‪ ،‬اعتماد به نفس و دوستي و مهرباني مي‌دهد‪ .‬‬ ‫كد مطلب‪J57001 :‬‬

‫بخــش اول‬

‫باران‬

‫ميالد منجي‪ /‬حسن توفيق‌حق‪5 /‬‬ ‫‪ 5‬تولد در يك ماه‪6 /‬‬ ‫به بهانه‌ي روز جوان‪6 /‬‬


‫باران‬ ‫بخش ويژه حافظ‬

‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫باران ويژه حافظ‬ ‫بخش‬

‫‪1388‬‬ ‫تابستان ‪1390‬‬ ‫شماره‪ 1857‬پاييز‬ ‫شماره‬

‫‪4‬‬

‫‪5‬‬

‫ميالد منجي‬ ‫تاليف‪ :‬حاج‌آقا حسن توفيق‌حق‬

‫مديرعامل موسسه فرهنگي ادب و دانش‬

‫‪ ...‬ان االرض يرثها عبادي المصلحون «سوره‌ي مباركه انبيا‪،‬‬ ‫آيه‌ي ‪»105‬‬ ‫‪ ...‬و س�رانجام وراثت «حاكميت» زمين از آن بندگان صالح‬ ‫خدا است‪.‬‬ ‫‪ 1177‬س�ال پيش در صبح نيمه‌ي ش�عبان س�ال ‪ 255‬ه‪.‬ق‬ ‫كودكي ديده به جهان گشود‪ :‬نامش «محمد» القابش «مهدي»‬ ‫«قائم» «حجت» «بقيه اهلل» و نام پدرش «امام حسن عسكري‬ ‫(ع)» و ن�ام مادرش «نرجس خاتون»‪ .‬محل تولدش‪ :‬س�امراي‬ ‫عراق و با تولدش س�ري از اسرار بزرگ الهي فاش شد و چشم‬ ‫جهانيان به جمالش روشن گشت‪.‬‬ ‫حجت اهلل در ظهور آمد‬ ‫در پس پرده هر چه بود آمد‬ ‫و س�رانجام مش�يت الهي بر اين تعلق گرف�ت كه به عنوان‬ ‫مه�دي موع�ود‪ ،‬جه�ت تحق�ق وعده‌هايش يعن�ي حاكميت‬ ‫مستضعفين بر مستكبرين و برقراري عدالت در سراسر جهان‬ ‫با دو غيبت صغرا و كبري رخ او را از ما پنهان نموده و همچون‬ ‫حضرت عيسي و خضر و الياس‪ ،‬عمر او را آن‌قدر طوالني كند تا‬ ‫بشريت به بلوغ و ظرفيت الزم براي پذيرش آن حضرت برسد‪.‬‬ ‫و آن‌گاه به امر خدا او ظهور خواهد كرد‪.‬‬ ‫مهدي (عج) در ميان ساير اديان‬ ‫بايد گفت‪ :‬عقي�ده به مهدي و مصلح بزرگ جهاني از حوزه‬ ‫اعتقادات مسلمين نيز فراتر رفته و در اديان قديم مانند‪ :‬آيين‬ ‫زرتش�تي‪ ،‬هندي‪ ،‬بودايي‪ ،‬يهود‪ ،‬مسيحيت و ‪ ...‬به عنوان اصل‬ ‫مسلم و قطعي مطرح است و هر يك از انبياي سلف و رهبران‬ ‫مذهبي گذش�ته به پيروانشان از آمدن مصلح غيبي و تشكيل‬ ‫دهنده‌ي حكوم�ت واحد جهاني بش�ارت داده و به مظلومان‪،‬‬ ‫س�تم‌ديدگان‪ ،‬مس�تضعفان و بيچارگان‪ ،‬از سپري شدن فصل‬ ‫چپاولگ�ران بين‌الملي و غارتگران حرفه‌اي و س�تم پيش�گان‬ ‫بي‌رحم و فرارس�يدن فصل ش�كوفايي عدالت و پياده ش�دن‬ ‫قانون مقدس الهي در سراسر گيتي نويد داده‌اند‪.‬‬ ‫در كتاب‌هاي «اوس�تا» و «زند» زرتشتيان‪« ،‬شادكموني» و‬ ‫«ديد» هندي�ان‪« ،‬دادتك» و «پاتيكل» برهماي‌يان و در كتب‬ ‫مقدس بوداييان‪ ،‬در مزامير «زبور» منسوب به حضرت داوود و‬ ‫در فصول «تورات» منسوب به حضرت موسي و اسفار «انجيل»‬ ‫منسوب به حضرت عيسي و ‪ ...‬سخن از ظهور منجي بشريت و‬ ‫مصلح كل بر هم زننده‌ي بساط ظلم و ستم و تشكيل دهنده‌ي‬ ‫حكوم�ت واحد جهاني و مبتني ب�ر پايه‌هاي عدالت نويد داده‬ ‫شده است‪.‬‬ ‫در ه�ر يك از آيين‪ ،‬اديان‪ ،‬مكاتب‪ ،‬مل�ل و اقوام‪ ،‬از مصلح‬ ‫جهاني با تعبير‌هاي متناس�ب با فرهنگ خود نام برده و سخن‬ ‫گفته‌اند‪.‬‬ ‫هر يك به زباني سخن حمد تو گويد‬ ‫بلبل به غزل خواني و قمري به ترانه‬ ‫بنابراي�ن‪ ،‬مس�ئله اعتقاد به حضرت مه�دي (عج) و مصلح‬ ‫واقعي و تشكيل دهنده حكومت واحد جهاني‪ ،‬يك اصل قطعي‬ ‫و مس�لم و پذيرفته ش�ده ميان پيروان تمام اديان و مذاهب و‬ ‫ملل بوده است‪.‬‬ ‫منتظران حقيقي‬ ‫«افضل العباده‪ ،‬انتظار الفرج‪».‬‬

‫مات َو ل َ ْم يَ ْع ِر ْ‬ ‫مات ميتَه‬ ‫ِمام زَمان ِهِ َ‬ ‫‪َ -1‬م ْن َ‬ ‫فا َ‬ ‫الْجا ِه ِل َيهِ ‪:‬‬ ‫رس�ول خدا صلي اهلل علي�ه و آله فرمودند‪:‬‬ ‫ه�ر كس بميرد و امام زمان خود را نشناس�د‪،‬‬ ‫همانن�د مردم زمان جاهليت مرده اس�ت‪( .‬به‬ ‫مرگ جاهليت مرده است)‬ ‫كان َك َم ْن ُه َو َم َع‬ ‫�ن َ‬ ‫مات عارف َا الِمامِ�هِ َ‬ ‫‪َ -2‬م ْ‬ ‫فسطاطِ هِ ‪:‬‬ ‫الس ِ‬ ‫ال ْ ِ‬ ‫قائم َع َل ْيه َ‬ ‫الم في ْ‬ ‫حضرت باقر عليه السالم فرمودند‪ :‬هر كسي‬ ‫بميرد و آشنا به (مقام) امام خويش باشد مثل‬ ‫كسي است كه همراه حضرت قائم عليه السالم‬ ‫در خيمه‌ي اوست‪.‬‬ ‫منتظ�ران حقيقي كس�اني‌اند ك�ه‪ :‬انتظار‬ ‫را‪ ،‬خودس�ازي خوي�ش در مقاب�ل هواه�ا و‬ ‫خواهش‌هاي نفس�اني مي‌دانند‪ .‬منتظراني كه‬ ‫انتظار را‪ ،‬بس�يج همگاني‪ ،‬براي نهضت جهاني‬ ‫انقالبي بزرگ تاريخ بشريت تفسير مي‌كنند‪.‬‬ ‫آن�ان كه انتظ�ار را‪ ،‬مهيا ش�دن جهت مبارزه‬ ‫ب�ا جباران و خونخ�واران‪ ،‬در زير پرچم بزرگ‬ ‫پرچمدار عدالت مي‌دانند‪ .‬آنان كه انتظار را جز‬ ‫تواض�ع در برابر ح�ق و خروش در برابر باطل‪،‬‬ ‫نمي‌دانند‪ .‬منتظراني كه در تيرگي‌هاي چپاول‬ ‫غارتگران بين المللي‪ ،‬قلب‌هاي خود را به فرا‬ ‫رس�يدن روز رهايي و پايان دوران استعمار و‬ ‫استثمار‪ ،‬بشارت داده‌اند‪.‬‬ ‫به منتظراني كه در برابر سيل خروشان فساد‬ ‫و بي‌بند و باري‪ ،‬همانند فوالد‪ ،‬مقاومت نموده‬ ‫و خم به ابرو نمي‌آورند‪.‬‬ ‫در عصري كه ابر س�ياه س�تم و بي�داد‪ ،‬بر‬ ‫س�ر مظلومان و مستضعفان‪ ،‬س�ايه افكنده و‬ ‫حقوق بيچارگان به وس�يله مدعيان دروغين‬ ‫حقوق بشر‪ ،‬مورد تجاوز قرار گرفته و انسانيت‬ ‫انس�ان‌ها به نام خدمت به انس�ان‪ ،‬به استهزا‬ ‫گرفت�ه ش�ده و ب�ا نهضت‌ه�اي رهايي بخش‬ ‫اسلامي كه مانع بيدادگري آنان بوده‪ ،‬مبارزه‬ ‫نموده و رهروان آزاده مكتب انسان‌ساز اسالمي‬ ‫را ب�ه خاك و خ�ون مي‌كش�ند و ‪ ...‬منتظران‬ ‫معتقد‌ند كه بايد‪:‬‬ ‫*ب�ا الهام از ابراهيم بت ش�كن‪ ،‬بت‌هاي ابر‬ ‫قدرت شرق و غرب را در هم كوبيد و بت‌خانه‬ ‫ه�اي جاسوس�ي بي�ن المللي آن�ان را ويران‬ ‫ساخت‪.‬‬ ‫*با الهام از مبارزه‌ي بي‌امان حضرت موسي‪،‬‬ ‫با ستم پيشگان و ستمگران به مبارزه برخاسته‬ ‫و با سردمداران بيدادگر شرق و غرب‪ ،‬به ستيز‬ ‫پرداخت و آنان را به سزاي اعمال ننگين خود‬ ‫رساند‪.‬‬ ‫*با الهام از كوش�ش‌هاي بي دريغ حضرت‬ ‫ن�وح‪ ،‬مظلومان و مس�تضعفان را در كش�تي‬

‫نج�ات اه�ل بيت عصم�ت و طه�ارت عليهم‬ ‫السلام فرا خوانده و آنان را از غرق شدن در‬ ‫گرداب طوفان سهمگين فساد و بي‌بند و باري‬ ‫نجات داده و نفرين هميش�ه جاويد خود را به‬ ‫هس�تي زور داران قلدر‪ ،‬و زر اندوزان بي قيد‬ ‫و شرط‪ ،‬نثار نمود‪.‬‬ ‫*با الهام از نبي رحمت و ناجي امت‪ ،‬حضرت‬ ‫رسول اكرم صلي اهلل عليه و آله و سلم‪ ،‬آغوش‬ ‫گرم و پر مهر خود را جهت نوازش معتقدان به‬ ‫حاكميت اهلل گشوده و تمام توان و قدرت خود‬ ‫را براي در هم كوبيدن بس�اط ستم و جنايت‪،‬‬ ‫مهيا ساخت‪.‬‬ ‫*ب�ا الهام از مكتب س�رخ تش�يع علوي‪،‬‬ ‫فري�اد كوبن�ده خ�ود را ب�ر ف�رق يهوديان‬ ‫پيما ن‌ش�كن دوران (صهيونيس�ت‌ها) و‬ ‫منافقان زمان‪ ،‬وارد نموده و به هستي نكبت‬ ‫بار آنان خاتمه داد‪.‬‬ ‫*ب�ا اله�ام از بردباري و پايداري حس�ني‪،‬‬ ‫پرده از روي جنايت پيش�گان عصر‪ ،‬برداشت‬ ‫و مدعي�ان دروغي�ن صل�ح جهاني را رس�وا‬ ‫نموده و خائنان به شرافت انسانيت را مفتضح‬ ‫ساخت‪.‬‬ ‫*با الهام از سرور آزادگان و آموزگار آزادگي‬ ‫و آفريننده‌ي حماسه‌ي آزادي‪ ،‬دانشگاه بزرگ‬ ‫آزادي تاس�يس نموده و در هر زمان‪ ،‬عاشورا‬ ‫آفري�د و هم�ه جا را به كربال مبدل س�اخت و‬ ‫حقيقت غلبه خون بر شمشير را براي جهانيان‬ ‫اثبات نمود و س�ركردگان استثمار و استعمار‬ ‫بين المللي و دش�منان آزادي و آزادگي را در‬ ‫سيالب خونين‪ ،‬غرق كرده و براي هميشه نام‬ ‫آنان را از قاموس هستي حذف نمود‪.‬‬ ‫اي فاتح بزرگ جهان! اي قلب عالم امكان!‬ ‫اي مظهر رحمت بي‌كران!‬ ‫اينك با قلبي پر از س�وز و س�ينه‌اي مملو‬ ‫از س�وز و گداز و چشماني س�رازير از اشك‪،‬‬ ‫فرياد مي‌زنيم‪:‬‬ ‫اي عزي�ز تر از ه�ر عزي�ز! اي گرامي تر از‬ ‫يوسف يعقوب! اگر دلباختگان يوسف با ديدن‬ ‫روي دل‌آراي او‪ ،‬انگش�ت بريدند‪ ،‬ش�يفتگان‬ ‫ت�و بدون دي�دن جمال زيباي�ت از جان و تن‬ ‫گذشتند و در آتش فراقت پروانه‌وار سوختند‪،‬‬ ‫شايد كه بر قلب هاي سوخته‌ي آنان آب وصال‬ ‫ريزي و با صبح ظهورت‪ ،‬ش�ام ظلماني هجران‬ ‫آنان را به روز روشن مبدل سازي‪.‬‬ ‫اي آن‌كه خشم پر خروش ملكوتيان به ياد‬ ‫انتقامت‪ ،‬فرو كش كرده!‬ ‫و اي آن‌كه قلب پر خون علي عليه السلام‬ ‫را تو مايه‌ي تسكين شده!‬ ‫اي پهل�وي شكس�ته زهراي اطه�ر عليها‬

‫السالم را تو مرهم!‬ ‫اي قلب شكس�ته‌ي حسين عليه السالم را‬ ‫تو درمان!‬ ‫اي خون پاك شهيدان را تو منتقم!‬ ‫اي ب�ازوان به زنجير بس�ته اس�يران را تو‬ ‫نوازش!‬ ‫بي�ا! كه پرچ�م پرافتخار توحيد به دس�ت‬ ‫تواناي تو در سراسر گيتي به اهتزاز درآيد‪.‬‬ ‫بيا! كه عدالت‪ ،‬در لواي حكومت تو‪ ،‬بر روي‬ ‫ساكنان اين كره خاكي‪ ،‬سايه افكند‪.‬‬ ‫اي از موسي برتر!‬ ‫بي�ا! و ي�د بيضاي ق�درت الهي از آس�تين‬ ‫ملكوتي‌ات بيرون آر و چشم خيره سران عالم‬ ‫را خيره ساز‪.‬‬ ‫بيا! و با نمايان كردن اژدهاي قهر خداوندي‬ ‫تمام ج�ادوي جادوگران قرن را باطل س�از و‬ ‫مدعيان دروغين حقوق بشر را رسوا كن‪.‬‬ ‫بيا! و با فروريختن آتش خش�م الهي بر سر‬ ‫ابرجنايت�كاران‪ ،‬هم�ه‌ي ستم‌پيش�گان را در‬ ‫شعله‌هاي غضب خداوندي‪ ،‬بسوزان و خاكستر‬ ‫آن�ان را بر ب�اد ده تا مظلوم�ان و بيچارگان و‬ ‫ستمديدگان‪ ،‬نفس راحتي كشند‪.‬‬ ‫جمالتي از امام خميني (ره)‬ ‫‪ -1‬مس�ئوالن ما بايد بدانند ك�ه انقالب ما‬ ‫محدود به ايران نيس�ت‪ .‬انقلاب مردم ايران‬ ‫نقطه‌ي ش�روع انقالب بزرگ جهان اسلام به‬ ‫پرچ�م داري حضرت حج�ت –ارواحنا فداه‪-‬‬ ‫است‪.‬‬ ‫‪ -2‬از خداي تعالي مسالت مي‌كنم كه ظهور‬ ‫ولي عصر (س) را نزديك فرمايد و چشم‌هاي‬ ‫ما را به جمال مقدس�ش روش�ن‪ ،‬ما هم انتظار‬ ‫ف�رج داريم و بايد در اين انتظار خدمت كنيم‪،‬‬ ‫انتظار فرج انتظار قدرت اسالم است‪.‬‬ ‫‪ -3‬انقالب اسلامي اي�ران با تاييد خداوند‬ ‫منان در سطح جهان در حال گسترش است و‬ ‫انشاءاهلل با گس�ترش آن‪ ،‬قدرت‌هاي شيطاني‬ ‫ب�ه ان�زوا كش�يده خواهن�د ش�د و حكومت‬ ‫مستضعفان برپا و زمينه براي حكومت جهاني‬ ‫مهدي آخرالزمان (عج) مهيا خواهد شد‪ .‬هان‬ ‫اي مستضعفان جهان بر مستكبران آدم‌خوار‬ ‫بشوريد و حق خود را از آنان بگيريد كه خداوند‬ ‫ب�ا شماس�ت و وع�ده او تخلف‌ناپذير اس�ت‪.‬‬ ‫«ال ّلهم ان ّا نشكوا اَليك فقد نب ّينا صلواتك عليه‬ ‫و آله و غيبته امامنا و كثره عد ّونا و ق ّله عددنا‬ ‫وشده الفتن بنا‪».‬‬ ‫ّ‬ ‫«خداون�دا ب�ه تو ش�كوه مي‌كني�م از نبود‬ ‫پيامبران‪ ،‬غيبت امامان و كثرت دش�منانمان‬ ‫و قل�ت تعدادمان و ش�دت فتنه‌هايي كه بر ما‬ ‫كد مطلب‪J57002 :‬‬ ‫نازل مي‌شود» ‬


‫باران‬ ‫بخش ويژه حافظ‬

‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫‪6‬‬

‫باران ويژه حافظ‬ ‫بخش‬

‫‪1388‬‬ ‫تابستان ‪1390‬‬ ‫شماره‪ 1857‬پاييز‬ ‫شماره‬

‫‪7‬‬

‫‪ 5‬تولد در يك ماه‬ ‫تيرماه امسال ماه شادي است چون مناسبت‌هاي شاد بسياري در آن وجود دارد كه‬ ‫با مبعث رسول اكرم آغاز مي‌شود كه ‪ 9‬تيرماه و تعطيل رسمي‌است‪ .‬پس از آن روز ‪14‬‬ ‫تيرماه تولد امام حسين (ع) است‪ .‬روز ‪ 15‬تير تولد برادر ايشان حضرت عباس (ع) و‬ ‫روز ‪ 16‬تيرماه تولد امام سجاد پسر ايشان است‪ .‬تولد حضرت علي اكبر روز ‪ 22‬تيرماه‬ ‫است و ‪ 26‬تيرماه هم تولد امام زمان (عج) است كه تعطيل رسمي‌است‪.‬‬ ‫تجمع اين‌همه روزهاي شاد و تولد در يك ماه فضاي شادي را رقم مي‌زند كه مي‌تواند‬ ‫براي جامعه مفيد و فرح بخش باشد‪ .‬نكته جالب اين است كه ‪ 4‬تولد مربوط به حاضران‬ ‫صحراي كربالست كه معموال عزاداري را در ذهن متبادر مي‌كند و مبعث حضرت رسول‬ ‫اكرم(ص) و تولد امام زمان (عج) هم ابتدا و انتهاي حركت اسالم را مشخص مي‌كنند‬ ‫كد مطلب‪J57003 :‬‬ ‫كه در ابتدا و انتهاي اين ماه قرار گرفته اند‪ .‬‬

‫بخـش دوم‬

‫عمومي‬

‫ه‌ي روز جوان‬

‫به بهان‬

‫تولد علي اكبر‬ ‫دف است با روز‬ ‫تير امسال مصا‬ ‫ي ش�ده است‪.‬‬ ‫بيس�ت و دوم‬ ‫وز جوان نامگذار‬ ‫�ين كه به نام ر‬ ‫يسال ‪57‬‬ ‫انقالب اسالم ‌‬ ‫فرزند امام حس‬ ‫پس از پيروزي‬ ‫تهايي كه ريشه‬ ‫ه‬ ‫ك‬ ‫ي‬ ‫اي‬ ‫ه‬ ‫ت‬ ‫‌‬ ‫يكي از سياس‬ ‫ردن مناس�ب ‌‬ ‫آمد جايگزين ك‬ ‫و تاريخ ملي و‬ ‫مرحله اجرا در‬ ‫آنها در فرهنگ‬ ‫به‬ ‫داشتند با معادل‬ ‫و سابقه غربي‬ ‫روز ‪ 12‬آگوست‬ ‫ما بوده و هست‪.‬‬ ‫صميم گرفت كه‬ ‫مذهبي‬ ‫‪ 19‬سازمان ملل ت‬ ‫‪InterNation‬‬ ‫از سال ‪99‬‬ ‫وان يا جواني (‪al‬‬ ‫وان روز جهاني ج‬ ‫تها را به مسائل‬ ‫هرسال را به عن‬ ‫رد تا توجه دول ‌‬ ‫‪ )You‬گرامي‌بدا‬ ‫نيز تولد حضرت‬ ‫‪th‬‬ ‫‪Day - IYD‬‬ ‫در كش�ور م�ا‬ ‫وانان جلب كند‪.‬‬ ‫يشود‪.‬‬ ‫ج‬ ‫پاس داشته م ‌‬ ‫و مش�كالت عنوان روز جوان‬ ‫م ش�هادت (به‬ ‫علي‌اكبر (ع) به‬ ‫ايش�ان به هنگا‬ ‫اين روز جواني‬ ‫چهره اي كه از‬ ‫علت انتخاب‬ ‫ل) است‪ .‬آخرين‬ ‫روايتي ‪ 25‬س�ا‬ ‫دنيا است و علي‬ ‫روايتي ‪ 18‬و به‬ ‫رك‬ ‫ياد مي‌ماند چهره او به هنگام ت مبناي نام‌گذاري‬ ‫هرفردي به‬ ‫سالروز تولدش‬ ‫ت و جوان ماند تا‬ ‫مطلب‪J57004 :‬‬ ‫رف‬ ‫كد‬ ‫وان‬ ‫يباشد‪ .‬‬ ‫اكبر ج در ايران اسالم ‌‬ ‫روز جوان‬

‫شوخي با شهردار تهران‪ /‬حسام مصوري‪8 /‬‬ ‫نامه‌اي به برنامه كودك‪ /‬آذين آل صفر‪9 /‬‬ ‫تو‪ /‬پيام گنجگلي‪9 /‬‬ ‫چگونه بهترين صندلي را در كالس انتخاب كنيم‪ /‬طباطبايي‌راد‪10 /‬‬


‫سرگرمي‬

‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫‪8‬‬

‫نامه‌اي به برنامه كودك‬

‫حسام مصوري‪ /‬دبيرستان واحد آبشناسان ‪1‬‬

‫شوخي با شهردار تهران‬ ‫اهل خراسانم‬ ‫روزگارم بد نيست‬ ‫نقشه‌هايي دارم‪ ،‬خرده هوشي‪ ،‬سر سوزن مويي‬ ‫دكترايي دارم‪ ،‬بهتر از ديپلم و سيكل‬ ‫دوستاني بهتر از مردم شهر‬ ‫و خدايي كه به من لطف زيادي دارد‬ ‫الي اين ساختمان‌هاي بلند‪ ،‬پاي آن برج دراز‬ ‫روي ميالد بلند‪ ،‬لب من خندان است‬ ‫وطنم طرقبه است‪ ،‬عشق من تهران است‬ ‫نظرم ايران است‪ ،‬و دلم راضي نيست‬ ‫حق من بيشتر از ايشان است‬ ‫كهكشان ره شيريست! مرا مي‌خواند‬ ‫اهل دنيا هستم‪ ،‬پيشه‌ام شهرداري‬ ‫گاه گاهي تونلي مي‌سازم با زحمت‪،‬‬ ‫مي‌فروشم به شما‬ ‫تا به آواز دهل ياد من زنده شود‬ ‫چه خيالي چه خيالي مي‌دانم‬ ‫دهلم بيجان است‬ ‫پدرم پشت دكان پشت دو گوني فندق در خواب است‬ ‫و من از فرصت خود فندقي مي‌شكنم‬ ‫پدرم مي‌ترسد‪ ،‬مادرم بي‌خبر از ترس پدر مي‌لرزد‬ ‫پدرم وقتي ديد‪ ،‬پشت من خاكي شد‬ ‫ناگهان سقف دكان آبي شد‬ ‫پدرم وقتي زد‪ ،‬پاسبان‌ها همه تاجر بودند‬

‫و مرا پرسيدند كه كمربندت كو؟‬ ‫من از او پرسيدم كه جريمه نكني چند بدم؟‬ ‫…‬ ‫عمر ما زود گذشت‬ ‫زندگي چيزي بود مثل يك دش��ت عجيب مثل يك‬ ‫كوه بلند‬ ‫پر انرژي بودم و در آن دشت عجيب سرگردان‬ ‫من به مهماني جانان رفتم‬ ‫من به باغ عرفان‪ ،‬رفتم از پله‌ي مذهب باال‬ ‫تا ته كوچه عشق‪ ،‬تا هواي خنك آتش و دود‬ ‫تا شب خون و شهادت رفتم‬ ‫و در آن بركه‌ي سرخ‪ ،‬چهره‌ي پاك برادر ديدم‬ ‫و بلوغ خورشيد‬ ‫و هم آغوشي زيباي حسن را با عشق‬ ‫بار خود را بستم‪ ،‬رفتم از شهر چراغان بيرون‬ ‫و دلم پيش برادر باقي‬ ‫‪........‬‬ ‫من به مهماني دنيا رفتم‬ ‫من به دشت دانش‪ ،‬رفتم از پله‌ي مدرك باال‬ ‫تا ته كوچه علم‬ ‫‪...‬‬ ‫كار من نيست خريد مدرك‬ ‫كار من شايد اين است‪ ،‬كه در ساحل علم‬ ‫دست و پايي بزنم‪ ،‬قايقي خواهم ساخت‬ ‫خواهم انداخت به آب‬ ‫ت‬ ‫تا به جايي برس��م كه در آن پنجره‌ها رو به سياس�� ‌‬ ‫باز است‬ ‫بام‌ها جاي كبوترهايي ست كه به جاي پرواز‬ ‫نوكشان روي زمين‪ ،‬دانه‌ها مي‌چيند‬ ‫بايد اينك بروم‪ ،‬ماندن‪ ،‬رسم خوشايندي نيست‬ ‫زندگي بال و پري دارد با وسعت دل‬ ‫پرشي بايد كرد‬ ‫خانه‌ام ايران است‪ ،‬خانه را بايد ساخت‬ ‫چمدان را بستم سوي مردم جستم‬ ‫پي گوهر باشيد و به من راي دهيد‬ ‫و من آن مردم را‪ ،‬به صداي دهل از دور بشارت دادم‬ ‫و به آنان گفتم‬ ‫هر كسي نام مرا بنويسد‬ ‫مي‌گشايد گره زندگي‌اش را با دست‬ ‫هر كه با يار هم آواز شود‬ ‫خوابش آرام‌ترين خواب جهان خواهد بود‬ ‫آفتابي لب درگاه شماست‬ ‫در دل بگشاييد به شما مي‌تابد‬ ‫چشم را باز كنيد‪ ،‬آدمي‌بهتر از اين مي‌خواهيد‬ ‫‪...‬‬ ‫كسي از جنس كتم حرف نزد‬ ‫كسي از ديدن عكس خلبان جذب نشد‬ ‫هيچكس زاغچه‌اي را سر يك مزرعه جدي نگرفت‬

‫سرگرمي‬

‫‪1388‬‬ ‫تابستان ‪1390‬‬ ‫شماره‪ 1857‬پاييز‬ ‫شماره‬

‫و به اندازه‌ي يك ابر دلم مي‌گيرد‬ ‫بايد امشب خوابيد‬ ‫و در آن خوابي ديد كه در آن صندوقم آباد است‬ ‫ناگهان صبح شد و مردي از من پرسيد‬ ‫كشك خوب سيري چند؟‬ ‫بار خود را بستم رفتم از شهر خياالت بيرون‬ ‫پشت سر خستگي تاريخ است‬ ‫پشت سر پنجره‌هاي بسته شده‬ ‫پشت سر خاطره‌ي كاپشن و كت‬ ‫و دلم مي‌گيرد‪ ،‬من دلم طرقبه را مي‌خواهد‬ ‫و كمي‌باالتر شانديز را‪ ،‬كفش‌ها را بايد كند‬ ‫روي تخت بايد خورد دو سه پرس شيشليك را‬ ‫و سپس از غصه دو سه جام‪ ،‬نوشابه‬ ‫هر كجا هستم‪ ،‬آسمان مال من است‬ ‫ريگي از روي زمين برداريم‬ ‫وزن بودن را احساس كنيم‬ ‫مي‌رسد دست به سقف ملكوت‬ ‫خلبان باشيم و پرواز كنيم‬ ‫من به ايرباس خودم خوشنودم‬ ‫و به قول سردار بر زوخان‬ ‫واسه پرواز ِدلُم ضَ عف ِم ِره‬ ‫راه را بايد رفت‪ ،‬اگر از روي زمين راه نبود‬ ‫آسمان راه من است‬ ‫و من از آسمان مي‌بينم‪ ،‬شهر تهران برزگ‬ ‫رويش هندسي آهن و سيمان و بتن‬ ‫سقف بي كفتر صدها اتوبوس‬ ‫اتوبان‌هاي شلوغ‪ ،‬من هوايي ديدم آلوده‬ ‫و هزاران موشي كه ندارند ويزاي حضور‬ ‫من قطاري ديدم‪ ،‬كه مسافرها را مي‌بلعيد‬ ‫و از آن‌ها مي‌ساخت ژله‌ي انساني‬ ‫من هوايي ديدم دود آلود‬ ‫و درختي را كه‪ ،‬ميوه‌اش سرفه و برگش تب بود‬ ‫آمدم در ميدان‪ ،‬حركت بايد كرد‬ ‫شهر را بايد ساخت‬ ‫موش را بايد كشت‬ ‫صبح‌ها برخيزيم و بگيريم خورشيد‬ ‫و بكاريم نهالي سر پيچ و گذر‬ ‫و بپاشيم ميان هر كوي تخم آرامش را‬ ‫اتوبان را بايد بكشيم تا درازتر بشود‬ ‫و قط��اري بخري��م كه در آن ك��ودكان خواب لطيفي‬ ‫بروند‬ ‫و در آن خواب‪ ،‬مرا ياد كنند‬ ‫من به گمنامي‌آمال شما نزديكم‬ ‫و دلم مي‌خواهد همه خوشبخت شوند‬ ‫پر انرژي هستم‪ ،‬هيجاني دارم بس پر شور‬ ‫مي‌روم يك ضرب تا قله‌ي قاف‬ ‫تا همه بانگ زنند‬ ‫زنده باد سردار‪ ،‬دكتر‪ ،‬خلبان قاليباف‬ ‫كد مطلب‪J57005 :‬‬

‫‪9‬‬

‫آذين آل صفر‬ ‫رتبه دوم منطقه در رشته‌ي نثر ادبي‬

‫بسمه تعالي‬ ‫با عرض سالم خدمت دست اندر كاران محترم برنامه هيجان انگيز كودك‪،‬‬ ‫با تشكر از زحمات فراوان شما به خاطر برنامه‌هاي متنوع‪ ،‬آموزنده‪ ،‬شاداب كننده تان به خود‬ ‫اجازه مي‌دهم كه از طرف هفتاد و خورده اي ميليون ايراني برنامه كودك را تاييد كنم؛ چرا كه‬ ‫اين نحوه‪ ،‬به خصوص برنامه كودك در ايران‪ ،‬باعث پيشرفت دانش‌آموزان شده است تا به اين‬ ‫حد كه دانش‌آموزان ايراني در هر رش��ته‪ ،‬مقامات باال در المپياد‌هاي متفاوت جهاني مي‌آورند‬ ‫و افتخار آفرينان ش��ده اند و من به دليل انس��ان دوستي خواهشمندم كه شما نحوه نحوه خلق‬ ‫اين موفقيت‌ها را به جهانيان معرفي كنيد تا باعث پيشرفت بشريت شود‪.‬مثل كارتون "حنا‪ ،‬دختري در مزرعه" كه در زمان‬ ‫مادر بزرگ من پخش شده است و تا به نتيجه‌هاي من هم خواهد رسيد‪ .‬اين برنامه آموزنده به كودكان ياد مي‌دهد كه اگر‬ ‫بد بخت و بي پول و بي خانواده هستند‪ ،‬بايد از كودكي به سختي كار كنند و ناراحت نباشند‪ .‬اين قضيه مسئله نرمالي است‬ ‫و آن‌ها تنها بد بختان نيستند و به بقيه كودكان نشان مي‌دهد كه هر وقت احساس ناراحتي كردند‪ ،‬به ياد حنا و مانند آن‌ها‬ ‫بيفتند و هرگز فراموش نكنند كه دست پايين دست بسيار است! و يا كارتون فوتباليست‌ها كه حتي فوتباليست‌هايي با اين‬ ‫كارتون بزرگ شده اند و امروزه در تيم ملي ايران بازي مي‌كنند كه البته متاسفانه هنوز مثل همان كارتون تا بخواهند شوت‬ ‫كنند پنج باري همه خاطراتش��ان را در ذهن دوره كرده اند و كمي‌دير ش��ده؛ ولي همين كه اصال ذهن ايرانيان به خاطر اين‬ ‫برنامه حد اقل كمي‌به طرف ورزش سوق داده شده‪ ،‬خود شاهكاري است؛ چرا كه ايراني اصوال ورزشكار نيست‪ .‬ايراني پايين‬ ‫پيس��ت اس��كي مي‌ايس��تد و مي‌گويد‪« :‬من اگر بخواهم دوباره سر بخورم و بيام پايين‪ ،‬خوب مگه مريضم اين همه راه رو برم‬ ‫باال؟!»و يا اين مجريان تاريخي برنامه كودك‪ ،‬كه از زمان جواني دوس��ت كودكان بودند و تا زمان ميان س��الي مثل مادر با‬ ‫كودكان در برنامه صحبت مي‌كردند و تا به حال كه مادر بزرگان شده اند‪ ،‬حتي اگر پاي برنامه هم جان به جان آفرين تسليم‬ ‫كنند‪ ،‬حسن را بر كودكان تمام كرده‪ ،‬كودكان را با مسئله مجهول مرگ به طور زنده آشنا كرده اند‪ .‬اين مادر بزرگ‌ها ‪-‬كه‬ ‫انشاءا‪ ...‬صد سال عمر كنند‪ -‬ديگر واقعا فردي از هر خانواده ايراني شده اند‪ .‬بسياري از برنامه‌هاي متنوع ديگر اين قدر تكرار‬ ‫مي‌شوند كه هر كودكي –حتي كودكان عقب مانده ذهني‪ -‬تمامي‌نكات آموزنده را از اين برنامه‌ها حفظ شده اند و اين قدر‬ ‫هنوز تكرار مي‌شوند كه هر كودكي از تلويزيون كه دشمن درس خواندن است فراري شده‪ ،‬با شنيدن صداي برنامه كودك يادش به درس و كتاب مي‌افتد و براي‬ ‫كد مطلب‪J57006 :‬‬ ‫نديدن و نشنيدن‪ ،‬اين قدر ذهنش را متمركز درس مي‌كند كه مقامات جهاني در المپياد‌هاي جهاني مي‌آورد‪ .‬‬ ‫با آرزوي توفيق و تكرار روز افزون‪1389/11/11 /‬‬

‫تو‬

‫پيام گنجگلي‬ ‫معاون اجرايي واحد ادونس‬

‫تمامي‌روز‌ها به جست و جوي تو‪ ،‬به آرامي‪ ،‬ابرها از برابر ديدگانم گذشتند و تو آخرين تكه گمشده اي بودي كه همه چيز‬ ‫با يافتن تو به پايان مي‌رسيد‪ .‬شايد اگر امروز‪ ،‬در اين لحظه تو را نمي‌يافتم هرگز خاطراتم را مرور نمي‌كردم‪ ،‬خاطراتي كه به‬ ‫راحتي چهل سال انتظار را در برابر ديدگانم ترسيم مي‌كنند‪.‬‬ ‫همه چيز به درستي يادم مي‌آيد‪ ،‬يك تصوير نا مفهوم بيست در بيست بود‪ ،‬به بزرگي يك اتاق و من هر روز يك تكه را به‬ ‫آرامي‌در جاي خود قرار مي‌دادم‪ ،‬درست مثل يك زنداني كه روز‌هاي مانده از اسارت خويش را بر ديوار خط مي‌كشد‪.‬‬ ‫ش��ايد آن روز مي‌توانس��ت روز آخر باش��د و تو آخرين كليد حل اين تصوير باشي‪ ،‬تصويري كه با يافتن تو در اتاق هميشه‬ ‫خالي من جان مي‌گرفت‪ .‬آري‪ ،‬ش��ايد همه چيز با گم ش��دن تو در خانه متروكم آغاز ش��د‪ .‬روز‌هايي كه به جس��ت و جوي تو‬ ‫آفتاب‪.‬‬ ‫س��پري مي‌ش��د و ش��ب‌هايي كه با روياي پيدا كردن تو پايان مي‌گرفت‪ ،‬ولي من همه چيز را گم كرده بودم حتي س��ايه خويش را در برابر‬ ‫حقيقت چيزي جز اين نبود‪ ،‬تو گمشده بودي‪ ،‬مثل يك قاصدك در امتداد نسيم و من به جست و جوي تو‬ ‫هر روز بيشتر گم مي‌شدم‪ ،‬در ال به الي تكه‌هايي كه هرگز نمي‌توانستند جاي خالي تو را پر كنند و من‬ ‫آرام‪ ،‬آرام فرسوده مي‌شدم با اين كه هرگز دوست نداشتم تصوير پير آينه را باور كنم‪.‬‬ ‫هيچ اثري از تو نبود‪ .‬بايد تس��ليم مي‌ش��دم‪ ،‬درس��ت مثل يك ترس��و تا بتوانم زندگي كنم مثل تمام‬ ‫آدم‌هاي گمشده در روز‌ها ‪...‬‬ ‫سر سپرده و تسليم‪ ،‬همه چيز را منكر شدم تا در برابر اين همه نگاه مثل يك انسان پيروز جلوه كنم‪،‬‬ ‫ولي قلبم با هر نفس مرا نفرين مي‌كرد و خون سرخ ذلت را در رگ‌هايم تف مي‌كرد و من درست مثل‬ ‫يك سر سپرده همه چيز را منكر شدم و با يك تكه مقوا جاي خالي را براي هميشه پر كردم‪.‬‬ ‫تازه داش��تم به گم ش��دن تو عادت مي‌كردم و تو آخرين فرصت فراموشي را از من ربودي‪ ،‬درست‬ ‫مثل يك شكنجه گر كه محكوم خويش را با سطلي آب از خواب بيدار مي‌كند تا درد بيداري را بر لبان‬ ‫خشكش بچشاند‪ .‬آري‪ ،‬بي شك همه چيز تمام شده بود‪ -‬هر چند كند و دلخراش‪ -‬اگر تو را در ال بالي‬ ‫اين روز‌هاي متروك خويش هرگز نمي‌يافتم‪ ،‬و تو امروز در دستان من چيزي نيستي‪ ،‬به جز يك تكه نا‬ ‫كد مطلب‪J57007 :‬‬ ‫چيز از يك پازل گم شده‪ .‬‬


‫برترين‌ها‬

‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫فناوري‬

‫‪1388‬‬ ‫تابستان ‪1390‬‬ ‫شماره‪ 1857‬پاييز‬ ‫شماره‬

‫‪10‬‬

‫‪11‬‬

‫بخش سوم‬

‫چ‬ ‫گ‬ ‫و‬ ‫ن‬ ‫ه‬ ‫ب‬ ‫ه‬ ‫ت‬ ‫ر‬ ‫ي‬ ‫ن‬ ‫ص‬ ‫ن‬ ‫د‬ ‫د‬ ‫لي را‬ ‫ر‬ ‫ك‬ ‫ال‬ ‫س‬ ‫ا‬ ‫ن‬ ‫ت‬ ‫خ‬ ‫ا‬ ‫ب‬ ‫ك‬ ‫نيم‬

‫فناوري‬

‫نويسن‬ ‫ده‪ :‬جيو‬ ‫ف‬ ‫ر‬ ‫ي‬ ‫وي‬ ‫ترجمه‪:‬‬ ‫د‬ ‫مجيدالدي‬ ‫ن‬ ‫ط‬ ‫با‬ ‫طب‬ ‫ايي‌راد‬

‫مقدمه‬ ‫ش��ايد باور اين مطلب مشكل باشد‪ ،‬اما مطالعات نشان مي‌دهد‪ ،‬مكاني‬ ‫را كه دانش‌آموزان در كالس‌هايشان براي نشستن انتخاب مي‌كنند اثري‬ ‫مستقيم بر نمرات آنان دارد‪ .‬واقعيت اين است كه اگر مي‌خواهيد معلمتان‬ ‫شما را به ياد داشته باشد و اين‌گونه به نظر برسد كه با تمام وجود به درس‬ ‫توجه داريد‪ ،‬بس��يار مهم اس��ت كه در كالس‪ ،‬صندلي مناسب را انتخاب‬ ‫كنيد‪ .‬اينك به مراحل س��اده‌اي كه ش��ما رادر انتخاب بهترين صندلي در‬ ‫كالس كمك مي‌كند اشاره مي‌كنيم‪:‬‬ ‫مرحله اول‬ ‫تالش داش��ته باشيد صندلي را كه نزديك جلوي كالس است انتخاب‬ ‫كنيد‪ .‬به اين ترتيب‪ ،‬نه تنها معلمتان ش��ما را بيشتر از دانش‌آموزاني كه‬ ‫در رديف عقب كالس نشس��ته‌اند به ياد خواهد داش��ت و اين احساس در‬ ‫او تقويت مي‌شود كه شما بيش از آنان در موضوعات درس شركت داريد‪،‬‬ ‫بلكه كمتر نيز با مواردي روبه‌رو مي‌ش��ويد كه حواس��تان را از درس پرت‬ ‫مي‌كنند‪.‬‬ ‫مرحله دوم‬ ‫نزديك دوس��تان خود ننش��ينيد‪ .‬اجراي اين درخواست بسيار مشكل‬ ‫خواه��د بود‪ ،‬اما حقيقت ماجرا از اين قرار اس��ت‪ :‬نشس��تن كنار بهترين‬ ‫دوست‪ ،‬احتماال حواس هر دوي شما را پرت مي‌كند و شرايطي را به وجود‬ ‫م��ي‌آورد كه به دليل صحبت كردن‪ ،‬رد و بدل يادداش��ت‌ها و مواردي از‬ ‫اين قبيل‪ ،‬دچار مشكل شويد‪ .‬سعي كنيد بين خود و دوستانتان مقداري‬ ‫فاصله به وجود آوريد و احتماال بدين‌وس��يله ش��رايط بهتري برايتان در‬ ‫كالس ايجاد مي‌شود‪.‬‬

‫مرحله سوم‬ ‫س��عي كنيد صندلي را در ميان ات��اق در نظر بگيريد‪ .‬صندلي كه اكثر‬ ‫دبيران به آن توجه مي‌كنند‪ ،‬صندلي وس��ط رديف جلو اس��ت‪ .‬بنابراين‪،‬‬ ‫صندلي مورد نظرتان در كالس درس را همانند صندلي كه براي كنسرت‬ ‫موس��يقي انتخاب مي‌كنيد برگزينيد‪ .‬هميش��ه صندلي وسط رديف جلو‪،‬‬ ‫بهتر از صندلي گوشه رديف عقب خواهد بود‪.‬‬

‫مرحله چهارم‬ ‫راحت‌تري��ن ميز موجود را پيدا كنيد‪ .‬اگرچه بس��ياري از كالس‌ها در‬ ‫اين زمينه امكانات مناسبي ندارند‪ ،‬ولي جست‌وجو كنيد و مطمئن شويد‬ ‫كه برايتان ميز راحت‌تري وجود ندارد‪ .‬اگر ميز مناس��بي هس��ت‪ ،‬اما در‬ ‫مكاني‌كه مي‌خواهيد بنش��ينيد قرار نگرفته اس��ت‪ ،‬اج��ازه بگيريد كه آيا‬ ‫مي‌توانيد آن‌را به محل نشس��تنتان انتقال دهيد‪ .‬هر چه ميزتان راحت‌تر‬ ‫باشد اين احتمال كمتر وجود خواهد داشت كه به دليل ناراحتي حواستان‬ ‫پرت شود و بخشي از درس را متوجه نشويد‪.‬‬ ‫نكات و هشدارها‬ ‫هميشه به خاطر داشته باشيد كه مفهوم كالس درس فراتر از توجه به‬ ‫درس اس��ت‪ .‬اگر در رابطه با حفظ تمركز در كالس مشكل داريد‪ ،‬عوامل‬ ‫متعددي در اين زمينه مي‌تواند دخالت داش��ته باش��د‪ .‬غالبا تغيير مكان‬ ‫نشس��تنتان مي‌تواند در رابطه با چنين مشكالتي تاثيرگذار باشد‪ .‬اگر در‬ ‫رابطه با صندلي‌تان مشكل داريد‪ ،‬ولي جاي نشستن دانش‌آموزان در كالس‬ ‫از پيش تعيين شده است‪ ،‬با آموزگارتان صحبت كنيد‪ .‬اگر بتوانيد داليل‬ ‫منطقي در مورد احتياج به تعويض صندلي‌تان ارائه دهيد‪ ،‬اكثر آموزگاران‬ ‫كد مطلب‪J57008 :‬‬ ‫آماده‌اند تا كمكتان كنند‪ .‬‬

‫از شن تا سيليكون‪ /‬سيدابراهيم‌هاشم‌زاده‪12 /‬‬ ‫مردي كه هرگز فارغ التحصيل نشد‪16 /‬‬ ‫آشنايي با ‪ 8‬سايت برتر آموزشي‪18 /‬‬


‫فناوري‬

‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫‪12‬‬

‫از شن تا سيليكون‬ ‫«مراحل ساخت يك تراشه»‬ ‫ويرايش ‪ 32‬نانومتري‬ ‫ترجمه‪ :‬سيدابراهيم‌هاشم‌زاده‬

‫‪1‬‬

‫رايانه‌ه�ا ي�ا كامپيوترها در عرض چند دهه در تم�ام بخش‌هاي زندگي ما نفوذ‬ ‫كرده‌اند‪ :‬يعني در كمتر از يك قرن! به طوري كه نمي‌توان به زندگي پيش از آنها‬ ‫فكر كرد‪ :‬از كنترل ماهواره‌ها و موشك‌ها تا نيروگاه‌هاي هسته اي و تاسيسات آب‬ ‫و برق و فاضالب و جريان گاز تا ارتباطات روزمره و مكاتبات اداري و شخصي‪.‬‬ ‫اين پيش�رفت و نفوذ در تاريخ بش�ري بي نظير بوده و همچنان هم ادامه دارد‪.‬‬ ‫در مركز اين فناوري خيره كننده ريزپردازنده‌ها قرار دارند كه صنعت توليد آنها‬ ‫روزآمدتري�ن و پيچيده ترين و ظريف ترين صنايع اس�ت‪ ،‬صنعتي كه در مقياس‬ ‫نانومت�ر از فركانس‌ه�اي گيگاهرتزي اس�تفاده مي‌كند! براي كس�ي كه اندكي با‬ ‫فيزيك آش�نا باشد اين تقابل وحشتناك غيرقابل تصور است! چون فركانس‌هاي‬ ‫چندصدهرت�زي در ابع�اد باالي مت�ر القا ايجاد مي‌كنند! اي�ن صنعت به نوعي در‬ ‫مرزهاي دانش و فناوري بشري قرار دارد‬ ‫‪.‬متن زير از مستندات آموزشي سايت اينتل براي شما ترجمه شده تا آشنايي‬ ‫كلي و تجسمي با فرآيند توليد يك ريزتراشه پيدا كنيد‪.‬‬

‫شن ‪ /‬شمش‬

‫فناوري‬

‫‪3‬‬

‫‪.1‬شن‬

‫حدود ‪ 25‬درصد جرم شن از سيليكون است كه‬ ‫بعد از اكسيژن فراوانترين عنصر شيميايي در پوسته‬ ‫زمين اس��ت‪ .‬شن و ماس��ه ‪-‬به خصوص كوارتز‪ -‬از‬ ‫درصد بااليي سيليكون به شكل دي اكسيد سيليكون‬ ‫(‪ )SiO2‬تشكيل شده كه مواد تشكيل دهنده پايه‬ ‫براي توليد نيمه‌هادي‌ها است‪.‬‬

‫‪2‬‬

‫‪.2‬ذوب سيليكون‬

‫مقي��اس‪ :‬س��طح ويف��ر (‪ 12 ~ 300mm‬اينچ)‬ ‫س��اخت تراشه روي ويفر ش��امل صدها مرحله دقيقا‬ ‫كنترل شده است كه شامل نشاندن الگويي از اليه‌هاي‬ ‫مختلف مواد بر روي همديگر است‪ .‬آنچه در ادامه اين‬ ‫مت��ن مي‌آيد تعدادي از مهم ترين گام‌ها در اين روند‬ ‫پيچيده است‪.‬در اين تصوير يك اليه مقاوم در برابر نور‬ ‫(به رنگ آبي) بر روي ويفر ريخته مي‌ش��ود و پيش از‬ ‫مرحله بعد سطح ويفر شسته و تميز مي‌شود‪ .‬باقيمانده‬

‫‪ .3‬شمش تك بلوري سيليكون‬

‫مقياس‪ :‬سطح ويفر (‪ 12 ~ 300mm‬اينچ)‬ ‫ش��مش از سيليكون درجه الكترونيك ساخته‬ ‫مي‌ش��ود‪ .‬يك شمش وزني حدود ‪ 100‬كيلوگرم‬ ‫(‪ = 220‬پون��د) دارد و خل��وص س��يليكون آن‬ ‫‪ 99.9999999‬درصد است‪.‬‬

‫شمش‪/‬ورقه‬

‫‪.4‬برش شمش‬

‫مقياس‪ :‬سطح ويفر (‪ 12 ~ 300mm‬اينچ)‬ ‫شمش به ديسك‌هاي سيليكون كه ورقه يا ويفر‬ ‫(‪ )wafers‬نامي��ده مي‌ش��وند برش داده مي‌ش��ود‪.‬‬ ‫ضخامت ويفرها ‪ 1‬ميلي متر است‪.‬‬

‫‪ .7‬آبكاري (‪)Ion Implantation‬‬

‫مقياس‪ :‬سطح ويفر (‪ 12 ~ 300mm‬اينچ)‬ ‫در اي��ن مرحل��ه الگوي م��ورد نظر با اس��تفاده از‬ ‫روش فتوليتوگراف��ي (جزئيات مرب��وط به چگونگي‬ ‫اي��ن كار بعدا توضي��ح داده خواهد ش��د) روي ويفر‬ ‫پياده ش��ده و ويفر ب��ا باريك��ه اي از يونها (مثبت يا‬ ‫منفي ) بمباران مي‌ش��ود كه خود را روي سطح ويفر‬

‫‪ .8‬پاك كردن اليه مقاوم در برابر نور‬

‫مقياس‪ :‬سطح ويفر (‪ 12 ~ 300mm‬اينچ)‬ ‫پ��س از آبكاري اليه مق��اوم در برابر نور حذف و پاك‬ ‫مي‌ش��ود و مناطق آبكاري ش��ده با يونهاي بيگانه باقي‬ ‫مي‌مانند‪( .‬تغيير رنگهاي گوناگون سطح)‬

‫اليه‌هاي عايق فوق مقاوم‬

‫‪ .9‬خواباندن عايق فوق مقاوم‬

‫مقياس‪ :‬سطح ويفر (‪ 12 ~ 300mm‬اينچ)‬ ‫اينت��ل به جاي اس��تفاده از عايق‌هاي س��نتي بين‬ ‫دروازه(گيت) ترانزيستور و كانال آن‪ ،‬از چند اليه عايق‬ ‫فوق مقاوم در س��طح ويفر استفاده مي‌كند‪ .‬ازاين ماده‬ ‫هربار يك اليه اتمي‌روي ويفر نش��انده مي‌ش��ود(اليه‬ ‫زردرنگ )‪ .‬اين كار نشت الكتريكي را كاهش مي‌دهد و‬

