Page 1

‫مادرصددخشکانيدنريشههاىفاسدصهيونيزم‪،‬سرمايه‬ ‫دارى و کمونيزم در جهان هستيم‪.‬‬ ‫ما تصميم گرفته ايم‪ ،‬به لطف و عنايت خداوند بزرگ‪،‬‬ ‫نظامهايى را که بر اين سه پايه استوار گرديده اند نابود کنيم‪،‬‬ ‫الل‪ -‬صلى هّ‬ ‫و نظام اسالم رسول هّ‬ ‫الل عليه و آله و سلم ‪ -‬را در‬ ‫جهان استکبار ترويج نماييم‪.‬‬ ‫و دير يا زود ملتهاى دربند شاهد آن خواهند بود‪.‬‬


‫و از محضر مقدس بقي ة هّ‬ ‫الل ‪ -‬ارواحنا فداه ‪ -‬عاجزانه مى خ واهيم که ما را در مسير و هدفمان‬ ‫مدد و رهبرى فرمايد‪.‬‬ ‫‪28‬‬

‫خداوند متعال به خانواده هاى شهدا صبر و اجر‪ ،‬و به مجروحين و معلولين شفا عنايت فرمايد‪،‬‬ ‫و اسرا و مفقودين را به وطن خويش باز گرداند‪.‬‬

‫‪1‬‬

‫خداوندا‪ ،‬از تو مى خ واهيم آنچه را مصلحت اسالم و مسلمين است را ب راى ما مقدر فرمايى‬ ‫‪ .‬انک قريب مجيب‪.‬‬ ‫والسالم عليکم و رحمة هّ‬ ‫الل و برکاته ‪.‬‬

‫جام زهر ‪...‬‬

‫پنجم ذىحجه ‪67/4/29 / 408‬‬

‫‪ -1‬سوره فتح‪ ،‬آيه ‪ :27‬هر آينه خداوند حقيقت خ واب رسولش را آشکار ساخت که حتما‬ ‫هّ‬ ‫روحالل الموسوى الخمينى (مؤمنين) به خ واست خدا‪ ،‬با دل ايمن وارد مسجدالحرام خ واهيد‬ ‫شما‬ ‫شد‪.‬‬ ‫‪ -2‬بخشى از آيه ‪ 27‬سوره حج‪ :‬و مردم را به انجام مناسک حج ندا ده تا پياده و سواره از‬ ‫دورترين نقاط به سوى تو گرد آيند‪.‬‬ ‫‪ -3‬فتوا دهندگان‪.‬‬

‫‪ -4‬از علماى بنى اس رائيل که در حق حضرت موسى بدى کرد و به مخالفت او برخاست‪.‬‬

‫زمان‪ 29 :‬تير ‪ 5 / 1367‬ذى الحجه ‪1408‬‬ ‫مکان‪ :‬ته ران‪ ،‬جماران‬

‫موضوع‪ :‬سالگرد کشتار خونين مکه و قبول قطعنامه ‪598‬‬

‫بسم هّ‬ ‫الل الرحمن الرحيم‬ ‫هّ‬ ‫هّ‬ ‫شاءالل‬ ‫صدقالل رسوله الرءيا بالحق لتد خلن المسجدالحرام ان‬ ‫مخاطب‪ :‬ملت اي ران لقد‬ ‫آمنين‪ )1(.‬علىرغم گذشت يک سال از کشتار فجيع و بى رحمانه حجاج بى دفاع و زائران‬ ‫مؤمن و موحد به وسيله نوکران امريکا و سفاکان آل سعود‪ ،‬هنوز شهر خدا و خلق خدا در بهت‬ ‫و حي رتند‪.‬‬ ‫آل سعود با کشتن ميهمانان خدا و به خاک و خون کشيدن بهترين بندگان حق نه تنها حرم‬ ‫را‪ ،‬که جهان اسالم را آلوده به خون شهي دان نمود و مسلمانان و آزادگان را عزادار ساخت‪.‬‬

‫مسلمانان جهان در سال گذشته و ب راى اولين بار عيد قربان را با شهادت فرزندان اب راهيم ‪-‬‬ ‫عليه السالم ‪ -‬که دهها بار از مصاف با جهانخ واران و اذناب آنان برگشته بودند‪ ،‬در مسلخ عشق‬ ‫و در مناى رضايت حق جشن گرفتند‪.‬‬ ‫و بار ديگر ام ريکا و آل سعود‪ ،‬بر خالف راه و رسم آزادگى‪ ،‬از زنان و مردان‪ ،‬از مادران و پدران‬ ‫شهيد‪ ،‬از جانبازان بى پناه ما کشته ها گرفتند‪ ،‬و در آخ رين لحظات نيز با ناج وانمردى و قساوت‬ ‫بر پيکر نيمه جان سالخوردگان و بر دهان تشنه و خشکيده مظلومان ما تازيانه زدند و انتقام خود‬ ‫را از آنان گرفتند‪.‬‬


‫‪2‬‬

‫انتقام از چه کسانى و از چه گناهى? انتقام از کسانى که از خانه خويش به سوى خانه‬ ‫خدا و خانه مردم هجرت نموده بودند! انتقام از کسانى که سالها کوله بار امانت و مبارزه را بر‬ ‫دوش کشيده بودند‪.‬‬

‫انتقام از کسانى که همچون اب راهيم ‪ -‬عليه السالم ‪ -‬از بتشکنى برمى گشتند‪ ،‬شاه را‬ ‫شکسته بودند‪ ،‬شوروى و امريکا را شکسته بودند‪ ،‬کفر و نفاق را خرد کرده بودند‪.‬‬

‫همانها که پس از طى آن همه راهها با ف رياد‪ :‬واءذن فى الناس بالحج ياءتوک رجاال(‪)2‬‬ ‫پا برهنه و سر برهنه آمده بودند تا اب راهيم را خوشحال کنند‪ ،‬به ميهمانى خدا آمده بودند تا با‬ ‫آب زمزم گرد و غبار سفر را از چهره بزدايند‪ ،‬و عطش خويش را در زالل مناسک حج برطرف‬ ‫نمايند و با توانى بيشتر مسئوليتپذير گردند و در سير و صيرورت ابدى خود نه تنها در ميقات‬ ‫حج‪ ،‬که در ميقات عمل نيز لباس و حجاب پيوستگى و دلبستگى به دنيا را از تن به در‬ ‫آورند‪.‬‬

‫همانها که ب راى نجات محرومان و بندگان خدا راحتى راحتطلبان را بر خود حرام‪ ،‬و محرم‬ ‫به احرام شهادت شده بودند و عزم را جزم کردند تا نه تنها بنده زرخ ريد امريکا و شوروى نباشند‪،‬‬ ‫که زير بار هيچکس جز خدا نروند‪.‬‬ ‫آمده بودند که دوباره به محمد ‪ -‬صلى اللّهعليه و آله و سلم ‪ -‬بگويند که از مبارزه خسته‬ ‫نشده اند و به خوبى مى دانند که ابى سفيان و ابى لهب و ابى جهل ب راى انتقام در کمين‬ ‫نشسته اند‪ ،‬و با خود مى گويند مگر هنوز الت و هبل در کعبه اند‪.‬‬ ‫آرى‪ ،‬خط رناکتر از آن بتها‪ ،‬اما در چهره و فريبى نو‪.‬‬

‫آنها مى دانند که امروز حرم‪ ،‬حرم است اما نه ب راى ناس‪ ،‬که ب راى امريکا! و کسى که به‬ ‫امريکا لبيک نگويد و به خداى کعبه رو آورد سزاوار انتقام خ واهد شد‪.‬‬

‫انتقام از زائرانى که همه ذرات وجود و همه حرکات و سکنات انقالبشان مناسک اب راهيم‬ ‫را زنده کرده است‪ ،‬و حقيقتا مى رود تا فضاى کشور و زندگى خويش را با آواى دلنشين‬ ‫لبيک‪،‬اللهم لبيک معطر سازد‪.‬‬ ‫آرى‪ ،‬در منطق استکبار جهانى هر که بخ واهد ب رائت از کفر و شرک را پياده کند متهم‬ ‫به شرک خ واهد شد‪ ،‬و مفتىها(‪ )3‬و مفتى زادگان اين نوادگان بلعم باعوراها‪ )4(،‬به قتل و کفر‬ ‫او حکم خ واهند داد‪.‬‬ ‫باالخره در تاريخ اسالم مى بايست آن شمشير کفر و نفاقى که در لباس دروغين اح رام‬ ‫يزيديان و جيره خ واران بنى اميه ‪ -‬عليهم لعنة هّ‬ ‫الل ‪ -‬ب راى نابودى و قتل بهترين فرزندان‬

‫به تعليم و تربيت صحيح آنان مى شود احاطه داشته باشيم‪.‬‬

‫فرهنگ دانشگاهها و م راکز غيرحوزه اى به صورتى است که با تجربه و لمس واقعيتها بيشتر‬ ‫عادت کرده است‪ ،‬تا فرهنگ نظرى و فلسفى‪.‬‬ ‫‪27‬‬ ‫بايد با تلفيق اين دو فرهنگ و کمکردن فاصله ها‪ ،‬حوزه و دانشگاه درهم ذوب شوند‪ ،‬تا مي دان‬ ‫ب راى گسترش و بسط معارف اسالم وسيعتر گردد‪.‬‬

‫نکته ديگر اينکه من اکثر موفقيتهاى روحانيت و نفوذ آنان را در ج وامع اسالمى در ارزش عملى‬ ‫و زهد آنان مى دانم‪.‬‬

‫و امروز هم اين ارزش نه تنها نبايد به فراموشى سپرده شود‪ ،‬که بايد بيشتر از گذشته به آن‬ ‫پرداخت‪.‬‬ ‫هيچ چيزى به زشتى دنياگرايى روحانيت نيست‪.‬‬

‫و هيچ وسيله اى هم نمى تواند بدتر از دنياگرايى ‪ ،‬روحانيت را آلوده کند‪.‬‬

‫چه بسا دوستان نادان يا دشمنان دانا بخ واهند با دلسوزيهاى بيمورد مسير زهدگرايى آنان را‬ ‫منحرف سازند‪ ،‬و گروهى نيز مغرضانه يا ناآگاهانه روحانيت را به طرفدارى از سرمايه دارى و سرمايه‬ ‫داران متهم نمايند‪.‬‬ ‫در اين ش رايط حساس و س رنوشتسازى که روحانيت در مصدر امور کشور است و خطر‬ ‫سوءاستفاده ديگران از منزلت روحانيون متصور است‪ ،‬بايد بشدت مواظب حرکات خود بود‪.‬‬

‫چه بسا اف رادى از سازمانها و انجمنها و تشکيالت سياسى و غير آنها با ظاهرى صددرصد‬ ‫اسالمى بخ واهند به حيثيت و اعتبار آنان لطمه وارد سازند‪ ،‬و حتى عالوه بر تامين منافع خود‪،‬‬ ‫روحانيت را رو در روى يکديگر ق رار دهند‪.‬‬

‫البته آن چيزى که روحانيون هرگز نبايد از آن عدول کنند و نبايد با تبليغات ديگران از مي دان‬ ‫به در روند حمايت از محرومين و پا برهنه هاست‪ ،‬چرا که هر کسى از آن عدول کند از عدالت‬ ‫اجتماعى اسالم عدول کرده است‪.‬‬ ‫ما بايد تحت هر ش رايطى خود را عهده دار اين مسئوليت بزرگ بدانيم‪.‬‬

