Page 1

‫به نام ايزد مهربان‬


‫استفاده و اقتباس از نوشته های این جزوه با ذکر منبع مجاز است‪.‬‬ ‫این جزوه رایگان نیست اما به منظور ترغیب به کتابخوانی در حال حاضر به‬ ‫طور رایگان در اختیار خواننده قرار گرفته است‪.‬‬

‫شناسنامه‪:‬‬ ‫نقدي بر ساختار شوراي ملي در افغانستان (گفتگوي ‪)52‬‬ ‫نگاه انتقادي به كارنامه مجلس اول ( گفتگوي ‪)51‬‬ ‫تاریخ برگزاری‪ 1389/3/20 :‬و ‪1389/4/3‬‬ ‫گردآوری‪ ،‬ویرایش و انتشار‪ :‬بنیاد آرمان شهر‬ ‫چاپ اول‪ :‬تابستان ‪1389‬‬ ‫شماره‌گان‪1000 :‬‬ ‫طراحی و برگ آرایی‪ :‬بنیاد آرمان شهر‬ ‫حق چاپ محفوظ و مخصوص ناشر است‬ ‫نظرات مطرح شده در این جزوه الزاما خواست و مشی آرمان شهر نیست‪.‬‬ ‫آدرس‪ :‬افغانستان‪ ،‬کابل‪ ،‬قلعه فتح اهلل‪ ،‬سرک دوم‪ ،‬خانه شماره ‪5‬‬ ‫شماره های تماس‪0787195212 / 0775321697 :‬‬ ‫ایمیل‪armanshahrfoundation@gmail.com :‬‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬

‫نقدي بر ساختار شوراي ملي در افغانستان‬ ‫‪3‬‬

‫گرداننده‪:‬‬ ‫به نام خداوند جان و خرد‬ ‫کزین برتر اندیشه بر نگذرد‬ ‫خداوند نام و خداوند جای‬ ‫خداوند روزی ده رهنمای‬ ‫در آغاز مقدم تمام دوستانی‏که به این برنامه تشریف آورده اند‬ ‫را از طرف خود و از طرف بنیاد آرمان شهر گرامی‏می‏دارم‪ .‬ما‬ ‫در ‪ 52‬دومین جلسه‏ی گفتگو پلی میان نخبگان و شهروندان بنیاد‬ ‫آرمان شهر قرار داریم‪ .‬امسال سال چهارم برگذاری این جلسه‏ها‬ ‫است‪ .‬قبل از این‏که وارد بحث شوم با غزلی از محمد کاظم‬ ‫کاظمی‏که بیان‏گر وضعیت موجود جامعه‏ی ما است می‏خواهم‬ ‫آغاز کنم‪:‬‬ ‫سیب سرخی به روی سینی سبز این چنین کرده اند میزانت‬ ‫این چنین کرده اند میزانت پیش روی هزار مهمانت‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪4‬‬

‫روزگاری به شاخسار بلند آزمونگاه سنگ‏ها بودی‬ ‫سنگ‏های‏که زخم‏ها به تو زد زخم‏های‏که کرد ارزانت‬ ‫یاد روزی‏که عابران فقیر حسرت خوردن ترا کردند‬ ‫و به صد اضطراب و دل دله یک نفر از تبنگ دوکانت‬ ‫اینک ای سیب شکل خورده شدن بسته‏ی انتخاب مهمان است‬ ‫تا چسان می‏کنند تقسیمت تا چه می‏آورند برجانت‬ ‫آن یکی پوست کنده می‏خواهد آن یکی‏چار قاش می‏طلبد‬ ‫آن یکی تیز می‏کند چنگال آن یکی می‏کند به دندانت‬ ‫می‏خوری سنگ می‏شوی کنده می‏خوری کارد می‏شوی رنده‬ ‫سیب بودن مسیر خوبی نیست می‏کند از خودت پشیمانت‬ ‫سیب سرخی به روی سینی سبز سرنوشتي سیاه در فرجام‬ ‫چندی‏ای سیب سنگ شو‏که کسی نتواند دهد به مهمانت‬ ‫دوستان گرامی‏همان طوری‏که در جریان هستید و در برنامه‏های‬ ‫قبلی بنیاد آرمان شهر هم بوديد‪ .‬ما در آستانه‏ی انتخابات ریاست‬ ‫جمهوری افغانستان یک سلسله برنامه‏ را به نام روبرو با نامزد‏های‬ ‫ریاست جمهوری افغانستان راه اندازی کرده بودیم ‏که ‪ 8‬برنامه‬ ‫برگذار شد؛ تعدادی از نامزد‏های انتخابات ریاست جمهوری‬ ‫ي که برای‬ ‫افغانستان آمدند و در مقابل مردم برنامه‏ها و طرح‏های ‏‬ ‫آینده‏ی افغانستان در ذهن داشتند بیان کردند و هم چنین به‬ ‫پرسش‏های شرکت کنندگان پاسخ دادند‪ .‬همین مساله برای ما‬ ‫انگیزه داد ‏که براي انتخابات پارلمانی كه اکنون در راه است و‬ ‫ت مردم يك بار ديگر به پای صندوق‏های رای بروند و‬ ‫قرار اس ‏‬ ‫تعدادی را به عنوان نمایندگان خود به مجلس بفرستند گفتگوهايي‬ ‫را راه اندازي كنيم ك ‏ه تعدادی از نامزد‏ها بیایند و برنامه‏های‬ ‫خود را در صورت برنده شدن به مردم ارایه کنند وهم چنین به‬ ‫پرسش‏های رای دهندگان شان نيز پاسخ بدهند‪ .‬دو برنامه ‏که‬ ‫یکی دو هفته پیش و یکی هم اکنون برگذار می‏شود‪ ،‬مقدمه‏ی‬ ‫آن جلسه‏ها است‪ .‬عنوان برنامه‏ی نخست ما نگاهی بر کارنامه‏ی‬ ‫پارلمان اول بود‪.‬‏که چنین مسایلی در آن مطرح شد‪:‬‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫رویکرد پارلمان به مساله‏ی آزادی بیان چه بود‪ ،‬موضع حکومت‬ ‫در مقابل پارلمان؛ کشمکش یا هم‏سوی؟ در دور گذشته رابطه‏ی‬ ‫حکومت با مجلس چه گونه بود؟ عمل‏کرد پارلمان در مورد‬ ‫مساله‏ی مهاجران چه بود ‏که دوستان سخن‏ران درمورد آن ها‬ ‫صحبت کردند‪ .‬در برنامه‏ی امروزی‏که نقدی بر ساختار شورای‬ ‫ملی در افغانستان عنوان دارد ما یک نگاه ریشه‏ای تر به مساله‏ی‬ ‫ی که عده‏ی زیادی از کارشناسان‬ ‫پارلمان به عنوان یک پدیده‏ا ‏‬ ‫و تاریخ دان‏ها و اهل سیاست آن را در افغانستان به عنوان یک‬ ‫پدیده‏ی نو پا می‏شناسند‪ .‬ما می‏خواهیم ببنیم ‏که پایه‏های این‬ ‫مجلس نوپا در قانون اساسی افغانستان چه گونه ریخته شده است؟‬ ‫در قانون اساسی افغانستان رابطه‌ي پارلمان با حکومت و قوه‏ی‬ ‫قضاییه به چه شکلي پی‏ریزی شده است‏؟ از درون همین روابط‬ ‫می‏توانیم به این نکته برسیم ‏که پارلمان در شرایط فعلی چه قدر‬ ‫می‏تواند تاثیر گزار باشد‪ .‬در بحث امروز ما سه عنوان را مشخص‬ ‫کردیم تا سخنران‏هایي که در کنار ما قرار دارند در مورد آن‌ها‬ ‫بحث كنند‪:‬‬ ‫‪ -1‬جایگاه پارلمان افغانستان در قانون اساسی چيست؟‬ ‫‪ -2‬رابطه‏ی پارلمان با مجلس بزرگ قومی‏ یا جرگه‏ چگونه است؟‬ ‫آیا پارلمان و مجلس بزرگ قومی‏ چه نوع تعاملی می‏توانند با هم‬ ‫داشته باشند‪ ،‬آيا ايجاد جرگه به گونه‌هايي تداخل در كار شوراي‬ ‫ملي به حساب نمي‌آيد؟‬ ‫‪ -3‬نماینده‏های انتصابی در خانه‏ی ملت که توسط آقای ریيس‬ ‫جمهور انتصاب شده اند‪ ،‬آیا این مساله قابل بررسی و کنکاش‬ ‫است‪ ،‬در شرایطی‏که ما سال‏ها زیر سایه‏ی حکومت‏های دیکتاتور‬ ‫زندگی کردیم آیا چنین انتخابی از طرف ریيس جمهور نمادی از‬ ‫تمامیت خواهی نیست؟‬

‫‪5‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪6‬‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬

‫‪7‬‬

‫داود مرادیان ريیس مرکز مطالعات استراتیژیک وزارت امور‬ ‫خارجه‪:‬‬ ‫خانم‏ها و آقایان! سپاسم را از بنیاد آرمان شهر و بنیاد فرهنگ و‬ ‫جامعه‏ی مدنی افغانستان ابراز مي‌نمایم‪.‬‬ ‫موضوع امروز همان طوری‏که گفته شد درباره‏ی مجلس نمایندگان‬ ‫افغانستان است‪ .‬و من موضوع بحث امروز خود را روی چهار‬ ‫محور قرار مي دهم‪:‬‬ ‫‪ -1‬نگاهی گذرا به مفهوم دموکراسی و مولفه‏های یک نظام‬ ‫دموکرات‬ ‫‪ -2‬مشکالت عمده‏ی موجود در افغانستان از جمله مشکالت در‬ ‫برابر ارزش‏ها و نهاد‏های دموکراتیک‪.‬‬ ‫‪ -3‬نگاهی به ارزیابی کارنامه‏ی پارلمان اول‬


‫بنياد آرمان شهر‬ ‫‪ -4‬چشم اندازی به آینده و مسوولیت مجلس‬

‫‪8‬‬

‫نکته‪:‬‬ ‫صحبت‏های امروزی من از نشانی مشخص من به عنوان یک‬ ‫محقق می‏باشد نه از نشانی وظیفه‏ی رسمی‏ام در وزارت امور‬ ‫خارجه‪ .‬نکته‏ی دوم سعی می‏کنم بیشتر سرفصلی صحبت کنم تا‬ ‫پرداختن به مسایل ریز‪.‬‬ ‫در افغانستان امروز اصطالح دموکراسی مانند خیلی از اصطالح‏های‬ ‫ارزشی دیگر از فقر فهمیدن و ابزاری بودن رنج می‏برد‪ .‬برای‬ ‫عده‏ی زیادی دموکراسی تداعی کننده‏ی بی بند و باری‪ ،‬بی قانونی‬ ‫و فساد در کشور است‪ .‬اما واقعیت دموکراسی چیزی دیگری‬ ‫است‪ .‬دموکراسی یک نظام ارزشی مبتنی بر اصل برابری تمام‬ ‫انسان‏ها و آزادی هر انسان در انتخاب سرنوشت خود از جمله نوع‬ ‫نظام سیاسی است‪ .‬به عبارت دیگر محوریت نظام ارزشی انسان‬ ‫عادی و معمولی یا سوپر انسان چون مال‪ ،‬خان‪ ،‬ارباب‪ ،‬تاجر‪،‬‬ ‫جنرال‪،‬کشیش یا آیت اهلل‪.‬‬ ‫از طرف دیگر نظام دموکراتیک یکی از اشکال و انواع نظام‌هاي‬ ‫سیاسی است كه در کنار نظام‌هاي سیاسی ديگر چون سلطنتی‪،‬‬ ‫دیکتاتوری‪ ،‬امپراتوری و‪ ...‬ابراز وجود مي‌كند‪.‬‬ ‫انسان محوربودن دموکراسی كه در منبع مشروعیت حق سیاسی و‬ ‫حق حاکمیت تبلور می‏یابد مبتنی بر این است‪ .‬از آن جا‏که تمام‬ ‫انسان‏‏ها به صورت فکری در آفرینش برابر هستند حق حاکمیت‬ ‫بر افراد دیگر فقط در چارچوب یک قرار داد داوطلبانه خواهد‬ ‫ی که بسیاري از وقت‏ها مطرح می‏باشد این است ‏که‬ ‫بود‪ .‬پرسش ‏‬ ‫آیا دموکراسی بهترین مدل و نوع نظام سیاسی دنیا می‏باشد یا‬ ‫خیر؟ تعریف و نگاه چرچيل نخست وزیر معروف انگلستان به‬ ‫دموکراسی شاید یکی از بهترین پاسخ‏ها باشد‪:‬‬ ‫دموکراسی بدترین نوع نظام سیاسی می‏باشد‪ ،‬با این تفاوت ‏که‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫سایر نظام‏ها قبل از دموکراسی شکست خورده اند‪.‬‬ ‫تاریخ معاصر افغانستان نمونه‏ی خوبی از این تعریف و نگاه به‬ ‫دموکراسی است‪ .‬خوشبختانه یا بد بختانه ما در صده‏های اخیر‬ ‫تمام نظام‏های سیاسی را تجربه کردیم‪ :‬از امپراتوری ابدالی گرفته‬ ‫تا دیکتاتوری سلطنتی‪ ،‬مشروطه‪ ،‬تک حزبی (حزب دموکراتیک‬ ‫خلق)‪ ،‬دولت اسالمی ‏و امارت اسالمی ‏طالبان‪ .‬اما همه‏ی این‬ ‫نظام‏ها به دالیل گوناگون شکست خوردند و یا نتوانستند استحکام‬ ‫یابند‪.‬‬ ‫خانم‏ها و آقایان!‬ ‫برگزاری انتخابات یا داشتن پارلمان به معنای داشتن و بهره‏مندی‬ ‫از تمام مزایای یک نظام دموکراتیک نیست بلکه انتخابات و‬ ‫پارلمان بخشی از یک نظام دموکراتیک می‏باشد‪ .‬نظام دموکراتیک‬ ‫دارای مولفه‏ها‪ ،‬نهاد‏ها و ابزار‏های مختلف اما مرتبط با یک‏دیگر‬ ‫می‏باشد‪ .‬مهم‌ترین مولفه‏ها بستر ارزشی و فرهنگی متوسط است‪.‬‬ ‫ظرفیت جوامع و یا نظام‏های ارزشی و خدماتی برای ایجاد و‬ ‫تداوم یک نظام دموکراتیک محدود‏اند‪ .‬به عنوان نمونه کشور‬ ‫ااسرایيل دارای یک نظامی‏اصلی و شکلی دموکراتیک می‏باشد‬ ‫اما به دلیل بستر فرهنگی نژاد پرستانه‏ی اسرایيل این کشور با‬ ‫مشکل‏های متعددی رو‌به‌رو است‪ .‬نمونه‏ی دیگری از جوامعی‬ ‫چون افغانستان به دلیل راست نگریستن شهروندان و وجود یک‬ ‫فرهنگ تکلیف محور بستر فرهنگ نامناسب بروکراسی وجود‬ ‫ت که افراد آن‬ ‫دارد‪ .‬منظور از یک فرهنگ تکلیف محور این اس ‏‬ ‫جامعه سرنوشت خود را به دست تقدیر می‏سپارند‪ .‬هر چ ‏ه که‬ ‫تقدیر است کار به همان گونه است‪ .‬در صورتی‏که یک بستر‬ ‫مناسب اجتماعی برای دموکراسی‪ ،‬یک فرهنگ مسوولیت پذیر‬ ‫‏باشد‪ ،‬یعنی افراد مسوولیت خود را داشته باشند و محول نکنند‏‬ ‫که این تقدیر یا چانس ما است‪ .‬یکی از چالش‏های محوری ما‬ ‫فرهنگ تقدیر محور جامع ‏ه می‏باشد‪ .‬بنابراین نظام دموکراتیک‬

‫‪9‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪10‬‬

‫سیستمی‏می‏باشد در کنار بستر مناسب فرهنگی و ارزشی وجود‬ ‫نهاد‏های دموکراتیک مانند قوه‏ی قضاییه‏ی مستقل‪ ،‬رسانه‏های‬ ‫گروهی آزاد‪ ،‬جامعه‏ی مدنی‪ ،‬استقالل قوه‏های سه‌گانه‏ی دولت‬ ‫از دیگر مولفه‏های مهم یک نظام دموکراتیک‌اند‪ .‬وجود یک‬ ‫طبقه‏ی سیاسی معتقد به ارزش‏های شهروندی و دموکراتیک هم‬ ‫یک عامل و نتایج یک نظام دموکراتیک است‪ .‬بنابراین‪ ،‬سیستم‬ ‫تشکیل یافته از مولفه‏ها و نهاد‏های متفاوت اما مرتبط با همدیگر‪.‬‬ ‫اگر خواست و اراده‏ی ما ایجاد و تداوم یک نظام دموکراتیک در‬ ‫افغانستان می‏باشد‪ ،‬با یک سرمایه گذاری برای رشد و تقویت تمام‬ ‫مولفه‏های چنین نظامی‏از جمله بستر مناسب اجتماعی‪ ،‬فرهنگی‪،‬‬ ‫نهاد‏های قوی دموکراتیک‪ ،‬وجود و ظهور یک طبقه‏ی سیاسی‬ ‫معتقد به دموکراسی صورت می‏گیرد‪ .‬باید توجه کرد‏که شما با‬ ‫یک نظام جنگ ساالر نمی‏توانید دموکراسی داشته باشید‪ .‬اجازه‬ ‫دهید در این قسمت به مهم‏ترین چالش‏ها و موانع نهادینه شدن‬ ‫نظام دموکراتیک در افغانستان اشاره شود‪:‬‬ ‫این مشکالت و موانع را می‏توان در ده حوزه‏ی مختلف با یک‬ ‫دیگر طبقه بندی کرد‪:‬‬ ‫مشکل اصلی بحران رهبری در افغانستان است‪ .‬به عبارت دیگر‬ ‫بحران نبود یا کم بود طبقه‏ی سیاسی مترقی و آینده نگر‪ .‬بحران‬ ‫دوم ما بحران اخالقی و معنوی است‪ ،‬بحران سوم بحران امنیتی‪،‬‬ ‫بحران چهارم بحران توسعه‏ی نامتوازن و مشکالت اقتصادی است‪.‬‬ ‫بحران پنجم بحران دولت داری‪ ،‬بحران ششم بحران نهاد‏های‬ ‫ضعیف‪ ،‬هفتم بحران هویت یا سردر گمی‏هویتی ‏که ما با آن‬ ‫رو‏به‏رو هستیم‪ .‬بحران هشتم نقص و فقر دموکراسی ‪ ،‬بحران نهم‬ ‫عبارت از میراث‏های تلخ تاریخی‏که عبارت است از بحران‏ها و‬ ‫مشکالت منطقه‌ای و جهانی‪.‬‬ ‫مي خواهم این‏جا فقط به دو مشکل گذرا نظر داشته باشم‪ .‬‏که‬ ‫عبارت از بحران رهبری و اخالقی جامعه اشاره‏‌ای داشته باشم‪.‬‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫افغانستان امروز با کم‌بود یا نبود طبقه‏ی سیاسی با چشم انداز‬ ‫مترقی و بلند مدت مواجه می‏باشد‪ .‬طبقه‏ی سیاسی موجود در‬ ‫افغانستان چه در داخل حکومت مثل ما و چه در خارج از حکومت‬ ‫از دید گذشته به مسایل روزمره نگاه می‏شود‪ .‬این اصالت در‬ ‫گذشته‏ها باعث شده است ‏که ما نتوانیم یک چشم انداز مترقی‬ ‫و استراتیژیک برای آینده‏ی افغانستان داشته باشیم‪ .‬ابزاری شدن‬ ‫ارزش‏ها و بازاری شدن نهاد‏ها از نتایج نبود یا کم بود یک طبقه‏ی‬ ‫سیاسی مترقی و آینده‌نگر یا بحران رهبری است‪ .‬بحران دوم‬ ‫بحران اخالقی یا معنوی افغانستان است‪.‬‏ که همه‏ی این نهاد‏ها‬ ‫با درجه‏های مختلف مبتال نموده است‪ .‬از آن طالبی‏که به نام‬ ‫اسالم و قرآن‪ ،‬مساجد‪ ،‬مکاتب‪ ...‬را به آتش می‏زند تا آن مامور‬ ‫یا قاضی‏که مبتال به فساد اداری تا آن تاجری‏که تیل قالبی وارد‬ ‫می‏کند‪ ،‬تا آن دکان‏داری‏که شیر و آب را با هم دیگر مخلوط‬ ‫می‏کند‪ ،‬بدبختانه افغانستان امروز با یک بحران عمیق اخالقی‬ ‫و معنوی مواجه است‪ .‬بیش از سی سال جنگ و خشونت تنها‬ ‫نهاد‏ها و ساختار‏های فيزیکی افغانستان را از بین نبرده است بلکه‬ ‫خساره‏ها و صدمه‏های فراوانی بر ساختار‏ها و نهاد‏های اخالقی‬ ‫جامعه وارد کرده است‪.‬‬ ‫در قسمت سوم می‏خواهم نگاهی گذرا به کارنامه‏ی پارلمان‬ ‫نخست داشته باشم‪.‬‬ ‫پارلمان افغانستان در شرایطی به ‏وجود آمد ‏که افغانستان با‬ ‫بحران‏های متعدد و همچنین با دست آورد‏هایي همراه بود‪ .‬به‬ ‫عبارت دیگر پارلمان نخست افغانستان آینه‏ای بود و هست از‬ ‫واقعیت‏های تاریخی و نوید افغانستان‪ ،‬هم مثبت و هم منفی‪ .‬برای‬ ‫ارزیابی کارنامه‏ی مجلس سه معیار را می‏توان در نظر گرفت‪ .‬آیا‬ ‫پارلمان توانست وظایف خود را در این سه حوزه به درستی انجام‬ ‫دهد یا خیر؟‬ ‫این سه معیار عبارت‏اند از‪ :‬نمایندگی‪ ،‬قانون گذاری‪ ،‬و نظارت‪.‬‬

‫‪11‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪12‬‬

‫به نظر این جانب پارلمان نخست افغانستان نقش و وظیفه‏ی اول‬ ‫را ‏که عبارت است از نمایندگی به خوبی انجام شده است‪ .‬تمام‬ ‫جریان‏های فکری‪ ،‬سیاسی و قومی نمایندگان و چهره‏های مورد‬ ‫قبول خود را می‏توانند در پارلمان فعلی پیدا نمایند‪ .‬از طرف‏دار‬ ‫سرسخت عدالت و حقوق بشر تا متهم‏ها به نقض حقوق بشر‪ ،‬از‬ ‫طرف داران سرسخت برابری زنان تا کسانی‏که در آن‌ها عدم‬ ‫اعتقاد به برابری زن و مرد وجود دارد‪ ،‬در پارلمان نخست‬ ‫افغانستان هستند‪ .‬اما مجلس نمایندگان افغانستان در دو حوزه و‬ ‫معیار دیگر كه عبارت از قانون‏گذاری و نظارت بر حکومت است‬ ‫با کمال تاسف موفقیت‏های زیادی نداشته است‪ .‬دالیل ناکامی‏ها یا‬ ‫دست آورد‏های کم‌تر پارلمان در عرصه‏ی قانون‏گذاری و نظارت‬ ‫متنوع و متفاوت می‏باشد‪ ،‬از جمله نبود یا کم بود طبقه‏ی سیاسی‬ ‫معتقد به دموکراسی و ضعف نهاد‏های دیگر چون حکومت و‬ ‫نهاد‏های قضایي‪ .‬بنابراین‪ ،‬اگر ما می‏خواهیم پارلمان دوم موفق‏تر‬ ‫و بهتر از پارلمان اول باشد‪ ،‬در انتخاب وکال و نمایندگان چند‬ ‫اصل باید مورد توجه قرارگیرد‪ .‬همان‏طوری‏که اشاره شد یکی از‬ ‫پیش شرط‏ها و مولفه‏های نظام دموکراتیک وجود طبقه‏ی سیاسی‬ ‫معتقد به ارزش‏های دموکراتیک و شهروندی می‏باشد‪ .‬وکیالنی‏که‬ ‫انتخاب می‏گردند باید معتقد به چنین ارزش‏هایي باشند‪ .‬به عنوان‬ ‫نمونه فردی‏که معتقد به برتری مرد بر زن و یا برتری یک قوم‬ ‫و زبان بر سایر اقوام و زبان‏های دیگر دارد نمی‏تواند و نباید در‬ ‫کرسی‏های نمایندگان بنشیند‪ .‬دموکراسی هم شکل است و هم‬ ‫محتوا‪ ،‬هم مسوولیت است و هم محتوا‪ .‬اصل دوم اصل شایسته‬ ‫ساالری و تخصص می‏باشد‪ .‬از آن جای‏که قانون‏گذاری نمایندگی‬ ‫و نظارت مسوولیت‏های اساسی یک وکیل و نماینده می‏باشد‬ ‫نمایندگان پارلمان باید توانایی انجام مسوولیت‏ها را داشته باشند‪.‬‬ ‫یک نماینده‏ی کم سواد و بی سواد نمی‏تواند یک قانون‏گذار‬ ‫خوب یا نظارت‏گر شایست ‏ه باشد‪ .‬اصل سوم شفافیت و حاکمیت‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫مطلق قانون می‏باشد‪ ،‬باید از هر نوع تالش‏ها و معامله‏های پشت‬ ‫پرده‏ی سیاسی به خصوص معامله‏های مالی در انتخابات جلوگیري‬ ‫شود‪ .‬امیدوار هستیم‏ که پارلمان آینده بتواند قدم‏هایي مثبت در‬ ‫حل مشکالت گوناگون کشور بردارد و برای این کار مسوولیت‬ ‫هر افغان است که در خلق چنین پارلمانی سهم و مسوولیت خود‬ ‫را ادا کند‪.‬‬ ‫مجری‪:‬‬ ‫داکتر صاحب به نظر شما جایگاه پارلمان افغانستان در قانون‬ ‫اساسی چیست؟ آیا مشکالتی‏که برای پارلمان افغانستان در دور‬ ‫گذشته پیش آمد مشکالتي بود‏ که در قانون اساسی افغانستان‬ ‫مدنظر گرفته نشده است و سرسری از آن گذشته اند یا این‏که دو‬ ‫قوه دیگری‏که در مقابل پارلمان وجود دارد خوب عمل نکرده‬ ‫اند؟‬ ‫مرادیان‪:‬‬ ‫درست است‏که نوع نظام سیاسی ما به‏ خاطر مولفه‏های مختلف نیاز‬ ‫است‏که ارزیابی شود‪ .‬تجدید نظر در نوع نظام سیاسی افغانستان و‬ ‫توزیع قدرت‪ ،‬رابطه‏ی مرکز و والیت‏ها‪ ،‬رابطه‏ی ولسوالی‏ها و‪...‬‬ ‫این مسايل در سال‏های آینده باید بیشتر صحبت شود‪ .‬اما به استثنای‬ ‫این‏که مساله‏ قانونی است‪ ،‬جایگاه پارلمان در قانون اساسی جایگاه‬ ‫خوبي است‪ .‬مشکل پارلمان افغانستان نبود و یا کم بود ابزار‏های‬ ‫قانونی و صالحیت‏های قانونی نبوده است‪ .‬درست است‏ که نوع‬ ‫نظام سیاسی ما یک نظام نیمه پارلمانی و نیمه ریاستی می‏باشد‪.‬‬ ‫اما هم زمان صالحیت‏های قانونی پارلمان کافی و مناصب بوده‬ ‫است‪ .‬مشکلی‏که بوده در اجرای قانون است‪ .‬اجرای قانون به دو‬ ‫دلیل مشخص؛ یکی این‏که ابزار‏های اجرای قانون بسیار ضعیف‬ ‫بوده‪ ،‬وقتی‏که از اجرای قانون صحبت می‏کنید شما به یک قوه‏ی‬

‫‪13‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪14‬‬

‫قضاییه‏ی مستقل نیاز دارید‪ ،‬به دادستانی نیازدارید‪ ،‬به وکیلی نیاز‬ ‫دارید ‏که از حقوق متهم‏ها دفاع کند‪ .‬پس ما برای اجرای قانون‬ ‫بسیار با مشکل مواجه بوده‏ایم‪ .‬فرهنگ سیاسی هشت سال اخیر‬ ‫افغانستان یک فرهنگ سیاسی دموکراتیک نبوده است بلكه‬ ‫ترکیبی از فرهنگ سیاسی نوزایی بوده که تصمیم‏ها و دوستی‏ها‬ ‫و دشمنی‌ها بیشتر مبتنی بر غریزه‏ها بوده تا یک تصمیم عقالنی‪.‬‬ ‫بخشی از فرهنگ سیاسی ما فرهنگ سیاسی غریزه‏ای بوده است‪.‬‬ ‫فرهنگی سیاسی ما مافیایی بودن قدرت در افغانستان است و‬ ‫مافیايی بودن قدرت به این معنا است‏ که حل مشکل نه رسیدن‬ ‫به اهداف سیاسی؛ شما مجبور بودید ‏که از ابزار‏های اقتصادی و‬ ‫پشت پرده استفاده کنید‪ .‬پس مشکل در نهادهای اجرای قانون‬ ‫بوده و دوم در فرهنگ سیاسی افغانستان‏که یک فرهنگ سیاسی‏‬ ‫مرکب از فرهنگ قبیله ای‪ ،‬غریزه‏ای و مافیایي بوده است‪.‬‬ ‫مجری‪:‬‬ ‫با توجه به تاریخ افغانستان و ریشه‏دار بودن دیکتاتوری در کشور‬ ‫ما در مجلس سنا یک ثلث نمایندگان بر اساس قانون اساسی‬ ‫افغانستان توسط رییس جمهور انتصاب می‏شوند‪ .‬با وصف این‏که‬ ‫در برخی کشور‏ها چنین مساله‏ی معمول بوده است اما با توجه‬ ‫به شرایط امروز افغانستان فکر می‏کنید این کار چه قدر می‏تواند‬ ‫به نفع دموکراسی باشد و چه قدر شاید بتواند در مقابل منافع ملي‬ ‫سد ایجاد کند ؟‬ ‫مرادیان‪:‬‬ ‫یک نظام سیاسی موفق باید دو ویژگی مهم داشته باشد‪ ،‬یکي‬ ‫مشروعیت نظام سیاسی و دوم کارآیی نظام سیاسی‪ .‬مشروعیت‬ ‫نظام سیاسی ایجاب می‏کند‏که چهره‏ها و گروه‏ها با عقاید مختلف‬ ‫جامعه در چنین نظام سیاسی حضور داشته باشند‪ .‬یعنی در مجلس‪،‬‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫رسانه‏های گروهی‪ ،‬در جامعه‏ی مدنی‪ ،‬عقاید مختلف باید حضور‬ ‫داشته باشند‪ .‬اما ویژگی دوم آن کارآیی آن نظام است‪ .‬آیا آن‬ ‫وکیل‪ ،‬سناتور‪ ،‬خبرنگا يا وزیر توانایی و شایستگی آن پست را‬ ‫دارد یا نه؟ متاسفانه در چند سال اخیر به خاطر نبود یا کم‏بود‬ ‫طبقه‏ی سیاسی مدرن در افغانستان ما نتوانستیم در بخش کارآیی‬ ‫نظام سیاسی خوب داشته باشیم‪ .‬در بخش مشروعیت‪ ،‬ما یک نظام‬ ‫سیاسی مشروع هستیم چون در پارلمان ما و درکابینه‏ی ما چهره‏ها‬ ‫و صدا‏های مخلتف وجود دارد‪ ،‬اما تخصص محوری و شایسته‬ ‫ساالری کم‏تر مورد توجه قرار گرفته است‪.‬‬ ‫مجری‪:‬‬ ‫برداشتی ‏که از سخن‏های شما داشتم این بود ‏که نمایندگانی ‏که‬ ‫در خانه‏ی ملت انتصاب می‏شوند به این خاطر بوده است‏که ما‬ ‫بتوانیم نماینده‏های شایسته را هم در مجلس سنا داشته باشیم‪ .‬آیا‬ ‫شما فکر می‏کنید کسانی‏که در شورای ملی انتصاب شده اند واقع ًا‬ ‫آدم‏هایي الیق هستند؟‬ ‫مرادیان‪:‬‬ ‫من اصطالح طبقه‏ی سیاسی را به کار می‏برم‏ که این طبقه‏ی سیاسی‬ ‫شامل حکومت‪ ،‬پارلمان و فعال‏های سیاسی می‏باشد‪ .‬مشکل فقط‬ ‫حکومت نیست‪ ،‬طبقه‏ی سیاسی موجود در افغانستان یک مقدار‬ ‫توان‏مندی‏ها و تعهد‏های ارزشی را دارا نيست‪.‬‬