‫نانومتري با استفاده ازويفرهايي با قطر ‪ 300‬ميليمتر‬ ‫(تقريبا ‪ 12‬اينچ) انجام مي‌دهد‪ .‬زماني كه اينتل براي‬ ‫اولين بار شروع به ساخت تراشه‌ها كرد‪ ،‬چاپ مدارات‬ ‫را روي ويفرهاي ‪ 2‬اينچي انجام مي‌داد‪ .‬اين ش��ركت‬ ‫اكنون براي كاهش هزينه ساخت هر تراشه از ويفرهاي‬ ‫‪ 12‬اينچي استفاده مي‌كند‪.‬‬

‫كارآيي پردازنده را (در مصرف انرژي) افزايش مي‌دهد‪.‬‬ ‫‪ .10‬خواباندن اليه‌هاي عايق فوق مقاوم‬

‫مقياس‪ :‬سطح ويفر (‪ 12 ~ 300mm‬اينچ)‬ ‫اليه‌ه��اي فراواني از اليه تك ملكولي عايق بر روي‬ ‫ويفر خوابانده مي‌ش��ود كه در تصوي��ر دو اليه زرد به‬ ‫عنوان نمونه نشان داده شده اند‪.‬‬ ‫‪ .11‬عايق فوق مقاوم‬

‫مقياس‪ :‬سطح ترانزيستور (‪)~50-200 nm‬‬ ‫اين مرحله نشان مي‌دهد كه چگونه اليه جداكننده عايق‬ ‫فوق مقاوم روي تمام سطح ويفر را پوشانده است‪ .‬اليه عايق‬ ‫فوق مقاوم ضخيم تر از دي اكس��يد سيليكوني با توانايي‬ ‫مشابه است كه به صورت سنتي استفاده مي‌شود تا كارايي را‬ ‫باالتر ببرد‪ .‬با توجه به افزايش ضخامت‪ ،‬نشت جريان كمتري‬ ‫از طريق اين عايق‌هاي جديد وجود دارد‪.‬‬

‫فتوليتوگرافي‬

‫‪ .12‬خواباندن اليه مقاوم در برابر نور‬

‫‪ .5‬ورقه (ويفر)‬

‫اين اليه بر روي ويفر مانع از نش��انده شدن يون روي‬ ‫مناطقي از ويفر كه مورد نظر نيستند مي‌شود‪.‬‬

‫جا مي‌دهند تا خواص متفاوت رس��انايي س��يليكون‬ ‫را در نق��اط مختل��ف انتخ��اب ش��ده ش��كل دهند‪.‬‬ ‫نقاط س��بز عكس بعد مناطقي هستند كه با يونهاي‬ ‫بيگانه پوشانده شده اند‪.‬‬

‫مي‌ش��ود‪ .‬تك كريستال حاصل از اين رشد دادن را‬ ‫شمش مي‌نامند‪.‬‬

‫‪5‬‬

‫مقياس‪ :‬سطح ويفر (‪ 12~ 300mm‬اينچ)‬ ‫ورقه‌ها جال داده مي‌شوند تا زماني كه سطحشان‬ ‫به صورت آينه صاف بي عيب و نقصي دربيايد‪ .‬اينتل‬ ‫چنين صفحات آماده اي را از شركت‌هاي ديگر مي‌خرد‪.‬‬ ‫اينتل روند س��اخت تراشه‌هاي بس��يار پيشرفته ‪32‬‬

‫‪13‬‬

‫آبكاري‬

‫‪.6‬نشاندن اليه مقاوم در برابر نور (‪)Photo Resist‬‬

‫‪4‬‬ ‫مقياس‪ :‬سطح ويفر (‪ 12 ~ 300mm‬اينچ)‬ ‫سيليكون در مراحل متعدد خالص سازي مي‌شود‬ ‫تا در نهايت به كيفيت الزم براي ساخت نيمه‌هادي‌ها‬ ‫كه در زبان رايج س��يليكون پايه الكترونيك خوانده‬ ‫مي‌ش��ود برس��د كه در اين حال��ت داراي يك اتم‬ ‫ناخالصي در هر يك ميليارد اتم سيليكون است‪.‬‬ ‫در اي��ن تصوي��ر مي‌توانيد ببيني��د چگونه يك‬ ‫كريس��تال ب��زرگ از س��يليكون مذاب رش��د داده‬

‫‪1388‬‬ ‫تابستان ‪1390‬‬ ‫شماره‪ 1857‬پاييز‬ ‫شماره‬

‫مقياس‪ :‬سطح ويفر (‪ 12 ~ 300mm‬اينچ)‬ ‫ماي��ع (در اينج��ا تيره رن��گ) كه ب��ر روي ويفر در حال‬ ‫چرخ��ش ريخته مي‌ش��ود‪ ،‬يك م��اده مق��اوم در برابر نور‬ ‫اس��ت(‪ )PhotoResist‬مشابه آن چيزي كه در روند چاپ‬ ‫عكس بكار مي‌رود‪ .‬چرخش ويفر در اين مرحله باعث مي‌شود‬ ‫اليه نازك و يكساني از اين اليه مقاوم روي آن بنشيند‪.‬‬ ‫‪ .13‬نور دادن (‪)Exposure‬‬

‫مقياس‪ :‬سطح ويفر (‪ 12 ~ 300mm‬اينچ)‬

‫در پايان‪ ،‬ماده مقاوم در برابر نور در معرض اشعه ماورابنفش‬ ‫(‪ )UV‬قرار مي‌گيرد‪ .‬واكنش‌هاي شيميايي انجام شده مشابه‬ ‫همين مرحله در عكاسي است‪ ،‬هنگامي‌كه شاتر دوربين فشار‬ ‫داده مي‌شود‪ .‬بخشي از ماده مقاوم در برابر نور (حساس) كه‬ ‫در معرض اش��عه قرار گرفته به صورت قابل حل در مي‌آيد‪.‬‬ ‫با اس��تفاده از ماسكي كه الگوي مدارهاي مورد نظر ر ا دارد‪،‬‬ ‫همانند چاپ استنسيل (روش نسخه برداري با الگو ) نقشه‬ ‫مدارات مورد نظر روي ويفر شكل مي‌گيرد و عدسي استفاده‬ ‫شده هم اندازه مدارات را تا ‪ 4‬برابر كوچك مي‌كند‪.‬‬

‫‪.14‬نور دادن‬

‫مقياس‪ :‬سطح ترانزيستور (‪)~ 50-200 nm‬‬ ‫اگر چه معموال صدها ريزپردازنده بر روي يك ويفر تنها‬ ‫ساخته مي‌شود‪ ،‬داستان اين تصاوير از اين پس فقط بر روي‬ ‫بخش كوچكي از يك ريزپردازنده تمركز دارد‪ :‬يك ترانزيستور‬ ‫يا بخشي از آن‪ .‬ترانزيستور به عنوان يك كليد كنترل جريان‬ ‫برق در تراشه‌هاي كامپيوتري است‪ .‬محققان اينتل موفق به‬ ‫توسعه ساخت ترانزيستورها شده اند تا حدي كه حدود ‪30‬‬ ‫ميليون از آنها مي‌تواند روي نوك يك سنجاق جا بگيرد‪.‬‬


‫فناوري‬

‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫‪14‬‬

‫‪6‬‬

‫‪.15‬شستن ماده مقاوم‬

‫‪7‬‬

‫‪9‬‬

‫قلم زني (‪)Etching‬‬

‫مقياس‪ :‬سطح ترانزيستور (‪)~ 50-200 nm‬‬ ‫ماده حس��اس تغييريافته شسته مي‌شود و طرح‬ ‫الگوي ماسك استفاده شده باقي مي‌ماند‪( .‬مستطيل‬ ‫تيره در اينجا)‪.‬‬

‫فناوري‬

‫‪ .16‬قلم زني‬

‫مقياس‪ :‬سطح ترانزيستور (‪)~ 50-200 nm‬‬ ‫ماده مقاوم (باقيمانده) سطح عايق فوق مقاوم زيرينش‬ ‫را از پاك شدن محافظت مي‌كند‪ .‬باقي عايق بدون حفاظ‬ ‫توسط مواد شيميايي شسته مي‌شود(قلم زده مي‌شود‬ ‫چون در نهايت سوراخهايي باقي مي‌ماند)‪.‬‬

‫‪ .17‬پاك كردن ماده مقاوم (باقيمانده)‬

‫مقياس‪ :‬سطح ترانزيستور (‪)~ 50-200 nm‬‬ ‫پس از حذف ماده عايق اضافه و برداشته شدن اليه‬ ‫مقاوم طرح باال برجاي مي‌ماند‪.‬‬

‫‪ .23‬آزمايش ترتيبي ويفر‬

‫‪.18‬ترانزيستور آماده‬

‫مقياس‪ :‬سطح ترانزيستور (‪)~ 50-200 nm‬‬ ‫اين ترانزيستور آماده كامل شدن است‪ .‬سه سوراخ‬ ‫روي ماده جداكننده (رنگ قرمز) ايجاد مي‌ش��ود(با‬ ‫قل��م زني) ‪ .‬اين س��وراخ‌ها با مس يا ماده رس��اناي‬ ‫ديگري كه اتصال با س��اير ترانزيس��تورها را برقرار‬ ‫مي‌كند پر مي‌شوند‪.‬‬

‫‪8‬‬

‫‪.19‬آبكاري الكتريكي (الكتروليز)‬

‫مقياس‪ :‬سطح ترانزيستور (‪)~ 50-200 nm‬‬ ‫ويفرها در اين مرحله در مايع سولفات مس قرار‬ ‫مي‌گيرند‪ .‬يونهاي مس توس��ط عملي كه الكتروليز‬ ‫خوانده مي‌ش��ود توسط عملي كه الكتروليز خوانده‬ ‫مي‌شود روي سطح ترانزيستورها نشانده مي‌شوند‪.‬‬ ‫يونه��اي مس از پايانه مثبت (آن��د) به پايانه منفي‬ ‫(كاتد) كه سطح ويفر باشد مهاجرت مي‌كنند‪.‬‬

‫‪ .20‬پس از الكتروليز‬

‫مقياس‪ :‬سطح بسته (‪ 1 ~ 20mm‬اينچ)‬ ‫اينها داي‌هاي منفردي هستند كه در مرحله قبل‬ ‫برش خورده اند ‪ .‬داي‌هاي نمايش داده شده در اينجا‬ ‫داي ب��راي پردازنده اينتل ‪( Core i5‬داي كوچك) و‬ ‫داي پردازنده گرافيك ‪( HD‬داي بزرگتر) هستند‪.‬‬ ‫‪.27‬پوشش گذاري (بسته بندي)‬

‫مقياس‪ :‬سطح بسته (‪ 1 ~ 20mm‬اينچ)‬

‫‪11‬‬

‫‪ .24‬برش ويفر‬

‫مقياس‪ :‬سطح ويفر (‪ 12 ~ 300mm‬اينچ)‬ ‫ويفر به قطعاتي (موسوم به داي ‪ )Die‬برش داده مي‌شود‪.‬‬ ‫به عن��وان مثال براي پردازنده اينتل ‪ Core i5‬اين قطعه‬ ‫شامل يك تراشه پردازنده و يك تراشه گرافيك است‪ .‬ويفر‬ ‫تصوير باال تنها شامل پردازنده مركزي(‪ )CPU‬است‪.‬‬

‫‪ .25‬رها كردن داي‌هاي معيوب‬

‫مقياس‪ :‬سطح ويفر (‪ 12 ~ 300mm‬اينچ)‬ ‫داي‌هايي كه به آزمايش پاس��خ صحيح داده اند به‬ ‫مرحله بعد فرستاده مي‌شوند‪( .‬بسته بندي)‬

‫بسته بندي‬

‫‪ .26‬داي‌هاي منفرد‬

‫مقياس‪ :‬سطح ترانزيستور (‪)~50-200 nm‬‬ ‫پس از الكتروليز يونهاي مس به صورت اليه نازكي‬ ‫از مس رويه ويفر را مي‌پوشانند‪.‬‬

‫‪15‬‬

‫تست ترتيبي ‪ /‬برش تراشه‬

‫مقياس‪ :‬سطح قطعه (‪ 0.5 ~ 10mm‬اينچ)‬ ‫كسري از يك ويفر آماده در آزمايش قابليتهاي اوليه‬ ‫قرار داده مي‌شود‪ .‬در اين مرحله الگوي آزمايش روي‬ ‫هر تك تراشه اجرا مي‌شود و پاسخ تراشه مشخص و‬ ‫با پاسخ صحيح مقايسه مي‌شود‪.‬‬

‫‪10‬‬

‫آبكاري (رسوب) فلز‬

‫‪1388‬‬ ‫تابستان ‪1390‬‬ ‫شماره‪ 1857‬پاييز‬ ‫شماره‬

‫الي��ه زيري��ن‪ ،‬داي‌ه��ا و الي��ه خن��ك كنن��ده‬ ‫(منتش��ركننده ح��رارت) بايد با هم جمع ش��وند تا‬ ‫مجموعا يك پردازنده كامل را شكل دهند‪ .‬اليه سبز‬ ‫زيرين واسط فيزيكي و الكتريكي اتصال پردازنده با‬ ‫ساير بخش��هاي سيستم كامپيوتر را فراهم مي‌كند‪.‬‬ ‫الي��ه نقره اي خن��ك كننده رويه هم يك واس��ط‬ ‫حرارتي است كه سيستم خنك كننده روي آن قرار‬ ‫مي‌گي��رد ‪ .‬اين كار پردازن��ده را در طول كار خنك‬ ‫نگه مي‌دارد‪.‬‬

‫‪ .28‬پردازنده‬

‫مقياس‪ :‬سطح بسته (‪ 1 ~ 20mm‬اينچ)‬ ‫پردازنده تكميل شده است(در اين مثال پردازنده‬ ‫اينتل ‪ .) Core i5‬ريزپردازنده‪ ،‬پيچيده ترين محصول‬ ‫كارخان��ه اي اس��ت كه در جهان توليد مي‌ش��ود‪ .‬در‬ ‫حقيقت توليد ريزپردازنده شامل صدها مرحله است‬ ‫ك��ه مهمتري��ن آن كه در تصاوير ف��وق نمايش داده‬ ‫شده است‪ ،‬توليد در پاكيزه ترين محيط جهان است‬ ‫(‪.)Microprocessor Fab‬‬

‫آزمايش كيفيت‬

‫اليه‌هاي فلزي‬ ‫‪.29‬آزمايش كيفيت (‪)Class Tessting‬‬

‫‪ .21‬پرداخت‬

‫‪.22‬اليه‌هاي فلزي‬

‫مقياس‪ :‬س��طح ترانزيس��تور (ش��ش ترانزيستور‬

‫‪ .30‬دسته بندي‬

‫مقياس‪ :‬سطح بسته (‪ 1 ~ 20mm‬اينچ)‬ ‫بس��ته به نتاي��ج تس��ت كالس‪ ،‬پردازنده‌هاي با‬ ‫مشخصات يكسان در سيني‌هاي انتقال (‪Transport‬‬ ‫‪ )Tray‬يكساني قرار داده مي‌شوند‪.‬‬ ‫‪ .31‬بسته تك فروشي‬

‫مقياس‪ :‬سطح بسته (‪ 1 ~ 20mm‬اينچ)‬ ‫پردازنده‌هاي ساخته ش��ده و آزمايش شده (در‬ ‫اين تصوير پردازنده اينتل ‪ )Core i5‬بسته به مورد‬

‫منبع‪ :‬سايت ‪www.Intel.com‬‬

‫مقياس‪ :‬سطح ترانزيستور (‪)~ 50-200 nm‬‬ ‫م��واد اضاف��ي در اي��ن مرحله پرداخت ش��ده و‬ ‫برداشته مي‌شوند‪.‬‬

‫تركيبي ~ ‪)nm500‬‬ ‫اليه‌هاي چندگانه فلزي براي ايجاد ارتباط داخلي‬ ‫بين ترانزيستورهاي مختلف ايجاد مي‌شود(همانند‬ ‫س��يم)‪ .‬چگونگي اي��ن ارتباط دهي (سيمكش��ي)‬ ‫توس��ط تيم طراحي و معماري پردازنده مربوطه كه‬ ‫قابليت‌هاي آن را طراحي كرده اند مشخص مي‌شود‪.‬‬ ‫(به عنوان مثال ‪ .)Core i5‬هرچند تراشه‌هاي رايانه‬

‫به نظر بسيار تخت مي‌رسند‪ ،‬اما آنها در واقع ممكن‬ ‫اس��ت بيش از ‪ 30‬اليه براي تشكيل دادن مدارات‬ ‫مجتمع داشته باشند‪ .‬اگر شما به يك تصوير بزرگ‬ ‫ش��ده از يك تراشه نگاه كنيد‪ ،‬ش��بكه پيچيده اي‬ ‫از خط��وط مداري را مي‌بينيد كه همانند سيس��تم‬ ‫بزرگراه‌ه��اي پيش��رفته چند طبقه آين��ده به نظر‬ ‫مي‌رسند‪.‬‬

‫مقياس‪ :‬سطح بسته (‪ 1 ~ 20mm‬اينچ)‬ ‫در طول اين تس��ت نهاي��ي‪ ،‬پردازنده‌ها در مورد‬ ‫مشخصات كليدي شان مورد آزمايش قرار مي‌گيرند‬ ‫(در طول اين آزمايش��ات اتالف ان��رژي و باالترين‬ ‫فركانس كاري آنها مشخص مي‌شود)‪.‬‬ ‫*توضيح‪ :‬هس��ته ش��مش ساخته ش��ده و مركز‬ ‫ويفرهاي استفاده شده داراي كمترين ناخالصي بوده‬ ‫و در فركانس‌هاي باالتري كار مي‌كند‪ .‬به ميزاني كه‬ ‫ناخالصي بيشتر باشد‪ ،‬اتالف توان حرارتي باالتر بوده‬ ‫و فركانس كاري امن پردازنده كمتر است‪ .‬اين دليل‬ ‫تفاوت فركانس كاري پردازنده‌هاي مختلف و امكان‬

‫اوركالك كردن آنها است‪.‬‬

‫سفارش در سيني‌هاي انتقال به كارخانه‌هاي ساخت‬ ‫كامپيوتر(‪ )Tray‬يا در جعبه‌هايي مطابق ش��كل به‬ ‫فروشگاههاي خرده فروشي فرستاده مي‌شوند‪.‬‬ ‫*توضي��ح‪ :‬براي همي��ن مرحله بس��ته بندي و‬ ‫اضافه شدن فن و قيمت جعبه و متعلقات است كه‬ ‫پردازنده‌هاي ‪Tray‬در بازار ارزان تر هستند ولي شما‬ ‫ديگر از فن اصلي (اريجينال) ش��ركت و اطمينان از‬ ‫كيفيت كاالي خريداري شده مطمئن نخواهيد بود‬ ‫چون در سالهاي گذشته پيش آمده كه سودجويان‬ ‫با تعويض روكش پردازنده سرعت باالتري روي آن‬ ‫حك كرده و كالهبرداري كرده‌اند‪ .‬‬ ‫كد مطلب‪J57009 :‬‬


‫فناوري‬

‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫‪16‬‬

‫آنچه كه مي‌خوانيد متن سخنراني كوتاه استيو‬ ‫جاب�ز‪ ،‬مالك خالق ش�ركت‌هاي اپل و پيكس�ار‬ ‫است كه در س�ال ‪ 2005‬ميالدي در مراسم فارغ‬ ‫التحصيلي دانشجويان دانشگاه استانفورد ايراد‬ ‫ك�رد‪ .‬او در اين س�خنراني به بي�ان پيروزي‌ها و‬ ‫شكس�ت‌هايش در طول زندگي و نحوه استفاده‬ ‫از استعدادها و موقعيت‌هايش مي‌پردازد‪ .‬از آنجا‬ ‫كه س�خنران‪ ،‬يكي از خالق ترين و موفق ترين‬ ‫فناوران و مديران قرن حاضر است و به دليل اين‬ ‫كه نگاهي ديگرگونه به مساله پيروزي و شكست و‬ ‫مرگ و زندگي دارد‪ ،‬آن را جذاب و آموزنده يافتيم‪.‬‬ ‫از آقای زندیه سرگروه دبیران زبان مجتمع که در‬ ‫ویرایش متن ما را یاری کردند و از آقای محسن‬ ‫قلمب�ر دزفولی از دان�ش آموختگان مجتمع که‬ ‫مت�ن مصاحبه را در اختیار ما ق�رار دادند کمال‬ ‫تشکر را داریم‪.‬‬ ‫‪ ‬‬

‫من امروز مفتخرم كه در مراسم فارغ‌التحصيلي شما كه‬ ‫در يكي از بهترين دانشگاه‌هاي دنيا درس مي‌خوانيد حاضر‬ ‫هس��تم‪ .‬من هيچ وقت از دانشگاه فارغ‌التحصيل نشده‌ام و‬ ‫اين نزديك ترين برخورد من با چنين مراسمي‌است‪ .‬امروز‬ ‫مي‌خواهم سه داستان از زندگي ام را برايتان بگويم‪ .‬خيلي‬ ‫طوالني نيست و شامل سه داستان است‪:‬‬

‫داستان اول درباره وصل کردن نقطه ها‬ ‫است (مسائل ظاهرا ً بی ربط زندگی)‬

‫من بعد از ش��ش ماه از شروع تحصیل در كالج ريد‪،‬‬ ‫ترك تحصيل كردم‪ ،‬ولي تا هجده ماه بعد به دانش��گاه‬ ‫رفت و آمد می کردم ‪ .‬حاال سوال این است که چرا ترك‬ ‫تحصيل كردم؟‬ ‫این قضیه از پیش از تولدم شروع شد‪ .‬مادر بيولوژيكي‬ ‫من تصميم گرفته بود مرا در ليست پرورشگاه قرار دهد تا‬ ‫يك خانواده مرا به سرپرستي قبول كند‪ .‬او شديدا ً اعتقاد‬ ‫داش��ت كه بايد يك خانواده با تحصيالت دانشگاهي مرا‬

‫به فرزندي قبول كند و همه چيز را براي اين كار آماده‬ ‫كرده بود‪.‬يك وكيل و زنش قبول كرده بودند كه مرا بعد‬ ‫از تولدم ازمادرم تحويل بگيرند و همه چيز آماده بود تا اين‬ ‫كه بعد از تولد من‪ ،‬اين خانواده گفتند كه پسر نمي‌خواهند‬ ‫و دوست دارند كه دختر داشته باشند‪ .‬اين طور شد كه‬ ‫پدر و مادر فعلي من‪ ،‬نيمه شب يك تماس تلفني دريافت‬ ‫كردند كه آيا حاضرند مرا به فرزندي قبول كنند يا نه و‬ ‫آنان گفتند كه حتماً‪.‬مادر بيولوژيكي من بعدا ً فهميد كه‬ ‫مادر من هيچ وقت از دانشگاه فارغ‌التحصيل نشده و پدر‬ ‫من هيچ وقت دبيرس��تان را تمام نكرده است‪ .‬او حاضر‬ ‫نشد كه مدارك مربوط به فرزند خواندگي مرا امضا كند‬ ‫تا زماني كه آن‌ها قول دادند وقتي كه بزرگ شدم حتماً‬ ‫مرا به دانش��گاه بفرس��تند‪ .‬اين طور شد كه هفده سال‬ ‫بعد‪ ،‬من وارد كالج شدم و به خاطر اين كه در آن موقع‬ ‫اطالعاتم كم بود‪ ،‬دانشگاهي را انتخاب كردم كه شهريه‌ي‬ ‫آن تقريباً معادل دانشگاه استنفورد بود و پس انداز عمر‬ ‫پدر و مادرم را به س��رعت براي شهريه‌ي دانشگاه خرج‬

‫سخنراني استيو جابز در مراسم فارغ التحصيلي دانشگاه استانفورد‬

‫مردي كه هرگز‬ ‫فارغ التحصيل نشد‬

‫فناوري‬ ‫‌كردم‪ .‬بعد از شش ماه متوجه شدم كه دانشگاه فايده‌ي‬ ‫چنداني برايم ندارد‪ .‬هيچ ايده‌اي كه مي‌خواهم با زندگي‬ ‫چه كار كنم و دانشگاه چه جوري مي‌خواهد به من كمك‬ ‫كند‪ ،‬نداشتم و به جاي اين كه پس انداز عمر پدر و مادرم‬ ‫را خرج كنم‪ ،‬ترك تحصيل كردم‪ ،‬ولي ايمان داشتم كه‬ ‫همه چيز درست مي‌شود‪.‬‬ ‫اول كمي‌وحش��ت داشتم‪ ،‬ولي اآلن كه نگاه مي‌كنم‬ ‫مي‌بينم كه يكي از بهترين تصميم‌هاي زندگي من بوده‬ ‫است‪ .‬لحظه‌اي كه من ترك تحصيل كردم‪ ،‬به جاي اين‬ ‫كه كالس‌هايي را بروم كه به آن‌ها عالقه‌اي نداشتم‪ ،‬شروع‬ ‫به كارهايي كردم كه واقعاً دوستشان داشتم‪ .‬زندگي در آن‬ ‫دوره خيلي براي من آسان نبود‪ .‬من اتاقي نداشتم و كف‬ ‫اتاق يكي از دوستانم مي‌خوابيدم‪ .‬قوطي‌هاي خالي پپسي‬ ‫را به خاطر پنج سنت پس مي‌دادم كه با آن‌ها غذا بخرم‪.‬‬ ‫بعض��ي وقت‌ها هفت مايل پياده روي مي‌كردم كه يك‬ ‫غذاي گرم رايگان در معبد بخورم‪ .‬غذا‌هايشان را دوست‬ ‫داشتم‪ .‬من به خاطر حس كنجكاوي و ابهام دروني‌ام به‬ ‫راهي افتادم كه تبديل به يك تجربه‌ي گران بها ش��د‪.‬‬ ‫كالج ريد آن موقع‪ ،‬يكي از بهترين تعليم‌هاي خطاطي را‬ ‫در كشور مي‌داد‪.‬تمام پوستر‌هاي دانشگاه با خط بسيار‬ ‫زيبا خطاطي مي‌شد و چون از برنامه‌ي عادي من ترك‬ ‫تحصي��ل كرده بودم‪ ،‬كالس‌هاي خطاطي را برداش��تم‪.‬‬ ‫سبك آن‌ها خيلي جالب‪ ،‬زيبا‪ ،‬هنري و تاريخي بود و من‬ ‫خيلي از آن لذت مي‌بردم‪ .‬اميدي نداشتم كه كالس‌هاي‬ ‫خطاطي‪ ،‬نقشي در زندگي حرفه‌اي آينده‌ي من داشته‬ ‫باش��د‪ ،‬ولي ده س��ال بعد از آن كالس‌ها‪ ،‬موقعي كه ما‬ ‫داشتيم اولين كامپيوتر مكينتاش را طراحي مي‌كرديم‪،‬‬ ‫تمام مهارت‌هاي خطاطي دوباره به ذهن من برگشت و‬ ‫آن‌ها را در طراحي گرافيكي مكينتاش استفاده كردم‪ .‬مك‬ ‫اولين كامپيوتر با فونت‌هاي كامپيوتري هنري و قشنگ‬ ‫بود‪.‬اگر من آن كالس‌هاي خطاطي را آن موقع برنداشته‬ ‫بودم‪ ،‬مك هيچ وقت فونت‌هاي هنري اآلن را نداشت‪ .‬هم‬ ‫چنين‪ ،‬چون كه ويندوز طراحي مك را كپي كرد‪ ،‬احتماالً‬ ‫هيچ كامپيوتري اين فونت را نداشت‪ .‬خب! مي‌بينيد آدم‬ ‫وقتي آينده را نگاه مي‌كند‪ ،‬شايد تأثير اتفاقات مشخص‬ ‫نباشد‪ ،‬ولي وقتي گذشته را نگاه مي‌كند‪ ،‬متوجه ارتباط‬ ‫اين اتفاق‌ها مي‌ش��ود‪ .‬اين يادتان نرود‪ ،‬شما بايد به يك‬ ‫چيز ايمان داش��ته باشيد‪ ،‬به شجاعت تان‪ ،‬به سرنوشت‬ ‫تان‪ ،‬زندگي تان يا هر چيز ديگري‪ .‬اين چيزي است كه‬ ‫هيچ وقت مرا نا اميد نكرده و خيلي تغييرات در زندگي‬ ‫من ايجاد كرده است‪.‬‬

‫داستان دوم من‬ ‫در مورد دوست داشتن و شكست است‬

‫من خرسند شدم كه چيزهايي را كه دوستشان داشتم‪،‬‬ ‫خيلي زود پيدا كردم‪ .‬من و همكارم هواز‪ ،‬شركت اپل را‬ ‫درگاراژ خانه‌ي پدر و مادرم‪ ،‬وقتي كه فقط بيس��ت سال‬ ‫داشتم شروع كرديم ما خيلي سخت كار كرديم‪ .‬و در مدت‬ ‫ده سال‪ ،‬اپل تبديل شد به يك شركت دو بيليون دالري كه‬ ‫حدود چهارهزار نفر كارمند داشت‪ .‬ما جالب ترين مخلوق‬ ‫خودمان را به بازار عرضه كرده بوديم؛ مكينتاش‪.‬‬ ‫يك سال بعد از درآمدن مكينتاش‪ ،‬وقتي كه من فقط‬ ‫س��ي ساله بودم‪ ،‬هيأت مديره‌ي اپل مرا از شركت اخراج‬ ‫كرد‪ .‬چه جوري يك نفر مي‌تواند از ش��ركتي كه خودش‬ ‫تأس��يس مي‌كند اخراج شود‪ ،‬خيلي ساده‪ .‬شركت رشد‬

‫‪1388‬‬ ‫تابستان ‪1390‬‬ ‫شماره‪ 1857‬پاييز‬ ‫شماره‬ ‫ك��رده ب��ود و ما يك نفري را كه فك��ر مي‌كرديم توانايي‬ ‫خوبي براي اداره‌ي ش��ركت داشته باشد‪ ،‬استخدام كرده‬ ‫بودي��م‪ .‬همه چيز خيلي خ��وب پيش مي‌رفت تا اين كه‬ ‫بعد از يكي دو س��ال در مورد استراتژي آينده‌ي شركت‬ ‫م��ن با او اختالف پيدا كردم و هيأت مديره از او حمايت‬ ‫كرد و من رسماً اخراج شدم‪.‬‬ ‫احساس مي‌كردم كه كل دستاورد زندگي ام را از دست‬ ‫داده‌ام‪ .‬حدود چند ماهي نمي‌دانستم كه چه كار بايد بكنم‪.‬‬ ‫من رسماً شكست خورده بودم و ديگر جايم در سيليكان‬ ‫ولي نبود‪ ،‬ولي يك احساس��ي در وجودم ش��روع به رشد‬ ‫كرد‪ .‬احساس��ي كه من خيلي دوستش داشتم و اتفاقات‬ ‫اپل خيلي تغييرش نداده بودند‪ .‬احساس شروع كردن از‬ ‫نو‪ .‬شايد من آن موقع متوجه نشدم‪ ،‬اخراج از اپل يكي از‬ ‫بهترين اتفاقات زندگي من بود‪ .‬سنگيني موفقيت با سبكي‬ ‫يك شروع تازه جايگزين شده بود و من كام ً‬ ‫ال آزاد بودم‪.‬آن‬ ‫دوره از زندگي من پر از خالقيت بود‪ .‬در طول پنج سال‬ ‫بعد يك شركت به اسم نكست تأسيس كردم و يك شركت‬ ‫ديگر به اسم پيكسار و با يك زن خارق العاده آشنا شدم كه‬ ‫بعدا ً با او ازدواج كردم‪ .‬پيكسار اولين ابزار انيميشن كامپيوتر‬ ‫دنيا را به اسم توي استوري به وجود آورد كه اآلن موفق‬ ‫ترين استوديوي توليد انيميشن در دنيا ست‪.‬‬ ‫دريك سير خارق العاده‌ي اتفاقات‪ ،‬شركت اپل نكست‬ ‫را خري��د و اين باعث ش��د من دوباره ب��ه اپل برگردم و‬ ‫تكنولوژي ابداع شده در نكست‪ ،‬انقالبي در اپل ايجاد كرد‪.‬‬ ‫من با همسرم لورن زندگي بسيار خوبي را شروع كرديم‪.‬‬ ‫اگر من از اپل اخراج نمي‌ش��دم‪ ،‬ش��ايد هيچ كدام از اين‬ ‫اتفاقات نمي‌افتاد‪ .‬اين اتفاق مثل داروي تلخي بود كه به‬ ‫يك مريض مي‌دهند‪ ،‬ولي مريض واقعاً به آن احتياج دارد‪.‬‬ ‫بعضي وقت‌ها زندگي مثل سنگ توي سر شما مي‌كوبد‪،‬‬ ‫ولي شما ايمان تان را از دست ندهيد‪ .‬من مطمئن هستم‬ ‫تنها چيزي كه باعث ش��د من در زندگي ام هميش��ه در‬ ‫حركت باش��م اين بود كه من كاري را انجام مي‌دادم كه‬ ‫واقعاً دوستش داشتم‪.‬‬

‫داستان سوم من در مورد مرگ است‬

‫من هفده سالم بود يك جايي خواندم كه اگر هر روز‬ ‫جوري زندگي كنيد كه انگار آن روز آخرين روز زندگي تان‬ ‫باشد‪ ،‬شايد يك روز اين نظر به حقيقت تبديل بشود‪ .‬اين‬ ‫جمله روي من تأثير گذاشت و از آن موقع به مدت سي‬ ‫و سه سال‪ ،‬هر روز وقتي كه من توي آينه نگاه مي‌كنم از‬ ‫خودم مي‌پرسم‪« :‬اگر امروز آخرين روز زندگي من باشد آيا‬ ‫باز هم كارهايي را كه امروز بايد انجام بدهم‪ ،‬انجام مي‌دهم‬ ‫يا نه»‪ .‬هر موقع جواب اين سؤال نه باشد‪ ،‬من مي‌فهمم‬ ‫تو زندگي ام به يك سري تغييرات احتياج دارم‪ .‬به خاطر‬ ‫داشتن اين كه باآلخره يك روزي من خواهم مرد‪ ،‬براي‬ ‫من به يك ابزار مهم تبديل شده بود كه كمك كرد خيلي‬ ‫از تصميم‌هاي زندگي ام را بگيرم‪ ،‬چون كه تمام توقعات‬ ‫بزرگ از زندگي‪ ،‬تمام غرور‪ ،‬تمام شرمندگي از شكست‪،‬‬ ‫در مقابل مرگ رنگي ندارند‪ .‬حدود يك سال قبل دكترها‬ ‫تشخيص دادند كه من سرطان دارم‪ .‬ساعت هفت و سي‬ ‫دقيقه‌ي صبح بود كه مرا معاينه كردند و يك تومور توي‬ ‫لوزالمعده‌ي من تشخيص دادند‪ .‬من حتي نمي‌دانستم كه‬ ‫لوزالمعده چي هست و كجاي آدم قرار دارد‪ ،‬ولي دكترها‬ ‫گفتند اين نوع سرطان غيرقابل درمان است و من بيشتر‬ ‫از سه ماه زنده نمي‌مانم‪ .‬دكتر به من توصيه كرد به خانه‬

‫بروم و اوضاع را رو به راه كنم‪ .‬منظورش اين بود كه براي‬ ‫مردن آماده باش��م و مث ً‬ ‫ال چيزهايي كه ده سال بعد قرار‬ ‫بود به بچه‌هايم بگويم‪ ،‬در مدت سه ماه به آن‌ها يادآوري‬ ‫بكنم‪.‬اين ب��ه اين معني بود كه براي خداحافظي حاضر‬ ‫باشم‪ .‬من تمام روز را با آن تشخيص‪ ،‬دست و پنجه نرم‬ ‫كردم و سر ش��ب روي من آزمايش اپتيك انجام دادند‪.‬‬ ‫آن‌ها يك آندوسكوپ را توي حلقم فرو كردند كه از معده‌ام‬ ‫مي‌گذشت و وارد لوزالمعده‌ام مي‌شد‪ .‬همسرم گفت كه‬ ‫وقتي دكتر نمونه را زير ميكروسكوپ گذاشت‪ ،‬بي اختيار‬ ‫ش��روع به گريه كردن كرد‪.‬چون كه او گفت كه آن يكي‬ ‫از كمياب ترين نمونه‌هاي سرطان لوزالمعده است و قابل‬ ‫درمان است‪ .‬مرگ يك واقعيت مفيد و هوشمند زندگي‬ ‫اس��ت‪ .‬هيچ كس دوست ندارد بميرد‪ ،‬حتي آن‌هايي كه‬ ‫مي‌خواهند بميرند و به بهشت وارد شوند‪ .‬ولي با اين وجود‪،‬‬ ‫مرگ واقعيت مشترك در زندگي همه‌ي ما ست‪.‬‬ ‫شايد مرگ بهترين اختراع زندگي باشد‪ ،‬چون مأمور‬ ‫ايجاد تغيير و تحول اس��ت‪ .‬مرگ كهنه‌ها را از ميان بر‬ ‫مي‌دارد و راه را براي تازه‌ها باز مي‌كند‪ .‬يادتان باش��د كه‬ ‫زمان ش��ما محدود است‪ ،‬پس‬ ‫زمانت��ان را با زندگي كردن در‬ ‫زندگي بقيه هدر ندهيد‪.‬‬ ‫هيچ وقت توي دام غم و غصه‬ ‫نيفتيد و هيچ وقت نگذاريد كه‬ ‫هياهوي بقيه صداي دروني شما‬ ‫را خاموش كند و از همه مهم تر‬ ‫اين كه شجاعت اين را داشته‬ ‫باش��يد كه از احس��اس قلبي‬ ‫تان و ايمانت��ان پيروي كنيد‪.‬‬ ‫موقعي كه من به س��ن و سال‬ ‫شما بودم يك مجله‌ي خيلي‬ ‫خواندني به نام كاتالوگ كامل‬ ‫زمين منتشر مي‌شد كه يكي از‬ ‫پرطرفدارترين مجله‌هاي نسل‬ ‫ما بود‪ .‬اي��ن مجله مال دهه‌ي‬ ‫شصت بود كه موقعي كه هيچ‬ ‫خب��ري از كامپيوترهاي ارزان‬ ‫قيمت نبود‪ ،‬تم��ام اين مجله‬ ‫با دس��تگاه تاي��پ و قيچي و‬ ‫دوربين پولورايد درست مي‌شد‪.‬‬ ‫شايد يك چيزي شبيه گوگل‬ ‫اآلن‪ ،‬ولي س��ي و پنج س��ال قبل از اين كه گوگل وجود‬ ‫داشته باشد‪ .‬در وسط دهه‌ي هفتاد آن‌ها آخرين شماره‬ ‫از كاتالوگ كامل زمين را منتشر كردند‪ .‬آن موقع من به‬ ‫سن اآلن شما بودم و روي جلد آخرين شماره‌ي شان يك‬ ‫عكس از صبح زود يك منطقه‌ي روس��تايي كوهستاني‬ ‫بود‪ .‬از آن نوعي كه ش��ما ممكن اس��ت براي پياده روي‬ ‫كوهستاني خيلي دوست داش��ته باشيد‪ .‬زير آن عكس‬ ‫نوشته بود‪Stay hungry stay foolish :‬‬ ‫(گرسنه باش‪ ،‬حريص باش)‬ ‫اين پيغام خداحافظي آن‌ها بود‪ ،‬وقتي كه آخرين شماره‬ ‫را منتشر مي‌كردند‪.‬‬ ‫‪Stay hungry stay foolish‬‬ ‫اين آرزويي است كه من هميشه در مورد خودم داشتم‪.‬‬ ‫و اآلن وقت فارغ‌التحصيلي ش��ما‪ ،‬آرزويي است كه براي‬ ‫شما مي‌كنم‪ .‬‬ ‫كد مطلب‪J57010 :‬‬

‫‪17‬‬


‫فناوري‬

‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫‪18‬‬

‫برترين‌ها‬

‫‪1388‬‬ ‫تابستان ‪1390‬‬ ‫شماره‪ 1857‬پاييز‬ ‫شماره‬

‫‪19‬‬

‫آشنايي با ‪ 8‬سايت برتر آموزشي‬

‫تايمز آنالين اخيرا وب س��ايت‌هاي برتر آموزش��ي را در سال ‪ 2011‬را معرفي‬ ‫كرده اس��ت‪ .‬امروزه اينترنت در كنار تمامي‌كاربردهايش ابزاري آموزش��ي نيز به‬ ‫ش��مار مي‌رود كه بس��ياري از دانش��جويان و دانش‌آموزان از آن به عنوان مرجع‬

‫‪1‬‬

‫نشنال جئوگرافيك‬

‫نش��ريه اي كه دامنه وس��يعي از اطالعات‬ ‫علمي‌را از فضا و محيط زيس��ت تا حيوانات و‬ ‫جهان موسيقي در خود مي‌گنجاند‪ ،‬اما مهمتر‬ ‫از همه اين نشريه اشتياق زيستن را در جهان‬ ‫گسترش مي‌دهد و با استفاده از آن به بهبود‬ ‫شرايط محيط زيست كمك مي‌كند‪.‬‬ ‫‪www.nationalgeographic.com‬‬

‫‪3‬‬

‫كاربرد ابزارها‬

‫اين وب س��ايت مقاالت حرف��ه‌اي درباره‬ ‫عملكرد هر پديده و ابزار از رايانه‌ها و خودروها‬ ‫گرفته ت��ا جزئي ترين ابزار و پديده‌ها را ارائه‬ ‫ك��رده و داراي صده��ا فاي��ل ويديويي براي‬ ‫نمايش تجربيات مختلف علمي‌است‪.‬‬ ‫‪www.howstuffworks.com‬‬

‫‪5‬‬

‫مجله آنالين اسميتسونيان‬

‫موسسه اسميتسونيان در واشنگتن يكي از‬ ‫بزرگترين مجتمع‌هاي موزه در جهان به شمار‬ ‫مي‌رود و مجله آنالين آن رقيبي جدي براي‬ ‫نشنال جئوگرافيك شناخته مي‌شود‪ .‬اين وب‬ ‫سايت منبعي غني از مطالب علمي‌ارزشمند‬ ‫و معتبر است‪.‬‬ ‫‪www.smithsonianmag.com‬‬

‫‪7‬‬

‫آركيو‬

‫تصاوي��ري از حيات ب��ر روي زمين عنوان‬ ‫كل��ي اطالعات و فايل‌هايي اس��ت كه درباره‬ ‫حيات وحش و محيط زيست بر روي اين وب‬ ‫سايت قرار گرفته است‪ .‬گونه‌هاي منقرض شده‬ ‫جانوران در اين سايت در اولويت قرار دارند و به‬ ‫گفته اين سايت‪ ،‬اين جانداران را تنها مي‌توان‬ ‫در ‪ arkive‬زنده و سالم مشاهده كرد‪.‬‬ ‫‪www.arkive.org‬‬

‫اطالعاتي و آموزش��ي براي انجام تكاليف و پروژه‌هاي خود بهره مي‌برند‪.‬نش��ريه‬ ‫تايمز آنالين نيز بر همين اساس فهرستي از اين وب سايت‌هاي آموزشي برتر را‬ ‫از ديدگاه خود ارائه كرده است‪.‬‬

‫ناسا‬

‫‪2‬‬

‫ديسكاوري‬

‫‪4‬‬

‫سازمان تد‬

‫‪6‬‬

‫تاريخ امروز‬

‫‪8‬‬

‫فايل‌هاي ويديويي‪ ،‬فايل‌هاي صوتي خبري‪،‬‬ ‫آرش��يو عظيم تصويري‪ ،‬فايلهاي تصويري سه‬ ‫بع��دي و پرونده‌هايي در رابط��ه با ماموريتهاي‬ ‫فضايي اطالعاتي هستند كه مي‌توان در اين وب‬ ‫سايت جستجو كرد‪ .‬اين سايت مي‌تواند كاملترين‬ ‫اطالعات را در اختيار عالقمندان به علوم فضايي‬ ‫‪www.nasa.gov‬‬ ‫قرار دهد‪.‬‬

‫بخش چهارم‬

‫اين وب س��ايت بيش��تر بر موضوعاتي‬ ‫مانند محيط زيس��ت‪ ،‬باس��تان شناس��ي‪،‬‬ ‫انسان‪ ،‬دايناسورها‪ ،‬فضا و تكنولوژي تمركز‬ ‫داشته و فايلهاي تصويري و صوتي فراواني‬ ‫را براي استفاده عالقمندان بر روي شبكه‬ ‫قرار داده است‪.‬‬ ‫‪www.discovery.com‬‬

‫برترین ها‬

‫تد نام س��ازمان بزرگي است كه افراد مختلف‬ ‫را از سرتاسر جهان به كنفرانسي دعوت مي‌كند‬ ‫تا نظريات خود را درباره جهان‪ ،‬فناوري‪ ،‬طراحي‬ ‫و ديگ��ر حوزه‌هاي علمي‌و هن��ري با يكديگر در‬ ‫ميان بگذارند‪ .‬آرشيو فيلم‌هاي اين كنفرانس‌ها را‬ ‫مي‌توان در وب سايت اين سازمان مشاهده كرد‪.‬‬ ‫اين وب سايت مطالب خود را در زبان‌هاي مختلف‬ ‫از جمله فارسي ارائه مي‌كند‪www.ted.com .‬‬

‫در صورتي كه به صورت رايگان به عضويت‬ ‫اين سايت در آييد مي‌توانيد به صدها مقاله‬ ‫معتبر از مجالت مشهور دسترسي پيدا كنيد‪.‬‬ ‫اي��ن مقاالت در بخش‌ه��اي مختلف طبقه‬ ‫بندي ش��ده‌اند و با وج��ود رتبه بندي‌هاي‬ ‫آكادميك معتبر خواندن آن‌ها بسيار ساده‬ ‫است‪ .‬‬ ‫كد مطلب‪J57011 :‬‬ ‫‪www.historytoday.com‬‬ ‫منبع‪:‬همشهري آنالين‬

‫جور ديگر بايد خواند‪ /‬اشكان گرامي‌‪20/‬‬ ‫رتبه‌ي دو رقمي تقديم به مادرم‪ /‬امير معصوم‌نيا‪24/‬‬ ‫رياضي خواندن ديد وسيع مي‌دهد‪ /‬محمدمهدي نجفي‪27/‬‬ ‫نفرات برتر آزمون جامع‪30 /‬‬


‫برترين‌ها‬

‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫‪20‬‬

‫گپي با اشكان گرامي‌‪ ،‬رتبه ‪ 44‬كنكور‪89‬؛‬

‫جور ديگر بايد خواند‬

‫اشكان گرامي‌را به واسطه دو تن از دوستانش (معصوم نيا و قلم بر) توانستيم به دفتر نشريه بكشانيم و با‬ ‫او گفتگو كنيم‪ .‬اين پسر خوش‌رو و مودب و خوش اخالق آنقدر خوش صحبت هم بود كه باعث شود گفتگوي‬ ‫كوتاه ما دو ساعتي طول بكشد‪ .‬اشكان در اين گفتگو واژه‌هاي خاص و خودماني جوانانه‌اي به كار مي‌برد‬ ‫كه برخالف معمول س�عي كرديم دس�ت در آن نبريم تا حال و هواي گفتگو هم حفظ شده باشد‪ ،‬در عوض‬ ‫يك واژه نامه توضيحي براي اين كلمات در آخر متن آورده ايم كه اميدواريم موردپسند شما قرار بگيرد‪.‬‬ ‫اش��كان گرامي‌‪ 30‬شهريور ‪ 1371‬به دنيا آمده‬ ‫اس��ت‪ .‬به نظر مي‌رس��د ‪ 30‬ش��هريور تاريخ تولد‬ ‫صوري او باش��د تا بتواند به موقع در مدرسه ثبت‬ ‫نام كند‪ .‬اما اطمينان مي‌دهد كه اين طور نيست‪.‬‬ ‫حتي تاكيد مي‌كند كه كسب رتبه شاخص كنكور‬ ‫براي خانواده آن‌ها يك پروژه مهم و جدي نبوده‪.‬‬ ‫يعن��ي اينطور نبوده كه خانواده همه برنامه ريزي‬ ‫و روال زندگي را در س��ال كنكور معطوف به اين‬ ‫موفقيت كنند‪ ،‬بلكه خانواده يك سال كامال عادي‬ ‫و طبيعي را گذرانده اس��ت‪ .‬البته اش��كان همين‬ ‫ويژگ��ي را در موفقيتش موث��ر مي‌داند و در اين‬ ‫مورد مي‌گويد‪:‬‬ ‫«پ��در و مادرم «گي��ر» نمي‌دادندو اين خيلي‬ ‫خوب بود‌‪ ،‬البته در تمام زمينه‌ها همين طور است‪.‬‬ ‫حت��ي در عرصه اجتماعي ه��م‪ ،‬مردم كارهايي را‬ ‫انجام مي‌دهند كه مجبور به آن نباش��ند‪ ،‬اگر امر‬ ‫شود‪ ،‬نتيجه عكس مي‌دهد‪ .‬اگر محيط خانه آرام‬ ‫باش��د‪ ،‬بهترين كسي كه اهميت درس خواندن را‬ ‫درمي‌يابد خود دانش آموز اس��ت‪ .‬خانواده‌ها بايد‬

‫فرزندشان را راحت بگذارند و به آنها اعتماد محض‬ ‫داش��ته باش��ند و بگذارند فرزندشان هر كاري كه‬ ‫مي‌خواهد انجام دهد‪ ،‬در اين صورت خواهند ديد‬ ‫كه نتيجه خيلي بهتري نصيبشان مي‌شود‪.‬‬ ‫اين ادعاي من قابل بررس��ي اس��ت‪ .‬مي‌توانيد‬ ‫خانواد ‌ه رتبه‌هاي زير صد كنكور را بررس��ي كنيد‬ ‫كه آيا از دوران دبس��تان و حت��ي پيش از آن به‬ ‫فرزن��دان خود «گير» مي‌داده‌اند؟ به نظر من اين‬ ‫طور نيس��ت‪ .‬در ميان دوس��تان من كه وضعيت‬ ‫اينگونه اس��ت‪ ،‬و بر عكس اگر رتبه‌هاي بد كنكور‬ ‫را بررس��ي كنيد‪ ،‬خانواده‌ها فش��ار زي��ادي را به‬ ‫فرزندانش��ان وارد مي‌كرده‌اند‪ .‬اي��ن دانش‌آموزان‬ ‫افت تحصيلي ش��ديدي را تجرب��ه مي‌كنند‪ .‬غالبا‬ ‫عل��ت اصلي اين افت‪« ،‬گير»‌ه��اي بيش از اندازه‬ ‫والدين يا حتي مدرس��ه بوده است‪ .‬مشاور خوب‬ ‫اس��ت دانش‌آموز را همراهي كند‪ ،‬تا اين كه او را‬ ‫ام��ر و نهي كند‪ .‬اين «گير دادن ها» حتي ممكن‬ ‫است دانش آموز را به لج بازي بياندازد‪ .‬نوجوان‌ها‬ ‫از رفتار بزرگتر‌ها الگوبرداري مي‌كنند‪ ،‬نه از گفتار‬

‫آن‌ها‪ .‬اگر بزرگتر‌ها انتظاراتش��ان را فقط به زبان‬ ‫بياورند‪ ،‬قطعا نتيجه عكس خواهد داد‪ .‬من در اين‬ ‫موضوع هيچ شكي ندارم‪ .‬اين مطلب در حوزه‌هاي‬ ‫سياس��ي و اجتماعي هم مص��داق دارد‪ .‬هر جايي‬ ‫كه فش��ار اعمال ش��ود‪ ،‬نتيجه عكس مي‌دهد‪ .‬در‬ ‫دانشگاه هم اگر استاد‪« ،‬آدم خفن» و زحمتكشي‬ ‫باش��د‪ ،‬نا خودآگاه دانش��جو به آن سمت كشيده‬ ‫مي‌شود‪ ،‬اما اگر اس��تادتان آدم با سوادي نباشد‪،‬‬ ‫هر چقدر هم شما را توصيه به مطالعه كند‪ ،‬نتيجه‬ ‫اي نخواهد داش��ت‪ ،‬كه استادهاي دسته‌ي دوم را‬ ‫زياد ديده‌ايم‪».‬‬ ‫اش��كان ورود چندان جالبي به مجتمع عالمه‬ ‫طباطبايي نداشته اس��ت‪ .‬از بين حدودا سه هزار‬ ‫نفري كه در آزمون ورودي شركت كرده اند رتبه‌ي‬ ‫باالتر از هزار كس��ب كرده‪ ،‬حال آن كه پس از ‪4‬‬ ‫سال از بين حدود نيم ميليون نفري كه در كنكور‬ ‫رياضي ش��ركت كرده‌اند رتب��ه دو رقمي‌‪ 44‬را به‬ ‫دس��ت مي‌آورد‪ .‬در توضي��ح اين موضوع‪ ،‬آموزش‬ ‫پذيري كه از ويژگي‌هاي اشكان گرامي‌است مورد‬