‫و در تحقق آن اگر کوتاهى بنماييم‪ ،‬خيانت به اسالم و مسلمين کرده ايم‪.‬‬

‫در خاتمه ‪ ،‬از پيشگاه مقدس پروردگار‪ ،‬که الطاف بيکران خود را بر اين ملت ارزانى داشته است‪،‬‬ ‫تشکر و قدردانى مى کنم‪.‬‬


‫‪26‬‬

‫ولى هيهات که خادمان اسالم به ملت خود خيانت کنند! البته ما مطمئنيم که در همين‬ ‫شرايط نيز آنها که با روحانيت اصيل کينه دي رينه دارند و عقده ها و حسادتهاى خود را نمى توانند‬ ‫پنهان سازند آنان را به باد ناسزا گي رند‪.‬‬

‫ولى در هر حال آن چيزى که در سرنوشت روحانيت واقعى نيست سازش و تسليم شدن‬ ‫در ب رابر کفر و شرک است‪.‬‬ ‫که اگر بندبند استخ وانهايمان را جدا سازند‪ ،‬اگر سرمان را باالى دار ب رند‪ ،‬اگر زنده زنده در شعله‬ ‫هاى آتشمان بسوزانند‪ ،‬اگر زن و فرزندان و هستىمان را در جلوى ديدگانمان به اسارت و غارت‬ ‫ب رند هرگز اماننامه کفر و شرک را امضا نمى کنيم‪.‬‬ ‫هّ‬ ‫انشاءالل به همه ابعاد و ج وانب مسئوليت خودآشنا هستند ولى از باب تذکر‬ ‫علما و روحانيون‬ ‫و تاکيد عرض مى کنم امروز که بسيارى از ج وانان و انديشمندان در فضاى آزاد کشور اسالمى‬ ‫مان احساس مى کنند که مى توانند انديشه هاى خود را در موضوعات و مسائل مختلف‬ ‫اسالمى بيان دارند‪ ،‬با روى گشاده و آغوش باز حرفهاى آنان را بشنوند‪.‬‬

‫و اگر بي راهه مى روند‪ ،‬با بيانى آکنده از محبت و دوستى راه راست اسالمى را نشان آنها‬ ‫دهيد‪.‬‬ ‫و بايد به اين نکته توجه کنيد که نمى شود ع واطف و احساسات معنوى و عرفانى آنان را‬ ‫ناديده گرفت و فورا انگ التقاط و انحراف بر نوشته هاشان زد و همه را يکباره به وادى ترديد و‬ ‫شک انداخت‪.‬‬ ‫اينها که امروز اينگونه مسائل را عنوان مى کنند مسلما دلشان ب راى اسالم و هدايت مسلمانان‬ ‫مى تپد‪ ،‬و اال داعى ندارند که خود را با طرح اين مسائل به دردسر بيندازند‪.‬‬

‫اينها معتقدند که مواضع اسالم در موارد گوناگون همانگونه اى است که خود فکر مى‬ ‫کنند‪.‬‬ ‫به جاى پرخاش و کنار زدن آنها با پدرى و الفت با آنان برخورد کنيد‪.‬‬ ‫اگر قبول هم نکردند‪ ،‬مايوس نشويد‪.‬‬

‫در غي راين صورت خداىناکرده به دام ليب رالها و مليگراها و يا چپ و منافقين مى افتند‪ ،‬و گناه‬ ‫اين کمتر از التقاط نيست‪.‬‬ ‫وقتى ما مى توانيم به آينده کشور و آينده سازان اميدوار شويم که به آنان در مسائل گوناگون‬ ‫بها دهيم‪ ،‬و از اشتباهات و خطاهاى کوچک آنان بگذريم‪ ،‬و به همه شيوه ها و اصولى که منتهى‬

‫راستين پيامبر اسالم‪ ،‬يعنى حضرت ابى عب د هّ‬ ‫الل الحسين ‪ -‬عليه السالم ‪ -‬و ياوران با وفاى او‪،‬‬ ‫پنهان شده بود مجددا از لباس همان مي راث خ واران بنىسفيان به درآيد و گلوى پاک و مطهر‬ ‫ياوران حسين ‪ -‬عليه السالم ‪ -‬را در آن ه واى گرم‪ ،‬در کربالى حجاز و در قتلگاه حرم‪ ،‬پاره کند‪،‬‬ ‫و همان اتهاماتى را که يزيديان به فرزندان راستين اسالم زدند و آنان را خارجى و ملحد و مشرک و‬ ‫هّ‬ ‫انشاءالل ما اندوه دلمان‬ ‫مهدورالدم معرفى کردند‪ ،‬درست همان را به رهروان راه آنان وارد آورند‪ ،‬که‬ ‫را در وقت مناسب با انتقام از ام ريکا و آل سعود برطرف خ واهيم ساخت و داغ و حسرت حالوت‬ ‫اين جنايت بزرگ را بر دلشان خ واهيم نهاد‪ ،‬و با ب رپايى جشن پيروزى حق بر جنود کفر و نفاق و‬ ‫آزادى کعبه از دست نااهالن و نامحرمان به مسجدالحرام وارد خ واهيم شد‪.‬‬

‫اما زائران کشورها که يقينا با کنترل و ارعاب دولتها و حکومتهايشان به مکه سفر کرده اند‪،‬‬ ‫جاى دوستان و ب رادران و حاميان و همسنگران واقعى خود را در ميان خود خالى خ واهند يافت‪.‬‬ ‫آل سعود ب راى پرده پوشى جنايات ه ولناک سال گذشته خود و همچنين توجيه صدعن‬ ‫سبيل هّ‬ ‫الل(‪ )5‬و منع حجاج اي رانى از ورود به حج‪ ،‬زائران را زير بمباران شديد تبليغات خود ق رار‬ ‫خ واهد داد‪ ،‬و آخوندهاى دربارى و مفتىهاى خودفروخته ‪ -‬لعنةاللّهعليهم ‪ -‬در کشورهاى اسالمى‬ ‫خصوصا حجاز توسط رسانه ها و مطبوعات دست به نمايشها و سخن رانيها زده و عرصه را بر‬ ‫تفکر و تحقيق زائران درباره فهم و درک فلسفه واقعى حج و نيز پى بردن به ماج راى از پيش‬ ‫ط راحى شده شيطان بزرگ در قتل ميهمانان خدا تنگ خ واهند نمود‪.‬‬ ‫و مسلم در چنين ش رايطى رسالت زائران بسيار سنگين است‪.‬‬

‫بزرگت رين درد ج وامع اسالمى اين است که هنوز فلسفه واقعى بسيارى از احکام الهى را درک‬ ‫نکرده اند‪ ،‬و حج با آنهمه راز و عظمتى که دارد هنوز به صورت يک عبادت خشک و يک حرکت‬ ‫بيحاصل و بى ثمر باقى مانده است‪.‬‬ ‫يکى از وظايف بزرگ مسلمانان پى بردن به اين واقعيت است که حج چيست و چ را ب راى‬ ‫هميشه بايد بخشى از امکانات مادى و معنوى خود را ب راى ب رپايى آن صرف کنند‪.‬‬

‫چيزى که تا به حال از ناحيه ناآگاهان و يا تحليلگران مغرض و يا جيره خ واران به عنوان‬ ‫فلسفه حج ترسيم شده است اين است که حج يک عبادت دسته جمعى و يک سفر زيارتى ‪-‬‬ ‫سياحتىاست‪.‬‬ ‫به حج چه که چگونه بايد زيست و چطور بايد مبارزه کرد وبا چه کيفيت در مقابل جهان‬ ‫سرمايه دارى و کمونيسم ايستاد! به حج چه که حقوق مسلمانان و محرومان را از ظالمين بايد‬

‫‪3‬‬


‫‪4‬‬

‫ستاند! به حج چه که بايد ب راى فشارهاى روحى و جسمى مسلمانان چاره انديشى نمود! به‬ ‫حج چه که مسلمانان بايد به عنوان يک نيروى بزرگ و قدرت سوم جهان خودنمايى کنند!‬ ‫به حج چه که مسلمانان را عليه حکومتهاى وابسته بشوراند‪.‬‬ ‫بلکه حج همان سفر تف ريحى ب راى ديدار از قبله و مدينه است و ب س! و حال آنکه حج‬ ‫ب راى نزديک شدن و اتصال انسان به صاحب خانه است‪.‬‬

‫و حج تنها حرکات و اعمال و لفظها نيست و با کالم و لفظ و حرکت خشک‪ ،‬انسان به‬ ‫خدا نمى رسد‪.‬‬

‫حج کانون معارف الهى است که از آن محتواى سياست اسالم را در تمامى زواياى زندگى‬ ‫بايد جستجو نمود‪.‬‬ ‫حج پيامآور و ايجاد و بناى جامعه اى به دور از رذايل مادى و معنوى است‪.‬‬

‫حج تجلى و تکرار همه صحنه هاى عشقآفرين زندگى يک انسان و يک جامعه متکامل‬ ‫در دنياست‪.‬‬ ‫و مناسک حج مناسک زندگى است‪.‬‬

‫و از آنجا که جامعه امت اسالمى ‪ ،‬از هر نژاد و مليتى‪ ،‬بايد اب راهيمى شود تا به خيل امت‬ ‫محمد ‪ -‬صلى اللّهعليه و آله و سلم ‪ -‬پيوند خورد و يکى گردد و يد واحده شود‪ ،‬حج تنظيم‬ ‫و تمرين و تشکل اين زندگى توحيدى است‪.‬‬ ‫حج عرصه نمايش و آيينه سنجش استع دادها و توان مادى و معنوى مسلمانان است‪.‬‬

‫حج بسان قرآن است که همه از آن بهره مند مى شوند‪ ،‬ولى انديشمندان و غ واصان و‬ ‫درد آشنايان امت اسالمى اگر دل به درياى معارف آن بزنند و از نزديک شدن و فرو رفتن در‬ ‫احکام و سياستهاى اجتماعى آن نترسند‪ ،‬از صدف اين دريا گوهرهاى هدايت و رشد و حکمت‬ ‫و آزادگى را بيشتر صيد خ واهند نمود و از زالل حکمت و معرفت آن تا ابد سي راب خ واهند‬ ‫گشت‪.‬‬ ‫ولى چه بايد کرد و اين غم بزرگ را به کجا بايد برد که حج بسان قرآن مهجور گرديده‬ ‫است‪.‬‬ ‫و به همان اندازه اى که آن کتاب زندگى و کمال و جمال در حجابهاى خود ساخته ما‬ ‫پنهان شده است و اين گنجينه اسرار آفرينش در دل خروارها خاک کج فکريهاى ما دفن و‬ ‫پنهان گرديده است و زبان انس و هدايت و زندگى و فلسفه زندگى ساز او به زبان وحشت‬

‫در هر سنگرى از خطوط مقدم جبهه گرفته تا مواضع ديگر‪ ،‬در کنار مردمند‪ ،‬و در هر حادثه غمبار‬ ‫و مصيبتآف رينى شهداى بزرگوارى را تقديم نموده اند‪.‬‬

‫در هيچ کشور و انقالبى جز انقالب بعثت و رسالت و زندگى ائمه هدى‪-‬عليهم السالم ‪ -‬و ‪25‬‬

‫انقالب اسالمى اي ران س راغ نداريم که رهب ران انقالب آنقدر آماج حمالت و کينه ها گردند‪.‬‬