‫‪15‬‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬

‫‪17‬‬

‫محمدظریف اظهر( استاد حقوق و علوم سیاسی دانشگاه‬ ‫کابل)‪:‬‬ ‫قبل از همه حضور شما عرض شود‏ که شورای ملی افغانستان یا به‬ ‫عبارت دیگر پارلمان افغانستان بعد از سی سال تخریب و جنگ‬ ‫مجددا ً به کار خود شروع کرد‪ .‬البته این شورای چهاردهم است‪.‬‬ ‫بعد از تسلسلی‏که از سال ‪ 1310‬دایر شد‪ ،‬اگر پیشینه‏ی اعضای‬ ‫شورای ملی به خصوص مجلس نمایندگان بررسی شود‪ ،‬دیده‬ ‫می‏شود‏که شورای چهاردهم برتری‏هایي نسبت به ‪13‬شورای قبلی‬ ‫داشت‪ .‬از نگاه ترکیب اجتماعی‪ ،‬از نگاه اصالت اجتماعی‪ ،‬از نقطه‬ ‫نظر استمرار‪ ،‬از نظر استقالل‪ ،‬و از نقطه ترکیب قومی ‏و هم از‬ ‫دیدگاه تمثیل‪ ،‬عشق و فداکاری در راه کمک انسانی به جامعه‏ی‬ ‫ما داشت‪ .‬هیچ گاهی ما در سابق خواهری نداشتیم‏ که قد راست‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪18‬‬

‫حق طلب باشد‪ .‬هم حق قشر یا جنس مردان را بخواهد هم زنان را‪.‬‬ ‫اگر هم بودند چادر پیچ در داخل شورا جایگزین بودند‪ ،‬همین‏که‬ ‫صدای شان را بلند می‏کردند برای‌شان گفته می شد که حیای زن‬ ‫بودن‌تان را حفظ کنید‪ .‬گاهی‏که در داخل شوراهای قبلی بحثی‬ ‫بوده‪ ،‬تک بحثی بوده است یا مناظره‏ای یا دبیت پارلمانی‪ .‬همیشه‬ ‫دندان شکستن بوده است و به همین ترتیب جنگ‪ .‬گرچه به آقای‬ ‫مرادیان خیلی احترام دارم اما با نظرشان نمی‏توانم موافق باشم‬ ‫‏که قانون اساسی افغانستان بستر خوبی برای بالندگی پارلمان یا‬ ‫شورای افغانستان به خصوص مجلس نمایندگان باشد‪ .‬شما می‏بینید‬ ‫با یک ترفند خاص قانون اساسی افغانستان تهیه می‏شود‪ ،‬صرف‬ ‫ن که از نگاه انشاء و ام ً‬ ‫ال کاستی‏های بسیار زننده‏ی دارد‪،‬‬ ‫نظر از ای ‏‬ ‫بعضی‏جا‏ها طرز حکومت جمهوری ریاستی را با پارلمانتاریزم‬ ‫طوری خلط ساخته تا جایي‏که تصامیم اش پارلمان را خنثي جلوه‬ ‫مي‌دهد‪.‬‬ ‫سه شکل مسوولیت در قوانین اساسی کشورهای پارلمانتاریزم به‬ ‫طور سریح‪ ،‬واضح و روشن وجود دارد‪.‬‬ ‫‪ -1‬طرح سوال و خواستن جواب‪ ،‬این مساله‏ای است‏ که هریک از‬ ‫اعضای کابینه را می‏توانند مورد سوال قرار دهند و از پیش شان‬ ‫خواهان استجواب شوند‪.‬‬ ‫‪ -2‬استیضاح است‪ .‬كساني كه براي استیضاح به پارلمان فراخوانده‬ ‫مي‌شوند یا دوباره به وظیفه برمی‏گردند یا سلب اعتماد می‏شوند‪.‬‬ ‫ببینید از نگاه اصطالح تخصصی قانون ما ضعف دارد‪ ،‬ضعف‬ ‫تیوریک دارد‪ .‬بازهم رأی عدم اعتماد است‪.‬‬ ‫‪ -3‬در کشور‏های پارلمانتاریزم شکل سوم مسوولیت عبارت از‬ ‫نظارت و نتیجه‏ی تحقيق است‪ .‬حکومت فعلی با یک ترفند مجلس‬ ‫نمایندگان و پارلمان را در مجموع در مقابل یک عمل ولو بد‬ ‫صالحیت نداده‏که به شکل اساسی نظارت کنند‪ .‬در نظارت اگر‬ ‫مجلس نمایندگان سال‏ها فریاد بزند هیچ جزايي پیش بینی نشده‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫است‪ .‬وزیر مختلص را بر طرف نمی‏تواند مگر این‏که سلب اعتماد‬ ‫و استیضاح شده باشد‪ .‬ولي ریيس عمومی( ریيس جمهور) را چه‬ ‫طور؟ یک نوع ترفند ریزی‏هایي در این قسمت دیده می‏شود‪ .‬من‬ ‫هیچ گاه قبول ندارم به خاطر این نمی‏گویم‏که خانم ثاقب یا آقای‬ ‫جوینده هستند نه خیر پیش روی شان به صورت واضح و روشن‬ ‫ت که ولسی جرگه‬ ‫دیوار قراردارد‪ .‬هیچ نوع معیده‏ی در قانون نیس ‏‬ ‫اگر نظارت می‏کند‪ ،‬رد پای اختالس را پیدا می‏کند‪ ،‬رشوت را‬ ‫پیدا می‏کند‪ ،‬بی کفایتی را می‏بیند‪ ...،‬هیچ کاری کردن نمی‏تواند‪.‬‬ ‫در قسمت نظارت در قانون اساسی هیچ نوع صالحیتی یا به قول‬ ‫ما و شما عصایي ‏که مجلس نمایندگان قد خود را راست کند‪،‬‬ ‫معیده‏ی را پیش بکشد‪ ،‬نیست‪ .‬حتا برای وزیرانی‏که استیضاح‬ ‫می‏شوند‪ ،‬رای عدم اعتماد می‏گیرند در کار اند‪ .‬از کجا؟ ما حساب‬ ‫کنیم‏که مجلس نمایندگان ما در قسمت نظارت نا کام بوده و هیچ‬ ‫صالحیت ندارد‪ .‬شکل یک مشوره‪ ،‬یک هدف اخالقی را دارد‬ ‫بیشتر کار دیگری نمی‏تواند‪ .‬فقط حرف را پس گوش می‏اندازد‬ ‫و هیچ کس دیگر پروای آن را ندارد‪.‬‏که رییسش چه کسی بوده‬ ‫یا در نتیجه چه می‏شود؟ حتا قربانی داده‪ ،‬مجلس نمایندگان‪11‬‬ ‫وکیل برجسته‏ی خود را‏که برای نظارت رفته قربانی داده است‪.‬‬ ‫تا امروز حکومت هیچ حقی ندارد‏که سرنوشت این یازده نفر چه‬ ‫شد‪ .‬لذا خیلی کاستی‏ها وجود دارد‪ ،‬هیچ گاهی نمی‏تواند‪ .‬قوه‏ی‬ ‫مقننه نه وظیفه‏ی مویده‏ی ذکر شده دارد ‏که به شکل دیگری‬ ‫بخواهند یا ارگان دیگری باشد‪ .‬یا خود رییس جمهور را احضار‬ ‫کنند به موخذه‪ .‬یک فورمول به اصطالح آقای مرادیان تقدیر‬ ‫گرایی است‪ .‬ریس دولت در مقابل ملت مسوول است‪ ،‬ملت‬ ‫از چوپان شروع تا باالترین آن‪ .‬هیچ گونه مشخص نیست‏ که‬ ‫چه‏گونه مسوول است‪ ،‬به کدام رویکرد‪ ،‬میکانیزم؟ معلوم دار‬ ‫نیست‪ .‬رنج‏های دیگری ‏که ولسی جرگه‏ی ما می‏کشد‪ ،‬ناشی از‬ ‫قانون گذاری ما است از عدم مساوات در قانون گذاری ما است‪.‬‬

‫‪19‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪20‬‬

‫شما می‏بینید ‏که واحد‏های اداری ما طوری‏که پیش بینی شده‬ ‫واحد‏های اداری اول تعادل ندارند‪ .‬هیچ‏گاهی احدی شان مساوی‬ ‫با هم نبوده‪ ،‬نفوس شان با هم برابر نیست‪ .‬به این جهت به اساس‬ ‫یک تخمین است‪ .‬شرم آور است برای یک ملتی‏که بر اساس‬ ‫تخمین نفوس خود را معلوم کند‪ .‬یک چوپان گوسفندان خود‬ ‫را به اساس چیدن ریگ معلوم می‏کرد‪ .‬این جا با ریگ هم آدم‬ ‫را شمارش نمی‏کنند‪ .‬از کجا است‏که ما در این‏جا بگویيم واقع ًا‬ ‫پالن قانون گذاری داریم ولی این کاستی‏ها در کار ما در مجموع‬ ‫وجود دارد‪ .‬چند مساله را در باره‏ی ادعای‏که کردیم خدمت شما‬ ‫ارایه می‏کنم‪:‬‬ ‫از سال‏های تلخ نفوس شماری‪ :‬نظر به احصاییه‏ی سال ‪1358‬ولسوالی‬ ‫گومل والیت پکتیا دارای ‪ 4560‬نفر نفوس بوده‪ ،‬ولسوالی والگر‬ ‫این والیت دارای ‪ 5960‬نفر نفوس بوده‪ ،‬ولسوالی شورابک والیت‬ ‫قندهار دارای ‪ 6766‬نفر نفوس بوده در مقابل ولسوالی امام صاحب‬ ‫والیت کندز دارای ‪ 129355‬نفر نفوس از نگاه تنظیم نمایندگی‬ ‫در مقابل ولسوالی‏های قبلی قرار داده می‏شد‪ .‬ولسوالی پل‏خمری‬ ‫والیت بغالن دارای ‪ 10381‬نفر نفوس بوده و ولسوالی سرپل‬ ‫والیت جوزجان دارای ‪130369‬نفر نفوس بوده است‪ .‬شما تفاوت‬ ‫را ببینید چه قدر است؟‬ ‫عالقه‏داری‏ها هم به همین منوال است‪ .‬ولسوالی پنجوایی والیت‬ ‫کندهار با داشتن ‪ 1128‬نفر نفوس عالقه داری ورنی ولسوالی‬ ‫وازه خان والیت پکتیکا با داشتن ‪ 2099‬نفر نفوس در برابر‬ ‫عالقه‏داری کوشندی ولسوالی شونکه‏ی والیت بلخ با ‪ 43705‬نفر‬ ‫نفوس و عالقه‏داری المار ولسوالی پشتون کوت والیت فاریاب‬ ‫باداشتن ‪ 40000‬نفر نفوس و عالقه داری دهنه‏ی غوری ولسوالی‬ ‫پل خمری والیت بغالن با داشتن ‪ 38876‬نفر نفوس‏که فع ً‬ ‫ال به‬ ‫ولسوالی‏ها تبدیل شده اند تفاوت در مردم شان دیده می‏شود‪.‬‬ ‫دراین‏جا ولسوالی‏ها بر حسب دل‏خواه در قانون انتخابات به طور‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫تخمین است‪ .‬هیچ‏گاهی نمی‏توانیم بگویم ‏که پیشنه‏ی عدالت در‬ ‫افغانستان بوده است‪ .‬اعضای کمیسیونی بر گزیده می‏شوند آن‏قدر‬ ‫در بارخزانه نفوس را تخمین می‏کنند‏که جایي برای عدالت باقی‬ ‫نمی‏ماند‪ .‬این کاستی‏ها نقش داشته‪ ،‬در قانون هم است‪.‬‬ ‫اگر حرف‏ها را مالیم تر بسازیم برای ما در این زمان نظام غنیمت‬ ‫است‪ ،‬قابل تقدیر است‪ ،‬کار مجلس نمایندگان و مجلس سنا‬ ‫ازنگاه قانونیت آن‪ ،‬از نگاه مردم ساالری‪ ،‬از نگاه گزیدن آن‪،‬‬ ‫به‏جای خود می‏گذاریم‪.‬‬ ‫ما به گونه‏ای عمل می‌کنیم‏ که اکثریت انتصابی است‪ .‬اکثریتی‏که‬ ‫موازنه را بر هم بزند‪ ،‬اکثریتی‏که بیشتر تالش کند وکالی مردم‬ ‫در مجلس نمایندگان سرکش هستند‪ ،‬می‏خواهند اراده‏ی مردم را‬ ‫مطرح کنند‪ ،‬باید گردن شان شکسته شود‪ ،‬تصمیم شان خام بماند‪.‬‬ ‫چنانچه در آخر همین گونه کار کردند‪ .‬بربنیاد ماده‏ی ‪ 107‬قانون‬ ‫اساسی افغانستان‪ .‬شورای ملی هیچ تقصیری ندارد تقصیر از جانب‬ ‫حکومت است و حق مسلم پارلمان افغانستان از جمله ولسی‌جرگه‬ ‫است ‏که فرمان تاریخی تقنینی در قانون انتخابات را یا تایید‬ ‫بکند و یا رد کند‪ ،‬اما زمانی‏که رد می‏کند فغان بلند می‏شود‪.‬‬ ‫ببینید در چند مورد حکومت قانون اساسی را زیر پا می‏کند و‬ ‫تصامیم قانونی و جدی مجلس نمایندگان را نادیده می‏گیرد‪ .‬اما‬ ‫همه توصیف‏هایي‏که گفتیم خود ساخته‏ی من نیست فاکت‏هایي‬ ‫است‪ ،‬شما به چشم می‏بینید‪ ،‬عینی است‪ ،‬ریالستیک است‪ .‬آنچه‏‬ ‫که مربوط به کار کرد‏های مجلس نمایندگان می‏شود جدا است‪.‬‬ ‫آن کاستی‏ها را هم کابینه دارد‪ ،‬هم دستگاه ریاست دولت دارد‪،‬‬ ‫هم دولت دارد‪ ،‬دانشگاه هم دارد‪ ،‬و در اکثر جا‏ها دیده می‏شود‪.‬‬ ‫از جانب دیگراز نگاه این‏که ما ظرفیت نداریم‪ ،‬من با هیچ کس‬ ‫موافق نیستم‪ .‬دستگاه حاکمه آدم گلچین و حرف شنو می‏خواهد‪.‬‬ ‫بنابراین‪ ،‬آقایي‏که در بحث بنشیند‪ ،‬انسانی‏که دگراندیش باشد از‬ ‫نگاه طرز حکومت‪ ،‬انسانی‏که در این‏جا جهاد درست بکند‪ ،‬صادق‬

‫‪21‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪22‬‬

‫باشد‪ ،‬سر بوری دزدی را نگیرد‪ ،‬در این جا نیست‪.‬‬ ‫یک احصاییه‏ی دیگر‪ :‬شهر ما کابل به تنهایی خود ‪2500‬پیلوت‬ ‫ورزیده‏ی سگرت فروش دارد‪ ،‬این ظرفیت نیست چیست؟ عالمی‬ ‫‏از این کدرها از دوره‏های مخلف وجود دارد‪ ،‬اینجا است؛ اما در‬ ‫بیرون سرگردان هستند‪ .‬از انگلیس شروع تا جاپان‪ ،‬مسکو‪ ،‬استرالیا‬ ‫و ایران‪ .‬ک ً‬ ‫ال فقر اعتماد است‪ ،‬ما فقر اخالقی نداریم‪ ،‬قانون اخالق‬ ‫نیست‪ .‬این حکومت می‏خواهد‪ ،‬قانون منضبط می‏خواهد‪ ،‬حاکمیت‬ ‫قانونی می‏خواه ‏د که راه جریان تقلب و جعل را بگیرد‪ .‬پارلمان‬ ‫در این راه‏ها تلفاتی داشته‪ ،‬به همین ترتیب مجلس نمایندگان را‬ ‫بی‏اعتبار ساخته است‪ .‬چند وقت می‏شود ‏که خودش در تحسن‬ ‫است آیا کسی پراویش را کرد؟ آیا شما جوان‏هایي ‏که همین‬ ‫ی که‬ ‫جا هستید به پشتی بانی پارلمان‌تان برخواسته‏اید؟ نه! مثل ‏‬ ‫حکومت یک شهردار زبده را برکنار کرد‪ .‬با مسوولیت می‏توانم‬ ‫بگویم‏که شورای ملی بعدی به دلخواه حکومت است‪ .‬از حکومت‬ ‫هم به بعد به دل‏خواه دیگران است‪ .‬باز همان فورمولی خواهد بود‬ ‫‏که خدا بیامرزد کفن کش سابق را‪.‬‬ ‫مجری‪:‬‬ ‫چند روز پیش ما جرگه‏ی مشورتی صلح را داشتیم‪ .‬چیزی به‬ ‫ی بزرگ می‏شناسیم‪ ،‬آیا می‏توانیم چنین‬ ‫نام جرگه یا شورای قوم ‏‬ ‫شورایي را مداخله در کار شورای ملی بدانیم؟‬ ‫آقای اظهر‪:‬‬ ‫به‏طور معمول پیاده ساختن اهداف کج اندیشانه به بسیار سادگی‬ ‫ت که ما از قدیم‏ها به نام‬ ‫جنبه‏ی عملی به خود می‏گیرد‪ .‬درست اس ‏‬ ‫ت که ما از زمان‏های سابق آن‏‬ ‫جرگه‏ها داشتیم‪ .‬جرگه چیزی اس ‏‬ ‫را داشتیم‪ .‬در دوره‏ی ترکیه‏ی عثمانی امپراتوری کلمه‏ی اولس را‬ ‫داشته‪ ،‬جرگه یک واژه ی ترکی است‪ .‬پیش از اين به جاي جرگه‏‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫در قرآن كلمه شورا را داشتییم‪ .‬نام با مسمای شورای ملی به نام‬ ‫پارلمان ملی نیست‪ ،‬بل به اساس آیه‏های قرآن است ‏که یک‬ ‫کشور اسالمی‏است‪ .‬در دوره‏ی کوشانی‏ها می‏بینیم ‏که پس‌گرد‬ ‫تاریخی داشته باشیم‪ ،‬در دوره‏ی کوشانی‏ها دو مجلس داشتیم‪ ،‬در‬ ‫آن زمان ما حتا یما پادشاه از طریق مجلس روحینا برگزیده یا‬ ‫انتخاب شده است‪ .‬این جرگه‌ها خوبی‏هایي دارد‪ ،‬در صورتی‏که‬ ‫حسن نیت درمیان باشد‪ .‬ولی می‏بینیم این سنت دایر کردن ریش‬ ‫سفیدان قوم‪ ،‬افغانستان این را تا زماني پسندیده است‏‪ .‬اما در این‬ ‫اواخر که دوره‌های ظاهر خان بوده به‏حیث یک ابزار‏کهنه‏ی‬ ‫پسندیده‏ی مضره است‪ .‬یک جای معین کار دارد‪ ،‬خریدن دستار‬ ‫کار دارد‪ ،‬چند چپن و جیلک از قطغن زمین خریدن کار دارد‪.‬‬ ‫بسیار به سادگی یا چانته‏ی آن‏ها یا جیب شان را پر کنید‪ ،‬با‬ ‫یک مقدار پول اندک‪ .‬کسی‏که می‏خواهد کابل را ببیند بیاورید‪،‬‬ ‫باالیش هر مساله‏ای را گذراندن می‏توانید‪ .‬این جرگه ها امروز‬ ‫جایگاه ندارد‪ .‬شما امروز می‌بینيد که مجلس نمایندگان ما این‬ ‫جا است‪ ،‬شورای والیتی است‪ ،‬ارگان‏های تمثیلی هستند همین‏ها‬ ‫برای ما کافی است‪ .‬چرا ما باالی انسان‏هایي‏که بی خبر هستند‪،‬‬ ‫سندی را تیر کنید‏ که معنای آن را نمی‏دانند‪ .‬شما می‏بینید قطع‬ ‫نامه‏ای‏که در شورای مجلس تصویب شد درست است؟ فقط یک‬ ‫تشکر نامه از کشور‏های کمک کننده است و در نفس دو فورمول‬ ‫را بسیار زیرکانه تیر کردند‪ .‬فالن کشور قوایش دایمی‏باشد‪ ،‬دوم‬ ‫موجودیت قوا قانونی ساخته شود با کلمه‏ی فلسفی قانون‏مند ساخته‬ ‫شود‪ .‬هر زمانی‏که پای به قدرت ماندن حکومت‏ها و یک سلسله‬ ‫تصمیم گیری‏هاشان نامشروع بوده دست به تدویر و فراخواندن‬ ‫لویه جرگه زدند‪ .‬این جرگه‏ها در طول تاریخ امر حکومت‏ها را‬ ‫داشته‪ .‬هیچ کدام؟ در دوره‏ی داود خان دایر شده‪ ،‬در دوره‏ی‬ ‫کارمل دایر شد‪ ،‬در دوره‏ی نجیب دایر شد به همین ترتیب در‬ ‫دوره‏های بعدی دایر شد‪ .‬به خاطر این‏که بتواند از دم تیغ آدم‏های‬

‫‪23‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪24‬‬

‫زنده و بیدار ملی فرار کنند‪ .‬و یک تحفه برایشان بدهد و یا روان‬ ‫شان کند پشت نسوار فروشی‏هایشان‪ .‬این از بد بینی نیست یک‬ ‫واقعیت عینی است‪ .‬تناقض با عقل دارد‪ ،‬هیچ انتخابی ندارد‪ ،‬تلفیق‬ ‫قانونی هم ندارد ‏که یک نهاد اجتماعی بیاید معضله‏های ملی را‬ ‫حل کند‪ .‬به عوض چهل و شش کشور این نهاد اجتماعی بتوانند‬ ‫امنيت را تامین کنند‪ .‬آیا همین قدر مشاوری ‏که همه متخصص‬ ‫هستند کشوررا اداره کرده نمی‏توانند دو ریش سفید می‏تواند‬ ‫اداره کند؟ بحث دعا هم نیست‪ .‬اگر بحث دعا باشد باید علما‬ ‫و روحانیون بیایند جمع شوند‪ .‬خود تان قضاوت کنید‏که از این‬ ‫بیشتر چه کاری کرده می‏توانند‪.‬‬ ‫مجری‪:‬‬ ‫میکانیزم انتخاب کسانی‏که به جرگه می‏آیند چیست؟‬ ‫آقای اظهر‪:‬‬ ‫به نظر من این یک نوع از سر خود گذشتاندن می‏تواند باشد‪.‬‬ ‫از طریق شورای والیتی و مجلس نمایندگان ‏که یک ارگان‬ ‫تقنینی و انتخابی کشور در قدم نخست درصد تعداد بیشتر از‬ ‫این باشد‪ .‬شما می‏بینید وقتی سرنوشت یک ملت مطرح بحث‬ ‫است‪ ،‬قانون‏گذاری است‪ ،‬او ًال مردم شورای والیتی خود را به‬ ‫عنوان یک ارگان مشورتی انتخاب می‏کنند‪ .‬اما اعضای شورای‬ ‫ملی‏را ب ‏ه کدام منظور تعیین می‏کنند؟ به منظور صالحیت تقنینی‬ ‫آن‏ها‪ ،‬بعد از نگاه سواد و فهم‪ ،‬از نگاه درک‪ ،‬بر می‏گزینند‪.‬‬ ‫ولی در شورای ملی کسی باشد مشورت بدهد ‏که چندان سودی‬ ‫ندارد‪ .‬آدم مشورتی را اگر تصمیم گیرنده قرار بدهی درست هم‬ ‫نیست‪ .‬باز هم به‏خاطر این‏که عضو جرگه را کس دیگری‏که‬ ‫حد اقل به درجه‏ی بعضی از اعضای مجلس نمایندگان مسوولیت‬ ‫دارند می‌توانند از میان شورای والیتی برگزیده شوند‪ .‬ریش سفید‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫خیرخواه دیروز تبدیل به یک آدم خیر خواه تفنگ‏داری‏که به‬ ‫زور مردم را اداره می‏کند‪ .‬چند آدم تمثالی آوردند هم به جرگه‏ها‬ ‫صدق می‏کند به مشرانوجرگه‪ .‬عده‏ی را آورده اند ‏که جنایت‬ ‫کار‏های درجه یک هستند‪ .‬مستقیم ًا پنجاه نفر را در یک مهمانی‬ ‫کشته اند‪ ،‬خانه اش را چور می‏کنند‪ .‬پس فکر کنیم ‏که چه قدر‬ ‫فکر سالم دارند‪ ،‬چه قدر نیت سالم دارند ‏که آن‏ها در این جا‪،‬‬ ‫جا به جا شوند‪ .‬حتا بحرانی را‏ که در جنوب شرق آسیا رژیم‏های‬ ‫سلطنتی مشروطه یا مطلقه دارند با نفوس اندک و قلمرو کوچک‬ ‫افراد انتصابی دارند‪ ،‬پنج نفر‪ ،‬هشت نفر‪ ،‬ده نفر‪ .‬اما از ما ثلث‬ ‫بسته است‪ .‬وقتی می‏توانیم جای این افراد را پر سازیم ‏که فقط‬ ‫حد اقل باید سه تا انتخابات باشد‪ ،‬عین مصرف است به هر والیت‬ ‫تخصیص می‏دهند‪ .‬به تنهایی بدخشان اگر در مقایسه با جنوب‬ ‫اندازه گیری شود به اندازه‏ی تمام جنوب می‏شود‪ .‬ما همین را‬ ‫کافی می‏دانیم تا روزی‏که یک نوع تناسب موزون و عادالنه‬ ‫مساعد ساخته شود‪ .‬راه آسان تر از طریق شورای ملی است‪ .‬آدمی‏‬ ‫را‏که هیچ کس نمی‏شناسد‪ ،‬چرا به شورا بیاید‪ ،‬نه حضرت است‪،‬‬ ‫نه دعا کننده است‪ ،‬هیچ گاهی از مدرسان بزرگ و مولوی‏های‬ ‫دانشمند را کسي به این گونه جرگه ها نمی آورد‪ .‬هیچ کس استاد‬ ‫دانشگاه‪ ،‬و روشنفکر را اجازه نمی دهد‪ .‬موسفیدی بی خبری را‬ ‫می‏آورند‏که فقط در آرزوی تحفه‏ی کوچکی است‏که به فرزندان‬ ‫و اوالد خود بیاورد‪.‬‬

‫‪25‬‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬

‫‪27‬‬

‫میر احمد جوینده نماينده مردم در مجلس اول‪:‬‬ ‫به نام خدا و با عرض سالم و عصر به خیر خدمت خانم‏ها و‬ ‫آقایان‪.‬‬ ‫ی از طرف بنیاد آرمان شهر‬ ‫خیلی خوشحال ‏م که امروز در نشست ‏‬ ‫و با همکاری بنیاد فرهنگ و جامعه مدنی افغانستان راه اندازی‬ ‫شده‪ ،‬اشتراک می‏کنم که واقع ًا در چنین زمانی حساس انتخابات‬ ‫پارلمانی افغانستان نزدیک است‪ ،‬یکی از بزرگترین اقدمات به‬ ‫شمار می‏رود‪ .‬من امیدوارم چنین بحث‏ها و مذاکرات ادامه یابد تا‬ ‫نتایج مثتبی به دست بیاوریم‪.‬‬ ‫در مورد این‏که جایگاه پارلمان در کجا است؟ من با قسمتی از‬ ‫حرف‏های آقای مرادیان موافق هستم و با قسمتی از حرف‏های‬ ‫استاد اظهر‪.‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪28‬‬