‫برترين‌ها‬ ‫توجه قرار مي‌گيرد‪ .‬او مي‌گويد‪:‬‬ ‫«آن س��ال‌ها كس��ي آبشناس��ان ‪ 2‬را انتخاب‬ ‫نمي‌ك��رد و هنوز تغيي��ر مديريت در آنجا صورت‬ ‫نگرفت��ه بود و من ه��م با رضايت نرفتم‪ .‬در همان‬ ‫شرايط‪ ،‬توانستم رتبه يك مجتمع شوم‪ .‬آن روز‌ها‬ ‫رتب��ه آزمون ورودي ارتباط��ي به جذب در واحد‬ ‫ادونس نداش��ت و ادونس��ي‌ها با توج��ه به آزمون‬ ‫پايان تابستان انتخاب مي‌شدند و من در آن آزمون‬ ‫رتبه‌اي كمتر از ‪ 10‬داشتم‪ .‬به عبارت ديگر مطالبي‬ ‫را كه در تابس��تان درس داده بودند ياد گرفتم و‬ ‫موفق شدم‪ ،‬اما براي آزمون ورودي آموزشي نديده‬ ‫بودم و بالطب��ع نتيجه اش هم خوب نبود‪ .‬در آن‬ ‫دوره در ط��ول روز درس‌هاي معمول مدرس��ه را‬ ‫مي‌گذراندي��م و كالس‌هاي المپياد بعد از ظهر‌ها‬ ‫و جمعه‌ها بود‪ .‬پنج ش��نبه‌ها هم امتحان داشتيم‪.‬‬ ‫خالصه خيلي سخت بود‪ .‬پايان سال دوم‪ ،‬بچه‌هاي‬ ‫ادونس را جدا كردند و واحد جديد برايشان تعريف‬ ‫شد‪ .‬بعد از آن چند ساعت از درس‌هاي عمومي‌آنها‪،‬‬ ‫حتي رياضي و فيزيك را كم كردند و به جاي آن‬ ‫المپياد درس دادند‪».‬‬ ‫اش��كان گرام��ي‌از دوره اي كه ب��ه كالس‌هاي‬ ‫المپي��اد مي‌رفت��ه به عن��وان دوراني س��خت ياد‬ ‫مي‌كند‪ ،‬اما روش��ي ك��ه در آن دوره براي درس‬ ‫خواندن ياد گرفته است را در موفقيتش دركنكور‪،‬‬ ‫حتي در حال حاضر يعني دوره دانشجويي بسيار‬ ‫موثر مي‌داند‪:‬‬ ‫«خيلي روز‌ها وقت كم مي‌آوردم‪ .‬چند شب در‬ ‫هفته س��اعت ‪ 9‬به خانه مي‌رسيدم و جمعه‌ها هم‬ ‫به مدرس��ه مي‌آمدم‪ .‬خيلي سخت بود‪ .‬رتبه يكم‬ ‫در آزمون ترم اول خيلي شيرين بود‪ .‬مي‌توانستم‬ ‫معدل بهتري هم داشته باشم‪ .‬يادم هست يكي از‬ ‫سواالت دين و زندگي خيلي” بي نمك” بود‪ .‬خود‬ ‫معلممان (آقاي س��ليمان نژاد كه ايشان را خيلي‬ ‫دوس��ت دارم) هم اين موضوع را تاييد كرد‪ .‬وقتي‬ ‫از ادونس انصراف دادم به خودم مي‌گفتم االن كه‬ ‫با اين س��ختي كار‪ ،‬مي‌توان��م نتايج خوب بگيرم‪،‬‬ ‫اگر ادونس نباش��د‪ ،‬نتيجه ام خيلي بهتر مي‌شود‪.‬‬ ‫علت اصلي كنار گذاشتن المپياد همين بود‪ .‬كنار‬ ‫گذاشتن المپياد خيلي ناراحتم كرد چون واقعا آن‬ ‫را دوست داشتم‪.‬‬ ‫هنوز ه��م درس‌هايم را المپي��ادي مي‌خوانم‪.‬‬ ‫همواره دنبال اثبات رياضي فرمول‌هاي مهندسي‬ ‫هس��تم‪ .‬اما به علت بي رحم بودن المپياد‪ ،‬آن را‬ ‫رها كردم و تصميم گرفتم به س��راغ كنكور بيايم‪.‬‬ ‫كس��ي كه در المپي��اد رتبه‌ي ‪ 44‬كش��ور را مي‬ ‫آورد‪ ،‬كامال باخته است‪ .‬به امتحان نهايي نرسيده‬ ‫و ديگ��ر حوصله خوان��دن درس‌هايي مثل دين و‬ ‫زندگ��ي‪ ،‬ادبي��ات و عربي را ن��دارد‪ .‬حق دارد كه‬ ‫شيمي‌و زبان را نخواند و حتما امتحان نهايي اش‬ ‫را خراب مي‌كند‪».‬‬ ‫اشكان در مورد روش درس خواندن توصيه‌هاي‬ ‫خوبي مي‌كند ك��ه به خصوص براي دانش‌اموزان‬ ‫وارد شده به سال چهارم مي تواند مفيد باشد‪:‬‬

‫‪1388‬‬ ‫تابستان ‪1390‬‬ ‫شماره‪ 1857‬پاييز‬ ‫شماره‬ ‫« من براي كنكور‪ ،‬المپيادي خواندم و به همه‬ ‫پيشنهاد مي‌كنم همين كار را بكنند‪ .‬منظورم اين‬ ‫است كه بين تستي و سريع خواندن‪ ،‬با تشريحي‬ ‫و تحليلي خواندن تمايز قائل شوند‪ .‬براي امتحان‬ ‫تستي‪ ،‬بايد تشريحي‌تر از امتحان تشريحي خواند‪.‬‬ ‫چون در امتحان تشريحي براي هر سوال‪ ،‬ده دقيقه‬ ‫وقت داريم‪ ،‬اما در امتحان تستي اين زمان به ‪1/5‬‬ ‫دقيقه يا كمتر مي‌رسد‪ .‬وقتي براي حل يك سوال‬ ‫‪ 5‬دقيقه فكر كردن الزم است‪ ،‬بهتر است اين كار‬ ‫در خانه و قبل از كنكور انجام شود‪ ،‬چون در كنكور‬ ‫‪ 5‬دقيقه خيلي تاثير گذار است‪ .‬براي برنامه‌ريزي‬ ‫درس��ي نمي توان زم��ان تعيين ك��رد بلكه بايد‬ ‫مبحث را مالك قرارداد‪ .‬مبحثي مثل سينماتيك‬ ‫را نمي‌توان در ‪ 1/5‬ساعت ياد گرفت و اصوال تعيين‬ ‫وقت براي خواندن يك مبحث غلط اس��ت‪ ،‬بايد تا‬ ‫آن جا كه وقت الزم دارد رويش كار كرد كه براي‬ ‫افراد مختلف متفاوت اس��ت‪ .‬بايد با خيال راحت‬ ‫روي يك سوال سخت فكر كرد‪ ،‬حتي اگر بيش از‬ ‫دو س��اعت طول بكشد‪ .‬البته اين حرف فقط براي‬ ‫كنكوري‌ها نيست‪ .‬بايد درس‌ها را از اول اين گونه‬ ‫خواند‪ .‬بچه‌ها بايد به خودشان اعتماد داشته باشند‪.‬‬ ‫فوقش بعد از دوساعت به جزوه مراجعه مي‌كنند و‬ ‫اتفاق خاصي نمي‌افتد‪ .‬اين كه مي‌گويند ‪ 1‬ساعت‬ ‫سينماتيك‪ ،‬يك ربع استراحت‪ ،‬يك و نيم ساعت‬ ‫بهينه س��ازي‪ ،‬غلط اس��ت‪ .‬اصال نتيجه نمي‌دهد‪.‬‬ ‫مبناي برنامه ريزي بايد يادگيري باشد‪ .‬مثال بايد‬ ‫بگويد امروز مي‌خواهم فيزيك و ديفرانسيل بخوانم‪.‬‬ ‫دوست دارم اين‌ها را بخوانم‪ .‬چه طور مي‌شود از دو‬ ‫هفت��ه پيش اين تصميم را گرفت‪ .‬مثال امروز من‬ ‫دوست نداشتم رياضي بخوانم‪ .‬برق خواندم‪ .‬تعريف‬ ‫من از يادگيري آن است كه سواالت جزوه معلم را‬ ‫بتوانم به راحتي حل كنم‪ .‬اگر كس��ي نتواند مثال‬ ‫معل��م را حل كند‪ ،‬معني اش آن اس��ت كه درس‬ ‫را ب��د خوانده‪ .‬هدفش تمام كردن درس در زمان‬ ‫خاصي بوده است‪ .‬بايد بگويم مثال معلمان بسيار‬ ‫مهم اس��ت چون س��واالت تيپ را بيان مي‌كنند‪.‬‬ ‫بايد جزوه معلم يا كتابي را كه معرفي كرده است‪،‬‬ ‫مستقل از زمان به خوبي فرا گرفت‪ .‬متاسفانه اين‬ ‫كار كمت��ر صورت مي‌گيرد و توجه بچه‌ها به تايم‬ ‫است‪ .‬بايد با خيال راحت درس خواند تا آن را ياد‬ ‫گرف��ت‪ .‬نه اين كه در اي��ن زمان محدود درس را‬ ‫تمام كنيم‪ .‬اين تفكر باعث «پيچاندن» مي‌ش��ود‬ ‫و خود فرد هم ته دلش مي‌داند خوب ياد نگرفته‬ ‫اس��ت‪ .‬گروه ديگري از دانش‌آموزان عقيده دارند‬ ‫براي امتحان تس��تي بايد نيم ساعت درس خواند‬ ‫و دو س��اعت تس��ت زد كه به نظر من اين جمله‬ ‫تعريف ديگري از اش��تباه است! اصال خود اشتباه‬ ‫است‪ .‬اين روش اصال كاربردي نيست‪ .‬براي همين‬ ‫بچه‌ها در آزمون‌ها نتيجه نمي‌گيرند‪.‬‬ ‫بايد دو‪ ،‬س��ه س��اعت روي ج��زوه معلم وقت‬ ‫گذاش��ت‪ .‬اگر يك دانش آم��وز بد مي‌خواند‪ ،‬تنها‬ ‫دليلش وقت اس��ت‪ .‬بعضي از بچه‌ه��ا خيلي دير‬ ‫ب��ه فكر آزمون‌ه��ا مي‌افتند‪ .‬مثال ي��ك ماه براي‬

‫سينماتيك وقت داشته‌اند‪ ،‬اما مي‌خواهند از شش‬ ‫روز قبل از آزمون شروع كنند‪ .‬در اين شرايط بچه‌ها‬ ‫به سراغ مشاور مي‌روند و مشاور هم براي يك هفته‬ ‫برنامه ريزي مي‌كند و تمام توجهش آن است كه‬ ‫برنامه تمام درس‌ها را پوش��ش دهد‪ .‬بايد فضايي‬ ‫براي دانش‌آموزان به وجود آورد كه اهميت درس‬ ‫خواندن را دريابند‪ .‬نبايد تمام هدفش آزمون باشد‬ ‫و بايد با خي��ال راحت درس بخواند‪ .‬فكر مي‌كنم‬ ‫با اين روش دانش‌آموزان پيش��رفت زيادي كنند‪.‬‬ ‫ش��ايد بتوان گفت علت عدم پيش��رفت مجموعه‪،‬‬ ‫بي توجهي به اين مس��ائل است‪ .‬هر چقدر هم كه‬ ‫معلم‌ها خوب باش��ند‪ ،‬تعيين افتخارات مدرسه با‬ ‫دانش‌آموزان اس��ت‪ .‬اين كه مي‌گويند بايد درس‬ ‫ه��ر روز را همان روز خواند‪ ،‬خيلي خوب اس��ت‪،‬‬ ‫ام��ا اكثر اوق��ات جواب نمي‌دهد‪ .‬باعث مي‌ش��ود‬ ‫ن��ه آن درس خوانده ش��ود‪ ،‬نه درس��ي كه دانش‬ ‫آموز مي‌خواس��ت بخواند‪ .‬بلكه بايد بگوييم امروز‬ ‫از هر درس��ي كه لذت بردي‪ ،‬آن را بخوان‪ .‬كال با‬ ‫مرز بندي‌ها موافق نيستم‪ .‬اين كه بگويند نسبت‬ ‫اختصاص��ي ب��ه عمومي‌بايد ‪ 3‬باش��د يا درس هر‬ ‫روز را باي��د همان روز خواند‪ .‬بايد بگويند‪ :‬هر چه‬ ‫خواستي بخوان‪».‬‬

‫تاثير مدرسه در موفقيت من خيلي‬ ‫زياد بود‪ .‬من جزو ده نفر آخر‬ ‫پذيرفته شدگان بودم و االن به اينجا‬ ‫رسيده‌ام! واقعا تاثير گذاشت‪ .‬انسان‬ ‫از فضا تاثير مي‌گيرد‪ .‬نمي‌توانم در‬ ‫اين زمينه نظري داشته باشم‪ ،‬چون‬ ‫فقط اينجا را تجربه كرده ام ولي از‬ ‫مدرسه انرژي مثبت گرفتم‪.‬‬ ‫درصدهاي اشكان گرامي‌در كنكور براي درس‬ ‫رياضي ‪ ،90‬فيزيك ‪ ،75‬شيمي‪ ،75‬ادبيات و زبان‬ ‫فارس��ي‪ ،84‬دين و زندگي ‪ 84‬و عربي ‪ 94‬درصد‬ ‫اس��ت‪ .‬او با تاس��ف از اين نمره‌ها ي��اد مي‌كند و‬ ‫مي‌گويد كه در طول سال چهارم در چندين كنكور‬ ‫آزمايشي ش��ركت كرده كه بدترين‌شان متاسفانه‬ ‫همين آخري و مهم ترين بوده است‪ .‬از او در مورد‬ ‫مش��كلي كه منجر به اين (به قول خودش خراب‬ ‫كردن) شده و كال روش كارش جويا مي‌شويم‪:‬‬ ‫«سال قبل از پيش دانشگاهي بعضي از دروس‬ ‫اين س��ال را مرور كرده بودم‪ ،‬به جز ديفرانس��يل‪.‬‬ ‫گسس��ته را خوانده بودم‪ .‬چند فصل از فيزيك را‬ ‫خوان��ده بودم‪ .‬البته اين كه مي‌گويم خوانده بودم‬ ‫يعني ياد گرفته بودم كه در گسس��ته چگونه بايد‬ ‫فكر كرد‪ .‬بايد روي س��واالت گسسته خيلي خوب‬ ‫فكر كرد‪ .‬چگونه مي‌ش��ود ‪ 20‬تس��ت از گراف را‬ ‫در ‪ 20‬دقيقه زد؟ اين موضوع نش��دني است‪ ،‬مگر‬ ‫اين كه قبل از ورود به تس��ت زدن روي س��واالت‬ ‫فكر كرده باش��يم‪ .‬سواالتي كه االن در سي ثانيه‬ ‫مي‌زنم‪ ،‬دفعه اول ده تا بيست دقيقه وقتم را گرفته‬

‫‪21‬‬


‫برترين‌ها‬

‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫‪22‬‬

‫اس��ت‪ .‬بايد فيزيك را خيلي بهتر مي‌زدم‪ .‬در تمام‬ ‫آزمون‌ه��اي جامع رتبه فيزيكم يك بوده اس��ت‪.‬‬ ‫كنك��ور از آزمون جامع راحت تر بود‪ ،‬اما نمي‌دانم‬ ‫چرا پايين زدم‪ .‬با تالشي كه كرده بودم مي‌توانستم‬ ‫در ي��ك چه��ارم زم��ان فيزيك را ص��د بزنم‪ ،‬اما‬ ‫جواب‌هايي كه به دست مي‌آوردم در گزينه‌ها نبود‪.‬‬ ‫چند بار حل مي‌كردم اما به جواب نمي‌رس��يدم‪.‬‬ ‫شايد پانزده تا بيست سوال را اين گونه حل كردم‪.‬‬ ‫اولين باري بود كه به اين مشكل بر مي‌خوردم‪ .‬در‬ ‫آزمون‌ها وقت اضافه مي‌آوردم‪ .‬من فقط يك آزمون‬ ‫را خراب كردم و آن هم كنكور بود!‬ ‫در س��ال كنكور عالقه چنداني ب��ه تلويزيون‪،‬‬ ‫فوتبال و كامپيوتر نداش��تم‪ ،‬اما اگر مي‌خواس��تم‬ ‫زماني را هم به آن‌ها مي‌پرداختم‪ .‬به همه توصيه‬ ‫مي‌كنم همين طور باشند‪ .‬چون اگر به دانش آموز‬ ‫بگويند فوتبال بازي نكن يا تلويزيون نگاه نكن‬ ‫م��ي‌رود در اتاقش و درس ه��م نمي‌خواند‪.‬‬ ‫اعصاب دانش آموز هم خرد مي‌ش��ود‪ .‬اما در‬ ‫حالت طبيعي بعد از بازي كردن يا تلويزيون‬ ‫نگاه كردن به س��راغ درس��ش م��ي‌رود‪ .‬يك‬ ‫موضوع ديگر هم هس��ت‪ :‬بعضي‌ها مي‌گويند‬ ‫ما درس مي‌خوانيم‪ ،‬ام��ا نتيجه نمي‌گيريم!‬ ‫ك��ه به طور طبيعي اين افراد بعد از مدتي از‬ ‫درس خواندن بدش��ان خواهد آمد‪ .‬علت اين‬ ‫ماجرا همان بد درس خواندن اس��ت‪ .‬اگر به‬ ‫روش من درس بخوانند قول مي‌دهم نتيجه‬ ‫بگيرن��د‪ .‬ب��ه نظر من اگر ب��راي آزموني يك‬ ‫ماه فرصت دارند دو‪ ،‬س��ه هفته اول را درس‬ ‫بخوانن��د و هفته آخر را خوش بگذرانند‪ .‬اين‬ ‫ماجرا باعث مي‌شود راحت تر با درس‌ها كنار‬ ‫بيايند و مطمئن باشيد هفته آخر را هم درس‬ ‫مي‌خوانند‪.‬‬ ‫مشكلي كه در كنكور براي من پيش آمد‬ ‫رتب��ه‌ام را خراب كرد اما باي��د بگويم باعث‬ ‫شكس��ت من نش��د و تاثيري روي زندگي ام‬ ‫نداش��ت‪ .‬بچه‌ها مطمئن باش��ندبه حقشان‬ ‫مي‌رسند‪ .‬اين اتفاق در هيچ آزموني براي من‬ ‫نيفتاده بود‪ ،‬مي‌توان گفت كار خداست! خود‬ ‫من هم گيج ش��دم‪ .‬سر جلسه كنكور از خدا‬ ‫كمك گرفتم‪ ،‬سر تست‌هاي فيزيك واقعا تمركزم‬ ‫را از دس��ت دادم‪ .‬به راه حل اطمينان داشتم‪ ،‬اما‬ ‫جواب آخر به دست نمي‌آمد‪ .‬با اين‌حال اين مشكل‬ ‫در نتيجه زندگي ام تاثير نگذاش��ت‪ .‬تمام اين‌جور‬ ‫مشكالت ممكن است صد رتبه جا به جايت كند‪،‬‬ ‫اما در نهايت به حقت مي‌رسي‪.‬‬ ‫يكي از مش��كالت رايج اين اس��ت كه خيلي از‬ ‫بچه‌ها قبل از كنكور به يك جايي مي‌رس��ند كه‬ ‫تست‌ها تمام شده و بي خيال مي‌شوند‪ .‬ديگر درس‬ ‫نمي‌خوانند‪ .‬اين موضوع دو دليل دارد‪:‬‬ ‫يا مي‌بينند نمي‌توانند به آرمان‌هايشان دست‬ ‫پي��دا كنند و درس خوان��دن را كنار مي‌گذارند‪ ،‬يا‬ ‫فك��ر مي‌كنند تمام درس‌ه��ا را خوانده اند و مثال‬ ‫كنكور‌ه��اي س��ال‌هاي پيش را به راحتي پاس��خ‬

‫مي‌دهند‪ .‬اما دليل راحت پاسخ دادن به سواالت اين‬ ‫است كه قبال سواالت را ديده اند و اين ريشه در بد‬ ‫درس خواندن دارد‪ .‬فقط تست زدن بدون مطالعه‬ ‫درس��ت نتيجه نمي‌دهد‪ .‬بايد اول درس را خيلي‬ ‫تحليلي و درست خواند و سپس به سراغ تست زدن‬ ‫رفت‪ .‬البته تست هم بايد زياد زده شود‪.‬‬ ‫س��رعت كسي با تس��ت زدن زياد نمي‌شود‪ .‬با‬ ‫خواندن تش��ريحي س��رعت باال مي‌رود‪ ،‬چون در‬ ‫آزمون روي س��وال فكر نمي‌كني و با ديدن سوال‬ ‫شروع به حل آن مي‌كني‪ .‬اين مهارت تنها با حل‬ ‫س��واالت سخت ايجاد مي‌ش��ود‪ .‬اگر كسي درصد‬ ‫رياضي‌اش مثال سي باشد‪ ،‬با تست زدن نمي‌توان‬ ‫آن را باال برد‪ .‬قطعا كمتر هم مي‌شود‪ .‬به جاي تست‬ ‫زدن بهتر اس��ت رياضي پايه و نيمي‌از ديفرانسيل‬ ‫را خ��وب بخواني‪ .‬در اين صورت مطمئنا درصدت‬

‫يك دليل زود تمام كردن منابع‪،‬‬ ‫سوزاندن تست‌ها است‪ .‬اين كه‬ ‫دانش‌آموز تست‌ها را تحليل نمي‌كند‬ ‫و خيلي سريع از آنها رد مي‌شود؛‬ ‫نمي‌توانند منطق طراحي سوال را‬ ‫پيدا كنند‪ .‬منطق طراحي سوال فقط‬ ‫با درست درس خواندن به دست‬ ‫مي‌آيد‪ .‬نمي‌شود با بيست تست يك‬ ‫مبحث را جمع كرد‪ ،‬اما با خوب درس‬ ‫خواندن مي‌شود تمام تست‌ها را‬ ‫درست حل كرد‪.‬‬

‫به چهل مي‌رس��د‪ .‬اين روش خيلي امن اس��ت و‬ ‫ريس��ك ندارد‪ .‬بچه‌ها با بد درس خواندن تست‌ها‬ ‫را مي‌س��وزانند‪ .‬تست‌ها را حيف و ميل مي‌كنند‪.‬‬ ‫س��واالت را ضعيف حل مي‌كنند‪ .‬به عبارت ديگر‬ ‫تس��ت‌ها را تحليل نمي‌كنند‪ .‬م��ن خيلي كم به‬ ‫جواب تست‌ها رجوع مي‌كردم‪ .‬چون مطمئن بودم‬ ‫درست حل كرده ام‪ .‬پس يك دليل زود تمام كردن‬ ‫منابع‪ ،‬سوزاندن تست‌ها است‪ .‬اين كه دانش آموز‬ ‫تس��ت‌ها را تحليل نمي‌كند و خيلي سريع از آنها‬ ‫رد مي‌شود‪ .‬نمي‌توانند منطق طراحي سوال را پيدا‬ ‫كنند‪ .‬منطق طراحي س��وال فقط با درست درس‬ ‫خواندن به دست مي‌آيد‪ .‬نمي‌شود با بيست تست‬ ‫يك مبحث را جمع كرد‪ ،‬اما با خوب درس خواندن‬ ‫مي‌شود تمام تست‌ها را درست حل كرد‪».‬‬ ‫از اشكان مي‌پرسيم كه‪ :‬اگر براي اشكان گرامي‬ ‫‌زم��ان به عقب برگردد او چه اصالحيه اي در‬ ‫كار‌ها و برنامه‌هايش دارد؟‬ ‫«بيش��تر فك��ر مي‌كنم‪ .‬يعن��ي درس‌ها را‬ ‫تحليلي‌تر مي‌خوانم‪ .‬ش��ايد خيل��ي از كار‌ها‬ ‫را هم انجام نم��ي‌دادم‪ ،‬چون بيهوده بود‪ .‬اما‬ ‫باالخره آدم‌ها در شرايط تصميم مي‌گيرند و‬ ‫شايد با اس��ترس و عذاب وجدان دوره پيش‬ ‫دانش��گاهي دوباره آن كار‌ها را انجام مي‌دهم‪.‬‬ ‫به ورزش وقت بيش��تري اختصاص مي‌دهم‪.‬‬ ‫قبل از آزمون‌ها هم به شرايط آزمون‪ ،‬بيشتر‬ ‫از سال پيش فكر مي‌كنم‪ .‬شايد اگر بيشتر به‬ ‫شرايط آزمون فكر مي‌كردم‪ ،‬به مشكل فيزيك‬ ‫برنمي‌خوردم‪ .‬روي خود درس‌ها هم بيش��تر‬ ‫فكر مي‌كردم‪ .‬مي‌توانس��تم س��وال‌ها را بسط‬ ‫ده��م و تمام ريزه‌كاري‌هايش را پيدا كنم اما‬ ‫اين كار را نكردم‪».‬‬ ‫در خالل صحبت‌هاي اشكان گرامي‌شنيديم‬ ‫كه او كمي‌هم به قول خودش استرسي است‪.‬‬ ‫اس��ترس و اضطراب دامنگير تعداد زيادي از‬ ‫دانش‌آموزان اس��ت‪ .‬روش اش��كان مي‌تواند‬ ‫الگويي براي بسياري از دوستانش باشد‪:‬‬ ‫« استرس مشكل خيلي از بچه‌هاست‪ .‬به‬ ‫نظر من بچه‌ها در اين سن و سال موجودات‬ ‫خيلي پاك و معصومي‌هستند و مي‌توانند به‬ ‫راحتي از خدا كمك بخواهند‪ .‬نياز نيس��ت حتما‬ ‫مذهبي باش��ند يا نماز بخوانند‪ .‬در هر ش��رايطي‬ ‫مي‌توان از خدا كمك خواست‪ .‬مطمئن باشند خدا‬ ‫كمكشان مي‌كند‪ .‬هيچ كس نمي‌تواند كمك‌هاي‬ ‫خ��دا را ان��كار كند و اگر هم ان��كار مي‌كند زباني‬ ‫اس��ت! اگ��ر بچه‌ها از خدا كم��ك بخواهند حتما‬ ‫كمكش��ان مي‌كن��د‪ .‬البته بايد خودش��ان هم به‬ ‫دوستانش��ان كمك كنند و سعي نكنند موفقيت‬ ‫را فقط براي خودش��ان داشته باشند‪ .‬بد كسي را‬ ‫نخواهند‪ .‬مطمئنا خدا كمكشان مي‌كند‪ .‬آن‌هايي‬ ‫كه كمك خدا را انكار مي‌كنند‪ ،‬اش��تباه مي‌كنند‪.‬‬ ‫عالوه بر اين بايد يك اصل مهم را در نظر بگيرند‪.‬‬ ‫هر كسي تالش كند‪ ،‬حتما به نتيجه اش مي‌رسد‪.‬‬ ‫من تا به حال خالف اين را نديده‌ام‪ .‬الزمه ارتباط با‬

‫برترين‌ها‬ ‫خدا فقط اين است كه بچه‌ها بدانند مي‌توان با خدا‬ ‫رابطه داشت‪ .‬هر كسي مي‌تواند؛ حتي يك قاتل هم‬ ‫ي��ك روزي مي‌تواند اين رابطه را بر قرار كند‪ .‬فكر‬ ‫نكنند گناه‌هاي كوچ��ك اين راه را مي‌بندد‪ .‬بايد‬ ‫بدانيم خدا در هر ش��رايطي مي‌تواند به بندگانش‬ ‫كمك كند‪ .‬من خودم ش��ب كنكور را نخوابيدم و‬ ‫باز خدا بود كه به من كمك كرد‪».‬‬ ‫محبوبيت از ويژگي‌هاي اش��كان گرامي‌اس��ت‪.‬‬ ‫او ك��ه براي ثانيه ثانيه وقتش برنامه دارد و ارزش‬ ‫قائل است وقت بسياري را صرف دوستانش كرده‪.‬‬ ‫دوستاني كه شايد خودشان نمي‌دانند چه سرمايه‬ ‫مهمي‌را از اشكان مطالبه مي‌كنند‪ ،‬اما بار‌ها و بار‌ها‬ ‫اش��كان گرامي‌با روي خوش و سخاوتمندانه براي‬ ‫آنها وقت گذاشته است‪ .‬اين وقت گذاشتن‪ ،‬توضيح‬ ‫در مورد روش درس خواندن‪ ،‬حل يك مس��اله يا‬ ‫ش��نيدن درددلي ساده بوده است‪ .‬او اقرار مي‌كند‬ ‫كه اين كارش منطقي نبوده‪ ،‬اما حاضر نيس��ت از‬ ‫آن بكاهد‪:‬‬ ‫«اگ��ر چه وقت��م را مي‌گرفت ام��ا نگاهم طور‬ ‫ديگ��ري ب��ود‪ .‬فوقش ش��ب چند س��اعت ديرتر‬ ‫مي‌خوابيدم‪ ،‬ام��ا از كمك كردن به ديگران لذت‬ ‫مي‌بردم‪ .‬من خودم وضعيت خيلي خوبي داش��تم‬ ‫و از اين بابت خوش��حال بودم‪ ،‬اما وقتي مي‌ديدم‬ ‫كسي ناراحت است احساس مي‌كردم بايد كمكش‬ ‫كنم‪ .‬فكر مي‌كنم باعث پيشرفت بيست‪ ،‬سي نفر‬ ‫ش��ده باشم‪ .‬اين كار در بس��ياري موارد از حدش‬ ‫خارج ش��ده بود‪ .‬ممكن اس��ت از نظر منطقي كار‬ ‫اشتباهي باشد‪ ،‬اما كار خوبي بود از نظر من وقتي‬ ‫يك دانش آموز ضعيف به س��راغ دانش آموز قوي‬ ‫مي‌رود كار درس��تي مي‌كند‪ .‬حق دارد به س��راغ‬ ‫دان��ش آموز ق��وي برود‪ .‬و دانش آم��وز قوي بايد‬ ‫كمك��ش كن��د‪ .‬اين كار البته كام�لا غير منطقي‬ ‫اس��ت‪ .‬اما مگر نه اين كار براي اين است كه خدا‬ ‫تحت هر ش��رايطي به انسان كمك كند‪ .‬كه واقعا‬ ‫اين كار را انجام مي‌دهد‪».‬‬ ‫اش��كان ب��ا قدر شناس��ي از نق��ش مجتمع در‬ ‫موفقيتش ياد مي‌كند‪ .‬اين نقش را عالوه بر مديران‪،‬‬ ‫برنامه ريزان‪ ،‬دبيران و كاركنان معطوف به حضور‬ ‫در جمع دوستانه و با انرژي دانش‌آموزاني مي‌داند‬ ‫كه از خانواده‌هايي اصيل و برگزيده دور هم جمع‬ ‫شده اند‪ ،‬او مي‌گويد‪:‬‬ ‫«تاثير مدرس��ه در موفقيت من خيلي زياد بود‪.‬‬ ‫من جزو ده نفر آخر پذيرفته ش��دگان بودم و االن‬ ‫به اينجا رس��يده‌ام! واقعا تاثير گذاش��ت‪ .‬انسان از‬ ‫فضا تاثير مي‌گيرد‪ .‬نمي‌توانم در اين زمينه نظري‬ ‫داش��ته باش��م‪ ،‬چون فقط اينجا را تجربه كرده ام‬ ‫ولي از مدرسه انرژي مثبت گرفتم‪ .‬هم از دوستانم‬ ‫انرژي مي‌گرفتم هم از معلمان و مس��ئوالن‪ .‬حتي‬ ‫مي‌ش��ود گفت كمك��م مي‌كردند‪ .‬آقاي��ان نداف‪،‬‬ ‫كرمي‪ ،‬كاك‌س��وندي‪ ،‬درخشاني و ‪ ...‬خيلي كمكم‬ ‫كردند‪».‬‬ ‫از اش��كان گرامي‌در مورد روز قبل از كنكورش‬ ‫پرسيديم‪:‬‬

‫‪1388‬‬ ‫تابستان ‪1390‬‬ ‫شماره‪ 1857‬پاييز‬ ‫شماره‬ ‫«خيلي س��خت ب��ود‪ ،‬خيلي! از خ��ود كنكور‬ ‫سخت تر بود‪ .‬ساعت چهار براي پيدا كردن حوزه‬ ‫رفتيم‪ .‬س��عي كردم ساعت ده بخوابم‪ ،‬اما تا صبح‬ ‫خوابم نبرد‪ .‬البته از اينجا به همه اين اطمينان را‬ ‫مي‌دهم كه اگر قبل از كنكور سه روز هم نخوابند‪،‬‬ ‫سر جلسه كامال هوشيار خواهند بود‪ .‬چون كنكور‬ ‫ب��ا همه آزمون‌ها ف��رق دارد‪ .‬آدم يك جور انرژي‬ ‫رواني دارد كه در اين ش��رايط به كمكش مي‌آيد‪.‬‬ ‫حتم��ا‪ ،‬همه فعال‌ان��د‪ .‬ممكن اس��ت بعد كنكور‬ ‫از پ��ا در بياين��د‪ ،‬اما در حين جلس��ه كامال فعال‬ ‫خواهند بود‪».‬‬ ‫اش��كان گرامي‌فقط درس نمي‌خواند‪ .‬به هنر و‬ ‫ورزش هم عالقه دارد‪ .‬در ابتداي جلسه‌ي گفتگوي‬ ‫ما‪ ،‬آقاي غف��اري از دبيران محبوب ورزش حال و‬ ‫احوالي با اشكان داشتند و به ما تاكيد كردند كه او‬ ‫يك ورزشكار تمام عيار هم هست‪ .‬خودش مي‌گويد‪:‬‬ ‫«خيلي ورزش مي‌كنم‪ ،‬كمربند مشكي كاراته دارم‪.‬‬ ‫تني��س هم كار مي‌كردم‪ .‬در يك دوره مس��ابقات‬ ‫پينگ پونگ مجتمع هم اول شدم‪ .‬تنيس و كاراته‬ ‫را بيشتر دوست دارم‪ .‬به جز ورزش‪ ،‬موسيقي هم‬ ‫زياد گوش مي‌دهم‪ .‬فيلم هم نس��بتا زياد مي‌بينم‪.‬‬ ‫بهترين آهنگي كه گوش داده ام‪ ،‬اش��ك مهتاب از‬ ‫استاد شجريان است‪:‬‬ ‫«به من گفتي كه دل دريا كن اي دوست‬ ‫هم��ه دريا از آن ما كن اي دوس��ت‬ ‫دل��م دري��ا ش��د و دادم به دس��تت‬ ‫مكش دريا به خون‪ ،‬پروا كن اي دوست»‬ ‫در مورد كتاب‪ ،‬فقط كتاب‌هاي درسي مي‌خوانم‪.‬‬ ‫اما اگر بخواهم خارج از رشته خودم كتابي بخوانم‪،‬‬ ‫كتاب‌هاي رياض��ي را مي‌خوانم‪ .‬براي ورزش زياد‬ ‫بيرون مي‌روم‪ .‬مثال بدن سازي را در باشگاه انقالب‬ ‫كار مي‌كنم‪ .‬دوس��ت دارم به توچال بروم‪ ،‬اما تا به‬ ‫حال نرفته‌ام‪ .‬به ادبيات هم خيلي عالقه دارم‪ .‬بيشتر‬ ‫ادبيات كهن و در بين ش��اعر‌ها حافظ و مولوي را‬ ‫خيلي دوست دارم‪ .‬از اين شعر حافظ كه به نظرم‬ ‫تعريف ادبيات غنايي است خيلي خوشم مي‌آيد‪:‬‬ ‫«گل در ب��ر و م��ي‌در ك��ف‬ ‫و معش��و ق ب��ه كا م ا س��ت‬ ‫سلطان جهانم به چنين روز غالم است‬ ‫در مذهب ما باده حالل است وليكن‬ ‫بي روي تو اي سرو گل اندام حرام است»‬ ‫اشعار ديگري هم هست‪:‬‬ ‫«دست از طلب ندارم تا كام من برآيد‬ ‫يا تن رسد به جانان يا جان زتن در آيد»‬ ‫يا‪«:‬ما سرخوشان مست دل از دست داده ايم‬ ‫همراز عش��ق و همنفس جام باده‌ايم‬ ‫بر ما بس��ي كمان مالمت كشيده‌اند‬ ‫تا كار خود ز ابروي جانان گشاده‌ايم»‬ ‫اما به نظرم اين بيت از همه زيبا تر است‪:‬‬ ‫« ش��ا ه نش��ين چش��م م��ن‬ ‫تكي��ه گ��ه خي��ا ل تو س��ت‬ ‫جايدعاستشاهمن‪،‬بيتومبادجايتو»‬ ‫از مولوي اين شعر يادم مي‌آيد‪:‬‬

‫«يار مرا‪ ،‬غار مرا‪ ،‬عشق جگرخوار مرا‬ ‫يار تويي‪ ،‬غار تويي‪ ،‬خواجه نگه دار مرا‪».‬‬ ‫اين شعر را بيشتر به علت ريتم عجيبش دوست‬ ‫دارم‪».‬‬ ‫در م��ورد آين��ده و برنام��ه بع��د از دانش��گاه‬ ‫مي‌گويد‪:‬‬ ‫«فعال دوست دارم رشته‌ام را خيلي خوب بخوانم‪.‬‬ ‫مي‌خواهم در رشته خودم يك مهندس قوي باشم‪.‬‬ ‫دوس��ت دارم استاد دانشگاه ش��وم‪ .‬اما اگر استاد‬ ‫باشم‪ ،‬معلم مدرسه هم باشم‪ .‬به نظرم دكترا شرط‬ ‫الزم براي اس��تاد شدن نيست‪ .‬بعضي از معلم‌هاي‬ ‫من از دوران دبستان واقعا استاد بودند‪ ،‬اما بعضي‬ ‫از اس��تاد‌هاي دانشگاه اصال استاد نيستند‪ .‬دوست‬ ‫دارم اس��تاد ايده‌آلي باش��م‪ .‬رتبه داشتن شرط با‬ ‫سواد بودن نيست‪ .‬همان طور كه دانشگاه رفتن و‬ ‫دكتر بودن هم شرط سواد نيست‪ .‬رياضي را خيلي‬ ‫دوست دارم‪ .‬حتي شايد رياضي را همزمان با برق‬ ‫بخوانم‪ .‬چون از برق خيلي غول‌تر است‪ .‬ادبيات را‬ ‫هم خودم مي‌خوانم‪ .‬مي‌خواهم تا حد يك اس��تاد‬ ‫ادبيات مطالعه كنم‪».‬‬

‫فرهنگ واژه‌ها‪:‬‬ ‫گيردادن‪ :‬اصرار زياد براي تحميل كاري‪.‬‬ ‫تاپ‪ :‬باالترين جايگاه‪.‬‬ ‫پيچان�دن‪ :‬كاري را سرس��ري انجام دادن‪ .‬از زير‬ ‫كاري در رفتن‪.‬‬ ‫خف�ن‪ .1 :‬كار بلد‪ ،‬بس��يار متبحر‪ .‬كس��ي كه در‬ ‫علمي‌اطالعات فراوان دارد‪.‬‬ ‫‪ .2‬امر خارق العاده و عجيب‪.‬‬ ‫‪ .3‬كار س��ختي كه انجامش از عهده هر كس��ي‬ ‫بر نيايد‪.‬‬ ‫استيل دانش آموزي داشته باشد‪ :‬دانش آموز‬ ‫باشد‪ .‬وظيفه دانش آموزي خود را بداند‪.‬‬ ‫ش�اخ تمام مدارس را بشكند‪ :‬بهترين مدرسه‬ ‫ش��ود‪ .‬شاخ شكس��تن زماني به كار مي‌رود كه‬ ‫شرايط كل كل و مسابقه باشد‪.‬‬ ‫له كردن‪ :‬روي همه را كم كردن‪ .‬با اختالف زيادي‬ ‫در صدر بودن‪.‬‬ ‫ه�م دوره‌اي‌هاي ش�اخ‪ :‬كسي كه شاخ كسي را‬ ‫بشكند‪ ،‬خودش تبديل به شاخ مي‌شود تا كس‬ ‫ديگري شاخش را بشكند‪ .‬معادل خفن‪.‬‬ ‫گالبي‪ :‬ساده و پيش پا افتاده‪.‬‬ ‫س�وال بي نمك‪ :‬سوال معما گونه‪ .‬سوالي كه به‬ ‫جاي پيچيدگي علمي‪ ،‬پيچيدگي ادبي داش��ته‬ ‫باشد‪.‬‬ ‫جزوه ش�اخ‪ :‬جزوه خفن‪ .‬جزوه اي كه شاخ تمام‬ ‫جزوه‌هاي موجود را شكسته است‪.‬‬ ‫عش�قي‪ :‬از س��ر دل‪ ،‬كاري ك��ه تنه��ا دل به آن‬ ‫فرمان دهد‪.‬‬ ‫غول تر‪ :‬خفن تر‪ .‬در اينجا يعني علمي‌تر‪ .‬‬ ‫كد مطلب‪J57012 :‬‬

‫‪23‬‬


‫برترين‌ها‬

‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫رتبه‌ي دو رقمي تقديم به مادرم‬

‫گفت‌وگو با اميرمعصوم‌نيا رتبه ‪ 76‬كنكور تجربي‬

‫‪24‬‬

‫امير مس��عود معصوم نيا‪ ،‬رتبه ‪ 27‬منطقه و ‪ 76‬كش��وری كنكور تجربي‪ .‬متولد ‪11‬‬ ‫شهريور ‪ 1372‬دراهواز و هم اكنون ساکن تهران است‪.‬‬ ‫تا کالس س��وم راهنمايي را در تيزهوش��ان اهواز ‪ -‬راهنمایی ش��هيد بهشتي‪ -‬درس‬ ‫خوانده و اول دبیرستان در واحد کارگر عالمه پذیرفته شده است‪ .‬سال چهارم به دلیل‬ ‫تغییر رشته به واحد آبشناسان آمده است‪.‬‬ ‫پدر و مادر وی هم پزشک هستند و به نوعی پزشکی شغل خانوادگی و موروثی او شده‬ ‫است و عالقه به این رشته از دوران کودکی در وی به وجود آمده است‪ .‬امیرمسعود به‬ ‫ادبیات هم عالقه دارد و ورزش تنیس روی میز (پینگ پنگ) را هم به صورت حرفه‌ای‬ ‫دنبال کرده است و مقام استانی دارد‪.‬‬ ‫وی هم اکنون از همکاران واحد کارگر مجتمع است و در مسابقات ورزشی همکاران‬ ‫مجتمع هم به عنوان یار تیم کارگر مقام نخست این مسابقات را کسب کرد‪.‬‬

‫برترين‌ها‬ ‫مي‌رسد‪ ،‬بيان مي‌كند و اين نكته‌ها معموال در‬ ‫ذهن مي‌نشيند‪ .‬يك كار ديگري هم هست كه‬ ‫مي‌ت��وان در بين اين نكته‌ها مطالب مرتبط يا‬ ‫حتي خنده داري بي��ان كرد تا مطالب اصلي‬ ‫بهتر در ذهن بنشيند‪ .‬مثال يكي از روش‌هايي‬ ‫ك��ه براي ي��اد گي��ري درس زبان پيش��نهاد‬ ‫مي‌ش��ود اين اس��ت كه دانش‌آم��وزان براي‬ ‫خودشان تصوير ذهني بسازند‪ .‬از اين روش‌ها‬ ‫هم مي‌توان استفاده كرد‪ .‬براي همين جمعي‬ ‫درس خواندن‪ ،‬خيلي خوب و مفيد اس��ت‪ .‬به‬ ‫ش��رط آن كه جمع درس خوان باشند و قبال‬ ‫درس‌ها را خوانده باش��ند و براي دوره كردن‬ ‫دور هم جمع شده باشند‪.‬‬ ‫با چه كساني درس مي‌خواندي؟‬

‫با شروين كوهي و نيما دادفر‪ .‬رتبه شروين‬ ‫‪ 200‬و رتبه نيما ‪ 120‬شد‪.‬‬ ‫پس هر سه شما نتيجه خوبي گرفتيد؟‬

‫بله‪.‬‬

‫چه ق�در از موفقيتتان وابس�ته به مطالعه‬ ‫دسته جمعي تان بود؟‬

‫چه طور شد كه رتبه خوبي آوردي؟‬

‫در رشته تجربي براي رتبه آوردن بايد از همان اول خيلي خوب درس خواند‪ .‬كال در‬ ‫هر رشته اي كه مي‌خواهي رتبه خوب بياوري اوال بايد زحمت زيادي بكشي و ثانيا بايد بلد‬ ‫باشي درست درس بخواني‪ .‬مهم تر از اين كه زياد درس بخواني آن است كه بلد باشي درست‬ ‫درس بخواني‪ .‬اگر كسي راه درست درس خواندن را بلد نباشد‪ ،‬به هيچ نتيجه‌اي نمي‌رسد‪.‬‬ ‫شما اين راه را بلد بوديد؟‬

‫ه��ر دانش آموزي ك��م كم اين راه را ياد مي‌گيرد‪ .‬بعد از چند امتحان‪ ،‬چند‬ ‫روش و تحليل نتيجه‪ ،‬باالخره به راه درس��ت دس��ت پيدا مي‌كند‪ .‬اين‬ ‫مسير مي‌تواند با پرس و جو هم طي شود‪ .‬مثال مي‌تواند از مشاور يا‬ ‫رتبه‌هاي خوب سال‌هاي باالتر كمك بگيرد‪ .‬من هم همين كار را‬ ‫كردم و از ديگران راهنمايي گرفتم و چند كتاب مشاوره اي كه‬ ‫در بازار موجود بود را مطالعه كردم‪ .‬با اين تالش‌ها ياد گرفتم‬ ‫كه هر درس را چگونه بايد خواند و به دانسته‌هايم عمل كردم‬ ‫و خوب درس خواندم و خوب نتيجه گرفتم‪.‬‬ ‫درس را تنهايي مي‌خواندي يا دسته جمعي؟‬

‫خود من دوس��ت دارم درس را دس��ته جمعي بخوانم‪ .‬به‬ ‫ش��رط اين كه در جمعي قرار داشته باشيم كه سايرين هم‬ ‫درس خ��وان باش��ند كه از مس��ير درس خواندن منحرف‬ ‫نشويم‪ .‬در ايام عيد من و سه نفر از دوستانم به خانه مادر‬ ‫بزرگم كه خالي بود رفتيم و سه نفري درس خوانديم كه‬ ‫خيلي هم مفيد بود‪ .‬اما در طول سال نمي‌شد جمعي درس‬ ‫خوان��د و مجبور بوديم به تنهايي درس بخوانيم‪ ،‬ولي در‬ ‫عيد نوروز توانس��تم اين كار را انجام دهم‪ .‬وقتي شما در‬ ‫جمع يك درس را دوره كنيد‪ ،‬هر كس نكته اي به ذهنش‬

‫مطالعه ايام عيد خيلي مهم است‪ .‬چون در‬ ‫عيد نوروز دانش‌آموزان تحت فش��ار مدرس��ه‬ ‫نيس��تند‪ ،‬اگ��ر كس��ي درس بخوان��د‪ ،‬خيلي‬ ‫كمكش مي‌كند‪ .‬اگر بخواهم بگويم چه مقدار‬ ‫از موفقيت مان وابس��ته به اين جمعي درس‬ ‫خواندن بود‪ ،‬دقيق نمي‌توانم بگويم‪ ،‬چون زمان‬ ‫خيل��ي زيادي اي��ن كار را انجام نداديم و كال‬ ‫پانزده روز بود‪ ،‬اما موثر بوده است‪.‬‬ ‫چه مقدار از ياد گرفتن روش درس خواندن‬ ‫را وابسته به مدرسه مي‌داني؟‬

‫خيلي مهم بود‪ .‬اصال مشاوره يكي از اصول‬ ‫اساسي درس خواندن است‪ .‬اگر مشاور بتواند‬ ‫اشكال دانش‌آموزان را بفهمد و بر طرف كند‪،‬‬ ‫خيلي به دانش آموز كمك كرده اس��ت‪ .‬يك‬ ‫دانش آموز كه مي‌خواهد نتيجه بگيرد‪ ،‬حتما‬ ‫بايد به حرف‌هاي مش��اورش گوش بدهد و به‬ ‫تجرب��ه ديگران احترام بگذارد‪ .‬نه اين كه مثال‬ ‫بگويد من اين روش را دوست ندارم‪ ،‬يا خوب‬ ‫نيس��ت‪ .‬يك��ي از راه‌هاي ياد گرفتن نوش��تن‬ ‫اس��ت‪ .‬هر وق��ت درس مي‌خوانند يك چرك‬ ‫نويس كنار دستشان باشد و بعضي از نكته‌ها‬ ‫را ياد داشت كنند‪ .‬حتما نبايد نت برداري كرد‪،‬‬ ‫همان نوش��تن نا مرتب ب��ه ياد گرفتن كمك‬ ‫مي‌كند‪ .‬بعضي‌ها براي خالصه نويسي وسواس‬ ‫ب��ه خرج مي‌دهند و وقت زيادي را صرف اين‬ ‫كار مي‌كنند‪ .‬مثال نوش��تن برداش��ت كلي به‬ ‫صورت حاش��يه نويسي خيلي مي‌تواند كمك‬ ‫كن��د‪ .‬اين كار در زم��ان دوره كردن خيلي به‬ ‫درد مي‌خورد‪ .‬نقش مدرسه خيلي مهم است‪.‬‬ ‫اگ��ر يك دانش آموز حرف گوش كن باش��د‪،‬‬ ‫مي‌تواند خيلي از مدرسه استفاده كند‪ .‬عالوه‬

‫‪1388‬‬ ‫تابستان ‪1390‬‬ ‫شماره‪ 1857‬پاييز‬ ‫شماره‬ ‫بر اين‌ها‪ ،‬نقش مش��اور در سال كنكور‪ ،‬خيلي‬ ‫كليدي است‪.‬‬ ‫فكر مي‌كني اگر به مدرسه ديگري مي‌رفتي‪،‬‬ ‫نتيجه متقاوت بود؟‬

‫ب��ه نظر م��ن در كنكور نق��ش دانش آموز‬ ‫‪90‬درصد اس��ت‪10 ،‬درصد مربوط به مدرسه‬ ‫اس��ت‪ .‬خود دانش آموز بايد كوش��ا باشد و به‬ ‫دنب��ال راه حل برود‪ .‬اين كه اگر من مدرس��ه‬ ‫ديگ��ري مي‌رفتم چه اتفاقي مي‌افتاد‪ ،‬ش��ايد‬ ‫نتيج��ه بد ت��ري مي‌گرفتم‪ .‬محي��ط اين جا‬ ‫محيط نس��بتا خوبي است‪ .‬هم آموزشي است‬ ‫و هم فرهنگي‪ .‬من مدرسه اي را نديده ام كه‬ ‫كاري شبيه گلبانگ سرود بكند‪ .‬نه خيلي فشار‬ ‫درسي وارد مي‌كند و نه بچه‌ها را رها مي‌كند‪.‬‬ ‫به نظرم فضاي خوبي است‪.‬‬ ‫يعني احساس نمي‌كني از لحاظ درسي در‬ ‫فشار بودي؟‬

‫نه‪ ،‬اصال!‬

‫چه شد به سراغ رشته تجربي رفتي؟‬

‫پدر و مادر من پزش��ك هستند و به همين‬ ‫دليل به رشته پزشكي عالقه داشتم‪ .‬از كودكي‬ ‫به سه شغل خيلي عالقه داشتم‪ ،‬چون به نظرم‬ ‫به مردم كمك بيش��تري مي‌كنند‪ .‬پزش��كي‪،‬‬ ‫معلم��ي‌و پليس بودن را خيلي دوس��ت دارم‪.‬‬ ‫چون يك پزشك وجهه اجتماعي خوبي دارد‬ ‫و مردم به او احترام مي‌گذارند‪ ،‬شغل پزشكي‬ ‫را انتخاب كردم‪.‬‬ ‫چ�را س�ال‌هاي دوم و س�وم را رياض�ي‬ ‫خواندي؟‬