‫و اين به خاطر صداقت و امانتدارى است که در وجود علماى متعهد اسالم متبلور است‪.‬‬

‫مسئوليتپذيرى در کشورى که با محاصره ها و مشکالت اقتصادى و سياسى و نظامى مواجه‬ ‫است کار مشکلى است‪.‬‬ ‫البته روحانيون متعهد کشور ما بايد خودشان را ب راى فداکاريهاى بيشتر آماده کنند‪ ،‬و در مواقع‬ ‫لزوم و ضرورت از آبرو و اعتبار خود ب راى حفظ آبروى اسالم و خدمت به محرومان و پابرهنگان‬ ‫استفادهکنند‪.‬‬ ‫و جاى بسى سپاس و امتنان است که ملت رشيد و دالور اي ران قدر خادمان واقعى خود را مى‬ ‫شناسد‪ ،‬و فلسفه عشق و ارادت خود را به اين نهاد مقدس در يک کلمه خالصه مى کند‪.‬‬

‫علما و روحانيون متعهد اسالم هرگز به آرمان و اصالت و عقيده و هدف اسالمى ملت خيانت‬ ‫نکرده و نمى کنند‪.‬‬ ‫البته تذکر اين نکته الزم است که در تمام نوشته ها و صحبتها هر وقت نام روحانيت را به‬ ‫ميان آورده ام و از آنان قدردانى نموده ام‪ ،‬مقصودم علماى پاک و متعهد و مبارز است‪ ،‬که در هر‬ ‫قشرى ناپاک و غيرمتعهد وجود دارد‪.‬‬ ‫و روحانيون وابسته ضررشان از هر فرد ناپاک ديگر بيشتر است‪.‬‬

‫و هميشه اين دسته از روحانيون مورد لعن و نف رين خدا و رسول و مردم بوده اند‪ ،‬و ض ربات اصلى‬ ‫را به اين انقالب‪ ،‬روحانيون وابسته و مقدسماب و دينفروش زده اند و مى زنند‪.‬‬ ‫و روحانيون متعهد ما هم واره از اين بى فرهنگها متنفر و گريزان بوده اند‪.‬‬

‫من به ص راحت مى گويم مليگراها اگر بودند‪ ،‬به راحتى در مشکالت و سختيها و تنگناها دست‬ ‫ذلت و سازش به طرف دشمنان دراز مى کردند‪ ،‬و ب راى اينکه خود را از فشارهاى روزمره سياسى‬ ‫برهانند‪ ،‬همه کاسه هاى صبر و مقاومت را يکجا مى شکستند و به همه ميثاقها و تعهدات ملى‬ ‫و ميهنى ادعايى خود پشت پا مى زدند‪.‬‬ ‫کسى تصور نکند که ما راه سازش با جهانخ واران را نمى دانيم‪.‬‬


‫‪24‬‬

‫گلهاى معطر و نوشکفته جهان اسالم‪ ،‬سفارش مى کنم که قدر و قيمت لحظات شي رين زندگى‬ ‫خود را بدانيد‪ ،‬و خودتان را ب راى يک مبارزه علمى و عملى بزرگ تا رسيدن به اهداف عالى انقالب‬ ‫اسالمى آماده کنيد‪.‬‬ ‫و من به همه مسئولين و دست اندرکاران سفارش مى کنم که به هر شکل ممکن وسايل‬ ‫ارتقاى اخالقى و اعتقادى و علمى و هنرى ج وانان را فراهم سازيد‪ ،‬و آنان را تا مرز رسيدن به‬ ‫بهترين ارزشها و نوآوريها همراهى کنيد‪ ،‬و روح استقالل و خودکفايى را در آنان زنده نگه داريد‪.‬‬

‫مبادا اساتيد و معلمينى که به وسيله معاشرتها و مسافرت به جهان به اصطالح متمدن‪،‬‬ ‫ج وانان ما را که تازه از اسارت و استعمار رهيده اند‪ ،‬تحقير و سرزنش نمايند و خداى ناکرده از‬ ‫پيشرفت و استع داد خارجيها بت بتراشند و روحيه پيروى و تقليد و گدا صفتى را در ضمير ج وانان‬ ‫تزريقنمايند‪.‬‬ ‫به جاى اينکه گفته شود که ديگران کجا رفتند و ما کجا هستيم به هويت انسانى خود توجه‬ ‫کنند و روح توانايى و راه ورسم استقالل را زنده نگه دارند‪.‬‬

‫ما در شرايط جنگ و محاصره توانسته ايم آنهمه هنرآفرينى و اختراعات و پيشرفتها داشته‬ ‫باشيم‪.‬‬ ‫هّ‬ ‫انشاءالل در شرايط بهتر زمينه کافى ب راى رشد استع داد و تحقيقات را در همه امور ف راهم‬ ‫مى سازيم‪.‬‬ ‫مبارزه علمى ب راى ج وانان زنده کردن روح جستجو و کشف واقعيتها و حقيقتهاست‪.‬‬

‫و اما مبارزه عملى آنان در بهترين صحنه هاى زندگى و جهاد و شهادت شکل گرفته است‪.‬‬

‫و نکته ديگرى که از باب نهايت ارادت و عالقه ام به ج وانان عرض مى کنم اين است که‬ ‫در مسير ارزشها و معنويات از وجود روحانيت و علماى متعهد اسالم استفاده کنيد‪ ،‬و هيچگاه و‬ ‫تحت هيچ شرايطى خود را بى نياز از هدايت و همکارى آنان ندانيد‪.‬‬ ‫روحانيون مبارز و متعهد به اسالم در طول تاريخ و در سختترين شرايط هم واره با دلى پر‬ ‫از اميد و قلبى سرشار از عشق و محبت به تعليم و تربيت و هدايت نسلها همت گماشته اند‬ ‫و هميشه پيشتاز و سپر بالى مردم بوده اند‪ ،‬بر باالى دار رفته اند و محروميتها چشيده اند ‪،‬‬ ‫زندانها رفته اند و اسارتها و تبعيدها ديده اند‪ ،‬و باالتر از همه ‪ ،‬آماج طعنها و تهمتها بوده اند‪ ،‬و در‬ ‫شرايطى که بسيارى از روشنفکران در مبارزه با طاغوت به ياس و نااميدى رسيده بودند‪ ،‬روح اميد‬ ‫و حيات را به مردم برگرداندند و از حيثيت و اعتبار واقعى مردم دفاع نموده اند‪ ،‬و هم اکنون نيز‬

‫و مرگ و قبر تنزل کرده است‪ ،‬حج نيز به همان سرنوشت گرفتار گشته است‪ ،‬س رنوشتى که‬ ‫ميليونها مسلمان هر سال به مکه مى روند و پا جاى پاى پيامبر و اب راهيم و اسماعيل و هاجر‬ ‫مى گذارند‪ ،‬ولى هيچکس نيست که از خود بپرسد اب راهيم و محمد ‪ -‬عليهمالسالم ‪ -‬که‬ ‫بودند و چه کردند ‪ ،‬هدفشان چه بود‪ ،‬از ما چه خ واسته اند? گويى به تنها چيزى که فکر نمى‬ ‫شود به همين است‪.‬‬ ‫مسلم حج بى روح و بى تحرک و قيام‪ ،‬حج بى ب رائت‪ ،‬حج بى وحدت‪ ،‬و حجى که از آن‬ ‫هدم کفر و شرک بر نيايد‪ ،‬حج نيست‪.‬‬ ‫خالصه ‪ ،‬همه مسلمانان بايد در تجديد حيات حج و قرآن کريم و بازگرداندن اين دو به‬ ‫صحنه هاى زندگىشان کوشش کنند‪ ،‬و محققان متعهد اسالم با ارائه تفسيرهاى صحيح و‬ ‫واقعى از فلسفه حج همه بافته ها و تافته هاى خ رافاتى علماى دربارى را به دريا ب ريزند‪.‬‬

‫اما آنچه زائران عزيز بايد بدانند اينکه امريکا و آل سعود حادثه مکه را يک مبارزه فرقه اى و‬ ‫نزاع قدرت ميان شيعه و سنى ترسيم نموده ‪ ،‬و اي ران و رهب ران آن را به عنوان کسانى که هوس‬ ‫رسيدن به يک امپ راتورى بزرگ را در سر مى پرورانند معرفى مى کنند تا بسيارى از کسانى که از‬ ‫مسير ح وادث سياسى جهان اسالم و نقشه هاى شوم جهانخ واران بيخب رند تصور کنند که ف رياد‬ ‫ب رائت ما از مشرکين و مبارزه ما ب راى کسب آزادى ملتها در مسير کسب قدرت سياسىمان و‬ ‫گسترش قلمرو جغ رافياى حکومت اسالمى است‪.‬‬

‫البته ب راى ما و همه انديشمندان و محققانى که از نيات پليد تشکيالت آل سعود باخب رند‬ ‫جاى تعجب نيست که به اي ران و حکومتى که از بدو پيروزى تا به حال ف رياد وحدت مسلمين‬ ‫را سر داده است و در همه ح وادث جهان اسالم خود را شريک غم و شادى مسلمانان مى داند‬ ‫تهمت افت راق و جدايى مسلمانان را بزنند‪ ،‬و يا باالتر از آن‪ ،‬زائرانى را که به عشق زيارت مرقد‬ ‫پيامبر و حرم امن الهى به حجاز رفته اند به لشکرکشى و تشکل ب راى تصرف کعبه و آتش‬ ‫زدن حرم خدا و تخ ريب مدينه پيامبر متهم نمايند! و دليل و مدرک اين کار را حضور پاسداران‬ ‫و نظاميان و مسئولين کشورمان در مراسم حج ذکر کنند! آرى‪ ،‬در منطق آل سعود نظامى و‬ ‫پاسدار کشور اسالمى بايد با حج بيگانه باشد‪ ،‬و اينگونه سفرها ب راى مسئولين کشورى و لشکرى‬ ‫تعجبآور و توطئه انگيز مى شود‪.‬‬

‫از نظر استکبار‪ ،‬مسئولين کشورهاى اسالمى بايد به فرنگ بروند‪ ،‬آنها را به حج چه کار!‬ ‫دستنشاندگان ام ريکا آتش زدن پرچم امريکا را به حساب آتش زدن حرم‪ ،‬و شعار مرگ بر شوروى‬ ‫و ام ريکا و اس رائيل را به حساب دشمنى با خدا و قرآن و پيامبر گذاشته اند‪ ،‬و نيز مسئولين و‬ ‫نظاميان ما را با لباس اح رام به عنوان رهب ران توطئه معرفى کرده اند! واقعيت اين است که دول‬

‫‪5‬‬


‫استکبارى شرق و غرب و خصوصا امريکا و شوروى‪ ،‬عمال جهان را به دو بخش آزاد و ق رنطينه‬ ‫سياسى تقسيم کرده اند‪.‬‬ ‫‪6‬‬

‫در بخش آزاد جهان‪ ،‬اين ابرقدرتها هستند که هيچ مرز و حد و قانونى نمى شناسند و‬ ‫تجاوز به منافع ديگران و استعمار و استثمار و بردگى ملتها را امرى ضرورى و کامال توجيه شده‬ ‫و منطقى و منطبق با همه اصول و موازين خود ساخته و بينالمللى مى دانند‪.‬‬

‫اما در بخش قرنطينه سياسى که متاسفانه اکثر ملل ضعيف عالم و خصوصا مسلمانان‬ ‫در آن محصور و زندانى شده اند‪ ،‬هيچ حق حيات و اظهار نظرى وجود ندارد‪ ،‬همه ق وانين و‬ ‫مقررات و فرمولها همان ق وانين ديکته شده و دلخ واه نظامهاى دست نشاندگان و در برگي رنده‬ ‫منافع مستکب ران خ واهد بود‪.‬‬