‫ولی دیده می‌شود‏که در ماده چهارم قانون اساسی افغانستان چنین‬ ‫آمده «حاکمیت ملی در افغانستان به ملت تعلق دارد و به طور‬ ‫مستقیم یا توسط نمایندگان خود آن را اعمال می‏کند‪».‬‬ ‫بنا ًء در این ماده از قانون اساسی افغانستان تمام صالحیت‏ها‬ ‫و وظایف نمایندگی از ملت و مردم افغانستان به شورای ملی‬ ‫افغانستان داده شده است‏که متشکل از مجلس سنا و ولسی جرگه‬ ‫است‪ .‬این‏که شورا تا حال کار‏های خود را خوب انجام داده یا‬ ‫بد‪ ،‬بعدا ً صحبت خواهیم کرد اما در مجموع طوری‏که سخنرانان‬ ‫قبلی گفتند؛ در قانون اساسی افغانستان مخلوطی از نظام ریاستی‬ ‫و پارلمانی است‪ .‬با وجودی‏که صالحیت‏های متعددی به پارلمان‬ ‫افغانستان داده شده‏ که از استیضاح وزرا تا استیضتح قضات و‬ ‫رییس جمهور وجود دارد‪ ،‬واقع ًا صالحیت‏های نامحدودی است‏که‬ ‫داده شده و این صالحیت‏ها عم ً‬ ‫ال در قانون اساسی افغانستان‬ ‫تسجیل شده است‪ .‬ولی اصل مطلب این است‏که آیا پارلمان‬ ‫موجود افغانستان تا کدام اندازه توانسته صالحیت‏های قانونی خود‬ ‫را اعمال کند؟ تا کدام اندازه قوه اجراییه افغانستان توانسته در‬ ‫مقابل پارلمان پاسخگو و مسوول باشد؟‬ ‫به طور مثال‪ :‬در قانون اساسی افغانستان آمده ‏که رییس جمهور‬ ‫نزد مردم افغانستان و مجلس نمایندگان مسوولیت دارد‪ .‬این‬ ‫ت که اگر‬ ‫بزرگترین صالحیت است‪ .‬این بزرگترین امتیازی اس ‏‬ ‫مجلس نمایندگان افغانستان ازصالحیت‏های خود استفاده کند‬ ‫می‏تواند رییس جمهور را به یک ثلث آرا استیضاح کند‏ و اگر دو‬ ‫ثلث آرا دایر شود لویه جرگه محکمه‏ای خاص را دایر می‏کند تا‬ ‫و ریيس جمهور را محاکمه می‌کند‪ .‬اگر یک نظر گذرا به مجلس‬ ‫نمایندگان افغانستان در گذشته داشته باشیم‪ ،‬داشتن یک پارلمان‬ ‫بد به مراتب بهتر از نداشتن یک پارلمان است‪ .‬این پارلمان با‬ ‫وجود همه نواقص خود مث ً‬ ‫ال بخشندگی جنایت کار‏های جنگی‏‬ ‫که از همین پارلمان افغانستان مورد تایید قرار گرفت‪ ،‬ماللی‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫جویا را همین پارلمان افغانستان اخراج کرد‪ .‬در ارتباط سایر‬ ‫آزادی خواهان سیاسی و مدنی و دموکراسی در افغانستان ک ً‬ ‫ال‬ ‫از عمل‏کرد ضعیف ماالمال است‪ .‬در پهلوی صدای بسیار رسای‬ ‫روشنفکران‪ ،‬مدافعان حقوق بشر‪ ،‬آزادی و دموکراسی وجود‬ ‫دارد‪ .‬متاسفانه باید بپذیریم‏که جنگ ساالر‏ها و جنایت کار‏های‬ ‫جنگی‪ ،‬مافیا‪ ،‬قاچاق‌بر‏های انسان هنوز هم در آن‏ جایگاه دارند‪.‬‬ ‫بنیادگرایی‏که در داخل پارلمان افغانستان است به هیچ صورت‬ ‫كمتر از بنیادگرایی و افراطیت طالبان نیست‪ .‬وقتی سن ازدواج‬ ‫ت که دختر‬ ‫دختر پیش کشیده می‏شود در فالن فقه گفته شده اس ‏‬ ‫در ‪ 9‬سالگی می‏تواند ازدواج کند‪ .‬وقتی‏که قانون حفاظت از اطفال‬ ‫در افغانستان مطرح می‏شود شما باید به صراحت خالف ماده‏ی‬ ‫‪ 22‬قانون اساسی‪ ،‬خالف اراده‏ی حقوق بشر و کنوانسیون‏های‬ ‫بین‌المللی افغانستان عضو آن است‪ .‬در آن جا سن کمال را برای‬ ‫مرد‏ها ‪18‬سالگی می‏دانند ولی برای دختر‏ها ‪16‬سالگی‪ .‬مشکل این‬ ‫جا است‏ که متاسفانه پارلمان ما پارلمان حزبی نیست‪ ،‬سیاسی‬ ‫نیست‪ ،‬متشکل از افراد و سلیقه‏ها است‪ .‬استاد اظهر به یک نکته‏ی‬ ‫بسیار جالب اشاره کردند تعداد زیادی از خانم‏ها در پارلمان منتظر‬ ‫هستند‏ که کدام رهبر چه گونه کارت باال می‏کند‏‪ ،‬تا او هم‬ ‫همان گونه کارت باال کند‪ .‬اگر رهبر احمد کارت سرخ باال‬ ‫می‏کرد این خانم هم کارت سرخ باال می‏کرد‪ .‬اگر فالن رهبر‬ ‫کارت سبز باال می‏کرد این خانم هم کارت سبز باال می‏کرد‪.‬‬ ‫درست است‏ که حضور گسترده‏ی زنان در پارلمان افغانستان‬ ‫است اما متاسفانه اندک زناني در پارلمان افغانستان به حیث یک‬ ‫زن عمل می‏کنند‪ .‬هنوز هم باور ب ‏ه حقوق زنان ندارند‪ .‬ولی احوال‬ ‫شخصیه‏ی اهل تشیع ‏که در پارلمان افغانستان مورد بحث قرار‬ ‫گرفت‪ ،‬از جمل ‏ه مردانی‏که در مظاهره اشتراک کردیم ما همراه‬ ‫شان در مظاهره علیه قانون بر جاده‏ها ریختیم‪ .‬ولی بسیاری از‬ ‫خانم‏ها در پارلمان بودند ‏که متاسفانه خاموش نشستند و کارت‬

‫‪29‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪30‬‬

‫سبز یا موافق به‏همین قانون دادند‪ .‬نقص در این‏ جا است ‏که ما‬ ‫در انتخاب نمایندگان خود در دوره‏ی گذشته قومی‏عمل کردیم‪،‬‬ ‫زبانی عمل کردیم‪ ،‬سمتی عمل کردیم و به اساس شناخت‏ها عمل‬ ‫کردیم‪ .‬اگر از همین جمع بپرسم ‏که چند نفر شما در انتخابات‬ ‫پارلمانی گذشته رای داده‏اید‪ .‬فکر می‏کنم محدود کسانی خواهند‬ ‫بود ولی در قره باغ‪ ،‬چهار آسیا‪ ،‬خاک‏جبار‪ ،‬استالف‪ ،‬سروبی و‪...‬‬ ‫‪ 99‬فیصد مردم به پای صندوق را‏ی رفته اند‪ .‬اما این ‪ 99‬فیصد به‬ ‫کدام شخص رای دادند؟ او احساس نمی‏کند ‏که مسوولیت من‬ ‫در مقابل رای من چه است؟ چرا من رای می‏دهم؟ ‪ 300‬یا ‪500‬‬ ‫افغانی خود را می‏گیرد و رای می‏دهد‪ .‬بنابراین‪ ،‬نقش شما بسیار‬ ‫اساسی است‏ که نقش و کارکردی‏که در پارلمان موجود داریم‬ ‫از همین لحظه باید در باره‏ی آن فکر کنیم‪ .‬آقای اظهر به یک‬ ‫نکته اشاره کرد ‏که پارلمان در نقش نظارتی موفق بوده‪ ،‬من با‬ ‫ایشان موافق هستم‏‪ .‬پارلمان افغانستان بیش از ‪ 250‬مجلس نظارتی‬ ‫داشت‪ .‬اما هیچ فیصله‏ی پارلمان افغانستان باعث نشد‏ که یک‬ ‫آدم اختالس‌گر و فاسد‪ ،‬به مراجع عدلی و قضایی سپرده شود‪.‬‬ ‫پارلمان افغانستان متاسفانه با وجو ‏د این که کسانی‏که به آزادی‪،‬‬ ‫دموکراسی‪ ،‬حاکمیت‌قانون‪ ،‬حکومت‏داری خوب و مبارزه با فساد‬ ‫اداری باور دارند بسیار تعداد زیاد است‪ .‬ولی چنان دست‏های‬ ‫نا مرئی این‏ها را از هم پراکنده ساخته‏که ده تن این‏ها با هم‬ ‫یک‏جا عمل نمی‏کند‪ .‬اما علت سیاسی را‏که آقای مرادیان مطرح‬ ‫کردند‪ ،‬شخصیت‏های بسیار سیاسی در پارلمان حضوردارند‪ .‬خود‬ ‫شخصیت‏ها نمی‏توانند دور یک محور جمع شوند و یک کاری‬ ‫انجام دهند‪ .‬در بخش نظارتی کام ً‬ ‫ال به پارلمان نمره‏ی صفر می‏دهم‬ ‫به شمول خودم‪ .‬در بخش قانون گذاری‪ ،‬قانون تا کدام اندازه در‬ ‫مغایرت به آزادی‏های مدنی‪ ،‬دموکراسی‪ ،‬حقوق بشر و حقوق‬ ‫زنان‪ ...‬بوده؟ اما زیادترین موفقیت‏های پارلمان افغانستان در‬ ‫همین زمینه بوده است‪ .‬در مساله‏ی ایجاب کننده‏ی قانون‪ ،‬تطبیق‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫کننده‏ی قانون مسایل اجرایی است‪ .‬یک مثال زنده کسی به طفلی‬ ‫تجاوز کرد در والیت سمنگان‏ که به ‪11‬سال حبس محکوم شد‬ ‫همین نمایندگان پارلمان به رییس جمهور عریضه بردند‏که این‬ ‫جانی را مورد عفو قرار دهد‪ .‬اما اگر همین نمايندگان پارلمان‏‬ ‫که خودشان قانون را تصویب کرده اند‪ ،‬باید به حیث نماینده‬ ‫به جاي دفاع از مجرم و جنایت کار می‏گفتند جانی باید به اشد‬ ‫مجازات محکوم شود‪ .‬یا قوماندانی در والیت بادغیس توسط‬ ‫همین نمایندگان پارلمان مورد عفو قرار گرفته است‪ .‬بعد همان‬ ‫شخص ‪ 70‬نفر از افراد ارتش ملی ما را به قتل و کشتن داد‪ .‬او بعد‬ ‫از رهایي یکی از قوماندان‏های بسیار مشهور مخالفان شد‪ .‬بنابراین‪،‬‬ ‫پارلمان افغانستان مسوولیت خود را درک نکرد‏که ما نمایندگی‬ ‫از مردم افغانستان می‏کنیم‪ .‬اگر این‏ها احساس می‏کردند‏ یکی‬ ‫از وظایف ما نظارت است‪ ،‬قانون گذاری است و نمایندگی از‬ ‫مردم افغانستان است‪ ،‬به مراتب قوی‌تر کار می‏کردند‪ .‬سه سال‬ ‫قبل نظر به‏ماده‏ی ‪ 158‬قانون اساسی افغانستان باید یک کمیسیون‬ ‫نظارت بر عمل کرد حکومت تشکیل می‏شد ولی متاسفانه سه‬ ‫سال گذشت ما این کمیسیون را ایجاد کرده نتوانستیم‪ .‬چرا؟ باید‬ ‫اعضای این کمیسیون از بین اعضای ولسی جرگه رای می‏گرفتند‪.‬‬ ‫ولی متاسفانه یگانه نفری‏که پا فشاری می‏کرد مرحوم عارف‬ ‫ظریف بود‪ .‬به خاطری‏که این‏جا باز مساله قومی‪ ،‬سمتی‪ ،‬زبانی‬ ‫صورت می‏گیرد‪.‬‬ ‫بعد از رای گیری وزرا پارلمان بسیار قوی کار کرد و هرکس‬ ‫را از هر آدرسی‏که تعیین شده بود رد کردند‪ .‬ولی دور دوم‬ ‫شما دیدید ‏که بهترین افرادی‏که باید کامیاب می‏شد‪ ،‬کامیاب‬ ‫نشدند اما ضعیف ترین افراد چون همین گروه‏های قشری و‬ ‫بنیاد گرایی‏که در پارلمان افغانستان دست به دست هم دادند‬ ‫ضعیف ترین افراد را کامیاب ساختند‪ .‬مافیای اقتصادی‪ ،‬مافیای‬ ‫سیاسی و مافیای بنیادگرایي وافراطیت یک‏جا شدند کسانی را‏که‬

‫‪31‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪32‬‬

‫باید ناکام می‏شدند کامیاب کردند و کسانی را ‏که باید کامیاب‬ ‫می‏شدند ناکام کردند‪ .‬متاسفانه در این مورد عمل کرد پارلمان‬ ‫بسیار ضعیف بود‪ .‬دولت صالحیت‏هایي را ‏که باید به پارلمان‬ ‫افغانستان بدهد نمی‏دهد‪ .‬به خاطری‏که هراس دارند اگر پارلمان‬ ‫صالحیت داشته باشد بسیاری از چیز‏ها را از دست می‏دهد‪ .‬ولی‬ ‫ازجانب دیگر نباید فراموش کرد‏که پارلمان افغانستان حرفه‌ای‬ ‫و تخصصی عمل نمی‏کند‪ .‬پیش‌تر گفت ‏م که پارلمان افغانستان‬ ‫متشکل از افراد مختلفی‏ که ذکر کردم است‪ .‬آیا الزم است‏ یک‬ ‫نماینده‏ی پارلمان افغانستان دوسیه زیر بغل داشته باشد و پیش‬ ‫وزیر برود‏که فالنی را به حیث قوماندان امنیه تعیین کنید‪ ،‬فالنی‬ ‫را به حیث ولسوال‪ ،‬یا والی‪ ...‬این‏ها خودشان حیثیت‪ ،‬اعتبار و‬ ‫اقتدار خود را به زمین زدند‪ .‬این‏ها به کمیشن کار تبدیل شدند‪.‬‬ ‫نرخی‏ که برای تعیین یک قوماندان امنیه تعیین شد از پنجصدهزار‬ ‫دالر تا ‪50000‬هزار دالر بود‪ .‬بای ‏د که می‏شد ما خالف تمام‬ ‫صالحیت‏های قانون اساسی خود به جای قوه‏ی اجراییه عمل‬ ‫کردیم‪ .‬بنابراین اگر ما نقش نظارتی و نمایندگی از مردم را‬ ‫درک می‏کردیم پارلمان افغانستان به این حالت نمی‏بود‪ .‬از جانب‬ ‫دیگر نقصی در کار هیأت اجراییه‏ی مجلس نمایندگان افغانستان‬ ‫وجود دارد‪ .‬این‏ها سلیقه‏ای عمل می‏کردند‪ .‬مث ً‬ ‫ال در هر پارلمان‬ ‫دنیا بروید رییس پارلمان فقط یک کلمه نوبت صحبت دارد‪ .‬ولی‬ ‫رییس پارلمان افغانستان در یک سروی در یک دوره‏ی تقنین‬ ‫‪ %60‬سخنراني‌ها را ریيس پارلمان گفته‪ 40 ،‬فیصد را بقیه صحبت‬ ‫کردند‪ .‬این ارقامی‏است‏ که در سایت نشر شده و وجود دارد‪.‬‬ ‫در دنیای دیگر اگر پارلمان بخواهد یک موضوع را در آجندا‬ ‫شامل بسازد حد اقل یک ماه قبل در آجندای کاری پارلمان‬ ‫شامل می‏شود ولی ما می‏بینیم‏ که در پارلمان افغانستان در یک‬ ‫روز ‪4‬بار آجندا تغییر می‏خورد‪ .‬ما هم حرفه‏ای عمل نکردیم‪ ،‬و‬ ‫نمایندگی درست نتوانستیم‪ .‬در بعضی موارد به یک نفر ‪ 5‬بار‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫اجازه‏ی صحبت می‌دهند اما برای بعضی نمایندگان شما در طول‬ ‫یک هفته هم کسی اجازه‏ی صحبت نمی‏دهد‪ .‬تا زمانی‏که پارلمان‬ ‫افغانستان سه وظیفه‏ای را ‏که قانون اساسی برایش داده دقیق‬ ‫انجام ندهد و عمل نکند به همان گونه‏ای ‏که بعضی انحراف‏ها‪،‬‬ ‫گندگی‏ها و پوسیدگی‏ها در کرسی‏های اجرایی افغانستان وجود‬ ‫دارد در پارلمان افغانستان نيز وجود دارد‪ .‬در مجموع ساختار‬ ‫دولتی افغانستان یک تافته‏ی به هم بافته است‪ .‬ما نمی‏گويیم ‏که‬ ‫قوه‏ی اجراییه بسیار ناموفق عمل می‏کند و قوه‏ی قضاییه ناکام‬ ‫عمل می‏کند ولي قوه‏ی مقننه خوب عمل می‏کند‪ .‬همه‏ی این‏ها‬ ‫جزيی از همین نظام هستند‪ .‬همان کسانی‏که در ترکیب قوه‏ی‬ ‫اجراییه حضور دارند همان‏ها در ترکیب پارلمان هم هستند‪ .‬مث ً‬ ‫ال‬ ‫اگر من در پارلمان هستم کوشش می‏کنم‏ نفر مورد نظر من در‬ ‫کابینه به‏حیث عضو تعیین شود‪ ،‬یا در قضا تعیین شود‪ ،‬در این‏جا‬ ‫عده‏ای از افراد و اشخاص در استفاده از مسوولیت‏های قانونمند‬ ‫خود میلیت‏ها و اقوام افغانستان را در گرو گرفته‏اند‪ .‬وزیر را‬ ‫باید این‏ها معرفی کنند‪ ،‬والی را باید این‏ها معرفی کنند‪ ،‬سفیر‬ ‫را این‏ها معرفی می‏کنند‪ .‬اکثریت مطلق نمایندگان سیاسی ما‪،‬‬ ‫ی که به‬ ‫در خارج از کشور به حساب سفارش‏ها تعیین شد‪ .‬سفیر ‏‬ ‫سفارش تعیین شده باشد هیچ وقت خود را درمقابل وزارت خارجه‬ ‫گزارش دهنده حساب نمی‏کند‪ .‬گزارش را به کسی می‏دهد ‏که‬ ‫او را به‏حیث سفیر تعیین کرده است‪ .‬شما وقتی نمایندگان‬ ‫سیاسی را‏می‏بینید به هیچ وجه نمایندگی سیاست دولت جمهوری‬ ‫اسالمی‏افغانستان از مسیر وزارت خارجه نیست‪.‬‬ ‫جایگاه قانونی پارلمان افغانستان در قانون اساسی تثبیت و روشن‬ ‫است‪ .‬مث ً‬ ‫ال رییس جمهور افغانستان‪ ،‬رییس هر سه قوه است‪ ،‬هم‬ ‫قوه‏ی قضاییه‪ ،‬هم اجراییه و هم مقننه‪ .‬اما متاسفانه حواریون رییس‬ ‫جمهور افغانستان او را به حیث ریيس قوه‏ی اجراییه ساخته اند‪.‬‬ ‫فرمان ریيس جمهور در مقابل قانون انتخابات زمانی به پارلمان‬

‫‪33‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪34‬‬

‫افغانستان می‏آید نظر به ماده‏ی ‪ 109‬قانون اساسی پارلمان حق‬ ‫ندارد در دوره‏ی اخیر کاری سال پنجم تقنینی خود قانون انتخابات‬ ‫را تعدیل کند ولی نظر به ماده‏ی ‪ 79‬قانون اساسی افغانستان مجلس‬ ‫نمایندگان افغانستان صالحیت دارد ‏که فرمان تقنینی را بعد از‬ ‫زمان تعطیلي ولسی جرگه توشیح ‏كند و در مدت سی روز اين‬ ‫فرمان باید به پارلمان افغانستان بیاید‪ .‬پارلمان افغانستان چون‬ ‫دوره‏ی آخر کارش است می‏تواند این فرمان را در مجموع رد‬ ‫کند یا تایید کند‪ .‬به این خاطر پارلمان افغانستان فرمان شماره‬ ‫‪ 43‬تقنینی رییس جمهور را در مورد قانون انتخابات رد کرد‪.‬‬ ‫چون صالحیت بحث و تردید را در مورد آن نداشت‪ .‬نظر به‬ ‫ماده‏ی ‪ 97‬قانون اساسی افغانستان قانون یا مصوبه‏ی هر دو مجلس‬ ‫است‏ که به توشیح ریيس جمهور رسیده باشد‪ .‬الی در فقره‏ی ‪4‬‬ ‫ماده‏ی ‪ 97‬اگر قانونی از طرف مجلس سنا رد می‏شود‪ ،‬نظر به‬ ‫ماده‏ی ‪ 100‬قانون اساسی کمیسیون مختلطی از هر دو مجلس دایر‬ ‫می‏شود و روی این قانون بحث صورت می‏گیرد‪ .‬اگر توافق شد‬ ‫خوب اگر نشد مجلس نمانیدگان افغانستان می‏تواند به دو ثلث‬ ‫آرا این قانون را تصویب کنند و بعد از این توشیح شده به حساب‬ ‫می‏آید‪ .‬از جمله قانون رسانه‏ها‪ ،‬برای دو یا سه سال گم مانده‬ ‫ولسی جرگه آن‏ را به دو ثلث آرا تصویب کرده‪ .‬ولسی جرگه‬ ‫در اولین نشست بعد از تعطیالت خود این قانون‏را به اتفاق آرا رد‬ ‫کرد‪ .‬این مصوبه باید به‏ مشرانو جرگه برود نظر به‏ اصول قانون‬ ‫اساسی مدت ‪ 15‬روز باید مجلس سنا این قانون را مورد بحث قرار‬ ‫‏دهد‪ ،‬ولی خالف قانون اساسی افغانستان مشرانو جرگه هیچ مورد‬ ‫بحث قرار نداد‪ .‬در چنین صورت برای مجلس نمایندگان چه باقی‬ ‫می‏ماند؟ ولسی جرگه هیچ کاری کرده نمی‏تواند‪ .‬اگر آن‏ها این‬ ‫قانون را رد می‏کرد ما می‏توانستیم به دو ثلث ارا تصویب کنیم‪،‬‬ ‫اگر آن را تعدیل می‏کردند می‏توانستیم کمیسیون مختلط را ایجاد‬ ‫کنیم‪ .‬ولی متاسفانه این فرمان در یک خال باقی ماند و مجلس‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫نمایندگان نمی‏توانست کاری انجام دهد‪.‬‬ ‫در باره‏ی نمایندگان انتصابی از کدام سیستم آمده است؟ معموال‬ ‫ی که ما صاحب پارلمان شدیم به‬ ‫در نظام‏های گذشته‏ی سلطنت ‏‬ ‫خاطری‏که پادشاه یک سلسله صالحیت‏های معین خود را برای‬ ‫ابالغ کردن و مانع شدن برخی فیصله‏های مجلس نمایندگان داشته‬ ‫باشد این‏ها یک ثلث مجلس سنا یا مجلس علیای کشور را به‬ ‫حیث نمایندگان انتصابی تعیین کردند و در مجلس بزرگ (ولسی‬ ‫جرگه)‏ی قانون اساسی ما هم همین ماده آمد و یک ثلث سنای‬ ‫افغانستان از طرف ریيس جمهور انتصاب می‏شود‪ .‬دو ثلث دیگر‬ ‫یکی از طریق شورای والیتی‪ ،‬یک ثلث دیگر از طریق شورای‬ ‫ولسوالی تعیین می‏شوند‪ .‬تعداد نمایندگان انتصابی ريیس جمهور‬ ‫‪ 102‬نفر هستند‪ .‬اگر ما به طرف نهادینه شدن دموکراسی می‏رویم‬ ‫و آن‏جا به سراحت از ماده‏ی ‪ 84‬فقره‏ی سوم گفته می‏شو ‏د که‬ ‫این شخصیت‏های خبیر و با تجربه به شمول دو نفر از نمایندگان‬ ‫معلول‏ها و معیوب‏ها‪ ،‬دو نفر نمایندگان کوچی‏ها‪ ،‬از طرف ريیس‬ ‫جمهور تعیین می‏شوند و ‪ 50‬فیصد آن‏ها را باید زنان تشکیل دهند‪.‬‬ ‫در اصل ماده من چیز گفتنی ندارم‪.‬‬ ‫متاسفانه ریيس جمهور را به حدی مصروف مدیریت ساخت ‏ها‏ند‏که‬ ‫حتا امر سفر پاسپورت یک مدیر رتبه سه‏ی کارمند دولت را هم‬ ‫ریيس جمهور امضا می‏کند‪ .‬ریيس جمهور برای دیدن قوانین وقت‬ ‫ندارد‪ .‬لیست‏هایي را‏ که برای مجلس سنا تعیین می‏کنند مطمین‬ ‫هستم ‏که ریيس جمهور هیچ گاهی وقت ندارد همه‏ی این‏ها را‬ ‫بخواند‪ .‬معموال در اکثر کمیسیون‏های انتخابات‪ ،‬کمیسیون‏های‬ ‫نظارت بر قانون اساسی‪ ،‬و سایر کمیسیون‏های مستقل معمو ًال از‬ ‫طرف نهادهای جامعه‏ی مدنی می‏نشنینند و ‪ 100‬نفر را پیشنهاد‬ ‫می‏کنند وریيس جمهور از بین ‪ 100‬نفر ‪ 34‬نفر را انتخاب کند‪.‬‬ ‫ولی متاسفانه نهاد‏های جامعه‏ی مدنی افغانستان در هیچ نوع تصمیم‬ ‫گیری سیاسی دخیل نیستند‪ .‬به همین اساس کسانی‏که در ارگ‬

‫‪35‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪36‬‬

‫نشسته‏اند هر کس را‏که خواستند تعیین می‏کنند و ریيس جمهور‬ ‫هم امضا می‏کند‪.‬‬ ‫عین صالحیت و نقشی را ‏که اعضای انتخابی مجلس نمایندگان‬ ‫دارند‪ ،‬اعضای انتصابی هم عین نقش را دارد‪ .‬به خاطری ‏که آن‏‬ ‫جا مساله‏ی رای است هر رای‏ که اکثریت را برد برنده است‪ .‬این‬ ‫مساله‏ای است‏که در قانون اساسی تصویب شده است‪.‬‬ ‫روی چند مساله‏ی دیگر هم می‏خواستم بحث کنم‪.‬‬ ‫اول در ارتباط با جرگه‏ها است‪ .‬شما شاید شنیده‏اید‏ که من در‬ ‫بحث‏های خود گفته‏ام افغانستان حاال به طرف نهادینه شدن‬ ‫دموکراسی باید برود در قانون اساسی افغانستان یک چیز تسجیل‬ ‫یافته است‪ :‬لویه جرگه یا مجلس بزرگ متشکل است از اعضای‬ ‫مجلس نمایندگان‪ ،‬سنا‪ ،‬روسای شورای والیتی‪ ،‬و روسای شورای‬ ‫ولسوالی (شهرستان)ها ‏که اعضای دایمی‏ مجلس بزرگ را‬ ‫تشکیل می‏دهند‪ .‬تنها وزرا‪ ،‬دادگاه عالی و دادستانی کل به حیث‬ ‫ناظر درمجلس بزرگ افغانستان اشتراک می‏کنند‪ .‬این مجلس‬ ‫بزرگ در تعدیل قانون اساسی و تعویض قانون اساسی صالحیت‬ ‫دارد‪ .‬جرگه‏های دیگر در قانون اساسی هیچ نوع صالحیت‏های‬ ‫اجرایوی ندارند و چنین جرگه‏های مشورتی وجود ندارد‪ .‬مساله‬ ‫این‏جا است‏که ساختار اجتماعی افغانستان در طول بیش ازسی‬ ‫سال اخیر چنان تغییر کرده ‏که اگر دیروز نظام‏های توتالیتر یا‬ ‫استبدادی به خاطر مشروعیت فیصله‏های خود لویه جرگه‏ها را‬ ‫دعوت می‏کردند‪ ،‬حق داشتند به خاطری‏که یک نوع مشروعیت‬ ‫برای فیصله‏های خود بدهند ولی حاال‏که در قانون اساسی افغانستان‬ ‫نظام پارلمانی دو مجلسه داریم و تمام صالحیت‏های این مجلس‏هم‬ ‫مشخص است‪ .‬این درست نیست‏که ما جرگه‏ای دیگر بسازیم‪.‬‬ ‫از جانب دیگر بیش از سی سال ساختار جامعه‏ی افغانستان را‬ ‫دیروز اگر موسفید قوم‪ ،‬قبیله صالحیت داشت به نمایندگی از‬ ‫مردم قریه‏ی خود یا قبیله‏ی خود صحبت کند‪ ،‬این‏ها میراثی آمده‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫بودند ولی متاسفانه در ادامه‏ی جنگ‏ها در افغانستان این افراد یا‬ ‫کشته شدند یا فراری شدند و یا اص ً‬ ‫ال جایگاهی در قوم و قبیله‏ی‬ ‫خود ندارد‪ .‬به جای او کسی‏که مسلح بود‪ ،‬سالح داشت تمام قوم‬ ‫و قبیله‏ی خود ر ا در اختطاف خود قرارداد‪ .‬بنابراین‪ ،‬هر نوع‬ ‫جرگه‏اي‏ که در روستا‪ ،‬والیت‏ها و‪ ..‬افغانستان بیاید به جز از این‬ ‫افراد هیچ کس دیگري آمده نمی‏تواند‪ .‬اگر چنین افرادي هر نامی‬ ‫‏که بر آن‏ها می‏گذارید و آن‏ها جایگاهی در جرگه داشته باشند‬ ‫چه توقع از آن‏ها می‏برید‪ .‬بنابراین‪ ،‬در قانون اساسی افغانستان‬ ‫جایگاهی براي چنین جرگه‏ها وجود ندارد‪.‬‬ ‫درباره‏ی انتخابات پارلمانی آینده شما آگاهی دارید‏ که مافیای‬ ‫اقتصادی افغانستان همان طوری‏که سرمایه‏ی ملی افغانستان راا‬ ‫با زد و بند‏های بسیار قوی در درون ارگ در مقام‏های عالی‬ ‫رتبه‏ی دولتی تمام قرار داده‏ها را گرفته اند‪ ،‬تمام دارایي‏ها و‬ ‫تصدی‏های دولتی را خریداری کردند‪ ،‬این تصدی‏ها را به خاطر‬ ‫ازدیاد تولید خریداری نکردند‪ ،‬به خاطری ملکیت‏ها و دارایي‏های‬ ‫آن خریداری کردند‪ .‬مثل فابریکه‏ی سمنت پلی خمری روزی‏که‬ ‫داو طلبی شد ‪48‬میلیون دالر سر میز وزیر معدن ماندند‪ .‬چنین‬ ‫پیسه‏ای وجود نداشت از افغانستان بانک کشیدند به نام تضمین‬ ‫پول خریداری فابریکه‏ی سمنت غوری در سر میز ماندند‪ .‬بعد از‬ ‫ختم قرار داد این پول پس در افغانستان به بانک رفت؟ اگر امروز‬ ‫شما بپرسید از آن پول درکی نیست‪ .‬برای تضمین سرمایه‏ی‬ ‫ابتدایي فابریکه‏ی سمنت غوری شما دیده‏اید تمام تصدی‏هایي‬ ‫‏که هزار‏ها جریب زمین داشت خریداری شد‪ .‬آن‏ها برای ازدیاد‬ ‫تولید خریداری نشد‪ ،‬به خاطر اعمار بلند منزل‏ها‪ ،‬شهرک‏ها و‬ ‫تصدی‏ها به خاطری‏ که بعضی‏ها نفع می‏برند خریداری شد‪ .‬من‬ ‫از همین تربیون می‏خواهم بگوی ‏م که این‏ها می‏خواهند پارلمان‬ ‫و نظام آینده‏ی سیاسی کشور را در دست داشته باشند‪ .‬بعضی از‬ ‫این افراد و اشخاص یا نهاد‏ها ‪ 60‬تا هفتاد وکیل نامزد را نشانی‬