‫معموال بچه‌ه��اي تجربي براي اين كه پايه‬ ‫رياضي شان قوي شود‪ ،‬اول رياضي مي‌خوانند‪،‬‬ ‫ام��ا من به اين دليل اين كار را نكردم‪ .‬من به‬ ‫سيس��تم مجتمع اعتماد كردم و وقتي ديدم‬ ‫روش كار اين چنين اس��ت‪ ،‬همين سيستم را‬ ‫انتخاب كردم‪.‬‬ ‫چه شد كه به مجتمع آمدي؟‬

‫ما تازه به تهران آمده بوديم‪ ،‬اما مادرم از قبل‬ ‫نام عالمه طباطبايي را شنيده بود و من هم در‬ ‫آزمون ورودي قبول شدم و به عالمه آمدم‪.‬‬

‫شما هر چه قدر بتوانيد درس‬ ‫را براي خودتان جذاب كنيد يا‬ ‫نسبت به آن عالقه پيدا كنيد‪،‬‬ ‫بيشتر به موفقيت مي‌رسيد‪ .‬چون‬ ‫باالخره مجبوريد و بايد همه‬ ‫درس‌ها را بخوانيد‪ ،‬پس چه بهتر‬ ‫كاري كنيد كه نسبت به درس‌ها‬ ‫عالقه پيدا كني‪.‬‬

‫يعني با توصيه كسي به عالمه نيامدي؟‬

‫نه‪ ،‬چون مدرس��ه معروفي ب��ود‪ ،‬به اين جا‬ ‫آمدم‪.‬‬

‫نمي‌خواستي به مدرسه اي بروي كه از اول‬ ‫رشته تجربي داشته باشد؟‬

‫سال دوم دبيرس��تان پرس و جو كردم كه‬ ‫بدان��م مجتمع تجربي دارد ي��ا نه‪ ،‬ولي وقتي‬ ‫شما وارد يك سيستم مي‌شويد‪ ،‬تغيير محيط‬ ‫ممكن است باعث ايجاد استرس شود و حتي‬ ‫كال شرايط را عوض كند و نتواني درس بخواني‬ ‫و ب��ه خاطر همين م��ن در مجتمع ماندم و با‬ ‫همي��ن روش كار كردم‪ .‬به اين فكر مي‌كردم‬ ‫كه س��ال دوم تجربي بخوانم‪ ،‬اما به مدرس��ه‬ ‫اعتماد كردم‪.‬‬

‫در برنامه‌هاي جنبي مثل سرود و ‪ ...‬شركت‬ ‫داشتي؟‬

‫جزء گروه سرود مدرسه بودم و در گلبانگ‬ ‫س��رود هم حضور داش��تم كه مرب��ي ما آقاي‬ ‫عسكري بودند‪ .‬در مسابقات پينگ پونگ هم‬ ‫ش��ركت مي‌كردم‪ .‬پينگ پون��گ را به صورت‬ ‫حرفه اي دنب��ال مي‌كردم و دو مقام اولي در‬ ‫س��طح استان خوزستان دارم و تيم استاني ما‬ ‫هم سوم كشور شد‪.‬‬ ‫چرا پين�گ پونگ را در دبيرس�تان ادامه‬ ‫ندادي؟‬

‫دوس��ت داش��تم ادامه بدهم و ب��ازي هم‬ ‫مي‌كردم‪ ،‬ولي مقامي‌نياوردم‪ .‬چون اگر بخواهي‬ ‫مقامي‌بياوري باي��د زمان خيلي زيادي صرف‬ ‫كني و من اين فرصت را نداشتم‪.‬‬ ‫به چه شيوه اي درس مي‌خواندي؟‬

‫من چند ويژگي داشتم‪ .‬اول اين كه دانش‬ ‫آم��وز كنجكاوي بودم و هر جا س��والي برايم‬ ‫پي��ش مي‌آمد‪ ،‬مي‌پرس��يدم‪ .‬دوم اين كه هر‬ ‫ج��ا نكت��ه اي در رابطه با ش��يوه‌هاي درس‬ ‫خواندن پيدا مي‌ك��ردم‪ ،‬مي‌خواندم‪ .‬مثال قلم‬ ‫چي كتابي منتشر كرده تحت عنوان "چگونه‬ ‫حافظه خود را ‪ 5‬تا ‪ 10‬برابر كنيم"‪ .‬اين كتاب‬ ‫را خوان��دم تا اگر روش جديدي براي مطالعه‬ ‫ارائه مي‌دهد‪ ،‬امتحانش كنم‪ .‬سوم آن كه سعي‬ ‫مي‌ك��ردم همراه درس خوان��دن يك صفحه‬ ‫چرك نويس كنار دس��تم باشد‪ ،‬چون نوشتن‬ ‫ب��ه ياد گي��ري خيلي كم��ك مي‌كند‪ .‬خودم‬ ‫تست طراحي مي‌كردم و به دوستانم مي‌دادم‬ ‫تا حلش��ان كنند و بعد در رابطه با تست‌ها با‬ ‫دوستانم بحث مي‌كرديم و حتي گاهي اوقات‬ ‫از معلم‌ها هم نظر مي‌خواس��تيم‪ .‬با اين روش‬ ‫درس را براي خودم جذاب مي‌كردم‪ .‬شما هر‬ ‫چه قدر بتوانيد درس را براي خودتان جذاب‬ ‫كنيد يا نسبت به آن عالقه پيدا كنيد‪ ،‬بيشتر‬ ‫به موفقيت مي‌رسيد‪ .‬چون باالخره مجبوريد‬ ‫و باي��د همه درس‌ها را بخوانيد‪ ،‬پس چه بهتر‬

‫‪25‬‬


‫برترين‌ها‬

‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫‪26‬‬

‫كاري كنيد كه نس��بت به درس‌ها عالقه پيدا‬ ‫كنيد‪ .‬از ديگر روش‌ه��اي ايجاد عالقه كردن‬ ‫طراحي تس��ت و پرسش است‪ .‬همين موضوع‬ ‫ايجاد انگيزه مي‌كند‪.‬‬ ‫معموال در چه درس‌هايي اين روش را پياده‬ ‫مي‌كردي؟‬

‫براي درس زيس��ت شناسي و شيمي‪ .‬حتي‬ ‫ب��راي درس‌هاي عمومي‌مث��ل دين و زندگي‬ ‫تست طراحي مي‌كردم‪.‬‬ ‫به چه درسي عالقه نداشتي؟‬

‫خيلي از بچه‌ها به درس عربي عالقه ندارند‪.‬‬ ‫خيلي از تجربي‌ها از درس رياضي خوشش��ان‬ ‫نمي‌آمد و به همين علت در آن درس به مشكل‬ ‫بر مي‌خوردند‪.‬‬

‫با درس‌هايي که مشكل داشتي چکار می‬ ‫کردی؟‬

‫سعي مي‌كردم به تمام درس‌ها عالقه داشته‬ ‫باش��م و از درس��ي متنفر نب��ودم‪ .‬درس‌هايي‬ ‫مثل رياضي‪ ،‬فيزيك‪ ،‬زيست‪ ،‬شيمي‌و ادبيات‬ ‫را خيلي دوس��ت داش��تم‪ ،‬اما ب��ه درس‌هاي‬ ‫عرب��ي‪ ،‬دي��ن و زندگي و زب��ان خيلي عالقه‬ ‫مند نبودم‪.‬‬ ‫درصد اين درس‌هايت چه قدر بود؟‬

‫عربي را ‪65‬درصد زدم‪ ،‬دين و زندگي و زبان‬ ‫را ‪78‬درصد زدم‪ .‬درصد‌هاي پايينم‪ ،‬همين سه‬ ‫درس بود‪.‬‬ ‫چه درس‌هايي را خوب زدي؟‬

‫رياضي و شيمي‌را ‪97‬درصد زدم‪ .‬زيست را‬ ‫‪ 80‬زدم‪ .‬فيزيك و ادبيات را هم ‪86‬درصد زدم‪.‬‬ ‫درس‌هاي ديگر را باالي ‪ 80‬زدم‪.‬‬ ‫پس به ادبيات عالقه داري؟‬

‫بله‪ ،‬به ادبيات عالقه دارم‪ .‬حتي ديوان‌هاي‬ ‫شعر هم مي‌خوانم‪.‬‬

‫غي�ر از درس ب�ه چ�ه كار‌ه�اي ديگ�ري‬ ‫مي‌پرداختي؟‬

‫در پيش دانش��گاهي تمام فعاليت‌هاي غير‬ ‫درس��ي را كنار گذاش��تم‪ ،‬چون واقعا دوست‬ ‫داش��تم نتيج��ه بگيرم‪ .‬مادرم خيلي دوس��ت‬ ‫داش��ت رتبه خوبي بياورم‪ .‬م��ن هم با همين‬ ‫خاط��ر تم��ام كار‌هايم را كنار گذاش��تم و به‬ ‫س��مت درس رفتم‪ .‬چون سال اول دبيرستان‬ ‫وضعيت درس��ي زياد خوبي نداشتم و معدلم‬ ‫‪ 17‬ش��د‪ .‬شايد نفر آخر كالس بودم‪ .‬گيم نت‬ ‫مي‌رفتم و تمام كار‌هايي كه تمام بچه‌ها انجام‬ ‫مي‌دهند م��ن هم انجام مي‌دادم‪ .‬س��ال دوم‬ ‫دبيرستان سعي كردم بهتر درس بخوانم و در‬ ‫سال س��وم دبيرستان هم سعي كردم از سال‬ ‫دوم بهتر بخوانم تا پيش دانش��گاهي كه تمام‬ ‫وقت��م را به درس اختصاص م��ي‌دادم ‪ .‬حتي‬ ‫در س��ال پيش دانشگاهي به عروسي‌هايي كه‬ ‫دعوت ش��ده بودم‪ ،‬نرفت��م و در خانه ماندم و‬

‫درس خواندم‪ .‬چون واقعا ارزش آن را داش��ت‬ ‫كه يك سال تمام كار‌هايت را كنار بگذاري تا‬ ‫نتيجه مطلوبي بگيري‪.‬‬ ‫چند تا خواهر و برادر داري؟‬

‫دو نفر هستيم‪ .‬يك خواهر بزرگ تر دارم‪.‬‬ ‫چه رشته اي مي‌خواند؟‬

‫كامپيوتر در دانشگاه امير كبير مي‌خواند‪.‬‬ ‫پس او هم درس خوان بود‪.‬‬

‫بله‪ .‬درس خوان بود‪.‬‬ ‫خودت كجا رفتي؟‬

‫پزشكي دانشگاه تهران هستم‪.‬‬

‫تاثير خانواده در اين انتخاب رشته چه قدر‬ ‫بوده است؟‬

‫خانواده فش��اري براي آمدن من به رش��ته‬ ‫تجربي وارد نكردند‪ .‬در انتخاب رشته هم بين‬ ‫دندان پزشكي و پزشكي شك داشتم‪ .‬چون از‬ ‫يك طرف دوره پزش��كي طوالني تر است و از‬ ‫طرف ديگر درآمد يك پزشك عمومي‌پايين تر‬ ‫از يك دندان پزشك عمومي‌است‪ .‬خانواده من‬ ‫را آزاد گذاشته بود و مي‌گفت هر رشته اي كه‬ ‫دوست داري انتخاب كن‪.‬‬ ‫يعني اگر مهندس�ي هم مي‌رفتي‪ ،‬مشكلي‬ ‫نداشتند؟‬

‫نه‪ ،‬خواهرم مهندسي مي‌خواند‪.‬‬

‫اگر دوست داشتي انساني بخواني چي؟‬

‫نمي‌دان��م‪ ،‬فكر كنم اگر مي‌خواس��تم علوم‬ ‫انس��اني بخوانم مخالف��ت مي‌كردند‪ .‬چون در‬ ‫كش��ور ما اصال به علوم انس��اني اهميت داده‬ ‫نمي‌شود‪ .‬به جز رش��ته حقوق‪ ،‬بقيه رشته‌ها‬ ‫خيلي مطرح نيس��تند‪ .‬اما چون علوم انساني‬ ‫نرفت��م‪ ،‬نمي‌توان��م دقي��ق بگوي��م مخالفت‬ ‫مي‌كردند يا نه‪.‬‬ ‫محي�ط دبيرس�تان را با محيط دانش�گاه‬ ‫مقايسه مي‌كني؟‬

‫محيط دبيرس��تان با محيط دانشگاه خيلي‬ ‫فرق مي‌كند‪ .‬قابل مقایسه نیست‪.‬‬

‫نقش مشاور ومدرسه‪ ،‬خيلي‬ ‫كليدي است‪ .‬محيط مدرسه خيلي‬ ‫مهم است‪ .‬اگر مدرسه بتواند‬ ‫محيط دوستانه و آرامي‌را ايجاد‬ ‫كند كه باعث آرامش دانش‌آموزان‬ ‫بشود‪ ،‬به رشد آن‌ها كمك بزرگي‬ ‫كرده است‪ .‬دانش آموز‪ ،‬معموال‬ ‫راهنمايي معلم را گوش مي‌كند‪،‬‬ ‫چون معلم را آدم دلسوزي مي‌بيند‬ ‫كه مي‌خواهد به او كمك كند و‬ ‫درس بدهد‪.‬‬

‫از ورود به دانشگاه جا نخوردي؟‬

‫نه‪ ،‬من مشكلي نداشتم‪.‬‬

‫ش�يوه درس خوان�دن و كالس رفتنت در‬ ‫دانشگاه تغيير نكرده؟‬

‫چ��را‪ ،‬قطع��ا تغيير كرده‪ .‬نس��بت به پيش‬ ‫دانشگاهي‪ ،‬كمتر درس مي‌خوانم‪ .‬در دانشگاه‬ ‫سعي مي‌كنم هم درس بخوانم و هم به ورزشم‬ ‫برسم‪ .‬شما بعد از كنكور‪ ،‬از زير يك فشار يك‬ ‫س��اله در مي‌آييد و دوست داريد همه كاري‬ ‫بكنيد‪ .‬من س��عي ك��ردم در كنار اين آزادي‪،‬‬ ‫درسم را هم داشته باشم‪.‬‬ ‫به آينده شغلي و در آمدت فكر كرده اي؟‬

‫هر كسي به ش��غل آينده و در آمدش فكر‬ ‫مي‌كند‪ .‬اما شايد چون خانواده ام از نظر مالي‬ ‫مش��كلي نداش��تند‪ ،‬اين موضوع خيلي برايم‬ ‫اهمي��ت ندارد و به دنبال عالقه‌ام رفتم‪ .‬حتي‬ ‫اآلن ه��م با در آمد خيلي كمي‌درس مي‌دهم‪،‬‬ ‫ولي پولش اصال برايم مهم نيست‪.‬‬ ‫كجا درس مي‌دهي؟‬

‫در واحد كارگر‪ ،‬زيس��ت شناسي سال سوم‬ ‫درس مي‌ده��م و دو ش��اگرد خصوص��ي هم‬ ‫دارم‪.‬‬ ‫هم اكنون چه قدر به برنامه‌هاي شخصي و‬ ‫ذوقي ات مي‌رسي؟‬

‫طبيعتا اآلن وقت بيشتري دارم و به كار‌هايي‬ ‫كه دوست دارم مي‌پردازم‪ .‬مثل پينگ پونگ‪،‬‬ ‫بدن س��ازي و ‪ ....‬چون ما ه��ر روز يك كيف‬ ‫چن��د كيلويي را بلند مي‌كنيم‪ ،‬وضعيت س��ر‬ ‫ش��انه‌هايمان خوب نيس��ت‪ .‬براي همين فكر‬ ‫مي‌كنم تمام مردم به يك برنامه بدن س��ازي‬ ‫مختص��ر نياز دارن��د‪ .‬از كار‌ه��اي ديگري كه‬ ‫دوست داشتم انجام دهم‪ ،‬ياد گرفتن يك ساز‬ ‫بود‪ ،‬ولي اآلن وقتم خيلي پر است‪ .‬اگر زمينه‬ ‫اش فراهم شود‪ ،‬حتما به سراغ ساز مي‌روم‪.‬‬ ‫به فيلم و موسيقي عالقه داري؟‬

‫زياد به موس��يقي عالقه مند نيستم‪ ،‬اما اگر‬ ‫فيلم يا موس��يقي خوبي ببينم از آن استفاده‬ ‫مي‌كن��م‪ .‬مثال فيلم‌هايي كه امس��ال اس��كار‬ ‫گرفتند را تهيه كرده ام و مش��غول تماش��اي‬ ‫آن‌ها هستم‪.‬‬ ‫رابطه ات با خانواده چه طور است؟‬

‫رابط��ه خوبي با آن‌ه��ا دارم‪ .‬كال اجتماعي‬ ‫هستم‪ .‬در پيش دانشگاهي همه كار را تعطيل‬ ‫كرده بودم و به درس مي‌رسيدم‪ ،‬اما اآلن بيشتر‬ ‫در جمع‌هاي خانوادگي حضور پيدا مي‌كنم‪.‬‬ ‫وقت�ي ب�ا دوس�تانت درس مي‌خوان�دي‬ ‫نمي‌ترسيدي از تو جلو بزنند؟‬

‫نه‪ ،‬سيس��تم جمع��ي درس خواندن خيلي‬ ‫مفيد اس��ت‪ ،‬اما كمتر از آن استفاده مي‌شود‪.‬‬ ‫معم��وال چون بين بچه‌ها رقابت وجود دارد و‬ ‫شايد گاهي اوقات به هم حسادت مي‌كنند‪ ،‬اين‬

‫برترين‌ها‬ ‫كار را انجام نمي‌دهند‪ .‬دوست ندارند نكته اي‬ ‫را كه به سختي از كتاب‌هاي مختلف پيدا كرده‬ ‫اند‪ ،‬به راحتي به ديگران بدهند‪ .‬اين نوع تفكر‬ ‫هم به اين موضوع وجود دارد‪ ،‬بنا بر اين كمتر‬ ‫كسي تن به اجراي اين سيستم مي‌دهد‪.‬‬ ‫شما و دوستانتان اين حس را نداشتيد؟‬

‫اصال‪ .‬در طول س��ال هم اگر به مشكلي بر‬ ‫مي‌خوردي��م‪ ،‬ب��ه هم زنگ مي‌زدي��م و از هم‬ ‫كمك مي‌گرفتيم‪.‬‬ ‫گاهي براي هم نمونه سوال حل مي‌كرديم‪.‬‬ ‫كنك��ور تجربي بعد از كنك��ور رياضي بر گزار‬ ‫مي‌ش��ود و اس��تفاده از س��واالت درس‌هاي‬ ‫مش��ترك خيلي مفيد اس��ت‪ .‬م��ن و يكي از‬ ‫دوس��تانم‪ ،‬روز قب��ل از كنكور مش��تركا اين‬ ‫سواالت را حل كرديم‪.‬‬ ‫نقش كتاب آموزشي‪ ،‬معلم‪ ،‬دوست‪ ،‬مشاور‬ ‫و فضاي مدرسه در كنكور چه قدر است؟‬

‫نقش مشاور ومدرسه‪ ،‬خيلي كليدي است‪.‬‬ ‫محيط مدرس��ه خيلي مهم است‪ .‬اگر مدرسه‬ ‫بتواند محيط دوستانه و آرامي‌را ايجاد كند كه‬

‫‪1388‬‬ ‫تابستان ‪1390‬‬ ‫شماره‪ 1857‬پاييز‬ ‫شماره‬ ‫باعث آرامش دانش‌آموزان بشود‪ ،‬به رشد آن‌ها‬ ‫كمك بزرگي كرده است‪ .‬دانش آموز‪ ،‬معموال‬ ‫راهنمايي معلم را گوش مي‌كند‪ ،‬چون معلم را‬ ‫آدم دلسوزي مي‌بيند كه مي‌خواهد به او كمك‬ ‫كن��د و درس بدهد‪ .‬ب��راي همين اگر معلم‌ها‬ ‫بتوانند به روز تر باش��ند و اطالعات بهتري را‬ ‫در اختي��ار دانش‌آموزان بگذارند‪ ،‬خيلي مفيد‬ ‫اس��ت‪ .‬معلم از كتاب خيلي مفيد تر اس��ت و‬ ‫تاثير بيش��تري دارد‪ .‬براي همين‪ ،‬نقش معلم‬ ‫خيلي پر رنگ است‪.‬‬ ‫در س�ال‌هاي دبيرستان اتفاق خاصي بوده‬ ‫است كه تاثير اساسي بگذارد و يا حتي باعث‬ ‫تحولت بشود؟‬

‫كال دوره پيش دانش��گاهي يك تحول بود‪.‬‬ ‫من يك دفعه درس خوان ش��دم‪ .‬فقط هم به‬ ‫خاطر اين كه مادرم خيلي دوس��ت داشت كه‬ ‫من رتبه خوبي بياورم و عش��ق و محبتي كه‬ ‫نس��بت به مادرم داشتم‪ ،‬باعث شد كه بيشتر‬ ‫درس بخوانم‪ .‬در تابستان پينگ پونگم خيلي‬ ‫خوب ش��ده بود و داش��تم براي ش��ركت در‬

‫مس��ابقات برنامه ريزي مي‌كردم‪ ،‬اما به خاطر‬ ‫م��ادرم يك دفعه آن را رها كردم و به س��راغ‬ ‫درس رفتم‪.‬‬ ‫معلم شيمي‌سال سومم هم حرفي مي‌زد كه‬ ‫خيلي روي من تاثير‌گذاشت‪ .‬مي‌گفت هر چه‬ ‫قدر هم تالش كنيد‪ ،‬باز افراد زيادي هس��تند‬ ‫كه بيش��تر از ش��ما تالش كرده اند پس بايد‬ ‫همواره س��عي كنيد تالشتان را بيشتر كنيد‪.‬‬ ‫آزمون��ي ه��م بود كه در آن نفر آخر ش��دم و‬ ‫فهميدم كه وضعيت خوبي ندارم و بايد خيلي‬ ‫تالش كنم‪.‬‬ ‫با نشريات مجتمع تا چه حد آشنا بودي؟‬

‫نش��رياتي كه مدرس��ه پخ��ش مي‌كرد را‬ ‫مي‌خوان��دم‪ .‬مطال��ب جالب زيادي داش��ت و‬ ‫نش��ريه خوبي ب��ود‪ .‬يك بار چن��د صفحه از‬ ‫كتاب‌هاي دوره دبستانمان را چاپ كرده بوديد‬ ‫كه خيلي برايم جالب بود‪ .‬اين كه خود بچه‌ها‬ ‫در نشريه ش��ركت مي‌كردند و دخيل بودند‪،‬‬ ‫خيلي خوب بود‪ .‬‬ ‫كد مطلب‪J57013 :‬‬

‫‪27‬‬


‫برترين‌ها‬

‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫‪28‬‬ ‫س�يد محمد مهدي نجفي‬ ‫متول�د ‪ 18‬مردادم�اه ‪1371‬‬ ‫ته�ران اس�ت‪ .‬پ�درش رتبه‬ ‫دورقم�ي كنك�ور ب�وده‪،‬‬ ‫اقتص�اد و مديريت خوانده و‬ ‫خواهربزرگترش كارشناس�ي‬ ‫ارش�د مديري�ت صنعت�ي‬ ‫مي‌خواند‪ .‬مهدي راهنمايي را‬ ‫هم در واحد خيابان بخارست‬ ‫عالمه‪ ،‬در دوره مديريت آقايان‬ ‫خردمند و جوادزاده گذرانده‬ ‫است‪ .‬نجفي در كنكور تجربي‬ ‫پارس�ال رتب�ه ‪ 34‬را كس�ب‬ ‫كرده است‪.‬‬

‫محمدمهدي نجفي رتبه‌ي ‪ 34‬كنكور كشوري و رتبه‌ي‪ 12‬منطقه يك؛‬

‫رياضي خواندن ديد وسيع مي‌دهد‬ ‫* در دوره راهنمايي وضعيت درس�ي‌ات‬ ‫چگونه بود؟‬ ‫خوب بود‪ .‬در اولين آزمون همراه‪ ،‬رياضي‌ام را‬ ‫صد زدم‪ .‬ولي هيچ وقت به خوبي سال پيش نبودم‬ ‫كه اول مجتمع شوم‪ .‬چون درس‌هاي عمومي را‬ ‫خوب نمي‌خواندم‪.‬‬ ‫در دوره راهنمايي شاگرد اول نبودي؟‬ ‫نه‪ ،‬فريبرز صالحي شاگرد اولمان بود كه امسال‬ ‫رتبه سه كشوري را كسب كرد‪ .‬علي بهلولي هم‬ ‫وضعيت درسي خوبي داش��ت‪ .‬در المپياد مدال‬ ‫آورد و هم‌اكنون در دانش��گاه شريف رشته برق‬ ‫مي‌خواند‪.‬‬ ‫اين دو نفر دبيرستان را عالمه بودند؟‬ ‫نه‪ ،‬فريبرز و علي به دبيرستان ديگري رفتند‪.‬‬ ‫اگر به دبيرستان ديگري مي‌رفتي‪ ،‬برايت‬ ‫بهتر نبود؟‬ ‫به نظر من تفاوت زيادي در تاثير مدارس خوب‬ ‫نيست‪ .‬در عالمه هم بستر براي درس خواندن مهيا‬ ‫بود‪ .‬ش��ايد اگر در آزمون ادونس قبول مي‌شدم‪،‬‬ ‫وضعيت بهتري داش��تم‪ .‬قبال فكر مي‌كردم تمام‬ ‫دانش‌آموزان سمپاد بهتر از من هستند و رتبه‌ام‬ ‫را خيلي باال‌تر از اين چيزي كه هس��ت‪ ،‬تخمين‬ ‫م��ي‌زدم‪ ،‬اما اآلن كه با آن‌ها هم‌كالس هس��تم‪،‬‬ ‫مي‌بينم چيزي از آن‌ها كم ندارم‪ .‬بيشترشان اصال‬

‫تيزهوش نيستند‪ .‬بيشتر پركار هستند تا تيزهوش‪.‬‬ ‫به نظرم به كار بردن لفظ تيزهوش براي بعضي‌ها‪،‬‬ ‫از اعتماد به نفس سايرين كم مي‌كند‪.‬‬ ‫اين‌كه كس�ي پركار باش�د‪ ،‬اتفاق خوبي‬ ‫نيست؟‬ ‫اتفاق خوبي اس��ت‪ ،‬اما نمي ش��ود هميش��ه‬ ‫پركار بود‪.‬شايد براي سال پيش‌دانشگاهي بشود‬ ‫خيلي فشرده كار كرد‪ ،‬اما نمي‌شود تمام عمر را‬ ‫اين‌گونه زندگي كرد‪.‬خانواده‌هايي كه دانش‌آموز‬ ‫پيش‌دانش��گاهي دارن��د مجبورن��د از خيلي از‬ ‫تفريحات خود كم كنند و در كل ش��رايط خوبي‬ ‫براي خانواده نيست‪ .‬نمي‌توان اين روند را‪ ،‬هميشه‬ ‫در پيش گرفت‪.‬‬ ‫اگر كسي بچه مدرسه‌اي داشته باشد‪،‬بهتر‬ ‫است او را در مدرسه‌اي ثبت‌نام كند كه پركار‬ ‫بار بيايد يا كم‌كار؟‬ ‫نمي‌دان��م‪ .‬خيلي از همي��ن بچه‌هاي پركاري‬ ‫كه گفتم‪ ،‬در تمام عمرش��ان پلي‌استيشن بازي‬ ‫نكرده‌ان��د‪ .‬به نظرم اين نكته‌اي منفي اس��ت‪ .‬اما‬ ‫ش��ايد از نظر علمي از سايرين جلو افتاده باشند‪.‬‬ ‫مثال هر س��ه المپيادي جهاني زيست امسال‪ ،‬از‬ ‫مدارس تيزهوشان بودند‪ .‬ولي با توجه به فشاري‬ ‫كه روي اين بچه‌ها هست‪ ،‬من انتظار نتيجه بهتري‬ ‫از ايش��ان داشتم‪ .‬به نظرم همه چيز زندگي هم‬

‫درس نيست‪.‬‬ ‫اوض�اع درس�ي‌ات در س�ال‌هاي اول‬ ‫دبيرستان چگونه بود؟‬ ‫معموال در تغيير مقطع با افت تحصيلي رو‌به‌رو‬ ‫مي‌ش��دم‪ .‬در ورود به دوره دبيرستان هم با افت‬ ‫تحصيلي مواجه شدم‪ .‬سال سوم راهنمايي خيلي‬ ‫تالش مي كردم‪ ،‬چون مي‌خواستم در واحد كارگر‬ ‫قبول شوم‪.‬‬ ‫چرا ؟‬ ‫مطمئنا در عالمه‪ ،‬تبلي��غ عالمه را مي‌كنند‪.‬‬ ‫البته س��ال ما مشاور عوض ش��د و آقاي كامجو‬ ‫آمدند و فضا بهتر ش��د‪ .‬امسال بچه‌هاي تجربي‬ ‫دبيرستان‌هاي انرژي و عالمه تعداد قبولي مشابهي‬ ‫در دانشگاه تهران داشتند‪ .‬واحد كارگر از مدارس‬ ‫خيلي خوب تهران است‪.‬‬ ‫گفتي در سال اول دبيرستان افت تحصيلي‬ ‫داشتي‪ ،‬اين افت تا چه حد بود؟‬ ‫زياد هم اف��ت نكردم‪ .‬معدلم باالي نوزده بود‪.‬‬ ‫انتظار داش��تم در آزمون ادونس قبول ش��وم كه‬ ‫اينگونه نشد‪.‬‬ ‫قبول نش�دن در ادونس خيلي ناراحتت‬ ‫كرد؟‬ ‫بله‪ 180 ،‬نفر اول مجتمع در ادونس پذيرفته‬ ‫مي شدند‪ ،‬اما من قبول نشدم‪.‬‬

‫برترين‌ها‬ ‫به نظرت اگر به ادونس راه پيدا مي كردي‪،‬‬ ‫بهتر بود؟‬ ‫اگر كالس هايي براي المپياد زيس��ت برگزار‬ ‫مي‌شد‪ ،‬براي من خيلي بهتر مي‌شد‪.‬‬ ‫با توجه به اين‌كه عالمه المپياد زيس�ت‬ ‫نداش�ت و تو از اول مي خواس�تي پزشكي‬ ‫بخواني‪ ،‬چرا قبول نشدن در ادونس ناراحتت‬ ‫كرد؟‬ ‫مس��لما كس��ي كه رياض��ي مي‌خوان��د ديد‬ ‫وس��يع‌تري پيدا مي‌كند‪ .‬حداق��ل پايه رياضي‌ام‬ ‫قوي مي‌ش��د و مي‌توانستم تس��ت‌هاي رياضي‬ ‫كنكور را بهتر بزنم‪.‬‬ ‫درصد رياضي‌ات چند شد؟‬ ‫دقيق يادم نيست‪ .‬فكر مي‌كنم حدود ‪84‬درصد‬ ‫شد‪ .‬البته من بد‌شانسي هم آوردم‪ .‬سال ما اولين‬ ‫سالي بود كه دو دفترچه سوال دادند‪ .‬براي همين‬ ‫مي‌شد وقت زمين‌شناسي را روي ساير درس ها‬ ‫گذاشت‪ .‬اما من اين كار را نكردم و ‪ 10‬دقيقه را‬ ‫صرف پاسخگويي به سواالت اين درس كردم‪ .‬در‬ ‫كنكور ده دقيقه يعني ده تست‪ .‬شايد اگر اين وقت‬ ‫را روي رياضي مي‌گذاشتم‪ ،‬رتبه ام بهتر مي‌شد‪.‬‬ ‫سواد اين كار را هم داشتم‪ ،‬اما بد‌شانسي آوردم‪.‬‬ ‫مي‌توانستي ده تست بزني؟‬ ‫در درس رياض��ي در ‪ 10‬دقيقه مي‌توان به ‪5‬‬ ‫س��وال پاسخ داد‪ .‬در آن صورت رتبه‌ام تك‌رقمي‬ ‫مي‌ش��د‪ .‬البته اآلن هم ب��ه جايگاه درخور خودم‬ ‫رسيده‌ام‪.‬‬ ‫تس�ت‌هاي ك�دام درس را بهت�ر از همه‬ ‫زدي؟‬ ‫فيزيك را ‪100‬درصد زدم‪.‬‬ ‫چه‌گونه اين درصد را كسب كردي؟‬ ‫اولين و مهم‌ترين دليلش معلم خوب فيزيكم‪،‬‬ ‫آق��اي بيات ب��ود‪ .‬تنها دبيري بودن��د كه بعد از‬ ‫آزمون‌هاي قلم‌چي درصد بچه‌ها را مي پرسيدند‬ ‫و آن‌ها را تشويق و راهنمايي مي‌كردند‪ .‬شايد اگر‬ ‫معلم رياضي‌ام هم همين حساسيت را داشتند‪،‬‬ ‫درصد رياضي‌ام بهتر مي‌شد‪.‬‬ ‫مشاورانت چه كساني بودند؟‬ ‫سال گذشته آقاي دكتر صالح‌زاده و امسال هم‬ ‫آقاي قادرزاده بودند‪ .‬در كارگر هم مش��اور هر سه‬ ‫سالم آقاي جلوه بودند كه خيلي زحمت مي‌كشيدند‪.‬‬ ‫در دوره راهنمايي هم آقاي كامجو‪ ،‬خيلي مش��اور‬ ‫خوبي بودند‪.‬‬ ‫افت تحصيلي دبيرستانت چند رتبه بود؟‬ ‫در بين ‪ 60‬نفر‪ ،‬پنجاهم‌شدم كه اصال جايگاه‬ ‫خوبي نبود‪.‬‬ ‫يعني جزو ‪20‬درصد پايين مدرسه بودي؟‬ ‫بله‪ ،‬فكر‌مي‌كنم پارسال هم اين اتفاق افتاده‌بود‪.‬‬ ‫يادم است تيتر يكي از مجالتتان از رتبه‌ي ‪100‬‬ ‫مدرسه تا رتبه‌ي ‪ 11‬كشور بود‪.‬‬ ‫آن مجله را سال چندم ديدي؟‬ ‫سال پيش‌دانشگاهي بودم كه مصاحبه‌ي كارن‬

‫‪1388‬‬ ‫تابستان ‪1390‬‬ ‫شماره‪ 1857‬پاييز‬ ‫شماره‬ ‫پوريكتا را خواندم‪.‬‬ ‫رويت تاثير گذار بود؟‬ ‫مس��لما بي تاثير نبوده اس��ت‪ .‬آن زمان فكر‬ ‫نمي‌كردم رتبه‌ي دو رقمي بياورم‪ .‬شايد اگر تيتر‬ ‫ش��ما از رتبه ‪ 100‬مدرس��ه تا رتبه ‪ 1‬كشور بود‪،‬‬ ‫من انگيزه‌ي بيشتري پيدا مي‌كردم و براي آوردن‬ ‫رتبه‌ي يك رقمي تالش مي‌كردم‪ .‬به ما مي‌گفتند‬ ‫رتبه‌هاي ‪ 1‬تا ‪ 300‬كنكور تفاوت علمي چنداني با‬ ‫هم ندارند‪ ،‬فقط رتبه‌ي يك رقمي باور كرد‌ه است‬ ‫كه مي‌تواند رتبه‌ي يك رقمي بياورد‪.‬‬ ‫چه شد كه رشته تجربي خواندي؟‬ ‫بازار كار رش��ته‌هاي رياضي‪ ،‬كمتر از بازار كار‬ ‫رشته‌هاي تجربي اس��ت‪ .‬پرستيژ اجتماعي يك‬ ‫پزشك‪ ،‬خيلي باالتر از يك مهندس است‪ .‬از طرفي‬ ‫احساس مي‌كنم يك پزشك بيشتر مي‌تواند براي‬ ‫مردم كار انجام دهد تا يك مهندس‪.‬‬ ‫ب�ه نظرت رتبه‌ه�اي پايين مدرس�ه هم‬ ‫مي‌توانن�د در كنك�ور رتبه‌ه�اي ش�اخص‬ ‫بياورند؟‬ ‫بله‪ ،‬خيلي از رتبه‌هاي بد مجتمع نتايج عالي‬

‫عالقه‌هاي غير درسي‌ات چيست؟‬ ‫پيش��تر كالس ارف و ارگ مي‌رفتم‪ ،‬اما برايم‬ ‫جذاب نبود‪.‬‬ ‫چه موسيقي‌اي گوش مي‌دهي؟‬ ‫بيشتر به متن موسيقي‌ها توجه مي‌كنم‪ .‬سال‬ ‫پيش‌دانش��گاهي آهنگ‌هاي انگيزه بخش گوش‬ ‫م��ي‌دادم‪ .‬مثال عرفان و خش��ايار آهنگي به نام‬ ‫«تس��ليم نشو» دارند كه در سال پيش خيلي به‬ ‫آن گوش مي‌دادم و به من روحيه مي‌داد‪.‬‬ ‫چه فيلم‌هايي مي‌بيني؟‬ ‫خيلي كم فيلم مي‌بينم‪ .‬اول خالصه داس��تان‬ ‫و موضوع فيلم را مي‌خوانم‪ ،‬اگر خوشم آمد‪ ،‬خود‬ ‫فيلم را مي‌بينم‪.‬‬ ‫اوضاع زبان انگليسي‌ات چه‌طور است؟‬ ‫زياد خوب نيس��ت‪ ،‬اما برنامه‌اي دارم تا زبانم‬ ‫را تقويت كنم‪.‬‬

‫شايد اگر تيتر شما از رتبه ‪ 100‬مدرسه تا‬ ‫رتبه ‪ 1‬كشور بود‪ ،‬من انگيزه‌ي بيشتري‬ ‫پيدا مي‌كردم و براي آوردن رتبه‌ي يك‬ ‫رقمي تالش مي‌كردم‪.‬‬ ‫گرفته‌اند‪ .‬دانستن اين موضوع مي‌تواند به بچه‌هايي‬ ‫كه نام ضعيف رويشان گذاشته مي‌شود روحيه و‬ ‫انگيزه بدهد و حس رقابت را در آن‌ها زنده كند‪.‬‬ ‫چون رقابت خيلي مهم است‪ .‬در سال پيش من و‬ ‫معصوم‌نيا با هم رقابت شديد و سازنده‌اي داشتيم‬ ‫كه اين رقابت به هر د‌و نفرمان كمك كرد تا نتيجه‬ ‫عالي بگيريم‪ .‬شايد اگر اين رقابت وجود نداشت‪،‬‬ ‫اين نتيجه را نمي‌گرفتيم‪ .‬هر جا رقابت باشد‪ ،‬حتما‬ ‫پيشرفت رخ مي‌دهد‪.‬‬ ‫از ك�ي جدي ش�روع ب�ه درس خواندن‬ ‫كردي؟‬ ‫از تابستان سال پيش‌دانشگاهي تالشم را خيلي‬ ‫زياد كردم‪.‬‬ ‫نظرت در مورد پركارها چيست؟‬ ‫اين كه ش��خصي پركار باش��د و ب��ه اعتالي‬ ‫كشورش كمك كند‪ ،‬خيلي خوب است‪ .‬اگر همه‬ ‫در جاي خودشان پركار باشند‪ ،‬خيلي خوب است‪.‬‬ ‫اين پركاري محصور به درس نمي شود‪ ،‬اگر كسي‬ ‫به رش��ته ديگري مثل فوتبال هم عالقه داشته‬ ‫باشد‪ ،‬بايد تمام تالشش را بكند و فكر و ذكرش‬ ‫فوتبال باشد‪ .‬خود من در سال پيش‌دانشگاهي‪،‬‬ ‫خواب درس خواندن مي ديدم‪.‬‬

‫به چه ورزشي عالقه داري؟‬ ‫به فوتبال خيلي عالقه دارم و اغلب مسابقات‬ ‫آن را نگاه مي‌كنم‪.‬‬ ‫به چه تيمي عالقه داري؟‬ ‫به آرس��نال خيلي عالقه دارم‪ .‬چون ولخرجي‬ ‫نمي‌كن��د و اكثر بازيكنان��ش را خودش تربيت‬ ‫مي‌كند‪.‬‬ ‫به كدام تيم ايراني عالقه داري؟‬ ‫هيچ كدام‪ .‬فرق چنداني با هم ندارند‪ .‬هر سال‬ ‫يكي از آن‌ها از روي شانس قهرمان مي‌شود‪ .‬رقابت‬ ‫در ليگ ما خيلي كم‌رنگ است‪.‬‬ ‫دوست داري چه تخصصي بخواني؟‬ ‫اآلن براي تصميم گيري خيلي زود است‪.‬‬ ‫چه كساني روي تو تاثير مثبت داشته‌اند؟‬ ‫خانواده خيلي به من كمك كردند و مهم‌ترين‬ ‫نقش را در موفقيت من داشتند‪ .‬به جز خانواده‪،‬‬ ‫مهم‌ترين نقش را مدرسه بازي كرد‪ .‬مثال اگر آقاي‬ ‫كامجو نبودند‪ ،‬در واحد كارگر پذيرفته نمي‌شدم‪.‬‬ ‫كد مطلب‪J57014 :‬‬ ‫‬

‫‪29‬‬


‫برترين‌ها‬

‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫‪30‬‬

‫برترين‌ها‬

‫‪1388‬‬ ‫تابستان ‪1390‬‬ ‫شماره‪ 1857‬پاييز‬ ‫شماره‬

‫رتبه‌هاي برتر‬ ‫واحدهاي دبيرستان‬

‫نفرات برتر آزمون جامع‬

‫‪31‬‬

‫ارديبهش�ت ماه امس�ال تصميم گرفتيم با نفرات برتر آزمون جامع (ميانگين آزمون‌ها) مصاحبه كنيم و راز موفقيت و روش‌هاي درس‬

‫خواندنشان را جويا شويم‪ .‬به نمايندگي از شما دانش‌آموزان از آن‌ها پرسيديم كه چطور در آزمون جامع موفق شدي؟ نكته‌اي كه تقريبا در مورد‬

‫همه‌ي افراد مشترك بود اهميت برنامه‌ريزي آموزشي و تعيين دقيق و مشخص هدف بود‪ .‬جواب‌هاي كامل‌تر آن‌ها را در ادامه مي‌خوانيم‪:‬‬

‫رتبه‌هاي برتر‬ ‫واحدهاي راهنمايي‬ ‫پرهام حق‌شناس‬ ‫پايه اول راهنمايي‪ /‬واحد فرمانيه‬

‫يك كم بيشتر از برنامه اي كه مشاورم‬ ‫آقاي مصطفي داده بودند كار كردم‪ .‬يعني‬ ‫مطالعه بيش��تري داش��تم‪ .‬امتحان‌هايي‬ ‫كه مدرس��ه مي‌گرفت باعث آمادگي من‬ ‫مي‌ش��د‪ .‬دو هفته مان��ده به آزمون جامع‬ ‫برنامه مش��اورم شروع مي‌ش��د كه آن را‬ ‫اجرا مي‌كردم‪.‬معموال س��اعت ‪ 3‬به خانه‬ ‫مي‌رس��يدم و از ساعت‪ 3/5‬و ‪ 4‬شروع به درس خواندن مي‌كردم‪ .‬معموال‬ ‫تا ساعت ‪ 10‬شب درس خواندنم‪ .‬پنج شنبه و جمعه تفريح مي‌كردم‪ .‬در‬ ‫طول هفته فقط درس مي‌خواندم‪ .‬بايد كار مداوم كرد‪ .‬يكي دو هفته مانده‬ ‫به آزمون جامع هفته اول درس مي‌خواندم و هفته دوم را به مرور و جبران‬ ‫عقب ماندگي‌هاي هفته اول اختصاص مي‌دادم‪.‬درس هر روز را همان روز‬ ‫مي‌خواندم‪ .‬زمان امتحانات درس هم مي‌خوانم اما بيشتر دوره مي‌كنم‪.‬‬

‫مهرداد مظفر‬ ‫پايه دوم راهنمايي‪ /‬واحد ميرداماد‬

‫تالش روزان��ه منطبق بر برنامه ريزي‪.‬‬ ‫از ي��ك ماه قبل از آزمون براي آن برنامه‬ ‫ري��زي كردم‪ .‬درس‌ها را به قس��مت‌هاي‬ ‫كوچك تر تقس��يم مي‌كردم و در هر روز‬ ‫ي��ك درس را مي‌خواندم و طوري برنامه‬ ‫ري��زي كرده بودم كه حتما بتوانم قبل از‬ ‫آزمون جامع درس‌ها را مرور كنم‪.‬‬ ‫روزي چهار تا پنج س��اعت درس مي‌خوان��دم‪ .‬در مدت درس خواندن‬ ‫فقط مشغول درسم بودم و سرگرم كار ديگري نمي‌شدم و شب‌ها را زود‬ ‫مي‌خوابي��دم‪ .‬به نظر من خواب به موقع خيلي مهم اس��ت‪ .‬من حد اكثر‬ ‫تالش��م را كرده بودم و حدس مي‌زدم كه رتب��ه خوبي بياورم‪ .‬در كنكور‬ ‫هم اگر تالشم را بكنم و كمك خدا شامل حالم بشود‪ ،‬فكر مي‌كنم بتوانم‬ ‫يكي از رتبه‌هاي برتر عالمه باشم‪.‬‬

‫محمد طبيعي‬ ‫پايه سوم راهنمايي‪ /‬واحد آبشناسان ‪1‬‬

‫به نظر من حتما بايد برنامه ريزي داشت و به برنامه كامال عمل كرد‪ .‬من هر روز هم درس عمومي‌مي‌خواندم و هم اختصاصي‪.‬‬ ‫البته دروس اختصاصي را هر روز و دروس عمومي‌را ال بالي آن مي‌خواندم‪ .‬برنامه ريزي و كار مداوم را رمز موفقيتم مي‌دانم‪.‬‬ ‫ب��ه نظ��ر من اين روش براي همه دانش‌آموزان جواب مي‌دهد‪ ،‬البته باي��د واقعا تالش كنند‪ .‬غير از درس كار‌هاي ديگري هم‬ ‫مي‌كنم‪ .‬نمي‌شود تمام مدت درس خواند چون به آدم فشار مي‌آيد و حتي ممكن است جلوي پيشرفت شخص را هم بگيرد‪.‬‬ ‫استراحت مي‌كنم‪ ،‬تلويزيون نگاه مي‌كنم و ‪ . ...‬در مسابقات فرهنگي مقام دوم احكام را كسب كردم و در رشته‌هاي ورزشي هم‬ ‫به شطرنج عالقه دارم‪ .‬يك نكته هم در رابطه با كتاب‌هاي تست دارم‪ .‬بيشتر تست‌هاي كتاب‌ها تكراري هستند و دانش‌آموزان‬ ‫بايد به سراغ تست‌هاي جديد بروند‪ .‬اگر پيدا نكردند‪ ،‬مطالب سال‌هاي باال تر را بخوانند و در جا نزنند‪.‬مدرسه قبلي ام اگر چه‬ ‫مدرسه خوبي بود‪ ،‬اما رقابت در آن خيلي كم بود‪ .‬اينجا آزمون‌هايي مي‌دهيم كه آنجا حتي اسمشان را نشنيده بوديم‪ .‬مثل آزمون سنجه يا ربوكاپ‪.‬دوست‬ ‫دارم در دانشگاه تهران فيزيك يا رشته‌هاي مرتبط با آن را بخوانم‪.‬‬

‫من واقعا هدف دار كار كرده ام‪ .‬وقتي كه از ادونس بيرون آمدم وضعيت‬ ‫خيلي آشفته اي داشتم و نمي‌دانستم بايد چه كار كنم‪ .‬روش درس خواندن‬ ‫براي��م گنگ بود‪ .‬ش��روع كردم به پرس و ج��و و ادامه دادم‪ .‬به هر آزموني به‬ ‫چشم يك هدف كوتاه مدت نگاه مي‌كردم و طبق برنامه آزمون‌ها‪ ،‬منظم پيش‬ ‫مي‌رفتم‪.‬در اولين آزمون كه در تابستان بود رتبه ‪ 9‬شدم‪ .‬آبان به رتبه ‪ 2‬رسيدم‪.‬‬ ‫دي و اسفند هم رتبه يك را كسب كردم‪.‬به بچه‌ها مي‌گويم درس بخوانند و‬ ‫هدف داشته باشند‪ .‬به نتيجه‪ ،‬مطمئن باشند و اعتماد به نفس داشته باشند‬ ‫كه خيلي مهم است‪ .‬ما اگر با استرس و ترس به جلسه امتحان برويم حتما‬ ‫آن را خراب مي‌كنيم اما اگر با اميد به سر جلسه برويم اتفاق خوبي مي‌افتد‪.‬‬ ‫غير از درس خيلي كارها مي‌كنم‪ .‬حد اقل روزي يك س��اعت آهنگ گوش‬ ‫مي‌دهم‪ .‬بازي مي‌كنم و به همه كارهايم مي‌رسم! از تفريحاتم كم كردم اما‬ ‫ح��ذف نكرده ام‪ .‬بعد از درس وقت آزادم را‬ ‫هم دارم و فشار زيادي به خود وارد نمي‌كنم‪.‬‬ ‫در مورد كنكور واقعا نمي‌دانم‪ .‬استرس زيادي‬ ‫دارم و كنكور خيلي برايم نا آشنا است‪ .‬هر‬ ‫چند امتحان سنجه‪ ،‬شهودي نسبت به آن‬ ‫به من داده است‪.‬‬

‫مهم ترين عامل به نظر من برنامه‌ريزي است‪ .‬برخي از بچه‌ها مي‌گويند‬ ‫ما درس زياد مي‌خوانيم‪ ،‬اما به موفقيت نمي‌رسيم‪ .‬دليل اين موضوع اين‬ ‫اس��ت كه بدون برنامه ريزي درس مي‌خوانند‪ .‬عامل بعدي پش��تكار است‬ ‫ت��ا بتواني با تالش و پيگيري برنامه ات را اجرا كني‪ .‬بچه‌ها بايد به برنامه‬ ‫ش��ان وفادار باشند‪ .‬عامل بعدي خانواده است كه مي‌تواند فضاي خانه را‬ ‫آماده درس خواندن كند و به دانش آموز اميد بدهد‪.‬‬ ‫من معموال س��اعت ‪ 4‬تا ‪ 10‬را درس مي‌خوانم و از ‪ 10‬به بعد كارهاي‬ ‫ديگرم را انجام مي‌دهم‪.‬‬ ‫من س��ال پيش در دو آزمون جامع‪ ،‬رتبه يك را كس��ب كرده بودم و‬ ‫با توجه به تالش��ي كه براي اين آزمون داش��تم مي‌دانستم نتيجه خوبي‬ ‫مي‌گيرم‪ .‬انگيزه زيادي هم براي اين آزمون داشتم‪ ،‬چون رتبه‌هاي خوب‬ ‫از انجام تكاليف عي��د معاف بودند و من‬ ‫خيلي براي اين آزمون تالش كرده بودم‪.‬‬ ‫در كنك��ور ه��م دوس��ت دارم رتبه تك‬ ‫رقمي‌اخ��ذ كنم و حد اكثر تالش خود را‬ ‫خواهم كرد‪.‬‬

‫مسيح الزار‬ ‫پايه سوم دبيرستان‪ /‬واحد آبشناسان‪1‬‬

‫عليرضا محمد شاهي‬ ‫پايه دوم دبيرستان‪ /‬واحد كارگرشمالي‬

‫نيما دبيري‬ ‫پايه اول دبيرستان‪ /‬واحد آبشناسان‪1‬‬

‫رامين رستگار پناه‬ ‫پايه سوم دبيرستان‪ /‬واحد كارگرشمالي‬

‫اگر كس��ي از من بپرسد چطور موفق‬ ‫شدي‪ ،‬با يك س��وال جوابش را مي‌دهم‪.‬‬ ‫مي‌پرس��م اول از هم��ه هدف��ت از درس‬ ‫خواندن چيس��ت؟ هر كس ممكن است‬ ‫ه��دف خ��ودش را داش��ته باش��د و بايد‬ ‫متناس��ب با هدفش ت�لاش كند‪ .‬هر چه‬ ‫قدر مصمم تر باشد‪ ،‬تالشش بيشتر است‬ ‫و در نتيجه درس خواندن قوي تري خواهد داشت و مطمئن باشيد نتيجه‬ ‫تالشش را خواهد ديد‪ .‬اگر ما گام به گام و مصمم به سوي هدف حركت‬ ‫كني��م‪ ،‬مي‌توانيم ب��ه نتيجه اي كه مي‌خواهيم برس��يم‪ .‬راز موفقيت من‬ ‫تالش آهسته و پيوسته بود‪.‬‬