‫و متاسفانه اکثر ع وامل اجرايى اين بخش همان حاکمان تحميل شده يا پيروان خطوط‬ ‫کلى استکبارند که حتى فرياد زدن از درد را نيز در درون اين حصارها و زنجيرها جرم و گناهى‬ ‫نابخشودنى مى دانند‪.‬‬ ‫و منافع جهانخ واران ايجاب مى کند که هيچ کس حق گفتن کلمه اى که بوى تضعيف‬ ‫آنان را بدهد يا خ واب راحت آنان را آشفته کند ندارد‪.‬‬

‫و از آنجا که مسلمانان جهان به علت فشار و حبس و اعدام‪ ،‬قدرت بيان مصيبتهايى‬ ‫را که حاکمان کشورشان بر آنها تحميل کرده اند را ندارند‪ ،‬بايد بتوانند در حرم امن الهى‬ ‫مصايب و دردهايشان را با کمال آزادى بيان کنند تا ساير مسلمانان ب راى رهايى آنان چاره اى‬ ‫بينديشند‪.‬‬ ‫لذا ما بر اين مطلب پافشارى و اصرار مى کنيم که مسلمانان‪ ،‬حداقل در خانه خدا و حرم‬ ‫امن الهى‪ ،‬خود را از تمامى قيد و بندهاى ظالمان آزاد ببينند و در يک مانور بزرگ از چيزى که‬ ‫از آن متنف رند اعالم ب رائت کنند و از هر وسيله اى ب راى رهايى خود استفاده نمايند‪.‬‬ ‫حکومت آل سعود مسئوليت کنترل زائران خانه خدا را به عهده گرفته است‪.‬‬

‫و اينجاست که با اطمينان مى گوييم که حادثه مکه جداى از سياست اصولى جهانخ واران‬ ‫در قلع و قمع مسلمانان آزاده نيست‪.‬‬ ‫ما با اعالم ب رائت از مشرکين تصميم بر آزادى انرژى متراکم جهان اسالم داشته و داريم‪.‬‬

‫و به يارى خداوند بزرگ و با دست فرزندان قرآن روزى اين کار صورت خ واهد گرفت‪.‬‬

‫بجنگم‪ ،‬اما تصميم امروز فقط ب راى تشخيص مصلحت بود‪ ،‬و تنها به اميد رحمت و رضاى او از‬ ‫هر آنچه گفتم گذشتم‪ ،‬و اگر آبرويى داشته ام با خدا معامله کرده ام‪.‬‬

‫عزيزانم‪ ،‬شما مى دانيد که تالش کرده ام که راحتى خود را بر رضايت حق و راحتى شما مقدم ‪23‬‬

‫ندارم‪.‬‬

‫خداوندا‪ ،‬تو مى دانى که ما سر سازش با کفر را نداريم‪.‬‬

‫خداوندا‪ ،‬تو مى دانى که استکبار و امريکاى جهانخ وار گلهاى باغ رسالت تو را پ رپر نمودند‪.‬‬

‫خداوندا‪ ،‬در جهان ظلم و ستم و بي داد‪ ،‬همه تکيه گاه ما تويى ‪ ،‬و ما تنهاى تنهاييم و غير از تو‬ ‫کسى را نمى شناسيم و غير از تو نخ واسته ايم که کسى را بشناسيم‪.‬‬ ‫ما را يارى کن‪ ،‬که تو بهت رين يارى کنندگانى‪.‬‬

‫خداوندا‪ ،‬تلخى اين روزها را به شي رينى فرج حضرت بقي ة هّ‬ ‫الل ‪ -‬ارواحنا لت راب مقدمه الفداء ‪ -‬و‬ ‫رسيدن به خودت جب ران فرما‪.‬‬ ‫فرزندان انقالبى ام‪ ،‬اى کسانى که لحظه اى حاضر نيستيد که از غرور مقدستان دست برداريد‪،‬‬ ‫شما بدانيد که لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما مى گذرد‪.‬‬

‫مى دانم که به شما سخت مى گذرد‪ ،‬ولى مگر به پدر پير شما سخت نمى گذرد? مى دانم که‬ ‫شهادت شي رينتر از عسل در پيش شماست‪ ،‬مگر ب راى اين خادمتان اينگونه نيست? ولى تحمل‬ ‫کنيد که خدا با صاب ران است‪.‬‬ ‫بغض و کينه انقالبى تان را در سينه ها نگه داريد‪ ،‬با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگريد‪ ،‬و‬ ‫بدانيد که پيروزى از آن شماست‪.‬‬ ‫و تاکيد مى کنم که گمان نکنيد که من در جريان کار جنگ و مسئوالن آن نيستم‪.‬‬

‫مسئولين مورد اعتماد من مى باشند‪.‬‬

‫آنها را از اين تصميمى که گرفته اند شماتت نکنيد‪ ،‬که ب راى آنان نيز چنين پيشنهادى سخت‬ ‫و ناگوار بوده است‪.‬‬ ‫هّ‬ ‫انشاءالل خداوند همه ما را موفق به خدمت و رضايت خود فرمايد‪.‬‬ ‫که‬ ‫من در اينجا به ج وانان عزيز کشورمان‪ ،‬به اين سرمايه ها و ذخيره هاى عظيم الهى و به اين‬


‫‪22‬‬

‫ولى در مقطع کنونى به طور جد از همه گويندگان و دست اندرکاران و مسئولين کشور و‬ ‫مدي ران رسانه ها و مطبوعات مى خ واهم که خود را از معرکه ها و معرکه آفرينيها دور کنند‪ ،‬و‬ ‫مواظب باشند که ناخودآگاه آلت دست افکار و انديشه هاى تند نگردند‪ ،‬و با سعه صدر در کنار‬ ‫يکديگر مترصد اوضاع دشمنان باشند‪.‬‬

‫در اين روزها ممکن است بسيارى از افراد به خاطر احساسات و ع واطف خود صحبت از چ راها‬ ‫و بايدها و نبايدها کنند‪.‬‬

‫هر چند اين مسئله به خودى خود يک ارزش بسيار زيباست‪ ،‬اما اکنون وقت پرداختن به‬ ‫آن نيست‪.‬‬ ‫چه بسا آنهايى که تا ديروز در ب رابر اين نظام جبهه گيرى کرده بودند و فقط به خاطر سقوط‬ ‫نظام و حکومت جمهورى اسالمى اي ران از صلح و صلحطلبى به ظاهر دم مى زدند‪ ،‬امروز نيز‬ ‫با همان هدف سخنان فريبنده ديگرى را مطرح نمايند‪ ،‬و جيره خ واران استکبار‪ ،‬همانها که تا‬ ‫ديروز در زير نقاب دروغين صلح‪ ،‬خنجرشان را از پشت به قلب ملت فرو کرده بودند‪ ،‬امروز طرفدار‬ ‫جنگ شوند‪.‬‬

‫و مليگراهاى بى فرهنگ ب راى از بين بردن خون شهداى عزيز و نابودى عزت و افتخار مردم‪،‬‬ ‫تبليغات مسموم خويش را آغاز نمايند‪.‬‬ ‫هّ‬ ‫انشاءالل ملت عزيز ما با بصيرت و هوشيارى ج واب همه فتنه ها را خ واهد داد‪.‬‬ ‫که‬

‫من باز مى گويم که قبول اين مسئله ب راى من از زهر کشنده تر است‪ ،‬ولى راضى به رضاى‬ ‫خدايم و ب راى رضايت او اين جرعه را نوشيدم‪.‬‬ ‫و نکته اى که تذکر آن الزم است اين است که در قبول اين قطعنامه فقط مسئولين کشور‬ ‫اي ران به اتکاى خود تصميم گرفته اند‪.‬‬ ‫و کسى و کشورى در اين امر مداخله نداشته است‪.‬‬

‫مردم عزيز و شريف اي ران‪ ،‬من فرد فرد شما را چون فرزندان خويش مى دانم‪.‬‬

‫و شما مى دانيد که من به شما عشق مى ورزم‪ ،‬و شما را مى شناسم‪ ،‬شما هم م را مى‬ ‫شناسي د‪.‬‬ ‫در شرايط کنونى آنچه موجب امر شد تکليف الهى ام بود‪.‬‬

‫شما مى دانيد که من با شما پيمان بسته بودم که تا آخ رين قطره خون و آخ رين نفس‬

‫هّ‬ ‫انشاءالل روزى همه مسلمانان و دردمندان عليه ظالمين جهان فرياد زنند و اثبات کنند که‬ ‫و‬ ‫ابرقدرتها و نوکران و جيره خ وارانشان از منفورترين موجودات جهان هستند‪.‬‬

‫کشتار زائران خانه خدا توطئه اى ب راى حفظ سياستهاى استکبار و جلوگيرى از نفوذ اسالم‬ ‫ناب محمدى ‪ -‬صلى هّ‬ ‫الل عليه و آله و سلم ‪ -‬است‪.‬‬ ‫و کارنامه سياه و ننگين حاکمان بى درد کشورهاى اسالمى حکايت از افزودن درد و مصيبت‬ ‫بر پيکر نيمه جان اسالم و مسلمين دارد‪.‬‬ ‫پيامبر اسالم نيازى به مساجد اشرافى و مناره هاى تزئيناتى ندارد‪.‬‬

‫پيامبر اسالم دنبال مجد و عظمت پيروان خود بوده است که متاسفانه با سياستهاى غلط‬ ‫حاکمان دست نشانده به خاک مذلت نشسته اند‪.‬‬

‫مگر مسلمانان جهان فاجعه قتل عام صدها عالم و هزاران زن و مرد فرقه هاى مسلمين‬ ‫را در طول حيات ننگين آل سعود و نيز جنايت قتلعام زائران خانه خدا را ف راموش مى کنند?‬ ‫مگر مسلمانان نمى بينند که امروز مراکز وهابيت در جهان به کانونهاى فتنه و جاسوسى مبدل‬ ‫شده اند‪ ،‬که از يک طرف اسالم اشرافيت‪ ،‬اسالم ابوسفيان‪ ،‬اسالم مالهاى کثيف دربارى‪ ،‬اسالم‬ ‫مقدس نماهاى بيشعور حوزه هاى علمى و دانشگاهى‪ ،‬اسالم ذلت و نکبت‪ ،‬اسالم پول و زور‪،‬‬ ‫اسالم ف ريب و سازش و اسارت‪ ،‬اسالم حاکميت سرمايه و سرمايه داران بر مظلومين و پابرهنه ها‪،‬‬ ‫و در يک کلمه اسالم ام ريکايى را ترويج مى کنند‪ ،‬و از طرف ديگر‪ ،‬سر بر آستان سرور خويش‪،‬‬ ‫ام ريکاى جهانخ وار‪ ،‬مى گذارند‪.‬‬

‫مسلمانان نمى دانند اين درد را به کجا بب رند که آل سعود و خادمالحرمين به اس رائيل‬ ‫اطمينان مى دهد که ما اسلحه خودمان را عليه شما به کار نمى ب ريم! و ب راى اثبات حرف خود‬ ‫با اي ران قطع رابطه مى کنند‪.‬‬

‫واقعا چقدر بايد رابطه س ران کشورهاى اسالمى با صهيونيستها گرم و صميمى شود تا در‬ ‫کنف رانس س ران کشورهاى اسالمى مبارزه صورى و ظاهرى هم با اسرائيل از دستور کار آنان و‬ ‫جلسات آنان خارج شود‪.‬‬ ‫اگر اينها يک جو غيرت و حميت اسالمى و ع ربى داشتند‪ ،‬حاضر به يک چنين معامله‬ ‫کثيف سياسى و خودفروشى و وطن فروشى نمى شدند‪.‬‬