‫‪37‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪38‬‬

‫کردند و این‏ها بدین خاطر ‪ 25‬هزار تا ‪ 50‬هزار دالر مصرف‬ ‫کمپاین‌شان را می‏دهند‪ ،‬این‏ها باید در پارلمان آینده‏ی افغانستان‬ ‫ی که این‏ها به پارلمان می‏آیند برای هر‬ ‫جای داشته باشند‪ .‬وقت ‏‬ ‫کدام شان ‪ 300‬دالر معاش می‏دهند‪ .‬در پهلوی آن یک مقدار پول‬ ‫دیگر به نام کرایه‏ی خانه می‏دهند‪ .‬شاید اکثریت شما اعضای‬ ‫جامعه‏ی مدنی هستید و از این مسایل آگاهی دارید‪ .‬امروز تمام‬ ‫شهرک‏های کشور را شما ببینید هیچ گوشه‏ی آن به آدم‏های‬ ‫ضعیف نمی‏رسد‪ .‬همه‏ی آن‏ها یا در دست برادران ریيس جمهور‬ ‫و معاونان آن است یا در دست زورمندان دیگر است‪ .‬بنابراین‪،‬‬ ‫به خاطر قانون‏مند ساختن غصب ثروت افغانستان مافیای اقتصادی‬ ‫می‏خواهد در آینده مافیای سیاسی شود و پارلمان افغانستان را در‬ ‫اختیارخود داشته باشد و آنچه‏ که خواست تصویب کند‪.‬‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬

‫‪39‬‬

‫خانم صبرینا ثاقب نماينده مردم در مجلس اول‪:‬‬ ‫می‏خواهم از زاویه‏ی دیگری به مسایل نگاه کنم و دید خود را‬ ‫مطرح کنم‪ .‬به باور من یکی از مولفه‏های یک دولت دموکراتیک‬ ‫داشتن پارلمان و قوه‏ی مقننه است‏ که در آن نمایندگی از مردم‬ ‫شود‪ .‬شورای ملی در قانون اساسی جایگاهش واضح است‪ .‬شورای‬ ‫ملی عالی ترین مرجع تقنینی و مظهر اراده‏ی مردم است‪.‬‏ شورای‬ ‫ملی متشکل از دو اتاق است‪ .‬ولسی جرگه(مجلس نمایندگان) و‬ ‫مشرانوجرگه (مجلس سنا)‪ .‬درساختار مجلس سنا نمایندگی به دو‬ ‫صورت شکل می‏گیرد‪ .‬یکی شکل انتخابی است‏ که از شوراهای‬ ‫والیتی و شوراهای ولسوالی نمایندگانی معرفی می‏شود و یکی هم‬ ‫ی که از طرف ریيس جمهوري معرفی می‏شود‪ .‬من‬ ‫بخش انتصاب ‏‬ ‫فکر می‏کنم اگر تحلیل‏مان را از کارکرد‏های پارلمان یا مجلس‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪40‬‬

‫نمایندگان به دو گونه‪ :‬شکلی و محتوایي ارزیابی کنیم شاید یک‬ ‫مقدار به ما کمک کند‪ .‬از لحاظ شکلی در قانون اساسی کام ً‬ ‫ال‬ ‫ت که به چه شکل صورت می‏گیرد‪ .‬از طریق انتخابات‬ ‫واضح اس ‏‬ ‫ت که در آن هر شهروند سهم خود را و حضور خود‬ ‫مستقمیم اس ‏‬ ‫را ببیند‪ .‬با توجه به شرایط واقعی و عینی جامعه نمایندگی صورت‬ ‫گرفته‪ .‬شما مشاهده می کنید‏که اقوام خاص در آن جا هستند‪ .‬از‬ ‫والیت‏ها نمایندگی می‏شود‪ ،‬از نشانی خانم‏ها در آن‏جا نمایندگی‬ ‫خوبی صورت گرفته است‪ .‬جدا از این‏که نمایندگی و طرز‬ ‫انتخاب نماینده‏ها به چه شکل بوده‪ ،‬چه قدر شفاف و عادالنه بود؟‬ ‫موضوع بحث ما نیست‪ .‬اما من فکر می‏کنم داشتن پارلمان در‬ ‫افغانستان كه بعد از سال‏ها جنگ و درگیری محقق شد یک‏گام‬ ‫بسیار بزرگ بود و اين گام عبارت از این بود ‏که به خصوص‬ ‫گروه‏های درگیری‏که در کوه‏ها و قلعه فرمان آتش را باالی یک‬ ‫دیگر صادر می‏کردند از کوه‏ها پایین شدند و با احترام به آرای‬ ‫مردم حاضر شدند در کنار شهروندان دیگر بنشینند و صحبت‏های‬ ‫ما را بشنوند و مخالفت و موافقت خود را با کارت‏های سبز و‬ ‫سرخ نشان دهند‪ .‬هر چند گاهی هم با خشونت رو‏به‏رو می‏شویم‬ ‫ولي حداقل از جنگ گرم به جنگ سرد رسيده‌ايم‪ .‬فکر می‏کنم‬ ‫نفس داشتن پارلمان هرچند اگر کار آیی آن کم تر باشد از‬ ‫نگاه شکلی یک دست آورد بسیار بزرگ برای ملت افغانستان‬ ‫و جامعه‏ی افغانستان بوده است‪ .‬من فکر می‏کنم چیز دیگری‏که‬ ‫از لحاظ شکلی تاثیر منفی گذاشت آرای مردم بود‪ .‬به نظر من‬ ‫در بعضی موارد آرای مردم دقیق استعمال نشده است‪ .‬به چند‬ ‫دلیل‪ :‬عدم آگاهی مردم از پارلمان و مسوولیت‏های یک نماینده‪،‬‬ ‫فقر گسترده‏ای ‏که می‏تواند فقر اقتصادی و فقر فرهنگی باشد‪.‬‬ ‫این‏ها دالیلی بودند‏ که پارلمان افغانستان را از نگاه شکلی متاثر‬ ‫ساختند‪ .‬اگر امروز بعضی از دوستان بر این باوراند‏که نمایندگان‬ ‫توان‏مندی به مجلس نیامدند و کسانی آمده‏اند‏ که شایستگی آن را‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫نداشتند انگشت نقد بايد به طرف مردم باشد چون رای مردم افراد‬ ‫را به پارلمان آورد‪ .‬همین موضوع شکلی است‏که از لحاظ محتوا‬ ‫و کار کرد هم عمل کرد‏های مجلس را می‏تواند تقویت کند و‬ ‫یا تضعیف کند‪ .‬اگر ما می‏گویم تخصص در نظر گرفته نشده به‬ ‫ت که شاید سی سال وقفه و نداشتن پارلمان و‬ ‫دلیل این بوده اس ‏‬ ‫تجربه‏ی پارلمانی باعث شد افرادی‏که بتوانند نمایندگی کنند و با‬ ‫استفاده از اصل تخصص وارد عمل شوند را مردم نتوانستند درست‬ ‫انتخاب کنند‪ .‬در بسیاری از موارد منبع جدال در بین اعضای‬ ‫پارلمان‪ ،‬پارلمان و حکومت در قانون اساسی افغانستان تشریک‬ ‫شده است‪ .‬به یکی ازموارد اشاره شد ‏که نوع سیستم یا نظام در‬ ‫افغانستان است‏ نظام نیمه ریاستی و نیمه پارلمانی است‪ .‬در نظام‬ ‫ریاستی تمام صالحیت‏ها و حرف نخست و آخر را ریيس جمهور‬ ‫مملکت می‏زند‪ .‬اما در نظام نیمه پارلمانی و نیمه ریاستی رییس‬ ‫جمهور اعالن اختیار مطلق دارد‪ ،‬حق استیضاح از پارلمان گرفته‬ ‫شده و ريیس جمهور حق لغو کردن پارلمان را نیز ندارد‪ .‬فقط‬ ‫با تغییر همین دو گزینه نوع نظام در افغانستان مشخص کرده‬ ‫است ‏که خودش کشمکش‏ها در درون خود نظا ‏م که یک نوع‬ ‫رقابت منفی را بین قوه‏ی مجریه و مقننه‏ی افغانستان به وجود‬ ‫آورده است‪ .‬اصل اساسی ‏که در افغانستان مشکل ایجاد کرده‬ ‫ت که‬ ‫است عدم وجود احزاب سیاسی است‪ .‬به همین دلیل اس ‏‬ ‫بیشتر اوقات نوع نمایندگی بر اساس ارزش‏های قومی‪ ،‬سمتی و‬ ‫لسانی‏ كه قب ً‬ ‫ال اشاره شد است‪ .‬دموکراسی بدون احزاب سیاسی به‬ ‫فکر من بی معنا و غیر ممکن است‪ .‬اساسی ترین اصلی‏که می‏تواند‬ ‫باعث تضعیف پارلمان از دورن شود‪ ،‬نداشتن میکانیزم درست‬ ‫براساس حضور احزاب سیاسی است‪ .‬این مشکل هم بر می‏گردد‬ ‫به قانون اساسی‪ ،‬قانون اساسی حق اشتراک احزاب را در انتخابات‬ ‫و پروسه‏های سیاسی محدود کرده است‪ .‬این هم نواقصی است‏ که‬ ‫در قانون اساسی افغانستان وجود دارد‪.‬‬

‫‪41‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪42‬‬

‫ی که می‏خواهم اشاره کنم این است وقتی اشاره‬ ‫موضوع دیگر ‏‬ ‫می‏شود به قانون اساسی افغانستان مشکالت و نواقص زیادی‬ ‫دارد‪ ،‬قانون اساسی افغانستان مثل قوانین دیگر برگرفته از قوانین‬ ‫گذشته است‪ .‬یعنی چیزی نیست‏که ابداع یا اختراع شده باشد‪.‬‬ ‫یک مقدار از قوانین کشورهای دیگر گرفته شده است‪ .‬در مورد‬ ‫ت که این قانون برگرفته شده از‬ ‫قانون اساسی نظریه‏ها این اس ‏‬ ‫قانون سال‪ 1343‬زمان سلطنت یا سلطنت مشروطه بوده است‪ .‬به‬ ‫خاطری‏که هم نوع سلطنتی حفظ شود و ريیس جمهور دست‬ ‫باال داشته باشد و هم تمثیل نمایندگی مردم شود‪ .‬یک فیصدی‬ ‫از کرسی‏هایي ‏که مخصوص ًا در مجلس سنا است‪ ،‬اختصاص‬ ‫داده می‏شود‪ ،‬صالحیت انتصاب آن نمایندگان به ريیس جمهور‬ ‫افغانستان‪ .‬من فکر می‏کنم در هنگامی‏که قانون اساسی افغانستان‬ ‫تصویب شده و بعد تدقیق باید می‏شد بعدا ً باید مورد اجرا قرار‬ ‫می‏گرفت به بعضی از نکته‏های آن توج ‏ه جدی نشده است‪ .‬در‬ ‫حکومت فعلی ما جمهوری یا نوعی دموکراسی را باید تجربه کنیم‬ ‫و قابل مقایسه یا قابل تطبیق با نظام سلطنتی مشروطه نیست‏ که ما‬ ‫بتوانیم عین ساختاری‏ که در کشوري دیگر است را کاپی کنیم‪.‬‬ ‫نقیصه‏ای ‏که در ساختار شورای ملی به وجود می‏آید برگرفته از‬ ‫قانون اساسی افغانستان است‪ .‬در کنار بسیاری از موارد دیگری از‬ ‫ی که مشکالت زیادی را به وجود آورده‪ ،‬نه تنها‬ ‫همین قانون اساس ‏‬ ‫برای مجلس نمایندگان افغانستان بلکه بر کل ساختار دولت‏داری‬ ‫در افغانستان‪ .‬قانون اساسی وثیقه‏ی ملی است اما چیزی نیست‏‬ ‫که قابل تغییر و تعدیل نباشد‪ .‬من فکر می‏کنم نیاز است ‏که‬ ‫دیر یا زود قانون اساسی بازنگری شود و موارد زیادی از آن‬ ‫تعدیل شود من جمله حضور اعضای انتصابی در سنا‪ .‬دلیل همین‬ ‫است‏که متاسفانه با نوع حکومتی‏که ما داریم‪ ،‬نوع فسادی‏که‬ ‫وجود دارد‪ .‬بیشتر دوستان از مافیای سیاسی و اقتصادی ‏صحبت‬ ‫کردند‪ ،‬و ريیس جمهوری‏که در این حلقه محصور شده است‪،‬‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫نشانه‏هایي دیده می‏شود ‏که این ارگان‏ها به عنوان یک ابزار در‬ ‫اختیار حکومت قرار می‏گیرد‪ .‬این به خودی خود می‏تواند نقش‬ ‫حاکمیت مردم و روند دموکراسی در افغانستان را تضعیف کند‪،‬‬ ‫قوی ترین و بهترین دلیلی‏که می‏تواند این قانون اساسی را مورد‬ ‫تعدیل قرار دهد‪ .‬موضوع دیگری‏که می‏خواهم به آن اشاره کنم‬ ‫این است‏که‪ :‬از سه وظیفه‏ی پارلمان می‏خواهم به دو وظیفه‏ی‬ ‫آن شاره کنم‪ .‬چون یک مورد آن عبارت از نمایندگی بود و‬ ‫در مورد آن صحبت شد‪ .‬در مورد تقنین صحبت مي كنم كه‬ ‫در اين مورد پارلمان دست آورد بسیار خوبی دارد‪ .‬تعداد کل‬ ‫قوانینی‏که در پارلمان افغانستان تصویب شده است ‪ 96‬قانون بوده‬ ‫است‏ که از سال‏های قبلی به ما میراث مانده است‪ .‬اما در جامعه‌ای‏‬ ‫که قانون موجود نیست فکر می‏کنم قانون‏گزاری معنای خود را‬ ‫از دست می‏دهد‪ .‬دلیل عمده‏ی آن این است‏که مردم به صورت‬ ‫غیر مستقیم از آن مستفید می‏شوند و در دراز مدت از آن فایده‬ ‫مي برند‪ .‬در جامعه‏ی افغانستان‏که حاکمیت قانون موجود نیست‬ ‫این کارکرد پارلمان در نزد مردم شاید زیاد موثر معلوم نشود‪ .‬به‬ ‫دلیل این ‏که تاثیر مستقیم در زندگی مردم نمی‏گذارد‪ .‬به همین‬ ‫دلیل این بخش از عدم تطبیق و حاکمیت قانون در افغانستان‬ ‫معمو ًال متاثر می‏شود‪ .‬بخش دیگر نظارت بر تطبیق قانون است‬ ‫وقتی در یک جامعه نظارت بر تطبیق قانون وجود نداشته باشد‪،‬‬ ‫فکر می‏کنم نظارت از قانون هم به مشکل بر می‏خورد‪ .‬به‏خصوص‬ ‫این‏که در افغانستان نظارت به عنوان دشمنی و انتقاد همیشه تلقی‬ ‫شده است‪ .‬به خصوص دشمنی‏های شخصی‪ .‬دربسیاری از موارد‬ ‫پارلمان افغانستان کوتاهی‏های زیادی دارد‏که آن را می‏پذیریم‪.‬‬ ‫به خصوص نظارت از اجرای قانون‪ .‬بخش دیگری ازکارهای‬ ‫نمایندگان مجلس به نظر من وظایف پارلمان نبود‪ ،‬وظایفی بود‏که‬ ‫کارمندان و مدد کارهای اجتماعی انجام می دهند‪ .‬این بهترین نشانی‬ ‫است‏که مردم در مورد آن قضاوت می‏کنند‪ .‬این روندي است‏ که‬

‫‪43‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪44‬‬

‫در کوتاه مدت تغییر وارد می‏کند‪ .‬برای نمونه ایجاد درمانگاه‏ها‬ ‫و یا کمک در آوردن تسهیالت و ابتدایی‌ترین تسهیالت برای‬ ‫زندگی به خصوص در مناطق دور دست و روستا‏های افغانستان‪ .‬به‬ ‫خصوص از نمایندگان زن خود‪ ،‬تبصره‏هایي است‏که نمایندگان‬ ‫مجلس به خصوص مرد‏ها بیشتر مصروف تجارت و سیاست بودند‪،‬‬ ‫اما خانم‏ها بیشتر به عنوان مددکارهای اجتماعی در خدمت مردم‬ ‫بودند‪ .‬عده‏ای از برادر‏ها بودند ‏که دوشادوش زنان فعال بودند و‬ ‫کار کردند به خاطر ارزش‏های جهان شمول‪ ،‬مثل حقوق بشر‪ ،‬مثل‬ ‫حقوق زنان و ارزش‏ها‏ی دیگر‪ .‬در کل به نظر من ضرورت به‬ ‫ی که‬ ‫بازنگری قانون اساسی افغانستان است تا نواقص و مشکالت ‏‬ ‫در ساختار نظام موجود است از جمله ساختار شورای ملی افغانستان‬ ‫برداشته شود تا راه هر گونه سؤ استفاده و در اختیار قرار گرفتن‬ ‫این ساختار‏ها در دست بعضی از اشخاص در رهبری حاکمیت‬ ‫افغانستان جلوگیری شود‪ .‬و درها باز شود برای تأمین دموکراسی‬ ‫در افغانستان‪ .‬دموکراسی افغانستان جوان است و امروز می‏خواهد‬ ‫قدم‏های نخست خود را بر دارد‪ .‬دموکراسی با برگذاری یک‬ ‫انتخابات تحقق پیدا نمی‏کند‪ .‬ده‏ها انتخابات ضروری است تا‬ ‫ارزش‏های دموکراسی در افغانستان تطبیق شود‪ .‬پیام من این است‏‬ ‫که سعی کنیم در انتخابات بعدی نماینده‏های شایسته و خوبي را‬ ‫به پارلمان بفرستیم‪ .‬قدم مهم‏تر از همه رای شما است‪ .‬اگر شما‬ ‫در اعمال رای‌تان دقت بیشتر کنید به نظر من خیلی از مشکل‏ها‬ ‫مرفوع می‏شود‪.‬‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬

‫‪45‬‬

‫بخش پرسش‏ها‪:‬‬ ‫دکتر عالمه‪:‬‬ ‫یک نکته را می‏خواستم در باره‏ی سخنان آقای اظهر بگویم‪ :‬در‬ ‫پارلمان‏های گذشته‏ی هم زن‏هایي که آمده بودند همه شان گوش‬ ‫و دهن بسته نبودند ما نقش زن‏هایي چون حمیرا ملکیار‪ ،‬آناهیتا‬ ‫راطب زاد و‪ ...‬را نبايد فراموش کنیم‪ .‬ما افتخاری‏که داشتیم این‬ ‫بود‏که اگر حساب کنیم زن‏های فعالی داشتیم كه برای افغانستان‬ ‫کار کردند و اگر حساب‏شان کنیم به اندازه‏ی تعداد انگشت‏های‬ ‫ما است‪ .‬ما در همین دوره قوانینی داشتیم‏ كه به واقعیت زن‬ ‫ستیز بود‪ .‬مثل قانون احوال شخصیه اهل تشیع‪ ،‬فرمان عفو‪ ،‬این‏ها‬ ‫کار‏هایي كه هستند نباید فراموش کنیم‏که از جمله کارکردهاي‬ ‫منفی پارلمان است‪ .‬آقای جوینده گفتند مافیای اقتصادی با‬ ‫مافیای سیاسی دست به دست هم می‏دهد‪ .‬مث ً‬ ‫ال تاجایي‏که اطالع‬


‫بنياد آرمان شهر‬ ‫داریم به هر نامزد ‪ 50‬هزار دالر کابل بانک کمک می‏کند‪ ،‬راه‬ ‫حل چیست‏که جلو این وضعیت گرفته شود؟‬

‫‪46‬‬

‫استاد اظهر‪:‬‬ ‫من شاید افاده‏ی درست نداشتم‪ ،‬گفتیم اگر در دوره‏های سابق‬ ‫خانم‏ها در مجلس نمایندگان حضور داشتند مجالی برای تبارز‬ ‫نداشتند‪ ،‬سرکوب شدند‪ ،‬حق بیان برای شان ندادند‪.‬‬ ‫آقای جوینده‪:‬‬ ‫من با شما موافق هستم‪ ،‬من برای شما یک مثال ساده می‏دهم‪ ،‬در‬ ‫انتخابات پارلمانی گذشته ‪ 9600‬آپارتمان در مکروریان وجود‬ ‫دارد‏که روشن‏فکر ترین بخش کابل است‪ .‬اگر در هر آپارتمان‬ ‫‪ 4‬نفر حساب کنیم در حدود ‪ 40000‬نفر می‏شود این‏ها می‏توانستند‬ ‫‪ 8‬نماینده انتخاب کنند‪ .‬ولی در انتخابات گذشته ‪ 315‬نفر سهم‬ ‫گرفتند‪ .‬در تمام محیط روشن‏فکری کابل ساعت ‪ 10‬صبح تمام‬ ‫حوزه‏های انتخاباتی بسته شد‪ .‬ولی در پغمان و استالف تا ساعت ‪7‬‬ ‫شب دوام کرد‪ .‬پس این وظیفه‏ی نهاد‏ها و روشن‏فکران است‏که‬ ‫مردم را آگاه سازند‪.‬‬ ‫میترا قطب دانشجوی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل‬ ‫پرسش من متوجه آقای جوینده است‪ .‬چنانچه گفته می‏شود وقتی‬ ‫نمایندگان انتخاب می‏شوند این‏ها باید مسایل ملی کشور را‬ ‫را در نظر بگیرند‪ .‬تعداد زیادی ازنمایندگان هستند‏که به نفع یک‬ ‫قوم تبعیض‏های قومی‪ ،‬نژادی و‪ ...‬را در نظر گرفته اند پس ما‬ ‫چگونه ادعا می‏کنیم‏که این‏ها نمایندگی خوب داشته اند؟‬ ‫آقای جوینده‪:‬‬ ‫در قانون اساسی گفته شده است ‏که نماینده‏ی مردم در پارلمان‬ ‫هنگام رای دادن باید منافع الیای کشور را در نظر بگیرد بر این‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫اساس وظیفه‏ی وکیل مشخص شده است‪ ،‬اما این‏که ما به کی راي‬ ‫دادیم‪ ،‬این تقصیر ما است‪.‬‬ ‫عزیز اهلل شیرزاد دانشجوی دانشگاه کابل و روزنامه نگار‪:‬‬ ‫نمایندگان محترم که این‏جا صحبت کردند‪ ،‬بحث نمایندگی‬ ‫از مردم را مطرح ساختند‪ ،‬در حالی‏ که متاسفانه نفهمیدیم ‏که‬ ‫این‏ها چه تعریفی از نمایندگی دارند‪ .‬آیا به اساس ظاهر بودن‬ ‫در مجلس نمایندگی را مطرح کردند یا چیز دیگری بود؟ ما در‬ ‫بحث بودیجه‏ی سال ‪ 500‬میلیون دالر به پنج والیت اختصاص‬ ‫دادند و ‪ 500‬میلیون دیگر برای ‪ 29‬والیت دیگر اختصاص دادند‪.‬‬ ‫این چگونه نمایندگی است و چگونه پارلمان به آن مهر تایید‬ ‫گذاشته است‪ .‬پرسش دیگري از آقای مرادیان داشتم‪ .‬شما بیشتر‬ ‫روی مساله‏ی دموکراسی و مولفه‏های دموکراسی بحث کردید‪.‬‬ ‫ماده‏ی ‪ 61‬قانون اساسی افغانستان بیان می‏دارد‏که رییس جمهور‬ ‫در راس قوه‏ی قضاییه و اجراییه قرار دارد و صالحیت‏های خود‬ ‫را در این عرصه اعمال می‏دارد‪ .‬اعمال صالحیت ریيس جمهور در‬ ‫همین نقاط از بین بردن همین قوا نیست؟ با توجه به سطح قوه‏ی‬ ‫مقننه و اجراییه‪ .‬آقای اظهر در فرمان تقنینی سال ‪28/11/1388‬‬ ‫تذکر داده شده است‏که اختصاص ده کرسی مربوط به کوچی‏ها‬ ‫است‪ ،‬آیا این برخالف ماده‏ی ‪ 22‬هر گونه تبعیض را میان اتباع‬ ‫افغانستان غیر قانونی قرار داده است‪ ،‬نیست؟‬ ‫خانم صبرینا ثاقب‪:‬‬ ‫درباره‏ی بودیج ‏ه یک مثال برای شما می‏گویم و قضاوت را به‬ ‫دست شما می‏سپارم‪ .‬در اصل بودجه دو بخش دارد‪ ،‬بودجه‏ی عادی‬ ‫و بودجه‏ی انکشافی‏که از عواید دولت تمویل می‏شود و بودجه‏ی‬ ‫انکشافی بیشتر صرف باز سازی و نو سازی می‏شود‪ .‬مواردی‏که‬ ‫شما به آن اشاره کردید‏که عامل تمویل آن کمک‏های خارجی‬

‫‪47‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪48‬‬

‫است‪ .‬شما می‏دانید هر مملکتی‏که در افغانستان کمک می‏کند‬ ‫برای رضای خدا کمک نمی‌کند و در این کمک‏‏ها عالقمندی‏های‬ ‫شخصی خود کشور‏ها دخیل است‪ .‬حضور این کشورها به‬ ‫والیت‏های افغانستان خالصه شده است‪ .‬برای نمونه انگلستانی‏ها‬ ‫در هلمند هستند و عالقمندی دارند‏ که سرمایه گذاری بیشتر‬ ‫درهلمند کنند‪ .‬اما اگر به هلمند نروند به هیچ والیت دیگرنخواهد‬ ‫رفت‪ .‬اگر کشوری برایش گفته شود‏که در بخش صحت تمویل‬ ‫نکند‪ ،‬جواب خواهد داد‏که در هیچ زمینه‏ی دیگري کمک نخواهد‬ ‫کرد‪ .‬یعنی محدودیت‏های از طرف کشورهای تمویل کننده ارایه‬ ‫می‏شود‏ که این می‏تواند بیالنس یا توازن را در بودجه‏ی افغانستان‬ ‫برهم بزند‪ .‬ما در پارلمان دو راه داریم‪ :‬یا به طور قطعی بودجه را‬ ‫تایید کنیم و یا این‏که همان چیزی‏ که هست را رد کنیم‪ .‬این‬ ‫مثال کوچکی بود که ما نمی‏توانیم در مورد بودجه‏ی افغانستان‬ ‫دخل و تصرف داشته باشیم‪ .‬یک نکته از صحبت‏هایم را قب ً‬ ‫ال‬ ‫فراموش کردم‪ .‬به خصوص در مورد تضعیف پارلمان‏که نه تنها‬ ‫قانون اساسی مشکالتی دارد بل خود حکومت و دستگاه حاکمه‬ ‫از هر گونه ابزاری استفاده کرد تا در تضعیف پارلمان از آن سود‬ ‫ببرد‪ .‬مثل همان سخن مشهور‏که تفرقه بینداز و حکومت کن‪.‬‬ ‫نقیصه باز هم بر می‏گردد به خود پارلمان‏که چرا ما زیر تاثیر‬ ‫فشار‏های بیرونی قرار گرفتیم‪ .‬موضوع سوم‏که عدم توجه کافی‬ ‫و ظرفیت سازی در خود پارلمان افغانستان چه از طرف خود‬ ‫حکومت و چه از طرف خارجی‏ها اعمال شد‪ ،‬ساختن یک تعمیر و‬ ‫نهادن نام برآن و داشتن یک تعداد نماینده در آن پاسخ گونیست‬ ‫و کفایت نمی‏کند‪ .‬باید ظرفیت سازی می‏ش ‏د که نشد‪ .‬همه وقتی‬ ‫متوجه شدند ‏که نماینده‏ موجود است‪ ،‬پارلمان موجود است ولي‬ ‫این‏ها به بی راهه می‏روند ‏که برای مثال قانون احوال شخصیه‏ی‬ ‫اهل تشیع تصويب شد یا مشی مصالحه‏ی ملی‪.‬‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫آقای جوینده‪:‬‬ ‫در باره‏ی نمایندگی از مردم یعنی مردم ازچه رنج می‏برند‪ ،‬از‬ ‫رشوت‪ ،‬اختالس‪ ،‬غصب دارایي‏های‌شان‪ ،‬ازتجاوز بر مال‪ ،‬ناموس‬ ‫و دارایی‏های‌شان‪ .‬نماینده به همان کسی گفته می‏شود ‏که در‬ ‫جهت انعکاس خواسته‏های مردم صدای رسای خود را بکشد و‬ ‫برای مردم بگوید فرقی نمی‏کند اگر من از غزنی هستم ولی اگر‬ ‫قانون شکنی در بدخشان صورت می‏گیرد‪ ،‬در هرجای دیگری‏که‬ ‫صورت می‏گیرد‪ ،‬درهرات‪ ،‬قندهار‪ ،‬غور یا هر جای دیگر‏ باید‬ ‫صدای کل ملت را بکشيم‪ .‬ما وقتی نماینده‏ی مردم هستیم ‏که‬ ‫نمایندگی از اکثریت خاموش ‪ 25‬میلیونی نفوس افغانستان ‏که‬ ‫هرگز صدای آن ها شنیده نشده نماييم‪.‬‬ ‫آقاي مرادیان‪:‬‬ ‫در یکی ازمولفه‏های نظام دموکراتیک ذکر شده ‏که منبع‬ ‫مشروعیت مردم هستند اما مولفه‏های دیگری هستند‏که چارچوب‬ ‫صالحیت‏ها و مسوولیت‏ها باید مشخص باشد‪ .‬پس اگر رییس‬ ‫جمهور و قوه‏ی قضاییه صالحیت‏هایي دارند چه کم و زیاد باید‬ ‫قانون مشخص سازد‪ .‬این جا دو چالش است یا قانون بد داریم یا‬ ‫این‏که قانون اجرا نمی‏شود‪ .‬در مورد این که ریيس جمهور ریيس‬ ‫سه قوه می‏باشد این قانون مشخص کرده است و صالحیت‏های‬ ‫رییس جمهور در چارچوب قانون قابل قبول است‪ .‬اما ما وقتی به‬ ‫رییس جمهور یا هر کس دیگر صالحیت‏های قانونی‏ که قانون‬ ‫به آن داده استفاده‏ی بیشتر کنند و آن مسوولیت‏های قانونی‏که‬ ‫قانون اساسی به ریس جمهور داده اعمال نشود‪ ،‬مثل عدم اجرای‬ ‫قانون‪ ،‬وجود یک قانون است‪.‬‬ ‫آقای ظریف اظهر‪:‬‬ ‫مساله‏ی کوچی‏ها یک ترفند قانون‏گذاری است‏ که حکومت در‬