‫بيشترين تاثير مثبت را برنامه ريزي داشت‪.‬‬ ‫صبح‌ها س��اعت ‪ 8‬از خواب بيدار مي‌شدم و‬ ‫برنامه ام را به طور كامل اجرا مي‌كردم‪.‬يك‬ ‫هفت��ه كامل درس مي‌خواندم‪ .‬قهوه تلخ در‬ ‫آن هفته به بازار نيامد‪ .‬فوتبال‌هاي جذاب هم‬ ‫فقط نيمه دومشان را نگاه مي‌كردم‪.‬روز‌هاي‬ ‫قبل از آزمون جامع در روز ‪ 4‬تا ‪ 5‬س��اعت‬ ‫درس مي‌خواندم‪ .‬برنامه ام براي آزمون‌هاي جامع اين گونه است كه يك هفته‬ ‫به طور جدي‪ ،‬روزي ‪ 4‬تا ‪ 5‬ساعت مي‌خوانم‪.‬در كنكور دوست دارم رتبه ام ‪7‬‬ ‫شود‪ ،‬اما همه مي‌گويند رتبه دو رقمي‌مي‌آوري‪.‬چون هفت عدد مقدسي است‬ ‫و اين كه خيلي از عدد هفت خوشم مي‌آيد‪.‬‬


‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫رتبه‌هاي برتر‬ ‫سال چهارم دبیرستان‬

‫‪32‬‬

‫اگر بخواهم از س��بك درس خواندنم بگويم مطالبي كه معلم‌ها روي آن تاكيد‬ ‫داشتند‪ ،‬را بيشتر مي‌خواندم و سعي مي‌كردم تمام وقتم را به درس اختصاص ندهم‬ ‫و كار‌هاي ديگر هم انجام دهم‪ .‬در آزمون‌هاي جامع كساني بودند كه از من اليق تر‬ ‫بودند اما نمي‌دانم چرا به اين جايگاه نرسيدند‪.‬اين گونه نبود كه تفريحات و كار‌هاي‬ ‫غيردرسي را كامال كنار بگذارم‪ ،‬سعي مي‌كردم توازني بين اين دست فعاليت‌ها و‬ ‫درس‌هايم بر قرار كنم‪.‬تالش براي موفقيت در هر امري الزم اس��ت و اگر كس��ي‬ ‫مي‌خواهد در درس‌هايش به موفقيتي برسد بايد‬ ‫وقت و انرژي زيادي روي آن بگذارد‪ .‬اما اين كه‬ ‫تم��ام وقت خود را به درس خواندن اختصاص‬ ‫دهد در عمل نتيجه بخش نخواهد بود‪.‬بهترين‬ ‫كار اين است كه بچه‌ها با معلم‌ها پيش بروند‪.‬‬ ‫چ��ون معلم‌هاي عالمه آن ق��در تجربه كاري‬ ‫دارند كه تكاليف و جزواتش��ان تضمين كننده‬ ‫موفقيت باشد‪.‬‬ ‫سهيل عرفانيان‬ ‫پايه چهارم ‪/‬واحد جام جم‬

‫برترين‌ها‬

‫بخش پنجم‬

‫چندبعدي‌ها‬

‫كاوه يزداني مطلق‬ ‫پايه چهارم ‪ /‬واحد آبشناسان ‪2‬‬

‫به نظر من فقط به خود آدم بستگي دارد كه روش خودش را پيدا كند و ادامه‬ ‫دهد‪ .‬هر كس روش مخصوص به خود را دارد‪ .‬بيشتر به تصميم و هدفي كه انسان‬ ‫در ذهن دارد بر مي‌گردد‪ .‬هر چه قدر در رسيدن به اهدافش جدي است بايد تالش‬ ‫كند‪ .‬هدف من اين است‪ .‬ممكن است بعضي از بچه‌ها هدف‌هاي ديگري داشته باشند‬ ‫يا هر روز هدفشان را تغيير دهند‪.‬دوست دارم مكانيك شريف بخوانم‪ .‬به نظر من اين‬ ‫هدف از همه چيز مهم تر است‪ .‬هر كس هدفی داشته باشد مي‌تواند با تالش مناسب‬ ‫به آن برسد‪.‬مطمئنم از نظر ساعت مطالعاتي از‬ ‫بعض��ي از بچه‌ها كمتر مي‌خوانم اما مفيد تر و‬ ‫با تمركز بيشتري مي‌خوانم‪ .‬اما هدف داشتن‬ ‫مهم تر اس��ت‪.‬اصرار ندارم درس‌ها را پشت سر‬ ‫هم بخوانم‪ .‬هر وقت خسته مي‌شوم استراحت‬ ‫مي‌كنم و وقتي احساس كنم بازدهي خوبي دارم‬ ‫به سراغ درس مي‌روم‪ .‬البته ساير فعاليت‌هايم‬ ‫كمتر شده اما حذفشان نكردم‪.‬‬

‫در طول سال‪ ،‬درس‌ها را با كالس مي‌خواندم يعني هر روز درس همان روز‪.‬‬ ‫اما يك هفته مانده به آزمون جامع تمام درس‌ها را جمع بندي كردم‪.‬نزديكي‌هاي‬ ‫آزمون جامع فقط درس مي‌خواندم و فعاليت ديگري نداشتم اما در روز‌هاي‬ ‫معمولي‪ ،‬خيلي خودم را اذيت نمي‌كردم و‬ ‫تفريحاتم را داش��تم‪ .‬در حال حاضر تالش‬ ‫خيلي زي��ادي مي‌كنم و جايگاه خوبي هم‬ ‫دارم‪ .‬فكر مي‌كنم بتوانم در كنكور هم رتبه‬ ‫خوبي بياورم‪.‬تنها جمله اي كه مي‌توانم بگويم‬ ‫اين است كه هيچ وقت دير نيست‪ .‬حتي هم‬ ‫اكنون هم مي‌توان شروع كرد‪.‬‬

‫درس خواندن مس��تمر و مداوم رمز كار من بود‪ .‬با دقت درس مي‌خواندم‪.‬‬ ‫تفريح خاصي نداشتم‪ .‬درس خواندن را دوست دارم به همين علت مشكل خاصي‬ ‫پيش نيامده است كه بخواهم از تفريح خاصي بزنم‪ .‬الزمه موفقيت و درس خوان‬ ‫بودن كنار گذاشتن تفريحات نيست‪.‬‬ ‫ب��راي درس خواندن روش خاصي ندارم‪.‬‬ ‫درس مي‌خوانم‪ .‬اكثرا با مدرس��ه و دبيران‬ ‫جلو مي‌آيم‪.‬‬

‫فربد پروين‬ ‫پايه چهارم‪ /‬واحد مالصدرا‬

‫‪33‬‬

‫از آنجايي كه در كنكور‪ ،‬نقش تالش از استعداد بسيار پر رنگ تر است‪ ،‬دانش‌آموزان‬ ‫بايد به ساعات مطالعاتي خود را باال ببرند‪.‬بايد پايه خوبي هم داشته باشند‪ .‬با پايه درسي‬ ‫خوب و ساعات مطالعه مناسب حتما نتيجه مي‌گيرند‪.‬كسي كه تالش نمي‌كند‪ ،‬محال‬ ‫است به نتيجه برسد‪ ،‬اما كسي كه تالش مي‌كند‪ ،‬حد اقل مي‌تواند به خواسته‌هايش‬ ‫نزديك شود‪.‬دانش آموزي كه مي‌خواهد از اول سال تحصيلي شروع به درس خواندن‬ ‫كند و در آزمون‌هاي جامع موفق شود‪ ،‬بايد برنامه درستي داشته باشد و به مشاورش‬ ‫اعتماد كند و از راهنمايي معلمان هم استفاده‬ ‫كند‪ .‬اگر كس��ي به معلمي‌ش��ك داشته باشد‬ ‫تبعات بدي دارد‪.‬براي رسيدن به موفقيت‌هاي‬ ‫درسي قسمت زيادي از تفريحاتم را كم كرده‬ ‫ام‪.‬در كنك��ور براي رتبه زي��ر ‪ 500‬اي تالش‬ ‫مي‌كنم‪ .‬سعي مي‌كنم دو رقمي‌باشم‪ ،‬ولي اگر‬ ‫سه رقمي‌هم شد‪ ،‬اشكالي ندارد!‬

‫برنامه دقيقي داشتم‪ .‬آقاي‌هاشمي‌(مشاورم) خيلي به من كمك كردند‪ .‬امسال‬ ‫س��ال اولي بود كه به اين مدرسه مي‌آمدم‪ .‬با برنامه ايشان‪ ،‬هدف داشتن و تالشي‬ ‫كه كردم موفق به كسب اين رتبه شدم‪.‬تا سال سوم البرز بودم‪ .‬سال چهارم به اينجا‬ ‫آمدم‪.‬اضافه بر برنامه ريزي مشاور آموزشي تالش خيلي زيادي كردم‪.‬توكل بر خدا و‬ ‫تالش و كوشش مداوم‪ .‬آزمون‌هايي كه ما مي‌دهيم نياز به آرامش خاصي دارد چون‬ ‫ش��رايط آزمون خيلي سخت است‪ .‬به نظر من آن آرامش تنها با ياد خدا به دست‬ ‫مي‌آيد‪ .‬البته بايد درس‌ها را كامل بلد باشي و‬ ‫ريزه كاري‌ها را رعايت كني‪.‬ريزه كاري‌هايي مثل‬ ‫اينكه شب امتحان شام كم خورده باشي‪ ،‬شب‬ ‫به موقع بخوابي و ‪. ...‬هر دو‪ ،‬س��ه هفته يك بار‬ ‫به مهماني يا استخر مي‌روم‪ .‬من كارم را از سال‬ ‫س��وم به صورت جدي شروع كردم و در پيش‬ ‫دانشگاهي تفريحاتم را كمتر كردم‪ .‬اما از سال‬ ‫سوم نسبتا كم شده بود‪.‬‬

‫دارا وحيدي‬ ‫پايه چهارم‪ /‬واحد آبشناسان ‪1‬‬

‫چند ُبعدي‌ها‬

‫‪1388‬‬ ‫تابستان ‪1390‬‬ ‫شماره‪ 1857‬پاييز‬ ‫شماره‬

‫اميرعرفان عشرتي فر‬ ‫پايه چهارم دبيرستان‪ /‬واحد كارگر‬

‫آريا حسن زاده‬ ‫پايه چهارم واحد دکتر فاطمي‬

‫ورزش ذهن را باز می کند‪ /‬آرمي‌نظريان‪34 /‬‬ ‫عاشق رخ و اسب هستم‪ /‬برديا گله‌داري‪35 /‬‬ ‫تا به حال از قدرتم سوءاستفاده نكرده‌ام‪ /‬ارژن دستگردي‪36 /‬‬ ‫ركاب زدن تا قهرماني جهان‪ /‬سعيد قرايي‪38 /‬‬ ‫داستان يك نويسنده‪/‬نيلوفر صمدي‪40 /‬‬ ‫رتبه‌هاي برتر منطقه مدرسه راهنمايي بهپويان‪41 /‬‬ ‫دانشمندي با دان ‪ 10‬كاراته‪/‬زهرا ميرن‍ژاد‪42 /‬‬ ‫رتبه‌هاي برتر منطقه دبيرستان انديشه‪43 /‬‬ ‫وقتي ‪ 80‬درصد شوت‌ها گل مي‌شود‪ /‬شايان قاسمي‪44 /‬‬


‫چند ُبعدي‌ها‬

‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫‪34‬‬

‫برديا گله داري ‪ -‬دانش آموز پایه دوم آبشناسان‬ ‫يك كه به كالس س�وم خواهد رفت س�ال گذشته‬ ‫هم با نش�ريه مصاحبه كرده ب�ود ولي عضويت در‬ ‫تيم ملي ش�طرنج بهانه اي ش�د تا دوب�اره با او به‬ ‫گفتگوبنشينيم‪.‬‬

‫آرمي‌نظريان – دانش آموز محجوب‬ ‫پاي�ه اول واح�د ج�ام جم عض�و تيم‬ ‫ملي نوجوانان بس�كتبال است و با تيم‬ ‫مدرس�ه شان در مس�ابقات مجتمع به‬ ‫فينال رسيد و دوم شد‪ .‬وي عضو باشگاه‬ ‫آرارات تهران اس�ت و در رده نوجوانان‬ ‫بازي مي‌كند‪ .‬ي�ك روز گرم خردادماه‬ ‫بعد از امتحان به واحد نش�ريات آمد تا‬ ‫گفتگويي داشته باشيم‪.‬‬

‫از كي شطرنج بازي مي‌كني؟‬

‫از ‪ 7‬سالگي بازي مي‌كنم‪ .‬در ابتدا با پدرم بازي مي‌كردم‬ ‫و بعد از اين كه قوي تر ش��دم من را پيش آقاي هرندي‬ ‫فرس��تادند‪ .‬االن هم آقاي هرندي مربي من هستند‪ .‬در‬ ‫فدراسيون هم با مربي خارجي تمرين مي‌كنم‪.‬‬ ‫مربي‌هاي خارجي تان از كدام كشور‌ها هستند؟‬

‫بسكتباليست ملي‌پوش آرارات‪:‬‬

‫از كي شروع كرده اي؟‬ ‫از هفت س�الگي آغاز كردم و از ده س�الگي به‬ ‫صورت حرفه اي بازي مي‌كنم‪.‬‬ ‫چه رتبه‌هايي كسب كرده اي؟‬ ‫با تيم تهران مقام‌هاي اول‪ ،‬دوم و چهارم را كسب‬ ‫كرده ام‪ .‬براي تيم ملي هم انتخاب شدم كه در غرب‬ ‫آسيا مقام دوم را آورديم‪.‬‬ ‫بسكتبال را تا كجا ادامه مي‌دهي؟‬ ‫تا جايي كه به درسم لطمه وارد نشود‪.‬‬ ‫اگر بخواهي بين بسكتبال و درس كدام يكي را‬ ‫انتخاب كني‪ ،‬كدام را انتخاب مي‌كني؟‬ ‫درسم را ادامه مي‌دهم‪.‬‬ ‫حتي اگر بتواني در “‪ ”NBA‬بازي كني؟‬ ‫نه‪ ،‬نمي‌توان از “‪ ”NBA‬گذشت‪ ،‬اما مي‌خواهم‬ ‫درسم را هم ادامه دهم‪.‬‬ ‫دوس�ت داري در چه رش�ته اي ادامه تحصيل‬ ‫دهي؟‬ ‫در رشته مهندسي عمران‪.‬‬ ‫شغل پدرت چيست؟‬ ‫لوازم و تجهيزات رخت شور خانه مي‌فروشند‪.‬‬ ‫شغل مادر چيست؟‬ ‫خانه دار هستند‪.‬‬ ‫پيش�تر باش�گاه آرارت تيم‌هاي خيلي خوبي‬ ‫داس�ت‪ ،‬اما اآلن اين طور نيس�ت‪ .‬به نظرت دليل‬ ‫اين موضوع چيست؟‬ ‫علت مشكالت مالي است‪ .‬باشگاه بودجه الزم‬ ‫را ندارد‪.‬‬ ‫نظر مش�اور‌ها در مورد بسكتبال بازي كردنت‬ ‫چيست؟‬ ‫زياد موافق نيستند‪ .‬قبل از آغاز امتحانات ترم‬ ‫اول‪ ،‬ترنومنتي در تركيه برگزار مي‌شد كه مشاورم‬ ‫اجازه شركت در آن را به من نداد‪.‬‬ ‫در آخري�ن آزم�ون جامع چه رتبه اي كس�ب‬ ‫كردي؟‬ ‫رتبه ‪ 27‬آوردم‪.‬‬ ‫در مقابل عضويت در باشگاه حقوقي هم دريافت‬ ‫مي‌كني؟‬ ‫نه‪ ،‬حتي در رده بزرگس�االن هم تنها به بازي‬ ‫كننان ش�اخص حقوق تعلق مي‌گيرد‪ .‬البته اگر‬

‫ورزش ذهن را باز می کند‬ ‫بازيكن سوپر ليگ باشي حقوق دريافت مي‌كني‪،‬‬ ‫اما در ليك دسته يك و ‪ ...‬اين گونه نيست‪.‬‬ ‫به در آمد بسكتبال هم فكر كرده اي؟‬ ‫نه‪ ،‬از روي عالقه بسكتبال بازي مي‌كنم‪.‬‬ ‫در تيم باش�گاهي و در تيم ملي چه وضعيتي‬ ‫داري؟‬ ‫در تيم باشگاهي كاپيتان هستم‪ .‬در تيم ملي‬ ‫ب�ا توجه به اين كه دو رده باالتر از رده اصلي ام‬ ‫بازي مي‌كنم‪ ،‬كاپيتان نيستم‪.‬‬ ‫معم�وال در بازي‌ه�ا چ�ه امتي�ازي كس�ب‬ ‫مي‌كني؟‬ ‫در بازي‌ه�اي غ�رب آس�يا ‪ .12‬در بازي‌هاي‬ ‫باش�گاهي بين ‪ 20‬ت�ا ‪ .25‬رك�وردم در يكي از‬ ‫بازي‌هاي س�وپر لي�گ در مقابل تيم صبا باتري‬ ‫رقم خورد كه ‪ 48‬امتياز كس�ب كردم و بازيكن‬ ‫برتر زمين شدم‪.‬‬ ‫ب�ه نظرت در بين جوان�ان فوتبال طرفداران‬ ‫بيشتري دارد يا بسكتبال؟‬ ‫البت�ه فوتبال‪ .‬ام�ا در س�ال‌هاي اخير وضع‬ ‫بسكتبال بهتر شده است‪.‬‬ ‫خود شما طرفدار كدامشان هستيد؟‬ ‫بسكتبال را خيلي دوست دارم‪ ،‬اما رشته‌هاي‬ ‫ورزش�ي ديگري را هم انج�ام مي‌دهم‪ .‬مثال در‬ ‫رشته شنا هم دو مقام اولي نوجوانان شهر تهران‬ ‫را دارم و تنيس هم بازي مي‌كنم‪.‬‬ ‫اي�ن ورزش‌ها ب�راي بسكتباليس�ت‌ها ضرر‬ ‫ندارد؟ مثال فرم بدن را تغيير نمي‌دهد؟‬ ‫نه‪ ،‬شنا و تنيس ورزش‌هاي مكمل بسكتبال‬ ‫هستند‪.‬‬ ‫فعاليت هنري هم داري؟‬ ‫نه‪ ،‬از كار‌هاي نشس�تني و كم تحرك خوشم‬ ‫نمي‌آيد‪.‬‬ ‫پس با كامپيوتر رابطه خوبي نداري‪.‬‬ ‫چ�را‪ .‬روزان�ه بي�ن ‪ 30‬ت�ا ‪ 45‬دقيقه پش�ت‬ ‫كامپيوتر مي‌نشينم‪.‬‬ ‫در مسابقات عالمه تيمتان چندم شد؟‬ ‫دوم شديم‪ .‬بازي آخرمان با آبشناسان ‪ 1‬بود و با‬

‫چند ُبعدي‌ها‬

‫‪1388‬‬ ‫تابستان ‪1390‬‬ ‫شماره‪ 1857‬پاييز‬ ‫شماره‬

‫اختالف يك يا دو امتياز بازي را وا گذار كرديم‪.‬‬ ‫سعي نكردي به هم تيمي‌هايت تكنيك‌هايي را‬ ‫بياموزي تا فشار روي خودت كم تر شود‪.‬‬ ‫چرا‪ ،‬خيلي س�عي كردم‪ ،‬اما هيچ كدام از هم‬ ‫تيمي‌هايم پيش از آن بس�كتبال ب�ازي نكرده‬ ‫بودند‪ ،‬تمامشان فوتباليست بودند‪.‬‬ ‫فعاليت‌هاي ورزشي ات روي وضعيت درسي‬ ‫ات تاثير گذاشته است؟‬ ‫بل�ه‪ ،‬تاثير مثبت گذاش�ته اس�ت‪ .‬چون اوال‬ ‫ورزش ذه�ن را ب�از مي‌كند‪ ،‬ثاني�ا اگر بخواهيم‬ ‫تمام وقتمان را روي درس بگذاريم‪ ،‬فشار زيادي‬ ‫رويمان وارد مي‌شود و خسته مي‌شويم‪.‬‬ ‫به نظرت تا چه حد فضاي كار‌هاي ورزشي در‬ ‫مجتمع فراهم است؟‬ ‫در عالم�ه بازيكنان خوب وجود دارد و حتي‬ ‫شايد بتواند يك تيم مستقل داشته باشد‪.‬‬ ‫آن سطح كار ورزشي‪ ،‬به نفع مجتمع است؟‬ ‫ممكن اس�ت به روند آموزشي مجموعه خلل‬ ‫وارد كن�د‪ ،‬ام�ا ظرفيت‌هاي خوب�ي در مجتمع‬ ‫حضور دارد‪.‬‬ ‫بيش�تر با دوس�تان مدرس�ه رابط�ه داري يا‬ ‫دوستان باشگاه؟‬ ‫با دوستان باشگاه رابطه بيشتري دارم‪ .‬البته با‬ ‫بچه‌هاي مدرسه هم رابطه دوستانه اي دارم‪.‬‬ ‫تا به حال مصدوميت داشتي؟‬ ‫قبل از عيد در يكي از تمرينات تيم ملي دستم‬ ‫شكست كه منجر به عمل جراحي شد‪.‬‬ ‫اين موضوع باعث نشد خانواده از ادامه ورزش‬ ‫منعت كند؟‬ ‫نه‪ ،‬چون پدر من هم بسكتباليست بوده و سه‬ ‫عمل جراحي روي كمرش انجام شده است‪.‬‬ ‫خواهر و برادر داري؟‬ ‫يك برادر كوچك تر دارم‪.‬‬ ‫الگوي ورزشي ات كيست؟‬ ‫رژي ميلر‪ .‬يكي از بازيكنان قديمي‌آمريكايي‬ ‫اس�ت كه در پست خودم بازي مي‌كرده است‪.‬‬ ‫كد مطلب‪J57015 :‬‬ ‫‬

‫روسيه‪ ،‬فرانسه‪ ،‬ليتوانيا‪.‬‬

‫چه موفقيت‌هايي كسب كرده اي؟‬

‫چهار بار قهرمان كش��ور ش��ده ام‪ .‬در آس��يا هم مقام‬ ‫سومي‌كس��ب كردم و در مس��ابقات جهاني‪ ،‬همراه تيم‪،‬‬ ‫سوم شدم‪.‬‬

‫شطرنج روي روند درسي ات تاثير منفي نگذاشته‬ ‫است؟‬

‫نه‪ ،‬تاثير مثبت داشته است‪ .‬شطرنج باعث مي‌شود كه‬ ‫ذهن باز ش��ود و مخصوصا در درس رياضي خيلي كمك‬ ‫مي‌كند‪ .‬البته گاهي وقت كم مي‌آورم‪.‬‬ ‫اگر روزي مجبور ش�وي بين درس و شطرنج يكي را‬ ‫انتخاب كني‪ ،‬كدام را انتخاب مي‌كني؟‬

‫شطرنج را انتخاب مي‌كنم‪.‬‬

‫به نظرت خانواده با اين كار موافقند؟‬

‫بله‪.‬‬

‫دوست داري در دانشگاه چه رشته اي بخواني‪.‬‬

‫زي��اد روي آن فك��ر نك��رده ام‪ ،‬اما دوس��ت دارم‬ ‫مكانيك بخوانم‪.‬‬ ‫در آزمون جامع چه رتبه اي كسب كرده اي؟‬

‫رتبه ‪ 65‬در مجتمع‪ .‬در واحد حدود ‪ 20‬مي‌شوم‪.‬‬

‫چه برنامه اي براي شطرنج داري؟‬

‫دوست دارم بعد از كنكور وقت زيادي را روي شطرنج‬ ‫بگذارم تا به استاد بزرگي برسم‪.‬‬

‫امكان دارد قهرمان جهان شوي؟‬

‫احتمالش هست‪ ،‬چون چند بار قهرمانان جهان را برده ام‪.‬‬

‫تا به حال شده در حين بازي‪ ،‬از يكي از حركت‌هايت‬ ‫پشيمان شوي؟‬

‫بله‪ .‬معموال بعد از انجام حركت مي‌تواني بر آورد كني‬ ‫كه حركت خوبي انجام داده اي يا نه‪.‬‬

‫براي كس�اني كه مي‌خواهند به سراغ شطرنج بروند‬ ‫چه توصيه اي داري؟‬

‫بايد هدف داش��ته باشند و بايد از كودكي شروع به‬ ‫بازي كردن ش��طرنج كنند‪ .‬كسي كه از سن اآلن من‬ ‫ش��روع مي‌كند‪ ،‬هيچ وقت نمي‌تواند مدعي باشد‪ ،‬مگر‬ ‫اين كه نابغه باشد! سن مناسب از ‪ 7‬يا ‪ 8‬سالگي است‪.‬‬ ‫حتي بعضي‌ها مي‌گويند از ‪ 5‬س��الگي بايد شروع كرد‪.‬‬ ‫در بعضي از كش��ور‌ها مانند روس��يه مدرسه شطرنج‬ ‫وج��ود دارد و بچه‌ها از همان س��نين كودكي آموزش‬ ‫شطرنج مي‌بينند‪.‬‬ ‫خاطره اي از مسابقات داري؟‬

‫بهترين خاطره من زماني بود كه در مسابقات جهاني‬ ‫تركيه‪ ،‬با تيم سوم شديم‪.‬‬ ‫تيم چند نفره است؟‬

‫ش��ش نفره‪ 4 .‬بازيكن و ‪ 2‬ذخي��ره‪ ،‬اما اگر بخواهند‬ ‫امتيازات انفرادي را جمع بزنند‪ ،‬تيم‌ها سه نفره هستند‪.‬‬ ‫در مسابقات به چه روشي بازي مي‌كنيد؟‬

‫روش سوئيسي‪ .‬اكثر مسابقات سوئيسي است‪.‬‬

‫فدراسيون چه قدر با شما كار مي‌كند؟‬

‫خيلي كم‪ .‬اصال به ش��طرنج اهميت داده نمي‌ش��ود‪.‬‬ ‫با سالي يك مس��ابقه‪ ،‬اتفاق خاصي براي شطرنج كشور‬ ‫نمي‌افتد‪ .‬فقط نزديكي‌هاي مس��ابقات مربي مي‌آورند و‬ ‫انتظار نتيجه گرفتن دارند‪.‬‬ ‫با كامپيوتر هم تمرين مي‌كني؟‬

‫بله‪.‬‬

‫از اينترنت هم براي بازي كردن استفاده مي‌كني؟‬

‫بله‪ .‬با دوستان خارجي مان قرار مي‌گذاريم و در سايت‬ ‫با هم بازي مي‌كنيم‪.‬‬

‫خود فدراسيون هم اين كار را انجام مي‌دهد؟‬

‫نه‪ .‬اصال سايت كامپيوتر ندارند‪.‬‬

‫در مسابقات مدرسه شركت مي‌كني؟‬

‫بله‪ .‬در مجتمع به راحتي اول شدم‪.‬‬

‫از درس‌ها به كدام بيشتر از همه عالقه داري؟‬

‫فيزيك‪.‬‬

‫در درس فيزيك هم شطرنج به كمكت مي‌آيد؟‬

‫در مسائل بله‪ .‬وقتي براي حل كردن يك مساله‪ ،‬چند‬ ‫راه ح��ل وجود دارد‪ ،‬مي‌توانم كوتاه ترين و بهترين راه را‬ ‫انتخاب كنم‪.‬‬ ‫از مهره‌هاي شطرنج به كدامشان عالقه داري؟‬

‫اسب و رخ‪ .‬همه فيل را بهتر از اسب مي‌دادند‪ ،‬اما‬ ‫من با اسب راحت ترم‪ .‬چون مي‌تواند از روي مهره‌ها‬ ‫بپ��رد و حرك��ت پيچيده تر و غي��ر قابل پيش بيني‬ ‫تري دارد‪ .‬از طرفي فيل تنها در يكي از رنگ‌ها بازي‬ ‫مي‌كند‪ ،‬اما اس��ب مهره دو رنگي است‪ .‬ممكن است‬ ‫خودش در خانه سفيد باشد‪ ،‬اما بتواند مهره اي را در‬ ‫خانه سياه بزند‪.‬‬ ‫نظرت نسبت به مهره پياده چيست؟‬

‫بيشترين تاثير را در شطرنج پياده‌ها دارند‪ ،‬چون از شاه‬ ‫دفاع مي‌كنند و مانع مات شدن مي‌شوند‪ .‬من دو پياده را‬ ‫به فيل و سه پياده را به اسب ترجيح مي‌دهم‪.‬‬ ‫اگر اسبت را بزنند‪ ،‬در بازي ات تاثير مي‌گذارد؟‬

‫بازي‌هايي كه اسبم را بزنند‪ ،‬برنامه‌هايم اندكي به هم‬ ‫مي‌ريزن��د و ب��ا رخ و وزير بازي مي‌كنم‪ .‬با رخ و وزير هم‬ ‫خوب مي‌شود حمله كرد‪.‬‬ ‫به كدام يك از اس�تاد‌هاي قديمي‌ش�طرنج بيشتر از‬ ‫همه عالقه داري؟‬

‫در ايران آقاي هرندي‪ .‬از خارجي‌ها هم فيشر‪.‬‬

‫حرفي براي پايان مصاحبه داريد؟‬

‫از ش��ما تشكر مي‌كنم كه اين مصاحبه را ترتيب داده‬ ‫ايد و از پدر و مادرم به خاطر زحماتي كه در راه ورزش من‬ ‫كد مطلب‪J57016 :‬‬ ‫كشيده اند‪ ،‬تشكر مي‌كنم‪ .‬‬

‫عاشق اسب و رخ هستم‬ ‫ملي‌پوش شطرنج‪:‬‬

‫‪35‬‬


‫چند ُبعدي‌ها‬

‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫‪36‬‬

‫گفت‌وگو با ارژن دستگ‬

‫ردي دانش‌آموز‬ ‫پايه‌ي دوم راهنمایی واحد فرمانيه‬

‫تا به حال از قدرتم سوءاستفاده نكرده‌ام‬ ‫ارژن دس�تگردي ‪ -‬دانش آموز پایه دوم راهنمايي واحد فرمانيه‬ ‫كي�ك بوكس�ينگ كار مي‌كند ولي مي‌گويد هي�چ وقت از قدرتش‬ ‫سواس�تفاده نكرده اس�ت‪ .‬پ�س از امتحان در مدرس�ه فرمانيه به‬ ‫س�راغش رفتي�م و توانس�تيم دقايقي را ب�ا اين ورزش�كار خوب‬ ‫كش�ورمان به گفت‌وگو بنش�ينيم كه حاصل اين گپ دوستانه را در‬ ‫ادامه مي‌خوانيد‪:‬‬ ‫پيش آمده اين كار را انجام دهي؟‬

‫تا امروز نه‪.‬‬

‫در چه رشته اي فعاليت مي‌كني؟‬

‫در رش��ته تكواندو‪ .‬سبكي اس��ت بين كاراته و تكواندو كه به آن كيك‬ ‫بوكسينگ مي‌گويند‪.‬‬ ‫ورزش خشني است؟‬

‫بله‪ ،‬احتمال شكس��تن دس��ت و پا در آن بيش��تر از كاراته و تكواندو‬ ‫است‪.‬‬ ‫تا حاال براي خودت پيش آمده؟‬

‫كبودي شديد داشتم‪ ،‬اما شكستگي برايم پيش نيامده است‪.‬‬

‫از كي شروع به انجام اين ورزش كردي؟‬

‫از حدود ‪ 2‬سال پيش‪ .‬از همان اول سعي كردم اين رشته را به صورت‬ ‫كامل فرا بگيرم تا بعد‌ها بتوانم از آن استفاده كنم‪.‬‬ ‫در چه موردي ممكن است به دردت بخورد؟‬

‫مثال ورزش خوبي براي الغر ش��دن اس��ت‪ .‬من خيلي چاق بودم‪ .‬البته‬ ‫هنوز هم هس��تم‪ ،‬اما كمتر شده اس��ت‪ .‬از طرف ديگر مي‌تواند به عنوان‬ ‫يك ابزار دفاعي هميشه به درد آدم بخورد‪ .‬اآلن شرايط به گونه اي است‬ ‫كه ش��ما ممكن اس��ت در هر لحظه نياز به دفاع كردن از خودتان داشته‬ ‫باشيد‪ ،‬بنا بر اين فرا گرفتن يك رشته رزمي‌خيلي مفيد است‪.‬‬

‫اس�اتيد به ش�ما گوش�زد مي‌كنند كه اين آموخته‌ها را فقط در زمان‬ ‫دفاع به كار ببريد؟‬

‫نه‪ ،‬به ما مي‌گويند حتي در دفاع هم اگر مجبور ش��ديد‪ ،‬از اين فن‌ها‬ ‫اس��تفاده كنيم‪ .‬فقط بايد در ش��رايط ضروري اس��تفاده شود‪.‬تش��خيص‬ ‫موقعيت‌هاي ضروري بستگي به غريزه خود انسان دارد‪ .‬معموال انسان‌ها‬ ‫مي‌فهمند كي بايد به طور جدي از خودشان دفاع كنند‪.‬‬

‫در بحث با ديگران‪ ،‬اگر نتواني با دليل و منطق قانعشان كني‪ ،‬از زورت‬ ‫استفاده مي‌كني؟‬

‫اين كار خيلي اش��تباهي اس��ت كه بخواهي با زور چيزي را به كس��ي‬ ‫بفهماني!‬

‫اگر كسي توهين كند‪ ،‬چه؟‬

‫تا حد امكان س��عي مي‌كنم با او برخورد فيزيكي نداش��ته باش��م‪ ،‬اما‬ ‫گاه��ي اوقات نمي‌توان اين كار را انجام داد‪ .‬به نظر من‪ ،‬برخورد فيزيكي‬ ‫اصال خوب نيست‪.‬‬ ‫تا به حال پيش آمده از اين فن‌ها استفاده كني؟‬

‫كيك بوكسينگ‬

‫در اواي��ل ده��ه ‪ ۷۰‬ميالدي‪ ،‬بزرگس��االن آن روز رزمي‌جهان‪ ،‬مثل بيل‬ ‫واالس‪ ،‬چ��اك نوري��س‪ ،‬والرا و ‪ ...‬روش مبارزه اي جدي��دي را ابداع كردند‬ ‫كه در آن از ضربات دس��ت و پا به ش��كلي مؤثر و كاربردي در دفاع و حمله‬ ‫بهره گرفته مي‌شد‪.‬‬ ‫شيوه‌هاي مبارزاتي فول كنتاكت‪ ،‬سمي‌كنتاكت‪ ،‬اليت كنتاكت و لوكيك‬ ‫اصلي ترين روش‌هائي هستند كه يك كيك بوكسور مي‌تواند در تمامي‌آنها‬ ‫به تبحر الزم رسيده و هم زمان بتواند در سيستم‌هاي مختلف رينگي و غير‬ ‫رينگي در مسابقات مربوطه شركت كند‪.‬‬ ‫در كشورهاي مختلف دنيا‪ ،‬كيك بوكسينگ به اشكال مختلف وجود داشته‬ ‫است كه به برخي از آنها اشاره گذرائي خواهيم داشت‪.‬‬ ‫آدي تادا (‪ )Adi thada‬يا كيك بوكسينگ هندي‪ :‬نوعي كيك بوكسينگ‬ ‫كه در آن ضربات زانو‪ ،‬آرنج و حمله با پيشاني وجود دارد‪.‬‬ ‫ل��ت وي (‪ )Lath wei‬يا كيك بوكس��ينگ برمه اي‪ :‬هنر رزمي‌س��نتي‬ ‫برمه با تأكيد بر اجراي ضربات زانو‪ ،‬آرنج و س��ر‪ .‬تمامي‌نقاط بدن ممكن‬ ‫اس��ت در يك حمله مورد اس��تفاده قرار بگيرد‪ .‬نام ديگر آن ”باندو كيك‬ ‫بوكسينگ“ است‪.‬‬ ‫‪ :Pradal serey‬جد احتمالي موي تاي!‬ ‫موي تاي (تاي بوكس��ينگ)‪ :‬هنر رزمي‌س��نتي تايلند كه امروز ش��هرت‬ ‫جهاني يافته و ضربات زانو و آرنج در آن مجاز است‪.‬‬ ‫كيك بوكسينگ ژاپني‪ :‬مشابه موي تاي اما با سيستم امتيازدهي متفاوت‬ ‫(مسابقات ‪)K1‬‬

‫چند ُبعدي‌ها‬

‫‪1388‬‬ ‫تابستان ‪1390‬‬ ‫شماره‪ 1857‬پاييز‬ ‫شماره‬

‫در حد يك ضرب و شتم ساده پيش آمده است‪.‬‬

‫كجا بازي مي‌كردي؟‬

‫به يكي از باشگاه‌هاي ولنجك مي‌رفتم‪ .‬خوشبختانه استاد خيلي خوبي‬ ‫داش��تيم‪ .‬استاد ما مي‌گفتند حتما بايد اين كار را با تمرين ياد بگيريد و‬ ‫اين ورزش براي س��اختن قدرت بدني نيس��ت‪ ،‬بلكه براي دفاع در مقابل‬ ‫مهاجمين و اش��رار اس��ت‪ .‬يك زماني دعوا ك��ردن در خيابان براي افراد‬ ‫اعتبار و افتخار مي‌آورد‪ ،‬اما اآلن ديگر اين گونه نيس��ت و حتي نشانه اي‬ ‫از بي شخصيتي فرد است‪.‬‬ ‫از كي وارد مسابقات شدي؟‬

‫بعد از يك س��ال آموزش‪ ،‬وارد مس��ابقات ش��دم‪ .‬در يكي از مسابقات‬ ‫توانستم مقام سوم مشترك را به دست آورم‪ .‬فكر مي‌كنم در سطح استان‬ ‫بود‪ .‬آن زمان هنوز پيش��رفت نكرده بودم و با كمر بند آبي در مس��ابقات‬ ‫ش��ركت مي‌كردم‪ .‬پس از اين كه به مقطع راهنمايي وارد ش��دم‪ ،‬به علت‬ ‫سنگيني درس‌ها ديگر نتوانستم ادامه بدهم و وقت آزاد نداشتم‪ .‬اما دوست‬ ‫دارم ادامه بدهم‪ ،‬چون به نظرم خيلي برايم مفيد بود‪.‬‬ ‫فكر مي‌كني بتواني در كنار درست‪ ،‬به ورزش بپردازي؟‬

‫اگر بتوانم به درس‌هايم برسم‪ ،‬قطعا مي‌توانم به ورزشم برسم‪.‬‬ ‫در آخرين آزمون جامع‪ ،‬چه رتبه اي كسب كردي؟‬

‫در مدرسه ‪ 57‬و در مجتمع ‪ 137‬شدم‪.‬‬ ‫فعال اين ورزش را رها كرده اي؟‬

‫بله‪ ،‬اما مي‌خواهم در تابستان آن را ادامه بدهم‪ .‬چون با استادمان هم‬ ‫در ارتباط هستم و مدام سراغم را مي‌گيرد‪.‬‬

‫فك�ر مي‌كن�ي اگر در ورزش به موفقيت‌هاي بزرگي دس�ت پيدا كني‬ ‫و بخواه�ي بي�ن درس و ورزش يك�ي را انتخاب كني‪ ،‬ك�دام را انتخاب‬ ‫مي‌كني؟‬

‫قطعا درس را انتخاب مي‌كنم‪.‬‬

‫اين رشته در المپيك شركت داده مي‌شود؟‬

‫نه‪ ،‬بايد در رش��ته تكواندو يا كاراته ش��ركت كنيم‪.‬البته طرز اس��تفاده‬ ‫از دس��ت و پ��ا و نوع فن‌ها با ه��م فرق دارد‪ ،‬اما اين‌ه��ا را به ما آموزش‬ ‫مي‌دهند‪.‬‬ ‫فرض كن به مس�ابقات جهاني كيك بوكس�ينگ دعوت شده اي و در‬ ‫همان سال كنكور داري‪ ،‬كدام را انتخاب مي‌كني؟‬

‫انتخاب خيلي سختي است‪ .‬از يك طرف مي‌توان گفت كنكور هر ساله‬ ‫برگزار مي‌ش��ود‪،‬اما دعوت شدن به مس��ابقات هميشه اتفاق نمي‌افتد‪ .‬از‬ ‫طرف ديگر كنكور در آينده ام خيلي تاثير گذار است‪ ،‬اما كيك بوكسينگ‬ ‫تقريبا هيچ آينده اي ندارد‪.‬‬ ‫اگر در يك رشته ورزشي به سطح جهاني برسي‪ ،‬باالخره مي‌تواني به‬ ‫عنوان كارشناس يا مربي آن رشته فعاليت كني‪.‬‬

‫ب��راي من يك آدم تحصيل كرده ليسانس��ه خيلي مهم تر از يك كار‬ ‫ش��ناس ورزشي ديپلمه است‪ .‬براي همين‪ ،‬حتما مي‌خواهم درسم را هم‬ ‫داشته باشم‪.‬‬ ‫غير از ورزش فعاليت ديگري هم داري؟‬

‫ع�لاوه بر ورزش و درس‪ ،‬به خواندن كتاب‌هاي داس��تان خيلي عالقه‬ ‫دارم‪ .‬مخصوصا داستان‌هاي تخيلي‪ ،‬مانند هري پاتر و ‪...‬‬ ‫به چه موسيقي اي گوش مي‌دهي؟‬

‫به موزيك‌هاي آرام و آرامش دهنده گوش مي‌دهم‪ .‬موسيقي‌هايي كه‬ ‫خستگي را از تن آدم بيرون مي‌كند‪.‬‬ ‫فيلم چي؟‬

‫فيلم‌هاي اكشن و ترسناك زياد نگاه مي‌كنم‪.‬‬

‫چرا بچه‌هاي هم س�ن و س�ال ش�ما بيش�تر فيلم‌هاي ترسناك نگاه‬ ‫مي‌كنند؟‬

‫بچه‌ها مي‌خواهند بگويند ما بزرگ ش��ده ايم و از چيزي نمي‌ترس��يم‪.‬‬ ‫براي همين به فيلم‌هاي ترس��ناك كش��ش پيدا مي‌كنند تا نترس بودن‬ ‫خودشان را به ديگران ثابت كنند‪.‬‬ ‫بزرگ ترين آرزويت چيست؟‬

‫آرزو دارم تمام بچه‌ها به اهدافشان دست پيدا كنند‪.‬‬

‫به نظرت شدني است؟‬ ‫كيك بوكسينگ آمريكائي‪ :‬مشابه كيك بوكسينگ ژاپني و فول كنتاكت‬ ‫كاراته با شيوه امتيازدهي متفاوت‪.‬‬ ‫فول كنتاكت كاراته‪ :‬در برخي موارد از محافظ‌هاي بدن براي مسابقات و‬ ‫تمرين استفاده مي‌شود‪.‬‬ ‫س��اواته (كيك بوكسينگ فرانسوي)‪ :‬استفاده از كفش در مسابقات مجاز‬ ‫است‪.‬‬ ‫سانشو ساندا (كيك بوكسينگ چيني)‪ :‬شامل تكنيك‌هاي كاربردي ساير‬ ‫استايل‌هاي رزمي‌به همراه فنون درگيري و پرتاب‌ها‪.‬‬ ‫شوت بوكسينگ‪ :‬شكل ژاپني كيك بوكسينگ كه در آن پرتاب و درگيري‬ ‫مانند ساشو مجاز است‪.‬‬ ‫‪( Yaw yan‬كيك بوكس��ينگ فيليپيني)‪ :‬رقص مرگ نام مناسبي براي‬ ‫كيك بوكسينگ فيليپيني است‪ .‬ورزشي مشابه موي تاي‪.‬‬ ‫واژه كيك بوكسينگ اولين بار توسط ”نوگوچي اسامر“ كه يك برگزاركننده‬ ‫مسابقات رزمي‌در ژاپن بوده براي انواع مختلف ورزش‌هاي مشابه به موي تاي‬ ‫و كاراته در دهه ‪ ۱۹۵۰‬ابداع شد‪.‬‬ ‫امروزه دو سازمان معتبر در دنيا‪ ،‬مسابقات كيك بوكسينگ را در دو بخش‬ ‫حرف��ه اي و آمات��ور‪ ،‬برگزار مي‌كنن��د‪ )ISKA WAKO( .‬كه از اين ميان‬ ‫سازمان ‪ WAKO‬تنها سازمان برگزاركننده مسابقات كيك بوكسينگ است‬ ‫كه بخش آماتور آن مورد تأئيد ‪( GAISF‬گايسف) قرار گرفته است‪.‬‬ ‫براي اولين بار كيك بوكسينگ واكو در مسابقات داخل سالن ‪ ۲۰۰۷‬ماكائو‬ ‫حضور يافت و شوراي المپيك آسيا آن را به رسميت شناخت‪.‬‬ ‫منبع‪ :‬سايت ‪ aftab.ir‬به نقل از مجله رزم آور‬

‫اگر هدفشان منطقي باشد‪ ،‬امكان دست يابي به آن وجود دارد‪.‬‬

‫دوست داري در آينده چه شغلي داشته باشي؟‬

‫دوست دارم يا مثل پدرم مهندس عمران شوم يا پزشكي بخوانم‪.‬‬

‫از چه درسي بيش از همه خوشت مي‌آيد؟‬

‫از رياضي و فيزيك‪.‬‬

‫از چه درس‌هايي بدت مي‌آيد؟‬

‫از درس حرف��ه و ف��ن خوش��م نمي‌آيد‪ .‬احس��اس مي‌كن��م بعضي از‬ ‫بخش‌ه��اي آن‪ ،‬اصال به دردمان نمي‌خورد‪ .‬مثال واحد پوش��اك آن هيچ‬ ‫كاربردي براي ما ندارد‪.‬‬

‫براي مهندس شدن‪ ،‬اگر چند كتاب از كتاب‌هاي درسي را مي‌خوانديد‬ ‫مفيد بود؟‬

‫‪ 3‬تا ‪ 4‬كتاب‪.‬‬

‫به نظرت بهتر نبود‪ ،‬فقط همين‌ها را به شما درس مي‌دادند؟‬

‫چ��را‪ ،‬البته بعضي از اين كتاب‌ها در زندگي معمولي به درد مي‌خورد‪.‬‬ ‫مثل زبان انگليس��ي‪ .‬البته همين درس هم به نوعي در مهندسي عمران‬ ‫كاربرد دارد‪.‬‬ ‫ادبيات فارسي چي؟‬

‫باالخره ش��ما هر چه قدر بهتر بتوانيد صحبت كنيد‪ ،‬نش��انه شخصيت‬ ‫باال تر شما است‪ .‬‬ ‫كد مطلب‪J57017 :‬‬

‫‪37‬‬


‫چند ُبعدي‌ها‬

‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫‪38‬‬

‫آدم‌هاي�ي ك�ه در ش�مال زندگي مي‌كنند ش�ناگر‌هاي‬ ‫ماهري هستند‪.‬‬

‫ راس��تش من از بچگي خيلي از ورزش‌ها را انتخاب‬‫كردم و تقريبا اصال به دوچرخه سواري فكر نكرده بودم‪.‬‬ ‫بس��كتبال در لي��گ گيالن بازي مي‌ك��ردم‪ .‬اين كه چه‬ ‫جوري ش��د دوچرخه س��واري حرفه اي را شروع كردم‬ ‫معموال جمعه‌ها در رشت دوچرخه سوار‌ها جمع مي‌شوند‬ ‫و مس��افتي را با هم مي‌روند و بر مي‌گردند‪ .‬البته بيشتر‬ ‫تفريح��ي‪ .‬يك روز كه رفتم مربي تيمش��ان من را ديد‪.‬‬ ‫ديگر كم كم شروع كردم‪ .‬بعد از آن يك دوچرخه تقريبا‬ ‫حرفه اي گرفتم و ادامه دادم و همين جور وارد دوچرخه‬ ‫سواري حرفه اي شدم‪.‬‬

‫س�عي‬ ‫پانزده س د قرا‬ ‫ئ‬ ‫ي‬ ‫د‬ ‫انش‬ ‫سوار ال س‬ ‫كار ي را به ن دارد‪ .‬ا آموز‬ ‫پ‬ ‫ا‬ ‫ي‬ ‫‌ه‬ ‫م ‌‬ ‫يكر صورت ز رش‬ ‫يس‬ ‫ده ولي ا حرفه ا ت به تهرا وم دب‬ ‫ي‬ ‫ر‬ ‫س�ت‬ ‫كنون د ي دنبال ن آ‬ ‫يك مده و از ا ان وا‬ ‫رر‬ ‫ح‬ ‫م ‌‬ ‫د‬ ‫آب‬ ‫شته كور ند‪ .‬در ول‬ ‫ش‬ ‫ر‬ ‫ن‬ ‫ا‬ ‫ا‬ ‫ه‬ ‫ر‬ ‫ن‬ ‫س‬ ‫سا‬ ‫ي فعال ا شت در ر مايي دو ن ‪،2‬‬ ‫چ‬ ‫ش‬ ‫س‬ ‫ر‬ ‫ت‬ ‫ت‪.‬‬ ‫ه كوه خه‬ ‫ستان‬

‫ر‬ ‫ك‬ ‫ا‬ ‫ب‬ ‫ز‬ ‫د‬ ‫ن‬ ‫ت‬ ‫ا‬ ‫ق‬ ‫ه‬ ‫ر‬ ‫م‬ ‫ا‬ ‫ن‬ ‫ي‬ ‫ج‬ ‫ه‬

‫گفت‌‬

‫وگ‬ ‫و با‬

‫چند ُبعدي‌ها‬

‫سعيد‬

‫قرا‬ ‫يي د‬

‫ا‬

‫ن ‌‬ ‫شآ‬

‫موز‬ ‫پايه‌‬

‫ي‬

‫كورسي نوجوانان‬

‫سه كيلومتر‬

‫سو‬

‫م‬ ‫دبير‬

‫ستان‬

‫مدال طال‬

‫استقامت نوجوانان‬

‫سه كيلومتر‬

‫جاده‬

‫مدال برنز‬

‫استقامت جوانان‬

‫جاده‬

‫مقام چهارم‬

‫كورسي جوانان‬

‫وا‬ ‫حد آب‬

‫ش‬

‫مدال برنز‬

‫* چرا از كوهستان به كورسي رو آوردي؟‬

‫ من كال به س��رعت بيش��تر عالق��ه دارم‪ .‬حركات‬‫نمايشي كوهستان سختي بيشتري داشت‪ ،‬ولي كورسي‬ ‫كم خطرتر اس��ت و هم در ايران روند بهتري نسبت به‬ ‫كوهس��تان دارد‪ .‬مثال در آسيا چند نفر دوچرخه سوار‬ ‫كورسي داريم كه در كوهستان اين وضعيت نيست‪.‬‬ ‫* در اين رشته چه مقام‌هايي كسب كرده اي؟‬

‫ در كورسي نوجوانان كشور در رشته سه كيلومتر‬‫مدال طال گرفته ام‪ .‬در اس��تقامت جاده هم مدال برنز‬ ‫گرفته ام‪ .‬به جز مدال‌ها مقام‌هاي ديگري مثل هفتمي‌و‬ ‫يازدهمي‌هم داشتم‪ .‬در رده جوانان هم فقط توانستم مقام‬ ‫سوم سه كيلومتر را كسب كنم و يك مقام چهارمي‌هم‬ ‫در استقامت دارم‪ ،‬چون بيشتر كوهستان كار مي‌كردم‬ ‫و در ايران فقط يك مسابقه هفت مرحله اي در شش يا‬ ‫هفت روز براي نوجوانان برگزار مي‌شود و بيشتر مسابقات‬ ‫در رده بزرگساالن و جوانان انجام مي‌شود‪.‬‬ ‫* با دوچرخه صخره نوردي يا كوهنوردي مي‌كني؟‬

‫ ي��ك ب��ار از بيراهه تا كمي‌باال تر از ايس��تگاه دوم‬‫توچال رفتم‪.‬‬ ‫* توي خيابان هم حركات نمايشي انجام ميدهي؟‬

‫ خب بعضي وقت‌ها پيش مي‌آيد [با خنده]‪ .‬اما كال‬‫كار خطرناكي اس��ت‪ .‬حتي كساني كه تجربه كافي هم‬ ‫دارند نمي‌توانند از خطر آن فرار كنند‪ .‬بيشتر وقت‌هايي‬ ‫كه با دوستانم هستم يا خيلي خوشحالم حركات نمايشي‬ ‫انجام مي‌دهم‪ .‬البته تهران به علت شيب زمين و ترافيك‬ ‫س��نگين موقعيت انجام حركات نمايش��ي كمتر پيش‬ ‫مي‌آيد‪ .‬اما در رشت اين كار را بيشتر انجام مي‌دادم‪.‬‬ ‫* خطرن�اك ترين حركتي كه در خيابان انجام داده‬