‫آيا اين حرکات ب راى جهان اسالم شرمآور نيست? و تماشاچىشدن گناه و جرم نمى باشد? آيا‬ ‫از مسلمانان کسى نيست تا بپاخيزد و اينهمه ننگ و عار را تحمل نکند? راستى ما بايد بنشينيم‬ ‫تا س ران کشورهاى اسالمى احساسات يک ميليارد مسلمان را ناديده بگي رند و صحه بر آنهمه‬

‫‪7‬‬


‫‪8‬‬

‫فجايع صهيونيستها بگذارند‪ ،‬و دوباره مصر و امثال آن را به صحنه بياورند? حال‪ ،‬مسلمانان‬ ‫باور مى کنند که زائران اي رانى ب راى اشغال خانه خدا و حرم پيامبر قيام کرده اند و مى خ واهند‬ ‫کعبه را دزديده به قم بب رند! اگر مسلمانان جهان باور کرده اند که سران آنها دشمنان واقعى‬ ‫امريکا و شوروى و اسرائيل هستند‪ ،‬تبليغات آنان هم در مورد ما را باور مى کنند‪.‬‬

‫که من مجددا به همه مردم و مسئولين عرض مى کنم که حساب اينگونه اف راد را از حساب‬ ‫مجاهدان در راه خدا جدا سازند‪ ،‬و نگذارند اين مدعيان بى هنر امروز و قاعدين کوته نظر ديروز به‬ ‫صحنه ها برگردند‪.‬‬ ‫من در ميان شما باشم و يا نباشم به همه شما وصيت و سفارش مى کنم که نگذاريد انقالب‬ ‫به دست نااهالن و نامحرمان بيفتد‪.‬‬

‫البته ما اين واقعيت و حقيقت را در سياست خارجى و بينالملل اسالمى مان بارها اعالم‬ ‫نموده ايم که درصدد گسترش نفوذ اسالم در جهان و کم کردن سلطه جهانخ واران بوده و‬ ‫هستيم‪.‬‬

‫نگذاريد پيشکسوتان شهادت و خون در پيچ و خم زندگى روزمره خود به ف راموشى سپرده‬ ‫شوند‪.‬‬

‫ما درصدد خشکانيدن ريشه هاى فاسد صهيونيزم‪ ،‬سرمايه دارى و کمونيزم در جهان‬ ‫هستيم‪.‬‬

‫با اعالم اين تصميم‪ ،‬ح ربه تبليغات جهانخ واران عليه ما کند شده است‪ ،‬ولى دورنماى ح وادث‬ ‫را نمى توان به طور قطع و جدى پيشبينى نمود‪.‬‬

‫حال اگر نوکران امريکا نام اين سياست را توسعه طلبى و تفکر تشکيل امپ راتورى بزرگ‬ ‫مى گذارند‪ ،‬از آن باکى نداريم و استقبال مى کنيم‪.‬‬

‫اکي دا به ملت عزيز اي ران سفارش مى کنم که هوشيار و مراقب باشيد‪ ،‬قبول قطعنامه از طرف‬ ‫جمهورى اسالمى اي ران به معناى حل مسئله جنگ نيست‪.‬‬

‫ما تصميم گرفته ايم‪ ،‬به لطف و عنايت خداوند بزرگ‪ ،‬نظامهايى را که بر اين سه پايه‬ ‫الل‪ -‬صلى هّ‬ ‫استوار گرديده اند نابود کنيم‪ ،‬و نظام اسالم رسول هّ‬ ‫الل عليه و آله و سلم ‪ -‬را در‬ ‫جهان استکبار ترويج نماييم‪.‬‬

‫و هنوز دشمن از ش رارتها دست ب رنداشته است‪ ،‬و چه بسا با بهانه جوييها به همان شيوه هاى‬ ‫تجاوزگرانه خود ادامه دهد‪.‬‬

‫و دير يا زود ملتهاى دربند شاهد آن خ واهند بود‪.‬‬

‫ما با تمام وجود از گسترش باجخ واهى و مصونيت کارگزاران امريکايى ‪ ،‬حتى اگر با مبارزه‬ ‫قه رآميز هم شده باشد‪ ،‬جلوگيرى مى کنيم‪.‬‬ ‫هّ‬ ‫انشاءالل ما نخ واهيم گذاشت از کعبه و حج‪ ،‬اين منبر بزرگى که بر بلنداى بام انسانيت‬ ‫بايد صداى مظلومان را به همه عالم منعکس سازد و آواى توحيد را طنين اندازد‪ ،‬صداى‬ ‫سازش با امريکا و شوروى و کفر و شرک نواخته شود‪.‬‬

‫ما بايد ب راى دفع تجاوز احتمالى دشمن آماده و مهيا باشيم‪.‬‬ ‫و ملت ما هم نبايد فعال مسئله را تمام شده بداند‪.‬‬

‫البته ما رسما اعالم مى کنيم که هدف ما تاکتيک جديد در ادامه جنگ نيست‪.‬‬

‫چه بسا دشمنان بخ واهند با همين بهانه ها حمالت خود را دنبال کنند‪.‬‬ ‫نيروهاى نظامى ما هرگز نبايد از کيد و مکر دشمنان غافل بمانند‪.‬‬

‫در هر ش رايطى بايد بنيه دفاعى کشور در بهترين وضعيت باشد‪.‬‬

‫و از خدا مى خ واهيم که اين قدرت را به ما ارزانى دارد که نه تنها از کعبه مسلمين‪ ،‬که از‬ ‫کليساهاى جهان نيز ناقوس مرگ امريکا و شوروى را به صدا درآوريم‪.‬‬

‫مردم ما‪ ،‬که در طول سالهاى جنگ و مبارزه ابعاد کينه و قساوت و عداوت دشمنان خدا و خود‬ ‫را لمس کرده اند‪ ،‬بايد خطر تهاجم جهانخ واران در شيوه ها و شکلهاى مختلف را جديتر بدانند‪.‬‬

‫و اميدوارم همه مسلمانان شکوفه هاى آزادى و نسيم عطر بهارى و ط راوت گلهاى‬

‫در صورتى که اين مرحله از حادثه انقالب را با همان شکل خاص و مقررات م ربوط به خود‬ ‫پشت سر گذارديم ب راى بعد از آن و سازندگى کشور و سياست کل نظام و انقالب تذکراتى دارم که‬ ‫در وقت مناسب خ واهم گفت‪.‬‬

‫مسلمانان جهان و محرومين سراسر گيتى از اين برزخ بى انتهايى که انقالب اسالمى ما‬ ‫ب راى همه جهانخ واران آفريده است احساس غرور و آزادى کنند‪ ،‬و آواى آزادى و آزادگى را در‬ ‫حيات و سرنوشت خويش سر دهند و بر زخمهاى خود مرهم گذارند‪ ،‬که دوران بنبست و نا‬ ‫اميدى و تنفس در منطقه کفر به سر آمده است‪ ،‬و گلستان ملتها رخ نموده است‪.‬‬

‫و فعال چون گذشته تمامى نظاميان‪ ،‬اعم از ارتش و سپاه و بسيج در جبهه ها ب راى دفاع در‬ ‫ب رابر شيطنت استکبار و ع راق به ماموريتهاى خود ادامه دهند‪.‬‬

‫‪21‬‬


‫و ما ب راى درک کامل ارزش و راه شهي دانمان فاصله طوالنى را بايد بپيماييم و در گذر زمان‬ ‫و تاريخ انقالب و آيندگان آن را جستجو نماييم‪.‬‬ ‫‪20‬‬

‫مسلم خون شهي دان‪ ،‬انقالب و اسالم را بيمه کرده است‪.‬‬

‫خون شهي دان ب راى ابد درس مقاومت به جهانيان داده است‪.‬‬

‫و خدا مى داند که راه و رسم شهادت کور شدنى نيست‪ ،‬و اين ملتها و آيندگان هستند که‬ ‫به راه شهي دان اقتدا خ واهند نمود‪.‬‬

‫و همين تربت پاک شهي دان است که تا قيامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و‬ ‫دارالشفاى آزادگان خ واهد بود‪.‬‬ ‫خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند! خوشا به حال آنان که در اين قافله نور جان و سر‬ ‫باختند! خوشا به حال آنهايى که اين گوهرها را در دامن خود پروراندند! خداوندا‪ ،‬اين دفتر و کتاب‬ ‫شهادت را همچنان به روى مشتاقان باز‪ ،‬و ما را هم از وصول به آن محروم مکن‪.‬‬ ‫خداوندا‪ ،‬کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه اند و نيازمند به مشعل شهادت‪ ،‬تو خود‬ ‫اين چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش‪.‬‬

‫خوشا به حال شما ملت! خوشا به حال شما زنان و مردان! خوشا به حال جانبازان و اس را و‬ ‫مفقودين و خانواده هاى معظم شهدا! و بدا به حال من که هنوز مانده ام و جام زه رآلود قبول‬ ‫قطعنامه را سر کشيده ام‪ ،‬و در ب رابر عظمت و فداکارى اين ملت بزرگ احساس شرمسارى مى‬ ‫کنم‪.‬‬ ‫و بدا به حال آنانى که در اين قافله نبودند! بدا به حال آنهايى که از کنار اين معرکه بزرگ‬ ‫جنگ و شهادت و امتحان عظيم الهى تا به حال ساکت و بى تفاوت و يا انتقاد کننده و پرخاشگر‬ ‫گذشتند! آرى‪ ،‬ديروز روز امتحان الهى بود که گذشت‪.‬‬ ‫و فردا امتحان ديگرى است که پيش مى آيد‪.‬‬

‫و همه ما نيز روز محاسبه بزرگترى را در پيش رو داريم‪.‬‬

‫آنهايى که در اين چند سال مبارزه و جنگ به هر دليلى از اداى اين تکليف بزرگ طفره رفتند‬ ‫و خودشان و جان و مال و فرزندانشان و ديگران را از آتش حادثه دور کرده اند مطمئن باشند که‬ ‫از معامله با خدا طفره رفته اند‪ ،‬و خسارت و زيان و ضرر بزرگى کرده اند که حسرت آن را در روز‬ ‫واپسين و در محاسبه حق خ واهند کشيد‪.‬‬

‫محبت و عشق و چشمه سار زالل جوشش اراده خويش را نظاره کنند‪.‬‬

‫همه بايد از مرداب و باتالق و سکوت و سکونى که کارگزاران سياست ام ريکا و شوروى بر‬ ‫آن تخم مرگ و اسارت پاشيده اند به درآييم و به سوى دريايى که زمزم از آن جوشيده است روانه‬ ‫شويم‪ ،‬و پرده کعبه و حرم خدا را که به دست نامحرمان نجس امريکا و ام ريکازاده ها آلوده شده‬ ‫است با اشک چشم خويش شستشو دهيم‪.‬‬ ‫مسلمانان تمامى کشورهاى جهان‪ ،‬از آنجا که شما در سلطه بيگانگان گرفتار مرگ تدريجى‬ ‫شده ايد‪ ،‬بايد بر وحشت از مرگ غلبه کنيد‪ ،‬و از وجود ج وانان پرشور و شهادتطلبى که حاض رند‬ ‫خطوط جبهه کفر را بشکنند استفاده نماييد‪.‬‬

‫به فکر نگه داشتن وضع موجود نباشيد‪ ،‬بلکه به فکر فرار از اسارت و رهايى از بردگى و يورش‬ ‫به دشمنان اسالم باشيد‪ ،‬که عزت و حيات در سايه مبارزه است‪.‬‬ ‫و اولين گام در مبارزه اراده است‪.‬‬