‫‪49‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬ ‫طول تاریخ به همان شکل اجرا کرده است‪ .‬حل مساله‏ی کوچی‏ها‬ ‫بسیار ساده است‪ ،‬هر جای‏که فصل کوچ بوده است همان جا رای‬ ‫بدهند‪ .‬فعال یک نوع امتیاز دادن است‪ ،‬هر تاپه‏ای‏که برای‌شان‬ ‫بزنید درست است‪.‬‬

‫‪50‬‬

‫یعقوب هوشمند‪:‬‬ ‫چند تبصره دارم‪ ،‬اگر قرار باشد‏که کارکرد‏های مجلس را بررسی‬ ‫کنیم در طول چهار سال چون به موازات چهار سال کج کاری‬ ‫و مافیای کاری پا به پا پیش رفته است بسیار پیچیده است‪ .‬یک‬ ‫مساله را برای مجلس حق می‏ده ‏م که مجلس نمایندگان یا پارلمان‬ ‫نخستین تجربه‏ی سیاسی و دموکراتیک در جامعه‏ی ما بود‪ .‬از‬ ‫یک پیشنه‏ی دراز استبداد و دستگاه‏های حاکم بر زندگی و شرف‬ ‫مردم به همان خاطر یک سلسله معاذیری وجود دارد‏که ما آن‏ها‬ ‫را توجیه پذیر می‏دانیم‪ .‬ولی درباره‏ی حکومت این انتقاد وجود‬ ‫دارد ‏که هیچ گاهی نتوانستیم دور تسلسل یا سلسله‏ی استبدادی‬ ‫را از نظر تفکر در چندین قرن به این طرف حداقل در دوره‏ی‬ ‫بعد از طالبان همان تفکر استبدادی هنوز هم وجود داشت‪ .‬قسمت‬ ‫اعظم کم کاری‏های پارلمان بر می‏گردد به حکومت‪ .‬و این هم‬ ‫به آن معنا نیست ‏که ما از چگونگی کارکرد‏های پارلمان چشم‬ ‫پوشی کنیم‪.‬‬ ‫دولت افغانستان ازچهار ابزار مشخص برای تنبیه مجلس نمایندگان‬ ‫استفاده کرد‪ :‬درنخستین فرصت قسمت اعظم مجلس نمایندگان را‬ ‫استخدام و تنبیه کرد‪.‬‬ ‫دولت افغانستان کسانی را در درون مجلس نمایندگان تعیین‬ ‫کرد و به وجود آورد‏ که نتوانند فیصله‏های بزرگی ر‏ا که باید‬ ‫عملی شود‪ ،‬اتخاذ کنند‪ .‬مساله‏ی دیگر اهمیت ندادن یا مجرا را‬ ‫تنگ ساختن برای این‏که مجلس نمایندگان عم ً‬ ‫ال حضور بیابد در‬ ‫گام‏های عملی بود‪ .‬برای نمونه جرگه‏ی صلح را بر پارلمان ترجیح‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫دادن‪ ،‬مجلس نمایندگان بزرگ‏ترین کاری ر‏ا که باید می‏کرد‬ ‫این بود‏که یک تعداد اکثریت آرا روی یک سلسله مسایل کلی‬ ‫کشور اگر حاکمیت ملی می‏بود‪ ،‬سیاست خارجی‪ ،‬یا حاکمیت‬ ‫قانون بود در چهار یا پنج مورد باید گرد هم می‏آمد‪.‬‬ ‫مساله‏ی نمایندگی از مردم‏که آقای جوینده مطرح کردند‪ .‬به نظر‬ ‫من نمایندگی از مردم عبارت از نمایندگی از ذایقه‪ ،‬خصوصیات‬ ‫ویژه‏ی یک ملت است‪ .‬هیچ گاهی تایید نمی‏کنم ‏که مجلس‬ ‫نمایندگان از نزدیک ترین فاصله با خصوصیات و ویژگی‏های‬ ‫زندگی فقر و محرومیت‏های زیرین مردم توجه کرده باشد‪.‬‬ ‫یک سال دو سال و سه سال حکومت قانون شکنی کرد ولی روز‬ ‫گذشته مجلس نمایندگان هم ختم شده بود‏ اما مجلس هم پای‬ ‫خودش را در جای پای حکومت گذاشت‪ .‬البته در بخش قانون‬ ‫شکنی‪.‬‬ ‫صبرینا ثاقب‪:‬‬ ‫ت که ما در انجام مسوولیت‏هامان کوتاهی‏های‬ ‫در این شکی نیس ‏‬ ‫زیادی داشتیم‏ دالیل متفاوت داشته است‪ .‬ماده‏ی ‪ 83‬قانون اساسی‬ ‫می‏گوید‪ :‬تاریخ ختم کار پارلمان در اول سرطان سال پنجم‬ ‫است‪ ،‬بند بعدی آن قانون می‏گوید بعد از اعالم نتایج انتخابات‬ ‫پارلمان جدید کار خود را آغاز می‏کند‪ .‬بند بعدی آن باز می‏گوید‏‬ ‫انتخابات از سی تا شصت روز قبل از اول سرطان باید دایر گردد‪.‬‬ ‫یعنی ختم کار محدود و مشروط شده به اعالم نتایج‪ ،‬اعالم نتایج‬ ‫برمی‏گردد به تدویر انتخابات و تدویر انتخابات وظیفه‏ی حکومت‬ ‫بو ‏د که توسط حکومت به تعویق افتاده است‪ .‬این هم ممکن‬ ‫نیست‏ که دروازه‏ی یک رکن دولت را ببندید و تعطیل کنید‬ ‫در صورتی‏که انتخابات برگذار نشده است‪ .‬اگرما سه ماه دیگر‬ ‫ن که از‬ ‫هم نمایندگی کنیم نقصی به شما نخواهد رسید مگر ای ‏‬ ‫دیکتاتوری جلوگیری شود‪ .‬امروز مهم‏ترین مساله‏ای را‏که ما در‬

‫‪51‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬ ‫آجندا داریم معرفی تعداد وزرای نا معرفی شده در حکومت است‪.‬‬ ‫اگر این‏ها سرپرست باشند دلبستگی به کار خود نخواهند داشت‬ ‫و تنها در فکر پر کردن جیب‏های خود هستند‪ .‬اگر از آدرس‬ ‫مسوولیت برگردیم دوام کار پارلمان به خاطر آن است‏ که به‬ ‫انجام مسوولیت‏های خود بپردازد‪.‬‬ ‫‪52‬‬

‫آقاي جوینده‪:‬‬ ‫متاسفانه این تسلسل باطل از آغاز ریاست جمهوری شروع می‏شود‬ ‫شما به یاد دارید‏که دوره‏ی کاری ريیس جمهور در آغاز جوزای‬ ‫سال پنجم به پایان می‏رسید ولی انتخابات صورت نگرفت و کار‬ ‫ادامه پیدا کرد‪ .‬ما در هر دو بار گفتیم ‏که اگر انتخابات از اول‬ ‫سرطان به تعویق بیفتد غیر قانونی است‪ .‬ای کاش در همان موقع‬ ‫معینه انتخابات دایر می‏شد‪.‬‬ ‫حبیب اهلل حبیب دانشجوی دانشگاه کابل‪:‬‬ ‫درباره‏ی قانون تشکیالت اساسی دولت می‏خواستم بپرسم‪ .‬با‬ ‫اشاره‏هایي‏که استاد اظهر داشتند گفتند در افغانستان تشکیالت‬ ‫اساسی دولت کام ً‬ ‫ال نابرابر است ‏که این مساله تاثیرات منفی‬ ‫خود را باالی کار پارلمان گذاشته است‪ .‬با توجه به اهمیت قانون‬ ‫تشکیالت اساسی دولت چرا پارلمان این قانون را در دستور خود‬ ‫قرار نداد و در مجموع بیش از نود قانونی‏که شما تصویب کردید‬ ‫این قانون با اهمیت تمام آن چرا تصویب نشد‪ .‬به نظر من بسیاری‬ ‫از مشکل‏ها به همان مساله بر می‏گردد‪.‬‬ ‫جوینده‪:‬‬ ‫قانون تشکیالت اساسی دولت دو بخش دارد‪ ،‬یکی بخش واحد‏های‬ ‫مرکزی‪ ،‬وزارت خانه‏ها بود‏که آن را مجلس نمایندگان تصویب‬ ‫کرد‪ .‬بخش دو ‏م واحد‏های والیتی بود كه تصویب نشد‪ .‬مجلس به‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫حکومت وظیفه داد تا هر چه زود تر سرشماری نفوس افغانستان‬ ‫را تکمیل کند تا به حساب معیار‏ها برای تعیین ولسوالی‏ها و‬ ‫والیت‏ها تثبیت شود‪ .‬اما والیتی با پنج میلیون نفوس و والیتی‬ ‫است‏ که ‪ 150‬هزار نفر است‪ .‬تا زمانی‏که سر شماری نفوس‬ ‫افغانستان تکمیل نشود نمایندگان نمی‏توانند تصمیم عادالنه‬ ‫بگیرند‪.‬‬ ‫اشتراک کننده ی‏که خود را معرفی نکرد‪:‬‬ ‫سوال من این است‏که نقش مداخله‏ی خارجی‏ها در تصویب‬ ‫قانون و مسایل مختلفی ‏که مربوط به مجلس نمایندگان می‏شود‬ ‫چیست؟‬ ‫آقاي جوینده‪:‬‬ ‫در باره‏ی مشی مصالحه‏ی ملی وقتی مجلس تصویب کرد‪ ،‬عده‏ای‬ ‫ازنمايندگان کنفرانس مطبوعاتی گرفتند و مساله را به رسانه‏ها‬ ‫کشیدند بنابراین اگر شما یک سره تمام مجلس نمایندگان را‬ ‫شریک ظلم بسازید‪ ،‬این اشتباه است‪ .‬کسانی بودند‏ که از آغاز تا‬ ‫امروز حرفی داشتند موضعی داشتند‏که امروز هم به موضع خود‬ ‫ایستاده هستند‪.‬‬ ‫خانم ثاقب‪:‬‬ ‫شاید توجیه ناپذیر باشد اگر از نمایندگان‏تان راضی نیستید‪ ،‬دقت‬ ‫کنید‪ .‬پشیمانی سودی ندارد‪ ،‬شما خودتان رای دادید‪ ،‬در مجلس‬ ‫کسانی هستند‏ كه در اختطاف‏ها دست ندارند‪ ،‬کسانی هستند‏که‬ ‫در جنگ دست ندارند‪ ،‬در قاچاق دست ندارند‪ ،‬رشوت نگرفتند‪ ،‬به‬ ‫دروازه‏های وزرا و در رکاب مقام‏ها سر خم نکردند‪ .‬فقدان احزاب‬ ‫سیاسی‏ در اين جا به وضوح ديده مي شود که ما رقابت را بر اساس‬ ‫برنامه‏ها بسازیم نه این‏ که به اساس سلیقه‏ها و روابط شخصی‏مان‪.‬‬

‫‪53‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪54‬‬

‫این باعث شده است ‏که خوب و بد در مجلس تشخیص نشده‬ ‫است‪ ،‬دموکراسی یعنی احترام به اکثریت آرا احترام گذاشتن‪،‬‬ ‫این اکثریت براي چه ارزش‏هایي کار می‏کند؟‬ ‫علی آقا ناصری استاد دانشگاه پولی تکنیک‪:‬‬ ‫پرسش من این است‏ که پارلمان گذشته‏ی ما چه گونه بود‪،‬‬ ‫پارلمان آینده‏ی ما چگونه باشد‪ ،‬مردم ما چه گونه حرکت کنند‬ ‫تا بحران‏های موجود بر طرف شوند؟ در سخن‏های امروز دوستان‬ ‫بسیاری از سخنان آقای مرادیان و آقای اظهر عمومی‏بود من‬ ‫ندانستم چرا؟ درست است‏ که ما به این بحران‏ها مواجه هستیم‪،‬‬ ‫امریکا هم به این بحران مواجه است‪ ،‬کشورهای دیگری نیز به این‬ ‫بحران‏ها مواجه هستند‪ .‬اما با یک فیصدی‪ .‬من از همه متخصصان‬ ‫به خصوص شما می‏خواهم در حوزه‏ی خود مان بحث کنیم‪ ،‬و ما‬ ‫رای خود را به کسی بدهیم‏که ارزش رای ما را داشته باشد‪ .‬و راه‬ ‫حل‏های خود را دریافت کنیم‪.‬‬ ‫عثمان احمدی دانش آموخته‏ی دانشگاه کابل‪:‬‬ ‫من شخص ًا از این حکومت و پارلمان زیاد شکایت ندارم به‬ ‫دلیل این‏که همین مردم الیق همین حکومت هستند‪ .‬بحث من‬ ‫این است‏که اگر ما یک پارلمان حزبی می‏داشتیم‏ که نداشتیم‬ ‫می‏خواهم بپرسم نماینده‏هایي ‏که ازشان توقع می‏رفت و امروز‬ ‫نقش یک نخبه را داشتند چه قدر توانستند یک مجمع کوچک را‬ ‫به عنوان کسانی‏که در راستای عمیق ترین نیازمندی‏های اجتماعی‬ ‫بتوانند بسازند؟‬ ‫خانم ثاقب‪:‬‬ ‫ی را تغییر نمی‏دهد مگر این‏که خود‬ ‫خداوند سرنوشت هیچ قوم ‏‬ ‫قوم سرنوشت خود را تغییر دهد‪ .‬اگر ناراضی هستید در راستای‬ ‫عملی کردن خواسته‏های تان زمینه را خود شما فراهم سازید‪.‬‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫هنوز دیر نشده است‪ .‬دلیل این‏که چرا صدای مردم و جوان‏ها‬ ‫شنیده نشده است بعدها این حرکت‏ها و خیزش‏ها حتم ًا شنیده‬ ‫ت که متاسفانه شواهد نشان می‏دهد‬ ‫می‏شود‪ .‬گپ دیگر این اس ‏‬ ‫افغانستان آمادگی برگذاری انتخابات را ندارد‪ ،‬مثال ساده‏ی آن‬ ‫این‏که یکی از شرکت‏های مخابراتی گفتند در ‪14‬والیت افغانستان‬ ‫آنتن دهی شبکه‏های مخابره‏ای شان از ساعت شش شام تا شش‬ ‫صبح قطع است این نشان می‏دهد ‏که وضعیت امنیتی افغانستان‬ ‫چگونه است و انتخابات چه قدر می‏تواند موثر واقع شود‪ .‬پرسش‬ ‫برادر ما مساله‏ای بود‏که ما در پنج سال نتوانستیم به آن پاسخ پیدا‬ ‫کنیم‪ .‬این کار مقطعی صورت گرفت اما برای این‏که ما عضویت‬ ‫گروه‌ها و احزاب خاصی را نداشتیم ‏که متعهد با برنامه‏های آن‬ ‫حزب باشیم و به برنامه‏های آن حزب متعهد باشیم‪ .‬به خاطری‏‬ ‫که ما هم سلیقه‏های متفاوت داریم و هم گروه اهداف متفاوت‬ ‫می‏داشت‪ ،‬هم پس منظر متفاوت داشتیم‪ .‬همه چهره‏های نو بودیم‬ ‫‏که همدیگر را نمی‏شناختیم‪ .‬در بعضی موارد ما گروهی برخورد‬ ‫کردیم‪ .‬به‏خصوص در دو کابینه‏ی اخیر ما بود‪ .‬حتا گروه‏ها و‬ ‫اقوام مختلف هرکدام شان پس منظر متفاوت داشته‏اند‪ .‬به شکلی‬ ‫از اشکال در فقدان احزاب سیاسی ما خود را در گروه‏های دیگر‬ ‫ن که این گروه‏ها چه برنامه داشتند من جواب‬ ‫منسجم ساخته‏ایم‪ .‬ای ‏‬ ‫قناعت بخشی برای آن ندارم‪.‬‬ ‫مجری‪:‬‬ ‫آیا شود بهارکه لبخند مان زند‬ ‫از ما گذشت جانب فرزندمان زند‬ ‫آیا شود که برش زن پیر دوره گرد‬ ‫مانند کاسه‏های کهن بندمان زند‬ ‫مشت جهان و اهل جهان باز باز شد‬ ‫دیگر کسی نمانده که ترفندمان زند‬

‫‪55‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪56‬‬

‫ناني به آشكار به انبان‌مان نهد‬ ‫زهري نهان به کاسه گل‌قندمان زند‬ ‫ما نشکنیم اگر چه دگر بارگرد باد‬ ‫بردارد و به کوه دماوندمان زند‬ ‫رويین تنیم اگر چه تهمتن به مكر زال‬ ‫تیر دو سر به ساحل هلمندمان زند‬ ‫سر می دهیم زمزمه‏های یگانه را‬ ‫حتا اگر زمانه دهان بندمان زند‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬

‫نگاه انتقادي به كارنامه ي مجلس اول‬ ‫‪57‬‬

‫آقای اجمل بلوچ زاده‪:‬‬ ‫به نام خداوند جان و خرد‬ ‫کزین برتر اندیشه بر نگذرد‬ ‫تشریف آوری شما را به پنجاه و‏یکمین جلسه از سلسله گفتگوهای‬ ‫بنیاد آرمان شهر خوش آمدید می‌گویم‪.‬‬ ‫آرمان شهر سازمانی است که برای تحقق و ترویج فرهنگ‬ ‫دموکراسی‪ ،‬آزادی بیان‪ ،‬احترام به حقوق بشر و حقوق شهروندی‬ ‫کار می‏کند‪ .‬ما تالش کردیم تا شهروندان فعال و آگاه را با هم‬ ‫نزدیک سازیم تا نظریات‌شان را با هم شریک سازند‪ .‬فضایی‬ ‫ایجاد کردیم تا در مورد مسایل سیاسی‪ ،‬اقتصادی‪ ،‬اجتماعی و‬ ‫فرهنگی همه‏ی شهروندان حق نظر داشته باشند و با همدیگر‬ ‫تبادل نظر نمایند‪ .‬ما باور داریم برای رسیدن به فرهنگ تحمل‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪58‬‬

‫پذیری‪ ،‬همزیستی و احساس مسوولیت در مورد قضایای کشور از‬ ‫طریق گفتگوها و تبادل افکار امکان پذیر است‪ .‬در این چهار سال‬ ‫به مجموعه‏ی مسایل به هم پیوسته‏ی سیاسی‪ ،‬اقتصادی‪ ،‬فرهنگی‪،‬‬ ‫زنان و جوانان پرداخته ایم‪ .‬برای داشتن‏یک جامعه‏ی انسانی باید‬ ‫به تمام ابعاد به صورت‏ یک کل منسجم نگریست‪.‬‬ ‫در پنجاه گفتگوی گذشته از تحلیل‏گرها دعوت کردیم تا روی‬ ‫سوژه ها و مسایل حساس کشور صحبت کنند و راه‌های حل را‬ ‫با تفاهم با شهروندان دریافت کنند‪ .‬در پنجاه گفتگوی گذشته‬ ‫‪2554‬زن‪ 5769 ،‬مرد و مجموع ًا ‪ 8323‬نفر از شهروندان اشتراک‬ ‫کرده بودند‪ .‬از ‪ 174‬تحلیل‏گر‪ ،‬شاعر و نویسنده دعوت کرده‬ ‫بودیم که این محافل گفتگو را پیش ببرند و در رابطه به مسایل‬ ‫کشور صحبت کنند‪ .‬برای نخستین بار در تاریخ افغانستان مناظره‬ ‫بین نامزدهای ریاست جمهوری را در تاالر لیسه‏ی استقالل راه‬ ‫اندازی کردیم‪ .‬در این برنامه‌ها گفتگو گردانی و ریاست جلسه را‬ ‫آقای سید مسعود به عهده داشتند‪ .‬خواستیم از طریق این روبروها‬ ‫پرسش‌های شهروندان را به گوش نامزدهای ریاست جمهوری‬ ‫برسانیم و با ایجاد‏یک فضای دموکراتیک و شهروند مدار پاسخی‬ ‫به این خواست‏ها و مطالبات در قالب برنامه‏ها و خط مشی‏های‬ ‫خودشان بدهند‪ .‬اکنون ما در آستانه‏ی انتخابات دور دوم پارلمان‬ ‫قرار داریم‪ .‬پارلمان را قلب تپنده‏ی دموکراسی گفته اند‪ .‬این امر‬ ‫به اندازه‏یی مهم است که می‌توان ماهیت حکومت‏ها را بر بنیاد‬ ‫چگونگی انتخابات و پارلمان آن‏ها شناخت و‏یا گفته‌اند پارلمان‬ ‫آیینه‏ی است برای شناسایی مردم‏ یک سرزمین‪.‬‬ ‫نخستین برنامه روبرو را با کارکردهای پارلمان اول شروع می‏کنیم‪.‬‬ ‫می‏خواهیم بدانیم که پارلمان اول چه دستاوردهایی داشت‪ ،‬رابطه‬ ‫حکومت و پارلمان چه گونه بود‪ ،‬وزن سیاسی پارلمان و جایگاه‬ ‫آن در تصمیم گیری‏های کالن چگونه بود و چگونه باید باشد‪.‬‬ ‫در برنامه‏های بعدی مناظره‏یی را میان نامزدهای پارلمان دوم آغاز‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫خواهیم کرد‪ .‬ما خواهیم دید این نامزد‏ها برای پاسخ به خواست‏ها‬ ‫و مطالبات شهروندانی که در این نه سال اخیر به آن‏ها پاسخ داده‬ ‫نشده چه برنامه و راه حل‏هایی را ارایه می‏دهند‪.‬‬ ‫مهمان‏های امروزی ما در باره‪‎‬ی دست آوردهای پارلمان اول‪،‬‬ ‫مشکالت‪ ،‬روابط پارلمان و حکومت‪ ،‬برهم خوردن روابط پارلمان‬ ‫و حکومت و‪ ...‬سخنرانی خواهند نمود‪.‬‬ ‫‪59‬‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬

‫‪61‬‬

‫آقای سید اسحاق گیالنی‪:‬‬ ‫درود برهمه و سپاس از بنیاد آرمان شهر که ما را دعوت‬ ‫کردند‪.‬‬ ‫در هر جایی سخن گفتن آسان است اما در مقابل جوان‏ها بسیار‬ ‫دشوار‪ ،‬چون جوان‏ها نقطه‏های ضعف را خوب پیدا می‏کنند‪.‬‬ ‫قبل از همه به تاریخچه‏ی پارلمان در افغانستان نگاه می‏کنیم‪.‬‬ ‫از زمان ظاهر شاه از دو پارلمان ‏یادم می‏آید ‏ پارلمان دوازدهم‬ ‫و سیزدهم‪ .‬دوره‏ی سیزدهم نسبت به دوره‌ی قبلی حدود شش‬ ‫ماه طوالنی‌تر شد‪ .‬زیرا قبل از این که انتخابات صورت گیرد‬ ‫داوود خان کودتا کرد و همه‏ی پروسه را به هم ریخت‪ .‬اگر از‬ ‫آن زمان این روند را تا به حال می‏داشتیم امروز شاید ما‏ یکی از‬ ‫بهترین حکومت‏های دموکراتیک می‏بودیم که سیستم پارلمانی‬ ‫ما بسیار قوی و جواب‌ده به خواسته‏های ملت افغانستان می‏‏بود‪.‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪62‬‬

‫بعد از تجاوز شوروی و خانه جنگی‪‎‬ها سلسله‌های حکومتی از هم‬ ‫پاشید و ما نتوانستیم نظامی داشته باشیم که جوابگوی نیازهای‬ ‫ملت افغانستان باشد‪.‬‬ ‫در انتخابات مجلس نمایندگان من از والیت پکتیکا خود را نامزد‬ ‫کردم‪ .‬در آن زمان وقتی که دور اول ما خود را نامزد کرده‬ ‫بودیم ‏یک مقدار وکالیی که آشنایی نداشتند فکر نمی‏کردند‬ ‫که پارلمان بسیار اهمیت داشته باشد‪ .‬برای نخستین بار در استان‬ ‫پکتیکا خانم‏ها از خانه بیرون شدند و رای دادند‪ .‬این‏یک دست‬ ‫آورد کالن بود برای نظام‏مند شدن افغانستان‪.‬‬ ‫در این دوره تمام کسانی که به پارلمان آمده بودند از پارلمان‬ ‫چیزی نمی‌فهمیدند‪ .‬در سی سال جنگ در افغانستان‪ ،‬هیچ فرصتی‬ ‫برا‏ی هیچ نظامی پیدا نشد‪ .‬فقط حزب دموکراتیک خلق برای‏ مدت‬ ‫ت پارلمان انتصابی داشته باشد‪ .‬آن‏هم نمایندگی از‬ ‫کوتاهی توانس ‏‬ ‫مردم افغانستان نمی‏کرد و نتوانست جوابگوی مردم باشد‪ .‬ما بعد از‬ ‫‏یک مقدار سفرها و دیدن پارلمان‏های جهان باالخره به همکاری‬ ‫دوستانی که به مسایل پارلمانی آشنا بودند همین قدر توانستیم‬ ‫زمینه‌هایی را برای‏یک پارلمان نو که از قانون چیزی نمی‏فهمید‬ ‫مهیا سازیم‪.‬‬ ‫در مجلس سه گروه مردم وجود داشتند‪.‬‏یک تعداد افراد آموزش‬ ‫دیده و آشنا به مسایل‪،‬‏یک تعداد تازه مسایل پارلمانی را تمرین‬ ‫می‏کردند و کوشش می‏کردند بیاموزند تا مشکالت را حل کنند‪.‬‬ ‫اما‏یک تعداد دیگرمطلق ًا نمی‏فهمیدند که وظیفه‏ی مجلس چیست؟‬ ‫هم از جمله گروه سوم بودم‪.‬‬ ‫قانون گذاری چیست؟ که من ‏‏‬ ‫کارهایی را که مجلس نمایندگان طی سال‏های کاری خود انجام‬ ‫داده قرار ذیل است‪:‬‬ ‫مجلس نمایندگان از روز تاسیس خود در ‪ 28‬قوس ‪ 1384‬پنج‬ ‫اجالس افتتاحیه ‪ ،‬نوزده اجالس فوق العاده و ‪ 531‬اجالس عادی‬ ‫دایر نموده است‪ .‬به تعداد ‪127‬سند تقنینی را مورد تصویب قرار‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫داده‪36 ،‬معاهده‏ی بین المللی را تصدیق نموده است‪ .‬تعداد وزرایی‬ ‫که مبتنی بر ماده‏ی‪ 91‬قانون اساسی کشور غرض دریافت رأی‬ ‫تایید به شورا معرفی شده اند ‪ 80‬نفر می‏باشد‪ ،‬از جمله ‪ 51‬نفر‬ ‫رأی تایید گرفتند و بقیه رد شدند‪ .‬وزرایی که غرض استجواب و‬ ‫استماع به جلسه‏ی عمومی فراخوانده شدند ‪ 92‬نفر بودند‪ .‬آن‌هایی‬ ‫که به استحضار خواسته شده اند ‪ 11‬نفر بودند‪ .‬تعداد وزرایی که به‬ ‫نسبت عدم ارایه‏ی پاسخ‏های مقنع و ضعف کاری به سلب اعتماد‬ ‫مواجه شدند‪ ،‬سه وزیر بودند‪ .‬در کمیسیون‌های ‪ 18‬گانه‏ی مجلس‬ ‫که عم ً‬ ‫ال به امور تقنینی و نظارتی مصروف کار بودند‪ 147 ،‬سند‬ ‫تقنینی تحت کار قرار گرفته شده است‪ .‬تعداد هیات مختلط ‪52‬‬ ‫نفر بودند در مجموع ‪ 3510‬جلسه‏ی عادی‪1020 ،‬جلسه‏ی استماعیه‪،‬‬ ‫تعداد وزرا و اراکین حکومتی که غرض وضاحت و اعمال‬ ‫صالحیت نظارتی به مجلس فراخوانده شدند ‪ 1020‬نفر بودند‪.‬‬ ‫تعداد موکلین و عرایضی که به کمیسیون‌های مجلس نمایندگان‬ ‫مراجعه نموده و ‏یا مواصلت ورزیده است ‪9934‬عريضه يا نفر‬ ‫می‌باشد‪ .‬این کارهایی بوده است که مجلس نمایندگان در دوران‬ ‫کاری خود انجام داده است‪ .‬و در همین اواخر هم به اعضای‬ ‫کمیسیون نظارت بر قانون اساسی رأی اعتماد دادند‪.‬‬ ‫چالش هایی که فراروی ما بود‪:‬‬ ‫نافهمی ما از وظایف مجلس نمایندگان‪.‬‬ ‫‪ .1‬‬ ‫عدم همکاری حکومت با مجلس نمایندگان‪.‬‬ ‫‪ .2‬‬ ‫حکومت فکر می‏کرد که مجلس رقیب حکومت است ولی ما‬ ‫همیشه آقای کرزی را به حیث رییس هر سه قوه می‌شناختیم‬ ‫و می شناسیم‪ .‬تا زمانی که رییس جمهور هستند رییس هر سه‬ ‫قوه خواهند بود‪ .‬مشکل کالن همین جا پیدا شد که ‏یک تعداد‬ ‫وکال می‏خواستند نظارت خود را بر قوه‏ی اجراییه زیادتر بسازند‪.‬‬ ‫متأسفانه حکومت این را نمی‏خواست‏‪ .‬یک تعداد وکالی دیگر به‬ ‫حکومت بسیار نزدیک بودند‪ .‬آن‏ها نمی خواستند این حالت زیاد‬