‫ناس‬

‫* قيمت دوچرخه ات چه قدر است؟‬

‫ دوچرخه كوهس��تان را ‪ 600‬هزار تومان‪ ،‬دوچرخه‬‫كورسي كه در تمرين از آن استفاده مي‌كنم ‪ 1/5‬ميليون‬ ‫تومان خريده ام‪ .‬چون لوازم كورس��ي يك مقدار گران تر‬ ‫از كوهس��تاني اس��ت‪ .‬يك دوچرخه ديگر هم هست كه‬ ‫در مس��ابقات از آن استفاده مي‌كنم‪ .‬آن را هم ‪ 5‬ميليون‬ ‫تومان خريدم‪.‬‬

‫ان‬

‫* پس ورزش گران قيمتي است‪.‬‬

‫‪ -‬نسبت به بقيه رشته‌ها مي‌شود گفت بله‪.‬‬

‫* خريد دوچرخه با ورزشكار است يا فدراسيون آن را‬ ‫در اختيارتان قرار مي‌دهد؟‬

‫ان ‪2‬‬

‫اي چه بوده است؟‬

‫ يك بار داشتم از خيابان فرعي به اصلي مي‌رفتم كه‬‫يك‌مرتبه يك ماشين ‪206‬آمد و از روي كاپوت آن پريدم‪.‬‬ ‫وقتي پايين آمدم همه نگاهم مي‌كردند‪ .‬خودم هم هيجان‬ ‫زده شده بودم‪ .‬نمي‌دانستم چه گونه اين كار را كردم و‬ ‫البته خيلي خطرناك بود‪ .‬اگر چرخم به لبه ماشين گير‬ ‫مي‌كرد ممكن بود اتفاق خيلي بدي بيافتد‪.‬‬ ‫* بيشترين س�رعتي كه با دوچرخه رفتي چه قدر‬ ‫بود؟‬

‫‪ -‬نه خودمان بايد تهيه كنيم‪.‬‬

‫* يعني دوچرخه اي را كه در مسابقات استفاده مي‌كني‬ ‫را خودت بايد بخري؟‬

‫* آيا تا به حال گير پليس افتاده اي؟‬

‫ نه ولي تذكر زياد ش��نيده ام‪ .‬يك جاده اي اطراف‬‫تهران هست كه نزديك منطقه نظامي‌است و شيب ‪18‬‬ ‫درجه و پيچ‌هاي زيادي دارد‪ .‬بعضي وقت‌ها آنجا تمرين‬ ‫مي‌كنيم‪ .‬هنگام برگشتن از آنجا حالت رقابت پيش آمد‪،‬‬ ‫پليس با ماشين دنبالمان كرد و نگهمان داشت‪ .‬با مربي‬ ‫هم صحبت كرد‪.‬‬ ‫* مگر با چه سرعتي مي‌رفتيد؟‬

‫‪ -‬به صد تا مي‌رسيد‪.‬‬

‫ توي پيست ‪ 103‬كيلومتر در ساعت رفتم‪ .‬البته اين‬‫اتفاق لحظه‌اي مي‌افتد‪ ،‬كه توي يك لحظه ركورد زدم‪.‬‬

‫* فكر كنم سرعت مجاز براي همچنين جاده اي بايد‬ ‫شصت كيلومتر باشد‪.‬‬

‫ روي ش��صت‪ .‬اگر توي پيست زير بيست كيلومتر‬‫بروي ليز مي‌خوري‪.‬‬

‫* يعني شما ‪ 40‬كيلومتر بيشتر از ماشيني كه چهار‬ ‫چرخ و بدنه دارد حركت مي‌كردي‪ .‬نمي‌ترسيدي اتفاقي‬ ‫برايت بيافتد؟‬

‫* معموال سرعتت چه قدر است؟‬

‫* بيش�ترين س�رعتي كه در خيابان رفتي چه قدر‬ ‫بوده؟‬

‫ خيابان كفي بود‪ ،‬با كورس��ي هفتاد تا رفتم‪ .‬البته‬‫ترافيك هم بود اما در خيابان خلوت با نود تا هم رفتم‪.‬‬ ‫* چگونه سرعتت را به اين حد مي‌رساني؟‬

‫ اول كه بايد گرم شوم‪ ،‬مثال اگر نيم ساعت دوچرخه‬‫س��واري مي‌كنم حد اقل تا ده دقيقه نمي‌توان اين كار‬ ‫را كرد چون اگر بدن سرد باشد ماهيچه‌ها كارايي الزم‬ ‫را ندارند‪ .‬تقريبا غير ممكن است به اين سرعت برسي‪،‬‬ ‫اگر هم برسي عواقب خيلي بدي دارد حتي ممكن است‬ ‫باعث ايست قلبي شود‪ .‬چون ضربان خيلي باال مي‌رود‪.‬‬ ‫اما اگر گرم باشي و موقعيتش هم باشد و از نظر رواني‬ ‫هم حس دير شدگي به تو دست بدهد مي‌تواي اين كار‬ ‫را انجام دهي‪.‬‬

‫‪ -‬همين طور است‪.‬‬

‫ ترس��ي كه اتفاق نيافتاد براي ما عادي شده است‪.‬‬‫چون ممكن است در خيابان راست راه بروي و يك نفر‬ ‫به تو بزند‪ .‬البته اگر كنترلم درس��ت باش��د و هوا خوب‬ ‫باشد مي‌دانم هر لحظه بايد چه كار كنم پس قاعدتا نبايد‬ ‫اتفاقي پيش بيايد ولي خطر هميشه هست‪.‬‬ ‫* اين حس را داري كه هيچكس برتر از تو نيست؟‬ ‫البته در كنترل دوچرخه‪.‬‬

‫ بس��تگي دارد‪ .‬وقت��ي پاي اينترنت مي‌نش��ينم و‬‫بيوگرافي دوچرخه س��وار‌هاي ب��زرگ را مي‌خوانم فكر‬ ‫مي‌كنم چه قدر در مقابل آن‌ها كوچكم‪ .‬ولي خب وقتي‬ ‫بين ده نفر از همه جلو تر باشم يا توي حركتي از همه‬ ‫بهتر باشم آن لحظه اين حس به من دست مي‌دهد‪.‬‬ ‫* چي ش�د كه دوچرخ�ه را انتخاب كردي؟ معموال‬

‫ اگر عضويت باش��گاهي داش��ته باشي ممكن است‬‫چرخ را تهيه كنند ولي باالخره بايد از طرف آن باش��گاه‬ ‫ش��ركت كني‪ ،‬يعني تيمي‌و تك نفره نمي‌توانيم شركت‬ ‫كنيم‪ .‬بايد از طرف باشگاه باشيم كه بتوانيم با آن چرخ‌ها‬ ‫مسابقه دهيم‪.‬‬

‫* اين دوچرخه ‪ 5‬ميليوني چه مزيتي نس�بت به يك‬ ‫دوچرخه سيصد هزار توماني دارد؟‬

‫ اگر هر دو آنها از يك نوع باشند مثال هر دو كورسي‬‫باشند‪ ،‬بدنه چرخ‌هاي سيصد هزار توماني از فلز و آلومينيوم‬ ‫رده پايين ساخته شده است اما بدنه چرخ گران تر آلياژي‬ ‫است كه كربن هم دارد‪.‬هم تنش كربن نسبت به آلومينيوم‬ ‫كمتر است و هم خيلي سبك تر است‪.‬‬ ‫* اين دست مسائل در سرعت هم تاثير دارند؟‬

‫ در مسابقه اي كه به تايم بستگي داشته باشد بله‪.‬‬‫مثال بين آلومينيوم و كربن خيلي تفاوت وجود دارد‬ ‫شايد تا سه‪ ،‬چهار ثانيه تاثير داشته باشد‪.‬‬ ‫البته تا بيست ثانيه هم ممكن است‬ ‫تفاوت ايجاد كند بستگي به نوع‬ ‫ركاب زدن دارد‪ .‬يا سريع دنده‬ ‫عوض كردن مي‌تواند ده‬ ‫ثانيه تاثير بگذارد‪.‬‬

‫‪1388‬‬ ‫تابستان ‪1390‬‬ ‫شماره‪ 1857‬پاييز‬ ‫شماره‬ ‫* با دوچرخه به مدرسه مي‌آيي؟‬

‫‪ -‬نه‪ ،‬راستش پدرم اجازه نمي‌دهد‪.‬‬

‫* وضعيت درسي ات چه طور است؟‬

‫ متوسط‪ ،‬اين اواخر خيلي برنامه ريزي كرده ام‪ .‬تقريبا‬‫يك ماهي مي‌شود دارم بكوب براي آزمون جامع مي‌خوانم‪.‬‬ ‫مي‌خواهم كاري كنم تا نتيجه‌ي خوبي در درسم بگيرم‪.‬‬ ‫* آزمون جامع قبلي رتبه ات چند شد؟‬

‫‪ -‬سيصد شد‪.‬‬

‫* در مدرسه چندم شدي؟‬

‫‪ -‬بين ‪ 110‬نفر ‪ 54‬شدم‪.‬‬

‫* روزانه چه قدر تمرين مي‌كني؟‬

‫ فصل دوچرخه س��واري تابس��تان است ‪.‬توي پاييز‬‫هم مي‌ش��ود كار كرد‪ .‬در زمستان بيشتر بدن سازي كار‬ ‫مي‌كنيم‪ .‬تقريبا مي‌ش��ود گفت بدنمان را براي تابستان‬ ‫س��ال ديگر آماده مي‌كنيم‪ .‬دوچرخه سواري هم كنارش‬ ‫دارد اما كمتر از تابستان‪ .‬مثال تابستان كه خود دوچرخه‬ ‫سواري انجام مي‌دهيم تقريبا روزي بين سه تا پنج ساعت‬ ‫كار مي‌كنيم ولي در زمستان تمرين دو‪ ،‬سه ساعته تمام‬ ‫مي‌شود‪.‬‬ ‫* از دوچرخه ثابت هم استفاده مي‌كني؟‬

‫ يك چيزي شبيه دوچرخه ثابت هست‪ .‬از همان چرخ‬‫كورسي استفاده مي‌كنيم اما دستگاهي هست كه به آن‬ ‫مي‌گوييم غلتك يا قرقره كه چرخ عقب در محورش جا‬ ‫مي‌گيرد و تقريبا قفل مي‌شود‪ .‬مي‌شود مثل جاده آن را‬ ‫تنظيم كرد‪ .‬اصطكاك و ش��يب جاده را مي‌توانيم تنظيم‬ ‫كنيم‪ .‬مدل پيش��رفته تري هم دارد كه با وصل يك لپ‬ ‫تاپ مخصوص‪ ،‬مس��ابقات بزرگ دنيا‪ ،‬مثل تور كاليفرنيا‬ ‫و تور فرانس��ه را باز س��ازي مي‌كند‪ .‬مانند اين كه در تور‬ ‫فرانسه پا مي‌زني ‪ .‬دقيقا مي‌تواني خودت را محك بزني و‬ ‫از وضعيتت آگاه شوي‪.‬‬ ‫* پيست‌هاي ايران در چه وضعيتي هستند؟‬

‫ تا سال پيش فقط پيست تهران بود‪ ،‬يك پيست هم در‬‫مشهد افتتاح شد‪ .‬تازگي هم شنيده ام پيست تبريز افتتاح‬ ‫شده است اما مطمئن نيستم‪ .‬به نظر من نسبت به ساير‬ ‫كشور‌ها كم است‪ .‬مثال كشوري مثل چين تنها در شهر‬ ‫گوآنجو حد اقل چهل پيست دوچرخه سواري دارد‪.‬‬ ‫* آنجا بودي؟‬

‫ نه ايران بودم‪ .‬ولي در ايران با توجه به تعداد دوچرخه‬‫سوار‌ها و كل جمعيت پيست‌ها خيلي كم است‪ .‬البته موانع‬ ‫اقتصادي هم وجود دارد‪ .‬پيست تهران كه خودم مي‌روم‬ ‫بتني است و از نظر كيفيت مي‌توان گفت از پيست‌هاي‬ ‫خوب دنيا است‪.‬‬ ‫* خود فدراس�يون پيس�ت را تاييد نكرده بود‪ .‬گفته‬ ‫بودند كف پيس�ت بايد چوبي باشد تا اگر دوچرخه سوار‬ ‫زمين بخورد كمتر آسيب ببيند‪.‬‬

‫ كال پيس��ت‌هاي دوچرخه س��واري دو مدل دارند‪،‬‬‫بعضي‌ها چوبي و بعضي‌ها بتني اند‪ .‬بتني‌ها از استاندارد‬ ‫خارج ش��دند اما از نظر اتالف انرژي و مسائل ديگر فرق‬ ‫زيادي با پيس��ت چوبي ندارند‪ .‬فقط به علت امنيت كنار‬ ‫گذاشته شده اند‪.‬‬ ‫* پيس�ت‌هاي بتن�ي نس�بت به پيس�ت‌هاي چوبي‬ ‫اصطكاك بيشتري ندارند؟‬

‫ نس��بت به چوبي بله‪ .‬به همين علت مس��ابقات‬‫رك��ورد گيري روي پيس��ت‌هاي چوبي انجام‬ ‫مي‌شوند‪ .‬به هر حال در مسابقات تمام‬ ‫دوچرخه س��وار‌ها روي يك پيست‬

‫ركاب مي‌زنند و شرايط براي همه يكسان است‪ .‬البته اگر‬ ‫اصالح شود خيلي خوب است اما فكر نمي‌كنم تا ‪ 5‬سال‬ ‫آينده بتوان كاري كرد‪.‬‬ ‫* وضعيت دوچرخه سواري ايران چگونه است؟‬

‫ جايگاه ايران آسيا با نوسان همراه بوده‪ .‬يك دوره اول‬‫ش��د‪ ،‬دوره‌هاي ديگر چهارم و پنجم‪ .‬اما احساس مي‌كنم‬ ‫روند رو به رشدي را در پي گرفته ايم‪ .‬چون رده جوانان و‬ ‫نوجوانان كه به تيم ملي هر كشوري اضافه مي‌شوند تغييري‬ ‫در آن تيم ايج��اد مي‌كنند‪ .‬چون بدن آدم‌ها كامال عوض‬ ‫مي‌شوند و قدرت بدني و آمادگي جسماني متفاوتي دارند‪ .‬تا‬ ‫امروز اين تغييرات به نفع تيم دوچرخه سواري بوده است‪.‬‬ ‫* يكي از خاطراتت را تعريف مي‌كني؟‬

‫قش��نگ ترين روزم جمعه اي ب��ود كه فرداي آن هم‬ ‫تعطيلي رسمي‌بود و تكليف درسي نداشتم‪ .‬با دوازده نفر‬ ‫از دوس��تانم ساعت شش صبح به پارك سراوان در چهل‬ ‫كيلومتري رشت رفتيم و تا ساعت هفت دوچرخه سواري‬ ‫كرديم‪ .‬تقريبا ده هزار كالري سوزانديم‪ .‬حركات نمايشي‬ ‫انجام مي‌داديم و از همديگر فيلم مي‌گرفتيم‪ .‬خيلي خاطره‬ ‫خوبي از آن روز دارم و هر وقت مي‌خواهم ياد روز خوشي‬ ‫از دوچرخه سواري بيافتم‪ ،‬ياد آن روز مي‌افتم‪.‬‬ ‫* و بد ترين خاطره؟‬

‫ توي پيست تهران بوديم و نفر جلويي من در مسابقه‬‫به زمين افتاد‪ ،‬فاصله دوچرخه سوار‌ها از هم حدود بيست تا‬ ‫سي سانت بود‪ ،‬ما هم هفت‪ ،‬هشت نفر پشت سر هم بوديم‪،‬‬ ‫من خيلي سعي كردم كه از رويش رد نشوم براي همين‬ ‫به زمين خوردم و آس��يب ديدم‪ .‬در آن سال مي‌توانستم‬ ‫اول بش��وم و خيلي ناراحت شدم‪ .‬آن سال‪ ،‬سالي بود كه‬ ‫مي‌توانستم طال بگيرم اما نشد‪.‬‬ ‫* به چه رشته‌هايي عالقه داري؟‬

‫ از كودك��ي طراحي خوبي داش��تم‪ .‬در فاميل همه‬‫مي‌گفتند كه طراحي و نقاش��ي خوب��ي داري‪ .‬هنوز هم‬ ‫خيلي به طراحي عالقه دارم‪ ،‬موسيقي هم آزمايش كردم‬ ‫اما وقت تمرين نداشته ام‪.‬‬ ‫* بزرگ ترين آرزوي ورزشي ات چيست؟‬

‫ آرزو دارم بتوانم در بزرگ ترين تور دوچرخه سواري‬‫جهان براي دو‪ ،‬سه سال متوالي قهرمان شوم‪.‬‬ ‫* دو‪ ،‬سه سال؟ قهرماني؟‬

‫ ب��ا كمي‌تالش مي‌توانم در آن ش��ركت كنم‪ .‬اما براي‬‫قهرماني شانس الزم است كه برايت پاپوش درست نكنند‪.‬‬ ‫* حقوقي هم دريافت مي‌كني؟‬

‫ ب��راي نوجوان��ان نه‪ ،‬بايد حتما باالي هجده س��ال‬‫باشيم‪.‬‬ ‫* پس مجاني ركاب مي‌زني؟‬

‫ نه‪ ،‬بيشتر براي مدال و تجربه و مقام‪ .‬هر مسابقه اي‬‫كه ش��ركت مي‌كنم به تجربه ام اضافه مي‌شود‪ ،‬درست‬ ‫مثل امتحانات كالسي‪.‬‬ ‫* براي قهرماني كشور فقط مدال دادند؟‬

‫ م��دال و تقدي��ر نامه و يك مبلغي هم مي‌دهند كه‬‫بيشترينش صد هزار تومان بوده‪ ،‬آن هم به زحمت‪ .‬چون‬ ‫بودجه اجازه‌ي پرداخت به رده‌ي نوجوانان را نمي‌دهد‪.‬‬ ‫* نمي‌خواهي از كسي تشكر كني؟‬

‫ از پدر و مادرم خيلي تشكر مي‌كنم‪ .‬فكر مي‌كنم بيشترين‬‫زحمت را آنها براي من كشيده اند و مرا خيلي پشتيباني كرده‬ ‫اند‪ .‬از مربي ام آقاي روح اهلل احمد لو هم خيلي تشكر مي‌كنم‬ ‫كه ايشان مربي باشگاه پاسارگاد بودند‪.‬‬ ‫كد مطلب‪J57018 :‬‬

‫‪39‬‬


‫چند ُبعدي‌ها‬

‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫‪40‬‬

‫از كي داستان مي‌نويسي؟‬

‫در دوره راهنمايي مي‌گفتند انشا‌هاي خوبي‬ ‫مي‌نويسي‪ .‬براي همين در تابستان‪ ،‬قبل از ورود‬ ‫به دبيرستان به كالس داستان نويسي در فرهنگ‬ ‫سراي ارسباران رفتم‪ .‬البته سطح كالس بسيار‬ ‫باال بود‪ .‬عضو‌هاي كوچك آن كالس‪ ،‬دانشجو‌هاي‬ ‫سال اولي بودند‪ .‬تنها شش نفر زير ديپلم بودند‬ ‫كه من هم يكي از آنها بودم‪ .‬در آنجا داس��تاني‬ ‫نوشتم كه مورد توجه استادمان خانم علي پور‬ ‫قرار گرفت‪.‬‬ ‫خانم علي پور گفتند داس��تان خوبي اس��ت و‬ ‫تش��ويقم كردند‪ .‬بعد از آغاز سال تحصيلي خانم‬ ‫ش��جاعي گفتند‪ ،‬كساني كه دس��ت به قلم دارند‬ ‫آثارشان را بياورند‪ .‬من هم همان داستان را آوردم و‬ ‫ايشان آن را به منطقه فرستادند‪ .‬همه كار‌ها را خانم‬ ‫شجاعي كردند وگر نه‪ ،‬خود من هيچ وقت داستانم‬ ‫را براي شركت در مسابقه جايي نمي‌فرستادم‪.‬‬ ‫حتما داستان‌هاي زيادي نوشته بودي‪ ،‬فقط‬ ‫همي�ن يكي را به خانم ش�جاعي نش�ان داده‬ ‫بودي؟‬

‫نه‪ ،‬بقيه را هم نشان داده بودم‪ ،‬اما اين يكي‬ ‫خيلي مورد توجهشان قرار گرفت‪ .‬گفتند از همه‬ ‫داستان‌هايم بهتر بود‪ .‬بعد از اينكه داستانم را به‬ ‫منطقه فرستادم‪ ،‬گفتند‪ :‬اول شدي!‬ ‫چ�ه قدر داس�تان نويس�ي براي�ت جدي‬ ‫است؟‬

‫خيلي داستان نويسي را دوست دارم‪ .‬چون‬ ‫احس��اس مي‌كن��م مي‌توانم چيز‌هاي��ي را كه‬ ‫مي‌دانم‪ ،‬بنويس��م‪ .‬اين موضوع احساس خيلي‬

‫خوبي به م��ن مي‌دهد‪ .‬اولويت اوقات فراغتم با‬ ‫نوشتن است‪.‬‬ ‫خاطره نويسي هم مي‌كردي؟‬

‫خيلي وقت اس��ت كه اين كار را مي‌كنم‪ .‬تا‬ ‫همين اآلن هم دارم مي‌نويس��م‪ .‬از سال ‪1385‬‬ ‫كه پنجم دبستان بودم‪.‬‬

‫از وقتي رتبه آوردي‪ ،‬نوش�تن برايت جدي‬ ‫تر شده؟‬

‫يك م��دت فكر كردم در دانش��گاه ادبيات‬ ‫بخوانم‪ ،‬اما وقتي با ديگران در ميان گذاش��تم‪،‬‬ ‫گفتند آينده ش��غلي ادبيات مناس��ب نيست و‬ ‫مي‌تواني در كنار هر كاري داس��تان نويسي را‬ ‫هم ادامه دهي‪.‬‬ ‫از خانواده ات برايمان مي‌گويي؟‬

‫ي��ك خواهر كوچكت��ر دارم‪ .‬پدرم مهندس‬ ‫ساختمان و مادرم مجسمه ساز هستند‪.‬‬ ‫خانواده ات چه قدر اهل ادبيات هستند؟‬

‫خيل��ي زي��اد‪ .‬از وقتي كوچك ب��ودم برايم‬ ‫داس��تان مي‌خواندند‪ .‬شايد همين باعث شد به‬ ‫داستان نويسي كشش پيدا كنم‪.‬‬ ‫خودت از كي ش�روع به داس�تان خواندن‬ ‫كردي؟‬

‫از وقتي كه خواندن و نوشتن ياد گرفتم‪.‬‬

‫كتاب‌هاي�ي ب�وده كه ت�و را از خواندن آن‬ ‫منع كنند؟‬

‫اآلن خيل��ي پيش مي‌آي��د‪ .‬در مورد بعضي‬ ‫كتاب‌ه��ا مي‌گويند هر وقت بزرگ تر ش��دي‬ ‫آن‌ها را بخوان‪.‬‬ ‫زمينه اش را داشتي‪ ،‬با كالس رفتن و شركت‬ ‫در مسابقه موفقيتي هم كسب كردي و برنامه‌ات‬ ‫براي آينده چيست؟‬

‫برنامه دارم امس��ال تابستان كالس داستان‬ ‫نويس��ي را جدي تر ادامه دهم و داس��تان‌هاي‬ ‫بيشتري بنويسم‪.‬‬ ‫وقت�ي رتب�ه آوردي‪ ،‬برخورد خان�واده ات‬ ‫چگونه بود؟‬

‫آن‌ها خيلي خوشحال شدند‪ .‬داستان‌هايم را‬ ‫كه مي‌خواندند تشويقم مي‌كردند و مي‌گفتند‬ ‫خوب مي‌نويسي‪ .‬قبل از آن هم تمام انشا‌هايم‬ ‫را مي‌خواندند‪.‬‬ ‫بيشتر سوژه داستان‌هايت چيست؟‬

‫معموال اتفاقات دور و برم را با تخيل همراه‬

‫مي‌كنم‪.‬‬

‫يعني به نوعي راوي هستي؟‬

‫تالش مي‌كنم كه راوي‪ ،‬سوم شخص باشد‪،‬‬ ‫اما خيلي جا‌ها حتما بايد از اول شخص استفاده‬ ‫ك��رد‪ .‬در داس��تان‌هايم كمت��ر از "داناي كل"‬ ‫استفاده مي‌كنم‪.‬‬ ‫كدام يك از داستان‌هايت را بيشتر از همه‬ ‫دوست داري؟‬

‫همي��ن داس��تاني را كه رتبه آورده اس��ت‪.‬‬ ‫احس��اس مي‌كنم كه پخته تر از ساير كار‌هايم‬ ‫نوشته شده است‪ ،‬هر چند اشكاالتي داشت‪ ،‬اما‬ ‫نسبت به بقيه كار‌هايم بهتر بود‪.‬‬ ‫مي‌تواني خالصه داستانت را تعريف كني؟‬

‫خيلي كوتاه است‪ .‬داستان يك بيمار رواني‬ ‫است كه وارد آسانسور تيمارستان مي‌شود‪ .‬وقتي‬ ‫مي‌خواهد تكمه‌ها را بزند‪ ،‬هر تكمه براي او ياد‬ ‫آور خاطره اي است‪ .‬تا وقتي كه برق‌ها مي‌رود و‬ ‫او را پيدا مي‌كنند‪ ،‬چون مي‌خواسته فرار كند‪ .‬در‬ ‫پايان داستان نشان مي‌دهم كه اميدش را براي‬ ‫فرار از تيمارستان از دست نمي‌دهد‪.‬‬

‫اين داستان چه قرينه اي در زندگي خودت‬ ‫داشت؟‬

‫اين س��وژه اي بود كه استاد كالس داستان‬ ‫نويسي به ما داده بود‪ .‬البته سوژه او گير كردن‬ ‫يك نفر در آسانس��ور بود كه من به اين صورت‬ ‫پرداختش كردم‪.‬‬ ‫آيا خ�ودت به مطرح كردن داس�تان‌هايت‬ ‫فكر مي‌كردي؟‬

‫بيشتر پدرم مي‌گفت داستان‌هايت را جايي‬ ‫چاپ كن‪ .‬خود من رغبت چنداني براي فرستادن‬ ‫يا چاپ آن‌ها نداشتم و فقط مي‌نوشتم‪.‬‬ ‫تا به حال در داستان‌هايت از شخصيت‌هاي‬ ‫اطرافت استفاده كرده اي؟‬

‫نه‪ ،‬تا به حال اين كار را انجام نداده ام‪.‬‬

‫چرا؟‬

‫بيش��تر از اخالقيات افراد دور و برم استفاده‬ ‫مي‌كن��م و با كن��ار هم ق��رار دادن صفت‌هاي‬ ‫آدم‌ه��اي مختلف ش��خصيت جديدي را خلق‬ ‫مي‌كنم‪ .‬زيرا معموال تمام صفت‌هاي شخصيتي‬ ‫ك��ه مي‌خواه��م خلق كنم‪ ،‬در ي��ك نفر جمع‬ ‫نمي‌شود‪.‬‬ ‫كد مطلب‪J57019 :‬‬

‫نيلوفر صمدي رتبه اول منطقه در رشته‌ي داستان نويسي‬

‫داستان يك نويسنده‬

‫چند ُبعدي‌ها‬

‫‪1388‬‬ ‫تابستان ‪1390‬‬ ‫شماره‪ 1857‬پاييز‬ ‫شماره‬

‫‪41‬‬

‫ويدا دهقان – پايه‌ي دوم راهنمايي واحد بهپويان‬

‫رتبه سوم منطقه در رشته تآتر‬ ‫با دوس��تانم‪ ،‬نمايش��ي به نام گنجنامه را در منطقه اجرا كرديم‪ .‬نمايش ما مقام س��وم را كسب كرد و در بين تيم‪ ،‬من و‬ ‫دوستم به عنوان بازيگر‪ ،‬اول شديم‪ .‬در كل بازيگرهاي منطقه هم‪ ،‬من سوم و دوستم دوم شد‪.‬نمايش ما ‪ 15‬بازيگر داشت‪.‬‬ ‫نمايشنامه قسمتي از مثنوي مولوي بود كه ناظم مان آن را از مجالت رشدي كه بينمان توزيع مي‌شود انتخاب كرده بود‪.‬‬ ‫من نقش مولوي را بازي مي‌كردم و شعرها را مي‌خواندم‪ ..‬ما با كمك ناظم مان در آن مسابقه شركت كرديم‪.‬‬ ‫يكي از دانش‌آموزان به نام پرديس تهراني پور سرپرس��تي گروه را بر عهده داش��ت و همراه ناظم مان كارگرداني مي‌كردند‪ .‬من قبل از اين در اغلب‬ ‫س��ال‌هاي مدرس��ه عضو گروه تآتر مدرس��ه بودم‪.‬خيلي به تئاتر عالقه دارم چون احساس مي‌كنم كسي كه تآتر كار مي‌كند مي‌تواند آدم ديگري باشد‪.‬‬ ‫مي‌تواند از دنياي خودش جدا شود و در دنياي يك آدم ديگر زندگي كند‪ .‬بعضي‌ها فكر مي‌كنند زندگي هنرمندان خيلي سخت است چون هميشه زير‬ ‫ذره بين هستند ولي من هنرمندان را خيلي دوست دارم و اصال این طور فكر نمي‌كنم‪ ،‬اما دوست ندارم بازيگر شوم‪ ،‬بيشتر دوست دارم كارگردان شوم‪.‬‬ ‫هر كس بايد رشته اي را ادامه دهد كه مي‌خواهد‪ .‬به حرف پدر و مادرش توجه كند‪ ،‬اما فقط حرف‌هاي آن‌ها را اجرا نكند‪.‬‬ ‫تارا سطاني – پايه‌ي دوم راهنمايي واحد بهپويان‬

‫رتبه اول شنا در منطقه‬ ‫از ‪ 4‬س��الگي ش��نا مي‌كن��م‪ .‬از آن‬ ‫جاي��ي ك��ه خيلي وقت اس��ت ش��نا‬ ‫كار مي‌كن��م و ب��ه خ��ودم اطمينان‬ ‫دارم‪ ،‬اضط��راب زيادي در مس��ابقات‬ ‫به من دس��ت نمي‌دهد‪ .‬به رقيب‌هاي‬ ‫خود به چشم دش��من نگاه نمي‌كنم‪.‬‬ ‫آن‌ه��ا را هم مثل دوس��تانم مي‌دانم‪،‬‬ ‫ا م��ا خ��ب د و س��ت د ا ر م شكستش��ا ن بد ه��م !‬ ‫به باشگاه شهيد كشوري مي‌رفتم كه محل شناي قهرماني است‪.‬‬ ‫در استاني مقام دو رقمي‌آوردم‪ ،‬اما در منطقه بيشتر اوقات اول يا‬ ‫دوم مي‌شوم‪.‬به زبان‌هاي خارجي هم عالقه دارم‪ .‬مثال زبان فرانسه‬ ‫يا انگليسي‪ .‬در تآتر هم با بچه‌ها بازي كردم كه رتبه اي نياورديم‪.‬‬ ‫در گروه سرود مدرسه هم حضور دارم‪.‬‬ ‫امسال به خاطر توجه بيشتر به درس‌هايم كالس شنا نرفتم‪.‬‬ ‫خيلي دوست دارم بچه‌ها يك رشته ورزشي را در كنار درسشان‬ ‫داشته باشند‪ .‬چون به آن‌ها روحيه مي‌دهد و شادشان مي‌كند و‬ ‫مطمئن باش��ند كه به درسشان لطمه نمي‌خورد‪ .‬اگر آدم بخواهد‬ ‫مي‌تواند هر دوي آن‌ها را با هم ادامه دهد‪ .‬من ش��نا را بيش��تر از‬ ‫درس دوست دارم!‬

‫مرواريد صديق آذري – پايه‌ي دوم راهنمايي واحد بهپويان‬

‫رتبه دوم بازيگري در منطقه‬ ‫هر هفته بين ما مجله رش��د تقسيم‬ ‫مي‌شد و از بين آن نمايش نامه گنجنامه‬ ‫را انتخ��اب كرديم‪ .‬من به نمايش عالقه‬ ‫داشتم‪ .‬چون از بعضي از بازيگر‌ها و طرز‬ ‫رفتارشان خوش��م مي‌آمد‪ .‬براي همين‬ ‫تصميم گرفتم در نمايش مدرسه شركت‬ ‫كنم‪ .‬اول مي‌خواستم نقش شاه را بازي‬ ‫كن��م‪ ،‬اما به فيزيكم نمي‌خورد‪ ،‬براي همين نقش زن درويش را بازي‬ ‫ك��ردم كه رتبه دوم را كس��ب كردم البته فك��ر نمي‌كردم اين رتبه را‬ ‫بياورم چون هميشه مي‌ترسيدم جلوي دوربين يا جمع صحبت كنم‪.‬‬ ‫در تمرين‌هاي مدرسه زياد خوب نبودم و قسمتي از نقش يادم رفت‪ ،‬اما‬ ‫در آن جا توانستم خودم را كنترل كنم و بيشتر حواسم را جمع كردم‪.‬‬ ‫خيلي دوست دارم بازيگري را ادامه بدهم‪ .‬پدرم مي‌گويد بيشتر بايد به‬ ‫چيز‌هاي ديگر فكر كني تا بازيگري‪ .‬دلم مي‌خواهد رشته علوم تجربي‬ ‫را ادامه بدهم‪ ،‬اما به اندازه بازيگري دوستش ندارم‪.‬هميشه بازيگري را‬ ‫دوست داشتم‪ ،‬حتي در دوره دبستان هم تآتر بازي مي‌كردم‪ ،‬اما به عنوان‬ ‫يك رشته به آن فكر نمي‌كردم‪.‬من اصال آدم صلح طلبي نيستم با ويدا‬ ‫هم سر يكي از دوستانمان با هم دعوايمان شد‪ ،‬اما بعدا با هم دوست‬ ‫شديم‪ .‬به نظرم ويدا خيلي خوب مي‌تواند در گروه كار كند‪.‬‬

‫آذين آل صفر ‪ -‬پايه‌ي دوم راهنمايي واحد بهپويان‬

‫رتبه دو منطقه در رشته نثر ادبي‬ ‫اثرم نامه اي به برنامه كودك بود‪ ،‬كه يك سري نقد و انتقاد درباره برنامه‌هاي كودك صدا و سيما بود‪ .‬از آنجايي‬ ‫كه مدرسه موضوع‌هاي خوبي براي انشا مي‌داد‪ ،‬توانستم نثري بنويسم كه در منطقه رتبه بياورد‪ .‬نوشتن برايم خيلي‬ ‫جدي است‪ .‬به نظر من در ادبيات نسبت به ساير هنر‌ها خيلي راحت تر مي‌شود احساسات را بيان كرد‪ .‬مثل موسيقي‬ ‫و نقاش��ي و مجس��مه س��ازي نيست‪ .‬چون من ‪ 5‬سال است كه موس��يقي كار مي‌كنم(فلوت كليددار) و حدود ‪ 4‬سال است كه نقاشي مي‌كنم و‬ ‫حدود يك س��ال اس��ت كه كار مجس��مه سازي مي‌كنم‪ .‬ولي به نظر من در هيچ يك از اين هنر‌ها نمي‌توان به راحتي ادبيات به بيان احساسات‬ ‫پرداخت‪.‬از ورزش‌ها به واليبال و از درس‌ها هم به درس رياضي عالقه دارم‪ .‬دوست دارم مهندس ساختمان بشوم‪ .‬من خودم دوست دارم رشته‬ ‫رياضي را ادامه بدهم‪ ،‬اما مادرم مي‌گويد با توجه به اس��تعدادي كه در درس علوم داري بهتر اس��ت پزش��كي بخواني‪ .‬به هنرهايم عالقه زيادي‬ ‫دارم و دوس��ت دارم آن‌ها را ادامه بدهم‪.‬به نظر من تمام رش��ته‌ها در جايگاه خودش��ان‪ ،‬خوبي‌هاي زيادي دارند‪ ،‬ولي انسان بايد به استعداد‌هاي‬ ‫خودش توجه كند و اگر مي‌بيند در رشته اي استعداد ندارد‪ ،‬آن را رها كند‪.‬‬


‫چند ُبعدي‌ها‬

‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫‪42‬‬

‫جایگاه مطلوب زهرا ميرنژاد‪:‬‬

‫دانشمندي با دان ‪ 10‬كاراته‬

‫زهرا مير نژاد‪ -‬دارنده مدال طالي كاراته كشوري دانش آموز پايه‌ي دوم دبيرستان انديشه‬ ‫است‪ .‬از كودكي و با ديدن فيلمهاي اكشن رزمي‌به اين رشته عالقمند شده و مي‌خواهد تا دان‬ ‫‪ 10‬پيش برود‪ .‬به علم هم به چشم آينده نگاه مي‌كند و مي‌خواهد دانشمند شود‪ ،‬آنقدر مصمم‬ ‫اينها را مي‌گويد كه مي‌توان باور كرد كه هردو اين كارها را خواهد كرد‪ .‬به سوالهاي ما هم خيلي‬ ‫كوتاه و مثل ضربات كاراته پاسخ مي‌داد‪ .‬آنچه مي‌خوانيم حاصل اين مبارزه است‪:‬‬ ‫در مسابقات جهاني شركت مي‌كني؟‬

‫نه‪ ،‬چون من در س��بك غير كنترلي كار مي‌كنم‪ ،‬اما‬ ‫مسابقات جهاني در سبك كنترلي برگزار مي‌شود‪.‬‬ ‫فرق بين اين دو چيست؟‬

‫در غير كنترلي ضربه را نمايش نمي‌دهي‪ ،‬بلكه واقعا‬ ‫ضربه را وارد مي‌كني‪.‬‬ ‫چه شد به كاراته عالقه مند شدي؟‬

‫از اول به ورزش‌هاي رزمي‌عالقه داشتم‪.‬‬

‫در خانواده تان هم كسي ورزش رزمي‌مي‌كند؟‬

‫برادرم تكواندو كار مي‌كند‪.‬‬

‫تحصيالت و شغل پدرتان چيست؟‬

‫شيمي‌محض خوانده اند و كارمند هستند‪.‬‬

‫مادر چي؟‬

‫خانه دار هستند‪.‬‬

‫چه شد كه به رشته‌هاي رزمي‌عالقه مند شدي؟‬

‫فيلم‌هاي اكش��ن‪ ،‬زياد نگاه مي‌ك��ردم و از همين طريق‬ ‫عالقه مند شدم‪.‬‬ ‫از چه سني شروع كردي؟‬

‫از چهار سالگي ورزش‌هايي مثل ژيمناستيك و شنا كار‬ ‫مي‌كردم و از اول راهنمايي كاراته را شروع كردم وتا به حال‬ ‫در دو مسابقه كميته شركت كرده ام‪ .‬اولي مسابقات بين‬ ‫باشگاهي بود كه نقره گرفتم‪ ،‬دومي‌مسابقات كشوري‬ ‫بود كه مدال طال گرفتم‪.‬‬ ‫عكس العمل خانواده چه بود؟‬

‫تشويقم كردند‪.‬‬

‫به جز مس�ابقات جاي ديگري هم از اين فنون‬ ‫استفاده مي‌كني؟‬

‫نه‪ ،‬تا به حال پيش نيامده اس��ت‪ .‬در مدرسه‬ ‫پيش آمده اس��ت كه عصباني بشوم و بخواهم از‬ ‫اين فنون استفاده كنم‪ ،‬اما به خاطر مسئوليتش‬ ‫اين كار را نكرده ام‪.‬‬

‫در چه موقعيتي ممكن اس�ت از اين فنون‬ ‫استفاده كني؟‬

‫اگر كسي بخواهد كيفم را بزند‪ ،‬از اين‌ها استفاده مي‌كنم! در‬ ‫كل‪ ،‬هر جا كه نياز به دفاع كردن از خودم داشته باشم‪.‬‬ ‫كاراته براي يك خانم ورزش سختي نيست؟‬

‫براي من كه سخت نيست‪.‬‬

‫تا به حال آسيب ديدگي داشته اي؟‬

‫در يكي از مسابقات ضربه سختي به پايم خورد كه مدت زيادي‬ ‫درد مي‌كرد‪ ،‬اما اس��تادم گفت مساله مهمي‌نيست و احتماال‪ ،‬بافت‬ ‫روي اس��تخوانم از بين رفته است‪ .‬اگر بخواهم اين ورزش را خيلي‬ ‫جدي ادامه دهم‪ ،‬امكان آسيب‌هاي جدي هم هست‪.‬‬

‫از اين موضوع نمي‌ترسي؟‬

‫نه‪ ،‬چون به كاراته خيلي عالقه دارم‪.‬‬

‫نمي‌ترسي ضربه اي به صورتت وارد شود و روي چهره ات تاثير‬ ‫بگذارد؟‬

‫در بعضي از سبك‌ها احتمال ضربه به صورت و شكستگي دندان‬ ‫و دماغ هس��ت‪ ،‬اما وقتي در آن س��بك‌ها بازي مي‌كنم‪ ،‬بيشتر توان‬ ‫دفاعي ام را روي دفاع از صورت مي‌گذارم‪.‬‬ ‫تا كي مي‌خواهي به اين ورزش ادامه دهي؟‬

‫اگر بتوانم‪ ،‬دوست دارم تا دان ده پيش بروم‪.‬‬

‫با توجه به مدال طاليت‪ ،‬به شما دان ‪ 10‬نمي‌دهند؟‬

‫نه‪ ،‬من هنوز كمر بند مشكي ندارم‪ .‬چون براي گرفتن كمربند‬ ‫باالتر‪ ،‬بايد يك حد اقل زماني گذش��ته باشد‪ .‬در بهترين حالت دو‬ ‫سال طول مي‌كشد‪ .‬آزمون كمر بند مشكي هم خيلي سخت است‪،‬‬ ‫چون آزمونش در خود فدراس��يون برگزار مي‌ش��ود و حركات آدم‬ ‫خيلي مهم اس��ت‪ .‬البته كمر بند افتخاري را خود باشگاه مي‌دهد‪،‬‬ ‫اما رسمي‌نيست‪.‬‬ ‫اگر سال كنكور براي شركت در مسابقات جهاني يا المپيك انتخاب‬ ‫شوي‪ ،‬كدام را انتخاب مي‌كني؟‬

‫فكر كنم نظر خانواده كنكور باشد‪ .‬چون مادرم خيلي روي درسم‬ ‫تاكيد دارند‪ .‬البته سال بعد هم مي‌توان كنكور داد‪.‬‬ ‫غير از ورزش به چه كار‌هايي مي‌پردازي؟‬

‫كار‌هاي هنري‪ .‬مثال تابلوي س��ه بعدي درس��ت مي‌كنم‪ .‬با ساقه‬ ‫گندم‪ ،‬هم تابلو درست كردم‪ .‬در ساختن مجسمه با خمير گل چيني‬ ‫هم مهارت دارم‪.‬‬ ‫چند خواهر و برادر داري؟‬

‫يك خواهر و يك برادر كوچكتر دارم‪.‬‬

‫به نظرت در انتخاب رش�ته ورزش�ي‪ ،‬به چه عواملي بايد توجه‬ ‫كرد؟‬

‫به نظر من در انتخاب رشته ورزشي‪ ،‬عالقه خيلي مهم است‪ ،‬اما‬ ‫بايد به توانايي‌ها و استعداد فيزيكي بدن هم توجه شود‪ .‬مثال اگر كسي‬ ‫به رش��ته كاراته عالقه داشته باشد‪ ،‬ولي استخوان بندي اش تحمل‬ ‫ضربه‌هاي كاراته را نداشته باشد‪ ،‬نمي‌تواند آدم موفقي در اين رشته‬ ‫شود‪ .‬اين موضوع در تمام رشته‌هاي ورزشي خيلي مهم است‪.‬‬ ‫به چه درس‌هايي عالقه داري؟‬

‫ب��ه همه درس‌ها عالقه دارم‪ ،‬اما عالق��ه ام به رياضي پر رنگ تر‬ ‫است‪.‬‬ ‫در كدام درس قوي تري؟‬

‫فكر كنم رياضي‪.‬‬

‫دوست داري در دانشگاه چه رشته اي ادامه دهي؟‬

‫به رشته مهندسي عالقه ندارم‪ .‬دوست ندارم علم را به خاطر پيدا‬ ‫كردن موقعيت شغلي بخوانم‪ ،‬بلكه دوست دارم علم را براي علم بخوانم‪.‬‬ ‫كد مطلب‪J57020 :‬‬ ‫دوست دارم دانشمند بشوم‪ .‬‬

‫چند ُبعدي‌ها‬

‫‪1388‬‬ ‫تابستان ‪1390‬‬ ‫شماره‪ 1857‬پاييز‬ ‫شماره‬

‫‪43‬‬

‫مبينا اكبري ‪-‬پايه‌ي دوم دبيرستان واحد انديشه‬

‫مخترع سيستم كمكي تهويه خانگي‬ ‫كار من اختراع سيس��تم كمكي تهويه خانگ��ي بودكه باعث افزايش راندمان خنك كنندگي‬ ‫مي‌ش��ود‪.‬انرژي اين سيستم با استفاده از سلول‌هاي خورشيدي تامين مي‌شود‪ .‬انرژي خورشيد‬ ‫عم�لا هدر م��ي‌رود و ما هيچ اس��تفاده اي از آن نمي‌كنيم‪ .‬در مناطق كوي��ري به علت تابش‬ ‫ش��ديدتر خورش��يد گرماي بيشتري وجود دارد‪ .‬من به فكر س��اخت دستگاهي بودم كه بتوان‬ ‫انرژي خورش��يد را در جهت خنك كردن فضا اس��تفاده كرد‪ .‬براي همين كولري س��اختم كه‬ ‫با خورش��يد كار كند‪ .‬سيس��تم آن اين گونه اس��ت كه به كولر آبي دو المنت اضافه كرده ام كه‬ ‫سيستمي‌شبيه كولر‌هاي ماشين دارد‪ .‬اين المنت‌ها با تبريد فضا را خنك مي‌كنند‪.‬ابعاد سلول‬ ‫خورشيدي اين كولر ‪ 1‬متر در ‪ 1‬متر است‪.‬‬ ‫اي��ن كار را ب��ا كمك آقاي اعال معلم خالقيت مان طراحي كردم‪ .‬اين طرح از خودم بود‪ .‬اول‬ ‫طرحم را به پدرم نشان دادم و ايشان اشكاالت طرح را به من گفت‪ .‬بعد آن را به آقاي اعال نشان دادم كه ايشان خوششان آمد و با كمك ايشان‬ ‫طرح را در قوه قضاييه ثبت كرديم‪ .‬طرح‌هاي خيلي زيادي دارم‪ .‬قبال هم طرح‌هايي داش��تم اما نمي‌دانس��تم مي‌ش��ود طرح‌ها را ثبت كرد‪ .‬امسال‬ ‫كه به اين مدرسه آمدم اين موضوع را فهميدم‪.‬‬ ‫امس��ال مي‌خواهم طرحم را اجرا كنم چون براي ش��ركت در مس��ابقات كشور سوريه و روماني و ‪ ...‬بايد كولر ساخته شده باشد‪ .‬به علت آن كه‬ ‫طرحم دير ثبت ش��د‪ ،‬امس��ال نتوانس��تم در مسابقه خوارزمي‌ش��ركت كنم‪.‬به بچه‌ها مي‌گويم اگر ايده اي در ذهنشان جرقه زد‪ ،‬آن را رها نكنند‪.‬‬ ‫حتي اگر همه گفتند نمي‌شود آن ايده را پياده كرد‪.‬‬

‫رابعه زماني ‪ -‬پايه‌ي دوم دبيرستان واحد انديشه‬

‫مريم رحماني ساغراني ‪ -‬پايه‌ي سوم دبيرستان واحد انديشه‬

‫رتبه اول كشور در رشته ژيمناستيك‬

‫منتخب منطقه در رشته نماهنگ‌سازي‬

‫در رش��ته‌هاي ژيمناس��تيك و دو‬ ‫ميدان��ي كار مي‌كن��م‪ .‬پارس��ال در‬ ‫ژيمناس��تيك مقام اول استان و مقام‬ ‫اول كش��ور را داشتم و امسال هم اول‬ ‫استان ش��دم‪ .‬در دو ميداني هم‪ ،‬مقام‬ ‫اول در دو ‪ 60‬مت��ر و ‪ 200‬مت��ر و در‬ ‫دوي امدادي هم مقام دوم اس��تان را‬ ‫كسب كردم‪.‬‬ ‫مادرم از س��ه سالگي من را به كالس ژيمناستيك فرستادند و‬ ‫من هم ادامه دادم‪ .‬در تابس��تان كه مدرس��ه‪ ،‬ما را به باشگاه برد‪،‬‬ ‫استعداد دو ميداني را در خود ديدم و آن را ادامه دادم‪.‬دو و ميداني‬ ‫خيلي به ژيمناستيك كمك مي‌كند‪.‬‬ ‫مقام‌هايي كه آوردم باعث شد اطرافيان خيلي تشويقم كنند كه‬ ‫ادامه بدهم‪.‬روز جمعه گذش��ته انتخابي تيم ملي بود كه به علت‬ ‫امتحانات نتوانس��تم در آن ش��ركت كنم‪.‬دوست دارم ورزش را تا‬ ‫وقتي كه زنده ام ادامه بدهم چون خيلي به آن عالقه دارم!‬ ‫دوست دارم در دانش��گاه مهندسي پزشكي بخوانم چون شما‬ ‫مي‌توانيد بدون خواندن تربيت بدني هم در ورزش موفق باش��يد‪.‬‬ ‫دوست دارم ورزش را در كنار درسم داشته باشم‪.‬‬

‫پارسال يك نماهنگ (كليپ) در مورد‬ ‫ايران ساختم كه توي منطقه و استان مقام‬ ‫آوردم‪ .‬البته مانند س��اير رشته‌ها نيست‬ ‫و فق��ط مي‌گوين��د نماهنگتان منتخب‬ ‫منطقه و استان اس��ت‪ .‬اين كليپ را در‬ ‫خوارزمي‌هم ش��ركت دادم كه در آن جا‬ ‫هم منتخب منطقه شد‪ .‬امسال هم كليپي‬ ‫ساختم كه آن هم منتخب منطقه شد‪.‬‬ ‫رشته تحصيلي مادرم گرافيك رايانه اي است و من كليپ ساختن‬ ‫را از مادرم آموخته ام‪ .‬وقتي در سال سوم راهنمايي توانايي‌هايمان را‬ ‫پرس��يدند گفتم كه مي‌توانم كليپ بسازم‪ .‬يك بخشنامه از آموزش و‬ ‫پرورش آمده بود كه يكي از رشته‌هايش ساخت نماهنگ بود و من از‬ ‫آن وقت شروع به ساخت كليپ كردم‪ .‬كليپ سيزده آبان پارسال مدرسه‬ ‫را من ساختم‪ .‬چند كليپ آموزشي هم به سفارش معلم‌ها ساخته ام‪.‬‬ ‫مثال‪ ،‬يكي از آن‌ها در مورد تابع‌ها در درس رياضي است‪.‬‬ ‫تقريب��ا مجموعه كار‌هاي گرافيكي با كامپيوت��ر را بلدم اما معموال‬ ‫كليپ‌هايم را با فلش مي‌س��ازم‪ .‬در ساخت انيميشن هم مهارت‌هايي‬ ‫دارم‪ .‬به عنوان يك ش��غل به آن نگاه نمي‌كنم‪ .‬از ابتدا به عنوان يك‬ ‫تفريح به آن نگاه مي‌كردم‪.‬‬ ‫خانواده من را كامال آزاد گذاشته اند‪ .‬به هنرستان نرفتم چون براي‬ ‫ورود به دانش��گاه در دبيرستان درس‌ها جدي تر تدريس مي‌شوند اما‬ ‫ممكن است در دانشگاه رشته هنر را ادامه دهم‪.‬‬


‫چند ُبعدي‌ها‬

‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫‪44‬‬

‫از كي به ورزش واتر پولو مي‌پردازي؟‬

‫از سوم دبستان‪.‬‬

‫اوايل چرا‪ .‬اما از وقتي به قهرماني كشور رسيدم‪ ،‬نگراني‬ ‫شان كمتر شده است‪.‬‬

‫براي آموختن واتر پولو به كدام باشگاه مي‌رفتي؟‬

‫فكر مي‌كني تا چه حد ورزش را ادامه دهي؟‬

‫به صورت آزاد مي‌رفتي‪.‬‬

‫فكر مي‌كني به هدفت برسي؟‬

‫استاديوم آزادي‪.‬‬

‫بله‪ ،‬در ابتدا شهريه پرداخت مي‌كردم‪ ،‬اما از وقتي مقام‬ ‫آوردم نياز به پرداخت شهريه نبود‪.‬‬ ‫چه مقام‌هايي كسب كرده اي؟‬