‫و پس از آن‪ ،‬تصميم بر اينکه سيادت کفر و شرک جهانى‪ ،‬خصوصا ام ريکا را بر خود ح رام‬ ‫کني د‪.‬‬ ‫ما در مکه باشيم يا نباشيم دل و روحمان با اب راهيم و در مکه است‪.‬‬

‫دروازه هاى مدينةالرسول را به روى ما ببندند يا بگشايند‪ ،‬رشته محبتمان با پيامبر هرگز پاره‬ ‫و سست نمى شود‪.‬‬ ‫به سوى کعبه نماز مى گزاريم و به سوى کعبه مى مي ريم‪.‬‬

‫و خدا را سپاس مى گزاريم که در ميثاقمان باخداى کعبه پايدار مانده ايم و پايه هاى ب رائت‬ ‫از مشرکين را با خون هزاران هزار شهيد از عزيزانمان بنيان نهاده ايم‪.‬‬

‫و منتظر هم نمانده ايم که حاکمان بى شخصيت بعض کشورهاى اسالمى و غير اسالمى‬ ‫از حرکت ما پشتيبانى کنند‪.‬‬ ‫ما مظلومين هميشه تاريخ‪ ،‬محرومان و پابرهنگانيم‪.‬‬ ‫ما غير از خدا کسى را نداريم‪.‬‬

‫و اگر هزار بار قطعه قطعه شويم‪ ،‬دست از مبارزه با ظالم بر نمى داريم‪.‬‬

‫جمهورى اسالمى اي ران از مسلمانان آزاده جهان که علىرغم اختناق سياسى حاکم بر آنها‬ ‫با ترتيب کنف رانسها و مصاحبه ها و سخنرانيها پرده از اسرار جنايتبار ام ريکا و آلسعود برداشتند و‬

‫‪9‬‬


‫مظلوميت ما را به دنيا نشان دادند تشکر مى نمايد‪.‬‬

‫‪10‬‬

‫مسلمانان بايد بدانند تا زمانى که تعادل ق وا در جهان به نفع آنان برقرار نشود‪ ،‬هميشه‬ ‫منافع بيگانگان بر منافع آنان مقدم مى شود‪ ،‬و هر روز شيطان بزرگ يا شوروى به بهانه حفظ‬ ‫منافع خود حادثه اى را به وجود مى آورند‪.‬‬

‫راستى اگر مسلمانان مسائل خود را به صورت جدى با جهانخ واران حل نکنند و الاقل‬ ‫خود را به مرز قدرت بزرگ جهان نرسانند‪ ،‬آسوده خ واهند بود? هم اکنون اگر امريکا يک کشور‬ ‫اسالمى را به بهانه حفظ منافع خويش با خاک يکسان کند‪ ،‬چه کسى جلوى او را خ واهد‬ ‫گرفت? پس راهى جز مبارزه نمانده است‪ ،‬و بايد چنگ و دندان ابرقدرتها و خصوصا ام ريکا را‬ ‫شکست‪ ،‬و الزاما يکى از دو راه را انتخاب نمود‪ :‬يا شهادت‪.‬‬ ‫يا پيروزى‪.‬‬

‫که در مکتب ما هر دوى آنها پيروزى است‪.‬‬ ‫هّ‬ ‫انشاءالل خداوند قدرت شکستن چهارچوب سياستهاى حاکم و ظالم جهانخ واران‪ ،‬و‬ ‫که‬ ‫نيز جسارت ايجاد داربستهايى بر محور کرامت انسانى را به همه مسلمين عطا فرمايد‪ ،‬و‬ ‫همه را از افول ذلت به صعود عزت و شوکت همراهى نمايد‪.‬‬

‫بعضى افراد تا قبل از حادثه تلخ و شي رين حج در سال گذشته ‪ ،‬فلسفه اصرار جمهورى‬ ‫اسالمى اي ران را بر راهپيمايى ب رائت از مشرکين به خوبى درک نکرده بودند و از خود و ديگران‬ ‫سؤال مى کردند که در سفر حج و در آن ه واى گرم چه ضرورتى به راهپيمايى و فرياد مبارزه‬ ‫است‪ ،‬و اگر هم فرياد ب رائت از مشرکين هم سر داده شود‪ ،‬چه ضررى متوجه استکبار مى‬ ‫شود‪.‬‬ ‫و چه بسا افراد ساده دلى تصور مى کردند که دنياى به اصطالح متمدن جهانخ واران نه‬ ‫تنها تاب تحمل اينگونه مسائل سياسى را خ واهد داشت‪ ،‬که به مخالفان خود حتى بيش از‬ ‫اين هم اجازه حيات و تظاه رات و راهپيمايى خ واهند داد‪.‬‬

‫و دليل اين مدعا اجازه راهپيماييهايى است که در کشورهاى به اصطالح آزاد غرب داده‬ ‫مى شود‪.‬‬ ‫ولى اين مسئله بايد روشن باشد که آنگونه راهپيماييها هيچگونه ضررى ب راى ابرقدرتها‬ ‫و قدرتها ندارد‪.‬‬ ‫راهپيمايى مکه و مدينه است که بسته شدن شيرهاى نفت ع ربستان را به دنبال دارد‪.‬‬

‫و اين را بايد از اصول سياست خارجى خود بدانيم‪.‬‬

‫ما اعالم مى کنيم که جمهورى اسالمى اي ران ب راى هميشه حامى و پناهگاه مسلمانان آزاده‬ ‫جهان است‪.‬‬ ‫‪19‬‬ ‫و کشور اي ران به عنوان يک دژ نظامى و آسيبناپذير نياز سربازان اسالم را تامين و آنان را به‬ ‫مبانى عقيدتى و تربيتى اسالم و همچنين به اصول و روشهاى مبارزه عليه نظامهاى کفر و شرک‬ ‫آشنا مى سازد‪.‬‬ ‫و اما در مورد قبول قطعنامه که حقيقتا مسئله بسيار تلخ و ناگوارى ب راى همه و خصوصا ب راى‬ ‫من بود‪ ،‬اين است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شيوه دفاع و مواضع اعالم شده در جنگ‬ ‫بودم و مصلحت نظام و کشور و انقالب را در اجراى آن مى ديدم‪ ،‬ولى به واسطه ح وادث و ع واملى‬ ‫که از ذکر آن فعال خوددارى مى کنم‪ ،‬و به اميد خداوند در آينده روشن خ واهد شد و با توجه به نظر‬ ‫تمامى کارشناسان سياسى و نظامى سطح باالى کشور‪ ،‬که من به تعهد و دلسوزى و صداقت آنان‬ ‫اعتماد دارم‪ ،‬با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم‪ ،‬و در مقطع کنونى آن را به مصلحت‬ ‫انقالب و نظام مى دانم‪.‬‬

‫و خدا مى داند که اگر نبود انگيزه اى که همه ما و عزت و اعتبار ما بايد در مسير مصلحت‬ ‫اسالم و مسلمين ق ربانى شود‪ ،‬هرگز راضى به اين عمل نمى بودم و مرگ و شهادت ب رايم گواراتر‬ ‫بود‪.‬‬ ‫اما چاره چيست که همه بايد به رضايت حق تعالى گردن نهيم‪.‬‬

‫و مسلم ملت قهرمان و دالور اي ران نيز چنين بوده و خ واهد بود‪.‬‬

‫من در اينجا از همه فرزندان عزيزم در جبهه هاى آتش و خون که از اول جنگ تا امروز به‬ ‫نحوى در ارتباط با جنگ تالش و کوشش نموده اند‪ ،‬تشکر و قدردانى مى کنم‪.‬‬ ‫و همه ملت اي ران را به هوشيارى و صبر و مقاومت دعوت مى کنم‪.‬‬

‫در آينده ممکن است اف رادى آگاهانه يا از روى ناآگاهى در ميان مردم اين مسئله را مطرح نمايند‬ ‫که ثمره خونها و شهادتها و ايثارها چه شد‪.‬‬

‫اينها يقينا از ع والم غيب و از فلسفه شهادت بيخب رند و نمى دانند کسى که فقط ب راى رضاى‬ ‫خدا به جهاد رفته است و سر در طبق اخالص و بندگى نهاده است ح وادث زمان به جاودانگى و بقا‬ ‫و جايگاه رفيع آن لطمه اى وارد نمى سازد‪.‬‬


‫‪18‬‬

‫» اين سؤال پاسخ داده شود که ملتهاى جهان سوم و مسلمانان‪ ،‬و خصوصا ملت اي ران‪ ،‬در چه‬ ‫زمانى نزد غ ربيها و شرقيها احترام و اعتبار داشته اند که امروز بى اعتبار شده اند! آرى‪ ،‬اگر ملت‬ ‫اي ران از همه اصول و موازين اسالمى و انقالبى خود عدول کند و خانه عزت و اعتبار پيامبر و ائمه‬ ‫معصومين ‪ -‬عليهم السالم ‪ -‬را با دستهاى خود وي ران نمايد‪ ،‬آن وقت ممکن است جهانخ واران‬ ‫او را به عنوان يک ملت ضعيف و فقير و بى فرهنگ به رسميت بشناسند‪ ،‬ولى در همان حدى‬ ‫که آنها آقا باشند ما نوکر‪ ،‬آنها ابرقدرت باشند ما ضعيف‪ ،‬آنها ولى و قيم باشند ما جيره خ وار و‬ ‫حافظ منافع آنها‪ ،‬نه يک اي ران با هويت اي رانى ‪ -‬اسالمى ‪ ،‬بلکه اي رانى که شناسنامه اش را ام ريکا‬ ‫و شوروى صادر کند‪ ،‬اي رانى که ارابه سياست امريکا يا شوروى را بکشد و امروز همه مصيبت و‬ ‫عزاى امريکا و شوروى شرق و غرب در اين است که نه تنها ملت اي ران از تحتالحمايگى آنان‬ ‫خارج شده است‪ ،‬که ديگران را هم به خروج از سلطه جباران دعوت مى کند‪.‬‬ ‫کنترل و حذف سالحهاى مخرب از جهان اگر با حقيقت و صداقت همراه بود خ واسته همه‬ ‫ملتهاست‪ ،‬ولى اين نيز يک فريب قديمى است‪.‬‬

‫و اين همان چيزى است که اخي را از گفته هاى سران امريکا و شوروى و نوشته هاى‬ ‫سياسيون آنها آشکار گرديده است که مراودات اخير سران شرق و غرب به خاطر مهار بيشتر‬ ‫جهان سوم و در حقيقت جلوگيرى از نفوذ پابرهنه ها و محرومين در جهان مالکيتهاى بى حد‬ ‫و مرز سرمايه داران است‪.‬‬ ‫ما بايد خود را آماده کنيم تا در ب رابر جبهه متحد شرق و غرب‪ ،‬جبهه قدرتمند اسالمى ‪-‬‬ ‫انسانى با همان نام و نشان اسالم و انقالب ما تشکيل شود‪ ،‬و آقايى و سرورى محرومين و‬ ‫پابرهنگان جهان جشن گرفته شود‪.‬‬ ‫مطمئن باشيد قدرتهاى شرق و غرب همان مظاهر بى محتواى دنياى مادى اند که در ب رابر‬ ‫خلود و جاودانگى دنياى ارزشهاى معنوى قابل ذکر نمى باشند‪.‬‬

‫من به صراحت اعالم مى کنم که جمهورى اسالمى اي ران با تمام وجود ب راى احياى هويت‬ ‫اسالمى مسلمانان در سراسر جهان سرمايه گذارى مى کند‪.‬‬