‫‪63‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪64‬‬

‫دوام داشته باشد‪.‬‏ یکی از چالش‌های بسیار بزرگ دیگر مجلس‬ ‫نمایندگان نداشتن نظارت بر اعمال قوه‏ی اجراییه بوده است‪ .‬ما‬ ‫در این بخش بسیار ناکام بوده ایم‪ .‬امیدواریم در دوره‏ی دوم که‬ ‫با قوانین زیاد مشکل نخواهد داشت‪ ،‬بتوانند قوت نظارتی خود را‬ ‫زیاد بسازد‪ .‬مشکل‏های دیگری که پارلمان افغانستان با آن رو‬ ‫برو بود‪ ،‬مشکالت سفرهای متعدد و نفهمیدن زبان در خارج از‬ ‫افغانستان و دسیپلین پارلمانی خارج از کشور بود‪.‬‬ ‫امیدواریم در این دوره کسانی که به پای صندوق‏های رأی می‌روند‬ ‫به کسانی رای بدهند که فاقد این توانایی‏ها نباشند‪ ،‬باید به کسانی‬ ‫رأی بدهند که زبان دیپلوماسی را خوب‏ بلد باشند‪ ،‬به قانون و‬ ‫قانون گذاری آشنایی داشته باشند‪ ،‬روابط اجتماعی را با جهان بهتر‬ ‫ترسیم کرده بتوانند‪ ،‬با پارلمان‏های جهان بتوانند دوستی بر قرار‬ ‫کنند‪.‬‏ یک کار بسیار کالنی را که کمیسیون روابط بین المللی‬ ‫مجلس نمایندگان انجام داد این بود که گروپ‌های پارلمانی با‬ ‫جهان ساخت‪ .‬حاال ما با تمام کشورهایی که روابط سیاسی داریم‪،‬‬ ‫روابط پارلمانی خود را هم داریم‪ .‬تمام اعضای مجلس نمایندگان‬ ‫در آن سهم دارند‪ .‬سنا هم همین کار را انجام داده است ولی تعداد‬ ‫آن‏ها کم تر است‪.‬‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬

‫‪65‬‬

‫دکتر صاحب نظر مرادی‪:‬‬ ‫من جریان‏ نظر سنجی‏ای که از‏ تعدادی وکالی محترم مجلس در‬ ‫بعضی از جراید و نشریات کشور راه اندازی شده بود را‪ ،‬تعقیب‬ ‫کردم به لزوم طرح دو پرسش خود را مکلف می‏دانم‪ .‬زیرا تا‬ ‫زمانی که ما اصول اساسی هرنوع عمل کرد و برنامه‏ای را ندانیم‬ ‫در تفکیک ماهیت آن به خوب و بد هم دچار لغزش می‏شویم‪.‬‬ ‫من در بحث‏های وکالی مجلس این نکته را برجسته‌تر‏ یافتم که‬ ‫مجلس در جامعه‏ی ما‏ یک تجربه‏ی جدید بوده است و در برابر‬ ‫تجربه‏ی جدید انتظار اشتباه‪ ،‬کاستی و کمبودی‏ها بیشتر برده‬ ‫می‏شود‪ .‬اما‏ یک توجهی هم به گذشته‏ی جامعه‏ی مدنی در این‬ ‫حوزه‏ای که ما زندگی می‏کنیم جای دارد‪ .‬ما از گذشته‏ی بسیار‬ ‫دور و درازی حتا اگر سری به دوره‏ی ابهام آمیزی به نام استطوره‬ ‫هم بزنیم در آن جا ‏یک مقدار ابزارهای دموکراتیک حقوقی و‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪66‬‬

‫وابسته به جامعه‏ی مدنی را می‌بینیم که به مقتضای فهم‪ ،‬برداشت‬ ‫و دانشی که در آن زمان مطرح بوده است پارلمان هم در همان‬ ‫وقت به حیث نماینده‏ی گروه‪‎‬ها و کتله‪‎‬های مردم جمع می‌شدند‪،‬‬ ‫امور کالن اجتماعی خود را در مشوره با هم حل می‌کردند‪ .‬ما‬ ‫به بسیاری از مفاهیم و مقوالت آیین‌های میترایی و مهری در‬ ‫جامعه‏ی آریایی‌ها آشنا هستیم‪ ،‬در سلسله‏ی تحوالت انسانی‏یک‬ ‫بار دیگر گوش ما از سده‌های بسیار قدیم تاریخ اعالمیه‏ی جهانی‬ ‫حقوق بشر کوروش را می‌شنود که ‪2500‬سال پیش از امروز‬ ‫تنظیم کرد و برای نخستین بار بود که برای انسان‌ها شناختاند که‬ ‫انسان‪‎‬ها چگونه شناخت و تعریفی از خود داشته باشند‪ ،‬چگونه‬ ‫حقوق و وجایب فرد در برابر جمع‪ ،‬و جمع در برابر فرد دارد‪.‬‬ ‫به همین گونه تجربه‏ی دولت‪‎‬داری بزرگ دوران کوشانی‌ها‬ ‫گذشت‪ .‬کوشانی ها دارای دو اتاق مجلس بودند که با نام مهاییان‬ ‫در فرهنگ بودایی ها از آن تعریف می‌شود‪ .‬این‌ها عمدت ًا متشکل‬ ‫از نمایندگان مردم بودند و در مسایل و امور مختلف زندگی‬ ‫خود تصمیم می‌گرفتند‪ .‬بعد در دوره‏ی اسالمی‪ ،‬در حکومت‬ ‫سامانی‌ها چنین عنصری خیلی برجسته می‌نماید‪ .‬ما پارلمان که‏‬ ‫یک ترمینولوژی التینی است را نمی‌شناسیم‪ ،‬ولی گوش ما با‬ ‫واژه‏ی شورا آشنا است‪ ،‬و این مساله خیلی برجستگی دارد‪.‬‬ ‫افغانستان هم زمانی که استقالل خود را از انگلیس‌ها گرفت‪ ،‬شاه‬ ‫امان اهلل اصو ًال به لزوم مشوره‏ی نمایندگان مردم در مطرح کردن‬ ‫برنامه‏های تجدد خواهی و اصالح طلبانه‏ی خود برنامه‌هایی را مطرح‬ ‫کرد و پارلمان اصو ًال تا پایان حکومت محمدظاهر شاه در کشور‬ ‫ما وجود داشت و نمایندگان مردم جمع می‌شدند‪ .‬بزرگ‌ترهای ما‬ ‫هنوز به‏یاد دارند که چه مسایلی در آن‏جا مطرح می‏شد‪ .‬دیگران‬ ‫هم از روی اسناد و مطبوعات می فهمند که پارلمان‏یک تجربه‏ی‬ ‫بسیار دیرپا در کشور ما بوده است‪.‬‬ ‫مساله‏ی دوم این است که ما به لزوم موجودیت‏یک دولت ملی‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫در مدیریت نهادهای حقوقی و نهادهای حکومتی باید اشاره داشته‬ ‫باشیم‪ .‬این پدیده در حیات ‏یک جامعه می‪‎‬تواند خیلی کار ساز‬ ‫باشد‪ .‬تا زمانی که ما ‏یک متدولوژی‏ یا چارچوبی را در نحوه‏ی‬ ‫عمل کرد حکومت و نهادهای مدنی مربوط به حکومت نداشته‬ ‫باشیم نامنصفانه خواهد بود که قضاوت کنیم که این کار خوب‏‬ ‫یا بد شد‪ .‬ما معیاری برای شناخت و معیاری برای تعریف آن‏چه‬ ‫باید می‌شد و نشد و آنچه باید نمی شد و شد نداریم‪ .‬در جامعه‏ای‬ ‫جنگ زده نباید انسان خیلی گراف توقع‏ها را به گونه‏ای باال‬ ‫بسازد که عم ً‬ ‫ال نتواند میسر باشد‪ .‬لزوم‏ یک دولت ملی و مدیریت‬ ‫آن بر سرنوشت آحاد‏ یک ملت در همه حوزه‌های مسوولیت‬ ‫ملی خیلی برجستگی دارد‪ .‬ما دنیايی از مشکالت داریم‪ .‬کشور‬ ‫ما‏ یک حوزه‏ی بسیار عمیق تجاوز و اشغال‏گری در قرن‌های‬ ‫‪ 17،18،19‬و ‪ 20‬بوده است‪ .‬بسیار مسایلی در این‏جا به وجود‬ ‫آمده است که ما از باالی آن با معیار منافع بیگانگان عبور‬ ‫کردیم‪ .‬‏و یک تعریف ملی و خودی بر وفق حقوق انسان و‬ ‫شهروندی نداشتیم‪ .‬جوامع اروپایی و امریکایی خود را محور‬ ‫تمدن ساخته اند‪ ،‬این ها به آسانی به این جا رسیدند‪ ،‬بسیاری از‬ ‫مسایل در این جوامع به نام کنوانسیون‌ها‪ ،‬کنسرواتیزم‏های ملی‪،‬‬ ‫رفراندوم‏ها‪ ،‬پارلمان‏ها‪ ،‬نشسته اند و به کلی‏ترین چالش‌هايی که‬ ‫در جامعه‌ي شان سراغ داشتند به حیث باشندگان و شهروندان آن‬ ‫‏را به صورت بسیار واقعی مطرح بحث قرار داده اند و راه حل‬ ‫چالش‏های خود را مطرح کردند‪ ،‬بعد در حوزه‏ی جامعه‏ی مدنی‬ ‫مسیری را طی کردند‪ .‬در افغانستان ما این مشکل را از روزگاری‬ ‫که اگر خارجی‌ها چیزی را برای ما تعریف کردند‏ یا بیگانگان‪،‬‬ ‫‏یا اشغالگران‪،‬‏یا استیال گران‪ ،‬ما هم نخواستیم و نتوانیستیم تشبثی‬ ‫کنیم که این ماهیت‌ها را به گونه‏ای دست کاری کنیم و آن‬ ‫را بر وفق مراد و منافع انسانی این سرزمین سازگار بسازیم‪ .‬ما‬ ‫می‌بینیم وقتی رژیم‌ها در کشورهای ما شکل می‌گیرند‪ ،‬چه از‬

‫‪67‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪68‬‬

‫رژیم دموکراتیک چپ و کمونیستی تا رژیم دموکراتیک راستی‬ ‫طرف دار غرب حتا رژیم‌های تندرو و رژیم‌های معتدل اسالمی‪،‬‬ ‫همه وقتی که می‏‌آیند و اصولي را که با خود به ارمغان می‬ ‫آورند زیر پا می‏گذارند و ویران می‌کنند‪ .‬آموزش و برخورد‬ ‫با کلی ترین مسایل و منافع عام ملی از آموزش‌های کوچک‬ ‫قبیله‏یی‏ یا وابستگی‌های اجتماعی‪ ،‬از ماهیت رهبران و دولت‬ ‫مردان کشور ما نشأت می‌کند‪ .‬ما در مسیر حرکت به جامعه‏ی‬ ‫مدنی لزوم دارد که روي این مسایل بیشتر مکث کنیم‪ ،‬راه حل‬ ‫پیدا کنیم‪ ،‬تفاهم شود تا در مسیر تازه‏ی سرنوشت به سوی افق‬ ‫های جدید گام برداریم‪ .‬پارلمان بزرگ‏ترین مرجع امیدی است‬ ‫که این وظایف و ماموریت‌های ملی را انجام می‪‎‬دهد‪ .‬ما وقتی که‬ ‫قبیله می‌گویم‪ ،‬از لحاظ جامعه شناسی قبیله‏ واحدی است که از‬ ‫مرحله‏ی غامض شدن نظام آیله‌اي‏‪ .‬یا عبارت از مجموع افراد و‬ ‫اشخاصی که از طیف‪‎‬های مربوط به‏ یک عشیره‏ی خونی و تباری‬ ‫صورت می‏گیرد‪ .‬این مفهوم اجتماعی قبیله است‪ .‬اما در کشور ما‬ ‫زمانی‏که از قبیله صحبت می‏شود این تعریف گسترده‌تر می‏شود‪.‬‏‬ ‫یعنی مفاهیم آنچنانیی که گروه های سیاسی‪ ،‬رهبران دولتی و‬ ‫مسووالن ما با نا دیده گرفتن منافع کل جامعه و قرار دادن منافع‬ ‫کل جامعه در حوزه‏ی منافع کوچک محلی‌تر کارهای خودشان‬ ‫را انجام می‏دهند‪ .‬اگر ما به این باور باشیم که هر چه پیش آید‬ ‫خوش اید‪،‬‏یا اين كه بزرگان ما همیشه می گویند در فکر خودتان‬ ‫باشید‪ ،‬اگر چنين پیش برویم این تجاربی است که نسل های‬ ‫پيش از ما به تلخی تجربه کردند‪ ،‬امروز ما تجربه می‏کنیم و‬ ‫فردا فرزندان ما هم مکلف به این هستند که خودشان به تنهایی‬ ‫آنچه را ما از سر گذشتاندیم ‪ ،‬تجربه کنند‪ .‬وقتی جامعه‏ی مدنی‬ ‫گفته می‏شود‪ ،‬آزادی بیان گفته می‏شود‪ ،‬ابزارهای جامعه‏ی مدنی‬ ‫را مشروعیت سیاسی می دهند‪ .‬ما باید به سراغ این ابزارها برویم‬ ‫و در سایه‏ی مصوونیت جامعه‏ی مدنی و آزادی بیان‏ یک مقدار‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫مسایل ناگفته‏ی خود را بگویيم‪ ،‬در غیر آن دموکراسی‪ ،‬آزادی‬ ‫بیان و‪ ..‬دیگر به درد ما نمی‌خورند‪ .‬این‌ها نمایشی نیستند بلكه‬ ‫مسایلی‌اند که ما باید در سایه‏ی آن‏ها کارهای وسیع تری انجام‬ ‫دهیم‪ .‬در شرایط امروزی که شما به عنوان جوان‏های روشنفکر و‬ ‫نخبه‏ی این کشور تعقیب می‌کنید که جامعه در چه وضعیتی قرار‬ ‫دارد‪ ،‬و به کدام سمت و سو استقامت داده می‏شود؟ بیشتر درست‬ ‫است ‏یا به وضعیتی که ما را امروز احاطه کرده و دلهره‌‌های‬ ‫فراوانی سرنوشت امروز و فردای ما را در‏ یک گرداب يأس و‬ ‫افسردگی فرو می‌برد‪ .‬تا زمانی که ما‏یک دولت ملی‪ ،‬مشروع‪ ،‬و‬ ‫با خصلت‌های عمیق ًا گره خورده با منافع ملی را به وجود نیاوریم‪،‬‬ ‫تجارب ناکام ما صد بار دیگر هم تکرار می‌شود‪ .‬گفته می‌شود‬ ‫تاریخ تکرار نمی‌شود‪ .‬تاریخ زمانی تکرار نمی‌شود که ما از مراحل‬ ‫زندگی بر وفق طبیعت انسان‪ ،‬تعریف‌ها و نیازمندی‌هایي که مطرح‬ ‫می‌شود بگذریم‪ .‬پس تكليفي بر برگشت دوباره نداریم‪ ،‬ولی اگر‬ ‫ما با چشم بسته مسایلی را که باید حل شود‪ ،‬حل نکنیم صد بار‬ ‫دیگر تاریخ ما باید برگشت داشته باشد‪ .‬تنها مساله‏ی پارلمان و‬ ‫حکومت نبوده است که در حوزه‏ی معادالت و تعامالت کاری و‬ ‫مسوولیت ملی بین دولت و پارلمان ب ‏ه یک چالش مبدل می‏شود‪.‬‬ ‫ما شاهد هستیم که آزادی بیان هم عین مشکل را داشته است‪،‬‬ ‫آزادی زنان‪ ،‬حقوق بشر‪ ...‬همین مشکل را داشته که مجال تحقق‬ ‫نیافته است‪.‬‬ ‫پس ما چگونه‏یک جامع ‏ه هستیم‪ ،‬ما چگونه می‌خواهیم در برابر‬ ‫سرنوشت خود‪ ،‬در برابر وطن خود و فرزندان خود به این شیوه‬ ‫راه برویم‪ .‬تاریخ نشان می‌دهد که مردم افغانستان در برابر تجاوز‬ ‫بسیار باشهامت رزمیدند‪ .‬در میدان قربانی‏های آزادی خواهانه و‬ ‫دفاع از نوامیس ملی خود با بی‌پیمانه ترین شهامت و مردانگی‬ ‫خون ریختند‪ .‬اما درعین زمان در پایان هر قربانی بزرگ ما دست‬ ‫خالی برگشتیم‪ .‬اشخاص و چهره‌های بسیار تصادفی پیدا شدند‬

‫‪69‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪70‬‬

‫و آن‌ها را به حیث زعمای ما معرفی کردند‪ .‬این زعیم‏ها چون‬ ‫تعهدی به منافع ملی نداشتند‪ ،‬چون برای رهبری جامعه و حاکمیت‬ ‫زحمتی نکشیده بودند‪ ،‬هرگز انتظار نداشتند به حیث آدم‌های‬ ‫تصادفی و فرصت طلب از تنور گرمی که نان خود را پختند و‬ ‫پیش رفتند‪ ،‬منافع مردم را در نظر بگیرند و به سرنوشت ما فکر‬ ‫کنند‪.‬‬ ‫واقعیت این است که وضعیت امروزی ما بسیار پریشان کننده‬ ‫است‪ .‬اما‪:‬‬ ‫گر نگهبان من آن است که من می‌دانم‬ ‫شیشه را در بغل سنگ نگه می‌دارد‬ ‫بسیار مشکل نخواهد بود که جامعه‏ی ما از این تنش‌ها و‬ ‫پرتگاه‌های مخوف بیرون شود و در ‏یک راه راست انسانی و‬ ‫همدیگر پذیر‪ ،‬همدیگر پسندی و مدارا به پیش ببرد‪ .‬تا زمانی‬ ‫که ما نمونه‏ی برتر در پیشگاه جامعه‏ی جهانی‪ ،‬همسایه‌ها و‬ ‫کشورهای اسالمی قرار نگیریم و به حیث ‏یک ملت با هدف و‬ ‫مهم و دارای فرهنگ بسیار بزرگ انسانی سرنوشت خود را طی‬ ‫کنیم‪ .‬جایگاه و ارزشی نخواهیم داشت‪ .‬اگر قرار باشد رویکرد و‬ ‫آجندای درست و وسیع بحث امروزی ما مجلس در فاصله‏ی دو‬ ‫مرحله است‪.‬‏ یک مقدار مسایل عام و کلی را جای دارد که اشاره‬ ‫کنیم تا اگر انسان‌هایي تصمیم می‌گیرند که پارلمانی بسازند‪ ،‬‏یا‬ ‫کسانی نماینده‏ی مردم باشند‪ ،‬عمدت ًا مسوولیت و صالحیت خود‬ ‫را تعریف شده و شناخته باشند‪ .‬حاال بسیاری از وکالی ما در‬ ‫وقت کمپاین‌های انتخاباتی خودشان این مساله را مطرح می‌کنند‪.‬‬ ‫برای موکلین خود وعده می‌دهند‪ ،‬آن هم وعده‌هایي که غیر قابل‬ ‫اجرا هستند‪ .‬هیچ گاه نماینده وظیفه‏ی ساخت سرک را ندارد‪ ،‬هیچ‬ ‫وقت وکیل نمی‌تواند درمانگاه و مکتب بسازد‪ .‬برای این کار ما‬ ‫نهادهای معین حکومتی داریم که بودجه دارند‪ ،‬باید بسازند‪ .‬ولی‬ ‫نماینده کسی است که دردها و رنج‌های موکلین خود را شناسایی‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫کنند و آن را در معرض آگاهی مسسوالن قرار دهد‪ .‬به نظر من‬ ‫در پارلمان آینده‏ی افغانستان نماینده‏های ما باید برنامه مطرح‬ ‫کنند‪ ،‬برنامه‏ای که مسایل کلیدی و اولویت جامعه‏ی ما را در‬ ‫آجندای خود قرار دهد و يكي از اين مسايل مسوولیت تامین‬ ‫صلح است‪ .‬ما تا زمانی که صلح نداشته باشیم هیچ امر سازنده و‬ ‫فرخنده و آجندای مقدس ملی را پیش برده نمی‌توانیم اما برای‬ ‫این مساله زمان کار است بزرگترین وسیله‏ای که پارلمان باید‬ ‫در مرحله‏ی اولی خود انجام می‌داد همین مساله‏ی صلح است و‬ ‫مساله‏ی قوای بین المللی‪ ،‬ائتالف بین المللی بیشتر از چهل کشور‬ ‫است‪ .‬البته این چالش‌های روز افزون در آغاز ماموریت پارلمان‬ ‫وجود نداشت‪ .‬ولی به وجود آمد‪ .‬الزم بود ما‏ یک تعریف روشن‬ ‫از ماندگاری جامعه‏ی بین المللی در افغانستان ارایه می‏کردیم‪.‬‬ ‫این مساله را جز مجلس هیچ کس دیگر نمی‌تواند انجام دهد‪.‬‬ ‫شاید کسانی که منفعت‌های‌شان به مخاطره می‌افتد در مورد این‬ ‫مساله اغماض کنند‪ ،‬ولی نمایندگان این ملت این ضرورت را باید‬ ‫مطرح می‏کردند و برای قانونی ساختن حضور جامعه‏ی جهانی در‬ ‫افغانستا ‏ن با یک تصمیم روشن‪ ،‬قانون وظایف مشخص می‌شد‪ .‬به‬ ‫همین خاطر هیچ چیزی روشن نیست‪ .‬این مسأله البته مشکالتي را‬ ‫را در سطح کشورهای ایتالف بین المللی نيز به وجود آورده و هم‬ ‫در سطح الیه‏های مردم افغانستان مشكل‌آفرين شده است‪ .‬امروز‬ ‫هر کدام ما از حضور اين نيروها با نگرانی و دلهره های معینی‏یاد‬ ‫می‌کنیم‪ ،‬عده‏ای این‪‎‬ها را اشغالگر می‏خوانند‪ ،‬عده‏ای حضور آن‌ها‬ ‫را براي کمک‌های دوستانه می‌دانند‪ ،‬کسانی مبارزه علیه تروریزم‬ ‫می‏گویند‪ .‬باالخره ما کدام‏یکی ازاین‌ تعريف‌ها را به کار ببریم‪،‬‏‬ ‫این مساله‏ای بود که باید نمایندگان ما مطرح می‏کردند‪.‬‬ ‫مساله‏ی دیگر این است‏که افغانستان به دلیل کشمکش‌ها و بحران‬ ‫ها از حوزه‏ی کشورهای هم فرهنگ و همسایه‏ی خود خیلی عقب‬ ‫ماندگی سیاسی و اجتماعی دارد‪.‬‏یک فرصتی به میان آمد و گاهی‬

‫‪71‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪72‬‬

‫نخستین بار دولتی در افغانستان واجد ‏یک سلسله شرایط برای‬ ‫کار و سازندگی و برنامه ریزی‌های انکشافی شد‪ .‬ولی در همین‬ ‫حال دیدیم که نبو ‏د یک ساختار درست و مناسب برای دریافت‬ ‫و استفاده از مساعدت‏های جامعه‏ی بین‌المللی به گونه‏ای بروز‬ ‫کرد که ‏یک مافیای بزرگ بر گرده‏ی انسان ناتوان افغانستان‬ ‫سوار شد‪ .‬این پولی را که به ما داده اند از دستی داده شد و به‬ ‫دست دیگر بلعید ه شد و ما ناظر بی زوال و معصوم این داد‬ ‫و گرفت‪ ،‬این معامله‏ی خون آشام و ظالمانه‏ی جامعه‏‏ی جهانی‬ ‫بودیم‪ .‬پارلمان باید این میکانیزم را مطرح می‏کرد و طرح خود‬ ‫را در اختیار قوه‏ی اجراییه می‌گذاشت تا آن‏ها می‏توانستند این‬ ‫مساله را امن بسازند‪.‬‬ ‫امروز متاسفانه حرمت انسان افغانستانی در تمام دنیا به نام‬ ‫قاچاق‏بر‪ ،‬به نام انسان مافیایی‪ ،‬تروریست‪ ،‬جنگ ساالر خدشه‬ ‫دارشده است‪ .‬ما امروز برای دفاع از حیثیت ملی خود بايد در‬ ‫برابر این همه پدیده‌های منفی ایستاد شویم و پیش از همه باید‬ ‫نمایندگان ما ایستاده شوند‪ .‬ممکن است‏ یک کسی را که در راس‬ ‫مبارزه با مواد مخدر می‌فرستند‪ ،‬جامعه‏ی جهانی هم صدا می زند‬ ‫و ما هم تایید می‏کنیم که این هم جزیي از مافیای قاچاق مواد‬ ‫مخدر شد‪ .‬پس چه می‏توان کرد‪ .‬قرار بر این نیست که هر که‬ ‫را که جامعه‏ی بین المللی توصیف می‏کند ما هم توصیف کنیم‪،‬‬ ‫کسی را که آن ها بد می‌گویند ما هم بد بگویم‪ .‬باید افغانستان‬ ‫این مرحله نظام سازی را که متاسفانه در اثر بحران‌ها نابود شده‬ ‫بود‪ ،‬و بینش بسیار روشن بر نحوه‏ی عمل کرد و الیحه‏ی وظایف‬ ‫مجلس باید به وجود می‏آمد‪ .‬و این در معرض آگاهی ملت و‬ ‫مردم قرار می‏گرفت‪ .‬وکالی محترم آن را به حیث ودیعه‪ ،‬‏یک‬ ‫میراث ماموریت این دوره به جانشین‌های بعدی خود به ارمغان‬ ‫می‏گذاشتند‪.‬‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬

‫‪73‬‬

‫دکتر عبد القیوم سجادی‪:‬‬ ‫با عرض درود و احترام خدمت حاضران گرامی‪ ،‬خواهران و‬ ‫برادران‪ ،‬مهمانان‪ ،‬کار شناسان و سپاس از برگزار کنندگان این‬ ‫برنامه‪.‬‬ ‫داستان تحلیل‏گر افغانستان مثل میریضی می‏ماند که دارای چندین‬ ‫مرض است‪ .‬از هر مرض که صحبت شود باید از امراض دیگر‬ ‫هم صحبت شود‪ .‬لذا همیشه بحث‌ها پراکنده و طوالنی می‏شود‪.‬‬ ‫ما مشکل فقر داریم‪ ،‬مشکل حکومت‏داری داریم‪ ،‬مشکل پارلمان‬ ‫داریم و‪ ...‬من تالش می‌کنم بحث ها را متمرکز روی موضوع‬ ‫اعالم شده انجام دهم‪ « .‬نقد مجلس اول » این می‏تواند ورودی‌اي‬ ‫برای پارلمان دوم داشته باشد‪.‬‬ ‫نخست نقد چه ارزشی دارد‪ ،‬اهمیت نقد چیست‪ ،‬چرا‏یک پدیده را‬ ‫مورد انتقاد قرار می‌دهیم؟ اهمیت نقد این است که اهمیت یک‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪74‬‬

‫نظریه‏یا تئوری‏یا نهاد سیاسی‪ ،‬ضعف‌ها و کاستی ها و نواقص آن‬ ‫پدیده‏یا مساله را برای ما باز گو کند‪ .‬این می‏تواند مسیر آینده را‬ ‫برای ما روشن کند‪ .‬هر نوع ترقی و پیشرفت و اصالح در سیستم‬ ‫سیاسی در تیوری علمی‪ ،‬در برنامه‏های اجتماعی و سیاسی نیازمند‬ ‫نقد است‪ .‬تا نقد نباشد ما نمی‏فهمیم نقاط ضعف و مشکالت و‬ ‫کاستی‌ها در کجا است‪ .‬عالمان علوم اجتماعی و سیاسی دو نوع‬ ‫تیوری را مطرح می‌کنند‪ ،‬‏یک تعداد تیوری‌ها در علوم اجتماعی‬ ‫است که به آن ها تیوری‌های کیروتیکال می‪‎‬گویند‏یا تیوری‌های‬ ‫انتقادی‪ .‬ولی اگر شما بپرسید که راه حل چیست؟ می‪‎‬گوید من به‬ ‫راه حل کاری ندارم‪ .‬من می‌خواهم نشان دهم که راه حل‌هایي که‬ ‫گفته شده نادرست بوده است‪ .‬شما را به جای نمی‪‎‬رساند‪ .‬دسته‏ی‬ ‫دیگر تیوریي‪‎‬های را داریم که ‏ به دنبال حل مساله است‪ .‬به نقد‬ ‫نمی پردازند بلكه راه حل را به ما نشان می‏دهند‪ .‬با توجه به پیش‬ ‫رفت و پیچیدیگی‏های علم و دانش بشر تیوری جامعی که بتواند‬ ‫راه حل مسایل را به ما نشان دهد نمی‌تواند بدون در نظر گرفتن‬ ‫انتقادهای مطرح شده بر نظریه‏های قبلی مطرح باشد‪ .‬بنابراین‪،‬‬ ‫نقد علمی‏ یک پدید ‏ه یا تیوری به ما کمک می‏کند در کشف و‬ ‫شناسایی ضعف‌ها و کاستی‌ها و نواقصی که آن پديده دارد‪ ،‬پیدا‬ ‫کنیم‪ .‬از این جهت نقد مجلس بسیار مهم است‪ ،‬نقد نظام سیاسی‬ ‫بسیار مهم است‪ .‬نظام سیاسیی که خود را نقد نکند نمی‏تواند‬ ‫ادامه‏ی حیات بدهد‪ .‬این نظام می‏میرد چون مشکل‏ها و تنگ‌ناهای‬ ‫خود را نمی‏بیند تا خود را اصالح کند‪ .‬به همین خاطر گفته‬ ‫می‏شود در دموکراسی نقدپذیری‏یک اصل است‪.‬‏ یعنی باید حاکم‬ ‫سیاسی‪ ،‬صاحب قدرت نقد پذیر باشد‪ .‬ما متاسفانه در جامعه‏ی خود‬ ‫نقد پذیر نیستیم بیشتر از تملق و چاپلوسی خوش‏مان می‏یاید تا از‬ ‫نقد‪ .‬این بر می‏گردد به فرهنگ سیاسی قبیلوی حاکم بر مناسبات‬ ‫جامعه‏ی‏ما‪ .‬پس نقد ضروری است‪ .‬پس چگونه نقد کنیم؟ این که‏‬ ‫یک نماینده بیاید از خود دفاع کند‪ ،‬از‏یک تا صد درجه این هم‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫نمی‌تواند نقد علمی و منصفانه باشد‪ ،‬این که ‏یک شخص دیگر‬ ‫بیاید صد در صد با نگاه منفی بدون در نظر داشت امکان‏ها و‏ یک‬ ‫ی یک نقد منصفانه ضروری است نقد‬ ‫سلسله معیارهایي که برا ‏‬ ‫کند و بگوید هیچ به درد نمی‏خورد باز هم کام ً‬ ‫ال منفی است‪ ،‬نقد‬ ‫زیاد منصفانه به نظر من چهار مساله را باید در نظر بگیرد‪ .‬وقتي‬ ‫ما می‏خواهیم پارلمان را نقد کنیم بر اساس این چهار محور باید‬ ‫نقد کنیم‪:‬‬ ‫‪ -1‬ترسیم وضع ایده‌آل و مطلوب‏ یا به قول ماکس‏وبر ایده‌آل‏تاید‬ ‫ما چیست؟ پارلمان مطلوب چه نوع پارلمانی است؟ تا ما نخست‬ ‫این را ترسیم نکنیم نمی‌توانیم پارلمان خود را نقد کنیم‪ .‬وقتی نقد‬ ‫می‌کنیم پارلمان باید حافظ قانون باشد‪ ،‬خوب تطبیق کند‪ .‬پس‏‬ ‫یک ایده‌آلی است که ما بر اساس آن پارلمان را نقد می‏کنیم؟‬ ‫نخست باید پارلمان مطلوب‏یا الگوی برترمان را تعریف کنیم‪.‬‬ ‫حاال الگوی برتر ما کشورهای انکشاف‏ یافته است‏‪ .‬یعنی ما‬ ‫پارلمان افغانستان را وقتی نقد می‌کنیم‪ .‬در مقایسه با پارلمان‬ ‫کشورهای انکشاف‏یافته نقد می کنیم‪.‬‬ ‫‪ -2‬تحلیل وضع موجود‪ :‬پارلمان ما چگونه است‪،‬‏یا ما چگونه‬ ‫هستیم؟ اگر اين مساله را هم خوب تحلیل نکنیم و معلومات‬ ‫درست نداشته باشيم باز هم خود را نمی‏توانیم نقد کنیم‪ .‬امكان‬ ‫دارد‏یک سلسله هست‏هایي باشد که ما از آن آگاه نیستیم‪ .‬بعضی‬ ‫هست‌هایي مطرح می‌شود که «هست» نیست‪.‬‏یا اصال موجودیت‬ ‫ندارد‪.‬‬ ‫‪ -3‬بر آورد درست از امکانات و ظرفیت‌های ملی‪:‬‏ یعنی ما به‏یاد‬ ‫داشته باشیم وقتی ‏یک پدیده را نقد می‏کنیم با توجه به شرایط‬ ‫اجتماعی و سیاسی همان جامعه نقد کنیم‪ .‬نمی‌توانیم پارلمان‬ ‫افغانستان را در مقایسه با کنگره‏ی امریکا نقد کنیم ‏یا پارلمان‬ ‫انگلستان‪ .‬در جامعه‏ای که ما زندگی می‏کنیم ظرفیت‏های موجود‬ ‫معیار نقد ماست‪.‬‬