‫چهار سال پيش تا مرحله آخر انتخابي قهرماني كشور‬ ‫پيش رفتم‪ ،‬اما انتخاب نش��دم‪ .‬سال بعد به مسابقات راه‬ ‫پيدا كردم و در سمنان چهارم شدم‪ .‬سال بعد با تيم تهران‬ ‫س��وم شديم‪ .‬امسال هم در مسابقاتي كه در تبريز برگزار‬ ‫شد‪ ،‬اول شديم‪.‬‬ ‫به تيم ملي دعوت نشدي؟‬

‫هدف اصلي ام قهرماني المپيك است‪.‬‬

‫بله‪ .‬در مس��ابقات تبريز بهترين گلر ايران شدم و يك‬ ‫حكم جدا برايش گرفتم‪.‬‬

‫به نظرت تي�م ملي ظرفيت قهرمان�ي در المپيك را‬ ‫دارد؟‬

‫ايران تيم خوبي دارد‪ .‬تيم ما با اينكه تيم جواني بود‪،‬‬ ‫در آسيا دوم شد‪ .‬با توجه به اين كه فدراسيون مربي‌هاي‬ ‫خوب خارجي را به اس��تخدام در آورده است‪ ،‬روند رو به‬ ‫رش��دي داري��م‪ .‬مربي تيم ملي اي��ران‪ ،‬بهترين مربي در‬ ‫سطح جهان است‪.‬‬

‫هنوز بازي‌هاي انتخابي تيم ملي آغاز نشده است‪.‬‬

‫به غير از واترپولو به چه ورزشي عالقه داري؟‬

‫مربيمان گفته به احتمال نود درصد انتخاب مي‌شوم‪.‬‬

‫در مدرسه چه ورزشي انجام مي‌دهي؟‬

‫فكر مي‌كني به تيم ملي دعوت شوي؟‬ ‫در چه رده اي قرار داري؟‬

‫اسكي‪.‬‬

‫فوتبال و كبدي ( زو) ‪.‬‬

‫در واتر پولو رده بندي به صورت زير ‪ 16‬سال‪ ،‬زير ‪14‬‬ ‫س��ال و زير ‪ 12‬سال اس��ت كه من در رده زير ‪ 14‬سال‬ ‫بازي مي‌كنم‪.‬‬

‫در رشته شنا هم مقامي‌آورده اي؟‬

‫در ابتدا در رشته شنا فعاليت مي‌كردم‪ ،‬يك بار در باشگاه‬ ‫راه آهن‪ ،‬كميته استعداد يابي به سراغ ما آمد و در آن جا‬ ‫به من پيشنهاد كردند كه واتر پولو بازي كنم‪.‬‬

‫وضعيت درسي ات چه طور است؟‬

‫چه شد به سراغ واتر پولو رفتي؟‬

‫شغل پدرتان چيست؟‬

‫شغل آزاد‪.‬‬

‫شغل مادرتان چيست؟‬

‫كارمند دولت هستند‪.‬‬ ‫خواهر و برادر داري؟‬

‫يك خواهر بزرگ تر دارم‪.‬‬

‫ايشان هم ورزش مي‌كنند؟‬

‫تا پنجم دبستان به صورت حرفه اي شنا مي‌كرد‬ ‫و همواره در استان اول مي‌شد‪ ،‬اما بعد از آن به خاطر‬ ‫درس‪ ،‬ورزش را كنار گذاشت‪.‬‬ ‫با توجه به اين كه ورزش حرفه‬ ‫اي مي‌كني‪ ،‬پدر و مادرت نگران‬ ‫درست نيستند‪.‬‬

‫اگر روزي مجبور شوي بين ورزش و درس يكي را انتخاب‬ ‫كني‪ ،‬كدام را انتخاب مي‌كني؟‬

‫درس را انتخاب مي‌كنم‪.‬‬

‫حتي اگر به المپيك راه پيدا كني؟‬

‫اگر اوايل سال باشد يا در مقاطع مياني باشد نه! اما اگر‬ ‫مربوط به كنكورم بشود‪ ،‬درس خواندن را انتخاب مي‌كنم‪.‬‬ ‫گلري پست سختي است؟‬

‫مهم ترين و سخت ترين پست بازي است‪ .‬خيلي‌ها فكر‬ ‫مي‌كنند آن‌هايي كه دروازه باني مي‌كنند‪ ،‬انرژي زيادي از‬ ‫دس��ت نمي‌دهند‪ ،‬اما استرسي كه به انسان وارد مي‌شود‪،‬‬ ‫خيلي انرژي بر است‪.‬‬ ‫خاطره اي از بازي‌ها داري؟‬

‫چون حفظي اس��ت و من نمي‌توانم به درستي آن‌ها‬ ‫را بخوانم‪.‬‬ ‫فكري هم به حال اين ضعف ات كرده اي؟‬

‫كدام درس را از همه بيشتر دوست داري؟‬

‫رياضي و فيزيك‪.‬‬

‫از كدام درس‌ها خوشت نمي‌آيد؟‬

‫ديني و تاريخ‪ .‬چون مفاهيم ساده را خيلي پيچيده بيان‬ ‫كرده است و حفظ كردنش كار مشكلي است‪.‬‬ ‫به نظرت بچه‌ها بايد به سراغ چه رشته‌هايي بروند؟‬ ‫رشته‌هايي كه آينده خوبي داشته باشد‪ .‬البته استعداد هم‬

‫بيش�ترين و كمترين گلي كه درياف�ت كردي‪ ،‬چند تا‬ ‫بوده است؟‬

‫به جز ورزش به چه كار‌هايي عالقه داري؟‬

‫به موسيقي هم عالقه دارم و حدود سه‪ ،‬چهار ماه است تنبك‬ ‫مي‌زنم‪ .‬در مدرسه هم عضو گروه تآتر هستم و تآتر بازي مي‌كنم‪.‬‬ ‫در رشته اذان هم فعاليت داشتم‪ ،‬ولي آن را كنار گذاشتم‪.‬‬ ‫حرف آخرتان چيست؟‬

‫فق��ط مي‌خواهم بگويم اگر هر ي��ك از بچه‌ها‪ ،‬از دوران‬ ‫كودكي يك رش��ته را به صورت جدي ادامه دهد‪ ،‬وضعيت‬ ‫ورزش كشور خيلي بهتر از شرايط موجود مي‌شود‪ .‬‬ ‫كد مطلب‪J57021 :‬‬

‫گفت‌وگو با شايان قاسمي دانش‌آموز واحد راهنمايي ميرداماد‬

‫وقتي ‪ 80‬درصد شوت‌ها گل مي‌شود‬ ‫ي دانش آموز كالس ‪ 2/3‬راهنمايي واحد‬ ‫ش�ايان قاسم ‌‬ ‫راهنماي�ي ميرداماد با وجود جث�ه كوچكش گلر تيم‬ ‫قهرمان كش�ور شده اس�ت‪ .‬به مدرسه اش رفتيم تا از‬ ‫نزديك او را ببينيم و با او گفتگويي داشته باشيم‪.‬‬

‫گزارش داخلي‬

‫نقش گلر در واترپولو چه قدر است؟‬

‫در يك��ي از بازي‌هايي كه مقابل تيم قدرتمند اصفهان‬ ‫داش��تيم‪ 16 ،‬گل خوردم‪ .‬البته آن ب��ازي را با ‪ 18‬گل زده‬ ‫برديم‪ .‬در همان مسابقات در مقابل تيم گيالن‪ ،‬هيچ گلي‬ ‫دريافت نكردم و تيم ما با ‪ 12‬گل برد‪.‬‬

‫بله‪ .‬براي امتحانات خيل��ي روي دروس عمومي‌وقت‬ ‫گذاشتم و فكر مي‌كنم همه را بيست شوم‪.‬‬

‫بخش ششم‬

‫دومين باري كه در سمنان بازي مي‌كرديم‪ ،‬بين دو نفر‬ ‫از داوران اختالف نظر پيش آمد و ما نتوانستيم به قهرماني‬ ‫برسيم‪.‬‬

‫بله‪ ،‬س��ال پنجم دبستان در استان اول شدم‪ .‬امسال‬ ‫هم در منطقه مقام آوردم‪ ،‬ولي براي مسابقات استاني ما‬ ‫نتوانستيم شركت كنيم‪.‬‬

‫چرا؟‬

‫‪45‬‬

‫مهم است‪ .‬بعد از استعداد يابي‪ ،‬بايد رشته ات را ادامه بدهي‬ ‫و نبايد آن را رها كني‪.‬‬

‫گل��ر در واترپول��و خيلي مهم اس��ت‪ .‬چ��ون ‪80‬درصد‬ ‫شوت‌هاي رو در رو و ‪90‬درصد پنالتي‌ها گل مي‌شود‪ .‬وقتي‬ ‫توپي گرفته مي‌شود خيلي به تيم روحيه مي‌دهد‪ .‬روحيه هم‬ ‫در واتر پولو خيلي مهم است و نقشي كليدي بازي مي‌كند‪.‬‬ ‫براي همين گلر‌ها خيلي مورد توجه هستند‪.‬‬

‫در درس‌هاي اختصاصي قوي هستم‪ ،‬اما در درس‌هاي‬ ‫عمومي‌نه‪.‬‬

‫چند ُبعدي‌ها‬

‫‪1388‬‬ ‫تابستان ‪1390‬‬ ‫شماره‪ 1857‬پاييز‬ ‫شماره‬

‫گزارش اردوي دوستي رامسر‪46 /‬‬ ‫گزارشي اردوي مطالعاتي نوروز ‪ /1390‬حسين هندمي‪50 /‬‬ ‫رتبه‌هاي خوب كنكور‪ ،‬دوستان خوب دارند‪ /‬كيوان پيشرويان‪51 /‬‬ ‫طرح ژنريك الف‪51 /‬‬ ‫« ماهي بزرگ» در تور باشگاه انديشه و سخن‪52 /‬‬ ‫بفرماييد پل ‪53 /‬‬ ‫سپاهان‪ ،‬اردويي در نصف جهان‪54 /‬‬ ‫چهارمين همايش دانش آموزي علوم تجربي ‪55 /‬‬ ‫مسابقات عكس ‪56 /1390‬‬ ‫نتايج مسابقات ورزشي دانش‌آموزان‪58 /‬‬ ‫رتبه دوم سرود استان‪62 /‬‬ ‫از خانه رياضي تا اندونزي‪63 /‬‬ ‫سيستم آموزشي هوشمند‪64 /‬‬


‫گزارش داخلي‬

‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫‪46‬‬

‫گزارش اردوي دوستي رامسر‬

‫لذت اولين بودن‬ ‫امسال براي اولين بار در تاريخ مجتمع‪ ،‬اردوي همگاني پايه اول برگزار شد كه تمامي‌دانش‌آموزان پايه اول مجتمع‬ ‫در آن ش�ركت داش�تند‪ .‬اين اردو همانطور كه از نام آن برمي‌آيد‪ ،‬براي همدلي و دوس�تي ميان بچه‌هاي عالمه برگزار‬ ‫ش�د تا حس رقابت خوبي كه ميان بچه‌هاي واحدهاي مختلف مجتمع وجود دارد‪ ،‬به رفاقت‌هايش�ان صدمه نزند‪ .‬براي‬ ‫اين اردوي ورزش�ي‪-‬تفريحي كه به همت واحدهاي فرهنگي و تربيت بدني مجتمع برگزار ش�د‪ ،‬منطقه خوش آب و‬ ‫هواي رامسر انتخاب شده بود كه فضاهاي مختلف‪ ،‬جنگل و كوه را دارد و تله كابين آن كه از كنار دريا‪ ،‬شما را به اوج‬ ‫كوه‌هاي پوشيده از جنگل منطقه و باالتر از ابرها مي‌برد هم معروف است‪.‬‬ ‫نمي‌دانم چقدر برنامه‌هاي اردو با مذاق بچه‌ها س�ازگار بوده يا چقدر به قول خودش�ان با اردو حال كرده اند؟ قطعا‬ ‫هرچق�در م�ا جوان‌هاي عصر چرتكه و تلفن ثابت تالش كنيم نمي‌توانيم ش�ما جوان‌هاي عصر كامپيوتر و اينترنت را‬ ‫راضي كنيم ولي خوب قبول كنيد كه اصال قرار هم نيس�ت همه از همه برنامه‌ها خوشش�ان بيايد‪ .‬ما براي اين كه در‬ ‫جامع�ه پذيرفته ش�ويم‪ ،‬بايد كمي‌از خودخواهي‌هايمان را كنار بگذاريم و س�ليقه‌ها و عالي�ق ديگران را هم تحمل و‬ ‫تجربه كنيم تا ديگران هم با س�ليقه و عالقه ما كنار بيايند و حاضر ش�وند ما را در اين زمينه‌ها همراهي كنند‪ .‬اردو‬ ‫يكي از بهترين مكان‌هاي آموزش اين نكته است‪ :‬زندگي اجتماعي !‬

‫گزارش داخلي‬ ‫اول ب��ودن خيل��ي ل��ذت دارد‪ ،‬دانش‌آموزان‬ ‫درس��خوان و ورزش��كار‪ ،‬اي��ن ل��ذت را اگر هم‬ ‫نچشيده باشند‪ ،‬مزه اش را دوست دارند‪ .‬بچه‌هاي‬ ‫اردوي دوستي امسال اين لذت زندگي اجتماعي‬ ‫را هميشه ميان بچه‌هاي عالمه خواهند داشت؛‬ ‫اولين كس��اني ك��ه به اردوي دوس��تي (اردوي‬ ‫متمرك��ز پاي��ه اول مدارس عالم��ه طباطبايي)‬ ‫رفتند‪ .‬اين بچه‌ها خط شكن بودند و پيش قراول‬ ‫جرياني كه انشااله مي‌رود تا دائمي‌شود‪.‬‬ ‫افتتاحيه باشكوه‬

‫عص��ر يكش��نبه ‪ 4‬ارديبهش��ت ‪ 90‬افتتاحيه‬ ‫اولين اردوي دوس��تي با حضور كالس اولي‌هاي‬ ‫تمام واحده��اي مجتمع عالم��ه طباطبايي در‬ ‫اردوگاه زيباي ش��هيد رجايي رامسر برگزار شد‪.‬‬ ‫در اين مراس��م كه با حضور مدي��ران و مربيان‬ ‫اين واحدها و در آمفي‌تئاترهاي روباز و مس��قف‬ ‫اين اردوگاه برگزار شد ابتدا دانش‌آموزان كه به‬ ‫س��ه گروه تقسيم بندي شده بودند با لباس‌هاي‬ ‫متحدالش��كل وارد آمفي تئاتر ش��دند‪:‬گروه يك‬ ‫متشكل از دانش‌آموزان آبشناسان ‪ 1‬با لباس زرد‬ ‫رنگ‪ ،‬در سمت راست جايگاه‪ ،‬گروه دو متشكل‬ ‫از اولي‌هاي آبشناس��ان ‪ 2‬با لباس سبز فسفري‪،‬‬ ‫در س��مت چپ جايگاه و گروه س��ه متشكل از‬ ‫دانش‌آموزان كالس اولي دبيرس��تان‌‌هاي واحد‬ ‫كارگ��ر‪ ،‬فاطم��ي‪ ،‬جام جم و مالص��درا با لباس‬ ‫آبي آس��ماني‪ ،‬در وس��ط جايگاه ق��رار گرفتند‪.‬‬ ‫پس از تالوت قرآن‪ ،‬مراس��م اهتراز پرچم ايران‬ ‫توس��ط گارد پرچم دانش آموزي اجرا ش��د كه‬ ‫غافلگي��ر كننده بود‪ .‬اجراي س��رود ملي هم كه‬ ‫ب��ا همخواني دانش‌آموزان همراه بود‪ ،‬به زيبايي‬

‫‪1388‬‬ ‫تابستان ‪1390‬‬ ‫شماره‪ 1857‬پاييز‬ ‫شماره‬ ‫مراس��م افزود و پ��س از آن دو دان��ش آموز از‬ ‫هرگروه توس��ط مجري به روي س��ن فراخوانده‬ ‫ش��دند تا به نشانه دوستي دست همديگر را باال‬ ‫ببرند‪ .‬اجراي سرود و سخنراني حاج آقا هوشيار‬ ‫مع��اون فرهنگي مجتمع و مع��اون اجرايي اردو‬ ‫برنامه‌هاي بعدي بودند‪.‬‬ ‫حاج آقا هوش��يار س��خنراني اش را با اهداف‬ ‫اردو و خاط��رات خ��ودش از اي��ن اردو در ايام‬ ‫دان��ش آموزي ش��روع كرد‪ ،‬ول��ي چندبار ناچار‬ ‫ش��د به دليل سروصداي بچه‌ها سخنراني اش را‬ ‫قط��ع كند كه حركت هوش��مندانه اش در كنار‬ ‫گذاشتن ميكروفون‪ ،‬بچه‌ها را مجبور به سكوت‬ ‫كرد تا ايش��ان بتواند حرف‌هايش را به مخاطب‬ ‫بزند و مشكل حل شد! مشكل سروصداي بچه‌ها‬ ‫در هن��گام س��خنراني به روش آقاي هوش��يار‪،‬‬ ‫توسط مجري برنامه هم حل شد‪ ،‬ولي نمي‌دانم‬ ‫وقت��ي بچه‌ها اين قدر اه��ل رعايت بودند كه به‬ ‫احترام س��خنران يا مجري بدون بلندگو سكوت‬ ‫مي‌كردند‪ ،‬اصرار اين عزيزان بر استفاده از بلندگو‬ ‫براي چه بود؟‬ ‫در پايان ه��م مجري ب��ا فراخواندن مديران‬ ‫مدارس و مس��ئولين اردو از آن‌ها خواس��ت كه‬ ‫با باالبردن دست دوستي‪ ،‬اولين اردوي دوستي‬ ‫عالمه را آغاز كنند كه اتحاد و دوس��تي مديران‬ ‫عالمه ب��ه نمايندگي از هم��ه عالمه‌اي‌ها پايان‬ ‫‌بخش برنامه بود‪.‬‬ ‫ييالق‪-‬تله كابين‪-‬ورزش‬

‫سه گروه در صبح و بعد از ظهر روز دوم و صبح‬ ‫روز س��وم اردو و پيش از آغاز مسابقات سه نوع‬ ‫فعاليت داشتند كه طبق برنامه بايد انجام مي‌شد‪.‬‬

‫رفتن به ييالق‪ ،‬بازديد از تله كابين يا بام رامسر‬ ‫و ورزش در كنار دريا س��ه فعاليتي بود كه بايد‬ ‫توسط گروه‌ها انجام مي‌شد‪.‬حضور مدير مجتمع‬ ‫آقاي سليمي‌به همراه معاون آموزشي ايشان آقاي‬ ‫محمودي در روز دوم اردو و همراهي بچه‌ها در‬ ‫برنامه‌ها موجب دل گرمي‌و خوش��حالي پرسنل‬ ‫و بچه‌ها شد‪ .‬آقايان سليمي‌و محمودي در كنار‬ ‫بچه‌ها و همانند آن‌ها (گاه به عنوان آخرين نفر‬ ‫در صف) در برنامه‌ها حضور پيدا كردند و نظارت‬ ‫مهرورزان��ه آنها در كار بچه‌ها و همكاران فضاي‬ ‫خوب��ي ايجاد كرده بود كه به چش��م مي‌آمد‪ .‬به‬ ‫ج��ز رفتن كنار دريا‪ ،‬بقيه فعاليت‌ها طبق برنامه‬ ‫انجام شد‪ ،‬ولي ابر و باد و باران دست به دست هم‬ ‫دادند تا بچه‌ها را از رفتن كنار دريا محروم كنند‪.‬‬ ‫البته ظهر روز سوم به محض اين كه كمي‌هوا باز‬ ‫ش��د و باران بند آمد‪ ،‬آقاي هوشيار خيلي سريع‬ ‫برنامه كن��ار دريا را به ط��ور ضربتي احيا كرد‪،‬‬ ‫ولي س��رماي آب و هوا اجازه آب تني به بچه‌ها‬ ‫نداد و ابرها هم كه گويا رودس��ت خورده بودند‪،‬‬ ‫سريعا دس��ت به كار شدند و باران جانانه اي تا‬ ‫شب باريد‪ ،‬ولي تعدادي از بچه‌ها كه در تيم‌هاي‬ ‫ورزش��ي نبودند يا مسابقه نداشتند توانستند در‬ ‫دوسانس به استخر اردوگاه امام خميني رفته و‬ ‫لذت آبتني را بچشند‪.‬‬ ‫مسابقات ورزشي‬

‫مسابقات ورزشي از بعد از ظهر روز دوم اردو‬ ‫آغاز ش��د و صبح روز آخر‪ ،‬فينال اين مسابقات‬ ‫برگزار ش��د‪ .‬همان‌طور كه انتظار مي‌رفت‪ ،‬همه‬ ‫تيم‌ها مدعي بودند و علي رغم باراني شديد‪ ،‬اين‬ ‫مسابقات به طور جدي در سالن‌هاي سرپوشيده‬

‫‪47‬‬


‫گزارش داخلي‬

‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫گزارش داخلي‬

‫‪1388‬‬ ‫تابستان ‪1390‬‬ ‫شماره‪ 1857‬پاييز‬ ‫شماره‬

‫‪48‬‬

‫‪49‬‬ ‫اردوگاه ش��هيد چمران برگزار ش��دكه گزارش‬ ‫تصوي��ري آن را مي‌توانيد در انتهاي اين مطلب‬ ‫ببينيد‪ *.‬بچه‌ها ازراه نرسيده و وسايلشان را توي‬ ‫آسايش��گاه گذاشته و نگذاش��ته پا به توپ شده‬ ‫بودن��د و از هر فرصتي براي علم كردن بس��اط‬ ‫فوتبال بهره مي‌بردند و تقريبا ساعت استراحت‬ ‫برايش��ان مس��اوي با فوتبال بود و شور و نشاط‬ ‫جواني از حركاتشان مشهود‪ ،‬كه ما را هم به وجد‬ ‫مي‌آورد‪ ،‬جواني كجايي كه يادت به خير !‬ ‫* شام روز اول كتلت مرغ بود كه با استقبال‬

‫بچه‌هاي فس��ت فود پس��ند ما رو به رو ش��د و‬ ‫تقريبا بش��قاب پر يا نيمه خورده اي ديده نشد‪،‬‬ ‫ولي سبزي پلو با ماهي ناهار روز دوم و ماكاروني‬ ‫ش��ام روز دوم‪ ،‬مورد بي ميلي بعضي بچه‌ها قرار‬ ‫گرفت كه مايه تاسف بود‪.‬‬ ‫* قرار دادن سطل‌هاي مجزا براي ظروف يك بار‬ ‫مصرف نوشابه و ماست‪ ،‬برنج‪ ،‬خورش و نان از جمله‬ ‫كارهاي جالبي بود كه در اردوگاه انجام شده بود و‬ ‫مورد استقبال اكثريت بچه‌هاي عالمه قرار گرفت‬ ‫كه نشان دهنده فرهنگ باالي بچه‌ها بود‪.‬‬

‫* بچه‌ها تا ‪ 12‬شب كه ساعت خاموشي است‬ ‫مشغول گردش در اردوگاه با دوستان و يا فوتبال‬ ‫و حركات ورزش��ي بودند و بجز برخي بچه‌ها كه‬ ‫سرپرس��ت‌هاي سختگيرتري داش��تند‪ ،‬بقيه را‬ ‫تقريبا بايد به زور به تختشان هدايت مي‌ ِكردند‪.‬‬ ‫اردوگاه تا نيمه شب زنده و فعال بود‪.‬‬ ‫* هن��وز بچه‌ها توي جايگاه مس��تقر نش��ده‬ ‫بودند كه كري‌خواني بچه‌هاي آبشناسان يك و‬ ‫آبشناسان دو شروع شد‪ .‬اين كري خواني تا پايان‬ ‫برنامه ادامه داشت و به برنامه‌ها و مسابقات روز‬

‫بعد هم كشيده شد‪.‬‬ ‫* گروه وسط كه بچه‌هاي ‪ 4‬واحد ديگر بودند‬ ‫مناسب بچه‌هاي هردو طرف‬ ‫با تشويق‌هاي بجا و‬ ‫ِ‬ ‫كري‌خواني‪ ،‬نقش ميانج��ي و متعادل كننده را‬ ‫داشتند‪.‬‬ ‫*مسئوالن مراس��م و مدرسه‌ها هم كه ابتدا‬ ‫تالش در س��اكت كردن بچه‌ها داش��تند‪ ،‬وقتي‬ ‫ديدند كه اين كري‌خواني‌ها از دايره ادب خارج‬ ‫نش��ده و شور و هيجان مراسم را بيشتر مي‌كند‬ ‫و يك كري‌خواني دوس��تانه است‪ ،‬رضايت دادند‬

‫و مراسم را با شور و هيجان دنبال كردند‪.‬‬ ‫* كري خواني‌ه��اي بچه‌ها با صدا كردن نام‬ ‫مدرس��ه و نام بچه‌هاي مدرس��ه كه روي س��ن‬ ‫مي‌رفتن��د ش��روع و به م��وج مكزيكي‪ ،‬حركات‬ ‫هماهن��گ با آهنگ ووزووال و آهنگ‌هاي ش��اد‬ ‫برنام��ه ختم مي‌ش��د‪ ،‬ولي فري��اد دو دو دو ي‬ ‫بچه‌ه��اي آبشناس��ان ‪ 2‬ك��ه آدم را ي��اد فرياد‬ ‫نمايندگان مجلس كه تذكر آيين نامه اي دارند‬ ‫مي‌انداخت‪ ،‬چيز ديگري بود!‬ ‫* ن��م نم باران ك��ه در روزهاي بعد هم ادامه‬

‫داشت‪ ،‬فضاي شاعرانه اي براي مراسم و برنامه‌ها‬ ‫ايجاد ك��رده بود كه البته بعض��ي وقت‌ها ديگر‬ ‫شورش را در مي‌آورد!‬ ‫* بچه‌ها دس��ت به كار ش��ده بودند و از همه‬ ‫فرصت‌هايش��ان براي لذت بردن از اردو استفاده‬ ‫مي‌كردند و داد سرپرس��ت‌ها را درآورده بودند‪،‬‬ ‫البته در فضايي كامال دوستانه!‬ ‫* بچه‌هايي كه دوربين عكاسي و فيلمبرداري‬ ‫آورده بودن��د هم‪ ،‬دائما مش��غول بودند و رقابت‬ ‫سختي با «عكاس اردو» داشتند‪.‬‬


‫گزارش داخلي‬

‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫‪50‬‬

‫گزارش داخلي‬

‫‪1388‬‬ ‫تابستان ‪1390‬‬ ‫شماره‪ 1857‬پاييز‬ ‫شماره‬ ‫ديدار عضو هيئت رئيسه شوراي شهر تهران از مجتمع‬

‫«دبير»يديگر‬

‫گزارشي از اردوي‬ ‫مطالعاتي نوروز ‪1390‬‬ ‫آبشناسان ‪1‬‬ ‫حسين هندمي‌‬ ‫معاون فرهنگي آبشناسان يك‬

‫ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند‬ ‫تا تو ناني به كف آري و به غفلت نخوري‬ ‫تا به حال هيچ كس نتوانس��ته بدون زحمت و تالش‬ ‫به خواس��ته‌هايش دست يابد‪ .‬يك فوتباليست حرفه اي‬ ‫س��ال‌ها زحمت و سختي كشيده و از خيلي تفريحات و‬ ‫ش��ادي‌هايش كاسته و س��خت تمرين و ورزش كرده تا‬ ‫بتواند به تيم ملي يا تيم مطرحي دست پيدا كند و يا يك‬ ‫دكتر و يا يك محقق برجسته و همه امثال اين‌ها‪ ،‬پس از‬ ‫تحمل سختي‌ها و سر بااليي‌ها به آسايش و راحتي دست‬ ‫پيدا كرده اند‪ .‬برترين‌هاي كنكور و دانش��گاه نيز همين‬ ‫طور بوده اند؛ ساعت‌ها برنامه ريزي و زمان براي مطالعه‬ ‫و تس��ت زدن و شركت در كالس‪ ،‬گذشتن از تفريحات‬ ‫و ديد و بازديد و مس��افرت و فيلم و س��ريال و ‪ . ...‬نوروز‬ ‫سال ‪ 90‬هم مانند سال‌هاي قبل دانش‌آموزان سال چهارم‬ ‫(پيش دانشگاهي) عالمه طباطبايي در ايام عيد با شركت‬ ‫در اردوي مطالعاتي نوروز‪ ،‬از مسافرت و ميهماني و تفريح‬ ‫خود گذشته اند وطبق برنامه ريزي مدوني كه از طرف‬ ‫مس��ئوالن براي آن‌ها در نظر گرفته شده بود‪ ،‬از ساعت‬ ‫‪ 7‬صبح الي ‪ 19‬در محل دبيرس��تان حاضر مي‌شدند و‬ ‫به مطالعه مي‌پرداختند‪.‬يقينا تصور آن هم براي برخي‌ها‬ ‫مشكل است‪ ،‬ولي واقعيت اين بود كه آن‌ها با انگيزه تمام‬ ‫در ‪ 6‬زنگ ‪ 90‬دقيقه اي از روز پنجش��نبه ‪ 26‬اس��فند‬ ‫‪ 1389‬لغايت پنجش��نبه ‪ 11‬فروردين ‪ 1390‬مش��غول‬ ‫مطالعه و تمرين و مهيا ش��دن براي ش��ركت در رقابتي‬ ‫كشوري به نام كنكور بودند كه سر نوشت و آينده آن‌ها‬ ‫را رقم مي‌زد‪ .‬رسيدن به صندلي‌هاي دانشكده‌هاي برق‬ ‫و معماري شريف و امير كبير يا پزشكي ايران و تهران و‬ ‫بهشتي و ‪ ...‬همه اين عوامل دست به دست هم مي‌داد‬ ‫تا عالوه بر اين ‪ 6‬زنگ‪ ،‬در زمان‌هاي حضور در منزل نيز‬ ‫آن‌ها دست از مطالعه نكشيده و به هدف خود فكر كنند‬ ‫و براي رسيدن به آن تالش كنند‪.‬‬ ‫آري‪ ،‬زماني كه خداوند مهربان براي انسان آسمان و‬ ‫فلك و خورشيد را آفريد و طبق نظم موجود همه آن‌ها‬ ‫دس��ت به دس��ت هم دادند تا انسان به سعادت و كمال‬

‫و خوشبختي برسد‪ ،‬بندگان خدا نيز براي پيشرفت هم‬ ‫نوعان خود دريغ نخواهند كرد‪.‬هنگامي‌كه يك دانش آموز‬ ‫مي‌خواهد به دانش��گاه و رش��ته مورد عالقه خود دست‬ ‫يابد‪ ،‬تالش مي‌كند‪ .‬عوامل مجتمع فرهنگي‪-‬آموزش��ي‬ ‫عالمه طباطبايي نيز با ايجاد امكانات مناس��ب و درخور‬ ‫شان اين تالشگران‪ ،‬راه را براي آن‌ها هموار تر مي‌سازد‪.‬‬ ‫در اين ايام كليه واحد‌هاي عالمه طباطبايي‪ ،‬من جمله‬ ‫آبشناسان ‪ 1‬با گروه بندي دانش‌آموزان و تغيير در ساختار‬ ‫و چيدمان كالس‌ها و مدرسه‪ ،‬آن‌ها را به گروه‌هاي ‪ 5‬تا‬ ‫‪ 7‬نفره و در بعضي موارد بيش��تر تقسيم بندي مي‌كنند‬ ‫و امكانات��ي نظير پذيرايي صبحگاهي و صبحانه و ناهار‬ ‫و ‪ ...‬و همچنين حضور عوامل اجرايي مدرس��ه كه سعي‬ ‫در ايجاد آرامش روحي و رواني بيشتر براي اين عزيزان‬ ‫را دارن��د و نيز برگزاري كالس‌ه��اي فوق العاده دروس‬ ‫تخصصي براي اين گروه‌ها‪ ،‬ش��رايط زا براي دستيابي به‬ ‫اهداف آن‌ها را‪ ،‬هموارتر مي‌سازد‪.‬‬ ‫دعوت از بر ترين‌هاي كنكور سال قبل و حضور آن‌ها‬ ‫در بي��ن بچه‌ها جهت رفع اش��كاالت و يا حتي بر پايي‬ ‫جلس��ات سخنراني گروهي با اين عزيزان‪ ،‬تصوير آينده‬ ‫و امكان دس��تيابي به اهداف را ب��راي آن‌ها ملموس تر‬ ‫مي‌سازد‪.‬‬ ‫ضمنا با فضا سازي مدرسه و بر پايي سفره هفت سين‬ ‫و موس��يقي بهارانه كه در ساعات تفريح پخش مي‌شد‪،‬‬ ‫شروع بهار و عيد را براي آن‌ها ياد آور مي‌شد‪.‬‬ ‫و همه اين‌ها فقط و فقط‪ ،‬گوشه‌هايي از برنامه ريزي‬ ‫كليه عوامل مجتمع فرهنگي‪-‬آموزشي عالمه طباطبايي‪،‬‬ ‫جهت موفقيت دانش‌آموزان خوب و مستعد مشغول به‬ ‫تحصي��ل در اين مجتمع بوده تا ب��ه اهداف واالي خود‬ ‫دست پيدا كنند‪.‬‬ ‫ش��ركت كنندگان در اردوي مطالعاتي نوروز ‪1390‬‬ ‫مجتمع فرهنگي‪-‬آموزشي عالمه طباطبايي‪ ،‬دعاي خير‬ ‫ما بدرقه راه علمي‌و فرهنگي شما‪.‬‬ ‫ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند‬ ‫تا تو درسي بخواني و در كنكور رتبه باال بياوري‬

‫كالن‌شهر تهران‪ ،‬همچون ديگر شهرهاي بزرگ‬ ‫جه��ان‪ ،‬مجموعه‌اي از قواعد‪ ،‬ارزش‌ها و رفتارهاي‬ ‫گوناگون است كه اعضا آن به مانند يك پيكر سعي‬ ‫در همنوايي با آن دارند‪ .‬يكي از اين قواعد و رفتارها‪،‬‬ ‫امور «آموزشي و پرورشي» است‪.‬‬ ‫مجتمع فرهنگي آموزشي عالمه طباطبايي به‬ ‫عنوان يكي از بزرگ‌ترين مراكز آموزشي در سطح‬ ‫شهر تهران در طول كمتر از دو دهه فعاليت خود‬ ‫توانسته حجم قابل توجهي از بار آموزشي و پرورشي‬ ‫نوجوانان اين كالن شهر را به نحو احسن به دوش‬ ‫كش��د و در عين حال به موفقيت‌هاي بسياري هر‬ ‫ساله در سطح كش��وري و بين‌المللي دست يابد‪.‬‬ ‫موفقيت‌هايي كه گاهي در سطح ملي‪ ،‬غرورآفريني‬ ‫بوده است؛ مانند كسب مدال‌هاي رنگارنگ علمي‬ ‫جهاني‪ .‬از اين رو همواره مورد توجه مسئوالن شهري‬ ‫و كشوري بوده است‪.‬‬ ‫ش��وراي ش��هر ته��ران به عن��وان ي��ك نهاد‬ ‫تصميم‌گيري شهري‪ ،‬يكي از مراكزيست كه مي‌تواند‬ ‫از دست‌آوردها و تجربيات مجتمع عالمه طباطبايي‬ ‫در برنامه‌ريزي‌هاي خود بهره برد و در اتقاي بخش‬ ‫آموزش در اين كالن ش��هر بكوشد‪ .‬بدين ترتيب‬

‫بازديد اعضاي اين شورا از مجتمع و نيز ارتباط في‌مابين‬ ‫اين دو مركز بزرگ ش��هر تهران‪ ،‬مي‌تواند راهگشا در‬ ‫امور فرهنگي‪ -‬آموزشي فرزندانمان باشد‪.‬‬ ‫***‬ ‫اسفندماه ‪ ،1389‬عضو هيات رئيسه شوراي شهر‬ ‫تهران و قهرمان المپيك از مجتمع عالمه طباطبايي‬ ‫بازديد كرد‪« .‬دكتر عليرضا دبير» كه عضو هيات علمي‬ ‫دانش��گاه عالمه طباطبايي هم هست در اين ديدار با‬ ‫مديریت مجتمع ‪،‬معاونت آموزشی و نيز مدير واحد‬ ‫روابط عمومي گفت‌وگو كرد‪.‬‬ ‫در اين جلس��ه آقاي س��ليمي توضيحي اجمالي‬ ‫درباره مجتمع ارائه كردند‪ .‬كسب موفقيت‌هاي مختلف‬ ‫دبير‪ :‬تشكر و قدرداني از پدر و مادر‬ ‫امري واجب است و چه خوب است كه‬ ‫گه‌گاهي دست والدين را بوسيد! این‬ ‫کار ممکن است خواسته ی خود آنها‬ ‫نباشد و با حس غرور ناشی از جوانی‬ ‫شما سازگار نباشد اما بدانید که بر‬ ‫مرتبه و قدر و ارزش شما می افزاید‬

‫فرهنگی و آموزش��ی‪ ،‬ش��ركت در جش��نواره‌هاي‬ ‫گوناگون علمی و هنری و نيز نوع جذب دانش‌آموزان‬ ‫در مجتمع مطالبي بود كه در این توضیحات بيان‬ ‫شد‪ .‬البته جناب «دبیر» با توجه به ارتباط کاری‌اش با‬ ‫مسائل فرهنگی و آموزشی شناختی نسبی از مجتمع‬ ‫داشت اما به گفته ی خودش این جلسه منجر به‬ ‫شگفتی او از میزان موفقیت‌های دانش‌آموزان این‬ ‫مجتمع شد‪.‬‬ ‫قهرمان جهان در المپيك س��يدني‪ ،‬در ادامه با‬ ‫حضور در يكي از كالس‌هاي درس با دانش‌آموزان‬ ‫ب��ه صحبت پرداخ��ت‪« .‬دبير» در س��خنان خود‬ ‫دانش‌آموزان را براي كس��ب موفقيت‪ ،‬به توکل بر‬ ‫خدا‪ ،‬توسل به ائمه و احترام به والدین سفارش كرد‬ ‫و در بخشي از صحبت خود گفت‪« :‬تشكر و قدرداني‬ ‫از پدر و مادر امري واجب است و چه خوب است كه‬ ‫گاهي دست والدين را بوسيد! این کار ممکن است‬ ‫خواسته ی خود آنها نباشد و با حس غرور ناشی از‬ ‫جوانی شما سازگار نباشد اما بدانید که بر مرتبه و قدر‬ ‫و ارزش شما می افزاید و چیزی از شما کم نمی‌کند‪.‬‬ ‫» وي در انته��ا در كنار بچه‌ها و روي نيمكت‌هاي‬ ‫كالس با آنان عكس يادگاري گرفت‪.‬‬

‫‪51‬‬


‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫‪52‬‬

‫گزارش داخلي‬

‫گزارش داخلي‬

‫‪1388‬‬ ‫تابستان ‪1390‬‬ ‫شماره‪ 1857‬پاييز‬ ‫شماره‬

‫‪53‬‬

‫« ماهي بزرگ» در تور باشگاه انديشه و سخن‬ ‫نقد فيلم تيم برتون توسط رييس انجمن منتقدان كشور‬

‫اسطوره‌ها قهرمانان خرد جمعي ملت‌ها‬ ‫هستند كه آرزوهايشان را در قالب‬ ‫اسطوره‌ها بيان مي‌كنند و براي اين‬ ‫اسطوره‌ها داستان مي‌سازند‪.‬‬

‫همايش «باشگاه انديشه و سخن» دانش‌آموزان مجتمع عالمه طباطبايي‪ ،‬در تاريخ يكشنبه ‪25‬‬ ‫ارديبهش��ت در س��الن اجتماعات مجتمع برگزار شد‪ .‬در اين همايش ابتدا فيلم «ماهي بزرگ» اثر‬ ‫تيم برتون به نمايش درآمد و در ادامه به نقد و بررسي گذاشته شد‪.‬‬ ‫نقد و بررسي اين جلسه از سلسله برنامه‌هاي نقد فيلم «باشگاه انديشه و سخن» را آقاي «علي‬ ‫عاليي» از منتقدان برجس��ته فيلم و رييس «انجمن منتقدان و نويس��ندگان س��ينمايي» برعهده‬ ‫داشت‪.‬‬ ‫عالي��ي با نام ب��ردن از فيلم‌هاي تيم برتون همانند «بتمن» و «بتمن براي هميش��ه» و «مريخ‬ ‫حمله مي‌كند» و «چارلي و كارخانه ش��كالت س��ازي»‪ ،‬وي را كارگردان��ي خواند كه به قصه‌هاي‬ ‫تخيلي و رجوع به اس��اطير عالقه دارد و قصه‌هاي جذابي را كه منجر به ش��كل گيري اس��طوره‌ها‬ ‫ش��ده است‪ ،‬با روايت خودش به صورت فيلمي‌كه مي‌س��ازد نمايش مي‌دهد‪ .‬وي افزود‪ :‬اسطوره‌ها‬ ‫قهرمانان خرد جمعي ملت‌ها هس��تند كه آرزوهايش��ان را در قالب اسطوره‌ها بيان مي‌كنند وبراي‬ ‫اين اسطوره‌ها داستان مي‌سازند‪.‬‬ ‫عاليي در ادامه گفت‪ :‬خوش��حال هس��تم كه فيلمي‌را ديديم كه به فرهنگ ما ايراني‌ها نزديك‬ ‫است‪ .‬ما ملتي هستيم كه شهرزاد قصه گوي ما در جهان معروف است‪ .‬وي افزود قصه گفتن يكي از‬ ‫توانايي‌هاي فرهنگي و ديرين ملت‌ها است‪ ،‬يعني ملتي كه پشتوانه قوي و غني دارد‪ ،‬ملتي كه تاريخ‬ ‫دارد‪ ،‬فرهنگ دارد و اسطوره دارد‪ ،‬قصه گو است و خوب قصه مي‌گويد‪ .‬تاريخ ما نشان مي‌دهد كه ما‬ ‫قصه‌هاي فراواني داريم‪ .‬آموزش‌هاي غيرمستقيم در فرهنگ ما جايگاه خاصي داشته اند‪ .‬مثال براي‬ ‫آموزش سياس��ت كليله و دمنه نوش��ته شده كه به صورت داستان و خيالي است‪ .‬وي گفت‪ :‬اساس‬ ‫سينما بر خيال پردازي است‪ .‬روايت يك داستان به صورتي كه اتفاق افتاده است معموال جذابيتي‬ ‫ندارد و بايد دراماتيزه شود‪ .‬فانتزي ذهن بشر را فعال مي‌كند و حتي بر مسائل حقيقي تاثير دارد‪.‬‬ ‫عنصر تخيل در داس��تان نويس��ان علمي‪-‬تخيلي همانند ژول ورن راهگشاي كشفيات و اختراعات‬ ‫فراواني شد‪ .‬عاليي در ادامه به تشريح صحنه‌هاي خاص فيلم و جنبه‌هاي فني آن پرداخت‪.‬‬ ‫پ��س از س��خنان آقاي عاليي تعدادي از دانش‌آموزان داوطلب ب��ه طرح نظرات خود پرداخته و‬ ‫س��واالت خود را با ميهمان برنامه در ميان گذاش��تند‪ .‬اين جلسه كه از ساعت ‪ 15‬آغاز شده بود به‬ ‫دليل اس��تقبال دانش‌آموزان حاضر از جلس��ه گفتگو و پرسش و پاسخ تا ساعت ‪ 18:45‬ادامه پيدا‬ ‫كرد‪ .‬در پايان مراسم هم دانش‌آموزان باقيمانده و آقاي عاليي عكسي به يادگار گرفتند‪.‬‬

‫در تاريخ ‪ 16‬ارديبهشت‪ 90‬اولين دوره كارگا ‌ه آموزشي و مسابقه ساخت‬ ‫سازه‌هاي ماكاروني در واحد آبشناسان دو برگزار شد‪ .‬اين برنامه علمي‌كه به‬ ‫همت واحد پژوهش مجتمع برگزار شد مورد توجه و استقبال دانش‌آموزان‬ ‫قرار گرفت‪ .‬با توجه به برگزاري كش��وري اين مس��ابقات و اهميت آن در‬ ‫درك علمي دانش‌آموزان اميد اس��ت كه اينگونه كارگاه‌ها و مس��ابقات با‬ ‫تنوع و كيفيت بيشتري ادامه يابد‪.‬‬ ‫كارگاه آموزشي‬

‫در افتتاحيه اين برنامه ابتدا دو س��خنراني انجام ش��د‪ .‬س��خنراني اول‬ ‫درباره‌ي پل ماكاروني و اهميت سازه‌هاي ماكاروني بود و سخنراني دوم به‬ ‫بيان آيين‌نامه مسابقات و روش ساخت پل به صورت تئوري مي‌پرداخت‪.‬‬ ‫پس از سخنراني‌ها دانش‌آموزان به گروه‌هاي سه‌نفره تقسيم شده و براي‬ ‫هر گروه نامي‌تعيين گرديد‪ .‬در مرحله بعد كالس آموزشي كار با نرم‌افزار‬ ‫‪ Bridge Building‬كه در واقع نوعي شبيه‌ساز پل است به دانش‌آموزان‬ ‫آموزش داده ش��د و لوح فش��رده اين نرم‌افزار نيز به همه‌ي دانش‌آموزان‬ ‫اهدا شد‪ .‬پس از مرحله آموزش نرم‌افزار بود كه از گروه‌ها خواسته شد كه‬ ‫نقشه‌اي براي پل خود طراحي و آن را شبيه‌سازي كنند‪.‬‬ ‫مسابقه ساخت سخت‌افزاري پل‌هاي ماكاروني‪:‬‬

‫در اين مرحله بايد پل‌هاي ماكاروني با شرايط زير ساخته مي‌شدند‪:‬‬ ‫گروه‌هاي دو يا سه نفره بايد يك طرح پل انتخاب كرده و آن را بسازند‪.‬‬

‫سازه‌هاي ماكاروني كارگاه آموزشي و مسابقه‬

‫بفرماييد پل‬

‫ اندازه پل‌ها بايد برابر الگويي باشد كه در ابتدا داده مي‌شود‪.‬‬‫ل نبايد بيشتر از يك كيلوگرم شود‪.‬‬ ‫ وزن پ ‌‬‫ب��ا توج��ه به نكات فوق بود كه دانش‌آموزان از س��اعت ‪ 13‬تا ‪15:30‬‬ ‫مشغول ساخت سازه‌هايي از جنس ماكاروني شدند‪.‬‬ ‫در مرحل��ه بعد نوبت به وزن كردن س��ازه‌ها و اندازه‌گي��ري ابعاد آنها‬ ‫مي‌رس��د‪ .‬در مرحله آخر هر پلي كه نس��بت بار تحمل ش��ده به وزن آن‬ ‫بيش��تر باش��د‪ ،‬برنده‌ي مسابقه خواهد بود‪ .‬يعني هر چه پل شما سبك‌تر‬ ‫باش��د و در عوض بتواند بار بيشتري تحمل كند رتبه‌ي بهتري در جدول‬ ‫مسابقات كسب مي‌كند‪ .‬در آخرين مرحله و پس از مشخص شدن تيم‌هاي‬ ‫برنده مراس��م اختتاميه انجام ش��ده و ويدئويي از روند مسابقه در همان‬ ‫روز براي دانش‌آموزان نمايش داده شد‪ .‬اسامي‌تيم‌هاي برنده اين مسابقه‬ ‫به شرح زير مي‌باشد‪:‬‬ ‫رتبه در مسابقه‬

‫ي تيم‬ ‫اسامي‌اعضا ‌‬

‫واحد آموزشي‬

‫‪1‬‬

‫كيا كريمي‪ ،‬ارشيا‌هادي‌كيا‬

‫مالصدرا‬

‫‪2‬‬

‫هومن شيرواني‪ ،‬محمد برزگري‪ ،‬حسام‬ ‫پارساييان‬

‫مالصدرا‬

‫‪3‬‬

‫حميد بشردوست‪ ،‬كياوش عزيزخاني‪،‬‬ ‫بهنام اسماعيلي‬

‫آبشناسان دو‬


‫گزارش داخلي‬

‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫‪54‬‬

‫گزارش داخلي‬

‫‪1388‬‬ ‫تابستان ‪1390‬‬ ‫شماره‪ 1857‬پاييز‬ ‫شماره‬

‫چهارمين همايش دانش آموزي‬ ‫علوم تجربي‬

‫سپاهان‬

‫چهارمي�ن همايش دان�ش آموزي علوم‬ ‫تجربي با تكيه بر تجارب سال‌هاي گذشته‬ ‫امسال نيز برگزار گرديد‪ .‬هدف از برگزاري‬ ‫چنين برنامه‌هايي تقويت روحيه اعتماد به‬ ‫نفس دانش‌آموزان و نيز آش�نايي آن‌ها با‬ ‫مراحل يك پژوهش علمي‌و ارائه مقاله در‬ ‫يك همايش علمي است‪.‬‬

‫اردويي در نصف جهان‬

‫گزارش‪ :‬طاها حسني‬

‫مسئول آموزش پايه‌ي دوم آبشناسان ‪1‬‬

‫و اكنون يكي از پر رفت و آمد ترين شهر‌هاي‬ ‫كشورمان‪ ،‬اصفهان‪ .‬البته اخيرا به آن‪ ،‬پايتخت‬ ‫فرهنگي جهان اس�لام نيز گفته اند‪ .‬بگذريم از‬ ‫برج جهان نما و نشست‌هاي اطراف پل‌هايي كه‬ ‫ناموس فرهنگي هستند و درگير و اسير مدرنيته‬ ‫شده و خشكي درياچه اي كه شايد تك تك ما‬ ‫ايراني��ان از رودخانه پر آب آن خاطري به كنج‬ ‫ذهن داشته باشيم و ‪ ...‬خالصه اگر اديبي گفت‬ ‫مومن در هيچ چه��ار چوبي نمي‌گنجد‪ ،‬ما هم‬ ‫مي‌گوييم ما ايراني‌هاي درگير سنت و مدرنيته‬ ‫و پست مدرن‪ ،‬اصوال چهار چوبي نمي‌شناسيم‪.‬‬ ‫باز هم بگذريم ‪ ...‬مي‌گفتم‪:‬‬ ‫ما هم يعني اعضاي خانواده مجتمع فرهنگي‬ ‫– آموزشي عالمه طباطبايي بنا بر سنت ديرينه‬ ‫و تاريخي مان در قالب همه محترمان‪ ،‬از جمله‬ ‫مدير بسيار گرامي‌جناب آقاي پاك نژاد و مشاور‬

‫ناظم هميشه عصباني و دوست داشتني و خدمه‬ ‫عزيز و از همه مهم تر دوستان دانش آموز بسيار‬ ‫بزرگوار‪ ،‬راهي ديار اصفهان ش��ديم‪ .‬اردوگاه امام‬ ‫علي (ع)‪ ،‬محل سكونت و مدت اقامت ‪ 3‬شبانه روز‬ ‫دوست داشتني و دلنواز بود‪ .‬قسمتي از اين سه‬ ‫روز را از باغ پرندگان گرفته تا مسجد جامع و بازار‬ ‫و من��ار جنبان ديدار كرديم –كه البته اي كاش‬ ‫در كنارش كارشناسي از سازمان محترم ميراث‬ ‫فرهنگي حضوري مبارك داشت كه حد اقل نه‬ ‫براي ما ايرانيان كه وظيفه مان است بدانيم‪ ،‬بلكه‬ ‫براي آن بندگان بالد خارج كه قبول زحمت كرده‬ ‫تشريف آورده اند‪ ،‬توضيحاتي بدهند‪ -‬و آتشگاه‪،‬‬ ‫اين ميراث زرتشتيان پاك سرشت‪ ،‬كليساي وانگ‬ ‫را بدون هيچ گونه اثري از رد پاي كارشناس��ان‬ ‫فرهنگي گشتيم‪( .‬البته ظاهرا مسئولين به جاي‬ ‫كارشناس فرهنگي‪ ،‬ايجاد انواع فروشگاه و كافي‬

‫ش��اپ‌هاي متنوع را ضروري دانسته اند‪ .‬اگر چه‬ ‫اين هم با استقبال گرم دانش‌آموزان مواجه شد)‪.‬‬ ‫قسمت ديگر و مهم اردو حضور پر نشاط و دوست‬ ‫داشتني دانش‌آموزان در اردو گاه شهيد بهشتي‬ ‫بود در قسمت سالن فوتبال و فوتسال و واليبال‬ ‫ك��ه به تدبير‪ ،‬در دو عصر براي دانش‌آموزان قرار‬ ‫داده شد‪ .‬و عصرانه ديگري هم در سالن استخر‬ ‫تازه ساخت و مجهز‪ ،‬رو باز و رو بسته‪ ،‬سونا چه‬ ‫خش��ك‪ ،‬چه بخار سرسره آبي بوديم كه به مدد‬ ‫الهي اين هم بسيار به بچه‌ها خوش گذشت‪.‬و در‬ ‫آخر هم كه رمقي براي بچه‌ها نمانده بود شبانه‬ ‫همگي خس��ته و كوفته هم��راه خاطراتي بس‬ ‫شيرين و گاه گزنده‪ ،‬راهي تهران شديم‪.‬‬ ‫و باز از سر گرفتن فعاليت آموزشي‪....‬امتحان‪،‬‬ ‫پرسش كالس��ي‪ ،‬تكليف‪ ،‬نظارت غير مستقيم‬ ‫و ‪....‬‬