‫و دليلى هم ندارد که مسلمانان جهان را به پيروى از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت‬ ‫نکند و جلوى جاه طلبى و فزونطلبى صاحبان قدرت و پول و فريب را نگيرد‪.‬‬ ‫ما بايد ب راى پيشبرد اهداف و منافع ملت محروم اي ران ب رنامه ريزى کنيم‪.‬‬

‫ما بايد در ارتباط با مردم جهان و رسيدگى به مشکالت و مسائل مسلمانان و حمايت از‬ ‫مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تالش نماييم‪.‬‬

‫راهپيماييهاى ب رائت در مکه و مدينه است که به نابودى سرسپردگان شوروى و ام ريکا ختم‬ ‫مى شود‪.‬‬ ‫و درست به همين جهت است که با کشتار دسته جمعى زنان و مردان آزاده از آن جلوگيرى‬ ‫مى شود‪ ،‬و در پناه همين ب رائت از مشرکين است که حتى ساده دالن مى فهمند که نبايد سر‬ ‫بر آستان شوروى و ام ريکا نهاد‪.‬‬

‫ملت عزيز و دالور اي ران مطمئن باشند که حادثه مکه منشا تحوالت بزرگى در جهان اسالم‬ ‫و زمينه مناسبى ب راى ريشه کن شدن نظامهاى فاسد کشورهاى اسالمى و طرد روحانىنماها‬ ‫خ واهد بود‪.‬‬ ‫و با اينکه بيشتر از يک سال از حماسه ب رائت از مشرکان نگذشته است‪ ،‬عطر خونهاى پاک‬ ‫شهداى عزيز ما در تمامى جهان پيچيده و اثرات آن را در اقصا نقاط عالم مشاهده مى کنيم‪.‬‬ ‫حماسه مردم فلسطين يک پديده تصادفى نيست‪.‬‬

‫آيا دنيا تصور مى کند که اين حماسه را چه کسانى سروده اند و هم اکنون مردم فلسطين به‬ ‫چه آرمانى تکيه کرده اند که بى محابا و با دست خالى در ب رابر حمالت وحشيانه صهيونيستها‬ ‫مقاومت مى کنند? آيا تنها آواى وطنگرايى است که از وجود آنان دنيايى از صالبت آف ريده است?‬ ‫آيا از درخت سياست بازان خود فروخته است که بر دامن فلسطينيان ميوه استقامت و زيتون نور‬ ‫و اميد مى ريزد? اگر اينچنين بود‪ ،‬اينها که سالهاست در کنار فلسطينيان و به نام ملت فلسطين‬ ‫نان خورده اند! شکى نيست که اين آواى اللّهاکبر است‪ ،‬اين همان فرياد ملت ماست که در اي ران‬ ‫شاه را و در بيتالمقدس غاصبين را به نوميدى کشاند‪.‬و اين تحقق همان شعار ب رائت است که‬ ‫ملت فلسطين در تظاه رات حج دوشادوش خ واه ران و ب رادران اي رانى خود ف رياد رساى آزادى قدس‬ ‫را سر داد و مرگ بر ام ريکا‪ ،‬شوروى و اسرائيل گفت‪ ،‬و بر همان بستر شهادتى که خون عزيزان‬ ‫ما بر آن ريخته شد او نيز با نثار خون و به رسم شهادت آرميد‪.‬‬ ‫آرى‪ ،‬فلسطينى راه گم کرده خود را از راه ب رائت ما يافت‪.‬‬

‫و ديديم که در اين مبارزه چطور حصارهاى آهنين فروريخت‪ ،‬و چگونه خون بر شمشير و‬ ‫ايمان بر کفر و ف رياد بر گل وله پيروز شد‪ ،‬و چطور خ واب بنى اسرائيل در تصرف از نيل تا ف رات‬ ‫آشفته گشت‪ ،‬و دوباره کوکب دريه فلسطين از شجره مبارکه الشرقية والغ ربية ما ب رافروخت‪.‬‬

‫و امروز به همانگونه که فعاليتهاى وسيعى در سراسر جهان ب راى به سازش کشيدن ما با‬ ‫کفر و شرک در ج ريان است‪ ،‬ب راى خاموش کردن شعله هاى خشم ملت مسلمان فلسطين نيز‬ ‫به همان شکل ادامه دارد‪.‬‬

‫‪11‬‬


‫و اين تنها يک نمونه از پيشرفت انقالب است‪.‬‬

‫‪12‬‬

‫فرونرفته ايد‪ ،‬از خليج فارس بيرون رويد‪.‬‬

‫و حال آنکه معتقدين به اصول انقالب اسالمى ما در سراسر جهان رو به فزونى نهاده‬ ‫است و ما اينها را سرمايه هاى بالقوه انقالب خود تلقى مى کنيم و هم آنهايى که با مرکب‬ ‫خون طومار حمايت از ما را امضا مى کنند و با سر و جان دعوت انقالب را لبيک مى گويند‬ ‫و به يارى خداوند کنترل همه جهان را به دست خ واهند گرفت‪.‬‬

‫و هميشه اينگونه نيست که ه واپيماهاى مسافربرى ما توسط ناوهاى جنگى شما س رنگون‬ ‫شود‪ ،‬که ممکن است فرزندان انقالب ناوهاى جنگى شما را به قعر آبهاى خليج فارس بفرستند‪.‬‬ ‫‪17‬‬ ‫به دولتها و حکومتهاى منطقه ‪ ،‬خصوصا به ع ربستان و کويت مى گويم که همه شما در‬ ‫ماج راجوييها و جناياتى که ام ريکا مى آفريند شريک جرم خ واهيد بود‪.‬‬

‫و من دست و بازوى همه عزيزانى که در سراسر جهان کوله بار مبارزه را بر دوش گرفته‬ ‫اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتالى عزت مسلمين را نموده اند مى بوسم‪ ،‬و سالم و درودهاى‬ ‫خالصانه خود را به همه غنچه هاى آزادى و کمال نثار مى کنم‪.‬‬

‫ولى حرکات جنونآميز ريگان مطمئنا ح وادث غيرمنتظره و ع واقب خط رناکى را بر همه تحميل‬ ‫مى کند‪.‬‬

‫امروز جنگ حق و باطل‪ ،‬جنگ فقر و غنا‪ ،‬جنگ استضعاف و استکبار‪ ،‬و جنگ پابرهنه‬ ‫ها و مرفهين بى درد شروع شده است‪.‬‬

‫و به ملت عزيز و دالور اي ران هم عرض مى کنم‪ :‬خداوند آثار و برکات معنويت شما را به‬ ‫جهان صادر نموده است‪ ،‬و قلبها و چشمان پرفروغ شما کانون حمايت از محرومان شده است‬ ‫و شراره کينه انقالبى تان جهانخ واران چپ و راست را به وحشت انداخته است‪.‬‬ ‫البته همه مى دانيم که کشور ما در حال جنگ و انقالب سختيها و مشکالتى را تحمل‬ ‫کرده و کسى مدعى آن نيست که طبقات محروم و ضعيف و کمدرآمد و خصوصا اقشار‬ ‫کارمند و ادارى‪ ،‬در تنگناى مسائل اقتصادى نيستند‪ ،‬ولى آن چيزى که همه مردم ما ف راتر از‬ ‫آن را فکر مى کنند مسئله حفظ اسالم و اصول انقالب است‪.‬‬ ‫مردم اي ران ثابت کرده اند که تحمل گرسنگى و تشنگى را دارند‪ ،‬ولى تحمل شکست‬ ‫انقالب و ضربه به اصول آن را هرگز نخ واهند داشت‪.‬‬

‫ملت شريف اي ران هميشه در مقابل شديدترين حمالت تمامى جهان کفر عليه اصول‬ ‫انقالب خويش مقاومت کرده است که در اينجا مجال ذکر همه آنها نيست‪.‬‬

‫آيا ملت دالور اي ران در مقابل جنايات متعدد امريکا در خليج فارس اعم از حمايت نظامى‬ ‫و اطالعاتى به ع راق و حمله به سکوهاى نفتى و کشتيها و قايقها و سرنگونى ه واپيماى‬ ‫مساف ربرى مقاومت نکرده است? آيا ملت اي ران در جنگ ديپلماسى شرق و غرب عليه خود و‬ ‫ايجاد بازيهاى سياسى مجامع بينالمللى مقاومت نکرده است? آيا ملت شجاع اي ران در مقابل‬ ‫جنگ اقتصادى‪ ،‬تبليغاتى‪ ،‬روانى و حمالت ددمنشانه ع راق به شهرها و موشکباران مناطق‬ ‫مسکونى و بمبارانهاى مکرر شيميايى ع راق در اي ران و حلبچه ‪ ،‬مقاومت نکرده است? آيا‬

‫و ما تا به حال از اينکه همه منطقه در کام آتش و خون و بى ثباتى کامل غوطه ور نشود‪،‬‬ ‫دست به عملى نزده ايم‪.‬‬

‫شما اطمينان داشته باشيد که در اين برگ جديد بازنده ايد‪.‬‬

‫خودتان و کشور و مردم اسالمى را در ب رابر امريکا اينقدر ذليل و ناتوان نکنيد‪.‬‬

‫اگر دين نداريد‪ ،‬الاقل آزاده باشيد‪.‬‬ ‫بحم د هّ‬ ‫الل از برکت انقالب اسالمى اي ران دريچه هاى نور و اميد به روى همه مسلمانان جهان‬ ‫باز شده است‪ ،‬و مى رود تا رعد و برق ح وادث آن‪ ،‬رگبار مرگ و نابودى را بر سر همه مستکب ران‬ ‫فرو ريزد‪.‬‬ ‫نکته مهمى که همه ما بايد به آن توجه کنيم و آن را اصل و اساس سياست خود با بيگانگان‬ ‫ق رار دهيم اين است که دشمنان ما و جهانخ واران تا کى و تا کجا ما را تحمل مى کنند و تا چه‬ ‫مرزى استقالل و آزادى ما را قبول دارند‪.‬‬ ‫به يقين آنان مرزى جز عدول از همه هويتها و ارزشهاى معنوى و الهىمان نمى شناسند‪.‬‬

‫به گفته ق رآن کريم‪ ،‬هرگز دست از مقاتله و ستيز با شما بر نمى دارند مگر اينکه شما را از‬ ‫دينتانبرگردانند‪.‬‬ ‫ما چه بخ واهيم و چه نخ واهيم صهيونيستها و امريکا و شوروى در تعقيبمان خ واهند بود تا‬ ‫هويت دينى و ش رافت مکتبى مان را لکه دار نمايند‪.‬‬ ‫بعضى مغرضين ما را به اعمال سياست نفرت و کينه توزى در مجامع جهانى توصيف و مورد‬ ‫شماتت ق رار مى دهند‪ ،‬و با دلسوزيهاى بيمورد و اعتراضهاى کودکانه مى گويند جمهورى اسالمى‬ ‫سبب دشمنيها شده است و از چشم غرب و شرق و ايادىشان افتاده است! که چه خوب است «به‬


‫امروز روزى است که خدا اينگونه خ واسته است‪.‬‬

‫‪16‬‬

‫و ديروز خدا آنگونه خ واسته بود‪.‬‬ ‫هّ‬ ‫انشاءالل روز پيروزى جنود حق خ واهد بود‪.‬‬ ‫و فردا‬

‫ولى خ واست خدا هر چه هست ما در مقابل آن خاضعيم‪.‬‬ ‫و ما تابع امر خداييم‪ ،‬و به همين دليل طالب شهادتيم‪.‬‬