‫‪75‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪76‬‬

‫‪ -4‬سنجش و بر آورد دقیق از کارهای انجام شده و امکان‏های‬ ‫موجود‪.‬‏ یعنی رابطه‏ی امکان‌ها و واقعیت‏ها‪ .‬آن‌چه که انجام شده‬ ‫است تا چه اندازه مطابق با امکان‏ها و ظرفیت‏های ملی ما باشد‪.‬‬ ‫وقتی که به این نقطه رسیدیم که ظرفیت‏ها و امکان‏های ملی‬ ‫ما این بوده است که ‪ 200‬قانون پاس کنیم و ما ‪ 50‬قانون پاس‬ ‫کردیم پس نقد وارد است‪ .‬اگر ظرفیت و امکان‏های ملی ما این‬ ‫باشد که ما می‏توانیستیم ‪ 50‬فیصد فساد اداری را از بین ببریم ولی‬ ‫‪ 10‬درصد را از بین بردیم پس نقد ما قابل قبول است‪ .‬ما باید‏یک‬ ‫سنجش دقیق از امکان‌های موجود و رابطه‏ی امکان‏های موجود‬ ‫و کارهای انجام شده داشته باشیم‪ .‬با در نظر داشت این چوکات‬ ‫که خدمت‌تان ارایه کردم‪ ،‬سه وظیفه‏ای كه پارلمان برعهده دارد‬ ‫را باید نقد کنیم‪:‬‬ ‫‪ -1‬قانون‏گذاری‬ ‫‪ -2‬نظارت‬ ‫‪ -3‬نمایندگی از مردم‬ ‫قانون گذاری‪ :‬هدف هم بحث تصویب قوانین مورد نیاز است‬ ‫و هم تصویب پالیسی‏های سیاسیی که کشور‏ یا اداره به آن نیاز‬ ‫دارد‪.‬‏ یعنی هم بحث قانون‏گذاری به معنای خاص است و هم بحث‬ ‫سیاست گذاری‪.‬‬ ‫نظارت‪ :‬این بحث هم شامل بودجه‏ی ملی است‪ ،‬هم شامل‬ ‫حکومت‪‎‬داری‪ .‬تا کجا حکومت داری برمبنای قانون حرکت‬ ‫می‏کند‪ .‬نمایندگی مردم‪ :‬خواست‏ها و نیازهای مردم چیست و تا‬ ‫چه اندازه پارلمان در راستای خواست‏های مردم حرکت می‏کند‪.‬‬ ‫این سه وظیفه وظیفه‏ی اساسی پارلمان است‪ .‬من در مجموع‬ ‫می‏توانم به عنوان‏یکی از نمایندگان پارلمان دوره‏ی اول خدمت‬ ‫شما نظر خود را ارایه کنم و سعی می کنم نظر منصفانه بدهم‪.‬‬ ‫منصفانه به این معنا که اگر در بین سه وظیفه‏ی قانون‏گذاری‪،‬‬ ‫نظارت و نمایندگی از مردم بخواهم پارلمان را ارزیابی کنم برای‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫پارلمان افغانستان در زمینه‏ی قانون گذاری با در نظر داشت‬ ‫شرایط افغانستان و امکانات ملی‪ ،‬نه با در نظر داشت تحصیالت‬ ‫و تخصص پارلمان انگلیس و امریکا به پارلمان افغانستان در‬ ‫زمینه‏ی قانون‏گذاری نمره‏ی باالی ‪ 50‬را می‏دهم‪ .‬چرا؟ حکومت‬ ‫در پارلمان اول ‪ 222‬سند تقنینی و فرامین تقنینی را به پارلمان‬ ‫فرستاد‪ .‬در هیچ پارلمان دنیا شما چنین حجمی از اسناد تقنینی را‬ ‫شاهد نیستید که برای ‏یک مجلس ساده در ‏یک دوره‏ی کاری‬ ‫دراین کشور چندین سال دوره‏ی خال را داشتیم‏یک‬ ‫‏‏‬ ‫باشد‪ .‬چون ما‬ ‫باره تمام فرامین تقنینی را فرستادند‪ .‬به خصوص آن‏هایي که در‬ ‫نزد حکومت اولویت داشته اند‪ .‬ازمجوع ‪ 222‬سند تقنینی و ارسالی‬ ‫حکومت ‪ 76‬مورد آن فرامین تقنینی دوره‏ی موقت بوده است‬ ‫که مقتضی شده است‪ .‬چون نیاز به تصویب نداشت‪ .‬دیگر به آن‬ ‫قوانین نیاز وجود ندارد‪ .‬مث ً‬ ‫ال قانونی بوده مثل دار النشای پارلمان‬ ‫افغانستان‪ .‬‏یا قوانینی بوده است در مورد نحوه‏ی برگزار‏ی لویه‬ ‫جرگه‏ی افغانستان‪ .‬این‏ها مسایلی بوده که نیاز آن منقضی شده‬ ‫است‪ .‬بقیه در طی‏یک دوره‏ی کاری پارلمان افغانستان ‪118‬مورد‬ ‫را تصویب کرده است‪ .‬از حدود ‪ 118‬مورد ‪ 6‬مورد از جانب‬ ‫حکومت رد شده است و بال تکلیف باقی مانده است‪ .‬‏یعنی اگر‬ ‫پارلمان می‏خواهد همان قوانین را دوباره وضع کند باید با دو ثلث‬ ‫آرا آن‌ها را دو باره تصویب کند‪ .‬از نظر کیفیت هم قوانینی که‬ ‫ما داشتیم باز هم ایدآل نیست‪ .‬اما در مقایسه با وضعیت گذشته‏ی‬ ‫افغانستان قابل دفاع است‪ .‬از نگاه تامین عدالت اجتماعی‪ ،‬حقوق‬ ‫شهروندی و معیارهایي مثل کنوانسیون‏های بین المللی‪ ،‬حقوق‬ ‫زن‪ ،‬برابری بر مبنای حقوق شهروندی نسبت به گذشته بسیار‬ ‫بهتر بوده است‪ .‬هرچند تا رسیدن به وضع مطلوب فاصله‏ی زیادی‬ ‫را پیشرو داریم‪.‬‬ ‫اما در بخش نظارت و نمایندگی از مردم من پارلمان افغانستان را‬ ‫موفق ارزیابی نمی‏کنم‪ .‬برای این که در عرصه‏ی نظارت‪ ،‬فلسفه‏ی‬

‫‪77‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪78‬‬

‫نظارت پارلمانی این است که حکومت به سمت حکومت داری‬ ‫موثر و تطبیق قانون هدایت شود‪ .‬ولی ما هنوز هم در جامعه‏ی‬ ‫خود فساد اداری را در حدی دیدیم که داد ریيس جمهور ما‬ ‫را در آورده است‪ .‬هنوز هم انتخاب افراد در وزارت خانه‏ها از‬ ‫شخص اول نظارت تا پایین بر اساس روابط خویشاوندی است نه‬ ‫بر اساس تخصص و توان‏مندی‪ .‬پس ما در این جا موفقیت آن‬ ‫چنانی نداشتیم‪.‬‬ ‫البته فراموش نکنیم که در بخش نظارت‏ یک قسمت ناتوانی‬ ‫مجلس است‪ .‬نظارت آگاهی می‏خواهد‪ ،‬توان‌مندی می‏خواهد‪.‬‬ ‫از برنامه‌های وزارت باید خبر داشته باشد‪ ،‬فورمول‌های بودجه‬ ‫ساختن را ‏یک وکیل بلد باشد تا نظارت کند‪ .‬در غیر آن انواع‬ ‫نیرنگ‏‪‎‬ها وجود دارد که در بودجه ساختن و همچنین در ارایه‏ی‬ ‫حساب قطعی هم می‏تواند حکومت پارلمان را فریب دهد‪ .‬هم‬ ‫تخصص پارلمان ما مهم بوده و هم انصاف ًا حکومت ما فرهنگ‬ ‫نظارت پذیری را نداشته است‪ .‬نظارت در حکومت‏ها و کشورهای‬ ‫پیش رفته و انکشاف یافته به معنای هم کاری است‪ .‬اگر شما‏یک‬ ‫مسوول مالی برای نظارت می‏فرستید در واقع آن اداره را کمک‬ ‫می‏کنید که در پایان سال حساب‪ ،‬عواید و مصارف‪ ،‬بیالنس مالی‬ ‫آن دقیق باشد‪ .‬اما در جامعه‏ی ما نظارت به معنای دشمنی ‏یا‬ ‫خصومت است‪ .‬بنابراین‪ ،‬از جانب حکومت نبود فرهنگ نظارت‬ ‫پذیری و از جانب پارلمان کم بود تخصص نظارتی باعث شده‬ ‫است که ما در این عرصه موفق نباشیم‪ .‬در عرصه‏ی نمایندگی‬ ‫از مردم هم موفقیت الزم وجود نداشته است‪ .‬دلیل عمده‏ی آن‬ ‫بر می‌گردد به وضعیت امنیتی کشور‪ .‬باالترین نیاز مردم تامین‬ ‫امنیت بوده‪ ،‬ایجاد اداره‏ی موثر محلی بوده‪ ،‬فراهم کردن زمینه‌های‬ ‫زندگی آبرومندانه همراه با رفاه و بهبود فقر بوده است‪ .‬در این‬ ‫بخش متاسفانه با تمام مشکل‏هایي که کشورمان دارد‪ ،‬مشکل‬ ‫اساسی در نبود وضعیت امنیتی و مشکالت نبود فضای کاری الزم‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫است‪ .‬پارلمان چرا در این بخش نا کام بود؟ به خاطر این که‬ ‫پارلمان در این بخش صد درصد مسوولیت دارد‪ .‬ما باید بپذیریم‬ ‫که بخش عمده‏ی مسایل امنیتی و کالن افغانستان زیر اراده و‬ ‫خواست جامعه‏ی جهانی‪ ،‬ناتو و کشورهایي شکل می‏گیرد که‬ ‫امروز در کشورما حضور دارند‪ .‬ما نمی توانی ‏م یک جانبه‏یک نهاد‬ ‫حکومت را مقصر بدانیم‪ .‬حتا هر سه نهاد دولت افغانستان بدون‬ ‫توجه به نکته نظرهای آن‏ها نمی‌تواند برنامه ریزی کند‪ .‬اگر ما‬ ‫به این اعتماد به نفس ملی و اگر ما به این وفاق ملی بین حلقات‬ ‫سیاسی داخل برسیم ‪ ،‬در آن صورت می‏توانیم از حضور جامعه‏ی‬ ‫جهانی در راستای منافع ملی افغانستان استفاده کنیم‪ .‬ما بايد آن‌ها‬ ‫را متقاعد سازیم که به گونه‏ای برنامه ریزی کنند که منافع‬ ‫مردم و ملت ما ایجاب مي‌کند‪ .‬اما وقتی ما هنوز دچار بحران بی‬ ‫اعتمادی در درون حلقات سیاسی هستیم‪ ،‬وقتی ما خودمان وفاق‬ ‫الزم را نداریم‪ ،‬پس نمی‏توانیم در این راستا برنامه‌ریزی کنیم‪.‬‬ ‫نمونه‏ی آن پارلمان افغانستان از مدت‌ها به این سو تاکید کرد‬ ‫که خطوط اساسی سیاست خارجی و پالیسی خارجی افغانستان‬ ‫باید به پارلمان ارایه شود و به تصویب برسد‪ .‬تا هنوز به مجلس‬ ‫ارایه نشده است‪ .‬شاید دالیل دیگری داشته باشد اما چیزی که من‬ ‫برداشت می‏کنم‪ .‬این است که متاسفانه من تردید دارم که هنوز‬ ‫افغانستان خطوط اساسی سیاست خارجی داشته باشد در حالي كه‬ ‫شفاهی ممکن است باشد‪ ،‬متاسفانه ‏یکی از ویژگی‏های جوامع‬ ‫انکشاف نیافته فرهنگ شفاهی است‪ .‬بسیاری از مسایل نانوشته‬ ‫است‪ .‬ولی من فکر می‏کنم اگر مدون و نوشته شده می‌بود دلیل‬ ‫نداشت که حکومت آن را به پارلمان نمی‏فرستاد‪ .‬بنابراین ما در‬ ‫این بخش به کوتاهی می‌رسیم‪.‬‬ ‫دو نکته‏ی دیگررا می‌خواهم به حرف هايم اضافه کنم‪:‬‬ ‫یک‪ :‬چرا ناکام بودیم؟ نه تنها مجلس بلکه کل نظام‪.‬‬ ‫همه‏ی ما باید بپذیریم که انتظاری که ما داشتیم برآورده نشد‪.‬‬

‫‪79‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪80‬‬

‫درحکومت‌داری موثر‪ ،‬در پارلمان کار آمد‪ ،‬در اداره‏ی سالم‪ ،‬در‬ ‫استفاده‏ی مناسب از فرصتی که از حضورجامعه‏ی جهانی پیش‬ ‫آمده است‪ .‬ما در افغانستان موفق نبودیم‪ ،‬ناکام بودیم‪ .‬از بین‬ ‫عوامل مختلف اين ناکامی‪ ،‬من‏یکی را انتخاب می کنم‪:‬‬ ‫عامل اساسی ناکامی ما وجود فرهنگ سیاسی سنتی و قبیلوی است‪.‬‬ ‫این فرهنگ هم مبنای حکومت‪‎‬داری ما است‪ ،‬هم مبنای نمایندگی‬ ‫ما‪ ،‬هم مبنای قانون گذاری ما است‪ .‬در چوکات فرهنگ سنتی‬ ‫و قبیلوی‪ ،‬خود و بیگانه در چوکات قبیله تعریف می‏شود و افراد‬ ‫خارج از قبیله غیر قابل اعتماد اند‪ .‬اصل بر سوء ظن و بی اعتمادی‬ ‫است‪ .‬جایگاه افراد در اداره و جامعه براساس روابط خویشاوندی‬ ‫تعریف می‏شود نه بر اساس تخصص کاری شان‪ .‬در فرهنگ سنتی‬ ‫و قبیلوی سیاست ملک شخصی افراد تلقی می‏شود‪ ،‬نه مربوط به‬ ‫مردم‪ .‬این که در قانون اساسی گفته می‏شود حاکمیت از مردم‬ ‫است او فرهنگ سیاسی مردم بوده و است‪ .‬ما در ظاهر این را‬ ‫داریم که دموکراسی مبتنی بر فرهنگ سیاسی مدرن است‪ .‬اصل‬ ‫اول آن شایسته ساالری‪ ،‬تخصص گرایي‪ ،‬پلورالیزم‪ ،‬تکثر‪ ،‬هم‬ ‫صدایي و امثال آن است‪ .‬اما ما هنوز دوست داریم که در فضای‬ ‫سیاسی جامعه تنها ‏یک صدا حاکم باشد که صدای من است‪ .‬نه‬ ‫صدای متعدد‪ ،‬پس پلورالیزم شعار است‪ .‬ما دوست داریم بیشتر‬ ‫تملق بشنویم تا نقد‪ .‬پس دموکراسی و نقد پذیری شعار است‪.‬‬ ‫ما می‏گویم حاکمیت قانون‪ ،‬اص ً‬ ‫ال در فرهنگ سنتی و قبیلوی‬ ‫چیزی به نام قانون مطرح نیست‪ .‬اراده‏ی فردی که نماینده‏ی‬ ‫قبیله است در جایگاه قانون می‏نشیند‪ .‬ما مشکلی که داریم این‬ ‫است که مفاهیم مدرن را در جامعه‏ی خود تکرار می‌کنیم اما زیر‬ ‫ساخت‌های جامعه‏ی ما سنتی و غیر مدرن است‪ .‬به باور من راه‬ ‫حل اساسی تحول در فرهنگ سیاسی جامعه است‪ .‬‏یعنی فرهنگ‬ ‫سیاسی جامعه‏ی ما از فرهنگ سیاسی سنتی و قبیلوی به فرهنگ‬ ‫سیاسی مدرن تبدیل شود‪ .‬حاکمیت قانون‪ ،‬شایسته ساالری و این‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫که استفاده‏ی ابزاری از قوم و قبیله در جامعه‏ی ما صورت می‏گیرد‪.‬‬ ‫نشان دهنده‏ی این است که مناسبات جامعه‏ی ما بر اساس مسایل‬ ‫قومی و قبیلوی رقم می‏خورد‪ .‬تعیین افراد‪ ،‬تشکیل کابینه‪ ،‬تشکیل‬ ‫کمیسیون نظارت بر قانون اساسی وهمه متاثر از فرهنگ سیاسی‬ ‫قومی و قبیلوی است‪ .‬پس راهی جز متحول ساختن این فرهنگ‬ ‫نداریم‪ .‬فقط این که آگاهی عامه را باال ببریم‪ ،‬معلومات مردم‬ ‫افزایش پیدا کند‪ ،‬بینش سیاسی مردم باال برود تا بتوانیم این مانع‬ ‫ی یا فرهنگ سیاسی قومی و قبیلوی را از بین برداریم‪.‬‬ ‫اساس ‏‬ ‫پرسش و پاسخ‬

‫‪81‬‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬

‫‪83‬‬

‫موسا راد منش نویسنده و سينماگر‪:‬‬ ‫من سه سوال داشتم‪.‬‬ ‫‪ -1‬چه طور پارلمان دور اول ما نتوانست فرهنگ تحمل را در‬ ‫افغانستان تحقق ببخشد؟ آقای گیالنی جواب بدهند‪.‬‬ ‫‪ -2‬سوال دیگری آز آقای مرادی این است که پارلمان چه‏طور‬ ‫نتوانست دولت را در این مدت به مدیریت سالم وادار کند؟‬ ‫‪ -3‬از آقای سجادی می خواهم بپرسم که مجلس چرا نتوانست‬ ‫جامعه‏ی ما را دریابد که جوان‏های آن خطوط معینی را تعقیب‬ ‫کنند‪ ،‬سرنوشت معین خود را در‏یابند و از سردر گمی و‏یک نوع‬ ‫هیجان فکری دور شوند؟‬ ‫شیوای شرق خبرنگار‪:‬‬ ‫من هم سه پرسش دارم‪ .‬نخست درباره‏ی قانون انتخابات است‪.‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪84‬‬

‫همه‏ی نمایندگانی که در مجلس نمایندگان حضور داشتند‬ ‫می‏دانستند که پنج سال بعد انتخاباتی برگزار خواهد شد و ‏یک‬ ‫قانون دموکراتیک نه آن قانونی که موجود است و تجربه شد‪.‬‬ ‫جناب گیالنی مجلس نمایندگان افغانستان چرا در دوره‏ی کاری‬ ‫پسین خود به مساله‏ی قانون انتخابات پرداخت و کرزی از اين‬ ‫مسأله به حیث ابزار استفاده کرد؟ در انتخابات شواری والیتی ما‬ ‫معیاری برای نامزد والیتی داریم که حد اقل ‪12‬پاس باید باشد‪ .‬اما‬ ‫در مجلس نمایندگان هیچ معیاری برای آن نیست؟‬ ‫از آقای مرادی می پرسم که مجلس نمایندگان از لحاظ سیاسی‬ ‫به نظر شما چرا به خطوط اساسی سیاست افغانستان در قدم‏های‬ ‫آغازین خود نپرداخت؟ از جمله مساله‏ی حضور نیروهای خارجی‬ ‫که بسیار اساسی و نهادی برای آینده‏ی افغانستان است که‬ ‫کشورهای همسایه را نگران ساخته‪ .‬و استقالل مجلس نمایندگان‬ ‫را شما چگونه ارزیابی می‏کنید؟‬ ‫از آقای سجادی می‌خواهم بپرسم‪ ،‬برای رسیدن به ‏یک پارلمان‬ ‫دموکراتیک‪ ،‬مردم ساالر و قانون شناس و متخصص معیارهایي‬ ‫که در قانون انتخابات است‪ .‬عدم استقالل و دست درازی‌هایي که‬ ‫رژیم دارد و نبود تفکر احترام به پارلمان و مشکل‏هایي که میان‬ ‫قوه‏های مجریه و مقننه بودند‪ .‬شما چه قدر امیدوار هستید که در‬ ‫دوره‏های دوم با آمدن‏یک سلسله تغییرهای مثبت دوباره‏ یک‬ ‫پارلمان مثبت و کار آمد خواهیم داشت؟‬ ‫فرزانه احمدی دانشجو‪:‬‬ ‫وقتی که حکومت با مجلس نمایندگان همکاری نداشته‪ ،‬چاره‬ ‫چیست؟ وظیفه‏ی نمایندگان و حداکثر توانایی که دارند چه‬ ‫است‪ ،‬چه طور می توانند فشار وارد کنند یا از بی توجهی حکومت‬ ‫جلوگیری شود؟‬ ‫پارلمان دوم را چه طور ارزیابی می‌کنید؟ چون مشکالتی که قب ً‬ ‫ال‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫داشتیم حاال هم با آن‌ها رو به رو هستیم؟‬ ‫زهرا جعفری دانشجوی روانشناسی دانشگاه کابل‬ ‫سوال من متوجه آقای گیالنی است‪ .‬آقای گیالنی شما گفتید‬ ‫که قوه‏ی مجریه پارلمان را رقیب خود می‏داند‪ .‬از نظر شما نقش‬ ‫قوه‏ی قضاییه چه قدر مسووالنه و بی‏طرفانه در این راستا بوده‬ ‫است؟‬ ‫آقای عبدالهادی هادی‏ ریس شورای وکالی ناحیه‏ی سیزدهم‪:‬‬ ‫سخنان من متوجه آقای گیالنی است‪:‬‬ ‫پارلمان ما آن‌چه که عرض می کنم باید مي‌داشت اما متاسفانه‬ ‫ازآن تهی بود‪:‬‬ ‫‪ -1‬باید مرزهای قومی را از بین می برد‪ ،‬اما متاسفانه آن را‬ ‫برجسته تر ساخت‪.‬‬ ‫‪ -2‬باید تبعیض را از بین می‏بردند که متاسفانه این مایه‏ی ننگ‬ ‫از بین نرفت‪ .‬برای نمونه ملیت تشیع به صورت دسته جمعی از‬ ‫پارلمان رانده شدند‪.‬‬ ‫‪ -3‬ما هیچ گاهی چوکی‌های مجلس را به اندازه‏ی امروز این‬ ‫محفل پر ندیدیم‪ .‬درواقع پارلمان خود قانون را پشت پا زد‪.‬‬ ‫محمد شفیع بلوچ دانشجو دانشسرای سید جمال الدین‪:‬‬ ‫من سوالی از آقایان گیالنی و سجادی داشتم‪ .‬شما به عنوان‬ ‫نمایندگان مردم در خانه‏ی ملت‪ ،‬نظرتان نسبت به کارکردهای‬ ‫نمایندگان امروز و نمایندگان دوران شاهی از جمله دوران ظاهر‬ ‫شاه چه است؟ شما کارکردهای امروز مجلس نمایندگان را چه‬ ‫گونه نسبت به زمان شاه بررسی می‏کنید؟‬ ‫آقای گیالنی‪:‬‬ ‫ما بعد از سی و چند سال جنگ می‌خواستیم از جنگ بیرون‬ ‫شویم که متاسفانه تاهنوز هم در جنگ هستیم‪ .‬این فرهنگ تنها‬ ‫در افغانستان نه بلکه چندین بار ما شاهد هستیم در مملکت‏های‬

‫‪85‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪86‬‬

‫بسیار پیشرفته مثل روس و کوریایی جنوبی و ممالک اروپای‬ ‫غربی که آن‏ها هم دست به‏یخن شده بودند‪ .‬من فکر می‏کنم ما‬ ‫مردمی هستیم که ‏یک عمر در عصبانیت زندگی کردیم‪ ،‬شهید‬ ‫دیدیم‪ ،‬خانه‏های خراب‪ ،‬بدبختی‪ ...،‬دیدیم‪ .‬به همین خاطر وقتی‏‬ ‫یک جا می‏شویم معمول است که برد وبار نیستیم‪ .‬در دوره‏ی‬ ‫ظاهرشاه هم همین حالت پیش آمد‪ .‬در دوره‏ی دوازدهم تنها‬ ‫‏یک بار در مجلس جنگ شد‪ .‬در این دوره دو نفر بسیار شدید‬ ‫زخمی شدند‪ .‬‏یکی آقای کارمل و خانم اناهیتا راتب زاد که هر‬ ‫دو شان به شفاخانه رفتند‪ .‬امیدوارم که در آینده ما توانایی شنیدن‬ ‫را داشته باشیم‪.‬‬ ‫من و آقای سجادی‏یک دیگر را در مجلس شناختیم‪ .‬در مجلس‬ ‫بود که هر دو مان با هم دوست شدیم‪ .‬من فکر می کنم همدیگر‬ ‫پذیری در مجلس آمده و به امید این که بهتر شود‪.‬‬ ‫وضعیت امروز قانون‪:‬‬ ‫ماهنوز در جنگ هستیم‪ .‬واقعه‏ی چند روز پیش شورای صلح را‬ ‫مشاهده کنید‪ .‬تمام ارگان‏های امنیتی ما حتا چهل و هشت کشور‬ ‫ناکام ماندند که جلو درگیری را روزي كه شورای صلح برگزار‬ ‫شد بگیرند‪ .‬قانون درجایي حاکم می شود که جنگ نباشد‪ .‬تا حال‬ ‫در والیت‌های دور دست ما تفنگ حاکم است نه قانون‪ .‬مثل‬ ‫غزنی‪ ،‬پکتیکا و‪ ...‬هر کس وقتی که‏ یک شخص از ولسوالی‬ ‫به والیت می‌آيد حد اقل باید ‪15‬موتر سرباز همراهش باشد‪ .‬حتا‬ ‫کسانی‏ که مریض‏های خود را از والیت می‏کشند‪ .‬در میان راه از‬ ‫شان باز پرس می‏شود‪ .‬ما باید تمام کشور را ببینیم! تنها شهر کابل‬ ‫را نبینیم؛ وضع بدتر از آن است که ما در رسانه‏ها و تلویزیون‏ها‬ ‫می‏شنویم‪.‬‬ ‫قانون انتخابات‪:‬‬ ‫من فکر می‏کنم این همان مشکلي بود که ما قانون را پاس کردیم‬ ‫و جناب ریيس جمهور قبول نکرد‪ ،‬فرمانی داد و باالخره فرمان‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫به جایي کشید که‏یک گروه از مجلس نمایندگان همراه رییس‬ ‫جمهور صحبت کنند‪ .‬باالخره رییس جمهور قبول کرد که‬ ‫فرمان‌شان درست نیست‪ .‬ولی این حالت در چه وقت ايجاد شد؟‬ ‫وقتی بود که عالقمندان به دور دوم پارلمان ثبت نام می‏کردند‬ ‫که ما مجبورا ً هم قانون سابقه و هم فرمان جناب رییس جمهور‬ ‫را‏یک‪‎‬جا ساخته رفتیم و ثبت نام کردیم‪ .‬ما در مجلس نمایندگان‬ ‫افرادی داریم که مطلق بی سواد هستند‪ .‬نه تنها صنف دوازده را‬ ‫نخواندند كه حتا امضای خود را هم‏یاد ندارند‪ .‬این که در شورای‬ ‫والیتی باید حد اقل صنف دوازده باشد هنوز زندگی ما قبیلوی‬ ‫است‪ ،‬ارباب و ملیک ما‪ ،‬خان‏ما قوت خود را دارد‪ .‬و هیچ‏کس از‬ ‫او جلوگیری کرده نمی تواند‪ .‬مردم خودشان انتخاب می کنند که‬ ‫به فارغ صنف دوازده رای می‌دهند‏یا به دکترا‏یا به بی سواد!‬ ‫توانایی مجلس به همین اندازه بود‪ .‬به همین اندازه توانست فیصله‬ ‫کند‪ .‬من فکر می‏کنم که‏یک مجلس نو تا همین اندازه می‏تواند‬ ‫کار کند‪ .‬ولی در مجلس آینده من دو سه مشکل را می‏بینم‪ .‬اگر‬ ‫حکومت کوشش کند که طرف داران خود را زیاد کند‪ ،‬هرچه‬ ‫که آقای رییس جمهور و وزرای او حکم می‌کنند‪ ،‬همان باید‬ ‫شود که بدترین مجلس خواهد بود‪ .‬نهادهای دیگری که به نام‬ ‫بانک‏های مختلف‪ ،‬باالی‏یک تعداد مردم سرمایه گذاری می‏کنند‪،‬‬ ‫کوشش می‏کنند که اعضایي در مجلس داشته باشند و آن‏ها لبیک‬ ‫گوینده‏ی کسانی باشند که برای‌شان پول داده اند‪ ،‬این مجلس‬ ‫جواب‌گوی مردم افغانستان نخواهد بود بلکه سخنگوی اداره‏ای‬ ‫خواهد بود که برایش پول داده است‪ .‬ما باید اشخاصی را که‬ ‫سفارت خانه‏ها برای‌شان پول می‏دهند‪ ،‬حکومت کمک می‌کند‪،‬‬ ‫بانک‏ها و ‏یا هر نهاد دیگر که برای‌شان پول می‌دهد شناسایی‬ ‫کنیم و لیست‌شان را برای ملت افغانستان نشان دهیم و مردم‬ ‫افغانستان نباید به آن‌ها رای بدهند که آن‏‏ها نمایندگی خوب از‬ ‫ملت افغانستان نمی کنند‪.‬‬