‫اين همايش در روز پنج شنبه ‪1390/2/15‬‬ ‫از س�اعت ‪ 8‬ال�ي ‪ 13:30‬در مح�ل س�الن‬ ‫اجتماع�ات مجتم�ع فرهنگي آموزش�ي‬ ‫عالم�ه طباطبايي و با حض�ور گرم اولياي‬ ‫دانش‌آم�وزان در دو بخ�ش س�خنراني و‬ ‫پوستر و با شركت فعال مدارس راهنمايي‬ ‫پس�رانه عالم�ه طباطباي�ي (واحد‌ه�اي‪:‬‬ ‫آبشناس�ان‪ ،‬ميردام�اد و فرمانيه)‪ ‬همراه‬ ‫بود‪.‬‬ ‫محورهاي پژوهش�ي همايش در ش�ش‬ ‫بخش‪ :‬نجوم‪ ،‬بدن انس�ان‪ ،‬آلودگي محيط‬ ‫زيس�ت‪ ،‬انرژي‌ه�اي نو‪ ،‬صرف�ه جويي در‬ ‫مص�رف ان�رژي و گياهان داروي�ي تعيين‬ ‫شده بود‪.‬‬ ‫در اي�ن راس�تا بيش از يكص�د و چهل‬ ‫مقاله به دبيرخانه همايش ارس�ال گرديد‬ ‫كه بيست و چهار مقاله به صورت سخنراني‬ ‫و هفتاد و پنج مقاله نيز به صورت پوس�تر‬ ‫انتخاب شدند‪.‬‬ ‫ارزياب�ي مقاالت در بخش س�خنراني با‬ ‫توجه به موارد زير صورت پذيرفت‪:‬‬ ‫نحوه بيان‬ ‫رعايت زمان سخنراني‬ ‫ويژگ�ي اسلايدها (رن�گ‪ ،‬نوش�ته‪ ،‬و‬ ‫جلوه‌هاي ويژه )‬ ‫تازگي مطالب‬ ‫كاربردي بودن محتوا‬ ‫اي�ن همايش به همت مدارس راهنمايي‬ ‫مجتمع و با همكاري واحد پژوهش مچتمع‬ ‫برگزار شد‪.‬‬

‫‪55‬‬


‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫گزارش داخلي‬

‫گزارش داخلي‬

‫‪56‬‬

‫‪1388‬‬ ‫تابستان ‪1390‬‬ ‫شماره‪ 1857‬پاييز‬ ‫شماره‬

‫‪57‬‬

‫عكس‪ :‬عليرضا ابوترابي‪ /‬واحد ادونس‬

‫عكس‪ :‬ايليا نوكار‪ /‬دبيرستان واحد آبشناسان ‪1‬‬

‫عكس‪ :‬محمدرضا احمدخاني‪ /‬راهنمايي واحد آبشناسان‬

‫عكس‪ :‬محمدحسين رزم‌آرا‪ /‬دبيرستان واحد كارگرشمالي‬

‫عكس‪ :‬فائزه جعفرپيشه‪ /‬دبيرستان دخترانه واحد انديشه‬

‫عكس‪ :‬عسل كمالي‬

‫واحد نشريات برگزار كرد‬

‫مسابقات عكس ‪1390‬‬ ‫در جلسات بهمن ماه ‪ 1389‬واحد نشريات مقرر گرديد كه مسابقه اي فرهنگي در طول تعطيالت عيد ‪ 90‬ميان دانش‌آموزان مجتمع برگزار‬ ‫گردد‪ .‬پس از برگزاري جش��نواره موس��يقي در نيمه اول اس��فند ماه طرح فوق به دو مسابقه داستان و عكس تفكيك شد و در آخرين روزهاي‬ ‫اسفندماه ‪ 89‬پوسترهاي اين مسابقات در سايت مجتمع منتشر و با ايميل و پيامك در طول تعطيالت به اطالع دانش‌آموزان رسيد‪ .‬علي‌رغم‬ ‫تعطيالت و سابقه نداشتن اين نوع مسابقات‪ ،‬استقبال خوبي از آنها به عمل آمد به طوري كه واحد نشريات به دليل درخواست دانش‌آموزان‬ ‫ناچار شد زمان اتمام مهلت ارسال آثار را تمديد نمايد‪ .‬پس از اتمام اين مهلت آثار ارسالي دسته بندي‪ ،‬شماره گذاري و همراه فرم‌هاي ارسالي‬ ‫تحويل داوران مسابقات گرديد‪ .‬پس از جمع بندي امتيازات داوران برگزيدگان اين مسابقات مشخص شدند كه در ادامه معرفي مي‌گردند‪ .‬با‬ ‫هم در ادامه عكس‌هاي برگزيده اين مسابقات را مي‌بينيم‪.‬‬ ‫رتبه اول‪ :‬محمدحسين رزم آرا – دبيرستان واحد كارگر‬ ‫رتبه دوم‪ :‬فائزه جعفرپيشه‪ -‬دبيرستان واحد انديشه‪ /‬محمدرضا احمدخاني‪ -‬راهنمايي واحد آبشناسان (به صورت مشترك)‬ ‫رتبه سوم‪ :‬ايليا نوكار – دبيرستان آبشناسان يك‬

‫عكس‪ :‬آريا شيخ‌الملوكي‪ /‬راهنمايي واحد ميرداماد‬ ‫عكس‪ :‬الدن ذوالفقاري‪ /‬دبيرستان واحد انديشه‬

‫عكس‪ :‬بهار نجات‪ /‬دبيرستان واحد انديشه‬ ‫عكس‪ :‬ماهنوش‪ /‬دبيرستان واحد انديشه‬


‫گزارش داخلي‬

‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫گزارش داخلي‬

‫‪1388‬‬ ‫تابستان ‪1390‬‬ ‫شماره‪ 1857‬پاييز‬ ‫شماره‬

‫‪58‬‬

‫‪59‬‬

‫نتايج مسابقات ورزشي دانش‌آموزان‬ ‫سال تحصيلي ‪1389-1390‬‬ ‫مسابقات شورانگيز‬ ‫مس�ابقات ورزش�ي دانش‌آموزان‬ ‫مجتم�ع مطاب�ق روال همه س�اله به‬ ‫انجام رس�يد و نتاي�ج آن را در كنار‬ ‫گ�زارش تصويري واحد نش�ريات از‬ ‫اين مسابقات مي‌توانيد ببينيد‪ .‬آنچه‬ ‫كه در مسابقات امس�ال جلب توجه‬ ‫مي‌ك�رد ظه�ور مدعي�ان جديد بود‬ ‫كه به مس�ابقات رنگ و بو و ش�ور و‬ ‫ح�ال ديگ�ري داده ب�ود و گاه حتي‬ ‫اين شوروحال آنقدر جو را مي‌گرفت‬ ‫ك�ه مربيان ه�م جوگير مي‌ش�دند و‬ ‫بي�ش و پي�ش از بازيكنان تيمش�ان‬ ‫هيجان نشان مي‌دادند و براي حريفان‬ ‫رج�ز مي‌خواندند و ب�ه داور اعتراض‬ ‫مي‌كردند‪.‬‬ ‫ول�ي خوش�بختانه مس�ابقات‬ ‫درگي�ر حاش�يه‌ها نش�د و ب�ا انجام‬ ‫فينال‌ه�اي گرم و فش�رده ب�ه انتها‬ ‫رس�يد‪ .‬تنها چيزي كه مسابقات كم‬ ‫داش�ت‪ ،‬خصوصا مسابقات پرهيجان‬ ‫بسكتبال‪ ،‬تماشاچي بود كه اميدواريم‬ ‫با هماهنگي واحدها اين مش�كل نيز‬ ‫رفع شود‪.‬‬

‫نتايج مسابقات تنيس روي ميز‪:‬‬

‫مقام اول تيمي‪ :‬واحد مالصدرا‪-1( :‬روزبه‬ ‫امي��ري ‪ -2‬ماتي��از آزادي ‪-3‬عل��ي پناه��ي‬ ‫‪ -4‬محمد برزگري)‬ ‫مق��ام دوم تيم��ي‪ :‬واحد آبشناس��ان‌يك‪:‬‬ ‫(‪ -1‬اميرحس��ين عسگري ‪ -2‬سعيد دهقاني‬ ‫‪ -3‬سينا سليماني ‪ -4‬مهرشاد غالمي)‬ ‫مقام س��وم تيم��ي‪ :‬واحد كارگر ش��مالي‪:‬‬ ‫(‪-1‬كسري مخملباف ‪ -2‬سيد امير احمدي‌نژاد‬ ‫‪ -3‬امير صالحي‌فر)‬ ‫مق��ام اول انفرادي‪ :‬روزب��ه اميري از واحد‬ ‫مالصدرا‬ ‫مقام دوم انفرادي‪ :‬امير حسين عسگري از‬ ‫واحد آبشناسان‌يك‬ ‫مقام سوم مشترك انفرادي‪ :‬سعيد دهقان‬ ‫از واحد آبشناسان‌يك و كسري مخملباف از‬ ‫واحد كارگر شمالي‬ ‫نتايج مسابقات شطرنج‪:‬‬

‫مقام‌هاي تيمي‪:‬‬ ‫مق��ام اول تيمي‪ :‬واحد آبشناس��ان‌يك با‬ ‫امتياز ‪( 14/5‬برديا گله‌داري‪ -‬محمدحسين‬ ‫اوليائي‪ -‬پدرام هنري‪ -‬پرهام رحماني)‬ ‫مقام دوم تيمي‪ :‬واحد راهنمايي ميرداماد با‬ ‫امتياز ‪( 12‬آرمين اخالصمند‪ -‬سپهر معالمي‪-‬‬ ‫علي نجيمي‪ -‬عرفان عباسنژاد)‬ ‫مقام س��وم تيمي‪ :‬واحد آبشناس��ان‌دو با‬ ‫امتياز ‪( 11/5‬اش��كان توكلي‪ -‬امين قهري‪-‬‬ ‫اميررضا آرزم نيا‪ -‬سروش ضرغامي)‬ ‫مقام‌هاي انفرادي‪:‬‬ ‫مي��ز ‪ :1‬مق��ام اول‪ :‬بردي��ا گل��ه‌داري‬

‫آبشناسان‌يك‪ -‬مقام دوم‪ :‬آرمني اخالص‌مند‬ ‫راهنمايي ميرداماد ‪ -‬مقام سوم‪ :‬كسري شارع‬ ‫راهنمايي فرمانيه‬ ‫ميز‪ :2‬مقام اول‪ :‬امين قهري آبشناسان‌دو‪-‬‬ ‫مق��ام دوم‪ :‬بارب��د گل��ه‌داري راهنماي��ي‬ ‫آبشناسان ‪ -‬مقام سوم‪ :‬محمدحسين اوليايي‬ ‫آبشناسان‌يك‬ ‫مي��ز ‪ :3‬مقام اول‪ :‬س��يدآرمين حاج‌آريان‬ ‫مالص��درا ‪ -‬مقام دوم‪ :‬علي نجيمي‌راهنمايي‬ ‫ميردام��اد – مقام س��وم‪ :‬س��پهر س��يف‌پور‬ ‫راهنمايي فرمانيه‬ ‫ميز ‪ :4‬مقام اول پرهام رحماني آبشناسان‌يك‬ ‫ مقام دوم‪ :‬س��روش ضرغامي‌آبشناسان‌دو ‪-‬‬‫مق��ام س��وم‪ :‬عرف��ان عباس‌ن��ژاد راهنمايي‬ ‫ميرداماد‬ ‫نتايج مسابقات بسكتبال‬

‫پايه اول دبيرستان‪:‬‬ ‫مق��ام اول‪ :‬آبشناس��ان‌يك‪ -1 :‬داني��ال‬ ‫س��عيدلو ‪ -2‬اميررضا رعايايي ‪ -3‬اشكان‬ ‫انصاري‌فر ‪ -4‬رامين رحيمي‌زاده ‪ -5‬علي‬ ‫اخراري ‪ -6‬پارس��ا قباري ‪ -7‬رضا مجاهد‬ ‫يزدي ‪ -8‬شروين عطائي ‪ -9‬كوشا پورمداني‬ ‫‪ -10‬يوسف ملك‌همدي‬ ‫مقام دوم‪ :‬جام جم‪ -1 :‬شايان عظيمي‌‪-2‬‬ ‫رضا بهنام��ي‌‪ -3‬پدرام زنگن��ه ‪ -4‬آرمين‬ ‫نظري��ان ‪ -5‬فرزين كاظميان ‪ -6‬ش��ايان‬ ‫عاقل‌ن��ژاد ‪ -7‬كيارش پوس��تور ‪ -8‬دانيال‬ ‫پنب��ه‌دار ‪ -9‬مي�لاد غالم��ي‌‪ -10‬كي��ان‬ ‫مهرنژادعباسي‬ ‫مقام سوم‪ :‬آبشناسان‌دو‪ -1 :‬سيدمحمد‬

‫مرغ��زاري ‪ -2‬محم��د پي��رزاده ‪ -3‬اميررضا‬ ‫صالح��ي ‪ -4‬س��امان كيهانيان ‪ -5‬ش��روين‬ ‫خوش‌آوازها ‪ -6‬ارشيا پاكدل ‪ -7‬پويا پورجعفر‬ ‫‪ -8‬آرين توكلي ‪ -9‬آرش سعدآبادي‬

‫‪ -6‬ميرنيما يحيي‌زاده ‪ -7‬سهند غالم‌حسني‬ ‫‪ -8‬س��اوش توان��ا ‪ -9‬آتري��ن اس��كندري‬ ‫‪ -10‬اردالن قاسميه‬ ‫مقام سوم‪ :‬دكتر فاطمي‪ -1 :‬آروين خليليان‬ ‫‪ -2‬علي دوا ‪ -3‬پرهام صادقي ‪ -4‬محمدحسن‬ ‫عباس��ي ‪ -5‬پيم��ان به��روان ‪ -6‬امير آرش‬ ‫كاش��ف ‪ -7‬فرزين فرجي ‪ -8‬كيارش عديلي‬ ‫‪ -9‬حمدي صالحيان ‪ -10‬پرشان پاكايمان‬

‫پايه دوم دبيرستان‪:‬‬ ‫مقام اول‪ :‬مالص��درا‪ -1 :‬معين طباطبايي‬ ‫‪ -2‬كيوان شعباني ‪ -3‬علي پناهي ‪ -4‬كيوان‬ ‫مستان ‪ -5‬ماتيار آزادي ‪ -6‬سياوش درخشاني‬ ‫نتايج مسابقات فوتسال‬ ‫‪ -7‬اميد جواهري ‪ -8‬اسداله ارژنگ ‪ -9‬پرهام‬ ‫پايه اول‪:‬‬ ‫سرابيان ‪ -10‬امين ابوترابي‬ ‫مق��ام اول‪ :‬ادونس‪ -1 :‬مرتض��ي پرهيزكار‬ ‫مقام دوم‪ :‬كارگر شمالي‪ -1 :‬اميرحسين ادبي‬ ‫‪ -2‬آرين قاسمي‌موحد ‪ -3‬نيما حسيني‌مقدم ‪ -2‬س��پهر علي‌زاده ‪ -3‬امير ش��ايان رئوفيان‬ ‫‪ -4‬پيمان شهيدي ‪ -5‬ياشار حاتم‌زاده ‪ -6‬علي ‪ -4‬كيارش اسدي ‪ -5‬ياشار دبيران ‪ -6‬مهدي‬ ‫فرزيري ‪ -7‬الوند ساكت ‪ -8‬ماهيار كريم‌زاده واعظي ‪ -7‬بنيامين رحيمي‌ ‪ -8‬سروش كامي‬ ‫‌‪ -9‬سينا روشنكار ‪ -10‬سياوش ابراهيم‌زاده‬ ‫‪ -9‬آرين مخلصي ‪ -10‬آريا رشتچيان‬ ‫مقام دوم‪ :‬مالصدرا‪ -1 :‬امير محمد اس�لامي‬ ‫مق��ام س��وم‪ :‬جام ج��م‪ -1 :‬عرف��ان زندي‬ ‫‪ -2‬عرف��ان مطلوب��ي ‪ -3‬بنيامي��ن نيرومن��د ‪ -2‬عل��ي باقرن��ژاد‪ -3‬مرتض��ي جمش��يدي‬ ‫‪ -4‬شروين سياح‌سينا ‪ -5‬سيد امين عظيمي‌ ‪ -4‬محمدعلي ساالر‌كيا ‪ -5‬صدرا صنعتگر امروز‬ ‫‪ -6‬رامتين ترجاني ‪ -7‬خشايار رهسپار ‪ -8‬دارين ‪ -6‬امير علي ضابطيان ‪ -7‬اوژن بهادري ‪ -8‬محمد‬ ‫زكريا ‪ -9‬بصير برهاني ‪ -10‬عليرضا سيد عرب‬ ‫دليلي ‪ -9‬نيما نوري ‪ -10‬كيارش شادرو‬ ‫مق��ام س��وم‪ :‬كارگ��ر ش��مالي‪ -1 :‬كس��ري‬ ‫مخملب��اف‪ -2‬محم��د دقاقپور‪ -3‬س��هند زارع‬ ‫پايه سوم دبيرستان‪:‬‬ ‫مقام اول‪ :‬آبشناسان‌يك‪ -1 :‬هومان زمين‌زاده ‪ -4‬خشايار دلس��وز ‪ -5‬شايان سبحاني‪ -6‬شازن‬ ‫‪ -2‬حميد ّ‬ ‫مظلي ‪ -3‬بهنود الهوردي ‪ -4‬ساالر پاك��زاد‪ -7‬س��امان ول��دان‪ -8‬فري��ور رحيم��ي‬ ‫قربي ‪ -5‬مهدي قدك ‪ -6‬ارسطو فيض‌بخش ‪ -9‬سيد كيان حسينيان ‪ -10‬سيد شايان كمالي‬ ‫‪ -7‬ارس�لان اش��عريون ‪ -8‬اميرمهدي نوابي‬ ‫پايه دوم‪:‬‬ ‫‪ -9‬امين تركباف ‪ -10‬آرش شمس‬ ‫مقام اول‪ :‬دكتر فاطمي‪ -1 :‬عليرضا الهامي‬ ‫مق��ام دوم‪ :‬ج��ام ج��م‪ -1 :‬رام��ون ربيع‬ ‫‪ -2‬پ��درام گل‌محمدي ‪ -3‬پيام حس��ن‌زاده ‌‪ -2‬ميث��م مالرض��اي نيارج��ي‪ -3‬عليرض��ا‬ ‫‪ -4‬خش��ايار پورطاه��ري ‪ -5‬عل��ي اخالقي محمدي‌ف��ر‪ -4‬پوي��ا محم��دي‪ -5‬محمدرضا‬

‫مواليي‪ -6‬امير ضيغمي‪ -7‬س��امان عبادزاده‪-‬‬ ‫محم��د كاظ��م تق��ي‌زاده‪ -9‬عماد تس��ليمي‬ ‫‪ -10‬عليرضا طرق‬ ‫مق��ام دوم‪ :‬آبشناس��ان دو ‪ -1 :A‬آرمي��ن‬ ‫رحي��م بيگي‪ -2‬نيم��ا محمدزاده‪ -3‬س��امان‬ ‫دادمندي��ان‪ -4‬پوريا اظهري‪ -5‬آري��ا بازوكار‬ ‫‪ – 6‬كسري حاجيزاده‪ -7‬مسعود اسماعيل‌نژاد‬ ‫‪ -8‬حامد‌ه��ادوي ‪ -9‬محمدعل��ي مزينان��ي‬ ‫‪ -10‬امين لباني‬ ‫مق��ام س��وم‪ :‬آبشناس��ان دو ‪ -1 :B‬احس��ان‬ ‫باورس��اد‪ -2‬كس��ري رهب��ري‪ -3‬اش��كان فاريابي‬ ‫‪ -4‬ارش��يا عام��ل عزيزپ��ور‪ -5‬پوري��ا عال��ي‬ ‫‪ -6‬اميرعل��ي تحويل��داران‪ -7‬عل��ي رضاي��ي‬ ‫‪ -8‬مهدي شادمان‪ -9‬آرمين آذرنيا‪ -10‬بهراد جاللي‬ ‫پايه سوم‪:‬‬ ‫مق��ام اول‪ :‬جام ج��م‪ -1 :‬احمدرضا جاللي‬ ‫‪ -2‬س��يد مهدي داج خوش‪ -3‬س��ياوش توانا‬ ‫‪ -4‬سياوش انگبيني‪ -5‬علي اخالقي‪ -6‬مهديار‬ ‫صبوري‪ -7‬اميرحس��ين حجازي‪ -8‬آرش دلير‬ ‫‪ -9‬ايمان نورعلي‪ -10‬آرين دادا‪.‬‬ ‫مق��ام دوم‪ :‬مالص��درا‪ -1 :‬محم��د حيدري‬ ‫‪ -2‬عليرض��ا طهران��ي ‪ -3‬رزم��ان معيني‪-4‬‬ ‫ش��اهين نيكوكار‪ -5‬اوس��تا نجفي‪ -6‬احسان‬ ‫شرفيان مقدم‪ -7‬علي اسدي‪ -8‬امير دلقندي‬ ‫‪ -9‬محمدعلي خطيبي‪ -10‬خشايار بالغت‪.‬‬ ‫مقام س��وم‪ :‬آبشناس��ان يك ‪ -1 :A‬مسعود‬ ‫بهزادنيا‪ -2‬ش��ايان ممتازي‪ -3‬محمد مشتري‬ ‫دوست‪ -4‬ارسالن زند ياوري ‪ -5‬كوشا قلمسياه‬ ‫‪‌-6‬هادي اوليايي‪ -7‬س��عيد صف��ري ‪ -8‬وحيد‬ ‫بهشتي‪ -9‬سينا رزاقي ‪ -10‬برديا پيداوسي‬


‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫‪60‬‬

‫گزارش داخلي‬

‫گزارش داخلي‬

‫‪1388‬‬ ‫تابستان ‪1390‬‬ ‫شماره‪ 1857‬پاييز‬ ‫شماره‬

‫‪61‬‬


‫گزارش داخلي‬

‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫‪62‬‬

‫گزارش داخلي‬

‫‪1388‬‬ ‫تابستان ‪1390‬‬ ‫شماره‪ 1857‬پاييز‬ ‫شماره‬

‫‪63‬‬

‫مسابقات ‪IMC‬‬

‫از خانه رياضي‬ ‫تا اندونزي‬

‫مس�ابقات جهان�ي رياض�ي (‪ IMC(Intermediate Mathematical Challenge‬هم�ه س�اله جهت شناس�ايي‬ ‫دانش‌آموزان مس�تعد و برتر(‪ 11‬تا ‪ 16‬س�ال) در زمينه رياضي برگزار مي‌گردد‪ .‬خانه رياضي تهران كه با نظارت وزارت‬ ‫آموزش و پرورش ايران هم متولي برگزاري اين مس�ابقات دركش�ورمان است كه همه ساله تعدادي از دانش‌آموزان برتر‬ ‫داخلي اين مسابقات را به مسابقات جهاني ارسال مي‌كند‪ .‬امسال دو تن از دانش‌آموزان واحد راهنمايي آبشناسان مجتمع‬ ‫موفق شدند به عضويت گروه اعزامي‌اين مسابقات كه امسال در اندونزي برگزار مي‌گردد در آيند‪ .‬با تبريك اين موفقيت‬ ‫و آرزوي درخشش در مسابقات جهاني گفتگويي با اين دو دانش آموز عزيز داشته ايم كه حاصل آن را مي‌خوانيد‪:‬‬

‫مجتبي زارع بيدكي‪ /‬پايه‌ي سوم راهنمايي واحد آبشناسان‬

‫گفت‌وگو با آقاي ذوالفقاري مربي سرود آبشناسان یک‬

‫رتبه دوم سرود استان‬

‫خودتان را معرفي مي‌فرماييد؟‬

‫حس��ين ذوالفقاري هس��تم‪ .‬مربي گروه‌هاي‬ ‫سرود دبيرستان واحد آبشناسان يك و راهنمايي‬ ‫واحد آبشناسان و دبيرستان واحد دكتر فاطمي‪.‬‬ ‫‪ 5‬س��ال اس��ت كه به صورت مستمر با مجتمع‬ ‫همكاري مي‌كنم‪.‬‬ ‫در اين س�ال‌ها چ�ه موفقيت‌هايي كس�ب‬ ‫كرديد؟‬

‫در اين س��ال‌ها رتبه‌هاي اول منطقه را براي‬ ‫دبيرس��تان‌هاي واح��د آبشناس��ان ‪ 1‬و دكت��ر‬ ‫فاطمي‌كسب كرديم‪ .‬امسال هم واحد راهنمايي‬ ‫آبشناسان‪ ،‬رتبه اول گروه‌هاي سرود منطقه ‪5‬‬ ‫را كس��ب كرد‪ ،‬همچنين امس��ال دانش‌آموزان‬ ‫دبيرس��تان آبشناس��ان ‪ 1‬با س��رود مهندسان‬ ‫شهيد‪ ،‬ساخته آقاي شهروز حقي‪ ،‬رتبه دوم بين‬ ‫گروه‌هاي سرود استان تهران را كسب كردند‪.‬‬ ‫نظرتان درباره بچه‌هاي گروهتان چه بود؟‬

‫گروه م��ا گروه خيلي خوبي ب��ود‪ .‬اما قبل از‬ ‫برگزاري مس��ابقه‪ ،‬مدرس��ه دانش‌آم��وزان را به‬ ‫اردوي رامس��ر برد و بچه‌ها شب قبل از مسابقه‬

‫به تهران رسيدند‪ .‬براي همين جمع كردن بچه‌ها‬ ‫كار خيلي سختي شد و بعضي از بچه‌ها به علت‬ ‫گرفتگي صدا نتوانستند در مسابقه شركت كنند‪.‬‬ ‫م��ن وقتي اين وضعيت را ديدم‪ ،‬اميدي به رتبه‬ ‫آوردن نداشتم‪ ،‬ولي تا ساعت ‪ 11‬تعداد بيشتري‬ ‫از بچه‌ها آمدند و با تمرينات آوايي و صدايي و با‬ ‫گرم كردن صدايشان توانستيم گروه را به سطح‬ ‫قبلي اش نزديك كنيم و آن‌ها توانستند با اعتماد‬ ‫به نفس كامل در مسابقه شركت كنند‪ .‬گروه روي‬ ‫س��ن اجراي خيلي خوبي داش��ت و حتي مورد‬ ‫تحسين مربي‌هاي ساير گروه‌ها قرار گرفت‪.‬‬ ‫كدام گروه رتبه اول را كسب كرد؟‬

‫يكي از مدارس منطقه ‪ 16‬يا ‪ 19‬بود كه مربي‬ ‫آن گروه آقاي صبوري بودند‪.‬‬ ‫گروهتان چند نفره بود؟‬

‫گروه ما سي نفره بود‪ ،‬اما در مسابقات‪ ،‬مجاز‬ ‫به استفاده از بيست نفر آن‌ها بوديم‪.‬‬

‫براي سال آينده چند نفر از اعضاي اين گروه‬ ‫در مجتمع باقي مي‌مانند؟‬

‫يكي از مش��كالت ما همين موضوع است‪ .‬ما‬

‫دو سال روي دانش‌آموزان كار مي‌كنيم و بچه‌ها‬ ‫به تجربياتي دست پيدا مي‌كنند‪ ،‬اما سال سوم‬ ‫دبيرستان كه سال بهره برداري و پختگي صداي‬ ‫اين بچه‌هاست‪ ،‬به علت درس‌هايشان نمي‌توانيم‬ ‫از آن‌ها اس��تفاده كنيم و بايد هر س��ال تس��ت‬ ‫بگيريم و كار را از اول ش��روع كنيم‪ .‬اگر امكاني‬ ‫وجود داشت كه مي‌توانس��تيم از دانش‌آموزان‬ ‫سال سوم استفاده كنيم‪ ،‬حتما گروه‌ها هماهنگي‬ ‫و پختگي بيش��تري داشتند‪ .‬بچه‌هاي سال اول‬ ‫به علت اين كه در س��نين بلوغ به سر مي‌برند‪،‬‬ ‫اكثرا صداي مناسبي ندارند و ما تنها مي‌توانيم‬ ‫از تعداد كمي‌از آن‌ها اس��تفاده كنيم‪ .‬از اين رو‬ ‫غالب دانش‌آموزان ما سال دومي‌هستند و سال‬ ‫ديگ��ر نمي‌توانيم از آن‌ها اس��تفاده كنيم‪ .‬البته‬ ‫سال گذش��ته با هماهنگي مدرسه از سه نفر از‬ ‫بچه‌هاي س��ال س��وم كه عالقه زيادي به سرود‬ ‫داشتند استفاده كرديم‪.‬‬ ‫حرفي براي پايان مصاحبه داريد؟‬

‫اميد وارم امسال بتوانيم با هماهنگي بيشتر و‬ ‫بهتر‪ ،‬اجرا‌هاي موفق تري داشته باشيم‪.‬‬

‫چه طور با ‪ IMC‬آشنا شديد؟‬ ‫من از طريق مدرسه با اين آزمون آشنا شدم‪ .‬پايين برگه‬ ‫نتايج آزمون سنجه دو‪ ،‬مسابقات ‪ IMC‬به ما معرفي شده‬ ‫بود و من از طريق مدرسه در اين مسابقات شركت كردم‪.‬‬ ‫مدرس�ه ب�راي آزم�ون ‪ IMC‬چ�ه برنامه اي‬ ‫داشت؟‬ ‫براي خود ‪ IMC‬نه‪ ،‬اما پنج شنبه‌ها كالس رياضي‬ ‫پيشرفته داشتيم كه استاد ما آقاي باطني بودند‪ .‬مدرسه‪،‬‬ ‫بچه‌ها را در سه سطح ‪ A، B،‍C‬دسته بندي كرده بود‬ ‫و براي هر گروه برنامه خاصي داش��ت و من در س��طح‬ ‫پيشرفته بودم‪.‬‬ ‫مسابقات چند مرحله اي بود؟‬ ‫دو مرحل��ه اي‪ .‬مرحله اول به صورت تس��ت‌هاي ‪5‬‬ ‫گزينه اي برگزار ش��د‪ .‬بع��د از آن به صورت انفرادي و‬ ‫گروهي در مسابقه شركت كرديم‪.‬‬ ‫نحوه گروه بندي به چه صورت بود؟‬ ‫به مدت س��ه هفته در خانه رياضي كه وابس��ته به‬ ‫آموزش و پروش اس��ت‪ ،‬براي ما كالس گذاش��تند‪ .‬در‬ ‫بين اين كالس‌ها امتحاناتي برگزار مي‌شد و با توجه به‬

‫نتيجه اين امتحانات ما را گروه بندي كردند‪.‬‬ ‫شما و آقاي خلج در يك كالس بوديد؟‬ ‫در ي��ك كالس ‪ 30‬نف��ره بوديم‪ ،‬ام��ا در يك گروه‬ ‫نبوديم‪.‬‬ ‫از شهرستان‌ها هم بودند؟‬ ‫در كالس‌ها نه‪ .‬اما در مسابقه كه روز ‪ 23‬ارديبهشت‬ ‫تشكيل ش��د‪ ،‬دانش‌آموزاني از شهرس��تان‌هايي مثل‬ ‫اصفهان و يزد و خمين و ‪ ...‬شركت كرده بودند‪.‬‬ ‫در اين مسابقات چه رتبه اي كسب كرديد؟‬ ‫گ��روه ما رتب��ه دوم را آورد‪ .‬در انف��رادي هم فقط‬ ‫امتي��ازات را اعالم كردند و رتبه بندي صورت نگرفت‪.‬‬ ‫من ‪ 59‬امتياز از ‪ 60‬امتياز را كسب كردم‪.‬‬ ‫پدر و مادرتان هم به شما كمك كردند؟‬ ‫بله‪ .‬خيلي به من كمك كردند‪ .‬فضاي خيلي خوبي‬ ‫براي درس خواندن من مهيا كردند‪.‬‬ ‫فكر مي‌كردي اين رتبه را بياوري؟‬ ‫اول��ش نه‪ ،‬وقتي آزمون پن��ج گزينه اي را دادم فكر‬ ‫نمي‌كردم پذيرفته ش��وم‪ ،‬اما وقتي در كالس شركت‬ ‫كردم و س��طح س��اير دانش‌آموزان را ديدم‪ ،‬به خودم‬

‫اميدوار شدم‪.‬‬ ‫بعد از امتحان چي؟‬ ‫وقتي امتحان را با بچه‌ها چك كرديم‪ ،‬متوجه شدم‬ ‫كه در آزمون ف��ردي و گروهي‪ ،‬خوب عمل كرده ام و‬ ‫براي رفتن اميد داشتم‪.‬‬ ‫فكر مي‌كني در ‪ IMC‬هم رتبه بياوري؟‬ ‫فكر مي‌كنم بتوانم‪.‬‬ ‫براي شغل آينده ات چه برنامه اي داري؟‬ ‫هن��وز تصميم ج��دي نگرفتم‪ .‬اما دوس��ت دارم در‬ ‫دبيرستان رشته رياضي فيزيك بخوانم‪.‬‬ ‫خاطره اي از كالس‌ها داري؟‬ ‫در يكي از كالس‌ها موش ديديم!‬ ‫كجاي رياضي شيرين است؟‬ ‫شما وقتي روي يك مساله وقت و انرژي مي‌گذاريد و‬ ‫آن مساله حل مي‌شود‪ ،‬لذت زيادي مي‌بريد‪ .‬فكر مي‌كنم‬ ‫شيريني رياضي در همين است‪.‬‬ ‫حرفي براي پايان مصاحبه داري؟‬ ‫مي‌خواهم از پدر و مادرم و مسئوالن مدرسه تشكر كنم‬ ‫كه شرايط شركت من در اين مسابقه را فراهم كردند‪.‬‬

‫عرفان حسين خلج ‪ /‬پايه دوم راهنمايي واحد آبشناسان‬ ‫مس�ابقات امسال كجاس�ت و چطور برگزار‬ ‫مي‌شود؟‬ ‫امس��ال در مس��ابقات انتخاب��ي ‪ IMC‬اندونزي‬ ‫پذيرفته ش��دم‪ .‬اين مس��ابقات به صورت گروهي و‬ ‫انف��رادي برگزار مي‌ش��ود كه م��ا‪ ،‬در هر دوي آن‌ها‬ ‫شركت مي‌كنيم‪.‬‬ ‫رتبه گروهتان چند شد؟‬ ‫گروه ما‪ ،‬رتبه چهارم را در كشور كسب كرد‪.‬‬ ‫رتبه فردي ات چند شد؟‬ ‫رتبه‌ه��اي فردي را اعالم نكردند و فقط رتبه‌هاي‬ ‫گروهي اعالم شد‪.‬‬

‫چند نفر به اين مسابقات اعزام مي‌شوند؟‬ ‫‪ 16‬نفر در قالب چهار تيم ‪ 4‬نفره از ايران در اين‬ ‫مسابقات شركت مي‌كنند‪.‬‬ ‫سال پيش هم در اين مسابقات شركت كرده‬ ‫بوديد؟‬ ‫بله‪ .‬اما موفق به راهيابي به اين مسابقات نشدم‪.‬‬ ‫محدودي�ت خاص�ي ب�راي ش�ركت در اين‬ ‫مسابقات وجود ندارد؟‬ ‫محدوديت سني دارد‪ .‬فقط دانش‌آموزان راهنمايي‬ ‫در آن شركت مي‌كنند‪.‬‬ ‫فكر مي‌كردي براي شركت در اين مسابقات‬

‫انتخاب شوي؟‬ ‫بله‪ ،‬بعد از اين كه امتحان تمام ش��د‪ ،‬مي‌دانستم‬ ‫انتخاب مي‌شوم‪.‬‬ ‫به نظرت در اندونزي هم رتبه مي‌آوري؟‬ ‫انشا اهلل رتبه مي‌آورم‪.‬‬ ‫صحبتي براي پايان مصاحبه داري؟‬ ‫اول از همه خدا را شكر مي‌كنم كه اين موقعيت را‬ ‫در اختيارم قرار داد‪ .‬بعد از آن از پدر و مادرم تش��كر‬ ‫مي‌كنم كه خيلي به من كمك كردند و مشوق خوبي‬ ‫براي من بودند‪ .‬در آخر هم از مسئوالن مدرسه به خاطر‬ ‫تمام زحماتي كه كشيده اند‪ ،‬تشكر مي‌كنم‪.‬‬


‫گزارش داخلي‬

‫‪1390‬‬ ‫تابستان‪1388‬‬ ‫‪ 57‬پاييز‬ ‫شماره ‪18‬‬

‫‪64‬‬

‫سيستم آموزشي هوشمند‬

‫و راه‌اندازي پيش‌دبستاني و دبستان‌هاي پسرانه و دخترانه انديشه عالمه طباطبايي در منطقه‪2‬‬ ‫ب�راي مجتمع فرهنگي‪ ،‬آموزش�ي عالمه طباطباي�ي مطالبات اولياي‬ ‫دانش‌آم�وزان از اهميت ويژه‌اي بر‌خوردار اس�ت‪ .‬ب�ه طوري كه مجتمع‬ ‫همواره خود را ملزم مي‌داند كه پاسخگوي اين مطالبات باشد‪ .‬راه‌اندازي‬ ‫مدارس مناسب در مقطع ابتدايي در همين راستا از ابتداي سال تحصيلي‬ ‫‪ 1390-91‬در برنامه‌هاي توسعه‌ي مشاركتي مجتمع قرار گرفته است‪.‬‬ ‫زيرس�اخت اولي�ه‌ي آموزش در ب�دو ورود كودكان به دبس�تان و حتي‬ ‫پيش‌دبستاني شكل مي‌گيرد‪ ،‬بنابراين چه بهتر است كه خشت اول آموزش‬ ‫به بهترين شكل ممكن چيده شود‪ .‬اما از آن‌جا كه تكرار روال قديمي مدارس‬ ‫به شيوه‌ي گذشته چندان پسنديده نيست ضروري است در اين خصوص به‬ ‫شيوه‌هاي مدرن و به‌روز پرداخت و طرحي نو درانداخت‪.‬‬ ‫روند توسعه‌ي علم و تكنولو‌ژي‪ ،‬فضاي آموزش را نيز بي‌نصيب نگذاشته‬ ‫است و مدارسي با عنوان مدرسه هوشمند در كشور‌هاي پيشرفته‌ي دنيا‬ ‫كار خود را آغاز كرده‌اند‪ .‬اجراي اين طرح در كش�ور ما چنان كه بايد پا‬ ‫نگرفته اس�ت و براي رسيدن به سطح مطلوب الزم است با برنامه ريزي‬ ‫درست و پافشاري بر اجراي دقيق برنامه‌ريزي‌ها به اين امر توجه بيشتري‬ ‫معطوف شود‪ .‬شايد دو عامل اساسي مانع تحقق اين ضرورت باشند‪:‬‬ ‫نخس�ت اين‌كه مردم و جامعه به روش‌هاي قديمي كه امتحان خود را‬ ‫پس داده‌اند بيش�تر اطمينان مي‌كنند‪ ،‬مگ�ر آن‌كه نهاد آغازگر‪ ،‬جايگاه‬ ‫اعتباري محكمي داشته‌باش�د و شايس�تگي و اطمينان‌بخشی خود را از‬ ‫هرلحاظ اثبات كرد ‌ه باشد‪.‬‬ ‫مانع دوم در اين مس�ير داش�تن سرمايه و پش�توانه‌ي الزم براي اين‬ ‫نگرش جديد است كه اين سرمايه و پشتوانه‪ ،‬هم به صورت نيروي انساني‬ ‫كارش�ناس و مجريان توانمند تعريف مي‌ش�ود و هم به صورت اقتصادي‬ ‫بايد بتواند سخت‌افزار الزم را فراهم كند‪.‬‬ ‫ب�ه يم�ن حمايت‌ه�ا و اعتم�اد اولياي گرام�ي دانش‌آم�وزان‪ ،‬مجتمع‬ ‫عالمه‌طباطباي�ي ام�كان حضور در اين عرصه جدي�د و گذر از موانع ذكر‬ ‫ش�ده را داراس�ت و به لطف ح�ق‪ ،‬راه‌اندازي م�دارس ابتدايي دخترانه و‬ ‫پس�رانه‌ي مش�اركتي عالمه‌طباطبايي با آغاز س�ال تحصيلي ‪1390-91‬‬

‫همزمان خواهد بود‪.‬‬ ‫«آموختن براي بهتر زيس�تن» كه شعار سازمان جهاني يونسكو است‬ ‫در كنار «پرورش مهارت‌ها در حيطه‌هاي دانش�ي» بيانگر خط مشي اين‬ ‫مدارس اس�ت و بنابراين اس�ت كه صرفا به آموزش تئوري‌ها به كودكان‬ ‫اكتفا نشود بلكه مهارت‌هاي آن‌ها در توليد فكر و ايده و به طور هم‌زمان‬ ‫توان توليد و ساخت ابزار مورد نياز و مهارت استفاده از ابزار‌هاي مختلف‬ ‫نيز مورد توجه قرارگيرد‪ ،‬به طوري كه اين مهارت‌ها مبتني بر تئوري‌هاي‬ ‫آموخته ش�ده باشد تا هم منجر به آموزش پايدارتر تئوري‌ها شود و هم‬ ‫نتيجه‌ي آموخته‌ها به طور واقعي مورد استفاده قرار گيرد‪.‬‬ ‫برخي از برنامه‌هاي مدارس هوش�مند انديشه عالمه طباطبايي از اين‬ ‫قرارند‪:‬‬ ‫الف‪-‬سخت‌افزار پيش‌دبستاني و دبستان عالمه طباطبايي‬ ‫تجهيز كالس‌ها به تابلوهاي نوري‪ ،‬ويدئو پروژكتور‪ ،‬صندلي‌هاي قابل‬ ‫تنظيم تيمي با رنگ‌هاي ش�اد و متنوع و تجهيز فضاهاي خارج از كالس‬ ‫مدرسه به دوربين مداربسته تحت کنترل مديريت ‪.‬‬ ‫ب‪ -‬درس‌نامه‌هاي مصوب در مقطع پيش دبستاني ‪1‬و‪2‬‬ ‫‪ -1‬توجه به ‪ 11‬حيطه‌ي فعاليت‌ دانش�ي‪ :‬مهارت‌ه�اي الزم به صورت‌هاي‬ ‫نمايش‪ ،‬قصه‌خواني‪ ،‬موسيقي‪ ،‬بازي‌هاي كودكانه‪ ،‬فيلم‪ ،‬كاردستي و ‪ ...‬آموزش‬ ‫داده مي‌شود‪ .‬در اين مهم به بعد روان‌شناسي قضايا نيز توجه خاص مي‌گردد‪.‬‬ ‫‪-2‬گروه زبان (‪ 4‬روز از ‪ 5‬روز هفته)‬

‫به دليل نياز به زبان بين‌المللي و لزوم آموزش زبان انگليسي‪ ،‬دانش‌آموزان‬ ‫هفت مرحله در مقطع پيش‌دبستان و دبستان آموزش خواهند ديد‪.‬‬ ‫در ابت�داي ورود به مقطع راهنمايي تحت آموزش سيس�تم ‪Top Notch‬‬ ‫كه مدرنترين متد آموزشي روز دنياست قرار می گیرند كه مورد توجه خاص‬ ‫مجتمع عالمه طباطبايي در مقاطع باالتر نيز مي‌باشد‪ ،‬با اين هدف كه فرزندان‬ ‫عزيز در پايان دوره‌ي تحصيلي بتوانند ضمن كسب درصد بااليي از درس زبان‬ ‫در كنكور‪ ،‬در آزمون‌هاي ‪ TOFEL‬و ‪ IELTS‬نيز موفق باشند‪.‬‬

‫گزارش داخلي‬

‫‪1388‬‬ ‫تابستان ‪1390‬‬ ‫شماره‪ 1857‬پاييز‬ ‫شماره‬

‫* الزم به ذكر اس�ت مهارت‌هاي ‪ 11‬گانه آموزش و پرورش نيز بر حس�ب‬ ‫نيازسنجي‌ها به صورت تخصصي به زبان انگلیسی آموزش داده مي‌شود‪.‬‬ ‫‪ -3‬مهارت‌هاي كامپيوتر‪ :‬اين مهارت‌ها در قالب بازي‌ها‪ ،‬مراحل اوليه‌ي‬ ‫ش�ناخت س�خت‌افزار و كاربرد آن‪ ،‬در كالس‌هاي پيش‌دبس�تاني و اول‬ ‫دبستان آموزش داده خواهند شد‪.‬‬ ‫‪ -4‬آموزه‌هاي قرآن�ي‪ :‬آموزه‌هاي قرآني همراه با روش‌های خالقانه‪،‬‬ ‫به گونه ای آموزش داده خواهد شد که دانش‌آموزان عزیز به ميزان قابل‬ ‫توجهي به زبان قرآن و عربي آشنا شوند‪.‬‬ ‫‪ -5‬ورزش‪ :‬در اين رش�ته با توجه به فرم‌هاي نظرس�نجي رش�ته‌هاي‬ ‫آمادگي جس�ماني‪ ،‬ژيمناستيك‪ ،‬ش�طرنج‪ ،‬تنيس‌روي‌ميز‪ ،‬حركات باله‪،‬‬ ‫ورزش‌هاي رزمي و ‪ ...‬آموزش‌های متناس�ب برای ه�ر دانش‌آموز در نظر‬ ‫گرفته ش�ده اس�ت‪( .‬س�الن ورزش‪ ،‬اتاق توپ و‬ ‫‪-10‬تعداد دانش‌آموزان هر كالس‪:‬‬ ‫اسباب‌بازي‌هاي هدفمند و داراي استانداردهاي مديريت اين مدارس با اولويت پيش‌دبستانی‌‪ 15( 1‬نفر)‪-‬پيش‌دبستاني‌‪‌15( 2‬نفر)‪-‬‬ ‫اول دبستان (‪ 20‬نفر)‬ ‫الزم ب�ا حفظ امنيت در حياط مدارس در اختيار سيستم آموزشي هوشمند با‬ ‫دانش‌آموزان عزيز خواهد بود‪).‬‬ ‫* صبحانه گرم‪ ،‬ميان وعده و نهار گرم به صورت‬ ‫‪ -6‬برنامه‌ه�ای فرهنگ�ی‪ :‬واح�د فرهنگ�ي فضاي آموزشي بسيار مناسب‪،‬‬ ‫هماهنگ تحت نظارت پزشك مدرسه كه دوره‌ي‬ ‫مدرس�ه جهت مناس�بت‌هاي مذهبي و ملي‌‪ ،‬با براي سال تحصيلي ‪ 90-91‬فقط تغذيه را نيز گذرانده است ارائه مي‌گردد‪.‬‬ ‫برگزاري مراس�م و اردوهاي ش�هري و استاني‪ ،‬در پايه‌ي پيش‌دبستاني‪ 1‬و ‪ 2‬و *سرويس اياب و ذهاب براي تمامي فرزندان مهيا‬ ‫با توجه به س�ن دانش‌آم�وزان برنامه‌هاي ويژه‬ ‫مي‌باش�د‪( .‬اين مركز جهت رفاه مادران شاغل از‬ ‫خواهد داشت‪.‬‬ ‫اول دبستان ثبت‌نام مي‌نمايد‪ .‬س�اعت ‪ 7:30‬ال�ي ‪ 15:30‬از فرزن�دان نگهداري‬ ‫* در پايه اول دبستان نيز عالوه بر كتاب‌هاي‬ ‫خواهد كرد‪).‬‬ ‫مصوب آم�وزش و پرورش كه همراه با نرم‌افزار‬ ‫‪-11‬ساعت ورود و خروج‪:‬‬ ‫آموزشي گويش‪ ،‬نمايش‪ ،‬همراه با تابلوهاي نوري و ويدئوپروژكتور براي‬ ‫* س�اعت حضور كالس‌ اول دبس�تان در مدرسه ‪ 7:30‬صبح و شروع‬ ‫هر كالس بطور مجزا آموزش داده مي‌شود‪ ،‬سي‌دي و مكمل‌هاي آموزشي كالس ‪ 8‬صبح و پايان كالس ساعت ‪ 13:30‬است‪.‬‬ ‫تحت نظارت معلم ارشد با هماهنگي رابط آموزشي (پدر يا مادر) آموزش‬ ‫س پيش دبستاني ‪ 1‬و ‪ 2‬در مدرسه ‪ 8‬صبح و شروع‬ ‫* ساعت حضور كال ‌‬ ‫داده مي‌شود‪.‬‬ ‫كالس ‪ 8:30‬صبح و پايان كالس ساعت ‪ 13:30‬است‪.‬‬ ‫كالس‌هاي فوق برنامه ياد شده با توجه به ميزان توانايي‌هاي فرزندان عزيز‬ ‫* الزم به توضيح اس�ت س�اعت خروج دانش‌آم�وزان پايه‌هاي دوم‪،‬‬ ‫پايه‌ي اول در دوره‌ي پيش‌دبستاني با تعيين سطح ارائه خواهد شد‪.‬‬ ‫سوم‪ ،‬چهارم‪ ،‬پنجم در سال‌هاي آينده ‪ 15:30‬مي‌باشد و كليه‌ي تكاليف‬ ‫‪ -7‬مش�اوره و روانشناسي‪ :‬بر اساس س�نجش و تست‌هاي پيش‌بيني در مدرسه انجام مي‌پذيرد‪.‬‬ ‫ش�ده پرونده‌ي مش�اوره تشكيل مي‌ش�ود و در طول سال تحصيلي‪ ،‬در‬ ‫ن از اول مرداد قابل بازديد‬ ‫*مكان مدارس پيش‌دبستاني‌ها و اول دبستا ‌‬ ‫واحد روانشناسي به مش�كالت احتمالي فرزندان رسيدگي خواهد شد‪ .‬است‪ .‬مدرسه در نظر دارد از تاريخ ‪ 90/6/12‬لغايت ‪ 90/6/21‬هر هفته‪3‬روز‬ ‫كالس‌هاي آموزش خانواده نيز بر حس�ب نيازس�نجي و نظرسنجي براي اردوي دوستي جهت برگزاري هماهنگي‌هاي الزم برگزار نمايد‪.‬‬ ‫والدي�ن گرامي از طريق واحد روانشناس�ي‪ ،‬برنامه‌ري�زي و اجرا خواهد‬ ‫*مدیریت اين مدارس از پيشنهادهاي خانواده‌هاي محترم استقبال نموده‬ ‫شد‪.‬‬ ‫و در صورت كارآمدی‪ ،‬آن‌ها را در شورا مورد بررسي قرارخواهد داد‪.‬‬ ‫‪-8‬كلينيك درماني‪ :‬حضور پزش�ك عمومي از ساعت ‪ 7:30‬الي ‪ 15:30‬از‬ ‫ديگر امتيازات مدرسه‌ي هوشمند انديشه عالمه طباطبايي است‪ .‬فرزندان‬ ‫عزيز ماهي يك بار معاينه‌ي عمومي شده و در صورت نیاز به بررسي تخصصي‪،‬‬ ‫با هماهنگی والدين گرامي به پزشكان متخصص معرفي خواهند شد‪.‬‬ ‫‪-9‬حض�ور و غياب‪ :‬در اين سيس�تم‪ ،‬حضور و غی�اب دانش‌آموزان در‬ ‫ساعت ‪ 9‬به اطالع خانواده‌هاي محترم خواهد رسيد‪.‬‬ ‫* نكته‌ي قابل توجه‪ :‬هر كالس يك معلم ارشد و چند كمك معلم دارد‪.‬‬ ‫به جهت تكيه‌اي كه دانش‌آموزان گرامي‪ ،‬به معلم خود در مدرسه دارند‪،‬‬ ‫معلم ارشد در تمام كالس‌های فوق برنامه در كنار فرزندان حضور خواهد‬ ‫داش�ت‪ .‬تا فرزند عزيزمان با امنيت رواني بيشتري از نظر انس با معلم و‬ ‫محيط‪ ،‬آموزه‌هاي الزم را دريافت كنند‪.‬‬

‫‪65‬‬


javaneh andisheh #57  

javaneh andisheh #57

Advertisement
Read more
Read more
Similar to
Popular now
Just for you