‫و تنها به همين دليل است که زير بار ذلت و بندگى غيرخدا نمى رويم‪.‬‬

‫البته ب راى اداى تکليف همه ما موظفيم که کارها و مسائل مربوط به خودمان را به بهت رين‬ ‫وجه و با درايت و دقت انجام دهيم‪.‬‬ ‫همه مى دانند که ما شروع کننده جنگ نبوده ايم‪.‬‬

‫ما ب راى حفظ موجوديت اسالم در جهان تنها از خود دفاع کرده ايم‪.‬‬

‫و اين ملت مظلوم اي ران است که هم واره مورد حمله جهانخ واران بوده است‪ ،‬و استکبار از همه‬ ‫کمينگاههاى سياسى و نظامى و فرهنگى و اقتصادى خود به ما حمله کرده است‪.‬‬ ‫انقالب اسالمى ما تاکنون کمينگاه شيطان و دام صيادان را به ملتها نشان داده است‪.‬‬

‫جهانخ واران و سرمايه داران و وابستگان آنان توقع دارند که ما شکسته شدن نونهاالن و به‬ ‫چاه افتادن مظلومان را نظاره کنيم و هشدار ندهيم‪.‬‬

‫و حال آنکه اين وظيفه اوليه ما و انقالب اسالمى ماست که در سراسر جهان صدا زنيم که‬ ‫اى خ واب رفتگان! اى غفلتزدگان! بي دار شويد و به اط راف خود نگاه کنيد که در کنار النه هاى‬ ‫گرگ منزل گرفته ايد‪.‬‬

‫برخي زيد که اينجا جاى خ واب نيست! و نيز فرياد کشيم سريعا قيام کنيد که جهان ايمن از‬ ‫صياد نيست! امريکا و شوروى در کمين نشسته اند‪ ،‬و تا نابودى کاملتان از شما دست بر نخ واهند‬ ‫داشت‪.‬‬ ‫راستى اگر بسيج جهانى مسلمين تشکيل شده بود‪ ،‬کسى جرات اينهمه جسارت و ش رارت‬ ‫الل ‪ -‬صلى هّ‬ ‫را با فرزندان معنوى رسول هّ‬ ‫الل عليه و آله و سلم ‪ -‬داشت? امروز يکى از افتخارات‬ ‫بزرگ ملت ما اين است که در ب رابر بزرگترين نمايش قدرت و آرايش ناوهاى جنگى امريکا و اروپا‬ ‫در خليج فارس صفآرايى نمود‪.‬‬ ‫و اينجانب به نظامهاى امريکايى و اروپايى اخطار مى کنم که تا دير نشده و در باتالق مرگ‬

‫ملت عزيز اي ران در مقابل توطئه منافقين و ليب رالها و زراندوزى و احتکار سرمايه داران و حيله‬ ‫مقدس مابان مقاومت نکرده است? آيا همه اين ح وادث و جريانات ب راى ض ربه زدن به اصول‬ ‫انقالب نبوده است? که اگر نبود حضور مردم‪ ،‬هر يک از اين توطئه ها مى توانست به اصول‬ ‫نظام ض ربه بزند‪.‬‬ ‫که خدا را سپاس مى گزاريم که ملت اي ران را موفق نمود تا با قامتى استوار به رسالت خود‬ ‫عمل کند و صحنه ها را ترک نگويد‪.‬‬

‫ملت عزيز ما که مبارزان حقيقى و راستين ارزشهاى اسالمى هستند‪ ،‬به خوبى دريافته اند‬ ‫که مبارزه با رفاه طلبى سازگار نيست‪ ،‬و آنها که تصور مى کنند مبارزه در راه استقالل و آزادى‬ ‫مستضعفين و محرومان جهان با سرمايه دارى و رفاه طلبى منافات ندارد با الفباى مبارزه بيگانه‬ ‫اند‪.‬‬ ‫و آنهايى هم که تصور مى کنند سرمايه داران و مرفهان بى درد با نصيحت و پند و اندرز‬ ‫متنبه مى شوند و به مبارزان راه آزادى پيوسته و يا به آنان کمک مى کنند آب در هاون مى‬ ‫کوبند‪.‬‬ ‫بحث مبارزه و رفاه و سرمايه ‪ ،‬بحث قيام و راحتطلبى ‪ ،‬بحث دنياخ واهى و آخ رتجويى دو‬ ‫مق وله اى است که هرگز با هم جمع نمى شوند‪.‬‬

‫و تنها آنهايى تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محروميت و استضعاف را چشيده‬ ‫باشند‪.‬‬ ‫فق را و متدينين بى بضاعت گردانندگان و ب رپادارندگان واقعى انقالبها هستند‪.‬‬

‫ما بايد تمام تالشمان را بنماييم تا به هر صورتى که ممکن است خط اصولى دفاع از‬ ‫مستضعفين را حفظ کنيم‪.‬‬ ‫مسئولين نظام اي ران انقالبى بايد بدانند که عده اى از خدا بيخبر ب راى از بين بردن انقالب‬ ‫هر کس را که بخ واهد ب راى فق را و مستمندان کار کند و راه اسالم و انقالب را بپيمايد فورا او را‬ ‫کمونيست و التقاطى مى خ وانند‪.‬‬ ‫از اين اتهامات نبايد ترسيد‪.‬‬

‫بايد خدا را در نظر داشت‪ ،‬و تمام هم و تالش خود را در جهت رضايت خدا و کمک به فق را‬ ‫به کار گرفت و از هيچ تهمتى نترسيد‪.‬‬ ‫ام ريکا و استکبار در تمامى زمينه ها افرادى را ب راى شکست انقالب اسالمى در آستين دارند‪،‬‬

‫‪13‬‬


‫در حوزه ها و دانشگاهها مقدسنماها را که خطر آنان را بارها و بارها گوشزد کرده ام‪.‬‬ ‫اينان با تزويرشان از درون محتواى انقالب و اسالم را نابود مى کنند‪.‬‬

‫‪14‬‬

‫اينها با قيافه اى حق به جانب و طرفدار دين و واليت همه را بى دين معرفى مى کنند‪.‬‬

‫بايد از شر اينها به خدا پناه ب ريم‪.‬‬

‫و همچنين کسانى ديگر که بدون استثنا به هر چه روحانى و عالم است حمله مى کنند‬ ‫و اسالم آنها را اسالم امريکايى معرفى مى نمايند راهى بس خط رناک را مى پويند که خداى‬ ‫ناکرده به شکست اسالم ناب محمدى منتهى مى شود‪.‬‬ ‫ما ب راى احقاق حقوق فق را در ج وامع بشرى تا آخ رين قطره خون دفاع خ واهيم کرد‪.‬‬ ‫امروز جهان تشنه فرهنگ اسالم ناب محمدى است‪.‬‬

‫و مسلمانان در يک تشکيالت بزرگ اسالمى رونق و زرق و برق کاخهاى سفيد و سرخ‬ ‫را از بين خ واهند برد‪.‬‬ ‫امروز خمينى آغوش و سينه خويش را ب راى تيرهاى بال و ح وادث سخت و ب رابر همه‬ ‫توپها و موشکهاى دشمنان باز کرده است و همچون همه عاشقان شهادت‪ ،‬ب راى درک‬ ‫شهادت روزشمارى مى کند‪.‬‬ ‫جنگ ما جنگ عقيده است‪ ،‬و جغ رافيا و مرز نمى شناسد‪.‬‬

‫و ما بايد در جنگ اعتقادىمان بسيج بزرگ سربازان اسالم را در جهان به راه اندازيم‪.‬‬ ‫هّ‬ ‫انشاءالل ملت بزرگ اي ران با پشتيبانى مادى و معنوى خود از انقالب‪ ،‬سختيهاى جنگ را‬ ‫به شي رينى شکست دشمنان خدا در دنيا جب ران مى کند‪.‬‬

‫و چه شي رينى باالتر از اينکه ملت بزرگ اي ران مثل يک صاعقه بر سر امريکا فرود آمده‬ ‫است‪.‬‬

‫چه شي رينى باالتر از اينکه ملت اي ران سقوط ارکان و کنگره هاى نظام ستمشاهى را نظاره‬ ‫کرده است و شيشه حيات امريکا را در اين کشور شکسته است‪.‬‬ ‫و چه شي رينى باالتر از اينکه مردم عزيزمان ريشه هاى نفاق و مليگرايى و التقاط را‬ ‫خشکانيدهاند‪.‬‬ ‫هّ‬ ‫انشاءالل شي رينى تمام ناشدنى آن را در جهان آخرت خ واهند چشيد‪.‬‬ ‫و‬

‫نه تنها کسانى که تا مقام شهادت و جانبازى و حضور در جبهه پيش رفته اند‪ ،‬بلکه آنهايى‬ ‫که در پشت جبهه با نگاه محبتبار و با دعاى خير خود جبهه را تقويت نموده اند از مقام عظيم‬ ‫مجاهدان و اجر بزرگ آنان بهره برده اند‪.‬خوشا به حال مجاهدان! خوشا به حال وارثان حسين ‪ -‬عليه‬ ‫‪15‬‬ ‫السالم! اذناب ام ريکا بايد بدانند که شهادت در راه خدا مسئله اى نيست که بشود با پيروزى يا‬ ‫شکست در صحنه هاى نبرد مقايسه شود‪.‬‬ ‫مقام شهادت‪ ،‬خود اوج بندگى و سير و سلوک در عالم معنويت است‪.‬‬

‫نبايد شهادت را تا اين اندازه به سقوط بکشانيم که بگوييم در عوض شهادت فرزندان اسالم‬ ‫تنها خرمشهر و يا شهرهاى ديگر آزاد شد‪.‬‬ ‫تمامى اينها خياالت باطل مليگراهاست‪.‬‬

‫ما هدفمان باالتر از آن است‪.‬‬

‫مليگراها تصور نمودند ما هدفمان پياده کردن اهداف بينالملل اسالمى در جهان فقر و‬ ‫گرسنگىاست‪.‬‬ ‫ما مى گوييم تا شرک و کفر هست‪ ،‬مبارزه هست‪.‬‬

‫و تا مبارزه هست‪ ،‬ما هستيم‪.‬‬

‫ما بر سر شهر و مملکت با کسى دع وا نداريم‪.‬‬ ‫ما تصميم داريم پرچم ال اله اال هّ‬ ‫الل را بر قلل رفيع کرامت و بزرگوارى به اهتزاز درآوريم‪.‬‬

‫پس اى فرزندان ارتشى و سپاهى و بسيجى ام‪ ،‬و اى نيروهاى مردمى ‪ ،‬هرگز از دست دادن‬ ‫موضعى را با تاثر و گرفتن مکانى را با غرور و شادى بيان نکنيد که اينها در ب رابر هدف شما به‬ ‫قدرى ناچي زند که تمامى دنيا در مقايسه با آخرت‪.‬‬ ‫پدران و مادران و همس ران و خويشاوندان شهدا‪ ،‬اسرا‪ ،‬مفقودين‪ ،‬و معلولين ما توجه داشته باشند‬ ‫که هيچ چيزى از آنچه فرزندان آنان به دست آورده اند کم نشده است‪.‬‬ ‫فرزندان شما در کنار پيامبر اکرم و ائمه اطهارند‪.‬‬ ‫پيروزى و شکست ب راى آنها فرقى ندارد‪.‬‬ ‫امروز روز هدايت نسلهاى آينده است‪.‬‬

‫کم ربندهاتان را ببنديد که هيچ چيز تغيير نکرده است‪.‬‬

jamezahr  

barrasiy bayanat emam khomeynidar mored qatenamey 598