‫‪87‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪88‬‬

‫نقش قوه‏ی قضاییه در بین مقننه و اجراییه‪:‬‬ ‫ما‏یک مشکل در قانون اساسی داریم‪ .‬مشکل این است که قضا از‬ ‫مجلس رای اعتماد می‏گیرد ولی جواب‌گو به مجلس نیست‪ .‬این‬ ‫مشکل قانون اساسی است‪ .‬تا آن‏جا که ما مشاهده کردیم قضا تا‬ ‫حد زیادی طرف‏دار اجراییه بوده است‪ .‬دلیل عمده‏ی آن‏هم این‬ ‫است که جواب گو نیست و مستقیم رابطه‏ی با ریيس مشترک‬ ‫قوای سه گانه (آقای کرزی) دارد‪ .‬آخرین فیصله‏ای را که در‬ ‫تشریح قانون اساسی کردند‪ .‬وظیفه‏ی خود دانستند که خود بر‬ ‫خالف قانون اساسی بود‪.‬‏یک سوال از هر پنج نماینده‏ای که برای‬ ‫تشریح قانون اساسی موظف شده بودند‪ .‬آقای قانونی از هر یک‬ ‫ت یا وظیفه‏ی شما؟ باالخره‬ ‫می پرسید که این وظیفه‏ی قضا اس ‏‬ ‫قانع شدند که نه وظیفه‏ی ما است و نه وظیفه‏ی قضا‪.‬‬ ‫در باره‏ی مسایل مذهبی‪:‬‬ ‫آن‏طوری که آقای هادی مطرح کردند نیست؛ من اهل تسنن‬ ‫هستم و آقای سجادی اهل تشیع‪ .‬اما هردوی مان به حیث دو‬ ‫برادر با هم دوست هستیم‪ .‬کسانی که رای عدم اعتماد گرفتند تنها‬ ‫اهل تشیع نه بلکه وزیر مخابرات آقای امیرزی سنگین تاجیک‬ ‫بود و رای نگرفت‪ ،‬آقای اسمایل خان تاجیک و اهل تسنن است‬ ‫اما رای نگرفت‪ ،‬وزیر سرحدات آقای ارسال جمال رای نگرفت‪،‬‬ ‫آقای احدی که خود را تکه‏دار پشتون‌ها حساب می‏کند رای‬ ‫اعتماد نگرفت‪ .‬از اقوام دیگر مثل اوزبک‪ ،‬ترکمن‪ ...،‬هم‏رای‬ ‫اعتماد نگرفتند‪ .‬این مشکل مجلس نیست این مشکلی است که‬ ‫کی را معرفی می‏کنند‪ .‬از هر قوم و مذهبی که باشد‪ .‬این ملت را‬ ‫نباید به اقوام و گروه‌های قومی گونه گون تقسیم کرد‪.‬‬ ‫البته در مجلس هر روز قرار نیست که کرسی‌های مجلس پر باشد‪،‬‬ ‫کمیسیون‌ها است‪ ،‬روی قوانین کار می‌کنند‪ ،‬وقت رای گیری در‬ ‫جلسه همه حاضر می‌شوند‪ .‬و رای خود را می‌دهند‪.‬‬ ‫درباره‏ی پارلمان حال و زمان ظاهر شاه این دو زمان مختلف‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫است‪ .‬در آن وقت‏ یک نظام با تمام قوت خود موجود بود‪ ،‬آرامی‬ ‫بود‪ ،‬در سرتاسر افغانستان امنیت حکم فرما بود‪ .‬و پارلمان به‬ ‫آرامی کار می کرد‪ .‬اما امروز از پارلمان‏یک قلعه‏ی جنگی جور‬ ‫شده که با دیوارهای گونه‌گون مسدود شده است‪ .‬من فکر می‌کنم‬ ‫این دو دوران هیچ گاهی قابل مقایسه نیست‪.‬‬ ‫آقای مرادی‪:‬‬ ‫‏یک نکته را می‌خواهم در ادامه‏ی صحبت‌های آقای گیالنی اظافه‬ ‫کنم‪ .‬ما هم به حیث دعواگران حقوق ملی در افغانستان زندگی‬ ‫خود را صرف کردیم‪ .‬حل مساله‏ی ملی‪ ،‬عدالت اجتماعی همیشه‬ ‫شعار ما بوده است‪ .‬اما تکنیک و راه کارها فرق می‏کند‪ .‬عدالت‬ ‫اجتماعی همیشه الزم است‪ ،‬عدالت ملی همیشه الزم است‪ .‬این‬ ‫خاک را هیچ‏کس حق ندارد که ادعا کند از دیگری بیشتر دوست‬ ‫دارد‪ .‬بنابراین‪ ،‬در قبال نقش‌ها و مسوولیت‌ها هم در مساله‏ی‬ ‫آبادی‪ ،‬مشارکت و‪ ...‬همه احساس یک‏سان دارند‪ .‬ما چرا مسایل‬ ‫را به ترتیبی مطرح کنیم که در‏ یک کابینه‏ی ‪ 20‬عضوی ‪ 5‬نفر‬ ‫هزاره بیاید‪ .‬پنج هزاره‏ی که تعلیم‏ یافته نیستند‪ ،‬متخصص نیستند‪.‬‬ ‫پنج تاجیکی که امرملی را ایفا کرده نتواند‪ .‬چند وزیری که از‬ ‫فالن قوم می‌رود تنها معاش می‏گیرد‪ ،‬این وزیر کاری کرده‬ ‫می‌تواند‏یا نمی‌تواند؟ اما نفع آن به امور زندگی آن قوم چیست؟‬ ‫چون او به نفع خود کار می‏کند‪ .‬اگر در افغانستان عدالت ملی را‬ ‫در ترتیب برنامه‏های استراتیژیک آینده‏ی دولت‏ها مطرح کنند‬ ‫به اساس آن شما مطمین باشید که هرکس ريیس جمهور ‌شود‬ ‫ث یک انسان محترم و شهروند کامل الحقوق جامعه‬ ‫شما به حی ‏‬ ‫رعایت می‏شوید و نادیده گرفته نخواهید شد‪ .‬بگذارفردا‏ یکی از‬ ‫اقلیت‌های ملی در افغانستان‪،‬‏یک بلوچ‏ یک نورستانی‪،‬‏یک ایماق‬ ‫رییس جمهور افغانستان باشد‪ .‬چرا هویت قومی‏ یک شخصیتی‬ ‫که می‏تواند کشور را از این ورته و تنگ‌ناهای مخوف قرون‬

‫‪89‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪90‬‬

‫وسطایی به طرف بهبود ببرد مانع شود که نتواند خود را به این‬ ‫مسند برساند‪ .‬ما و شما این مسایل را باید انکشاف بدهیم‪ .‬این‬ ‫مساله به حالت کنونی آن مشکل افغانستان را حل نمی کند‪ .‬در‬ ‫تمام دولت‌های گذشته چند چهره‏ی ازبک‪ ،‬تاجیک‪ ،‬هزاره و‪...‬‬ ‫بوده اما آن‌ها هیچ کدام‌شان نتوانستند سرک بامیان را بسازند‪ ،‬در‬ ‫بدخشان مکتب بسازند‪ .‬پس این دیگر به درد نمی‌خورد‪ .‬اما هر‬ ‫اقلیتی که در افغانستان زندگی می‌کند قابل احترام است و اين‬ ‫سرزمین خانه‏ی اوست‪.‬‬ ‫این که چرا مجلس نتوانست دولت را به طرف مدیریت سالم‬ ‫بکشاند‪ .‬تعریف ساده و بدیهی از روابط و مناسبات دولت و‬ ‫ت یک نهاد حکومت کننده ‏یا حاکم که‬ ‫مجلس این است‪ :‬دول ‏‬ ‫به مفهوم مدنی آن خدماتی است که به سه قوه‏ی دیگری که‏‬ ‫یکی از آن قوه‏ی مقننه است‪ ،‬تکیه دارد‪ .‬مجلس می‌تواند مجموع‬ ‫لوایح و مقررات کاری‪ ،‬و طرز العمل‌ها را برای کار و پیش برد‬ ‫وظایف ملی‪ ،‬دولت و ارگان‌های مختلف ایجاد کند‪ .‬از طریق‬ ‫نظارت و رسیدگی به این مقررات است که دولت را می‏تواند‬ ‫لگام بزند‪ .‬دولت با الهام از تعریف‌های سنتی و عقب مانده‏ی‬ ‫ث یک نهاد حاکم به پیش‏رفت‪ ،‬پارلمان و‬ ‫دولت داری به حی ‏‬ ‫ابزارهای دموکراتیک جامعه‏ی مدنی هیچ توجه نکرد‪ .‬حتا کسانی‬ ‫که ولی نعمت این دولت بودند و هر لحظه درکام دولت سیروم‬ ‫می‏چکاندند‪ ،‬حمایت می‌کردند‪ .‬گاهی همین دولت به آن‏ها در‬ ‫افتاد‪ .‬امیدوارم این درسی باشد برای پارلمان آینده که از همان‬ ‫آغاز چه گونه کار خود را آغازکند‪ .‬تا بتواند دولت سازی سالم‬ ‫در افغانستان به وجود بیاید‪.‬‬ ‫مجلس نمایندگان از لحاظ سیاسی به خطوط عمده‏ نتوانست‬ ‫بپردازد‪ .‬در کشورهایي که مجلس‌ها می‌توانند به خطوط کلیدی‬ ‫کشور بپردازند‪ .‬از لحاظ ساختار ماهیت ًا فرق می‏کند‪ .‬در کشورهای‬ ‫دیگر دنیا نهادها و احزاب سیاسی اشتراک می‏کنند‪ .‬بنابراین‪،‬‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫آن‌ها برنامه‏های تنظیم شده از قبل دارند و این برنامه‏ها را در ابعاد‬ ‫مختلف اقتصادی‪ ،‬سیاسی‪ ،‬اجتماعی و فرهنگی مطرح می‏کنند‬ ‫و فرکسیون‌های سیاسی در مدار و محورهای آن طرح‏ها جمع‬ ‫می‏شوند و راه کارها را خود به خود عملی می کنند‪ .‬ولی در‬ ‫افغانستان پارلمانی که ما داشتیم هرچند پارلمان از طیف ساختاری‬ ‫ضعیف عبارت نیست‪ .‬پارلمان امروز ما چند تن از روسای‬ ‫جمهوری گذشته‏ی در آن است‪ .‬وزرایي از طیف‌های چپ و‬ ‫راست‪ ،‬شخصیت‌های علمی‪ ،‬با نفوذ و دانشمند دارد اما این‏ها‬ ‫به گونه‏های انفرادی در مجلس فعالیت می‏کردند‪ .‬‏یک گروه‬ ‫سومی‏یا خط سوم پارلمانی در مجلس تشکیل شد اما متاسفانه‬ ‫نقشی نداشت که بتواند یا جناح دولت و یا اپوزیسیون را به دست‬ ‫بگیرد و خطی را پیش ببرد که منافع مردم را تامین کند‪ .‬لیست‬ ‫نامزدهای انتخاباتی که نشر شده هنوزهم جای احزاب سیاسی در‬ ‫آن کم رنگ است‪ .‬افراد به صورت مستقل خود را نامزد می‏کنند‪.‬‬ ‫از طریق مقررات رسمی ما میسر نیست‪.‬‬ ‫این‏که مجلس آینده چگونه خواهد بود متعلق به درجه‏ی تجربه‬ ‫پذیری مردم است که در آینده چگونه نماینده‏ای را به پارلمان‬ ‫می فرستند‪ .‬نظر به آمادگی کسانی که از مجلس گذشته مسایلی‬ ‫را آموختند امیدواریم که در انتخاذ‏یک تصمیم به مسوولیت‏های‬ ‫خود رجوع کنند‪ .‬در غیر آن در حالتی که سویچ‏های خطر در‬ ‫افغانستان فشار داده می‏شود و هر روز ما شاهد بحران تازه هستیم‪،‬‬ ‫به نظر من کارمجلس آینده ضعیف خواهد بود‪.‬‬ ‫محرم دانشجوی فلسفه و جامعه شناسی دانشگاه کابل‪:‬‬ ‫از آقای سجادی پرسشی داشتم‪ ،‬ایشان از حکومت قبیله ساالر نام‬ ‫بردند؛ ولی همین حکومت قبیله ساالر پروسه را به دست پارلمان‬ ‫مردم ساالر سپرد چرا پارلمان نتوانست کاری انجام دهد؟‬ ‫عزیز اهلل شیرزاد دانشجوی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل‪:‬‬

‫‪91‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪92‬‬

‫من دو سوال داشتم‪ .‬آقای سجادی شما اشاره کردید که ‏یکی از‬ ‫جمله کارهای اساسی‌اي که پارلمان افغانستان مطابق به چارچوب‬ ‫وظیفوی‌اش انجام داده تصویب قوانین بوده است‪ ،‬شما تصویب‬ ‫قوانین‏را از زاويه‌ي مثبت در پارلمان افغانستان ارزیابی می‏کنید‬ ‫ولي این قوانین را در وضعیت کنونی جامعه چگونه ارزیابی‬ ‫می‌کنید؟ دوم این که قوانینی را که شما تصویب کردید از لحاظ‬ ‫کیفیت در چه موقعیتی قرار دارند؟‬ ‫آقای مرادی شما اشاره کردید به اهمیت این که اعضای پارلمان‬ ‫نتوانستند به گونه‏ی اساسی خواست مردم را تامین کنند شما‬ ‫آینده‏ی پارلمان افغانستان را چگونه ارزیابی می‏کنید؟ درحالی‬ ‫که حکومت افغانستان یک حکومت قبیلوی است‪.‬‬ ‫سیدحبیب اهلل حبیب دانشجوی سال چهارم فلسفه و جامعه شناسی‬ ‫دانشگاه کابل‪:‬‬ ‫سوال نخست من متوجه آقای گیالنی است‪ :‬با توجه به اهمیت‬ ‫قانون تحصیالت عالی متاسفانه در مجلس تصویب نشد؟ در‬ ‫حالی‏که ‏یکی از مهم‏ترین قوانین در افغانستان است متاسفانه تا‬ ‫هنوز هم بی سرنوشت مانده است‪.‬‬ ‫سوال دیگر من متوجه آقای سجادی است‪ :‬قانون مصالحه‏ی ملی‬ ‫که چند روز پیش به تصویب رسید با آن که دقیق خبر ندارم که‬ ‫کارت شما سبز بود ‏یا سرخ‪ .‬اما مسلم این‏است که در افغانستان‬ ‫در طول جنگ‏های داخلی جنایاتي صورت گرفته است که مثل‬ ‫آفتاب روشن است‪ .‬اما چرا این الیحه به تصویب رسید؟ چه طور‬ ‫شما به آن رای دادید قانونی که جنایت کارها را تبریه دادید؟‬ ‫روح االمین امینی‪:‬‬ ‫به‏یک نکته می‏خواهم اشاره کنم‪ .‬بعضی دوستان در باره‏ی‬ ‫قبیله ساالری در افغانستان صحبت کردند‪ ،‬از مجلس نمایندگان‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫افغانستان کسی به نام عبد الکریم خرم رای اعتماد گرفت و وزیر‬ ‫فرهنگ افغانستان شد‪ .‬کسی که عمل کرد بعدی او را ما دیدیم‪.‬‬ ‫کسی که تابلوی وزرات اطالعات و فرهنگ و نگارستان ملی را‬ ‫پایین کرد‪ ،‬چند خبرنگار را تنبیه کرد به دلیل این‏که به زبان‬ ‫مادری خود صحبت کرده بودند‪ .‬هر چند اين آدم به استيضاح هم‬ ‫خواسته مي شود ولي باره رای اعتماد می گیرد‪ .‬نمی دانم چنین‬ ‫اقدامی نتیجه‏ی زد و بندهای داخلی پارلمان بود ‏یا تاثیر گزاری‬ ‫حکومت بر پارلمان؟‬ ‫آقای عبدالقیوم سجادی‪:‬‬ ‫دوستان اشاره کردند که پارلمان نمادی از مردم ساالری است‪.‬‬ ‫اما هیچ گاهی پارلمان افغانستان نماد مردم ساالری نیست‪ .‬پارلمان‬ ‫افغانستان بخشی از جامعه‏ی افغانستان است‪ .‬این‏ها به نمایندگی‬ ‫مردم به پارلمان وارد شده اند‪ .‬این مساله به اين معنا نیست‬ ‫که هرکس وارد پارلمان شد فکر دموکراتیک پیدا می‏کند و‬ ‫از فرهنگ قبیلوی و سنتی خارج می‏شود‪ .‬دموکراسی‪ ،‬آزادی‪،‬‬ ‫حاکمیت قانون و‪ ...‬مسایلی نیستند که‏یک شبه به وجود بیایند‬ ‫فرانسه خاستگاه جمهوریت و آزادی خواهی است؛ اولین جنبش‬ ‫انقالب آزادی بخش در فرانسه به وجود آمد؛ چهار قرن از این‬ ‫قضیه گذشته هنوز هم چالش‌های پیش روی دموکراسی سازی‪،‬‏یا‬ ‫مردم ساالری وجود دارد‪ .‬ما باید به‏یاد داشته باشیم که کل بحث‏ها‬ ‫در افغانستان صورت می‏گیرد‪ .‬پارلمان افغانستان تمثیل کننده‏ی‬ ‫جامعه‏ی افغانستان است‪ .‬جامعه‏ی افغانستان متاثر ازساختار قومی‬ ‫و قبیله‌اي است که طبع ًا نمایندگان پارلمان هم خارج از تاثیر‬ ‫گذاری فرهنگ قبیلوی و سنتی نیست‪ .‬به آقای خرم یک تعداد‬ ‫باید با معیارهای قومی و قبیله‌اي رای می دادند‪ .‬باید آقای خرم را‏‬ ‫یک تعداد با معیارهای قومی و قبیله‌اي حمایت کنند‪ .‬این که ما‬ ‫می گویيم نباید این چنین باشد‏ یک مساله است‪ .‬این که چه است‪،‬‬

‫‪93‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪94‬‬

‫مهم است که ما باید تعریف کنیم که ریشه‌های آن چیست؟ ما با‬ ‫«هست» ها سرو کار داریم‪ «،‬بایدها » آرزوهای ما و شما است‬ ‫که می‌خواهیم به آن برسیم‪ .‬پس ما نباید بگويیم که حکومت‬ ‫قبیله ساالر قدرت را به پارلمان دولت ساالرداد‪ .‬پارلمان نمادی‬ ‫از مردم ساالری است اما پارلمان ما مردم ساالر نیست‪ .‬فرهنگ‬ ‫دموکراسی هنوز در رفتار ما نهادینه نشده است‪ .‬رفتار ما کام ً‬ ‫ال‬ ‫غیر دموکراتیک است؛ راه حل تنها تحول در فرهنگ سیاسی‬ ‫ماست‪ .‬در تربیت سیاسی نخبگان ما متاسفانه نیست‪.‬‬ ‫در رابطه با تصویب قوانین دوستان پرسیدند‪ ،‬در آغاز گفتم که‬ ‫هیچ قانونی در جهان پیدا نمی‌شود که مشکل نداشته باشد‪ .‬غیر از‬ ‫قوانین الهی‪ .‬قوانین بشری همیشه مشکل داشته‌اند‪ .‬من نگفتم که‬ ‫قوانین مصوبه‏ی پارلمان بسیار عالی بوده است‪ .‬اما در مقایسه با‬ ‫قوانین گذشته قوانین بهتر و مناسب‌تري بوده است‪ .‬شما در قوانین‬ ‫گذشته‏ی افغانستان مفهومی به نام «‏شهروندی‏» را نمی‏شناسید‪.‬‬ ‫مردم «رعیت» اند‪ ،‬اتباع اند‪ .‬رعیت مثل گله‌های گوسفند است‬ ‫هیچ حقی ندارد‪ ،‬حقوق متقابل حکومت و مردم مبتنی بر حقوق‬ ‫شهروندی است‪ .‬وقتی که شما شهروند شدید‪ ،‬شما هم حق دارید‬ ‫حکومت هم حق دارد‪ .‬بده بستان دو طرفه وجود دارد‪ .‬حکومت‬ ‫هم قدرت سیاسی و مشروعیت سیاسی را از شهروندان می‏گیرد‪.‬‬ ‫ولی ترمینولوژی حقوقی ما‪ ،‬ما را به عنوان رعیت می‏شناسد‪ .‬این‬ ‫‏یکی از ویژگی‌های جوامع قبیله‌اي است‪ .‬این‏ها مشکالتی هستند‬ ‫که ما داریم ولی در آینده کم‌تر خواهد بود‪ .‬آینده‏ی قانون گذاری‬ ‫به پیشرفت علم و دانش و توانایی‏های فکری ما تعلق دارد‪ .‬به هر‬ ‫اندازه انسان‌های عاقل و باسواد در مجلس بیشتر شود به قانون‬ ‫گذاری کمک بیشتر می‏کند‪.‬‬ ‫یاد آوری بحث های قومی و قبیله‌اي درد تلخي است اما این‌ها‬ ‫با توصیه قابل درمان نیستند که همدیگر را نصیحت کنیم‪ .‬بلکه‬ ‫این‏ها‏ یک فرهنگ می‏خواهند‪ .‬تا زمانی که در افغانستان فرهنگ‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫قبیله‌اي حاکم باشد و سیاست‏مدران ما از قوم و مذهب به عنوان‬ ‫ابزار سیاسی استفاده كنند و ما هم درک سیاسی نداشته باشیم و نا‬ ‫آگاهانه در راستای شعارهای قومی‪ ،‬مذهبی حرکت کنیم قربانی‬ ‫سیاست‌های قوم‏گرایانه شدیم‪ .‬راه حل اساسی این است که نسل‬ ‫جوانی که درس می‏آموزد و کم‌تر اسیر قوم و قبیله است به درک‬ ‫سیاسی برسد و از این مسایل خود را برهاند‪ .‬ما انتخابات پارلمانی‬ ‫پیش رو داریم‪ .‬آقای ماکس‏وبر جامعه شناس معروف آلمانی‬ ‫می‌گوید رفتار سیاسی انسان‌ها سه رقم است‪:‬‬ ‫‪ -1‬مخصوص جامعه‏ی قبیلوی‪.‬‬ ‫‪ -2‬مخصوص جامعه‏ی ارزشي‬ ‫‪ -3‬مخصوص جامعه‏ی عقالنی‬ ‫ما خود را باید ارزیابی کنیم‪ ،‬آیا رفتارما عاقالنه است‏یا سنتی؟‬ ‫می‌گوید شما به کی رای می‌دهید؟ سه پاسخ پیش روی شما قرار‬ ‫دارد‪،‬‬ ‫ به کسی رای می‏دهم که از قوم و تبار و خون ونژاد من باشد‪،‬‬‫این فورمول قومی و قبیله‌اي ما است‪ .‬به کسی رای می‏دهم که‬ ‫ارباب و خان قبیله‌ي ما باشد‪.‬‬ ‫ به کسی رای می‏دهم که دوستش دارم‪،‬‏یا مولوی است‪،‬‏یا این‬‫که خودم او را دوست دارم‪ .‬این رفتار عاطفی است که با سیاست‬ ‫پیشرفته سازگار نیست‪.‬‬ ‫ به کسی رای می دهم که او را در راستای اهداف و برنامه‌های‬‫خود می‏بینم‪ .‬این نوع رفتار‪ ،‬رفتار عقالنی است‪.‬‬ ‫می‏توانم با قاطعیت بگویم که ‪ 90‬در صد رفتار ما سنتی است‪ .‬حتا‬ ‫در بین مایي که شعارهای روشنفکرانه مطرح می‏کنیم اگر گفته‬ ‫شود به کی رای می‏دهیم؟ پیش از این که فکر و برنامه برای‌مان‬ ‫مهم باشد قوم و قبیله مهم است‪ .‬این فکر را باید متحول سازیم‪.‬‬ ‫آخرین پرسش این بود که چرا به قانون مصالحه رای دادیم؟‬ ‫قرار نیست که از تمام آن‌چه در مجلس اتفاق افتاده ما دفاع‬

‫‪95‬‬


‫بنياد آرمان شهر‬

‫‪96‬‬

‫کنیم‪ .‬مبنای مصالحه و صلح در افغانستان و جهان این است که‬ ‫صلح پایدار نمی‌تواند بدون تامین عدالت استوار باشد‪ .‬صلح بدون‬ ‫عدالت صلح نیست‪ .‬چنانچه قانون بدون عدالت قانون نیست‪.‬‬ ‫بنابراین‪ ،‬این که قانون مصالحه چرا تصویب شد؟ پیش از این‏که‬ ‫مبنای حقوقی داشته باشد مبنای سیاسی داشته است‪ .‬عدالت نباید‬ ‫قربانی مصلحت‏ها شود‪ .‬چون ما دنبال صلح هستیم و صلح در‬ ‫صورتی‏که با عدالت نباشد استوار نیست‪.‬‬ ‫مرادی‪:‬‬ ‫قبیله ساالری‏ یک فکر متمدنانه نیست تا زمانی که این‏فکر وجود‬ ‫داشته باشد و این به ‏یک فکر متحول نشود و تغییر نکند این‬ ‫حالت همان طور که هست‪ ،‬باقی خواهد یافت و مانند دیواری‬ ‫در مقابل مردم گرایی خواهد بود‪ .‬این را وضع قوانین مدنی و‬ ‫مبارزه‏ی ملی و فکر ملی می‌تواند تعویض کند و معاصر بسازد‪ .‬در‬ ‫غیر آن کسانی که ما انتقاد می‏کنیم فکر قبیله‌اي دارند همین‏ها‬ ‫دموکراسی را به افغانستان آوردند‪ .‬همین‏ها بودند که آزادی بیان‬ ‫را آوردند‪ ،‬فکر همین‏ها در محور قبیله ساالری بسته بود‪ .‬چیزهایي‬ ‫را که خودشان آورده بودند تحمل نکردند‪ .‬آدم‏ها را به جرم گفتن‬ ‫‏یک مساله زندان کردند‪ ،‬آزادی بیان را خودشان نقض کردند‪.‬‬ ‫آقای گیالنی‪:‬‬ ‫یک تفاوت را باید در نظر بگیریم مساله‏ی ملت و قومیت‪ .‬ملت‪،‬‬ ‫ملت افغانستان است و نباید اصطالح ملیت‏های مختلف را استعمال‬ ‫کنیم زیرا برخالف قانون اساسی ما است‪ .‬برادر ما گفتند در‬ ‫پارلمان افغانستان به خصوص در زمان ظاهر خان درمجلس جنگ‬ ‫شد‪ ،‬امید وارم که دوستان واقعیت‏ها را بیشتر دنبال کنند که در‬ ‫آن زمان کی لت و کوب شد؟ چرا جنگ شد؟ در آن زمان‬ ‫خاینی به نام ببرک کارمل بود چرا لت خورد؟ وطن فروشی او‬


‫از ساختار پارلمان تا نگاهي به كارنامه‌ي مجلس اول در افغانستان‬ ‫را بعدها دیدید‪ .‬ما در حالت جنگ هستیم‪ ،‬ما در سنگر بهترین‬ ‫دوستان و عزیزان خود را از دست دادیم‪ .‬من به عنوان کسی بودم‬ ‫که از آغاز جهاد تا خروج آخرین سرباز روس از افغانستان در‬ ‫سنگر بودم‪ .‬همین‏که شما و ما امروز رو به روی هم نشسته ایم‬ ‫کار خیلی بزرگی انجام داده‏یم‪.‬‬ ‫در باره‏ی انتخابات بعدی باید این را بگویم که به نظر من در‬ ‫انتخابات بعدی مشارکت مردم بسیار اندک خواهد بود به خاطری‬ ‫که امنیت وجود ندارد‪ ،‬هیچ کس با جرات بر سر صندوق‌ها نمي‬ ‫تواند برود‪ .‬حتا شما ديديد چند روز پیش مجلسی را که به خاطر‬ ‫صلح ساخته شده بود با توپ و فیر در داخل خیمه جواب داده‬ ‫شد‪ .‬امیداور هستم که جامعه‏ی جهانی و حکومت در این راستا‬ ‫فکر کنند‪ .‬در غیر آن ممکن نخواهد بود انتخابات دایر شود‪.‬‬ ‫به خصوص در دو سه والیتی که من رفت و آمد دارم‪ ،‬میدان‬ ‫وردک‪ ،‬غزنی و والیت پکتیکا غیر ممکن است‪ ،‬زابل‪ ،‬قندهار‪،‬‬ ‫هلمند‪ ،‬حتا بادغیس و صفحات شمال کندز و بغالن امنيت وجود‬ ‫ندارد‪ .‬پولیس به آرامی گشت و گذار كرده نمی‌تواند‪ .‬شاید هر‬ ‫روز که انتخابات نزدیک‌تر شده می‌رود وضعیت امنیتی خراب‬ ‫تر شود‪.‬‬

‫‪97‬‬

افغانستان  

جزوه گفتگو ۵۱

Read more
Read more
Similar to
Popular now
Just for you